— -فایل پروژه - ریسرچ-315)

عنوان صفحه
جدول 3-1 ضرایب پایایی آزمون PAGEREF _Toc419752317 \h 57جدول3-2 اعتبار آزمون تصور ازخدا PAGEREF _Toc419752318 \h 58جدول 4-1 توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب تحصیلات PAGEREF _Toc419752326 \h 60جدول 4-2 میانگین و انحراف معیار سن پاسخگویان PAGEREF _Toc419752328 \h 61جدول 4-3 میانگین و انحراف معیارمولفه‌های سبک زندگی PAGEREF _Toc419752329 \h 62جدول 4-4 میانگین و انحراف متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc419752331 \h 64جدول 4-5 ضریب همبستگی متغیر سبک زندگی با هویت و ادراک از خدا PAGEREF _Toc419752335 \h 65جدول 4-6 ضریب همبستگی مولفه‌های مختلف سبک زندگی و هویت PAGEREF _Toc419752337 \h 67جدول 4-7 ضریب همبستگی مولفه‌های متغیر سبک زندگی و ادراک از خدا PAGEREF _Toc419752339 \h 70جدول 4-8 ضریب همبستگی متغیر هویت و ادراک از خدا PAGEREF _Toc419752341 \h 73جدول 4-9 مقایسه میانگین مولفه‌های متغیر سبک زندگی و هویت PAGEREF _Toc419752344 \h 75جدول 4-10 مقایسه میانگین مولفه‌های متغیر سبک زندگی و ادراک از خدا PAGEREF _Toc419752345 \h 76
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات PAGEREF _Toc419752327 \h 61نمودار 4-2 میانگین مولفه‌های سبک زندگی پاسخگویان PAGEREF _Toc419752330 \h 63نمودار 4-3 میانگین متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc419752332 \h 64نمودار 4-4-پراکنش داده‌های سبک زندگی ،هویت وادراک از خدا PAGEREF _Toc419752336 \h 66نمودار 4-5 پراکنش مولفههای سبک زندگی و هویت PAGEREF _Toc419752338 \h 69نمودار 6-4 پراکنش مولفه‌های سبک زندگی وادراک از خدا PAGEREF _Toc419752340 \h 72نمودار 4-7 پراکنش هویت و ادراک از خدا PAGEREF _Toc419752342 \h 73
چکیدههدف این تحقیق بررسی رابطه ادراک از خدا و هویت اجتماعی در سبک زندگی دانشجویان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی‌ شهرستان دره شهر بوده و تلاش می‌ کند به این پرسش پاسخ دهد که آیا بین مولفه‌های فوق الذکر رابطه وجود دارد یا نه ؟جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان وکارکنان دانشگاه آزاد دره شهر، روش تحقیق توصیفی زمینه یابی و ازآمار توصیفی و استنباطی ازجمله ضریب همبستگی پیرسون وآزمونt جهت تجزیه وتحلیل داده‌های استفاده شده است ، ابزار جمع آوری اطلاعات از طریق سه نوع پرسشنامه شامل پرسشنامه‌های هنجاریابی شده سبک زندگی،هویت وادراک از خدا بوده است . شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه طبق جدول مورگان 120 نفر است. یافته‌های تحقیق نشان داد که با 95درصد اطمینان میتوان گفت، متغیر سبک زندگی و هویت اجتماعی دارای رابطه خطی معنادار و مثبت هستنددر حالیکه رابطه خطی متغیرهای سبک زندگی و ادراک از خدا از نظر آماری معنادار نیست.همچنین بین هویت اجتماعی وادراک از خدا رابطه مثبت وجود دارد.
واِژگان کلیدی: هویت اجتماعی، سبک زندگی، ادراک از خدا

فصل اولکلیات تحقیق17501551139503400000
1-1مقدمهپیشرفت روزافزون و سریع دنیا و به تبع آن جوامع و کشورها و همچنین تغییر آداب زندگی منجر به تعریف سبک و روش زندگی شده است. افراد بدون دانستن روش زندگی کردن دچار سردرگمی و درواقع بی هویتی به معنای کشف درست زندگی، هدف آن و نقش فرد برای دسترسی به آن می شوند. نقش ادراک خدا در درست زندگی کردن و کشف شخصیت فردی و هویت افراد در جوامعی با منبع دینی بی نقصی مانند اسلام می تواند چشمگیر باشد. ادراک از خدا از دیدگاه روانشناسی یک الگوی شناختی– عاطفی است که ازطریق نخستین ارتباطات کودک باافرادمهم زندگی ومراقبینش شکل گرفته است ودر سرتاسر زندگی همگام با رشد بلوغ روانی فرد بارها وبارها تجدید می‌ شود، این الگو جهت گیری رفتار واحساس فرد در ارتباط با خدا را هدایت می‌ کند .به همین خاطر ادراک از خدا مجموعه‌های منسجم از آخرین سطح ادراک فرد در مسائل انتزاعی وامور ماورایی است .همچنین در صورتی که صحبت از شناخت افراد در شخصیت ایشان به میان باشد وبخواهیم سازه ای روانی انتخاب کنیم تا با بررسی آن به بسیاری از ویژگی‌های روانی افراد پی ببریم آنگاه ادراک فرد از خدا وتصویری که وی به آن دست پیدا کرده است بسیار مهم است. (لاورنس،2010)رواج شیوه‌های جدید رفتار اجتماعی برای پرکردن فضاهای زندگی (مثلآ:توجه به رسانه‌های مختلف مدیریت بدن،تمرکز بر بدن،و...)فردی شدن،اهمیت یافتن سیاست‌های زندگی بر اساس ترجیحات سبک‌های زندگی متفاوت،از جمله زمینه‌های اصلی هستند که شرایط جدیدی را پیش روی افراد قرار داده اند این به بدان معناست که این تحولات که در قالب جهانی شدن فرهنگی رخ می‌ دهد علاوه بر تآثیر بر ذوق،سلیقه،گذراندن اوقات فراغت و در نهایت سبک زندگی افراد نگرش به خود و جامعه و میزان هویت اجتماعی آنها تحت تآثیر قرار داده است.