–708

جهاد و شهادت در فقه اسلامی
تاریخ دفاع از پایان نامه:
تعداد واحد پایان نامه: نمره پایان نامه دانشجو به عدد:
نمره پایان نامه دانشجو به حروف:
چکیده‌ی پایان نامه:جهاد و دفاع در هر فرهنگ و جامعه‌ای مدّ نظر بوده و بزرگان و قهرمانان این عرصه را مورد ستایش و بزرگداشت قرار داده‌اند. در اسلام و به ویژه در مکتب تشیّع به دلیل ویژگی‌های خاص بر آن تأکیدات مهمّی شده و از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. لیکن آن گاه که از این مقوله سخن به میان می‌آید سؤالات متعدّدی در ذهن نقش می‌بندد که گاهاً ناشی از سطحی‌نگری و عدم شناخت و آگاهی صحیح نسبت به این موضوع است.
از سویی نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت به بیان اهمیّت و فضیلت آن دو از لسان قرآن و روایات پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با موضوع جهاد و شهادت در فقه اسلامی با این هدف بر صفحه‌ی سفید کاغذ رقم خورد تا در حدّ توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
کلید واژگان: جهاد، شهادت، شهید، رزمنده، جنگ، حق، باطل

مقدمهجهاد در دین مبین اسلام از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. در آیات و روایات به آن سفارش شده و آن را به عنوان لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند معرفی کرده است. همچنین آمده است:
«... فَمَنْ تَرَکهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ، ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیثَ، بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ، بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْییعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ ...؛ کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می‌پوشاند و دچار بلا و مصیبت می‌شود و کوچک و ذلیل می‌گردد. دل او در پرده‌ی گمراهی مانده و حق از وی روی می‌گرداند. به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.»
پس جهاد یکی از بهترین راه‌های پرواز به سوی خداوند و بازدارنده‌ترین پوشش‌ها در برابر کلّیّه‌ی انحراف‌ها و گناهان است، زیرا وقتی رزمنده‌ی مؤمن به آن درجه‌ی ایمان رسید که در راه خدا از جان و مال و خانواده‌اش بگذرد، دیگر هواهای دنیایی بر او سلطه‌ای نخواهد داشت.
در بررسی آیات قرآن نیز شاهد نمونه‌ی دیگری از جایگاه جهاد هستیم که می‌توان به سوگند به سمّ اسبان رزمندگان، برتری بخشیدن رزمندگان بر آبرسانان به حجاج و آبادگران مسجدالحرام و...اشاره کرد.
از طرف دیگر انسان مسلمانی که در راه حق تعالی مبارزه کند فوزی عظیم شهادت نصیبش می‌شود و به زندگی جاویدی دست پیدا می‌کند چرا که شهید برای همیشه زنده است. اینانند که از دل و جان، من خاکی خویش را با من خدایی سودا می‌کنند و به سوی شهادت، رها و سبکبال می‌شتابند.
أ) بیان مسألهاز آن زمان که قابیل خون برادر بر زمین ریخت بر حیات زمینی صفحه‌ای گشایش یافت که سطور آن با خون نگاشته شد و تا فرزندان آن دو بر روی کره‌ی خاکی حیات دارند این صفحه گشوده است و دو گونه مقابله‌ی حق با باطل و باطل با باطل نیز رخ می‌نمایاند.
مقابله‌ی باطل با باطل برای ارضاء نفسانیات و عمدتاً بین پذیرندگان ولایت طواغیت رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد خون‌های فراوانی که ریخته می‌شود هدر رفته؛ امّا در نبرد حق و باطل، دسته‌ی حق ولایت نور را پذیرفته‌اند و به سوی نور پیش می‌روند که این نبرد در آیات و روایات مورد توجّه خاص واقع گردیده و به جایگاه کشته شدگان در این نبرد نیز اشارات فراوانی شده است. همچنین در راستای برقراری امنیّت و آرامش در جامعه اسلامی و بهبود روابط بین الملل نیز در فقه مورد بحث می‌باشد. این همه نشان از اهمیت موضوع داشته؛ امّا تمامی این سفارشات برای چیست و با توجه به تمامی این سفارشات تکلیف هر کسی که در این جبهه‌ها کشته می‌شود و هر کسی که به این جبهه ها نمی‌رود چیست؟ از سویی چه تفاوتی با خودکشی دارد چون شخص خود با اراده و آگاهی از این که در این نبرد کشته خواهد شد به سوی آن می‌رود و سؤالاتی از این قبیل که مستلزم تبیین و بررسی دقیق می‌باشد.
ب) اهمّیت و ضرورت انجام تحقیقاز آنجا که تاریخ اسلام و علی الخصوص تاریخ تشیّع، تاریخ جهاد و شهادت است و این موضوع مربوط به زمان مشخّصی نمی‌شود یعنی از همان زمان که نیزه‌ی جفای ابوجهل بر پیکر سمیه نشت و اوّلین چشمه‌ی خون جوشید، آن چشمه بدل به رودخانه‌ای عظیم شد که در سرتاسر تاریخ این دین الهی جاری بوده و تا بشری باقی است جاری خواهد بود.
اکنون نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت و بیان اهمیت آن دو به بیان علمی آنها پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با این هدف بر صفحه سفید کاغذ رقم خورد تا در حد توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
ج) پرسش های تحقیقماهیت جهاد و شهادت در فقه اسلامی چیست؟
آیا کشته شدن در جهاد نوعی خودکشی محسوب می‌شود؟
آیا کشته‌های دیگر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی شهید محسوب می‌شوند؟
د) فرضیه‌های تحقیققتال و کوشش در راه اعتلای توحید و تحقق قسط و عدل و دفاع از آرمانهای اسلام جهاد محسوب شده و کسی که در این راه کشته شود به مقام شهادت می‌رسد.
کشته شدن در جهاد به دلیل اینکه فی سبیل الله انجام گرفته و با هدف دفاع از دین اکمل اسلام و تحقق دستورات الهی است خودکشی محسوب نشده و به فرموده‌ی قرآن عند ربهم یرزقون‌اند.
با توجه به این که در قرآن وقتی سخن از کشته شدگان در جنگ‌ها سخن به میان می‌آید بلافاصله عبارت فی سبیل الله می‌آید نشان از این است که به هر کسی نمی‌توان اطلاق نام شهید کرد.
پرسش‌های فرعی:
چرا در اسلام به امر جهاد اهمیت داده شده است؟
شاخص‌های شهادت چیست؟
فرضیه‌های فرعی:
به خاطر حفظ و تحقّق حقیقت اسلام و دفاع از سرزمین اسلام و نوامیس مسلمانان.
به نظر می‌رسد شهادت شاخص‌هایی از قبیل ایمان، نیت، اطاعت از رهبری الهی و...داشته باشد.
هـ) ادبیات یا پیشینه‌ی تحقیقتحقیقات به عمل آمده حاکی از بررسی و انتشار مقالات و کتب عدیده‌ای است که در این ارتباط به رشته تحریر در آمده که هر یک به گوشه‌ای از این موضوع پرداخته‌اند.
و) روش تحقیقروش تحقیق ما در این پایان‌نامه کتابخانه‌ای است از این رو برای فحص و فهم دقیق مسائل به کتابخانه‌های معتبر مراجعه و ضمن مطالعه دقیق کتب مربوطه، به فیش‌برداری مطالب مورد نظر اقدام و سپس برای تنظیم پایان‌نامه فهرست مناسبی تهیه نمودیم. در این تحقیق سعی نموده‌ایم به بررسی جایگاه و اهمیت جهاد و شهادت به صورت جداگانه بپردازیم و در آخر جمع‌بندی نموده و نتایج را بدست آورده و کار خود را با پیشنهادهایی برای روشن شدن مسیر آیندگان در این زمینه به اتمام رساندیم.
ز) اهداف تحقیقهدف کلّی:
بررسی جهاد و شهادت در فقه اسلامی
اهداف ویژه:
أ) بیان جایگاه ویژه جهاد و شهادت در دین اسلام
ب) دلایل اهمیت دادن دین اسلام به جهاد
ج) وظیفه حکومت در قبال جهادگران و شهدا
ح) ساختار تحقیقاین پژوهش در سه بخش تنظیم گردیده که بخش اوّل به مفهوم شناسی واژگان تحقیق تحت عنوان کلّیات پرداخته و شامل دو فصل جهاد و شهادت می‌باشد؛ در بخش دوم با عنوان جهاد در قالب چهار فصل، اهمیّت و فضیلت جهاد در قرآن و روایات، فلسفه جهاد در اسلام، هدف از جهاد در اسلام، شرایط جهاد مورد بررسی و تدقیق قرار گرفته است. در بخش سوم با عنوان شهادت، اهمیت و فضیلت شهادت، شهید کیست، نتایج گسترش فرهنگ شهادت در قالب سه فصل مدّ نظر قرار گرفته است. هر چند حق مطلب به دلیل شکستگی قلم حقیر ادا نشده است لیکن امید است قطره‌ای باشد از اقیانوس جهاد و شهادت.

3103169572[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش اوّلکلّـیـات(مفهوم شناسی واژگان پژوهش)
فصل اوّل: جهاد
فصل دوم: شهادت

فصل اوّلجهادگفتار اوّل: جهاد در لغت و اصطلاح«جهد: (به فتح اوّل و ضمّ آن) صعوبت و مشقّت. چنان که در قاموس و مفردات گفته است در اقرب الموارد آن را تلاش توأم با رنج معنی می‏کند. صحّاح طاقت (سختی) گفته است. در مجمع البیان ذیل آیه‏ی 217 بقره فرماید: «جاهَدتُ الْعَدوَّ» یعنی در جنگ با دشمن مشقّت را بر خود هموار کردم و در ذیل آیه‏ی 79 توبه فرمود جهد به ضمّ اوّل و فتح آن هر دو به یک معنی و آن وادار کردن خود بر مشقّت است و از شعبی نقل شده که جهد (به فتح اوّل) در عمل و جهد (به ضمّ اوّل) در قوّت و طعام است و از قتیبی نقل است که جهد (به فتح) مشقّت و به ضمّ طاعت است.
بنابر اقوال گذشته معنای «فلانی جهاد کرد» آن است که قدرت خود را به کار انداخت، متحمّل مشقّت گردید، تلاش توأم با رنج کرد. جامع همه‏ی اقوال قول اقرب الموارد است. پس جهد و جهاد یعنی: تلاش توأم با رنج.
«وَ مَنْ جاهَد فَإِنَّما یجاهِد لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِینَ؛ هرکه تلاش کند و خود را به زحمت اندازد، فقط برای خویش تلاش می‏کند خدا از مردم بی نیاز است»
«وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدوا فِی سَبِیلِهِ؛ به سوی خدا وسیله جوئید و در راه او تلاش کنید.»
جهاد به کسر اوّل مصدر است به معنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ (اقرب الموارد) و جنگ را از آن جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است؛
«فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدهُمْ بِهِ جِهاداً کبِیراً»
مجاهد: تلاش کننده، جنگ کننده.
«وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظِیماً»
«وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْد أَیمانِهِمْ...»
قسم یاد کردند به خدا قسم مؤکد و محکم، یعنی آنچه می‏توانستند آن را محکم کردند. راغب گوید: سوگند یاد کردند و در آن آنچه قدرت داشتند کوشیدند. طبرسی گفته: تقدیر این است «جَهَدوا جَهْد اَیمانِهِمْ». این تعبیر پنج بار در قرآن مجید آمده و همه درباره‏ی بدکاران است.
باید دانست: افعال این مادّه در قرآن همه از باب مفاعله آمده است و آن به معنای تکثیر است نه بین الاثنین و تکثیر یکی از معانی مفاعله است. علی هذا مثلاً از «وَ جاهِدوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادهِ» سه تلاش استفاده می‏شود یکی از مادّه، یکی از هیئت و یکی از «حَقَّ جِهادهِ» یعنی در راه خدا تلاش کنید تلاش بسیار شدید.
«الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدقاتِ وَ الَّذِینَ لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ...»
آنان که راغبین از مؤمنین در صدقات را خرده می‏گیرند و نیز به کسانی که جز به اندازه‏ی طاقت و تلاش خود پیدا نمی‏کنند عیب می‏گیرند.
آیه درباره‏ی منافقان است که هم ثروتمندان را در دادن زکات مسخره می‏کردند و هم دست تنگان را، این که فرموده «لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ» یعنی جز تلاش خود چیزی پیدا نمی‏کنند قهراً کمک مالی آنها در راه اسلام کم است.»
امیرمؤمنان علی «» می‏فرمایند:
«و جهاد پس از پذیرفتن اسلام، گرانمایه‏ترین عمل است. جهاد مایه‏ی پایداری دین و پاداش بسیار است، و موجب عزّت جامعه و مانع نفوذ دشمن در جامعه‏ی جهادگر می‏شود. جهاد تاخت و تازی است بر دشمن که پاداش فراوان و مژده‏ی رفتن به بهشت جاودان بعد از شهادت را به همراه دارد.»
گفتار دوم: اقسام جهاداز بیانات حضرت امیرمؤمنان علی «» در سفارش خود به امام حسن و امام حسین «» چنین بر می‏آید که جهاد بر سه قسم است:
أ) جهاد مالی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد بِأَمْوَالِکمْ»‌؛
ب) جهاد جانی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَنْفُسِکُمْ»؛
ج) جهاد تبلیغی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَلْسِنَتِکمْ‌».
که حضرت هر سه نوع جهاد را در صورتی ارزشمند می‏داند که در راه خدا و کسب رضایت او و اقامه‏ی دین الهی باشد:
«فِی سَبِیلِ اللَّهِ‌».
از باب احکام تکلیفی جهاد بر دو قسم واجب و مستحب منقسم است که می‏توان شرح آن را در بیان امام صادق «» مشاهده کرد.
«عنْ فُضَیلِ بْنِ عِیاضٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ «» عَنِ الْجِهَادِ أَسُنَّهٌ هُوَ أَمْ فَرِیضَهٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ لَاتُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَینِ فَمُجَاهَدَهُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَهُ الَّذِینَ یلُونَکمْ مِنَ الْکفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ لَایقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَهَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَی جَمِیعِ الْامَّهِ وَلَوْ تَرَکوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّهِ وَ هُوَ سُنَّهٌ عَلَی الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یأْتِی الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّهِ فَیجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ فَکلُّ سُنَّهٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّهٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «» مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَی‌ءٌ؛ فضیل بن عیاض گوید: از امام صادق «» پرسیدم آیا جهاد، مستحب است یا واجب؟ فرمود: جهاد بر چهار گونه می‌باشد: دو گونه‌اش واجب است و یکی مستحب که جز با واجب به آن اقدام نمی‌شود، و دیگری جهادی است مستحبّ.
سپس در توضیح آن فرمود: امّا دو جهاد واجب عبارتند از:
اوّل، جهاد انسان با نفسش که خود را از گناهان باز دارد و آن از بزرگ‌ترین جهادهاست (جهاد اکبر).
دوم، جهاد با کافران که هم مرز و در همسایگی مسلمانان‌اند.
امّا سومین جهاد، جهادی است که سنّت است و جز با واجب انجام نمی‌شود، جهاد با دشمن است که بر همه‏ی امّت اسلامی واجب می‌باشد و اگر به آن اقدام نکنند عذاب بر آنان فرود آید و این عذاب به همه‏ی اجتماع می‌رسد (نه امام). این گونه جهاد بر امام مستحب است و حدّ و اندازه‌اش این است که امام به همراه امّت به مصاف دشمن برود و بجنگند.
امّا چهارمین نوع جهاد که مستحب است، مبارزه برای برپا داشتن هر سنّت و رسم خوبی است (که به فراموشی سپرده شده؛ چه واجب باشد یا مستحب). مسلمانی که در راه به پاداشتن و به ثمر رساندن و اجرا شدن و زنده نگهداشتن آن مبارزه کند بهترین اعمال را انجام داده است؛ زیرا این کار، زنده داشتن کار شایسته و دستورهای دین است و پیغمبر خدا «» فرمود: هر که روش نیکی، پدید آورد و رواج دهد ثواب آن را می‌برد و تا روز قیامت برابر پاداشی که به عاملان آن روش خوب می‌دهند به او نیز داده می‌شود بدون آن که از پاداش آنان چیزی کاسته شود.»
2-1- جهاد مالیقاعدتاً جنگ جزء پرهزینه‌ترین رویدادها و رخدادها محسوب می‌شود و تأمین آن تنها از گروهی خاصّی بر نمی‏آید، به همین دلیل بر همگان است تا بخشی از توان مالی خود را به یاری رزمندگان اختصاص دهند؛ خصوصاً کسانی که توان شرکت در جهاد را ندارند.
از سویی از ارکان مهمّ جهاد رکن پشتیبانی می‏باشد به گونه‏ای که در توان و قدرت رزمندگان نقش مهمّی بر عهده دارد. با تأمین و مهیا بودن نیازمندی‌های جبهه است که جنگ به خوبی اداره و منجر به پیروزی می‏شود و روحیه‏ی رزمندگان مستحکم و قوی باقی می‏ماند. از این رو در آیات و روایات از این امر با عنوان جهاد مالی نام برده می‏شود و بر جهاد با جان مقدّم داشته می‏شود. پس انسان باید با مال و جان خود در راه خدا جهاد کند. این از تکالیف الهی است که خداوند بر مسلمانان امر کرده است.
«انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»
در دعای امام سجّاد «» برای مرزداران مواردی آمده است که بر اهمیّت مال و نقش آن در تأمین امنیّت و صلح، و حراست از مرزهای اسلام دلالت دارد:
«خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست، مرزهای مسلمانان را با عزّت و نیروی خود مستحکم ساز، مرزداران را با قدرت خویش تأیید کن، و با غنای خود نعمت فراوان به ایشان ببخش... و پیاپی روزی آنان را در اختیارشان قرار ده... و جنگجو را از حقوقی مکفی بهره‏مند گردان...خدایا! هر مسلمانی که به خانه‏ی مجاهد یا مرزداری سرزند، یا سرپرستی خانواده‏ی او را بر عهده گیرد، یا با کمک‏های مالی به یاری او شتابد، یا به او کمکی رساند، همسنگ و همانند پاداش آن جنگجو و مرزدار به او نیز پاداش ده ... .»
چون این دنیا دنیای اسباب است، مشاهده می‏کنیم که مدد رساندن خدا به مرزداران نیز با اموالی خواهد بود که از دست مردم به ایشان می‏رسد؛ پس مال، از این لحاظ نیز مایه‏ی قوام و برپایی زندگی مردمان است؛ و به همین جهت، قرآن کریم مردمان را به جهاد در راه خدا، با اموال و با انفس، هر دو، فرا می‏خواند: «جهاد مالی‏» و «جهاد جانی».
حضرت علی «» در سخنان گهربار خویش با این بیان که «چرا در راه کسی که روزی رسان شماست از مالتان نمی‏گذرید» کسانی را که جهاد مالی را ترک کرده‏اند مورد توبیخ قرار می‏دهد و آنان را متوجّه این امر می‏سازد که مال از ناحیه‏ی حضرت حق می‏باشد پس چرا از بذل آن در راه خدا باید دریغ کرد؛
«فَلَا أَمْوَالَ بَذَلُتمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا»
هزینه‏ی مال به منظور تهیه‏ی مرکب برای جبهه‏ی نبرد مصداق انفاق در راه خداست مستند به این روایت که حضرت علی «» نقل می‏کند که پیغمبر به او فرمود:
«ای علی! انفاق بر اسبی که در راه خدا به آخور بسته شده تا مهیای جنگ باشد، از مصادیق همان مخارجی است که خدای عزوجل فرموده: «کسانی که اموالشان را در شب و روز، در نهان و آشکار انفاق می‏کنند».»
در قیامت از هر نعمتی که خدا به انسان داده است سؤال می‏شود که در چه راهی مصرف شده است الا آنچه که در راه خدا و جهاد فی سبیل الله مصرف شده باشد. دلیل این سخن روایتی از پیامبر اکرم «» است که فرمودند:
«در قیامت درباره‏ی هر نعمت و مالی که خدا به انسان داده است، پرسیده می‏شود مگر آنچه را که در راه خدا، مصرف کرده است.»
بعضی افراد به خاطر ترس و اضطراب از شرکت در جنگ ابا دارند، پیامبر «» به خاطر پر کردن خلأی که از شرکت نکردن افراد در جنگ و همچنین تکلیفی که این افراد در شرکت در نبرد دارند، دستور دادند اینگونه افراد با ثروت خود مردی را تجهیز کنند و به جهاد بفرستند.
هر چند کمک مالی به جنگ بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنگ را برطرف می‌کند و اجر فراوان دارد، اما حضور در جبهه‏ی جنگ و بخشیدن جان در راه خدا، بر بذل مال به مراتب برتری دارد.
در ارزش جهاد مالی می‏توان به این کلام الهی استناد جست که حضرت حق می‏فرماید:

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

«لایسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدِینَ دَرَجَهً وَ کلًّا وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً؛ (هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترک‏کنندگان جهاد) برتری مهمّی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان) خداوند وعده‌ی پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.»
و در پاداش جهاد مالی در بیان حضرت حق چنین آمده است که همه‌ی خوبی‌ها برای آنان است و اینان همان رستگارانند و بهشت بهای کار آنان است.
2-2- جهاد جانیاز دیگر اقسام جهاد، جهاد با جان و بذل نفس در راه خداست. اگر چه جهاد با جان از جهاد با مال جدا نیست؛ زیرا تمام نبردها به وسائل و امکاناتی نیاز دارد که باید از طریق کمک‌های مالی تأمین شود. این دو جهاد باید با یکدیگر توأم شود تا پیروزی به دست آید و مقدّم شدن جهاد مالی از آن روست که مقدّمه‌ی جهاد با جان است.
امام المتّقین علی «» نقل می‌کند که رسول خدا «» فرمود:
«وَ عَنهُ انّ رَسولَ اللّهِ صَلّى اللّه عَلیه و آله قالَ: اجودُ النّاسِ مَن جادَ بِنَفسِه فِى سَبیلِ اللّهِ، وَ ابخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ سخاوتمندترین مردم کسی است که با جان خود در راه خدا بخشش کند و بخیل‌ترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.»
بنا بر این روایت مجاهد فی سبیل الله که جان بر کف در میدان جهاد حاضر می‌شود و با تقدیم جان خود از دین و ارزش‌های الهی حمایت و دفاع می‌کند سخاوتمندترین افراد است.
قرآن ضمن ممنوعیت خواندن شهیدان راه خدا، ارزش از جان گذشتن و کشته شدن را به در راه خدا بودن می‌داند.
از رسول اکرم «» روایت است که:
«...وَالجُودُ بِالنَفّسِ أَفضَلُ فِی سَبِیلِ اللّه مِن الجُودِ بِالمَالِ؛ بخشیدن جان در راه خدا برتر از بخشش مال است.»
جهاد جانی را می‌توان بر جهاد ابتدائی و جهاد دفاعی مدّ نظر قرار داد که هر یک در جای خود قابل بررسی و امعان نظر است.
2-2-1- جهاد ابتدائیجهاد ابتدائی یکی از انواع جهاد است و تنها هنگامی موضوعیّت پیدا می‌کند که کفّار و مشرکان در برابر تبلیغ اسلام توسّط مسلمین دست به اسلحه ببرند و در غیر این صورت موضوع جهاد ابتدائی خود به خود منتفی می‌شود، از این رو از این نوع جهاد به جهاد عقیدتی نیز تعبیر شده است که برخی از غزوات پیامبر اسلام «» در زمره‌ی جهاد ابتدائی قرار دارد.
در حقیقت فلسفه‌ی جهاد ابتدائی مبارزه با کسانی است که با انتشار اسلام مبارزه می‌کنند و هدف آن رها کردن مردم از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی و هدایت به اسلام است و بر خلاف برخی اقوال و تبلیغات سوء این نوع از جهاد ارتباطی با کشورگشایی و گسترش اجباری اسلام ندارد بلکه برای واژگون کردن نظامات غلط و ظالمانه و دادن امکان مطالعه و بررسی آزادانه‌ی اسلام به مردم می‌باشد و هدف آن دفاع از توحید و دین الهی به عنوان یک حق فطری انسانی است.
جهاد ابتدائی لزوماً نیازی به اذن معصوم ندارد. در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت امام معصوم «» و بدون اذن ایشان اختلافاتی بین فقها وجود دارد و برخی از فقها حضور معصوم یا منصوب امام معصوم «» را از الزامات جهاد ابتدائی می‌دانند و از طرف دیگر گروهی دیگر از فقها به لزوم حضور معصوم «» یا منصوب ایشان برای جهاد ابتدائی قایل نبوده و دستور فقیه جامع الشرایط را برای جهاد ابتدائی کافی می‌دانند.
از جمله فقهایی که قایل به جواز انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت بدون اذن امام معصوم «» و بر اساس فرمان فقیه جامع‌الشرایط هستند می‌توان به بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی و سیّد ابوالقاسم خوئی اشاره کرد.
حتّی فقیه بزرگوار صاحب جواهر که در باب عدم جواز جهاد ابتدائی در زمان غیبت قایل به وجود اجماع بین فقها است در نهایت می‌فرماید:
«ممکن است ما در این اجماع خدشه کنیم که در زمان غیبت امام معصوم «» ولایت فقیه عمومیّت دارد و در برگیرنده‌ی مورد جهاد هم هست، چنان که عموم ادلّه‌ی جهاد هم این را تأیید می‌کند.»
در همین زمینه امام خامنه‌ای نیز در پاسخ به استفتایی در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی به فرمان فقیه جامع‌الشرایط و در زمان غیبت امام معصوم «» فرموده‌اند:
«بعید نیست که حکم به جهاد ابتدائى توسط فقیه جامع‌الشرایطى که متصدّى ولایت امر مسلمین است، در صورتى که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد، بلکه این نظر اقوى است.»
جواز جهاد ابتدایی در زمان معصومین «» و عدم جواز آن در زمان غیبت اساساً ارتباطی به علم لدنی معصوم «» و عدم آن در ولی فقیه ندارد تا بر اساس آن حکم به عدم جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت بدهیم. بلکه دلیل کسانی که حکم به عدم جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند، ادلّه و به ویژه روایاتی است که از نظر آنها وجوب جهاد ابتدایی را منحصر به دوران حضور امام معصوم «» می‏نماید و در مقابل ادلّه‏ی کسانی که حکم به جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند نیز ادلّه‏ی دیگری است که در مقابل ادلّه‏ی نوع اول، حکم به وجوب این نوع جهاد در دوران غیبت دارد.
ضمناً در صورتی که ادلّه‏ی طرفداران جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت پذیرفته شود احتمال به خطر افتادن جان عدّه‏ای بی گناه هرگز مجوّزی برای ترک آن نخواهد بود چنان که در امور دیگر هم چنین احتمالی وجود دارد مثل این که در قضاوت ممکن است جان عدّه‏ای بی‏گناه به خطر افتد مثل جایی که فردی در واقع بی‏گناه است ولی شواهد بر علیه اوست و یا ادلّه‏ی کافی برای اثبات بی‏گناهی ندارد و از طرفی با توجه به اینکه قاضی مکلّف است بر اساس بینه و شواهد حکم دهد مجبور است حکم به گناهکار بودن او دهد ولی هرگز به خاطر این احتمال امر قضاوت تعطیل نمی‏شود. در مورد جهاد ابتدایی نیز آنچه مهم است این است که به صورت عمد و یا با بی‏تدبیری و بی‏کفایتی اقدامی صورت نگیرد که باعث به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه نشود و تا جایی که امکان دارد به حفظ جان انسانها کمک شود کما این که حفظ جان و روح انسانهای بی‏گناه و در بند ظالمان و طاغوت سرکش یکی از علل تشریع حکم جهاد ابتدایی می‏باشد. همچنین اگر احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه ملاکی برای دست برداشتن از جهاد ابتدایی باشد در آن صورت حتّی باید حکم به عدم جواز جهاد دفاعی نیز داده شود چرا که در جهاد دفاعی نیز احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه وجود دارد. ضمن این که حتّی در جهاد ابتدایی که معصومین «» همچون پیامبر «» حضور داشتند نیز این گونه نبود که آنان از علم لدنی خود استفاده کنند بلکه معمولاً از علم عادی خود بهره می‏بردند مگر این که مصلحت اهمّی اقتضا می‏کرد که از علم لدنی بهره برده شود و بنابر این حتّی در جهاد ابتدایی که معصوم «» حضور داشته باشد نیز احتمال به خطر افتادن جان انسان‏های بی‏گناه وجود دارد ولی کسی حکم به عدم جواز آن نداده است.
ماهیت جهاد ابتدایى جنگ براى تحمیل عقیده نیست، بلکه اساساً عقیده در اسلام قابل اکراه نمى‏باشد. در طول تاریخ نیز در جنگ‏هاى پیامبر «» و نه خلفاى بعد از آن حضرت کسى افراد مجبور به پذیرش اسلام نمى‏شدند. بلکه اساساً جهاد ابتدایى نبرد رهایى بخش در برابر خشونت و اختناق و براى مبارزه با نظام‏هاى خشن و فاسدى است که مانع رسیدن آواى حق و توصیه به گوش مردمان مى‏شدند. به عبارت دیگر جهاد ابتدایى خود نوعى دفاع بوده است، ولى نه دفاع از حقوق شخص یا ملّت، بلکه دفاع از حقوق انسانیت و دفاع از آزادى بررسى و شناخت حقیقت و برداشتن موانع رسیدن آواى حق به گوش.
علّامه طباطبایى پس از بررسى آیات جهاد مى‏فرماید:
«پیکار چه در راه دفاع از اسلام یا مسلمین باشد و چه جهاد ابتدایى همه در واقع دفاع از حقیقت انسانیت است.»
جهاد ابتدایى از احکام مسلّم اسلام است و آیات قرآن بر آن دلالت دارد و در سیره‏ی نبوى «» نیز مشاهده مى‏شود.
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یلُونَکم مِّنَ الْکفَّارِ وَلْیجِدُواْ فِیکمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با کافرانى که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!»
بنا بر این آیه‏ی شریفه، یکی از اهداف جهاد ابتدایی این است که دشمنان اسلام در سپاه مسلمانان قدرت و قاطعیت ببینند و هیچ‌گاه به فکر حمله و تعرض به آنان نیفتند، بلکه سپاه اسلام را نیرومند و استوار بیابند که با قدرت و اطمینان کامل به میدان جنگ قدم می‌گذارند و در راه خداوند از نثار جان خود دریغ نمی‌ورزند. هدف آنان نشان دادن قدرت اسلام، سرافرازی مسلمانان و شایستگی رهبری مؤمنان است و این هدفها در پرتو حمایت و یاری پروردگار به مؤمنان ارزانی شده است.
هنگامی که خطری جان، دین، فرهنگ، اقتصاد، ارزش‌ها و اعتقادات مسلمانان را در سراسر جهان تهدید می‌کند یا انسان‌هایی مورد ظلم و ستم گروهی قرار می‌گیرند، بر مسلمانان واجب است که برای دفع خطر و از بین بردن ظلم و ستم، به میدان مبارزه و جهاد بیایند. این در حقیقت نوعی جهاد ابتدایی محسوب می‌شود، زیرا حفظ شئون جوامع اسلامی و حمایت از کیان اسلام بر همه‏ی‌ مسلمانان واجب است. از سوی دیگر، مسئله‏ی اساسی اقدام به جهاد، ریشه‌کنی کفر، شرک و فساد و جایگزینی دین مبین اسلام و برقراری مبانی آن است.
اگر یکی از حکومت‌های جابر مانع نشر دعوت اسلام در میان ملّت خود شود و نیز مانع از این شود که مسلمانان صدای اسلام را به گوش توده‏ی مردم برسانند، بر مسلمانان لازم است که با جنگ ابتدایی چنین مانعی را از پیش پای اسلام بردارند تا مردم آزادانه بتوانند از تعالیم حیات‌بخش اسلام آگاه و از مزایای احکام عادلانه‏ی‌ آن بهره‌مند شوند.
نمونه‏ی دیگر جهاد ابتدایی در سوره‏ی حجرات چنین تعریف شده است:
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهید؛ و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه‏ی صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏دارد.»
این آیه‏ی شریفه نشان می‌دهد که پیکار با متجاوزان به منظور به وجود آمدن صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی اهمیت بسزایی دارد و جهاد فقط به جنگ با کافران و مشرکان اختصاص ندارد. اسلام حکم می‌کند که حتّی اگر گروهی از ایمان آورندگان هم به ظلم و تجاوز بر گروه دیگری دست بزنند، باید با آنان نیز مبارزه کرد تا نتوانند به تجاوز و ظلم خود ادامه دهند. دستورهای اسلامی این اصل اساسی را بیان می‌کنند که جوامع اسلامی برای به دست آوردن قدرت و توانایی به منظور استقرار احکام الهی باید در میان خود آرامش و امنیّت را برقرار کنند. اگر برخی از اهل ایمان درصدد ظلم و تجاوز به گروه دیگری باشند و امنیّت را از جامعه‏ی اسلامی سلب کنند، در این صورت با دشمنان اسلام فرقی نخواهند داشت و باید آنان را از ستم کردن بازداشت.
شایان ذکر است که هدف از این نوع مبارزه فقط برپاداشتن عدالت و حفظ و تداوم صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی است و به هیچ وجه جنبه‏ی کینه‌توزی و انتقام‌جویی شخصی در آن مطرح نیست.
یکی دیگر از مصداق‏های جهاد ابتدایی این است که مسلمانان وظیفه دارند با کسانی که هرگونه کار حرام و گناهی را انجام می‌دهند و موجب گسترش فساد و رواج بی‌دینی در جامعه می‌شوند، به جنگ بپردازند و با جهاد خویش آنان را در مسیر حرکت به سوی پروردگار قرار دهند. قرآن کریم می‌فرماید:
«قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیوْمِ الآخِرِ وَلاَ یحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکتَابَ ...؛ با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید....»
شایان ذکر است در جهاد ابتدایی شرایطی مانند بلوغ، عقل، آزاد بودن، مرد بودن، سلامت از انواع بیماری‏ها، تمکن و قدرت بر ادای نفقه وجود دارد.
«وَ عَنْهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ أَنَّهُ قَالَ: لَیسَ عَلَى الْعَبِیدِ جِهَادٌ مَا اسْتُغْنِی عَنْهُمْ وَ لَا عَلَى النِّسَاءِ جِهَادٌ، وَ لَا عَلَى مَنْ لَمْ یبْلُغِ الْحُلُمَ؛ و از امیرالمؤمنین «» است که فرمود: بر بردگان مادامی که به وجود آنها نیاز نباشد، جهاد واجب نیست و بر زنان جهاد واجب نیست و بر کسی که (در برابر مشکلات) صبر و تحمّل ندارد و بر کسی که به سن بلوغ نرسیده نیز جهاد واجب نیست.»
2-2-2- جهاد دفاعیجهاد دفاعی نوع دیگر جهاد است که طی آن مسلمانان باید با دشمن مهاجمی که اساس و کیان اسلام را تهدید می‏کند و منافع مسلمین را به مخاطره انداخته است پیکار کرده و از اسلام و سرزمین‏های اسلامی در برابر تهاجم دشمن که با هدف استیلا بر سرزمین‏های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان طراحی شده است دفاع کنند.
در این نوع جهاد حتّی بچّه‏هایی که به سنّ تکلیف نرسیده‏اند امّا توانایی دفاع دارند و نیز زنانی که در شرایط عادّی جهاد از ایشان برداشته شده است، باید در حدّ توان خود در دفاع شرکت کنند. در جهاد دفاعی اذن و اجازه‏ی حاکم شرع لازم نیست و مسلمانان نباید در در شرایط حسّاس هجوم دشمن منتظر اجازه‏ی ولی فقیه باشند.
به بیان دیگر در جهاد دفاعی بسیاری از شرایطی که در جهاد ابتدائی وجود دارد، شرط نیست؛ زیرا هدف از این جهاد دفاع هر چه سریع‏تر و بیشتر از مبانی اسلام و آبرو و شرف جامعه‏ی اسلامی و مسلمانان است. بنابراین در جهاد دفاعی شرایط آسان‏تر شده است تا عدّه‏ی بیشتری از مردم را شامل شود و مسلمانان با تمام امکانات و نیروی خود از دین، جان، و ناموس خود در برابر دشمنان تجاوزگر دفاع کنند و با آنان به مبارزه برخیزند.
در نتیجه چنان چه کسی به سرزمین اسلام حمله کند و مال، ثروت، استقلال و آزادی آنان را مورد تعرّض قرار دهد به منظور آن که مسلمانان را تحت سیطره‏ی خود درآورد، در این شرایط دین تکلیف می‏کند که مسلمانان به دفاع برخیزند و از سرزمین اسلام و عزّت و سربلندی خود دفاع کنند و هرگز تسلیم دشمن نشوند.
امیرالمؤمنین علی «» نیز در همین باره در خطبه‏ی ۲۷ نهج‏البلاغه می‏فرمایند:
«أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا؛ آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکارا شما را به مبارزه این جمعیت (معاویه ‏و پیروانش) دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه با شما بجنگند با آنان نبرد کنید. به خدا قسم هیچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.»
معذلک بر اساس فرمایش حضرت علی «» شروع به جنگ با دشمنانی که جنگیدن آنان با مسلمانان نزدیک است و حمله‏ی قریب الوقوع آنان به مسلمین قطعیّت یافته واجب می‏نمایاند.
از عبارت «وَ قاتِلوا ... و لاتَعتَدوا» در آیه‏ی 190 سوره‏ی توبه نیز چنین در می‏یابیم که جنگ در اسلام جنبه‏ی دفاع دارد و دفاع محدود به زمانی است که حوزه‏ی اسلام مورد هجوم قرار گیرد و تعدّی و تجاوز، خروج از حد است. پس اسلام به وسیله‏ی جنگ و جهاد از حقّ مشروع آدمی دفاع می‏کند؛ حقّی که فطرت سلیم هر انسانی آن را برای انسانیّت قائل است.
از آنجا که در جنگ بدر مشرکان به جنگ مسلمانان آمده بودند و جهاد مسلمانان با آنان، دفاعی بود می‏توان بیان داشت که خداوند متعال، نابودی، شکست و عقب‏نشینی ذلّت بار مشرکان در جنگ بدر را از اهداف نصرت خود به جهادگران مسلمان بر می‏شمارد؛ در نتیجه موارد مذکور از اهداف جنگ دفاعی محسوب می‏شود.
«لِیقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِینَ کفَرُواْ أَوْ یکبِتَهُمْ فَینقَلِبُواْ خَآئِبِینَ؛ (این وعده را که خدا به شما داده،) براى این است که قسمتى از پیکر لشکر کافران را قطع کند؛ یا آنها را با ذلّت برگرداند؛ تا مأیوس و ناامید، (به وطن خود) بازگردند.»
2-3- جهاد تبلیغیجهاد با زبان، مبارزه‌ی فرهنگی و به نوعی جنگ روانی، یکی دیگر از اقسام جهاد است که در جامعه‌ی امروزی مشهود است و بیشتر هجمه‌های دشمنان اسلام از این طرق انجام می‌گیرد.
انسان بر مدار عقل و قلب می‏تواند حقایق هستی را بشناسد و ذهن و جانش را با هستی هماهنگ و همراه سازد. دشمن با تلاش‌های فکری و فرهنگی و با به کارگیری تبلیغات و سایر اقدامات برنامه‌ریزی شده با نفوذ در عقاید، احساسات، حالات و رفتار ضربه‌ی خود را وارد می‌کند و بر فکر و قلب مردم تسلّط می‌یابد. در این نوع جهاد انسان می‏کوشد خود و دیگران را از تسلّط فکری و فرهنگی نجات بخشد و اجازه نمی‌دهد گفتمان باطل، بینش و نگرش او را سامان دهد و رفتارش را تحت کنترل درآورد و او را بنده‌ی فکری و فرهنگی خود سازد.
از این رو در قرآن با واژه‌ی جهاد از این امر نام برده شده است.
«وَإِن جَاهَدَاک عَلى أَن تُشْرِک بِی مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَی ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکمْ فَأُنَبِّئُکم بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزى را همتاى من قرار دهى، که از آن آگاهى ندارى (بلکه مى‏دانى باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولى با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‏اى رفتار کن؛ و از راه کسانى پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من آمده‏اند؛ سپس بازگشت همه‌ی شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏کردید آگاه مى‏کنم.»
و در آیه‌ی 52 سوره‌ی فرقان خداوند از آن به عنوان جهاد کبیر سخن به میان می‌آورد:
«فَلَا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کبِیرًا؛ پس تو هرگز از کافران اطاعت مکن و به وسیله‌ی این کتاب (قرآن) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.»
علامه طبرسی در مجمع البیان ذیل این آیه می‌نویسد:
«از آیه‌ی شریفه، این درس بزرگ دریافت می‌شود که برترین و پرشکوه‌ترین جهادها و تلاش‌ها در پیشگاه خدا، جهاد علمی، فکری و فرهنگی است؛ جهاد کسانی است که با روشنگری خویش بافته‌ها، ساخته‌ها و شبهات بداندیشان و گمراه‌گران را از اذهان و افکار می‌زدایند و مردم را با روح و جان دین خدا و هدف‌های بلند آن آشنا می‌سازند.»
علامه طباطبایی نیز در ذیل همین آیه می‌افزاید:
«این جمله متفرّع است بر معنای آیه‌ی قبلی و ضمیر «به» به شهادت سیاق آیات، به قرآن برمی‌گردد و کلمه‌ی «مجاهده» و نیز «جهاد» به معنای جدّ و جهد و به کار بردن نهایت نیرو در دفع دشمن است؛ و چون گفتیم ضمیر به قرآن بر می‌گردد معنا این می‌شود که: با قرآن با دشمنان جهاد کن، یعنی قرآن را بر آنان بخوان و معارف و حقایق آن را بر ایشان بیان کن و حجّت را بر ایشان تمام نما.»
در سوره‏ی دیگری از قرآن خداوند این نوع جنگ را چنین گوشزد می‌فرماید:
«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکبَرُ قَدْ بَینّا لَکمُ الْآیاتِ إِنْ کنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهایشان پنهان می‏دارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راه‏های پیشگیری از شرّ آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.»
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکونُوا کالَّذِینَ کفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کانُوا غُزًّی لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِیجْعَلَ اللّهُ ذلِک حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّهُ یُحْیی وَ یُمِیتُ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‏روند، یا در جنگ شرکت می‏کنند (و از دنیا می‏روند و یا کشته می‏شوند)، می‏گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‏مردند و کشته نمی‏شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها بگذارد. خداوند، زنده می‏کند و می‏میراند؛ (و زندگی و مرگ، به دست اوست؛) و خدا به آنچه انجام می‏دهید، بیناست.»
نمونه‌ای از جنگ روانی و زبانی که امروزه نیز با آن روبرو هستیم ایجاد شبهه در افکار است که در تاریخ نیز آن گاه که امیرالمؤمنین «» در مسجد کوفه خطبه می‌خواند شاهد آن هستیم:
«آن حضرت مشغول خواندن خطبه بود که ناگاه یکی از خوارج برخاست و گفت «لاحکم الالله»؛ امیرالمؤمنین «» سکوت کرد. سپس دیگری برخاست و بعد از وی دیگری و همان جمله را تکرار کردند، تا سرانجام علی «» فرمود: سخن حقّی است که به قصد باطل، ادا می‌گردد. شما نزد ما از سه ویژگی رفتاری و خصوصیّت، برخوردار هستید: تا هنگامی که با ما، در جهاد همدست باشید، شما را از نماز خواندن در مساجد باز نمی‌داریم و تا با ما وارد جنگ نشوید از غنایم و فیء بهره‌مند خواهید شد و هرگز آغازگر جنگ با شما نخواهیم بود.
و گواهی می‌دهم که پیامبر راستگو از قول جبرئیل، او نیز از پروردگار جهانیان به من خبر داد که تا روز قیامت، هیچ گروهی از شما کم یا زیاد بر ما خروج نمی‌کند مگر آن که خداوند مرگ او را به دست ما قرار داده است و بدون تردید، پرفضیلت‌ترین جهادها مبارزه با شماست، و برترین مجاهدان، رزمنده‌ای است که شما را بکشد و بهترین شهیدان، کسی است که به دست شما کشته شود. پس هر کار می‌خواهید بکنید؛ روز قیامت کجروان، زیان می‌بینند و برای هر خبری که از جانب خدا به شما داده شد قرارگاهی است و به زودی آن را خواهید دانست.»
«آری، درست است، فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی اینها می‌گویند زمامداری جز برای خدا نیست، در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سایه‌ی حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند و مردم در پرتو حکومت، زندگی کنند. به وسیله‌ی حکومت، بیت‌المال جمع‌‌آوری می‌گردد و به کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد. جاده‌ها امن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته می‌شود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان می‌باشند. امّا در حکومت پاکان، پرهیزکار به خوبی انجام وظیفه می‌کند، ولی در حکومت بدکاران، ناپاک از آن بهره می‌برد تا مدّتش سرآید و مرگش فرا رسد.»
دشمن با استفاده از جنگ روانی به عنوان ابزاری کارآمد وارد میدان می‏شود و متّکی به ابزار مادی است. بدین جهت با زرق و برق سلاح و تجهیزات وارد میدان می‏شود تا در دل رزمندگان رعب ایجاد کند و قوّت قلبی برای خود باشد و بدین وسیله بتواند رقیب را از صحنه خارج کند. لیکن به علّت ماهیّت باطل دشمنان، تبلیغات آنان در انحراف افکار عمومی و جبهه‏ی حق بی‏تأثیر و ناکارآمد است.
«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَینِ الْأَمْرَینِ الْفَشَلُ ... .»
و همچنین همواره در پی آن است که با بهره‌گیری از ابزار تبلیغی خویش، زبان به طعن مسلمانان گشوده و جایگاه آنان را خدشه‌دار سازد. از این رو لازم است نیروهای مسلمان با به کارگیری شیوه‌های مناسب ماهیّت واقعی او را نزد افکار عمومی نمایان سازند.
از سویی این نوع جهاد، جهاد علمی، فکری و فرهنگی نیز هست، برخلاف جهادهای فیزیکی و سخت، ابزارهای نرمی لازم است که مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ نرم، ابزارهای سخت کارایی ندارد و حتّی نتیجه‌ی عکس می‌دهد و به جای اینکه موجب تسلّط فکری و فرهنگی گفتمانی شود، موجب نابودی و تزلزل آن می‌شود. پس چون هدف، تسلّط بر اذهان و قلوب است، لازم است تا از ابزارهایی استفاده شود که موجبات تسلّط بر قلوب می‌شود.
در جهاد فرهنگی و علمی، لازم است تا با توجّه به استعداد و قابلیت‌های مخاطبان، از برهان عقلانی و موعظه‌ها و پندهای عقلایی استفاده کرد و با جدال احسن و گفتمان مناسب خردپسند و مقبول عقلایی، دیگران را نسبت به حقایق آگاه کرد و ایشان را از بندگی ارباب به بندگی خداوند یکتا و یگانه خواند.
«ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ ...؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»
هدف از جهاد فکری، علمی و فرهنگی آن است که مؤمنان را از تهاجم فکری و فرهنگی دشمن حفظ کرد و با پاسخ‌گویی به شبهات و روشنگری و بصیرت‌زایی یا بصیرت‌افزایی، اجازه نداد تا رفتارهای نابهنجار آنان به شکل فرهنگ بر جامعه مسلّط شود و با تخریب حقایق و هنجارهای ارزشی و فکری و فرهنگی، جامعه را دچار تردید کند.
پس از کادرسازی و تقویت مبانی فکری و فرهنگی و اخلاقی، با بهره‌گیری از عالمان و اندیشمندان، می‌بایست نسبت به افکار و اندیشه‌ها و رفتارهای ضدّ بشری و اخلاقی کافران و دشمنان واکنش نشان داد و با برهان و استدلال و جدال احسن دشمن را خلع سلاح کرد.
بهره‌گیری از گفتمان سالم در همه حال؛
«... وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغًا؛ آنها را اندرز ده و با بیانى رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما.»
مراعات اعتدال و میانه‌روی در ارتباط با مردم و هدایت و راهنمایی آنان؛
«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ (به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مکن).»
«فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُکمْ عَلَى سَوَاءٍ وَإِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ أَم بَعِیدٌ مَّا تُوعَدُونَ؛ اگر باز روى گردان شوند، بگو: من به همه‏ی شما یکسان اعلام خطر مى‏کنم؛ و نمى‏دانم آیا وعده‏ی (عذاب خدا) که به شما داده مى‏شود نزدیک است یا دور.»
تأکید بر امور فطری و فطریات از جمله منفعت طلبی و ضرر گریزی؛
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یمْلِک لَکمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ بگو: آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.»
«قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ ینفَعُنَا وَلاَ یضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو: آیا غیر از خدا، چیزى را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودى به حال ما دارد، نه زیانى؛ و (به این ترتیب) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسى که بر اثر وسوسه‏هاى شیطان، در روى زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است؛ در حالى که یارانى هم دارد که او را به هدایت دعوت مى‏کنند (و مى‏گویند:) به سوى ما بیا! بگو: تنها هدایت خداوند، هدایت است؛ و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.»
بهره‏گیری از برهان و دلیل عقلانی و عقلایی؛
«کیفَ یهْدِی اللّهُ قَوْمًا کفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَینَاتُ وَاللّهُ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!»
«أَفَمَن کانَ عَلَى بَینَهٍ مِّن رَّبِّهِ کمَن زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ؛ آیا کسى که دلیل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند کسى است که زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پیروى مى‏کنند؟!»
صراحت گویی؛
«فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ؛ آنچه را مأموریت دارى، آشکارا بیان کن ! و از مشرکان روى گردان.»
«... فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ؛ ... بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست.»
و مانند آن از ابزارها و روش‏هایی است که می‏بایست در جهاد نرم و جهاد کبیر فکری و فرهنگی و عملی به کار گرفت.
صدور فرهنگ انقلاب اسلامی یکی دیگر از مصادیق جهاد در زمان حاضر است. اگر مسلمانان بتوانند مفاهیم و فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش‌ها و هدف‌های این دین مقدّس را به گوش مردم کشورهای جهان برسانند، در واقع نوعی جهاد انجام داده‌اند.
بهترین نوع صدور انقلاب این است که مسلمانان با اعمال و رفتار خود موجب شوند تا دیگران به سوی آنان جذب بشوند. امام صادق «» می‌فرمایند:
«کونُوا دُعَاهً إِلَى أَنْفُسِکمْ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ وَ کونُوا زَیناً وَ لَا تَکونُوا شَیناً؛ ای مسلمانان! بدون کاربرد زبان‌هایتان، مردم را به سوی خداوند دعوت کنید ـ یعنی با اعمالتان ـ و برای ما زینت باشید نه آنکه مایه‌ی خواری و حقارت ما شوید.
هنگامی که مردم ملاحظه کنند که احکام و قوانین اسلام به درستی در جامعه پیاده می‌شود و در بازار مسلمانان تقلّب، کم‌فروشی، رباخواری و گران‌فروشی وجود ندارد، وقتی مردم جهان ببینند که در جامعه‌ی اسلامی به قانون مساوات عمل می‌شود، با علاقه‌ی فراوان به سوی انقلاب و اسلام جذب می‌شوند.
امام صادق «» به شاگردان خود توصیه می‌فرمودند که من نمی‌خواهم پیروان سایر فرق اسلامی را تابع خود کنم، اما شما با رفتار و اعمال خود کاری کنید که توجّه همه به سوی شما جلب شود و بگویند رحمت خدا بر آن امامی که چنین پیروانی تربیت کرده است.
اگر مسلمانان بر طبق موازین اسلام عمل کنند، قطعاً همه‌ی مردم حتّی مادّی‌گرایان، یهودیان و مسیحیان به سوی دین مبین اسلام جذب می‌شوند.
بنابراین، جهاد کبیر، جهاد عملی، فکری و فرهنگی است که پس از جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس در درجه‌ی برتری از دیگر جهادها قرار می‌گیرد و می‌بایست اهتمام بسیاری بر آن داشت؛ زیرا جهادی است که گفتمان درست فکری و فرهنگی را به جامعه ارایه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان باطل مستبدانه با سرکوب افکار و فرهنگ‌های عقلانی و عقلایی دیگر بر جامعه مسلّط شود.
2-4- جهاد با نفسمبارزه با نفس امّاره که به انجام دادن بدی‌ها فرمان می‌دهد، بالاترین نوع جهاد محسوب می‌شود و آن به این دلیل است که هدف آفرینش، این است که انسان از خود بگذرد و خدایی شود. تحقّق این هدف که همان ظهور انسان در مظاهر الوهیّت و ربوبیّت است، در حقیقت رسیدن انسان با تخلیه و تحلیه‌ی نفس به مقام خلافت الهی و ولایت عظمی و امانت الهی است که ابلیس بدان رشک برده است. پیامبر اکرم «» جهاد با نفس را «جهاد اکبر» نامیدند. حضرت علی «» فرمودند:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ «» بَعَثَ سَرِیهً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ ثُمَّ قَالَ «» أَفْضَلُ‏ الْجِهَادِ مَنْ‏ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَینَ جَنْبَیهِ؛ رسول خدا «» سپاهیانی را به مقصدی گسیل داشت، پس از بازگشت آنان فرمود: مرحبا به قومی که از جهاد کوچک‌تر بازگشته‌اند، در حالی که جهاد بزرگ‌تر برای آنان باقی مانده است. پرسیدند: ای رسول خدا! جهاد بزرگ‌تر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس، سپس آن حضرت خاطرنشان ساختند که برترین جهاد آن است که انسان با نفس خود که در بین دو پهلوی او قرار دارد، مبارزه کند.»
در تفسیر قمی در ذیل آیه‌ی ۶ سوره عنکبوت:
«وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ؛ کسی که جهاد کند برای خود جهاد می‌کند، چرا که خداوند از همه‌ی جهانیان بی‌نیاز است.»
چنین می‌خوانیم:
«وَ مَنْ جاهَدَ قَالَ نَفْسُهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ الْمَعَاصِی‏ فَإِنَّما یجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِین‏.»
که منظور مبارزه با نفس در برابر شهوات و لذّات نامشروع و گناهان است.
به طور کلّی، در درون آدمی همیشه میان عقل،‌ وجدان اخلاقی و نفس امّاره ستیز وجود دارد. بین بعد ملکوتی و بعد حیوانی انسان همیشه جنگ و جدال هست. در برخی از انسانها عقل و وجدان اخلاقی بر نفس امّاره پیروز می‌شود و در برخی دیگر نفس امّاره‌ی آنان زمام امور را در دست می‌گیرد و بر آنان مسلّط می‌شود.
انسانی که بتواند نفس امّاره را که چون اسب سرکشی است، دهنه و لگام ببندد و او را کنترل کند، بهترین وسیله‌ی عروج خود را به عرش الهی فراهم کرده است و می‌تواند با‌ آن به جایی برسد که جز خدا نبیند.
چنانچه نفس امّاره بر عقل انسان حاکم شود، از آن مرکبی می‌سازد و انسان را به سوی وادی نیستی و نابودی می‌برد. تسلّط نفس امّاره بر آدمی منشأ تمام ظلم‌ها و جنایت‌هاست. به خصوص اگر انسان هوشمندی نتواند نفس امّاره را مهار کند، مرتکب ستم‌ها و جنایت‌های فراوانی می‌شود. نمونه‌ی آن معاویه و عمرو عاص هستند. دو شخصیتی که در تاریخ از آنان به عنوان انسان‌های هوشمند و با کیاست نام برده شده است، اما آنان با پیروی از نفس امّاره، آن‌گونه ظلم‌ها و جنایت‌ها را که تاریخ شاهد آن است، مرتکب شدند. همیشه در جامعه افرادی با پیروی از نفس امّاره از ظلم به انسان‌ها لذّت می‌برند.
انسان‌های زیادی نیز توانسته‌اند نفس امّاره را مهار و ملکه‌ی عدالت پیدا کند. آنان توانسته‌اند این نفس را از راه خودش مهار کنند. نفس امّاره نابود شدنی نیست، ولی می‌توان از راه عقلی و شرعی آن را کنترل کرد. قرآن کریم می‌فرماید:
«وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ من خویشتن را از گناه تبرئه نمی‌کنم، همانا نفس امّاره به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه رحم و شفقت خداوند مشمول حال آدمی گردد. به راستی که پروردگار من آمرزنده‌ی مهربان است.»
بزرگان و پیشوایان دین درباره‌ی جهاد با نفس روایات فراوانی نقل کرده‌اند که در اینجا به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم. حضرت علی «» می‌فرمایند:
«... و اعلموا أنّ الجهاد الأکبر جهاد النّفس فاشتغلوا بجهاد أنفسکم تسعدوا ...؛ بدانید که جهاد اکبر، مبارزه با نفس است. پس به جهاد با خویشتن خود بپردازید تا سعادتمند شوید.»
حضرت علی «» در حدیث دیگری می‌فرمایند:
«لافضیلۀ کالجهاد و لا جهاد کمجاهدۀ الهوی؛ هیچ فضیلتی مانند جهاد نیست و هیچ جهادی هم تراز با جهاد با هوی و هوس نفسانی نیست.»
امام کاظم «» در روایتی درباره‌ی مبارزه با نفس می‌فرمایند:
«جَاهِدْ نَفْسَک‏ لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَیک کجِهَادِ عَدُوِّک‏؛ با نفس امّاره خود پیکار کن تا آن را از تمایلات خود بر حذر داری. این مبارزه همانند جهاد با دشمنان بر تو واجب است.»
ابوذر می‌گوید:
«قلت: یا رسول الله! ای الجهاد افضل، قال: ان یجاهد الرجل نفسه و هواه؛ عرض کردم: یا رسول الله! کدام جهاد برتر است؟ فرمود: برترین جهاد آن است که انسان با نفس و هوا و هوس خویش جهاد کند.»
انسان‌هایی که به دنبال به دست آوردن مال حلال هستند، افرادی که پست و مقام را برای خدمت به مردم می‌پذیرند و از آن، برای ستم به آنان استفاده نمی‌کنند و اشخاصی که رذیلت‌های اخلاقی را از خود دور می‌کنند و به کسب فضیلت‌‌ها می‌پردازند، بر نفس خود مسلّط و به جهاد اکبر مشغول هستند.
علاوه بر موارد ذکر شده، در شرایط کنونی می‌توان حضور در صحنه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی اسلامی و تلاش در راه صدور فرهنگ انقلاب اسلامی را از طریق جهاد در اسلام دانست.
حضور در صحنه به معنای این است که مسلمانان نسبت به مسائلی که در جامعه‌ی آنان اتفاق می‌افتد، احساس مسئولیت کنند و همیشه مراقب باشند تا دشمن نتواند به دین و ارزشهای آنان تعرّض کند.

فصل دوم
شهادتگفتار اوّل: شهادت در لغت و اصطلاحالشَهید و الشِهید، جمع آن شهدا و اشهاد، در لغت به معنی گواه و در اصطلاح به کسی اطلاق می‏شود که در راه خدا کشته شود. این کلمه از اسماء الله الحسنی به شمار می‌رود که به این معنا نیز در قرآن استعمال شده است. همچنین روایاتی وجود دارد که با بیان مصادیق گوناگونی برای شهید، دایره‏ی مفهومی این کلمه را وسعت می‏بخشد. چنان که به استناد حدیث یا سخنی از پیامبر اکرم «» شاید بتوان کسانی را که در عین جوانی به مرگ ناگهانی و یا حوادثی چون غرق شدن و سوختن می‏میرند شهید خواند. ایضاً هر کس در راه خدا از خانه‏اش خارج شود، بمیرد یا کشته شود شهید محسوب می‏شود.
و بنا بر قولی دیگر «شهید به معنی شاهد است
«وَأَشْهِدوا إِذا تَبایعْتُمْ وَ لایضَارَّ کاتِبٌ وَ لاشَهِید»
و آنگاه که به خداوند سبحان اطلاق شود به معنی حاضر، بیننده و حافظ است. در نهایه و اقرب الموارد گوید:
«شهید آن است که هیچ چیز از علمش غائب نیست.»
ولی ظاهراً عموم از خود کلمه مستفاد نیست و مفید عموم کلمه‏ی دیگر است مثل
«وَأَنْتَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«إِنَّ اللّهَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«أَحْصاهُ اللّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللّهُ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
از لفظ آن فقط مبالغه یا ثبوت استفاده می‏شود.
جمع آن شهداء که بیست بار در قرآن آمده است
«لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ»
ناگفته نماند شهید به معنی مقتول در راه خدا در قرآن نیامده است مگر بنا بر بعضی از احادیث ولی در اصطلاح و روایات بسیار هست در قرآن فقط قتل فی سبیل اللّه بکار رفته است؛
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتاً»
ابن اثیر در نهایه پنج قول در علّت این تسمیه که چرا به مقتول شهید گفته‌اند نقل کرده است.
یکی اینکه خدا و ملائکه شهادت دارند که او اهل بهشت است؛
دیگری اینکه: او نمرده گوئی حاضر است.
سوم: ملائکه رحمت او را می‌بینند.
به قولی در امر خدا قیام به شهادت حق کرده و به قولی او شاهد کرامت خداست که از برایش مهیا فرموده.
مجمع‏البحرین نیز این اقوال را با قول ششمی نقل کرده است بنا به قول اوّل و سوم شهید به معنی مفعول (مشهود) و بنا بر بقیه‏ی اقوال به معنی فاعل (شاهد) است مؤید قول دوم آیه‏ی «بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکنْ لا تَشْعُرُونَ»؛ «بَلْ أَحْیاءٌ عِنْد رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» است شاهد قول پنجم آیه‏ی «قِیلَ ادخُلِ الْجَنَّهَ قالَ یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ» می‏باشد.
شهید ثانی در شرح لمعه گوید:
«علّت این تسمیه آن است که او گواهی داده شده است برای بهشت و غفران.»
در قاموس نیز چند قول نقل شده و مرحوم صاحب جواهر آنها و غیر آنها را در جواهر در عدم وجوب غسل شهید نقل می‏کند و از ابو بکر نامی نقل کرده:
«علّت این تسمیه آن است که خداوند و ملائکه شاهداند به اینکه او از اهل بهشت است.»
و یا علّت این تسمیه آن است که شهیدان راه حق روز قیامت شاهد بر اعمال مردم‌اند که خواهد آمد.
کلمه‌ی شهید را مترادف با «زنده» (حی) نیز معنی کرده‏اند که این برداشت و تفسیر از این واژه، مقتبس از آیه‏ی قرآن است که می‏فرماید:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِند رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»
راغب اصفهانی در معنی آیه‏ی «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُم‏» گوید:
«شهید را به این سبب شهید گویند که در حال شهادت نعمتهای آن جهان را می‏بیند یا به واسطه‏ی آن است که نزد خدا حاضر می‏شود، چنانچه می‏فرماید: «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون‏».»
مرحوم علامه شهید مطهری می‏گوید:
«مرگی شهادت است که انسان با توجّه به خطراتی احتمالی یا یقینی فقط به خاطر هدف مقدّس و انسانی یا به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» از آن استقبال کند و شهادت دو رکن دارد: یکی اینکه در راه خدا باشد، دوم آن که هدف مقدّس باشد.»
گفتار دوم: اقسام شهادتصاحب کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعۀ» گوید شهید بر سه قسم است:
أ) شهید دنیا و آخرت و آن شهیدی است که در راه خدا و در میدان جنگ کشته شود.
ب) شهید در آخرت؛ و آن کسی است که در میدان زخمی شده ولی بعد از مدّتی فوت شود چنین کسی ثواب شهید را دارد، مانند آدم غرق شده، و یا کسی که در غربت بمیرد و چنانچه در روایات دارد «من مات غریبا کمن مات شهیدا». اینها در حکم شهیدند، یعنی در آخرت ثواب شهید را دارند.
ج) منافقی که در لشکر اسلام کشته شود احکام شهید را دارد مانند ساقط بودن غسل و کفن.امّا اجر شهید را ندارد (نه در دنیا و نه در آخرت). در دو فرض اوّلی اختلافی بین شیعه و سنّی نیست.

678404137160[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش دومجهاد در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت جهاد
فصل دوم: فلسفه‌ی جهاد در اسلام
فصل سوم: هدف جهاد از دیدگاه اسلام
فصل چهارم: شرایط جهاد

فصل اوّلاهمیّت و فضیلت جهادهر جامعه‏ای در جهت رشد و تعالی خود با یک سلسله موانعی روبرو می‏شود که راه را بر او سد نموده و از ادامه‏ی مسیر باز می‏دارد. از طرفی، روشن است که هر گونه اصلاحی در سایه‏ی امنیت و آرامش مسیر است. آنجا که اضطراب و ناامنی و هرج و مرج بر عقول مردم سایه افکنده باشد، پیشرفت و ترقّی بی‏معنا است.
این موانع گاه در داخل کشور اسلامی بروز می‏کند و زمانی از خارج آن به گونه‏ی تهاجم و یا تجاوز رخ می‏نماید. بدیهی است که ایجاد امنیّت، همگام با دفع موانعی است که سدّ راه می‏شود، مسئله‏ی دفاع اگر چه یکی از احکام عقل است و همه‏ی عقلای عالم بر آن متّفقند، امّا شرع مقدس اسلام نیز بر آن مهر تأیید زده و به عنوان یکی از فرائض در فرهنگ کتاب و سنّت مطرح شده است.
به طور کلّی جنگ می‏تواند یکی از این دو هدف را در پی داشته باشد؛ یا با هدف چپاول، غارت، تجاوز به نوامیس، تصاحب سرزمین، برتری نژادی، استعمار و استثمار و مانند آن و یا با هدف دفع تهاجم متجاوز و دفاع از استقلال و آزادی یک ملت.

*278

واژگان کلیدی: آسیب شناسی، موانع، پژوهش،اعضای هیأت علمی، دانشگاه فرهنگیان
.نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:
مناسب نیست

فهرست مطالب
عنوانصفحه
TOC o "1-6" h z u فصل اول:کلیات تحقیقمقدمه PAGEREF _Toc422609754 h 21-1 بیان مسأله PAGEREF _Toc422609755 h 32-1 اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه انتخاب آن PAGEREF _Toc422609756 h 43-1 هدف های تحقیق PAGEREF _Toc422609757 h 61-3-1هدف کلی PAGEREF _Toc422609758 h 62-3-1اهداف فرعی PAGEREF _Toc422609759 h 64-1 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc422609760 h 75-1تعریف واژگان و اصطلاحات PAGEREF _Toc422609761 h 86-1 مدل تحقیق PAGEREF _Toc422609766 h 9فصل دوم:ادبیات وپیشینه تحقیقمقدمه PAGEREF _Toc422609769 h 101-2بخش اول: تعلیم وتربیت PAGEREF _Toc422609770 h 121-1-2آموزش عالی PAGEREF _Toc422609773 h 132-1-2تاریخچه آموزش عالی در جهان PAGEREF _Toc422609774 h 133-1-2تاریخچه آموزش عالی در ایران PAGEREF _Toc422609775 h 144-1-2تاریخچه تشکیل دانشگاه فرهنگیان(تربیت معلم) PAGEREF _Toc422609776 h 152-2بخش دوم: پژوهش PAGEREF _Toc422609777 h 201-2-2تعریف پژوهش PAGEREF _Toc422609778 h 202-2-2تعریف پژوهشگر PAGEREF _Toc422609779 h 213-2-2 ویژگی‌های یک پژوهشگر موفق PAGEREF _Toc422609781 h 214-2-2انواع اصلی و روش‌های معمول پژوهش PAGEREF _Toc422609782 h 225-2-2مراحل فرآیند پژوهش PAGEREF _Toc422609787 h 226-2-2 پژوهش وتوسعه PAGEREF _Toc422609788 h 247-2-2 عوامل مؤثربر توسعه پژوهش PAGEREF _Toc422609789 h 258-2-2وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان اسلام در فاصله سالهای (2005-1995) PAGEREF _Toc422609790 h 251-8-2-2ایران PAGEREF _Toc422609791 h 262-8-2-2ترکیه PAGEREF _Toc422609793 h 273-8-2-2مصر PAGEREF _Toc422609794 h 284-8-2-2کویت PAGEREF _Toc422609795 h 285-8-2-2عربستان سعودی PAGEREF _Toc422609796 h 286-8-2-2لبنان PAGEREF _Toc422609797 h 297-8-2-2امارات متحده عربی PAGEREF _Toc422609798 h 298-8-2-2مالزی PAGEREF _Toc422609799 h 299-8-2-2ازبکستان PAGEREF _Toc422609800 h 309-2-2جدیدترین وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشور های منطقه (2014) PAGEREF _Toc422609802 h 3110-2-2وضعیت ردهبندی 5 کشور برتر جهان در تولید علم(2011-2010) PAGEREF _Toc422609804 h 3311-2-2گستره پژوهش در دانشگاه فرهنگیان و راه کارهای توسعه آن PAGEREF _Toc422609806 h 3412-2-2آسیب ها و موانع پژوهش در نظام آموزش عالی PAGEREF _Toc422609807 h 363-2 بخش سوم: پیشینیه تحقیقات داخلی و خارجی PAGEREF _Toc422609808 h 411-3-2 تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc422609809 h 412-3-2تحقیات خارجی PAGEREF _Toc422609810 h 46فصل سوم:روش شناسی تحقیقمقدمه PAGEREF _Toc422609813 h 491-3 روش تحقیق PAGEREF _Toc422609814 h 492-3 جامعه آماری PAGEREF _Toc422609815 h 503-3 تعیین حجم نمونه وروش نمونه گیری PAGEREF _Toc422609817 h 504-3 شیوه گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc422609818 h 505-3 ابزار اندازه گیری اطلاعات PAGEREF _Toc422609819 h 516-3تعیین روایی و پایایی ابزار پژوهش PAGEREF _Toc422609821 h 527-3روش تجزیه وتحلیل داده ها PAGEREF _Toc422609824 h 53نمودار1-3: آزمونهای توصیفی و استنباطی بکارگرفته در این پژوهش PAGEREF _Toc422609826 h 54فصل چهارم:تجزیه وتحلیل دادهامقدمه PAGEREF _Toc422609829 h 561-4 ویژگی های جمعیت شناختی PAGEREF _Toc422609830 h 561-1-4ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک جنسیت PAGEREF _Toc422609831 h 572-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک تحصیلات PAGEREF _Toc422609834 h 583-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک گروه آموزشی PAGEREF _Toc422609837 h 594-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک پردیس یا مرکز محل خدمت PAGEREF _Toc422609840 h 615-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک سابقه کاری PAGEREF _Toc422609843 h 626-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک متوسط میزان ساعات تدریس در هفته PAGEREF _Toc422609846 h 637-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک تعداد طرح های پژوهشی PAGEREF _Toc422609849 h 648-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک تعداد مقالات پژوهشی PAGEREF _Toc422609852 h 659-1-4 ویژگیهای جمعیت شناختی به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی (علمی- پژوهشی و ISC) PAGEREF _Toc422609855 h 6610-1-4 ویژگیهای جمعیت شناختی به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر خارجی (علمی-پژوهشی،ISC وISI) PAGEREF _Toc422609858 h 6711-1-4 ویژگی های جمعیت شناختی به تفکیک مسئولیت اجرایی PAGEREF _Toc422609861 h 682-4 شاخصهای توصیفی پژوهش PAGEREF _Toc422609864 h 691-2-4 توزیع نرمال PAGEREF _Toc422609865 h 692-4-2شاخص های توصیفی پژوهش PAGEREF _Toc422609867 h 703-4 تحلیل استنباطی داده ها PAGEREF _Toc422609869 h 701-3-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه اول پژوهش PAGEREF _Toc422609870 h 702-3-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه دوم پژوهش PAGEREF _Toc422609872 h 713-3-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه سوم پژوهش PAGEREF _Toc422609874 h 724-3-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه چهارم پژوهش PAGEREF _Toc422609876 h 735-3-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه پنجم پژوهش PAGEREF _Toc422609878 h 746-3-4 تجزیه و تحلیل دادهها مربوط به فرضیه ششم پژوهش PAGEREF _Toc422609880 h 754-4 یافته های جانبی PAGEREF _Toc422609882 h 761-4-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه هفتم پژوهش PAGEREF _Toc422609883 h 762-4-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه هشتم پژوهش PAGEREF _Toc422609885 h 773-4-4 تجزیه و تحلیل داده ها مربوط به فرضیه نهم پژوهش PAGEREF _Toc422609888 h 78فصل پنجم:بحث ونتیجه گیریمقدمه PAGEREF _Toc422609892 h 80. 1-5 خلاصه تحقیق PAGEREF _Toc422609893 h 812-5 بحث ونتیجه گیری PAGEREF _Toc422609894 h 831-3- 5 محدودیت های خارج از دست محقق PAGEREF _Toc422609895 h 872-3-5 محدودیت های در دست محقق PAGEREF _Toc422609896 h 871-4-5پیشنهادهای کاربردی مبتنی بر یافته های تحقیق PAGEREF _Toc422609897 h 882-4-5پیشنهاد به پژوهشگران آتی PAGEREF _Toc422609898 h 89منابع و مآخذ PAGEREF _Toc422609899 h 90پیوست هاوضمائم PAGEREF _Toc422609902 h 97

فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول1-2 فهرست دانشگاه های برتر ایران(2005-1995) PAGEREF _Toc422609792 h 27جدول 2-2 فهرست کشورهای برترمنطقه از نظر تولید علم(2005-1995) PAGEREF _Toc422609801 h 30جدول3-2رتبه کشورهای منطقه از نظر تولید علم درسال 2014(اسکوپوس) PAGEREF _Toc422609803 h 32جدول 4-2وضعیت 5 کشور اول تولید کننده علم جهان (2011-2010) PAGEREF _Toc422609805 h 33.جدول شماره1-3شاخص های پرسشنامه موانع پژوهش PAGEREF _Toc422609820 h 51.جدول2-3: آلفایکرونباخ برای شاخص های تحقیق PAGEREF _Toc422609822 h 53جدول3-3: آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه موانع پژوهش PAGEREF _Toc422609823 h 53جدول 1-4 نمونه آماری به تفکیک جنسیت PAGEREF _Toc422609832 h 57جدول2-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تحصیلات PAGEREF _Toc422609835 h 58جدول3-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک گروه آموزشی PAGEREF _Toc422609838 h 59جدول 4-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک پردیس محل خدمت PAGEREF _Toc422609841 h 61جدول 5-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک سابقه کاری PAGEREF _Toc422609844 h 62جدول6-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک متوسط میزان ساعات تدریس در هفته PAGEREF _Toc422609847 h 63جدول7-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تعداد طرح های پژوهشی PAGEREF _Toc422609850 h 64جدول 8-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات پژوهشی PAGEREF _Toc422609853 h 65جدول 9-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی PAGEREF _Toc422609856 h 66جدول10-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر خارجی PAGEREF _Toc422609859 h 67جدول 11-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک مسئولیت اجرایی PAGEREF _Toc422609862 h 68جدول 12-4 آزمون کلموگروف- اسمیرنف متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc422609866 h 69جدول 13-4 شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc422609868 h 70جدول14-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع مالی PAGEREF _Toc422609871 h 71جدول 15-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع امکاناتی PAGEREF _Toc422609873 h 71جدول 16-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع شغلی PAGEREF _Toc422609875 h 72جدول 17-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع علمی PAGEREF _Toc422609877 h 73جدول 18-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع فردی PAGEREF _Toc422609879 h 74جدول 19-4 آزمون t تک متغیره برای بررسی موانع مدیریتی- سازمانی PAGEREF _Toc422609881 h 75جدول 20-4 میانگین دیدگاه شرکت کنندگان بر اساس جنسیت PAGEREF _Toc422609884 h 76جدول 23-4 ماتریس همبستگی بین موانع پژوهش PAGEREF _Toc422609889 h 78جدول 22-4 نتایج آزمون اثرات بین گروهی تحلیل واریانس یکطرفه تحصیلات مختلف و موانع PAGEREF _Toc422609887 h 77جدول21-4 میانگین استادان در هر یک از سطح تحصیلات PAGEREF _Toc422609886 h 77
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار 1-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک جنسیت PAGEREF _Toc422609833 h 57نمودار 2-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تحصیلات PAGEREF _Toc422609836 h 58نمودار 3-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک گروه آموزشی PAGEREF _Toc422609839 h 60نمودار 4-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک پردیس /مرکز محل خدمت PAGEREF _Toc422609842 h 61نمودار 5-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک سابقه کاری PAGEREF _Toc422609845 h 62نمودار 6-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک متوسط میزان ساعات تدریس در هفته PAGEREF _Toc422609848 h 63نمودار 7-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد طرح های پژوهشی PAGEREF _Toc422609851 h 64نمودار 8-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات پژوهشی PAGEREF _Toc422609854 h 65نمودار 9-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی PAGEREF _Toc422609857 h 66نمودار 11-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک مسئولیت اجرایی PAGEREF _Toc422609863 h 68نمودار 10-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر خارجی PAGEREF _Toc422609860 h 67فصل اول کلیات تحقیقمقدمه مبنای قدرت وحیات در دنیای کنونی به میزان برخورداری از علم ودانش باز میگردد. امروزه غالب جهتگیریهای دنیا به سمت تولید و توسعه علم و فناوری است و کشورهای توسعه یافته، در حال انتقال از جامعه صنعتی به جوامعی هستند که آن را جامعه اطلاعاتی یا جامعه علمی مینامند و سلاح علم به سلاحی راهبردی در این کشورها تبدیل شده است. امروزه توسعه علمی نمونهای از اقتدار ملی کشور و بستری برای توسعه در کلیه امور است. بالا بردن شناخت و معرفت جامعه در همه زمینهها بیش از پیش، نیازمند توسعه علمی است و برای تحقق توسعه علمی باید زمینه تولید علم را فراهم کرد. امروزه نقش تولید علم و انجام پژوهش از یک عامل فزاینده رفاه فراتر رفته و به تنها راه باقی ماندن در عرصهی حیات و حضوری مؤثر در دنیای پرتکاپوی تکنولوژی وپیشرفت مبدل شده است.پژوهش و تولید علم از نیازهای مسلم و اساسی هر جامعهای میباشد. بررسی سیاستها و برنامههای توسعهی کشورهای صنعتی گویای این واقعیت است که این کشورها به اهمیت و جایگاه علم و فناوری واقف بوده واین دورا محور توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود تلقی کردهاند( نوروززاده،1388).
تلاش برای تولید و توسعه علم با توانمندی و قدرتمندی کشورها در حوزهها و عرصههای مختلف پیوند خورده است. بدینسان آینده کشورها و توسعه یافتگی آنها با تولید علم، بسط و بهرهمندی آن کاملاً مرتبط است و برتری کشورها نسبت به هم به علم، نتایج وکاربردهای آن بستگی دارد.بیتردید میتوان اذعان داشت که استقلال و توسعه هر کشوری به استقلال علمی و فناوری آن وابسته است. تولید علم که خود ناشی از استقلال است اقتصادی پررونق و دانشمحور را رقم خواهد زد. امروزه تولید دانش و ایجاد مهارتهای لازم جهت بهرهبرداری ازآن محور یک هدف اساسی وتعیین کننده برای همه کشورهاست. براین اساس ایران نیز مانند سایر کشورها خود را نیازمند پیشرفت در حوزه علم و فناوری میداند.( همان منبع)
1-1 بیان مسألهپژوهش در کنار فعالیتهای آموزشی از کارکردهای مهم و مورد انتظار از اعضاء هیأت علمی دانشگاه میباشدپژوهش همواره باید با جدیت، شکیبایی، مطالعه وسیع، تردید علمی، علاقه و کاوش مستمر همراه بوده و زمینه توصیف، تبین، پیش‌بینی، کنترل پدیده‌ها و گسترش دانایی را فراهم سازد. امروزه پژوهش مهم‌ترین شاخص توسعه‌یافتگی جوامع برای رسیدن به جامعه دانایی محور است و راهی برای به وجود آوردن فناوری، توسعه، پیشرفت و افزایش توان تولید میباشد. لذا ارج نهادن به مقام پژوهشگران، شناسایی و طرح مشکلات آنان برای ارتقاء سطح پژوهش جزء الزامات به شمار می‌رود(امیری،1381).
آنچه امروز در میان دستاندرکاران مورد بحث میباشد این مطلب است که؛ چه عواملی موجب رکود فعالیتهای تحقیقاتی در دانشگاههای ما میگردد. عوامل مختلفی مانع تحقق این امر مهم می‌شوند که از عوامل بازدارنده پژوهش در دانشگاه‌هاواز جمله دانشگاه فرهنگیان میتوان به این موارد اشاره نمود: عدم اختصاص بودجه کافی به امر پژوهش، وجود چالش‌ها و نگرانی‌های فکری گوناگون برای تأمین هزینه‌های پژوهش،ناآشنایی کافی با روش‌های تحقیق، تردید در کیفیت گردآوری اطلاعات و عدم انسجام در ساختار و یافته‌های پژوهشی، دشواری دسترسی به منابع، بی‌توجهی و یا کم‌توجهی به نیازهای واقعی و روزآمد، کمبود کتاب‌ها و مجلات علمی ـ تخصصی موردنیاز، دشواری استفاده از پژوهش‌های خارجی به دلیل آشنایی کم با زبان انگلیسی(همان منبع)
در تحقیق حاضر نیز مسأله اصلی این است که: اعضاء هیأت علمی دانشگاه به عنوان یک محور اساسی در فعالیتهای پژوهش چه عواملی را به عنوان موانع امر تحقیق وپژوهش مؤثر قلمداد میکنند؟
2-1 اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه انتخاب آناعتقاد به اینکه تحقیق وپژوهش در کشور ما ثمردهی اندکی دارد تقریباً مورد قبول واحدهای علمی، محققان، پژوهشگران و حتی مراکزی است که میخواهنداز این پژوهشها بهره گیرند.از آنجا که دامنه تأثیرگذاری وتأثیرپذیری فعالیتهای پژوهشی وتحقیقات علمی در سطح ملی مطرح است به نظر میرسد برای نهادینه کردن پژوهش میبایست ابتدا ریشهها وعوامل ایجاد بیعلاقگی را در بین پژوهشگران شناسایی نمود وسپس با رفع موانع باز دارنده زمینه ورود عملی واثر بخش این افراد را به فرایند پژوهش ایجاد کرد. سه کارکرد اصلی مجموعههای دانشگاهی یا نظام آموزشی عالی امروز که یونسکو نیز بر آن تأکید دارد عبارتند از:
تولید دانش (یا پژوهش)
انتقال دانش(یا آموزش)
اشاعه ونشر دانش( یا خدمات)
انجام بهینه هر یک از این وظایف و کارکردها، مستلزم انجام تحقیقات علمی است. عرضه خدمات تخصصی به جامعه تنها از طریق شناخت علمی مسائل آن جامعه و ارائه راهکارهای علمی موفقیتآمیز خواهد بود.(صمدزاده،1379)
نیروی انسانی شاغل در بخش پژوهش، از مهمترین منابع یک کشور برای رشد و توسعه است. بررسی امر تحقیقات بدون ارزیابی دقیق این عامل امکانپذیر نخواهد بود. درحال حاضر به دلایل مختلف اغلب استادان گرایش بیشتری نسبت به آموزش پیدا کرده ودرفعالیتهای خود آموزش را بر پژوهش اولیتر میدانند. (علمداری وافشون، 1381).
دانشگاه فرهنگیان در خانواده آموزش عالی کشور دارای مأموریت منحصر به فرد تربیت معلم است پژوهشهای خرد، کلان و فراکلان در خدمت هدف اصلی دانشگاه یعنی ایجاد فرصتها و زمینهها برای ساخته شدن شخصیت معلمین آینده است.این دانشگاه برجستهترین سازمان علمی انسان ساز و مترقی است که لزوم توجه به پژوهش و انجام تحقیقات بهویژه تحقیقات کاربردی و توسعهای در آن محسوس است. پژوهشمحور نمودن دانشگاه نخستین پیش شرط موفقیت علمی در عرصههای جهانی و بینالمللی محسوب میشود به نظر میرسد بررسی موانع پژوهش در دانشگاه اصلیترین، مهمترین و البته گام نخست در پژوهشمحور نمودن آن محسوب میشود.
شناخت موانع تحقیق میتواند با بهبود ارتباط بین محققان واستفاده کنندگان از نتایج تحقیق فرآیند حل مسأله را سهولت بخشیده وعملاً موجب استفاده از یافتههای تحقیق گردد. ( دادخواه و دیگران، 1382).
دراین خصوص موانع باید به صورتی واقع بینانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. بدیهی است واکاوی موانع پژوهش از طریق نخبگان علمی که بیش از هر قشر دیگری با پژوهش وفناوری مرتبط هستند بسیار مفید خواهد بود.در این خصوص استادان دانشگاه اصلیترین گروه هستند که میتوانند توانایی، تجربه و ذکاوت خود را در خدمت رفع موانع تحقیق وپژوهش به کار گیرند.
3-1 هدفهای تحقیق1-3-1هدف کلی : آسیبشناسی موانع پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران )
2-3-1اهداف فرعیبررسی اثر موانع مالی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع امکاناتی برپژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع شغلی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع علمی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان(پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانعفردی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان(پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع مدیریتی - سازمانی برپژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
4-1 فرضیههای تحقیق :موانع مالی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع امکاناتی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاءهیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها ومراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع شغلی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاءهیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع علمی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها ومراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع فردی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع مدیریتی-سازمانی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
5-1تعریف واژگان و اصطلاحاتتعریف نظری آسیب شناسی:آسیب در فرهنگ فارسی چنین معنا شده است؛ آفت، بیماری، زخم، عیب، نقص، خسارت(معین،1375)، آسیبشناسی شناخت درد ورنج و خسارت(عمید،1363)، در اصطلاح هم به آن دسته از علل و اختلالاتی اطلاق میشود که وجودشان تداوم و حرکت پدیدهای را تهدید میکند وآن را از رسیدن به اهداف و آرمانش باز میدارد و یا از کارایی لازم میاندازد.تعریف عملیاتی آسیب شناسی:
در این پژوهش آسیب شناسی با استناد به پرسشنامه سنجش موانع پژوهش شامل40 گویه با مؤلفههای، مالی، امکاناتی، شغلی، علمی، فردی و مدیریتی-سازمانی محاسبه خواهد شد.
تعریف نظری موانع پژوهشهمه عواملی که به نوعی پیش از انجام تحقیق، در جریان فرآیند تحقیق و یا پس از پایان تحقیق در سطح خرد یا کلان بر مسیر پژوهش اثر بازدارنده داشته باشند، جزء موانع تحقیق به شمار میروند.(طائفی،1383)
موانع پژوهش اعم از موانع (مالی، امکاناتی، شغلی، علمی، فردی ومدیریتی-سازمانی) به سطوحی از مهمترین متغیرهای سازمانی گفته میشود که انجام فعالیتهای پژوهش را کند یا غیر ممکن میسازد.(علیخواه،1383).
تعاریف عملیاتی موانع پژوهش در این تحقیق منظور از موانع پژوهش، میزان نمرهای است که از آزمون 40 سؤالی محقق ساخته با مؤلفههای: موانع مالی با گویههای 1تا 7، موانع امکاناتی با گویههای 8 تا 13، موانع شغلی با گویههای 14 تا 19، موانع علمی با گویههای 20 تا 26، موانع فردی با گویههای 27تا 32 و موانع مدیریتی –سازمانی با گویههای 33 تا 40 بهدست میآید.6-1 مدل تحقیق :مالی

