NFR6

میزان مرگ‌ومیر VAP بین 10 تا 40% گزارش شده است ]6[. مدت اقامت در ICU بیمارانی که مبتلا به VAP شده اند نسبت به بیمارانی که تهویه‌ی مکانیکی می شوند ولی به VAP مبتلا نشده اند بین 4 تا 19 روز افزایش دارد. و هزینه‌ی درمان این بیماران نسبت بیمارانی که تهویه‌ی مکانیکی می شوند ولی مبتلا بهVAP نشده اند حدود 40000 تا 57000 دلار بیشتر برآورد می‌شود ]8و7[.
از طرفی آزمودن شیوه های مختلف ارائه و آموزش متون علمی نوین به پرسنل بهداشتی درمانی درجهت بررسی اثر بخشی آموزش ها بر دانش و عملکرد پرسنل می‌تواند راه‌گشای ما در حل معضلات بهداشتی و درمانی در تمام بخش‌ها و به‌خصوص کاهش مشکلات و عوارض بیمارانICU باشد.
در پژوهشی که مهرعلی و همکاران درباره‌ی میزان دانش مبتنی بر شواهد پرستاران در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور قبل و بعد از آموزش داشتند از گاید لاین 2003 مرکز پیش‌ گیری وکنترل بیماری های امریکا 1(CDC) جهت آموزش استفاده کردند ودانش پرستار را با ابزار پرسش ‌نامه ، یک‌ بار قبل از آموزش، بار دوم دقیقا بعد از آموزش وبار سوم یک ماه بعد از آموزش سنجیدند]9[.
در مطالعه برزیل که توسط مارتین و همکارانش تحت عنوان تاثیر آموزش بر فشار کاف‌ها دربخش مراقبت های ویژه انجام شده است، فشار کاف‌ها یک ‌بار قبل از آموزش پرستاران به‌صورت گذشته نگر ویک ‌بار بعد از آموزش در شیفت های صبح، عصر وشب به‌طور جداگانه جمع‌آوری گردیده است و فشار کاف بالاتر از 30 سانتی متر آب به‌عنوان فشار کاف نامناسب در نظر گرفته شده است. نتایج به‌دست آمده حاکی از آن بود که تغییرات در شیفت عصر وشب معنی دار ولی در شیفت صبح معنی دار نبوده است]10[.
واما در بحث آموزش ،آموزش فردی به صورت آموزش چهره به چهره از روش‌های مستقیم و حضوری آموزش بوده و با انواع روش‌های توضیحی یا عملی در محل‌های مختلف و در فرصت‌های متنوع قابل اجرا است. مزیت آموزش انفرادی آن است که می‌توان با افراد بحث و گفتگو کرد و آن‌ها را ترغیب نمود تا رفتار خود را دگرگون کنند. و کارگاه آموزشی، روشی برای حل مسائل و مشکلات است که در آن تعداد معدودی از افراد ( بین 25 تا 40 نفر) که به یک رشته یا موضوع خاص علمی، فنی و... وابستگی دارند در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند]11[.
بنا بر این با توجه به عوارض جبران ناپذیر VAP که شامل افزایش مرگ‌ومیر، افزایش عوارض، افزایش مدت اقامت در بیمارستان و افزایش هزینه های بیمارستانی است]12[، پیش‌گیری از آن ضروری بنظر می رسد و در این میان، پرستاران در ICU به‌ دلیل تماس مداوم با بیمار، انجام دهنده بودن اکثر پروسیجر های او وهدایت سایر افرادی که با بیمار در تماس هستند نظیر دانشجویان، بهیاران، کمک بهیاران و همراهان بیمار، مهمترین نقش را در پیش‌گیری از VAP دارند. بنا بر این، نظر به نقش مهم و کلیدی پرستاران در پیش‌گیری از VAP، سنجش میزان رعایت اصول پیش‌گیری از آن توسط پرستاران و همچنین آموزش به شیوه های مختلف و ارزیابی تاثیر این آموزش بر عملکرد آنان ضروریست، تا دست اندرکاران درمانِ جامعه بتوانند با برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلند مدت و با آموزش به موقع و موثر پرستاران، بیمارانICU واطرافیان نگران آنها را، از این معضل رهائی بخشند. در متون داخلی وخارجی پژوهشی که تاثیر آموزش پیش‌ گیری ازVAP بر پرستاران دقیقا به دو شیوه کارگاهی و چهره به چهره مقایسه شود یافت نشد؛ بنا بر این، پژوهشِ حاضر، با هدف بررسی مقایسه ایِ آموزش راهنمایِ بالینیِ پیش‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور به دو روشِ چهره به چهره وکارگاهی بر دانش و عملکرد پرستاران شاغل در بخش مراقبت های ویژه انجام گردید.
193738596520فصل دوم
00فصل دوم

فصل دوم
چهارچوب پنداشتی ومروری بر متون2-1. پنومونی وابسته به ونتیلاتور
امروزه عفونت‌های اکتسابی بیمارستانی، شایع‌ترین عارضه در بیماران بستری است. با وجود آن‌که بخش‌های مراقبت ویژه (ICU)، تنها حدود 15-5% تخت‌های بیمارستانی را به خود اختصاص می‌دهند، اما بیش از %30 عفونت‌های اکتسابی بیمارستانی، مربوط به این بخش‌هاست]13[.
یکی از عفونت‌های اکتسابی بیمارستانی، پنومونی بیمارستانی است که عبارت است از عفونت پارانشیم ریه به‌وسیله ی عوامل عفونی که در موقع ورود به بیمارستان، وجود نداشته و در دوره‌ی کمون هم نیستند و حداقل 48 ساعت بعد از بستری در بیمارستان ایجاد می‌شود. پنومونی اکتسابی در بیمارستان، دومین عفونت شایع بیمارستانی بعد از عفونت مجاری ادراری است]14[.
پنومونی وابسته به ونتیلاتور(VAP )، زیر مجموعه ای از پنومونی بیمارستانی است که 48 ساعت یا بیشتر پس از لوله گذاری و اتصال بیمار به دستگاه تهویه‌ی مکانیکی ایجاد شده باشد.VAP عارضه ای شایع، جدی و پر هزینه در بیماران بستری به حساب می آید که در بخشهای مراقبت ویژه، رتبه اول عفونت‌های بیمارستانی را به خود اختصاص می دهد. شیوع VAP از 9 تا 27 درصد متغیر و مرگ‌ومیر ناشی از آن بین 10تا 40درصد گزارش شده است. خطر VAPدر بیماری که تهویه‌ی مکانیکی دارد، در هر روز %3-1 افزایش می یابد. بیماران تحت تهویه‌ی مکانیکی چنان‌چه مبتلا به VAP شوند نسبت به سایر بیمارانی که آنها نیز تهویه‌ی مکانیکی دریافت می‌کنند ولی مبتلا به VAP نشده اند باید 4تا 19 روز بیشتر در ICU بمانند، 40000 تا 57000 دلار بیشتر هزینه بپردازند و میزان مرگ‌ومیر انها نیز 14% بیشتر از بقیه خواهد بود]7و8[.
2-2. اتیولوژی پنومونی وابسته به ونتیلاتور ورود میکروارگانیسم‌ها به قسمت‌های تحتانی واستریل مجاری تنفسی از علل اصلی ایجاد و توسعه‌ی VAP است]8[.
ورود میکروارگانیسم‌ها به قسمت های تحتانی و استریل مجاری تنفسی، به طرق زیر صورت می پذیرد:
آسپیراسیون و میکروآسپیراسیونِ محتویات اوروفارنجیال و یا معده به ریه ها (عامل اصلی)
استنشاق ذرات یا آئروسلِ حاوی ارگانیسم‌های بیماری‌زا ( مانند استنشاق در موقع قطع مدار ونتیلاتور)
انتقال ارگانیسم ها بوسیله‌ی ورود تجهیزات الوده به ریه ( مانند کاتتر ساکشن)
انتشار از طریق خون یا از مکان دیگر به ریه (مانند تزریقات وریدی و پروسیجر های غیر استریل)]1[.
2-3. پاتو فیزیولوژی پنومونی وابسته به ونتیلاتور
پنومونی زمانی رخ می دهد که مکانیسم پاکسازی مخاطی مژکی برونش یا سلول‌های فاگوسیت کننده‌ی ذرات استنشاقی یا آسپیره شده از بین برود. ارتشاح ارگانیسم‌ها در پارانشیم ریه نمایانگر یک پاسخ التهابی با رسوبات سلول های فاگوسیت کننده به داخل آلوئول‌ها و راه‌های هوایی و تولید اگزودایِ غنی از پروتئین است. این پاسخ التهابی باعث اختلال تهویه وکاهش ظرفیت ریه، افزایش کار تنفس و هیپوکسمی می‌گردد. پاسخ التهابی منجر به تب و لُکوسیتوز نیز می‌گردد]1[.
اگرچه مجموعه‌ای از ارگانیسم‌های مشابه باعث ایجاد پنومونی وابسته به ونتیلاتور می‌شوند ولی باکتری‌های زیر، به ترتیب از بیشتر به کمتر، عوامل ابتلا به پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور هستند: استافیلوکوک اورئوس، سودوموناس آئروژینوزا، سوش‌های انتروکوک، آسینتو باکتر بامائی، کلبسیلاپنومونیه، اشرشیاکولی و استافیلو کواگولاز منفی. ولی ویروس ها، قارچ ها، وپاتوژن های بی‌هوازی، نقش زیادی ندارند ]1[.
2-4. عوامل خطر ابتلاء به VAPسن بالا، کاهش سطح هوشیاری، دریافت خون و فرآورده‌های خونی، بیماری ریوی زمینه ای، بیماری های تهدید کننده‌ی حیات (دیسترس تنفسی، تروما ،سوختگی ،شوک )،کلونیزاسیون اوروفارنجیال، افزایش طول مدت تهویه‌ی مکانیکی، وضعیت طاق‌باز، تماس با سایر بیماران و یا سایر پرستاران، آنتی بیوتیک ها، مصرف بیش از اندازه آرام بخش‌ها، فشار کم کاف اندوتراکئال (کمتراز cm/H2o 20)، انتقال موقت به خارج از ICU وتضعیف سیستم ایمنی، عوامل خطر ابتلاء به VAP هستند ]15و1[.
2-5. علائم پنومونی وابسته به ونتیلاتور
ارتشاح پیش‌رونده‌ی ریوی، تب، لُکوسیتوز وترشحات تراکئوبرونشیالِ چرکی
Lung filtration
Fever > 38.5 or < 35 C
WBC> 10000/mm3 or < 3000/ mm3
Purulent sputum ]8[.
2-6. راهنمای بالینی پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور کشور ایرلند در سال 2011 2-6-1.اهمیتراهنمای بالینی پیشگیری از بیماری ها دستور العملی است که بر اساس اخرین دست اورد های علمی جهانی توسط صاحب نظران تدوین می گردد تا جامعه پزشکی را در رسیدن به اهداف پیشگیری وکنترل بیماری ها یاری نماید.کمیته کنترل مقاومت میکروبی کشور ایرلند با کمک راهنماهای بالینی قبلی پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور وبر اساس آخرین دست آورد های علمی استخراج شده از مقالات متعدد پیشنهاداتی را در جهت کنترل این عارضه ارائه نموده است که به ان اشاره می گردد ]16[.2-6-2.آموزشهمه بیمارستان‌ها باید برنامه‌ای برای آموزش، پیش‌گیری وکنترل VAP برای پرسنل درمانی داشته باشند که شامل اطلاعات در مورد اپیدمیولوژیِ بومی، بعلاوه‌ استراتژیِ مبتنی بر شواهد پیش‌گیری از VAP باشد.
گام اول در آموزش پیش‌گیری وکنترل، باید شامل ضد عفونی دست‌ها و استفاده از وسایل محافظتی شخصی باشد.
گاید لاین‌های بالینی و پروتوکل‌های مراقبت از VAP در بخش های ویژه، باید اجرا شوند و توسعه یابند.
علاوه بر آن، راهنماهای بالینی و پروتوکل‌ها باید به‌طور منظم پایش شوند تا از پذیرش آن توسط پرسنل مطمئن شویم و هرگونه نقص در این زمینه شناسایی وگزارش شوند ]16[.
2-6-3.کنترل مراقبت‌های بالینی و پیش‌گیری از عفونت
به‌کارگیری پیش‌گیری‌های استاندارد، باید اولین اقدام در پیش‌گیری از انتقال عوامل عفونی در بیماران وپرسنل باشد.
ضد عفونی کردن دست‌ها بر اساس راهنماهای بین‌المللی، باید جزئی از مراقبت‌های بالینیِ پیش‌گیری از VAP باشد.
قبل و بعد از هر تماسِ مستقیم با بیمار و بعد از هر عملی که بالقوه باعث آلودگی دست می‌شود و بعد از در آوردن دست‌کش‌ها، دست‌ها باید به‌طور مناسب با آب و صابون شستشو داده شوند و در صورت عدم وجود آلودگی واضح در دست، با محلول های الکلی، ضد عفونی شوند.
علاوه بر آن، ضد عفونی دست‌ها باید مرتب پایش شوند تا از پذیرش آن توسط پرسنل مطمئن شویم و بازخورد مناسبی از آن‌ها دریافت نماییم.
وسایل محافظتی پرسنل مثل دست‌کش، پیش‌بند، ماسک، عینک و... باید به‌طور مناسب استفاده شوند و به‌طور مناسب جمع‌آوری و معدوم گردند ]16[.
2-6-4. لوله گذاری نایتاحد ممکن لوله گذاری از طریق دهان باشد تا از طریق بینی.
حتی المقدور از خارج سازی غیر ضروری لوله‌ی نای و لوله گذاری مجدد خودداری شود ]16[.
2-6-5. تهویه با فشار مثبت
تاحد ممکن از تهویه غیر تهاجمی استفاده شود.
تهویه‌ی مکانیکی در مواردی که ضرورت ندارد نباید ادامه پیدا کند.
پروتوکل جدا سازی بیمار از دستگاه بر اساس شواهد موجود باشد.
ارزیابی روزانه بیمار برای امکان جا سازی از دستگاه انجام شود.
کم کردن یا قطع آرامبخش‌ها روزانه به‌طور مناسب اجرا شود ]16[.
2-6-6.استراتژی داروییخط مشی محدودیت استفاده از فرآورده‌های خونی در بیماران با تهویه‌ی مکانیکی باید اجرا شود.
2-6-7. پیش‌گیری از آسپیراسیون یک فشار کاف مناسب باید در بیمارانی که تراکئوستومی یا دارای لوله‌ی تراشه بوده و در معرض اسپیراسیون قرار دارند اجرا شود.
فشار کاف باید دقیقا اندازه‌ای باشد که هیچ صدای قابل شنیدنی از لیک هوا در اطراف لوله وجود نداشته (در مواقعی که فشار طبیعی راه هوایی وجود دارد ) و باید حد اقل 20 سانتی متر آب باشد .
بیماران تحت تهویه‌ی مکانیکی، باید وضعیت نیمه نشسته (30 تا 45 درجه بالا بودن سر تخت ) داشته، مگر آن‌که ممنوعیتی داشته باشند.
در بیمارانی که وضعیت نیمه نشسته را نمی توانند تحمل کنند، باید از تخت چرخان استفاده شود.
بایداز نفخ معده در بیماران تحت تهویه‌ی مکانیکی که تغذیه‌ی معدی دارند اجتناب شود ]16[.
2-6-8.پیش‌گیری ازآلودگی وسایلوسایل یک‌بار مصرف نباید هیچ‌گاه دو بار استفاده شوند.
همه وسایلی که در ارتباط با بیمار هستند باید بر طبق خط و مشی بیمارستان وکارخانه سازنده، تمیز، ضد عفونی ونگهداری شوند.
بعد از گندزدایی، برای شستشوی وسایل تنفسیِ غیر تهاجمی و چند بار مصرف باید از آب مقطر استریل استفاده کرد.
پرسنل، هنگامی که مدار تنفسی را قطع می‌کنند باید از ماسک صورت استفاده کنند.
برای شستشوی وسایل تنفسی غیر تهاجمی وچند بار مصرف باید از اب مقطر استریل استفاده کرد.
سیستم وسایل مرطوب‌کننده (مرطوب‌کننده‌های گرمائی و یا فیلترهای نگه‌داری گرما و رطوبت ) باید بر اساس توصیه‌ی کارخانه‌ی سازنده یا هر زمان که از نظر بالینی لازم شد، تعویض شوند.
و برای هر بیمار جدید، یک سیستم جدید آماده شود.
هنگامی که مرطوب‌کننده‌ها پر می شوند نکات استریل رعایت شود ، آب استفاده برای مرطوب‌کننده‌ها باید استریل یا تقطیر شده باشد.
توصیه خاصی برای استفاده ازنوع خاصی از مرطوب‌کننده وجود ندارد.
نوع سیستم ساکشن ( بسته یا باز) بر شیوع VAP تاثیری ندارد.
ولی در بیمارانی که ترشحات فراوان دارند یا عفونت مشکوک یا شناخته شده ای دارند که می‌تواند از طریق هوا منتقل شود، ساکشن بسته توصیه می‌شود.
وسایل ساکشن باید زمانی تعویض شوند که خراب یا کثیف شده باشند، برنامه‌ی منظم تعویض توصیه نمی‌شود.
یک سیستم ساکشن جدید برای بیمار جدید باید آماده شود ]16[.
2-6-9. پیش‌گیری از کلونیزاسیونِ مجاری گوارشیآنتاگونیست های H2 نظیر رانیتیدین و یا مهارکننده‌های پمپ پروتون نظیر پنتوپرازول باید در بیماران تحت تهویه‌ی مکانیکی که ریسک بالایی برای خونریزی دستگاه گوارش دارند استفاده وسوکرالفات ممکن است در بیمارانی که ریسک پایین تری دارند استفاده شود.
ضد عفونی دهان باید به‌طور منظم در بیماران تهویه‌ی مکانیکی استفاده شود.
یک مسواک نرم هر 12 ساعت یک‌بار برای تمیزی پلاک های دهانی استفاده شود مگر در مواردی که ممنوعیت دارد مانند: کمبود پلاکت وخطر افزایش خونریزی.
کلرو هگزیدین (2%-12/0%) باید طبق برنامه منظم برای ضد عفونی دهان استفاده شود.
بتادین 10% ممکن است در بیماران با صدمات شدید سر به‌جای کلروهگزیدین استفاده شود ]16[.
2-7. بررسی وکنترل فشار کاف لوله‌ی نای و تراکئوستومیهدف از پر کردن کاف امکان برقراری تنفس با فشار مثبت بدون اتلاف حجم جاری و جلوگیری از آسپیراسیون ترشحات دهان ومعده و عوارض متعاقب آن است ]17[.
2-7-1.صدمات نای به‌علت فشار بالای کاف لوله‌ی نای
فشار کاف بیشتر از فشار پرفیوژن آرتریول ها موجب بروز صدمات ایسکمیک، آسیب، له شدگی ونکروز بافت نای می گردد. در بیماران ICU این مسئله جدی‌تر است چراکه بعضی از بیماران ممکن است دچار حملات افت فشار نیز شوند و پرفیوژن نای کمتر از حد عادی شود.
التهاب ساده، ایجاد زخم، خونریزی، تشکیل بافت نکروزه ، فیستول نای مری، تشکیل بافت اضافی، تنگی تراشه و انسداد، از صدمات تراشه به‌ علت فشار بالای کاف لوله نای است]17[.
2-7-2. نرم شدگی غضروف نای
پرشدگی بیش از حد کاف و فشار طولانی مدت، باعث ضعف عضلات نای، نرم شدن غضروف‌ها وگشاد شدگی تراشه در محل تماس کاف با تراشه می گردد، که برای جلوگیری از نشت، احتیاج به اضافه کردن حجم بیشتری از هوا به کاف است. که این موضوع باعث وضعیت خطرناک تبعیت نای از کاف و احتمال نرم شدگی غضروف نای می گردد. مطالعات نشان داده اند که بین فشارهای بالای 25 تا 30 میلیمتر جیوه و افزایش صدمات نای ارتباط مستقیم وجود دارد. فشار بیش از 25 میلیمتر جیوه (حدود 34 سانتی متر آب ) موجب آسیب به سیستم گردش خون نای می گردد. فشار بیش از 50 میلیمتر جیوه قادر است در عرض 15 دقیقه ایسکمی غیر قابل برگشت و تخریب لایه پوششی نای را در محل کاف ایجاد کند و پس از 48 ساعت منجر به نکروز کامل ‌گردد]17[.
فشار کاف باید بین 20 تا 30 سانتی متر آب نگه‌داری شود؛ بعضی منابع بین 25 تا 30 و بعضی دیگر20 تا 25 ذکر کرده اند ولی حد اقل آن، 20 سانتی متر آب است. باید به بیماران جدید بخصوص بیمارانی که از اتاق عمل یا اورژانس منتقل شده اند توجه خاصی داشته باشیم. درصورتیکه با فشار 20 تا 30 سانتی متر آب، هنوز نشتی داشته باشیم باید به پزشک اطلاع داده شود. فشار کمتر از 20 سانتی متر آب باعث آسپیراسیون و ایجاد پنومونی وابسته به ونتیلاتور می‌گردد]17و16[.
2-8 .شست‌وشو و ضد عفونی دست‌هاروزانه هزاران نفر در دنیا به‌علت عفونت های ناشی از مراقبت‌های درمانی می‌میرند ودست‌ها عامل اصلی انتقال میکروب‌ها است وشستن یا ضدعفونی دست‌ها مهمترین عامل در پیش‌گیری از انتقال میکروب‌هاست. ]18[.
2-9. مراقبت‌های پرستاری در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور1-جلوگیری از انتقال آلودگی توسط دست‌ها (دست شستن- ضدعفونی دست - پوشیدن دست‌کش ).
2-تکنیک استریل در انجام پروسیجرها به‌خصوص در ساکشن لوله‌ی تراشه یا تراکئوستومی.
3-استفاده از لوله‌ی‌ تراشه با لومن ساکشن دار جهت ساکشن ترشحات ساب گلوت (باقی نماندن ترشحات در دهان وته حلق).
4-تخلیه‌ی ترشحات ته حلق ( به هنگام لوله گذاری یا خارج سازی آن، جابه‌جایی لوله و یا اندازه‌گیری فشار کاف ).
5-لوله گذاری از طریق دهان (تاحد ممکن).
6-لوله گذاری در شرایط استریل (استریل باقی ماندن لوله- پایین نرفتن ترشحات ).
7-انجام تراکئوستومی در شرایط استریل.
8-عدم تعویض مکرر لوله‌های خرطومی (تعویض موقع خرابی یا آلودگی و یا هر بیمار جدید ).
9-استفاده از فیلتر مناسب و جلوگیری از حرکت آب به سمت بیمار و تخلیه به‌موقع آب جمع شده در مدار.
10- ماسک زدن در موقع قطع مدار ونتیلاتور.
11- پیش‌ گیری از زخم‌های گوارشی.
12- پیش ‌گیری از ترومبوز وریدهای عمقی.
13- سر تخت 30 تا 45 درجه، مگر در موارد ممنوعیت .
14- چک کردن محل صحیح لوله معدی به‌طور روتین .
15- چک کردن حجم باقی‌مانده معدی به‌طور روتین .
16-دهان‌شویه منظم و موثر با کلروهگزیدین و مسواک مناسب .
17-کم کردن روزانه آرامبخش ها و ارزیابی روزانه برای خارج سازی لوله‌ی نای ]17و8و2و1[.
2-10. آموزش چهره به چهره وکارگاهی در پرستاری آموزش فردی به صورت آموزش چهره به چهره از روش‌های مستقیم و حضوری آموزش بوده و با انواع روش‌های توضیحی یا عملی در محل‌های مختلف و در فرصت‌های متنوع قابل اجرا است. مزیت آموزش انفرادی آن است که می‌توان با افراد بحث و گفتگو کرد و آن‌ها را ترغیب نمود تا رفتار خود را دگرگون کنند. و کارگاه آموزشی روشی برای حل مسائل و مشکلات است؛ که در آن تعداد معدودی از افراد ( بین 25 تا 40 نفر) که به یک رشته یا موضوع خاص علمی، فنی و... وابستگی دارند در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و با حضور کارشناسان، موضوعات، مباحث و یا مسایل مشخصی را به‌منظور ارائه‌ی توصیه‌ها یا پیشنهادهایی برای اقدامات و برنامه‌های بعدی مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند. همکاری کامل تک تک شرکت کننده‌گان ازطریق فراگیری به‌صورت عمل و تجربه از خصوصیات کارگاه است ]11[.
2- 11. جمع بندیدر این بخش تعریف پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور، عوارض، شیوع، مرگ‌و‌میر، راه‌های اصلی انتقال، اتیولوژی، پاتوفیزیولوژی، علائم و عوامل خطر آن، به اختصار توضیح داده شد. همچنین آخرین دست آوردهای مبتنی بر شواهد علمی در پیش‌گیری از VAP و تنظیم فشار کاف لوله‌ی نای وضد عفونی دست‌ها مطرح و در آخر، آخرین روش‌های مراقبت‌های پرستاری در پیش ‌گیری از این بیماری بحث گردید و اما میزان رعایت جزئیات پیش‌ گیری توسط پرستار چه قبل وچه بعد از آموزش سوالی است که ما در این پژوهش آن‌را دنبال می کنیم.
2-12.مروری بر متوندر این بخش ابتدا متون مرتبط با گاید لاین‌های پیش‌گیری از VAP و تایید آن‌ها و سپس مطالعات مرتبط با آموزش پرستاران و نقش آن ها در پیش‌گیری از VAP بررسی می شود. اغلب مطالعات به‌صورت یک مجموعه‌ی نسبتا کامل VAP را بررسی نکرده بودند، بعضی فقط دانش پرستار را بررسی و بعضی از خودگزارش‌دهی و مشاهده‌ی عملکرد و یا یک یا چند عاملِ معدود در پیش‌ گیری از VAP بهره جسته اند،که بطور خلاصه به آنها اشاره می شود:
مدنی و همکاران اثر بالا بودن سر تخت را درپیش‌گیری ازVAP در یک مطالعه‌ی آینده نگر، در360 بیمار ترومایی درسال2006 آزمودند و نتیجه گرفتند که بالا بردن سر تخت به اندازه 30درجه به میزان معنی داری خطر آسپیراسیون ریوی و پنومونی را کم می‌کند]19[.
نتیجه یک متا آنالیز از 11 پژوهش، شامل 3242 بیمار که تهویه‌ی مکانیکی دریافت می‌کردند،در سال 2007 نشان داد که ضد عفونی کننده های دهانی، مثل کلروهگزیدین، به‌طور معنی داری شیوع VAP راکاهش می‌دهند]20[.
تریک وهمکاران،در سال 2007 اثر سه ضد عفونی کننده دست را به‌طور اتفاقی آزمودند و مشاهده کردند، میکروب های بیماری زا در گروهی که دست‌شان ضد عفونی نشده بود نسبت به گروهی که ضد عفونی شده بود 10 برابر بیشتر می باشد]21[.
مرکز مراقبت و حمایت های پزشکی اخیرا VAP را در لیست بیماری‌هایی قرار داده است که پیش‌گیری از آن‌ها ضروری است(سال 2012). از نظر این مرکز، VAP باید پیش‌گیری شود چرا که خسارت‌های آن قابل جبران نیست به‌عنوان مثالی از عواقب آن، استافیلوکوک ارئوسِ مقاوم به متی سیلین را می‌توان نام برد و اگر VAP پیش‌گیری نشود بیمارستان‌ها باید یک ضایعه‌ی بزرگ اقتصادی را تجربه کنند]8[.
راهنمای بالینی پیش‌گیری از VAP به‌صورت یک مجموعه در سال 2003 منتشر شد و با استفاده از شواهد علمی، بارها آزمایش و تایید گردید. اجزاء مجموعه‌ی 2010 پیش ‌گیری شامل: بالا بردن سر، به میزان 30تا45 درجه، پیش‌گیری از ترمبوز وریدهای عمقی، پیش‌گیری از زخم های گوارشی، قطع و کم کردن روزانه‌ی آرامبخش‌ها، ارزیابی روزانه برای خارج سازی سریع‌تر لوله‌ی تراشه وبهداشت روزانه‌ی دهان با کلروهگزیدین می باشد. چندین محقق این مجموعه را آزمودند و دریافتند که شیوع VAP را کاهش می دهد]23و22و8[.
واما در بحث آموزش پرستاران، در مطالعه‌ی که حسن‌پور و همکاران در سال 1385 با عنوان تاثیر آموزش به روش یادگیری بر اساس حل مشکل وسخنرانی بر یادگیری، نگرش وعملکرد دانشجویان پرستاری انجام دادند، از40 دانشجوی پرستاری که به دو گروه 20 نفره تقسیم می‌شدند استفاده کردند و از سه پرسش‌نامه‌ی، بررسی نگرش، بررسی یادگیری و چک لیست بررسیِ عملکرد استفاده نمودند و نتیجه گرفتند که یادگیری بر اساس حل مشکل تاثیر بیشتری دارد]24[.
در پژوهشی که مهرعلی و همکاران در سال 2011 درباره‌ی میزان دانش مبتنی بر شواهد پرستاران در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور قبل و بعد از آموزش در شهر کراچی پاکستان داشتند از گاید لاین 2003 مرکز پیش‌گیری وکنترل بیماری های امریکا(CDC) جهت آموزش استفاده کردند ودانش پرستار را با ابزار پرسش‌ نامه ، یک‌ بار قبل از آموزش، بار دوم دقیقا بعد از آموزش وبار سوم یک ماه بعد از آموزش سنجیدند. در این پژوهش 40 پرستار سنجیده،حداقل سابقه کار پرستار در ICU یکسال بعنوان معیار ورود،آموزش انجام شده5ساعت و متوسط دانش پرستاران در قبل از آموزش نمره 7، دقیقا بعد از آموزش 9/10 ویک ماه بعد از آموزش 8/9 گزارش شده است ]9[.
در مطالعه برزیل که توسط مارتین و همکارانش در سال های 2007 و2008 ، تحت عنوان تاثیر آموزش بر فشار کاف‌ها دربخش مراقبت های ویژه انجام شده است، فشار کاف‌ها یک ‌بار قبل از آموزش پرستاران به‌صورت گذشته نگر ویک ‌بار بعد از آموزش در شیفت های صبح، عصر وشب به‌طور جداگانه جمع‌آوری گردیده است. از آزمون مجذور کای استفاده شد و محدوده‌ی 5% (P <0.05) به‌عنوان تغییرات معنی دار وفشار بالاتر از 30 سانتی متر آب به‌عنوان فشار کاف نامناسب در نظر گرفته شده است.همچنین آموزش تئوری وعملی انجام شده در این پژوهش 30 دقیقه گزارش شده است و نتایج به‌دست آمده در این مطا لعه به‌شرح زیر می باشد: میزان فشارهای نامناسب کاف‌ در شیفت صبح، قبل از آموزش 9.2% در حالی که بعد از آموزش به 7.6% و در شیفت عصر و شب نیز به همین ترتیب از 11.9% به 4.1% و از 13.7% به 5.2% کاهش پیدا کرده بود. که تغییرات در شیفت عصر وشب معنی دار ولی در شیفت صبح معنی دار نبود]10[.
در مطالعه ی قندیل وطنطاوی درسال 2011 که در کشور مصر تحت و عنوان تمرینات عملی که در حال حاضر پرستاران در پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور دارند، انجام شده است .بر روی 150 پرستار از شش ICU مختلف با استفاده از دو ابزار پرسش ‌نامه‌ی خودگزارش ‌دهی و چک ‌لیستِ مشاهده،اطلاعات مربوط به پیش ‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور توسط پرستار با دو ابزار فوق در یک مقطع زمانی جمع‌آوری وشش ICU جراحی،عمومی،مغزواعصاب،داخلی،ریه وکبد با هم مقایسه شده اند.در این مطالعه از راهنمای بالینی CDC استفاده شده است ومواردی مانند:شستن دست ،پوشیدن دستکش،ساکشن ته حلق،درجه سرتخت و مسواک زدن بررسی شده است. در این مطالعه، دانش پرستار لحاظ نشده بود و آموزش نیز وجود نداشت. همچنین در این مطالعه 3/53 % از پرسنل گفته‌اند که همیشه در انجام امور بیماران دست ‌شان را می‌شویند،47%گفته اند که ساکشن ته حلق را قبل از خارج سازی لوله نای انجام می دهند،39%سرتخت را بالا قرار می دهندو33% هر 8تا12 ساعت یکبار بیمارشان را مسواک می کنند.]25[.
در مرور متون ، مطالعه‌ی خارجی یا داخلی که آموزش پرسنل در پیش‌گیری از VAP را دقیقا در دو گروهِ چهره به چهره یا کارگاهی مقایسه نماید ،یافت نشدوهمانطور که اشاره شد اغلب مطالعات انجام شده در این زمینه، به‌صورت یک مجموعه‌ی نسبتا کامل VAP را بررسی نکرده بودند، واما در مطالعه حاضر سعی شد از یک مجموعه‌ی نسبتا کامل، یعنی دانش، خودگزارش‌دهی و مشاهده‌ی عملکرد استفاده گردد،تا عوامل موثر بر VAPکه مرتبط با پرستاران می باشد مانند انجام ساکشن ،بالا بودن سر تخت، دست شستن ، فشار کاف و... در دو گروه ، قبل وبعد از آموزش مقایسه شود.این در حالی است ‌که هنوز بسیاری از عوامل مرتبط با VAP در کنترل قرار نگرفت.

2057400-1097280فصل سوم
00فصل سوم
فصل سوم
مواد و روش‌ها


3-1. اهداف 3-1-1.هدف کلی
مقایسه‌ی تاثیر آموزش راهنمای بالینیِ پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور به دو روش چهره به چهره وکارگاهی بر دانش و عملکرد پرستاران.
3-1-2.اهداف جزئی شاملالف: اهداف مشاهده:
1- تعیین و مقایسه‌ی میزان فشار کاف لوله‌ی تراشه یا تراکئوستومیِ بیماران گروه آموزش چهره به چهره با گروه آموزش کارگاهی، قبل و بعد از آموزش.
2-تعیین و مقایسه‌ی میزان آماده بودن مایع ضدعفونی دست در مجاورت تخت بیماران ، قبل و بعد از آموزش.
3-تعیین و مقایسه‌ی میزان صحیح بودن وضعیت سر تخت بیماران ، قبل و بعد از آموزش.
4-تعیین و مقایسه‌ی میزان تعویض فیلتر ضد باکتری دستگاه ونتیلاتور بیماران ،قبل و بعد از آموزش.
5-تعیین و مقایسه‌ی میزان شستن، ضد عفونی کردن دست و یا پوشیدن دست‌کش معاینه قبل از تماس با بیمار، قبل و بعد از آموزش.
6- تعیین و مقایسه‌ی میزان ترشحات دهان (ساکشن انجام نشده پرستار) بیماران ، قبل و بعد از آموزش.
ب: هدف خودگزارش‌دهی:
تعیین و مقایسه‌ی میزان رعایت اصول پیش‌گیری از VAP در خودگزارش‌دهی پرستار گروه آموزش چهره به چهره با گروه آموزش کارگاهی، بعد از آموزش
ج: هدف دانش پرستاری:
تعیین و مقایسه میزان دانش پرستار در پیش‌گیری از VAP ، در گروه آموزش چهره به چهره با گروه آموزش کارگاهی، قبل و بعد از آموزش
3-2.فرضیات
1-آموزش چهره به چهره‌ی راهنمای بالینی پیش ‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور نسبت به آموزش کارگاهی آن، بر عملکرد پرستاران موثرتر است.
2-آموزش چهره به چهره‌ی راهنمای بالینی پیش‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور نسبت به آموزش کارگاهی آن، بر دانش پرستاران موثرتر است.
3-آموزش چهره به چهره وکارگاهیِ راهنمای بالینیِ پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور، بر دانش وعملکرد پرستاران در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور موثر است.
3-3. معیارهای پذیرش و خروج نمونه3-3-1. معیارهای وروددارا بودن لیسانس پرستاری و سابقه حداقل 3 ماه کار در ICU
3-3-2. معیار های خروج:
آگاه شدن پرستار از بخش مشاهده طرح، مرخصی ویا انتقال پرستار به بخش دیگر

3-4. مواد و روش انجام تحقیق3-4-1. جامعه مورد مطالعه و روش نمونه گیری
در این پژوهش نیمه‌تجربی در سال 1392، کلیه 75 نفر پرستار شاغل در چهار ICU مشابه (همگی بیماران جراحی) در یکی از بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز در دو گروه 35 نفره و40 نفره که از نظر تحصیلات، همگی دارای مدرک لیسانسِ پرستاری و از نظر جنس، سن و سابقه‌ی کار در ICU، کاملا مشابه بودند، تحت آموزش و بررسی قرار گرفتند. داده ها به روش تمام شماری جمع آوری شدند.
3-4-2.روش اجراجهت انجام این پژوهش از سه ابزار: چک لیست مشاهده(ضمیمه الف )، پرسش ‌نامه‌ی خودگزارش ‌دهی (ضمیمه ب) و پرسش‌ نامه‌ی سنجش‌ دانش(ضمیمه ج) استفاده شد.
جهت روایی پرسش ‌نامه‌ی سنجش‌دانش و عملکرد پرستار در پیش ‌گیری ازپنومونی وابسته به ونتیلاتور که توسط قندیل و همکاران [25] و کارولاین و همکاران ]26[ استفاده شده بود، به فارسی ترجمه و سپس توسط پزشک عمومیِ مسلط به زبان انگلیسی مجددا به انگلیسی بازگردانده شد و آن‌گاه توسط متخصص ICU، اصل پرسش ‌نامه و ترجمه‌ی فارسی و ترجمه‌ی انگلیسی آن مقایسه وپس ازحذف چند سوال وجایگزینی آنها، روایی آن تایید گردید. برای تایید پایایی آن نیز 2 بار به فاصله‌ی 10 روز به 7 نفر پرستارICU تحویل شد و با ضریب همبستگی 87% برای پرسش‌ نامه‌ی خودگزارش ‌دهی و84% برای پرسش‌ نامه‌ی سنجش‌دانش پرستار، تایید گردید.. چک لیست مشاهده نیز بر اساس آخرین راهنمای بالینی پیش‌ گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور توسط پژوهشگر تهیه و پس از تائید اعضای هیئت علمیِ بیهوشی، جهت استفاده در پژوهش آماده گردید.
چهارICU مورد مطالعه از نظر نوع بیماران بستری به‌طور کامل همگن بودند ولی از نظر اداره‌ی آن توسط متخصص دو به دو متفاوت بوده که با قید قرعه، همگن گردیدند و پرستاران دو ICU درگروه آموزشِ چهره به چهره و دو ICU دیگر در گروه کارگاهی قرار گرفتند. پس از کسب اجازه از مسئولین، جهت مشاهده‌ی قبل از آموزش، دوکمک پژوهشگر که دانشجوی کارشناسی رشته‌ی بیهوشی بودند، در حالی‌که بر روی یک طرح پژوهشی دیگری نیز در همان ICU ها کار می‌کردند (بدینوسیله پرستاران از قسمت مشاهده‌ی طرح مطلع نشدند) وارد بخش‌های ویژه شده، و پرستارِ هر بیماری را که احتیاج به مراقبت‌های پیش‌گیری از VAP داشت، تحت نظر گرفتند. کمک پژوهشگر طبق فرم مشاهده‌ی عملکرد، (ضمیمه الف) عملکردِ پرستار را که شامل موارد زیر است، کنترل و ثبت می نمود:
1- اندازه فشار کاف لوله‌ی تراشه بوسیله‌ی مانومتر مخصوص و قابل اعتماد کنترل و ثبت می‌شد.
2- در دسترس بودنِ ضد عفونی کننده های دست در مجاورت تخت بیمار کنترل و ثبت می‌شد.
3- کمک پژوهشگر، دستور پزشک مبنی بر وضعیت سر تخت بیمار را از پرونده چک و اجرا شدن یا نشدن این دستور راکنترل و ثبت می‌کرد.
4- میزان تعویض فیلتر ضد باکتریِ دستگاه ونتیلاتور را طبق تاریخی که پرستار بر آن درج کرده بود، در چک لیست ثبت می نمود.
5-سه تماس پرستار با بیمار که شامل یکی از موارد دست شستن، ضدعفونی کردن دست، پوشیدن دست‌کش معاینه و یا انجام ندادن هیچ‌کدام است ، را یاداشت می‌کرد. (چنان‌چه پرستاری برای یک پروسیجر استریل، دست‌کش استریل می پوشید این مشاهده، از 3 مشاهده‌ی پرستار حذف و بعدا مشاهده جدیدی ثبت می‌شد.همچنین فقط عکس العمل پرستار قبل از تماس با بدن بیمار ،ملحفه،تخت وسایر تجهیزات بیمار یا قبل از انجام پروسیجر برای بیمار ثبت می شد و عکس العمل بعد از تماس یاداشت نمی شد ).
6- کمک پژوهشگر دهان بیمار را مشاهده می‌کرد وچنان‌چه دهان پر از ترشحات بوده یا از گوشه های لب و ایروی لبریز بود، به‌عنوان ساکشن انجام نشده پرستار ثبت می‌کرد.
پس از آنکه چک‌ لیستِ مشاهده‌ی قبل از آموزش پر شد. آموزش پرستاران توسط دانشجوی مسئول پایان نامه، به شکل کارگاه و با پرسش و پاسخ پرستاران و آموزش عملیِ چگونگی تنظیم فشار کافِ لوله‌ی نای وتراکئوستومی و در دو روز متوالی و هر روز حدود20 پرستار، برای گروه گارگاهی و طبق آخرین اصول پیش‌گیری ازVAP ارائه گردید که این آموزش شامل: شناسائی، عوامل خطر، علل ایجاد، اهمیت، میزان مرگ‌ومیر و اصول پرستاری در پیش‌گیری از VAP بود و جزییات پیرامون: شست‌شوی دست، ساکشن استریل، بالا بردن سر به میزان 30تا45 درجه ، پیش‌گیری از ترمبوز وریدهای عمقی ، پیش‌گیری از زخم‌های گوارشی، قطع وکم کردن روزانه آرامبخش ها، ارزیابی روزانه برای خارج سازی سریع‌تر لوله‌ی تراشه و بهداشت روزانه‌ی دهان با کلروهگزیدین می‌شد که بیشتر از گاید لاین پیش‌گیری ازVAP کشور ایر لند استفاده شده بود(ضمیمه د). قبل از شروع آموزش، پرسش‌نامه‌ی سنجش دانش به پرستاران ارائه و جواب ها اخذ گردید. و در همان هفته نیز آموزش گروه بعدی به روش چهره به چهره ودر گروه‌های 2الی 5 نفره و با همان محتوا انجام پذیرفت. یک هفته بعد از ارائه آموزش کارگاهی و چهره به چهره، پرسش ‌نامه‌ی سنجش دانش پرستاری مجددا و به همراه پرسش ‌نامه‌ی خودگزارش‌ دهی توسط پرستاران و در ICU ها تکمیل گردید، و یک ماه بعد از آموزش، چک لیستِ مشاهده بعد از آموزش، توسط کمک پژوهشگر مجددا برای همان پرستاران و دقیقا به‌مانند قبل از آموزش ، بعد از مشاهده آنان تکمیل گردید.ودر آخر داده‌های گردآوری شده وارد نرم افزار spss و به کارشناس آمار ارائه گردید.
3-4-3.روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتداده ها با کمک آزمون های آماری توصیفی (میانگین و فراوانی) و تحلیلی( آزمون تیِ‌ زوجی،تیِ مستقل، مک نمار، فیشر دقیق، ساین و آزمون مجذور کای)تحلیل گردید، P value کمتر از05/ به‌عنوان اختلاف معنی داری در نظر گرفته و جهت انجام تمام تجزیه و تحلیل ها، از نرم افزار spss/19 استفاده شد.

3-4-4. حجم نمونه حجم نمونه شامل 75 پرستار بود که نمونه ها به روش سرشماریِ کل پرستارانِ شاغل در چهارICU یکی از بیمارستان های تابعه‌ی دانشگاه علوم پزشکی شیراز ،وارد مطالعه شدند وICU ها با قرعه کشی در دو گروه 35 نفره و40نفره همگن قرار گرفتند.
3-5.محدودیت‌ها
فشار کاف لوله‌های نای وتراکئوستومی که در حین اندازه گیری نامناسب و برای بیمار خطرناک بود همان موقع تصحیح می‌شد ودر شیفت های بعدی این بیمار از لیست مشاهده حذف می شد.
محدودیت بعدی حضور مشاهده گر بود که در هر حال می توانست بر عملکرد پرستار موثر باشد اگرچه سعی شد با انتخاب دو کمک پژوهش گری که بر یک طرح تحقیقاتی دیگری نیزدر همین ICU ها کار می کردند، این تاثیر به حد اقل برسد.
ومحدودیت اخر اینکه ارتباط بین گروه ها در زمان مطالعه و دریافت آموزش درطول طرح از منابع دیگر می توانست بر یافته ها موثر باشد که پژوهش گر قادر به کنترل آن نبود.
3-6.ملاحضات اخلاقی
مشاهده پرستار بدون اطلاع و اجازه او از مشکلات اخلاقی طرح بود که با در نظر گرفتن این امر، که حفظ حیات بیماران و پیش‌ گیری از ابتلای آنها به یک بیماریِ با مرگ‌ومیر بالا مهمتر است و با محرمانه بودن اطلاعات و ارائه آن‌ها با شماره‌ی پرستار و مطرح نشدن نام پرستار، نام بخش وحتی نام بیمارستان سعی شد تا اثرات این مشکل تقلیل یابد.

2272665-360680فصل چهارم
00فصل چهارم

فصل چهارمنتایج و یافته‌ها
در این فصل ابتدا به مقایسه گروه ها از نظر جنس ،سن ،مدرک تحصیلی ومیزان سابقه کار در ICU پرداخته وسپس یافته های مشاهده وخودگزارش دهی بررسی می گردد.4-1. مقایسه جنس ،سن ،مدرک تحصیلی ومیزان سابقه کار در ICU ،گروه چهره به چهره و کارگاهیدو گروه از نظر جنس، سن، مدرک تحصیلی و میزان سابقه کار در ICU تفاوت معنی داری نداشتند.قابل ذکر است، با توجه به این‌که یکی از گروه‌ها دارای دو پرسنل با مدرک کارشناسی ارشد بود برای یکسان سازیِ دو گروه، این دو نفر از مطالعه حذف گردیدند( جدول شماره4- 1،جدول شماره4- 2 و جدول شماره4- 3)
جدول شماره4- 1. مقایسه جنس گروه چهره به چهره وکارگاهیگروه جنس تعداد درصد P*
چهره به چهره مرد 4 12 P=1
زن 31 88 کارگاهی مرد 5 12 زن 35 88 * آزمون مجذورکایجدول شماره4- 2.مقایسه میانگین سن گروه چهره به چهره وکارگاهی
گروه میانگین سن انحراف معیار P*
چهره به چهره 001/4 44. 2877/0P=
کارگاهی
14/ 4 49. 28*آزمون تی تست
جدول شماره 4-3. مقایسه میانگین سابقه کار گروه چهره به چهره وکارگاهیگروه میانگین (سال)± انحراف معیار آزمون P
چهره به چهره 74/1 6/2تی
تست
(t=0/429)
(df=67) 57/0P=
کارگاهی
94/1 4/24-2. یافته ها و نتایج مشاهده4-2-1. میزان فشار کاف لوله‌های تراشه و یا تراکئوستومی بیماراندر اندازه گیری فشار کاف لوله‌های تراشه و یا تراکئوستومی از 35 بیمار در هر گروه که هر کدام متعلق به یک پرستار بود یک‌بار قبل از آموزش ویک‌بار بعد از آموزش فشار ثبت گردید. فشار 20 تا 30 سانتی متر آب طبیعی و بیشتر یا کمتر از آن غیر طبیعی محسوب گردید. فشار کاف بالاتر از 42 سانتی متر آب بعلت قطع کامل پرفیوژن آرتریول های تراشه، به‌عنوان فشار خطرناک محسوب شد ونتایج زیر حاصل شد.در مقایسه دو گروه قبل از آموزش و همچنین بعد از آموزش از آزمون فیشر دقیق استفاده شد ونتایج معنی دار نبود(P=0/69 قبل از آموزش وp=1 بعد از آموزش) واما مقایسه قبل وبعدازآموزش گروهها معنی دار بودو نتایج در(جدول شماره4-4)و(نمودار شماره 4-1 ، نمودار شماره 4-2 و نمودار شماره 4-3)آمده است.

جدول شماره 4-4.مقایسه وضعیت فشار کاف قبل بابعد از آموزش
گروه زمان وضعیت فشار کاف ها تعداد درصد P*
چهره به چهره قبل از آموزش مناسب 8 20 P=0/001
نامناسب 32 80 بعد ازآموزش مناسب 27 67.5 نامناسب 13 32.5 کارگاهی قبل از آموزش مناسب 16 40 P<0/001
نامناسب 24 60 بعد ازآموزش مناسب 34 85 نامناسب 6 15 * آزمون مک نمار

نمودار شماره4-1.مقایسه فشارکاف لوله های تراکئوستومی ونای گروه چهره به چهره
نمودار شماره 4-2. مقایسه فشارکاف لوله های تراکئوستومی ونای گروه کارگاهی
نمودار شماره 4-3. مقایسه فشارکاف های خطرناک4-2-2 نتایج آماده بودن مایع ضد عفونی کنار تخت بیمار.درمقایسه دو گروه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش از آزمون فیشر دقیق استفاده شد و تفاوت ها معنی دار نبود(P=1)، ادامه مقایسه ها در( جدول شماره 4-5)آمده است.جدول شماره 4-5. مقایسه قبل با بعد از آموزش اماده بودن مایع ضد عفونی کنار تخت بیمار.گروه زمان مشاهده آماده بودن مایع ضد عفونی در مجاورت تخت بیمار تعداد درصد P *
چهره به چهره قبل از آموزش آماده 31 88 P=0/12
غیر آماده 4 12 بعد از آموزش آماده 35 100 غیر آماده 0 0 کارگاهی قبل از آموزش آماده 31 88 P=0/37
غیر آماده 4 12 بعد از آموزش آماده 34 97 غیر آماده 1 3 * آزمون مک نمار
4-2-3. مناسب بودن وضعیت سر تخت بیمار (30 تا 45 درجه در صورت نداشتن ممنوعیت )از مشاهده‌ی تخت بیماران در دو گروه قبل از آموزش، فقط در هر گروه یک مورد تخت نامناسب بود و بعد از آموزش، در دو گروه وضعیت مناسب تخت، صد درصد رعایت شده بود. ( جدول شماره 4-6).
جدول شماره 4-6. مقایسه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش مناسب بودن وضعیت سر تخت بیمار گروه ها با یکدیگرگروه زمان مشاهده مناسب بودن سرتخت تعداد درصد P *
چهره به چهره قبل از آموزش مناسب 34 97 P=1
نامناسب 1 3 بعد از آموزش مناسب 35 100 نامناسب 0 . کارگاهی قبل از آموزش مناسب 34 97 نامناسب 1 3 بعداز آموزش مناسب 35 100 نامناسب 0 0 * آزمون فیشر دقیق4-2-4. مشاهده‌ی تعویض فیلتر ضد باکتریفیلتر ضد باکتری در بخش، طبق توصیه‌ی کارخانه وکمیته‌ی کنترل عفونت 48 ساعته تعویض می‌شد. در مشاهده‌ی فیلتر، چنان‌چه تاریخ درج شده توسط پرستار بیشتر از 48 ساعت یا تاریخ درج نشده بود، به‌عنوان نامناسب و در غیر این صورت به‌عنوان مناسب یادداشت می‌شد. درمقایسه دو گروه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش از آزمون مجذور کای استفاده شد و تفاوت ها معنی دار نبود(P=0/19 در گروه چهره به چهره وP=0/13 در گروه کارگاهی)،ادامه مقایسه ها در( جدول شماره 4-7)آمده است.
جدول شماره 4-7. مقایسه قبل با بعد از آموزش تعویض فیلتر ضد باکتریگروه زمان مشاهده وضعیت فیلتر ضد باکتری تعداد درصد P*
چهره به چهره قبل از آموزش مناسب 23 65.7 P=0/1
نامناسب 12 34.3 بعد از آموزش مناسب 29 82.9 نامناسب 6 17.1 کارگاهی قبل از آموزش مناسب 18 51.4 P=0/039
نامناسب 17 48.6 بعداز آموزش مناسب 26 74.3 نامناسب 9 25.7 * آزمون مک نمار
4-2-5. مشاهده‌ی پوشیدن دست‌کش معاینه، شستن دست و یا ضدعفونی دست‌ها.تماس پرستار با بیمار وانجام پروسیجر بیمار به‌جز مواردی که احتیاج به دست‌کش استریل داشت در این قسمت مشاهده گردید و به‌صورت، پوشیدن دست‌کش معاینه، شستن دست، ضدعفونی کردن دست و یا هیچکاری نکردن ثبت گردید. درمقایسه دو گروه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش از آزمون مجذور کای استفاده شد و تفاوت ها معنی دار نبود(P=0/78 در گروه چهره به چهره وP=0/88 در گروه کارگاهی)،ادامه مقایسه ها در( جدول شماره 4-8)آمده است.

جدول شماره 4-8. مقایسه قبل با بعد از آموزش درصد پوشیدن دستکش معاینه ،شستن دست ویا ضدعفونی دستها.گروه زمان مشاهده عکس‌العمل در تماس با بیمار تعداد درصد P*
چهره به چهره قبل از آموزش پوشیدن دست‌کش معاینه 3 5/8 P=0/68
ضدعفونی یا شستن دست 1 8/2 هیچکاری نکردن 31 7/88 بعد از آموزش پوشیدن دست‌کش معاینه 4 5/11 ضدعفونی یا شستن دست 2 7/5 هیچکاری نکردن 29 8/82 کارگاهی قبل از آموزش پوشیدن دست‌کش معاینه 4 5/11 P=0/75
ضدعفونی یا شستن دست 1 8/2 هیچکاری نکردن 30 7/85 بعد از آموزش پوشیدن دست‌کش معاینه 5 2/14 ضدعفونی یا شستن دست 2 7/5 هیچکاری نکردن 28 1/80 * آزمون ساین4-2-6. مشاهده‌ی ساکشن انجام نشده پرستار.درمقایسه دو گروه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش از آزمون فیشر دقیق استفاده شد و تفاوت ها معنی دار نبود(P=1 در گروه چهره به چهره وP=0/11 در گروه کارگاهی)، در حالی که مقایسه قبل با بعد از آموزش گروه ها معنی دار بود.ادامه مقایسه ها در( جدول شماره 4-9) و(نمودار شماره 4-4و4-5)آمده است.
جدول شماره 4-9. مقایسه قبل با بعد از آموزش ساکشن انجام نشده پرستارگروه زمان مشاهده ساکشن تعداد درصد P*
چهره به چهره قبل از آموزش انجام نشده 10 5/28 P=0/008
انجام شده 25 5/71 بعد از آموزش انجام نشده 2 7/5 انجام شده 33 3/94 کارگاهی قبل از آموزش انجام نشده 12 2/34 P=0/002
انجام شده 23 8/65 بعداز آموزش انجام نشده 2 7/5 انجام شده 33 3/94 * آزمون مک نمار

نمودار شماره 4-4. مقایسه میزان ساکشن انجام نشده پرستار گروه چهره به چهره
نمودار شماره 4-5. مقایسه میزان ساکشن انجام نشده پرستار گروه کارگاهی4-3. یافته ها و نتایج خودگزارش‌دهیدر این قسمت میزان پاسخ پرستاران به گزینه های سوالات خودگزارش دهی در جدول بعد از هر سوال آمده است.
4-3-1. سوالات عمومی در ارتباط با روتین بخش‌ها1-آیا یک پروتوکل نوشته شده(مدون) دربخش ICU شما در مورد پیش‌گیری از VAP وجود دارد؟
جدول شماره4-10.پاسخ سوال1خودگزارش دهیگروه گزینه تعداد
پاسخ درصد
پاسخ
گروه چهره به چهره(34 پرستار) بلی 15 44%
خیر 19 56%
گروه کارگاهی(38 پرستار) بلی 23 60%
خیر 15 40%
2-آیا یک پروتوکل نوشته شده(مدون) دربخش ICU شما در مورد مراقبت های بهداشتی دهان وجود دارد؟
جدول شماره4-11. پاسخ سوال 2 خودگزارش دهیگروه تعداد کل گزینه تعداد درصد
چهره به چهره 35 بلی 20 57%
خیر 15 43%
کارگاهی 40 بلی 31 77%
خیر 9 23%
3-دفعات مسواک کردن دهان بیمار در بخش شما در 24 ساعت چند بار است ؟
جدول شماره4-12. پاسخ سوال 3 خودگزارش دهیگروه تعدادکل گزینه تعداد درصد
چهره به چهره 34 4 بار 1 3%
3 بار 22 65%
2 بار 8 23%
1بار 3 9%
کارگاهی 38 4 بار 2 5%
3 بار 33 87%
2 بار 2 5%
1بار 1 3%
4-دفعات دهان‌شویه بیمار با کلرو هگزیدین در بخش شما در 24 ساعت چند بار است ؟
جدول شماره4-13. پاسخ سوال 4 خودگزارش دهیگروه کل جواب تعداد درصد
چهره به چهره 35 4بار 3 8%
3بار 28 80%
2بار 0 0%
1بار 4 12%
کارگاهی 37 4بار 4 11%
3بار 30 81%
2بار 3 8%
1بار 0 0%
5- نوع مرطوب‌کننده‌ی راه‌های هوایی که در بخش شما استفاده می‌شود کدام است ؟
جدول شماره4-14. پاسخ سوال 5 خودگزارش دهیگروه گزینه تعداد درصد
چهره به چهره
33نفر سیستم مرطوب‌کننده‌های گرمایی 3 10%
فیلتر مخصوص حفظ گرما ورطوبت 10 30%
هردو نوع 20 60%
کارگاهی
35نفر سیستم مرطوب‌کننده‌های گرمایی 3 9%
فیلتر مخصوص حفظ گرما ورطوبت 11 31%
هردو نوع 21 60%
4-3-2. نتایج عملکرد شخصی پرستارانچنان‌چه بیمار شما در ICU احتیاج به مراقبت پیش‌گیری ازپنومونی وابسته به ونتیلاتور داشته باشد (دارای لوله‌ی تراشه یا تراکئوستومی )، در این زمینه عملکرد خود را گزارش فر مایید.
6-شستن دست قبل از تماس با بیمار یا ضدعفونی انرا.. ....
جدول شماره 4-15. پاسخ سوال 6 خودگزارش‌دهیگروه گزینه تعداد درصد
چهره به چهره(31 پرستار) همیشه انجام می دهم 23 74%
اکثر اوقات انجام می دهم 8 26%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0%
کارگاهی(38پرستار) همیشه انجام می دهم 31 81%
اکثر اوقات انجام می دهم 7 19%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0%

7-برای انجام امور بهداشتی دهان بیمار.. ........
جدول شماره 4-16. پاسخ سوال 7 خودگزارش دهیگروه گزینه تعداد درصد
چهره به چهره
(34 پرستار) همیشه دست‌کش می پوشم 32 94%
اکثراوقات دست‌کش می پوشم 2 6%
بندرت دست‌کش می پوشم 0 0%
هیچ وقت دست‌کش نمی پوشم 0 0%
کارگاهی(37پرستار) همیشه دست‌کش می پوشم 34 91%
اکثراوقات دست‌کش می پوشم 3 9%
بندرت دست‌کش می پوشم 0 0%
هیچ وقت دست‌کش نمی پوشم 0 0%
8-قبل از خارج ساختن لوله‌ی نای، جابه‌جایی یا خالی کردن کاف آن، ساکشن ته حلق واطراف لوله‌ی نای را.. ......
جدول شماره 4-17. پاسخ سوال 8 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(34 پرستار) همیشه انجام می دهم 32 94%
اکثر اوقات انجام می دهم 2 6%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0%
کارگاهی(37پرستار) همیشه انجام می دهم 34 91%
اکثر اوقات انجام می دهم 3 9%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0%

4-چنان‌چه بیمارم منعی برای بالا بودن سر تخت نداشته باشد، قراردادن سر تخت بیمار دروضعیت 30 تا45 درجه بالاتر را.. ..
جدول شماره 4-18. پاسخ سوال 9 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(33 پرستار) همیشه انجام می دهم 29 88%
اکثر اوقات انجام می دهم 4 12%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0%
کارگاهی(39پرستار) همیشه انجام می دهم 32 82%
اکثر اوقات انجام می دهم 7 18%
بندرت انجام می دهم 0 0%
هیچ وقت انجام نمی دهم 0 0
10-تعویض کاتتر ساکشن لوله‌ی نای راچگونه انجام می دهید؟
جدول شماره 4-19. پاسخ سوال 10 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(35 پرستار) هربار ساکشن یک کاتتر جدید 35 100%
هرشش ساعت یک کاتتر 0 0%
هردوازده ساعت یک کاتتر 0 0%
هر24ساعت یک کاتتر باشد 0 0%
کارگاهی(39پرستار) هربار ساکشن یک کاتتر جدید 39 100%
هرشش ساعت یک کاتتر 0 0%
هردوازده ساعت یک کاتتر 0 0%
هر24ساعت یک کاتتر باشد 0 0%
11- روشی که عموما شما در بخش برای ساکشن کردن استفاده می‌کنید کدام است ؟
جدول شماره 4-20. پاسخ سوال 11 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(35 پرستار) روش باز 24 68%
روش بسته 9 26%
هر دو روش استفاده می‌شود 2 6%
کارگاهی(35پرستار) روش باز 22 63%
روش بسته 8 23%
هر دو روش استفاده می‌شود 5 14%
12- لوله‌های خرطومی ونتیلاتور را چگونه تعویض می‌کنید ؟
جدول شماره 4-21. پاسخ سوال 12 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(35 پرستار) هر48ساعت یک‌بار 2 6%
هرهفته یک‌بار 0 0%
هربیمارجدید و
هرموقع از نظر بالینی لازم باشد 33 94%
کارگاهی(37پرستار) هر48ساعت یک‌بار 2 6%
هرهفته یک‌بار 0 0%
هربیمارجدید و
هرموقع از نظر بالینی لازم باشد 35 94%

13-به چه میزان از مرطوب‌کننده راه‌های هوایی استفاده می‌کنید ؟
جدول شماره 4-22. پاسخ سوال 13 خودگزارش دهیگروه و
تعدادکل پرستاران پاسخ داده گزینه ها تعداد ودرصد پاسخ داده به این گزینه
تعداد درصد
چهره به چهره(31 پرستار) همیشه 18 58%
اکثر اوقات 13 42%
بند رت 0 0%
هیچ وقت استفاده نمی کنم 0 0%
کارگاهی(38پرستار) همیشه 15 40%
اکثر اوقات 21 55%
بند رت 2 5%
هیچ وقت استفاده نمی کنم 0 0%
4-4.نتایج دانش پرستاردر مقایسه دو گروه قبل از آموزش وهمچنین بعد از آموزش ازآزمون تی مستقل استفاده شد ونتایج معنی دار نبود(P=0/97 در گروه چهره به چهره و P=0/92 درگروه کارگاهی )،در حالیکه مقایسه قبل با بعد از آموزش گروه ها معنی دار بود(جدول شماره4-23 ) و (نمودار شماره 4-6)

جدول شماره4-23. مقایسه قبل با بعد از آموزش میانگین وانحراف معیاردانش پرستاران
گروه زمان میانگین ± انحراف معیار P*
چهره به چهره قبل از آموزش 7/14 ± 17/36 P < 0/001
بعد از آموزش 79/7 ± 82/93 کارگاهی قبل از آموزش 56/14 ± 28/36 P < 0/001
بعد از آموزش 35/ 7 ± 94 * آزمون تی جفتی
نمودار شماره4-6.مقایسه قبل با بعد ازآموزش دانش پرستاران2298700-1049655فصل پنجم
00فصل پنجم
فصل پنجمبحث ونتیجه گیری
در این پژوهش، ابتدا بعضی از مهمترین عواملی را که در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور نقش داشته و به‌طور مستقیم با عملکرد پرستاران مرتبط بود، در ICU های مورد مطالعه و با استفاده از روش‌های خودگزارش‌دهی، سنجش دانش و مشاهده‌ی عملکرد پرستاران جمع‌آوری شد و بعد از آموزش به دو روشِ چهره به چهره وکارگاهی، مجددا با روش‌های ذکر شده پرستاران ارزیابی شدند، در حالی‌که در مطالعه قندیل و طنطاوی در مصر که بر روی 150 پرستار از 6 ICU مختلف با استفاده از دو ابزار پرسش‌نامه‌ی خودگزارش‌دهی وچک لیست مشاهده، انجام گردیده بود، اطلاعات مربوط به پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور توسط پرستار با دو ابزار فوق در یک مقطع زمانی جمع‌آوری و6 ICU با هم مقایسه شده بودند. در این مطالعه دانش پرستار لحاظ نشده بود و آموزشی نیز وجود نداشت. ولی اطلاعات گردآوری شده می توانست در برنامه‌ریزی در پیش‌گیری از VAP موثر باشد.
در این قسمت به بحث در مورد جزئیاتِ نتایجِ به‌دست امده در پژوهشِ حاضر می پردازیم:
5-1. مشاهده 5-1-1. فشار کاف‌های لوله‌ی نای یا تراکئوستومیمشاهدات نشان داد که، فشار کاف‌ها که باید هر 8 ساعت یک‌بار کنترل شود، فقط یک ‌بار در 24 ساعت کنترل می‌شد و علاوه بر آن، فشار کاف‌ها بسیار بالاتر از میزان طبیعی آن بود. در این میان بیماران بخش های دیگر مثل اتاق‌عمل یا اورژانس که به ICU منتقل می‌شدند، اکثرا فشار کاف‌هایشان بالاتر از میزان استاندارد بود. در مورد کنترل فشار کاف‌ها، آموزش پرسنل موفقیت‌آمیز بود و با همکاری مسئولین، تنظیم کاف‌ها به‌صورت 8 ساعته انجام شد. اگرچه در ابتدای تنظیم فشارها توسط پرسنل، با کاهش بیش از اندازه (کمتر از 20 سانتی متر اب ) در بعضی موارد مواجه بودیم ولی این مشکل با آموزش و تمرین مجدد پرسنل حل گردید . در مطالعه‌ی مارتین و همکاران که در برزیل با عنوان تاثیر آموزش بر فشار کاف‌ها در بخش مراقبت های ویژه انجام شده بود، 6/11 درصد از بیمارانِ دارای لوله‌ی نای قبل از آموزش، فشارکاف نامناسب داشتند، درحالی‌که بعد از آموزش به 6/5 درصد کاهش یافته بود. ولی در مطالعه‌ی ما متوسط کاف‌هائی که فشارشان نامناسب بود در دو گروه قبل از آموزش 70 درصد بود درحالی‌که بعد از آموزش به7/23 درصد کاهش پیدا کرد. و این به این معنی است که در ICU های مورد مطالعه ما حدود7 برابر بیشتر از ICU های مورد مطالعه برزیل فشار کاف‌ها نامناسب و خطر ناک است.
5-1-2. ضد عفونی وشستن دست
انجام این مهم یعنی همان شستن دست و ضدعفونی، که یکی از مهمترین عوامل کنترل عفونت و پیش‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور است، درپرسنلِ مورد مطالعه‌ی ما قبل از آموزش بسیار ناچیز بود (حدود8/2% ). وبعد از آموزش نیزاگرچه افزایش پیدا نمود ولی تغییرات آن معنی دار نبود(حدود7/5%).با توجه به اظهار نظر مسئولین کنترل عفونت بیمارستان مبنی بر اینکه آموزش روش دست شستن وضد عفونی دست واهمیت بالینی آن در کنترل عفونت بارها ارائه گردیده است وپرستاران در این رابطه اطلاعات کافی دارند، شاید بتوان دلیل عدم نتیجه گیری مطلوب این مورد را به علل زیر نسبت داد:باور ونگرش منفی پرستاران در این مورد، حجم زیاد کار پرستار وداشتن بیش از یک بیمار در ICU (ICU های مورد مطالعه‌ی این پژوهش به این شکل اداره می‌شد)، بی انگیزگی پرستار در مراقبت از بیمار به‌علل حقوق و مزایای پایین، عدم کنترل کافی مسئولینِ پرستاری وکنترل عفونت،کمبود وسایل و لوازم مورد نیاز ، کمبود روشوئی وفاصله زیاد انها تا تخت بیماران و...
5-1-3. آماده بودن مایع ضدعفونی ومناسب بودن سرتخت بیمار
بالا بودن سر تخت درصورت نداشتن ممنوعیت به میزان 30 تا 45 درجه و آماده بودن مایع ضدعفونی در مجاورت تخت بیمار در این پژوهش، هم قبل از آموزش و هم بعد از آن، توسط دو گروه به‌خوبی رعایت می‌شد و در این زمینه مشکلی مشاهده نشد.
5-1-4. تعویض فیلتر ضد باکتریدرمورد تعویض به‌موقع فیلتر ضد باکتری که طبق دستورالعمل کارخانه‌ی سازنده، هر48 ساعت یک‌بار تعویض می گردید، بعد از آموزشِ ما در دو گروه، شاهدِ بهبودی نسبی تعویض به‌موقع بودیم ولی فقط در گروه کارگاهی معنی دار بود.
5-1-5. ساکشن انجام نشده‌ی پرستاراز آن‌جایی که علت اصلی ایجاد پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور، آسپیراسیون و میکروآسپیراسیونِ ترشحات حلق ، دهان و معده است، در ارزیابی و مقایسه‌ی میزان ساکشن انجام نشده‌ی پرستار قبل و بعد از آموزش، ساکشن های انجام نشده بعداز آموزش کاهش چشمگیر داشت؛ که دلیل آنرا می توان در اطلاعات ناکافی پرستاران ، قبل از آموزش در این مورد و تاکید زیاد پژوهش ‌گر حین آموزش‌ها به تاثیر انجام ساکشن ها در پیش‌گیری از آسپیراسیون ونهایتا پیشگیری از VAP ، جستجو کرد .
5-2. خودگزارش دهی
فرم خودگزارش دهی که توسط پرستاران یک هفته بعد از آموزش تکمیل گردید، حاوی نکات زیر بود:
اکثر پرستاران در دوگروه اعلام داشتند که در یک دوره‌ی 24 ساعته، بیماران 3 بار دهان شویه با کلروهگزیدین گرفته و3 بار مسواک می شوندو همچنین اکثر آن‌ها اعلام کرده اند که برای امور بهداشتیِ دهان بیمار، همیشه دست‌کش می پوشند و قبل از خارج سازی لوله‌ی نای، ته حلق را ساکشن می‌کنند و بالا گذاشتن سرتخت به میزان 30 تا 45 درجه را درصورت نداشتن ممنوعیت انجام می دهند در حالیکه در پژوهش مشابه آن که در مصر توسط قندیل وهمکاران انجام گردیده بود کمتر از 50% پرستاران به سه سوال آخر جواب مثبت داده بودند.
5-3. دانش پرستاران در پیش‌گیری از VAP
در پژوهش مهر علی و همکاران که در باره‌ی میزان دانش مبتنی بر شواهد پرستاران در پیش‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور قبل و بعد از آموزش انجام شده بود، دانش پرستار با ابزار پرسش‌نامه ، یک‌بار قبل از آموزش، بار دوم دقیقا بعد از آن سنجیده شده بود. ولی در پژوهش حاضر، برای ارزیابی هرچه بهترِ آموزشِ داده شده در حافظه‌ی دراز مدت پرستاران، این پرسش‌نامه‌ها یک هفته بعد از آموزش تحویل داده شد و دانش پرستاران در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتورارزیابی گردید و دانش پرستاران در دو گروه در قبل از آموزش با بعد از آن تغییر چشمگیری داشت. (نمودار شماره 4- 6)
5-4. مقایسه‌ی قبل با بعد آموزشِ هر گروهدر مقایسه‌ی قبل با بعد هر گروه به‌طور جداگانه، همان‌طور که ذکر گردید در بعد از آموزش موفقیت چشمگیری در موارد زیر مشاهده شد: کاهش درصد فشارهای‌ نامناسب وخطر ناک کاف ، کاهش ساکشن‌های انجام نشده، افزایش تعویض فیلتر ضد باکتری و افزایش دانش پرستار.
برخی موارد مورد مطالعه، هم قبل و هم بعد از آموزش مناسب بود مانند: آماده بودن مایع ضد عفونی در مجاورت تخت بیمار و مناسب بودن سر تخت.
ولی در بعضی موارد دیگر، هم قبل از آموزش ضعف مشاهده شد و هم بعد ازآموزش نیز تغییری معنی داری نداشت؛ مانند: دست شستن و ضدعفونی کردن دست.

5-5. مقایسه‌ی گروه چهره به چهره با کارگاهی
اگرچه آموزش به روش چهره به چهره وکارگاهی بر اکثر متغییرهای مورد مطالعه در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور موثر بود ولی در مقایسه‌ی دو گروه با یک‌دیگر در قبل از آموزش و همچنین بعد از آن، تفاوت معنی داری مشاهده نشد که این می‌تواند به‌علت ماهیت آموزش در این دو روش باشد که با هم تفاوت آن‌چنانی نداشت. چرا که محتوای آموزش در آموزش کارگاهی و چهره به چهره یکی و فقط تعداد افراد در گروه کارگاهی بیشتر بودند؛ در نتیجه زمان بیشتری نیز برای بحث در گروه کارگاهی صرف ، ولی در گروه چهره به چهره به‌علت تعداد کمتر، زمان کم‌تری نیز گرفته می‌شد.
5-6.نتیجه گیری
پایش و ارزیابی بخش مراقبت های ویژه از نظر میزان رعایت اصول پیش‌گیری از پنومونیِ وابسته به ونتیلاتور، امری ضروری و آموزش پرستاران در جهت پیش‌گیری از این بیماری بسیار موثر است و در این میان، بررسی فشار کاف‌ها، دست شستن و ضدعفونی کردن دست‌ها و ساکشن های انجام نشده، توجهی ویژه را می طلبد.
5-7. کاربرد پ‍‍‍ژوهش در حرفه‌ی پرستاریاولین دست‌آورد این پژوهش آن است که ICU ها احتیاج به پایشِ منظم عملکردِ پرسنل، به‌خصوص پرسنل پرستاری به‌خاطر ارتباط تنگاتنگ و موثرشان با بیماران را دارد، تا به این وسیله از میزان اجرای استانداردهای مراقبت‌های پرستاری توسط پرسنل اطمینان حاصل کرده وکاستی ها و مشکلات را با آموزشِ موثر بهبود بخشیم.
فشار کاف‌های لوله‌ی نای و تراکئوستومی در بیماران ICU باید بیش از پیش پایش شوند، پر کردن کاف‌ها بدون مانومترِ مخصوص، معمولا به فشار غیر مجاز کاف منجر می شود و این مشکل، علاوه بر درگیری اغلب ICU ها شامل اتاق‌های عمل و اورژانس‌ها و سایر بخش‌ها نیز می گردد که لازم است مسئولین علاوه بر فراهم نمودن مانومتر مخصوص برای تمام بخش ها، آموزش لازم را نیز به پرستاران ارائه نمایند.
این پژوهش نشان داد که به شستن دست و ضدعفونی آن که مهمترین عامل در پیشگیری از انتقال میکروارگانیسم ها است،کم توجهی می‌شود .پس لازم و حیاتی است که مسئولینِ مربوط، به گونه ای برنامه‌ریزی نمایند تا پذیرش این امر توسط پرسنل افزایش یابد.
5-8.پیشنهادات جهت پژوهش‌های آیندهبررسی تاثیر آموزش پرستاران بر بروز VAP در ICU
مقایسه تاثیر آموزش به روش فعال و غیر فعال بر عملکرد پرستاران در پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور
مقایسه‌ی تاثیر آموزش حضوری و غیرحضوری بر عملکرد پرستاران در پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور
مقایسه‌ی تاثیر آموزش به روش الکترونیکی و حضوری بر عملکرد پرستاران در پیشگیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور
بررسی میزان نامناسب بودن فشار کاف لوله‌های نای وتراکئوستومی در ICU، اتاق‌های عمل و بخش‌های اورژانس
بررسی علل کاهش پذیرش دست شستن وضدعفونی دست توسط پرسنل پرستاری.
بررسی میزان اجرای ساکشن استریل در بخش مراقبت های ویژه.
بررسی موانع بکارگیری راهنمای بالینی پیشگیری از بیماری ها از دیدگاه پرستاران.

