—342

(همان)
با در نظر گرفتن شرایط موجود و مباحث بیان شده، این پژوهش در نظر دارد که جایگاه اسطوره، بازنمایی، بازخوانی و مهم‌تر از همه این موارد، چگونگی بازخوانی آن در تئاتر قرن بیستم را بررسی کند. بدیهی است در پاره‌ای موارد پیش‌بُرد مباحث نظری نیاز به مصادیقی در تئاتر دارد به همین دلیل، در بیش‌تر موارد سعی شده است تا از سه اثر انتخابی استفاده شود. نمایشنامه‌هایِ ماشین دوزخی (1934) اثر ژان کوکتو، آنتیگون (1942) اثر ژان آنوی و نیز برخوانیِ (روایت نمایشی) آرش (1342) اثر بهرام بیضایی، آثاری هستند که نگارنده در اغلب موارد به‌عنوان مصادیقِ اصلی به آن‌ها ارجاع می‌دهد.
1ـ2 اهداف تحقیق
هدف اصلی: تبیین و شناخت جایگاه عقلانیت مدرن در بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم.
اهداف فرعی:
ـ آشنایی با نسبت مبانی برآمده از روشنگری (عقل، علم و ...) با اسطوره، طبیعت و تاریخ؛
ـ آشنایی با آرای والتر بنیامین در ارتباط با عقلانیت، اسطوره، هنر و زیست‌جهانِ مدرن؛
ـ آشنایی با سویه‌های راستین و ابزاریِ عقلانیت در قرن بیستم؛
ـ جایگاه تکرار، بازخوانی و بازنمایی اساطیر در تئاتر مدرن؛
ـ موضعِ سوژه مدرن (انسانِ معاصر) در تقابل با امر کهن و امر اسطوره‌ای.
1ـ3 پرسش‌های تحقیق
ـ رابطه میان اسطوره و عقلانیت در فلسفه ـ از دوره روشنگری تا قرن بیستم ـ چگونه است؟
ـ مطرح شدن عقلانیت ابزاری چه تأثیری بر بازنمود و یا حذف اسطوره از زندگی مدرن گذاشته است؟
ـ رابطه وسیله ـ هدف چگونه باعث تنش در رابطه عقل ـ اسطوره می‌شود؟
ـ موضع تئاتر مدرن در برابر اسطوره و عقلانیت و علم چگونه است؟
1ـ4 مطالعات انجام شده
به‌طور اخص می‌توان گفت که محوریت مطالعات این پژوهش نظریات والتر بنیامین و نظریه انتقادی درباره عقلانیت مدرن بوده است. در زمینه نقد عقلانیت ابزاریِ مبتنی بر علم پوزیتیویستی در جهان مدرن کتاب خسوف خِرَد نوشته ماکس هورکهایمر مورد نظر است. در زمینه رابطه هنر و بازتولیدِ آن و نیز گذار از ارزش آیینی و ورود به ارزش نمایشیِ اثر هنری، مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیری تکنیکیِ آن» نوشته والتر بنیامین مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پروژه - ریسرچ، بنیامین، علل و عوامل زمینه‌ساز زوال هاله و اصالت اثر هنریِ دوران کهن را بررسی می‌کند. در خصوص بحث تجربه و اضمحلالِ آن در دوره مدرن کتاب کودکی و تاریخ ـ درباره ویرانی تجربه ـ نوشته جورجو آگامبن حائز اهمیت است. آگامبن به پیروی از بنیامین مقوله زوال تجربه به میانجیِ مدرنیسمِ تکنولوژیک و عقلانی‌شده را پیگیری می‌کند. علاوه بر این کتاب، مقاله «قصه‌گو: تأملاتی در آثار نیکلای لسکوف» نوشته والتر بنیامین نیز قابل ذکر و کارگشاست. همچنین برای شناخت کلی سیر اندیشه والتر بنیامین، می‌توان مجموعه مقالات وی را در کتابی به نام عروسک و کوتوله و نیز کتابی تحت عنوان والتر بنیامین نوشته روبرت اشتاین پی گرفت.
در زمینه منابع مطالعه شده می‌توان در حوزه مطالعات تئاتریِ این پژوهش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: در خصوص فلسفه و زیبایی‌شناسیِ تئاتر قرن بیستم می‌توان کتاب چشم‌انداز تئاتر قرن بیستم نوشته پل‌لویی مینیون را نام برد. این کتاب به جایگاه تئاتر، درام، سیاست، اسطوره و سوژه معاصر در قرن بیستم اشاراتی تاریخی و تحلیلی دارد. همچنین درباره تئاتر اروپا و شاخصه‌های مدرن آن می‌توان به کتاب تئاتر و اروپا نوشته کریستوفر مک‌کالو اشاره کرد. در بحث نظریات والتر بنیامین در باب تئاتر رادیکالِ مدرن و مختصات و ویژگی‌هایِ آن می‌توان به مقاله «تئاتر اپیک چیست؟» (1968) اشاره کرد. نگارنده برای ارجاع به آن، از ترجمه انگلیسیِ آن که توسط Harry Zohn انجام شده، استفاده کرده است.
در پایان لازم به ذکر است که نگارنده در زمینه نمایشنامه‌هایی که بناست به عنوان موارد مصداقی در این پژوهش مورد استفاده قرار گیرد، از ترجمه‌ها و نسخه‌های زیر استفاده بهره برده است: نمایشنامه آنتیگون نوشته ژان آنوی، ترجمه احمد پرهیزی، نمایشنامه ماشین دوزخی نوشته ژان کوکتو، ترجمه محمود هاتف و برخوانیِ آرش نوشته بهرام بیضایی.
1ـ5 مفروضات تحقیق:
با استناد به مباحثِ نظریه انتقادی و نیز نظریات والتر بنیامین در خصوص عقلانیت، جهان مدرن و اسطوره می‌توان مقوله بازخوانی و بازنمایی اسطوره در تئاتر مدرن را تبیین کرد.
1ـ6 روش تحقیق:
این پژوهش کیفی با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس آراء والتر بنیامین با تکیه بر نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت و با استفاده از تکنیک‌های کتابخانه‌ای و پایگاه‌های معتبر اینترنتی تنظیم و تدوین شده است.
فصل دوم
پیشینۀ تحقیق
2ـ1 تاریخچه
2ـ1ـ1 عقلانیت مدرن از روشنگری تا پیش از قرن بیستم
پیش از آن‌که به بررسی گذار تاریخیِ تقابل میان عقل و اسطوره پرداخته شود؛ لازم به ذکر است که این تنش پیشینه‌ای به مراتب قدیمی‌تر دارد و خاستگاهِ‌ آغازین آن به دوران فلسفه یونان می‌رسد. اما نگارنده بنا به موضوعیت و محوری بودن عقلانیت مدرن مبحث را از دوران روشنگری تا قرن بیستم بررسی می‌کند.
قرن هجدهم میلادی به عنوان عصر روشنگری مشهور و برجسته شده است؛ هر چند بسیاری بر این باورند که روشنگری بسیار پیش‌تر از قرن هجدهم آغاز شده است. در حقیقت، روشنگری ادامه جنبشی است که از دوران نوزایی در میانه قرن پانزدهم آغاز و با اومانیسم و جنبش «اصلاح‌ دینی» توسط مارتین لوتر (1546ـ1483) در قرن شانزدهم پی گرفته شد و نهایتاً در نیمه دوم قرن هفدهم در انگلستان «انقلاب شکوهمند» (1688) رخ داد. این جنبش سپس در قرن هجدهم از طریق فرانسه سراسر اروپا را گرفت. دوره روشنگری در آلمان حدوداً از سال 1720 تا 1785 به طول انجامید.
اما در این میان سؤالی که مطرح می‌شود این است: به چه دلیل قرن هجدهم را عصر روشنگری می‌نامند؟ در پاسخ باید عنوان کرد که خیزش و قیام فکریِ این دوران بر علیه شرایط موجود از بسیاری جهات شبیه به آن رخدادها و تنش‌هایی بود که در عصر طلایی فلسفه، اندیشه و هنر یونان در میانه سال‌های 530 تا 400 پیش از میلاد تبلور یافت.
در آن عصر از تاریخِ‌ فرهنگِ یونان خرد می‌کوشید تا فرمانروایی خود را در همه قلمروها مستقر کند و با خرافاتی که از دورانهای پیشین به ارث رسیده بود به نبرد برخیزد. و در این کار موفق هم شد و شالوده‌ای عقلانی و فلسفی بنا نهاد که حتی علم و فلسفه جدید نیز بر آن استوارند.
(کاسیرر مقدمه موقن، 1389: 20)
همان‌گونه که عنوان شد روشنگری در انگلستان،‌ فرانسه و آلمان به عنوان سه کانون اندیشه اروپایِ آن دوران مطرح شد. در میان اندیشمندان این سرزمین‌ها تفاوت‌هایی در زمینه نگرش روشنگری وجود داشت اما همه آنان بر این نکته اتفاقِ نظر داشتند که روشنگری فرایندی پویا بود که می‌توانست انسان را به سوی آزادی خردورزانه، خوداندیشی، خودانگیختگی و استقلال و همچنین پرهیز از جزم‌گرایی، تعصب کور و خرافه‌پرستی راهبری کند. در انگلستان به واسطه جایگاه تجربه‌گرایان و اهمیت اندیشه‌های آنان گرانیگاهِ روشنگری بر مبنای رویارویی طبیعت و علم استوار بود. در فرانسه (که شاید بتوان ولتر (1778- 1694) را بزرگ‌ترین نماینده روشنگریِ آن دانست) محور روشنگری بر اساس درگیری‌های ریشه‌ای میان اندیشه عقلانی و نهادهای سیاسی و کلیسای مسیحی بود. در آلمان قرن هجدهم روشنگری بازتاب و نمود دیگری داشت. نظریه‌ورزی‌های امانوئل کانت (1804 - 1724) به عنوان برجسته‌ترین فیلسوف آلمانِ این دوره، مشیِ متفاوت‌تری به نسبت جریان‌های دیگر عرضه کرد.
کانت در مقاله «پاسخ به پرسشِ روشنگری چیست؟» (1784) تلاش کرد تا به تعریفی جامع‌تر از آن چیزی که تاکنون بوده است درباره روشنگری دست یابد:
روشنگری همانا بدر آمدن انسان است از حالت کودکی‌ای که گناهش به گردن خود اوست. کودکی یعنی ناتوانی از به کار گرفتن فهم خود بدون راهنمایی دیگران و اگر علت این کودکی نه فقدان فهم، که نبود عزم و شجاعت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگران باشد،‌گناه آن به گردن خود انسان است. شعار روشنگری این است: !Sapere aude جسارت آن را داشته باش که فهم خود را به کار گیری!
(کانت، 1370: 49)
کانت برای محقق‌شدن و دست‌یافتن به روشنگری، ضرورت وجود نوعی از آزادی را با پیش‌شرطِ عقلانی مطرح می‌کند «آن هم بی زیانترینِ آزادی‌ها،‌ یعنی آزادی آشکارا به کار بستن خرد خویش در تمامی زمینه‌ها» (همان).
فلسفه نقّادی کانت بر پایه سه نقد مهم استوار شده است؛ نقد عقل نظری (عقل ناب)، نقد عقل عملی و نقد قوه داوری. نقد عقل نظری و عقل عملی در واقع مبیّن تلاشی است برای ارائه توجیهی عقلانی از دو دستاورد اصلی و مهم جامعه مدرن و روشنگری: علم و اخلاق (فرهادپور، 1388: 329). موضوعِ اصلی برای کانت، اتخاذ دیدگاهی بود که به‌واسطه آن بتواند این دو عرصه، یعنی علمِ نیوتونی و اخلاق مدرن و ضرورت حکمرانیِ آنان بر حیات سیاسی و اجتماعی را توجیه کند و آن، دیدگاهی مبنتی بر عقلانیت بود.
هدف کانت آن بود که مفاهیم اصلی این علم مثل حقیقت، عینیّت و علّیّت را بر بنیانی عقلانی استوار سازد و عملاً با اثبات این امر که تجربه ما از عالم خارج، تجربه‌ای عینی، بامعنی و باارزش است و نمی‌شود در عقلانی‌ بودنش شک کرد، نشان دهد که علوم طبیعی بنیانی عقلانی دارد و دستاوردهای علم و مفاهیم بنیانی فیزیک نیوتونی قابل پذیرش، بدون تناقض و قابل اطمینان‌اند.
(همان)
ایده اصلی و بنیادین روشنگری در این جمله خلاصه می‌شود که همه چیز باید با معیار عقل محک خورده و به نقد کشیده شود تا بتواند به مشروعیت برسد. سؤالی که این‌جا مطرح می‌شود این است که خودِ عقل با چه معیاری سنجیده‌ و به نقد کشیده می‌شود؟ کانت معتقد بود پاسخِ این پرسش را داده و توانسته عقل را به‌ وسیله عقل توجیه کند. وی معتقد بود که توانسته محدوده و مرزِ عقل را مشخص کند و از طریق مفهوم شئ فی‌نفسه و بیان این‌که عقل محدود به جهان تجربه‌ها و پدیدارهاست، مرز عقل را معین کند. مرزی که کانت به وسیله آن عقل و غیرِ عقل را از هم جدا کرده است حوزه اندیشه را با تناقضی درگیر کرد که چندی بعد هگل با طرحِ یک منطق ساده آن را رد کرد. به نظر او مرزی که کانت متصور بود، فضا را به دو قسمت تقسیم می‌کند و این دو پاره کردن عملاى بدان معناست که دو سوی مرز از لحاظ منطقی و عقلی قابل شناخت است. سویه‌ای از مرز که ناشناخته مطلق است، اصولاً مرز نیست (همان: 333).
آن‌چه تاکنون عنوان شد شرح جریانی بود که طی آن روشنگری و خیزش انسان بر علیه مبانیِ موجود آن زمان را موجب شد. دوران روشنگری، دوران طغیان بر علیه موجودیتِ اندیشه و نوع تفکر جاری در میان مردم، اندیشمندان سنتی و کلیسا بود. اندیشه‌وران روشنگری با تکیه بر عقل بشری کوشیدند چشم‌انداز هستی، قلمرو عقاید دینی، مبانی اخلاقی، ‌اصول سیاسی و سنت‌های اجتماعی حاکم بر زندگی مردمِ دوران را از زاویه علم و دانش و با بهره‌گیری از روش‌های علمی، مشاهده و ارزیابی کنند.
آن‌چه سبب جهشِ بلند روشنگری در راستایِ برجسته کردن عقلانیت و تأکید بیش از حد بر آن شد، رابطه‌ای بود که تفکر این دوران میان علم و طبیعت برقرار می‌کرد. نظر ارنست کاسیرر (1945- 1874) فیلسوف نوکانتی و از شارحان و مدافعان اندیشه دوران روشنگری در تبیین چنین رابطه‌ای جالب توجه است:
فلسفه روشنگری می‌کوشد تا در یک فراگرد رهاییِ عقلی هم استقلالِ طبیعت و هم استقلالِ عقل را نشان دهد. اکنون باید هم طبیعت و هم خرد را به منزله اصل شناخت و آن دو را به هم پیوند داد. از این‌رو هر میانجیی میان این‌دو که بر پایه قدرتی متعالی یا وجودی فراباش باشد زائد می‌شود.
(کاسیرر، 1389: 113)
به هر صورت عقلانیتِ‌ قدرتمندِ‌ روشنگری، ابزاری مناسب برای سلطه تام و تمام بر حوزه‌های غیر تجربی زیستِ بشری بود. عقلانی‌شدنِ افسار گسیخته جهان در قرن نوزدهم سبب واکنش‌هایِ رادیکال رمانتیک‌ها در حوزه‌های فلسفه، ادبیات و هنر شد.
همه‌چیز تکه‌پاره می‌نمود. همه قله‌ها به آسمان خالی می‌رسید. اثرات عقل‌گرایی همان‌قدر که تصور می‌رفت، خطرناک و مخرّب بود: عقل‌گرایی، لااقل از لحاظ نظری، همه ارزش‌های موجود را از تخت به زیر کشیده بود، و کسانی که شهامت مقابله با آن را داشتند راهی پیش‌روی خویش نمی‌دیدند مگر نوعی واکنش عاطفی منفرد و بی‌هدف. ولی هنگامی که کانت پا به صحنه گذاشت تا تسلیحات و استحکامات قد برافراشته طرفین مخاصمه را نابود کند، گویی دیگر چیزی باقی نمانده بود که بتواند به انبوه روزافزون دانسته‌های جدید یا به اعماق کدرِ پایین‌دست نظم بخشد.
(لوکاچ، 1386: 3)
رمانتیسیسم در واقع طغیانی علیه حیاتِ ماشینی و چارچوب عقل‌گرایانه قرن هفدهم و هجدهم اروپا بود. جهانی که رمانتیسیسم بر علیه آن برآشفت به سویِ جهانی ریاضی‌وار، علمی و حساب‌شده رفته بود. باور غالب نیز چنین بود که سویه‌ای دیگر وجود ندارد و با توجه به آن‌چه پوزیتیویسم و تجربه‌گرایی عنوان می‌کند همه چیز باید بر مبنای فایده‌گرایی در زیست‌جهانِ ذهنیِ انسان استقرار یابد و آن فایده مذکور را عقل و علم مشخص می‌کند. «سلطه» عنوانِ صحیح‌تری برای شرح این وضعیت به‌ شمار می‌رود؛ سلطه عقلانیت در جهتِ «پیشرفت».
از نیمه دوم سده هجدهم، جنبشی همه‌جانبه و آشوب‌گر در حوزه‌هایِ ادبیات، هنر، فلسفه و سیاست در اروپای غربی شکل گرفت که به جنبش رمانتیک شهرت یافت. برجسته‌ترین ویژگیِ این جریان، شوریدگی و احساساتِ پُرمایه نسبت به زندگی، انسان و جهانش در برابر نگاه سرد، عقلانی، ابزاری، محاسبه‌ای و ریاضی‌وار عصر روشنگری نسبت به انسان و طبیعت و جامعه بود. واکنشِ رمانتیک‌ها به شکلی انتقادی و رادیکال بر علیه روند روشنگری و روحِ سردی بود که در نتیجه آن بر زندگی آدمیان سایه انداخته بود. اراده و خواست آنان تلاشی بود در جهت حرمت نهادن به احساس، عاطفه، خیال و ایمان در قبال عقل حسابگر و مصلحت‌اندیش [تأکیدها از من است] (مرتضویان، 1386: 176 - 175).
رمانتیک‌ها با پیش‌کشیدن مفاهیمی چون گرایشِ‌ عاطفی، نبوغ هنری و بینش درونی در واقع جریانی را سامان دادند که بتواند با کم کردن سیطره عقلانیت بر حیات ذهنیِ بشر، امکانِ حیات مجدد سویه‌های از دست‌رفته و فراموش‌شده را فراهم کنند. رمانتیک‌ها مفهوم «بینش» را در مقابل مفهوم «تحلیل» که مختصِ اندیشه روشنگری بود، مطرح کردند. آنان اعتقاد داشتند که حقیقت با بینشی یک‌باره و یک‌جا ظاهر می‌شود نه با تحلیل و کندوکاوِ تدریجی. از نظر آنان حقیقت، امری نبود که در دایره تاریخ محدود بماند، بلکه امری‌ست ابدی‌ ـ ازلی، هر چند تبلور و تجلی آن در همین زمان تاریخی رخ می‌دهد (دریابندری، 1380: 39).
برخی از ویژگی‌های برجسته و متمایز‌کننده رمانتیسیسم را شاید بتوان در سه مورد کلی عنوان کرد: نخست این‌که رمانتیک‌ها بر خلاف متفکران روشنگری احساس و قوه تخیل را برتر از عقل می‌شمردند. دوم آن‌که رمانتیک‌ها به یگانگی شخصیت افراد یا ملیت‌ها و اقوام باور داشتند. آن‌ها بر خلاف عقل‌مداران عصر روشنگری که منادی اندیشه برابری، همسانیِ انسان‌ها و نیز اصول کلیِ جهان‌شمول بودند،‌ از رشد آزادانه شخصیتِ فرد بر اساس ارزش‌ها، استعداد‌ها و اصول اخلاقیِ فردی دفاع می‌کردند. سوم‌ آن‌که در آثار بسیاری از رمانتیک‌ها حسرت روزگار گذشته مشهود و عیان بود. آن‌ها به تاریخ، نهادهای سنتی و اساطیر به‌سان گنجینه‌هایی نگاه می‌کردند که آکنده از عقل، ایمان و تخیل‌ هستند و راه برون‌رفت از وضع پیش‌آمده ناشی از عقلانیتِ ابزاری را احیایِ سنت‌های کهن می‌دانستند (مرتضویان، 1386: 177 - 176).
به نظر گئورگ لوکاچ (1971 - 1885) که از منتقدان رمانتیسیسم بود، تنها گوته بود که در آن دریایِ مواج و سرکش و نیز فردگراییِ برخاسته از آن توانست نظمی برای خود به چنگ آورد (لوکاچ، 1386: 3). گوته احساس و نگاهِ خود به اندیشه خشک، مکانیکی و مبتنی بر عقلانیتِ دوره روشنگری را چنین بیان می‌کند:
هر بار که نام نویسندگان دائره‌المعارف را می‌شنیدیم یا مجلدی از اثر عظیم آن‌ها را باز می‌کردیم مانند این بود که به میان حرکات بی‌شمار چرخ‌ها و دنده‌ای یک کارخانه عظیم افتاده‌ایم و با سر و صدا و دنگ و دونگی که چشم‌ها و حواس را آزار می‌دهد، و با ترتیبات نا‌مفهمومی که اجزای ان به پیچیده‌ترین شکلی در یکدیگر تداخل می‌کنند، و با انواع کارهایی که برای ساختن یک قطعه پارچه ضرروت دارد دلمان از این لباسی که به تن داریم به هم می‌خورد.
(کاسیرر، 1362: 278)
در حدِ فاصل رمانتیسیسمِ قرن نوزدهم تا ورود به فلسفه قرن بیستم، حلقه واصلی هست که در اتصالِ این دو جریان نقش مهمی دارد و آن فلسفه نیچه است. ساختار بنیادین فلسفه او را مفاهیمی چون حقیقت، قدرت، اسطوره، تاریخ و زیبایی شکل می‌دهند.
نیچه در نخستین اثرِ خود زایش تراژدی به فلسفه و عقل‌گرایی حاکم بر جهان عقلانی‌شده دوران پس از روشنگری یورش می‌برد و میان‌مایگی طبقه بورژوا را خوار می‌شمارد. از نظر نیچه عالی‌ترین دستاورد فرهنگ یونانیِ پیشا‌سقراطی آمیختن این فرهنگ با عناصر دیونیزوسی و آپولونی بود. ویژگیِ منحصربه‌فرد عصر یونانیِ پیش از سقراط، از نظر نیچه، این بود که در آن دوران کسی دوست‌داشتن زندگی را گناه نمی‌دانست و نیز شادی از ارزش والایی برخوردار بود. او خواهان بازگشت به جهان اسطوره‌ها برای رهایی از جهانی است که صرفاً عقل در آن حکم‌فرماست.
نیچه، محصول تفکر مدرن و عقلانی را ظهور و بروز «نیهیلیسم» می‌داند. از نظر او برای رهایی ار چنین وضعیتی، چاره‌ای وجود ندارد مگر اسطوره. دو استعاره‌ای که نیچه بدان‌ها متوسل می‌شوند عبارت‌اند از: اراده معطوف به قدرت و تکرارِ جاودانه.
اولی به طرح پرسش قدرت منجر می‌شود که مورد توجه فاشیست‌ها قرار گرفت. دومی یعنی تکرار جاودانه،‌در واقع نوعی تشدید نیهیلیسم برای غلبه بر آن است. بر مبنای این استعاره، زندگی نه فقط یک بازی فاقد معنی و ارزش غایی است، بلکه این بازی میلیون‌ها بار تکرار شده است و میلیون‌ها بار بعد از این هم تکرار خواهد شد که این البته به معنی اعتقاد به وجود تناسخ نیست. اینجا ما فقط با یک استعاره ادبی سروکار داریم؛ نیچه می‌خواهد نیش نیهیلیسم و زهر آن را تیزتر کند.
(فرهادپور،‌ 1388: 346 - 345)
نیچه برای مقابه با نیهیلیسم، مسئله زیباشناسانه شدن زندگی را مطرح می‌کند. زیباشناسیِ نیچه تا حد قابل توجهی متأثر از رمانتیسیسم قرن نوزرهمی است. رمانتیک‌ها در باب مفهوم خلاقیت و آفرینش اثر هنری معتقد به رابطه خدا و جهان هستند، یعنی همان‌گونه که خدا دست به آفرینشِ جهان از هیچ زده است؛ هنرمند نیز اثر هنری را از هیچ می‌آفریند. اثر هنری معنی و جهت خاصی ندارد و هنرمند مختار است که آن را خلق نکند و در نتیجه می‌توان این‌گونه برداشت کرد که در واقع فقط این‌گونه نگرش و خلق‌کردن که همانا زیباشناسانه کردن زندگی و یکی‌انگاری زندگی و هنر است که می‌تواند به ما در غلبه بر نیهیلیسم کمک کند (همان: 347).
این مقوله یکی‌انگاری هنر و زندگی و به تبع آن زیباشناسانه کردن مفاهیمی چون تاریخ، تفکر تاریخی و امر کهن و امر اسطوره‌ای مفاهیمی هستند که سایه آن بر هنر قرن بیستم افتاده است. مفاهیمی که نظریه انتقادی و شاخصاً مکتب فرانکفورت بدان‌ها پرداخته است و سعی می‌شود در فصول بعد تئاتر قرن بیستم به‌واسطه آن مورد بررسی قرار بگیرد.
2ـ1ـ2 نظریه انتقادی قرن بیستم و ظهور آرای والتر بنیامین
در یک بررسی اجمالی و تاریخ‌نگارانه می‌توان از روند شکل‌گیری نهادی و فکریِ نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت بحث را آغاز کرد.
اولین جوانه‌های شکل‌گیری «موسسه تحقیقات اجتماعی» به سال‌های آغازین جمهوری وایمار، یعنی در سال 1923 و با سرمایه فلیکس ویل باز می‌گردد. از آن‌جا که این مؤسسه به دانشگاه فرانکفورت وابسته بود، در ادامه راه «مکتب فرانکفورت» از دل این مؤسسه بیرون آمد، البته باید عنوان کرد که این مؤسسه پس از انتصاب ماکس هورکهایمر در سال 1930 بود که راهِ جدید و رادیکال‌تری را پیش گرفت و شرایط ظهور «نظریه انتقادی» فراهم شد.
آن‌چه از آن به‌عنوان نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت یاد می‌شود، بیش‌تر نگاه و نقد خود را معطوف به حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی می‌داند. رویکرد نظریه انتقادی، ‌رویکردی است روش‌شناسانه در برابر جریانات پوزیتیویستی و پراگماتیستی که خود را در خلال علم و عقل تعریف می‌کنند. منظرِ نظریه انتقادی حول رابطه‌ای دو سویه معنا می‌گیرد: رابطه سوژه ـ ابژه. سوژه به‌مثابه فاعل ادراک و ابژه به معنایِ موضوع ادراک. رابطه شکل‌گرفته همانا رابطه فرد و زیست‌جهان او است. رابطه‌ای که وابسته به شرایط تاریخی و اجتماعی است.
در‌حالی‌که فرد خود را منفعل و وابسته می‌بیند، جامعه که اساساً متشکل از افراد است، سوژه‌ای فعال است گرچه ناآگاه و نامعتبر. این تمایز در هستی انسان و جامعه در واقع بیانگر شکاف عمیق‌تری است که همواره ویژگی شاخص تمام اشکال تاریخی حیات اجتماعی تا به امروز به‌ شمار رفته است. هستی جامعه یا به سرکوب مستقیم متکی بوده است، یا این‌که نتیجه تعامل کور نیرزهای متضاد بوده است؛ در هر حال، قطعاً نتیجه اَعمال آگاهانه و خودجوش افرادِ آزاد نبوده و نیست ... در اوضاع و احوال بورژوایی فعالیت جامعه فعالیتی کور ولی عینی و ملموس، لیکن فعالیت فرد فعالیتی انتزاعی ولی آگاهانه است.
(نوذری، به‌ نقل از هورکهایمر، 1389: 136)
سنت فکری والتر بنیامین، به‌رغم تشابه‌های نظری در روش‌شناسی و فرمِ پیوستار فکری با نظام فکری والتر بنیامین متفاوت است. وی بیش از آن‌که در صدد برملا کردن سویه‌های مخفی جهان عقلانی و اداره‌شده به شیوه‌ی هورکهایمر و یا آدورنو باشد، در نظر داشت تا پیوستار تاریخ و محتوایِ تشکیل‌دهنده آن را دچار سکون و توقف کند تا به‌واسطه این ایستا کردن (لحظه تاریخی به‌مثابه یک عکس) دیالکتیکِ حال و گذشته و حفره‌های آن را در برابر هم و در برابر انسان قرن حاضر قرار دهد؛ به همین دلیل است که در نظام فکری او، فرد (سوژه) معاصر موظف است تا همواره و بدون نگاه معطوف به ستایش و پذیرندگیِ تام، ژست راستینِ خود را، که همانا نجاتِ مفاهیم از چنگ عقل ابزاری و نظام تولید صرف است، أخذ کند. شاید به همین دلیل است که بنیامین، تئاتر اپیک در اندیشه برشت را ستایش می‌کند. تئاتری که به‌رغم غور و درگیری با تاریخ فاصله خود را با آن حفظ می‌کند.
فصل سوم
چارچوب نظری
همان‌‌طور که در نوشته‌های پیشین اشاره شد، در این پژوهش تلاش می‌شود تا به اتکای آرای اندیشه‌انتقادیِ قرن بیستم، با تأکید بر آرایِ والتر بنیامین؛ جهانِ مدرن، سویه عقلانی‌شده آن، جایگاه امر تاریخی و امر اسطوره‌ای، وضعیت سوژه مدرن در حیات معاصر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
قبلاً به این نکته اشاره شد که صراحتاً نمی‌توان والتر بنیامین را در صف متفکران مکتب فرانکفورت قرار داد، اما فعالیت‌های کم و بیش او و نیز روابط دوستانه‌ای که با برخی از اعضای مؤسسه داشت سبب شد تا نگاهِ انتقادی او و دیگران به گذشته تاریخی و جهانِ مدرن و سویه‌هایِ مخّرب آن به‌رغمِ تفاوت‌های اساسی در روش و مشی، هم‌سو باشد. از دیگر چهره‌های برجسته مکتب فرانکفورت که نگارنده از اندیشه‌های آنان در پیش‌بردِ مباحث استفاده می‌کند تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر هستند.
در این پژوهش سعی بر آن است که در جهانِ اندیشه والتر بنیامین، مفاهیمی هم‌چون «نگاه ماتریالیستی به تاریخ و اسطوره»، «تئاتر حماسی»، «ارزش کیشی ـ آیینی و ارزش نمایشی»، «قصه‌گویی و از دست‌رفتن تجربه در عصر مدرن» بررسی خواهد شد. درباره تئودور آدورنو، مفاهیم و مباحثی از جمله «دستاوردهای عقلانیت ابزاری برای انسان مدرن»، «صنعت فرهنگ‌سازی» و نیز رویکرد‌های او در زمینه هنر و زیبایی‌شناسیِ انتقادی مطرح می‌شود. ماکس هورکهایمر از بسیاری جهات هم‌سویی بنیادینی با آدورنو دارد که گواهِ اصلیِ آن اثر مشترک آنان با عنوان دیالکتیک روشنگری است. هورکهایمر از منتقدان «علم پوزیتیویستی»، «تجربه‌گرایی» و «عقلانیت ابزاری در جهان بورژوایی» است. نگارنده تلاش می‌کند تا با شرح و تبیین هر یک از موارد فوق، بتواند میان این مفاهیم و تئاترِ مبتنی بر مضامین اسطوره‌ای رابطه‌ای با رویکردِ انتقادی برقرار کند.
3ـ1 نظام فکریِ والتر بنیامین
تعلقِ خاطر والتر بنیامین به نقد رمانتیکی و تأثیر‌پذیری او از شخصیت‌هایی چون گوته، بودلر، هگل، مارکس، فروید و لوکاچ و تأثیرپذیری‌های مقطعی از افرادی چون گرشوم شولِم، تئودور آدورنو و برتولت برشت، سبب شد تا خصلت فکری او آمیخته با گسست و عدم انسجام به نظر آید.
اما واقعیت آن است که بنیامین در طول حیات فکری خویش با سماجتی چشم‌گیر به مضامین واحدی پرداخته است، به نحوی که حتی گذار او از الهیات به مارکسیسم نیز بیشتر گویای تکرار است تا گسست.
(فرهادپور و مهرگان، 1389: 9)
دیدگاهِ ماتریالیستیِ بنیامین سبب شد تا نظریات وی درباره هنر، ادبیات، تاریخ و فلسفه در تقابل با سنتِ فکری ـ علمیِ فلسفه جاری دوران قرار گیرد. تلاش او در در جهت رستگاری و نجاتِ مفاهیمی بود که در جهان عقل‌محور محو و بی‌رمق شده بودند.
رویکرد بنیامین به هنر به هیچ وجه تأمل درباره ماهیّت یا چیستیِ و یا رسیدن به تعریفی استعلایی از هنر نیست، بلکه پرسش از ماهیّت تجربه هنری در عصر مدرن است؛‌ یعنی هنر در تجربه روزمره و اجتماعیِ ما.
3ـ1ـ1 بازتولیدپذیریِ اثر هنری و جهان مدرن
هنر بر عکس آن‌چه در دوران کلاسیک معمول بود، دیگر در عصر مدرن، عاملی برای انتقال تجربه نیست، بلکه گستره‌ای است که انسان در آن می‌آموزد چگونه ضربه زمان را تحمل کند.
بنیامین در مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، به بررسی تأثیر تولید و مصرف توده‌ای و تکنولوژی مدرن بر جایگاه آثار هنری و اثر آن‌ها بر اشکال معاصر هنر عامه مردم می‌پردازد. پیش از هر چیز باید عنوان کرد که بازتولیدپذیری اثر هنری در عصر مدرن از نظر بنیامین، سبب دگردیسی و تحولِ صوری و معناییِ اثر هنری در دو جنبه مهم و بنیادین آن می‌شود؛ اول از همه، اضمحلالِ اصالتِ نسخه اول و اصیل اثر هنری و دوم، از بین رفتن هاله اثر هنریِ بازتولید شده. بازتولیدِ اثر هنری در کامل‌ترین و پیچیده‌ترین حالت خود، همچنان فاقد یک چیز است؛ این‌جا و اکنونِ اثر هنری. این امر بدان معناست که هستیِ تکین اثر هنری مربوط به بُعدِ این‌جایی و اکنونی بودن آن است. هستیِ تکین، همان وابستگی به زمانِ تاریخیِ خاص است که اثر در آن خلق و تولید شده است. این‌جا و اکنون نسخه اصل برسازنده مفهوم اصالت است. مفهومی که از دید بنیامین هسته حساس و آسیب‌پذیر اثر هنری است و در جریان بازتولیدپذیری از بین می‌رود.
در خلالِ این جریان، به هسته‌ی بسیار حسّاسِ آثار هنری دست برده می‌شود، هسته‌ای که از نظرِ آسیب‌پذیری، هیچ هسته‌ای در طبیعت به پای آن نمی‌رسد. این هسته همان اصالت است. اصالتِ یک اثر در حکمِ مظهر و شاخصِ هر آن چیزی در اثر است که از همان بدوِ پیدایشِ خود، ذاتاً انتقال‌پذیر باشد، از تداومِ مادّی‌اش گرفته تا گواه‌آوریِ تاریخِ از سر گذرانده‌اش.
(بنیامین، 1388: 23-22)
پس از اضمحلالِ اثر هنری در فرآیند بازتولیدپذیری، آن‌چه از اثر هنری جدا می‌شود، هاله اثر است. این فرآیند دارای خصلتی «نشانه‌وار» است. به عبارت دیگر تکنیکِ بازتولید، رابطه امرِ بازتولیدشده و سنّت را دچار گسست کرده و با تکثیر بی‌شمارِ بازتولیدها، جایگاه تکینِ نسخه اصلی را که به‌واسطه همین تکین و یگانه‌بودن، واجد هاله مقدس است، از بین می‌برد و امکان رویارویی مخاطب را فارغ از زمان و مکانِ معنادار اثر (درون همان پیوستار سنّت) فراهم می‌آورد. نتیجه چنین فرآیندی، ایجاد نوعی فروپاشیِ قدرتمند سنّت است که به نظر بنیامین، خود رویِ دیگر سکه بحران معاصر و فرآیند تفکر مدرن است (همان: 23). او برای مثال، تبلورِ چنین شرایطی را در فیلم‌های عظیم تاریخی و نابودیِ ارزشِ سنّتی میراث فرهنگی یادآور می‌شود:
و وقتی آبل‌گانس در 1927 شورمندانه فریاد برآورد: «شکسپیر، رامبراند، بتهوفن، فیلم خواهند ساخت ... همه حکایت‌ها، همه اسطوره‌پردازی‌ها و همه‌ی اساطیر، همه‌ی بنیانگذارانِ ادیان ... چشم به راهِ رستاخیزِ نورخورده‌ی‌شان‌اند و قهرمانان در پسِ دروازه‌ها انتظار می‌کشند» لاجرم بی‌آنکه به هیچ رو قصدش را داشته باشد، همگان را به نوعی نابودسازیِ فراگیر فراخوانده است.
(همان: 24)
تجّلیِ اثر هنری سه ساحتِ بنیادین دارد که عبارت‌ است از: اثر هنری تکین و یکه است، با ما به عنوان مخاطب فاصله دارد و نیز جاودانه است. بازتولیدپذیریِ تکنیکی هر سه ساحت را از بین می‌برد و مخاطب در مواجهه با امر متکثر‌شده‌ای قرار می‌گیرد که فاقد اصالت و هاله مقدس است. همان‌گونه که عنوان شد، بنیامین این امر را نتیجه و دستاورد مدرنیسم می‌داند.
بازتولیدپذیریِ تکنیکی، اثر هنری را از وضعیتِ «ارزشِ کیشی یا آیینی» به وضعیت «ارزش نمایشی» منتقل می‌کند. آثار هنری، نخست از درون نظام‌های آیینی و مناسکی سر برآورده‌اند و به عبارت دیگر در خدمت کیش و آیین بوده‌اند. آن‌چه در آغاز وجود داشته مراسمِ جادویی و سپس مراسمِ دینی بوده است. بازتولیدپذیری، هنر را از قید و کنترل نظام‌های آیینی خارج کرده و بدان ارزش نمایشی می‌بخشد. بنیامین معتقد است که زیبایی‌شناسیِ دوران مدرن، فقط به خارج کردن اثر هنری از وضعیتِ آیینی آن و ورود به وضعیت نمایشی نیست، بلکه کارکرد اجتماعی آن نیز تغییر می‌کند؛ بدین معنا که کارکرد اجتماعی هنر از آیینی به نمایشی و در نهایت کارکردی سیاسی یافته است و بنیامین آن ‌را زیبایی‌شناسی سیاست می‌داند.
بنیامین والاترین نمود زیبایی‌شناختی کردن سیاست را در پدیده جنگ می‌داند. در ادامه این بحث را به فاشیسم می‌کشاند. نگره فاشیستی(هم‌چون بیانیه فوتوریست‌ها، در زیبا جلوه دادن جنگ) درهم آمیزی هنر و تکنولوژی را راهِ غلبه بر موجودیتِ جهان می‌داند. بخشی از بیانیه فوتوریست‌ها که بنیامین بر رویِ آن تأکید دارد از این قرار است:
جنگ زیباست زیرا به لطفِ ماسک‌هایِ گاز، بلندگوهایِ رعشه‌آور، آتش‌بارها و تانک‌های کوچک، سلطه‌ی آدمیان بر ماشین‌های به انقیاد درآمده را پی می‌ریزد. جنگ زیباست رؤیای فلزی کردنِ انسان را می‌آغازد. جنگ زیباست زیرا چمنزاری شکوفان از ارکیده‌های آتشینِ سلاح‌های ماشینی می‌گستراند. جنگ زیباست زیرا تفنگ‌ها، توپ‌ها، مسلسل‌ها و عطرها و بوهای تعفن را در هیأت یک سمفونی ترکیب می‌کند ... ای شاعران و هنرمندانِ فوتوریسم، به یاد بسپارید این اصول زیبایی‌شناسیِ جنگ را، تا در پیکارهایتان برای ادبیاتی نو و هنرهای تجسمی نو ... از آن‌ها روشنایی گیرند!
(بخشی از بیانیه فوتوریست ها به نقل از همان: 54)
بنیامین در بند پایانیِ این پروژه - ریسرچرابطه و نقد خود را از جهانِ اندیشه مدرن که با استفاده از عقلانیت ابزاری، تکنولوژی و میلِ تمام ناشدنی و سیری‌ناپذیر به سلطه‌ورزی تمامِ ابزارهای آیینی و اسطوره‌ای را به کار می‌گیرد، مشخص می‌کند.
این امر آشکارا در حکمِ فرجام بخشیدن به هنر برایِ هنر است. بشریتی که روزگاری در عصرِ هومر، موضوعِ تعمّق برای خدایانِ المپی بود، اکنون بدل به موضوعِ تعمّق خویش شده است. از خود بیگانگی او بدان پایه رسیده است که او می‌تواند نابودی خویش را به‌مثابه لذتی زیبایی‌شناختی در حد اعلای تجربه کند.
(همان: 55)
نگارنده تلاش می‌کند در فصول بعد و در مرحله بررسی نمایشنامه‌ها از آن‌چه گفته شد و نیز موضوعاتی چون «بازخوانیِ اساطیر به مثابه تکثیر آثار هنری» و نیز «نویسنده به مثابه تولیدکننده» استفاده نماید.
3ـ1ـ2 ویرانیِ تجربه و جایگاه قصه‌گو
پیش از ورود به بحث لازم است عنوان کنم که دلیلِ گنجاندن این مطالب و استفاده از آرایِ بنیامین در این حوزه، بخشی از سنتِ شفاهی، اسطوره‌ها و افسانه‌هایی است که در جهان مدرن به دلیل رویکردِ عقل‌گرایانه، روایت‌گری به عنوان عنصر مهم در توانایی تبادلِ تجربه به محاق رفته است. لازم به ذکر است که بیش‌تر مطالب عنوان‌شده در این بخش در فصل نهایی و در بررسیِ برخوانیِ آرش اثر بهرام بیضایی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مبنای تئوریک این بخش مقاله والتر بنیامین با عنوان «قصه‌گو؛ تأملاتی در آثار نیکلای لسکوف» (منتشر شده در 1936) است. دلیل استفاده نگارنده از این پروژه - ریسرچنه بررسی جایگاه لسکوف که بررسی جایگاه «قصه‌گو» به عنوان عاملی که امکان انتقال تجربه را میّسر می‌نمود و در اکنونِ مدرنیسم، گم‌گشتگی تجربه، از میان رفتن چنان جایگاهی است.
مقاله مذکور، فرآیندی که برای ادبیات (از زوال قصه‌گویی تا پیدایش رمان به‌واسطه صنعت چاپ) در نظر می‌گیرد بی‌شباهت با فرآیند زوالِ هاله در اثر هنری به میانجیِ بازتولیدپذیری نیست. بنیامین بر آن است تا نشان دهد که پس از جنگ جهانیِ اول روندی شروع به شکل‌گیری کرد که در آن یک‌سره می‌توان زوال تجربه را در درون آن دید و این نکته‌ای بس تأمل‌برانگیز بود.
آیا این نکته درخور تأمل نبود که در پایان جنگ، مردانی که از میدان نبرد باز می‌گشتند، مهر خاموشی به لب زدند و به‌لحاظ توانایی تبادل تجارب، نه غنی‌تر، که فقیرتر شدند؟ سیل کتاب‌هایی که ده سالِ بعد در باب جنگ منتشر شد، همه چیز با خود داشت، مگر آن تجربه‌ای که دهان به دهان منتقل شود. و این امر توجه و شگفتی هیچ‌کس را برنیانگیخت، چون پیش از این هیچ‌گاه تجربه چنین به تمامی نقض نگشته بود.
(بنیامین، 1386: 2)
آن چیزی که بنیامین تحت عنوان «بحران از دست رفتن تجربه» از آن یاد می‌کند، نتیجه شیوه نبردهای استراتژیک، تورم، نبردهای مکانیکی توسط صاحبان قدرت بود در جهانی، اداره شده و عقلانی بود. عصر مدرنی که چنین پیامد‌هایی دارد، عصر اطلاعات و اخبار است. هر روز صبح از سراسر جهان خبرهایی به گوش می‌رسد و در عین حال از میان آنان داستان‌هایی که ارزش خواندن داشته باشند، بسیار اندک و انگشت‌شمارند. چرا که دیگر واقعه‌ای رخ نمی‌دهد تا بتوان از درون آن سویه‌ای را بیرون کشید تا تکانه‌ای حاصل شود،‌ دلیل را می‌توان در این امر یافت که پیش از رسیدنِ قصه‌ای به ما، اخبار و اطلاعاتِ رسانه‌ای، نسخه تقلیل‌یافته و گزارش‌محوری از آن ارائه می‌دهند و در نتیجه امکان تجربه‌ کردن (و یا حتی تجربه تجربه کردن) برای مردمانِ معاصر از بین می‌رود. امکان توضیح و تبیین واقعه از بین می‌رود و آن‌چه می‌ماند مجموعه‌ای از ملال‌ها و روزمره‌گی‌هایی است که انسان معاصر بیننده و ناظر آن‌هاست.
جورجو آگامبن( -1942)، فیلسوف معاصر ایتالیایی، که تحت‌تأثیر والتر بنیامین است، درباره فقدان تجربه و محرمیتِ مردمان مدرن از آن، معتقد است که این محرومیت نه محصول خلق‌الساعه مدرنیسم، بلکه نتیجه فرآیندی نهفته، درون پروژه علم مدرن است. وی با ذکرِ بخشی از آرای فرانسیس بیکن در کتابِ ارغنون جدید این موضوع را پی‌گیری می‌کند:
چیزی بر جای نمی‌ماند مگر تجربه‌ی محض، که وقتی خود حادث شود، تصادف نامیده می‌شود؛ و آن‌گاه که در راه‌اش جهد کنیم، آزمایش. اما این نوع تجربه هیچ نیست مگر دسته‌ی هیزمی وِل و رها [که به کار برپا کردن آتش نمی‌آید]، و به کورمال گشتن و راه جُستن در تاریکی می‌ماند، آن هم زمانی که مردان در دل شب برای یافتن راهِ درست به هر دری می‌زنند و هر راهی را می‌آزمایند، حال آن‌که شاید بهتر باشد منتظر برآمدن آفتاب بمانند یا آتشی فراهم آورند و سپس پای در راه نهند. در سوی مقابل، نظم و ترتیب راستین تجربه با برپا داشتن آتش و سپس نمایاندن راه در پرتو نور آن، آغاز می‌شود، با در پیش گرفتن مسیری از آزمایش‌های به‌سامان و اندیشیده، نه نامناسب و مبهم، و سپس استنتاج اصول بنیادین، و بر مبناب این اصول بنیادین، آزمایش‌های تازه ...
(برگرفته از کتاب ارغنون جدید فرانسیس بیکن به نقل از آگامبن، 1390: 60)
مسئله دیگری که بنیامین در فقدان تجربه در عصرِ مدرن مطرح می‌کند مسئله نسبت شکل حماسی با تاریخ‌نگاری است؛ تاریخ‌نگاری به مثابه ثبت تقویمی رویدادها مبتنی بر دوره رخ‌دادن آن‌ها. بنیامین نسبت هر نوع شکل حماسی با تاریخ‌نگاری را با مطرح کردن مفهوم و جایگاهِ «کرونیکل» پی می‌گیرد. کرونیکل، شکل حماسیِ قرون وسطایی است که به روایت‌گریِ زندگی و اعمالِ شاهان و قهرمانان ملّی می‌پردازد. بنیامین در شرح جایگاه راویانِ کرونیکل‌های قرون وسطایی، مضامینی مانند رستگاریِ الاهیاتی و وجه معاد‌شناختی رویداد‌های تاریخی را به میان می‌آورد تا اهمیت روایت‌گری و قصه‌گوییِ تاریخ از منظری غیر از رویدادنگاریِ صرف، در زنده‌ نگاه‌داشتن تجربه و رابطه‌اش با شنونده قصه برای تبادل تجربه را بار دیگر تکرار کند. راویان کرونیکل‌ها «با استوارکردن حکایات تاریخی خویش بر نوعی نقشه‌ الوهی برای رستگاری و نجات بشریت ـ آن هم نقشه‌ای مرموز و ناخوانا ـ از همان آغاز از زیر بار تبیین اثبات‌پذیر و استدلالی [وقایع تاریخی] شانه خالی کردند. جای این تبیین را تفسیر و تأویل گرفت که هدفش توصیف دقیق زنجیره وقایع معین نیست، بلکه به چگونگی جای گرفتن این وقایع در بستر جریان سترگ و مرموز جهان می‌پردازد» (بنیامین، 1386: 13).
در فصل بعد تلاش می‌شود به میانجیِ گستره مفاهیم مطرح شده در نظام فکریِ والتر بنیامین، اندیشه جاری‌شده در نظامِ تئاتریِ قرن بیستم تبیین و تشریح شود. آن‌چه در این میان مهم‌تر به نظر می‌رسد بررسیِ رابطه فلسفه مدرنِ مبتنی بر سلطه عقلانیت، علم و تکنولوژی با تراوش‌های آن به درون نظام تئاتر و بازنمایی‌های آن در نمایش‌نامه‌ها و روایت‌های نمایشی قرن بیستم (چه در سنت تئاتری غرب و چه در سنت‌های نمایشی ایران) است.
3ـ1ـ3 تئاتر اپیک (روایی) و بیگانه‌سازی
تبلور مبانیِ شکل‌گیریِ جریان فکری تئاتر اپیک، در رابطه دوستانه و عمیق میان بنیامین و برشت عیان شد. نقد رادیکالِ برشت به تئاتر بورژوازی، نوع نگرش آن به جهان مدرن و صحنه مدرن و نیز بازنمایی صرف واقعیت به شکل ناتورالیستی آن تماشاگر و انسانِ مدرن را از قرار گرفتن در پیوستار میل به سوی حقیقت دور کردن است. برشت تئاتر اپیک را در مقابل تئاتر ارسطویی می‌داند. البته لازم به ذکر است که تئاتر اپیک در برابر کلیتِ تئاتر ارسطویی قرار نمی‌گیرد، بلکه برشت رویِ دو مفهوم بنیادین و تأثیرگذار «غرقه‌شدن» و «کاتارسیس» تأکید می‌کند که در نمایشنامه‌های کلاسیک تماشاگران را در وضعیت انفعالی قرار داده و به عبارت دیگر اجازه تبادل و رابطه‌ای پویا و درگیرانه را از او می‌گیرد. «بیگانه‌سازی» و «فاصله‌گذاری» در مقابل مفاهیمی هستند که برشت در تئاتر اپیک مطرح می‌کند تا تماشاگر مدرن به سوژه‌ای فعال تبدیل شود.
تئاتر اپیک، در راستایِ پروژ‌ه‌ای سیاسی ـ‌ اجتماعی بود که طبق آن توده‌های مردمی که به میانجیِ تئاتر تبدیل به تماشاگر تئاتر می‌شوند، علاوه بر آن تبدیل به کنشگرانی در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شوند. این‌گونه نگرش برشت در برابر کارکرد ضد تاریخی تئاتر بورژوازی می‌ایستاد و نیز با فعال‌ کردن تماشاگر، او را از انسانِ یک جامعه مصرفی به یک تصمیم‌گیرِ جامعه انسانی بدل می‌کرد.
مقاله «تئاتر اپیک چیست؟» نوشته بنیامین، نتیجه رویارویی او با برشت بود. از نظر بنیامین تئاتر اپیک «محصول تخیل تاریخی است» (اشتاین مقدمه میچل، 1382: 16). منظر بنیامین تا حدود بسیاری هم‌راستا با منظر برشت بود و هر دو مسائلی چون تاریخ، امر کهن، جایگاه عقل انتقادی، بازنماییِ امر اسطوره‌ای، دگرگونیِ مفاهیم و جایگاه نویسنده مدرن و نیز صحنه نوینِ تئاتر مدرن را به چالشی اساسی کشاندند. نمونه بسیار واضحِ تلاش‌ها و دستاوردهای برشت در این زمینه،‌ اقدام او در بازنویسی و یا به اصطلاحِ خود برشت «سرقت ادبیِ» بود. در این زمینه برشت نمایشنامه‌هایی از شکسپیر و کریستوفر مارلو را مورد بازخوانی و بازنویسی قرار داد و البته باید عنوان کرد که وی نمایشنامه آنتیگونه نوشته سوفوکل را در 1948 مورد بازخوانی قرار داد و به صحنه برد. هدف برشت از این کار طرح، این پرسش اساسی است که «رویدادهای تاریخی و تفسیرشان، چنان‌چه فرآیندهای تاریخی مجدداً ارزیابی شوند، به چیزی متفاوت تبدیل می‌شوند، یا دست‌کم متفاوت یا متمایز با آن رویداد‌ها به نظر خواهند رسید» (همان). در دستگاهِ فکریِ بنیامین می‌توان این کار را تا حدودی، قسمی از ترجمه به شمار آورد که در فصل بعدی در باب ترجمه سنت، میراث و یا ترجمه اساطیر به فراخور زمان و منظر یک نمایشنامه‌نویس و یا ضرورت‌های تاریخی بحث خواهد شد.
تئاتر اپیک از نظر بنیامین معطوف به «تغییر» است. تغییر در دیدگاه نویسنده و زاویه دید او، تغییر در جایگاه تماشاگر و اتخاذ ژستی انتقادی‌تر و پویاتر و نیز به‌طور کلی تغییر در ساحت و ساختار صحنه مدرن که به‌واسطه تئاتر ارسطویی، تئاتر بورژوازی و تئاتر ناتورالیستیِ قرن نوزدهمی به ثبات و انجمادی حاصل فرمولیزه‌کردن و لا‌یتغّیر انگاشتن سویه تاریخی و اسطوره‌ای بدل شده است.
«هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از لمیدن روی یک مبل راحتی و خواندن رمان نیست». این عبارت، گفته یکی از راویان قرن نوزدهم است. این عبارت به آرامش و رخوتی اشاره دارد که به خواننده در اثر خواندن داستان و روایتی دست می‌دهد. تصویر معمول از کسی که به دیدنِ اجرایی از یک تئاتر نشسته است، بر خلاف این است. شخصی را در ذهن تصور کنید که با تمام تار و پودش، کنشِ‌ نمایشی را پی می‌گیرد و در آن غرقه می‌شود. مفهومِ تئاتر اپیک، که از برشت به عنوان نظریه‌پرداز بوطیقای تئاتری برخاسته است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که این تئاتر تمایل به داشتن تماشاگری دارد که با خیال راحت نشسته باشد و بدون هیچ فشاری کنشِ تئاتری را دنبال کند. یقیناً این مخاطب همواره در قالب حضور جمعی ظاهر می‌شود و متفاوت است از آن مخاطبی که در گوشه‌ای با متنش تنهاست.
(بنیامین، 1968: 147).
محور نقد نظری و عملی بنیامین و برشت، برخاسته از نقدی است که هر دو آنان به تعریف (و یا شاید تحریف) تاریخ از سوی نظام سلطه‌ای است که صرفاً بازنمایی سویه واقعیِ امور را می‌پسندد و به هیچ‌گونه دخالت نظری در هسته امر واقعیِ تاریخ و امر کهن علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. تئاتر اپیک، بازنمایی امر واقعی را طرد و آن را فریبی بیش نمی‌داند. جهان مبتنی بر عقلانیت ابزاری و فایده‌باوری در پی آن است تا تاریخ، سنت و اسطوره را تحت عنوان تاریخ در آورد و بدان خصلتی تغییر‌ناپذیر ببخشد و در نتیجه با نگرشی صرفاً مبتنی بر بازنمایی صرف با آن برخورد می‌کند. تئاتر اپیک در صدد تاکید کردن، کشف و نشان دادن همان حفره‌ها و سویه‌های پنهان مانده‌ای است که عقل مدرن برای بقایِ خود و سلطه خود از نمایش آن می‌پرهیزد و گسست‌ها را هم‌پوشانی می‌کند.
والتر بنیامین در مقاله «هنر در عصر بازتولیدپذیریِ تکنیکیِ آن»، یکی از تبعات بازتولید‌پذیریِ یک اثر هنری آیینی را از بین رفتن هاله مقدس و به تبع آن از بین رفتن فاصله‌ آن با مخاطب از طریق تکثّر اثر است. همین مفهوم فاصله، در نظام تئاتریِ برشت به گونه‌ای دیگر پردازش می‌شود و برشت مفهوم «فاصله‌گذاری» را پی‌ریزی می‌کند. هدف هر دو آنان خیزی بود در راستایِ توده‌ای کردن هنر و خروج از انفعالِ سوژه‌هایی که سرمایه‌‌داری و علم پوزیتیویستی آن‌ها را در بلعیده است. پیشنهاد بنیامین و برشت، محور قرار دادن تاریخ به جای دوره معاصر است چرا که اکنونِ زیستیِ ما ریشه در تاریخی دارد که باید با نقدی رادیکال و رهایی‌بخش و موشکافانه، حفره‌هایش را شناخت و طرحی برای رستگاری آن ریخت.
هدف تئاتر اپیک این است که «صحنه نمایش را از شور و حرارتی که از محتوای طرح اصلی گرفته شده است، خالی کند». به همین منظور انگشت‌گذاشتن روی یک روایت قدیمی نسبت به یک داستان جدید، مناسب‌تر به نظر می‌رسد. برشت این پرسش را پیش می‌کشد که آیا تئاتر اپیک نباید رخدادهایی را برگزیند که به گوش مخاطب آشنا باشند؟ تئاتر اپیک در صدد ایجاد پیوندی با طرح است به سان رابطه‌ای که معلم باله با نوآموزش دارد: اولین کار شل کردن مفاصل تا سر حد امکان.
(همان: 148).
نگارنده معتقد است پی‌گیریِ اندیشه بنیامین در بازخوانیِ اسطوره‌های کهن، فارغ از این‌که جایگاه آن را درون نظام سلطه‌محور اکنونِ تاریخی مورد ارزیابی مورد تحلیل قرار دهد؛ با منظری دیالکتیکی، اسطوره را درون شبکه پیچیده سیاسی مدرن بازنماییِ انتقادی می‌کند. در این ژست دیالکتیکی، نویسنده به مثابه سوژه مدرن، نگره و چشم‌انداز خود را به جایگاه اسطوره و نیز «فردیتِ از دست‌رفته» انسان معاصر در یک بستر سیاسی به چالش می‌کشد. در فصل بعد در نظر دارم اسطوره و امر کهن که خود در یک شبکه متشکل از باورها، سیاست‌ها و تقابل‌ها معنادار می‌شد را در اکنونِ تاریخی که عقلانیت ابزاری و روح مسلط سرمایه‌داری در حال فرو بلعیدن فردیتِ انسان‌ها، سلطه افسارگسیخته بر طبیعت و صرفاً بازنمایی واقعیت موجود است؛ به میانجیِ تفکر انتقادی بنیامین و در برخی موارد به میانجی آرای مکتب فرانکفورت که در این بینش با او هم‌سو هستند، شرح و توضیح دهم.
فصل چهارم
یافته‌ها و بحث


همان‌گونه که در نوشته‌های پیشین شرح داده شد، مدرنیته نوعی پوست‌اندازی در جهان زیستی و اندیشه‌ای انسان به حساب می‌آید. خیزش‌های بنیان‌براندازِ تفکر مدرن از قرن هفدهم به بعد جهشی محسوب می‌شوند که تا پیش از آن زمان هرگز بدین‌گونه ساحت تفکر را دچار تنش و آشوب نکرده بود. مدرنیته از سویی به دوران حاصل از روشنگری اطلاق می‌شود که در آن تفکر بشری بر خود و قابلیت‌ها و محدودیت‌های ذهنش آگاه شد و نظامی فلسفی بر اساس آرمان‌های مبتنی بر فهم و نیازهای خود را پایه‌گذاری کرد. لذا در این دوره انسان محور فهم و اعتبار شد.
انسان دوره مدرن پی برد که حکمت‌های فراتر از جهان او، از ذهن و حدود و ثغور عقلش خارج‌اند، لذا پس از کشمکش‌های گاه نظری، عملی و حتی خون‌بار ناگزیر از سکوت در برابر اموری شد که نمی‌تواند به طور دقیق به آن‌ها بیندیشد. دکارت با شک دستوری خود و طرح «من می‌اندیشم، پس هستم» اندیشه و ذهن انسان را محور برون‌رفت از تردید بر واقعیت دانست و در نتیجه اصالت واقعیت را به ذهن انسان داد. در ادامه کانت و انقلاب کپرنیکی او، به شکلی ظریف تکمیل‌کننده پروسه تبدیل‌شدن انسان به خدای خود بود. انسان با تکیه به فلسفه کانت صورت‌بندیِ شکلی از بلوغ را تجربه کرد که پیش از آن تجربه نکرده بود. از سوی دیگر متفکران پس از کانت آزادی و آگاهی را در این ظرف بلوغ انسانی و اندیشه خود بنیاد ریختند تا حسرت صدها ساله بشر را به سپیده‌دمان آزادی پیوند دهند و انسان را از زیر یوغ هرگونه چشمِ سوم (سوژه ناظر) بیرون از خود خلاص کنند. این زمینه باعث شد، مفاهیمی که انسان با آنها درگیر بود کاملاً تغییر کنند. اخلاق، اقتصاد، جامعه، سیاست، علم و هنر سراسر معنایی تازه یابند و به راهی جدید روند. آزادی دیگر معنای پیش را نداشت بلکه از گوهری آسمانی به پدیده‌ای زمینی و قابل تعریف تبدیل شده بود. انقلاب‌ مردم فرانسه از دید بسیاری از اندیشمندانِ آن دوره واجد چنین خصلتی و دستاورد حقیقی آن زمان بود. این تحول آغاز تضاد انسان با مفاهیم برای بهتر کردن دنیا و کشمکش برای تعریف نوع زیستش بود. از اینجا می‌توان گفت که مدرنیته نوعی شیوه زیستن و تجربه کردن زندگی به شمار می‌آید که از تحولات صنعتی شدن، شهر نشینی و تفکیک حوزه دینی از غیر دینی ناشی شده است و مشخصات آن عبارت است از فروپاشی اصلاح‌گری، پراکندگی و تحولات سریع و ناماندگاری و نا‌امنی؛ و همچنین همراه است با ادراک‌ تازه‌ای از زمان و مکان: سرعت، تحرک، ارتباطات، سفر، دینامیسم، آشوب و دگرگونی فرهنگی.
مدرنیته، با عبور از نگرش اسطوره‌ای، مبتنی بر اصولی شفاف و دست‌یاب برای عقلانیت و تعریف در حدود فهم جمعی و اخلاق و عرف اجتماعی بنا شده است. در چنین فضایی که محصول تام و تمامِ مدرنیته است؛ تنش‌هایِ رادیکالی میان امر نسبی (نسبیّت) و امر مطلق شکل می‌گیرد، شکلی از گفت‌وگویِ برسازنده و یا به‌عبارتی دیگر: دیالوگِ دیالکتیکال. دیگر گفت‌وگو بین مطلق و انسان خطاکار (آن‌طور که در آیین و اسطوره‌ها حتی از جنس نمایش‌گرانه می‌دیدیم) نیست، بلکه گفت‌و‌گو بین جامعه انسانی و محصول تضاد اخلاقیاتی است که معطوف به بهبود این جهان است. ادبیات دراماتیک (تئاتر) با تمام اوصافی که از آن می‌شناسیم و با نوع تطورش در تاریخ بشری، هم دوش چنین تحولی شکل گرفته و رشد کرده است.
تبارشناسیِ چنین دغدغه‌هایی به طور حتم قابل ردیابی در یونان باستان و تراژدی‌های آن دوران است. زمانی‌که تراژدی‌نویسان یونانی با شکلی مترقی‌تر از جغرافیا و مکان زیستی با عنوان «دولتشهر» به‌مثابه عرصه درگیری مردمان با باورهای پیشا‌تعقّلیِ خویش و قانون مدوّن و مدرنِ دموکراسی آتنی مواجه بودند، اما این مواجهه در دوران پساروشنگری با تفاوتهایی، در بستر متروپولیس‌هایِ جدید شکل می‌گرفت که یکسره محصول عقل مدرن و علم نوین بود و نیز سودایِ زدودن هر آن‌چه را داشت که به نام بدّویت و اسطوره عرصه را بر سلطه عقلانیت تنگ می‌کرد. هیچ یک از تراژدی‌های یونانی خارج از مضمون تنهایی و مصائب انسانی نیستند؛ چرا که جهانِ یونانی هم، جهانی انسانی و نزدیک‌ترین وضعیت به وضعیت مدرن بوده است. تمام پایه‌های فکری دوران رنسانس که به نوعی زیرساخت مدرنیته محسوب می‌شدند برآمده از اندیشه یونانیان در باب مفاهیم بوده‌اند. ارسطو انواع تئاتر را بر مبنای صورت‌بندی خود از جامعه انسانی و اخلاق معطوف به سیاست تحلیل کرد و خود پایه فهم تراژدی را در گستره‌ای کلان و مؤثر در جامعه انسانی گذاشت.
تراژدی، محصول رویارویی پرتنشِ انسان با قوانینی فراتر از خود است. از سوی دیگر، هر درامی در هر گونه‌ای متکی بر تضاد است. تضاد به میزان ابعاد کلان و عمیقی که پیدا می‌کند پرقدرت‌تر می‌شود، به‌گونه‌ای که هرچقدر چالش و تضاد درون درام اخلاقی شود آن تضاد به لحاظ دراماتیک قوی‌تر است. پس محوریت اساسی، انسان و نگرش خودبسنده به او بر صحنه مدرن است؛ یعنی مدرن بودن ذات درام و تئاتر. تاریخ درام هم این مسئله را ثابت می‌کند. درام همیشه در نبود مفاهیم و ریشه‌های تفکر مدرن یا حتی بحران مدرنیته و انسان محوری دچار رکود بوده است، پس دوران شکوفایی درام به‌منزله جنسی از اندیشیدن و خلق با اوج تفکر مدرن همراه است.
پروژه مدرنیته و روشنگری با رویکرد اسطوره‌زدایی از زیست‌جهانِ انسان پی‌گیری شد اما با تأثیراتی که رمانتیسیسم بر جهان اندیشه پس از خود گذاشت، بار دیگر مقوله اسطوره و پرداختن به آن مورد توجه قرار گرفت و مباحثی چون «بازیابی» و «بازخوانی» که می‌توان این دو را ‌یکسره متفاوت از هم انگاشت؛ مطرح شدند. در زمینه بازیابی، فلسفه نیچه را می‌توان مثال زد که با تکیه بر استعاره‌های «دیونیزی» و «آپولونی»، اساطیر و تراژدی‌های یونانی را شیوه‌ای منحصربه‌فرد در مقابله با عقل و لوگوسی می‌داند که در نیل به حقیقت، در برابر خواستِ سوژه می‌ایستند. در برابر تفکر نیچه، والتر بنیامین را مطرح کرد که در نظر داشت تا با نگرشی ماتریالیستی و انتقادی، بار دیگر اسطوره، امر کهن و امر تاریخی را فرابخواند و برخلاف آن‌چه عقلانیت مدرن در نظر داشت؛ آن‌ها را در جهانِ مدرن و با مبانیِ مدرن مورد بررسی قرار دهد. می‌توان این‌گونه نگاه بنیامین را نوعی بازخوانی در نظر گرفت و به یاری همین نگره، رویکرد نمایشنامه‌نویسان قرن بیستم در بازخوانیِ اسطوره‌ها و نیز افسانه‌هایی که ذیل سنت شفاهی هر جامعه‌ای قرار می‌گیرند را مورد ارزیابی قرار داد. هدف نگارنده در این نوشتار نیز بیش‌تر معطوف به همین سویه است.
بازخوانی، خصلتی دوسویه و در عین حال دیالکتیکی دارد. از یک سو بازخوانی، یک بازگشت تاریخی به دوره‌ای خاص از تفکر، منش‌ها و باورهاست و از سوی دیگر دخالتِ نظری سوژه معاصر در درون هسته تاریخیِ متونِ اسطوره‌محور. سوژه معاصر و یا به عبارتِ دیگر انسانِ قرن بیستم، در عرصه‌ای آکنده از تناقض به‌سر می‌برد. عرصه‌ای که تکنولوژی، سرمایه‌داری، نظام تولید و بازتولید و عقلانیت ابزاری در کنار تاریخِ فراموش‌شده، اسطوره‌ها، سیاست و تخیل در هم تنیده‌ شده‌اند.
تئاتر قرن بیستم در پی دگرگونی‌های نظریِ متفاوت و بسیار پیچیده‌ای که در حوزه‌های نوشتاری، اجرایی و نیز زیبایی‌شناختی نظام فکریِ مؤلفان و متفکران رخ داد، قرن حاضر را با تکیه بر تاریخ اندیشه و سنت‌های فکری ادوار سپری‌شده، با پرسش‌هایی اساسی روبه‌رو کرد. پرسش‌های از این دست که: آیا تئاتر با توجه به رخدادهای قرن حاضر، نیازی به غور در تاریخِ پیش از خود و بازنمایی آن دارد؟ تئاتر مدرن در برابر مبانیِ عقلانی و غیرعقلانی (اسطوره‌ای)، به کدام یک میل می‌کند؟ آیا دخالت تکنولوژی در نظام زیستی و مؤّکد شدن آن در حیات بشری، ضرورت بازاندیشی در تاریخ، دین، باورهای قومی و اساطیری را ایجاب می‌کند؟ گردانندگان فکری و اجرایی تئاتر چه موضعی در قبال این مفاهیم اتخاذ می‌کنند؟ در هر صورت، اسطوره در جهان تئاتر قرن بیستم جایگاه ویژه‌ای دارد و بسیاری از نمایشنامه‌نویسان نسبت به بازنمایی اسطوره و مفاهیم اسطوره‌ای در قرن بیستم اقدام کردند و نیز ضمن بازنمایی، رویکردهای خود در حوزه اندیشه را در شیوه بیانی، دخیل کردند. در این میان، یکی از شیوه‌های بازنمایی اساطیر، بازخوانی است. به عقیده نگارنده، بازخوانی، قسمی تکثیر ابژ‌ه‌ است؛ ابژه‌هایی که تا پیش از بازخوانی در یک بافت واحد و مشخص واجد معنا بودند ولی اکنون و به‌واسطه بازخوانی، توسط یک جریان یا شیوه نگارشی، قرائت متفاوت‌تر و معنای دگرگونه‌تری به خود می‌گیرند و همین امر سبب می‌شود تا بتوان میان بازتولید‌پذیری اثر هنری از نظرگاه بنیامین و بازخوانی اساطیر، تراژدی‌ها و روایت‌های اسطوره‌محور پیوندی برقرار کرد.
4ـ1 بازخوانی به‌مثابه بازتولید
اسطوره‌ها روایات و بافتارهایی هستند که توسط انسان پدید آمدند و در مسیر حیات فکری بشر، به شیوه‌های مختلف، اهمیتِ وجود آن‌ها، نوع حضور آن‌ها و نیز تأثیر حضور آن‌ها تجلّی یافته است. عصر تراژدی‌های یونان باستان، نخستین و جدی‌ترین عرصه برای جست‌وجو، انکشاف و بازخوانی آن‌چه بود که بشر در عصر خدایگانی و سلطه‌ اساطیر و موجودات فرازمینی با آن درگیر بود و کنش‌های خود را به برخورد با آن‌ها معطوف می‌کرد و به همین منوال، در دوره‌های تاریخی دیگر نیز شاعران و نمایشنامه‌نویسان این تنش و مسئله را دستاویزی قرار دادند تا نگاه عصر خود را نسبت به جهان اسطوره‌ای در قالب امر نمایشی بازگو کنند. فارغ از رویه تاریخی و وقایع‌نگاری این جریان پر دامنه، مسئله اصلی در این پژوهش شیوه و سیاق بازنمایی اسطوره در تئاتر قرن بیستم است و این مسئله در حالی مهم جلوه می‌کند که تفکر قرن بیستم روشنگریِ قرن هجدهم و رمانتیسیسمِ قرن نوزدهم را در حالی پشت سر گذارده است که دیالکتیکِ عقل و اسطوره مبنای اصلی این دوران بوده است و یکی از شریان‌های اصلی تبلور این دیالکتیک را می‌توان در بازخوانی‌هایی دید که نمایشنامه‌نویسان معاصر با دخالت آرای خود، از اساطیر کلاسیک ارائه داده‌اند و در ادامه تلاش می‌شود تا بازخوانی اساطیر را در دوره‌ای که عقلانیت مدرن حاکم است بررسی کرد. برای پیشبرد بحث، دو نمایشنامه ماشین دوزخی نوشته ژان کوکتو و آنتیگون نوشته ژان آنوی به‌عنوان نمونه‌های موردی به کار گرفته می‌شود.
اثری که عنوانِ بازخوانی را به همراه خود دارد، پیش از هر چیز به خودیِ خود این نکته را یادآور می‌شود که این اثر یک نسخه اصلی و نیز اصیل دارد که مبنایِ شکل‌گیریِ اثر حاضر است. رابطه متن بازخوانی‌شده با متن اصلیِ، پیش از هر چیز مبیّن این نکته است که اثر هنری همواره امکانی است که از درون آن بتوان مسیر، مسئله و یا انگاره‌ای را پی گرفت و یا متحول کرد و این چرخه به دفعات تکرار می‌شود. این روند شبیه به چرخه‌ای است که اثر هنری در عصر تکنولوژی طی می‌کند. بازتولیدپذیری خصیصه‌ای است که والتر بنیامین آن را ویژگی آثار هنری در دوران نوینِ‌پس از روشنگری می‌داند و البته خصیصه‌ای است که شاملِ هر نوع اثر هنری می‌شود.
اثرِ هنری در اصل همواره بازتولیدپذیر بوده است. هر آنچه آدمی ساخته بود، همواره می‌توانست بدستِ آدمیان باز ساخته شود.
(بنیامین، 1388: 19)
اگرچه بنیامین بازتولیدپذیری را درباره هنرهایی مانند نقاشی، عکاسی، مجسمه‌سازی و به‌طور کلی هنرهای تجسمی مطرح می‌کند و مقوله «تولید انبوه» به یاری تکنیک‌ها و تکنولوژی، اثر هنری را از جایگاه تکین و یگانه خود خارج و به آن بعدی عمومی‌تر می‌دهد، اما بازخوانی‌های نمایشی از آثار کلاسیکِ با محوریت اسطوره نیز به نحوی ابژه اثر هنری یا همان موضوع ادراک متعلق به سوژه را از جایگاه بنیادین و تزلزل‌ناپذیرِ خود پایین کشیده و در برابر مضامین، مفاهیم و معضلات دوران خود قرار می‌دهد.
همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، در بازتولید‌پذیری، دو خصلت «اصالت اثر هنری» و «هاله مقدس اثر هنری» از بین می‌روند و ابژه مورد بحث در اثر متکثر و به تبع این تکثیر از وضعیتی تکین به وضعیتی همگانی انتقال می‌یابد. در واقع بازخوانی نیز چنین دخالتی را در ساحت اسطوره‌ها و رویدادهای اطراف آنها انجام می‌دهد.
4ـ1ـ1 اصالت
مقوله اصالت اثر هنری همانا جایگاه تاریخی و مکانِ محوری شکل‌‌دهنده اثر هنری به حساب می‌آید. اصالت هسته آسیب‌پذیری است که گرداگردِ اثر هنری قرار می‌گیرد و بیانگر جایگاه، موجودیت و مکانِ رویدادی اثر هنری است. اصالتی که اثر هنری را متعّین می‌کند «در حکمِ مظهر و شاخصِ هر آن چیزی در اثر است که از بدوِ پیدایشِ خود ذاتاً انتقال‌پذیر باشد، از تداومِ مادّی‌اش گرفته تا گواه‌آوریِ تاریخ از سر گذرانده‌اش» (همان: 23).
تولید و بازتولید اثر هنری در دوره مدرن محصول قرار گرفتن در دنیای مدرن با تمام شاخصه‌هایی است که می‌توان آن را بحران مدرن نامید. بحرانی که به‌واسطه تکنولوژی، جنگ و سلطه عقلانیت در حیات ذهنی انسان مدرن رخنه کرده است. بازتولید، امر بازتولید‌شده را از پیوستار سنت جدا کرده و فارغ از جایگاه آیینی آن، باعثِ از بین رفتن فاصله‌ای می‌شود که قرن‌ها میان مردم و هنر به مثابه امری تکین و اسطوره‌ای می‌شود.