(پرنیان، 1392) به عبارت دیگر در جامعه مدرن نوع و سبک رفتار و کنش‌های مصرفی یا سبک زندگی است که هویت‌های فردی و اجتماعی را شکل می‌ دهد. (کفاشی و همکاران، 1389 ) به طور کلی در چنین فضای اجتماعی علاوه بر سبک‌های متفاوت زندگی که توسط افراد انتخاب می‌ شود فرایند جهانی شدن موجب تغییر در منابع هویتی و هویت گزینی افراد نیز شده است. (خواجه نوری و همکاران، 1389) اهمیت این امر زمانی مشخص می‌ شود که بدانیم بدون سبک زندگی و هویت اجتماعی یعنی بدون چهارچوب‌های مشخصی که شباهت ها و تفاوت ها را آشکار می‌ سازد افراد یک جامعه امکان برقراری ارتباطی معنا دار و پایدار میان خود را نخواهند داشت. (کفاشی و همکاران، 1389) همچنین فهم چیستی و چگونگی خود در برابر دیگری که مشخصه هویت است، نه تنها در ساختار روانی افراد بلکه در تکاپوهای جامعه انسانی نیز اهمیت زیادی دارد.(ذولفقاری و سلطانی، 1389)مسآله بودن این موضوع از آنجا ناشی می‌ شود که مسیر تغییر سبک‌های زندگی و ورود سبک‌های جدید زندگی موجب تغییر و تهدید فرهنگی،فردی شدن و افزایش شکافهای اجتماعی،رواج مصرف گرایی،از هم پاشیدگی شبکه‌های سنتی ودر نهایت بحران هویت فردی و اجتماعی افراد می‌ شود در این موضوع افراد هویت خود را به جای منابع سنتی هویت،از خلال مصرف کالاها و سبک‌های گوناگون زندگی کسب می‌ کنند.(رضایی، 1389)ایران نیز همچون بسیاری از کشور ها در حال گذر تغییراتی یافته است اما از آنجایی که چنین تحولاتی (که در غرب با عنوان مدرنیته و جهانی شدن روی داده است)از طریق دنیای اطلاعات و ارتباطات و نه در بستر مناسب فرهنگی وارد نقاط مختلف جهان از جمله ایران شده است بحران هایی را در زندگی مردم به وجود آورده است (خواجه نوری،1389).
در این بین فرهنگ جوانان ایرانی متآثر از این رقابت ها،منازعات و تبادل ها و تصورات فرهنگی بیش از بقیه گروه‌های جامعه متنوع شده است تا جایی که فرهنگ و هویت جوانان به یکی از دغدغه‌های کلان نظام تبدیل شده است و سیاست گذاران فرهنگی رواداشته است تا میزان تآثیر گذاری نهادها و سازمانهای فرهنگی رسمی‌ را در این زمینه افزایش دهند. (شالچی،1389) به عبارت دیگر چون جوانان در مقایسه با گروه ها و قشرهای دیگر روابط اجتماعی گسترده تری دارند و با مظاهر و وسایل تجدد نو سازی جهانی شدن و همچنین اندیشه ها و هویت‌های جدید آشنایی و برخورد بیشتری می‌ یابند بیش از دیگران در معرض تغییرات هویت قرار می‌ گیرند به علاوه با توجه به اینکه حدود 60 درصد از جمعیت جامعه ما را جوانان تشکیل می‌ دهند. (کلانتری و حسنی، 1387)و در مجموع کارکرد غیر قابل انکار سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جوانان در روند تحولات عمومی‌ مطالعه پیرامون چگونگی تکوین هویت اجتماعی وتصور آنان بر خداوند وهم چنین تاثیرگذاری این دو مفهوم بر سبک زندگی بسیار ضروری به نظر می‌ رسد.(پاینده، 1389)
در جامعه پرزرق و برق و پیچیده امروزی مولفه‌های مختلفی می‌ توانند بر کارکرد انسان تاثیر بگذارد که متاسفانه از نظر عوام بیشتر پارامترهای مادی و دنیوی مورد توجه قرار می‌ گیرد ودر جامعه علمی‌ و دانشگاهی نیز بیشتر تحقیقات به صورت تک بعدی مورد بررسی قرار گرفته اند ولی با توجه به سرشت پیچیده انسان به نظر می‌ رسد عوامل متعددی در شکل گیری رفتار هر فرد تاثیر می‌ گذارد. در این تحقیق سعی شده که تاثیر مولفه‌های مهمی‌ مانند هویت وادراک از خدا وشاخه‌های مرتبط با آن مورد بررسی قرار گیرد و تاثیر آنها بر سبک زندگی نشان داده شود .
در این نوشتار سعی شده است همین موضوع تبین وتحلیل گردد که پرداختن به جوانب گوناگون این موضوع از جنبه‌های برجسته این تحقیق است .
1-2- بیان مسألهآیا رابطه ای بین ادراک از خدا و هویت اجتماعی و مولفه سبک زندگی در دانشجویان وکارکنان دانشگاه آزاد اسلامی دره شهر وجود دارد ؟
تحقیق وپژوهش در مورد خصوصیات انسان مسئله پیچیده ای است زیرا بیان دقیق وتوضیح جنبه های مختلف انسان در قالب و بر اساس اطلاعات موجود و نظرات متعدد کار بسیار دشواری است .
در خصوص موضوعاتی چون هویت اجتماعی وادراک از خدا وسبک زندگی به صورت جداگانه تحقیقات ارزشمندی در داخل وخارج از کشور صورت گرفته است، اما بررسی نظری وتجربی هویت اجتماعی و ادراک از خدا بسیار اندک وبه تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. همچنین در مورد سبک زندگی مطالعات انجام شده اغلب در حوزه های نظری بوده وکمتر به آزمون تجربی این فرایند دست زده اند. در این قسمت از پروژه - ریسرچبه مرور تحقیقاتی می پردازیم که در گذشته در این خصوص صورت گرفته است .