امکاناتی

شغلی

پژوهش
موانع پژوهشی

علمی

فردی

مدیریتی سازمانی

فصل دوم
ادبیات وپیشینه تحقیقمقدمهیکی از زیر بناییترین فعالیتها درامر پویایی وپیشرفت هر جامعه، پرداختن به فعالیتهای پژوهشی بهویژه درمراکز علمی و پژوهشی و بهدست پژوهشگران و اعضاء هیأت علمی است.امروزه شاهد افزایش روزافزون تأکید بر امر پژوهش وتولید علم در جوامع علمی و دانشگاهی هستیم جوامعی که به امر پژوهش وتحقیق توجه خاصی داشته و بهطور جدی به آن پرداختهاند، توانستهاند به رشد اقتصادی، فرهنگی وصنعتی قابل توجهی دست یابند ( نصراللهی، 1380).
دراکثر کشورهای دنیا پژوهش به عنوان کارکرد ضروری دانشگاه در کنار آموزش پذیرفته شده است. دانشگاهها میکوشند تا از طریق تولید علم و افزایش کمیت و کیفیت تولیدات علمی، خود را در عرصههای ملی و بینالمللی مطرح کنند، در رتبه علمی وپژوهشی بالاتری قرار بگیرند. بودجه بیشتری جذب کنند وجذابیت خود را برای دانشجویان افزایش دهند ( سیلر وپیرسون 1995).
دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، نهادهای اصلی در تحقیق و توسعه کشورها به حساب میآیند. زیرا از سه رکن مدیریت تحقیقات، محقق وابزار تحقیق برخوردارند و از طریق فعالیتهایی از قبیل تعیین موضوعات تحقیقاتی مورد نیاز جامعه، تعیین الویتهای تحقیقاتی، پذیرش واجرای تحقیقات مورد نیاز جامعه و سازماندهی ونظارت برفعالیتهای تحقیقاتی، طبقهبندی وقابل کاربرد ساختن نتایج تحقیقات ونظایر آن نقش برجستهای در پژوهش وتوسعه علمی دارند(احمد دستجردی وانوری، 1383).
1-2بخش اول: تعلیم وتربیت
تعلیم و تربیت یکی از بنیادهای زندگی اجتماعی انسان است و همواره در زندگی بشر مؤثر بوده است. رابطه بین آموزش و پرورش با رشد و گسترش فرهنگ و تکامل جوامع تا بدان حد است که می‏توان گفت: به هر نسبت جامعه به پایه والاتری از فرهنگ و تکامل برسد، نقش آموزش و پرورش آن نیز در پایه‏ای برتر است. از نظر کانت، هنر تعلیم و تربیت و حکومت‏داری در بین تمامی ابداعات بشری از همه دشوارتر است. به عبارت دیگر، او بیان داشته است که بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد، و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می‏سازد، نیست.بر این اساس، نظریه‏پردازان و متفکران بسیاری درباره تعلیم و تربیت به بحث و بررسی پرداخته و جنبه‏های متفاوت این پدیده را مورد مطالعه قرار داده‏اند (ماهروزاد،1385ص46).تعلیم بیش از هر چیز سپردن دانش به دیگران است، اما دانش زمانی سودمند است که به کار آید و آموزش آن‏گاه به کار آید که زمینه‏ای برای پدید آمدن تغییر و تحوّل در نوآموز گردد، چنانکه او را در انجام کارها توانا سازد و بر دایره امکاناتش بیفزاید؛ یعنی زمینه‏ای گردد برای تربیت که همانا به کار آمدن توانایی‏هاست. ولی با آنکه آموزش می‏تواند و باید زمینه‏ای برای پرورش و تربیت باشد، خود هیچ‏یک از آنها نیست؛ زیرا چه بسا ممکن است که به هیچ دگرگونی نینجامد. اینکه آموزش و پرورش زمینه تحوّل بشود یا نه، بستگی به هدف و روشی دارد که در پیش می‏گیریم. دنیای کنونی شاهد این است که بشر از مهم‏ترین امکانات آموزشی برخوردار است، به گونه‏ای که به راحتی توانسته است طبیعت را مهار کند و آن را تحت تسلّط خود درآورد. اما نکته حائز اهمیت اینجاست که مشکل بشریت نه تنها حل نشده، بلکه در برخی موارد، این مشکل دو چندان شده و اینجاست که مسئله تربیت و موانع تحقق تربیت حقیقی باید به دقت مطالعه و بررسی شوند.( شکوهی،1385،ص11).1-1-2آموزش عالی
نظام آموزش عالی از دیرباز تاکنون همواره به عنوان نهادی تأثیر گذار بر تمامی ابعاد مختلف جامعه محسوب میشده است. در واقع آموزش عالی به عنوان یک نظام پویا، هوشمند و هدفمند، زمینهی رشد موزون، متناسب و متعادل جامعه را به وجود میآورد. طول شعاع این رشد منوط به اجرای رسالتهای نوین آموزش عالی است.درواقع هماکنون آموزش عالی به عنوان اصلیترین نهاد توسعه دهندهی کشور ها در مسیر دستیابی به توسعهی پایدار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... میباشد و نقش حساسی بر عهده دارد و چنانچه دانشگاه بخواهد در عصر حاضر بهخوبی عمل کند نیازمند رویکردها و راهبردهای نوینی است که راه را برهرگونه آزمایش وخطا در این زمینه ببندد.بررسی تاریخچهی نظام آموزش عالی میتواند به روشن ساختن ابعاد مختلف این نظام آموزشی کمک نماید. در واقع بررسی سیرتحول و تکوین این نظام میتواند موجبات تحولات بعدی را فراهم آورد (هاشمی،1392،ص16).
2-1-2تاریخچه آموزش عالی در جهان
تأمل و تفکر در چهار میلیارد سال کره زمین و سابقه حیات انسان از زمان خلق آدم تا کنون بیانگر این واقعیت است که انسان در مقام موجودی متفکر و اندیشمند و با قدرت فکری ویژه و روحی الهی همیشه در حال خلق اندیشههای نو و تغییر جهت دادن به اندیشه و تکامل خود و دیگران بوده است. در این فرآیند آکادمیها و دانشگاهها نقش محوری داشتهاند.مطالعه شواهدوقرائن بیانگر این واقعیت است که از حضرت سلیمان (هزاره قبل از میلاد مسیح) به عنوان یک انسان فوقالعاده عاقل و متفکر نام میبرند و بیمناسبت نیست که فرانسیس بیکن فیلسوف و دولتمرد انگلیسی (1626-1561)وقتی به مطالعه آکادمیها به عنوان کانون تفکرات جهانی میپردازد و سیر تحولات آنها را به ویژه از زمان آکادمی افلاطون مطالعه میکند (آکادمی افلاطون نخستین محفل علمی در یونان باستان بود). در صدد برمیآید تا نامی زیبنده براین آکادمیها بیابد.سرانجام در یکی از آثارش به نام آتلانتیس نو (1627)( جزیرهای افسانهای و اسرارآمیز در اقیانوس اطلس در غرب تنگهی جبلالطارق که بعدها در آب فرو رفته است)، دونام خانه علم وخانه سلیمان یا خانه عقل را برای این آکادمیها برمیگزیند و با انتخاب خود، زمینه ایجاد آکادمیهای رسمی یعنی دانشگاهها را بهوجود میآورد و در واقع محرک ایجاد آکادمیهای نوین با نام دانشگاه میگردد (قورچیان وخورشیدی،1379).
به تدریج این دانشگاهها به مکان یا پایگاههایی تبدیل میشوند که تحولات کوپرنیکی و عملی در آنجا پذیرفته میشود و پروژههای علمی در آنها صورت میپذیرد. نخستین دانشگاه رسمی جهان در پالنسیای اسپانیا در سال (1210) میلادی شکل گرفت و پس از آن دانشگاه ناپل در سال (1224) میلادی در ایتالیا دائر گردید. در قرن بیستم، دانشگاهها نیروی محرکهی آگاهی بخش و برج فرماندهی فکر جوامع شناخته شدند و نقش دانشگاهها از تکنقشی و تکنهادی به چندبخشی و چندنهادی یعنی نقش آموزشی، پژوهشی، خدماتی، انتشاراتی و رشد حرفهای تکامل یافت (همان منبع).
3-1-2تاریخچه آموزش عالی در ایرانآموزش عالی تا پیش از دوره قاجار به شکل مدارس نظامیه بود که مدرسههای دولتی بودند و حوزههای علمیه بهویژه حوزه علمیه قم که قدمتی بیش از 200سال داشت، حافظ سنتی آموزش عالی بود که ریشه در قرون اولیه اسلام داشت. پس از روی کار آمدن قاجار در ایران، شاهد ایجاد مدارس آموزش عالی در ایران هستیم که در این میان میتوان به تأسیس دارالفنون اشاره نمود. متأسفانه پس از گذشت چند سال از میزان اعتبارات دولتی برای پرورش دانشجویان و کارشناسان علوم وفنون کاسته، و دارالفنون به یک مدرسه متوسطه معمولی تبدیل شد.
در دوره پهلوی وپس از گذشت 70 سال از ایجاد دارالفنون، براساس الگوپذیری از آموزش عالی نوین و مبتنی بر تجربه کشورهای اروپایی و آمریکایی، نخستین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه تهران در سال 1313ه.ش تأسیس شد. و برخلاف دارالفنون که از مدرسان خارجی استفاده میکرد، دانشگاه تهران از بدو تأسیس استفاده از مدرسان و نیروهای ایرانی را جزء اهداف خود قرار داد.
تا پایان جنگ جهانی دوم دانشگاه تهران تنها دانشگاه ایران بود،حدود 12 سال پس از تأسیس دانشگاه تهران، دانشگاههای تبریز، مشهد، شیراز، اصفهان، اهواز و پلیتکنیک ایران تأسیس شد.
هم زمان با رشد شهرنشینی، صنعتی شدن و توسعه اقتصادی، نوسازی آموزش عالی به سرعت گسترش یافت ونخستین دانشگاه خصوصی ایران در سال 1339 به نام دانشگاه ملی ایران و در سال 1343 دانشگاه شریف به عنوان نخستین دانشگاه صنعتی ایران تأسیس گردید (تکمیل همایون،1385، ص98).
پس از انقلاب اسلامی در سال 1359 در راستای اسلامی نمودن دانشگاهها و ایجاد تغییرات بنیادی و ساختاری به مدت سه سال دانشگاهها تعطیل شدند. این رویداد، تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی با هدف ایجاد و برنامهریزی برای گسترش آموزش عالی اسلامی در ایران را الزامی مینمود، بهطوری که پس از بازگشایی دانشگاهها در سال 1362، دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک دانشگاه خصوصی در حد وسیعی با 73 شعبه و 70مرکز تأسیس شد و علاوه بر این،پس از انقلاب اسلامی دانشگاههای متعددیکه وابسته به وزارت علوم وتحقیقات و فناوری و یا دیگر وزارت خانهها و سازمانهای دولتی بودند، تأسیس شدند؛ به طوری که امروزه بیش از 400مرکز آموزش عالی و دانشگاه در کشور وجود دارداز مهمترین دانشگاههای تأسیس شده پس از انقلاب میتوان به دانشگاههای تربیت مدرس، پیام نور،دانشگاه فنی و حرفهای و دانشگاه فرهنگیان اشاره نمود. همچنین وزارت علوم،تحقیقات و فناوری با توجه به نیازهای جامعه و برنامههای توسعه اقتصادی دولت و امکانات موجود در هر منطقه، اقدام به صدور مجوز تأسیس موسسات آموزش عالی غیردولتی–غیرانتفاعی نموده که در حال حاضر حدود 200موسسه غیردولتی در ایران وجود دارد.(همان منبع).
4-1-2تاریخچه تشکیل دانشگاه فرهنگیان(تربیت معلم)برای دستیابی به سرگذشت تاریخی تشکیل تربیت معلم در ایران باید به حدود یک صد سال گذشته نگاهی دوباره انداخت. تشکیل تربیت معلم در ایران را میتوان نقطه عطفی در تاریخ آموزش و پرورش مدرن ایران دانست. پس از تأسیس ((دارالفنون)) در سال 1230 ه.ش و ایجاد و گسترش مدارس جدید از قبیل رشدیه، مشیریه، ادیب، سادات، اسلام، اقدسیه، علمیه، کمالیه، مروت، سلطانی، شرف، دانش و... نیازبه معلم برای تدریس در مدارس به ویژه معلمانی که با اصول تعلیم وتربیت جدید آشنا باشند به طور روزافزونی مشاهده میشد. وزارت علوم در سال (1234ه.ش)تاسیس شد. نخستین وزیر آن "علیقلیخان اعتضادالسلطنه " بود. برخی از مسئولیتهای این وزارت خانه: اداره دارالفنون، توسعه مدارس، رسیدگی به اوقاف و اداره مطبوعات بود.پس از جنبش مشرو طیت(1285ه.ش)وتصویب قانون اساسی ومتمم آن، نام وزارت علوم به وزارت معارف، اوقاف وصنایع مستظرفه تغییر یافت. قانون اداری این وزارت خانه در 11 شهریور1289ه.ش وقانون اصلی وزارت معارف در 1290ه.ش. از تصویب مجلس گذشت. (معتمدی،ص118،1391).در مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی دوره اول جلسه 280 در روز شنبه (6جمادیالأولی 1326ه.قمری برابر با 16 خرداد 1287 ه.ش)دکتر ولیالهخان نماینده مجلس در جواب معاون وزارت معارف در بحث نداشتن دیپلم معلمی میگوید: این دیپلمی که آنها (دانش آموزان ایرانی) دارند، فقط از بابت تمام کردن دوره تحصیل آن مدرسهای است که در آن تحصیل کردهاند، یعنی دیپلم آنها دیپلم شاگردی است ولی دیپلم اینها (معلمان خارجی دارالفنون) دیپلم معلمی است و ما در مدرسه اینطور اشخاص را لازم داریم اگر ما از خودمان معلم داشته باشیم البته باید آنها را بیاوریم مصدر کار قرار دهیم و اگر نداشته باشیم، چنانچه نداریم بدبختانه باید از خارج بیاوریم و (وزارت معارف) در واقع کارخانه معلم سازی را دایر نماید.
پس از گفتگوها ونیاز کشور به معلم در جلسه 223 مجلس شورای ملی(دوره دوم)کمیسیون معارف، اوقاف وصنایع مستظرفه در روز سه شنبه 12 ربیعالاولی 1329ه.ق. مطابق با 21 اسفند 1289 ه.ش. ماده لایحه اعزام شاگردان به خارجه را به مجلس تقدیم میکند. در ماده یک این لایحه آمده بود: 30 نفر شاگرد ایرانی از طرف دولت علیه برای تحصیلات ذیل به خارجه فرستاده میشود.15 نفر برای تحصیل اصول ضروریه معلمی، 8 نفر برای تحصیل نظام، 2نفر توپچی، 1 نفر مهندس، 1نفر صاحب منصب اداره، 2 نفر برای مهندسی فلاحت و1نفر شیمیست شاگردان مزبور از اشخاصی انتخاب میشود که بضاعت تحصیل در خارجه را ندارند انتخاب آنها به موجب امتحان مخصوص خواهد بود و هیِئت ممتحنین و ترتیبات آن تحت نظارت شورای معارف صورت داده خواهد شد. این لایحه به اکثریت 59 رای از 71 نفر تصویب شد. (مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی )
آنچنان که در این لایحه دیده میشود نیاز به تربیت معلم از نظر نمایندگان مردم در آن زمان(بیش از صد سال پیش) بسیار مهم و ضروری تشخیص داده شده بود و مشخص است که از تعداد سی نفر شاگرد ایرانی نیمی از آنها (15 نفر) برای معلمی انتخاب شدهاند. در فاصلهی سالهای 1290 ه.ش. تا 1298 ه.ش. برخی از نمایندگان مجلس چندین بار لایحهای جهت تأسیس مرکزی به نام دارالمعلمین تقدیم مجلس نمودند،تااینکه مجلس سرانجام به حکم ضرورت، لایحه تأسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات را به تصویب رساند (آقازاده، 1382، ص54).
تصویب تأسیس دارالمعلمین (مرکز تربیت معلم برای پسران) و دارالمعلمات (مرکز تربیت معلم برای دختران) در 12 جمادیالأول 1333 ه.ق. (برابر با دوشنبه 7 فروردین 1294 ه.ش.) از اقدامات مهم پس از مشروطیت محسوب میشود. این موضوع باعث استقرار نظام تربیت معلم در کشور شد. دارالمعلمینِ مرکزی مدرسهای دولتی ورایگان بود و تحت نظر وزارت معارف اداره میشد. رئیس آن توسط شخص وزیر انتخاب و منصوب میگردید. وظیفه آن تأمین معلم برای مدارس ابتدایی و دورهی اول متوسطه بود. بنابراین به دو قسمت ابتدایی (تأمین معلم برای 4 سال اول دوره ابتدایی) و عالی (تأمین معلم برای برای سال پنجم و ششم ابتدایی و دورهی اول متوسطه) تقسیم میگردید. دوره تحصیل در قسمت ابتدایی سه سال (دو سال نظری و یک سال عملی) و در قسمت عالی چهار سال (سه سال نظری و یک سال عملی) به طول میانجامید .در پنج شنبه 14 آذر ماه سال 1308 ه.ش. جلسه 84 دوره هفتم، مجلس شورای ملی، به منظور تشویق جوانان لایق و مستعد جهت تحصیل در دارالمعلمین عالی، قانون استخدام فارغالتحصیلان این مرکز را در شش ماده به تصویب رساند.به موجب ماده سوم این قانون، دارندگان درجه لیسانس از دارالمعلمین عالی میتوانستند بدون طی خدمات اولیه با رتبه چهار به کسوت معلمی درآیند و وزارت معارف وقت، مکلف شد تا فارغالتحصیلان عالی را در مدارس دولتی به خدمت بگماردقانون تربیت معلم و دانشسراهای مقدماتی در اسفندماه سال 1312 ه.ش. به تصویب مجلس شورای ملی رسید. دولت در این قانون، مکلف شد علاوه بر تکمیل دانشسرای عالی پسران، 25 باب دانشسرای مقدماتی و همچنین یک باب دانشسرای دختران در تهران و سایر شهرها را در سال 1313 ه.ش. به مدت پنج سال تأسیس و بهرهبرداری نماید. نخستین دوره تربیت معلم یک ساله از سال تحصیلی 40-1339ه.ش. آغاز به کار کرد.در سال 1347ه.ش. برای تأمین معلمان مدارس راهنمایی تحصیلی 11باب دانشسرای راهنمایی در تهران وشهرستانها دایر گردید (همان منبع).
. اساسنامه این دانشسراها، در جلسه 104 شورای عالی آموزش وپرورش مورخ 17/11/1351 به تصویب رسید (شرکایی،1386،ص148).
تا سال 1357ه.ش، تعداد چهار گروه مراکز تربیت مربی کودک، دانشسرای مقدماتی، دانشسرای راهنمایی و مراکز تربیت معلم روستایی مشغول به کار بودند و همچنین دانشسرای عالی تهران و دانشکدههای علوم تربیتی دانشگاههای کشور نیز به این گروه برای تربیت دبیر اضافه گردیده بودند. پس از انقلاب اسلامی اولین دوره تربیت معلم در سال 1358ه.ش. در رشتههای مختلف شروع به کار کرد. اساسنامه مراکز تربیت معلم در جلسه 311 مورخ 2/6/1362 به تصویب شورای عالی آموزش وپرورش رسید که در آن به هدف، مدت دوره، شرایط پذیرش کارآموزان رشتههای تحصیلی، شرایط رؤسای مراکز و نحوه انتخاب و انتصاب آنان و نوع مدرک اعطایی به فارغالتحصیلان اشاره شده است. نحوه اداره مراکز به صورت شبانهروزی بوده واز شرایط مهم ورود به این مراکز داشتن مدرک کامل متوسطه حداقل سن 17 سال و حداکثر 22سال و موفقیت در کنکور ورودی بود (صافی،1390،ص55).
نگاه تحلیلگرایانه به آمار تأسیس وجذب دانشجویان در مراکز تربیت معلم کشور طی نود سال گذشته نشان میدهد (علیرغم ازدیاد دانش آموزان و مدارس، در خواست معلم برای مدارس و همچنین تقاضا برای بهره گیری از امکانات آموزشی بیشتر در سراسر کشور) شاهد تنزل رشد مراکز تربیت معلم و به تبع آن، کاهش دانشجویان این مراکز میباشیم. در تاریخ 20/10/1377 مصوبههای به تصویب شورای عالی برنامهریزی درسی رسید که بر اساس آن اصول و اهداف برنامهریزی و خطوط کلی فعالیتهای جدید مراکز تربیت معلم مشخص شد (آقا زاده1382،ص58).
پس از تهیه لایحه نظام آموزش و پرورش ایران در سال 1381ه.ش. وتأکید بر توجه به تربیت معلم وتأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش در برنامههای سوم، چهارم و پنجم توسعه کشور با تجمیع دانشکدههای تربیت دبیر فنی، آموزشکدههای فنی و حرفهای و مراکز تربیت معلم، مجتمعی به نام "مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم(ص) "در سال 1384ه.ش. ایجاد گردید.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

اساسنامه مجتمع در شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در 26 ماده و 6 تبصره در تاریخ 3/6/86 تصویب و برای اجرا ابلاغ شد. در تاریخ 8/10/1378 طرح تأسیس دانشگاه فرهنگیان توسط وزارت آموزش وپرورش به شورای عالی انقلاب فرهنگی تقدیم شد. در سال 1389 با نگاه جدید به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مجدداً اساسنامه تشکیل دانشگاه فرهنگیان در وزارت آموزش و پرورش تهیه و برای تصویب نهایی با اهداف، وظایف، تشکیلات، اختیارات جدید به شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ (28/6/1390) ارسال گردید.بدین شکل اساسنامه دانشگاه فرهنگیان مشتمل بر 31 ماده و22 تبصره در جلسه 704 مورخ 6/10/1390 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و با امضای رئیس جمهور وقت در تاریخ اول اسفند همان سال ابلاغ شد.دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1392-1391 نخستین دانشجویان تربیت معلم را باشیوهی جدید، جذب نمود و چنین مینماید که باید سابقه حدود صد سال تاریخ تربیت معلم مدرن را حفظ و نگهداری کند.
2-2بخش دوم: پژوهش1-2-2تعریف پژوهشتحقیق واژهای عربی است ومعادل فارسی آن پژوهش است. در لغت به معنای بررسی، بازجویی، وارسی واقعیت و به کنه مطلب رسیدن می باشد. برای این واژه تعاریف مختلف و متعددی ارائه گردیده است که کم و بیش همه آنها بر کسب دانش و حقیقتیابی تأکید دارند (جمشیدی و همکاران،1390،ص2) .
تحقیق عبارت است از: مجموعه فعالیتهایی که برای کشف بخشی از جهان حقیقی انجام میشود. (شریعتمداری،1388،ص38) .
تحقیق از نظر لغوی به معنای بررسی و پیدا کردن حقیقت است ولی در تعریف اصطلاحی و از نظر علمی عبارت است از تلاش و انجام یک فعالیت منظم و هدفدار برای رسیدن به حقیقت و پاسخ به سؤال و دستیابی به دانش و آگاهی بیشتر در مورد یک پدیده و یا یک مسئله به منظور چارهجویی با استفاده از مراحل وروش علمی (سادئی، 1390، ص20)
علاوه بر تعاریف بالا برای تحقیق تعاریفی چند ارائه شده است که برخی از آنها به قرار زیر است: تحقیق از نظر جان بست: تحقیق کوشش منظمی است که به منظور پاسخگویی به یک یا چند سوال داده میشود. همچنین از نظر وی تحقیق یک فرایند یا یک فعالیت نظاممند است که به کشف و پروراندن مجموعهای از دانشهای سازمانیافته منجر میشود.
تحقیق از نظر جان دیویی: تغییر کنترل شده یک موقعیت غیر ثابت یا نامعین به موقعیتی که از لحاظ ویژگیها و روابط، کاملاً معین و ثابت است و در وضعی قرار دارد که عناصر موقعیت اصلی یا اولی به صورت یک کل متحد تغییر یافتهاند (شریعتمداری ،1385).
2-2-2تعریف پژوهشگرشخصی که به شیوه‌های گوناگون پژوهش می‌‌کند، پژوهشگر (محقق) نامیده می‌شود. پژوهشگر فردی است که با روش‌های علمی، در صدد رسیدن به‌ شناختی تازه از مسائل و مفاهیم گوناگون است. او با استفاده از ابزارهای گوناگون به مشاهده دقیق‌ترو عمیق‌ترپدیده‌های پیرامون خود می‌پردازد. پژوهشگر با نگاهی نقادانه و موشکافانه به پیرامون خود می‌نگرد و برای رفع مشکلات جامعه و ارائه بهترین راهکارهای عملی، اطلاعات موثقی در اختیار متولیان امور می‌گذارد.به عبارت دیگر فردی است که بیشتر اوقات خود را صرف پژوهش های علمی وفنی می کند، و در اجرا با مدیریت فعالیتهای علمی وپژوهشی مشغول به کار است.(مرکز آمار ایران،1386)
3-2-2 ویژگی‌های یک پژوهشگر موفق یک پژوهشگر موفق نگاهی کنجکاو و موشکافانه به پدیده‌های پیرامون خود دارد و نسبت به آنچه پیرامونش می‌گذرد، حساس است و ذهنی پویا و پرسشگر دارد. ذهن پرسشگر او همواره در راستای یافتن پاسخ‌های تازه برای پرسش‌های موجود است. همچنین او برای انجام موفقیت‌آمیز پژوهش خود، از روش‌های علمی و پذیرفته شده استفاده می‌کند؛ افزون بر آن، یک پژوهشگر موفق از مهارت لازم برای یافتن منابع اطلاعاتی مورد نیازش برخوردار است. این منابع از محل‌هایی چون کتابخانه‌ها، مراکز اطلاع رسانی و شبکه‌های رایانه‌ای ملی و بین المللی به دست می‌آیند او به خوبی می‌تواند در این منابع به جستجو بپردازد و با مطالعه پیشینه پژوهشی موضوعی که در آن زمینه فعالیت می‌کنند، به درک روشنی نسبت به گذشته آن موضوع دست یابد. پژوهشگران موفق به کارگروهی در طرح‌های پژوهشی بها می‌دهند و تلاش می‌کنند، پژوهش خود را با همکاری یکدیگر انجام دهند. هم چنین، آنان نتایج یافته‌های خود را به نحو کارآمدی منتشر ساخته و در اختیار دیگر محققان می‌گذارند. آنان نسبت به توسعه مرزهای دانش احساس مسئولیت کرده و لحظه‌ای از تلاش برای بالا بردن مهارت‌های علمی خویش بازنمی‌ایستند. (غفاری،1391)
4-2-2انواع اصلی و روش‌های معمول پژوهشپژوهش‌های موجود را می‌توان بر پایه معیارهای متعددی دسته‌بندی کرد؛ مثلا بر اساس هدف یا قصدی که دنبال می کند می توان به سه گروه تحقیق بنیادی، کاربردی و علمی تقسیم کرد.تحقیقات بنیادی:این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایی یا پایهای خوانده میشود، در جستجوی کشف حقایق، واقعیت ها، شناخت پدیده ها و اشیاءبوده که مرز های دانش بشررا توسعه میدهند و قوانین علمی را کشف نموده، به تبیین ویژگی ها و صفات یک واقعیت می پردازد. در این نوع تحقیقات به علت تعمیم نتایج و یافته ها، روش نمونهگیری دقیق اساس کاراست.یافتههای این پژوهش قائم به زمان و مکان نبوده وکاربرد فوری نداشته و در نهایت در آینده میتوانند مورد استفاده قرار گیرند(شریعتمداری،1388،ص52).تحقیقات کاربردی: اصول و روشهای انجام دادن تحقیق کاربردی همانند تحقیق بنیادی است. اما در اینجا هدف پژوهش در جهت رشد وبهتر کردن محصول یا روال یک فعالیت و خلاصه آزمودن مفاهیم نظری وذهنی در موقعیت های واقعی وزنده است. بیشتر تحقیقات، در آموزش و پرورش از نوع کاربردی میباشد همچنین برای دستیابی به یک هدف عملی طراحی میگردد و یافته های آن قائم به زمان و مکان میباشد.اقدام پژوهی یا تحقیق علمی: این تحقیق را باید تحقیقات حل مسأله یا حل مشکل نامید. زیرا نتایج آن مستقیماً برای حل مسأله خاص به کار گرفته میشود. هدف این نوع تحقیق بر کاربرد فوری متمرکز است وبه ایجاد نظریه یا کاربرد عمومی یافته ها توجهی ندارد، در این نوع تحقیقات نیز بر دادههای تحقیقات بنیادی تکیه دارند ( همان منبع)5-2-2مراحل فرآیند پژوهشپژوهش در رشته‌های علمی به شیوه‌های گوناگون انجام می‌شود و نمی‌توان یک روش مشخص که در همهی شاخه‌های علوم کاربرد داشته باشد، معرفی کرد. با این حال، اصولی کلی بر فرایند پژوهش در رشته‌های مختلف حاکم است که بیش از آنکه با هم متفاوت باشند به هم شبیه هستند. پژوهش به هر شکل و در هر رشته‌ای که انجام شود، همواره پیرو دستورالعمل‌های مدون و منطقی است که پژوهشگران را در انجام کارشان یاری می‌کنند. همچنین، به کار بستن این دستورالعمل‌ها آنان را قادر می‌سازد که ضمن کسب اطمینان بیشتر نسبت به درستی نتایج کارشان، نتایج و آثار سایر پژوهش‌ها را ارزیابی کنند. معمولا در گام نخست، همه پژوهش‌ها با یک یا چند پرسش آغاز می‌شوند. این پرسش‌ها ذهن پژوهشگررا به خود مشغول کرده و او را به تلاش برای پاسخگویی به آن‌ها وامی‌دارد.(قراملکی،1391)
در گام دوم، پژوهشگر به جستجو در منابع علمی زمینه موضوعی خود می‌پردازد و با بررسی دقیق آن‌ها به تصویر روشن‌‌تری از میزان دانش موجود در آن زمینه دست می‌یابد؛ تصویری که مبتنی بر گزارش‌های منتشره دیگر پژوهشگران در آن زمینه است. به این مرحله «مرورپیشینه پژوهش» می‌گویند. اگر در این مرحله، منابعی برای پژوهشگر مفید باشد و از آن‌ها به نحوی استفاده کند، در گزارش تحقیق خود، فهرستی کامل از همه منابع مورد استفاده را به دقت ذکر می‌کند. استناد به این منابع ضمن آن که پیوندی بین پژوهش او با پژوهش‌های قبلی نشان می‌دهد، به پژوهش در دست انجام اعتبار بیشتری می‌بخشد و ارتباط‌های علمی میان پژوهشگران را افزایش می‌دهد. (همان منبع).
در مرحله سوم، پژوهشگر به گردآوری اطلاعات و داده‌هایی می‌پردازد که می‌تواند در آینده مبنای تحلیل‌ها و تفسیرهایی قرار گیرد که در پایان به یافتن پاسخ پرسش‌های اولیه منجر شود. این بخش از پژوهش که به مرحله گردآوری اطلاعات و داده معروف است، می‌تواند به شکل‌های کاملا گوناگون انجام شود. مثلا در پژوهش‌های معمول در حوزه‌های علومانسانی و علوماجتماعی مانند روان‌شناسی، علوم تربیتی و جامعه‌شناسی از ابزارهایی مانند پرسش‌نامه، مصاحبه و دیدن استفاده می‌شود. در علوم تجربی پژوهشگران در این مرحله به انجام آزمایش‌هایی می‌پردازند و تأثیر عوامل مشخصی را در زمینه کار خود مورد سنجش و آزمون دقیق قرار می‌دهنددر مرحله چهارم، داده‌های گردآوری شده به روش‌هایی چون استفاده از مبانی علم آمار، سازماندهی خلاصه می‌شوند. این سازماندهی و خلاصه سازی به نحوی صورت می‌پذیرد که امکان توصیف و مقایسه نتایج به دست آمده برای پژوهشگر فراهم می‌شود. ترسیم نمودار‌ها و جدول‌ها از روش‌های معمول سازماندهی و خلاصه سازی داده‌ها به شمار می‌آیددر مرحله پنجم پژوهشگر می‌تواند بنا بر تحلیل یافته‌های مراحل قبل به تفسیر روشنی از موضوع پژوهش پرداخته و پاسخی برای پرسش‌های اولیه خویش بیابددر آخرین گام، نتایج پژوهش انجام شده می‌تواند به یکی از روش‌های معمول در انتشارات علمی به صورت چاپی یا الکترونیکی منتشر شود. مثلا نتایج پژوهش‌ها ممکن است در قالب گزارش‌های مفصل یا مختصر تحقیقی، پروژه - ریسرچ‌های علمی مجله‌ها، رسانه‌های گروهی، سایت‌های اینترنتی یا ارائه در همایش‌های تخصصی ملی یا بین المللی انتشار یابد. این نتایج می‌تواند در آینده مورد استفاده سایر پژوهشگران قرار گیرد و مبنایی برای انجام مطالعات بعدی باشد. اگر پژوهش‌ها از نوع کاربردی باشند، نتایج به دست آمده در اختیار کسانی قرارمی‌گیرد که می‌توانند از آن نتایج برای حل مشکلات موجود بهره گیرند.( همان منبع).
6-2-2 پژوهش وتوسعه به طور کلی امروزه دو واژه تحقیق و توسعه توأمان نوشته میشود همراه بودن این دو واژه بیانگر این مطلب است که لازمه توسعه (حرکت از وضع نامطلوب به وضع مطلوب)، اعمال توسعه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی وغیره همانا تحقیق است. ( خورشیدی وقور چیان،1381)
توسعه علمی، صنعتی و فرهنگی هر کشور بدون پرداختن به امر پژوهش با موفقیت چندانی همراه نخواهد بود. در واقع پژوهش موتور محرک پیشرفت و توسعه محسوب می‌شود. حتی اگر نشانه‌هایی از توسعه بدون پرداختن به مبانی پژوهشی رخ دهد آن توسعه مستمر و پایدار نخواهد بود و نمی‌تواند مسیر مطمئنی را طی کند. بنابراین، پژوهش مبنای توسعه است و تضمینی برای استمرار توسعه به شمار می‌آید. همچنین، به کار بستن نتایج پژوهش‌های انجام شده در هر زمینه به بهبود راهکار‌ها و روش‌های معمول در زمینه‌های مورد نظر منجر می‌شود. (قراملکی،1391)
پژوهش ملتها را به حرکت در می آورد، مدارس را زنده، دانشگاهها و حوزهها را بالنده نگاه میدارد. فرایند توسعه از تلاش های خلاق پژوهشگر شکل می گیرد. انسان ها خود مولد توسعه و هدایت گر آن هستند و از منبع حاصل از آن بهرهمند می شوند وخود نیز مسئولیت مستقیم انجام تمام وظایف وفعالیتهای این فرایند را برعهده دارند ( صفری ،1386).
همان طور که اشاره شد می توان نتیجه گرفت که پژوهش موتور توسعه است و در واقع روحیه جستجو وپژوهش یکی از نشانه های بهبود سازمان هاست (برومند ،1388)
7-2-2 عوامل مؤثربر توسعه پژوهش عوامل متعددی در توسعه پژوهش دخالت دارند که ذکر همه آن‌ها در این مختصر نمی‌گنجد. با این حال می‌توان به اختصار عوامل توسعه پژوهش را به سه بخش عوامل سخت افزاری، عوامل نرم افزاری و نیروی انسانی تقسیم نمود. منظور از عوامل سخت افزاری همه امکانات فیزیکی و زیرساخت‌های بنیادی است که امکان انجام پژوهش در حوزه‌های مختلف را برای پژوهشگران فراهم می‌آورد. مثلا وجود ابزارهای پژوهشی از قبیل دستگاه‌ها و آزمایشگاه‌های پیشرفته و امکانات شبکه‌ای و رایانه‌ای از جمله این منابع سخت افزاری محسوب می‌شوند. منظور از امکانات نرم افزاری جریان اطلاعات و دانش میان پژوهشگران است که از طریق مجله‌ها و منابع علمی دیگر به صورت چاپی یا الکترونیکی صورت می‌پذیرد. در‌‌نهایت، بخش سوم این مجموعه نیروی انسانی و پژوهشگرانی است که با دانش و تلاش خود می‌توانند امکانات سخت افزاری و نرم افزاری را به خدمت گرفته و طرح‌های پژوهشی گوناگون را تدوین و اجراکنند. علاوه براین، توسعه آتی پژوهش در هر کشور مبتنی بر گسترش رویکرد پژوهش‌مدار در آموزش آن کشور است که از سطح آموزش ابتدایی آغاز شده و تا پایان تحصیلات دانشگاهی استمرار می‌یابد. (قراملکی،1391)8-2-2وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان اسلام در فاصله سالهای (2005-1995)امروز توانایی علمی بویژه در صورتی که منجر به ابداع و فناوری شود، از ارکان ضروری توسعه اجتماعی و اقتصادی ملتها است و یکی از شاخصهای سنجش این توانایی تعداد مقالات پژوهشی است که توسط دانشمندان و پژوهشگران یک کشور در سطح بینالمللی منتشر میگردد.اطلاعات لازم برای این شاخص از طریق پایگاه اطلاعرسانی "وب علوم " ارائه میشود. گزارش 400 صفحهای منتشر شده توسط مرکز همکاریهای علمی و فنی سازمان کنفرانس اسلامی وضعیت علمی 57 کشور اسلامی را برحسب فعالیتهای تحقیقاتی از جمله انتشار مقالات بینالمللی در فاصله سال های (2005 – 1995 ) از طریق پایگاه اطلاع رسانی " وب علوم " اعلام میدارد: بر اساس این گزارش ده ساله کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در مجموع 259963 پروژه - ریسرچی پژوهشی را از مجموع 25/10 میلیون پروژه - ریسرچ(در سطح جهانی ) در نشریات بینالمللی منتشر کرده اند .
جهان اسلام با 57 کشور عضو و حدود یکچهارم جمعیت جهان و با دارا بودن حدود 70% منابع نفت و گاز جهان و یکچهارم منابع طبیعی دیگر دارای تولید ناخالصی در حدود 7/1 تریلیون دلار است که این میزان از تولید ناخالص یک کشور پیشرفته اروپایی (آلمان ) نیز کمتر است. کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، به استثنای تعداد معدودی، از نظر علم و فناوری نیز از سایر کشورهای جهان عقبتر هستند.به عنوان یکی از دلایل این امر می توان از تخصیص حداکثر 1/0% تا 2/0% درآمد ناخالص ملی برای علم وفنآوری در این کشورها برشمرد. این در حالیست که کشورهای پبشرفته3-2% درآمد ناخالص خود را صرف توسعهی علم میکنند. این امر منجر به افزایش فاصله بین کشور ها می شود وجهان به سرعت بین تولید کنندگان علم وفنآوری ومصرفکنندگان آن تقسیم میشود.یکی از اهداف سازمان کنفراس اسلامی تلاش در جهت پیشبرد علمی کشورهای مسلمان میباشد. تأکید عمده در این بخش، موقعیت علمی کشور جمهوری اسلامی ایران ومقایسه آن با 8 کشور مسلمان دیگر میباشد. که به بررسی میزان تولیدات علمی هر کشور در دهه ( 2005- 1995میلادی ) میپردازد.(نیرنیا و همکاران،1385)
1-8-2-2ایرانایران دارای یکی از بالاترین نرخهای سواد در منطقه میباشد. (40/79%)، به گونهای که 6/85 مردان و 73% زنان آن با سواد هستند( آمار سال 2003). دانشگاهها ومؤسسات تحقیقاتی این کشور، در دهه( 2005- 1995میلادی )،19114پروژه - ریسرچدر نشریاتISI به چاپ رسانیدهاند. اکثر این پروژه - ریسرچها در رشتههای شیمی، مهندسی و رشتههای پزشکی بوده اند.الگوهای پژوهشی نشانگر انتشار 2497 پروژه - ریسرچبه طور متوسط در هر سال می باشند. دانشگاه تهران با 1962 پروژه - ریسرچمنتشره در رأس فهرست قرار دارد. جدول1-2 فهرست دانشگاه های برتر ایران را که در فاصله سال های (2005 –1995) دارای بیشترین مقالات بین المللی (ISI) بودهاند، نشان می دهد(همان منبع)
جدول1-2 فهرست دانشگاه های برتر ایران(2005-1995)ردیف نام دانشگاه / مؤسسه تعداد مقالات درصد
1 دانشگاه تهران 1962 10.26
2 دانشگاه شیراز 1652 8.64
3 دانشگاه صنعتی شریف 1514 7.92
4 دانشگاه تربیت مدرس 1101 5.76
5 دانشگاه علوم پزشکی تهران 1014 5.31
6 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 925 4.84
7 دانشگاه صنعتی اصفهان 858 4.49
8 مرکز مطالعات نظری فیزیک و ریاضی 767 4.01
9 دانشگاه تبریز 639 3.34
10 دانشگاه صنعتی امیرکبیر 538 2.81
2-8-2-2ترکیهدانشمندان ترکیه 82407 پروژه - ریسرچدر نشریات (ISI)در فاصله سالهای (2005 –1995) منتشر کردهاند که بالاترین رقم در میان کشورهای اسلامی است. الگوی بازده تحقیقاتی این کشور به طور متوسط نشانگر 10005 پروژه - ریسرچدرهر سال است که رقم انتشارات در این ده سال رشد تدریجی داشته و از سال 2000 تا 2005 به بیش از 50% رسیده است. حداکثر همکاری بینالمللی با دانشمندان آمریکائی، انگلستان، ایتالیا، آلمان و فرانسه مشاهده شده است. در بین ده مؤسسهی علمی برتر دهه(2005 –1995) دانشگاه حاجتتپهدارای بیشترین پروژه - ریسرچپژوهشی میباشد(8979)، دانشگاه استانبول با 6488 پروژه - ریسرچ، مقام دوم و دانشگاه آنکارا با 5982 پروژه - ریسرچ، رتبه سوم را دارد.ترکیه به نرخ سواد 50/86%،3/85% مردان و 7/87% زنان دست یافته است (آمار 2003).
3-8-2-2مصر. نرخ سواد دراین کشور 70/57% است که نرخ سواد مردان 3/68% و نرخ سواد زنان 9/46% است. دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی این کشور27723 پروژه - ریسرچدر نشریات ISIدر فاصله سالهای (2005 –1995) منتشر نمودهاند. الگوی بازده تحقیقاتینشاندهندهی به طور متوسط 2863 پروژه - ریسرچدر هر سال میباشد. نسبتاً اکثر پروژه - ریسرچها با همکاری دانشمندانی از آلمان، آمریکا و عربستان سعودی ارائه شدهاند. سه دانشگاه برتر دهه(2005 –1995) عبارتند از: دانشگاه قاهره (4977 پروژه - ریسرچ)، عینالشمس (3129 پروژه - ریسرچ) و مرکز تحقیقات ملی (2651 پروژه - ریسرچ).
4-8-2-2کویتنرخ سواد در کویت50/83% برای کل جمعیت میباشد.1/85% مردان و 7/81% زنان این کشور باسوادند. دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی این کشور،در فاصله سالهای (2005 –1995) 5930 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. الگوی بازدهی تحقیقاتی این کشور به طور متوسط نشانگر 581 پروژه - ریسرچدر هر سال است. دانشمندان کویت تقریباً اکثر پروژه - ریسرچها را با همکاری دانشمندان کشورهای آمریکا، هند و مصر ارائه دادهاند. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای پزشکی و مهندسی شیمی بوده است. سه مؤسسه برتر دهه(2005 –1995)عبارتند از: دانشگاه کویت (با 4495 پروژه - ریسرچ)، مؤسسهی تحقیقات علمی کویت (537 پروژه - ریسرچ) و وزارت بهداشت (150 پروژه - ریسرچ)
5-8-2-2عربستان سعودینرخ سواد در عربستان سعودی 80/78% برای کل جمعیت میباشد. 7/84% مردان و 8/70% زنان این کشور باسوادند. دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی این کشوردر فاصله سال های (2005 –1995)، 17472 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. الگوی بازدهی تحقیقاتی به طور متوسط نشانگر 1644 پروژه - ریسرچدر هر سال است. دانشمندان این کشور، تقریباً اکثر پروژه - ریسرچها را با همکاری دانشمندان کشورهای آمریکا و مصر ارائه دادهاند. اکثر پروژه - ریسرچها درزمینههای پزشکی و ریاضیات کاربردی بوده است. مؤسسات و دانشگاههای برتر دهه(2005 –1995) عبارتند از: دانشگاه ملک سعود (با 4336 پروژه - ریسرچ)، دانشگاه صنعت نفت و معدن ملک فهد (3323 پروژه - ریسرچ) و مرکز تحقیقاتی و بیمارستان تخصصی ملک فیصل
6-8-2-2لبنانمیزان سواد کل جمعیت 40/87%،نرخ سواد مردان 1/093% وزنان 2/82% است. مؤسسات تحقیقی این کشور 5341 پروژه - ریسرچدرنشریاتISI به چاپ رساندهاند. اکثر این مقالات در زمینههای پزشکی، بیوتکنولوژی وزیستشناسی مولکولی است. الگوی بازدهی تحقیقاتی به طورمتوسط 581 پروژه - ریسرچرا در هر سال نشان میدهد. همکاران پژوهشی بینالمللی این کشور عمدتاً از کشور آمریکا هستند. در میان فعالترین مؤسسات تحقیقی، دانشگاه آمریکایی بیروت دارای بیشترین پروژه - ریسرچبوده است (2568) . دانشگاه سینت ژوزف با 399 پروژه - ریسرچو دانشگاه لبنان با 355 پروژه - ریسرچی منتشره در مقامهای دوم وسوم قرار دارند.
7-8-2-2امارات متحده عربینرخ سواد این کشور 78%، میزان سواد مردان 1/76% و زنان 7/81% است (آمار 2003). دانشگاهها ومؤسسات تحقیقاتی این کشور 4389 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI درفاصله سالهای (2005 –1995) منتشر نمودهاند. الگوی بازده تحقیقاتی به طور متوسط 468 پروژه - ریسرچپژوهشی در هر سال است. همکاران پژوهشی بین المللی این کشور آمریکا وانگلستان می باشند. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای زیستشناسی و میکروبیولوژی نوشته شدهاند. سه مؤسسهی برتردانشگاه امارات متحده عربی(2478)، بیمارستان توأم (238) و دانشگاه آمریکایی شارجه (210 ) هستند.
8-8-2-2مالزینرخ کل سواد این کشور 70/88% نرخ سواد مردان 92% وزنان 4/85% میباشد ( آمار 2003)، مؤسسات مالزی در فاصله سالهای (2005 –1995) 10674 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند اکثر این مقالات در زمینههای بلور شناسی، مهندسی برق، الکترونیک وشیمی هستند. الگوی بازده پژوهشی نشانگر متوسط 1168پروژه - ریسرچمنتشره در هر سال است. دانشمندان این کشور با همکاری دانشمندانی از چین وژاپن اقدام به انتشار پروژه - ریسرچنمودهاند. در دهه(2005 –1995)، دانشگاه مالایا (2862پروژه - ریسرچ)، دانشگاه سینزمالزی (2402پروژه - ریسرچ) و دانشگاه پوترا(1623پروژه - ریسرچ) به ترتیب سه مؤسسهی برتر شناخته شده اند.
9-8-2-2ازبکستاننرخ کل سواد این کشور 8/99% نرخ سواد مردان 6/99%وزنان 99 %می باشد ( آمار 2003). این کشور دارای آموزش عالی و زیرساختهای تحقیقاتی منظمی استدر فاصله سال های (2005 –1995)،دانشمندان این کشور 3924 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. نسبت بیشتری از پروژه - ریسرچها در مقایسه با کشورهای دیگر با همکاری دانشمندان روسی منتشر میشود. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای شیمی و فیزیک کاربردی نگارش میشوند. سه مؤسسه برتر در طی این سالها به ترتیب آکادمی علوم ازبک با 2169 پروژه - ریسرچ، دانشگاه ملی تاشکند با 399 پروژه - ریسرچو دانشگاه ملی سمرقند با 258 پروژه - ریسرچمیباشند.
جدول 2-2 وضعیت جمعیت، مساحت، تولید ناخالص ملی (GDP)، نرخ سواد و تعداد مقالات در فاصله سال های (2005 –1995) برای نه کشور برتر اسلامی نشان میدهد.(همان منبع).جدول 2-2 فهرست کشورهای برترمنطقه از نظر تولید علم(2005-1995)ردیف کشور جمعیت
(میلیون) مساحت
(هزارکیلومتر) GDP
(بیلیون دلار) نرخ سواد تعداد مقالات
1 ایران 17/68 1629 188/135 40/79 19114
2 کویت 33/2 82/17 316/42 50/83 5930
3 مصر 27/71 24/997 853/67 70/57 27723
4 ترکیه 71/70 63/769 701/239 50/86 82407
5 عربستان 06/24 69/2149 013/214 40/87 17472
6 لبنان 5/3 23/10 19 40/87 5431
7 امارات 4/4 6/83 436/50 78 4389
8 مالزی 44/24 55/328 161/103 70/88 10674
9 ازبکستان 26 4/425 949/9 3/99 3924
نتایج نشان میدهد که در فاصله سال های(2005 – 1995) جمهوری اسلامی ایران مقام سوم را در تولید مقالات، GDP و جمعیت در بین کشورهای اسلامی کسب نموده است. اما از نظر تولید مقالات علمی در سه سال اخیر مقام دوم را کسب نموده است.
از این بررسی میتوان چنین نتیجهگیری کرد که دانشگاههای ایران، از نظر تولیدات علمی میباید رقابت خود را با دانشگاههای کشورهای اسلامی ادامه دهد و در آینده نزدیک بتواند نسبت به سایرین مقام اول را کسب نماید.
جمهوری اسلامی ایران، هرچند که از نظر میزان سواد،GDP و مساحت ارضی در موقعیت نسبتاً بالائی قرار دارد، از نظر میزان مقالات منتشره در سال های(2005 – 1995) در جایگاه سوم قرار دارد. لذا میباید سهم GDPبرای رشد تحقیقات را افزایش داد و با نظارت مؤثر، بودجه تحقیقاتی به نحو احسن هزینه گردد. فعالیتهای علمی دانشمندان ایران در چند رشته محدود میشود، لذا نیاز است که تحقیقات ایران در زمینههای دیگر از قبیل علوم انسانی، هنر، علوم اجتماعی، پزشکی، علوم محیطی، کشاورزی و منابع طبیعی بیشتر گسترش یابد.(همان منبع)
9-2-2جدیدترین وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشور های منطقه (2014)بر اساس آخرین آمار از پایگاه معتبر استنادی علوم بینالمللی اسکوپوس در سال 2014 ایران با تولید 25217 پروژه - ریسرچرتبه اول منطقه و 15 جهان را در اختیار دارد این پایگاه همچنین اعلام کرده است که پس از ایران کشور ترکیه قرار دارد .
پایگاه معتبر بینالمللی اسکوپوس، جمهوری اسلامی ایران را از نظر تولید علم کشور برتر منطقه اعلام کرده است. بعد از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه (22311)، رژیم اشغالگر قدس (10363)، عربستان سعودی (9616) و مصر (8622) به ترتیب رتبه های 19، 28، 34 و 37 جهانی و دوم، سوم، چهارم و پنجم منطقه را به خود اختصاص داده اند.
رتبه های ششم تا دهم منطقه از نظر تولید علم به امارات متحده عربی (1710 پروژه - ریسرچ)، اردن (1380 پروژه - ریسرچ)، قطر (1252 پروژه - ریسرچ)، لبنان (1126 پروژه - ریسرچ) و عراق (1037 پروژه - ریسرچ) تعلق دارد. رتبهی جهانی این کشورها به ترتیب 60، 63، 65، 67 و 68 است.(سایت پایگاه اسکوپوس،2014).
جدول3-2رتبه کشورهای منطقه از نظر تولید علم درسال 2014(اسکوپوس)اسکوپوس 2014 رتبه
تعدادمدرک کشور جهانی منطقه
25217 ایران 15 1
22311 ترکیه 19 2
10363 رژیم اشغالگر قدس 28 3
9616 عربستان سعودی 35 4
8622 مصر 37 5
1710 امارات متحده عربی 60 6
1380 اردن 63 7
1252 قطر 65 8
1126 لبنان 67 9
1037 عراق 68 10
710 عمان 78 11
651 کویت 83 12
283 سوریه 101 13
231 یمن 110 14
217 بحرین 113 15
10-2-2وضعیت ردهبندی 5 کشور برتر جهان در تولید علم(2011-2010)کشور آمریکا در سالهای 2010 و 2011 میلادی به ترتیب 21/23، 32/22 درصد از کل تولیدات علم دنیا را بر اساس آمار پایگاه استنادی اسکوپوس تولید کرده است. کل تولید علم این کشور در همین پایگاه در سالهای مزبور به ترتیب 508 هزار و 22، 476 هزار و 19 پروژه - ریسرچبوده است.
بر اساس پایگاه استنادی اسکوپوس، جمهوری خلق چین دومین کشور تولید کننده علم دنیاست. این کشور در سالهای 2010 و 2011 به ترتیب با تولید 322 هزار و 630 و 332 هزار و 283 پروژه - ریسرچدر حدود 15 درصد از کل تولیدات علم جهان را به خود اختصاص داده است.همچنین، مجموع تولیدات انگلستان در دو سال بررسی، با تولید حدود 5/6 درصد از کل تولیدات علم جهان به ترتیب 140 هزار 992 و 134 هزار و 869 پروژه - ریسرچاست.
رتبه چهارم در پایگاه اسکوپوس به کشور آلمان تعلق دارد. این کشور با تولید حدود 6درصد از کل تولیدات علم جهان در سالهای 2010 و 2011 به ترتیب 130 هزار و 887 و 126 هزار و 799 پروژه - ریسرچدر نشریات معتبر بین المللی منتشر کرده است.
پنجمین تولید کنند علم، ثبت شده در اسکوپوس، کشور ژاپن است. این کشور با تولید 23/5 درصد در سال 2010 و 87/4 درصد در سال 2011 از کل تولیدات علم جهان با تولید 114 هزار و 544 و 103 هزار و 846 پروژه - ریسرچرتبه پنجم جهان را کسب کرده است.(همان منبع)
جدول 4-2وضعیت 5 کشور اول تولید کننده علم جهان (2011-2010)ردیف کشور سال میلادی درصد تولید علمی تعداد مقالات
1 آمریکا 2011-2010 32/22-23/21 508022476019
2 چین 2011-2010 15 322630332283
3 انگلستان 2011-2010 5/6 140992134869
4 آلمان 2011-2010 6 130887126799
5 ژاپن 2011-2010 87/4-23/5 114544103846
11-2-2گستره پژوهش در دانشگاه فرهنگیان و راه کارهای توسعه آناغلب این پرسش از سوی افراد مختلف مرتبط با دانشگاه فرهنگیان مطرح می شودکه پژوهش در این دانشگاه دارای کدام قلمرو و گستره است. دانشگاه باید حامی کدام فعالیتهای پژوهشی باشد ؟ تأمل و پاسخگویی به این پرسش نکتهای بسیار مهم واستراتژیک محسوب میشود، چرا که تعیین محدودهی پژوهش، جهتگیریهای اساسی این حوزه را مشخص میسازند. اگر حوزه پژوهش در دانشگاه تعریف شود، فعالیتهایی همچون همایشها، سخنرانیهای علمی، نشر مجلات وکتابها، اجرای طرحهای پژوهشی وسایر فعالیتها در این حوزه، تابع این محدوده خواهند بود وانتظارات در این زمینه را متعادل ومتناسب با نیازها خواهند ساخت. بنابراین، ارائه تعریفی روشنتر از ابعاد کلی پژوهش در دانشگاه از هدر دادن منابع انسانی ومادی پژوهش جلوگیری خواهد نمود(ساکی،1393).
دانشگاه فرهنگیان مسوولیت تربیت معلم را بر عهده دارد. وجه تمایز این دانشگاه از سایر دانشگاهها همان تربیت معلم است. بر این اساس تربیت معلم می تواند حد و مرز پژوهش در دانشگاه فرهنگیان باشد .اما تربیت معلم بعنوان حوزهای میان رشتهای دامنهای گسترده از موضوعات را در بر میگیرد و به همین ترتیب ، گسترهای وسیع دارد. پژوهش در تربیت معلم هر موضوعی را که به تربیت و آماده سازی معلمان مرتبط است را در بر می گیرد (همان منبع،1393).
پژوهش در این دانشگاه در هشت دسته کلی طبقه بندی میگردد که هر یک ناظر بر بخشی از نیازهای موجود میباشد .
دسته نخست: با محوریت برنامههای درسی، آموزش ویاد گیری
پژوهشهای ناظر به تولید و تدوین یا روز آمد سازی و کارآمد سازی برنامه های درسی – آموزشی،تولید مواد و منابع آموزشی ( کتاب های درسی ) بر مبنای درسی ودر قالب طرح پژوهشی
دسته دوم: فرایندها
پژوهشهای ناظر به برنامه درسی اجرا شده در ابعاد مرتبط با دانشجو، حس، نگاه ونظر،استاد، کیفیت آموزش، نوآوریهای آموزشی، پژوهشی، کتب و منابع درسی – آموزشی،کیفیت خدمات آموزشی، کتابخانه ، اینترنت، دسترسی به منابع علمی،کیفیت کارورزی
دسته سوم : نتایج و برآیند ها
پژوهش های ناظر به برنامه درسی کسب شده - تجربه شده از بعد عملکردها ( به ویژه در سطح کلاس درس)،از بعد جو و بافت فرهنگی حاکم بر محیط( برنامه درسی پنهان )، کیفیت زیست وپیامهای مستتر در آن (نتایج زیست در کلاس درس، خوابگاه، فضاهای ورزشی، فضای باز، در کانونها وانجمنها)کسب شایستگیهای حرفهای، سنجش صلاحیتهای حرفهایعملکرد در مدرسه در مقاطع زمانی مختلف .
دسته چهارم: تصمیمگیری - مدیریتی
پژوهش هایمربوط به تصمیمگیریهای مدیریتی و با هدف ارتقاءسطح کیفی خدمات پشتیبانی به گروههای ذینفع ( دانشجویان، کارکنان واستادان)
دسته پنجم: پژوهشهای نظرورزانه و آیندهپژوهانه

—161

جدول بادهای غالب و حداکثر سرعت وزش باد...................................... ................................ ........... 94
فهرست تصاویر صفحه
نمای از مجموعه تالار شهر شرندروف........................................................................................................ 102
تصاویر فضای داخلیمجموعه تالار شهر شرندروف...................................................................................... 104
تصویر سالن کنفرانس مجموعه تالار شهر شرندروف......................................................................................104
نمای کلی از تالار شهر مانرسا.................................................................................................................. 106
فضای داخلیتالار شهر مانرسا................................................................................................................. 107
فضای داخلیتالار شهر مانرسا.................................................................................................................108
دور نمای تالارشهرلندن.........................................................................................................................109
دید پرنده تالارشهرلندن..................................................................................................................... 110
دور نمای تالار شهر تورنتو............................................................................................................... 112
دور نمای تالار شهر تورنتو.................................................................................................................113
فضای تالار کنفرانستالار شهر تورنتو.................................................................................................113
فهرست نقشه ها صفحه
نمای مجموعه تالار شهر شرندروف.......................................................................................................... 103
برش مجموعه تالار شهر شرندروف..............................................................................................................103
نمایتالار شهر مانرسا........................................................................................................................... 107
پلان تالارشهرلندن.............................................................................................................................110
برش تالارشهرلندن............................................................................................................................111
فصل اول-مبانی نظری
1-1 کلیات و تعاریف:
1-1-1 مقدمه:
با رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن رشد و توسعه شهرنشینی شرایط جدیدی در زندگی مردم ایجاد می شود ،این شرایط خود نیازهای جدیدی را به دنبال خواهد داشت .وضعیت ایجاد شده موجب بروز تغییرات نسبتا زیادی در کیفیت زندگی مردم و فعالیت های آنان می گردد.لذا پرداختن به زیرساخت های فرهنگی و هنری ضروری است .یکی از این زیرساخت ها ویژگیها ی مجموعه های فرهنگی و تفریحی است.این مجموعه ها در عین انعطاف پذیری در جهت ایجاد فضای ارتباط بین فرهنگ ها باید با احترام به باورها و فرهنگ مردم سرزمینی که بنا در آن ایجاد می شود ،که خوده بنا نمایی از فرهنگ مردمی آن منطقه باشدو همچنین توجه به اقلیم منطقه و هماهنگ سازی ساختمان در جهت استفاده حداکثر از طبیعت منطقه و معماری پایدار برای ماندگار شدن آن می باشد.موضوع این تحقیق طراحی یک مجموعه فرهنگی و تفریحی میباشد که هدف از آن ایجاد نمودن فضایی انسانی برای بیان ومطرح کردن خویش ،احساسات و اندیشه هایش باشد و همچنین فضایی برای رسیدن به آرامش ، دیدن زیبایی ها و شنیدن صداهای برانگیخته شده از درون انسان و طبیعت که میتواند موجب کشف ، ابداع خلاقیت و نماد فرهنگ و هنر باشد.
1-1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در عصر حاضر شهر تبریز و شهروندان آن نیازمند فضای به عنوان تالار شهر برای خود هستند و در این میان با توجه به مفهوم پایداری که در زمان حال یکی از مسائل مطرح در جوامع توسعه یافته است این مکان فضای مناسب برای آشنایی شهروندان با این موضوع است.
1-1-3جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
تلفیق مفهوم پایداری و تالار شهر با توجه به شرایط و اهداف هر یک یعنی نیاز شهر و شهروندان برای یک مکان برای خود و نیاز مفهوم پایدار به فرهنگ سازی و آشنایی آنها با این مفهوم و تجمیع این دو شرایط در کنار هم مکان و فضایی برای دستیابی به چندین هدف را یکجا در اختیار ما قرار می دهد.
1-1-4 اهداف تحقیق (شامل اهداف آرمانی، کلی، اهداف ویژه و کاربردی)
اهداف آرمانی
دستیابی به مکانی فرهنگ ساز و مثبت در مسیر بهبود شرایط اجتماعی و زندگی شهری
هدف کلی
طراحیپارک وتالار شهرتبریز با رویکرد معماری پایدار
اهداف ویژه
فرهنگ سازی در باب مفهوم پایداری
ایجاد فضایی برای فعالیت های شهروندان در راستایی فعالیتهای مدنی و اجتماعی
به وجود آوردن فضایی برای همبستگی بیشتر شهروندان
فرهنگ سازی و آشنا ساختن شهروندان با مفهوم پایداری
1-1-5فرضیه‏های تحقیق
به نظر می رسد شهر تبریز نیازمند فضایی مختص به عنوان تالار شهر است.
به نظر می رسد شهروندان شهر تبریز نیازمند مکانی برای فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، ... خود هستند.
به نظر می رسد مفهوم پایداری در جامعه امروزی کشور و شهر تبریز نیازمند گسترش و فرهنگ سازی است.
1-1-6روش شناسی تحقیق
روش تحقیق
در این پژوهش روش تحقیق بر اساس روش تحلیلی-توصیفی خواهد بود که به بررسی متون و اسناد خواهیم پرداخت. تحقیقات توصیفی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها توصیف شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. هدف از انجام تحقیق توصیفی، توصیف عینی، واقعی و منظم خصوصیات یک موقعیت یا یک موضوع ‏است. محقق سعی دارد تا آنچه که هست را بدون هیچگونه دخالت و یا استنتاج ذهنی بر مبنای اطلاعات ‏تجزیه و تحلیل و گزارش کند.‏
1-1-7روش گردآوری داده‏ها
روش گردآوری داده ها و مطالب در این پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق بررسی متون و اسناد با ابزار کتابخانه خواهد بود است.
1-2 آشنایی و شناخت مفهوم شهر
1-2-1 مفهوم و تعریف شهر
شهر سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است،سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:شهر، مکانیبا تراکم بالای جمعیتو مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخیاست که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.
تعریف شهر در جهان
واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رماطلاق می شد می آید.(فکوهی،۲۶)
شهر، طی دهه‌های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده‌است و جامعه شناسان از جمله انگلسو مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد.
واژه "City" در لغت به‌معنای شهر آمده است، این واژه از اصطلاحات مربوط به حوزه جامعه‌شناسی شهری است که مباحث مربوط به پدیده شهر را از نگاه جامعه‌شناختی مورد مطالعه قرار می‌دهد. آریان‌پور؛ 1385)
تعریف شهر که در طول زمان از آغاز تشکیل شهر و به وجود آمدن شهرنشینی تا دوران ماقبل صنعتی و دوران صنعتی و عصر فراصنعتی (عصر اطلاعات) تطورات گوناگونی داشته و اکنون هم دارای مصادیق متفاوتی است، دارای دشواری‌های خاص خود است. به نظر لوئیز ویرث ، شهر یک روند تغییرات است و نه یک تغییر خشن که در تنگناها و خواسته‌های متعلق به یک پهنه یا عده‌ای از ساکنان و یا معیارهای فضایی و اداری محاط شده باشد. این یک شیوه زندگی است که در مؤسسه‌ای نسبتاً‌ بزرگ دائماً میان انبوه افرادی که از نظر اجتماعی ناهمگن‌اند دیده می‌شود. (تقوی، 1389)
رابرت پارک، ارنست برجس و رودریک مکنزی، از بنیانگذران و مبلغان مکتب شیکاگو،‌ شهر را ارگانیسم اجتماعی و یا محل اسکان طبیعی انسان متمدن می‌شمارند. (HYPERLINK "http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=41936" l "_ftn3" o "" همان)
مولر لیر، شهر را تجمعی می‌د‌اند که جایگاه فعالیت‌های ناکشاورزی باشد و زومبارت، جایی را شهر می‌نامد که به‌علت گستردگی آن مردم همدیگر را نمی‌شناسند.(همان)
مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزینباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهریبودن آن نقطه می‌دانند. اندیشمندان طراحی شهریشهر را مجموعه پیچیده سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان ، شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.
با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:
ملاک اول -
تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیتتعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت(جمعیت نسبی).
ملاک دوم–
ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تائید می کند ؛
شهر، منطقهای است که در آن ، زمین، برای خانهسازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کارمی کنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولیدبیشتر کالاو خدمات، نیز، توصیف می شود. به طور کلی، شهر، منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی همجوار است. (عابدین ،1389)
تعریف شهر در ایران
شهر، محلیاست با حدودقانونیکه در محدوده جغرافیائیبخش، واقع شده و از نظر بافتساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمائی با ویژگی های خاص خود، بوده؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدماتو فعالیت های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدماتشهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگیو سیاسیحوزهجذبو نفوذپیرامونخود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیتباشد.
در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، می تواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد. در سالهای اخیر، حدنصاب شهر شدن در ایران از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته‌است.
1-2-2 تاریخ شهر و شهرنشینی
تاریختغییرات کالبد شهرها، در دهه های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است. نخستین سه تمدنجهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین النهرین، مصرو هندهستند که به تمدن های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. تمدن چین، استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگخدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زردتا قرن بیستمم. همچنان، تداوم داشته است.(موریس، 1374)
شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده است. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرآیند تاریخ بود.
شهر ، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزه‌ای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت‌-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت.(آقاجانپور، ۱۳۸۷)
انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد.(شکیبامقدم، 1384)
1-2-3 تاریخ پیدایش شهر
بعضی از جامعه‌شناسان شهر مانند رایزمن اظهار می‌دارند که علت پدید آمدن شهر را نمی‌دانند و بعضی دیگر معتقدند که پیدایش شهر بخشی از تکامل اجتماعی بوده است که پس از اینکه انسان از مرحله اقتصاد معیشتی عبور می‌کند و کنترل محیط را بیشتر در اختیار می‌گیرد برای ساختن شهر آمادگی پیدا می‌کند؛ یعنی توانایی ساختن محیط اجتماعی پیچیده‌‌تری را به‌دست می‌آورد. در هر صورت برای پیدایش انسان باید از مرحله ابتدایی تنازع بقاء عبور کند وابستگی به طبیعت به طور نسبی کمتر شده، وابستگی اجتماعی او بیشتر می‌شود.(ممتاز، 14،1389)
مطالعات دیرینه‌شناختی و کشفیات باستانی نشان می‌دهند که «اولین هسته‌ شهر در مکان ملاقات قبایل و اقوام برای اجرای بعضی از مراسم و شعایر و یا بازگشت به همان قبرستان‌ها شکل می‌گیرد. بعضی از این آثار در دوره کهنه‌سنگی دیده می‌شود،‌ اما در این دوره هنوز زمینه مساعد برای رشد شهر پدید نیامده است.» )همان، 11(
اولین شهرهای جهان در 3500 سال قبل از میلاد مسیح در بین‌النهرین در دره‌های حاصل‌خیز دجله و فرات به‌وجود می‌آیند. شهرهایی مانند "کیش"، "اور"، "لاگش"، "بابل"، "آشور"، "سومر" و "نینوا". آن‌گاه در مصر باستان حدود 3100 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند "تبس" و "ممفیس" در کنار رودخانه‌ نیل شکل می‌گیرند و در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند "موهنجودارو" و "هاراپا" در کنار رودخانه سند به وجود می‌آیند. در حدود 1500 سال قبل از میلاد شهرهایی در دره زرد ساخته می‌شوند. شهرهای یونان و روم جدیدتر هستند و به 300 تا 400 سال قبل از میلاد باز می‌گردند. در نیم‌کره غربی در قاره آمریکا بین 300 سال قبل از میلاد تا 300 سال بعد از میلاد در تمدن مایا شهرهایی به وجود می‌آیند که به دلایل نامعلوم از بین می‌روند.)همان، (15
 
1-2-4 شهرنشینی
شهرنشینی فرایندی است که به‌واسطه آن نسبت جمعیت شهرنشین همراه با بسط و گسترش شبکه‌های ارتباطی، ‌فعالیت‌های اقتصادی، سازمان‌های سیاسی و اداری در مناطق شهری افزایش می‌یابد.)ازکیا، غفاری،1386 ،100(
دو جامعه‌شناس به‌نام‌های پل‌بی. هورتون و چسترال هانت،‌ شش شرط لازم را برای شهرنشینی ذکر کرده‌اند:
1. لزوم تقسیم کار در بسیاری از مشاغل تخصصی در شهر؛
2. مبتنی بودن سازمان اجتماعی بر اشتغال و طبقه اجتماعی نه بر روابط خویشاوندی؛
3. حاکمیت نهادهای رسمی دولتی و ملی (سراسری) به‌جای نهاد خانواده؛
4. وجود نظام بازرگانی و تجارت؛
5. وجود وسایل ارتباطات و حفظ سوابق؛
6. وجود فناوری نظام‌یافته و معقول.(کوئن، 1388)
1-2-5 تفاوت شهر و روستا
برخی محققین در یک وجه بسیار کلی و البته معنی‌دار تفاوت شهر و روستا را در این دانسته‌اند که عظیم‌ترین نوع تقسیم کار مادی و فکری جدایی شهر و روستاست. در این موارد باید نکته‌ بسیار مهمی را روشن نمود: شهر قبل از هر چیز محل کار فکری است.( آذر مساواتی،319)
برخی سعی کرده‌اند ریزتر به این تفاوت بپردازند.زیمرمنو سوروکیناز محققین امریکایی کوشش کرده‌اند که هشت خصیصه زیر را برای تمییز شهر و روستا به‌طور جمعی عنوان کنند:شغل، محیط، اندازه، اجتماع و انبوهی جمیعت، تجانس و عدم تجانس جمیعت، تفاوت در قشربندی اجتماعی، تحرک، نظام‌کنش متقابل یعنی شماره و نوع تماس‌ها.
اما باید این مسئله را همواره در نظر داشت که تغییرات فراصنعتی جامعه جهانی بسیاری از این تفاوت‌ها را کم‌رنگ کرده و از بین خواهد برد. ساکنان اجتماع روستایی اکنون از طریق حمل‌ونقل و رسانه‌های ارتباطی به سهولت به شهرها دسترسی دارند. با ادامه این روند، تمایز میان ساکنان این دو اجتماع کمتر خواهد شد.
شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از: ( حسینی،۱۳۹۰ )
وسعت
وضعیت و نوع فعالیت اقتصادیدرجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
میزان و ترکیب جمعیت. 
1-2-6 مزایای سکونت در اجتماع شهری
زندگی در شهر دارای امتیازات فرهنگی و اقتصادی متعددی است برخی از امتیازات سکونت در یک منطقه شهری را می‌توان به ترتیب زیر ذکر کرد:
1.      زندگی خصوصی
2.      تحرک
3.      تنوع در سبک زندگی و پیشه‌ها
4.      امکان شکوفایی خلاقیت‌
5.      امکانات گوناگون برای تحصیل
6.      برخورداری از مراقبت‌های پزشکی تخصصی
7.      برخورداری از فعالیت‌های تفریحی متنوع
8.      فرصت بیشتر برای پژوهش و بررسی.
 
1-2-7 مفهوم شهر قبل از انقلاب صنعتی
شهر قبل از انقلاب صنعتی که در واقع انقلابی همه‌جانبه بود و زندگی و اجتماع را دگرگون کرد، دارای تعریفی بین مفهوم روستا و مفهوم شهر به معنای امروزی بود. در شهرهای ماقبل صنعتی هنوز هم طبقات، سلسله‌مراتب مشخصی داشتند.
ویژگی‌های شهر قبل از انقلاب صنعتی عبارت‌اند از: (به نقل از : شارع‌پور، 1389، 84)
- دارای جمعیت کم و دارای دیوار؛
- دارای کارکرد اداری و مذهبی و در درجه دوم تجاری.
- تخصص در کار محدود است و تولید بیشتر مبتنی‌بر قدرت انسان و حیوان است.
- جدا نبودن خانه و محل کار از همدیگر.
- طبقات هم‌چنان توزیع امکانات می‌کند و مرکز شهر مخصوص اعیان است.
- از منظر رفاهی و اقتصادی و بهداشتی نیز شهر قبل از انقلاب صنعتی دارای سطح بسیار نازلی بوده است.
شهر قرن نوزدهم در واقع همانند یک زاغه بزرگ بود. تفکیک محله‌ها از هم هنوز پدید نیامده بود. مهاجرین شهری اتاق‌هایی در خانه‌ها اجاره می‌کردند و به‌طور متوسط در هر اتاق بین 3 تا 8 نفر در سنین مختلف زندگی می‌کردند و اتاق‌ها فاقد نور و هوای کافی بودند. شهرداری هنوز به شکل امروزی وجود نداشت. زباله در خیابان‌ها انباشته می‌شد وهوا به‌علت گازهای سمی که کارخانه‌ها تولید می‌کردند باعث بیماری سرطان و بیماری‌های کشنده دیگر می‌گردید.( کوئن ؛ 47)
 
1-2-8 شهر بعد از انقلاب صنعتی
شهری‌شدن مدرن با آغاز صنعتی‌شدن شکل‌ می‌گیرد. شهر بعد از انقلاب صنعتی از سه نظر تغییر کرد:
1. بازتعریف شهر (تغییر مفهومی)؛ تغییرات اجتماعی حاصل از انقلاب صنعتی، مفهوم شهر را فربه‌تر از تعریف آن در دوران قبل از انقلاب صنعتی نمود. مشاغل در حال تغییر بودند، منزلت افراد نیز در حال تغییر بود، به‌طوری که شهری‌ها نمی‌دانستند که در طول دو نسل چه موقعیت و منزلتی پیدا خواهند کرد. زیرا معیارهای قدیمی بی‌ارزش شده و مشاغل در حال تغییر بودند و خویشاوندی دیگر جایی نداشت و در نتیجه روابط اجتماعی باید رنگ و بوی جدید پیدا می‌کرد.
 
2. دگرگونی اقتصادی و رفاهی شهر؛ از 1870 توجه به بهداشت، رونق گرفت و علم طب پیشرفت کرد و آگاهی نسبت به آلودگی محیط افزایش یافت. فشارهایی از جانب مردم برای بهبود محیط شهری پدید آمد. بهبود وضع شهر به همراه کشف برق، تلفن،‌ رادیو، خطوط حمل و نقل زیرزمینی و اتومبیل پدید می‌آید، که در این زمینه پیشرفت‌های تکنولوژیک نقش مهمی دارند.
 
3. ظهور مادرشهر،‌ کلان‌ْشهر و تکنوشهر؛ مادرشهر، ترجمه متروپلیس (Metropolis) است. ظاهراً‌ این مفهوم از ابداعات بلومنفلد در دهه 1960 باشد.‌ «او معتقد است که پیدایش پدیده "مادرشهر" یک تحول جدید و اساسی در تاریخ بشر است. در حالی که در آغاز صنعتی شدن مهاجرت‌های شهری مرکزگرا هستند، پس از این‌ مرحله چون هسته مرکزی شهر به حالت انفجاری درمی‌آید مهاجرت‌های مرکزگریز آغاز می‌شوند. بنابراین پیدایش مادرشهر با گسترش شهر به بیرون و پیدایش حومه‌نشینی هم‌زمان واقع می‌شود.»
کلان‌شهر، ترجمه مگالوپولیس است. «گاتمن مبتکر این مفهوم، سال‌ها پیش این اصطلاح را برای رجوع به تحولی جدید در شمال شرق امریکا به‌کار می‌برد. او معتقد است که شمال شرق امریکا شاهد یک توسعه عجیب است؛ مجموعه به‌هم پیوسته‌ای از "مادرشهرها"،‌ حومه‌ها و مناطق وابسته به آن‌ها، ‌از جنوب نیوهمشایر تا شمال ویرجینیا، از ساحل آتلانتیک تا کوه‌های آپالاچی گسترش می‌یابد. این مجموعه متشکل از شهرهای بزرگی مثل بوستن، نیویورک،‌ واشینگتن،‌ فیلادلفیا و بالتیمور می‌شود که از طریق خطوط زیرزمینی، ‌آبی و هوایی به هم مربوط‌اند. این جدید‌ترین شکل سکونت شهری است که در قرن بیستم پدید می‌آید.
تکنوشهر از مفاهیم هم‌زاد با سازه‌هایی چون جهان‌ شبکه‌ای، دنیای فراصنعتی، جهان سایبر و عصر اطلاعات است. بعضی از جامعه‌شناسان مانند کاستلز و هال به پیدایش شهرهای جدیدی تحت عنوان "تکنو-شهر" اشاره می‌کنند. با نزدیک شدن به قرن بیست و یکم، جهان با تجربه تکنولوژی در سطح بالا مواجه است.این تجربه همان اندازه عمیق است که انقلاب صنعتی در قرن نوزده وضعیت شهرنشینی را دگرگون ساخت. برخلاف شهرهای قرن نوزدهم که محل تولید پارچه، فولاد و زغال سنگ بودند، این مراکز جدید مکان تولید اطلاعات و ایده‌های نو هستند.
 
1-2-9 تعریف حومه، شهرک و شهرستان
یکی از ساخت‌های شهری که به تبع گسترش شهرنشینی به وجود آمده است، حومه است که تعریف و لوازم و اقتضائات خاص خود را دارد. همان‌طور که در توضیح پدیده مادرشهر گفته شد، حومه از ساخت‌های شهری هم‌زاد با پدیده مادرشهر است. حومه شهرها بین 1850 تا 1920 ساخته می‌شوند. پیدایش حومه با رونق حرکت راه‌آهن ارتباط نزدیک دارد.
واژه "Suburb"، در اصل از اصطلاح لاتینی "sub urbe"، به‌معنای "زیر نظارت شهر" گرفته شده است. در بخش اعظم تاریخ شهرنشینی، این معنای اصطلاح درست بود. حومه‌ها مجموعه‌های کوچکسکونت‌گاه‌هایی بودند که برای وسایل آسایش و معیشت خود به مراکز شهری وابسته بودند. در دوران کنونی این واژه برای اشاره به هر ناحیه ساخته‌ شده مجاور یک شهر بزرگ به‌کار برده شده است. گیدنز، 1377)
شهرک‌سازی هم از عواملی است که به توسعه حومه و ایجاد مادرشهر کمک کرده است. تنها در آغاز قرن بیستم کارشناسان آمار و محققان اجتماعی میان شهرک (Town) و شهر (City) تمایز قایل شدند.
از دیدگاه جامعه‌شناختی، "شهرستان" مکانی است میان شهر مرکزی و اجتماع روستایی. شهرستان دارای ویژگی‌های هر دو اجتماع شهری و روستایی است. چرا که شهرستان از لحاظ حجم نسبتاً کوچک است، ‌بسیاری از ساکنان آن شخصاً یکدیگر را می‌شناسند و روابط غیررسمی باهم برقرار می‌سازند. و در بیشتر موارد،‌ اقتصاد شهرستان غیرروستایی است و از این جهت به مرکز شهر بزرگ شباهت دارد.
 
1-2-10 شهرنشینی نابهنجار
مشکلات اقتصادی در روستاها به‌ویژه خشکسالی فراگیر در مناطقی از جهان و از طرف دیگر نیاز شهر به‌ویژه کلان‌شهرها به نیروی کار خصوصاً در کارهای یدی، سبب مهاجرت بی‌رویه روستاییان جویای کار به شهرها می‌شود که آماده نبودن زیرساخت‌های شهری برای پذیرش جمعیت تازه وارد و فقر این مهمانان ناخوانده باعث انواع ناهنجاری‌های اجتماعی که بستر همه آن‌ها گسترش حاشیه‌های فقر در شهر است می‌شود که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1. «در شهرهای بزرگ به‌دلیل افزایش بی‌حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، ترس و اضطراب در بین شهرنشینان روبه فزونی است. به‌طوری که اغلب شهروندان به کشمکش و فشارهای روانی تهدید می‌شوند.
2. رشد بی‌رویه جمعیت در شهرها، بسیاری از شهروندان را با دشواری‌هایی چون ضعف، بیحالی، خواب‌آلودگی، نگرانی، عدم تعادل جسمی و روانی مواجه می‌کند و بی‌میلی نسبت به کار و فعالیت را در آن‌ها فزونی می‌بخشد.
3. آمارهای مربوط به جرایم و بزهکاری در شهرها، به‌خصوص شهرهای بزرگ، نشانگر فزونی این پدیده‌ها در دهه‌های اخیر است که به‌نوبه خود از گسترش شهرنشینی ریشه‌ گرفته است.
4. انحرافات جنسی، انواع مختلف اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه سودجویی و سوداگری و روابط ناسالم و غلط اقتصادی در شهرها رونق بیشتری دارد.
5. فردگرایی و تکروی در بیشتر فعالیت‌ها به چشم می‌خورد، روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است، و احساس انزوا شدت بیشتر دارد.
 