21

8-2- مدرسه هوشمند 47
1-8-2- پیشینه هوشمندسازی مدارس 48
2-8-2- اهداف ایجاد مدارس هوشمند 49
3-8-2- پیش نیازها جهت اجرای مدارس هوشمند 50
فصل سوم:
مواد و روش ها 1-3 - پیش درآمد 52
2-3- موقعیت، حدود و وسعت منطقه مورد مطالعه 54
3-3- ویژگیهای طبیعی منطقه 55
1-3-3- زمین شناسی و ژئومورفولوژی 55
2-3-3- آب وهوا‌( اقلیم) 56
1-2-3-3- بادهای 120 روزه سیستان 62
3-3-3- منابع آب 62
4-3-3- خاکهای منطقه 64
5-3-3- وضعیت پوشش گیاهی 65
6-3-3- زندگی جانوری 65
4-3- ویژگیهای جغرافیای انسانی 66
1-4-3- بررسی وضعیت جمعیت منطقه 66
2-4-3- ترکیب جنسی جمعیت 68
3-4-3- وضعیت سواد 68
4- 4 – 3- کشاورزی 69
5-4-3- صنایع و معادن 70
6-4-3- فعالیت های عمرانی و خدماتی 71
1-6-4-3 مساکن روستایی 71
2-6-4-3- معابر و شبکه حمل ونقل 72
3-6-4-3- تأمین آب شرب 73
4-6-4-3- برق رسانی 73
5-6-4-3- خدمات بهداشتی و درمانی 73
6-6-4-3- سایر خدمات 74
7-4-3- ویژگی های فرهنگی و اجتماعی 74
8-4-3- جغرافیای تاریخی سیستان 75
9-4-3- آثار تاریخی منطقه 76
5-3- روش تحقیق 79
1-5-3- روشها و مراحل تحقیق 79
2-5-3- جامعه آماری 80
3-5-3-روش و ابزار گرد آوری داده ها 81
4-5-3- شاخص های مورد مطالعه 82
5-5-3- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 83
فصل چهارم
یافته های تحقیق 1-4- پیش درآمد 85
2-4- یافته های توصیفی و تحلیلی 85
1-2-4- تغییرات مربوط به تعداد جمعیت و خانوار روستاهای مورد مطالعه 88
2-2-4- مراکز آموزشی مقطع ابتدایی 91
1-2-2-4- پراکندگی و دسترسی به مدارس ابتدایی در دهستان محمدآباد 92
2-2-2-4- درجه بندی مدارس ابتدایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 98
3-2-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مدارس ابتدایی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 100
4-2-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی مدارس ابتدایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 101
5-2-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس ابتدایی دهستان 105
3-2-4- مراکز آموزشی مقطع راهنمایی 108
1-3-2-4- پراکندگی و دسترسی به مدارس راهنمایی در دهستان محمدآباد 108
2-3-2-4-درجه بندی مدارس راهنمایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 116
3-3-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مدارس راهنمایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 117
4-3-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 118
5-3-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس راهنمایی دهستان 123
4-2-4- مراکز آموزشی مقطع متوسطه 124
1-4-2-4- پراکندگی و دسترسی به مراکز آموزشی متوسطه در دهستان محمدآباد 126
2-4-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مراکز آموزشی متوسطه دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 133
3-4-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 134
4-4-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس متوسطه دهستان 136
3-4- آزمون فرضیات 137
1-3-4- آزمون فرضیه نخست 138
2-3-4- آزمون فرضیه دوم 139
فصل پنجم
جمع بندی، نتیجه گیری و پیشنهادات 1-5- جمع بندی 143
2-5- نتیجه گیری 144
3-5- پیشنهادات 147
منابع 152
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1- مراکز آموزشی مورد مطالعه 14
جدول 1-2 -استانداردهای آموزشی و تعداددانش آموزان آنها در مدارس ابتدایی 46
جدول 2-2 -استانداردهای آموزشی و تعداد دانش آموزان آنها در مدارس راهنمایی 46
جدول 3-2-استانداردها و ضوابط خدمات آموزشی در مناطق روستایی کشور 47
جدول 1-3- مساحت دهستانهای شهرستان هامون در سال 1391 54
جدول 2-3- وضع جوی منطقه سیستان بر حسب ماه: سال 1389 58
جدول 3-3- ویژگیهای عناصر اقلیمی منطقه سیستان 59
جدول 4-3- آمار تعدادی از عناصر اقلیمی ایستگاه سینوپتیک زابل طی سالهای 90-1380 60
جدول 5-3- تعداد جمعیت و خانوار شهرستان هامون در سالهای 1385 ، 1390 67
جدول 6-3- وسعت و تراکم جمعیت دهستانهای شهرستان هامون در سال 1390 67
جدول 7-3- تعداد حانوار وجمعیت از نظر جنسیت در شهرستان هامون و دهستان محمدآباد در سال 1385 68
جدول 8-3- تعداد افراد باسواد و بی سواد بر حسب جنس در شهرستان هامون 69
جدول 9-3-طول محور های روستایی آسفالته شهرستان هامون در سال 1390 72
جدول 10-3- مراحل انجام تحقیق 80
جدول 1-4- طرح اتصال مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-1391 88
جدول 2-4- تعداد خانوار و جمعیت روستاهای مورد مطالعه دهستان محمد آباد در سالهای 1385 و 1390 89
جدول 3-4-مقایسه تعداد آموزشگاهها و تعداد دانش آموزان مقطع ابتدایی سال 92-1391 94
جدول 4-4- آمار مدارس ابتدایی روستاهای مورد مطالعه در دهستان 97
جدول 5-4- وضعیت مدارس ابتدایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 از حیث درجه استاندارد آموزشی 98
جدول 6-4- مقایسه فضاهای آموزشی مقطع ابتدایی دهستان ازنظر محوطه و زیربنا با استانداردهای آموزشی درسالتحصیلی 92-91 101
جدول 7-4- توزیع کارکنان مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد از لحاظ جنسیت در سال تحصیلی 92-1391 107
جدول 8-4 مقایسه تعداد آموزشگاهها و تعداد دانش آموزان مقطع راهنمایی در سال تحصیلی 92-1391 112
جدول 9-4- آمار مدارس راهنمایی روستاهای مورد مطالعه در دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 115
جدول 10-4- مقایسه فضاهای آموزشی مدارس راهنمایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 121
جدول 11-4- آمار مدارس مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 131
جدول 12-4- مقایسه سرانه فضاهای آموزشی زیر بنا در مدارس متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 (متر مربع) 135
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 1-2-اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GIS 25
شکل 2-2- مدل فون تانن 29
شکل 3-2- سلسله مراتب مکانهای مرکزی کریستالر 30


شکل 4-2 -سلسله مراتب مرکزی براساس اصول بازار یابی، ترابری و اداری 32
شکل 5-2- سطح بندی سکونتگاههای روستایی 36
شکل 1-3-نقشه تقسیمات سیاسی استان سیستان و بلوچستان 53
شکل 2-3- منحنی آمبروترمیک منطقه سیستان 57
شکل3-3- نمودار خلاصه پارامترهای محاسباتی دمای هوا در ایستگاه زابل 61
شکل 1-4- نمودار ستونی تعداد آموزشگاههای مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-91 86
شکل 2-4- نمودار ستونی تعداد دانش آموزان مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-91 86
شکل3-4- نمودار دایره ای درصد کارکنان مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون از لحاظ مدرک تحصیلی در سال تحصیلی 92-91 87
شکل 4-4- نمودار ستونی جمعیت سالهای 1385 و 1390 روستاهای مورد مطالعه در دهستان محمدآباد 90
شکل 5-4- نقشه پراکندگی مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 93
شکل 6-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی به مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 95
شکل 7-4- نمودار ستونی درجه بندی مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-91 در مقایسه با استانداردهای آموزشی 99
شکل8-4- نمودار دایره ای درصد کارکنان (آموزشی،اداری و خدماتی) مقطع ابتدایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 106
شکل 9-4- نقشه پراکندگی مدارس راهنمایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-91 110
شکل 10-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی دهستان محمدآباد به مدارس راهنمایی در سال تحصیلی 92-91 113
شکل11-4- نقشه پراکندگی مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 127
شکل 12-4- نمودار ستونی مقایسه جمعیت دانش آموزی مدارس متوسطه دهستان محمدآباد به تفکیک رشته تحصیلی در سال تحصیلی 92-91 128
شکل13-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی به مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 129
فصل اول
مقدمه و کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
لفظ آموزش وپرورش در مفهومی وسیع به کلیه فرآیندهایی اطلاق می شود که زندگی فرهنگی را برای انسان تأمین می کند (جرالد ال،1389،11).
آموزش و پرورش فرآیندی زگهواره تا گور است که در هر جامعه ایی وجود داشته و اشکال گوناگونی دارد، از یادگیری براساس تجربه های زندگی تا آموزش و پرورش آموزشگاهی، از اجتماعات صنعتی تا غیر صنعتی، از محیط های روستایی تا شهری، بنابراین آموزش و پرورش یک پدیده اجتماعی است (علاقه بند، 1372، 4) .
آموزش رسمی نهاد مهمی برای انتقال دانش و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر و پرورش آن دسته از خصایص آدمی است که به بازده اقتصادی، ثبات اجتماعی و ایجاد دانش های جدید کمک می کند، بخشی از این دانش همان نظری است که جامعه نسبت به خود نظام مدرسه پیدا می کند، برای آنکه یک نهاد نقش مهمی در جامعه ایفا کند لازم است مشروع باشد یعنی مردمی که از آن استفاده می کنند، باید معتقد باشند که این نهاد در خدمت منافع و نیازهای آنان است (کانوی، 1367، 13).
امروزه بسیاری از متفکران و متخصصان تعلیم و تربیت که طرفدار برداشتی نو و دیدی تازه در زمینه اصلاحات آموزشی هستند، بر این باورند که برنامه ریزی اصلاحات به منظور تجدید نظر اساسی در عملکرد گذشته و کنونی نظام های تعلیم و تربیت هر کشور باید در پرتو بررسی پیشینه تاریخی تحولات آموزش و پرورش و تحلیل وضعیت کنونی نظام آموزشی صورت گیرد، زیرا در این صورت می توان با دیدی تازه و جامع عواملی را که موجب رکود فعالیتهای فرهنگی و علمی
و شکل گیری دشواریهای کنونی نظام آموزشی شده است، شناسایی کرد (کانل ، 1373، 694).
اصولاً ساختار نظام آموزش و پرورش در ابعاد دوگانه بررسی می شود که عبارتند از:
1- بعد عمودی نظام که شامل مراحل تحصیلات رسمی با توجه به سن ورود به مدرسه و تعداد سالهای تحصیل در هر مرحله تحصیلی است.
2- بعد افقی نظام آموزش و پرورش که به تقسیمات درونی هر یک از مراحل تحصیلی یا دوره های آموزشی که شامل شاخه ها و رشته های تحصیلی است، اطلاق می شود مانند رشته های نظری و فنی و حرفه ایی در دوره متوسطه (آقازاده، 1388، 23).
مسئولان برنامه های اصلاحی آموزش و پرورش ممالک موفق معتقدند که اصلاح کمی و کیفی آموزش و پرورش باید از مقاطع تحصیلی پایین تر آغاز گردد تا بتوان شرایط تحول برای مقاطع بالاتر را مهیا ساخت، آنان تأکید دارند که بازسازی و اصلاح آموزش و پرورش فرآیندی نیست که بتوان آن را با اقدام ضربتی آن هم از رأس و قلّه ی هرم آموزشی آغاز کرد، بلکه اقدام اصلاحی متناسب و سنجیده باید از قاعده هرم آموزشی یعنی از سطح آموزش قبل از دبستان و آموزش ابتدایی شروع گردد تا بتوان آن را به صورت فرآیندی فراگیر و همه جانبه به سطوح بالای آموزشی (دوره متوسطه و آموزش عالی) هدایت کرد.اما متأسفانه این توصیه کارشناسان در فرهنگ برنامه ریزی کشور ما جایگاه شناخته شده ایی ندارد (همان،1388، 221-220).
با توجه به اینکه در اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به مسئله آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح تأکید شده است و همچنین سطح بالای آموزش و سواد از ملاک های توسعه انسانی کشورها محسوب می شود لذا دسترسی جوامع روستایی و شهری به خدمات آموزشی و پراکنش مناسب مراکز آموزشی از اهمیت زیادی برخوردار است.
در این پژوهش وضعیت دسترسی دانش آموزان دهستان محمد آباد شهرستان هامون در منطقه سیستان به مراکز آموزشی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه با استفاده از روش تحلیل فضایی و نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS مورد بررسی قرار می گیرد.
چارچوب اصلی این پژوهش ابتدا در فصل اول تحت عنوان مقدمه وکلیات تحقیق شامل بیان مسئله، سئوالات تحقیق، فرضیات تحقیق، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف تحقیق ، پیشینه ی تحقیق (مطالعات داخلی و خارجی) محدوده ی موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق می باشد.
فصل دوم شامل مبانی نظری تحقیق است که در آن پیش در آمد، تعاریف و مفاهیم و دیدگاه ها و نظریه ها ذکر می گردد.
در فصل سوم این پژوهش بعد از پیش در آمد ابتدا کلیات جغرافیایی منطقه مورد مطالعه در قالب ویژگی های طبیعی و انسانی و سپس به بیان مواد و روش ها، جامعه آماری و روش ها و ابزار گردآوری داده ها و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است.
فصل چهارم شامل یافته های تحقیق به صورت پیش درآمد و یافته های توصیفی بدست آمده از بررسیهای میدانی در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و آزمون فرضیات می باشد.
و فصل پنجم به جمع بندی ، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات می پردازد.
2-1- بیان مسئله
انسان موجودی است تغییر پذیر با توانایی های بالقوه نامحدود که این توانایی ها می تواند تحت نظام و برنامه ریزی آموزشی و پرورشی به فعل تبدیل شود و جوامع انسانی را از مواهبی بسیارگران برخوردار نماید، بهبود در نحوه انجام وظیفه، امکان استفاده بیشتر از منابع محدود داخلی، کاهش هزینه ها و سرانجام تحقق هر چه بهتر هدف های سازمانی آنگاه میسر است که قابلیتها و مهارتهای منابع انسانی براثر آموزش و بهسازی تقویت شوند تا بتوانند نقش و سهم خود را در تلاشهای توسعه ایفا کنند (میر سپاسی، 1372، 297).
در قرن اخیر گرایش شدید به آموزش و پرورش رسمی، گسترش قابل ملاحظه مراکز آموزشی را سبب گردید و برداشت جامعه را درباره ی رسالت و مسئولیت مدرسه به کلی دگرگون کرد (معیری، 1381، 23).
مربیان، مدیران و معلمان بر کارکرد مدرسه در جهت تنویر افکار تأکید می کنند، اینها مدعی اند که آموزش رسمی جز مهمی از فرآیند مادام العمر آموزش و پرورش است که نه تنها شناخت پدیده های مهم بلکه خود فرآیند یادگیری را نیز به جوانان می آموزد، کار فرمایان، مدرسه را وسیله ایی برای فراهم آوردن مهارتها و آماده ساختن جوانان برای کارکردهای اقتصادی در جامعه ای که مرتباً تکنولوژی پیچیده تر می شود، می دانند (کانوی. 1367، 13).
امروزه گروه عظیمی از مردم کشور ما نیز تحصیل و در نتیجه پیشرفت را یکی از نیازهای اساسی خود می دانند. اکنون تعداد زیادی از انسان ها بایستی از حداقل دانش روز برخوردار باشند که این حداقل از مجموع چندین برابر حداکثر چند قرن گذشته بسیار بزرگتر و بیشتر و دارای کیفیتی کاملاً متفاوت است. لازم به یادآوری است، هر چه بر تعداد جمعیت دانش آموزی افزوده می شود از کیفیت تدریس و برنامه های آموزش و پرورش کاسته می شود، از طرف دیگر بدلیل عدم توجه به خصوصیات فردی فراگیران، تعدادی از آنها درس و مدرسه را رها کرده و جزء افراد کم سواد در می آیند، لذا باید متناسب با افزایش تعداد دانش آموزان توجه به آموزش متناسب، صورت گیرد. از نقطه نظر هزینه و مخارج این حقیقت مسلمی است که بایستی هر ساله مبلغ قابل توجهی بر بودجه آموزش و پرورش افزود و اگر دخالت کشورهای استعمارگر در امور سایر کشورها نبود معقول این بود که رقم اول بودجه هر کشور به جای امور نظامی به آموزش و پرورش اختصاص یابد. در جامعه اسلامی ما توجه به آموزش و پرورش منبعث از تأکید دین اسلام و قرآن کریم و سنت و سیره پیامبر و ائمه اطهار است، لذا پرورش نیروی انسانی خلاق و هماهنگ با معنویات حکومت اسلامی رسالتی است که بر دوش دستگاه تعلیم و تربیت قراردارد و تحقق آن ضامن موفقیت سایر سازمانها و نهادهای اجرایی کشور می باشد، به عبارتی دیگر توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور مرهون توسعه آموزشی و فرهنگی است (عسکری و محسنی نیا، 1373، 48) .
باتوجه به اینکه در بعضی موارد عدم ساماندهی و عدم توزیع مناسب مراکز آموزشی در دهستان محمد آباد مشاهده می شود و در برخی از روستاها کمبود فضای آموزشی وجود دارد و در برخی دیگر از روستاها، فضاهای آموزشی ساخته شده بلا استفاده باقی مانده است و همچنین در بعضی از روستاها وضعیت مدارس از استانداردهای آموزشی فاصله دارد و این موارد باعث افت تحصیلی، ترک تحصیل و بازماندن دانش آموزان از تحصیلات بالاتر می شود لذا تحقیق حاضر تحت عنوان (تحلیل فضایی دسترسی به مراکز آموزشی دهستان محمد آباد شهرستان هامون) صورت گرفته است.
3-1- سئوالات تحقیق
1- آیا پراکنش مراکز آموزشی دهستان محمد آباد از نظر فضایی، متناسب با جمعیت روستایی می باشد؟
2- بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود دهستان ازنظرتعداددانش آموز وتجهیزات با استانداردهای آموزشی چه ارتباطی وجود دارد؟
4-1- فرضیات تحقیق
1- آرایش فضایی متناسبی بین پراکندگی مراکز آموزشی با جمعیت روستایی دهستان وجود ندارد.
2- هماهنگی زیادی بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود دهستان ازنظرتعداددانش آموز وتجهیزات با استانداردهای آموزشی وجود ندارد.
5-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
کارکرد آموزشی در هر سرزمین زیر بنای توسعه اقتصادی - اجتماعی می باشد، جامعه ایی که از نظر سطح سواد و تخصص از موقعیتهای مناسب برخوردار نباشد، امکان ارتقاء کیفی برای جمعیت آن وجود ندارد، بنابراین گسترش خدمات آموزشی در ایجاد زمینه های مناسب برای توسعه اقتصادی - اجتماعی نواحی روستایی لازم است (مطیعی لنگرودی، 1390، 118- 117).
یکی از ابزارهای مهم برنامه ریزی در اختیار داشتن اطلاعات و آمار از وضع موجود می باشد که به برنامه ریز این امکان را می دهد تا با بررسی مسائل و تنگناها و تجزیه و تحلیل داده های آماری امکان تدوین برنامه ایی منطبق با مقتضیات زمان و مکان را فراهم آورد. از میان انواع برنامه ریزیها، برنامه ریزی آموزشی اساسی ترین و بنیادی ترین آنها می باشد، از عناصر مهم در فرآیندهای آموزشی وجود امکانات فیزیکی نظیرساختمان، تأسیسات و تجهیزات مربوطه می باشد که تأمین آن بویژه در کشورهای در حال توسعه بدلیل محدودیت منابع مالی تنگناهایی را در امر آموزش ایجاد می نماید، در کشور ما توجه به این امر مستلزم مکان گزینی مناسب فضاهای آموزشی است تا از این طریق ضمن بهره برداری کامل از فضا و امکانات، بازدهی مطلوب از سرمایه گذاری در این بخش حاصل آید و با توجه به اینکه تحقیق علمی اساسی ترین وسیله برای کنترل، اصلاح، تغییر و توسعه تعلیم و تربیت می باشد، لذا با انجام چنین پژوهش هایی می توان بعضی از مشکلات و نارساییهای موجود در بخش آموزش و پرورش مناطق روستایی را شناسایی کرد و در جهت حل این مشکلات راهکارهایی ارائه نمود.
به عنوان مثال بررسی امکانات موجود آموزش و پرورش در کشور نشان می دهد که این نوع امکانات در روستاهای کشور کمتر از امکانات موجود در شهرها است و این مسئله از زمان های گذشته تا کنون در روند مهاجرت روستاییان به نقاط شهری تأثیر گذار بوده است.
6-1- اهداف تحقیق
1- شناسایی توزیع فضایی مراکز آموزشی موجود در دهستان محمد آباد.
2- تعیین ارتباط بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود با استانداردهای آموزشی جهت تصمیم گیری برای آینده.
7-1- پیشینه تحقیق
بطور طبیعی هر پژوهشی در تداوم پژوهش های پیشین به انجام می رسد، هم از دوباره کاریها در آن اجتناب می شود و هم از داده های تحقیقات پیشین برخوردار می گردد، ارتقا دانش نیز به همین تداوم وابسته است. (ساروخانی، 1385، 146).
بررسیهای بعمل آمده نشان می دهد که در زمینه تحلیل فضایی و مکانی دسترسی به مراکز آموزشی پژوهش هایی انجام گرفته است که نمونه هایی از مطالعات داخلی و خارجی عبارتند از:
1-7-1- مطالعات داخلی
- ناصری وجی واد (1384) تحلیل توزیع مکانی مراکز آموزشی با استفاده ازGISرا انجام دادند، نتیجه اینکه: کاربریهای عمومی در بسیاری از شهرها قادر به ارائه خدمات مطلوب به شهروندان نمی باشند، دستیابی به چنین هدفی منوط به شناخت معیارها و ضوابطی است که در مکان یابی مراکز خدماتی مورد استفاده قرار می گیرد، براین اساس اهم مشخصه ها: سازگاری، مطلوبیت و ظرفیت است که هر یک در زیر مجموعه خود به ضوابط کمی منتهی می شود و بدین لحاظ سیستم اطلاعات جغرافیایی یا GIS مورد استفاده قرار گرفته و با استفاده از توابع تحلیل مکانی و براساس ترکیب عوامل و لایه های اطلاعاتی وضعیت موجود استقرار مدارس به لحاظ تناسب یا عدم تناسب با سایر کاربریهای شهر مورد استفاده قرار می گیرد.
- احد نژاد روشتی و همکاران (1391) در تحلیل پراکنش فضایی مراکز آموزشی منطقه 8 تبریز اعلام کردند که در این تحقیق با استفاده از روش های تحلیل نزدیک ترین همسایه و شاخص موران و با توجه به نتایج بدست آمده از مدل های ارزیابی چند معیاری و تحلیل سلسله مراتبی و ترسیم نقشه GIS مشخص شده است که بیشترین پراکنش های فضایی آموزشی در قسمت جنوب و جنوب غربی این منطقه قرار دارد و الگوی منظمی ندارد.
- غفاری گیلانی و همکاران (1390) در مطالعه مکان گزینی مدارس راهنمایی شهر آستارا به این نتیجه رسیدند که استفاده توام قواعد چند معیاری و قابلیت های GIS در انتخاب مسیر مناسب در روند ساماندهی مراکز آموزشی مؤثر است.
- محمدی و همکاران (1391) در مطالعه مکان یابی مدارس راهنمایی شهر کازرون به این نتیجه رسیدند که در شهر کازرون کمبود مدارس راهنمایی و توزیع ناعادلانه آنها به شدت احساس می شود و با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS و مدل همپوشانی شاخص ها بهترین مکان ها برای احداث مدارس راهنمایی پیشنهاد شده و اولویت بندی نیز صورت گرفته است.
- فرج زاده اصل و رستمی (1383) توزیع مراکز آموزشی در سطح شهرک معلم کرمانشاه را با استفاده از GIS برای مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به تفکیک پسرانه و دخترانه ارائه کردند، نتایج نشان می دهد شهرک معلم کرمانشاه با کمبود فضای آموزشی مواجه است و نیازمند مکان های جدید برای احداث مدارس است.
- معصومی و فرج زاده در سال 1385 تحلیل فضایی کتابخانه های عمومی منطقه 12 تهران را با استفاده از GIS انجام دادند، نتیجه اینکه: با وجود کم بودن جمعیت منطقه 12 تهران نسبت به سایر مناطق، ولی تعدادکتابخانه ها از فراوانی بیشتری برخوردار است و کتابخانه های موجود، توزیع فضایی مناسبی ندارند و دسترسی به کتابخانه ها نیز در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
- نسترن (1382) در پژوهشی تعادل فضایی و پراکندگی نماگرهای آموزشی در مناطق شهری اصفهان را تبیین کرده و ضمن به تصویر کشیدن عدم تعادل در توزیع فضایی شاخص های آموزشی شهر اصفهان، راهکارهای دستیابی به وضع مطلوب و توزیع بهینه شاخص ها و زمینه های مناسب محرومیت زدایی را مورد بحث قرار داده است.
- اکبری (1390) در تحلیل فضایی و برنامه ریزی نارسائی های مراکز خدمات شهری یاسوج به این نتیجه رسید که شهر یاسوج به تناسب شدت گیری توسعه ی کالبدی و افزایش جمعیت از نظر ارائه خدمات شهری دچار نارسایی است و نتیجه این نوع توسعه کالبدی شتاب انحراف از استاندارد شاخص های خدماتی بوده است.
- کریمیان بستانی (1390) روند توزیع مراکز آموزشی در شهر زاهدان با تأکید بر عدالت اجتماعی را طی سال های 88-1380 بررسی نمود، نتایج تحقیق نشان می دهد: توزیع کنونی مراکز آموزشی در شهر زاهدان نه تنها در مناطق سه گانه متفاوت است بلکه طی سال های 88-1380 از روند نابرابری تبعیت نموده است، رشد ناموزون شهر نشینی در شهر زاهدان زمینه ساز نابرابری اجتماعی بویژه در امکانات آموزشی در بین شهروندان بوده است. همچنین، روند توزیع امکانات آموزشی به سوی عدم تعادل و تمرکزگرایی در منطقه2 است زیرا ضریب جینی در سال مبدأ محاسبه 985% و در سال مقصد 978% می باشد که حاکی از بیشتر شدن شکاف برخورداری از خدمات آموزشی بین مناطق شهری زاهدان است و با این روند شهر به سوی عدم تعادل پیش می رود و در نهایت دستیابی به مقدمات عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در این شهر مشکل خواهد بود.
2-7-1- مطالعات خارجی
Moller (1998) مکان یابی مراکز آموزشی را در شهر کپنهاک دانمارک تحلیل کرده است. وی در این تحقیق الگویی برای مکان یابی فضاهای آموزشی ارائه کرده که بر مبنای محدوده بندی ثبت نامی فضاها با توجه به مسیرهای انتخابی صورت گرفته است.
Kucerova and kucera ( 2012 ) در تحقیقی با عنوان تغییرات در توزیع فضایی مدارس ابتدایی و اثر آنها بر جوامع روستایی به این نتیجه رسیدند که مدارس روستایی سازمان هایی فرهنگی، اجتماعی و آموزشی کاملی می باشند که از بسیاری از جهات با مدارس شهری متفاوت می باشند، نزدیکی و دسترسی به آنها اثرات فراوانی بر عملکردهای جوامع روستایی و زندگی روستاییان دارد، در نتیجه تغییر کلی جامعه، بهبود در حمل و نقل و کاهش جمعیت در مناطق خارج از شهر، تعداد مدارس ابتدایی همراه با متراکم شدن آنها در مناطق پرجمعیت تر کاهش می یابد. تأثیر نزدیکی مدارس بر زندگی روزانه در جوامع روستایی در مناطق خارج از شهر در مقایسه با وضعیت شهرهایی که در طی دوره مشاهده به صورت دموکراتیک اداره شدند تغییراتی نشان نداد.
Wang and Luo ( 2005) ارزیابی عوامل فضایی و غیر فضایی برای دسترسی به خدمات بهداشتی و سطح بهداشت را انجام دادند، نتیجه آنکه اوضاع نامساعد اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و موانع فرهنگی مثل کمبود مدرسه در مناطقی که از لحاظ دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی ضعیف هستند می تواند موثر باشد.
در مطالعه سازمان یونسکو (1996)، سطح بندی حوزه نفوذ هر یک از مدارس در نقاط شهری براساس فاصله و زمان انجام شده است، در این پژوهش، مناطق کمبود و مازاد مدارس با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی تعیین و با تحلیل های شبکه مسیرهای بهینه برای دسترسی به فضاهای آموزشی مشخص شده است.
Gordon and Monastiriotis ( 2006 ) در تحقیقی با عنوان (آموزش، مکان ، آموزش: تحلیلی فضایی از نتایج آزمون مدارس راهنمایی انگلیسی) به این نتیجه رسیدند که رابطه بین جغرافیا و مدرسه ارتباطی دو جانبه می باشد، از یک طرف گمان می رود که نرخ رتبه های بالای امتحانی در سطح منطقه ایی مرتبط با ترکیب عالی و مناسب مسکونی، اجتماعی و همچنین مرتبط با عملکرد اقتصادی قوی تر می باشد، از طرف دیگر، ترکیب جمعیت منطقه ایی، فشارهای بازار کار و سیاستهای آموزشی منطقه ایی هم بر نرخ موفقیت مدرسه و هم بر شرایطی که تحت آن مدارس عمل می کنند تاثیر می گذارد.
Oakes (2006) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان ( استراتژی های فرهنگی و توسعه: مفاهیمی برای مناطق روستایی چین) به این نتیجه رسید که استراتژی توسعه فرهنگی و آموزشی در روستاهای چین نشانه ی توسعه اقتصادی است.
Muleya (2006) طی تحقیقی که در مناطق روستایی زامبیا انجام داده است، مشکلات سکونتگاههای روستای را در مسائلی از قبیل دسترسی به مراکز و تسهیلات آموزشی، بهداشتی، مقاومت ساختمانها، حمل و نقل و زیست محیطی یافته است، در این راستا فرآیند برنامه ریزی را از دو بعد کاربری اراضی و برنامه ریزیهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی دانسته است.
8-1- محدوده موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق
آموزش و سواد، دو مقوله اساسی در توسعه فرهنگی و زمینه ساز دستیابی به توسعه پایدار انسانی به شمار می روند، سواد و آموزش بالاتر زمینه دستیابی به شغل بهتر، شرایط بهتر زندگی و انسانی تر کردن زندگی را فراهم می سازد و اجتماعی معقول تر و فضای متعادل را فراهم می آورد. نابسامانی در توزیع مناسب مراکز آموزشی و فقدان یک منطقه بندی مناسب در توزیع امکانات آموزشی و فاصله از استانداردهای آموزشی باعث دوری سکونتگاهها از عدالت اجتماعی خواهد شد، بر این اساس این تحقیق در صدد شناسایی توزیع مراکز آموزشی و بررسی ارتباط بین وضعیت فضاهای آموزشی با استاندارد های آموزشی در روستاهای دهستان محمد آباد شهرستان هامون می باشد. در بررسی موضوع این پژوهش بعد از تصویب طرح پیشنهادی در خرداد ماه 1392، عملیات بررسی منابع مکتوب و جمع آوری داده ها و اطلاعات مرتبط با موضوع از همان خردادماه شروع شد و پس از تدوین کلیات تحقیق و مبانی نظری موضوع تحقیق در قالب فصول 1 و 2 از شهریورماه هم مطالعات میدانی و حضور در روستاها برای جمع آوری اطلاعات مربوط به شاخص های تحقیق و توزیع فضایی مراکز آموزشی انجام گرفته است. مکان های مورد مطالعه عبارتند از کلیه مراکز آموزشی دهستان محمد آباد شهرستان هامون به تفکیک مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه که اسامی روستاهای دارنده این مراکز در جدول شماره 1-1 ذکر شده است.
جدول 1-1- مراکز آموزشی مورد مطالعه
ابتدایی
تمبکا، فیروزه ای، باغک، کیخا، دهکول، بهرام آباد، دهمیر، دک دهمرده، ابراهیم آباد، عباسیه، حمزه آباد، ذوالفقاری، شهرک بزرگ، چهارخمی، گزموم، پل اسبی، ده رضا، کوشه سفلی، کوشه علیا، سدکی، آخوند غلامی، توتی، دولت آباد، دیوانه و محمد آباد
راهنمایی فیروزه ای، کیخا، بهرام آباد، ابراهیم آباد، ذوالفقاری، شهرک، کوشه سفلی، سدکی، شهریاری، آخوند غلامی، توتی، دولت آباد، چهار خمی و محمدآباد
متوسطه سدکی، توتی، دولت آباد، تمبکا و محمد آباد
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

1-2- پیش درآمد
در راستای تبیین و ارائه چارچوب نظری تحقیق، این فصل به دو بخش جداگانه تقسیم شده است بخش اول تعاریف و مفاهیم: در این بخش محقق بر آن است تا به تعریف مهمترین واژه ها و مفاهیم مرتبط با موضوع از جمله فضا، فضای جغرافیایی، تحلیل فضایی، دسترسی، روستا، جامعه روستایی، دهستان، توزیع فضایی، آموزش و پرورش و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بپردازد.
و بخش دوم دیدگاهها و نظریه ها: در این بخش سعی بر آن است تا به تحلیل دیدگاهها و نظریه های ارائه شده در راستای موضوع تحقیق پرداخته شود.
2-2 تعاریف و مفاهیم
1-2-2- فضا
فضا یکی از پیچیده ترین واژه های علمی است که در بین علوم مختلف با برداشتهای متفاوتی مصطلح بوده و در قلمرو هر علم تعریف خاصی از آن ارائه شده است. مفهوم فضا درابعاد وسیع و جامع خود، تجلی گاه رابطه میان تمام فعالیتهای انسانی است. واژه نامه نوین جغرافیایی فضا را پهنه ای از سرزمین تلقی می کند که در صحنه آن نظام های جریانی و فعالیتی، صورت بندیهای خاص خود را خلق می کنند. تعریف دیگر فضا عبارت است از گستره ی پیوسته ایی که در آن اشیاء و پدیده ها قرار گرفته و حرکت می کنند (آسایش و مشیری، 1389، 70) .
برخی از نویسندگان مانند اولمن فضا را مترادف با واژه ی موقعیت یعنی جایی که رابطه ی بین مکان ها را ممکن می سازد تعریف کرده است (رضوانی، 1391، 87).
2-2-2- فضای جغرافیایی
در جغرافیا، مفهوم فضا، به صورت علمی تقریباً از دهه ی 1950، با پروژه - ریسرچفرد کورت شیفر در مورد استثناگرایی در جغرافیا وارد ادبیات جغرافیایی شد. در جغرافیا، مفهوم فضا به دو صورت بکار گرفته می شود:
1- فضای مطلق که دارای کیفیت عینی، واقعی، مشخص و طبیعی می باشد.
2- فضای نسبی که بطور مداوم در اثر نیازهای اجتماعی، اقتصادی و شرایط تکنولوژیک در وسعت و فرم تغییر می یابد (شکویی، 1386، 286).
فضای جغرافیایی، فضایی است که مکان آن در زمین قابل تعیین است و از مجموعه ایی از مناسبات ترکیب پذیرفته و متحول می شود. فضای جغرافیایی فضایی است که مرحله ایی از دگرگونی را پشت سر نهاده و وجه مرئی آن را چشم انداز تشکیل می دهد، در جغرافیا، فضای جغرافیایی شامل فرآیندهای طبیعی تغییر یافته بوسیله انسان، شرایط اجتماعی تولید و تقسیم اجتماعی کار در یک مجموعه نظام یافته می باشد. بطور کلی فضای جغرافیایی ، تجلی گاه رابطه تمام فعالیتهای انسانی و مبین سطوح توسعه یافتگی جوامع می باشد (آسایش و مشیری، 1389، 71 -70).
3-2-2- تحلیل فضایی
روشی است برای تحلیل و تفسیر پدیده ها و نقاط که در مکان ها و فضاها پراکنده اند. یکی از ابزارهای تحلیل فضایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است.
جغرافیای انسانی را می توان به عنوان نوعی هندسه یعنی دانش فضایی به شمار آورد، فضایی که در آن نقاط، ساکنان و واقعیتهای جغرافیایی پراکنده شده اند و با چنین برداشتی می توان به تحلیل فواصل، تصاویر، ثابتها و متغیرها پرداخت، در تحلیل فضایی از داده های آماری استفاده می شود و فرجام کار آن به تمهید الگوهایی می انجامد که در نهایت، در امر سازماندهی یک سرزمین به کار می آیند (دروئو،1371،61).
4-2-2- روش تحلیل فضایی
در روش تحلیل فضایی ارتباط بسیار قوی میان انسان و محیط او برقرار می گردد. این تکنیک و روش های متداول آن به محققان کمک می نمایند، تا عناصر فضایی تشکیل دهنده محیط را شناسایی نموده و ضمن برقراری ارتباط متقابل میان عناصر، تحلیل جامعی از محیط به عمل آورند. مهمترین بعد فضایی، استفاده از رویکرد مطالعه انسان و پدیده های فیزیکی محاط بر آن است. با این روش، می توان به مکان رخداد پدیده ها آگاهی پیدا کرده و به چرایی این رویداد پاسخ داده شود: تحلیل فضایی در حقیقت مجموعه ایی از ابزارها، فنون و روش شناسی است که از طریق علم اطلاعات جغرافیایی انجام می پذیرد. در این تحلیل مجموعه ای فضایی از رفتار انسان مورد توجه قرار گفته، و امکان مطالعه در توزیع فضایی، الگوها و فرآیندهای مرتبط با پدیده های اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیایی مهیا می گردد. مهمترین ابزارهایی که در تحلیل فضایی به کار گرفته می شوند، سیستم های اطلاعات جغرافیایی، سیستم های تعیین موقعیت جهانی، سنجش از دور و آمار فضایی است (ذاکری، 1383، 93).
5-2-2- دسترسی
وجود یک تعریف قابل قبول برای دسترسی مشکل است زیرا دسترسی توسط برخی عوامل تحت تأثیر قرار می گیرد. دسترسی به مفهوم کاهش فاصله مکانی بین محل زندگی و تمرکز تسهیلات و خدمات و محل کار است، یعنی افراد متقاضی در کوتاهترین فاصله مکانی- زمانی (فضایی) به تسهیلات عمومی دسترسی داشته باشند که این امر به طور طبیعی مسأله عدالت اجتماعی و فضایی را در سطح مناطق مختلف برقرار می سازد. بطور کلی دسترسی به عنوان آزادی یا توانایی مردم برای برآوردن نیازهای اساسی به خاطر حفظ کیفیت زندگی تعریف شده است (رهنما و ذبیحی، 1390، 7).
در تحلیل سهولت دسترسی، عامل زمان- فاصله در دسترسی به خدمات تعیین می شود و برنامه ریزان و جغرافیدانان می توانند ضعف یا فقدان یا گسترش خدمات را در توسعه ی روستایی در یابند، همچنین ظرفیت سرمایه گذاری در بخش های ویژه برای افزایش سهولت دسترسی خانواده های روستایی و کاهش شکاف در عرضه ی خدمات بین خرده نواحی داخل ناحیه بخوبی مشخص می گردد (شکویی، 1373، 325).
6-2-2- روستا و جامعه روستایی
عدد جمعیت، نوع معیشت، وجود شهرداری، ساخت اجتماعی و اقتصادی از شاخص هایی هستند که می توانند مبنای تعریف روستا محسوب گردند. و در بعضی از منابع در تعریف روستا آمده است، روستا به جایی گفته می شود که شغل اکثریت مردم کشاورزی است در تعریف دیگر که امروزه ملاک تمایز شهر از روستا در ایران محسوب می شود وجود شهرداری است و براین اساس به سکونتگاههایی که شهرداری نداشته باشند روستا اطلاق می شود (وثوقی، 1369، 11).
در سال 2002، ویلیام وکاتچین، بیان کرده اند که نباید روستا را به سادگی در قالب دسته ایی از امور قابل مشاهده و توصیفی تعریف کرد. تعریف روستا باید شامل یک کلیت، محلی بودن و فعال بودن باشد که نشان دهنده ی ترکیب منحصر به فردی از نمایش جهانی است. تعاریف روستا بر پایه ویژگی محلی و مکانی قرار دارد که اثر آن در ساختارهای اصلی در سطح محلی از قبیل نمایش اجتماعی وجود دارد(Williams and Cutchin, 2002, 112-113).
جامعه روستایی به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که دارای نحوه زندگی مشابه، زبان، آداب و رسوم و مقتضیات اجتماعی مشترکند. شیوه زندگی افراد در جامعه روستایی، عموما غیر رسمی است و چنین جوامعی دارای آداب و رسوم قوی و پایداری هستند (اشرفی، 1388، 115).
7-2-2- دهستان
دهستان از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعه ی همجوار در یک محدوده ی جغرافیایی معین تشکیل می شود که از لحاظ محیط طبیعی و انسانی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه واحدی را فراهم می نماید. حداقل جمعیت دهستان با در نظر گرفتن وضع پراکندگی و اقلیمی کشور به سه درجه ی تراکمی زیاد (8000 نفر)، متوسط (6000 نفر) و کم (4000 نفر) تقسیم می گردد. مرکز دهستان، روستایی از همان دهستان است که مناسبترین مرکز خدمات روستایی آن محدود ه باشد (با در نظر گیری موقعیت یک نقطه از همان مجموعه با رعایت سهولت دسترسی و میزان جمعیت). برای ایجاد سهولت در خدمات رسانی و دسترسی، ارگان های ذیربط موظف اند نسبت به جذب تدریجی مزارع و مکان ها و روستاهای کوچک و همجوار که چندان آباد نیستند، در مراکز دهستانها و یا روستاهای بزرگ اقدام نمایند. در تعیین محدوده ی دهستان شاخص های اوضاع طبیعی منطقه از جمله حوضه آبخیز، پستی و بلندی و آب و هوا باید رعایت گردد (رهنمائی، 1369، 50-49).
دهستان قسمتی از تقسیمات کشوری است که معمولاً از چند روستا یا ده تشکیل می شود و خود قسمتی از یک بخش است و دهستان بوسیله ی دهدار اداره می گردد (جعفری، 1363، 61).
8-2-2- توزیع فضایی (پراکندگی)
چگونگی قرارگیری عناصر، پدیده ها ، نقاط و مکان ها بر روی سطح زمین، پراکندگی یا توزیع فضایی نامیده می شود. پراکندگی جغرافیایی از ارکان مهم و عمده ی مطالعات جغرافیایی بوده، به فهم و ادراک و بررسی خصوصیات موقعیت های جغرافیایی کمک می کند. به طور معمول جغرافیدانان از نقشه ها برای نشان دادن توزیع جغرافیایی پدیده ها در روی سطح زمین یا قسمتی از آن استفاده می کنند. جغرافیا، پدیده ها و فرآیندهایی را که به شکل همسان بر سطح زمین پراکنده نشده اند، مطالعه می کند. شرایط خاص مکان ها به شکل شگفت آوری بر پراکندگی مردم بر سطح زمین تأثیر می گذارد.پراکندگی انسان ها بر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی هم اثر گذاشته است. علت پیدایش جغرافیا این است که ویژگی های محیط کره زمین و مردمی که درآن زندگی می کنند، از جایی به جای دیگر تفاوت دارد. بنابراین جغرافیا بر گونه گونی سطح زمین تأکید می ورزد و به مطالعه پراکندگی عواملی می پردازد که سبب تمایز یک قطعه زمین، از قطعه دیگری می شوند. درک پراکندگی عوامل جغرافیایی در روی سطح زمین، پیش نیاز درک کره زمین و انسان های ساکن آن است، زیرا این پراکندگی شرایط متفاوتی را ایجاد می کند که بر حیات در مکان های خاص تأثیر می گذارند. جوهر یک عامل جغرافیایی ایجاب می کند که آن عامل به صورت بی قاعده ایی روی سطح زمین، توزیع شده باشد ، به طرقی که سبب تمایز سطح زمین شود. یک مفهوم بنیادی از جغرافیا این است که برای دریافت پدیده ها و فرآیندها در هر مکان، به این تفاوتها یک ویژگی بارز ببخشد. این امر که برخی از مکان ها نسبت به مکان های دیگر برای مقاصد خاصی، بهتر است، برای مردمی که روی زمین زندگی می کنند، اهمیت خاصی دارد. به طور معمول توزیع فضایی دارای سه ویژگی است:
الف- تراکم نسبی: شامل تعداد پدیده ها و عناصر مورد مطالعه، تقسیم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.
ب- تفرق: بر خلاف تمرکز، شاخصی است که مقدار پخش یک پدیده و میزان پراکندگی یا تمرکز آن را در یک منطقه یا مکان نشان می دهد.
ج- بافت: طرز قرارگیری هندسی عناصر و پدیده ها را در فضا، بافت گویند که از جمله آنها می توان بافت خطی، بافت متمرکز و بافت متفرق را نام برد (پور احمد، 1388، 103-101).
عوارض طبیعی و پدیده های انسانی بطور یکسان و یکنواخت در نواحی جغرافیایی دیده نمی شوند بلکه پراکندگی آنها از نظر نوع و شکل به صورت نامساوی انجام می گیرد بطوری که در بعضی نواحی وجود پاره ایی از عوامل طبیعی و انسانی در سطوح گسترده تر و در بعضی دیگر به صورت محدودتر ظاهر می شوند. گاهی نیز ناحیه ایی فاقد یک یا چند پدیده ی طبیعی و انسانی است، علل پیدایش، ظهور، تکوین و همچنین عدم وجود آنها در مقیاسهای ناحیه ایی مورد مطالعه ی جغرافیا است (شکویی، 1364، 44).
9-2-2- آموزش و پرورش
برای واژه آموزش و پرورش تعاریف زیادی در منابع مختلف ذکر شده است اما در ذیل 3 مورد از این تعاریف ذکر شده است:
جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی) و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می پذیرد.
امیر حسین آریان پور: آموزش و پرورش عبارت است از فرآیند هدایت و جهت دهی عمدی تجارب انسانی.
10-2-2- سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
تمامی علومی که به نحوی با GIS در اتباط هستند ، نظیر جغرافیا،برنامه ریزی شهری، عمران، کشاورزی، جنگلداری، محیط زیست، زمین شناسی و... هر کدام تعاریفی ازGISدارند، اما در اینجا چند تعریف از نظر علوم جغرافیایی ذکر شده است:
سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) سیستمی است برای جمع آوری، ذخیره سازی، کنترل، ادغام، پردازش، تحلیل و نمایش داده هایی که مرجع آنها زمین می باشد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، یک فناوری اطلاعاتی است که داده های فضایی و غیر فضایی را ذخیره، تحلیل و نمایش می دهد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، یک سیستم مدیریت پایگاه اطلاعات برای وارد کردن، ذخیره، بازیافت، تحلیل و نمایش اطلاعات فضایی (بعد مکانی) می باشد. آنچه از همه ی این تعریف استنباط می شود این است که GIS اولاً یک سیستم است که شامل اجزای منسجمی است که برای هدف خاصی تنظیم شده اند. ثانیاً نیاز به داده ها دارد که این داده ها فضایی و غیر فضایی هستند و می توانند نگهداری و بازیابی شوند.ثالثاً قدرت تحلیل دارد و می تواند بین داده های فضایی و غیر فضایی ارتباط منطقی برقرار کند(آسایش ومشیری،1389،277).
اهداف یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GISعبارتند از:1- گسترش بهره وری در به کارگیری نقشه ها و اطلاعات جغرافیایی2- بهبود مدیریت اطلاعات جغرافیایی3- ایجاد شیوه های راهبردی برتر در استفاده از اطلاعات جغرافیایی به منظور تقویت فرآیند تصمیم گیری(همان،1389،288).
امکانات سیستم اطلاعات جغرافیایی عبارتند از:1- انجام عملیات فضایی: بوسیله این سیستم امکان تحلیل همگانی و فضایی عوارض و روابط میان آنها براساس مختصات جغرافیایی وجود دارد2- ارتباط و پیوند بین انواع اطلاعات: در این سیستم، امکان ذخیره انواع اطلاعات و انواع نقشه های شماتیک به شکل فایلهای رایانه ایی وجود دارد. یک سیستم اطلاعات جغرافیایی می تواند پنج عمل اصلی زیر را بر روی داده های مکانی و غیر مکانی انجام دهد: دریافت، ذخیره، پردازش، تحلیل و خروجی.

مهمترین استفاده و کاربردGISربط داده های کمّی و کیفی به مکان و فهم رابطه های موجود بین مکان ها است. اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی برGISمانند سه رأس یک مثلث هستند که با نبود هر یک از آنها مثلث پایگاه اطلاعاتی ناقص خواهد شد. این اجزا که در شکل 1-2 دیده می شوند عبارتند از موقعیت مطلق، موقعیت نسبی و ویژگیها(همان،1389،279).
شکل 1-2- اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GIS

منظور از موقعیت مطلق مختصات جغرافیایی x و yاست، و منظور از موقعیت نسبی، موقعیت توپولوژیک عارضه است یعنی موقعیت عارضه مورد نظر نسبت به سایر عوارض مجاور و منظور از ویژگیها چیستی آن عارضه است. این اطلاعات، معمولاً به صورت نقشه های مختلفی که نشانگر شرایط توپوگرافی، منابع آب، نوع خاک، جنگل، مراتع، اقلیم، زمین شناسی، جمعیت، املاک، تقسیمات کشوری و پدیده های زیر بنایی می باشد و به وسیله قابلیتهای انطباق و ترکیب اطلاعات فضایی و غیر فضایی GIS ارائه می گردد. این سیستم ابزار ایده آلی برای تجزیه و تحلیل داده های جغرافیایی، محیطی و فضایی و پیوند آنها با اطلاعات اجتماعی و اقتصادی محسوب می شود (همان،1389،280).
3-2- نظریه ها و دیدگاهها
نظریه (تئوری) در لغت به معنای اندیشیدن و تحقیق آمده است که از تئوریای یونانی گرفته شده است. با گسترش علوم، مفهوم این واژه نیز توسعه یافته و به اندیشیدن و تحقیق درباره ی هر مسئله ایی اطلاق شده است (توسلی، 1373، 204).
نظریه، مجموعه ایی از گفتارهایی است که بر مبنای قواعد منطبق با یکدیگر در ارتباط باشد و مبین بخشی از واقعیت گردد. در این تعریف، تأکید بر چند نکته زیر موضوع بحث را روشن می سازد:الف- نوع خاصی از گفتارها به عنوان عنصر اساسی نظریه ب- ارتباط میان این گفتارها بر مبنای قواعد منطبق (قیاس) ج- تبیین واقعیت (از راه قیاس) به عنوان هدف د- تطبیق نظریه با واقعیت (شکویی، 1364، 89).
البته شکی نیست که هر نظریه ایی در پی کشف حقیقت و قراردادن آن در حیطه عمل و تجربه است تا بتوان صحت و سقم آن را مشخص کرد، چرا که نظر و عمل مکمل یکدیگر هستند، هر چند برخی تعاریف بر نظری یا عملی بودن صرف آن تأکید می نماید (پاپلی یزدی و ابراهیمی، 1381، 12).
دیدگاه را می توان بر مبنای تفکرات افراد یا گروهها طبقه بندی کرد. گروه های ذینفع، طبقات اجتماعی، پیروان فرهنگ ها و خرده فرهنگها، هر یک از دیدگاه خاصی تبعیت می کنند. افتراق در ادراکات، اعتقادات و نگرشها، در شکل گیری دیدگاهها، نقش عمده ایی دارند. از آن میان در مفهوم دیدگاه ، دو عامل بیش از همه مهم به نظر می رسد:1- طبقات اجتماعی2- فرهنگها (شکویی، 1386، 122).
1-3-2- نظریه ها و دیدگاه های فضایی
دیدگاههای فضایی یکی از مهمترین مباحثی است که از نیمه دوم قرن بیستم به صورت گسترده ایی در مطالعات جغرافیایی رواج یافته است. از دهه 1950، جغرافیا به عنوان علم فضایی ، ابتدا در دانشگاه واشنگتن واقع در سیاتل آمریکا مورد توجه قرار می گیرد . این مکتب جغرافیایی می گوید : ابعاد فضایی سطح سیاره زمین موضوع مهم در علم جغرافیا است و در جهت تحلیل آن، به آمارها، نظریه ها، کامپیوتر، ساخت مدلهای جغرافیایی و ریاضی، نظریه مکان مرکزی، نظریه های اقتصادی، روش های کمی و بلاخره به تحلیل سیستمی نیازمندیم. در تحلیل فضایی، الگوهای سکونتگاهی، تدوین نظام فضایی در میزان جمعیت به وسعت مکان شهرها ، شهرکها و روستاها، محلات و مراکز ناحیه ای مورد تأکید قرار می گیرد(خانی،1371،100).
فرد کورت شیفر یکی از پیشگامان مهم مکتب تحلیل فضایی می گوید: در جغرافیا، باید تأکید بیشتر روی آرایش و انتظام پدیده ها در یک مکان صورت گیرد و توجه کمتری به خود پدیده ها معمول گردد (همان، 1371، 102).
یکی از نظریه ها و دیدگاههای فضایی مربوط به موضوع این تحقیق پراکندگی فضایی است: از نظر دیویدهاروی ، به تعداد عملکردهای انسانی و فرآیندهای اجتماعی فضاهای نسبی وجود دارد، در دیدگاه علم فضایی، مردم در فضاهای نسبی زندگی می کنند. پراکندگی فضایی، مجموعه ایی از واقعیتهای عینی است. هر یک از این واقعیتهای عینی، دارای محل استقرار ویژه و یک سطح مشخص می باشد. پراکندگی فضایی واقعیتهای عینی، بد انسان آرایش یافته است که می توان از نظر تراکم، الگویابی و پخش آنها به تحلیل و تدوین قوانین مربوطه پرداخت. در اغلب موارد، در شناخت پراکندگی فضایی، تنها روی یک پدیده ی واحد تأکید می کنند تا در جستجوی قوانین و صورتبندی پراکندگی فضایی پدیده، توفیق یابند. تصمیم گیری، ساز و کار اساسی در همه مسائل جغرافیایی است، در جغرافیا تصمیم گیری تأثیرات خود را در پراکندگی فضایی فعالیتهای انسانی، به صورت نمودی عینی ظاهر می سازد. مثلاً تصمیم گیری در مورد کاربری زمین در مزارع، چهره های مختلف جغرافیایی خلق می کند. از این رو، حاصل تصمیم گیری، بوسیله ی گروهها، افراد و سازمانهای دولتی، شکل گیری مجدد جغرافیایی است. روشن است که تصمیم گیریهای گروهی، فردی و دولتی، در زمینه محل استقرار فعالیتهای انسانی و یا کاربری زمین، در خلأ فکری صورت نمی گیرد، بلکه هر تصمیم گیری از یک سیاست یا ایدئولوژی و تفکر خاص تأثیر می پذیرد، یعنی در هر تصمیم گیری، همه ی شرایط محیطی، فرهنگی واقتصادی که تصمیم گیرندگان در داخل آن عمل می کنند تأثیر گذار می باشد. پراکندگی پدیده های جغرافیایی یا فعالیتهای اقتصادی، در سراسر سطح زمین و یا در داخل یک ناحیه، تحت شرایطی، شکل گیری الگوها را امکان پذیر می سازد. در سطح زمین، هر الگوی فضایی، غالباً از سه فرم هندسی نقاط (گره ها)، خطوط و حوزه ها و یک سطح جغرافیایی تشکیل می شود و محصول فرآیند فضایی ساختار فضایی است که در آن ، فضا بوسیله فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و طبیعی سازمان می یابد. این سازمان یابی از محل استقرار عناصر و اجزاء داخلی یک پراکندگی فضایی تأثیر می پذیرد. محل استقرار هر جزئی نسبت به هر یک از اجزا دیگر و جایگاه هر جزئی نسبت به همه ی اجزا، با هم و توام سازمان یابی فضایی را شکل می دهند. در واقع، ساختار فضایی، از آرایش و سازمان یابی پدیده ها که نتیجه ی فرآیندهای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی است بوجود می آید (شکویی، 1386، 295-289).
نظریه و دیدگاه فضایی دیگری که مرتبط با موضوع این تحقیق می باشد نظریه مکان های مرکزی است نخستین تلاش برای شرح الگوهای مکانی را فون تانن با انتشار کتاب سرزمین منفرد به عنوان یکی از بانیان تئوری مکانی مطرح می سازد. وی فاصله محل زندگی کشاورزان را نسبت به یک بازار مرکزی براساس بهره موقعیتی در یک مدل دوایر متحمدالمرکز تشریح می نماید. شهر بزرگی را تصویر می کند که با دشتی بزرگ با حاصلخیزی یکنواخت، احاطه شده است. این شهر محدوده روستایی خود را از نظر کالا و خدمات تأمین می کند و برای عرضه مازاد تولیدات کشاورزی نواحی روستایی، بازار فراهم می سازد، در مدل فون تانن هزینه های حمل و نقل اهمیت بسیاری دارند. در نتیجه، کالاهای حجیم و سنگین و کالاهایی که هزینه حمل و نقل آنها بالاست در مجاورت شهر تولید می شوند و کالاهای سبک و کم حجم یا با هزینه حمل و نقل پایین در مکان های دورتر تولید می شوند. بدین ترتیب نظامی از دایره هایی هم مرکز، پیرامون شهر مرکزی بوجود می آیند. وی از طریق این مدل به دنبال بدست آوردن مناسب ترین محصول و کاربری زمین در یک ناحیه روستایی و اقتصاد کشاورزی است (شکل 2-2)(جمعه پور، 1385، 119).

شکل 2-2- مدل فون تانن
در عین حال اصطلاح مکان مرکزی با نام والتر کریستالر و کار پیشگامانه او با عنوان مکانهای مرکزی جنوب آلمان پیوند دارد. مرکزیت عبارت است از نقشی که یک مکان در رابطه با نقاط دیگر بر عهده دارد. مفاهیم کلیدی نظریه مکان مرکزی، دامنه کالا و ارزش آستانه هستند که به طور ضمنی به سلسله مراتب زیستگاهها و مرکزیت یک مکان ویژه دلالت می کنند. دامنه کالا در واقع مسافتی است که مردم برای تأمین خدمات و کالاهای معینی حاضر به طی آن می شوند. حداقل مجموع قدرت خرید لازم به منظور ایجاد تقاضای کافی برای عرضه کالا و خدمات خاص، ارزش آستانه را تشکیل می دهد. براساس مدل کریستالر سکونتگاهها را می توان در سطح ملی به مکانهای مرکزی رده بالاتر، رده پایین تر، پایین ترین رده و مکان های مرکزی معین طبقه بندی کرد. مرکزیت یک مکان براساس جایگاهی که در طبقه بندی به دست می آورد منعکس می شود (شکل 3-2)(همان،1385،121).

شکل 3-2 - سلسله مراتب مکانهای مرکزی کریستالر
مدل اصلی کریستالر متکی بر اصل بازاریابی است. نتیجه کاربرد این اصل پدید آمدن روابط متقابل سلسله مراتبی بین مکان های مرکزی است. توزیع مکان های مرکزی در فضای ناحیه ایی به گونه ای است که هر مکان در مرتبه خاص خود کالاها و خدمات مراکز فرودست خود را عرضه می کند. در این سلسله مراتب بازاری میدان برد کالا با سطح سلسله مراتب مکان مرکز و امکانات و قدرت خرید خریداران و شکل و ماهیت خدمات و تولید در رابطه است کریستالر معتقد بود که سلسله مراتب مرکزی می تواند براساس هر یک از اصول زیر ایجاد شود:
الف) اصل بازاریابی یا عرضه:در این حالت برای هر مرکز فرعی حداکثر حق انتخاب مراکز اصلی وجود دارد. در این نوع سلسله مراتب هر مکان مرکزی یک سوم هر شش مرکز فرعی تابعه خود به اضافه خود مرکز اصلی را زیر نفوذ دارد که معادل 3 مرکز می شود، کریستالر این مقدار را ارزشK می نامد که معادل شمارکل سکونتگاه های سطح معینی است که توسط یک مکان مرکزی متعلق به سطح بالاتر، خدمت داده می شود.
ب) اصل ترابری: در سلسله مراتبی که براساس این اصل شکل می گیرد، فاصله بین مراکز اصلی و فرعی به حداقل می رسد. در این حالت مراکز تا حد بیشتری در مسیر ترافیک بین مراکز اصلی قرار می گیرند. از آنجا که مراکز فرعی در مسیر بین مراکز اصلی واقع شده اند، وابستگی دوگانه دارند، بنابراین مطابق اصل ترابری ارزشKچهار است، یعنی هر مرکز اصلی نصف 6 مرکز فرعی به اضافه خود را زیر پوشش می گیرد.
ج) اصل اداری:اگر سکونتگاه ها مطابق این اصل استقرار یافته باشند هر مرکز، کنترل کامل 6 مرکز فرعی خود را بر عهده می گیرد و وابستگی تقسیم شده مراکز فرعی وجود ندارد، در نتیجه در این حالت ارزش K مساوی V خواهد بود یعنی 6 مرکز زیر نفوذ به اضافه خود مرکز اصلی است. (شکل 4-2)

شکل 4-2 - سلسله مراتب مرکزی براساس اصول بازار یابی، ترابری و اداری
کریستالر معتقد است که الگوی استقرار براساس اصل بازاریابی بیشترین کارآیی را برای مصرف کنندگان روستایی و توزیع فرآورده های روستایی دارد، در حالی که الگوی ترابری کاراترین الگوی استقرار برای عرضه کنندگان شهری و الگوی اداری کاراترین الگو برای بوروکراتهای شهری است. این سه نوع نظم غیر قابل جمع نیستند و مناطق بزرگ می توانند ترکیبی از چند شکل فضایی را با هم داشته باشند. از میان همه مدل های تعیین استقرار فضایی، نظریه مکان مرکزی احتمالاً از همه پخته تر و مشهورتر است. اهمیت این نظریه درباره استقرار محل های سکونت، بسیار است، اما از آنجا که تنها با بخش خدمات سروکار دارد، تبیینی که ارائه می دهد جزئی است و کل ساختار فضایی را تبیین نمی کند. نظریه مکان مرکزی الگوی کاملی از سلسله مراتب سکونتگاهی در سطح نواحی را عرضه می دارد.مهمترین انتقاد وارد بر الگوی مکان مرکزی کریستالر این است که از ناحیه، برداشتی ذهنی و آرمانی بدون توجه به تفاوتهای طبیعی نواحی و رفتارهای انسانی کرده است.(همان،1385 ،123-119).
علاوه بر کریستالر، معروف ترین مدل ها در رابطه با ساختار سازمانی سکونتگاههای روستایی و سلسله مراتب مکان مرکزی، مدل لوش و گالپین است. تجزیه و تحلیل لوش مبتنی بر شبکه روستاهای کشاورزی است که در یک دشت زراعی به شکل مثلث پراکنده شده اند. گالپین و پیروانش مکان های مرکزی را از دیدگاه روستایی تجزیه و تحلیل کردند و از این راه سلسله مراتب عملکردی را به صورت تجربی به دست آوردند. به طور کلی تمامی نظریه های مکان مرکزی بر چهار اصل استوارند:1- یکسانی چشم انداز فرهنگی و فیزیکی2- نواحی واحد نامحدود3- قابلیت دسترسی یکسان مکان های مرکزی در تمام جهات 4- رفتار منطقی مصرف کننده. البته چنین شرایطی در سیستم های فضایی واقعی وجود ندارد و مهمترین انتقادی که بر این الگوها وارد شده است، نیز برهمین اصول است (همان، 1385، 124).
به این ترتیب در یک منطقه باید نظامی از آبادیهای مرکزی در مقیاس ها و اندازه های مختلف براساس بعد و کشش عرصه ی خدماتی و نوع فعالیتهای مستقر در آنها وجود داشته باشد. مقایسه ی اصول تئوری های مرکزیت مکانی و به ویژه تئوری کریستالر، با کیفیت خاص پراکندگی مراکز جمعیتی در ایران به عنوان نقطه ی شروع، می تواند زمینه ایی برای شکل گیری تئوریهای مربوط به توضیح چگونگی پراکندگی مراکز جمعیتی در ایران باشد (معصومی اشکوری، 1385، 98).
مکانهای مرکزی، مراکزی کانونی هستند که در آنها کالاها (بویژه کالاهای خدماتی و کشاورزی) و خدمات گوناگون (مانند آموزش وخدمات بهداشتی - درمانی) برای برآوردن نیازهای سکونتگاههای کوچک تر پیرامونی ارائه می شود. بنابراین می توان سکونتگاههای روستایی را براساس کارکردهای خدماتی آنها رده بندی کرد و با توجه به جایگاه هر یک از روستاها در ارائه خدمات و کالاها، آنها را در سطح معینی جای داده، به سطح بندی خدماتی سکونتگاهها پرداخت (سعیدی، 1390، 119).
2-3-2- سازمان فضایی و سطح بندی روستاها
در برنامه ریزی توسعه مناطق روستایی تعیین درست مراکز روستایی و مکان های توزیع خدمات اهمیت بسیاری دارد. ایجاد سازمان فضایی مناسب و ساخت مکانی مطلوب اهداف اصلی برنامه های توسعه مناطق روستایی را تشکیل می دهد. منظور از سازمان فضایی ساختار سلسله مراتبی سکونتگاهها، شبکه های ارتباطی که آنها را به هم وصل می کند و جریانهای برقرار بین آنها است. منظور از ساخت فضایی نیز ترکیب این عوامل یا ترتیب مکانها، شبکه یا خطوط پیوند و روابط یا کارکردهاست. سازمان فضایی مناسب، دارای ساخت سلسله مراتبی است که هر مرتبه براساس جایگاهی که اشغال کرده کارکردهای خود را در سیستم ایفا می کند (جمعه پور،1385 ،181).
الگوی روابط متقابل بین سکونتگاهها در صورتی که شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یکسانی برای همه آنها تصور شود، می تواند براساس این دو اصل تفسیر شود:1- اصولا مردم برای دستیابی به خدمات یا رفع نیازهای خود براساس قانون کمترین تلاش، مسیرهایی را انتخاب می کنند که با پیمودن حداقل فاصله حداکثر نیازهای خود را برآورده سازند.2- مردم مستقر در سطح پایین تر مکان های مرکزی همیشه برای رفع نیازهای خود به سوی سطح بالاتر سکونتگاهها حرکت می کنند. البته به شرط اینکه سکونتگاه بالاتر جاذبه کافی برای جذب مردم سکونتگاه پایین تر را از نظر ارائه کارکردهای مختلف داشته باشد. این دو شرط تعیین کننده چهارچوب جریان روابط متقابل بین نقاط مختلف در سلسله مراتب سکونتگاهی است (Maurya, 1991,67) .
هر چند ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز در کنار رفتارهای اقتصادی در انتخاب مکان تأمین نیازهای خدماتی یا برآورده ساختن سایر نیازها توسط مردم اثر می گذارد، اگر به این اصل توجه داشته باشیم که همه روستاهای کوچک و بزرگ از نظر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر عوامل نمی توانند تمامی نیازهایشان را با اتکا به خود برطرف نمایند، این مسئله روشن می شود که ارتباط بین سکونتگاهها در زمینه پوشش دادن نیازهای همدیگر به عنوان یک سیستم فضایی واحد اجتناب ناپذیر است. ساماندهی این ارتباط و جریانهای بین سکونتگاههاست که نیاز به برنامه ریزی فضایی را برای نواحی روستایی ایجاد می کند. در انتخاب مراکز روستایی در مراتب مختلف سکونتگاهی برای انتخاب درست مکان های استقرار خدمات و کارکردها به چند نکته باید توجه کرد که این نکات شامل موارد زیر است:1- انتخاب نقاط در هر سطح از سکونتگاهها که صورت گیرد، باید به گونه ایی باشد که مناسب ترین ارتباط سلسله مراتبی را برقرار سازند، بطوری که هر کدام از نقاط به بهترین شکل نقش خود را ایفا کند.2- الگوی ارتباط بین نقاط با در نظر داشتن پیمودن حداقل فاصله دسترسی به خدمات و کارکردهای مختلف تعریف شود.3- انتخاب مراکز توزیع خدمات یا کارکردها در مناطقی که هنوز هیچگونه الگویی از توزیع خدمات بویژه در سطوح پایین سکونتگاهها شکل نگرفته است به مراتب آسان تر از وقتی است که الگوی نامناسب و ناکارآمد شکل گرفته باشد.4-در شرایط مساوی سکونتگاههایی که نقشها و کارکردهای بیشتری بر عهده دارند یا جاذبه کارکردی بیشتری دارند از قابلیت بالاتری برای انتخاب به عنوان مرکز در مقایسه با نقاط هم سطح برخوردارند (Solanki and Dikit, 1991,173).
در سطح بندی روستاها، می توان به منظور خدمات رسانی، روستاهای کوچکتر رابه روستاهای بزرگتر و همجوار خود پیوند داد. (به طور مثال دو یا سه روستای سطح اول به یکی از روستاهای سطح دو، و مجموعه چند روستای سطح یک و دو را به روستایی در سطح سه ارتباط

user8614

1-6-2- دوره ابتدایی 42
2-6-2- دوره راهنمایی تحصیلی (متوسطه اول) 42
3-6-2- دوره متوسطه عمومی 43
4-6-2- دوره پیش دانشگاهی 43
7-2- ضوابط و استانداردهای مربوط به خدمات آموزشی 44
1-7-2- استانداردهای آموزشی و تعداد دانش آموزان در مدارس ابتدایی و راهنمایی 45
8-2- مدرسه هوشمند 47
1-8-2- پیشینه هوشمندسازی مدارس 48
2-8-2- اهداف ایجاد مدارس هوشمند 49
3-8-2- پیش نیازها جهت اجرای مدارس هوشمند 50
فصل سوم:
مواد و روش ها 1-3 - پیش درآمد 52
2-3- موقعیت، حدود و وسعت منطقه مورد مطالعه 54
3-3- ویژگیهای طبیعی منطقه 55
1-3-3- زمین شناسی و ژئومورفولوژی 55
2-3-3- آب وهوا‌( اقلیم) 56
1-2-3-3- بادهای 120 روزه سیستان 62
3-3-3- منابع آب 62
4-3-3- خاکهای منطقه 64
5-3-3- وضعیت پوشش گیاهی 65
6-3-3- زندگی جانوری 65
4-3- ویژگیهای جغرافیای انسانی 66
1-4-3- بررسی وضعیت جمعیت منطقه 66
2-4-3- ترکیب جنسی جمعیت 68
3-4-3- وضعیت سواد 68
4- 4 – 3- کشاورزی 69
5-4-3- صنایع و معادن 70
6-4-3- فعالیت های عمرانی و خدماتی 71
1-6-4-3 مساکن روستایی 71
2-6-4-3- معابر و شبکه حمل ونقل 72
3-6-4-3- تأمین آب شرب 73
4-6-4-3- برق رسانی 73
5-6-4-3- خدمات بهداشتی و درمانی 73
6-6-4-3- سایر خدمات 74
7-4-3- ویژگی های فرهنگی و اجتماعی 74
8-4-3- جغرافیای تاریخی سیستان 75
9-4-3- آثار تاریخی منطقه 76
5-3- روش تحقیق 79
1-5-3- روشها و مراحل تحقیق 79
2-5-3- جامعه آماری 80
3-5-3-روش و ابزار گرد آوری داده ها 81
4-5-3- شاخص های مورد مطالعه 82
5-5-3- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 83
فصل چهارم
یافته های تحقیق 1-4- پیش درآمد 85
2-4- یافته های توصیفی و تحلیلی 85
1-2-4- تغییرات مربوط به تعداد جمعیت و خانوار روستاهای مورد مطالعه 88
2-2-4- مراکز آموزشی مقطع ابتدایی 91
1-2-2-4- پراکندگی و دسترسی به مدارس ابتدایی در دهستان محمدآباد 92
2-2-2-4- درجه بندی مدارس ابتدایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 98
3-2-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مدارس ابتدایی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 100
4-2-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی مدارس ابتدایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 101
5-2-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس ابتدایی دهستان 105
3-2-4- مراکز آموزشی مقطع راهنمایی 108
1-3-2-4- پراکندگی و دسترسی به مدارس راهنمایی در دهستان محمدآباد 108
2-3-2-4-درجه بندی مدارس راهنمایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 116
3-3-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مدارس راهنمایی دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 117
4-3-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 118
5-3-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس راهنمایی دهستان 123
4-2-4- مراکز آموزشی مقطع متوسطه 124
1-4-2-4- پراکندگی و دسترسی به مراکز آموزشی متوسطه در دهستان محمدآباد 126
2-4-2-4- تراکم دانش آموز در کلاس های مراکز آموزشی متوسطه دهستان در مقایسه با استانداردهای آموزشی 133
3-4-2-4- وضعیت فضاها و تجهیزات آموزشی در مقایسه با استانداردهای آموزشی 134
4-4-2-4- بررسی وضعیت کادر آموزشی و سایر کارکنان مدارس متوسطه دهستان 136
3-4- آزمون فرضیات 137
1-3-4- آزمون فرضیه نخست 138
2-3-4- آزمون فرضیه دوم 139
فصل پنجم
جمع بندی، نتیجه گیری و پیشنهادات 1-5- جمع بندی 143
2-5- نتیجه گیری 144
3-5- پیشنهادات 147
منابع 152
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1- مراکز آموزشی مورد مطالعه 14
جدول 1-2 -استانداردهای آموزشی و تعداددانش آموزان آنها در مدارس ابتدایی 46
جدول 2-2 -استانداردهای آموزشی و تعداد دانش آموزان آنها در مدارس راهنمایی 46
جدول 3-2-استانداردها و ضوابط خدمات آموزشی در مناطق روستایی کشور 47
جدول 1-3- مساحت دهستانهای شهرستان هامون در سال 1391 54
جدول 2-3- وضع جوی منطقه سیستان بر حسب ماه: سال 1389 58
جدول 3-3- ویژگیهای عناصر اقلیمی منطقه سیستان 59
جدول 4-3- آمار تعدادی از عناصر اقلیمی ایستگاه سینوپتیک زابل طی سالهای 90-1380 60
جدول 5-3- تعداد جمعیت و خانوار شهرستان هامون در سالهای 1385 ، 1390 67
جدول 6-3- وسعت و تراکم جمعیت دهستانهای شهرستان هامون در سال 1390 67
جدول 7-3- تعداد حانوار وجمعیت از نظر جنسیت در شهرستان هامون و دهستان محمدآباد در سال 1385 68
جدول 8-3- تعداد افراد باسواد و بی سواد بر حسب جنس در شهرستان هامون 69
جدول 9-3-طول محور های روستایی آسفالته شهرستان هامون در سال 1390 72
جدول 10-3- مراحل انجام تحقیق 80
جدول 1-4- طرح اتصال مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-1391 88
جدول 2-4- تعداد خانوار و جمعیت روستاهای مورد مطالعه دهستان محمد آباد در سالهای 1385 و 1390 89
جدول 3-4-مقایسه تعداد آموزشگاهها و تعداد دانش آموزان مقطع ابتدایی سال 92-1391 94
جدول 4-4- آمار مدارس ابتدایی روستاهای مورد مطالعه در دهستان 97
جدول 5-4- وضعیت مدارس ابتدایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 از حیث درجه استاندارد آموزشی 98
جدول 6-4- مقایسه فضاهای آموزشی مقطع ابتدایی دهستان ازنظر محوطه و زیربنا با استانداردهای آموزشی درسالتحصیلی 92-91 101
جدول 7-4- توزیع کارکنان مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد از لحاظ جنسیت در سال تحصیلی 92-1391 107
جدول 8-4 مقایسه تعداد آموزشگاهها و تعداد دانش آموزان مقطع راهنمایی در سال تحصیلی 92-1391 112
جدول 9-4- آمار مدارس راهنمایی روستاهای مورد مطالعه در دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 115
جدول 10-4- مقایسه فضاهای آموزشی مدارس راهنمایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 121
جدول 11-4- آمار مدارس مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 131
جدول 12-4- مقایسه سرانه فضاهای آموزشی زیر بنا در مدارس متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-1391 (متر مربع) 135
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 1-2-اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GIS 25
شکل 2-2- مدل فون تانن 29
شکل 3-2- سلسله مراتب مکانهای مرکزی کریستالر 30
شکل 4-2 -سلسله مراتب مرکزی براساس اصول بازار یابی، ترابری و اداری 32
شکل 5-2- سطح بندی سکونتگاههای روستایی 36
شکل 1-3-نقشه تقسیمات سیاسی استان سیستان و بلوچستان 53
شکل 2-3- منحنی آمبروترمیک منطقه سیستان 57
شکل3-3- نمودار خلاصه پارامترهای محاسباتی دمای هوا در ایستگاه زابل 61
شکل 1-4- نمودار ستونی تعداد آموزشگاههای مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-91 86
شکل 2-4- نمودار ستونی تعداد دانش آموزان مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون در سال تحصیلی 92-91 86
شکل3-4- نمودار دایره ای درصد کارکنان مدیریت آموزش و پرورش شهرستان هامون از لحاظ مدرک تحصیلی در سال تحصیلی 92-91 87
شکل 4-4- نمودار ستونی جمعیت سالهای 1385 و 1390 روستاهای مورد مطالعه در دهستان محمدآباد 90
شکل 5-4- نقشه پراکندگی مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 93
شکل 6-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی به مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-1391 95
شکل 7-4- نمودار ستونی درجه بندی مدارس ابتدایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-91 در مقایسه با استانداردهای آموزشی 99
شکل8-4- نمودار دایره ای درصد کارکنان (آموزشی،اداری و خدماتی) مقطع ابتدایی دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 106
شکل 9-4- نقشه پراکندگی مدارس راهنمایی دهستان محمد آباد در سال تحصیلی 92-91 110
شکل 10-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی دهستان محمدآباد به مدارس راهنمایی در سال تحصیلی 92-91 113
شکل11-4- نقشه پراکندگی مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 127
شکل 12-4- نمودار ستونی مقایسه جمعیت دانش آموزی مدارس متوسطه دهستان محمدآباد به تفکیک رشته تحصیلی در سال تحصیلی 92-91 128
شکل13-4- نقشه دسترسی دانش آموزان روستایی به مراکز آموزشی متوسطه دهستان محمدآباد در سال تحصیلی 92-91 129
فصل اول
مقدمه و کلیات تحقیق


1-1- مقدمه
لفظ آموزش وپرورش در مفهومی وسیع به کلیه فرآیندهایی اطلاق می شود که زندگی فرهنگی را برای انسان تأمین می کند (جرالد ال،1389،11).
آموزش و پرورش فرآیندی زگهواره تا گور است که در هر جامعه ایی وجود داشته و اشکال گوناگونی دارد، از یادگیری براساس تجربه های زندگی تا آموزش و پرورش آموزشگاهی، از اجتماعات صنعتی تا غیر صنعتی، از محیط های روستایی تا شهری، بنابراین آموزش و پرورش یک پدیده اجتماعی است (علاقه بند، 1372، 4) .
آموزش رسمی نهاد مهمی برای انتقال دانش و فرهنگ از نسلی به نسل دیگر و پرورش آن دسته از خصایص آدمی است که به بازده اقتصادی، ثبات اجتماعی و ایجاد دانش های جدید کمک می کند، بخشی از این دانش همان نظری است که جامعه نسبت به خود نظام مدرسه پیدا می کند، برای آنکه یک نهاد نقش مهمی در جامعه ایفا کند لازم است مشروع باشد یعنی مردمی که از آن استفاده می کنند، باید معتقد باشند که این نهاد در خدمت منافع و نیازهای آنان است (کانوی، 1367، 13).
امروزه بسیاری از متفکران و متخصصان تعلیم و تربیت که طرفدار برداشتی نو و دیدی تازه در زمینه اصلاحات آموزشی هستند، بر این باورند که برنامه ریزی اصلاحات به منظور تجدید نظر اساسی در عملکرد گذشته و کنونی نظام های تعلیم و تربیت هر کشور باید در پرتو بررسی پیشینه تاریخی تحولات آموزش و پرورش و تحلیل وضعیت کنونی نظام آموزشی صورت گیرد، زیرا در این صورت می توان با دیدی تازه و جامع عواملی را که موجب رکود فعالیتهای فرهنگی و علمی
و شکل گیری دشواریهای کنونی نظام آموزشی شده است، شناسایی کرد (کانل ، 1373، 694).
اصولاً ساختار نظام آموزش و پرورش در ابعاد دوگانه بررسی می شود که عبارتند از:
1- بعد عمودی نظام که شامل مراحل تحصیلات رسمی با توجه به سن ورود به مدرسه و تعداد سالهای تحصیل در هر مرحله تحصیلی است.
2- بعد افقی نظام آموزش و پرورش که به تقسیمات درونی هر یک از مراحل تحصیلی یا دوره های آموزشی که شامل شاخه ها و رشته های تحصیلی است، اطلاق می شود مانند رشته های نظری و فنی و حرفه ایی در دوره متوسطه (آقازاده، 1388، 23).
مسئولان برنامه های اصلاحی آموزش و پرورش ممالک موفق معتقدند که اصلاح کمی و کیفی آموزش و پرورش باید از مقاطع تحصیلی پایین تر آغاز گردد تا بتوان شرایط تحول برای مقاطع بالاتر را مهیا ساخت، آنان تأکید دارند که بازسازی و اصلاح آموزش و پرورش فرآیندی نیست که بتوان آن را با اقدام ضربتی آن هم از رأس و قلّه ی هرم آموزشی آغاز کرد، بلکه اقدام اصلاحی متناسب و سنجیده باید از قاعده هرم آموزشی یعنی از سطح آموزش قبل از دبستان و آموزش ابتدایی شروع گردد تا بتوان آن را به صورت فرآیندی فراگیر و همه جانبه به سطوح بالای آموزشی (دوره متوسطه و آموزش عالی) هدایت کرد.اما متأسفانه این توصیه کارشناسان در فرهنگ برنامه ریزی کشور ما جایگاه شناخته شده ایی ندارد (همان،1388، 221-220).
با توجه به اینکه در اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به مسئله آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح تأکید شده است و همچنین سطح بالای آموزش و سواد از ملاک های توسعه انسانی کشورها محسوب می شود لذا دسترسی جوامع روستایی و شهری به خدمات آموزشی و پراکنش مناسب مراکز آموزشی از اهمیت زیادی برخوردار است.
در این پژوهش وضعیت دسترسی دانش آموزان دهستان محمد آباد شهرستان هامون در منطقه سیستان به مراکز آموزشی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه با استفاده از روش تحلیل فضایی و نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS مورد بررسی قرار می گیرد.
چارچوب اصلی این پژوهش ابتدا در فصل اول تحت عنوان مقدمه وکلیات تحقیق شامل بیان مسئله، سئوالات تحقیق، فرضیات تحقیق، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف تحقیق ، پیشینه ی تحقیق (مطالعات داخلی و خارجی) محدوده ی موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق می باشد.
فصل دوم شامل مبانی نظری تحقیق است که در آن پیش در آمد، تعاریف و مفاهیم و دیدگاه ها و نظریه ها ذکر می گردد.
در فصل سوم این پژوهش بعد از پیش در آمد ابتدا کلیات جغرافیایی منطقه مورد مطالعه در قالب ویژگی های طبیعی و انسانی و سپس به بیان مواد و روش ها، جامعه آماری و روش ها و ابزار گردآوری داده ها و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است.
فصل چهارم شامل یافته های تحقیق به صورت پیش درآمد و یافته های توصیفی بدست آمده از بررسیهای میدانی در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه و آزمون فرضیات می باشد.
و فصل پنجم به جمع بندی ، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات می پردازد.
2-1- بیان مسئله
انسان موجودی است تغییر پذیر با توانایی های بالقوه نامحدود که این توانایی ها می تواند تحت نظام و برنامه ریزی آموزشی و پرورشی به فعل تبدیل شود و جوامع انسانی را از مواهبی بسیارگران برخوردار نماید، بهبود در نحوه انجام وظیفه، امکان استفاده بیشتر از منابع محدود داخلی، کاهش هزینه ها و سرانجام تحقق هر چه بهتر هدف های سازمانی آنگاه میسر است که قابلیتها و مهارتهای منابع انسانی براثر آموزش و بهسازی تقویت شوند تا بتوانند نقش و سهم خود را در تلاشهای توسعه ایفا کنند (میر سپاسی، 1372، 297).
در قرن اخیر گرایش شدید به آموزش و پرورش رسمی، گسترش قابل ملاحظه مراکز آموزشی را سبب گردید و برداشت جامعه را درباره ی رسالت و مسئولیت مدرسه به کلی دگرگون کرد (معیری، 1381، 23).
مربیان، مدیران و معلمان بر کارکرد مدرسه در جهت تنویر افکار تأکید می کنند، اینها مدعی اند که آموزش رسمی جز مهمی از فرآیند مادام العمر آموزش و پرورش است که نه تنها شناخت پدیده های مهم بلکه خود فرآیند یادگیری را نیز به جوانان می آموزد، کار فرمایان، مدرسه را وسیله ایی برای فراهم آوردن مهارتها و آماده ساختن جوانان برای کارکردهای اقتصادی در جامعه ای که مرتباً تکنولوژی پیچیده تر می شود، می دانند (کانوی. 1367، 13).
امروزه گروه عظیمی از مردم کشور ما نیز تحصیل و در نتیجه پیشرفت را یکی از نیازهای اساسی خود می دانند. اکنون تعداد زیادی از انسان ها بایستی از حداقل دانش روز برخوردار باشند که این حداقل از مجموع چندین برابر حداکثر چند قرن گذشته بسیار بزرگتر و بیشتر و دارای کیفیتی کاملاً متفاوت است. لازم به یادآوری است، هر چه بر تعداد جمعیت دانش آموزی افزوده می شود از کیفیت تدریس و برنامه های آموزش و پرورش کاسته می شود، از طرف دیگر بدلیل عدم توجه به خصوصیات فردی فراگیران، تعدادی از آنها درس و مدرسه را رها کرده و جزء افراد کم سواد در می آیند، لذا باید متناسب با افزایش تعداد دانش آموزان توجه به آموزش متناسب، صورت گیرد. از نقطه نظر هزینه و مخارج این حقیقت مسلمی است که بایستی هر ساله مبلغ قابل توجهی بر بودجه آموزش و پرورش افزود و اگر دخالت کشورهای استعمارگر در امور سایر کشورها نبود معقول این بود که رقم اول بودجه هر کشور به جای امور نظامی به آموزش و پرورش اختصاص یابد. در جامعه اسلامی ما توجه به آموزش و پرورش منبعث از تأکید دین اسلام و قرآن کریم و سنت و سیره پیامبر و ائمه اطهار است، لذا پرورش نیروی انسانی خلاق و هماهنگ با معنویات حکومت اسلامی رسالتی است که بر دوش دستگاه تعلیم و تربیت قراردارد و تحقق آن ضامن موفقیت سایر سازمانها و نهادهای اجرایی کشور می باشد، به عبارتی دیگر توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور مرهون توسعه آموزشی و فرهنگی است (عسکری و محسنی نیا، 1373، 48) .
باتوجه به اینکه در بعضی موارد عدم ساماندهی و عدم توزیع مناسب مراکز آموزشی در دهستان محمد آباد مشاهده می شود و در برخی از روستاها کمبود فضای آموزشی وجود دارد و در برخی دیگر از روستاها، فضاهای آموزشی ساخته شده بلا استفاده باقی مانده است و همچنین در بعضی از روستاها وضعیت مدارس از استانداردهای آموزشی فاصله دارد و این موارد باعث افت تحصیلی، ترک تحصیل و بازماندن دانش آموزان از تحصیلات بالاتر می شود لذا تحقیق حاضر تحت عنوان (تحلیل فضایی دسترسی به مراکز آموزشی دهستان محمد آباد شهرستان هامون) صورت گرفته است.
3-1- سئوالات تحقیق
1- آیا پراکنش مراکز آموزشی دهستان محمد آباد از نظر فضایی، متناسب با جمعیت روستایی می باشد؟
2- بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود دهستان ازنظرتعداددانش آموز وتجهیزات با استانداردهای آموزشی چه ارتباطی وجود دارد؟
4-1- فرضیات تحقیق
1- آرایش فضایی متناسبی بین پراکندگی مراکز آموزشی با جمعیت روستایی دهستان وجود ندارد.
2- هماهنگی زیادی بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود دهستان ازنظرتعداددانش آموز وتجهیزات با استانداردهای آموزشی وجود ندارد.
5-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
کارکرد آموزشی در هر سرزمین زیر بنای توسعه اقتصادی - اجتماعی می باشد، جامعه ایی که از نظر سطح سواد و تخصص از موقعیتهای مناسب برخوردار نباشد، امکان ارتقاء کیفی برای جمعیت آن وجود ندارد، بنابراین گسترش خدمات آموزشی در ایجاد زمینه های مناسب برای توسعه اقتصادی - اجتماعی نواحی روستایی لازم است (مطیعی لنگرودی، 1390، 118- 117).
یکی از ابزارهای مهم برنامه ریزی در اختیار داشتن اطلاعات و آمار از وضع موجود می باشد که به برنامه ریز این امکان را می دهد تا با بررسی مسائل و تنگناها و تجزیه و تحلیل داده های آماری امکان تدوین برنامه ایی منطبق با مقتضیات زمان و مکان را فراهم آورد. از میان انواع برنامه ریزیها، برنامه ریزی آموزشی اساسی ترین و بنیادی ترین آنها می باشد، از عناصر مهم در فرآیندهای آموزشی وجود امکانات فیزیکی نظیرساختمان، تأسیسات و تجهیزات مربوطه می باشد که تأمین آن بویژه در کشورهای در حال توسعه بدلیل محدودیت منابع مالی تنگناهایی را در امر آموزش ایجاد می نماید، در کشور ما توجه به این امر مستلزم مکان گزینی مناسب فضاهای آموزشی است تا از این طریق ضمن بهره برداری کامل از فضا و امکانات، بازدهی مطلوب از سرمایه گذاری در این بخش حاصل آید و با توجه به اینکه تحقیق علمی اساسی ترین وسیله برای کنترل، اصلاح، تغییر و توسعه تعلیم و تربیت می باشد، لذا با انجام چنین پژوهش هایی می توان بعضی از مشکلات و نارساییهای موجود در بخش آموزش و پرورش مناطق روستایی را شناسایی کرد و در جهت حل این مشکلات راهکارهایی ارائه نمود.
به عنوان مثال بررسی امکانات موجود آموزش و پرورش در کشور نشان می دهد که این نوع امکانات در روستاهای کشور کمتر از امکانات موجود در شهرها است و این مسئله از زمان های گذشته تا کنون در روند مهاجرت روستاییان به نقاط شهری تأثیر گذار بوده است.
6-1- اهداف تحقیق
1- شناسایی توزیع فضایی مراکز آموزشی موجود در دهستان محمد آباد.
2- تعیین ارتباط بین وضعیت فضاهای آموزشی موجود با استانداردهای آموزشی جهت تصمیم گیری برای آینده.
7-1- پیشینه تحقیق
بطور طبیعی هر پژوهشی در تداوم پژوهش های پیشین به انجام می رسد، هم از دوباره کاریها در آن اجتناب می شود و هم از داده های تحقیقات پیشین برخوردار می گردد، ارتقا دانش نیز به همین تداوم وابسته است. (ساروخانی، 1385، 146).
بررسیهای بعمل آمده نشان می دهد که در زمینه تحلیل فضایی و مکانی دسترسی به مراکز آموزشی پژوهش هایی انجام گرفته است که نمونه هایی از مطالعات داخلی و خارجی عبارتند از:
1-7-1- مطالعات داخلی
- ناصری وجی واد (1384) تحلیل توزیع مکانی مراکز آموزشی با استفاده ازGISرا انجام دادند، نتیجه اینکه: کاربریهای عمومی در بسیاری از شهرها قادر به ارائه خدمات مطلوب به شهروندان نمی باشند، دستیابی به چنین هدفی منوط به شناخت معیارها و ضوابطی است که در مکان یابی مراکز خدماتی مورد استفاده قرار می گیرد، براین اساس اهم مشخصه ها: سازگاری، مطلوبیت و ظرفیت است که هر یک در زیر مجموعه خود به ضوابط کمی منتهی می شود و بدین لحاظ سیستم اطلاعات جغرافیایی یا GIS مورد استفاده قرار گرفته و با استفاده از توابع تحلیل مکانی و براساس ترکیب عوامل و لایه های اطلاعاتی وضعیت موجود استقرار مدارس به لحاظ تناسب یا عدم تناسب با سایر کاربریهای شهر مورد استفاده قرار می گیرد.
- احد نژاد روشتی و همکاران (1391) در تحلیل پراکنش فضایی مراکز آموزشی منطقه 8 تبریز اعلام کردند که در این تحقیق با استفاده از روش های تحلیل نزدیک ترین همسایه و شاخص موران و با توجه به نتایج بدست آمده از مدل های ارزیابی چند معیاری و تحلیل سلسله مراتبی و ترسیم نقشه GIS مشخص شده است که بیشترین پراکنش های فضایی آموزشی در قسمت جنوب و جنوب غربی این منطقه قرار دارد و الگوی منظمی ندارد.
- غفاری گیلانی و همکاران (1390) در مطالعه مکان گزینی مدارس راهنمایی شهر آستارا به این نتیجه رسیدند که استفاده توام قواعد چند معیاری و قابلیت های GIS در انتخاب مسیر مناسب در روند ساماندهی مراکز آموزشی مؤثر است.
- محمدی و همکاران (1391) در مطالعه مکان یابی مدارس راهنمایی شهر کازرون به این نتیجه رسیدند که در شهر کازرون کمبود مدارس راهنمایی و توزیع ناعادلانه آنها به شدت احساس می شود و با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS و مدل همپوشانی شاخص ها بهترین مکان ها برای احداث مدارس راهنمایی پیشنهاد شده و اولویت بندی نیز صورت گرفته است.
- فرج زاده اصل و رستمی (1383) توزیع مراکز آموزشی در سطح شهرک معلم کرمانشاه را با استفاده از GIS برای مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به تفکیک پسرانه و دخترانه ارائه کردند، نتایج نشان می دهد شهرک معلم کرمانشاه با کمبود فضای آموزشی مواجه است و نیازمند مکان های جدید برای احداث مدارس است.
- معصومی و فرج زاده در سال 1385 تحلیل فضایی کتابخانه های عمومی منطقه 12 تهران را با استفاده از GIS انجام دادند، نتیجه اینکه: با وجود کم بودن جمعیت منطقه 12 تهران نسبت به سایر مناطق، ولی تعدادکتابخانه ها از فراوانی بیشتری برخوردار است و کتابخانه های موجود، توزیع فضایی مناسبی ندارند و دسترسی به کتابخانه ها نیز در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
- نسترن (1382) در پژوهشی تعادل فضایی و پراکندگی نماگرهای آموزشی در مناطق شهری اصفهان را تبیین کرده و ضمن به تصویر کشیدن عدم تعادل در توزیع فضایی شاخص های آموزشی شهر اصفهان، راهکارهای دستیابی به وضع مطلوب و توزیع بهینه شاخص ها و زمینه های مناسب محرومیت زدایی را مورد بحث قرار داده است.
- اکبری (1390) در تحلیل فضایی و برنامه ریزی نارسائی های مراکز خدمات شهری یاسوج به این نتیجه رسید که شهر یاسوج به تناسب شدت گیری توسعه ی کالبدی و افزایش جمعیت از نظر ارائه خدمات شهری دچار نارسایی است و نتیجه این نوع توسعه کالبدی شتاب انحراف از استاندارد شاخص های خدماتی بوده است.
- کریمیان بستانی (1390) روند توزیع مراکز آموزشی در شهر زاهدان با تأکید بر عدالت اجتماعی را طی سال های 88-1380 بررسی نمود، نتایج تحقیق نشان می دهد: توزیع کنونی مراکز آموزشی در شهر زاهدان نه تنها در مناطق سه گانه متفاوت است بلکه طی سال های 88-1380 از روند نابرابری تبعیت نموده است، رشد ناموزون شهر نشینی در شهر زاهدان زمینه ساز نابرابری اجتماعی بویژه در امکانات آموزشی در بین شهروندان بوده است. همچنین، روند توزیع امکانات آموزشی به سوی عدم تعادل و تمرکزگرایی در منطقه2 است زیرا ضریب جینی در سال مبدأ محاسبه 985% و در سال مقصد 978% می باشد که حاکی از بیشتر شدن شکاف برخورداری از خدمات آموزشی بین مناطق شهری زاهدان است و با این روند شهر به سوی عدم تعادل پیش می رود و در نهایت دستیابی به مقدمات عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در این شهر مشکل خواهد بود.
2-7-1- مطالعات خارجی
Moller (1998) مکان یابی مراکز آموزشی را در شهر کپنهاک دانمارک تحلیل کرده است. وی در این تحقیق الگویی برای مکان یابی فضاهای آموزشی ارائه کرده که بر مبنای محدوده بندی ثبت نامی فضاها با توجه به مسیرهای انتخابی صورت گرفته است.
Kucerova and kucera ( 2012 ) در تحقیقی با عنوان تغییرات در توزیع فضایی مدارس ابتدایی و اثر آنها بر جوامع روستایی به این نتیجه رسیدند که مدارس روستایی سازمان هایی فرهنگی، اجتماعی و آموزشی کاملی می باشند که از بسیاری از جهات با مدارس شهری متفاوت می باشند، نزدیکی و دسترسی به آنها اثرات فراوانی بر عملکردهای جوامع روستایی و زندگی روستاییان دارد، در نتیجه تغییر کلی جامعه، بهبود در حمل و نقل و کاهش جمعیت در مناطق خارج از شهر، تعداد مدارس ابتدایی همراه با متراکم شدن آنها در مناطق پرجمعیت تر کاهش می یابد. تأثیر نزدیکی مدارس بر زندگی روزانه در جوامع روستایی در مناطق خارج از شهر در مقایسه با وضعیت شهرهایی که در طی دوره مشاهده به صورت دموکراتیک اداره شدند تغییراتی نشان نداد.
Wang and Luo ( 2005) ارزیابی عوامل فضایی و غیر فضایی برای دسترسی به خدمات بهداشتی و سطح بهداشت را انجام دادند، نتیجه آنکه اوضاع نامساعد اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و موانع فرهنگی مثل کمبود مدرسه در مناطقی که از لحاظ دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی ضعیف هستند می تواند موثر باشد.
در مطالعه سازمان یونسکو (1996)، سطح بندی حوزه نفوذ هر یک از مدارس در نقاط شهری براساس فاصله و زمان انجام شده است، در این پژوهش، مناطق کمبود و مازاد مدارس با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی تعیین و با تحلیل های شبکه مسیرهای بهینه برای دسترسی به فضاهای آموزشی مشخص شده است.
Gordon and Monastiriotis ( 2006 ) در تحقیقی با عنوان (آموزش، مکان ، آموزش: تحلیلی فضایی از نتایج آزمون مدارس راهنمایی انگلیسی) به این نتیجه رسیدند که رابطه بین جغرافیا و مدرسه ارتباطی دو جانبه می باشد، از یک طرف گمان می رود که نرخ رتبه های بالای امتحانی در سطح منطقه ایی مرتبط با ترکیب عالی و مناسب مسکونی، اجتماعی و همچنین مرتبط با عملکرد اقتصادی قوی تر می باشد، از طرف دیگر، ترکیب جمعیت منطقه ایی، فشارهای بازار کار و سیاستهای آموزشی منطقه ایی هم بر نرخ موفقیت مدرسه و هم بر شرایطی که تحت آن مدارس عمل می کنند تاثیر می گذارد.
Oakes (2006) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان ( استراتژی های فرهنگی و توسعه: مفاهیمی برای مناطق روستایی چین) به این نتیجه رسید که استراتژی توسعه فرهنگی و آموزشی در روستاهای چین نشانه ی توسعه اقتصادی است.
Muleya (2006) طی تحقیقی که در مناطق روستایی زامبیا انجام داده است، مشکلات سکونتگاههای روستای را در مسائلی از قبیل دسترسی به مراکز و تسهیلات آموزشی، بهداشتی، مقاومت ساختمانها، حمل و نقل و زیست محیطی یافته است، در این راستا فرآیند برنامه ریزی را از دو بعد کاربری اراضی و برنامه ریزیهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی دانسته است.
8-1- محدوده موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق
آموزش و سواد، دو مقوله اساسی در توسعه فرهنگی و زمینه ساز دستیابی به توسعه پایدار انسانی به شمار می روند، سواد و آموزش بالاتر زمینه دستیابی به شغل بهتر، شرایط بهتر زندگی و انسانی تر کردن زندگی را فراهم می سازد و اجتماعی معقول تر و فضای متعادل را فراهم می آورد. نابسامانی در توزیع مناسب مراکز آموزشی و فقدان یک منطقه بندی مناسب در توزیع امکانات آموزشی و فاصله از استانداردهای آموزشی باعث دوری سکونتگاهها از عدالت اجتماعی خواهد شد، بر این اساس این تحقیق در صدد شناسایی توزیع مراکز آموزشی و بررسی ارتباط بین وضعیت فضاهای آموزشی با استاندارد های آموزشی در روستاهای دهستان محمد آباد شهرستان هامون می باشد. در بررسی موضوع این پژوهش بعد از تصویب طرح پیشنهادی در خرداد ماه 1392، عملیات بررسی منابع مکتوب و جمع آوری داده ها و اطلاعات مرتبط با موضوع از همان خردادماه شروع شد و پس از تدوین کلیات تحقیق و مبانی نظری موضوع تحقیق در قالب فصول 1 و 2 از شهریورماه هم مطالعات میدانی و حضور در روستاها برای جمع آوری اطلاعات مربوط به شاخص های تحقیق و توزیع فضایی مراکز آموزشی انجام گرفته است. مکان های مورد مطالعه عبارتند از کلیه مراکز آموزشی دهستان محمد آباد شهرستان هامون به تفکیک مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه که اسامی روستاهای دارنده این مراکز در جدول شماره 1-1 ذکر شده است.
جدول 1-1- مراکز آموزشی مورد مطالعه
ابتدایی
تمبکا، فیروزه ای، باغک، کیخا، دهکول، بهرام آباد، دهمیر، دک دهمرده، ابراهیم آباد، عباسیه، حمزه آباد، ذوالفقاری، شهرک بزرگ، چهارخمی، گزموم، پل اسبی، ده رضا، کوشه سفلی، کوشه علیا، سدکی، آخوند غلامی، توتی، دولت آباد، دیوانه و محمد آباد
راهنمایی فیروزه ای، کیخا، بهرام آباد، ابراهیم آباد، ذوالفقاری، شهرک، کوشه سفلی، سدکی، شهریاری، آخوند غلامی، توتی، دولت آباد، چهار خمی و محمدآباد
متوسطه سدکی، توتی، دولت آباد، تمبکا و محمد آباد
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