نظریه هویت اجتماعی با کار بر روی دسته بندی حوزهای اجتماعی آغاز شد(بورکه وکلویس،2007 ) این نظریه تاکید می‌ کند که رفتار ، عناصرمشخصه‌های اجتماعی بزرگ تر افراد را منعکس می‌ کند، این بدان معناست که ساختارهای اجتماعی فعال مانند گروهها ،سازمانها ،فرهنگ ها واز همه مهمتر افراد با این عناصر جمعی هویت یابی می‌ کنند. این دیدگاه، این ایده را تقویت می‌ کند که شناخت اجتماعی افراد بر اساس گروه هایشان یا چهارچوب‌های جمعی فرد تفسیر می‌ شود ( پادیلاو پرز،2010).
یکی از نظریاتی که به ارتباط دومتغیر سبک زندگی وهویت پرداخته است نظریه تصدیق می‌ باشد. براساس این نظریه تصاویر افراد از خودشان از واکنش ها دریافت شده از رفتار خودشان وهم چنین از دیگران شکل می‌ گیرد .هویت این تصاویر که به عنوان باز خورد از خود دیگران دریافت می‌ کند رشد وتوسعه میابد . اوقات فراغت (به عنوان سازنده سبک زندگی) زمینه ای را فراهم می‌ کند که افراد قادر شوند از طریق آن هویتشان را تثبیت و نیز برای دیگران ابراز کنند ( غباری بناب،1388).
طبق نظریه مشارکت، اوقات فراغت علاوه بر آنکه هویت فرد تاثیر می‌ گذارد واز آن نیز تاثیر می‌ پزیرد. (کمپل2007) ماکس وبر که یکی از دیگر نظریه پردازان این حوزه است برمبنای تعریف چند بعدی خود از قشر بندی اجتماعی وتاکید بر منزلت به عنوان یکی از ابعا د ومولفه‌های قشر بندی اصلاح سبک زندگی را به کار می‌ بندد وسبک زندگی از نظر وی شیوه‌های خاص از زندگی است وگروه‌های اجتماعی برای تمایز از دیگران وکسب منزلت (هویت اجتماعی ) به کار می‌ گیرند (ربانی وشیری، 1388).
از نظر تامیلسون نیز هویت بیشتر محصول جهانی شدن ( که سبک زندگی نیز یکی از ابعاد ومهم آن به حساب می‌ آید ) است تا قربانی آن، به عقیده اوهویت در قالب تصورات فرهنگی معاصر جای گرفته است ویکی از ابعاد قابل توجه زندگی اجتماعی نهادینه شده در مدرنیته است (تامیلسون، 1387).
فدرستون که یکی از نظریه پردازان موجود در این حوزه می‌ باشد، معتقد است که واژه سبک زندگی در دوره معاصر به نوعی فردیت ابراز وجود وخود آگاهی سبک گرایانه اشاره دارد به زعم وی بدن ،لباسها ،طرز بیان ،فراغت، ترجیهات خوردن ونوشیدن وانتخاب محلی برای تعطیلات به عنوان شاخصهای سبک زندگی به حساب می‌ آید. (فدرستون، 2009) ( رابرت، 2011) در الگوی مفهومی مطالعه حاضر نیز نقش معنادار تصور از خدا بر تصور از خود معنی دار شد، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که چگونگی ادراک فرد از خدا در ادراک اواز خودش تاثیر می گذارد.(کربین،2009)نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسید که بین ویژگی های شخصیتی منفی توام با عدم شایستگی فرد تصویر ذهنی منفی از خداوند رابطه وجود دارد. انجمن مشاوره آمریکا (2007)نقل از زرین لک وطباطبایی (1391) نیز در پژوهشی نشان دادند یک رابطه ایمن با خدا همواره می توان تحویل کننده حرمت خود پایین باشد.
ازآنجایی که سبک زندگی را باید درارتباط با مدرنیته مورد بررسی قرار داد در اینجا جهت تبین ارتباط سبک زندگی وهویت اجتماعی از نظریه گیدنز استفاده می‌ شود .
ایشان معتقد است که هویت شخصی برنامه مدرنی است که افراد آن را بر حسب درکی که از روش‌های ابراز وجود و زندگی نامه شخصی خود دارند، می‌ فهمند. ( گیدنز، 1388) بنابراین در جهان مدرن نسبت ها وآن عناصری از زندگی انسان مدرن که سنتی به نظر آید باز اندیشی می‌ شود ،در این راستا بیشتر موقعیت‌های زندگی مدرن با دین به صورت حاکم برزندگی روزانه سازگاری ندارد بخشی از این واقعیت به دانش باز اندیشانه سازمان داده شده است وتحت تسلط مشاهده‌های تجربی واندیشه منطقی بر می‌ گردد ،این دانش مبتنی بر رفتارهای مادی واصول اجتماعی است .البته لازم به ذکر است که دنیوی شدن به نحو کامل به دین نمی‌ انجامد (گیدنز، 1388).
دین وسنت همیشه دارای پیوند نزدیک با یکدیگر بوده است وباز اندیشی زندگی اجتماعی مدرن مغایرت مستقیم با سنت دارد ونسبت را بیشتر از دین تضعیف کرده است تفاوت این دو نوع سبک زندگی در آن است که سبک زندگی مذهبی مبتنی بر رفتارهای مذهبی است در حالیکه سبک زندگی سنتی افراد از رفتارهای مبتنی بر سنت که در سطحی گسترده تر قرار دارد واز او تبعیت می‌ کند ( پایبنده، 1389).
در جامعه ایران بنابر بافت وساخت مذهبی دین واعتقادات در اساس هویت افراد ریشه دارد اعتقادات و باورهای دینی شاکله وهویت افراد را شکل می‌ دهد و این جهانی شدن است که به وسیله رفتارهای نوین اطلاعات و ارتباطات باعث تغیر نگرش وهویت اجتماعی افراد می‌ شود (مقدس وخواجه نوری، 1388).