1-2-11 شهرنشینی در جهان سوم
شهرنشینی جهان سوم نیز چون بسیاری از پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی وارد شده به این کشورها، به‌نوعی وارداتی و در نتیجه غیربومی و نهایتاً آسیب‌زا و بر هم زننده فرآیند رشد متعادل در این کشورها بوده است.
نواحی شهری که اکنون به‌سرعت در کشورهای جهان سوم توسعه می‌یابند به‌گونه چشمگیری با شهرهای کشورهای صنعتی تفاوت دارند. مردم در کشورهای جهام سوم یا از آن روی به شهرها کشانده می‌شوند که نظام‌های سنتی تولید روستایی آن‌ها از هم پاشیده، ‌یا به‌دلیل آنکه نواحی شهری فرصت‌های شغلی برتری ارائه می‌کنند. مهاجران به محله‌های مهاجرنشین هجوم می‌برند که در حاشیه شهرها مانند قارچ رشد می‌کند. در نواحی شهری غربی تازه‌واردان بیشتر ممکن است نزدیک به قسمت‌های مرکزی شهر سکونت اختیار کنند،‌ اما در کشورهای جهان سوم معمولاً عکس آن اتفاق می‌افتد و مهاجران در جایی که حاشیه گندابی ، ‌نواحی شهری نامیده شده است،‌ ساکن می‌شوند.
1-2-12 دلایل وجود شهر
شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل به وجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، تاریخ نگار فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.(عابدین، ۱۳۸۹، ۲۲)
1-2-13 اثرات احداث شهر
عمده ترین اثر انسان برروی کره خاکی ایجاد مجتمع های زیستی بالاخص شهرهامی باشد.چرا که اغلب آثاربه دلیل وجود شهرها و گسترش انهاست که به وجود می آیند و رشد می کنند.(داریوش،بابک، ،1389)
اثرات شهر درمحیط
تغییرمنظره(امیختن محیط طبیعی ومحیط مصنوعی)که درصورت ناهماهنگی این دومحیط،میتواند به زشتی مبدل گردد.
ایجاد ارتفاعات مصنوعی ودرنتیجه اثرگذاری روی سرعت ومسیرحرکت هوا.
بوجود آمدن وانباشتگی زباله ها که طبیعت قادر به هضم آنها نبوده وبرای نابودی آن بایدتدابیری اندیشید.
گرم شدن محیط دراثرفعالیتهای مختلف شهرها.
انهدام محیط زیست مناسب برای برخی گیاهان وموجودات زنده.
به وجود آمدن تغیرات جوی درنتیجه تغیرات پوشش های گیاهی.
افزایش آلودگی محیط.
تغیر درتوپوگرافی زمین محل احداث شهرها.
تغیرات در سطح آبهای زیرزمینی.
افزایش انواع مختلف آلودگی های صوتی.
افزایش انواع مختلف آلودگی های بصری.
افزایش انواع مسیرهای ارتباطی.
1-2-14 نظریات شهرشناسی
نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و ... می باشد.
نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و ... می باشد.
انواع شهر ها ۱(بازار شهر)؛ ۱۰-۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: دهستانی۲( روستا-شهر)؛ ۲۵-۱۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: بخش۳(شهر کوچک)؛ ۵۰-۲۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان۴(شهر متوسط کوچک)؛ ۱۰۰-۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان۵( شهر متوسط)؛ ۲۵۰-۱۰۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: ناحیه ای۶(شهر بزرگ میانی)؛ ۵۰۰-۲۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: استانی۷( شهر بزرگ)؛ ۱۰۰۰-۵۰۰ ؛ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: منطقه ای۸(کلان شهر) (متروپل)؛ 1-5/2 میلیون نفر جمعیت. ( عملکرد: کلان منطقه ای۹( کلان شهر) (متروپل ملی)؛ 5/2 میلیون نفر جمعیت و بیشتر.( عملکرد: ملی
1-2-15 پیدایش شهر در ایران
1-2-15-1 مقدمه - شهرنشینی
شهرنشینی، شهر به مفهوم اخص آن از اواخر هزاره چهارم ق. م. و خصوصاً هزاره سوم ق. م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (۴۰۰۰ سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شده منطقه‌است. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم ق. م. عبارت‌اند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان - تمدن تپه سیلک (در کاشان) –تپه حصار در دامغان - تپه گیان نهاوند، - گودین، کنگاور - شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان - تپه قبرستان بویین زهرای قزوین - شوش، خوزستان - تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان - ملیان، فارس - شهر سوخته در زابل.
پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم ق. م. زمینه‌ساز تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های دوم و اول ق. م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارت‌اند از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصاً در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند.
1-2-15-2 عاملسرزمینی )جغرافیائیطبیعیواقلیمی(
شرایططبیعیاقلیمیمناسبوقرارگرفتندرمسیرراههایترددعاملمؤثریدرروندشکلگیریاستقرارشهریبودهاست. استقراربیشترشهرهایایرانتابعشکلخاصفلاتایراندرمناطقمخروطافکنههایبزرگدرمنطقهپایکوهی،بینکوههاوبیابانهااست. درمراحلبعدماندگاریزندگیشهرینیزبهشیوۀدسترسی،انطباقوهماهنگیشهربامنابعافزونترآبوعواملدیگر ربطداشت.(خیرآبادی،1376،30)
1-2-15-3 توزیع جغرافیائی جمعیت شهری
توزیع شهرها و به تبع آن تمرکز جمعیت نقاط شهری درنقاط مختلف کشور ما یکسان نیست. مناطق شمالی ، غربی و جنوب غربی کشور علاوه بربرخورداری از آب و هوای خوب و موقعیت جغرافیایی خاص ، مهد نخستین کانونهای یکجانشینو تمدن شهری بوده و همواره از نقاط پرجمعیت کشور محسوب می‌شده‌اند و در حال حاضرنیز بیشترین نسبت از جمعیت کشور را دارا می‌باشند.
به دلیلموقعیت خاص جغرافیائی ، میزان بارندگی در ایران با طول جغرافیایی ارتباط مشخصیدارد. شدت باران از غرب به شرق کاهش می‌یابد و نصف‌النهار 52 درجه تفکیک کننده آب وهوای گرم و خشک شرقی از آب و هوای معتدل و مرطوب غربی می باشد. همچنین بهبود وضعیتاقلیمی از عرض جغرافیایی پایین به بالا موجب شده است که درصد قابل توجهی از جمعیتشهری کشور در عرض جغرافیایی 35 تا 40 درجه استقرار یابند .
1-2-15-4 ظهورشهربهمثابهتکاملمناسباتاجتماعی
شماریازاستقرارگاههایشهریدرایراندرنتیجۀرشدوتکامل، تقسیماجتماعیکار،ظاهرشدهاند.رشدمناسباتکشاورزی،ظرفیتهایجدیدیرادرراستایپشتیبانیمادیوخدماتیاززندگیشمارافزونتریازمردمانفراهممیکردواینامرمقدماتشکلگیریوتکاملبرخیازجوامعشهریوروابطمبادلهبراساساینروالراامکانپذیرمیکرد. بهعنوانمثالدرجریاناحیایبرخیکانونهایشهریایراندرحدودقرنسوممیلادی،شماریازشهرهایجدیدنیزپدیدآمدوروندگسترشروزافزونمناسباتبازرگانیورشدبازارداخلیدارایبنیانهایمستحکمترشد.اینشهرهادوکارکردمشخصداشتند: یکم،الزاماتناشیازجداییحرفهوپیشههاازجماعاتروستاییوتقسیمکارمجدداجتماعیراپدیدآوردند،دوم،مانندمراکزاقتصادیبرسرراه هایترانزیتوبازرگانیعملکردند. چنینتجاربهایباردیگردرقرنششممیلادی،کهدورۀبعدیرشدمناسباتبازرگانیایراندرسطحبینالمللیرویداد،برمبنایرشدتولیدکالاییسادهوگسترشراههایمبادلاتیمحققشد.
برایناساستحولدانشفنی،جداییپیشههاازکارکشاورزی،ونیلبهسازماناجتماعیمبتنیبرتقسیمکاراجتماعی )شهر(،بهعنوانیکیازعلتهایپیدایششهرهادرایرانبهشمارمیرفت.دراینوضعیتشهرمکانیبودباکارکردتجاریوتولیدکالاییکهدرشانتکمیلیورشدیافتهتریازاقتصادکشاورزیونهرقیبآنبهشمارمیرفت.
1-2-15-5 حکومت،بانیشهر
درتاریخشهریایراننقشحکومتدرروندتأسیسوتکاملمناسباتشهرنشینیبهمانندعلتیمهمدرنظرگرفتهمی شود. حکومتهابنابهضرورتهاییچندسیاستگذاریشهرهارادرپیشمیگرفتند:
الف- گاهشهربهعنوانمرکزاداریوسیاسیومحلاستقرارحکمراندرآن )پایتخت(،تأسیسمیشد. ممکنبودپیدایشیکشهرباشکلگیریحکومتتوأممیشد. نمونۀشهرهایهگمتانه)ماد(،پارسه )هخامنشیان(،شهرهایدورۀیونانیان،دورۀاشکانی،هکاتومپولیسونظایرآن،فیروزآبادوگورونظایرآن )ساسانیان( قابلذکرند.دردوراناسلامیواسط،بغداد،قاهرهوفاسچونانمراکزسیاسیوپایتختیپایهگذاریشدند. اینشهرهاازنظرسیاسیواقتصادیویژگی هایخاصیداشتند.
ب- گاهتاسیسشهربنابهضرورتهایناشیازگسترشقلمروحکومتونیازبهسازماندهیآنصورتمیگرفت.ابنخلدوناینراهبردراچنینجمعبندیکردهاست: تاسیسشهرهایکوچکوبزرگپسازپدیدآمدنپادشاهیاست.
واکاویروایتهایتاریخیمربوطبهتأسیسشهرهاوروستاهایتاریخی،نشانازاینباوردارندکهبیشترآنانتوسطشاهانیانمایندگانشانبرپامیشدندواینرامیتوانبازتابیازشیوعوتکراراینتجربهدرتاریخشهریایراندانست. (یوسفیفر، 1389)
1-2-15-6 دین،بهعنوانعاملتاسیسشهر
تاثیرپدیدهدیندرپیدایششهرهایکهنوجدیدتاحدیبودهاستکهبرخیازمحققانپدیدهشهرراچونتبلورکالبدیایدهمسلطدرشکلگیریمحیطهایزندگیانسانیتحلیلمیکنند. درادوارگوناگون،عواملدینیدربهمپیوستنگروههایمختلفاجتماعیدرسکونتگاههایانسانیوتمرکزدادنجمعیتوظهورشهرهامؤثربودهاست. درشهرهاینخستینرهبرانروحانیشهرمدیرانارشدشهریبودند.برخینتایجمطالعاتباستانشناسیمنشاءدینیشهرهایکهن،کهدردادوستدمحصولاتضروریبرایزندگیانسانهاتوسطمعابروپرستشگاههاریشهداشت،رانشانمیدهد.
دردورۀساسانیاناطلاعاتدرخوریدربابنقشپرستشگاههادرشکلدهیمناسباتاقتصادیوتجاریمناطقشهریدردستاست.دردورههایکهنبنیادگذاریبرخیازشهرهابراساسسابقۀوجودآتشکدهایدرآنمحلیاظهورشهریبرگردآنرویدادهاست.دردورۀساسانیاننقشاینعاملبیشترتأثیرگذاربود.مثلاًقبادساسانینذرکرددرصورتغلبهبرهیاطلهوبرادرشهرمز،آتشخانهایبسازدوسپسآنرادریزدساخت.شایدبتواناستقرارآتشگاههادرمرتفعترینمکاندرهرشهروبهویژهبهعنوانهستۀمرکزیبرخیازشهرهایکهنرامؤیدایننظریهدربارۀبرخیازشهرهایایرانبهشمارآورد.
اینعاملدرپیدایششهرهادردورۀاسلامینیزتأثیرگذاریبارزیداشت. دراینراستامیتوانبهروایتنمونهوارابناسفندیاراشارهکردکه : بههنگامعبورامامحسنبن علی )ع( بهمامطیر،مختصرعمارتیدرآنجاکهدرنظرایشانمصفاآمدهبود،پدیدارگردیدتابعدهاوالیایالتبازاریخردوعماراتیفرمودوسپسدر 160 هجریمسجدجامعبناگردیدوشهرشد.
گاهوجودمقابرومشاهدبزرگاندینیدرپیدایشیکشهرمؤثرواقعمیشد. بهعنوانمثالشهرهایمقدسشیعیان،ازجملهشهرنجف،نمونههایبارزاینمورداست.شکلگیریاینشهرپسازهویداشدنمشهدامامعلی )ع( آغاز،وسپسازسال 137 قمریباافزایش اقامتشیعیاندرآنجا،توسعۀبسیاریافت. شهرهایکربلا،کاظمینیامشهدچنینبودند.(همان)
1-2-15-7 تکاملمنطقۀمبادلهای )بازارگاهی( بهموقعیتشهری
نیازفعالاناقتصادیبهمبادله کالاهایتولیدیدرجایگاهیبهنامبازارنیزچونعاملیدرروندپیدایششهربود.شهربهعنوانمکانبازار،یعنیمرکزیتمبادلهکالاوکانوناصلیتجارتدریکمنطقهونیزتجارتفرامنطقهایعملمیکردوبرایناساسسازماندهیمبادلهوتوزیعفرآوردههایتولیدزراعیوتولیدپیشهوریشهریراامکانپذیرمیکند.روالبرپاییبازارهایموسمیدریکمکانخاصکهمحلتلاقیونقطهاتصالروستاهایمختلفبود،بهتدریجهستهاولیهپیدایششهرراشکلمیداد.
الگویتشکیلبازارهایهفتگی،ماهانه،فصلیوحتیسالانهمنجربهشکلگیریاستقرارگاههایروستاییوگاهشهریمی شد: ازجملهپیدایششهراهواز)سوقالاهواز(،دوشنبه )تاجیکستان(،واجارگا )گیلان( وبسیاریمواردیدیگرقابلذکرند.
اغلبشهرهایمهمایراندرمحلهایتلاقیراههایتجارتیبرپاشدهاندوازایننظرقابلمقایسهباالگویپیدایششهرهاوتجارتدراروپایقرونوسطیهستند.اینامررابطپیدایشسکونتگاههایاولیهدرمسیرراههایمهمتجاریوتأثیراینامردرافزودهشدنعناصرکالبدیمرتبطباکارکردهایتجاریبهکالبداینسکونتگاهها،تاهنگامنیلبهوضعیتشهرباکارکردهایتجاریرانشانمیدهد.البتهاینتجربهدرموردشهرهایمختلفجهاناسلامنیزصادقاست.شهرهاییچونلاروسیرافنمونههایقابلتوجهچنینروندیبهشمارمیآیند. اینموضوعنقشمناسباتتجاریدرپیدایشورشدشماریازشهرهایایرانراتوضیحمیدهد. (همان)
1-2-16 آیندهشهر
پدیدهشهرنشینی،باقدمتیطولانی،باآیندهایپیچیدهترازامروزروبرواست. شواهدموجودنیزصحتآنرابینیازازاثباتنشانمیدهد. زیرااگرطیسیسالگذشته،جمعیتشهریجهانبهبیشازدوبرابررسید،براساسپیشبینیهایمقرونبهصحتسازمانملل،طیسیسالآیندهنیزبهویژهدرکشورهایپرجمعیتدرحالتوسعهچنینخواهدبود. اینپدیدهپیوسته،دووجههزینهوفایدهرادرخودداشته،ودرهرحالیکیازعناصرمهمدرمحاسبهشاخصهایمختلفاقتصادیواجتماعیوسیاستگذاریهابودهاست. چهارمحورجمعیتی،اجتماعی،اقتصادیوزیستمحیطی،دراستمرارتحولاتآیندهدرخورمطالعهاند. توسعهبیوقفهشهریدراینمحورها،برخورداریازمدیریتعلمیواثرگذاربرایمقابلهباچالشهایجدید،توزیعامکاناتبراساسسیاستهایمتناسببااوضاعودرکمجددازمسائلبارعایتقواعدبازیدرسطوحملیوجهانیرااجتنابناپذیرساختهاست.(محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
بیتردیدنمیتواندرمقابلجریانهایناشیازتحولاتجمعیتی،استقرار،توزیعو جابجاییهابرایدستیابیبهشرایطبهینهاقتصادی،اجتماعیوتبعاتناشیازآنها،تحولات سریعوبیوقفهاقتصادیدرابعادملی،منطقهایوجهانی،کهپایگاهومراکزتصمیمگیری آندرشهرقراردارد،مقاومتنشاندادوتحولاتاجتماعیوفرهنگیراکهدامنهآنحداقل دررفتارهایذهنیروستایی،ازطرقارتباطیمختلفباانسانشهریانعکاسمییابد،نادیده گرفت.بنابراینجزتندادنبهدگرگونیهای،گاهبنیادیدرزندگیشهری،والزاماتآن گریزینیست،اماتکیهگاهمطمئنیکهبتواندشرایطمطلوبزندگیشهریرامحققسازد، مدیریتآگاهوموثرشهریاست،کهحتیمیتوانددرپویاییزندگیروستانیزتأثیرگذارد.
محورهایعمدهدرتحولاتآیندهشهری
شهر دارایطبیعتخاصخوداست . مکانیاستکهخلاقیتهادرآنبهوجودمیآیند. نیاز،دستیابیبهکیفیتمطلوبزندگیوایجادزمینههایرشدسرمایهاجتماعیبهعنوانعنصری اساسیبرایارتقایحیاتاجتماعیراخلقمیکند. اماموانعهرچندموقتنیز،چالشهاییرا باتوجهبهجنبههاییکهداردهموارهموجبمیشودنیروهایجدیدیبه شهر ایجادمیکند آنواردشوند . اماچونایننیروهاخصایصمتفاوتیبابومیاندارند،ابتداموجباتبروز ناسازگاریرافراهممیآورند،درحالیکهبهتدریجایننیروهایتازهوارد،باسازگارشدنو پذیرشقواعدبازیمیتوانندعاملمؤثریدرحوزههایاقتصادیواجتماعیباشند.تحقیقی دربنگلادشانجامدادهبهایننتیجهرسیدهاستکهمهاجرانافرادباهوشیکه هستندوگزینشآنانبرایمهاجرتامریعقلانیاست. بهنظرمیرسدچهارزمینهیامحورجمعیتی،اقتصادی،اجتماعیوزیستمحیطیدر تحولاتآیندهشهریاهمیتداشتهباشند. (محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محورجمعیتی
درموردمحورجمعیتیبایدبهدووضعیتمتفاوتجمعیتشهریتوجهداشت.
الف- بایکتقسیمبندیکلیجمعیتشهریدردوگروهازکشورهایدرحالتوسعهو
کشورهایتوسعهیافتهمیتوانگفتکهرشدقابلتوجهجمعیتشهریدرکشورهایدرحال
توسعه،همچنانناشیازسرریزجمعیتروستاییوادامهحرکتهایمهاجرتیاست . اماچند
عاملرامیتواندرآنمؤثردانست:
-ورودآرامصنعتبهحوزههایکشاورزی،افزایشنسبیقابلیتتولیدوآزادشدننیروی
انسانیوسپسروانهشدنآنبهشهر
-فقدانزمینقابلکشتتاحدموردنیازویابهرهبرداریبیشازحدمنجربهفرسایش
خاکونبوداصلاحاتلازمدرزمینههایمختلف
-حوادثطبیعیوپیآمدهایمنفیزیستمحیطی
-تضادهایقومیدربخشهاییازاینگروهازکشورهاواحساسعدمامنیتناشیازآن

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

سهولتنسبیدستیابیبهخدماتاساسیدرشهر
ب- امادرشهرهایکشورهایتوسعهیافتهوضعیمتفاوتبهچشممیخورد. عمدهترین
ویژگیآندرکاهشنرخموالیدبهمیزانکمترازحدجایگزینیاست . نتیجهطبیعیآن
افزایشنسبتکهنسالاندرکلجمعیتباپیآمدهاونتایجخاصخوداست . اینپدیدهاز
نیمهدومقرنبیستمتحولاتشگرفیداشتهاستوبراساسپیشبینیهااینافزایش
چشمگیرترنیزخواهدبود. (محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محوراقتصادی
محوردیگردرتحولاتشهریدرمرتبهبعدازجمعیت،اقتصاداست . شکینیستکهافزایشتولیددرسایهبرخورداریازفناوریهایمؤثرازعواملاصلیتحولاتشهریدرزمینهاقتصادیاست . اماآننیزمستلزمتقویتپساندازهادراندازههایگوناگونباتوجهبهابعاداقتصادیوفرهنگیآناست.اماآیارشدسریعجمعیتنقش بازدارندهدررسیدنبهبسیاریازاهدافاقتصادیایفانمیکند؟بنابراینمهارآنیکپیششرطمسلمبرایدستیابیوتضمینتوسعهپایداراست.گرچهشهربهعنوانبستراصلیرشداقتصادیاستومکانیاستکه نیروهای فیزیکی وانسانیرادرخودمتمرکزمیکندونوآوریهارابهوجودمیآورد،امادرعینحالبرایادامهحیاتوپویاییخود،بایدباسیستمبزرگترووسیعترمرتبطباشد . ازاینروشهرهابهطورطبیعیباسیستماقتصادجهانی،پیوندخوردهاندکهوجهمشخصهآنواردشدنبهمیدانهایرقابتاست.بنابراینسیستماقتصادجهانی،یابهعبارتدیگرجهانیشدنبازاررقابتبیناقتصادهایشهریراگرمتروپررونقترمیسازد. دراینمیدانرقابت،شهرهاییکهقواعدبازیرارعایتمیکنند.(محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محوراجتماعی
جاداردتحولاتشهریدراینمحوردرقالبمطالعاتگستردهتغییراتاجتماعیموردبررسیقرارگیرد . دگرگونیدرخانوادهوساختارآنکهحاصلکوچکشدنابعادخانواده،قوتگرفتنعقلانیتدرمحاسبههزینهوفایدهاقتصادیفرزنداناستواستمرارنابرابریهایاجتماعیواقتصادیبهویژهبرایزنان،بهرغمتحولعمدهدرمنزلتاجتماعیآنانبهطورنظریآنازجملهمسائلدرخورتوجهاست. امابهراستیمسائلاجتماعیواقتصادیبهآسانیقابلتفکیکوتجزیهکاملنیستندوبنابراینطرحیکی،آندیگریرانیزبهمیانمیکشد.
فقرونابرابریشهری،ضمنآنکهیکامراقتصادیاست،دارایابعادقویاجتماعینیزهست. زیراکمیدقتروشنمیکندکهفقرشهری،بهدلیلنارساییظرفیتاقتصادی درجذبنیرویانسانیسرریز روستایی،است. اینجریانچالشمهمیرابرایشهرایجادمیکندوشواهد،نشانگرعمومیبودنآناست،زیراباتحولاتنسبتامثبتیکهبعدازپایانجنگجهانیدومصورتگرفتهبود،تصورافزایش نابرابریهایشهریچندانجدینبوداماتوزیعنامتعادلثروتازیکسوورشدقابلملاحظهجمعیتوافزایشنسبیطولعمرازسویدیگر،درایجادمحدودیتهایاجتماعی – اقتصادی و استمرار نابرابریحتیدرشهرهایپیشرفتهایمانندنیویورکیالندننیزموثربوده اند.
محورزیستمحیطی
شایدبتوانگفتمحیطزیستازعمدهترینمحورهادرتحولاتشهریاست . اهمیتآنتابهآنجارسیدهاستکهامروزهمیتوانگفتقرنبیستویکمقرنیاستکهمسائلزیستمحیطیمقامنخسترابهخوداختصاصخواهدداد . زیرااگربهعواملیکهسرآغازبروزایندستهازمسائلاستتوجهشود،درآنصورتمیتوانبهصحتایننکتهپیبرد . افزایشفشاربرمنابعطبیعی،رشدقابلتوجهمصرفانرژیدراثرافزایشحجمتقاضا،کاهشمنابعآب،تهدیدآبهایسطحالارضیدراثرورودحجمعظیمیازآلایندههایمختلفبهآن،کشمکشهایاحتمالیدراثربیتعادلیدردسترسیبهآبشرب،رقابتدردستیابیبهانرژیاتمی،خطراتمسلمناشیازاستفادهنابخردانهازآندربهکرسینشاندنبرخیمسائلاز
سویبعضیحکومتها،افزایشگازهایگلخانهایوخطراتحتمیآندربالارفتندمایزمینباپیآمدهایفراوانآن،خطرذوبشدنیخهایقطبیوبالاآمدنسطحآبهایدریاهاوفاجعههایزیستمحیطیناشیازآن،وپسماندگیفرهنگیدرفهماهمیتمحیطزیستولزومپایداریآنبراینوعبشرازچالشهاییاستکهنهتنهازندگیشهریبلکهروستاییرانیزتحتتأثیرقرارخواهدداد . (میرزایی،1383)
1-2-17 روند شهرنشینی در ایران و پیدایش کلانشهرها
شروع تحولات شهرسازی و شهرنشینی به مفهوم جدید آن تا حد زیادی مربوط به دوران رضاخان است، یعنی از سال 1300 به بعد. آنچه در این عصر شاهدیم بی‌تردید متأثر از رویدادهای این دوران تاریخی کشورمان است، هر چند میراث فرهنگ شهری امروز شهرهای ایران در بیشتر موارد، یادگاری از دوران صفویه در کالبد و چهره خود دارد و یا انقلاب مشروطیت را شاید نقطه‌عطفی در تاریخ اجتماعی شهر و شهرنشینی بدانیم، اما هیچ‌یک از این دوره‌ها قابل قیاس با عصر رضاخانی نیست.
دوران رضاخان را می‌توانیم حلقه اتصال سیر تکامل شهر در ایران درگذشته و حال به‌شمار آوریم. در چنین روندی است که به سرعت تلاش می‌شود شهرها جامه سنت از تن به در آورده و جامه تجدد بر اندام کنند. شروع تحولشیوه‌های تولید پیش‌سرمایه‌داری و توسعه مناسبات سرمایه‌داری و گسترش آن، همه با روی‌کار‌آمدن رضاخان در ایران مقارن است. دوران رضاخان دوران استقرار نهادهای زیربنایی و روبنایی بورژوازی در ایران است. به همین دلیل سرآغاز تمامی تحولات اجتماعی و اقتصادی معاصر ایران است که ضرورت‌های توسعه روابط سرمایه‌داری در یک کشور عقب‌مانده و ادغام آن در نظام سرمایه‌داری را ایجاب می‌کند.(نظریان، 1379، 63)
این دوره از شهرنشینی را به‌دلیل کُندی روند آن، شهرنشینی بطئی نامیده‌اند و به سه دوره 1300 تا1320 (آغاز نوسازی و رشد شتابان آن) 1320 تا 1332 (دوره وقفه روند نوسازی) 1332 تا اصلاحات ارضی (ادامه روند نوسازی و رونق شهری) می‌توان تقسیم کرد.(حسامیان، 1379، 38)
1-2-17-1 ویژگی‌های شهرنشینی از سال 1300 تا1340
در این دوره یکپارچگی روزافزون بازار داخلی شرط حیات شیوه تولید سرمایه‌داری است، به عبارت دیگر سرمایه‌داری در مرحله جنینی خود با یکپارچه‌کردن دائمی بازار داخلی زمینه آزادی نیروی کار را فراهم می‌آورد. یکپارچه‌شدن بازار داخلی از نظر فیزیکی یا فضایی، بیش از هر چیز مستلزم وجود ارتباط میان بازارهای محلی است که نیازمند گسترش ارتباطات و راه‌های میان‌شهری است، از این‌رو در این دوره گسترش راه‌های مواصلاتی در دستور کار قرار می‌گیرد. در سال 1317 ساختمان راه‌آهن سراسری ایران که بیشتر شهرهای بزرگ را به تهران وصل می‌کرد، به پایان می‌رسد.(کاتوزیان، 1387، 178)
به‌طوری‌که به‌دنبال جهت‌گیری اصلی برنامه‌های عمرانی به‌سوی گسترش زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی و ایجاد زمینه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی، با جایگزینی الگوی واردات و حذف عملکرد سنتی روستاها، نقش و اهمیت شهرها افزایش می‌یابد و آرام‌آرام بنیادهای اقتصادی و عملکرد شهرها دگرگون می‌شود، ولی با این وجود هنوز روستاها 72 درصد از جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند (سال1310). با گذشت زمان  و شروع و تزریق درآمدهای نفت، استقراض و سرمایه‌گذاری‌های خارجی، توسعه مداوم روابط کالایی از یک‌سو و حکومت متمرکز و مستبد مرکزی از دیگر سو حرکت و جریان سرمایه و درآمد ملی از بالا به پایین انجام می‌گیرد، که بخش اعظم آن در شهر تهران و شهرهای بزرگ رسوب کرده و بخش محدودی به داخل شهرهای کوچک جریان می‌یابد. با این همه توسعه فضایی شهر در زمان رضاخان چندان معنادار نبوده و گسترش فضایی شهرها به کندی پیش می‌رود. در مجموع می‌توان دلایل رشد بطئی در این دوران را در نوپایی سرما‌یه‌داری و عدم نفوذ یا عدم‌امکان نفوذ سرمایه‌داری در ساخت اقتصادی روستا و همچنین ضرورت زمان دانست.(نظریان، 1379)
شهر در این دوره به واسطه نقش غالب تجاری خود متمرکزکننده و مبادله‌کننده مازاد کشاورزی روستایی محلی بود. با گسترش بازار مصرف شهری و خاصه شهرهای بزرگ، شهرها به صورت نقاط تماس با کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته و مکان واردات و مبادله کالاهای صنعتی خارجی درآمدند. شهرها در این دوره به‌صورت مکان تحقق مدرنیزاسیون و روستا به‌صورت مکان اصلی و ابقای شیوه کهن تولیدی ظاهر می‌شوند. ابقای شیوه‌های تولید سنتی در روستا باعث ماندگاری جمعیت و خاصه نیروی کار در روستا می‌شود. ازسوی دیگر محدودیت اثرات مدرنیزاسیون در رشد شهر باعث افزایش طبیعی جمعیت شهری شده، اما جابجایی‌های جمعیتی را ایجاد نمی‌کند.
به همین دلیل در سراسر این دوره جمعیت شهرنشین از 28 درصد به 7/28 درصد افزایش می‌یابد (سال 1320)، یعنی تقریباً در این دوره با شهرنشینی و مهاجرت از روستا به شهر روبه‌رو نیستیم. از دیگر ویژگی‌های این دوره، موزونی‌ نسبی  شبکه شهری در ایران است. شهرها در این دوره نمی‌توانستند مستقل از مازاد روستایی منطقه خود گسترش یابند و همین امر محدودیت شهرنشینی در این دوره را توجیه می‌کند، برای نمونه بزرگترین شهر ایران (تهران) در سال 1317 تنها دو برابر دومین شهر ایران (مشهد) در این سال جمعیت داشت، حال آن که این رقم در سال 51 به بیش از 8 برابر می‌رسد.
در این دوره هنوز بخش اعظم درآمد کشور از بخش کشاورزی تأمین می‌شود. سهم بخش کشاورزی در سال‌های 1305 تا 1329، 50 درصد تولید داخلی را تشکیل می‌داد. در این دوره است که سهم بخش کشاورزی کمتر می‌شود، به‌طوری‌که در سال 1340 به 30 درصد کاهش می‌یابد و درآمدهای نفتی جای آن را می‌گیرد.(حسامیان، 1379)
به‌طور خلاصه شهرنشینی ایران در دوره 1300 تا 1340 را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
ـ دوره اول 1300 تا 1320 که رونق شهری به مازاد کشاورزی وابسته بود. مهاجرت به شهرها کُند است. حدود 72 درصد در روستاها زندگی می‌کنند.50 درصد درآمد کشور از کشاورزی تأمین می‌شود. رشد سالانه جمعیت در این دوره 65/1درصد است.
ـ دوره 1320 تا 1332 که اشغال ایران در این دوره صورت می‌گیرد. به دلیل اشغال ایران سرمایه‌گذاری‌های دولتی و روند مدرنیزاسیون رضاخانی دچار وقفه می‌شود و از آنجا که شهرها نماد مدرنیزاسیون بودند دچار مشکل می‌شوند. بخش کشاورزی در این دوره دچار رکود می‌شود. به‌دلیل رکود بخش کشاورزی مهاجرت‌های روستایی شروع می‌شود، به‌طوری‌که رشد سالانه شهری از 65/1 به 72/2 درصد رسید. در این دوره شاهد مهاجرت به خارج از کشور هم هستیم. روند در حاشیه قرارگرفتن بخش کشاورزی از این دوره شروع می‌شود.
از اواخر این دوره به دلیل تلاش‌ها و مساعدت دولت دکتر محمد مصدق، شهرها و روستاها از حالت رکود در حال خارج‌شدن هستند، برای نمونه تراز بازرگانی مثبت می‌شود. صادرات غیرنفتی افزایش می‌یابد. صادرات غیرنفتی ایران در سال 1331 به حدود 5 میلیارد و 823 میلیون ریال رسید، درحالی‌که واردات در همان سال 5 میلیارد و 206 میلیون ریال بود. درنتیجه ایران حتی توانست در حساب مبادلات غیرنفتی مازاد تجاری به‌دست آورد، اما متأسفانه به‌دلیل کودتا این روند ادامه پیدا نمی‌کرد.(کاتوزیان، 1387)
ـ در دوره 1332 تا 1340 درآمدهای نفتی افزایش می‌یابد. شهرنشینی با افزایش درآمد نفت روند صعودی را طی می‌کند. این موضوع حاصل تحول در الگوهای استخراج و تمرکز مازاد اقتصادی است، اما از نظر وسعت به اندازه‌ای نیست که باعث بروز همه‌جانبه مشکلات شهری شود. در این دوره شبکه شهری هنوز موزون است و میزان رشد سالانه جمعیت شهری به 57/4 درصد افزایش می‌یابد.
1-2-17-2 تحلیلی از روند شهرنشینی از سال1340 تا 1357
عوامل و مسائل زیادی در تحولات و روند شهرنشینی در این دوره مؤثر بودند. اقتصاد ایران در تقسیم کار بین‌المللی همانند کشورهای جهان سوم به شیوه تک‌محصولی سوق داده شده بود. اینبار نظام جهانی سرمایه‌داری شیوه دیگری را تجویز کردند و آن انتقال صنعت به کشور ایران بود. البته این صنعت پایه‌ای و مادر نبود، بلکه صنعتی بود که به جامعه سرمایه‌داری بهتر کمک می‌کرد تا حداکثر استفاده را از منابع و معادن کشور ایران ببرد. بنابراین صنایع مونتاژ و صنایعی که مواد اولیه را برای کشورهای صنعتی آماده می‌کردند درایران و عمدتاً در تهران مستقر شدند.(مشهدی،1374، 52)
ازسوی دیگر با انجام اصلاحات ارضی، روابط سنتی تولید در روستاها از هم پاشید و چیزی جایگزین آن نشد. در این دوره اشتغال نیروی کار در بخش صنعت و خدمات افزایش پیدا کرد و در بخش کشاورزی کاهش یافت. بخش کشاورزی با رشد کم خود هر چه بیشتر به یک بخش حاشیه‌ای در کل اقتصاد تبدیل شد و اولویت توسعه به دیگر بخش‌های اقتصادی داده شد، برای نمونه اشتغال در برنامه سوم نسبت به برنامه دوم 1/6 درصد و در برنامه چهارم نسبت به برنامه سوم 1/8 درصد کاهش یافت. همزمان با موارد فوق کاربرد ماشین‌آلات در امر کشاورزی در سطح محدودتری باعث آزادشدن نیروی کار از فعالیت‌های کشاورزی و رانده‌شدن از زمین شد. از دیگر سو درآمدهای نفتی بیش از پیش در حال افزایش است. مازاد اقتصادی حاصل از نفت رابطه مستقیمی با میزان کار انجام شده در تولید آن ندارد، زیرا با اختصاص اندکی از نیروهای مولد یک اقتصاد نفتی به تولید نفت، حجم عظیمی از مازاد اقتصادی حاصل می‌شود. بخش عمده آن نه حاصل فعالیت تولیدی که حاصل اجاره نفتی است. از نظر تمرکز مازاد اقتصادی نفتی این مازاد در دست دولت متمرکز می‌شود، بدون اینکه بخش خصوصی در تمرکز آن سهمی داشته باشد. این مازاد سپس از طریق برنامه‌های عمرانی و بودجه‌های دولتی و اعتبارات، به بخش‌های دیگر اقتصاد انتقال می‌یابد و به سرمایه‌گذاری‌های مختلف تبدیل می‌شود. تحول در سه عامل مالکیت ارضی، وابستگی به اقتصاد پولی و مکانیزه‌کردن کشاورزی به‌تنهایی برای وسعت‌گرفتن مهاجرت به شهر کافی نیست. شهرها در این دوره مکان تحقق مازاد اقتصاد ملی هستند.
برنامه‌های عمرانی که بودجه آن از محل این مازاد تأمین می‌شد در آغاز صرف بهبود زیرساخت‌های شهر و بین شهری شد و در مرحله بعد صرف سرمایه‌گذاری‌های صنعتی گردید. گسترش زیرساخت‌های ارتباطی باعث رونق شهرها و گسترش زیرساخت‌های تأسیساتی و تجهیزاتی شد و کیفیت زندگی شهری را ارتقا داد. عوامل فوق سبب رونق فعالیت بخش ساختمان و افزایش انباشت سرمایه در این بخش شد. بدین‌ترتیب زمانی‌که عدم مهارت نیروی کار روستایی را از یک‌سو و رونق فوق‌العاده مشاغل ساختمانی را از دیگر سو در نظر می‌گیریم به یکی از عمده‌ترین علل مهاجرت نیروی کار از روستا به شهر پی خواهیم برد.
پیشرفت مناسبات سرمایه‌داری و انباشت سرمایه همه عوامل فوق را در یک یا دو شهر تشدید می‌کند. مقایسه رقم جمعیت تهران با دومین شهر در سه مقطع 1335، 1345و1355 به‌تنهایی بسیار گویاست و خود گواه این گرایش به تمرکز است. حاصل این تمرکز شدید، جابجایی نیروی کار از شهرهای کو چک و متوسط به شهرهای بزرگتر و متروپل است .در سال 1335 جمعیت تهران حدود 5/1 میلیون‌نفر و جمعیت تبریز 280هزار نفر، اصفهان 250 هزار نفر و مشهد 240 هزار نفر اعلام شده است، که به ترتیب تهران 5 برابر تبریز، 6 برابر اصفهان و5/6 برابر مشهد جمعیت دارد. در سال 1345 تهران 8/2 میلیون نفر جمعیت داشت. این رقم برای شهرهای اصفهان، مشهد و تبریز، به ترتیب 424،409،403 هزارنفر بوده است. در سال 1355 شهر تهران 5/4 میلون‌نفر جمعیت داشت. این رقم برای شهرهای مشهد، اصفهان، تبریز، به ترتیب 667،661،597، هزار نفر بوده است.
 اعداد فوق نمایانگر روند مهاجرت شدید به شهر تهران و پیشی‌گرفتن تهران از شهرهای پس از خود است. این مسئله خود اثرات زیانباری را بر شهر تهران گذاشته بود. یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت از شهرها و روستاهای کوچک به تهران، گسترش حاشیه‌نشینی یا زاغه‌نشینی در اطراف تهران است. از سال 45 تاکنون این روند ادامه دارد و باعث زایش و رویش قارچ‌گونه شهرک‌ها و زاغه‌ها در اطراف و بعضاً در شهر تهران شده است. در این دوره 400 تا 600 هزار نفر مهاجرت کرده‌اند. 1282 آبادی کشور یا از بین رفته‌اند یا خالی از سکنه شده‌اند. این کاهش جمعیت به نفع شهرهای بزرگ بوده است، برای نمونه در سال 1352،2/43 درصد جمعیت تهران را مهاجرین تشکیل می‌دادند. تعداد مهاجرین یک میلیون و 523 هزار و 664 نفر بوده که از نقاط مختلف کوچ کرده بودند.(وثوقی،1366، 53)
بنابراین می‌توان گفت که محرک‌های اصلی مهاجرت در این دوره از یک‌سو اصلاحات ارضی و از دیگر سو افزایش چشمگیر درآمدهای نفت بود که  به بخش‌های شهری تزریق شده بود.
درباره شبکه شهری در این دوره می‌توان گفت در مقایسه با دوره (1300 تا 1340) از شکل کهکشانی خارج شده و به شبکه شهری زنجیره‌ای تبدیل شده است. در دوره قبلی هنوز یک کلانشهر اصلی که بتواند تمام فعالیت‌ها را به خود جذب کند شکل نگرفته بود. ارتباط ارگانیکی بین روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ هنوز وجود داشت، اما از دهه 40 به بعد به علت تمرکز شدید درآمدهای حاصل از نفت در تهران و چند شهر دیگر همگونی نسبی قبلی شبکه شهری از بین رفته و از نظر شکل به شبکه شهری زنجیره‌ای تبدیل شده است، به‌طوری‌که در این دوره دگرگونی و تغییرات در کل شبکه شهری به‌طور یکنواخت صورت نگرفته، بلکه صرفاً مکان‌های خاصی جاذب عملکرد جدید شده‌اند، درنتیجه شهرهای کوچک و متوسط عملکرد خود را از دست داده‌اند بدون اینکه عملکرد جدیدی به‌دست آورند، از این‌رو ارتباط ارگانیک منطقه با این‌گونه شهرها دچار گسست شد و ارتباط جدیدی بین مناطق مختلف و متروپل تهران از یک‌سو و شهرهای بزرگ دیگر برقرار شد که حاصل آن گسیختگی در شبکه‌های شهری محلی و در کل گسیختگی در شبکه شهری ایران بود.
1-2-17-3 شهرنشینی پس از انقلاب‌اسلامی
بازتاب فضایی انقلاب اسلامی و نتایج آن خیلی زود در فضای کالبدی و فضایی شهرهای ایران نمایان شد. مسائل و مبارزات سیاسی جریانات و مبادلات فکری و انقلابی، شهر را به کانون عمده این تحولات تبدیل کرد. روند رو به رشد جمعیت در شهرها که پیش از انقلاب آغاز شده بود همچنان و بعضاً با رشد بیشتر ادامه یافت. شروع و ادامه جنگ تحمیلی نیز این جریان را سرعت داد. ازسوی دیگر پس از انقلاب مشکلاتی نیز دامنگیر کشور شد؛ مشکلاتی چون کاهش درآمد حاصل از فروش نفت به دنبال تحریم اقتصادی و مشکلاتی که به سبب وجود موانع در واردکردن مواد اولیه قطعات و ماشین‌آلات مورد نیاز صنایع وابسته به‌وجود آمده بود. این مشکلات همه به گردش سرمایه و کالا در بخش‌های کشاورزی، صنعت و ساختمان لطمه وارد کرده و در بخش خدمات رواج پیدا کرده است. از دیگر سو شروع جنگ ایران و عراق زمینه را جهت مهاجرت جمعیت از مناطق جنگ‌زده به‌سوی نواحی دور از جنگ مهیا کرد. همچنین مهاجرت مهاجرین خارجی از کشورهای افغانستان و عراق نیز سرعت رشد شهرها را افزایش داد. افزایش زاد و ولد نیز به علت کنترل جمعیت و تبلیغات به رشد شهرنشینی بیش از پیش کمک کرد، برای نمونه رشد جمعیت در سال‌های 65 ـ 55، 9/3 درصد بوده است.
در سرشماری 1365 کل جمعیت کشور 9/49 میلیون‌نفر و جمعیت شهرنشین 9/26 میلیون بوده که 54 درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌داده است. این دهه به دلیل عبور جمعیت شهرنشین ایران از مرز 50  درصد جمعیت کل کشور، به عنوان یک دهه مشخص در تاریخ ایران است.
از عوامل بارز این دوره افزایش جمعیت شهرهای پرجمعیت و فاصله‌گرفتن آنها از شهرهای با جمعیت متوسط کشور بود. هفت شهر بزرگ کشور به سرعت بر جمعیت خود افزودند و به‌موازات شهر تهران به کانون‌های عمده جمعیتی کشور تبدیل شدند. این عامل بر گسیختگی شبکه شهرهای ایران همچون پس از دهه 40 کمک کرده است. شهرهای بالای صدهزار نفری به 41 شهر افزایش یافت و شهرهای مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، اهواز، باختران و قم به همراه بقیه شهرهای بالای صد هزار نفری، عمده‌ترین جمعیت شهری را در خود جذب کردند. با این حال فاصله جمعیتی بین تهران و هفت شهر بزرگ زیاد بوده و از دیگر سو بین هفت شهر بزرگ و شهرهای پس از خود نیز فاصله زیادی وجود دارد. مجموعه دگرگونی‌های فضایی فوق بیانگر افزایش سریع وزن و سهم جمعیت شهری و نظام شهری است.
در سرشماری1370 سهم جمعیت شهری به کل کشور به 57 درصد افزایش یافت و بقیه در روستاها ساکن بودند. تعداد شهرهای بالای یکصد هزار نفری به 48 شهر و شهرهای میلیونی به 4 شهر افزایش یافت. در مجموع رشد چشمگیری در نظام شهری نسبت به سرشماری 1365 احساس نمی‌شود، ولی روند رشد شهرنشینی با کاهش محسوس ادامه دارد. رشد جمعیت سالانه 4 درصد در سال است که نسبت به سال 65 کاهش یافته، ولی با این وجود افزایش جمعیت شهری در پنج سال 1365 تا 1370 به میزان تقریبی 5 میلیون نفر، رقم قابل‌توجهی را نشان می‌دهد که می‌تواند مسائل و مشکلات شهرنشینی را مطرح کند. سهم شهرنشین استان‌ها در کل جمعیت شهرنشین کشور نیز نشان‌دهنده عدم‌تعادل در پراکندگی جمعیت شهرنشین در سطح ملی است. در کل کشور، استان تهران با 2/27 درصد جمعیت شهری سهم خود را همچنان افزایش داده است. شهر تهران به تنهایی 3/20 درصد جمعیت شهرنشین را به خود اختصاص داده است. استان‌های خراسان با 63/9 درصد، اصفهان 69/7 درصد، آذربایجان شرقی 2/7 درصد و خوزستان و فارس تقریباً 6 درصد پس از تهران بیشترین جمعیت شهرنشین را به خود اختصاص داده‌اند. در این میان کهکیلویه و بویر احمد با 47/0 درصد و ایلام 66/0. درصد به ترتیب کمترین سهم را از جمعیت شهرنشین برخوردارند.
براساس سرشماری 1385 کل جمعیت کشور به 70 میلیون و 472 هزار و 846  نفر رسید. سهم جمعیت شهرنشین کشور حدود 48 میلیون و 245 هزار و 75 نفر بوده است، به عبارت دیگر 68 درصد جمعیت شهرنشین و 32درصد را جمعیت روستانشین تشکیل می‌داد. جمعیت شهرنشین سال 85 نسبت به سال 70، رشدی حدود 11درصد را نشان می‌دهد که حاکی از مهاجرت روستانشینان به شهرهاست و افزایش 52 درصدی شاغلین بخش خدمات در سال 85  مؤید همین مسئله است. در این سال جمعیت شهر تهران حدود 8 میلیون را نشان می‌دهد که نسبت به سال 75 از رشد حدود 15 درصد برخوردار است. شهرهای میلیونی به عدد 6 می‌رسد: تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز و اهواز. شهر تهران نسبت به گذشته فاصله خود را با شهرهای دیگر حفظ کرده است که حاکی از تسلط شهر تهران بر شبکه شهری ایران است.
نسبت جمعیت شهری به روستایی طی دهه 1375 تا 1385 در تمام استان‌ها روند افزایشی داشته است، اما این میزان در تعدادی از استان‌ها افزایش بیشتری را نشان می‌دهد. نسبت جمعیت شهری در استان‌های اصفهان، تهران، قم و یزد به‌ترتیب از رقم 89/2، 23/6، 32/10 و 68/2 در سال 1375 به 99/4، 55/10، 45/15 و 93/3 در سال 1385 افزایش یافته است.
شهرهای استان تهران 6/28 درصد مهاجران وارد شده طی دهه 1385-1375 به شهرهای کشور را به‌ خود اختصاص داده‌اند و شهرهای استان‌های خراسان رضوی و اصفهان با تفاوت قابل‌توجه با استان تهران با نرخ 5/7 و 3/7 درصد در رتبه‌های بعدی جذب مهاجران قرار دارند. استان‌های ایلام، خراسان جنوبی و خراسان شمالی پایین‌ترین جذب مهاجر را طی این دهه داشتند.
توجه به تحولات روند شهرنشینی، الگوی توزیع جمعیت شهری در کشور و استان‌ها از موضوع‌های قابل توجه و بررسی است. اگر چه بین شهر‌نشینی و توسعه انسانی همبستگی بالایی وجود دارد، اما رشد شتابان آن بدون برنامه‌ریزی و سیاستگذاری، پیامدهایی را در پی دارد. در سال 1385 شهرنشینی در کشورمان نسبت به سال 1335 بیش از دو برابر شده است. شهرنشینی امروز زندگی همه مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
کاهش جمعیت روستایی در کشورمان حاکی از این است که شهرنشینی در کشور به‌طور عمده نتیجه مهاجرت جمعیت بخصوص از مناطق روستایی به شهرهاست. کاهش مرگ‌ومیر کودکان در مناطق روستایی و بالابودن باروری زنان روستایی در چند دهه گذشته سبب افزایش طبیعی جمعیت در روستاها نسبت به شهرها شد.
نتایج این بررسی نشان می‌دهد رشد شهرنشینی در کشور ما دارای چند ویژگی عمده مانند شتابان، تمرکزگرایانه و ناشی از مهاجرت است. شهرنشینی با خود پیامدهای مثبت و منفی فراوانی دارد، بخصوص سهم الگوی شهرنشینی در این بین قابل‌توجه است. بروز مشکلات اجتماعی، حاشیه‌نشینی و بیکاری پنهان از نتایج گسترش بی‌حد و حصر جمعیت شهری است. با گسترش شهرهای بزرگ بویژه کلانشهرها، افراد در این شهرها با مشکلات متعددی روبه‌رو شده‌اند که از مشخص‌ترین آنها افزایش تقاضا و کمبود مسکن، ساخت‌وساز ناایمن، مشکلات زیست‌محیطی و آلودگی‌های مرتبط با آن است. مطالعه شهرنشینی جمعیت کشورمان نشان می‌دهد که عمده جمعیت شهری در شش کلانشهر که بیشتر شرکت‌های بزرگ، دانشگاه‌های مادر، کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولیدی و امکانات عمده کشور را در برمی‌گیرد، متمرکز هستند.  به‌دنبال افزایش معضلات ناشی از رشد شهرگرایی و تمرکز در شهرهای بزرگ، شایسته است در روند برنامه‌ریزی‌ها به‌سوی شهرهای میانی و کوچک توجه شود و در این راستا برنامه‌ریزی‌های عمرانی منطقه‌ای به سود شهرهای کوچک یا میانه باشد، زیرا شهرهای بزرگ بیش از حد رشد کرده‌اند و باید سیاست‌های برنامه‌ریزی شده در راستای تمرکززدایی در کلانشهرها اجرا شود.
1-2-18 شهر تبریز
1-2-18-1 نام و قدمت تاریخی تبریز- قبل از اسلام
«مسأله قدمت تبریز یکی از ابهامات تاریخ است. این سوال همیشه در ذهن نویسندگان و محققان و علاقمندان مسائل تاریخی بوده که آیا تبریز کنونی یکی از شهرهای قدیم آذربایجان است یا نه ؟». (نیکنام لاله ، ذوقی ، 1374، 34)
«در حوادث و پیکارهای قدیم، نامی از تبریز دیده نمی شود. شاید در دوران های خیلی پیش، شهر قابل توجهی مثل امروز نبوده است. در بعضی نوشته ها، بنای اولیه ی این شهر را پس از بعثت « محمد» پیامبر بزرگ اسلام و یا در زمان خلیفان عباسی می دانند». (جوادی ، 1350، 63)
وارتان تاریخ نویس ارمنی در قرن چهارده درباره این شهر چنین نوشته است : « .... تبریز را خسرو آرشاکی(اشکانی) حکمران ارمنی برای انتقام گرفتن از آرادمش (اردشیر) نخستین پادشاه دودمان ساسانی، قاتل آرتباخوس (اردوان) آخرین پادشاه پارت بنا کرده است». (همان، 63)
«زمان پیدایش و موقعیت اولیه تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برمی خوریم. صرف نظر از اینکه بسیاری از منابع سده های میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانسته اند، مسئله پیدایش آن همواره محل بحث بوده است». (عون اللهی سید آقا، م زارع شاهمرسی ، 1389، 41)
«حمدالله مستوفی از منشیان دستگاه خواجه رشیدالدین فضل الله در مورد تبریز (به نقل از جوادی، 1350، 64) چنین نوشته :« ... سال 175 (755 میلادی) زبیده خاتون همسر هارون الرشید خلیفه ی عباسی به تب نوبه مبتلا شد، چون هنگام اقامت در این شهر به وسیله ی پزشکان و در اثر لطافت هوا شفا یافت، این شهر را « تب ریز » نام گذاشته اند... دارالملک آذربایجان در ماقبل تاریخ مراغه و اکنون شهر تبریز است که پاکیزه ترین بلاد ایران است. حقوق دیوانی در آذربایجان در زمان سلجوقیان و اتابکان قریب 20000 تومان تبریز سه شهر است. تبریز از اقلیم چهارم است».
«در کتاب شاردن و مینورسکی نویسندگان مدعی شده اند که تراوا «تورا» و گابریس که بطلمیوس از آن یاد می کند همان تبریز است. منتها با گذشت زمان تغییراتی در آن رخ داده و حال به صورت تبریز درآمده است». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 35)
«با توجه به اینکه قدمت تاریخی تبریز به قبل از ظهور اسلام و سلسله ی ساسانی بدانیم، چون در اطراف این شهر، در دامنه ی سهند، چشمه های آب گرم ریزان و جوشان وجود داشته اند، ممکن است به این سبب اینجا را «تف ریز» ، «تب ریز» یعنی گرما ریز، گرما بیز نام داده باشند و یا همان طور که در بعضی از نوشته ها یاد شده، به سبب آتشکده ای که سابقاﹰ در این محل وجود داشته است «تف ریز» ، «تف بیز» نام گذاری کرده اند که در اثر گذشت زمان به تبریز تغییر یافته است». ( جوادی شفیع،1350، 64)
«تاورینه و شاردن اکباتان قدیم ماد، و سبئوس مورخ ارمنی شهر کازا را به جای تبریز حساب کرده اند. گیز سفیر انگلیس که در 1216 ق. (1801 م.) همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است. تقریباﹰ چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه با ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده است که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر کرده اند». (عون اللهی،1389، 41)
«نادر میرزا می گوید : در نامه های باستانی نبشته اند ..... آذرآبادگان را اشکانیان فرو گرفتند .... تا اردشیر اردوان اشکانی را بکشت.... آذربایجان را به پادشاهی خود افزود و این به سال 226 از میلاد بگذشته بود. با اندک فرصتی خسرو کبیر، آن ملک را از اردشیر ساسانی بستد و به سال 253 میلاد شهر « داوریژ » را عمارت کرد». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 36)
«صاحب مرات البلدان می گوید : به سبب قریب المخرج بودن « د » و « ت » داوریژ تبدیل به تاوریژ و اندک اندک توریز گردید و چون اختلاف لغت عرب و عجم درجه ای کمال یافت «ژاوی» فارسی نیز «زای» عربی شد و در ذهن عامه توریز ماند و خواص «واو» را قلب «بباء» نموده و تبریز گفتند».(همان، 35)
«فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سده چهارم میلادی را تا سال 387 م. در اثرش آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (309- 379 م.) را با واساگ سردار ارمنی در سال های 375-376 م در تبریز به تصویر کشیده است: .... پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آتروپاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه دویست هزار نفری خود قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید». (عون اللهی،1389، 42)
«آن چنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمی آید و شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود می آیند. از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته می شدند». (همان ، 43)
«تارویی- تارماکیس یا همان تبریزی که در کتیبه سارگون از آن نام برده شده، در محل کنونی یا کمی آن طرف تر قرار داشت. بدین ترتیب تبریز کنونی نخستین بار به شکل تارویی- تارماکیس ، بعدها در منابع عربی به صورت تبریز و تبریز، در منابع پارسی تبریز و در منابع پیش از میلاد به گونه تاوریژ و داورژ ضبط شده و در لهجه محلی آذربایجان به صورت تربیز آمده است». (همان ، 50)
1-2-18-2 نام و قدمت تاریخی تبریز-بعد از اسلام
«تاریخ تبریز بعد از اسلام بر عکس قبل از اسلام مشخص و گویا است و نیازی نیست از زوایای تاریخ شواهدی گرد آوریم. تاریخ نویسان و محققین درباره تاریخ این شهر در اوایل سال های بعد از اسلام چیزی را درج نکرده اند. در سال اول هجری نامی از آن نبرده اند، شاید پس از ویرانی یا در همان حال، روستایی بی نام و نشان بیش نبوده و تا اواخر قرن دوم هجری شهرت و اهمیت نداشته است. والا چگونه می توان قبول کرد از جمیع شهرهای آذربایجان در این سال ها نام برده اند، ولی از تبریز سخنی نگفته اند». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 37)
«ولادبمیر مینورسکی نشان می دهد که نام تبریز به صورت کنونی در منابع عربی، در دوره حمله عرب ها به آذربایجان نیامده است. ولی در منابع عربی سال 25 ق. (645-646م.) به نام تبریز برمی خوریم. در سال 141 ه.ق (758-759م.) در زمان خلافت ابو جفعر منصور، تعداد زیادی از یمانیان به همراه یزید بن حاتم از بصره به آذربایجان کوچ کرده اند. رواد بن المثنی الازدی از یمانیان مهاجر، حاکم منطقه ای از تبریز تا بذ گشت. او تبریز را اقامتگاه خود کرد. زمانی که رواد به اینجا آمد، تبریز قصبه ای متوسط بود».(عون اللهی، 1389، 51)
«در اوایل سده نهم میلادی دژی مستحکم در تبریز وجود داشت. بابک رهبر حرکات آزادیخواهانه علیه خلافت، در سنین شانزده تا هیجده سالگی به مدت دو سال در تبریز، به محمد بن الروادی الازدی خدمت کرد و در هجده سالگی نزد پدر رفت. در این زمان دژی استوار در تبریز بود. طبری در بحث از حوادث سال 220 قمری (835 م) بیان می کند که دو دژ به نام «تبریز» و «شاهی» در دست محمد بعیث از نسل روادیان بوده است».(همان ، 51)
«در سال 372 ه.ق مولف حدود العالم همانجا که اردبیل را قصبه و مراغه را شهر بزرگ آذربایجان معرفی کرده، تبریز را شهر کوچک نامیده است. تبریز در زمان معروفیت نداشته تا با شهرهای دیگر آذربایجان برابری کند تا اینکه در اواسط قرن چهارم شهر از معروفیت خاصی برخوردار می شود، تا جایی که جغرافی نویسان معاصر زبان به توصیف این شهر گشوده اند و در قرن پنجم و ششم صورت مستحکم تری به خود می گیرد». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 38)
«تبریز در عهد مغول و آن روزها که از حمد الله مستوفی لقب « قبله الاسلامی » گرفت، پایتخت کشور بود و بیش از پیش ترقی کرد، مردم از هر سوی بدانجا گرد آمدند و به بیرون شهر عمارت کردند، به مرتبه ای که بر هر دروازه زیادت از اصل شهر آبادانی پیدا کرد». (همان ، 39)
اوج شکوفایی تبریز از زمانی شروع شد که این شهر به عنوان پایتخت ایلخانیان انتخاب شد. شهرتبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسله صفویه پایتخت ایران بوده است. تبریز در دوره قاجار شهر ولی عهد نشینی این سلسله بود و ولی عهدان سلسله قاجار در این شهر اقامت می گزیدند.
شهر تبریز از ابتدای حیات خود نقش مهمی را در رویدادهای منطقه ای ایفا کرده است؛ از مقابله با دشمنان خارجی همچون عثمانی و روسیه تا پیشگامی در انقلاب مشروطه و غیره.امروزه نیز شهر تبریز یکی از شهرهای مهم ایران محسوب می شود و در زمینه تولیدات فرهنگی، علمی، صنعتی، کشاورزی و .... از پیشگامان کشور محسوب می شود.
1-2-19 تعریف شهروندی
شهروندی همانطور که روشن است از مشتقات شهر است. شهروندی را قالب پیشرفته «شهرنشینی» می‌دانند. به باور برخی از کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به «شهروند» ارتقاء یافته‌اند. شهروندی تا پیش از این در حوزه اجتماعی شهری بررسی می‌شد اما پس از آن شهروندی مفاهیم خود را به ایالت و کشور گسترش داده‌است، اگرچه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی نیز می‌اندیشند. شهروندی امروزه کاربردها و معانی مختلفی یافته‌است.
1-3 شناخت مفهوم پایداری
1-3-1 شناخت پایداری
1-3-1-1 لغت پایداری
دهخداپایداریرابهمعنایبادوام،ماندنیآوردهاست.(دهخدا،47)
معنای کنونی واژه پایداری که در این بحث نیز مد نظر می‌باشد عبارتست از:« آنچه که می‌تواند در آینده تداوم یابد.
1-3-1-2 مفهومپایداری
مفهومپایداری،تأمیننیازهایامروزرابدونبهمخاطرهانداختننیازآیندگان،موردتوجهقرارمیدهد.توسعهپایدارمشتملبرچهاربعدزیستمحیطی،اقتصادی،اجتماعیوفرهنگیاست. (صالحی ساسان، محمدی مریم، فصلنامه معماری و شهرسازی، شماره 81)
1-3-1-3 توسعهپایدار
توسعهپایداربهتعبیریبرقراریتعادلبینتوسعهومحیطزیستمیباشد. اولینباراینمفهومبهطوررسمیتوسطبراندتلنددرسال1987درگزارشآیندهیمشترکمامطرحشد.دراینگزارشهدفازتوسعهپایداررفعنیازهاینسلحاضربدونتضییعتوانایینسلآیندهبرایرفع نیازهایشانمعرفیشدونیازهایانسانباتوجهبهتوانایینسلآیندهدردریافتنیازهالحاظشد. حاصلاینتعریفجدیدسندیازکنفرانسمللمتحد درزمینهیمحیطزیستوتوسعهپایداربهعنوانیکطرحکارتوسعهپایداربرایقرن21شد. (طباطبایی، 1392)
وقتیازتوسعهپایدارصحبتمیشود،منظورتوسعهایاستکهبهبقایبشرورفاهکاملوهمه جانبهآنمینگرد. توسعهپایدارباتمامزنجیرهها،فرایندهایپویا،منابعانسانی،منابعطبیعیو نظامسختافزاریجامعهدریکشکل تعاملیاستودرصددایجادتعاملبینحالوآینده، انسانوطبیعتوعدالتورفاهبینودروننسلهاست. (موسایی، احمدزاده، 1383)
اینتوسعه،بهمفهومارتقایکیفیتزندگیهمراهبا پشتیبانیاززیستبوماست. (صالحی،محمدی،1384)
آن نوعتوسعهایاستکهازطریقاستفادهازابزاروفناوریبه حفاظتازمنابعمحیطیوسامانه هایزیستیدرعیناستفادهاز آنهاپرداختهوازاینجهتبربالاتررفتنکیفیتزندگینسل های امروزو فرداتأکیدکند.(مفیدی، مظفرزاده، 1393)
توسعهپایدار،مفهومجدیدیاستکهپسازانقلابصنعتیومعضلاتایجادشدهدررابطهباصنعتیشدنشهرهاوتوسعهتکنولوژیکشهرها،وازطریقپیوندبینابعادمختلفتوسعه(اقتصادی،فرهنگی،سیاسیواجتماعی)وتوجهخاصبه ملاحظات اکولوژیکی،شکلگرفتهاست. توسعهپایداردارایرویکردیجامع،طبیعتگراوانسانمدارودربردارندهمفاهیمارزشمندیدرزمینه حفظ،ارتقاوبهبودسلامتانسانهاونظامهایاکولوژیکیدربلندمدتوتأمیننیازهایبشری،بدونازبینبردنتوانایینسلآینده استورسیدنبهپویاییاقتصادی،محیطزیستقابلزندگیوبرابریاجتماعیازابعادمهمآنبهشمارمیآید.
تعریفتوسعهپایدارشایدبتوانبهتعریفیسادهوفرایندگرااکتفاکرد : توسعهپایدارآننوعتوسعهایاستکهسلامتانسانونظامهایاکولوژیکیرادربلندمدتبهبودبخشد.توسعهپایدارتوسعهای استکهنیازهایحالانسانراباتوجهبهتوانایینسلآیندهدردریافتنیازهایشمدنظردارد.(کامران کسمایی،1390)
کلمهتوسعهدراینجا بردوجنبهمهمدلالتدارد:
1 (توسعه،محدودبهنظامهاوفضاهایخاصینمیشود،بلکهبهکلجهانوهرکهوهرچهدرآناستقابلاطلاقمیباشد،چهدرزمانحالوچهدرزمانآینده.
2)تداوموپیشرفت،هدفاصلیتوسعهمیباشد.
در زیر چند مورد از تعاریف ارائه شده از توسعهپایدار نقل می شود :
توسعهایکهنیازهایزمانحالرابرآوردهسازدبدونآنکهتوانایینسلهایآیندهدربرآوردهسازینیازهایشانرابه خطراندازد. دراینتعریفدومفهومکلیدیوجوددارد: مفهومنیازها بهویژهنیازهایاساسیجهانفقیر،بهکدام اولویتمهمتربایدتخصیصدادهشود وموضوع محدودیت کهبهواسطهیشرایطفناوریوسازماناجتماعیبرتواناییهایمحیطیبرایدستیابیبهنیازهایاکنونوآیندهتحمیلشدهاست.
متعادلساختننیازبهتوسعهورشددرمقابلنیازبهطبیعتومحیطزیستضمناینکهنیازهای نسلکنونیبدون درخطرقرارگرفتننیازهاوآرزوهاینسلهایآینده،برآوردهشود.
توسعهایکهتضمیندهد : استفادهازمنابعومحیطزیستدرزمانکنونیهیچآسیبیبهدورنمایاستفادهینسل آیندهواردنمیسازد.
نگهداریومحافظتازاکوسیستممتنوعوگوناگونخاک،گیاهان،جانوران،حشراتوآغازیانضمناینکه بهرهوریجنگلهاثابتباقیبماند.
بهبودکیفیتزندگیانسانهاییکهازظرفیتهایاکوسیستمهایاطرافشاناستفادهمیکنند .
اینلغتبهمعنایدستیابیبهتوسعهیاقتصادیواجتماعیدرمسیریاستکهمنابعطبیعییککشورراتهی نکند.
فعالیتهایانسانیکهزیانهایهمیشگیبهمحیطزیستواردنسازدیامنابعمورداستفادهبراینسلهایآیندهراغارتنکند.
دستیابیبهاهدافاقتصادیواجتماعی،بهگونهایکهدربلند مدتمنابعنگهداریشوند،محیطزیستمحافظت شودوتندرستیورفاهانسانهاتضمینگردد.
توسعهاقتصادیکهبدونکاهشوتحلیلدرآمد،منابعومحیطزیستنسلهایآیندهتحققیابد.
استفادهازمنابعبهگونهایکهسامانههایطبیعیفرصتیابندتاآنهارابازسازیکنندوپرهیزازایجادآلودگی هاییکهسامانههایزیستیرانابودمیکنند.
1372309130839
مثلث پایداری
1-3-2 ابعاد توسعه پایدار
از آنجا که برطبق آمار 50 درصد ذخائر سوختی در ساختمانها مصرف می‌شود لذا جستجوی راه حل اساسی برای این معضل بدیهی می‌ نمود. نکته دیگر اینکه؛ علاوه بر توجه به طبیعت، توجه به انسان نیز در اهم موارد قرار گرفت. انسان مدرن که در پس جوامع صنعتی به ابزار بدل شده است نقطه اصلی توجه توسعه پایدار می‌باشد و می‌توان گفت طراحی پایدار و توسعه پایدار بخاطر ابعاد انسان‌مدارانه و انسان‌گرایانه ارزش و اعتباری خاص یافته‌اند.
اما در کل توسعه پایدار در سه حیطه دارای مضامین عمیقی است:
1. پایداری محیطی 2. پایداری اقتصادی 3. پایداری اجتماعی
11912601129030در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار، « پایداری زیست محیطی » در ارتباط با معماری اهمیت زیادی دارد و مسائل زیست محیطی که آینده بشر را به خطر انداخته است معماران را به چاره اندیشی واداشته است.
هدف کلی توسعه پایدار
1-3-3 پایداری اجتماعی
در ارتباط بین این عوامل، نقش عامل اجتماع به مراتب از دو مؤلفه دیگر مهمتر است. زیرا این مؤلفه می تواند عامل سازندگی، توسعه و یا تخریب و تضییع دو مؤلفه دیگر باشد و شرایط ناپایدار اجتماعی می تواند نهایتاً به ناپایداری محیطی و اقتصادی منجر گردد. بطور مثال چنانچه درفرایند توسعه به خصوصیات و ویژگی های جامعه ساکن و فرهنگ آنها توجه نگردد ممکن است با مقاومت و برخورد ساکنان مواجه گردیده و این فرایند به ناپایداری شهر منجر گردد.
پایداری اجتماعی یعنی حفظ سرمایه اجتماعی.چهارچوب اصلی جامعه را می‌سازد و هزینه کار با یکدیگرهمکاری را کاهش می‌دهد و با به وجودآوردن اعتماد از هزینه مبادله می‌کاهد فقط مشارکت منظم در جامعه و جامعه مدنی قوی (شامل حکومت) می‌تواند چنین وضعی ایجاد کند.
- انسجام اجتماع برای نفع متقابل، همبستگی میان گروههای مردم، تعامل، تساهل و تحمل، محبت، صبوری، هم‌یاری، عشق، معیارهای صداقت و درستی، نظم و اخلاق مورد وفاق عموم، تعامل‌های فرهنگی و مذهبی، این عوامل تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی هستند و بدون چنین عواملی سرمایه اجتماعی به سرعت مستهلک می‌شود (مثل سرمایه فیزیکی)
- اهمیت ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی برای ایجاد پایداری اجتماعی هنوز به درستی فهمیده نشده است سرمایه‌داری نوع غربی سرمایه اجتماعی را تضعیف می کند زیرا رقابت و فردگرایی را بر تعاون و اجتماع گرایی ترجیح می‌دهد.
- خشونت هزینه اجتماعی عظیمی است که در جوامعی که سرمایه‌گذاری کافی روی سرمایه اجتماعی نشده است باید پرداخت شود. خشونت و گسستگی اجتماعی بزرگترین موانع پایداری هستند.
"تغییراتیکهبرایبهبارنشستنآیندهپایدارضروریاست،هموارهقیدوبندفرهنگ اجتماعیهرجامعهمیباشدولازمهآنتغییروبازبینیالگوهاوارزشهایاجتماعیناهمسانو نیزاحیاءباورها،سنتهاوالگوهاییاستکهرشددرفرهنگتاریخییکجامعهداشتهوموافق ومنطبقباتفکرپایداریمیباشد .نخستینقدمدراینفرآیندتضمینقطعیدررفعنیازهای اصلیجامعهاست.
همچنیناقتصادداناننقشنظامهایاجتماعیرادرنیلبهفرآیندپایداررشداجتماعی بهکمکدواصلسرمایهانسانی وسرمایهاجتماعی توضیحمیدهند.
جامعهپایدار: براینمبناجامعهپایدار،جامعهایاستکهدرآنهمزیستیمتعادلجامعه انسانیومحیطزیستطبیعیدرراستایبهرهمندیتواماناجتماعی–اقتصادیبرقرارگردد.
خصوصیاتچنینجامعهایعبارتنداز:
الف)بهرهمندیمکفیازسرمایههایاصلی
ب)مشمولیت / دربرگیرندگیتنوعنژادیو فرهنگیو... درجهتافزایشسرمایهاجتماعی
ج)برخورداریازسلامتورفاه
د) برخورداریازآموزش
ه)رشدوارتقایتعاملاجتماعی
و)برخورداریازاصولوارزش هایپایدار
1-3-4 پایداری اقتصادی
مراد از پایداری اقتصادی حفظ سرمایه اقتصادی است. با وجود این پایداری اقتصادی را می‌توان براساس ارزش افزوده درآمد تعریف کرد، همانطور که هیک(Hick) به شکل زیر تعریف کرده است:
"میزانی که هر فرد می تواند طی یک دوره مصرف کند و در انتهای دوره از نظر رفاهی همان وضع آغاز دوره را داشته باشد."
-  سرمایه ساخته شده را می‌توان جایگزین کرد. معمولا سرمایه ساخته شده اضافی وجود دارد.
- به طور سنتی، اقتصاددانان توجه اندکی به سرمایه طبیعی داشته‌اند (جنگل‌ها، هوای پاک وغیره) می‌بایست به معیارهای سنتی تخصیص و کارآیی عنصر سومی بنام اندازه (مقیاس) را نیز افزود. اضافه کردن این عنصر اندازه رشد را محدود می‌کند و این پرسش که چه میزان رشد اقتصادی مطلوب است؟ را وارد نظریه اقتصادی می‌کند. یا به سخن دیگر چه میزان ماده و انرژی از محیط زیست به مواد زائد یا ذخیره تبدیل بشود.
- از آنجا که ارزشهای اقتصادی با پول محاسبه می‌شود. اندازه‌گیری سرمایه طبیعی، سرمایه بین نسلی و منابع در دسترس عموم مثل هوا با مشکلات زیادی روبروست.
پایداریدراقتصادرامیتواندرایجادرشدعادلانهومتوازنجامعهانسانیوتضمینبهرهمندیتکتکانسان هادرطولزمانبدونواردآوردنخدشهبهمنابعزیستی،طبیعیوفرهنگیتعریفنمود.
1-3-4-1 اقتصادباحساسیتبومشناختی
- نظاممبتنی بر ارزش (اقتصاددانانسبز ، اقتصادراوسیله ونه هدف در جهت نیل به توسعه پایدار می دانند) 3 – نظامعادلانه 4- تأکید بر اقتصاد محلی 5- تنوع و پیچیدگی 6- ارزشنهادنبهجامعه 7- بهره وری
1-3-5 اهداف توسعه پایدار
نیازهای اساسی
بهبود و ارتقاء سطح زندگی برای همه
حفظ و اداره بهتر اکوسیستم ها
و آینده ای امن تر و سعادتمند تر برای انسانها.
1-3-6 آموزش و توسعه پایدار
آموزش،اثربخشترینسازوکارجامعهبرایمقابلهبابزرگترینچالشاینقرن؛یعنیتوسعه پایداراست . توسعهپایداربهانسانهایکلنگر،دارایتفکرسیستمی،دارایبینشمیانو فرارشتهای،آگاه،خلاقومشارکتجونیازدارد . تولید منابعانسانیواجدشرایطفوق،نیازمند گسترشآموزشتوسعهایدرراستایتوسعهپایداربودهکهاینامرخودازبزرگترین چالشهایتوسعهپایدارمیباشدکهبرایتداومحیاتخودنیازمندآناست.( موسایی ، احمدزاده، 1383)
1-3-7 توسعهپایدارشهری
ابعادتوسعهپایدارشهریمشتمل برابعادمحیطیواقتصادیواجتماعیاست. درپایداریمحیطی،بهحفاظتازسرمایههایطبیعیتوجه میشودواینخودازطریقپایداریمحیطیوارضیتحققمییابد . اولیبااکوسیستمهایطبیعی مرتبطاستودومیباارزیابیتوزیعفضاییفعالیتهایانسانیوشکلشهرروستا. درپایداری اقتصادی،بهکارآمدیسیستمهایاقتصادی(مؤسسات، سیاستهاوقوانینعملکردی)،بیشترو گستردهترتوجهمیشودوبدینترتیبپیشرفتکمیوکیفیوبرابریاجتماعیتضمینمیگردد. پایداریاجتماعیخودمشتملبرابعادونتایجپایداریاجتماعیوهمچنینپایداریفرهنگیاست. (صالحی ، محمدی ، 1384)
توسعهپایدار،روشزندگیوفرایندتصمیمسازیمبتنیبرمصرف گراییراکهصرفاًبرمبنایبازدهیاقتصادیاست،موردتردیدوتشکیکقرارمیدهدوزیرساختهایاخلاقیآنرافراترازالتزاماتمحیطیواقتصادیبرمیشمارد. درواقعتوسعهپایدار،فرایندیجامعومبتکرانهاستکهبایدبهصورت مداومنگرشوپوششیروبهجلوداشتهباشد.
1-3-8 توسعه پایدار در یک نگاه
در این بخش تمرکزواهدافویژههربعدازتوسعهپایدار به اختصاربیانمیشود :
دربعدمحیطی، تمرکزبرمنابعمحیطیومسئولیتحفظونگهداریازآنهاستکهبهپایداریمحیطیمنجرمیشود؛دربعداقتصادی،تمرکزبردسترسیبهاطلاعاتوامکاناتبهمنظورتحققعدالتوامکانرقابتپذیری است؛بهمنظورتحققپایداری اجتماعی،برعدالتاجتماعیوتساویحقوقتمرکزمیشود؛وبالاخره تمرکزرویکردپایداریفرهنگی،برهویتفرهنگیاستوهدفآندستیابیبهتنوعوتمایز،یابهبیان دیگرتحققتنوعفرهنگیاست.
1-3-9 پایداریمحیطیوتوسعهپایدار
ایدهپایداریمحیطیعبارتستاز: باقیگذاردنزمینبهبهترینشکلبراینسلآینده،بااینتعریفکهفعالیتانسانتنها زمانیازنظرمحیطیپایداراستکهبتواندبدونتقلیلمنابعطبیعییاتنزلمحیططبیعیاجرا شود.
پایداریمحیطیباهدفحفظمحیطزیستبرمواردزیرتاکیددارد :
- کاهشاتلافوپخشانرژیدرمحیط
- کاهشتولیدتاثیرگذارندههابرسلامتانسان
- استفادهازموادقابلبازگشتبهچرخهطبیعت
- رفعسموممواد
پایداریمحیطیدرعرصهکارمعماراننیزبااهدافزیرتبیینمی شود :
- مصرفمنابعانرژیدرکمترین
- استفادهازمصالحتجدید پذیر
- حفاظتوعرضهانرژیوبازیافتکاملآنبدونایجادآلودگی
اصلطراحیپایداربرایننکتهاستواراستکهساختمانجزئیکوچکازطبیعتپیرامونیاستوبایدبعنوانبخشیاز اکوسیستمعملکندودرچرخهحیاتقرارگیرد.
1-3-10 پیشینهمعماریپایدار
ریشههایاصلینهضتحفظمحیطزیستومعماریپایداربهقرن19 برمیگردد.جانراسکینوویلیامموریسوریچاردلتابیازپیشگاماننهضتمعماریپایدارمحسوبمیشوند.راسکیندرکتاب"هفتچراغمعماری"خودمیگویدکهبرایدستیابیبهرشدوپیشرفتمیتواننظمهارمونیکموجوددرطبیعتراالگو قرارداد.موریسبازگشتبهفضایسبزحومهشهروخودکفائیواحیایصنایعمحلیراتوصیهمیکرد. لتابیدریکیازبیانیههایرسایخودازمعمارانخواستهکهقدرنظموزیبائیطبیعترابدانند. همهاینپیشگامانازواژه"طبیعت"استفادهکردهاندوامروزتنهالغتیکهمیتواندبهخوبیجانشیناینواژهگردد"معماریپایدار"است. سالهابعدمعماراندیگرمانندفرانکلویدرایت،پیترآیزنمنو... عقایداینپیشگامانراادامهوگسترشدادند. ساختمانهاییکهبراساسمعماریپایدارطراحیشدهاندبرخلافساختمانهایثابتوقدیم،انعطافپذیروتاحدیسیالبودند. بهطوریکهطبقگفتهریچارد راجرز :ساختمانهاهمانندپرندگانکهدرزمستانپرهایخودراپوشمیدهندخودراباشرایطجدیدزیستیوفقدادهبراساسآنسوختوسازشانراتنظیمکنند.
1-3-10-1 معماری با رویکرد پایدار
رویکردیدرمعماریکهمطابقبرکاراییاصولاکولوژیکیپایدارومنابعطبیعیپایداربنانهادهشدهاستوطیزماناستفادهیکاربرانتاحدامکان تاثیراتناسازگارکمتریرابرطبیعتومحیططبیعیبگذاردوهمگامباطراحیارزشهاییمانندزیباشناسیمحیطجامعهسیاستواخلاقرادردل خودلحاظکردهباشدرامیتوانمعماریپایدارنامید. طباطبایی فخرالسادات، بررسیمولفههایپایداریدرمعماریزندیه، همایش معماری و شهرسازی و توسعه پایدار، 1392
ازجملهاصولمعماریپایدارمیتوانبهکاهشمصرفمنابعطبیعیوانرژیطراحیبنادرهماهنگیبا اقلیماستفادهازعواملطبیعیبرایایجادآسایشوآرامشاستفادهازمنابعتجدیدپذیرانرژیدربناطراحی درهماهنگیسایتتوجهبهایجادتغییراتدرزمیناستفادهازمصالحقابلبازیافت، حفاظتازطبیعتوکاهشتولیدسمومدرآناشارهکرد. (همان)
تفکرونگرشپایداریدرطراحیمعماریتلاشیبرایسازگار کردن طرحمعماریبامحیطزیست است. به تعبیردیگر، معماریپایدار استفاده ازابزارطراحیوشیوههایساختوساز وایجادرابطۀ مناسب بینمحیطو بناست که تأثیراتمنفی ساختوسازرادرمحیطزیستبهحداقلبرساندوباپاسخگویی به نیازهایاجتماعیوروحیوروانیافرادسبب رسیدن به اهدافتوسعۀپایدارشود.(خاتمی ، فلاح ، 1389)
1-3-10-2 طراحیپایدار
درتعاریفمطرحشدهبرایطراحیپایدارگاهیبیشتربرایدهپایداریمحیطیدرارتباطبامعماریتاکیدمیشودمثلادر تعریفزیرچنینآمدهاست؛ ساختمانپایدارساختمانیاستکهکمترینتاثیرات ناسازگاربرمحیططبیعیرادرطولعمرساختمانواستقرارمنطقهایوجهانیدارد.(www.sustainableenergy.org)
طراحیپایدارنوعیازطراحیاستکهقصدداردبهنیازهایامروزبدونآسیب رساندنبهمنابعنسلهایآیندهپاسخ دهد.درطراحیپایداربایدبهپایداری اجتماعی و اقتصادی به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیطی ساختمان ها و شهره اهمیت داده شود.(رجارز، 1383)
1-3-10-3 کیفیت؛اساسطراحیپایدار
طراحیپایدارهمانگونهکهذکرشدطراحیاستمردمیولذاکیفیتفضاهایداخلیساختماناهمیتویژهایمییابند. حالاینسوالمطرحاستکهکیفیتخوبچگونهحاصلمیآید؟بدونتردیدکیفیتمطلوببدونتوجهبهطبیعت،نورگیریمناسبفضاهاوتهویهمطبوعفراهمنمیآید. درضمناینکهازآنجاکهپایداریوماندگاریخودساختمانبعنوانیکپدیدهمدنظراست؛لذاساختنباکیفیتبالا،استفادهازمصالحیباقابلیتماندگاریطولانینیزبایددرنظرگرفتهشود. رسیدنبهچنینشرایطیبااستفادهازمدیریتکارآمدوبهکارگیریآخرینتکنولوژیهاصورتمیگیرد. دستیابیبهاستانداردهایبالایکیفیت،امنیتوآسایشکهدرواقعسلامتانسانهاراتامینمیکندازمهمتریناهدافمعماریپایداراست. درضمناینکهایننکتهرانبایدنادیدهگرفتکهبهرهگیریازتجربیاتگذشتگاندربهبودکیفیتمعماری،راهگشایدستیابیبهطراحیپایدارخواهدبود.(محمودی ، 1384)
طراحیپایدارتلاشیاستدرجهتایجادحداکثرآسایشافرادبابالابردنکیفیتزندگیوایجادکمترینلطماتبهمحیطپیرامون. تامینآسایشدرطراحیپایدارباایجادکمترینآلودگیمحیطزیستوبااستفادهازعواملطبیعیمیسرمیشود. (محمودی ، 1384)
1-3-10-4 اصولمعماریپایدار
- اینکهچگونهخانههایمانراطراحیومصالحآنراانتخابکنیمازمهمترینمسائلیاستکهآیندهساختساختمانهایمانراتحتتاثیرقرارمیدهد. معماریسبزدرچندسالاخیرموفقیتهاییقابلملاحظهداشتهاست. اینموفقیتهاشاملاشاعهتکنیکهایساختاریجدیدوفروشمصالحمتناسبباتفکرمعماریسبزاست.
بهطورکلیمعماریسبزبرمبنایچهاراصلاستواراست :
1-ازانرژیآبوبادوسایرمنابعطبیعیحفاظتکنیم2-سلامتمحیطزیستمانراتامینکنیم 3-اقتصادرادرکشوررشددهیم 4-کیفیتبالاییاززندگیبرایشهروندانارائهدهیم.
کهایناصولزیرمجموعهایازسهعاملساختاریوموثردرمعماریپایدار،یعنی :
-1جغرافیا2 –فرهنگ3 –معماریبومی،میباشند.بطورکلیفرآیندسبزاینگونهمطرحمیشودکهتمامیموضوعاتبهیکدیگروابستهبودهودرهرتصمیمگیریبایدتمامیجنبههایآنموردبررسیقرارگیردوبدینترتیب،ایدهبررسیاصولبصورتمجزاباآندرتضادقرارمیگیرد.درمجموعاصولگوناگونیدرایجادهرنوعسازهمطرحاستکهنقاطمشترکفراوانیرابرایبحثدارامیباشند،بااینحالموضوعاتارائهشدهمجموعهایازاصولمختلفیهستندکهدرنظرگرفتنآنهاسببایجادتوازنوپدیدآمدنمعماریسبزخواهدشد. درخصوصمعماریپایدارراهکارهایزیادیارایهشدهاست. دراینجاتنهابهتحلیلوبررسیمعماریپایدارازدودیدگاهدیدگاهکلیورزاناهارتکهخودنیزدرساختمانهایسبزساکنهستندودیدگاهبرنداوروبرتویلخواهیمپرداخت. برخیبناهادارایویژگیهاوخصوصیاتیهستندکهآنهارادرزمرهبناهایپایدارقرارمیدهدتعریفواصولیکهازدیدگاهکلیورزاناهارتبایدرعایتشودتایکبنابهعنواننمونهایازیکمعماریپایدارطبقهبندیشودعبارتستاز: 1)کوچکبیندیشید. 2)گرمایشساختمانباآفتاب. 3)راحتیوآسایشخودراحفظکنید. 4) استفادهازانرژیهایقابلبازیافت. 5) ذخیرهکردنآب. 6) استفادهازمصالحبومی. 7) استفادهازمصالحطبیعی. 8) حفظجنگلهایطبیعی. 9) استفادهازمصالحقابلبازیافت10 )بادوامبسازید.
معماری پایدار؛ معماری سازگار با محیط ( اقتصادی ، اجتماعی و محیطی ) – فرآیند خلق فضاست که طی آن منابع طبیعی ، در طول زمان ساخت و بهره برداری به کمترین حد آسیب می بیند . اصولی که باید رعایت شود تا یک بنا به عنوان یک معماری پایدار تلقی شود ،عبارتست از:
اصل اول- حفظ انرژی:
اولین اصل ناظر به استفاده از منابع حیاتی انسانی ،طبیعت وانرژی به منظور بهبود ارتقاءسطح زندگی برای همه ، حفظ واداره بهتر اکوسیستم ها وآینده ‌ای ‌سعادتمندتر ذکرشده است. برای تحقق اصل فوق در وهله اول می‌ بایست در مصرف منابع دقت نمود و در وهله دوم منابع باید به ترتیبی مورد استفاده قرار گیرند که مانده آنها در چرخه حیات قابل بازیافت بوده ومیزان آلایندگی بازمانده ها به حداقل برسد.درواقع بنا باید به‌ گونه‌ای ‌ساخته شود که نیاز ساختمان به سوخت‌‌های فسیلی را به حداقل برساند.
اصل دوم- هماهنگی با اقلیم :
بناها باید طوری طراحی شوند که با اقلیم ومنابع انرژی موجود در محل احداث هماهنگی داشته وکار کند.
اصل سوم- کاهش استفاده از منابع جدید مصالح:
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که میزان استفاده از منابع جدید را تا حد ممکن کاهش داده ودر پایان عمر مفید خودبرای ساختن بناهای جدید ،خود به عنوان منبع جدید به کار روند.
اصل چهارم- بر آوردن نیازهای ساکنان:
در معماری پایدار بر آورد شدن نیازهای روحی وجسمی ساکنان از اهمیت خاصی برخوردار است.
اصل پنجم-هماهنگی با سایت:
بنا باید با ملایمت در زمین سایت خود قرار گیرد وبا محیط اطراف سنخیت داشته باشد.
اصل ششم-کل گرایی:
تمام اصول معماری پایدار باید در یک پروسه کامل- که منجربه ساخته ‌شدن محیط زیست سالم می‌شود-تجسم یابد.
از آنجا که دغدغه اصلی پایداری ،پایداری زیست محیطی ودر واقع توجه به شرایط اقلیمی است، بنابراین پروژه مذکور در واقع تلاشی‌است در چهت طراحی ساختمانی که به این شرایط پاسخگو باشد .
1-3-10-5 اهداف طراحی پایدار محیطی را می توان به ترتیب ذیل خلاصه کرد:
(برگرفته از احمدی،1385)
1- به حداکثر رساندن آسایش انسان به واسطه انجام: جذب نور روز، منظر دلپذیر، کیفیت مناسب هوا، عایق صوتی مناسب، کنترل مناسب هوا ، کنترل دلخواه رطوبت ، مراقبت های مؤثر کیفیتی و پیش بینی لازم ایمنی .
2- برنامه ریزی کارآمد جهت : سیلان وتحرک مناسب مصرف کنندگان در فضا ،ایجاد امنیت قابل تحقق ،سهولت در تغییرپذیری ، قابلیت پاسخگویی در برابر خواسته های مصرف کنندگان ، در هم آمیختگی سازه ساختمان با تأسیسات .
3- طراحی‌برای‌تغییر،توسط:طراحی‌ساده ومدولارکه خودرا بتواند با توسعه وافزایش نیازمندی‌ها وفق دهد،ایجاد سهولت جهت تغییر نقشه وکارکرد درون بنا.
4- به حداقل رساندن هزینه های جاری برای انرژی : با استفاده از حداکثر انرژی مجانی مانند نورروز،گرمای خورشید، باد ، کنترل تغییرات دما با عایق کاری حرارتی مناسب ، به کارگیری گیاهان ‌درداخل ساختمان .
5-تقلیل هزینه نگهداری ساختمان توسط: تجهیزات با عمر زیاد ،دسترسی مناسب برای تعمیر ونگهداری ، استفاده از مصالح بادوام.
6- حفاظت وبهبود بخشیدن به ارزش های طبیعی به واسطه : توجه به شرایط سبزوآبی، جمع آوری آب باران وبازیافت آب شیرین ، بازیافت مؤثر از فاضلاب وبه کارگیری آن.
7-به کارگیری امکانات ، برای تهویه طبیعی و بهترین استفاده از شیوه های انفعالی انرژی خورشیدی.
8-یافتن شیوه ها وموقعیت هایی در بستر طرح که بتوان درآن انرژی الکتریکی به دست آوردمانند استفاده از پنل‌های فتوولتاییک ولوله‌های‌خلأ.
9-ایجاد محیط مطبوع خارجی توسط به کارگیری سایبان برای مناسب سازی تابش تابستانی توسط سایبان‌های طبیعی ومصنوع.
1-3-10-6 اصولطراحیپایدار
(برگرفته از؛ محمودی،)1384
-شناختمکان؛طراحیپایدارباشناختیازمکانمطرحمیشودزیرااگرمابهمسائلظریفمکانیحساسیتداشته باشیممیتوانیمبدونتخریبدرآنساکنشویم.شناختمکانمانندجهتنوریکساختمانبهطراحیکمک کردهوباعثمحافظتمحیطیمیشودوحتیدسترسی هارانیزآسانترخواهدکرد.
- ارتباطباطبیعت؛درطراحیسایتکهچهدرونشهروچهدرمحیططبیعی ترباشد،طراحیهماهنگباطبیعت بازگشتبهزندگیمحیطیرادرخودداردوتاثیراتطراحیبهماکمکمی کندکهفضاییطبیعیداشتهباشیم.
- شناختفرایندهایطبیعی؛درطبیعتاتلافیوجودندارد.تولیدیکارگانیسمغذارابرایدیگریفراهممی سازدو بهعبارتیسیستمهایطبیعیچرخهبستهایدارند.باکاربافرایندهایزندهمابهنیازگونه هااحترامگذاردهوباطراحی کهبتواندخودرادرچرخهطبیعتقراردهد،طراحیرابهزندگیبازگشتمیدهیم.
- شناختتاثیراتمحیطی؛طراحیپایدارکوششیجهتداشتنشناختیازتاثیراتمحیطیباارزیابیسایتاست. تاثیراتمنفیمحیطیمیتواندباکاراییانرژیتجدیدپذیر،تکنولوژیساختارهاوانتخابمصالحپایدارتخفیفپیدا کند.
-شناختمردم؛طراحیپایداربایدگسترهوسیعیازفرهنگها،نسلها،مذاهبوعاداتمردمیکهآنرابکارمیبرندویا درآنساکنمیشوندراموردتوجهقراردهدوایننیازمندحساسیتبهنیازهایمردموجامعهاست.
طراحی پایدار همکاری متفکرانه معماری با مهندسی مکانیک، برق و سازه است. علاوه بر فاکتور‌های متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امکاناتی که باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد:
• درک محیط:
طراحی پایدار با درک از محیط آغاز می‌شود. اگر ما به امکانات محیطی که در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری کنیم. درک محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می‌گردد.
• ارتباط با طبیعت:
چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یک محیط‌ طبیعی‌تر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می‌بخشد.
• درک روندهای موجود در طبیعت:
در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یک موجود، غذاییک موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعــــی می گردد. روندهایی که باعث احیـــا می‌شوند تا ضایع کردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می انجامند.
• درک تأثیرات محیطی:
طراحی پایدار سعی در درک تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد :ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تکنیک‌های ساختمان سازی .بطوریکه تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت کمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد.
• روند مشارکتی طراحی:
طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را می‌دانند.
همکاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می‌پذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساکنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می‌کنند.
• درک مردم:
طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی که قرار است برای آنها طراحی کنند، توجه کنند.