23215601112520فهرست منابع
00فهرست منابع
فهرست منابع منابع1- مارینو پ. کتاب کامل ICU.مترجم: پوران سامی.چاپ چهارم، تهران،انتشارات بشری، 1390،ص 429-421.
2-چولای م. ‌برنز س. ضروریات پرستاری مراقبت های ویژه. مترجم: شوریده آتش زاده، چاپ اول، تهران،انتشارات جامعه‌نگر ،1390.ص 269-267.
3- Pobo A, García-Esquirol O, Mariscal D, Real J, Vallés J, Fernández R. Excess ICU mortality attributable to ventilator-associated pneumonia: the role of early vs late onset. Intensive Care Med 2008;33(8):1363–1368.
4- Mcnabb B, Isakow W. probiotics for the prevention of nosocomial pneumonia:current evidence and opinions. Curr Opin Pulm Med 2008; 14:168-175.
5- سلیمی ص.ارزیابی اثر استاندارد سازی مراقبتهای پرستاری بر میزان عفونت‌های بیمارستانی در بخش MICU. مجله پزشکی ارومیه 1387; 4 (19):ص 310
6- Jacobi C, Schulz C, Mal Fertheiner P, Treating critically ill patients with probiotics Beneficial or dangerous?. Gut pathogens 2011,3:2 oi:10.1186/1757-4749-3-2
7-Restrepo M, Anzueto A, Arrogliga A. Economic burden of
ventilator-associated pneumonia based on total resource utilization. Infect Control Hosp Epidemiol 2010;31: 509–515.
8-Sedwick M , Smith M, Sara J, Nardi J. Using Evidence-Based Practice to Prevent Ventilator-Associated Pneumonia. Crit Care Nurse 2012;32:441-51
9- Meherali S, Parpio Y, Tazeen S. nurses, knowledge evidence based Guidelines for the prevention of ventilator associated pneumonia in critical care areas:a pre and post design. J Ayub Med Coll Abbottabad 2011;23(1): 146-149
10- Renata DE, Martin P .Cuff pressure control in intensive care unit: training effects. Rev. bras. ter 2010;22(2):192-195
11- خراسانی پ ، سعیدالذاکرین م. روش تدریس فعال و اثربخش با نقشه مفهومی .نشریه سبز 1388;شماره 10
12-Buczk. Ventilator-associated pneumonia among elderly Medicare beneficiaries in long-term care hospitals. Health Care Financ Rev 2009;31(1):1–10.
13-افخم زاده ع،لاهور پور ف،دل پیشه ع. بررسی میزان بروز پنومونی وابسته به ونتیلاتور و الگوی مقاومت باکتریایی آن در بخش مراقبت های ویژه بزرگسالان بیمارستان بعثت سنندج. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان1390 ;دوره شانزدهم:ص 26-20
14- نادی ا،نکویی ب، مبین ا. بررسی علل پنومونی های بیمارستانی در بخش های مراقبت ویژه بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی همدان. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی همدان 1390; دوره هجدهم، شماره 59 :ص 16-11.
15-Torpy JM , Lynm C , Glass RM Ventilator-associated pneumonia . JAMA 2008;300 (7):864.
16- SARI working group. Guidelines for the prevention of ventilator associated pneumonia in adults in Ireland [internet]. 2011 February [cited 2013 ,6,13]. Availabel from: http: //www.hpsc.ie
17-نیک روان مفرد م،شیری ح.اصول مراقبت های ویژه در ICU ، CCU ودیالیز،چاپ سوم،تهران ،انتشارات نور دانش،1387،ص 280-259
18-WHO Guidelines on Hand Hygiene in Health Care:First Global Patient Safety,Challenge Clean Care is Safer Care.World Health Organization &World Alliance for Patient Safety[internet]. 2009 February [cited 2014 .1.2]. Availabel from:www.cdc.gov/handhygiene .
19-Metheny N, Clouse R, Chang U, Stewart B, Tracheobronchial aspiration of gastric contents in critically ill tube-fed patients: frequency, outcomes, and risks. Crit Care Med 2006;34(4):1007–101
20-Chan E, Ruest A, Meade MO, Cook DJ. Oral decontamination for prevention of pneumonia in mechanically ventilated adults: sys--atic review and meta-analysis. BMJ 2007;334:889.
21-Trick WE, Vernon MO, Welbel SF, Demarais P, Hayden MK, Weinstein RA. Multicenter intervention program to increase adherence to hand hygiene recommendations and glove use and to reduce the incidence of antimicrobial resistance. Infect Control Hosp Epidemiol 2007;28(1):42–49.
22-Resar R, Pronovost P, Ha--en C, Simmonds T, Rainey T, Nolan T. Using a bundle approach to improve ventilator care process and reduce ventilator-associated pneumonia. Jt Comm J Qual Patient Saf 2005;31(5):243–248.
23-Cason C, Tyner T, Sunder S, Broome L. Nurses’ implementation of guidelines for ventilator-associated pneumonia from the Centers for Disease Control and Prevention. Am J Crit Care 2007;16(1):28–36
24-حسن پور دهکردی ع، خیری س، شهرانی م. بررسی تأثیر آموزش به روش یادگیری بر اساس حل مشکل و سخنرانی بر یادگیری، نگرش و عملکرد دانشجویان کارشناسی پرستاری. مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد1385; 8 (3): 82-76
25- Kandeel N , Tantawy N. Current Nursing Practice for Prevention of Ventilator Associated Pneumonia in ICUs. Life science journal 2012 ;9(3):966-75
26- Carolyn L, Tyner T, Saunders S, Broom L. Nurses' Implementation of Guidelines for Ventilator-Associated Pneumonia From the Centers for Disease Control and Prevention. American Journal of Critical Care 2007 ;16: 28-37

2264410-360680ضمائم
00ضمائم

ضمائمضمیمه الف
فرم مشاهده عملکرد
شماره
مشاهده شونده دست‌ها(ضدعفونی-شستن دستها پوشیدن دست‌کش معاینه–هیچکاری نکردن –) ساکشن انجام نشده (بلی –خیر) میزان فشار کاف (سانتی متر اب) وضعیت مناسب سر تخت (بلی –خیر) فیلتر ضد باکتری(تاریخ نگذشته-تاریخ گذشته-بدون تاریخ) آماده بودن مایع ضدعفونی (بلی-خیر)
1-
2-
3- 1-
2-
3- 1-
2-
3- 1-
2-
3- ضمیمه ب.
فرم خودگزارش‌دهی
بسم ا.. الرحمن الرحیم
پرسش‌نامه‌ی خودگزارش‌دهی پرستار در پیش‌گیری از پنومونی وابسته به ونتیلاتور(VAP)
همکار گرامی این پرسش‌نامه بدون نام پرستار بوده واز چندین ICU مختلف جهت انجام یک پژوهش گردآوری می گردد، وپاسخ شما به‌عنوان شخص خاص یا حتی ICU خاصی مطرح نمی گردد، لذا خواهشمندیم عملکرد خود را بدقت وبدون هیچ نگرانی گزارش فرمایید. باتشکر
سابقه کار شما در ICU : سال ماه
تحصیلات:
الف: کارشناسی ارشد ب: کارشناسی د: کمتر از کارشناسی
سوالات عمومی در ارتباط با روتین بخش:
1 - ایا یک پروتوکل نوشته شده(مدون) دربخش ICU شما در مورد پیش‌گیری از VAP وجود دارد؟
الف: بلی ب: خیر
2- ایا یک پروتوکل نوشته شده(مدون) دربخش ICU شما در مورد مراقبت های بهداشتی دهان وجود دارد؟

bmw9

با وجود مطالعات انجام گرفته در حوزه برند ، از یک سو مطالعات بسیار اندکی در حوزه ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتریان در ایران به خصوص در صنعت خرده فروشی انجام پذیرفته ، از سوی دیگر تلاشی جهت بررسی تاثیر عناصر آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند در صنعت خرده فروشی از طرف محققان تا به امروز در ایران صورت نگرفته است.همچنین لزوم استفاده از ابزارهای نوین بازاریابی به ویژه در حوزه ترفیع و ارتباطات منسجم بازاریابی که کمتر در فروشگاه های خرده فروشی در ایران مورد استفاده قرار گرفته نیاز به بررسی و واکاوی تاثیر عناصر ترفیع در صنعت خرده فروشی را تشدید می کند.
از اینرو تحقیق پیش رو سعی بر این دار تا اثر عناصر آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان در صنعت خرده فروشی را بسنجد و جهت نیل به این هدف با انتخاب مشتریان فروشگاه های زنجیره ای پروما شهر تهران به عنوان جامعه آماری امید دارد نتایج بسیار ارزنده ای در حوزه برند سازی واشاعه آن در فروشگاه های خرده فروشی ایران بدست آورد.
اهمیت و ضرورت تحقیقارزش ویژه برند غالباً به عنوان ارزشی که یک برند به محصول می دهد توصیف شده است. عموماً ارزش ویژه برند ناشی از کلیه فعالیتهایی است که برای فروش برند صورت میگیرد. بنابراین میتوان آن را بر مبنای فعالیتهای بازاریابی برای برند مورد نظر نیز بررسی نمود. کلر ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری را واکنش مشتری به استراتژیهای بازاریابی، هنگامی که مشتریان از برند های متنوعی آگاهی دارند، می داند (کلر ، 2001).
در واقع امروزه اعتقاد بر این است که توجه بیشتری به برندها و محصولات از دید سیستمی مورد نیاز است تا مدیران بازاریابی بتوانند با ترکیب آمیخته بازاریابی مناسب، به خلق ارزش برای برند بپردازند و بر تصمیم گیری خریداران اثر بگذارند (شوکر و همکاران ، 1994 ).
با این حال در ادبیات بازاریابی کشور نسبت به اهمیت ارزش ویژه برند در انتخاب فروشگاه های خرده فروشی از سوی مشتریان، مطالعات کمی صورت گرفته است وآن قسمتی از تحقیقات هم که این موضوع را مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند به نقش عناصر آمیخته ترفیع به عنوان یک منبع ایجاد ارزش مستقلا توجه نکرده اند.در صورت توجه و بکارگیری ترکیبی مناسب از آمیخته ترفیع ، فروشگاه های خرده فروشی مانند صنایع دیگر قادر خواهند بود در بازار رقابتی امروز بر آگاهی ، وفاداری و درک مشتریان از برند خود تاثیر بگذارند و با جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان فعلی باعث سود آوری و افزایش فروش بواسطه این سرمایه ارزشمند یعنی مشتریان ، شوند. بنابراین بررسی های آماری برای آزمون اثرات آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند در صنعت خرده فروشی بیش از پیش مورد نیاز است .
در عین حال عدم مطالعه و بررسی ارزش ویژه برند و اثر فعالیتهای بازاریابی بر آن، باعث می شود تا تصمیم گیری بر ترکیب سرمایه گذاری، با ریسک بیشتری همراه بوده و اثربخشی آن نیز کاهش یابد (کلر ، 1993). همچنین بالا رفتن ارزش ویژه یک برند باعث افزایش وفاداری، افزایش تمایل مشتریان به پرداخت قیمتهای بیشتر، افزایش تمایل به خرید، افزایش کارایی ارتباطات بازاریابی، افزایش کشش مشتریان نسبت به نوسانات قیمتی و کاهش آسیب پذیری نسبت به فعالیتهای بازاریابی رقبا میشود (باروایز ، 1994 و 1993 ).
بر این اساس بررسی و سنجش ارزش ویژه برند فروشگاه پروما از دیدگاه مصرف کنندگان می تواند به صورت راهنما و معیاری، فعالیتهای این شرکت را در جهت ایجاد یک برند قویتر هدایت و ارزیابی کند. بنابراین انجام پژوهشی که بتواند تاثیر عناصر آمیخته ترفیع را بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان در صنعت خرده روشی بررسی و ارزیابی کند کاملاً ضروری به نظر می رسد.
اهداف تحقیقهدف اصلی: سنجش میزان تاثیر آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
اهداف فرعی این تحقیق عبارتند از:
-تاثیر پیشبرد فروش بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
-تاثیر روابط عمومی بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
-تاثیر بازاریابی مستقیم بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
-تاثیر تبلیغات بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
-تاثیر فروش حضوری بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران
سوالات تحقیقسوال اصلی این تحقیق عبارت است از:
آیا آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
و سوال فرعی تحقیق عبارتند از:
-آیا پیشبرد فروش بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
-آیا روابط عمومی بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
-آیا بازاریابی مستقیم بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
-آیا تبلیغات بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
-آیا فروش حضوری بر ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کنندگان فروشگاه پروما در شهر تهران تاثیر دارد؟
فرضیات تحقیقبا توجه به اهداف تعیین شده برای این تحقیق می توان فرضیه های تحقیق را به شرح زیر بیان نمود:
فرضیه اصلی: آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند فروشگاه پروما از دیدگاه مصرف کنندگان تاثیر دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق عبارت است از :
پیشبرد فروش بر کیفیت درک شده از فروشگاه پروما تاثیر دارد
پیشبرد فروش بر وفاداری به برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
پیشبرد فروش بر آگاهی از برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
پیشبرد فروش بر تداعی برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
روابط عمومی بر کیفیت درک شده از فروشگاه پروما تاثیر دارد.
روابط عمومی بر وفاداری به برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
روابط عمومی بر آگاهی از برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
روابط عمومی بر تداعی برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
بازاریابی مستقیم بر کیفیت درک شده از فروشگاه پروما تاثیر دارد.
بازاریابی مستقیم بر وفاداری به برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
بازاریابی مستقیم بر آگاهی از برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
بازاریابی مستقیم بر تداعی برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
تبلیغات بر کیفیت درک شده از فروشگاه پروما تاثیر دارد.
تبلیغات بر وفاداری به برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
تبلیغات بر آگاهی از برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
تبلیغات بر تداعی برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
فروش حضوری بر کیفیت درک شده از فروشگاه پروما تاثیر دارد.
فروش حضوری بر وفاداری به برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
فروش حضوری بر آگاهی از برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
فروش حضوری بر تداعی برند فروشگاه پروما تاثیر دارد.
کیفیت درک شده از فروشگاه پروما بر ارزش ویژه برند آن فروشگاه تاثیر دارد.
وفاداری به برند فروشگاه پروما بر ارزش ویژه برند آن فروشگاه تاثیر دارد.
تداعی برند فروشگاه پروما بر ارزش ویژه برند آن فروشگاه تاثیر دارد .
آگاهی از برند فروشگاه پروما بر ارزش ویژه برند آن فروشگاه تاثیر دارد
روش تحقیق از نظر شیوه انجام تحقیق
به طور کلی روش های تحقیق را میتوان با توجه به دو ملاک تقسیم بندی کرد، هدف تحقیق و نحوه گردآوری داده ها. بر اساس اهداف تحقیق، این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی می باشد زیرا می تواند مورد استفاده سازمانی خاص قرار بگیرد و بر اساس شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی است، زیرا که مطالعه در زمان حال صورت می گیرد ولی مربوط به اتفاقاتی است که در گذشته روی داده است.
جامعه آماری پژوهش و ابزار سنجشجامعه آماری در این تحقیق تمامی مراجعین به فروشگاه زنجیره ای پروما در شهر تهران می باشد که حداقل یکبار خرید کرده اند. در این تحقیق با استفاده از مطالعات کتابخانه ای چهارچوب مفهومی موضوع به دست آمد و سپس ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. در این تحقیق برای سنجش روایی پرسشنامه، از روایی محتوا ، ضمن آنکه برای بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ بهره می بریم.
قلمرو تحقیققلمرو زمانی تحقیق پاییز 1392می باشد و قلمرو مکانی تحقیق فروشگاه پروما در شهر تهران است.
تعریف روش های مورد نظر برای تجزیه و تحلیل داده ها وآزمون فرضیه ها:برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار SPSSو همچنین لیزرل و تکنیک آماری معادلات ساختاری (SEM)بهره گرفته ایم تا از این طریق ارتباط علی بین معیارهای مدل مشخص شده و راهکارهای صحیح ومناسب را تدوین نمود.
چهارچوب نظری تحقیقچهار چوب نظری بیانی است که کل پژوهش بر آن استوار می شود .این چهارچوب شبکه ای است منطقی،توصیفی و پرورده ،مشتمل بر روابط موجود میان متغییر هایی که در پی اجرای فرایند هایی چون مصاحبه، مشاهده، و بررسی پیشینه تحقیق شناسایی شده اند. چهارچوب نظری روابط میان متغیر ها را روشن می کند.نظریه هایی که مبانی این روابط هستند می پروراند ونیز ماهیت وجهت این روابط را توصیف می کند .همان گونه که بررسی پیشینه مبانی چهارچوب نظری را تشکیل می دهد ، یک چهارچوب نظری خوب نیز در جای خود مبانی منطقی لازم برای تدوین فرضیه های آزمون پذیر را فراهم می آورد. صداقت و همکاران در پژوهشی در سال 2012 تاثیر عناصر آمیخته ترفیع را بر روی ارزش ویژه برند در ارتباط با محصولات سامسونگ مورد بررسی قرار دادند.
کیفیت درک شده
پیشبرد فروش

وفاداری به برند
روابط عمومی

ارزش ویژه برند
آگاهی از برند
بازاریابی مستقیم

تداعی برند
تبلیغات

فروش حضوری

مدل مفهومی تحقیقمنبع: (صداقت و همکاران ،2012)
متغیر های تحقیقمتغیر های مستقلمتغیر مستقل یک ویژگی و خصوصیت است که بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت یا دستکاری می.شود و مقادیری را می پذیرد تا تاثیرش بر روی متغیر وابسته مشاهده شود.(خاکی،1379،ص167)متغیرهای مستقل این تحقیق عبارت است از : اجزای آمیخته ترفیع می باشد و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری
متغیرهای میانجی وابستهمتغیر های میانجی وابسته این تحقیق عبارت است از : کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برند
متغیر های وابسته نهاییمتغیر وابسته نهایی ،متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییر پذیری در آن است به عبارت دیگر یک متغیر اصلی است که در قالب یک مساله برای تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.با تجزیه وتحلیل متغیر وابسته، باشناسایی عوامل موثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مساله شناخت.(خاکی،1387،ص166) در این تحقیق ارزش ویژه برند به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهادر این تحقیق سه دسته متغیر وجود دارد . متغیرهای مستقل که اجزای آمیخته ترفیع می باشند و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری ؛ اجزای ارزش ویژه برند که متغیر های میانجی وابسته هستند و عبارتند از کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برندو ارزش ویژه برند که متغیر وابسته نهایی است.
آمیخته ترفیع : مجموعه ای از ابزار است که توسط یک کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرد تا بتواند در جهت منافعی که محصولات و یا خدماتش به مشتریان می دهد ، ارتباطی موثر برقرار کند. پنج بعد اصلی آمیخته ترفیع عبارتست از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری (گیلبرت ، 2008).


پیشبرد فروش : پیشبرد فروش شامل محرک های کوتاه مدت برای تشویق به خرید یا فروش محصول و خدمات سازمان است که دراصل، فعالیتهای بازاریابی مختلف یک سازمان در ارتباط با مشتریان را دربرمیگیرد ( بلچ ، 2004).
تبلیغات : عبارت است از برقراری هرگونه ارتباط غیرشخصی با مخاطبان و انتقال پیام از طریق رسانه های مختلف، به منظور ترویج و ارائه ی محصول، خدمات یا ایده (باراسینگتون ، 2000).
روابط عمومی : قالبی از مدیریت ارتباطات می باشد که در جستجوی تاثیر گذاری بر روی تصویر یک سازمان ، خدمات و محصولاتش است . روابط عمومی اغلب بر روی ارتباط مثبت با ابعاد یک کسب و کار متمرکز است(فیسک ، 1980).
بازاریابی مستقیم : عبارتست از یک سیستم بازاریابی تعاملی که با استفاده از یک یا چند رسانه تبلیغاتی بر روی یک پاسخ قابل اندازه گیری و یا یک معامله در هر مکانی تاثیر می گذارد( کاتلر ، 2001) .
فروش حضوری : روند کمک و متقاعد کردن یک یا چند مشتری برای خرید کالا یا خدمات یا کار کردن بر روی هر ایده ای واسطه استفاده از یک معرفی شفاهی ( گیلبرت ، 2008 ).
کیفیت درک شده : کیفیت درک شده جزیی از ارزش ویژه برند و به عنوان قضاوت ذهنی مشتری نسبت به نحوه عملکرد یک محصول است. کیفیت درک شده نوعی نگرش است که با رضایت مصرف کننده در ارتباط بوده و از مقایسه انتظارات مشتری با درک عملکرد آن نشات می گیرد و از طریق فراهم کردن دلیلی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید و متمایز شدن از سایر برندها ، برای مشتریان ارزش می آورد(راولی، 1998).
وفاداری به برند : وفاداری به برند را میتوان به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک برند نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری مزبور و قصد ادامه خرید در آینده تعریف کرد( بیرلی و همکاران ، 2004 ).
آگاهی از برند : آگاهی از برند را می توان توانایی مصرف کننده در شناسایی یا به خاطر آوردن یک برند در یک طبقه محصول مشخص تعریف کرد ( آکر ، 1991 ).
تداعی با برند : تداعی، یک ارزش و احساسی در مورد برندها ایجاد می نماید، که آنها را از سایر برندها متمایز مینماید. همچنین مصرف کننده یک نشانی از محصولی که خریداری می نماید یا درخانواده خود مصرف می نماید در حافظه خود ذخیره می نماید که الزاماً اسم آن محصول نیست و می تواند شامل شکل بسته بندی، طراحی یا عکسهای خاص و یا هر چیز دیگر که می تواند در انسان تداعی شود( گیل ، 2007 )
ارزش ویژه برند : مفهوم ارزش ویژه برند غالباً به عنوان ارزشی که یک برند به محصول می دهد و به عنوان یک شاخص کلیدی تعیین وضعیت سلامت برندکه بازبینی مداوم آن به عنوان مرحله ای مهم در مدیریت موثر برند است، توصیف شده است( کلر ، 2001 ).
ادبیات تحقیق
مقدمهدر یک بازار پویا کوشش دستگاههای بازاریابی بیشتر متوجه تأثیرگذاری روی مصرف کنندگان و خریداران است تا ایجاد تقاضای جدید. وقتی یک محصول جدید به بازار عرضه می گردد، بازاریابی وارد عمل می شود و با استفاده از ابزارهای ترفیعی ، مصرف کننده را ترغیب به خرید محصول جدید می نماید .
از سوی دیگر ارزش ویژه برند مزایای بسیاری برای شرکت ها و تولید کنندگان دارد، به عنوان مثال اگر برندی از ارزش ویژه بالایی برخوردار باشد در این صورت مصرف کننده هدف رفتار مثبتی نسبت به برند خواهد داشت که در نتیجه حاضر است قیمت بالایی برای محصول یا خدمت خود پرداخت کند، خرید خود را تکرار نماید، تبلیغات دهان به دهان برای محصول انجام دهد (کیم و هون ، 2010).
فروشگاه های خرده فروشی که پل اصلی بین تولید کننده و مصرف کننده می باشد(اسماعیل پور 1384، ص.263) همسو با دیگر شرکت ها سعی در بالا بردن ارزش ویژه برند خود دارند و در این راستا از فعالیت های بازاریابی بویژه ابزارهای ترفیعی و ترویجی استفاده می کنند .
مفاهیم تحقیقآمیخته ترفیع و ابعاد آنوقتی یک محصول جدید به بازار عرضه می گردد ، بازاریابی وارد عمل می شودو با استفاده از ابزارهای ترفیعی ، مصرف کننده را ترغیب به خرید محصول جدید می نماید . ترفیع یکی از عناصر آمیخته بازاریابی است که از طریق آن شرکت با مصرف کننده ارتباط برقرار می کند و از طریق تبلیغات، پیشبرد فروش، فروش شخصی ، روابط عمومی و بازاریابی مستقیم او را به خرید محصول تشویق میکند(کاتلر، ( 1991.
پیشبرد فروش
یکی دیگر از اجزای آمیخته ترفیع پیشبرد فروش است که شامل محرک ها و مشوق های کوتاه مدت برای تشویق به خرید یا فروش یک محصول یا خدمت است. پیشبرد فروش شامل انواع گسترده ای از ابزار ترفیعی است که برای برانگیختن واکنش های قوی تر یا سریع تر بازار طراحی شده است. این ابزار موارد زیر را شامل می شود.
1- تشویق مصرف کنندگان با ابزاری مانند نمونه ها، کوپن های تخفیفی، بازپرداخت های تخفیفی از طرف کارخانه به خریداران، حراج، کاهش قیمت ها، جایزه های برای خرید محصول، تمبرهای تجاری و نمایش محصول.
2- ترفیع تجاری با ابزاری مانند تخفیف های خرید به خرده فروشان، محصولات رایگان برای خرده فروشان، بازپرداخت های تخفیفی به خرده فروشان برای حمایت آن ها از محصول ،آگهی های تعاونی و مسابقه های فروش برای عاملان فروش
3- تشویق فروشندگان با ابزاری مانند انعام ها و مسابقه ها.
بیشتر سازمان ها از جمله تولیدکنندگان ،توزیع کنندگان، خرده فروشان، انجمن های بازرگانی و موسسات غیرانتفاعی می توانند از ابزار پیشبرد فروش استفاده کنند. هزینه پیشبرد فروش در ایران به سرعت در حال افزایش است و بسیاری از شرکت ها و سازمان های تجاری و غیرتجاری برای جلب نظر خریداران و تشویق و ترغیب آنان به خرید از این ابزار استفاده می کنند. برخی از ابزار پیشبرد فروش برای ایجاد مشتری است که شامل یک پیام فروش به همرا فرایندی برای ایجاد تقاضای درازمدت مصرف کنندگان به جای تغییر خرید یک مارک به طور موقت است. این فرایند شامل ارایه نمونه های محصول، کوپن های تخفیفی و جایزه برای خرید محصول است. دیگر ابزار پیشبرد فروش که برای ایجاد مشتری نیستند عبارتند از : بسته های بزرگتر شامل چند عدد از محصول با قیمت پایین تر، اعطای جایزه به مشتریان که این جوایز به خرید محصول ارتباط ندارد، قرعه کشی ها ،مسابقه ها، بازپرداخت های تخفیفی از طرف کارخانه به خریداران و تخفیف های تجاری. ابزار پیشبرد فروشی که مشتری ایجاد می کنند به دلیل تاثیرات درازمدتشان مطلوب ترند. در بسیاری از موارد پیشبرد فروش همراه با آگهی یا فروش حضوری مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال ابزار پیشبرد فروش باید عموما آگهی شوند تا مردم از آن ها اطلاع یابند. این ابزار بر هیجان و قدرت کشش آگهی ها می افزایند.
برای استفاده از پیشبرد فروش شرکت باید اهداف خود را تعیین کند، ابزار پیشبرد فروش را انتخاب نماید، برنامه ای را توسعه دهد، آن را قبلا آزمایش کرده، سپس اجرا و کنترل کند و در نهایت نتایج آن را مورد ارزیابی قرار دهد. اهداف پیشبرد فروش بر مبنای اهداف بازاریابی محصول تعیین می شود و با توجه به نوع بازار هدف متغیر خواهد بود. در مورد مصرف کنندگان ، اهداف شامل جلب بیشتر آن ها برای خریدن مقادیر بیشتری از محصول، تشویق خریدهای آزمایشی کسانی که محصول را مصرف نمی کنند و جلب نظر کسانی است که محصولات رقبا را می خرند. در مورد خرده فروشان اهداف شامل تشویق آن ها به عرضه محصولات جدید و داشتن موجودی بیشتر، آگهی محلی محصول، اختصاص دادن قفسه های بیشتر به محصول و پیش خرید محصول است. در مورد نیروی فروش ، اهداف شامل به دست آوردن حمایت بیشتر برای محصولات موجود یا جدید و تشویق آن ها به یافتن خریداران جدید است(روستا و همکاران،1388، 346).
روابط عمومی
روابط عمومی ابزار بدون هزینه آمیخته پیشبرد است و از ویژگی هایی مانند خلاقیت، خلع سلاح کردن خریداران(تماس با مشتریان احتمالی، یعنی همان کسانی که از دست فروشندگان و تبلیغات فرار می کنند) و ایجاد پروژه های همگانی و پر هیاهو، بهره می برند. هدف این ابزار به دست آوردن یک تصور مطلوب از شرکت در بین مصرف کنندگان بالفعل و بالقوه شرکت است و بازخورد آن بسیار کم است.این عامل در آمیخته ترفیع همه ابزار ارتباطی را در بر می گیرد که می توانند پیامی را به مخاطبان هدف برساند. این ابزار را می توان به پنج گروه بخشبندی کرد:
- تبلیغات
- پیشبرد فروش
- روابط عمومی
- نیروی فروش
- بازار یابی مستقیم (فروش حضوری) (کاتلر،1385،ص251).
ارایه تعریفی از روابط عمومی که قابل قبول برای همه باشد کار آسانی نیست تاکنون در تعریف روابط عمومی در کتاب ها، مجلات، مقالات و جزوات درسی مطالب و عبارات مختلفی آمده است. اسکات کاتلیپ در کتاب مشهور خود به نام روابط عمومی اثربخش آن را این گونه شرح می دهد: روابط عمومی کوشش برنامه ریزی شده برای نفوذ در افکار عمومی از طریق کار و عمل قابل قبول و ارتباط دوجانبه است. در یک بیان ساده می توان گفت که روابط عمومی در سازمان ها عبارت است از : کلیه راه ها و روش ها برای ایجاد ، حفظ و تداوم ارتباط با عموم جامعه برای شناساندن سازمان و افراد درون سازمان که در این میان از رسانه ها و وسایل ارتباطی برای بهبود این ارتباط استفاده می گردد. نقش روابط عمومی و حیطه فعالیت آن بر هیچ کس پوشیده نیست. سازمان ها برای رسیدن به اهداف و حفظ پویایی حیات خود، نیازمند تعامل با مخاطبین در درون و بیرون سازمان هستند. با توجه به موارد ذکر شده در بالا می توان گفت که روابط عمومی یکی از مهم ترین عوامل موثر در سرنوشت هر سازمان و گروه محسوب می شود و پل ارتباطی مردم در دستگاه های اجرایی جهت ایجاد ارتباط متقابل است. معمولا از روابط عمومی برای ترویج محصولات، افراد ، مکان ها، ایده ها، فعالیت ها، سازمان و حتی کشورها استفاده می شود. با توجه به رایگان بودن یا بی هزینه و شاید کم هزینه بودن روابط عمومی، گروه ها و سازمان های غیرانتفاعی آن را اساس طرح های ترویجی خود به حساب می آورند. روابط عمومی با ایجاد رابطه ای مناسب با انواع مختلف مشتری از طریق پیام های مطلوب، ایجاد تصویر ذهنی خوبی از شرکت در ذهن آن ها، خلق داستان ها، رویدادها، و تفکرات مثبت و حذف داستان ها، رویدادها و شایعات نامطلوببه سازمان کمک می کند. امروزه یکی از مهم ترین و حساس ترین وظایف روابط عمومی ها در بعد برون سازمانی، برقراری ارتباطی صحیح و اندیشمندانه برپایه عقل و خرد با رسانه های جمعی است. می توان گفت که روابط عمومی هنر کاربرد خردمندانه رسانه ها برای نفوذ در افکار عمومی است. لذا روابط عمومی ها باید برای رساندن پیام های سازمانی خود به عموم مردم اقدام کنند و در این راستا نیازمند همکاری با رسانه ها هستند. در انتخاب کانال های ارتباطی باید دقت شود که این کانال ها با مخاطبان مورد نظر مطابقت داشته باشند. کانال های ارتباطی را می توان به دو دسته کانال هایی که از طریق آن ها ارتباط مستقیم برقرار می شود تقسیم کرد که عبارتند از جشن های عمومی، جلسات شخصی، نمایش عمومی، سخنرانی عمومی، رویدادهای خاص، وب سایت ها و کانال های ارتباطی که از تماس های غیرمستقیم استفاده می کنند شامل مصاحبه ها، مشاوره های رسانه ای،رویدادهای رسانه ای، کنفرانس های خبری،بیانیه خبر مطبوعاتی و بیانیه خبر تصویری هستند. یکی از وظایف مهم و در عین حال اصلی روابط عمومی ها، انعکاس اخبار و رویدادهای سازمانی به مخاطبان از طریق رسانه است. با توجه به حساسیت و اهمیت این امر معمولا روابط عمومی ها در چارت سازمانی خود واحدی را تحت عنوان مدیریت ارتباط با رسانه ها یا شخصی را به عنوان مسئول ارتباط با رسانه ها دارند. بنابراین اطلاع رسانی صحیح و کامل با هدف افزایش آگاهی های عمومی افراد جامعه، از طریق همکاری مطلوب و موثر روابط عمومی ها با رسانه ها امکان پذیر می شود(گودرزی و اسمعیلی،1390).
بازاریابی مستقیم
اﻧﻘﻼب در اﻃﻼﻋﺎت و ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﻧﻮﻳـﺪﺑﺨﺶ ﺗﻐﻴﻴـﺮ ﻣﺎﻫﻴـﺖ ﺧﺮﻳﺪ و ﻓﺮوش اﺳﺖ. ﻣﺮدم در ﻫﺮ ﻛﺠﺎی ﺟﻬـﺎن، ﺑـﺎ ﻛﻤـﻚ اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺑﻪ ﻛﺎﻻﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ دﺳﺘﺮﺳﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻣـﻲ ﺗﻮاﻧﻨـﺪ آﻧﻬﺎ را ﺳـﻔﺎرش دﻫﻨـﺪ. آﻧﻬـﺎ ﻫﻤﭽﻨـﻴﻦ از ﻃﺮﻳـﻖ ﺧـﺪﻣﺎت ﺑﺮﺧﻂ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﻣـﻮرد ﻛﺎﻻﻫـﺎ و ﺧـﺪﻣﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﺑـﺎ دﻳﮕﺮ ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن، ﮔﻔﺖ و ﮔـﻮ ﻛـﺮده و ﺗﻮﺻـﻴﻪ ﻫـﺎﻳﻲ درﻳﺎﻓﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﻨﺎﺳـﺐ، ﺳـﻔﺎرش ﺧﺮﻳﺪ ﺧﻮد را اﻧﺠﺎم ﺑﺪﻫﻨﺪ و روز ﺑﻌﺪ، آن را درﻳﺎﻓـﺖ دارﻧـﺪ. ﺷـﺮﻛﺖ ﻫــﺎ در ﻧﺘﻴﺠــﻪ ﭘﻴـﺸﺮﻓﺖ ﻫــﺎﻳﻲ ﻛــﻪ در ﺗﻜﻨﻮﻟــﻮژی ﭘﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎی اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺑﻮﺟـﻮد آﻣـﺪه، از واﺑـﺴﺘﮕﻲ ﺧـﻮد ﺑـﻪ واﺳﻄﻪ ﻫﺎ، ﻋﻤﺪه ﻓﺮوش و ﺧﺮده ﻓﺮوش ﻛﺎﺳﺘﻪ، و ﺑﻴـﺸﺘﺮ از ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺧﺪﻣﺎﺗﻲ ﺗـﺎ ﻫﻤﻴﻦ اواﺧﺮ از ﻧﻈﺮ اﺳﺘﻔﺎده از اﺻـﻮل و ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ، ﭘــﺸﺖ ﺳــﺮ ﻣﻮﺳــﺴﺎت ﺗﻮﻟﻴــﺪی ﻗــﺮار داﺷــﺘﻨﺪ. ﺑــﺴﻴﺎری از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی (ﻣﺎﻧﻨـﺪ ﺗﻌﻤﻴـﺮ ﻛﻔـﺶ، آراﻳـﺸﮕﺮی) ﻛﻮﭼﻜﻨﺪ و در آﻧﻬـﺎ از ﺗﻜﻨﻴـﻚ ﻫـﺎی ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ و ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﭼﻨﺪاﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻲآورﻧﺪ.ﺑﺴﻴﺎری از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﺣﺮﻓﻪ ای (ﻧﻈﻴﺮ ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺣﻘـﻮﻗﻲ وﺣـﺴﺎﺑﺪاری) ﻧﻴﺰ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺸﺘﺮ ﺗﺼﻮر ﻣﻲ ﻛﺮدﻧﺪ ﻛـﻪ اﺳـﺘﻔﺎده از ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ در ﺷﺎن ﺣﺮﻓﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﻴﺴﺖ. دﻳﮕـﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴـﺖ ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی (ﻧﻈﻴﺮ ﻣﺮاﻛﺰ آﻣﻮزﺷﻲ، ﻣﺮاﻛﺰ درﻣﺎﻧﻲ) ﻫﻢ ﺗـﺎ ﻫﻤﻴﻦ اواﺧﺮ ﺑﺎ ﭼﻨﺎن ﺗﻘﺎﺿﺎی زﻳﺎدی روﺑﺮو ﺑﻮدﻧﺪ و ﻳﺎ رﻗﺎﺑﺖ در ﺣﻴﻄﻪ ﻛﺎرﺷﺎن آن ﻗﺪر ﻛﻢ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻧﻴـﺎزی ﺑـﻪ ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ ﭘﻴﺪا ﻧﻤﻲ ﻛﺮدﻧﺪ. اﻣﺎ اﻳﻦ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﺮده و ﻳﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻋﺮﺿﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ارﻛﺎﻧﻲ ﺑﻴﺶ از آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺑﺮﻋﺮﺿـﻪ ﻛﺎﻻﻫﺎ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲﮔﺬارﻧـﺪ، ﻗﺮارﻣـﻲ ﮔﻴﺮﻧـﺪ.
ﻧﻜﺘـﻪ ای ﻛـﻪ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺑﻜﺎر ﺑﺮدن اﺑﺰارﻫﺎی ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴـﺖ اﺳﺖ، اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ درﺳﺘﻲ ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد، اﻓﺮاد ﺑﻪ اﻃﻼﻋـﺎت ﻣﻨﺎﺳـﺐ دﺳﺘﺮﺳـﻲ ﻳﺎﻓﺘـﻪ و از آن اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ داﺷﺖ. اﻣﺎ اﮔﺮ ﺑﺎزارﻳـﺎب ﻣـﺴﺘﻘﻴﻢ،ﻛﺎﻻی ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻛﺴﻲ اراﺋﻪ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻋﻼﻗـﻪ ای ﺑـﻪ آن ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﻧﺪارد ﻧﻬﺎﻳﺘـﺎ ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﻋﻜـﺲ ﺧﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ. ﭼﻮن ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﻛﻪ از ﻧﺎم ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣـﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑـﺮ ﻣـﻲ آﻳـﺪ، ﻣﻨﻈﻮر ﺗﻤﺎس ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ اﻓﺮادی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻـﻮرت ﺑـﺎﻟﻘﻮه ﺑﻪ ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﺎ ﻋﻼﻗﻪ دارﻧﺪ. اﻣﺮوزه ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺷﺘﺎب زﻳﺎدی ﻛﻪ در ﺗﻐﻴﻴﺮات ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﺧـﻮد ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻴﻢ، اﻓﺮاد ﻓﺮﺻﺖ ﻣﺤﺪودﺗﺮی ﺑﺮای دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑـﻪ ﺑﺴﻴﺎری از اﺑﺰارﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ دارﻧﺪ و ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ اﻫﻤﻴـﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ زﻣﺎن در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰی ﻫﺎی روزاﻧﻪ اﻓﺮاد، ﺗﺎﻛﻴـﺪ ﺑـﻪ روش ﻫﺎی ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ راﻫﻲ ﺑﺮای ﻓـﺮوش وآﮔﺎه ﺳﺎزی ﻣـﺸﺘﺮﻳﺎن ﺑﺎﺷـﺪ. در واﻗـﻊ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﺣﺮﻛﺖ از ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ اﻧﺒﻮه ﺑـﻪ ﺳـﻤﺖ ﻧـﻮﻋﻲ از ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮی و داﺷﺘﻦ راه ﻫـﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﺴﻴﺎر را در ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ ﻫـﺎی ﺧـﻮد ﻗـﺮار ﻣـﻲ دﻫﺪ. اﻣﺮوزه رﺳـﺎﻧﻪ ﻫـﺎی ﺟﺪﻳـﺪ ﻧﻈﻴـﺮ ﻛـﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ،ﻣـﻮدم ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎی ﻓﻜﺲ، ﭘﺴﺖ اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻜﻲ، اﻳﻨﺘﺮﻧـﺖ و ﺧـﺪﻣﺎت ﺑﺮﺧﻂ اﻣﻜﺎن ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻬﺘـﺮی را ﻓـﺮاﻫﻢ ﺳـﺎﺧﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﻴﺪاﻳﺶ و ﻣﻌﺮﻓﻲ اﻳﻦ اﺑﺰارﻫﺎ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎی ﺑـﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل آﻧﻬﺎ، ﻓﺮﺻـﺖ ﻫـﺎی اﺳـﺘﻔﺎده از ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ را ﺑـﺴﻴﺎر اﻓـﺰاﻳﺶ داده اﺳـﺖ. اﻳﻨـﻚ ﺷـﺮﻛﺖ ﻫـﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺧﻮد ﺗﻤـﺎس ﺑﺮﻗـﺮار ﻛﺮده و ﺑﺮای آﻧﻬﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺳﻔﺎرﺷﻲ اراﺋﻪ دﻫﻨﺪ ﺗـﺎ ﺣـﺪی ﻛﻪ ﺣﺘﻲ اﻻﻣﻜﺎن ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎی آﻧﻬﺎ ﺳﺎزﮔﺎری داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت ﻳـﻚ ﻋﻠـﻢ ﭘﻴﭽﻴـﺪه و دﻗﻴـﻖ درآﻣﺪه و ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ اﻓﺮاد ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ وآﮔـﺎه ﻣـﻲ ﺑﺎﺷـﺪ. ﺑﻴـﺸﺘﺮ ﺑﺎزارﻳﺎﺑﺎن ﻣﺘﻘﺎﻋﺪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ رواﺑﻂ ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻧﺸﺎن ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻧﺎﻳﻞ ﺷﺪن ﺑﻪ رﻓﺘﺎری ﺗﻮام ﺑﺎ وﻓﺎداری ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. در اﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻔـﻲ از ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ ﻣـﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﭘﺮدازﻳﻢ: ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻳﻚ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻛﺎری ﻣـﺪرن ﺑـﺎ ﻫﺪف ﻣﺎﻛﺰﻳﻤﻢ ﻛـﺮدن ﺳـﻮد ﺣﺎﺻـﻞ از ﺑﺎزارﻳـﺎﺑﻲ در ﮔـﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﻲ از ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن و اﻣﻜﺎن اراﺋﻪ ﻛﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت و ﻳﺎ اﻧﺘﻘﺎل ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﺧﺎﺻﻲ از آﻧﻬﺎ از ﻃﺮﻳﻖ ﭘﺴﺖ، ﺗﻠﻔـﻦ، ﭘـﺴﺖ اﻟﻜﺘﺮوﻧﻴﻚ ﺑﺎ ﺳﻴﺮ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ اﺳﺖ. ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻠﻲ را ﺑﺮای ﻏﻠﺒﻪ ﺷﺪن ﺑﺮدﺷﻮاری ﻫﺎ دارد(عبدالوند و همکاران،1389).
تبلیغات
درباره واژه تبلیغات تعاریف و تعابیر مختلفی ذکر شده است. اما بطور کلی اکثر این تعاریف تبلیغات را شامل روشهای گوناگونی دانسته اند که از طریق آنها یک فرد یا سازمان اطلاعات مورد نظر خود را به سایرین منتقل می کند. امروزه شرکتها برای عقب نماندن از سایر رقبا و معرفی محصولات خود به مشتریان به طور گسترده ای از انواع روشهای تبلیغاتی استفاده می کنند. در غیر این صورت در ایجاد ارتباط با مشتریان ناموفق خواهند شد و از گردونه رقابت خارج می شوند. از آنجایی که رسانه تبلیغات نقش مهمی در رابطه با موفقیت ارتباط یک برند با مشتریان ایفا می کند، درک نقش هریک از عناصر آمیخته رسانه در ایجاد ارزش ویژه برند تبدیل به یک موضوع مهم و بحرانی شده است(چاتوپاد و همکاران ، 2010).
تبلیغات نیرومندترین ابزار آگاهی بخش، در شناساندن یک شرکت، کالا، خدمت یا اندیشه و دیدگاه می باشد. گستردگی میدان تبلیغات چشمگیر است. چنانچه آگهی ها سازنده و گیرا باشند، می توانند یک "تصور" در مخاطب به وجود بیاورند - حتی او را تا اندازه ای به موضوع علاقه مند می نمایند یا دست کم به پذیرش و شناخت فرآورده و نام بازرگانی آن دارند.
تبلیغات هنگامی به خوبی کارساز است که محدود به بازار هدف شود. تبلیغ در مجله ها و نشریه های تخصصی برای گروههای ویژه همچون مدیران، پزشکان، ورزشکاران و ورزش دوستان، ماهیگیران و مانند اینها، تأثیر فراوانی دارد. اینگونه تبلیغات را به جای هزینه، می توان سرمایه گذاری به حساب آورد؛ هر چند بازده و بازگشت سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات چندان روشن نیست.
امر تبلیغات بازرگانی به تصمیم گیری در پنج محور پیوند می یابد: رسالت تبلیغ، پیام رسانه، هزینه و بودجه، و ارزیابی نتیجه. گام نخست رسالت تبلیغ است. آیا منظور از دادن آگاهی، واداشتن به خرید، یا یادآوری مشتریان و بازار هدف می باشد؟ چنین رسالتی به آگاه شدن، علاقه مندی، یا اقدام مشتریان می انجامد. طراحی پیام با گزینش رسانه مناسب ارتباط پیدا می کند. هر چند بایستی پیامی یکسان از همه رسانه های سنتی همچون مطبوعات، رادیو، تلویزیون و تابلوهای ثابت و سیار و رسانه های نوین مانند نمابر، پست الکترونیکی و اینترنت پخش شود، ولی هر کدام گونه ای خلاقیت و کار وی‍ژه را می طلبند. تصمیم گیری درباره بودجه تبلیغ و هزینه های آن، کاری بسیار حساس است. اگر در این زمینه کم هزینه شود، مانند این است که سرمایه فراوانی را به هدر داده باشیم، زیرا تبلیغ توجه گروه مناسبی را جلب نمی کند. بسیاری از شرکتها به مقررات بودجه بندی برای تبلیغ بر پایه توان مالی شرکت، درصدی از فروش گذشته یا فروش پیش بینی شده آینده، یا درصدی از آنچه رقیبان هزینه تبلیغ می کنند، اقدام نمایند. ولی کارآمد ترین رهیافت، برگزیدن روش "منظور- اقدام" است. در این روش شرکت تصمیم می گیرد که به چه شماری از مردم در بازار هدف، با چه فروانی و چگونه تأثیری، میخواهد برسد. در آن صورت محاسبه بودجه لازم برای انجام منظورهای یاد شده آسان می گردد. در اجرای گام آخر که ارزیابی نتیجه است، شرکتها برای تبلیغات خود معیارهایی از بازدهی مانند شناخته شدن فراورده و برتر شدن یک فرآورده از همگنان را، بر می گزینند. البته بهترین راه اندازه گیری و ارزیابی نتیجه، بررسی تأثیر تبلیغ بر فروش می باشد.
آگهی ها را می توان بر اساس اینکه هدف آنها، آگاه کردن، ترغیب کردن یا یادآوری است طبقه بندی کرد.
-تبلیغات آگاه کننده: اطلاع رسانی درباره محصولات جدید بانکی، توصیف خدمات موجود، تصحیح برداشت های غلط و...
-آگهی ترغیب کننده: ایجاد ترجیحات برای بانک مورد نظر، تشویق به خرید خدمت بانک مورد نظر به جای خدمات بانک های رقیب و...
-آگهی یادآوری کننده: یادآوری این موضوع که خدمت ممکن است در آینده نزدیک مورد نیاز باشد.
فروش حضوری
این عنصر آمیخته ترفیع، مهمترین نوع این آمیخته است، که معمولاً برای محصولاتی با قیمت های بالاتر مانند خانه و اتومبیل به کار می رود، در فروش حضوری ارتباطات بیشتر به صورت فرد به فرد اتفاق می افتد. از ابزارهای آن می توان جلسات حضوری، مکالمات تلفنی و یا ارتباطات کامپیوتری از قبیل ایمیل، چت و یا ویدئو کنفرانس... نام برد. شرکت ها معمولاً برای تربیت پرسنل مشغول به این امر، خود دوره های آموزشی لازم را می گذرانند و از این حیث این روش، روش هزینه بر و گرانی می باشد. اما روش مذبور باعث می شود نوعی تعهد در خریدار به وجود آید و خود را ملزم به گوش دادن به حرف فروشنده می نماید.(کاتلر،1385).فروش حضوری عبارت است از انتقال اطلاعات درباره محصول، خدمت، ایده و نظایر این ها به مشتریان جهت متقاعد کردن آن ها برای خرید. فروش حضوری با دیگر اجزای آمیخته ترفیع مانند آگهی، پیشبرد فروش و روابط عمومی تفاوت دارد و در مقایسه با آن ها از مزایای بیشتری برخوردار است. مزیت اول این است که فروشندگان می توانند صحبت های خود را با نیازها و رفتار هریک از مشتریان هماهنگ کنند و از این طریق می توانند واکنش مشتریان را نسبت به یک روش فروش بخصوص مشاهده کرده، سپس در همان لحظه تعدیل ها و اصلاحات لازم را اعمال کنند. مزیت دوم فروش حضوری این است که با استفاده از این روش معمولا می توان فعالیت را روی مشتریان بالقوه متمرکز کرد و بدین وسیله کوشش های هدر رفته را به حداقل ممکن رسانید. در مقابل در اکثر آگهی ها قسمت عمده هزینه، صرف رساندن پیغام به افرادی می شود که در حقیقت مشتری بالقوه نیستند. در فروش حضوری شرکت می تواند بازار مشخص را به طور موثرتری هدف قرار دهد. مزیت سوم فروش حضوری این است که در بیشتر موارد به فروش واقعی منجر می شود. آگهی نظرها را جلب کرده تمایلات را بر می انگیزد، ولی معمولا به عمل خرید جهت کامل کردن فعالیت های فروش منجر نمی شود. محدودیت اصلی فروش حضوری هزینه بالای آن است. در واقع استفاده از نیروی فروش شرکت را قادر می سازد که با حداقل کوشش های هدر رفته به بازار خود برسد ولی هزینه توسعه و اداره کردن نیروی فروش بالاست. محدودیت دیگر روش فروش حضوری آن است که اغلب به دلیل عدم توانایی شرکت در جلب افرادی که برای این وظیفه واجد شرایط هستند میزان فروش محدود می شود. امروزه نیروی فروش در مناطق مربوط به خود برنامه ریزی استراتژیک انجام می دهند. نیروی فروش معمولا تحت سرپرستی کمی قرار دارند. در حالیکه منطقه جغرافیایی خاص ترکیبی از محصولات و ساختار معینی در اختیار آنان است. همچنین ممکن است برای آنان دوره های آموزشی خاصی در شرکت در نظر گرفته شود. معمولا برای آنان سهمیه فروش تعیین می گردد. نیروی فروش ممکن است مجبور باشند در چهارچوب راهبرد شرکت تاکتیک های خودشان را جهت رسیدن به اهدافشان بکار گیرند(روستا و همکاران،1386، 354).
ابعاد ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کننده در مدل آکردر چارچوب مفهومی این مطالعه، ابعاد مختلف ارزش ویژه برند درمدل پیشنهادی آکر با ارزش ویژه برند مرتبط می شوند. بر اساس مدل آکر ( 1991 ) ابعاد اصلی ارزش ویژه برند کیفیت درک شده، وفاداری برند، آگاهی برند، تداعی برند و سایر دارایی های وابسته به برند ) نظیر حق امتیاز ، حق اختراع و (…می باشد. با این که آکر پنج عامل تأثیر گذار بر ارزش ویژه برند معرفی کرده است، به دلیل گستردگی زیاد بعد پنجم عملا چهار عامل مورد استفاده محققان قرار گرفته است و حتی آکر هم در سایر نظریاتش از همین چهار عامل استفاده کرده است (آکر و یواخیستالر ، 2010).
کیفیت درک شده
کیفیت درک شده جزیی از ارزش ویژه برند و به عنوان قضاوت ذهنی مشتری نسبت به نحوه عملکرد یک محصول است. کیفیت درک شده نوعی نگرش است که با رضایت مصرف کننده در ارتباط بوده و از مقایسه انتظارات مشتری با درک عملکرد آن نشات میگیرد(راولی ، 1998) و از طریق فراهم کردن دلیلی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید و متمایز شدن از سایر برند های تجاری، برای مشتریان ارزش می آورد.
ارتباط مثبتی بین کیفیت درک شده از خدمات با قصد خرید مجدد، توصیه آن و مقاومت در برابر جایگزین های بهتر وجود دارد که از آن میتوان به عنوان وفاداری مشتری به برند تفسیر کرد(جونز و همکاران ، 2001). اعتماد مشتری زمانی که مبنای آن کیفیت درک شده از برند باشد، وفاداری نگرشی و رفتاری را افزایش میدهد(چاندوری و هالبروک ، 2001)همچنین عدم اطمینان از کیفیت فروشگاه، با نگرش های مصرف کننده نسبت به ریسک ، کیفیت و قیمت آن فروشگاه در ارتباط بوده (اردم و همکاران ، 2004) و درک آن اثر زیادی بر انعطاف پذیری قیمت دارد )نته مایر ، 2004) و این موضوع بیان میکند که استراتژی قیمت گذاری (اردم و همکاران ، 2002) باید بر مبنای درک مصرف کنندگان از کیفیت و اعتبار برند باشد(کلر ، 2003).کیفیت درک شده میتواند حتی به عنوان ارزشی که نزد مشتری دارد تصور شود که این موضوع بیشتر با نگرش بلندمدت مشتری در نظر گرفته می شود ( استفورد و ولز ، 1998).
وفاداری به برند
وفاداری به برند یکی از پایه های ارزش ویژه برند است که به عنوان تعهد قوی مصرف کننده نسبت به خرید یا به کارگیری مجدد و منظم یک برند در آینده تعریف میشود. وفاداری به برند باعث افزایش ارزش کسب و کار، پایین نگه داشته شدن هزینه ها (بیرلی و همکاران ، 2004)و افزایش میزان خریدها از سوی مشتریان وفادار نسبت به مشتریان غیر وفادار می شود(باون و شوماخر ، 1998) . نقطه شروع وفاداری به برند ، آگاهی از برند است که سطوح بالاتر آن، مشتریان وفادارتری را ایجاد نموده و آسیب پذیری شرکت را در مقابل اقدامات بازاریابی رقیب کاهش میدهد (کلر ، 1993). وفاداری به برند به صورت تکرار رفتار خرید از یک برند که یک بعد آن رفتاری و بعد دیگر آن نگرشی است نیز تعریف شده است ( کستر و لیم ، 2003).
آگاهی از برند
آگاهی از برند به توانایی خریدار در تشخیص یا بخاطرآوری یک برند در یک گروه محصول اشاره دارد. سطوح مختلفی از آگاهی نسبت به برند وجود دارد که بستگی به میزان سهولت بخاطرآوری برند توسط مصرف کننده دارد. آگاهی از برند شامل پیوستاری است که با چهار سطح عدم آگاهی از برند، یادآوری کمکی (تشخیص)، یادآوری غیرکمکی و برترین نام (اولین برندی که موقعیت ویژه ای در ذهن مصرف کننده دارد)بیان می شود. آگاهی از برند به سه دلیل اصلی نقش مهمی را در تصمیم گیری مصرف کننده ایفا میکند؛ 1. زمانی که مصرف کننده به نوع محصول می اندیشد، مهم است آن برند را بخاطر آورد؛ 2. آگاهی از برند میتواند بر تصمیمات مصرف کننده بابت برند ها حتی زمانیکه تداعی برند خاصی نیز در این مورد وجود نداشته باشد اثر بگذارد و 3. آگاهی از برند از طریق اثرگذاری بر فرم و شدت موارد تداعی کننده برند ، بر تصمیم مصرف کنندگان اثر میگذارد( یو ، دانتو لی ، 2000).
تداعی برند
تداعی کننده های برند عبارت از هر چیزی است که باعث به یادآوری یک برند در ذهن شود. این تداعی ها با هم در ارتباط بوده و این ارتباط، شبکۀ یکپارچه ای از دانش برند را ایجاد میکند. تداعی کننده های برند سه بعد اصلی را شامل میشوند: ویژگی ها (ویژگی های درونی و بیرونی برند)، مزیتها (مزایای کارکردی، تجربی و نمادین) و نگرشها (فیر کلوز و همکاران ، 2001) (ارزیابی کلی مصرف کننده از خوب یا بد، مطلوب یا نامطلوب، خوشایند یا ناخوشایندی یک برند).
ارزش ویژه برنداستفاده از برند دارای قدمتی طولانی است. در اوایل دوره نام گذاری، نام های متفاوتی به محصولات جهت متمایز ساختن آنها اختصاص داده می شد. این نام ها معمولا نام خانوادگی مخترع، بنیانگذار یا سرمایه گذار بوده اند. اگرچه امروزه گرایش به سوی عنوان توصیفی تر شده است( آرتور ،1995).
واژه برند معانی چندگانه ای را پوشش می دهد. در یک سر طیف برند به معنی نام، لگو، سیمبل، هویت و مارک تجاری است و در سر دیگر تمامی ویژگی های مشهود و نامشهودی را که کسب و کار مبتنی بر آن است را شامل می شود(کیم، 2005). بعبارت دیگر می توان گفت برند، نام یا نمادی (مانند لوگو، علامت تجاری یا طرح زمینه) مورد نظر برای شناسایی کالاها یا خدمات از یک فروشنده یا یک گروه از فروشندگان می باشد و برای متمایز نمودن کالاها از کالاهای رقبا می باشد. بنابراین گذاشتن برند به عنوان مزیت متقابل در دیدگاه های عرضه و تقاضا در نظر گرفته می شود (پایک ، 2009).
مفهوم ارزش ویژه برند ابتدا در دهه 1980 میلادی معرفی گردید. و توجه زیادی را از سوی دانشمندان و فعالان بازاریابی به خود جلب نمود(راج،2005). در ادبیات بازاریابی برای واژه ارزش برند معانی و تعابیر مختلفی قائل شده اند. اصطلاح اصلی ارزش برند در اوایل دهه 1980 از طریق شاغلین آمریکایی در عرصه تبلیغات بطور گسترده ای برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت. سپس توسط دانشگاهیانی مانند لوتسر(1998)، فورگوهر(1989)، آکر(1991) و کلر (1993) و افراد دیگر بسط داده شد.
ارزش ویژه برند را می توان نوعی دارائی غیر ملموس جهت ایجاد وفاداری و ارتباط بیش از پیش با مشتریان، که از برند معتبر حاصل می شود دانست(دلگادو و همکاران،2005). محققین از محصولات برنددار مختلف داخلی و جهانی برای اندازه گیری ارزش ویژه برند استفاده می نمایند. محاسبه ارزش ویژه برند این امکان را به مدیران عالی شرکت ها ارائه می دهد که بتوانند نقاط قوت برند خود را مورد ارزیابی قرار دهند، ارزش ویژه برند را در طی زمان بررسی نمایند و استراتژی های بازاریابی مورد نظر خود را تدوین نمایند(کیم ، 2005).
ازدید آکر ارزش ویژه برند تفاوت قیمتی را که یک برند قوی در فروش خود در مقایسه با یک برند متوسط جذب می کند، نشان می دهد(آکر، 1996).ارزش ویژه برند توسط موسسه علمی بازاریابی بزرگ بریتانیا به عنوان مجموعه ای از تداعی ها و رفتار بخشی ازمشتریان برند، اعضای کانال و شرکت اصلی شرح داده می شود که به برند اجازه کسب حجم بیشتر و سود ناخالص وسیعتر را نسبت به کالای بدون برند می دهد (مویسکو ، 2006).
کلر معتقد است یک جنبه مهم و به نسبت بی نظیر از تحقیق برند تأکید بر جوانب غیرملموس از تصویر برند دارد که شامل ویژگی های ملموس و یا خواص و فواید عینی نیست . جوانب ناملموس برند وسیله ای رایج است که به واسطه آن بازاریان به تمایز برندهای خود با محصولات مصرفی و فیزیکی برتر می پردازند(کلر، 2005).
به منظور شناخت ارزش برند به عنوان دارایی ناملموس، تأکید ویژه بر فهمیدن چگونگی ساخت، اندازه گیر ی و مدیریت ارزش ویژه برند می باشد. سه منظر اصلی درمطالعات علمی ارزش ویژه برند وجود دارد (کلر و لمن ،2004) :
-1 ارزش ویژه مبتنی بر مشتری: از این دیدگاه، ارزش ویژه برند بخشی از جاذبه یا دافعه محصول معین یک شرکت مشخص است که بوسیله بخش غیر قابل مشاهده محصول ارائه شده تولید می شود، نه با ویژگی های محصول.
-2 ارزش ویژه مبتنی بر شرکت: ازاین دیدگاه، یک برند قوی اهداف بسیاری نظیر انجام تبلیغات و غالب فعالیت های ترفیعی، کمک به ایمن سازی توزیع، حفاظت یک محصول از رقابت و تسهیل رشد وتوسعه به سایر طبقات محصول را انجام می دهد. بنابراین ارزش ویژه برند ازدید شرکت ارزشی افزوده است که بواسطه اسم برند عاید شرکت می شود که این عایدی شامل محصول مشابه فاقد برند، نمیگردد.
-3 ارزش ویژه از دید مالی: ازاین نقطه نظر، برندها دارایی هایی هستند که همچون وسایل وتجهیزات غا لباً خریدوفروش می شوند. بنابراین ارزش مالی یک برند ارزشی است که می تواند منجر به بازارمالی شود.
کیم و همکاران( ( 2003 نیز سه نقطه نظر مختلف برای ارزش ویژه برند مطرح می کنند: مبتنی برمصرف کننده، مبتنی بر مالی و ترکیبی .محققانی نظیر راست وهمکاران، 2004 ؛ یو ودانتو ،2001؛ واشبرن وپلنک ،2002 ارزش ویژه برند را مشابه آکر( 1991 ) وکلر( 1993 ) می پندارند و از اصطلاح ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده استفاده می کنند.
در این تحقیق با توجه به جامعه هدف که مشتریان فروشگاه پروما در شهر تهران می باشند رویکرد اتخاذ شده رویکرد مبتنی بر مشتری خواهد بود.
تحلیل و نقد مبانی نظریدر مطالعه ادبیات تحقیق بیان شد که شرکت ها سعی در بالا بردن ارزش ویژه برند خود دارند و از عوامل تاثیر گذار بر ارزش ویژه برند فعالیت های بازاریابی می باشد. در مطالعات قبلی محققین از مدل های مختلف ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده استفاده کرده اند . در این قسمت به بررسی انواع مدل های موجود می پردازیم و در انتها ذکر می شود که چرا مدل ارزش ویژه برند آکر برای بررسی تاثیر آمیخته ترفیع بر ارزش ویژه برند انتخاب شده است.
مدل های ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده با جمع آوری داده های اساسی به طور مستقیم از مصرف کننده از طریق مصاحبه ها ، نظرسنجی ها یا تجارب به مطالعه شیوه ادراک برند درذهن مصرف کننده می پردازد ( کارتانو و رائو ، 2005). این مطالعات به دو روش صورت می پذیرد دسته ای که شامل ادراکات مشتری است(همچون آگاهی برند ، تداعی برند و یا کیفیت ادراک شده ) و دسته ای که شامل رفتار مشتری است .(همچون وفاداری به برند و تمرکز بر تفاوت های قیمتی)(مایرز ، 2003).
مدل کلراولین کسانی که درباره مفهوم سازی ارزش ویژه برند ازدیدگاه مصرف کننده و با تأکید بر ابعاد ادراکی، فرضیاتی ارائه کرده است، کلر( 1993،1991 ) می باشد (محمدیان و دیگران، 1387).
در رویکرد کلر ارزش ویژه برند تأثیر متمایز دانش برند روی پاسخ مصرف کننده به بازاریابی برند معرفی می شود که شامل پاسخ مصرف کننده به یک جزء آمیخته بازاریابی برای برند درمقایسه با واکنش آن ها به آمیخته بازاریابی مشابه منسوب به یک برند فرضی یا یک گونه از محصول یا خدمت بدون نام است( مویسکو ، 2006) .از دید کلر دانش از برند منتهی به تداعی در حافظه می گردد که عامل فرآیند است ( لوپز ، 2006).
مفهوم شکل گرفته در پس زمینه این مدل کاملا ساده و سرراست است : جهت ساختن یک برند قوی، باید به تفکر و احساسات مشتریان نسبت به محصول شکل داده شود.
199390610870
مدل کلرمنبع کلر ، 1993شکل 1-2- مدل ارزش ویژه برند کلر از دیدگاه مصرف کننده (کلر ، 1993)

مدل کاپفرردربین کسانی که برروی ابعاد رفتاری ارزش ویژه برند مبتنی برمصرف کننده بررسی انجام داده اند ، می توان از کاپفرر (1992) به عنوان اولین افراد نام برد. مشتری ورفتار خرید او درمرکز این مدل قرار دارد. ازدید کاپفرر ارزش ویژه برند درتعاریف آگاهی برند، کیفیت درک شده، اطمینان، اهمیت، یکدلی، تمایل و تمول و جذابیت تصاویر اغواکننده توسط برند خلاصه می شود ( بوهرر ، 2007)
1503045320040
مدل ارزش ویژه برند کاپفرر از دیدگاه مصرف کننده (کاپفرر ، 1992)مدل آکربا توجه به آنچه در قسمت های قبل گفته شد ، مدل انتخاب شده جهت سنجش ارزش ویژه برند مدل آکر می باشد. دلیل این انتخاب را می توان بدین شرح توضیح داد. آکر از معدود نویسندگانی است که دو جنبه ادراکی و رفتاری را ترکیب کرده است. مزیت ترکیب این دوبعد دریک معیار اندازه گیری ارزش ویژه برند این است که بقدری خوب تعریف شده اند که شاخص ها به تنهایی تعیین کنندگان ضعیفی از رفتار بازار هستند(مایرز ، 2003). طبق نظرآکر ( 1996 ) ارزش ویژه برند مجموعه ای از دارایی ها و بدهی هایی است که مرتبط با نام برند می شود؛ نام و نشانه ای که بر ارزش درک شده یک محصول یاخدمت یک شرکت و یا مشتری شرکت می افزاید (یا از آن می کاهد).
بر اساس مدل آکر ( 1991 ) ابعاد اصلی ارزش ویژه برند کیفیت درک شده، وفاداری برند، آگاهی برند، تداعی برند و سایر دارایی های وابسته به برند ]نظیر حق امتیاز ، حق اختراع و […می باشد. با این که آکر پنج عامل تأثیر گذار بر ارزش ویژه برند معرفی کرده است، به دلیل گستردگی زیاد بعد پنجم عملا چهار عامل مورد استفاده محققان قرار گرفته است و حتی آکر هم در سایر نظریاتش از همین چهار عامل استفاده کرده است (آکر و یواخیستالر ، 2000).
آگاهی از برند
وفاداری به برند
تداعی گرهای برند
کیفیت ادراک شده برند
ارزش ویژه برند

مدل ارزش ویژه برند آکر از دیدگاه مصرف کننده (آکر ، 1991)مروری بر صنعت خرده فروشیخرده فروشی عبارت است از مجموع فعالیتهایی که هدف از آنها فروش مستقیم کالاها و خدمات به مصرف کنندگان نهایی برای مصارف شخصی و خانگی است ( برمان و جوئل ، 2006).
در اوایل دهه 1980 شاهد عناوین شخصی بودیم که گستره وسیعی از برند هایی را شامل می شد که توسط زنجیره هایی از فروشگاه های زنجیره ای جداگانه به کار گرفته می شد و حاوی لوگوی خودشان بود.آشکار است که از چندین سال پیش برند های خرده فروشی به طور روز افزون به کانونی برای مطالعه محققان تبدیل شده است.مطالعه برند های خرده فروشی هم برای بازاریابان و هم اقتصاد دانان و سازمان های صنعتی جذاب هستند زیرا در برگیرنده مسائل رقابتی بین خرده فروشان و همنین بین خرده فروشان و تولیدکنندگان می باشند.
همچنین از نقطه نظر محققین ، برندگذاری می تواند به طور خاص در خرده فروشی مهم باشد و ماهیت رقابتی ایجاد کند ( وبودا و همکاران ، 2009).در نتیجه مالکین فروشگاه های خرده فروشی می توانند با بالا بردن ارزش ویژه برند خود ، به دنبال جایگاه مناسبتری در این صنعت باشند. در این خصوص پژوهش های اندکی در ایران در زمینه برندینگ و مسائل وابسته به آن علی الخصوص ارزش ویژه برند در صنعت خرده فروشی انجام گرفته است، لذا به دلیل گسترش روز افزون فروشگاه های خرده فروشی اعم از فروشگاه های زنجیره ای ، هایپر مارکت ها و ... در ایران و نیز گسترش رقابت بین آنها محقق سعی دارد پژوهش خود را در صنعت خرده فروشی در ایران که جذابیت مطلوبی دارد انجام دهد.
انواع سازمان های خرده فروشیخرده فروشیها را میتوان بر اساس سطح خدمات ارائه شده توسط فروشگاه، نوع کالاهای عرضه شده برای فروش، سطح نسبی قیمتها و نوع سازمان و گردهمایی آنها طبقه بندی نمود. بر اساس سطح خدمات ارائه شده، خرده فروشی ها را میتوان به سه دسته سلف سرویس ،خدمات محدود و خدمات کامل تقسیم بندی کرد. بر اساس گوناگونی، خرده فروشی ها به فروشگاه های خاص، فروشگاه های بزرگ، سوپر مارکتها، فروشگاههای محلی و ابرفروشگاهها تقسیم میشود. بر اساس قیمت محصولات، خرده فروشی ها را میتوان به فروشگاه های تخفیف دار، خرده فروشی های زیر قیمت رایج و فروشگاه های فروش با کاتالوگ تقسیم بندی کرد. سازمان های خرده فروشی را میتوان از نظر سازمان و مالکیت نیز به پنج گروه فروشگاه های زنجیره ای، زنجیره های فروشگاهی داوطلب، تعاونی های خرده فروشی، سازمانها با حق نمایندگی و مجتمع های تجاری تقسیم نمود (فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ،1382) که ویژگیهای هر یک در جدول 1-2 ارائه شده است.
همان طور که در جدول 1-2 مشاهده میشود فروشگاه های زنجیره ای یکی از مهمترین انواع خرده فروشی ها است (فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ،1382) که از چندین فروشگاه خرده فروشی تحت مالکیت مشترک متمرکز تشکیل می شود. تعدادی از آنها فقط از تعداد بسیار کمی فروشگاه تشکیل میشود در حالیکه تعدادی دیگر از آنها، صدها یا هزاران فروشگاه را تحت پوشش خود دارند. این نوع از فروشگاه ها، شعبه های متعدد، کالاهای یکسان و با قیمت یکسان را عرضه میکنند و وظایف و کارکردهای عمده یک زنجیره) خرید، تبلیغات، اجاره و (… توسط یک واحد فرماندهی مرکزی با یک قدرت مرکزی کنترل میشود ( مورگان اشتاین و استرونگین ، 1992).
انواع سازمان های خرده فروشینوع فروشگاه شرح

—148

2-3-1 چوب و دلایل کاربرد آن در گره‌چینی............................................................................33
2-3-2 شیشه‌های رنگی در گره‌چینی .....................................................................................34
2-3-3 رنگ در معماری..........................................................................................................35
2-3-4 آهن در چلنگری.........................................................................................................35
2-3-4-1 آهن و چلنگری در قرآن...........................................................................................36
2-3-5 گچبری......................................................................................................................37
2-3-5-1 انواع طاقچه‌های گچی..............................................................................................38
2-3-5-2 یزدی بندی بااستفاده از گچ ....................................................................................39
فصل سوم
آشنایی با دوره قاجاریه و شهرستان اردکان
3-1 معرفی موقعیت تاریخی موضوع................................................................................41
3-1-1 سلسله قاجار...............................................................................................................41
3-1-2 جامعه قاجاری............................................................................................................41
3-1-3 تربیت و اخلاق عمومی.................................................................................................43
3-1-4 هنر و معماری در دوره‌ی قاجاریه...................................................................................44
3-1-3-1 ویژگی‌های نقوش تزئینی هنر و معماری دوره‌ی قاجار...................................................49
3-2 موقعیت جغرافیایی موضوع.......................................................................................53
3-2-1 معرفی استان یزد........................................................................................................53
3-2-1-1-اطلاعات جغرافیایی استان یزد.................................................................................53
3-2-1-2-اطلاعات هواشناسی استان یزد................................................................................53
3-2-1-3-پیدایش و قدمت تاریخی استان یزد.........................................................................53
3-2-1-4-ویژگی‌های باستانی استان یزد.................................................................................54
3-2-2-شهرستان اردکان.......................................................................................................54
3-2-2-1-وجه تسمیه‌ی اردکان..............................................................................................54
3-2-2-2-اردکان در دوره‌ی قاجار .........................................................................................55
3-2-2-3-وضعیت اقتصادی اردکان در عهد قاجار....................................................................55
3-2-2-4-معماری اردکان در عهد قاجار..................................................................................56
3-2-2-5-وضعیت اجتماعی اردکان در عهد قاجار....................................................................56
3-2-2-6-وضعیت فرهنگی اردکان در عهد قاجار.....................................................................56
فصل چهارم
خانه‌تقدیری و تزئینات وابسته به معماری آن
4-1معرفی خانه‌ی تقدیری.................................................................................................58
4-2 معرفی هنرهای سنتی وابسته به معماری خانه‌‌ی تقدیری .......................................61
4-2-1- طاقچه‌های خانه‌ی تقدیری..........................................................................................61
4-2-2-شمشیری‌ها ..............................................................................................................62
4-2-3-تزیینات آجری..........................................................................................................63
4-2-4-تزئینات بادگیرها........................................................................................................64
4-2-5-تزیینات سنگی..........................................................................................................65
4-2-6-گره چینی و قواره‌بری.................................................................................................65
4-2-7-شباک...................................................................................................................... 67
4-2-8-چلنگری ..................................................................................................................67
4-2-9-ابزار زنی چوب...........................................................................................................69
4-2-10- تزئینات هشتی.........................................................................................................69
4-3-صنایع‌دستی شاخص خانه تقدیری..........................................................................71
4-3-1-چلنگری، (آهنگری سنتی) .........................................................................................71
4-3-1-1 چلنگری در یزد......................................................................................................71
4-3-1-2-تولیدات چلنگری ..................................................................................................72
4-3-1-3-ابزارهای مورد استفاده............................................................................................73
4-3-1-4- روش کار..............................................................................................................79
4-3-1-5-نشان‌دار کردن.......................................................................................................79
4-3-1-6-دلایل منسوخ شدن هنر چلنگری............................................................................80
4-3-1-7-فورجینگ، چلنگری صنعتی....................................................................................80
4-3-2-گره‌سازی..................................................................................................................81
4-3-2-1-تاریخچه گره‌سازی ...............................................................................................83
4-3-2-2-ابزارهای لازم برای ساخت گره‌چینی.......................................................................84
4-3-2-3- اتصالات گره‌چینی................................................................................................85
4-3-2-4-مراحل ساخت گره‌چینی .......................................................................................85
4-3-3-هنر قواره بری...........................................................................................................86
4-3-3-1-ابزار و تجهیزات ....................................................................................................87
4-3-3-2-روش کار..............................................................................................................87
فصل پنجم
نتیجه‌گیری و پینهادها
نتیجه‌گیری..........................................................................................................................89
پیشنهادات..........................................................................................................................91
منابع و مؤاخذ.....................................................................................................................92
منبع تصاویر.......................................................................................................................96
پیوست‌ها............................................................................................................................97

فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری..................................................................................24
تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری..................................................................................24
تصویر2-3 جام‌خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار....................26
تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری..................................................................................33
تصویر2- 5 اجرای یزدی‌بندی ..........................................................................................39
تصویر4-1 پلان‌های همکف، زیر‌زمین و طبقه‌ی اول خانه‌ی تقدیری...............................58
تصویر 4-2 راه‌روی جنب تالار جنوبی...............................................................................62