به باور گیدنز مذهب یکی از منابع اقتدار سنتی است واز این طریق با سنت ارتباط پیدا می‌ کند در نتیجه تجربه معنا وتفسیر بر اساس آن صورت می‌ گیرد وبه همین دلیل اکثر کنش ها ی زندگی دارای دلایل دینی و مذهبی است . در نتیجه هویت مذهبی سازه ای اجتماعی مبتنی بر مذهب است .نقش مهمی‌ ایفا می‌ کند در واقع افراد با اتخاذ به رفتارهای اجتماعی مبتنی بر مذهب به نوعی متمایز خود را از سایر افراد نمایان نمی‌ کنند وبه تشخیص وفردیت دست می‌ یابند اما در زمان حال تجدد مراجع زندگی بشری را متعدد کرده است مراجعی که همه مدعی صلاحیت هستند وسنت که مهمترین مرجع ماخذی بوده اند که بشر به آن رجوع کرده است اهمیت کلی خود را از دست داده است ودر عرض مابقی مراجع موجود در جهان مدرن واقع شده است ودر واقع به طور کلی از لحاظ ساختاری منابع جهان مدرن متعدد تر از منابع سنتی هستند ودر بعضی موارد با آنها تفاوت دارند (گیدنز،1388).
بنابراین هویت برساخت عصر جدید زاده تجدد و نهادهای امروزین است وهویت اجتماعی نیز همانند هویت شخصی با توجه به موقعیت ها واوضاع واحوال اجتماعی ونیز خود آگاهی شکل می‌ گیرند به عبارت دیگر خود آگاهی بر خود هویت شخصی زمینه بروز هویت اجتماعی است. (ذوالفقاری وسلطانی، 1389 ) این هویت‌های جدید به میزان‌های مختلف با سنت دارای زاویه هستند بر این اساس کسانی که دارای سبک‌های سنتی تر هستند دارای هویت‌های سنتی تر خواهند بود وسبک‌های زندگی مدرن با هویت‌های
اجتماعی مدرن همخوانی خواهند داشت .
هدف این پژوهش شناخت معیارهاو متغیرهای مختلف هویت اجتماعی و ادراک از خدا و میزان تاثیر آنها بر سبک زندگی که از نظر کارکنان اساتید ودانشجویان مورد پرسش قرار گرفتند، می‌ باشد .
دراین تحقیق پس از شناخت مولفه‌های مختلف سبک زندگی و میزان اهمیت وتاثیر آنها برروی دومتغیر هویت اجتماعی وادراک از خدا پرداخته خواهد شد تامیزان همبستگی متغیرهای فوق برهمدیگر مشخص گردد.
بررسی وشناخت این معیارها علاوه بر این که باعث خواهد شد تا بتوان نظر آزمودنی ها رادر مورد مولفه‌های مورد مطالعه با هم مقایسه کرد، منجر به رسیدن به تعدادی شاخص و نقطه نظر در مورد سبک زندگی در حوزه مورد پژوهش خواهد شد وبا استفاده از آن می‌ توان نمای کلی از وضعیت گرایشات فرهنگی در این شهرستان بدست آورده ولی در نهایت هدف اصلی پژوهش رسیدن به این پرسش است که به واقع تاثیر هویت اجتماعی وادراک از خدا بر سبک زندگی دانشجویان وکارکنان دانشگاه آزاد دره شهر به چه میزان بوده است.متاسفانه مطالعات در خصوص دگرگونی‌های فرهنگی – اجتماعی در این شهرستان بسیار اندک است بدین جهت مطالعه برروی این دانشگاه وسایر واحدهای آموزشی منطقه از باب تغییرات فرهنگی واجتماعی از اهمیت بسیار ی برخوردار است .
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقجهان به جای ورود به دنیای پست مدرن به سوی دوره ای گام بر می دارد که در آن پیامدهای مدرنیته ریشه‌ای تر و جهانی تر از پیش شده اند.( گیدنز،2011) تردیدی نیست که دنیای متجدد کنونی به میزان گسترده ای فراسوی محیط فعالیت های انفرادی امتداد می یابد و هیچ کس قادر نیست از تحولات ناشی از گسترش تجدد مصون بماند یا خلاف آن گزینشی به عمل بیاورد؛ حتی مدرنیته ، مردمی را که در سنتی ترین سکونتگاه های ممکن خارج از بخش پیشرفته جهان به سر می برند، تحت تأثیر قرار می دهد. در دهه اخیر، سازه های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا می کنند مثل طبقه ( نظام تولید) از بین رفته است. جهت گیری نظریه های اجتماعی در دهه اخیر به سمت پذیرش اهمیت فزاینده سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و اجتماعی است و به عنوان موضوعی برای نظریه و پژوهش اجتماعی مطرح شده است (چاوشیان، 1389).
سبک زندگی شیوه ای نسبتا ثابت است که فرد برای رسیدن به اهداف خود به کار می برد. یعنی راهی است برای رسیدن به اهداف زندگی. این سبک حاصل دوران کودکی فرد است، به عبارت دیگر، سبک زندگی بعد عینی و کمیت پذیر شخصیت افراد است (سلطانی،1389). اولین بار (آلفرد آدلر ،1922) سبک زندگی را مطرح کرد و این مفهوم را بعدا پیروان او گسترش دادند. او شناخت فرد را مستلزم شناخت سازمان ادراکی و شناخت سبک زندگی او می دانست و معتقد بود سبک زندگی به ایمان و اعتقاداتی اطلاق می شود که فرد در روزهای اولیه زندگی خود کسب می کند و یک الگوی ادراکی جهت دار است. سبک زندگی، شیوه زندگی فرد است و عواملی همچون ویژگی های شخصیتی، تغذیه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی، و استفاده از دارو را شامل می‌ شود. با ارزیابی سبک زندگی افراد می‌ توان میزان موفقیت‌های فردی و اجتماعی آنان را در زندگی مورد ارزیابی و بررسی قرار داد (کوکرهام، 2007 ). سازمان جهانی بهداشت( 2012 ) سبک زندگی سالم را ، تلاش برای دستیابی به حالت رفاه کامل جسمی، روانی، و اجتماعی توصیف کرده است. سبک زندگی سالم شامل رفتارهایی است که سلامت جسمی‌ و روانی انسان را تضمین می‌ کنند. به عبارت دیگر، سبک زندگی سالم دربردارنده ابعاد جسمانی و روانی است. بعد جسمانی شامل تغذیه، ورزش، و خواب است، و بعد روانی شامل ارتباطات اجتماعی، مقابله با استرس، روش های یادگیری و مطالعه، و معنویت است.