1-2- پیش درآمد
در راستای تبیین و ارائه چارچوب نظری تحقیق، این فصل به دو بخش جداگانه تقسیم شده است بخش اول تعاریف و مفاهیم: در این بخش محقق بر آن است تا به تعریف مهمترین واژه ها و مفاهیم مرتبط با موضوع از جمله فضا، فضای جغرافیایی، تحلیل فضایی، دسترسی، روستا، جامعه روستایی، دهستان، توزیع فضایی، آموزش و پرورش و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بپردازد.
و بخش دوم دیدگاهها و نظریه ها: در این بخش سعی بر آن است تا به تحلیل دیدگاهها و نظریه های ارائه شده در راستای موضوع تحقیق پرداخته شود.
2-2 تعاریف و مفاهیم
1-2-2- فضا
فضا یکی از پیچیده ترین واژه های علمی است که در بین علوم مختلف با برداشتهای متفاوتی مصطلح بوده و در قلمرو هر علم تعریف خاصی از آن ارائه شده است. مفهوم فضا درابعاد وسیع و جامع خود، تجلی گاه رابطه میان تمام فعالیتهای انسانی است. واژه نامه نوین جغرافیایی فضا را پهنه ای از سرزمین تلقی می کند که در صحنه آن نظام های جریانی و فعالیتی، صورت بندیهای خاص خود را خلق می کنند. تعریف دیگر فضا عبارت است از گستره ی پیوسته ایی که در آن اشیاء و پدیده ها قرار گرفته و حرکت می کنند (آسایش و مشیری، 1389، 70) .
برخی از نویسندگان مانند اولمن فضا را مترادف با واژه ی موقعیت یعنی جایی که رابطه ی بین مکان ها را ممکن می سازد تعریف کرده است (رضوانی، 1391، 87).
2-2-2- فضای جغرافیایی
در جغرافیا، مفهوم فضا، به صورت علمی تقریباً از دهه ی 1950، با پروژه - ریسرچفرد کورت شیفر در مورد استثناگرایی در جغرافیا وارد ادبیات جغرافیایی شد. در جغرافیا، مفهوم فضا به دو صورت بکار گرفته می شود:
1- فضای مطلق که دارای کیفیت عینی، واقعی، مشخص و طبیعی می باشد.
2- فضای نسبی که بطور مداوم در اثر نیازهای اجتماعی، اقتصادی و شرایط تکنولوژیک در وسعت و فرم تغییر می یابد (شکویی، 1386، 286).
فضای جغرافیایی، فضایی است که مکان آن در زمین قابل تعیین است و از مجموعه ایی از مناسبات ترکیب پذیرفته و متحول می شود. فضای جغرافیایی فضایی است که مرحله ایی از دگرگونی را پشت سر نهاده و وجه مرئی آن را چشم انداز تشکیل می دهد، در جغرافیا، فضای جغرافیایی شامل فرآیندهای طبیعی تغییر یافته بوسیله انسان، شرایط اجتماعی تولید و تقسیم اجتماعی کار در یک مجموعه نظام یافته می باشد. بطور کلی فضای جغرافیایی ، تجلی گاه رابطه تمام فعالیتهای انسانی و مبین سطوح توسعه یافتگی جوامع می باشد (آسایش و مشیری، 1389، 71 -70).
3-2-2- تحلیل فضایی
روشی است برای تحلیل و تفسیر پدیده ها و نقاط که در مکان ها و فضاها پراکنده اند. یکی از ابزارهای تحلیل فضایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است.
جغرافیای انسانی را می توان به عنوان نوعی هندسه یعنی دانش فضایی به شمار آورد، فضایی که در آن نقاط، ساکنان و واقعیتهای جغرافیایی پراکنده شده اند و با چنین برداشتی می توان به تحلیل فواصل، تصاویر، ثابتها و متغیرها پرداخت، در تحلیل فضایی از داده های آماری استفاده می شود و فرجام کار آن به تمهید الگوهایی می انجامد که در نهایت، در امر سازماندهی یک سرزمین به کار می آیند (دروئو،1371،61).
4-2-2- روش تحلیل فضایی
در روش تحلیل فضایی ارتباط بسیار قوی میان انسان و محیط او برقرار می گردد. این تکنیک و روش های متداول آن به محققان کمک می نمایند، تا عناصر فضایی تشکیل دهنده محیط را شناسایی نموده و ضمن برقراری ارتباط متقابل میان عناصر، تحلیل جامعی از محیط به عمل آورند. مهمترین بعد فضایی، استفاده از رویکرد مطالعه انسان و پدیده های فیزیکی محاط بر آن است. با این روش، می توان به مکان رخداد پدیده ها آگاهی پیدا کرده و به چرایی این رویداد پاسخ داده شود: تحلیل فضایی در حقیقت مجموعه ایی از ابزارها، فنون و روش شناسی است که از طریق علم اطلاعات جغرافیایی انجام می پذیرد. در این تحلیل مجموعه ای فضایی از رفتار انسان مورد توجه قرار گفته، و امکان مطالعه در توزیع فضایی، الگوها و فرآیندهای مرتبط با پدیده های اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیایی مهیا می گردد. مهمترین ابزارهایی که در تحلیل فضایی به کار گرفته می شوند، سیستم های اطلاعات جغرافیایی، سیستم های تعیین موقعیت جهانی، سنجش از دور و آمار فضایی است (ذاکری، 1383، 93).
5-2-2- دسترسی
وجود یک تعریف قابل قبول برای دسترسی مشکل است زیرا دسترسی توسط برخی عوامل تحت تأثیر قرار می گیرد. دسترسی به مفهوم کاهش فاصله مکانی بین محل زندگی و تمرکز تسهیلات و خدمات و محل کار است، یعنی افراد متقاضی در کوتاهترین فاصله مکانی- زمانی (فضایی) به تسهیلات عمومی دسترسی داشته باشند که این امر به طور طبیعی مسأله عدالت اجتماعی و فضایی را در سطح مناطق مختلف برقرار می سازد. بطور کلی دسترسی به عنوان آزادی یا توانایی مردم برای برآوردن نیازهای اساسی به خاطر حفظ کیفیت زندگی تعریف شده است (رهنما و ذبیحی، 1390، 7).
در تحلیل سهولت دسترسی، عامل زمان- فاصله در دسترسی به خدمات تعیین می شود و برنامه ریزان و جغرافیدانان می توانند ضعف یا فقدان یا گسترش خدمات را در توسعه ی روستایی در یابند، همچنین ظرفیت سرمایه گذاری در بخش های ویژه برای افزایش سهولت دسترسی خانواده های روستایی و کاهش شکاف در عرضه ی خدمات بین خرده نواحی داخل ناحیه بخوبی مشخص می گردد (شکویی، 1373، 325).
6-2-2- روستا و جامعه روستایی
عدد جمعیت، نوع معیشت، وجود شهرداری، ساخت اجتماعی و اقتصادی از شاخص هایی هستند که می توانند مبنای تعریف روستا محسوب گردند. و در بعضی از منابع در تعریف روستا آمده است، روستا به جایی گفته می شود که شغل اکثریت مردم کشاورزی است در تعریف دیگر که امروزه ملاک تمایز شهر از روستا در ایران محسوب می شود وجود شهرداری است و براین اساس به سکونتگاههایی که شهرداری نداشته باشند روستا اطلاق می شود (وثوقی، 1369، 11).
در سال 2002، ویلیام وکاتچین، بیان کرده اند که نباید روستا را به سادگی در قالب دسته ایی از امور قابل مشاهده و توصیفی تعریف کرد. تعریف روستا باید شامل یک کلیت، محلی بودن و فعال بودن باشد که نشان دهنده ی ترکیب منحصر به فردی از نمایش جهانی است. تعاریف روستا بر پایه ویژگی محلی و مکانی قرار دارد که اثر آن در ساختارهای اصلی در سطح محلی از قبیل نمایش اجتماعی وجود دارد(Williams and Cutchin, 2002, 112-113).
جامعه روستایی به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که دارای نحوه زندگی مشابه، زبان، آداب و رسوم و مقتضیات اجتماعی مشترکند. شیوه زندگی افراد در جامعه روستایی، عموما غیر رسمی است و چنین جوامعی دارای آداب و رسوم قوی و پایداری هستند (اشرفی، 1388، 115).
7-2-2- دهستان
دهستان از به هم پیوستن چند روستا، مکان و مزرعه ی همجوار در یک محدوده ی جغرافیایی معین تشکیل می شود که از لحاظ محیط طبیعی و انسانی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه واحدی را فراهم می نماید. حداقل جمعیت دهستان با در نظر گرفتن وضع پراکندگی و اقلیمی کشور به سه درجه ی تراکمی زیاد (8000 نفر)، متوسط (6000 نفر) و کم (4000 نفر) تقسیم می گردد. مرکز دهستان، روستایی از همان دهستان است که مناسبترین مرکز خدمات روستایی آن محدود ه باشد (با در نظر گیری موقعیت یک نقطه از همان مجموعه با رعایت سهولت دسترسی و میزان جمعیت). برای ایجاد سهولت در خدمات رسانی و دسترسی، ارگان های ذیربط موظف اند نسبت به جذب تدریجی مزارع و مکان ها و روستاهای کوچک و همجوار که چندان آباد نیستند، در مراکز دهستانها و یا روستاهای بزرگ اقدام نمایند. در تعیین محدوده ی دهستان شاخص های اوضاع طبیعی منطقه از جمله حوضه آبخیز، پستی و بلندی و آب و هوا باید رعایت گردد (رهنمائی، 1369، 50-49).
دهستان قسمتی از تقسیمات کشوری است که معمولاً از چند روستا یا ده تشکیل می شود و خود قسمتی از یک بخش است و دهستان بوسیله ی دهدار اداره می گردد (جعفری، 1363، 61).
8-2-2- توزیع فضایی (پراکندگی)
چگونگی قرارگیری عناصر، پدیده ها ، نقاط و مکان ها بر روی سطح زمین، پراکندگی یا توزیع فضایی نامیده می شود. پراکندگی جغرافیایی از ارکان مهم و عمده ی مطالعات جغرافیایی بوده، به فهم و ادراک و بررسی خصوصیات موقعیت های جغرافیایی کمک می کند. به طور معمول جغرافیدانان از نقشه ها برای نشان دادن توزیع جغرافیایی پدیده ها در روی سطح زمین یا قسمتی از آن استفاده می کنند. جغرافیا، پدیده ها و فرآیندهایی را که به شکل همسان بر سطح زمین پراکنده نشده اند، مطالعه می کند. شرایط خاص مکان ها به شکل شگفت آوری بر پراکندگی مردم بر سطح زمین تأثیر می گذارد.پراکندگی انسان ها بر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی هم اثر گذاشته است. علت پیدایش جغرافیا این است که ویژگی های محیط کره زمین و مردمی که درآن زندگی می کنند، از جایی به جای دیگر تفاوت دارد. بنابراین جغرافیا بر گونه گونی سطح زمین تأکید می ورزد و به مطالعه پراکندگی عواملی می پردازد که سبب تمایز یک قطعه زمین، از قطعه دیگری می شوند. درک پراکندگی عوامل جغرافیایی در روی سطح زمین، پیش نیاز درک کره زمین و انسان های ساکن آن است، زیرا این پراکندگی شرایط متفاوتی را ایجاد می کند که بر حیات در مکان های خاص تأثیر می گذارند. جوهر یک عامل جغرافیایی ایجاب می کند که آن عامل به صورت بی قاعده ایی روی سطح زمین، توزیع شده باشد ، به طرقی که سبب تمایز سطح زمین شود. یک مفهوم بنیادی از جغرافیا این است که برای دریافت پدیده ها و فرآیندها در هر مکان، به این تفاوتها یک ویژگی بارز ببخشد. این امر که برخی از مکان ها نسبت به مکان های دیگر برای مقاصد خاصی، بهتر است، برای مردمی که روی زمین زندگی می کنند، اهمیت خاصی دارد. به طور معمول توزیع فضایی دارای سه ویژگی است:
الف- تراکم نسبی: شامل تعداد پدیده ها و عناصر مورد مطالعه، تقسیم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.
ب- تفرق: بر خلاف تمرکز، شاخصی است که مقدار پخش یک پدیده و میزان پراکندگی یا تمرکز آن را در یک منطقه یا مکان نشان می دهد.
ج- بافت: طرز قرارگیری هندسی عناصر و پدیده ها را در فضا، بافت گویند که از جمله آنها می توان بافت خطی، بافت متمرکز و بافت متفرق را نام برد (پور احمد، 1388، 103-101).
عوارض طبیعی و پدیده های انسانی بطور یکسان و یکنواخت در نواحی جغرافیایی دیده نمی شوند بلکه پراکندگی آنها از نظر نوع و شکل به صورت نامساوی انجام می گیرد بطوری که در بعضی نواحی وجود پاره ایی از عوامل طبیعی و انسانی در سطوح گسترده تر و در بعضی دیگر به صورت محدودتر ظاهر می شوند. گاهی نیز ناحیه ایی فاقد یک یا چند پدیده ی طبیعی و انسانی است، علل پیدایش، ظهور، تکوین و همچنین عدم وجود آنها در مقیاسهای ناحیه ایی مورد مطالعه ی جغرافیا است (شکویی، 1364، 44).
9-2-2- آموزش و پرورش
برای واژه آموزش و پرورش تعاریف زیادی در منابع مختلف ذکر شده است اما در ذیل 3 مورد از این تعاریف ذکر شده است:
جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی) و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می پذیرد.
امیر حسین آریان پور: آموزش و پرورش عبارت است از فرآیند هدایت و جهت دهی عمدی تجارب انسانی.
10-2-2- سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
تمامی علومی که به نحوی با GIS در اتباط هستند ، نظیر جغرافیا،برنامه ریزی شهری، عمران، کشاورزی، جنگلداری، محیط زیست، زمین شناسی و... هر کدام تعاریفی ازGISدارند، اما در اینجا چند تعریف از نظر علوم جغرافیایی ذکر شده است:
سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) سیستمی است برای جمع آوری، ذخیره سازی، کنترل، ادغام، پردازش، تحلیل و نمایش داده هایی که مرجع آنها زمین می باشد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، یک فناوری اطلاعاتی است که داده های فضایی و غیر فضایی را ذخیره، تحلیل و نمایش می دهد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، یک سیستم مدیریت پایگاه اطلاعات برای وارد کردن، ذخیره، بازیافت، تحلیل و نمایش اطلاعات فضایی (بعد مکانی) می باشد. آنچه از همه ی این تعریف استنباط می شود این است که GIS اولاً یک سیستم است که شامل اجزای منسجمی است که برای هدف خاصی تنظیم شده اند. ثانیاً نیاز به داده ها دارد که این داده ها فضایی و غیر فضایی هستند و می توانند نگهداری و بازیابی شوند.ثالثاً قدرت تحلیل دارد و می تواند بین داده های فضایی و غیر فضایی ارتباط منطقی برقرار کند(آسایش ومشیری،1389،277).
اهداف یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GISعبارتند از:1- گسترش بهره وری در به کارگیری نقشه ها و اطلاعات جغرافیایی2- بهبود مدیریت اطلاعات جغرافیایی3- ایجاد شیوه های راهبردی برتر در استفاده از اطلاعات جغرافیایی به منظور تقویت فرآیند تصمیم گیری(همان،1389،288).
امکانات سیستم اطلاعات جغرافیایی عبارتند از:1- انجام عملیات فضایی: بوسیله این سیستم امکان تحلیل همگانی و فضایی عوارض و روابط میان آنها براساس مختصات جغرافیایی وجود دارد2- ارتباط و پیوند بین انواع اطلاعات: در این سیستم، امکان ذخیره انواع اطلاعات و انواع نقشه های شماتیک به شکل فایلهای رایانه ایی وجود دارد. یک سیستم اطلاعات جغرافیایی می تواند پنج عمل اصلی زیر را بر روی داده های مکانی و غیر مکانی انجام دهد: دریافت، ذخیره، پردازش، تحلیل و خروجی.

مهمترین استفاده و کاربردGISربط داده های کمّی و کیفی به مکان و فهم رابطه های موجود بین مکان ها است. اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی برGISمانند سه رأس یک مثلث هستند که با نبود هر یک از آنها مثلث پایگاه اطلاعاتی ناقص خواهد شد. این اجزا که در شکل 1-2 دیده می شوند عبارتند از موقعیت مطلق، موقعیت نسبی و ویژگیها(همان،1389،279).
شکل 1-2- اجزای یک پایگاه اطلاعاتی مبتنی بر GIS

منظور از موقعیت مطلق مختصات جغرافیایی x و yاست، و منظور از موقعیت نسبی، موقعیت توپولوژیک عارضه است یعنی موقعیت عارضه مورد نظر نسبت به سایر عوارض مجاور و منظور از ویژگیها چیستی آن عارضه است. این اطلاعات، معمولاً به صورت نقشه های مختلفی که نشانگر شرایط توپوگرافی، منابع آب، نوع خاک، جنگل، مراتع، اقلیم، زمین شناسی، جمعیت، املاک، تقسیمات کشوری و پدیده های زیر بنایی می باشد و به وسیله قابلیتهای انطباق و ترکیب اطلاعات فضایی و غیر فضایی GIS ارائه می گردد. این سیستم ابزار ایده آلی برای تجزیه و تحلیل داده های جغرافیایی، محیطی و فضایی و پیوند آنها با اطلاعات اجتماعی و اقتصادی محسوب می شود (همان،1389،280).
3-2- نظریه ها و دیدگاهها
نظریه (تئوری) در لغت به معنای اندیشیدن و تحقیق آمده است که از تئوریای یونانی گرفته شده است. با گسترش علوم، مفهوم این واژه نیز توسعه یافته و به اندیشیدن و تحقیق درباره ی هر مسئله ایی اطلاق شده است (توسلی، 1373، 204).
نظریه، مجموعه ایی از گفتارهایی است که بر مبنای قواعد منطبق با یکدیگر در ارتباط باشد و مبین بخشی از واقعیت گردد. در این تعریف، تأکید بر چند نکته زیر موضوع بحث را روشن می سازد:الف- نوع خاصی از گفتارها به عنوان عنصر اساسی نظریه ب- ارتباط میان این گفتارها بر مبنای قواعد منطبق (قیاس) ج- تبیین واقعیت (از راه قیاس) به عنوان هدف د- تطبیق نظریه با واقعیت (شکویی، 1364، 89).
البته شکی نیست که هر نظریه ایی در پی کشف حقیقت و قراردادن آن در حیطه عمل و تجربه است تا بتوان صحت و سقم آن را مشخص کرد، چرا که نظر و عمل مکمل یکدیگر هستند، هر چند برخی تعاریف بر نظری یا عملی بودن صرف آن تأکید می نماید (پاپلی یزدی و ابراهیمی، 1381، 12).
دیدگاه را می توان بر مبنای تفکرات افراد یا گروهها طبقه بندی کرد. گروه های ذینفع، طبقات اجتماعی، پیروان فرهنگ ها و خرده فرهنگها، هر یک از دیدگاه خاصی تبعیت می کنند. افتراق در ادراکات، اعتقادات و نگرشها، در شکل گیری دیدگاهها، نقش عمده ایی دارند. از آن میان در مفهوم دیدگاه ، دو عامل بیش از همه مهم به نظر می رسد:1- طبقات اجتماعی2- فرهنگها (شکویی، 1386، 122).
1-3-2- نظریه ها و دیدگاه های فضایی
دیدگاههای فضایی یکی از مهمترین مباحثی است که از نیمه دوم قرن بیستم به صورت گسترده ایی در مطالعات جغرافیایی رواج یافته است. از دهه 1950، جغرافیا به عنوان علم فضایی ، ابتدا در دانشگاه واشنگتن واقع در سیاتل آمریکا مورد توجه قرار می گیرد . این مکتب جغرافیایی می گوید : ابعاد فضایی سطح سیاره زمین موضوع مهم در علم جغرافیا است و در جهت تحلیل آن، به آمارها، نظریه ها، کامپیوتر، ساخت مدلهای جغرافیایی و ریاضی، نظریه مکان مرکزی، نظریه های اقتصادی، روش های کمی و بلاخره به تحلیل سیستمی نیازمندیم. در تحلیل فضایی، الگوهای سکونتگاهی، تدوین نظام فضایی در میزان جمعیت به وسعت مکان شهرها ، شهرکها و روستاها، محلات و مراکز ناحیه ای مورد تأکید قرار می گیرد(خانی،1371،100).
فرد کورت شیفر یکی از پیشگامان مهم مکتب تحلیل فضایی می گوید: در جغرافیا، باید تأکید بیشتر روی آرایش و انتظام پدیده ها در یک مکان صورت گیرد و توجه کمتری به خود پدیده ها معمول گردد (همان، 1371، 102).
یکی از نظریه ها و دیدگاههای فضایی مربوط به موضوع این تحقیق پراکندگی فضایی است: از نظر دیویدهاروی ، به تعداد عملکردهای انسانی و فرآیندهای اجتماعی فضاهای نسبی وجود دارد، در دیدگاه علم فضایی، مردم در فضاهای نسبی زندگی می کنند. پراکندگی فضایی، مجموعه ایی از واقعیتهای عینی است. هر یک از این واقعیتهای عینی، دارای محل استقرار ویژه و یک سطح مشخص می باشد. پراکندگی فضایی واقعیتهای عینی، بد انسان آرایش یافته است که می توان از نظر تراکم، الگویابی و پخش آنها به تحلیل و تدوین قوانین مربوطه پرداخت. در اغلب موارد، در شناخت پراکندگی فضایی، تنها روی یک پدیده ی واحد تأکید می کنند تا در جستجوی قوانین و صورتبندی پراکندگی فضایی پدیده، توفیق یابند. تصمیم گیری، ساز و کار اساسی در همه مسائل جغرافیایی است، در جغرافیا تصمیم گیری تأثیرات خود را در پراکندگی فضایی فعالیتهای انسانی، به صورت نمودی عینی ظاهر می سازد. مثلاً تصمیم گیری در مورد کاربری زمین در مزارع، چهره های مختلف جغرافیایی خلق می کند. از این رو، حاصل تصمیم گیری، بوسیله ی گروهها، افراد و سازمانهای دولتی، شکل گیری مجدد جغرافیایی است. روشن است که تصمیم گیریهای گروهی، فردی و دولتی، در زمینه محل استقرار فعالیتهای انسانی و یا کاربری زمین، در خلأ فکری صورت نمی گیرد، بلکه هر تصمیم گیری از یک سیاست یا ایدئولوژی و تفکر خاص تأثیر می پذیرد، یعنی در هر تصمیم گیری، همه ی شرایط محیطی، فرهنگی واقتصادی که تصمیم گیرندگان در داخل آن عمل می کنند تأثیر گذار می باشد. پراکندگی پدیده های جغرافیایی یا فعالیتهای اقتصادی، در سراسر سطح زمین و یا در داخل یک ناحیه، تحت شرایطی، شکل گیری الگوها را امکان پذیر می سازد. در سطح زمین، هر الگوی فضایی، غالباً از سه فرم هندسی نقاط (گره ها)، خطوط و حوزه ها و یک سطح جغرافیایی تشکیل می شود و محصول فرآیند فضایی ساختار فضایی است که در آن ، فضا بوسیله فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و طبیعی سازمان می یابد. این سازمان یابی از محل استقرار عناصر و اجزاء داخلی یک پراکندگی فضایی تأثیر می پذیرد. محل استقرار هر جزئی نسبت به هر یک از اجزا دیگر و جایگاه هر جزئی نسبت به همه ی اجزا، با هم و توام سازمان یابی فضایی را شکل می دهند. در واقع، ساختار فضایی، از آرایش و سازمان یابی پدیده ها که نتیجه ی فرآیندهای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی است بوجود می آید (شکویی، 1386، 295-289).
نظریه و دیدگاه فضایی دیگری که مرتبط با موضوع این تحقیق می باشد نظریه مکان های مرکزی است نخستین تلاش برای شرح الگوهای مکانی را فون تانن با انتشار کتاب سرزمین منفرد به عنوان یکی از بانیان تئوری مکانی مطرح می سازد. وی فاصله محل زندگی کشاورزان را نسبت به یک بازار مرکزی براساس بهره موقعیتی در یک مدل دوایر متحمدالمرکز تشریح می نماید. شهر بزرگی را تصویر می کند که با دشتی بزرگ با حاصلخیزی یکنواخت، احاطه شده است. این شهر محدوده روستایی خود را از نظر کالا و خدمات تأمین می کند و برای عرضه مازاد تولیدات کشاورزی نواحی روستایی، بازار فراهم می سازد، در مدل فون تانن هزینه های حمل و نقل اهمیت بسیاری دارند. در نتیجه، کالاهای حجیم و سنگین و کالاهایی که هزینه حمل و نقل آنها بالاست در مجاورت شهر تولید می شوند و کالاهای سبک و کم حجم یا با هزینه حمل و نقل پایین در مکان های دورتر تولید می شوند. بدین ترتیب نظامی از دایره هایی هم مرکز، پیرامون شهر مرکزی بوجود می آیند. وی از طریق این مدل به دنبال بدست آوردن مناسب ترین محصول و کاربری زمین در یک ناحیه روستایی و اقتصاد کشاورزی است (شکل 2-2)(جمعه پور، 1385، 119).

شکل 2-2- مدل فون تانن
در عین حال اصطلاح مکان مرکزی با نام والتر کریستالر و کار پیشگامانه او با عنوان مکانهای مرکزی جنوب آلمان پیوند دارد. مرکزیت عبارت است از نقشی که یک مکان در رابطه با نقاط دیگر بر عهده دارد. مفاهیم کلیدی نظریه مکان مرکزی، دامنه کالا و ارزش آستانه هستند که به طور ضمنی به سلسله مراتب زیستگاهها و مرکزیت یک مکان ویژه دلالت می کنند. دامنه کالا در واقع مسافتی است که مردم برای تأمین خدمات و کالاهای معینی حاضر به طی آن می شوند. حداقل مجموع قدرت خرید لازم به منظور ایجاد تقاضای کافی برای عرضه کالا و خدمات خاص، ارزش آستانه را تشکیل می دهد. براساس مدل کریستالر سکونتگاهها را می توان در سطح ملی به مکانهای مرکزی رده بالاتر، رده پایین تر، پایین ترین رده و مکان های مرکزی معین طبقه بندی کرد. مرکزیت یک مکان براساس جایگاهی که در طبقه بندی به دست می آورد منعکس می شود (شکل 3-2)(همان،1385،121).

شکل 3-2 - سلسله مراتب مکانهای مرکزی کریستالر
مدل اصلی کریستالر متکی بر اصل بازاریابی است. نتیجه کاربرد این اصل پدید آمدن روابط متقابل سلسله مراتبی بین مکان های مرکزی است. توزیع مکان های مرکزی در فضای ناحیه ایی به گونه ای است که هر مکان در مرتبه خاص خود کالاها و خدمات مراکز فرودست خود را عرضه می کند. در این سلسله مراتب بازاری میدان برد کالا با سطح سلسله مراتب مکان مرکز و امکانات و قدرت خرید خریداران و شکل و ماهیت خدمات و تولید در رابطه است کریستالر معتقد بود که سلسله مراتب مرکزی می تواند براساس هر یک از اصول زیر ایجاد شود:
الف) اصل بازاریابی یا عرضه:در این حالت برای هر مرکز فرعی حداکثر حق انتخاب مراکز اصلی وجود دارد. در این نوع سلسله مراتب هر مکان مرکزی یک سوم هر شش مرکز فرعی تابعه خود به اضافه خود مرکز اصلی را زیر نفوذ دارد که معادل 3 مرکز می شود، کریستالر این مقدار را ارزشK می نامد که معادل شمارکل سکونتگاه های سطح معینی است که توسط یک مکان مرکزی متعلق به سطح بالاتر، خدمت داده می شود.
ب) اصل ترابری: در سلسله مراتبی که براساس این اصل شکل می گیرد، فاصله بین مراکز اصلی و فرعی به حداقل می رسد. در این حالت مراکز تا حد بیشتری در مسیر ترافیک بین مراکز اصلی قرار می گیرند. از آنجا که مراکز فرعی در مسیر بین مراکز اصلی واقع شده اند، وابستگی دوگانه دارند، بنابراین مطابق اصل ترابری ارزشKچهار است، یعنی هر مرکز اصلی نصف 6 مرکز فرعی به اضافه خود را زیر پوشش می گیرد.
ج) اصل اداری:اگر سکونتگاه ها مطابق این اصل استقرار یافته باشند هر مرکز، کنترل کامل 6 مرکز فرعی خود را بر عهده می گیرد و وابستگی تقسیم شده مراکز فرعی وجود ندارد، در نتیجه در این حالت ارزش K مساوی V خواهد بود یعنی 6 مرکز زیر نفوذ به اضافه خود مرکز اصلی است. (شکل 4-2)

شکل 4-2 - سلسله مراتب مرکزی براساس اصول بازار یابی، ترابری و اداری
کریستالر معتقد است که الگوی استقرار براساس اصل بازاریابی بیشترین کارآیی را برای مصرف کنندگان روستایی و توزیع فرآورده های روستایی دارد، در حالی که الگوی ترابری کاراترین الگوی استقرار برای عرضه کنندگان شهری و الگوی اداری کاراترین الگو برای بوروکراتهای شهری است. این سه نوع نظم غیر قابل جمع نیستند و مناطق بزرگ می توانند ترکیبی از چند شکل فضایی را با هم داشته باشند. از میان همه مدل های تعیین استقرار فضایی، نظریه مکان مرکزی احتمالاً از همه پخته تر و مشهورتر است. اهمیت این نظریه درباره استقرار محل های سکونت، بسیار است، اما از آنجا که تنها با بخش خدمات سروکار دارد، تبیینی که ارائه می دهد جزئی است و کل ساختار فضایی را تبیین نمی کند. نظریه مکان مرکزی الگوی کاملی از سلسله مراتب سکونتگاهی در سطح نواحی را عرضه می دارد.مهمترین انتقاد وارد بر الگوی مکان مرکزی کریستالر این است که از ناحیه، برداشتی ذهنی و آرمانی بدون توجه به تفاوتهای طبیعی نواحی و رفتارهای انسانی کرده است.(همان،1385 ،123-119).
علاوه بر کریستالر، معروف ترین مدل ها در رابطه با ساختار سازمانی سکونتگاههای روستایی و سلسله مراتب مکان مرکزی، مدل لوش و گالپین است. تجزیه و تحلیل لوش مبتنی بر شبکه روستاهای کشاورزی است که در یک دشت زراعی به شکل مثلث پراکنده شده اند. گالپین و پیروانش مکان های مرکزی را از دیدگاه روستایی تجزیه و تحلیل کردند و از این راه سلسله مراتب عملکردی را به صورت تجربی به دست آوردند. به طور کلی تمامی نظریه های مکان مرکزی بر چهار اصل استوارند:1- یکسانی چشم انداز فرهنگی و فیزیکی2- نواحی واحد نامحدود3- قابلیت دسترسی یکسان مکان های مرکزی در تمام جهات 4- رفتار منطقی مصرف کننده. البته چنین شرایطی در سیستم های فضایی واقعی وجود ندارد و مهمترین انتقادی که بر این الگوها وارد شده است، نیز برهمین اصول است (همان، 1385، 124).
به این ترتیب در یک منطقه باید نظامی از آبادیهای مرکزی در مقیاس ها و اندازه های مختلف براساس بعد و کشش عرصه ی خدماتی و نوع فعالیتهای مستقر در آنها وجود داشته باشد. مقایسه ی اصول تئوری های مرکزیت مکانی و به ویژه تئوری کریستالر، با کیفیت خاص پراکندگی مراکز جمعیتی در ایران به عنوان نقطه ی شروع، می تواند زمینه ایی برای شکل گیری تئوریهای مربوط به توضیح چگونگی پراکندگی مراکز جمعیتی در ایران باشد (معصومی اشکوری، 1385، 98).
مکانهای مرکزی، مراکزی کانونی هستند که در آنها کالاها (بویژه کالاهای خدماتی و کشاورزی) و خدمات گوناگون (مانند آموزش وخدمات بهداشتی - درمانی) برای برآوردن نیازهای سکونتگاههای کوچک تر پیرامونی ارائه می شود. بنابراین می توان سکونتگاههای روستایی را براساس کارکردهای خدماتی آنها رده بندی کرد و با توجه به جایگاه هر یک از روستاها در ارائه خدمات و کالاها، آنها را در سطح معینی جای داده، به سطح بندی خدماتی سکونتگاهها پرداخت (سعیدی، 1390، 119).
2-3-2- سازمان فضایی و سطح بندی روستاها
در برنامه ریزی توسعه مناطق روستایی تعیین درست مراکز روستایی و مکان های توزیع خدمات اهمیت بسیاری دارد. ایجاد سازمان فضایی مناسب و ساخت مکانی مطلوب اهداف اصلی برنامه های توسعه مناطق روستایی را تشکیل می دهد. منظور از سازمان فضایی ساختار سلسله مراتبی سکونتگاهها، شبکه های ارتباطی که آنها را به هم وصل می کند و جریانهای برقرار بین آنها است. منظور از ساخت فضایی نیز ترکیب این عوامل یا ترتیب مکانها، شبکه یا خطوط پیوند و روابط یا کارکردهاست. سازمان فضایی مناسب، دارای ساخت سلسله مراتبی است که هر مرتبه براساس جایگاهی که اشغال کرده کارکردهای خود را در سیستم ایفا می کند (جمعه پور،1385 ،181).
الگوی روابط متقابل بین سکونتگاهها در صورتی که شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یکسانی برای همه آنها تصور شود، می تواند براساس این دو اصل تفسیر شود:1- اصولا مردم برای دستیابی به خدمات یا رفع نیازهای خود براساس قانون کمترین تلاش، مسیرهایی را انتخاب می کنند که با پیمودن حداقل فاصله حداکثر نیازهای خود را برآورده سازند.2- مردم مستقر در سطح پایین تر مکان های مرکزی همیشه برای رفع نیازهای خود به سوی سطح بالاتر سکونتگاهها حرکت می کنند. البته به شرط اینکه سکونتگاه بالاتر جاذبه کافی برای جذب مردم سکونتگاه پایین تر را از نظر ارائه کارکردهای مختلف داشته باشد. این دو شرط تعیین کننده چهارچوب جریان روابط متقابل بین نقاط مختلف در سلسله مراتب سکونتگاهی است (Maurya, 1991,67) .
هر چند ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز در کنار رفتارهای اقتصادی در انتخاب مکان تأمین نیازهای خدماتی یا برآورده ساختن سایر نیازها توسط مردم اثر می گذارد، اگر به این اصل توجه داشته باشیم که همه روستاهای کوچک و بزرگ از نظر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر عوامل نمی توانند تمامی نیازهایشان را با اتکا به خود برطرف نمایند، این مسئله روشن می شود که ارتباط بین سکونتگاهها در زمینه پوشش دادن نیازهای همدیگر به عنوان یک سیستم فضایی واحد اجتناب ناپذیر است. ساماندهی این ارتباط و جریانهای بین سکونتگاههاست که نیاز به برنامه ریزی فضایی را برای نواحی روستایی ایجاد می کند. در انتخاب مراکز روستایی در مراتب مختلف سکونتگاهی برای انتخاب درست مکان های استقرار خدمات و کارکردها به چند نکته باید توجه کرد که این نکات شامل موارد زیر است:1- انتخاب نقاط در هر سطح از سکونتگاهها که صورت گیرد، باید به گونه ایی باشد که مناسب ترین ارتباط سلسله مراتبی را برقرار سازند، بطوری که هر کدام از نقاط به بهترین شکل نقش خود را ایفا کند.2- الگوی ارتباط بین نقاط با در نظر داشتن پیمودن حداقل فاصله دسترسی به خدمات و کارکردهای مختلف تعریف شود.3- انتخاب مراکز توزیع خدمات یا کارکردها در مناطقی که هنوز هیچگونه الگویی از توزیع خدمات بویژه در سطوح پایین سکونتگاهها شکل نگرفته است به مراتب آسان تر از وقتی است که الگوی نامناسب و ناکارآمد شکل گرفته باشد.4-در شرایط مساوی سکونتگاههایی که نقشها و کارکردهای بیشتری بر عهده دارند یا جاذبه کارکردی بیشتری دارند از قابلیت بالاتری برای انتخاب به عنوان مرکز در مقایسه با نقاط هم سطح برخوردارند (Solanki and Dikit, 1991,173).
در سطح بندی روستاها، می توان به منظور خدمات رسانی، روستاهای کوچکتر رابه روستاهای بزرگتر و همجوار خود پیوند داد. (به طور مثال دو یا سه روستای سطح اول به یکی از روستاهای سطح دو، و مجموعه چند روستای سطح یک و دو را به روستایی در سطح سه ارتباط
داد، و بدین ترتیب، پیوند بین روستاهای سطوح پایین تر را با روستاهای سطوح بالاتر ایجاد نمود. در چنین شرایطی، هر گاه مجموعه ایی از روستاهای سطوح یک، دو و سه که از نظر تعداد جمعیت در حد ارزش آستانه (حداقل مجموع قدرت خرید لازم به منظور ایجاد تقاضای کافی برای عرضه ی کالا و خدمات خاص می باشد) برای ارائه یک نهاد خدماتی باشند، می توان روستای سطح سه را برای استقرار نهاد خدماتی مورد نیاز سایر روستاها انتخاب نمود(شکل5-2) (مطیعی لنگرودی، 1390، 122).

شکل 5-2 - سطح بندی سکونتگاههای روستایی
4-2- نظریه سرمایه انسانی
یکی از نظریه های مرتبط با آموزش و پرورش نظریه سرمایه انسانی است. پژوهش های متعدد پیرامون رابطه ی آموزش و بهره وری از همبستگی فراوان آنها خبر می دهند یعنی اثرهای مثبت سرمایه گذاری در زمینه ی سرمایه های انسانی بر توسعه منطقه ایی مشهود است، بدین ترتیب پدیده ی رسیدن به سرمایه گذاری در سرمایه ی انسانی و باز بودن درهای تبادل فضایی از عوامل تعیین کننده ی توسعه منطقه ایی می باشد (معصومی اشکوری، 1367، 77).
1-4-2- تعریف و مفهوم سرمایه انسانی
تعریف سرمایه انسانی عبارت است از: «ارتقاء و بهبود ظرفیت تولید افراد» هنگامی که از تشکیل سرمایه انسانی صحبت می شود، زمانی است که سرمایه گذاریهای مالی (چه به صورت مخارج تحصیلی و چه به صورت فداکاری و هزینه فرصتهای از دست رفته) صورت پذیرفته تا تغییرات و تحولاتی در افکار و افعال فرد به وجود آورد. این تغییرات و تحولات که در درون افراد متبلور شده و غیرقابل انفکاک می باشد و آنان را قادر می سازد تا:1- کالاها و خدمات بیشتر و یا بهتری تولید کنند.2- درآمدهای پولی بالاتری تحصیل کنند.3- درآمدهای خود را عاقلانه مصرف کنند.4- از زندگی لذت بیشتری ببرند. می توان از موارد زیر به عنوان مثال های جامعی برای چهار نوع ظرفیتی که همه ناشی از سرمایه گذاری در آموزش و پرورش می باشد. یاد کرد:1- تربیت یک برنامه ریز کامپیوتر که تواناییهای توسعه یافته او موجب افزایش تولید و ارتقاء تولید ملی می شود.2- استفاده های پولی و مالی ناشی از اخذ یک مدرک تحصیلی که در شرایط متعارف افرادی که از تحصیلات بیشتر و مدارک بالاتری برخوردارند، دارای درآمد بیشتری نیز می باشند.3- ذکاوت مصرف کننده در بودجه بندی و انتخاب مناسب و اولویت دادن به انتخابها.4- لذت بردن از نمایشنامه ها و استفاده و بهره برداری از کتابهای تاریخ و دیوان اشعار (عمادزاده، 1369، 77-76).
2-4-2-سرمایه گذاری در سرمایه انسانی
تحصیل علم و دانش چه از طریق نظام آموزشی (دبستان، دبیرستان و دانشگاه) و چه از طریق آموزش ضمن کار و خدمت، نمونه هایی از سرمایه گذاری در سرمایه انسانی به شمار می آید. سرمایه انسانی نه تنها از طریق تراکم و انباشت آموزش و پرورش، بلکه از راههای بی شمار دیگری نیز بوجود می آید، لیکن متداولترین انواع سرمایه گذاری در سرمایه انسانی عبارتند از:
1- آموزشهای قبل از مدرسه 2- دبستان، راهنمایی، دبیرستان، مدارس فنی و حرفه ایی و تحصیلات عالی3- آموزش های بعد از دانشگاه و فارغ التحصیلی 4- مهاجرت برای مشاغل و درآمدهای بالاتر5- مراقبت از تندرستی و بهداشت عمومی6- به دست آوردن اطلاعات کافی از عرضه و تقاضای کار و خدمات.سرمایه انسانی نیز مانند سرمایه مادی بایستی نگهداری و در صورت لزوم، تعمیر، ترمیم و تعویض شود تا بیکار نشده یا مورد اتلاف واقع نشود,21) Beker, 1975).
3-4-2- تشکیل سرمایه انسانی از طریق آموزش و پرورش
آموزش و پرورش تنها در دبستان، دبیرستان و دانشگاه نیست بلکه هر نوع آموزش و یادگیری، چه به صورت رسمی و یا غیر رسمی در داخل و یا خارج از این محل ها را نیز شامل می شود. هزینه های تحصیلات اضافی و آموزش ضمن خدمت به عنوان سرمایه گذاری و تشکیل سرمایه انسانی تلقی می شوند، زیرا چنین سرمایه گذاریهایی در آینده منبع بازده اقتصادی خواهند بود. بازده اقتصادی آموزش و پرورش برای کسانی که در این مورد سرمایه گذاری و هزینه های گوناگون را تقبل می کنند تا حد بسیار زیادی مسلم است. سرمایه گذاری آموزش و پرورش یا از طریق هزینه های دولتی و یا از طریق بخش خصوصی چه به صورت اعطا وامهای بلاعوض و چه به صورت مشارکت در هزینه ها و پرداخت شهریه توسط والدین یا خود دانشجویان انجام می پذیرد.
سرمایه گذاری در سرمایه انسانی دارای دو نوع بازده است، بازده پولی و درآمدی و بازده غیر پولی یا غیر درآمدی، افرادی که از تحصیلات بالاتری برخوردارند، در شرایط متعارف، درآمد بیشتری کسب می کنند، اندازه گیری بازده غیر پولی سرمایه گذاری در آموزش و پرورش گرچه مشکل است لیکن دارای اهمیت ویژه ایی است و آثار مهمتری دارد(عمادزاده،1369،81).
مشارکت آموزش و پرورش در کارایی و بهره وری تولید را می توان به سه عامل و یا سه اثر متفاوت تقسیم بندی کرد:1-اثرکاری که عبارتست از توانایی ایی که براثر آموزش و پرورش و یا آموزش ضمن خدمت در نیروی کار بوجود می آید.2- توانایی تخصیصی که عبارتست از توانایی انتخاب بهترین متغیرهای مناسب و ممکن.3- توانایی ابداع: از طریق سیستم آموزشی، قدرت ابداع و خلاقیت و اعتماد به نفس در افراد ارتقا می یابد. از طرف دیگر دانش تنها موردی نیست که در مدرسه و دانشگاه تحصیل می شود، بلکه تعهد، تقید، وفاداری، مسئولیت در برابر جامعه، نظم و انضباط، کوشا و ساعی بودن، وقت شناسی، وظیفه شناسی، اتکا به نفس، قابلیت تطابق، منتقد بودن و بلاخره میهن پرست بودن از جمله مواردی هستند که جامعه انتظار دارد در مدرسه به نوجوانان و جوانان بیاموزند و ضمن ارزیابی و سنجش دانش آموزان و دانشجویان به موارد فوق نیز توجه کنند (عمادزاده، 1369، 82-81).
اقتصاددانانی که طرفدار توزیع عادلانه تر درآمدها از طریق سرمایه انسانی هستند، معتقدند که تنها تئوری توضیح دهنده چگونگی توزیع درآمد، تئوری سرمایه انسانی است و دولتها بایستی از طریق کاهش تبعیض در ارائه خدمات آموزشی در جهت متعادل ساختن درآمدها تلاش کنند (Mincer, 1958,292).
5-2- نظام آموزش و پرورش ایران
بررسی تحولات آموزش و پرورش در ایران از هزاره پیشین تا عصرکنونی، بازگو کننده ی این واقعیت است که نهاد آموزش و پرورش در ایران باستان به ویژه در دوره هخامنشیان و ساسانیان متأثر از دو عامل حکومت و خاستگاه اجتماعی اقتدار طلبان جامعه بوده و خصلتی طبقاتی داشته است. نگاهی تحلیلی به وضعیت آموزش و پرورش از صدر اسلام تا قرن چهارم هجری نیز حکایت از آن دارد که در ایران همانند سایر ممالک جهان طی دوره نخستین نهادهای آموزش عمومی در جوار مساجد دایره بوده است، دوره ی آموزش در مکاتب و مدارس آن روزگار بستگی به وضع مالی خانواده و میزان معلومات معلم و استعداد و توانایی کودکان داشته و بدین سان تعمیم امر آموزش برای همه فرزندان ایران زمین میسر نبوده است. در قرون پنجم و ششم تا عصر صفویه به سبب وسعت خرابیها و تخریب مدارس و مراکز علمی و از بین بردن استادان و اربابان علم و ادب، امکان برقراری و توسعه کانونهای آموزشی مورد نیاز عامه میسر نشد. در دوره صفویه فرآیند تعلیم و تربیت تحت الشعاع مراجع و عقاید مذهبی که در آن عصر نیرومندترین عامل وحدت و یگانگی فرهنگ بود، قرار گرفت و گروه قلیلی از کودکان می توانستند در مکتب خانه ها درس بخوانند و ادامه تحصیل در مدارس بالاتر مستلزم ترک خانه و خانواده بود که برای اکثر فرزندان طبقه متوسط جامعه ممکن نبود.در دوره افشاریه، زندیه واوایل قاجاریه نیز به دلیل کشورگشایی و آشفتگی اوضاع سیاسی و اجتماعی به فرهنگ و تعلیم و تربیت عامه توجه نشد. با تأسیس دارالفنون در 1268 قمری یعنی 13 روز پس از قتل امیر کبیر که بانی و طراح آن بود گام مؤثری در توسعه آموزش و پرورش نوین ایران برداشته شد، همچنین ازآن زمان به بعد دولت مرکزی ایران مسئولانه در امر توسعه تعلیم و تربیت کشور اهتمام ورزید. باآغاز حکومت مشروطه و تشکیل قوه مقننه، تأسیس مدارس دولتی و ملی در حوزه وظایف دولت قرار گرفت و قانون تحصیل اجباری برقرار گردید. در سال 1300 شمسی قانون شورای عالی فرهنگ به تصویب مجلس رسید و عهده دار تنظیم امور مدارس از قبیل برنامه ریزی آموزشی، برگزاری امتحانات و صدور گواهینامه تحصیلی گردید. در سال 1312 شمسی قانون تربیت معلم به تصویب رسید و به موجب آن 25 دانشسرای مقدماتی برای تربیت معلمان دوره ابتدایی در سراسر کشور دایر گردید و مقرر شد دانشسرای عالی تهران به تربیت و آماده سازی دبیران متوسطه اقدام کند. در سال 1322 شمسی قانون آموزش اجباری به تصویب مجلس شورای ملی وقت رسید و به موجب آن مقرر شد طی دو سال در تمام کشورآموزش ابتدایی به صورت اجباری و همگانی به اجرا در آید. در سال 1328 برنامه آموزش ابتدایی برای روستاها 4 ساله و برای شهرها 6 ساله تعیین گردید. در سال 1330 دوره آموزش ابتدایی برای روستاها و شهرها به مدت شش سال و سن ورود هم شش سال تعیین شد.در برنامه های عمرانی اول و دوم به آموزش حرفه ایی و فنی توجه شد و در برنامه سوم عمرانی به برنامه ریزی آموزشی هم توجه شد. در سال 1339 به موجب قانون استخدام معلمان فنی به دولت اجازه داده شد تا فارغ التحصیلان دانشسراهای کشاورزی و هنرستانها را با پایه آموزگاری و مهندسان کشاورزی و صنایع را با پایه دبیری استخدام کند، در مهرماه 1341 به منظور تأمین معلمان مدارس دوره ابتدایی بویژه در مناطق روستایی مقرر شد که دولت هر سال عده ای از مشمولان دیپلم قانون نظام وظیفه را در قالب سپاه دانش مأمور آموزش در روستاها کند. در سال 1346 و زارت فرهنگ تقسیم شد و وزارت آموزش و پرورش عهده دار آموزش عمومی شد. در نظام جدید آموزش و پرورش، آموزش همگانی از شش سال به هشت سال شامل دو دوره پنج ساله و سه ساله تحصیلی با عنوان آموزش ابتدایی و راهنمایی مشخص شد، همچنین در طرح مذکور دوره آموزش متوسطه چهار سال تعیین شد. در سال 1358 شمسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مطالعات گسترده ایی در زمینه مشکلات آموزش و پرورش آغاز و طرح های اصلاحی متعددی پیشنهاد شد مثلاً در سال 1361 طرح کاد (کار و دانش) در کلیه رشته های نظری دوره متوسطه اجرا شد و براساس آن دانش آموزان دوره متوسطه موظف بودند یک روز در هفته در مراکز و محیطهای واقعی کار مستقر در خارج از مدرسه به کسب مهارتهای مفید و مورد علاقه خود بپردازند. در سال 1364 به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش، شورایی به نام شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش مأمور انجام بررسیهای لازم و ارائه ی طرح بنیادی آموزش و پرورش براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شد. در سال 1370 طرح های آزمایشی نظام جدید آموزش متوسطه به صورت نیمسالی واحدی به مرحله اجرا در آمد و در سال 1373 این طرح در سال های اول و دوم و سوم در کلیه رشته ها عملی شد و تا سال 1377 به تدریج تعمیم کامل اجرای طرح متوسطه جدید صورت گرفت و بعداً بدلیل مشکلات اجرای طرح نیمسال واحدی، طرح سال واحدی در مدارس متوسطه اجرا شد که اکنون نیز ادامه دارد (آقازاده، 1388، 40-30).
در سالهای اخیر نیز سیاست آموزش و پرورش به صورت نظام آموزش 6-3-3 یعنی دوره ابتدایی 6 سال و دوره متوسطه نیز شامل متوسطه اول 3 سال و متوسطه دوم 3 سال می باشد که بتدریج این طرح جایگزین نظام آموزشی قبلی می شود و در نهایت دوره پیش دانشگاهی حذف خواهد شد.

user8309

ماحصل آموخته هایم را تقدیم می کنم به آنان که مهر آسمانی شان، آرام بخش آلام زمینی ام است.
"به استوارترین تکیه گاهم،دستان پرمهر پدرم" " به سبز ترین نگاه زندگیم،چشمان پرعاطفه مادرم"
که هرچه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطره ای از دریای بی کران مهربانیتان را سپاس نتوانم بگویم. ره آوردی گران سنگتر از این ارزان نداشتم تا به خاک پایتان نثار کنم.
باشد که حاصل تلاشم نسیم گونه غبار خستگیتان را بزاید.
"امروز هستی ام به امید شماست و فردا کلید باغ بهشتم رضای شما"
بوسه بر دستان پرمهرتان
تقدیم به همسرم:
به پاس قدر دانی از قلبی آکنده از عشق و معرفت که محیطی سرشار از سلامت و امنیت و آرامش و آسایش برای من فراهم آورده است.

فهرست مطالب TOC h z t "B Lotus 16,2,B Lotus 18,1,B Lotus 14,3,B Lotus 12,4"
چکیده PAGEREF _Toc374928314 h ض‌فصل اول مقدمه و معرفی بازار برق ایران، مروری بر تحقیقات انجام شده PAGEREF _Toc374928317 h 11-1مقدمه PAGEREF _Toc374928318 h 21-2بازار برق دنیا و اصول پیشنهاد قیمت در بازار برق ایران PAGEREF _Toc374928319 h 51-3تشکیل بازار برق ایران و خصوصی سازی صنعت برق PAGEREF _Toc374928320 h 91-4ساختار جدید بازار برق و عمده فروشی PAGEREF _Toc374928321 h 101-5تغییر تفکر و نوع نگاه به برق PAGEREF _Toc374928322 h 111-6شکل گیری بازار برق در ایران PAGEREF _Toc374928323 h 121-7موانع شکل گیری و یا انحراف بازار رقابتی برق PAGEREF _Toc374928324 h 131-7-1ذینفع بودن بهره بردار مستقل سیستم و بازار از مبادلات PAGEREF _Toc374928325 h 131-7-2قدرت بازار PAGEREF _Toc374928326 h 131-7-3ذخیره تولید PAGEREF _Toc374928327 h 131-7-4نیروگاههای خاص PAGEREF _Toc374928328 h 131-7-5تبانی PAGEREF _Toc374928329 h 141-7-6دسترسی منصفانه به شبکه PAGEREF _Toc374928330 h 141-7-7تعرفه های استفاده از خدمات انتقال و توزیع PAGEREF _Toc374928331 h 141-7-8بازبینی مستمر بر عملکرد بازار PAGEREF _Toc374928332 h 14فصل دوم مدل سازی با استفاده از شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928334 h 151-2معرفی شبکه عصبی مصنوعی PAGEREF _Toc374928335 h 162-2سابقه تاریخی PAGEREF _Toc374928336 h 182-3ساختار شبکه های عصبی مصنوعی PAGEREF _Toc374928337 h 182-4مبانی محاسباتی شبکه های عصبی مصنوعی PAGEREF _Toc374928338 h 212-4-1لایه ورودی PAGEREF _Toc374928339 h 222-4-2لایه پنهانی PAGEREF _Toc374928340 h 222-4-3لایه خروجی PAGEREF _Toc374928341 h 222-4-4عناصر محاسباتی یک نرون PAGEREF _Toc374928342 h 242-4-5معرفی برخی از توابع انتقال خطی و غیرخطی قابل استفاده در شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928343 h 262-4-5-1تابع انتقال Hard limit PAGEREF _Toc374928344 h 262-4-5-2تابع انتقال خطی PAGEREF _Toc374928345 h 262-4-5-3تابع انتقال Log sigmoid PAGEREF _Toc374928346 h 272-4-5-4تابع انتقال Radial basis PAGEREF _Toc374928347 h 272-4-5-5تابع انتقال Tan sigmoid PAGEREF _Toc374928348 h 272-5نحوه عملکرد شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928349 h 282-6توابع آموزش PAGEREF _Toc374928350 h 29فصل سوم بهینه سازی مدل با استفاده از الگوریتم ژنتیک PAGEREF _Toc374928352 h 303-1مقدمه ای بر الگوریتم ژنتیک PAGEREF _Toc374928353 h 313-2نکات مهم در الگوریتم های ژنتیک PAGEREF _Toc374928354 h 313-3مفاهیم اولیه در الگوریتم ژنتیک PAGEREF _Toc374928355 h 32اصول پایه PAGEREF _Toc374928356 h 323-4کد کردن PAGEREF _Toc374928357 h 333-4-1انواع کدینگ PAGEREF _Toc374928358 h 343-4-2روش های کدینگ PAGEREF _Toc374928359 h 343-4-2-1کدینگ باینری PAGEREF _Toc374928360 h 343-4-2-2کدینگ جهشی PAGEREF _Toc374928361 h 343-4-2-3کدینگ ارزشی PAGEREF _Toc374928362 h 353-4-2-4کدینگ درختی PAGEREF _Toc374928363 h 353-4-3مسائل مربوط به کدینگ PAGEREF _Toc374928364 h 363-5کروموزوم PAGEREF _Toc374928365 h 383-6جمعیت PAGEREF _Toc374928366 h 383-7مقدار برازندگی PAGEREF _Toc374928367 h 393-8عملگر تقاطعی PAGEREF _Toc374928368 h 393-9عملگر جهشی PAGEREF _Toc374928369 h 413-10مراحل اجرای الگوریتم ژنتیک PAGEREF _Toc374928370 h 41فصل چهارم الگوریتم پیشنهادی به منظور تعیین استراتژی قیمت دهی برق PAGEREF _Toc374928372 h 464-1طرح پیشنهادی به منظور تعیین استراتژی قیمت دهی PAGEREF _Toc374928373 h 474-2متغیرهای ورودی PAGEREF _Toc374928374 h 504-3متغیرخروجی PAGEREF _Toc374928375 h 504-4بکارگیری الگوریتم ژنتیک جهت بدست آوردن معماری شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928376 h 504-4-1قیود اعمال شده به فضای جستجوی الگوریتم ژنتیک جهت معماری شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928377 h 514-4-2پارامترهای مهم تعیین شده در الگوریتم PAGEREF _Toc374928378 h 514-4-3نتایج بدست آمده از الگوریتم ژنتیک در معماری شبکه عصبی جعبه های تصمیم گیری PAGEREF _Toc374928379 h 524-4-4روش های اندازه گیری خطاهای نتایج خروجی PAGEREF _Toc374928380 h 544-4-5جداول خطاهای نتایج خروجی از الگوریتم PAGEREF _Toc374928381 h 554-4-6رگرسیون شبکه عصبی مربوط به جعبه های الگوریتم پیشنهادی PAGEREF _Toc374928382 h 574-5اعتبارسنجی نتایج در بازار واقعی برق ایران PAGEREF _Toc374928383 h 61نتایج خروجی نرم افزار در یک روز مشخص(قیمت بهینه پیش بینی شده) PAGEREF _Toc374928384 h 63فصل پنجم نتایج کلی و ارائه پیشنهادات PAGEREF _Toc374928386 h 665-1نتیجه گیری PAGEREF _Toc374928387 h 675-2پیشنهادات PAGEREF _Toc374928388 h 68مراجع PAGEREF _Toc374928389 h 69

فهرست اشکال TOC h z t "Lotus 10" c شکل 1-1: منحنی عرضه و تقاضا و نقطه تسویه بازار PAGEREF _Toc374928507 h 4شکل 2- 1: ساختمان سلول عصبی PAGEREF _Toc374928508 h 19شکل 2- 2: الگوی کلی از یک شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928509 h 21شکل 2- 3: شماتیک ارتباطات بین لایه ها و وزن های سیناپتیکی در شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928510 h 22شکل 2- 4: تناظر بین شبکه عصبی و شبکه عصبی مصنوعی PAGEREF _Toc374928511 h 23شکل 2- 5: نمای شماتیک یک نرون PAGEREF _Toc374928512 h 23شکل 2- 6: شبیه سازی یک نرون بیولوژیکی و مصنوعی PAGEREF _Toc374928513 h 24شکل 2- 7: برخی از توابع انتقال غیرخطی قابل استفاده در شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928514 h 25شکل 2- 8: تابع انتقال Hard limit PAGEREF _Toc374928515 h 26شکل 2- 9: تابع انتقال خطی PAGEREF _Toc374928516 h 26شکل 2- 10: تابع انتقال Log sigmoid PAGEREF _Toc374928517 h 27شکل 2- 11: تابع انتقال Radial basis PAGEREF _Toc374928518 h 27شکل 2- 12: تابع انتقال Tan sigmoid PAGEREF _Toc374928519 h 27شکل 2- 13: نمایش لایه ای از شبکه عصبی PAGEREF _Toc374928520 h 28شکل 2- 14: نمایش شبکه عصبی سه لایه ای PAGEREF _Toc374928521 h 28شکل 3- 1: کدینگ باینری PAGEREF _Toc374928523 h 34شکل 3- 2: کدینگ جهشی PAGEREF _Toc374928524 h 35شکل 3- 3: کدینگ ارزشی PAGEREF _Toc374928525 h 35شکل 3- 4: کدینگ درختی PAGEREF _Toc374928526 h 36شکل 3- 5: فضای کدینگ و فضای جواب PAGEREF _Toc374928527 h 36شکل 3- 6: رابطه بین کروموزوم ها و جواب ها PAGEREF _Toc374928528 h 37شکل 3- 7: انواع روابط بین کروموزوم ها و جواب ها PAGEREF _Toc374928529 h 38شکل 3- 8: نمایش یک کروموزوم n بیتی PAGEREF _Toc374928530 h 38شکل 3- 9: تقاطع در کرموزوم هایی که از شکل کد شده چهار متغیر به وجود آمده اند. PAGEREF _Toc374928531 h 40شکل 3- 10: مراحل اجرای الگوریتم ژنتیک PAGEREF _Toc374928532 h 42شکل 3- 11:چرخ رولت PAGEREF _Toc374928533 h 43شکل 4- 1: شماتیک پله های قیمت در بازار، میزان تقاضا، نقطه تسویه بازار در یک ساعت مشخص PAGEREF _Toc374928535 h 47شکل 4- 2: شماتیک طرح پیشنهادی و جعبه های تصمیم گیری تعبیه شده در الگوریتم حل مساله PAGEREF _Toc374928536 h 49شکل 4- 3: نتایج خروجی الگوریتم ژنتیک برای جعبه مربوط به داده های 1 سال گذشته PAGEREF _Toc374928538 h 52شکل 4- 4: نتایج خروجی الگوریتم ژنتیک برای جعبه مربوط به داده های 1 ماه گذشته PAGEREF _Toc374928539 h 52شکل 4- 5: نتایج خروجی الگوریتم ژنتیک برای جعبه مربوط به داده های 1 هفته گذشته PAGEREF _Toc374928540 h 53شکل 4- 6: نتایج خروجی الگوریتم ژنتیک برای جعبه مربوط به داده های بارهای مصرفی نزدیک به داده مورد نظر PAGEREF _Toc374928541 h 53شکل 4- 7: رگرسیون شبکه عصبی مربوط به جعبه داده های 1 سال گذشته PAGEREF _Toc374928546 h 57شکل 4- 8: رگرسیون شبکه عصبی مربوط به جعبه داده های 1 ماه گذشته PAGEREF _Toc374928547 h 58شکل 4- 9: رگرسیون شبکه عصبی مربوط به جعبه داده های 1 هفته گذشته PAGEREF _Toc374928548 h 59شکل 4- 10: رگرسیون شبکه عصبی مربوط به جعبه داده های بارهای مصرفی نزدیک به داده مورد نظر PAGEREF _Toc374928549 h 60شکل 4- 11: فرم ثبت قیمت برای فروشندگان برق و مالکان نیروگاه ها PAGEREF _Toc374928550 h 61شکل 4- 12: فرم مخصوص خریداران برق جهت مشخص شدن نیاز بار مصرفی در روزهای آتی PAGEREF _Toc374928551 h 61شکل 4- 13: گزارش آرایش تولید فروشنده PAGEREF _Toc374928552 h 62شکل 4- 14: قیمت های بهینه استخراج شده از نرم افزار در روز 27/01/1392 و ثبت آنها در بازار واقعی PAGEREF _Toc374928553 h 63شکل 4- 15: مقدار ظرفیت مگاواتی پیشنهادی در هر پله فروش برق در روز 27/01/1392 PAGEREF _Toc374928554 h 63شکل 4- 16: آرایش تولید نیروگاه تست شده در روز 27/01/1392 PAGEREF _Toc374928555 h 64شکل 4- 17: آرایش تولید نیروگاه تست شده در روز 28/01/1392 PAGEREF _Toc374928556 h 65شکل 4- 18: آرایش تولید نیروگاه تست شده در روز 29/01/1392 PAGEREF _Toc374928557 h 65

فهرست جداول TOC h z t "Lotus 10" c جدول 2- 1: انواع توابع آموزش PAGEREF _Toc374928596 h 29جدول 3- 1: انتخاب کروموزوم ها با استفاده از مدل چرخ رولت PAGEREF _Toc374928608 h 43جدول 4- 1: متغیرهای ورودی مدل سازی PAGEREF _Toc374928611 h 50جدول 4- 2: خطاهای اندازه گیری شده توسط روش های مختلف برای جعبه مربوط به داده های 1 سال گذشته PAGEREF _Toc374928616 h 55جدول 4- 3: خطاهای اندازه گیری شده توسط روش های مختلف برای جعبه مربوط به داده های 1 ماه گذشته PAGEREF _Toc374928617 h 55جدول 4- 4: خطاهای اندازه گیری شده توسط روش های مختلف برای جعبه مربوط به داده های 1 هفته گذشته PAGEREF _Toc374928618 h 55جدول 4- 5: خطاهای اندازه گیری شده توسط روش های مختلف برای جعبه مربوط به داده های بارهای مصرفی نزدیک به داده مورد نظر PAGEREF _Toc374928619 h 56

چکیدهدر فرایند تجدید ساختار بازار برق ، روش های قیمت دهی تولید کنندگان نیرو مهمترین عامل برای بدست آوردن سود بیشتر می باشد و به همین دلیل پژوهش های زیادی با رویکرد های مختلف مانند رویکرد بهینه سازی در زمینه تعیین استراتژی های قیمت دهی صورت گرفته است. در این پژوهش سعی شده است با استفاده از مفاهیم کاربردی الگوریتم ژنتیک و استخراج یک مدل مناسب از شبکه عصبی به این مسئله نگاه شود. در واقع نو آوری این پژوهش نیز علاوه بر ارائه طرحی جدید برای حل مسئله بهینه سازی مدل، مقایسه و آزمایش واقعی خروجی های نرم افزار در بازار برق ایران و نگاه ویژه به کاربردی بودن حل مسئله با استفاده از الگوریتم پیشنهادی و مفاهیم اقتصادی بوده است. در این پژوهش پس از معرفی بازار برق ایران و ساختار حاکم بر آن، طرحی نو جهت بهینه سازی استراتژی فروش برق توسط مالکان نیروگاه ها و تولیدکنندگان ارائه گردیده است، به طوری که ابتدا طرح و الگوریتم جدید معرفی می شود و سپس تابع هدف مورد نظر ما در بهینه سازی پیش رو، در شبکه عصبی مدل می گردد تا با داشتن یک مدل مناسب و توانمند در توصیف سیستم بتوان بهینه سازی قابل قبولی با استفاده از الگوریتم ژنتیک انجام داد. در انتها در ابتکاری داوطلبانه و با استفاده از جلب اطمینان و همکاری یکی از نیروگاه های سیکل ترکیبی کشور، خروجی های الگوریتم پیشنهادی در سامانه قیمت دهی نیروگاه های کشور ثبت گردید و نتایج بدست آمده بر مبنای این طرح در فضای واقعی بازار برق ایران تست شد و خوشبختانه نتایج فراتر از انتظار پژوهش انجام شده، حاصل گردید؛ که گواه این ادعا نیز گزارشات خروجی سامانه قیمت دهی وزارت نیرو می باشد که در فصل مربوط به نتایج این پایان نامه گنجانده شده است. این موضوع موید نقاط قوت این مدل سازی و بهینه سازی می باشد.
کلمات کلیدی: قیمت بهینه، استراتژی های قیمت دهی، شبکه عصبی، الگوریتم ژنتیک، بازار برق ایران
فصل اولمقدمه و معرفی بازار برق ایران،
مروری بر تحقیقات انجام شده
مقدمهبازارهای برق به منظور ایجاد رقابت در تمام دنیا در حال راه اندازی می باشند. هدف اصلی رقابت در این بازارها، موثرتر کردن فضای رقابت و مفهوم بازار در آن ها می باشد. مفهوم کلی سرمایه گذاری، اگر ساختارهای بازار عادلانه و منصفانه باشد، این است که انگیزه ای به شرکت های فعال در بازار در جهت حداکثر سازی سودشان بدهد و سپس بازار به طریقی رفتار کند که سود هر شرکت حداکثر شود(یا متناسب با فعالیت و تصمیمات خود مشمول سود و زیان گردد). اگر این هدف قابل دست یابی باشد، صنعت برق به الگوریتم های جدیدی برای کمک به شرکت های بازار در جهت حداکثر کردن سودشان نیاز دارد. این الگوریتم ها علاوه بر مدل کردن جنبه های اقتصادی بازارهای برق لازم است ملزومات اساسی مهندسی را نیز تامین کنند.
جهت ورود به بحث های تخصصی پیرامون بازار برق ایران، مدل سازی یک تابع هدف مشخص، پیشنهاد یک الگوریتم جدید و معقول و حل و بهینه سازی مدل پیشنهادی باید بازار برق ایران را شناخت و با ساختار آن آشنایی کامل داشت.
مالکان نیروگاه ها در کشور ایران می توانند محصول تولیدی خود(برق) را به روش های گوناگونی به فروش برسانند که از مهمترین انواع قراردادهای فروش می توان به چند مورد زیر اشاره کرد که عموماً مورد استفاده نیروگاه ها جهت عقد قرارداد فروش با وزارت نیرو (شرکت توانیر و شرکت مدیریت شبکه برق ایران) قرار می گیرند:
قراردادهای عمده فروشی در بازار رقابتی
قراردادهای خرید تضمینی
قراردادهای دوجانبه
قراردادهای فروش برون مرزی
قراردادهای تبدیل انرژی
قرارداد عمده فروشی در بازار رقابتی در واقع همان بازار پویایی است که رقابت در آن بر سر قیمت نهایی فروش برق بین خریداران(برق های منطقه ای) و فروشندگان برق(نیروگاه ها) انجام می شود و موضوعی که در این پایان نامه بر روی آن کار شده است در این فضا مدل سازی و بهینه سازی می شود. قرارداد خرید تضمینی، قراردادی است که بین یک فروشنده و یک خریدار منعقد می شود و با یک نرخ ثابت کالای برق مورد معامله قرار می گیرد، در این نوع قرارداد ها عملاً ریسکی انجام نمی شود و به ازای متحمل نشدن ریسک قیمت فروش برق نیز پایین تر از نرخ های وسوسه کننده در بازار رقابتی برق می باشد به گونه ای که معمولاً نیروگاه ها با مالکیت خصوصی کمتر راضی به فروش محصول خود با نرخ های تضمینی مصوب وزارت نیرو می گردند.
قراردادهای دوجانبه نیز مابین یک تولیدکننده و یک مصرف کننده منعقد می شوند به طوری که تنها از شبکه برق سراسری برای انتقال انرژی استفاده می کنند و مابه ازای این استفاده، هزینه ای را به عنوان هزینه ترانزیت می پردازند. قراردادهای فروش برق برون مرزی با کسب مجوز های لازم از وزارت نیرو با متقاضیان برق در خارج از مرزهای کشور عزیزمان بسته شده و به نوعی صادر می گردند. همچنین قرارداد های تبدیل انرژی نیز فی مابین برخی از نیروگاه ها و وزارت نیرو منعقد شده و نیروگاه صرف نظر از بهای برق تولیدی و هزینه سوخت مصرفی و یک سری هزینه های مورد توافق، تنها وتنها درآمدی را به ازای تبدیل سوخت مصرفی به برق تولیدی دارا خواهد شد.
موضوع اصلی مورد بحث در این پایان نامه ساختار بازار رقابتی برق ایران و چگونگی شکل گیری رقابت در فضای بازار می باشد. با عنایت به راه اندازی بازار عمده فروشی برق در کشورمان از آبان ماه سال 1382 تحت نظارت هیئت تنظیم بازار برق ایران و قوانین مصوب این هیئت، موضوع پیشنهاد قیمت بهینه برای فروش برق توسط تولیدکنندگان(نیروگاه ها) و همچنین خریداران(شرکت های برق منطقه ای) اهمیت ویژه ای مخصوصاً در سال های اخیر پیدا کرده است.
موضوع بدین ترتیب می باشد که یک حداکثر قیمت(383 ریال برای هر کیلووات در حال حاضر) و حداقل قیمت(235 ریال برای هر کیلووات در حال حاضر) برای فروش برق نیروگاه ها توسط هیئت تنظیم بازار برق ایران در نظر گرفته شده است و نیروگاه ها در نرم افزاری که توسط بازار ارائه شده است هر روزه، قیمت سه روز آتی را پیش بینی می کنند و ابراز آمادگی جهت حضور در مدار شبکه می نمایند.
بعد از ابراز آمادگی نیروگاه ها و ظرفیت مگاوات اعلام شده از سوی آن ها برای حضور در مدار، نرم افزار بازار اجرا شده و متناسب با مصرف احتمالی کل کشور و به تفکیک نقاط مختلف و بر اساس پیشنهادهای خریداران و فروشندگان(بازیگران بازار)، آرایش تولید برای نیروگاه ها در روزهای آتی اعلام می گردد، نیروگاه هایی که قیمت آن ها مناسب نباشد بازنده شده و برق آنها در صورت نیاز شبکه به قیمت های بسیار نازل خریداری می گردد.
شکل 1-1 معرف خوبی از فرآیند مشارکت نیروگاه ها در بازار برق ایران و چگونگی برنده و بازنده شدن نیروگاهها را نشان می دهد. منطق بازار مینیمم کردن هزینه های خرید برق، انتقال و تلفات شبکه سراسری برق می باشد به طوری که قیمت های پیشنهادی نیروگاه ها از کم به زیاد مرتب می گردد و پیشنهاد نیروگاه ها طبعاً تا جایی پذیرفته خواهد بود که مصرف برق کشور بر اساس اعلام نیاز برق های منطقه ای تامین گردد بنابراین برنده شدن و بازنده شدن معنا پیدا می کند.
با توجه به گرایش نسبت به خصوصی سازی در صنعت برق، تمایل برای کسب سود بیشتر در ازای ریسک بالاتر افزایش یافته است و بازیگران بازار برق به دنبال کشف نقطه تسویه بازار می باشند. در بخش 1-2 ، این نقطه بسیار مهم بیشتر معرفی می شود.

شکل SEQ شکل * ARABIC 1-1: منحنی عرضه و تقاضا و نقطه تسویه بازارفاکتورهای زیادی بر پیچیده شدن مسئله دخالت دارند و بدست آوردن یک قیمت بهینه را دشوار می سازند. موقعیت جغرافیایی که نیروگاه ها و شرکت های برق منطقه ای در آن قرار دارند، قیمت های پیشنهادی دیگر بازیگران بازار برق، قیمت سوخت مصرفی تعیین شده بر اساس مصوبات، ساعات روز، روزهای هفته، تعطیلی های رسمی کشور(به طور مثال مینیمم مصرف سال کشورمان در روزهای عاشورا و تاسوعا اتفاق می افتد)، الگوی مصرف مردم که به مرور زمان تغییر می کند، محدودیت هایی که به لحاظ فنی برای نیروگاه ها وجود دارند(مانند: ظرفیت ترانس نیروگاه ها، محدودیت آب پشت سد یک نیروگاه آبی، پست مشترک ورودی برق به شبکه برای چند نیروگاه) و ... از جمله این موارد می باشند.
یکی از سختی های حل این مسئله چگونگی مدل سازی و استخراج معادلات و روابط ریاضی، از این مفاهیم انتزاعی است که با توجه به وجود درس هایی همچون برنامه ریزی ریاضی پیشرفته، تحلیل سیستم های انرژی، مبانی اقتصاد که در رشته مهندسی سیستم های انرژی وجود دارند پایه و اساس انجام چنین پژوهش هایی در این رشته تحصیلی قابل توجیه می باشد.
با توجه به اینکه یکی از ارتباطات رشته تحصیلی مهندسی سیستم های انرژی به این موضوع، مدل سازی صحیح این بازار، استخراج تابع هدف مناسب و معقول که نتایج خروجی از تابع هدف مورد نظر انتظارات لازم را برآورده کند، می باشد لذا ارتباط موضوع پایان نامه با رشته تحصیلی کاملاً مشهود می باشد. به همین علت ذکر نام دروسی که در مدل سازی و فراهم آوردن شرایط بهینه سازی و فضای حاکم بر مسئله تاثیر زیادی داشته اند، ضروری است:
درس مبانی اقتصاد: شناخت مفاهیم بازار و تاثیرگذاری عرضه و تقاضا بر روی ارائه کالای مورد نظر(برق)
درس تحلیل سیستم های انرژی: تحلیل کلی از بازار برق ایران و شناخت این سیستم پیچیده
درس برنامه ریزی ریاضی پیشرفته: تبدیل اطلاعات موجود در کشور به معادلات حاکم بر مسئله جهت حل مسئله، و همچنین بدست آوردن تابع هدف مناسب با تعریف صحیح از فضای حل که یکی از ورودی های الگوریتم ژنتیک جهت نیل به هدف بهینه سازی می باشد.
درس قابلیت اطمینان و تحلیل ریسک: از مهمترین و پیچیده ترین فاکتورهای دخیل در طرح این پروژه آنالیز ریسک و وابستگی قیمت ها به میزان ریسک می باشد، هرچه میزان ریسک بالاتر باشد و بازیگر برنده گردد، سود ماکزیمم می شود.
بازار برق دنیا و اصول پیشنهاد قیمت در بازار برق ایرانبا شروع به کار بازار برق ایران، مساله پیشنهاد قیمت برای شرکت‌های فروشنده برق دارای اهمیت بسیار بوده و فاکتور مهمی جهت کسب درآمد و سودآوری برای این شرکت‌ها محسوب می‌شود. همراه با تغییر در ساختار اقتصادی صنعت برق ایران و راه‌اندازی بازار برق، مسأله تنظیم و تامین هزینه‌های سالیانه شرکت‌های برق منطقه ای با چالش‌ها و مشکلات ویژه‌ای مواجه شد. بهترین دلیل برای این وضعیت وجود عدم قطعیت‌های مختلف تأثیرگذار بر درآمدها و هزینه‌های این شرکت‌ها در فرایند فروش انرژی به بازار برق می باشد.
با راه‌اندازی بازار برق ایران در سطح عمده فروشی و در سمت فروشندگان در آبان‌ماه سال 1382، درآمد شرکت‌های برق منطقه‌ای به نحوه قیمت دهی وابسته شده است. بنابراین بازاربرق، در شرکت‌های آب و برق منطقه‌ای تولید کننده انرژی الکتریکی، انگیزه مضاعفی جهت پیشنهاد قیمت بهینه ایجاد نموده است. محدودیت‌هایی در بازار برق ایران نظیر محدودیت‌های انتقال، عدم خروج واحدهای سیکل ترکیبی و بخاری بزرگ و... موجود است.
مسأله تنظیم و تامین هزینه متوسط و برنامه‌ریزی جهت تحقق آن از جمله مهمترین مسائل مطرح در افق زمانی میان مدت برای هر بنگاه اقتصادی است. حل دقیق این مسأله، نقشی کلیدی در جهت نیل به اهداف مورد نظر بنگاه اقتصادی و رشد و توسعه اقتصادی آن دارد. در فضای سنتی صنعت برق، حل مسأله برنامه‌ریزی هزینه‌ها با توجه به عدم قطعیت نه‌چندان قابل توجه موجود در درآمدها و هزینه ها، با مشکل چندانی مواجه نبود، اما با ایجاد فضای رقابتی در صنعت برق و جداسازی بخش‌های تولید، انتقال و توزیع و در نتیجه تصمیم‌گیری مستقل بنگاه‌های اقتصادی، مسأله تخمین هزینه درفضای سنتی به مسأله کنترل هزینه‌ها و درآمدهای بنگاه‌های اقتصادی تغییر یافت. از طرف دیگر مسأله تخمین و تنظیم درآمدها و هزینه‌های بنگاه‌های اقتصادی به علت تغییر رفتار بازیگران بازار با توجه به اطلاعات ناقصشان از محیط بازار برق دارای عدم قطعیت محسوسی می‌باشد. همچنین تخمین درآمدها و هزینه‌های هر بنگاه اقتصادی در افق زمانی میان‌مدت باید به گونه‌ای صورت گیرد که اهداف موجود دراستراتژی قیمت‌دهی را نیز برآورده سازد و بالعکس. حل مسائل برنامه‌ریزی میان مدت مستلزم مدل سازی عدم قطعیت‌های موجود در متغیرهای مسأله و بکارگیری روش‌های بهینه‌سازی است. آشنایی با برخی تحقیقات انجام‌شده در این زمینه لازم است.
در مرجع [1] رفتار بهینه مصرف‌کننده‌ها جهت خرید انرژی از بازار برق با توجه به قید بودجه آن‌ها که محدودکننده میزان هزینه خرید انرژی می‌باشد تعیین شده است. استراتژی تعیین میزان تعرفه توسط بهره‌بردار شبکه انتقال بلژیک برای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگانی که از خدمات آن بهره می‌گیرند با در نظر گرفتن قید هزینه بهره بردار تنظیم می‌گردد [2]. قید بودجه به گونه‌ای عمل می‌کند که سود بهره‌بردار ناشی از ارائه خدمات انتقال و هزینه سرمایه‌گذاری آن از حد معینی بیشتر باشد. در این شرایط نیاز به روشی کارا جهت مدل‌سازی عدم قطعیت‌های موجود در مسأله تخمین درآمدها و هزینه‌ها در افق زمانی میان مدت و هماهنگ با استراتژی‌های قیمت‌دهی و با در نظرگرفتن اهداف و قیود بنگاه اقتصادی ضروری به نظر می‌رسد.
در مرجع [3] مدلی جهت مدیریت ریسک ناشی از قیمت سوخت، تقاضا، دبی آب و قیمت برق که نیروگاه‌های آبی یا حرارتی در بازار برق با آن‌ها مواجه هستند ارائه شده است. در مرجع [4] از درخت تصمیم به منظور مینیمم کردن هزینه‌های بهره‌برداری هفتگی واحدهای تولیدی با توجه به عدم قطعیت تقاضا استفاده شده است. در مرجع [5] مدلی ریاضی به منظور بهره‌برداری بهینه برای سیستم تولید که از واحدهای آبی و حرارتی تشکیل شده، ارائه شده است. در این مرجع عدم قطعیت‌های جریان آب ورودی به سد برای واحد آبی و قیمت سوخت در مورد نیروگاه حرارتی درنظر گرفته شده‌است. در مرجع [6] با استفاده از درخت تصمیم، مدلی به منظور ماکزیمم کردن درآمد با توجه به وجود قراردادهای میان مدت برای واحدهای آبی ارائه شده‌است.
به علت عدم قطعیت‌های موجود در بازار برق، شناسایی و مدل‌سازی عدم قطعیت‌ها در درآمدها و هزینه‌های شرکت برق منطقه‌ای در افق زمانی میان مدت امری ضروری است. با توجه به اینکه عدم قطعیت‌ها در افق زمانی میان‌مدت مدل‌سازی می‌شوند و به علت اینرسی بالای قیمت سوخت درایران از عدم قطعیت موجود در قیمت سوخت صرف‌نظر می‌شود. بنابراین تنها، نیاز به مدل‌سازی رفتار قیمت تسویه بازار به‌طور ماهانه می‌باشد. البته می‌توان عدم قطعیت ناشی از وقوع پیش‌آمدهای اتفاقی در سیستم قدرت و تغییرات تقاضا را نیز جهت مدل‌سازی دقیق‌تر مسأله در نظر گرفت. با جمع‌آوری اطلاعات قیمت تسویه بازار برق برای هر ماه در سال‌های گذشته و انتخاب بازه‌های تغییر قیمت تسویه بازار (تعیین بازه‌های پیشامدهای قیمت پایین، متوسط و بالا) و بهره‌گیری از مدل فرکانسی، احتمال وقوع پیشامدهای مختلف برای مقدار قیمت تسویه بازار در هر ماه تعیین می‌گردد[7].
تولیدکنندگان با ارائه مقدار تولید و قیمت پیشنهادی در بازار برق شرکت می‌کنند. بهره‌بردار بازار نیز پیشنهاد برنده را مشخص می‌کند. در مبادلات قراردادی مانند قراردادهای دوطرفه روند مناظره و بحث بین دو طرف لازم است. البته شایان ذکر است که قیمت دهی درطرف مصرف هم به مرور زمان و با توسعه بازار در سمت خرید برق، دارای اهمیت خواهد شد.
مسأله پیشنهاد قیمت در بازارهای برق به مبادلات حراج مربوط است و تولیدکنندگان با ارائه پیشنهاد قیمت و مقدار تولید به بهره بردار بازار، در آن شرکت می‌کنند و بهره‌بردار بازار، برندگان و مقدار پول تخصیص یافته به آنان را مشخص می‌کند.
قوانین تخصیص پول به شرکت کنندگان نیز عبارتند از:
پرداخت به میزان پیشنهاد (PAB)
تخصیص یکنواخت (UP)
به طور خیلی خلاصه می توان گفت که در بازار PAB ، نیروگاه ها بر اساس قیمتی که می دهند و در سامانه مربوطه ثبت می کنند، در صورتی که در بازار برنده شوند مبلغی را که به ازای هر کیلووات ساعت برق اعلام داشته اند دریافت می نمایند. در این بازار ها انگیزه ای در جهت پیشنهاد قیمت بهینه(قیمتی که سود را بیشینه گرداند تا جایی که بازیگر بازنده و متضرر نشود) به وجود می آید و استراتژی پیش روی نیروگاه ها کشف و یا به عبارت دیگر حدس قیمت سایر بازیگران بازار می باشد. در نوع دیگر اجرای بازار یعنی به روش UP ، آخرین قیمت پذیرفته شده در بازار(بعد از این قیمت سایر بازیگران بازنده اعلام می شوند) مبنای پرداخت به تمام نیروگاه های برنده شده ماقبل قرار می گیرد یعنی پرداخت به ازای حاصلضرب ظرفیت برنده شده هر نیروگاه برنده در آخرین قیمت برنده شده در بازار انجام می شود. در نظر اول کمی ظالمانه به نظر می رسد اما در بسیاری از کشورهای پیشرفته از این روش استفاده می گردد، چرا؟
پاسخ به این سوال بسیار راحت می باشد! در واقع منطق اصلی از اجرای این بازار ها بیشینه کردن سود به وسیله بیشینه کردن درآمد حاصل از فروش نیست بلکه نیروگاه ها را تشویق به کاهش هزینه های تولید خود می کند. یعنی ارزش قیمت هر کیلووات برق در هر روز بازار مشخص می گردد و از همه بازیگران برنده به آن قیمت مشخص برق خریداری می گردد و رقابتی بین نیروگاه ها در جهت کاهش هزینه ها، کاهش آلاینده ها، افزایش راندمان سیکل های تولید، کاهش هزینه های بهره برداری از نیروگاه و همچنین کاهش هزینه های ساخت و احداث اولیه نیروگاه ها شکل می گیرد و این موضوع درنهایت به نفع کل کشور خواهد بود.
مساله پیشنهاد قیمت به طور کلی به صورت یافتن قیمت بهینه و تعیین استراتژی مناسب جهت رقابت با فروشندگان دیگر تعریف می‌شود. مساله مدنظر ما شرکت در حراج می‌باشد که به صورت مناقصه اجرا می‌شود. به بیان دیگر مساله پیشنهاد قیمت عبارت خواهد بود از تعیین قیمت‌های بهینه در افق زمانی بهره‌برداری از بازارهای بلادرنگ (از چند دقیقه در بازارگرفته تا چندین ساعت در بازارهای روزانه) به‌طوری‌که عوامل موثر بر پارامترهای مورد توجه فروشنده (مانند سود، درآمد، ریسک و ...) در نظر گرفته‌شود.
با توجه به مطالعات انجام شده عواملی که فروشنده باید درهنگام پیشنهاد قیمت در مناقصه‌های انرژی لحاظ کند در زیرخلاصه شده اند:
عدم قطعیت‌ها
نحوه بستن بازار و پرداخت پول به برندگان بازار
ساختار و قوانین بازار
هزینه تولید
قیود حاکم بر ژنراتور و قیود شبکه انتقال
لحاظ کردن سود بلندمدت
نحوه قیمت‌دهی طرف مصرف
قراردادهای دوطرفه
وجود بازارهای مختلف و تأثیر آنها بر یکدیگر
البته دو مورد آخر پس از توسعه بازار برق ایران و راه‌اندازی بازارهای مختلف و قراردادهای دوجانبه در مساله قیمت‌دهی دخیل خواهند بود. مطالعات انجام‌شده در زمینه مساله پیشنهاد قیمت به دو بخش قابل تقسیم‌اند: PAB و UP.