تصویر 4-3 تالار جنوبی....................................................................................................62
تصویر 4-4 طاقچه‌های اتاق پنج‌دری................................................................................62
تصویر 4-5 و4-6 شمشیری‌های اطراف حیاط خانه‌ی تقدیری.......................................63
تصویر 4-7 قطار بندی لبه بام خانه‌ی تقدیری.................................................................64
تصویر4-8 بادگیر تالار ‌جنوبی..........................................................................................65
تصویر4-9گره‌چینی وقواره‌بری.........................................................................................65
تصویر4-10 قواره‌بری سه‌درها و پنج‌دری‌ها......................................................................67
تصویر4-11 شباک آجری پایاب.........................................................................................67
تصویر4-12 شباک آجری زیرزمین .................................................................................67
تصویر4-13کوبه مردانه......................................................................................................68
تصویر4-14 کوبه زنانه.......................................................................................................68
تصویر4-15 چفت در اتاق‌ها..............................................................................................69
تصویر4-16 گل میخ در ورودی........................................................................................69
تصویر4-17ابزار زنی پائین چهارچوب درها .....................................................................69
تصویر4-18 و4-19 نمایی از یزدی بندی هشتی ............................................................70
تصویر 4-20 در اصلی........................................................................................................70
تصویر4-21چفت، گل‌میخ و میخِ در..................................................................................73
تصویر4-22 نمونه‌هایی از تولیدات چلنگری....................................................................73
تصویر 4-23 سندان تخت................................................................................................73
تصویر4-24 سندان دماغه................................................................................................74
تصویر 4-25 انبر دست ....................................................................................................74
تصویر4-26 انبردول .........................................................................................................74
تصویر4-27 انبر لول ........................................................................................................75
تصویر4-28و4-29 کج انبر...............................................................................................75
تصویر4-30 انبر تیزبر گیری ............................................................................................75
تصویر4-31 انبر سنبه گیری ............................................................................................76
تصویر4-32 انبر جول .......................................................................................................76
تصویر4-33 سندان تخت با تیغچه ..................................................................................76
تصویر4-34 تیزبر .............................................................................................................77
تصویر4-35سوهان ..........................................................................................................77
تصویر4-36 کفگیر ...........................................................................................................78
تصویر4-37 نمای کوره از روبروی ...................................................................................78
تصویر44-38 نمای پشت کوره.........................................................................................78
تصویر4-39و4-40 استادکار درحال ساخت گل میخ .....................................................78
تصویر4-41 نشان...............................................................................................................79
مقدمه
معماری سنتی از دیر باز از فرهنگ و اقلیم متأثر بوده و این در حالی است که در مناطق مختلف ایران آب و هوا متغیر است و شهرستان اردکان با آب و هوایی گرم و خشک از معماری خاص اقلیم این منطقه برخوردار است و هنر‌های سنتی وابسته به معماری سنتی شهرستان، با تأثیری که از این اقلیم گرفته است؛ در پی فراهم آوردن شرایطی مناسب برای زندگی مطلوب‌تر است. همچنین فرهنگ هر منطقه بر معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر بسزایی دارد، که با تغیر فرهنگ و بخصوص اعتقادات مذهبی در هر دوره، معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن نیز تغیرکرده و از آن تأثیر می‌پذیرد.
در فصل اول این پژوهش به کلیات تحقیق و در فصل دوم به تعریف و آشنایی با مبانی نظری تحقیق پرداخته و در پی آن در فصل سوم به آشنایی با موقعیت تاریخی موضوع که دوره‌ی قاجار است و به دلیل این‌که دوره‌ای اسلامی است و تا عصر حاضر فاصله‌ی چندان طولانی ندارد و همچنین از این دوره خانه‌های زیادی در شهرستان اردکان به جا مانده است برای بررسی در این پژوهش انتخاب گردید .
در همین فصل در ادامه به موقعیت جغرافیایی موضوع که شهرستان اردکان می‌باشد پرداخته و موقعیت اردکان در عهد قاجار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شهرستان اردکان در استان یزد واقع شده، در تزئینات وابسته به معماری عهد قاجار گره‌چینی‌ها و قواره‌بری‌هایی با چوب انجام شده و با شیشه‌های رنگی مزین شده است. تا میزان عبور نور را به داخل بنا کنترل نماید و دید را کنترل نماید بدین صورت که ناظر از بیرون داخل حریم بنا را نمی‌تواند ببیند و این در صورتی است که افراد خانه بر کل خانه اشراف کامل داشتند و به خاطر وجود در- پنجره‌ها حتی می‌توانند به حالت نشسته نیز کل خانه را کنترل کنند. چلنگری یکی دیگر از این هنرها است که در این منطقه و در ردیف هنرهای وابسته به معماری شاهد آن هستیم. این هنرها در خانه تقدیری که یکی از منازل شاخص بازمانده از این عهد است قابل مشاهده می‌باشد که در فصل چهارم با تأکید بر خانه تقدیری به معرفی کامل این تزئینات پرداخته شده است.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 تعریف موضوع (تعریف مسأله، هدف از اجراء و کاربرد نتایج تحقیق)
معماری و تزیینات از دیر باز باهم پیوندی دیرینه داشتند و معماری خانه‌های عهد قاجار شهرستان اردکان، که خانه‌ی تقدیری شاخص‌ترین آن‌هاست؛ از این امر مستثنی نبوده و به وضوح تأثیر اقلیم بر تزئینات وابسته به معماری سنتی آن را شاهد هستیم. معماری شهرستان اردکان یزد با شرایط اقلیمی گرم و خشک دارای عناصر و فضاهایی است که ساکنین، برای سازگاری خود با اقلیم گرم و کویری آن ایجاد کرده‌اند.
چلنگری شاخه‌ای از این هنر‌های سنتی است؛ که هنرمند صنعت‌گر با زدن ضربات چکش بر آهن تافته، محصولاتی مانند کوبه، چفت، پا چفت، حلقه‌های ریز و... را تولید می‌کند؛ که درفرم و نقوش آن‌ها تأثیرات فرهنگ قجری به وضوح مشاهده می‌شود.
گروهی دیگر از این تزئینات که شامل گره‌چینی، شیشه‌بری و قواره‌بری می‌باشد و محل اجرای آن‌ها پنج دری‌ها، پنجره‌ها و نورگیرهای بالای آن‌ها است. معماران سنتی با استفاده از این هنرها قدرت نور (و سایه) را در اختیار می‌گرفتند. بخصوص به این موضوع توجه داشتند که فضاهای کوچک را طوری روشن کنند که نور زیاد، به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط نشود؛ استفاده از شیشه‌های کوچک رنگی و چوب، با تزیینات خاص خود به عنوان مصالح ساختمانی در معماری قاجاریه این شهرستان، نشانه‌ی توجه معماران سنتی این دوره به شرایط اقلیمی است. با توجه به اصل پرهیز از بیهودگی در سبک معماری ایرانی؛ همه‌ی این هنرها دارای کاربرد‌هایی هستند و تنها به صرف تزئینات اجرا نشده‌اند.
فرهنگ دوره قاجاریه بر انتخاب و اجرای تزیینات وابسته به معماری سنتی این دوره از تاریخ، تأثیر فراوان داشت که در صنایع دستی وابسته به معماری باز مانده از این دوره به خوبی مشاهده می‌شود. این تأثیر در چلنگری، در شکل کوبه‌ها و در گره‌چینی در شیشه‌های رنگی و در پنجره‌های بلندی که حتی به حالت نشسته هم می‌توان محیط خانه را کنترل کرد، خود را نشان داده است.
در این پژوهش سعی بر شناخت و بررسی تأثیر اقلیم منطقه و فرهنگ جامعه‌ی قجری بر تزئینات وابسته به معماری دوره قاجاریه شهرستان اردکان با تأکید بر خانه‌ی تقدیری می‌باشد و در پایان این پژوهش به روش ساخت و اجرای صنایع‌دستی مذکور اشاره می‌شود. امید است با آشنا شدن هرچه بیشتر علاقه‌مندان به هنرهای سنتی، گامی در حفظ و احیای این هنرها برداشته شود.
1-2- ضرورت انجام تحقیق
ضرورت زیر سبب شد تا در پی بررسی‌های انجام شده، این پژوهش به انجام رسد:
با توجه به شهرنشینی و مدرنیته شدن اکثریت مردم این روزها کم‌تر شاهد تلفیق صنایع‌دستی با معماری هستیم و شاخه‌هایی از صنایع‌دستی که زینت‌بخش معماری سنتی بوده است، امروزه در حال منسوخ شدن می‌باشد و این در صورتی است که فرهنگ اسلامی هنوز در میان مردم جایگاه خود را حفظ کرده است.
1-3 سابقه تحقیق
در پی بررسی‌های انجام شده در زمینه‌ی موضوع تحقیق، کتاب، پروژه - ریسرچو پایان‌نامه‌هایی موجود است که درباره‌ی این مقوله به بحث و بررسی نشسته‌اند. در این‌جا چند نمونه از این پژوهش‌ها معرفی شده است.
در زمینه مصنوعات چوبی ایران ، در پروژه - ریسرچ‌ای به قلم مجید ساریخانی که در مجله‌ی شماره‌ی 55 ماه هنر با عنوان «شیوه‌ی ساخت مصنوعات چوبی ایران در دوران اسلامی» به چاپ رسیده است درمورد در-پنجره‌های شیشه‌داری که به صورت مشبک در دوره‌ی قاجار ساخته می‌شد می‌خوانیم؛ ولی به معرفی انواع آن نپرداخته و اشاره‌ای به طرز ساخت و کارکرد آن در ساختمان و رابطه‌ی آن با فرهنگ آن دوره نکرده است.
دکتر محمد خزایی و دکتر قباد کیامهر در پروژه - ریسرچ‌ای باعنوان «مفاهیم و بیان عددی در گره چینی دوره‌ی صفویه» به بررسی گره‌چینی ایرانی از این دیدگاه می‌پردازند (ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1385).
در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «ارسی در معماری سنتی» از آسیه شفیع‌پور به معرفی ارسی‌ها پرداخته و از گره چینی و کاربرد و عملکرد آن صحبت می‌کند.
معصومه تهرانی در پروژه - ریسرچ‌ی خود با عنوان «معرفی نورگیرهای گره‌چینی در معماری سنتی» به معرفی انواع و کارکرد پنجره‌ها به صورت کلی می‌پردازد و پنجره‌ها را از لحاظ نوع اقلیم و فرهنگ بررسی نکرده است و فقط به صورت کلی به معرفی پنجره‌ها می‌پردازد (رشد آموزش هنر، دوره‌ی پنجم/ شماره‌ی1،1386).
«بررسی تطبیقی ارزش‌های ویژه گره چینی به کار رفته در خانه‌های قاجار تهران و صفویه اصفهان» عنوان پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد یاسر قاسمی که در سال 1387 و با موضوع هنر- صنایع‌دستی می‌باشد. در این پژوهش به شناخت ویژگی‌ها و ارزش‌های بصری، کمی و کیفی آثار گره پرداخته است.
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشجو :آرزو خانپور با عنوان «مطالعه تاثیر واردات شیشه بر تولیدات شیشه دوران قاجار» در سال 1390 به انتشار رسیده است که موضوع آن هنر؛ واردات شیشه است و این پژوهش به بررسی شیشه‌های وارداتی و تولید داخلی، به این هدف که چرا تلاش‌های ایران برای تبدیل کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی به کارخانه‌های صنعتی ناموفق بوده است؛ می‌پردازد.
در تحقیقات انجام شده در زمینه چلنگری، مریم کیان در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «چلنگری در هنرهای سنتی» در کتاب ماه هنر خرداد و تیر 1381 درباره‌ی چیلان و چلنگری توضیح داده است. مریم کیان در این نوشتار به شرح تولیدات چلنگری و عملکرد آن ها پرداخته و در مورد عملکرد و ابزار و ادوات کار چلنگر توضیحی نداده است.
همچنین دانشجو سمیه خسروی، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشدی با عنوان «تحلیل مردم شناختی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد (ورشوکاری، آهنگری، چلنگری)» را در سال 1387 ارائه نموده است که موضوع علوم انسانی-مردم شناسی دارد و به معرفی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد، شامل ورشوسازی، آهنگری و چلنگری می‌پردازد.
در زمینه تزئینات معماری نیز موارد زیر به دست آمد.« HYPERLINK "http://database.iran--ac.ir/articles/560747" مروری بر تزیینات معماری مسکونی ایران (قاجار و اوایل پهلوی)» عنوان پایان‌نامه‌ای با موضوع هنر تزیینات معماری مسکونی از دانشجو : مهناز صفی صمغ آبادی است که همان‌طور که از عنوان آن بر‌ می‌آید به معرفی تزیینات معماری مسکونی ایران در ادوار قاجار و اوایل پهلوی می‌پردازد.
مجتبی یزدان پناه در پایان نامه‌ای با موضوع هنر- پژوهش و توسعه (هنر) و عنوان «بررسی تزئینات در معماری با نگاهی به کاشی‌های هفت رنگ تصویری در کرمان» به بررسی کاشی‌های هفت رنگ تصویری که از اواخر دوران صفویه بر بناهای ایرانی نصب شده، و پیوند نقاشی ایرانی؛ خصوصا نقاشی قهوه خانه‌ای با این هنر اصیل ایرانی می‌پردازد.
با توجه به تحقیقات انجام شده در مورد معماری سنتی و هنرهای وابسته به آن، این نتیجه حاصل شد که در مورد تأثیر فرهنگ و اقلیم بر هنرها و معماری سنتی دوره‌ی قاجار در شهرستان اردکان که یکی از شهرستان‌های مهم استان یزد است و در ناحیه گرم و خشک و کویری واقع شده است پژوهشی انجام نشده است.
1-4 سؤالات پژوهشی
در این قسمت سؤالاتی که این پژوهش در پی پاسخ آن‌ها است چنین مطرح می‌شود:
آیا اعتقاد دینی مردم در عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است؟
آیا اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است؟
آیا صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است؟
1-5 فرضیه
فرضیه‌هایی که در این پژوهش مورد نظر است به شرح زیر می‌باشد:
اعتقادات دینی عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است.
اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است.
صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است.
1-6 روش تحقیق
شیوه‌ی نگرش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و رویکردی تاریخی دارد.
این تحقیق ابتدا به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته و سپس موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن را معرفی و بررسی می‌کند و در انتها با تصویرسازی هنرهای سنتی مورد استفاده در معماری سنتی عهد قاجار، با تأکید بر صنایع‌دستی خانه‌ی تقدیری به تشریح و تبیین شیوه‌های عمل‌کرد و دلایل استفاده از این هنرها می‌پردازد و به معرفی ابزار، شیوه‌ی ساخت و تولیدات این هنر‌ها پرداخته و ارتباط این هنرها را با فرهنگ و اقلیم منطقه بررسی می‌نماید.
1-7 مراحل اجرای پروژه
طی مراحل زیر این پروژه اجرا شده است.
بازدید و عکاسی از محل مورد پژوهش جهت آشنایی بیشتر.
گردآوری مطالب و مطالعه‌ درباره‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
مطالعه و بررسی عوامل فرهنگی دوره‌ی مورد نظر که بر معماری سنتی تأثیر گذار بوده است
مصاحبه با افراد خبره در زمینه‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
بازدید مجدد و بررسی معلومات حاصل، در مکان تحقیق.
1-8 محدودیت‌های تحقیق
در راستای انجام این تحقیق به دلیل کم بود منابع کتابخانه‌ای، در رابطه با صنایع‌دستی وابسته به معماری بناهای قاجار شهرستان اردکان و همچنین بالا بودن سن افراد انگشت شماری که امروزه به این هنرها اشتغال دارند؛ محدودیت‌هایی در مسیر این تحقیق به وجود آمد. همچنین سند مکتوبی از موزه یا کتابخانه‌های عمومی نیز به دست نیامد.
استاد رضا غفوری که در این پژوهش از راهنمایی ایشان بسیار استفاده شده امروز دیگر در قید حیات نیستند و در حال حاضر تنها یک نفر در سطح این شهرستان به هنر- صنعت چلنگری مشغول است.که برای تکمیل پژوهش از این استاد کار هم مصاحبه به عمل آمد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1 نگرشی بر معماری سنتی ایران
قبل از هرچیز برای پرداختن به تزئینات وابسته به معماری باید مختصری به پیشینه‌ی معماری، در ایران بپردازیم و در ادامه معماری اسلامی را در کنار معماری سنتی معرفی کنیم.
معماری ایرانی سابقه‌ای 7000ساله دارد که در خارج از مرزهای ایران نیز می‌توان آن را دید. این معماری از خانه‌های ساده گرفته تا بناهای عظیم را شامل می‌شود. این بناها دارای مفهوم و مصارف دینی هستند. به نور اهمیت داده شده و عشق به زیبایی در کوچکترین اثر به چشم می‌خورد و زیبایی در نظر ایرانیان به الوهیت بر می‌گردد (نیلفروشان، 12:1386).
بناهای تاریخی معماری ایرانی از همان ابتدا متأثر از مذهب بوده‌اند. ایران باستان در قلب آسیا جای داشت. چین در شرق، هند در جنوب و کلده، بابل، آشور و مصر در غرب، و یونان در شمال غربی ایران قرار داشتند. به گفته‌ی پوپ ایران عناصر معماری کشورهای پیش گفته را در هم می‌آمیخت؛ ولی ویژگی‌های خاص خود را نیز نگه می‌داشت (کاتب،54:1384).
شیوه‌های معماری ایرانی قبل از اسلام شامل شیوه‌های پارسی، پارتی و بعد از اسلام شامل شیوه‌های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی می‌باشد (نیلفروشان، 12:1386).
در گستره‌ی هنرهای سنتی ایران، معماری جایگاه ویژه‌ای دارد، هر چند هنرهای گوناگون ایرانی، از معماری تا موسیقی و از شعر تا سینما، ظاهری متمایز از هم دارند، ولی دارای وجه مشترک و قدر جامعی در بیان هنرمندان ایرانی محسوب می‌شوند. همه‌ی هنرمندانی که با زبان و بیان خاص خود به عرصه‌ی هنر پای می‌نهند، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در اصول و مبانی، سعی دارند از هنر حقیقی، ازلی و ابدی دفاع کنند. این شیوه‌ی بیانی، به هنر دینی نیز تعبیر یافته است، چرا که دین از جهتی ایمان به غیب است، بنابراین هنرمند بدون داشتن ایمان و اعتقاد، نمی‌تواند از پیرایه‌های ظاهری اطراف خود چشم بپوشد و از ظاهر به باطن پنهان بپیوندد. از این روی، یک معمار سنتی ایرانی، در قالب نقوش، رسمی‌بندی‌ها و کژچینی‌ها پویایی تاریخ را رقم می‌زند (مهرپویا،2:1386).
می‌توان در تمامی ادوار و جمیع اماکن جهان اسلام «معماری پنهان» را مشاهده کرد یعنی معماری‌ای که واقعاً وجود دارد، البته نه در زمانی که به ظاهر بنا نگریسته ‌می‌شود و یا نمادی که برای همه و از تمام جوانب قابل رؤیت است؛ بلکه این معماری زمانی حس می‌شود که از درون و با رخنه‌ بدان و تجربه‌ی آن از نزدیک، مشاهده می‌شود(گروپه،9:1379).
این عدم توجه به ظاهر بنا حتی در بناهای سترگی همچون مسجد جامع که بناهای فرعی دیگر (مانند بازار) آن را فرو پوشانده‌اند، بیشتر چشم‌گیر است «پوشیدگی» بناهای عمده با فقدان کامل علائم ظاهری همچون شکل، اندازه، کارکرد و یا مفهوم بنا همراه شده است. حتی اگر بنایی دارای نمای قابل رأیت و درگاه اصلی باشد، باز این ویژگی‌ها چیزی از بنایی که در آن سوی آن نهفته است، را ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر کمتر بنایی را می‌توان یافت که اشاره‌ای به سازمان‌بندی درونی و یا هدف اصلی بنا داشته باشد و کمتر بنای اسلامی را می‌توان پیدا کرد که ظاهر و بیرون آن خصوصیات درونی آن را بر ملا و قابل فهم سازد (گروپه،10:1379).خانه‌های عهد قاجار نیز دارای این خصیصه می‌باشند.
معماری اسلامی عموما ویژگی‌های اصلی خود را در آن سوی ظاهر نامرئی پنهان کرده است. این معماری، اشکال خود را به‌سادگی حتی بر طبق نیازهای کارکردی تغییر نمی‌دهد، بلکه تا حدودی کارکردهایی از اشکال پیش پنداشته را اقتباس می‌کند که اساسا در بر دارنده‌ی فضاهای داخلی است. عمارت اسلامی بجز، مقبره، آرامگاه و سایر بناهای گنبدی نشان دهنده‌ی کیفیت جهت‌نما و یا محوری نیستند. برعکس، جهت طبیعی و واقعی یک عمارت، اگر واقعا داشته باشد اغلب با جهت کارکردی آن متفاوت است(همان).
عدم اشاره به جهت نما و یا تمرکز در طراحی معماری اسلامی در تمامی ازمنه و در بیشتر بخش‌های جهان اسلام ظاهر شده است؛ این نکته حتی در فقدان تعادل بین بخش‌های مختلف مجتمع‌های ساختمانی دیده می‌شود؛ در معماری اسلامی اصولا بنای اصلی و متمرکزی وجود ندارد از این‌رو افزایش چیزی به پلان اصلی، هرگز قاعده‌ی حاکم بر کل مجتمع و بخش‌های مختلف آن را به هم نمی‌زند (گروپه،11:1379).
تداوم، تعادل، تناسب، تأکید و تنوع معماری ایرانی کم نظیر است عوامل سازمان‌بندی از خط و فرم گرفته تا بافت و فضا و حتی رنگ در این معماری پیرو قواعد خود، قابل مطالعه‌ی فراوان است (مهرپویا،1386،:2).
یکی از مسائل مهم در شناخت معماری سنتی ایران انقطاع فرهنگ معماری سنتی و پیدایش گونه‌هایی از فضاهای جدید معماری شهری است که غالبا با فضاهای سنتی کاملا متفاوت هستند، چون‌که بسیاری از معماران بیش از هر چیز به پدیده‌های شکلی و بصری اندیشیده‌اند و بسیاری از مسائل، مباحث و نکات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را به اندازه‌ی کافی مورد توجه قرار نداده اند (لقایی،1392).
معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت نوع معماری افقی و باهویت بشمار می‌رفت که در طی سالیان دراز و قرن‌های متمادی مصالح و شیوه‌های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار به جا می‌نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم به عنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتبار است. تحلیل معماری ایرانی نشان می‌دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه‌های مختلف در این معماری به کار گرفته شده‌اند. افزون بر آن این نتیجه به دست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم و الگوهای جدید در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه معماری استوار بوده است. با پذیرش این امر، می‌توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آن‌ها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد (همان).
در این پژوهش سبک معماری قرن ۱۳ و ۱۴ مورد نظر است. گرایش معماری این دوره را به سبک معماری غربی می‌دانند. این گرایش البته در دوره صفویه، زندیه و افشاریه آغاز شده بود. اما در این دوره شدت بیشتری یافت. با این حال بناهای معماری زیادی هم در این دوره بنا شد که از آن جمله می‌توانیم به کاخ گلستان، مدرسه آقابزرگ، مسجد و مدرسه‌ی سپهسالار، تکیه دولت، دارالفنون، بازار تهران، نگارستان، قصر فیروزه، قصر دوشان تپه و مسجد سلطانی اشاره کرد. از دیگر آثار معروف این دوره می‌توان به خانه‌ی طباطبایی و خانه‌ی بروجردی ساخته‌ی علی مریم کاشانی اشاره کرد(ذکرگو،190:1381).
2-1-1 آرایه‌های معماری سنتی
در دوره‌های مختلف این آرایه‌ها و تزئینات را معماران گوناگونی می‌ساختند که هریک به حوزه‌ی جغرافیایی، قومی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی خاصی تعلق داشتند و بنابراین سبک‌ها و تصویرهای گونه گونی در آن‌ها به کار رفته است. با این حال می‌توان همه‌ی آن‌ها را در چهارچوبی مشترک قرار داد، و در عین حال، هر دوره‌ای را از دوره‌ی دیگر متمایز کرد. از آرایه‌ها در معماری ایرانی- اسلامی، نه‌تنها برای جلوه بخشیدن به نمای خارجی و داخلی ساختمان استفاده می‌شد، بلکه پاسخی بود برای بر آوردن نیازهای معنوی(کاتب،54:1384).
آرایه‌های داخلی معماری، شامل کنده‌کاری، نقاشی، حجاری، گچ‌کاری، آئینه‌کاری و به‌کارگیری آجر لعابی می‌باشد. این هنرها و مهارت‌ها بازتابی از سنت‌های باستانی هستند، به‌ویژه آن‌هایی که از باورهای دینی سرچشمه می‌گیرند(همان).
سطوح تزئینی در معماری اسلامی دارای واقعیت طبیعی و در عین حال جلوه‌ی بصری است و این در جای خود بی‌همتاست و بدان‌ها اهمیتی هم سنگ اهمیت قوالب و اشکال معماری بخشیده است(گروپه،161:1379).
هنرهای سنتی همواره از رهگذر استفاده از آرایه‌ها و تزئینات، عناصر طبیعی را در خود وارد کرده‌اند و در پی آن هستند تا مکان‌های مادی را با روح معنوی بیامیزند؛ برای همین هرگز به مکان و زمان خاصی محدود نیستند. دو هزار سال پیش از میلاد، زیگورات‌ها پل ارتباطی میان آسمان و زمین بودند؛ مدت‌ها بعد مسجد این نقش را بر عهده گرفت. تزئین خانه هم با همین هدف انجام می‌شد و این باور را می‌پروراند که خانه نمادی از آسمان در زمین است و حیاط نیز مرکز آن است(کاتب، 56:1384).
دگرگونی باورهای مذهبی بر چگونگی استفاده از آرایه‌ها در معماری ایرانی تأثیر عمیقی برجای گذاشت، اما سنت‌ها و اصول اساسی آن- همان نگاه درون‌گرایانه- همچنان ثابت مانده است. با ورود اسلام، ایران، باورها و کیهان‌شناسی خود را تغیر داد.
پیوند بین معماری و آرایه‌ها را به دو گونه می‌توان توصیف کرد:
معماران سنتی از همان ابتدا نوع تزئینات و آرایه‌های ساختمان را تعین می‌کردند. در نتیجه تناسب و اندازه- چه داخلی و چه خارجی- کاملا معلوم بود، و به این ترتیب اجرا و غنی سازی آرایه‌ها به آسانی انجام می‌شد. ساختمان‌های سنتی دوره‌ی قاجار نمونه‌هایی عالی از این پیوند نزدیک بین معماری و تزئینات هستند. به عنوان مثال، مقرنس‌کاری، گچ‌کاری و آئینه‌کاری در بسیاری از ساختمان‌های این دوره بسیار استفاده شده است.
کاربرد ظریف و ماهرانه‌ی آرایه‌ها و تزئینات می‌توانند القا کننده‌ی جنبه‌های روحانی و معنوی در درون ساختمان باشد. این کار با در آمیختن آن‌ها با معماری ممکن می‌شود؛ به گونه‌ای که اتاق‌ها در بردارنده‌ی حس معنوی غنی‌تری در مقایسه با طرح اولیه می‌شوند(همان).
2-1-2 اصول معماری ایرانی و تأثیر آن بر آرایه‌های معماری سنتی
آرایه‌های معماری سنتی از معماری سنتی تأثیر بسزایی گرفته‌اند که در این‌جا چند اصل معماری ایرانی که آرایه‌ها از آن‌ متأثرند معرفی شده است.
هنر و معماری ایرانی از دیر باز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه‌های این هنر نمایان شده است. این اصول عبارتند از: مردم‌واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خود‌بستگی و درون‌گرایی(پیرنیا،100:1387).
2-1-2-1 مردم‌واری
مردم‌واری به معنی رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیاز‌های او در ساختمان‌‌سازی است. معماری همیشه و همه‌جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هرجای دیگر. چنان‌که آرایش معماری نیز همواره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معماری را پی ریخته است. در اندام (فضا)های ساختمان و اجزای آن چنین نمایان می‌شود که برای نمونه اتاق سه‌دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می‌رود، به اندازه‌ای که نیاز یک خانواده را برآورده کند. اجزایی چون در و پنجره، تاقچه، رف و نیز پستویی که برای انبار رخت‌خواب به‌کار می‌رفته است؛ نیز اندازه‌هایی مناسب داشتند.
معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه‌ی بلندای مردم می‌گرفته و پنجره و نورگیر را چنان تزئین می‌کرده که نور خورشید و پرتوی ماه به اندازه‌ی دلخواه درون بنا را روشن کند. پهنای اتاق خواب به اندازه‌ی یک بستر بوده و بلندای تاقچه و رف به اندازه‌ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد. روزن بالای پنجره یا گل‌جام معمولا دارای شیشه‌های رنگی به رنگ‌های زرد لیموئی و آبی بوده که این شیشه‌ها را از غرابه‌های شکسته به دست می‌آوردند. برای جلوگیری از ورود گرما به درون بنا، از ارسی بهره می‌بردند. یا دیوار و سقف را دو پوسته می‌ساختند تا لایه عایق جلوگیر گرما باشد.
اگر خواب‌گاه ایرانی اندازه‌ای کوچک و در خور گسترش یک یا دو بستر را داشته در برابرش دارای تالار و سفره‌خانه‌ای با شکوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه کوچک بوده از آن صاحب‌خانه بوده و شایسته نبوده تا بیگانه‌ای به آن وارد شود، اما تالار باید شایسته‌ی پذیرایی از مهمان گرامی باشد(پیرنیا،106:1387).
2-1-2-2پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می‌شده تا کار بیهوده در ساختمان‌سازی نکنند و از اصراف پرهیز می‌کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده است در قران کریم آمده "مؤمنان، آنان که از بیهودگی رویگردان هستند".
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری (نقاشی)، سنگ‌تراشی، پیرایه به شمار می‌آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.
گره‌سازی با گچ، کاشی، خشت و آجر و به گفته‌ی خود معماران، "آمود که، آرایشی را که پس از پایان کار ساختمان بر آن بیافزایند؛ مانند تزیین الحاقی، نما‌سازی سنگی، آجری، کاشی‌کاری گچ‌بری را گویند" و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش سقف، عایقی در برابر گرما و سرما ساخته می‌شود یا بلندای بنا که ناگزیر پر و پیمون است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاه‌تر شود، تنها با افزودن کاربندی می‌توان آن را کوتاه‌تر و "به اندام" و مردم‌وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های رنگین و خرد، گره‌سازی می‌شود. تنها برای زیبایی نیست وانگهی باید دانست که واژه‌ی زیبا به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 سال پیش از میلاد، می‌توان کاربرد کاشی را دید در این ساختمان، ازاره‌ی (قسمت پایین دیوار) دیوارها را با کاشی آبی آرایش ‌کرده‌اند. چون هنگام رفت و آمد مردم برخورد پای دیوار بیشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسیب می‌دیده، نمای ساختمان را با آجر پوشانده‌اند. معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می‌نشستند و به دیوار تکیه می‌زدند (چون در گذشته مردم در جای سرپوشیده روی صندلی نمی‌نشستند و به جای آن از "نهالی" بهره می‌بردند که زیر آن تشکی با چار بالش بود.)، برای افزایش پایداری از راه دیوار،‌ آن را با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود تا بلندی یک گز (هر گز برابر 106.66 سانتی‌متر است)؛ اندود می‌کردند که رویه‌ای سخت به دست می‌آمد، به گونه‌ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره‌ی بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می‌کردند(پیرنیا،107:1387).
2-1-2-3 نیارش
واژه‌ی "نیارش" در معماری گذشته ایران بسیار به کار می‌رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می‌شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌کردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آن‌ها به تجربه، به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه‌ی نیارش به دست آمده بود. پیمون‌"اندازه‌های خرد و یکسانی بود که در هر جا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می‌شد پیروی از پیمون هر گونه نگرانی معمار را درباره‌ی نا استواری یا نا‌ زیبایی ساختمان از میان می‌برده، چنان که یک گِل‌کار نه چندان چیره دست در روستائی دور افتاده می‌توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام می‌دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.
معماران همراه با بهره‌گیری از پیمون و تکرار آن در اندازه‌ها و اندام‌ها، ساختمان‌ها را بسیار دگرگون از کار در می‌آورند. هیچ دو ساختمانی یکسان از کار در نمی‌آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آن‌ها پیروی شده بود (همان).
2-1-2-4 خودبستگی
معماران ایرانی تلاش می‌کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک‌ترین جای ممکن تهیه کنند و چنان ساخت و ساز می‌کردند که نیاز به آوردن مصالح از جاهای دیگر نباشد و "خود بسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می‌شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود "سازوارتر" در آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح آن در دسترس بوده است (پیر نیا،105:1387).
2-1-3 تأثیر عوامل اقلیمی بر معماری‌ و آرایه‌های معماری سنتی
در این ‌جا سعی بر آن است تا عمل‌کرد عناصر مجموعه‌های مسکونی در برابر مشکلات اقلیمی و مسائل آب و هوایی روشن شود.
تجزیه و تحلیل شکل زندگی و کاری که در چنین مجموعه‌هایی جریان داشته، با بررسی ویژگی‌های اجتماعی اقتصادی خانوار در شهر‌های تاریخی مانند؛ روابط بسته‌ی محله‌ای و خویشاوندی، ابعاد خانوار و کار در کارگاه‌های خانگی ممکن می‌شود (توسلی،101:1381).
اقلیم گرم و خشک بر معماری سنتی و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر زیادی گذاشته است. علاوه بر اصولی معماری ایرانی که استاد پیرنیا آن‌ها را مردم‌واری، خودبسندگی، پیمون، درون‌گرائی و کنج و نیاز می‌خواند؛ عناصری چون آب، نور، باد و... در معماری سنتی نقش حیاتی ایفا کرده‌اند (لقایی:1392).
برای در امان بودن از آفتاب داغ تابستان، بخصوص در بعد از ظهرهای گرم کویر، قسمت تابستان‌نشین پشت به قبله یعنی تقریبا پشت به جنوب ساخته شده است. این قسمت به اصطلاح محلی نسار نام دارد، سایه می‌گیرد و خنک است(توسلی،103:1381).
بخش تابستان‌نشین موقعیتی مانند زمستان‌نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می‌گیرد. این تالارها و ایوان‌ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضای زندگی در خانه بوده‌اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته‌اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آن‌ها پرهیز و به نقوش ساده‌ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می‌شده است. و در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان‌نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند(کاتب1384).
طرف مقابل که رو به قبله است از آفتاب زمستان که برای این ناحیه مطبوع است بهره می‌گیرد. حیاط به خاطر تنگی و بلندی دیوار اتاق‌های چهار طرف گود است و در ساعات گرم روزهای تابستان سایه می‌گیرد. از طرفی شب‌ها که هوا خنک است، حیاط گود، هوای سرد را می‌گیرد و به اصطلاح هوای سرد در پائین می‌نشیند و تا ساعاتی از روز که هنوز آفتاب کامل بالا نیامده هوای حیاط خنک است. با بالا آمدن آفتاب هوای حیاط گرم می‌شود ولی درجه حرارت قسمت تابستان‌نشین با درجه‌ی حرارت پائین هنوز اختلاف فاحشی دارد. آن قسمت که به صورت حیرت آوری خنک و حرارتش پایین است، سردابی است که معمولا زیر قسمت تابستان‌نشین قرار دارد سردی هوای این قسمت چنان است که غیر از هوای گرم بعدازظهر تابستان، انسان در آن سردش می‌شود.
جریان هوا در چنین مجموعه‌ی بسته‌ای دچار مشکل می‌شود که این مشکل بادگیری که در قسمت تابستان‌نشین ساخته می‌شود مرتفع می‌شود. این بادگیر بعد از عبور از قسمت تابستان‌نشین به سرداب زیرین منتهی می‌شود.
حوض آب وسط حیاط و گیاهان اطراف آن، به نحوی با کمک جریان هوای بادگیر در اثر تبخیر، رطوبت هوا را به داخل می‌برد و به شرایط، راحتی می‌افزاید. تابستان، شب هنگام نیز که معمولا پشت بام و حیاط (تخت روی حوض) برای خواب مورد استفاده قرار دهند؛ بادگیر باد خنک شب را در داخل خانه پخش می‌کند. این هوای خنک در ساعات زیادی به خاطر بسته بودن محدوده‌ی خانه همچنان درجه‌ی حرارت آن را پائین نگه می‌دارد (توسلی،104:1381).
2-2 درآمدی بر هنرهای سنتی ایران
دین بستر بیش‌تر تأثیرات زیبایی‌شناسی برای هنر و معماری ایرانی بود؛ ابتدا گرایش به زرتشت و در پی آن اسلام در دوره‌های اخیر گرایش به تصوف. هنرمندان همه‌ی جنبه‌های طبیعت و زندگی را می‌نگریستند و بازتاب تکامل الهی، عشق و زیبایی را در آثار معماری‌شان باز می‌تابیدند (کاتب،55:1384).
هنر: در معنی عام و انتزاعی، به هرگونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد بنابراین هنر از فرایندهای طبیعی متمایز است. تمام ابداعات و ساخته‌های مبتنی بر قوه خلاقه‌ی بشری در زمره‌ی هنر به شمار می‌آیند (پاکباز،25:1386).
هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به ها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد شده است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی در آمده، که به معنای انسان کامل و فرزانه است (آیت‌اللهی،23:1387).
امروزه جامعه شناسان هنر، اعتقاد دارند که یکی از پایه‌های تقویت هنر یک سرزمین، ایجاد عشق و علاقه به هنرهای بومی و سنتی است. از سوی دیگر، هنرهای سنتی ایران بر تزئین مبتنی است. از همان آغاز هنرمندان توانسته‌اند نقوش و طرح‌هایی را که نشانه و کنایه از اشکال و آثار بیرونی است، ارایه دهند و این شیوه از دیدگاه فلسفه امری اساسی و خاص ذهن بشری است. در این شیوه مسائل خارج از ذهن با نقوش و طرح‌هایی مصور می‌شود که آن‌ها را تعبیر و تفهیم می‌کند. این‌گونه نقوش همان اشیاء را به صورت انتزاعی نشان نمی‌دهد، بلکه جنبه‌های عاطفی هنرمندان را جلوه‌گر می‌سازد (کیانی186:1386).
هنرهای سنتی ایران اسلامی نشان می‌دهد که مردم این دیار در همه ادوار تاریخ، همواره زندگی‌شان، از بزرگ و کوچک، جزیی و کلی با تزئینات زیبایی، چشم‌گیر توأم بوده است عشق به زیبایی و برگرفتن عبرت در تمام تاریخ، موضوع اصلی و اساسی هنر‌های سنتی بوده است(همان).
هنرهای سنتی در معانی و مفاهیم مختلف آمده است که دراین‌جا به دو نمونه متعارف‌تر آن اشاره می‌شود: هنرهای سنتی، مجموعه‌ی هنرهای اصیل، بومی و مردمی هر کشور است که ریشه‌های عمیق و استوار در باورداشت‌ها و اعتقادات، آداب و عادات، سنت‌ها و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی، هنرها و صنایع بدیهی است که جوهر آن بر گرفته از مبدا و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تأسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می‌شود و طی قرون متمادی از طریق هنرمندان و هنروران حفظ آداب معنوی، سینه به سینه به عنوان میراثی گران‌قدر به ما رسیده است، هنرهایی که افزون بر اصول ثابت، دارای فروع متغیری است؛ که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است (تجویدی1385 :13).
تمام آثار هنری دارای وجوه مشترکی هستند که عبارت‌اند از:
تخیل، که مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است.
همه‌ی آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او.
چندمعنایی بودن و منشور مانندی، که این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که بر شمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده ای که عنصر اصلی سازنده‌ی آن تخیل و عاطفه می‌باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.
هنرهای سنتی ایران، در درجه‌ی نخست، با زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجارب انسانی بافته شده است(همان)
با نگاهی به هنرهای سنتی ایران در می‌یابیم که اغلب هنرهای ایرانی جنبه‌ی عملی و انتفاعی داشتند؛ یعنی از آن‌ها نفعی می‌بردند. و جزو هنرهای صناعی محسوب می‌شد و در نظر هنرمندان هنرهای سنتی ایران، میان هنرهای زیبای محض و هنرهای سنتی، کمترین تفاوتی وجود نداشته و از این جهت و با وضعیتی که هنرهای سنتی در ایران داشته همه مفید فایده بوده و هم جنبه‌ی زیبایی و هنری در آن رعایت شده است. این جنبه‌های کاربردی و هنری توأم را نمی‌توان کم اهمیت شمرد و یا خارج از حیطه‌ی هنر دانست، زیرا این قبیل اموال فرهنگی و اشیا و آثار هنری، در عین حالی که نیازهای روزمره را مرتفع می‌ساختند، دیدگان و ذوق صاحبان آن‌ها را نیز برای درک و فهم زیبایی پرورش می‌دادند(مهرپویا،558:1386).
هنر اسلامی، هنری بود که فقط صحبت از مضامین تزئینی معماری و یا هنرهای صناعی و مواد و اندازه و فن مستقل نمی‌کرد، در این هنر نوع خاصی از تزئین برای نوع خاصی از بنا و یا شیئی وجود نداشت؛ بلکه برعکس، در این هنر اصول تزئینی اسلام‌مدار موجود بود که برای انواع بناها و اشیاء در تمامی ازمنه به کار می‌رفت (در جایی که رابطه‌ی ذاتی اسلامی در بین تمام هنرهای کاربردی و معماری مورد توجه بود). از این رو هنر اسلامی را باید در کلیت آن به نظر آورد چون هر بنا و هر شیئی در خود بعضی از اصول اصلی را مجسم کرده است. با این‌که اشیاء و بناها از نظر کیفیت اجرا و سبک متفاوت هستند، ولی عقاید مشابه و قالب‌ها و طرح‌های یکسانی را همواره بازتاب داده‌اند(گروپه،161:1379).
گسترش فنون هنری در برابر هنر اسلامی همواره با تزئین پیچیده سطوح همراه بود و این کار با بهره‌گیری از انعکاس مواد درخشان و لعاب‌ها، تکرار طرح‌ها، تقابل سنجیده‌ی بافت‌ها و چشم‌فریبی سطوح صورت می‌گرفت. اما در هنر اسلامی به‌رغم گرایش به جلوه‌های تزئین غنی و پیچیدگی، نوعی متانت بی‌انتها موجود است و این در هنری که از برای شکوه و شوکت و پیچیدگی‌اش شهرت دارد، شگفت انگیز می‌نماید (همان).
2-2-1 صنایع‌دستی
صنایع‌دستی، به مجموعه ای از هنرها (هنر – صنعت‌ها) اطلاق می‌شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی می‌شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعت‌گر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این‌گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه‌ای است. یا در دایره‌المعارف بریتانیکا در تعریف صنایع‌دستی آمده است: صنایع‌دستی به آن گروه از صنایع گفته می‌شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در آن نقش اساسی داشته باشد (آیت‌اللهی،25:1387).
2-2-1-1 ویژگی‌های صنایع‌دستی
صنایع‌دستی کشورمان دارای ویژگی‌هایی است که در این بخش به تعدادی از این ویژگی‌ها اشاره می‌شود:
انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی
حضور خلاق و مؤثر انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع
تأمین قسمت عمده‌ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی
داشتن بار فرهنگی(استفاده از طرح‌ها نقش‌ها و رنگ‌آمیز‌های اصیل، بومی و سنتی)
عدم همانندی و عدم تشابه فراورده‌های تولیدی با یکدیگر
عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
عدم نیاز به متخصص یا کارشناس خارجی
دارا بودن ارزش افزوده‌ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف(شهر یا روستا یا حتی در جوامع عشایری)
قابلیت انتقال تجربیات و رموز و فنون تولیدی به صورت سینه به سینه و طبق روش استاد و شاگردی و نیز به شیوه‌های آموزش مدون و در نهایت آموزش دانشگاهی(بهنام 25:1341).
2-2-1-2 صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی
صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی به صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود:
بافته‌های داری
دست‌بافی (نساجی سنتی)
بافتنی
روکاری و رودوزی
چاپ‌های سنتی
نمد مالی
سفال‌گری و سرامیک‌سازی
ملیله‌کاری
کاشی‌گری
معرق‌کاری
خاتم سازی
حصیر‌بافی
منبت کاری، کنده‌کاری و مشبک‌کاری چوب
ریزه کاری و نازک‌کاری چوب
خراطی چوب
قلم‌زنی، مشبک کاری و حکاکی روی فلزات و آلیاژها
سنگ تراشی و حکاکی روی سنگ
ساخت محصولات فلزی و آلیاژ
تولید فرآورده‌های پوست و چرم
شیشه‌گری
ساخت سایر فرآورده‌های دستی(فیروزه‌نشانی، طلا‌کوبی روی فولاد، انواع عروسک‌های محلی تخت کشی گیوه و...)
ساخت زینت‌آلات
ساخت اشیاء مستظرفه‌ی هنری
مینا‌کاری (یاوری،154:1385).
2-2-1-3 هنرهای دستی چوبی ایران
هنرهای دستی چوبی ایران، شامل موارد زیر می‌باشد:
منبت
معرق کاری
خاتم سازی
نازک کاری(ریزه‌ کاری چوب)
گره‌سازی
خراطی(همان)
2-2-2 پنجره
یکی از هنرهای چوبی که در معماری سنتی کاربرد زیادی دارد و از آن، جهت ساخت پنجره بهره برده‌اند؛ گره‌سازی است. پنجره‌ در معماری سنتی دارای کارکرد‌های متنوعی است از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
معمول‌ترین نوع پنجره، نوع دولته ( دو لنگه ) آن است. البته.پنجره‌های کوچک را به صورت یک لته نیز می‌ساختند. هر لته پنجره که غالبا روی پاشنه‌ای چوبی می‌چرخید به قطعه‌هایی تقسیم می‌شد که در بعضی موارد قسمتی از سطح پایینی آن با صفحه‌هایی چوبی پوشیده می‌شد و تنها سطوح بالاتر شفاف بود. لنگه‌های پنجره غالبا به سمت فضای ساخته شده باز می‌شد، مگر در موارد نادر که به سمت بیرون گشوده می‌شد.
2-2-2-1 در – پنجره
در–.پنجره‌ها انواعی از.پنجره‌ها بودند که یا به صورت همزمان کارکرد پنجره و در ورودی داشتند یا حتی اگر به ‌عنوان ورودی مورد استفاده قرار نمی‌گرفتند، از لحاظ اندازه و سایر خصوصیات کالبدی، همانند انواعی از در – پنجره بودند که کارکرد ورودی نیز داشتند. در– پنجره از لحاظ ویژگی‌های کالبدی تنها تفاوت بارزی که نسبت به درها داشتند، وجود سطحی شفاف در تمام یا قسمتی از سطح در – پنجره بود که نور از آنجا به فضای درون راه می‌یافت. نور در بسیار از ساده‌ترین فضاهای معماری، مانند حجره‌های برخی کاروان‌سراهای کوچک برون شهری با اتاق‌های فرعی و خدماتی در خانه‌های کوچک یا در سایر فضاهای معماری، تنها از طریق در–پنجره تأمین می‌شد.
می‌توان برخی از الگوهای رفتاری مربوط به سکونت، بخصوص نشستن بر روی زمین را در پیدایش، شکل‌گیری و تداوم کاربرد در–پنجره تا دوران معاصر بسیار موثر دانست زیرا در حالتی که افراد در سطح زمین می‌نشستند برای آن‌که دید کافی به چشم اندازهای واقع در جلوی اتاق یا سایر انواع فضاهای بسته داشته باشند، باید از سطحی به بیرون می‌نگریستند که از کف اتاق شروع می‌شد، زیرا خط افق دید در این حالت در ارتفاع تقریبا شصت سانتی متری از کفی قرار داشت که با در نظر گرفتن فاصله‌ی تغییر شخص نسبت به پنجره، و به خصوص از روی آن که غالبا سطح کف اتاق‌ها بالاتر از سطح حیاط بود، بهترین دید در حالتی فراهم می‌شد که پنجره تا کف اتاق امتداد یافته باشد.
در-.پنجره‌های خانه‌ی تقدیری، همه از بیرون باز می‌شود و از نوع دولته می‌باشد. در قسمت فوقانی در-پنجره‌ها روزن‌هایی دیده می‌شود که جهت گرفتن نور می‌باشد و بالای در-پنجره‌های پنج‌دری، این روزن‌های نورگیر، محرابی شکل و با تزئینات قواره بری و قابی از گره‌چینی ظریفی خود نمایی می‌کند. بالای در-پنجره‌ی اتاق‌ها به شکل مستطیل و با تزئینات گره چینی ساده (طرح مستطیل) می‌باشد. در- پنجره‌ها تا 20سانتی‌متری کف اتاق پائین آمده و نور، تهویه هوا و دید کافی را برای فضای بیرون ایجاد می‌کند.
شیشه‌ی این در- پنجره‌ها بیشتر از رنگ سبز؛ و بقیه شیشه‌ها به رنگ‌های قرمز، آبی، زرد است.
2-2-2-2 پنجره ارسی
نوعی پنجره چوبی مشبک است که لنگه‌های آن به جای این‌که بر روی پاشنه گرد حرکت کند، در داخل یک چهار چوب به سمت بالا حرکت می‌کند. پنجره‌های ارسی عموما به گونه‌ای ساخته می‌شد که تمام سطح بیرونی یک اتاق را در بر می‌گرفت. هر پنجره ارسی علاوه بر شبکه تشکیل دهنده‌ی چهارچوب، از دو سطح ثابت کارکرد، یک عنصر جدا کننده مانند دیوار را نیز ایفا می‌کرد و از سطح متحرک برای مشاهده‌ی بهتر منظر فضای باز و تهویه هوا استفاده می‌شد.
[ در- پنجره‌ها هم مانند ارسی‌ها ] سطح مشبک داشت و همانند پنجره‌های ارسی دارای چندین کارکرد بود: نخست نور فضای درون را تأمین می‌کرد و سپس دید و منظر بیرون را در معرض تماشای افراد درون فضا قرار می‌داد و همچنین از شدت تابش نور آفتاب و گرمای حاصل از آن برای فضاهای درونی در فصل تابستان می‌کاست. یکی دیگر از کارکردهای مهم این نوع پنجره‌ها، حفظ حریم و محرمیت فضای درونی اتاق‌ها و تالار نسبت به فضاهای بیرونی بود، زیرا شبکه زیر این پنجره‌ها غالبا موجب می‌شد که کسی به سادگی نتواند از بیرون، فضای درونی را ببیند. همین ویژگی سبب می‌شد که در شماری از خانه‌های واقع در بعضی از شهرها از جمله برخی شهرهای شمالی کشور از.پنجره‌های ارسی در جبهه‌ای از خانه که به سمت گذرگاه عمومی بود؛ استفاده شود، زیرا در این حالت ضمن برخورداری از نور و منظر فضای عمومی، محرمیت فضای اتاق نیز مخدوش ‌نمی‌شد. همین ویژگی پنجره‌های ارسی موجب می‌شد که از آن‌ها در فضاهای درونی نیز استفاده شود. محل استفاده از این پنجره‌ها در فضاهای درونی در بالاخانه و اتاق‌های گوشوار واقع در یک یا دو سوی تالارهای بزرگ و مرتفع بود، زیرا بسیاری از اوقاتی که مجالس خاص یا پذیرایی مردانه در تالارها یا اتاق‌های بزرگ پنج دری یا هفت‌دری برگزار می‌شد، زنان در اتاق‌های بالاخانه یا گوشوار که در بالا و در دو سوی تالار واقع شده و از یک سمت به آن دید داشتند، می‌نشستند و از پشت پنجره‌ها بدون آن‌که دیده شوند، بر فضای تالار اشراف می‌یافتند(شفیع‌پور،1390)
سطح پنجره‌های ارسی را نیز، گاهی با استفاده از انواع نقش‌های گوناگون گره‌سازی و شیشه‌های رنگین و ساده می‌آراستند و ترکیب‌هایی بدیع پدید می‌آوردند. این نوع پنجره در شهرستان اردکان و استان یزد به در- پنجره تبدیل شده است ولی تزئینات آن همان تزئینات ارسی‌ها است.
2-2-2-3روزن
روزن نوعی پنجره غالبا کوچک بود که در بیشتر موارد برای نورگیری یا تهویه در فضاهای اصلی، نقش فرعی و کمکی داشت، هر چند در برخی از فضاهای خدماتی نقش مهم‌تری برای نورگیری یا تهویه بر عهده می‌گرفت. معمولا در فضاهای اصلی و مهم، روزن را در بالا یا اطراف پنجره یا در – پنجره قرار می‌دادند. نمونه‌هایی از این روزن‌ها را در برخی از انواع اتاق‌های سه دری، پنج دری، هفت دری، و نیز در حجره‌های مدرسه‌ها یا کاروانسراها می‌توان یافت. که معمولا آن‌را با یک سطح مشبک چوبی، آجری، گچبری یا با کاشی پوشاندند. این روزن‌ها به شکل‌های گوناگون از جمله مربع، مستطیل، ترکیب مثلث با مربع یا مستطیل، دایره و در دوره قاجار به شکل بیضی نیز طراحی و ساخته می‌شد. نورگیری و تهویه برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ و انبار غالبا تنها از طریق یک یا چند روزن که در سقف فضا تعبیه می‌شد، تأمین می‌گردید. معمولا در این موارد برای روزن هیچ شبکه یا پنجرهای قرار نمی‌دادند و روزن تنها به شکل یک حفره بود. در بالاترین نقطه سقف بسیاری از دهانه‌های بازارهای سر پوشیده نیز روزن‌هایی به شکل حفره قرار دادند. غالبا به.پنجره‌های کلاهک نورگیر واقع بر روی سقف‌های گنبدی شکل یا برخی دیگر از انواع سقف نیز با عنوان روزن اشاره شده است. به نظر می‌رسد که هدف از احداث روزن بیشتر تأمین نور یا در موارد لازم تأمین نور یا تهویه مورد نظر بوده و برای استفاده از مناظر طبیعی، کمتر از آن استفاده می‌کرده اند.بالای در- پنجره‌های اتاق‌های سه‌دری و پنج‌دری خانه‌ی تقدیری روزن‌هایی وجود دارد که در اتاق‌های سه دری به شکل مستطیل و در اتاق پنج‌دری به شکل محرابی است (تصویر شماره 2-1 و 2-2).

تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری
(مأخذ: نگارنده) (مأخذ: نگارنده)
2-2-3 کارکردهای پنجره
پنجره‌ها بسته به ساختار و جایگاه خود کارکرد‌های متفاوتی دارند.از جمله این کارکردها عبارتند از:
2-2-3-1 تزئین بنا
پنجره تنها به عنوان عنصری ساده برای تأمین برخی نیازهای نخستین مورد توجه قرار نداشت؛ بلکه مانند بسیاری از عناصر معماری، نقش مهم در تزئین و زیباسازی بنا ایفا می‌کرد به نحوی که در بسیاری از انواع فضاهای معماری، به صورت مهم‌ترین عامل در طراحی و تزئین نماهای درونی و بیرونی به کار می‌رفت؛ به همین سبب، شکل، اندازه، موقعیت و سازماندهی آن در نما با دقت مورد توجه قرار داشت. البته شکل، اندازه، موقعیت و سایر خصوصیات کالبدی پنجره‌ها در نما، به عوامل و پدیده‌های گوناگونی از جمله ویژگی‌های محیط طبیعی مانند اقلیم، منظر، جنس مصالح و نوع سازه بستگی داشت.
2-2-3-2 شباک
سطح مشبک که از دو فضای پر و خالی تشکیل شده است، به نحوی که از یک سو بتوان سوی دیگر آن ‌را دید، شباک یا شبکه نامیده می‌شود. شباک به دلایل گوناگون از جمله محدود کردن دید از بیرون به درون یک فضا، تأمین سایه برای فضایی که در معرض آفتاب قرار دارد، تأمین دید از یک فضا به بیرون به شکلی محدود، ایجاد سطحی محصور کننده اما مشبک که مانع از عبور جریان هوا نباشد، احداث شده است. به همین جهت کاربرد آن نسبتا گسترده بود و در برخی از بخش‌های گوناگون بنا و به شکل‌های متنوع از شباک به عنوان سطحی مشبک که ضمن حفظ محرمیت و حریم یک فضا، امکان عبور هوا را نیز میسر سازد، در برخی از پشت بام‌ها، به خصوص در نواحی گرم و مرطوب و نیز به عنوان پوششی مشبک در جلوی روزن برخی از فضاها به ویژه جلوی روزن زیرزمین‌هایی که نور و تهویه آنها از طریق حیاط تأمین می‌شد، استفاده کردند. شباک‌ها را با مصالح گوناگون و متنوعی مانند آجر، کاشی، سنگ، چوب و گچ درست کردند(معماریان، 154:1386).
2-2-3-3 جام‌خانه
جام‌خانه را می‌توان نوعی پنجره دانست که بر فراز برخی از پوشش‌های گنبدی شکل، به ویژه در حمام‌ها و برخی دیگر از انواع بناها، مورد استفاده قرار می‌گرفت. جام‌خانه غالبا از یک سطح سفالین کروی شکل یا به شکلی دیگر تشکیل شده بود که تعدادی حفره مدور در آن ایجاد می‌شد که بر روی هر یک از آن‌ها یک جام یا شیشه به کمک نوعی ماده بتونه مانند که آن را از ترکیب موادی مانند خاک رس و موم یا نوعی روغن به دست می‌آوردند قرار می‌دادند. این ماده که به بتونه شباهت داشت قرار دادن یا برداشتن سهل و ساده جام‌ها یا شیشه‌ها را امکان‌پذیر می‌ساخت.
از جام‌خانه بیشتر در فضاهایی استفاده می‌کردند که با برداشتن تعدای از جام‌ها در فصل‌های مختلف بتوانند حرارت یا رطوبت فضا را به اندازه مطلوب برسانند. این ویژگی موجب شد که کمابیش در همه حمام‌ها از این جام‌خانه‌ها برای تأمین نور و نیز تنظیم مقدار حرارت و رطوبت فضاهای درونی استفاده کنند. در برخی حمام‌ها نیز از جام‌های رنگین استفاده می‌کردند(تصویر شماره2-3).

تصویر2-3 جام خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار(مأخذ: نگارنده)
2-2-3-4منظر
فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از منظر یا منظره‌های مصنوعی و طبیعی واقع در بیرون فضاهای بسته را می‌توان به عنوان یکی دیگر از کارکردهای مهم پنجره مورد توجه قرار داد. زندگی در فضای ساخته شده بسته‌ای که مسئله‌ی نور و تهویه آن به نحوی حل شده باشد اما فاقد دید و منظر مناسب باشد، ناخوشایند بوده و زیستن در آن برای مدتی طولانی بسیار دشوار و مشکل آفرین خواهد بود. به همین سبب همواره در بناهای درون‌گرا که حیاط، منظر بنا را شکل داده است، آن را به بهترین شکل ممکن طراحی و احداث می‌کردند تا به عنوان یک چشم انداز مناسب نیز کارکرد داشته باشد. همچنین در بناهای درون‌گرا، غالبا مهم‌ترین بخش از فضای باز در انواع واحدهای معماری را که منظر بنا را تشکیل می‌داد به گونه‌ای دلپذیر آراستند. اهمیت منظر در برخی از فضاهای معماری به خصوص در باغ‌ها چنان زیاد است که نحوه‌ی طراحی فضا را به طور کامل تحت تاثیر قرار می‌داد. به همین سبب در باغ‌های مسکونی، فضایی برون‌گرا می‌ساختند که بیشتر آن ‌را کوشک نامیدند و بهترین چشم انداز ممکن را گرداگرد آن پدید آوردند و برای استفاده بهتر از مناظر، به طور معمول سطح طبقه همکف را کمی بالاتر از سطح زمین در نظر می‌گرفتند تا ساکنان بنا از دید بهتری نسبت به مناظر برخوردار شوند. افزون بر این در بسیار از موارد، عمارت کوشک را دو طبقه می‌ساختند تا از طبقه‌ی فوقانی، شاهد چشم انداز گسترده باشند.
2-2-3-5تهویه
هیچ فضای ساخته شده‌ای بدون تهویه مناسب، قابل زندگی نیست. حجم و مقدار تهویه مورد نیاز برای انواع فضاهای ساخته شده یکسان نیست، بلکه به عوامل گوناگونی همچون دمای هوای محیط، مقدار رطوبت و سایر خصوصیات محیط طبیعی بستگی دارد. در مناطق گرم و خشک، نیاز به تهویه فضاهای درونی به مقداری بوده است که غالبا با قرار دادن پنجره‌هایی در یک جبهه اتاق مشکلی پدید نمی‌آید. البته باید توجه داشت که در سازه مورد استفاده در گذشته، دیوارها و سقف، ضخامت زیادی داشتند چنان که به‌طور متوسط ضخامت آن‌ها بین 50 تا 75 سانتی‌متر و در مواردی بیشتر بود و در نتیجه تبادل و انتقال دما بین فضاهای بسته و باز به حداقل ممکن کاهش می‌یافت. علاوه بر این جنس و نوع مصالح یعنی خشت و آجر نیز تبادل دمای بین فضاهای مزبور را به حداقل ممکن کاهش می‌داد.
2-2-3-6تأمین نور
هر فضای ساخته شده، توسط عناصری مانند دیوار و سقف از فضای باز و طبیعی متمایز و جدا میشود. حد و اندازه این تمایز و محصور بودن، همیشه به یک مقدار نیست و از این لحاظ می‌توان انواع فضاهای ساخته شده را به سه گروه طبقه بندی کرد: نخست فضاهای بسته؛ دوم فضاهای نیمه بسته و سوم، فضاهای نیمه باز.
فضاهای بسته انواع فضاهایی هستند که از فضای باز کاملا متمایز و جدا شده‌اند و تنها یک ورودی به ساده‌ترین شکل یک یا چند روزنه برای تأمین حداقل نور، آن‌ها را با فضای بیرون مرتبط می‌سازد. آب انبارها، اصطبل‌ها و برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ از این گونه فضاها به شمار می‌آیند.
فضاهای نیمه بسته نوعی فضاهایی هستند که به طور متوسط یک جبهه از آن‌ها توسط ردیفی از درها، پنجره‌ها یا در- پنجره‌ها با فضای باز مرتبط هستند و گشوده شدن آن‌ها در مواقع مناسب می‌تواند ارتباط نسبتا گسترده‌ای بین فضاهای ساخته شده و فضای باز پدید آورد. در برخی از انواع فضاهای ساخته شده که بازشوهای در دو جبهه روبه‌روی هم وجود دارد رابطه و پیوند بین فضاها که غالبا در کنار فضای باز طراحی و ساخته شده اند متناسب با موقعیت و کارکردشان از نور کافی برخوردار می‌شدند. فضای نیمه باز مانند ایوان‌ها و رواق‌ها فاقد پنجره هستند، زیرا به شکل مستقیم با فضای باز ارتباط یافته و به سادگی از نور کافی برخوردار می‌شوند. مقدار نور مورد نیاز برای هر فضا به عوامل گوناگون از جمله کارکرد، موقعیت، عمق و ارتفاع آن فضا بستگی دارد. در گذشته اندازه‌ی سطح نورگیر پنجره را متناسب با عوامل مزبور به گونه‌ای انتخاب می‌کردند که تا حد امکان از نور کافی برخوردار شوند. تأمین نور را مهم‌ترین کارکرد پنجره می‌توان به شمار آورد زیرا هیچ نوع فضای بدون نور برای زندگی انسان مناسب و قابل تحمل نیست(بوآ،54:1376).
نور
یکی از دلایل استفاده از گره‌چینی در معماری سنتی استفاده از نور طبیعی و کنترل آن می‌باشد از همین رو است که در این منطقه از گره‌چینی برای تزئین در- پنجره‌ها و نورگیرهای بالای درها استفاده شده است.
خورشید منبع اصلی نورطبیعی است که در عالم هستی زندگی را از طریق نور و گرما در زمین به جریان می‌اندازد. در معماری دو منبع روشنائی وجود دارد؛ «طبیعی» و«مصنوعی». نور طبیعی را خورشید فراهم می‌کند. نوری غیر قابل واکنش پیش‌بینی که به راحتی نمی‌توان آن نور را کنترل نمود، و ما ملزم هستیم که محیط خود را پیرامون آن بسازیم. طی روند توسعه‌ی تمدن، معماری واکنش‌های بسیاری نسبت به خورشید داشته است. تا پیش از صنعتی شدن نورهای مصنوعی، اجبارات و الزامات تکنولوژیکی، منابع نور را در حد عملکرد و فواید ظاهری آن محدود نموده بود(میجر، 185:1389)
نور، از سپیده دم تا غروب خورشید پیوسته در حال تغیر بوده و حرکات و تاثیرات بی‌‌انتهائی را خلق می‌کند تغییر شدت کانون و راستای نور در طول روز منجر به ایجاد کنتراست بافت‌ها و رنگ‌های مختلف می‌شود. در هنگام سپیده دم، خورشید -یک منبع غالب مستقیم و اصلی- تنها منبع نور طبیعی در دنیای ماست. ما از جهات مختلف فیزیولوژیکی و روان‌شناختی با خورشید مرتبط هستیم. به عنوان یک ستاره از میان میلیون‌ها ستاره‌ی دیگر تنها خورشید است که نماد اصلی حیات ماست، که نه تنها جهان ما بلکه تمام جهان هستی را نیز تعریف می‌کند. نمی‌توان به سادگی گفت که، خورشید تنها جهان را روشن می‌کند، بلکه باید اعتراف نمود که زندگی را هم پایدار می‌کند(همان).
هنگام طراحی یک محیط برای ساخت و ساز، خورشید همیشه مهمترین منبعی بوده که مد نظر گرفته می‌شود. نوری که خورشید متصاعد می‌کند، و موسوم به نور طبیعی می‌باشد، نه تنها به ما توانائی دیدن می‌بخشد، بلکه طرح بندی، زوایای دید، شکل و مادیت بناها و مناظر را نیز به ما دیکته می‌کند. خورشید، به عنوان یک منبع انرژی رایگان به ما کمک می‌کند تا دنیای خود را با روشی قابل تحمل، روشن کنیم. در طول تاریخ، نقش نور طبیعی تنها محدود به مقوله‌ی بینایی نشده است. خورشید نماد قدرت و مذهب نیز بوده و نه تنها معنادار می‌باشد بلکه نوعی ابزار نیز محسوب می‌شود. در‌دوران کهن، خورشید در قالب پرستش بدن‌های الهی و معنوی حضور پیدا کرده که دارای الوهیت و قدرت بوده‌اند، لیکن امروزه نور بیش از هرچیزی منحصر به مقوله‌های حیات، سلامتی و انرژی می‌شود. تاریخ نور و تاثیر ان بر جهان ما تقریبا بی‌نهایت است چرا که از این طریق می‌توانیم خواستگاه زندگی و تمدن را دنبال کنیم(میجر190:1389).
نور و معماری
نور پردازی و معماری در مهد تمدن‌ها ریشه دارد. در یکی از قدیمی‌ترین این تمدن‌ها، تمدن سومر ساختمان‌هایی را بنا نهاده‌اند که از خورشید و ماه تبعیت می‌کند. پیشرفت رو به رشد بابل در 600 سال پیش از میلاد مسیح به راهرو‌ها و دیوار‌های زننده‌ی آن زمان جلوه خاصی بخشیده و در نور بسیار تابناک آن منطقه، نمای زیبائی ایجاد نموده است گفتنی است اولین استفاده‌ی هوشمندانه از نور زمانی شکل گرفت که پارس‌ها کاخ پرسپولیس را در ایران (600 سال پیش از میلاد مسیح) بنیان گذاشتند. استفاده از سنگ‌های صیقل خورده و پرداخت کارهائی که این کاخ را کاملا خیره کننده کرده است، منجر شده تا بنای مذکور بسیار مزین و ملون به نظر آید. با وجود این که ساختار‌های این‌چنینی دقیقا به این معنی نیست که سازنده‌ی آن پیش از بنای این ساختار درک عمیقی از نور داشته است، لیکن بدیهی است که معمار پارسی روشی را پیش گرفته که نور و سایه ساده‌ترین حالت هندسی خود را نمایان کنند و با استفاده از طرح‌های نقش برجسته به روایت داستان‌های عمیقی پرداخته، گفتنی است رنگ و جلای پایانی کار تاکیدی است بر مفاهیم مذکور(میجر،179:1389).
وظیفه‌ی معمار این است که با هوشیاری کامل قدرت نور (و سایه) را در اختیار بگیرد. بخصوص روشن ساختن فضاهای کوچک ولی باید متوجه این موضوع بود که نور زیاد هم به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط می‌شود. تمام اشیای شفاف می‌توانند محیط را روشن کنند به عبارت دیگر نوری ناخواسته را در محیطی پیرامون ایجاد کنند. همچنین باید بدانیم که بازتاب‌های بازتابیده نه‌تنها روح‌بخش و زندگی‌بخش هستند بلکه گاهی می‌توانند جلوه‌ی اتاق را به کلی تغییر دهند. سیر تکاملی معماری به نفسه با توسعه و پیشرفت نور‌پردازی مصنوعی به عنوان منبع جایگزین نور در جهان ما مرتبط است. شاید تنها بخش ناچیزی از پیشینه معماری وجود داشته باشد که به اهمیت نقش نور نپرداخته است. حتی پس از این‌که فن‌آوری و صنعتی شدن مسیر ساخت ساختمان‌ها، منجر به ایجاد قالب‌های جدید معماری شد، این ایده که نور طبیعی باید کاربرد کمتری داشته باشد و کمتر ارائه شود تنها توانست توجه بسیار ناچیزی را معطوف خود کند.
داستان نورپردازی در معماری، همانند داستان خود معماری، با معابد، اماکن مذهبی و گورستان‌های تمدن اولیه آغاز شده است. در فرهنگ‌های گذشته ساختمان‌ها به منظور محافظت از مردمی ساخته می‌شدند که البته بیشتر زمان روز را در خارج از آن سپری می‌کردند. بدین ترتیب نور به‌خاطر برخی از دلایل عملی، در ساختمان نقش ثانویه را داشت. روزنه‌هایی که در دیوار‌ها یا در سقف ایجاد می‌شد، اغلب برای ایجاد سیستم تهویه بوده است نه ورود نور. این امر تا حدی بدین دلیل بود که در درجه‌ی اول ایجاد این روزنه‌ها کار دشواری بود و دوم این‌که شرایط آب و هوایی و امنیتی مساله مهمی بود که بر تصمیم بشر مبنی بر ایجاد پنجره قطعا تاثیر می‌گذاشت(همان)
ساختمان‌های اولیه به روش متمایزی بنا می‌شدند: یا از روی هم قرار دادن گل و سنگ بوده است یا این‌که مردم نوعی پوشش سبک مانند کاه یا پوست خام گاو و گوسفند را روی اسکلت ساختمان می‌انداختند. با وجود این‌که هر دو این سیستم‌ها را می‌توان به گونه‌ای طراحی نمود که نور وارد ساختمان شود، اما نوع اول، تا هنگام اختراع شیشه به عنوان بخشی از ساختمان بسیار کاربردی‌تر بوده است.
ایجاد فضائی برای ورود نور به ساختمان، به طور قطعی، ورود هوا را نیز در پی خواهد داشت. در هوایی گرم، نور و گرد و غبار می‌توانست به فضای داخلی راه پیدا کند. در هوایی سرد نیز باد و باران به داخل نفوذ می‌کرده است. بدین ترتیب نور در ساختمان‌ها توسط نوعی در یا روزنه‌ی کوچک در سقف، به داخل وارد می‌شده است.
ظاهرا نیاز به ورود نور به یک ساختمان، بنا بر دلایل نمادی یا جوی هنگامی آغاز شده است که فرهنگ‌های کهن از اجسام الهی به عنوان منبع ساختار و طراحی خود یاد کرده، و تصمیم بر استفاده نور جهت بیان ارزش‌های مذهبی و فرهنگی گرفتند.
نورپردازی مقبره‌های ماقبل تاریخی نشان می‌دهد که ارتباط بین معماری و نور، ریشه‌ی مستحکم در دل تاریخ دارد. این‌گونه اماکن خاص که به عصر حجر تعلق دارند، مرکز ارتباط مراسم مذهبی با حرکت طبیعی خورشید، ماه و ستارگان بوده است، همچنین بر کسب نور و انرژی از اجسام آسمانی کمال اهتمام را ورزیده است.
نور خصیصه ذاتی یک شیء نیست، در واقع یک تجربه ذهنی و شخصی است. تجربه کردن رنگ شیء به‌وسیله‌ی کیفیت رنگ نوری که به شیء برخورد می‌کند تاثیر پذیر خواهد بود (آن‌چه که به عنوان رنگ تجربه می‌کنیم نور منعکس شده توسط شیء می‌باشد).
واکنش نسبت به رنگ ذهنی می‌باشد- حساسیت وانتخاب مردان و زنان نسبت به بعضی رنگ‌ها متفاوت می‌باشد (مثل آبی یا سبز یا فیروزه‌ای)
ادراک و تجربه رنگ می‌تواند توسط رنگ‌ها و ته رنگ‌های مجاور تشدید و تعدیل ‌شود. نور سفید از تمام رنگ‌های رنگین کمان ساخته می‌شود اگرچه نور سفید و بیشتر رنگ‌های دیگر را فقط می‌توان با سه رنگ به وجود آورد.
عوامل فرهنگی بر واکنش نسبت به رنگ تاثیر می‌گذارند: زرد، رنگ ترس است، سبز نشان حسادت، قرمز رنگ ازدواج چینی‌ها، رنگ تحول، رنگ هیجان، علامت خطر و هشدارهای دست ساز بشر می‌باشد. سفید رنگ اندیشه غرب از عفت از عفت و دوشیزگی است. نورهای دارای رنگ سرد در آب و هوای گرم بیشتر ترجیح داده می‌شوند و نورهای دارای رنگ گرم، درآب هوای سرد.
نور از طیف رنگی تشکیل می‌شود. تغییر رنگ مداوم نور طبیعی بخشی از فلسفه وجودی است، از درخشش زرد رنگ طلوع خورشید تا درخشندگی ملایم وسط روز، و از شفق تا نور قرمز و نارنجی غروب خورشید، نور هم می‌تواند رنگ را هم بوجود بیاورد و هم می‌تواند آن را نمایان کند. نور کاربرد رنگ در معماری را بواسطه‌ی توانمندی ما در ایجاد نورهای رنگی افزایش می‌دهد، به عنوان عامل محوری عمل نموده، فضا ایجاد می‌کند و بیان واحساس را بوجود می‌آورد. نبودن نور می‌تواند بر ادراک ما از شکل و فضا بواسطه وجود سایه‌های رنگی تاثیر بگذارد. درحقیقت نور به آن‌چه که ما می‌بینیم معنی‌ می‌دهد(میجر،182:1389).
2-2-4 نقش پنجره در نمای ساختمان
پنجره به عنوان یک عنصر معماری، مهم‌ترین نقش را در طراحی و ترکیب نمای بسیاری از انواع ساختمان‌ها، ایفا می‌کند. امکانات و محدودیت‌های سازه‌ی دیوار باربر، نحوه توزیع فضای اتاق‌ها در یک بنا و مسئله‌ی چگونگی استفاده از هر فضا، از عوامل و پدیده‌های موثر در نحوه تشکیل‌دهی و نحوه‌ی نام‌گذاری برخی از انواع اتاق‌ها مانند اتاق‌های سه‌دری، پنج‌دری، هفت‌دری، ارسی و غیره بر گرفته از تعداد یا نوع در یا پنجره‌های یک فضا است(شاطریان، 78:1383).
2-2-5 نقش هندسه در شکل‌گیری.پنجره‌ها
ناپسند دانستن تقلید از نقش‌ها و صورت‌های انسانی و حیوانی در نقاشی و سایر هنرهای تصویری و تجسمی، به تدریج موجب شد که تقلید از طبیعت، در فرهنگ بسیاری از هنرهای اسلامی چندان مورد توجه قرار نگیرد و جایگاه والایی نیابد؛ به همین جهت هنرمندان به ترکیب‌های هندسی و انتزاعی توجه بسیار می‌کردند. یکی از ویژگی‌های ترکیب‌های انتزاعی و به خصوص ترکیب‌های هندسی، امکان خلق آثار بی‌شمار و گوناگون است که سبک، شیوه و حوزه فرهنگی آن غالبا نه تنها به هنرمندی خاص یا ناحیه‌ای مشخص و محدود و منحصر نمی‌شود، بلکه به دوره و زمان خاصی نیز تعلق ندارد و از این لحاظ امکان خلق آثاری ماندگار در این گسترده به خوبی وجود دارد. کاربرد هندسه در انواع گوناگون هنرها و از جمله معماری و هنرهای وابسته به آن گسترش یافت از هندسه در ساده‌ترین شکل برای طراحی و ساخت انواع پنجره‌ها استفاده می‌شد، اما در برخی از انواع پنجره‌ها - به ویژه پنجره‌های ارسی یا بعضی از شباک‌ها – کاربرد آن در بهترین حالت ممکن می‌توان مشاهده کرد برای بدست آوردن نقش‌های هندسی، به طور معمول، نخست از ساده‌ترین شکل‌های هندسی مانند مربع، دایره و مثلث استفاده شد(تصویر شماره 2-4). ویژگی‌های هندسی هر یک از این شکل‌ها، نقش موثری در نحوه‌ی کاربرد آن‌ها داشت (نجیب اغلو،75:1379).

تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری (مأخذ: نگارنده)

—d1215

که پن و همکاران FmnwtCmax,Lmaxالگوریتم دیفرانسیل تکاملی 2009 41
تسنگ و تای لین FmnwtCmaxالگوریتم ترکیبی ژنتیک 2010 52
ونگ و همکاران FmnwtLmaxالگوریتم جستجوی ممنوع شتابدهی شده 2010 56
چینگ یینگ و همکاران Fmnwt,cellCmaxسه الگوریتم بر پایههای الگوریتمهای ژنتیک، تبرید شبیهسازی شده و تکرار حریصانه 2012 58
ناگانو و همکاران FmnwtCiرویکرد جدید جستجوی خوشهبندی تکاملی 2012 47
داوندرا و همکاران FmnwtCmaxالگوریتم تاکید خود سازمانی گسسته 2013 12
2-3. زمان نصب وابسته به توالی کارهابه زمان صرف شده جهت آمادهسازی ماشین برای انتقال کار روی آن زمان نصب میگویند. زمان نصب عموما صرف نصب ابزارهای لازم روی ماشین، تمیزکاری و … میشود. با نگاهی کلی به تاریخ پژوهشهای انجام شده در حوزه زمانبندی میتوان دریافت که تا دههها زمان نصب در ادبیات زمانبندی به کلی نادیده گرفته میشده است و عموما جزیی از زمان پرداش کار در نظر گرفته میشده است. این رویه شاید در برخی صنایع قابل توجیه باشد اما لزوم در نظر گرفتن زمان نصب بطور جداگانه در بسیاری از موارد غیر قابل انکار است.
به طور کلی مسائل زمانبندی از حیث در نظر گرفتن زمان نصب به دو دسته کلی تقسیم میشوند: در دسته اول که زمان نصب مستقل از توالی نامیده میشود و در آن زمان نصب یک کار بر روی ماشین تنها به خود آن کار بستگی دارد و به کار قبل از آن و یا اصطلاحا به توالی وابسته نیست. دسته دوم که آن را زمان نصب وابسته به توالی کارها مینامند به حالتی اطلاق میشود که زمان نصب یک کار روی ماشین به کار قبلی که روی آن ماشین نصب شده است نیز بستگی دارد. در این دسته حالت خاص دیگری نیز وجود دارد که آن را زمان نصب وابسته به گروههای کاری مینامند که به معنای این است که زمان نصب کارهای درون یک گروه کاری با گروه کاری دیگر متفاوت است و اگر دو کار از دو گروه متفاوت بلافاصله روی ماشین قرار بگیرند زمان نصب بزرگتری نسبت به حالتی دارد که کارهای یک گروه پشت سر هم قرار بگیرند.
اهمیت مدنظر قرار دادن زمان نصب به عنوان عاملی تاثیرگذار در بهرهوری سیستم تولیدی در تحقیقات متعددی مورد بحث قرار گرفته است. فلین [19] تاثیر زمانهای نصب وابسته به توالی را مورد تحقیق قرار داده است و ورتمن [57] فاکتورهایی که بیشترین تاثیر را در عملکرد سیستم دارند مورد بررسی قرار داد که در آن زمان نصب یکی از موثرترین راهها برای بهبود خدمات به مشتریان و کاهش هزینههای انبارداری معرفی شده است.
اگرچه محدودیت زمان نصب وابسته به توالی در اغلب چیدمانهای مسائل زمانبندی مورد مطالعه قرار گرفته است اما از آنجا که مسئله مورد بحث در حوزه تولید جریانی است در ادامه تنها به ارائه مهمترین مطالعات انجام شده در مسائل زمانبندی با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارها در محیطهای مختلف سیستم تولید جریانی و به خصوص در سیستمهای تولید جریانی بدون انتظار اکتفا میشود.
2-3-1. سیستمهای تولید جریانیسیستم تولید جریانی مشتمل بر تعدادی ماشین است که به طور متوالی قرار گرفتهاند و کارها عموما با ترتیب یکسانی روی ماشینها پردازش میگردند. در نظر گرفتن محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارها میتواند معیارهای بهینهسازی را در چنین سیستمهایی تحت تاثیر قرار دهد. وانچیپورا و سریدهاران [54] برای مسئله Fm|sijk|Cmax دو الگوریتم جهت تخصیص زمانهای نصب تعریف کرده و سپس مسئله را با روشی ابتکاری بر پایه ساختن توالی حل کردهاند. میرابی [36] نیز همین مسئله را به کمک رویهای ترکیبی از الگوریتم ژنتیک حل کرده است.
سیستمهای تولید جریانی منعطف نیز ساختاری مشابه سیستم تولید جریانی ساده دارند، با این تفاوت که حداقل در یکی از ایستگاههای کاری بیش از یک ماشین وجود دارند. لذا مسئله مورد بحث تعمیمی از حالت مسئله ماشینهای موازی است. میرصانعی و همکارانش [37] این مسئله را با هدف بیشینه زمان تکمیل کارها مطالعه نموده و رویه حلی با رویکرد الگوریتم تبرید شبیهسازی شده برای آن ارائه نمودند. حکیمزاده و زندیه [25] مسئله فوق را با در نظر گرفتن دو تابع هدف و نیز وجود بافرهای محدود بین ایستگاههای کاری حل کردند.
2-3-2. سیستمهای تولید جریانی بدون انتظارسیستمهای تولید جریانی بدون انتظار از نظر نحوه چیدمان ماشینآلات تفاوتی با سیستمهای تولید جریانی بدون انتظار ندارند، تنها تفاوت در نحوه پردازش بدون انتظار کارها روی ماشینآلات است. در چنین شرایطی زمان نصب وابسته به توالی کارها میزان تاخیر احتمالی در شروع کار روی ماشین اول را که برای تامین شرایط پردازش بدون انتظار لازم است تحت تاثیر قرار میدهد.
عرب عامری و سلماسی(2013) [10] نیز روش حلی با رویکرد الگوریتم ترکیبی بهینهسازی تجمعی ذرات و جستجوی ممنوع برای مسئله Fm|nwt,sijk|wj'Ej+wj"Tj پیشنهاد دادند. گاوو و همکارانش [21] مسئله تولید جریانی بدون انتظار را با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی و تابع هدف زمان در جریان کل بررسی نموده و چهار رویه ابتکاری برای حل آن پیشنهاد دادهاند. رمضانی و همکاران [43] مسئله سیستم تولید جریانی منعطف بدون انتظار را در حالتی که ماشینهای درون هر ایستگاه عملکرد مشابه و نسبتهای سرعت مشخص دارند مدنظر قرار داده و به کمک رویکرد ترکیبی فراابتکاری به حل آن پرداخته است.
پژوهشهای مرور شده در این بخش در جدول(2-5) خلاصه شدهاند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 5 جدول 2-5. مسائل سیستم تولید جریانی با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارهانویسنده مسئله رویکرد سال شماره ارجاع
وانچیپوراو سریدهاران Fm|sijk|Cmaxروش ابتکاری بر پایه ساختن جواب 2013 54
میرابی Fm|sijk|Cmaxرویه ترکیبی براساس الگوریتم ژنتیک 2014 36
میرصانعی و همکاران Fm|sijk|Cmaxالگوریتم شبیهسازی تبرید 2011 37
حکیم زاده و زندیه Fmsijk,bCmax,Tjچند رویه فراابتکاری 2012 25
عرب عامری و سلماسی Fm|nwt,sijk|wj'Ej+wj"Tjالگوریتم ترکیبی از بهینهسازس تجمعی ذرات و جستجوی ممنوع 2013 10
گاوو و همکاران Fm|nwt,sijk|Cjچهار رویه ابتکاری 2013 21
رمضانی و همکاران FFm|nwt,sijk|Cmaxسه روش فراابتکاری بر پایه الگوریتمهای ژنتیک، تبرید شبیهسازی شده و تکرار حریصانه 2013 43