یکی از مؤلفه های مهم معنویت تصور از خداست. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، تصور از خدا یک الگوی درونی روانشناختی از تصورات فرد در مورد خداست. درواقع یک فرایند ترکیب محفوظات و تنظیم انبوه خاطراتی از منابع مختلف و در ارتباط با خدا، می‌ باشد. (لاورنس، 2013) ادراک از خدا یک مدل کارکردی درون روانی است که فرد خدا را بدان گونه و در قالب متصور می‌ شود.ادراک از خدا نه فقط یک ساز روانی در ارتباط با هوش معنوی افراد است بلکه می‌ تواند نشان دهنده درجه رشد یافتگی استدلال اخلاقی و میزان بلوغ روانی و در نگاهی ژرفتر تمامیت شخصیت فرد باشد.در حالیکه افکار واندیشه‌های افراد در مورد خدا که مستقیمآ از آموزه‌های مذهبی نشآت می‌ گیرند و بیشتر با ادبیات و سنن دینی منتقل می‌ شوند اغلب به راحتی توسط یک مصاحبه قابل دستیابی است اما دستیابی به سطح تصور و تصویر افراد از خدا یا همان ادراک فرد از خدا کاری دشوار است.(گاتیس ،2007 )ادراک از خدا از دیدگاه روانشناسی یک الگوی شناختی- عاطفی است که از طریق نخستین ارتباطات کودک با افراد مهم زندگی و مراقبینش شکل گرفته و در سرتاسر زندگی همگام با رشد و بلوغ روانی فرد بارها و بارها تجدید می‌ شود این الگو جهت گیری ،رفتار و احساس فرد در ارتباط با خدا را هدایت می‌ کند به همین خاطر ادراک از خدا مجموعه ای مستقیم از آخرین سطح ادراکی فرد در مسائل انتزاعی و امور ماورایی است.همچنین در صورتیکه صحبت از شناخت افراد وشخصیت ایشان در میان باشد و بخواهیم سازه ای روانی انتخاب کنیم تا با بررسی آن بر بسیاری از خصایص روانی افراد پی ببریم آنگاه ادراک فرد از خدا و تصویری که وی بر آن دست یافته بسیار مهم است (گاتیس، 2007).
هویت اصطلاحآ مجموعه ای از علایم،آثار مادی،زیستی،فرهنگی و روانی است که موجب شناسایی فرد از فرد،گروه از گروه،اهلیتی از اهلیتی دیگر و فرهنگی از فرهنگ دیگر می‌ شود که محتوا و مظروف این ظرف به متقاضی هر جامعه و ملت متفاوت و بیانگر نوعی وحدت،اتحاد،هم شکلی،تداوم،استمرار،یکپارچگی و عدم تفرقه است.(محرمی،1383)مفهوم هویت مانند بساری از مفاهیم فلسفی،اجتماعی و انسانی،انتزاعی،سهل و ممتنع می‌ باشد و از سوی دیگر در حال دائمی‌ شدن است.لذا همواره باید از طیفی یاد کرد که در یک سوی آن،هویت،صرف نظر از پسوند‌های که بدان افزوده می‌ شود بر روی این طیف معانی بی پایان هویت قرار دارد و تمامی‌ بحث‌های هویت صرف نظر از پسوند هایی که به آن افزوده می‌ شود بر روی این طیف قرار دارند (پیران، 1384).
مطالعه در زمینۀ علمی‌ اجتماعی هویت نشان داده است که افراد دارای هویت های گوناگون مذهبی، شغلی، قومی، اجتماعی، سیاسی و جنسی می‌ باشند. مذهب زمینه را برای کشف و تعهد هویت از طریق پیشنهاد کردن مفاهیم ایدئولوژیکی،اجتماعی ومعنوی فراهم می‌ کند، به طوریکه نتایج نشان داده است که بین مذهب و هویت کسب شده رابطۀ مثبت وجود دارد (کینگ،2010).
با توجه به اینکه از دیرباز مساله درک وجود خداوند از مهمترین چالش‌های بشر بوده واز طرفی مساله هویت در عصر حاضر یکی از مهمترین دغدغه‌های متفکرین از جمله جامعه شناسان وروانشناسان و..بوده واز طرفی در دنیایی که اصطلاحا به عصر ارتباطات توصیف شده و بشر به صورت لحظه ای شاهد تغیر وتحول و نوآوری می‌ باشد وهر روز شاهد تغییر وکشف سبک‌های مختلف زندگی از طرق مختلف از جمله رسانه‌های تصویری، لازم است در زمینه‌های فوق تحقیقات گستردتر وعمیقتری صورت گرفته تا تاثیر این مقوله ها بر روی همدیگر مورد تحلیل قرار گیرد در این تحقیق محقق سعی نموده با مطالعه تحقیقات صورت گرفته وهمچنین انجام بررسی‌های میدانی گام کوچکی در این زمینه بردارد.

1-4- اهداف پژوهش1-4-1- اهدف کلیتعین رابطه بین ادراک از خدا و هویت اجتماعی در سبک زندگی دانشجویان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان دره شهر
1-4-2- اهداف جزییتعین رابطه بین سبک زندگی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا


تعین رابطه بین مولفه های مختلف سبک زندگی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین سلامت جسمانی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین ورزش و تندرستی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین کنترل وزن و تغذیه و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین پیشگیری از بیماری ها و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین سلامت روانشناختی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین سلامت معنوی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین سلامت اجتماعی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین اجتناب از داروها و مواد مخدر و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین پیشگیری از حوادث و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین سلامت محیطی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا
تعین رابطه بین هویت اجتماعی و ادراک از خدا

1-5- فرضیه‏های تحقیقبین سبک زندگی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا رابطه وجود دارد.