بدیهی است که نحوه مدل‌سازی و فرمول‌بندی مساله در بازارهای مختلف به دلیل تفاوت قوانین کاملا متفاوت است. مدیریت بازار برق ایران به صورت حراج PAB است. مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که به مساله پیشنهاد قیمت به صورت جدی در بازارهای PABپرداخته نشده است. دلیل این امر شاید این باشد که حراج PAB در بسیاری از بازارهای دنیا به‌کار گرفته نمی‌شود و اکثر بازارهای دنیا بر مبنای حراج UP می‌باشد. به علاوه بازارهایی که حراج PAB مبناست، حجم کمی از معاملات را به خود اختصاص داده است. از آن ‌جا که حراج بازار برق ایران بر مبنای حراج PAB است نیاز به تحقیقات جدی در این زمینه احساس می‌شود.
بررسی مساله پیشنهاد قیمت از دید یک تولیدکننده انرژی در ابتدای راه است. در حراج PAB به این دلیل که پول تخصیص یافته بابت هر مگاوات انرژی برابر با قیمت پیشنهادی ارائه شده ازسوی فروشنده می‌باشد، مساله پیشنهاد قیمت از اهمیت دسته از قیود در محیط سنتی وجود نداشته ولی درمحیط جدید باید لحاظ شوند.
قید درآمد، قیدی است که یک شرکت به واسطه سیاست‌های مالی خود لحاظ می‌کند. به‌طور مثال از سیاست‌های کلی شرکت این نتیجه به‌دست آمده که در آمد شرکت در طول یک دوره پیشنهاد قیمت از یک مقدار خاص نباید کمتر باشد. این مساله در فرآیند پیشنهاد قیمت باید لحاظ شود.
قید حداقل فروش، قیدی است که برای اجتناب از جریمه پیشنهاد قیمت لحاظ می‌شود زیرا اگر قیمت واحدهای بخاری یا سیکل ترکیبی برنده نشوند دچار جریمه 0,9 حداقل قیمت می‌شوند. بنابراین حداقل تولید مجاز واحدهای بخاری به ‌فروش خواهد رسید. پس قیمت این واحدها باید به‌گونه‌ای ارائه شود تا تولید موجب ضرر نشود و از طرفی دچار جریمه نیز نگردد. در فرآیند حل مساله پیشنهاد قیمت، جهت دستیابی به ‌روش‌های کارا جهت حل مساله باید پارامترهایی که بر پاسخ مساله و قیمت بهینه تاثیر می‌گذارند، استخراج گردند. این پارامترها بسته به قوانین بازار، شرایط شبکه انتقال و موقعیت جغرافیایی تغییر می‌کنند. بنابراین برای هر شرکتی باید پارامترهای موثر به صورت جداگانه استخراج شوند.
تشکیل بازار برق ایران و خصوصی سازی صنعت برقشاید نتوان کشوری را یافت که متاثر از موج تحولات یک دهه اخیر صنعت برق نباشد. این تحولات در قالب بحث تجدید ساختار باعث شفافیت و تفکیک وظایف بخشهای مختلف گردیده که به تدریج باعث ایجاد بازار برق در سطح عمده فروشی و به دنبال آن در سطح خرده فروشی شده است. موفقیت این برنامه‌ها متاثر از عوامل مختلفی نظیر اجرای صحیح برنامه‌های تجدید ساختار و تقویت نتایج تجدید ساختار با اجرای برنامه خصوصی‌سازی در صنعت برق می باشد. در این میان اجرای برنامه آزادسازی به موقع مشترکین، پیشگیری از شکل گیری پدیده قدرت بازار، باز بینی منظم بازار، ایجاد فضایی منصفانه برای دستیابی همه علاقمندان به فعالیت در صنعت برق، تدوین تعرفه خدمات انتقال و توزیع، تعریف خدمات پشتیبان و تدوین تعرفه متناسب برای آنها و غیره از جمله مطالب مهمی هستند که اهمیت بسزایی در موفقیت یا شکست برنامه تجدید ساختار و بازار برق دارند.
تلاش برای تحقق بخشیدن به تئوری های اقتصادی و تشکیل آرمان شهر بازار رقابت کامل اگر چه(به شکل کامل) هیچ گاه از لای صفحات و متون اقتصادی فراتر نرفته اما این حسن بزرگ را داشته که بهبود قابل توجهی در سامان دهی به بازار را باعث شود. گر چه صنعت برق در ابتدا و با احداث واحدهای کوچک و خصوصی تولید برق حیات خود را آغاز کرد اما به تدریج و با درک اهمیت این صنعت روند دولتی شدن(و بنابراین انحصاری شدن) آن آغاز شد. بنابراین صنعت برق به عنوان یک صنعت یکپارچه و کاملا انحصاری در اذهان شکل گرفت که هر کسی توان ورود به این عرصه و انجام فعالیت در آن را نداشت. با همین ذهنیت بود که دولت ها(به طور عام) کنترل صنعت برق را در دست گرفتند. به تدریج و با بروز مشکلاتی در اداره دولتی صنعت برق، همانند ناتوانی دولت در تامین مالی مناسب برای این صنعت، ناکارایی سرمایه گذاری و بهره برداری و… این سئوال شکل گرفت که به چه نحوی می توان از پتانسیل بخش خصوصی در این صنعت استفاده کرد؟ پاسخ به این سئوال همزاد شکستن ائتلاف عمودی این صنعت و ورود تدریجی بخش خصوصی به حوزه های مختلف فعالیت آن است. اولین نتایج این موضوع تفکیک بخشهای تولید، شبکه و عرضه بود. بنابراین با تفکیک انجام شده این امکان فراهم شد تا برخی متخصصان اقتصاد صنعت برق به امکان ایجاد رقابت در بخش تولید فکر کنند و این در واقع زمینه تشکیل بازار عمده فروشی برق بود. تحولات بعدی صنعت برق را باید مدیون این جسارت و تجربه قلمداد کرد.
ساختار جدید بازار برق و عمده فروشیهمان طور که اشاره شد بروز مشکلات ناشی از ساختار سابق صنعت برق باعث گردید سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان این صنعت تجدید نظری اساسی در نوع نگاه به این صنعت و چگونگی اداره آن صورت دهند. جدای از مشکلاتی که دلیل اصلی تجدید ساختار بود، تلاش برای ایجاد فضایی جدید که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با اهداف کلان اقتصادی نیز هماهنگ باشد، به طور مضاعفی اجرای برنامه های تجدید ساختار را تجویز می کرد. بنابراین به طور کلی اهداف تجدید ساختار را می توان به صورت زیر ذکر کرد:
الف- بهبود فضا و قاعده بازی برای ارتقای کارایی
ب- ایجاد فرصت های شغلی بیشتر
ج- شفاف نمودن و تفکیک بخشهای مختلف از هم
د- ایجاد فضای مناسب برای محوری نمودن علائم اقتصادی در تصمیم سازی
ه- جایگزینی تفکر بنگاهی در صنعت برق به جای تلقی خدمت عمومی از برق
اما نکته قابل توجه اینکه بحث تجدید ساختار و خصوصی سازی دو مقوله متفاوت از هم هستند. در واقع تجدید ساختار می تواند زمینه های خصوصی سازی صحیح را فراهم کند. اهداف خصوصی سازی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
الف- کاهش تصدی دولت و تقویت بعد نظارتی آن با واگذاری امور به بخش خصوصی
ب- کاهش بار مالی دولت و انتقال آن به بخش خصوصی
سایر اهداف ریز را می توان در موارد فوق خلاصه کرد. در واقع این موارد باعث شد مجموعه اقداماتی در صنعت برق صورت پذیرد که به طور کلی باعث تغییر نوع نگاه به کالای برق شدند.
تغییر تفکر و نوع نگاه به برقدر واقع برای درک انگیزه های تجدید ساختار و تشکیل بازار برق باید توجه داشت که مدتهای مدیدی این تصور در میان سیاستگزاران و متخصصان صنعت برق کشورهای مختلف نهادینه شده بود که صنعت برق از یک انحصار ذاتی برخوردار است و قابلیت و انعطاف پذیری لازم جهت رقابتی شدن را ندارد. تاسیسات هزینه برآن باید در تملک دولت باشد و بخش خصوصی در این زمینه نه علاقمندی خواهد داشت و نه حضورآن نتیجه مثبتی ! این عقیده در اوایل دهه 90 میلادی با تحرکات اولیه صنعت برق کشورانگلستان متزلزل شد[8] و اکنون تقریبا به فرضیه ای فراموش شده تبدیل گردیده است. اگر صنعت برق را به چهار بخش عمده تولید، انتقال، توزیع و عرضه(خدمات مشترکین)‌ تقسیم کنیم،‌ تجربه بسیاری از کشورها نشان می دهد دو بخش تولید و عرضه(خدمات مشترکین) انعطاف پذیری کافی برای رقابتی شدن را دارند. به همین خاطر و همان طور که در بخش مربوط به ساختارهای صنعت برق ملاحظه خواهد شد تمرکز زدایی اولین اقدام در اجرای تغییرات ساختاری این صنعت بود بلکه زمینه برای تفکیک بخشهای دارای پتانسیل رقابتی از سایر بخش ها فراهم گردد. سپس در بخش تولید با فراهم کردن زمینه برای مشارکت بخش خصوصی و احداث نیروگاه توسط سرمایه گذاران داخلی و خارجی و یا واگذاری ظرفیت های نصب شده موجود، فراهم سازی زمینه رقابت(با افزایش تولید کنندگان) و ایجاد شرایطی برای رقابت درکاهش هزینه ها و فروش برق به مدیر شبکه، سعی در جایگزینی فضای رقابتی بجای شرایط انحصار گردیده که در بسیاری از کشورها این امر موفقیت آمیز بوده است. اما بخش انتقال با توجه به ماهیتی که دارد و این واقعیت که نمی توان دو یا چند شبکه موازی درکنار هم تاسیس کرد تا برای انتقال برق با هم رقابت نمایند، تقریبا هنوز هم به شکل انحصاری اداره شده و به عنوان شبکه ملی باقی مانده است.
در بخش توزیع نیز که کلیه فعالیتها از نقطه دریافت برق از شبکه انتقال تا تحویل به مصرف کنده نهایی انحصاری بود، ابتدا بخش خطوط‌ از بخش مشترکین تفکیک شده سپس این بخش یا در تملک دولت باقی مانده و یا در برخی کشورها تجهیزات توزیع به بخش خصوصی واگذار شده اند[9]. هرچند تجربه و مطالعات انجام شده نشان از عدم تفاوت معنی دار کارایی و کاهش هزینه در واگذاری این شرکت ها به بخش خصوصی دارد اما حسن این کار فراهم سازی زمینه رقابتی شدن است که معمولاً افزایش کارایی را به دنبال داشته است. در بخش خدمات مشترکین نیز کلیه امور از درخواست مشترک برای اتصال به شبکه برق تا صدور صورتحساب و وصول مطالبات و … توسط شرکت های خرده فروشی انجام می گردد. از آنجایی که این بخش از شرایطی متفاوت با بخشهای انتقال و توزیع برخوردار می باشد، فعالیتهای این بخش از خاصیت انحصاری برخوردار نبوده و بنابراین شرکت های خرده فروش همزمان می توانند برای جلب رضایت مشتری با هم رقابت نمایند که به بهبود کیفیت و کاهش هزینه ها منتهی خواهدشد. لذا واگذاری امور به بخش خصوصی وایجاد زمینه مناسب برای رقابتی کردن این بخش نتایج مثبت قابل توجهی به همراه داشته است.
در واقع آنچه در صنعت برق در طی دهه اخیر اتفاق افتاده بر یک محور اساسی استوار است بدین معنی که به تدریج نگاه کالایی به برق جایگزین تفکر تلقی برق به عنوان یک خدمت عمومی شده است[10]. در واقع در فضای بازار این ایده مورد تاکید قرار گرفته که هر علاقمندی که محدودیت ها و استانداردهای شبکه را رعایت نماید می تواند از شبکه(همانند جاده ها) استفاده و برق تولیدی خود را به مشتری تحویل دهد. این نگاه را می توان اساس تحولات نوین صنعت برق قلمداد کرد.
شکل گیری بازار برق در ایراندر ایران نیز از چند سال قبل برنامه هایی برای اجرای فرایند تجدید ساختار و ایجاد بازار برق تدارک دیده شده است. لیکن پیشنهاد تشکیل بازار برق در ایران به تغییراتی برمی گردد که در سال 1382 در ساختار برق کشور(تشکیل شرکتهای مادر تخصصی، پیش بینی تشکیل شرکت مدیریت بازار(مدیریت شبکه برق ایران)، تغییر نظام مبادلات و بودجه ای شرکتها، حذف یارانه بین بنگاهی و…) پیش بینی شده بود. در همین راستا دستورالعملی برای خرید و فروش رقابتی برق توسط هیات تنظیم بازار برق ایران تهیه شد که مقدمه ای برای تشکیل بازار برق در ایران است[11]. اولین جلسه هیات تنظیم در تاریخ 09/07/1382 تشکیل و اصول ایجاد یک بازار رقابتی در فضایی منطقی پایه گذاری گردید[12]. گرچه این دستورالعمل محتاط عمل کرده و قیمت ها در آن تنها در یک بازه معین(با تعریف یک نرخ پایه و تعریف ضرایبی برای اوقات مختلف و انحراف پیشنهاد نرخ خریداران و فروشندگان در یک بازه معین) شکل خواهند گرفت، اما به هر حال زمینه ای برای ایجاد بازار برق در ایران محسوب می شود. در شرایط فعلی اکثر واحدهای تولید و عرضه دولتی بوده و به نظر نمی رسد مکانیزم پیشنهادی در کوتاه مدت تحولی در صنعت برق به وجود بیاورد اما مقدمه مناسبی در کشور فراهم شده است که می تواند زمینه را برای تحولات آینده فراهم نماید. در این دستورالعمل بهای پرداختی به تولید کنندگان بر اساس قیمت پیشنهادی و قدرت تحویلی آنان خواهد بود که با اعمال قیمت نهایی بازار و پرداخت بها بر اساس آن به همه تولید کنندگان در یک ساعت معین(نظامی که اکثر کشورها هم اکنون آن را پیاده می کنند) تفاوت دارد[13].

موانع شکل گیری و یا انحراف بازار رقابتی برقایجاد بازار رقابتی صحیح در بخش برق علی رغم نتایج بسیار ارزشمند آن می تواند بسیار شکننده بوده و از سوی دیگر نتایج آن(با فرض عدم پیش بینی و برنامه ریزی صحیح، عدم نظارت مناسب و عدم ایجاد شرایط مساعد برای ورود بخش خصوصی به بازار) می تواند عقیم و یا حتی مخرب باشد. ایالت کالیفرنیا نمونه ای از شکست بازار و مخرب بودن طراحی نامناسب بازار می باشد. در زیر به مواردی که می تواند باعث انحراف یا شکست بازار شود اشاره می شود[10].
ذینفع بودن بهره بردار مستقل سیستم و بازار از مبادلاتدر واقع در ابتدای امر لازم است نهادهایی(شرکت هایی) مسئولیت هماهنگی عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان(خریداران و فروشندگان عمده) را به عهده داشته باشند. حال اگر این نهادها نتوانند بی طرفی خود را حفظ کنند، عملاً ممکن است توسعه پتانسیل تولید و شبکه و بهره برداری بهینه از منابع موجود بر اساس عملکرد بازار صورت نگیرد.
قدرت بازاردر واقع در صورتی که هر یک از تقاضا کنندگان و عرضه کنندگان بازار سهم بزرگی از بازار را به خود اختصاص دهند(در برخی کشورها سهم فوق 15% می باشد) به طوری که بتوانند بر عملکرد بازار اثر گذاشته و باعث تغییر و انحراف قیمت های بازار شوند، این موضوع می تواند به شکست بازار منتهی شود.
ذخیره تولیددر صورتی که در بخش تولید(عرضه)به اندازه کافی ذخیره تولید وجود نداشته باشد این امر می تواند به انحراف و شکست بازار منتهی شود.
نیروگاههای خاصبرخی نیروگاهها (حتی گاهی اوقات یک نیروگاه کوچک)به واسطه موقعیت خاص خود می توانند در پایداری شبکه نقش بسیار مهمی ایفا نمایند، حال اگر این نیروگاهها در اختیار بخش خصوصی قرار گیرند و مرکز کنترل نتواند اختیار تعیین زمان ورود و خروج آنها را داشته باشد،صاحب این قدرت می تواند از این موقعیت برای انحراف قیمت های بازار استفاده نماید.
تبانیاین موضوع که به شکل گیری قدرت بازار برای گروه خاصی منتهی می گردد می تواند باعث انحراف و حتی شکست بازار منتهی گردد.
دسترسی منصفانه به شبکهیکی از ویژگی های هر بازار رقابت کامل امکان ورود و خروج فعالان به این بازار است.در صنعت برق این موضوع باید با تهیه دستورالعمل معینی برای دسترسی بیطرفانه علاقمندان به شبکه دنبال شود. زیرا عدم تهیه یک دستورالعمل منسجم می تواند به ایجاد تبعیض میان فعالان صنعت منتهی گردد.
تعرفه های استفاده از خدمات انتقال و توزیعتدوین تعرفه های استفاده از خدمات انتقال و توزیع می تواند باعث شفاف شدن مبادلات شده و تولیدکنندگان و عرضه کنندگان می دانند در صورت استفاده از بخشهای انتقال و توزیع برای جابجایی انرژی و قدرت مورد نیاز چه مبلغی باید به شبکه بپردازند.این موضوع در تصمیم گیری خریداران برای انتخاب فروشنده برق بسیار حائز اهمیت است.
بازبینی مستمر بر عملکرد بازارطبیعی است در صورتی که مکانیزم بازار به طور مستقیم و دقیق دنبال نشود تشخیص یک مشکل تنها می تواند پس از فروپاشی بازار صورت گیرد.
البته نکات دیگری را نیز می توان ذکر کرد که مواد فوق از اهم آنها انتخاب شده اند.
فصل دوممدل سازی با استفاده از شبکه عصبی
معرفی شبکه عصبی مصنوعیقدرت و سرعت کامپیوترهای امروزی به راستی شگفتانگیز است؛ زیرا کامپیوترهای قدرتمند می‌توانند میلیون‌ها عملیات را در کمتر از یک ثانیه انجام دهند. شاید آرزوی بسیاری از ما انسان‌ها این باشد که ای کاش می‌شد ما نیز مانند این دستگاه‌ها کارهای خود را با آن سرعت انجام می‌دادیم، ولی این نکته را نباید نادیده بگیریم که کارهایی هستند که ما می‌توانیم آن‌ها را به آسانی و در کمترین زمان ممکن انجام دهیم، ولی قوی‌ترین کامپیوترهای امروزی نیز نمی‌توانند آن‌ها را انجام دهند و آن قدرت تفکری است که مغز ما انسان‌ها دارد. حال تصور کنید که دستگاهی وجود داشته باشد که علا‌وه بر قدرت محاسبه و انجام کارهای فراوان در مدت زمان کوتاه، قدرت تفکر نیز داشته باشد یا به قول معروف هوشمند باشد! این تصور در حقیقت هدف فناوری هوش مصنوعی یا به اختصار AI است[14].
یکی از راه‌حل‌های تحقق این هدف، شبکه‌های عصبی است. شبکه‌های عصبی در واقع از شبکه‌های عصبی و سیستم عصبی انسان الگوبرداری می‌کنند. برخی از محققان براین باورند که هوش مصنوعی و شبکه‌های عصبی دو راه‌حل متفاوت و در دو جهت مختلف هستند، ولی این باور را نمی‌توان کاملاً صحیح دانست؛ چرا که در حقیقت علم شبکه‌های عصبی و هوش‌مصنوعی وابسته به هم هستند. بدین‌معنا که قبل از این‌که Symbolها بتوانند توسط هوش مصنوعی شناسایی شوند، باید مراحلی طی شود. مثلاً تصور کنید که Symbol هایی مانند خانه، انسان یا میز وجود دارند. قبل از این که AI بتواند هر کدام از این Symbol ها را شناسایی کند، باید از توانایی‌ها و صفات هر کدام از این‌ها اطلاع کامل حاصل کند. مثلاً تصور کنید که یک روبات که هوش مصنوعی دارد، یک انسان را می‌بیند، ولی از کجا می‌فهمد که این جسم یک انسان است؟ مثلاً بر اساس مشخصاتی مثل داشتن دو پا، دست، صورت، دهان و قدرت تکلم. اما شما وقتی یک انسان دیگر را می‌بینید، نیازی ندارید که اول تعداد پاهای او را بشمارید و بعد بگویید که این جسم، انسان است. مغز انسان‌ها می‌تواند با دیدن یک جسم فقط برای یک بار یاد بگیرد و اگر مجدداً آن جسم را مشاهده کرد، می‌تواند سریع تشخیص دهد و قسمت‌های مختلف مغز می‌توانند به صورت همزمان فعالیت کنند و از اطلاعات درون مغز استفاده نمایند. شبکه‌های عصبی در بسیاری از پروژه‌های هوش مصنوعی به کار گرفته می‌شود. مثلاً برای برنامه‌های تشخیص و الگوبرداری، شناسایی تصویر و کاراکتر، روبات‌ها و برنامه‌های فیلترینگ اطلاعات. این شبکه‌ها امروزه حتی در اتومبیل‌های بی‌سرنشین نیز کاربرد دارد. به طوری‌که با دیدن و بررسی رانندگی انسان‌ها، می‌توانند رانندگی کنند.
شبکه های عصبی نسبت به کامپیوتر های معمولی مسیر متفاوتی را برای حل مسئله طی می کنند. کامپیوتر های معمولی یک مسیر الگوریتمی را استفاده می کنند به این معنی که کامپیوتر یک مجموعه از دستور العمل ها را به قصد حل مسئله پی می گیرد. بدون اینکه قدم های مخصوصی که کامپیوتر نیاز به طی کردن دارد شناخته شده باشند، کامپیوتر قادر به حل مسئله نیست. این حقیقت قابلیت حل مسئله ی کامپیوتر های معمولی را به مسائلی محدود می کند که ما قادر به درک آنها هستیم و می دانیم چگونه حل می شوند. اما اگر کامپیوتر ها می توانستند کار هایی را انجام دهند که ما دقیقا نمی دانیم چگونه انجام دهیم، خیلی پر فایده تر بودند.
شبکه های عصبی اطلاعات را به روشی مشابه با کاری که مغز انسان انجام می دهد پردازش می کنند. آنها از تعداد زیادی از عناصر پردازشی(سلول عصبی) که فوق العاده بهم پیوسته اند تشکیل شده است که این عناصر به صورت موازی باهم برای حل یک مسئله مشخص کار می کنند. شبکه های عصبی با مثال کار می کنند و نمی توان آنها را برای انجام یک وظیفه خاص برنامه ریزی کرد. مثال ها می بایست با دقت انتخاب شوند در غیر این صورت زمان سودمند، تلف می شود و یا حتی بدتر از این، شبکه ممکن است نادرست کار کند. امتیاز شبکه عصبی این است که خودش کشف می کند که چگونه مسئله را حل کند، عملکرد آن غیر قابل پیش گویی است.
از طرف دیگر کامپیوتر های معمولی از یک مسیر مشخص برای حل یک مسئله استفاده می کنند. راه حلی که مسئله از آن طریق حل می شود باید از قبل شناخته شود و به صورت دستورات کوتاه و غیر مبهمی شرح داده شود. این دستورات سپس به زبان های برنامه نویسی سطح بالا برگردانده می شود و بعد از آن به کدهایی که کامپیوتر قادر به درک آنها است تبدیل می شود. به طور کلی این ماشین ها قابل پیش گویی هستند و اگر چیزی به خطا انجام شود به یک اشتباه سخت افزاری یا نرم افزاری بر می گردد.
شبکه های عصبی و کامپیوتر های معمولی با هم در حال رقابت نیستند بلکه کامل کننده یکدیگرند. وظایفی وجود دارد که بیشتر مناسب روش های الگوریتمی هستند نظیر عملیات محاسباتی و وظایفی نیز وجود دارد که بیشتر مناسب شبکه های عصبی هستند. حتی فراتر از این، مسائلی وجود دارد که نیازمند به سیستمی است که از ترکیب هر دو روش بدست می آید(به طور معمول کامپیوتر های معمولی برای نظارت بر شبکه های عصبی به کار گرفته می شوند) به این قصد که بیشترین کارایی بدست آید.
شبکه های عصبی معجزه نمی کنند اما اگر خردمندانه به کار گرفته شوند نتایج شگفت آوری را خلق می کنند.

سابقه تاریخیبه نظر میآید شبیهسازیهای شبکه عصبی یکی از پیشرفتهای اخیر باشد. اگرچه این موضوع پیش از ظهور کامپیوترها بنیانگذاری شده و حداقل یک مانع بزرگ تاریخی و چندین دوره مختلف را پشت سر گذاشته است.
خیلی از پیشرفتهای مهم با تقلیدها و شبیهسازیهای ساده و ارزان کامپیوتری بدست آمده است. در پی یک دوره ابتدائی اشتیاق و فعالیت در این زمینه، یک دورهی بیمیلی و بدنامی را هم پشت سرگذاشته است. در طول این دوره سرمایه گذاری و پشتیبانی حرفهای از این موضوع در پایینترین حد خود بود، پیشرفتهای مهمی به نسبت تحقیقات محدود در این زمینه صورت گرفت که بدین وسیله پیشگامان قادر شدند تا به گسترش تکنولوژی متقاعدکنندهای بپردازند که خیلی برجستهتر از محدودیتهایی بود که توسط Minsky و Papert شناسانده شد. Minsky وPapert کتابی را در سال 1969 منتشر کردند که در آن عقیده عمومی راجع به میزان محرومیت شبکههای عصبی را در میان محققان معین کرده بود و بدین صورت این عقیده بدون تجزبه و تحلیلهای بیشتر پذیرفته شد. هماکنون، زمینه تحقیق شبکههای عصبی از تجدید حیات علایق و متناظر با آن افزایش سرمایهگذاری لذت میبرد.
اولین سلول عصبی مصنوعی در سال 1943 بهوسیله یک neurophysiologist به نامWarren McCulloch و یک منطق دان به نام Walter Pits ساخته شد اما محدودیتهای تکنولوژی در آن زمان اجازه کار بیشتر به آنها نداد.
ساختار شبکه های عصبی مصنوعیشبکه های عصبی مصنوعی جز آن دسته از سیستمهای دینامیکی قرار دارند که با پردازش روی دادههای تجربی، دانش یا قانون نهفته در ورای دادهها را به ساختار شبکه منتقل میکنند. به همین خاطر به این سیستمها هوشمند میگویند، چرا که بر اساس محاسبات روی دادههای عددی یا مثالها، قوانین کلی را یاد می گیرند. برای نخستین بار شخصی به نام سگال اعلام کرد که مغز از عناصر اصلی ساختاری به نام نرون تشکیل شده است و هر نرون بیولوژیکی به عنوان اجتماعی از مواد آلی، اگر چه دارای پیچیدگی یک میکروپروسسور است، ولی دارای سرعت محاسباتی برابر با یک میکروپروسسور نیست. دانشمندان علم بیولوژی دریافتهاند که عملکرد نرونهای بیولوژیکی از قبیل ذخیرهسازی و حفظ اطلاعات، در خود نرونها و ارتباطات بین نرونها نهفته است. گرچه همه نرونها کارکرد یکسانی دارند، ولی اندازه و شکل آنها بستگی به محل استقرارشان در سیستم عصبی دارد.
با وجود این همه تنوع، بیشتر نرونها از سه قسمت اساسی تشکیل شدهاند:
بدنه سلول (که شامل هسته و قسمت های حفاظتی دیگر است)
دندریت
اکسون
دو قسمت آخر، عناصر ارتباطی نرون را تشکیل می دهند. شکل 2-1 ساختمان سلول عصبی را نشان میدهند.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 1: ساختمان سلول عصبینرون ها بر اساس ساختارهایی که بین آنها پیامها هدایت میشوند به سه دسته تقسیم میگردند:
نرونهای حسی که اطلاعات را از ارگانهای حسی به مغز و نخاع می فرستند.
نرونهای محرک که سیگنالهای فرمان را از مغز و نخاع به ماهیچهها و غدد هدایت میکنند.
نرونهای ارتباطی که نرونها را به هم متصل میکنند.
روابط بین نرونهای ارتباطی موجبات انجام کارهای پیچیده را از قبیل تفکر، احساسات، ادراک و محفوظات فراهم میآورد. با توجه به مقدمات فوق، میتوان گفت که با تمام اغراقها در مورد شبکههای عصبی مصنوعی، این شبکهها اصلا سعی در حفظ پیچیدگی مغز ندارند. از جمله شباهت این دو سیستم میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
بلوکهای ساختاری در هر دو شبکه مصنوعی و بیولوژیکی، دستگاههای محاسباتی خیلی ساده هستند و علاوه بر این، نرونهای مصنوعی از سادگی بیشتری برخوردار هستند.
ارتباطهای بین نرونها، عملکرد شبکه را تعیین میکند اگر چه نرونهای بیولوژیکی از نرونهای مصنوعی که توسط مدارهای الکتریکی ساخته میشوند، بسیار کندتر هستند(یک میلیون بار)، اما عملکرد مغز، خیلی سریعتر از عملکرد یک کامپیوتر معمولی است. علت این پدیده بیشتر به خاطر ساختار کاملا موازی نرونها است و این یعنی همه نرونها معمولا به طور همزمان کار میکنند و پاسخ میدهند.
شبکههای عصبی مصنوعی هم دارای ساختار کاملا موازی هستند. اگرچه بیشتر شبکههای عصبی مصنوعی هم اکنون توسط کامپیوترهای سریع پیادهسازی میشوند، اما ساختار موازی شبکههای عصبی، این امکان را فراهم میآورد که به طور سختافزاری، توسط پردازشگرهای موازی، سیستمهای نوری و تکنولوژی پیاده سازی شوند.
شبکههای عصبی مصنوعی با وجود این که با سیستم عصبی طبیعی قابل مقایسه نیستند ویژگیهایی دارند که آنها را در بعضی از کاربردها مانند تفکیک الگو، رباتیک، کنترل و به طور کلی در هرجا که نیاز به یادگیری یک نگاشت خطی و یا غیرخطی باشد، ممتاز مینماید. این ویژگی ها به شرح زیر هستند:
قابلیت یادگیری: استخراج نتایج تحلیلی از یک نگاشت غیرخطی که با چند مثال مشخص شده، کار سادهای نیست. زیرا نرون یک دستگاه غیرخطی است و در نتیجه یک شبکه عصبی که از اجتماع این نرونها تشکیل میشود نیز یک سیستم کاملا پیچیده و غیرخطی خواهد بود. بهعلاوه، خاصیت غیرخطی عناصر پردازش، در کل شبکه توزیع میگردد. پیادهسازی این نتایج با یک الگوریتم معمولی و بدون قابلیت یادگیری، نیاز به دقت و مراقبت زیادی دارد. در چنین حالتی سیستمی که بتواند خود این رابطه را استخراج کند، بسیار سودمند بهنظر میرسد. خصوصا افزودن مثالهای احتمالی در آینده به یک سیستم با قابلیت یادگیری، به مراتب آسانتر از انجام آن در یک سیستم بدون چنین قابلیتی است، چراکه در سیستم اخیر، افزودن یک مثال جدید به منزله تعویض کلیه کارهای انجام شده قبلی است. قابلیت یادگیری یعنی توانایی تنظیم پارامترهای شبکه(وزنهای سیناپتیکی) در مسیر زمان که محیط شبکه تغییر میکند و شبکه شرایط جدید را تجربه میکند، با این هدف که اگر شبکه برای یک وضعیت خاص آموزش دید و تغییر کوچکی در شرایط محیطی آن(وضعیت خاص) رخ داد، شبکه بتواند با آموزش مختصر برای شرایط جدید نیز کارآمد باشد.
پراکندگی پردازش اطلاعات بهصورت متن: آنچه شبکه فرا میگیرد(اطلاعات یا دانش) در وزنهای سیناپسی مستتر میباشد. رابطه یکبهیک بین ورودیها و وزنهای سیناپتیکی وجود ندارد. میتوان گفت که هر وزن سیناپسی مربوط به همه ورودیها است ولی به هیچیک از آنها به طور منفرد و مجزا مربوط نیست. بهعبارت دیگر هر نرون در شبکه، از کل فعالیت سایر نرونها متاثر است. در نتیجه، اطلاعات بهصورت متن توسط شبکههای عصبی پردازش میشوند. بر این اساس چنانچه بخشی از سلولهای شبکه حذف شوند و یا عملکرد غلط داشته باشند باز هم احتمال رسیدن به پاسخ صحیح وجود دارد. اگر چه این احتمال برای تمام ورودیها کاهش یافته ولی برای هیچ یک از بین نرفته است.
قابلیت تعمیم: پس از آنکه مثالهای اولیه به شبکه آموزش داده شد، شبکه میتواند درمقابل یک ورودی آموزش داده نشده قرار گیرد و یک خروجی مناسب ارائه کند. این خروجی بر اساس مکانیزم تعمیم، که همانا چیزی جز فرایند درونیابی نیست به دست میآید. به عبارت روشنتر، شبکه، تابع را یاد میگیرد، الگوریتم را میآموزد یا رابطه تحلیلی مناسبی را برای تعدادی نقاط در فضا به دست میآورد.
پردازش موازی: هنگامیکه شبکه عصبی در قالب سختافزار پیاده میشود، سلولهایی که در یک تراز قرار میگیرند میتوانند بهطور همزمان به ورودیهای آن تراز پاسخ دهند. این ویژگی باعث افزایش سرعت پردازش میشود. در واقع در چنین سیستمی، وظیفه کلی پردازش بین پردازندههای کوچکتر مستقل از یکدیگر توزیع میگردد.
مقاوم بودن: در یک شبکه عصبی هر سلول به طور مستقل عمل میکند و رفتار کلی شبکه، برآیند رفتارهای محلی سلولهای متعدد است؛ این ویژگی باعث می شود تا خطاهای محلی از چشم خروجی نهایی دور بمانند.
مبانی محاسباتی شبکه های عصبی مصنوعیدر شکل های 2-2 و 2-3 الگوی کلی یک شبکه عصبی مصنوعی نشان داده شده است. در الگوی نشان داده شده در شکل 2-2، سه لایه قابل تشخیص است.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 2: الگوی کلی از یک شبکه عصبیلایه ورودیلایه ورودی: یک لایه از نرونها که اطلاعات را از منابع بیرونی دریافت میکنند و آنها را به شبکه منتقل میکنند.
لایه پنهانیلایه پنهانی: یک لایه از نرونها که اطلاعات را از لایه ورودی دریافت میکنند و آنها را به صورت مخفی پردازش می کنند.
لایه خروجیلایه خروجی:لایهای از نرونها که اطلاعات پردازششده را دریافت میکنند و آنها را به سیستم میفرستند.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 3: شماتیک ارتباطات بین لایه ها و وزن های سیناپتیکی در شبکه عصبیبایاس: مانند یک افست روی سیستم عمل میکند. عمل بایاس به اینگونه است که یک سرآغاز برای فعال سازی نرون ایجاد میکند. بایاس روی لایه مخفی و لایه خروجی عمل میکند.
تناظر بین شبکه عصبی و شبکه عصبی مصنوعی در شکل 2-4 قابل مشاهده است.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 4: تناظر بین شبکه عصبی و شبکه عصبی مصنوعیتعداد نرونهای ورودیها به تعداد متغیر ورودی و تعداد نرونهای خروجی به تعداد متغیرهای پاسخ بستگی دارد. تعداد نرونهای لایه مخفی هم به کاربرد شبکه بستگی دارد. مهمترین عنصر شبکههای عصبی، نرون است. نرونها شامل عناصر محاسباتی هستند که عمل یک شبکه عصبی را انجام می دهند. شکل 2-5 یک نرون از شبکه عصبی را نشان میدهد.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 5: نمای شماتیک یک نرونعناصر محاسباتی یک نرونورودیها و خروجیها: ورودیها باan ، a2 ، a1 و خروجیها با bj نمایش داده شدهاند.
وزن ها: این متغیرها باwnj ،w2j و w1j نمایش داده میشوند که هر کدام به یک ورودی مرتبط هستند. این متغیرها همانند سیناپسها در سلولهای عصبی واقعی هستند. آنها ضرایب تطبیقپذیری در شبکه هستند که شدت سیگنال ورودی را معین میکنند. هر ورودی با وزن مربوطهاش ضرب شده و نرون از حاصلجمع این حاصلضربها استفاده میکند. اگر علامت وزن مثبت باشد، حاصلضرب وزن در ورودی اثر نرون را تقویت میکند و اگر منفی باشد، اثر نرون را کم میکند. در یک شبکه عصبی مقدار وزنها با توجه به یک توزیع آماری مشخص میشوند و سپس در طول آموزش شبکه این مقادیر تغییر کرده و به مقدار ثابتی خواهند رسید.
بایاس ورودی: ورودی دیگر به نرون، T است که به سرآغاز یا بایاس معروف است.
بایاس یک مقدار تصادفی است که به صورت زیر در معادله نرون وارد می شود:
(2-1) Total Activation= xi= i=1n(wij ai)- Tj Total Activation به اندازه بایاس ورودی بستگی دارد. اگر بایاسی به نرون وارد نشود، بایاس صفر فرض می شود.
در شکل 2-6 اجزای یک نرون بیولوژیکی و مصنوعی مقایسه شده است.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 6: شبیه سازی یک نرون بیولوژیکی و مصنوعیتابعانتقال، برروی Total Activation عمل کرده وخروجی نرون مشخص میشود. تابع انتقال میتواند به صورت خطی یا غیرخطی عمل کند. تعدادی از توابع انتقال بهصورت شکل 2-7 میباشند.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 7: برخی از توابع انتقال غیرخطی قابل استفاده در شبکه عصبی
معرفی برخی از توابع انتقال خطی و غیرخطی قابل استفاده در شبکه عصبیاز توابع انتقال دیگر رایج در شبکه عصبی می توان توابع زیر را نام برد:
تابع انتقال Hard limitاین تابع انتقال در صورتی که n<0 باشد خروجی 0 (صفر) و در صورتی که n≥0 باشد خروجی 1 می دهد. منحنی این تابع در شکل 2-8 قابل مشاهده است.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 8: تابع انتقال Hard limitتابع انتقال خطیاین تابع همان مقدار ورودی را به عنوان خروجی چاپ می کند.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 9: تابع انتقال خطی
تابع انتقال Log sigmoidاین تابع انتقال مقادیر ورودی را در محدوده ی ∞- تا ∞ دریافت و خروجی بین 0 و 1 تولید می نماید.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 10: تابع انتقال Log sigmoidتابع انتقال Radial basis
شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 11: تابع انتقال Radial basisتابع انتقال Tan sigmoid
شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 12: تابع انتقال Tan sigmoidنحوه عملکرد شبکه عصبیهمان‌طور که در شکل 2-13 مشاهده می‌کنید، نرون‌ها به صورت گروهی لایه‌بندی می‌شوند. وقتی سیگنال یا پالسی  به یک لایه ارسال می‌شود، این سیگنال از لایه بالایی شروع به فعالیت می‌کند و توسط نرون‌های آن لایه بررسی و اصلاح می‌گردد. در حقیقت هر نورون قدرت سیگنال را بالا می‌برد و آن پالس را به لایه بعدی انتقال می‌دهد.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 13: نمایش لایه ای از شبکه عصبیهمان‌طور که در شکل 2-14 مشاهده می‌کنید، این شبکه دارای سه لایه است. لایه 1 یا لایه بالایی این شبکه که در حقیقت لایه ورودی است، پارامترهای پالس را تنظیم می‌کند و این مقادیر را همراه سیگنال یا پالس به لایه‌های بعدی پاس می‌دهد، ولی نرون‌های لایه 3 یا لایه خروجی‌ که در پایین‌ترین سطح شبکه قرار دارد، هیچ سیگنالی را به لایه دیگری نمی‌فرستند و در واقع فقط خروجی دارند.

شکل 2- SEQ شکل_2- * ARABIC 14: نمایش شبکه عصبی سه لایه ایحال قسمت اصلی کار شبکه فرا می‌رسد؛ یعنی آموختن به شبکه عصبی.
برای این‌که به شبکه عصبی موجود توانایی آموختن بدهیم، بعد از این‌که سیگنال از لایه اول شبکه به لایه پایینی شبکه می‌رود، باید اطلاعات هر نورون را که روی سیگنال ما اثر می‌گذارد، بروزآوری و اصلاح کنیم. این رویه را به اصطلاح BP یا Back Propagation می‌گویند.
در حقیقت با این کار یعنی مقایسه خروجی‌ای که خودمان محاسبه کرده‌ایم با خروجی شبکه، می‌توانیم مقدار اشتباهاتی که شبکه ما انجام می‌دهد را به دست آوریم. مثلاً تصور کنید که در یک سلول نورون در لایه آخر شبکه یا لایه خروجی اشتباهی داریم، هر نورون در واقع رکورد تمامی نرون‌هایی که سیگنال از آن عبور می‌کند را نگهداری می‌نماید و می‌داند که کدام یک از نرون‌های قبلی یا به اصطلاح نرون‌های والد باعث این اشتباه می‌شوند. همچنین می‌دانیم که هر کدام از این نرون‌های شبکه یک مقدار اشتباه را محاسبه کرده‌اند و از این طریق شبکه ما می‌تواند یاد بگیرد و اگر مقدار دیگری نیز به آن داده شد، می‌تواند توانایی محاسبه داشته باشد.
توابع آموزشدر نرم افزار MATLAB 7.8(2009a) هر یک از توابع موجود در جدول 2-1 را به عنوان تابع آموزش شبکه می توان استفاده نمود.
جدول 2- SEQ جدول_2- * ARABIC 1: انواع توابع آموزشآموزش به روش پس انتشار شبه نیوتن trainbfg
آموزش به روش پس انتشار شیب به روش Powell-Beale traincgb
آموزش به روش پس انتشار شیب به روش Fletcher-Powell traincgf
آموزش به روش پس انتشار شیب به روش Polak-Ribiere traincgp
آموزش به روش پس انتشارکاهش شیب traingd
آموزش به روش الگوریتم کاهش شیب پس انتشار به وسیله ی قاعده ی آموزش سازگار traingda
آموزش به روش الگوریتم کاهش شیب پس انتشار مومنتوم و پس انتشار آموزش سازگار traingdx
آموزش به روش پس انتشار شیب Levenberg-Marquardt trainlm
آموزش به روش پس انتشار Resilient trainrp
آموزش به روش پس انتشار گرادیان مقیاس بندی شده trainscg
فصل سومبهینه سازی مدل با استفاده از الگوریتم ژنتیک
مقدمه ای بر الگوریتم ژنتیکالگوریتم ژنتیک از دسته الگوریتم های بهینه سازی تکاملی و برگرفته از نظریه تکامل زیستی داروین (١٨۵٩) است. این الگوریتم اول بار توسط جان هولند معرفی شد الگوریتم ژنتیک برای بهینه سازی مسائل پیچیده به ویژه در مسائلی که اطلاعات کافی در مورد فضای جستجو در دسترس نیست بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. اگرچه الگوریتم ژنتیک تضمین نمی کند که بهترین جواب ممکن را تولید کند اما معمولا در زمان کوتاهی با تقریب مناسب جواب بهینه را تولید خواهد کرد. برای حل هر مسئله به کمک الگوریتم ژنتیک، مجموعه ای از جواب های ممکن برای مسئله، با جمعیتی از کروموزوم ها مدل می شود. به هر کروموزوم بر اساس میزان برآورده کردن مطلوبات مورد نظر یک ضریب تناسب نسبت می دهیم. با اعمال عملگرهای الگوریتم ژنتیک مانند تولید مثل ژنتیکی ، جهش ژنتیکی و انتخاب گونه های قوی تر بر این جمعیت، به تدریج مجموعه جواب به سمت جواب های بهینه پیش می رود. در زیر برخی از این عملگرهای ژنتیکی توضیح داده شده اند:
انتخاب گونه های قوی تر: در هر نسل کروموزوم هایی که جواب های مناسب تر را مدل می کنند برای تولید نسل جدید انتخاب می شوند و گونه های ضعیف تر به تدریج حذف می شوند.
تولید مثل ژنتیکی: ژن های دو کروموزوم انتخاب شده برای تولید مثل به صورت تصادفی با هم ترکیب می شوند و کروموزوم های جدیدی تولید می شود.
جهش ژنتیکی: به صورت تصادفی تغییراتی در برخی ژن های موجود در تعدادی از کروموزوم ها ایجاد می کنند که منجر به تولید کروموزوم های جهش یافته می شود.
نکات مهم در الگوریتم های ژنتیکالف- شرایط جمعیت اولیه می‌تواند در سرعت رسیدن به جواب بسیار تأثیرگذار باشد. یعنی اگر جمعیت اولیه مناسب‌تر باشد، بسیار سریع‌تر به جواب می‌رسیم. بنابراین گاهی در بعضی از مسئله‌ها به جای آن که جمعیت اولیه به صورت تصادفی ایجاد شود، از اعمال شرایط خاص مسئله به جمعیت اولیه نیز استفاده می‌شود.
ب- با توجه به وجود پارامترهای تصادفی در الگوریتم مسئله حتی در صورت استفاده از جمعیت اولیه یکسان ممکن است در اجراهای مختلف الزاماً جواب های یکسان به دست نیاید و البته در صورت استفاده از جمعیت اولیه متناوت این پدیده ملموس تر خواهد بود.
ج- تابع هدف در این‌گونه از الگوریتم‌ها از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که معمولاً در اکثر مسائل در اثر ترکیب، حالت‌هایی رخ می‌دهد که منطبق بر شرایط مسئله نیست و حتی فاقد معنی و مفهوم است. بنابراین تابع ارزش باید به گونه‌ای طراحی شود که به ازای این حالات مقادیر بسیار کمی برگرداند و از طرفی باید برای نزدیک شدن به هدف بسیار خوب تخمین بزند(این همان نکته ای است که در مدل سازی با استفاده از شبکه عصبی و همچنین استخراج یک تایع هدف مناسب در فصل قبل به آن پرداخته شده است که نتایج کار را در فصل های آتی مشاهده خواهد شد).
د- یکی از پدیده‌های جالب این است که ممکن است در نسل‌های میانی نمونه‌هایی بروز کنند که از نظر تابع ارزش و خوب بودن بسیار مناسب باشند. یک روش این است که اینگونه موارد را شناسایی کنیم و در نسل بعدی نیز از آن‌ها استفاده کنیم. به این تکنیک نخبه‌گرایی می‌گویند که عملاً تأثیر بسزایی در رسیدن به جواب مسئله دارد[15].
مفاهیم اولیه در الگوریتم ژنتیکاصول پایه
الگوریتم های ژنتیکی براساس تئوری تکاملی داروین می باشند و جواب مساله ای که از طریق الگوریتم ژنتیک حل می شود مرتباً بهبود می یابد. الگوریتم ژنتیک با یک مجموعه از جواب ها که از طریق کرموزومها نشان داده می شوند شروع می شود. این مجموعه جواب ها جمعیت اولیه نام دارند. در این الگوریتم جواب های حاصل از یک جمعیت برای تولید جمعیت بعدی استفاده می شوند. در این فرایند امید است که جمعیت جدید نسبت به جمعیت قبلی بهتر باشد. انتخاب بعضی از جواب ها از میان کل جواب ها(والدین) به منظور ایجاد جواب های جدید یا همان فرزندان بر اساس میزان مطلوبیت آن ها می باشد. طبیعی است که جواب های مناسب تر شانس بیشتری برای تولید مجدد داشته باشند. این فرایند تا برقراری شرطی که از پیش تعیین شده است مانند تعداد جمعیت ها یا میزان بهبود جواب ادامه می یابد.
شمای کلی الگوریتم ژنتیک
١) تولید جمعیت تصادفی شامل n کروموزوم
٢) بررسی تابع هدف (x) f هر کروموزوم در جمعیت
٣) ایجاد یک جمعیت جدید بر اساس تکرار قدم های زیر:
3-١) انتخاب دو کروموزوم والد از یک جمعیت بر اساس میزان مطلوبیت آن ها
3-٢) درنظر گرفتن مقدار مشخصی برای احتمال اعمال عملگر تقاطعی
وسپس انجام عملیات ترکیب بر روی والدین به منظور ایجاد فرزندان. اگر هیچ ترکیب جدیدی صورت نگیرد، فرزندان همان والدین خواهند بود.
٣-3) در نظر گرفتن احتمال جهش وسپس تغییرفرزندان با اعمال عملگرجهشی
3-۴) جایگزینی فرزندان جدید در جمعیت جدید
۴) استفاده از جمعیت جدید برای اجراهای بعدی الگوریتم
5) توقف اجرای الگوریتم در صورت مشاهده شرایط توقف و برگرداندن بهترین جواب در جمعیت فعلی
۶) رفتن به قدم ٢
همانطور که مشاهده می شود، اصول پایه ای الگوریتم ژنتیک بسیار عمومی است. بنابراین برای مسائل مختلف فاکتورهای مختلف زیادی وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد. اولین سؤال این است که ایجاد یک کروموزوم چگونه است؟ یا اینکه چه نوعی از کدینگ انتخاب شود؟
دوعملگر بسیار مهم و پایه ای الگوریتم ژنتیک عملگرهای تقاطعی وجهشی می باشند. سؤال بعدی این است که برای ترکیب والدین به منظور ایجاد فرزندان جدید چگونه والدین را انتخاب کنیم. این کار به طرق مختلف می تواند صورت بگیرد، اما ایده اصلی در تمامی آن ها این است که والدین بهتر انتخاب شوند، به این امید که والدین بهتر باعث ایجاد فرزندان بهتر شوند. مساله ای که ممکن است در اینجا مورد سؤال باشد این است که اگر جمعیت جدید تنها از طریق فرزندان جدید ایجاد شود، این فرایند منجر به حذف بهترین کرموزوم های نسل قبل می گردد. برای جلوگیری از این پیشامد، همیشه بهترین جواب نسل قبل را بدون هیچ تغییری به نسل جدید منتقل می کنیم.
کد کردنالگوریتم ژنتیک بجای اینکه بر روی پارامترها یا متغیرهای مساله کارکند، با شکل کد شده آن ها بطور مناسب سر و کار دارد. روش های کدگذاری متداول در الگوریتم ژنتیک عبارتند از کدینگ باینری، کدینگ درختی، کدینگ ارزشی و کدینگ جهشی. تعداد بیت هایی که برای کدگذاری متغیرها استفاده می شود وابسته به دقت مورد نظر برای جواب ها، محدوده تغییرات پارامترها و رابطه بین متغیرها می باشد.
انواع کدینگکدینگ به دو صورت کلی می باشد :
کدینگ مستقیم
در این روش کل یک جواب به عنوان یک کروموزوم در نظر گرفته می شود. برای مسائل پیچیده چنین روشی مناسب نیست، زیرا عملگرهای ژنتیکی بخاطرگستردگی زیاد فرزندان، غیرکاربردی می شوند و در نتیجه منجر به جواب های غیرقابل قبول و غیرقانونی می شوند.
کدینگ غیرمستقیم
در این روش تنها قسمتی از یک جواب بصورت یک کروموزوم کد می شود.
روش های کدینگکدینگ باینریاین نوع کدینگ، متداولترین نوع کدینگ می باشد. در این روش کدگذاری، هر کروموزوم یک رشته از بیت های شامل ٠و ١ می باشد. کدینگ باینری می تواند حالت های زیادی را پوشش دهد.

شکل 3- SEQ شکل_3- * ARABIC 1: کدینگ باینریاز طرف دیگر این نوع کدینگ برای خیلی از مسائل حالت طبیعی ندارد و اغلب اوقات لازم است که بعد از تقاطع و جهش اصلاحاتی صورت بگیرد.
کدینگ جهشیاین نوع کدینگ می تواند در مسائل ترتیبی نظیر مساله فروشنده دوره گرد یا مساله ترتیب کارها بکار رود. در کدینگ جهشی، هر کروموزوم یک رشته از اعداد می باشد. شکل زیر نمونه ای از این نوع کدینگ را نشان می دهد.

شکل 3- SEQ شکل_3- * ARABIC 2: کدینگ جهشیکدینگ جهشی تنها برای مسائل ترتیبی مفید است حتی برای همین مسائل نیز گاهی اوقات باید تقاطع ها و جهش های اصلاحی به منظور ایجاد کروموزوم های سازگار و مناسب انجام شود.
کدینگ ارزشیاین نوع کدینگ درمسائلی که در آن ها مقادیر پیچیده نظیر اعداد حقیقی بکارمی روند استفاده می شود. استفاده از کدینگ باینری برای چنین مسائلی بسیار سخت می باشد. در کدینگ ارزشی هر ژن یک کروموزوم ارزش خاصی دارد. این پارامتر باارزش می تواند عدد، حرف یا کلمه باشد. در این نوع کدینگ نیاز به توسعه عملگرهای جابجایی و جهش جدیدی برای مسائل خاص می باشد.

شکل 3- SEQ شکل_3- * ARABIC 3: کدینگ ارزشیکدینگ درختیکدینگ درختی در برنامه های تکاملی به منظور برنامه ریزی تکاملی بکار می رود. در کدینگ درختی هرکروموزوم یک درخت از اشیائی نظیر توابع یا دستورها در زبان برنامه نویسی می باشد. شکل زیر دو نمونه از این کروموزوم ها را نشان می دهد. این نوع کدینگ برای برنامه های تکاملی بسیار عالی است. اغلب از این نوع کدینگ استفاده می شود و این بدین علت است که برنامه LISP زبان برنامه نویسی های آن به این فرم نمایش داده می شوند و می توانند براحتی مورد تجزیه قرار بگیرند. بنابراین عمل تقاطع و جهش نیز به همان نسبت راحت انجام می شوند.

–415

3757930-1129030دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
00دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب سارا محمدنژاد اردشیری دانش‌آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش آبخیزداری که در تاریخ 29 / 6 /1392 از پایان‌نامه خود تحت عنوان «تأثیر مؤلفه‏های مختلف بارندگی بر خصوصیات مورفومتری زمینلغزش‌های استان مازندران» با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نموده‌ام، بدینوسیله متعهد می‌شوم:
1) این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، پروژه - ریسرچو. . . ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده‌ام.
2) این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزشی عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و . . . از این پایان نامه داشته باشیم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی‌ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگی: سارا محمدنژاد اردشیری تاریــخ و امضــاء: اثر انگشت:
212852054165500این تعهد می بایست در حضور نماینده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود.
2334260-30988000
معاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه های غیرعلمی می آلایند.
2. اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
3. اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
5. اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان،حیوان ونبات) و سایر صاحبان حق.
6. اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7. اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8. اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
2270125630555009. اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
-15430530543500تقدیم به :
پدر و مادر عزیزم
و
همسر مهربانم

-55816537782500سپاسگزاری
سپاس فراوان از همسر صبورم که همواره در لحظات دشوار این مسیر دلگرمی را به من هدیه داد.
از برادر عزیزم که در تمام این راه همراهی خود را از من دریغ ننمود، نهایت تشکر را دارم.
سپاس فراوان از جناب آقای دکتر ابراهیم امیدوار که روشنا بخش این راه پر فراز و نشیب بودند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده.................................................................................................................................................................................1
فصل اول: کلیات
مقدمه..................................................................................................................................................................3
2-1- فرضیات تحقیق.....................................................................................................................................................5
3-1- اهداف تحقیق........................................................................................................................................................6
1-3-1- اهداف علمی.....................................................................................................................................................6
2-3-1- اهداف کاربردی................................................................................................................................................6
4-1-تعاریف......................................................................................................................................................................6
1-4-1- زمین لغزش......................................................................................................................................................6
1-4-1-1-پیکر شناسی زمین لغزش..........................................................................................................................7
1-4-2-1- ابعاد زمین لغزش.....................................................................................................................................10
1-4-3-1- علل وقوع زمین لغزش ها......................................................................................................................11
1-4-3-1-1- عوامل زمین شناسی..........................................................................................................................12
1-4-3-2-1- عوامل ریخت شناسی........................................................................................................................12
1-4-3-3-1- عوامل انسانی.......................................................................................................................................13
1-4-4-1- خسارات زمین لغزش..............................................................................................................................16
5-1- زمین آمار (ژئواستاتیستیک)...........................................................................................................................18
1-5-1- متغیر ناحیه‌ای...............................................................................................................................................19
2-5-1- تغییر نما ....................................................................................................................................................19
1-2-5-1- اجزای تغییر نمای ایده‌آل.....................................................................................................................20
1-2-5-1-1- دامنه تاثیر...........................................................................................................................................20
1-2-5-2-1- سقف واریوگرام..................................................................................................................................21
1-2-5-3-1- اثر قطعه‌ای .......................................................................................................................................22
6-1- روش کریجینگ..................................................................................................................................................22
6-1-1- معادلات کریجینگ ...................................................................................................................................22
6-2-1- ویژگی‌های کریجینگ.................................................................................................................................23
7-1- بررسی روش‌های میانیا‌بی و انتخاب مناسب‌ترین روش............................................................................24
1-7-1- روش تیسن...................................................................................................................................................26
2-7-1- روش عکس فاصله........................................................................................................................................26
3-7-1- روش‌های زمین آمار.....................................................................................................................................26
فصل دوم: پیشینه تحقیق
بررسی سوابق پژوهشی در داخل کشور....................................................................................................29
2-2- بررسی سوابق پژوهشی در خارج از کشور....................................................................................................34
فصل سوم: مواد و روش‌ها
3-1- منطقه مورد مطالعه...........................................................................................................................................40
3-2- زمین‌شناسی استان مازندران..........................................................................................................................41
3-3- آب و هوای استان مازندران.............................................................................................................................45
3-4- اقلیم استان مازندران........................................................................................................................................45
3-4-1- ناهمواری‌های استان مازندران.................................................................................................................46
3-5-کوه‌های استان مازندران....................................................................................................................................48
3-6-پوشش گیاهی استان مازندران.........................................................................................................................48
3-7- باد ........................................................................................................................................................................49
3-8- بارش ...................................................................................................................................................................50
3-9- داده‌های مورد استفاده......................................................................................................................................51
3-9-1- داده‌های بارش...............................................................................................................................................51
3-9-2- مشخصات ایستگاه‌های مورد مطالعه........................................................................................................51
3-9-3- داده‌های زمین لغزش..................................................................................................................................53
3-10 - روش انجام پژوهش......................................................................................................................................54
3-10 -1- کنترل صحت و همگنی داده‌ها.............................................................................................................54
3-10-2- انتخاب پایه زمانی مشترک ....................................................................................................................55
3-10-3- بازسازی و تطویل آمار..............................................................................................................................55
3-10 - 4- بررسی مشخصات آماری داده‌ها..........................................................................................................56
3-10 -5- تهیه نقشه پارامترهای مختلف بارش...................................................................................................57
3-10 -6- تهیه نقشه پراکنش نقاط زمین لغزش.................................................................................................57
3-10 -7- محاسبه پارامترهای مختلف بارش در نقاط زمین‌لغزش‌ها..............................................................57
3-10 -8- محاسبه پارامترهای مورفومتریک زمین لغزش..................................................................................58
3-10 -9- بررسی ارتباط بین پارامترهای مورفومتری زمین‌لغزش‌ها و خصوصیات بارش...........................58
3-10-9-1 - آزمون همبستگی................................................................................................................................58
3-10-9-2- تحلیل آماری.........................................................................................................................................59
فصل چهارم: نتایج
4-1- بررسی پارامترهای مختلف بارندگی...............................................................................................................61
4-2- محاسبه پارامترهای مختلف بارش.................................................................................................................62
4-2-تهیه نقشه پارامترهای مختلف بارش..............................................................................................................74
4-3- نقشه پراکنش زمین‌لغزش‌ها...........................................................................................................................84
4-4- بررسی آماری ارتباط بین خصوصیات لغزش و بارندگی............................................................................85
4-4-1- آزمون همبستگی..........................................................................................................................................85
4-4-2- تحلیل آماری.................................................................................................................................................87
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
اثبات فرضیات.............................................................................................................................................................102
پیشنهادات...................................................................................................................................................................103
منابع
منابع فارسی................................................................................................................................................................105
منابع انگلیسی.............................................................................................................................................................110
چکیده انگلیسی .........................................................................................................................................................112

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1- طبقه‌بندی اقلیم ایستگاه‌های موجوددراستان مازندران به روش‌های دکترکریمی و دومارتن (کتاب جغرافیای تاریخی مازندران)..........................................................................................................................47
جدول 3-2- مشخصات ایستگاه‌های مورد مطالعه در استان مازندران..............................................................52
جدول4- 1- میانگین ماهانه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران.............................................................61
جدول4- 2-میانگین بارش دوره‌ی 35 ساله آماری در ایستگاه‌های مورد مطالعه..........................................62
جدول4- 3- نسبت درصد بیشترین میزان بارندگی در ایستگاه های مختلف.................................................73
جدول4- 4- مشخصات مناسب‌ترین مدل‌های واریوگرام به دست آمده برای پارامترهای مختلف بارش..74
جدول 4- 5- نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین مقادیر پارامترهای بارندگی و مورفومتری...................86

فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل1- 1- اجزای مختلف زمین لغزش..................................................................................................................10
شکل1-2نمونه ای از زمین لغزش در استان مازندران در روستای گرمستان از توابع شهرستان ساری.....18
شکل1- 3- اجزای تغییر نمای ایده آل....................................................................................................................21
شکل3-1- نقشه موقعیت استان مازندران در ایران...............................................................................................41
شکل4- 1- میانگین بارش سالانه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران.....................................................63
شکل4- 2- میانگین بارش روزانه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران......................................................63
شکل4- 3- میانگین حداکثر کل بارش در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران..........................................64
شکل4- 4- میانگین بارش در فصل بهار در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران.........................................64
شکل4- 5- میانگین بارش در فصل تابستان در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران..................................65
شکل4- 6- میانگین بارش در فصل پاییز در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران........................................65
شکل4- 7- میانگین بارش فصل زمستان در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران.......................................66
شکل4- 8- میانگین بارش فروردین ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران..........................................66
شکل4- 9- میانگین بارش اردیبهشت ماه در ایستگاه های مختلف استان مازندران.....................................67
شکل4- 10- میانگین بارش خرداد ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران...........................................67
شکل4- 11- میانگین بارش تیر ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران.................................................68
شکل4- 12- میانگین بارش مرداد ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران............................................68
شکل4- 13- میانگین بارش شهریور ماه درایستگاه‌های مختلف استان مازندران..........................................69
شکل4- 14- میانگین بارش مهر ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران................................................69
شکل4- 15- میانگین بارش آبان ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران...............................................70
شکل4- 16- میانگین بارش آذرماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران..................................................70
شکل4- 17- میانگین بارش دی ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران................................................71
شکل4- 18- میانگین بارش بهمن ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران............................................71
شکل4- 19- میانگین بارش اسفند ماه در ایستگاه‌های مختلف استان مازندران...........................................72
شکل4- 20- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در فصل بهار..................................................75
شکل4- 21- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در فصل تابستان.............................................75
شکل4- 22- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در فصل پاییز..................................................76
شکل4- 23- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در فصل زمستان............................................76
شکل4- 24- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در فروردین ماه...............................................77
شکل4- 25- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در اردیبهشت ماه...........................................77
شکل4- 26- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در خرداد ماه...................................................78
شکل4- 27- پراکنش باران درنقاط مختلف استان مازندران در تیر ماه..........................................................78
شکل4- 28- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در مرداد ماه....................................................79
شکل4- 29- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در شهریور ماه.................................................79
شکل4- 30- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در مهر ماه........................................................80
شکل4- 31- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در آبان ماه.......................................................80
شکل4- 32- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در آذر ماه.........................................................81
شکل4- 33- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در دی ماه.......................................................81
شکل4- 34- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در بهمن ماه....................................................82
شکل4- 35- پراکنش باران در نقاط مختلف استان مازندران در اسفند ماه...................................................82
شکل4- 36- پراکنش روزانه باران در نقاط مختلف استان مازندران.................................................................83
شکل4- 37- پراکنش سالانه باران در نقاط مختلف استان مازندران................................................................83
شکل4-38- پراکنش کل باران در نقاط مختلف استان مازندران.....................................................................84
شکل4-39- موقعیت زمین لغزش‌های موجود روی نقشه استان مازندران......................................................85
شکل 4- 40- نمودار طبقات بارش متوسط فروردین ماه..................................................................................87
شکل 4- 41- نمودار طبقات بارش متوسط اردیبهشت ماه...............................................................................88
شکل 4- 42- نمودار طبقات بارش متوسط خرداد ماه.....................................................................................88
شکل 4- 43- نمودار طبقات بارش متوسط تیر ماه............................................................................................89
شکل 4- 44- نمودار طبقات بارش متوسط مرداد ماه........................................................................................90
شکل 4- 45- نمودار طبقات بارش متوسط شهریور ماه....................................................................................90
شکل 4- 46- نمودار طبقات بارش متوسط مهر ماه..........................................................................................91
شکل 4- 47- نمودار طبقات بارش متوسط آبان ماه..........................................................................................92
شکل 4- 48- نمودار طبقات بارش متوسط آذر ماه............................................................................................92
شکل 4- 49- نمودار طبقات بارش متوسط دی ماه...........................................................................................93
شکل 4- 50- نمودار طبقات بارش متوسط بهمن ماه........................................................................................94
شکل 4- 51- نمودار طبقات بارش متوسط اسفند ماه.......................................................................................94
شکل 4- 52- نمودار طبقات بارش متوسط فصل بهار.......................................................................................95
شکل 4- 53- نمودار طبقات بارش متوسط فصل تابستان................................................................................95
شکل 4- 54- نمودار طبقات بارش متوسط فصل پاییز......................................................................................96
شکل 4- 55- نمودار طبقات بارش متوسط فصل زمستان................................................................................96
شکل 4- 56- نمودار طبقات بارش متوسط حداکثر روزانه................................................................................97
شکل 4- 57- نمودار طبقات بارش متوسط حداکثر کل....................................................................................97
شکل 4- 58- نمودار طبقات بارش متوسط سالانه.............................................................................................98
تأثیر مؤلفه‏های مختلف بارندگی بر خصوصیات مورفومتری زمین لغزش‌های استان مازندران
به وسیله: سارا محمدنژاد اردشیری
چکیده
زمین لغزش یکی از فرایندهای اصلی زمین ریختی است که تکامل چشمانداز مناطق کوهستانی را تحت تاثیر قرار داده و سبب ایجاد حوادث فاجعه برانگیزی میشود، زمینلغزشها در ایران بهخصوص در حوضههای شمال کشور، یکی از مهمترین بلایای طبیعی هستند که همه ساله نقش بسزایی در تخریب جادههای ارتباطی تخریب مراتع، باغها و مناطق مسکونی و همچنین ایجاد فرسایش و انتقال حجم بالای رسوب به حوضههای آبخیز کشورمان دارند. بارندگی از عوامل اصلی وقوع زمینلغزشها به شمار میرود. شدت بارش و دوام آن نقش عمدهای در وقوع زمین لغزش به عهده دارد، که البته به عوامل چندی از قبیل شرایط اقلیمی، توپوگرافی و ساختمان زمینشناسی شیبها و نفوذپذیری دامنه نیز وابسته است.با توجه به اینکه خصوصیات مختلف ب بارندگی در مناطق مختلف تغییر مینمایند و از آنجایی که خصوصیات زمینلغزشها نیز در اثر تغییرات مکانی دارای تغییراتی هستند بنابراین شاید بتوان این تغییرات را به تغییر در خصوصیات مختلف بارندگی نسبت داد. در این تحقیق سعی بر این خواهد بود که ارتباط بین تغییرات مکانی خصوصیات بارش و تغییرات خصوصیات مورفومتریک زمینلغزشهای استان مازندران بررسی گردیده و در صورت معنیداری این ارتباط به روابطی آماری دست پیدا نماییم. خصوصیات ریختشناسی زمینلغزشها که در این تحقیق مورد بررسی قرار میگیرند شامل مساحت، حجم، عمق، ضریب معادل اصطکاک )نسبت ارتفاع به طول لغزش) و ... میباشد. همچنین خصوصیات بارندگی نیز شامل متوسط بارندگی سالانه، متوسط بارندگی ماهانه در ماههای پرباران سال، متوسط بارندگی ماهانه در فصل پرباران سال، حداکثر شدت 24 ساعته و ... میباشند. نکتهای که در این مورد قابل پرداختن میباشد این است که وقتی پارامترهای مختلف بارش به صورت طبقات مختلف دستهبندی گردید، شاخصهای مورفومتریک دارای تغییراتی در هر طبقه بود. شاخص ضریب تغییر شکل طولی در همهی طبقات مختلف بارش دارای روند افزایشی و شاخص ضریب تغییر شکل دارای روند کاهشی بوده است.
کلمات کلیدی: زمین لغزش، خصوصیات مورفومتریک، خصوصیات بارش، استان مازندران
فصل اول
کلیات
2245995379984000
1-1- مقدمه
زمین لغزش یکی از فرایندهای اصلی زمین ریختی است که تکامل چشماندازمناطق کوهستانی را تحت تاثیر قرار داده و سبب ایجاد حوادث فاجعه برانگیزی میشود،زمینلغزشها از جمله ویرانگرترین حوادث طبیعی در مناطق شیبدار به حساب میآیند(کانانگو و همکاران،2006). زمین لغزش یک معضل جهانی بوده و متداولترین نوع از پدیده های طبیعی شکل دهنده سطح زمین میباشد که در تمامی دورانهای زمینشناسی به وقوع پیوسته است(ثروتی، 1381). خسارات وارد به مناطق مسکونی و زیر بنای اقتصادی و همچنین تلفات انسانی ناشی از زمینلغزشها در سراسر جهان در حال افزایش است. طی دهه 1990 زمین‌لغزشها تقریبا %9 بلایای طبیعی که در سراسر جهان اتفاق افتادهاند را به خود اختصاص دادهاند. سالانه در جهان 1000 کشته و 4 میلیون دلار خسارت مالی در اثر وقوع زمینلغزشها ایجاد میشوند. عوامل متعددی مانند شرایط زمینشناسی، شرایط هیدرولوژی و هیدروژئولوژی، وضعیت توپوگرافی و مورفولوژی، آب و هوا و هوازدگی بر پایداری یک شیب تاثیر گذاشته و میتوانند سبب ایجاد زمینلغزش شوند(گارفی و همکاران، 2007). زمینلغزشها در اثر بسیاری عوامل محرک از قبیل زلزله، بارندگی و ذوب سریع برف ایجاد شده و تحت تاثیر عواملی مثل توپوگرافی، نوع سنگ و خاک، شکستگیها و سطوح بستر و میزان رطوبت قرار میگیرند )ترنر و اسکات، 1996). زمینلغزشها در ایران بهخصوص در حوضههای شمال کشور، یکی از مهمترین بلایای طبیعی هستند که همه ساله نقش بسزایی در تخریب جادههای ارتباطی تخریب مراتع، باغها و مناطق مسکونی و همچنین ایجاد فرسایش و انتقال حجم بالای رسوب به حوضههای آبخیز کشورمان دارند (کلارستاقی وهمکاران، 2007). بارندگی از عوامل اصلی وقوع زمینلغزشها به شمار میرود. شدت بارش و دوام آن نقش عمدهای در وقوع زمینلغزش به عهده دارد، که البته به عوامل چندی از قبیل شرایط اقلیمی، توپوگرافی و ساختمان زمینشناسی شیبها و نفوذپذیری دامنه نیز وابسته است(اسپیزوآ،2002). بیشترین تعداد گسیختگی دامنهها بعد از بارندگیهای سنگین یا ذوب برف در بهار و به علت نفوذ آب در شکافها صورت میگیرد. شدت تأثیر عامل بارش در ناپایداری دامنهها به شرایط آب و هوایی، توپوگرافی منطقه، ساختارهای زمین شناسی دامنهها، نفوذ پذیری و سایرخواص تودههای سنگی و خاکی بستگی دارد(زندی، 1378). با توجه به اینکه خصوصیات مختلف بارندگی در مناطق مختلف تغییر مینمایند و از آنجایی که خصوصیات زمینلغزشها نیز در اثر تغییرات مکانی دارای تغییراتی هستند(موسوی خطیر و همکاران، 1388). بنابراین شاید بتوان این تغییرات را به تغییر در خصوصیات مختلف بارندگی نسبت داد. در این تحقیق سعی بر این خواهد بود که ارتباط بین تغییرات مکانی خصوصیات بارش و تغییرات خصوصیات ریختشناسی زمینلغزشها بررسی گردیده و در صورت معنیداری این ارتباط به روابطی آماری دست پیدا نماییم. خصوصیات ریختشناسی زمینلغزشها که در این تحقیق مورد بررسی قرار میگیرند شامل مساحت، حجم، عمق، ضریب معادل اصطکاک (نسبت ارتفاع به طول لغزش) و ... می‌باشد. همچنین خصوصیات بارندگی نیز شامل متوسط بارندگی سالانه، متوسط بارندگی ماهانه در ماههای پرباران سال، متوسط بارندگی ماهانه در فصل پرباران سال، حداکثر شدت 24 ساعته و ... میباشند.
بروز پدیدهی زمینلغزش میتواند ناشی از عوامل متعدد زمینشناسی، ژئومورفولوژیکی، هیدرولوژیکی، بیولوژیکی و انسانی باشد، ولی معمولا در شروع زمین لغزش تنها یک محرک خارجی یا عامل ماشهای یک نقش محوری دارد. بارندگی شدید، ذوب سریع برف، تغییرات ناگهانی در سطح آب زیرزمینی، زلزله و فرسایش با سرعت زیاد از مهمترین عوامل ماشهای زمین لغزشها برشمرده می شوند(سیدل و اوچیای،2006). کانن و الن در سال 1958 و کروزیر در سال 1999 و ژیکوب و ویترلی5در سال 2003، بارندگی را به عنوان متداولترین عامل ماشهای وقوع زمین لغزشها بر شمردهاند.
مفهوم آستانه بارندگی برای وقوع زمین لغزش را نخستین بار کمبل در سال 1975 بیان کرد. سپس استارکل در سال 1979 موفق شد آن را در قالب روابط شدت و مدت بارندگی تئوریزه کند. سطح حداقل یا حداکثر کمیت مورد نیاز برای رخ دادن یک فرایند یا قرار گرفتن در وضعیت تغییر را میتوان آستانه برشمرد. این نکته که بعضی رخدادهای بارندگی سبب لغزش میشوند و بعضی دیگر چنین اثری ندارند، می تواند مبنایی برای پژوهش علمی در مورد آنالیز رابطهی بین مقادیر بارندگی و شروع لغزش باشد. به دست آوردن چنین رابطهای با شناسایی آستانههای بارندگی میتواند با استفاده از مبانی تجربی آستانههای بارندگی حاصل میشود(کروزیر،1986).
2-1- فرضیات تحقیق
1- خصوصیات مورفومتریک زمینلغزشها و مولفههای بارندگیدراستان مازندران دارای تغییرپذیری مکانی است.
2- تغییرات بارندگی میتواند بر روی خصوصیات مورفومتریک زمینلغزشها در استان مازندران تاثیرگذار باشد.
3-1- اهداف تحقیق
1-3-1- اهداف علمی
تاثیرمولفه‏های مختلف بارندگی برخصوصیات مورفومتری زمینلغزشهای استان مازندران
بررسی پراکنش مکانی خصوصیات بارش دراستان مازندران
بررسی پراکنش مکانی خصوصیات زمین لغزشها در استان مازندران
بررسی ارتباط بین خصوصیات بارش و خصوصیات زمینلغزشها در استان مازندران
2-3-1- اهداف کاربردی
تعیین موثرترین پارامترهای مرتبط با بارندگی به منظور کاهش تاثیر عامل بارش در وقوع زمینلغزشهای استان مازندران
4-1-تعاریف
1-4-1- زمینلغزش
اصـطلاح زمین لغزش توسط بسیاری از دانشمندان تعریف شده است.گاهی این اصطلاح برای هر نوع توده خاکی که به سمت پایین دامنه حرکت کند، به کار میرود. و در برخی موارد، اشاره به تیپ خاصی از حرکات تودهای دارد.
زمینلغزشها دستهاى از حرکات تودهاى مىباشند که جابهجایى مواد سنگى یا خاکى دامنه تحت تاثیر قوه ثقل را در بر مىگیرد. این حرکت در سطح گسیختگى مشخص صورت مىگیرد و براساس معیارهایى چون سطح گسیختگى، مواد لغزشى، عوامل لغزش و.... به انواع مختلفى تقسیم مىشوند.
1-1-4-1-پیکر شناسی زمین لغزش
انجمن بین المللی زمینشناسی مهندسی وابسته به سازمان یونسکو در راستای طرح تهیه بانک اطلاعات زمین لغزشها، در سال 1990 در قالب انتشار پروژه - ریسرچای اقدام به انتشار فهرست اصطلاحات پیشنهادی برای توصیف یک زمین لغزش شاخص نمود. این اصطلاحات به معرفی ابعاد و اجزا مختلف یک زمین لغزش می‌پردازد. در شکل 1- 1 اجزای مختلف زمینلغزش نشان داده شده است.
تاج
در عمل، مواد جابجا نشده در یک زمین لغزش که در مجاورت بالاترین بخش پرتگاه اصلی لغزش قرار دارند.
افتگاه اصلی
سطحی با شیب تند، واقع در لبه بالایی لغزش که در اثر جدایش قطعه جابجا شده از زمین، حاصل شده است. پرتگاه گسلی بخش قابل مشاهده سطح گسیختگی می باشد.
توده اصلی
بخشی از توده جابجا شده زمین لغزش، که سطح گسیختگی را در بین افتگاه اصلی و پنجه لغزش پوشانده است.
پای لغزش
آن بخش از زمین لغزش است که از محدوده پنجه سطح گسیختگی فراتر رفته و سطح اولیه زمین را می‌پوشاند.
نوک لغزش
دورترین و جلوترین نقطه مواد جابجا شده از قله یک زمین لغزش، نوک لغزش نامیده میشود.
پنجه
انحنای لبه توده جابجا شده مواد، در پایین ترین سطح را، پنجه زمین لغزش نامند.
سطح گسیختگی
سطحی در زیر توده جابجا شده که حرکت توده مواد در راستای آن صورت میپذیرد. همچنین سطح لغزش و سطح برش نیز گفته می شود. در صورت صفحهای بودن آن صفحه لغزش و صفحه برش گفته میشود.
پنجه سطح گسیختگی
محل تلاقی ییلاقی پایینترین سطح صفحه گسیختگی با سطح اولیه زمین است.
سطح جدایش6
بخشی از سطح کنونی زمین که توسط پای لغزش پوشیده شده است.
توده جابجا شده
تودهای از مواد تشکیل دهنده زمین که در اثر لغزش از جای اصلی خود در دامنه جابجا شدهاند.
پهنه تهی شدگی
پهنهای از لغزش در توده جابجا شده که در قبل رخ داد، در زیر سطح اولیه زمین واقع بوده است.
پهنه تجمع3
پهنهای از لغزش که پیش از رخ داد، در بالای سطح اولیه زمین قرارداشته است.
توده تهی شده4
حجمی از مواد جابجا شده که سطح گسیختگی را می پوشاند و زیر سطح اولیه زمین بوده است.
قله5
بالاترین نقطه تماس بین توده جابجا شده و افتگاه اصلی لغزش است.
پهلوی لغزش6
مواد جابجا نشده مجاور پهلوهای سطح گسیختگی که در صورت نگاه از تاج لغزش به سمت جلو، با پهلو راست و پهلو چپ معرفی میشوند و در غیر این صورت توسط کمپاس با استفاده از جهات جغرافیایی معرفی میشوند.
1-4-2-1- ابعاد زمین لغزش
طول صفحه گسیختگی Lr
این طول شامل مسافت بین پنجه صفحه گسیختگی تا تاج لغزش است.
طول توده جابجا شده Ld
فاصله بین قله تا نوک لغزش را نامند.
طول کلی لغزش L
فاصله بین تاج لغزش تا نوک لغزش میباشد.