2-4. محدودیت کاری ماشینآلاتمحدودیت کاری ماشینآلات به این معنی است که هر ماشین پس از انجام حجم مشخصی از کار از دسترس خارج میشود که این مسئله میتواند دلایل متعددی همچون انجام تعمیرات اساسی و … داشته باشد. برای مثال یک ماشین پرس عموما بعد از انجام تعداد مشخصی پرس جهت تنظیم، تعویض روغن و تعمیرات برای مدتی از دسترس خارج میگردد. پیادهسازی این محدودیت در مسائل بهینهسازی معمولا به دو صورت انجام میشود: در دسته اول مسائل، ماشینها پس از گذراندن تعداد یا حجم مشخصی از کار از دسترس خارج میگردند و در دسته دوم، ماشینها پس از سپری کردن زمان مشخصی از لحظه شروع به کار از دسترس خارج میشوند. به کار بردن هر کدام از این دو رویکرد به ویژگیهای ماشینآلات و محصول تولیدی بستگی دارد. محمدی و فاطمی قمی [38] مسئله محدودیت ساعات کاری ماشینآلات را با در نظر گرفتن زمان نصب وابسته به توالی کارها در محیط تولید جریانی مورد مطالعه قرار دادند و آن را با رویکردی ابتکاری بر پایه الگوریتم ژنتیک حل نمودند. همین نویسنده به کمک همکارانش [39] دو روش الگوریتمی جدید را نیز برای مسئله تولید جریانی همراه با محدودیت حجم کاری، زمان نصب وابسته به توالی و تولید بر مبنای تقاضا ارائه کردند. جورجیادیس و پولیتو [22] نیز همین محدودیت را در حالتی که تعداد کار پردازش شده در روز محدود باشد در سیستمهای تولید جریانی بررسی کردند. بابایی و همکاران [11] نیز مسئله بهینهسازی همزمان تولید محصولات بر پایه تقاضا و زمانبندی را در محیط تولیدی جریانی مطالعه نموده و برای آن به کمک الگوریتم ژنتیک جوابهای با کیفیتی بدست آوردند.
مقالات مروری در این بخش در جدول(2-6) خلاصه شدهاند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 6 جدول 2-6. مسائل سیستم تولید جریانی با محدودیت حجم کاری ماشینآلاتنویسنده مسئله رویکرد سال شماره ارجاع
محمدی و فاطمی قمی Fm|sijk|MINcostالگوریتم ژنتیک 2011 38
محمدی و همکاران Fm|sijk|MINcostدو الگوریتم ترکیبی جدید 2011 39
جورجیادیس و پولیتو Fm||MINcostرویه فراابتکاری جدید 2013 22
بابایی و همکاران Fm||MINcostالگوریتم ژنتیک 2013 11
2-5. استراتژیهای مدیریت تولیدمدیریت تولید به معنای تعیین میزان تولید محصولات با استفاده از پیشبینیهای انجام شده از نیاز بازار، تعیین زمان مناسب تحویل و … است. همانطور که از تعریف برمیآید مدیریت تولید به دلیل مشخص نمودن تعداد کارها و موعد تحویل ارتباط تنگاتنگی با زمانبندی تولید محصولات دارد. یکی از مهمترین مسائل در مدیریت تولید این مسئله است که محصول با رویکرد تولید برای سفارش تولید شوند یا با استراتژی تولید برای ذخیره [24]. در استراتژی تولید برای سفارش، محصولات یک سفارش تنها از زمانی که سفارش به سیستم تولیدی ابلاغ میشود توانایی تولید شدن دارند. استراتژی تولید برای ذخیره نیز تعداد محصولات را با توجه به نیاز بازار و سهم محیط تولیدی از بازار پیشبینی مینماید. از اصلیترین اشکالات استراتژی تولید برای ذخیره هزینه نگهداری محصولات است. استراتژی تولید برای سفارش هم به دلیل متغیر بودن تعداد و حجم سفارشات و لزوم تحویل به موقع جهت کسب رضایت مشتری زمانبندی را مشکلتر خواهند کرد. از این رو در سالهای اخیر توجه به استراتژیهای ترکیبی مدیریت تولید رو به افزایش بوده است. یوسف و همکاران [24] تاثیر زمانبندی بر استراتژیهای ترکیبی تولید برای ذخیره و تولید برای سفارش را در زمانبندی تک ماشین در پروژه - ریسرچمفصلی مورد بحث قرار داده است. در این پروژه - ریسرچاو محصولات را به دو گروه تقسیم کرده است: تعداد زیادی از محصولات که تقاضای کمی دارند و تعداد کمی از محصولات که تقاضا برای آنها زیاد است. در نهایت محصولات با تقاضای زیاد را با استراتژی تولید برای ذخیره و محصولات با تقاضای کم را با رویه تولید برای سفارش به خط تولید میفرستد. همین رویکرد توسط آدان و وال [7] نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. عیوضی و همکاران [16] نیز مدل توسعه یافتهای بر مبنای زمانبندی و کنترل تولید نیمههادیها ارائه کردند که در آن دو رویکرد برای اولویت دادن به کارهای تولید برای سفارش و تولید برای ذخیره وجود دارد. زائر پور و همکاران [59] نیز ساختار تصمیمگیری برای ترکیب استراتژیهای تولید را مورد بررسی قرار داده و با رویهای ترکیبی از رویکردهای ایاچپی و تاپسیس به اتخاذ تصمیم پرداخته است.
مقالات مروری در این بخش در جدول(2-7) خلاصه شدهاند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 7 جدول 2-7. مسائل با محدودیت استراتژیهای ترکیبی مدیریت تولیدنویسنده مسئله رویکرد سال شماره ارجاع
یوسف و همکاران 1||Cmax- 2004 24
آدان و وان -- 1998 7
عیوضی و همکاران -- 2009 16
زائرپور و همکاران -AHP,TOPSIS 2009 59
2-6. تابع هدفگسترش مفاهیم تولید به موقع اهمیت زمانهای زودکرد را برای دانشمندان علم زمانبندی بیش از پیش روشن کرده است. پس از بکارگیری موفق این مفاهیم در صنعت و تاثیر قابل توجه آن بر عملکرد تولید و کاهش موجودی انبار تعداد پژوهشهای زمانبندی که به این مسئله توجه نشان داده بودند افزایش چشمگیری یافت. در عمل محصولاتی که زودتر از موعد ساخته میشوند باید به انبار بروند و محصولاتی که دیرتر از موعد تحویل میگردند نیز نارضایتی مشتریان را در پی دارند. از آنجا که بسته به شرایط اهمیت این دو هزینه برای هر کدام از کارها میتواند متفاوت باشد، ضرایب وزنی هزینهها برای هرکار متفاوت تعریف میگردد.
در کنار رشد تحقیقات زمانبندی که درآنها مفهوم تولید به موقع مدنظر قرار گرفته است، پژوهشهایی نیز انجام شده است که با حفظ مفهوم تولید به موقع به سایر هزینههای موجود در سیستم نیز پرداختهاند. در این تحقیقات هزینههایی نظیر عدم پذیرش کارها، هزینههای انبارداری و … نیز در نظر گرفته میشوند.
در این نمونههایی از تحقیقات انجام شده در زمینه تولید جریانی بدون انتظار که در آنها رویکرد تولید به موقع به عنوان تابع هدف در نظر گرفته شده است مرور میشوند.
عرب عامری و سلماسی [10] مسئله زمانبندی تولید جریانی بدون انتظار را با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارها و با محدودیت مجموع زمانهای زودکرد و دیرکرد وزنی به کمک الگوریتم ترکیبی بهینهسازی تجمعی ذرات و جستجوی ممنوع حل کردند. جولایی و همکاران [29] نیز با حفظ مفهوم تولید به موقع تابع هدفی شامل مجموع وزنی زودکردها و دیرکردها و ضرر ناشی از رد سفارشات جهت رسیدن به بیشینه سود حاصل از پردازش کارها برای مسئله تولید جریانی بدون انتظار تعریف کردند.
در جدول(2-8) پژوهشهای مرور شده در این بخش به اختصار آورده شدهاند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 8 جدول 2-8. مسائل سیستم تولید جریانی با تابع هدفهای تولید به موقعنویسنده مسئله رویکرد سال شماره ارجاع
عرب عامری و سلماسی Fm|nwt,sijk|wj'Ej+wj"Tjالگوریتم ترکیبی از بهینهسازس تجمعی ذرات و جستجوی ممنوع 2013 10
جولایی و همکاران FFm|nwt|MAXbenefitالگوریتم ژنتیک 2009 29
2-7. جمعبندیدر این فصل، ابتدا به کمک رویکرد سه نمادی به طبقهبندی مسائل زمانبندی پرداخته شد. پس از آن ادبیات سیستم تولید جریانی منعطف بدون انتظار تشریح گردید. در ادامه فصل جهت مرور ادبیات موضوع مورد بررسی مقالات و پژوهشهای انجام شده به تفکیک محدودیتها و تابع هدف تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به مطالب عنوان شده در این فصل تحقیق پیش رو از جنبه تابع هدف، کاربرد رویکردهای مدیریت تولید در زمانبندی و بکارگیری مسئله محدودیت ساعات کاری در محیط سیستم تولیدی تولیدی منعطف بدون انتظار نوآوری دارد.
فصل سوممدل ریاضی پیشنهادی3-1. مقدمهرویکردهایی همچون برنامهریزی خطی و غیرخطی، برنامهریزی عدد صحیح و … به عنوان رویکردهای دقیق برای بدست آوردن جواب از توانایی محدودی برخوردارند. با پیچیده شدن مسائل دنیای واقعی این واقعیت بیش از پیش برای دانشمندان روشن گردید که برای حل مسائل جدید به ابزارهایی کارآمدتر نیازمندند. از این رو امروزه تمرکز مطالعاتی از بدست آوردن جواب دقیق توسط این روشها به بدست آوردن جوابهای نزدیک به بهینه به کمک روشهای ابتکاری و فراابتکاری معطوف گردیده است. اگر چه روشهای دقیق امروزه بسیار کمتر مورد استفاده قرار میگیرند اما همچنان به عنوان ابزاری برای اعتبارسنجی روشها و مدلها بسیار سودمندند.
در این فصل، مسئله زمانبندی تولید جریانی منعطف با محدودیت ساعات کاری ماشینآلات و زمانهای نصب وابسته به توالی کارها و نیز با درنظر گرفتن رویکرد مدیریت تولید ترکیبی تولید برای سفارش و تولید برای ذخیره مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه مدل ریاضی ارائه شده برای این مسئله به طور کامل تشریح شده و اعتبارسنجی میگردد.
3-2. تعریف مسئلهمسئله زمانبندی تولید جریانی منعطف با محدودیت ساعات کاری ماشینآلات و زمانهای نصب وابسته به توالی کارها و نیز با درنظر گرفتن رویکرد مدیریت تولید ترکیبی تولید برای سفارش و تولید برای ذخیره به صورت زیر ارائه میگردد:
یک محیط صنعتی با قابلیت تولید N محصول متفاوت و مستقل در نظر گرفته میشود. چیدمان ماشینآلات در این محیط تولیدی به صورت سیستم جریانی منعطف است، به این معنی که حداقل در یکی از ایستگاههای کاری بیش از یک ماشین وجود دارد. ماشینهای موجود در هر ایستگاه کاری کاملا مشابه هستند و هر کدام مقدار زمان مشخصی میتوانند در حال کار باشند و پس از آن از دسترس خارج میشوند. هر سیستم تولیدی با توجه به پیشبینیهای انجام شده براساس فروش قبلی خود سهم مشخصی از بازار را برای خود متصور است. از طرفی سیستم تولیدی ممکن است سفارشاتی را نیز دریافت کند(برای مثال سفارشات صادراتی یا تولید محصول برای یک ارگان مشخص). این سفارشات در زمان خاصی به سیستم تولیدی ارائه شده و موعد تحویل مشخصی دارند. معیار بهینهسازی این مسئله به حداقل رساندن هزینههای ناشی از رد کردن سفارشات، تحویل ناقص سفارشات(به دلیل محدودیت ظرفیت تولید) و هزینههای ناشی از زودکرد و دیرکرد تحویل سفارشات است. برای هر کدام از هزینههای ذکر شده براساس اهمیتی که برای مدیریت دارد ضرایب وزنی مشخصی در نظر گرفته میشود. برای درک بهتر مسئله نمای کلی محیط تولیدی -241304619625شکل SEQ شکل * ARABIC 1 شکل 3-1. نمای کلی مسئله مورد بررسی0شکل SEQ شکل * ARABIC 1 شکل 3-1. نمای کلی مسئله مورد بررسی-2578723158170در شکل(3-1) نشان داده شده است.
3-2-1. مفروضات مسئلهمفروضات زیر بر مسئله مورد بررسی حاکم است:
هر ماشین در هر لحظه تنها توانایی پردازش یک کار را دارد و هر کار در هر ایستگاه تنها باید بر روی یک ماشین پردازش شود.
هر سفارش شامل تعداد مشخصی از هر کدام از محصولات قابل تولید است.
کارهایی که برای ذخیره در انبار و براورده کردن سهم بازار تولید میشوند از لحظه صفر در دسترس خواهند بود و تا پایان افق برنامهریزی برای تکمیل تولید فرصت دارند.
زمانهای پردازش، ضرایب انواع هزینهها، تعداد ماشینهای هر ایستگاه و ظرفیت تولید(مقدار ساعتی که هر ایستگاه در دسترس است) مشخص است.
بیکاری ماشینها مجاز است.
3-3. مدل پیشنهادیدر این بخش، مدل ریاضی عدد صحیح غیرخطی پیشنهادی برای مسئله مورد بحث ارائه میگردد. پیش از ارائه کامل مدل، پارامترهای ورودی، متغیرهای تصمیمگیری، تابع هدف و محدودیتها به طور مجزا تشریح میگردند.
3-3-1. پارامترهای ورودی مسئله:s تعداد ایستگاههای کاری s=1, …,S:k تعداد ماشینهای موجود در هر ایستگاه کاریs. s=1, …,S ، k=1, …,ms:i تعداد سفارشات (برای سهولت در مدلسازی، i=1 مجموع کارهای با رویکرد تولید برای سفارش را نمایندگی میکند) i=1, …, N:j تعداد کارهای (محصولات) قابل تولید در محیط تولیدی j=1, …, J:t شماره هر کار در هر سفارش (sumi مجموع تعداد کارهای هر سفارش)t=1, …, sumi, i=1, …, N
:q محل قرارگیری هر کار در توالی کلی کارها (Z مجموع تعداد کارهای سفارشات پذیرفته شده به علاوه کارهای رویکرد تولید برای ذخیره)q=1, …, Z:Ri زمان در دسترس قرار گرفتن سفارش i (کارهای تولید برای ذخیره از لحظه صفر در دسترس هستند) i=2, …, N:Di موعد تحویل سفارش i به مشتری (کارهای تولید برای ذخیره تا پایان افق برنامهریزی برای تحویل فرصت دارند) i=2, …, N:Wti وزن دیرکرد در تحویل سفارش i به ازای هر واحد زمانی i=2, …, N
:Wei وزن زودکرد در تحویل سفارش i به ازای هر واحد زمانی i=2, …, N
:Wni وزن هزینه ناشی از رد سفارش (کارهای تولید برای ذخیره همیشه پذیرفته شده هستند و رد کردن برای آنها متصور نیست) i=2, …, N
:Wgi وزن هزینه ناشی از تحویل ناقص سفارش i به مشتری به ازای هر کار تحویل نشده (به دلیل محدودیت ساعات کاری ممکن است یک سفارش به طور کامل پردازش نشود، کارهای تولید برای ذخیره هم در صورت تحویل ناکامل توانایی براورده کردن نیاز بازار را ندارند) i=1, …, N
:cas محدودیت زمانی هر ماشین k در ایستگاه کاری s. s=1, …, S:pjs زمان پردازش کار نوع j در ایستگاه کاری s. j=1, …, J , s=1, …,S:hji تعداد کار نوع j در سفارش i. i=1, …, N, j=1, …, J:sjj'sk زمان نصب کار نوع j' هنگامی که این کار دقیقا پس از کار نوع j در ایستگاه کاری s روی ماشین k انجام شود. j,j'=1, …, J, s=1, …,S, k=1, …,ms3-3-2. متغیرهای تصمیمگیری مسئله:xtiq 1 اگر کار شماره t از سفارش i در محل q از توالی کارها قرار بگیرد و 0 در غیر اینصورت. t=1, …, sumi, i=1, …, N, q=1, …, Z:yqsk 1 اگر کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها روی ماشین k در ایستگاه s پردازش شود و 0 در غیر اینصورت. q=1, …, Z, , s=1, …,S, k=1, …,ms:vqj 1 اگر کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها از نوع j باشد و 0 در غیر اینصورت. q=1, …, Z, j=1, …, J:fi 1 اگر سفارش i پذیرفته شود و 0 در غیر اینصورت. i=1, …, N:stqs زمان شروع کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها در ایستگاه کاری s. q=1, …, Z, s=1, …,S:cqs زمان تکمیل کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها در ایستگاه کاری s. q=1, …, Z, s=1, …,S:deq زمان تاخیر لازم برای برقراری شرایط پردازش بدون توقف برای کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها. q=1, …, Z:avqs زمان در دسترس قرار گرفتن ایستگاه کاری s برای پردازش کار قرار گرفته در موقعیت q توالی کارها. q=1, …, Z, s=1, …,S:gq 1 اگر کار قرار گرفته در موقعیت q از توالی کارها انجام شود و 0 در غیر اینصورت (به دلیل محدودیت ساعات کاری ایستگاهها ممکن است کار انجام نشود). q=1, …, Z3-3-3. تابع هدفminZ=i=2Ntardii× fi×wti+i=2Nearlii ×fi×wei+i=1Nwni×1-fi+i=1Nsumi-nondi×fi×wgiاز آنجا که در صنایع امروزی اهمیت تحویل به موقع محصولات به مشتریان از اهمیت ویژهای برخوردار است، تابع هدف این مسئله با رویکرد تولید به موقع تعیین شده است. در اکثر پژوهشهایی که تاکنون انجام شده است هزینه دیرکرد برای کارهای پردازش شده محاسبه میشود، اما در این تحقیق از آنجا که بستههای سفارش داده شده باید تحویل مشتری شوند، هزینههای مربوطه نیز برای سفارشات محاسبه میشوند. برای یک بسته سفارشی مفروض چهار هزینه متصور است که به شرح زیر هستند.
هزینه دیرکرد: هزینه دیرکرد برای هر سفارش برابر است با بیشینه دیرکرد کارهای آن سفارش ضرب در میزان اهمیت(وزن) دیرکرد آن سفارش. لازم به ذکر است چنانچه سفارش مربوطه پذیرفته شده باشد (fi=1) هزینه دیرکرد برای آن متصور است و در غیر این صورت هزینه رد سفارش که در ادامه خواهد آمد باید محاسبه گردد. به دلیل اینکه موعد تحویل محصولات تولید برای ذخیره پایان افق برنامهریزی است، محاسبه هزینه دیرکرد برای آنها معنی پیدا نمیکند به همین دلیل این هزینه تنها برای سفارشات تولید برای سفارش محاسبه میشود(i=2). عبارت هزینه دیرکرد در تابع هدف به صورت زیر است:
(3-1) i=2Ntardii× fi×wtiهزینه زودکرد: این هزینه نیز مانند هزینه دیرکرد برای بستههای سفارشی پذیرفته شده(fi=1) محاسبه میشود. برای یک بسته سفارشی مفروض مقدار زودکرد برابر است با بیشینه زودکرد هر کدام از کارهای سفارش ضرب در اهمیت(وزن) زودکرد آن سفارش. از آنجا که موعد تحویل محصولات با استراتژی تولید برای ذخیره پایان افق برنامهریزی است برای آنها هزینه زودکرد متصور نیست(i=2). عبارتی که محاسبه هزینه زودکرد را در تابع هدف نمایندگی میکند به صورت زیر است:
(3-2) i=2Nearlii ×fi×weiهزینه رد سفارش: عدم پذیرش سفارش به دلیل از دست دادن سود ناشی از تولید آن برای سیستم تولیدی دارای هزینه است. هزینه رد سفارش برابر است با اهمیت(وزن) آن سفارش. در این بخش وزن سفارش میتواند میزان سود از دست رفته را نمایندگی کند. عبارت مربوط به این هزینه در تابع هدف مطابق رابطه(3-3) است.
(3-3) i=1Nwni×1-fiهزینه تحویل ناقص سفارش: چنانچه یک یا چند کار در سفارشات پذیرفته شده به دلیل محدودیت ساعات کاری ماشینآلات نتوانند پردازش خود را کامل کنند، بسته سفارشی ناقص پردازش میگردد. در چنین شرایطی یا سفارش باید ناقص تحویل شود و یا از موجودی انبار که کالاهای تولید برای ذخیره است برای کامل کردن سفارش استفاده شود که در هر دو حالت هزینههایی را در پی دارد. هزینه تحویل ناقص سفارش به صورت شمارش تعداد کارهای پردازش نشده در یک سفارش پذیرفته شده ضرب در میزان اهمیت(وزن) آن سفارش محاسبه میشود. تعداد کارهای پردازش نشده برای هر سفارش(sumi-nondi) با استفاده از تعداد کارهای پردازش شده هر سفارش که در محدودیتها محاسبه میشود محاسبه میگردد. بدیهی است این هزینه نیز تنها برای سفارشات پذیرفته شده متصور است. عبارت مربوط به هزینه تحویل ناقص در تابع هدف مطابق عبارت(3-4) است.
(3-4) i=1Nsumi-nondi×fi×wgi3-3-4. محدودیتهاj=1Jhji fi≤mscas , s=1,…,Sاین محدودیت تضمین میکند که مجموع زمان پردازش کارهایی که پذیرفته میشوند از مجموع زمان در دسترس در هر ایستگاه بیشتر نباشد.
f1≥1این محدودیت وجود کارهایی که تحت استراتژی تولید برای ذخیره تولید میشوند را در توالی کارهای نهایی تضمین میکند.
sumi=j=1Jhji, i=1,…, Nاین محدودیت مجموع محصولات سفارش داده شده در هر بسته سفارشی را محاسبه میکند.
Z=i=1Nsumi fi, i=1,…,N
این محدودیت تعداد کل کارهایی که در اثر پذیرفته شدن سفارشات باید پردازش شوند را محاسبه میکند.
t=1Zxtiq=1, q=1,…,Z and i=1,…,Nq=1Zxtiq=1, t=1,…,Z and i=1,…,N این مجموعه محدودیتها تخصیص هر کار به یک مکان در توالی و تخصیص هر مکان در توالی به یک کار را تضمین میکنند.
k=1msyqsk=1, q=1,…,Z and s=1, …,Sاین محدودیت تخصیص یک ماشین در هر ایستگاه کاری به هر کار موجود در توالی را تضمین میکند.
deq=maxi=1Nt=1sumiri xqit,avqs-avqs-1,…, avq2-avq1, q=1,…,Zمحاسبه میزان تاخیر در شروع پردازش هر کار در توالی در ایستگاه اول برای تامین شرایط پردازش بدون انتظار توسط این محدودیت انجام میشود. میزان تاخیر لازم برای پردازش بدون انتظار برابر با بیشینه فاصله زمانهای در دسترس برای آن کار در هر دو ایستگاه کاری متوالی است.
st11=deq+avq1stq1=deq+avq1+j=1Jj'=1Jq'=1q-1k=1ms(vqj' vq-1j yq1k yq-11k) sjj'1k, q=2,…,Zstqs=cqs-1+ j=1Jj'=1Jq'=1q-1k=1ms(vqj' vq-1j yqsk yq-1sk) sjj'sk, s=2,…, S and q=2,…,Zاین مجموعه از محدودیتها زمان شروع پردازش هر کار را در هر ایستگاه کاری را محاسبه میکند. اگر هر دو کار متوالی روی یک ماشین در هر ایستگاه از دو نوع متفاوت باشند زمان نصب به کار دوم تعلق میگیرد.
cqs=stqs+j=1Jvqj pjs, s=1,…,Sاین محدودیت زمان تکمیل پردازش هر کار در هر ایستگاه کاری را تعیین میکند.
avqs=min1≤k≤msmax1≤q≤q'-1cq's yq'sk, s=1,…,S and q=1,…,Zمحاسبه زمان در دسترس قرار گرفتن هر ایستگاه کاری برای هر کار توسط این محدودیت محاسبه میگردد. همانطور که از محدودیت مشخص است زمان در دسترس قرار گرفتن هر ایستگاه کاری برای هر کار برابر است با کمینه زمان در دسترس قرار گرفتن ماشینهای درون آن ایستگاه. زمان در دسترس قرار گرفتن هر ماشین نیز برابر است با بیشینه زمانهای تکمیل کل کارهایی که تاکنون روی آن ماشین پردازش شده است.
tardii=max0, max1≤q≤zt=1zxtiq cqs-di, i=2,…,N and s=Searlii=max0,di-max1≤q≤zt=1zxtiq cqs, i=2,…,N and s=Sاین دو محدودیت میزان دیرکرد و زودکرد را برای هر بسته سفارشی محاسبه میکند. دیرکرد یک سفارش برابر است با بیشینه مقدار دیرکرد هر کدام از کارهای آن سفارش و مقدار زودکرد هر سفارش برابر است با بیشینه زودکرد هر کدام از کارهای آن سفارش.
gq-k=1msyqsk=0 q=1, …, Z , s=Sاین محدودیت انجام شدن یا نشدن هر کار را تعیین میکند. اگر هیچ یک از ماشینهای ایستگاه کاری آخر به کار در موقعیت q در توالی کارها به تخصیص پیدا نکنند، به این معنی است که کار به پایان پردازش خود نرسیده است.
gq-k=1msyqsk=nondi=sumi-t=1sumiq=1Zgqxtiq, i=1, …, N این محدودیت تعداد کارهای انجام شده در هر سفارش را محاسبه میکند.
با توجه به توضیحات ارائه شده مدل ریاضی پیشنهادی به صورت زیر خواهد بود:
minZ=i=2Ntardii× fi×wti+i=2Nearlii ×fi×wei+i=1Nwni×1-fi+i=1Nsumi-nondi×fi×wgi Subject to:
j=1Jhji fi pjs≤mscas, s=1,…,S f1≥1sumi=j=1Jhji, i=1,…, NZ=i=1Nsumi fi, i=1,…,Nt=1Zxtiq=1, q=1,…,Z and i=1,…,N
q=1Zxtiq=1, t=1,…,Z and i=1,…,N k=1msyqsk=1, q=1,…,Z and s=1, …,S deq=maxi=1Nt=1sumiri xqit,avqs-avqs-1,…, avq2-avq1, q=1,…,
st11=deq+avq1stq1=deq+avq1+j=1Jj'=1Jq'=1q-1k=1ms(vqj' vq-1j yq1k yq-11k) sjj'1k, q=2,…,Zstqs=cqs-1+ j=1Jj'=1Jq'=1q-1k=1ms(vqj' vq-1j yqsk yq-1sk) sjj'sk, s=2,…, S and q=2,…,Z
cqs=stqs+j=1Jvqj pjs, s=1,…,Savqs=min1≤k≤msmax1≤q≤q'-1cq's yq'sk, s=1,…,S and q=1,…,Ztardii=max0, max1≤q≤zt=1zxtiq cqs-di, i=2,…,N and s=Searlii=max0,di-max1≤q≤zt=1zxtiq cqs, i=2,…,N and s=Sgq-k=1msyqsk=nondi=sumi-t=1sumiq=1Zgqxtiq, i=1, …, N 3-4. اعتبارسنجی مدلاعتبارسنجی مدل گام مهمی در اطمینان از صحت یک مدل ریاضی است. از آنجا که طبق مطالعات پژوهشگر چنین تحقیقی تاکنون انجام نشده است و مدل ارائه شده از چند نظر جدید است لزوم انجام اعتبارسنجی کاملا روشن به نظر میرسد.
اعتبارسنجی به این معنی است که نتایج بدست آمده از حل مدل باید با واقعیت مطابقت داشته باشد. بر این اساس اعتبارسنجی مدل ریاضی ارائه شده در دو مرحله انجام میگردد. مرحله اول اعتبارسنجی مدل به کمک یک مسئله حل شده و مرحله دوم حل یک مسئله تولید شده و بررسی اعتبار مدل.
3-4-1. اعتبارسنجی مدل به کمک مسئله حل شدهدر این بخش تحقیق انجام شده توسط ونگ و لیو [56] که مسئله تولید جریانی بدون انتظار منعطف با دو ایستگاه کاری و تابع هدف بیشینه زمان تکمیل کارها که حاوی حل تعدادی مسئله جهت استفاده سایر پژوهشگران است به عنوان مسئله جهت اعتبارسنجی مدل ارائه شده مدنظر قرار گرفته است.
جهت انجام فرایند اعتبارسنجی لازم است پارامترهای مدل ارائه شده در این تحقیق طوری تعریف شوند که مسئله با نمونه ارائه شده در پروژه - ریسرچونگ و لیو [56] مشابه گردد. بر این اساس، تعداد کارهای موجود در هر سفارش یک تعریف شده است. زمانهای نصب صفر در نظر گرفته شده و نوع کارهای موجود در سفارش متفاوت تعریف شده است. همچنین ظرفیت کاری ماشینآلات نامتناهی تعریف شده و امکان رد سفارش حذف گردیده است. همچنین از آنجا که تابع هدف این پروژه - ریسرچبیشینه زمان تکمیل است، تابع هدف مدل ارائه شده را نیز بیشینه زمان تکمیل سفارشات قرار داده تا نتایج قابل مقایسه باشند. قابل ذکر است که تغییر تابع هدف تاثیری در صحت عملکرد محدودیتها ندارد. تغییرات انجام شده در مدل پیشنهادی به طور خلاصه در جدول(3-1) آمدهاند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 9 جدول 3-1. تغییرات اعمال شده در مدل پیشنهادی جهت اعتبارسنجیفاکتور وضعیت اصلی وضعیت تغییر یافته
تابع هدف کمینه هزینهها بیشینه زمان تکمیل کارها
زمان نصب بزرگتر از صفر صفر
تعداد کارهای موجود در سفارش از انواع متفاوت و معمولا بیش از یک کار از انواع متفاوت و یک کار
قابلیت رد سفارش وجود دارد وجود ندارد
ظرفیت کاری ماشینآلات محدود نامحدود
در تحقیق مورد استفاده سیستم تولید جریانی بدون انتظار شامل دو ایستگاه کاری و هر ایستگاه شامل دو ماشین یکسان است. کوچکترین ابعاد مسئله مورد بررسی در این پروژه - ریسرچمسئلهای مشتمل بر ده کار است که بنابر توضیحات ارائه شده در بالا در مدل پیشنهادی ما به صورت ده سفارش که هر کدام شامل یک کار است تعبیر میشوند. زمان پردازش کارها روی ماشین نیز دارای توزیع یکنواخت بین [50 ،1] میباشد بر همین مبنا با استفاده از تابع تولید اعداد تصادفی یکنواخت در نرمافزار متلب اعداد زیر به عنوان زمانهای پردازش تولید شدهاند.
(3-5) pqs=41 7 32 14 48 8 48 48 22 4546 46 5 28 49 49 25 8 46 48این مسئله در نرمافزار لینگو 9 حل شده است که در نتیجه آن توالی سفارشات به صورت q7, q3, q9, q8, q1, q10, q5, q2, q4, q6 و مقدار تابع هدف برابر 326 است. این در حالی است که مقدار تابع هدف در تحقیق مورد استفاده برای این مسئله برابر 292.3 است. این تفاوت حدودا 11% میتواند به دلیل متفاوت بودن مقدار زمانهای پردازش بوده باشد.
3-4-2. اعتبار سنجی مدل به کمک مسئله تولیدیدر این روش، اعتبارسنجی به کمک یک مسئله تولید شده و بررسی درستی عملکرد محدودیتها صورت میگیرد. این روش به عنوان مکملی برای روش قبلی است چرا که در روش قبل به دلیل تفاوت توابع هدف تغییر آن ناگزیر بود. برای انجام این روش دادههای ارائه شده در جدول(3-2) مورد استفاده قرار میگیرند.
جدول SEQ جدول * ARABIC 10 جدول 3-2. دادههای لازم جهت پیادهسازی مدل ریاضیفاکتور مقدار
تعداد سفارش 5
تعداد کارهای موجود در هر سفارش 1
تعداد ایستگاه 2
تعداد ماشین در هر ایستگاه 2
زمانهای پردازش unif [1, 50]زمانهای نصب 0
موعدهای تحویل 50
وزنهای زودکرد و دیرکرد 10
وزن رد سفارش 20
امکان رد سفارش وجود دارد
ظرفیت ماشینآلات نامحدود
لازم به ذکر است که دلیل اصلی کوچک در نظر گرفتن ابعاد مسئله یا حذف فاکتوری همچون محدودیت ظرفیت ماشینآلات تنها به دلیل افزایش چشمگیر زمان حل مسئله در نرمافزار لینگو و امکان نرسیدن به جواب بهینه کلی بوده است و از آنجا که این تغییرات جزیی از دامنه تغییرات ممکن این فاکتورها است تاثیری در اعتبارسنجی مدل نخواهند داشت.
-241304295775شکل SEQ شکل * ARABIC 2 شکل 3-2. گانت چارت جواب بهینه مسئله طراحی شده جهت اعتبارسنجی مدل ریاضی.0شکل SEQ شکل * ARABIC 2 شکل 3-2. گانت چارت جواب بهینه مسئله طراحی شده جهت اعتبارسنجی مدل ریاضی.right10596120مسئله مورد بررسی در این بخش در نرمافزار لینگو 9 حل شد و جواب بهینه برابر 2830 بود. توالی کارها نیز به صورت q2, q3, q5, q1, q4 بدست آمد. جهت اطمینان از درستی عملکرد مدل گانت چارت جواب بهینه در شکل(3-2) رسم شده است.
3-5. تعیین پیچیدگی مسئلهانتخاب روش حل مناسب میتواند در دقت و کیفیت و زمان مورد نیاز برای حل یک مسئله تاثیر قابل توجهی داشته باشد. شاخهای از علوم کامپیوتر با نام نظریه پیچیدگی بر مطالعه این مبحث تمرکز دارد. به طور خلاصه پیچیدگی یک مسئله با میزان محاسبات لازم جهت حل آن ارتباط مستقیم دارد. این بدان معناست که با افزایش ابعاد مسئله طبیعتا زمان حل آن نیز افزایش مییابد. چنانچه زمان حل مسئله نسبت به ابعاد آن با تابعی چندجملهای افزایش یابد، زمان این مسئله را چندجملهای میگویند. چنین مسائلی عمدتا با روشهای دقیق قابل حل هستند.
دسته بزرگتر و مهمتری از مسائل بهینهسازی که عمدتا مسائل زمانبندی نیز در این دسته قرار میگیرند دارای تابع زمانی غیر چندجملهای هستند. چنین مسائلی را در علم پیچیدگی NP-hard مینامند. این دسته از مسائل با روشهای دقیق قابل حل نبوده و لذا از روشهای تقریبی جهت یافتن نزدیکترین جواب به بهینه کلی بهره گرفته میشود. در نتیجه شناخت مسئله از نقطه نظر پیچیدگی آن میتواند بر کیفیت جواب تاثیر مستقیم داشته باشد.
8426456118225شکل SEQ شکل * ARABIC 3 شکل 3-4. سلسله مراتب پیچیدگی در توابع هدف مسائل زمانبندی [6].00شکل SEQ شکل * ARABIC 3 شکل 3-4. سلسله مراتب پیچیدگی در توابع هدف مسائل زمانبندی [6].10096503163570شکل SEQ شکل * ARABIC 4 شکل 3-3. سلسله مراتب پیچیدگی در مسائل کارگاهی زمانبندی [6].00شکل SEQ شکل * ARABIC 4 شکل 3-3. سلسله مراتب پیچیدگی در مسائل کارگاهی زمانبندی [6].center17732300center567841500پیندو [6] در کتاب مفصل خود پیرامون موضوع زمانبندی سلسله مراتب مسائل پیچیدگی در مسائل زمانبندی را در گرافهایی تشریح میکند. این گرافها در شکلهای(3-3) و (3-4) آمدهاند.
همانطور که از این شکلها مشخص است میزان پیچدگی یک مسئله زمانبندی به نحوه چیدمان ماشینآلات و تابع هدف مسئله بستگی مستقیم دارد. نکته قابل تعمل در مسئله پیچیدگی آن است که پس از تشخیص میزان پیچیدگی یک مسئله به کمک این گرافها میتوان این میزان را به حالات خاص این مسائل نیز تعمیم داد. به عنوان مثال مقدار پیچیدگی مسئله 1||Cj که حالت خاصی از مسئله 1||WjCj است را میتوان معادل مقدار پیچیدگی مسئله 1||WjCj دانست. این مسئله را در علم پیچیدگی به صورت 1||Cj∝1||WjCj نشان میدهند.
در این تحقیق مسئله زمانبندی تولید جریانی منعطف بدون انتظار با محدودیت ساعات کاری ماشینآلات، زمان نصب وابسته به توالی کارها و استراتژی ترکیبی تولیید با هدف حداقل سازی هزینهها مورد بررسی قرار میگیرد. راک [45] نشان داد که مسئله تولید جریانی بدون انتظار با تابع هدف بیشینه زمانهای تکمیل NP-hard است. با توجه به نتایج مطرح شده در مورد میزان پیچیدگی مسئله پردازش بدون انتظار به یقین میتوان گفت که مسئله مورد بحث در این تحقیق نیز از میزان پیچیدگی NP-hard برخوردار است لذا حل این مسئله در ابعاد بزرگ را نمیتوان به طور کارایی با روشهای دقیق انجام داد. در فصل آینده روشهای حل کارایی با استفاده از رویکردهای فراابتکاری ارائه میگردند. ولید جریانی منعطف بدون انتظار با محدودیت ساعات کاری ماشین
3-6. جمعبندیدر این فصل، پس از بیان تعریف مسئله مورد بررسی و تشریح ویژگیهای آن، مدل ریاضی عدد صحیح غیر خطی جدیدی برای حل آن ارائه گردید. در ادامه فصل نیز اعتبار مدل ریاضی ارائه شده با استفاده از دو رویکرد سنجیده شد. در پایان فصل نیز دلایلی مبنی بر ناکارامدی روشهای حل دقیق برای مسئله مذکور بیان شده و میزان پیچیدگی آن مورد بررسی قرار گرفت.
فصل چهارمالگوریتمهای فراابتکاری پیشنهادی و نتایج محاسباتی
4-1. مقدمههدف از حل هر مسئله بهینهسازی یافتن بهترین ترکیب ممکن از متغیرهای جواب برای آن مسئله است. مسائل بهینهسازی از منظر ماهیت جواب شدنی برای آنها به دو دسته کلی مسائل پیوسته و مسائل گسسته تقسیم میشوند. مسائل حوزه زمانبندی به عنوان دستهای مهم از مسائل بهینهسازی ترکیبی یکی از شناخته شده ترین مسائل با ساختار گسسته هستند. فاکتورهای جواب این دسته از مسائل باید به صورت گسسته کدگذاری شوند. با توجه به اهمیت مسائل این حوزه تاکنون رویکردهای جواب متنوعی برای حل این مسائل ارائه گردیدهاند. با نگاهی کلی، روشهای حل ارائه شده را میتوان در دو گروه کلی روشهای دقیق و تقریبی جای داد. ساختار رویکردهای دقیق به گونهای است که عملکرد آنها را تنها به حل مسائل با پیچیدگی مشخص و ابعاد کوچک محدود میکند. این رویکردها برای مسائل با ابعاد بزرگ زمانهای حل بسیار ناکارامدی را ارائه میدهند. برهمین اساس، لزوم استفاده از رویکردهای تقریبی در حل مسائل پیچیده بدیهی به نظر میرسد. این رویکردها بسته به نوع آنها میتوانند جوابهای با کیفیت قابل قبول را در زمان منطقی ارائه دهند.
روشهای فراابتکاری دسته مهمی از روشهای تقریبی هستند که عموما با الگوبرداری از رفتار طبیعت تدوین گردیدهاند. وجه تمایز اصلی این روشها با روشهای تقریبی دیگر استفاده از متدهایی برای اجتناب از توقف فرایند جستجو در بهینه محلی است. براساس استراتژیهای بکار رفته در فرایند الگوریتم، امروزه طیف گستردهای از روشهای فراابتکاری به جامعه محققین ارائه شده است که برای مثال میتوان به الگوریتمهایی نظیر ژنتیک، جستجوی ممنوع، مورچگان، تبرید شبیهسازی شده، سیستم ایمنی مصنوعی و … اشاره کرد.
در ادامه فصل پیش رو، الگوریتمهای فراابتکاری ارائه شده به منظور حل مسئله مورد بررسی شامل الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی و تبرید شبیهسازی شده با رویکرد ابری به طور کامل تشریح میگردند. پس از آن با استفاده از رویکرد تنظیم پارامترها به روش تاگوچی الگوریتمهای ارائه شده کالیبره شده و به وسیله آزمایشات طراحی شده مورد سنجش قرار میگیرند. در نهایت نتایج استخراج شده از اجرای آزمایشات تشریح میگردند.
4-2. الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعیالگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی یکی از جدیدترین الگوریتمهای الگوبرداری شده از رفتارهای طبیعی پدیدهها است. همانگونه که از نام آن هویدا است، این الگوریتم از سیستم ایمنی بدن موجودات زنده و بالاخص پستانداران الگوبرداری شده است. روند کلی الگوریتم بسیار شبیه به الگوریتم ژنتیک بوده اما وجود تفاوتهایی تاثیرگذار باعث برتری نسبی این الگوریتم نسبت به الگوریتم ژنتیک در برخی مسائل بهینهسازی ترکیبی گردیده است.
سیستم ایمنی بدن انسان مجموعهای پیچیده است که وظیفه حفاظت بدن در مقابل خطرات و حفظ سلامتی آن را به عهده دارد [34]. این سیستم این وظیفه را با شناسایی عوامل مضر خارجی به نام پاتوژنها و تلاش جهت نابودسازی آنها انجام میدهد. این عوامل عموما به کمک فاکتور پروتئینی موجود در ساختارشان که آنتیژن نام دارد شناسایی میشوند. پس از شناسایی آنتیژن، بدن فاکتور پروتئینی مناسب جهت نابودسازی آنتیژن مربوطه را که آنتیبادی نام دارد ساخته و به جریان خون میفرستد و از این طریق عامل خارجی مضر را نابود میکند این فرایند را پاسخ اولیه ایمنی مینامند. پس از رفع خطر، بدن بهترین آنتیبادی ساخته شده را در حافظه خود نگه میدارد تا چنانچه این آنتیژن بار دیگر وارد بدن شد بتواند عملکرد سریعتری داشته باشد. دلیل علمی واکسیناسیون نیز همین است.
در کل سیستم ایمنی بدن انسان به زیر شاخه سیستم ایمنی ذاتی و سیستم ایمنی قابل انطباق تقسیم میشود [34]. سیستم ایمنی ذاتی وظیفه دفاع عمومی بدن را برعهده داشته و تنها توانایی مبارزه با بیماریهای مشخصی را دارد، چیزی را به یاد نمیسپارد و عملکرد خود را بهبود نمیبخشد. اما سیستم ایمنی قابل انطباق توانایی مواجهه با عوامل بیماریزای جدید را داشته و در هر زمان بهترین عملکرد خود را در مقابل پاتوژنهای جدید به خاطر میسپارد. لازم به ذکر است که تمام الگوریتمهای ایجاد شده براساس سیستم ایمنی بدن براساس سیستم ایمنی قابل انطباق تدوین شدهاند.
رویه جستجوی بهترین آنتیبادی و نحوه به یاد سپاری آن برای تقریبا تمام عمر در بدن توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است. به همین دلیل الگوریتمهای متعددی که هر کدام از بخشی از فرایند ایمنی الگوبرداری شدهاند در طی سالها ایجاد شده است. در یک تقسیمبندی کلی الگوریتمهای ایمنی ارائه شده را میتوان در سه دسته الگوریتم ایمنی تولید انتخابی، شبکه ایمنی و جستجوی منفی تقسیم کرد. الگوریتم ایمنی مصنوعی با رویکرد تولید انتخابی عموما در مسائل تعیین توالی بهینه و زمانبندی مورد استفاده قرار میگیرد حال آنکه دو رویکرد بعدی عموما برای مسائل تشخیص عوامل مخرب و مسائل خوشهبندی یا جستجوی الگو مورد استفاده قرار میگیرند. در تحقیق پیش رو نیز رویکرد تولید انتخابی الگوریتم ایمنی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفته است لذا از این پس عبارت الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به اختصار به جای عبارت رویکرد تولید انتخابی الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به کار میرود.
الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی فرایند جستجوی خود را با جامعهای از آنتیبادیهای تصادفی که در واقع نشان دهنده جوابهای شدنی هستند آغاز میکند. در الگوریتم ایمنی مصنوعی آنتیژن تابع هدف را نمایندگی میکند. لذا هر کدام از جوابها از نظر میزان تطابق با تابع هدف مورد ارزیابی قرار میگیرند و در نهایت جوابها براساس میزان تطابقشان با تابع هدف که همان میزان برازندگی در الگوریتم ژنتیک است مرتب میشوند. پس از آن تعدادی مشخص از بهترین جوابها انتخاب شده و براساس رابطهای که بسته به نوع مسئله تعریف میشود، از هر جواب بسته به میزان تطابق آن تکثیر میشود. یعنی هرچه تطابق بیشتر باشد تعداد تکثیر نیز بیشتر میشود. در مرحله بعد هر جواب بسته به میزان تطابق خود تحت عملگر جهش قرار میگیرد، یعنی هر چه تطابق یک جواب بیشتر باشد میزان جهش کمتر خواهد بود. در نهایت میزان تطابق جوابهای جهش یافته بررسی شده و به تعدادی که در مراحل قبل بهترین جوابها برگزیده شده بودند، از بهترین جوابهای جهش یافته برداشته میشود و با همان تعداد از بدترین جوابهای جامعه مرجع جایگزین میگردد. این رویه تا فرارسیدن شروط توقف ادامه مییابد.
الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به دلیل ساختار خود نقاط قوتی را در مقابل سایر الگوریتمها دارا است. از آنجا که این الگوریتم همزمان دستهای از جوابها را مورد بررسی قرار میدهد توانایی جستجوی همزمان نقاط متفاوتی از فضای حل را دارا میباشد و این مسئله توانایی الگوریتم برای رسیدن به بهینه کلی را افزایش داده و از به دام افتادن الگوریتم در بهینه موضعی جلوگیری میکند. به علاوه از آنجا که این الگوریتم فاقد عملگر تقاطع است در شرایط مساوی سرعت بالاتری نسبت به الگوریتم ژنتیک داشته و نیز از آنجا که عملگرهای بازتولید و جهش نیز در این الگوریتم تابعی از میزان تطابق جواب هستند سرعت همگرایی آن نسبت به الگوریتم ژنتیک بیشتر است.
4-2-1. شمای کلی الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعیفرایند اجرای الگوریتم تولید انتخابی سیستم ایمنی مصنوعی مطابق شبه برنامه زیر است:
تولید جامعه اولیه آنتیبادیها(جوابها) به صورت تصادفی.
محاسبه میزان تطابق جوابهای تولید شده با آنتیبادی(تابع هدف) و مرتب کردن جامعه اولیه براساس میزان تطابق جوابها.

user8292

ادبیات تحقیق.
2-1نگرشی بر معماری‌سنتی ایران.......................................................................................9
2-1-1 آرایه‌های معماری‌سنتی..................................................................................................11
2-1-2 اصول معماری ایرانی و تأثیر آن بر آرایه‌های معماری سنتی................................13
مردم‌واری............................................................................................................13
2-1-2-2پرهیز از بیهودگی .....................................................................................................14
نیارش................................................................................................................14
2-1-2-4 خودبستگی............................................................................................................15
2-1-3 تأثیر عوامل اقلیمی بر معماری‌ و آرایه‌های معماری سنتی..................................................15
2-2 درآمدی بر هنرهای سنتی ایران................................................................................17
2-2-1 صنایع‌دستی............................................................................................................19
2-2-1-1 ویژگی‌های صنایع‌دستی ...........................................................................................19
-2صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی....................................20
2-2-1-3 هنرهای دستی چوبی ایران ......................................................................................21
2-2-2 پنجره ....................................................................................................................21
2-2-2-1 در – پنجره ............................................................................................................22
2-2-2-2 پنجره ارسی .. .......................................................................................................23
2-2-2-3 روزن ....................................................................................................................24
2-2-3 کارکردهای پنجره ................................................................................................25
تزئین بنا ............................................................................................................25
شباک.................................................................................................................25
جام‌خانه..............................................................................................................26
منظر .................................................................................................................26
تهویه..................................................................................................................27
تأمین نور............................................................................................................27
2-2-4 نقش پنجره در نمای ساختمان......................................................................................32
2-2-5 نقش هندسه در شکل‌گیری.پنجره‌ها ............................................................................32
2-3 مصالح به کار رفته در هنر‌های‌سنتی وابسته به معماری سنتی...............................33
2-3-1 چوب و دلایل کاربرد آن در گره‌چینی............................................................................33
2-3-2 شیشه‌های رنگی در گره‌چینی .....................................................................................34
2-3-3 رنگ در معماری..........................................................................................................35
2-3-4 آهن در چلنگری.........................................................................................................35
2-3-4-1 آهن و چلنگری در قرآن...........................................................................................36
2-3-5 گچبری......................................................................................................................37
2-3-5-1 انواع طاقچه‌های گچی..............................................................................................38
2-3-5-2 یزدی بندی بااستفاده از گچ ....................................................................................39
فصل سوم
آشنایی با دوره قاجاریه و شهرستان اردکان
3-1 معرفی موقعیت تاریخی موضوع................................................................................41
3-1-1 سلسله قاجار...............................................................................................................41
3-1-2 جامعه قاجاری............................................................................................................41
3-1-3 تربیت و اخلاق عمومی.................................................................................................43
3-1-4 هنر و معماری در دوره‌ی قاجاریه...................................................................................44
3-1-3-1 ویژگی‌های نقوش تزئینی هنر و معماری دوره‌ی قاجار...................................................49
3-2 موقعیت جغرافیایی موضوع.......................................................................................53
3-2-1 معرفی استان یزد........................................................................................................53
3-2-1-1-اطلاعات جغرافیایی استان یزد.................................................................................53
3-2-1-2-اطلاعات هواشناسی استان یزد................................................................................53
3-2-1-3-پیدایش و قدمت تاریخی استان یزد.........................................................................53
3-2-1-4-ویژگی‌های باستانی استان یزد.................................................................................54
3-2-2-شهرستان اردکان.......................................................................................................54
3-2-2-1-وجه تسمیه‌ی اردکان..............................................................................................54
3-2-2-2-اردکان در دوره‌ی قاجار .........................................................................................55
3-2-2-3-وضعیت اقتصادی اردکان در عهد قاجار....................................................................55
3-2-2-4-معماری اردکان در عهد قاجار..................................................................................56
3-2-2-5-وضعیت اجتماعی اردکان در عهد قاجار....................................................................56
3-2-2-6-وضعیت فرهنگی اردکان در عهد قاجار.....................................................................56
فصل چهارم
خانه‌تقدیری و تزئینات وابسته به معماری آن
4-1معرفی خانه‌ی تقدیری.................................................................................................58
4-2 معرفی هنرهای سنتی وابسته به معماری خانه‌‌ی تقدیری .......................................61
4-2-1- طاقچه‌های خانه‌ی تقدیری..........................................................................................61
4-2-2-شمشیری‌ها ..............................................................................................................62
4-2-3-تزیینات آجری..........................................................................................................63
4-2-4-تزئینات بادگیرها........................................................................................................64
4-2-5-تزیینات سنگی..........................................................................................................65
4-2-6-گره چینی و قواره‌بری.................................................................................................65
4-2-7-شباک...................................................................................................................... 67
4-2-8-چلنگری ..................................................................................................................67
4-2-9-ابزار زنی چوب...........................................................................................................69
4-2-10- تزئینات هشتی.........................................................................................................69
4-3-صنایع‌دستی شاخص خانه تقدیری..........................................................................71
4-3-1-چلنگری، (آهنگری سنتی) .........................................................................................71
4-3-1-1 چلنگری در یزد......................................................................................................71
4-3-1-2-تولیدات چلنگری ..................................................................................................72
4-3-1-3-ابزارهای مورد استفاده............................................................................................73
4-3-1-4- روش کار..............................................................................................................79
4-3-1-5-نشان‌دار کردن.......................................................................................................79
4-3-1-6-دلایل منسوخ شدن هنر چلنگری............................................................................80
4-3-1-7-فورجینگ، چلنگری صنعتی....................................................................................80
4-3-2-گره‌سازی..................................................................................................................81
4-3-2-1-تاریخچه گره‌سازی ...............................................................................................83
4-3-2-2-ابزارهای لازم برای ساخت گره‌چینی.......................................................................84
4-3-2-3- اتصالات گره‌چینی................................................................................................85
4-3-2-4-مراحل ساخت گره‌چینی .......................................................................................85
4-3-3-هنر قواره بری...........................................................................................................86
4-3-3-1-ابزار و تجهیزات ....................................................................................................87
4-3-3-2-روش کار..............................................................................................................87
فصل پنجم


نتیجه‌گیری و پینهادها
نتیجه‌گیری..........................................................................................................................89
پیشنهادات..........................................................................................................................91
منابع و مؤاخذ.....................................................................................................................92
منبع تصاویر.......................................................................................................................96
پیوست‌ها............................................................................................................................97

فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری..................................................................................24
تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری..................................................................................24
تصویر2-3 جام‌خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار....................26
تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری..................................................................................33
تصویر2- 5 اجرای یزدی‌بندی ..........................................................................................39
تصویر4-1 پلان‌های همکف، زیر‌زمین و طبقه‌ی اول خانه‌ی تقدیری...............................58
تصویر 4-2 راه‌روی جنب تالار جنوبی...............................................................................62
تصویر 4-3 تالار جنوبی....................................................................................................62
تصویر 4-4 طاقچه‌های اتاق پنج‌دری................................................................................62
تصویر 4-5 و4-6 شمشیری‌های اطراف حیاط خانه‌ی تقدیری.......................................63
تصویر 4-7 قطار بندی لبه بام خانه‌ی تقدیری.................................................................64
تصویر4-8 بادگیر تالار ‌جنوبی..........................................................................................65
تصویر4-9گره‌چینی وقواره‌بری.........................................................................................65
تصویر4-10 قواره‌بری سه‌درها و پنج‌دری‌ها......................................................................67
تصویر4-11 شباک آجری پایاب.........................................................................................67
تصویر4-12 شباک آجری زیرزمین .................................................................................67
تصویر4-13کوبه مردانه......................................................................................................68
تصویر4-14 کوبه زنانه.......................................................................................................68
تصویر4-15 چفت در اتاق‌ها..............................................................................................69
تصویر4-16 گل میخ در ورودی........................................................................................69
تصویر4-17ابزار زنی پائین چهارچوب درها .....................................................................69
تصویر4-18 و4-19 نمایی از یزدی بندی هشتی ............................................................70
تصویر 4-20 در اصلی........................................................................................................70
تصویر4-21چفت، گل‌میخ و میخِ در..................................................................................73
تصویر4-22 نمونه‌هایی از تولیدات چلنگری....................................................................73
تصویر 4-23 سندان تخت................................................................................................73
تصویر4-24 سندان دماغه................................................................................................74
تصویر 4-25 انبر دست ....................................................................................................74
تصویر4-26 انبردول .........................................................................................................74
تصویر4-27 انبر لول ........................................................................................................75
تصویر4-28و4-29 کج انبر...............................................................................................75
تصویر4-30 انبر تیزبر گیری ............................................................................................75
تصویر4-31 انبر سنبه گیری ............................................................................................76
تصویر4-32 انبر جول .......................................................................................................76
تصویر4-33 سندان تخت با تیغچه ..................................................................................76
تصویر4-34 تیزبر .............................................................................................................77
تصویر4-35سوهان ..........................................................................................................77
تصویر4-36 کفگیر ...........................................................................................................78
تصویر4-37 نمای کوره از روبروی ...................................................................................78
تصویر44-38 نمای پشت کوره.........................................................................................78
تصویر4-39و4-40 استادکار درحال ساخت گل میخ .....................................................78
تصویر4-41 نشان...............................................................................................................79
مقدمه
معماری سنتی از دیر باز از فرهنگ و اقلیم متأثر بوده و این در حالی است که در مناطق مختلف ایران آب و هوا متغیر است و شهرستان اردکان با آب و هوایی گرم و خشک از معماری خاص اقلیم این منطقه برخوردار است و هنر‌های سنتی وابسته به معماری سنتی شهرستان، با تأثیری که از این اقلیم گرفته است؛ در پی فراهم آوردن شرایطی مناسب برای زندگی مطلوب‌تر است. همچنین فرهنگ هر منطقه بر معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر بسزایی دارد، که با تغیر فرهنگ و بخصوص اعتقادات مذهبی در هر دوره، معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن نیز تغیرکرده و از آن تأثیر می‌پذیرد.
در فصل اول این پژوهش به کلیات تحقیق و در فصل دوم به تعریف و آشنایی با مبانی نظری تحقیق پرداخته و در پی آن در فصل سوم به آشنایی با موقعیت تاریخی موضوع که دوره‌ی قاجار است و به دلیل این‌که دوره‌ای اسلامی است و تا عصر حاضر فاصله‌ی چندان طولانی ندارد و همچنین از این دوره خانه‌های زیادی در شهرستان اردکان به جا مانده است برای بررسی در این پژوهش انتخاب گردید .
در همین فصل در ادامه به موقعیت جغرافیایی موضوع که شهرستان اردکان می‌باشد پرداخته و موقعیت اردکان در عهد قاجار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شهرستان اردکان در استان یزد واقع شده، در تزئینات وابسته به معماری عهد قاجار گره‌چینی‌ها و قواره‌بری‌هایی با چوب انجام شده و با شیشه‌های رنگی مزین شده است. تا میزان عبور نور را به داخل بنا کنترل نماید و دید را کنترل نماید بدین صورت که ناظر از بیرون داخل حریم بنا را نمی‌تواند ببیند و این در صورتی است که افراد خانه بر کل خانه اشراف کامل داشتند و به خاطر وجود در- پنجره‌ها حتی می‌توانند به حالت نشسته نیز کل خانه را کنترل کنند. چلنگری یکی دیگر از این هنرها است که در این منطقه و در ردیف هنرهای وابسته به معماری شاهد آن هستیم. این هنرها در خانه تقدیری که یکی از منازل شاخص بازمانده از این عهد است قابل مشاهده می‌باشد که در فصل چهارم با تأکید بر خانه تقدیری به معرفی کامل این تزئینات پرداخته شده است.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 تعریف موضوع (تعریف مسأله، هدف از اجراء و کاربرد نتایج تحقیق)
معماری و تزیینات از دیر باز باهم پیوندی دیرینه داشتند و معماری خانه‌های عهد قاجار شهرستان اردکان، که خانه‌ی تقدیری شاخص‌ترین آن‌هاست؛ از این امر مستثنی نبوده و به وضوح تأثیر اقلیم بر تزئینات وابسته به معماری سنتی آن را شاهد هستیم. معماری شهرستان اردکان یزد با شرایط اقلیمی گرم و خشک دارای عناصر و فضاهایی است که ساکنین، برای سازگاری خود با اقلیم گرم و کویری آن ایجاد کرده‌اند.
چلنگری شاخه‌ای از این هنر‌های سنتی است؛ که هنرمند صنعت‌گر با زدن ضربات چکش بر آهن تافته، محصولاتی مانند کوبه، چفت، پا چفت، حلقه‌های ریز و... را تولید می‌کند؛ که درفرم و نقوش آن‌ها تأثیرات فرهنگ قجری به وضوح مشاهده می‌شود.
گروهی دیگر از این تزئینات که شامل گره‌چینی، شیشه‌بری و قواره‌بری می‌باشد و محل اجرای آن‌ها پنج دری‌ها، پنجره‌ها و نورگیرهای بالای آن‌ها است. معماران سنتی با استفاده از این هنرها قدرت نور (و سایه) را در اختیار می‌گرفتند. بخصوص به این موضوع توجه داشتند که فضاهای کوچک را طوری روشن کنند که نور زیاد، به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط نشود؛ استفاده از شیشه‌های کوچک رنگی و چوب، با تزیینات خاص خود به عنوان مصالح ساختمانی در معماری قاجاریه این شهرستان، نشانه‌ی توجه معماران سنتی این دوره به شرایط اقلیمی است. با توجه به اصل پرهیز از بیهودگی در سبک معماری ایرانی؛ همه‌ی این هنرها دارای کاربرد‌هایی هستند و تنها به صرف تزئینات اجرا نشده‌اند.
فرهنگ دوره قاجاریه بر انتخاب و اجرای تزیینات وابسته به معماری سنتی این دوره از تاریخ، تأثیر فراوان داشت که در صنایع دستی وابسته به معماری باز مانده از این دوره به خوبی مشاهده می‌شود. این تأثیر در چلنگری، در شکل کوبه‌ها و در گره‌چینی در شیشه‌های رنگی و در پنجره‌های بلندی که حتی به حالت نشسته هم می‌توان محیط خانه را کنترل کرد، خود را نشان داده است.
در این پژوهش سعی بر شناخت و بررسی تأثیر اقلیم منطقه و فرهنگ جامعه‌ی قجری بر تزئینات وابسته به معماری دوره قاجاریه شهرستان اردکان با تأکید بر خانه‌ی تقدیری می‌باشد و در پایان این پژوهش به روش ساخت و اجرای صنایع‌دستی مذکور اشاره می‌شود. امید است با آشنا شدن هرچه بیشتر علاقه‌مندان به هنرهای سنتی، گامی در حفظ و احیای این هنرها برداشته شود.
1-2- ضرورت انجام تحقیق
ضرورت زیر سبب شد تا در پی بررسی‌های انجام شده، این پژوهش به انجام رسد:
با توجه به شهرنشینی و مدرنیته شدن اکثریت مردم این روزها کم‌تر شاهد تلفیق صنایع‌دستی با معماری هستیم و شاخه‌هایی از صنایع‌دستی که زینت‌بخش معماری سنتی بوده است، امروزه در حال منسوخ شدن می‌باشد و این در صورتی است که فرهنگ اسلامی هنوز در میان مردم جایگاه خود را حفظ کرده است.
1-3 سابقه تحقیق
در پی بررسی‌های انجام شده در زمینه‌ی موضوع تحقیق، کتاب، پروژه - ریسرچو پایان‌نامه‌هایی موجود است که درباره‌ی این مقوله به بحث و بررسی نشسته‌اند. در این‌جا چند نمونه از این پژوهش‌ها معرفی شده است.
در زمینه مصنوعات چوبی ایران ، در پروژه - ریسرچ‌ای به قلم مجید ساریخانی که در مجله‌ی شماره‌ی 55 ماه هنر با عنوان «شیوه‌ی ساخت مصنوعات چوبی ایران در دوران اسلامی» به چاپ رسیده است درمورد در-پنجره‌های شیشه‌داری که به صورت مشبک در دوره‌ی قاجار ساخته می‌شد می‌خوانیم؛ ولی به معرفی انواع آن نپرداخته و اشاره‌ای به طرز ساخت و کارکرد آن در ساختمان و رابطه‌ی آن با فرهنگ آن دوره نکرده است.
دکتر محمد خزایی و دکتر قباد کیامهر در پروژه - ریسرچ‌ای باعنوان «مفاهیم و بیان عددی در گره چینی دوره‌ی صفویه» به بررسی گره‌چینی ایرانی از این دیدگاه می‌پردازند (ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1385).
در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «ارسی در معماری سنتی» از آسیه شفیع‌پور به معرفی ارسی‌ها پرداخته و از گره چینی و کاربرد و عملکرد آن صحبت می‌کند.
معصومه تهرانی در پروژه - ریسرچ‌ی خود با عنوان «معرفی نورگیرهای گره‌چینی در معماری سنتی» به معرفی انواع و کارکرد پنجره‌ها به صورت کلی می‌پردازد و پنجره‌ها را از لحاظ نوع اقلیم و فرهنگ بررسی نکرده است و فقط به صورت کلی به معرفی پنجره‌ها می‌پردازد (رشد آموزش هنر، دوره‌ی پنجم/ شماره‌ی1،1386).
«بررسی تطبیقی ارزش‌های ویژه گره چینی به کار رفته در خانه‌های قاجار تهران و صفویه اصفهان» عنوان پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد یاسر قاسمی که در سال 1387 و با موضوع هنر- صنایع‌دستی می‌باشد. در این پژوهش به شناخت ویژگی‌ها و ارزش‌های بصری، کمی و کیفی آثار گره پرداخته است.
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشجو :آرزو خانپور با عنوان «مطالعه تاثیر واردات شیشه بر تولیدات شیشه دوران قاجار» در سال 1390 به انتشار رسیده است که موضوع آن هنر؛ واردات شیشه است و این پژوهش به بررسی شیشه‌های وارداتی و تولید داخلی، به این هدف که چرا تلاش‌های ایران برای تبدیل کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی به کارخانه‌های صنعتی ناموفق بوده است؛ می‌پردازد.
در تحقیقات انجام شده در زمینه چلنگری، مریم کیان در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «چلنگری در هنرهای سنتی» در کتاب ماه هنر خرداد و تیر 1381 درباره‌ی چیلان و چلنگری توضیح داده است. مریم کیان در این نوشتار به شرح تولیدات چلنگری و عملکرد آن ها پرداخته و در مورد عملکرد و ابزار و ادوات کار چلنگر توضیحی نداده است.
همچنین دانشجو سمیه خسروی، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشدی با عنوان «تحلیل مردم شناختی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد (ورشوکاری، آهنگری، چلنگری)» را در سال 1387 ارائه نموده است که موضوع علوم انسانی-مردم شناسی دارد و به معرفی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد، شامل ورشوسازی، آهنگری و چلنگری می‌پردازد.
در زمینه تزئینات معماری نیز موارد زیر به دست آمد.«مروری بر تزیینات معماری مسکونی ایران (قاجار و اوایل پهلوی)» عنوان پایان‌نامه‌ای با موضوع هنر تزیینات معماری مسکونی از دانشجو : مهناز صفی صمغ آبادی است که همان‌طور که از عنوان آن بر‌ می‌آید به معرفی تزیینات معماری مسکونی ایران در ادوار قاجار و اوایل پهلوی می‌پردازد.
مجتبی یزدان پناه در پایان نامه‌ای با موضوع هنر- پژوهش و توسعه (هنر) و عنوان «بررسی تزئینات در معماری با نگاهی به کاشی‌های هفت رنگ تصویری در کرمان» به بررسی کاشی‌های هفت رنگ تصویری که از اواخر دوران صفویه بر بناهای ایرانی نصب شده، و پیوند نقاشی ایرانی؛ خصوصا نقاشی قهوه خانه‌ای با این هنر اصیل ایرانی می‌پردازد.
با توجه به تحقیقات انجام شده در مورد معماری سنتی و هنرهای وابسته به آن، این نتیجه حاصل شد که در مورد تأثیر فرهنگ و اقلیم بر هنرها و معماری سنتی دوره‌ی قاجار در شهرستان اردکان که یکی از شهرستان‌های مهم استان یزد است و در ناحیه گرم و خشک و کویری واقع شده است پژوهشی انجام نشده است.
1-4 سؤالات پژوهشی
در این قسمت سؤالاتی که این پژوهش در پی پاسخ آن‌ها است چنین مطرح می‌شود:
آیا اعتقاد دینی مردم در عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است؟
آیا اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است؟
آیا صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است؟
1-5 فرضیه
فرضیه‌هایی که در این پژوهش مورد نظر است به شرح زیر می‌باشد:
اعتقادات دینی عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است.
اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است.
صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است.
1-6 روش تحقیق
شیوه‌ی نگرش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و رویکردی تاریخی دارد.
این تحقیق ابتدا به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته و سپس موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن را معرفی و بررسی می‌کند و در انتها با تصویرسازی هنرهای سنتی مورد استفاده در معماری سنتی عهد قاجار، با تأکید بر صنایع‌دستی خانه‌ی تقدیری به تشریح و تبیین شیوه‌های عمل‌کرد و دلایل استفاده از این هنرها می‌پردازد و به معرفی ابزار، شیوه‌ی ساخت و تولیدات این هنر‌ها پرداخته و ارتباط این هنرها را با فرهنگ و اقلیم منطقه بررسی می‌نماید.
1-7 مراحل اجرای پروژه
طی مراحل زیر این پروژه اجرا شده است.
بازدید و عکاسی از محل مورد پژوهش جهت آشنایی بیشتر.
گردآوری مطالب و مطالعه‌ درباره‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
مطالعه و بررسی عوامل فرهنگی دوره‌ی مورد نظر که بر معماری سنتی تأثیر گذار بوده است
مصاحبه با افراد خبره در زمینه‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
بازدید مجدد و بررسی معلومات حاصل، در مکان تحقیق.
1-8 محدودیت‌های تحقیق
در راستای انجام این تحقیق به دلیل کم بود منابع کتابخانه‌ای، در رابطه با صنایع‌دستی وابسته به معماری بناهای قاجار شهرستان اردکان و همچنین بالا بودن سن افراد انگشت شماری که امروزه به این هنرها اشتغال دارند؛ محدودیت‌هایی در مسیر این تحقیق به وجود آمد. همچنین سند مکتوبی از موزه یا کتابخانه‌های عمومی نیز به دست نیامد.
استاد رضا غفوری که در این پژوهش از راهنمایی ایشان بسیار استفاده شده امروز دیگر در قید حیات نیستند و در حال حاضر تنها یک نفر در سطح این شهرستان به هنر- صنعت چلنگری مشغول است.که برای تکمیل پژوهش از این استاد کار هم مصاحبه به عمل آمد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1 نگرشی بر معماری سنتی ایران
قبل از هرچیز برای پرداختن به تزئینات وابسته به معماری باید مختصری به پیشینه‌ی معماری، در ایران بپردازیم و در ادامه معماری اسلامی را در کنار معماری سنتی معرفی کنیم.
معماری ایرانی سابقه‌ای 7000ساله دارد که در خارج از مرزهای ایران نیز می‌توان آن را دید. این معماری از خانه‌های ساده گرفته تا بناهای عظیم را شامل می‌شود. این بناها دارای مفهوم و مصارف دینی هستند. به نور اهمیت داده شده و عشق به زیبایی در کوچکترین اثر به چشم می‌خورد و زیبایی در نظر ایرانیان به الوهیت بر می‌گردد (نیلفروشان، 12:1386).
بناهای تاریخی معماری ایرانی از همان ابتدا متأثر از مذهب بوده‌اند. ایران باستان در قلب آسیا جای داشت. چین در شرق، هند در جنوب و کلده، بابل، آشور و مصر در غرب، و یونان در شمال غربی ایران قرار داشتند. به گفته‌ی پوپ ایران عناصر معماری کشورهای پیش گفته را در هم می‌آمیخت؛ ولی ویژگی‌های خاص خود را نیز نگه می‌داشت (کاتب،54:1384).
شیوه‌های معماری ایرانی قبل از اسلام شامل شیوه‌های پارسی، پارتی و بعد از اسلام شامل شیوه‌های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی می‌باشد (نیلفروشان، 12:1386).
در گستره‌ی هنرهای سنتی ایران، معماری جایگاه ویژه‌ای دارد، هر چند هنرهای گوناگون ایرانی، از معماری تا موسیقی و از شعر تا سینما، ظاهری متمایز از هم دارند، ولی دارای وجه مشترک و قدر جامعی در بیان هنرمندان ایرانی محسوب می‌شوند. همه‌ی هنرمندانی که با زبان و بیان خاص خود به عرصه‌ی هنر پای می‌نهند، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در اصول و مبانی، سعی دارند از هنر حقیقی، ازلی و ابدی دفاع کنند. این شیوه‌ی بیانی، به هنر دینی نیز تعبیر یافته است، چرا که دین از جهتی ایمان به غیب است، بنابراین هنرمند بدون داشتن ایمان و اعتقاد، نمی‌تواند از پیرایه‌های ظاهری اطراف خود چشم بپوشد و از ظاهر به باطن پنهان بپیوندد. از این روی، یک معمار سنتی ایرانی، در قالب نقوش، رسمی‌بندی‌ها و کژچینی‌ها پویایی تاریخ را رقم می‌زند (مهرپویا،2:1386).
می‌توان در تمامی ادوار و جمیع اماکن جهان اسلام «معماری پنهان» را مشاهده کرد یعنی معماری‌ای که واقعاً وجود دارد، البته نه در زمانی که به ظاهر بنا نگریسته ‌می‌شود و یا نمادی که برای همه و از تمام جوانب قابل رؤیت است؛ بلکه این معماری زمانی حس می‌شود که از درون و با رخنه‌ بدان و تجربه‌ی آن از نزدیک، مشاهده می‌شود(گروپه،9:1379).
این عدم توجه به ظاهر بنا حتی در بناهای سترگی همچون مسجد جامع که بناهای فرعی دیگر (مانند بازار) آن را فرو پوشانده‌اند، بیشتر چشم‌گیر است «پوشیدگی» بناهای عمده با فقدان کامل علائم ظاهری همچون شکل، اندازه، کارکرد و یا مفهوم بنا همراه شده است. حتی اگر بنایی دارای نمای قابل رأیت و درگاه اصلی باشد، باز این ویژگی‌ها چیزی از بنایی که در آن سوی آن نهفته است، را ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر کمتر بنایی را می‌توان یافت که اشاره‌ای به سازمان‌بندی درونی و یا هدف اصلی بنا داشته باشد و کمتر بنای اسلامی را می‌توان پیدا کرد که ظاهر و بیرون آن خصوصیات درونی آن را بر ملا و قابل فهم سازد (گروپه،10:1379).خانه‌های عهد قاجار نیز دارای این خصیصه می‌باشند.
معماری اسلامی عموما ویژگی‌های اصلی خود را در آن سوی ظاهر نامرئی پنهان کرده است. این معماری، اشکال خود را به‌سادگی حتی بر طبق نیازهای کارکردی تغییر نمی‌دهد، بلکه تا حدودی کارکردهایی از اشکال پیش پنداشته را اقتباس می‌کند که اساسا در بر دارنده‌ی فضاهای داخلی است. عمارت اسلامی بجز، مقبره، آرامگاه و سایر بناهای گنبدی نشان دهنده‌ی کیفیت جهت‌نما و یا محوری نیستند. برعکس، جهت طبیعی و واقعی یک عمارت، اگر واقعا داشته باشد اغلب با جهت کارکردی آن متفاوت است(همان).
عدم اشاره به جهت نما و یا تمرکز در طراحی معماری اسلامی در تمامی ازمنه و در بیشتر بخش‌های جهان اسلام ظاهر شده است؛ این نکته حتی در فقدان تعادل بین بخش‌های مختلف مجتمع‌های ساختمانی دیده می‌شود؛ در معماری اسلامی اصولا بنای اصلی و متمرکزی وجود ندارد از این‌رو افزایش چیزی به پلان اصلی، هرگز قاعده‌ی حاکم بر کل مجتمع و بخش‌های مختلف آن را به هم نمی‌زند (گروپه،11:1379).
تداوم، تعادل، تناسب، تأکید و تنوع معماری ایرانی کم نظیر است عوامل سازمان‌بندی از خط و فرم گرفته تا بافت و فضا و حتی رنگ در این معماری پیرو قواعد خود، قابل مطالعه‌ی فراوان است (مهرپویا،1386،:2).
یکی از مسائل مهم در شناخت معماری سنتی ایران انقطاع فرهنگ معماری سنتی و پیدایش گونه‌هایی از فضاهای جدید معماری شهری است که غالبا با فضاهای سنتی کاملا متفاوت هستند، چون‌که بسیاری از معماران بیش از هر چیز به پدیده‌های شکلی و بصری اندیشیده‌اند و بسیاری از مسائل، مباحث و نکات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را به اندازه‌ی کافی مورد توجه قرار نداده اند (لقایی،1392).
معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت نوع معماری افقی و باهویت بشمار می‌رفت که در طی سالیان دراز و قرن‌های متمادی مصالح و شیوه‌های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار به جا می‌نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم به عنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتبار است. تحلیل معماری ایرانی نشان می‌دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه‌های مختلف در این معماری به کار گرفته شده‌اند. افزون بر آن این نتیجه به دست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم و الگوهای جدید در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه معماری استوار بوده است. با پذیرش این امر، می‌توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آن‌ها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد (همان).
در این پژوهش سبک معماری قرن ۱۳ و ۱۴ مورد نظر است. گرایش معماری این دوره را به سبک معماری غربی می‌دانند. این گرایش البته در دوره صفویه، زندیه و افشاریه آغاز شده بود. اما در این دوره شدت بیشتری یافت. با این حال بناهای معماری زیادی هم در این دوره بنا شد که از آن جمله می‌توانیم به کاخ گلستان، مدرسه آقابزرگ، مسجد و مدرسه‌ی سپهسالار، تکیه دولت، دارالفنون، بازار تهران، نگارستان، قصر فیروزه، قصر دوشان تپه و مسجد سلطانی اشاره کرد. از دیگر آثار معروف این دوره می‌توان به خانه‌ی طباطبایی و خانه‌ی بروجردی ساخته‌ی علی مریم کاشانی اشاره کرد(ذکرگو،190:1381).
2-1-1 آرایه‌های معماری سنتی
در دوره‌های مختلف این آرایه‌ها و تزئینات را معماران گوناگونی می‌ساختند که هریک به حوزه‌ی جغرافیایی، قومی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی خاصی تعلق داشتند و بنابراین سبک‌ها و تصویرهای گونه گونی در آن‌ها به کار رفته است. با این حال می‌توان همه‌ی آن‌ها را در چهارچوبی مشترک قرار داد، و در عین حال، هر دوره‌ای را از دوره‌ی دیگر متمایز کرد. از آرایه‌ها در معماری ایرانی- اسلامی، نه‌تنها برای جلوه بخشیدن به نمای خارجی و داخلی ساختمان استفاده می‌شد، بلکه پاسخی بود برای بر آوردن نیازهای معنوی(کاتب،54:1384).
آرایه‌های داخلی معماری، شامل کنده‌کاری، نقاشی، حجاری، گچ‌کاری، آئینه‌کاری و به‌کارگیری آجر لعابی می‌باشد. این هنرها و مهارت‌ها بازتابی از سنت‌های باستانی هستند، به‌ویژه آن‌هایی که از باورهای دینی سرچشمه می‌گیرند(همان).
سطوح تزئینی در معماری اسلامی دارای واقعیت طبیعی و در عین حال جلوه‌ی بصری است و این در جای خود بی‌همتاست و بدان‌ها اهمیتی هم سنگ اهمیت قوالب و اشکال معماری بخشیده است(گروپه،161:1379).
هنرهای سنتی همواره از رهگذر استفاده از آرایه‌ها و تزئینات، عناصر طبیعی را در خود وارد کرده‌اند و در پی آن هستند تا مکان‌های مادی را با روح معنوی بیامیزند؛ برای همین هرگز به مکان و زمان خاصی محدود نیستند. دو هزار سال پیش از میلاد، زیگورات‌ها پل ارتباطی میان آسمان و زمین بودند؛ مدت‌ها بعد مسجد این نقش را بر عهده گرفت. تزئین خانه هم با همین هدف انجام می‌شد و این باور را می‌پروراند که خانه نمادی از آسمان در زمین است و حیاط نیز مرکز آن است(کاتب، 56:1384).
دگرگونی باورهای مذهبی بر چگونگی استفاده از آرایه‌ها در معماری ایرانی تأثیر عمیقی برجای گذاشت، اما سنت‌ها و اصول اساسی آن- همان نگاه درون‌گرایانه- همچنان ثابت مانده است. با ورود اسلام، ایران، باورها و کیهان‌شناسی خود را تغیر داد.
پیوند بین معماری و آرایه‌ها را به دو گونه می‌توان توصیف کرد:
معماران سنتی از همان ابتدا نوع تزئینات و آرایه‌های ساختمان را تعین می‌کردند. در نتیجه تناسب و اندازه- چه داخلی و چه خارجی- کاملا معلوم بود، و به این ترتیب اجرا و غنی سازی آرایه‌ها به آسانی انجام می‌شد. ساختمان‌های سنتی دوره‌ی قاجار نمونه‌هایی عالی از این پیوند نزدیک بین معماری و تزئینات هستند. به عنوان مثال، مقرنس‌کاری، گچ‌کاری و آئینه‌کاری در بسیاری از ساختمان‌های این دوره بسیار استفاده شده است.
کاربرد ظریف و ماهرانه‌ی آرایه‌ها و تزئینات می‌توانند القا کننده‌ی جنبه‌های روحانی و معنوی در درون ساختمان باشد. این کار با در آمیختن آن‌ها با معماری ممکن می‌شود؛ به گونه‌ای که اتاق‌ها در بردارنده‌ی حس معنوی غنی‌تری در مقایسه با طرح اولیه می‌شوند(همان).
2-1-2 اصول معماری ایرانی و تأثیر آن بر آرایه‌های معماری سنتی
آرایه‌های معماری سنتی از معماری سنتی تأثیر بسزایی گرفته‌اند که در این‌جا چند اصل معماری ایرانی که آرایه‌ها از آن‌ متأثرند معرفی شده است.
هنر و معماری ایرانی از دیر باز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه‌های این هنر نمایان شده است. این اصول عبارتند از: مردم‌واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خود‌بستگی و درون‌گرایی(پیرنیا،100:1387).
2-1-2-1 مردم‌واری
مردم‌واری به معنی رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیاز‌های او در ساختمان‌‌سازی است. معماری همیشه و همه‌جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هرجای دیگر. چنان‌که آرایش معماری نیز همواره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معماری را پی ریخته است. در اندام (فضا)های ساختمان و اجزای آن چنین نمایان می‌شود که برای نمونه اتاق سه‌دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می‌رود، به اندازه‌ای که نیاز یک خانواده را برآورده کند. اجزایی چون در و پنجره، تاقچه، رف و نیز پستویی که برای انبار رخت‌خواب به‌کار می‌رفته است؛ نیز اندازه‌هایی مناسب داشتند.
معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه‌ی بلندای مردم می‌گرفته و پنجره و نورگیر را چنان تزئین می‌کرده که نور خورشید و پرتوی ماه به اندازه‌ی دلخواه درون بنا را روشن کند. پهنای اتاق خواب به اندازه‌ی یک بستر بوده و بلندای تاقچه و رف به اندازه‌ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد. روزن بالای پنجره یا گل‌جام معمولا دارای شیشه‌های رنگی به رنگ‌های زرد لیموئی و آبی بوده که این شیشه‌ها را از غرابه‌های شکسته به دست می‌آوردند. برای جلوگیری از ورود گرما به درون بنا، از ارسی بهره می‌بردند. یا دیوار و سقف را دو پوسته می‌ساختند تا لایه عایق جلوگیر گرما باشد.
اگر خواب‌گاه ایرانی اندازه‌ای کوچک و در خور گسترش یک یا دو بستر را داشته در برابرش دارای تالار و سفره‌خانه‌ای با شکوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه کوچک بوده از آن صاحب‌خانه بوده و شایسته نبوده تا بیگانه‌ای به آن وارد شود، اما تالار باید شایسته‌ی پذیرایی از مهمان گرامی باشد(پیرنیا،106:1387).
2-1-2-2پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می‌شده تا کار بیهوده در ساختمان‌سازی نکنند و از اصراف پرهیز می‌کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده است در قران کریم آمده "مؤمنان، آنان که از بیهودگی رویگردان هستند".
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری (نقاشی)، سنگ‌تراشی، پیرایه به شمار می‌آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.
گره‌سازی با گچ، کاشی، خشت و آجر و به گفته‌ی خود معماران، "آمود که، آرایشی را که پس از پایان کار ساختمان بر آن بیافزایند؛ مانند تزیین الحاقی، نما‌سازی سنگی، آجری، کاشی‌کاری گچ‌بری را گویند" و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش سقف، عایقی در برابر گرما و سرما ساخته می‌شود یا بلندای بنا که ناگزیر پر و پیمون است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاه‌تر شود، تنها با افزودن کاربندی می‌توان آن را کوتاه‌تر و "به اندام" و مردم‌وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های رنگین و خرد، گره‌سازی می‌شود. تنها برای زیبایی نیست وانگهی باید دانست که واژه‌ی زیبا به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 سال پیش از میلاد، می‌توان کاربرد کاشی را دید در این ساختمان، ازاره‌ی (قسمت پایین دیوار) دیوارها را با کاشی آبی آرایش ‌کرده‌اند. چون هنگام رفت و آمد مردم برخورد پای دیوار بیشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسیب می‌دیده، نمای ساختمان را با آجر پوشانده‌اند. معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می‌نشستند و به دیوار تکیه می‌زدند (چون در گذشته مردم در جای سرپوشیده روی صندلی نمی‌نشستند و به جای آن از "نهالی" بهره می‌بردند که زیر آن تشکی با چار بالش بود.)، برای افزایش پایداری از راه دیوار،‌ آن را با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود تا بلندی یک گز (هر گز برابر 106.66 سانتی‌متر است)؛ اندود می‌کردند که رویه‌ای سخت به دست می‌آمد، به گونه‌ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره‌ی بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می‌کردند(پیرنیا،107:1387).
2-1-2-3 نیارش
واژه‌ی "نیارش" در معماری گذشته ایران بسیار به کار می‌رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می‌شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌کردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آن‌ها به تجربه، به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه‌ی نیارش به دست آمده بود. پیمون‌"اندازه‌های خرد و یکسانی بود که در هر جا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می‌شد پیروی از پیمون هر گونه نگرانی معمار را درباره‌ی نا استواری یا نا‌ زیبایی ساختمان از میان می‌برده، چنان که یک گِل‌کار نه چندان چیره دست در روستائی دور افتاده می‌توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام می‌دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.
معماران همراه با بهره‌گیری از پیمون و تکرار آن در اندازه‌ها و اندام‌ها، ساختمان‌ها را بسیار دگرگون از کار در می‌آورند. هیچ دو ساختمانی یکسان از کار در نمی‌آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آن‌ها پیروی شده بود (همان).
2-1-2-4 خودبستگی
معماران ایرانی تلاش می‌کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک‌ترین جای ممکن تهیه کنند و چنان ساخت و ساز می‌کردند که نیاز به آوردن مصالح از جاهای دیگر نباشد و "خود بسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می‌شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود "سازوارتر" در آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح آن در دسترس بوده است (پیر نیا،105:1387).
2-1-3 تأثیر عوامل اقلیمی بر معماری‌ و آرایه‌های معماری سنتی
در این ‌جا سعی بر آن است تا عمل‌کرد عناصر مجموعه‌های مسکونی در برابر مشکلات اقلیمی و مسائل آب و هوایی روشن شود.
تجزیه و تحلیل شکل زندگی و کاری که در چنین مجموعه‌هایی جریان داشته، با بررسی ویژگی‌های اجتماعی اقتصادی خانوار در شهر‌های تاریخی مانند؛ روابط بسته‌ی محله‌ای و خویشاوندی، ابعاد خانوار و کار در کارگاه‌های خانگی ممکن می‌شود (توسلی،101:1381).
اقلیم گرم و خشک بر معماری سنتی و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر زیادی گذاشته است. علاوه بر اصولی معماری ایرانی که استاد پیرنیا آن‌ها را مردم‌واری، خودبسندگی، پیمون، درون‌گرائی و کنج و نیاز می‌خواند؛ عناصری چون آب، نور، باد و... در معماری سنتی نقش حیاتی ایفا کرده‌اند (لقایی:1392).
برای در امان بودن از آفتاب داغ تابستان، بخصوص در بعد از ظهرهای گرم کویر، قسمت تابستان‌نشین پشت به قبله یعنی تقریبا پشت به جنوب ساخته شده است. این قسمت به اصطلاح محلی نسار نام دارد، سایه می‌گیرد و خنک است(توسلی،103:1381).
بخش تابستان‌نشین موقعیتی مانند زمستان‌نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می‌گیرد. این تالارها و ایوان‌ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضای زندگی در خانه بوده‌اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته‌اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آن‌ها پرهیز و به نقوش ساده‌ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می‌شده است. و در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان‌نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند(کاتب1384).
طرف مقابل که رو به قبله است از آفتاب زمستان که برای این ناحیه مطبوع است بهره می‌گیرد. حیاط به خاطر تنگی و بلندی دیوار اتاق‌های چهار طرف گود است و در ساعات گرم روزهای تابستان سایه می‌گیرد. از طرفی شب‌ها که هوا خنک است، حیاط گود، هوای سرد را می‌گیرد و به اصطلاح هوای سرد در پائین می‌نشیند و تا ساعاتی از روز که هنوز آفتاب کامل بالا نیامده هوای حیاط خنک است. با بالا آمدن آفتاب هوای حیاط گرم می‌شود ولی درجه حرارت قسمت تابستان‌نشین با درجه‌ی حرارت پائین هنوز اختلاف فاحشی دارد. آن قسمت که به صورت حیرت آوری خنک و حرارتش پایین است، سردابی است که معمولا زیر قسمت تابستان‌نشین قرار دارد سردی هوای این قسمت چنان است که غیر از هوای گرم بعدازظهر تابستان، انسان در آن سردش می‌شود.
جریان هوا در چنین مجموعه‌ی بسته‌ای دچار مشکل می‌شود که این مشکل بادگیری که در قسمت تابستان‌نشین ساخته می‌شود مرتفع می‌شود. این بادگیر بعد از عبور از قسمت تابستان‌نشین به سرداب زیرین منتهی می‌شود.
حوض آب وسط حیاط و گیاهان اطراف آن، به نحوی با کمک جریان هوای بادگیر در اثر تبخیر، رطوبت هوا را به داخل می‌برد و به شرایط، راحتی می‌افزاید. تابستان، شب هنگام نیز که معمولا پشت بام و حیاط (تخت روی حوض) برای خواب مورد استفاده قرار دهند؛ بادگیر باد خنک شب را در داخل خانه پخش می‌کند. این هوای خنک در ساعات زیادی به خاطر بسته بودن محدوده‌ی خانه همچنان درجه‌ی حرارت آن را پائین نگه می‌دارد (توسلی،104:1381).
2-2 درآمدی بر هنرهای سنتی ایران
دین بستر بیش‌تر تأثیرات زیبایی‌شناسی برای هنر و معماری ایرانی بود؛ ابتدا گرایش به زرتشت و در پی آن اسلام در دوره‌های اخیر گرایش به تصوف. هنرمندان همه‌ی جنبه‌های طبیعت و زندگی را می‌نگریستند و بازتاب تکامل الهی، عشق و زیبایی را در آثار معماری‌شان باز می‌تابیدند (کاتب،55:1384).
هنر: در معنی عام و انتزاعی، به هرگونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد بنابراین هنر از فرایندهای طبیعی متمایز است. تمام ابداعات و ساخته‌های مبتنی بر قوه خلاقه‌ی بشری در زمره‌ی هنر به شمار می‌آیند (پاکباز،25:1386).
هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به ها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد شده است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی در آمده، که به معنای انسان کامل و فرزانه است (آیت‌اللهی،23:1387).
امروزه جامعه شناسان هنر، اعتقاد دارند که یکی از پایه‌های تقویت هنر یک سرزمین، ایجاد عشق و علاقه به هنرهای بومی و سنتی است. از سوی دیگر، هنرهای سنتی ایران بر تزئین مبتنی است. از همان آغاز هنرمندان توانسته‌اند نقوش و طرح‌هایی را که نشانه و کنایه از اشکال و آثار بیرونی است، ارایه دهند و این شیوه از دیدگاه فلسفه امری اساسی و خاص ذهن بشری است. در این شیوه مسائل خارج از ذهن با نقوش و طرح‌هایی مصور می‌شود که آن‌ها را تعبیر و تفهیم می‌کند. این‌گونه نقوش همان اشیاء را به صورت انتزاعی نشان نمی‌دهد، بلکه جنبه‌های عاطفی هنرمندان را جلوه‌گر می‌سازد (کیانی186:1386).
هنرهای سنتی ایران اسلامی نشان می‌دهد که مردم این دیار در همه ادوار تاریخ، همواره زندگی‌شان، از بزرگ و کوچک، جزیی و کلی با تزئینات زیبایی، چشم‌گیر توأم بوده است عشق به زیبایی و برگرفتن عبرت در تمام تاریخ، موضوع اصلی و اساسی هنر‌های سنتی بوده است(همان).
هنرهای سنتی در معانی و مفاهیم مختلف آمده است که دراین‌جا به دو نمونه متعارف‌تر آن اشاره می‌شود: هنرهای سنتی، مجموعه‌ی هنرهای اصیل، بومی و مردمی هر کشور است که ریشه‌های عمیق و استوار در باورداشت‌ها و اعتقادات، آداب و عادات، سنت‌ها و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی، هنرها و صنایع بدیهی است که جوهر آن بر گرفته از مبدا و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تأسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می‌شود و طی قرون متمادی از طریق هنرمندان و هنروران حفظ آداب معنوی، سینه به سینه به عنوان میراثی گران‌قدر به ما رسیده است، هنرهایی که افزون بر اصول ثابت، دارای فروع متغیری است؛ که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است (تجویدی1385 :13).
تمام آثار هنری دارای وجوه مشترکی هستند که عبارت‌اند از:
تخیل، که مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است.
همه‌ی آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او.
چندمعنایی بودن و منشور مانندی، که این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که بر شمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده ای که عنصر اصلی سازنده‌ی آن تخیل و عاطفه می‌باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.
هنرهای سنتی ایران، در درجه‌ی نخست، با زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجارب انسانی بافته شده است(همان)
با نگاهی به هنرهای سنتی ایران در می‌یابیم که اغلب هنرهای ایرانی جنبه‌ی عملی و انتفاعی داشتند؛ یعنی از آن‌ها نفعی می‌بردند. و جزو هنرهای صناعی محسوب می‌شد و در نظر هنرمندان هنرهای سنتی ایران، میان هنرهای زیبای محض و هنرهای سنتی، کمترین تفاوتی وجود نداشته و از این جهت و با وضعیتی که هنرهای سنتی در ایران داشته همه مفید فایده بوده و هم جنبه‌ی زیبایی و هنری در آن رعایت شده است. این جنبه‌های کاربردی و هنری توأم را نمی‌توان کم اهمیت شمرد و یا خارج از حیطه‌ی هنر دانست، زیرا این قبیل اموال فرهنگی و اشیا و آثار هنری، در عین حالی که نیازهای روزمره را مرتفع می‌ساختند، دیدگان و ذوق صاحبان آن‌ها را نیز برای درک و فهم زیبایی پرورش می‌دادند(مهرپویا،558:1386).
هنر اسلامی، هنری بود که فقط صحبت از مضامین تزئینی معماری و یا هنرهای صناعی و مواد و اندازه و فن مستقل نمی‌کرد، در این هنر نوع خاصی از تزئین برای نوع خاصی از بنا و یا شیئی وجود نداشت؛ بلکه برعکس، در این هنر اصول تزئینی اسلام‌مدار موجود بود که برای انواع بناها و اشیاء در تمامی ازمنه به کار می‌رفت (در جایی که رابطه‌ی ذاتی اسلامی در بین تمام هنرهای کاربردی و معماری مورد توجه بود). از این رو هنر اسلامی را باید در کلیت آن به نظر آورد چون هر بنا و هر شیئی در خود بعضی از اصول اصلی را مجسم کرده است. با این‌که اشیاء و بناها از نظر کیفیت اجرا و سبک متفاوت هستند، ولی عقاید مشابه و قالب‌ها و طرح‌های یکسانی را همواره بازتاب داده‌اند(گروپه،161:1379).
گسترش فنون هنری در برابر هنر اسلامی همواره با تزئین پیچیده سطوح همراه بود و این کار با بهره‌گیری از انعکاس مواد درخشان و لعاب‌ها، تکرار طرح‌ها، تقابل سنجیده‌ی بافت‌ها و چشم‌فریبی سطوح صورت می‌گرفت. اما در هنر اسلامی به‌رغم گرایش به جلوه‌های تزئین غنی و پیچیدگی، نوعی متانت بی‌انتها موجود است و این در هنری که از برای شکوه و شوکت و پیچیدگی‌اش شهرت دارد، شگفت انگیز می‌نماید (همان).
2-2-1 صنایع‌دستی
صنایع‌دستی، به مجموعه ای از هنرها (هنر – صنعت‌ها) اطلاق می‌شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی می‌شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعت‌گر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این‌گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه‌ای است. یا در دایره‌المعارف بریتانیکا در تعریف صنایع‌دستی آمده است: صنایع‌دستی به آن گروه از صنایع گفته می‌شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در آن نقش اساسی داشته باشد (آیت‌اللهی،25:1387).
2-2-1-1 ویژگی‌های صنایع‌دستی
صنایع‌دستی کشورمان دارای ویژگی‌هایی است که در این بخش به تعدادی از این ویژگی‌ها اشاره می‌شود:
انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی
حضور خلاق و مؤثر انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع
تأمین قسمت عمده‌ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی
داشتن بار فرهنگی(استفاده از طرح‌ها نقش‌ها و رنگ‌آمیز‌های اصیل، بومی و سنتی)
عدم همانندی و عدم تشابه فراورده‌های تولیدی با یکدیگر
عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
عدم نیاز به متخصص یا کارشناس خارجی
دارا بودن ارزش افزوده‌ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف(شهر یا روستا یا حتی در جوامع عشایری)
قابلیت انتقال تجربیات و رموز و فنون تولیدی به صورت سینه به سینه و طبق روش استاد و شاگردی و نیز به شیوه‌های آموزش مدون و در نهایت آموزش دانشگاهی(بهنام 25:1341).
2-2-1-2 صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی
صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی به صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود:
بافته‌های داری
دست‌بافی (نساجی سنتی)
بافتنی
روکاری و رودوزی
چاپ‌های سنتی
نمد مالی
سفال‌گری و سرامیک‌سازی
ملیله‌کاری
کاشی‌گری
معرق‌کاری
خاتم سازی
حصیر‌بافی
منبت کاری، کنده‌کاری و مشبک‌کاری چوب
ریزه کاری و نازک‌کاری چوب
خراطی چوب
قلم‌زنی، مشبک کاری و حکاکی روی فلزات و آلیاژها
سنگ تراشی و حکاکی روی سنگ
ساخت محصولات فلزی و آلیاژ
تولید فرآورده‌های پوست و چرم
شیشه‌گری
ساخت سایر فرآورده‌های دستی(فیروزه‌نشانی، طلا‌کوبی روی فولاد، انواع عروسک‌های محلی تخت کشی گیوه و...)
ساخت زینت‌آلات
ساخت اشیاء مستظرفه‌ی هنری
مینا‌کاری (یاوری،154:1385).
2-2-1-3 هنرهای دستی چوبی ایران
هنرهای دستی چوبی ایران، شامل موارد زیر می‌باشد:
منبت
معرق کاری
خاتم سازی
نازک کاری(ریزه‌ کاری چوب)
گره‌سازی
خراطی(همان)
2-2-2 پنجره
یکی از هنرهای چوبی که در معماری سنتی کاربرد زیادی دارد و از آن، جهت ساخت پنجره بهره برده‌اند؛ گره‌سازی است. پنجره‌ در معماری سنتی دارای کارکرد‌های متنوعی است از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
معمول‌ترین نوع پنجره، نوع دولته ( دو لنگه ) آن است. البته.پنجره‌های کوچک را به صورت یک لته نیز می‌ساختند. هر لته پنجره که غالبا روی پاشنه‌ای چوبی می‌چرخید به قطعه‌هایی تقسیم می‌شد که در بعضی موارد قسمتی از سطح پایینی آن با صفحه‌هایی چوبی پوشیده می‌شد و تنها سطوح بالاتر شفاف بود. لنگه‌های پنجره غالبا به سمت فضای ساخته شده باز می‌شد، مگر در موارد نادر که به سمت بیرون گشوده می‌شد.
2-2-2-1 در – پنجره
در–.پنجره‌ها انواعی از.پنجره‌ها بودند که یا به صورت همزمان کارکرد پنجره و در ورودی داشتند یا حتی اگر به ‌عنوان ورودی مورد استفاده قرار نمی‌گرفتند، از لحاظ اندازه و سایر خصوصیات کالبدی، همانند انواعی از در – پنجره بودند که کارکرد ورودی نیز داشتند. در– پنجره از لحاظ ویژگی‌های کالبدی تنها تفاوت بارزی که نسبت به درها داشتند، وجود سطحی شفاف در تمام یا قسمتی از سطح در – پنجره بود که نور از آنجا به فضای درون راه می‌یافت. نور در بسیار از ساده‌ترین فضاهای معماری، مانند حجره‌های برخی کاروان‌سراهای کوچک برون شهری با اتاق‌های فرعی و خدماتی در خانه‌های کوچک یا در سایر فضاهای معماری، تنها از طریق در–پنجره تأمین می‌شد.
می‌توان برخی از الگوهای رفتاری مربوط به سکونت، بخصوص نشستن بر روی زمین را در پیدایش، شکل‌گیری و تداوم کاربرد در–پنجره تا دوران معاصر بسیار موثر دانست زیرا در حالتی که افراد در سطح زمین می‌نشستند برای آن‌که دید کافی به چشم اندازهای واقع در جلوی اتاق یا سایر انواع فضاهای بسته داشته باشند، باید از سطحی به بیرون می‌نگریستند که از کف اتاق شروع می‌شد، زیرا خط افق دید در این حالت در ارتفاع تقریبا شصت سانتی متری از کفی قرار داشت که با در نظر گرفتن فاصله‌ی تغییر شخص نسبت به پنجره، و به خصوص از روی آن که غالبا سطح کف اتاق‌ها بالاتر از سطح حیاط بود، بهترین دید در حالتی فراهم می‌شد که پنجره تا کف اتاق امتداد یافته باشد.
در-.پنجره‌های خانه‌ی تقدیری، همه از بیرون باز می‌شود و از نوع دولته می‌باشد. در قسمت فوقانی در-پنجره‌ها روزن‌هایی دیده می‌شود که جهت گرفتن نور می‌باشد و بالای در-پنجره‌های پنج‌دری، این روزن‌های نورگیر، محرابی شکل و با تزئینات قواره بری و قابی از گره‌چینی ظریفی خود نمایی می‌کند. بالای در-پنجره‌ی اتاق‌ها به شکل مستطیل و با تزئینات گره چینی ساده (طرح مستطیل) می‌باشد. در- پنجره‌ها تا 20سانتی‌متری کف اتاق پائین آمده و نور، تهویه هوا و دید کافی را برای فضای بیرون ایجاد می‌کند.
شیشه‌ی این در- پنجره‌ها بیشتر از رنگ سبز؛ و بقیه شیشه‌ها به رنگ‌های قرمز، آبی، زرد است.
2-2-2-2 پنجره ارسی
نوعی پنجره چوبی مشبک است که لنگه‌های آن به جای این‌که بر روی پاشنه گرد حرکت کند، در داخل یک چهار چوب به سمت بالا حرکت می‌کند. پنجره‌های ارسی عموما به گونه‌ای ساخته می‌شد که تمام سطح بیرونی یک اتاق را در بر می‌گرفت. هر پنجره ارسی علاوه بر شبکه تشکیل دهنده‌ی چهارچوب، از دو سطح ثابت کارکرد، یک عنصر جدا کننده مانند دیوار را نیز ایفا می‌کرد و از سطح متحرک برای مشاهده‌ی بهتر منظر فضای باز و تهویه هوا استفاده می‌شد.
[ در- پنجره‌ها هم مانند ارسی‌ها ] سطح مشبک داشت و همانند پنجره‌های ارسی دارای چندین کارکرد بود: نخست نور فضای درون را تأمین می‌کرد و سپس دید و منظر بیرون را در معرض تماشای افراد درون فضا قرار می‌داد و همچنین از شدت تابش نور آفتاب و گرمای حاصل از آن برای فضاهای درونی در فصل تابستان می‌کاست. یکی دیگر از کارکردهای مهم این نوع پنجره‌ها، حفظ حریم و محرمیت فضای درونی اتاق‌ها و تالار نسبت به فضاهای بیرونی بود، زیرا شبکه زیر این پنجره‌ها غالبا موجب می‌شد که کسی به سادگی نتواند از بیرون، فضای درونی را ببیند. همین ویژگی سبب می‌شد که در شماری از خانه‌های واقع در بعضی از شهرها از جمله برخی شهرهای شمالی کشور از.پنجره‌های ارسی در جبهه‌ای از خانه که به سمت گذرگاه عمومی بود؛ استفاده شود، زیرا در این حالت ضمن برخورداری از نور و منظر فضای عمومی، محرمیت فضای اتاق نیز مخدوش ‌نمی‌شد. همین ویژگی پنجره‌های ارسی موجب می‌شد که از آن‌ها در فضاهای درونی نیز استفاده شود. محل استفاده از این پنجره‌ها در فضاهای درونی در بالاخانه و اتاق‌های گوشوار واقع در یک یا دو سوی تالارهای بزرگ و مرتفع بود، زیرا بسیاری از اوقاتی که مجالس خاص یا پذیرایی مردانه در تالارها یا اتاق‌های بزرگ پنج دری یا هفت‌دری برگزار می‌شد، زنان در اتاق‌های بالاخانه یا گوشوار که در بالا و در دو سوی تالار واقع شده و از یک سمت به آن دید داشتند، می‌نشستند و از پشت پنجره‌ها بدون آن‌که دیده شوند، بر فضای تالار اشراف می‌یافتند(شفیع‌پور،1390)
سطح پنجره‌های ارسی را نیز، گاهی با استفاده از انواع نقش‌های گوناگون گره‌سازی و شیشه‌های رنگین و ساده می‌آراستند و ترکیب‌هایی بدیع پدید می‌آوردند. این نوع پنجره در شهرستان اردکان و استان یزد به در- پنجره تبدیل شده است ولی تزئینات آن همان تزئینات ارسی‌ها است.
2-2-2-3روزن
روزن نوعی پنجره غالبا کوچک بود که در بیشتر موارد برای نورگیری یا تهویه در فضاهای اصلی، نقش فرعی و کمکی داشت، هر چند در برخی از فضاهای خدماتی نقش مهم‌تری برای نورگیری یا تهویه بر عهده می‌گرفت. معمولا در فضاهای اصلی و مهم، روزن را در بالا یا اطراف پنجره یا در – پنجره قرار می‌دادند. نمونه‌هایی از این روزن‌ها را در برخی از انواع اتاق‌های سه دری، پنج دری، هفت دری، و نیز در حجره‌های مدرسه‌ها یا کاروانسراها می‌توان یافت. که معمولا آن‌را با یک سطح مشبک چوبی، آجری، گچبری یا با کاشی پوشاندند. این روزن‌ها به شکل‌های گوناگون از جمله مربع، مستطیل، ترکیب مثلث با مربع یا مستطیل، دایره و در دوره قاجار به شکل بیضی نیز طراحی و ساخته می‌شد. نورگیری و تهویه برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ و انبار غالبا تنها از طریق یک یا چند روزن که در سقف فضا تعبیه می‌شد، تأمین می‌گردید. معمولا در این موارد برای روزن هیچ شبکه یا پنجرهای قرار نمی‌دادند و روزن تنها به شکل یک حفره بود. در بالاترین نقطه سقف بسیاری از دهانه‌های بازارهای سر پوشیده نیز روزن‌هایی به شکل حفره قرار دادند. غالبا به.پنجره‌های کلاهک نورگیر واقع بر روی سقف‌های گنبدی شکل یا برخی دیگر از انواع سقف نیز با عنوان روزن اشاره شده است. به نظر می‌رسد که هدف از احداث روزن بیشتر تأمین نور یا در موارد لازم تأمین نور یا تهویه مورد نظر بوده و برای استفاده از مناظر طبیعی، کمتر از آن استفاده می‌کرده اند.بالای در- پنجره‌های اتاق‌های سه‌دری و پنج‌دری خانه‌ی تقدیری روزن‌هایی وجود دارد که در اتاق‌های سه دری به شکل مستطیل و در اتاق پنج‌دری به شکل محرابی است (تصویر شماره 2-1 و 2-2).

تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری
(مأخذ: نگارنده) (مأخذ: نگارنده)
2-2-3 کارکردهای پنجره
پنجره‌ها بسته به ساختار و جایگاه خود کارکرد‌های متفاوتی دارند.از جمله این کارکردها عبارتند از:
2-2-3-1 تزئین بنا
پنجره تنها به عنوان عنصری ساده برای تأمین برخی نیازهای نخستین مورد توجه قرار نداشت؛ بلکه مانند بسیاری از عناصر معماری، نقش مهم در تزئین و زیباسازی بنا ایفا می‌کرد به نحوی که در بسیاری از انواع فضاهای معماری، به صورت مهم‌ترین عامل در طراحی و تزئین نماهای درونی و بیرونی به کار می‌رفت؛ به همین سبب، شکل، اندازه، موقعیت و سازماندهی آن در نما با دقت مورد توجه قرار داشت. البته شکل، اندازه، موقعیت و سایر خصوصیات کالبدی پنجره‌ها در نما، به عوامل و پدیده‌های گوناگونی از جمله ویژگی‌های محیط طبیعی مانند اقلیم، منظر، جنس مصالح و نوع سازه بستگی داشت.
2-2-3-2 شباک
سطح مشبک که از دو فضای پر و خالی تشکیل شده است، به نحوی که از یک سو بتوان سوی دیگر آن ‌را دید، شباک یا شبکه نامیده می‌شود. شباک به دلایل گوناگون از جمله محدود کردن دید از بیرون به درون یک فضا، تأمین سایه برای فضایی که در معرض آفتاب قرار دارد، تأمین دید از یک فضا به بیرون به شکلی محدود، ایجاد سطحی محصور کننده اما مشبک که مانع از عبور جریان هوا نباشد، احداث شده است. به همین جهت کاربرد آن نسبتا گسترده بود و در برخی از بخش‌های گوناگون بنا و به شکل‌های متنوع از شباک به عنوان سطحی مشبک که ضمن حفظ محرمیت و حریم یک فضا، امکان عبور هوا را نیز میسر سازد، در برخی از پشت بام‌ها، به خصوص در نواحی گرم و مرطوب و نیز به عنوان پوششی مشبک در جلوی روزن برخی از فضاها به ویژه جلوی روزن زیرزمین‌هایی که نور و تهویه آنها از طریق حیاط تأمین می‌شد، استفاده کردند. شباک‌ها را با مصالح گوناگون و متنوعی مانند آجر، کاشی، سنگ، چوب و گچ درست کردند(معماریان، 154:1386).
2-2-3-3 جام‌خانه
جام‌خانه را می‌توان نوعی پنجره دانست که بر فراز برخی از پوشش‌های گنبدی شکل، به ویژه در حمام‌ها و برخی دیگر از انواع بناها، مورد استفاده قرار می‌گرفت. جام‌خانه غالبا از یک سطح سفالین کروی شکل یا به شکلی دیگر تشکیل شده بود که تعدادی حفره مدور در آن ایجاد می‌شد که بر روی هر یک از آن‌ها یک جام یا شیشه به کمک نوعی ماده بتونه مانند که آن را از ترکیب موادی مانند خاک رس و موم یا نوعی روغن به دست می‌آوردند قرار می‌دادند. این ماده که به بتونه شباهت داشت قرار دادن یا برداشتن سهل و ساده جام‌ها یا شیشه‌ها را امکان‌پذیر می‌ساخت.
از جام‌خانه بیشتر در فضاهایی استفاده می‌کردند که با برداشتن تعدای از جام‌ها در فصل‌های مختلف بتوانند حرارت یا رطوبت فضا را به اندازه مطلوب برسانند. این ویژگی موجب شد که کمابیش در همه حمام‌ها از این جام‌خانه‌ها برای تأمین نور و نیز تنظیم مقدار حرارت و رطوبت فضاهای درونی استفاده کنند. در برخی حمام‌ها نیز از جام‌های رنگین استفاده می‌کردند(تصویر شماره2-3).

تصویر2-3 جام خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار(مأخذ: نگارنده)
2-2-3-4منظر
فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از منظر یا منظره‌های مصنوعی و طبیعی واقع در بیرون فضاهای بسته را می‌توان به عنوان یکی دیگر از کارکردهای مهم پنجره مورد توجه قرار داد. زندگی در فضای ساخته شده بسته‌ای که مسئله‌ی نور و تهویه آن به نحوی حل شده باشد اما فاقد دید و منظر مناسب باشد، ناخوشایند بوده و زیستن در آن برای مدتی طولانی بسیار دشوار و مشکل آفرین خواهد بود. به همین سبب همواره در بناهای درون‌گرا که حیاط، منظر بنا را شکل داده است، آن را به بهترین شکل ممکن طراحی و احداث می‌کردند تا به عنوان یک چشم انداز مناسب نیز کارکرد داشته باشد. همچنین در بناهای درون‌گرا، غالبا مهم‌ترین بخش از فضای باز در انواع واحدهای معماری را که منظر بنا را تشکیل می‌داد به گونه‌ای دلپذیر آراستند. اهمیت منظر در برخی از فضاهای معماری به خصوص در باغ‌ها چنان زیاد است که نحوه‌ی طراحی فضا را به طور کامل تحت تاثیر قرار می‌داد. به همین سبب در باغ‌های مسکونی، فضایی برون‌گرا می‌ساختند که بیشتر آن ‌را کوشک نامیدند و بهترین چشم انداز ممکن را گرداگرد آن پدید آوردند و برای استفاده بهتر از مناظر، به طور معمول سطح طبقه همکف را کمی بالاتر از سطح زمین در نظر می‌گرفتند تا ساکنان بنا از دید بهتری نسبت به مناظر برخوردار شوند. افزون بر این در بسیار از موارد، عمارت کوشک را دو طبقه می‌ساختند تا از طبقه‌ی فوقانی، شاهد چشم انداز گسترده باشند.
2-2-3-5تهویه
هیچ فضای ساخته شده‌ای بدون تهویه مناسب، قابل زندگی نیست. حجم و مقدار تهویه مورد نیاز برای انواع فضاهای ساخته شده یکسان نیست، بلکه به عوامل گوناگونی همچون دمای هوای محیط، مقدار رطوبت و سایر خصوصیات محیط طبیعی بستگی دارد. در مناطق گرم و خشک، نیاز به تهویه فضاهای درونی به مقداری بوده است که غالبا با قرار دادن پنجره‌هایی در یک جبهه اتاق مشکلی پدید نمی‌آید. البته باید توجه داشت که در سازه مورد استفاده در گذشته، دیوارها و سقف، ضخامت زیادی داشتند چنان که به‌طور متوسط ضخامت آن‌ها بین 50 تا 75 سانتی‌متر و در مواردی بیشتر بود و در نتیجه تبادل و انتقال دما بین فضاهای بسته و باز به حداقل ممکن کاهش می‌یافت. علاوه بر این جنس و نوع مصالح یعنی خشت و آجر نیز تبادل دمای بین فضاهای مزبور را به حداقل ممکن کاهش می‌داد.
2-2-3-6تأمین نور
هر فضای ساخته شده، توسط عناصری مانند دیوار و سقف از فضای باز و طبیعی متمایز و جدا میشود. حد و اندازه این تمایز و محصور بودن، همیشه به یک مقدار نیست و از این لحاظ می‌توان انواع فضاهای ساخته شده را به سه گروه طبقه بندی کرد: نخست فضاهای بسته؛ دوم فضاهای نیمه بسته و سوم، فضاهای نیمه باز.
فضاهای بسته انواع فضاهایی هستند که از فضای باز کاملا متمایز و جدا شده‌اند و تنها یک ورودی به ساده‌ترین شکل یک یا چند روزنه برای تأمین حداقل نور، آن‌ها را با فضای بیرون مرتبط می‌سازد. آب انبارها، اصطبل‌ها و برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ از این گونه فضاها به شمار می‌آیند.
فضاهای نیمه بسته نوعی فضاهایی هستند که به طور متوسط یک جبهه از آن‌ها توسط ردیفی از درها، پنجره‌ها یا در- پنجره‌ها با فضای باز مرتبط هستند و گشوده شدن آن‌ها در مواقع مناسب می‌تواند ارتباط نسبتا گسترده‌ای بین فضاهای ساخته شده و فضای باز پدید آورد. در برخی از انواع فضاهای ساخته شده که بازشوهای در دو جبهه روبه‌روی هم وجود دارد رابطه و پیوند بین فضاها که غالبا در کنار فضای باز طراحی و ساخته شده اند متناسب با موقعیت و کارکردشان از نور کافی برخوردار می‌شدند. فضای نیمه باز مانند ایوان‌ها و رواق‌ها فاقد پنجره هستند، زیرا به شکل مستقیم با فضای باز ارتباط یافته و به سادگی از نور کافی برخوردار می‌شوند. مقدار نور مورد نیاز برای هر فضا به عوامل گوناگون از جمله کارکرد، موقعیت، عمق و ارتفاع آن فضا بستگی دارد. در گذشته اندازه‌ی سطح نورگیر پنجره را متناسب با عوامل مزبور به گونه‌ای انتخاب می‌کردند که تا حد امکان از نور کافی برخوردار شوند. تأمین نور را مهم‌ترین کارکرد پنجره می‌توان به شمار آورد زیرا هیچ نوع فضای بدون نور برای زندگی انسان مناسب و قابل تحمل نیست(بوآ،54:1376).
نور
یکی از دلایل استفاده از گره‌چینی در معماری سنتی استفاده از نور طبیعی و کنترل آن می‌باشد از همین رو است که در این منطقه از گره‌چینی برای تزئین در- پنجره‌ها و نورگیرهای بالای درها استفاده شده است.
خورشید منبع اصلی نورطبیعی است که در عالم هستی زندگی را از طریق نور و گرما در زمین به جریان می‌اندازد. در معماری دو منبع روشنائی وجود دارد؛ «طبیعی» و«مصنوعی». نور طبیعی را خورشید فراهم می‌کند. نوری غیر قابل واکنش پیش‌بینی که به راحتی نمی‌توان آن نور را کنترل نمود، و ما ملزم هستیم که محیط خود را پیرامون آن بسازیم. طی روند توسعه‌ی تمدن، معماری واکنش‌های بسیاری نسبت به خورشید داشته است. تا پیش از صنعتی شدن نورهای مصنوعی، اجبارات و الزامات تکنولوژیکی، منابع نور را در حد عملکرد و فواید ظاهری آن محدود نموده بود(میجر، 185:1389)
نور، از سپیده دم تا غروب خورشید پیوسته در حال تغیر بوده و حرکات و تاثیرات بی‌‌انتهائی را خلق می‌کند تغییر شدت کانون و راستای نور در طول روز منجر به ایجاد کنتراست بافت‌ها و رنگ‌های مختلف می‌شود. در هنگام سپیده دم، خورشید -یک منبع غالب مستقیم و اصلی- تنها منبع نور طبیعی در دنیای ماست. ما از جهات مختلف فیزیولوژیکی و روان‌شناختی با خورشید مرتبط هستیم. به عنوان یک ستاره از میان میلیون‌ها ستاره‌ی دیگر تنها خورشید است که نماد اصلی حیات ماست، که نه تنها جهان ما بلکه تمام جهان هستی را نیز تعریف می‌کند. نمی‌توان به سادگی گفت که، خورشید تنها جهان را روشن می‌کند، بلکه باید اعتراف نمود که زندگی را هم پایدار می‌کند(همان).
هنگام طراحی یک محیط برای ساخت و ساز، خورشید همیشه مهمترین منبعی بوده که مد نظر گرفته می‌شود. نوری که خورشید متصاعد می‌کند، و موسوم به نور طبیعی می‌باشد، نه تنها به ما توانائی دیدن می‌بخشد، بلکه طرح بندی، زوایای دید، شکل و مادیت بناها و مناظر را نیز به ما دیکته می‌کند. خورشید، به عنوان یک منبع انرژی رایگان به ما کمک می‌کند تا دنیای خود را با روشی قابل تحمل، روشن کنیم. در طول تاریخ، نقش نور طبیعی تنها محدود به مقوله‌ی بینایی نشده است. خورشید نماد قدرت و مذهب نیز بوده و نه تنها معنادار می‌باشد بلکه نوعی ابزار نیز محسوب می‌شود. در‌دوران کهن، خورشید در قالب پرستش بدن‌های الهی و معنوی حضور پیدا کرده که دارای الوهیت و قدرت بوده‌اند، لیکن امروزه نور بیش از هرچیزی منحصر به مقوله‌های حیات، سلامتی و انرژی می‌شود. تاریخ نور و تاثیر ان بر جهان ما تقریبا بی‌نهایت است چرا که از این طریق می‌توانیم خواستگاه زندگی و تمدن را دنبال کنیم(میجر190:1389).
نور و معماری
نور پردازی و معماری در مهد تمدن‌ها ریشه دارد. در یکی از قدیمی‌ترین این تمدن‌ها، تمدن سومر ساختمان‌هایی را بنا نهاده‌اند که از خورشید و ماه تبعیت می‌کند. پیشرفت رو به رشد بابل در 600 سال پیش از میلاد مسیح به راهرو‌ها و دیوار‌های زننده‌ی آن زمان جلوه خاصی بخشیده و در نور بسیار تابناک آن منطقه، نمای زیبائی ایجاد نموده است گفتنی است اولین استفاده‌ی هوشمندانه از نور زمانی شکل گرفت که پارس‌ها کاخ پرسپولیس را در ایران (600 سال پیش از میلاد مسیح) بنیان گذاشتند. استفاده از سنگ‌های صیقل خورده و پرداخت کارهائی که این کاخ را کاملا خیره کننده کرده است، منجر شده تا بنای مذکور بسیار مزین و ملون به نظر آید. با وجود این که ساختار‌های این‌چنینی دقیقا به این معنی نیست که سازنده‌ی آن پیش از بنای این ساختار درک عمیقی از نور داشته است، لیکن بدیهی است که معمار پارسی روشی را پیش گرفته که نور و سایه ساده‌ترین حالت هندسی خود را نمایان کنند و با استفاده از طرح‌های نقش برجسته به روایت داستان‌های عمیقی پرداخته، گفتنی است رنگ و جلای پایانی کار تاکیدی است بر مفاهیم مذکور(میجر،179:1389).
وظیفه‌ی معمار این است که با هوشیاری کامل قدرت نور (و سایه) را در اختیار بگیرد. بخصوص روشن ساختن فضاهای کوچک ولی باید متوجه این موضوع بود که نور زیاد هم به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط می‌شود. تمام اشیای شفاف می‌توانند محیط را روشن کنند به عبارت دیگر نوری ناخواسته را در محیطی پیرامون ایجاد کنند. همچنین باید بدانیم که بازتاب‌های بازتابیده نه‌تنها روح‌بخش و زندگی‌بخش هستند بلکه گاهی می‌توانند جلوه‌ی اتاق را به کلی تغییر دهند. سیر تکاملی معماری به نفسه با توسعه و پیشرفت نور‌پردازی مصنوعی به عنوان منبع جایگزین نور در جهان ما مرتبط است. شاید تنها بخش ناچیزی از پیشینه معماری وجود داشته باشد که به اهمیت نقش نور نپرداخته است. حتی پس از این‌که فن‌آوری و صنعتی شدن مسیر ساخت ساختمان‌ها، منجر به ایجاد قالب‌های جدید معماری شد، این ایده که نور طبیعی باید کاربرد کمتری داشته باشد و کمتر ارائه شود تنها توانست توجه بسیار ناچیزی را معطوف خود کند.
داستان نورپردازی در معماری، همانند داستان خود معماری، با معابد، اماکن مذهبی و گورستان‌های تمدن اولیه آغاز شده است. در فرهنگ‌های گذشته ساختمان‌ها به منظور محافظت از مردمی ساخته می‌شدند که البته بیشتر زمان روز را در خارج از آن سپری می‌کردند. بدین ترتیب نور به‌خاطر برخی از دلایل عملی، در ساختمان نقش ثانویه را داشت. روزنه‌هایی که در دیوار‌ها یا در سقف ایجاد می‌شد، اغلب برای ایجاد سیستم تهویه بوده است نه ورود نور. این امر تا حدی بدین دلیل بود که در درجه‌ی اول ایجاد این روزنه‌ها کار دشواری بود و دوم این‌که شرایط آب و هوایی و امنیتی مساله مهمی بود که بر تصمیم بشر مبنی بر ایجاد پنجره قطعا تاثیر می‌گذاشت(همان)
ساختمان‌های اولیه به روش متمایزی بنا می‌شدند: یا از روی هم قرار دادن گل و سنگ بوده است یا این‌که مردم نوعی پوشش سبک مانند کاه یا پوست خام گاو و گوسفند را روی اسکلت ساختمان می‌انداختند. با وجود این‌که هر دو این سیستم‌ها را می‌توان به گونه‌ای طراحی نمود که نور وارد ساختمان شود، اما نوع اول، تا هنگام اختراع شیشه به عنوان بخشی از ساختمان بسیار کاربردی‌تر بوده است.
ایجاد فضائی برای ورود نور به ساختمان، به طور قطعی، ورود هوا را نیز در پی خواهد داشت. در هوایی گرم، نور و گرد و غبار می‌توانست به فضای داخلی راه پیدا کند. در هوایی سرد نیز باد و باران به داخل نفوذ می‌کرده است. بدین ترتیب نور در ساختمان‌ها توسط نوعی در یا روزنه‌ی کوچک در سقف، به داخل وارد می‌شده است.
ظاهرا نیاز به ورود نور به یک ساختمان، بنا بر دلایل نمادی یا جوی هنگامی آغاز شده است که فرهنگ‌های کهن از اجسام الهی به عنوان منبع ساختار و طراحی خود یاد کرده، و تصمیم بر استفاده نور جهت بیان ارزش‌های مذهبی و فرهنگی گرفتند.
نورپردازی مقبره‌های ماقبل تاریخی نشان می‌دهد که ارتباط بین معماری و نور، ریشه‌ی مستحکم در دل تاریخ دارد. این‌گونه اماکن خاص که به عصر حجر تعلق دارند، مرکز ارتباط مراسم مذهبی با حرکت طبیعی خورشید، ماه و ستارگان بوده است، همچنین بر کسب نور و انرژی از اجسام آسمانی کمال اهتمام را ورزیده است.
نور خصیصه ذاتی یک شیء نیست، در واقع یک تجربه ذهنی و شخصی است. تجربه کردن رنگ شیء به‌وسیله‌ی کیفیت رنگ نوری که به شیء برخورد می‌کند تاثیر پذیر خواهد بود (آن‌چه که به عنوان رنگ تجربه می‌کنیم نور منعکس شده توسط شیء می‌باشد).
واکنش نسبت به رنگ ذهنی می‌باشد- حساسیت وانتخاب مردان و زنان نسبت به بعضی رنگ‌ها متفاوت می‌باشد (مثل آبی یا سبز یا فیروزه‌ای)
ادراک و تجربه رنگ می‌تواند توسط رنگ‌ها و ته رنگ‌های مجاور تشدید و تعدیل ‌شود. نور سفید از تمام رنگ‌های رنگین کمان ساخته می‌شود اگرچه نور سفید و بیشتر رنگ‌های دیگر را فقط می‌توان با سه رنگ به وجود آورد.
عوامل فرهنگی بر واکنش نسبت به رنگ تاثیر می‌گذارند: زرد، رنگ ترس است، سبز نشان حسادت، قرمز رنگ ازدواج چینی‌ها، رنگ تحول، رنگ هیجان، علامت خطر و هشدارهای دست ساز بشر می‌باشد. سفید رنگ اندیشه غرب از عفت از عفت و دوشیزگی است. نورهای دارای رنگ سرد در آب و هوای گرم بیشتر ترجیح داده می‌شوند و نورهای دارای رنگ گرم، درآب هوای سرد.
نور از طیف رنگی تشکیل می‌شود. تغییر رنگ مداوم نور طبیعی بخشی از فلسفه وجودی است، از درخشش زرد رنگ طلوع خورشید تا درخشندگی ملایم وسط روز، و از شفق تا نور قرمز و نارنجی غروب خورشید، نور هم می‌تواند رنگ را هم بوجود بیاورد و هم می‌تواند آن را نمایان کند. نور کاربرد رنگ در معماری را بواسطه‌ی توانمندی ما در ایجاد نورهای رنگی افزایش می‌دهد، به عنوان عامل محوری عمل نموده، فضا ایجاد می‌کند و بیان واحساس را بوجود می‌آورد. نبودن نور می‌تواند بر ادراک ما از شکل و فضا بواسطه وجود سایه‌های رنگی تاثیر بگذارد. درحقیقت نور به آن‌چه که ما می‌بینیم معنی‌ می‌دهد(میجر،182:1389).
2-2-4 نقش پنجره در نمای ساختمان
پنجره به عنوان یک عنصر معماری، مهم‌ترین نقش را در طراحی و ترکیب نمای بسیاری از انواع ساختمان‌ها، ایفا می‌کند. امکانات و محدودیت‌های سازه‌ی دیوار باربر، نحوه توزیع فضای اتاق‌ها در یک بنا و مسئله‌ی چگونگی استفاده از هر فضا، از عوامل و پدیده‌های موثر در نحوه تشکیل‌دهی و نحوه‌ی نام‌گذاری برخی از انواع اتاق‌ها مانند اتاق‌های سه‌دری، پنج‌دری، هفت‌دری، ارسی و غیره بر گرفته از تعداد یا نوع در یا پنجره‌های یک فضا است(شاطریان، 78:1383).
2-2-5 نقش هندسه در شکل‌گیری.پنجره‌ها
ناپسند دانستن تقلید از نقش‌ها و صورت‌های انسانی و حیوانی در نقاشی و سایر هنرهای تصویری و تجسمی، به تدریج موجب شد که تقلید از طبیعت، در فرهنگ بسیاری از هنرهای اسلامی چندان مورد توجه قرار نگیرد و جایگاه والایی نیابد؛ به همین جهت هنرمندان به ترکیب‌های هندسی و انتزاعی توجه بسیار می‌کردند. یکی از ویژگی‌های ترکیب‌های انتزاعی و به خصوص ترکیب‌های هندسی، امکان خلق آثار بی‌شمار و گوناگون است که سبک، شیوه و حوزه فرهنگی آن غالبا نه تنها به هنرمندی خاص یا ناحیه‌ای مشخص و محدود و منحصر نمی‌شود، بلکه به دوره و زمان خاصی نیز تعلق ندارد و از این لحاظ امکان خلق آثاری ماندگار در این گسترده به خوبی وجود دارد. کاربرد هندسه در انواع گوناگون هنرها و از جمله معماری و هنرهای وابسته به آن گسترش یافت از هندسه در ساده‌ترین شکل برای طراحی و ساخت انواع پنجره‌ها استفاده می‌شد، اما در برخی از انواع پنجره‌ها - به ویژه پنجره‌های ارسی یا بعضی از شباک‌ها – کاربرد آن در بهترین حالت ممکن می‌توان مشاهده کرد برای بدست آوردن نقش‌های هندسی، به طور معمول، نخست از ساده‌ترین شکل‌های هندسی مانند مربع، دایره و مثلث استفاده شد(تصویر شماره 2-4). ویژگی‌های هندسی هر یک از این شکل‌ها، نقش موثری در نحوه‌ی کاربرد آن‌ها داشت (نجیب اغلو،75:1379).

تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری (مأخذ: نگارنده)

–284

2-1- سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)5
2-2- سابقه‌ی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک7
2-3- اپیدومیولوژی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک7
2-4- خصوصیات بالینی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک8
2-5- چرخه‌ی قاعدگی10
2-5-1- فاز فولیکولار10
2-5-1-1- فولیکول بدوی11
2-5-1-2- فولیکول پیش انترال13
2-5-1-3- فولیکول انترال15
2-5-1-4- انتخاب فولیکول غالب16
2-5-1-5- فولیکول پیش تخمک‌گذاری18
2-5-1-6- تخمک‌گذاری21
2-5-2- فاز لوتئال23
2-6- عدم تخمک‌گذاری27
2-6-1- علل عدم تخمک‌گذاری27
2-6-2- نقائص مرکزی30
2-6-2-1- تومورهای هیپوفیز31
2-6-2-2- هیپرپرولاکتینمی31
2-6-3- بالا بودن غلظت استروژن به طور مزمن31
2-6-4- نقص در فوران LH32
2-7- بیماری‌های موضعی تخمدان33
2-7-1- سندرم تخمدان چند کیستی33
2-7-1-1- زنان با یک مشخصه‌ی منحصر تخمدان‌های پلی‌کیستیک36
2-7-1-2- تعریف حاضر از تخمدان پلی‌کیستیک36
2-7-1-3- ویژگی‌های بالینی و بیوشیمیایی PCOS39
2-7-1-3-1- گنادوتروپین‌ها در PCOS39
2-7-1-3-1-1- ترشح نامناسب گنادوتروپین39
2-7-1-3-2- تولید استروئید در زنان PCOS40
2-7-1-3-2-1- ترشح آندروژن40
2-7-1-3-2-2- تولید استروئید در تخمدان40
2-7-1-3-2-3- هیپرآندروژنمی43
2-7-1-3-2-3-1- هیپرآندروژنیسم بالینی45
2-7-1-3-3- اختلالات تیروئیدی46
2-7-1-3-4- هیپرپرولاکتینمی46
2-7-1-3-5- خصوصیات متابولیکی در PCOS46
2-7-1-3-5-1- تحمل گلوکز46
2-7-1-3-5-2- مقاومت به انسولین47
2-7-1-3-5-3- کلیرانس و ترشح انسولین49
2-7-1-3-5-4- مقاومت انسولینی در زنان PCO50
2-7-1-3-5-5- فاکتورهای رشد شبه‌انسولینی در PCOS50
2-7-1-3-6- لپتین و PCOS52
2-7-1-3-7- لیپیدها و PCOS54
2-7-1-3-7-1- دیس‌لیپیدمی55
2-7-1-3-8- تنظیم وزن و انرژی55
2-7-1-3-9- هیرسوتیسم56
2-7-1-3-9-1- هیرسوتیسم ایدیوپاتیک57
2-7-1-3-10- اختلالات قاعدگی و خطر ابتلا به سرطان آندومتر58
2-7-1-3-11- ژنتیک PCOS59
2-7-1-3-12- مدیریت بالینی60


2-7-1-3-13- تغییرات نحوه‌ی زندگی61
2-8- ناهنجاری‌های متابولیک و خطرات سلامت همراه با آن‌ها62
2-9- معیارهای تشخیص PCOS64
فصل سوم: مواد و روش‌ها
3- 1- منشور اخلاقی66
3- 2- جامعه‌ی مورد مطالعه66
3- 3- نمونه‌گیری67
3-3-1- خون‌گیری وریدی67
3-4- آزمایش‌های بیوشمیایی67
3-4-1- اندازه‌گیری گلوکز67
3-4-2- اندازه‌گیری پروفایل لیپیدی68
3-4-3- اندازه‌گیری تری‌گلیسرید68
3-4-4- اندازه‌گیری کلسترول69
3-4-5- اندازه‌گیری لیپوپروتئین70
3-4-5-1- اندازه‌گیری لیپوپروتئین با دانسیته‌ی بالا به روش مستقیم70
3-4-5-2- اندازه‌گیری لیپوپروتئین با دانسیته‌ی پایین70
3-4-6- سنجش هورمونی71
3-4-6-1- اندازه‌گیری هورمون LH در سرم71
3-4-6-2- اندازه‌گیری هورمون FSH در سرم72
3-4-6-3- اندازه‌گیری هورمون تستوسترون در سرم73
3-4-6-4- اندازه‌گیری هورمون DHEA-S74
3-4-6-5- اندازه‌گیری هورمون پرولاکتین در سرم75
3-4-6-6- اندازه‌گیری هورمون آندروستندیون76
3-4-6-7- اندازه‌گیری هورمون پروژسترون در سرم76
3-4-6-8- اندازه‌گیری هورمون استروژن در سرم77
3-4-6-9- اندازه‌گیری هورمون TSH در سرم78
3-5- تکمیل پرسش‌نامه‌ها79
3-5-1- پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی79
3-5-2- پرسش‌نامه‌ی دموگرافیک79
3-6- تجزیه و تحلیل‌های آماری79
فصل چهارم: نتایج
4-1- بررسی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی زنان مورد مطالعه81
4-2- مقایسه‌ی هورمون‌ها در زنان PCOS با زنان سالم82
4-3- مقایسه‌ی عوامل خونی در زنان PCOS با زنان سالم87
4-4- مقایسه‌ی عوامل بالینی در زنان PCOS با زنان سالم89
4-5- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با پارامترهای مورد مطالعه90
4-5-1- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌های مورد مطالعه90
4-5-2- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی مورد مطالعه91
4-6- بررسی ارتباط سن با پارامترهای مورد مطالعه92
4-6-1- بررسی ارتباط سن با هورمون‌های مورد مطالعه92
4-6-2- بررسی ارتباط سن با عوامل خونی مورد مطالعه92
4-7- بررسی ارتباط سطوح هورمون‌ها با تشخیص نهایی (PCOS- سالم)94
4-8- بررسی ارتباط سطوح عوامل خونی با تشخیص نهایی (PCOS- سالم)96
4-9- بررسی ارتباط بین هورمون‌های مورد مطالعه98
4-10- بررسی ارتباط بین عوامل خونی مورد مطالعه98
4-11- بررسی ارتباط بین عوامل خونی و هورمون‌های مورد مطالعه100
فصل پنجم: بحث
5-1- شایع‌ترین علایم بالینی در افراد مبتلا به PCOS101
5-2- شایع‌ترین عوامل خونی غیر طبیعی در افراد PCOS104
5-3- تغییرات هورمونی افراد PCOS105
5-4- متغیرهای دموگرافیک در بیماران PCOS106
5-4-1- رابطه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌ها و عوامل خونی در بیماران PCOS106
5-4-1-1- رابطه‌ی توده‌ی بدنی و هورمون‌ها106
5-4-2- رابطه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی107
5-4-3- رابطه‌ی سن با هورمون‌ها و عوامل خونی در بیماران PCOS107
5-4-3-1- رابطه‌ی سن با هورمون‌ها107
5-4-3-2- رابطه‌ی سن با عوامل خونی108
5-5- اثرات متقابل متغیرهای دموگرافیکی، هورمونی و خونی در بیماران PCOS109
5-6- کیفیت زندگی بیماران PCOS110
5-7- نتیجه‌گیری کلی111
6- منابع114
7- پیوست‌ها127
8- چکیده‌ی انگلیسی129
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه

جدول 2-1- خلاصه‌ای از مطالعاتی نشان دهنده‌ی میزان شیوع تخمدان پلی‌کیستیک PCO به کمک اولتراسونوگرافی (برگرفته از Koivunen, 2001)36
جدول 2-2- مشخصات بافت‌شناسی تخمدان پلی‌کیستیک (برگرفته از Koivunen, 2001)37
جدول 2-3- معیار اولتراسونوگرافی برای تشخیص PCO (برگرفته از Koivunen, 2001)37
جدول 2-4- کرایتریای تشخیصی برای سندرم‌ تخمدان پلی‌کیستیک برطبق تعاریف مختلف منتشر شده، برگرفته از Conder & Escobar-Morreale, 2007 )65
جدول3-1- تعداد افراد مورد مطالعه67
جدول 3-2- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست LH به روش ELISA72
جدول 3-3- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست FSH به روش ELISA73
جدول 3-4- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست تستوسترون به روش ELISA74
جدول 3-5- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست پرولاکتین به روش ELISA76
جدول 4-1- مقایسه‌ی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)82
جدول 4-2- مقایسه‌ی هورمون‌های مورد بررسی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)83
جدول 4-3- مقایسه‌ عوامل خونی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)87
جدول 4-4- مقایسه‌ی عوامل بالینی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)89
جدول 4-5- ضریب همبستگی اسپیرمن بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌های مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS91
جدول 4-6- ضریب همبستگی اسپیرمن بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS92
جدول 4-7- ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن با هورمون‌های مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS93
جدول 4-8- ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن با عوامل خونی مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS93
جدول 4-9- مقادیر حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی هورمون‌های مورد بررسی در نقطه‌ی برش تعیین شده96
جدول 4-10- مقادیر حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی عوامل خونی مورد بررسی در نقطه‌ی برش تعیین شده97
جدول 4-11- ضریب همبستگی اسپیرمن بین هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS99
جدول 4-12- ضریب همبستگی اسپیرمن بین عوامل خونی مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS98
جدول 4-13- ضریب همبستگی اسپیرمن بین عوامل خونی و هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیر مبتلا به PCOS 100
فهرست نمودارها
عنوانصفحه

نمودار 4-1- مقایسه‌ی هورمون LH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای83
نمودار 4-2- مقایسه‌ی هورمون FSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-3- مقایسه‌ی نسبت LH/FSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-4- مقایسه‌ی هورمون تستوسترون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-5- مقایسه‌ی هورمون DHEA-S زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-6- مقایسه‌ی هورمون پرولاکتین زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-7- مقایسه‌ی هورمون آندروستندیون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-8- مقایسه‌ی هورمون پروژسترون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-9- مقایسه‌ی هورمون استروژن زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-10- مقایسه‌ی هورمون TSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-11- مقایسه‌ی گلوکز زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای87
نمودار 4-12- مقایسه‌ی کلسترول زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88
نمودار 4-13- مقایسه‌ی LDL زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88
نمودار 4-14- مقایسه‌ی HDL زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88
نمودار 4-15- مقایسه‌ی تری‌گلیسرید زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای89
نمودار 4-16- مقایسه عوامل بالینی درزنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS90
نمودار 4-17- منحنی مشخصه‌ی عملکرد (ROC) در نقاط برش مختلف هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS94
نمودار 4-17- ادامه95
نمودار 4-18- منحنی مشخصه‌ی عملکرد (ROC) در نقاط برش مختلف عوامل خونی مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS98
نمودار 4-18- ادامه98
فهرست شکل‌ها
عنوانصفحه

شکل 2-1- برش عرضی تخمدان (برگرفته از Chedumbarum Pillay, 2009)12
شکل 2-2- تصویر سونوگرافی یک تخمدان پلی‌کیستیک (برگرفته از Koivunen, 2001)38
شکل 2-3- مسیرهای ساخته شدن استروئیدها در فولیکول انترال تخمدان بر اساس دو گنادوتروپین (برگرفته از Koivunen, 2001)42
شکل 2-4- تاریخچه‌ی طبیعی زنان با PCOS (برگرفته از Koivunen, 2001)54
چکیده
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)، شایع‌ترین بیماری مرتبط با عدم تخمک‌گذاری مزمن است و 6-4 درصد زنان را در سن باروری مبتلا می‌کند. PCOS یک اختلال اندوکرین اختصاصی یا مجزا با علت یا پاتوفیزیولوژی منحصر به فرد نمی‌باشد، بلکه در پاتوفیزیولوژی آن، عوامل ژنتیکی و محیطی در تعامل و ترکیب با یکدیگر می‌باشند. در واقع، به این اختلال می‌توان به عنوان مسیر نهایی مشترک در عدم تخمک‌گذاری نگاه کرد. هیرسوتیسم، آکنه، افزایش غیر طبیعی استروئیدوژنز تخمدانی و آدرنال که نشانه‌ای از هیپرآندروژنیسم است، در بیماران PCOS دیده می‌شوند. همچنین مقاومت انسولینی و سندرم متابولیک می‌توانند در این بیماران زمینه‌سازی برای بروز بیماری‌های قلبی- عروقی باشد.
در این تحقیق، هیرسوتیسم، عوامل خونی (گلوکز، تری‌گلیسرید، کلسترول، LDL، HDL) و عوامل هورمونی (LH، FSH، تستوسترون، DHEA، DHEA-S، پرولاکتین، پروژسترون، استروژن و TSH) و روابط متقابل میان آن‌ها در 400 فرد PCOS و 500 فرد سالم مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که از میان نشانه‌های بالینی مورد بررسی، علائمی چون موهای زائد، دردهای قاعدگی، قاعدگی نامنظم و تأخیر در قاعدگی بیماران PCOS جزو شایع‌ترین علائم در زنان ایرانی مورد مطالعه می‌باشند. همچنین مشخص شد که افسردگی، خستگی زودرس، آکنه و نازایی در زنان PCOS مورد بررسی، شیوع بیش‌تری داشت. مطالعه‌ی حاضر نشان داد که میانگین گلوکز، کلسترول، LDL و تری‌گلیسرید زنان PCOS به طور معنی‌داری بالاتر از گروه کنترل بود. علاوه‌بر این، هورمون‌های LH، FSH، تستوسترون، DHEA، DHEA-S، پرولاکتین، پروژسترون و استروژن در زنان PCOS بالاتر از زنان سالم بود. نتایج به‌دست آمده از تحقیق حاضر نشان داد که ارتباط معنی‌داری بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی و هورمون‌های پرولاکتین و TSH در زنان ایرانی PCOS وجود دارد و این‌که این نمایه در زنان PCOS می‌تواند ارتباط مستقیمی با سطوح گلوکز، کلسترول، LDL و تری‌گلیسرید داشته باشد. مطالعات نشان داد که در زنان ایرانی PCOS، با افزایش سن نسبت LH به FSH افزایش می‌یابد. همچنین افزایش سن در این بیماران ارتباط مستقیمی با سطوح گلوکز، LDL و تری‌گلیسرید دارد. با استناد به نتایج حاصل از این تحقیق، هورمون LH در این بیماران نقش بسیار مهمی دارد، هرچند که جزئیات انواع آن و سن آغاز تغییرات مورد مطالعه قرار نگرفته است.

واژگان کلیدی: PCOS، عوامل هورمونی، عوامل خونی، هیرسوتیسم، آکنه، نمایه‌ی توده‌ی بدنی
فصل اول
مقدمه
سندرم تخمدان پلی‌کیست (PCOS) مهم‌ترین علت اولیگولاسیون و عدم تخمک‌گذاری در جمعیت زنان نابارور می‌باشد و حدود 5 تا 10 درصد از جمعیت زنان را گرفتار می‌کند. در این سندروم تخمدان‌ها بزرگ شده و حاوی چند کیست کوچک می‌شوند که با یک یا چندین نشانه شامل قاعدگی غیر طبیعی، افزایش موی بدن، آکنه، و ناباروری، مشخص می‌شود و خطر ابتلا به چاقی، دیابت، فشار خون واحتمال بیماری‌های قلبی- عروقی را افزایش می‌دهد. افراد مبتلا به این سندرم دچار مقاومت به انسولین و هیپرانسولیمی هستند (Azziz, 2005). مطالعات نشان داده است که انسولین دارای اثرات عمیقی در دو سطح استرومای تخمدان و فولیکول است. انسولین ترشح آندروژن‌ها را در تخمدان القا می‌کند وافزایش آندروژن به نوبه‌ی خود باعث آترزی یا تحلیل فولیکول در حال رشد می‌شود. بنابراین، الگوهای ترشح طبیعی استروژن مختل شده و با عدم وقوع موج هورمونLH در اواسط سیکل، ترشح پروژسترون در فاز لوتئال وجود ندارد. بیشتر زنان مبتلا به PCOS، دارای افزایش سطح سرمی LH، سطح سرمی FSH در محدوده‌ی پایین و افزایش نسبت LHبه FSH می باشند (Carmina et al., 1992).
علایم هیپرآندروژنیسم بالینی نظیر هیرسوتیسم، آکنه و بروز خصوصیات مردانه در حدود 66 درصد از نوجوانان مبتلا به PCOS مشاهده می‌شود. شایع‌ترین علامت بالینی هیپرآندروژنیسم، هیرسوتیسم است و آکنه یکی از شایع‌ترین تظاهرات پوستی ناشی از هیپرآندروژنیسم است. حدود 17 درصد از زنان مبتلا به آکنه در سونوگرافی، تظاهرات تخمدان پلی‌کیستیک دارند. هیرسوتیسم علل دیگری نیز دارد، از جمله نئوپلاسم‌های تخمدان، هیپرپلازی و تومورهای آدرنال (Azziz, 2003؛ Azziz et al., 2000).
چاقی یک مشخصه‌ی بارز PCOS است، میزان شیوع چاقی حدود 50 درصد است و خطر PCOS با چاقی افزایش می‌یابد. چاقی به پاتوفیزیولوژی PCOS در زنان از طریق تشدید مقاومت به انسولین هیپرانسولینمی کمک می‌کند و افزایش سطح آندروژن فرد را مستعد افزایش سطح کلسترول LDL می‌کند و مقاومت زمینه‌ای به انسولین را تشدید می‌کند. در نتیجه زنان مبتلا به PCOS دارای درجاتی از دیس‌لپیدمی، از قبیل کاهش کلسترول HDL، افزایش کلسترول تام، LDL و تری‌گلیسریدها هستند. بسیاری از این افراد دارای چاقی مرکزی و BMI بالا هستند که خطر سندرم متابولیک را افزایش می‌دهد. (Carmina et al., 2005).
انواع مختلفی از تعاریف برای سندرم متابولیک شده است که از نظر تکیه بر اختلال در متابولیسم گلوگز (مقاومت به انسولین، هیپرانسولینمی، عدم تحمل گلوگز، دیابت ملیتوس) چاقی مرکزی، عوامل خطر ساز قلبی- عروقی (فشار خون بالا، تری‌گلیسرید بالا، کاهش کلسترول HDL) با یکدیگر تفاوت دارند (Farrell and Antoni, 2010). تمرکز بر روی سطح بالای هورمون‌های آندروژنیک خون، مخصوصاً تستوسترون، آندروستندیون، DHEA، DHEA-S، همچنین LH و انسولین، نشان از پایه‌های هورمونی سندرم دارد. تمام این هورمون‌ها در تشدید ترشح آندروژن‌های تخمدانی نقش دارند. ترکیب هیپرانسولینی و یک فنوتیپ چاق می‌تواند در بیماران PCOS با چاقی شدید و سطح بالای هورمون همراه باشد. اثر افزایش سطح آندروژن یا عدم باند شدگی هورمون، می‌تواند از نظر شرایط فیزیکی زنان مانند عادت ماهیانه نامنظم، عدم تخمک‌گذاری، پرمویی و الگوهای تاسی در زنان، زیان‌آور باشد (Carmina et al., 2006).
تحقیقات کلینیکی و پزشکی برای تشخیص و درک پیچیدگی‌های بیولوژیک و رفتار‌های روانی-اجتماعی و خود‌آگاهی در زنان مبتلا به PCOS، گام‌های بلندی را برداشته است. آن‌چه در کشورهای درحال توسعه مهم است و کمتر درک می‌شود، فشارهای روانی- اجتماعی بر سلامت زنان PCOS است. مطالعات انجام گرفته در ایران نشان داده است که 15 تا 20 درصد از زنان در سن باروری بر اساس معیارهای روتردام مبتلا به PCOS هستند (Mehrabian et al., 2011).
تاکنون در ایران مطالعات متعددی در خصوص نشانه‌های مختلف PCOS صورت گرفته است ( Khayat-Khameneie et al., 2012؛ Nazari et al., 2007؛ Ansarin et al., 2007؛ Sheikhha et al, 2007؛ Ramezani-Tehrani et al., 2011؛ Mehrabian et al., 2011, Mehrabian & Eessaei, 2012؛ Moini et al., 2012؛ Kazerooni et al., 2013 و ....)، اما ارتباط میان آن‌ها به طور همزمان در زنان مبتلا مورد مطالعه‌ی کامل قرار نگرفته است. بدیهی است، بررسی همزمان این فاکتورها و مطالعه‌ی ارتباطات و تأثیرات متقابلی که این عوامل با یکدیگر دارند، می‌تواند زمینه‌ساز تشخیص به موقع و درمان این بیماری باشد. در این تحقیق به لحاظ اهمیت این بیماری در ایران و درصد شیوع بالای آن در کشور و لزوم تحقیق در مورد ارتباطات متقابل نشانه‌های PCOS در افراد مبتلا جهت تشخیص به‌موقع بیماری، نشانه‌هایی مانند هیرسوتیسم، BMI، سندرم متابولیک و اختلالات هورمونی زنان PCOS و ارتباط متقابل میان آن‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. کیفیت زندگی نیز در افراد مبتلا با ارائه‌ی پرسش‌نامه مورد بررسی قرار گرفته است. با انجام این تحقیق شایع‌ترین علامت بالینی در افراد PCOS، شایع‌ترین عوامل خونی غیر طبیعی در این افراد، سطح کیفیت زندگی افراد مبتلا، میزان هورمون‌های جنسی در افراد PCOS و ارتباط میان آن‌ها مشخص خواهد شد.

فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) مهم‌ترین ناهنجاری رایج اندوکرین در میان زنان در سن باروری است و شیوع آن بین 7/2 تا 5/7 درصد متغیر است (Balen and Michelmore, 2002؛ Azziz, 2004). تظاهرات بالینی بیماری شامل اختلالات قاعدگی، علائم هیپرآندروژنیک که ممکن است با اختلالات متابولیک همراه باشد که در آن افزایش سطح ترشح انسولین (هیپرانسولینمیا) و مقاومت محیطی به انسولین از ویژگی‌های اصلی می‌باشند. زنان مبتلا به PCOS نسبت به زنان گروه کنترل دارای نسبت بیش‌تری از مقاومت انسولینی هستند. به علاوه، به نظر می‌رسد که مبتلایان به PCOS تظاهرات اولیه‌ی سندرم متابولیک (سندرم x) را نشان می‌دهند، دسته‌ای از ناهنجاری‌ها که با مقاومت به انسولین و افزایش ترشح انسولین جبرانی، افراد را مستعد تری‌گلیسرید بالای پلاسما (Trighly) و کاهش غلظت HDL، افزایش فشار خون و بیماری‌های قلبی عروقی می‌کند (Azziz et al., 2003؛ Chen et al., 2006). یکی از ویژگی‌های زنان مبتلا به PCOS شانس ابتلای بالا آن‌ها به بیماری‌های قلبی و عروقی است (Carmina et al., 2005؛ DeUgrate et al., 2005). نوع خفیفی از PCOS نیز وجود دارد که تشخیص سونوگرافی و هیپرآندروژنیسم خفیف بودن آن را تأیید می‌کند ولیکن عمل‌کرد تخمک‌گذاری آن حفظ شده است. اما این زنان ممکن است مستعد ابتلا به انواع بیماری و نشان دادن برخی از عوارض سندرم‌ باشند (Weiner et al., 2004؛ Stanczyk, 2006).
علل بیماری PCOS هنوز مبهم است. به خوبی مشخص شده است که ترشح نامناسب گنادوتروپین‌ها به ویژه ترشح LH منجر به بروز شکل معمول PCOS می‌شود (Chong et al., 1986؛ Crosignani et al., 1994). مطالعات ژنتیکی در زنان فنلاندی نشان داده است که میزان LH (VLH) بالاست. در بریتانیا زنان هتروزیگوسی که الل V-LH را دارند، دارای سطح بالاتری از هورمون‌های تستوسترون (T)، استرادیون (E2) و گلوبین متصل به هورمون جنسی (SHBG) می‌باشند که ممکن است نشان‌دهنده‌ی تفاوت در عملکرد LH نرمال و V-LH باشد (Michelmore et al., 2001؛ Jonard and Dewailly, 2004). مطالعات متعدد نشان می‌دهد که تخمدان‌های پلی‌کیستیک معمولا آندروژن اضافه تولید می‌کنند. مکانیسم‌هایی که منجر به تولید آندروژن اضافی در PCOS می‌شوند، کاملاً قابل درک نیستند. تحریک شدید و مزمن LH در PCOS موجب ترشح بالای آندروژن‌ها توسط قسمت تکا می‌گردد که احتمالاً توسط فاکتورهای رشد انسولینی و شبه‌انسولینی تقویت می‌شوند (Weiner et al., 2004). بیش‌تر داده‌ها و اطلاعات بیان می‌دارند که اختلال اولیه ممکن است در سطح تخمدان باشد یا همه‌ی تظاهرات سندرم ممکن است به طور ثانویه با افزایش ترشح انسولین رخ دهد (Carmina et al., 2005).
زنان PCOS دارای مقادیر بالای 17-α هیدروکسی پروژسترون و آندرستندیون (A) در پاسخ به آگونیست هورمون آزاد‌کننده‌ی گنادوتروپین (GnRHa) و گنادوتروپین کوریونیک انسانی (hCG) می‌باشند (Jonard and Dewailly, 2004). براساس نتایج مطالعات، مشخص شده است که زنان دارای PCOS دارای یک بی‌نظمی اولیه و ابتدایی P450CA تخمدانی‌اند که منجر به افزایش فعالیت 17-α هیدروکسیلازها و 17 و 20- لیازها در سلول‌های تکا تخمدانی می‌شوند (Azziz et al., 2009).
سابقه‌ی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
در اوایل سال 1844، تغییر اسکلروکیستیک در تخمدان انسانی توسط چریو تشریح شد. اگر چه گزارش‌هایی در سال‌های متمادی نیز ارائه شد، اما در سال 1935 تخمدان پلی‌کیستیک دو طرفه توسط استین و لونتال در یک سندرم بالینی که شامل بی‌نظمی در قاعدگی و یا فقدان قاعدگی، سابقه ناباروری، هیرسوتیسم مردانه و چاقی بود، توصیف شد (Azziz, 2004).
این عوارض تا مدت‌ها به نام سندرم استین و لونتال نامیده می‌شدند. مک آرتور و همکاران (1958)، سطح بالای سرمی LH در زنان مبتلا را مشاهده کردند و در سال 1971 بررسی‌های مقدماتی رادیوایمونواسی (RIAs) مقدمه‌ای بر تشخیص بیوشیمیایی بود. اگر چه مشکوک به‌نظر می‌رسد که در اوایل سال 1962 تنوع گسترده‌ای از علائم بالینی در PCOS وجود داشته است، مفهوم PCOS همراه با غلظت نرمال LH تا سال 1976 درک نشده باشد (Dunaif, 1997). مرحله‌ی مهم بعدی، ارتباط بین مقاومت انسولینی و PCOS بود که توسط کاهن و همکاران (1999) و بورقن و همکاران (1980) توصیف شد.
یافته‌های اولتراسونوگرافیک اولین‌بار سال 1981 تخمدان‌های پلی‌کیستیک را توصیف نمودند. آدامز و همکاران (1986) یک معیار برای توصیف یافته‌های اولتراسونوگرافیک بیان کردند که بعدها به طور گسترده و به خصوص در اروپا مورد استفاده قرار گرفت.
اپیدومیولوژی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
اطلاعات در مورد شیوع PCOS متغیر است و تا اندازه‌ای به معیارهایی که برای بیماری قابل قبول است بازمی‌گردد. اگر PCOS از نظر بیماری‌های بافتی تعریف شود، بین 4/1 تا 5/3 درصد از زنان غیر منتخب و 6/0 تا 3/4 درصد از زنان نابارور از بیماری رنج می‌برند (Franks, 2006). اگر PCOS توسط اولتراسونوگرافی معین شود، میزان شیوع بسته به نوع دستگاه مطالعاتی مورد استفاده، متغیر است (Belosi et al., 2006). تخمدان‌های پلی‌کیستیک در 92 درصد از زنان با هیرسوتیسم ناشناخته، 87 درصد از زنان الیگوآمنورا، 21 تا 23 درصد از زنانی که به طور تصادفی انتخاب شده‌اند، 23 درصد از زنانی که خودشان را نرمال در نظر گرفته‌اند و چرخه‌های قاعدگی منظم را گزارش کرده‌اند و 17 درصد از زنانی که به طور منظم پاپ‌اسمیر را انجام می‌دهند مشاهده شد (Spiroff and Fritz, 2005).
بیش از 25 درصد از زنان ممکن است تصویر سونوگرافی بدون علامت داشته باشند، بنابراین همه‌ی بیماران دچار هیپرآندروژنیسم، PCOS را نشان نمی‌دهند. وقتی پارامترهای بیوشمیایی به عنوان معیار تشخیصی مورد استفاده واقع شد، شیوع PCOS از 5/2 تا 5/7 درصد تغییر کرد. در یک مطالعه از جمعیت زنانی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، شیوع کلی PCOS حدود 6/4 درصد بود که کم‌ترین مقدار می‌توانست زیر 5/3 درصد باشد و بیش‌ترین آن بالای 2/11 درصد بود. بنابراین، این امر که سندرم تخمدان‌های پلی‌کیستیک یک بیماری رایج اندوکرینولوژی تولیدمثل در زنان است، قابل پذیرش است (Goudas and Dumesic, 1997؛ Cussons et al., 2005).
خصوصیات بالینی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک یک نشانگان است و بیماری نیست، و علائم بالینی متغیر و اتیولوژی را منعکس می‌کند. اختلالات ژنتیکی تعریف بیماری PCOS را سخت‌تر می‌کنند. انستیتوهای سلامت ملی ـ انسیتوهای ملی سلامت کودکان و توسعه‌ی انسانی (NIH-NICHD) در آوریل 1990 کنفرانسی در مورد PCOS برگزار کردند. در آن کنفرانس تعریف واضح و روشنی به‌دست نیامد، اما بیش‌تر شرکت‌کنندگان معتقد بودند که PCOS بایستی، 1) اختلال در تخمک‌گذاری، 2) شواهد بالینی هیپرآندروژنیسم و یا هیپرآندروژنمیا و 3) بروز اختلالات وابسته نظیر هیپرپرولاکتینمیا، اختلال تیروئید و هیپرپلازی آدرنال تعریف و معین شود. بروز نشانه‌ها قبل از بلوغ در معیارهای تشخیصی به کار برده شده است. اولیگوآمنوره یا اختلال در خونریزی، غالباً از علائم اولیه و مؤلفه‌ی عدم تخمک‌گذاری در PCOS می‌باشد (Rotterdam ESHRE/ASRM, 2004).
افراد PCOS دارای قاعدگی نامنظم مزمن هستند و از چند طریق ممکن است خود را نشان دهند. شاید یکی از ویژگی‌های مشترک در قاعدگی نامنظم، عدم تخمک‌گذاری است. برخی زنان با آمنوره‌ی طولانی مدت همراه هستند که آندومتریال رحم نیز دچار آتروفی شده است. برخی از زنان ابتدا دارای قاعدگی منظم هستند و با افزایش وزن دچار اختلالات قاعدگی می‌شوند. وقوع اولیگوآمنوره تقریبا در 85 تا 90 درصد از زنان PCOS شرح داده شده است، در حالی که در زنان آمنوره، بی‌نظمی در حدود 30 تا 40 درصد گزارش شده است. (Zawadski and Dunaif, 1992؛ Laven et al., 2002)
هیپرآندروژنیسم دومین علامت مشخصه‌ی PCOS است. بارزترین نشانه‌ی هیپرآندروژنیسم در زنان PCOS، پرمویی یا هیرسوتیسم است. هیرسوتیسم در زنان PCOS بین 17 تا 83 درصد متفاوت است. هیرسوتیسم ممکن است در طول دوره‌ی نوجوانی یا پیش از بلوغ پیشرفت کند، یا ممکن است تا دهه‌ی سوم زندگی ظاهر نشود. معیار فریماس گالنی اغلب برای تعیین هیرسوتیسم به کار می‌رود. علامت رایج دیگر هیپرآندروژنیسم آکنه است. علائم آشکار مردانگی مانند الگوهای طاسی مردانه، ریزش مو، افزایش توده‌ی ماهیچه‌ای، صدای بم داشتن یا کلیتورومگالی معمولا نشانه‌ای از وجود یک تومور آندروژن‌زا تخمدانی می‌باشد (Azziz and Zacir, 1989؛ Buncker et al., 1991).
در توصیف استین و لونتال از PCOS، ناباروری جز اصلی بود. شیوع ناباروری به علت عدم تخمک‌گذاری در زنان PCOS بین 35 تا 94 درصد است. در یک مطالعه‌ی بازنگرانه، زنان مبتلا به PCOS بعد از درمان ناباروری همانند سایر زنان می‌توانند بچه‌دار شوند. برخی از مطالعات درصد سقط جنین در زنان PCOS را بالا نشان می‌دهند که علت آن مشخص نمی‌باشد. پیشنهاد شده است که غلظت بالای LH در فاز فولیکولار تأثیر منفی بر حاملگی داشته و سقط جنین را به همراه دارد. اگر چه مطالعات سیستمیک کنترل شده‌ای برای شیوع واقعی چاقی در زنان PCOS وجود ندارد، ولی بیش‌تر کارشناسان دریافته‌اند که 30 تا 50 درصد زنان PCOS چاق هستند. زنان PCOS دارای اندازه‌ی دور شکمی و دور باسنی بالایی هستند، به عبارت دیگر چاقی شکمی دارند (Guthrie et al., 2003).
طبق مطالعات گولکلی و همکاران (1993) که بر روی زنان 14 تا 36 سال انجام شد، PCOS یک اختلال و ناهنجاری در قاعدگی، علائم بالینی، هورمونی و تصاویر سونوگرافی است که در سن 36 سالگی تغییر پیدا نکرده‌اند. همچنین، بیماران مستعد چاقی بوده و اضافه ‌وزن د‌ارند. اگر چه نشان داده شده است که با افزایش سن تا قبل از یائسگی، عوارض هیپرآندروژنیسم کاهش می‌یابد، اما عوارض هیپرآندروژنیسم در زنان PCOS دارای قاعدگی منظم (بعد از 40 سالگی) بیش‌تر می‌شوند (Carmina et al., 1992؛ McClure et al., 1992).
چرخه‌ی قاعدگی
در طول تاریخ، عقاید خرافی بی‌شماری حول و حوش قاعدگی وجود داشته است. در حقیقت، نگرش‌ها و انگاره‌های پیرامون این جنبه از فیزیولوژی جنس مونث به آهستگی تغییر نموده است. خوشبختانه پیشرفت‌های علمی صورت گرفته طی چند دهه‌ی گذشته که موید وجود یک رابطه‌ی پویا بین هورمون‌های هیپوفیزی و گنادی و ماهیت چرخه‌های فرایند تولیدمثلی نرمال بوده‌اند، درک ما را از این مسئله بهبود بخشیده‌اند. تغییرات هورمونی (که با وقایع مورفولوژیک و اتوکرین‌ـ ‌پاراکرین در تخمدان همراه هستند) موجب شده‌اند هماهنگی این سیستم، یکی از جالب‌ترین مسائل در زیست‌شناسی باشد (Gougeon, 1996).
تشخیص و درمان اختلالات عملکرد قاعدگی را بایستی بر مبنای شناخت مکانیسم‌های فیزیولوژیک دخیل در تنظیم چرخه‌های نرمال پی‌ریزی نمود. برای مطالعه‌ی چرخه‌های قاعدگی نرمال، بهتر است این چرخه را به سه فاز تقسیم کنیم: فاز فولیکولار، تخمک‌گذاری و فاز لوتئال. ما هر یک از این فازها را با عطف به تغییرات هورمون‌های هیپوفیزی و تخمدانی بررسی نموده و همچنین عوامل تعیین‌کننده‌ی الگوی تغییرات هورمونی و نیز اثر این هورمون‌ها بر روی تخمدان، هیپوفیز و هیپوتالاموس را در فرایند تنظیم چرخه‌های قاعدگی مورد بحث قرار خواهیم داد (Ok-- et al., 1997).
فاز فولیکولار
در طول فاز فولیکولار، یک سلسله وقایع منظم روی می‌دهند تا این اطمینان حاصل شود که تعداد مناسبی از فولیکول‌ها برای تخمک‌گذاری آماده‌اند. در تخمدان انسان، نتیجه‌ی نهایی این رشد و نمو فولیکولی (معمولاً) باقی ماندن یک فولیکول بالغ است. این فرایند که در یک بازه‌ی زمانی 10 تا 14 روزه روی می‌دهد، با یک سری تأثیرات متوالی هورمون‌ها و پپتیدهای اتوکرین ـ پاراکرین بر روی فولیکول مشخص می‌شود؛ این فرایند باعث می‌شود فولیکولی که قرار است در تخمک‌گذاری شرکت کند، طی دوره‌ای از رشد اولیه، از یک فولیکول بدوی به ترتیب به فولیکول پره‌انترال، فولیکول انترال و فولیکول پیش از تخمک‌گذاری تبدیل شود (Erickson, 1986).
فولیکول بدوی
سلول‌های زایای اولیه در اندودرم کیسه زرده، آلانتوئیس و روده میانی رویان منشأ گرفته و در حوالی هفته‌های 6-5 بارداری به ستیغ تناسلی (Genital ridge) مهاجرت می‌کنند. در هفته‌های 8-6 بارداری، سلول‌های زایا شروع به یک تکثیر میتوزی سریع می‌کنند؛ در هفته‌های 20-16 بارداری، تعداد اووسیت‌ها به حداکثر می‌رسد (مجموعاً 7-6 میلیون اووسیت در هر دو تخمدان). فولیکول بدوی حاوی یک اووسیت است که فاقد رشد بوده و در مرحله‌ی دیپلوتن پروفاز میوز متوقف شده و توسط یک لایه از سلول‌های گرانولوزای دوکی‌شکل احاطه شده است (شکل 2-1) (Chikasawa et al., 1986).
فولیکول‌ها تا زمانی که تعدادشان تمام شود، تحت تمام شرایط فیزولوژیک شروع به رشد کرده و دستخوش آترزی می‌شوند. رشد و آترزی فولیکول‌ها طی بارداری، تخمک‌گذاری یا دوره‌های عدم تخمک‌گذاری متوقف نمی‌شود. این فرایند پویا در تمام سنین (از جمله در دوره‌ی شیرخواری و حول‌وحوش سن یائسگی) ادامه دارد. از هفته‌های 20-16 بارداری که تعداد فولیکول‌ها حداکثر است، شمار اووسیت‌ها به‌طور برگشت‌ناپذیری کاهش می‌یابد. سرعت این کاهش، متناسب با تعداد فولیکول‌های موجود است؛ سریع‌ترین کاهش، پس از تولد روی داده و تعداد فولیکول‌ها در هنگام تولد از 7-6 میلیون فولیکول به 2 میلیون می‌رسد؛ در هنگام بلوغ تنها 300000 فولیکول وجود دارد. از این ذخیره‌ی عظیم، حدود 400 فولیکول در طول سال‌های باروری یک زن در تخمک‌گذاری شرکت می‌کنند (Baker and Scrimgeour, 1980).
مکانیسم تعیین این که طی یک چرخه‌ی قاعدگی، کدام فولیکول‌ها و چه تعداد فولیکول شروع به رشد کنند، نامشخص است. به نظر می‌رسد تعداد فولیکول‌هایی که در هر چرخه شروع به رشد می‌کنند، وابسته به تعداد فولیکول‌های بدوی غیرفعال موجود در تخمدان است. با کاهش تعداد این فولیکول‌ها (مثلاً به دنبال برداشتن یکی از تخمدان‌ها)، فولیکول‌های باقی‌مانده میزان دسترسی‌پذیری به خود را به مرور زمان تغییر می‌دهند. این احتمال وجود دارد که فولیکولی که برای ایفای نقش رهبری در یک چرخه‌ی قاعدگی انتخاب شده است، به دلیل آمادگی به موقع آن فولیکول (احتمالاً از طریق فعالیت‌های اتوکرین ـ پاراکرین در محیط میکروسکوپیک پیرامون خود) و تحریک مناسب هورمون‌های تروپیک انتخاب شده باشد. نخستین فولیکولی که بتواند به چنین تحریکی پاسخ دهد، از سایر فولیکول‌ها پیش افتاده و این موقعیت را هیچ‌گاه از دست نمی‌دهد. با این حال، مجموعه‌ی فولیکول‌هایی که همزمان با هم شروع به رشد می‌کنند، وارد یک رقابت تنگاتنگ می‌شوند که در نهایت تنها یک فولیکول، موفق از آن خارج می‌شود (Pache et al., 1990).