—178

(ساکی، رضا؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «اخلاق در پژوهشهای آموزشی و مؤلفههای آن» که در فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری شماره(2) به چاپ رسیده؛ با مرور و ترکیب سوابق موجود، نمایی از چارچوبهای اخلاقی در حوزه تحقیقات آموزشی ارائه میدهد و اصولی را در عرصه تعلیم و تربیت فراروی پژوهشگران قرار میدهد؛ حفظ شأن و منزلت انسان و پژوهشگر و حفظ حقوق حامیان و کاربران پژوهش.
(قراملکی، احد فرامرز، لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی» که توسط انتشارات سمت در تهران به چاپ رسیده است؛ به مباحثی از جمله؛ اخلاق و کارایی آن، نظریههای اخلاقی دانشمندان مسلمان، نظریههای اخلاقی در فلسفه غرب و غیره میپردازد و با تعریف مفاهیمی همچون حرفه و اخلاق حرفهای، به بحث پیرامون اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی میپردازد.
1-2-1-2) هندسه، هندسه اسلامی(بزرگمهری، زهره؛ 1371) در کتابی تحت عنوان «هندسه در معماری» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور به چاپ رسیده؛ در زمینه کاربندیها در معماری ایرانی بحث کرده است.
(حاجیقاسمی، کامبیز؛ 1375) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله» که در نشریه صفه شماره(21و22) به چاپ رسیده است؛ با مطالعهای دقیق و گسترده هندسه نمای مسجد شیخ لطفالله اصفهان را در آورده است.
(کیانی، محمدیوسف؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور در تهران به چاپ رسیده؛ در مورد انواع تزیینات از جمله؛ آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، منبتکاری و آئینهکاری در معماری ایران در دورههای مختلف اسلامی بحث میکند.
(البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)» که توسط علیرضا جذبی به فارسی برگردانده شده و بوسیله انتشارات سروش به چاپ رسیده است؛ روشهای ترسیم اشکال هندسی با روشهای ساده آورده شده تا قابل فهم برای صاحبان صنایع و هنرمندان حرفههای مختلف در هر زمان باشد.
(عصام، السعید و عایشه پارمان؛ 1377) در کتابی تحت عنوان «نقشهای هندسی در هنر اسلامی» که توسط مسعود رجبنیا به فارسی ترجمه و بوسیله انتشارات سروش در تهران به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به زمینه تاریخی اندازه و هندسه، به بررسی الگوهای هندسی در طرحهای اسلامی پرداخته و شیوههای معماری اسلامی را ریشهیابی و برخی از آثار آن را تحلیل میکند. در نهایت به مباحثی مانند خوشنویسی و موسیقی در جهان اسلام پرداخته و همچنین الگوها را در هنرهای عملی تحلیل میکند. به طور کلی میتوان گفت هدف کتاب، پیگیری چگونگی پی بردن آدمیان به اندازهها و تصور کلی شکلهای هندسی ترکیبی و فرایند بکارگیری آنها در رشتههای گوناگون هنر اسلامی است.
(نجیباوغلو، گلرو؛ 1379) در کتابی تحت عنوان «هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)» ترجمه؛ مهرداد قیومی بیدهندی، که توسط انتشارات روزنه به چاپ رسیده است؛ ضمن اشاره به سنت طومارنگاری، به بحث درباره تزیینات هندسی، وجوه جغرافیایی، تاریخی و معنایی نقوش هندسی، کاربردهای هندسه عملی و رسالههای عملی و سنت طومارنگاری پرداخته و همچنین در رابطه با هندسه و نظریه زیباشناسی و غیره بحث میکند.
(اردلان، نادر و لاله بختیار؛ 1380) در کتابی تحت عنوان «حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)» که توسط حمید شاهرخ ترجمه و بوسیله نشر خاک در اصفهان به چاپ رسیده؛ در بخشهای مختلف کتاب درمورد ریاضیات، تناسبات، هندسه، الگوهای هندسی، نظم هندسی و غیره بحث میکند.
(توسلی، محمود؛ 1383) در کتابی تحت عنوان «هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی» که انتشارات پیام با همکاری پیوند نو آن را به چاپ رسانده است؛ سعی در پی بردن به ترکیب اشکال و احجام پایه دارد. در این کتاب ضمن اشاره به ریشه کلمه هندسه و برخی تعریف، به شناخت اجسام پایه پرداخته تا راه را برای پی بردن به احجام و اجسامی که ابوالوفای بوزجانی در کتاب هندسه خود بیان نموده هموار کند. همچنین در این کتاب از انتقال ارزشهای اشکال در هنر معماری ایران به یونان سخن رفته و اشارهای گذرا به تاریخ تئوری دارد و نشان میدهد هندسه همواره در آثار معماران و شهرسازان از دوران باستان تا کنون جریان داشته است.
(نیستانی، جواد؛ 1384) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)» که در نشریه پیک نور شماره(؟) به چاپ رسیده؛ ضمن معرفی و بررسی سابقه بکارگیری عوامل مؤثر و دخیل در ساخت یک بنا، به ویژه استفاده از ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی، به بررسی کلیه مطالعات نظری پیش از ساخت، امکان تجزیه و تحلیل و روشهای اجرا، محاسبات هندسی پیش از اجرا در سازه، فرایند تولید و تطبیق آن با طراحی طراح و غیره میپردازد.
(حجازی، مهرداد؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی» که در مجله تاریخ شماره(7) به چاپ رسیده؛ به تحلیل هندسی بناهای تاریخی و رابطه بین پدیدههای طبیعی و بناها پرداخته است و به این نتیجه میرسد که هندسه مقدس و تناسبهایی که در بسیاری از اشکال حیات در طبیعت یافت میشوند، به طرز استادانهای توسط معمار سنتی ایرانی به کار گرفته شدهاند.
(بروک، اریک؛ 1387) در کتابی تحت عنوان «نقوش هندسی اسلامی» که توسط بهروز زبیحیان ترجمه و به وسیله انتشارات مازیار به چاپ رسیده است؛ ابتدا به گروهبندی نقوش هندسی پرداخته، سپس اصول رسم نقوش هندسی را در بناهای مختلف اسلامی بررسی کرده است. در این کتاب انواعی از طرحها و سبکهای هندسی گردآوری شدهاند و سعی گردیده تا نشان داده شود که گرچه این نقوش در نگاه نخست بسیار متفاوت و متمایز از یکدیگر به نظر میآیند، اما در عین حال شباهتهای زیادی نیز بین آنها وجود دارد.
(سرتیپیپور، محسن؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت» که در مجله صفه شماره(46) به چاپ رسیده؛ با مرور و معرفی آثار بورکهارت، ماحصل شناخت و اندیشه وی را از هنر و معماری اسلامی ارائه میکند و در بخشی از پروژه - ریسرچبه دیدگاههای وی در مورد هنر و معماری اسلامی و نیز شاخصهای اصلی آن یعنی سنت و رمز میپردازد، که از جمله مباحث آن نور و هندسه می باشد.
(بلخاریقهی، حسن؛ 1388) در کتابی تحت عنوان «مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی» که توسط انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر به چاپ رسیده؛ به بحث در مورد وحدت وجود و وحدت شهود و کیمیای خیال پرداخته است و در فصل نهم این کتاب در مورد قدر (هندسه مقدس در معماری قدسی) و هندسه مقدس در معنا و معماری بحث میکند. در آخر به بحث در مورد منابع و بنیانهای هندسه مقدس میپردازد.
(مهدیزاده سراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران» که در نشریه مرمت بافتهای تاریخی، فرهنگی شماره(اول) به چاپ رسیده؛ به چگونگی بکارگیری مثلث هنجار با استفاده از ابزار ساده و در دسترس معماران و همچنین به چگونگی اجرای تناسبات و تقسیمبندیها در معماری سنتی بدون داشتن ابزار امروزی میپردازد. در این پروژه - ریسرچهمچنین با بررسی جایگاه هندسه در نزد معماران، ثابت میکند که معماران گذشته با آشنایی به دانش هندسه و نیز توانمندی در عملی کردن روابط هندسی، در پی همخوان کردن روشهای هندسه نظری با ابزار خود بودهاند.
(بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «کاربرد هندسه و تناسبات در معماری» که بوسیله انتشارات هله/طحان به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به پیشینه تاریخی بهرهگیری از هندسه و تناسبات در معماری، به بحث در مورد هندسه و تناسبات و کاربردهای آن در معماری و به ویژه معماری ایرانی پرداخته است.
1-2-2) سوابق موضوع تحقیق در بخش طراحیجدول(1-1): برخی سوابق طراحی معماری که امکان ارتباط محتوایی – مضمونی با پروژه را دارد.سال معمار شهر/کشور پروژه تصاویر و مدارک پروژه توضیحات و ویژگیها
2010 گروه معماریEDGE Nbbj, Studio پنسیلوانیا/آمریکا مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro 349256159500 1. فضاهای آزمایشگاهی به گونهای طراحی شده که امکان فعالیتهای گروهی برای پژوهشگرانی که از سراسر دنیا به آن مراجعه میکنند فراهم باشد.
2. آزمایشگاه دارای حداکثر انعطاف پذیری جهت تغییرات آتی.
3. فضاهای مختلف مرکز در عین استقلال، ارتباط مناسب با یکدیگر دارند.
2009 مارسل برویر لاگاود/فرانسه مرکز تحقیقات آی.بی.ام 736605651500 1. سیستمی از واحدهای بتنی که هم وزن سقف را تحمل و هم در مقابل تابش تند آفتاب مقاومت میکند.
2. واحدهای بتنی بزرگ هستند و فضا برای نصب سیستم تهویه و غیره را فراهم میکنند.
3. ستونهای چنگالی بتنی مطابق با سطح ناهموار و صخرهای زمین.
2008 Erginoglu & Calisqar استانبول/ترکیه مرکز تحقیقات استانبول 2355859334500 1. ساختمان به عنوان نمایشگاهی از تکنولوژی.
2. رعایت اصول معماری پایار.
2006 دفتر معماری T&Z استرالیا مرکز تحقیقات تکنولوژی استرالیا 730254635500 1. طراحی نمادین از محیط پیرامون و سمبلهای فرهنگی منطقه.
2. رعایت اصول معماری پایدار.
2004 رافائل وینولی نیویورک/آمریکا مرکز بینالمللی مطالعات اقلیمی 5143541402000 1. قرارگیری بر روی تپه سنگی دید زیبا به رودخانه هادسون.
2. تبعیت سازه کم ارتفاع یک طبقه آن از مرزهای طبیعی سایت.
3. فرم ساختمان از یک سری خرپاهای چوبی نزدیک به هم تشکیل شده است.
4. فرم طبقات دارای هماهنگی نزدیکی با فرم طبیعی تبه میباشد.
5. ساختمان از دو بال تشکیل یافته که در امتداد تپهها گسترش یافته و در محل مرکز با تلاقی یکدیگر، لابی ورودی اصلی را بوجود آوردهاند.
1959-1965 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی 31757683500 1. تفکیک فضاها بر حسب درجهبندی کاربری آنها.
2. آزمایشگاهها به منظور عملیات پژوهشی به صورت گروهی در کنار هم قرار گرفتهاند.
3. تأسیسات فنی از قبیل آب و فاضلاب و برق و غیره از داخل سازه باربر عبور میکند.
4. اولویت دسترسی بر اساس عملکرد فضاها میباشد.
1957-1961 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز 1587512192000 1. تمایز و جدایی کامل میان فضاهای اصلی با فضاهای خدماتی.
2. راهحلهای ورود نور طبیعی به داخل ساختمان.
3. ترکیب کلی فضای معماری با اسکلت باربر و تأسیسات ساختمان.
4. رابطه بین فرم بنا و مصالح با سیستم ساختمانی
5. اندیشه برای توسعه احتمالی آینده.
مأخذ: براساس تحقیقات پژوهشی نگارنده.
1-3) فرضیهها1- اصول اخلاق حرفهای چه قابلیتهایی میتواند در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود رعایت اصول اخلاق حرفهای در علوم مختلف داشته باشد؟
2- قابلیتهای اخلاق و اخلاق اسلامی در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود و افزایش رعایت اخلاق در علوم مختلف چیست؟
3- با توجه به هندسه هنر و معماری اسلامی چگونه میتوان فضای معماری بوجود آورد؟
1-4) اهداف تحقیق1-4-1) هدف کلیطراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای در شهر تبریز با رویکردی به هندسه هنر و معماری اسلامی ایران.
1-4-2) اهداف جزئیهدف علمی: تدوین طرح معماری برای پژوهشکده اخلاق حرفهای با توجه به اصول هندسه اسلامی و اخلاق حرفهای.
هدف کاربردی: بهرهگیری از هندسه اسلامی در طراحی پژوهشکده اخلاق حرفهای.
ضرورت آموزشی: ضرورت آموزش اصول اخلاق حرفهای در تمامی علوم
ضرورت طرح معماری: با توجه به ضرورت اخلاق در جامعه اسلامی و علوم مختلف نیاز به طراحی در این مقطع و ارائه طرحی به منظور ایجاد فضای معماری با بهرهگیری از هندسه اسلامی که یکی از راههای زیبایی بنا و آن مؤلفهای از اخلاق است، ضروری مینماید.
1-5) متغیرهای تحقیقمتغیر های کمی: ابعاد و تناسبات هندسی در هنر و معماری اسلامی ایران، معیارهای کمی اخلاق اسلامی از نظر تعداد عددی.
متغیرهای کیفی: کیفیت هنر معماری اسلامی ایران، معیارهای کیفی اخلاق، اخلاق حرفهای.
متغیرهای مستقل: طراحی معماری، طرح معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای، مطالعات اخلاق اسلامی.
متغیرهای وابسته: هندسه هنر و معماری اسلامی ایران، اقلیم شهر تبریز.
متغیرهای مداخلهگر: تناسبات طلایی، نظام پیمون.
1-6) جامعه آماریجامعه آماری تمامی پژوهشکدهها و مراکز تحقیقاتی میباشد. البته نمونهای عینا مشابه با موضوع وجود ندارد.
1-7) نمونه آمارینمونه مشابه پروژه در شهر تبریز وجود ندارد ولی میتوان برخی سوابق طراحی معماری که ارتباط محتوایی مضمونی با پروژه را دارد، نام برد. بنابرین نمونه آماری تعداد 10 پژوهشکده و مرکز تحقیقاتی در نقاط مختلف جهان انتخاب شده است. از جمله:
- مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro در پنسیلوانیای آمریکا که توسط گروه معماریEDGE Nbbj, Studio در سال 2010 ساخته شده است.
- مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی در فیلادلفیا آمریکا که توسط لویی کان در سالهای 1959-1965 ساخته شده است.
- آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز در فیلادلفیا آمریکا که در بین سالهای 1957- 1961 توسط لویی کان ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات آی.بی.ام در لاگاود فرانسه که در سال 2009 توسط مارسل برویر ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در تهران
- ...
1-8) ابزارهای اندازهگیریمطالعات پایانامه به صورت کیفی میباشد و دارای ابزار اندازهگیری نمیباشد.
1-9) بهرهوران1- شهرداری تبریز
2- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
3- سازمان ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی
4- مراکز آموزشی - پژوهشی
5- دانشگاه آزاد اسلامی
6- سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی
7- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
8- پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
9- پژوهشکده علم، فلسفه و اخلاق مهندسی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
10- دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
11- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی
12- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
13- مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
14- دانشگاه قم
15- دانشگاه شهید مطهری تهران
16- پژوهشکده هنر، معماری و فرهنگ
17- مرکز ملی مطالعات جهانی شدن
18- دانشگاه تهران
19- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
20- آموزش و پرورش شهرستان سراب
21- دانشگاه فنی و حرفهای سراب
1-10) روش کار1-10-1) نوع روش تحقیقبا توجه به اینکه پژوهش حاضر از فصول مختلفی تشکیل شده است لذا روش تحقیق نسبت به فصول با روند مطالعاتی- تحلیلی به تجزیه و تحلیل و تلفیق اطلاعات پرداخته است و در نهایت جمعبندی حاصله را در طرحی استفاده نموده است.
برای بخش مبانی نظری از شیوههای تحلیلی-توصیفی و برای بخش طراحی معماری از شیوه مطالعات میدانی و پیمایشی استفاده شده است.
1-10-2) روش گرد آوری اطلاعاتکتابخانهای- میدانی
در بخش کتابخانهای با مراجعه به کتابها، نشریات، پایانامهها و دیگر ابزارهای مرتبط به موضوع به گردآوری اطلاعات پرداخته شده است.
جمعآوری اطلاعات میدانی نیز با مراجعه به محل و تکمیل اطلاعات پایه صورت گرفته است.
1-10-3) ابزار گردآوری اطلاعات- کتابها و نشریات، پایانامههای مرتبط با موضوع، اینترنت
- حضور در محل، مصاحبه و مشاهدات عینی و عکاسی و ...
1-10-4) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات- انتخاب سایت مورد نظر و بررسی دسترسیهای منطقه در ارتباط با طرح
- گرداوری دادههای لازم در مورد سایت و بررسی نیازها و مشکلات آن
- مطالعات اقلیمی سایت
- تجزیه و تحلیل ویژگیهای کالبدی سایت جهت طراحی
- استخراج برنامه فیزیکی طرح با توجه به نیازهای خاص منطقه
- بررسی و مطالعه کامل نمونههای موردی و گردآوری شده
- تدوین آلترناتیوهای طراحی با توجه به نمونهها و اهداف طرح با ساخت ماکتهای اتود و ترسیمات مختلف طراحی
- تدوین طرح نهایی و ترسیم احجام و نقشههای مربوطه طرح
- در نهایت ارائه طرح نهایی با استفاده از نرم افزارهای Auto Cad، 3d Max، V-ray، Photoshop Word,.
8178808375015شکل(10-16): پوستر«یک»
شکل(10-16): پوستر«یک»
s
8464558403590شکل(10-17): پوستر«دو»
شکل(10-17): پوستر«دو»

6845308384540شکل(10-18): پوستر«سه»
شکل(10-18): پوستر«سه»

فهرست منابعمنابع فارسی
آراسته، حمیدرضا، عبدالرحیم نوهابراهیم و علیرضا مطلبیفرد، 1388و1389، بررسی وضعیت اخلاق آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 203-219.
آزاد، اسدلله، 1381، دایره المعارف کتابداری و اطلاعرسانی، جلد1، ویراستار دکتر عباس حری، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
آهنگرسرویس، فائقه، 1390، طراحی مرکز تحقیقات تکنولوژی معماری با رویکرد انطباقپذیری با شرایط محیطی و عملکردی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
آیتاللهی، حبیبالله، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ نگارگری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص25-34.
ایزوتسو، توشیهیکو، 1360، ساختمان معنایی مفاهیم اخلاقی-دینی در قرآن، ترجمه: فریدون بدرهای، انتشارات قلم.
ابراهیمیدینانی، غلامحسین، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت اشراق به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص82-93.
ابوالقاسمی، لطیف، 1374، معماری ایران در سخن چهار نسل از معماران صاحبنظر، مجله آبادی، شماره19: 4-46
اتینگهاوزن، ریچارد و الگ گربار، 1378، هنر و معماری اسلامی، ترجمه: یعقوب آژند، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت.
احمدی، خدابخش و همکاران، 1389، بررسی میزان شناخت مشاوران و روانشناسان از اصول اخلاق حرفهای، نشریه تازهها و پژوهشهای مشاوره، جلد9، شماره34: 49-67.
اردلان، نادر و لاله بختیار، 1380، حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)، ترجمه: حمید شاهرخ، اصفهان: نشر خاک.
اعوانی، غلامرضا، 1375، حکمت و هنر معنوی(مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات گروس.
اقبال، عباس، 1378، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر.
اکبری، فاطمه و همکاران، 1389، معرفت روحانی و رمزهای هندسی، نشریه علمی پژوهشی پژوهشنامه زبان و ادب فارسی(گوهر گویا)، سال چهارم، شماره1، پیاپی13: 1-22.
اکرمی، غلامرضا، 1382، تعریف معماری گام اول آموزش(چالشها و تناقضات)، نشریه هنرهای زیبا، شماره16: 33-48.
البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد، 1376، هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)، ترجمه: علیرضا جذبی، تهران: انتشارات سروش.
الاسعد، محمد، 1376، کاربردهای هندسه در معماری مساجد، ترجمه: سعید سعیدپور، فصلنامه هنر، شماره33: 34-53.
السعید، عصام و عایشه پارمان، 1377، نقشهای هندسی در هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.
امامیجمعه، سیدمهدی، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت متعالیه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص95-128.
امیرکبیری، علیرضا و سهیلا داروئیان، 1390، برداشتهای اخلاق حرفهای مدیران در کسب و کارهای کوچک و متوسط، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال ششم، شماره1: 84-94.
انصاریان، حسین، 1382، زیباییهای اخلاقی، قم: انتشارات دارالعرفان.
انوری، حسن، 1381، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ اول، جلد اول، تهران: انتشارات سخن.
انوری، حسن، 1382، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ دوم، جلد هشتم، تهران: انتشارات سخن.
بانیمسعود، امیر، 1388، معماری معاصر ایران در تکاپوی بین سنت و مدرنیته، چاپ اول، تهران: نشر هنر معماری قرن.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

بحرینی، نسرین، 1389، پروژه - ریسرچ«مبانی اخلاقی آزمونسازی در نظام آموزشی ایران»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص73-97.
بروک، اریک، 1387، نقوش هندسی اسلامی، ترجمه: بهروز زبیحیان، تهران: انتشارات مازیار.
بزرگمهری، زهره، 1371، هندسه در معماری، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
بلخاریقهی، حسن، 1390، هویت معنایی و معنوی معماری، نشریه اطلاعات (حکمت و معرفت)، شماره69: 13-20.
بلخاریقهی، حسن، 1388، مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی. چاپ اول. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر.
بلخاریقهی، حسن، 1384، جایگاه کیهانشناختی دایره و مربع در معماری مقدس (اسلامی)، نشریه هنرهای زیبا، شماره24: 5-14.
بلوم، جاناتان و دیگران، 1389، تجلی معنا در هنر اسلامی، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی، 1390، کاربرد هندسه و تناسبات در معماری، چاپ اول، تهران: انتشارات هله/طحان.
بمانیان، محمدرضا و سیدهفاطمه عظیمی، 1389، انعکاس معانی منبعث از جهان بینی اسلامی در طراحی معماری، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره2: 39-48.
بورکهارت، تیتوس، 1370، پروژه - ریسرچ«ارزشهای جاودان در هنر اسلامی»، در کتاب «جاودانگی و هنر» ترجمه: سیدمحمد آوینی، تهران: انتشارات برگ. صص13-26.
بورکهارت، تیتوس، 1365، هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، تهران: انتشارات سروش.
بهادرینژاد، مهدی، 1388، اخلاق مهندسی و مهندسی اخلاق، تهران: انتشارات یزدا.
بهشتی سیدمحمد و مهرداد قیومیبیدهندی، 1388، فرهنگنامه معماری ایران در مراجع فارسی(1). اصطلاحات و مفاهیم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری(متن).
بینگلی، کورکی، 1388، معماری و حریق، ترجمه: حسن محمدی، چاپ اول، تهران انتشارات یزدا.
بینگلی، کورکی، 1388، تهویه مطبوع برای معماران، ترجمه: رامین تابان، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
بیهقی، 1376، شورای پژوهشهای ملی کشور.
پاپادوپلو، ا، 1386، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، چاپ اول، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
پازوکی، شهرام، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد عرفانی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص53-60.
پاکباز، روئین، 1378، دایراهالمعارف هنر(نقاشی، پیکرهسازی، گرافیک)، چاپ اول، تهران: مؤسسه فرهنگ معاصر.
پوپ، آرتور، 1388، معماری ایران، ترجمه: غلامحسین صدریافشار، چاپ هشتم، تهران: نشر اختران.
پوریانسب، امیر، 1379، اصول اخلاق حرفهای، نشریه حسابدار، سال چهاردهم، شماره 137: 18-22 و 70-73
پیرداده، احسانالله، 1384، آیین رفتار حرفهای، نشریه کانون(ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران)، سال چهل و هشتم، شماره59: 70-77.
پیرنیا، محمدکریم، 1384، سبکشناسی معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
توسلی، محمود، 1383، هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی، چاپ اول، تهران: انتشارات پیام.
تهرانی، علی، بیتا، اخلاق اسلامی، مشهد: کانون نشر کتاب، جلد اول.
چمران، مهدی، 13؟، اخلاق حرفهای و هنر قدسی: باورها و مفاهیم ریشهدار در معماری اسلامی ایران، نشریه همشهری معماری، شماره11.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ معماری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص35-52.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1375، هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله، نشریه صفه، سال ششم، شماره21و22: 29-33.
حائری شیرازی، محمدصادق ابن عبدالحسین، 1361، درسهایی از اخلاق، تهران: انتشارات دفتر تحکیم وحدت.
حبیبی، حسن، 1381، تأملاتی درباره مطالعات مربوط به هنر اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش هنر اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس-فرهنگستان هنر، به اهتمام: دکتر محمد خزایی، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، ص9-36.
حجازی، مهرداد، 1387، هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی، مجله تاریخ علم، شماره7: 15-36.
حجت، عیسی، 1391، سنت و بدعت در آموزش معماری، چاپ اول، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران.
حسینی شیرازی، سیدمحمد، بیتا، اخلاق اسلامی، ترجمه: علی کاظمی، قم: انتشارات یاس زهرا(ع).
حقپناه، رضا، 1381، اخلاق حرفهای در مدیریت علوی، در گفتگو با دکتر احد فرامرزقراملکی، نشریه اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره3و4: 63-78.
حناییکاشانی، محمدسعید، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص337-360.
خاکپور، مژگان و محمد خزایی، 1389، وحدت و کثرت در هنر اسلامی با نگاهی به آثار بورکهارت، نشریه کتاب ماههنر، شماره 145: 16-27.
خاکزند، مهدی و امیراحمد احمدی، 1386، نگاهی اجمالی به رویکرد میان طبیعت و معماری، نشریه باغ نظر، سال چهارم، شماره8: 35-47.
خزایی، محمد، 1379، ارتباط بین هنر و دین در دوره اسلامی ایران، نشریه فرهنگ یزد، سال سوم، شماره8و9: 6-11.
خمینی، روح الله، 1378، اخلاق و تهذیب روحانیت از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)، قم: انتشارات تسنیم.
دادور، ابوالقاسم و نصرتالملوک مصباحاردکانی، 1385، بررسی نقوش و شیوه تزیین توپی گچی ته آجری در بناهای دوره سلجوقی و ایلخانی، نشریه هنرهای زیبا، شماره26: 85-92.
درخشانی، لعبت، 1389، پروژه - ریسرچ«مسئولیت اخلاقی در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احد فرامرزقراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص607-؟.
دستغیب شیرازی، سید عبدالحسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب.
دفتر نظارت و ارزشیابی سازمان، 1377، فعالیت علمی و اجرایی پژوهشکده تبریز، تبریز: سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران.
دفت، ریچارد ال، 1374، تئوری سازمان و طراحی ساختار، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، تهران: مطالعات پژوهشهای بازرگانی.
دهخدا، علی اکبر، 1328، لغت نامه دهخدا، جلد5، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دهخدا، علیاکبر، 1377، لغتنامه دهخدا، جلد15، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دیبا، داراب، 1378، الهام و برداشت از مفاهیم بنیادی در معماری ایران، فصلنامه معماری و فرهنگ، شماره1: 97-106.
دیبا، کامران، 1382، فرهنگ و اخلاق در معماری، مجله معمار، شماره21: 12-14.
راودراد، اعظم، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد جامعهشناسانه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص293-335.
ربیعی، هادی، 1391، جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن».
رشیدپور، مجید، 1385، مبانی اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
رهنورد، زهرا، 1390، حکمت هنر اسلامی، چاپ هفتم، تهران: انتشارات سمت.
ریسمانباف، امیر، 1388، مقدمهای بر اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی(با تأکید بر دو مؤلفهی نظریه و آموزش)، نشریه پیام کتابخانه، شماره57: 49-76.
زمرشیدی، حسین، 1373، طاق و قوس در معماری ایران، چاپ دوم، تهران: سازمان انتشارات کیهان.
زینالدین، محمدامین، 1367، اخلاق در مکتب امام جعفر صادق(ع)، ترجمه: عقیقی بخشایشی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
سادات، محمدعلی، 1367، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
ساکی، رضا، 1390، اخلاق در پژوهشهای آموزشی و مؤلفههای آن، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره 2.
سرتیپیپور، محسن، 1387، بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت، مجله صفه، شماره46: 91-100.
سرمدی، محمدرضا و عذرا شالباف، 1386، اخلاق حرفهای در مدیریت کیفیت فراگیر، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال دوم، شماره3و4: 99-110.
سعیدی رضوانی، نوید، 1380 ، قلب شهر، شناخت و دخالت، مجله شهرداریها، شماره 34: 77-81
سعیدیان، عبدالحسین، 1388، دائرهالمعارف بزرگ نو، چاپ سوم، جلد دهم، انتشارات آرام-علم و زندگی.
سعیدیان، عبدالحسین، 1387، دائرهالمعارف نو، تهران: انتشارات علم و زندگی.
سلطاندوست، محمدرضا، 1387، طبقهبندی تجهیزات و سیستمها، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
سلطانزاده، حسین، 1376، تبریز خشتی استوار در معماری ایران، چاپ اول، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
شاطریان، رضا، 1389، طراحی و معماری فضاهای آموزشی، تهران: سیمای دانش.
شرکت مشاور عرصه، 1372، طرح جامع شهر تبریز.
شریفی، احمدحسین، 1390، چیستی اخلاق کاربردی، نشریه معرفت اخلاقی، سال دوم، شماره3: 83-96.
شعاری نژاد، علی اکبر، بیتا، فرهنگ علوم رفتاری، ذیل"اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
شیرمحمدی، مهدی و عزتالله اصغریزاده، 1389، آسیبشناسی اخلاق حرفهای در شرکتهای مشاور(معماری سازمانی)، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره1و2: 74-83.
صدری افشار، غلامحسین، بیتا، فرهنگ فارسی امروزی، ذیل "اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
صدریافشار، غلامحسین، نسرین حکمی و نسترن حکمی، 1373، فرهنگ فارسی امروز، چاپ اول، ویرایش دوم، تهران: مؤسسه نشر کلمه.
طاهباز، منصوره و شهربانو جلیلیان، 1387، اصول طراحی معماری همساز با اقلیم در ایران با رویکرد به معماری مسجد، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
طباطبائی، سید محمد حسین، 1356، آموزش دین(اخلاق-احکام)، قم: جهان آرا.
عابدی سروستانی، احمد، منصور شاهولی و مصطفی محقق داماد، 1386، ماهیت و دیدگاههای اخلاق زیست محیطی با تأکید بر دیدگاه اسلامی، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره3و4: 59-72.
عزیزی، نعمتاله، 1388 و 1389، اخلاق حرفهای در آموزش عالی: تأملی بر راهبردهای بهبود استانداردهای اخلاقی در آموزشهای دانشگاهی، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 173-201.
عفتی آغمیونی، مریم، 1390، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری دانشپذیر.
علیآبادی، محمد، 1386، هندسهی جاویدان(یا هندسهی آسمانی) در معماری اسلامی، نشریه بینالمللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره15، جلد18: 63-73.
عمرانی، بهروز و حسین اسمعیلیسنگری، 1385، بافت تاریخی شهر تبریز، چاپ اول، تهران: انتشارات سمیرا.
غلامی، علیرضا، 1388، اخلاق سازمانی: مشکلات، موانع و راهکارها، دو ماهنامه توسعه انسانی پلیس، سال ششم، شماره 25: 65-85.
فاضلی، قادر، 1370، مبانی اخلاق اسلامی، قم: بینا.
فراستخواه، مقصود، 1385، اخلاق علمی رمز ارتقای آموزش عالی؛ جایگاه و ساز و کارهای «اخلاقیات حرفهای علمی» در تضمین کیفیت آموزشی عالی ایران، فصلنامهی اخلاق در علوم و فناوری، شماره1: 13-28.
فرامرزقراملکی، احد، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: سمت.
فرامرزقراملکی، احد و لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: انتشارات سمت.
فرامرزقراملکی، احد، 1389، اخلاق کاربردی در ایران و اسلام، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد و محمدجواد فلاح، 1389، پروژه - ریسرچ«نقش راهبردی رسالهالحقوق در اخلاق کاربردی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص149-174.
فرامرزقراملکی، احد و همکاران، 1388، اخلاق حرفهای در تمدن ایران و اسلام، چاپ دوم، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، اخلاق حرفهای، چاپ سوم، تهران: نشر مجنون.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، سازمانهای اخلاقی در کسب و کار، قم: مجنون.
فرشتهنژاد، مرتضی، 1389، فرهنگ معماری و مرمت معماری[1]، چاپ اول، اصفهان: انتشارات ارکان دانش.
فروزنده، آیسان، 1389، مرکز تحقیقات تکنولوژی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
فلامکی، محمدمنصور، 1381، ریشهها و گرایشهای نظری معماری، چاپ نخست، تهران: نشر فضا
فلچر، بینستر، 1388، معماری اسلامی، ترجمه: سمانه قرائی، چاپ اول، تهران: نشر مقدس.
فیض، مهدی و مهدی بهادرینژاد، 1388و1389، جایگاه اخلاق مهندسی در شایستگیهای حرفهای مهندسان، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 115-147.
قیومیبیدهندی، مهرداد، 1390، گفتارهایی در مبانی و تاریخ معماری و هنر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
قلیچخانی، بهنام، 1384، پروژه - ریسرچ«جایگاه تعلیم اخلاق حرفهای در فرایند آموزش معماری»، مجموعه مقالات دومین همایش آموزش معماری، دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به کوشش: سید امیرسعید محمودی، چاپ اول، تهران: نشر نگاه امروز، صص: 165-170.
کاظمپور، زهرا، حسن اشرفیریزی و بهجت طاهری، 1390، میزان توجه کتابداران کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان به اخلاق حرفهای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران، نشریه مدیریت اطلاعات سلامت، دورهی هشت، شماره6: 795-806.
کامیار، مریم، حبیبالله آیتاللهی و محمود طاووسی، 1387، الگوهای هندسی در فرش صفوی، نشریه گلجام(فصلنامه علمی پژوهشی انجمن علمی فرش ایران)، شماره11: 11-24.
کربن، هانری، 1383، آیین جوانمردی، ترجمه: احسان نراقی، تهران: انتشارات سخن.
کرلینجر، فرد ان، 1374، مبانی پژوهش در علوم رفتاری (جلد1و2)، ترجمه: حسن پاشا شریفی و جعفر نجفیزند، تهران: انتشارات آوای نور.
کسمایی، مرتضی، 1384، اقلیم و معماری، تهران: نشر خاک.
کشاورزی، مرجان و مهرداد احمدیشیخانی، 1389، HandBook هندسه نقوش، چاپ دوم، ویرایش دوم، تهران: نشر فرهنگ صبا.
کوثری، مسعود، 1390، هنر شیعی در ایران، مجله جامعهشناسی هنر و ادبیات، سال سوم، شماره1: 7-36.
کیانی، محمدیوسف، 1376، تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
کیانی، محمدیوسف، 1374، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
گرابار، الگ و همکاران، 1389، معماری اسلامی، ویراستار: مهدی شادخواست، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
گرشاسبیموخر، علی، 1390، طراحی مرکز پژوهشهای تکنولوژیک در معماری، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: محسن وفامهر، استاد مشاور: فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
گروبه، ارنست، 1380، معماری اسلامی چیست؟، به نقل در کتاب: معماری جهان اسلام(تاریخ و مفهوم اجتماعی آن)، ویراستار: جرج میشل، ترجمه: یعقوب آژند، تهران: انتشارات مولی، صص10-14.
گلکار، آبتین و الناز رحیمی، 1389، طراحی کتابخانه: اصول مبانی معماری و طراحی داخلی کتابخانهها از کلاسیک تا مدرن، تهران: نشر هنر معماری قرن.
لاوتن، آلن، 1381، مدیریت اخلاقی در خدمات دولتی، ترجمه: محمدرضا ربیعی و حسن گیوریان، چاپ اول، انتشارات یکان.
لشکربلوکی، مجتبی، 1387، چارچوب تدوین ارزشها و اخلاق حرفهای پژوهشهای علمی و فناوری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال سوم، شماره1و2: 105-114.
مجلسی، محمدباقر. 1405ق، بحارالانوار، جلد67، تهران: انتشارات مطبعهالاسلامیه.
محمودیزرندی، مهناز و ندا پاکاری و حسن بهرامی، 1391، ارزیابی چگونگی تأثیرگذاری بام سبز در کاهش دمای محیط، فصلنامه باغ نظر، سال نهم، شماره20: 73-82.
مرادیپردنجابی، حجتالله، 1388، محاسبات تأسیسات ساختمان، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات روزبهان.
مرتضی، هشام، 1387، اصول سنتی ساخت و ساز در اسلام، ترجمه: ابوالفضل مشکینی و کیومرث حبیبی، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
مسائلی، صدیقه، 1388، نقشه پنهان به مثابه دست آورد باورهای دینی در مسکن سنتی کویری ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره 37: 27-38.
مشایخیپور، محمدعلی، 1390، اخلاق کار از دیدگاه امام علی(ع)، فصلنامه مدیریت اسلامی، شماره 1: 37-65.
مشبکی، اصغر و علیرضا نادری، 1377، جایگاه تعامل دین با قانون و مقررات در رفتار سازمانی، فصلنامه علمی پژوهشی دانشور، سال ششم، شماره21: 11-18.
مشتاق، خلیل، 1387، هنر و معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی، چاپ اول، تهران: انتشارات آزاداندیشان با همکاری کارآفرینان.
مشیری، مهشید، 1378، فرهنگ فارسی(الفبایی – قیاسی)، جلد2، تهران: نشر پیکان.
مصباح یزدی، آیت الله محمد تقی، 1384، اخلاق در قرآن (مشکات)، جلد 1،2و3، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)-800100846454900.
مطهری، مرتضی، 1387، آشنایی با علوم اسلامی، تهران: انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی، 1367، فلسفه اخلاق، تهران: انتشارات صدرا.
معماریان، غلامحسین، 1389، سیری در مبانی نظری معماری، چاپ چهارم، تهران: انتشارات سروش دانش.
معین، محمد، 1386، فرهنگ فارسی، جلد چهارم، چاپ بیست و چهارم، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.
معین،‌ محمد، 1375، فرهنگ فارسی، تهران: موئسسه انتشارات امیرکبیر.
مفیدی شرمانی، مجید و مونا آذربایجانی، 1380، مفهوم معماری پایدار، مجموعه مقالات سومین همایش بهینهسازی مصرف سوخت در ساختمان.
مکارم شیرازی، ناصر 1352، زندگی در پرتو اخلاق، قم: انتشارات نسل جوان.
مهدوینژاد، محمدجواد و نوشین ناگهانی، 1390، تجلی مفهوم حرکت در معماری معاصر ایران، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره3: 21-34.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1383، حکمت معماری اسلامی: جستجو در ژرف ساحتهای معنوی معماری اسلامی ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره19: 57-66.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1381، هنر اسلامی در چالش مفاهیم معاصر و افقهای جدید، نشریه هنرهای زیبا، شماره12: 23-32.
مهدیزادهسراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ، 1390، بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران، نشریه مرمت آثار و بافتهای تاریخی، فرهنگی، شماره1: 15-26.
میرزاخانی، حسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات حوزه جهاد و اجتهاد.
نازیدیزجی، سجاد، محسن وفامهر و احمدرضا کشتکارقلاتی، 1389، اخلاق در معماری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره3و4: 105-114.
نامورمطلق، بهمن، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد بینامتنی و ترامتنی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص231-267.
نجیباوغلو، گلرو، 1379، هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)، ترجمه: مهرداد قیومی بیدهندی، تهران: انتشارات روزنه.
ندیمی، هادی، 1380، بهاء حقیقت: مدخلی بر زیباییشناسی معماری اسلامی، نشریه صفه، سال یازدهم، شماره33: 47-57.
ندیمی، هادی، 1378، حقیقت نقش، نشریه زبان و ادبیات، نامه فرهنگستان علوم، شماره14و15: 19-34.
نقرهکار، عبدالحمید، 1389، مبانی نظری معماری، تهران: دانشگاه پیام نور.
نقرهکار، عبدالحمید، 1387، درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی، چاپ اول ، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی، دفتر معماری و طراحی شهری.
نصر، سید حسین، 1385، در جست و جوی امر قدسی(گفتگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر)، ترجمه: سید مصطفی شهرآیینی، تهران: نشر نی.
نصر، سید حسین، 1385، اسلام، مذهب، تاریخ و تمدن، ترجمه: عباس گیلوری، تهران: انتشارات دبیزش-انتشارات روزبهان.
نصر، حسین، 1374، یگانگی عمل و نظر در سخن متفکران معاصر، مجله آبادی، شماره 19: 46-50
نوربرگشولتز، کریستیان، 1388، روح مکان، ترجمه: محمدرضا شیرازی، چاپ اول، تهران: انتشارات رخداد نو.
نویفرت، پیتر و ارنست، 1381، اطلاعات معماری(نویفرت)، ترجمه: حسین مظفری ترشیزی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات آزاده.
نیستانی، جواد، 1384، سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)، نشریه پیک نور، شماره ؟: 42-49.
وفایی، راحیل، 1388، بررسی شیوههای طراحی سیستمهای فتوولتائیک یکپارچه با ساختمان، مجله صفه، سال نوزدهم، شماره49: 69-80.
ویلسون، اوا، 1386، طرحهای اسلامی، ترجمه: محمدرضا ریاضی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات سمت.
هاشمی، سیدرضا، 1379، اخلاق حرفهای، مجله معمار، شماره11: 2.
هیل، درک و الگ گرابار، 1375، معماری و تزیینات اسلامی، ترجمه: مهرداد وحدتی دانشمند، چاپ اول، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.
هیلنبرند، رابرت، 1377، معماری اسلامی: فرم، عملکرد و معنی، ترجمه: ایرج اعتصام، چاپ اول، تهران: انتشارات شرکت پردازش و برنامهریزی شهری(وابسته به شهرداری تهران).
منابع انگلیسی
- Braun, Hardo & Gromling, Dieter, 2005, Research And Thchnology Buildings, Publisher For Architecture, Basel, Switzerland.
- Carr D, 1999, Professional education and professional ethics. Journal of Applied Philosophy; 16(1): 33-46.
- Collier Jane, 2006, The Art of Moral Imagination: Ethics in the Practice of Architecture, Journal of Business Ethics, 66: 307–317.
- Jones, Dalu, 1996, The Elements of Decoration: Surface, Pattern and Light. In G. Michell, Architecture of The Islamic World (2nd ed., pp. 144-175), Thames An Hudson, London.
- Professional ethics, The Cambridge Dictionary of Phylosophy, (1999), Retrieved August 12, 2007
- Sandra WM. 1991, Public Service Ethics in Health Sciences Libraries. Library Trends; 40(2): 244-57.
سایتها
- http://vcr.um.ac.ir - access: 2012/10/5
-http://www.techpark.ir - access: 2012/10/5
- http://www.archdaily.com. - access: 2013/1/6
-http://www.designboom.com/architecture/erginoglu-and-calislar-architects telecommunications-company/. - access: 2013/1/6
- http://www.galinsky.com/buildings/cincinnatiengineering/. - access: 2013/1/6
- http://www.galinsky.com/buildings/salk/. - access: 2013/1/6

—281

2-13-1 دین و باورهای هخامنشی.......................................................................................................................................27
2-14رمزهای آب و ارتباط نوروز و آب در تخت جمشید...................................................................................................28
2-15 نقوش برجسته تخت جمشید...................................................................................................................................... 28
2-16 آب و پالایش در تخت جمشید...................................................................................................................................33
2-17 فرهنگ اشکانی........................................................................................................................................35
2-17-1 دین خاندان اشکانی................................................................................................................................................36
2-17-2 معبد آناهیتا کنگاور............................................................................................................................................... 37
2-18 فرهنگ ساسانی .................................................................................................................................... 38
2-18-1 دین ساسانی...........................................................................................................................................................38
2-18-2 اصول دین زرتشتی در دوران ساسانی.....................................................................................................................38
2-19 نیایشگاه آناهیتای بیشاپور............................................................................................................................................41
2-19-1 رمزهای نیایشگاه....................................................................................................................................................43
2-20 طاق بستان ................................................................................................................................................................44
2-20-1 جایگاه ایزدان ........................................................................................................................................................44
2-20-2 نقوش برجسته طاق بستان......................................................................................................................................45
2-21 دوران اسلامی.....................................................................................................................................................47
2-22 عنصر آب در معماری اسلامی...................................................................................................................................49
2-22-1 مساجد ................................................................................................................................................................49
2-22-2 عنصر آب در کاشی کاری مساجد .......................................................................................................................51
2-23 باغ ایرانی............................................................................................................................................................................53
2-24 قالی ایرانی..........................................................................................................................................................................55
2-25عنصر نور...............................................................................................................................................................57
2-25-1 تعریف نور و ظلمت......................................................................................................................................................57
2-26 نمادهای خورشید وآتش و جایگاه آن ها...........................................................................................................................58
2-27 هاله،تعریف هاله و انواع آن...............................................................................................................................................58
2-28 تعریف واژه خوره،خورنه و مفهوم آن ها .........................................................................................................................59
2-29 نماد دایره و معانی آن........................................................................................................................................................61
2-30 آتش و نور در ایران باستان...............................................................................................................................................62
2-31 سه مرحله پیشرفت سفال ................................................................................................................................................63
2-31-1 رمز چهار آخشیک.......................................................................................................................................................64
2-31-2 رمزهای نور بر سفال ایران...........................................................................................................................................65
2-32 فرهنگ عیلامی و باورهای مقدس عیلامی در رابطه با عنصر نور..................................................67
2-33 گاهشماری و اختر بینی در ایران....................................................................................................................................68
2-34 گاهشماری درعیلام........................................................................................................................................................69
2-35 خدایان خورشید و ماه و مراسم آیینی آن ها..................................................................................................................69
2-35-1 مراسم آیینی طلوع خورشید......................................................................................................................................70
2-36 رمزهای نور در چغازنبیل ............................................................................................................................................71
2-37 امشاسپندان مربوط به نور و آتش..................................................................................................................................72
2-37-1 اردیبهشت ................................................................................................................................................................72
2-37-2 بهرام،وهرام(ورترغنه) ..............................................................................................................................................73
2-37-3 سروش(سرئوشه) ....................................................................................................................................................73
2-37-4 آذر،آتش،آتر ............................................................................................................................................................73
2-37-5 نئیریوسنگهه ............................................................................................................................................................73
2-38 آئین میترا(مهر) ............................................................................................................................................................74
2-39 نور و هنر.................................................................................................................................................................. .76
2-40 جشن های زمستان و بهار.......................................................................................................................................... 77
2-40-1 جشن سده..............................................................................................................................................................77
2-40-2 چهارشنبه سوری....................................................................................................................................................77
2-40-3 جشن فروردگان.....................................................................................................................................................78
2-41 دوران پارس ها ................................................................................................................................................79
2-42 گاهشماری،اوستایی کهنه و نو......................................................................................................................................79
2-43 کعبه زرتشت...............................................................................................................................................................80
2-43-1 بنای کعبه زرتشت..................................................................................................................................................80
2-44 دوران ساسانی..................................................................................................................................................82
2-45 چهارتاقی نیاسر...........................................................................................................................................................83
2-46 اهمیت نور در اسلام...................................................................................................................................................84
2-46-1 معنای نور.............................................................................................................................................................84
2-47سهروردی،فلسفه اشراق و دیدگاه شیخ در رابطه با نور.................................................................85
2-47-1 اهمیت خورشید و آتش در اندیشه سهروردی.......................................................................................................85
2-47-2 حکمت اشراق........................................................................................................................................................85
2-47-3 اشراق و معنا آن .....................................................................................................................................................86
2-47-4عقیده سهروردی در رابطه با نور ............................................................................................................................86
2-48 نور در نگارگری...........................................................................................................................................88
2-48-2 فر و خورنه در نگارگری اسلامی صفحه ............................................................................................................89
2-48-3 تجلی نور الانوار در نگارگری اسلامی.................................................................................................................91
2-49 نور در معماری اسلامی.............................................................................................................................93
2-50 عناصر و اجزای مساجد اسلامی..............................................................................................................................93
2-50-1 محراب و ارتباط آن با نور...................................................................................................................................93
2-50-2 مقرنس................................................................................................................................................................95
2-50-3 اسلیمی................................................................................................................................................................96
2-51 باغ ایرانی ...............................................................................................................................................................97
2-52 فلسفه نور در عرفان و هنر اسلامی......................................................................................................................98
2-53 تحلیل و نتیجه گیری.............................................................................................................................................99
2-54 تحلیل نشانه شناسی وفرهنگی..........................................................................................................101
2-55 بررسی نشانه شناسی نماد نور...................................................................................................101
2-56 بررسی نشانه شناسی هنر اسلامی در مساجد............................................................................103
2-56-1 نشانه های شمایلی...............................................................................................................104
2-56-2 نشانه های شمایلی نمادین شده..........................................................................................104.
2-56-3 نشانه های نمایه ای.............................................................................................................105
2-56-4 نشانه های نمادین................................................................................................................106
2-57 نتیجه گیری..............................................................................................................................107
2-58 نشانه شناسی نماد آب.............................................................................................................108
2-59 نتیجه گیری کلی.....................................................................................................................111
2-60 استخراج شاخصه های فرهنگی و کد های طراحی.............................................113
2-61 اولویت بندی شاخص ها........................................................................................................115
فصل سوم
3-1 آنالیز اجتماعی.....................................................................................................................119
3-1-1 استفاده کنندگان.....................................................................................................................119
3-2 آنالیز فرهنگی......................................................................................................................121
3-3 بررسی عوامل انسانی........................................................................................................124
3-3-1 ارگونومی رنگ....................................................................................................................................124
3-3-2 عناصر منظر سازی..............................................................................................................................125
3-3-3 تامین روشنایی محوطه........................................................................................................................126
3-3-4 چشم زدگی و روش جلوگیری از آن ها.............................................................................................126
3-3-5 کنترل انعکاس نور های مزاحم...........................................................................................................127
3-3-6 اصول مهم در طراحی روشنایی پارک ها............................................................................................128
3-3-7 مقادیر پیشنهادی در استاندارد برای روشنایی پارک هاCIE 136 ....................................................129
3-3-8 روشنایی پارک ها .............................................................................................................................129
3-3-9 نور پردازی آبشارها...........................................................................................................................131
3-4 آنالیز عوامل محیطی.........................................................................................................192
3-4-1 محیط استفاده از محصول...................................................................................................................134
3-4-2 رطوبت...............................................................................................................................................134
3-4-3 دمای محیط........................................................................................................................................134
3-4-4 صوت.................................................................................................................................................134
3-4-5 نور.....................................................................................................................................................135
3-4-6 گرد و غبار.........................................................................................................................................135
3-4-7 وندالیزم..............................................................................................................................................136
3-4-8 وندالیزم در مقایسه با زمان.................................................................................................................136
3-4-9 وندالیزم در مقایسه بامکان.................................................................................................................136
3-4-10 ندالیزم در مقایسه با قیمت..............................................................................................................136
3-4-11 وندالیزم آگاهانه...............................................................................................................................137
3-4-12 وندالیزم نا آگاهانه...........................................................................................................................137
3-4-13 انواع تخریب گرایی های رایج........................................................................................................137
3-4-14 نقش طراح......................................................................................................................................138
3-4-15 تاثیر محصول بر محیط...................................................................................................................140
3-4-16 نتیجه گیری....................................................................................................................................141
3-5 زیبایی شناسی...................................................................................................................142
3-5-1 آب به صورت طرح..........................................................................................................................142
3-5-2 آب از نظر حرکت............................................................................................................................142
3-5-3 آب به صورت کنایه و نشانه.............................................................................................................143
3-5-4 عناصر طراحی بصری.......................................................................................................................143
3-5-5 فرم...................................................................................................................................................144
3-5-6 بافت................................................................................................................................................144
3-5-7 کیفیت حسی....................................................................................................................................145
3-5-8 آبروها..............................................................................................................................................145
3-5-9 آبشارها............................................................................................................................................145
3-5-10 فواره ها.........................................................................................................................................146
3-5-11 نور پردازی آبنماها و آبشارها و آب های ساکن............................................................................148
3-5-12 انواع نورپردازی باغی....................................................................................................................149
3-5-13 زیبایی شناسی محیط و منظر.........................................................................................................153
3-5-14 نتیجه گیری...................................................................................................................................154
3-6 آنالیز ساختار و عملکرد.................................................................................................155
3-6-1 مواد و روش های ساخت آبنما.........................................................................................................155
3-6-2 نورپردازی در کف حوضچه.............................................................................................................155
فصل چهارم طراحی
4-1 پیشنهادات طراح.......................................................................................................................157
4-2 روشSET.........................................................................................................................159
2-4- 1مصادیق کالایی....................................................................................................................159
2-4-2 بررسی هویت مکان قرار گیری محصول نهایی.................................................................................161
2-4-3 توپوگرافی بام تهران..........................................................................................................................161
2-4-4 علت انتخاب بام تهران.....................................................................................................................161
2-4-5 گروه هدف.......................................................................................................................................163
2-4-6 بسته های فرهنگی لنسکی................................................................................................................163
2-4-7 معیار های محیطی............................................................................................................................163
2-4-8 معیار های تعاملی.............................................................................................................................164
2-4-9 معیار های ارزیابی و داوری.............................................................................................................164
2-4-10 معیار های خلاقیت........................................................................................................................165
2-4-11 معیار های هیجانی.........................................................................................................................165
2-4-12 معیار های اعتقادی.........................................................................................................................165
2-4-13 معیار های هویتی...........................................................................................................................165
2-4-14 اولویت بسته های فرهنگی در گروه هدف....................................................................................166
2-4-15 بررسی شاخصه های Entertainment مورد علاقه کاربر..........................................................167
2-4-16 معیار های اقتصادی.......................................................................................................................167
2-4-17 بررسی شاخصه های کالاهای مورد توجه گروه کاربر...................................................................168
2-4-18 بررسی رفتار مبتنی بر تکنولوژی گروه هدف................................................................................169
2-4-19 چگونگی ارتباط ویژگی های کالا،کیفیت و ارزش های شخصی..................................................170
2-4-20 شناسایی فرصت.............................................................................................................................176
3-4 اتودهای اولیه..........................................................................................................................177
4-4 جدول ارزیابی طرح های برتر................................................................................................187
4-5 طرح نهایی..............................................................................................................................189
4-6 تفسیر چرایی طرح..................................................................................................................195
4-7 نقشه و برش...........................................................................................................................196
4-8 نکات فنی............................................................................................................................201
4-9 مناسبات اقتصادی................................................................................................................203
4-10فهرست منابع......................................................................................................................205
فصل اول
چکیده :
این پژوهش با هدف اولیه استفاده از عناصر نور و آب در طراحی المان های شهری،به بررسی کامل این عناصر در دوران تاریخی ایران پرداخته است و هم چنین طراحی مبلمان و المان های شهری از منظر هویت و فرهنگ مورد بررسی قرار گرفته است و سعی بر ایجاد پیوندی محکم تر بین فرهنگ و المان های شهری شده است .
هم چنین از نظر اجتماعی سعی در هرچه بهتر ارتباط برقرار کردن استفاده گر با المان های شهری شده است..
مقدمه
اهمیت موضوع
با توجه به اینکه طراحی کنونی شهر تهران نیاز های روانی و جسمی مردم تهران را برآورده نمیکندو ارتباط فطری و موثر بین فرد و فضاهای شهری وجود نداردو شهری خاکستری بدون ایجاد تعلق خاطر بین فردو جامعه می باشد.بنابراین ایجاد فضایی با توجه به فرهنگ جامعه که ارتباط فرد با محیطش را بهتر کرده و فضایی برای تعامل و آرامش باشد ضروری می باشد.
هدف
طراحی المان و فضای شهری منطبق با فرهنگ و تاریخ مردم ایران در جهت ایجاد تعامل اجتماعی و تعامل بین فضاهای شهری و افراد.
سوال پژوهشی
با این فرض این تحقیق را شروع کردم که با بررسی تاریخ هنر ایران شاخصه های فرهنگی استخراج کنم و از آن ها به کدهای طراحی برای طراحی المان های شهری برسم.
تعریف مبلمان شهری
مبلمان شهری به مجموعه وسیعی از وسایل،اشیاء،دستگاه ها،نمادها،خرده بناها،فضاها و عناصری گفته می شود که چون در شهر و خیابان و در کل فضای باز نصب شده اند و استفاده عمومی دارند،به این اصطلاح معروف شده اند.
پیشینه
در این پژوهش مقطعی تحلیلی دوران تاریخ هنر ایران از زروانیسم تا کنون بررسی شده است.هنرهایی مانند نقوش برجسته،سفال،معماری،نگارگری،قالی مورد بررسی قرار گرفت.همچنین عقاید سهروردی دربار ه نور و حکمت اشراق نیز بررسی شد.فصل دوم به طور کامل به این بخش اختصاص داده شده .
این بررسی نشان می دهد که شاخصه های فرهنگی تا قبل از دوران اسلامی دارای اشتراک های زیادی می باشد و بعد از دوران اسلامی با حفظ برخی اشتراکات دارای شاخصه های جدیدی است.
نتایج:
با بررسی های مقطعی و تحلیلی شاخصه هایی مانند تقدس،قائم به ذاتی تمرکز،سلسله مراتب تطهیر و خلوص و شفافیت،بخشندگی،حقیقت یابی و.. در ارتباط با عناصر نور و آب استخراج شده است.از این شاخصه ها به کدهای طراحی رسیدم که به کمک آنها و با بکار گیری روش set موفق به طراحی فضایی در بام تهران شدم.
کلمات کلیدی
-آب- نور- مبلمان شهری-فرهنگ
1-2 روش تحقیق:
مقطعی تحلیلی
فصل دوم
بررسی عناصر نور و آب در تاریخ هنر ایران
آنالیز تاریخی
2-1 اسطوره:
بهار(1376 الف ،صص344 تا 345)اسطوره شناسی بخشی است از مردم شناسی فرهنگی که آن خود از مردم شناسی منشعب می گردد.مردم شناسی فرهنگی به بررسی و فرا یافتن قوانین عمومی قالب های رفتاری انسان در همه ابعاد آن می پردازد و می کوشد توجیهی عمومی از این پدیده اجتماعی فرهنگی به دست دهد.اسطوره شناسی با بررسی مجموعه های اساطیری زنده یا مرده و فرا یافتن کیفیات عمومی و کلی آن ها،در خدمت مردم شناسی فرهنگی قرار می
2-2 آب و آفرینش:
آفرینش حیات بر آب نهاده شده است.سومریان معتقد بودنددر آغاز زندگی جز آب چیزی نبوده و همه چیز ها از آب به دست آمدند.در وسط آب جزیره ای به شکل کوه به وجود آمد.قله کوه آسمان شد و قاعده آن زمین.از برخورد قله به قاعده هوا به وجود آمدکه سومین عنصر زندگی پس از آب و خاک بود.یکی از صفات مهم این عنصر قابلیت انبساط است.
در اسطوره های بابلی به جای الهه (نمو) الهه نعامه به عنوان الهه آب معرفی شده است.آب ها پیش از زمین وجود داشتند با تحلیل ارزش های مذهبی آب ها ساختار و کارکرد نمادها بهتر درک خواهد شد.آب ها مجموع معنویت جهانی را می نمایانند.
از دوره های نخستین آب به دو گونه با مفهوم باروری و بارداری پیوند یافت:1- به شکل باران2- به صورت زنی باردار که فرزندی می آورد و این ولادت در لوا و پناه عنصری که آن را همه می پرستیدند انجام می گیرد.
اصطلاح اساطیری از آب گرفته یا نجات یافته از غرقاب بیان رمزی بارداری و آبستنی است و تصویر شاعرانه ای است که به وضع حمل مربوط می شود.فهم این نکته که چگونه مردمان نا متمدن به آنجا رسیدند که آب را عنصری مقدس پنداشتند دشوار نیست چون بدون آب هیچ چیز ممکن نبود نه آباد شود نه بارور.بررسی آب ریشه و منشاء سحر شعاعر و مناسک مذهبی را که در همه ی ادیان عالم متداول و پراکنده گشته روشن می کند. خصایص اساسی داستان های خدایان اساطیری(ارباب انواع)و پهلوانان تقریبا همیشه مرهون و مدیون اسطوره ی برزگری و کشاورزی است و طبیعت را به سیمای زنی باکره و باردار بزرگ و گرامی می دارد.
2-3 نقش آب در پدید آمدن تمدن و فرهنگ:آب عامل اصلی به وجود آمدن تمدن در روی کره زمین است.اگر بشر آب را ستایش می کند و برای آن ارزش فوق العاده قائل است بیشتر به خاطر این است که نه تنها حیات فردی بلکه حیات اجتماعی اش به آن پیوسته است.
آب مقدس است و انسان وقتی بر یک پدیده مهر تقدس می زند که در زندگی او نقش و حضوری کار آمد داشته باشد.رود ها مادران فرهنگ بشری به حساب می آیند.
آب در اوستای اپ و در پهلوی آو یکی از چهار عناصر پیشینیان است که ایرانیان باستان هرگز نباید آن را آلوده سازند.آب دومین آفریده از آفریدگان هفت گانه ای است که اورمزد خلق کرده است.ستایش و قداست آب در این آئین تا جایی است کهدر یسنای 65 فقره ی 10اهورامزدا به پیغمبرش می گوید:
تیشتر خدایی است که با باران ارتباط دارد و از این رو اصل همه ی آب ها و سرچشمه ی باران و باروری است.آب در انتقال جوهر تن زرتشت و به وجود آمدن او نقش بسیار زیادی دارد.جوهر تن زرتشت از اورمزد به باد از باد به ابر و از ابر به باران و به زمین و بعد طی مراحلی به پدر و مادر زرتشت می رسد.
2-4 آب در دیگر آیین های باستانی:
در آیین زروانی پایه و اساس جهان از آب آفریده شده است(بهار،1357،ص 73).
از جمله معتقدات مانویان در مورد نقش آب در مبادی آفرینش نخست،قائل بودن به مراتب زیر است:
مادر زندگی،مادر هستی،زاینده،(هرمزد بع) یا انسان نخستین می باشد.هرمزد بع فرزندمادر زندگی و پسر خدا هم چنین نماد انسان ازلی و روح در بند تصور شده است.امهر سپیدان که عبارت از فروهرباد،آب روشنی و آتش بوده خود فرزند هرمزدبع و نفس زنده ایزدی که نماد نور محبوس در ماده است تلقی می گشته است.(بنیادلو به نقل از شهبازی 1379 ص16).
دین مزدکی که تلقی از دین زرتشتی عصر ساسانی،دین مانوی و آداب و عقاید جوامع روستایی ایران است به سه عنصر آب آتش و خاک نیز اعتقاد داشتند،در آئین مهر معابد مهری را در کنار آب پاک می ساختند.
2-5 بازتاب آب در سفال های پیش از تاریخ:
یکی از رایج ترین عناصر تصویری هنر ایران از دوران کهن و پیش از تاریخ نقش آب می باشد.که در این میان سفال های سیلک،شوش،تل باکون زیباترین نقوش هندسی و تجریدی آب را نمایان می سازند.در ابتدای سفال سازی این نواحی نقوش کاملا هندسی نمایانگر سود بخشی آب بود ولی در دوره های بعدی هر آن چه که بقای آن به این عنصر هستی بخش نیاز داشت،مانند گیاه،حیوان و انسان به نقوش هندسی اضافه گردید و کارکرد های مقدسی را به وجود آورد.این سفال های منقوش در مراسم آئینی و مقدس تدفین مردگان،تطهیر،نیایش با آب مقدس استفاده می شده است.نقوش آب برسفال های پیش از تاریخ و نیز خود سفال دارای کارکرد های بس مهم وحدت بخشی،خنثی کردن جادوی خشکی ،وحدت جهان پایین وبالا و جاودانگی بوده است.

عکس (2-1) نقش آب بر روی سفال لایه دوم سیلک

-527051778002-5-1 نیایش آب بر روی سفال های پیش از تاریخ:
-1333502603500آیین تقدیس آب از برای افزونی و برکت زایی آن را ستود،راز و رمز نیایش آب و پیوندش با انسان،به صورت نمادین و هندسی بر روی سفال ها نقش بست.این راز و رمز ها و این نماد ها مانند ذکری برای نیایش آب بود و همواره تکرار می شد و در ذهن انسان کهن کارکردی جز خنثی کردن افسون و جادوی خشکی نداشت.او می پنداشت که این نقوش مقدس با نیروی ماورایی خود علاوه بر تاکید بر تقدس آب،جادوی خشکی را تبدیل به نیروی حیات بخش آب می کند. rightbottom عکس(2-2)(2-3) سفال سیلک قرن چهارم ق.م
عکس (2-4)سفال سیلک با نقوش انتزاعی آب
2-6 عیلام:
در دین عیلامی مار= حفاظت ازآب(افزون بخشیدن)خرد و ثروت(برکت)را داشت.در دین عیلامی مار بن مایه ی مکرر است که به ویژه بر کوزه ها و آبدان ها نقش شده است.مار نقش دور دارنده نیروهای شیطانی را نیز داشته است.مارها بر دروازه ها،برگرد شاهان،بر گرد محراب ها و بر دسته ی سلاح ها نقش می شوند و در حالی که به خود پیچیده بودند تختگاه خدایان به شمار می آمدند.
2-6-1 کورنگان:
اولین و قدیمیترین نقش برجسته اسلامی در استان فارس بوده است.صحنه بار عام خدایان تمام نقوش و عناصر تشکیل دهنده کورنگان سخن از رمزهای آب و برکت دارند و هر یک دارای کار ویژه ای می باشد.
"کر(کور)" موجود در کورنگون ، رودخانه کر و حتی "کار" در کارون به پاسداشت خدای آب شیرین ایلامی است که به "کر" اشتهار داشته است.

عکس(2-5)نقش کورنگان در دو طرف حرکت مومنان
20142201609725)خدای کوهستان و آب که بر تختی از یک مار چنبره زده نشسته و سر مار را با دست چپ خود گرفته است وروی دست راستش فواره ای از آب قرار دارد که احتمالا به جهت بخشش و  تقدیس نزد اوست-تصویر بازسازی شده کورنگون توسط کاشف آن  ارنست هرتسفلد-برداشت از کتاب" دنیای گمشدۀ عیلام" نوشته والترهینتس
عکس(2-6) تخت مار ایزدان در صحنه اصلی کورنگان
دکتر مهرداد بهار در کتاب اسطوره و فرهنگ یادآور شده که این نقش احتمالا نقش خدای نپیریش بهمراه  یک الهه (احتمالا کیریشنا) است نپیریش  ، خدای کوهستان و آب است که بر تختی از یک مار چنبره زده نشسته و سر مار را با دست چپ خود گرفته است وروی دست راستش فواره ای از آب قرار دارد که احتمالا به جهت بخشش و  تقدیس نزد اوست و این آب پس از آن دو شعبه شده قسمتی به پشت سر برای حامیان و کاهنان و قسمتی برای شاه و پیروان اختصاص داده شده است و تعداد پیروان  نقش شده در روبرو 27 نفرند که با تعدادی که پشت سر ترسیم شده و در حال محوند این تعداد به بیش از 35 نقش میرسد"
-3435356953252-6-2 چغازنبیل (بررسی آب و تقدس آن )
شهر چغازنبیل (دور اونتاش)توسط اونتاشگال پادشاه ایلام در حدود قرن 13 قبل از میلاد بنا شده است .شهر علاوه بر معابد زیاد که به خدایان نثار شده است،دارای کاخ های فراوان و نیز مقبره هایی برای مردگان و عمارت ها یی که اداری و سکونتی بوده است.سه حصار خشتی تو در تو ابنیه مذهبی و غیر مذهبی شهر چغازنبیل را محصور می سازد(صراف،1372،ص74) عکس(2-7) مسیرها و دروازه های چغازنبیل
حصار سوم با 7 دروازه مخصوص زیگورات بزرگ یا معابد اهدایی شاه اونتاشگال به (خداوندگان شهر شوش)اینشوشیناک بوده است
معنای تحت الفظی کلمه زیگورات گلدسته ای سر بر افراشته است.
دنیای آسمانی و جهان ما ورای آن در نظر این مردمان(ایلامیان)از جمله نخستین واقعیت ها بود برای صعود به آسمان ها ،نیایش موثر،نیازمند چایگاهی رفیع بود،محلی که در آن جا نیایشگر از زمین دور به قدرت های آسمانی نزدیک می شود.
زیگورات گواه صادقی است بر شور و شوقی که نسبت به کوهستان داشته اند.زیرا که از کوه نیروی حامی حیات بیرون می تراود،در زمستان که حالت نیمه جانی تهدید آمیزی بر سرزمین چیره می شود،یا در تابستان به هنگامی که رستنی ها در اثر نیروی مخرب گرما پژمرده می شود،فقط کوه است که نوید تجدید حیات می دهد.
کوه با نگهداری برف و گرفتن رطوبت ابرها تبدیل به مخزن بزرگی می شود و تمام زندگی بشر وابسته به بیرون تراویدن آب های ثمر بخش آن است.هنگامی که در نتیجه ی تابش آفتاب سوزان زمین خشک می شود و خدایان نعمت نا پدید می گردند،طبیعی است که تصور شود به درون کوه پناه برده اند به منظور تجدید حیات،نیروی زندانی باید آزاد گردند.
و کوه مقدس که آسمان و زمین در آنجا به هم می پیوندند،در مرکز جهان قرار می گیرد هر معبد و کاخی،هر شهر مقدس و بارگاه شاهانه ای،یک کوه مقدس محسوب می شود و در نتیجه به صورت یک مرکز در می آید(ایلیاده 1375،ص25) بنابر این زیگورات چغازنبیل نماد کوه مقدسی است که نگهدارنده ی آب های ثمر بخش است که کارکرد های رمزی تمرکز و وحدت بخشی،ارتباط با جهان بالا و ایزدان و آزاد سازی آب های برکت زا را داراست و راز تقدس و قدرت بیکران آن تنها در برگزاری مراسم آیینی مقدس نهفته است و آن گاه چشمه ها از کوه ها می جوشند.وآب ها بر گستره زمین جاری می گردند.
آخرین تحقیقاتی که راجع به وضعیت حیاط مرکزی انجام گرفته نشان می دهد که در قسمت مرکزی حیاط حوض بزرگی پر از آب بوده است و نیایشگران قبل از ورود به داخل معبد اینشوشیناک می بایستی خود را با آب تطهیر می کردند تا اذن ورود به داخل معبد را به دست می آوردند(صراف،1373،ص81)
شاه اونتاش ناپیرشا،همسرش ناپیراسو و خواهر زاده اش و دیگر بزرگان در ارابه پیروزیشان از حریم سلطنتی نزدیک دروازه شاه در زیگورات در طرف جنوب شرقی معبد وارد می شوند.بعد از گذر از دروازه 4 کاهنان از یک کوزه گلی بزرگ که باقیمانده ی آن کشف شده است روی دست پادشاه آب می ریزند.آن گاه زوج سلطنتی مراسم صعود به معبد اصلی از پلکان جنوب شرقی آغاز می کنند.
وجود حوض مخصوص تطهیر و کوزه آب پاک و تطهیر شده برای شروع مراسم مذهبی گواه این باور ایلامیان است که آب علاوه بر کارکرد شستشو و پاکیزه گی کارکرد تطهیر ،روح و روان از پلید ها را دارد.
چغازنبیل نمونه ای از تقدس به آب پاک و ثمر بخش می باشد که تمامی ساختار وجودی آن سخن از راز فراوان دارد.کوه مقدس در زیگورات عظیم بازتاب می یابد تا که ارتباط با ایزدان تداوم بخشد و در اثر این ارتباط نیروی نهفته آن(آب حیاط)از آن تراوش کند و نهر بزرگ جریان یابد و برکت بخش هستی باشد تا که روح و جسم مردمان نطهیر پیدا کند.پالایش روح و جسم با آب در مراسم مذهبی مقدس قبل از ورود به معبد باعث ارتباط روح با جهان دیگر و خدایان برکت بخش می شود
35096454396740 عکس(2-8) حمل تندیس همراه با مراسم آیینی و موسیقی عکس(2-9) پلکان جنوبی زیگورات
2-7 آریاییان :
آریاییان شاخه شرقی هند و اروپاییان را تشکیل می دهند. هند و اروپاییان اقوام سفید پوستی بودند که در هزاره چهارم ق. م در روسیه ی مرکزی می زیستند در اواخر هزاره ی یاد شده به عللی که درست شناخته شده نیست،به اطراف،به جنوب سیبری و سراسر اروپا روی آوردند.یونانی ها،رومی ها،ژرمن ها،روس هاو بعضی ملل کوچکتر امروزی در اروپا،و ارمنی ها ایرانیان و هندوان بخش شمال هند در آسیا بازماندگان امروزی اقوام کهن هند و اروپایی به شمار می روند.
آریاییان تاثیر های قومی و فرهنگی عمیقی از ترکیب با اقوام و فرهنگ های بومی غرب آسیا و نجد ایران پذیرفتند و ار این امر ترکیب فرهنگ ایرانی شکل گرفت آثار این مشترکات فرهنگی خیلی کهن از دره ی سنه تا مدیتران شرقی وجود دارد و این فرهنگ بومی منطقه است.آریایی ها ،به استناد باستان شناسی و تاریخ،وقتی به دره ی سنه و به نجد ایران وارد شدند،یک فرهنگ بومی بسیار متمدن وجود داشت و فرهنگ آریایی با آن ترکیب شد.(ص404)
2-7-1 دین:
این تلفیق فرهنگی آریایی –بومی در ایران هزاره اول پ.م یک کیفیت بسیار ویژه دارد،که منعکس در افکار زرتشت و عصر زرتشت در شرق و منعکس در افکار هخامنشیان و عصر ایشان در کتیبه های هخامنشی در غرب است.هزاره اول پ.م،هزاره شگفت اوری است و انقلاب دینی –فکری عظیمی در طی آن رخ می دهدو آن کیفیت ویژه محتوایی این فرهنگ دین است که جوامع،به علل مختلف تاریخی ،فرهنگ،اجتماعی و ملت های دیگر به سمت یکتا پرستی حرکت می کند و بسیاری از نو آوری های فکری،از جمله عرفان و فلسفه ،در این عصر پدید می آید....دین آریایی که میان قبایل آریایی نجد ایران از عصر زرتشت شکل گرفته بود اهوره مزدا را خدای بزرگ می دانست و بر آن بود که اهوره مزدا و دیگر خدایان کنار هم هستند ولی فاصله اهوره مزدا با بقیه بسیار است.بعد همین عقاید رشد می کند و درگهان زرتشت به صورت متعال منعکس می گردد(بهار 1357،صص415 تا 416)
بهار 1377،ص431)کهن ترین مدارک ما درباره باور های دینی آریاییان(هند و ایرانیان)ده کتاب ریگ ودا و الواح حتی میتانی است.بنابر ریگ ودا،آریاییان دو گروه خدای خیر داشته اند که خود به سه طبقه ی روحانی فرمانروا،ارتشتار و کشاورز(تولید کننده)تقسیم می شده اند.اعتقاد به دو گروه خدا بیشتر در ارتباط با مسایل مادی و معنوی بود و تقسیم طبقاتی ایشان خود انعکاسی از تقسیمات طبقاتی و استقلال نسبی هر طبقه در جامعه آریایی کهن بوده است و در کهن ترین کتاب های ریگ ودا موجودات بشری هم وجود دارند،ولی گروه بندی و ساختار مشخصی ندارند.
اما در فرهنگ آسیای غربی که از سند تا سرزمین های شرقی کنار مدیترانه گسترده بود و بر فرهنگ آریایی تازه وارد چند هزار سال حق تقدم داشت،اساس دین بر وجوددو گروه خدایان و ضد خدایان،یا خدایان خیر و خدایان شر،قرار می گرفت و بنا بر اشارت اسطوره ای،هر دو خدایان خیر و شر معمولا از غول خدایی نخستین پدید آمده بودند که پس از پدید آوردن دو گروه،خود دیگر نقشی عمده به عهده نداشت(ص76)
این اعتقاد به خدایان خیر و شر فرهنگ آریایی و آسیای غربی به طرز جالبی با هم در آمیخت و در ادوار بعدی پایه ی به وجود آمدن ایزدانی مانند مهرو ایزد بانو آناهیتا،با کارکردهایی شد که در کناراهوره مزدا هر سه طبقه روحانی فرمانروای ارتشتار و کشاورز تولید کننده را پوشش می داد و نیز اعتقاد به خدایان خیر و شر که از غول خدای نخستین پدید آمده بودند که خود دیگر نقشی بر عهده نداشت باعث به وجو آمدن عقاید و آیین زروانی در اعصار بعدی شد.
2-8 اسطوره و ایزدان مربوط به آب در باورهای زرتشتی:
از آن جا که اساطیر و ایزدان مربوط به آب بسیار دیرینه اند و قدمت مشخصی برای آن ها نمی توان در نظر گرفت و برخی از آنان پیشینه ای مربوط به قبل ورود اقوام آریایی و نیز قبل از ظهور زرتشت مقدس دارندو گستره وسیعی از باورهای مقدس ایران زمین را به خود اختصاص داده اند.بنابر این نمی توان آنان را به زمان و مکان خاص محدود کرد،زیرا که اندیشه اساطیری از ازل شروع می شود و در طی زمان اساطیر شکل می گیرندو بنا به نیاز مردمان و نوع طبیعت محیطی دارای کارکردهایی می شوند؛در ادوار تاریخ به طور دائم این اساطیر دگرگون می شوند و از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابند و یا کارکردهای یک اسطوره(ایزد)به اسطوره دیگر انتقال می یابند ولی مهم آن است که ساختار کارکرد و کار ویژه این اساطیر و ایزدان همواره ثابت و زنده می ماند و بسته به ساختار اجتماعی و فرهنگی و نیاز بشر،خود را به نوعی نمایان می سازد.
2-8-1 نبرد میان خدایان و دیوان:
ثنویت مشخصه دین زرتشتی است ،و آن اعتقاد به وجود دو نیروی اساسا متضاد است که دست اندر کار عالم اند.آریاهای باستان به دو نیروی متضاد (راستی) یا (نظم) و (دروغ) یا (بی نظمی)اعتقاد داشتند.واین همان اندیشه ای است که دین زرتشتی آن را اتخاذ کرد و گسترش داد.در این دین پیروان (راستی)اشون و بدکاران یعنی پیروان (دروغ)دروگون نامیده می شوند.(جان هینلز،اساطیر ایران،1368،ص 67)
2-8-2 نیرو های خیر (اهوره مزدا سرور دانا):
اهوره مزدا (اورمزد در متون بعدی) به معنی (سرور دانا) نامی است که زرتشتیان به خدا داده اند.چنان که از نام او بر می آید،ویژگی او خرد است-کسی است که نه فریب می خورد و نه می فریبد،این سرور بخشنده و خیر مطلق است.او که پدر و ماد رآفرینش است،مسیر خورشید و ماه و ستارگان را ساخته است. او بوده و هست و خواهد بود.به سخنی دیگر او جاودانه است،اما در دوران کنونی قادر مطلق نیست،زیرا توانایی او به دلیل دشمن عمده اش یعنی اهریمن محدود است.اما زمانی خواهد رسید که بدی مغلوب شود و اهوره مزدا با قدرت مطلق فرمانروایی کند.
2-9 امشاسپندان:
اورمزد امشاسپندان را می آفریند.امشاسپندان جلوه های اورمزد به شمار می آیندو هر کدام از آن ها دشمن مستقیمی در میان دیوان دارند تعداد اصلی امشاسپندان شش است.در حالی که معمولا از هفت امشاسپند سخن به میان می آید.این اختلاف از آن جا ناشی می شود که در متن های متاخر ایزد سروش را یکی از امشاسپندان به حساب می آورند و تعداد آن ها را به هفت می رسانند.گروهی خود اورمزد را به عنوان هفتمین امشاسپند و در راس آن ها و برخی معتقدندبه آفرینش سپند مینو به عنوان نخستین امشاسپندهستند.
سپند مینو،بهمن،اردیبهشت،شهریور،اسپندارمد،خرداد،امرداد(امرتات)،هفت امشاسپندان می باشند.که در این میان خرداد(هئوروتات)به معنی تمامیت،کلیت و کمال و مظهری است از نجات افراد بشر،آب را حمایت می کند و در این میان شادابی گیاهان مظهر اوست.این امشاسپند مونث است.(حریریان و همکاران،1376،ص65)
2-10 ایزدان:
پس از آفرینش امشاسپندان،اورمزد ایزدان را می آفریند که قوای منفی مقابل آن ها دیوان هستند.... شماری از ایزدان از خدایان باستانی هستند یعنی پیش از زرتشت نیز جنبه خدایی داشتندمانند مهر،آناهیتا،تیشتر(مهر افزون کننده آب، ها،آناهیتا مظهر تمامی آب ها ی روی زمین ،تیشتر فرشته باران آور،همگی در ارتباط با آب زایی هستند،برخی با آئین های دینی ارتباط دارند.مانندایزد آتش و ایزد هوم.خدایان مهم بر گردونه سوارند گردونه هایی که با چهار اسب،اسب ها غالبا تناسبی با خدای گردونه دارند.برای مثال چهار اسب گردونه ی آناهیتا،ابر،باران،برف و تگرگ هستند.
2-10-1 مهر:
سنت پرستش مهر به دوران بسیار کهن بر می گردد.او در باورهای باستانی این سرزمین خدایی است بسیار دیرینه ولی در سنت دینی زرتشتی در رده ی پایین تر از زرتشت قرار می گیرد و آفریده ی او محسوب می شود،از آفرینش او پاسداری می کند(صص66،67) بنا به کهن ترین متن ها مهر(میتره) دارای کارکرد برکت زایی باران آوری و خداوندی بر رودها می باشد(بهار 1357،ص69)
2-10-2 اپام نپات یا برز ایزد:
ایزدی است بسیار قدیمی به معنی تخمه ی آب ها و یکی از سه خدای بزرگی است که لقب اهورا داشته اند و این خود گویای اعتبار اوست..خواسته ی او این است که به فره ای که در نبرد(ایزد آتش)با اژدهای سه پوزه بد دین(ضحاک)به سوی دریای فراخکرد(دریایی که اردوی سور آناهیتا به عنوان رود اساطیری به آن می ریزد)گریخته است دست یابد.این ایزد کم کم در برابر اردوی سور آناهیتا رنگ میبازد و قدرت و ویژگی هایشرا به این ایزد بانو منتقل می کند.
2-10-3 اردوی سور آناهیتا:
ایزد بانویی با شخصیتی بسیار برجسته که جای مهمی در آیین های ایران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستایش او به دوره های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می رسد.اردوی به معنی رطوبت،در آغاز نام رودخانه مقدسی بوده است و به پیروی از اصل شناخته شده ای در اساطیر نام رودخانه،شخصیت خدایی پیدا کرده است...سوره یا سورا،بخش دیگر نام اردوی سوره آناهیتا معنی نیرومند و پر زور دارد.و آناهیتا پاکی و بی آلایشی معنی می دهد.این ایزد بانو در کتیبه اردشیر دوم هخامنشی و در بسیاری از متن های دیگر به صورت خلاصه شده آناهیتا در می آید.او که نخست به رودخانه ی اردوی سروری داشت کم کم بر همه ی آب ها سروری می یابد و بنا بر بندهش،پدر و مادر آن ها می شود و از اپام نپات هم پیشی می گیرد و شخصیت اپام نپات بر شخصیت او تحلیل می رود.این ایزد بانو با صفات نیرومندی،زیبایی و خردمندی و به صورت الهه ی عشق و باروری نیز در می آید زیرا چشمه ی حیات از وجود او می جوشد و بدین گونه مادر خدا نیز می شود.تندیس های باروری را که به الهه ی مادر موسومند و نمونه هایی از آن از تپه سراب کرمانشاه(عکس خدا مادر در تپه سراب کرمانشاه)با قدمتی در حدود هزاره 6 پ.م و خدا مادر هایی که در کاوش های ناحیه شوش بدست آمده تجسمی از این ایزد بانومی دانند.اردوی سور آناهیتاگردونه ای دارد با 4 اسب سفید اسب های گردونه ی او:ابر،باران،برف،تگرگ هستند(حریریان و همکاران صص 69 و 70)
اسب های آناهیتا در یشت هر کدام نمادی از حالت های گوناگون آبند یا با عامل برکت بخش ارتباط دارند و آناهیتا این گردونه را که نماد چرخه هستی زندگی بخش است و با چهار حالت گوناگون آب،کشیده می شود را می راند و هدایت می کند.او هدایت کننده عوامل برکت زا می باشد و نیز گاهی با همین گردونه اسبان در جنگ یاری گر نیکان بوده و بر بدان می تازد.او در بلند ترین طبقه آسمان جای گزیده و بر کرانه ی هر دریاچه ای خانه ای آراسته،با صد پنجری درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد.او از فراز ابر های آسمان به فرمان اورمزد،باران و برف و تگرگ را فرو می باراند.نطفه ی مردان را پاک می کند و زهدان زنان را برای زایش آماده می سازد.او خدای محبوبی است و همیشه علاقه و احترام عمیق پیروان بسیاری را به خود جلب کرده است.
2-10-4 تیشتر:
خدایی است که با باران ارتباط دارد و از این رو اصل همه ی آب ها،سرچشمه ی باران و باروری است.در متن ها صورت متجلی او را (ستاره بان شکوهمند)نام برده اند
او در ضمن سرور همه ی ستارگان و حامی سرزمین آریایی است.او فرزند عطا می کند و جاودان گران را در هم می شکند.
2-11 جشن های آئینی مربوط به آب در فرهنگ آریایی:
در جوامع بشری همواره اسطوره و آئین ها با هم رشد می کنند.آئین بدون محتوای اسطوره ای معنی نمی دهد.باید یک رشته ی اعتقاداتی وجود داشته باشند.و به همراه آن اعتقادات،آئین ها اجرا شوند،هیچ دینی بدون آئین نیست.چه ادیان ابتدایی اسطوره ای،چه ادیان پیشرفته.....آئین ها معمولا قسمت عمده آن ها مربوط به برکت است چه در نظر بشر ابتدایی و چه پیشرفته مهر و قهر خدایان،مربوط به آئین هایی است که انسان انجام می دهد(بهار 1377،صص 296 تا 297)
اگر انسان ها آئین ها را برگزار نکنند،خدایان قادر به اجرای وظایفشان نیستند.بنابراین آئین هایی که همه در بن خود با باروری و برکت بخشی مربوط اند،تقدس و اهمیتی بسیار عظیم در جامعه باستان دارند که بدون اجرای درست آن ها خدایان از کارکردهای معمول و خویشکاری های خود باز می مانند(ص312).