شکل1- SEQ شکل1- * ARABIC 1- اجزای مختلف زمین لغزش
پهنای توده جابجا شده Wd1
بیشینه پهنای توده جابجا شده که بر Ld عمود باشد.
عمق صفحه گسیختگی Dr2
بیشینه مقدار عمق گسیختگی که بر سطح اولیه زمین عمود است.
عمق توده جابجا شدهDd
بیشینه عمق توده جابجا شده که به سطح توده جابجا شده عمود است.
 1-4-3-1- علل وقوع زمین لغزشها
لغزش عبارت است از پایین افتادن و یا حرکت یکپارچه و اغلب سریع حجمی از مواد رسوبی در امتداد دامنه ها . این پدیده بیشتر در سنگهای منفصل دانه دانه عمل میکند و حضور آب در پیدایش آن الزامی است چنانچه سنگها از طبقات سخت و سست تشکیل شده باشند نفوذ آب در لایهی سست حجم عظیمی از سنگ های سخت و یکپارچه فوقانی آنها را جا به جا می نماید (محمودی، 1374). در طـبیعت نمونههای فراوانی از لغزش وجود دارد و در ابعاد بسیار متفاوت کوچک یا بزرگ عمل میکنند .همانند تمام حرکات یکپارچه، جابجایی مواد و در امتداد سطح لغزش، به علت وجود آب دخالت نیروی جاذبه را آسان میسازد. گاهی در رسوبهای منفصل دانهریز این پدیدهها آنچنان آرام و غیر قابل پیشبینی عمل میکنند که عوارض انسانی داخل محدوده آن بدون آسیب چندانی پا برجای میمانند. نمونهی مشخص آن در غرب ایران در جنوب غربی کامیاران است. تودهی لغزشی اغلب خشک است اما سطح لغزش همیشه مرطوب و حالت کلی دارد. بنابراین متناسب با لایههای تشکیل دهنده سنگها، آبهای نفوذی میتوانند یکی از عوامل مهم در پیدایش آن باشند در این حالت غالبا سطح لغزش نیمرخ کاو و خمیده دارد. این خمیدگی اغلب حرکتی چرخشی به توده لغزنده تحمیل می کند. به طور کلی دلایل وقوع زمین لغزش را میتوان به سه دسته کـلی عوامل زمین شناسی ، عوامل ریخت شناسی و عوامل انسانی دسته بندی نمود. که در زیر تقسیم بندی مربوط به هر دسته ذکر شده است .
1-4-3-1-1- عوامل زمین شناسی
الف) وجود موادحساس یا ضعیف
ب) وجود مواد هوا زده
ج) حضور مواد برش یافته، درز دار یا ترک خورده
د) ناپیوستگی با جهت یافتگی مخالف) لایه بندی، شیستوزیته، گسل، سطوح تماس ( و...
ه) تفاوت در نفوذ پذیری و یا سختی مواد
1-4-3-2-1- عوامل ریخت شناسی
الف) بالا آمدگی ناشی از فعالیت های تکنوتیکی یا آتشفشانی
ب) حذف فشار سر بار ناشی از ذوب یخچال ها
ج) فرسایش رودخانه ای، موجی یا یخچال در پنجه دامنه یا حاشیه کناری آن
د) فرسایش زیر زمینی(انحلال، جوشش)
ه) بارگذاری رسوبی بر روی دامنه یا بالای آن
و) حذف پوشش گیاهی و آتش سوزی، خشکسالی
ز) ذوب شدن برفها
ح) هوازدگی ناشی از یخ زدن– ذوب شدن
ط) هوازدگی ناشی از انقباض – انبساط
1-4-3-3-1- عوامل انسانی
الف) حفاری بر روی دامنه یا پنجه آن
ب) بارگذاری بر روی دامنه یا پنجه آن
ج) افت سطح آب زیر زمینی
د) قطع درختان جنگلی
ه) آبیاری
و) معدن کاری
ز) نوسانات لرزهای مصنوعی
ه) نشت آب از تاسیسات
بارش باران به صورت مداوم و طولانی یا کوتاه مدت و شدید، مهمترین عامل اقلیمی ایجاد کننده زمین لغزش‌هاست. تاثیر این عامل را میتوان در مناطق و موقعیتهای مختلف به شکلهای زیر در نظر گرفت:
1- زمینلغزشهای ناشی از بارندگیهای شدید در مناطق مرطوب؛ مثل زمین لغزشهای ناشی از بارندگی‌های شدید در منطقه زاگرس.
2- زمینلغزشهای ناشی از بارندگیهای شدید درمناطق خشک؛ وقوع این زمینلغزش‌ها هنگام بارندگی‌های استثنایی قابل انتظار است.
3- زمینلغزشهای ناشی از بارندگیهای مداوم در مناطق مرطوب، مثل زمینلغزشهای سال 72 در نقاط مختلف گیلان و مازندران.
4- در بعضی مناطق با بارندگی کم، وجود جریان آب زیرزمینی در مناطق دور دست از طریق درزهها، گسل‌ها و سطوح لایه‌بندی و جذب آنها در لایههای بالای جریان آب زیرزمینی، ایجاد ناپایداری میکند. نمونههای این نوع گسیختگی در مجاورت چشمههای کارستیک در زاگرس وجود دارند.
5- عمل رودخانهها در مواقع سیلابی که از طریق فرسایش پیچه شیبها موجب ناپایداری کنارههای خود میشوند(معماریان، 1377).
در این زمینه، بررسیها نشان میدهد که قریب 80 درصد زمینلغزشها به دنبال بارندگی های اواخر زمستان و اوایل بهار به وقوع میپیوندند و نزدیک به 60 درصد در کنار جریانهای آبی رخ دادهاند که می توانند بار رسوبی رودخانهها را افز ایش داده، در نهایت موجب بروز سیلاب های گل آلوده شوند که علاوه بر وارد نمودن خسارات مالی و جانی از عمر مفید سازههای آبی مستقر بر روی رودخانهها نیز کاسته شود(زمردیان، 1373).
مطالعات گستردهای نیز در زمینهی علل وقوع زمینلغزش صورت گرفته که از جملهی آنها میتوان به نکته‌های زیر اشاره کرد:
کلارستاقی(1381) عواملی مانند دامنه و فاصله از گسل و فاصله ازشبکه هیدروگرافی را دارای تاثیر کم در زمین لغزشها عنوان نمود .
دومهری(1382) شرایط زمینشناسی و وضعیت توپوگرافی و آب و هوا و جهت دامنه را ازعوامل مهم لغزش دانسته است .
گرائی(1385) عوامل موثر در لغزش را شیب و جهت دامنه و فاصله از گسل و کاربری اراضی و بارندگی بیان نموده است .
زیزیر(1999) مهمترین عوامل موثر در لغزش را ساختار زمینشناسی و سنگشناسی کاربری زمین و وجود لغزشهای قدیمی و فعالیتهای انسانی عنوان نموده است .
ود و همکاران(2001) بافت سنگین خاک و شیب بالای دامنهها را از عوامل اصلی زمینلغزشها بیان نموده است .
کوماک و همکاران(2006) شیب، سنگشناسی و نوع پوشش را عامل مهم زمینلغزشها عنوان نموده است.
حسنی(1373) عوامل موثر در ناپایداری دامنه، بافت و رطوبت خاک و شیب دامنهها را عنوان نمود .
فیض نیا(1380) جاده سازی غیر اصولی و وجود خاکهای ریزدانه را از عوامل مهم لغزش میداند .
شایان ذکر است که نقش عوامل انسانی در وقوع زمین لغزشها نیز درخور توجه است، حدود 35 درصد از زمینلغزشهای موجود در بانک اطلاعاتی در اثر دخالتها و فعالیتهای بیرویه انسان چون راهسازی غلط، تخریب پوشش گیاهی و تبدیل آنها به دیمزارهای کم بازده، بارگذاری از طریق ایجاد سکونتگاهها و … تحریک و تشدید گردیدهاند.
زمینلغزش یکی از خطرات طبیعی به شمار میرود که هر ساله خسارات جانی و مالی فراوانی را به همراه دارد. وقوع زمینلغزش در مناطق شمالی کشور و به دلیل تبدیل اراضی جنگلی به زمینهای زراعی و جادهها در حال افزایش است و یکی از راهکارهای مهم برای کاهش خسارات ناشی از وقوع زمین لغزشها دوری جستن از این مناطق است.
1-4-4-1- خسارات زمین لغزش
زمین لغزش عبارت است ازحرکات کلی و عمقی تمام قشر خاک برروی سطح زمین مادری که هر ساله موجب خسارتهای سنگینی می گردد که گاهی جبران این خسارتها ممکن نیست و نیازمند صرف وقت و هزینهی بسیاری است(خسروزاده،1387). سرعت عملکرد و وسعت آنها غالبا پدیدههای دیدنی و گاهی فاجعه بار به وجود می آورد و ممکن است دهها و یا صدها هزار متر مکعب سنگ و خاک را یک جا تحت تاثیر قرار دهند این پدیده بیشتر در سنگهای منفصل دانه دانه عمل می کند. کشور ما با توپوگرافی عمدتا کوهستانی، فعالیت زمین ساختی و لرزه خیزی زیاد، شرایط متنوع زمین شناسی و اقلیمی، عمده شرایط طبیعی را برای ایجاد طیف وسیعی از زمین لغزشها داراست( نیک اندیش،1376). بلایای طبیعی به عنوان بزرگترین دشمن انسان باعث کشته شدن و مجروح شدن سالانه صدها هزار نفر و بیخانمان شدن میلیونها نفر در سراسر جهان میشود. از این رهگذر زمینلغزش یکی از معضلات جهانی پیش روی انسان دارای اهمیت خاص میباشد با توجه به این که زمینلغزشها نسبت به سایر بلایای طبیعی مدیریت پذیرتر می باشند لذا شناخت این پدیده در جهت جلوگیری از خسارات ناشی از آن از اهمیت زیادی برخوردار است (گرایی 1385).
ایران نیز به دلیل مساعد بودن شرایط جغرافیایی و فقدان مدیریت جامع محیطی و عدم رعایت آستانههای محیطی به عنوان یک کشور پرخطر به شمار میآید به طوری که جزء 10 کشور بلاخیز جهان قرار گرفته است و هر ساله پدیده ی زمین لغزش در مناطق کوهستانی و مرتفع کشور خسارات وصدمات قابل توجه ای به بار میآورد (کرم1380). زمینلغزشها از نظر تخریب و یا تهدید منابع ارضی به ویژه در دهههای اخیر سبب شده است که این پدیده از جنبههای مختلف مورد کنکاش قرار گیرد. بر اساس برآوردهای اولیه، سالانه حدود 500 میلیارد ریال خسارات مالی از طریق زمینلغزشها بر کشور وارد میشود (ایزانلو،1376). همچنین براساس آمار اولیه، بانک اطلاعاتی زمین لغزشهای کشور خسارات ناشی از 2548 زمین لغزش بالغ بر 107 کشته و 386 میلیارد ریال است (وزارت جهاد کشاورزی،1383).
خساراتی که لغزش وارد میکند به صورت زیر است:
1- تخریب جنگلها و مراتع2- تخریب راههای ارتباطی3- تخریب منازل مسکونی وتجاری4- تخریب پلها5- رسوبزایی و بر هم زدن سیستم آب وخاک6- از بین بردن ابنیه تاریخی7- تخریب باغات و اراضی کشاورزی8- خسارات جانی و مالی زیاد9- خسارت به سازهها، تاسیسات ومنابع طبیعی10- خسارت به نیروگاهها، راه آهن، شبکه آبرسانی وخطوط آب و برق
 میزان خسارات اقتصادی ناشی از زمین لغزش در کشورهای پیشرفته بیشتر است ولی طبق مطالعات انجام شده توسط مرکز مطالعات بلایای طبیعی سازمان ملل متحد برای بسیاری از کشورهای درحال توسعه این خسارات یک و دو درصد تولید ناخالص ملی آنها است (مهدوی فر، 1376). شکل 1-2، نمونه ای از خسارت وارده به یکی از راههای روستایی در اثر زمین لغزش در استان مازندران را نشان میدهد.

شکل1- - SEQ شکل1- * ARABIC 2نمونه ای از زمینلغزش در استان مازندران در روستای گرمستان از توابع شهرستان ساری
5-1- زمین آمار(ژئواستاتیستیک)
شاخصهای زیادی برای کمی کردن نحوه پراکنش متغیرهای محیطی با در نظر گرفتن تغییرات مکانی آنها وجود دارد که از بارزترین آنها میتوان به روشهای زمین آمار اشاره کرد (تورنر،2001 ). زمین آمار شاخه‌ای از آمار که در آن مختصات دادههای مربوط به جامعه تحت بررسی، و به تبع آن ساختار فضایی دادههای مربوط مورد مطالعه قرار میگیرد. از دیدگاه زمین آمار هر نمونه تا یک حداکثر فاصلهای معین با نمونههای اطراف خود ارتباط فضایی دارد، این فاصله حداکثر، دامنه تاثیر نامیده میشود که دارای اهمیت فراوانی است. امروزه روشهای زمین آماری علیرغم پیچیدگی آنها به دلیل کاربرد نرم افزاری کامپیوتری در شاخههای مختلف علوم خصوصا علوم محیطی و منابع طبیعی کاربرد فراوانی دارد (حسنی پاک،1386).
1-5-1- متغیر ناحیهای
اختلاف مقادیر یک متغیر ناحیهای از دو مولفه تصادفی و جزمی تشکیل میشود، بنابراین ساختار متغیر ناحیهای نیز شامل دو بخش ساختار مولفه جزمی و ساختار مولفه تصادفی است. ساختار مولفه تصادفی چیزی است که اصطلاحا ساختار فضایی نامیده میشود و تابعی است از فاصله ولی مستقل از مختصات. از خواص متغیرهای ناحیهای این است که بزرگی اختلاف مقادیر آنها در زمان یا مکان متناسب با فاصله زمانی یا مکانی آنها است. به عبارت دیگر در فواصل زمانی و یا مکانی نزدیک به هم احتمال اختلاف بین مقدار مولفههای تصادفی کمتر و در فواصل زمانی و یا مکانی دور از هم احتمال اختلاف بین مولفه تصادفی بیشتر میگردد (محمدی،1377).
2-5-1- تغییر نما
تابع واریوگرام، ابزار کلیدی در نظریهی متغیرهای ناحیهای است. واریوگرام تجربی، عبارت از متوسط مجذور اختلافات بین دو مشاهده ((x+h )Z ,(x)Z) در دو موقعیت مکانی واقع در فضای نمونهبرداری است که توسط آرایه از هم جدا شدهاند:
yh=1.12N(h)i=1N(h)(z(xi+h ))^2 () N، عبارت از جفت نمونههای جدا شده توسط h است. هم چنین واریوگرام تجربی را میتوان برای جهات مختلف جغرافیایی و همچنین، شبکههای نمونهبرداری منظم و غیرمنظم نیز محاسبه کرد (محمدی،1377).
1-2-5-1- اجزای تغییر نمای ایدهآل
1-2-5-1-1- دامنه تاثیر
برای یک متغیر ناحیهای با ساختار فضایی، توزیع طوری است که تشابه مقدار متغیر ناحیهای برای نقاط نزدیک به هم نسبت به نقاط دور ازهم بیشتر است. لذا با افزایش فاصله زمانی یا مکانی بین نمونهها به حدی میرسیم که از آن به بعد مقدار متغیر ناحیهای در نقاط اطراف یکدیگر بر هم تاثیر چندانی ندارند و با افزایش فاصله مقدار واریوگرام تغییر معنیداری نمیکند. به این فاصله دامنه یا شعاع تاثیر میگویند (محمدی،1385). در شکل 1-3 اجزای تغییر نمای ایده آل نشان داده شده است.

شکل1- SEQ شکل1- * ARABIC 3- اجزای تغییر نمای ایده آل
1-2-5-2-1- سقف واریوگرام
همچنان که افزایش مییابد مقدار هر واریوگرام از مقادیر کم شروع شده و پس از فراز و نشیبهایی که ممکن است به سمت حد ثابتی میل کند. بنابراین بعضی از واریوگرامها به مقدار نسبتا ثابتی میرسند که بعد از آن هر چه فاصله بیشتر شود مقدار واریوگرام تغییر معنیداری نمیکند. به این مقدار نسبتا ثابت که تغییرات آن فقط تصادفی است سیل یا سقف گفته میشود (محمدی،1385).
1-2-5-3-1- اثر قطعهای
از نظر تئوری مقدار واریوگرام به ازاء =0 باید به حداقل مقدار خود یعنی به صفر تنزل کند. ولی در عمل واریوگرامهای واقعی که محصول تجربه میباشند، معمولا از چنین شرایطی تبعیت نمیکنند. به مقدار واریوگرام به ازاء =0 اثر قطعهای گفته میشود (محمدی،1385).
6-1- روش کریجینگ
در زمین آمار، روشهای مختلفی برای تخمین وجود دارد که در زیر به شرح یک روش عمده از آن می‌پردازیم. به طور کلی تخمین زمین آماری فرایندی است که طی آن میتوان مقدار یک کمیت در نقاطی با مختصات معلوم را با استفاده از مقدار همان کمیت در نقاط دیگری با مختصات معلوم به دست آورد. از مهمترین ویژگیهای کریجینگ آن است که به ازای هر تخمینی خطای مرتبط با آن را میتوان محاسبه کرد. بنابراین برای هر مقدار تخمین زده شده میتوان دامنه اطمینان آن تخمین را محاسبه کرد.
6-1-1- معادلات کریجینگ
از آن جایی که کریجینگ یک میانگین متحرک وزندار است، این تخمینگر به صورت زیر تعریف می‌شود:
zv=i=1nzizviکه در آن zv عیار تخمینی λi وزن یا اهمیت کمیت وابسته به نمونه iام وzvi عیار نمونه iام است. این نوع کریجینگ را کریجینگ خطی مینامند زیرا ترکیب خطی از n داده است. شرط استفاده از این تخمین‌گر آن است که متغیر z توزیع نرمال داشته باشد. در صورتی که متغیر مورد نظر توزیع نرمال نداشته باشد، باید از کریجینگ غیرخطی استفاده کرد و یا میتوان ابتدا تبدیلی پیدا کرد که توزیع متغیر مورد نظر را به نرمال تبدیل کند و آنگاه روی دادههای تبدیل یافته کریجینگ خطی انجام داد. تخمینگر کریجینگ بهترین تخمینگر نااریب است. لذا باید اول عاری از خطای سیستماتیک باشد و ثانیا واریانس تخمین آن حداقل باشد (محمدی،1377).
6-2-1- ویژگیهای کریجینگ
کریجینگ یک تخمینگر نااریب با کمترین واریانس تخمین است. شرط نااریب بودن در دیگر روشهای تخمین مانند روش چند ضلعی، عکس فاصله و عکس مجذور فاصله نیز اعمال میشود ولی ویژگیهای کریجینگ در آن است که ضرایب λi را به گونهای تعیین میکند که در عین نااریب بودن، واریانس تخمین نیز حداقل باشد. بنابراین کریجینگ، همراه هر تخمین، مقدار خطای آن را نیز میدهد و به این ترتیب نه فقط میتوان مقدار متوسط خطاها را محاسبه کرد بلکه میتوان توزیع خطاها را در کل محدوده مورد بررسی بهدست آورد. با استفاده از این ویژگی منحصر به فرد کریجینگ، میتوان قسمتهایی که در آنجا خطا بالاست و برای کاهش آن به دادههای بیشتری نیاز است را مشخص کرد و تحت پوشش لازم قرار داد. از طرفی میتوان میزان کاهش واریانس تخمین به ازاء هر نمونه را قبل از اقدام به نمونهبرداری آن تعیین کرد. بنابراین با استفاده از واریانس تخمین میتوان بهترین نقاط نمونهبرداری را پیشنهاد کرد. از ویژگیهای دیگر کریجینگ آن است که در صورت تخمین مقدار کمیت در نقاط نمونهبرداری مقدار تخمینی با مقدار اندازهگیری شده باید برابر باشد و واریانس این تخمین صفر گردد. ویژگی دیگر کریجینگ آن است که موجب نرم شدن تغییرات میشود. از ویژگیهای دیگر کریجینگ که باید به آن اشاره شود خاصیت جمعپذیری آن است. این خاصیت باعث میشود که اگر در مورد مجموعهای از بلوکهای کوچک کریجینگ صورت گیرد میانگین مقادیر تخمینی این بلوکها برابر است با مقدارهای تخمینی بلوک بزرگتری که حاوی تمام بلوکهای کوچکتر است. البته در هر در حالت، تخمین بلوکهای کوچکتر و بزرگتر باید از یک سری نقاط یکسان استفاده شده باشد (محمدی،1377).
7-1- بررسی روشهای میانیابی و انتخاب مناسبترین روش
نهاییترین مرحله پایش ارائه نقشههای بارندگی میباشد. در این مرحله است که اطلاعات نقطهای حاصل از پردازش دادههای ایستگاهها در سطح تعمیم یافته و این نقشهها تهیه میگردند. از جمله مهمترین مراحل انجام تحقیق حاضر، تعیین مناسبترین روش میانیابی شاخص بارندگی در سطح منطقه و تبیین چگونگی توزیع فضایی و مکانی این شاخص طی ماههای مختلف دوره مورد نظر میباشد. روشهای مختلفی برای برآورد و تخمین متغیرهایی از این دست وجود دارد که به عنوان نمونه میتوان به روشهای کلاسیک، نظیر تیسن و میانگین حسابی اشاره کرد. این روشها گرچه همگی از نظر محاسبات سریع و آسان میباشند، ولی به دلایلی از جمله در نظر نگرفتن موقعیت و آرایش دادهها و همبستگی بین آنها، از دقت خوبی برخوردار نمیباشند. روشهای زمین آمار به دلیل در نظر گرفتن همبستگی و ساختار مکانی دادهها از اهمیت زیادی برخوردار هستند.
در بررسیهای آمار کلاسیک نمونههایی که از کل جامعه به منظور شناخت آن برداشت میشوند، فاقد اطلاعات مکانی در فضا بوده و در نتیجه مقدار اندازهگیری شده یک کمیت معین در یک نمونه، هیچگونه اطلاعاتی در مورد مقدار همان کمیت در نمونه دیگر به فاصله معین و معلوم در بر نخواهد داشت. در حالی که در زمین آمار علاوه بر مقدار یک کمیت معین در یک نمونه، موقعیت مکانی نمونه نیز مورد توجه قرار میگیرد. بدین لحاظ میتوان موقعیت مکانی نمونهها را همراه با مقدار کمیت مورد نظر یکجا مورد تحلیل قرار داد. به عبارت دیگر باید بتوان بین مقادیر مختلف یک کمیت در جامعه نمونهها و فاصله نمونهها و جهت قرارگیری آنها نسبت به هم ارتباطی برقرار کرد. این ارتباط مکانی( فاصلهای و جهتی) بین مقدار یک کمیت در جامعه نمونههای برداشت شده، ممکن است در قالبهای ریاضی قابل بیان باشد. به این قالبهای ریاضی ساختار مکانی گفته میشود.
بنابراین در زمین آمار ابتدا به بررسی وجود یا عدم وجود ساختار مکانی بین دادهها پرداخته میشود و سپس در صورت وجود ساختار مکانی، تحلیل دادهها انجام میگیرد. البته ممکن است نمونههای مجاور با فاصلهی معینی در قالب ساختار مکانی به هم وابسته باشند، در این حالت بدیهی است که میزان تشابه بین مقادیر مربوط به نمونههای نزدیکتر احتمالا بیشتر است، زیرا در صورت وجود ساختار مکانی، تغییرات ایجاد شده در یک فضای معین شانس بیشتری برای تاثیرگذاری روی فضاهای نزدیک به خود را نسبت به فضاهای دورتر از خود دارند. بدین ترتیب ازدیدگاه زمین آماری هر نمونه با یک حداکثر فاصله معین با نمونههای اطراف خود ارتباط دارد. این فاصله حداکثر که دامنه تاثیر نامیده میشود. دارای اهمیت فراوانی است و در حقیقت نشان دهنده فاصلهای است که در آن میتوان از تخمینگرهای زمین آماری استفاده کرد.
با توجه به توضیحات بالا معلوم میشود که با استفاده از روشهای زمین آمار میتوان ازدادههای یک کمیت در مختصات معلوم، مقدار همان کمیت در نقطهای با مختصات معلوم دیگر (در واقع در درون دامنهای که ساختار مکانی حاکم است) را تخمین زد.
گفتنی است که روشهای مختلف آمار بسته به نوع متغیر، دقت متفاوتی را ارائه میکنند و متاسفانه اغلب کاربران یک روش را به صورت تصادفی انتخاب کرده و برآورد مورد نظرشان را انجام میدهند که در این صورت دقت تخمین جای تامل دارد (حسنی پاک،1377).
1-7-1- روش تیسن
روش تیسن با تقسیم بندی منطقه مورد نظر براساس عمود منصفها و بدون توجه به آرایش دادهها برای هر ایستگاه، محدودهای تعیین مینماید که اطلاعات ایستگاه واقع در آن، برای کل این محدوده تعمیم داده می‌شود.
2-7-1- روش عکس فاصله
از روشهای مرسوم میانیابی، روش عکس فاصله می باشد. در این روش مقدار متغیر مکانی مورد بررسی بر اساس مشاهدات محدوده آن و مطابق رابطه زیر تعیین میگردد:
که در آن di فاصله نقطه مجهول تا نقطه مشاهده شده و a توان معادله میباشد. پارامتر a مقدار وزنی است که تعیین کننده اهمیت نقاط نزدیکتر افزوده میگردد.
این روش در مواقعی که دادهها از یک ساختار مکانی خوبی برخوردار نباشند، میتواند نسبت به روشهای زمین آماری مانند کریجینگ یا TPSS نتایج بهتری را به همراه داشته باشد (مهدیان و همکاران، 1382).
3-7-1- روشهای زمین آمار
در آمار کلاسیک نمونههایی که از جامعه به منظور شناخت آن برداشت میشوند، فاقد اطلاعات مکانی(فاصله و جهت) بوده و نتایج به دست آمده از اندازهگیری آنها مستقل از موقعیت مکانی نمونه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. در حالیکه در زمین آمار علاوه بر مقدار یک کمیت معین در یک نمونه، موقعیت مکانی آن نیز مورد توجه قرار میگیرد. این ارتباط مکانی بین مقادیر کمیت مورد بررسی ممکن است در قالبهای ریاضی قابل بیان باشد به این قالبهای ریاضی ساختار مکانی گفته میشود. روشها و ابزارهایی برای بررسی این ساختار ارائه شده که نیم تغییر نما (واریوگرام) از مهمترین آنهاست (حسنی پاک،1377).
به طور کلی در زمین آمار، تخمین شامل فرایندی میشود که طی آن میتوان مقدار یک کمیت را در نقطه‌ای با مختصات معلوم با استفاده از مقدار همان کمیت، در نقاط دیگر که دارای مختصات معلوم می‌باشند به دست آورد. روشهای مختلفی در این راستا وجود دارد از قبیل کریجینگ، کوکریجینگ، TPSS (با متغیر کمی و بدون آن) و WMA که در این تحقیق از روش کریجینگ استفاده شده که در ادامه شرح مختصری از آن ارائه شده است.

فصل دوم
پیشینه تحقیق
2153865390696200
در قرن حاضر و با توسعه و پیشرفت سریع دانش بشری و نزدیکی علوم و تخصصها به یکدیگر، مساله ناپایداری دامنهها و زمین لغزشها به یکی از کانونهای اصلی مورد توجه دانشمندان علوم ژئومورفولوژی، مهندسی زمین شناسی و ژئوتکنیک و رشته های مرتبط دیگر همچون آبخیزداری و منابع طبیعی، برنامه ریزی محیط و آمایش سرزمین، تبدیل شده است. محققان و دانشمندانی چون هاو در سال 1909، لد در سال 1935، شارپ و وارنز در سال 1958، زارویا و منکل در سال 1982، ساوارنسکی در سال 1939 پوپوف در سال 1958 و ...... از کشور های مختلف دنیا نظیر آمریکا، انگلستان، روسیه، چک و اسلواکی در زمینه های مربوط به زمین لغزش، طبقه بندی، مطالعات و پژوهشهای با ارزشی را انجام دادهاند (قنواتی، 1390). در این فصل به بررسی پژوهشهای انجام شده در زمینه زمین لغزش در داخل و خارج از کشور میپردازیم.
1-2- بررسی سوابق پژوهشی در داخل کشور
نیک اندیش(1378)، نقش عوامل هیدرواقلیم در وقوع حرکات تودهای حوضه کارون میانی را با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و براساس تحلیلهای آماری مورد بررسی قرار داد. یافتههای تحقیق وی نشان میدهد که تنوع توزیع مکانی و زمانی بارش، زمینلغزشها را کنترل میکنند. همچنین در سالهایی که بارش بیشتری در بهمن نازل میگردد، به دلیل تاثیر قاطع در رفتار دامنه، زمینلغزشهای زیادی رخ میدهد. بدین صورت که انباشت بیشتر برف در بهمن و ذوب سریع آن در اسفند و فروردین عامل مهمی در وقوع زمینلغزشهای این حوضه میباشد.
طلایی دولق و غیومیان (1380)، در شناخت و بررسی عوامل موثر در لغزش خیزی روستاهای جنوب غرب خلخال به این نتیجه دست یافتند که، حضور رس در سازندهای حساس منطقه با جذب آب و بر اثر خاصیت تورم و خمیری به عنوان یکی از عوامل اصلی حرکات دامنهای است.
مسگریوش و همکاران (1380)، در بررسی عوامل موثر در وقوع زمین لغزش محمود آباد مسکون، دریافتند که تراکم زمینلغزشها در سنگهای تکتونیزه و به شدت هوازده با کانیهای سولفیدی بوده و بدین لحاظ نقش اساسی در رویکرد زمینلغزش ایفا نموده است. همچنین تغییرات ساختاری نظیر احداث ترانشه جاده کرمان - جیرفت، خاکریزی مصنوعی، احداث کانال آبیاری در دامنه، آبهای نفوذی جوی و ناشی از کانال آب و ایجاد لرزههای طبیعی و مصنوعی مانند زمین لرزه و ارتعاشات ناشی از ترافیک ماشینهای سنگین، به عنوان عوامل ماشهای در وقوع زمینلغزش عمل کردهاند.
روستایی (1383)، به بررسی علل ایجاد زمینلغزش در روستای نصیرآباد ورزقان آذربایجان شرقی پرداخت، وی دریافت که بارشهای ناگهانی و شدید در منطقه و نفوذ آبهای سطحی در بالادست دامنه به داخل مواد نهشتهای از قبیل مارن، توف، رس ماسهدار و ضخامت زیاد نهشتههای سطحی در روی دامنههای با شیب متوسط، علت اصلی وقوع زمینلغزش بوده است. در ادامه به بررسی تاثیر پراکنش ارتفاعی در ویژگیهای مورفولوژیکی زمینلغزشها پرداخت، وی با تحلیلهای آماری مختلف به رابطههایی بین طول زمینلغزش و پراکنش ارتفاعی دست یافت که این رابطه بیانگر آن است که اندازهی تودهی لغزش در کل، تحت تاثیر پراکنش ارتفاعی است و رابطهی مستقیم بین آنها برقرار است و این رابطه نشان میدهد که وقوع لغزش به وسیلهی ویژگیهای بزرگ مقیاس مکانی کنترل میشود.
شادفر و همکاران (1384)، زمین لغزش در حوضه لاکتراشان تنکابن را با استفاده از مدل LNRF مورد پهنهبندی قرار دادند. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که مدل LNRF کارایی بسیار خوبی برای پهنهبندی زمینلغزش به ویژه در نواحی مرطوب تا نیمه مرطوب را دارد. در این تحقیق عـوامل لیتولوژی (رس، سیلت با لایه هایی از ماسه سنگ زغالدار)، ( شیب40 -30 درجه ( و جهت شیب شمال غربی به دلیل دریافت رطوبت زیادتر از دریای خزر بیشترین تاثیر را در وقوع زمینلغزشهای حوضـه داشتهاند.


لطفی و همکاران (1386)، به بررسی پدیدهی زمینلغزش در اطراف جادههای جنگلی بر اساس مشارکت در تولید رسوب پرداختند. آنها به بررسی حوضه تجن در حومهی کارخانهی صنایع چوب و کاغذ مازندران پرداختند، وی با تهیهی نقشه توپوگرافی منطقهی مورد مطالعه و انجام مطالعات عمومی بر روی آن به بررسی نقاط لغزشی در دو طرف جاده به شعاع 100 تا حداکثر 200 متر، انجام و حجم لغزش محاسبه گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که از سطح کل خاک جابجا شده در منطقه مورد مطالعه، تأثیر پدیده زمین لغزش بر اساس مشارکت در تولید رسوب حدود 35 درصد می باشد. بنابراین در جادههای جنگلی باید با رعایت دستورالعملهای حفاظتی، فاکتورهای مؤثر در تولید رسوب تحت کنترل قرار گیرند.
حسینی1و حجتی(1386)، به بررسی پیامدهای زمینلغزش در جادههای جنگلی پرداختند، نتایج بدست آمده نشان داد به هم خوردن جریان زهکشی آب بر اثر عملیات خاکی در جادهسازی موجب ناپایداری و لغزش شیروانی میشود.
حسینیولطفی(1386)، به بررسی پدیدهی زمینلغزش از لحاظ فیزیوگرافی پرداختند. وی به مطالعهی موردی حوضهی تالار صنایع چوب و کاغذ استان مازندران پرداختند، نتایج بدست آمده نشان میدهد که در جهت شمالی بیشترین مساحت لغزش با ابعاد بزرگتر و در جهت جنوبی کمترین مساحت لغزش و همچنین ابعاد کمتری وجود دارد. لذا در انجام عملیات عمرانی و ایجاد هرگونه تاسیسات فنی در جبهههای شمالی جنگلهای شمال ایران باید با دقت و صرف هزینه مناسب اقدام به برنامه ریزی نمود.
مردانیان و محمدکریمی(1386)، به بررسی اثرات فاکتورهای اقلیمی و زمین شناسی بر ایجاد زمین لغزش از طریق آنالیز در 400 مورد زمین لغزش در استان چهارمحال و بختیاری پرداختند. نتایج نشان داد که بیش از %45 زمین لغزشهای استان در حاشیه جادهها و در اثر ترانشه زنی کنار جاده است. از نظر شیب دامنه کلیه رانشهای ایجاد شده در شیبهای بالای 11 درجه اتفاق افتاده است. و نیز، رابطه مشخصی بین وضعیت سازندهای حساس زمین شناسی منطقه با وضعیت بارندگی محل رانش، شیب توده لغزشی و جهت و بافت خاک منطقه ارائه گردید.
حیدری بنی و همکاران(1386)، به ارزیابی روشهای زمینآماری در برآورد فاکتورهای اقلیمی دما و بارندگی در استان چهارمحال و بختیاری به عنوان پیش نیازی در آمایش سرزمین پرداختند. با توجه به نقش میدانهای عددی تهیه شده از پارامترهای هواشناسی در آمایش سرزمین موضوع انتخاب برترین روش زمین آماری در برآورد مقادیر می تواند نقش مهمی در نتیجه گیری صحیح و کاهش خطا داشته باشد. در این مطالعه میزان دقت روش های زمین آماری و میانیابی شامل روشهای کریجینگ، عکس مجذورفاصله، نزدیکترین همسایه، مثلث بندی و شپرت جهت برآورد پارامترهای بارندگی – دما و رطوبت نسبی به طور نمونه در استان چهارمحال و بختیاری را مورد بررسی قرار دادند.
ایلدرمی(1386)، به تحلیل مورفومتری زمین لغزشهای آبخیز سد اکباتان و برآورد رسوب آن‌ها  پرداخت. بررسیها نشان میدهد که بیشتر لغزشها از نوع سطحی و کم عمق می باشد. فرآیند فیزیک و شیمیایی بر روی تشکیلات گرانیتی در منطقه که بیش از 80% را شامل می شوند موجب افزایش میزان گسیختگی و لغزش ها از طریق شاخصها مورفومتری مانند شاخص عمق، انبساط ، نازک شدگی، جابجایی و ... بیانگر لغزشهای از نوع a یا سطحی است تقریبا 78% لغزشهای منطقه در حد تعادل بوده که نشان میدهد قسمت اعظم مواد لغزش یافته از مکان اولیه خود جابجا شدهاند مقدار ازدیاد نسبت D/L بیانگر گسترش جانبی و تغییر شکل عرضی مواد و برآورد نسبتهای L/D , W/D , L/W نشاندهنده تاثیر مستقیم و فراوان شیب در بروز لغزشهاست.
کلارستاقی و همکاران (1388)، میزان تأثیر عوامل مؤثر طبیعی و انسانی، بر وقوع، خصوصیات و ویژگیهای زمین لغزشها را بررسی نمودند. در این بین، نقش عامل طبیعی نزدیکی به شبکه زهکشی، به دلیل ایجاد لغزشهای حاشیه رودخانهای و حمل و انتقال حجم عظیم رسوبات لغزش یافته به خارج از حوضه مورد توجه بوده است.
موسوی خطیر و همکاران (1388)، در بررسی عوامل موثر بر وقوع زمین لغزشها در حوضه آبخیز سجارود یافتند که با کاهش ارتفاع از سطح دریا و افزایش بارندگی میانگین سالانه، زمینلغزشهای عمیقتر و با گسترش عرضی بیشتر مشاهده میگردند، درحالیکه گسترش طولی لغزشها کاهش مییابد.
احمدیان و همکاران(1388)، به بررسی علل وکنترل زمینلغزش روستای ارزفون پرداختند، روستای ارزفون (واقع در جنوب ساری) از جمله مناطقی است که به دلیل تغییر کاربری زمین بدون انجام مطالعات دقیق زمینشناسی مهندسی یک زمینلغزش بزرگ در آن به وقوع پیوست. با انجام مطالعات زمین شناسی مهندسی و ژئوتکنیکی و تحلیلهای صورت گرفته در این منطقه و دامنه لغزشی اقدام به تثبیت دامنه با روشهای زهکشی و تغییر شیب دامنه کردند. این سازند به دلیل فرسایشپذیری بالایی که داشت دارای ارتفاع کم و شیب ملایمی بود و ضخامت خاک در آن بالا بود. با توجه به بررسی لغزشهای زیادی که در این سازند رخ داد، مهمترین عامل استعداد لغزشی این سازند را به حضور مارن و کانیهای رسی موجود در آن مربوط دانستند. آنها نیز یافتند تغییر غیر اصولی کاربری زمین بر منطقهای با سابقه لغزشی و متشکل از مجموعه عوامل موثر در وقوع زمینلغزش (لیتولوژی حساس، تراکم گسلها، بالا بودن تراز آب زیرزمینی و ... ) از مهمترین دلایل وقوع این زمین لغزش میباشند.
طالبی و همکاران(1388)، بر روی مدلهای تجربی و فیزیکی زمینلغزشهای ناشی از بارندگی تحقیقاتی انجام دادند. با ایجاد مدلهای مختلف به بررسی تاثیر عوامل محیطی بر زمین لغزش پرداختند، آنها به این نتیجه رسیدندکه، نقش عوامل هیدرولوژیکی (بارندگی، رطوبت خاک، جریان زیرسطحی و عمق آب زیرزمینی) در پایداری یا ناپایداری انواع دامنههای طبیعی و مصنوعی بسیار اساسی است، به طوری که هیچ مدل زمین لغزشی را نمیتوان یافت که عوامل هیدرولوژیکی را در نظر نگرفته باشد. تغییرات اقلیمی مانند افزایش بارندگیهای شدید و کوتاه مدت نسبت به بارندگیهای ملایم و بلند مدت، و همچنین افزایش جاده ها و راههای ارتباطی کوهستانی، افزایش زمین لغزشها و خسارات ناشی از آنها مشاهده شد. بنابراین شناخت ساز و کار زمین لغزشها، عوامل اصلی مؤثر در آنها، استفاده از انواع مدلهای توسعه یافته برای بررسی آنها و طراحی سامانههای پیش بینی و هشدار زمین لغزش باید جز اولویتهای اجرایی کشورهای در خطر، مانند ایران، قرار بگیرد .
امیدوار وکاویان (1389)، در یک مطالعه مقایسهای، مدل آماری برآورد حجم زمین لغزشها بر پایه مساحت را برای زمین لغزش های استان مازندران توسعه دادند. بدین منظور آنها ابتدا لیستی از داده‌های مربوط به تعداد 442 زمینلغزش در استان مازندران شامل مساحت، حجم و عمق تهیه نمودند. سپس یک رابطه تجربی جهت برآورد حجم ارائه و این رابطه را مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج آنها نشان داد که مقادیر حجم برآورد شده توسط رابطه ارائه شده برای استان مازندران، همخوانی بسیار خوبی با دادههای مشاهدهای و برخی روابط موجود دارد که نشان دهندهی کارایی رابطه ارائه شده میباشد.
حسینی(1391)، به پهنهبندی خطر زمین لغزش در گرگان با استفاده از GIS پرداخت، وی با ترکیب اطلاعاتی نظیر نقشههای توپوگرافی، نقشههای زمینشناسی و پوشش گیاهی، نقشههای زیرساخت و با کمک مدلهای ریاضی و آماری خطر زمین لغزش را در گرگان مورد ارزیابی قرار داد.
2-2- بررسی سوابق پژوهشی در خارج از کشور
آنبالاگان1(1992)، به شناسایی عوامل موثر در وقوع زمین لغزش در ناحیه کوهستانی کاتگودام- ناینیتال در کومان هیمالایا و پهنهبندی آن با استفاده از فاکتور ارزیابی خطر زمینلغزش(LHEF) پرداخت. نتایج تحقیقات وی نشان داد که پارامترهای لیتو لوژی، سازند زمین شناسی، شیب و پوشش و کاربری اراضی با 2 امتیاز، بیشترین نقش را در وقوع زمینلغزشهای این ناحیه کسب کردهاند.
اوکاک اوغلو و همکاران2(2001)، در ناحیه داگوی ترکیه در غرب دریای سیاه، به مطالعه دینامیک حرکات تودهای پیچیده ناشی از بارش سنگین پرداختند. تحلیل دادههای بارش برای دورههای طولانی و کوتاه روزانه و ساعتی توسط آنها به وضوح دلالت بر این داشت که بارش سنگین در زمین لغزش به عنوان یک عامل محرک نقش داشته و پس از آن توپوگرافی، شیب لایه بندی مارن، تراکم زیاد درختان و افق خاک ضخیم روی زمین مارنی، نقش موثری در وقوع انواع زمین لغزشها داشتهاند.
اسپیزوآ و بنگوچهآ(2002)، خطر زمینلغزش در حوضه ریوگرانده آندهای مرکزی آرژانتین را پهنه بندی کردند. آنها ضمن مطالعات خود به ارتباط نزدیک بین سنگشناسی با مقاومت زیاد و لایهبندی ضخیم در بخش فوقانی، جهت شیب غالب جنوبی و غربی، ذوب برفها، بارشهای رگباری و وقوع زمینلغزشها دسـت یافتند. به علاوه با بررسی تصاویر ماهوارهایی به فعالیت مجدد یک زمینلغزش قدیمی بر اثر تشکیل یک سد و فشار آب متخلخل ناشی از آن پی بردند.
جرارد و گـراندر1( 2002 )، به بررسی ارتباط بین زمین لغزش و تغییر کاربـری اراضی در حوضه آبخیز لیخوکولا، در تپه ماهورهای میانی نپال در شمال کاتماندو پرداختند. نتایـج تحقیقات سه سـاله آنها (1991-1993) در روی چهار زیر حوضه از حوضه نام برده، 381 مورد زمین لغزش ثبت شد که غالبا به شکل گسیختگی در خیز تراسهای آبیاری شده بود. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که بیشترین معنی داری بین گسیختگیهای بزرگ روی تراسهای رها شده و جنگلهای تخریب یافته وجود داشته است. برآورد آنها نشان داد که بیشترین میزان فرسایش خاک ناشی از لغزش مربوط به جنگل های تخریب شده و زمینهای رها شده، بوده است (95/23 تن در هکتار). درنهایت آنها به این نتیجه دست یافتند که صرفا جنگلزدایی منجر به فرسایش شدید خاک بر اثر زمینلغزشها نشده، بلکه نحوه مدیریت بعد از آن که منجر به فرسایـش شدید خاک بر اثر زمین لغزشها گردیده است.
گابت و همکاران2 (2004)، با استفاده از دادههای بارش و بار رسوبی روزانه حوضه آناپورنای هیمالایای نپال، به اثرات بارش و ویژگیهای شیب دامنه درشروع زمین لغزشها در دوره بارشهای موسمی این حوضه پی بردند. آنها دریافتند که هر زمان طی دوره بارشهای موسمی آستانه بارش به بیش از mm860 برسد حرکات لغزشی به وقوع خواهد پیوست.
آوانزی و همکاران3(2004 )، طی بررسی تاثیر عوامل زمینشناسی بر وقوع زمینلغزشهای کم عمق منطقه کوهستانی آپونا (شمال غرب توسکانی-ایتالیا) بیان نمودند که سنگشناسی سنگ بستر و نفوذ پذیری، فاکتورهای مهمی در تعیین محل وقوع زمین لغزشها بودهاند.
گارلند و همکاران(2005)، به بررسی توانایی پیشبینی زمینلغزش در مناطق گرم و مرطوب پرداختند. آنها در مورد میانگین رواناب سالانه مشخص شده برای دو حالت کمیت و مدت زمان زمینلغزش پیشنهاد دادند که حالت تعادل برای دو رابطهی رواناب و جابجایی بزرگ می باشد که توسط میانگین رطوبت فصلی رواناب کنترل میگردد که باعث بهتر شدن پیشبینی زمینلغزش میگردد.
کاردینالی وهمکاران (2006)، به بررسی تاثیر رواناب در زمینلغزش رخ داده در جنوب غربی ایتالیا که در سال 2004 رخ داده بود پرداختند، ایشان به بررسی شرایط رواناب در زمین لغزش اولیه شامل زمان شکست زمین لغزش در شیب پرداختند آنها یافتند که ویژگیهای مواد آتشفشانی در خاک تاثیر بسزایی در میزان زمینلغزش داشته است.
کواستا و همکاران (2007)، در مطالعهای به بررسی حساسیت به وقوع زمین لغزش در حوضه رودخانه نالون درکوههای سانتابریان آمریکا پرداختند. نتایج حاصل از پژوهش آنها نشان داد بیشتر ناپایداریها مربوط به شیب های جهت جنوب غربی- شمال شرقی، انحنای شیب بین 6- و7/0-درجه شیب 16 تا 30 درجه می باشد.
کومار و همکاران (2008)، در تحلیل نقش زمین لغزش در نپال به این نتیجه دست پیدا کردند که نقش اصلی ایجاد زمین لغزشها در هیمالیا، رواناب اولیه بوده است. تحقیقات آنها با ملاحظهی رواناب روزانه و رواناب تجمعی در پیدا کردن نقش رواناب اولیه در پروسهی زمینلغزش در هیمالیا صورت گرفت. در زمانی که میزان بارش به 144 میلیمتر میرسد خطر ایجاد زمینلغزش بالا میرود. ارتباط آستانهی زمین لغزشها نشان داد که بیشتر از 3 بار لازم است رواناب رخ دهد تا زمین تحریک لازم را برای لغزش پیدا کند. مقایسه‌ی بین شدت و مدت در آستانهی رواناب تغییرات زیادی را نشان نداد. آستانهی رواناب در بالای 400 ساعت نشان داده نمیشد و در حالتی در حدود 10 ساعت بارش قابل نمایش بوده است. که شدت رواناب استانداردسازی شده در حدود 0.28 در ساعت ( MAP)بوده است.
گازتی وهمکاران(2008)، به بررسی کنترل شدت و مدت زمان بارش درکنترل زمین لغزش پرداختند، آنها نمودار لگاریتمی شدت – مدت رواناب را ترسیم کرده و به این نتیجه دست یافتند که میانگین کمترین شدت عمق رها شدهی شیب به صورت خطی کاهش مییابد. بازهی زمانی که در نظر گرفتند ما بین 10 دقیقه الی 35 روز بوده است که کمترین مقدار نمودار شدت – مدت برای زمین لغزش اولیه مشخص شد. آنها یافتند که تفاوت شدت و مدت زمان رواناب، مشابه نتایج شکست شیب کم در اثر تغییر اقلیم میباشد.
لپور و همکاران (2011)، به بررسی تاثیر حساسیت عامل بارش در کاهش زمینلغزش در مناطق جغرافیایی پورتوریکو پرداختند. آنها به روش(LSZ)3 پهنهبندی استعداد زمین لغزش در مناطق مختلف پرداختند. آنها به مقایسهی دو روش پرداختند که روش اول (FR) یا نرخ تناوب و روش دوم(LR) یا منطق رگرسیونی می‌باشد. در این روشها شیب زمین، ارتفاع زمین و ژئولوژی خاک به میزان قابل توجهی تاثیرگذاری خود را نشان دادند. آنها یافتند که روش رگرسیونی به راحتی روش نرخ تناوب نمی‌تواند منطقهی پورتوریکو را از لحاظ تاثیر بارندگی در زمینلغزش تحت تاثیر قرار دهد.
لی وهمکاران (2011)، به بررسی زمینلغزش و سیل رخداده در کرهی جنوبی پرداختند. آنها به بررسی علل زمینلغزش در مناطق شهری سئول پرداختند و از لحاظ ژئوتکنیکی و هیدرولوژیکی مسئله را مورد بررسی قرار دادند، آنها به این نتیجه رسیدند که، مدت زمان بارش باران در منطقه تاثیر بسزایی در میزان زمین لغزش داشته است.
مروری بر سوابق تحقیق بیانگر آن است که کلیهی حرکات دامنهای اعم از لغزش، خزش، سولیفلوکسیون و ریزش تحت تاثیر عواملی از قبیل شیب، باران، لیتولوژی، فاصله از گسل، جاده و رودخانه و عامل انسانی قرار دارند. ضعف و قوت هر کدام از این عوامل نسبت به هم میتواند در تعیین نوع این حرکات نقش تعیین کنندهای داشته باشد.

فصل سوم
مواد و روش‌ها
2265045397319500
3-1- منطقه مورد مطالعه
استان مازندران که عرصه این پژوهش میباشد، با مساحت 3/24091 کیلومترمربع و با موقعیت جغرافیایی ´27 °35 تا ´35 °36 عرض شمالی34 °50 تا ´10 °54 طول شرقی (شکل1-3)، از بخشهای جلگهای و کوهستانی تشکیل یافته که از سمت شمال دریای خزر، از شرق استان گلستان، از غرب استان گیلان و از جنوب، ارتفاعات البرز در امتداد غربی - شرقی آن را محدود میکنند. بیشتر تشکیلات زمینشناسی ارتفاعات البرز مربوط به دوران مزوزوئیک میباشد(درویشزاده،2006). به لحاظ آب و هوایی با توجه به مجاورت استان مازندران به دریا، میزان بارندگی زیاد و دارای رودخانههای متعدد میباشد. بخش بسیار بزرگی از استان مازندران در زون کوههای البرز قرار میگیرد. از مشخصات زون مذکور پیوستگی رسوبگذاری از ژوراسیک تا میوسن بوده که جنس آنها از سنگ مارن و سنگ آهک میباشد. لایه روباره این تشکیلات از جنس رس سیلتی و ماسه ریزدانه که در هر لحظه در معرض خطر زمینلغزش قرار دارد. این زون بصورت تاقدیس و ناودیسهای دارای شیب ملایم بوده و فاقد هرگونه فعالیت ماگمایی میباشد. تکتونیک و فرایندهای کوهزایی  زون البرز توسط دوگسل شمالی و جنوبی که امتداد آنها شرقی- غربی میباشد، از دریای خزر و ناحیه شمال گرگان و از زون ایران مرکزی جدا شده است (احمدی وفیضنیا،2006).
شکل3-1- نقشه موقعیت استان مازندران در ایران
3-2- زمینشناسی استان مازندران
استان مازندران در بخش مرکزی زون ساختاری البرز قرار دارد. یافتههای دیرینه ‎شناختی امروز مازندران، گویای آن است که کهن‎ترین سنگ‎های منطقه سازند کهر است که حاوی آکریتارکهای نوپروتروزوییک پسین است. با تکیه بر سنگ رخسارهها به ویژه نقش زمین ‎ساخت بر حوضهی رسوبی البرز، همهی سنگهای منطقه را به چند واحد زمین‎ساختی- چینه ‎نگاشتی بزرگ و به شرح زیر تقسیم می کند:
   - توالی سکوی پرکامبرین پسین- اردویسین.   - سنگ‎های ماگمایی (درونی و بیرونی) اردویسین میانی- دونین.
   - توالی فلات قارهی دونین- تریاس میانی.   - نهشته‎های پیش‎خشکی تریاس بالایی- ژوراسیک میانی.   - توالی فلات قارهی ژوراسیک میانی- کرتاسه، با دو رخسارهی ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی.- مجموعهی ماگمایی البرز به سن سنوزوییک، با ترکیب شیمیایی کلسیمی- قلیایی در البرز غربی- مرکزی و قلیایی در البرز شرقی.- رسوبات همزمان با کوهزایی سنوزوییک، با دو رخسارهی ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی، گفتنی است که:
    هر یک از واحدهای یاد شده در بالا شامل چند یا چندین سازند است که همگی در شرایط زمین‎‌ساختی خاص، با شرایط رسوبی- زمین‎ساختی مشابه، انباشته شده‎اند. در حد فاصل پرکامبرین پسین تا اردویسین، پوستهی قاره‎ای البرز جایگاه تکاملی دریای بَر قاره‎ای کم عمق بوده است. بررسی دیرینه جغرافیای البرز نشان میدهد که رسوبات پالئوزوییک دامنهی شمالی ستبرتراند و در پاره‎ای نقاط همچون آمل وکندوان، ناپیوستگی رسوبی میان سنگ‎های پرمین و تریاس در کمترین اندازه است. در ضمن، ستبرای رسوبات زغالدار تریاس بالا، ژوراسیک میانی در دامنه شمالی، چندین برابر دامنه جنوبی است و یا سنگهای کرتاسه‌ی بالایی حجم قابل توجهی سنگهای آتشفشانی دارند. این نکته‎ها نشان میدهند که در زمانهای پالئوزوییک، مزوزوییک حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق‎تر از دامنه جنوبی بوده است در حالی که از سنوزوییک به بعد شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنهی شمالی گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنهی جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم ژرفا و در حال فرو نشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته ‎های آذر آواری تخریبی همزمان با کوهزایی بر جای نهاده شده است. هم شیبی نسبی و حتی تدریجی بودن احتمالی گذر سازند کهر به ردیفهای جوانتر نئوپروتروزوییک (سازند سلطانیه) نشان میدهد که شواهدی روشن از عملکرد رویداد کاتانگایی در کوه‎های البرز دیده نشده است. در بیشتر نواحی البرز، رسوبهای پالئوزوییک، تریاس میانی، به رغم نبودهای چینه‎ای فراوان، هم‎ شیب‎اند که نشانگر حرکتهای زمین‎ساختی از نوع زمینزا است. در تریاس پسین، همزمان با رویداد کوه‌زایی سیمرین پیشین، اگرچه رویدادهای ناشی از برخورد حاشیهی قاره‎ای فعال و پویای توران با حاشیه‌ی قاره‎ای ناپویای البرز موجب شکل‎گیری گسلهای راندگی و فرا رانش مجموعه‎های اقیانوسی تتیس کهن بر روی لبهی شمالی البرز شده ولی، نخستین کوه‌زایی آلپی واقعی در پالئوسن، همزمان با رویداد لارامید، رخ داده که با گسلش راندگی، چین‎خوردگی و فراخاست، پیدایش حوضه‎ های رسوبی میان کوهی، انباشت آوار‎های همزمان با کوهزایی و مهاجرت پیش‎ خشکی به سمت جنوب همراه بوده است. کوهزایی بعدی در آغاز الیگوسن بوده که ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن گستردهی زمین و گسترش حوضه‎های میان کوهی از پیامدهای آن است. باز پسین فاز کوهزایی آلپی در اواخر پلیوسن یا اوایل پلیستوسن صورت گرفته که حاصل آن، گسلش، راندگی، مرتفع شدن و سیمای امروزی البرز است. ساختارهای زمین‎شناختی مازندران به تبعیت از البرز بیشتر از نوع چین‎های ملایم و ناهماهنگ با روند همگانی خاوری باختری است. در بخش باختری البرز، ساختارها روند شمال باختری، جنوب خاوری دارند ولی در بخش خاوری، روند ساختارها شمال خاوری، جنوب باختری است. این دو روند ناهمسان در البرز مرکزی به یکدیگر میرسند. گفتنی است که در شکل‎گیری ساختارهای چین‎ خوردهی البرز عواملی مانند برخورد صفحهی ایران و توران، عملکرد گسل‎های راندگی و سرانجام عملکرد گسل‎های امتداد لغز شمال باختری، جنوب خاوری در البرز باختری، و شمال خاوری، جنوب باختری در البرز خاوری، نقش دارند.
جدا از چین‎خوردگی، گسلش‎های راندگی همچنان در ساختار البرز اثر بسیار سازنده داشته‎اند. در گزارش‎‌هایی مانند اشتوکلین (1968)، بربریان (1983)، شنگور(1990) آمده که در پهلوی شمالی البرز راندگی‌ها به سمت جنوب شیب دارند و حرکت فرا دیواره به سمت شمال است در حالی که در دامنهی جنوبی، شیب راندگی ها به سمت شمال و حرکت فرا دیواره رو به جنوب است. ولی بررسیهای اخیر علوی (1991) در نواحی بینالود، جنوب گرگان، منطقهی کیاسر، شمال تهران، ناحیهی تالش حقایقی روشن‎تری از ساز وکار و نقش راندگیها در ساختار البرز را نشان دادند. این بررسیها نشان دادند که، الگوی ساختاری چیرهی البرز از نوع گسلش راندگی است که سبب شده تا ورقههای ساختاری به مقدار زیاد حمل و سیستم های دو پلکس از نوع گُرده‎ای مرکب 2 به وجود آید. ساختار های گُرده‎ای مرکب، حاصل دو نسل گسلش راندگی هستند. نسل یکم راندگی ها به سن پیش از ژوراسیک میانی و در ارتباط با حوادث برخوردی، سیمرین پیشین ا‎ست. نسل دوم راندگی‎ها به سن سنوزوییک و در ارتباط با کوهزایی آلپی است.
راندگیهای سیمرین ویژگی شکل پذیر دارند ولی راندگی‎های آلپی ویژگی شکننده دارند. هر دو نسل یاد شده، شیبی به سمت شمال خاوری دارند و روند عمومی آنها، NW – SE موازی روند البرز است.در اثر این راندگیها، به طور عموم سنگ‎های کهن‎تر بر روی واحدهای جوانتر حمل شده‎اند ولی گاهی، نیز واحدهای جوانتر، بر روی سنگهای کهن‎تر، برده شده‎اند.گذر چندین گسل طولی، موازی با روند ساختاری کوه‎های البرز، سبب شده تا با دیدگاههای متفاوت (اشتوکلین، 1974، دلنباخ، 1964، انگالن، 1968) البرز به چند واحد ساختاری متفاوت تقسیم شود. تقسیمات پیشنهادی اشتوکلین 1974 که پر استفاده‎ ترین آنهاست به شرح زیر است:
زون برآمدهی گرگان5: ناحیهی به نسبت مقاومی از سنگهای دگرگونی است که با رسوبات کم ضخامت500-300متر، مزوزوییک پوشیده شده است. برآمدگی و به عبارتی پیشامدگی گرگان دارای روند خاوری، باختری است و محور آن به سوی باختر نشست دارد و به نظر می رسد بخشی از منشور های فزایندهی تتیس کهن باشد.
زون نئوژن شمالی : شامل کمربندی چین‎ خورده از سنگهای مزوزوییک و مولاس‎های نئوژن است. مرز جنوبی آن منطبق بر یک گسل راندگی است. سنگهای نئوژن این زون، رخسارهی خزر جنوبی، یعنی پاراتتیس، دارند.
زون شمالی- مرکزی : مشخصهی این زون رسوبات پایابی است که به تقریب از پرکامبرین پسین تا کرتاسهی بالایی در آن انباشته شده‎اند. افزون بر آن کمی رویدادهای آتشفشانی صورت گرفته دیگر شکلی ساختاری عمدهی این زون در دورهی ترشیاری انجام گرفته است.
زون جنوبی- مرکزی : در این زون، رسوبات کم عمق پیش از ترشیاری، به وسیلهی حجم زیادی از آتشفشانیهای ائوسن پوشیده شده‎اند. از ویژگی آن، راندگی‎های پس از ائوسن است.
زون ترشیاری جنوبی : دارای آتشفشانیهای بسیار ضخیم ائوسن و رسوبات خشکی نئوژن است. این زون با،راندگیهای ملایم به سمت جنوب مشخص است (مهجوری،1380).
3-3- آب و هوای استان مازندران
به طور کلی جلگه مازندران دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است که معروف به آب و هوای معتدل خزری است. عوامل موثر در آب و هوای این استان عبارتند از وجود کوههای البرز، جهت قرار گرفتن آن‌ها، ارتفاع مکان، نزدیکی به دریا، پوشش گیاهی، بادهای محلی، عرض جغرافیایی و پیش آمدن توده هوای شمالی و غربی که در بین عوامل فوق نقش کوهها و دریای خزر و بادها بیش از سایر عوامل است (عضدی،1386).
3-4- اقلیم استان مازندران
ناحیه جنوبی دریای خزر، به خصوص استان مازندران به دلیل موقعیت خاص خود که در مجاورت یک دریای بسته قرار دارد و جدا افتادگی آن از باقی فلات ایران از آب و هوای ویژه ای برخوردار است. عوامل مؤثر در آب و هوای این منطقه را میتوان به وجود کوه های البرز، جهت قرار گرفتن آنها، ارتفاع مکان، نزدیکی به دریا، پوشش گیاهی، بادهای محلی، عرض جغرافیایی متوسط و پیش آمدن توده هوای شمالی و غربی بسط داد . قابل ذکر است که در میان عوامل ذکر شده نقش کوهها و دریای مازندران و بادها بیش از سایر عوامل درآب و هوای مازندران تأثیر دارد.
این استان بر اساس نظرات گوناگون دارای چهار نوع اقلیم است :
بر اساس طبقه بندی هانسن، این استان در مدار معتدل گرم قرار گرفته است .
به روش ضریب اعتدال، این استان بسیار معتدل و فوق معتدل است . منظور دکتر کریمی از نوع اقلیم آنها مشخص شده که به صورت جدولی در زیر آمده است.
بر اساس طبقه بندی دومارتن نواحی غربی استان مازندران بسیار مرطوب، نواحی مرکزی آن مرطوب و نواحی شرقی آن مدیترانهای و نواحی کوهستانی مازندران نیمه مرطوب میباشد.
بر اساس طبقهبندی دکتر کریمی، نواحی غربی و مرکزی دارای اقلیمی مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد، نواحی شرقی، نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحی کوهستان مازندران دارای اقلیم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد میباشدکه شرح آن در جدول 1-3 آمده است (مهجوری،1380).
3-4-1- ناهمواریهای استان مازندران
استان مازندران از نظر ناهمواریها به دو قسمت جلگهای و کوهستانی تقسیم میشود. جلگه: در دوران کواترنری به علت تغییر شرایط آب و هوایی، نوسانات محسوسی در سطح دریای خزر به وقوع پیوسته است. به همین دلیل وسعت این جلگه متغیر بوده است به طور کلی به وسعت این جلگه از غرب به شرق افزوده میشود. به علت فراوانی نسبی آب، فرسایش در کوهها برتری داشته و آبرفتهای ناشی از آن در کنار دریا ته نشین شده و جلگه مازندران را تشکیل دادهاند. در ایجاد و میزان گسترش جلگهی مازندران عوامل میزان آب رودها، وسعت حوضه آبریز رودها، مقاومت سنگها، عمق دریا، اختلاف زیاد بین سطح پایه و ارتفاعات شمالی البرز دخا لت دارند (عضدی،1386).
جدول 3-1- طبقهبندی اقلیم ایستگاههای موجوددراستان مازندران به روشهای دکترکریمی و دومارتن
(کتاب جغرافیای تاریخی مازندران)
طبقه بندی اقلیمی شهرهای روش دمارتن روش دکتر کریمی
رامسر بسیار مرطوب مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد
نوشهر بسیار مرطوب مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد
بابلسر بسیار مرطوب مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد
قراخیل قائمشهر نیمه مرطوب نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد
طاهرآباد ساری مدیترانه ای نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان کمی سرد
رینه لاریجان نیمه مرطوب مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسیار سرد
خرم آباد تنکابن بسیار مرطوب مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد
افراجال ساری نیمه مرطوب نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان سرد
چمستان نور مرطوب مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد
تیرتاش بهشهر مدیترانه ای نیمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد
زرد گل سرخ آباد نیمه خشک نیمه مرطوب با تابستان معتدلو زمستان بسیار سرد

–151

در پایان‌، امیدوارم این تلاش اندک از این قلم قاصر فتح بابی باشد جهت مطالعه بیشتر در جریآن‌ها ی فکری معاصر اهل سنت که با عنوان نومعتزلیان شناخته می شوند.
سپاسگزاری‌:
در انجام این تحقیق‌، از راهنمایی‌ها و مساعدت‌های بی‌دریغ اساتید گرانقدر‌، بسیار سود جسته‌ام که با عنایت به این کلام زیبای مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام که فرمودند‌: « من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً» بر خود واجب می‌دانم مراتب سپاس و تشکر صمیمانه و خالصانه خویش را به حضور این بزرگواران تقدیم نمایم.
در ابتدا از زحمات ریاست محترم دانشگاه ادیان و مذاهب جناب حجت الاسلام و المسلمین نواب تشکر می نمایم که با تاسیس این مرکز علمی زمینه آشنایی طلاب و دانشجویان علاقمند را با ادیان و مذاهب اسلامی فراهم نموده‌اند.
در ادامه باید از تمامی اساتیدی که در این چند سال به عنوان استاد از حضورشان استفاده نمودم تشکر نمایم و سپاس ویژه خویش را از استاد محترم حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سیدحسن اسلامی که راهنمایی این پایان نامه را قبول نموده و مرا از تجارب خویش بهره‌مند ساختند، ابراز دارم و از مشاوره‌های ارزشمند حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حمیدرضا شریعتمداری که راه‌گشای من در این تحقیق بود‌، کمال تشکر را دارم و از خداوند منان موفقیت‌های روز افزون و طول عمر با عزت را برای این عزیزان مسئلت می نمایم.

2838451423035
فصل اول
تاریخچه معتزله

پیدایش و شکل‌گیری معتزلهبعد از وفات پیامبر عظیم‌الشان اسلام اولین اختلافات بین مسلمانان در خصوص جانشینی ایشان و لزوم انتخاب فرد اصلح برای مقام خلافت آغاز شد‌،رفته رفته این اختلافات که درآغاز وجهه سیاسی داشت به اختلافات عقیدتی تبدیل شدند‌،با دور شدن از صدر اسلام و زمان زمامداری خلفای راشدین این اختلافات عمق بیشتری پیدا کردند و نتیجه این شد که بیشترین مذاهب عقیدتی– سیاسی در نیمه دوم قرن اول هجری شکل گرفتند.
روایتی که شهرستانی در ملل و نحل در خصوص پیدایش و شکل‌گیری مکتب معتزله نقل کرده است نشان دهنده این مطلب است که شکل‌گیری مکاتب و فرقه‌های مختلف به عواملی چند مربوط می‌شدند که به مرور زمان پایه‌گذار مکاتب فکری شده‌اند ؛ روایت شهرستانی بدین شرح می‌باشد‌:شخصی نزد حسن بصری آمد و از او پرسید‌: ای عالم دینی ! در زمان ما گروهی مدعی شدند که مرتکب گناه کبیره کافر است و گناه کبیره مانند کفر است و شخص را از ملت اسلامی خارج می‌کند و ایشان گروه خوارج هستند و در مقابل گروهی ادعا دارند که گناه کبیره در صورتی که شخص مومن باشد آسیبی به مسلمانی او نمی‌زند‌،بلکه در مذهب ایشان عمل رکنی از ارکان ایمان نیست و با وجود ایمان گناه و معصیت آسیبی مسلمانی نمی‌زند همان‌گونه با وجود کفر عمل و طاعت فایده‌ای ندارد و ایشان مرجئه هستند‌،در این مورد چه حکمی داری تا برای ما بیان کنی ؟ حسن بصری در فکر فرو رفت و قبل از این که پاسخ دهد واصل ابن عطا این‌گونه جواب داد‌: من نمی‌گویم مرتکب گناه کبیره مطلقا مومن است و نیز نمی‌گویم مطلقا کافر است بلکه او در بین این دو منزلت قرار دارد‌،نه مومن است و نه کافر پس برخاست و از حلقه درس حسن بصری دور شد و کنار یکی از ستون‌های مسجد نشت و مشغول پاسخگویی به سوالات گروهی از شاگردان حسن بصری شد ؛ پس حسن بصری گفت‌:«اعتزل عنا واصل»به این معنا که واصل از ما کناره‌گیری کرد و به این ترتیب واصل و پیروانش(معتزله) نامیده شدند.
همان‌طور که از سوال آن شخص برمی‌آید گروه‌های اعتقادی بسیاری در آن برهه زمانی وجود داشتند و این دلیلی بسیار روشن بر این مدعاست که مکاتب فکری و اعتقادی در طول تاریخ اسلام دفعتا و بدون مقدمه ظهور و بروز نیافته‌اند بلکه عوامل متعددی دست در دست یکدیگر داده‌اند تا یک جریان خاص فکری شکل بگیرد که به جرات می‌توان اذعان کرد در راس همه این عوامل نزاع و درگیری سیاسی – عقیدتی در خصوص تعیین جانشین پیامبراکرم بوده است که بیشترین صدمات را به امت اسلامی وارد نمود و موجودیت جامعه اسلامی را در مواردی به مخاطره افکند و حق و باطل را درهم آمیخت و در نتیجه بستری مناسب برای شکل‌گیری مذاهب اسلامی به وجود آمد که بزرگان و پیروان ایشان مدعی بودند که در تلاش برای مشخص نمودن حق و حقیقت این مذاهب را به وجود آورده اند و یگانه هدف ایشان نجات امت اسلامی از سردر گمی و نشان دادن اسلام حقیقی است که خوارج‌،مرجئه‌،معتزله و... همگی این ادعا را داشتند.
در خصوص تاریخ دقیق شکل‌گیری مکتب معتزله به طوری که بتوان افکار ایشان را شناسایی کرد و گفت مکتب معتزله نشاط علمی خود را شروع کرد و به سرعت پیشرفت خود را در تدوین و ابراز عقاید و افکار خود آغاز نمود و در مقام پاسخگویی به شبهات مطرح شده از سوی مخالفان برآمد‌،نمی‌توان اظهار نظر دقیقی نمود‌،البته بیشتر تاریخ نویسان در این عقیده اتفاق نظر دارند که مکتب معتزله به عنوان یک حرکت دقیق علمی از آغاز قرن دوم هجری ظاهر شد چنان که مقریزی در خطط اذعان می‌کند که مکتب معتزله بعد از سده اول هجری و در زمان حسن بصری ظهور و بروز یافت و این همان چیزی است که هاملتون آن را مورد تاکید قرار داده و می‌نویسد‌: مکتب معتزله توسط دو همشهری که عبارتند از واصل ابن عطا و عمرو بن عبید‌،در زمان حکومت هشامبن حکم و خلفای اموی در بصره تاسیس شد که این در بین سال‌های 105 الی 131 هجری بوده است.
وجه تسمیه معتزله‌:واژه «اعتزال» به معنای «کناره‌گیری» است و پیروان این مکتب را «معتزله» به معنای «کناره‌گیرندگان» یا «جدایی‌طلبان» گویند.غالباً آنان را «متکلمان خردگرا» می‌نامند اما القابی که به آن‌هاداده شده متفاوت است و از «آزاد اندیشان اسلام» تا «متعصبان جزم گرای افراطی» را در بر می‌گیرد. کنت کراگ یکی از علمای شرق شناس آنان را «گروه برجسته ای از متکلمان ماجراجو»می‌نامد و از نظر محقق لبنانی آلبرت نادر‌،آنان صرفاً «نخستین متفکران اسلام» هستند. به‌طورکلی اعتزال از د‌‌و جنبه مورد‌‌ توجه برخی تاریخ‌نگاران عقاید‌‌ اسلامی قرار گرفته است‌: الف) از نظر سیاسی‌‌‌،ب) از جنبه کلامی. بنابراین د‌‌ر پرد‌‌اختن به مکتب «معتزله» می‌بایست د‌‌و د‌‌ید‌‌گاه «سیاسی» و «کلامی» را مورد‌‌ ملاحظه قرار د‌‌اد‌‌ و آن د‌‌و را از هم متمایز ساخت.
براساس گزارش مشکور از «نوبختی»‌‌‌،نام معتزله اولین بار بر تعد‌‌اد‌‌ی از صحابه مانند‌: عبد‌‌الله ابن عمر‌‌‌،محمد‌‌ بن مسلمه انصاری‌‌‌،اسامه بن زید‌‌ و سعد‌‌بن ابی‌وقاص اطلاق شد‌‌ و آنان از کسانی به شمار می‌رفتند‌‌ که پس از به خلافت رسید‌‌ن حضرت علی(ع) با اتخاذ موضع بی‌طرفانه‌،از همراهی و حمایت امام علی «ع» د‌‌ر جنگ و همچنین د‌‌رگیری و ستیز با وی‌،کناره گرفتند‌‌ و به جهت همین موضع سیاسی به آنان «معتزله» لقب د‌‌اد‌‌ند‌،یعنی کسانی که از حمایت امام و همراهی با امت کناره‌گیری کرد‌‌ند.
تحقیقات بسیاری در خصوص (منشاء نام معتزله) صورت پذیرفته و نظریات بسیاری مطرح شده است ؛ فراگیرترین آن‌هاکه به طورهمه جانبه این موضوع را مورد بررسی قرار داده است پژوهش نلینو است که ترجمه آن به زبان عربی در کتاب «التراث الیونانی فی الحضاره الاسلامیه» عبدالرحمان بدوی در دسترس علاقه مندان قرار دارد که ما در اینجا به ذکرخلاصه‌ای از آن بسنده می‌کنیم‌:
نام معتزله از اندیشه جدا شدن از مذهب اهل سنت و جماعت ماخوذ نیست و نمی‌توان گفت این نام را اهل سنت به منظور نکوهش و ریشخند این گروه به عنوان گروهی بیرون از مذهب عموم جامعه اسلامی و جدا شده از آن بر معتزلیان نهاده‌اند‌،بلکه معتزلیان اولیه این نام رابرای خویش انتخاب نمودند و یا دست کم به معنای «گروهی بی طرف» ویا کسانی که هیچ یک از دو فرقه مخالف و متنازع (اهل سنت و خوارج) را در مساله فاسق یاری نمی‌کنند‌،پذیرفته‌اند.
به سبب نزاع‌های سیاسی و جنگ‌های داخلی که با جنگ امام علی «ع» و معاویه بر سر خلافت آغاز شده بود این مساله در ثلث اول قرن دوم هجری از مسائل بسیار مهم به شمار می‌رفت. در چنین شرایطی طبیعی است که نام معتزله از زبان سیاست آن زمان گرفته شده باشد.پس باید گفت معتزلیان جدید که در اصل متکلم بودند در میدان تفکر و اندیشه ادامه همان معتزله سیاسی و عملی بودند‌،یعنی همان کسانی که در درگیری میان طرفداران امام علی«ع» و معاویه و پس از آن در نزاع بین طرفداران امام علی «ع» و خلفای اموی موضع بی طرفی اختیار نمودند.
احتمالا نخستین گروه معتزلیان متکلم از افرادی تشکیل می‌شده‌اند که در پاره‌ای از مسایل دینی (غیر از مساله فاسق) هم اختلاف نظر داشتند‌،حتیدرقرن اول و اوایل قرن دوم حد و مرزها‌،تعاریف و کلیات برخی مسایل دینی روشن و واضح نبوده و امکان رسیدن به این یقین که از میان اقوال اهل سنت و عقاید دیگران کدام یک باید مورد پذیرش قرار گیرد وجود نداشته است.
نام معتزلیان متکلم در اصل تنها اشاره ای به یگانه نقطه‌ای دارد که مذهب آنان را از مذهب اهل سنت و جماعت جدا می‌کرده است‌،این نقطه پس از پایان یافتن نزاع های دینی فرقه‌ها در مقایسه با دیگر مسایل دینی مورد اختلاف اهمیت خود را از دست داده و مسایلی ریشه‌دارتر شدند و توانستند از طریق عکس‌العمل فزاینده اهل سنت در مقابل تعرض معتزلیان به عقاید و مذهب آنان این نقطه را تحت‌الشعاع قرار دهند. به عبارت دقیق‌تر نام‌گذاری معتزله یک نام در یک زمان خاص بود‌‌‌،همانند دیگر نام‌های ایشان که از برخی تعالیم و عقاید آن‌هاحکایت می نمود مانند‌: قدریه‌،عدلیه‌،موحده و....
شاید منشا حقیقی نام معتزله در نیمه دوم قرن دوم رو به فراموشی نهاد به طوری که خود معتزلیان به تدریج معتقد شدند که نام معتزله حکایت از آن دارد که ایشان از اهل سنت و جماعت جدا شده‌اند و این اهل سنت بوده‌اند که چنین نامی برای ایشان وضع کرده اند.
این مطلب صحیح نیست که بگوییم معتزله دراصل شاخه‌ای ازقدریه قرن اول و یا ادامه همان اندیشه بودند و نقطه آغاز آنان مذهب اختیار و آزادی اراده بوده است.
اصول عقیدتی معتزلهبنابر قول شهرستانی و بغدادی آرای مورد اتفاق معتزله عبارتند از‌:
1ـ خدا قدیم است و صفات قدیم از ذات او نفی می‌شوند.
2ـ کلام خدا حادث و مخلوق است.
3ـ اراده‌‌‌،سمع‌‌‌،بصر و... معانی و مفاهیم قائم به ذات نیستند.
4ـ نفی دیده شدن خدا به چشم در آخرت.
5ـ انسان مختار است.
6ـ حکیم جز صلاح و خیر انجام نمی‌دهد و به لحاظ حکمت مراعات مصالح بندگان بر حکیم واجب است.
7ـ اگر مؤمن در حالاطاعت و توبه بمیرد‌،مستحق ثواب است‌،اما اگر بنده بدون توبه و با ارتکاب گناه کبیره از دنیا برود‌،مستحق خلود در آتش است‌‌‌،البته مجازات چنین شخصی از مجازات کفار کمتر است.
8 ـ قبل از رسیدن دلیل سمعی و شرعی‌،اصل معرفت و شکر نعمت واجب است و شناخت حسن و قبحعقلا واجب است. ورود تکالیف نیز الطافی از باری تعالی است.
از دیگر موارد مورد اتفاق متکلمان معتزلی‌‌‌،قبول این ادعاست که مسلمان فاسق در «منزله بین المنزلتین» قرار دارد و این‌که امر به معروف و نهی از منکر امری واجب است.
ابوالحسن اشعری عقایدی را که معتزلیان در مسأله توحید بر آن اتفاق نظر دارند‌‌‌،بیان کرده است و در دیگر موضوعات کلامی نیز پس از بیان وجوه اشتراک همه فرق معتزلی‌‌‌،به ذکر اختلافات میان آن‌هامی‌پردازد.
اصول خمسه
اگر به کتاب‌های معتزله مراجعه کنیم خواهیم دید که معتزلیان به رغم اختلافاتی که در امور جزیی و فرعی دارند پنج اصل را به عنوان ملاک معتزلی بودن ذکر می کنند و کتاب‌هایی با همین عنوان نگاشته‌اند که به عنوان مثال می‌‌توان از کتاب‌های «الاصول‌الخمسه» از ابوالهذیل علاف‌‌‌،«الاصول‌الخمسه» نوشته جعفر بن حرب و «شرح الاصول‌الخمسه» از قاضی عبدالجبار نام برد که آن پنج اصل عبارتند از‌:
1ـ توحید: توحید مغز و پایه مکتب معتزله است و مراد از توحید نزد معتزلیان‌،توحید صفاتی است. شهرستانی درباره اعتقاد معتزله به توحید صفاتی می‌گوید این سخن در آغاز ناپخته بود و واصل بن‌ عطا در اثبات دیدگاه خود به این استدلال ساده اکتفا می‌کرد که لازمه اثبات صفات قدیم برای خدا‌،تعدد خدایان است. بعدها پیروان واصل بن عطا در توضیح عقیده او بیان داشتند که معنای توحید صفاتی انکار مطلق صفات نیست بلکه مراد‌‌‌،انکار صفات زائد بر ذات الهی است.
همان طور که مشاهده می‌شود اصل توحید با وجود اتفاق نظر بر آن‌‌‌،در سیر تکاملی عقاید معتزلی‌‌‌،شکل معقول‌تری به خود می‌گیرد.
بر اساس اصل توحید معتزله معتقدند که دیدن خدای متعال در روز قیامت امری محال است چرا که لازمه آن جسم بودن و جهت داشتن خدا است. بر این اساس‌،صفات خدا را نیز چیزی جز ذات او نمی‌دانند زیرا به عقیده ایشان اگر صفات غیر از ذات باشند وجود چند قدیم لازم می آید و طبق همین اصل است که اعتقاد به خلق قرآن دارند.
2ـ عدل‌: معتزله معتقدند عدل این است که خداوند متعال ظلم و تباهی را دوست ندارد و اعمال بندگان را نمی‌آفریند بلکه بندگان با قدرتی که خدا به ایشان داده آنچه را بهآن امر شده یا از آن نهی شده را اطاعت می‌کنند و خداوند به آنچه که دوست دارد و مطلوب است فرمان می‌دهد و از آنچه که بیزار است نهی می کند. معتزله بر اساس بینشی که نسبت به حسن و قبح ذاتی و عقلی اشیاء دارند‌‌‌،عدل را خوب و ظلم را ناشایست محسوب می‌کنند و از آنجا که خداوند از هر گونه امر قبیح مبرا است‌،پس لزوماً کارهایش طبق عدل است و مرتکب ظلم نمی‌شود.بنابراین هر آنچه عقل آدمی مصداق عدل بیابد‌‌‌،بر خداوند واجب است و هر چه عقل مصداق ظلم تشخیص دهد‌‌‌،خداوند انجام نخواهد داد.معتزلیان از این تفسیر به نتایج متعددی رسیدند؛ از آن جمله انکار جبر و اثبات اختیار انسانی و رد توحید افعالی اشاعره است.
3ـ منزله بین المنزلیتن‌: معتزله در مقابل خوارج و مرجئهاعتقاد دارند که مرتکب کبیره نه کافر است و نه مؤمن‌‌‌،بلکه منزلت و مقامی بین کفر و ایمان دارد. ایشان با این که معتقدند مسلمان گهنکار در جایگاهی بین دو منزلگاه قرار دارد‌،عقیده دارند برای فرق گذاشتن بین چنین فردی با کافران اهل ذمه می‌توان نام مسلمان را بر او اطلاق نمود البته نه به این معنا که شایسته ستایش و احترام باشد‌،با چنین شخصی در دنیا همانند مسلمانان رفتار می‌شود چرا که امید است توبه کند و هدایت شود.
4ـ وعد و وعید: وعد به معنای نوید به پاداش و وعید به معنای تهدید به عذاب است. به عقیده معتزله همان‌گونه که خداوند خلف وعده نمی‌‌کند‌،خلف وعید نیز از او سر نمی‌زند.یعنی محال است که خداوند کافران و فاسقان را ببخشد‌‌‌،مگر آن‌که در دنیا توبه کرده باشندو این سخن در مقابل عقیده مرجئه است که می گویند با وجود ایمان هیچ گناهی آسیب نمی‌رساند و با وجود کفر هیچ طاعتی نفع نمی‌بخشد چرا که لازمه این گفتار این است که خدای متعال هنگام وعید و انذار در مقام لغوگویی باشد.
5ـ امر به معروف و نهی از منکر: معتزله این وظیفه را برای تمام مومنان مقرر داشته‌اند تا ندای اسلام را منتشر کنند و گمراهان را هدایت نموده و هجوم کسانی را که سعی دارند حق و باطل را مشتبه سازند تا امور دینی مسلمین تباه شود را دفع کنند.البته این اصل مورد اتفاق مسلمانان است و اختلاف تنها در مراتب و شرایط آن است. معتزله برای امر به معروف و نهی از منکر‌‌‌،شروطی مانند احتمال تأثیر و عدم مفسده قائلند و آن را به قلب و زبان محدود نمی‌دانند.
ذکر این نکته لازم است که از میان پنج اصل معتزله‌‌‌،دو اصل توحید و عدل اصول عمده و محوری عقاید معتزلیان هستند.دو اصل وعد و وعید و منزله بین المنزلتین از فروع اعتقادی به حساب می‌آیند و امر به معروف و نهی از منکر جزء تکالیف عملی است و باید در فقه به آن پرداخت. به همین سبب است که قاضی عبدالجبار در کتاب «المغنی فی اصول الدین» تنها دو اصل توحید و عدل را بر شمرده و در کتاب «مختصر الحسنی» می‌گوید «اصول دین چهار مورد است: توحید‌‌‌،عدل‌‌‌،نبوت و شرایع». او در انتخاب پنج اصل مذکور به عنوان اصول مذهب می‌گوید «مخالفان از محدوده بحث و مخالفت با ما از این اصول فراتر نمی‌روند مخالفت معطله‌‌‌،ملحده‌‌‌،دهریه و مشبهه در توحید‌‌‌،مجبره در عدل‌‌‌،مرجئه در وعد و وعید‌‌‌،خوارج در منزله بین المنزلتین و اختلاف با امامیه در امر به معروف و نهی از منکر» این بیان روند شکل‌گیری یک فرقه کلامی در رویارویی و تضارب آرا با دیگر فرق کلامی را نشان می‌دهد.