شکل 2-1- برش عرضی تخمدان (برگرفته از Chedumbarum Pillay, 2009)
فولیکول پیش انترال
با تسریع رشد فولیکول در پی بزرگ‌شدن اووسیت و احاطه شدن آن توسط یک غشا (زونا پلوسیدا) فولیکول وارد مرحله پیش انترال می‌گردد. سلول‌های گرانولوزا تکثیر شده و چند لایه را به وجود می‌آورند. در همین حین، لایه‌ی تکا به‌تدریج از استرومای اطراف شکل می‌گیرد. این رشد وابسته به گنادوتروپین‌ها بوده و با افزایش تولید استروژن ارتباط دارد. مطالعات مولکولی نشان می‌دهند که تمام سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های بالغ از سه سلول پیش‌ساز مشتق می‌شوند (Hillier, 1991).
سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های پیش انترال این قابلیت را دارند که هر سه گروه استروئیدها را سنتز کنند؛ با این حال تولید استروژن‌ها توسط این سلول‌ها به نحو قابل توجهی بیش از تولید آندروژن‌ها یا پروژستین‌هاست. یک سیستم آنزیمی آروماتاز، آندروژن‌ها را به استروژن‌ها تبدیل می‌کند؛ این سیستم، یک عامل محدود‌کننده‌ی تولید استروژن توسط تخمدان‌هاست. آروماتیزاسیون توسط FSH القا یا فعال می‌گردد. اتصال FSH به گیرنده‌ی خود و فعال ساختن آدنیلات سیکلاز به بیان mRNAهای مختلف منجر می‌گردد. این mRNAها پروتئین‌های مسئول تکثیر، تمایز و فعالیت‌های سلولی را رمزگردانی می‌کنند. به این ترتیب FSH، هم آغازگر استروئیدوژنز در سلول‌های گرانولوزا بوده و هم رشد سلول‌های گرانولوزا را تحریک می‌کند (Sasano et al., 1989).
تا مرحله‌ی پیش انترال، گیرنده‌های اختصاصی FSH بر روی سلول‌های گرانولوزا قابل تشخیص نیستند. فولیکول‌های پیش انترال برای آروماتیزه کردن آندروژن‌ها و تولید محیط استروژنی خود نیازمند حضور FSH هستند. به این ترتیب تولید استروژن توسط تعداد گیرنده‌های FSH محدود می‌گردد. تجویز FSH غلظت گیرنده‌های آن را بر روی سلول‌های گرانولوزا افزایش و کاهش خواهد داد (تنظیم افزایشی (Up-rgulation) و تنظیم کاهشی (Down-regulation)). این اثر، تحت تنظیم فاکتورهای رشد است. گیرنده‌های FSH به سرعت به غلظتی حدود 1500 گیرنده به ازای هر سلول گرانولوزا می‌رسند (Schipper et al., 1998).
FSH از طریق سیستم G پروتئینی آدنیلات سیکلاز عمل می‌کند. این سیستم در معرض تنظیم کاهشی و کنترل توسط فاکتورهای زیادی است، از جمله سیستم میانجی کلسیم ـ کالمودولین، هر چند استروئیدوژنز در فولیکول‌های تخمدان عمدتاً تحت تنظیم گنادوتروپین‌هاست، اما چندین مسیر پیام‌رسانی وجود دارد که به جز گنادوتروپین‌ها به فاکتورهای دیگر نیز واکنش نشان می‌دهند. به جز سیستم آنزیمی آدنیلات سیکلاز، این مسیرها عبارتند از: کانال‌های یونی، گیرنده‌های تیروزین کینازی و سیستم‌ فسفولیپازی پیامبرهای ثانویه. این مسیرها توسط فاکتورهای زیادی تنظیم می‌گردند. از جمله: فاکتورهای رشد، اکسید نیتریک، پروستاگلاندین‌ها و پپتیدهایی مانند GnRH، آنژیوتانسین II، α-TNF و VIP (پپتید وازواکتیو روده‌ای). اتصال LH به گیرنده خود در تخمدان نیز با فعال شدن مسیر آدنیلات سیکلاز – AMP حلقوی از طریق مکانیسم G پروتئین همراه است (Ling et al., 1986؛ Xiao et al., 1992).
FSH در کنار استروژن به طور سینرژیستیک، یک اثر میتوژنیک را (حداقل در غیر نخستی‌ها) بر روی سلول‌های گرانولوزا اعمال کرده و باعث تکثیر این سلول‌ها می‌شوند. FSH و استروژن در کنار هم موجب افزایش سریع تعداد گیرنده‌های FSH می‌شوند؛ این امر تا حدی ناشی از افزایش تعداد سلول‌های گرانولوزا می‌باشد. حضور اولیه‌ی استروژن در داخل فولیکول، این امکان را فراهم می‌کند تا فولیکول به غلظت‌های به نسبت پایین FSH پاسخ ‌دهد. این پدیده، یکی از عملکردهای اتوکرین استروژن در داخل فولیکول است. با ادامه‌ی رشد فولیکول، سلول‌های گرانولوزا به جمعیت‌های سلولی مختلفی تمایز می‌یابند. به نظر می‌سد چگونگی تمایز توسط موقعیت سلول‌ها نسبت به اووسیت تعیین می‌شود (Urban et al., 1991).
نوعی سیستم ارتباطی در داخل فولیکول وجود دارد. لازم نیست که تمام سلول‌ها دارای گیرنده‌های گنادوتروپین باشند، سلول‌هایی که دارای گیرنده‌ گنادوتروپین هستند می‌توانند پیام را از طریق پیوندگاه‌های شکاف‌دار منتقل کنند. این امر باعث فعال شدن پروتئین کیناز در سلول‌هایی می‌شود که فاقد گیرنده هستند. به این ترتیب علی‌رغم آن که تنها بخشی از سلول‌ها به هورمون متصل می‌شوند، اثر هورمون می‌تواند در سراسر فولیکول اعمال شود. این سیستم ارتباطی باعث عملکرد هماهنگ و هم‌نوا در سراسر فولیکول می‌شود؛ فعالیت این سیستم در جسم زرد نیز ادامه می‌یابد (Zambrano et al., 1995).
نقش آندروژن‌ها در رشد و نمو اولیه فولیکول‌ها پیچیده است. گیرنده‌های اختصاصی آندروژن‌ها نه تنها به عنوان سوبسترای آروماتیزاسیون وابسته به FSH عمل می‌کنند، بلکه در غلظت‌های پایین می‌توانند باعث تقویت بیش از پیش فعالیت آروماتاز شوند. زمانی که سلول‌های گرانولوزا پیش انترال در یک محیط غنی از آندروژن قرار گیرند، بیش‌تر در راستای تبدیل آندروژن‌ها به آندروژن‌های قوی‌تری که در موقعیت 5-α احیا شوند و در واقع، فعالیت آروماتاز را مهار می‌کنند. این آندروژن‌ها، اثر FSH را نیز در القای تشکیل گیرنده‌های LH مهار می‌کنند؛ این امر یکی دیگر از گام‌های اساسی در رشد و نمو فولیکول است (Sasano, 1994).
سرنوشت فولیکول پیش انترال در موازنه‌ای ظریف است. آندوروژن‌ها در غلظت‌های پایین‌، آروماتیزاسیون خود را تقویت کرده و در تولید استروژن شرکت می‌کنند. در غلظت‌های بالاتر، ظرفیت محدود آروماتیزاسیون اشباع شده و فولیکول، آندروژنیک و نهایتاً دچار آترزی می‌شود. رشد و نمو فولیکول تنها در صورتی پیشرفت می‌کند که هنگام ظهور آن، سطح FSH بالا و سطح LH پایین باشد. فولیکول‌هایی که در انتهای فاز لوتئال یا اوایل چرخه بعد ظاهر می‌شوند از بخت خوبی برخوردار هستند، زیرا در این محیط، آروماتیزاسیون در سلول‌های گرانولوزا می‌تواند فرایند غالب باشد. موفقیت فولیکول در گرو قابلیت آن در تبدیل یک محیط آندروژن ـ غالب به یک محیط استروژن ـ غالب است (Bicsak et al., 1986).
فولیکول انترال
تحت اثر سینرژیستیک استروژن و FSH، تولید مایع فولیکولی افزایش می‌یابد. این مایع در فضای بین سلول‌های گرانولوزا تجمع پیدا می‌کند. در نهایت این فضاها به هم پیوسته و یک حفره را تشکیل می‌دهند. این امر به موازات انتقال تدریجی فولیکول به مرحله انترال صورت می‌گیرد. تجمع مایع فولیکولی، ابزاری را فراهم می‌کند که اووسیت و سلول‌های گرانولوزای پیرامون آن می‌تواند از طریق آن در یک محیط اندوکرین اختصاصی پرورش یابند. در این هنگام، سلول‌های گرانولوزای احاطه‌کننده‌ی اووسیت، کومولوس اووفروس خوانده می‌شوند. تصور می‌شود تمایز این سلول‌ها، پاسخی در برابر سیگنال‌های نشأت گرفته از اووسیت باشد. مایع فولیکولی، غنی از هورمون‌ها، فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها بوده و محیطی را فراهم می‌آورد که برای رشد و بلوغ منظم اووسیت و سلول‌های اطراف آن ضروری است (Richards et al., 1987).
در حضور FSH، استروژن تبدیل به ماده‌ی غالب در مایع فولیکولی می‌شود. برعکس، در غیاب FSH، غلبه با آندروژن‌هاست. به‌طور طبیعی، LH تا اواسط چرخه در مایع فولیکولی وجود ندارد. چنانچه سطح LH پیش از موعد در پلاسما و مایع انترال افزایش یابد، فعالیت میتوزی سلول‌های گرانولوزا کاهش یافته، تغییرات دژنراتیو به وقوع پیوسته و سطح آندروژن‌ها در داخل فولیکول افزایش می‌یابد. به این ترتیب، غلبه FSH و استروژن برای برقرار ماندن جمعیت سلول‌های گرانولوزا و ادامه‌ی رشد فولیکول ضروری است. آن دسته از فولیکول‌های انترال که دارای بالاترین میزان تکثیر سلول‌های گرانولوزا هستند، دارای بالاترین غلظت‌های استروژن و پایین‌ترین نسبت‌های آندروژن به استروژن هستند. احتمال این که این دسته از فولیکول‌ها میزبان یک اووسیت سالم باشند، بیش‌تر است. محیط آندروژنی، تکثیر سلول‌های گرانولوزا (در اثر القای استروژن) را آنتاگونیزه می‌کند و چنانچه این محیط، پایدار بماند تغییرات دژنراتیو در اووسیت شروع خواهد شد (Xia et al., 1992).
غلظت استروئیدهای موجود در مایع فولیکولی هزاران برابر پلاسما می‌باشد؛ این مسئله نشان‌دهنده‌ی ظرفیت عملکردی سلول‌های گرانولوزا و تکای پیرامون اووسیت است. سنتز هورمون‌های استروئیدی در داخل فولیکول، به لحاظ عملکردی در دو بخش جداگانه صورت می‌گیرد که اصطلاحاً سیستم دو سلولی نامیده می‌شود (Wildt et al., 1981).
انتخاب فولیکول غالب
تبدیل موفقیت‌آمیز به یک فولیکول غالب توسط استروژن، نشانگر انتخاب فولیکولی است که قرار است در تخمک‌گذاری شرکت کند. به جز موارد نادر، تنها یک فولیکول به مرحله‌ی تخمک‌گذاری می‌رسد. فرایند انتخاب فولیکول تا اندازه‌ی زیادی مرهون دو عملکرد استروژن است: 1) تعامل موضعی بین استروژن و FSH در داخل فولیکول؛ و 2) تأثیر استروژن بر روی ترشح FSH از هیپوفیز. در حالی که استروژن یک اثر مثبت را بر روی فعالیت FSH در داخل فولیکول در حال بلوغ اعمال می‌کند، ارتباط پس‌خوراند منفی آن با FSH در سطح هیپوتالاموس – هیپوفیز باعث برداشته شدن چتر حمایتی گنادوتروپین‌ها از روی سایر فولیکول‌های کم‌تر تکامل یافته می‌شود (Mortola et al., 1992). افت سطح FSH باعث کاهش فعالیت آروماتازی وابسته به FSH می‌شود. این امر باعث محدودشدن تولید استروژن در فولیکول‌هایی می‌شود که رشد کم‌تری کرده‌اند. حتی اگر فولیکول‌های کوچکتر، یک محیط استروژنی را نیز ایجاد کنند، افت سطح FSH باعث مختل شدن تکثیر و عملکرد سلول‌های گرانولوزا شده و موجب تبدیل محیط استروژنی به محیط آندروژنی می‌گردد. به این ترتیب افت سطح FSH باعث القای آترزی برگشت‌ناپذیر فولیکول می‌شود. در واقع نخستین اتفاق در فرایند آترزی، کاهش تعداد گیرنده‌های FSH در لایه گرانولوزا می‌باشد (Xiao et al., 1992).
از دست رفتن اووسیت‌ها (و فولیکول‌ها) طی فرایند آترزی، حاصل تغییر در بسیاری از فاکتورهاست. قطعاً تحریک و محرومیت از گنادوتروپین‌ها در این قضیه نقش مهمی دارد، اما استروئیدهای تخمدانی و فاکتورهای اتوکرین – پاراکرین نیز در این فرایند دخالت دارند. پیامد این تغییرات نامطلوب، آترزی است که طی فرایندی به نام آپوپتوز به وقوع می‌پیوندد. نخستین علامت آترزی، تغییر در mRNAهای مورد نیاز برای ساخت پروتئین‌های سلولی حفظ‌کننده‌ی یک‌پارچگی فولیکول است. این نوع مرگ طبیعی، فرایندی فیزیولوژیک بوده و با مرگ پاتولوژیک سلول‌ها طی نکروز فرق دارد. به محض آن که سلول‌ها وارد فرایند آپوپتوز شدند، پاسخ آن‌ها به FSH توسط فاکتورهای رشد موضعی تغییر می‌کند. TNF (که توسط سلول‌های گرانولوزا تولید می‌شود) به جز در فولیکول غالب، مانع از تحریک ترشح استرادیول توسط FSH می‌شود. بین بیان TNF و تحریک سلول‌های گرانولوزا توسط گنادوتروپین‌ها، یک ارتباط معکوس وجود دارد. به این ترتیب، به موازات آن که فولیکول موفق (غالب) پاسخ خود را به گنادوتروپین‌ها افزایش می‌دهد، تولید TNF وسط آن کاهش می‌یابد. در فولیکول‌هایی که نمی‌توانند به گنادوتروپین‌ها پاسخ دهند، تولید TNF افزایش می‌یابد؛ این امر، مرگ آن‌ها را تسریع می‌کند (Mason et al., 1985؛ Kaiser et al., 1992).
در روز پنجم چرخه‌ی قاعدگی می‌توان نوعی عدم تقارن را در سطح استروژن خون وریدی خارج شده از تخمدان‌ها (که بیانگر عدم تقارن در تولید استروژن توسط تخمدان است) مشاهده نمود. این امر نشان‌دهنده‌ی ظهور فولیکول غالب است. روز 5 چرخه، متناظر با افت تدریجی سطح FSH در اواسط فاز فولیکولار است. این عدم تقارن پیش از افزایش قطری که نشانه‌ی ظهور فیزیکی فولیکول غالب است مشاهده می‌شود. این زمان، دوره‌ای حیاتی در چرخه است. چنانچه استروژن اگزوژن حتی پس از انتخاب فولیکول غالب تجویز شود، رشد و نمو فولیکول (قبل از تخمک‌گذاری) متوقف شده و فولیکول به دنبال کاهش سطح FSH به زیر سطح نگهدارنده، دچار آترزی می‌گردد. از آنجایی که فولیکول‌های کوچکتر وارد فرایند آترزی شده‌اند، از دست رفتن فولیکول غالب طی این دوره‌ی زمانی، مستلزم شروعی دوباره و فراخوانی دسته‌ای دیگر از فولیکول‌های پیش انترال است (Rivier et al., 1986).
پس‌خوراند منفی استروژن بر روی FSH، رشد تمام فولیکول‌ها را به جز فولیکول غالب مهار می‌کند. فولیکول انتخاب شده همچنان وابسته به FSH در پلاسما، رشد خود را پیش از تخمک‌گذاری کامل کند. به این ترتیب، فولیکول غالب باید از پیامدهای سرکوب FSH (که حاصل تولید رو به افزایش استروژن توسط خود فولیکول است) بگریزد. فولیکول غالب دارای دو مزیت قابل توجه است: 1) شمار بیش‌تر گیرنده‌های FSH (که در پی تکثیر سلول‌های گرانولوزا که با سرعتی بیش از سایر فولیکول‌ها تکثیر می‌شوند، حاصل می‌شود؛ و 2) تقویت فعالیت FSH (به دلیل غلظت بالای استروژن داخل فولیکولی که از پیامدهای مولکول‌های اتوکرین – پاراکرین موضعی است). به این ترتیب فولیکول غالب نسبت به FSH حساس‌تر است، و تا هنگامی که حداقل طول مدت تماس با FSH، از ابتدا فراهم باشد، تکامل فولیکول غالب ادامه می‌یابد. به این ترتیب عامل محرک آروماتیزاسیون (FSH) می‌تواند حفظ شود، حال آن که در همین زمان، FSH از سایر فولیکول‌هایی که کم‌تر تکامل یافته‌اند دریغ می‌شود. بدین سان به موازات افزایش سطح استروژن، موج آترزی در میان فولیکول‌های کوچک‌تر مشاهده می‌گردد (Buckler et al., 1989).
ایجاد جمعیت بزرگ‌تری از سلول‌های گرانولوزا با رشد بیش‌تر عروق لایه‌ی تکا همراه است. در حوالی روز نهم چرخه، ساختار عروقی لایه‌ی تکای فولیکول غالب، دو برابر سایر فولیکول‌های انترال است. بدین وسیله این امکان فراهم می‌شود که گنادوتروپین‌ها به طور ترجیحی به فولیکول غالب تحویل شوند. به این ترتیب فولیکول غالب پاسخ‌دهی به FSH را حفظ کرده و علی‌رغم کاهش سطح گنادوتروپین‌ها، به رشد و فعالیت خود ادامه می‌دهد (Filicori et al., 1986؛ Magoffin, 1991).
به منظور پاسخ به صعود هورمون‌ها در هنگام تخمک‌گذاری و تبدیل موفقیت‌آمیز به جسم زرد، سلول‌های گرانولوزا باید دارای گیرنده‌های LH باشند. FSH، تشکیل گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های انترال بزرگ را القا می‌نماید. در این جا نیز استروژن و پپتیدهای اتوکرین – پاراکرین موضعی (در نخستی‌ها) به عنوان هماهنگ ‌کننده‌های اصلی عمل می‌کنند. با افزایش غلظت استروژن در داخل فولیکول، FSH کانون اثر خود را از تنظیم افزایش گیرنده خود به تولید گیرنده‌های LH تغییر می‌دهد. قابلیت تداوم پاسخ‌دهی علی‌رغم کاهش سطح FSH و همچنین وجود محیطی با غلظت بالای استروژن موضعی در فولیکول غالب، شرایط بهینه را برای تولید گیرنده‌های LH فراهم می‌آورد. LH می‌تواند تولید گیرنده‌های خود را در سلول‌های گرانولوزای تحریک‌شده توسط FSH القا نماید، اما مکانیسم اصلی شامل تحریک توسط FSH و تقویت به‌وسیله استروژن است. نقش استروژن فراتر از سینرژیسم و تقویت اثر FSH است؛ وجود استروژن الزامی است (Evans et al., 1992).
فولیکول پیش تخمک‌گذاری
سلول‌های گرانولوزای فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری بزرگ‌شده و دارای انکولوزیون‌های لیپیدی می‌شوند، حال آن که لایه تکا واکوئله شده و دارای عروق زیادی می‌شود؛ این وضعیت به فولیکول پیش تخمک‌گذاری، یک نمای پرخون می‌دهد. اووسیت وارد فرایند میوز شده و به پایان تقسیم کاهشی (Reduction division) خود نزدیک می‌شود. با نزدیک شدن به زمان بلوغ، فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری مقادیر بیش‌تری استروژن تولید می‌کند. در اواخر فاز فولیکولار، سطح استروژن ابتدا به آهستگی بالا می‌رود، سپس این افزایش شتاب گرفته و سطح استروژن حدود 24 تا 36 ساعت پیش از تخمک‌گذاری به اوج می‌رسد. فوران LH هنگامی آغاز می‌گردد که سطح استرادیول به بالاترین میزان خود برسد. فوران LH ضمن آن‌که فولیکول انتخاب شده را برای تخمک‌گذاری تحریک می‌کند، سرنوشت فولیکول‌های باقی‌مانده را نیز تعیین می‌کند. در فولیکول‌های باقی‌مانده (که دارای سطح پایین‌تری از استروژن و FSH هستند)، LH باعث غلبه بیش از پیش آندروژن می‌شود (Zelinski- Wooten et al., 1993).
LH از طریق گیرنده‌های خود، لوتئینیزه شدن سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب را تحریک می‌کند؛ این فرایند به تولید پروژسترون منجر می‌شود. گیرنده LH به محض تولید، ادامه‌ی رشد سلول‌ها را مهار کرده و انرژی سلول ‌را معطوف به استروئیدوژنز می‌کند (IGF این فعالیت را تقویت می‌کند). در حوالی روز 10 چرخه، می‌توان افزایش سطح پروژسترون را در خون وریدی خارج شده از تخمدان حاوی فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری مشاهده نمود. این افزایش اندک اما پراهمیت، از نظر فیزیولوژیک در تولید پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری اهمیت بسیار زیادی دارد. پیش از این زمان، سطح خونی پروژسترون حاصل تولید پروژسترون توسط غده‌ی آدرنال است. در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری، گیرنده‌های پروژسترون به تدریج بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب پدیدار می‌شوند. از گذشته این عقیده وجود داشته است که گیرنده‌های پروژسترون در پاسخ به استروژن و از طریق یک مکانیسم وابسته به گیرنده‌ی استروژن بیان می‌شوند؛ اما این‌گونه نیست. طی مطالعه‌ی میمون‌ها، شواهدی قوی به دست آمده‌اند که نشان می‌دهند LH، بیان گیرنده‌های پروژسترون را در سلول‌های گرانولوزا تحریک می‌کند. نتایج بررسی‌های آزمایشگاهی سلول‌های انسانی نشان می‌دهند که سطح پروژسترون و بیان گیرنده‌های پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری مستقیماً میتوز را در سلول‌های گرانولوزا مهار می‌کند. احتمالاً علت آن که تکثیر سلول‌های گرانولوزا به محض پیدایش گیرنده‌های LH بر روی این سلول‌ها دچار محدودیت می‌شود، همین مسئله است (Zelinski-Wooten et al., 1994).
پروژسترون، پاسخ پس‌خوراندی مثبت به استروژن را طی دو الگوی وابسته به زمان و وابسته به دوز، تحت تاثیر قرار می‌دهد. چنانچه پروژسترون زمانی تجویز شود که استروژن کافی فراهم باشد، می‌تواند با اثر مستقیم بر روی هیپوفیز باعث تسهیل پاسخ پس‌خوراندی مثبت به استروژن شود. اگر سطح استرادیول از حد آستانه پایین‌تر باشد، پروژسترون می‌تواند مشخصاً باعث صعود سطح LH شود. به این ترتیب با تجویز پروژستین در زنانی که دچار آمنوره و عدم تخمک‌گذاری هستند، گاه در کمال تعجب تخمک‌گذاری شروع می‌شود. چنانچه پروژسترون پیش از محرک استروژنی یا در دوزهای بالا (که منجر به ایجاد سطوح خونی بالای 2 نانوگرم در میلی‌لیتر شود) تجویز گردد، فوران LH در اواسط چرخه مهار می‌شود (Pellicer et al., 1991).
سطوح نسبتاً پایین پروژسترون که از فولیکول در حال رسیدن سرچشمه می‌گیرد، در هماهنگ‌سازی دقیق فوران هورمون‌ها در اواسط چرخه نقش دارد. پروژسترون علاوه بر این که دارای اثر تسهیل‌کنندگی بر روی LH است، در اواسط چرخه نقش مهمی در فوران FSH دارد. این اثر پروژسترون را می‌توان به عنوان گامی دیگر برای اطمینان از تکمیل اثر FSH بر روی فولیکول دانست (به‌ویژه اطمینان از این که مجموعه‌ای کامل از گیرنده‌های LH در لایه گرانولوزا وجود داشته باشد). در برخی شرایط آزمایشگاهی، افزایش سطح استرادیول می‌تواند به تنهایی باعث فوران همزمان FSH و LH شود؛ این یافته نشان می‌دهند که پروژسترون به طور قطع، اثر استرادیول را تقویت می‌کند، اما ممکن است وجود آن ضروری نباشد. با این حال، متوقف ساختن سنتز پروژسترون در اواسط چرخه یا مهار عملکرد آن در میمون‌ها باعث مختل شدن فرایند تخمک‌گذاری و لوتئیتزاسیون می‌شود. استروژن و پروژسترون برای ایجاد این اثرات، نیازمند وجود و عملکرد مداوم GnRH هستند (Hild-Pelito et al., 1988).
سطح پلاسمای 17- α هیدروکسی پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری افزایش می‌یابد. به نظر نمی‌رسد که این استروئید در تنظیم چرخه نقش داشته باشد. وجود این ماده در خون صرفاً حاصل ترشح آن به عنوان یک ترکیب حد واسط است. افزایش سطح آندروژن‌ها در این مرحله از چرخه می‌تواند با دو هدف صورت گیرد: 1) نقش موضعی آندروژن‌ها در تخمدان جهت تقویت فرایند آترزی، و 2) ایجاد اثر سیستمیک برای افزایش میل جنسی. آندروژن‌های داخل تخمدانی باعث تسریع مرگ سلول‌های گرانولوزا و آترزی فولیکول‌ها می‌شوند. مکانیسم اختصاصی این اثر نامشخص است. با این حال می‌توان آن را حاصل مهار اثر استروژن و فاکتورهای اتوکرین ـ پاراکرین در تقویت اثر FSH دانست. به این ترتیب، آندروژن‌ها ممکن است برای حصول اطمینان از آن که تنها یک فولیکول غالب به نقطه‌ی تخمک‌گذاری می‌رسد، نقشی تنظیمی را برعهده داشته باشند (Hernandez et al., 1990).
میل جنسی را می‌توان با تجویز آندروژن‌ها تحریک نمود. چنانچه افزایش سطح آندروژن‌ها در اواسط چرخه، محرک میل جنسی باشد، آن گاه بایستی همزمان با این افزایش، فعالیت جنسی فرد نیز افزایش یابد. مطالعات اولیه نتوانستند این الگو را نشان دهند، زیرا در این مطالعات، عمدتاً مردان آغازگر فعالیت جنسی بودند. چنانچه تنها رفتارهای جنسی آغاز شده توسط زنان مورد مطالعه قرار گیرد، می‌توان افزایش فعالیت جنسی زنان را در طول فاز تخمک‌گذاری چرخه‌ی قاعدگی مشاهده نمود. گزارش شده است که فعالیت جنسی زوج‌ها در زمان تخمک‌گذاری افزایش می‌یابد. به این ترتیب افزایش سطح آندروژن‌ها در اواسط چرخه می‌تواند باعث افزایش فعالیت جنسی در زمانی شود که بیش‌ترین احتمال حاملگی وجود دارد (Hernandez et al., 1990).
تخمک‌گذاری
فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری از طریق تولید استرادیول، تخمک‌گذاری خود را تحریک می‌کند. زمان‌بندی چرخه‌ها (حتی در یک فرد خاص) از تنوع قابل توجهی برخوردار است. طبق یک برآورد دقیق و مستدل، می‌توان گفت که تخمک‌گذاری 12-10 ساعت پس از فوران LH و 36-34 ساعت پس از فوران استرادیول روی می‌دهد. به نظر می‌رسد که شروع فوران LH، قابل اعتماد‌ترین شاخص برای پیش‌بینی زمان تخمک‌گذاری است؛ سطح LH، 36-24 ساعت پیش از پاره شدن فولیکول شروع به افزایش می‌کند. به منظور تکمیل بلوغ اووسیت، غلظت LH باید به مدت 72-14 ساعت در یک حد آستانه حفظ شود. فوران LH معمولا 50-48 ساعت طول می‌کشد. به دلیل لزوم رعایت دقیق زمان‌بندی در برنامه‌های لقاح آزمایشگاهی (IVF)، داده‌های جالبی در اختیار محققان قرار گرفته است. معمولاً فوران LH در حوالی ساعت 3 صبح مشاهده می‌شود؛ در دو سوم از زنان، فوران LH در حد فاصل نیمه شب تا 8 صبح شروع می‌شود. در فصل بهار تخمک‌گذاری عمدتاً در صبح و در فصول پاییز و زمستان عمدتاً در عصر روی می‌دهد. در نیمکره‌ی شمالی، در ماه‌های ژوئیه تا فوریه (اواسط تیر تا اواسط بهمن)، حدود 90 درصد از زنان بین ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر تخمک‌گذاری می‌کنند؛ در فصل بهار 50 درصد از زنان در حد فاصل نیمه شب تا 11 صبح تخمک‌گذاری می‌نمایند (Zelinski-Wooten et al., 1994).
اکثر مطالعات نشان داده‌اند که وقوع تخمک‌گذاری در تخمدان راست بیش از تخمدان چپ است (55 درصد در مقابل 45 درصد) و همچنین قابلیت باروری اووسیت‌های نشأت گرفته از تخمدان راست بالاتر است. این که تخمک‌گذاری در تخمدان راست انجام شود یا تخمدان چپ، ویژگی‌های چرخه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. چرخه‌هایی که فازهای فولیکولار کوتاهی دارند معمولا با تخمک‌گذاری دگرسو (Contraleteral) همراه هستند، اما در چرخه‌هایی که فاز فولیکولار بلندی دارند، تخمک‌گذاری به صورت تصادفی انجام می‌شود. تناوب تخمک‌گذاری در بین دو تخمدان عمدتاً در زنان جوان دیده می‌شود، اما پس از 30 سالگی، تخمک‌گذاری بیش‌تر در تخمدان یک سمت انجام می‌شود؛ با این حال در سراسر سال‌های باروری یک زن، میزان تخمک‌گذاری در تخمدان راست بالاتر است. احتمال بارداری در تخمک‌گذاری‌های دگرسو بیش‌تر از تخمک‌گذاری‌های یک سویه (Ipsilateral) است. احتمال تخمک‌گذاری یک سویه با افزایش سن و کاهش قدرت باروری افزایش می‌یابد (Yoshimura et al., 1987).
فوران گنادوتروپین‌ها باعث تحریک مجموعه وقایع زیادی می‌گردد که حاصل آن‌ها نهایتاً تخمک‌گذاری (آزاد شدن اووسیت‌ و توده‌ای از سلول‌های گرانولوزای اطراف آن) است. فوران LH باعث از سرگیری میوز در اووسیت می‌شود (تا زمانی که اسپرم وارد تخمک نشده و جسم قطبی دوم آزاد نشده باشد، میوز کامل نمی‌شود). افزایش سطح LH موجب آغاز لوتئینیزه شدن سلول‌های گرانولوزا و تولید پروژسترون، افزایش اندازه‌ی توده‌ی سلولی اطراف اووسیت و سنتز پروستاگلاندین‌ها و سایر ایکوزانوئیدهای لازم برای پاره شدن فولیکول نیز می‌شود. فاکتورهای موضعی از بلوغ و لوتئینیزاسیون پیش از موعد اووسیت جلوگیری می‌کنند. درست پیش از تخمک‌گذاری سطح AMP حلقوی در داخل فولیکول افزایش می‌یابد؛ این افزایش در اثر القای LH روی می‌دهد. سلول‌های کومولوس اووفروس با سایر سلول‌های گرانولوزا تفاوت دارند؛ این سلول‌ها فاقد گیرنده‌ی LH بوده و پروژسترون تولید نمی‌کنند؛ اووسیت بیان گیرنده‌های LH را (که حاصل تحریک FSH است) در سلول‌های گرانولوزای مجاور مهار می‌کند. اووسیت سلول‌های کومولوس را قادر می‌سازد تا درست پیش از تخمک‌گذاری به تغییرات بیوشیمیایی و فیزیکی ناشی از گنادوتروپین‌ها پاسخ دهند. احتمالاً آن دسته از فاکتورهای موضعی که از بلوغ اووسیت نارس و لوتئینیزاسیون جلوگیری می‌کنند، تحت کنترل اووسیت هستند. یکی از مدیاتورهای این سیستم کنترلی، اکسید نیتریک است. اکسید نیتریک باعث حفظ پیوندگاه‌های شکاف‌دار می‌گردد. اکسید نیتریک در مقابل از سرگیری فرایند میوز در اووسیت و تخریب شبکه‌ی پیوندگاه‌های شکاف‌دار مقاومت می‌کند؛ این مقاومت تا آنجا ادامه دارد که افزایش شدید سطح LH بر آن غلبه کرده و ارتباط بین اووسیت و سلول‌های فولیکولار را از بین ببرد (Couzinet et al., 1992).
با فوران LH، سطح پروژسترون موجود در فولیکول تا زمان تخمک‌گذاری به افزایش خود ادامه می‌دهد. افزایش پیش‌رونده سطح پروژسترون ممکن است در پایان دادن به اوج LH نقش داشته باشد؛ پروژسترون در غلظت‌های بالا ممکن ست یک اثر پس‌خوراندی منفی را اعمال نماید. پروژسترون علاوه بر اثرات مرکزی خود، قابلیت اتساع جدار فولیکول را نیز افزایش می‌دهد. تغییر در ویژگی‌های الاستیک جدار فولیکولی برای توجیه افزایش سریع حجم مایع فولیکولی، که درست پیش از تخمک‌گذاری روی می‌دهد، ضروری است. این افزایش حجم، تغییر قابل توجهی در فشار داخل فولیکول نمی‌دهد. آزاد شدن تخمک با تغییرات دژنراتیو کلاژن در جدار فولیکول همراه است؛ به این ترتیب جدار فولیکول درست پیش از تخمک‌گذاری نازک و کشیده می‌شود. FSH و LH و پروژسترون فعالیت آنزیم‌های پروتئولیتیک را تحریک می‌کنند. این امر باعث هضم کلاژن موجود در جدار فولیکول و افزایش اتساع‌پذیری آن می‌شود. اوج گرفتن سطح گنادوتروپین‌ها باعث رها شدن هیستامین نیز می‌شود. در برخی مدل‌های آزمایشگاهی، هیستامین به تنهایی می‌تواند تخمک‌گذاری را القا نماید (Hibbert et al., 1996).
فاز لوتئال
پیش از پاره شدن فولیکول و آزاد شدن تخمک، اندازه‌ی سلول‌های گرانولوزا شروع به افزایش می‌کند و این سلول‌ها یک نمای واکوئله‌ی خاص را به خود می‌گیرند که همراه با تجمع یک رنگ‌دانه‌ی زرد به نام لوتئین در آن‌هاست. نام جسم زرد و فرایند لوتئینیزاسیون از اسم این رنگدانه مشتق شده است. طی سه روز نخست پس از تخمک‌گذاری، سلول‌های گرانولوزا به بزرگ شدن ادامه می‌دهند. به علاوه ممکن است سلول‌های لوتئینی تکا از استروما و تکای اطراف تمایز یافته و تبدیل به جزئی از جسم زرد شوند. تجزیه‌ی لامینای قاعده‌ای و واسکولایزه شدن و لوتئینیزاسیون سریع، تعیین منشأ برخی سلول‌ها را دشوار می‌سازد. پس از توقف افزایش LH، نفود مویرگ‌ها به لایه‌ی گرانولوزا شروع می‌شود. مویرگ‌ها به حفره‌ی مرکزی رسیده و اغلب آن را پر از خون می‌کنند. یکی از ویژگی‌های مهم فرایند لوتئینیزاسیون، آنژیوژنز است (Brännström et al., 1997).
در روز 8 یا 9 پس از تخمک‌گذاری، واسکولاریزاسیون به حداکثر می‌رسد؛ این امر با به حداکثر رسیدن سطح خونی استرادیول و پروژسترون همراه است. جسم زرد دارای یکی از بالاترین نسبت‌های جریان خون به جرم واحد در بدن است. گاه رشد عروق منجر به خونریزی‌های توقف‌ناپذیر و اعمال جراحی حاد اورژانس می‌شود؛ این اتفاق در هر زمانی از فاز لوتئال ممکن است روی دهد. در زنانی که تحت درمان با عوامل ضد انعقاد قرار دارند، این یک خطر بالینی قابل توجه است؛ این افراد باید داروهای جلوگیری‌کننده از تخمک‌گذاری دریافت کنند. فعالیت لوتئال طبیعی، مستلزم رشد مناسب فولیکول در پیش از تخمک‌گذاری است. سرکوب FSH در طول فاز فولیکولار باعث کاهش سطح استرادیول در پیش از تخمک‌گذاری می‌شود. سرکوب FSH همچنین باعث کاهش تولید پروژسترون در اواسط فاز لوتئال و کاهش توده‌ی سلول‌های لوتئال می‌گردد (Caraty et al., 1995).
شواهد آزمایشگاهی از این عقیده حمایت می‌کنند که تجمع گیرنده‌های LH در فاز فولیکولار تعیین‌کننده‌ی میزان لوتئینیزاسیون و ظرفیت عملکردی جسم زرد در آینده است. تبدیل موفقیت‌آمیز گرانولوزای بدون رگ فاز فولیکولار به بافت لوتئال واسکولاریزه نیز حائز اهمیت است. از آن جایی که تولید استروئیدها به انتقال کلسترول توسط LDL وابسته است، رگ‌دار شدن لایه گرانولوزا برای فراهم کردن زمینه جهت رسیدن LDL-کلسترول به سلول‌های لوتئال ضروری است؛ به این ترتیب سوبسترای کافی جهت تولید پروژسترون فراهم می‌شود. یکی از وظایف مهم LH، تنظیم اتصال به گیرنده‌ی LDL، فرایند وارد شدن این گیرنده به درون سلول و پردازش پساگیرنده‌ای (Postreceptor processing) است؛ طی مراحل اولیه لوتئینیزاسیون و در پاسخ به افزایش سطح LH در اواسط چرخه، بیان گیرنده LDL در سلول‌های گرانولوزا القا می‌شود. از طریق این مکانیسم، کلسترول در اختیار میتوکندری قرار می‌گیرد تا به عنوان واحد ساختمانی پایه‌ای در استروئیدوژنز مورد استفاده قرار گیرد (Smith et al., 1985).
طول عمر و فعالیت استروئیدوژنیک جسم زرد به تداوم ترشح LH وابسته است. بررسی زنانی که هیپوفیز آن‌ها برداشته شده است نشان می‌دهد که عملکرد نرمال جسم زرد مستلزم وجود دائمی مقادیر اندکی از LH است. تجویز آگونیست‌ها یا آنتاگونیست‌های GnRH یا قطع GnRH در زمانی که تخمک‌گذاری از طریق تجویز GnRH ضربانی القا شده است باعث لوتئولیز فوری می‌شود؛ این یافته مؤید وابستگی جسم زرد به LH است. شواهدی وجود ندارد که نشان دهد سایر هورمون‌های لوتئوتروپیک (مانند پرولاکتین) نقشی را در چرخه‌ی قاعدگی نخستی‌ها ایفا می‌کنند. جسم زرد، هموژن نیست. به جز سلول‌های لوتئال، جسم زرد واجد سلول‌های اندوتلیال، لکوسیت‌ها و فیبروبلاست‌ها نیز می‌باشد. بخش اعظم جسم زرد را سلول‌های غیر استروئید ساز تشکیل می‌دهد (حدود 70 درصد از کل سلول‌ها). سلول‌های ایمنی لکوسیتی، سیتوکین‌های مختلفی را تولید می‌کنند (از جمله اینترلوکین-1β و α-TNF). انواع زیادی از لکوسیت‌ها در جسم زرد حضور دارند که منبعی غنی از آنزیم‌های سیتولیتیک، پروستاگلاندین‌ها و فاکتورهای رشد دخیل در آنژیوژنز، استروئیدوژنز و لوتئولیز را تشکیل می‌دهند (Lei et al., 1991).
جسم زرد یکی از بهترین نمونه‌های ارتباط و تعامل در زیست‌شناسی است. به عنوان مثال سلول‌های استروئید ساز فاکتورهای مؤثر بر آنژیوژنز را تولید می‌نمایند. عملکرد هماهنگ این سیستم، با میزان پیچیدگی آن نسبت عکس دارد. سلول‌های اندوتلیال حدود 35 درصد از سلول‌های یک جسم زرد بالغ را تشکیل می‌دهند. همانند سایر نقاط بدن، در این جا نیز سلول‌های اندوتلیال در واکنش‌های ایمنی و فعالیت‌های اندوکرین شرکت می‌کنند. سلول‌های اندوتلیال منبعی از اندوتلین-1 هستند؛ این ماده در پاسخ به تغییرات جریان خون، فشار خون و فشار اکسیژن بیان می‌شود. به طور طبیعی سطح پروژسترون پس از تخمک‌گذاری به سرعت افزایش می‌یابد. سطح پروژسترون تقریبا 8 روز پس از فوران LH به حداکثر می‌رسد. در طول فاز لوتئال، رشد فولیکول‌های جدید از طریق کاهش سطح گنادوتروپین‌ها (که ناشی از پس‌خوراند منفی استروژن، پروژسترون و اینهیبین –A است) بیش از پیش مهار می‌شود. با پدیدار شدن گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب و متعاقباً نمو فولیکول و تبدیل آن به جسم زرد، بیان اینهیبین تحت کنترل LH در می‌آید و به جای اینهیبین –B، اینهیبین –A بیان می‌شود. سطح خونی اینهیبین –A در اواخر فاز فولیکولار رو به افزایش و در اواسط فاز لوتئال به حداکثر می‌رسد. به این ترتیب، اینهیبین –A در سرکوب FSH و به حداقل رساندن سطح آن در فاز فولیکولار نقش دارد. در طول فاز لوتئال، موجی از رشد فولیکول‌های کوچک مشاهده می‌شود؛ این پدیده احتمالاً در پاسخ به فوران FSH در اواسط چرخه بروز می‌کند؛ با این حال، سرکوب FSH در فاز لوتئال ضامن این است که یک فولیکول بزرگ و بالغ ظاهر نشود (Shikone et al., 1996).
ترشح پروژسترون و استرادیول در طول فاز لوتئال اپیزودیک است؛ تغییرات مشاهده شده، ارتباط نزدیکی با پالس‌های LH دارند. به دلیل این ترشح اپیزودیک، طی فازهای لوتئال کاملاً نرمال، سطح پروژسترون در اواسط فاز لوتئال نسبتا پایین است؛ برخی‌ها به غلط تصور می‌کنند که این پایین بودن سطح پروژسترون، نشانگر آن است که فاز لوتئال کافی نمی‌باشد. جسم زرد نخستی‌ها از این لحاظ منحصر به فرد است که استروژن تولید می‌کند؛ با این حال برخلاف فاز فولیکولار، تولید استروژن در فاز لوتئال وابسته به LH است. در داخل جسم زرد، پروژسترون به صورت موضعی عمل نموده و باعث تقویت لوتئینیزاسیون سلول‌های گرانولوزا می‌شود (فرایند لوتئینیزاسیون توسط LH القا می‌شود)، همچنین پروژسترون آپوپتوز را مهار نموده و سنتز خود را (که وابسته به LH است) پشتیبانی می‌کند (Zeleznik and Little-Ihrig, 1990).
در یک چرخه‌ی نرمال، بازه‌ی زمانی بین اوج سطح LH در اواسط چرخه تا قاعدگی به طور ثابت حدود 14 روز است. در عمل، طول 11 تا 17 روزه برای فاز لوتئال، نرمال تلقی می‌شود. در 6-5 درصد از افراد، طول فازهای لوتئال کوتاه است. می‌دانیم که تنوع زیاد طول چرخه در بین زنان مختلف ناشی از تفاوت تعداد روزهای لازم برای رشد و بلوغ فولیکول‌ها در فاز فولیکولار است. فاز لوتئال را نمی‌توان حتی از طریق افزایش پیش‌رونده دز LH به طور نامحدود ادامه داد. این مسئله نشان می‌دهد که از بین رفتن جسم زرد، ناشی از یک مکانیسم لوتئولیتیک فعال است (Retamales et al., 1994).
11-9 روز پس از تخمک‌گذاری، جسم زرد به سرعت دچار دژنراسیون می‌شود؛ مکانیسم دژنراسیون جسم زرد هنوز مشخص نیست. در برخی پستانداران غیر نخستی، یک فاکتور لوتئولیتیک که در رحم تولید شده و توسط استروژن تحریک می‌شود (پروستاگلاندین F2α)، طول عمر جسم زرد را تنظیم می‌کند. هیچ فاکتور لوتئولیتیکی به طور قطعی در چرخه‌ی قاعدگی نخستی‌ها شناسایی نشده است. برداشت رحم در نخستی‌ها، چرخه‌ی تخمدانی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. پس‌رفت مورفولوژیک سلول‌های لوتئال ممکن است در اثر تحریک استرادیول تولید شده توسط جسم زرد روی دهد. افزایش پیش از موعد سطح خونی استرادیول در اوایل فاز لوتئال باعث افت سریع غلظت پروژسترون می‌شود. تزریق مستقیم استرادیول به درون تخمدان حاوی جسم زرد باعث القای لوتئولیز می‌شود، حال آن که تزریق استرادیول به درون تخمدان سمت مقابل هیچ اثری ندارد. این اثر استروژن ممکن است با واسطه‌ی اکسید نیتریک اعمال شود. اکسید نیتریک باعث تحریک تولید پروستاگلاندین در جسم زرد شده و از تولید پروژسترون می‌کاهد. در جسم زرد انسان، اکسید نیتریک و hCG اثرات متضادی دارند؛ اکسید نیتریک باعث آپوپتوز سلول‌های لوتئال می‌شود. با این حال سیگنال نهایی لوتئولیز، پروستاگلاندین F2α است. پروستاگلاندین F2α در داخل تخمدان تولید می‌شود. تولید این ماده در پاسخ به استروژن لوتئالی صورت می‌گیرد که به طور موضعی سنتز شده است (Sanders et al., 1996).
مطالعات ژنومی، این روابط را تایید می‌کنند؛ در این مطالعات اثر F2α و hCG بر روی بیان ژن مورد بررسی قرار می‌گیرد. در اوایل فاز لوتئال نخستی‌ها، به طور غالب پروستاگلاندین لوتئوتروپیک (PGE2) در داخل جسم زرد سنتز می‌شود؛ در اواخر فاز لوتئال، سنتز پروستاگلاندین در داخل جسم زرد به سمت PGF2α شیفت پیدا می‌کند. استروژن تولید شده توسط جسم زرد دارای یک نقش احتمالی دیگر هست. با توجه به لزوم وجود استروژن برای سنتز گیرنده‌های پروژسترون در آندومتر، استروژن فاز لوتئال ممکن است پس از تخمک‌گذاری برای فراهم کردن امکان تغییرات وابسته به پروژسترون در آندومتر ضروری باشد. یکی از مکانیسم‌های احتمالی دیگر ناباروری یا سقط زودرس، کافی نبودن تعداد گیرنده‌های پروژسترون به علت عدم آماده‌سازی کافی آندومتر توسط استروژن است (شکل دیگری از نقص فاز لوتئال) (Sanders et al., 1996).
عدم تخمک‌گذاری
عدم تخمک‌‌گذاری بسیار شایع است و تظاهرات بالینی مختلفی دارد؛ از جمله آمنوره، خونریزی غیر عملکردی رحم (Dysfunctional uterine bleeding) و هیرسوتیسم. این اختلال، عواقب بالینی بالقوه وخیمی دارد که شامل نازایی و افزایش خطر ابتلا به هیپرپلازی آندومتر و نئوپلازی می‌شوند. در بسیاری از زنان فاقد تخمک‌گذاری، پاتوفیزیولوژی شامل مقاومت به انسولین می‌شود که خطر ابتلا به دیابت ملیتوس و بیماری قلبی ـ عروقی را افزایش می‌دهد. در برخی دیگر از این زنان، هیپوگنادیسم واضح، خطر ابتلا به اوستئوپروز زودرس را بالا می‌برد. تخمک‌گذاری طبیعی نیازمند هماهنگی در تمام سطوح محور هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ـ گنادی است و اختلال در هر یک از این سطوح می‌تواند مانع تخمک‌گذاری شود. مکانیسم‌های مختلفی که می‌توانند موجب عدم تخمک‌گذاری شوند از جمله سندرم تخمدان پلی‌کیستیک مورد بحث قرار می‌گیرد (Munster et al., 1992).
علل عدم تخمک‌گذاری
با تحلیل جسم زرد و نزدیک شدن خاتمه‌ی چرخه‌ی قاعدگی در انتهای فاز لوتئال، غلظت‌های سرمی استرادیول، پروژسترون و اینهیبین A به سطوح پایه کاهش پیدا می‌کنند و بدین ترتیب، محور هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی از اثرات تجمعی پس‌خوراند منفی آن‌ها رها می‌شود. در نتیجه‌ی این فرایند، تواتر ترشح GnRH افزایش می‌یابد و موجب افزایش ترشح هورمون FSH از هیپوفیز می‌شود. FSH گروه جدیدی از فولیکول‌های انترال کوچک را به خدمت می‌گیرد یا به بیان درست‌تر، گروهی از فولیکول‌ها را از مرگ برنامه‌ریزی شده توسط آپوپتوز نجات می‌دهد. در ابتدای مرحله‌ی فولیکولار، غلظت سرمی اینهیبین B که توسط فولیکول‌های انترال کوچک به خدمت گرفته شده ترشح می‌شود، به طور پیش‌رونده‌ای افزایش می‌یابد (Barnes and Lobo, 1985).
در اواسط مرحله‌ی فولیکولار، مکانیسم‌های اتوکرین و پاراکرین تخمدان و از جمله اکتیوین و عوامل رشد شبه انسولین، فعالیت آروماتاز تحریک شده توسط FSH را در سلول‌های گرانولوزا افزایش می‌دهند تا به ایجاد و حفظ فضای کوچک (microenvironment) استروژنی مورد نیاز برای حفظ رشد و نمو فولیکول‌ها کمک کنند. در حالی که استروژنیک بودن محیط اطراف فولیکول‌ها موجب رشد بیش‌تر فولیکول‌ها می‌شود، آندروژنیک بودن آن باعث آترزی می‌شود. با رسیدن غلظت سرمی اینهیبین B به حداکثر خود، سطح استرادیول و اینهیبین A که از سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های در حال رشد مشتق می‌شوند، به طور یکنواخت شروع به افزایش می‌کنند. دامنه‌ی ضربان هورمون لوتئینیزه‌کننده (LH) در پاسخ به اثرات مهار ترکیبی این هورمون‌ها، کاهش و تواتر ضربان‌ها، افزایش پیدا می‌کند (احتمالاً منعکس‌کننده‌ی الگوی هیپوتالاموسی ترشح GnRH است) و غلظت سرمی FSH و LH هر دو به آرامی پایین می‌آید. سطوح کاهش یافته FSH برای حمایت از ادامه‌ی رشد فولیکول انتخاب شده‌ی غالب، کافی هستند. این فولیکول، سلول‌های گرانولوزا و گیرنده‌های FSH بیش‌تر و ساختار ریز عروقی پیشرفته‌تری دارد. با این وجود، سطح FSH برای پشتیبانی از رشد و نمو فولیکول‌های کوچک‌تر کافی نیست (Barnes and Lobo, 1985).
در اواخر فاز فولیکولار، اینهیبین A و عوامل رشد شبه‌انسولینی موجب تولید آندروژن (تحریک شده توسط LH) در سلول‌های تکا می‌شوند که پیش ماده‌ای برای آروماتیزه شدن به استروژن در توده‌ی در حال تکثیر سلول‌های گرانولوزا در داخل فولیکول پیش از تخمک‌گذاری است. سپس FSH و استرادیول با هم ترکیب می‌شوند تا موجب القای بروز گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزا گردند. این گیرنده‌ها وقتی فولیکول به بلوغ کامل می‌رسد، موجب لوتئینیزه شدن و تخمک‌گذاری می‌شوند. نهایتاً، سطح سرمی استرادیول مشتق شده از فولیکول پیش از تخمک‌گذاری، از غلظت آستانه‌ی لازم جهت اعمال اثرات مرکزی پس‌خوراند مثبت بیش‌تر می‌شود و عمدتاً بر هیپوفیز اثر می‌کند تا غلظت LH در میانه‌ی چرخه‌ی قاعدگی جهش پیدا کند. فوران LH، رسیدن فولیکولی را کامل می‌کند و موجب به راه افتادن آبشاری از وقایع می‌شود که نتیجه‌ی آن‌ها، رها شدن اووسیت و تشکیل جسم زرد است. اووسیت، اولین تقسیم میوزی را کامل می‌کند و ترشح موضعی فعال‌کننده‌ی پلاسمینوژن و سیتوکین‌های دیگر، موجب خوردگی دیواره‌ی فولیکول و در نتیجه، ظاهر شدن اووسیت با سلول‌های کومولوس اطرافش می‌شود. سلول‌های گرانولوزای دیواره‌ای شروع به لوتئینیزه شدن و تولید پروژسترون می‌کنند (Orenstein et al., 1986).
پس از تخمک‌گذاری، غلظت استرادیول سرم ناگهان پایین می‌افتد. این افت، موقتی است و دوباره غلظت استرادیول به موازات تولید پروژسترون و اینهیبین A از جسم زرد، بالا می‌رود. پروژسترون، آندومتر را از حالت تکثیری (پرولیفراتیو) به حالت ترشحی در می‌آورد و موجب به راه افتادن آبشاری از وقایع بیوشیمیایی می‌شود (هنوز خصوصیات آن شناخته نشده است) که آندومتر را برای لانه‌گزینی رویان آماده می‌کنند. با رسیدن سطح پروژسترون به حداکثر خود در میانه‌ی فاز لوتئال، تواتر ضربان LH دوباره کاهش می‌یابد و سطح گنادوتروپین‌ها به طور پیش‌رونده‌ای به مقادیر اندک خود در اواخر فاز لوتئال کاهش پیدا می‌کند. اگر حاملگی واقع نشود و سطوح سریعاً بالا رونده‌ی هورمون گنادوتروپین جفتی انسان (hCG) جسم زرد را نجات ندهد و موجب ترشح مداوم مقادیر بالای پروژسترون نشود، جسم زرد تحلیل می‌رود، سطح استرادیول و پروژسترون پایین می‌افتد و حمایت از آندومتریوم قطع و قاعدگی آغاز می‌شود (Klein et al., 1996).
با آنکه ممکن است علت عدم تخمک‌گذاری در زنان مبتلا به نارسایی تخمدان، تومورهای هیپوفیز، اختلالات خوردن، هیپرپرولاکتینمی، یا چاقی نسبتاً واضح باشد، معمولا نمی‌توان مکانیسم اختصاصی مسئول را جدا کرد، با این وجود، اکثراً این کار لازم نیست. صرف ‌نظر از علت آن، تظاهرات و عواقب بالینی قابل پیش‌بینی هستند. ثبت این تظاهرات آسان و درمان آن‌ها دشوار نیست. زنان فاقد قاعدگی یا دارای قاعدگی غیر طبیعی که از جنبه‌های دیگر سالم هستند را می‌توان به صورت زیر تقسیم‌بندی نمود:
1ـ نارسایی تخمدان، هیپوگنادیسم هیپرگنادوتروپیک که نشانه‌ی عدم توانایی تخمدان در پاسخ به تحریک گنادوتروپین‌ها به علت تهی شدن ذخایر فولیکولی است.
2ـ نقائص مرکزی، هیپوگنادیسم هیپوگنادوتروپیک که مبین نارسایی یا سرکوب هیپوتالاموس یا هیپوفیز است.
3ـ اختلال عملکرد هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ـ تخمدانی که منجر به تولید ناهماهنگ گنادوتروپین و استروژن می‌شود. این اختلال علل و تظاهرات بالینی متنوعی دارد که به میزان عملکرد تخمدان بستگی دارند و عبارتند از: آمنوره، هیرسوتیسم، خونریزی غیر عملکردی رحم، هیپرپلازی و سرطان آندومتر و نازایی (Spiroff and Fritz, 2005).
سندرم تخمدان چند کیستی (PCOS)، واضح‌ترین و شایع‌ترین بیماری مرتبط با عدم تخمک‌گذاری مزمن است و 6-4 درصد زنان در سن باروری را مبتلا می‌کند. مکانیسم‌های متعددی در پاتوفیزیولوژی عدم تخمک‌گذاری در PCOS دخیل‌اند و در هر یک از سطوح دستگاه تولید مثلی اثر خود را اعمال می‌کنند. این جمله غلط است که PCOS شایع‌ترین «علت» عدم تخمک‌گذاری است، زیرا PCOS موجب عدم تخمک‌گذاری نمی‌شود، بلکه نتیجه‌ی عدم تخمک‌گذاری مزمن است که خودش می‌تواند علل متعددی داشته باشد. به همین دلیل، تعریف درست‌تر PCOS، عدم تخمک‌گذاری مزمن همراه با تخمدان‌های چند کیستی است. اگر چه امروزه، PCOS در متون پزشکی و بالینی تعریف دقیقی دارد، تأکید بر این نکته مهم است که PCOS یک اختلال اندوکرین اختصاصی یا مجزا و دارای علت یا پاتوفیزیولوژی منحصر به فرد نمی‌باشد. در عوض، باید به این اختلال به عنوان مسیر نهایی مشترک در عدم تخمک‌گذاری مزمن نگاه کرد (Azziz, 2005).
نقائص مرکزی
اگر چه نشان دادن این مسئله دشوار است، اختلال عملکرد هیپوتالاموسی هم توضیحی منطقی و هم توضیحی محتمل بر نارسایی تخمک‌گذاری فراهم می‌کند. پاسخ طبیعی هیپوفیز به پیام‌های پس‌خوراند فولیکول، نیازمند ترشح ضربانی GnRH در محدوده‌ای است که از حد بحرانی کم‌تر نباشد. کاهش مهار مرکزی فعالیت نورون‌های تولید‌کننده‌ی GnRH و افزایش ترشح ضربانی GnRH موجب شروع بلوغ در دختران می‌شود. افزایش ترشح ضربانی GnRH، به طور پیش‌رونده‌ای آزاد شدن گنادوتروپین‌ها از هیپوفیز را بالا می‌برد که به نوبه‌ی خود رشد فولیکولی تخمدان و تولید استروژن را افزایش می‌دهند (Faddy et al., 1992).
طول چرخه و مشخصات قاعدگی در دختران نوجوان، پس از منارک به طور معمول در حال تغییر است، تا زمانی که محور هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ـ تخمدانی بالغ شود و ارتباط پس‌خوراندی مثبت بین ترشح استرادیول و گنادوتروپین و تخمک‌گذاری تثبیت گردد. عواملی که مکانیسم‌های مهاری مرکزی را مجدداً فعال می‌کنند، از قبیل استرس هیجانی، تغذیه‌ای (کاهش وزن، اختلالات خوردن) یا استرس فیزیکی (فعالیت بدنی بیش از حد) می‌توانند فعالیت نورون‌‌های تولید‌کننده‌ی GnRH را سرکوب کنند و منجر به ایجاد الگوهای بد عملکردی ترشح گنادوتروپین شوند. این الگوها نمی‌توانند موجب رشد پیشرونده‌ی فولیکولی شوند که در نتیجه، عدم تخمک‌گذاری اتفاق می‌افتد. اگر چه این قبیل بیماران بیش‌تر با آمنوره مراجعه می‌کنند. درجات کم‌تری از سرکوب نورون‌های تولید‌کننده‌ی GnRH می‌تواند موجب سطوح هومئوستاتیک عملکرد هیپوفیزی ـ تخمدانی و عدم تخمک‌گذاری مزمن یواستروژنیک شود (Orenstein et al., 1986).
تومورهای هیپوفیز

bew213

جدول4-35: توزیع فراوانی افرادبرحسب هزینه خریدسالانه کتاب102جدول4-36: توصیف فراوانی افرادبرحسب شرکت درهمایش علمی103جدول4-37: توزیع فراوانی افرادبرحسب شرکت درهمایش علمی103جدول4- 38:توصیف فراوانی افراد بر حسب رائه پژوهش علمی104جدول4- 39:توزیع فراوانی افراد بر حسب رائه پژوهش علمی104جدول4- 40:توصیف فراوانی افراد برحسب آشنایی با انواع روش تحقیق105جدول4-41: توزیع فراوانی افرادبرحسب آشنایی با انواع روش تحقیق105جدول 4-42:توصیف فراوانی افراد برحسب جوابگویی امکانات مطالعه به نیازهای دانشجویان106جدول 4-43:توزیع فراوانی افراد برحسب جوابگویی امکانات مطالعه به نیازهای دانشجویان106جدول4-44:توصیف فراوانی افراد برحسب اهمیت جستجو وکنکاش علمی107جدول4-45: توزیع فراوانی افرادبرحسب اهمیت جستجو وکنکاش علمی107جدول4-46:توصیف فراوانی افراد برحسب عضویت درباشگاه پژوهشگران جوان108جدول4-47: توزیع فراوانی افرادبرحسب عضویت درباشگاه پژوهشگران جوان108جدول4-48: توصیف فراوانی افراد برحسب استفاده از راه حل های خود جهت دستیابی پاسخ به سوالات109جدول4-49: توزیع فراوانی افراد برحسب استفاده از راه حل های خود جهت دستیابی پاسخ به سوالات109جدول4-50: توصیف فراوانی افرادبرحسب استفاده ازنظرمشاورین تحقیقاتی110جدول4-51: توزیع فراوانی افرادبرحسب استفاده ازنظرمشاورین تحقیقاتی110جدول4-52 :توصیف فراوانی افراد برحسب علاقه به تحصیل111جدول4-53 :توزیع فراوانی افراد برحسب علاقه به تحصیل111جدول4-54 :توصیف فراوانی افراد برحسب پایگاه خانوادگی112جدول4-55 :توزیع فراوانی افراد برحسب پایگاه خانوادگی112جدول4-56:آزمون همبستگی بین سن وگرایش به پژوهش113جدول 4-57:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس جنسیت آنان114جدول4-58:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس وضعیت تاهل آنان114
جدول 4-59: آزمون همبستگی بین درآمدماهیانه خانواده ی دانشجو وگرایش به پژوهش115
جدول4-60:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس رشته تحصیلی آنان115
جدول4-61:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس مقطع تحصیلی آنان116
جدول4-62:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس سطح تحصیلات پدر116جدول4-63:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس سطح تحصیلات مادر117جدول4-64:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس شغل پدردانشجو118
جدول4-65:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس شغل مادردانشجو118
جدول4-66:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس دسترسی دانشجوبه امکانات مطالعه119
جدول4-67: آزمون همبستگی بین هزینه ی ماهیانه خانواده ی دانشجو وگرایش به پژوهش119
جدول4-68: آزمون همبستگی بین هزینه ی ماهیانه دانشجو وگرایش به پژوهش120
جدول4-69:آزمون همبستگی بین ساعات مطالعه دانشجودرشبانه روز وگرایش به پژوهش120جدول 4-70: آزمون تفاوت میانگین بین نوع منزل مسکونی خانواده دانشجو وگرایش به پژوهش120جدول4-71: آزمون همبستگی بین هزینه ی سالانه خریدکتاب وگرایش به پژوهش121جدول4-72: آزمون همبستگی بین علاقه به تحصیل وگرایش به پژوهش121جدول4-73: آزمون همبستگی بین پایگاه خانوادگی دانشجو وگرایش به پژوهش121جدول4-74:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس آشنایی دانشجوبا روش تحقیق122جدول4-75:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس وجودمشاورین تحقیقاتی123جدول4-76:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس عضویت درباشگاه پژوهشگران124جدول4-77:آزمون تفاوت میانگین گرایش به پژوهش دانشجویان براساس شرکت درهمایشهای علمی124جدول4-78:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه متغیرهای مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا30) مرحله ی اول127
جدول4-79: ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق128جدول4-80:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27به جزشغل مادر) مرحله ی دوم129
جدول4-81 مرحله ی دوم مدل پس رونده ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل (متغیرهای 1تا27به جزشغل مادر)به کار رفته درتحقیق130
جدول 4-82: تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27)مرحله سوم131
جدول4-83: مرحله ی سوم مدل پس رونده ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش و متغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق132
جدول 4-84:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27)مرحله ی چهارم133
جدول4-85: ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق( مرحله ی چهارم رگرسیون پس رونده)134
جدول 4-86:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27)مرحله پنجم135
جدول4-87: ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق درمرحله پنجم136جدول 4-88:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله ششم.137جدول 4-89:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق درمرحله ششم ازرگرسیون پس رونده138
جدول 4-90:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله هفتم.139
جدول 4-91:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق140جدول 4-92:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش با استفاده از متغیرهای مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله هشتم رگرسیون پس رونده141جدول 4-93:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش و متغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق مرحله هشتم رگرسیون پس رونده141
جدول 4-94:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله نهم رگرسیون پس رونده143جدول 4-95:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق مرحله نهم144جدول 4-96:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27)مرحله دهم145جدول 4-97:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل تحقیق درمرحله ی دهم146جدول 4-98: تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله یازدهم147جدول 4-99: جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق (مرحله یازدهم)148
جدول 4-100:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله دوازدهم149جدول 4-101:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق( مرحله دوازدهم)150
جدول 4-102:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده متغیر های مستقل تحقیق(مرحله 13)151جدول 4-103:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل تحقیق مرحله سیزدهم152جدول 4-104:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا 27مرحله چهاردهم)153جدول4-105:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق مرحله چهاردهم154جدول 4-106:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27 مرحله پانزدهم)155
جدول 4-107: جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق مرحله پانزدهم156
جدول 4-108:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده ازمتغیرهای مستقل تحقیق مرحله شانزدهم157
جدول 4-109:جدول ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق مرحله شانزدهم158
جدول 4-110تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله هفدهم159
جدول4-111: ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل به کار رفته درتحقیق160جدول4-112:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله هجدهم161
جدول 4-113:ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل درتحقیق مرحله هجدهم162جدول 4-114:تحلیل رگرسیون متغیر وابسته گرایش به پژوهش بااستفاده از همه ی متغیر های مستقل تحقیق(متغیرهای 1تا27) مرحله نوزدهم163جدول4-115: ضریب آزمون تحلیل رگرسیون گرایش به پژوهش ومتغیرهای مستقل تحقیق (مرحله نوزدهم)164جدول4-116::میزان تاثیر مستقیم ، غیرمستقیم وتاثیرکل متغیرهای مستقل بر گرایش به پژوهش168

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1- نمودار میله ای توزیع فراوانی سن84نمودار4-2: نمودارستونی توزیع فراوانی درآمد ماهیانه ی خانواده90نمودار 4-3- نوع مالکیت منزل مسکونی خانواده99نمودار4-4-نمودارساختارتفاوت میانگین بین آشنایی دانشجوبا روش تحقیق وگرایش به پژوهش122
نمودار4-5- نمودارساختارتفاوت میانگین بین استفاده از مشاورین تحقیقاتی وگرایش به پژوهش123
نمودار 4-6-تحلیل مسیر167
چکیده:مقدمه وهدف:اساس توسعه هر جامعه ای به اهتمام بر پژوهش استوار است ودراین راستا دانشجویان واز همه مهمتر دانشگاهها نقش عمده را در جهت نیل به اهداف ایفا می کنند.این مطالعه با هدف بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی موثربرگرایش دانشجویان به پژوهش انجام شده است.
روش:پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به شیوه ی پیمایشی(پرسشنامه ی محقق ساخته)وجامعه ی آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم ونمونه ی آماری 344نفر باروش نمونه گیری خوشه ای وانتخاب واحدهای نمونه به صورت تصادفی انجام گرفته است.
یافته ها: درآزمون همبستگی پیرسون بین متغیر های مستقل سن ،هزینه ی ماهیانه ی دانشجو،ساعات مطالعه دانشجو درشبانه روز،هزینه سالانه خرید کتاب و علاقه به تحصیل و گرایش به پژوهش رابطه وجود دارد.درآزمون تفاوت میانگین نمره های متغیرهای مستقل جنسیت، وضعیت تاهل،مقطع تحصیلی،وجود مشاورین تحقیقاتی در دانشگاه وعضویت در انجمن علمی رشته ی تحصیلی مربوطه ومتغیر وابسته گرایش به پژوهش به لحاظ آماری تفاوت معنادار وجود داشته است.
نتایج :دانشجویان با استفاده از نظر مشاورین تحقیقاتی وعضویت درانجمن های علمی رشته ی تحصیلی خود به تدریج در تجربه ی اساتید شرکت می نمایندوالگوهای آموخته ی آنان رابه تعهدات درونی تبدیل می کنند.آنان با برنامه ریزی جهت مطالعه درشبانه روز وهزینه هایی که ماهیانه جهت امور دانشجویی خویش می کنند وهزینه هایی که سالانه جهت خرید کتاب اختصاص می دهند وبا علاقه به تحصیل اهداف فرهنگی وراهها وابزارهای نهادی شده ی قابل قبول برای نیل به اهداف فرهنگی را پذیرفته ودرجهت آن تلاش می کنند.آنان در گروههای همسن وسال بین خانواده ،جامعه وخویشاوندان وهمسایه‌ها ومحیط کار وساطت می کنند.همچنین با توجه به عنصر جنسیت دانشگاه سهم موثری در باز تولید روابط اجتماعی و نهادهای منزلت وقدرت دارد وفرهنگ دانشگاهی بازتابی ازاین تعارضات است.زمانی که نیازهای زیستی و امنیت جانی موجب نگرانی افراد نیست،نیازهای عضویت و تعلق به محیط اجتماعی ظاهر می شوند ونیازهای دوستی ،عضویت وعشق تبلور می‌یابند،تشکیل روابط تازه با اطرافیان ،کارگروهی ونیاز به عضویت وتعلق انسان را وادار به عضویت در انجمن ها یا گروهها می‌کند وآنها با افراد دور وبر خود همکاری می کنند.کسانی هم که سطح تحصیلات بالاتری دارند اندیشه ی نوی را سریع می‌پذیرند ومراحل آگاهی ،علاقه، ارزشیابی وآزمایش وقبول آن اندیشه ی نورا به سرعت پشت سر می گذارند.
کلید واژه ها:توسعه ، دانشجو،دانشگاه،جهرم،عوامل اجتماعی ،عوامل اقتصادی،پژوهش

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
1-2-بیان مسأله
1-3- تاریخچه یا سابقه ی موضوع یا مسأله
1ـ4ـ اهمیت و ضرورت پژوهش
1ـ5ـ اهداف پژوهش
1-6- تعریف واژه ها و مفاهیم کلیدی

1ـ1ـ مقدمه: تحقیق به طور کلی بر کشف اصول عمومی و کلیت ها تأکید دارد و ویژگی های کلی مجموعه ی مورد بررسی ، مجموعه ی کوچک تر موجود در آن را به دست می دهد.تحقیق کنکاش ماهرانه ، منظم و دقیق در پدیده هاست . محقق می داند که چه چیزهایی درباره ی موضوع مورد تحقیق او روشن است و کار خود را ازهمان نقطه با برنامه ریزی دقیق آغاز می کند . او اطلاعات را جمع آوری وثبت می کند و سپس آن ها را با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. پژوهشگر برای جمع آوری اطلاعات ، تا آن جا که امکان داشته باشد و یا از عهده ی تهیه و ابداع آن ها بر آید از بهترین وسایل موجود استفاده می کند. او برای بالا بردن دقت مشاهده ، ثبت طبقه بندی و محاسبه ی اطلاعات جمع آوری شده از وسایل گوناگون و به منظورهای مختلف استفاه می کند. پژوهشگر سعی می کند که پیوسته نگرش ها و تمایلات شخصی را از کار خود حذف کند، تنها در جستجوی اطلاعات واقعی است که می توانند فرضیه ی او را رد یا تأیید کند و هیچ تلاش سوگیرانه ای در جهت ترغیب یا اثبات فرضیه های خود به کار نمی برد ، تأکیدش بر آزمایش است نه بر اثبات فرضیه . پژوهشگر سعی در ارتقاء تفکر و منطق خود دارد و بر احساسات و عواطف شخصی خود در تشریح مسائل لگام می زند . تحقیق کوششی است برای تنظیم اطلاعات به صورت واژه‌های تعریف شده و در صورت امکان بیان آن ها در قالب کمیت های قابل اندازه گیری و یافته های مهم و مفید را نمی توان از طریق روش های شتاب زده و غیر دقیق به دست آورد. (دلاور،1390: 48-47)
کرلینگر (1986 ، ص 11) پژوهش علمی را چنین تعریف می کند: پژوهش علمی عبارت است از مطالعه نظامدار ، کنترل شده تجربی و انتقادی یک یا چند قضیه فرضی درباره ی روابط اجتماعی میان پدیده های طبیعی (هومن ، 1389: 75)
در حل مسائل پژوهشی باید تمایز مهم بین روشهای علمی که مبتنی بر مشاهده و آزمایش است و روشهای غیر علمی که به دنبال جواب پرسش ها از طریق کاربرد روش های غیر تجربی است مورد تأکید قرار گیرد . اگر پژوهشگر علمی به امری اعتقاد دارد باید به گونه ای اعتقاد خود را خارج از دنیای خویش به مرحله ی آزمایش بگذارد. در دنیای علم ، هر گونه عقیده ی ذهنی باید در برابر و اقعیت عینی قرار گیرد، و به بیان دیگر به گونه تجربی آزموده شود . پژوهشگر ضمن آنکه نگران نتایج پژوهش خویش است و همواره به آن می اندیشد ، هرگز بیم آن ندارد که یافته های پژوهش او مورد انتقاد قرار گیرد . (هومن، 1389: 77)
دستیابی هر جامعه به جایگاه علمی و تحقیقاتی برتر ، بسته به این است که افراد تحصیل کرده آن جامعه و به ویژه دانشجویان به اهمیت و تأثیر گذاری کارهای پژوهشی واقف شوند و در عین حال از روحیه و انگیزه لازم نسبت به پژوهش برخوردار باشند. به عبارتی اساس توسعه و پیشرفت هر جامعه ای بر اهتمام به امر پژوهش استوار است و در این راستا دانشجویان و از همه مهمتر دانشگاه ها نقش عمده را در جهت نیل به اهداف ایفا می کنند.
به طور کلی برای انجام پژوهش مابایست انواع قلمروهای معرفتی رابشناسیم ،این قلمروهای معرفتی عبارتنداز فلسفه ،دین ،ایدئولوژی وعلم .این انواع قلمرو های معرفتی به لحاظ های ذیل متفاوتند:
ا- به لحاظ موضوع
2-به لحاظ سائق و انگیزه داخلی و ذاتی، و ریشه روانی
3-به لحاظ روش
4- به لحاظ هدف
5-به لحاظ شکل و جهت حرکت تاریخی
6-به لحاظ زبان و شیوه یا استیل
7-به لحاظ منشا جامعه شناختی از نظر تشکل و گروه بندی
8-به لحاظ کارکرداجتماعی
9- به لحاظ سازمان اجتماعی کسب و نگهداری
10-به لحاظ ممثل انسانی یا تیپ رهبری
تا آنجا که به علم مربوط می شود:
موضوع در علم: پرداختن به جهان محسوس-فیزیکی-طبیعی است، در حالی که در فلسفه؛ پرداختن به وجود در کلیت آنست، در دین؛ پرداختن به فضای نجات و رستگاری است، در ایدئولوژی؛ پرداختن به فضای حول و حوش روزمرگی و وضعیت های مربوطه سیاسی- اجتماعی است.
انگیزه در علم؛ اشتیاق به کنترل و تسلط بر طبیعت، روان و جامعه است. در حالیکه در فلسفه؛ «حیرانی مدام در اینکه چیزی وجود دارد»، در دین؛ سائق تحفظ روحی از طریق رستگاری بوسیله قدرت قدسی، در ایدئولوژی؛ سائق زیستن و ماندن.
روش وفرایند ذهنی در علم؛ تجربه، مشاهده، اندازه گیری و استقراء و قیاس است. در حالی که در فلسفه؛ عقل و جوهرنگر، از طریق مواجهه مستقیم ، در دین؛ عمل ذهنی ،امید، ترس، عشق، اراده، آگاهی و غیر آن، همگی مبتنی بر تشخیص عدم کمال (کامل نبودن) جهان و به دنبال وحی به عنوان شکل انزال از منشاء به ممثل ، در ایدئولوژی؛ توجیه، و تاثیر در صحنه.
هدف در علم؛ بازنمایی پراگماتیستی روابط پدایداری( پیش بینی، بازسازی) است، در حالی که در فلسفه؛ شرکت در روابط وجودی با عنایت به معنی، ذات، وجوهر، جهت متعالی ترین تشکل شخص: « فرهنگی شدن»، در دین ؛ نجات شخص و گروه، در ایدئولوژی؛ دوام روزمرگی.
شکل و جهت حرکت تاریخی در علم؛ غیرشخصی، رو به جلو ، و از ارزش اندازنده سیستم های قبلی است. در حالیکه در فلسفه؛ دارای پیشرفت است ولی نه ترقی، در دین؛ رو به عقب و بازگشت به اصل است، بدون رشد و پیشرفت، در ایدئولوژی؛ حرکت زیگزاگی ، با محوریت حال، قشری و دگماتیک و غیر انتقادی است.
زبان و استیل خاص در علم؛ بیشتر مصنوعی ، اصطلاحی و بین المللی شده است، در حالی که در فلسفه ؛ زبان طبیعی اما به شیوه نخبگان، در مذهب؛ زبان طبیعی عامه، در ایدئولوژی؛ اختلاط این ها ( سه فرم دیگر) و با رنگ سیاسی و ظاهر فریبانه.
منشاء جامعه شناختی از لحاظ تشکل و گروه بندی، در علم؛ طبقه و گروه اقتصادی ومنفعتی است، در حالی که در فلسفه؛ مدنی-شهری ( در دوره تسلط پارامتر سیاسی)، در دین؛ بنیان خویشاوندی ( در دوره تسلط پارامتر خانوادگی)، در ایدئولوژی ؛ نافذ در کلیت جامعه تحت هر قشربندی و پیش برنده توسط باند و جناح وحزب.کارکرد اجتماعی در مورد علم ؛سلطه ورفاه مادی است درحالی که درفلسفه ؛ارائه ی بینش است وفرهنگ ؛در دین ؛تحمل ،تعالی ،ووحدت است در ایدئولوژی؛چرخاندن اجتماعی و دست کاری مهندسی توده ای است .


سازمان و پایگاه کسب و حفظ در علم ؛ دانشگاه، پژوهشکده، کاراگاه و آزمایشگاه است، در حالی که در فلسفه؛ حلقه، مکتب و آکادمی است، در دین؛ مسجد ، کلیسا، کنیسه، ودیر است، در ایدئولوژی؛ مقر حزب است، و مرکز کنترل و هدایت وسائل ارتباط جمعی.
ممثل انسانی یا تیپ نمونه انسانی و راهبر در علم؛ دانشمنداست ، در حالی که در فلسفه ؛ فیلسوف است و خردمند، در دین؛ پیامبر، پیر و مرشد قدیس است ، در ایدئولوژی؛ ایدئولوگ، و سیاستمدار است.
قلمروهای معرفتی در مرزبه هم می پیوندند و بنابراین، در این نقاط، مباحث ، تابع مسائل مطروحه در نظریه ای مرزی است. این به معنی این است که علم در نهایت به فلسفه می پیوندد ودر فلسفه به مذهب. در ثانی اینکه، اگر چه این قلمروها در کنار هم عمل می کنند و برای یکدیگر لازمند، ولی در بین این قلمروها یک سلسله مراتب عینی ارزشی وجود دارد؛ به ترتیب تزاید از ایدئولوژی به علم به فلسفه به مذهب. با پذیرش این چهار قلمرو معرفتی و تشخص عینی-ذاتی آنها، آن وقت مشکلات معرفتی که در طول قرون و اعصار وجود داشته قابل پیش بینی و پیشگیری خواهد بود؛ از آن جمله است تسلط مذهب بر فلسفه و علم در قرون وسطی ( به لحاظ روش، ارزش و موضوع) و انتقام از آن یعنی تسلط علم بر فلسفه و مذهب از آغاز قرون جدید.(توکل،1389: 15-12)
بودجه ی تحقیقاتی یکی از شاخص های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی به شمار می رود و شاخص آن نیز نشان دهنده ی اهمیت رویکرد پژوهش محور در مدیریت اجرایی کشورهاست . بر همین اساس در کشورهای پیشرفته ،سرمایه گذاری در امور پژوهشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است . به طوری که بین 1 تا 3 درصد از تولید ناخالص ملی این کشورها صرف امور پژوهشی و تحقیقاتی می شود در حالی که طبق اظهارات مسئولین ذیربط در کشور ما در سال 1380 زیر نیم درصد بود. (امامی ، 1386،به نقل ازظریفیان ومحمدی1387).
بر اساس برآورد یونسکو در دهه ی 90، در مقابل کشوهای پیشرفته که مبلغ 265/434 میلیارد دلار برای فعالیت های مطالعاتی و تحقیقاتی هزینه کرده اند ، کشورهای در حال توسعه مبلغ 325/18 میلیارد دلار و ایران به عنوان یکی از این کشورها تنها مبلغ 22/0 میلیارد دلار صرف این مهم کرده است . این در حالی است که حدود 3 درصد بودجه دانشگاه ها به امور پژوهشی اختصاص می یابد که به علت کمبود بودجه ، فعالیت های پژوهشی در دانشگاه ها با مشکلات فراوان و کمبود امکانات و تجهیزات مواجه است. ( شفیعی ،1382، به نقل ازهمان).
هر دانشجو یادانش آموخته در ریخت شناسی اجتماعی ایران، در سطحی کیفی و موثر ، با چند نفر اعضای دیگر خانواده و چندین نفر دیگر از سایر نهادهای اجتماعی تماس و تعامل تعیین کننده دارد. همانگونه که هر پردیس دانشگاهی و مرکز آموزش عالی در کشور با محیط اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی وفر هنگی پیرامون خود در سطوح شهری ، استانی ، منطقه ای و ملی و تا حدودی بین المللی رابطه تعیین کننده ای به وجود می آورد.وجود یک پردیس هرچند کوچک دانشگاهی در یک شهر ، الگوهای ارتباطی ، بازار عرضه و تقاضا و سایر فعل و انفعالات اجتماعی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. بر اساس آمار سال 1384 مجموع دانشگاه ها ، موسسات و مراکز آموزش عالی کشور به 622مورد بالغ شده است(همان،29،به نقل ازفراستخواه ،1389).که بخش قابل توجهی از این تعداد به صورت دانشگاه ها وموسساتی است که هر کدام به نوبه خود در برگیرنده چندین دانشکده، یا واحد فرعی و پردیس های جداگانه ای هستند ودر مجموع در سر تا سر شهرهای کشور پراکنده شده اند.
در مشاهدات عادی نیز ملاحظه می کنیم که چگونه با ورود به هر شهر کوچکی شاهد واحدی از دانشگاه آزاد اسلامی ، پیام نور و سایر موسسات آموزش عالی دولتی و غیر دولتی هستیم.
بدین ترتیب می توان هر یک نفر از جمعیت فعلی متجاوز از 3 میلیون نفری[اکنون4میلیون نفری] دانشجو را در کشور ، با یک ضریب جمعیتی و نیز تعداد چند صد پردیس آموزش عالی را با یک ضریب اجتماعی در نظر گرفت و آن را در مقیاس جمعیتی و اجتماعی ، به صورت پدیده ای ساختاری و عامل موثر در تغییرات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ایران مورد تحلیل قرار داد. به بیان دیگر هم زندگی پردیس وهم زندگی دانشجویی و هم فرهنگ دانشگاهی در حال حاضر از مفاهیم کلیدی برای توضیح تحولات جامعه ایران و چالش های جاری و آتی آن هستند.این موضوع با توجه به جابه جایی گروه های مرجع قابل بررسی است. از این گذشته معمولا از یک دانشجو و سپس دانش آموخته انتظار می رود که به طور مستقیم و غیر مستقیم در محیط های پیرامونی خود تاثیربیشتری بگذارد و اساسا با دانشگاهیان است که گروهای نخبه ،عاملان اجتماعی ، ایده پردازان ، روزنامه نگاران ، کارشناسان ، مدیران و سیاستگذاران و فعالان و منتقدان شکل می گیرد وتولید کنندگان معانی و روابط اجتماعی به صحنه می آیند. به طور کلی نهاد «علم» برای جوامع در حال گذاری مانندایران ، یک نهاد مستقر و جا افتاده با کارکردهای آرام و مورد اجماع نیست بلکه پیوند تنگاتنگی با چالش های در این جوامع دارد وبه شدت جزو عوامل و موضوعات مورد اختلاف هستند و در مراکز معرکه ها و تعارض های اجتماعی قرار داردو برای همین است که دانشگاه ها در قبل از انقلاب از محوری ترین گرانیگاه های تحولات در ایران بود و پس از انقلاب نیز از نخستین معرکه ها ی کشاکش های فکری ، فرهنگی و سیاسی شد که نمونه اش انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها بود . پس از آن مباحث مربوط به اسلامی شدن دانشگاه ها و بومی شدن علم بود. شاید گزاف نباشد که بگوییم مهم ترین اختلاف های جریان های فکری – سیاسی در مرکز قدرت و پیرامون آن اختلاف مربوط به مرجعیت علم در اداره کشور بود که به انحای مختلف پای دانشگاه ودانشگاهی وکاروبار علمی رابه میان می آورد.(فراستخواه،1389: 123-122)
درونی شدن ونهادینه شدن علم و جایگاه دانشگاه در این راستا برای جوامع ( به ویژه با توجه به تحولات عصر اطلاعات و جامعه دانش ) شاخصی حساس و تعیین کننده به شمار می رود،اما رویکرد به علم دانشگاه موضوعی ساده و خنثی نیست.بحث بر سر علم و دانشگاه ، در واقع ، بحث بر سر نوع خاصی از نگرش ها و یک سلسله ارزش های اجتماعی ، یک سبک زندگی ،الگوهای خاصی از حل مسئله ، نوع متفاوتی از قضاوت کردن ، تعامل با دیگران ، اداره زندگی اجتماعی ، شیوه مدیریت و رهبری است. زیرا علم و دانشگاه یک محصول ساده نیست.که کار آن با مبادله و انتقال رفع و رجوع بشود.بلکه علم و دانشگاه فرهنگ خاص خود را دارد . بود و نبود علم یا دانشگاه یا اختلاف بر سر آن امر ساده ای نیست و ریشه در نگاه به عالم و آدم دارد و بازتابی از نگرش هاو ارزش ها و الگوهای متفاوتی است که اخلاق و منش علمی از جمله آن است.
انتقال دانشگاه از خارج به داخل کشور در چند دهه پیش و ایجاد ساختمان و برنامه های دانشگاهی در پی آن و رشد کمی آموزش عالی از طریق افزایش پردیس ها و مراکز و افزایش جمعیت دانشجویی ، فرایندی گمراه کننده خواهد بود اگر از رهگذر آن فرهنگ دانشگاهی در کشور نتواند توسعه پیدا کند و نتواند در بسترخود زندگی دانشجویی را به صورتی ثمربخش،از جمله درزمینه اخلاق علمی ارتقا بدهد.(همان منبع: 124-123)
استقلال دانشگاهی در دنیای پیشرو بر اساس رویکرد دلیل گرا، از ماهیت ارزش ها و هنجار های نیرومند اجتماع علمی و مقتضیات نظام حرفه ای دانشگاهیان منبعث شده و معنا یافته است و بر مبنای رویکرد علت گرا ریشه در زمینه های نهادی و ساخت متکثر جوامع غربی داشته است. دولت در این جوامع تنها قدرت فراگیر نبود و نهادهای نیرومند اقتصادی ( مالکیتی و ... ) و اجتماعی و فرهنگی دیگری وجود داشتند که در یک شرایط رقابتی قدرت دولت را تعدیل می کردند و به همین سبب، نخستین دانشگاههای غربی توانستند جای پایی برای استقلال پیدا بکنند. از سوی دیگر، چالش های عمیق و درون زای سنت و تجدد در این جوامع موجب شد که دانشگاهیان، به منزله ی گروههای مرجع جدید، واقعا از نفوذ و مشروعیت مستقلی برخوردار بشوند و پشتوانه های فکری، فرهنگی و اجتماعی کافی برای استقلال خود داشته باشند. طی سده های متمادی، با وجود فراز و نشیب های جوامع مختلف غربی که پیش تر به آن اشاره کردیم، دانشگاههای این جوامع، از زیر ساخت های استواری برای استقلال برخوردار شدند و حتی تحولات ما بعد صنعتی اخیر و عواملی چون تجاری شدن، کالایی شدن و مانند آن، با وجود همه ی تهدید ها و چالش هایی که برای دانشگاه ها به وجود آورده است، نمی تواند اساس استقلالشان را یکسره از بین ببرد.
اما دانشگاه ایرانی از ابتدا با مشکلات و مسائل اساسی تری مواجه بود. بر خلاف جوامع غربی، دانشگاه در جامعه ی ما از متن تحولات درونی سنت های تعلیمی و تحقیقی این جامعه و در بستری از سیر جدالی و توسعه ی این سنت ها در مواجهه با انتقادها و تغییرات جدید به وجود نیامد. تصلب و تحجر موجود در ساخت جامعه موجب شد که نهاد های سنتی آموزشی، به جای این که نقدها را جذب کنند و از طریق سازگاری فعال با تحولات جدید پیش بروند، از نقد و تحول امتناع کردند و نتیجه اش این شد که دانشگاه به جای اینکه از متن تحولات آن ها پدید بیایند، بیش تر جنبه وارداتی پیدا کرد و به عبارت دیگر مکتب ها و حوزه ها تغییر نیافتند و وضع موجود خود را محافظه کارانه نگه داشتند و دانشگاه به صورت جریانی کاملا گسسته، و از خارج الگو برداری و اقتباس شد. بنابر این، دانشگاه ایرانی از ابتدا فاقد ریشه های هنجاری قوی و نظام حرفه ای درون زا بود و زیر پایش از حیث استقلال سست بود.
از سوی دیگر، قدرت فراگیر دولت و فقدان یا ضعف نهاد های رقیب غیر دولتی، موجب شد که دانشگاه در درون دولت به وجود بیاید. جدال سنت و تجدد نیز در ایران بیش از این که در عمق زندگی جامعه و نهادهای آن جریان داشته باشد، محدود به سطحی از گفتار های نخبگان معدود بود و تنها گاهی با خود امواجی توده وار به وجود می آورد که در آن معمولا شور بر شعور غلبه می کرد. بنابراین، دانشگاه ایرانی نیز نمی توانست به گفتمان های عمیق تجدد خواهی و چالش عمیق آن با سنت، پشت گرم بشود و از این طریق جای پایی برای استقلال به دست آورد.
این عوامل سبب شد که استقلال دانشگاه ایرانی پیوسته با نشیب و فرازها و بیم ها و امیدها همراه بود.(همان منبع،28-27).
دستیابی هر جامعه به جایگاه علمی و تحقیقاتی برتر ، بسته به این است که افراد تحصیل کرده آن جامعه و به ویژه دانشجویان به اهمیت و تأثیر گذاری کارهای پژوهشی واقف شوند و در عین حال از روحیه و انگیزه لازم نسبت به پژوهش برخوردار باشند. به عبارتی اساس توسعه و پیشرفت هر جامعه ای بر اهتمام به امر پژوهش استوار است و در این راستا دانشجویان و از همه مهمتر دانشگاه ها نقش عمده را در جهت نیل به اهداف ایفا می کند.(ظریفیان ومحمدی،1387: 3)
«عده ای ازمتخصصان بر جسته دانشگاهی مشکلات نظام پژوهش در کشور ما را نبود حمایت مالی ، تجهیزات و امکانات بها ندادن به پژوهشگران ، کمبود سرانه پژوهشی ، سردرگمی مراکز پژوهشی ، مشتری محور نبودن پژوهش ها ، بها ندادن به پژوهش در بخش صنعت ، سهم اندک پژوهش در تولید ناخالص ملی و عجین نبودن روند توسعه با پژوهش را بر شمرده اند که بخش پژوهش در ایران با آن دست به گریبان است .»
1ـ2ـ بیان مسأله
بیان کافی از مسأله یکی از عناصر مهم پژوهش است . اصل اساسی این است که اگر کسی مایل به حل مسئله ای باشد ، قبل از هر چیز بایست بداند که مسئله چیست ، چه می خواهد انجام دهد، مشکل چیست ، و مسئله ی علمی کدام است ؟ انگیزه های علمی و نظری ، موضوعات وسیع و دامنه داری برای پژوهش دارند، کلیت بیشتر فرضیه ها و تئوری ها تا آن حد است که تبیین های ممکن چندین واقعیت را امکان پذیر می سازد.(هومن،1389: 122و124)
پژوهش مستلزم کاوش به منظور یافتن پاسخ برای مسائل حل نشده (اما حل شدنی ) است و هدف مطالعه و پژوهش علمی پیدا کردن جواب مسائل است .(همان منبع،1389: 126)
نخستین گام در توسعه ،یک طرح پژوهشی علمی و قابل اجرا ، روشن کردن مسئله مورد نظر و طرح نوعی پرسش است که بتوان با استفاده از روش علمی به آن پاسخ داد. .(همان: 136)
در بررسی عوامل مؤثر بر گرایش دانشجویان به پژوهش به دنبال کشف راههایی هستیم که دانشجویان برای رسیدن به این مهم بایست به چه وسایل ، امکانات و منابع و فضای لازم و زمینه هایی دسترسی داشته باشند ؟ تاچه اندازه به مطالعه وتحقیق اهمیت می دهند ؟ دانشجویان برای انجام پژوهش چه روش پژوهشی را بیشتر می پسندند؟
1ـ3ـ تاریخچه یا سابقه ی موضوع یا مسأله
درتعریف انسان به عنوان موجودی که می اندیشد،فکرمی کند،یااندیشمند،اندیشه گر،اهل فکراست قدمت چندهزارساله دارد.براین اساس،اندیشه یافکر به مثابه ملاک انسانیت انسان ومتمایزکننده وی ازسایرمخلوقات عمدتا ثابت،مستقل،ومبراازتاثیرات فردی،اجتماعی ومحیطی تلقی شده است.این حکم البته درقرون اخیرتزلزل یافته وبرعده وعده کسانی که ثبات ،استقلال وتعالی ذاتی فکرومعرفت را زیرسوال برده اند،افزوده شده است .چنین شائبه هایی بی شک اتفاقی جدیدنیست وسابقه ی استدلالهای نسبی کننده فکروتغییرپذیری اندیشه وتاثیرپذیری معرفت وزمینی ،این جهانی وتابعی دیدن تفکرنیزبه چندهزارسال تاریخ بشرباز می گردد.درنتیجه هم مستقل ومطلق دیدن فکر وهم تبعی ومتغیر دیدن آن قدمتی طولانی دارد اگرچه سلطه وشمول اولی بویژه درگذشته بیش ازدومی بوده است،امادرنظرصاحب نظران ومحافل ومکاتبی که فکررا غیرثابت وتاثیرپذیر تلقی کرده اند،منابع تغییر وتاثیر یکی نیست.منبع تغییر وتاثیر و وابستگی فکرومعرفت ،دربرگیرنده ی طیف وسیعی است ازجسم وروان فرد تامحیط فیزیکی وطبیعی ،محیط اجتماعی وتاریخی. (توکل،15:1389)
به طور کلی تحقیق را دانشمندان مختلف به گونه ای متفاوت تعریف کرده اند که آن ها را به اختصار جمع بندی می نماییم .« هر گونه فعالیت منظم جهت مطالعه مسائل برای رسیدن به اصول کلی » تحقیق نامیده می شود. به عبارت دیگر تحقیق عبارتست از کاربرد روش های علمی در حل یک مسأله یا پاسخگویی به یک سؤال به زبان ساده » تحقیق یعنی « مسأله یابی یا راه حل یابی » از دیدگاه کرلینجر تحقیق عبارتست از بررسی و مطالعه منظم کنترل شده و آزمایش قضیه های فرضی درباره روابط اجتماعی بین پدیده های طبیعی با دیدی انتقادی. (دلاور، 1390 :47)
امور جاری زندگی شخصی و حیات اجتماعی ،مشکلات و علائق و تجربیات زندگی شخصی ، همه این مسائل قابل توجه ، منبعی است که سرشار از امکاناتی برای طرح های تحقیق اجتماعی است . به تبعیت از نظر سی رایت میلز برای آن که طرح تحقیق با بینش جامعه شناسانه قرین باشد باید از منابع خویش در مرتبط گرداندن مسائل جامعه به تجربیات خود استفاده کرد.
علاوه بر تجربیات و نظر شخصی منابع فراوانی در انتخاب موضوع وجود دارد. تحقیقات اجتماعی لزوماً از تجربیات و علائق محققان بر نمی خیزد بلکه ممکن است از جستجوی منظم برای موضوع تحقیق سرچشمه گیرد . برای یافتن موضوع تحقیق باید به دنبال منابع بالقوه گشت . یعنی تحقیقات منتشر شده ، محققان دیگر ، طرح های تحقیق در حال اجرا . (بیکر ، 1386 : 102 - 101)
دانش علمی؛ دانشی است که می توان آن را هم از طریق استدلال و هم از طریق تجربه (مشاهده ) تأیید کرد. اعتبار منطقی و تأیید تجربی ملاک هایی اند که به وسیله دانشمندان برای ارزشیابی ادعاهایی که درباره دانش می شود به کار می روند . این دو ملاک از طریق فرایند پژوهش به شکل فعالیت های پژوهشی دانشمندان ترجمه می شوند . فرایند پژوهش را می توان به عنوان یک شمای کلی از فعالیت های علمی « و به زبان دقیق تر به عنوان یک مدل بررسی علمی » در نظر گرفت که دانشمندان به منظور تولید دانش درگیر آن هستند. ویژگی های فرایند پژوهش علمی عبارتند از نظامدار ، منطقی ، تراکمی ، تجربی و همچنین پژوهش علمی داده ها را خلاصه می کند ، تکرار پذیر و انتقال پذیر است . دوری و خود ـ تصحیح کننده و انتقاد پذیر است (هومن ، 1389 : 83 ـ 87).
مطالعات و پژوهشهای متعددی دربارۀ موانع و مشکلات پژوهشی از دیدگاههای مختلف در ایران انجام شده‌ است. هر یک از صاحب نظران و محققان با توجه به رویکرد و گستره پژوهشی خود به مسائل و معضلاتی که گریبانگیر پژوهش است، اشاره و تأکید کرده‌اند. مرور نوشتار در تحقیق حاضر، با استفاده از دسته بندی به کار رفته در پروژه - ریسرچمحمد زاده(1381)با عنوان «مروری بر موانع و مشکلات پژوهشی در ایران با استفاده از نوشتارها و پژوهش های این حوزه»تحت سه مقولۀ موانع پژوهشی فرهنگی و نگرشی، موانع پژوهشی از لحاظ نیروی انسانی و موانع از لحاظ سیاست گذاری و مدیریتی صورت گرفت.
برخی از نظریه پردازان همچون طایفی(1380) به مسائل جامعه شناسی و موانع فرهنگی تحقیق اشاره دارند و رفع مشکلات زیربنایی پژوهشی را، در گرو شناخت فرهنگ‌، ادب و تاریخ ایران می‌دانند و براساس همین نگرش جامعه شناسی به بررسی ابعاد آسیب شناختی پژوهشی جامعه از این منظر می‌پردازند. وی در این بررسی دریافت که 19 درصد از پاسخگویان معتقد به موانع سیاسی، 16 درصد محدویت های علمی و دینی برای توسعه پژوهش هستند.
بیابانی و هادیانفر(1381) به پس افتادگی فرهنگ پژوهش یعنی نبود جایگاه تحقیق درکشور، انجام امور وبرنامه ریزی بدون مطالعه و تحقیق اشاره می کند و از آن به عنوان مهم­ترین مانع توسعه تحقیق یاد می کنند. بیگ زاده(1380) به یکی دیگر از عوامل ضعف پژوهش در ایران، یعنی عامل ذهنیت منفی نسبت به پژوهش اشاره می کند. وی معتقد است با این ذهنیت به ویژه مدیرانی که درک صحیحی از تحقیق ندارند، تصور می کنند که هدف تحقیق، زیر سؤال بردن عملکرد مدیران است. از این رو مدیران کمتر از پژوهش حمایت می کنند و حتی در برخی از موارد، برای امر پژوهش مانع نیز ایجاد می کنند. در همین ارتباط کیانپور(1378) از نگرش منفی پژوهشگران نسبت به کار خودشان، به عنوان یکی از موانع پژوهشی یاد می‌کند و اظهار می دارد که پژوهشگر از ترس اینکه مبادا تحقیق او به نتیجه نرسد، از انجام برخی از پژوهش‌ها سرباز می زند.
رفیع‌پور(1381)، توفیقی و فراستخواه(1381)، طالقانی(1377) و تابان(1378) در بررسی معضلات پژوهشی به موانع ساختاری پژوهشی از جمله عدم فرهنگ تفکر و تعمق در نظام آموزشی، نداشتن دانش حرفه‌ای و تخصصی در پژوهش، عدم فضای پژوهشی علمی و ضابطه‌مند، نبود نظارت مطلوب در روند اجرای تحقیقات، عدم باور مسئولان و سیاستگذاران به مطالعه و تحقیق اشاره دارند و معتقدند که پژوهش در ایران بیشتر از مشکلات ساختاری رنج می‌برد.
شاپورظریفیان وسعید محمدی درسال تحصیلی 87-1386میزان گرایش دانشجویان به پژوهش وعوامل موثربرآن را درمطالعه ای موردی دانشجویان سال آخردانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز،موردبررسی قراردادندونتایج نشان دادکه بین میزان گرایش دانشجویان به پژوهش بامیزان استفاده ازمنابع اطلاعاتی ،دسترسی به مکان مناسب برای پژوهش ،نگرش استادان به پژوهش ،معدل ،نگرش به رشته ی تحصیلی،حس کنجکاوی وخانواده همبستگی مثبت ومعناداری وجود دارد.
درپروژه - ریسرچپژوهشی دیگرتوسط دکترحسین محجوب ودکترنسرین شیخ درسال1386که به بررسی عوامل موثربرعدم گرایش به نگارش مقالات علمی ازدیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان پرداخته اند موانع موجوددرنگارش مقالات علمی حول سه محور مشکلات سازمانی،مشکلات شخصی وسازمانی ومشکلات صرفاشخصی قابل بررسی وطبقه بندی دانسته اند که بامساعدت مسئولین ارشد دانشگاه وسعی وتلاش اعضای هیئت علمی دررفع آنها ،ابراز امیدواری کرده اند که گرایش وتمایل به نگارش مقالات علمی افزایش یابد.
دربررسی دیگری توسط ناصر جواهری زاده تحت عنوان عوامل موثربرگرایش دانشجویان به پژوهش درسال تحصیلی1381-1380دربین دانشجویان دانشکده ی علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحدبروجرد از 12عامل موردبررسی 6عامل 1-آشنایی با روشهای تحقیق 2-نبودن جایگاه دقیق دردروس دانشگاهی برای پژوهش3-عضویت درانجمن های علمی پژوهشی دانشگاه دررشته مربوطه4-وجودمشاورین تحقیقاتی دردانشگاه 5-آشنانبودن اساتیدباپژوهش 6-علاقه دانشجویان به پژوهش، بیشترین سهم دربین عوامل 12گانه به خوداختصاص داده اند.
درتحقیقی توسط حسن بهزادی ودکترمحمدرضاداورپناه ،باعنوان بررسی عوامل موثربرتجربه ی پ‍‍ژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهددرسال88که درمجله ی مطالعات تربیتی وروانشناسی دانشگاه فردوسی مشهدارائه شده است یافته های پژوهش حاکی ازاین بودکه به طورکلی رضایت نسبی بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهدازعوامل تبیین کننده ی تجربه پژوهشی وجوددارد.امکانات وزیرساخت های دانشگاه وارائه زمینه های رشدفکری دوعاملی هستندکه دارای کمترین میزان رضایت هستندکه بایدبیشترموردتوجه قرارگیردوبادرنظرگرفتن بودجه وامکانات بیشتر وفراهم آوردن فضای شکوفایی علمی نسبت به رفع این مشکل اقدام شود.دربین حوزه ها ودانشکده های مختلف دانشگاه فردوسی مشهد،دانشجویان فنی ومهندسی دارای بیشترین میزان نارضایتی هستندکه بایددرپژوهشی جدا به مسائل ومشکلات این گروه ازدانشجویان پرداخته شود و راهکارهای لازم تعیین گردد.به هرصورت این نکته بایددرنظرداشت که دربرنامه ریزی های مدیریتی برای دانشجویان باید به دانشکده ونوع حوزه های آموزشی توجه داشت .چراکه تفاوت درماهیت حوزه های مختلف آموزشی سبب ایجاد تفاوت درنیازهای دانشجویان می گردد.
درپژوهش دیگری توسط رسول نوری ودیگران دربررسی عوامل موثربرمیزان تولیدات علمی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درپایگاه اطلاعاتی «وب آو ساینس»طی سالهای 2000تا2005میلادی یافته ها حاکی از این است که مدارک موجوداز این دانشگاه درمجموع (203)موردمی باشد ودربین دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشترین تعداد مدارک مذکور مربوط به دانشکده ی پزشکی (66)مورداست جهت بررسی عوامل مؤثربرتولیدعلم توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان رابطه ی تعدادمقالات ومتغیرهای میزان آشنایی جامعه ی پژوهش باموسسه ی اطلاعات علمی، میزان آشنایی با بانکهای اطلاعاتی ،میزان تسلط برزبان انگلیسی ،میزان آشنایی با روش تحقیق ومیزان آشنایی با آمارموردارزیابی قرارگرفت .نتایج نشان داد که تنهاسه متغیر آشنایی با زبان انگلیسی،آشنایی باروش تحقیق وآشنایی با مؤسسه ی اطلاعات علمی باتعدادمقالات چاپ شده ازاعضای هیئت علمی درمجلات تحت پوشش موسسه ی اطلاعات علمی رابطه ی مستقیم دارد.
درپژوهش موانع موجود درانجام فعالیت های پژوهشی ازدیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاههای شهریاسوج توسط علی کرم علمداری واسفندیارافشون درسال 1381 یافته ها حاکی ازاین بود که موانع شخصی کمبود وقت ومشغله ی زیاد بی علاقگی به امرپژوهش به ترتیب بیشترین وکمترین مانع پژوهشی ومانع سازمانی (کمبود امکانات وتجهیزات لازم محدودیت های اخلاقی درانجام پژوهش)به ترتیب بیشترین وکمترین مانع پژوهشی ازطرف اعضای هیئت علمی عنوان شده بود.دراین پژوهش ارتباط معناداری بین نمره ی پژوهشی افراد وموانع شخصی وسازمانی پژوهش به دست آمد.
در بررسی دیگری توسط ابوالقاسم شریف زاده ودیگران که درپاییز1386در مجله ی کشاورزی باعنوان بررسی عوامل موثربرکارکرد پژوهشی اعضای هیئت علمی مراکز آموزش عالی ، نتایج حاصل ازاولویت بندی عناصرکارکردپژوهشی برپایه ی ضریب تغییرات محاسبه شده نشان می دهد که اعضای هیئت علمی بیشتربه تحقیقات دانشجویی درسطح تحصیلات تکمیلی مشغول هستند ومشارکت آنها درانتشاریافته های پژوهشی درقالب فعالیت های ترویجی ونیزهمکاری پژوهشی بامراکز بین المللی محدود است.
1ـ4ـ اهمیت و ضرورت پژوهش:منزلت وجایگاه علم در نزد بزرگان اسلام به اینگونه بیان شده که حضرت علی (ع) خطاب به کمیل بن زیاد می فرمایند:ای کمیل! بدان که: علم نگهبان توست و تو نگهبان مال و ثروت، خرج و هزینه نمودن از مقدار ثروت می کاهد، اما انفاق و دادن علم به دیگران آن را بیشتر وخالص تر می گرداند.(سید رضی،1378: 792)
این موضوع بر همگان روشن است که توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و ... هر کشور در گرو رشد تحقیق و پژوهش و توسعه علمی آن است . هیچ جامعه ای توسعه نمی یابد مگر این که تحقیق و پژوهش از اولویت های برنامه ریزی آن جامعه باشد. بی شک دانشگاه ها از سازمان های ممتاز جوامع به حساب می آیند آنها موتور حرکت جامعه و برج فرماندهی فکری جوامع محسوب می شوند. اگر رسالت های هر دانشگاه را در چهار بعد پژوهشی ، آموزشی ، انتشاراتی ، ارتباطی ، نقادی بدانیم .(قورچیان ، 1373، به نقل از جواهری زاده 1386)
رسالت پژوهشی در دانشگاه ها از مهمترین رسالت ها به حساب می آید. لذا تولید علم و تلاش در جهت حل مسائل و مشکلات جامعه به شیوه ی علمی مستلزم انجام پژوهش های منظم و مستمر در دانشگاه‌هاست . ولی از آنجا که پژوهشگر اعتقاد دارد پژوهش به معنای واقعی آن هنوز جزء فرهنگ دانشجویان پذیرفته نشده است با این مسأله روبروست که چه عواملی سبب گرایش دانشجویان به پژوهش در دانشگاه آزاد اسلامی می شود. توسعه امر پژوهش متضمن عوامل مختلف و متنوعی است و تا این شرایط بخوبی مهیا نشود، امید چندانی به پیشبرد فرهنگ پژوهش نخواهد بود.
دانشجویان به عنوان امیدهای آینده ی هر کشور با مجهز شدن به روحیه ی پژوهشگری و تحقیق و مطرح شدن این امر به صورت یک مسأله کانونی و نه امری حاشیه ای؛ در حقیقت به خود اتکایی علمی ، فکری، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی دست خواهند یافت و در سازندگی و توسعه کشور با تخصصی که در زمینه های مختلف علمی یافته اند در بالا بردن بهره وری ، کیفیت بهتر زندگی و به روز کردن فعالیت های خود در تمامی زمینه ها تلاش خواهند نمود. لذا بر بستر افزایش دانایی و ایجاد روحیه ی پژوهشگری است که سازمان ها و جوامع می توانند مشارکت و همفکری نیروی انسانی خود را در راستای اهداف خویش به کارگیرند و سنت ها و اهداف خود را به روز نگهدارند و به توسعه دست یابند و پیشرفت نمایند . بدیهی است راه های رسیدن به توسعه و پیشرفت به معنای مدرنیت و جدید آن ابزاری را خواهان است که هر تغییری و هر تحولی ابزاری می خواهد که این ابزار علم و فن آوری و تحقیق و پژوهش است که دستاورد بشر پژوهشگر و کاوشگر است .
روشن و مبرهن است که امر پژوهش به منزله استخوان بندی برنامه های توسعه ی جوامع بشری به شمار می آید. میزان توجه دولت ها به این امر و بودجه ای که به آن اختصاص داده می شود از شاخص های اصلی توسعه به شمار می رود.
1ـ5ـ اهداف پژوهش :هر تحقیق دارای اهداف خاصی است . بنابراین ، اهداف مزبور باید در طرح تحقیق انعکاس یابند . چند ویژگی اساسی را باید در مورد اهداف تحقیق در نظر داشت صراحت ، ایجاز، عدم تناقض، تعدد مطلوب و تحقق پذیری (ساروخانی ، 1385 : 147)
پس از تعریف مسأله مناسب است که اهداف تحقیق به صورت واضح بیان شوند، بیان اهداف نیز می تواند ابعادی از تحقیق را روشن کند. هر تحقیق دارای اهداف مخصوص به خود است ، این اهداف در تحقیق تصریح می شوند . می توان اهداف تحقیق را به دو دسته « اهداف کلی » و « اهداف جزئی » تقسیم کرد . هدفی که به صورت جامع نشان دهنده ی مقصود از انجام تحقیق باشد ، هدف کلی می گوییم ، می توان این هدف کلی را به تعدادی اهداف جزئی تقسیم کرد ، این مجموعه ی اهداف جزئی را اهداف فرعی می نامیم .(عزتی ، 1383: 118)
هدف از اجرای این پژوهش شناسایی عواملی است که در عمل می توانند باعث گرایش یا عدم گرایش دانشجویان به پژوهش شوند ،همچنین کمک به بهبود وضعیت فعالیت های پژوهشی دانشجویان در دانشگاه و ایجاد زمینه علمی شناخت جهت مسئولان و برنامه ریزان دانشگاهی و جامعه در جهت کمک به فرایند تولید علم در دانشگاه هاست . توجه به عوامل مؤثر بر گرایش دانشجویان به پژوهش و پژوهشهای قشر دانشجو در زمینه ی شناخت نیازها و دغدغه های این دانشجویان ، حمایت مادی و معنوی ،ایجاد بستر مناسب ، تهیه ی ابزارها و سایر امکانات پژوهش و جز آن می تواند زمینه بروز استعدادهای دانشجویان را فراهم نموده و مشکلات موجود در نظام پژوهشی شناسایی گشته و نقاط قوت آن هر چه بیشتر تقویت گردد.
1ـ5ـ1ـ هدف کلی :هدف کلی این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر گرایش دانشجویان به پژوهش است . این عوامل در بستری از زمینه های اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و ... قرار دارند .
1ـ5ـ2ـ اهداف جزئی
1ـ شناسایی ویژگی های فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی دانشجویان
2ـ شناسایی میزان علاقه ی دانشجویان به پژوهش
3ـ شناسایی عوامل فردی از قبیل سن ،جنسیت، ساعات مطالعه فرد ، هزینه ی ماهیانه فرد دانشجو وهزینه‌ی سالانه ی خرید کتاب توسط او
4ـ بررسی شرکت دانشجویان در جشنواره ها و همایش های علمی پژوهشی وعضویت درباشگاه پژوهشگران
5ـ میزان دسترسی به امکانات پژوهشی توسط دانشجویان
6ـ شناسایی میزان توجه دانشجویان به انواع روش پژوهش
7ـ میزان توجه به نظر مشاورین تحقیقاتی توسط دانشجویان
1ـ6ـ تعریف واژه ها و مفاهیم کلیدی :1-6ـ 1ـ تحقیق : [ رفتاری عالمانه و منطقی] برای مطالعه و بررسی منظم و کنترل شده قضایای فرضی درباره ی روابط اجتماعی بین پدیده های طبیعی با دیدی انتقادی . (دلاور، 1390: 47)
1ـ6ـ2 توسعه: مایکل تودارو بر این باور است که توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی ، طرز تلقی عامه ی مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی ، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است . توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه ی نظام اجتماعی ،هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروههای اجتماعی در داخل نظام ، از حالت نا مطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است ، سوق می یابد . (تودارو ، 1366 : 135 ، به نقل از لهسایی زاده : 9ـ8)
1ـ6- 3ـ تولید دانش :ارائه دانش نو،استفاده ازدانش وتجربه پیشینیان وتلاش درجهت بهبودشیوه ها وراه حل های آن ویا ابداع ونوآوری ویاخلاقیت درگسترش آن.
1ـ6ـ4ـ علم : علم به معنای علم طبیعی ، مطالعه ی نظام یافته ی جهان طبیعی است . علم شامل مرتب کردن منظم داده های تجربی ، همراه با ساختن رویکردهای نظری و نظریه هایی است که این داده ها را توضیح داده یا تبیین می کند .(گیدنز ، 1383 : 790)
1ـ 6ـ 5ـ مساله: مسأله تحقیق باید مبتنی بر پدیده های عینی و واقعیت های اجتماعی قابل مشاهده و تجربه پذیر باشد و محقق بتواند با روش های علمی به تجربه ی آن بپردازد . (ساعی ، 1381: 8)
1ـ 6ـ 6ـ موضوع : محقق طی تعریف موضوع تحقیق به تحدید و تدقیق مسأله پرداخته و حدو مرز آن را مشخص می کند و کار خود را از حالت انتزاعی بیرون آورده و بدان خصلت انضمامی می بخشد .( ساعی 1381: 10)