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

جهان فکری اسطوره فراموش می شود ولی در یک سطح آئینی به جای می ماند،این جزئی از زندگی اسطوره و آئین است.آئین ها دوامشان بیشتر از اسطوره هاست زیرا اجرای آئین برای تداوم زندگی ضروری دانسته می شود مانند نوروز که از زمان اساطیر تا به حال ادامه دارد.زیرا آئین آن به برکت زایی مربوط می شود.(ص281).
هر جا که خشکی هست اسطوره های مربوط به خدایان باران آور و برکت بخش و آئین های مربوط به باران آوری به طور وسیع دیده می شود.و در مناطقی که پر باران است،این اسطوره ها محدود و کوچکترند و یا به وام از مناطقی به این مناطق رفته اند(ص 313).
تداوم پرستش آب را می توان از روی سفال های پیش از تاریخ و نیز کتیبه ها و نقش برجسته ها ی ایلامی پیش از هزاره دوم و سوم قبل از میلاد به صورت خود آب و الهه آب دنبال کرد و تا دوره ساسانی تداوم و حرمت پرستش اب و آئین های مربوط به آن در عصر باستان ادامه می یابند.و این تقدس و حرمت،در دوره ی اسلامی نیز با توجه به پیشینه فرهنگی تقدس آب در ایران و تقدس آب در ایران و نیز تقدس آب در دین اسلام زنده می ماند،بنابراین آئین ها و جشن های مربوط به آب در فرهنگ ایران پس از ورود آریاییان تا به دوره اسلامی ادامه می یابد زیرا هیچ دینی بدون آئین نیست و برای رضایت خداوند باید آئین ها برگزار شود تا او برکت به مردمان ببخشد.بنابراین با توجه به اهمیت جشن های مربوط به آب از برجسته ترین آن در فرهنگ آریایی مورد بررسی قرار می گیرد:
2-11-1 جشن آبریزگان(آب پاشی):
از جمله مراسم معتبر و مشهوری است که به نوروز منسوب است و اغلب مورخان و نویسندگان بدان اشاره کرده اند:
رسم شست و شو و غسل کردن و آب پاشیدن به یکدیگر است رضی(137،صص328 تا 329)
همه روایات درباره ی این جشن حاکی از تقدس آب و اهمیت ویژه آن و لزوم بارش باران به هنگام آئین ها و مراسم آن بوده است.مراسمی درباره کاشت سبزه و عمل آوردن آن و شست و شو و غسل و آب پاشیدن در نوروز همه حکایت از تامین آب و گیاه برای سال نو دارد.
هرگاه به مطالب و مفاهیم فروردین یشت بنگریم،ارتباط میان فروهرها و فروردین ماه یا هنگام اعتدال ربیعی و آغاز بهار را با آب و باران در می یابیم.یکی از وظایف (کارکرد)فروهران تامین آب است.
2-11-2 خردادگان:
خرداد پنجمین امشاسپند است از شش امشاسپند بزرگ:در اوستا به شکل هئوروتات که مرکب است از هئورو به معنی رسایی و کمال جز دوم تات پسوند است که دلالت به اسم مجرد مونث می نماید.پس این نام صفت است از صفات اهورامزدا که نشانه کمال و رسایی است. در عالم مادی و زمین نگهبانی آب با خرداد است به همین جهت در روز ششم فروردین یا خرداد روز از ماه فروردین از جمله آداب و مراسمی که در این روز به قول بیرونی میان ایرانیان انجام می شد غسل و شستشوی ویژه ای بوده است و بی گمان این نیست جز موکل بودن این امشاسپند بر آب،چنان که ا مرداد،ششمین امشاسپند موکل بر گیاه(نبات)است.در روز ششم از ماه خرداد به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشنی موسوم به خردادگان برگزار می شده است.
2-11-3 جشن تیرگان:
در تیرگان یعنی روز سیزدهم تیر ماه جشنی برگزارمی شد که جنبه های نمایشی و جادوی تقلیدی داشت از لحاظ باران زایی،نهایت امر آن که اداب و مراسم این جشن با آب ارتباط دارد.(ص655).
نیز در اوستا تیشتریه و در پهلوی تیشتر است نام ستاره ای است که تازیان به آن شعرای یمانی و در زبان های اروپایی سیریوس خوانده می شود و ستاره ی باران است.هم چنین در اوستا نام یکی از ایزدان است.یعنی ایزد باران به موجب یزدان شناسی مزدایی تیر یا تشتر ستاره ی باران است و هرگاه در آسمان پیدا شود و بدرخشد مژده ی باران می دهد،و به روز سیزدهم هر ماه منسوب است به این ایزد و مطابق معمول و سنت،در توافق نام روز و ماه روز سیزدهم جشن تیرگان است.در چنین روزی مردم به هم آب می پاشند.مراسم آب پاشان،سر شستن،غسل و شست و شوی را از مراسم این جشن دانسته اند و در ادامه می گوید روز تیرگان آن روز است که آرش تیر انداخت اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب صلح افتاد و اند تیرگان غسل کنند و سفالینه ها را بشکنند و دوباره از نو کنند. این جشن هنوز در خیلی از استان های ایران از جمله کردستان به طرز باشکوهی برگزار می شود
2-11-4 آبانگان:
از جشن های دوازده گانه سال است.روز دهم از هر ماه،آبان نام دارد.پس روز دهم از آبان،به موجب تلاقی نام روز و ماه،جشن آبانگان برگزار می شود که مراسم ستایش و شادمانی و نیایش و عبادت کنار چشمه سار ها و رودها به انجام می رسید(ص641).
آبان روز در آبان ماه ویژگی دارد که به یکی از بزرگترین ایزدان مورد ستایش ایرانیان روزگار گذشته یعنی آناهیتا،ایزد سرپرست آب های روان دریا،رودها و چشمه سارها است.مطابق معمول رویدادها و حوادثی درخصوص آب جهت گرامی داشت و زنده یادی آن ها در تاریخ در این روز قرار داده شده است.از جمله آباد کردن کاریز ها و نهرهای آب که افراسیاب در جنگ ایران و توران ویران کرده بود توسط زو پسر تهماسب و یا روایت دیگر آن است که پس از هشت سال خشکسالی در چنین روزی باران بارید و بر مردمان برکت بخشید(ص669).
2-12 فرهنگ ماد:
اقوام ماد در مرکز و غرب نجد ایران ساکن شدند.نخستین نشستگاه آریاییان در غرب،سرزمین مانای بود،که در حد فاصل شرق دریای مازندران و غرب دریاچه ارومیه قرار داشت.
مادها تنها قبیله های آریایی بودند که در سایه ی اتحاد امپراتوری بزرگ آشور را برای همیشه شکست دادند،اقوام و قبایل بسیاری را از قید اسارت آشوریان متجاوز رهایی بخشیدند.(راوندی 1356،ج 1،ص142).
2-12-1 دین مادها:
دین ماد را ازنزدیک نمی شناسیم این دین به احتمال زیاد در برگیرنده عناصری ایرانی و بین النهرینی به ویژه حوری وآشوری بوده است.
مادها به اهورامزدا باور داشتند شواهد باستانی نمایان می سازد که در بین آریاییان به خصوص اقوام ماد مراسم تدفین بسیار پر اهمیت بوده است.آنان به احتمال به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند.ظروف مربوط به مراسم تدفین مردگان و حیوان و انسان هایی هستند که در عمل تدفین و تشریفات مربوط به آب متبرک شرکت نموده اند.این ظروف برای ریختن آب متبرک به دهان و گوش و بینی و چشم شخص متوفی بکار می رفته است.
2-13فرهنگ پارس :
در اوایل قرن هفتم پیش از میلاد پارس ها از مادها جدا شدند و در طول زاگرس در جهت جنوب شرقی روانه شدند و به سرزمینی رسیدند که امروزه به نام پارس یا فارس خوانده می شود.مراکزاین منطقه در آعصر شامل سرچشمه های رودکر ،دشت مرغاب،مرودشت و حدود شیراز امروزی می شد .سرزمین پارسا و نشان از بخش های اساسی کشور ایلام بود(ایلام،1377،ص149).
کوروش کبیر از 550تا 529 پ.م سی سال سلطنت کرد و سلطنت محلی پارس ها را به شاهنشاهی تبدیل کرد.داریوش کبیر که از نوادگان عمومی کوروش بود سلطنت در هم ریخته هخامنشی را پس از مرگ کمبوجیه،پسر کوروش،از نو باز ساخت و این سلطنت را به اوج قدرت خویش رساند(ص150)
2-13-1 دین و باورهای هخامنشی:
در کتیبه های هخامنشی دو عصر دیده می شود یکی دوره ای است که به اواخر قرن پنجم پ.م ختم می شودو در این بخش با وجود یاد کردن از دیگر خدایان در عمل جز ذکر نام اهوره مزدا،از نام دیگر خدایان نشانی نیست و دوره ی دیگر از عصر اردشیر دوم پسر داریوش دوم شروع می شود که در کتیبه ها،علاوه بر ذکر نام اهوره مزدا از نام (مهر)و(آناهیتا)و گاه فقط از مهر نامی رفته است.(بهار1377،ص161).
علاوه بر این شاهان هخامنشی اهمیت به سزایی به عنصر آب می گذاشتند و برخی از آب ها برای آن ها بسیار مقدس بود و نیز هیچ گاه آب را آلوده نمی کردند. در کتیبه ایی داریوش بزرگ دعا می کند که اهوره مزدا کشور را از خشکی محافظت کند شاید وجود خشکسالی و ترس از آن بی تاثیر بر اهمیت فراوان ایزد بانو آناهیتا و نیز آب نبوده باشد.
2-14رمزهای آب و ارتباط نوروز و آب در تخت جمشید:
تخت جمشید در فارس و در جنوب شرقی ایران واقع شده است.این بنای با شکوه متشکل از رمزهای فراوان می باشد و هر یک از نقوش برجسته آن گویای کارکردهایی است.نوروز که عید بومی نجد ایران بوده به طرز باشکوهی در این مکان برگزار می شده است.علاوه بر سیستم آب رسانی بسیار دقیق در تخت جمشید نشانه هایی از آئین مقدس تطهیر و نیایش آب در این مکان دیده می شود با توجه به ارتباط میان آب و آئین های نوروزی و نمادهای جدال با خشکی تخت جمشید نیز سرشار از رمزو نمادهای آب و نقش ویژه آن ها می باشد.
موقعیت مکانی تخت جمشید:
داریوش در حدود سال های 520 تا 518 پ.م محوطه ای صخره ایی را واقع در حدود 57 کیلومتری شمال شرقی شیراز در دامنه شمال غربی کوه رحمت که نام کهن آن را کوه مهر دانسته اند (نقشه موقعیت جغرافیایی تخت جمشید)انتخاب کرد و فرمان داد تا مجموعه و تختگاهی شکوهمند که امروز با نام تخت جمشید معروف است،در آن جا بر پا شود (سلطان زاده،1380،ص12)ساختمان و بنا در دوره ی پسر داریوش،خشایارشاه نیز ادامه یافت و در دوره ی پادشاهان بعدی هخامنشی نیز فعالیت هایی در زمینه ی توسعه این مجموعه صورت گرفت(ص7).
2-15نقوش برجسته تخت جمشید:
یکی از کارکردهای تخت جمشید کارکرد آیینی و مقدس آن می باشد که به نوعی نمادین در ساختار و عناصر تشکیل دهنده ی آن نمایان می شود.کارکردهای آیینی و مقدس تخت جمشید از دیدگاه برخی محققان به شرح زیر است:
تخت جمشید در حقیقت زیارتگاه ملی مقدس بود که وقف هدف ویژه ای شده بود و به منظور پایگاه استواری برای برقراری جشن ها ی بهاران یا نوروز،از طریق تمام منابع تظاهرات نمایشی،از قدرت های آسمانی اعطای فراوانی و حاصل خیزی طلب می شد...البته آن جا مقدس ترین مکان در ایران بود،جایگاه واقعی «پاک پاکان» با وضعی انحصاری که فقط برای مذهبی شرقی جلوه می کند(پوپ،1364،ص32).
تمام جزئیات تخت جمشید در ارتباط با مسئله آب و برکت است،کنگره هایی که پله ]مانند[است؛گاو وشیری که دارد گاو را می درد؛درخت سروی که بر روی نقوش برجسته است؛آدم هایی که هرکدام هدیه ای می برند؛ستون های بیست و سه متری تخت جمشید که عظیم ترین ستون های دنیاست]با احتساب سر ستون های آن[(بهار،1377،ص237)
1377952771775حجاری های تخت جمشید که در آن شیر،گاو یا ماه را می کشد(عکس دریده شدن گاو توسط شیر در تخت جمشید) و در واقع به منزله فایق شدن خورشید یا مهر است و کشته شدن گاو (ماه)به دست شیر(مهر)برکت بر می خیزد و رویش جهان گیاهی،به ویژه گیاهان دارویی آغاز می گردد(ص198).
عکس(2-10) دریده شدن گاو توسط شیر
پوپ(1364،ص39) در مورد نقش گاو وشیر می گوید:شیر ژیانی که ورزوی جوانی را از هم می درد،نقش دیگری از درخواست حاصل خیزی را مجسم می کند.شیر(اسد)نماینده ی گرما ی تابستان است که وجود آن برای تعدیل باران های شدید زمستانی و سیل هایی که ورزو پدید می آورد لازم است.باران های شدید موقتی مطلوب است اما اگر دوام یابد محصولات را نابود می کند.شاخ های برگشته ورزو،به مانند فرهنگ ها و آیین های دیگر،هلال ماه را با شرکت شبانه ی آن در تشکیل شبنم و تخفیف گرما مجسم می کند
سلطان زاده(1380،ص110)می گوید:«شیر هم چنان نماد تابستان و گاو نماد زمستان و غلبه ی شیر بر گاو راحاکی از فرا رسیدن نوروز می توان دانست و برگزاری مراسم نوروز که بر اساس برخی از شواهد دیگر یکی از کارکردهای مهم تخت جمشید را شکل می دهد»
(بهار1377،ص180) می گوید:«سرو ها و نیلوفرها ی آبی مقدس،که صورت انتزاعی یافته اند،بر دیوار پلکان آپادانا نقش برکت آورو نعمت بخشی این بنا را نشان می دهند»(عکس سروها و نیلوفرها در تخت جمشید)
نماد پردازی گیاهی تخت جمشید درخت سرو یا کاج که همیشه سبز است و مظهر جاودانگی . حیات به شمار می آمد و هم چنین گل نیلوفر که ریشه در زمین و ساقه در آب و گل و برگ آن رو به آسمان و آفتاب است گلهای دوازده پر در برخی از حاشیه ها مورد استفاده قرار گرفته است(سلطان زاده،1380،صص 110 تا 111)

عکس (2-11)سروها و نیلوفرها در تخت جمشید
در حجاری های تخت جمشید دیده می شود که همه دارند هدیه می برند(نگاره بردن هدیه در تخت جمشید)این هدایا بردن برای شاه چیز مهمی نیست،هدایا در نوروز برده می شود و شاه که نماد خدای برکت بخشنده است و مراسم ایزد برکت بخشنده در عید نوروز بوده است.مراسم تخت جمشید هم در عید نوروز برگزار می شود،مردم،اقوام و ملت های مختلف هر کدام چیزی را کهه در جامعه آنان و در مملکت آن ها بیشتر تولید می شده یا مورد نیاز بیشتر بوده؛نزد شاه می برند تا که شاه برکت به آن بدهد و آن ها را مَسح بکند تا که زیاد بشوند.چون شاه اهوره مزدای روی زمین بوده است و در واقع این وظیفه را بر عهده دارد،شاه مظهر برکت بخشندگی بر زمین بوده است(بهار 1377،صص 180تا 182)

عکس(2-12)بردن هدیه برای پادشاه
یکی دیگر از شواهد مهم که قدرت های نیایشی در این مجموعه را نشان می دهد ردیف هرم های پله مانند(کنگره ها)است(عکس هرم های پله مانند تخت جمشید)که بر روی دیوارها کار گذاشته شده است.این هرم ها در حقیقت مظهر تکراری کوه مقدس است و توسلی امیدوار به قدرت های کوه را توصیف می کرده است... ستون ها که تعداد آن ها در روی سکوی عظیم به 550 عد می رسد نمایشی از بیشه ی مقدس است.پایه های آن ها به شکل جام گل نیلوفر برگشته است(عکس نمایشی از ستون های تخت جمشید)رمزیست از کمال قدرت حیات بخش،سر ستون های آپادانا نمایشگر نخل شکوفایی است که برگ های آن چون تاجی آویخته است.(پوپ،1346،ص39)(عکس ستون های تالار آپادانا)
1328420-57150
عکس(2-13)هرم های پله مانند تخت جمشید
(بهار 1377،ص180)در مورد نقش و کارکرد ستون های تخت جمشید می گوید:«ستون ها،از پایه تا جانور سر ستون مظهر برکت الهی است و ستون ها خود نماد درختان مقدس اند (نگاره نمایی از چند ستون و سرستون تخت جمشید)در واقع ستون ها نماد باغی مقدس بودند.سر ستون ها به شکل سر گاو و گاهی سر شیر و عقاب دیده شده است.گاو مظهری از ماه و برکت بخشی است،شیر مظهر مهر و خورشید است و عقاب که به ظاهربر درفش هخامنشی نیز نقش شده بود،مظهر سلطنت و قدرت بوده است».البته عقاب در بسیاری از موارد به خصوص در ادوار بعدی از نماد های همراه با ایزدبانو آناهیتا بوده و بر روی ظروف سیمین هخامنشی(عکس ظرف سیمین هخامنشی با نقش عقاب)و نیز ظروف سیمین دوره ساسانی حک شده است.برخی از این ظروف در نیایشگاه های منصوب به آناهیتا یافت شده است(عکس ظرف سیمین ساسانی با نقش آناهیتاو عقاب)
گل های نیلوفرکه تعداد آن ها در تخت جمشید بسیار زیادند علاوه بر نماد تکرار و تداوم وازدیاد وبرکت،مظهرایزدمهر وایزدبانوآناهیتا می باشد
2-16 آب و پالایش در تخت جمشید:
اطلاعات موجود درباره ی چگونگی تامین آب برای بهره برداری در روی صفحه ی تخت جمشید کامل و جامع نیست،اما عناصر و تاسیساتی وجود دارد که تا حدودی به آگاهی از چگونگی تاسیسات آبی کمک می کند،از جمله یک چاه عظیم سنگی در عرصه ای واقع در شمال شرقی بخش خزانه و در دامنه کوه در ارتفاعی حدود 22 متر بالاتر از سطح صفه ی تخت وجود دارد....در اطراف این چاه جوی هایی وجود دارد که آب را از کوه به این چاه هدایت می کند.از درون این چاه هیچ مجرایی که به آبروهای زیر زمینی صفه ی تخت جمشید متصل باشد یافت نشده است.(سلطان زاده،1380،صفحه 64)
حجم این چاه سنگی 574 هزار لیتر می باشد... علاوه بر تامین آب شرب شاید برای جلوگیری از ورود سیلاب کوهستان به دوره کاخ استفاده داشته.آب اضافی از این چاه نیز توسط خندقی از راه جنوب شرقی تخت جمشید به بیرون می رفته است(خواجه عبداللهی 1380،راهنمای اختصاصی تخت جمشید).
هخامنشیان با درک عمیق و دقت بسیار علاوه بر این که مسایل ذخیره سازی و نیز حفاظت از سیلاب را برای ساخت این چاه سنگی بزرگ در نظر داشته اند،بلکه پالوده بودن و تقدس آب را نیز در نظر داشته اند.آب این مخزن از کوه مقدس مهر یا رحمت می آید و پس از گذشتن از جوی های آب و ته نشین شدن گل و لای موجود در آن در ته مخزن آب پالوده وقابل شرب می گشته و به احتمال زیاد برای مراسم مذهبی و آیینی مانند تطهیر قابل استفاده بوده است.
از دیگر موارد کاربرد آیینی آب در تخت جمشید قطعه سنگ عظیم و حوض مانندی که اضلاع آن 68/5 در 85/4 و عمق آن حدود 2 متر است،در جنوب شرقی دروازه های ملل در شمال آپادانا یافت شده است،برخی حدس زده اند که این حوضی بوده که برای انجام مراسم آیینی و مذهبی استفاده می شده است.
(سلطان زاده ،1380،ص64)محمودی بختیاری(1375،ص14)به نقل از امستد می گوید:«در این جا دیدار کننده ای که طرف توجه بود پیاده،به سوی جنوب «سنگابی »که از سنگ یکپارچه تراشیده بودند،راهنمایی می شد و ار آن جا خود را شستشو و پاکیزه می نمود و جامه سفید تن می کرد تا بتواند به پیشگاه شاه بزرگ راه یابد.
هم چنین وجود مخازن مخازن سنگی بزرگ در کنار تالار آیینه می توانسته مصارف آیینی و مذهبی از جمله تطهیر و پاک سازی روح و روان دارا بوده است.
-1955802752725نقوش دیواری تالار آیینه بسیار راز گونه است تصویر شاه با چوبدستی و گل نیلوفر و پیشکاران با مگس پران و دستمال و در درگاه دیگر پسری بسیار زیبا که در یک دست عطر دان و در دست دیگر دستمالی دارد.(تصویر)و آن طرف درگاه روبروی این نقش اتشدان و ظرفی مخصوص در دست داردو جدال شاه با موجود افسانه ای و نیز با شیر ،همه این نقوش با فکری رمزی و به صورت نمادین حک شده است.شاید این تالار مکانی بوده برای تطهیر جسم و جان و یا این که قبل از ورود به آن هرکسی حتی شاه باید این تطهیر مذهبی را انجام می داده تا بتواند بر نیروهای اهریمنی فایق شود(خواجه عبداللهی،1380،راهنمای اختصاصی تخت جمشید)
عکس(2-14) پسر با عطر دان در دست تالار آیینه
2-17 فرهنگ اشکانی
بعد از شکست هخامنشی ها ،یونانی ها به سراسر نجد ایران وارد می شوند ولی قادر نیستند در بخش غربی نجد ایران،تقریبا برابر مرزهای امروزی ایران تاثیر بگذارندو دوام بیاورند....می توان گفت که بنابر مدارک تاریخی ارتشتاران ایرانی که در بخش غربی و مرکزی ایران مالک اراضی بودند،با یونانی ها همکاری نمی کردندنظام قنات ها در این جا امکان می داد که آن ها اراضی شان را به استقلال آبیاریو حفظ کنند و در شرق نجد ایران یعنی در حدود جیحون،هری رود و هیرمند،این رودخانه ای عظیم،نظام عظیم آبیاری وجود داشت و نظام های عظیم آبیاری به دولت های مرکزی محتاج بود،بنابراین،در شرق ایران در بلخ،دولت یونانی باختر از سوی ارتشتاران ایرانی،که مکان بزرگ بودند حمایت می شد. (بهار 1377،ص232)
«کشاورزی و بازرگانی دو عامل تعیین کننده اقتصاد دوران اشکانی بود.صنایع بخش کوچکی از اقتصاد را تشکیل می داد و اکثریت جمعیت کشور از راه کشاورزی معاش می کرد....»(ص85)
....می توان تصور کرد که از 50 پ.م تا 15 م سطح زندگی در ایران بسیار بالا بوده است.نجبا و بازرگانان که در آمدشان از کشاورزی و بازرگانی به دست می آمد از سطح بسیار بالای زندگی بهره مند بودند...از سال 200م به بعدبه علت صدمات بزرگی که رومیان بر میاندرود وارد آوردند،فقر در شهر ها،از جمله بابل،و سلوکیه و شوش گسترش یافت...در راس جامعه اشکانی شاه قرار داشت که معمولاًاز حرمتی آسمانی برخوردار بود....آزادگان شاهان محلی بودند،...در شهر ها گروه کوچک نجبا و گروه وسیع پیشه وران و در روستاها دهقانان وابسته به زمین به سر می بردند...(ص89)
2-17-2 دین و باورهای مقدس خاندان اشکانی
...به علت اندک بودن مدارک،دادن نظر قطعی در این مورد مشکل است.معمولاًشاه را برادر خورشید و ماه می خواندند.واین بر بعضی سکه های اشکانی نقش یافته است.چه بسا این بدان معنی بود که شاه را«مهر»متجسد می انگاشتند،یعنی معتقد بودند که ایزد مهر در وجود شاهان حلول می کند.شاید هم در نظر ایشان شاه پس از مرگ در اعدادخدایان در می آمدکه با اعتقادات اقوام ابتدایی در مورد خدا شدن بزرگان قوم پس از مزگ همانند است.ایشان احتمالا ً با آیین زروانی ربط داشتند...(ص101).
889002540000آناهیتا و مهر در دوره اشکانیان:
در زمان اشکانیان آناهیتا ومهر به اوج قدرت می رسند و با اهورامزدا تشکیل یک تثلیث می دهند.
نفوذ مهر در زمان اشکانیان به مغرب زمین و حضور ویرانه های پر صلابت معبد آناهیتا در کنگاور گواه این قدرت است.آناهیتا در مقام ایزد آب و باروری رونقی بی سابقه گرفت و حتی پرستش او مقدم بر دیگر ایزدان و شاید مقدم بر اهورامزدا شد.البته چنین نیز می توان انگاشت که اهورامزدا در مقام خدای بزرگ نیازی به معبد نداشت.در دیگر دین ها نیز اغلب چنین است که بارگاه قدیسان و اولیا با شکوه تر ازعبادتگاه ویژه ی خداوند است...از نقش سکه های اشکانی چنین برمی آیدکه از نخستین سده ی پیش از میلاد ایزد بانوان برای اشکانیان برترین مقام را داشتند....نقش ایزد بانو آناهیتا بر روی این سکه ها با تاج مشعشع تصویر شده است.(رجبی،1381،ح4،ص190). عکس(2-15) تندیس ایزد بانو آناهیتادروه اشکانی
1384306540500تمام معابد ایرانی این دوره به آناهیتا هدیه شده اندوآن میان معبدشیز(تخت سلیمان کنونی)و معبد آناهیتا کنگاور و معبد آناهیتای استخر،از مرکزهای بزرگ مذهبی بوده اند.رواج ساخت تندیس های کوچک آناهیتا،که اغلب برهنه و در حال نگه داشتن سینه ای خود است یا به پهلو دراز کشیده است از مشخصات این دوره است. عکس(2-16) معبد آناهیتا تخت سلیمان
2-18 معبد آناهیتای کنگاور(خانه ی آناهیتا)
معبد آناهیتای کنگاور در فاصله بین کرمانشاه همدان در غرب ایران،یکی ازبزرگترین و بی نظیرترین معابد بزرگ آسیایی غربی است که شاید بدون هیچ اغراقی عظیم ترین،با شکوه ترین و پر اهمیت ترین،نیایشگاه آناهیتا باشد و ساختار بنای آن چنان گسترده است که بررسی عناصر تشکیل دهنده آن بسیار دشوار می باشدو بنا آن به عنوان پرستشگاه از زمان هخامنشی تا اواخر ساسانی دایر بوده و به عنوان سرا و محل سکونت تا آخر دوره سلجوقی مسکون بوده است.این نیایشگاه به صورت نمادین و مطبق طراحی شده و پلکان دو طرفه ایوان ستون دار آن به طرز بسیار جالبی رمز پردازی شده است.سنگ های بدون تراش و پرداخت،با نمادهای رمزی فراوان تمامی حجم داخلی دیوار های اصلی این نیایشگاه راپر کرده است و این سنگ ها که تعداد آن ها قابل شمارش نیست و هم چنین نقوش نمادین بر روی آن ها ارتباط ناگسستنی باکارکردهای ایزد بانو آناهیتا داردو همه جا گستر بودن آیین ستایش او را به طرز با شکوهی جلوه گر می سازد.
نیایشگاه کنگاور در دامنه کوه که منشاء اصلی ذخیره آب و تراوش چشمه ها می باشد قرار گرفته است.نقاط بلند و صخره ها هم برای زندگی و هم بنیادهای مذهبی مناسب اند ولی آب مسئله حیاتی بود....مناطق کوهستانی و جلگه هایی که در دل کوه ها واقع بودند،از برکت برف های ذوب شده در تابستان و زمستان و زیر اشعه خورشید،از چشمه های جوشنده،سرزنده و شاداب می شوند و هستی و زندگی به اب این چشمه ها ولو باریک و چاه ها و سرب ها بستگی داشت که اگر دگرگون و ناپایدار می شدند،زندگی در خطر انهدام و نابودی و یا مهاجرت قرار می گرفت.برای زنده ماندن بایستی پنجه درپنجه طبیعت خشن و بی رحم افکند تا از قهر آنان در امان ماند.راه دیگرآن بود که با نیازو فدیه وقربانی و پرستش عناصر طبیعت،از خشم آن آسوده زیست،اندیشیدن به ایزد و الهه ای در ذهن و فراهم آوردن مظهری ازوی و توسل به قدرت ملائک وارد مقوله مذهب شد.این شیوه،تجربه ی بس طولانی را درازنای تاریخی که بشر زیست نموده،پشت سر نهاده است.(کامبخش فرد،1374،ب،ص29)

2-18 فرهنگ ساسانی
ساسانیان طرفدار دولت مرکزی بودند و در واقع سنت کهن دولت مقتدر هخامنشی را به ارث بردند....و از اولین کارهایی که انجام می دهند این است که قدرت متمرکز فئودال را از بین ببرند...املاک فئودال را در سراسر کشور پخش و ...در نتیجه فئودال های اشرافی و دربارهای محلی ایشان به شهر ها منتقل می شوند...و ثروت روستاها به شهرها منتقل می شوند...سرانجام تجارت و امنیت ملی بر باطن محیط زراعی ایران غلبه کرد و دوره ی ساسانی ها یک بار برای همیشه،ایران سیستم مرکزی را به صورت یک سیستم دراز مدت حکومتی پذیرفت.
روستاها فقیر وفقیر تر شده ودر شهر ها طبقه ی پر جمعیت و پر ثروت پیشه وران به وجود آمد...در دوره ساسانی بعضی از این مراکز[شهر های تجاری شکل گرفته در کنار جاده های بازرگانی]تبدیل به شهر های تولیدکننده کالاهای مصرفی شهری هم می شدند(بهار،1376،ب،ص247.)
2-18-1 دین ساسانیان:
بابک در کنار قدرت سیاسی خود نگهبان پرستشگاه آناهیتا در استخر است و دارای شخصیتی روحانی و فرمانروا است و ساسان ... شبانی است،و این چنین اردشیر بابکان در واقع مظهر سه نیروی اجتماعی روحانیت،فرمانروایی و تولیدات است و اهمیت آیین زرتشتی به عنوان دین رسمی در دوره ساسانی روشن می شود.در دین زرتشتی این دوره به جای تثلیث گاهانی هرمزد سپند مینو اهریمن و ثنویت اوستای جدید،هرمزد(سپند مینو)اهریمن،به تثلیث تازه ای می رسیم که زروان هرمزد اهریمن است...(بهار،1375،ص55)
2-18-2 اصول دین زرتشتی در دوران ساسانی:
1-در آغاز فقط زروان بود .او همه هستی و همه جوانب هستی را در خود داشت...
2-او زمان درازی (یک هزار سال)آرزوی فرزند کرد تا او را فرمانروای جهان سازد اما دارای فرزند نشد تا آن که در امکان داشتن فرزند تردید ورزید.و آن گاه از آن آرزوی مقدس او هرمزد و از آن تردید نا مقدس اهریمن در زهدان او پدید آمدند...(ص57)
3- ماده موجودی هرمزدی و مقدس است.
4-نه هزار سال نبرد،سه هزار سال نخستین همه به کام هرمزد خواهد بود،سه هزار سال دوم در آمیختگی...و سه هزار سال پایانی به اهریمن شکست خواهد رسید(ص58).
5-آفرینش از سطح لطیف به زمخت توسط هرمزد انجام می شود.
6-اهریمن مخالف هر آفرینش هرمزدی را می آفریند که همه مینویی اند.
7-نجوم بسیار مهم است.
8-زمان کرانه مند دوازده هزار سال به چهار بخش سه هزار ساله تقسیم شده است.
9-مذاهب بی شمار زرتشتی در کنار هم در ایران وجود دارد.
10-آتش مقدس است
«در زمان ساسانیان شاه چهره ی ایزدان داشت و از جانب خدا،اورمزد مهر یا آناهیتا به شاهی منصوب می شد»(گیمن،1375،ص126)
«در دین زرتشتی مهر نقش مهمی در آیین دینی بر عهده دارد.همه روحانیون در «دمهر»در طی مراسمی رسماً به حلقه روحانیون تشرف می یابند...مقدس ترین آیین ها همه در تحت حمایت مهر اجرا می شود»
«معابد مهر را در کنار یا نزدیک آب جاری»(بهار 1377،ص36)«یا بر روی قنات و آب انبار می ساختند»(ص98).
«در کنار در ورودی معابد مهری آبدانی وجود داشته است»(ص36)«که پیروان مهر به احتمال پیش از ورود به معابد یا در معبد تن و روان را می پالودند تازه واردپس از طی مراحلی به مرتبه ی پیر می رسید که خود مقامی روحانی و پهلوانی بود»(ص98)
حرمت ستایش آناهیتا در قدیم ترین سنت خود هم چنان تا دوره ی ساسانیان پا بر جا بوده است.در کتیبه ها و نقش برجسته های عهد ساسانی آثاری باقی مانده که نشان دهنده ی مقام ارجمند اناهیتا و حضور وی در مراسم مذهبی و سیاسی است(گویری،1375،ص75)
از جمله این نقوش برجسته یکی نقش رستم نزدیک تخت جمشید است که در آن «نرسی»شاه ساسانی حلقه ی سلطنت را از آناهیتا دریافت می کند(عکس نقش برجسته نرسی و ایزد بانو آناهیتا در نقش رستم)

عکس (2-17)نقش برجسته نرسی و ایزد بانو آناهیتا در نقش رستم
left3931920100965183515در نقش برجسته دیگری واقع در کرمانشاه که آناهیتا در کنار خسرو پرویز و اهورامزدا به چشم می خورد(عکس نقش برجسته آناهیتا و خسرو پرویزدر طاق بستان)هم چنین بر روی سر ستون های واقع در طاق بستان کرمانشاه این ایزد بانو به طرز زیبایی نقش بسته است.(عکس سر ستون اصفهان با نقش آناهیتا)و در نقش برجسته سر مشهد کرتیر موبد بزرگ در کنار بهرام و زنی شبیه به آناهیتا به تصویر کشیده شده است هم چنین در کتیبه های پهلوی کعبه زرتشت و سر مشهد که به سه زبان پارتی(پهلوی اشکانی)،فارسی میانه و یونانی است از پادشاهان و موبد مشهور ساسانی «کرتیر»که در زمان سلطنت شش پادشاه(اردشیر تا نرسه)می زیسته است آثاری بر جای عکس(2-18) نقش برجسته آناهیتا و خسرو پرویزدر طاق بستان مانده که اهمیت آناهیتا را به نوعی نشان می دهد.
در این دوران یکی از مهم ترین معابد آناهیتا در استخر قرار داشت که حتی اردشیر پسر بابک موبد معبد آناهیتا،نیز مدت ها نگهبان آن بود و هم چنین معبد آناهیتای شهر شیز(تخت سلیمان)از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود.بیشتر معابد آناهیتا تحت عنوان «آذر آناهیتا»یا «آتور اناهیتا»با شکوه و جلال بر پا بود.در این زمان اناهیتا رابطه ناگسستنی با آتش عکس(2-19) سر ستون اصفهان با نقش آناهیتا داشت و آتش و آب به عنوان دو عنصر مقدس از احترام به سزایی برخوردار بود و هم چنین به مزرعه و درختان احترام خاص می گذاشتند.

2-19 نیایشگاه آناهیتای بیشاپور:
نیایشگاه آناهیتای شهر بیشاپور در استان فارس نزدیکی کازرون،یکی از نادرترین معابد اناهیتا است که نسبتاً تمامی ساختار اصلی آن سالم مانده است و گویای اعتقاد ساسانیان به آناهیتا و نیز چگونگی و نوع مراسم نیایش او می باشد.بنا به آبان یشت مراسم نیایش آناهیتا همراه با اهدای «زور»(آب زور)و نذر و فدیه بوده است و گردش آب در آبراه های نیایشگاه همراه با برات آتش از ارکان اصلی این نیایش به شمار می رفته است.گردش آب در نیایشگاه بیشاپور با دقت و با توجه به تقدس آب و آناهیتا طراحی شده است.این نیایشگاه سرشاراز رمز پردازی مقدس و برکت زا می باشد.
موقعیت مکانی نیایشگاه و اعتقاد شاهان ساسانی به آناهیتا:
شهر بیشاپور در 25 کیلومتری غرب شهر کازرون و کنار شرق رودخانه شاپور،آن جا که این رود از تنگ معروف و زیبای چوگان خارج می شود،قرار دارد.(نقشه موقعیت جغرافیایی شهر بیشاپور)علت انتخاب این شهر ،علاوه بر وجود رود پربرکت شاپور و چشمه ساسان،گذشتن از یکی از مهم ترین شاهراه های ارتباطی شاهنشاهی ساسانی از این مکان بوده است.در میان این ویرانه ها یادمان های تاریخی متعددی از جمله معبد آناهیتا وجود دارد.بخش شرقی شهر به ارگ سلطنتی معروف است.در شمال این ارگ سلطنتی نیایشگاه نقشه(2-20) موقعیت جغرافیایی شهر بیشاپور آناهیتا قرار گرفته است.
leftcenterدر سطر 8 کتیبه مهم و ارزشمند و معروف«کرتیر»بر بدنه ی بنای کعبه زرتشت در محل نقش رستم فارس اشاره به ساخت بنایی است که توسط شاپور پسر اردشیربه نام بانو آناهیتا در پایتخت شاپور بر پا شده است که هم نام همسرش آذر آناهیتا است،بنابراین بنای مذکور از چنان ویژگی های خاصی برخوردار بوده که در این کتیبه ی مهم ذکرش به میان آمده است.آن چه از پژوهش های باستان شناسی در محل شهر تاریخی بیشاپور مربوط به احترام و نیایش آب حاصل شده است به گونه ایی که باید باور داشت که شاهان ساسانی خود به آن ایمان و اعتقاد داشته اند که دستور ساخت نیایشگاه آب در مقر حکومتی و محل صدور دستور فرامین خود داده اند و چنین به نظر می رسد او بوده است که باید مراسم و تشریفات نیایش آب را انجام دهد تا کشور را از قحطی و خشکسالی نجات بخشد نه مردم زیرا بر خلاف آتشکده ها که به صورت پراکنده در نقاط مختلف ایران بامظاهر و آثار ساخت آن بر می خوریم هرگز اثر و نشانه ای از نیایشگاه آب در این زمان به دست نیامده است به همین جهت قحطی و خشکسالی را از بی ایمانی و بی اعتقادی شاهان می دانسته و او در این گونه مواقع دستور به بخشیدن مالیات های مردم و حتی جلوگیری از ضرب سکه های طلا و نقره می داد و مجبور می شد که سکه ها را از فلزات کم بها و کم عیار مانند مس و سرب ضرب کنند؛که نمونه های بارز آن را در سال های قحطی حکومت پیروز ساسانی ثبت نموده اند.به هرجهت در مورد اعتبار و اهمیت نیایش آب همین قدر بس که در بین آثار مکشوفه عصر ساسانی بنای نیایشگاه آب از معماری و طراحی و اعتبار خاص برخوردار بوده و آغاز سرپرستی این گونه معابد به عهده خود شاه بوده و لذا از نظر ساختمانی بنای معروف به نیایشگاه آناهیتا سرآمد بناهای حکومتی به حساب می آید(سرفراز؛1376،ج5،صص23 تا 24)
شاپور ساسانی همانند اجداد خود به اردوی سور آناهیتا،احترام بسیار می گذاشته پدر او اردشیر مدتی نگهبان معبد آناهیتای استخر و پدر بزرگش بابک موبد معبد آناهیتا بوده اند.از آن جا که ساختار و عناصر کلی این معبد که در ارتباط با مراسم نیایش اردوی سور آناهیتا است،به طور شگرفی سالم مانده است.شایان ذکر است که هنوز گروه مومنان زرتشتی هر چند سال یکبار به این معبد می آیند و مراسم اردوی سور نیایش یا آب نیایش را اجرا می کنند که هر چند که در حال حاضر آب در معبد جاری نیست ولی آن مراسم مقدس نیایش ،عنصر هستی بخش آب را به جا می آورند.
2-19-1 رمزهای نیایشگاه:
با توجه به نوع طراحی پاویس ها و آبراه ها و نحوه ورود و خروج آب درمعبد و نیز این دقت در نوع گردش آب و طراحی سیستمی بی نظیر برای آن که آب مقدس وپاک و بی آلایش از هرگونه آلودگی باشد.و با توجه به اهمیت آب وایزد بانو آناهیتا،در نزد شاهان ساسانی که اگر خشک سالی به سرزمین روی می آورد شاه،خود را بزرگترین مقصر می دانست و مومنان و مردمان خشک سالی را از بی ایمانی و بی اعتقادی وی می دانستند.بنابراین مراسم نیایش آناهیتا همراه«آب زور» و فدیه با حضور شاه و موبدان و برات آتش باید در مکانی پاک پاک صورت گیرد آن چنان پاک و زلال که به صورت رمز آمیزی هم چون آیینه ای تداوم دهنده ی برکت ایزد بانو باشد.آیینه ای از آب مقدس که آسمان در آن نمایان می شود و نیایشگاه تا امتداد بیکران ادامه یابد و پیوند زمین آب و آسمان و وحدت بخشی بی نظیر طبیعت را مجسم می سازد.تمامی جزئیات با دقت تمام با اندیشه ای قدسی و نمادین طراحی شده ،پلکان ورودی با 24 پله به نشانه 24 ساعت شبانه روز و نیز اعداد مقدسی که هوشیارانه در گاوهای مقدس به کار برده شده در هر ضلع معبد چهار گاو و از انعکاس گاو زیرین در آب همراه با گاوهای بالا 24 گاو به وجود می آید.
گاوهایی که مظهر برکت زایی آناهیتا هستند با طرز شگرفی از بازتاب آنان در اب مقدس ،تعداد آن ها تکرار می شود و کارکرد تداوم برکت را برای این گاوهای راز آمیز ایجاد می کند. و این چنین است که نیایشگاهی به وسعت آسمان تا چشمه خورشید برای آبی که از کهکشان تا به سوی زمین روان است تا که او را ستایش کنند و برکت بر سرزمین و مردمان جاری گردد.
2-20 طاق بستان:
در غرب ایران زمین در استان کرمانشاه در زمان ساسانیان دو طاق ایوان مانند و نقوش برجسته بسیار زیبا حجاری شده است؛که گویای مکانی مقدس برای ستودن ایزدان می باشد.بررسی نقوش طاق بستان بسیاری از جلوه های نمادین را نمایان و رمز گشایی می کند.در طاق بزرگ بستان یکی از با شکوه ترین و زیبا ترین رمزپردازی مقدس آب ،نقش بسته است.
2-20-1 جایگاه ایزدان:
طاق بستان در فاصله 5 کیلومتری شهر جدید کرمانشاه بر سر راه سنندج کرمانشاه واقع شده است(نقشه موقعیت جغرافیایی طاق بستان)و بر دل کوه «پرو»و در کنار چشمه ای مقدس نقوش برجسته ی بی نظیری از دوره ی ساسانی ،در اوج شکوه خود باقی مانده است.منبع اصلی زندگانی در طاق بستان «دوچشمه» است معروف به سراب که به نیروی طبیعی از سنگ می جهد و زمین را برکت می بخشد.(عکس چشمه سمت راست طاق بستان))(عکس چشمه چپ طاق بستان) این قدرت حیات بخش و عنصر زندگی را ایرانیان قدیم در ایران باستان به «آناهیتا»الهه آب و باروری نسبت داده اند که مرد پرستش قرار می گرفته است.کوه طاق بستان(مکانی مقدس)است که«اهورامزدا» بر فراز آن مورد پرستش قرار می گرفته است.(لطفی زاده،1379،ج3،ص177)

–39

تقدیم به :
پدر و مادر عزیز ومهربانم
و
همه مردم خوب رفسنجان
کوش تا برره سپاس شوی
تا حقّ اندیش و حقّ شناس شوی
اوحدی مراغه ای
سپاسگزاری
پس از سپاس و ثنای خداوند ، که همواره قاصر از شکر لطف و عنایت بی حدّ اویم،
سپاس از حضور استاد ارجمندم سرکار خانم دکتر واله جلالی استاد محترم راهنما ، و آقای دکتر معین زاده مشاور و خانم دکتر جعفری که داور این پژوهش و آقای دکتر هوشمند اسفندیا پور مدیر گروه ادبیات و جناب آقای برومند مسئول محترم پژوهش دانشگاه و همه ی خوبانی که تدوین این رساله مرهون مساعدت و همراهی این عزیزان است.
باشد که این کوچکترین بخش از زحمات آنان را سپاس گوید.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC t "18;2;36;1;16;3;14;4;13;5" نشانه ها PAGEREF _Toc368136010 h ‌ن
چکیده : PAGEREF _Toc368136011 h ‌ع
مقدمه: PAGEREF _Toc368136012 h 1
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : PAGEREF _Toc368136013 h 1
استان کرمان : PAGEREF _Toc368136014 h 1
کرمان به روایت تاریخ : PAGEREF _Toc368136015 h 2
مراکز تاریخی و باستانی : PAGEREF _Toc368136016 h 2
ویژگی های فرهنگی کرمان : PAGEREF _Toc368136017 h 2
رفسنجان : PAGEREF _Toc368136018 h 3
تاریخچه رفسنجان : PAGEREF _Toc368136019 h 3
جاذبه های تاریخی : PAGEREF _Toc368136020 h 3
جاذبه های طبیعی : PAGEREF _Toc368136021 h 4
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136022 h 4
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی : PAGEREF _Toc368136023 h 5
نمونه ای از لالایی : PAGEREF _Toc368136024 h 6
نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136025 h 6
فصل اوّل : کلیّات طرح تحقیق PAGEREF _Toc368136027 h 7
1-1- بیان مساله PAGEREF _Toc368136028 h 8
1-2- پرسش اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368136029 h 9
1-3- اهمّیّت تحقیق PAGEREF _Toc368136030 h 9
1-4- اهداف تحقیق : PAGEREF _Toc368136031 h 9
کاربرد گویشها : PAGEREF _Toc368136032 h 9
1-5- فرضیّه های تحقیق: PAGEREF _Toc368136033 h 10
1-6 تعریف واژگان کلیدی PAGEREF _Toc368136034 h 10
فصل دوم : پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc368136036 h 12
2-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc368136037 h 13
فصل سوّم : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136039 h 19
3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc368136040 h 20
3-1-1 : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136041 h 20
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc368136042 h 20
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc368136043 h 20
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc368136045 h 21
4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها : PAGEREF _Toc368136046 h 22
4ـ2ـ1 گروه همخوان PAGEREF _Toc368136047 h 22
4ـ1ـ2 جمله PAGEREF _Toc368136048 h 22
4ـ1ـ3 چاکنایی PAGEREF _Toc368136049 h 22
4ـ1ـ4 دولبی PAGEREF _Toc368136050 h 22
4ـ1ـ5 زبان PAGEREF _Toc368136051 h 22
4ـ1ـ6 واژه مرکب PAGEREF _Toc368136052 h 23
4ـ1ـ7 واژه مشتق PAGEREF _Toc368136053 h 23
4ـ1ـ8 واج PAGEREF _Toc368136054 h 23
4ـ1ـ9 واژه PAGEREF _Toc368136055 h 23
4-1-10 اندامهای گفتار PAGEREF _Toc368136056 h 23
4ـ1ـ11 آهنگ PAGEREF _Toc368136057 h 24
4ـ4ـ12 انسدادی PAGEREF _Toc368136058 h 24
4ـ1ـ13 تکواژ PAGEREF _Toc368136059 h 24
4ـ1ـ14 تکیه : PAGEREF _Toc368136060 h 25
4ـ2: بررسی آوا شناسی و واج شناسی PAGEREF _Toc368136061 h 26
4-2-1- واکه ها : PAGEREF _Toc368136062 h 26
4-2-1-1- واجهای واکه ای : PAGEREF _Toc368136063 h 26
4-2-1-2- واجگونه های واکه ای PAGEREF _Toc368136064 h 27
4-1-1-3-واکه های مرکب (دوگانه) PAGEREF _Toc368136065 h 30
4-1-1-4- واکه های میانجی PAGEREF _Toc368136066 h 30
4-2-2- همخوانها PAGEREF _Toc368136067 h 31
4-2-2-1- واجهای همخوانی PAGEREF _Toc368136068 h 31
4-2-2-2- ساختمان هجا PAGEREF _Toc368136069 h 35
4-2-2-3- آواهای زبان فارسی : PAGEREF _Toc368136070 h 36
4-2-2-4- توازن واجی PAGEREF _Toc368136071 h 37
4-2-2-5- دگرگونی همخوان ها PAGEREF _Toc368136072 h 37
4-2-2-6- تکیه PAGEREF _Toc368136073 h 48
4-3 : صرف (ساخت واژه) PAGEREF _Toc368136074 h 50
4-3-1- اسم PAGEREF _Toc368136075 h 50
4-3-1-1-ساده-مرکّب : PAGEREF _Toc368136076 h 50
4-3-1-2- جامد – مشتق : PAGEREF _Toc368136077 h 50
4-3-1-3- مفرد – جمع PAGEREF _Toc368136078 h 51
4-3-1-4- معرفه - نکره PAGEREF _Toc368136079 h 51
4-3-2- اضافه PAGEREF _Toc368136080 h 52
4-3-3 ضمیر PAGEREF _Toc368136081 h 54
4-3-1-3-1- ضمیر در جایگاههای نحوی جمله : PAGEREF _Toc368136082 h 56
1- جایگاههای بنیادین : PAGEREF _Toc368136083 h 56
2- جایگاههای توضیحی PAGEREF _Toc368136084 h 58
3- جایگاههای وابسته PAGEREF _Toc368136085 h 59
3-1- مضاف الیه PAGEREF _Toc368136086 h 59
3-2- بدل PAGEREF _Toc368136087 h 60
4-3-4- صفت PAGEREF _Toc368136088 h 60
2- صفت اشاره : PAGEREF _Toc368136089 h 60
3- صفت اشاره تأکیدی PAGEREF _Toc368136090 h 61
4- صفت پرسشی PAGEREF _Toc368136091 h 61
5- صفت مبهم PAGEREF _Toc368136092 h 61
6- صفت تعجّبی PAGEREF _Toc368136093 h 61
7- صفت عددی PAGEREF _Toc368136094 h 61
4- 3-5- قید PAGEREF _Toc368136095 h 62
4-3-6- نقش نماها PAGEREF _Toc368136096 h 63
4-3-7- نشانه ندا PAGEREF _Toc368136097 h 64
4-3-8- نشانه تصغیر PAGEREF _Toc368136098 h 65
4-3-9- اصوات PAGEREF _Toc368136099 h 65
4-3-10- فعل PAGEREF _Toc368136100 h 66
10-1-زمان : PAGEREF _Toc368136101 h 66
10-1-1- شکل ساخته شده از بن مضارع : PAGEREF _Toc368136102 h 67
10-1-2- ماضی (گذشته) : PAGEREF _Toc368136103 h 70
10-1-3- ستاک حال PAGEREF _Toc368136104 h 71
10-1-4- ستاک گذشته PAGEREF _Toc368136104 h 71
4-3-11- مصدر PAGEREF _Toc368136105 h 72
4-3-12- اسم مفعول (صفت مفعولی) PAGEREF _Toc368136106 h 72
4-3-13- شخص PAGEREF _Toc368136107 h 73
4-3-14-جهت (لازم،متعدّی) PAGEREF _Toc368136108 h 73
4-3-15- فعل معلوم و مجهول PAGEREF _Toc368136109 h 74
4-3-16- فعل از نظر ساخت اشتقاقی : (ساختمان) PAGEREF _Toc368136110 h 75
4-3-18- پیشوندهای اشتقاقی : PAGEREF _Toc368136111 h 78
4-3-19- پسوندهای اشتقاقی PAGEREF _Toc368136112 h 79
4-4 نحو (ساخت جمله) : PAGEREF _Toc368136113 h 82
4-4-1- نحو : PAGEREF _Toc368136114 h 82
4-4-2- مطابقه فعل با نهاد در مفرد و جمع PAGEREF _Toc368136115 h 82
4-4-3- اقسام جمله PAGEREF _Toc368136116 h 84
4-4-4- اجزای جمله PAGEREF _Toc368136117 h 86
4-4-5- ساختمان و ترتیب اجزای جمله : PAGEREF _Toc368136118 h 87
4-4-5-1- جمله خبری (اخباری التزامی) PAGEREF _Toc368136119 h 87
4-4-5-2- جمله های پرسشی : PAGEREF _Toc368136120 h 88
4-4-5-3- جمله های امری – ندایی : PAGEREF _Toc368136121 h 88
4-4-5-4- جمله های تعجّبی : PAGEREF _Toc368136122 h 89
4-4-6- انواع گروه در جمله PAGEREF _Toc368136123 h 89
4-4-7- گروه فعلی مرکّب PAGEREF _Toc368136124 h 92
4-4-8- تطابق فاعل و فعل از نظر شخص و شمار : PAGEREF _Toc368136125 h 93
4-4-9- جمله و اجزاء آن PAGEREF _Toc368136126 h 93
4-4-10- حذف در جمله PAGEREF _Toc368136127 h 94
4-4-11- انواع جمله از نظر جایگاههای بنیادی: PAGEREF _Toc368136128 h 97
4-4-12- انواع جمله از نظر نوع فعل PAGEREF _Toc368136129 h 100
4-4-12-1- جمله با فعل اسنادی PAGEREF _Toc368136130 h 100
4-4-12-2-جمله با فعل غیر اسنادی : PAGEREF _Toc368136131 h 101
4-4-13- مفعول و انواع مفعول : PAGEREF _Toc368136132 h 101
4-4-13-1-مفعول مستقیم : PAGEREF _Toc368136133 h 102
4-4-13-2-مفعول غیر مستقیم : PAGEREF _Toc368136134 h 102
4-4-14- انواع جمله از نظر تعداد فعل PAGEREF _Toc368136135 h 104
4-4-14-1-جمله ساده : PAGEREF _Toc368136136 h 104
4-4-14-2- جمله مرکّب : PAGEREF _Toc368136137 h 104
یک- جمله مرکّب همپایه : PAGEREF _Toc368136138 h 105
دو– جملات مرکب ناهمپایه : PAGEREF _Toc368136139 h 105
4-4-14-3- جمله شرطی PAGEREF _Toc368136140 h 106
4-4-15- انواع جمله از نظر آهنگ : PAGEREF _Toc368136141 h 107
4-4-15-1- افتان PAGEREF _Toc368136142 h 107
4-4-15-2- خیزان PAGEREF _Toc368136143 h 107
4-4-15-3- خیزان افتان PAGEREF _Toc368136144 h 107
فصل پنجم : نتیجه گیری PAGEREF _Toc368136146 h 108
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc368136147 h 109
پیشنهادها : PAGEREF _Toc368136148 h 111
پیوست136
منابع144

نشانه ها
نشانه های آوایی که در این پژوهش برای واج نویسی به کار رفته است :
الف-همخوانها
نشانه های آوایی نشانه های فارسی
B ب
P پ
M م
V و
F ف
D د
T ت
Z ز/ذ/ض/ظ
S س/ص/ث
N ن
R ر
L ل
J ج
c چ
s ش
Y ی
G گ
K ک (پیش کامی)
C ک (پس کامی)
X خ
q ق
غ
H ه/ح
و ع/ء
ب-واکه ها
a اَ / ا
a ـــَـــ
I ای
E ــــِــ
کسره بسیار خفیف مثل واژه ی سرا sra
O و/ ــــُــ
U اوَ/وَ
ew اِو/و : مثل واژه ی جِوُد-jeud : به معنای یهودی
چکیده :
زبان فارسی زبان نوشتار ، زبان شعر و ادب و زبان علمی مشترک ماست اما فارسی زبانان در هر گوشه و کنار این سرزمین به فارسی صحبت می کنند که با وجود اشتراک در اصول و مبانی با فارسی رسمی ، هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. این رساله در پنج فصل گرد آوری شده است، فصل اوّل به بیان مسأله و پرسش اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیّه تحقیق پرداخته شده است ، در فصل دوّم ، پیشینه تحقیق ، فصل سوّم روش تحقیق آمده است ؛ فصل چهارم ، به تجزیه و تحلیل تحقیق پرداختم ، که شامل چهار بخش است ؛بخش اوّل آن به تعریف اصطلاحات پرداختم و در بخش دوّم به بررسی آواشناسی و واج شناسی و در بخش سوّم به صرف و در بخش چهارم به نحو پرداخته شده است ؛ فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهاد و فهرست واژه نامه و نشانه ها و نقشه و پیوست است .
گردآوری گویش های محلّی و پژوهش در آنها از دیدگاه تاریخ و مردم شناسی هم اهمّیّت دارد زیرا به وسیله بررسی واژگان می توان نقطه های مبهم و تاریک سرگذشت یک قوم را روشن و خط سیر اقوام گذشته را مشخص کرد و اطلاعات سودمندی را جهت تحقیقات فراهم کرد و راهنمای ما در شناخت تار و پود فرهنگی ، اجتماعی و آداب زندگی مردم صاحب آن گویش شود و آن گاه در بررسی تاریخ و ادبیات و برقراری روابط می توانیم از موضعی آگاهانه برخورد کنیم.
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و ... فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد.
کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم
مقدمه:زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راههای شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود.
گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است.
فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود.
هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، 1381: 9)
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد.
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان :استان کرمان :
در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است.
کرمان به روایت تاریخ :قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود 220 پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد.
در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد.
گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند.
مراکز تاریخی و باستانی :
مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و ... می باشد.
ویژگی های فرهنگی کرمان :
فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد.
از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد.
استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم :
رفسنجان :سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند.
رفسنجان با وسعت 10678 کیلومتر مربع و حدود 300000 نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای 6 شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد.
رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است.
تاریخچه رفسنجان :رفسنجان شهری در آغوش کویر :
رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است.
رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است.
به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است.
جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی :
علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات 120 هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است.
محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است.
ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان :آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت.
منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و ... در یک منطقه رواج دارد.
فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است.
از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود.
سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است.
رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار می شود.
انداختن سفره های نذری مختلف توسط زنان، اعتقاداتی چون تهیه ی چهل بسم الله در روز شهادت مولای متقیان، چهل منبر و روشن کردن شمع تهیه وخیرات وانواع خوراکی ها مثل روغن جوشی، حلوا، ابرام خانی(شله زرد)، ابگوشت امام حسینی، خیرات گوشت گوسفند و .. از سایر سنت های موجود در این دیار است.
در گذشته بازی هایی وجود داشت که امروز جز در برخی از روستاها آن هم به ندرت نمیتوان یافت مانند (اتلک تی تتلک)(سنگ شیشو)(گلپوچ) قایم موشک، شتر سواری و .... که هنوز هم در رفسنجان رواج دارد.
لازم به ذکر است که رفسنجانی ها گاه از اصطلاح چاق شدن به معنای درمان شدن و بهبود بیماری استفاده می کنند.
رفسنجانی ها در مورد سن و سال بر این باورند که بیست (نیست) چل (ول) پنجاه(ورجا) شصت(نشست) هفتاد(اوفتاد) نود (کنج لحد)
و نان های سنّتی که هنوز پخت می شود توسط زنان زحمتکش رفسنجانی مثل نون ارزن، نون بربری، فطیر(پتیر)، جو) کوپو، کورنو، پرزده، روغنی، شاطرو، شیری، تیری، ذرت و غذاهای سنتی مثل اماچو (شولی)، اماچو مکو، چغوت بریزو، پختو، تاس کباب، قاتق بابونه، گورماس، اماچو هوریشو، شامی، کشک کله جوش، فسنجان با پسته، اشکنه، آب دوغ خیار و خرما بریزو.
از جمله مساجد دیدنی این شهر مسجد جمعه( جامع) حاج شریف است که با سبک معماری بدیعی ساخته شده است.
مسجدابوالفضل انار و مسجد تاج آباد که از دوره صفویه بر جامانده از اهمیّت خاصی برخوردار است.
مراسم خواستگاری و ازدواج نیز در این شهر با شکوه خاصی برگزار می شود از مراسم خواستگاری تا بله برون تا جشن نامزدی و جشن عروسی مورد توجّه است که بزرگترها و ریش سفیدان فامیل با خانواده مرد به خواستگاری دختر مورد نظر می روند و البتّه با کله قند و نقل و شیرینی و گل و مراسم بعد مراسم بله برون است که خرج بله برون با خانواده دختر می باشد که خانواده داماد با فامیل های خود هدایایی را که شامل قرآن، چادر سفید، شیرینی، کله قند، کیک، کفش، نبات و سرویس طلا می باشد به طریقه خاصی در سینی ها یا به طریق امروزی در ظرف های مخصوص می گذارند و به خانواده عروس می برند و جشن می گیرند و خانواده داماد وقتی که کفش عروس را هدیه می دهند باید پول در کفش عروس بگذارند و عروس کفش ها را بپوشد و مراسم های بعدی عقد و عروسی است که برگزار می شود.
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی :
غریبی سخ مرا دل گیر داره فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر وردار که غربت خاک دامنگیر داره
همچنین :
سر کوه بلند فریاد کردم امیرالمومنین را یاد کردم
امیرالمومنین ای شاه مردون که رو ور قبله ی حاجات کردم
و دوبیتی هایی مثل:
دو چشمونم به دراومد به یکبار زبس که گریه کردم از غم یار
بده دستمال ببندم روی چشمم که شاید چاق بشه از بوی دسمال
نمونه ای از لالایی :
لالالالا گلم باشی بخوابی از سرم واشی
لالایی ات می کنم با دس پیری که دس ننوی پیر بگیری
لالایی ات می کنم خوت نمی یاد بزرگت می کنم یادت نمیاد

نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان :
اگر کف دست انسان بخارد پولدار می شود.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد ، مهمان می رسد.
شب شیشه زائو که به شب شیشه معروف است ، شیشه ای را بالای بام می گذارند . عده ای هم از بستگان شب زنده داری می کنند تا از آمدن جن و شیشه جلوگیری کنند.
اگر گوشت همدگه رو بخورن استخون همدگه رو لرد نمی دازن.
نمونه ای از ضرب المثل های رفسنجانی :
آب از کنج ناخونش نمی چکه : کنایه از خسیس بودن است.
(ترش بالا) چلو صافی به آفتابه میگه دو کتو : کنایه از شخص پر عیب که عیب دیگران را می گوید.
خونه همسایه کماچه به ما چه : کنایه از دخالت نکردن در کار دیگران
نانش را بگیر جانش را نگیر
دیوار حاشا بلند است
فصل اوّل :کلیّات طرح تحقیق1-1- بیان مساله
در این رساله بررسی زبان شناختی لهجه رفسنجان مورد بحث است و مساله اصلی جمع آوری لهجه ها و گونه های زبانی است که ویژگی زبانی مورد توجّه است، در این مورد زبان شناختی، کارکرد زبان مهّم است، مهّم نیست که ما زبان را چگونه تعریف کنیم، آن چه مهّم است این است که ما طبیعت زبان را بشناسیم و چگونگی کار آن را دریابیم. زبان وقتی از قوّه به فعل درمی آید یا به صورت گفتار است.و یا به صورت نوشتار اگر به صورت گفتار باشد مادّه اولیّه که درآن به کار برده میشود صداست یعنی ارتعاش هوا و جابجا شدن انرژی، اگر به صورت نوشتار باشد مادّه اولیّه آن نشانه هایی است دیداری که آن هم متعلق به زبان فیزیکی بیرون است.همه زبانهای جهان برای گفتگو درباره دنیای بیرون از انرژی صوتی استفاده می کنند از این لحاظ همه زبانها یکسان هستند، ولی نوع رابطه ای که بین امواج انرژی صوتی و وقایع بیرون برقرار می کنند متفاوت است. از اینجاست که زبانهای متفاوت به وجود آمده است پس مجموعه این الگوهای صوتی و وقایع دنیای بیرون زبان نامیده می شود. و زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است و زبان فارسی یک گونه یک دست است و یکسان نیست بلکه یک مفهوم کلی است و از اجتماع گونه های بیشماری ترکیب شده است این گونه ها همه دارای یک هسته مشترک هستند ولی در پاره ای خصوصیات مربوط به دستور و واژگان و ساختمان صوتی با هم اختلاف دارند پس باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد در این بررسی که زبان شناختی و گونه زبانی مورد بحث است. ابتدا باید ویژگی جمله ها ،واژگان، اقسام و اجزا و ساختار آنها ونیز مختصات واژه ها و ساختمان و اجزا و انواع و نقشهای آنان و همچنین مشخصات واج ها و دگرگونیهایشان از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی مربوط به موارد بالا بر عهده دستور زبان است. پس هم دستور زبان در بحث زبان شناسی و هم زبان شناسی در مباحث دستوری وارد میشود و بحث درمورد دستور یک زبان بی توجّه به اصول و مبانی زبان شناسی به همان اندازه ناقص می ماند که بحث درباره یک زبان از دیدگاه زبان شناسی بدون توجه به قواعد دستوری آن زبان. در این رساله منظور از تحقیق شناخت لهجه و گونه زبان مردم رفسنجان است. که شامل بررسی آوا شناسی ، واج شناسی، بررسی واژگان (صرف و نحو ) می باشد.
برای شناخت بیشتر از جهت گونه زبانی به تعریف مواردذکر شده در بررسی گونه زبانی می پردازیم:
آوا شناسی (صوت شناسی):
آوا : لرزش تار آوا احساس شود مانند ب و نوشتن صداهای یک زبان یا یک گویش به گونه ای که نمود دارد درست تلفّظ آنها باشد.(کلباسی ،1373 : ص57)
واج شناسی : واج کوجکترین واحد سخن است که تنها صوت دارد اما معنا ندارد ولی سبب تمایز معنایی می شود مانند سر و سیر (وحیدیان کامیار، 1389، ص 7 )
واژگان : مجموعه واژه های یک زبان یا گویش
صرف: ساخت شناسی( ساختمان واژه ها، اسم و حالات اسم و صفت ، ضمیر و قید، حرف ، صوت، و فعل و انواع و ویژگیها و کاربرد آنها )
نحو : ساختار جمله و ویژگیهای آن( همان : ص 37 )
پس پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان بهره بگیرد.
1-2- پرسش اصلی تحقیق1-2-1 چگونه بررسی زبان شناختی یک گویش یا لهجه به تقویّت زبان فارسی می انجامد ؟
1-2-2 لهجه رفسنجانی دارای چه ویژگی های صرفی و نحوی می باشد .
1-2-3 لهجه رفسنجانی چه تفاوت ها و شباهت هایی با فارسی معیار دارد .
1-3- اهمّیّت تحقیقمساله اصلی جمع آوری لهجه و گونه زبانی است که کمتر به آنها پرداخته شده است و ویژگیهای زبانی (آوا شناسی و تغییرات آن و صرف و نحو) تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است.
از آنجا که وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو،تلویزیون و روزنامه ها، مدرسه ها، دانشگاه ها موجب آن شده که زبان رسمی حتی در منازل و دهات جانشین گویشهای محلّی شود از این رو گویشهای محلّی به سرعت روبه فراموشی میروند از این رو جمع آوری گویشها به همراه گونه زبان یعنی بررسی زبانی مفید است.
1-4- اهداف تحقیق :
کاربرد گویشها :هر گاه پدیده ای در جامعه به وجود آید بلافاصله واژه آن هم در زبان ایجاد می شود اگر احیانا روزی آن پدیده از جامعه خارج شود واژه آن در سری واژگان قاموسی باقی می ماند هر چند که از تداول روزانه خارج می گردد از این رو هر فرهنگی و سنّتی که در روزگاران گذشته وجود داشته و امروز فراموش نشده واژگان بازمانده چند و چون آنرا به ما یادآوری می کنند. مثلا واژه های خود، سپر و .. که در قاموس زبان فارسی وجود دارد یادآور جنگهای تن به تن روزگاران گذشته این سرزمین است.
سود دیگری که میتوان از واژه های گویشی به دست آورد شناسایی میسر دگرگونی زبان و یافتن فرمولی برای تبدیل آواها و در نتیجه بازشناسی و ریشه یابی واژه های زبان رسمی فارسی و تقویت زبان فارسی است.بنابراین از مجموعه واژه های گویشی و بررسی گونه زبانی میتوان اوضاع اجتماعی اخلاقی، نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. و این واژه ها میتواند برای هر پژوهشی سودمند باشد. و آیینه تمام نمای گذشته باشد.رفسنجان از جمله شهرهایی است که زبانش از شاخه زبانهای جنوبی ایران است که با زبانهای شمالی از حیث بعضی آواها و دیگر مشخصه ها تفاوتهایی دارد.
1-5- فرضیّه های تحقیق:1-5-1 به نظر میرسد که بررسی زبان شناختی برای حفظ و نگهداری لهجه و گویش این دیار است. و فرهنگ و آداب و رسوم در میراث کهن است که در طول قرنها و عصرها، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می رسد و تحّول می یابد.
1-5-2 لهجه رفسنجان دارای ویژگیهای آوایی صرفی و نحوی می باشد که مورد توجّه قرار میگیرد.
1-5-3 به نظر می رسد دارای شباهت ها ی کلّی و تفاوت های جزیی باشد .
1-6 تعریف واژگان کلیدیگویش: نظام زبانی خاص است که در ناحیه ی جغرافیایی و درون مرزهای سیاسی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد. و از زبان معیار متفاوت است گویش گونه ای از زبان است که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوا تفاوتهای با دیگر گویشها دارد. زبانهای محلی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو میکنند گویش می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند. و هرگز گویشوران در ارتباطهای روزانه خود دچار اشکال و نارسایی نمیشوند. گویش تضّادی با زبان ندارد.گویش دارای ادبیات مکتوب هم است و کلا میتوان گفت: گویش صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتها قابل فهم نیست مثل کردی، گیلکی و ترکی(صفوی ، 1367: ص 95 )
لهجه یا گونه : صورت تغییر یافته ای از زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتهای آن قابل فهم نباشد مانند یزدی، کرمانی و رفسنجانی.و شکلی خاص و مفهوم از تلفظ زبان معیار است و در نواحی جغرافیایی یا موقعیتهای فرهنگی، گوناگون به کار می رود.( همان : ص 36 )
زبان معیار : هر کشور دارای یک زبان رسمی است و گونه ای از آن در رسانه های همگانی به کار می رود تحت عنوان زبان معیار مطرح است برای مثال زبان فارسی، زبان رسمی ایران است و گونه ای از آن که در رادیو و تلویزیون به کار می رود زبان معیار نامیده می شود. (صفوی، 1367؛ 118-117)
گروه :
به آن واحد دستوری که زبانی از یک واژه یا بیشتر ساخته شده و خود در ساخت فرا کرد به کار می رود،؛ گروه نامیده می شود. و سه گروه فعلی ، اسمی و قیدی در زبان فارسی است. (همان، ص 118)
فراکرد :
مجموع کلماتی که پیرامون یک فعل گرد آمده اند اما معنی کاملی ندارند و قسمتی از یک مجموعه ی بزرگتر شمرده می شوند که پیام کاملی را می رساند. (خانلری ، 1359: 137).
فصل دوم :پیشینه تحقیق2-1 پیشینه تحقیق:
در مورد اغلب گونه های زبانی کشور کار شده است اما در مورد زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان کار نشده است. البته واژه های عامیانه و ضرب المثلها رفسنجانی و فرهنگ و آداب و رسوم رفسنجان توسط پژوهشگران از کار شده است.(حسینی پور رفسنجانی- 1382: 32-25) بر اساس مطالعاتی که بر آثار جمعی از پژوهشگران شده اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله بدست آمد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود: نتایج تحصیلات رضایی و رفیعی (1377) که رضایی و رفیعی انجام دادند که کتابی است فراگیر و دقیق که درآن همه اجزا و واحدهای زبانی گویش بیرجند از اصوات و واجها و دگرگونی های آنها تا ساختمان و نقشها و واژه ها و ساختار جمله ها، ویژگی های همه این واحد زبانی گویش با دقت مورد پژوهش قرار گرفته و با قواعد حاکم بر زبان فارسی مقایسه گردیده است. و نویسنده تلاش کرده است که نخست واج های این گویش را بررسی کند و واجگاه ها و ویژگی های آنها را بشناساند. سپس به بحث درباره ساختمان واژه ها و انواع آن در این گویش مورد بررسی قرار دهد به نتیجه ای مطلوب بوده رسانده است. (رضایی و رفیعی،1377، ص31-1)
کتابی دیگر که کمک زیادی به من کرد کتاب دگرگونیهای آوایی واژگان در زبان فارسی برومند سعید بود که اندامهای گفتار، آواهای زبان فارسی، همخوانها و جدول همخوانهای فارسی و واکه ها، هجا، تکیه و دگرگونیهای واکه ای و همخوانی بهره گرفتم که ایشان به اینکه هر زبانی آواهای مخصوص به خود دارد که از ترکیب آنها واژگان و دیگر اجزای کوچکتر زبان را می سازد و آواهای یک زبان با زبان دیگر صد در صد تطبیق نمی کند. صرف نظر از اینکه صوتهای مشترکی که تقریبا در همه زبانهاست بعضی از صورتهای زبان ما با زبان دیگر تفاوت میکند. بنابراین آواهای هر زبانی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد اشاره کرده است. (برومند سعید،1373 : 34ـ 18)
و از دیدگاه علیزاده ، زبان شناختی به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع حرکتها و سکون و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته است. تکامل خاص خود را پیموده است. (علیزاده 1389 : ص76 )
وحیدیان کامیار در مورد گونه های زبان بیان می دارد که در یک گذر اجمالی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران و حتی در برخی از سرزمینهای خارج از ایران، غالبا هر چه نوشته می شود یا گفته می شود گوینده یا نویسنده آن مدعی است که به فارسی می گوید اما گوناگونی این نوشته ها و گفته ها روشن است و باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد و زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف گونه های مختلف دارد. گونه زبانی ابتدا باید نمونه برداری از واحدهای مختلف زبان و شناخت جایگاه و رابطه هر یک با دیگری که اساس شناخت زبان داشت پس باید ابتدا زبان را به واحدهای آن تجزیه کرد که جمله مستقل که بزرگترین واحد زبان است و کوچکترین آن واج است و واحدهای زبان از کوچکترین تا بزرگترین دارای سلسله مراتب زیر است. واج، تکواژ، واژه ،گروه، جمله، جمله مستقل.
در این دستور دکتر گروه فعلی و ساختمان فعل و گروه اسمی و صرف و نحو را مورد بررسی قرار دادند.(وحیدیان، کامیار، 1389: 10-1)
کلباسی که در کتابشان بررسی یک گویش ایرانی که به گویش کلیمیان اصفهان پرداخته اند بیان میدارد که در بررسی آوا شناسی و واج شناسی، واجهای همخوانی( صامت) بیست و سه واج است و شش واج واکه ای (مصوت) که خصوصیات آوایی آنها را بیان کرده است و ایشان نیز در فصل اوّل به بررسی آواشناختی و واج شناسی اختصاص دارند و برخی از تفاوتهای آوایی بین این گویش و فارسی استاندارد پرداختند. و در فصل دوّم به ساخت واژه اختصاص دارد که در این فصل ساخت تصریفی و اشتقاقی و نیز واژه بستها مورد بررسی قرار گرفته. و در فصل سوّم به ساخت جمله و انواع آن اختصاص داده شده است و وجه و آهنگ بررسی شده بود.
شش واکه مرکب که در فارسی استاندارد وجود دارد در این گویش نیز دیده میشود و صداهای میانجی و تفاوتهای همخوانی که بین این گونه و فارسی معیار است مورد بررسی قرار دادند انواع کلمه در این گویش از نظر صرف تصریفی مورد بحث قرار گرفته که شامل اسم،مفرد و جمع ، ضمیر، صفت، قید، عدد،نقش نماها ( حروف اضافه، حروف ربط و حرف تعریف، حروف ندا )اصوات و فعل، مصدر ،اسم مفعول، و انواع فعل از نظر زمان و صرف و نحو (ساخت جمله) جمله، اجزا جمله و گروه اسمی و قیدی، گروه فعلی و انواع جمله از نظر تعداد فعل و انواع جمله از نظر آهنگ ( خیزان، افتان) مورد بحث قرار گرفته است (کلباسی، 1373: 145-19)
برومند سعید در واژه نامه گویش بردسیر در موارد گونه زبانی چنین گفته اند : زبانهای محلّی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو می کنند گویشی می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند، گویش ممکن است دارای ادبیات مکتوب هم باشد مانند کردی، کرمانی و ...
زبان ابزاری است آوایی که برای ارتباط و تفاهم و تبادل علمی و فرهنگی میان افراد یک جامعه به کار می رود. و از مجموعه واژه های گویشی میتوان اوضاع اجتماعی،اخلاقی و نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. (برومند سعید، 1375: ص12-7)
زمردیّان در بررسی گویش قاین این چنین آورده اند که گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گرد آوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد. گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیات، جامعه شناسی مردم شناسی و تاریخی می باشند. در ایران گرد آوری گویشها و زبانهای محلّی ونیز بررسی علمی آنها میتواند خیلی از مشکلات لغوی و دستوری زبان فارسی را حل کند و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد، هم چنین با استفاده از دستور و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد و همچنین میتوان با استفاده از دستور واژگان بسیاری از نکات مبهمی را که در متون کهنه فارسی دری است بر طرف نمود زیرا در حقیقت این گویشها ادامه همان زبانی است که در متون کهنه فارسی دری به کار رفته است. این کتاب و گویش توصیف واجی و همخوانها، طبقه بندی همخوانها و صرف (ساخت شناسی) و دستگاه فعل و نحو و ساختمان واژه بررسی شده است. و بسیاری از واژگان عامیانه قاین ذکر شده است . (زمردّیان، 1368: 204-13)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید چهار روش در پیش رو داریم:
1-بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو
2-جعل واژه ای بسیط
3-وام گرفتن از زبان بیگانه دیگر
4-بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی
به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را دارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویش دارند.گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته با الگو ساخت آنها پی برد و به این ترتیب میتواند معنای صورتهایی را که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد. ( طباطبایی، 1382: ص11-10)
بررسی دو گویش و گونه زبانی جیرفت و بافت نیز و مقایسه آن با فارسی معیار که توسط خانم جلالی انجام شده بود که ایشان نیز از نظر زبان شناسی، بررسی آوایی و واج شناسی و بررسی واژگان از نظر صرف و نحو مورد نظر قرار داده بودند و زبان شناختی و دستور زبان را توامان در نظر گرفته بودند. تاثیر پذیری گویش جیرفت از گویش استانهای هم مرز کرمان باشد هرمزگان و سیستان بلوچستان زمینه ساز این تفاوت و تمایز بوده است.
این بررسی زبان شناختی علمی این دو گونه برای حفظ نگهداری لهجه و گویش این دیار است که لهجه های ایرانی دارای ارزش فرهنگی هستند جمع آوری آنان از فراموشی آنها جلوگیری می کند. و نشان میدهد که این لهجه ها دارای ویژگی های آوایی،صرفی، و نحوی می باشند. که مورد توجه قرار گرفت. که از لهجه هایی هستند که در عین حال دارای تفاوتهای با فارسی معیار دارند و باعث شده که از نوع گونه و گویش آنها پی به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و روابط آنها برد.
با بررسی و مقایسه گویشهای رایج در استان کرمان میتوان به وجوه اشتراک و افتراق در این گویشها پی برد با این بررسی از سویی شاهد فرایندهای واجی مشترک آنها و نیز قرابت تاریخی و جغرافیایی این گویشها می باشد. از سوی دیگر شاهد تفاوت نسبی این گویشها هستیم این تفاوت در مقایسه با زبان، معیار در شهرستانهای مختلف استان کرمان شدّت و ضعف دارد و به عنوان مثال گویش جیرفت از نظر آوایی، واژگانی و دستوری شاخصه هایی دارد که آن را متمایز از گویش های سایر نقاط استان می کند.
در کتاب آوا شناختی ام . کی . سی مک موان ترجمه محمد فائض چنین آمده است:
صدا ادراک حرکت ذرّات هواست که باعث لرزش پرده گوش میشود ذرات هوابی نهایت کوچک هستند و زمانی که به حرکت درمی آیند الگوهایی از امواج صوتی را تشکیل میدهند. در صوت شناسی مفاهیمی مانند دامنه ارتعاش، طنین و تحلیل شکل امواج اساس شناخت ساختار امواج صوتی را تشکیل میدهد که آواشناسی یا مطالعه علمی گفتار، نه تنها شامل بررسی ساختار و الگوهای امواج صوتی می شود بلکه چگونگی تولید امواج صوتی را نیز بررسی می کند.
نظام نوشتاری الفبایی بسیاری از زبانها، نه تنها انسان را بر آن میدارد که تصور کند گفتار از قطعات آوایی تشکیل شده بلکه باعث به وجود آمدن اصطلاحاتی مانند همخوانی، و واکه نیز شده است. معمولا جهت توصیف خصوصیات فیزیکی که باعث بلندی صدا میشوند از واژه تکیه استفاده می شود. در واج شناسی با یک زبان واحد یا گونه ی واحدی از یک زبان سروکار دارد واژه یکی از نقاطی است که درآن دستور زبان و واج شناسی بهم می پیوندند و از نظر دستوری میتوان واژه ها را واحدهایی تلقی کرد که دارای ساختار نحوی می شوند و از ترکیب تکواژها، ( ریشه) پسوندها و پیشوندها ) بر طبق قوانین تمرینی و اشتقاقی که به وجود می آیند. ( مک موان ، 1373:ص 22-11)
بابک در بررسی زبان شناختی زرند گفته اند که پرسش و پرس و جو در شمار معانی (بررسی) در لغت نامه دهخدا است فرهنگ فارسی معین (بررسی) را (رسیدگی) و (تحقیق) معنی کرده است.
در این کار ، مراد از بررسی، پرس و جو و تحقیق است. به این اعتبار که پرس و جو گر و محقق، همچون رونده ای است که هنرش در رفتن است . این روند اگر توفیق یارش باشد، هرگز نمی رسد که رسیدن، پایان است. آن کس که گمان کند رسیده است، رفتن را آغاز نکرده بوده است. چون شناخت این بررسی ، وابسته ی تعریف دقیق شماری از اصطلاحات به کار رفته در آن است ، نخستین فصل را به تعریف اصطلاحات اختصاص داده اند. اصطلاحاتی مانند آوا، آهنگ، انسدادی، بی آوا، جمله ، تکیه و تکواژ و زبان و ... ایشان گفته اند که زبان شناختی بررسی علمی زبان است که باید از مشاهده ی فرضیه سازی و آزمایش گذشت تا بتوان به نتیجه رسید. و گویش را صورت دگرگون شده ای از یک زبان که برای گویندگان به دیگر صورت های دگرگون شده قابل فهم باشد : مثلا کرمانی ، شیرازی و ... از گویش های زبان فارسی هستند. ایشان در فصل دوّم کتاب توصیف واجی و توصیف همخوان ها را داشتند و در فصل سوّم دستگاه آوایی که شامل تکیه ، ابدال، حذف، افزایش و قلب است پرداختند و در کل به صرف (ساخت واژه) و به نحو (ساخت جمله) به بررسی علمی زبان شناختی پرداختند که من از مطالعه این کتاب بهره جستم. (بابک،1375:ص 12 - 7).
صفوی در کتاب زبان شناختی به مباحث زبانی زیر پرداخته اند :
ارزش هر واج در یک زبان به ارزش واج های دیگر آن زبان وابسته است که در کل نظامی را به وجود می آورند و عناصر موجود در این نظام در رابطه متقابل با یکدیگرند.
رابطه متقابل میان واحدهای زبان ، در مورد واحدهای بزرگ تر از واج ها مثلا واحدهای طبقه واژگان نیز صادق است. و هر واحد دستوری زمانی از نقش زبانی برخوردار خواهد بود که در طبقه خود با واحدهای دیگر در تقابل باشد. در هر زبان، رابطه متقابل میان واحدهای آن زبان بر روی دو محور جانشینی و همنشینی قابل تبیین است.
هلیدی ، مکینتاش استرونس در کتاب خود (ک 13 ، ص 18) طرحی از عملکرد زبان به دست می دهند. بر اساس نظریه ی آنها ، تمامی زبان های جهان از امواج صوتی در گفتار و – در صورت لزوم – از نشانه های خطی در نوشتار به عنوان ماده اولیه استفاده می کنند. هر زبان به شکلی خاص خود میان ماده اولیه و جهان بیرون رابطه برقرار می سازد (ک 32 ، ص 21) . بخش درون زبانی طرح آنان را می توان شامل سه سطح اصلی تحقق صوری ، صورت ، معنی شناسی دانست (ک 18 ، ص 37).
جدول 2-1- بخش درونی زبان
معنی شناسی صورت تحقق صوری
معنی
(صریح یا شناختی) دستور و واژگان دستگاه واجی
دستگاه خطی
این نمودار نشان دهنده بخش درون زبانی طرح هلیدی است و کل تصویری را که وی از زبان شناسی و زبان شناختی در ذهن دارد ، به دست نمی دهد. در این نمودار ، دستگاه واجی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیز ماده ی صوتی است و دستگاه خطی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیّز نشانه های خطی به شمار می رود. دستور به آن قسمت از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات بسته عمل می کنند. واژگان به آن بخش از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات باز عمل می کنند و معنی ارزشی است که یک عنصر ساختمانی در شبکه روابط دستوری زبان می یابد. (ک 32 ، ص 34-20).
به گفته لیچ این طرح در بررسی زبان شناختی گونه زبانی مؤثر است :
الف) هم آوایی : تلفظ واحد؛ صورت متفاوت . مثال : «شانه» کتف و «شانه» ابزار آرایش مو
ب) چند آوایی : صورت واحد؛ تلفظ متفاوت . مثال : و (va/،/o/) .
پ) هم معنایی : صورت متفاوت؛ معنی واحد . مثال : "دنیا و جهان"
ت) چند معنایی : صورت واحد؛ معنی متفاوت . مثال : «روشن» . (1.غیر خاموش . 2.غیر تاریک . 3.غیر تیره).
صفوی در کتاب از زبان شناسی به ادبیات در فصل هفتم ، هشتم و نهم، امکانات دستیابی به گونه های سه گانه ی توازن آوایی ، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار دارند و مشخص شد که انواع توازن از طریق تکرار عناصر وابسته به سطوح تحلیل آوایی ، واژگانی و نحوی تحقّق می یابد. هنگامی که زبان از قوه به فعل در آید، در دو گونه گفتار یا نوشتار تجلّی خواهد یافت . اگر این تجلی به صورت گفتار باشد، مادّه ی اولیّه ای که در آن به کار برده می شود صوت است اگر این تجلّی به صورت نوشتار باشد، مادّه اولیّه ای که در آن به کار برده می شود نشانه های دیداری است. در چنین شرایطی باید از میان تمامی اصوات که گوینده می تواند به تلفّظ در آورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجاهای مورد استفاده در آن زبان را بسازند ، همنشینی عناصر دستوری برای ساخت عنصر دستوری مرتبه بالاتر ، تابع مجموعه ای از قواعد ویژه خود خواهد بود. (صفوی، 1367 : 175 ـ 173)
بدین ترتیب ، برای تولید یک جمله ، مجموعه ای از قواعد آوایی ، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند و برای بررسی زبان شناسی و زبان شناختی یک گونه زبان باید هم قواعد دستوری و صرفی و آوایی مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوّم :روش تحقیق3-1- روش تحقیق
3-1-1 : روش تحقیق
نظری و کاربردیست یعنی هم کتابخانه ای و میدانی بوده است در بررسی یک گویش و لهجه و گونه زبانی، گردآوری واژه ها (واژگان گویشی) و استخراج واجهای گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی هایی که درآن واجها روی میدهد و بررسی در واژه ها و ساختمان آنان و قواعد دستوری گویش و زبانی و تجزیه و تحلیل آن قواعد از بایسته ترین کارهایی است که هر پژوهشگر باید انجام دهد. و این کار در صورتی تحقّق می یابد که مواد اولیّه تحقیق فراهم شود که همان گردآوری اطلاعات می باشد.
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات
نخست واژه های گویشی بی واسطه مستقیماً از زبان گویشوران و با تلفّظ ویژه آنان گرد آوری و با آوانویسی ثبت شد تا واژگان گویشی را داشته باشم و سپس با روش علمی از راه گفت و گوی مستقیم، پرسش و پاسخ و گفت و شنود با گویشوران ثبت گفتار و مکالمات آنان فراهم شد. و افزون بر اینها افسانه ها و داستان ها، چیستانها ، مثلها، شعرها و ترانه ها و دعاها، نفرین ها و نوحه ها و لالایی ها و .. را که با بررسی آنان میتوان دستور تاریخی گویشی را هم مطالعه کرد گرد آوری کردم که روش تحقیق میدانی و کتابخانه ای است و استفاده از ضبط بوده است.در بررسی یک زبان باید محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی هم بررسی شود و عوامل اجتماعی نیز در این امر موثرند، مانند وجود طبقات اجتماعی، بیشه ها و مشاغل،آداب و رسوم و اعتقادات و ارتباطات و عوامل دیگری مثل بی سوادی ،و با سوادی مؤثر است.
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتدر این بررسی واج شناسی که مربوط است به بررسی درباره واجهای گویش و زبانی رفسنجان و شناسایی واجگاه های آنان و بررسی ویژگیها و دگرگونی ها آنها که برای شناخت واج های یک زبان یا گویش آسان ترین راه که هر واج با یک یا چند واج هم واجگاهش مقایسه گردد که از روش جانشینی استفاده میشود ابتدا اطلاعات جمع آوری و فیش برداری و طبقه بندی می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.و دستور زبان که مطالب و مسائل مربوط به واژه، جمله در گویش رفسنجان و شناسایی ساختمان و ساختار واژه ها و جمله ها و قواعد دستوری این گویش (صرف و نحو) و مقایسه آن با قواعد دستور زبان فارسی رسمی و معیار می باشد و برخی واژه های عامیانه پس علم زبان شناسی و دستور زبان توامند. من بررسی خود را بر همان شیوه دستور نویسی متداول درباره این گویش انجام داده و از راه مقایسه و تطبیق موارد اشتراک و اختلاف قواعد دستوری گویش رفسنجان با زبان فارسی معیار نشانه داده شده است.
فصل چهارم :یافته های تحقیق4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها :چون شناخت این پژوهش، وابسته تعریف دقیق شماری از اصطلاحات بکار رفته در آن است، بهتر دانسته شد که در ابتدا به تعریف این اصطلاحات اختصاص یابد.
4ـ2ـ1 گروه همخوان بیش از یک همخوان که در پی هم در یک هجا یا تکواژ ظاهر می شود، گروه همخوان نامیده می شود؛ مثل گروه همخوان (فت،ft) در (رفت raft). ( بابک، 1375، ص:5 )
4ـ1ـ2 جمله آن واحد از زبان فارسی که از یک فراکرد یا بیشتر ساخته شده و خود در واحد بالاتری به کار نمی رود جمله نامیده می شود، جمله بزرگترین واحد زبانی است. (همان، ص:5)
4ـ1ـ3 چاکنایی
ویژگی دو گونه از واج هاست :
الف : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با بسته و باز شدن بی درنگ تار آواها : v
ب : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با سایش در چاکنای ، با جریان هوای برآمده ، از شش ها : /h/ (همان، ص:5)
4ـ1ـ4 دولبی آوایی گفتاری است که در تولید آن لبها بسته می شود.
واج های /b/ /p/ /m/ دو لبی هستند.
آوایی (واکدار) : لرزش تار آوا احساس شود : بِ (b)
بی آوایی : (بیواک) : لرزش تار آواد با ادای آن همراه نباشد : پ (p) (همان، ص:5)
4ـ1ـ5 زبان کلمه زبان هم در عرف و هم در اصطلاح زبان شناسان بر« بیان معانی و ارتباط میان اذهان بشر به وسیله ی گفتن و شنیدن » اطلاق می شود. (خانلری ، ج1، ص: 6)
زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است؛ این طرح ها و الگوها بین امواج انرژی که از گوینده ساطع می شود از یک طرف و وقایع جهان بیرون از طرف دیگر ، رابطه برقرار می کند.
(باطنی ، 1385 ، 6).
4ـ1ـ6 واژه مرکبواژه ای است که دست کم ، دو تکواژ آزاد در ساخت آن به کار رفته باشد مثل : نوروز (بابک،1375،ص:13)
4ـ1ـ7 واژه مشتق واژه ای است که دست کم از یک تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته ساخته شده مثل (شده). (همان، ص:14)
4ـ1ـ8 واج کوچکترین واحد در نظام آوایی زبان ، واج نامیده می شود. (همان، ص:13)
4ـ1ـ9 واژه واژه را می توان از چهار نظر تعریف کرد :
1-از نظر آوایی : یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده ، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک "درنگ" وجود دارد. یعنی می توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد .
2-از نظر ساخت صرفی : از یک یا چند واژک تشکیل شده و در سلسله مراتب واحدهای دستوری زبان ، در ساختمان گروه به کار می رود.
3-از نظر معنایی : عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم منفرد دلالت دارد.
4-از نظر املایی : دارای وحدت املایی است، به این معنی که در نوشته ، معمولا فاصله هایی در دو طرف آن رعایت می شود.) کلباسی1375، ص 21-20 )
4-1-10 اندامهای گفتار