بین مولفه های مختلف سبک زندگی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا رابطه وجود دارد.
بین سلامت جسمانی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین ورزش و تندرستی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین کنترل وزن و تغذیه و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین پیشگیری از بیماری ها و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین سلامت روانشناختی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین سلامت معنوی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین سلامت اجتماعی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین اجتناب از داروها و مواد مخدر و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین پیشگیری از حوادث و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین سلامت محیطی و هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
بین هویت اجتماعی و ادراک از خدا همبستگی و رابطه وجود دارد.
1-6- تعاریف مفهومی‌ و عملیاتی1-6-1- سبک زندگیتعریف مفهومی: سازمان جهانی بهداشت ( 2010 ) سبک زندگی سالم را ، تلاش برای دستیابی به حالت رفاه کامل جسمی،روانی،واجتماعی توصیف کرده است. سبک زندگی سالم شامل رفتارهایی است که سلامت جسمی‌ و روانی انسان را تضمین می‌ کنند. به عبارت دیگر، سبک زندگی سالم دربردارنده ابعاد جسمانی و روانی است.
تعریف عملیاتی: سبک زندگی در این پژوهش عبارت است از هر آنچه از طریق پرسشنامه سبک زندگی بدست آورده شده است.
1-6-2- هویت اجتماعی
تعریف مفهومی:هویت اصطلاحآ مجموعه ای از علائم،آثار مادی ،زیستی فرهنگی و روانی است که موجب شناسایی فرد از فرد، گروه از گروه، اهلیتی از اهلیت دیگر و یا فرهنگی از فرهنگ دیگر متصور می‌ شود که محتوا و مظروف این ظرف به مقتضای هر جامعه و ملت متفاوت و بیانگر نوعی وحدت،اتحاد و هم شکلی تداوم و استمرار یکپارچگی و عدم تفرقه است.(محرمی، 1389)
تعریف عملیاتی: هویت اجتماعی در این پژوهش عبارت است از هر آنچه از طریق پرسشنامه سبک هویت(ISI-6G) بدست آورده شده است.
1-6-3- ادراک خداتعریف مفهومی:"ادراک خدا" (تصویر خدا) یک مدل کارکردیِ درون روانی است که فرد، "خدا" را بدان گونه و در آن قالب متصور می‌شود. (گاتیس،2011). ادراک از خدا از دیدگاه روانشناسی یک الگوی شناختی – عاطفی است که از طریق نخستین ارتباطات کودک با افراد مهم زندگی ومراقبینش شکل گرفته است و در سرتاسر زندگی همگام با رشد بلوغ روانی فرد بارها وبارها تجدید می‌ شود این الگو جهت گیری رفتار واحساس فرد در ارتباط با خدا را هدایت می‌ کند(لاورنس،2010)
تعریف عملیاتی: ادراک از خدا در این پژوهش عبارت است از هر آنچه از طریق پرسشنامه ادراک از خدا بدست آمده است.

فصل دومادبیات تحقیق18757903412490400000
188341090170400000
2-1- ادبیات تحقیق2-1-1- سبک زندگیدرعصر جدید که دوران ما بعد سنتی است در برابر شکل‌های نوین تجربه باواسطه ،هویت شخصی به صورت رفتارهایی جلوه گر می‌ شود که به طور بازتابی بروز می‌ کنند این تصویر بازتابی از خویشتن بر روایت‌های زندگی ناهموار منسجم وهمواره قابل تجدید نظری استوار است که در تارو پود انتخاب‌های متعدد وبر آمده از نظام‌های مجرد جای می‌ گیرند، در زندگی اجتماعی امروزین مفهوم شیوه یا سبک زندگی معنایی خاص به خود می‌ گیرد. هرچه نفوذ وکشش صنعت کمتر می‌ شود وهر چه زندگی روزمره بیشتر بر حسب تاثیرات متقابل عوامل محلی وجهانی بازسازی می‌ شود وافراد بیشتر ناچار می‌ شوند سبک زندگی خود را از میان گزینه‌های مختلف انتخاب نمایند .البته عوامل استاندارد کننده هم به ویژه از طریق کلایی کردن بیشتر تولیدات اجتماعی نقش خاص خود را دارند ،چرا که فرایندهای تولید وتوزیع سرمایه داری در واقع مولفه هایی هسته ای نهادهای مدرنیته را تشکیل می‌ دهند با این وصف به دلیل باز بودن زندگی اجتماعی امروزی وهمچنین به علت تکثر زمینه‌های عمل وتنوع مراجع انتخاب سبک زندگی پیش از پیش در ساخت هویت شخصی وفعالیت روزمره اهمیت یافته اند (گیدنز،2011) سبک زندگی اصطلاحی است که در آن فرهنگ سنتی چندان کاربرد ندارد چون ملازم با نوعی انتخاب از میان تعداد کثیری از امکانات موجود است و در عمل نه فقط از نسل گذشته تحویل گرفته نمی‌ شود بلکه پذیرفته می‌ شود به نظر( دیوید چنی) سبک‌های زندگی به مثابه گفتمانی در دوره مدرنیسم محسوب می‌ شوند . دوران مدرن براساس پیدایش ایدولوِِ‍ژی‌های غیر دینی غالب مشخص می‌ شود که بر حسب درجات وگونه‌های متفاوت آگاهی طبقاتی سازنده تضاد اجتماعی اند (چنی،2010).