فصل دوم
مرور ادبیات پژوهش
2ـ ادبیات تحقیق
2ـ1ـ مبانی نظری پژوهش
2ـ2ـ چارچوب نظری
2ـ 3ـ مدل مفهومی تحقیق
2ـ 4ـ فرضیه های تحقیق
2-5- مطالعات پیشین

2ـ ادبیات تحقیق
محقق پس از فرمول بندی موقت تحقیق در مرحله ی واکاوی ادبیات نظری تحقیق مبانی تئوریکی موضوع پژوهش را از طریق کتاب ها و مقالات مناسب می کاود و با انجام مصاحبه های اکتشافی با متخصصان علمی ، شاهدان عینی و افراد مورد بررسی ، فضای تئوریکی تحقیق خود را وسعت می بخشد . در این مرحله تئوری ها و رویکردهای مختلف در خصوص پدیده مورد مطالعه ، بررسی می گردند که بر آیند آن غنای معرفت علمی پژوهشگر و آماده سازی چارچوب نظری طرح است . (ساعی ، 1381 : 11)
منابع اطلاعاتی تحقیق به دو دسته تقسیم می شود : منابع دست اول و منابع دست دوم . منابع دست اول ، مطالعات ، نوشته های اولیه ی یک نظریه پرداز ، محقق یا شاهد زنده ی در یک واقعه است . منابع دست اول حاوی تمام گزارش تحقیق ، یک نظریه یا بیانات یک ناظر است و به این دلیل مفصل و در بعضی موارد خیلی غنی است . از جمله منابع دست اول مطالعات تجربی منتشر شده در مجلات یا در نظام های بازیابی اطلاعات ، تک نگاری های اندیشمندانه ، گزارش های تحقیقی و برخی پایان نامه ها است .
منابع دست دوم هم نهاده ی ادبیات نظری و تجربی قبلی است . از جمله ی این گونه منابع کتاب ها ، پروژه - ریسرچهای منتشر شده در دایره المعارف ها و پروژه - ریسرچهایی است که وضع دانش موجود را درباره ی یک موضوع از طریق خلاصه کردن تحقیقات اصلی ارزیابی می کند. یک کتاب درسی که در زمینه ای علمی به بسیاری از منابع دست اول در یک چارچوب واحد وحدت می بخشد نیز یک منبع دست دوم است . منبع اطلاعاتی دست دوم یک دید کلی درباره ی مطلب فراهم می آورد . گرچه در پیشینه تاکید می شود که حتی المقدور از منابع دست اول استفاده می شود ولی منابع دست دوم هم می توانند مفید واقع شوند . (سرمد و بازرگان ، 1387: 56)
2ـ1ـ مبانی نظری پژوهش
منظور از طرح نظری مسئله ی تحقیق نگرش یا چشم انداز نظری است که تصمیم گرفته می شود برای بررسی مسئله ای که در پرسش آغازی طرح شده پذیرفته شود. (کیوی و کامپنهود ، 1385: 85)
رفتار انسانی پیچیده و دارای جنبه های متعدد است ،و بسیار نا محتمل است که یک دیدگاه نظری و به تنهایی بتواند همه ی جنبه های آن را در بر گیرد . گوناگونی در تفکر نظری منبعی غنی از اندیشه ها را فراهم می سازد که می توان از آن در تحقیقات بهره گرفت و نیز استعدادهای خلاقی را بر می انگیزد که برای پیشرفت در مطالعات جامعه شناختی بسیار ضروری است (گیدنز ،775:1376)
نظریه در تعیین مشاهدات ، اندازه گیری و محدود کردن واقعیت های مورد پژوهش راهنمای پژوهشگر است . نظریه وسیله ای است که از طریق آن به جستجوی همبستگی های آزمایشی پدیده ها می پردازند. برای نظریه نقش های متفاوت و متعددی مطرح شده است . این بحث ها بیشتر مربوط به این موضوع هستند که آیا باید ابتدا نظریه را ساخت و سپس به پژوهش پرداخت ، یا بر عکس ان عمل کرد ، و یا ترکیبی از این دو روش را به کار بست ؟ روش « ابتدا نظریه ، بعد پژوهش » دارای مراحلی به شرح زیراست:

–90

رویکرد مالی
سبک تصمیم گیری

سبک تصمیم گیری اجتنابی

سبک تصمیم گیری فی البداهه

فرضیات تحقیق:
بین سبک تصمیم گیری مدیران وتجزیه و تحلیل رویکرد مالی بانکهای تجاری رابطه معناداری وجود دارد.
سایر فرضیه ها:
1)بین سبک تصمیم گیری عقلایی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
2) بین سبک تصمیم گیری شهودی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
3) بین سبک تصمیم گیری وابسته مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
۴) بین سبک تصمیم گیری اجتنابی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
5) بین سبک تصمیم گیری فوری مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق:
تعریف نظری به تعریف یک واژه توسط واژه‌های دیگر اشاره دارد.به عبارت دیگر در اینگونه تعریف از واژه‌های انتزاعی و ملاک های فرضی استفاده می‌شود.تعریف نظری به شناسایی ماهیت یک پدیده کمک کرده و نقش مهمی را در فرآیند تدوین فرضیات ایفا می‌کند(سرمد و همکاران، 1383).
تصمیم: تصمیمات انتخاب هایی هستند که از بین دو یا چند گزینه اتخاذمی شوند و در واکنش متقابل به یک مشکل گرفته می شوند(ویلهلم استینبرگ،2003)
در مدیریت معاصر تصمیم گیری به عنوان فرآیند حل یک مسأله تعریف شده است و اغلب به تصمیم گیری حل مسأله نیز گفته می شود. در تصمیم گیری عقلایی مدیر گرچه از دانش کافی برخوردار بوده و اطلاعات مورد نیاز را تا حد ممکن در اختیار داشته باشد، نهایتاً به خاطر کمبود اطلاعات از آینده در یک شرایط نامعلوم و بلاتکلیف قرار می گیرد وبرای دستیابی به نتایج مورد نظر تا حدودی به شانس و احتمال متوسل می شود.در نتیجه همواره با نوعی تردید ودودلی رو به رو بوده چه بسا ضعف حاصل از شک و تردید و عدم اطمینان او موجب سستی و عدم قاطعیت درتصمیم گیری و انحراف از مسیر صحیح ومناسب گردد(مجله اقتصاد ومدیریت شماره 24 و 25 ).
1- تصمیم گیری عقلایی : دیدگاه های منطقی وساختار مند به تصمیم گیری
2 - تصمیم گیری شهودی : تکیه بر ظن، احساس وادراک درتصمیم گیری ها
3- تصمیم گیری وابسته : تکیه بر راهنمایی وپشتیبانی دیگران در تصمیم گیری ها
4- تصمیم گیری اجتنابی : به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
5- تصمیم گیری فوری: تمایل بر تصمیم گیری ناگهانی وبدون تفکر قبلی ( اسپایسر وسادلر اسمیت، ٢٠05)
رویکرد مالی:
منظور از رویکرد به عنوان یک متغیر وابسته، رویکرد مالی بانک است که با شاخصهای ساختار سرمایه ، سودآوری ورشد سنجیده می شود.هرکدام از این شاخصهادارای زیر شاخه می باشند.( وزارت امور اقتصادی و دارایی، 1389)
مهمترین شاخصهای مالی که در اکثر بررسی های مالی در تمام دنیا از بانکها صورت می گیرد و توسط بانک توسعه بین المللی و موسسات رتبه بندی معتبر مورد استفاده قرارگرفته است، به شرح زیر می باشد:
ساختار سرمایه :
ساختار سرمایه از جمله موضوعاتی است که در عرصه بانکداری دارای اهمیت فراوانی است.مرتبط بودن ساختار سرمایه بانک ها با ریسک اعتباری و هزینه سرمایه باعث ایجاد تمایلات متضاد در بانک برای کاهش نسبت سرمایه برای رسیدن به سود بیش تر و یا افزایش سرمایه برای مقابله با خطر شده است.از همین رو و برای اطمینان از سلامت نظام پولی و مالی داخلی و بین المللی یک سری مقررات توسط نهادهای مسئول داخلی و بین المللی در این زمینه وضع و به مورد اجرا گذاشته شده است و سرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد علیرغم وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی بازپرداخت بدهی راداشته باشد وبه عملیات خود ادامه دهد (وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389).
سودآوری:
درآمد و سودآوری زیاد برای یک بانک، نشانگر توانایی آن درحمایت از عملیات حال وآینده می باشد.به طور مشخصتر درآمد وسودآوری، تعیین کننده ظرفیت جذب سرمایه به وسیله ساختن زیر بنای مناسب سرمایگذاری برای توسعه و پرداخت سود کافی به سهامداران می باشد.(وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389)
رشد:
این شاخص نشان دهنده رشد رویکرد بانک در مولفه های مختلفی نظیر رشد سپرده ها، رشد تسهیلات اعطایی ،رشد درآمد و... می باشد.( وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389)
تعریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی، تعریفی است که بر ویژگی های قابل مشاهده استوار است. این نوع تعریف فعالیت های محقق را در اندازه‌گیری یا دست کاری یک متغیر مشخص می‌سازد. به عبارت دیگر تعریف عملیاتی راهنمای محقق است در آن چه که باید انجام گیرد و شیوه انجام آن (سرمد و همکاران، 1383).
برای بدست آوردن ارقام مورد نیاز سبک تصمیم گیری مدیران، از پرسشنامه اسکات و بروس(1995)استفاده شده است. با استفاده از پرسشنامه 25 سوالی با طیف پنج گزینه ای لیکرت اندازه‌گیری شده است. در این پرسشنامه سوال‌های 3-7-11-13-25 برای سنجش سبک عقلایی، سوال های 1-4-12-16-17 برای سنجش سبک شهودی، سوال های 2-5-10-18-22 برای سنجش سبک وابسته، سوال های 6-14-19-21-23 برای سنجش سبک اجتنابی، سوال های 8-9-15-20-24 برای سنجش سبک فوری تدوین شده است. برای سنجش از مقیاس فاصله ای استفاده شده است.
در پژوهش حاضر، برای بدست آوردن ارقام رویکرد مالی بانک ها جهت انجام تحقیق، از آمار و صورت های مالی گزارش شده که توسط وزارت امور اقتصادی ودارایی درسال 1390 و با استفاده از بررسی صورت های مالی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی استفاده شده است
قلمرو موضوعی :
حوزه نگرشی این تحقیق، سبکهای تصمیم گیری است.بنابراین در حوزه مباحث مدیریت رفتارسازمانی طبقه بندی می شود.همچنین رویکرد مالی در حوزه مباحث مدیریت مالی طبقه بندی می شود.
دوره زمانی :
دوره زمانی این تحقیق، از آبان1391 تا تیر ماه 1392 بوده است.
دوره مکانی:
این تحقیق از نظر قلمرو مکانی شامل بانکهای تجاری استان گیلان می باشد.منظور شش بانک از بانکهای هستند که هدف اولیه تاسیس وفعالیت آن ها انجام امور تجاری می باشد.این بانکها عبارتند از ملی، ملت، تجارت، صادرات ایران، رفاه وسپه
فصل دوم
ادبیات تحقیق
بخش اول: سبک تصمیم گیری
مقدمه :
از آنجا که نیروی انسانی محور کلیه فعالیت های اقتصادی و سیاسی و...است. لذا سرمایه گذاری در این منبع و مدیریت صحیح آن، یکی از اهداف مهم توسعه همه جانبه محسوب می گردد. به طوری که کشورهای پیشرفته نیز ابتدا در تربیت نیروی فنی و تخصصی خود پیشقدم بوده و سپس به توسعه اقتصادی صنعتی نایل شده اند، بر این اساس امروزه میزان اطلاعات علمی و مهارت های فنی منابع انسانی خود به عنوان یکی از معیارهای توسعه یافتگی هر کشور به حساب می آید(عربی نژاد، 1375).
برای اجرای موفق هر فعالیت علاوه بر منابع مالی و وسایل و ابزار کار نیروی انسانی کارآمد نقش اساسی را ایفا می کند(رابرت اونز، 1987).
در جامعه کنونی هیچ انسانی وجود ندارد که در طول حیات خود صدها بار با سازمان ارتباط نداشته باشد. رویکرد سازمان ها وابسته به مدیریت آن هاست. مدیران ناگزیرند برای دستیابی به اهداف سازمان اصول و مفاهیم علمی را به کار بسته و با منطقی صحیح در کاربرد آن ها دقت کافی به عمل آورند به همین دلیل مدیران باید همیشه آنچه را به صرف و صلاح سازمان است انجام داده و از بروز تمایلات شخصی خود که با موازین اصول مدیریت مغایرت داشته باشد دوری گزینند(پرهیزگار، 1373).
همواره در پس هر رویکردی، تصمیم یا تصمیماتی وجود داردکه نوع رویکرد را مستقیماً تحت تاثیر قرار می دهد. شناخت سبکها وفرآیند تصمیم گیری در راستای بهبود تصمیماتی که توسط مدیران اتخاذ می شود، می تواند منجر به بهبود رویکرد بانکها شود، از آنجاکه در اغلب سازمان ها و حتی در بانک ها از توانایی های کارکنان استفاده بهینه نمی‌شود و مدیران قادر به بکارگیری ظرفیت های بالقوه آنان نیستند، آنها با در نظرگرفتن این رویکردها میتوانند تصمیم درستی بگیرند(گرجی، 1389).
در این فصل از پژوهش، با توجه به موضوع تحقیق که((بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران وتجزیه وتحلیل رویکرد مالی بانکهای تجاری ))است، در این بخش به بررسی سیر تحول، مدل و تئوری، آثار و تبعات و بستر وپیشینه تحقیق اختصاص داده شده است.
مطابق نظر رابینز(1998) تصمیمات، انتخاب هایی هستند که از بین دو یا چند گزینه اتخاذمی شوند و در واکنش متقابل به یک مشکل گرفته می شوند(استینبرگ، ٢٠٠٣).
تصمیمات برای اداره کردن، یک نقش محوری دارند( آدایر، 1985) .
تصمیم گیری عقلایی : دیدگاه های منطقی وساختار مند به تصمیم گیری
تصمیم گیری شهودی : تکیه بر ظن، احساس وادراک درتصمیم گیری ها
تصمیم گیری وابسته : تکیه بر راهنمایی وپشتیبانی دیگران در تصمیم گیری ها
تصمیم گیری اجتنابی : به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
تصمیم گیری فوری: تمایل بر تصمیم گیری ناگهانی وبدون تفکر قبلی ( اسپایسر وسادلراسمیت، ٢٠٠۵)
در هر موقعیت مدیریتی، یک تصمیم یا مجموعه ای از تصمیمات باید برای اجرا در اولویت باشند.نتیجه نیز بر حسب موفقیت یا شکست، بستگی به خود تصمیم واثربخشی اجرای آن دارد (ویلهلم استینبرگ، ٢٠٠٣)
تصمیم گیری موثر، یکی از مهارت های مهم شغلی وزندگی به شمار می رود. همان گونه که(اسکات وبروس، ١٩٩۵) ذکر کردند، در مقایسه با توجهی که به شغل و شرایط تصمیم شده است، توجه کمی به خصوصیات تصمیم گیرندگانی که نتایج تصمیمات را تحت تاثیر قرارمی دهند، شده است. اما اخیرًا محققان بر خصوصیات تصمیم گیرندگان تمرکز کرده اند(رابرت لو، 2000).
علاقه مدیران به تصمیم گیری وحل مشکلات، سابقه تاریخی دارد .دلیل چنین علاقه ای نیز روشن است. تصمیم گیری یک فعالیت بنیادی است که رویکرد را تحت تاثیر قرار می دهد.کیفیت تصمیمات مدیران، یک عامل بزرگ در تعیین رویکرد است که بوسیله توجهی که به تصمیمات خاص شده، بدست آمده است. به نظر می رسد که سبک تصمیم گیری بر رویکرد تاثیرگذار است( فردریک راس وهمکاران، ١٩٩۶).
کیفیت تصمیم گیری در سازمان ها، بستگی به انتخاب اهداف مناسب و تعیین ابزار رسیدن به آن ها را دارد. مدیران با ترکیب بهینه فاکتورهای رفتاری وساختاری، می توانند احتمال اتخاذ تصمیمات با کیفیت را افزایش دهند.کیفیت تصمیمات، نه تنها احتمال اخذ تصمیمات خوب را افزایش می دهد، بلکه نقطه آغازی است برای اتخاذ تصمیمات موثراست( ویلهلم استینبرگ، ٢٠٠٣).
پژوهشهای قبلی برروی این موضوع استوار بود که افراد برای انتخاب بهینه، تئوری های اصلی را دنبال می کنند در حالی که تحقیقات نوین، بیشتر بر روی این موضوع توجه دارندکه چگونه مشکل تصمیم و شرایط تصمیم گیری، فرایند تصمیم را تحت تاثیر قرار می دهد(پیتر تونهلم، ٢٠٠۴).
تصمیم گیری با اطلاعات وکنترل در ارتباط است. بسیاری از فرهنگهای سازمانی، تلاش می کنند تا تمرکز کنترل را با مدیریت حفظ کنند و بنابراین با دادن دستورها وساختارها، تقویت رامحدود می کنند تا بلکه تصمیمات موثر را دربین کارمندان تسهیل کنند(درویش یوسف، 1998).
با بررسی های صورت گرفته توسط محقق بر روی منابع و مآخذ تحقیق که بیشترآن ها در خارج ازکشور انجام شده اند، طبقه بندی های مختلفی در مورد سبکهای تصمیم گیری وجود داردکه شاید بتوان گفت روح و اساس همه آن ها مشابه است. قبل از بیان این طبقه بندی ها، سبک تصمیم گیری تعریف می شود.
سبک تصمیم گیری:
تعریف:
سبک تصمیم گیری به عنوان یکسری عادات یادگرفته شده درتصمیم گیری و اسلوب خصوصیتی افراد در دریافت و پاسخ به وظایف تصمیم گیری تعریف شده است( هارن ١٩٧٩، دریور ١٩٧٩).
سبک تصمیم گیری اشخاص، رویکرد سرشتی و عادتی (ولو اینکه آموختنی باشد) است که انتخاب را تحت تاثیر قرار می دهد وسپس بر اساس آن انتخاب، عمل می شود(پاتریک کونور و بوریس بکر،003 ٢).
افراد در شیوه تصمیم گیریشان ثبات دارند.آن ها یک سبک تصمیم گیری اصلی دارند هرچند که ممکن است منحصرًا از آن استفاده نکنند(دریور وهمکاران، ١٩٩٠).
عوامل موثر بر سبک تصمیم گیری:
بر پایه تحقیقاتی که توسط محققان متعدد در فرهنگها وسازمان های مختلف و درکشورهای گوناگون صورت گرفته است عوامل موثر بر سبکهای تصمیم گیری شناخته شده است که در زیر به آن ها اشاره می شود .
نتایج یکی از این تحقیقات توسط یوسف درویش درسال ١٩٩٨ نشان داد که فرهنگ سازمانی، سطح تکنولوژی مورد استفاده،آموزش وسطح مدیریتی، از پیشبینی کننده های سبک تصمیم گیری است.به ویژه فرهنگ سازمانی که به نظر می رسدتاثیر زیادی برسبک تصمیم گیری افراد می گذارد .
یافته های تحقیقی در کویت نشان داد که مدیرانی که سبک تصمیم مشاوره ای ومشارکتی دارند ورویکرد قوی تری دارند( علی وهمکاران، ١٩٩٧).
هافستد (1980) و طیب(1980) معتقدند که پیش زمینه فرهنگی برروی سبک تصمیم گیری تاثیرگذار است.
انواع سبک تصمیم گیری:
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه کارل جونگ:
کارل جونگ( ١٩٢٣) از ۴ سبک تصمیم گیری نام برده است.این چهار سبک در قالب دورویکرد بیان شده اند : رویکرد درون گرایی و رویکرد برون گرایی
1)سبک احساسی
آگاهی های مستقیمی که ازطریق حواس پنجگانه از اشیاء ، افراد، اتفاقات یا ایده ها حاصل می شود .
2) سبک ادراکی
آگاهی هایی که وقتی منابع به صورت صریح وروشن تعریف نشده اند، از طریق ضمیر ناخودآگاه دریافت می شود
٣) سبک تفکری
فرایند منطقی قضاوت و جستجو برای ایجاد روابط درست در نتیجه گیری
4) سبک عاطفی
فرایند ارزیابی موضوع براساس ارزشها وترجیحات(کوان، ١٩٩١)
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رو:
رو (1981) در پرسشنامه سبک تصمیم گیری خود ( DSI ) سبکها رابه ۴ گونه تقسیم کرده است که عبارتند از : دستور ی، تحلیلی، مفهومی ورفتاری .
همچنین سطوح سبک تصمیم گیری را به ۴ سطح خیلی غالب ، غالب، پشتیبان و کمترین تقسیم کرده است.
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه دریور و همکاران:
(دریور و همکاران ١٩٩0)سبک های تصمیم گیری رابه چهار سبک که بستگی به ترکیب منحصربه فرد استفاده از اطلاعات وتمرکز برراه حل دارد، تقسیم کردند .
استفاده از اطلاعات اشاره به تمایل شخصی به جستجو، هم با مقدار کم اطلاعات(راضی کننده ها) وهم با مقدار زیاد اطلاعات (حداکثر کننده ها ) قبل از تصمیم گیری دارد .
از طرف دیگر تمرکز بر راه حل، اشاره به رجحان شخص هم به یک راه حل برای یک مشکل(تک تمرکزی )و هم قبول روشهای چندگانه(چند تمرکزی)دارد .
سبک پنجم(سیستماتیک)نیز به وسیله(تاتو، ابرلین، کوترابا، برادبری، ٢٠٠٣ )پیشنهاد شده که معرف تصمیم گیرندگانی است که تلاش میکنند دیگر سبکهارامخصوصاً ترکیبی وسلسله مراتبی دریک مجموعه خیلی پیچیده بعنوان فرایند تصمیم منظم و اسلوب دار ترکیب کنند. این مجموعه نسبتاً پیچیده می توانددر قالب دو بخش طبقه بندی شود.
1)انحصاری:تصمیم گیران، تعداد محدودی از منابع و راه حل های ممکن را مورد توجه قرار می دهند .این بخش شامل سبکهای قاطع، انعطاف پذیر و سلسله مراتبی است.
2)جامع:تصمیم گیران تلاش می کنند تا ازتعداد زیادی منابع و راه حل های ممکن برای حل مشکل بهره جویند.این بخش شامل سبکهای ترکیبی و سیستماتیک است(تاتوم و همکاران ٢٠٠٣)
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه کرینر:
کرینر تصمیمات را از لحاظ سطح ابتکاری بودن به سه نوع معمول، اصلاحی و نوآورانه و به لحاظ برد زمانی و تاثیرگذاری( سطح مدیریتی درگیر )به سه نوع روزانه، تاکتیکی و راهبردی تقسیم بندی میکند(مدیریت و توسعه ،1390).
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه اسنهارد:
اسنهاردبیان داشت که تفاوت های سبکهای تصمیم گیری مربوط به نسبت اطلاعات مورد استفاده و جایگزین ها و ترکیب داده های چندگانه است . یکی از خصوصیات جالب تئوری اسنهارد تصوریست که مخالف تئوری تصمیم سنتی است.وقتی تصمیم گیرندگان از اطلاعات زیادی استفاده می کنند، به انتخابهای زیادی توجه می کنند وتلاش می کنند تا داده هارا ترکیب کنند وسرعت تصمیم لزوماً کم نیست. وقتی شخصی دریک حوزه آگاهی و دانش دارد، حتی وقتی منابع ورودی چندگانه مورد توجه قرار می گیرد، می تواند تصمیمات سریعی اتخاذ کند (تاتوم و همکاران ، ٢٠٠٣).
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه محمد باقریان و همکاران:
محمد باقریان و همکاران ( ١٣٨٠ ) سبکهای تصمیم گیری را به ده سبک تقسیم میکنند :
١) عقلایی :
در این سبک فرد با در اختیار داشتن تمامی اطلاعات لازم و تجزیه و تحلیل تمامی گزینه ها وپی آمدهای هر یک، یک راه راکه بهترین است برمی گزیندکه دارای هشت مرحله است و به دو بخش شناسایی مسئله و حل آن تقسیم میشود .
٢) عقلایی محدود :
عقلانیت انسان محدود است واین محدودیت ناشی از ذهن آدمی است که نمی تواندتمامی راه حل های ممکن برای حل یک مسئله را بشناسد و مطلوبیت و عواقب ناشی از انتخاب هر یک از راه حل ها را به طور کامل و به درستی پیشبینی کند.بنابراین نمی توان تصمیمی گرفت که در هر زمان و مکان بهترین تصمیم به شمار بیاید .
٣) علمی تصمیم گیری :
این سبک شبیه روش عقلایی است که در آن از آمار و ریاضی و شبیه سازی و کامپیوتر استفاده می کنند و در جایی کاربرد دارد که مسائل قابل تجزیه و تحلیل بوده و متغیرها را نیز بتوان مورد شناسایی قرار داد.
4) کارنگی :
سبک کارنگی به وسیله ریچارد سیرت، جیمز مارچ و هربرت سایمون ارائه شد.آنان نشان دادندکه در تصمیماتی که در سازمان گرفته می شوندتعدادزیادی مدیر دخالت دارند وتصمیم نهایی مبتنی بر نوعی ائتلاف است که بین مدیران به وجود می آید.این ائتلاف عبارت است از همکاری تعدادی از مدیران که درباره هدفهای سازمان و اولویتها توافق نظر دارندکه این توافق نظر شرط کیفیت آن تصمیم به شمار نمی آید .
5)تصمیم گیری مرحله ای :
تصمیمات مهمی که در سازمات های بزرگ گرفته می شود به صورت یک سلسله تصمیمات کوچک بوده و در مجموع به صورت یک تصمیم عمده درمی آیند که شامل سه مرحله شناسایی ، ارائه راه حل و انتخاب می باشد
۶) ادغام فرآیند مرحله ای و کارنگی :
هنگامی که دو بخش فرایند تصمیم گیری یعنی شناسایی مسئله و حل مسئله بصورت همزمان بسیار نامطمئن باشد، الگوی کارنگی در مرحله شناسایی مسئله و الگوی مرحله ای در بخش حل مسئله چاره ساز خواهند بود و حالتی ترکیبی ایجاد می کنند .
٧)مدل سطل زباله :
ویژگی این سبک این است که فرآیند تصمیم گیری به عنوان یک سلسله مراحل پیاپی نیست که با مسئله یا مشکلی شروع شود و با یک راه حل به پایان برسد. در واقع ممکن است فرآیند شناسایی مسئله و ارائه راه حل هیچ رابطه ای با هم نداشته باشند .(سلمانی،1384) از این سبک به نام "کشکول" نام برده است و بیان می کندکه این سبک، بیشتر
در سازمان هایی مورد استفاده قرار می گیرد که برای تحقق اهداف اختلاف نظر وجود دارد، رابطه علت و معلولی به دلیل فقدان شناخت بین مشکلات و راه حل برقرار نمی شود، سازمان به مشکلات به دلیل ناتوانی در حل آن ها خو گرفته است و آمار جابجایی و ترک سازمان بالاست.
٨)تصمیم گیری اقتضایی :
مبتنی بر این اصل است که کاربرد هر تصمیم یا روشی به وضعیت محیط یا شرایطی بستگی داردکه سازمان در آن واقع شده است . دو ویژگی سازمانی که در تعیین روش تصمیم گیری نقش مهمی ایفا می کنند عبارتند از : توافق نظر در مورد هدف و دانش فنی در مورد شیوه های تامین آن هدفها
٩) تصمیم گیری در بحران :
در اینجا ماهیت مسئله و شرایط محیطی محورکانونی تحولات است وکیفیت تصمیم گیری تابع سه عامل قرار گرفته است : کیفیت اطلاعاتی که وارد فرآیند تصمیم گیری می شود، بیان صحیح و روشن هدف و قوه درک وتوان ذهنی و شعور تصمیم گیرنده .
١٠)تصمیم گیری در نظریه آشوب :
در این نظریه به وضعیتی آشوبی یا بی نظم گفته می شود که به علت عدم وجود قوانین مشخص، امر پیشبینی میسر نیست و یکی از مفروضات این نظریه این است که بین پدیده ها رابطه خطی وجود ندارد.بنابراین نمی توان روند گذشته را به حال و آینده تسری داد .
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه دفت:
(ریچارد ال دفت، ١٩٩٨ ) از پنج سبک تصمیم گیری به شرح زیر نام می برد:
الف- سبک قاطعیت:
در این سبک، فرد به اطلاعات محدود ومشخص اکتفا می کند ودر پی راه حل منحصر به فردبر می آید .
ب- سبک انعطاف پذیر :
در این سبک، به اطلاعات محدود ومشخصی اکتفا ولی راه حل های متعددی ارائه می شود .دراین سبک سرعت بسیار زیاد است وکانون توجه پیوسته تغییر می کند .
ج –سبک مبتنی بر سلسله مراتب اختیارات :
در این سبک، بیشترین اطلاعات جمع آوری وراه حل های زیادی ارائه می شود.در اجرای این سبک کنترل شدیدی اعمال می گردد وسعی می شود برای رسیدن به بهترین راه حل ازاطلاعاتی استفاده شود که از نظر کیفیت غنی باشد.
د- سبک یکپارچه :
دراین سبک اطلاعات زیادی جمع آوری می شود ولی بااستفاده از آن ها، راه حل های متعددی ارائه می گردد. هدف از این سبک حداکثررسانیدن سود وتاکیدآن برنوآوری وخلاقیت می باشد .
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رابینز:
بر اساس تحقیقات رابینز( ٢٠٠۵ )در مورد سبکهای تصمیم، چهار دیدگاه فردی متفاوت در تصمیم گیری نشان داده شده است. چارچوب اصلی مدل بر این شناخت استوار است که افراد در دو بعد متفاوتند .
*بعد اول شیوه تفکر= بعضی از افراد منطقی و عقلایی هستند.آن ها اطلاعات را به صورت به هم پیوسته وجزء به جزءپردازش می کنند. در مقابل، بعضی از افراد احساسی و خلاق هستند.آن ها موضوعات را به عنوان یک کل درک می کنند.
بعد دوم درجه تحمل ابهام افراد=بعضی افراد نیاز بالایی به اطلاعات ساختاری دارند درشیوه هایی که ابهام را حداقل می کند. در حالی که دیگران می توانند حجم زیادی از مطالب را در زمان مشابه پردازش کنند. وقتی این دو بعد بر روی نمودار می آید چهار سبک تصمیم گیری را شکل می دهد که عبارتنداز: دستوری ، تحلیلی، مفهومی، رفتاری
مفهومی تحلیلی
رفتاری


دستوری
شهودی شیوه تفکر عقلای
افراد، سبک دستوری را هنگامی به کار می برندکه درجه تحمل ابهام پایین داشته باشند. آن ها کارآمدومنطقی هستند اما کارایی آن ها نتیجه را به تصمیماتی که باحداقل اطلاعات و باجایگزین های کم در دسترس مربوط می کند در نوع دستوری تصمیماتی سریع اتخاذمی شود.سبک تحلیلی نسبت به سبک دستوری از درجه ابهام بیشتری بر خوردار است.مدیران تحلیلی به بهترین وجه اختصاصی شده اند بعنوان تصمیم گیران بادقت، با توانایی سازگاری و روبرو شدن با شرایط ناخواسته و جدید افرادباسبک مفهومی تمایل به استفاده از داده ها از منابع چندگانه و توجه به جایگزین های زیاددارند تمرکز دارند.تمرکز آن ها بر بلند مدت است و دریافتن راه حل های خلاقانه در مشکلات بسیار خوب عمل می کنند. طبقه آخر یعنی سبک رفتاری مختص تصمیم گیرانی است که توجه زیادی به افراد در سازمان و توسعه آن ها دارند.آن ها دقت میکنند تا با زیردستانشان خوب باشند و آمادگی پذیرش پیشنهادات از جانب دیگران را دارند.آن ها بر کوتاه مدت تمرکزدارند و از داده هادر تصمیم گیری استفاده می کنند.این نوع از مدیران سعی میکنند از تعارض دوری کنند و به دنبال مورد قبول قرارگرفتن هستند.اگر چه این چهار طبقه محدود هستند ولی بیشتر مدیران ویژگی هایی دارند که دارای بیش از یک سبک هستند. بعضی از مدیران، بیشتر به طورمختصر بر سبک غالبشان تکیه می کنند. بنابر این بیشتر مدیران انعطافپذیر می توانند بر حسب شرایط تغییر یابند.هوش مساوی و دسترسی مشابه به اطلاعات می توانند دیدگاههای متفاوتی از تصمیمات و انتخاب های نهایی داشته باشند و مفید باشد.این امر همچنین می تواند به مادر فهم اینکه چگونه افراد با فرهنگهای متفاوت ممکن است دارای یک مشکل تصمیم باشند، کمک کند.
تحقیق دیگری که بر پایه تحقیق رابینز توسط رو و بولگاریدز (1992)انجام شده، مدل تکمیلی سبک تصمیم را ارائه داد که به طور خلاصه در جدول نمایش داده شده است:
تمایل به موفقیت
چشم انداز وسیع داشتن
خلاق بودن
مبتکر ایده های بشردوستانه-هنرمندانه
آینده نگر
لذت از حل مساله
خواستار بهترین جواب
خواستار کنترل
استفاده نسبتًا زیاد از داده ها
لذت از تنوع
نوآور بودن
استفاده از تجزیه وتحلیل های با دقت
حمایت گرا بودن
عقیده گرا بودن
تجربه گرا بودن
ارتباطات آسان
استفاده از داده های محدود نتیجه گرا بودن
تهاجمی بودن
سرعت عمل
استفاده از قوانین
استفاده از شهود
شفاهی بودن
نیاز به ساختار
اجتماعی/افراد ارزشگرا بودن تکنیکی/شغل
مدل تکمیلی سبک تصمیم گیری( رو و بولگاریدز،1992)
بررسی های صورت گرفته بر روی تحقیقاتی که اکثر قریب به اتفاق آن ها در خارج از کشور انجام گرفته، نشان می دهد که محققان برای شناسایی سبک تصمیم گیری افراد بیشتر از2مدل استفاده کرده اند.یکی مدلی که توسط رو ( ١٩٨١ ) بیان شده ودیگری سبک اسکات وبروس(1995) همان گونه که اسکات وبروس نیزذکرکرده اند، بیشتر تحقیقات صورت گرفته درگذشته، به نیازهای وظیفه تصمیم گیری ونیز شرایط محیط پرداخته اند واز توجه به تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری غافل مانده اند .در صورتی که امروزه تصمیم گیری به عنوان یکی از رفتارهای ویژه وخاص وجوهره مدیریت به شمار می رود وطبیعی است که باید بیش از پیش تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری مدنظر قرار گیرد .به بیان دیگر، با توجه به رفتاری که هر فرد در زمان مواجه شدن با شرایط تصمیم گیری ازخود نشان می دهد، می توان سبک تصمیم گیری وی را تشخیص داد .البته دراینجا ذکردو نکته بسیار حائز اهمیت است.افراد غالباًیک نوع سبک تصمیم گیری منحصر بفرد دارند لیکن این امر در تمامی موارد عمومیت ندارد.دوم اینکه علاوه بررفتارهای فردی که در نوع سبک تصمیم گیری، تاثیر بسزایی دارد، به طور کلی شرایط موجود در زمان ومکان تصمیم گیری نیز بر نوع سبک اثر گذار است.از طرفی با توجه به نگاه جدید دانشمندان علم مدیریت به تاثیر احساس وادراک در نحوه رفتارافراد ودر طرف مقابل نگاه اقتصادی به انسان درخصوص عقلایی بودن تمامی رفتارها، بررسی تاثیر هرکدام از این رفتارها بر ابعاد گوناگون عملکرد و متغیر های شغلی دارای اهمیت است.
با توجه به دلایل و مستندات ارائه شده مدل تحقیق بشرح ذیل پیشنهاد شده است.
سبک تصمیم گیری عقلایی
سبک تصمیم گیری وابسته

رویکرد مالی
سبک تصمیم گیری
سبک تصمیم گیری شهودی

سبک تصمیم گیری اجتنابی

سبک تصمیم گیری فی البداهه

توسعه و بسط مدل :
اسکات و بروس(1995)باتکیه برکاردریور ( ١٩٧٩)بیان کردندکه سبکهای تصمیم گیری یادگرفتنی هستند و الگوی پاسخ به صورت عادت است که توسط یک شخص وقتی با شرایط تصمیم روبرو می شود، بروز می کند.آن ها کمی به نیازهای وظیفه تصمیم گیری و محیط توجه کردندوبیشتر به تفاوتهای افراد در رفتارتصمیم گیری پرداختند .
اسکات وبروس با بررسی سبکهای تصمیم گیری که قبلاً توسط دیگر دانشمندان پیشنهادشده بود، چهار مدل مقایسه ای برای سبکهای تصمیم گیری در نظر گرفته و تجزیه وتحلیل کردند. مدل اول، دو سبک تصمیم گیری را نشان می داد.1-سبک عقلایی‐ وابسته 2-سبک شهودی‐ فوری ‐ اجتنابی.یعنی در این مدل، عقلایی و وابسته به عنوان یک سبک و شهودی، فوری و اجتنابی به عنوان یک سبک در نظر گرفته شدند.
مدل دوم ،شامل سه سبک تصمیم گیری بود.1-سبک تصمیم گیری عقلایی2-سبک تصمیم گیری شهودی‐ فوری ‐ اجتنابی و 3-سبک تصمیم گیری وابسته .به عبارت دیگر، آن ها در این مدل نسبت به مدل اول، وابسته را به عنوان یک سبک جدا از عقلایی در نظر گرفتند.
مدل سوم سه سبک تصمیم گیری را نشان می داد.1-سبک عقلایی2- سبک شهودی‐ فوری-سبک وابسته 3-سبک اجتنابی. یعنی در این مدل نسبت به مدل قبلی، اجتنابی به عنوان یک سبک تصمیم گیری در نظر گرفته شد.
مدل چهارم شامل پنج سبک تصمیم گیری بود.در این مدل نسبت به مدل قبلی، شهودی و فوری به عنوان سبکهای جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در نهایت با انجام آزمون های گوناگون، سازگاری داخلی، اعتبار و ساختار عاملی بالایی برای این مدل به دست آمد و این مدل به عنوان مدل برتر نسبت به بقیه مدل ها، در نظر گرفته شد.
سبکهای تصمیم گیری اسکات و بروس
1-عقلایی :دیدگاه های ساختار یافته و منطقی به تصمیم گیری
2-شهودی: تکیه بر ظن ، احساس و ادراک
3-وابسته: تکیه بر راهنمایی و پشتیبانی دیگران
4-اجتنابی:به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
5-فوری: تمایل به تصمیم گیری ناگهانی و بدون فکر قبلی
در سبک عقلایی که یک سبک کنکاشی، تحلیلی و منطقی است، تصمیم گیران تاثیرات بلندمدت تصمیماتشان را ارزیابی می کنند و یک جهت گیری وظیفه ای مبتنی بر واقعیت قوی درتصمیم گیریهایشان دارند.به نظر می رسد این سبک مرتبط با تمایل به وارد کردن ساختار وکنترل درونی باشد. ممکن است هردو عمل ساختار دادن وکنترل درونی، منجربه رویکرد بالاشود .
تصمیماتی که بوسیله افراد با سبک شهودی اتخاذ می شود، دارای جهت گیری احساسی ومبتنی بر تمایل درونی به سوق دادن اطلاعات به سمت ظن وگمان است. تصمیمات شهودی، نسبتاً سریع و با اطلاعات محدود اتخاذ می شوند و اغلب اگر ظن و احساس اشتباه باشند، تغییرمی کنند .
تصمیم گیران شهودی احتمالاً خیلی درمعرض اشتباهات وتناقض هستندکه ممکن است مدیران رابه سمت عدم اطمینان و بی اعتمادی از جانب زیردستان و مافوقان بکشاند.پس به نظر می رسد این سبک منجر به رویکرد پایین شود.
سبک وابسته تصمیم گیری دارای خصوصیاتی نظیر استفاده از نظر، عقیده و پشتیبانی دیگران درتصمیم گیری است. افراد با سبک وابسته شدید، در تصمیماتشان نسبت به دیگران احساس مسوولیت می کنند.اگر این رفتار بعنوان یک مشارکت در نظر گرفته شود، ممکن است عکس العمل های مناسبی در مافوق ها و زیردستان ایجاد کند.در عوض اگر این رفتار به شکل تکیه بر دیگران در نظر گرفته شود، ممکن است یک واکنش منفی ایجاد کند .
از ویژگی های سبک اجتنابی، تاخیر و عدم پذیرش است برخلاف قطعیت اجتناب ازتصمیم گیری ممکن است بوسیله بعضی ازافراد برای کاهش نگرانی و اضطراب مرتبط باتصمیم گیری استفاده شود. مدیرانی که با به تعویق انداختن تصمیم گیریها موافقند، به نظرمی رسد مایلند گله و شکایت خودرا از ما فوق ها وزیردستان خود نشان دهند.از خصوصیات سبک فوری وجود احساس قوی ازآگاهی وحضورذهن و علاقه به تصمیم گیری با حداکثر سرعت ممکن است.تصمیم گیران فوری بیان کرده اندکه آن ها تصمیمات را به اقتضای وقت می گیرند، بدون اندکی تامل. این تصمیم گیران ممکن است بعنوان یک فرد قاطع (بدون فکر قبلی ) نگریسته شوند.بنابراین مشخص نیست که آیا این امرموجب ارزیابی رویکرد بالا می شود یا پایین (راش، مکنیلی و کوپر، ١٩٩۶).
با توجه به مطالب یادشده، پژوهشگر معتقد است که تصمیم گیری عقلایی، به تصمیمات باکیفیت بالا منجر می شودکه خود می تواند موجب افزایش رویکردمالی شود.همچنین تصمیمات اجتنابی وفوری نیز به تصمیمات با کیفیت پایین می انجامد.فرض بر این است که سبک تصمیم گیری وابسته به عنوان تصمیم گیری مشارکتی لحاظ شده وتاثیرآن مثبت باشدوتصمیم گیری شهودی منجر به رویکرد پایین گردد.
بخش دوم:
بانک سازمانی است که جای اندوختن پول و سرمایه‌ی مردم است.بانک‌ها با پول اندخته شده، به داد و ستد می‌پردازند و طرح‌های اقتصادی بزرگ را پیش می‌برند. بخشی از سود به دست آمده از این کارها به سپرده‌گذاران پرداخت می‌شود.بانک‌ها به سپرده‌گذاران وام نیز می‌دهندوسپرده‌گذاران باداشتن سندهای شناخته‌شده‌ای مانند چک می‌توانندبدون جابه‌جایی پول به دادوستد بپردازند. پیشینه‌ی‌ بانکداری دست‌کم به 2 هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردد و ایرانیان در این کار پیشتاز بوده‌اند(کاظم بجنوردی،1381).
اوج بانک‌داری ایرانی را باید در دوران ساسانیان جست. در این دوره نیز سکه‌های طلا و نقره در همه جا به فراوانی در دادوستدها به کار می‌رفت. اما در آن دوره به جای جابه‌جای پول، از برات نیز بهره می‌گرفتند. برات سندی نوشتاری و شناخته شده بود که کار چک را انجام می‌داد. برات را از سده‌های پیشین می‌شناختند، اما به کارگیری گسترده‌ی آن به دوران ساسانی بازمی‌گردد(کاظم بجنوردی،1381)
پیشنهاد بنیان‌گذاری بانک در ایران را نخستین‌بار ژان ساوالان (Savalan .J) فرانسوی در سال 1864 میلادی، هنگامی که میرزا محمودخان ناصرالملک برای بستن قرارداد بنیان‌گذاری راه‌آهن در لندن بود، به او داد. پس از آن، بنگاه فرانسوی ارلانگه (Erlangeh) در سال 1886 کوشید امتیاز برپایی بانک در ایران را به دست آورد که به نتیجه نرسید. در همین زمان، روشنفکران و سرمایه‌داران ایرانی نیز کوشیدند نیاز کشور به داشتن بانک را برای دولت‌مردان قاجار روشن کنند. برای مثال، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله کتابی پیرامون نیاز کشور به بانک نوشت و محمد حسین امین‌الضرب، از بازرگانان و صرافان سرشناس، در نامه‌ای به ناصرالدین شاه نیاز کشور را به بانک به او گوشزد کرد. چند نفر از بازرگانان و سرشناسان ایرانی مقیم عثمانی(ترکیه) نیز برای بنیان‌گذاری بانک در ایران کوشش کردند. آنان می‌خواستند با همکاری سرمایه‌گذاران فرانسوی و بانک عثمانی، بانکی به نام بانک ایران و افغانستان، برپا کنند. اما چون سرمایه‌گذاران فرانسوی به سودآوری آن بانک اطمینان نداشتند، همکاری نکردند و چنین بانکی بازگشایی نشد(مصطفی داماد،1381).
بانک شرق جدید، نخستین بانک نوین در سال 1267 خورشیدی/1888 میلادی با نام بانک شرق جدید(New Oriental Banking) در تهران بازگشایی شد و درشهرهای مشهد، اصفهان، رشت، شیراز، بوشهر و تبریز نیز شعبه داشت. آن بانک یک بنیاد انگلیسی بود که در دیگر کشورهای آسیایی نیز شعبه داشت و توانست در زمان اندکی نرخ بهره را به 12 درصد کاهش دهد. آن بانک برای سپرده‌ها‌ی جاری 5/2 درصد، برای سپرده‌های شش‌ماهه، 4 درصد و برای سپرده‌های یک‌ساله، 6 درصد بهره می‌پرداخت. شعبه‌ی بانک تهران حواله‌های 5 قرانی صادر می‌کرد که چون حواله به بانک می‌رسید، وجه آن را به صورت سکه‌ی نقره می‌پرداختند. این بانک در برابر وامی که پرداخت می‌کرد، 12 درصد بهره می‌گرفت که برای شاه ایران حدود 6 تا 8 درصد بود.
بنابراین دست یابی به معیارهای یک نظام بانکی قوی وکارآمدکه به افشاء اطلاعات مربوط به فعالیتها و موقعیت مالی سیستم بانکی اقدام نماید، ضروری است.تجزیه و تحلیل رویکرد بانکها نه تنها از دید اقتصادی، بلکه از نظر جلب اعتماد عمومی نیز بسیار مهم تلقی می شود و باعث بهبود کیفیت مدیریت بانک نیز می شود.ضمن این که علاوه بر سایر شرایطی که بررویکردیک سازمان تاثیرگذار است، توجه به کیفیت زندگی کاری یعنی مجموعه ای از شرایط واقعی کار در یک سازمان که شامل میزان حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشتی، ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری، مردم سالاری، سرپرستی، تنوع و چرخش کاری و غنی بودن مشاغل و ...می شود، ازمهمترین الزاماتی است که باید مورد نظر مدیران قرار گیرد(سلمانی، ١٣٨۴).
1-ارزیابی سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده از طرف مدیران بانکها
2-رتبه بندی بانکها نسبت به یکدیگر با توجه به کارایی آنها
3-معیاری برای سنجش رویکرد مدیریت بانک
4-وسیله ای، جهت تعیین نقاط ضعف و قوت بانک( علیرضایی، ١٣٨٢)
قبل از ورود به مدل مورد استفاده برای ارزیابی رویکرد مالی بانکها در این تحقیق، چند شاخص ارزیابی که در تحقیقات محققان دیگر مورد استفاده قرار گرفته است،بیان می شود.
ونکاترامان رویکرد مالی را شامل رشد و سودآوری دانسته است(جف و همکاران، ٢٠٠6).
در این تحقیق، از معیار های ارزیابی رویکردبانکهاکه توسط وزارت اموراقتصادی ودارایی در سال ١٣90 انجام شده است، استفاده می شود که شامل موارد زیر است:
رویکردمالی :
مهمترین شاخصهای مالی که دراکثر بررسی های مالی درتمام دنیا از بانکها صورت می گیردوتوسط بانک توسعه بین المللی و موسسات رتبه بندی معتبر مورد استفاده قرارگرفته است، به شرح زیر می باشد:
الف-ساختارسرمایه :
ساختارسرمایه ازجمله موضوعاتی است که درعرصه بانکداری دارای اهمیت فراوانی است.مرتبط بودن ساختار سرمایه بانک ها باریسک اعتباری وهزینه سرمایه باعث ایجادتمایلات متضاددر بانک برای کاهش نسبت سرمایه برای رسیدن به سود بیش تر و یا افزایش سرمایه برای مقابله با خطر شده است. از همین رو و برای اطمینان ازسلامت نظام پولی ومالی داخلی و بین المللی یک سری مقررات توسط نهادهای مسئول داخلی و بین المللی در این زمینه وضع و به مورد اجراگذاشته شده است وسرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد علیرغم وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی بازپرداخت بدهی را داشته باشدوبه عملیات خودادامه دهد.(وزارت امورواقتصادودارایی،1390)
ب-سودآوری:
درآمدوسودآوری زیادبرای یک بانک، نشانگرتوانایی آن درحمایت از عملیات حال وآینده می باشد.به طور مشخصتردرآمد وسودآوری، تعیین کننده ظرفیت جذب سرمایه به وسیله ساختن زیربنای مناسب سرمایه گذاری برای توسعه وپرداخت سود کافی به سهامداران می باشد(وزارت امورواقتصادودارایی،1390).
ج-رشد:
این شاخص نشان دهنده رشد رویکردبانک درمولفه های مختلفی نظیررشدسپرده ها، رشد تسهیلات اعطایی، رشد درآمد و... می باشد(وزارت امورواقتصادودارایی،1390).
‐ رضایت دولت(سهامداران):
اگر چه در بنگاه های اقتصادی، سهامداران نیز همواره خواهان حداکثرنمودن بازده سرمایه گذاری خود هستند ولی دربانک های دولتی، این موضوع کمی فرق می کند.در این بانکها، در کنار انتظارکارایی و سوددهی از طرف دولت به عنوان صاحب سهم، ارائه خدمات اجتماعی و در بیشتر اوقات، حمایتی نیز مد نظر است.
‐ رضایت مشتری:
از دیدگاه بازاریابی، بانکها ارائه دهنده خدماتی هستند که منعکس کننده تعهد بانک نسبت به درک نیازهای مشتری وارائه محصولات وخدماتی باکیفیت بالا است.بدون شک دردنیای رقابتی امروز، واحداقتصادی موفق خواهدبودکه بادرک نیازهای مشتری، نوآوری وارائه خدمات متنوع، بتواند مشتریان بیشتری را به سوی خود جلب نماید.لازم به یادآوری است که در این پژوهش، تنها به رویکرد مالی به عنوان یکی از شاخصهای ارزیابی رویکرد بانکها پرداخته می شود.
به طور خلاصه می توان الگوی ارزیابی رویکردبانکها را مطابق شکل طراحی کرد:
خدمات
رویکرد مالی
ساختار سرمایه ،سود آوری،رشد
رضایت دولت
رضایت مشتری
بهره وری

الگوی ارزیابی رویکرد بانکها(وزارت امور اقتصادی و دارایی ،1390)
مدیران بانک در یک بازار رقابتی بامجموعه ای ازعوامل جبران کننده مواجه می شوندکه تصمیمات آن ها می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای روی ویژگی و رویکرد بانک داشته باشد.جهت رقابت در اقتصاد مبتنی بر بازار و حفظ کیفیت خدمات در بلندمدت، یک بانک بایدارائه دهنده خدمات باهزینه پائین بوده و قادر باشدبه حدکافی درتعدادکارکنان وماشین آلات و تجهیزات سرمای گذاری کند، و مساله مستلزم این است که سهم معینی ازدرآمدبرای حمایت از خدمات صرف شود.
نقش اصلی بانک، دریافت وجوه، اساسًا از طریق سپرده وسهام، وسرمایه گذاری آن ها دردارایی های بابهره وری بالا است که منجربه درآمد حاصل ازما به التفاوت نرخ سود میگردد.
علاوه براین بانک ها، بر اساس دریافت دستمزد، خدمات مالی ارائه می دهندکه منجربه درآمد کارمزدی می گردد.
ارزیابی رویکرد مالی :
سازمان های مختلف به منظور رسیدن به هدفشان مشغول تدوین اهدافی می شوند که در صورت انجام صحیح و بهینه وظایف خود می توانند سازمان را موفق کنند. در همین راستا نیاز به یک نظام ارزشیابی رویکرد برای تعیین دستیابی چگونگی رسیدن به اهداف محسوس است، تا به وسیله آن بتوان رویکرد هر یک از قسمت های مختلف را با اهداف از پیش تعیین شده سنجید و در جهت رفع موانع و نقاط ضعف و تقویت عوامل قوت برآمد. مفید ترین اطلاعات برای بررسی، مقایسه رویکرد بانک با بانکهای مشابه در بازار و مقایسه روند ارقام خود بانک می باشد، بهترین راه برای انجام مقایسه رویکرد، تبدیل ارقام به نسبت هایی است که مقایسه مستقیم بین، موسسات مشابه دربازار را امکان پذیر می سازد.
گاهی نیز نسبت ها را باگذشته همان واحد با مؤسسات مشابه و یا با استاندارد های مطلوب مقایسه میکنند.بنابراین در بررسی مالی، می توان وضعیت بانکها را از سه بعد ساختار سرمایه، سود آوری ورشد ارزیابی نمود. البته همانند شکل زیر ، نقدینگی همواره متن سه بعد مورد بررسی می باشد.
رشد
سود سرمایه
شاخصهای ارزیابی رویکرد مالی(وزارت امور اقتصادی و دارایی،1390 )
از سال ١٩٧۵ فارل توانست با تعریف چند ورودی و یک خروجی برای هر واحد تابعی را تحت عنوان تابع تولید روی داده های پوشش دهد و به کمک این تابع کارایی نسبی تمام واحدها را محاسبه نماید.
در سال ١٩٧٨ کوپر وهمکارانش باتوسعه کارفارل به حالت چند ورودی و چند خروجی توانستند تکنیک جدیدی را پایه ریزی نمایند که بتواند با چندین عامل ورودی و خروجی، معیاری برای رویکرد به دست آورند. این تکنیک تحلیل پوششی داده ها(DEA) نام گرفت این روش بر پایه برنامه ریزی ریاضی برای محاسبه رویکرد مجموعهای از واحدهای تصمیم گیرنده بوجود( DMU)آمد و در عمرکوتاه خود ، بیشتر سازمان ها از جمله بانکها، بیمه ها، کارخانه ها، مراکز آموزشی،بیمارستان ها، اتوبان ها و ٠٠٠ برای ارزیابی رویکرد خود از این تکنیک استفاده می نمایند. رویکرد یک مجموعه هم می تواند مطلق اندازه گیری شود هم نسبی، رویکرد مطلق هر واحد حاصل مقایسه آن با استانداردهای بین المللی است و رویکرد نسبی حاصل مقایسه واحدها با هم و بااستانداردی است که از وضعیت فعلی از این جامعه به دست آمده است. رویکرد مطلق به دلایل زیرمعمولاً مد نظر قرار نمی گیرد.
١: استانداردهای بین المللی یا موجود نیستند و یا استانداردها را نمی توان در این جامعه بکار برد.
2:فاصله زیاد واحدهای تحت بررسی با استانداردهای بین المللی باعث ناامیدی و یأس در بین مدیران می گردد. بزرگترین مزیت آن در تعیین فاصله واحدهای تحت بررسی با واقعیت های جهانی است که مکان واقعی سیستم و رویکرد حقیقی آن را نشان می دهد.
برای محاسبه کارایی نسبی به کمک تکنیک تحلیل پوششی داده ها باید توجه داشت که مجموعه انتخاب شده از واحدهای تصمیم گیرنده باید متجانس باشند یعنی همگی دارای شاخصهای هم جنس برای ارزیابی باشند.بدین دلیل کارایی بانکهای تجاری و تخصصی به صورت مجزا محاسبه می گردد.
تحلیل پوششی داده ها، واحدهای تحت بررسی را به دو گروه "واحدهای کارا" و "غیرکارا" تقسیم می کند.واحدهای کارا واحدهایی هستند که امتیاز کارایی آن ها برابر با "یک" است(مهرگان، 1383).
ارزیابی رویکرد مالی در تحقیق:
در پژوهش حاضر، برای بدست آوردن ارقام رویکرد مالی بانک ها جهت انجام تحقیق، از آمار و صورت های مالی گزارش شده که توسط وزارت امور اقتصادی ودارایی درسال 1390 و با استفاده از بررسی صورت های مالی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی در سال 1390 استفاده شده است.
شاخصهای ساختار سرمایه
در ساختار سرمایه از نسبتهایی استفاده می شود که هر گاه عملیات واحد زیان به بارمی آورد، نشان می دهد که تا چه اندازه طلبکاران و وام دهندگان در آن واحد به مطالبات خود می رسند. سرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد،با وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی باز پرداخت بدهی را داشته باشد و به عملیات خود ادامه دهد.
نسبتهایی که می توان ساختار سرمایه را ارزیابی نمود، عبارتند از:
حقوق صاحبان سهام
= نسبت مالکیت
کل دارایی ها
دارایی های درآمد زا

کل دارایی ها -کیفیت دارایی
نسبت کیفیت دارایی: نشان می دهد که چه مقدار از دارایی های بانک، توسط مدیریت آن در امور مولد بکار گرفته شده است.گرچه اثاثیه و ابزار، بانک برای حمایت از عملیات بانکی ضروری است ولی مستقیماً درآمد ایجاد نمی نماید.
دارایی های درآمدزا : شامل مطالبات از بانک مرکزی‐ بانکها و موسسات اعتباری‐ تسهیلات اعتباری و مطالبات از بخش دولتی و خصوصی – اوراق مشارکت و مشابه – سرمایه گذاری ها و مشارکتها می باشد.
مطالبات معوق + سررسید گذشته (3
کل تسهیلات
هزینه مطالبات مشکوک الوصل (4