صاحب نظران و چهره های شاخص مکتب معتزلهواصل بن عطاکنیه او ابوحذیفه است و بنا بر آنچه در البیان و التبیین آمده ابوالجعد است از موالی و وابستگان بنی ضبه و بنا بر قولی بنی مخزوم است. واصل در سال 80 هجری قمری (699-700م) درمدینه دیده به جهان گشود و بعدها به بصره هجرت کرد و در آنجا از درس حسن بصری سود جست و با شخصیت‌های بزرگی چون جهم بن صفوان و بشار بن برد آشنا شد و با خواهر عمروبن عبید ازدواج نمود و در سال 131 هجری قمری (748-749م) درگذشت. در فضیلت و زهد و تقوای او مطالب بسیار نقل شده و نیز او راخطیب و متکلمی چیره دست معرفی کرده‌اند که هیچ کس در مناظره بر او برتری نمی‌یافت. او مبلغانی را به منظور گسترش مذهب معتزله و گسترش اسلام و نیز مناظره علیه ادیان دیگر به ویژه کیش مانوی به اطراف گسیل داشت.
تالیفات وی را ابن ندیم در الفهرست چنین بر شمرده است‌:
کتاب اصناف المرجئه
کتاب التوبه
کتاب المنزله بین المنزلتین
کتاب خطبته التی اخرج منها الراء
کتاب معانی القرآن
کتاب الخطب فی التوحید
کتاب ماجری بینه و بین عمرو بن عبید
کتاب السبیل الی معرفه الحق
کتاب طبقات اهل العلم و الجهل
ابوهذیل علاف ابو الهذیل محمد بن محمد هذیل عبدی بود چرا که منسوب به عبدالقیس و از موالی و وابستگان این خاندان بود‌‌‌،در سال 135 هجری قمری دیده به جهان گشود و در سال 203 هجری قمری در بغداد چشم از جهان فرو بست. به علاف مشهور شد زیرا خانه او در بصره در محله علافین قرار داشت‌،او از مردم بصره بود که بعدها به بغداد نقل مکان نمود. علم را از عثمان طویل آموخت و از واصل یا عمرو تلمذ نکرد. او نیزدر مناظره و مباحث دقیق کلامی بسیار ماهر بود و در مناظرات زیادی که در طول عمرش داشت غالبا پیروز می‌شد و حریفان را از میدان به در می‌نمود. از ابوهذیل تالیفیدر کتب ملل و نحل و فرقه شناسی نام برده نشده است‌‌‌،در حالی که بغدادی در «الفرق بین الفرق» ردیه‌هایی را ذکر می‌کند که بر ضد ابوهذیل نوشته شده‌اند و طبعاً این ردیه‌ها پاسخ‌هایی بر تالیفات ابوهذیل علاف بوده‌اند. اما ابن خلکان کتابی به نام «میلاس» را به او نسبت دادهو بغدادی نیز دو کتاب به نام های «الححج» و «القوالب» را برای علاف نام بردهو رد او بر نظام در کتاب معروف «الرد علی نظام» را متذکر شده است.
ابراهیم نظامنامش اسحاق بن سیار نظام بود و از برده‌زادگان و وابسته به زیادیین بوده است ‌،ابن حزم نیز نقل کرده‌: «او وابسته و مولی بنی بجیر بن حارث بن عباد ضبغی بوده است». وی از مردم بصره بود و او را به سبب سرودن سخنان نثر و شعر موزون و بنا به نقل دیگر چون در بازار بصره تسبیح می ساخت و دانه های آن رابه رشته نظم می کشید نظام لقب داده‌اند . از تاریخ ولادت او اطلاعی در دست نیست و تاریخ وفات وی نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد اما به احتمال قوی نظام در سال 231 هجری قمری و درحدود سن هفتاد تا هفتاد و پنج سالگی درگذشته است. اخبار فراوانی از نبوغ و هوش سرشار و نیز سرعت درک و اندیشه او به ما رسیده که ذکر آن‌هادراین مجال اندک نمی‌گنجد. تالیفاتی که از وی نقل شده شامل کتابی در مورد «جزء» و کتابی با نام «العالم» و کتابی در مورد توحید و نیز رساله ای در رد ثنویه می باشند.
ابو علی جباییابوعلی محمد بن عبدالوهاب جبایی از استان خوزستان بوده است و «جبّا» نام روستایی در نزدیکی اهواز است‌،در سال 235 هجری قمری دیده به جهان گشود و در سال 303 هجری قمری دیده ازجهان فرو بست. او نیز درنبوغ و هوش سرآمد بود و از همان کودکی در مجادله و مناظره قدرتمند بود. استاد وی ابو یعقوب شمام (از اصحاب ابو هذیل) بود که ریاست معتزله به او رسید. تالیفاتی که از ابوعلی جبایی در طبقات معتزله به وی نسبت داده شده به این شرح می‌باشند‌:کتاب تفسیر قرآن‌،کتاب‌هایی در رد اهل نجوم‌،کتاب اللطیف که که برای برخی از شاگردانش از جمله ابوالفضل خجندی املا نموده است و اشعری اظهار داشته ردیه‌ای بر کتاب الاصول جبایی نوشته است.
قاضی عبدالجبار
قاضی ابوالحسین عبدالجبار بن احمد بن عبدالجبار بن احمد بن خلیل بن عبدالله همدانی اسد‌آبادی که معتزله او را «قاضی القضاه» نامیده‌اند. درمورد ولادت و سن او اطلاع دقیقی در دست نیست؛ ابن اثیر گفته که سن او از نود گذشته بود که در سال 415 هجری قمری وفات یافت‌،اگر این روایت را صحیح بدانیم‌،ولادت وی به سال‌های 320 الی 324 هجری قمری باز می‌گردد. وی در علم حدیث از اساتیدی چون ابوالحسن سلمه بن قطان و عبدالرحمان بن جلاب و عبدالله بن جعفر بن فارس و دیگران استفاده نمود و اساتید وی در مذهب اعتزال ابو اسحاق عیاش و ابو عبدالله حسین بصری بودند. او در سال 360 هجری به دعوت صاحب بن عباد به ری کوچ نمود و صاحب بن عباد او را به منصب قاضی القضاتی گماشت و تا پایان عمر خویش در آنجا ساکن بود. حاکم ابو سعد محسن بن کرامه جشمی بیهقی در مورد قاضی عبدالجبار می‌گوید‌: عمر او در حالی که سراسر به تدریس و القای علم سپری می شد به درازا کشید تا آن‌جا که زمین را سراسر از کتب و یاران و شاگردان خویش آکنده نمود و طنین صدای او تا دور دستها پیش رفت و منزلت او بالا گرفت. حاکم می‌گوید تالیفات وی را تا چهارصد هزار برگ نیز گفته‌اند که در زمینه‌های مختلف علوم و فنون بوده‌اند و به شرح زیر می‌باشند‌:
کتاب الدواعی و الخواطر
کتاب الخلاف و الوفاق
کتاب الخاطر
کتاب الاعتماد
المنع و التمانع
کتاب ما یجوز فیه التزاید و ما لایجوز
المغنی
الفعل و الفاعل
کتاب المحیط
کتاب الحکمه و الحکیم
شرح اصول الخمسه
شرح الجامعین
شرح الاصول
شرح المقالات
شرح الاعراض
النهایه
انشعابات فرقه‌ای معتزلههمان‌طور که اشاره شد معتزله اصول مذهب مشترکی دارند که به واسطه اعتقاد به آن از دیگر فرق کلامی جدا می‌شوند‌،البته این امر به معنای وحدت اعتقاد ایشان در مسائل جزئی نمی‌باشد.شاهد این مدعا‌،دسته‌های مختلفی است که در طول حیات فرقه معتزله به منصه ظهور رسیدند و البته با یکدیگر اختلافاتی داشتنـد‌،ولی تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتى و کلامى دارد.البته اگر بادقتى محققانه انشعابات معتزله بررسى شود‌‌‌،معلوم خواهد شد که شهرت یافتن فرقه‌هایی چونواصلیه‌،نظامیه‌،هذلیه و... مد نظر بزرگان معتزله نبوده‌،بلکه ساخته و پرداخته صاحبان کتاب‌های فرق و مذاهب است. این مذاهب و فرق عمدتاً کلامى بوده و اختلافات وافتراقشان با یکدیگر در مسائلی اعتقادى که بعضاً کم اهمیت هم هستند‌،می‌باشد. معتزله در پنج اصل توحید‌‌‌،عدل‌‌‌،منزله بین المنزلتین‌‌‌،وعد و وعید‌‌‌،امر به معروف و نهى از منکر با یکدیگر مشترکند و تقریباً هیچ اختلافى ندارند.این گروه‌ها و دستـه‌ها را می‌توان باعنوان فرقه‌های کلامی معتزلی یاد کرد.اهم این فرق عبارتند از‌:
واصلیه: پیروان واصل بن عطاء؛
هذیلیه: پیروان ابوالهذیل علاف؛
نظامیه: پیروان ابراهیم بن سیار نظام؛
بشریه: اصحاب بشر بن معتمر؛
معمریه: پیروان معمر بن عباد السلمی؛
مرداریه: یاران عیسی‌بن صبیح مردار؛
ثمامیه: پیروان ثمامه بن اشرس النمیری؛
هشامیه: اصحاب هشام بن عمرو الفوطی؛
جاحظیه: اصحاب عمرو بن بحر جاحظ؛
خیاطیه: پیروان ابوالحسین عبدالرحیم الخیاط؛
جبائیه: پیروان ابو‌علی محمد بن عبدالوهاب جبائی؛
بهشمیه: پیروان ابوهاشم جبائی.
از دیگر سو معتزلیان از قرن سوم به بعد‌،دو وجهه فکری عمده داشتند که به واسطه آن به مذهب اعتزالی بغداد و یا بصره منسوب می‌شدند.این دو بخش دو جریان اصلی را در مذاهب اعتزال تشکیل می‌دادند.این تقسیم بندی بر تفاوت دیدگاه‌های مذهبی آن‌هااستوار بود.
بشر بن معتمر(متوفی 210ه‍) مؤسس مکتب اعتزال در بغداد از هواخواهان علویان بود واز این‌ رو در دوره هارون الرشید تحت فشار و شکنجه واقع می‌‌شد.از دیگر متکلمان معتزلی نامدار مکتب بغداد ابن خیاط (متوفی 290 ه‍) بود.
مکتب بصره در زمان ابوعلی جبائی (303ه‍) و خصوصاً ابوهاشم (321ه‍) رونق خاصی داشت و پس از او ابو‌عبدالله بصری (367 ه‍) ریاست آن را بر عهده گرفت.
تعلیمات مکتب بصری توسط ابو عمرو سعید بن باهلی (300 ه‍) که از شاگردان ابوعلی جبائی بود به بغداد رسید و سبب غلبه تعلیمات بصری بر تعلیمات قدیم بغداد شد. معتزله بصره و از جمله ابوهاشم جبائی به بغداد رفتند.پیش از عزیمت او به بغداد‌‌‌،احمد بن علی اخشید‌‌‌،مکتبی تأسیس کرد که در آن بیش از مکتب بهشمیه ابوهاشم جبایی‌‌‌،به آراء پدر وی‌‌‌،ابوعلی وفادار مانده بود.این امر سبب شکافی در میان معتزلیان شد.اخشید نیز به بغداد رفت و بدین ترتیب در قرن سوم‌‌‌،سه گروه از معتزله در بغداد وجود داشتند: مکتب بغداد‌‌‌،اخشیدیه و بهشمیه. از میان این سه مکتب‌‌‌،مکتب بهشمیه در پایان عمر معتزله‌‌‌،از برجستگی بیشتری برخوردار بود.از بزرگان معتزله بصره می‌توان به ابوهذیل علاف‌‌‌،نظام‌‌‌،جاحظ‌‌‌،ابوعلی جبائی‌‌‌،ابوهاشم جبایی و از معتزله بغداد به بشر بن معتمر‌‌‌،ابوموسی مردار‌‌‌،ثمامه بن الاشرس و احمد بن ابی داوود اشاره کرد.
نقش معتزله در تفکر اسلامیهیچ کس نمی‌تواند نقش مثبت معتزله را در آزاد کردن فکر اسلامی و زدودن زنگارهای جمود و پیروی از روش‌های سنتی در نقد و بررسی و مناظره انکار کند. در ضمن معتزله اکتفا به نصوص قرآنی و احادیث جهت مبارزه با ملحدان و شبهه افکنان و پیروان مذاهب و ادیان دیگر که از جوهره اسلام آگاه نبودند را نیز کنار زده و از روش‌های نوین جهت این مهم استفاده نمودند.چرا که تفکر تقلیدی اهل سنت برای این امر مناسب نبود و در مقام عمل جز تکفیر و فرار کردن از مباحثه و مناظره چیزی به ارمغان نمی آورد.
نقش معتزله در جمع کردن عقل ودین‌:معتزله توانستند بین دین و عقل و نیز بین تفکرات اصیل اسلامی و علومی که از دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خصوصا فرهنگ یونانی اخذ نموده بودند هماهنگی ایجاد کرده و از روش‌های کارآمد آن‌هاجهت دفاع از اعتقادات اسلامی در مقابل دیگر گروه‌ها و ادیان و مذاهب استفاده کنند.آن‌هامتوجه شدند تنها راه مقابله با حملات معاندان و مخالفان استفاده از روش‌های عقلی‌،منطقی و کلامی‌،فلسفی فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر است که آن‌هابرای اثبات حقانیت و تحکیم پایه های اعتقادی خود استفاده می‌کنند.
تلاش معتزلیان د‌‌ر هماهنگی عقل و د‌‌ین را می‌توان به د‌‌و د‌‌وره تقسیم کرد.زیرا معتزله متقد‌‌ّم و متاخر د‌‌ر موضوع مناسبات عقل و د‌‌ین‌‌‌،به لحاظ رویکرد‌‌ برون د‌‌ینی‌شان اختلاف نظر د‌‌ارند.اگرچه هر د‌‌و گروه «عقل» را مقد‌‌م بر «د‌‌ین» می‌د‌‌انسته‌اند‌‌‌،ولی د‌‌ر چگونگی تلقی نسبت د‌‌ین با عقل‌‌‌،طریق واحد‌‌ی نپیمود‌‌ه و میان آن د‌‌و به یک شکل د‌‌اوری نکرد‌‌ه‌اند.
همان‌گونه که پیشتر بیان شد‌‌ معتزله متقد‌‌ّم‌‌‌،چشمی به «عقل» و نگاهی به «د‌‌ین» و آموزه‌های معرفت‌بخش «وحی» د‌‌اشته‌اند.به همین جهت‌‌‌،تلاشی د‌‌وسویه را آغاز کرد‌‌ند‌‌‌،از سویی د‌‌ر حوزه مسایل نظری و مشکلات عملی‌‌‌،حق د‌‌اوری را به «عقل» می‌سپرد‌‌ند‌‌ و با تاکید بر تبعیت احکام از مصالح و مفاسد‌‌ و توانایی «عقل» د‌‌ر کشف حسن و قبح افعال آد‌‌می‌‌‌،جایگاه وسیع و رفیعی به آن می‌د‌‌اد‌‌ند‌‌ و از د‌‌یگرسو‌‌‌،می‌کوشید‌‌ند‌‌ د‌‌ر قلمرو د‌‌یانت‌‌‌،تسلیم د‌‌ین و پایبند‌‌ به «وحی» باقی بمانند.از این‌رو‌‌‌،رویکرد‌‌ معتزله متقد‌‌م بهاستد‌‌لالات عقلی را نباید‌‌ صرفاً متأخر از جریان‌های معرفتی‌ای برشمرد‌‌ که بیرون از چارچوب تعالیم د‌‌یانت وارد‌‌ جامعه مسلمین شد‌‌ه بود‌‌‌،بلکه د‌‌ر ابتد‌‌ا شالود‌‌ه‌های «عقلانیت» موجود‌‌ د‌‌ر کتاب و سنت‌‌‌،د‌‌ید‌‌گاه معتزلی‌ها را د‌‌ر تفسیرآموزه‌های د‌‌ینی بر روش عقلی به خود‌‌ جلب کرد‌‌ و سپس د‌‌ر د‌‌وره متأخر‌‌‌،مواجهه با فلسفه‌ها و تعامل و با آراءو اند‌‌یشه‌های د‌‌یگر ملل و نحل‌‌‌،تمایل به پرد‌‌ازش نظامی فکری و مستقل از د‌‌یانت را د‌‌ر میان آن‌هابرانگیخت.
برای معتزلیان متقد‌‌م‌‌‌،رجوع به اصول فلسفه و بهره‌مند‌‌ی از تفکر یونانی‌‌‌،تنها به مثابه ابزاری د‌‌ر عرصه مباحثات و مجاد‌‌لات کلامی محسوب می‌شد‌‌ و به هیچ وجه «فلسفه» و آموزه‌های آن‌‌‌،به منزله منبع فهم انسان و جهان و مبد‌‌ا و معاد‌‌ قرار نمی‌گرفت. و آنان با طرح مسایل نظری و معضلات عملی د‌‌ر پرتو استد‌‌لال‌های عقلی‌‌‌،غالباً رویکرد‌‌ د‌‌ینی د‌‌اشته‌اند‌‌ و همچنین اهمیت «د‌‌ین» را به عنوان منشأ تفسیر یک مسلمان از جهان و انسان مد‌‌نظر قرار می‌د‌‌اد‌‌ند.بر این اساس‌‌‌،متکلمان عقل‌گرای معتزلی د‌‌ر سرفصل فعالیت‌های د‌‌ینی و اجتماعی خود‌‌‌،تلاش کرد‌‌ند‌‌ تا سخن خد‌‌اوند‌‌ را د‌‌ر پرتو اصول عقل فهم کنند.
ولی متاخران از معتزله از سد‌‌ه سوم هجری به بعد‌‌‌،با بهره‌گیری از آموزه‌های فلسفی‌‌‌،اند‌‌ک اند‌‌ک گام به سوی «عقل» به مثابه یک منبع مستقل برد‌‌اشتند‌‌ و حرکت افراطی را د‌‌ر تفسیر آموزه‌های د‌‌ینی د‌‌ر پیش گرفتند‌‌؛ تا جایی که با عنوان پیروان «شریعت عقل» از آن‌هایاد‌‌ شد‌‌ه استو این خود‌‌ آغاز چالشی بود‌‌که فضای فکری و فرهنگی جامعه اسلامی را د‌‌رگیر مسایل فلسفی می‌کرد.
د‌‌غد‌‌غه عموم مرد‌‌م و عالمان د‌‌ینی د‌‌ر چهره فقیه و محد‌‌ّث‌‌‌،بیش و پیش از هرچیز‌‌‌،پاسخ د‌‌اد‌‌ن به د‌‌عوت «وحی» بود‌‌‌،که از آنان «ایمان» طلب می‌کرد‌‌‌،نه فلسفید‌‌ن‌‌‌،و حال آن که معتزله متأخر تمام هویت ایمانی را د‌‌ر معرفت فلسفی منحصر می‌کرد‌‌ و یکی از شرایط مهم رستگاری و نجات را همین «شناخت» می‌شمرد.
چون فلسفه نزد‌‌ معتزلیان متأخر‌‌به منزله سرچشمه تفکر و تفسیر و تبیین شناخت جهان‌‌‌،انسان و جامعه به شمار می‌رفت‌‌‌،لذا آموزه‌های د‌‌ینی‌ای چون‌: چیستی ایمان و کفر و نسبت آن با علم و معرفت و ماهیت کلام الهی و مسایلی مانند‌‌‌،جبر و اختیار‌‌‌،حسن وقبح و آزاد‌‌ی و انتخاب انسان‌‌‌،که د‌‌ر نظر متقد‌‌مان معتزلی‌‌‌،با رجوع به قرآن و روایات به روش عقلی حل و فصل می‌شد‌،با پاسخ‌های صرفاً فلسفی مواجه گرد‌‌ید.این رویکرد‌‌ صرفاً فلسفی و فروبستن نگاه به کتاب و سنت‌‌‌،افق تفکر معتزله متأخر را به سوی مباحث انتزاعی‌تر و گسسته از د‌‌غد‌‌غه‌های تود‌‌ه مرد‌‌م می‌برد‌‌ و باب مناقشات و منازعات عد‌‌ید‌‌ه‌ای را می‌گشود.
بد‌‌ین‌سان‌،عموم مسلمانان و بسیاری از محد‌‌ثان و فقیهان اهل سنت‌‌‌،از ورود‌‌ فلسفه یونانی‌‌‌،که از فرهنگ بیگانه سرچشمه می‌گرفت و بازتاب‌د‌‌هند‌‌ه آراء و اند‌‌یشه‌های نسبتاً شرک‌آلود‌‌ی بود‌‌ کهمغایر با آموزه‌های توحید‌‌ی اسلام می‌نمود‌‌ و نگرش خاص به خد‌‌ا و پید‌‌ایش جهان د‌‌اشت خشنود‌‌ نبود‌‌ند.چرا که اینان‌‌‌،فلسفه را محصول اند‌‌یشه بشری می‌د‌‌ید‌‌ند‌‌ و آن را برخاسته از فضای عقلانیتی که مستقل از منبع وحیانی و تفکر د‌‌ینی بود‌‌‌،تلقی می‌کرد‌‌ند.گرچه لایه‌هایی از عقلانیت که د‌‌ر خطابات قرآنی و روایی موجود‌‌ بود‌‌‌،مورد‌‌ توجه و اهتمام مسلمانان نیز بود‌‌‌،اما آنان از عقل‌‌،تلقی یک ابزار د‌‌اشتند‌‌ و ارزش عقل تنها به میزانی بود‌‌ که آد‌‌می را به آستانهد‌‌یانت رهنمون شود‌‌‌،نه آن که به منزله یک منبع د‌‌ریافت و شناخت خد‌‌ا و انسان و د‌‌یگر مسایل د‌‌ینی به شمار آید.
متکلمان معتزلی‌‌‌،د‌‌ر حوزه علم کلام که متکفّل تبیین‌‌‌،توجیه و د‌‌فاع عقلانی از د‌‌ین بود‌‌‌‌‌،به تد‌‌ریج از مقصد‌‌ اصلی فاصله گرفتند‌‌ و به تأسیس نظام مابعد‌‌الطبیعی روی آورد‌‌ند‌‌ و از مباحثی که صرفاً جنبه د‌‌ینی د‌‌اشت و مستقیماً جزو مسایل ایمانی محسوب می‌شد‌‌‌،قد‌‌م فراتر نهاد‌‌ند‌‌ و به مقولاتی از قبیل: جوهر و عرض‌‌‌،واجب و ممکن‌‌‌،حرکت و سکون و کون و فساد‌‌‌،که د‌‌ر فلسفه از آن‌هاگفت‌وگو می‌شود‌‌ روی آورد‌‌ند‌‌ و د‌‌ر همان موقف‌‌‌،آموزه‌های د‌‌ینی را به عیار عقل سنجید‌‌ند‌‌ و از چهره د‌‌ینی و مذهبی‌‌‌،به جریانی فکری ـ فلسفی تبد‌‌یل شد‌‌ند‌‌ و از همین‌رو نیز آماج تیر تکفیر و تفسیق و مخالفت پاره‌ای از فقها و محد‌‌ثان واقع شد‌‌ند‌‌،تا آن جا که «ابویوسف» از شاگرد‌‌ان ابوحنیفه،معتزله را از زناد‌‌قه به شمار آورد‌‌ و همچنین‌‌‌،مالک و شافعی د‌‌و تن از ائمه اهل سنت‌‌‌،شهاد‌‌ت آنان را نمی‌پذیرفتند‌‌‌،و «محمد‌‌بن‌حسن شیبانی»‌‌‌،شاگرد‌‌ د‌‌یگر ابوحنیفه فتوا د‌‌اد‌‌: «هر کسی به معتزله اقتد‌‌ا کند‌‌‌،نمازش پذیرفته نیست».
همان‌گونه که اشاره شد‌‌‌،معتزلیان متأخر زمینه ورود‌‌ اصطلاحات فلسفی را د‌‌ر معارف اسلامی و مباحث اعتقاد‌‌ی رایج ساختند‌‌ و با استفاد‌‌ه از مباحث فلسفی‌‌‌،راه را برای تلفیق و تطبیق میان فلسفه و د‌‌ین (نه صرفاً عقل و د‌‌ین)‌‌‌،همواره کرد‌‌ند‌‌ و پیش آهنگ فیلسوفانی چون کند‌‌ی و فارابی و «ابن سینا» به عنوان بزرگترین نمایند‌‌ه «فلسفه مشاء» د‌‌ر برقراری مناسبات د‌‌ین و فلسفه شد‌‌ند و د‌‌ر حقیقت،اینان بر شانه‌های معتزلیان متأخّر ایستاد‌‌ه‌اند.
کوتاه سخن این که‌‌‌،رویکرد‌‌ معتزلیان متأخّر د‌‌ر جهان‌شناسی و معرفت‌شناسی‌‌‌،به گونه‌ای سامان د‌‌اد‌‌ن مسایل د‌‌ینی و ایجاد‌‌ هماهنگی د‌‌ر ساختار اعتقاد‌‌ی و نظام معرفتی مبتنی بر فلسفه بود‌‌ه استو این که معتزلیان تابع چشم بسته فلسفه یونان نبود‌‌ه‌ و همواره به تفاوت‌هایی که میان بینش د‌‌ینی و جهان‌شناسی فلسفی د‌‌ر مباحثی چون‌: نظام آفرینش‌،قد‌‌رت‌،علم مطلقه خد‌‌اوند‌‌ و اختیار انسان وجود‌‌ د‌‌اشت تا حد‌‌ود‌‌ی آگاهی و آشنایی د‌‌اشته‌اند.به همین سبب‌‌‌،تلاش کرد‌‌ند‌‌ تا مفهومی از مقولات یاد‌‌ شد‌‌ه ارائه شود‌‌ که با مقتضیات عقلی و قد‌‌رت مطلقه خد‌‌اوند‌‌ ناسازگار نباشد‌‌‌‌‌،ولی به رغم آن براین باور بود‌‌ند‌‌ که مسایل ایمانی و مباحث‌د‌‌ینی‌‌‌،بد‌‌ون تحقیق و تأمل د‌‌ر این مقولات‌‌‌،توفیقی به همراه نخواهد‌‌ د‌‌اشت.
چنین موضعی است که معتزلیان متأخّر را به «عقل‌گرایی حد‌‌اکثری» نزد‌‌یک می‌سازد‌‌ و آنان با غفلت از «گزاره‌های خرد‌‌گریز» یگانه معیار پذیرش آموزه‌های د‌‌ینی را «خرد‌‌پذیر بود‌‌ن» آن قرار د‌‌اد‌‌ند‌‌ و این عد‌‌م توجه معتزلیان متأخّر‌‌‌،جرأت هر نوع تأویل د‌‌ور از ذهن از متون د‌‌ینی را به آنان می‌د‌‌اد‌‌ و هر کجا که تأویل را به روی خود‌‌‌،بسته د‌‌ید‌‌ند‌‌ و راهی برای ایجاد‌‌ سازش و سازگاری میان عقل فلسفی و آموزه‌های مورد‌‌ نظر نمی‌یافتند‌‌‌،به انکار پرد‌‌اختند‌‌ و از این منظر‌‌‌،رسالت متکلم بود‌‌ن و د‌‌ینی اند‌‌یشید‌‌ن را فرونهاد‌‌ند.و شاید‌‌ سخن «اقبال لاهوری» که می‌گوید‌‌: «معتزلیاند‌‌ین را تا حد‌‌ د‌‌ستگاهی از مفاهیم منطقی تنزل د‌‌اد‌‌ند‌‌»د‌‌رباره متأخران از معتزله ناد‌‌رست نباشد.چرا که د‌‌ر میان آن‌هاتفکر د‌‌ر مسایل مابعد‌‌الطبیعه آمیخته با منطق ارسطویی غالب بود‌‌ و برخلاف متقد‌‌مان‌‌‌،آن‌هاکه «تفکر اخلاقی» را مبنای زیست‌د‌‌ینی قرار د‌‌اد‌‌ه بود‌‌ند.و به قول «ابوهلال عسکری»: «قد‌‌مای معتزله از همان آغاز به عقل متکی بود‌‌ند‌‌ و نیروی آن را د‌‌ر جنب آیات قرآنی تصد‌‌یق می‌کرد‌‌ند.»
تلاش معتزله در انتشار عقاید اسلامی‌:کتاب‌های تاریخی نشانگر تلاش بی وقفه معتزلیان جهت ترویج و نشر عقاید و معارف اسلامی است خصوصا پس از مجهز شدن ایشان به سلاح فلسفه و منطق که پیش از آن دشمنان اسلام از آن‌هاجهت تخریب و تشکیک عقاید اسلامی استفاده می نمودند که روایات مناظرات پیروزمندانه ایشان در تاریخ مشهور است.
خدمات معتزله جهت تقویت تفکر اسلامی‌:خدماتی که معتزلیان به فرهنگ و تمدن اسلامی تقدیم نموده‌اند و تاثیراتی که در آن نهاده‌اند را ممکن است در چند نکته خلاصه نمود که به شرح ذیل می‌باشند‌:
معتزلیان نقش فعالی در ترجمه آثار فلسفی و منطقی یونانی و انتقال آن‌هابه جامعه اسلامی داشتند که این به جهت آشنا شدن با فرهنگ یونانی و نیز استفاده گسترده ایشان از آن آثار بود.
آن‌هانقش بسیار برجسته ای در جمع بین دین و فلسفه نمودند آن هم در زمانی که جمع بین آن‌هامحال به نظر می‌رسید خصوصا از منظر اهل سنت که گرایشات فلسفی را نوعی الحاد می‌شماردند و آن را مخصوص اهل کفر و خروج از قواعد دینی قلمداد می‌کردند.
به فضل مسلح شدن معتزله به فلسفه و کلام و علم منطق و بهره گیری از روش‌های جدل و مناظره ایشان توانستند نقش مهمی و حیاتی در دفاع از عقاید اسلامی ایفا کنند که این نقش گاهی در ابطال استدلالات معاندان تجلی می‌یافتو گاه در دعوت غیر مسلمانان طالب حقو حقیقت که به اسلام تمایل می‌یافتند.
معتزله پایه‌های تفکر و عقل‌گرایی را در فرهنگ اسلامی بنا نهادند که بیشترین اثر را در شکل‌گیری فرهنگ اسلامی داشته است‌،چرا که مکتب ایشان بر اساس احترام به عقل شکل گرفت و در استنباط و استنتاج احکام بر آن تکیه می کرد.
معتزلیان با اعتماد به عقل جهت استنباط احکام و قرار دادن عقل به عنوان مرجعی که در همه چیز باید به آن رجوع نمود و عدم تمرکز به نصوص قرآنی و روایی‌،توانستند نقش مهمی در ترویج آزادی اندیشه و فکر ایفا کنند که در دوره مامون و قرن چهارم به وضوح قابل مشاهده است به طوری که اهل سنت نیز از این تاثیر در امان نماندند و از روش‌های عقلی استفاده نمودند که این توجه به عقل در اشاعره به حد اعلای خود رسید.
علل ضعف و انحطاط معتزلهنظرات مختلفی درخصوص عوامل انحطاط مکتب معتزله وجود دارد که بنا بر عقیده رایج‌،مذهب اعتزال در پی واکنش سنی مذهبانه و آمیخته با تعصب متوکل عباسی و جانشینان وی از بین رفت؛ اما با بررسی ظهور و بروز نهضت‌ها‌‌‌،انقلاب‌ها و مذاهب فکرى و سیاسى می‌توان به این نکته اذعان نمود که مهم‌ترین عامل شکست آن‌هامسائلی بوده‌اند که از درون خودشان نشات گرفته بودند و در طول زمان موجبات نابودی معتزله را فراهم آوردند که در اینجا به ذکر مواردیاز آن عوامل می‌پردازیم‌:
واقعه محنت‌:معتزلیان بى آنکه عاقبت کار را بسنجند به قدرت نزدیک شدند و بیش از سى سال بر مرکب قدرت سوار بودند‌،غافل از این که حکومت از آن‌هابرای مقاصد سیاسی خویش سوء استفاده کرده و با نام مبارزه با مخالفان تفکر اعتزالی که در مساله «خلق قرآن» تجلی یافته بود به سرکوب مخالفانشان اقدام نمودند و این عمل موجب انزجار عمومی از تفکرات معتزله گردید ؛ سرکوب مخالفان که با نام عقاید اعتزالی صورت می گرفت‌،آنان را نزد عامه مردم عزیزتر نموده و احساسات مردم را با آن‌هاهمراه نمود و مظلومیتى را برای ایشان به ارمغان آورد که کمتر دیده شده است. اصولاً مظلومیت چه واقعى و چه کاذب‌،تاثیر فراوانى بر مردم مى‌گذارد.چنان که در مورد مخالفان معتزله این امر واقع شد.نمود و تجلى بارز این حقیقت‌،واقعه محنت و برخورد حکومت با احمد حنبل است که در دوره حاکمیت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى او وفات یافت به قول مسعودى‌‌‌:«بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند که چنان انبوهى بر جنازه هیچکس از گذشتگان دیده نشده بود».
حمایت عباسیان از معتزله‌: اصولاً به قدرت رسیدن معتزله‌‌‌،معلول عوامل و عللى طبیعى نبود و به همین دلیل‌‌‌،همیشه احتمال سقوط آنان می‌‌رفت. معتزله از همان آغاز نزدیک شدن به حکام‌‌‌،شکننده بودند.ظاهراً چنین به نظر می‌‌رسد که حمایت خلفاى عباسى در بسط قدرت و نفوذ معتزله تاثیر بسیاری داشته است‌،اما نباید فراموش کنیم که توده هاى مردم همواره به حکام اموى و عباسى به عنوان خلفاى جائر و جابرى می‌‌نگریسته اند که غاصبانه بر قدرت مسلط شده اند.سلوک و رفتار معتزله با خلفا‌‌‌،میان آن‌هاو مردم فاصله زیادى ایجاد کرده بود.معتزله‌‌‌،هر چه بیشتر به خلفا نزدیک مى‌شدند از مردم بیشتر فاصله مى‌گرفتند.هر چند پیش از آن هم‌‌‌،به عنوان قشرى روشنفکر و نسبتاً مرفّه‌‌‌،نفوذ توده‌اى چندانى نداشتند.اصولاً توده‌هاى مردم‌‌‌،با مسائل صرفاً عقلانى و ذهنى چندان رابطه خوبى ندارند و پرداختن به آن‌هابرایشان اهمیتى ندارد.آنان بیشتر به دنبال کسانى هستند که خط مشى عملى زندگى را به آن‌هانشان دهند.فقها‌‌‌،از این گروه بودند و بنابراین در میان مردم نفوذ و احترام ویژه‌اى داشتند. معتزله‌‌‌،تمام توجهشان‌‌‌،معطوف عوامل عقلى بود.طبعاً نمی‌‌توانستند در میان توده‌هاى مردم طرفداران زیادى داشته باشند. نزدیک به خلفا این فاصله را بیشتر می‌‌کرد.بنابراین وقتى معتزله مورد هجوم قرار گرفتند یاورى نداشتند که به حمایتشان برخیزد.
اتهام معتزله به فقها و محدثان و مخالفت فقها و محدثان با معتزله‌: معتزله فقیهان را در مسائل دینی متهم می‌کردند و اشخاصی مانند احمد بن حنبل را نیز در دینداری‌اش متهم می‌شماردند پس طبیعی است که همین تهمت به خودشان بازگردد. اصولاً فقها و محدثین با علوم عقلى و از جمله کلام و فلسفه میانه خوبى نداشته‌اند چنانکه شافعى گفته است‌‌‌:«اگر بنده‌اى به همه منهیات خداوند غیر از شرک دچار شود بهتر از آن است که در علم کلام نظر کند». هم او گفته است که‌‌‌،حکم من در باب علماء کلام آنست که آنان را به تازیانه بزنند.آن‌هامستحق آن هستند که آن‌هارا با شاخه‌هاى درخت خرما بزنند و در میان کوچه‌ها بگردانند.احمد بن حنبل گفته است که اهل کلام هیچگاه روى رستگارى نخواهند دید و همه علماى کلام زندیق‌اند.بنابراین فقها و محدثین،هیچ‌گاه با معتزله میانه خوبى نداشتند.از همان آغاز به مخالفت با آن‌هاپرداخته‌‌‌،آنان را بدعت‌گذارانى مى‌دانستند که موجب انحراف در دین مى‌شوند. مقبولیت فقها در نزد مردم‌‌‌،به دلیلى که گفتیم‌‌‌،و نفوذ برخى از آن‌هابر خلفا‌،موجب شد با قدرت در مقابل معتزله بایستند و در نهایت با استفاده از موقعیت‌هاى برترى که داشتند‌‌‌،بر آن‌هاپیروز شوند.
محافظه کارى رهبران معتزله: اصولاً نهضت معتزله یک نهضت‌‌‌،روشنفکرانه بود. این چنین نهضتى‌‌‌،هیچ وقت همه عناصر لازم‌‌‌،جهت ماندگارى را ندارد.چرا که یک نهضت جهت ماندگارى‌‌‌،نیازمند نوعى جامعیت و انعطاف است. بدین معنى که باید توانائى آن‌ را داشته باشد که طیف‌هاى مختلف را زیر پوشش خود بگیرد.از مردم عامى تا خواص و برگزیدگان. بطور کلى یکى از دلایلى که ادیان الهى توانسته‌اند ماندگار باشند‌‌‌،همین است که توانائى پاسخگوئى به هر قشر و گروه اجتماعى‌‌‌،اعم از روشنفکر و عامى را داشته‌اند.مذهب معتزله چنین توانى را نداشت. یک مکتب روشنفکرانه بود و تنها مى‌توانست پاسخگوى نیازهاى فکرى و بحث‌هاى عقیدتى گروه معدودى از افراد جامعه باشد.بنابراین به مجرد ضربه خوردن این قشر‌‌‌،معتزله ضربه خوردند و به‌ سرعت طریق انحطاط و اضمحلال در پیش گرفتند.طبعاً رهبرانى که نماینده قشر روشنفکر جامعه باشند‌‌‌،متناسب با آرمان‌هاو ایده آل‌هاى طبقه خود عمل می‌‌کنند.قشر روشنفکر را نوعاً کسانى تشکیل می‌‌دهند که قبل از آنکه اهل مبارزه رو در روى در میدان باشند‌‌‌،اهل محاجه و استدلالات لفظى بوده و حتى غالباً از مبارزات‌‌‌،جدى رو در روى واهمه دارند.این امر‌‌،این قشر اجتماعى و مخصوصاً رهبرانشان را گرفتار نوعى محافظه‌کارى مى‌کند‌‌‌،به‌‌طورى که در مواقع لزوم و موقعیت‌هاى حساس قادر به تصمیم گیرى حیاتى و قاطع نیستند.به نظر مى‌رسد که معتزله شدیداً به این آفت مبتلا بوده‌اند.
مجادلات و اختلافات با شیعه‌:به نظر شیخ ابوعمران از جمله عوامل شکست معتزله‌‌‌،مخالفتشان با شیعه بود. این مخالفت از همان آغاز شکل گیرى این مکتب کاملاً محسوس بود.واصل‌‌،غیر مستقیم‌‌‌،این مخالفت را ابراز می‌‌داشت. اما کسانى چون عمروبن عبید‌‌‌،آشکارا با شیعه و ائمه آن مخصوصاً على (ع) مخالفت می‌‌کردند.البته معتزله بغداد‌‌‌،بر خلاف معتزله بصره تا حدودى به شیعه گرایش داشتند و شاید همین امر هم در دوام و بقاى بیشتر آن‌هابى‌تاثیر نبود. معتزله‌‌‌،حتى به اندازه خلفاى عباسى‌‌‌،هوشیارى نداشتند که از نفوذ توده اى شیعه‌‌‌،به نفع خود استفاده کنند.به همین دلیل‌‌‌،مستقیم یا غیر مستقیم در مقابل آن‌هاایستادند.نمى‌توان این فرضیه را که معتزله‌‌‌،در توطئه‌ قتل و به شهادت رساندن على بن موسى الرضا (ع) شرکت داشته و یا حداقل از آن آگاه بوده‌اند،فرضیه‌اى ضعیف تلقى نمود.چرا که‌‌‌،آنان نفوذ فراوانى بر مامون داشتند و او تقریباً همه کارهایش‌‌‌،حتى انتخاب نخست وزیر را‌‌‌،با نظر خواهى از آنان انجام مى‌داد.
تشعبات و درگیرى‌هاى داخلى معتزله: یکى از عوامل اضمحلال معتزله‌‌‌،اختلافات و درگیرى هاى درونى خودشان بود.این اختلافات‌‌‌،تا حدودى طبیعى است و حتى مى‌توان گفت‌‌نشانه سلامت یک حرکت فکرى‌‌‌،فرهنگى و اجتماعى است‌،اما اگر از حد بگذرد مسلماً باعث از هم پاشیدگى‌ درونى خواهد شد.در مورد معتزله‌‌‌،در مقاطعى از زمان‌‌‌،این اختلافات به حدى مى‌رسید که آنان یکدیگر را تهدید و تکفیر مى‌کردند.البته عواملى چون‌‌‌،آشنائى معتزله با فرهنگ‌هاى بیگانه‌‌‌،نفوذ عوامل به درون این مکتب‌‌‌،و گستردگى معضلات و شبهات و مسائل مطروحه‌‌‌،در بروز این اختلافات و دامن زدن به آن‌هااثرى تعیین کننده داشت.
تاثیر پذیرى معتزله از بیگانگان: در آغاز معتزله‌‌‌،جهت دفاع از اسلام‌‌‌،اقدام به ترجمه کتب و آشنا شدن با فرهنگ ها و معارف بیگانه نمودند.اما به تدریج چنان در این اقدام خود افراط کردند که از مبانى احکام اسلامى فاصله گرفتند و حتى جذب تعالیم غیر اسلامى شدند.گاه این زیاده‌روى به قدرى محسوس است که انسان فکر می‌‌کند آنان مدافع یهود و مسیحیت یا مانویت‌اند و یا اصلاً توسط آن‌هااجیر شده‌اند تا دینشان را توسعه دهند.در زمره این‌گونه افراد مى‌توان از کسانى چون عیسى بن صبیح‌‌‌،احمد بن ایوب مانوس‌‌‌،احمد بن خابط‌‌‌،فضل بن حدثى و... نام برد.تاثیر گرفتن معتزله بهانه خوبى به مخالفانشان‌‌‌،مخصوصاً فقها و محدثان سنت گرا مى‌داد تا آنان را بدعت گذار در دین و منحرف معرفى نمایند.
به قدرت رسیدن جناح عرب گراى عباسى:حاکمیت این جناح که نماینده مشخص آن متوکل خلیفه عباسى است‌‌‌،سبب شد‌‌‌،به‌طور کلى جلوى مباحث عقلانى‌‌‌،مباحث و مناظره گرفته شود.بر خلاف نظر رایج که تصور مى‌شود‌‌‌،متوکل در از میان برداشتن معتزله نقش تعیین کننده‌اى داشته چنین به نظر مى‌رسد که او تنها به اضمحلال و انحطاط معتزله‌‌‌،که شرایط آن به دست خودشان و به دلایل فوق الذکر فراهم شده بود‌‌‌،کمک کرد.
افراط در عقل‌گرایی‌: روش معتزله در شناخت عقاید‌،راه عقلی صرف بود ؛ هر چند سعی می نمودند با هیچ نص قرآنی مخالفت نکنند و هر گاه در ظاهر نص دینی با اندیشه‌ای که بر آن اصرار داشتند تعارضی ظاهر می شد‌،آن نص را به گونه‌ای تاویل می‌کردند که نه از معنایش خارج شود و نه با اندیشه ایشان مخالف باشد که مبنای این روش همان اعتماد به عقل بود در حالی که عقل گاهی جهش و تحرک دارد و گاهی ایستایی و توقف ؛ و بدین سبب گرفتار بسیاری امور ناپسند شدند‌،اموری که جهت گیری‌های عقلانی محض‌،آن‌هارا وادار به پذیرش می‌نمود‌،مانند پافشاری جبایی بر این عقیده که وقتی خدای متعال دعای بنده‌ای را مستجاب می‌کند در واقع او را اطاعت می‌کند.

me26

10. ارتباط ابزاری یا ماشینی که درست برعکس ارتباط انسانی است. در این نوع ارتباط، گردش اطلاعات میان دو ابزار یا ماشین رد و بدل می‌شود (نظیر انتقال اطلاعات مخزن به بلندگو یا صفحه تلویزیون).
11. ارتباط زمانی، ارتباطی است که انتقال اطلاعات باید در زمان معین انجام گیرد. در غیر این صورت، ارزش چندانی ندارد (مانند گزارش‌های خبری).
12. ارتباط غیر زمانی که درست برعکس ارتباط زمانی، محدود به زمان خاصی نیست و اطلاعات آن می‌تواند پیوسته معتبر باشد (مانند کتابخانه).
13. ارتباط سازمانی، در این نوع ارتباط، انتقال اطلاعات و دریافت پیام، به امکانات گسترده فنی و برنامه‌ریزی و سازماندهی و نیز بودجه و پرسنل و... نیاز دارد.
14. ارتباط غیر سازمانی، ارتباطی است که به امکانات فنی و بودجه و سازماندهی و مقررات نیاز ندارد (مانند نامه‌ها و گفت و شنودهای حضوری و... )
15. ارتباط نمادین، ارتباطی است که طی آن، پیام‌ها در قالب علائم و نشانه‌ها از طریق حواس فرد دریافت می‌شود (مانند حالات چهره پیام‌دهنده، حرکات و ژست‌های او، لحن و طنین و اوج و حضیض صدایش) این عوامل و بسیاری عوامل دیگر، بخشی از پیام هستند که پیام‌گیرنده، آنها را نشانه‌خوانی می‌کند. این حالات و حرکات می‌تواند از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد.
دکتر محسنیان راد نیز در کتاب «ارتباط شناسی» خود پس از یک‌سری تقسیم‌بندی در نهایت مدلی را برای ارتباطات انسانی ارائه می‌کند(محسنیان راد،1380،ص371).
با این اوصاف به این نتیجه می‌رسیم که باید ضابطه خود را نه ماهیت فرستنده قرار دهیم، نه مجرای ارتباطی و نه خصوصیات حواس مورد توجه، بلکه به تعداد افرادی که گیرنده پیام هستند توجه کنیم. از طرف دیگر عملاً با توجه به این خصوصیت یعنی جماعت مخاطب است که اصطلاح وسایل ارتباطی جمعی را می‌توان توجیه کرد. این اصطلاح آن نوع ارتباطی را مشخص می‌کند که هدف آن تماس با یک مخاطب معین یا یک گروه کوچک نیست، بلکه با جمع سرو کار دارد.
مهمترین ویژگی های ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی
1- غیر شخصی بودن و یکنواخت بودن پیام‌های ارتباطات جمعی
نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در برابر ارتباطات سنتی، غیر شخصی بودن پیام‌هایی است که از مجرای وسایل ارتباطی نوین در اختیار انسان‌ها گذاشته می‌شوند. به عبارت دیگر انتقال جمعی پیام‌ها از طریق وسایل فنی جدید، با هرگونه ارتباط مستقیم و هر گونه انتقالی که مستلزم تماس چهره به چهره پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده باشد، مغایر است. ارتباطات سنتی – چنان که قبلاً نیز اشاره شد – ارتباطاتی هستند که به طور مستقیم بین انسان‌ها برقرار می‌گردند و چون برای اشاعه آنها از تکنیک‌های تکثیر کننده و توسعه دهنده نظیر رادیو، سینما و تلویزیون و مطبوعات پرتیراژ استفاده نمی‌شود، این نوع ارتباطات معمولاً بین افراد یک گروه نسبتاً کوچک، محدود می‌ماند. ارتباطات جمعی برخلاف ارتباطات سنتی، تماس مستقیم پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده را از میان می‌برند. به همین جهت جلسات سخنرانی نمایش تاتر و کنسرت که همه در حضور افراد برگزار می‌شوند، از قلمرو ارتباطات جمعی خارج می‌گردند.
بنابراین مهمترین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی آن است که به پیام‌دهندگان اجازه می‌دهند، پیام‌ها و اطلاعات مختلف را بدون تماس مستقیم با پیام‌گیرندگان به آنها منتقل سازند، در حالی که تماس رودررو اساس تمام ارتباطات در جوامع بدون وسایل ارتباطی است.
2- نهادی بودن ارتباطات جمعی
دومین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی، نهادی بودن آنهاست. ارتباطات سنتی که رودررو و مخصوص یک گروه نسبتاً محدود هستند، اصولاً به طور خود به خود صورت می‌گیرند و اغلب از برخوردهای تصادفی افراد با یکدیگر ناشی می‌شوند. در چنین وضعی به علت نبودن تکنیک‌های ارتباطی، افراد در موقعیت‌های مختلف نظیر مبادلات اقتصادی و تجمعات مذهبی، اطلاعات خود را از طریق دهان و گوش به یکدیگر منتقل می‌کنند. به همین سبب انتقال اطلاعات فقط هنگام برخوردهای اجتماعی، که مستقیماً برای این منظور ترتیب داده نشده‌اند و جنبه تصادفی دارند، پدید می‌آیند.
برخلاف ارتباطات سنتی، تکنیک‌های ارتباط جمعی به طور ارادی و عمدی در چارچوب نهادهای خاص اجتماعی کار خود را دنبال می‌کنند. موسسات مطبوعاتی فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی و استودیوهای سینمایی از این نهادها به شمار می‌روند. موسسات ارتباط جمعی به تمام معنی «نهادهای اجتماعی‌» هستند. زیرا همه آنها به موجب اصول معینی – که با توجه به زمان و مکان و نظام‌های سیاسی می‌باشند و در اداره آنها افراد متخصص گوناگونی با یکدیگر همکاری می‌کنند.
3- وابستگی ارتباطات جمعی به سایر عناصر زندگی اجتماعی
سومین ویژگی ارتباطات جمعی وابستگی آنها به عناصر دیگر زندگی اجتماعی است. چنانکه یادآوری شد توسعه مطبوعات با پیشرفت سوادآموزی و تحصیلات مدرسه‌ای رابطه نزدیک دارد. گسترش رادیو و تلویزیون نیز به سطح زندگی جامعه وابسته است. تا جایی که می‌توان گفت بین توسعه ارتباطات جمعی و سطح زندگی یک نوع تقارن خاص وجود دارد. ارتباطات جمعی با نهادهای مخصوص خود، در عین حال معلول و علت توسعه یافتگی می‌باشند:
اولاً: ارتباطات جمعی معلول توسعه یافتگی هستند. زیرا گسترش این نوع ارتباط به چگونگی آموزش بستگی دارد. آموزش، انسان را به مطالعه تشویق می‌کند و کانون‌های توجه و علاقه عمومی را افزایش می‌دهد و مردم را به روزنامه خوانی و استفاده از رادیو و تلویزیون و سینما وا می‌دارد. توسعه ارتباطات جمعی، بدون توسعه اقتصادی نیز امکان‌پذیر نیست. چون تنها در شرایط توسعه یافتگی اقتصادی است که جوامع می‌توانند صنایع و مخصوص تولید دستگاه‌های فرستنده و گیرنده رادیویی و تلویزیونی ایجاد کنند و وسایل ارتباطی نوین را در اختیار گروه‌های وسیع اجتماعی بگذراند.
ثانیاً: ارتباطات جمعی از علل توسعه یافتگی نیز به شمار می‌روند. چون اگر وسایل ارتباط جمعی را برای کشورهای توسعه یافته و همچنین کشورهای توسعه نیافته، نتوان از ابزار ممتاز توسعه انگیزی تلقی کرد، لااقل می‌توان آنها را از عوامل توسعه یافتگی و صنعتی شدن شناخت.
به طور خلاصه می‌توان گفت که گسترش ناگهانی و شدید ارتباطات جمعی در طول نیم قرن اخیر در زمینه آگاهی‌ها و فرهنگ انسانی در خصلت مشخص پدید آورده است:
ظهور تکنیک‌های جدید ارتباط از زمان اختراع صنعت چاپ تا ایجاد دستگاه‌های نوین ضبط و پخش برنامه‌های تلویزیونی در سال‌های اخیر، سبب شده است که انتقال اطلاعات و معلومات و اندیشه‌ها که مظهر ارتباط جمعی است، به یک نهاد نسبتاً خودمختار تبدیل گردد. نهادی که دارای تشکیلات و تجهیزات خاص، نیروی انسانی متخصص، اصول حرفه‌ای و مقررات قانونی مخصوص می‌باشد. سایر ارتباطات اجتماعی همچنان مانند گذشته بر مبنای روابط مستقیم و بدون واسطه افراد استوارند. بنابراین مطالعه چگونگی همزیستی این دو نوع ارتباط اجتماعی – ارتباط جمعی و ارتباط فردی – در هر جامعه و هر دوره خاص، دارای اهمیت فراوان است.
با وجود آنکه ارتباط جمعی به یک نهاد خاص تبدیل شده است و وسایل مادی و نیروی انسانی مخصوص به خود در اختیار دارد و در گسترش آگاهی و فرهنگ جوامع نقش حساسی به دست آورده است، در عین حال فقط از یک خودمختاری نسبی برخوردار می‌باشد. زیرا ارتباط جمعی جزئی از یک مجموعه است که در آن عناصر مختلفی نظیر نظام آموزشی، سطح و شکل توسعه اقتصادی و اوضاع و احوال فرهنگی، هر یک به دیگری وابستگی دارند به همین جهت توسعه و پیشرفت آن نیز به عوامل خاصی چون آموزش عمومی، آزادی سیاسی، گسترش صنعتی و ثروت اقتصادی وابسته است. محتوای پیام‌های ارتباطات جمعی نیز به همان نسبت که به ایجاد شرایط خاص محیط فرهنگی کمک می‌کند، خود منعکس کننده این شرایط به شمار می‌رود (معتمدنژاد، 1379، صص 119-115).
2-2-2 وسایل ارتباط جمعی
دانسی Danesi رسانه‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کند:
رسانه‌ها را می‌توان به سه مقوله‌ی اساسی تقسیم کرد:
رسانه‌ی طبیعی: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به شیوه‌ای زیست‌شناختی (از طریق صدا، حالات چهر، اشارات دست و غیره) انتقال می‌یابند.
رسانه‌ی ساخته شده: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به وسیله‌ی برخی وسایل ساخته شده (کتاب، نقاشی، مجسمه، نامه، و غیره) بازنمایی و منتقل می‌شوند.
رسانه‌ی مکانیکی: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به وسیله‌ی اختراعات مکانیکی مانند تلفن، رادیو، تلویزیون، رایانه و غیره انتقال می‌یابند(دانسی، 1387، ص 26).
بدون شک، بین رسانه‌های ساخته شده و مکانیکی وجوه مشترک زیادی وجود دارد. اولی، دومی را هم شامل می‌شود. زیرا رسانه‌های مکانیکی در واقع انواع خاصی از رسانه‌های ساخته شده هستند. رسانه‌های «غیر زیست‌شناختی» را می‌توان به سه دسته‌ی گسترده تقسیم کرد: چاپی، الکترونیک و دیجیتال. اساساً این رسانه‌ها از نظر آن چیزی که شیوه‌ی بیان خوانده می‌شود، با هم تفاوت دارند. یعنی رسانه‌های چاپی از نظر شیوه‌ی رمز گذاری پیام‌هایشان، این امکان را برای افراد فراهم می‌آورند که پیام‌های کلامی خود را بر سنگ، دیواره‌ها، پاپیروس، کاغذ و سایر سطوح یا مواد نگهدارنده‌ی خط «بیان کنند». رسانه‌های الکترونیک به افراد اجازه می‌دهند که پیام‌های خود را از طریق کانال الکترونیک با استفاده از وسایلی چون ضبط، رادیو و تلویزیون بیان کنند. ضبط چیزی است که صدا را ضبط می‌کند مانند نوار و سی‌دی. رادیو سیستمی شنیداری است که امکان ارسال و دریافت سیگنال‌های رادیویی (امواج الکترومغناطیس) را در وسایلی به نام رادیو فراهم می‌کند. تلویزیون سیستمی است که ارسال تصاویر دیداری را همراه با صدا به صورت امواج الکترو مغناطیس که از طریق وسایل گیرنده‌ای به نام دستگاه تلویزیون به شکل اولیه بازگردانده می‌شوند، ممکن می‌سازد. رسانه‌های دیجیتال بر سیستم‌های رایانه‌ای مانند اینترنت، ماتریسی از شبکه‌ها که رایانه‌های سرتاسر دنیا را به هم وصل می‌کند، و وب جهان گستر – خدمات دهنده‌ای اطلاعاتی در اینترنت که از سایت‌ها و فایل‌های به هم مرتبط تشکیل شده و با برنامه‌ای به نام مرورگر قابل دسترسی است – متکی هستند. (دانسی، 1387، ص 26).
3-2-2- رادیو
جهان معاصر، جهان جنگ رسانه‌هایی‌ست که به مددِ فن‌آوری‌های افسانه‌ای و موقعیت ویژه‌ی خود بیشتر از هر عامل دیگری در هدایت توده‌های مردمی نقش ایفا می‌کنند.
رسانه‌های دیداری و شنیداری از چنان قابلیتی برخوردارند که می‌توانند در کوتاه مدت با برنامه‌سازی‌ها، فضاسازی‌ها، تبلیغات و راهکارهای ویژه‌ی خود معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را متحول کنند.
عصر امروز را عصر سلطه ارتباطات می‌نامند، چرا که رسالت اطلاع‏رسانی در مورد همه مسائل جهان، بر دوش رسانه‏های جمعی است. امروزه رسانه‌ها با گسترش مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی، هویت انسان معاصر را نیز تحت‌تاثیر قرار داده‌اند، به طوری که می‌توان هویت انسان مدرن را هویت رسانه‌ای شده نام گذاشت.
افزایش نقش وسایل نوین ارتباط جمعی دربخش‌های مختلف زندگی بشری سبب شده است ازتوان بالای ‏رسانه در تحولات گوناگون استفاده شود ونقش رسانه‌ها درآگاهی، هموار‌سازی وگسترش بحران‌ها برجسته ‏گردد. به بیان دیگر، رسانه‌ها همان گونه که در تضعیف پایه های امنیتی مؤثرند، می توانند در ایجاد وتحکیم ‏آن نیز سهم فراوانی داشته باشند. همچنین نباید از یاد برد که تلاش‌های مربوط به استفاده از تکنولوژی ‏ارتباطی در فرایند توسعه ابتدا با استفاده از رادیو آغاز شد. هنوز این رسانه ارزان و با انعطاف بیشتر از سایر ‏رسانه‌ها در پروژه‌های توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرد و تقریباً سه چهارم سکنه کشورهای در حال توسعه از ‏رادیو استفاده می‌کنند. ‏
1-3-2-2- ویژگیهای رادیو
رادیو‌ها دیربازی است که به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای اطلاع‌رسانی در جوامع مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در دهه‌های اخیر پیش‌بینی می‌شد که با ایجاد تکنولوژی‌های نو ارتباطی همچون شبکه‌های تار‌گستر، ماهواره‌ها و سیستم‌های اطلاع‌رسانی سیار نقش این رسانه ارتباطی کم‌رنگ‌تر گردد. اما رادیوها ضمن نگهداشتن هواداران قدیمی خود، با سازگار کردن تکنولوژی‌های نوین تولید و پخش بر تعداد شنوندگان خود افزوده‌است.
اولین سیستم بدون سیم (از طریق امواج الکترومغناطیسی) برای ارسال سیگنال‌های الکتریکی از طریق هوا در ابتدا «بی‌سیم» و اندکی بعد «رادیو تلگراف» نامیده شد(که «رادیو» مخفف آن است). اصول علمی زیربنایی برای توسعه‌ی رادیو به وسیله‌ی فیزیکدان بریتانیایی، جیمز کلارک مکسول توضیح داده شد. اما گوگلیلمو مارکنی مهندس برق ایتالیایی الاصل آمریکایی این اصول را برای اختراع اولین دستگاه رادیوی بی‌سیم واقعی جهان در سال 1895 به کار برد. سیستم رادیویی او می‌توانست سیگنالی تا فاصله نزدیک به 3 کیلومتر ارسال و دریافت کند.
در سال 1901 مارکنی یک وسیله تولید جریان متناوب ساخت که می‌توانست سیگنال‌ها را بسیار دورتر و با پارازیت کمتر بفرستد. حدود دو دهه‌ی بعد، این مولد به یک فن‌آوری تجاری تبدیل شد که رادیو را به عنوان اولین رسانه‌ی جمعی الکترونیک به دنیا معرفی کرد. در ایالات متحده، اولین پخش رادیویی عمومی برنامه‌ریزی شده‌ی منظم از ایستگاه کی‌دی‌کی‌آی در پتسبورگ [ایالت] پنسیلوانیا در سال 1920 صورت گرفت. پس از آن به فاصله‌ی کوتاهی، ایستگاه‌های دیگری در سراسر آمریکا سر برآوردند و شرکت‌هایی چون شرکت رادیوی آمریکا (آرسی‌آی) و وستینگ‌هاوس، شبکه‌های رادیویی برای تولید و مشارکت در تولید برنامه راه‌اندازی کردند. در اواسط دهه 1920، رادیو در کنار فیلم، به یک رسانه‌ی جمعی پرطرفدار تبدیل شد و در رادیو در زمینه موسیقی، نمایشنامه، تبلیغات و کلاً ارتباطات کلامی جریان سازی می‌گردد. رادیو در مقایسه با چاپ به افراد بیشتری می‌رسید. نه تنها به این دلیل که بلافاصله فواصل بیشتری را تحت پوشش قرار می‌داد، بلکه به این خاطر که مخاطبان آن الزاماً مجبور به داشتن سواد چاپی نبودند. بنابراین، برنامه‌ریزی‌های آن براساس خواست توده‌ها انجام می‌گرفت. در نتیجه، رادیو فرهنگ پاپ– فرهنگی که برای همه بود نه فقط «ادیبان» و «صاحب‌نظران» - را به وجود آورد. بنابراین، رادیو کهکشان الکترونیک را ایجاد کرد. کهکشانی که در آن به طور فزاینده شکل استانداردی از حواس‌پرتی، برای استفاده‌ی تقریباً هر کسی به وجود آمد. زیرا گیرنده‌های رادیو ارزان‌تر و تهیه‌ی آنها برای توده‌ها امکان‌پذیرتر شد.
پیشرفت رادیو تاثیر چشمگیری در افزایش اطلاعات و آگاهیهای مردم بالاخص روستائیان در سراسر جهان برجا گذاشته است. اطلاعات سریع، به موقع و دقیق یک عنصر ضروری برای مبارزه با شایعات یا کاهش امکان بروز خشونت است. رادیو بعلت حجم کم، داشتن نیروی اقناع و نفوذ فراوان، نیروی مزیتی و غافلگیر کننده، دامنه انتشار وسیع و قابل استفاده بودن آسان در فرایند توسعه می تواند نقش ارزنده ای داشته باشد اگر چه معایبی نیز دارد.
به کار گیری رادیو در ایران با افتتاح نخستین فرستنده‌های بی‌سیم موج بلند تهران با قدرت ۲۰ کیلو وات و طول دکل ۱۲۰ متر ، در ساعت ۳ بعدازظهر روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۵ در تهران آغاز شد. پیش از این، مدرسه بیسیم قشون کل در وزارت جنگ، به تعلیم نیروی متخصص جهت کار با این گونه ایستگاهها روی آورده بود و با ایجاد فرستنده‌های طول موج کوتاه ، گروهی از کارکنان این مدرسه به فرانسه اعزام شدند تا دوره‌های تخصصیتر را ببینند. به دنبال تصویب اساسنامه سازمان پرورش افکار در پانزدهم دی ماه ۱۳۱۷ شمسی ، کمیسیون رادیو ساخت دو دستگاه فرستنده موج کوتاه به قدرت ۲ و ۲۰ کیلو وات را به شرکت استاندارد انگلستان سفارش داد. کار نصب و راه‌اندازی فرستنده در اواخر سال ۱۳۱۸ صورت گرفت . پس از نصب دستگاه فرستنده و آماده سازی یک استودیوی موقت در عمارت بی‌سیم ، سرانجام رادیو تهران در چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۱۹ افتتاح شد(محسنیان راد،1387).
به طور کلی سه دوره مختلف را برای رادیو می‌توان مشخص کرد:
دوره اول، رادیو در اختیار افراد معدود که توان خرید دستگاه گیرنده را داشتند و نیز مکانهای مشخصی همچون کافه‌ها و قهوه خانه‌ها بود همچنین استفاده و گوش دادن به رادیو معمولاً دسته جمعی بود در این دوره تبلیغات سیاسی بیشتر بر رادیو حکمفرما بود.
در دوره دوم، تعداد دستگاههای رادیو به واسطه اختراع ترانزیستور افزایش یافت و حجم آن بسیار کوچک شد به گونه‌ای که قابلیت حمل و نقل در مکانهای مختلف را داشت و قیمت آن بسیار ارزان شد. در این دوره استفاده از رادیو همه‌گیر و خصوصی شد و تبلیغات تجاری به رادیو راه یافت.
در دوره سوم، دیجیتالی شدن رادیو (افزایش بیشمار فرستنده های پخش رادیو)و همگرایی و تطابق آن با سایر رسانه‌ها از جمله (گوش دادن به رادیو از طریق گوشی همراه، کامپیوتر شخصی و تلویزیون دیجیتالی امکان پذیر است) رادیوهای اینترنتی است. بطور کلی در این دوره امکان انتخاب و گزینش برنامه های رادیو به واسطه تعاملی بودن آن زیاد شده است و امکانات چندگانه پخش صدای آن فرصت‌های زیادی را پیش روی شنوندگان و آگهی‌دهندگان گذاشته است. رادیوهای دوره سوم رسانه‌ای چندبعدی هستند.
کرایسل در کتاب «درک رادیو» می‌نویسد: رادیو رسانه‌ای کور است که پیام‌هایش از صدا و سکوت استفاده می کند... پیام رادیویی باید به درجات مختلف، محتوای مورد نظر را خلق کند و تصویر شخصی فرستنده پیام را بسازد... در رادیو باید بیشترین مساعی در جهت فایق آمدن بر محدودیت‌های رسانه و به وجود آوردن متون مختلفی باشد که به طور کلی بتوانیم آنها را در ذهن خود ببینیم(کرایسل، 1381، صص 1-4).
بسیاری از اندیشمندان ارتباطات «قدرت تخیل» را یکی از مزیت‌های رادیو ذکر کرده اند به قول کرایسلر تخیل اساساً با بازسازی جهان فیزیکی مادی سروکار دارد، زمانی که قابلیت‌های حسی خود را برای درک و تفسیر جهان به کار می بریم ظاهراً ابزار اولیه به حس بینایی مربوط می شود. بنابراین، اولین محرک تخیل، تصویری کردن باشد این امر حتی در مورد صدا و بو هم صادق است، اما وقتی تصویری مجازی یا واقعی از چیزی داشته باشیم که به منبع یا محل آن صداها نزدیک باشد، تصورات ما می توانند در سلسله مراتب حسی حرکت کنند و مقام‌های بعدی اثرات صدا، بو، مزه و غیره را مرور کنند. در نتیجه تمایزپذیری رادیو از سایر رسانه‌ها به این علت است که تخیلات را تا گستره‌ای متفاوت به کار می گیرد.
در حالی که رادیو وسیله‌ای برای ارتباط از راه دور است، رسانه‌ای درونی و شخصی است و تا آنجا که به رمزگشایی عملی تمامی پیام‌های آن(چه واقعی و چه تخیلی) مربوط باشد، کل تصویرسازی کامل انجام می‌شود رادیو رسانه‌ای انعطاف‌پذیر است. در حال حاظر رادیو فرد را خطاب قرار می دهد و شیوه پخش برنامه، غیررسمی‌تر و صمیمانه‌تر شده است. برای شنونده رادیو، آنچه در همسایگی اتفاق می افتد به مراتب مهم‌تر است و با آگاهی از این واقعیت است که بزرگ‌ترین موفقیت نصیب رادیوی محلی شده است(کرایسل، 1381، ص 18).
خبررسانی در رادیو سریع‌تر از تلویزیون انجام می‌گیرد بنابراین در مواقع بحرانی رادیو زودتر می توانند اخبار و اطلاعات لازم را در اختیار مخاطبان قرار دهد همچنین وسعت حوزه خش رادیو بسیار بیشتر از تلویزیون است و امواج رادیو به راحتی از پستی و بلندی‌های زمین عبور می کند. رادیو مانند تلویزیون چندان وابسته به مکان خاصی مثلاً اتاق نشیمن نیست بلکه در مکان‌های مختلف و در موقعیت‌های مختلف می توان از رادیو استفاده کرد.

4-2-2- تعریف و تاریخچه مخاطب
در هر ارتباطی حداقل سه جزء اصلی 1) فرستنده، 2) پیام و 3) مخاطب وجود دارد.
واژه مخاطب می‌تواند شنونده، بیننده، خواننده و یا ترکیبی از این‎ها باشد در کل هر فرد یا گروهی که رسانه‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهند به نوعی مخاطب رسانه‌ها به حساب می‌آیند. ریشه‌های اولیه مخاطب رسانه‌ای امروز «در اجراهای تئاتری و موسیقیایی عمومی و نیز در مسابقات و نمایش‌های دوران باستان نهفته است» و مهم‌ترین ویژگی‌شان این بود که در بند زمان و مکان و قابل رؤیت بودند اما مخاطب جدید در بند زمان و مکان نیست و بسیار بزرگ‌تر، پراکنده‌تر، فردی‌تر و خصوصی‌تر شده است ( مک کوایل،1380، صص6-5).
شناسایی و تعریف دقیق مخاطبان رسانه‌های جمعی کار دشواری است چرا که اصطلاح مخاطب ماهیتی انتزاعی دارد و به طور مستمر درحال دگرگونی است و معمولا جز به صورت پراکنده و غیر‌مستقیم قابل مشاهده نیست در نتیجه مخاطبان را به شیوه‌های متفاوت و متداخلی مثلاً بر اساس مکان، مردم، نوع خاص رسانه، با استفاده از نوع محتوا، بر اساس زمان، موقعیت‌های زیستی اجتماعی افراد، و بر اساس گرایش‌ها و عقاید تعریف کرده‌اند (مارتینز،1354؛کازنو،1377؛ مک کوایل،1380). همچنین در تعریف مخاطب توجه به دو دیالکتیک مرتبط مهم است: اول، تنش بین مخاطب به عنوان توده مردم و مخاطب به عنوان تجمع و جامعه‌ای کوچک است. دوم، تنش بین عقیده مخاطب فعال و مخاطب منفعل است (لیتل جان،1384ص740) و بسیاری از پژو‌هشگران رسانه‌ها معتقدند که مخاطب در شرایط مختلف ترکیبی از هر چهار موضوع را در بر‌می‌گیرد اما در تعریف مخاطب آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که مخاطبان، هم محصول زمینه‌های اجتماعی هستند... و هم واکنشی به الگوی خاص شرایط رسانه‌ای است(مک کوایل،1380ص4).
5-2-2- مخاطب و تحول‌های آن
مخاطب مفهومی متغیر است وبه ویژه در دهه‌های اخیر پیشرفت‌های تکنولوژیکی و تغییرات اجتماعی منجر به تحول مفهوم مخاطب شده‌اند.
نقش تکنولوژی: پیشرفت و گسترش تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعی نقش مهم در شکل‌گیری و تحول مفهوم مخاطب داشته است و به طورکلی بخشی از پیشرفت دانش ارتباطات تحت تاثیر گسترش و اختراع تکنولوژی‌های پیشرفته‌تر، سبک‌تر و کوچک‌تر، ارزان‌تر و قابل دسترس‌تر بوده است.
ظهور مخاطبان رسانه‌های جمعی عمدتاً با رواج کتاب‌های چاپی آغاز شد و اختراع فیلم و سینما به عنوان شکل جدید توزیع محتوا، اولین مخاطب جمعی واقعی را ایجاد کرد و با رواج دستگاه‌های گیرنده رادیویی برای اولین بار مخاطبان دارندگان تجهیزات دریافت رسانه‌ای شدند. پس از آن، با رواج تلویزیون تجربه مصرف رسانه‌ای بیشتر خصوصی شد و مخاطبان تلویزیون بیشتر به عنوان پدیده‌ای توده‌وار به نظر آمدند: گسترده، گمنام، معتاد و منفعل(مک کوایل،1380،صص7-10).
در حال حاضر تکنولوژی‌های ارتباطی و رسانه‌ای جدید چهار تغییر عمده را در مخاطبان رسانه‌ای ایجاد کرده‌اند:
اول، فراهم شدن امکانات جدید برای پخش برنامه‌های تلویزیونی از طریق ماهواره و کابل است. دوم، گسترش سریع شیوه‌های جدید ضبط، نگهداری و بازیابی صدا و تصویر است. سوم، به فراملی شدن بیشتر جریان برنامه‌های تلویزیونی و نیز، امکان و ظرفیت زیاد پخش ماهواره‍‌ای برنامه‌ها به ورای مرزهای ملی، و حجم بیشتر صادرات و واردات برنامه‌های تلویزیونی مربوط است. چهارم، امکان فزاینده استفاده دوسویه از بسیاری از رسانه‌ها به واسطه سیستم‌های کامپیوتری است ( مهرداد،1380، مک کوایل، 1380،صص15-16).
نقش عوامل اجتماعی: شاید بتوان گفت که تحول‌های تکنولوژیکی به طور نسبتاً یکسانی در همه جوامع بر روی مخاطبان تاثیر می‌گذارد اما در مورد تحول‌ها و مسائل اجتماعی و انسانی وضعیت به گونه‌ای دیگر است. در اینجا به طور مختصر به موضوع‌های مهمی که در رابطه با نوع، اندازه، ترکیب، نگرش و رفتار استفاده مخاطبان از رسانه‌ها در یک سطح وسیع تاثیر می‌گذارد اشاره شود.
کاهش تعداد افراد خانواده‌ها و افزایش سطح درآمد خانواده‌ها منجر به دسترسی بیشتر و متنوع‌تر مخاطبان به رسانه‌ها می‌شود همچنین نوع روابط و ساخت موجود در خانواده و بویژه فعالیت زنان در بیرون از خانه و کسب درآمد در تعیین مخاطب رسانه‌ها تغییر به وجود آورده است. اگر قبلاً زنان بیشتر در فضای خانه بودند و بیشتر به تلویزیون دسترسی داشتند امروزه زنان زیادی در فضاهای بیرون از خانه به فعالیت می‌پردازند(دفلور،1383صص528-531). همچنین سبک‌های جدید زندگی و علایق و منافع فردی مخاطبان (بخشی از آنها را رسانه‌ها بوجود آورده) در تعریف مخاطب و شناسایی آن مؤثر است. یکی از مسایل مهم دیگر که در تحول مفهوم مخاطب تأثیری اساسی داشته است موضوع عام جهانی شدن از یک سو و موضوع خاص محلی گرایی و توجه به قومیت ها از سوی دیگر است که منجر به اهمیت و برجسته شدن موضوع «هویت» مخاطبان شده است ودر نتیجه مخاطبان به واسطه هویت خاص خودشان به روی‌آوری به بعضی منابع رسانه‌ای و رویگردانی از منابع دیگر می‌پردازند، تا جایی که این هویت‌های مجزا به ایجاد رسانه‌های دلخواه برای انعکاس مسایل و افکار و بازنمایی خودشان می‌پردازند. پس مسایل عامی چون زبان، قومیت، و گرایش‌های سیاسی و مذهبی در استفاده و اعتماد به رسانهها اهمیت پیدا می‌کند(,2001 مور؛ مک کوایل،1380).
همچنین الگوهای مالکیت برنهاد رسانه، قوانین و مقررات حاکم بر رسانه‌ها، و تنوع ساخت و تنوع محتوا در یک نظام اجتماعی بر روی شکلگیری مفهوم مخاطب و نگاه به مخاطب رابطه و تأثیر دارد.
6-2-2- نظریههای مخاطب
در مورد نظریههای مربوط به مخاطب همچون دسته‌بندی مخاطبان در منابع مختلف انسجام و یکدستی وجود ندارد مثلاً در کتاب «مقدمه‌ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی» که بر گرفته از کتاب نظریه‌های "مک کوایل" است از چهار نظریه نام می‌برد که عبارتند از:
مخاطب به عنوان مجموعه‌ای از تماشاچیان، خوانندگان و شنوندگان: تاکید عمده این نظریه بر تعداد و خصوصیات جمعیت شناختی مردم است و مخاطب چیزی فراتر از موضوع دریافت و یا توجه کردن مخاطب به پیام نیست.
مخاطب به معنای توده: در این نظریه تاکید بر کثرت زیاد عناصر، و عدم تجانس و پراکندگی، و گمنامی، فقدان سازماندهی و احساس اجتماعی بین اجزاء تشکیل دهنده مخاطب است.
مخاطب به معنی همگان یا گروه اجتماعی: در این نظریه یک گروه اجتماعی فعال، متعامل و مستقل مخاطب وجود دارد که خدماتی را از طرف بعضی رسانه ها دریافت میکند ولی موجودیت آن متکی به رسانهها نیست.
مخاطب به معنای بازار: توسعه اقتصادی در قرن نوزدهم سبب توسعه نظریه «مخاطب به معنای بازار» گردید. این نظریه رابطه بین مخاطب و رسانه را به صورت رابطه مصرفکننده- کالا در نظر می گیرد روابط اجتماعی درون مخاطبان را نادیده می‌گیرد و بیشتر به معیارهای اقتصادی- اجتماعی مخاطب توجه دارد(مهرداد،1380،ص143-144).
7-2-2- فعالیت مخاطب(فعال و منفعل)
یک نوع دسته‌بندی مهم مخاطبان در واقع تفکیکی آن به مخاطب فعال و مخاطب منفعل است، چیزی که بیشتر از هر نوع دسته بندی دیگری قابل بحث و چالش برانگیز است و شناسایی آن نیز دشوار است اما بطور ضمنی می‌توان گفت که مخاطب در پیوستاری از منفعل بودن تا فعال بودن قرار میگیرد. در چند منبع ارتباطی به موضوع مخاطب فعال ومنفعل اشاره شده است (لیتل جان، 1384، نیکو و همکاران 1381، مک کوایل1380 ). در اینجا بیشتر از کتاب «مخاطب شناسی» دنیس مک کوایل استفاده می‌شود.
فرانک بیوکا پنج ویژگی را برای شناسایی مخاطب فعال و منفعل مشخص کرده است:
گزینش‌گری: مخاطبانی که دست به انتخاب می‌زنند و در مورد رسانه‌ها و محتواهای آن دارای تشخیص‌اند و در استفاده از رسانه‌ها برنامه‌ریزی شده عمل می‌کنند و دارای الگوی انتخاب قابل مشاهده هستند مخاطبان فعال هستند در غیر این صورت مخاطبان منفعلی هستند بویژه اگر بیش از حد از تلویزیون استفاده کنند.
نفع‌گرایان: در اینجا مخاطب فعال کسی است که کاربردهای مورد انتظار برای بعد از استفاده از رسانه‌ها را در نظر دارد و از گزینشی عقلانی و متکی بر تجربه استفاده می‌کند.
قصد مندی: در این نوع فعالیت که همزمان با استفاده از رسانه انجام می‌شود فردی که بطور فعالانه به پردازش اطلاعات و تجارب دریافت شده می‌پردازد، مخاطب فعالی است و در غیر این صورت مخاطب منفعلی است.
مقاومت در برابر تاثیر: در اینجا وقتی که اعضای یک گروه از مخاطبان دربرابر اثرات یا آموزش‌های ناخواسته قرار می‌گیرند مخاطب فعال به سادگی تحت تاثیر قرار نمی‎گیرد و دارای اختیار است.
درگیری: هر قدر مخاطبان بیشتر در تجربه رسانه‌ای خود درگیر شده باشند، به همان نسبت می‎توان از درگیری آنها حرف زد. درگیری را همچنین در گفتگوی با دیگرتماشاگران درباره برنامه درحال مشاهده نشان داد(مک کوایل،1380،صص91-89).
بحث از مخاطب فعال و منفعل به طور نظری از رویکرد تحقیق اثرات و نیز رویکرد استفاده‎ها و رضامندی‌ها به بعد مطرح شد و در این اواخر بواسطه فناوری‌های جدید ارتباطی همچون ویدئو، تلویزیون کابلی و اینترنت است که موضوع مخاطب فعال مطرح شده است.
مخاطب رادیو
صنعت رادیو در زمینه تحقیق درباره مخاطبانش روزبه‌روز فعال‌تر می‌شود حداقل به خاطر آنکه توانایی هر ایستگاهی برای فروش فرصت‌های پخش آگهی‌اش به تعیین میزان دقیق و ترکیب مخاطبانش بستگی دارد. بنابراین، تحقیق در زمینه مخاطب قابل اندازه‌گیری است و نتایج آن نه روزانه بلکه ساعتی به ایستگاه میرسد. در آمریکا مؤسسه آربیترون در زمینه اندازه‌گیری و سنجش مخاطبان مقام اول را دارد و با هزاران ایستگاه قرارداد دارد. در BBC بریتانیا راجار مخاطبان رادیو را اندازه گیری میکند که تحت مالکیت و چند شرکت دیگر قرار دارد. در اروپا مؤسساتی مانند ایپسوس 1 و گالوپ 2 با منافع گسترده ای در زمینه سنجش افکار عمومی و تبلیغات نقش‌های اصلی را به عهده دارند. اطلاعات ارائه شده از سوی این شرکت‌ها و مؤسسات به ایستگاه‌های عضو، مبنای اعتماد آنان بوده و ابزاری تاکتیکی جهت رقابت با رقبا به حساب می‌آید؛ اما در اینجا یک بحث اصلی باقی میماند: با این تفاسیر پس لازم است که اطلاعاتی درباره سبک‌شناسی در زمینه سنجش مخاطبان و نه درباره چگونگی جمع‌آوری اطلاعات، داشته باشیم و همینطور در خصوص سؤالاتی که پرسیده خواهد شد. تمامی این سازمانها اطلاعاتشان را بر پایه نمونه‌هایی از کل مخاطبان قرار میدهند که خود با یک جمعیت سنی و جنسی به طور تصادفی در گروه مخاطب کلی قرار دارند. اما، آنچه این سنجش‌ها را متفاوت میسازد، چگونگی جمع‌آوری نمونه است. رایج‌ترین روش‌های جمع‌آوری مصاحبه‌های خیابانی، مصاحبه‌های(تلفنی و پرسشنامه‌ای) است (تایلر و لیینگ، 1998 ). (هندی، 1387، ص162).
در سال‌های اخیر سازمان‌های تحقیقاتی که پیرامون سنجش مخاطب فعالیت می‌کنند روش کار خود را تغییر داده‌اند، زیرا نسبت به انتقادات جاری حساس شده اند؛ بیشتر این سازمان‌ها ترکیبی از روش‌های مختلف جمع‌آوری اطلاعات را به کار ‌اند.
راجار در بریتانیا روش فعالیت خود را در سال 1999 به طور کلی تغییر داده، به گونه‌ای که در هر خانه یک نفر را مسئول پرکردن فرم‌های نظرسنجی کرد و نظارت دقیق و مستمری نیز بر این امر داشت. به دنبال انتشار اولین گزارش‌ها پس از تغییر سیستم، آشکار شد که شنوندگان رادیو بیش از آن تعدادی هستند که قبلاً تصور می شد و با جذب کودکان و نوجوانان و به کارگیری دیدگاه و نظرات آنان شاهد افزایش چشمگیر تعداد شنوندگان رادیو شدیم.
اندازه گیری میزان مخاطبان هر ایستگاه به کمک چهار روش زیر صورت میگیرد:
1- میانگین مخاطبان: براساس این روش میزان مخاطبان یک ایستگاه از طریق سنجش تعداد مخاطبان برنامه‌های آن ایستگاه مدت زمانی مشخص مثلاً پانزده دقیقه تخمین زده میشود.
2- روش محاسبه تجمعی: در این روش مجموع کسانی که در یک موقعیت زمانی خاص مثلاً 5 دقیقه یا یک روز یا یک هفته به برنامههای یک شبکه گوش داده‌اند، محاسبه می‌گردد.
3- روش هسته اصلی: در این روش تعداد شنوندگانی که ایستگاه در واقع انتخاب اول آنهاست، محاسبه می‌شوند و به عبارتی منظور کسانی هستند که این ایستگاه را بر دیگر ایستگاه‌ها ترجیح میدهند. برای مثال، در آمریکا براساس وفاداری و صداقت P و 3 P و 2 P آربیترون میان شنوندگان 1 غالباً و در تمامی اوقات این ایستگاه P خودشان تمایز قائل می‌شود. گروه 1 تابع قاعده خاصی P و 2 P را ترجیح میدهند در حالی که گروه های 3 نیستند.
4- مشارکتی: در این روش درصدی از کل شنوندگان در نظر گرفته می شوند که در بازار مصرف مورد نظر، به برنامه‌های یک ایستگاه گوش می دهند. (هندی، 1387، ص165)
ایستگاه‌ها و شبکه‌های رادیویی به نحو گریزناپذیری هر یک از روش‌ها را که متناسب با نیازهایشان باشد به کار می‌گیرند. به عنوان مثال، اگر رقابت فزاینده در یک بازار به معنای کاهش مخاطب یک ایستگاه باشد، شاید چنین ادعا کنند که در برخی نقاط دیگر مردم از برنامه‌هایشان استفاده می‌کنند و در این راه از شیوه تجمعی بهره می‌برند و اگر آمار تجمعی کاهش یافت، ایستگاه ممکن است از راه توسل به شیوه هسته اصلی و انتخاب اولیه، شنوندگان خود را تسلی دهد و به صداقت کسانی که شبکه آنها را انتخاب کرده اند، استناد کند.
1-8-2-2- قدرت انتخاب و گزینش مخاطبان در ایران
بررسی تاریخی از سپهر رسانه ای ایران ،سه دوره زمانی را نشان می دهد:
الف) از آغاز رادیو در سال 1319 شمسی تا انقلاب اسلامی ایران
در این دوره قدرت رادیو و تلویزیون انحصاری بود. تقریبا هیچ گزینه دیگری برای شهرستانی ها و مردم ساکن در مناطق روستایی وجود نداشت. سینما گزینه رقابتی محدودی در شهرهای اصلی و برخی شهرهای درجه دو محسوب می شد. رادیو BBC در اواخردوره پهلوی گزینه جدیدی بود.
ب) از سال 1370 تا امروز.
سپهر رسانه ای به رقابت فشرده در داخل و خارج وارد شده است. بیش از صدها شبکه تلویزیونی و رادیویی ماهواره ای در کنار شبکه وسیع و سهل دریافت ایترنت همواره با افزایش مدت زمان پخش BBC فارسی و صدای آمریکا و رادیو فردا و دیگر شبکه های تلویزیونی و رادیویی فارسی زبان فضای رقابتی و از منظر سیاسیف گاهی تهدیدامیزی را ایجاد کرده ان.
رقابتی بودن سپهر رسانه ای موجب شده است تعداد شبکه های رادیویی و تلویزیونی در دو شکل سراسرس و محلی افزایش یابد تا قدرت رقابتی خود را باید در ساختار خاصی افزایش دهندف در غیر این صورت کمک چندانی به رسانه ملی در این رقابت نمی کنند(اولین اجلاس جهانی رادیو،ص70-71).
9-2-2- برنامه سازی رادیو
رادیو رسانه‌ای متفاوت از سایر رسانه‌هاست، زیرا تنها عناصر شنیداری را در اختیار دارد و با کلام، موسیقی و افکت،سکوت تلاش می‌کند پیام‌های خود را با کمترین اختلال و ابهام به مخاطب انتقال دهد.