شکل 4-1-اندام های گفتار
4ـ1ـ10 مهمترین اندام گفتار زبان است از این رو به این اندام نام "عمل گفتار" نیز داده شده است.
در داخل دهان کام به سه قسمت ، از عقب دهان به جلو عبارتند از :
1)پرده کام: زایده ای است که در عقب کام قرار دارد و در مسیر صوت می باشد. مانند: /y/ ،/g/ ،/x/
2) نرم کام : که به ملازه پرده کام منتهی می شود و ناحیه نرم کام است. مانند /k ، g/
3) پیشکام : که قسمت پیشین که به لثه ها منتهی می شود .
4)خیشوم : فضای تهی است که میان پرده کام و(ملازه) سوراخ های بینی واقع شده است که نقش آن در تولید آواهای دماغی است. مانند : م / m
5) میانکام : واکه آوایی که در هنگام ادای آن ، زبان در حالت طبیعی است حالتی میان افراشته مانند e / ، / ه / (واکه یا مصوت زبان به آن دسته از اصواتی گفته می شود که در تولید آنها هوای مرتعش شده از تار آوا به دو لب رسیده و از دهان خارج می شود و هیچ گونه تنگی وجود ندارد. (برومند سعید، 1373،ص 19ـ 18 )
4ـ1ـ11 آهنگ آهنگ عبارت است از تغییراتی که در زیر و بمی صدا ، در گفتار ، پیوسته رخ می دهد. (وحیدیان کامیار ، 1384. 79)
4ـ4ـ12 انسدادی

aaq35

موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : PAGEREF _Toc368136013 h 1
استان کرمان : PAGEREF _Toc368136014 h 1
کرمان به روایت تاریخ : PAGEREF _Toc368136015 h 2
مراکز تاریخی و باستانی : PAGEREF _Toc368136016 h 2
ویژگی های فرهنگی کرمان : PAGEREF _Toc368136017 h 2
رفسنجان : PAGEREF _Toc368136018 h 3
تاریخچه رفسنجان : PAGEREF _Toc368136019 h 3
جاذبه های تاریخی : PAGEREF _Toc368136020 h 3
جاذبه های طبیعی : PAGEREF _Toc368136021 h 4
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136022 h 4
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی : PAGEREF _Toc368136023 h 5
نمونه ای از لالایی : PAGEREF _Toc368136024 h 6
نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136025 h 6
فصل اوّل : کلیّات طرح تحقیق PAGEREF _Toc368136027 h 7
1-1- بیان مساله PAGEREF _Toc368136028 h 8
1-2- پرسش اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368136029 h 9
1-3- اهمّیّت تحقیق PAGEREF _Toc368136030 h 9
1-4- اهداف تحقیق : PAGEREF _Toc368136031 h 9
کاربرد گویشها : PAGEREF _Toc368136032 h 9
1-5- فرضیّه های تحقیق: PAGEREF _Toc368136033 h 10
1-6 تعریف واژگان کلیدی PAGEREF _Toc368136034 h 10
فصل دوم : پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc368136036 h 12
2-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc368136037 h 13
فصل سوّم : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136039 h 19
3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc368136040 h 20
3-1-1 : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136041 h 20
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc368136042 h 20
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc368136043 h 20
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc368136045 h 21
4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها : PAGEREF _Toc368136046 h 22
4ـ2ـ1 گروه همخوان PAGEREF _Toc368136047 h 22
4ـ1ـ2 جمله PAGEREF _Toc368136048 h 22
4ـ1ـ3 چاکنایی PAGEREF _Toc368136049 h 22
4ـ1ـ4 دولبی PAGEREF _Toc368136050 h 22
4ـ1ـ5 زبان PAGEREF _Toc368136051 h 22
4ـ1ـ6 واژه مرکب PAGEREF _Toc368136052 h 23
4ـ1ـ7 واژه مشتق PAGEREF _Toc368136053 h 23
4ـ1ـ8 واج PAGEREF _Toc368136054 h 23
4ـ1ـ9 واژه PAGEREF _Toc368136055 h 23
4-1-10 اندامهای گفتار PAGEREF _Toc368136056 h 23
4ـ1ـ11 آهنگ PAGEREF _Toc368136057 h 24
4ـ4ـ12 انسدادی PAGEREF _Toc368136058 h 24
4ـ1ـ13 تکواژ PAGEREF _Toc368136059 h 24
4ـ1ـ14 تکیه : PAGEREF _Toc368136060 h 25
4ـ2: بررسی آوا شناسی و واج شناسی PAGEREF _Toc368136061 h 26
4-2-1- واکه ها : PAGEREF _Toc368136062 h 26
4-2-1-1- واجهای واکه ای : PAGEREF _Toc368136063 h 26
4-2-1-2- واجگونه های واکه ای PAGEREF _Toc368136064 h 27
4-1-1-3-واکه های مرکب (دوگانه) PAGEREF _Toc368136065 h 30
4-1-1-4- واکه های میانجی PAGEREF _Toc368136066 h 30
4-2-2- همخوانها PAGEREF _Toc368136067 h 31
4-2-2-1- واجهای همخوانی PAGEREF _Toc368136068 h 31
4-2-2-2- ساختمان هجا PAGEREF _Toc368136069 h 35
4-2-2-3- آواهای زبان فارسی : PAGEREF _Toc368136070 h 36
4-2-2-4- توازن واجی PAGEREF _Toc368136071 h 37
4-2-2-5- دگرگونی همخوان ها PAGEREF _Toc368136072 h 37
4-2-2-6- تکیه PAGEREF _Toc368136073 h 48
4-3 : صرف (ساخت واژه) PAGEREF _Toc368136074 h 50
4-3-1- اسم PAGEREF _Toc368136075 h 50
4-3-1-1-ساده-مرکّب : PAGEREF _Toc368136076 h 50
4-3-1-2- جامد – مشتق : PAGEREF _Toc368136077 h 50
4-3-1-3- مفرد – جمع PAGEREF _Toc368136078 h 51
4-3-1-4- معرفه - نکره PAGEREF _Toc368136079 h 51
4-3-2- اضافه PAGEREF _Toc368136080 h 52
4-3-3 ضمیر PAGEREF _Toc368136081 h 54
4-3-1-3-1- ضمیر در جایگاههای نحوی جمله : PAGEREF _Toc368136082 h 56
1- جایگاههای بنیادین : PAGEREF _Toc368136083 h 56
2- جایگاههای توضیحی PAGEREF _Toc368136084 h 58
3- جایگاههای وابسته PAGEREF _Toc368136085 h 59
3-1- مضاف الیه PAGEREF _Toc368136086 h 59
3-2- بدل PAGEREF _Toc368136087 h 60
4-3-4- صفت PAGEREF _Toc368136088 h 60
2- صفت اشاره : PAGEREF _Toc368136089 h 60
3- صفت اشاره تأکیدی PAGEREF _Toc368136090 h 61
4- صفت پرسشی PAGEREF _Toc368136091 h 61
5- صفت مبهم PAGEREF _Toc368136092 h 61
6- صفت تعجّبی PAGEREF _Toc368136093 h 61
7- صفت عددی PAGEREF _Toc368136094 h 61
4- 3-5- قید PAGEREF _Toc368136095 h 62
4-3-6- نقش نماها PAGEREF _Toc368136096 h 63
4-3-7- نشانه ندا PAGEREF _Toc368136097 h 64
4-3-8- نشانه تصغیر PAGEREF _Toc368136098 h 65
4-3-9- اصوات PAGEREF _Toc368136099 h 65
4-3-10- فعل PAGEREF _Toc368136100 h 66
10-1-زمان : PAGEREF _Toc368136101 h 66
10-1-1- شکل ساخته شده از بن مضارع : PAGEREF _Toc368136102 h 67
10-1-2- ماضی (گذشته) : PAGEREF _Toc368136103 h 70
10-1-3- ستاک حال PAGEREF _Toc368136104 h 71
10-1-4- ستاک گذشته PAGEREF _Toc368136104 h 71
4-3-11- مصدر PAGEREF _Toc368136105 h 72
4-3-12- اسم مفعول (صفت مفعولی) PAGEREF _Toc368136106 h 72
4-3-13- شخص PAGEREF _Toc368136107 h 73
4-3-14-جهت (لازم،متعدّی) PAGEREF _Toc368136108 h 73
4-3-15- فعل معلوم و مجهول PAGEREF _Toc368136109 h 74
4-3-16- فعل از نظر ساخت اشتقاقی : (ساختمان) PAGEREF _Toc368136110 h 75
4-3-18- پیشوندهای اشتقاقی : PAGEREF _Toc368136111 h 78
4-3-19- پسوندهای اشتقاقی PAGEREF _Toc368136112 h 79
4-4 نحو (ساخت جمله) : PAGEREF _Toc368136113 h 82
4-4-1- نحو : PAGEREF _Toc368136114 h 82
4-4-2- مطابقه فعل با نهاد در مفرد و جمع PAGEREF _Toc368136115 h 82
4-4-3- اقسام جمله PAGEREF _Toc368136116 h 84
4-4-4- اجزای جمله PAGEREF _Toc368136117 h 86
4-4-5- ساختمان و ترتیب اجزای جمله : PAGEREF _Toc368136118 h 87
4-4-5-1- جمله خبری (اخباری التزامی) PAGEREF _Toc368136119 h 87
4-4-5-2- جمله های پرسشی : PAGEREF _Toc368136120 h 88
4-4-5-3- جمله های امری – ندایی : PAGEREF _Toc368136121 h 88
4-4-5-4- جمله های تعجّبی : PAGEREF _Toc368136122 h 89
4-4-6- انواع گروه در جمله PAGEREF _Toc368136123 h 89
4-4-7- گروه فعلی مرکّب PAGEREF _Toc368136124 h 92
4-4-8- تطابق فاعل و فعل از نظر شخص و شمار : PAGEREF _Toc368136125 h 93
4-4-9- جمله و اجزاء آن PAGEREF _Toc368136126 h 93
4-4-10- حذف در جمله PAGEREF _Toc368136127 h 94
4-4-11- انواع جمله از نظر جایگاههای بنیادی: PAGEREF _Toc368136128 h 97
4-4-12- انواع جمله از نظر نوع فعل PAGEREF _Toc368136129 h 100
4-4-12-1- جمله با فعل اسنادی PAGEREF _Toc368136130 h 100
4-4-12-2-جمله با فعل غیر اسنادی : PAGEREF _Toc368136131 h 101
4-4-13- مفعول و انواع مفعول : PAGEREF _Toc368136132 h 101
4-4-13-1-مفعول مستقیم : PAGEREF _Toc368136133 h 102
4-4-13-2-مفعول غیر مستقیم : PAGEREF _Toc368136134 h 102
4-4-14- انواع جمله از نظر تعداد فعل PAGEREF _Toc368136135 h 104
4-4-14-1-جمله ساده : PAGEREF _Toc368136136 h 104
4-4-14-2- جمله مرکّب : PAGEREF _Toc368136137 h 104
یک- جمله مرکّب همپایه : PAGEREF _Toc368136138 h 105
دو– جملات مرکب ناهمپایه : PAGEREF _Toc368136139 h 105
4-4-14-3- جمله شرطی PAGEREF _Toc368136140 h 106
4-4-15- انواع جمله از نظر آهنگ : PAGEREF _Toc368136141 h 107
4-4-15-1- افتان PAGEREF _Toc368136142 h 107
4-4-15-2- خیزان PAGEREF _Toc368136143 h 107
4-4-15-3- خیزان افتان PAGEREF _Toc368136144 h 107
فصل پنجم : نتیجه گیری PAGEREF _Toc368136146 h 108
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc368136147 h 109
پیشنهادها : PAGEREF _Toc368136148 h 111
پیوست136
منابع144

نشانه ها
نشانه های آوایی که در این پژوهش برای واج نویسی به کار رفته است :
الف-همخوانها
نشانه های آوایی نشانه های فارسی
B ب
P پ
M م
V و
F ف
D د
T ت
Z ز/ذ/ض/ظ
S س/ص/ث
N ن
R ر
L ل
J ج
c چ
s ش
Y ی
G گ
K ک (پیش کامی)
C ک (پس کامی)
X خ
q ق
غ
H ه/ح
و ع/ء
ب-واکه ها
a اَ / ا
a ـــَـــ
I ای
E ــــِــ
کسره بسیار خفیف مثل واژه ی سرا sra
O و/ ــــُــ
U اوَ/وَ
ew اِو/و : مثل واژه ی جِوُد-jeud : به معنای یهودی
چکیده :
زبان فارسی زبان نوشتار ، زبان شعر و ادب و زبان علمی مشترک ماست اما فارسی زبانان در هر گوشه و کنار این سرزمین به فارسی صحبت می کنند که با وجود اشتراک در اصول و مبانی با فارسی رسمی ، هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. این رساله در پنج فصل گرد آوری شده است، فصل اوّل به بیان مسأله و پرسش اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیّه تحقیق پرداخته شده است ، در فصل دوّم ، پیشینه تحقیق ، فصل سوّم روش تحقیق آمده است ؛ فصل چهارم ، به تجزیه و تحلیل تحقیق پرداختم ، که شامل چهار بخش است ؛بخش اوّل آن به تعریف اصطلاحات پرداختم و در بخش دوّم به بررسی آواشناسی و واج شناسی و در بخش سوّم به صرف و در بخش چهارم به نحو پرداخته شده است ؛ فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهاد و فهرست واژه نامه و نشانه ها و نقشه و پیوست است .
گردآوری گویش های محلّی و پژوهش در آنها از دیدگاه تاریخ و مردم شناسی هم اهمّیّت دارد زیرا به وسیله بررسی واژگان می توان نقطه های مبهم و تاریک سرگذشت یک قوم را روشن و خط سیر اقوام گذشته را مشخص کرد و اطلاعات سودمندی را جهت تحقیقات فراهم کرد و راهنمای ما در شناخت تار و پود فرهنگی ، اجتماعی و آداب زندگی مردم صاحب آن گویش شود و آن گاه در بررسی تاریخ و ادبیات و برقراری روابط می توانیم از موضعی آگاهانه برخورد کنیم.
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و ... فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد.
کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم
مقدمه:زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راههای شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود.
گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند.
گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است.
فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود.
هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، 1381: 9)
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد.
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان :استان کرمان :
در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است.
کرمان به روایت تاریخ :قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود 220 پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد.
در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد.
گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند.
مراکز تاریخی و باستانی :
مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و ... می باشد.
ویژگی های فرهنگی کرمان :
فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد.
از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد.
استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم :
رفسنجان :سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند.
رفسنجان با وسعت 10678 کیلومتر مربع و حدود 300000 نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای 6 شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد.
رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است.
تاریخچه رفسنجان :رفسنجان شهری در آغوش کویر :
رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است.
رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است.
به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است.
جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی :
علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات 120 هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است.
محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است.
ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان :آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت.
منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و ... در یک منطقه رواج دارد.
فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است.
از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود.
سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است.
رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار می شود.
انداختن سفره های نذری مختلف توسط زنان، اعتقاداتی چون تهیه ی چهل بسم الله در روز شهادت مولای متقیان، چهل منبر و روشن کردن شمع تهیه وخیرات وانواع خوراکی ها مثل روغن جوشی، حلوا، ابرام خانی(شله زرد)، ابگوشت امام حسینی، خیرات گوشت گوسفند و .. از سایر سنت های موجود در این دیار است.
در گذشته بازی هایی وجود داشت که امروز جز در برخی از روستاها آن هم به ندرت نمیتوان یافت مانند (اتلک تی تتلک)(سنگ شیشو)(گلپوچ) قایم موشک، شتر سواری و .... که هنوز هم در رفسنجان رواج دارد.
لازم به ذکر است که رفسنجانی ها گاه از اصطلاح چاق شدن به معنای درمان شدن و بهبود بیماری استفاده می کنند.
رفسنجانی ها در مورد سن و سال بر این باورند که بیست (نیست) چل (ول) پنجاه(ورجا) شصت(نشست) هفتاد(اوفتاد) نود (کنج لحد)
و نان های سنّتی که هنوز پخت می شود توسط زنان زحمتکش رفسنجانی مثل نون ارزن، نون بربری، فطیر(پتیر)، جو) کوپو، کورنو، پرزده، روغنی، شاطرو، شیری، تیری، ذرت و غذاهای سنتی مثل اماچو (شولی)، اماچو مکو، چغوت بریزو، پختو، تاس کباب، قاتق بابونه، گورماس، اماچو هوریشو، شامی، کشک کله جوش، فسنجان با پسته، اشکنه، آب دوغ خیار و خرما بریزو.
از جمله مساجد دیدنی این شهر مسجد جمعه( جامع) حاج شریف است که با سبک معماری بدیعی ساخته شده است.
مسجدابوالفضل انار و مسجد تاج آباد که از دوره صفویه بر جامانده از اهمیّت خاصی برخوردار است.
مراسم خواستگاری و ازدواج نیز در این شهر با شکوه خاصی برگزار می شود از مراسم خواستگاری تا بله برون تا جشن نامزدی و جشن عروسی مورد توجّه است که بزرگترها و ریش سفیدان فامیل با خانواده مرد به خواستگاری دختر مورد نظر می روند و البتّه با کله قند و نقل و شیرینی و گل و مراسم بعد مراسم بله برون است که خرج بله برون با خانواده دختر می باشد که خانواده داماد با فامیل های خود هدایایی را که شامل قرآن، چادر سفید، شیرینی، کله قند، کیک، کفش، نبات و سرویس طلا می باشد به طریقه خاصی در سینی ها یا به طریق امروزی در ظرف های مخصوص می گذارند و به خانواده عروس می برند و جشن می گیرند و خانواده داماد وقتی که کفش عروس را هدیه می دهند باید پول در کفش عروس بگذارند و عروس کفش ها را بپوشد و مراسم های بعدی عقد و عروسی است که برگزار می شود.
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی :
غریبی سخ مرا دل گیر داره فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر وردار که غربت خاک دامنگیر داره
همچنین :
سر کوه بلند فریاد کردم امیرالمومنین را یاد کردم
امیرالمومنین ای شاه مردون که رو ور قبله ی حاجات کردم
و دوبیتی هایی مثل:
دو چشمونم به دراومد به یکبار زبس که گریه کردم از غم یار
بده دستمال ببندم روی چشمم که شاید چاق بشه از بوی دسمال
نمونه ای از لالایی :
لالالالا گلم باشی بخوابی از سرم واشی
لالایی ات می کنم با دس پیری که دس ننوی پیر بگیری
لالایی ات می کنم خوت نمی یاد بزرگت می کنم یادت نمیاد

نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان :
اگر کف دست انسان بخارد پولدار می شود.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد ، مهمان می رسد.
شب شیشه زائو که به شب شیشه معروف است ، شیشه ای را بالای بام می گذارند . عده ای هم از بستگان شب زنده داری می کنند تا از آمدن جن و شیشه جلوگیری کنند.
اگر گوشت همدگه رو بخورن استخون همدگه رو لرد نمی دازن.
نمونه ای از ضرب المثل های رفسنجانی :
آب از کنج ناخونش نمی چکه : کنایه از خسیس بودن است.
(ترش بالا) چلو صافی به آفتابه میگه دو کتو : کنایه از شخص پر عیب که عیب دیگران را می گوید.
خونه همسایه کماچه به ما چه : کنایه از دخالت نکردن در کار دیگران
نانش را بگیر جانش را نگیر
دیوار حاشا بلند است
فصل اوّل :کلیّات طرح تحقیق1-1- بیان مساله
در این رساله بررسی زبان شناختی لهجه رفسنجان مورد بحث است و مساله اصلی جمع آوری لهجه ها و گونه های زبانی است که ویژگی زبانی مورد توجّه است، در این مورد زبان شناختی، کارکرد زبان مهّم است، مهّم نیست که ما زبان را چگونه تعریف کنیم، آن چه مهّم است این است که ما طبیعت زبان را بشناسیم و چگونگی کار آن را دریابیم. زبان وقتی از قوّه به فعل درمی آید یا به صورت گفتار است.و یا به صورت نوشتار اگر به صورت گفتار باشد مادّه اولیّه که درآن به کار برده میشود صداست یعنی ارتعاش هوا و جابجا شدن انرژی، اگر به صورت نوشتار باشد مادّه اولیّه آن نشانه هایی است دیداری که آن هم متعلق به زبان فیزیکی بیرون است.همه زبانهای جهان برای گفتگو درباره دنیای بیرون از انرژی صوتی استفاده می کنند از این لحاظ همه زبانها یکسان هستند، ولی نوع رابطه ای که بین امواج انرژی صوتی و وقایع بیرون برقرار می کنند متفاوت است. از اینجاست که زبانهای متفاوت به وجود آمده است پس مجموعه این الگوهای صوتی و وقایع دنیای بیرون زبان نامیده می شود. و زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است و زبان فارسی یک گونه یک دست است و یکسان نیست بلکه یک مفهوم کلی است و از اجتماع گونه های بیشماری ترکیب شده است این گونه ها همه دارای یک هسته مشترک هستند ولی در پاره ای خصوصیات مربوط به دستور و واژگان و ساختمان صوتی با هم اختلاف دارند پس باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد در این بررسی که زبان شناختی و گونه زبانی مورد بحث است. ابتدا باید ویژگی جمله ها ،واژگان، اقسام و اجزا و ساختار آنها ونیز مختصات واژه ها و ساختمان و اجزا و انواع و نقشهای آنان و همچنین مشخصات واج ها و دگرگونیهایشان از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی مربوط به موارد بالا بر عهده دستور زبان است. پس هم دستور زبان در بحث زبان شناسی و هم زبان شناسی در مباحث دستوری وارد میشود و بحث درمورد دستور یک زبان بی توجّه به اصول و مبانی زبان شناسی به همان اندازه ناقص می ماند که بحث درباره یک زبان از دیدگاه زبان شناسی بدون توجه به قواعد دستوری آن زبان. در این رساله منظور از تحقیق شناخت لهجه و گونه زبان مردم رفسنجان است. که شامل بررسی آوا شناسی ، واج شناسی، بررسی واژگان (صرف و نحو ) می باشد.
برای شناخت بیشتر از جهت گونه زبانی به تعریف مواردذکر شده در بررسی گونه زبانی می پردازیم:
آوا شناسی (صوت شناسی):
آوا : لرزش تار آوا احساس شود مانند ب و نوشتن صداهای یک زبان یا یک گویش به گونه ای که نمود دارد درست تلفّظ آنها باشد.(کلباسی ،1373 : ص57)
واج شناسی : واج کوجکترین واحد سخن است که تنها صوت دارد اما معنا ندارد ولی سبب تمایز معنایی می شود مانند سر و سیر (وحیدیان کامیار، 1389، ص 7 )
واژگان : مجموعه واژه های یک زبان یا گویش
صرف: ساخت شناسی( ساختمان واژه ها، اسم و حالات اسم و صفت ، ضمیر و قید، حرف ، صوت، و فعل و انواع و ویژگیها و کاربرد آنها )
نحو : ساختار جمله و ویژگیهای آن( همان : ص 37 )
پس پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان بهره بگیرد.
1-2- پرسش اصلی تحقیق1-2-1 چگونه بررسی زبان شناختی یک گویش یا لهجه به تقویّت زبان فارسی می انجامد ؟
1-2-2 لهجه رفسنجانی دارای چه ویژگی های صرفی و نحوی می باشد .
1-2-3 لهجه رفسنجانی چه تفاوت ها و شباهت هایی با فارسی معیار دارد .
1-3- اهمّیّت تحقیقمساله اصلی جمع آوری لهجه و گونه زبانی است که کمتر به آنها پرداخته شده است و ویژگیهای زبانی (آوا شناسی و تغییرات آن و صرف و نحو) تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است.
از آنجا که وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو،تلویزیون و روزنامه ها، مدرسه ها، دانشگاه ها موجب آن شده که زبان رسمی حتی در منازل و دهات جانشین گویشهای محلّی شود از این رو گویشهای محلّی به سرعت روبه فراموشی میروند از این رو جمع آوری گویشها به همراه گونه زبان یعنی بررسی زبانی مفید است.
1-4- اهداف تحقیق :
کاربرد گویشها :هر گاه پدیده ای در جامعه به وجود آید بلافاصله واژه آن هم در زبان ایجاد می شود اگر احیانا روزی آن پدیده از جامعه خارج شود واژه آن در سری واژگان قاموسی باقی می ماند هر چند که از تداول روزانه خارج می گردد از این رو هر فرهنگی و سنّتی که در روزگاران گذشته وجود داشته و امروز فراموش نشده واژگان بازمانده چند و چون آنرا به ما یادآوری می کنند. مثلا واژه های خود، سپر و .. که در قاموس زبان فارسی وجود دارد یادآور جنگهای تن به تن روزگاران گذشته این سرزمین است.
سود دیگری که میتوان از واژه های گویشی به دست آورد شناسایی میسر دگرگونی زبان و یافتن فرمولی برای تبدیل آواها و در نتیجه بازشناسی و ریشه یابی واژه های زبان رسمی فارسی و تقویت زبان فارسی است.بنابراین از مجموعه واژه های گویشی و بررسی گونه زبانی میتوان اوضاع اجتماعی اخلاقی، نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. و این واژه ها میتواند برای هر پژوهشی سودمند باشد. و آیینه تمام نمای گذشته باشد.رفسنجان از جمله شهرهایی است که زبانش از شاخه زبانهای جنوبی ایران است که با زبانهای شمالی از حیث بعضی آواها و دیگر مشخصه ها تفاوتهایی دارد.
1-5- فرضیّه های تحقیق:1-5-1 به نظر میرسد که بررسی زبان شناختی برای حفظ و نگهداری لهجه و گویش این دیار است. و فرهنگ و آداب و رسوم در میراث کهن است که در طول قرنها و عصرها، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می رسد و تحّول می یابد.
1-5-2 لهجه رفسنجان دارای ویژگیهای آوایی صرفی و نحوی می باشد که مورد توجّه قرار میگیرد.
1-5-3 به نظر می رسد دارای شباهت ها ی کلّی و تفاوت های جزیی باشد .
1-6 تعریف واژگان کلیدیگویش: نظام زبانی خاص است که در ناحیه ی جغرافیایی و درون مرزهای سیاسی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد. و از زبان معیار متفاوت است گویش گونه ای از زبان است که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوا تفاوتهای با دیگر گویشها دارد. زبانهای محلی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو میکنند گویش می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند. و هرگز گویشوران در ارتباطهای روزانه خود دچار اشکال و نارسایی نمیشوند. گویش تضّادی با زبان ندارد.گویش دارای ادبیات مکتوب هم است و کلا میتوان گفت: گویش صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتها قابل فهم نیست مثل کردی، گیلکی و ترکی(صفوی ، 1367: ص 95 )
لهجه یا گونه : صورت تغییر یافته ای از زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتهای آن قابل فهم نباشد مانند یزدی، کرمانی و رفسنجانی.و شکلی خاص و مفهوم از تلفظ زبان معیار است و در نواحی جغرافیایی یا موقعیتهای فرهنگی، گوناگون به کار می رود.( همان : ص 36 )
زبان معیار : هر کشور دارای یک زبان رسمی است و گونه ای از آن در رسانه های همگانی به کار می رود تحت عنوان زبان معیار مطرح است برای مثال زبان فارسی، زبان رسمی ایران است و گونه ای از آن که در رادیو و تلویزیون به کار می رود زبان معیار نامیده می شود. (صفوی، 1367؛ 118-117)
گروه :
به آن واحد دستوری که زبانی از یک واژه یا بیشتر ساخته شده و خود در ساخت فرا کرد به کار می رود،؛ گروه نامیده می شود. و سه گروه فعلی ، اسمی و قیدی در زبان فارسی است. (همان، ص 118)
فراکرد :
مجموع کلماتی که پیرامون یک فعل گرد آمده اند اما معنی کاملی ندارند و قسمتی از یک مجموعه ی بزرگتر شمرده می شوند که پیام کاملی را می رساند. (خانلری ، 1359: 137).
فصل دوم :پیشینه تحقیق2-1 پیشینه تحقیق:
در مورد اغلب گونه های زبانی کشور کار شده است اما در مورد زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان کار نشده است. البته واژه های عامیانه و ضرب المثلها رفسنجانی و فرهنگ و آداب و رسوم رفسنجان توسط پژوهشگران از کار شده است.(حسینی پور رفسنجانی- 1382: 32-25) بر اساس مطالعاتی که بر آثار جمعی از پژوهشگران شده اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله بدست آمد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود: نتایج تحصیلات رضایی و رفیعی (1377) که رضایی و رفیعی انجام دادند که کتابی است فراگیر و دقیق که درآن همه اجزا و واحدهای زبانی گویش بیرجند از اصوات و واجها و دگرگونی های آنها تا ساختمان و نقشها و واژه ها و ساختار جمله ها، ویژگی های همه این واحد زبانی گویش با دقت مورد پژوهش قرار گرفته و با قواعد حاکم بر زبان فارسی مقایسه گردیده است. و نویسنده تلاش کرده است که نخست واج های این گویش را بررسی کند و واجگاه ها و ویژگی های آنها را بشناساند. سپس به بحث درباره ساختمان واژه ها و انواع آن در این گویش مورد بررسی قرار دهد به نتیجه ای مطلوب بوده رسانده است. (رضایی و رفیعی،1377، ص31-1)
کتابی دیگر که کمک زیادی به من کرد کتاب دگرگونیهای آوایی واژگان در زبان فارسی برومند سعید بود که اندامهای گفتار، آواهای زبان فارسی، همخوانها و جدول همخوانهای فارسی و واکه ها، هجا، تکیه و دگرگونیهای واکه ای و همخوانی بهره گرفتم که ایشان به اینکه هر زبانی آواهای مخصوص به خود دارد که از ترکیب آنها واژگان و دیگر اجزای کوچکتر زبان را می سازد و آواهای یک زبان با زبان دیگر صد در صد تطبیق نمی کند. صرف نظر از اینکه صوتهای مشترکی که تقریبا در همه زبانهاست بعضی از صورتهای زبان ما با زبان دیگر تفاوت میکند. بنابراین آواهای هر زبانی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد اشاره کرده است. (برومند سعید،1373 : 34ـ 18)
و از دیدگاه علیزاده ، زبان شناختی به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع حرکتها و سکون و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته است. تکامل خاص خود را پیموده است. (علیزاده 1389 : ص76 )
وحیدیان کامیار در مورد گونه های زبان بیان می دارد که در یک گذر اجمالی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران و حتی در برخی از سرزمینهای خارج از ایران، غالبا هر چه نوشته می شود یا گفته می شود گوینده یا نویسنده آن مدعی است که به فارسی می گوید اما گوناگونی این نوشته ها و گفته ها روشن است و باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد و زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف گونه های مختلف دارد. گونه زبانی ابتدا باید نمونه برداری از واحدهای مختلف زبان و شناخت جایگاه و رابطه هر یک با دیگری که اساس شناخت زبان داشت پس باید ابتدا زبان را به واحدهای آن تجزیه کرد که جمله مستقل که بزرگترین واحد زبان است و کوچکترین آن واج است و واحدهای زبان از کوچکترین تا بزرگترین دارای سلسله مراتب زیر است. واج، تکواژ، واژه ،گروه، جمله، جمله مستقل.
در این دستور دکتر گروه فعلی و ساختمان فعل و گروه اسمی و صرف و نحو را مورد بررسی قرار دادند.(وحیدیان، کامیار، 1389: 10-1)
کلباسی که در کتابشان بررسی یک گویش ایرانی که به گویش کلیمیان اصفهان پرداخته اند بیان میدارد که در بررسی آوا شناسی و واج شناسی، واجهای همخوانی( صامت) بیست و سه واج است و شش واج واکه ای (مصوت) که خصوصیات آوایی آنها را بیان کرده است و ایشان نیز در فصل اوّل به بررسی آواشناختی و واج شناسی اختصاص دارند و برخی از تفاوتهای آوایی بین این گویش و فارسی استاندارد پرداختند. و در فصل دوّم به ساخت واژه اختصاص دارد که در این فصل ساخت تصریفی و اشتقاقی و نیز واژه بستها مورد بررسی قرار گرفته. و در فصل سوّم به ساخت جمله و انواع آن اختصاص داده شده است و وجه و آهنگ بررسی شده بود.
شش واکه مرکب که در فارسی استاندارد وجود دارد در این گویش نیز دیده میشود و صداهای میانجی و تفاوتهای همخوانی که بین این گونه و فارسی معیار است مورد بررسی قرار دادند انواع کلمه در این گویش از نظر صرف تصریفی مورد بحث قرار گرفته که شامل اسم،مفرد و جمع ، ضمیر، صفت، قید، عدد،نقش نماها ( حروف اضافه، حروف ربط و حرف تعریف، حروف ندا )اصوات و فعل، مصدر ،اسم مفعول، و انواع فعل از نظر زمان و صرف و نحو (ساخت جمله) جمله، اجزا جمله و گروه اسمی و قیدی، گروه فعلی و انواع جمله از نظر تعداد فعل و انواع جمله از نظر آهنگ ( خیزان، افتان) مورد بحث قرار گرفته است (کلباسی، 1373: 145-19)
برومند سعید در واژه نامه گویش بردسیر در موارد گونه زبانی چنین گفته اند : زبانهای محلّی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو می کنند گویشی می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند، گویش ممکن است دارای ادبیات مکتوب هم باشد مانند کردی، کرمانی و ...
زبان ابزاری است آوایی که برای ارتباط و تفاهم و تبادل علمی و فرهنگی میان افراد یک جامعه به کار می رود. و از مجموعه واژه های گویشی میتوان اوضاع اجتماعی،اخلاقی و نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. (برومند سعید، 1375: ص12-7)
زمردیّان در بررسی گویش قاین این چنین آورده اند که گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گرد آوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد. گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیات، جامعه شناسی مردم شناسی و تاریخی می باشند. در ایران گرد آوری گویشها و زبانهای محلّی ونیز بررسی علمی آنها میتواند خیلی از مشکلات لغوی و دستوری زبان فارسی را حل کند و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد، هم چنین با استفاده از دستور و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد و همچنین میتوان با استفاده از دستور واژگان بسیاری از نکات مبهمی را که در متون کهنه فارسی دری است بر طرف نمود زیرا در حقیقت این گویشها ادامه همان زبانی است که در متون کهنه فارسی دری به کار رفته است. این کتاب و گویش توصیف واجی و همخوانها، طبقه بندی همخوانها و صرف (ساخت شناسی) و دستگاه فعل و نحو و ساختمان واژه بررسی شده است. و بسیاری از واژگان عامیانه قاین ذکر شده است . (زمردّیان، 1368: 204-13)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید چهار روش در پیش رو داریم:
1-بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو
2-جعل واژه ای بسیط
3-وام گرفتن از زبان بیگانه دیگر
4-بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را دارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویش دارند.گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته با الگو ساخت آنها پی برد و به این ترتیب میتواند معنای صورتهایی را که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد. ( طباطبایی، 1382: ص11-10)
بررسی دو گویش و گونه زبانی جیرفت و بافت نیز و مقایسه آن با فارسی معیار که توسط خانم جلالی انجام شده بود که ایشان نیز از نظر زبان شناسی، بررسی آوایی و واج شناسی و بررسی واژگان از نظر صرف و نحو مورد نظر قرار داده بودند و زبان شناختی و دستور زبان را توامان در نظر گرفته بودند. تاثیر پذیری گویش جیرفت از گویش استانهای هم مرز کرمان باشد هرمزگان و سیستان بلوچستان زمینه ساز این تفاوت و تمایز بوده است.
این بررسی زبان شناختی علمی این دو گونه برای حفظ نگهداری لهجه و گویش این دیار است که لهجه های ایرانی دارای ارزش فرهنگی هستند جمع آوری آنان از فراموشی آنها جلوگیری می کند. و نشان میدهد که این لهجه ها دارای ویژگی های آوایی،صرفی، و نحوی می باشند. که مورد توجه قرار گرفت. که از لهجه هایی هستند که در عین حال دارای تفاوتهای با فارسی معیار دارند و باعث شده که از نوع گونه و گویش آنها پی به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و روابط آنها برد.
با بررسی و مقایسه گویشهای رایج در استان کرمان میتوان به وجوه اشتراک و افتراق در این گویشها پی برد با این بررسی از سویی شاهد فرایندهای واجی مشترک آنها و نیز قرابت تاریخی و جغرافیایی این گویشها می باشد. از سوی دیگر شاهد تفاوت نسبی این گویشها هستیم این تفاوت در مقایسه با زبان، معیار در شهرستانهای مختلف استان کرمان شدّت و ضعف دارد و به عنوان مثال گویش جیرفت از نظر آوایی، واژگانی و دستوری شاخصه هایی دارد که آن را متمایز از گویش های سایر نقاط استان می کند.
در کتاب آوا شناختی ام . کی . سی مک موان ترجمه محمد فائض چنین آمده است:
صدا ادراک حرکت ذرّات هواست که باعث لرزش پرده گوش میشود ذرات هوابی نهایت کوچک هستند و زمانی که به حرکت درمی آیند الگوهایی از امواج صوتی را تشکیل میدهند. در صوت شناسی مفاهیمی مانند دامنه ارتعاش، طنین و تحلیل شکل امواج اساس شناخت ساختار امواج صوتی را تشکیل میدهد که آواشناسی یا مطالعه علمی گفتار، نه تنها شامل بررسی ساختار و الگوهای امواج صوتی می شود بلکه چگونگی تولید امواج صوتی را نیز بررسی می کند.
نظام نوشتاری الفبایی بسیاری از زبانها، نه تنها انسان را بر آن میدارد که تصور کند گفتار از قطعات آوایی تشکیل شده بلکه باعث به وجود آمدن اصطلاحاتی مانند همخوانی، و واکه نیز شده است. معمولا جهت توصیف خصوصیات فیزیکی که باعث بلندی صدا میشوند از واژه تکیه استفاده می شود. در واج شناسی با یک زبان واحد یا گونه ی واحدی از یک زبان سروکار دارد واژه یکی از نقاطی است که درآن دستور زبان و واج شناسی بهم می پیوندند و از نظر دستوری میتوان واژه ها را واحدهایی تلقی کرد که دارای ساختار نحوی می شوند و از ترکیب تکواژها، ( ریشه) پسوندها و پیشوندها ) بر طبق قوانین تمرینی و اشتقاقی که به وجود می آیند. ( مک موان ، 1373:ص 22-11)
بابک در بررسی زبان شناختی زرند گفته اند که پرسش و پرس و جو در شمار معانی (بررسی) در لغت نامه دهخدا است فرهنگ فارسی معین (بررسی) را (رسیدگی) و (تحقیق) معنی کرده است.
در این کار ، مراد از بررسی، پرس و جو و تحقیق است. به این اعتبار که پرس و جو گر و محقق، همچون رونده ای است که هنرش در رفتن است . این روند اگر توفیق یارش باشد، هرگز نمی رسد که رسیدن، پایان است. آن کس که گمان کند رسیده است، رفتن را آغاز نکرده بوده است. چون شناخت این بررسی ، وابسته ی تعریف دقیق شماری از اصطلاحات به کار رفته در آن است ، نخستین فصل را به تعریف اصطلاحات اختصاص داده اند. اصطلاحاتی مانند آوا، آهنگ، انسدادی، بی آوا، جمله ، تکیه و تکواژ و زبان و ... ایشان گفته اند که زبان شناختی بررسی علمی زبان است که باید از مشاهده ی فرضیه سازی و آزمایش گذشت تا بتوان به نتیجه رسید. و گویش را صورت دگرگون شده ای از یک زبان که برای گویندگان به دیگر صورت های دگرگون شده قابل فهم باشد : مثلا کرمانی ، شیرازی و ... از گویش های زبان فارسی هستند. ایشان در فصل دوّم کتاب توصیف واجی و توصیف همخوان ها را داشتند و در فصل سوّم دستگاه آوایی که شامل تکیه ، ابدال، حذف، افزایش و قلب است پرداختند و در کل به صرف (ساخت واژه) و به نحو (ساخت جمله) به بررسی علمی زبان شناختی پرداختند که من از مطالعه این کتاب بهره جستم. (بابک،1375:ص 12 - 7).
صفوی در کتاب زبان شناختی به مباحث زبانی زیر پرداخته اند :
ارزش هر واج در یک زبان به ارزش واج های دیگر آن زبان وابسته است که در کل نظامی را به وجود می آورند و عناصر موجود در این نظام در رابطه متقابل با یکدیگرند.
رابطه متقابل میان واحدهای زبان ، در مورد واحدهای بزرگ تر از واج ها مثلا واحدهای طبقه واژگان نیز صادق است. و هر واحد دستوری زمانی از نقش زبانی برخوردار خواهد بود که در طبقه خود با واحدهای دیگر در تقابل باشد. در هر زبان، رابطه متقابل میان واحدهای آن زبان بر روی دو محور جانشینی و همنشینی قابل تبیین است.
هلیدی ، مکینتاش استرونس در کتاب خود (ک 13 ، ص 18) طرحی از عملکرد زبان به دست می دهند. بر اساس نظریه ی آنها ، تمامی زبان های جهان از امواج صوتی در گفتار و – در صورت لزوم – از نشانه های خطی در نوشتار به عنوان ماده اولیه استفاده می کنند. هر زبان به شکلی خاص خود میان ماده اولیه و جهان بیرون رابطه برقرار می سازد (ک 32 ، ص 21) . بخش درون زبانی طرح آنان را می توان شامل سه سطح اصلی تحقق صوری ، صورت ، معنی شناسی دانست (ک 18 ، ص 37).
جدول 2-1- بخش درونی زبان
معنی شناسی صورت تحقق صوری
معنی
(صریح یا شناختی) دستور و واژگان دستگاه واجی
دستگاه خطی
این نمودار نشان دهنده بخش درون زبانی طرح هلیدی است و کل تصویری را که وی از زبان شناسی و زبان شناختی در ذهن دارد ، به دست نمی دهد. در این نمودار ، دستگاه واجی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیز ماده ی صوتی است و دستگاه خطی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیّز نشانه های خطی به شمار می رود. دستور به آن قسمت از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات بسته عمل می کنند. واژگان به آن بخش از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات باز عمل می کنند و معنی ارزشی است که یک عنصر ساختمانی در شبکه روابط دستوری زبان می یابد. (ک 32 ، ص 34-20).
به گفته لیچ این طرح در بررسی زبان شناختی گونه زبانی مؤثر است :
الف) هم آوایی : تلفظ واحد؛ صورت متفاوت . مثال : «شانه» کتف و «شانه» ابزار آرایش مو
ب) چند آوایی : صورت واحد؛ تلفظ متفاوت . مثال : و (va/،/o/) .
پ) هم معنایی : صورت متفاوت؛ معنی واحد . مثال : "دنیا و جهان"
ت) چند معنایی : صورت واحد؛ معنی متفاوت . مثال : «روشن» . (1.غیر خاموش . 2.غیر تاریک . 3.غیر تیره).
صفوی در کتاب از زبان شناسی به ادبیات در فصل هفتم ، هشتم و نهم، امکانات دستیابی به گونه های سه گانه ی توازن آوایی ، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار دارند و مشخص شد که انواع توازن از طریق تکرار عناصر وابسته به سطوح تحلیل آوایی ، واژگانی و نحوی تحقّق می یابد. هنگامی که زبان از قوه به فعل در آید، در دو گونه گفتار یا نوشتار تجلّی خواهد یافت . اگر این تجلی به صورت گفتار باشد، مادّه ی اولیّه ای که در آن به کار برده می شود صوت است اگر این تجلّی به صورت نوشتار باشد، مادّه اولیّه ای که در آن به کار برده می شود نشانه های دیداری است. در چنین شرایطی باید از میان تمامی اصوات که گوینده می تواند به تلفّظ در آورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجاهای مورد استفاده در آن زبان را بسازند ، همنشینی عناصر دستوری برای ساخت عنصر دستوری مرتبه بالاتر ، تابع مجموعه ای از قواعد ویژه خود خواهد بود. (صفوی، 1367 : 175 ـ 173)
بدین ترتیب ، برای تولید یک جمله ، مجموعه ای از قواعد آوایی ، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند و برای بررسی زبان شناسی و زبان شناختی یک گونه زبان باید هم قواعد دستوری و صرفی و آوایی مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوّم :روش تحقیق3-1- روش تحقیق
3-1-1 : روش تحقیق
نظری و کاربردیست یعنی هم کتابخانه ای و میدانی بوده است در بررسی یک گویش و لهجه و گونه زبانی، گردآوری واژه ها (واژگان گویشی) و استخراج واجهای گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی هایی که درآن واجها روی میدهد و بررسی در واژه ها و ساختمان آنان و قواعد دستوری گویش و زبانی و تجزیه و تحلیل آن قواعد از بایسته ترین کارهایی است که هر پژوهشگر باید انجام دهد. و این کار در صورتی تحقّق می یابد که مواد اولیّه تحقیق فراهم شود که همان گردآوری اطلاعات می باشد.
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات
نخست واژه های گویشی بی واسطه مستقیماً از زبان گویشوران و با تلفّظ ویژه آنان گرد آوری و با آوانویسی ثبت شد تا واژگان گویشی را داشته باشم و سپس با روش علمی از راه گفت و گوی مستقیم، پرسش و پاسخ و گفت و شنود با گویشوران ثبت گفتار و مکالمات آنان فراهم شد. و افزون بر اینها افسانه ها و داستان ها، چیستانها ، مثلها، شعرها و ترانه ها و دعاها، نفرین ها و نوحه ها و لالایی ها و .. را که با بررسی آنان میتوان دستور تاریخی گویشی را هم مطالعه کرد گرد آوری کردم که روش تحقیق میدانی و کتابخانه ای است و استفاده از ضبط بوده است.در بررسی یک زبان باید محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی هم بررسی شود و عوامل اجتماعی نیز در این امر موثرند، مانند وجود طبقات اجتماعی، بیشه ها و مشاغل،آداب و رسوم و اعتقادات و ارتباطات و عوامل دیگری مثل بی سوادی ،و با سوادی مؤثر است.
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتدر این بررسی واج شناسی که مربوط است به بررسی درباره واجهای گویش و زبانی رفسنجان و شناسایی واجگاه های آنان و بررسی ویژگیها و دگرگونی ها آنها که برای شناخت واج های یک زبان یا گویش آسان ترین راه که هر واج با یک یا چند واج هم واجگاهش مقایسه گردد که از روش جانشینی استفاده میشود ابتدا اطلاعات جمع آوری و فیش برداری و طبقه بندی می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.و دستور زبان که مطالب و مسائل مربوط به واژه، جمله در گویش رفسنجان و شناسایی ساختمان و ساختار واژه ها و جمله ها و قواعد دستوری این گویش (صرف و نحو) و مقایسه آن با قواعد دستور زبان فارسی رسمی و معیار می باشد و برخی واژه های عامیانه پس علم زبان شناسی و دستور زبان توامند. من بررسی خود را بر همان شیوه دستور نویسی متداول درباره این گویش انجام داده و از راه مقایسه و تطبیق موارد اشتراک و اختلاف قواعد دستوری گویش رفسنجان با زبان فارسی معیار نشانه داده شده است.
فصل چهارم :یافته های تحقیق4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها :چون شناخت این پژوهش، وابسته تعریف دقیق شماری از اصطلاحات بکار رفته در آن است، بهتر دانسته شد که در ابتدا به تعریف این اصطلاحات اختصاص یابد.
4ـ2ـ1 گروه همخوان بیش از یک همخوان که در پی هم در یک هجا یا تکواژ ظاهر می شود، گروه همخوان نامیده می شود؛ مثل گروه همخوان (فت،ft) در (رفت raft). ( بابک، 1375، ص:5 )
4ـ1ـ2 جمله آن واحد از زبان فارسی که از یک فراکرد یا بیشتر ساخته شده و خود در واحد بالاتری به کار نمی رود جمله نامیده می شود، جمله بزرگترین واحد زبانی است. (همان، ص:5)
4ـ1ـ3 چاکنایی
ویژگی دو گونه از واج هاست :
الف : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با بسته و باز شدن بی درنگ تار آواها : v
ب : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با سایش در چاکنای ، با جریان هوای برآمده ، از شش ها : /h/ (همان، ص:5)
4ـ1ـ4 دولبی آوایی گفتاری است که در تولید آن لبها بسته می شود.
واج های /b/ /p/ /m/ دو لبی هستند.
آوایی (واکدار) : لرزش تار آوا احساس شود : بِ (b)
بی آوایی : (بیواک) : لرزش تار آواد با ادای آن همراه نباشد : پ (p) (همان، ص:5)
4ـ1ـ5 زبان کلمه زبان هم در عرف و هم در اصطلاح زبان شناسان بر« بیان معانی و ارتباط میان اذهان بشر به وسیله ی گفتن و شنیدن » اطلاق می شود. (خانلری ، ج1، ص: 6)
زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است؛ این طرح ها و الگوها بین امواج انرژی که از گوینده ساطع می شود از یک طرف و وقایع جهان بیرون از طرف دیگر ، رابطه برقرار می کند.
(باطنی ، 1385 ، 6).
4ـ1ـ6 واژه مرکبواژه ای است که دست کم ، دو تکواژ آزاد در ساخت آن به کار رفته باشد مثل : نوروز (بابک،1375،ص:13)
4ـ1ـ7 واژه مشتق واژه ای است که دست کم از یک تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته ساخته شده مثل (شده). (همان، ص:14)
4ـ1ـ8 واج کوچکترین واحد در نظام آوایی زبان ، واج نامیده می شود. (همان، ص:13)
4ـ1ـ9 واژه واژه را می توان از چهار نظر تعریف کرد :
1-از نظر آوایی : یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده ، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک "درنگ" وجود دارد. یعنی می توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد .
2-از نظر ساخت صرفی : از یک یا چند واژک تشکیل شده و در سلسله مراتب واحدهای دستوری زبان ، در ساختمان گروه به کار می رود.
3-از نظر معنایی : عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم منفرد دلالت دارد.
4-از نظر املایی : دارای وحدت املایی است، به این معنی که در نوشته ، معمولا فاصله هایی در دو طرف آن رعایت می شود.) کلباسی1375، ص 21-20 )
4-1-10 اندامهای گفتار

شکل 4-1-اندام های گفتار
4ـ1ـ10 مهمترین اندام گفتار زبان است از این رو به این اندام نام "عمل گفتار" نیز داده شده است.
در داخل دهان کام به سه قسمت ، از عقب دهان به جلو عبارتند از :
1)پرده کام: زایده ای است که در عقب کام قرار دارد و در مسیر صوت می باشد. مانند: /y/ ،/g/ ،/x/
2) نرم کام : که به ملازه پرده کام منتهی می شود و ناحیه نرم کام است. مانند /k ، g/
3) پیشکام : که قسمت پیشین که به لثه ها منتهی می شود .
4)خیشوم : فضای تهی است که میان پرده کام و(ملازه) سوراخ های بینی واقع شده است که نقش آن در تولید آواهای دماغی است. مانند : م / m
5) میانکام : واکه آوایی که در هنگام ادای آن ، زبان در حالت طبیعی است حالتی میان افراشته مانند e / ، / ه / (واکه یا مصوت زبان به آن دسته از اصواتی گفته می شود که در تولید آنها هوای مرتعش شده از تار آوا به دو لب رسیده و از دهان خارج می شود و هیچ گونه تنگی وجود ندارد. (برومند سعید، 1373،ص 19ـ 18 )

—d1809

رویکرد فرهنگى شبکه‏هاى ماهواره‏اى در مقایسه با جذابیت کم برنامه‏هاى رسانه ملى، مهم‏ترین دلیل افزایش رویکرد مردم به ماهواره مى‏باشد. در حال حاضر در حدود 70 شبکه فارسى ماهواره‏اى وجود دارد که پرمخاطب‏ترین آن‏ها، فارسى‏وان (نمایش فیلم) و شبکه من و تو (سرگرمى و تفریحى) مى‏باشد. 23 درصد از کل پاسخگویان، بیننده فارسى وان و 19 درصد، بیننده من و تو هستند. اگرچه شبکه بى.بى.سى فارسى با رویکرد سیاسى 21 درصد بیننده دارد اما مهم‏ترین رویکرد مردم به ماهواره، برنامه‏هاى فرهنگى آن مى‏باشد. قابل توجه است که در حدود 70 درصد پاسخگویان، برنامه‏هاى ماهواره را در بعد فرهنگى و دینى «مخرب» دانسته‏اند و باعث اغتشاشات سیاسى قلمداد کرده‏اند اما با این حال 60 درصد اذعان داشته‏اند برنامه‏هاى ماهواره باعث شاد شدن روحیه مردم مى‏شود. یعنى: بییندگان ماهواره در غیاب برنامه‏هاى جذاب و متنوع در رسانه ملى به ناچار به سمت ماهواره سوق پیدا مى‏کنند.
نتایج این نظر سنجی که با توجه به غیرقانونی بودن نگهداری وتماشای ماهواره در کشور و خودسانسوری بخشی از پاسخ دهندگان بدلایل اخلاقی و احساس ناامنی باید آن را خوش‌بینانه در نظر گرفت این است که مخاطب ماهواره در کشور به‌شدت رو به افزایش است. این افزایش هم در بعد کمی رخ داده وظرف یکسال 8درصد افزایش یافته است و هم در بعد کیفی رخ داده و از قشر متوسط و با توانایی مالی متوسط به بالا ساکن پایتخت کشور به ساکنین کل کشور تعمیم یافته است و موجب بروز گسست ارزش وهنجارهای دوگانه در جامعه می گردد.
چرا که اکثر مخاطبان با اطلاع از پیامدهای اخلاقی وسیاسی این رسانه اقدام به تماشای شبکه های ماهواره ای می نمایند بنابرین دارای یک نظام ارزشی دوگانه در نظر وعمل می باشند. نتیجه این روند فاصله کردن نظام رفتاری مخاطب با هنجارهای رسمی می باشد و بروز تناقضات رفتاری به فراگیرشدن ناهنجاری در جامعه می انجامد.
در صورتی که روند افزایش مخاطب شبکه‌های ماهواره‌ای که درسال گذشته هشت درصد افزایش یافته در سال جاری ادامه یابد، میزان مخاطب ماهواره در جامعه از 42 درصد فعلی به بیش از50 درصد یعنی اکثریت مردم می‌انجامد.
چگونه می توان با پدیده من وتو، MBC فارسی، فارسی 1 و سایر شبکه های ماهواره ای در حال ظهور برخورد کرد آیا با ارسال پارازیت موضوع قابل حل است که اگر اینگونه بود شاهد رشد تصاعدی مخاطبان و اثرگذاری این شبکه ها نبودیم، به گونه ای که بنا برنظرسنجی رسمی مرکز تحقیقات سازمان. صداوسیما، بیننده ماهواره در سراسر کشور از مرز 42 درصد عبور کرده است.
2-2-1- انحصار و نفی فرصتهای رسانه ایاز سوی دیگر ظرفیت اجرایی، مالی و مدیریتی سازمان صدا و سیما نیز دارای محدودیت های طبیعی می باشد، اگرچه رفع تنگ نظری ها، با استفاده از هنرمندان و فیلمسازان توانا و بهبود شرایط مدیریت و فنی صدا و سیما بر توانمندی‌های این مجموعه عظیم قطعا خواهد افزود و فرصت بروز استعدادهای کارکنان این سازمان را فراهم می کند، اما نمی‌توان انتظار داشت در دنیای متنوع و متکثر کنونی به ازای تاسیس هر شبکه بیگانه، صدا و سیما شبکه تلویزیونی مشابهی را راه اندازی کند.
بنابر این به نظر می رسد تنها راه مقابله با موج جدید تهاجم تلویزیونی، شکستن انحصار در تلویزیون و گشودن مسیر حضور بخش خصوصی و مردمی در این عرصه است تا پتانسیل و ظرفیت به مراتب بیشتری از شرایط فعلی به ظرفیت محدود صدا و سیما برای تولید و پخش برنامه ها اضافه شود.
طبیعی است سیاست گذاری، مدیریت و کنترل تلویزیون خصوصی در داخل کشور، مزیت فراوانی به فضای کنونی که نظام هیچ گونه کنترل محتوایی بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ندارد و این شبکه ها به ترویج انواع و اقسام ناهنجاری های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی و دینی می پردازند، دارد و در صورت ورود بخش خصوصی به این عرصه بازوی دیگری در کنار سازمان صداو سیما در میدان ستیزه و تقابل فرهنگی ایجاد می‌شود که می‌تواند نیاز فزاینده و عطش فرهنگی جامعه به تنوع و تکثر در برنامه های تلویزیونی را بدون ایجاد بار مالی انسانی و ساختاری برطرف سازد.
در این راه با توجه به تصریح اصل 44 قانون اساسی مبنی بر انحصار فعالیت سازمان صدا و سیما مستثنی شدن این سازمان از سیاست های کلی اصل 44 )مقام رهبری،1384) که درخرداد سال 1384 توسط رهبر انقلاب ابلاغ شد و سایر انحصارات در بخش‌های اقتصادی را شکست.
یکی از مسیرهای تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی در کشور، می‌تواند تهیه سیاست‌های کلی اصل 44 در حوزه رسانه توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام و تایید و ابلاغ آن توسط رهبر انقلاب مشابه سایر سیاست های کلی می باشد.
اقدام دیگر تدوین و تقویت قانون تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی توسط مجلس شورای اسلامی است تا بستر قانونی لازم را برای فعالیت در این عرصه فراهم آورد که در این مسیر تجربیات سایر کشورها به ویژه کشورهای مشابه نظیر افغانستان، پاکستان، مالزی و ترکیه که طی دو دهه اخیر این مسیر را پیموده اند بسیار راهگشا خواهد بود.
همزمان، پیشگام شدن نهادهای عمومی نظیر جهاد دانشگاهی، سازمان تبلیغات اسلامی، خبرگزار ی جمهوری اسلامی و سایر نهاد ها و بنیادهای مشابه در تاسیس شبکه های تلویزیونی خارج از صداوسیما یا واگذاری برخی از شبکه های موجود به این نهادها است که انحصار موجود در مدیریت رادیو و تلویزیون به نحوی تدریجی رفع گردد، تجربه موفق خبرگزاری‌های غیردولتی ایسنا، مهر و فارس که توسط نهادهای غیردولتی برای شکستن انحصار خبرگزاری‌های دولتی ایرنا و واحد مرکزی خبر انجام شد، می تواند الگوی تاسیس تلویزیون غیردولتی نیز باشد.
نکته مهم در این میان لزوم توجه به حفظ ابزارهای حاکمیتی برای مدیریت و کنترل شبکه های خصوصی است که در بخش پخش امواج و فرستنده های تلویزیونی می تواند کنترل حاکمیتی حفظ گردد تا زمینه نگرانی ها برای سوء استفاده از تلویزیون خصوصی علیه فرهنگ و امنیت ملی رفع گردد.
در این میان عدم مخالفت و مقاومت مدیران صدا و سیما در برابر ایجاد و فعالیت رادیو تلویزیون خصوصی یکی از ملزومات تسریع در پیمودن این مسیر است.
مدیران صدا و سیما نباید تاسیس تلویزیون خصوصی را تهدیدی برای خود و جایگاه این سازمان بدانند چرا که با توجه به پیشینه و امکانات مالی و فیزیکی صدا و سیما، این سازمان عملا رقیبی غیر قابل جایگزینی برای شبکه های تلویزیونی خصوصی خواهد بود. اما شکل گرفتن فضای رقابت و نوآوری می تواند موجب خلق فرصت ها، شناسایی نیروها و ایجاد نشاط در این عرصه شود که در بهبود عملکرد رسانه ملی نیز موثر خواهد بود.
در این شرایط، به نظر می رسد، پرداختن جدی به مقوله تاسیس تلویزیون خصوصی نه به عنوان یک ایده و آرزو بلکه به مثابه واقعیتی اجتناب ناپذیر در قرن 21 که با حضور رسانه های نوین و دیجیتال نظیر تلویزیون اینترنتی و هزاران شبکه ماهواره ای تلویزیون عملا دوره انحصار در رسانه ها را خاتمه داده است، یک نیاز ضروری جامعه است.
بنابراین موضوع شکسته شدن انحصار در رادیو تلویزیون از مسائل امروز جامعه است که با توجه به تحولات تکنولوژیک و ورود شبکه های ماهواره ای و تلویزیونهای وب و همچنین تکثر دیدگاههای داخل کشور مورد توجه افکارعمومی وصاحب نظران می باشد.
3-1- مساله اصلی تحقیقبا گذشت بیش از سه دهه از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، تبیین الگوی مطلوب نظام رادیو - تلویزیونی کشور تا کنون انجام نشده است.
تفسیر رسمی اصل 44 قانون اساسی بر انحصار دولتی رادیو تلویزیون در کنار تعدادی دیگر از حوزه های اقتصادی تاکید دارد و بر این اساس نظام رسانه ای موجود در ایران بر اساس ساختار انحصار دولتی رادیو- تلویزیون، خبرگزاری‌های دولتی و عمومی و مطبوعات دولتی، عمومی و خصوصی شکل گرفته است، اما آیا این الگو تامین کننده نیازهای کشور و بهترین ساختار ممکن رسانه ای برای جمهوری اسلامی است؟
واقعیت آن است که هم اکنون نیازهای فراوانی در حوزه رسانه ها به ویژه در شاخه رسانه های دیداری- شنیداری وجود داردکه تاکنون به آن پاسخ داده نشده و منجر به بروز بسیاری از ناهنجاری ها به ویژه گسترش روزافزون مخاطب شبکه های ماهواره ای و استفاده از محصولات فرهنگی غیر مجاز شده است، این موضوع علاوه بر پیامدهای نامطلوب فرهنگی و اجتماعی و آثار زیان بار اخلاقی، دارای تاثیرات منفی فراوانی در سایر حوزه ها به ویژه عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
به نظر می‌رسد، طراحی و تبیین الگوی رسانه های دیداری – شنیداری کشور ، متناسب با اهداف نظام جمهوری اسلامی و تامین‌کننده نیازهای کنونی جامعه یکی از ضرورت های امروز کشور باشد، که مساله اصلی این تحقیق می‌باشد. با توجه به وجود انحصار دولتی در بخش رادیو تلویزیون به نظر می‌رسد شکسته شدن این انحصار و امکان‌سنجی تاسیس رادیو تلویزیون غیردولتی، مهمترین بخش این الگو باشد که به صورت ویژه در این تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.
لازم به ذکر است فارغ از مباحث تئوریک و مبانی اسلامی الگوی مذکور، تحولات اخیر در حوزه فن‌آوری و ظهور رادیو - تلویزیون دیجیتال و رادیو-تلویزیون وب و همچنین سهولت دسترسی به شبکه های ماهواره ای تداوم وضعیت موجود و حفظ انحصار دولتی در رسانه‌های دیداری- شنیداری را غیر ممکن کرده است و در صورت عدم توجه به تدبیر مناسب برای حل این مساله، خلأ موجود اجتماعی در حوزه رسانه، خود به نیازهای برآورده نشده در این حوزه پاسخ خواهد داد.
حفظ امنیت و منافع ملی در جوامع در حال گذار، منوط به توسعه همه جانبه، پایدار و موزون است. در این میان توسعه فرهنگی منوط به تعامل خرده‌فرهنگ‌های داخلی، دادوستد میان فرهنگ ملی ایرانی با دیگر فرهنگ‌ها، مدیریت چالش‌های فرهنگی موجود، بسط و توزیع کالاها و خدمات فرهنگی به سراسر کشور و استیفای حقوق فرهنگی شهروندان است. براساس این ضرورت، رادیو وتلویزیون باید قادر باشند به‌عنوان رسانه‌ای اثرگذار، چالش‌های فرهنگی موجود را مدیریت کنند.
با توجه به دیدگاههای گوناگون و شاید متضاد در مورد تاسیس و فعالیت شبکه های خصوصی به نظر می رسد، "قانون اساسی فقط تکلیف سازمان موجود رادیو و تلویزیون را معین کرده است اما نفی کننده رادیو – تلویزیون‌های خصوصی نیست "(محمدی1379) و جز در اصل 44 که با سیاستهای کلی ابلاغ شده توسط رهبرانقلاب موانع مرتفع گردیده است، صراحتی در قانون اساسی جهت منع فعالیت بخشهای غیردولتی در حوزه رادیو-تلویزیون وجود ندارد.
بنابراین مساله اصلی تحقیق، یافتن الگوی کارآمد برای نظام رسانه‌ای دیداری وشنیداری کشور است، در طراحی این الگو بررسی مهمترین موضوع، بررسی ضرورت امکان ایجاد تکثر ساختاری در رادیو تلویزیون رسمی ایران می باشد.
4-1- پیشینه تحقیق1-4-1- سوابق داخلی: اقتدارگرایی تلویزیون دولتی
محمدی(1379) در کتابی با عنوان سیمای اقتدارگرایی تلویزیون دولتی ایران ضرورت تاسیس تلویزیون خصوصی را مورد بررسی قرارداده وپیش نویس قانون تاسیس تلویزیون خصوصی را ارائه داده است.
لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی
نقبایی (1383) در رساله کارشناسی ارشد خود در رشته ارتباطات، لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی در ایران از نگاه اساتید ارتباطات را بررسی کرده است.
وی با جمع آوری اطلاعات میدانی از اساتید ارتباطات به این نتیجه رسیده است که:
اکثریت مطلق اساتید موافق با تدوین قانون خاص تلویزیون خصوصی،و موافق با محو شدن انحصار رسانه ای دولتی با پیدایش تکنولوژی نوین ،افزایش توجه مدیران و گردانندگان رسانه مستقل و خصوصی به نیاز و دیدگاه جامعه، خواسته مردم در جهت تکثر اطلاعات ، عدم پاسخگویی اصل 175 قانون اساسی به تحولات اخیر در حوزه رسانه، عدم تامین نیازهای جامعه توسط صداوسیماو گرایش افراد به رسانه های برون مرزی، وموافق تاسیس تلویزیون خصوصی میباشند.
نظام های تلویزیونی
محمودیان(1376) در رساله کارشناسی ارشد با عنوان پژوهشی در نظامهای تلویزیونی سرمایه داری، بلوک شرق وجهان سوم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز ارتباط میان نظام مالکیت وکارکرد رادیو تلویزیون را بررسی کرده وبه نتایج زیر رسیده است.
در نظام تلویزیونی جوامع سرمایه داری، هدف اصلی جنبه اقتصادی است که سعی در تحقق آن دارند.
در نظام تلویزیونی جوامع سوسیالیستی برخلاف اساس القائات ایدئولوژیک، در این زمینه موفقیتی به دست نیامده است.
در نظام تلویزیونی کشورهای جهان سوم تلویزیون ابزاری برای نفوذ و قدرت کشورهای سلطه گر در آن جوامع است.
چشم انداز رادیو تلویزیون
اکبرز‌اده(۱۳۸۶) در پژوهشی با‌عنو‌ان‌: چشم‌ ‌اند‌از تحولات‌ ر‌ادیو و تلویزیون‌ در ‌ایر‌ان‌ که برای وز‌ارت‌ فر‌هنگ‌ و ‌ارشاد ‌اسلامی‌ انجام شده است ، به این نتیجه رسیده است :
امکان راه‌اندازی تلویزیون تعاملی در کشور به دلیل مشکلات ''اجتماعی و فرهنگی''، ''فنی و تولیدی'' و ''حقوقی و قانونی'' در آینده نزدیک، میسر نیست.
براساس این تحقیق، راه‌اندازی تلویزیون کابلی در تهران حداقل به 300 تا 400 میلیارد تومان سرمایه‌گذاری و نیروی متخصص و کارآمد نیاز دارد.
این محقق تلویزیون تعاملی را متفاوت از تلویزیون دور از تخیل دانسته و برنامه‌ها و خدمات آن را شامل سرویس 24 در 7، مسابقات تلویزیونی، بازی از طریق اینترنت، آگهی‌های بازرگانی تعاملی، سفارش و خرید، ویدئوی درخواستی، راهنمای الکترونیک برنامه، دسترسی به اینترنت و رای‌گیری ارزیابی کرده است.
وی در خصوص تفاوت تلویزیون سنتی و تعاملی نتیجه گرفته است: در تلویزیون تعاملی بیننده فعال است و برنامه‌ها نیز از جذابیت بیشتری برخوردارند و دسترسی به کانال‌های متعدد نیز امکان‌پذیر است.
ارکان تلویزیون ملی ایران
منشی (1350) در رساله کارشناسی ارشد خود باعنوان ارکان سازمان تلویزیون ملی ایران در دانشگاه شهید بهشتی نقش تلویزیون بخش خصوصی قبل وبعد از ادغام در بخش دولتی را بررسی کرده است.
تأسیس رادیو تلویزیون خصوصی
حسینی پاکدهی (1375) در پایاننامه کارشناسی ارشد با عنوان مسأله تأسیس رادیو تلویزیون خصوصی در ایران: نظرسنجی از متخصصان و مسئولان، که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، انجام شده است، به این موضوع پرداخته است، پاسخگویان این تحقیق را که به روش کیو انجام شده است، دو گروه متخصصان و مسئولان رسانه تشکیل دادهاند.
بر اساس این تحقیق، سه چهارم پاسخگویان عقیده داشتند که عملکرد رادیو و تلویزیون مناسب و مطلوب نیست و سازمان صداوسیما در جهت تحقق مهمترین وظایف و نقشهای خود گام برنمیدارد. همچنین یک پنجم پاسخگویان به فعالیت رادیو و تلویزیون با ساختار دولتی و خصوصی در کنار یکدیگر به عنوان ساختار پیشنهادی رادیو و تلویزیون با ساختار دولتی و خصوصی در کنار انحصار اطلاعات چه توسط بخش دولتی و چه بخش خصوصی مخالف بوده و آنرا موجب فروپاشی سلسله اعصاب جامعه و عقبماندگی فرهنگی دانستهاند. به علاوه بر این باور بودهاند که رادیو و تلویزیون بیش و پیش از هر چیز باید به آگاهیدهی، هشیارسازی، اطلاعرسانی، آموزش، ترتیب و تحکیم وحدت و حفظ هویت فرهنگی و ملی بپردازند و نه سرگرمی و تفریح.
ضرورت تاسیس تلویزیون خصوصی
محمدی(1388)، در رساله کارشناسی ارشد خود با عنوان " بررسی ضرورت های تأسیس و مصرف تلویزیون خصوصی در ایران و ترسیم الگوی مطلوب برای آن"، در دانشکده صداوسیما این موضوع را بررسی کرده است.
در این پژوهش که با به کارگیری دو روش اسنادی-کتابخانه ای و مصاحبه عمیق انجام گرفته، کوشش شده است تا ضرورت های تأسیس و مصرف تلویزیون های خصوصی در ایران بررسی و الگویی برای گذار از شرایط انحصار کنونی و ورود به فضایی که در این رساله از آن به عنوان بازار پیام یاد می شود، ترسیم گردد. ریشه یابی دلایل انحصار دولتی تلویزیون در ایران، آشنایی با شیوه عمل و تجربه برخی کشورها در داشتن هردو تلویزیون دولتی و خصوصی، پیش بینی آسیب های احتمالی ناشی از راه اندازی تلویزیون خصوصی در کنار تلویزیون دولتی و راهکارهای اجتناب از این آسیب ها نیز سایر اهداف این پژوهش را تشکیل می دهد. در نهایت، با بررسی اظهارات صاحب نظران ارتباطات و رسانه و مطالعه قوانین رسانه ای کشورهای افغانستان، پاکستان، ترکیه و لبنان که نشان می داد در این کشورها صدور مجوز و نظارت بر تلویزیون های دولتی و خصوصی بر عهده نهادهای شورایی، با سطح اختیارات متفاوت، قرار دارد، الگویی هفت بخشی حاوی شروط لازم جهت گذر از انحصار و ورود به شرایط تکثر در رسانه های دیداری و شنیداری ارائه شده است.
بخش اصلی این تحقیق مصاحبه با 17تن از اساتید و خبرگان حوزه رسانه وتحلیل محتوای این مصاحبه ها می باشد که محقق بر اساس آن الگوی صدور مجوز ونظارت بر رادیو تلویزیون خصوصی و زمینه های موفقیت وشکست آن را تبیین می کند.
نظام حقوقی مطلوب رادیو تلویزیون ایران
حسینی پاکدهی(1382) در رساله دکترا در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، موضوع نظام حقوقی مطلوب رادیو تلویزیونی در ایران را بررسی کرده است. در این پژوهش محقق با مروری برنظریه ها ونظام های رسانه ای، مدل رادیو تلویزیون خدمت عمومی را به‌عنوان مدل منتناسب با قانون اساسی وارزشهای علمی واخلاقی دانسته است.
تحقیق مذکور که با استفاده از روش اسنادی انجام شده است ، 5 فرضیه را درباره نظام رسانه ای فعلی ومطلوب ایران ارائه کرده وبه بررسی آنها پرداخته است، وی وضعیت فعلی سازمان صداوسیما را متناسب با اهداف ، انتظارات و ظرفیتهای موجود در قانون اساسی نمی داند.
در بخش دیگر این پژوهش بررسی تطبیقی میان نظام رسانه ای ایران وتعدادی از کشورهای غربی انجام شده است.
در پایان این پژوهش پنج پیشنهاد به عنوان نخستین گامهای اساسی برای دستیابی به نظام مطلوب رادیو- تلویزیون ارائه گردیده است.
2-4-1- پیشینه خارجی1) بایا(2008) در تحقیقی با عنوان «تمرکز در مالکیت رسانه در رومانی: تقویت یا تضعیف تکثر و آزادی رسانه ای» که در دانشگاه تیمچورا رومانی انجام شده است، موضوع تاثیر تمرکز در مالکیت رسانه ها بر آزادی و تمرکز را بررسی کرده است.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که لزوما تمرکز در مالکیت رسانه یک روند منفی در زمینه آزادی و تکثر نیست اما باید در زمینه قوانین و زمینه فعالیت بخش محتوایی (سردبیری) رسانه ها و بخش تجاری آن شفاف سازی صورت گیرد.
2) در تحقیقی که پروسر ( 1992) در مرکز مطالعات اجتماعی دانشگاه شفیلد با عنوان « رادیو تلویزیون عمومی و انحصار زدایی در بریتانیا » انجام داده است، روند انحصار زدایی و خصوصی سازی رادیو تلویزیون در انگلستان بررسی شده و محقق به این نتیجه رسیده که قوانین نانوشته و غیر رسمی، محدودیت های جدی را برای قوانین رسمی در زمینه فعالیت ایجاد می کند. محقق به این نتیجه رسیده که در بریتانیا تلاش برای دستیابی به یک سیستم بازار محور و شفافیت در موضوع رادیو تلویزیون عمومی شکست خورده است و مدل جدید باید الزاماتی جهت حفظ BBC و کانال های 3 و 4 در یک شرایط رقابتی و غیر محدود از نظر قانونی فراهم کند.
3) در تحقیقی که توسط کارزیگس ( 1994) در دانشگاه سانیو مالزی با عنوان « انحصار زدایی در توسعه تلویزیونی ملت های آسیایی، مورد کاوی روند مالزی» صورت گرفته است، محقق با بررسی موانع سیاسی، فرهنگی و ساختاری توسعه رادیو تلویزیون و عبور از انحصار، تاثیر ورود تکنولوژی های جدید در این حوزه را بررسی کرده است، و با بررسی روند سایر کشورهای آسیایی، و ساختار تلویزیونی مالزی، عبور از انحصار و پذیرش انحصار زدایی در این حوزه را با توجه به تحولات تکنولوژیکی و جهانی گرایی، ناگزیر ارزیابی کرده است.
4)در تحقیقی که اسپیشال (1992)در دانشگاه لابلاجنا با عنوان « رسانه خصوصی و دموکراسی گرایی در اروپای شرقی» انجام داده است، محقق با برسی محیط فرهنگی و اجتماعی کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی شوروی و زمینه های ایدئولوژیک و ضد امپریالیستی باقی مانده در این جوامع روند و موانع خصوصی سازی در کشورهایی نظیر چکسلواکی، مجارستان، لهستان و یوگسلاوی را برسی کرده و نقش رسانه ها در توسعه آزادی، دموکراسی و تکثر را مورد مطالعه قرار داده است و موقعیت دولتها در برابر انحصار زدایی از سه منظر، کاهش سلطه با لغو انحصار رادیو تلویزیون، منافع مالی ورود بخش خصوصی به این حوزه و تاثیرات مثبت آن بر دموکراسی را بررسی کرده است، و در نهایت با اشاره به موانعی نظیر شبه آمریکایی سازی، تسلط سرمایه داران بر جامعه و تضعیف ملی گرایی، ارائه مدلی که بتواند با خصوصی سازی در حوزه رادیو تلویزیون قدرت ملی را افزایش و هزینه های دولت را کاهش دهد را توصیه کرده است.
5)در تحقیقی که سالامندرا (2008)با عنوان «ایجاد مصالحه میان اسلام و سکولاریسم در صنعت تلویزیون سوریه» انجام داده است، محقق با بررسی سیاست های دولت سوریه در ارائه تصویری از تمدن اسلامی که با خصوصیات این رژیم سازگار باشد و ملزومات فعالان بخش خصوصی و صنعت رادیو تلویزیون به ویژه بازارهای صادراتی برنامه های تلویزیونی، تلاش برنامه سازان تلویزیونی برای ایجاد سازگاری میان نیازهای بازار و سیاست های دولت سوریه را موفق ارزیابی کرده است.
6) سانگ واک(2009) در تحقیقی در انستیتو اقتصادی کره با عنوان «انحصار زدایی از رادیو- تلویریون، در کره جنوبی، روند خصوصی سازی و شکستن انحصار در صنعت رادیو- تلویزیون کره جنوبی طی 22 سال گذشته را بررسی کرده و آثار آن بر تقویت بخش خصوصی، باز شدن عرصه های جدید فعالیت و دستاوردهای اقتصادی، فرهنگی و ساختاری آن را بررسی کرده است.
وی باز شدن عرصه های جدید تلویزیونی نظیر تلویزیون کابلی، شبکه های ماهواره ای، سیستم چند رسانه ای دیجیتال و تلویزیون اینترنتی را در زمینه سازی شکوفایی و تقویت این صنعت و ارائه خدمات بیشتر به انبوه مخاطبان ارزیابی کرده است. این محقق در نهایت با ترسیم چشم انداز توسعه صنعت رادیو – تلویزیون در کره جنوبی، موانع شکوفایی آن را بررسی کرده است.
8) سوفس(1990) در تحقیقی با عنوان «علایق عمومی، تسهیلات یا ضرورت: مرگ استانداردها در عصر انحصار زدایی از صنعت رادیو- تلویزیون»، با بررسی روند تاریخی ظهور صنعت رادیو تلویزیونی، پروسه مقررات زایی و انحصار زدایی از این عرصه را بررسی کرده است.این محقق با تمرکز بر چالش میان رعایت علایق و مصالح عمومی در صنعت رادیو تلویزیون، و منافع و تمایلات بخش خصوصی و ویژگی های بازار رقابتی، غلبه تدریجی واقعیات بازار بر سیاست های دولت های فدرال ایالات متحده از دهه 1980 به این سو را بررسی کرده است.
5-1- ا هداف وپرسشهای تحقیق:هدف اصلی تحقیق طراحی و تبیین الگوی ایجاد تکثر رادیو - تلویزیونی در نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.
اهداف فرعی تحقیق عبارت اند از:
نیازسنجی ایجاد تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
امکان سنجی لغو انحصار و ایجاد تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
شناسانی موانع و پیامدهای تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
ارائه فرایند و نقشه راه ایجاد تکثر رادیو تلویزیونی در ایران.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