–91

فرضیه‌های تحقیقفرضیه اصلی:
بین سبک رهبری و عملکرد مدیران مدارس متوسطه رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
1- بین سبک رهبری استبدادی/ غیردموکراتیک و عملکرد مدیران مدارس متوسطه غرب گیلان رابطه معنادار وجود دارد.
2- بین سبک رهبری مشارکتی/ غیرمشارکتی و عملکرد مدیران مدارس متوسطه غرب گیلان رابطه معنا دار وجود دارد .
جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران مرد وزن شاغل در مدارس متوسطه مناطق آموزش وپرورش غرب استان گیلان وروش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس می باشد . برای گرد آوری داده ها از روش میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است جهت آزمون فرضیه ها نیز از آزمون همبستگی پیرسن و جداول مقایسه میانگین ها استفاده شده است .
واژگان کلیدی: سبک های رهبری ، عملکرد
فصل اول:کلیات تحقیق
فصل اول :کلیات تحقیق
1-1) مقدمهرهبریبه عنوان موتور محرکه در مدیریت ،تجارت ،امور دولتی ، گروهها و سازمانهای بی شماری که به زندگی ما شکل می دهند یا در آنها کار می کنیم مطرح بوده و کشورهای توسعه یافته جهان توجه ویژهای به این مقوله داشته اند. بی شک برای رشد وبالندگی کشورها ضرورت توجه جدی تر به مقوله رهبری امری اجتناب ناپذیر است. رهبری عبارت است از توانایی در اعمال نفوذ بر گروه وسوق دادن آن به هدفهای مورد نظر .منبع این قدرت یااعمال نفوذ جنبه رسمی دارد،همانند تکیه زدن بر مسند مدیریت ، در یک سازمان. (استیفن پی.رابینز،1378،صص 217- 218)
رهبری وایجاد انگیزه و تعهد در کارکنان یکی از وظایف مهم مدیران و سرپرستان است . رهبری وقتی محقق می شود که شخصی بخواهد شخص دیگری را به منظور نیل به هدفهای پیشبینی شده تحت تاثیر قرار دهد . رهبری برخلاف برخی از وظایف مدیریت مثل برنامه ریزی و سازماندهی ، وظیفه ای کاملا رفتاری است که با درگیری فراوان در روابط شخصی ملازمه دارد .
متفکران علوم انسانی مفهوم رهبری را از ابعاد مختلفی مورد بحث قرار داده اند . برخی رهبری را توانایی ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت اهداف معین می دانند . اگر موضوع رهبری در سازمان و تشکیلات بخصوصی باشد آنگاه رهبری سازمانی ((نفوذ در زیر دستان و همکاران جهت تحقق اهداف سازمانی))معنی می شود .
جرج تری رهبری را عمل تاثیر گذاری بر افراد می داند بطوریکه از روی میل و علاقه برای هدفهای گروهی تلاش کنند
بررسی رابطه بین سبک های رهبری و عملکرد مدیران مستلزم بررسی روند تغییر نگرشها به مقوله رهبری در نهضت مدیریت علمی فردریک تیلورکه وظیفه رهبر را اجرای معیار های عملکرد برای رسیدن به اهداف سازمان می داند. و نهضت روابط انسانی التون مایو که به فراهم آوردن فرصتهایی برای تسهیل در دستیابی به اهداف مشترک و نیز رشد و پیشرفت شخصی پیروان توجه دارد.
1-2) بیان مسئلهبه باور بسیاری از صاحب نظران مدیریت وسازمان ، سبک رهبری یکی از مهمترین عناصر موفقیت مدیران است که به مرور زمان و بر پایه تجربه ، تحصیلات ، آموزش ونظام ارزشی و اعتقادی آن پایه ریزی می شود (هرسی و بلانچارد،1993 ).سبک رهبری وتصمیمات گرفته شده به وسیله مدیران ، بر عملکرد سازمان از بالا به پایین اثر گذار است . این عامل ، سبب ساز شکست یا موفقیت سازمان است زیرا افزون بر سایر عوامل داخلی محیط سازمان،بر عوامل خارجی محیط سازمان نیز اثر گذاری و کنترل دارد.
(لاسیِر و آچوآ،1993).اتزیونی با بررسی کارهای بیلز و اسلاتر دو نوع رهبری را در سازمان شناسایی کرد و ابراز داشت که نیازهای سازمانی مشخص می کند که چه نوع رهبری موفق خواهد بود.
(تنینبوم و اسمیت،1986).
مشکلی که بیشتر سنخ شناسی های سبک رهبری با آن مواجه اند،مطلق نگری است ،بیشتر سبک شناسی ها در فرایند اندازه گیری و تشخیص به سوی نوعی برچسب زنی گرایش می یابند ، در حالی که قرار دادن مدیران در یک سبک قدر مطلقی، چندان منطقی و انسانی بنظر نمی رسد.لذا ،در سال های اخیر تلاش هایی گسترده جهت سبک شناسی های طیفی صورت گرفته است.در این دیدگاه پس از مفهوم سازی تنوع سبک ها، هر مدیر در هریک از سبک ها می تواند حدی از امتیاز را کسب کند.در نتیجه، این نوع سبک شناسی ها قطعا نیاز به یک نظام تفسیری پیچیده تری نسبت به ساده انگاری های گذشته خواهند داشت. می توان به برخی از مفاهیم رهبری به سبکهای کاریزماتیک، سنتی و بوروکراتیک وبر، سبکهای استبدادی ،دموکراتیک و آزاد منشانه ی لوین، لیپیت و وایت، سبکهای فرد مدار و وظیفه مدار فیدلر، سبکهای خدمت گزارانه ی گرینلیف، سبک های تبادلی وتحولی برنز، سبک رهبری محیطی کار مازی ، سبک رهبری رسمی ویکر و سبک رهبری خودشیفته ماکوبی برای بیان بیشتر مسئله اشاره نمود .
هنری پیردر رساله خود تحت عنوان ((برتری در رهبری)) اعتقاد دارد که سه موضوع وجود دارد که هیچ دانشکده ی نتوانسته بدرستی درمورد آنها بنویسد . این موضوعات عبارتند از عشق، هوش و رهبری از این سه موضوع رهبری مرموز ترین و غیر قابل پیشگویی ترین آنهاست.(باقری،1373) بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه های سبک رهبری و پیامد های ناشی از آن بر سبک های وظیفه مدار و رابطه مدار تمر کز داشته اند. یکی از جدید ترین نظریه های رهبری ، نظریه های رهبری تحولی و تحول گراست که نسبتاً از جامعیت بیشتری برخوردار است و این سبک مورد علاقه و توجه بسیاری از متخصصان و صاحب نظران مدیریت را به خود جلب نموده است .
مدل هرسی و بلانچارد 4 سبک رهبری را معرفی کرده است که عبارت اند از :
سبک رهبری دستوری (وظیفه مدار)(Dilective Leadrship ) : این سبک به شدت طرفدار کار وبسیار کمتر توجه به کار مند دارد ، کارکنان دقیقاً می دانند که سازمان از آنها چه توقعی دارد و در این راستا دستورات روشنی از طرف رهبر ابلاغ می شود .
سبک رهبری عرضه کننده یا حمایتی (Suppertive Leadrship): در این سبک رهبر همزمان هم به مقوله کار وکارمند توجه شدید دارد و ارتباط بین رهبر و کارمند دوستانه است
سبک رهبری مشارکتی (Participative Leadrship): در این سبک رهبر شدیداً طرفدار کارمند و کم توجه به کار است و از کارمند نطر خواهی زیاد می شود لذا در خصوص اخذ تصمیمات نهایی تفویض اختیار نمی شود.
سبک واگذاری اختیار(تحول گرا ) (Surrender option Leadrship ) : در این سبک رهبر دخالتی در امور ندارد و اختیارات بطور کامل به زیر دستان واگذار می شود زیرا تصور بر این است که زیر دستان دارای شایستگی کافی برای تشخصیص موقعیت و انجام وظایف هستند .این سبک بر مبنای تئوریYشکل گرفته است.
در تئوریهای نوین (مدرن ) تاکید بر تاثیرات رهبری و مطالعه جایگاه قانونی رهبر در بروکراسی در نظر است اما در فرا نوین تمرکز بر چگونگی فرایند رهبری است که رهبری را به دو سبک عملگرا و و رهبری تحول گرا تقسیم نموده است، که در رهبری عملگرا حفظ جایگاه قانونی ، بهبود کیفیت عملکرد از طریق مبادلات رئیس – مرئوسی و هدف بالا بردن انگیزه ، در کارکنان است . در رهبری تحول گرا از طریق سیستم ارزشها و باورهای مشترک اثر گذاری می کند و پیروان را به نگاه نو ، حتی به مسائل کهنه وتلاش مضائف و نیل به اهداف وا می دارد .
فیدلرمعتقداست عملکرد موفقیت آمیز گروه به این امر بستگی داردکه شیوه وسبک رهبری باید متناسب با موقعیت و شرایطی باشد که فرد درآن قرار می گیرد و پرسش نامه ای تهیه نموده و آن را پرسش نامه ناخوشایند ترین همکارنامیده و هدف این بود که رهبر به انسان توجه می کند یا تولید و کار .
وسه شاخص موقعیتی با عناوین رابطه رئیس و مرئوس، ساختار یا نوع کاری که باید انجام شود و میزان قدرت رهبر.
تئوری مسیر- هدف ازمهمترین بحث های در زمینه رهبری است که می گوید اساس کار رهبر این است که به پیروان خود کمک کند تا بتوانند به هدفها دست یابند و آنان را هدایت و رهبری کنند تا مطمئن شوند که هدفهای آنان با هدف کلی گروه و سازمان سازگار است و رهبران اثر بخش راه را نشان داده و موانع را برطرف می کنند .
به نظر رابینز عملکرد عبارتند از :آنچه که افراد در سازمان انجام می دهند و شیوه ای که افراد ، بر عملکرد سازمان اثر می گزارند.
پورتر ،لاولر،کمبل و بریچارد عملکرد را تابعی از میزان استعداد ، مهارت درک وظیفه ، کوشش، انتخاب، پایداری و جلوگیری از اوضاعی که تحت کنترل قرار ندارد تعریف کرده اند .
دسلر عوامل موثر بر عملکرد را در چهار گروه فردی، شغلی،سازمانی و تغییرات سازمانی طبقه بندی کرده است .
عملکرد تحت تاثیر تغییر ساختار و استراتژی های سازمان می باشد بدین معنی که تغییر در استراتژی های سازمانی ایجاب می کند که ساختار تغییر نموده و در نتیجه عملکرد نیز متاثر از این تغییرات خواهد بود . ساختار می بایست بگونه ای در سازمانها طرح ریزی گردد که اجرای استراتژی ها را تسهیل نماید و در نتیجه عملکرد افراد نیز همسو با این تغییرات متفاوت خواهد بود .
این تحقیق به بررسی رابطه بین سبک رهبری و عملکرد مدیران مدارس متوسطه شهرستانهای غرب گیلان می پردازد و می خواهدرابطه بین سبک رهبری وعملکرد مدیران مدارس، را موردسنجش و آزمون قرار دهد. وتفاوت آنها را اندازه گیری نماید بعبارتی می خواهد بداند که آیا تفاوت معنا داری بین سبک رهبری و سطح عملکرد مدیران مدارس مشاهده می گردد یا خیر ؟آیا بین سبک رهبری مدیر مدرسه و عملکردش رابطه ای چه مستقیم و یا غیر مستقیم مشاهده می شود یا خیر؟در راستای این تحقیق، محقق به دنبال میزان رضایت و نیز تعهد افراد به کارخود نیز خواهد بود بدین معنا که مدیران مدارس در انجام وظایف شغلی خود رضایت شغلی و تعهد کاری خواهند داشت و یاخیر ؟ نکته مبهم و مجهول در این تحقیق وجود رابطه معنا داری، بین سبک رهبری با سطح عملکرد مدیران مدارس خواهد بود . در این پ‍‍ژوهش سبک رهبری بعنوان متغیر مستقل و عملکرد مدیران مدارس بعنوان متغیر وابسته مد نظر خواهد بود .منظور محقق از طرح این پژوهش یافتن جواب سئوالاتی از قبیل اینکه آیا سبک رهبری مانند سبک تحول گرا، خدمتگزار و یا تعامل گرا، عملکرد را بهبود می بخشد یا چه شرایط دیگری در این امر دخیل خواهد بود؟ و یا آموزش وپرورش برای بهبود عملکرد مدیران صفی از چه سبکی می تواند استفاده کند که نتایج مطلوبی را جهت رسیدن به اهداف آموزشی وپرورشی کسب نماید. امروزه از دغدغه های اصلی مسئولین سازمانها بهبود عملکرد مدیران می باشد . بحث ارتقای عملکرد بعنوان مهمترین عامل رسیدن به اهداف سازمانی شناخته شده است، لذا در این تحقیق، محقق دنبال پاسخ به این سئوال اصلی است که: آیا بین سبک رهبری و عملکردمدیران مدارس رابطه وجود دارد؟1-3) ضرورت و اهمیت تحقیقشناخت راههای بهبود عملکرد کارکنان همواره بعنوان دغدغه اصلی مدیران سازمانها مطرح بوده و بهره مندی از چه سبکی از رهبری به منظور نیل به این هدف همواره از نیاز هایی بوده که احساس شده است .
بارزترین دلیل بررسی و ارزیابی عملکرد فرد تضمین توسعه خود آن است و دومین دلیل که بدنبال دلیل اول مطرح می شود آن است که یقیناً اصلاح عملکرد هر کارمندی موجب توسعه عملکرد سازمان ودر نتیجه موجب رشد وتوسعه خواهد شد.Harrison and others,1997) )
مک گریگور برای بررسی عملکرد کارکنان سه هدف قائل است:
هدف مدیریتی:فراهم نمودن روشی منظم برای ارتقای کارمند برای افزایش درآمد وحقوق وی.
اهداف اطلاعاتی : تهیه اطلاعات لازم جهت مدیریت بمنظور شناسایی توانایی ها و نارسائیها .
اهداف انگیزشی : شناخت راههای ارتقای انگیزه کارکنان از طریق افزایش توانائی ها و مهارتها .
می توان برخی از عمده ترین دلایل بررسی و یافتن رابطه عوامل مختلف با عملکرد کارکنان را در سازمانها چنین بیان نمود :
شناخت و تعین معیار های لازم جهت سیستم حقوق و دستمزد – شناخت راههای ارتقاء و انتقال کارکنان بوسیله کشف نقاط قوت و ضعف آنان - شناخت راههای بازخریدی و انفصال و ترک خدمت – تعیین نیازهای آموزشی – ترویج ارتباطات موثر بین فرا دست وزیر دستی و ...
ضرورت تحقیقاتی از این قبیل و بررسی سبکهای رهبری با عملکرد کارکنان می تواند راهکارهایی جدید برای بالا بردن سطوح ارتباطی و عاطفی و درگیر نمودن آنان با اهداف سازمانی را فراهم نماید و اطلاعات لازم را برای اخذ تصمیمات کاربردی در اختیار تصمیم گیران آموزش وپرورش قرار دهد .
و بنظر می رسد مدیران بتوانند با شناسایی آگاهانه امور و داشتن اطلاعات درست و بیشتر، تصمیمات مقتضی و بجا را در آموزش وپرورش اخذ و اجرا نمایند .
از طرف دیگر اجرای چنین تحقیقاتی علاوه بر افزایش دانش مدیران ودست اندرکاران ارشد آموزش وپرورش، می تواند راهگشای محققین و مدیران، رهبران آموزشی و فرهنگیان برای ادامه تحقیق در این راستا باشد و توجه افراد را به این موضوع جلب نماید .
با روشن شدن برخی از زوایای موضوع، دراین تحقیق زوایای دیگر آن مسلماً با همت دیگران آشکار خواهد شد وبا توجه به این که این موضوع تاکنون در آموزش وپرورش استان گیلان مورد بررسی قرار نگرفته است ضرورت آن احساس گردید تا با توجه به اهمیت و جایگاه نظام آموزش وپرورش در تربیت نیروی انسانی کشور موضوع مذکور در ابعاد مختلف قابل بررسی و تحقیق می باشد .
به اعتقاد بسیاری از محققان رفتارها و سبکهای رهبری جدید در افزایش انگیزش و کارکرد پیروان و نیز بهبود عملکرد آنان نقش موثری ایفا می کند (چورلی ،1384 )
بنابراین با توجه به اهمیت سبکهای رهبری و تاثیر آن در عملکرد کارکنان ،نیاز اجرای تحقیق فوق تحت عنوان سنجش رابطه بین سبک رهبری و عملکرد مدیران مدارس مقاطع متوسطه استان گیلان مورد بررسی قرار گرفته است .
1-4) اهداف تحقیقهدف اصلی از انجام این پژوهش را می‌توان بررسی، مطالعه و شناسایی و تبیین عناصر و ابعادمختلف سبکهای رهبری و رابطه این سبکها با عملکرد مدیران مدارس دانست که شاید اساسی ترین مسئولیت مدیران بهبود وارتقاء کارکرد و عملکرد کاری آنان باشد .
علیهذا اهم اهداف اساسی جهت پژوهش در قالب موارد زیر قابل ارائه می باشد:
1- سنجش رابطه بین سبک رهبری وعملکرد مدیران مدارس متوسطه.
2- سنجش عملکرد مدیران مدارس متوسطه .
3- - سنجش سبک های رهبری در مدیران مدارس متوسطه .
1-5) چارچوب نظری تحقیقهر تحقیق به یک چاچوب نظری نیاز دارد، چارچوب نظری الگویی است که فرد پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط و عواملی که در ایجاد مسئله مهم تشخیص داده شده اند نظریه پردازی می کند. به طور کلی می توان گفت: چارچوب نظری مبنایی است که تمام تحقیق بر روی آن قرار داده می شود.(خاکی،1387، ص 163)
در اکثر تحقیقات مربوط به رابطه سبکهای رهبری مدیران وعملکرد آنان به جنبه های مختلف این ارتباط و نیز اثر آن بر نتیجه کار و عملکرد زیر دستان تاکید شده است از جمله این جنبه ها، ایجاد روابط انسانی مطلوب از عوامل موفقیت برای وا داشتن نیرو ها به کار تاکید شده است .
در تحقیقات هرزبرگ عوامل برانگیزاننده و ارتقاء دهنده عملکرد کارکنان ،استقرار روابط متقابل دوجانبه سرپرستان ومرئوسان و توجه به شرایط کاری ، مقام ، منزلت و اهمیت روابط مطلوب مدیران با زیردستان مد نظر بوده است و توجه به این عوامل از نارضایتی شغلی جلوگیری کرده و عملکرد زیر دستان را تحت تاثیر می گذارد .
آزمایشات هاثورن بر خلاف انتظار صاحبان کارخانه وسترن الکتریک که عوامل مادی و فیزیکی را سبب رضایت مندی و بهبود عملکرد می پنداشتند نشان داد که عوامل دیگری مانند روابط انسانی ، جو سازمانی دوستانه ،مشارکت و اعمال روشهای انسانی قابل قبول و ... عوامل موثر بر افزایش تولید و بهبود عملکرد زیر دستان می باشد .
از نظر گریس آر جریس وظیفه رهبر ایجاد جو گرم سازگار و یا متجانس است که در آن افراد بتوانند با آزادی نسبی ،احساسات ،عواطف و نگرشهای خود را بیان کنند .
طبق نظر میرکمالی در مدیریت آموزشی جو متجانس اهمیت بسیار دارد و زمینه وشرایطی بین ویژگی های محیط و خصوصیات فرد و تطابق و همخوانی بین آنها بوجود می آورد که مدیر در آن نقش اساسی دارد .
در تحقیقی در سال 1388 ه .ش دکتر طاهر روشندل اربطانی استاد یار و عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ،گروه مدیریت با عنوان ((بررسی عوامل موثر برعملکرد مدیران کتابخانه های عمومی سطح شهر تهران)) مشخص شده که بالا بودن سطح تعلق شغلی میان مدیران عامل کلیدی در تعیین سطح عملکرد آنها بشمار می رود زیرا در فردی که نسبت به شغل خود نگرش مثبت ندارد نمی توان عملکرد و بهره وری خوبی انتظار داشت وکارکنان شغل خود را معرف خود دانسته و بدان علاقه دارند .
و نتایج بدست آمده از آزمون همبستگی اسپرمن نشان داد که بین وجود نگرش مشتری مدار در مدیران کتابخانه های مورد مطالعه ، میزان تعلق شغلی آنان ،میزان آموزش های ضمن خدمت مدیران وسرانه بالای مطالعه در جامعه و عملکرد مدیران کتابخانه ها رابطه معنا دار مستقیم و جود دارد در حالی که بین میزان بودجه اختصاصی و جایگاه اجتماعی کتابداران در جامعه وعملکرد مدیران مذبور رابطه معنا داری مشاهده نمی شود . نتایج حاصل از تحلیل واریانس نشان داد که بعد(( محتوایی)) مانند عوامل انسانی و روابط انسانی در سازمانها مانند نگرشها، ادراکات و هرچیز که مربوط به نیروی انسانی است مهمترین بعد بر عملکرد مدیران کتابخانه های عمومی شهر تهران بوده است .
در تحقیقی با عنوان رفتار شناسی از مدیران برجسته در دستگاههای اجرایی کشور توسط دکتر محمد سعید تسلیمی و زین العابدین رحمانی –چاپ شده در نشریه دانش مدیریت ،شماره 50 سال 1379-با عنوان بررسی ویژگی های رفتاری مدیران برجسته، با ارائه الگوی مدیریت بومی انجام گرفته که در این تحقیق شیوه های مدیریت بومی موفق ،تربیت انسانهای مدیر، انتخاب وانتصاب صحیح آنان و در نتیجه پیشرفت و بهبود عملکرد آنان بررسی گردیده است و سعی شده است رابطه ای بین رفتار و موفقیت واثر بخشی مدیران با الگوی بومی مورد آزمایش قرار گیرد که نتایجی بدین شرح بدست آمده 1 – مدیران برجسته توانایی ویژه ای جهت ایجاد انگیزه در نیروی انسانی دارند 2- انتقال کمالات وفضایل اخلاقی مدیران برجسته به افراد دور و بر خود موجب برجستگی آنان است و بین الگوی اخلاقی و برجستگی آنان رابطه معنا دار وجود دارد 3- مدیران برجسته با الگوی بومی گزینی نقش اساسی در افزایش روحیه کارکنان زیر دست خود دارند .
در سال 1963 بلاکر وریچارد سون تاثیر سبکهای رهبری مدیران مدارس را با رضایت شغلی معلمان بررسی نمودند و دریافتند که مشارکت در تصمیم گیری رضایت شغلی معلمان را افزایش داد . و در همین راستا بلاسکو و اولوتو( 1972) و مورمن و کوک (1974) در ارتباط با تصمیم گیری و رضایت شغلی نتایج مشابهی با تحقیق بلاسکو و ریچارد سون بدست آوردند (باقری 1383 ).
جاودانی (1381) در بررسی رابطه رهبری تحول آفرین با تعهد سازمانی در یافت که بین میزان تحول آفرینی مدیران با تعهد سازمانی معلمان رابطه معنا داری وجود دارد ولی بین میزان تعامل گرایی و تعهد سازمانی معلمان رابطه معنا داری مشاهده نشد و نیز دریافت رهبری فرهمند از ابعاد رهبری تحول آفرین بیشترین تاثیر را بر تعهد سازمانی معلمان دارد .(فرازجا، 1386 )
بارنر وهمکارانش (1978) اعتقاد دارند که رهبران تحول گرا ارزش ها و فرهنگ سازمان را متحول می نمایند و توانایی آن را دارند تا در پیروان خود نفوذ کرده و تعهد آنان را به سازمان زیاد کنند. (باقری 1383)
الن کوف (2002) در تحقیقی با شرکت 253 مدیر و 498 پیرو اثر رهبری تحولی و تبادلی را بر عملکرد کارکنان ، اثرات تعدیلی حمایت از نوع آوری بر ارتباط بین رفتار های رهبری تحولی و عملکرد سازمانی و اثرات گروه بر رفتار های رهبری تحولی را در روسیه اجرا نمود و نتیجه گرفت که رفتار های تحولی و تبادلی با تاثیر بر تعهد سازمانی کارکنان در نهایت منجر به عملکرد بالای کارکنان شرکتهای روسی می شود . یافته ها همچنین نشان داد که ارتباط بین رهبری تبادلی با متغیرهای مورد مطالعه سبک تحولی ضعیف تر است. (باقری، 1383 )
1-6) فرضیه‌های تحقیقفرضیه اصلی:
بین سبک رهبری و عملکرد مدیران مدارس رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
1- بین سبک رهبری استبدادی/ غیردموکراتیک و عملکرد مدیران مدارس متوسطه غرب گیلان رابطه معنادار وجود دارد.
2- بین سبک رهبری مشارکتی/ غیرمشارکتی و عملکرد مدیران مدارس متوسطه غرب گیلان رابطه معنا دار وجود دارد .
1-7)تعریف نظری (مفهومی) و عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق:1-7-1) متغیرهای مستقل1-7-1-1 )تعریف نظری ومفهومی :الف ) سبک رهبری مشارکتی : این رهبر با کارکنانش مشورت می کند و می کوشد اگر کارکنان خود را باور داشته باشند، اعمال رهبری مشارکتی ، رضایت آنان را بیشتر تأمین خواهد کرد.
در سبک رهبری مشارکتی، مدیر سعی میکند بر حسب موضوع، از نظریات، دیدگاهها و پیشنهادهای کارکنان در تصمیم گیری ها و انجام دادن امور استفاده کند. مشارکت دادن کارکنان با توجه به موارد زیر صورت می پذیرد:
۱) هنگامی که نوع و کیفیت تصمیم اهمیت دارد.
۲) هنگامی که کارکنان باید راه حل ارائه شده یا تصمیم اخذ شده را بپذیرند و به آن عمل کنند.
۳) هنگامی که استفاده از نظریات کارکنان ضروری باشد.
استفاده از سبک رهبری مشارکتی نتایج مثبتی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم : کیفیت کار افزایش می یابد و کاستی های آن رفع می گردد. کارکنان به پذیرش دگرگونی و تغییر، رغبت نشان می دهند و از تحول و تغییر بیم و هراس ندارند. روحیه افراد تقویت می شود و رضایت شغلی آنان افزایش می یابد. فضای دلپذیر در محیط اداره و در گروه کارکنان و مدیر ایجاد می شود. تعارض ، دشمنی و ستیز میان مدیر و کارکنان کاهش می یابد. به تقویت روحیه همکاری و تعاون در کارکنان کارکنان کمک می کند.
ب ) سبک رهبری استبدادی
در رهبری استبدادی اخذ هرگونه تصمیم به عهده رهبر است او تصمیمات را به کارکنانش ابلاغ می کند و از آنها انتظار دارد تصمیمات را اجرا کنند. به این معنی است که مدیر تصمیمهایش را انفرادی می‌گیرد، بدون توجه به زیر دستان. در نتیجه این تصمیمات مدیر هستند که نظر و شخصیت او را منعکس میکنند؛ و طبیعتاً اگر مدیریت خوب باشد، می‌تواند تصویری از اعتماد به نفس را به وجود آورد. از طرفی دیگر زیر دستان ممکن است بیش از حد وابسته به رهبران شوند و احتمالا نظارت بیشتری لازم شود. مدیران استبدادی دو دسته اند:
مدیران دستوری Directive که تصمیمات را خودشان میگیرند و مدیران ارشد مورد قبول.
مدیران آسان گیر Permissive که باز تصمیمات را خود میگیرند اما به زیر دستان در نحوه اجرایی کردن آن آزادی عمل میدهند.
ج ) سبک رهبری وظیفه مدار : این سبک به شدت طرفدار کار وبسیار کمتر توجه به کار مند دارد ، کارکنان دقیقاً می دانند که سازمان از آنها چه توقعی دارد و در این راستا دستورات روشنی از طرف رهبر ابلاغ می شود
د ) سبک رهبری تعامل گرا: در این سبک رهبر همزمان هم به مقوله کار وکارمند توجه شدید دارد و ارتباط بین رهبر و کارمند دوستانه است.
ه ) سبک رهبری تحول گرا: در این سبک رهبر دخالتی در امور ندارد و اختیارات بطور کامل به زیر دستان واگذار می شود زیرا تصور بر این است که زیر دستان دارای شایستگی کافی برای تشخصیص موقعیت و انجام وظایف هستند .این سبک بر مبنای تئوری Yشکل گرفته است
و ) سبک رهبری مشارکتی: در این سبک رهبر شدیداً طرفدار کارمند و کم توجه به کار است و از کارمند نطر خواهی زیاد می شود لذا در خصوص اخذ تصمیمات نهایی تفویض اختیار نمی شود.
ز) رهبری استبدادی : فردی است که به زیر دستانش می گوید که چه انجام دهند و انتظار دارند بدون چون چرا از او اطاعت کنند .
ح ) رهبری دموکراتیک : یک رهبر دموکراتیک رهبری است که آنچه اکثریت افراد تمایل دارند ، انجام می دهد .
ط) رهبری غیر دموکراتیک (بی بندوبار ): این رهبر شخصی است که درگیر کار وفعالیت واحدها نمی شود.
1-7-1-2)تعریف عملیاتی متغیر مستقل (سبکهای رهبری ):الف ) رهبری مشارکتی :


شاخص سنجش سبک رهبری 11 سئوال پرسشنامه سبک رهبری ضمیمه این تحقیق به شماره های 3.5.8.10.15.18.19.22.28.30.35 می باشد که به سنجش واندازه گیری متغیر مذکور می پردازد.
ب ) سبک رهبری استبدادی :
شاخص سنجش سبک رهبری استبدادی بیست سئوال پرسشنامه ضمیمه این تحقیق به شماره های :1.2.4.6.7.9.11.12.13.14.16.17.20.21.23.25.27.29.31.33 می باشد که به سنجش و اندازه گیری متغیر مستقل مذکور می پرد ازد.
1-7-2) متغیر وابسته (عملکرد)1-7-2-1)تعریف نظری ومفهومی : رابینز معتقد است عملکرد یعنی محاسبه یا سنجش نتیجه ها و می گوید دررابطه با عملکرد چنین پرسش ساده ای را باید مطرح نمود که آیا کار انجام شده است ؟ (رابینز ، 1384 ص 364 ).- عملکرد عبارتست مجموع رفتارهای در ارتباط با شغل که افراد از خود نشان می دهند(گریفین،1375، ص 479)
- عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته ی کلیدی در چارچوبی که ارائه می دهیم، می باشد که این چارچوب بعنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثر بخشی افراد، گروه ها و سازمانها عمل می کند.
- عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته ی کلیدی در چارچوبی که ارائه می دهیم، می باشد که این چارچوب بعنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثر بخشی افراد، گروه ها و سازمانها عمل می کند.
- عملکرد عبارتست از حاصل فعالیت های یک فرد از لحاظ اجرای وظایف محوله در مدت زمان معین.
-  عملکرد حاصل یا نتیجه ی فرآیند و تحقق اهداف می باشد فرآیند بدین معنی است که انجام هر کاری در مراحلی باید انجام گیرد تا آن کار انجام بپذیرد و تحقق اهداف بدین معنی است که با رعایت مراحل کاری آن هدف تحقق پیدا کند.
1-7-2-2) تعریف عملیاتی متغیر وابسته عملکرد :
برای اندازه گیری عملکرد روش های متنوعی وجود دارد. در تحقیق حاضر برای اندازه گیری عملکرد از مدل هرسی و گلداسمیت که با نام اچیو شناخته شده و شاخصه های آن در زیر آمده ، استفاده شده است . پرسشنامه مربوطه بصورت استاندارد موجود بوده و عملکرد در این پرسشنامه با مقیاس فاصله ای و تحت طیف پنج نقطه ای لیکرت اندازه گیری می شود و برای هر شاخص زیر چندسوال درنظرگرفته شده است.

P= عملکرد
A= توانائی [قدرت به انجام رساندن توفیق آمیز یک تکلیف]
C= وضوح [روشنی در درک پذیرش نحوه کار، محل و چگونگی انجام آن]
H‌= حمایت سازمانی [حمایتی که کارمندان برای تکمیل کردن اثربخشی کار به آن نیاز دارند]
I= انگیزه [شور و شوق و تمایل به انجام تکلیف]
E= ارزیابی [ساز و کار قضاوت در رابطه با چند و چون انجام کار]
V= اعتبار [مناسب، قانونمندی و مشروع بودن تصمیم مدیر]
E = محیط [مجموعه عوامل مؤثر برون سازمانی] (هرسی و بلانچارد، 1369، ص 59)
1-8) قلمرو تحقیق:قلمرو موضوعی: از نظر موضوعی این تحقیق در حوزه رفتار سازمانی ومدیریت منابع انسانی می باشد.
قلمرو مکانی: قلمرو این تحقیق از نظر مکانی شامل مدارس متوسطه غرب استان گیلان است.
قلمرو زمانی: از نظر زمانی به پاییز 1393 محدود می شود.

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیقفصل دوم:
مروری بر ادبیات تحقیق

1) بخش اول: سبک های رهبری
2-1) رهبری سازمانی :رهبران اثر بخش، اساسی ترین و نایاب ترین منابع هر سازمان هستند . شکست هر سازمان را در زمینه دستیابی به بهره وری بهینه، می توان تا حدودی مربوط به مدیریت و رهبری غیر کار آمد آن سازمان دانست (مقیمی و همکاران ،1389 ، ص 88).
امروزه سازمانها به مسأله گزینش رهبران در تمام سطوح ، از سرپرستی سطح اول تا بالاترین سطوح اجرایی ، تاکید زیادی دارند . روانشناسان صنعتی و سازمانی به این نکته پی برده اند که موفقیت و شکست یک سازمان به طور گسترده به کیفیت رهبران آن وابسته است . تفاوت اساسی میان یک سازمان موفق و غیر موفق غالباٌ بر حسب رهبری تعریف می شود . نیمی از کسب وکارهای تازه تاسیس در دو سال اولیه با شکست مواجه می شوند و فقط یک سوم آنهاتا پنج سال دوام می آورند . نتایج تحقیقات نشان می دهد که «رهبری » مهمترین موضوع در حوزه رفتار سازمانی و روابط انسانی است . بر همین اساس گروه ها و سازمانها برای اثر بخشی خود ، رهبری را مد نظر قرار داده اند .
فرایندی که مدیریت می کوشد با ایجاد انگیزه و ارتباطی موثر انجام سایر وظایف خود را در تحقق اهداف سازمانی تسهیل و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایف شان ترغیب کند. بنابراین رهبری جزئی از مدیریت است واین وظیفه مانند برنامه ریزی، سازماندهی وکنترل نیز از وظایف مدیر است. مهمترین نکته در رهبری نفوذ و اثر گذاری است. اصولاً قدرت عبارت است از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران و نفوذ عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می شود. رهبری با نفوذ بر دیگران تحقق می یابد و نفوذ نیز از قدرت سر چشمه می گیرد.
قدرت در یک تقسیم بندی به1- قدرت فردی شامل :الف - قدرت مرجعیت ب- قدرت تخصصیو 2- قدرت سازمانی :الف - قدرت قانونی ب - قدرت پاداش و تنبیه تقسیم می شود.
2-1-1) نظریه های هدایت و رهبری:1-نظریه های خصوصیات فردی رهبری2-نظریه های رفتار رهبری3- نظریه های موقعیتی و اقتضایی2-1-1-1) نظریه های خصوصیات فردی رهبری: براساس این نظریه رهبران ابر مردانی هستند که به علت ویژگی هایی که موهبت الهی اند شایسته رهبری شده اند. یکی از نویسندگان چهار خصوصیت عمده را بیان کرده است:هوش 2- بلوغ اجتماعی و وسعت دید 3- انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف 4-انسان گرایی واز جهت عاطفی با ثبات و دارای اعتماد به نفس هستند. نویسنده ای دیگر شش خصوصیت را بیان کرده :1-خصوصیات ظاهری و فیزیکی 2-زمینه های فرهنگی مانند تحصیلات و تجربیات 3-هوش 4-شخصیت برو گرا 5- خصوصیات شغلی مانند تلاش و پشتکار و ابداع و ابتکار 6- خصوصیات اجتماعی مانند مراتبات اجتماعی و سیاسی. لازم به ذکر است که فقط هوش و ذکاوت به اثبات رسیده و در مورد سایر خصوصیات اتفاق نظری نیست.
2-1-1-2) نظریه های رفتاری رهبری: در این نظریات به جای توجه به خصوصیات فردی در پی روش ها و شیوه های رهبری هستیم. بر اساس یک طبقه بندی رفتار رهبران به دو نوع انسان گرا و سازمان گرا تقسیم می شود. رهبران انسان گرا توجه خود را مصروف اعضای سازمان می کنند، هدف گذاری جمعی را ترویج میکنند وبه کارکنان اعتماد دارندو برای آنها ارزش قائل اند.رهبران سازمان گرااهداف و ماموریت های سازمان را مقدم بر افراد می دانند. بیشتر به قوانین ومقررات سازمانی اتکا دارندو کارکنان را تحت کنترل شدید قرارمی دهند تا ازاجرای دقیق مقررات اطمینان یابند. 2-سبک های رهبری در نظریه ای دیگر که شبکه مدیریت بلبک و موتان نام دارد در 81 نوع طبقه بندی شده و به تفصیل در مورد هر سبک که آمیزه ای از انسان گرایی و سازمان گرایی است بحث شده. 3-در نظریه ای دیگر سبک های رهبری به چهار نوع تقسیم شده و از هریک به عنوان یک سیستم نام برده شده. الف)سیستم یک:کاملاً وظیفه مدار و آمرانه است، مدیران  به مرئوسان اعتماد ندارند.
ب)سیستم دو:رابطه ی آمرانه همچنان بر قرار است اما کمی تلطیف شده و چون رابطه خادم و مخدوم توام با نوعی مرحمت پدرانه است تصمیم گیری همچنان بر عهده مدیران است.پ )سیستم سه :اعتماد و اطمینان در حد خوبی است و در تعیین پاره ای از اهداف مشارکت می شود. اما مسائل عمده سازمانی همچنان بر عهده رهبر و مدیر است. ت)سیستم چهار: اعتماد و اطمینان در حد کمال است و رابطه صمیمانه و مشارکت جویانه است، تصمیم گیری ها کاملاً مشارکتی و گروه های رسمی و غیر رسمی در هم آمیخته اند. 2-1-1-3) نظریه موقعیتی و اقتضایی:شیوه مناسب رهبری بر اساس شرایط و مقتضیات است.الف) سه عامل اثر گذار است:1-عوامل مربوط به رهبر2- عوامل مربوط به پیروان 3- عوامل مربوط به شرایط و موقعیتب)شبکه مدیریت سه بعدی: سه بعد:1-سازمان گرایی 2-انسان گرایی 3-شرایط و موقعیتپ)تطبیق موقعیت رهبری با سبک رهبریتطبیق موقعیت:1-چگونگی رابطه رهبر و پیرو 2-میزان مشخص بودن ساختار و وظایف در سازمان 3-میزان قدرت شغلی و قانونی رهبرسبک رهبری:دو بعد و دو سبک آمرانه و انسان گرا2-1-1-4)نظریه مسیر – هدف:این نظریه بر اساس مدل انگیزشی انتظار و احتمال بیان شده و بر این نظر استوار است که رفتار رهبری زمانی برای پیروان قابل قبول است که منبع رضایت و انگیزه باشد. بنابراین در مسیر- هدف وظیفه رهبری شناخت عوامل محیطی و پیروان به منظور ایجاد انگیزه در آنان برای نیل به اهداف سازمانی می باشد.2-1-1-5) نظریه دوره زندگی(بلانچارد):دو سبک وظیفه مدار و رابطه مدار در قالب چهار سبک ترکیب و با میزان بلوغ فرد سنجیده می شود. میزان  بلوغ بر اساس سه عامل :انگیزه توفیق طلبی، مسئولیت پذیری و میزان تحصیلات و تجربیات خلاصه می شود. 2-1-1-6) نظریه های انگیزش:انگیزش:به طور کلی انگیزش حالتی در افراد است که آنان را به انجام رفتار و عملی خاص متمایل می سازد.محتوایی: عوامل و محرک های ایجاد انگیزه را معین می سازد. فرایندی:بر جریان و فرایند انگیزش تاکید دارد و به طور خلاصه به چگونگی و نحوه انگیزش افراد از نظر ادراکی می پردازد.2-1-1-7) نظریه محتوایی:الف ) سلسله مراتب نیاز ها:ارضای نیازهای فرد، انگیزه کار را در فرد ایجاد می کند. نیاز ها :1- جسمانی 2-نیاز به امنیت 3-نیاز به محبت 4-نیاز به حرمت 5-نیاز به دانش اندوزی و درک پدیده ها 6-نیاز به زیبایی و نظم  7-نیاز به خود یابی و کمالمحرک یا انگیزه احساس نیازی است جهت دار که به سمت هدفی موجه حرکت داده شده. نیاز یک احساس است اما محرک یا انگیزه حاوی اقدام، عمل و نیرویی زاییده و بر خاسته از نیازاست . ب)نظریه دو جنبه ای انسان X, Y:1-انسان ها طبیعتاً علاقه ای به کار ندارند واز کار گریزان هستند. اجبار و کنترل مستقیم هیچ گونه انگیزه ای در فرد ایجاد نمی کند  بنابر این نیاز به محرک های خاصی است. 2-علاقه مندی به کار در ذات و فطرت انسان است بنابراین در صورت ایجاد شرایط مطلوب کاری ،خود کنترل و خود انگیز است. پ)نظریه دو عاملی انگیزش:1-عوامل انگیزنده :باعث ترغیب و انگیزش می شود. مثل ترفیع و پیشرفت در کار2- عوامل ابقا، نگهدارنده یا بهداشتی:در صورت حذف باعث نارضایتی می شود اما وجودشان باعث انگیزش نیست. بر اساس این نظریه مدیر زمانی می تواند در ایجاد انگیزه در کارکنان موفق باشد که به دو گروه از این عوامل توجه کامل داشته باشد.
ت)نظریه انگیزشی موفقیت:این نظریه در پی یافتن عوامل و انگیزنده های افراد توفیق طلب است. مخاطره پذیرندو در پی یافتن بازخور آنی اند. از کار لذت می برند. از طریق شناسایی توانایی و استعداد افراد و همچنین به کمک هدایت و آموزش می توان افراد را توفیق طلب تربیت کرد. ث)نظریه نیاز های زیستی، تعلقی و رشد:شباهت زیادی با نظریه سلسله مراتب نیاز ها دارد. تفاوتها:1-نیاز زیستی(جسمانی – امنیت)  2- نیاز تعلق(نیاز محبت-نیاز رشد-خود شکوفایی و کمال-نیاز ارزش و احترام)2-1-1-8) نظریه های فرایندی:1-نظریه انتظار و احتمال:انجام یک کار خاص ناشی از انتظار و احتمالی است که فرد در کسب نتایج دارد. 2-نظریه برابری:مقایسه نتایج حاصل از کار به نهاده هایش در آن کار با دیگران، نتایج:دستمزد-پاداش-مقام سازمانی، نهاده ها:سن-جنس-تحصیلات-موقعیت اجتماعی-میزان تلاش3-نظریه اسناد:نقش برداشتها و ادراکات فرد در انگیزشش به کاررا بررسی می کند. 2-1-1-9) انگیزش در عمل:طراحی شغل مناسب ترین جایگاه برای کاربردی ساختن نظریه های انگیزش است. 1- مهندسی شغل: از جهت انگیزش متکی بر پاداش های مساوی و کاهش خستگی در فرد است. 2-توسعه شغل: با متنوع ساختن شغل و خارج کردن شغل از حالت یکنواختی. 3-چرخش شغل: آشنایی بیشتر با مشاغل و ایجاد تنوع و گوناگونی و در نهایت ایجاد انگیزه.4-غنی سازی شغل : شغل باید غنی، با معنی و گونه ای طراحی شود تا خود کنترلی، استقلال، مسئولیت پذیری  را در افراد ایجاد کند. 5-مشاغل گروهی: استقلال درگروه و نکات مثبت تصمیم گیری وحضور در گروه باعث انگیزه می شود. 6-خصوصیات مطلوب شغلی: هدف اصلی این بحث این است که خصوصیات مطلوب شغلی به تنهایی سبب ایجاد انگیزه نمی شود، بلکه شخصیت، فرهنگ و حالات روانی فرد را نیز باید در نظر بگیریم، بخصوص بررسی های جدید بیان می کند که باید ادراک فرد از شغل را در نظر بگیریم و بر اساس طرز تلقی فرد به طراحی شغل بپردازیم. 7- الگوی اقتضایی انگیزش:نگرشی وسیع تر  و همه جانبه تر به مسئله انگیزش دارد و سه تقسیم بندی دارد:شاغلین: کارکنان با نیاز های رشد و تعالی –کارکنان با نیاز های سطح پایینشغل: مشاغل توسعه یافته، غنی و با مفهوم-مشاغل ساده و یکنواختسازمان: انعطاف پذیری و انسانی- ماشینی و بروکراتیک2-2)تعاریف دیگر از سبک رهبری :اگر چه «رهبری» به عنوان توانایی ذاتی برای تأثیر گذاری بردیگران از طریق کنترل رفتارهای سایر اعضای گروه ، مورد توجه قرار گرفته است ،« سبکهای رهبری» تکامل یافته وچیزی فراتر از نفوذ بوده و مباحثی همچون ایجاد انگیزه و توانایی در افراد برای دستیابی به اهداف سازمان در آن مطرح است با توجه به اثرات تعاملی رهبران وپیروان چند نوع سبک رهبری توسط صاحب نظران مورد توجه قرار گرفته است :
«رهبری وظیفه مدار» «رهبری اجتماعی– عاطفی» «رهبری تعاملی» «رهبری مشارکتی» «رهبری استبدادی»
الف ) رهبری وظیفه مدار:
شامل طیف گسترده ای از رفتار هاست که برخی از آنها عبارت است از : محول کردن مشاغلی خاص به پیروان ، تاکید بر انجام کار در زمان مقرر، کنترل پیروان با استفاده از قوانین و مقررات صریح ، فشار بر پیروان به منظور سختکوشی در کار . بنابر این یکی ار مهمترین جنبه های رهبری وظیفه مدار ، اعمال فشار است ، فشار وارد کردن به پیروان برای سختکوشی و حفظ استانداردهای کیفی با استفاده از نمونه برداری از کارشان،پایش عملکرد آنها، وتعین زمان پایان کار و تاکید بر انجام کار در وقت معین شده .
ب) رهبری اجتماعی – عاطفی:
در بر گیرنده طیف وسیعی از رفتار هاست که برخی از آنها عبارتند از: فراهم نمودن مشوق ها برای پیروان و حفظ روابط مطبوع رهبر– پیرو که در بردارنده اعتماد متقابل است، احترام به ایده های پیروان و توجه به احساسات و عواطف آنها . رهبری اجتماعی – عاطفی همچنین شامل برخورد منصفانه با پیروان و کاهش سطح استرس در آنها ، قدر دانی از تلاش پیروان و حمایت از پیروان از طریق توجه به وضعیت رفاهی آنها می شود . بنابر این یکی از مهمترین جنبه های رهبری اجتماعی–عاطفی،رفتارحمایتی است ، که بر تمامی رفتار های رهبر سایه می افکند. (Casimir& Ngee.2110.P.502)
«گرینلیف» (1977 میلادی)مفهوم رهبری خدمتگزاررا برای اولین بار در ادبیات سازمان ومدیریت وارد کرد . رهبری خدمتگزار بعنوان رهبری که به بر انگیختن و هدایت پیروان تمایل دارد ، امید واری می دهد ، و از طریق ایجاد روابط کیفی دیگران را مورد تفقد قرار می دهد؛ تعریف شده است .
«اهر هارت» (2004 میلادی ) رهبری خدمتگزار را در غالب دو سازه اصلی قرار می دهد :
رفتار اخلاقی ؛ توجه به زیر دستان .
رهبر خدمتگزار به شیوه ای اخلاقی عمل می کند و زیر دستان را برای رشد و موفقیت ، هم از منظر شخصی و هم از جهت حرفه ای ، تشویق نموده و توانمند می سازد .( Schneider and GeorGe.2011.P.63)
در تحقیقات معاصر ، عمده ی توجهات ، تمرکز بر روی کشف رفتار هایی است که رهبری اثر بخش را موجب می شود .
ج ) سبک «رهبری تحول آفرین» و «رهبری تعاملی» :در اواخر دهه 1970 میلادی مورد حمایت قرار گرفت . «برنز » تئوری جامعی را برای تشریح رفتار های رهبران سیاسی با استفاده از دو مفهوم «تحول آفرین» و«تعاملی» ایجاد نمود. برنز رهبران تعاملی را به عنوان کسانی که بر استانداردهای کاری تاکید دارند و دارای اهداف وظیفه مداری هستند معرفی می کند . رهبران تعاملی رهبری خود را در درون مرزهای سازمانی به انجام می رسانند و به قوانین ومقررات موجود اعتقاد دارند، و هدف آنها اطمینان یافتن از این موضوع است که تمامی وظایف سازمانی بصورت منظم در موعد مقرر به اجرا در آمده اند . قدرت ، اختیار و کنترل در این نوع رفتار ریشه می دوانند ، چرا که اهداف سازمانی از طریق پاداش دادن و یا تنبیه زیر دستان در قالب سبک تعاملی پیدا می کند.
بیشتر تحقیقاتی که به مقابله با رویکرد تعاملی برخواسته اند به سبک رهبری تحول آفرین متمایل گشته اند از این رو صفات مشخصه ی مشترکی با ارزش های الهام بخشی به تعریف رهبری نسبت داده شد. ویژگی های رهبری تحول آفرین با پرورش و مراقبت مرتبط شدند به گونه ای که نقش رهبران تحول آفرین نوعاٌ به عنوان توانایی مورد ملاحظه قرار دادن وایجاد پیروانی که ظرفیت بالقوه خود را بالفعل درآورند مورد توجه قرار گرفته است.رهبران به جهتی گرایش پیدا کردند که با استفاده از شیوه های مختلف نسبت به تشویق وایجاد انگیزه در پیروان اهتمام نمایند. بر این اساس پرورش روحیه خود ارزشمندی واعتمادبه نفس در میان زیر دستان وجه ممیزه ی سبک رهبری تحول آفرین است.(jobulu, 2010, Pp.706-7) .
«باس» وهمکارانش (1994و 1996 میلادی) بر اساس کار اولیه«برنز » نتیجه گیری کردند که در سبک رهبری تعاملی بین رهبر وپیرو مبادله ای صورت می گیرد که بر اساس آن ، افراد بر مبنای عملکرد کاری شان پاداش می گیرند یا تنبیه می شوند. صفات مشخصه عاملیت و سبک مستبدانه که قدرت و کنترل عنصر ضروری هستند ، اغلب بوسیله ی رهبران مورد استفاده قرار می گیرد.نقاط قوت افراد ، ایجاد توافقات با زیر دستان در قالب تشریح پاداش ها ، محرک های انگیزشی و نتایجی که در زمانی که کارها انجام می شود ، باید مشخص گردد.
سبک رهبری تحول گرا مرکب از رفتار هایی است که ویژگی های رفتاری مشترکی همچون تقویت کارتیمی ، بهبود مهارت زیر دستان و حمایت از افراد در جهت دستیابی به اهداف را مورد توجه قرار می دهد . این ویژگی ها برای رهبر تحول آفرین اصیل ، امری بایسته است؛ چرا که آنها با ایجاد تعهد و بهره وری اعضای سازمان کمک می نمایند (Jogulu,2010,P.707)

–72

اهداف تبلیغات تجاری را می توان بر اساس غرض از تبلیغات تقسیم نمود. غرض از انجام فعالیت های ترفیع ممکن است خبر کردن، متقاعد کردن یا یادآوری باشد. تبلیغات خبری در مواردی به کار می رود که طبقه کالا برای اولین بار معرفی می شود و نیز هنگامی که هدف، ایجاد یک تقاضای اولیه باشد. پیامهای اولیه، مصرف کننده را از حالت تا آگاهی و فقدان اطلاعات به حالت آگهی رهنمون می شود. پیامهای بعدی، مکرراً مصرف کننده را از وجود آن کالا مطلع می کند، به طوری که در اثر تکرار این پیامها، نوعی عادت پدید می آید و مصرف کننده منتظر شنیدن آن پیام یا دیدن آن تصویر می ماند. دومین هدف از تبلیغات تجاری، تغییر رفتار خریدار و ترغیب او به خرید آزمایشی کالا است. همچنان که رقابت تشدید می شود، هدف شرکت ایجاد تقاضا شده و فعالیت های ترفیع متقاعد کننده اهمیت بیشتری کسب می کند. در این وضعیت باید مضامین دیگری در پیام وارد شود تا او از میان چندین پیام متعلق به چند کالای رقیب، یکی را انتخاب کند (کاتلر و آرمسترانگ، 1384).
بسیاری از فعالیت های ترفیع با شتاب بر فروش اثر نمی گذارند. کارآیی فعالیت های ترفیع بیشتر بر اندیشه و مغز انسان ها می باشد تا رفتار خرید آنان اما هنگامی که مشتریان از جریان فروشی ویژه، پیشنهاد خرید دو واحد از کالا با قیمت یک واحد، جایزه بردن، یا دریافت هدیه باخبر شوند، دست به اقدام می زنند. این اعمال و تمهیداتی از این دست را فعالیت های پیشبرد فروش می نامند. روند اجرای پیشبرد فروش به صورت لگام گسیخته رو به افزایش است. امروزه سهم مهمی از بودجه ی بازاریابی شرکت ها به فعالیت های پیشبرد فروش اختصاص داده شده است (کاتلر، 1387). فعالیت های پیشبرد فروش را به دو دسته تقسیم کرده اند: مالی و غیر مالی (Valette-Florence et al.., 2011).
از جمله فعالیت هایی که شرکت ها جهت پیشبرد فروش انجام می دهند می توان به مسابقه ها، بازیها، هدایا و پاداش ها، اعطای نمونه کالا، برگزاری نمایشگاههای بازرگانی، کارناوال های فروش، کوپن های ویژه تخفیف، تخفیف نقدی، اعطای اعتبار کم بهره، برگزاری میهمانی ها و پذیرایی ها، پاداش های خرید ویژه، برنامه های ارتباط پیوسته و همچنین وابسته نمودن مشتری به محصولات شرکت، اشاره نمود (کاتلر، 1387). فعالیت های پیشبرد فروش در زمره ی برنامه های ارتباطی شرکت ها با مشتریانشان قرار دارند که می توانند بر روی ارزش ویژه برند تاثیر داشته باشند (Valette-Florence et al.., 2011).
لذا با توجه به مطالب یاد شده و نیز بر اساس موضوع تحقیق متغیرهای پژوهش حاضر عبارتند از:
متغیر وابسته: متغیری که محقق درصدد توضیح آن است و معرف تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری در آن است. متغیر وابسته در پژوهش پیش رو ارزش ویژه برند کارخانجات تولیدی شرکت لوازم خانگی پارس خزر در استان گیلان در استان گیلان می باشد.
متغیر مستقل: متغیری که تغییرات متغیر وابسته را توضیح می دهد. متغیر مستقل در پژوهش حاضر عبارت است از: فعالیت های ترفیع تجاری و فعالیت های پیشبرد فروش کارخانجات تولیدی شرکت لوازم خانگی پارس خزر در استان گیلان در استان گیلان می باشد.
در نتیجه مدل مفهومی تحقیق نیز به شرح زیر خواهد بود:
ارزش ویژه برند
فعالیتهای پیشبرد فروش
تبلیغات تجاری
آگاهی از برند
وفاداری برند
تداعی های برند
کیفیت ادراک شده

شکل1) مدل مفهومی تحقیق
منبع: اقتباس از Buil et al.., 2013
1-7) فرضیه های تحقیق
با توجه به مدل ارایه شده فرضیه های این تحقیق عبارتند از:
ادراک مشتریان از تبلیغات تجاری شرکت بر ارزش ویژه برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از تبلیغات تجاری شرکت بر آگاهی از برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از تبلیغات تجاری شرکت بر کیفیت درک شده تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از تبلیغات تجاری شرکت بر تداعی های برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از تبلیغات تجاری شرکت بر وفاداری برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از فعالیتهای پیشبرد فروش شرکت بر ارزش ویژه برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از فعالیت های پیشبرد فروش شرکت بر آگاهی از برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از فعالیت های پیشبرد فروش شرکت بر کیفیت درک شده تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از فعالیت های پیشبرد فروش شرکت بر تداعی های برند تاثیر دارد.
ادراک مشتریان از فعالیت های پیشبرد فروش شرکت بر وفاداری به برند تاثیر دارد.
1-8) تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
متغیر چیست؟ متغیر یک مفهوم است که بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده می شود. به عبارت دیگر متغیر به ویژگی هایی اطلاق می شود که می توان آنها را مشاهده کرد (دلاور، 1383، ص 58).
تعریف عملیاتی متغیرها
عملیاتی کردن یا تعریف عملیاتی یک مفهوم، به این جهت است که آن مفهوم قابل اندازه گیری شود و این امر از طریق دقت در ابعاد و خصوصیات رفتاری متعلق به آن مفهوم، طبقه بندی کردن آن ابعاد به عناصر قابل مشاهده و قابل اندازه گیری است (سکاران، 1388، ص 195).
1-8-1) متغیر وابسته
پژوهشگر بیش از هرچیز به متغیر وابسته علاقه مند است، هدف وی از توصیف یا پیش بینی، تغییرپذیری متغیر وابسته می باشد (سکاران، 1388، ص 83). همانگونه که از فرضیات پژوهش مشهود است متغیر وابسته در تحقیق حاضر ارزش ویژه برند می باشد که در زیر به تشریح و توضیح آن خواهیم پرداخت:
1-8-1-1) ارزش ویژه برند
تعریف مفهومی:ارزش ویژه برند را به عنوان ارزشی تعریف می کنند که به وسیله ی نام برند، افزوده می گردد و در بازار به عنوان حاشیه های سود و سهم های بازار بیشتر پاداش داده می شود که می تواند توسط مشتریان و اعضای زنجیره تامین به عنوان دارایی مالی و نیز مجموعه ای از تداعی ها و رفتارهای مطلوب دیده شود (Yasin et al.., 2007, p:39).
تعریف عملیاتی: منظور از ارزش ویژه برند در پژوهش حاضر میانگین کسب شده از سوالات 1 تا 23 پرسشنامه تحقیق می باشد که سوالاتی درخصوص چهار بعد ارزش ویژه برند ( آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده، تداعی های برند و وفاداری به برند)، می باشند.
1-8-2) متغیر مستقل
این متغیر به گونه ای مثبت یا منفی بر متغیر وابسته تاثیر می گذارد. یعنی زمانی متغیر مستقل وجود داشته باشد، متغیر وابسته نیز وجود دارد و هر مقدار افزایش در متغیر مستقل روی دهد، در متغیر وابسته نیز افزایش یا کاهش روی خواهد داد (سکاران، 1388، ص 85).
متغیرهای مستقل این پژوهش عبارتند از:
1-8-2-1) تبلیغات تجاری
تعریف مفهومی: تبلیغات تجاری عبارت است از هرگونه معرفی و ترویج ایده ها،کالاها یا خدمات که یک واحد فعالیت های ترفیع، فرد یا موسسه انجام دهد که مستلزم پرداخت هزینه باشد.
تعریف عملیاتی: منظور از تبلیغات تجاری در پژوهش حاضر میانگین کسب شده از سوالات 24 تا 31 پرسشنامه تحقیق می باشد.
1-8-2-1) فعالیت های پیشبرد فروش
تعریف مفهومی: فعالیت های پیشبرد فروش نیز یکی از آمیخته های بازاریابی، در زمره ی برنامه های ارتباطات با مشتریان هستند که می توانند بر روی ارزش ویژه برند تاثیر داشته باشند. فعالیت های پیشبرد فروش را به دو دسته تقسیم کرده اند: مالی و غیر مالی (Valette-Florence et al.., 2011, p:25). از جمله فعالیت های مالی پیشبرد فروش می توان به: تخفیفات نقدی و کوپن های خرید اشاده نمود و بسته های جوایز و هدایا، اعطای نمونه های رایگان، برگزاری نمایشگاه ها، پخش کاتالوگ ها و برگزاری مسابقات و قرعه کشی ها نیز از انواع ترفیعات فروش غیر نقدی می باشند (Buil et al.., 2013, p:117).
تعریف عملیاتی: منظور از فعالیت های پیشبرد فروش در پژوهش حاضر میانگین کسب شده از سوالات 32 تا 37 پرسشنامه تحقیق می باشد.
1-9) قلمرو تحقیق
یک تحقیق علمی باید دارای حدود و شمول تا حد امکان مشخصی باشد. این محدوده مشخص می نماید که پژوهشگر از لحاظ موضوعی، مکانی و زمانی تحقیق را در به چه نحو انجام داده است و تا چه حد توانسته متغیرهای مربوطه را در کنترل داشته باشد. از طرف دیگر به لحاظ جلوگیری از اتلاف زمان، نیروی انسانی و هزینه های مرتبط مشخص شدن حدود تحقیق ضروری به نظر می رسد. بنابر مطالب مذکور قلمرو تحقیق حاضر را می توان از سه نظر مورد توجه قرار داد:
1-9-1) قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی پژوهش حاضر در حوزه علم مدیریت بازرگانی و بازاریابی بوده و بررسی های انجام شده حول محور فعالیت های ترفیع تجاری، فعالیت هلی پیشبرد فروش و تاثیر این دو بر ارزش ویژه برند شرکت لوازم خانگی پارس خزر در استان گیلان در استان گیلان می باشند.
1-9-2) قلمرو مکانی
جامعه ی آماری این پژوهش، مشتریان شرکت لوازم خانگی پارس خزر در استان گیلان در استان گیلان می باشد.
1-9-3) قلمرو زمانی
قلمرو زمانی مورد بررسی پاییز و زمستان 1392 می باشد.

فصل دوم
ادبیاتو پیشینه تحقیق

بخش اول
ارزش ویژه برند

2-1) مقدمه
امروزه برند یک الزام استراتژیک برای سازمان هاست که آنها را در جهت ارزش بیشتر برای مشتریان و ایجاد مزیت های رقابتی پایدار یاری می رساند. ایجاد یک برند قدرتمند در بازار، هدف اساسی بسیاری از سازمان ها می باشد زیرا یک برند قدرتمند می تواند اعتماد مشتریان را در هنگام خرید کالاها و خدمات افزایش دهد و به آنا کمک کند تا عوامل ناملموس را بهتر درک نمایند. به عبارت دیگر می توان گفت یک برند قدرتمند، دارایی با ارزشی برای شرکت محسوب می شود (Chen and Chang, 2008). انجمن بازاریابی آمریکا ، نام و نشان تجاری را اینگونه تعریف می کند: یک نام، عبارت، نشانه، نماد یا طرح یا ترکیبی از آنهاست که به منظور شناسایی کالا یا خدمات از یک فروشنده یا گروه فروشندگان و ایجاد تمایز آنها از رقبایشان ارائه می شود. این تمایزات ممکن است عملکردی، منطقی، یا محسوس و یا نمادین، عاطفی و نا محسوس باشند (کفاش پور و نیاکان، 1390).
ارزش ویژه برند یکی از مشهورترین و مهم ترین مفاهیم بازاریابی است که امروزه بطور گسترده ای توسط محققان و صاحب نظران بازاریابی مورد بحث قرار می گیرد. از دلایل این اهمیت، نقش استراتژیک و مهم ارزش ویژه برند در تصمیمات مدیریتی و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان ها و مشتریان است (گیلانی نیا و موسویان، 1389). ارزش ویژه برند، سازمان ها را قادر می سازد که علاوه بر حفظ سهم بازار خود، مبلغ بیشتری را نیز در ازای برند خود مطالبه نمایند (Lee and Back, 2009). در واقع ارزش ویژه برند، باعث افزایش کارایی برنامه های بازاریابی می شود، مخارج و هزینه های فعالیت های ترفیعی را کاهش می دهد و از طریق گسترش برند، سکویی برای رشد و توسعه آن ایجاد می نماید. ارزش ویژه برند حتی می تواند باعث افزایش سهم بازار و افزایش سودآوری شده و برای سازمان ها جریان نقدی ایجاد نماید (Buil et al.., 2008).
2-1-1) تاریخچه ی شکل گیری مفهوم برند
گفته شده که کلمه ی برند، حیاتش را به عنوان اسم در زمان نوردیک های باستان (ساکنان قدیمی اسکاندیناوی) آغاز کرده و به تدریج به فعل تبدیل شده است. مشاهده شده که در هزازان سال قبل کشتی سازان وایکینگ، کشتی هایی را که می ساختند، نامگذاری می کردند. اینگونه استعمال برند، شبیه چیزی بود که اکنون آن را علامت تجاری می نامیم (Coomber, 2002). در زمان روم باستان، صنعتگران، محصولات خود را امضاء و یا به هر طریق دیگر، علامت گذاری می کردند و این کار به مصرف کنندگان کمک می کرد تا محصولاتی را که دوستانشان پیشنهاد می کردند، شناسایی کنند (قدرتمندترین شکل تبلیغات) و یا محصولاتی را که پیشتر امتحان کرده و از آن راضی هستند ، مجددا خریداری نمایند (رحیمی هلری، 1384). تنها در نیمه ی دوم قرن نوزدهم میلادی بود که استفاده از نام تجاری به عنوان وسیله ی پیشرفته ی بازاریابی، تکامل پیدا کرده و به تدریج نام های تجاری به جای محدود ماندن در قیمت پایین و توزیع محلی، جهش بزرگی را به سمت کالاهای با کیفیت در بازارهای انبوه، انجام دادند، تغییراتی هم در قانون علامت تجاری ایجاد شد اما با وجود اینکه نام تجاری گسترش یافت، مدیریت آن به همان شکل ثابت ماند و مالکین و مدیران شرکت ها، مسئولیت آنها را به عهده داشتند (Coomber, 2002).
در دوره ی بعد از جنگ جهانی اول، نامهای تجاری در جایگاه واقعی خود قرار گرفتند. در این دوره، مصرف کنندگان فورد را می خواستند نه وسیله ی حمل و نقل موتوری، کم کم شرکت ها شروع کرند به کمک تعدادی از نام های تجاری که قادر بودند به صورت انبوه تولید، توزیع و فروخته شوند. جدایی وظایف تولید، بازاریابی و فروش. از یکدیگر به شدت تشویق می شد. هنری فورد معتقد بود مدیران باید به صورت مجزا کار کنند تا مشکلات همکاران آنها، دامنگیرشان نشود و به راحتی روی کار که برای آن استخدام شده اند، تمرکز کنند. در سال 1925 شرکت جنرال موتورز با سازماندهی جدید و تعهد به تغییرات سالانه در مدلها، شرکت فورد را به زیر کشید. در سال 1931 شرکت پراکتر اند گمبل در سازماندهی وظیفه ای یک مرحله جلوتر رفت و وظیفه ی جدیدی را تعریف نمود و آن مدیریت نام تجاری بود. آنها معتقد بودند که داشتن نامهایی چون صابون های حمام آیوری و کامی بهترین راه برای سازماندهی آنها این است که مسئولیت هر نام تجاری را به فرد مشخصی به نام مدیر نام تجاری داده شود. این عمل در دهه 50 فراگیر شد. در دهه ی 80، افزایش جهانی شدن تجارت برند نام تجاری نیز، اثر گذاشت. ایجاد نام های تجاری جدید به صرف نبود، بنابراین شرکت ها سمت نام های تجاری جهانی شرکتی رفتند تا بتوانند دامنه ی محصولاتشان را پوشش دهند. در واقع تحولی در درک نام تجاری ایجاد شده بود. شرکت ها برای خرید نام های تجاری هفت تا هشت برابر درآمد آن را پرداخت می کردند. بنابراین عملا نام تجاری به ترازنامه هم راه پیدا نمود (رحیمی هلری، 1384). این اتفاق در اروپا زودتر از ایالات متحده افتاد. در حالیکه شرکت های امریکایی فعالیت های بازاریابی و تبلیغاتی وسیعی را در امریکا و سایر کشورهای انگلیسی زبان انجام می دادند، اروپایی ها یاد می گرفتند که با فرهنگ های مختلف (با اختلاف جزیی) کشورهای خاص انطباق ایجاد کنند (Coomber, 2002).
2-1-2) اهمیت برند
امروزه برند دارای چنان اهمیتی شده است که شاید یا متن محصولی بدون برند، تقریبا غیرممکن باشد. نمک در پاکت های دارای برند، بسته بندی می شود. پیچ و مهره دارای برچسب توزیع کننده هستند، قطعات یدکی خودرو نیز دارای برند می باشند که آنها را از محصولات سایر تولیدکنندگان قطعات یدکی متمایز می کند. برند از راه های مختلف به خریدار کمک می کند. برند می تواند اطلاعاتی درباره ی کیفیت محصول به خریدار بدهد، خریداری که همیشه محصولی با یک نوع برند می خرد، خود می داند که هرگاه این محصولات را بخرد، آنها دارای ویژگی ها، مزایا و کیفیت های مشخص خواهند بود (کاتلر و آرمسترانگ، 1386).
برندها نقش اطلاعاتی مهمی را برای مشتریان ایفا می کنند. فولرتن و لاو (1998)، دریافتند که برندها به مصرف کنندگان این اجازه را می دهند تا برای هر تولیدکننده، هویت قایل شوند (Vaidyanathan and Aggawal, 2000). آکر بیان می دارد که یک برند می تواند از مشتری و تولیدکنندگان در مقابل رقبایی که تلاش می کنند تا محصولات همسانی فراهم سازند، محافظت می کند (Ghodeswar, 2008). در دنیایی که مصرف کنندگان با سیلی از انتخابات موجه هستند، برندها این درک را برای ایشان آسان تر ساخته و محصولات موجود را ارزیابی می کنند. بخصوص در جاهایی که محصولات پیچیده بوده یا ساخته شرکت خارجی بوده که برای مصرف کنندگان داخلی ناشناخته باشند (Wang et al.., 2008).
برندهای قدرتمند، تصاویر معناداری در ذهن مشتریان خلق می کنند. یک تصویر برند قوی و مشهور، تمایز را افزایش داده و تاثیر مثبتی بر رفتار خرید می گذارد (Kuhn et al.., 2008). همچنین برند ممکن است ارزش کالا و خدمت را از طریق ارزش عملکردی اش افزایش دهد (Slattery and Show, 2003). بنابراین ساخت برندهای قوی، یکی از مهمترین اهداف تولید و مدیریت برند می باشد. برندهای قوی باعث بالا رفتن جریانهای درآمد در کوتاه مدت و بلندمدت می شوند. هدف مشخص مدیریت برند، ساخت برندهایی است که برای مدت طولانی دوام آورده و بتوانند در بازارها و طبقات مختلف محصول، به کار روند. محققان برند مفاهیم زیادی در حوزه ی برند و چگونگی اثرگذاری آن بر رفتار مشتری (خریدهاس فعلی و آتی) را تشریح نموده اند (Esck et al.., 2008). در رشته ی مدیریت بازاریابی، عملکرد برندها به عنوان شناسایی و تمایز محصولات شرح داده می شود و مدیریت برند به تصمیمات خط محصول، محدود شده است. تعاریف برند با این وجود پیچیده هستند و برند ها به عنوان محصولات، شرکت ها، اشخاص و مکان ها تعریف می شوند (Uggla, 2008).
2-1-3) تعریف و تشریح برند
برند یا نام تجاری قبل از هر چیز نام یک گونه است. نام تجاری هر نامی است که مستقیما به دلیل فروش کالاها یا خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. برند علاوه یک نام، همیشه جلوه ای تصویری نیز از خود ارایه می دهد. به عبارت دیگر، به نوعی یک نماد، طرح، علامت تجاری و نیز یک نشان تجاری منحصر به فرد است و می توان گفت برند، نام و یا نمادی است که با هدف فروش محصولات یا خدمات به کار برده می شود. برند یا نام تجاری، هر نوع برچسبی است که معنا یا ارتباط ذهنی خاصی را با خود منتقل می کند. نام تجاری به یک کالا یا خدمت، رنگ و حرکت می دهد. بنابراین می توان گفت که نام، عبارت، اصطلاح، علامت، نشانه، نماد، طرح یا ترکیبی از اینها به منظور شناساندن محصولات و خدمات فروشندگان یا گروهی از فروشندگان و متمایز ساختن آنها از محصولات و شرکت های رقیب، نام تجاری محسوب می شود. بنابراین، نام تجاری (برند) معرف سازنده یا فروشنده ی هر محصول یا خدمت است. مصرف کننده، برند شرکت را به عنوان بخش مهمی از محصول به حساب می آورد و تعیین آن می تواند بر ارزش هر محصول بیافزاید (جعفرپور و آهنگری، 1387).
در حقیقت، مشتریان ارزش یک کالا را به نام تجاری (برند) آن مربوط می دانند. برند می تواند پیام مثبت یا منفی را به ذهن مشتری انتقال دهد و این بستگی به تبلیغات و برنامه های پیشبرد فروش، شهرت کالا و ارزیابی و تجارب استفاده از کالا در گذشته دارد. این مصرف کنندگان هستند که به برندها زندگی می بخشند نه شرکت ها. نام های تجاری را نباید در کارخانه ها و استودیوها جستجو کرد. چنانکه فلدویک (1991)، می گوید: برند، مجموعه ای از تصویرها و برداشت ها در ذهن مصرف کننده می باشد. در این راستا، استفان کینگ (1992)، اینطور بیان می کند: یک کالا، چیزی است که در یک کارخانه ساخته می شود اما چیزی که به وسیله ی مشتری خریداری می شود در واقع، نام تجاری (برند) است. تعریفی که توسط گاردنر و لوی (1995)، ارایه شد، تعریف جامعی به نظر می رسد. طبق این تعریف: برندها نمادهایی پیچیده اند که ارایه دهنده ی طیف گسترده ای از ویژگی ها و نظرات هستند. برند، نه تنها به وسیله ی ظاهر، بلکه مهم تر به وسیله ی تداعی هایی که ایجاد می کند، چیزهای زیادی به مشتری می گوید و در طول زمان در ذهن مصرف کنندگان باقی خواهد ماند (نوربخش و ارغوانی، 1387).
به طور کلی فرآیند ایجاد یک برند قدرتمند از چهار مرحله تشکیل شده است که عبارتند از:
هویت برند: تدوین ذهنیت هایی که برند قصد دارد ایجاد کند و اطمینان از شناسایی برند توسط مشتری و مرتبط ساختن آن با یک طبقه ی خاص از نیاز.
معنای برند: مرتبط ساختن یک سری ویژگی های ملموس و ناملموس به برند
پاسخ برند: استخراج پاسخ مطلوب از مشتریان بر حسب قضاوت و احساسات
طنین برند: تبدیل پاسخ برند به ایجاد یک رابطه شدید و مبتنی بر وفاداری بین مشتریان و برند (Keller, 2003).
در جریان این چهار مرحله، کلیه قعالیت های سازمان باید همسو شوند تا شش دارایی ذهنی ارزش آفرین (برجستگی، عملکرد، تصویرسازی، احساسات، قضاوت و طنین برند) در ذهن مشتریان ایجاد شود. در واقع بازتاب این شش دارایی در ذهن مشتری سبب ایجاد ارزش ویژه برند، خواهد شد (دیواندری و همکاران، 1388).

2-1-4) تصویر برند
هدف بازاریابی، آفریدن یک تصویر از برند و یا دادن رنگ و بویی به آن است تا توجه مشتریان و افراد را جلب کند. مصرف کنندگان باید تصویر روشنی درباره خصوصیات برند در ذهن خود داشته باشند. این خصوصیات می توانند شامل: کیفیت، سرعت، قیمت پایین، قیمت بالا و تنوع باشند. در حقیقت، تصویر برند، ترکیب کلی از تمام آن چیزهایی است که مصرف کنندگان فکر می کنند درباره شرکت، محصول و برند شرکت می دانند. مصرف کنندگان با توجه به خواست ها و نیازهای منحصر به فرد خود برای ویژگی های مختلف یک برند، اهمیت های متفاوتی قایل می شوند (کاتلر و آرمستراتگ، 1388).
اولین بار گادنر و لوی (1995)، مفهوم تصویر محصول را در پژوهش خویش مطرح نمودند. ایشان معتقد بودند که محصولات دارای ماهیت های مختلف از جمله فیزیولوژیکی و اجتماعی هستند. از زمان معرفی رسمی آنها تا کنون، مفهوم تصویر محصول در تحقیقات مربوط به رفتار مشتری (مصرف کننده) مورد استفاده قرار گرفته است. تصویر برند می تواند یک مفهوم حیاتی برای مدیران بازاریابی باشد. ادارک تصویر برند، که با توجه به همخوانی برند و نگرش مشتری شکل می گیرد به عنوان یکی از عناصر مستقل در ارزش برند است که به طور گسترده در چاچوب ارزش برند به کار می رود. تصویر برند در تمام تجربه های مصرف مشتری ریشه دارد و درک کیفیت خدمت به عنوان کارکرد این تجربه ها می باشد (Kayaman and Arsali, 2007). تصویر برند، برای بسیاری از مشتریان و مصرف کنندگان معانی یا احساسات زیادی را القا می کند و می تواند در هر رده از محصولات یا بخش های خدمات از اهمیت فوق العاده ای برخوردار باشد. تصور مصرف کننده از یک برند می تواند هم به فروش محصول یا خدمت کمک کند و هم می تواند به عنوان مانعی دربرابر فروش قلمداد شود. اصل مفروض پیرامون تصویر برند آن است که مشتریان تنها خریدار محصول یا خدمت نیستند، بلکه تداعی های مربوط به تصویر برند (نظیر: قدرت، ثروت و مهارت) و مهم تر از همه هویت و تداعی با سایر مصرف کنندگان یا مشتریان برند را نیز خریداری می کند. در دنیای مشتری مدار امروزی، افراد به معرفی خود از طریق داشته هایشان تمایل دارند. اساسا تصورات برند خوب، بیدرنگ منجر به ایجاد احساسی قوی در افراد می گردد. اینگونه تصورات، مثبت بوده و غالبا در میان سایر برندهای رقیب منحصر به فرد می باشد. نقش تصور ذهنی از برند هم برای مشتریان با تجربه و هم مشتریان بی تجربه دارای اهمیت فراوان است، چرا که ایشان سعی می کنند تصویر ذهنی خود را با خرید خدمتی که اعتقاد دارند با تصویر آنها همسانی زیادی دارد، تقویت کنند و این آنها را قادر می سازد تا بین تصویر خود از خدمت و خدمت ارتباط برقرار کرده و فرآیند خرید خدمت ساده تر امکان پذیر گردد (Yasin et al.., 2007).
2-1-5) ارزش ویژه برند
فارکوار (1987)، ارزش ویژه برند را به عنوان ارزشی که به وسیله برند به محصول داده می شود، تعریف می کند. در سال 1989، موسسه علمی بازاریابی، ارزش ویژه برند را به عنوان ارزشی تعریف می کند که به وسیله نام برند افزوده می شود و در بازار به عنوان حاشیه های سود و سهم های بازار بیشتر، پاداش داده می شود که می تواند توسط مشتریان و اعضای کانال توزیع به عنوان دارایی مالی و هم به عنوان مجموعه ای از تداعی ها و رفتارهای مطلوب دیده شود (Kayaman and Arsali, 2007).
آکر (1991)، ارزش ویژه برند را مجموعه ای از دارایی ها و تعهدات مرتبط با برند، نام آن و سمبلش می داند که از ارزش تولید شده از سوی یک محصول یا خدمت برای شرکت و یا مشتریان شرکت می کاهد و یا به آن اضافه می کند. کلر، ارزش ویژه برند را تاثیر متفاوتی تعریف می کند که دانش برند بر واکنش مصرف کننده به بازاریابی برند دارد. بلاک استون (1995)، به ارزش ویژه برند به عنوان ارزش برند و معنای برند اشاره می کند که معنای برند، به برجستگی برند، تداعی های برند و شخصیت برند، اشاره دارد. در حالی که ارزش برند، نتیجه مدیریت معنای برند می باشد (چیرانی و خدنگ، 1389).
طبق نظر شاکر و اسریواستاوا (1991)، ارزش ویژه برند، قدرت برند و ارزش برند را شامل می شود. قدرت برند، مجموعه ای از تداعی ها و رفتارها بر بخش مشتریان برند، اعضای کانال و شرکت مادر (اصلی) می باشد که به برند این اجازه را می دهد که از مزایای رقابتی متفاوت و پایداری بهره مند گردد. ارزش ویژه برند، نتیجه مالی توانایی مدیریت به منظور به کار بستن قدرت برند از طریق اقدامات تاکتیکی و استراتژیک می باشد که سودهای فعلی و آتی بالاتر و ریسک های کمتری را به دنبال دارد. این تعریف، این نتیجه را در پی دارد که قدرت برند بر جنبه ی مصرف کننده ی ارزش ویژه برند اشاره داشته و ارزش برند بر جنبه مالی این مفهوم دلالت دارد.
تعاریف متفاوتی از ارزش ویژه برند در ادبیات، موجود است که در دو گروه، طبقه بندی می شوند:
تعاریفی که جنبه مالی را شامل می شوند.
تعاریفی که جنبه ی مشتری را از این مفهوم در بر دارند (Rajh et al.., 2003).
2-1-5-1) ارزش ویژه برند مالی
ارزیابی ارزش ویژه برند از دیدگاه شرکت، می تواند اندازی گیری ارزش مالی برند را برای شرکت فراهم سازد. مطالعاتی که ارزش ویژه برند را از دیدگاه شرکت اندازه گیری می کنند، ارزش ویژه برند را به عنوان ارزش برند برای شرکت در نظر می گیرند که اندازه گیری های بیشترین بازئه بازار محصول و بازده های مالی را در بر دارد. اندازه گیری های بازده محصولات، شاخص های عملکرد بازار مانند: درآمد، سود، قیمت و پاداش را دربر می گیرد و آنها معمولا از طریق داده های مشاهده شده در بازار محاسبه می شوند. اندازه گیری های بازده مالی ارزشی را مورد توجه قرار می دهند که سهامداران و شرکت ها برای برند به عنوان دارایی مالی قرار می دهند و ممکن است شاخص های عملکردی متنوعی از ارزش برند یا ارزش شرکت را شامل شوند که در بازارهای مالی، قابل مشاهده است (Kartono, 2005).
سیمون و سالیوان (1996)، ارزش ویژه برند از دیدگاه مالی را معادل جریان ها نقدی افزایشی می دانند که از منافع محصولات داذای برند علاوه بر جریانات نقدی که از منافع محصولات بدون برند، منتج می شود. این ارزیابی نشان دهنده ی مشمول شدن برند در دارایی های شرکت در ترازنامه می باشد (Kim et al.., 2005 ). طرفدارای دیدگاه مالی، ارزش ویژه برند را به عنوان ارزش کلی یک برند، تعریف می کنند که وقتی فروخته شود یا در ترازنامه درج گردد، یک دارایی جداگانه می باشد. تعاریف دیگر که دیدگاه یکسانی را مورد ملاحظه قرار داده اند، ارزش ویژه برند را به عنوان جریان های نقدی افزایشی که منجر به پیشی گرفتن محصولات دارای برند بر محصولات فاقد می شود، مورد توجه قرار می دهند (Atilgan, 2005).
دیدگا کاپفرر(1993)، جنبه مالی ارزش ویژه برند را دربر می گیرد. از نظر وی، ارزش ویژه برند نتیجه ی دارایی های برند است که آگاهی برند، تصویر برند، کیفیت درک شده برند، یادآوری و آشنایی و جذابیت برند را شامل می شود. این عناصر داراریی های برند، ارزش افزوده ای برای محصولات به همراه می آورند. ارزش مالی برند (ارزش ویژه برند) با ارزش افزوده برند، منهای هزینه هایی که برندگذاری و هزینه های سرمایه دربر گرفته، برابر می باشد (Rajh et al.., 2003).
2-1-5-2) ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف کننده
ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری به عنوان تفاوت در پاسخ مشتری به محصولات دارای برند در مقایسه با پاسخ ایشان به محصولات مشابه ی فاقد برند، دیده می شود (Bristow et al.., 2002). ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف کننده به منظور ارزیابی ادراکات، احساسات و نگرش های مصرف کننده نسبت به برند می باشد که نشانی از ارزش نام برند را برای مصرف کننده فراهم می سازد (Kartono, 2008).
آکر، بیان می دارد که ارزشی که از دیدگاه مصرف کننده ناشی می شود، نسبت به دیدگاه فعالیت های بازاریابی، با احتمال بیشتری واقعی می باشد (Aaker, 2007). ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده به معنای ارزش ویژه برند شناختی و رفتاری در سطح فردی مصرف کننده و طبق بررسی و برآورد مصرف کننده می باشد. ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده، اغلب مترادف قیمت اضافی یا به عبارت دیگر تمایل مصرف کننده به پرداخت برای برندهای مختلف، تعبیر می شود. قیمت اضافی، توانایی برندها برای برخورداری از قیمتی بالاتر از رقبای آن را منعکس می سازد (Anselmsson, 2007).
پنج بررسی مهم درخصوص ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده به صورت زیر خلاصه شذه است:
به جای شاخص های هدف، به ادراک مصرف کننده اشاره دارد.
اثر کلی از ارزش مرتبط به یک برند است.
از نام برند و نه فقط ویژگی های فیزیکی سرچشمه می گیرد
یک اندازه گیری نسبی است که باید با رقبای مربوط مقایسه شود
بر ارزش ویژه برند مالی، تاثیر مثبتی دارد (Jung et al.., 2008).
تعاریف ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده به مبحث دیدگاه مصرف کننده، خواه سازمانی نزدیک می باشد. آنها ادعا می کنند که برای اینکه یک برند، ارزش داشته باشد، می بایست از سوی مصرف کنندگان دارای ارزش شود. بنابراین قدرت یک برند چیزی است که مشتریان درباره ی برند به عنوان تجربیاتشان در طول زمان می آموزند، حس می کنند، می بینند و می شوند. بنابراین، اگر برند هیچ مفهومی برای مصرف کننده نداشته باشد. هیچکدام از تعاریف دیگر نیز معنا نخواهند داشت (Atilgan et al.., 2005). طبق نظر کلر، یک برند هنگامی می تواند ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده مثبت داشته باشد که واکنش مصرف کنندگان به یک عنصر آمیخته ی بازاریابی یکسان برای یک برند (نسبت به همان عنصر در برندهای دیگر) با علاقه ی بیشتری باشد (Wang et al.., 2008).
2-1-6) ضرورت خلق و حفظ ارزش ویژه برند
شاید وقتی به مفهوم ارزش ویژه برند توجه کنیم، بتوان ارزش برند را بهتر و کاربردی تر اثبات کرد (Bristow et al.., 2002). مفهوم ارزش ویژه برند ابتدا در دهه 1980 معرفی گردید و توجه زیادی را از سوی دانشمندان و فعالان بازاریابی به خود جلب نمود (Rajh, 2005). یکی از دلایل محبوبیت آن، نقش استراتژیک و مهم آن در کسب مزیت رقابتی و تصمیمات استراتژیک مدیریتی می باشد. ارزش ویژه برند، وقتی به طور صحیح و موضوعی مورد ارزیابی قرار گیرد، استاندارد مناسبی برای اندازه گیری تاثیر اندازه گیری تاثیر مداوم تصمیمات بازاریابی به وجود می آورد (Atilgan et al.., 2005).
مفهوم ارزش ویژه برند در ادبیات حسابداری و نیز بازاریابی، مورد بحث واقع شده و اهمیت تمرکز بلندمدت در مدیریت برند، سرمایه گذاری های بلندمدتی هستند که به وسیله ی شرکت برای ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار در مقابل رقبا، طراحی شده است. همچنین ارزش ویژه برند، یکی از ارزشمندترین دارایی هایی است که یک شرکت می تواند داشته باشد. ارزیابی و مدیریت ارزش ویژه برند از حوزه های مهم دانشگاه و صنعت می باشد (Kartono, 2005). ارزش ویژه برند شامل ابعادی است که مالک برند می تواند آنها را توسعه داده، مدیریت کرده و کنترل نماید (Anselnson, 2007).
برند گذاری و ارزش ویژه برند در ارتباط با دیدگاه مورد ملاحظه برند، می تواند ارزش افزوده ای برای تولیدکننده (مانند: نشانه ی کیفیت، حمایت قانونی، منبع بازگشت مالی)، داد و ستد (مانند: توزیع گسترده تر، هزینه های کمتر) یا مشتری (مانند: شناسایی، کاهش ریسک و نشانه ی کیفیت) داشته باشد (Bamert, 2005). محققان بسیاری، ارزش ویژه برند را برای مدت طولانی مورد مطالعه قرار دادند زیرا ارزش ویژه برند می تواند شرکت را در بلندمدت، سودآور سازد (Jung et al.., 2008). اساسا ارزش ویژه برند، برآمد از اطمینان بیشتری است که مشتریان نسبت به یک برند، بیش از رقبای آن معطوف می کنند. این اطمینان به عنوان وفاداری مصرف کنندگان و تمایلشان به پرداخت مبلغ اضافی برای برند، تقسیر می شود. با این حال، ارزش ویژه برندمستقل نبوده بلکه به رقابت وابسته می باشد و به ارزش کلی تداعی شده با برند، اشاره دارد.مضمون و مفهوم ارزش ویژه برند از راه های متفاوتی برای اهداف گوناگونی مورد بحث قرار گرفته اما تا کنون هیچ دیدگاه مشترکی حاصل نشده است. ارزش ویژه برند می تواند از دیدگاه تولیدکنندگان، خرده فروشان یا مصرف کنندگان مورد بحث قرار گیرد. درحالیکه تولیدکنندگان و خرده فروشان به مفاهیم استراتژیک ارزش ویژه برند متمایل هستند، سرمایه گذاران بیشتر موافق مفهوم مالی آن می باشند (Atilgan et al.., 2005).
کلر بیان می دارد که دو انگیزه ی اساسی در مطالعه ی ارزش ویژه برند وجود دارد: یکی انگیزه مالی با هدف برآورد ارزش برند برای مقاصد حسابداری و دیگری انگیزه ی برآمده از تلاش برای فعالیت های بازاریابی کارآتر که این مورد تحقیق، از ادراکات مشتری سرچشمه می گیرد و به عبارت دیگر، ارزش ویژه برندِ مبتنی بر مصرف کننده می باشد (Anselmsson, 2007).
ارزش ویژه برند، کلید ارزیابی عملکرد بازاریابی می باشد که در قلب و ذهن مصرف کنندگان و درگر بازیگران عرصه ی بازاریابی، حضور دارد. ارزیابی ارزش ویژه برند به دلیل ارزش استراتژیک راهبردی اش برای استراتژی بازاریابی، کمک به تصمیمات تاکتیکی و فراهم آوردن بستری برای تعیین قابلیت تعمیم پذیری برند، حایز اهمیت است. به علاوه، افزایش تعداد برندهای رقابتی در بازارهای مصرفی بین الملل، توسعه ی ارزیابی های معتبر و قابل اطمینان ارزش ویژه برند که قابلیت تعمیم در کشورهای مختلف را داشته باشد، ضروری می سازد (Buill et al.., 2008) و در کل ارزش ویژه برند در جهت ارزیابی ارزش رابطه ی شرکت با مشتریانش می باشد (Wilcox et al.., 2008). در مجموع ارزش ویژه برند به این دلیل مورد مطالعه قرار گرفته است:
جهت ارزیابی برند، خصوصا برای تخمین ارزش برند برای اهداف مالی و توافق های تجاری
توانایی در ارتقای بازده های بازاریابی به وسیله ی درک دانش برند مصرف کنندگان و توسعه ی استراتژی برند مناسب
به منظور بررسی اثرات پیوندها در رابطه های شرکت با مصرف کنندگلن نهایی، مفهوم ارزش ویژه برند، معنا پیدا می کند (Davis and Mentzer, 2008). ارزش ویژه برند، به عنوان یک شاخص کلیدی برای بیان سلامت برند، مورد توجه قرار گرفته است و نظارت آن، گاهی در مسیر مدیریت برند، ضروری فرض می شود (Pappu et al.., 2006). ساخت ارزش ویژه برند، هدف ارزشمندی در بازاریابی می باشد زیرا می تواند ضامن موفقیت ها و درآمدهای بی شماری باشد (Yoo, 2009). بازاریابان به ارزش ویژه برند به عنوان سازنده ی شهرت و یا قدرت برند (شامل: آگاهی، آشنایی، سطوح اعتبار و وجه تمایز با برندهای رقیب در ذهن مصرف کننده) اشاره کرده اند. بر مبنای رویکرد منبع محور، شناخت رو به رشدی وجود دارد که ارزش ویژه برند، یک ارزیابی رابطه ای بازار محور می باشد زیرا در خارج از شرکت قرار داشته و در رابطه با کاربران نهایی شرکت می باشد که در بازار از طریق مجموعه ای از تداعی ها و رفتارهایی ناشی می شود که نسبت به برند، توسعه یافته اند (Delgado-Ballester, 2008). استفاده از سهم بازار، یک شاخص برای ارزش ویژه برند می باشد. در واقع، سهم بازار انعکاس معتبر و حساسی از وضعیت برند از نظر مصرف کنندگان را فراهم می آورد. زمانی برند ضریب نسبی در ذهن مصرف کنندگان دارد، می بایست سهم بازار آن افزایش یابد یا دست کم کاهش نیابد (Mackay, 2001).
2-1-7) ابعاد ارزش ویژه برند
محققان جهار بعد را برای ارزش ویژه برند در نظر گرفته اند که به شرح زیر است:
وفاداری به برند
وفاداری به برند به صورت یک پاسخ رفتاری و همچنین یک عملکرد از فرآیندهای فیزیولوژیکی تعریف می شود. بنابراین، وفاداری به برند تابعی از گرایشات و رفتارها (عادات) می باشد. اساسا ارزش ویژه برند از اعتمادی ناشی می شود که مصرف کنندگان در مقایسه با برندهای دیگر نسبت به یک برند دارند که این اعتماد به عنوان وفاداری مصرف کنندگان و تمایل آنان به پرداخت قیمت های بالا برای برند ترجمه می شود. ارزش ویژه برند بخاطر برند و توسعه ی آن برای مدیران حایز اهمیت است و رابطه ای مثبت با وفاداری برند دارد. در حقیقت، وفاداری یک مفهوم در استراتژی بازاریابی است که به زعم آکر می تواند هسته ی مرکزی ارزش ویژه برند را تشکیل دهد. وفاداری منجر می شود که مشتریان در میان راه حل ها، کمتر در جستجوی اطلاعات باشند. مفهوم وفاداری به برند هم به نگرش و هم به وفاداری رفتاری توسعه داده شده است. وفاداری رفتاری به این معناست که مشتریان مجددا از همین برند خرید خواهند نمود، به نظر می رسد که وفاداری نگرشی نسبت به وفاداری رفتاری بادوام تر بوده و نشان دهنده ی تعهد و رجحان دهی مشتریان می باشد و زمانی رخ می دهد که ارزش های منحصر به فرد از یک برند برای مصرف کنندگان قابل مشاهده می شود. علاوه بر این، وفاداری رفتاری را می توان به منظور بررسی پیامدهای ارزش برند در نظر گرفت (Sun and Ghiselli, 2010).
آگاهی از برند
سطحی از آگاهی و شناخت است که مشتریان، برند را شناسایی کرده، به یاد می آورند و می توانند محصولات و خدمات مرتبط با برند را شناسایی نمایند (Keller, 2003). آگاهی از برند اشاره به شدت قدرت اتصال ویژگی های ایجاد شده در ذهن دارد و مشتریان را قادر می سازد تا برند را در شرایط مختلف تشخیص دهد و در صورت نیاز، آنرا به یاد آورند. بنابر نظر آکر (1991)، آگاهی از برند در قالب توانایی مشتریان در مرتبط ساختن برند با طبقه ی محصولی خاص (نیازی خاص) قابل تعریف است. به حدی که سبب خرید برند شود. به عبارت دیگر می توان بیان داشت که آگاهی از برند، به میزان قدرت حضور برند در اذهان مشتریان باز می گردد (Sun and Ghiselli, 2010). آگاهی از برند، به قدرت حضور برند در ذهن مشتری اطلاق می گردد. در سطوح اگاهی بالاتر، احتمال افزایش در نظر گرفتن برند و تاثیر بر روی تصمیمات خرید مصرف کنندگان، بیشتر است. تحقیقات نشان داده اند که به منظور ایجاد آگاهی برند، نمایش های مکرر می توانند موثر باشند و برندهای برتر جهان این مساله را کاملا درک کرده اند. البته این تاثیر بیشتر در رابطه با تقویت تشخیص برند موثر است اما بهبود یادآوری برند، نیازمند مرتبط ساختن برند با نیازها و ویژگی های، در اذهان مشتریان است (Kim and Kim, 2008).
کیفیت ادراک شده
کیفیت ادراک شده از مواردی است که همواره مورد نظر محققان واقع شده است. تعریفی که به طور غالب از سوی محققان ارایه شده عبارت است از: قضاوت مشتریان نسبت به مزیت، برتری، اعتبار و تفاوت یک برند در قیاس با دیگر برندهای رقیب. کیفیت ادراک شده نه تنها بر دیگر ابعاد برند تاثیر می گذارد، بلکه در طبقه بندی محصولات از دیدگاه مشتری نیز تاثیرگذار است. زیتمال (1988)، کیفیت ادراک شده را به عنوان اداراک مشتری از کیفیت کلی یا برتری محصول یا خدمت با پذیرفتن هدف قابل قبول مرتبط با گزینه های دیگر، تعریف می کند. آکر (1996)، بیان کرده است که کیفیت ادراک شده را در دو زمینه ی مختلف، کیفیت خدمت و کیفیت محصول بایستی درنظر گرفت (Sun and Ghiselli, 2010).