1-9-2-2- رویکردهای برنامه‌سازی به مخاطبان
در امر برنامه‌سازی سه رویکرد یا دیدگاه عمده، برای برنامه‌سازی و مخاطبان برنامه‌ها وجود دارد:
رویکرد مصلحت گرا
این رویکرد بیشتر مصالح و ضرورت‌ها را در نظر می‌گیرد و جهت آن بیشتر از رسانه به سمت مخاطب است و در آن نصیحت مستقیم وجود دارد. گروه محتوا‌گرایان به مصالح و بایسته‌های مخاطب توجه تام دارند و نیازها و اموال مخاطب را از دریچه‌ی مصالح می‌نگرند و در ارائه‌ی مطالب در برنامه وسواس زیادی دارند ودر صورت احساس مواجهه یا تضعیف مصالح ناچار از حذف یا چشم‌پوشی از برخی مطالب هستند. از طرفی دیگر از منظر نظریه‌های ارتباطاتی این گروه ارتباطات را از زاویه‌ی گلوله‌ی جادویی نگاه می‌کنند. پیام‌های رسانه‌ای مانند: داروی تزریقی به بیمار، خود را به نقطه‌ی موردنظر می‌رساند و تأثیر لازم را خواهد گذاشت. این گروه در ناخودآگاهشان، مخاطب به صورت منفعل حضور دارد و به محض برقراری ارتباط پیام را دریافت کرده و آن را می‌پذیرند.
رویکرد نیاز محور
در این شیوه‌ی برنامه‌سازی تنها به نیازها و امیال مخاطب توجه می‌شود و دغدغه‌ی تعالی مخاطب برای برنامه‌ساز وجود ندارد. گروه فرم‌گرایان به نیازها و گاهی به میل مخاطب خود توجه دارند. از این رو جهت ناچار بخش عمده‌ی همّ خود را صرف حوائج و نیازهای تاحدودی اولیه و متکی بر غریزه می‌کنند. بنابراین دغدغه‌ی تعالی مخاطبان خود را ندارند. همان‌طور که مارکوزه در نقد وسایل ارتباط‌جمعی غربی می‌گوید: «... با تشدید نیازهای کاذب و اصولا تعیین نیازها رواج مصرف‌گرایی، تولید انبوه، کار بیش از اندازه و ... انسان را از خود بیگانه کرده است و رسانه‌ها با ترویج این شرایط، به شدت به رواج یکسان‌سازی و همسان‌سازی می‌پردازند و تمام عوامل را با سیستم تکنولوژیک، هماهنگ و همسو می‌کنند».
رویکرد نیاز مصلحت
دیدگاه سومی نیز در برنامه‌سازی وجود دارد که دیدگاه نیاز- مصلحت است. گذر به مصالح مخاطبان از طریق نیازهای آنهاست، شاید از جهت سختی تأمین محتوا و شرایط آن، قابل مقایسه با دو دیدگاه دیگر نباشد و زحمت و تلاش دوچندان می طلبد، اما از آن جهت که به نیازها توجه دارد، مطلوب مخاطب است و از آن جهت که خود را به مصالح مخاطب متصل می کند، موجب تعالی او می شود.
دیدگاه فرم‌گراها در ساخت برنامه را می توان، دیدگاه نیاز محور دانست، در حالی‌که دیدگاه محتوا‌گرایان در ساخت برنامه، دیدگاه مصلحت محور است(خجسته،1384،ص3).
2-9-2-2- تقسیم‌بندی شبکه‌های رادیویی از لحاظ برنامه‌سازی
شبکه‌های رادیویی را از لحاظ برنامه‌سازی و پخش برنامه به سه نوع می‌توان تقسیم‌بندی کرد:
الف) رادیوهای عمومی
ب) رادیوهای اختصاصی
ج) رادیوهای تخصصی
الف) رادیوهای عمومی
به شبکه‌های رادیویی اطلاق می‌شود که در تمام موضوعات اصلی و برای کلیه‌ی سطوح مخاطبان، با شیوه‌های برنامه‌سازی مختلف و متعدد برنامه‌سازی می‌کنند. موضوعات برنامه‌سازی در رادیو عموما چنین می‌باشد:
مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سیاسی، خبری، ادبی، هنری، ورزشی، سرگرمی، اطلاعات عمومی، نظامی و علمی. البته در برخی شبکه‌های رادیویی موضوعات دیگری نیز لحاظ می شود که می‌توان آنها را در داخل همین موضوعات طبقه‌بندی کرد.
مخاطبان رادیوها از مناظر مختلف به موارد زیر قابل تقسیم است:
سن، جنس، نژاد، اقلیت یا اکثریت، تحصیلات، طبقات اجتماعی، مکان زندگی و کار، زمان‌های تقسیم‌بندی زندگی روزانه و فردی و اجتماعی ، مستمر یا دائمی یا گذری، موضوع مورد علاقه.
از منظر روانشناسی سنی مخاطبان به گروه های سنی آورده شده تقسیم بندی می شوند:
نوزادی(2-0)، خردسالی(5-3)، کودکی(11-6)، نوجوانی(15-12)، جوانی(24-16)، بزرگسالی(40-25)، میانسالی(60-41)، کهنسالی(65سال به بعد).
ب) رادیوهای اختصاصی
رادیو‌های اختصاصی رادیو‌هایی هستند که برای مخاطبی خاص یا گروه‌های مخاطب خاص راه‌اندازی شده است. اما، از لحاظ موضوعی و محتوایی در تمام یا اغلب موضوعات موجود برنامه‌سازی، برنامه تولید کرده و با سبک خاص و شیوه‌های برنامه‌سازی متناسب با مخاطبان گروه سنی یا ملزومات روانشناسی و اجتماعی مخاطبان خاص شبکه و با اقتضائات زمانی و تغییرات محیطی و ذائقه‌های خاص مخاطبان خود اقدام به برنامه‌سازی می کند. مثال بارز این نوع شبکه‌ی رادیویی در کشورمان شبکه‌ی رادیویی جوان می باشد.
ج) رادیوهای تخصصی
رادیوهای تخصصی، رادیوهایی هستند که برگرد موضوعی خاص شکل یافته‌اند و خارج از آن موضوع نیز برنامه‌سازی نمی‌کنند. طبیعتاً این نوع شبکه‌ها دارای مخاطبان خاص و ویژه‌ای بوده و از لحاظ: حرفه یا شغل، ترکیب سنی، تحصیلات و یا علاقه‌مندی و شرایط ویژه‌ی پرداخت موضوعاتی مثل موسیقی، هنر یا سایر موضوعات دارای مخاطبان هدف و خاص خود می باشند. رادیو سلامت نمونه‌ای از شبکه‌های تخصصی داخل کشور می باشد. بسیاری از رادیوها می‌توانند در تقسیم‌بندی رادیو‌ها، هم رادیوی اختصاصی محسوب شده و هم رادیوی تخصصی باشند. نمونه این نوع رادیو‌ها رادیو معارف می تواند باشد.
در یک برنامه‌ریزی جامع برای یک رادیو- چه عمومی، اختصاصی و تخصصی- فصل‌های مشترکی وجود دارد. رادیوهای تخصصی ضمن تبعیت از یک ساختار نظامند و فصول مشترک در امر برنامهسازی ، در اداره و برنامه‌ریزی، دارای یک ساختار ویژه نیز می‌باشند.
3-9-2-2- مزایای رسانه رادیو
یکی از مهمترین وسایل ارتباط جمعی رادیو است که در این‌جا به چند مورد از مزایای رادیو اشاره می‌شود:
پوشش وسیع و گستردگی حوزه‌ی انتشاراتی آن بی‌نظیر است.
سرعت در مداومت آن تا حدی است که خبر را به‌ موقع داده و خبر را به‌ خود واقعه پیوند می‌دهد.
استفاده از آن مانع بسیاری از فعالیت‌های دیگر انسان نمی شود.
قابلیت تحرک فرستنده‌های رادیویی بسیار بالاست.
رادیو متنوع‌ترین رسانه جمعی است.
رادیو نیاز فوری مخاطبین را تأمین می‌کند.
تولید یک برنامه رادیویی به مراتب سریع‌تر و آسان‌تر از تولید یک برنامه تلویزیونی و یک روزنامه می‌باشد و قدرت انتقال آن به مخاطبین سریع‌تر می‌باشد.
رادیو در بحران‌های داخلی نقش فزاینده‌ای دارد. رادیو رسانه‌ی شرایط بحران‌های مختلف است.
رادیو می‌تواند سرچشمه‌ی نوآوری‌ها یا اعتراضاتی باشد که آسان‌تر از وسایل دیگر، در دسترس غیر حرفه‌ای‌ها قرار گیرد.
رادیو تخیل‌آفرین و تفسیر‌پذیر است.
رادیو به عنوان یک وسیله صوتی، بهترین راه برای فراگیری گوش‌دادن و شکست بی‌سوادی شنیداری است.
رادیو ارتباطات را هر چند ناکامل ولی بهتر از سایر رسانه‌ها برقرار می‌کند.
اصالت خاص رادیو در توانایی برقراری رابطه مستقیم با شنوندگان است.
رادیو اولین وسیله تبلیغاتی است که صنعت و تکنولوژی قرن بیستم به جهانیان اهداء کرده است.
4-9-2-2- معایب رادیو
رادیو هر چند رسانه قدرتمندی است اما دارای معایب و محدودیت‌هایی نیز می‌باشد:
پیام رادیویی فرار است.


در رادیو مجال تفسیر نیست، تفسیر مخاطب از آن‌چه پخش می‌شود بر مبنای پیام‌های پخش شده تحمیل می‌شود.
بهره‌گیری از حس شنوایی نیاز به تمرکز دارد فلذا کوچک‌ترین صدا آن را بر هم می‌زند.
5-9-2-2- برنامه ساز
برنامه ساز در رادیو‌های داخلی کشور تلفیقی از مفهوم سردبیر و تهیه‌کننده است.
سردبیر در گروه‌های برنامه‌سازی کار می‌کند و مسئول اجرایی برنامه است و تعیین‌کننده خطوط اصلی و محتوایی برنامه می‌باشد که تمام مواد(به طور اخص آیتم‌های) مورد نیاز تهیه برنامه را آماده می کند. هماهنگی‌های لازم در سیر تهیه برنامه به عهده سردبیر می‌باشد.
تهیه‌کننده فردی است که مسئولیت ضبط(در برنامه‌های تولیدی) و یا هدایت کننده ساختاری و نظم‌دهنده‌ی هنری در برنامه‌های زنده رادیویی را بر عهده دارد. در واقع مواد برنامه را از سردبیر دریافت کرده و به کمک گوینده، موسیقی، افکت و سایر مواد برنامه‌ای با نظارت محتوایی سردبیر در غلط‌خوانی‌های احتمالی و یا برطرف کردن ایرادات محتوایی احتمالی‌، اقدام به ضبط و پخش زنده‌ی یک برنامه می کند.
در برنامه‌های تولیدی پس از ضبط مراحل دیگری همچون ادیت برنامه وجود دارد که توسط تهیهکننده انجام شده و تهیه آرم(نشانه‌ی آغاز برنامه) و جلوه‌های صوتی برنامه نیز بر عهده تهیه‌کننده می‌باشد. در واقع تهیه‌کننده کارگردان هنری برنامه است.
در شبکه‌های رادیویی مراکز استان‌ها تفکیکی بین وظایف سردبیری و تهیه‌کنندگی وجود ندارد و هر دو وظیفه را تهیه‌کننده‌ی برنامه برعهده دارد. و در تشکیلات رادیوی استان‌ها شغل سردبیری وجود ندارد.
بعضی از تهیه‌کنندگان رادیو، سردبیر هم هستند یعنی برنامه‌هایی را که سردبیر آن هستند تهیه هم می کنند به این افراد سردبیر تهیه کننده می‌گویند.
6-9-2-2- برنامه
برنامه رادیویی مجموعه‌ای از صداست که به قسمی تهیه می‌شود تا بتواند ایده یا احساس خاصی را به شنونده برساند(برخوردار،1381،ص59). به عبارت دیگر یک برنامه، مجموعه‌ای به هم پیوسته و مرتبط از پیام‌‌هاست که زیر یک عنوان واحد و ساعت مشخص، از شبکه‌ی رادیویی مشخص و تحت یک عنوان مشخص پخش می‌شود و مجری یا گوینده نیست بلکه از دیگر عناصر رادیویی از قبیل: موسیقی، آواز، افکت یا سکوت در ارائه پیام‌ها استفاده می شود. این موارد را برنامه در نظر می‌گیریم.
6-9-2-2- برنامه زنده
برنامه رادیویی از نظر نحوه‌ی عرضه به برنامه‌های تولیدی و زنده تقسیم می‌شوند. برنامه‌ی تولیدی مجموعه‌ای از گفتار مجری و اکثر اجزای برنامه، همزمان با پخش، اجرا می شوند. برنامه‌ی زنده محاسنی نسبت به برنامه تولیدی دارد.
برنامه زنده در ایجاد ارتباط صمیمانه و نزدیک با شنوندگان موفق‌تر از برنامه‌های تولیدی عمل می‌کنند. برنامه‌های زنده معمولا، با شرایط زندگی مردم هماهنگ هستند و طبیعتاً می‌توانند نیازهای لحظه‌ای و آنی شنوندگان یا کسانی‌که برنامه را می‌شنوند، می‌توان بلافاصله در شیوه اجرای برنامه تغییراتی ایجاد کرد(برخوردار،1381،ص60).
2-6-9-2-2- برنامه ترکیبی
فرم یا شکل یا قالب برنامه که در واقع تدبیری برای ارائه‌ی پیام به مخاطبان است. از این لحاظ برنامه‌های رادیویی به دو دسته‌ی کاملاً مشخص برنامه‌های ساده و ترکیبی تقسیم می‌شوند.
برنامه‌ی ساده رادیویی از یک یا دو قالب رادیویی تشکیل می شود. برنامه‌ی ترکیبی مجموعه‌ای از چند قالب یا برنامه‌ی ساده‌ی رادیویی است که در کل یک برنامه را تشکیل می دهند(برخوردار،1381،صص64-63).
8-9-2-2- سه نوع هدف کلی برای برنامه‌های رادیویی می‎توان متصور شد:
الف) ارشادی- تربیتی
ب) اطلاعاتی- آموزشی
ج) تفریحی - سرگرمی
در تولید برنامه‌های رادیویی چهار عنصر داریم که با ترکیب آنها قالب‌های برنامه رادیویی، و سپس در صورت نیاز با ترکیب قالب‌های رادیویی به وجود می‌آید.
عناصرچهارگانه عبارتند از: گفتار یا کلام، افکت یا ساند‌افکت‌ها، موسیقی و سکوت. برخی سکوت را جزء عناصر ماهوی رادیو محسوب نمیکنند.
9-9-2-2- تکنیک‌های ساخت برنامه با مواد زیر امکان پذیر است:
ترتیب ساده
ترکیب یا ادغام و نیز برقراری توازن و کنترل دامنه‌ی عناصر صوتی چندگانه

—308


جدول 4-7: فراوانی شهر پاسخگویان108نمودار 4-7 : نمودار دایرهای شهر پاسخگویان108جدول4-8: فراوانی طبقه اجتماعی پاسخگویان109نمودار 4-8: نمودار دایرهای طبقه اجتماعی پاسخگویان109center7431051د

فصل اوّل کلّیّات تحقیق
1- 1 تعریف مسئله
در این تحقیق تلاش بر این بوده است که عنوانبندی را مورد بررّسی قرار دهیم و تأثیرات متقابل روانشناسی رنگ در ساخت عنوانبندی و تأثیر بصری آن بر مخاطب را مورد سنجش قرار دهیم.
1-2 ضرورت و اهمیّت تحقیق
با توجّه به اینکه صنعت سینما روز به روز در حال توسعه و تکامل است، روزانه هزاران مخاطب با ویژگیهای منحصر به فرد را جذب خود میکند. سینما صنعتی پر مخاطب و پول ساز است. عامل مهّمی برای انتقال پیام، ارتباطات بین المللی و تبادلات فرهنگی است. عنوانبندی دریچهای است که مخاطب برای ورود به متن اصلی فیلم باید از آن عبورکند تا بتواند به محتوای اصلی آن دست پیدا کند. عنوانبندی فیلم آینهی تمام نمای ژانر فیلم است، پس باید به درستی ساخته شود تا ذهن بیننده را برای رسیدن به هدف اصلی ساخت فیلم هدایت کند. از آنجا که رنگ یکی از مهّمترین و پرکاربرد ترین عوامل بصری است میتوان با مدد گرفتن از آن به یک عنوانبندی موفّق و مؤثّر دست یافت. علم و آگاهی ما از معانی رنگها و روانشناسی رنگ به ما کمک میکند تا به وسیلهی آن منظور فیلم را راحتتر به بیننده القاکنیم.
1-3 سؤالات تحقیق1- عنوانبندی چیست؟
2- عوامل تشکیل دهندهیِ عنوانبندی کدام اند؟
3- مشخّصاتِ یک عنوانبندی خوب چیست؟
4- زمانِ مناسب برای عنوانبندی چه مقدار است؟
5- آیا رنگ بر عنوانبندی تأثیر دارد؟
6- رنگ از نظر مخاطبین چه معانی دارد؟
7- بیشترین رنگهای استفاده شده در عنوانبندی فیلمهای ایرانی کدامند؟
8- در ایران چه تکنیکهایی برای ساخت عنوانبندی مورد استفاده قرار میگیرد؟
1-4 فرضیّات تحقیق1- عنوانبندی یکی از عوامل مهمّ در معرفی فیلم است.
2- عنوانبندی خوب باعث موفّقیّت فیلم می شود.
3- عنوانبندی خوب در ذهن بیننده ماندگار است.
4- عنوانبندی براساس ژانرهای مختلف هنری متفاوت ساخته میشود.
5- بیشترین ژانر مورد استفاده در ساخت فیلم در ایران ژانر اجتماعی میباشد.
6- ارتباط درست بین ژانر فیلم و عنوانبندی بسیار مهّم و حائز اهمیّت است.
7- رنگ عامل مؤثّری در ساخت عنوانبندی مناسب است.
8- رنگها باید بر اساس ژانر و محتوای فیلم انتخاب و مورد استفاده قرارگیرد.
9- رنگ القاءکنندهی حال و هوای محتوای فیلم است.
1-5 اهداف اصلی و فرعی
هدف اصلی از این تحقیق رسیدن به نقش رنگ در عنوانبندی فیلم است. آیا این مقوله در ایران از ارزش کافی برخوردار است؟ تا چه حد به عنوانبندی اهمیّت داده و هنگام ساخت آن به هماهنگی رنگها با ژانر فیلم توجّه میشود. آیا عنوانبندیهایی که در ایران ساخته میشود با محتوای اصلی فیلم هم راستا هستند و رنگ در عنوانبندی فیلمهای ایرانی به چه صورت و به چه میزان مورد استفاده قرار میگیرد.
1-6 روش جمع آوری اطّلاعات
شیوه جمعآوری اطّلاعات به صورت کتابخانهای، اینترنت، همچنین جمعآوری اطّلاعات به روش میدانی، مصاحبه و تهیّه پرسشنامه و آنالیز و بررسی 150 عدد عنوانبندی فیلم از بین 300 عنوانبندی فیلم بوده است.
1-7 کاربرد تحقیق
از نتایج این تحقیق میتوان در بررسی و سنجش کیفیّت عنوانبندی فیلمها استفاده کرد. همینطور به بررسی عوامل مختلفیکه به موفّقیّت یک عنوانبندی و ماندگاری آن کمک میکند دست یافت، زیرا تأثیر عنوانبندی بر مخاطب بسیار حائز اهمّیت است. در این تحقیق ژانرهای مختلف معرفی شده که با آگاهی از آن میتوان به تحلیل و محتوای فیلم راحتتر دست پیدا کرد و همینطور رنگهای مختلف از لحاظ مبانی و علم روانشناسی مورد بررسی قرار داده شده است تا به بهترین و مناسبترین رنگ برای ساخت عنوانبندی هماهنگ با ژانر فیلم رسید.

1-8 پیشینه تحقیق
در باب این موضوع تنها یک جلد کتاب با عنوان گرافیک در عنوان بندی فیلم( نگارش و ترجمه فرشته سعیدی پور)که نگاهی اجمالی به مبحث سینما و به تعریف عنوان بندی و کارکرد آن پرداخته به چاپ رسیده است. در خصوص مبحث رنگ در عنوانبندی به صورت اختصاصی هیچگونه پروژه - ریسرچیا کتابی به چاپ نرسیده است.
پایان نامه ها
1. « بررسی ادراک رنگ در تبلیغات فرهنگی و اجتماعی»/ خانم مرجان کورش‌نیا/ کارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران،1385
2. « ب‍ررس‍ی‌ و ت‍ح‍ل‍ی‍ل‌ رن‍گ‌ از زوای‍ای‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف»/ آقای وح‍ی‍د ش‍ی‍خ‍ی‍ان/ کارشناسی ارشد معماری/ ت‍ه‍ران‌۱۳۸۳/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
3. « رنگ و مطالعه تأثیر آن در بازارهای جهانی»/ خانم نگار شیوخی/ کارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران، ۱۳۸۴/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
4. « نقش رنگ در نقاشی ایران»/ خانم ربابه حبیبیان/ کارشناسی‌ارشد نقاشی/ تهران، ۱۳۸۵/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
5. « مفهوم رنگ در زندگی، فرهنگ، هنر و باور ایرانیان در عهد باستان»/ خانم سارا راکعی/ ‏ تهران، ۱۳۸۵/ کارشناسی‌ارشد پژوهش هنر‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬6. « ارگونومی ادراکی رنگ در منظر شهری»/ آقای اکبر مرادی‌پور/ کارشناسی ارشد شهرسازی، گرایش طراحی و برنامه ریزی شهری و منطقه‌ا‌ی/ تهران، ۱۳۸۶/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
7. « بررسی رنگ و فرم در گرافیک بزرگ شهری»/ خانم ستاره درخشان‌دلجویی/ کارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران، ۱۳۸۶
8. « نقش موسیقیایی رنگ و فرم در نقاشی»/ خانم نسیم انصافی/ کارشناسی ارشد نقاشی/ تهران، ۱۳۸۶
9. « نشانه‌شناسی رنگ در کارگردانی»/ خانم سمیرا علیپور‌مازندرانی/ کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش/ تهران‏‏، ۱۳۸۸3‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬10. « بررسی تاثیر رنگ‌های متفاوت بر اثربخشی تبلیغات»/ خانم راحله صفار/ کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی/ تهران‏‏، ۱۳۸۹‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬مقالات
1. « ک‍ل‍ی‍ات‍ی‌ درب‍اب‌ رن‍گ‌«/ آقای روی‍ی‍ن‌ پ‍اک‍ب‍از/ مجله گ‍راف‍ی‍ک‌، س‍ال‌ ۲، ش‌ ۸، م‍رداد، ش‍ه‍ری‍ور ۱۳۷۲
2. « رنگ سبز رنگ تعلق و آرامش»/ آقای اسماعیل نساجی‌زواره/ درسهایی از مکتب اسلام، سال ۴۸، ش ۸، آبان ۱۳۸۷
3. « در ج‍س‍ت‍ج‍وی‌ م‍ف‍اه‍ی‍م‌ رن‍گ‌«/ خانم ون‍وس‌ ام‍ی‍رچ‍وپ‍ان‍ی/ ت‍ص‍وی‍ر، س‍ال‌ ۴، ش‌ ۲۴، اس‍ف‍ن‍د ۱۳۷۵
4. « رن‍گ‌ و ت‍اث‍ی‍رات‌ آن‌ ب‍ر واک‍ن‍ش‌ه‍ای‌ م‍ا»/ آقای‌ م‍س‍ع‍ود غ‍ف‍اری‌/ ان‍ت‍خ‍اب‌،۳ آب‍ان‌ ۱۳۷۹
5. « س‍ی‍ن‍م‍ای‌ غ‍رای‍ب‌ ن‍ان‍م‍وده‌ه‍ا و رن‍گ‌ در س‍ی‍ن‍م‍ای‌ ج‍دی‍د ای‍ران‌«/ آقای م‍ح‍م‍د ت‍ه‍ام‍ی‌ن‍ژاد/ س‍ی‍ن‍م‍ا، س‍ال‌ ۲، ش‌ ۶۵،۳۰ ت‍ی‍ر ۱۳۷۲
6. « رن‍گ‌ در ن‍ق‍اش‍ی‌ ک‍ودک‍ان‌«/ آقای م‍ه‍دی‌ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍رزاده‌/ ه‍م‍ش‍ه‍ری‌، ۳۰ م‍ه‍ر ۱۳۷۳
7. « رن‍گ‌ خ‍ب‍ر اس‍ت‌«/ آقای ی‍ون‍س ش‍ک‍رخ‍واه/ ک‍ی‍ه‍ان‌ ک‍اری‍ک‍ات‍ور، ش‌ ۱۱۷، ۱۱۸ ، آذر، دی‌ ۱۳۸۰
1-9چگونگی انجام پروژه عملی1- جمع آوری و آرشیو300 عدد فیلم ایرانی.
2- جدا کردن 150 عدد عنوانبندی از متن اصلی فیلم.
3- بررسی و آنالیز 150 عدد از 300 عدد عنوانبندی فیلم.
4- آنالیز عنوانبندی فیلمها براساس ژانر، رنگ عنوانبندی، تکنیک ساخت، زمان، زاویهی دوربین، فونت استفاده شده، طراحی تایپ فیس، بافت.
5- انتخاب دو فیلم و ساخت عنوانبندی برای آنها.
1-10روش تحقیقدر تدوین این پایان نامه روش تحقیق به صورت ترکیبی می باشد. (کمی،کیفی و موردی ) در ابتدا به تعریف رنگ، مبانی رنگ، معانی مختلف رنگها پرداخته شد و سپس به طور مختصری در مورد مخاطب صحبت شده است. بعد از آن در مورد عنوانبندی، تاریخچهی آن و عوامل اصلی تشکیل دهندهی عنوانبندی و همینطور جمع آوری 300 تیتراژ فیلم ایرانی و آنالیز و بررسی150 عدد از آنها پرداخته شد که در بررسی و آنالیز آنها عوامل مختلفی نظیر: ژانر، تکنیک، رنگ، زمان، زاویه دوربین( لنز)، طراحی لوگو، تایپ فیس و بافت مورد بررسی قرار گرفت. سپس پرسشنامهای جهت بررسی احساس مخاطبین مختلف نسبت به رنگها و درک آنها از رنگ تهیّه شده است.
فصل دوّم نــور و رنــگ
فصل سوم
2-1 تعریف نورهر یک از اندام‌های حسی به نوع خاصّی به محرک‌ها پاسخ می‌دهند. اندام بینایی یا چشم به محرک نوری پاسخ می‌دهند. نور از انرژی الکترومغناطیسی تشکیل شده و به صورت امواج منتشر می‌شود. دو نکته‌ی اساسی در مبحث نور وجود دارد.
طول موج : طول موج یعنی فاصله‌ی بین دو قلّه
دامنه‌ی موج : دامنه‌ی موج یعنی ارتفاع آن
چشم انسان تنها امواجی را دریافت می‌کند که بین 400 تا 700 میلیونیم میلی‌متر طول دارند که طیف مرئی نور نامیده می‌شوند. پس طیف قابل رؤیت بخش بسیارکوچکی از طیف کامل الکترومغناطیسی را تشکیل می‌دهند.(گنجی،1386،ص 148) طول موج با رنگ و دامنه‌ی موج با انرژی نورانی ارتباط دارند. امواج ماوراء بنفش و مادون قرمز دو حدّ پایینی و بالایی طیف مرئی را تشکیل می‌دهند. امواج ماوراء بنفش کوتاهترین طول موج و امواج مادون قرمز بلندترین طول موج را دارند. احسـاس نور تابع سـه متغیر است:
شدّت یا درخشندگی که انرژی نور را تشکیل می‌دهند. ( نور قوی یا نور ضعیف)
کیفیّت که در اصطلاح علمی دون یا فام و به طور کلّی رنگ نامیده می‌شود.
سیری یا اشباع که میزان خالص بودن یک رنگ را نشان می‌دهد.
شدّت یا درخشندگی از دو حدّ سیاه و سفید تشکیل می‌شود به این ترتیب که سیاه کمترین درخشندگی و سفید بیشترین درخشندگی را دارد. تنها رنگهای اصلی از طول موج منفرد تشکیل می‌شوند بقیه رنگها خالص نیستند. در زندگی روزمره نیز کمتر امکان داردکه با رنگ خالص رو به رو شویم. مثلاً زردترین زردها نیز مقداری قرمز و سبز به همراه دارد. سیری یا اشباع یعنی اینکه یک رنگ چقدر از خود آن رنگ را در بردارد. بنابراین رنگهای خالص یا رنگهای اصلی سیری بیشتری دارند. رنگیکه سیری ندارد در اصطّلاح علمی میگویند: فاقد فام است، مثل خاکستـری که بین سیاه و سفیـد قرار دارد. ( گنجی،1386،ص 149)
2-2 تعریف رنگرنگ یک زبان جهانی است. رنگ احساسات را تحریک می‌کند. فرهنگ ما را شکل می‌دهد و پیش زمینه‌ی جهان ما را می‌سازد. صحبت در مورد رنگ باعث می‌شود که خصوصیّات موسیقی و طبیعت و ویژگی‌های شخصیّتی را به جا آوریم. رنگ بُعد انسانی دارد. رنگ می‌تواند حالت ها را تغییر دهد، فضای خاصّی به وجود آورد، روحیه‌ی انسان را بهتر کند و در همین حال جولانگاه خوب و امنی برای خلّاقیت انسان باشد. رنگها همه جا هستند در سایه روشن‌های زنده، نورهای تند و روی سطوح مختلف. رنگ یکی از ملزومّات با شکوه زندگی است. رنگهاییکه تاریخ خاصّی ندارند و رنگ مایه‌هاییکه به روح انسان آرامش می‌بخشند. (کابستیک،لوید،1385،ص3)
اگر به اهمّیت استفاده از سایه و رنگ مایه‌های ساده پی ببرید استفاده از رنگ در طراحی به تجربه‌ای ارزنده بدل می‌شود. واکنش ما به رنگها می‌تواند از بُعد احساس یا علمی مورد بررسی قرارگیرد، کشف این که این مسأله چگونه بر فضا تأثیر میگذارد کمک می‌کند تا دریابید چه چیزی حس بهتری در شما ایجاد می‌کند. (کابستیک،لوید،1385،ص5) رنگ یکی از وسایل ذهنی و هنری بیان است. ( فردمایر،1383،ص300) آگاهی هنرجویان از رنگ محدود به مفاهیم و دستوراتی است،که قبلاً در طی دوران تحصیل بدون آزمایش و تجربه کسب کرده‌اند. رنگ بیان سلیقه‌های شخصی است. در این جا آگاهی نه از طریق تئوری بلکه از طریق مشاهدهی روابط رنگ تحت شرایط متغیّر حاصل می‌شود با تعیین دوره‌های کاملاً واضح مناسبات مشترک را سازمان داده و مشخّص می‌کنیم. درک و تجربه که پیش نیاز استفادهی خلاقانه از رنگ است از طریق مقایسه مداوم و تحلیل کیفیّت و کمّیّت رنگ پیشرفت می‌کند. جلوهی هر رنگ را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن رنگهای مجاور آن بررسی کرد. هر رنگی باید با ارتباط با رنگ دیگر دیده شود. هر یک از رنگ‌ها به خاطر درجه‌ی تیرگی ، میزان خلوص ، وسعت کیفیّات و روابط متغییری پیدا می‌کند. بررسی کامل این روابط کنتراست ‌ها نقطه‌ی شروع این روند است. ( فردمایر،1383،ص320)
2-3 پیشینه رنگشیفتگی و جذّابیت رنگ هرگز محدود به نقّاشان نبوده است. افلاطون و ارسطو در مورد رنگ مطالبی نوشتند که بعدها در دوره‌ی رنسانس شناخته شدند. نقّاشان همیشه درباره‌ی رنگ مطالبی نوشته‌اند امّا با نهضت فکری در اواخر قرن 17میلادی بود که علاقه به رنگ به طور باور نکردنی افزایش یافت. (گروسی فرشی،1380،ص29)
قرون 17و 18میلادی در اروپا دوره‌ی تاریخی است که به عصر روشنگری یاد می‌شود. در عصر روشنگری کاوشی زنده و پویا برای توجیه عقلی و منطقی هرگونه پدیده‌ای به جای توضیح عرفانی و صوفیانه آغاز شد. مردم کمکم به وجود قوانین ثابت و انکار ناپذیر طبیعت ایمان آوردند. این جستجو برای یافتن عوامل و علّت‌ها به اندازه‌ی ضرورت ‌های ایمانِ مطلق که قبل از این وجود داشت سفت، سخت و ضروری می‌نمود. فضای فکری قرن 18میلادی بسیار بی‌ثبات و متغیّر بود. مردم خود را زیست‌شناس، نویسنده یا ریاضیدان قلمداد نمی‌کردند. بلکه خود را فیلسوفان علوم طبیعی و عالمان الهیّات یا هندسهدان می‌دانستند و هرکدام هم با موضوعات و زمینه‌های گسترده‌ی مورد علاقه‌شان آشنایی داشتند. بیشتر کسانی که در این دوره زودتر از دیگران به مطالعه و نوشتن درباره‌ی رنگ پرداختند نقاش نبودند بلکه اکثراً شاعرانی بودند که سر رشته‌ی کمی از علوم داشتند و به دنبال پایه‌ای عقلانی برای ماهیّت زیبایی و در نتیجه رنگ به عنوان یک پیامد بودند. به این ترتیب رفتار رنگ‌ها و همچنین راز پدیده‌ی رنگ که در حیطه‌ی درک قوانین طبیعی بود توجیه می‌شد. (گروسی فرشی،1380،ص30)
دو موضوع مهّم بر مطالعه رنگ در قرن 18و 19میلادی حاکم بود: 1- جستجو برای یک سیستم بی نقص نظم رنگ. 2- جستجو برای قوانین هماهنگی در ترکیبات رنگ‌ها. دقیقاً همانطور که برای ادبیات دوره‌ی کلاسیک وجود دارد. برای نوشته‌های رنگ نیز چنین دوره‌ای در نظر گرفته می‌شود. این رساله‌ها که نوشتن آنها از اواخر قرن 18شروع شد و تا قرن 20 ادامه یافت. در قرن 17 دو چهره‌ی برجسته و کاملاً متفاوت بر مطالعه رنگ احاطه داشتند: اسحاق نیوتن (1727-1642م) و یوهان گوته (1832-1749م). نیوتن که در اواخر قرن 17میلادی در شهر کمبریج مشغول به کار بود. نور خورشید را با عبور از منشور به طول موج‌های تشکیل دهنده‌ی آن تجزیه نمود. هر طول موجی که وارد منشور می‌شود می‌شکند زیرا شیشه مادّه‌ی تشکیل دهنده‌ی منشور، سرعت هر طول موجی را به مقدار مشخّصی کاهش می‌دهد و هر طول موج به صورت پرتویی از نور(یعنی به صورت رنگی متفاوت) ظاهر می‌شود. او پرتوهای مجزا را به وسیله‌ی عدسی با هم ترکیب نمود و دوباره نور سفید را به وجود میآورد. او از این آزمایش فرضیه‌ی ماهیّت نور و منشاء رنگ دیده شده را طرح ریزی کرد. او دست آوردهایش را در سال( 1703م ) در کتابی به نام نورشناسی منتشر کرد. نظریه‌ی نیوتن با این مضمون که نور به تنهائی رنگ را به وجود می‌آورد همچنان به صورت اساس و پایه‌ی فیزیک جدید باقی است منتشر کرد. نیوتن هفت رنگ مجزا را با منشورش گزاش کرد: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی، بنفش. (همان)
هم عصران نیوتن به نورشناسی به عنوان کار بر روی ماهیّت رنگ نگاه می‌کردند نه کار بر روی ماهیّت نور. نظرات نیوتن در نورشناسی اختلاف نظرهای عدیده‌ای در اروپا به وجود آورد. در سال(1731 م) جیسی.لبلون به کشف و نوشتن رساله‌ای درباره‌ی ماهیّت اصلی قرمز، زرد، آبی در ترکیب پودر رنگها (پیگمنت‌ها) برای نقّاشی پرداخت. لبلون بدین ترتیب نخستین مفهوم راجع به سه رنگ اصلی را شکل داد وکار او مورد توجّه و مقبولیّت قرار گرفت.
یوهان گوته شیفته‌ی رنگ‌ها بود. او با نظریه‌های رنگ نیوتن آشنایی کامل داشت امّا شدیداً مخالف آنها بود. گوته میگفت: نیوتن ریاضیدان بزرگی بود، که عقیدهی کاملاً غلطی درباره‌ی منشاء فیزیکی رنگ داشته است. گوته به رنگ نه به عنوان نور بلکه ماهیّتی مستقل که به عنوان یک واقعیّت تجربه می‌شود نگاه می‌کرد. (گروسی فرشی،1380،ص31)
آلبرت مانسل آمریکایی(1918- 1858م) در کتاب دستور زبان رنگ‌ها یک درخت رنگ ابتکاری با فضای نا محدود برای گسترش ابداع کرد. در درخت رنگ‌ها، رنگها براساس فام، تیره، روشنی و درجه‌ی خلوص(کروما) دسته ‌بندی می‌شوند. نظریه‌ی مانسل با روابط سر در گم کننده‌ی رنگ‌ها و اصول اخلاقی حتی ضعیف تر هم می‌شود، او نیز مانند گوته رنگ‌ها را با خصوصیّات اخلاقی پیوند داد. (گروسی فرشی،1380،ص35)
در اوایل قرن 20 میلادی رنگ موضوعی فراگیر و پر مخاطب شده بود که از یک طرف در گیر علوم و از سوی دیگر در گیر هنر بود. تا اینکه نقّاشان و طراحان باهاوس یک گروه طراحی که در سال( 1919 م) در ویمار، توسط معمار آلمانی والترگروپیوس بنیان گذاری شد به این دوگانگی پایان دادند. گروه باهاوس مطالعه‌ی رنگ را به درجه‌ای از توجّه رساندندکه از زمان مخالفت گوته با نیوتن دیده نشده بود. فاینینگر، پُلکله، کاندینسکی، ایتن، آلبرز و شِلم . همه از برترین‌های رنگ و نظریه‌های رنگ هستندکه به رنگ با استفاده از هوش، ذکاوت و انرژی از زوایای دیگر می‌نگریستند. گر چه بعضی از ارکان سبک قدیمی و نیمه علمی به صورت اجتناب ‌ناپذیر در نوشته‌های آنها به چشم می‌خورد، امّا یک جدایی قطعی بین مطالعه‌ی رنگ در حکم علم و مطالعه‌ی رنگ به عنوان هنر و زیبایی شناسی ایجاد شد. نور در حیطه‌ی علم فیزیک باقی ماند و علوم شیمی و مهندسی ماهیّت رنگ‌ها را در دست گرفتند. روان شناسی، فیزیولوژی و پزشکی به عنوان عرصه‌ی ادراک شناخته شد. یوهان ایتن (1967- 1888م) در پیروی از گوته، رنگ را به عنوان یک سری سیستم‌های کنتراست و نیروهای مخالف تعریف کرد. او با تدوین هماهنگی رنگ به صورت هندسه‌ای دستِ ردی بر عُرف قرن 17زد. او هم‌ چنین هماهنگی رنگ‌ها و فرمول‌هایی را بر اساس مشاهده‌ی پدیده‌ی رنگ صورت داد. او هفت کنتراست بصری رنگ را پایه‌ریزی کرد که از قید و بند علوم و نیز سیستم‌های سفت و سخت نظم رنگها بودند. بی‌شک بزرگترین اثر ایتن کتاب هنر رنگ می‌باشد. (گروسی فرشی،1380،ص35).
2-4 رابطه نور و رنگچشم انسان عضو شگفت‌ انگیزی است. در نور مناسب توانایی تشخیص حدود 1 میلیون رنگ متفاوت را دارد. (کابستیک،لوید،1385،ص5) قدرت نور در تمام شکل‌هایش ابزار مؤثری برای تغییر کیفیّت هر رنگ و فضای خاص در طراحی دکور است. در اکثر مواقع نور چندان مورد توجّه قرار نمی‌گیرد امّا این عنصر عملاً قدرت آن را دارد که تأثیر رنگ را کاملاً از بین ببرد یا به بهبود آن کمک کند. نور درخشان و طبیعی روز بهترین نور برای کارکردن است. نور هالوژن نیز بسیار به مشخّصات نورطبیعی نزدیک است. حباب‌ های تنگستن ته رنگی از زرد و نارنجی دارند. لامپ‌های فلورسنت هم رگه‌هایی از نور سرد و تند آبی دارند. حتّی نور طبیعی در طول روز متغیر است. درست بعد از سحر این نور به صورتی می‌زند، اواسط روز این نور بیشتر زرد است در حالی که هنگام غروب به رنگ قرمز می‌گراید. تفاوت فصل‌ها و تفاوت‌های جغرافیایی نیز نور طبیعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همانطور که مناظر مختلف در آفتاب تابستان و آسمان پاییز کاملاً متفاوت هستند. (کابستیک،لوید،1385،ص18)
چشم دارای خصوصیّت ذاتی مقایسه است، حتّی اگر یک ظرف سیب سرخ تحت نور خاص، کمی آبی به نظر می‌رسد. چشم با رنگ دادن دوباره به سایر رنگهای اطراف آن را جبران می‌کند. به طوری که به شکل یک طیف جدید و اندکی تغییر یافته موزون باشد. حباب‌های تنگستن موجب می‌شوند، رنگ زردِ کم رنگ در شب بسیار کم رنگتر شود در حالی که رنگ آجری تحت نور تنگستن به نارنجی می‌گراید. رنگ سبز ملایم به رنگ زرد، سبز و بنفش نیز به رنگ قهوه‌ای کدر بدل می‌شود. رنگ قرمز تیره تحت نور تنگستن اندکی نارنجی به نظر می‌آید. در حالی که تحت نور فلورسنت قرمز به رنگ بسیار پر جاذبه‌ای تبدیل می‌شود، همین رنگ تحت نور زرد خیابان به قهوه‌ای تمایل دارد. (همان)
ادراک رنگ تنها به طول موج نور وابسته نیست. چشم به طول موج‌های 400 تا 700 میلیونیم میلی‌متر حسّاسیّت دارد، امّا این حسّاسیّت در موقعیّت‌های مختلف فرق میکند، وقتی نور زیاد است نسبت به یک ناحیه از طیف نور و وقتیکه کم است نسبت به ناحیه‌ی دیگری از آن حسّاسیّت نشان می‌دهد. بیشترین حسّاسیّت در ناحیه‌ی 55 میلیونیم میلی متر وکمترین حسّاسیّت در ناحیه‌ی 510 میلیونیم میلی‌متر است، بنابراین در روز روشن به رنگ زرد و در سایه روشن به نور سبز حسّاسیّت خواهد داشت. اگر به باغ پُرگلی توجّه کنیم خواهیم دیدکه درخشانترین رنگها در نور روز رنگهای زرد و سرخ است امّا به تدریج که هوا تاریک می‌شود این رنگها درخشانی خود را از دست می‌دهند در عوض سبز و آبی درخشانتر از آنها به نظر می‌رسند، این پدیده را اصطلاحاً پدیده‌ی پورکینجه می‌نامند. (گنجـی،1386،ص 150)
نور یک عنصر جهانی است. تنها از طریق وجود نور است که ما می‌توانیم ببینیم و از وجود رنگ اطّلاع پیدا کنیم. ما به این علّت قادریم این کار را انجام دهیم که چشم انسان تا حدّی تکامل یافته و می‌تواند رنگها را بشناسد و تشخیص دهد. چشم انسان پریمیتو (بدوی) شاید درک رنگی پیشرفته‌ای نداشته باشد و شاید فقط قادر بوده نورهای قوی‌تر و ضعیف‌تر را تشخیص دهد. زمانی از زندگی بر روی کره‌ی زمین هیچ موجود زنده‌ای نمی‌توانسته بین فرکانس‌هایی که موجب ضبط رنگ‌های کروماتیک می‌گردد، تفاوتی قائل شود. چشم امروزه می‌تواند نورهای متفاوتی را که رنگ به وجود می‌آورند درک کند. چشم معاصر توانایی اخیر را حفظ کرده می‌تواند رنگهای آکروماتیک(سفید- سیاه و خاکستری‌ها) را همانند رنگهای کروماتیک درک نماید. ما نه تنها درجات مختلف خاکستری‌ها بلکه رنگهای مختلف که درک ما را از شکل اشیاء کامل می‌کند، آنها را زنده و مشخّص‌تر می‌سازد و به آنها شخصیّت و خصوصیّاتی نظیر گرمی و سردی می‌دهد را نیز می‌توانیم ببینیم. (مه یر،1382، ص66)
2-5 تأثیرات نورنور بخش مهمّی از زندگی است. هنگامی بیشتر مورد توجّه قرار می‌گیرد که از دست برود. غروبی زیبا، انکعاس نور روی دریا، آذرخش، همگی ما را از وجود این عنصر طبیعت مطّلع می‌سازد. هنگامی که نور را فقط به صورت نور و به عنوان وسیله‌ی بیان هنری(همانطور که در سینما و تئاتر مشاهده می‌شود) ‌بینیم توجّه مان به آن زیاد می‌شود. در تئاتر نمودهای ویژه به کمک نور پردازی طرح ریزی می‌شود. شکی نیست نور پردازی گیرا در فضای داخل و یا خارج به طور مثال: باغ، پارک، بنای معماری با نوری سرخ و یا نورپردازی یک نمایشگاه کیفیّت اشیاء را بالا می‌برد و توجّه را جلب می‌نماید. عکاسی و سینما بدون نور امکان ندارد. کیفیّت انکعاسی نور و رنگ برای نقّاشان به خوبی مشخّص است و توسط آنها مورد بررسی و کاوش قرار می‌گیرد. در طبیعت انعکاس نور موجب ایجاد رنگ می‌گردد. در طرح ریزی(دیزاین) توانایی آمیختن نور و رنگ با فرم اغلب کار فوق‌العاده مشکلی است. رنگهای گرم و سرد اغلب به وسیله‌ی نور بوجود می‌آیند. انـعکاس نورهای مختلف همانـطور که در تئاتـر مورد استفاده قرار می‌گیـرد تا رنگی جدید و یـا گونـه‌ای از رنـگ به وجود آید همـان اسـاس تئوریـکی رنگ در نقّاشـی را دارد. (مـه یر،1382، ص70)
2-6 ارزش رنگیوالور در یک تابلوی نقّاشی به پیوندی اطلاق می‌شود که ما بین رنگ مایه‌های مختلف آن اثر رنگی بر قرار است. بنابراین والـور از مفهومـی جامع‌ تر برخوردار است. به بیان دیـگر والور در یـک اثر نقّاشـی تونهای چندین رنگ مختلف را در بر می‌گیرد. غالباً تضاد در رنگ اشیاء وقتی به نظر ما می‌رسد که آنها در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. این واقعیّت در مورد درجات تاریکی و روشنایی (تونها) رنگها نیز صدق می‌کند. گاه در یک تابلو نقّاشی شخـص بییننده احساس می‌کنـد که رنگهای به کار رفتـه در ترکیب بندی مقابل دیدگان وی می‌لرزند و بالا و پایین می‌روند. گویی رنگهای مزبور درکنار یکدیگر به رقص در می‌آیند، این حالت را که غالباً نوعی خطای باصره می‌پندارند، در واقع از هارمونی و هماهنگی حاکم برتونهای مختلف رنگی در ترکیب‌بندی عمومی کار نشأت می‌گیرد. (دوالو،1373،ص26)
2-7 رنگ‌های هماهنگرنگهایی هستند که در چرخهی رنگها بین دو رنگ اصلی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، این رنگها با هم خوب جور می‌شوند چون جهت رنگ اصلی آنها متمایل به رنگ فرعی آن بخش از چرخهی رنگ است. رنگ‌های هماهنگ که ادامه‌ یافتهی یک رنگ اصلی مثل زرد – نارنجی و یا زرد- سبز لیمویی را شامل می‌شوند باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرند، چون ترکیب آنها ممکن است تند به نظر برسد. (کابستیک،لوید،1385،ص7)
وقتی که مردم از هماهنگی رنگ صحبت می‌کنند در واقع اثر در کنار هم قرار گرفتن دو یا سه رنگ را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. آزمایش و تجربه با مجموعه ‌های ذهنی رنگ نشان می‌دهند که قضاوت افراد در مورد هماهنگی و عدم هماهنگی رنگ‌ها با هم متفاوت است. در اصطلاح عام مجموعه‌ای از رنگها زمانی هماهنگ نامیده می‌شود که از چند رنگ خویشاوند و یا از چند رنگ مختلف با درجه ی تیره روشنی یکسان حاصل شده باشد دو یا چند رنگ وقتی با هم هماهنگ‌اند که از مخلوطشان خاکستری خنثی به وجود آید. (ایتن،1378،ص25) رنگ‌هایی را که تأثیر آنها خوشایند است هماهنگ می‌گوییم. از معیارهای ذهنی استفاده می‌کند امّا مفهوم هماهنگی همان طور که قبلاً گفتیم بایستی از قلمرو ذهنی خارج شود و در قلمرو اصول عینی قرار بگیرد. (ایتن،1378،ص26)
2- 8 دمای رنگگرم و سرد صفاتی هستند که در توصیف دو ویژگی فام‌ها به کار می‌روند. گرمی و سردی یک فام را دمای رنگ می‌گویند. گاهی اوقات فامها گرم یا سرد توصیف می‌شوند. رنگ‌های گرم عبارت‌اند از: قرمز، نارنجی، زرد و میان رنگ‌های بین آنها، رنگ‌های سرد شامل رنگهای آبی هستند، یعنی آبی، سبز، بنفش و درجه‌های بین آنها. (گروسی فرشی،1380،ص49 )
2-9 بافتجنس و بافت عامل مهمّی است که باعث زنده شدن رنگها می‌شود. در واقع برخی رنگها تنها در صورت قرار گرفتن در جنس و بافت مناسب می‌توانند هم نشینی زیبایی را ارائه دهند. وقتی نور از بافت‌های مختلف باز می‌تابد، تأثیرات مختلفی را مشاهده می‌کنیم شاید این بازتاب درخشان، مات، کدر یا شفاف باشد یا نرمی و زبری بافت آن توجّه انسان را به خود جلب کند. (کابستیک،لوید،1385،ص14)
هرگاه فضای بسته‌ای مانند: یک مربع یا یک مستطیل و یا هر شکل دیگری را روی کاغذی سفید ترسیم کنیم منظورمان نشان دادن فضایی است،که علامات در آن محصور شده‌اند. این علامات به گونه‌ای متناوب یا یکنواخت و به شکل نقاطی کوچک در آن فضا قرار می‌گیرند. بی‌آنکه خواسته باشند شکل معیّنی را معرفی کنند، علاقه‌ای بصری در بیننده ایجاد می‌کنند. اینجا منظور ما جدا کردن ناحیه‌ی بصری داخلی فضای بسته و ناحیه‌ی بصری فضای باقی مانده‌ی کاغذ است. این یکی از ابتدایی ترین بافت‌هایی است که به طور غریزی و به منظور حسّاسیّت بخشیدن به سطح انجام می‌شود. برای حسّاسیّت بخشیدن به یک سطح شیوه‌های مختلفی وجود دارد و آنچه آمریکاییها به عنوان بافت مشخّص می‌کنند ما آن را در گچکاریها و در سطح گوناگون دیوارهای دانه‌ای، روی دیوارهای گچی به شکل خطوط هاشوری و بالاخره روی ورقه‌های فلزی و شبیه به تار و پود پارچه نشان می‌دهیم. در زبان ایتالیایی نیز موقتاً از واژه‌ی امریکایی (تکسچر) برای بافت استفاده می‌شود.


می‌توان با استفاده از هر وسیله‌ی یک بافت معیّن خلق کرد، خواه با شیوه‌ای سنّتی و خواه با شیوه‌ای صنعتی. (موناری،1370، ص79) هر بافت از تعداد بسیاری عنصر یکسان یا مشابه که بر روی یک سطح دو بعدی یا با برجستگی کم و در فواصل مساوی از یکدیگر چیده شده‌اند تشکیل شده است. خصوصّیت بافت در یکنواختی آن است و چشم انسان همیشه آن را به صورت سطح می‌بیند روی بافتها می‌توان انقباض و انبساط را مشاهده کرد و نیز می‌توان پی برد که تا چه حد علامت مشخّص کننده یک بافت منبسط می‌شود بی‌آنکه حالت سطح را تغییر دهد تابش نور خورشید روی این بافت‌ها سبب می‌شود که خطوط کندهکاری شده به گونه‌ای متفاوت از وضعیّت قبل از تابش نور خورشید به نظر آیند که در این حالت بافت را مصنوعی مینامند. (موناری،1370، ص81)
ترکیب‌های بصری زمانی اتّفاق می‌افتد که سطوح بسیار کوچک رنگ که دیگر به عنوان اجزائی مجزا دریافت نمی‌‌شوند، در چشم با هم ترکیب شده و جلوه‌ی یک رنگ کاملاً جدید را به وجود آورند. در ترکیب بصری زمینه از لحاظ بصری از دست می‌رود. رنگ‌های روی زمینه سطح را کاملاً پوشانده و رنگ‌های دارای کنتراست که روی هم قرار گرفته‌اند طبق قوانین به جلوههای فضایی واکنش نشان می‌دهد. بعضی رنگ‌ها عقب رفته و بعضی جلو می‌آیند و گویا که سطح با بُعد بالا و پایین می‌رود. هرچه کنتراست تیره- روشنی بین رنگ‌ها بیشتر باشد، توهم بافت سه بعدی شدیدتر می‌شود. (گروسی فرشی،1380،ص96)
2-10 کُمپوزیسیون رنگرنگ اشیاء قابل لمس و چیزهای غیر قابل لمس را توصیف می‌کند یا تغییر می‌دهد. رنگ همواره جزئی از کمپوزیسیون است خواه اتّفاقی باشد، خواه سنجیده، رنگ‌هایی که با هم به کار می روند یک کمپوزیسیون رنگ را به وجود می‌آورند. یک گروه از رنگ‌ها بسته به شیوه یا صنعت طراحی گزینش می‌شوند. گزینه‌ی رنگی یا رنگ بندی یا دیگر اصطلاحات کلّی نام دارندکه ایجاد یک گزینه‌ی رنگی می‌تواند نخستین گام در خلق یک دیزاین باشد امّا به تنهایی هرگز نمی‌تواند جایگزین دیزاین کامل و رنگ شده باشد. (گروسی فرشی،1380،ص69)
2-11 زمینه و رنگ‌های روی زمینهبه سطح پَسین یک کمپوزیسیون، رنگ زمینه گفته می‌شود. رنگ‌هایی که بر سطح زمینه قرار می‌گیرند، رنگ‌های روی زمینه نام دارند. زمینه نقطهی مرجع بصری را برای رنگ‌های روی زمینه تشکیل می‌دهد. در صنایع مختلف از کلمات مختلفی به جای زمینه استفاده می‌شود در هر صورت هر جا صحبت از روابط بین رنگها بود زمینه به معنای پس زمینه است. زمینه یکی از قوی‌ترین عوامل تغییر دهنده‌ی رنگ‌های روی پس زمینه می‌باشد. تغییر دادن رنگ زمینه به هر طریقی می‌تواند جلوه‌ی رنگ‌های روی زمینه را تغییر دهد. به طور معمول زمینه به عنوان قسمتی از یک کمپوزیسیون دو بعدی در نظر گرفته می‌شود، امّا پس زمینه برای همه چیز وجود دارد. (گروسی فرشی،1380،ص70 )
2-12 رابطه رنگ و فرم (شکل)لازم است به شکل‌هایی که در رابطه با معنی رنگها هستند، اشاره کنیم و ارزش حسی و ذهنی آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. سه شکل اصلی: مربع، دایره و مثلّث با سه رنگ اصلی: قرمز، آبی و زرد ارتباط دارند. ارتباط شکل و رنگ بدین صورت مطرح میشود که به این وسیله سه شکل با سه رنگ اصلی، مفهوم و بیان یکدیگر را تقویت می‌کنند و ارزش یکدیگر را چه از نظر ِحسی و چه از نظر ذهنی گویا تر می‌کنند. (رضایی،1373،ص21)
مربع: شکل مربع مبین مادّه، وزن و حدود شخصی است. مربع سمبل مادیّت و دارای سنگینی و سختی است. مربع در خط هیروگلیف برای نمایش زمین به کار می ‌رفته است. خصوصّیات مربع سمبل مادّیت بودن، سنگینی، سختی، داشتن وزن و حدود مشخص است با رنگ قرمز موافق است و وزن و تاریکی قرمز با زیبایی و سختی مربع برابر می‌کند.
مثلّث: شکل مثلّث حالت جنگجویی، حمله و تَعرض را معنی‌ می‌دهد و با رنگ زرد برابر است. به همین صورت به علت وجود انواع زردها آنها نیز با انواع مثلّث‌ها، برابری می‌کنند. مثلاً زرد طیف خورشید با مثلّث متساوی الاضلاع تطبیق می‌کند. زردهای سبز گونه با مثلّث‌های تند و ایستاده برابرند. ایستای خط عمودی با رنگ زرد تشدید می‌شود. همچنان که رنگ زرد، مثلّث، تندتر، مُشعشع‌تر، آزار دهندهتر و هیجان آورتر است، شعله و شراره از دگردیسی‌های مثلّث زرد به وجود می‌آید.
دایره: در شکل دایره حرکت پایدار و دورانی را در روی سطح مشاهده می‌کنیم. با دیدن دایره به انسان احساس آرامش دست می‌دهد. دایره با توجّه به حرکت نرم و صافی که دارد به عنوان سمبل روح و روان به کار می‌رود. رنگی که با دایره و خصوصّیات آن برابری می‌کند. رنگ آبی شفاف است، ایجاد آرامش می‌کند و مانند دایره عمیق و فضای معنوی دارد. آبی رنگ افقهای دور است و در عین حال خوگرا و گیرا است، شکل دایره با حالت دورانی که دارد با چرخش خود بیننده را به درون و مرکز می‌کشاند. در رنگ آبی چنین خصوصیّت جذّابی دیده می‌شود .(رضایی،1373،ص22)
2-13 وسایل تأکید فرم (مزاج رنگ)خواص رنگ را در تقویت و تأکید فرم به خاطر بیان حالتی ویژه می‌توان مزاج رنگ نامید. هنرمند به طور حتم این عمل متمّم بودن فرم و رنگ را بیشتر به طور ناخود آگاه مورد استفاده قرار می‌دهد تا خود آگاه. یک فرم گرد خوشایندِ گرم را می‌توان با رنگی به همان گرمی نظیر قرمز یا نارنجی تقویت نمود و مورد تأکید قرار داد. نظریه‌ی استفاده از مزاج رنگ را می‌توان در دوره‌های مختلف تاریخی به خوبی مشاهده کرد. دوران گوتیک که مَسک نفس یا خود داری از شهوت را مورد حمایت قرار می‌داد و تقریباً عذر وجودِ خوشی حیات و زندگی را خواسته بود به طور مکرّر رنگهای سرد را برای تأکید فرم‌های تیز، گوشه ‌دار و میخ مانند معماری، مجسمه و حروف الفبا با استفاده از رنگهای درخشان و امیدوار کننده پرتوی از نوری بی‌ نظیر تاباند. نمود شفافیّت نور و رنگ توسط نقّاشان و معماران در بسیاری از زمینه‌ها نظیر ایجاد روزنه‌ها در ساختمان برای ایجاد نوعی پرسپکتیو اتسمفری مورد جستجو قرار گرفت. از سایه روشن‌های نزدیک نما و دور نما برای ایجاد احساسی از فضا استفاده شد. نمود حجمی نور نیز در حجم پردازی که ظاهراً مورد نظر یک کار هنری و یا دیزاین را برای بیننده مشخّص می‌کند به خوبی شناخته شد. تجاربی در زمینهی نورپردازی انتزاعی صورت گرفت. (مه یر،1382، ص88)
انتخاب مثلاً سه اثر هنری از نقّاشان مشهور و درک این که آنها چگونه نور و رنگ را مورد استفاده قرار داده‌اند بسیار مفید خواهد بود. با نگاه کردن به لباس شخصی قادر می‌شوید در مورد رنگهای کروماتیک و آکروماتیک و همچنین تونها، درخشش و خلوص آنها به چیزهایی برسید.
تجارب رنگی برای نقّاش و طراح آینده در بر آوردن نیازهای تکنیکی، تجارب با ارزشی هستند که در پیشرفت توانـایی‌های خلاق یاری بخشند، امّا تنها با شیوه‌ی درک مستقیم و خود به –خود (برعکس منطق) که تجارب رنگی وسیـله‌ی بیان هنری واقعی و یا وسیـله‌ای از احساس رنگی واقعـی می‌گردد. (مه یر،1382، ص89)
2-14 رنگ‌های تأثیرگذار و رنگ‌های تأثیرپذیررنگ‌های خالص و رنگ‌های تندِ سفید آمیخته اغلب تأثیر گذارتر و رنگ‌های ملایم تأثیر پذیرتر به حساب می‌آیند. این امر درباره‌ی پس تصویر کنتراست همزمانی وکنتراست مکمّل صدق می‌کند. رنگهای درخشان‌تر رنگ‌های ملایم‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. پس تصویر اساساً به محرک رنگی قوی نیاز دارد. حتّی دقیقترین و با برنامه‌ترین تلاش را هم که ایجاد پس تصویر با رنگ‌های ملایم به کار ببندیم به نتیجه نخواهیم رسید، زیرا چشم در حالت استراحت است و احتیاجی به ایجاد فامهای نا موجود ندارد. کنتراست همزمانی به حضور یک فام و یک ناحیه آکروماتیک در کنار آن احتیاج دارد هرچه رنگ‌های تحریک کننده درخشانتر یا کروماتیک‌تر باشند نمود قویتری روی سطح آکروماتیک ایجاد می‌شود. پس کنتراست همزمانی چه فام بسیار اشباع شده باشد چه نباشد اتّفاق می‌افتد. کنتراست مکمّل زمانی اتفاق می‌افتد که جزئیترین رابطه‌ی مکمّلی بین فامها وجود داشته باشد. یک رنگ ملایم که به تنهایی خاکستری دیده می‌شود، وقتی که کنار رنگی به همان اندازه ملایم و شامل گرایشی به فام متضادش قرار بگیرد دارای یک فام قابل تشخیص می‌شود. هیچ رنگی روی یک زمینه از تأثیر پذیری از آن زمینه در امان نیست. یک نمونه ظاهراً قرمز اوّلیه خالص اگر روی زمینه‌های قرمز دیگر با تفاوت جزئی با آنها قرار بگیرد با کنتراستی که با آنها ایجاد می‌کند بیشتر بنفش یا نارنجی به نظر خواهد رسید. رنگ‌های مرکب مانند: رنگ‌های ثالث، بیشتر در معرض تغییر یا تأثیر پذیری ناشی از محل جایگیری قرار دارند. زیرا هر چه یک رنگ عناصر بیشتری را شامل شود، امکان اینکه عنصر مشترکی با رنگ دیگری داشته باشد بیشتر است. رنگ‌های مرکّب بیشتر دچار تغییر می‌شوند. زیرا امکان بیشتری برای تغییر دارند. امّا باید در نظر داشت که این تغییرات از تغییرات رنگ‌های ساده‌تر شدیدتر نیستند. (گروسی فرشی،1380،ص93)
2-15 اثر فضای رنگهابه آنچه که جوانب و واکنش‌هایی مختلف رنگ را در بر می‌گیرد، فضا در رنگ گفته می‌شود. اثر فضایی رنگها محلول عوامل گوناگونی است. نیرو و قدرت در مورد عمق آنها در خود رنگ نهفته است. (رضایی،1373،ص27) این خصوصّیات در تاریکی و روشنی، سردی و گرمی، درجه اشباع و یا میزان وسعت سطوح رنگها موجود است. اثر بُعد و فضای رنگها را می‌توان با کنار هم قرار دادن آنها ایجاد کرد. در صورتی که شش رنگ، زرد، نارنحی، قرمز، بنفش، آبی و سبز را پهلو به پهلوی هم بدون فاصله در روی زمینه‌ی سیاه قرار دهیم، رنگ زرد رو به جلو می‌آید و سایر رنگها در فاصله‌ی دورتری قرار می‌گیرند. جلوترین رنگ در این مجموعه رنگ زرد است، در حالی که بنفش، در دورترین فاصله قرار گرفته است. سایر رنگها نیز در فاصله‌ی بین این دو رنگ خود نمایی می‌کنند. در اینجا زمینه اگر سفید باشد به سنگینی و عمق رنگها می‌افزاید. (رضایی،1373،ص28) اثرات فضایی رنگها در تضاد کیفیّت مؤثّر است. اثرات سطوح رنگها نیز در اثرات فضایی رنگها و عمق آنها دخالت دارند. (رضایی،1373،ص31)
2-16 جلوه‌های فضای رنگ‌هاکیفیّت رنگ تعیین می‌کنند که ما اشیایی را به صورت بزرگتر یا کوچکتر نزدیک شونده، یا دور شونده ببینیم. برخی رنگ‌ها دارای خصلت‌های ذاتی جلوتر یا عقب‌تر هستند. یک شرط اصلی در فهم اینکه رنگ‌هایی با حالت نسبی در فام و درجه خلوص چگونه نسبت به یکدیگر عقب‌تر یا جلوتر می‌روند این است که عوامل دیگر همگی یکسان باشند. (هولتزشوهه،1385،ص76)
فام رنگ‌های گرم نسبت به رنگهای سرد جلوتر دیده می‌شوند. اگر پای راست تان کفش قهوه‌ای و پای چپتان کفش سبز داشته باشد پای راستتان بزرگتر به نظر خواهد رسید. درجه خلوص رنگ‌های با اشباع بیشتر جلو می‌آیند رنگ‌های ملایم عقب می‌روند یک فیل صورتی بسیار بزرگتر و نزدیکتر از یک فیل خاکستری به چشم می‌خورد. تیره روشنی اجسامی که رنگ روشن دارند بزرگتر از همان اجسامی که رنگ تیره دارند. به نظر می‌رسند یک خرس سفید بزرگتر و نزدیکتر از یک خرس سیاه که در کنارش ایستاده به نظر می‌رسد. (هولتزشوهه، 1385،ص77)
2-17 رنگ کاهشی، افزایشیتقریباً تمام رنگ‌هایی که توسّط چشم دیده میشوند، میتوانند با سه رنگ اصلی به صورت کاهشی یا افزایشی بازسازی شوند. سیستم افزایشی با اضافه کردن نور به یک زمینهی سیاه، و سیستم کاهشی با استفاده از رنگ دانه‌ها و به صورت گزینشی جلوی نور سفید را میگیرند. این دو سیستم به ما در درک نحوه‌ی بازسازی تصویر کمک میکند. ابزارهایی که از سیستم سه رنگ اصلی (کاهشی یا افزایشی) استفاده میکنند میتوانند بیشترین تنوع رنگی را بازسازی کنند. بعضی مانند مانیتور از نورهای رنگی و سیستم افزایشی برای بازسازی رنگ استفاده میکنند. (RGB) بعضی مانند پرینتر از دانه‌های رنگی و سیستم کاهشی (جذّب نور) برای بازسازی رنگ‌ها استفاده میکنند. (CMYK) سیستم‌های کاهشی به خاطر وابستگی به نور برای رؤیت، آسیب پذیرتر هستند. به همین دلیل پرینتر‌ها به یک نور محیطی استاندارد برای بازسازی هر چه دقیقتر رنگ نیاز دارند. امّا به یاد داشته باشید که ساختار چشم انسان برای نور بازتابیده از اشیاء طراحی شده و ما در طبیعت (مانند سیستم کاهشی) به بازتاب نورها از اشیا نگاه میکنیم نه به منبع نور. نگاه کردن به منبع نوری (مانند سیستم افزایشی) در دراز مدّت مشکلاتی را برای چشم ایجاد میکند. (baraksstudio.com)
2-18 ریتم رنگریتم یا ضرب آهنگ واژه ای است، که معمولاً در موسیقی به کار میرود امّا در هنرهای تجسمی نیز مرسوم است. در هنرهای تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از: تغییر و حرکت عناصر بصری در فضای تجسمی. به عبارت دیگر نظم و متوالی یک عنصر تصویری ضرب آهنگ بصری را به وجود میآورد. انتقال احساس حرکت نیز توسط ریتم بصری صورت میگیرد. در طبیعت و زندگی ریتم نقش مؤثّری دارد و بر همین اساس نیز در آثار هنری ریتم دیده میشود. روز و فصول از وجوه بارز ریتم در طبیعت به شمار میآید. همان طور که در وجود انسان ریتم حیات با نبض و صدای تپش قلب همراه است. درعین حال رابطهای منظم انسان با اثر هنری نیز دارای نوعی ریتم است. (alirezai179.blogfa.com)
در این بخش تعریف مختصری از نور و خصوصیّات آن و همچنین رنگ و ویژگی‌های آن توضیح داده شده است. در بررسی نور و رنگ متوجّه رابطه ی این دو با هم شده‌ایم و پی بردیم که هر کدام چه تأثیری در دید و حافظهی تصویری افراد دارد، در فصل بعدی مختصری به آن پرداخته می‌شود.
2-19 روان‌شناسی رنگ2-19-1 تعریف روان‌شناسی روان‌شناسی به مطالعه علمی رفتارهای فردی و فرآیندهای ذهنی چون: حافظه، ادراک، هوش و ... می‌پردازد و مردمشناسی در پس تبیین «رفتارهای مرسوم» است. بنابراین رفتارها موضوع مشترک مطالعات هر دو یعنی مردمشناسی و روان‌شناسی است. منتهی هرکدام از زاویه‌ای بدان می‌نگرند. روان‌شناسی به مطالعه علمی رفتارهای فردی می‌پردازد. (رنجبر،ستوده،1384،ص4)
2-20رنگ از دیدگاه روان شناسی2-20-1 معانی رنگ‌ها- سیاه و سفید
مباحث زیادی در خصوص این که سیاه و سفید رنگهای واقعی هستند یا نه مطرح شده است. وقتی تمام طول موج‌های طیف به سطح یک شیء جذب شوند آن شیء سیاه به نظر می‌رسد و وقتی تمام طول موج‌ها از سطح شیء باز تابند شیء سفید به نظر می‌رسد. وقتی سیاه و سفید کنار هم قرار می‌گیرند ترکیب کلاسیک و مکمّلی را به نمایش می‌گذارند که خیره کننده و ناب و زنده است. ترکیب این رنگ سیاه و سفید در عین حال بی‌پیرایه و برجسته است. خطوط تایپ شده مشکی روی صفحه سفید، ستارگان سفید در آسمان شب، راه راه های بدن گورخر جذّابیت فراوانی دارند. این ترکیب رنگهای دیگر را به حال تعادل در می‌آورد: نه بیش از حد بر آنها تأکید می‌کند و نه در سایه‌ی خود قرارشان می‌دهد. سیاه و سفید به برخی از رنگها جلوه‌ی خاصّی می‌دهند.
اگر مشکی را به قرمز اضافه کنید نتیجه‌ی آن قهوه‌ای تیره می‌شود. در حـالی که سفید می‌تواند قرمز را به رنگ مایه‌های مـلایمتر تبدیل کند. وقتی از رنگ‌ مایه‌های روشـن یک رنـگ خاص استفـاده می‌کنیـد مطمئن شوید که اصل این رنگ تنـد و قوی است در غیر این صـورت به رنگ سفید با مایه‌های از رنگ مورد نظرتان خواهید رسید که بیشتر به ایجاد یک ترکیب کسل کننده می‌انجامد. (کاستیک،لوید،1385،ص8) سفید برای اصلاح تیرگی یک رنگ تند به کار می‌رود همچنین برای کاهش تأثیر رنگهای تند به کار می‌رود. رنگ مشکی برای ایجاد تمایز و فاصله گذاری بسیار کار ساز است. سیاه و سفید ابزار مناسبی برای ستایش اهمیّت سایه در رنگها هستند. (کابستیک،لوید،1385،ص9)
رنگ به وجود ما بر می‌گردد، شاید هر یک از ما رنگ خاص خودش را داشته باشد.(لوکوربوزیه) رنگهای مناسب موسیقی سکوت هستند. رنگهای نا مناسب آزار دهنده و ناراحت کننده‌اند. سیاه رنگی خوشنما است. مجموعه رنگهای سفید، خنثی، خالص ساده و آرام، امن‌ترین و ظریفترین ترکیب در طیف رنگها هستند. استفاده‌ی صرف از سفید در اثر بسیار نادر است همیشه تمایل به استفاده از رنگ ملایم دیـگری متنـاسب با نور و فضـا وجود دارد، زیـرا سفید در واقع ترکیبـی از تمام رنگهای طیف است بدون آن که نوری در آن جذب شده باشد. سفید می‌تواند متناسب با محیط اطراف و مشخّصات آن مایه‌هایی از آبی، صورتی، قرمز، سبز، زرد، قهوه‌ای یا خاکستری بگیرد. سفید آن قدرها خالص و غیر تقلبی نیست امّا به هر حال همیشه وجود دارد و تمام رنگهای دیگر را به خود جذب می‌کند تا به خلوصی که مخصوص خودش است برسد. سفید رنگی تجملاتی است، همیشه حس آرامش و صلح را القا می‌کند و اجازه می‌دهد پیش ‌زمینه مشخّص برای افزودن مایه‌های رنگ ایجاد شود. سفیـد همواره خالص، آرام، ساده و عاشقانه است. این اثر آرام کننده، که در رنگهای خنثی و سرد وجود دارد و برای تخلیـه فکری و آرامش روح ایـدهآل هستند و هـیچ نوع رنگ دیگری نمی‌تواند اثر مشابهی ایجاد کنـد. یکی از عام‌ترین دلایل استفـاده از سفیـد ایجاد فضـا و گسترش آن و روشن کردن فضا استفاده می‌شود و همیشه حس فضا و نور را ایجاد می‌کند. (کابستیک،لوید،1385،ص29)
سفید را می‌توان در ترکیب با رنگهای سیر به کار برد تا خطاهای بصری ایجاد کند ایجاد ترکیب خنثی معمولا ًبا استفاده از تعدادی از رنگهای مرتبط با سفید برای تکمیل تصویر همراه است. (کاستیک،لوید،1385،ص30)
رنگ سفید نماد معصومیّت و پاکی است. رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد. معمولاً نشانگر سرما پاکیزگی و آرامش است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.
سیاه تیره‌ترین رنگ است و در واقع خود را نفی می‌کند، نمایانگر مرز مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقّف می‌شود. بیانگر پوچی و نابودی است. این رنگ به عنوان نفی کننده خود نشانگر ترک علاقه، تسلیم یا انصارف نهایی بوده و از تأثیر قوی بر هر رنگی برخوردار است. ( لوشر،1372،ص10 )
سیاه رنگ شب و عزا است، به جادو و شیطان منتسب می‌شود. ظاهر وزین سیاه آن را بین سیاستمداران و هنرپیشه‌ها محبوب کرده است. این رنگ همچنین با ثروت و زیبایی نیز مرتبط است. ( شیجی وا،1377،ص11 )
- خاکستری
کاملاً عاری از هر محرک و یا گرایش روانی، خنثی بودن تیرگی و روشنی، نه ذهنی است، نه عینی، نه درونی، نه بیرونی، نه اضطراب آفرین و نه آرامش‌بخش این رنگ فقط یک مرز است و در دو سوی آن دیدگاههای متفاوت وجود دارد. ( لوشر،1372، ص 10)
- آبی
این رنگ نشان دهنده‌ی آرامش کامل است. از نظر روان شناسی به معنای خشنودی از وضعیت آرامش و رضایت آن است. شلینگ آبی سیر را در اثرش به نام فلسفه هنر بکار می‌برد. آنجا که می‌گوید: سکوت شرط لازم زیبایی بوده و همچنین آرامش دریای متلاطم است. این رنگ نمادی شبیه به آب آرام، خلق و خوی آرام طبیعت زنان، روشنی و درخشش یک کتاب خطی است. ( لوشر،1372،ص11) آبی رنگ آسمان و دریا است مانند سبز رنگ آرامش بخش است. آبی روشن جوان و پر انرژی است، به همین دلیل برای تجسم ورزش مناسب است. امّا آبی سیر و آبی سلطنتی نشانه‌ی وقار و تحول است. این رنگ هم چنین رنگ نظافت و پاکیزگی است. ( شیجی وا،1377،ص15) آبی رنگ پریده نشانه‌ی ایثار نسبت به آرمانی اصیل، نشانه‌ی وفاداری و صداقت است. (ویلز،1375،ص ) این رنگ درون گرا است که خداوند آن را برای تسکین، آرامش ناراحتی‌ها، رنج‌ها، خستگی‌ها و نابسامانی‌های زندگی روزمره بر فراز کره‌ی خاکی آفریده است. ( آیت الهی،1384،ص17 )
همیشه به عنوان رنگ سرد معرفی می‌شود و باید با احتیاط استفاده شود. (کاستیک،لوید،1385،ص20) رنگ آبی موافق با وضعیّت خطی افقی است. رنگی است، مطیع، سر به راه، سازشکار، رنگ زمستان و سرما، طعم آبی بیطعمی و کمی متمایل به شیرینی است. همیشه سایه دار است. همواره میل دارد در تاریکی خود نمایی کند. همیشه نا محسوس است. در عین حال هوای شفافی را مینمایاند آبی معنی ایمان میدهد. سمبل جاوید است. (رضایی،1373،ص40)
- رنگهای آبی دریایی
ملایم یا قوی، شادی بخش، کار با آنها راحت است، یک حالت متفکرانه، آرام، آرزومند، حتّی تا حدودی غمگین دارند. رنگ باران و اشک را به نمایش میگذارند. رنگهای خالص و نیرومند دریایی به طور طبیعی زندگی روزمرهی ما را احاطه کردهاند. این رنگها نقطهی مقابل رنگهای گستاخ و تند به کار میروند. زنـده و شاد بخش به نظر میرسند. رنـگهای روحبـخش اعصـاب را آرام میکنند و برای روح مدرن تحلیل رفتهی انسان مرهم خوبی هستند. میتوان به راحتی با این رنگها زندگی کرد. (کابستیک،لوید،1385، ص 76)
- سبز
سبز روشن بهار، بـاروری، همدمی را تداعی می‌کند. سبز پر رنـگ، رنگ زنـگار، گرفتگی، مالیخولیـا، نشان دهنده‌ی حقه بازی است. سبز سیر و نزدیک به یشمی سکوت عمیق یک جنگل انبوه کاج را به یـاد می‌آورد. (شیجیوا،1377،ص22 ) رنگ سبز کمرنگ، نشانه‌ی سعادت و موفّقیّت است. سبز معتدل نماینده‌ی تطابق، انعطاف‌پذیری است. سبز زیتونی بیانگر خیانت و دو رویی است. رنگ سبز با دارا بودن خواصّ ضد عفونی کننده در درمان عفونت‌ها به کار می‌رود. از طرفی باعث هماهنگی جسم، ذهن و روح می‌گردد. (ویلز،1375،ص43 ) سبز رنگ تعقل تفکر و آرامش خردمندانه است. نه مانند آبی سرد و آرامنده است که نیروهای حیاتی و جانبخش را فرو نشاند و سرکوب کند، نه آن چنان هیجان آفرین است که باعث تند خویی گردد. قرآن مجید رنگ سبز را رنگ بهشتی می‌داند و این مطلب از آیات مختلف قرآن که بهشت و فردوس را وصف کرده است می‌توان دریافت. (آیت الهی،1384،ص26 )