در این راستا پرسش اصلی تحقیق عبارت است از:
الگوی کارآمد نظام رادیو - تلویزیونی در جمهوری اسلامی ایران چیست؟
پرسش های فرعی تحقیق:
چه نیاز و ضرورتی به ایجاد تکثر رادیو تلویزیونی در ایران وجود دارد؟
موانع ایجاد تکثر رادیو – تلویزیونی در ایران چیست؟
تکثر ساختاری در رادیو تلویزیون چه پیامدهایی در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی دارد؟
فرایند تحقق این الگو در ساختار حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی چگونه است؟
نقشه راه ایجاد ایجاد رادیو - تلویزیون خصوصی در ایران چیست؟
6-1- روش ونمونه تحقیقاین پژوهش از نظر مبنای هدف، تحقیقی کاربردی است .
با توجه به فقدان مدل نظری، ضرورت ارائه مدل نظری براساس این تحقیق روش تحقیق کیفی برای تحقیق انتخاب می شود.
از میان روشهای تحقیق کیفی روش گراندد تئوری وتحلیل گفتمان برای استخراج مدل از میان مصاحبه های صورت گرفته انتخاب می گردد.
جامعه آماری
-جامعه آماری این تحقیق مسئولان گذشته و فعلی حوزه مورد مطالعه و متخصصان در این حوزه می باشند.
نمونه‌گیری
انتخاب نمونه به صورت نظری صورت گرفته و با 11 تن از مسئولان گذشته و فعلی دارای تجربه و تخصص در حوزه های مورد مطالعه و سه تن از صاحب نظران و نخبگان مصاحبه صورت گرفته و تحقیق به اشباع رسیده است.
روش گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس شیوه تحلیل سه سطحی در روش گراندد تئوری می باشد که به صورت مشروح در فصل سه تحقیق بیان شده است.
قلمرو زمانی
قلمرو زمانی تحقیق سال 1390 می باشد.
فصل دوم بررسی متون تحقیق
1-2- مقدمهدر این بخش با توجه به لزوم بررسی متون وتحقیقات علمی در رابطه با موضوع تحقیق، ابتدا پرسشهایی جهت روشن شدن ابعاد گوناگون موضع طرح وسپس براساس آثار علمی تولید شده واستنتاجات محقق از آن به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد.
برای دستیابی یه الگوی مطلوب در حوزه رسانه ای ، به‌ویژه رسانه دیداری شنیداری یا رادیو تلویزیونی ، نیاز به پاسخ دادن به پرسشهای گوناگونی وجود دارد ، از جمله این پرسشها عبارتند از :
آرمانهای انقلاب اسلامی در حوزه اطلاع رسانی چه بوده است؟
اطلاع رسانی از نظر اسلام چه وجهی دارد ؟ و نظام اطلاع رسانی مطلوب از نظر اسلام کدام است؟
نظام اطلاع رسانی از منظر نظریه پردازان انقلاب اسلامی از چه خصوصیاتی برخوردار است؟
نظام اطلاع رسانی مطلوب از دیدگاه قانون اساسی چه ویژگیهایی دارد؟
مهمترین نظریات در حوزه نظامهای اطلاع رسانی در جهان کدامند؟
وضعیت موجود نظام اطلاع رسانی کشور به کدام یک از این نظریات نزدیکی بیشتری دارد؟
تجربه سایرکشورهای جهان به‌ویژه کشورهای مشابه ایران در حوزه نظام رسانه ای چه بوده است؟
عملکردنظام رسانه ای کشور چه نتایجی داشته است؟
الگوهای متصور برای نظام رسانه ای ایران در حوزه رادیو – تلویزیون چیست؟
هریک از این الگوها چه مزایا ومعایبی دارد؟
تحولات اخیر در حوزه فن آروی رسانه چیست وچه پیامدهایی بر نظامهای رسانه ای به همراه دارد؟
مهمترین امتیازات وآسیبهای افزوده شدن رادیو تلویزیون غیردولتی به ساختار رسانه ای کشور کدامند؟
برای پاسخ دادن به این پرسشها در این فصل از تحقیق ابتدا مبانی ایدئولوژیک تکثر رسانه ای را از دیدگاه اسلام ونظریه انقلاب اسلامی بررسی کرده ، سپس تکثر رسانه ای از منظر امنیت ومنافع ملی مورد تحلیل قرار می گیرد، در ادامه ریشه های تکثر رسانه ای در تحولات جهانی رسانه و رویکرد بین المللی در حمایت از تکثر بررسی شده وسپس به ارزیابی عملکرد سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی از منظرهای گوناگون می پردازیم، تا ضرورت تغییر جهت حل معضلات وناکارامدی های فعلی این سازمان تبیین گردد.
در ادامه فصل ، پیشینه موضوع تلویزیون خصوصی قبل وبعد از انقلاب مورد بررسی قرار می گیرد و در بخش دیگر این فصل ، تئوریهای تکثر وانحصار مطالعه و تحلیل شده ونظر صاحب نظران جهانی درباره این موضع بررسی شده است.
سپس نظامهای رایج رادیو تلویزیونی در جهان در دوگروه رادیو - تلویزیون های خدمت عمومی ونظام خصوصی رادیو - تلویزیونی مورد بررسی قرار گرفته و دلایل موافقت و مخالفت صاحب نظران با این نوع نظام رسانه ای تبیین گردیده است.
در بخش بعدی این فصل، تجربه جهانی در حوزه نظام رادیو تلویزوینی در 16 کشور جهان مورد بررسی قرار گرفته است ودر نهایت ، نتیجه مطالب این فصل در باره ضرورت لغو انحصار فعلی در نظام رادیو تلویزیونی کشور تبیین شده و گزینه های ممکن برای نظام رادیو تلویزیونی کشور ارائه واز دیدگاه هزینه – فایده بررسی گردیده است.
پایان بخش این فصل، ارائه چارچوب مفهومی از نظام رسانه ای است که از یکسوبه تهدیدات ومعضلات نظام رسانه ای فعلی می پردازد و از سوی دیگر فرصتها وتوانمندیهای یک نظام متکثر رادیو تلویزیونی را ارائه می دهد.2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در اسلام ونظریه انقلاب اسلامیبرای بررسی این موضوع نیاز به مراجعه به منابع اصلی اسلام وآرا نظریه پردازان انقلاب اسلامی وجود دارد.
1-2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در اسلام
اگرچه زمان ظهور اسلام در 14 قرن قبل هنوز رسانه های امروزی پا به عرصه فعالیت نگذاشته بودند و اطلاع رسانی عمدتا در چارچوب کهکشان شفاهی انجام می شد اما دیدگاهها و سیاستهای کلی اسلام و شارع درباره اطلاع رسانی به صراحت در متون دینی به‌ویژه قران کریم وسیره پیامبر(ص) وامیرالمومنین(ع) تعیین شده است.
در رابطه با رسانه نیز محققان و پژوهشگران دینی براساس منابع اصیل اسلامی و روشهای علمی استنتاج احکام اسلامی دیدگاه های اسلام در رابطه با رسانه ر ا استخراج کردند. رویکرد کلی دین اسلام که مبارزه با جهل و بی اطلاعی را به عنوان جهت گیری اصلی خود در اصلاح جامعه برگزیده است، موجب شده تا در مبانی اسلامی، اطلاع رسانی و جریان آزاد اطلاعات با تاییدات متعددی همراه گردد.
مهمترین دلیل بر ضرورت تکثر رسانه ای از دیدگاه اسلام، بشارت قرآن کریم بر کسانی است که دیدگاههای گوناگون را مشاهده کرده و سپس بهترین آنها را بر می گزینند(زمر، 18). این آیه قرآن کریم که بردسترسی به دیدگاهها ومنظرهای متکثر تاکید دارد ، بصورت طبیعی ومنطقی، وجود رسانه های متکثر را نیز ضروری می شمارد چرا که تا زمانی که رسانه های متکثر وجود نداشته باشند تضمینی بری انعکاس ودسترسی به دیدگاههای متکثر وجود نخواهد داشت.
علاوه بر آن موضوع جریان آزاد اطلاعات وتکثر در نشر اطلاعات واخبار مورد توجه ویژه دین اسلام قرار دارد:“ مساله تولید و نشر و عرضه اخبار و اطلاعات، از مصادیق افعال مباح شمرده می‌شود و علیالاصول جریان آزاد اطلاعات مورد منع شارع نیست. “(فخارطوسی، 1385،63)
بنابراین حتی در صورت وجود تردید و تشکیک نسبت به مجاز بودن اطلاع‌رسانی در حوزه خاص، اصل آزادی بشر در همه اقدامات خود، راه را برای توسل به اصل مذکور در مواردی که جواز عرضه یا نشر خبر مشکوک باشد باز میگذارد.
یکی از مهمترین زیربناهای جریان آزاد اطلاعات وجود نظام رسانه ای متکثر است، چرا که با وجود انحصار رسانه ای ، هم حق دسترسی صاحبان عقاید و منتشرکنندگان اطلاعات به رسانه ها محدود می گردد و هم حق انتخاب رسانه از مخاطبان سلب می گردد، بنابراین تایید اصل جریان آزاد اطلاعات ، می تواند تایید تکثر رسانه ای نیز تلقی گردد.
بخشی از دلایل ضرورت آزادی اطلاعرسانی از منظر اسلام بشرح زیر است:
ممنوعیت کتمان حق:
کتمان حق یا انکار حقیقت یکی از مواردی است که در مبانی دین به شدت از آن نهی گردیده است.
بر اساس آیه 42 سوره بقره( به باطل جامه حق نپوشانید و حق را کتمان نکنید در حالی که حقیقت را میدانید.)، کتمان آگاهانه حق، ممنوع میباشد. مفسرین قران کریم از جمله آیتالله شهید مصطفی خمینی معتقدند: “هر عاقل، تمامی وظیفهاش عدم کتمان حق است “( خمینی، 1376، جلد 5، 544) بنابر این آیه، افراد و یا نهادهای متکلف اطلاعرسانی عمومی مشمول این خطاب هستند.
ونه تنها هیچ الزامی برای عدم انتشار حقایق واطلاع رسانی وجود ندارد بلکه برای عدم کتمان حق وآشکارکردن آن مومنان وظیفه دارند که حقیقت را تبیین کنند وبدیهی است که رسانه اعم از انواع آن وسیله تبیین حق می باشد.
مقدمه بودن برای انتخاب آگاهانه:
پذیرفتن اصالت عقل به عنوان یکی از منابع اصلی دین جهت گیری اسلام را به بنا نهادن ایمان بر آگاهی و معرفت در برابر پذیرش کورکورانه و تقلیدی دین نشان می دهد.
بر اساس آیه 18 سوره زمر(آنان که سخنان را میشنوند و بهترین آن را پیروی میکنند، آنان را خداوند هدایت کرده و ایشان خردمندانند)، بنابراین مجراهای که اطلاعات مختلف را که در انتخاب رأی مخاطبان موثر است ، منتقل میکنند از سوی خداوند تحسین شدهاند.
بر این اساس ، انتخاب آگاهانه از میان نظرات و قرائت‌های مختلف بهترین شیوه گزینش در دین است و زمانی می توان به سخنان ونظرات گوناگون دسترسی داشت که دیدگاه های گوناگون به رسانه متناسب با خود جهت انتشار دسترسی داشته باشد. بنابراین لازمه تکثر دیدگاه ها، تکثر در رسانه ها می باشد.
امر به معروف و نهی از منکر:
یکی از فروعات دین اصل امر به معروف و نهی از منکر است که نظارت عمومی در جامعه اسلامی را سازمان می‌دهد.
از جمله مهمترین امکاناتی که باید به منظور تضمین سلامت روند امربه معروف و نهی از منکر ملی وجود داشته باشد گردش آزاد اطلاعات و اخبار است تا تصمیمات و عملکردها در معرض دید مردم و کارشناسان قرار گیرد و زمینه نهی از منکرات و امر به معروف ها فراهم آید.
در واقع اصل مترقی نظارت عمومی با سازوکار امر به معروف ونهی از منکر که تضمین کننده سلامت اجتماعی حکومتی و فردی در جامعه اسلامی است، نیاز به آگاهی عمومی معیارها ودیدگاه های دین ویا به عبارتی معروف ومنکر از سوی جامعه دارد وهمزمان بایستی افکارعمومی از عملکرد آشکار وپنهان حکومت مطلع باشند که انجام هردوی این اقدامات نیازمند وجود رسانه ها وآزادی فعالیت آنها می باشد. در واقع این رسانه ها هستند که بستر اطلاع وآگاهی عمومی از معیارهای اسلامی واخلاقی را فراهم کرده وبه مردم این امکان را می دهند که از عملکرد دستگاههای حاکمیتی آگاهی یافته عملکرد آنها را بانظام مطلوب ودینی تطبیق داده ودر موارد انحراف، قصور یا تقصیر نسبت به حکومت نهی از منکر کنند .
بنابراین برخلاف برخی دیدگاه‌های متحجر که با استناد به اصل امر به معروف ونهی از منکر در پی تحدید و جلوگیری از فعالیت آزاد و مستقل رسانه‌ها از قدرت حاکم هستند بایدگفت: اصل امر به معروف ونهی از منکر خود مهمترین ضرورت حضور رسانه‌های آزاد و مستقل را در جامعه تبیین می‌کنند و مقدمه‌ای لازم برای تحقق نظارت عمومی برحاکمیت را فراهم می آورد.
4. ضرورت ادای حق:
عدالت نیز یکی از آرمان های اصلی اسلام است و تحقق عدالت اعطای حق به ذی حق محور اصلی به شمار می آید. از این رو ضرورت ادای حق در اندیشه اسلامی یکی از بنیادهای تنظیم روابط اجتماعی است.
“ضرورت دیگر فعالیت آزاد رسانه ای، مسئولیت عمومی نسبت به ادای حق است که برپایه آن شرعا بر کسانی که متصدی و متکفل اطلاعرسانی هستند واجب است که حق شهروندان را ادا کنند و آنها را از آگاهی نسبت به اطلاعات و اخبار که حق ایشان محسوب می‌شود محروم ننمایند. “(فخار طوسی،1385، 69)
از این رو می توان تکثر رسانه ها را یکی دیگر از نتایج ادای حق از نظر دین دانست، چراکه بخشی از حقوق افراد وگروههای دینی، سیاسی و فرهنگی آن است که مستقیماً قادر باشند که دیدگاه‌های خود را به اطلاع جامعه برسانند واگر انحصار رسانه ای توسط حاکمیت، مانع این ادای حق شود ضرورت دارد این گروهها به رسانه های مستقلی جهت انتشار عقاید خود دسترسی داشته باشند.
بر این اساس ایجاد دسترسی دوگانه شهروندان به رسانه برای نشر و دریافت اطلاعات از وظایف دولت محسوب می‌گردد.
“آحاد شهروندان در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی باید به نهاد اطلاعرسانی دسترسی داشته باشند، اگر این امر مستلزم توسعه کمی امکانات باشد، تأمین آن بر دولت ضرورت دارد و در غیر این صورت امکانات موجود باید به صورت متناسب در اختیار قرار گیرد.
عدالت اطلاعاتی در این بعد یکی از مصادیق بارز عدالت اجتماعی است و گاه -اعطا با رفع موانع دستیابی شخص به حق خود و بهرهبرداری از منافع آن صورت میگیرد. بنابراین لازم است اطلاعاتی در بعد «عرضه اطلاعات» امکان نشر اطلاعات و اخبار به گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی داده شود.”(همان، ص71)
2-2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در نظریه انقلاب اسلامی
تکثر و آزادی رسانه‌ها یکی از مقولات مهمی است که براساس جایگاه و حدود آن نظامهای سیاسی تقسیم‌بندی می شوند. وجه مشترک نظامهای استبدادی در محدودکردن اطلاع رسانی و جریان یکسویه اطلاعات وتحدید وحصر آزادی بیان می باشد، از این رو جایگاه آزادی در هر نظامی نشاندهنده میزان پویایی، مردمسالاری و استبدادگریزی آن نظام می باشد.
برای تبیین جایگاه تکثر رسانه ای در نظریه انقلاب اسلامی ناگزیر به مطالعه وبررسی جایگاه آزادی می باشیم چرا که آزادی اصلی ترین بستر ولازمه تاسیس و فعالیت رسانه ای واطلاع رسانی مستقل وآزاد می باشد.
به عبارتی دیگر میزان آزادی، خود نشاندهنده میزان انحصار واستبداد در جامعه است وبرای جستن زمینه های انحصار واستبداد بهترین راه رجوع به جایگاه وارزش آزادی در نظریه مادر نظام سیاسی می باشد.
از آنجا که انقلاب اسلامی ماهیتی خودجوش، غیرحزبی وغیرنظامی داشته است، مشابه انقلابهای سوسیالیستی قرن بیستم نمی‌توان پشتوانه تئوریک نظام جمهوری اسلامی را در مانیفست احزاب حاکم جستجو کرد بلکه باید مبانی فکری انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را در آرای نظریه پردازان مقبول و شاخص انقلاب جست. از این رو تدوین جایگاه آزادی در نظریات شهیدان مطهری و بهشتی، دو نظریه پرداز شاخص انقلاب اسلامی اهمیت بسزایی دارد که اولی به جهت نقش منحصر بفرد در تبیین هویت انقلاب اسلامی و دومی به‌دلیل محور بودن در جریان طراحی وتعیین ساختار نظام مورد توجه می باشند.
آزادی آرمان محوری انقلاب اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 1357، بدون تردید نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین محسوب می‌شود، ویژگیهایی انقلاب اسلامی که مبتنی بر آگاهی بخشی بود ، موجب گردید، در قرن بیستم که مملو از تغییرات خشونت‌بار بود، انقلاب اسلامی با مبارزه نرم و بدون توسل به خشونت از سوی انقلابیون به پیروزی برسد والگویی جهت مبارزه ملتها با استبداد واستعمار پدید آید.
ایده وشعار محوری انقلاب اسلامی که همواره از سوی میلیونها تظاهرکننده انقلابی سرداده می شد، "استقلال آزادی جمهوری اسلامی " بود.
تامل در این شعار روشن می سازد که آزادی به‌عنوان عنصر محوری انقلاب اسلامی ، نقش رهایی بخشی انقلاب از قیود وحدود غیرمنطقی وغیرانسانی که از سوی نظام استبدادی پهلوی بر جامعه ایران حاکم گردیده بود را آشکار می‌سازد.
علاوه بر عنصر آزادی که به عنوان یکی از سه ضلع آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی مطرح می باشد، آزادی واختیار بخش اصلی دوضلع دیگر این آرمان را تشکیل می دهد.
استقلال در لغت به معنای" پرداختن به کاری بدون مشارکت دیگران است." (طریحی،1380، 1510).در علوم سیاسی استقلال به معنای"جدا بودن حاکمیت یک کشور از دیگر کشورها از نوع سلطه" می باشد. (آقابخشی،1376،154) یا "آزادی اراده ملی برای اداره امور داخلی و خارجی، خود بدون دخالت دیگران است." (علی بابایی،1369،45)
به عبارت دیگر "ملت استقلال طلب می خواهد وابستگی خود به بیگانه را تقلیل بدهد و اتکای به دیگران را به حداقل برساند." (منصوری، 1374،54)
استقلال در برابر وابستگی معنا می‌یابد و در حیطه عمل استقلال‌طلبی یک کشور از استعمار و استثمار قدرت‌های خارجی عنوان نهاده می‌شود، بنابراین استقلال به‌عنوان یکی از آرمانهای انقلاب مفهوم آزادی در سطح ملی را نشان می‌دهد که مردم با قرار دادن این مفهوم به‌عنوان یکی از محورهای انقلاب اسلامی، بازیابی هویت ملی و بازپس گیری نقش خویش در تصمیم گیری برای کشور خود را مطالبه کردند.
بدیهی است مفهوم استقلال در سطح ملی مفهومی عمیق است که مراد از آن انتقال تصمیم گیری برای کشور به آحاد جامعه وتک تک شهروندان است و نمی توان استقلال را تنها به قطع کردن نفوذ و اثرگذاری قدرت خارجی در سرنوشت کشور محدود و محصور کرد و به همان دلیلی که یک ملت از حاکمیت اراده بیگانه بر سرنوشت خود تنفر دارند، این حاکمیت را در دستان یک مستبد داخلی نیز نمی پسندند و از این جهت تفاوتی میان نقض استقلال ملی از سوی استعمار خارجی با استبداد داخلی وجود ندارد.
در ضلع سوم آرمانهای انقلاب اسلامی ، واژه "جمهوری اسلامی " قرار دارد، در این آرمان نیز دو مفهوم جمهوری و اسلامی وجود دارند.
جمهوری: “جمهور در لغت به معنای همگانی یا عمومی می باشد” ( مک لین ،1381، 34) و در علوم سیاسی “جمهور نوعی نظام حکومتی است که به جای اقتدار سلطانی که مشروعیت آن به فراسوی اراده بشر تعلق دارد مردم در حکومت به طور مستقیم یا توسط نمایندگان برگزیده خود اعمال حاکمیت می کنند “(آشوری، 1377، 111).
“حکومت جمهوری بر چهار اصل تعیین دولت توسط مردم، ساماندهی جامعه با احزاب و گروه ها، تفکیک قوا و آزادی های مدنی استوار است” (رحیمی، 1358،57)
البته در قرون پیشین جمهوری‌خواهی به معنای مخالفت با سلطنت بود اما اکنون “بسیاری از نظام های سلطنتی در کشورهای توسعه یافته خود را متکی به اراده و رای مردم می دانند و مدعی اقتدار سلطانی نیستند” ( طلوعی ،1377،126).
تاکید بر حاکمیت جمهور و عموم مردم بر سرنوشت خویش و نظام سیاسی مردمسالار در برابر سایر مدلهای مدیریت جامعه از جمله نظام سلطنتی، دیکتاتوری، حکومت اشرافی و نظامی می باشد و از این رو آزادی مردم در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود و تاثیر اراده عمومی بر حاکمیت یکی از مفاهیم اساسی جمهوریت نظام می باشد و واژه اسلام نیز محتوای نظام مردمسالار را مشخص می کند که مبتنی بر اعتقادات عمومی جامعه به اصول اسلامی و ارزشهای دینی است.
در این میان تاکیدات مکرر دین مبین اسلام بر محترم شمردن آزادی فردی و به رسمیت شناختن اختیار هر فرد جهت تصمیم گیری در حوزه فردی واجتماعی، اهمیت آزادی را در نظام فکری اسلام مشخص می نماید به نحوی که اصل پذیرش دین و انجام کلیه واجبات و طاعات شرعی اگر همراه با آزادی و اختیار کامل فرد در تصمیم گیری نباشد فاقد هرگونه ارزشی می باشد، بنابراین آزادی واختیار یکی از مبانی اصلی دینداری وپذیرش و پایبندی به اسلام می باشد.
علاوه بر استناد به این شعار که دیدگاه متن مردم انقلاب کننده را نشان می دهد، بررسی دیدگاه ایدئولوگ‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیز راهگشاست. نگاهی اجمالی به نظرات امام خمینی(ره)، استاد شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی به عنوان سه چهره فکری تبیین کننده نگاه جمهوری اسلامی نیز بر دفاع از «آزادی» به عنوان یک ارزش و آرمان حکایت دارد.
مهمترین زمینه بروز آزادی در فضای عمومی جامعه را می توان در رسانه ها جستجو کرد و از این روست که رسانه ها به عنوان رکن چهارم مردمسالاری شناخته می شوند، تکثر وآزادی رسانه موجب می شود تا پویایی ، نشاط و روح آزادی در بطن جامعه ظهور یابد ، بنابراین سخن گفتن از آزادی بدون پایبندی به لوازم آن که مهمترین بخشش ، آزادی وتکثر رسانه ای است معنا ندارد.
بررسی مشروح جایگاه تکثر و آزادی در نظریه انقلاب اسلامی در پیوست تحقیق آمده است.
3-2- تکثر رسانه ای از منظر منافع و امنیت ملیبه‌طور کلی در نظامهای ایدئولوژیک که برپایه سیستم هنجاری خاص ایجاد می شوند نظارت وکنترل نظام فرهنگی جامع برای اطمینان از سازنده بودن روند فرهنگی اجتماعی جامعه اهمیت می یابد. در نظام جمهوری اسلامی نیز این موضوع اهمیت خاص خود را دارد به‌ویژه آنکه ماهیت انقلاب اسلامی فرهنگی بوده واز این رو نگرانی نسبت به تعاملات وتبادلات فرهنگی جامعه واقدامات سازماندهی شده قدرتهای بیگانه علیه فرهنگ اسلامی – ملی تحت عنوان تهاجم فرهنگی در نظر مسئولان فرهنگی نظام به دغدغه نخست تبدیل شده است.
رویکرد مواجهه با تهدیدات فرهنگی ونحوه تبادل فرهنگی با جهان وهمچنین کارکردهای نظام رسانه ای در حوزه های منافع ملی وامنیت ملی یکی از مولفه ای اصلی تصمیم گیری در این باره به‌شمار می آید.
تاکنون رویکرد غالب حاکم بر رفتار رسمی حاکمیت در حوزه فرهنگی رسانه ای ، رویکرد تدافع فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی ورسانه ای بوده است .
در این رویکرد از ابزار های کنترلی محدود کننده ومخرب جهت مقابله با رسانه های بیگانه استفاده شده است، رویکرد سلبی در حوزه تعاملات فرهنگی اگرچه می تواند در کوتاه مدت آثار پیامدهای نفوذ فرهنگ غرب ورسانه های بیگانه را درجامعه کاهش دهد اما در دراز مدت وبا توجه به تحولات فن اوری به منفعل شدن کشور در برابر تحرکات بیگانگان وتهدیدات می انجامد.
در این بخش تاثیرات تحولات رسانه ای را برحوزه منافع ملی وامنیت ملی بررسی می کنیم.
تحول در مفهوم امنیت ملی ونقش تکثررسانه
پس از پایان جنگ سرد مفهوم امنیت و امنیت ملی دچار تحولات چشمگیری شده است یکی از کانون های این تحولات مکتب کپنهاگ و نظریه‌پردازان آن از جمله باری بوزان، او ویور و دو ویلد می باشد برخلاف تصور کلاسیک از امنیت که اساس امنیت را در کسب قدرت فیزیکی می دانست و در برابر نگرش های صلح طلبانه قرار داشت "مکتب کپنهاگ دیدگاهی را ارائه می دهد که تامین امنیت و صلح را همزمان دنبال می کند" (بوزان، 1378،32)
در این دیدگاه "امنیتی کردن یک موضوع به منزله ضد امنیتی کردن آن تلقی می شود" (,41997Buzan, waever, wilde). و بر تغییر تهدیدهای امنیتی جهان پس از جنگ سرد تاکید دارد. (,371997Buzan,)
همان گونه که در فصل پنج بیان خواهد شد گفتمان امنیت پایدار مبنی بر نگاه جدی به مقوله امنیت می باشد که در حال تغییر بنیادین در نگرش های کلاسیک به مفهوم امنیت، امنیت ملی تهدیدات است که نوعی میانه روی در مطالعات امنیتی محسوب می شود.(1996Katzenstein,)
سرعت تحولات در حوزه رسانه به حدی است که ظرف کمتر از یک دهه کارکردهای مهم خود را درعرصه بین الملل به نمایش گذاشته است، کمتر از ده سال قبل و در آغاز سال 2003 میلادی ادعای جعلی غرب مبنی بر اقدام عراق برای تهیه سلاحهای کشتار جمعی با خریداری مواد رادیواکتیو از گینه به یک نمایش رسانه ای گسترده جهت فراهم کردن افکارعمومی برای حمله به عراق تبدیل شد وزمینه ساز تصرف این کشور گردید اما در پاییز سال 2011 ، تلاش گسترده دولت آمریکا برای متهم کردن جمهوری اسلامی به اقدام به ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا ، آنچنان با واکنش متقابل افکار عمومی و نخبگان مواجه شد که بسرعت این سناریو را ناکام کرد.
در کنار عرصه بین المللی ، فضای داخل ایران نیز از این انقلاب دیجیتال نیز به‌شدت تاثیر پذیرفته است، بنابر اظهار وزیر ارتباطات، "ضریب نفوذ اینترنت در جامعه ایران به حدود 43 درصد رسیده است" (تقی پور،1390)، به عبارتی دیگر بیش از سی میلیون نفر از شهروندان ایرانی امکان اتصال ودریافت اطلاعات از شبکه جهانی اینترنت را دارا می باشند، با وجود منع قانونی وبرخوردهای انتظامی وقضایی، مخاطبان شبکه های ماهواره ای در داخل کشور مطابق با آمار رسمی از 40 درصد فراتر رفته اند.
آمار عضویت ایرانیان در شبکه های اجتماعی نیز قابل توجه است، با وجود تحریم ایران در شبکه اجتماعی فیس بوک ونامعلوم بودن آمار رسمی ایرانیان عضو این شبکه، برآوردها از عضویت 2تا 4میلیون ایرانی در این شبکه اجتماعی حکایت دارد، این در حالیست که ابزار فیلترینگ نیز بتدریج قدرت خود را برای کنترل دسترسی کاربران به پایگاه‌های اینترنتی از دست می دهد، به نوشته نیویورک تایمز "داده‌های شرکت اولترا سرف یکی از عرضه کنندگان نرم افزارهای فیلتر شرکت حکایت از استفاده حدود 215 هزار کاربر ایرانی تنها ظرف یک روز از این نرم افزار را دارد، این درحالیست که در کشور چین که 18برابر ایران جمعیت دارد ، درهمین مدت تنها 18 هزار نفر از این نرم افزار استفاده کرده اند"، این آمار بدین معناست که سرانه استفاده کاربر ایرانی اینترنت از این فیلتر شکن حدود 180برابر کاربران چینی اینترنت است واین درحالیست که کشور چین بیشترین کنترلها و فیلترینگ را در شبکه اینترنت خود نسبت به سایر کشورهای صنعتی ایجاد کرده است.(Diehl,2010)
علاوه بر این نرم افزار، عبور از فیلتر از مسیرهای دیگری نظیر وی پی ان، سایتهای پروکسی و نرم افزارهای دیگری نظیر تور و... در میان کاربران ایرانی رایج است.
پخش رادیوهای بیگانه بر روی امواج کوتاه و متوسط که از طریق گیرنده های معمولی رادیو نیز قابل دریافت است از دیگر روشهای دسترسی شهروندان ایرانی به رسانه های غیر رسمی است.
بر این روشها باید تحولات قریب‌الوقوع فن آوری نظیر تلویزیونهای آی پی، اینترنت چمدانی و گیرنده های میناتوری ماهواره ای را افزود تا میزان تحقق پذیری ایده کنترل و انحصار اطلاعات در کشور بیشتر روشن گردد.
اگر بپذیریم که میزان دسترسی مستقیم به رسانه‌های غیر رسمی در کشور تنها در همان حد آمار رسمی 40 درصد مخاطبان ماهواره می‌باشد و هر شهروند ایرانی از طریق سینه به سینه تنها یک شهروند دیگر را که فاقد دسترسی به رسانه‌های غیر رسمی است، در جریان اطلاعات و اخباری که از نظر وی مهم محسوب می شود قرار دهد، مشاهده می‌کنیم که حدود 80درصد ایرانیان به‌صورت مستقیم وغیرمستقیم در معرض اطلاعات رسانه های غیر رسمی می باشند، در حالیکه عملا وبا توجه با کارکرد رسانه های نظیر پیامک تلفن همراه ، وبلاگها، محافل، جلسات گروهی و تشکل‌های صنفی ومردم نهاد که عملا کارکرد رسانه ای دارند، انتقال اطلاعات غیر رسمی تاثیرات بیشتری دارد.
در خوشبینانه ترین فرض، در شرایط فعلی وبرای مصون ماندن تنها 20 درصد جامعه ازجریان غیرکنترل شده اطلاعات ، عملا 80 درصد جامعه در برابر جریان غیر رسمی اطلاعات که به‌صورت طبیعی بخش قابل توجهی از آن، توسط دولتهای بیگانه هدایت می‌شوند، رها شده است و رسانه های رسمی در برابر این امواج اطلاعات حداکثر به‌صورت سلبی، اقدام به تکذیب و یا تمسخر فعالیت های رسانه ای شبکه های خارج از کشور می کنند، و این برخورد سلبی علاوه بر آنکه به‌دلیل سربسته بودن، عدم پرداخت مشروح و دقیق و همچنین ادبیات حاکمیتی آن تاثیر چندانی در اقناع مخاطب رسانه های غیررسمی ندارد، موجب برانگیخته شدن کنجکاوی مخاطبین رسانه های رسمی که دسترسی به سایر رسانه‌ها ندارند شده وعملا بخشی از 20 درصد باقیمانده را نیز در مسیر جستجوی اطلاعات غیر رسمی قرار می دهد.
وقایع سال 1388 که از سوی نظام جمهوری اسلامی، جنگ نرم خطاب گرفت عملا ناکارآمدی رسانه‌های رسمی را در مواقع بحران وکم اثر شدن کنترل شدید رسانه های داخلی را نشان داد، در حالی که در ماههای قبل از انتخابات به‌دلیل شور، تکثر و چندصدایی موجود در رسانه های رسمی کشور از جمله صداوسیما که از طریق پخش یکسان برنامه های انتخاباتی کاندیداها، موجب اقبال مخاطبین به رسانه های رسمی داخلی شده بود و رسانه های غیر رسمی وبیگانه را با چالش کاهش مخاطب وانفعال نسبت به رسانه های رسمی به‌دلیل دسترسی مستقیم این رسانه ها به اطلاعات واخبار داخلی در پرداختن به مسایل کشور نموده بود، پس از انتخابات و با تشدید کنترل و تک‌صدایی شدن فضای رسانه ای داخل کشور، میزان تاثیر گذاری و"رشد مخاطبین رسانه های بیگانه به نحو چشمگیری افزایش یافت" (ضرغامی،1389) به نحوی که مسئولین صداوسیما نیز این جهش در مخاطب رسانه های بیگانه را تایید کردند.
اکنون جای این پرسش وجود دارد که با توجه به ظهور رسانه های نوین و دسترسی روزافزون افکارعمومی داخل کشور به مجاری غیر رسمی و کنترل نشده اطلاعات دیگر امکان ارائه اطلاعات انحصاری و کنترل تغذیه اطلاعاتی مخاطب عملا وجود ندارد، ایجاد تمرکز وتکصدایی در رسانه های رسمی وداخلی چه نتیجه ای جز کاهش جذابیت رسانه های رسمی نسبت به رقبای خارجی و رسانه های بیگانه دارد و عملا حاکمیت با کنترل شدید رسانه های کم اثر در برابر موج روبه افزایش رسانه های خارج از کنترل، میزان تاثیر گذاری خود بر تحولات اجتماعی را کاهش می دهد.

user8595

ب) قلمرو زمانی : قلمرو زمانی در این تحقیق سال 1393 میباشد
ج) قلمرو مکانی قلمرو مکانی در تحقیق حاضر، استان قزوین میباشد.
1-10- روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری این پژوهش(کتابخانه ای (اسنادی)و میدانی) می باشد.اطلاعات و آمار مورد نیاز این پژوهش به طور عمده و اصلی از منابع ذیل گردآوری شده است:
- منابع کتابخانهای مراکز علمی همچون دانشگاهها،سازمانها،مؤسسات و مراکز تحقیقاتی
- شبکهها و پایگاههای اطلاعرسانی
- آمارنامهها،سرشماریها و اطلاعات رسمی ادارات و سازمانهای ذیربط
- نقشه ،جدول ها، و نمودارها
- تهیه پرسشنامه
-مشاهده
1-12- متغیر های تحقیق
1-12-1 متغیر وابسته
متغیر وابسته متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری در آن است، به عبارت دیگر، آن یک متغیر اصلی است که به صورت یک مسئله حیاتی مورد بررسی قرار می گیرد. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل موثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت. محقق به تعیین مقدار و اندازه گیری این متغیر و متغیر های دیگری که روی این متغیر اثر می گذارند، علاقه مند است(خاکی، 1378) متغیر وابسته در این تحقیق عبارت است از عملکرد صنعت گردشگری می باشد.
1-12-2- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل متغیر مستقل، متغیری است که روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی تأثیر می گذارد. یعنی هنگامی که متغیر مستقل وجود داشته باشد متغیر وابسته نیز وجود دارد. به بیان دیگر تغییرات در متغیر وابسته را باید در متغیر مستقل جستجو کرد(خاکی،1378).
متغیر های مستقل در این تحقیق عبارتند از: عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل مدیریتی، عوامل طبیعی
1-13- مشکلات و تنگناهای تحقیق
1- نبود آمار یا وجود آمارهای مختلف از یک موضوع و عدم همگونی این آمارها در ارتباط با گردشگری.
3- گستردگی موضوع با توجه به اهمیت آن .
4 عدم همکاری برخی ارگان های دولتی ازارایه آمار.
خلاصه فصل
در این فصل طرح کلی تحقیق ارائه شد. بدین منظور ابتدا موضوع تحقیق تشریح گردید و سپس ضرورت انجام تحقیق مطرح گردید. پس از آن اهداف، سوالات و فرضیه های تحقیق بیان شد و در نهایت متغیرها بیان و مشکلات و تنگناها مطرح گردید.
141922524765ادبیات تحقیق
00ادبیات تحقیق
5189855-167640فصل
دوم
00فصل
دوم

2-1- مقدمه
امروزه در عصر حاضر گردشگری به صورت یک مسأله و فعالیتی مهم در مدیریت شهری و توسعه محلی پایدار شهرها درآمده است، این فعالیت شهری تغییرات فضایی و کاربری های گسترده ای را برای شهرها بوجود آورده است .و هر گونه بی توجهی و عدم بهره برداری صحیح از این ابزار، نه تنها عدم موفقیت را در پی داشته، بلکه موجبات عقب ماندن از رقابت ها و سبقت‌های بازار یابی جهانگردی ودر نهایت شکست و ورشکستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. لذا با توجه به اینکه هر موضوع یا پژوهش بسته به درجه پیچیدگی آن با یک یا چند دیدگاه گشودنی می باشد، مثلاً مدیریت شهری،گردشگری، جغرافیایی شهرهای بزرگ و متوسط کشور را به ویژه اگر قدیمی هم باشند، معمولاً نمی توان با یک دیدگاه کاملاً بررسی کرد، بلکه بر حسب گذار شهرها از مراحل تاریخی و با توجه به پیچیدگی کنونی آنها باید به کمک چند دیدگاه بیان شوند. پس تلفیق و ترکیب دیدگاه ها برای رسیدن به یک پاسخ جامع ضروری است (مؤمنی،1377 :80).دراین فصل به ادبیات موضوع پرداخته ایم، که ارتباط نزدیکی به طور خاص به موضوع دارند ،و مبانی نظری پژوهش شامل سه دیدگاه توسعه پایدار ، نظریه سیستمی و پسامدرنیته پرداخته شده و به منظور دست یابی به یک چهارچوب نظری جامع که بتواند راهنمای پژوهش ها قرار گیرد،ابتدا به شناخت ادبیات موضوع پرداخته شده ودر مرحله بعد سعی شده ، خاستگاه و مبانی نظری مربوط به موضوع پژوهش تا حد امکان بررسی شود. در این پژوهش با توجه به دستاوردهای مطالعات گرددشگری (برنامه ریزی گردشگری، جغرافیای گردشگری، جامعه شناسی گردشگری، اقتصاد گردشگری و...) می توان دیدگاه های زیر را در رابطه با موضوع این پژوهش تشخیص داد، این دیدگاه ها عبارتند از:
عوامل فرهنگی
در گردشگری از همان برخورد اول تعاملات فرهنگی میهمانان و میزبانان آغاز می شود. دو طرف دارای ارزش ها و الگوهای متفاوتی هستند و مسئله تماس و برخورد طرفین و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن ها بر یکدیگر دارای اهمیت ویژه ای است تفاوت رفتاری اجتماعی و فرهنگی بین گردشگران و بومی ها بازخوردهای متفاوتی را به همراه دارد. گردشگری می تواند سبب ارتباط هایی برای تماس های فرهنگی شود یعنی بوجود آوردن شرایطی که گردشگران بتوانند خود، فرهنگ بومی را از نزدیک لمس کنند.
اثرات گردشگری بر فرهنگ و اجتماع غیرملموس و در روندی طولانی و به آرامی و ممکن است به صورت ناخواسته و ناخودآگاه صورت می گیرد. گردشگری دارای آثار فرهنگی و اجتماعی  متعددی است که بی توجهی به آن می تواند پیامدهای نامطلوبی در پی داشته باشد. منظور از اثرات اجتماعی گردشگری تغییراتی است که در زندگی مردم جامعه ی میزبان به وجود می آید و این تغییر به دلیل تماس مستقیم میزبانان و گردشگران با یکدیگر است و منظور از اثرات فرهنگی تغییراتی است که در هنر ، آداب و رسوم و معماری و سایر ابعاد فرهنگ مردم ساکن در جامعه میزبان رخ می دهد.
اوقات فراغت به عنوان حوزه ای زمانی درک می شود که انتقال و تداوم فرهنگی و آموزش فرهنگی- اجتماعی هم می تواند در آن انجام گیرد و می توان از اوقات فراغت برای تقویت، تداوم و تنوع فرهنگی استفاده کرد. در عین حال به خطراتی که در واقع این حوزه زمانی و مکانی برای تخریب و یورش بردن به فرهنگ ها و از بین بردن تنوع فرهنگی و به وجود آوردن رفتارهای فرهنگی غیرمناسب در جامعه دارد، باید بسیار توجه کرد و می توان گفت این حوزه از لحاظ فرهنگی، هم پتانسیلی بسیار قدرتمند دارد که بشود از آن برای پیشبرد فرهنگ استفاده کرد، و هم حوزه ای خطرناک است که فرهنگ را تخریب می کند.
گردشگری تعاملاتی بین جامعه میزبان و میهمان پدید می آورد که پیامد طبیعی آن بروز تغییر و تحول در کیفیت و سطح زندگی، کار، الگوهای فرهنگی- رفتاری و نظام ارزشی، زبان، روابط خانوادگی، نگرش ها، آداب و سنن، ساختار جامعه و به طور کلی تأثیر بر فرهنگ ساکنان محلی و یا گردشگران است.
نکته مهم در بررسی اثرات گردشگری توجه به تمام متغیرها و عواملی چون نوع گردشگر، میزان و تفاوت کمی جمعیت میزبان و گردشگر، نگرش های گردشگران و میزبانان نسبت به یکدیگر، نوع تعامل بین گردشگران و میزبان، تفاوت فرهنگی بین توریست و میزبان، بافت فرهنگی و اجتماعی دو طرف، موقعیت اقتصادی نسبی میزبان و میهمان، نوع سوژه مورد علاقه گردشگران، میزان ماندگاری در محل و ... می باشد که میزان و کیفیت اثرگذاری را مشخص می کند.
گردشگر ، هم می تواند بر مقصد تاثیر بگذارد هم می تواند از آن تاثیر بگیرد اما در تحقیق حاضر اثرات مثبت و منفی گردشگری بر فرهنگ و اجتماع میزبان مدنظر است چرا که به خاطر ویژگی های گردشگری این اثرات بر میزبان قابل توجه است. ظواهر، رفتارها، برخوردها و تقاضاهای گردشگران تأثیراتی بر جامعه میزبان می گذارد که  با رهیافتی سیستمی در دو دسته اثرات مثبت و منفی فرهنگی و اجتماعی بر فرهنگ و اجتماع میزبان، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.
2-2- اثرات مثبت فرهنگی و اجتماعی گردشگری
در کنار منافع اقتصادی، گردشگری برای مناطق گردشگرپذیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم اثراتی مثبت در دو عرصه داخلی و خارجی دارد.
بی اهمیتی به گردشگری باعث بیزاری انسان ها از یکدیگر و بیگانه تر شدن آن ها با هم است که به دنبال آن بدگمانی و کینه ورزی در میان ایشان رخ می نماید و سرانجام آن دشمنی و درگیری است. اما گردشگری الگوهای ایجاد شده غیرواقعی و افکار کلیشه ای را تغییر داده و با ایجاد تعاملات مستقیم، واقعیات درونی یک اجتماع را عیان می کند. ورود گردشگران خارجی، فرصت مناسبی را در زمینه شناخت واقعیت های جامعه میزبان فراهم می کند. در بعد روابط بین المللی به عنوان نیرویی کمکی در کاهش و از بین بردن خصومت ها بین دولت هاست بی تردید شناخت بیشتر افراد یک کشور یا کشورهای مختلف از یکدیگر، تأثیر بسیار مطلوبی در استحکام روابط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... دولت های آنان دارد و از طرفی تضادهای فرهنگی میان جامعه میزبان و مبدأ را کاهش می دهد و با بالابردن ظرفیت تحمل انسان های با فرهنگ های متفاوت، تعصب فرهنگی و "قوم مداری" (ethnocenterism) را تبدیل به "نسبی گرایی فرهنگی" (cultural relativism) می کند. این حقیقت که باید در تماس با طبیعت و انسان های آن زندگی کرد، تفاهم، شناخت و درک متقابل در رابطه با آداب و برداشت ها فرهنگ های دیگر را آسان تر می کند و به گردشگران می آموزد تا وجوه تمایز و اختلاف و تفاوت های میان خود و دیگران را به عنوان یک ارزش وجودی بشناسند. بعد از مسافرت، حالت ها و برداشت های فرد در رابطه با مکان ها و محیط می تواند تغییر پیدا کند. گردشگری به عنوان یک نیاز منطقی در جهت برآورده ساختن خواسته های مادی و فطری انسان ها جهت ایجاد تفاهم و گسترش فرهنگ و انسجام اجتماعی در همه ی جهان می باشد. بنابراین در یک نتیجه گیری می توان گفت، گردشگری در ایجاد ارتباط بین فرهنگ های جوامع مؤثر است. هیچ فرهنگی را نمی توان بدون شناخت هسته اصلی ارزش ها و پیش فرض های منطقی شناخت. انسان ها نمایندگان فرهنگ های گوناگون اند و تماس رودرروی این نمایندگان، تماس رودرروی فرهنگ هاست. با این نگرش می توان گفت که مسافرت صرفاً به معنای "دیدن" نیست بلکه "تجربه کردن" است.
در داخل یک کشور، گردشگری داخلی باعث ایجاد مفاهیم فرهنگی مشترک می شود و این زمینه همدلی ملی و انسجام فرهنگ های متفاوت را فراهم می کند. خاستگاه های اقتصادی متفاوت در داخل یک کشور، خواه نا خواه قشرهای متفاوت فرهنگی جدا از یکدیگر پدید می آورد، شغل ها و سطح های درآمدی متفاوت باعث گسستگی اجتماعی است این جدایی فرهنگی در ساختار سیاسی کشور انعکاس پیدا می کند و توان پیشرفت جامعه را می فرساید برای جلوگیری از این فرسایش هیچ ابزاری کارآمدتر از تماس های رودررو نیست. نقاط دوردست باید همدیگر را بپذیرند و دارای حس روانی و عاطفی مشترک باشند. ارزش های فرهنگی هر کشور از طریق تماس های رودررو تزریق می شود و گردشگری با ایجاد شناخت متقابل، تهدید کثرت فرهنگ های متفاوت را به طرف وحدت و انسجام ملی می برد. گردشگری داخلی به عنوان عاملی در ایجاد ارتباط فرهنگی و قومی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر است. از طرفی دیگر گردشگر با دیدن فرهنگ های نزدیک به فرهنگ خود و مکان های این فرهنگ ها که از لحاظ تاریخی دارای معنا هستند می توانند در گردشگر احساسات خفته وطن پرستی یا قومیتی را بیدار کنند که در حالت مثبت باعث وحدت و انسجام قومی و فرهنگی است. گردشگری راهی است که در آن، تنها "گام زدن در طبیعت" می تواند احساس ملی گرایی و نوستالوژی نسبت به مکان های خیالی را در شخص ایجاد کند و باعث بازیابی هویتی و قومی گردشگران شود. از طرفی اگر به گردشگری به عنوان یک دوره گذر در زندگی شخص نگاه کرد (مثل تولد، بلوغ، ازدواج و ...) بازگشت گردشگر به محیط مبدأ باعث تقویت و پیوند دوباره وی با اجتماعش می شود و این زمینه همبستگی و انسجام اجتماع را فراهم می کند.
توسعه گردشگری، حفظ میراث فرهنگی جامعه میزبان را در پی دارد فولکلور، هنرهای قومی الگوهای فرهنگی موسیقی، رقص، نمایش، مدهای لباس، مراسم، شیوه زندگی، رفتارها و برخوردها، نهادها، نمادها و سنت ها، فعالیت های سنتی اقتصادی و سبک های معماری فرهنگ که فراموش شده یا در حال از بین رفتن است زنده و بازسازی کنند تا بدین وسیله در قدرت بخشیدن به هویت فرهنگی اجتماع شان سهمی داشته باشند. گذر زمان در جوامع گاهی موجب کم شدن توجه مردم از میراث فرهنگی و هنری خود می شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم ، بی اعتبار می شود و یا فقط نمادی از آنها نزد کهنسالان باقی می ماند اما وقتی صنعت گردشگری با توجه به ابعاد فرهنگی گسترش پیدا کند این سنت ها ، جشن ها و آیین ها با تقاضا روبه رو می شوند که نتیجه ی آن می تواند زنده سازی و تقویت میراث فرهنگی باشد. بدین ترتیب گردشگری نه تنها می تواند بر آینده فرهنگی میزبان تأثیر بگذارد بلکه می تواند الگوها و میراث فرهنگی فراموش شده را احیا کند چرا که ویژگی بنیادی گردشگران فرهنگی جستجوی چیزهای اصیل است. در واقع گردشگری می تواند  عامل نگهدارنده و احیاکننده فرهنگ سنتی باشد .
گردشگران پژوهشگر با کاوش و مطالعه در تاریخ، فرهنگ، هویت و اسطوره های موجود در جامعه مورد مطالعه خویش، تاریخ را بازسازی می کنند و ماحصل چنین رویکردی، احیای میراث و هویت فرهنگی کشور میزبان خواهد بود. مسافرت می تواند به ارضاء کنجکاوی روی سایر افراد، زبان و فرهنگ آن ها بیانجامد؛ محرکه ای است برای هنر، موسیقی، معماری و فولکلور. به درک عمیق تر مکان های تاریخی و باستانی می انجامد. از طرفی گردشگری به توسعه و حفظ موزه ها، تئاترها و سایر امکانات فرهنگی مدد می رساند. گردشگری تا حدودی از این منابع و میراث ها حمایت می کند ولی ساکنان بومی نیز از آن ها بهره مند می شوند. بسیاری از موزه ها، اماکن باستانی و تاریخی و تئاترها، بیشترین حمایت مالی را از طریق خرید بلیط های ورودی گردشگران دریافت می کنند و در روندی اقتصادی به مرور باعث توسعه اقتصادی و فرهنگی میزبان (چون کاهش فقر، تلقی مثبت به میهمان، توسعه مناطق محروم و ...) می شود به شرطی که تمام اجتماع میزبان از منافع گردشگری بهره مند گردند، در غیر این صورت باعث نزاع گروه ها و طبقات اجتماعی محلی خواهد شد. درآمد حاصل از گردشگری موجب پویایی آثار تاریخی و فرهنگی می شود بدین ترتیب گردشگری از طریق تقویت توسعه عادلانه اقتصادی، به توسعه جامعه مدنی کمک می کند.
گردشگری فرصتی برای توسعه فرهنگی است. فرهنگ در انزوا پژمرده می شود و از رشد باز می ماند فرهنگ یک جلوه از حیات اجتماعی است و حیات اجتماعی در ارتباط انسان ها نهفته است ارتباط انسان ها هر چقدر گسترده تر باشد فرصت آفرینش و ژرف یافتن فرهنگ بیشتر است. برخورد انسان ها با یکدیگر زمینه آفرینش فرهنگ را آماده می کند. برای استواری، سالم بودن و کارآمد بودن فرهنگ، انسان ها باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند. استواری یک فرهنگ در برخورد با فرهنگ های دیگر مشخص می شود. هر فرهنگی در برخورد با دیگر فرهنگ ها توانایی های خود را می سنجد از طرفی فرهنگ های دیگر درون خود، مایه ها و توانایی های وافری برای عرضه به بشریت دارد، انفعال باعث می شود فرهنگ ها هرچه بیشتر در افراد تخریب شوند.  بدین ترتیب گردشگری فرهنگ انسان ها را از بعد معنوی و مادی توسعه می دهد(که ممکن است در تضاد یا موافق با فرهنگ بومی باشد)، موجب شکوفایی جوامع، مدرنیزه کردن، تغییر تلقی نسبت به قشربندی جنسی و ... می شود. در مجموع، برخورد های گردشگر و میزبان و مشاهده، بررسی و مطالعه رفتار دیگران موجب تصفیه فرهنگ دو طرف و شناخت شیوه های توسعه فرهنگی ضمن بقای اصول مفید فرهنگی می شود و به نوعی همانندسازی و همزیستی فرهنگی شکل می گیرد. فرهنگ برای آن که به حاشیه رانده نشود و راه توسعه و تکامل را طی کند چاره ای ندارد جز این که به تولید و بازتولید ارزش ها و هنجارهای فرهنگی خود بپردازد و از این طریق به احیا و توسعه الگوهای فرهنگی کمک کند. یکی از راه های توسعه و تکامل تعاملات فرهنگی، توسعه گردشگری است و دارای پتانسیلی است با نیروی مثبت برای بازیافت و ترمیم تمام بخش های جامعه.
 
2-3- اثرات منفی فرهنگی و اجتماعی گردشگری
اساس ویژگی دوران گردشگری هم شکل شدن انسان ها در مکان های گردشگری است خوراک، پوشاک و سایر رفتارهای جمعی انسان ها به هم نزدیک می شود در گردشگری، کشورهای ایجادکننده، فرهنگ (باقیمانده در گردشگران)، فرهنگ عمومی گردشگران و فرهنگ روزمره ی بومی روی هم رفته، نوعی "فرهنگ ساختگی" ایجاد می کند و این هم شکل سازی به ضرر فرهنگ بومی و مانع تلاش برای حفظ تفاوت فرهنگی است مقدسات، ارزش ها و باورهای این جوامع را تغییر می دهد و فرهنگ بومی را منحل و به حاشیه می راند.
می توان زمان گردشگری را دوران گذر، گسست، آستانه ای و وارونگی رفتار و فرهنگ و تعلیقی در زندگی دانست که نظم اجتماعی واژگون و تنش، بحران، شکاف در نظم اجتماعی و درهم آمیختگی و حتی هرج و مرج جنسی ظاهر می شود. شکاف در نظم اجتماعی می تواند ناشی از یک تخطی از قواعد و هنجارها یا زیرپاگذاشتن روابط مورد انتظار باشد، تنش هایی ظاهر می شود و کنش های متقابل اجتماعی را از نظم خارج می کند. این گسست و جدایی از جامعه خودی، در گردشگری می تواند تفوق بر مرزها و غلبه بر آن ها، قطع کارهای روزانه، تجربه احساس جامعه مشترک بدون فرق بین افراد مختلف باشد. برخوردها و ملاقات ها در گردشگری، از ویژگی "گذرابودن" برخوردار است. این موضوع می رساند که شرکت کنندگان در چنین ارتباطی هدفشان بیشتر "برخوردی اولیه" است تا ایجاد رابطه ای محکم و دراز مدت در طول زمان. دقیقاً به واسطه ماهیت چنین ساختارهایی است که سوءاستفاده های غیراجتماعی نیز صورت می پذیرد و منجر به گرفتن قربانی از توریست ها می شود. در دوران گردشگری نوعی وارونگی رفتاری رخ می دهد یعنی رفتار عادی داشتن در تمام سال و سپس بروز رفتار ناهنجار در یک دوره ی زمانی خاص و دور از قیود جامعه ی روزمره (رهایی از ساختار متداول جامعه). گردشگری به شخص امکان می دهد که کارفرمای زمان و وقت خود باشد و آن را به دلخواه و آزادانه مصرف نماید. در حالی که زندگی معمولی تعادل و اندازه خود را دارد در تعطیلات هر چیز صحیح تلقی می شود انسان آقای خود و روزهای خود می شود می تواند مزه کنجکاوی در وقایع مختلف را بچشد عادت های معمول خود را بدون هیچگونه احساس گناه و تقصیر رها کند، نوعی عدم مسئولیت رخ می دهد. از آنجا که محیط مقصد ، محیط متعارف زندگی و کسب و کار گردشگر نیست و او شناخت کمی نسبت به مکان مورد بازدید دارد ، هر برخورد او با محیط مقصد می تواند تجربه ای نو برای او باشد که عدم شناخت یا کمی شناخت وی از جامعه میزبان سبب بروز رفتارهای ناهنجار با اجتماع میزبان می شود. گردشگری موجب رهایی از زندگی روزمره و معمولی می شود و گاهی(و نه همیشه) این رهایی شامل آزادی از قیود اجتماعی است. در این مورد ویژگی گردشگر در جستجوی خطر بودن، ماجراجویی یا به دنبال هویتی تازه دخالت دارد و به عبارتی می خواهد در مکان غیرخودی، انسانی دیگر باشد. در مسافرت همه چیز آزاد به نظر می رسد و آسان؛ در فضای دیگری هستیم و کنترل اجتماعی روی ما تقلیل یافته یا این که اصلاً وجود ندارد و بدین دلیل انسان به مکان هایی می رود که با جنس مخالف رابطه آسان تر است، اسراف در خوردن و آشامیدن مجاز است و ... .  در این موضوع می توان شباهتی بین رفتار در "کارناوال" (carnavale) و گردشگری مشاهده کرد. از این وجه، گردشگری ابزار و روشی است که افراد به کمک آن می توانند به طور موقت خویشتن های تازه ای برای خود ابداع کنند، با هویت ها بازی کنند و به رفتارهای ((کارناوال بازی)) روی بیاورند که در زندگی روزمره و عادی آن ها، پسندیده و مجاز نیست در تعطیلات یا اماکن توریستی بعضی تخطی ها و زیاده روی ها عموماً مشروع است اماکن توریستی فضاهای مرزی یا ((بینابینی)) هستند که گردشگران می توانند مدتی از هویت های عادی تر و بهنجارتر روزمره ی خود دست بکشند و خویشتن های تازه و شیوه های وجودی تازه ای را آزمایش کنند و به قول چنی ((قرارگاه جمع آمدن اعمال، رفتارها و الگوهایی از تعامل)) است که ((بیرون از حیطه ی هنجارهای رفتار، پوشاک و فعالیت روزمره است)). (بنت:225:1386) ساخت پارک های مضمونی که به نوعی شبیه سازی محیط های زندگی روزمره و محلی برای برآورده شدن تمام سلیقه ها و خواسته های گردشگر است در این راستاست که به طور کلی متفاوت با شیوه زندگی هر محیط زندگی انسان هاست. هدف این محیط ها برآورده ساختن مجموعه چشمداشت های گردشگرانی است که با خود به این منطقه می آورند. تصویرهای ارائه شده، نمادها، امکانات و آرایش مکان ها و...(هر چند با فرهنگ اصیل بومی در تضاد است) طبق اصول یکسان عقلانی سازی مدرن اخیر، بسته بندی و به گردشگر عرضه می شوند. برای گردشگران راحت طلب (که در فراوانی انواع گردشگری هستند)، تجربه گردشگری لذت بخش بستگی به وجود راحتی های خانه و کاشانه همراه با مجموعه ای از جذابیت های ((صحنه پردازی شده)) دارد که تصاویر و برخوردهای نامطلوب و زننده از آن حذف شده است (واقعیات در صحنه ها و برخوردها وجود نداشته باشد) و برنامه ریزی فعالیت های گردشگری برای آسایش، امنیت و رفاه بازدیدکنندگان و افزایش لذت آن ها است. به این ترتیب در یک دوره ی زمانی محدود گردشگران از قواعد عادی زندگی و جامعه فاصله می گیرند (آزادی تمام عیار) و روابط اجتماعی منحصر بفرد (مثل تغییر نقش، اختلاط طبقات جامعه، روابط متقابل ناپایدار، دوست یابی سریع) رخ می دهد و احساس شور و هیجان بر آن ها غلبه می کند وگردشگری موجب خویشتن یابی و تغییر روحیه ی فرد می شود، گردشگر دچار نوعی "توهم رمانتیک" می شود خود را دلربا و جذاب می بینند و احساس می کند دارای شخصیتی ویژه گردیده چیزی که در منزل فاقد آن بوده است. از طرفی این نبود کنترل اجتماعی بر روی گردشگران سبب رفتارهای چون دزدی، اقدامات تروریستی، قتل و ... علیه خود گردشگران می شود که شلوغی معمولی اماکن گردشگری (که بی نظمی به بار می آورد)، سوءقصدها و هرج و مرج را باعث و تشدید می کند. از طرفی ویژگی های گردشگری چون فصلی و نامنظم بودن مشاغلش و گذرا بودن دوران گردش به زیادشدن بی نظمی ها کمک می کند.
در برخورد بین گردشگر و میزبان می توان از جنبه تقابل و تضاد نگاه کرد که تأییدی بر دلیل بالا بودن ناهنجاری ها در مکان های گردشگری است. اساساً تفکر انسانی بر اساس تقابل های دوتایی چون سیاه:سفید، بالا: پایین، مرئی نامرئی، خود:دگرخود بنا شده که گردشگر: میزبان نیز در این تقابل ها جای دارد.  میزبانان، گردشگران را در عالم شیطانی قرار می دهند و خود را در عالم خدایی.  بر این اساس بین محل زندگی/کار عادی شخص وتجربه ی گردشگری تفاوت وجود دارد. گردشگر در تعطیلات بسر می برد، در حالی که میزبان مشغول کار و خدمت به اوست. تمایز فراغت و خدمت در روابط بین گردشگر و میزبان در تمام دنیا صدق می کند. گردشگری فعالیتی مخصوص "اوقات فراغت" است که مستلزم نقطه متضاد خود یعنی کار منظم و تعیین شده می باشد. . مقصد این سفر یا مکان این اقامت، خارج از محل دائمی سکونت یا کار فرد است و تقاضاهای گردشگری می تواند شامل چیز هایی باشد که به طور طبیعی یا طبق رسوم آن منطقه وجود ندارد، مثل غذاهای آماده، سیستم تهویه، استخر شنا و غذاها و نوشیدنی های وارداتی (بخصوص مشروبات الکلی)؛  بنابراین یک زیربنای عرضه ایجاد می شود. به طوری که ترنر، نش و جورج یانگ گردشگری را فعالیتی "خطا" یا حتی نوعی بی فرهنگی تلقی می کنند.
با توجه به ویژگی های جهان کنونی و فاصله از فرهنگ سنتی، گردشگری معاصر بر پایه ی "جستجو در پی دگرخود" (چیزی اصیل و بکر در جایی بیرون از "اینجا" که هستیم)، جستجو در پی "بیگانه اصیل" و جستجو در پی "خویشتن اصیل" (به مفهوم کنار آمدن با زندگی در جامعه ی پست مدرن) که سازنده ی انگیزه ی تمام گردشگری است شکل گرفته است.
در صورتی که گردشگری با توجه به ابعاد فرهنگی گسترش یابد و ارائه فرهنگ بومی با توجه به سلیقه و ذوق گردشگران باشد این کار می تواند تأثیر منفی هم داشته باشد و آن این است که ممکن است این فرهنگ ها جنبه ی بازاری به خود بگیرند یعنی طوری اجرا شوند که مورد خوشایند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعاً بوده است به عبارت دیگر مردم جامعه میزبان برای ارائه و عرضه فرهنگ خود به شکل محصولات فرهنگی، آن را به گونه ای منطبق با خواسته های جهانگردان تبدیل می کنند تا برای دیگران و در سطح گسترده بین المللی نیز قابل مصرف باشد این مسئله می تواند به ضعف فرهنگی و سست شدن احساس هویت فرهنگی جامعه میزبان بینجامد. مردم هر جامعه دارای فرهنگ و ارزش های خاص خود هستند و هنگام سفر به سرزمین های دیگر تمایل دارند محصول گردشگری را طبق علایق و سلایق خود دریافت دارند. در همان حال و بر اساس نگرش اقتصادی به گردشگری و مفروض گرفتن قوانین عرضه و تقاضا بر بازار گردشگری، عرضه کننده (جامعه میزبان) باید محصول خود را مطابق خواسته های تقاضاکننده (جامعه میهمان) ارائه نماید. نتیجه این فرایند پدیده ای است به نام "تجاری شدن فرهنگ" یا "کالایی شدن فرهنگ". با توجه به ویژگی و ارزش توریسم، همیشه این گرایش را به دنبال داشته است که فرهنگ بومی را چنان مدیریت کنیم تا نیازهای توریست ها - یا آن چه تلقی ما از نیازهای آن هاست- برآورده شود. وقتی لباس، مراسم موسیقی، رقص، صنایع دستی و الگوهای فرهنگی محلی بطور ناشایست به عنوان جاذبه های توریستی ارائه شوند، می توانند موجب سقوط و از دست رفتن اصالت آنها شوند. وجود توریست باعث شده است که بومی ها فرهنگ خود را به دو دسته "صحنه اصلی" ( frontstage: حقیقتی که به توریست نشان داده می شود) و "پشت صحنه" ( backstage: یعنی صورت حقیقی و مخفی هر فرهنگ که محلی ها را می توان دید و خارجی ها را بدان دسترسی نیست) تقسیم کنند. در این هنگام میزبان چهره ای از یک نقش متفاوت اجتماعی را به خود می گیرد. به طوری که می توان گفت که "مردم نمایشی از خودشان هستند". آداب، عادت ها، جشن ها، هنرهای قومی به صورت محصولاتی برای جهانگردان در می آیند. توریسم روند تغییر در اشیاء را برای غایت تجارت سرعت می بخشد و به دلیل آن است که افراد محلی می توانند معنای اصیل اعمال خود را فراموش کنند. این برخورد متقابل سنت های مادی و معنوی در سطح تجاری گردشگری، باعث می شود فرهنگ دستخوش "نوعی روند تجاری سازیِ تحت تأثیر گردشگرانی است که از لحاظ فرهنگی به کالاپرستی دچار می آیند" شود. در این حالت گردشگران نه تنها منابع و کالاهای مادی، بلکه فرهنگ مکان را نیز به مصرف می رسانند. کالایی کردن رویدادهای آیینی و اجتماعی، به رنگ باختن معانی آن ها منجر می شود و این تغییر معنا، با زوال احساس همبستگی اجتماعی، از دست دادن احساس هویت محیطی و تاریخی و شیوع از خودبیگانگی جامعه میزبان همراه است از طرفی کالایی کردن فرهنگ و مصرف گرایی کالایی از سوی گردشگر، به وابستگی هایی همچون وابستگی فرهنگی مقصد به گردشگرپذیر منجر می شود. این میل و تمنای مصرف بصری اماکن، تأثیر متقابلی بر صنایع گردشگری محلی گذاشته است که اکنون اماکن شهری و روستایی را درست با همان روش هایی بازاریابی می کنند که سایر کالاهای مصرفی چون پوشاک، موسیقی را به بازار عرضه می دارند.
از طرفی دیگر استفاده نادرست و بیش از حد گردشگران از مناطق باستان شناسی و تاریخی می تواند موجب ساییده شدن و تخریب آنها شود.
نقش آفرینی برای گردشگران باعث اثر القایی آن ها برای اجتماع میزبان می شود که بر اساس آن، فرهنگ گردشگران و هر چه مربوط به آن هاست، برای جامعه میزبان الگو شده و مورد تقلید قرار می گیرد و عقده حقارت در برتری میهمان بر میزبان بر این رفتار تأثیر دارد. در این شرایط خاص، گردشگران حسادت برانگیز می شوند. جمعیت میزبان از ارزش ها، رفتار و الگوهای پول خرج کردن آنها تقلید کرده و آن را انتخاب می کند و در صورت نابرابری اقتصادی بین میزبان و میهمان، انتظارات جامعه ی میزبان به طرز غیر واقع گرایانه ای بالا می رود. تقلید مردم و بویژه نوجوانان و جوانان از الگوهای رفتاری و پوشاکی میهمانان، مشکلات اجتماعی از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الگوی جرائم دیگر تشنجات و سلسله ناراحتی های اجتماعی، به فراموشی سپردن آداب و سنن، نمونه ای از این تأثیرپذیری است، چنین رفتاری باعث وانهادگی فرهنگی و فرهنگ پذیری در منطقه پذیرنده می شود و فرهنگ قوی تر(نه برتر) غالب شده و فرهنگ ضعیف تر(نه پست تر) را تا حدی تغییر می دهد که می توان به فراوانی بالای دوزبانه ها در مناطق گردشگرپذیر اشاره کرد که یادگیری زبان خارجی برای بومی ها افتخار محسوب می شود.
 این امر بدون شناخت پس زمینه های متفاوت فرهنگی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی جهانگردان انجام می گیرد. توریست های مناطق صنعتی و مرفه زمانی که به کشورهای دارای فرهنگ سنتی و فقیر می روند به همراه خودشان شیوه های رفتاری ، لباس پوشیدن ، غذا خوردن و نوشیدنی های خودشان را به میزبان عرضه می کنند ، ورود میلیون ها بیگانه با رفتارهای غیر عادی برای فرهنگ های سنتی و اصیل می تواند اساس نظم اخلاقی جامعه میزبان را در هم بریزد و بی شک وجود افراد بی بند وبار در میان گردشگران این وضع را بدتر می کند و این امر در حقیقت، نه داد و ستد فرهنگی بلکه هجوم فرهنگی می باشد. در حالی که یکی از جاذبه های عمده گردشگری همانا سنت ها و فرهنگ های خاص هر جامعه است و از بین رفتن آن به نوبه ی خود موجب رکود گردشگری و سایر مسائل وابسته به آن است.  بعلاوه ممکن است سوءتفاهم و مناقشاتی میان گردشگران و ساکنان به دلیل تفاوت زبان و رسوم بروز کند که در طرفین نگرش های منفی ایجاد نماید. گردشگران می توانند از طریق نحوه هزینه کردن نیز در جامعه مقصد اثر بگذارند.گردشگرانی که بیش از حد در مکانی خرج کنند این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد گردشگر در زمان مسافرت و گذراندن تعطیلات خود، مصرف گرایی اش بالا می رود و انتظار آسایش بیشتری از جامعه میزبان دارد این امر موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران خواهد شد البته این موضوع بیشتر برای گردشگران تفریحی پیش می آید تا گردشگران فرهنگی، به طوری که مک کانل گردشگران مصرف گرا را به "نوعی آدم خوار" تشبیه می کند. بنابراین انگیزه اشان با انگیزه برخی گونه های آدم خوار یکسان است: جذب و از آنِ خود کردن برخی ویژگی های خاص قربانی، از جمله قدرت و مقاومت. (برنز:75:1385) و باعث رواج مصرف گرایی در مردم میزبان خواهد شد.  میان چشم داشت های گردشگران و اهالی محلی تضاد منافع به وجود می آید، چرا که تجربه ی مکان برای آن ها غالباً به لحاظ کیفی متفاوت است. صنایع گردشگری می کوشند بازنمودهای معینی از فضای شهری خود را به خارجی ها عرضه کنند، اهالی محلی، معناها و تفسیرهای خود را بر محیط و مکان خویش باز می کنند. از این رو به عقیده ی اید ((تلاش برای تثبیت و به کرسی نشاندن یگانگی و بی همتایی از سوی پویش و چندپارگی به چالش کشیده می شود)). (بنت:229:1386) مسئله ی معنا در گردشگری بخشی از تغییر کلی تری در فرهنگ عامه است که به سمت صنایع سرگرمی های توده ای رفته است و فرهنگی که به صورت تجاری عرضه می شود اهمیت بیشتری در زندگی روزمره پیدا کرده است، و با این حال، به صورتی متناقض نما، فرهنگ وحدت و انسجام خود را از دست می دهد و مسئله دارتر می شود.  به عقیده ترنر و نش "گردشگری مدرن، نوعی استعمارگری فرهنگی است، گرایش سیری ناپذیر جماعت درجه یک لذت جو به تفریح، خوشگذرانی و عیاشی که به فرهنگ های بومی آسیب می رساند و با تمایلات خود دنیا را آلوده می سازند. (برنز:111:1385) این وضعیت، موجب کنترل منطقه ی ایجادکننده ی گردشگر بر منطقه ی پذیرنده می شود و از این روی مرکز تمدن را به استعمارگر و گردشگری را به امپریالیسم مبدل می کند. غالباً بین "میزبان" و "میهمان" نابرابری اقتصادی وجود دارد که مانند استعمارگری، احساس خود برتربینی را در تازه واردان به وجود می آورد. در مقابل با توجه به تمایل گردشگران به جدایی و خاص بودن در محیط های گردشگری، باعث ایجاد و تقویت روحیه فردگرایی و از بین رفتن مشاغل مشارکتی و خویشاوندی می شود. لذا، سرنوشت بومیان به فشارهای بیرونی پیوند می خورد که رفته رفته کنترل آن ها را از دست می دهند. 
 البته الگوها و معیار های نامطلوب فرهنگی و اجتماعی فقط با ورود توریست های خوش گذران به کشورهای سنتی پخش نمی شوند بلکه زمانی که گردشگری از کشور سنتی به کشورهای دیگر- به خصوص آنهایی که در حفظ ارزش های فرهنگی و شئونات اجتماعی و اخلاقی خود هیچگونه نظارت و حساسیتی ندارند- ، وارد می شوند بازهم خطر آنها را تهدید می کند و گردشگر بعضاً دچار "شوک فرهنگی" (cultural shock) می شود.
لازم به ذکر است اثرات گردشگری در محیط های مختلف گردشگری متنوع و با توجه به ساختار جوامع، نوع گردشگری و... متغیر و پیچیده می شود و محدود به موارد بالا نمی شود.
ساختار اجتماعی و بافت فرهنگی جوامع در میزان تأثیرگذاری گردشگری باید مورد دقت قرار گیرد. یکپارچگی محیط مقصد یا اصالت سنت ها در جامعه میزبان در واکنش نسبت به گردشگران و تغییر فرهنگ مهم است. در جوامعی با پایه های فرهنگی قوی، تأثیر پذیری از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شاید تأثیرگذاری بر آنها قدرتمندتر باشد . اگر جامعه مقصد به دلیل شرایط بد اقتصادی و سیاسی و ... دچار چندپارگی فرهنگی باشد ، تأثیرپذیری آن از فرهنگ میهمان می تواند گسترده تر باشد. بطور کلی،گردشگری در جوامع بسته در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل بیشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطی آن می تواند به تهاجم فرهنگی تبدیل شود.
هر چه اختلافات رفتاری و فرهنگی بین جهانگردان و جامعه میزبان کمتر باشد، امکان برقراری ارتباطات، درک و پذیرش طرفین افزایش خواهد داشت.
رشد سریع توریسم در مناطق کوچک، منزوی و عقب مانده اثرات عمیق تر و نمایان تری به وجود می آورد. اگر منطقه فقیر باشد به خاطر بهره اقتصادی گردشگران از آن ها به خوبی پذیرایی می شود.
جمعیت گردشگران و میزبانان عامل تأثیرگذاری دیگری در تعیین میزان تأثیرگذاری است. هرچه تعداد گردشگران در محیطی بیشتر باشد (به خصوص تعدادشان بیشتر از میزبان باشد) تأثیر آنها هم برمقصد بیشتر است.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

نوع گردشگر اثرگذاری را تحت تأثیر قرار می دهد. گردشگران فرهنگی (که اخیراً با نام توریسم جایگزین خوانده می شود) به خاطر آشنایی با فرهنگ میزبان ارتباط خوبی با میزبان داشته و تعاملی درونی و همدلانه با همدیگر دارند به شدت نسبت به رعایت قواعد فرهنگی جامعه مقصد خود را متعهد می دانند و به نوعی می کوشند تا به سنت ها احترام بگذارند اما گردشگران خوشگذران و دربستی، نسبت به محیط طبیعی و انسانی محیط های گردشگری بی تفاوت هستند و تخریب در سطح بالایی قرار می گیرد، بیش از حد در مکانی خرج کنند و این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد و موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران خواهد شد.
زمان در روند تأثیرگذاری مهم است. در ابتدای ورود گردشگران به مکانی ازآن ها به خوبی پذیرایی می شود و نوگرایی وی جذابیتی برای میزبان است اما به مرور جنبه اقتصادی گردش مورد توجه است. در مقابل با تکرار تجربه توریستی و یا با ماندن بیشتر توریست در مکان گردشگری وی با محل آشنا می شود و رفتار وی به سوی هنجار مقصد نزدیک می شود و بدین ترتیب امنیت خاطر و آشنایی وی با فرهنگ مقصد بالا می رود، و به درک کاملی از آیین ها و فرهنگ محلی رسیده، آثار منفی شوک فرهنگی (از خودبیگانگی، عقب نشینی) آرام آرام جای خود را به شرایطی مثبت می دهد (نسبی گرایی فرهنگی، استقلال) و روابطش با افراد محلی استحکام پیدا می کند و رفتارش به سوی استاندارد شدن می رود.
نظریه ی مبادله ی اجتماعی :
در چندین رشته مانند جامعه شناسی ،اقتصاد و روان شناسی اجتماعی به منظور تفسیر جنبه های روابط اجتماعی و مبادلاتی که با آن ها صورت می گیرد مورد استفاده قرار می گیرد(امرسون،1976). اصول اولیه این نظریه این است که افراد در صورتی تمایل به شرکت درتبادلات دارند که باور داشته باشند بدون متحمل شدن هزینه های غیر قابل قبول منافعی بدست خواهند آورد(اسکیدمور،1975). این نظریه در گردشگری مورد توجه قرار گرفته و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. تعریف اسکیدمور نشان می دهد ساکنانی که گردشگری را به صورت موجود یا بالقوه فعالیتی سود آور می دانند معتقدند هزینه های آن بیشتر از منافعش نیست در مبادله ی اجتماعی شرکت نموده و از توسعه ی گردشگری حمایت می کنند. آلن و دیگران (1993) اذعان نموده اند اگر ادراک مردم محلی از گردشگری این باشد که منافع آن از هزینه هایش بیشتر است تمایل به مشارکت در مبادلات خواهند داشت و بنابراین از توسعه ی گردشگری در جامعه ی خود حمایت خواهند کرد. (ترابیان ، پونه .87)
اثرات اجتماعی :
گردشگری آثار مطلوب و نامطلوبی متعاقب خود را به همراه دارد . به گردشگری می توان به عنوان ابزاری که توسعه ی اقتصادی به همراه دارد و به توسعه های دیگری هم می انجامد نگریست. آثار اجتماعی به نظر ذهنی و ناملموس تر می باشند. در طول 25 سال اخیر تحقیقات آمریکایی شمالی جنبه های متفاوت طرز تلقی ساکنان از توسعه ی گردشگری را مورد بررسی قرار داده اند.پیزام اشاره می کند که تاکید زیاد بر گردشگری باعث بروز رفتار منفی میزبان می شود.روتمن اثرات منفی گردشگری مانند شلوغی ،زباله ، ترافیک، جرم و جنایت، افزیش قیمت ها را با اثرات مثبت گردشگری همراه می کند. از اثرات مثبت گردشگری می توان به زیرساختهای محلی، فرصت های شغلی و تفریحی اشاره کرد. سایر یافته های مهم شامل عوامل شخصی و جامعه شناختی تاثیر گذار بررفتارها و طرز تلقی ها مانند فاصله ی سکونت از آن مکان و محدوده ی سنی و...می باشد.قسمت اعظم مطالعه درباره ی نظر جامعه ی محلی درباره ی توسعه ی گردشگری در مقاصد تفرجگاهی، روستایی و کوچک می باشد. در حالی که مطالعات گذشته در پی فهماندن طرزتلقی های مثبت و منفی گردشگری و حمایت سیاست های مشخص بودند بیشتر تحقیقات درباره ی طرز تلقی ساکنان به صورت نظری می باشد. . نظریه ی مبادله ی اجتماعی نشان دهنده ی میزان دریافتی ساکنان منطقه ی گردشگری است. مطالعه ی اخیر در قانا نشان می دهد که تنها وجود مبادله اهمیت ندارد بلکه طبیعت مبادله ی اجتماعی و ارزش آن که روی رفتار و طرز تلقی موثر است از اهمیت بالایی برخورداراست.طبق تئوری مبادله ی اجتماعی اگر ساکنان در گردشگری مشغول فعالیت شوند طرز تلقی مثبتی به این صنعت خواهند داشت و اگرتجربه ی استخدام منفی باشد باعث رفتار منفی و طرز تلقی منفی از گردشگری می شود. علاوه بر کمبود وجود تئوری های بنیادی، روش شناسی های مختلف به منظور بررسی طرز تلقی از گردشگری به نظرات گسسته ای منتهی شده است. روش شناسی نمونه گیری مورد استفاده در مطالعات مختلف متفاوت است.توضیحات ارائه شده توسط نمونه ها محدود و اطلاعات در دسترس محک مناسبی برای تایید قضاوت درباره ی نمونه و سپس تعمیم آن به جامعه نمی باشد. فقدان توجه کافی به روش شناسی نمونه گیری اعتبار گزارش یافته ها را زیر سوال می برد. همان طور که می دانیم اولین مراحل شکل گیری قانون، شناخت مساله ، الویت دهی به موارد مورد بررسی، بررسی متغیرهای مهم،توسعه ی روش شناسی برای راهبرد مطالعه می باشد. یافته های گزارش شده توصیفی اند و مطالعات نشان دهنده ی آن است که هنوز در این زمینه ی خاص در مراحل ابتدایی است. ساکنان بومی بازیگران اصلی گردشگری هر منطقه می باشند که موفقیت یا شکست گردشگری آن منطقه را محک می زنند.از خلال مشارکت (با درجات متفاوت) در برنامه ریزی، توسعه، عملیات اجرایی و با توسعه ی مهمان نوازی در قبال مزایای دریافتی توسعه ی گردشگری موثرند. از طرف دیگر ساکنان با تضعیف این صنعت از طریق مقابله با آن و برخوردهای خصمانه با گردشگران بر فرایند گردشگری تاثیر گذارند. در توسعه و جذب گردشگری در یک مقصد خاص هدف آن است که تعادلی میان نتایج ،مزایا و هزینه های حاصل از گردشگری ذی نفعان ساکنان،گردشگران و صنعت برقرار شود.
2-4- دیدگاه سازمان جهانی گردشگری
سازمان گردشگری جهانی(WTO) سیستم گردشگری را به دو بخش اصلی تقسیم می کند؛ یکی عوامل تقاضا، شامل بازارهای گردشگری بین المللی، داخلی(ملی و منطقه ای) و ساکنان محلی و دیگر عوامل عرضه، مشتمل برفعالیت ها و جاذبه ها (جاذبه های طبیعی، فرهنگی، تاریخی، پارکهای تفریحی، باغ وحش ها، باغ های گیاه شناسی، آکواریم ها و…)، محل اقامت (هتل ها، متل ها، هتل آپارتمان ها، مهمانپذیرها و…)، خدمات و تسهیلات گردشگری( دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری، رستوران ها، خرید، امور بانکی، مبادله ارز، خدمات و امکانات پستی و پزشکی و…)، حمل و نقل(هوایی، زمینی، دریایی)، امکانات و تأسیسات زیربنایی( شامل آب رسانی، برق رسانی، بهداشت، فاضلاب، دفع زباله و مخابرات) و عناصر سازمانی است(سازمان جهانی جهانگردی). مدل ارائه شده از طرف سازمان جهانی گردشگری بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.
2-5-  دیدگاه لیپر
لیپر(۱۹۷۹) مدل خود را در  به عنوان یک چارچوب سازماندهی شده در بسیاری از مسائل گردشگری پیشنهاد کرده است. وی بسیاری از مسائل گردشگری را با توجه به فعالیتهای آن در نظر گرفته و بخش های صنعت را مجاز به استقرار می سازد و عامل جغرافیایی را در کل سفر اجتناب ناپذیر، پیش بینی کند. او سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری مؤثر می داند.
۱- گردشگران/گردشگر در این سیستم یک فاعل است. ۲- عوامل جغرافیایی: شامل الف- منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر) ب- منطقه مقصد گردشگر(علت وجودی برای گردشگری) ج- منطقه حمل و نقل(مکانهای میانی برای رسیدن به مقصد). ۳- صنعت گردشگری؛ مشتمل بر دامنه ای از تجارتها و سازمانهای درگیر در توزیع محصول گردشگری هستند. هر یک از عناصر و عوامل سیستم گردشگری لیپر نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که در گردشگری اتفاق می افتد، با یکدیگر در تقابلند.
مدل ارائه شده از طرف لیپر بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.
در بخش تقاضا، جمعیت علاقه مند و متمکن به انجام سفر و گردش(اعم از بازارهای داخلی و بین المللی) قرار گرفته؛ و در بخش عرضه، بر روی عناصر و بخشهای اصلی همچون جاذبه ها، حمل و نقل، خدمات، اطلاعات و تبلیغات تأکید دارد؛ هر یک از این  عناصر در تعامل و ارتباط متقابل با یکدیگر قرار داشته و سیستم گردشگری یک مکان را تشکیل می دهند. وی تأکید خاصی بر روی عناصر عرضه در سیستم گردشگری یک مکان دارد و موفقیت و پویائی گردشگری در یک مکان را در سایه تعامل، همکاری، ارتباط متقابل، کارایی و موفقیت عناصر متعدد و پیچیده ی بخش عرضه همانند جاذبه ها، مراکز اقامتی، حمل و نقل، اطلاعات و تبلیغات می داند. گاهی به نظر می آید بعضی از عناصر و یا بخشهای گردشگری اهمیت، کارائی و اثر بخشی سایر یا هر ترتیبی را در این خصوص نادیده می گیرند. به عبارتی دیگر هر عنصری و یا بخشی از ساختار درونی سیستم(عوامل عرضه) مانند: صاحبان توسعه اقامتگاههای مسافران(هتل ها، متل ها، هتل آپارتمانها، مهمانپذیرها، خانه ها، ویلاهای اجاره ای، کمپ ها، محل خواب، واحدهای پذیرایی و…) مؤسسات و آژانسهای مسافربری، تأسیسات گردشگری و… از نگاه خودش به گردشگری نزدیکتر است؛ اما تأثیر عوامل خارجی(عوامل محیطی- بیرونی سیستم اعم از فرصتها و تهدیدها) و دیگر عناصر و بخشهای  نیز بر پویائی عملکرد سیستم گردشگری حائز اهمیت می باشد؛ در واقع گردشگری تنها از هتلها و خطوط هوایی و دیگر بخشها به صورت مجزا تشکیل نشده است، بلکه کلیتی از اجزای مختلف و عمده ای است که با همدیگر ارتباط نزدیک و متقابل دارند. هر یک از این اجزا عهده دار حرکت و پیشرفت در سیستم(عرضه و تقاضا) گردشگری است؛ درون این شاخه های کلی جزئیات و عناصری است که هم برنامه ریزان و مدیران باید برای کسب موفقیت آنها تلاش کنند
مدل ارائه شده از طرف گان با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای فرایند مدیریت و برنامه ریزی از گونه تئوری سیستمها می باشد.
2-6- دیدگاه بریونز، تجیدا و مورالس
آنها طی پروژه - ریسرچای تحت عنوان« بطرف تکامل سیستم مفهومی گردشگری» در سال ۲۰۰۹ به تبیین و تکاملی سیستم استنتاجی گردشگری بر اساس نگرش نو و انطباق با شرایط جدید و بی نظمی های جدید پرداخته اند. در این مدل عناصر آنتروپی، بازدارنده، هم ایستایی( همگن)، سناریوهای سیستم و عناصر بی نظمی با جزئیات خود به صورت چتری وحلقه های تودرتو از  مرکز ( گردشگری)، سیستم گردشگری را تشکیل داده که عناصر آنها با همدیگر دارای ارتباط متقابل دارند. در این مدل بطور نسبی تمامی عناصر مؤثر و تشکیل دهنده گردشگری اعم از حمل ونقل، اقامتگاهها، خدمات ترابری ومسافرتی، خدمات پذیرایی، خدمات عمومی و مجانی، تفریح، فرهنگ و… را مورد بررسی قرار داده و به درک مفاهیم ذهنی  و واقعیت های بیرونی با توجه به ارزش و اهمیت عناصرگردشگری پرداخته است 
2-7- دیدگاه کاسپار
کاسپار گردشگری را همانند سیستمی باز مشتمل بر ساختار داخلی اعم از زیر سیستم های موضوعی و فرعی با سیستم فرادست متشکل محیط های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فن آوری واکولوژی که دارای ارتباط متقابل با یکدیگر هستند، محسوب می کرد ؛ وی عقیده داشت، نباید ساختار داخلی سیستم جدای از محیط فرا دست در معنا و مفهوم آن بررسی شود؛ همین واقعیت که انسان در کانون رویداد گردشگری قرار دارد، ما را وادار می سازد که از بررسی بخشی و گسسته چشم پوشی کنیم. ما باید خودمان را از اندیشه تک بعدی نگر، رها ساخته و در صدد برآییم حتی الامکان به طور یکپارچه به مسائل بپردازیم . مدل کاسپار بر اساس طبقه بندی بنیادین مدلهای گردشگری در زمره مدلهای نظری- سیستم کل و از گونه تشریحی می باشد.          
2-8- دیدگاه هولدن
 هولدن از جمله اندیشمندانی است که گردشگری را به عنوان یک سیستم مورد توجه و بررسی قرار می دهد. او با به نمایش گذاشتن عناصر مختلف سیستم گردشگری، اهمیت داده های سیستم گردشگری در چشم انداز محیطی، منابع انسانی و طبیعی را متذکر و برجسته می نماید. وی معتقد است درون سیستم گردشگری سه بخش زیر سیستم، یعنی زیر سیستم مقصد، گردشگر و حمل و نقل اهمیت داشته که یکدیگر را پوشش داده و به یکدیگر نیز وابسته اند. در زیر سیستم مقصد، جاذبه های طبیعی و فرهنگی برای جذب گردشگری مهم است که منجر به خروجی سیستم می شود. داده های خروجی سیستم وابسته به درآمد و علاقه گردشگران است که تغییرات فرهنگی و محیطی جامعه را بدنبال خواهد داشت.
2-9- پسامدرنیته، و گردشگری
  گردشگری پسامدرن ناشی از تحولات فناورانه پسا صنعتی از یکسو و اندیشه ها و نظریات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی زیست محیطی از سوی دیگر دست به دست هم دادند و گردشگری پسامدرن را برای جامعه امروز بوجود آورده اند. در وضعیت پسامدرنیته امروزه اوقات فراغت و گردشگری به عنوان حق، نه پاداش، محسوب می شود. و به پایه های زندگی و هستی امروز افراد بدل گشته است. از اینرو پسامدرن را می توان فرایندی دانست از مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی که در یک سبک زندگی اکسپرسیونیستی به هم پیوند می خورند و واکنش های بسیاری را برای لذت تجربه کردن، در بسیاری از سطوح معرفتی در چهارچوب هستی شناسی و پایبندی به حال چه در جامعه و چه در خود سبب می شوند.« آنچه شکل گیری جریان گردشگری را تسهیل می کند، حس دلتنگی ( نوستالژی)  نسبت به گذشته و توجه فزاینده به میراث به طور عام است. بازگشت به گذشته به عنوان تقاضای گردشگری در می آید و تمامی اشکال مختلف هنری، معماری،آموزشی، میراث فرهنگی در هم می آمیزد. ...گردشگری پسامدرن نیز بر پایه نشانه ها شکل می گیرد. در این بین میراث اعم از طبیعی و فرهنگی از اصلی ترین مؤلفه های این گونه گردشگری است. ...آنچه باعث اهمیت میراث در زمینه گردشگری شهری پسامدرن شده است، ایجاد یک حس دلتنگی بیشتر در شرایط هویت فرهنگی و اجتماعی مختلف است. ... میراث و دیگر قابلیت های گردشگری پسامدرن از دیگر سو فرایندهای زیبا شناختی را به کمک فناوری و مجازی سازی ( فیلم، سی دی و غیره) شکل می دهند. این امر در شرایط دهکده جهانی و فشردگی زمان و فضاء امکانات بی پایانی را فراهم می آورد که سبب افزایش تمایل انسان به سفر می گردد. دورنمای گردشگری فرایندی است که در وانمودن مکان و میزبان چشم انداز گردشگری و بخشی از تجربه مسافرت را در عصر پسامدرن تشکیل می دهد. دورنمای گردشگری ترکیبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی و مجموعه ای متشکل از شیوه دیدن، شناخت و درک افکار است. و می تواند شامل نمونه هایی همچون برشورها، سواحل بکر، مکان های دیدنی، فرهنگ منحصر به فرد و فرهنگ اصیل بومی برای تبلیغ باشد. ساخت و پردازش تصاویری همچون قهوه خانه در ساحل، موسیقی و رقص های سنتی که از طریقبه نمایش گذاشته می شود و سِرو غذاهای سنتی بخشی از دورنمای گردشگری پسامدرن را تشکیل می دهد.» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 83-182) گردشگری شهری بخشی از الگوی فضای گردشگری پسامدرن است. نواحی شهری به علت اینکه درای جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیاری است غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب می شود. شهرها معمولاً جاذبه های متنوع و بزرگی شامل گنجینه موزه ها، بناهای یادبود، سالن های تئاتر، استادیوم های ورزشی، پارکها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی و مکان های مربوط مهم  یا افراد مشهور را دارا هستند که خود گردشگران بسیاری را جذب می کند، وجود سبک اکسپرسیونیستی در شهر و میل به گذران اوقات فراغت در شهرها فزونی می گیرد. از اینرو شهرنشینی امر گردشگری پسامدرن را تسهیل نموده است. عملکرد گردشگران در فضاهای شهری، پیرامون جاذبه ها، بافت شهر، خرید، اسکان و فعالیت های جانبی است که در رویکرد به موزه ها تئاترها، نمایشگاه ها، مراکز تفریحی و نظیر اینها تبلور می یابد. اینگونه عملکرد گردشگری فضای شهری در راستای انگیزه های متفاوتی شکل می گیرد که برخی از انها به شرح ذیل است. " 1-دیدار دوستان و خویشاوندان2- مسافرت های تجاری 3- حضور در نمایشگاه ها و کنفرانس ها4- باردید از میراث فرهنگی 5- سفرهای مذهبی ( زیارت) 6-حضور در مراسم و محل حوادث 7- رفع مسائل درمانی- بهداشتی 8- خریدهای تفریحی 9- مسائل ورزشی10- مسائل آموزشی11- سفرهای روزانه و اداری 12- دلایل شخصی و..." در واقع فضا مندی  گردشگری شهری در عصر پسامدرن نشان از روابط " پول، قدرت و فضاء" است و برآمده از تولید اجتماعی فضاء وماهیت مادی آن است. « از اینرو در این فضاء گردشگری شهری بیانگر تولید اجتماعی فضاء، پیرامون گردشگر- میزبان و چرخه سود ناشی از سرمایه داری است. در فضامندی گردشگری شهری، فضاء به صورت کالای بسته بندی شده و قابل فروش به گردشگران در می آید.فضامندی در برگیرنده پیوستگی بین رفتارهای مکانی، الگوهای درحال تغییر اشتغال و توسعه در مرحله جمع آوری سرمایه از طریق گردشگری است.( شورت،1381: 111) بر این مبنا گردشگری در داخل شهرها فضاهای ویژه  خود را می سازد و فضاهی ویژه نیز گونه های گردشگری را به خود جلب می کند. در یک شهر زیارتی مثل مشهد فضا و نواحی شهری که اختصاص به زیارت و گردشگری زیارتی دارد ساختار و کارکرد و رفتار معنوی متفاوتی با سایر نواحی مشهد دارد. محدوده فضایی در شهری تاریخی مثل اصفهان ساختار فیزیکی و کالبدی و عملکردی ویژه خود را دارد که کاملاً با فضای دانشگاهی یا مسکونی همان شهر متفاوت است. از سوی دیگر وجود یک مدیریت قوی برای توسعه چنین گردشگری در این فضا پسامدرنیته امروزه در ساختار کلانشهرهای ایران در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری بسیار مهم است. در مرحله اول مدیریت گردشگری شهری باید در چارچوب راهبردهای مطلوبی شکل گیرد و بر مبنای آن خط مشی و سیاست های مناسبی برای توسعه گردشگری در نظر گرفته شود که مانع برخورد منافع گردشگری و دیگر کارکردهای شهری گردند. راهبردهای توسعه گردشگری در عملکرد مدیریتی در شهرها و در رابطه با شهروندان باید عادلانه و موجب شکاف در سطوح درآمد و اشتغال و به طور کلی رفاه شهروندان نشود. « یکی از کارکردهای مدیریت گردشگری شهری در فضای پسامدرن جذب سرمایه برای توسعه پایدار این صنعت در شهر است. سرمایه گذاری در گردشگری شهری شامل توسعه قابلیت ها، فعالیتها،بهبود شرایط محیط طبیعی و زیست محیطی و تاسیسات زیربنایی است منافعی برای ساکنان محلی نیز دارد. مدیریت گردشگری شهری در راستای جذب سرمایه و فعالیت های شهری باید در یک موقعیت رقابتی فزاینده با مکان های رقیب عمل نماید.» ( محلاتی،1381: 25) در روندی از چشم انداز گردشگری شهری مدیریت شهری و اجرایی گردشگری در چنین عصری باید به سمت افزایش تعداد گردشگران، جذب سرمایه را افزایش دهد و بر قابلیت توسعه گردشگری و بهبود و بازسازی محیط شهری بیفزاید. استمرار گردشگری در شهر پایداری بازار گردشگری را سبب می شود و افزایش سطح اشتغال و درآمد را فراهم می آورد. این امر خود بستری برای رفاه شهروندان می شود. این در حالی است که راهبردهای درونی مدیریت گردشگری شهری باید با در پیش گرفتن سیاست های اجتماعی مناسب به سوی کاهش تضاد بین ساکنان و گردشگران حرکت کند. به طور تصویری ایده آل از یک مقصد گردشگری شهری با مدیریت قوی در برگیرنده پارامترهایی است « 1- دسترسی به تمامی مناطق مقصد، 2- امکان انتخاب از میان یک سلسله گسترده از فعالیت ها با توجه به تنوع سلیقه ها.3- ترکیب فعالیت ها در رابط با زمان و فضا 4- ترکیب فضایی مکان های مورد علاقه 5- همیاری کارکردی میان قابلیت های شهری6- اثر متقابل میان فعالیت ها و...» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 98-197 (مدیریت گردشگری شهری باید پویا باشد و با دید باز و سعه صدر عمل کند و در جریان تحولات بنیادی و دائمی در امر گردشگری باشد و گرنه صنعت گردشگری در یک منطقه یا یک شهر با مشکل روبه رو می شود. با توجه به چنین مباحثی یکسری از راهکارها که در عصر پسامدرنیته در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری می تواند به مدیریت اجرایی گردشگری شهر کمک کند شامل مواردی چون " 1- تعییین وضعیت بازدیدکنندگان از شهر و ویژگی بازار ایده آل برای آنها می باشد.2- بررسی امکان افزایش طول زمان ماندگاری و ایجاد بازارهای تخصصی.3- در نظر گرفتن نیاز اسکان و مکان های اقامتی گروه های هدف. 4- در نظر گرفتن خرده فروشی های آینده و نیازهای سکونتی، چگونگی رفع این نیازها و محل لازم برای آنها.5- ایجاد برنامه مدیریتی کارآمد. 6- در نظر داشتن سازو کارهای برنامه ریزی بر اساس اطلاعات برای پاسخگویی به تغییرات آینده. 6- ترویج شرکت فعال محلی به منظور تضمین اینکه ساکنان شهر بخشی از فرایند برنامه ریزی باشند و سودآوری گردشگری به وسیله آنها و برای آنها باشد. 7- به وجود آوردن فرصت ها، دوره های آموزشی و مشاغل در حیطه محلی. 8- تکیه بر نیازهای فرهنگی و آموزشی بازدید کنندگان و افراد اجتماعات محلی. 9-حمایت از ابتکارات محلی." در مجموع این راهکارها در مدیریت گردشگری شهری عصر پسامدرن منجربه به«1- پایداری منابع مورد استفاده 2-کاهش مصارف اضافی و زائد3- حفظ تنوع و گوناگونی منابع محیطی 4-هماهنگی و برنامه ریزی 5-حمایت از اقتصاد محلی 6-توجه به ویژگی های فرهنگی جوامع محلی7- مشارکت محلی مردم در تصمیم گیری ها 8- آموزش کارکنان9- بازاریابی مسئولانه و قوی10- انجام فعالیت های پژوهشی در این زمینه11- رعایت استاندارد های زیست محیطی و بهداشتی 12- توزیع مناسب درآمدها و زیر ساخت ها در سطح شهر ( عدالت اجتماعی و عدالت جغرافیایی).» خواهد شد ( همان: 201-200(
2-11- گردشگری
لغت گردشگری در لغت فرنگی به معنای سیاحت در داخل یک کشور یا کشورهای خارجی است ، در حالی که در لغت فارسی (جهانگردی) به جهان را گشتن و سیر آفاق کردن معنی می دهد و سفر های داخلی را در بر نمی گیرد . با این حال امروزه گردشگری شهری به عنوان یکی از انواع گردشگری مطرح بوده و در این تحقیق نیز گردشگری شهری مورد نظر می باشد.
گردشگری به سه شکل صورت می گیرد:
الف-گردشگری داخلی : ساکنان یک کشور که فقط داخل آن کشور مسافرت می کنند.
ب- گردشگری خارجی ها : افرادی که ساکن یک کشور نیستند و به آن کشور مسافرت می کنند.
ج- گردشگری خارجی : افراد ساکن یک کشور که به خارج از آن کشور مسافرت می کنند.
2-12- گردشگری طبق تعریف سازمان
در سال 1991، سازمان جهانی جهانگردی و دولت کانادا "کنفرانس بین المللی درباره مسافرت و آمارهای جهانگردی" را در اتاوا تشکیل دادند که در زمینه تعریف واژگان، اصطلاحات و طبقه بندی آنها تصمیماتی گرفتند و واژگان و اصطلاحاتی که در زیر می آید مبتنی بر تعریف هایی است که سازمان جهانی جهانگردی ارائه کرده:
الف- جهانگردی یا گردشگری (Tourism)
کارهایی که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیت های دیگر است(Hall, C. M, 2002;36) .
ب-جهانگرد یا گردشگر (Tourist)
(دیدار کننده یک شبه) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی، در محل مورد بازدید به سر برد( Cooke, K., 1982;52).
گردشگر یک روزه (Same day visitor
(کسی که به تفریح می رود) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود ولی شب را در آنجا نمی گذراند.
(به گردشگری باید از دیده تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست ؛ طراحی و توسعه یک محصول ، به منظور مرتفع ساختن یک نیاز.همین تعامل است که آثار اقتصادی ، زیست محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی و دیگر آثار را تعریف می کند.)
گردشگری از بعد عرضه شامل همه خدمات و ویژگیهایی می شود که در کنار هم قرار می گیرند ، تا آنچه را که مسافر می خواهد ، فراهم آورند.
گردشگری را می توان در سه سطح مورد بررسی قرار داد :
سطح اول : سیاست های گردشگری و چارچوب استراتژی ، دستگاه دولتی متولی گردشگری
سطح دوم : هتل ها ، اسکان ، پذیرایی (تهیه و ارائه غذا) جاذبه ها ، حمل و نقل
سطح سوم : شبکه خدمات حمایتی (پلیس ، اداره پست ، گمرک ، رسانه ها ، بانک ها و .....
گردشگر
در سال 1925 کمیته مخصوص آمار گیری مجمع ملل افراد زیر را جهانگرد شناخت :
الف- کسانی که برای تفریح و دلایل شخصی با مقاصد پزشکی و درمانی سفر می کنند؛
ب- کسانی که برای شرکت در کنفرانس ها ، نمایشگاه ها ، مراسم مذهبی ، مسابقات ورزشی و از این قبیل به کشورهای دیگر می روند ؛
ج- کسانی که به منظور بازاریابی و امور بازرگانی مسافرت می کنند؛
د- افرادی که با کشتی مسافرت می کنند و در بندری در مسیر راه تا 24 ساعت اقامت می نمایند.
در سال 1937نیز کمیته ویژه در رم جهت بررسی پاره ای از مسائل صنعت گردشگری تشکیل گردید و مفهوم گردشگر تفریحی به این شرح ارائه شد: افرادی که در یک دوره 24 ساعته یا بیشتر به یک کشور خارجی سفر می کنند گردشگر خوانده می شوند.این کمیته مسافرت های زیر را به عنوان حرکت هایی گردشگرانه به شمار آورد :
الف-افرادی که در جهت خوش گذرانی، دلایل شخصی و یا مسائل بهداشتی به مسافرت می روند.
ب- افرادی که برای شرکت در کنفرانس مسافرت می کنند.
ج-افرادی که جهت انجام کارهای بازرگانی مسافرت می کنند.
د-افرادی که به یک گردش دریایی می روند.(رضوانی ، علی اصغر ،1374:16)
همچنین در سال 1963 از طرف سازمان ملل و براساس پیشنهاد "کنفرانس بین المللی ترانسپورت و گردشگری" آن سازمان در رم تعریفی دیگر از گردشگر به تصویب رسید که قابل توجه است:
گردشگر یا بازدیدکننده موقت کسی است، که به منظور تفریح، استراحت، گذران تعطیلات، بازدید از نقاط دیدنی، انجام امور پزشکی، درمانی و معالجه، تجارت، ورزش، زیارت، دیدار از خانواده، ماموریت و شرکت در کنفرانس ها، به کشوری غیر از کشور خود سفر می کند، مشروط به اینکه حداقل مدت اقامت او از 24 ساعت کمتر و از 3 ماه بیشتر نبوده و کسب شغل و پیشه هم مد نظر نباشد.