دوره مدرن با آنچه( لیوتار )از آن تحت عنوان سلطه کلان به روایت یاد می‌ کند، سلطه دولت ملی و شکل گیری حوزه عمومی‌ مبتنی بر گفتمکان عقلانی غیر شخصی مشخص می‌ شود. (آندرسن،2011) سبک زندگی سه ویژگی یاد شده مدرنیته را از پایه تضعیف می‌ کند . در ارتباط با مورد نخست سبک‌های زندگی یا تعداد پشتیبانیشان در برابر ورود هرگونه کلان روایی که بخواهد مقتدرانه ساختار صورت‌های اجتماعی را توصیف کند ایستادگی ومقاومت کند . در ارتباط دولت ملی سازمان‌های تولید وتوزیع که ارائه دهنده خدمات سبک زندگی هستند، از مرزهای ملی فرا می‌ روند وهر تصویری از فرهنگ ملی را مخدوش کرده وبه ریشخند می‌ گیرند این سازمان ها با آنکه تجربه محلی را نابود می‌ کنند اما آن رادر رابطه ای ضرورتا دیالتیکی (کنایی) با شبیه سازی دراماتیک جهانی قرار می‌ دهند. نکته سوم که از همه مهمتر است این است که سبک‌های زندگی در راستای تار و مبهم کردن ونهایتا تغیر دادن شکل تمایزات موجود بین حوزهای عمومی‌ وخصوصی عمل می‌ کند وبااین کار درجهت ساختن وشکل دادن ادراک‌های جدید از روابط شکل‌های موجودیت اجتماعی فردی وجمعی عمل می‌ کند. (جمهری، 1391). در این جهت چنین سبک‌های زندگی را که فرزند مدرنیته اند نیازمند بازشناسی به واسطه شکل‌های ساختاری نوظهوری می‌ دانند که متعلق به دوران پست مدرن اند . بدین ترتیب میتوان گفت که سبک زندگی عبارتست از طیف رفتاری که اصل انسجام سنجش بر آن حاکم است عرصه ای از زندگی را تحت پوشش دارد ودر میان گروهی از افراد جامعه قابل مشاهده است که الزاما بر همگان قابل تشخیص نیست. (فاضلی، 1389) این در حالی است که محقق اجتماعی میان سبک‌های زندگی وبقیه طیف‌های رفتارهای افراد جامعه تمایز قائل اند، البته سبک زندگی می‌ تواند تشخیص پذیر باشد یا اساسا به قصد ایجاد تشخیص سامان داده شود در نهایت می‌ توان گفت که سبک زندگی زاییده انتخاب‌های مردم در میان محدودیت‌های ساختاری است که آنها را فرا گرفته است با عنایت به تعریف بالا سبک زندگی باید به این نکته توجه داشت اولا تحلیل سبک زندگی تنها به بررسی الگوهای مصرف مادی محدود نمی‌ شود.(شبری، 1390) تحلیل سبک زندگی پژوهشی است در باره زندگی اجتماعی آن چنان که در عمل تحقیق میابد وزندگی عناصری پیش از مصرف نیز در بر دارد، ثانیا پژوهش در باره سبک زندگی به منزله مفهومی‌ که در حد وسط ساختار وانتخابگری عاملان منشاها و پیامدهای خود ومصرف بقیه فرایندهای دنیای جدید قرار گرفته است راهی را برای آزمون دنیای اجتماعی در ابعاد مختلف است پژوهش در مورد سبک زتدگی عرصه است برای دنبال کردن مباحثه در واقعیت آزموده شود وپیامد آنچه تحقیق یافته است برای خود فرد وجامعه ارزیابی شود از آنچه که پژوهش سبک زندگی درباره رفتارها وفعالیت‌های واقعی است این امکان را فراهم میآورد که تا تغییراتی که در تحقیق یافته است مطالعه کنیم وحتی به این نکته بپردازیم که میان آنچه ارزش‌های ما حکم میکرده اند ونگرشهای ما بدان تمایل داشته اند با آنچه تحقیق یافته است چقدر فاصله دارد (ریاحی، 1388).
در دوره بندی حیات تمدنی به گونه‌های سنتی مدرن وپست مدرن با توجه به ویژگی‌های ذاتی هر دوره به سختی می‌ توان جایی دقیق ومتفق القول برای جامعه ای در حال گذار همانند ایران در نظر گرفت که گاه تئوری‌های موجود منطبق است وگاه در برخی موارد به آن معارض وناهمخوان است حکومتی شبه سنتی وبرخوردار از امکانات سخت افزاری مدرنیته وطیف جمعیتی که سبب مواجه ومشارکت ناگزیرا جریان جهانی شدن ماهیتی پست مدرن به وجود آورده است .موضوعی مبهم را تداعی می‌ کند که در اجتماع آنها به سختی می‌ توان تصویری دقیق از یک برهه تمدنی مشخص را باز شناخت پرداختن به مساله سبک زندگی امری نیست که به گونه ای در خود قابل توجه باشد ما در دوره ای مختلف کسبه ،عمله ،شنحه ،مالک ،رعیت ،...بوده ایم کسبه واهل عیالش پوشاکی از مخمل ودیبا واطلس بر تن می‌ کردند وعمله از پوششی چون شلوار جین وکرابات برخوردار بوده اند، در واقع مطالعه درباب سبک زندگی جوانان در عوامل اجتماعی موثر بر آن از جهات مختلف می‌ توان مثمر ثمر باشد ،اولا در پی انجام چنین تحقیقاتی می‌ توان به شناختی ذیقیمت از جامعه دست یافت، ثانیا از طریق چنین پژوهش هایی به ویژه مطالعه سبک زندگی فرهنگ مردم می‌ توان عوامل متعددی را شناسایی کرد که روندی دراز مدت قریحه ورفتار فرهنگی آنها را در سطوح مختلف ساخته اند ثالثا عوامل سازنده مسیر شناخته می‌ شوند، رابعا این گونه مطالعات نشان می‌ دهند که سبک زندگی مردم بر نوع سناریوی هایی که در آینده ترسیم می‌ کنند تاثیر می‌ گذارند واین نکته درباره سبک زندگی مادی ومعنوی توام صدق می‌ کند دانستن این سناریو ها راهی برای شناخت مسیر احتمالی حرکت جامعه یا حداقل شناخت راهی است که مردم پیمودن آن را مطلوب می‌ پندارند واین گونه اطلاعات حداقل لازم برای ساختن سیاست اجتماعی واقع بینانه ترند (بخشش، 1389).