—352

در مقوله پژوهش نظری دکتر سجودی رئوس نظری را در قالب مقالات و کتاب‌هایی معرفی کرده و دکتر اسدی نیز خط و ربط این نظریه را با دوران تاریخی مورد مطالعه به خوبی مشخص کردند. بنابر آموزه‌های تارتو نیاز به سپهر فرهنگی بود که در حوزه نظریه و تعریف آن از فرهنگ جای گیرد. در اینجا بود که دریافتم بدون مطالعه ابتدایی و عمیق حوزه مطالعات فرهنگ،مطالعات فرهنگی و نشانه‌شناسی فرهنگی امکان درک تارتو میسر نیست و بنابراین همه‌چیز از پایه آغاز شد و حاصل بخشی از آن در پایان‌نامه منعکس شده‌است. بخش‌های عمده‌ای از آن نیز به دلیل حاشیه‌هایی که برای پژوهش ایجاد می‌کرد به صلاحدید اساتید محترم راهنما و مشاور حذف شد. در همین زمان بود که دریافتم نشانه‌شناسی فرهنگی ارتباط‌هایی نظری با انسان‌شناسی دارد و بازهم فرصت مناسبی بود تا درباره این انگاره نیز بیاموزم. دکتر ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران در این زمینه مشاوره‌هایی ارائه دادند که به‌ یاری آمد و چندین صفحه در حدود آن شکل گرفت، اما چون در بحث نظری مسیر تحقیق تغییر کرد، این بخش را نیز از پایان‌نامه حذف کردیم. پس از آن باید حدود سپهر فرهنگی در تاریخ مورد بحث مشخص می‌شد. متاسفانه کتاب‌های تاریخ معاصری که به رشته تحریر درآمده‌اند به‌طور عمده کمتر به مقوله هنر پرداخته و بیشتر در حوزه سیاست مانده بودند. از همین روی کار تطبیق این کتاب‌ها با چند کتاب محدود در حوزه تاریخ تئاتر ایران آغاز شد و البته به گفته‌های هنرمندان در دوره‌های مختلف نیز رجوع شد. در این بررسی‌ها مشاهده شد در کنار هنر تئاتر که امری وارداتی به‌شمار می‌آمد، ادبیات در شاخه داستان کوتاه و رمان نیز دوشادوش این هنر به‌مثابه امری جدید جایگاهی بایسته تحقیق در نشانه‌شناسی فرهنگی دوران را به خود اختصاص می‌داد. این نگاه در دوران محمدرضاشاه با قدرت گرفتن حزب توده جایگاهی فراخ‌تر یافته و بسیاری از نام‌آشنایان عرصه ادبیات منثور حاصل این دوران محسوب می‌شوند.اصولا حزب توده به دلیل جنس نگرشی که در دوران مورد بحث داشت، توانست نویسندگان مختلفی را به‌سمت خود جلب کرده و حتی در حرکتی فراخ‌تر از آمران خود در روسیه، بتواند با بازگذاشتن عرصه آثاری را در ترجمه و تولید متن عرضه کند که ای‌بسا در خود روسیه با آن‌ها مخالفت می‌شد. پس این حوزه نیز با تکیه بر جزئیات هم‌راستا با تئاتر و اوضاع سیاسی مورد واکاوی قرار گرفت. در نهایت به دلیل حجم سنگین پایان‌نامه به پیشنهاد اساتید بخش ادبیات را نیز حذف کردیم تا هم از انسجام کل پژوهش کاسته نشود و هم‌اینکه در فرصتی دیگر بتوان به‌درستی حق مطلب را درباره ترجمه فرهنگی در ادبیات بیان داشت.
آن‌چه اکنون پیش‌روست نگاهی میان رشته‌ای به برهه‌ای از تاریخ هنر تئاتردر ایران است که پنجره نشانه‌شناسی فرهنگی به‌سمت آن گشوده شده‌است. پنجره‌ای که می‌تواند زوایایی تازه را نمایان سازد. این پژوهش حدود 16 ماه به طول انجامید و در شکل‌گیری آن می‌بایست از چند نام موثر قدردانی کنم. علاوه بر اساتید محترم راهنمای نظری و عملی و مشاور،ابتدا دکتر نجومیان برای ایده نخستین عنوان و دکتر فکوهی برای هم‌یاری در بخش انسان‌شناسی. جواد تولمی که بدون همکاری بی‌دریغ او امکان دسترسی به متون تاریخی امکان پذیر نبود. دکتر عماد میرمحمدی و آراز بارسقیان که در تهیه متن انگلیسی و فرانسه نمایشنامه ارنانی بنده را یاری رساندند.
در پایان باید اذعان داشت اگر قوتی در این پژوهش به‌نظر می‌رسد حاصل لطف اساتید راهنمای نظری و عملی و استاد مشاور گرانقدر است و اگر هم سستی در آن دیده می‌شود حاصل قلم این کمترین.
فصل یککلیات پژوهش1-1- تعریف و بیان مسئلهتئاتر غربی در ایران عمر طولانی ندارد. اما همین هنر نوپا، از همان اوان ورود به کشور ایران در برخورد با جامعه چالش‌هایی متفاوت را برانگیخته است. این هنر به مثابه فعالتی زنده در هر برهه تاریخی شکلی متفاوت به خود گرفته و در دوره ای فعال و پرجوش و در زمانی دیگر خاموش و منزوی بوده است. همین پویایی نشان می‌دهد که تئاتر در وابستگی به عناصر دیگر اجتماعی خود را بازتعریف کرده و معنای مختص به خود را به دست می‌آورد. به گفته دیگر آنکه تئاتر را نمی‌توان جدا و یکه از دیگر پدیده‌های فرهنگی یک جامعه مورد بازشناسی قرار داد. پدیده‌های فرهنگی‌ای که در یک کنش و واکنش بر یکدیگر تاثیر گذارده و موجب پویایی یا سکون یکدیگر می‌شوند.
فرهنگ نیز خود مقوله‌ای است چند وجهی که نظریه‌پردازن در طول سالیانی که از عمر تولد این واژه می‌گذرد، کوشیده‌اند با ارائه تعاریفی گوناگون، ابعاد مختلف آن را برای مخاطبان خود روشن کنند. این تعاریف در هر دوره وجوهی از فرهنگ را مورد توجه قرار داده است، اما در هر دوره پس از مطالعاتی جدید، نظریه‌پردازان متوجه شده‌اند، هنوز ابعاد نامکشوفی از این واژه باقی مانده که برای دریافت آن تلاش‌هایی تازه نیاز است.
از همین روی این حرکت تکاملی تا امروز ادامه داشته و شاخه‌های مختلف علوم اجتماعی کوشیده‌اند، هر یک بنابه توان علمی بخشی از هویت فرهنگ را برای مردمان مشخص سازند. اما به راستی فرهنگ چیست؟ بازنمود آن در یک جامعه چگونه است؟ آیا رفتار مردمان یک جامعه فرهنگ را می‌سازد؟ آیا آثار هنری به فرهنگ شکل می‌دهند؟ آیا معماری،پوشاک، علایق اجتماعی و... فرهنگ است؟ آیا فرهنگ برآمده از سیاست است؟ تاثیر عناصر فرهنگی بر یکدیگر چگونه است؟ هرآنچه آمد هم می تواند فرهنگ قلمداد شود و هم خیر. نامکشوف بودن فرهنگ در طول این سال‌ها نشان داده، این واژه پیچیده تر از آن است که قصد کنیم تعریفی یک خطی و مشخص از آن ارائه دهیم.
از همین روی بوده که سیاستمداران، هنرمندان، جامعه شناسان و در نهایت فرهنگ شناسان کوشیده‌اند به تعریف این مهم دست یابند. اما در کنار دانشمندان مختلف رشته‌های گوناگون، نشانه شناسان هم در این بین سعی داشته‌اند تا تعریف خود را از پدیده فرهنگ ارائه نمایند. یوری لوتمان و هم اندیشانش در مکتب مسکو-تارتو، بنیان‌های نخستین نشانه‌شناسی فرهنگی را بنا نهادند . حرکتی که بسیار سریع رشد کرد و در کشورهای دیگر ادامه یافت.از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی، فرهنگ حاصل سازوکار یک دستگاه پیچیده نشانه‌ای است. نشانه‌هایی که درون سپهر نشانه‌ای خود ویژه هر جامعه تعریف شده و سازوکار می‌یابند. این سپهر نشانه‌ای کمک می‌کند تا فرهنگ معنا پیدا کند. از این رو که، هیچ فرهنگی به تنهایی قادر به بقا و تعریف خود نبوده و همواره به یک دیگری فرهنگی نیاز دارد، سپهر نشانه‌ای این قابلیت را ایجاد می‌کند تا این ارتباط میان فرهنگ خود و دیگری برقرار شود. اما این سپهر نشانه‌ای از چه عناصری تشکیل یافته است؟ نگاه او به بیرون از خود چگونه معنا می‌یابد؟آیا این سپهر، فضای بیرون خود را به مثابه فرهنگی دیگر در نظر می‌گیرد و یا آن را بدوی، وحشی و ناهمگون می‌پندارد؟ نشانه‌شناسی فرهنگی می‌کوشد تا به این سئوالات پاسخ دهد.
یکی از عناصری که می‌تواند درون سپهر نشانه‌ای هر کشوری تعریف شود، مجموعه هنرهای آن کشور است. هنری که از طریق متون عرضه شده و درون کلیت فرهنگ سازوکار می‌یابد. از سوی دیگر ، همان فرهنگ تعیین می‌کند کدام متون قابلیت ماندگاری دارد و کدام متون را می‌بایست طرد کرد. پس مشاهده می شود که رابطه متون و فرهنگ رابطه‌ای دوسویه است که در تعامل با یکدیگر نظم می‌یابد. یکی از هنرهایی نیز که در این راستا اهمیتی بایسته دارد، هنر تئاتر است. هنر تئاتر خود از رمزگان‌های مختلف تصویری، گفتاری تشکیل شده که می‌تواند به بازتاب فرهنگی یک جامعه یاری رساند.
1-2- ضرورت انجام پژوهشتئاتر غربی در ایران با عمر کوتاه خود توانسته است،همنشینی‌هایی با تحولات فرهنگی داشته باشد. یعنی تعامل این هنر با دیگر نشانه‌های فرهنگی بسیار بارز بوده است. از سوی دیگر تئاتر غربی آن‌چنان که از نامش برمی‌آید عنصری است که از طریق ارتباط با فضای خارج از سپهر نشانه‌ای پدید آمده و سازوکار ترجمه در آن نقشی اساسی داشته است. این ترجمه از معماری سالن‌های تئاتری آغاز شده و تا نگارش نمایشنامه امتداد یافته است. در دوره‌هایی نیز این ترجمه نه از طریق دیگری فرهنگی که از توجه به درون فرهنگ خودی بوده است. این تعاملات روند حرکت تئاتر در ایران را پیچیده کرده است و می‌توان با اتکا به علوم میان رشته‌ای همچون نشانه‌شناسی فرهنگی، نوری تازه به زوایای تاریک این مسیر تابانیده و وجوه تازه‌ای از آن را مشخص کرد. این پژوهش در همین راستا سراغ برهه‌ای از تاریخ تئاتر ایران رفته که تاکنون کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است. تئاتر ایران در دوران پهلوی نخست و پهلوی دوم تا سال 1330 ه.ش. که در برهه‌ای خفا و انزوا و در برهه‌ای دیگر آمیختگی با حرکات مردمی را تجربه کرده است. در این سال‌هاست که ترجمه از دیگری فرهنگی در قالب‌های گوناگون رونق می‌یابد و دیگری فرهنگی با نام از طریق تئاتر جای خود را در سپهر نشانه این مرزوبوم می‌گشاید. اما سازو کار ترجمه و توجه به دیگری فرهنگی در هر دوره از تاریخ ایران متفاوت بوده است. در دوره‌ای دیگری فرهنگی به مثابه یک نافرهنگ در نظر گرفته شده و در دوره ای به کعبه آمال بدل شده و ارتباط‌های گسترده با آن رقم زده می‌شود. برخی هنرمندان در جایگاه مترجمین فرهنگی در پی تبدیل دیگری به فرهنگ خودی هستند و برخی دیگر می‌کوشند در تعاملی دوجانبه به آمیختگی از فرهنگ خودی و دیگری دست یابند.
این پژوهش بر آن است تا چگونگی ترجمه فرهنگی از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی را در نگاهی همزمانی و درزمانی مورد بررسی قرار داده و مشخص کند که سازوکار این فرایند در هنر تئاتر برهه تاریخی مورد بحث چگونه بوده است.
1-3- سئوالات و فرضیه‌هادر این پژوهش کوشیده خواهد شد تا به این سئوالات پاسخ داده شود:
1- ویژگی ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) چیست؟
2- ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) در بازتاب فرهنگ خودی و فرهنگ دیگری چگونه بوده است؟
3- ترجمه‌های فرهنگی صورت گرفته در دوران پهلوی (1330-1300) تا چه اندازه بازنمونی فرهنگی از دوران خود بوده‌اند؟
4- ترجمههای فرهنگی دوران پهلوی (1330-1300) تا چه اندازه تحت تاثیر فرهنگ حکومتی و چه اندازه فرهنگ عمومی بوده است؟
فرضیه این پژوهش نیز بر این پایه بنا شده است :
1- فرهنگ دوره رضاشاه فرهنگی مرکز محور است و فرهنگ دوران محمدرضاشاه میل به محتوا محوری دارد.
2- فرهنگ مرکزمحور سازوکار ترجمه فرهنگی را محدود کرده و با توسل به عنصر طرد فرهنگی متون تولیدی را با رکود مواجه می کند.
3- میل در مرکز محوری متون دوران پهلوی اول و گرایش به حاشیه در متون پهلوی دوم نمودی عینی دارد.
4- سپهر فرهنگی دوران میزان جذب و طرد متون را در هر دوره معین می‌کند.
1-4- روش پژوهشاین پژوهش بر مبنای مطالعه و یافتههای کتابخانه ای صورت می‌گیرد. دراین راستا، در فصل دوم در بخش پیشینه پژوهش انگاره‌ها و تعاریف پایه‌ای فرهنگ ، مطالعات فرهنگ و مطالعات فرهنگی مورد بازخوانی قرار می‌گیرد. تعاریف فرهنگ از ابتدای تاریخ مطالعه این واژه، با مطالعه متون برتر به مثابه فرهنگ در انگلستان آغاز شده و به دیگر کشورها بسط می‌یابد. این حرکت در ادامه مسیر به مطالعات فرهنگی می‌رسد که نگاهی طبقاتی به فرهنگ می‌افکند و نشانه‌شناسی فرهنگی در نگاهی جامع‌تر کلیت رمزگان‌ها و متون را برای مطالعه خود بر می‌گزیند. در فصل سوم گذری بر پایه‌های نظری از جمله تعریف فرهنگ از نگاه نشانه‌شناسی فرهنگی، سپهر فرهنگی، ترجمه فرهنگی از منظر مسکو-تارتوصورت می‌گیرد و در نگاهی کوتاه این انگاره را در تئاتر بینافرهنگی که در آن ترجمه فرهنگی متون موردتوجه قرار می‌گیرد بررسی شده است.در فصل چهارم نیز بدنه پژوهش یعنی ترسیم سپهر نشانه‌ای دوران پهلوی اول و دهه نخست پهلوی دوم، بررسی ترجمه فرهنگی در زمانی و همزمانی در دوران رضاشاه، تئاتر و ترجمه فرهنگی و در نهایت دو نمایشنامه اصفهانی چلمن اثر رفیع حالتی و عبدالله نوشته معزالدیوان فکری به‌عنوان مطالعه موردی مورد توجه واقع می شود. در فرهنگ مرکز(بیان) محور دوران رضاشاه نقش مرکز پررنگ تر شده و رضاشاه با طرد دیگری سنتی مذهبی،در ترجمه‌ای در زمانی نوعی دیگری فرهنگی را در امتداد خودی آرمانی پدید می آورد بر همین اساس نمایشنامه‌های تاریخی و نگاه باستانی گرایی رواج می‌یابد. در دوران محمدرضاشاه با تجربه شکست پدر، توجه به حاشیه‌ها بیشتر شده و همین اجازه ظهور دیگری فرهنگی را مهیا می‌سازد که در این دوران با رشد و رونق نسبی متون مواجهیم. فصل نهایی نیز به نتیجه بحث اختصاص می یابد.
1-5- پیشینه پژوهشپیشینه پژوهش این رساله را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. پژوهشهایی که در حوزه نظریه ها انجام شده است و پژوهشهایی که در اجرای این نظریهها در دوران تاریخی مورد بحث قرارگرفته است. در میان پژوهش‌های نظری میتوان به دو پروژه - ریسرچ«ارتباط بینفرهنگی:رویکردی نشانه شناختی» (1388) و «ارتباط بین‌فرهنگی: ترجمه و نقش آن در فرایندهای جذب و طرد»(1388) هر دو به قلم فرزان سجودی اشاره کرد. سجودی در این دو پروژه - ریسرچابتدا فرهنگ را از زوایای مختلف تعریف کرده و در ادامه در پروژه - ریسرچنخست می‌کوشد زمینههای شکل گیری نشانههای فرهنگی را مشخص کند. وی فرهنگها را دستگاه‌های نظامهای نشانهای می‌داند که به رفتار فرهنگی انسان ارزش و معنا میدهند. سجودی در این پروژه - ریسرچبه این نتیجه میرسد که فرهنگ‌ها در روابط بینافرهنگی شرکت میکنند اما معمولا از فرصتهای برابر برای حضور و بیان خود در این روابط برخوردار نیستند.این پژوهشگر در پروژه - ریسرچدوم خود به شکل مستقیم به فرهنگ خودی و دیگری استناد میکند و بعد از ارائه تعاریف ترجمه، میزان تاثیر پذیری فرهنگ خودی از دیگری را در حین ترجمه به بحث میگذارد.
پژوهش کارشناسی ارشد گسست و پیوست فرهنگی در تئاتر ایران از پیشامشروطیت تا سال 1330 ه.ش. (بصیری،1390) نیز سعی دارد تا از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی در بازه زمانی مشخص، گسست و پیوست های فرهنگی تئاتر ایران از جامعه را مورد بحث قرار دهد.
از دیگر پژوهشهای موجود در حیطه نظری میتوان به پژوهش مریم تیموری(1388) در پژوهشای با عنوان تئاتر میان فرهنگی از نظریه تا اجرا اشاره کرد. وی تلاش کرده پس از تبیین نظریههای نظریه پردازان تئاتر میانفرهنگی به کارکرد آنها در چند عنوان مشهور از این‌گونه نمایش ها از جمله آثار پیتر بروک بپردازد. این پایان‌نامه از حیث نظریه پردازی تئاتر میانفرهنگی در جهان اثری قابل توجه است. پژوهشگر، تئاتر میان‌فرهنگی را به سه حوزه جداگانه تئاتر چندفرهنگی ، تئاتر پسا استعماری و تئاتر بینافرهنگی تقسیم کرده است و در ادامه با تکیه بر نظریات ماروین کارلسون، اریکا فیشر لیشت و پاتریک پاویس تفاوت هریک از این نظریهها و کارکرد آنها در عرصه تئاتر میانفرهنگی را به بحث گذارده است.
در زمینه اقتباس نیز چند عنوان در دانشگاههای مختلف به ثبت رسیده است که از ان میان میتوان به پژوهش مهرداد خزیمه(1384) با عنوان جستاری در اقتباس و نمایشی سازی( داستان) در سینما و تلویزیون اشاره کرد. خزیمه در این پژوهش به چگونگی ترجمان فرهنگی و اجتماعی روایت در یک اثر ادبی و تبدیل نشانگان نوشتاری به نشانگان دیداری و نمایشی میپردازد.
بهاره برهانی (1384) نیز در پژوهش ای با عنوان اقتباس ضمن تعریف اقتباس ، تاریخچه مختصری از اقتباس در تئاتر ایران ارائه داده و به طور گذرا به اقتباسهایی که از مولیر در تئاتر ایران صورت گرفته میپردازد.
فرود عوض پور(1388) نیز در پژوهشای دیگر با عنوان بررسی و تحلیل شاخصه های فرهنگی در تطبیق دو اثر اقتباسی از نمایشنامه مکبث، به دو فیلم مکبث رومن پولانسکی و سریر خون آکیرا کوروساوا پرداخته و سعی کرده زمینههای فرهنگی نگاه هر یک از کارگردان ها را در مواجهه با مکبث شکسپیر به بحث بنشیند که در حد اشاره به کلیات باقی مانده و نشانی از مباحث نظری ترجمه فرهنگی در آن دیده نمیشود.
اما در حوزه مطالعه تاریخی ترجمه فرهنگی در در تئاتر دوران پهلوی(1330-1300) پژوهش‌های زیادی صورت نگرفته و هر آنچه آمده در حد اشاره و عبور از کلیات باقی مانده است.
از این میان میتوان به رساله دکتری ناصر آقایی(1387) با عنوان مسائل توسعه تئاتر غربی در ایران (1357-1257) اشاره کرد. این رساله در یکی از فصول خود به گذری بر نمایشنامههای ترجمهای دوران پهلوی اول میپردازد . ناهید جهازی(1384) نیز در پژوهش ادبیات نمایشی در عصر پهلوی اول(1320-1299) به مرور زندگینامه و خلاصه آثار نمایشنامه‌نویسان این دوران میپردازد . البته در بخش دیگری از این پایان‌نامه تاثیرات ناسیونالیسم، باستان گرایی و تجدد در ادبیات نمایشی این دوران نیز مورد اشاره قرار میگیرد که در یک محور کلی میتواند یکی از زیر شاخه های بحث مطالعات فرهنگی تئاتر دوران پهلوی محسوب شود.
فصل دوبررسی ادبیات نظری پژوهش2-1- کلیات و مفاهیم فرهنگفرهنگ یکی از پیچیده‌ترین اصطلاحات در علوم انسانی است؛اما تعریف و شناخت واژه فرهنگ با رجوع به منابع ریشه‌شناختی آن چندان دشوار به‌نظر نمی‌رسد. بین اکثر واژه پژوهان در مورد ریشه آن در زبان فارسی و لاتین اشتراک نظر وجود دارد، ولی زمانی‌که این واژه از کارکرد معمول خود خارج و به یک اصطلاح علمی بدل می‌شود، هر تفسیری می‌تواند به مثابه تعریفی مستقل از آن عمل نماید. از همین روی پژوهشگران علوم انسانی در رساله‌های خود کوشیده‌اند معنای درک پذیری را از اصطلاح فرهنگ ارائه دهند.
برای مطالعه پیرامون واژه و اصطلاح فرهنگ چند روش متمایز از یکدیگر پیشنهاد شده است: 1- جمع آوری همه تعاریفی که از فرهنگ صورت گرفته است. 2- طبقه بندی تعاریفی که از فرهنگ وجود دارد بر مبنای پیدایش تاریخی آنها. 3- طبقه بندی تعاریف بر اساس حوزه‌ها، نظریه ها و مکتب‌های مطرح شده. 4- طبقه‌بندی تعاریف بر پایه رشته‌های علمی از قبیل مردم شناسی، جامعه شناسی و.... 5- مطالعه نظری و عملی بنیان های اجتماعی و دست یابی به تعاریف تازه. ]1[
مهری بهار در پژوهشی که در باب مطالعات فرهنگی انجام داده روش سوم را برگزیده و در نقد روش دوم نوشته است که:" در صورت انتخاب روش دوم، بحث از فرهنگ در درون سنت‌های جامعه شناختی مطرح خواهد شد و در نهایت مطالعات‌فرهنگی، رشته‌ای در درون جامعه شناسی خواهد بود"(بهار،1389،ص 29).
اماریموند ویلیامز جامعه‌شناسی فرهنگ را رشته‌ای درون جامعه‌شناسی نمی‌داند و دو محدوده مطالعاتی جداگانه را برای آن در نظر می‌گیرد. یکی از آنها، اندیشه اجتماعی به طورعام و جامعه‌شناسی به‌طور خاص و در سوی دیگر مطالعه در محدوده تاریخ فرهنگی و تحلیل فرهنگی را مورد توجه قرار می‌دهد. او عقیده دارد هم می‌توان اصطلاح را به شیوه‌های مطالعه علوم جامعه شناسانه محدود کرد و هم اینکه اجازه داد تا با جامعیت به همگرایی نسبت به علوم دیگر دست یابد.]2[
مطالعه تاریخی یک اصطلاح – در اینجا فرهنگ- می‌تواند بستری به شمار‌آید تا بر جامعیت آن افزوده و مطالعات بینا نظریه‌ای حول آن واژه بیشتر خود را نمایان کند.این تفکر که یک اصطلاح علمی در هر دوره از تاریخ چه ارتباطی با علوم دیگر داشته‌است می تواند ماهیت جامع آن را مشخص تر جلوه دهد.
منظور از مطالعه جامع تاریخی اصطلاح ،خوانش واژه و اصطلاح،تنها بر اساس انگاره‌های رشته دانشگاهی جامعه‌شناسی نیست ؛بلکه مقصود مطالعه تاریخی است که روند تطور اصطلاح و ارتباط‌های علمی آن را تشکیل می‌دهد،زیرا آن‌گونه که اندیشمندان مطالعات فرهنگی در مرکز بیرمنگام اعتقاد داشتند، مطالعات فرهنگی اصولا یک علم میان رشته ای است. بنابراین روش ما پژوهش پیش‌رو نیز مطالعه جامعه‌شناسی تاریخی واژه فرهنگ به علاوه روشی است که بهار نیز در تحقیق خود پیش گرفته است.


این روش امکانی را پدید می‌آورد که در برخی موارد بتوانیم متناسب با موضوع و مورد مطالعاتی پیش رو - در اینجا نشانه‌شناسی فرهنگی ترجمه در ادبیات‌نمایشی- بخش‌های زاید را حذف و بخش های مورد نیاز را پررنگ کنیم. از سوی دیگر مرور تاریخی سبب انسجام در موضوع مطالعه شده و باعث می شود افکار با گسست روبه‌رو نشود.
2-1-1- واژه فرهنگ در زبان فارسی و لاتینفرهنگ(= فرهنج) در لغتنامه دهخدا به معنی عقل و خرد،آموزش و پرورش،تعلیم و تربیت و امور مربوط به مدارس و آموزشگاه‌هاست. در بخشی دیگر از این لغتنامه، برای این واژه،معنای شاخ درختی را نیز آورده اند که آن را جایی در خاک می‌خوابانند و این درخت در جایی دیگر سر بر می‌آورد. کاریز آب را نیز فرهنگ گفته‌اند.
واژه فرهنگ در صورت پهلوی خود به صورت فرَهَنگ نگاشته می‌شود. خود این واژه از پیشوند فر- به معنای پیش و ریشه باستانی ثنگ به معنای کشیدن تشکیل شده‌است. این واژه در یکی از برابر نهادهای لاتین خود نیز به دو عبارت Educate وEdure بر می‌خوریم که هر دو به معنای کشیدن و تعلیم و تربیت هستند.
در ارتباط با فرهنگ می‌توان واژه هایی همچون هنگ به معنای قصد و آهنگ،هنجیدن ، هیختن و انجیدن به معنای بیرون کشیدن و درآوردن را هم ریشه با فرهنگ در نظرگرفت. با همین ریشه و با اضافه کرده فر، فرهختن و فرهیختن و فرهنجیدن پدید می آید که جملگی معنای تربیت کردن، ادب آموختن، تادیب کردن را بیان می‌کنند. در لغتنامه صحاح الفرس که کهن ترین لغتنامه پارسی است، فرهنگ را ادب خوانده‌اند. در شرفنامه منیری فرهنگ، ادب، دانش و بزرگی است و در معیار جمالی فرهنج(فرهنگ) عقل و ادب آمده است. ]3[
واژه فرهنگ در نظم و نثر فارسی نیز چندین بار تکرار شده‌است. متون خسروقبادان و ریدک، خویشکاری ریدکان، کارنامه اردشیر بابکان، دینکرد، تاریخ بلعمی،قابوس نامه،سلجوق نامه ظهیری،سندباد نامه،تاریخ بیهقی،تاریخ طبرستان،جاودان نامه،رسائل اخوان الصفا و همچنین در ابیاتی از فردوسی، سعدی، مولوی و فخرالدین اسعد گرگانی به فراخورفرهنگ را به معنای تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار داده‌اند.
در این آثار، فرهنگ کنش و گفتاری از جامعه را به نمایش می‌گذارد که مخصوص نخبگان است. بنابراین می‌توان بخشی از بازنمود فرهنگ در ادبیات کهن پارسی را با تمییزی که هنرمند میان کنش و گفتار مردم عادی جامعه و دیگران قائل بوده جست‌وجو کرد. در این آثار علاوه بر وجه هنری می‌توان بازخوانی اجتماعی را نیز مد نظر قرار داد. بازخوانی که در آن وجوه تمایز افراد دارای فرهنگ از افراد عامی جدا می‌شود.
واژه فرهنگ در زبان فارسی سرگذشتی قابل مطالعه دارد. این واژه ابتدا در زبان فارسی دری یافت شده است و در این زبان پیشینه‌ای دیرینه دارد، اما از سده هفتم هجری به بعد با گسترش زبان عربی، واژه فرهنگ جای خود را به معادل‌هایی عربی می دهد.این جریان تا سال 1017 هجری قمری ادامه دارد که میرجمال‌الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی در هند کتاب لغتی به نام جهانگیر گورکانی می‌نویسد و آن را فرهنگ جهانگیری می‌نامد و دوباره واژه فرهنگ در زبان فارسی راه می‌گشاید.]4[
اما در زبان انگلیسی – به طور عام- فرهنگ برابر نهاد عبارت Culture است. بنابه توضیح واژهنامه ریشه‌شناسی کلمات، ریشه این کلمه به واژه لاتین cultura بازمی‌گردد که این کلمه نیز به واژه colere وابسته است. cultura و colereبنابر توضیح واژه نامه آکسفورد معنی کشاورزی و پرورش دادن را به ذهن متبادر می‌کند.این واژه در زبان فرانسه نیز به معنای مراقبت کردن از مزارع و دام‌ها بوده و در پایان قرن هجدهم نیز برای نامیدن قطعه ای از زمین زیرکشت به کار می‌رفته است.]5[ البته این واژه لغات هم ریشه دیگری نیز دارد که معنی اکثر آنها در محدوده کشاورزی و پرورش دادن تعریف می‌شود. به عنوان نمونه یکی از واژه‌های هم ریشه‌ای را که می‌توان برای Culture در نظر گرفت، واژه Coulter است که معنی تیغه گاو آهن می‌دهد. جدا از پرورش می‌توان معناهایی همچون سکنا، نیایش و محافظت را نیز برای این عبارت مورد بازخوانی قرار داد.سکنی در حکم یکی از این معانی ریشه خود را از واژه Colonus می‌گیرد که بعد‌ها به واژه استعمار گرایید.Colere از همخانوادگی با واژه Cultus در لاتین به واژه کیش(Cult) نیز می‌گراید. ]6[
واژه Culture به تدریج با پیشرفت علوم انسانی از ماهیت واژگانی خود خارج شده و شکلی اصطلاحی به خود می‌گیرد. اصطلاحی که ابتدا در مطالعات فرهنگو بعدها در مطالعات فرهنگی مورد استفاده قرار گرفته است.
اندیشمندان نیز در اصطلاح شناسی Culture گاه نظریاتی نزدیک به هم و گاه بسیار دور از هم داشته‌اند. این نظریات در طول تاریخ مطالعه این اصطلاح بارها مورد واکاوی و دگرگونی قرار گرفته است. اصطلاح فرهنگ یا Culture را در انگاره‌ای عام این‌گونه می‌توان تعریف کرد:
" ...الگوهایی از شناخت بشری را در بر می‌گیرد که به باورهای مرسوم،صورت بندی‌های اجتماعی، و ویژگی‌های نژادی،دینی یا گروهی دلالت دارند. افزون بر این، فرهنگ به نوعی رابطه یا نزدیکی با علوم انسانی،هنرهای زیبا و دیگر فعالیت‌های علمی و فکری نیز دلالت می‌کند و در ارتباط با افراد خاص،اغلب مترادف آداب دانی نیز هست....."(مکاریک،1388،ص224)
البته مکاریک خود در انتهای تعریف می‌گوید که هیچ کلیت و عمومیتی را نمی‌توان برای این اصطلاح در نظر گرفت و باید مصداق‌های جزئی تر آن را در تعریف مورد بازشناسی قرار داد.
نخستین تعریف از اصطلاح فرهنگ را ادوارد بارنت تایلور انسان‌شناس انگلیسی در سال 1871 ارائه کرده است:" فرهنگ یا تمدن، در گسترده‌ترین معنای مردم شناختی خود، آن کل پیچیده‌ای است که شناخت ها،باورها، هنر، اخلاق،حقوق،آداب و رسوم و دیگر توانایی‌ها یا عاداتی را که به وسیله انسان، به عنوان عضو جامعه کسب می‌گردد، شامل می شود."(تیلور به نقل از کوش،1389،ص27)
این درحالیست که ماتیو آرنولد نیز تقریبا مترادف با زمان تیلور، در کتاب فرهنگ و آنارشی در سال 1869 تعریف خود را از فرهنگ ارائه کرده است:" ]فرهنگ[ جست‌وجوی کمال مطلق، به یاری گرفتن بهترین اندیشیده‌ها و گفته‌ها در باب مطالبی که بیشترین ارتباط را با ما دارد..."(آرنولد به نقل از جانسون،1388،ص12)
آرنولد و تایلور از دو مکتب جداگانه مطالعاتی به شمار می‌آیند. آرنولد یک ملی گرای بریتانیایی است که مطالعاتش ریشه در ادبیات دارد و تایلور انسان‌شناسی که سعی دارد از روش‌های پیشنهادی انسان شناسانه به تعریف فرهنگ دست پیدا کند. تعریف تایلور سبب شد تا عده‌ای همچون ماتیو آرنولد در مقابل تعریف وی فرهنگ را بیشتر به نحوه سامان دهی زندگی مربوط بدانند تا به مجموعه عناصر تاریخی – اجتماعی که در ساختن فرهنگ مهم هستند. ]7[
در سال 1952، آلفرد کلوبر و کلاید کلاکهون در کتابی به‌عنوان فرهنگ:مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف ، 164 تعریف از فرهنگ را گردآوری کرده اند.
این تعاریف به دسته های الف)وصفگرانه، ب)تاریخی، پ) هنجاری، ت) روان شناختی، ث)ساختاری و ج)پیدایش شناختی تقسیم می شوند. ]8[
با بررسی تعاریفی که کلوبر وکلاکهون تا سال 1952 از اصطلاح فرهنگ ارائه کرده اند]9[ دو نکته را می‌توان از آن استنباط کرد: 1- ابتدا اینکه برخی از پیکان‌های توجه در این تعاریف به سمت اندیشه انسان‌ها و یا بازنمودهای معنوی (همچون آثار هنری) به عنوان مبنای تفکرات پیرامون فرهنگ بوده است و 2- برخی دیگر، اشیاء و ابزارهای ساخت دست بشر را نیز به عنوان بازنمودی برای فرهنگ درنظرگرفته‌اند.
اما این تعاریف چند نتیجه کلی دیگر را نیز در بر دارند: 1- فرهنگ آموختنی است. 2- فرهنگ بین افراد یک جامعه مشترک است.3- فرهنگ محصول دانش انسان هاست و از یک نسل به نسلی دیگر انتقال می‌یابد. 4- فرهنگ‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. هر فرهنگ دارای طرح و بافتی است که این طرح و بافت آنها را از یکدیگر متمایز می‌‌سازد. 5- فرهنگ‌ها در سطح جهان دارای عناصر مشترکی هستند. ]10[
2-1-2 - سیر واژه culture از آغاز تا سال 1850کارکرد واژه فرهنگ در اروپا و امریکا به صورت متداول از میانه قرن هجدهم آغاز شد و البته منازعاتی را برانگیخت. انسان در عصر روشنگری متوجه شد می‌تواند تاریخ را به گونه‌ای متفاوت از آنچه تاکنون آموخته بود مورد بازخوانی قرار دهد.تا پیش از قرن 16 میلادی واژه فرهنگ در کشور فرانسه تنها به عنوان بازنمونی برای یک وضعیت،وضعیت چیز مراقبت شده، به کار می‌رفته است. در حالیکه بعد از آن به معنای یک عمل یعنی کشت و کار بر روی زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد. در نیمه قرن 16 این واژه به معنای مجازی خود مرسوم می‌شود. یعنی از واژه فرهنگ به عنوان پرورش یک توانایی و استعداد سود می‌جویند، اما چون مورد پذیرش مراکز دانشگاهی قرار نمی‌گیرد تا قرن ها بعد مسکوت مانده و وارد فرهنگ های واژگان نمی‌شود. واژه فرهنگ که معمولا به همراه متمم های مفعولی همچونفرهنگ هنرها، فرهنگ علوم و... به کار می‌رود، نخستین بار در سال 1718 وارد لغت نامه آکادمی فرانسه می‌شود]11[ بنابراین می‌توان گفت که قرن هجدهم زمان آغاز استفاده مجازی از واژه فرهنگ است؛ زمانی‌که اندک اندک واژه فرهنگ از یک واژه به یک اصطلاح تغییر شکل می‌دهد. فرهنگ در بازنگری انسان نسبت به تاریخ معنای مجازی خود را پیدا کرد. نخستین بار ولتر با نگارش کتاب رساله درباره‌ی آداب و رسوم و روحیات ملت‌ها به سال 1756 گرایش مطالعه علمی درباره جامعه‌های بشری را بنیان نهاد. ]12[
انسان اجتماعی دوران روشنگری زمانی‌که اندیشید امروز نسبت به روز پیشین تغییر کرده، بر آن شد تا ریشه‌های این تغییر را مورد شناسایی قرار داده و آن را برای خود نظریه‌پردازی کند. این نظریه‌ها‌ می‌توانست او را در آینده نیز برای تغییرات بیشتر آموزش دهد. انسان متوجه شد راهی ندارد جز اینکه نظریه ‌های آزموده شده در جهان و کشورهای دیگر را با یکدیگر مقایسه کند تا بتواند به مفهوم موفقیت دست یابد.در همین دوران انسان اروپایی برای نمایش تغییرات به سمت بهبود اجتماعی، دو واژه فرهنگ و تمدن ]13[را مورد استفاده قرار داد. درحالیکه واژه فرهنگ از زبان فرانسه وارد زبان آلمانی شد، اما کشور فرانسه نتوانست آن‌چنان که باید تا مدت ها این واژه را به کار بندد و بنابراین فرانسوی‌ها از واژه تمدن استفاده کردند و آلمانی‌ها بسیار وامدار واژه فرهنگ شدند. این درحالی بود که در طول قرن هجدهم و نوزدهم فارغ از نگاه متمایز کشورهای فرانسه و آلمان به واژه فرهنگ و تمدن انگاره آنان از این دو واژه نیز با یکدیگر متفاوت بود. آلمانی‌ها به دلیل درگیری‌هایی که میان روشنفکران و دستگاه دولتی موجود بود زودتر اصطلاح فرهنگ را به کار بستند. اهالی روشنفکر این کشور دربار را به دور از ارزش های معنوی می‌دانستند که برای نمونه در هنر، فلسفه و دین موجود است. بنابراین خود شروع به تعریف توانایی های ملی فرهنگی کردند. آلمانی‌ها معتقد بودند توانایی‌های فرهنگی هر ملتی مختص به خود آنهاست و نمی‌توان همه ملت‌های دنیا را دارای توانایی‌های یکسان در نظر گرفت، در حالیکه فرانسوی‌ها که از واژه تمدن سود می‌جستند، اعتقاد بر این داشتند که توانایی‌های انسانی حاصل یک باور و توانایی کلی در جهان است. یکی از چهره‌های مهم فلسفه آلمان که در سال 1744 وارد این منزعات شد، یوهان گوتفرید هردر به‌شمار‌می‌آید. او که به نوعی وامدار بخشی دیگر از نگاه ولتر به تاریخ یعنی مطالعه آداب و رسوم ملت‌ها بود]14[ عقیده داشت که هر ملتی نبوغی منحصر به فرد دارد. همین نبوغ میان ملت‌ها تفاوت میان آنها را در فرهنگ سبب می‌شود. بنابراین ملت‌ها می توانند به این واسطه دائم با یکدیگر در ارتباطی اجتمامی باشند. این‌چنین بود که هردر به نسبی گرایی فرهنگ اشاره کرد و"... دیدگان ما را نسبت به «فرهنگ ها» گشود"(دوموت به نقل، از کوش،ص20).با توجه به نزاع تفکری میان دو واژه فرهنگ و تمدن در میان آلمانی‌ها و فرانسویان می توان اذعان داشت"فرهنگ بیشتر یادآور پیشرفت‌های انفرادی است و تمدن یادآور پیشرفت های جمعی. "(همان،ص15)
این منازعات که از قرن هجدهم آغاز شده بود تا قرن نوزدهم ادامه یافت.در قرن نوزدهم فرانسه تحت تاثیر آلمان قرار گرفته، اما بن مایه اصلی اندیشه خود را تغییر نمی‌دهد. یعنی بر عام بودن توانایی‌های بشری صحه می‌گذارد، اما واژه فرهنگ را جایگزین تمدن می‌نماید.ارنست رنان در سخنرانی که سال 1882 در دانشگاه سوربن ارائه داد گفت:" پیش از فرهنگ فرانسوی ، فرهنگ آلمانی و فرهنگ بریتانیایی، فرهنگ بشری وجود داشته است"(همان،ص22).
این منازعات بین فرانسه و آلمان تا سال‌ها ادامه داشت و در جنگ جهانی دوم به درگیری فیزیکی منجر شد. همین منازعات بود که سبب شد تا مطالعه فرهنگ به صورت رسمی آغاز شده و دامنه آن در تمام نقاط جهان پهناور شود.
2-2- مطالعات فرهنگ و مطالعات فرهنگی(1950-1850)مطالعه فرهنگ در نیمه دوم قرن نوزدهم ما را به سوی دو خط سیر جداگانه سوق می‌دهد. دو خطی که با تعاریف ماتیو آرنولد و تایلور شکل می‌گیرد. نخستین گروه را به عنوان فرهنگ‌گرایان ادبی انگلیس می‌شناسیم و گروه دوم انسان شناسانی که پایه‌های انسان شناسی فرهنگی را ایجاد کردند. ملی‌گرایی بریتانیایی تقریبا تا اواسط قرن بیستم ادامه می‌یابد ، اما خیلی زود جای خود را به مطالعات فرهنگی می‌دهد و این درحالیست که انسان شناسی‌فرهنگی که از نیمه قرن نوزدهم در جایگاه یک علم مطرح شده بود، همچنان راه خود را در قرن بیستم نیز می‌گشاید. انسان‌شناسی در شاخه انسان‌شناسی فرهنگی، که بیشتر مورد بحث ماست، در نیمه دوم قرن بیستم با مطالعات‌فرهنگی در هم می‌آمیزد و بسیاری از نظریات در این دوره توسط هر دوگروه به صورت واحد ارائه می‌شود. بنابراین در تقسیم بندی که پیش رو خواهد آمد، اشتراکات این دو حوزه را در یک بازه مورد بازخوانی قرار داده و تنها نکات افتراق را از یکدیگر جدا شده‌است.
مطالعات فرهنگ تفاوت‌هایی آشکار با مطالعات فرهنگی دارد. مطالعات فرهنگ توجه خود را بیش از هر چیز معطوف به خود فرهنگ(به عنوان یک واحد مستقل مطالعاتی) می‌کند. آن‌چنان که می‌کوشد فرهنگ را به مثابه یک متن در نظر گرفته و آن را مورد بررسی قرار دهد. در این عبارت اهمیت واژه فرهنگ بیشتر از مطالعات است. بنابراین با مرور تاریخی آن هم متوجه می‌شویم که پژوهشگران بیش از اینکه دنبال روش‌های مختلف مطالعه فرهنگ باشند، می کوشیدند تا به تعریفی واحد از فرهنگ دست یابند. اما با توجه به تعاریف آرنولد و تایلور از فرهنگ، خود واژه متن نیز بر پیچیدگی شکل مطالعه می‌افزاید. متن از دیدگاه آرنولد و هم اندیشانش بیشتر به سوی نوشته های ادبی سوق پیدا می‌کند و دست یافتنی‌تر می‌نماید ، اما این درحالیست که همین واژه در منظر تایلور کلیتی پیچیده را شکل می دهد.
مطالعات فرهنگ تا اواسط قرن بیستم در سنت فرهنگ‌گرایی بریتانیایی ادامه داشت و پس از آن وارد مرحله تازه‌ای شد. فرهنگ عامه(طبقه کارگر) در برابر فرهنگ والا پدید آمد و مهاجرانی که به کشورهای دیگر می‌آمدند پدیده چند فرهنگی را ایجاد کردند. با این توجه ما با یک متن از یک قوم به عنوان فرهنگ روبه‌رو نیستیم. حال نیاز به شاخه‌ای بود که بتواند به هر پدیده‌ای به چشم فرهنگ نگاه کند. زیرا این فرهنگ ها هر یک بازتاب اختلاط‌های گوناگون فرهنگی محسوب می‌شدند. از همین رو دانش مطالعات فرهنگی به وجود آمد. در ترکیب عبارت مطالعات فرهنگی، بر خلاف مطالعات فرهنگ، تشدید بر مطالعات است تا خود فرهنگ. در این اصطلاح، واژه فرهنگ با یک ی نسبت به مطالعات مرتبط می‌شود. در این شاخه مطالعاتی هر پدیده‌ای می‌توانست یک متن فرهنگی قلمداد شود و پس ما با تکثر و تکثیر متون فرهنگی روبه‌رو می‌شویم. این تفاوت بسیار اساسی دو اصطلاح مطالعات فرهنگ(ها) و مطالعات فرهنگی است که در ادامه مطالعه پیش رو بیشتر از آن‌ه سخن گفته خواهد شد.
این در حالی بود که انسان‌شناسی فرهنگی نیز تقریبا همزمان با مطالعات آرنولد و هم‌اندیشانش فعالیت خود را از نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز کرده بود.بنابراین انسان‌شناسی فرهنگی هم هویتی مستقل یافت. در شیوه‌های مطالعاتی هدفمندی نیز که تاکنون تدوین شده است، مطالعه فرهنگ را نگاه از بیرون به فرهنگ در نظر گرفته‌اند و به مطالعات فرهنگی نگاه از درون به فرهنگ گفته‌اند. نگاه بیرون به فرهنگ بیشتر شکلی مقایسه ای و تاریخی دارد و نگاه از درون به فرهنگ حاصل انگاره تفکری اجتماعی در ابتدای قرن بیستم محسوب می‌شود.]15[
2-2-1- فرهنگ‌گرایی ادبی بریتانیاییبحث درباره مطالعه واژه فرهنگ میان آلمان و فرانسه را به نوعی دیگر می‌توان در تفکرات روشنفکران ]16[ بریتانیایی نیز پی‌گرفت. در بریتانیای قرن نوزدهم، بیشتر روشنفکران که تلاش کردند به تعریف مفهوم فرهنگ دست پیدا کنند، اهل ادبیات بودند. ]17[
جدا از تعریف کاملی که ماتیو آرنولداز واژه فرهنگ در این دوره ارائه داده است و می‌توان نشانه‌های علاقمندی وی را به شکل تفکر اومانیسم در آن دریافت؛بومن یکی دیگر از روشنفکران بریتانیایی نیز در مورد فرهنگ می‌گوید:"... انسان طبیعتی دارد آرمانی و فرهنگ یعنی تلاش آگاه و سخت و طولانی در تحقق این آرمان برای هماهنگ کردن جریان واقعی زندگی با بالاترین امکان استعداد آدمی"(بومن به نقل از جانسون،1388،ص13).

—195

1-6-2- متغیر وابسته:متغییر وابسته در این تحقیق گزینه ها (option ها) می باشند. اگر گزینه در یک پروژه وجود داشته باشد مقدار آن برابر 1 است و در غیر این صورت صفر می باشد.
1-7- فرضیات تحقیق:این تحقیق دارای یک فرضیه می باشد:
بین تمامی جفت ریسک- گزینه موجود در پروژه رابطه وجود دارد.
-18- روش گرد آوری داده های تحقیقبرای گردآوری اطلاعات تحقیق حاضر از مطالعات کتابخانه ای-میدانی استفاده می شود. بخش اول، مطالعات کتابخانه ای است که شامل منابع و مراجع مرتبط، تعریف و شناسایی مفاهیم و شاخص ها و بررسی چگونگی تاثیر بین آنها با استفاده از نظریه های صاحب نظران، مقالات معتبر علمی، سایت ها و پایان نامه ها می باشد و بخش دوم میدانی است که اطلاعات مورد نیاز تحقیق با بررسی وضعیت سازمان، مصاحبه با خبرگان و کارشناسان فناوری اطلاعات جمع آوری می گردد.
-9-1 قلمرو تحقیق1-9-1- قلمرو مکانی تحقیققلمرو مکانی این تحقیق شرکت طرفه نگار در استان تهران می باشد. شرکت طرفه نگار از سال 1375 با هدف نهادینه نمودن استفاده از تکنولوژی اطلاعات در روندهای شغلی گام به عرصه طراحی و تولید نرم افزار نهاد. این شرکت با مساعی کارشناسان و مدیریت قوی و علمی، توانسته ضمن فرهنگ سازی در راستای استفاده از تکنولوژی نرم افزار درعرصه ها و سطوح مختلف مشاغل و صنایع، سهم چشمگیری از بازار نرم افزار کشور را به خود اختصاص دهد.
1-9-2- قلمرو زمانی تحقیقانجام این تحقیق از نیمه دوم سال 91 شروع شده و در آذر 92 به اتمام رسید.
1-9-3 - قلمرو موضوعی تحقیقموضوع تحقیق ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات حقیقی می باشد.
-10-1 جنبه های کاربردی تحقیقنظریه اختیارات حقیقی کاربردهای بسیار متنوع و فراوانی دارد که به طور کلی هر جا طرحی وجود داشته باشد که نیازمند تحلیل و ارزیابی اقتصادی بوده و شرایط لازم را برای استفاده از این نظریه داشته باشد(مانند موارد عدم قطعیت، انعطاف پذیری مدیریتی، بازگشت ناپذیر بودن سرمایه و.....) می توان از این روش تحلیل بهره برد. اختیارات حقیقی کاربرد خود را بیشتر در صنایعی که با خصوصیات سرمایه گذاری گسترده، عدم قطعیت و انعطاف مشخص می شود بویژه صنایع نفت و گاز، معدن، صنایع دارویی و فناوری زیستی می یابد.
-11-1نوآوری تحقیقمطالعه داخلی در خصوص مدیریت پروژه ها ی فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات حقیقی تا کنون بطور جدی صورت نگرفته است بنابراین نقاط مبهم و خاکستری زیادی در ابعاد آن وجود دارد. دراین پژوهش سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات علاوه بر ویژگیهای عمومی تابعی از مختصات خاص هر کشور نیز می باشد و در تحلیل این پروژه ها شرایط خاص کشور از قبیل ضوابط تامین مالی ، قوانین و مقررات دولتی، فرهنگ بهره گیری از فناوری اطلاعات، شاخصهای آمادگی الکترونیک ...... نیز در نظر گرفته می شود و تصمیم به ارائه روش جدید تحلیل اقتصادی با رویکرد اختیارات حقیقی با توجه به پیچیدگی و عدم قطعیت حاکم در زمینه های فناوری اطلاعات دارد.-12-1 واژه های کلیدی و تعریف عملیاتی واژه ها:فناوری اطلاعات، مدیریت ریسک IT، تحلیل اختیارات حقیقی (Real Options)، سرمایه گذاری
فناوری اطلاعات: مجموعه ای از سخت افزار ، نرم افزار وفکرافزار است که گردش و بهره برداری از اطلاعات را امکان پذیرمی سازد.
مدیریت ریسک: مدیریت ریسک فرآیندی است که باید با شروع پروژه آغاز شده و تا تکمیل یا خاتمه پروژه ادامه یابد. به منظور حصول اطمینان از قبول ریسک های پروژه و تعیین اینکه به چه شخص یا بخشی مربوط می شود، مدیریت ریسک باید در طرح توجیهی لحاظ شود. بنابراین، تصویب طرح توجیهی توسط حامی پروژه با آگاهی از ریسکهای بیان شده و با پذیرش عواقب شکست در مدیریت مؤثر ریسک های شناخته شده انجام می شود. کاهش اثر منفی ریسک در سازمان و رسیدن به یک مبنای درست تصمیم گیری، دلایلی هستند که سازمان را وادار به اجرای روند مدیریت ریسک در سیستم های مبتنی بر IT می سازند.
اختیارات حقیقی: در تحلیل RO تئوری اختیار معاملات مالی برای دارایی های غیرمالی توسعه داده شده است و روشی برای برقراری ارتباط بین امور مالی سازمان (غالباً کمی) و برنامه ریزی استراتژیک (غالباً کیفی) می باشد. فاکتورهای کمی را می توان به صورت اعداد و رقم نشان داد، در حالیکه فاکتورهای کیفی یا قابل سنجش نیستند و یا به صورت مبهم می توان آنها را مورد سنجش قرار داد. در هر دو صورت فاکتورهای انتخاب شده لزوماً فاکتورهای درست و دقیقی نیستند. تصمیم گیرندگان هم داده های کمی و هم داده های کیفی را در تصمیماتشان دخالت می‏دهند و تحلیل گزینه‏های واقعی می تواند این انواع داده ها که با یکدیگر سازگاری ندارند را در کنار هم قرار دهد تا تصویر کاملی را برای تصمیم گیری فراهم آورد. تنها زمانی Option (اختیار و نه اجبار) اعمال می شود که پروژه کاملاً سودآور باشد. تصمیم گیرندگان می توانند انواع اختیارات را در اختیار داشته باشند تا قدرت انتخاب داشته باشند. همین‏طور می توانند این اختیارات را به صورت موازی یا متوالی در تصمیم گیری استفاده کنند. گسترش، کاهش، پایان و تعویق گزینه‏های معمول در تصمیم گیری هستند که تصمیم‏گیرنده می تواند آنها را اجرا کند. این تکنیک ارزشی را بدست می دهد که هیچیک از روش های NPV سنتی، نرخ بازگشت سرمایه و یا تحلیل نسبت ایجاد نمی کنند.


سرمایه گذاری: سرمایه گذاری به انگلیسی (investment) به معنی گذاشتن پول در چیزی با انتظار سود از آن است. به طور دقیق تر سرمایه گذاری تعهد پول یا سرمایه برای خرید مالی وسایل یا دارائی‌های دیگر، به منظورمنفعت برگشتهای سودمند ومفید در قالب بهره، سودسهام یا قدردانی از ارزش وسایل (منافع سرمایه) است.
1-13- جمع بندی:در این فصل ابتدابه بیان مقدمه، مسئله تحقیق و بررسی ضرورت تحقیق پرداخته شد. سپس اهداف تحقیق و سوالات آن مطرح گردید. در ادامه جنبه های کاربردی و نوآوری تحقیق بیان شد و در نهایت قلمرو تحقیق و فرایند انجام تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه در فصل دوم ادبیات و پیشینه تحقیق و در فصل سوم روش تحقیق بیان می شود، در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود و در فصل پنجم نتایج حاصل از انجام تحقیق بیان می شود.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهبیشتر سازمانها درباره چگونگی ارزیابی سرمایه‏گذاریهای آتی فناوری اطلاعات و همین طور سیستم‌های اطلاعاتی موجود در سازمان دانش کافی ندارند. بیشتر این نوع سرمایه‏گذاری ها در سازمانها براساس معیارهای شخصی مدیریت ارشد مانند الویت‌های فردی، فعالیت‌های رقابتی و غیره صورت می‌گیرد (2001،Anderson). این قضیه منجر به این می‌شود که تعداد بسیار کمی از سازمان ها بالواقع دارای دانش عمیقی در این خصوص باشند که از هزینه ای که برای فناوری اطلاعات پرداخت می‌کنند چه ارزشی بدست می‌آورند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که حدود 20 درصد پروژه‌های فناوری اطلاعات قبل از تکمیل فسخ می‌شوند و کمتر از یک سوم آنها بموقع و با هزینه تخمین زده شده به طور موفق به پایان می‌رسند (2006،Standish Group). آشکار است که مدیریت ریسک مؤثر برای جلوگیری از بوجود آمدن این مشکلات کاملاً ضروری است. در واقع انعطاف‏پذیری یک فاکتور موفقیت بحرانی در توسعه سیستم‌های اطلاعاتی است(1991، Evans) چراکه مدیریت ارشد را قادر می‌سازد تا ابزار مقابله با ریسک را بنا به مقتضیات و شرایط ریسک طراحی نمایند و توسعه دهند (1995،Avison et al). به این ترتیب بود کهROT عملاً برای توجیه چند پروژه حوزه فناوری اطلاعات همراه با ریسک استفاده شد. روش اختیارات حقیقی به مدیران IT اجازه می‏دهد تا از عواقب ریسک آگاه باشند، در حالت بروز اتفاقات نامطلوب با آن مقابله و در صورت مساعد بودن شرایط به نحو احسن از آن موقعیت استفاده کنند، بهترین گزینه سرمایه‏گذاری استراتژیک را انتخاب و آن را برای مدیریت ارشد و سهامداران مالی توجیه کنند(2002،Kumar). تاکید خاص این پژوهش بر روی انعطافهایی است که مدیریت می تواند در سرمایه‏گذاری های فناوری اطلاعات در شرایط ریسک داشته باشد. اختیارات حقیقی باید به طور فعال برحسب ریسکهای خاص هر سرمایه‏گذاری بکار گرفته شوند.
2-2- نظریهی اختیارات مالیاختیارات مالی، همان ابزارهای مالی هستند که به عنوان ابزارهای کاهش ریسک در بازارهای مالی ارائه و دادوستد میشوند. از مهمترین و ابتداییترین اختیارات مالی، اختیارهای فروش (put) و خرید (call) هستند که بسته به نوع زمان عملی کردن آنها، به دو نوع آمریکایی و اروپایی تقسیم میشوند. یک اختیار اروپایی تنها در زمان سررسید قابل عملی کردن است و یک اختیار آمریکایی در هر زمانی قبل از زمان سررسید قابل عملی کردن است. اختیار فروش (put option) به معنای قراردادی است که در آن به امضاء کننده و یا خریدار آن این حق را میدهد که در آینده سهام مربوطه را در آینده، در(و یا حداکثر تا)زمانی معین، به قیمتی که در قرارداد ذکر شده است، بفروش برساند. اختیار خرید (call option) به معنای قراردادی است که به امضاء کننده و یا خریدار آن این حق را میدهد که سهام مشخصی را در آینده، در (و یا حداکثر تا) زمانی معین، به قیمتی که در قرارداد ذکر شده است، خریداری نماید.
بنابراین 4 نوع اختیار بر حسب اروپایی و آمریکایی بودن و نوع خرید یا فروش بودن به وجود میآید که به صورت جدول زیر تعریف میشوند.
جدول2-1 چهار نوع اختیار مالی پایه)2002،Andersen).اختیار اروپایی اختیار آمریکایی
یک اختیار اروپایی تنها در زمان سررسید قابل عملی کردن است. یک اختیار آمریکایی در هر زمانی قبل از زمان سررسید قابل عملی کردن است.
European call American Call
اختیار خرید یک دارایی در زمان سررسید. اختیار خرید یک دارایی در هر زمانی بین امروز تا زمان سررسید.
European Put American Put
اختیار فروش یک دارایی در زمان سررسید. اختیار فروش یک دارایی در هر زمانی بین امروز تا زمان سررسید.
پیشینهی نظریهی اختیارات بسیار قدیمی است، به طوری که در سال 1900، آقای لوییس باچیلیر، در تز دکترای خود مبانی این نظریه را ارائه داد)2002 ،Andersen).
اولین و مهمترین روشی که برای ارزشگذاری اختیارات مالی پایه ارائه شد، روش معروف بلک و شولز است. این روش، روش تحلیلی است و منجر به فرمولی میشود که به وسیلهی آن، ارزش یک اختیار فروش و یا خرید اروپایی محاسبه میشود. این روش در ادبیات نظریهی اختیارات بسیار مشهور است.
در ادامهی بحث برخی تعاریف پایه در نظریهی اختیارات مالی و رابطهی بلک و شولز ارائه میشوند که در وارد شدن به نظریهی اختیارات حقیقی، دانستن آنها ضروری است.
2-2-1- تعاریف: (1973،(Black& Scholesاختیار: قراردادی است که به دارنده آن نوعی اختیار معامله در یک دارایی مشخص را میدهد که در آن قرارداد هیچ اجباری وجود ندارد.
اختیار خرید: قراردادی است که به دارندهی آن، اختیار خرید تعداد مشخصی از سهام با قیمتی از پیش تعیین شده که حداکثر تا زمانی از پیش تعیین شده اعتبار دارد را میدهد.
اختیار فروش: قراردادی است که به دارندهی آن، اختیار فروش تعداد مشخصی از سهام با قیمتی از پیش تعیین شده که حداکثر تا زمانی از پیش تعیین شده اعتبار دارد را میدهد.
قیمت علنی کردن اختیار: قیمتی است که در قرارداد اختیار قید شده است و سهام در صورت عملی کردن اختیار با آن قیمت به فروش میرسد (همان قیمت از پیش تعیین شده).
قیمت اختیار: قیمت بازار قرارداد اختیار است که در بازار اختیارات معامله میشود.
تاریخ انقضاء: تاریخی است که قرارداد اختیار حداکثر تا آن روز اعتبار دارد و یا زمان عملی کردن اختیار در آن روز است.
2-3- تحلیل اختیارات حقیقیدر تحلیل RO تئوری اختیار معاملات مالی برای دارایی‌های غیرمالی توسعه داده شده است و روشی برای برقراری ارتباط بین امور مالی سازمان (غالباً کمی) و برنامه ریزی استراتژیک (غالباً کیفی) می‌باشد. فاکتورهای کمی را می‌توان به صورت اعداد و رقم نشان داد، در حالیکه فاکتورهای کیفی یا قابل سنجش نیستند و یا به صورت مبهم می‌توان آنها را مورد سنجش قرار داد. در هر دو صورت فاکتورهای انتخاب شده لزوماً فاکتورهای درست و دقیقی نیستند. تصمیم گیرندگان هم داده‌های کمی و هم داده‌های کیفی را در تصمیماتشان دخالت می‏دهند و RO می‌تواند این انواع داده ها که با یکدیگر سازگاری ندارند را در کنار هم قرار دهد تا تصویر کاملی را برای تصمیم گیری فراهم آورد. یک اختیار حقیقی اجازه می‌دهد تا تصمیم‏گیرنده با رسیدن اطلاعات جدید در آینده در سرمایه‏گذاری تغییراتی را به وجود آورد. داراییهای غیرمالی با داراییهای مالی متفاوت هستند، زیرا دارایی‌های مالی ملموس هستند و طبق نظر دیکزیک وپیندیک سرمایه‏گذاری‌های غیر قابل تغییر می‌باشند (1994،Dixit & Pindyck). جدول2-2 تفاوت‏های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی را نشان می‌دهد.
بیشتر سرمایه‏گذاریها به مثابه اختیار خرید یک سهام هستند که در آن سرمایه گذار حق اعمال سرمایه‏گذاری را در قبال دریافت پروژه دارد. ارزش این پروژه به طور تصادفی در نوسان است و بیشتر گزینه‌های سرمایه‏گذاری (یا فرصتهای سرمایه‏گذاری) یک فرصت "حالا یا هرگز" نیستند. گاهی انتظار سرمایه‏گذاری نیز دارای ارزش است. تنها زمانی Option (اختیار و نه اجبار) اعمال می‌شود که پروژه کاملاً سودآور باشد.
تصمیم گیرندگان می‌توانند انواع اختیارات را در اختیار داشته باشند تا قدرت انتخاب داشته باشند. همین‏طور می‌توانند این اختیارات را به صورت موازی یا متوالی در تصمیم گیری استفاده کنند. گسترش، کاهش، پایان و تعویق گزینه‏های معمول در تصمیم گیری هستند که تصمیم‏گیرنده می‌تواند آنها را اجرا کند. این تکنیک ارزشی را بدست می‌دهد که هیچیک از روش‌های NPV سنتی، IRR و یا تحلیل نسبت BC ایجاد نمی‌کنند.
جدول2-2 تفاوت‌های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی (2007،Rivey).
اختیار معاملات مالی اختیارات حقیقی
دارای دوره بلوغ کوتاه مدت معمولاً چند ماه دارای دوره بلوغ طولانی معمولاً چند سال و یا حتی چند دهه
متغیرهای اساسی که ارزش آن را تعیین می‌کنند قیمت سهام یا داراییهای مالی هستند. تغییرپذیری با استفاده از سوابق قیمت‌های بازار قابل محاسبه هستند. متغیرهای اساسی جریانات نقدینگی آزاد هستند که براساس رقابت، نیاز و مدیریت بدست می‌آیند. در واقع تغییرپذیری یک حدس و گمان بدون وجود سوابق و داده‏های قیمت‏هاست.
ارزش اختیار را نمی‌توان با دستکاری در قیمت کالاها کنترل کرد. ارزش استراتژیک اختیار را می‌توان با تصمیمات و انعطاف‏پذیری مدیریت افزایش داد.
ارزش هر اختیار معمولاً ‌اندک است که وقتی جمع می‌شوند میلیون ها و میلیاردها می‌شود. در طی تنها یک اختیار و یک تصمیم استراتژیک امکان دارد میلیون ها و میلیاردها دلار بدست آید.
بیش از سه دهه است که معامله می‌شوند (اختیارات مالی برای اولین بار در بازار اختیار معاملات شیکاگو در سال 1973 معامله شدند.) از سال 1990 استفاده از آنها در تصمیمات در سازمان ها توسعه یافت.
استفاده از معادلات دیفرانسیل و شبیه سازی برای کاهش عدم قطعیت قابل محاسبه است. با استفاده از معادلات و درخت‌های دو جمله ای همراه شبیه سازی متغیرهای اساسی قابل محاسبه است. یا می‌توان ارزش اختیار را از تفریق NPV سنتی و NPV فعال و انعطاف پذیر بدست آورد.
اوراق قرضه و سهام با اطلاعات در مورد قیمت‏گذاری و قیاس قابل فروش و معامله هستند. طبیعتاً قابل فروش و معامله نیستند.
فرضیات و عملکرد مدیریت در ارزش یابی تاثیری ندارند. ارزش اختیارات حقیقی ناشی از تصمیم گیری مدیریت است.
2-3-1- اختیارات حقیقی در مقابل اختیارات مالیهمانطور که قبلا نیز گفته شد، نظریهی اختیارات حقیقی بر گرفته از نظریهی اختیارات مالی است. در حل مسائل اختیارات حقیقی از روشهایی که برای حل مسائل اختیارات مالی ارائه شده است استفاده میشود، بنابراین بایستی با ایجاد نوعی تناظر بین اختیارات حقیقی و اختیارات مالی، پارامترهای مسائل اختیارات حقیقی را به پارامترهای متناظر در اختیارات مالی تبدل کرد و از راهحلهای مسائل اختیارات مالی برای ارزشگذاری اختیارات حقیقی بهره جست. جدول زیر برخی تناظرهای موجود بین اختیارات مالی و اختیارات حقیقی را نشان میدهد.
جدول2-3 برقراری تناظر بین متغیرهای نظریهی اختیارات مالی و نظریهی اختیارات حقیقی (2004،Dias).اختیارات مالی اختیارات حقیقی
اختیار خرید سهام اختیار سرمایهگذاری
قیمت سهام ارزش خالص فعلی پروژه
قیمت عملی کردن اختیار ارزش خالص فعلی هزینههای سرمایهگذاری
تاریخ انقضاء تاریخ انقضاء
نرخ بدون ریسک نرخ بدون ریسک
واریانس قیمت سهام واریانس ارزش پروژه
سود دورهای سهام جریان نقدینگی پروژه
2-3-2- تفاوت روش اختیارات حقیقی با روشهای تحلیل مالی سنتی
در بیان ساختار نظری روشهای مبتنی بر نظریهی اختیارات حقیقی، لازم است که ابتدا تفاوتهایی که ما بین روشهای سنتی با روشهای مبتنی بر اختیارات حقیقی وجود دارد، توضیح داده شود.
روشهای سنتی و شاخصهایی که در این روشها مبنای تحلیلهای سرمایهگذاری قرار میگیرند دارای تعدادی مفروضات، نقطهی شروع تفاوت بنیادی روشهای سنتی با روشهای اختیارات حقیقی است.
در روشهای سنتی فرض میشود:
نرخ تنزیل ارزشهای آتی برابر با نرخ ریسک ذاتی سرمایهگذاری است.
پروژه هیچ نوع انعطافی در مواجه با شرایط ناشناخته ندارد.
نرخ تنزیل درآمدها و یا هزینههای مطمئن، همان نرخ ریسک سرمایهگذاری نامطمئن است.
مهمترین و پرکاربرد ترین روش سنتی، روش DCF است. لازم به ذکر است در برخی متون از روشNPV در نامیدن روش DCF استفاده میشود و بهتر است برای جلوگیری از اشتباه، به جای استفاده از کلمهی اختصاری NPV، در همه جا، از کلمهی اختصاری DCF در معرفی روش سنتیDCF استفاده کرد. در واقع NPV شاخصی است که مفروضات ذکر شده در بالا هویت این شاخص را تشکیل میدهند و باید بین شاخص NPV و روش DCF تفاوت مفهومی قائل شد، چه بسا در روشهای اختیارات حقیقی نیز، شاخص NPV با مفروضات برگرفته از نظریهی اختیارات، همچنان معیار اصلی در تصمیمگیری است. از اینجا به بعد برای بیان تفاوتهای روشهای سنتی و روشهای اختیارات حقیقی از روش DCF به عنوان نمایندهی روشهای سنتی، استفاده میشود.
در روش DCF، آنچه معیار تصمیمگیری در سرمایهگذاری است، مقدار NPV است، که مقدار مثبت آن به معنای مناسب بودن پروژه برای انجام سرمایهگذاری است. در این روش ارزش خالص فعلی جریانهای نقدی آتی مورد انتظار پروژه محاسبه میشود. تبدیل کردن ارزشهای آتی به ارزش فعلی با نرخ تنزیلی مناسب صورت میگیرد که این نرخ تنزیل به نرخ ریسک تعدیل شده موسوم است. این نرخ، به نحوی در نظر گرفته میشود که در آن ریسک ناشی از ذات پروژهی سرمایهگذاری انعکاس یابد و در نهایت در تحلیلها اعمال شود. هرچه ریسک سرمایهگذاری پروژه، ‌از نگاه سرمایهگذاران بیشتر باشد، نرخ ریسک – تعدیل شده که در تنزیل مقادیر آتی و تبدیل آنها به ارزش حال استفاده میشود، بزرگتر است.
2-4- انواع اختیارات:اختیارات را می توان به دو دسته ی اختیارات ساده و اختیارات مرکب طبقه بندی کرد:
2-4-1- اختیارات سادهاختیار گسترش، کوچک سازی، تعویق و تعطیلی، نمونه ای از اختیارات ساده می باشند. اغلب این اختیارات از نوع آمریکایی هستند چرا که این اختیارات در موعد سررسید و یا در هر زمان قبل تر از آن قابل اجرا می باشند. اختیار خرید به شما این حق را می دهد که در پروژه سرمایه گذاری کنید. این در حالی است که اختیارات فروش به شما اجازه می دهد تا دارایی پروژه را به فروش برسانید.
1. اختیار تعطیلی
اختیار تعطیلی در هر پروژه ای وجود داشته و ویژگی های یک اختیار فروش را دارد. تصمیم مشروط در این اختیار تعطیلی پروژه است، در صورتی که بازده مورد انتظار پروژه پایین تر از ارزش فروش آن باشد، می توان تعطیلی را اعمال کرد. به عبارت دیگر تصمیم مشروط در این اختیار، تعطیلی پروژه است. بررسی این اختیار زمانی که ارزش خالص فعلی ناچیز بوده ولی احتمال زیادی برای زیان وجود دارد، ارزشمند خواهد بود (1996،Samis&Poulin).
2. اختیار گسترش
اختیار گسترش به ویژه برای پروژه های بلند مدت ارزش قابل توجهی را می تواند در پی داشته باشد. پروژه با عدم قطعیت بالا ممکن است در ابتدا ارزش خالص فعلی ناچیز و حتی منفی داشته باشد، اما به جهت پتانسیل بالای رشد در آینده ارزش سرمایه گذاری را در زمان حال داشته باشد. بررسی اختیار گسترش در پروژه هایی با رشد بالا به خصوص زمانی که اقتصادی رو به شکوفایی است، بسیار معمول است. هزینه اعمال اختیار برای گسترش پروژه میزان سرمایه گذاری شرکت برای اجرای اختیار یعنی گسترش پروژه می باشد. این اختیار در صورتی اعمال می شود که بازدهی مورد انتظار از گسترش پروژه بیش تر از هزینه اجرای آن باشد. اختیار گسترش یکی از اختیارهای خرید است(1996،Samis&Poulin).3. اختیارات کوچک سازی
اختیار برای کوچک سازی در بازار رقابتی امروز بسیار مرسوم است. این اختیار در جایی ارزش دارد که متناسب با تغییر شرایط بازار، نیازمند کاهش سریع مقیاس تولید خود باشند. سازمان ها با به کارگیری استراتژی کوچک سازی می توانند خود رادر برابر شرایط نا مساعد بازار مصون کنند. اختیار برای کوچک سازی ویژگی های یک اختیار فروش را دارد، چرا که ارزش اختیاربا کاهش ارزش بازده دارایی افزایش می یابد(1996،Samis&Poulin).
4. اختیار انتخاب
اختیار انتخاب از چند اختیار مجزا که با یکدیگر ترکیب شده اند، تشکیل می شود. اختیارات ترکیب شده می تواند اختیارهای تعطیلی، گسترش و کوچک سازی را شامل می شود. دلیلی که این اختیار، اختیار انتخاب خوانده می شود این است که مدیریت می تواند ضمن حفظ اختیار، پروژه را با روال قبلی ادامه داده با یکی از اختیارات تعطیلی، گسترش و یا کوچک سازی را برای اجرا انتخاب کند. مهمترین مزیت این اختیار، حق انتخاب بین چند گزینه است. اختیار انتخاب یک اختیار منحصر به فرد است چرا که بسته به انتخابی که صورت می گیرد. می تواند یک اختیار فروش یا یک اختیار خرید باشد. مثلاً اگر اختیار تعطیلی یا کوچک سازی انتخاب شود، اختیار انتخاب یک اختیار فروش و اگر اختیار گسترش انتخاب شود، اختیار یک اختیار خرید خواهد بود (1996، Samis&Poulin).
5. اختیار انتظار
اختیار انتظار یا تعویق، معمولاً در هر پروژه ای وجود دارد. این اختیار عموماً یک استراتژی آموزشی منفعل را بازنمایی می کند. یک شرکت ممکن است تصمیم گیری درباره ی سرمایه گذاری در پروژه ای را که درحال حاضر ارزش خالص فعلی منفی یا حاشیه ای نشان می دهد، ولی باتوجه به عدم قطعیت موجود، ممکن است در آینده ارزش پیدا کند، به تعویق بیاندازد. هدف از انتظار و به تعویق انداختن تصمیم گیری، روشن شدن عدم قطعیت در طول زمان است. اختیار تعویق در پروژه هایی ارزشمند است که صاحبان آن دارای تکنولوژی انحصاری آن پروژه بوده ولی به دلیل عدم قطعیت حاکم بر بازار شرایط را برای سرمایه گذاری مساعد نمی بیند. این شرکت ها به جهت برخورداری از حق انحصاری نگران ورود رقبا نبوده و از این منظر متضرر نمی شوند(1996،Samis&Poulin).
6. اختیار رنگین کمانی
اغلب اختیارات با تنها یک شاخص عدم قطعیت که معمولاً عامل اصلی موثر بر تغییر پذیری است مواجه هستند. تغییر پذیری در واقع به عنوان پارامتری متراکم از همه عدم قطعیت های پروژه در نظر گرفته می شود. اگر بیش از یک منبع عدم قطعیت برای ارزش اختیارات تاثیر تعیین کننده داشته باشد، یا تصمیمات مدیریتی، لحاظ کردن برخی از منابع عدم قطعیت را به صورت مستقل ضروری بداند، می توان منابع چندگانه عدم قطعیت را در محاسبات وارد کرد. این کار به محاسبه بیش از یک ضریب تغییر پذیری منجر خواهد شد، که در محاسبات بازده مورد انتظار پروژه هر کدام از این ضرایب نقش خود را متناسب با وزن خود ایفا خواهند کرد(1996، Samis&Poulin).
2-4-2- اختیارات مرکباختیارات مرکب در بسیاری از پروژه های چند مرحله ای که شروع یک مرحله از پروژه منوط به اتمام موفقیت آمیز مرحله قبلی است، معمول می باشد. در پایان هر مرحله از این پروژه این اختیار وجود دارد که پروژه وارد مرحله بعدی شده و موفق شود و یا ادامه آن به زمان دیگری موکول شود. در پروژه های چند مرحله ای که اختیار مرکب آنها بررسی می شود، هر مرحله از پروژه به اختیاری تبدیل می شود که اجزای آن منوط به اعمال اختیارات مرحله پیشین است. در واقع ارزش اختیار مرکب بر خلاف اختیارهای دیگر به ارزش دارایی بستگی نداشته، بلکه تابعی از ارزش اختیارات پیشین است (1996،Samis&Poulin).
در پروژه های چند مرحله ای ممکن است همه مراحل به صورت زنجیر وار و یکی پس از دیگری انجام شود یا برخی از مراحل به صورت موازی و همزمان صورت پذیرند، اختیار مرکب مرتب با نوع اول اختیار مرکب زنجیر وار یا سری و اختیار مرکب مرتب با نوع دوم اختیار مرکب موازی خوانده می شود. اختیار مرکب در صورتی که شامل تحلیل عدم قطعیت بازار یا عدم قطعیت داخلی باشد اختیار آموزشی خوانده می شود. برای مثال ساخت خط تولید نیمه صنعتی که برای حل مسئله عدم قطعیت فن آورانه (عدم قطعیت عادی) به عنوان اختیار اول یک اختیار مرکب زنجیروار، که نهایتاً منجر به پیاده سازی تولید نهایی می شود، یک اختیار آموزشی تلقی می شود(2006 Kodukula& Papudesu,).
همین طور، یک آزمایش بازار ابتدایی که برای آشکار سازی عدم قطعیت بازار انجام می گیرد نیز یک اختیار آموزشی خوانده می شود. در این مورد، آزمایش بازار اولین، و پیاده سازی تولید دومین اختیار زنجیروار محسوب می شوند. سازمان ها و شرکت ها غالباً برای بهره مندی از اختیارهای مرکب موجود در پروژه های بزرگ، سرمایه گذاری های کامل را قبل از انجام مطالعه بازار انجام نمی دهند. این مرحله مقدماتی از پروژه به عنوان اختیارهای ماقبل برای مراحل بعدی پروژه مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال پروژه تولید دارو قبل از اتمام کار مهندسی و طراحی، قادر به اجرای واحد شیمیایی نخواهد بود و برای اجرای این کارها نیز بعضاًًًًًًَ نیاز مند کسب مجوزهای مورد نیاز خواهد بود. بر اساس این ایده، باید عدم قطعیت را به منظور شفاف سازی در طول مراحل پروژه مورد توجه قرار داده و هر یک از مراحل برا ادامه یا توقف تصمیم گیری کرد.
2-5- روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی روش ها ی زیادی وجود دارد. این روش ها از تغییر پذیری ارزش داریی(S0 ) برای تعیین ارزش اختیار استفاده می کنند. در بسیاری از موارد، این دارایی ها کالاهای تجاری می با شند. در این بخش انواع روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی ومرسوم ترین مدل ها توضیح داده می شود. روش های ارزش گذاری را می توان در سه گروه مجزا طبقه بندی کرد(1998،Salahor).
روش معادله دیفرانسیل با مشتقات جزیی
این روش بر فنون ریاضی مبتنی است. معادله بلک شولز از این دسته روش ها می باشد. در ادامه به تفصیل در مورد این روش ارزش گذاری توضیح داده خواهد شد.
روش برنامه ریزی پویا
این روش ارزش های ممکن برای دارایی های مذکور را، در طول عمر اختیار تعمیم می دهد. سپس در مرحله نهایی استراتژی بهینه را جستجو نموده و ارزش استراتژی بهینه را در یک روش بازگشتی به زمان صفر تنزیل می کند. این روش برنامه ریزی پویا از این نظر که به صورت بصری جابجایی های اموال غیر منقول و نیز ارزش های اختیارات حقیقی را نشان می دهد بسیار مفید و کاربردی بوده و این ویژگی استفاده از اختیارات حقیقی را برای کاربران آسان تر می کند. به علاوه این روش می تواند با اختیارات حقیقی پیچیده تری سرو کار داشته باشد (1998،Salahor).
روش شبیه سازی
روش شبیه سازی بر ارزش گذاری دارایی ها در هزاران حالت ممکن زمانی از حال تا زمان انقضاء اختیارات مبتنی می باشد. از روش شبیه سازی می توان برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی پیچیده تر نیز استفاده کرد. مرسوم ترین روش شبیه سازی مورد استفاده، شبیه سازی مونت کارلو می باشد(1998،Salahor).2-5-1- مرسوم ترین مدل های ارزش گذاری اختیارات حقیقیهر کدام از روش های فوق، مدل ها محاسبه زیادی دارند. سه مدل مرسوم ارزش گذاری اختیارات حقیقی از میان راه حل های ارائه شده در بالا عبارت از بلک- شولز مدل توزیع دو جمله ای و روش شبیه سازی مونت کارلو می باشد، که در ادامه توضیح داده می شود.
2-5-1-1- معادله Black–Scholesفرمول بلک و شولز در سال 1973 توسط، فیشر بلک، مایرون شولز و روبرت مرتون ارائه شد، بعدها در سال 1997 به اهمیت و تأثیر این فرمول در پیشرفت نظریهی اختیارات پی برده شد و جایزه نوبل اقتصاد، در حالی که شولز درسال 1995 از دنیا رفته بود به آن تعلق گرفت. در واقع مهمترین و تأثیرگذارترین رابطه در نظریهی اختیارات مالی، فرمول بلک و شولز است که به طور پایه در محاسبه ارزش اختیارات سادهای مانند اختیار خرید و فروش اروپایی تا تخمین اولیهی اختیارات پیچیدهی چند اختیاره به کار میرود.
از اواسط دهه 1960 متخصصان در صدد رفع یکی از بزرگترین مسائل و نقصهای روشهای سنتی ارزیابی سرمایه‏گذاری مانند روش جریان نقدینگی تنزیل یافته (DCF) بودند. مشکل و کاستی اصلی این روشها محدودیت آنها در ارزش یابی عایدی‌های نامعلوم حاصل از تصمیمات احتمالی در سرمایه‏گذاری بود که تصمیمات مدیریت می‌توانست در نتیجه سرمایه‏گذاری موثر باشد. برای مثال یکی از گزینه‏های سرمایه‏گذاری می‌تواند “توقف سرمایه‏گذاری” باشد. اگر این گزینه (اختیاری) اعمال شود، سازمان دیگر بر روی آن پروژه هزینه صرف نخواهد کرد و در نتیجه دیگر ریسکی وجود نخواهد داشت. اگر این گزینه به کار گرفته نشود، ریسک انجام پروژه و هزینه لازم برای این سرمایه‏گذاری وجود خواهد داشت. روش DCF قادر نیست عدم قطعیت این جریانات نقدینگی را محاسبه و به زمان حال تنزیل نماید.
برای حل مشکل این روشها، بلک و شولز در سال 1973 یک سری معادلات دیفرانسیل جزئی برای محاسبه رابطه بین ارزش اختیار و ارزش سهام بدست آوردند. این معادلات دیفرانسیل جزئی تحت عنوان فرمول بلک و شولز مطرح هستند. این معادلات پایه ارزش‏یابی گزینه‌های سرمایه‏گذاری هستند. بلک و شولز نشان دادند که برای ارزش‏یابی خرید یک سهام، داشتن تخمینی منطقی از متغیرهای زیر لازم و کافی هستند:
ارزش فعلی سهام (P)،
زمان اعمال اختیار(t)،
نرخ واریانس ارزش سهام ،
ارزش اعمال اختیار (قیمت توافقی) (x)،
و
نرخ برگشت بدون ریسک (r)
جدول 2-4 فرمول بلک و شولز برای تشخیص ارزش یک اختیار خرید را نشان می‏دهد.معادله بلک و شولز

که در آن:
X: هزینه اعمال گزینه
P: ارزش فعلی سهام
N(D): تابع احتمالی تجمعی نرمال
t: زمان اعمال گزینه
: واریانس نرخ برگشت سهام طی مدن زمان t
فرضیات:
نرخ برگشت بدون ریسک ثابت و معلوم است.
واریانس معلوم و ثابت است.
دارایی اصلی سود سهام پرداخت نمی‌کند.
اختیارات اروپایی هستند (تنها در زمان توافقی قابل اجرا هستند).
قیمت توافقی معلوم و ثابت است.
بازارها کامل هستند و سازمان دارای ریسک پذیری خنثی است.
فرمول بلک و شولز پایه ای برای محاسبه ارزش انعطافهای مدیریت تصمیمات پروژه‌های فناوری اطلاعات است. پارامتر اصلی مدل بلک و شولز نوسان پذیری (σ) است. برای پروژه‌های IT مقدار نوسان‏پذیری ریسک انجام پروژه را به صورت کمی اعمال می‌کند. چالش مدلهای ارزش‏یابی Real Options محاسبه دقیق نوسان پذیری در یک پروژه است.
2-5-1-1-1- ارزش‏گذاری خنثی نسبت به ریسک و بلک- شولزیکی از فرضیات مهم در ارزش گذاری بلک و شولز "ارزش گذاری خنثی نسبت به ریسک" می‌باشد. به عبارت دیگر ارزش گذاری اختیارات مبتنی بر این فرض است که سرمایه‏گذاران نسبت به ریسک بی‏تفاوت و خنثی هستند.
باید توجه داشت که اصل فوق بیان نمی‏کند که سرمایه گذاران بی تفاوت به ریسک هستند، آنچه که این اصل می‌گوید این است که اختیار معامله را با این فرض میتوان ارزش‏گذاری کرد که سرمایه گذاران نسبت به ریسک بی تفاوتند. به بیان دقیق‏تر، ترجیحات مربوط به ریسک سرمایه گذاران در ارزش اختیار معامله که به صورت تابعی از قیمت دارایی پایه است، تأثیری ندارد.
فرض ارزش گذاری بی تفاوت به ریسک، یک ابزار قوی برای بدست آوردن قیمت اختیارات است. زیرا زمانی که از جهان بی تفاوت نسبت به ریسک به دنیای ریسک گریزی وارد می‌شویم، دو نتیجه مهم بدست می‌آید: )2002،Hull)
1. نرخبازدهموردانتظاراوراقبهادارمساوینرخبهرهبدونریسک می‌شود
2. نرخمناسبتنزیلبکاربردهشدهجهتهرگونهپرداختیدرآیندهمعادلنرخ بهرهبدونریسک می‌شود
2-5-1-2- مزایا و محدودیت‌های بلک- شولزمزایا:
معادله بلک- شولز ارزیابی ارزش option را به صورت ارزیابی ارزش یک دارایی اصلی و با استفاده از نوسان پذیری ارزش آن و نرخ بازگشت بدون ریسک انجام می‌دهد. مدل بلک- شولز یک راه حل خوب و تک معادله‏ای است. این رابطه برای اختیارات حقیقی ساده مناسب است که دارای یک منبع عدم قطعیت و نامعلومی هستند و تاریخ ثابتی برای سرمایه گذاری دارند (1999،Amram & Kulatilaka). بزرگترین امتیاز مدل بلک- شولز سرعت آن است. با استفاده از این روش می‏توان محاسبات زیادی را در زمان نسبتاً کمی انجام داد.
محدودیت‏ها:
بعضی از فرضیات این فرمول دامنه کاربرد آن در پروژه‌های IT را محدود می‌کند. وقتی ترکیبی از چند Option در فازهای مختلف اجرای یک پروژه بکار گرفته می شوند و ارزش بعضی Option ها بر ارزش بقیه Option ها در فازهای بعدی اجرای پروژه اثر می‌گذارد، این فرمول نمی‌تواند این موارد را در ارزش یابی سرمایه‏گذاری اعمال و محاسبه کند. محدودیت دیگر این روش آن است که این فرمول یک قیمت توافقی ثابت را در طی محاسبات در نظر می‏گیرد، درحالیکه هزینه‏های پروژه‌های IT می‌تواند تغییر کند (2006،Munoz).
2-5-1-3- معادله Black – Scholes اصلاح شدهبرای حل محدودیت ها و مسائل این فرمول، محققان اصلاحاتی را در کار اولیه بلک و شولز انجام دادند. مارگریب در سال 1978 مدلی را ارائه داد که این مدل ارزشOption های مختلف را مورد مقایسه قرار می‏داد. برای پروژه‌های سیستم‌های اطلاعاتی استراتژیک (SIT) که شامل هزینه و منافع ریسکی هستند، مدل مارگریب تخمین دقیق تری از ارزش اختیارات سرمایه‏گذاری در پروژه‌های سیستم‌های اطلاعاتی استراتژیک فراهم می‌آورد (1994،Dos Santos). دس سنتس نیز محقق دیگری است که نسخه جدیدی از مدل مارگریب را برای تعیین ارزش هزینه کردن بر روی پروژه‌های استراتژیک IT در شرایط ریسکی برای به دست آمدن منافع ریسکی ابداع کرده است.
جدول2-5 معادله Black-Scholes اصلاح شده(1994، Dos Santos).
معادله Black-Scholes دی سنتس

که در آن:
B: ارزش فعلی منافع پیش‏بینی شده در پروژه
C: ارزش فعلی هزینه‏های پیش‏بینی شده در پروژه
: تابع احتمالی تجمعی نرمال برای
: واریانس نسبت B/C
: واریانس نرخ تغییرات منافع پروژه
: واریانس نرخ تغییرات هزینه‏های پروژه
: همبستگی بین هزینه‏های اعمال شده و منافع
t: مدت زمان اجرای پروژه
2-5-2- روش دوجمله‏ایبرای مقابله با چند منبع ریسک همزمان یا ترکیبی از Option ها، روشهای مبتنی بر درخت دوجمله ای و شبیه سازی مونت کارلو برای ارزش یابی Optionها توسعه یافتند.
کاکس، راس و رابینستین در سال 1979 متدی جایگزین برای ارزش یابی اختیارات با استفاده از دیدگاه دو جمله ای و در هر بازه زمانی مشخص ابداع کردند. در این مدل ارزش دارایی اصلی تحت شرایط ریسکی (V) در بازه‌های زمانی مختلف و به صورت توزیع دو جمله ای چندگانه محاسبه می‌شود (شکل 2-1). زمان این ارزش یابی از زمان صفر0t شروع می‌شود. در یک بازه زمانی t، V ممکن است به احتمال P زیاد شود و به uV افزایش یابد (u>1) و یا اینکه به احتمال q=1-p کم شود و به مقدار dV برسد (d<1). فرض می‌شود d<1+r<u و r نرخ برگشت بدون ریسک است.

شکل 2-1 درخت دوجمله ای چند گانهطبق فرضیات توزیع دوجمله ای بالا و پایین رفتن ارزش از توابع زیر پیروی می‌کنند:n برابر تعداد گامهای درخت دوجمله ای وσ نوسان پذیری است که تحت عنوان انحراف معیار استاندارد تابع توزیع لوگ نرمال برگشت سرمایه پیوسته پروژه مطرح می‌شود.
ارزش نهایی اختیار خرید C در شرایط بالا و پایین رفتن ارزش از رابطه Cu = max [0,uV-I] یا Cd = max[0,dV-I] به دست می‌آید. I مقدار سرمایه‏گذاری لازم برای اعمال Option است. اگر P را به صورت P=expr*δt-du-d تعریف کنیم، ارزش اختیار خرید C در زمان t=0 به صورت شکل 2-2 محاسبه می‏شود.
معادله اختیار خرید دوجمله ای، ارزش Option را در حالت‌های مختلف تصمیم گیری مدیریت محاسبه می‌کند. درخت‌های دوجمله ای را می‌توان به صورت چندگانه و در بازه‌های زمانی مختلف t توسعه داد. به صورت الگوریتمی بایستی از انتهای درخت (درزمان t*n) شروع کرد و به صورت عقبگرد ارزش Option در هر گروه قبلی را محاسبه کرد.
وقتی از مدل دوجمله ای برای محاسبه ارزش یک اختیار خرید بر روی یک سهام استفاده می‌شود، زمان بلوغ این اختیار به فواصل زمانی کوچک t تقسیم می‌شود. هر چه تعداد این فواصل زمانی زیاد شود و به سمت بینهایت میل کند، مدل دوجمله ای چند گانه به توزیع احتمال لوگ نرمال برگشت سرمایه نزدیکتر می‏شود. به عبارت دیگر مدل دوجمله ای را می‌توان مانند فرمول بلک شولز پیوسته ای دانست که در آن t به سمت صفر میل می‌کند .(t0)
شکل2-2 معادله اختیار خرید دوجمله ایP*MAX0,UV-I+1-P*MAX0,dV-Ir=C=MAX[0,UV-I]r2-5-2-1- مزایا و محدودیت‌های مدل دوجمله ایمزایا:
مزیت اصلی مدلهای دوجمله‏ای بر مدل بلک- شولز این است که بازه‌های زمانی مختلف را می‌تواند در محاسبات اعمال کند (برای اختیارات آمریکایی کاربرد دارند) و در هر زمان از چرخه عمر پروژه می‏توان ارزش گزینه‌های مختلف را بدست آورد.
محدودیت‏ها:
عیب اصلی این روش سرعت نسبتاً کم آن است و اینکه نمی‌تواند ارزش گذاری را در بازه‌های زمانی زیاد در مدت کوتاهی انجام دهد.
2-5-2-2- همگرایی بین مدل Black-Scholes و روش دوجمله‏ایدر سال 1979 کاکس، راس و رابینستین اثبات کردند که زمانی که تعداد پریودهای زمانی به سمت بینهایت میل کند و فواصل زمانی بینهایت کوچک شود، مدل دوجمله‏ای به سمت مدل بلک و شولز همگرا می‏شود( 2003،Chance).
مبانی و فرضیات قیمت گذاری سهام در هر دو روش Black-Scholes و درخت دوجمله‏ای کاکس، راس و رابینستین یکی است: قیمت گذاری سهام در هر دو از فرآیند تصادفی و حرکت براونی تبعیت می‏کند. به همین علت برای اختیارهای اروپایی، مدل دوجمله ای زمانی که تعداد دوره‏های زمانی زیاد می‏شود به سمت مدل بلک و شولز همگرایی دارد. در واقع مدل بلک و شولز برای اختیارهای اروپایی حالت خاصی از مدل دوجمله ای است که در آن تعداد گامها به سمت بینهایت میل می‌کند. به عبارت دیگر مدل دوجمله ای تقریبی از مدل پیوسته بلک و شولز در بازه‌های زمانی جدا و منفصل است.
شکل 2-3 همگرایی بین این دو مدل را نشان می‌دهد. مطابق این شکل هرچه تعداد گامهای مدل دوجمله ای بیشتر می‌شود، همگرایی بین دو مدل نیز بیشتر می‌شود.
92837038735
شکل 2-3 همگرایی بین مدل بلک- شولز و درخت دوجمله ایتحلیل مقایسه ای بین مدل دوجمله ای و مدل بلک- شولزدراینجا قصد داریم مقایسه ای بین این دو روش داشته باشیم. برای مثال یکی از نقاط قوت اصلی مدل بلک- شولز سادگی در محاسبات آن است که این منجر می‌شود تا تحلیل حساسیت با استفاده از مشتقات جزئی راحت‏تر صورت گیرد. گرچه به نظر می‌رسد مدل Black-Scholes دارای فرضیات محدودکننده ای (در مورد توزیع V و موقعیت سرمایه گذار در برابر ریسک) است.
ولی اثبات شده است که پایه منطقی برای سرمایه گذاری فناوری اطلاعات است. (Benaroch and Kauffman, 1999)
جدول مقایسه ای بین دو روش بلک- شولز و مدل دوجمله ای دارد.
جدول2-6 تحلیل مقایسه ای بین دو روش دوجمله ای و بلک- شولزمدل بلک- شولز مدل دوجمله‏ای
فرضیات
V (ارزش داراییهای اصلی) دارای توزیع لگ نرمال دارای توزیع دوجمله ای
σ (نوسان پذیری V) ثابت ثابت
X (هزینه اجرایی کردن گزینه واقعی) مشخص مشخص
r (نرخ بهره) ثابت ثابت
T (زمان اجرای گزینه واقعی) کوتاه بدون محدودیت
وجود بازار برای V V مورد معامله قرار می‌گیرد و هیچ فرصت آربیتراژی وجود ندارد. V مورد معامله قرار می‌گیرد و هیچ فرصت آربیتراژی وجود ندارد.
مشخصات
روش حل فرمول تحلیلی بسته شبیه سازی عددی
2-5-3- شبیه سازی مونت کارلو
در سال 1977 فلیم بویل روش شبیه سازی مونت کارلو را برای تخمین ارزش اختیارات در زمان اعمال آنها به کار برد. به وسیله روش مونت کارلو هزاران شبیه سازی توزیع ارزش داراییها در آینده را ایجاد می‌کند و از این توزیع احتمال ارزش انتظاری سهام در زمان سررسید قابل محاسبه است. هر چه تعداد این شبیه سازیها بیشتر باشد، دقت در نتیجه بیشتر خواهد بود.
روش مونت کارلو مساله Real Options را به صورت شبیه سازی عوامل پویای مساله حل می‌کند. در کابردهای شبیه سازی مونت کارلو در تکنیک Real Options متغیرهایی مانند نرخ بهره، ارزش داراییها و نرخ تنزیل در یک محدوده مشخص یا تخمین زده شده تعریف می‌شوند، ولی دارای ارزش قطعی در یک زمان مشخص نیستند. ارزشهای احتمالی نیز با یک توزیع احتمال نرمال یا لوگ نرمال تعریف می‌شوند. در یک سناریوی شبیه سازی مشخص برای هر متغیر ارزش استفاده از آن به طور تصادفی در محدوده احتمالات تعریف شده انتخاب می‌شود. شبیه سازی مونت کارلو سناریوهای متعددی را محاسبه می‌کند. نتیجه هر سناریو یک پیش بینی است (برای مثال منفعت خالص یا هزینه ناخالص).