user7-112

44
46
49
50
51
53
54
54
55
56
59
60
60
61
65
67
68
71
72
73
86
87
87
90
92
94
96
98
104
112
116 فهرست مطالب
فصل اول:کلیات پژوهش ........................................................................................................
1-1 پیشگفتار ...............................................................................................................................................................
2-1 بیان مسأله ............................................................................................................................................................
3-1 اهمیت تحقیق .....................................................................................................................................................
4-1 سوالات تحقیق ....................................................................................................................................................
5-1 تعریف واژگان .......................................................................................................................................................
6-1 محدودیتها .........................................................................................................................................................
7-1 پیشینه تحقیق .....................................................................................................................................................
8-1 روش کار ..............................................................................................................................................................
فصل دوم: مبانی تاریخی ..............................................................................................................
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب ................................................................................................
1-1-2 مسأله فلسطین ...............................................................................................................................................
2-2 مروری برشعر معاصر عرب ...................................................................................................
1-2-2 نهضت جدید ...................................................................................................................................................
2-2-2 کلاسیکهای نو ..............................................................................................................................................
3-2-2 رمانتیکها .......................................................................................................................................................
4-2-2 رئالیستها .......................................................................................................................................................
5-2-2 سمبولیستها ................................................................................................................................................
6-2-2 جماعت و مجله آپولو ....................................................................................................................................
7-2-2 شعر متعهد ......................................................................................................................................................
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون ...............................
1-3-2 پیامدهای جنبش مشروطه ..........................................................................................................................
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول ..........................................................................................................................
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضاشاه ...........................................................................................................
4-3-2 پهلوی دوم 29 ...............................................................................................................................................
5-3-2 کودتای 28 مرداد 1332...............................................................................................................................
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی .....................................................................................................................
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران .................................................................................................
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما ....................................................................................................................................
2-4-2 نیما و شعر نو ..................................................................................................................................................
3-4-2 شعر سپید ........................................................................................................................................................
4-4-2 شعر حجم ........................................................................................................................................................
فصل سوم: مبانی نظری..........................................................................................................
1-3 مدرنیته و مدرنیسم ............................................................................................................................................
2-3 جنگ جهانی اول و ظهور مکتبهای ادبی ........................................................................
1-2-3 دادائیسم ..........................................................................................................................................................
2-2-3 سوررئالیسم .....................................................................................................................................................
3-2-3 اگزیستانسیالیسم ...........................................................................................................................................
3-3 ژان پل سارتر و نظریه ادبیات متعهد ..............................................................................................................
4-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد عرب ......................................................................................................................
5-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد در ایران ................................................................................................................
6-3 گفتاری در باب عشق ........................................................................................................
1-6-3 عشق از دیدگاه عرفانی .................................................................................................................................
2-6-3 انواع عشق در ادبیات عرب(عشق عذری- عشق اباحی) ......................................................................
3-6-3 جایگاه عشق در غزل معاصر ایران و عرب ................................................................................................
فصل چهارم: معرفی حمید مصدق و نزارقبانی........................................................................
1-4 زندگی نامه حمیدمصدق ...................................................................................................................................
2-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
3-4 جایگاه حمید مصدق در شعر معاصر ایران ....................................................................................................
4-4 زندگی نامه نزارقبانی ........................................................................................................................................
5-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
6-4 جایگاه نزار قبانی در شعر معاصر عرب ...........................................................................................................
فصل پنجم: نقد تطبیقی نزارقبانی و حمید مصدق .................................................................
1-5 تعریف نقد تطبیقی .............................................................................................................................................
2-5 مقایسه ساختار غزل حمید مصدق و نزار قبانی ...........................................................................................
3-5 عشق از دیدگاه حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................................................
4-5 مقایسه سیر تلقی از عشق در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................
1-4-5 عشق به معشوق(آسمانی- زمینی) .............................................................................................................
2-4-5 شادی و دردهای عشق .................................................................................................................................
3-4-5 نوستالوژی درد دوری ....................................................................................................................................
4-4-5 عشق عرفانی و تجلیات صوفیانه .................................................................................................................
5-4-5 عشق به طبیعت .............................................................................................................................................
5-5 مقایسه عشق و جامعه در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................................................
6-5 مقایسه عشق و سیاست در اشعار حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................
7-5 زبان بیان عشق ....................................................................................................................................................
نتیجه گیری ..................................................................................................................................................................
فصـــل اول : کلیات پژوهش

1-1 پیشگفتار:
عشقورزی و عشق به زیبایی، ویژگی مشترک انسانهاست که از آغاز آفرینش تاکنون نه تنها جلوه خود را از دست نداده، بلکه محبوبتر و تابناکتر نیز شده است. « از نظر افلاطون عشق عبارت است از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه.»(مختاری، 1370: 68) او هدف عشق را نه زیبایی، بلکه بارور ساختن زیبایی میداند. از آنجا که عشق از احساسات انسان سرچشمه میگیرد و شعر نیز در وهلهی اول عرصهای برای جولان احساسات است، بنابراین، از همان آغاز یکی از مضامین اصلی شعر به شمار میرفته و بسیاری از شاعران جهان به آن پرداختهاند، اما همه در این عرصه موفق نبودهاند.
شاعر غنایی موفق کسی است «که آنچه که در گوش لطیف و خوشایند مینشیند، در برگزیدن تعبیرات مناسب و خصوصاً در برگزیدن خیالات و اندیشههای شعری داغ رعایت کند.»(مناصره، 2006: 56) حمید مصدق، شاعر معاصر ایران یکی از این شاعران است و یکی از مضامینی که در شعر او برجستگی دارد، مفهوم «عشق »است، واز این جهت میتوان او را در کنار شاعرانی چون مشیری و توللی قرار داد.
صنعتی میگوید: «حمید دوست داشت که از این لحظات زندگیاش لذت ببرد، و به جای اینکه برای مرگ خودش گریه کند ... و چیزی که کمکش میکرد این کار را بکند، عشق بود.»(ابومحبوب، 1380: 40).
نزار قبانی نیز همچون مصدق یکی از برجستهترین عرصهی عاشقانهسرایی است.«در همهی سرزمینهای عربزبان هیچ شاعری مانند نزار قبانی از شهرت و محبوبیت در نزد مردم برخوردار نیست... او در دورهی خود نزدیکترین شاعر به تودههای مختلف مردم بود.»(حسنین، بی تا: 7). مهمترین مضمونی که در شعر او به چشم میخورد، «عشق» است. نزار خود اعتراف میکند: «من از خانوادهای هستم که شغل آنها عاشقی است. عشق با کودکان این خانواده زاده میشود ... در خانواده ما هر طفلی در سن پانزده سالگی پیر است ودر کار عشق و عاشقی، صاحب طریقهای...»( شفیعی کدکنی،1380: 116).
نزار قبانی و حمید مصدق دارای ویژگیها و خصوصیات مشترکی هستند؛ از جمله 1- عشق به معشوق تقریباً مضمون اصلی شعر آن دو است 2- هر دو در رشته حقوق تحصیل کردهاند 3- هر دو تا حدی به مردم و جامعه و مردم گرایش دارند و... اما با وجود این، تفاوتهایی هم در نگرش آن دو به عشق دیده میشود که قابل تأمل و بررسی است؛ از این جهت، ما عشق در شعر این دو شاعر را در حیطههای عشق به معشوق (حقیقی، مجازی)، عشق به طبیعت، عشق به مردم، عشق به وطن، و زبان شعری آن دو بررسی خواهیم کرد.
2-1 بیان مسأله:
عنصر «عشق»، یکی از بنیادیترین درونمایه شعر جهان است که بیشترین حجم اشعار را در دورههای مختلف زندگی بشر به خود اختصاص داده است. با آنکه جوهرهی عشق در همه جا یکسان است با این حال نمود و تجلی آن در جوامع مختلف متناسب با ویژگیهای جغرافیایی و خصلتهای قومی متفاوت است. «حمید مصدق» شاعر معاصر ایران و «نزار قبانی» شاعر معاصر عرب، شاعرانی عاشقانهسرا هستند و مهم ترین مضمونی که در شعر آنها به چشم میخورد «عشق» است.
3-1 اهمیت تحقیق:
بررسی تطبیقی درونمایۀ «عشق» در اشعار این دو شاعر و اشتراک آنها در بهکارگیری این مضمون، با توجه به اینکه از دو سرزمین مختلف هستند، اهمیت و ضرورت این تحقیق است.
4-1 سؤلات مورد تحقیق:
1. این دو شاعر عشق را در معنای حقیقی بهکار بردهاند یا مجازی؟
2. در اشعار خود بیشتر به غم عشق پرداختهاند یا شادی عشق؟
3. چه عواملی باعث شده برداشت هر دو شاعر از عشق به هم نزدیک باشد؟
4. زبان شعری این دو شاعر در بیان عشق نو است یا کلاسیک؟
5-1 تعریف واژگان:
مفهوم ادبیات تطبیقی:
ادبیّات تطبیقی یعنی بررسی ادبیّات ملّی یک کشور در خارج از مرزهای آن و نیز بررسی روابط ادبیّات ملّی با ادبیّات زبان‌های دیگر و نیز سایر رشته‌های علوم انسانی و هنرهای زیبا مانند فلسفه، تاریخ. تعریف حاضر کوشیده است تا نگاهی به دو مکتب معروف در ادبیّات تطبیقی یعنی مکتب ملی با ادبیّات فرانسوی و امریکایی داشته باشد. یعنی هم به بررسی روابط ادبیات ملی با ادبیّات ملل دیگر اشاره دارد و هم رابطه ادبیّات با دیگر معرفت‌ها. در تعریفی دیگر آمده است: « ادبیّات تطبیقی از آن دسته پژوهش‌های ادبی است که باطن آن، مقایسه بین ادبیّات ملل مختلف است. برخی هم در پی مقایسه ادبیات با دیگر هنرهای زیبا و نیز مقایسه آن با سایر رشته‌های علوم انسانی مانند فلسفه، تاریخ، ادیان، مذاهب، فرق، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... هستند. عده‌ای هم پا را فراتر گذاشته، بررسی رابطه ادبیّات با عرصه‌های غیرانسانی مانند علوم پایه و علوم طبیعی را در حوزه ادبیّات تطبیقی جای داده‌اند». (عبود و دیگران، 2001: 89 و خطیب، 1999: 50).
ادبیّات تطبیقی هر چند که به روابط بین ادبیات ملّی با زبان ویژه و ادبیّات بیگانه با آن زبان و مقایسه‌ی روابط بین نویسندگان و شاعران که دستاوردهای ادبی مشابه با زبان و فرهنگ متفاوت و نژادهای مختلف و ملیّت‌های متفاوت می‌پردازد، امّا این نکته را باید در نظر داشت که ادبیّات، صبغه نوآوری و آفرینندگی دارد و مقایسه بین آنها خود به خود به دانش نقد مربوط می‌شود. به عبارت دیگر «ادبیّات تطبیقی گونه‌ای از پژوهش‌های جدید ادبی است که هم چون هر پژوهش ادبی، در پی تقویت روح نقد است. ادبیّات تطبیقی در وضع قوانین نقد جدید مشارکت می‌ورزد». (طحّان، 1972: 12).
6-1 محدودیتها:
مشکلات و محدودیتهای احتمالی این پژوهش، کمبود منابع مورد نیاز در کتابخانههای موجود و عرب بودن یکی از طرفین مورد پژوهش و نداشتن شناخت کافی نسبت به او است.
7-1 پیشینۀ تحقیق:
مقالات و پژوهشهای مختلفی دربارهی این دو شاعر معاصر انجام شده است. برخی از مقالات که زوایای ادبی از شخصیت و شعر این دو سرایندهی معاصر عربی و فارسی را مورد بررسی قرار داده، به قرار زیر است.
«جلوههای عشق در شعر نزار قبانی» از دکتر سید فضل الله میرقادری و مهناز دهقان، پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی، شماره 4، تابستان 1390، صص 178-212. « نزار قبانی تنها شاعر «زن» نیست» ( بررسی اشعار سیاسی قبانی) از دکتر محمد جواد مهدوی و ربابه یزدان نژاد، فصلنامهی لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال سوم، دورهی جدید، شمارهی هشتم، تابستان 1390، صص 237-251. « بررسی هنجاگریزی در بخشی از اشعار نزار قبانی» از حمید رضا مشایخی و سیده زینب خدادی، دو فصلنامهی علمی نقد ادب معاصر عربی، سال دوم، شمارهی دوم، سال1391. « بررسی نوستالوژی در شعر حمید مصدق» از نجمه نظری و فاطمه کولیوند، فلصنامهی زبان و ادب فارسی، شمارهی46، زمستان 1389. « باستانگرایی در شعر حمید مصدق» از دکتر فاطمه مدرسی و امید یاسینی، کاوشنامه (مجلهی علمی پژوهشی دانشدهی ادبیات دا نشکاه یزد)، سال هشتم، شمارهی 14، بهار و تابستان 1386.
8-1 روش کار: روش کار در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است.
فصل دوم : مبانی تاریخی
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب:
1-1-2 مسألۀ فلسطین:
در ادبیات نوین عرب، ادبیات مقاومت از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این ادبیات که آثار نویسندگان داخل و خارج فلسین را در برمیگیرد، مشارکتی عظیم و سرشار از پویایی و ابداع در فرهنگ نوین عرب دارد. ادبیات مقاومت در درجه اول به رنج وستیز انسانهایی میپردازد که در دام وضعیت سیاسی دشواری افتادهاند، وضعیتی که به اجبار و بی هیچ گناهی بر آنان تحمیل شده است. لذا این ادبیات ارتباط مستقیمی با زمان و مکان دارد و با مساءل سیاسی روز درگیر است.(الجیوسی، 1997: 32-36-95-96)
در ادبیات مقاومت بیش از هر نوع، شعر نمود دارد و پیشتاز است، زیرا که شعر در نفوذ میان تودهها و شوراندن و به هیجان آوردن آنان از قدرت بیشتری برخوردار است. در کل شعر هنر مقاومت است و در هر صورتی که باشد منتشر و فراگیر میشود و این به علت محتوای آهنگین آن در گزینش واژهها و چینش آنها در کنار هم ونیز نیروی آن در انتقال سریع از زبان به گوش و دل، و از دهان به دهان است. بنابراین این شعر است که صلابت مقاومت مردمی و شعارهای حماسی را برای مبارزان فلسطینی به ارمغان آورده است، درحالی که قصه و نمایشنامه و امثال آن نقش ثانوی داشتهاند، شایدم بدین جهت است که این انواع دیگر در ادبیات عرب نوعی جدید به شمار می آیند.( الجیوسی، 1997: 95، شکری، 1970: 317، فرزاد، 1383: 38)
شاید بزرگترین دستاورد شعر معاصر فلسطین این باشد که به نقل درگیریهای سیاسی یا تبلیغاتی نمیپردازد، بلکه از نظر زیبا شناسی تصویر دقیق و بدیع از وضعیت حقیقی موجود ارائه میدهد.( الجیوسی، 1997: 96)
ادبیات عرب با آغاز حوادث فلسطین رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و محتوای آن تغییرات بسیاری به خود دید، و شاعران عرب در کنار عشق و توصیف طبیعت و تقلید صرف از ادبیات دوره گذشته حال و هوای تازه ای را وارد شعر عربی کردند و آن همان بیان مقاومت و حماسه فلسطین بود. از این دوره است که فلسطین از چارچوب جغرافیایی خویش فراتر می رود و گستره جهان اسلام و به خصوص کشورهای عربی را فرا می گیرد و به تبع آن ادبیات فلسطین نیز از چارچوب فلسطین فراتر رفت و همه شاعران عرب را در گیر خود کرد و اشغال فلسطین به موضوعی جهانی تبدیل شد. با این تعریف ادبیات فلسطین به مجموعه آثاری اعم از شعر و نثر گفته می شود که توسط فلسطینیان و در مفهوم عامتر به هر نوع نوشته که درباره مقامت مردم فلسطین باشد. از آن جا که رابطه تنگاتنگی میان حوادث اجتماعی و ادبیات وجود دارد و نیز فلسطین بیش از سایر کشورها همواره در تلاطم و تصادم حوادث مختلف سیاسی بود؛ لازم است قبل از بررسی ادبیات فلسطین در دوره معاصر به پیشینه تاریخی فلسطین و روند شکل گیری ادبیات این سرزمین نگاهی گذرا افکنیم. چرا که دادن تصویری از ادبیات این ملت بدون پرداختن به حوادث سیاسی و تاریخی آن امکان پذیر نیست. براین اساس ادبیات فلسطین در قالب سه دوره تاریخی بررسی می شود. نکته قابل توجه این که هم چون ادبیات سایر کشورهای عربی و اسلامی و ایران شعر، بخش عظیم و عمده ی میراث ادبی فلسطین را تشکیل می دهد. بر این اساس ادبیات فلسطین با توجه به حوادث سیاسی و تاریخی این کشور به چند مرحله تقسیم می شود: 1- دوره تسلط عثمانی ها بر شام (که فلسطین بخشی از آن محسوب می شود) 2- دوره ی قیومیت بریتانیا بر فلسطین 3-دوره اشغال فلسطین و تسلط صهیونیست ها بر فلسطین و شکل گیری حکومت اشغالگر قدس (اسرائیل) و آغاز آوارگی فلسطینیان.
دوره ی اول: عثمانیان در قرن 16 میلادی شام را تحت نفوذ خود در آوردند. با این فتح فلسطین هم که بخشی از شام بود جزو قلمرو حکومتی آنان گشت. در این دوره زبان رسمی حکومت، زبان ترکی بود و حکومت عثمانی عرب و استقلال داخلی آنان را به رسمیت نمی شناخت. شعر این دوره تحت تأثیر قدما و دوره رکود ادبیات عرب بود. سروده های آنان بیشتر اغراض دینی داشت. بعضی از قصاید و قطعه ها، تقلید تام و کمال از عصر انحطاط بود و شعر به علت توجه به هنرهای بدیعی و قافیه پردازی از اهداف اصلی خود دور شده بود. در واقع باید توجه داشت که شاعران این دوره دنباله روی طبیعی دوران ضعف و عقب ماندگی فکری هستند همچون شاعران عصر باز گشت (قرن 12 و 13) در ایران. (السوافیری، 1383: 5)
دورهی دوم: در بیست و چهارم تیر سال 1922 سازمان ملل طرح قیومیت بریتانیا را که این کشور به سازمان ملل پیشنهاد کرده بود، تصویب کرد. این طرح حق اعراب فلسطینی را در اداره ی کشورشان نادیده می گرفت و به دولت قیم در اداره و قانون گذاری اختیار تام می داد و هم چنین به بریتانیا مسئولیت داده شد که شرایط سیاسی، اداری و اقتصادی مناسب را برای تشکیل سرزمین یهود فراهم کند (ورود یهودیان دنیا از سال 1922 به فلسطین آغاز شد). اما مبارزه ی اعراب فلسطین، تحقق تؤطئهی صهیونیستها را سی سال به تأخیر انداخت و دولت یهودی در اردیبهشت سال 1949م. به وجود آمد. در این دوره فلسطینیان مبارزه ی مسلحانه و غیر مسلحانه را رها نکردند و سرانجام در آوریل 1936م. قیامی بزرگ با هدف بیرون راندن یهودیان شروع شد. این واقعه به انقلاب 1936 معروف شد. خواستههای مردم در این انقلاب جلوگیری از ورود یهودیان به فلسطین و جلوگیری از فروش زمین به یهودیان بود. مبارزات با شدت بیشتری ادامه یافت و مهمترین نتیجه آن لغو تصمیم تقسیم فلسطین و اعلام به پایان رسیدن ورود یهودیان به فلسطین شد. (همان: 94-102)
انقلاب 1936 نخستین رویدادی بود که زمینه پیدایش نسل اول شاعران فلسطین شد. قبل از انقلاب 1936 شعر این دوره از ضعف و تقلید گذشتگان فاصله گرفته بود، اما هنوز از قید و بند آرایش های بدیعی رها نگشته بود. تحول اصلی شعر، در حول و حوش انقلاب 1936 به وقوع پیوست. در این دوره شاعر بلند گوی حاکمان نبود، بلکه برای مردم و همراه مردم زندگی می کرد و با درد ها و شادی ها همراه بود. در این مرحله شاعران بالاترین نقش را در توسعه ی فرهنگ خود و بیشترین بهره را در افزایش آگاهی خویش داشتند. سزاوار است که شاعران این مرحله را قافله سالار شعر معاصر فلسطین به حساب آوریم. (همان: 115-118)
شاعران این دوره شکل کلاسیک قصیده را برای بیان تجربیات خویش به کار گرفتند. چرا که در برابر تهدید انگلیسی ها و صهیونیست ها قرار داشتند که خواهان از میان برداشتن هویت عربی فلسطین و شخصیت فلسطینیان بودند؛ از این رو شاعران فلسطینی برای حفظ اصالت فرهنگی و شناخت میراث های فرهنگی و سنتی خود از آن بهره جستند. از طرف دیگر این قالب دارای قافیه یکسان است و استفاده از آن در تظاهرات مردمی آسانتر و روان تر انجام می گیرد. به این ترتیب شعر این دوره به گونه ی یک اعلامیه در می آمد، شعری که به فریادها، شعارها و خطبه ها می مانست. در میان شاعران برتر این دوره، عبدالرحیم محمود و ابو سلمی را می توان نام برد. این نسل، نسل اصیل مقاومت است که در جنگ جهانی دوم و فاجعه 1948م. میزیست و همواره جستجوگر مفاهیم پربار آزادی، رهایی، استقلال، دادخواهی و انتقام بود.(درویش، 1358: 29)
دوره ی سوم: این دوره با فاجعه 1948م. یعنی تأسیس دولت اسرائیل در فلسطین آغاز شد. انقلاب و مبارزه مسلحانه بین سال های 1936 تا 1948، تحقق نقشههای صهیونیست را به تأخیر افکند. اما در برابر این کنشها، انگلیسیها به برخی از دست نشاندگان عرب خود روی آوردند تا با میانداری آنان در صحنه سیاسی فلسطین، مانع مبارزه و اعتصابهای مسلحانهی فلسطینیان شوند و متأسفانه همین طور هم شد.(همان: 10)اسرائیل در سال 1948 تأسیس شد و دوران آوارگی و رنج و بدبختی فلسطینیان آغاز شد. انقلابی که درسال 1936 طوفانی را بر پا کرده بود و شاعران انقلابی بسیاری از قبیل ابراهیم طوفان و دلاورانی چون عزالدّین قسام را پرورش داده بود، در سال 1948 به خاموشی گرایید و از آن حالت انقلابی چه در زمینه سیاست، چه ادبیات و شعر بیرون آمد و در هالهای از ناامیدی فرو خزید. (همان)
2-2 مروری بر شعر معاصر عرب:
1-2-2 نهضت جدید:
اصولاً نمیتوان برای هر تحول یا رخداد سیاسی، اجتماعی و یا هر تحول دیگری، زمان دقیق و معینی ذکر کرد، چرا که غالباً این دگرگونیها تدریجی صورت میگیرد و یک سلسله علتهای ریز و درشت دست به دست هم میدهند ودر لحظهای که همه چی برای جا به جایی آماده است، تنها یک جرقه برای بروز اولین رویداد کافی است و پس از آن سایر رویدادها که در حقیقت در جامعه شکل گرفته است و آمادهی زایش میباشد، یکی پس از دیگری با سرعت رخ مینماید. همانند یک اثر هنری، یک شعر، که به محض کامل شدن در ذهن و ناخودگاه هنرمند، در پی بروز اولین مصراع و یا اولین نغمه که جاری شد، بقیه آثار تا پایان پیا پی متولد میشود. بنابراین درمورد علل این گونه مسائل باید با تأمل بیشتری به بررسی پرداخت.
بیشتر مورخان (عمدتاً غربی)، دورهی بیداری اعراب را غالباً از زمان حملهی ناپلئون به مصر در سال 1798م میدانند و میگویند که این کشورگشا، چون دید که جهل و بیسوادی حاکم بر بلاد مصر است، برای جلب اعتماد مردم(و به خیال خود) دست به اصلاحات زد و گروهی از دانشمندان و صنعتگران را با خود به مصر آورد. و اقداماتی از جمله ساختن مدرسه، تأسیس روزنامه و کتابخانه و... انجام داد و بدین ترتیب اعراب از آگاهی نسبت به پیشرفتهای غرب مبهوت و حیران شدند و با گشوده شدن این دریچه، نور ضعیفی اندک اندک بر تاریکی اعراب تابیدن گرفت و به مرور بیشتر بیشتر گردید.
البته باید توجه داشت که قبل از حمله ناپلئون به مصر چه گذشته است و اعراب در چه وضعیتی بودهاند؟ واقعیت این است که ترکها تنها فاتحانی جنگجو بودند بی آنکه از تمدن، سیستم حکومت و سیاست پیشرفتهای برخوردار باشند. آنان تمدن بیزانس را ویران کردند و قسطنطنیه را فتح کردند البته این ویرانی برای اروپا ضرر چندانی نداشت، چرا که صاحبان این تمدن به اروپا گریختند و در ایجاد نهضت جدید اروپا با گسترش آثار یونانی و رومی کمک شایانی کردند در حالی که بلاد شام و مصر با تاخت تاز ترکها و امثال آنها سخت ضربه خورد، بهطوری که حیات عقلی و ادبی تا حد زیادی دستخوش نابودی گردید؛ جز اندک رمقی که در پرتو «الازهر» ادامه داشت.
بدین ترتیب جامعه عربی در حد اعلای فشار و ناامنی مادی و فرهنگی قرار داشت و از درون منتظر چیزی بود که به نوعی اورا از خواب گران بیدار کند. در اینجا بود که با حمله ناپلئون به مصرف ملت این سرزمین در حقیقت نخستین ملتی از اعراب بودند که سر از ربقه اطاعت عثمانیان به در کردند و خواهان آزادی و استقلال شدند. مسأله مهمی که پس از حملهی ناپلئون، به مردم این سامان اعتماد به نفس داد، این بود که دانشمندان و باستان شناسان فرانسوی برای بررسی آثار باستانی مصر دست به حفاری و اکتشاف زدند و پرده از رازهای تمدن دیرین مصر برداشتند و در پی آن رشته خاص در باستان شناسی به نام «مصر شناسی» بهوجود آمد. مصریان بدین ترتیب به عظمت باستانی تمدن خود واقف شدند و احساس حقارتی که دربرابر غربیان داشتند از دست دادند و با اتکا به پشتوانهی فرهنگی و قومی خود دست به جنبش و مبارزه زدند. از آن طرف اروپاییان شیفتهی مصر و سایر سرزمینهای شرق گردیدند و شرق شناسی یا به قول عربها علم استشراق را به وجود آوردند.
بعدها فرانسویها از مصر رفتند. علتش این بود که عثمانیها با انگلیسیها همدست شدند و آنان را از مصر بیرون کردند و مصر تحت اشغال انگلیس درآمد. در دورهی سلطهی انگلیس بر مصر با ایجاد رسم کاپیتولاسیون، عملاً اقتصاد مصر به دست بازرگانان خارجی افتاد، فرق و درماندگی سراسر مصر را فراگرفت. انواع درگیریها برسر تسلط بر مصر میان دول اروپایی برقرار بود که دودش به چشم ملت مصر میرفت و آن اقلیت آگاه هم دربرابر تودهی بیخبر نمیتوانست کاری بکند. تا اینکه سرانجام همان درسخواندگان زمان محمد علی، اقدام به بیداری ملت از طریق کتاب و پروژه - ریسرچکردند بهطوری که شهر قاهره مرکزی برای جنبش فکری عرب درآمد و هرچه در توان داشتند برای بیداری ملت بکار میگرفتند. (شمعدانی، 1371: 18)
2-2-2 کلاسیکهای نو:
از آن هنگامی که ادب عرب از خواب جمود و خمود خود کم کم بیدار شد و نخستین گامها را در دورهی نهضت جدید برداشت نزدیک به یک قرن شاعران در این اندیشه سیر میکردند که شعر دارای معیارهای محکم همیشگی و ابدی است و باید از شاعران گذشته پیروی کرد. یعنی یک نوع بازگشت ادبی در شعر عرب رخ داد در اکثر جاها چنین بازگشتی رخ نموده است از جمله در ایران که پس از دوران سلطهی سبک اصفهانی و هندی که بعضی شاعران بیکار با آن مضمونسازی افراطی پدر شعر و خواننده شعر را درآورده بودند، بازگشت به شاعران بزرگ گذشته تنها راه رهایی شعر از ابتذال و انحطاط شناخته شد. در قرن هیجدهم در اروپا نیز بازگشت به کلاسیک روی داد، البته با زمینهی فلسفی در قرن نوزدهم، پارناسینها یا طرفداران هنر برای هنر مثل لوکنت دولیل در آثار خود به «هومر» و «سوفوکل» و «هوراس» نظر داشتند.
سردسته شاعران کلاسیک نو، بارودی است. محمود سامی بارودی از افسران رهبران و انقلابیون مصر بود. او از شاعران عصر عباسی تقلید میکرد در شعر بارودی دو وجه را میتوان مورد توجه قرار داد.
نخست چهرهی شاعری که با لباس عرب بادیه بر اطلال و دمن ایستاده است و به تشبیب میپردازد:
غصن بان قد اطلع الحسن فیه بید السحرجلناراً و وردا
شاخه درخت بانی است که زیبایی در آن با دست باد گلنار و گل سرخ را شکوفا کرده است.
دیگر چهره شاعری متجدد، که از سیاست و مسائل اجتماعی سخن میگوید و عیوب و نقایص وطنش را میشناسد:
فباد رو و الامر قبل الفوت وانتزعوا شکاله الریث مالدنیا مع العجل
کار حکومت را چاره کنید و پیش از فوت وقت حاکم خود شوید و این بند کندی و سستی را از پای خود دور کنید زیرا که جهان با شتاب به پیش میرود.
در هر حال بارودی به جهت اینکه در شعرش تصویری صادقانه از ملت و محیط خودش ترسیم کرده شاعری قابل توجه است. از شاعران دیگر حافظ ابراهیم است او نیز از افسران ناراضی و از یاران شیخ محمد عبده بود که از کار برکنار شد.
شاید بتوان احمد شوقی را بزرگترین شاعر کلاسیک نو نامید. احمد شوقی اصلاً عرب نبود. مادرش ترک و پدرش کرد بود. او به جهت روانی طبع و شیرینی الفاظ به شاعرالنیل و در سال 1927 در جشنوارهی بزرگبه امیرالشعرا ملقب گردید. اکثر نقادان عقیده دارند که بعد از متنبی، احمد شوقی شاعری بیمانند است شعر او منحصر به مصر نیست بلکه تمامی اقطار عربی و اسلامی را شامل میشود. شوقی مبتکر «شعر تمثیلی» یا نمایشی در عرب است و در این زمینه آثاری چون: مرگ کائلوپاترا، مجنون لیلی، قمبیز (کمبوزیا) دارد.
باید توجه کرد که شاعرانی مثل احمد شوقی و ابراهیم حافظ هرچند از شاعران کلاسیک هستند اما موضوعات اشعارشان بیشتر جنبهی عام دارد و همواره در مبارزه میباشند، اینان حتی جانب دین را هرگز فرو نگذاشتهاند، به طوری که شوقی پنج قصیده غرا در مدح رسول اکرم (ص) سروده است.(همان: 19)
3-2-2 رمانتیکها:
دستهی دوم «شاعران رمانتیک» هستند. اگر تقلید و حکومت عقل و منطق را از ارکان اصلی مکتب کلاسیک بدانیم، در برابر آن ابداعف عاطفه و گمان ارکان رمانتیک را میسازند که بدین ترتیب مکتب کلاسیک برونگرا و مکتب رمانتیک به مضمون و آتش احساسس درون درون انسان توجه دارد.
در قرن بیستم با خلیل مطران در مصر و پس از او جبران خلیل جبران در لبنان و بلاد آمریکای شمالی مکتب رمانتیک شناخته میشود. البته این مکتب در غرب از قدیم در آثار نقاشان، مجسمهسازان و دیگر هنرمندان، شناخته شده بود اما اعراب بد از امروالقیس و اکثر شاعران جاهلی و اموی دیگر با این نوع شیوهی بیان برخوردی نداشتند تا ظهور خلیل مطران.
رمانتیسم عرب از غرب تا حد زیادی تأثیر پذیرفته است چرا که خلیل مطران که از پیشروان این عده به شمار میروند خود از درس خواندههای پاریس بود او شیفتهی ادبیات فرانسه و مرید آلفرد دو موسه که یکی از رمانتیکهای بزرگ است بود.
از رمانتیکهای بزرگ یکی جبران خلیل جبران است که در ایران از شهرت ویژهای برخوردار است او در لبنان زاده سد و به جهت فقر همراه با خانوادهاش به بوستن آمریکا مهاجرت کرد. جبران انگلیسی را نکو فراگرفته بود به طوری در نگارش به این زبان بسیار توانا بود. به همین جهت به لبنان برگشت تا عربیش را تکمیل کند. او به نقاشی علاقه شدیدی داشت و نزد نقاش بزرگ معاصر «رودن» در پاریس مدتی شاگردی کرد. جنگ جهانی اول و مصائب آن و همچنین فقر و عدم موفقیت کتابهایش که به عربی نوشته بود اورا ناراحت کرد، به طوری که نخست انجمن «الرابطه القلمیه» تأسیس کرد و سپس نویسندگی به انگلیسی را آغاز نمود جبران در نیویورک درگذشت و ودر شهر زادگاهش «بشری» در لبنان مدفون گردید. از آثار مهمش به انگلیس مجنون نبی، الهه الارض و یسوغع بن انسان میباشد. از کتب عربیش: دمعه و ابتسامه، الاجنحه المکتسره و الارواح المترده است. مجموعه اشعارش «المواکب» نام دارد که قصیدهای طولانی است که از سنن جامعه انتقاد میکند.
این هنرمند ابعاد مختلفی را از شخصیتش در آثارش بروز دا ده است؛ گاهی اندیشههای کاملاً فلسفی ارائه میدهد، گاهی احساسات تند و تخیلی را بر کاغذ میآورد و زمانی از ادراک عمیق و رئالیستی خود مارا با خبر میسازد. گاهی با رمز حکمت و موعظه با مردم سخن میگوید در همهی این موارد یک نکته در اندیشه او روشن است که میگوید باید دوباره به ارزشگذاری امور جاممعه همت گماشت و بسیاری از ازشهای دروغین جامعه را عوض کرد. آثار انگلیسی او در غرب طرفداران فراوانی دارد.
غیر جبران خلیل جبران شاعران بزرگ دیگری در آمریکا و بلاد مهجر بودند که از آن میان میتوان شاعر و ادیب توانا میخائیل نعیمه، یوسف الخال، شاعر طلسمها ایلیا ابو ماضی، الیاس ابو شبکه و بشاره الخوری را نام برد. (همان: 20)
4-2-2 رئالیستها:
پس از رمانتیکها رئالیستها ظهور کردند. به طور خلاصه میتوان دو عامل اساسی را باعث فروپاشی رمانتیکها و ظهور رئالیستها در شعر معاصر عرب دانست این دو عامل عبارتند از: جنگ جهانی دوم و مسأله فلسطین. جنگ جهانی دوم و اثرات نامطلوب آن از جهت تورم و فقر در جامعه عرب باعث شد تا گروهی از جوانان عرب به مارکسیسم روی آوردندو آن را راه چارهای برای دردهای جامعه بدانند. گروهی نیز به جمعیت «اخوانالمسلمین» گرویدند جمعیت اخوان المسلمین در سال 1928 به رهبری «حسن البناء» تأسیس شد و هدفش همبستگی مسلمانان مصر و ترویج دین در میان روشنفکران عرب بود. اما این جمعیت نتوانست مسأله ناسیونالیسم عرب را کمرنگ کند بعدها اقدانات جمال عبدالناصر برای مقابله با خطر صهونیسم تنها از طریق طرح عروبه (عربیت) و الوطن العربی مطرح گردید.
پس از جنگ و رخداد تراژدی فلسطین، شاعران عرب از پیلهی خویشتن بدر آمدند و غصههای شخصی جایش را به دردهای مشترک و واقعی داد و برای نخستین بار در شعر عرب مسأله « تعهد» مطرح شد و ادبیات ملزم و متعهد مورد توجه قرار گرفت و ادبیات رمانتیک و برج عاج نشینی متروک و منفور گردید.
قیام 1952 مصر به سرکردگی افسران، به رهبری ژنرال نجیب و عبدالناصر مهمترین رخداد سیاسی در جان عرب است که در همهی شئون کشورهای عربی تأثیر گذاشت، ادبیات پس از قیام مصر، ادبیات رئالیست و اجتماعی است که بیانگر زندگی مردم عادی مثل کشاورز، کارگر و صنعتگر میباشد و از احساسات و عواطف و زندگی اجتماع سخن میگوید.
پس از سقوط دولت عثمانی و تکه تکه شدن مستملکات آن، همواره استعمار غرب کشورهای عربی را مورد رنج و آزار قرار داده است و روشنفکران و شاعران و نویسندگان متعهد عرب کوشیدهاند تا با ایجاد اتحاد میان اعراب آنان را دربرابر هجوم استعمار غرب و انگلیس یکپارچه و هماهنگ کنند.
شکست اعراب از اسرائیل در ژوئن 1967 آخرین و غافلترین شاعران عرب را هم بیدار کرد. نزار قبانی که تا آن زمان به شاعر زن و غزل مشهور بود ناگهان از سر سوز دل، شعر «هوامش علی دفترالنکسته» (حاشیهای بر دفتر شکست ) را منتشر کرد که یکی از بهترین اشعار وطن دوستانه عرب است. پس از این شکست بسیاری از اعراب که تا آن موقع اسرائیل را جدی نگرفته بودند با تمام وجود خطر صهونیزم را احساس و به خود لرزیدند.
رئالیسم یا واقع گرایی در شوروی شامل سه دوره بوده است:
1-رئالیسم ابتدایی، که واقعیت محیط اجتماعی را به صورت ظاهری و سلبی ترسیم میکند بی آنکه به جدال و مبارزات درون آن و حرکت تطور آن بیندیشد.
2-رئالیسم انتقادی، که پایهگذار آن مارکسم گورکی بود. در رئالیسم گورکی از یأسها و بدبینیهای رئالیسم خام یا ابتدایی خبری نیست بلکه قهرمانان نویسنده از جامعه و محیط خود جلوتر هستند و به آینده امیدوارند.
3-رئالیسم اشتراکی یا سوسیالیستی، در حقیقت دنباله رئالیسم انتقادی است در کتاب مکتبهای ادبی نوشته رضا سید حسینی، رئالیسم اشتراکی اینگونه تعریف شده است که این رئالیسم بر اصل قدرت خلاقیت کار استوار است و هنر در واقع میدان بروز خلاقیت کار میباشد.
در حقیقت رئالیسم سوسیالیستی حرکت تطور جامعه را مد نظر دارد و تمامی کوشش خود را در فعال کردن این حرکت بکار میبرد. (همان: 21)
5-2-2 سمبولیستها:

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

گروه چهارم شاعران رمزگرا یا سیمبولیست هستند. البته تعیین دقیق اینکه مثلاض نزار قبانی و نازکالملائکه در کدام مکتب جای دارند چندان ساده نیست چراکه افزون بر حال و هوای رمانتیک، میتوان اشعار سوررئال را هم در دیوانهای آنان پیدا کرد لذا در اینجا ما وجه غالب را در نظر میگیریم و اینکه خود نقادان عرب این تقسیم بندیها را قبول دارند.
شاعران سمبولیست از گروه نوپردازان هستند که بیشتر به مسائل اجتماعی پرداختهاند. شعر اینان آمیزهای از تصوف و اگزیستانسیالیسم است اینان به زبان اهمیت بسیار میدهند و از اساطیر و رموز برای بیان افکارشان سود میجویند. مشهورترین این شاعران که برخی از آنان عقاید اشتراکی نیز دارند عبارتند از: بدر شاکر السیاب، عبدالوهاب البیاتی، صلاح عبدالصبور، خلیل حاوی و ادونیس.
این شاعران بزرگ هم اکنون از پرچمداران شعر نو و اندیشه پیشتاز در میان عربها هستند، برخی چون بیاتی و ادونیس در اروپا و شوروی نیز سخت مورد توجه هستند و جوایزی نیز دریافت کردهاند. (همان)
6-2-2 جماعت و مجلۀ آپولو:
در نیمۀ نخست سدۀ بیستم که حوادث شگرف و شگفتی در گوشه و کنار جهان، به‌ویژه اروپا روی داد، در سرزمین‌های عربی، به‌ویژه کشور مصر، نیز رویدادهای بسیاری در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی به وقوع پیوست. در همین دوره انجمن‌ها و جمعیت‌های ادبی و هنری متعددی در حوزه ادبیات عرب شکل گرفت. دو جمعیت صاحب نام و تأثیرگذار بر جریان ادبیات معاصر عرب، به‌ویژه شعر معاصر، در همین کشور مصر به منصه ظهور رسیدند. نخست «جماعت دیوان» تحت تأثیر خلیل مطران و با همیاری ابراهیم عبدالقادر المازنی. این جماعت مانند «جمعیت دانشکده»علیه سنت‌های شعر کلاسیک، به‌ویژه «عمود الشعر» عصیان کردند و دیگر مانند سنت‌گرایان معتقد نبودند که اسلاف، بر و بوم سخن را رفته‌اند و «لیس فی‌الامکان، ابدع مما کان». اگرچه «جماعت دیوان»، مفاهیم و مضامین جدیدی را وارد شعر کردند؛ اما در صورت و فرم بیرونی هم‌چنان از چارچوب سنت تخطی نکردند.
در اوایل دهۀ سی تحت ‌تأثیر ادبیات اروپایی جمعیت شعری پیشروی به نام «جماعت آپولو» در شهر قاهره شکل گرفت. در سپتامبر 1932 م. گروهی ادیب و شاعر و منتقد گردهم آمدند و اساس این مکتب ادبی را بنیان گذاشتند و با الهام از اساطیر یونان نام آپولو را برای آن اختیار کردند. خبر تأسیس آن، اول بار به‌وسیله شاعر رمانتیک مصر، دکتر احمد زکی ابوشادی(1892 - 1955م)، مؤسس اصلی جمعیت منتشر شد. این جمعیت که اعضای اولیه آن عبارت بودند از:
احمد محرم، ابراهیم ناجی، علی محمود طه، کامل کیلانی، احمد ضیف، احمد الشایب، محمود ابوالوفاء و حسن کامل الصیرفی، در نخستین جلسه احمد شوقی را به عنوان رئیس جمعیت برگزید. هنوز یک ماه از این انتخاب نگذشته بود که مرگ او را در ربود و خلیل مطران جایگزین او شد. دکتر ابوشادی در تمام مدت، دبیر این جمعیت بود.
این جمعیت از همان آغاز برای نشر سروده‌ها و آثار خود به انتشار مجله‌ای به نام آپولو اهتمام کرد. در شماره نخست مجله (آوریل 1933)، محورهای فعالیت‌های جمعیت بدین شرح اعلام شد: 1. اعتلای شعر عرب و جهت دادن به شاعران. 2. حمایت از نهضت‌ها و جریان‌های هنری و ادبی در حوزه شعر. 3. ارتقای زندگی شاعران در سطوح مختلف مادی، ادبی و اجتماعی و دفاع از کرامت انسانی آنان.
ابوشادی در همین شماره «دبستان آپولو را دبستان تعاون، انصاف و اصلاح و نوآوری» وصف می‌کند(ابوشادی، 1933: 19) و هدف اصلی آن را هدایت شاعران از ظلمت به نور و گسترش افق شعر عربی و گشودن قیدوبندهای سنت به ویژه «عمود الشعر» از پای شاعران و آشنا کردن آن‌ها با ادبیات جهان و جریان‌های فکری جدید آن و پوشاندن لباس نو بر قامت شعر و جستن معانی و مضامین تازه می‌داند. وجه غالب فعالیت‌های این نشریه، نوآوری و تجدد در حوزه شعر بود. نسل جوانِ آن از همه در نوآوری و تجدد گستاخ‌تر بودند و بیشتر متأثر از وضعیت سیاسی و انقلاب 1919. این جمعیت می‌خواست هم وحدت رمانتیک شعر و هم وحدت موضوعی آن را محقق کند.(الکتانی، 1982: 430-432). این نشریه تا سال 1935 م. به‌طور مرتب منتشر می‌شد. کوچیدن ابوشادی از قاهره به اسکندریه در این سال باعث توقف آن شد. صدای این مجله و جمعیت آپولو، از صداهای ماندگاری است که آن را هنوز می‌توان از دیواره زمان شنید. نویسندگان و شاعران آن، اگرچه به عرصه‌های دیگر روی آوردند؛ اما همچنان به اصول و مبادی آن جمعیت وفادار ماندند. هنوز ردپای این جمعیت و مجله را می‌توان در حوزه‌های مختلف ادبیات عرب مشاهده کرد.
دیری نپایید که این مجله شهره آفاق شد و بسیاری از شاعران صاحب نام کشورهای عربی مانند ابوالقاسم الشابی از تونس و ایلیا ابوماضی و الیاس ابوشبکه از لبنان و محمدمهدی جواهری از عراق به این جمعیت پیوستند.
از فعالیت‌های جنبی مجله، نشر دیوان‌های شاعران نوآوری مانند ابوشادی و ابراهیم ناجی و پژوهش‌های انتقادی مانند «روادالشعر فی مصر» از مختار الوکیل و «أدب الطبیعه» از مصطفی عبداللطیف السحرتی بود. از همان بدو انتشار این نشریه نشانه‌ تیرهای انتقادی شدیدی قرارگرفت. این انتقادها بیشتر متوجه ناتوانی شاعران مجله در رعایت «عمود الشعر» و ترجمه و اخذ معانی از شعر اروپایی بود. ابوشادی این انتقادهای تند را بی‌جواب نمی‌گذاشت و همچنان در نیل به اهداف مجله می‌کوشید و تا اندازه‌ای نیز توفیق می‌یافت(قدوسی، 1972: 508). از جمله در گسترش شعر آزاد و ترویج شعر نمایشی و شعر داستانی و سمبلیک موفق ‌شد.
7-2-2 شعر متعهد:
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه، در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آنها را تهدید میکند، بهوجود می آید و اصلی ترین مسائل در حوزه آن، دعوت به مبارزه، ترسیم چهره بیدادگری، ستایش آزادی و آزادگری، گشودن افقهای روشن پیروزی، انعکاس مظلومیت مردم، جانفشانی های مبارزان راه آزادی و بزرگداشت شهدای آن است.«این نوع ادبیات در طول تاریخ و در کشاکش تهاجم قدرتها و تدافع جوامع سلطه ناپذیر، همواره به مثابه ابزار و سلاحی بازدارنده رخ نموده و موجبات احیا، تداوم و بقای فرهنگی جوامع مورد هجوم یا تحت سلطه را فراهم آورده است»( کنفانی، 1362: 17) این گونه ادبی، عموماً با زبانی صریح بیان میشود و با توجه به شرایط و مقتضیات هر دوره تاریخی، جلوه آن و نحوه بروز و ظهورش میتواند متفاوت با دوره دیگر باشد. چنانچه در یک برحه تاریخی، نوع ادب معترض، افشاگر و هشداردهنده و در دوره دیگر نوع ادب عارفانه و زاهدانه و در روزگاری دیگر ادب سوگ و مرثیه را در زمره ادبیات پایداری به حساب میآوریم.
ادبیات مقاومت در دیدگاهی وسیعتر تمام آثار ادبی و گونههای شعری را شامل میشود و به عبارتی، میتوان تغزل و تشبیب را نیز شعر و ادب پایداری، پایداری روح در برابر قحط سالی عاطفه شمرد که آثار شعری پنج کشور فلسطین، سوریه، لبنان و عراق، در صف ائل شعر مقاومت واقعاند.(بیدج، 1370: 7-9)
انقلاب 1952 مصر یکی از مهمترین رویدادهای جهان عرب است که آگاهیهای سیاسی اعراب را تا حد زیادی بالا برد و در ادبیات معاصر عرب مسائل تازهای را بهوجود آورد.
دستهبندیهای سیاسی در مصر پس از انقلاب و عنوان کردن تودهها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز کشورها مسأله «تعهد» را در ادبیات و هنر برای اول بار در ادب عرب مطرح ساخت. بدین ترتیب شعر امروز عرب، یکی از پربارترین شعرهای جهان پویای عصر حاضر است. شعری است که صراحت دارد و خشمگین است و مدتهاست که پوستههای سخت محافظهکاری را ترکانده و از اعماق حنجره باتمام توان فریاد میزند: «من وجدان بیدار ملت عربم». این شعری است که عریانی حقیقتش آنقدر نابارورانه و غافلگیرانه است که عدهی زیادی تاب شنیدنش را ندارند.
این صراحت در اتخاب قالب و شکستن دیوارهای کهنه اوزان، نیز در شعر نو عرب دیده میشود که از هر قید و بندی آزاد شده است. (قبانی،1364: 12)
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون
1-3-2 جنبش مشروطه و پیامدهای آن :
آبراهامیان به طور کلی نهضت مشروطه را معلول اتحاد روشنفکران متجدّد و طبقه متوسّط سنّتی می داند. وی در خصوص عوامل اتّحاد بخش آنان می نویسد:
روشنفکران متجدّد با الهام از مشروطیت، ناسیونالیسم و دنیانگری، گذشته را رد می کردند، حال را با اعتراض می نگریستند، و نگاهی تازه به آینده داشتند. علاوه بر این، هم طبقه متوسّط سنّتی و هم روشنفکران متجدّد، به رغم تفاوتهای شان، حملات خود را متوجّه یک هدف کرده بودند: حکومت مرکزی. هر دو، سازمانها، انجمنها و احزاب سیاسی و نیمه مخفی خود را تشکیل می دادند. هر دو آگاه بودند که سلسله قاجار، نه تنها از لحاظ مالی ورشکسته، که همچنین از نظر اخلاقی بی اعتبار، به لحاظ اداری بی کفایت، و مهم تر از همه، از لحاظ نظامی نیز ناتوان است.(آبراهامیان: 1379: 74)
پیامدها و دستاوردهای مشروطه:
الف. تشکیل مجلس ملّی: در تاریخ 14جمادی الثانی 1324، فرمان مشروطیت اعلام، و کمی بعد از آن تاریخ، مجلس شورای ملّی افتتاح شد. نقش مهم طبقه متوسّط سنّتی در ترکیب اجتماعی مجلس انعکاس یافته بود: 26 درصد نمایندگان رؤسای اصناف، 20درصد روحانیان و 15درصد از تاجران بودند. سیمای سیاسی مجلس نیز چنان که انتظار می رفت، در سه(مسلک) وسیع، اما مشخّص که به تدریج به وجود آمد، یعنی سلطنت طلبان(مستبدها)، میانه روها(معتدلها) و لیبرالها(آزادی خواهان) نمایان بود.(همان: 80).
ب. ظهور سازمانهای سیاسی: گشایش مجلس مؤسسّان و انتخابات مجلس ملّی، زمینه سازی پیدایی سازمانهای سیاسی و روزنامه های رادیکال در سراسر کشور بود. در مراکز ایالات، مردم محل، به سرکردگی بازاریان، دست به کار تشکیل انجمنهای مستقل از حکّام ایالات و عموماً مخالف با آن شدند. در پایتخت بیش از سی انجمن مشروطه خواه در صحنه سیاسی ظهور کرد. بعضی از این انجمن ا مانند انجمن اصناف، انجمن مستوفیان، و انجمن طلاّب، انجمنهای صنف بودند. بقیه، مانند انجمن آذربایجانیها، ارامنه، انجمن کلیمیان، انجمن زرتشتیان و انجمن ایرانیان جنوب، باشگاه هایی قومی شمرده می شدند. از بین این انجمنها فعّال تر و بزرگتر از همه، انجمن آذربایجانیها بود، که سه هزار عضو داشت. این انجمن را تاجران تبریزی و مهندس جوانی در رشته برق از قفقاز به نا م حیدرخان عمواوغلی تشکیل دادند. حیدر خان، متولّد خانوادهای طبابت پیشینه در آذربایجان ایران بود؛ در آذربایجان روسیه درس خوانده و وارد حزب سوسیال دموکرات روسیه شده و با برادر بزرگش و نریمان نریمانف، حزب سوسیال دموکرات ایران را در باکو تشکیل داده بود.
ج. ظهور روزنامه های رادیکال: تعداد روزنامه ها و نشریاتی که در داخل ایران متشر می شد، از شش فقره در آستان انقلاب به بیش از یکصد فقره در مدّت ده ماه پس از مجلس مؤسّسان رسید. بسیاری از نشریات، عناوین خوش بینانه, ناسیونالیستی و رادیکالی چون ترقّی, بیداری, وطن, آ دمیت, اتّحاد,ا مید و عصر نو داشتند. برجسته ترین و مشهورترین نشریه ها را اعضای انجمنهای مخفی می نوشتند. میرزا رضا تربیت و سید محمد شبستری، اعضای مرکز غیبی در تبریز، روزنامههای آزاد و مجاهد را در می آوردند. ناظم الاسلام کرمانی از انجمن مخفی در تهران با ندای وطن ظهور کرد. پنج عضو کمیته انقلابی از جمله سلیمان اسکندری، روزنامه های مشهور حقوق، صور اسرافیل، مساوات و روح القدس را منتشر کردند.(همان: 90-93)
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول:
رضاخان در سال 1304، با خلع دودمان قاجار از سلطنت، خود با عنوان رضاشاه نخستین پادشاه پهلوی ایران شد. در زمان پادشاهیاش که تا شهریور 1320 ادامه یافت کوشید ایران را به سبک غرب درآورد. گفتمان مدرنیسم پهلوی با تأکید بر مضامینی چون توسعه و نوسازی به شیوه اروپایی، ناسیونالیسم ایرانی، مدرنیسم فرهنگی، عقلانیت مدرنیستی و سکولاریسم، به دنبال دادن هویتی یکپارچه به "ملت ایران" و تضعیف هویتهای پراکنده و پاره پاره دوران قاجار بود چنین هویتی طبعاً میبایست درون چهاچوب "دولت ملی مدرن" شکل گیرد و "ناسیونالیسم" ایرانی به شکل هویتی فراگیر بر فراز همه هویتهای مادون ملی گسترش یابد.(مسعود نیا، فروغی، 1391: 84)
دوره پهلوی اول دوره بنیان گذاری دولت- ملت مدرن بر اساس آموزههای ناسیونالیستی است که عمدتاً در دوره مشروطه شکل گرفت.(صادقی، 1384: 42) پیش رفتن به سوی جامعه شبه غربی روح حاکم بر طرح تجددگرایی عصر پهلوی بود. حکومت برای رسیدن به این هدف دو راه را پیش گرفت: نخست، کوشش برای وارد کردن بخشهایی از دانش غربی، بویژه دانش فنی، بروکراسی، اصول اقتصاد و نظام حقوقی جدید؛ و تلاش برای به کارگیری سبک زندگی اروپایی و تغییر الگوی زیست- رفتاری در ایران(علی اکبری، 1384: 232)
رضا شاه در آغاز حکومت خود روابط دوستانهای با علما داشت، اما به تدریج روابط سرد و تیره شد. روحانیون هم واکنشهای متفاوتی در دوره های مختلف حکومت رضا شاه از خود نشان دادند که از حمایت آغاز شد و تا مخالفت ادامه یافت. در سالها و ماههای بعد از کودتای 1299 آشفتگی و هرج و مرج در عرصه فرهنگ و جامعه، زمینه پیدایش حاکمیت مقتدری را فراهم کرده بود. با پدید آمدن چنین وضعی، روحانیون از به قدرت رسیدن رضاخان حمایت کردند؛ این موضوع تا حد زیادی تحت تأثیر سرخوردگی آنها از مشروطهخواهی و همچنین تأثیر شرکت مداوم آشکار رضاخان در مراسم مذهبی قبل از تحکیم موقعیت او بود. بنابراین در آغاز قدرت، رضاخان با همراهی علما و تأیید آنان مواجه شد، اما این حسن نیت و روابط صلحجویانه دوام نداشت (حسام، 1382: 98-100)
تغییر ساختار آموزشی و کمرنگ شدن نقش روحانیون در اداره امور آموزشی و سپردن آنها به نیروهای تحصیل کرده جدید، عرفی شدن فرهنگ را در پی داشت. از نفوذ روحانیون در امور حقوقی و قضایی نیز کاسته شد. تلاش برای برچیدن بسیاری از آداب سنتی و مذهبی مثل مراسم سوگواری، تعزیهخوانی و روضهخوانی نمونههای دیگری از عرفی شدن فعالیتهای فرهنگی است. ورئد زنان به حوزههای زندگی اجتماعی و طرح موضوع حقوق زنان یکی از کوششهای اساسی برنامه ریزان تجدد برای سکولاریزه کردن جامعه بود.
با وجود این رضا شاه دست کم یک چیز را فراموش کرد و آن اینکه ایران را به ابزارهای دولتی مستقل یعنی مردمی با بلوغ سیاسی مجهز کند. دیکتاتوری رضا شاهی تا آنجا که نظم اجتماعی نارسا و فردگرایانه ایرانیان اجازه میداد، مطلق بود. آموزش و پرورش رسمی پیشرفت کرده بود اما مردم از نظر آموزش سیاسی پسرفت کرده بودند.( کاتم، 1371: 12-13)
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه:
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت الشعاع قرار داد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود.(طلوعی، 1373: 150) پیش از این انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستی هیتلر در مقابل توسعه طلبیهای آلمان، سیاستی مسالمت آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ جهانی دوم ادامه یافت. از این زمان به بعد (زمان قدرت گیری هیتلر) رضاشاه به شدت به آلمان هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد این امر، اسباب نگرانی انگلستان را فراهم کرد شوروی هم از این امر ناخشنود بود.
بعد از آغاز جنگ جهانی دوم و مصایبی که انگلستان در آغاز جنگ متحمل شد، رضا شاه انگلیسیها را برای پرداخت بدهیهای معوقه به ایران و افزایش سهم ایران از شرکت نفت، تحت فشار قرار داد. انگلیسیها در آن شرایط دشوار تسلیم شدند؛ ولی کینه و نفرت آنها از رضاشاه دو چندان افزایش یافت. فرصتی که انگلیسیها برای انتقام جویی از وی، مترصدش بودند با حمله آلمان هیتلری به شوروی فراهم شد(مدنی، بی تا: 262)
در کوران جنگ جهانی دوم، پیش از آنکه انگلیس و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کنند، ایران بی طرفی خود را به آگاهی دولت انگلستان رسانده بود اما بدیهی است که بی طرفی ایران به سبب اهمیت جغرافیای نظامی نمیتوانست به دیده احترام نگریسته شود؛ مضافاً اینکه بهانه بزرگی چون: تمایل ایران به آلمان نازی، توسعه روابط صنعتی و تجاری با آن کشور و وجود جاسوسان آلمانی در ایران کافی بود تا هر لحظه، هراس هجوم متفقین، فضای ایران را آشفتهتر سازد. سرانجام در سوم شهریور 1320 قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند.
ملت ایران که دوره استبداد را میگذراند، طبعاً ارتش را یاری نمیکرد. ارتش ایران هم در حدی نبود که بتواند نیروهای انگلیس و شوروی را عقب بزند؛ ولی اگر مردم به مقاومت برمیخاستند اشغال کشور به سادگی عملی نبود. با شکست ارتش ایران در برابر متفقین، علی منصور نخست وزیر سقوط کرد و ذکاءالملک فروغی زمامدار شد. یکی از پیامدهای اشغال ایران به دست متفقین، سقوط رژیم استبدادی رضاخان و به قدرت رسیدن فرزندش محمدرضا بود.( مدنی، بی تا: 263، آبراهامیان، 1387: 202)
4- 3-2 پهلوی دوم:
با وجودی که از 1334 به بعد تمامی تلاش محمدرضا در جهت سلطه بر تمامی ارکان قدرت دور می زند، به اعتبار تأثیرپذیری و وابستگی شدید به آمریکا تحولات ناخواسته ای را نیز مجبور است پدید آورد. در سال 1339 که در آمریکا حکومت تغییر کرد و جان. اف. کندی به قدرت رسید، دولت آمریکا سیاست لیبرالیسم را در پیش گرفت و به ظاهر جان. اف. کندی به دلیل متهم بودن محمدرضا به دیکتاتور از او خوشش نمیآید به همین دلیل شاه به علم و اقبال توصیه نمود که دو حزب به نام (ملیون و مردم) به وجود آورند. همچنین محمدرضا، امینی را به نخست وزیری منسوب نمود که مورد اعتماد آمریکا قلمداد می شد. ولی این نگرانی که مبادا امینی موقعیت او را به خطر اندازد باعث شد که شاه به آمریکا برود، او در مهمانی رسمی کندی توانست آنها را متقاعد کند که دولت آمریکا به جای امینی با خود شاه طرف باشند. توافق با دولت به اصطلاح لیبرال آمریکا عملا محمدرضا را به مطلق العنانی در حکومت رساند. محمدرضا پس از بازگشت از آمریکا هویدا را به نخست وزیری منصوب نمود و نخست وزیری هویدا بیش از 12 سال طول کشید. در این دوره (1940) به بعد محمدرضا به یک سری اقداماتی دست زد که زمینه را برای نطق تاریخی امام و قیام خونین 15 خرداد 42 فراهم نمود و عملا تمامی جامعه ایران را رو در روی حکومت قرارداد و زمینه سقوط سلطنت پهلوی را در سال های بعد فراهم نمود. به چند نمونه از اقدامات محمدرضا اشاره می گردد.
1. انقلاب سفید 2. تغییر تاریخ به تاریخ شاهنشاهی 3. جشن های دو هزار و پانصد ساله (که گفته می شود تمامی امکانات آن را از پاریس آورده بودند) 4. سرکوب شدید نیروهای سیاسی معترض و معارض دولت. این دوره دوره مطلق العنانی محمدرضا پهلوی بود. و اگر دولت با چالشی مواجه بود اعتراض های مردمی بود، دیگر کسی در سطح ارکان قدرت مزاحم شاه نبود و غربی ها هم او را ژاندارم منطقه می دانستند.
5-3-2 کودتای 28 مرداد:
با آغاز جنگ جهانی دوم کشورهای استعمار زده جهان سوم شاهد ظهور و رشد حرکتهای ضد استعماری بودند در ایران نیز در پی حمایت رضاخان از نیروهای آلمان و عدم توجه وی به تهدیدات و تذکرات روسیه و انگلستان این دو کشور ضمن اشغال خاک ایران او را از حکومت عزل و فرزندش محمدرضا را که فردی سست اراده و بی توجه بود بر تخت نشاندند درچنین شرایطی جامعه ایران نیز به رهبری علما وروشنفکران وارد جریانهای ضد استعماری شدند و حرکتهایی را آغاز کردند. با ورود نیروهای آزادی خواه مذهبی و ملی به مجلس و دولت که در واقع نتیجه حمایت همه جانبه مردم بود این حرکتها رشدی مضاعف یافتند. فعالیتهای ضد استعماری ایران با ملی شدن صنعت نفت وارد مرحله جدیدی گردید چرا که مردم توانستند با اتحاد و همدلی یکی از بزرگترین پیروزیهای خود را در سالهای حضور استعمار انگلستان بدست آورند این موفقیت که حاصل اتخاذ سیاست واحد نیروهای ملی و مذهبی بود برای حکومت پهلوی نیز گران آمد تا جاییکه محمدرضا که موقعیت خود را در خطر می دید مخالفتهای خود را با اقدامات مصدق بیشتر نمود که این امر در نهایت منجر به استعفای مصدق شد. (احمدی، 1379: 29)
در یک جمعبندی می توان اهداف مهم کودتا را چنین دانست:
1. براندازی جنبش های ضد استعماری 2. رفع خطر کمونیست در ایران3. حفظ منافع عظیم استعماری در ایران و منطقه.
4. با توجه به اهمیت سیاسی ایران و واقع شدن در منطقه مهم سیاسی و نظامی ادامه روند در ایران می توانست منجر به سقوط دولت پهلوی گردد و این به معنای سقوط و از دست رفتن بازارهای تسلیحاتی آمریکا در ایران و منطقه بود چنانچه بعد از کودتا می بینیم که آمریکا، ایران را به عنوان پلیس منطقه قرار داد لذا او را به خرید سلاحهای مدرن تشویق نمود از سوی دیگر زنگ خطری برای سایر کشورهای منطقه به صدا در می آورد و آنان را مشتری تولیدات نظامی خود می نمود. اگر چنین حکومتی به رهبری شخصیتهای مذهبی و ملی کنار گذارده می شد. انتخاب و جایگزین آن هزینه زیادی برای استعمارگران در بر داشت. .(کاتوزیان، 1372: 19)
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی:
اولین موضوع در جهت تبیین علل و عوامل اصلی انقلاب اسلامی درک و شناختی صحیح از مفهوم انقلاب، عوامل و شرایط لازم برای وقوع این پدیده و ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی می باشد :
در اصطلاحات سیاسی و اجتماعی انقلابدارای تعاریف متعدد و مختلفی است(ابوالحمد، 1376: 346)؛ از دیدگاه «تدا اسکاچپل » : «انقلاب سیاسی با تغییر حکومت بدون تغییر در ساختار اجتماعی همراه است، اما انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال و دگرگونی سریع و اساسی حکومت و ساختارهای اجتماعی و تحول در ایدئولوژی غالب کشور».(محمدی،1380: 27) و در یک جمع بندی «انقلاب حرکتی مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش ها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت های حکومتی یک جامعه است که توأم با خشونت باشد.» به طور کلی چهار عامل عمده برای وقوع انقلاب در یک جامعه لازم است که معمولاً در هر انقلابی دیده می شود:
1. نارضایتی عمیق از شرایط موجود
2. گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین (ایدئولوژی انقلابی)
3.گسترش روحیه انقلابی در افراد جامعه
4. وجود رهبری و نقش آفرینی ساختارهای سیاسی- اجتماعی بسیج گر.(جمعی از نویسندگان، 1368: 16)
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما:
جنبش مشروطه نتیجه آشنایی با فرهنگ اروپا، مفهوم آزادی و حقوق مدنی انسانهاست. این آشنایی از زمانی شروع شد که کشورهای سرمایهداری اقدام به ایجاد تأسیسات فنی در کشورهای عقب افتاده نمودند. ادبیات هم مانند دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم روی آورد و انعکاس ارزشهای اجتماعی را وجهه همت خود قرار داد. اولین درسی که مشروطه به شاعران داد، این بود که از سرودن مدایح و غزلیات و وصف طبیعت دست بکشند و شعری بگویند که مبارزه اجتماعی در آن منعکس شده باشد پرشورترین نماینده این طرز بیان کسی نبود جز «میرزاده عشقی» که در روزنامه خود به نام «قرن بیستم» با انتشار غزلوارهها و قطعات اجتماعی خود با لحنی تند به مخالفین مشروطه و آزادی حمله میبرد که البته جان خود را در این راه از دست داد.
دورۀ هفت ساله از زمان درگیر شدن جنگ جهانی اول تا زمان روی کار آمدن سلسله پهلوی «دوره بیداری» شاعران بود. در این دوره شاعران کوشیدند از تقلید گذشتگان دوری کنند و مضامین جدید را در قالب شعری قدیم بریزند. جماعتی از گویندگان به فکر انقلاب ادبی افتاده و مدعی تجدد در صورت و مضمون اشعار شدند.(آرین پور، 1354: 435) و عدهای چون ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی و... دربار را ترک کردند و وارد معرکه شدند و به انقلابیون پیوستند و آنها در جریان عمل فهمیده بودند که اگر قرار باشد مردم را با خود همراه کنند باید به زبان مردم حرف بزنند پس به شعر کوچه و بازار روی آوردند و این گرایش به مرور سبک نوینی در شعر به وجود آورد که بعدها شعر مشروطیت شهرت یافت. (شمس لنگرودی، 1378: 38-37)
بدین ترتیب هردم به طرفداران شعر عوام افزوده شد و هر زمان لایههایی از شاعران رسمی به جریان شعر نو پیوستند تا آنجا که پس از مدتی در واقع در اواخر انقلاب مشروطه مهمترین شاعران زمانه شعرشان تلفیقی از هر دوگونه شعر شد و برجستگانی چون عارف، ایرج میرزا، عشقی، بهار و لاهوتی به ظهور رسیدند. (همان)
تقی رفعت به عنوان نخستین شاعر نوپرداز در شعر فارسی نبود، او نخستین تئورسین و منادی شعر نو بود. بدین ترتیب زمینه برای تغییر و تحول عروض در ادبیات منظوم مهیا بود. و افرادی باید میآمدند و به این ندای تجددخواهی پاسخ مثبت میدادند. در چنین وضعیتی افرادی همچون ابوالقاسم لاهوتی، خانم شمس کسمائی و جعفر خامنهای در کنار تقی رفعت به ندای او پاسخ دادند و نخستین بذرهای شعر نو جوانه زد.(لنگرودی، 1378: 50) اما اینکه چه کسی یا کسانی قبل از نیما به سرودن شعری که بعدها نام شعر نو به آن نهاده شد، اقدام کردند و زمینهساز شعر نو شدند سوألی است که هریک از محققین با توجه به ذوق، سلیقه و میزان مطالعه خود به آن پاسخهای مختلفی دادهاند. به عقیده برخی از مورخان و ناقدان نخستین شعر نو در سال1288 ه.ش توسط ابوالقاسم لاهوتی با نام «وفای به عهد» به رشته نظم درآمد. برخی نیز دهخدا را اولین شاعری میدانند که شعر نو سروده است و شعر « ای مرغ سحر» را اولین نمونه شعر نو میدانند. (حقوقی، 1380: 528)
اما به عقیده اخوان ثالث این شعر را نمیتوان نقطه آغازین تحول شعر نو به حساب آورد. او در این خصوص میگوید:«مسمط عالی و موثر ای مرغ سحر دهخدا همان قدر میتواند اولین نمونه متحول و نو باشد که ترجیعبند درخشان و بینظیر هاتف یا هر شاعر دیگر از این قبیل اشعار. زیرا اصل مسأله در کیفیت عناصر تازه است و بینش و ارائه جدید و هماهنگ کردن آنها در قالبی مناسب».(اخوان ثالث، بیتا: 38)
2- 4-2 نیما و شعر نو:
پس از انقلاب مشروطه، ایران به میدان مبادلات فرهنگی مردم با بیگانگان بدل شد و علاوه بر تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی، تحولات فرهنگی و معرفتی در لایههای مختلف جامعه پدیدار گردید.
مجموعهی این تحولات باعث شدکه در جامعه فرهنگی ایرن گرایشهای ادبی تازهای به وجود آید که بستری برای تغییر در شعر سنتی به شمار میرفت. از سوی دیگر دامنهی تحولات معرفتی در جامعه ایران با توجه به آشنایی مردم با فرهنگ مغرب زمین به شیوههای مختلف و با توجه به ضروریتهای فرهنگی و اجتماعی گستردهتر میشد.
در چنین فضایی نیما توفیق یافت تحولی اساسی و بنیادین در ساختار و محتوای شعر سنتی ایجاد کند. او با تکیه بر جهانبینی و تأثرات عاطفی نو، تصاویر خیالی، موسیقی و زبانی تازه، شعر کلاسیک را در بستری نوجویانه به جریان انداخت. بررسی دهههای حیات شعری نیما نشان میدهد که او در پیمودن این راه تجربههای مختلفی را پشت سر گذاشته است. اولین تجربه شعری او با درونمایه رمانتیک عرضه میشود اما به تدریج او از ذهنیت غنایی فاصله میگیرد و با تغییر مدار شاعری از رمانتیسم به سمبولیسم اجتماعی، که شعر ققنوس به سال 1316ه.ش نمونه برجسته آن است، مسیر جدیدی را در پیش میگیرد. (زرقانی، 1387: 354)
دلیل این تغییر مسیر را باید در ویژگیهای سیاسی و اجتماعی عصر نیما و نیز آشنایی نیما با دنیای غرب جستجو کرد. شیوهی استبدادی حکومت و نظارت دستگاه سانسور بر شعر از طرفی و تمایل شاعران متعهد چون نیما به بیان دردها و محرومیتهای مردم از سوی دیگر، باعث به کارگیری نمادها در شعر نیما و رواج سبک سمبولیسم اجتماعی در ایران میشود.
در این نوع شعر بنای کار بر استفاده از سمبولهای بومی، جهانی و یا فردی است. چنین شعری این امکان را دارد که چندین معنا را برتابد. بنابراین میتوان بریا این نوع شعر چند معنا را در نظر گرفت. بیشتر اشعار آزاد نیما در ذیل همین نوع قرار میگیرد.(همان).
نیما در میان حرکت افراطی و تفریطی شاعران و در رویارویی با دنیای مدرن، راه اعتدال را در پیش می گیرد و با تلاشی پیگیر در دو بعد نظریهپردازی شعر و ابداع شیوه جدید به موفقیت دست مییابد. شعر او که میراثخوار تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی عصر مشروطه است در یکی از پر آفتخیزترین دورههای تاریخ ایران شکل میگیرد و با نگاهی متفاوت به مقوله ادبیات و کارکرد آن در بستر حوادث اجتماعی و سیاسی عصر خود جاری میشود.«مطالعه شعر مشروطه نشان میدهد که دینامیسم شعر مشروطیت با دینامیسم اجتماع مشروطیت، همسان و هم مرز نبوده است». (براهنی، 1358: 25)
درک این ناهماهنگی در کنار طرز تلقی جدیدی از جهان باعث اوجگیری اندیشههایی نو در زمینههای گوناگون شد.«نفوذ این اندیشهها در شعر، گرایش تازهای پدید آورد که همچنان در دل استبداد ذهنی کهن تداوم کم توان اما مستمری داشت تا اینکه نیما، نمودار حضور شعر و معرفت انسانگرا در جامعه سنتی ما گردید.» (مختاری، 1378: 149)
بنابراین اجتماعی بودن افکار نیما است که سمت و سوی شعر او را تعیین میکند؛ اگرچه نمیتوان شعر نیما را تنها حاصل تحولات اجتماعی درون جامعه پنداشت و فردیت و شخصیت نیما را نادیده گرفت.
3- 4-2 شعر سپید:
این اصطلاح گویا نخستین بار توسط احمد شاملو در ایران به کار گرفته شد و معادل Blank verse فرانسوی است؛ اما، عده‌ای آن را اصطلاح درستی نمی‌دانند و «شعر آزاد» را پیشنهاد می‌کنند. شعر blank از قید وزن، آزاد نیست و وزن آن اغلب بر پایه ده هجایی استوار است، ولی قافیه در آن رعایت نمی‌شود؛ مثل «بهشت گمشده» میلتون.
اما، شعری که در اروپا و آمریکا از قید وزن و قافیه رهاست شعر آزاد نام دارد. به علت ناشناخته بودن ساختمان این دو نوع شعر، اشتباهاً جا به جا و یا یکسان گرفته می‌شوند. (فلکی؛ 1385: 89)
در هر صورت اصطلاح شعر سپید امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات پذیرفته شده است و این روزها در نزد نسل جوان طرفداران زیادی دارد. این قالب شعری فاقد وزن عروضی است و ظاهری نثرگونه دارد. سطرها مساوی نیستند و قافیه نیز اگر در آن به کار رود، جای مشخص ندارد؛ اما به دلیل برخورداری از منطق و مکانیسم‌های شعری، نظیر بیان، تخیل، ادراک هنری، آهنگ و تناسبات درونی با نثر متفاوت است. (روزبه؛ 1381: 22) نمایندگان شعر سپید می‌گویند: شعر یعنی کلام مخیل. (محمدی؛ 1381؛ 16)
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه سی دانست. در اواسط دهه سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ 1377:‌ 386)
شاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز کسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر کیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دکتر شفیعی کدکنی درک درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ 1384: 322) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تکامل آن تلاش کرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت که دیگران از آن محروم بودند. (همان: 321)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یکی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری که شاملو برای شکل دادن به قالب شعرش از آن استفاده کرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شکل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فکر آزاد کردن یکسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ 1380: 904-906)
شاملو با شعر شاعران فرانسوی چون لورکا و دیگرانی که شیوه کلاسیک را کنار گذاشته بودند آشنا می‌شود، خود او می‌گوید حرکت نوین شعری او با «لوآر» شکل می‌گیرد. (فلکی؛ 1385: 90) شاملو با وجود بهره‌گیری از منابع مختلف، زبانی مشخص و منحصر به خود دارد که در میان شاعران دیگر قابل تشخیص است. البته این زبان خاص در ابتدا هنوز صیقل نخورده و بدون نقص نشده است اما بعدها خاصه بعد از «باغ آینه»، زبان شاملو پاک و یکدست می‌شود؛ گرچه همین دقت بیش از حد در کاربرد زبان، شعر او را گرفتار ابهام می‌کند و آن را به تفسیر محتاج می‌سازد. (زرین کوب، 1358: 168)
شعر سپید برای پر کردن جای خالی وزن از شیوه‌های مختلفی بهره می‌گیرد از جمله: بکار بردن قافیه در پایان هر بند؛ ایجاد آهنگ درونی از طریق هم‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها؛ تکرار کلماتی خاص در یک بند یا شعر. (همان: 17) همچنین یافتن محل مناسب گسست‌ها و پیوست‌ها و چگونگی پی‌هم‌نویسی یا جدانویسی در شعر سپید یکی از عوامل در آهنگین کردن شعر است. شاملو با تجربه طولانی در اشعار تکامل یافته‌اش از این مهارت بهره‌مند بود. (همان: 124) وی شعر سپید را چنین معرفی می‌کند: اگر دعوای مدعیان بر سر آن است که شعر سپید نمی‌تواند نوعی شعر شمرده شود، حق با ایشان است، شعر سپید شاید رقصی است که به موسیقی احساس نیاز نمی‌کند. (لنگرودی: 1377: ج 2: 583)
دکتر تقی پورنامداریان دلیل روی آوردن شاملو را به شعر سپید چنین بیان می‌کند: «انتخاب شاملو ناشی از دید خاص او به شعر و توجه به شعر ناب است که مطالعات وی در شعر نقد شعر غرب در این دید تاثیر و دخالت مستقیم دارد و دیگر عدم تجربه وسیع در وزن شعر فارسی که خود ناشی از عدم مطالعه پیگیر و مستمر در شعر فارسی است.» (پورنامداریان؛ 1381: 423) شاملو به هر دلیلی که شعر منثور را انتخاب کرده باشد، در آن موفق شده است. به ویژه که این قالب به سبب آسانی ظاهری طرفداران زیادی داشته و دارد، اما جز معدودی از انواع خوب آن قابل ذکر نیست. اصولاً تعداد شاعران موفق شعر منثور بسیار کمتر از شاعران موفق دیگر جریانهاست. (محمدی، 1381: 15) از کسانی که بعد از شاملو و یا همزمان با او شعر منثور سرودند، می‌توان سهراب سپهری، هوشنگ ابتهاج، اسماعیل شاهرودی، منوچهر آتشی و طاهره صفارزاده و...را نام برد.
این روزها شعر سپید میزان طبع آزمایی شاعران جوان و کسانی است که می‌خواهند خود را در جرگه شاعران ثبت کنند. در زیر نمونه‌ای از شعر سپید شاملو را می‌خوانیم:
نمی خواستم نام «چنگیز» را بدانم
نمی‌خواستم نام «نادر» را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ،
نام خفت دهندگان را نمی‌خواستم و
خفت چشندگان را.
می‌خواستم نام تو را بدانم