تغییرات سبک زندگی از منظر جامعه شناسان سبک‌های زندگی هر چند در تاریخ فکری مغرب زمین اصطلاحی نوپدید به شمار نمی‌ آید وشاخه‌های متفاوت علوم انسانی چون فلسفه وروانشناسی در قالب اصطلاحاتی مشابه کم وبیش بدان پرداخته اند ظهور خود را به عنوان اصطلاحی فنی مدیون تاسیس جامعه شناسی است .(جمهری، 1391)پس بیراه نیست اگر مساله بندی سبک زندگی رابا روزگار آغازین خرد ورزی جامعه شناسی در انتهای قرن نوزدهم میلادی هم زمان بدانیم به بیان دیگر همان موقع که پرسش در باب چیستی گونه ای خاص از جامعه انسانی که در اروپا از قرن هفدهم میلادی به بعد مستقر شد و جایگزین اشکال دیگر جمعی انسان ها گردید بوجود آمدن پرسش در باب چیستی سبک زندگی انسان وچگونگی شکل گیری گونه‌های متمایز آن در اجتماعات مطرح شد زمانی که جامعه شناسی موضوع خود یعنی جامعه را یافت ومیان آن وجامعه تفاوت‌های بارزی مشاهده کرد سبک زندگی به عنوان یکی از جلوه‌های تجلی تفاوت‌های پیش گفته چهره خود را برابر اندیشه جامعه جدید به صورت بندی سبک زندگی پرداختند ودر باب معنا و اشکال متفاوت آن سطرها نوشتند. سبک زندگی نخستین بار در نوشته‌های ماکس وبر وگئورگ زیمل جامعه شناسان پیشگام آلمانی مفهوم پردازی شد اتفاقا این دو جامعه شناس از نخستین چهره ایی بودند که توصیفاتی غنی ودقیق ومبتنی بر تفسیر وتفهیم از زیست– جهان مدرن ارائه نمودند (فریز بی، 2012). برای آنها این زیست جهان یعنی بستر ساز زندگی انسان زیست کننده در خود را به طریقی ماهوی در نسبت به آنچه پیش از آن بوده متحول ساخته است این تحول نمودهای عینی بسیاری دارد که یکی از آنها سبک زندگی است .سبک زندگی ابتدا نزد این کلاسیک ها جامعه شناختی خود را در سطحی روانشناختی ودر تحولات ذهنی انسان مدرن متجلی می‌ کند این است که فی لمثل برای( زیمل) سبک زندگی مجموعه ای از واکنش‌های عینی انسان مدرن به تحریکات عصبی نهفته ای است که در ذات تحولات وتغییرات سریع وبدون وقفه محرک‌های بیرونی ودرونی جامعه جدید وجود دارد پس افزایش سرعت تغییرات زندگی به تحول سبک زندگی انسان می‌ انجامد وبه این ترتیب برای افرادی چون زیمل به مسئله پژوهش تبدیل می‌ گردد ودر مورد بنیادهای حسی حیات ذهنی شهر تفاوت‌های بسیاری با زندگی روستایی دارد .این امر خود را در باره گذاشتن از خیابان ودر ضربان وتنوع زندگی اقتصادی وشغلی واجتماعی نشان می‌ دهد کلان شهر از آدمی‌ به منزله موجودی تمیز گذار آگاهی به مراتب بیشتری طلب می‌ کند تا زندگی روستایی در روستا آهنگ حرکت زندگی وتصاویر ذهنی حسی آشناتر وموزون تر است (زیمل،2009) در این توصیف از فضای جامعه جدید درمقایسه با جامعه ماقبل مدرن نوعی حس نوستالژیک به چشم می‌ خورد در بیان مختصات سبک زندگی انسان جامعه جدید که خود این واژه را به اصطلاح فنی در ادبیات جامعه شناختی تبدیل نمود با نوعی حس رمانتیک ونوستالژیک نسبت به سبک زندگی انسان ماقبل مدرن همراه است .به بیان دیگر این حس که در اندیشه‌های زیمل ووبر بازنمایی شده است مقدمه مسئله بندی سبک زندگی در جامعه شناسی به حساب می‌ آید، برای پیشگامان مفهوم پردازی سبک زندگی آسیب‌های سبک زندگی مدرن را به مثابه مسئاله واجد ارزش پژوهش نموده است. سبک زندگی انسان مدرن از نظر همین نظریه پردازان در جهت امحای فردیت اصیل عمل می‌ کند وزندگی او را از کیفیت تهی می‌ ماید ودر نهایت جهان را به قفس آهنین تبدیل کرده است ودلزدگی به بار می‌‌آورد (پرنیان، 1392).
ظهور سبک زندگی به عنوان مسئله ای جامعه شناختی در همان ابتدای تاسیس رشته خود را در کنار مسئاله مندی مدرنیته اقتصادی پولی سرمایه داری و... می‌دیده است . بنابراین انتظار می‌ رود که در هر جامعه ای که درگیر چنین تحولاتی گردد سبک زندگی به عنوان مساله ای جامعه شناختی رخ نماید وجامعه شناسان را ترغیب کند برروی آن پژوهش ومداقه بپردازند (خسروی، 1390).
در ایران نیز چندی است این اصطلاح در فضای آکادمیک به موضوعی قابل توجه وهدایت تحقیقات انجام پژوهش‌های مختلف تبدیل شده است در اینجا این سوال به وجود می‌ آید که آیا می‌ توان به معنایی که در اروپای قرن نوزدهم و بیستم میلادی سبک زندگی به عنوان مساله ای جامعه شناختی طرح گردید در جامعه ایرانی نیز به عنوان مساله ای جامعه شناختی صورت بندی گردد . با نگاهی به تغییرات وتحولات جامعه ایرانی به نظر می‌ رسد بسیاری از مسائل جامعه شناختی از جمله سبک زندگی در مورد این جامعه قابل طرح است (آذرفتحی، 1392).