–708

فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت جهاد PAGEREF _Toc374302150 h 38گفتار اول: جهاد در قرآن PAGEREF _Toc374302151 h 401-1- اهمیّت PAGEREF _Toc374302152 h 411-2- فضیلت PAGEREF _Toc374302153 h 44گفتار دوم: جهاد در روایات PAGEREF _Toc374302154 h 462-1- اهمیّت PAGEREF _Toc374302155 h 462-2- فضیلت PAGEREF _Toc374302156 h 48فصل دوم: فلسفه‌ی جهاد در اسلام PAGEREF _Toc374302158 h 51گفتار اوّل: قرآن و فلسفه‌ی جهاد PAGEREF _Toc374302159 h 511-1- آزمودن مؤمنان PAGEREF _Toc374302160 h 511-2- جهاد مقیاس بازشناسی مؤمنان از منافقان PAGEREF _Toc374302161 h 52عنوان صفحه
1-3- جلوگیری از فساد و تباهی PAGEREF _Toc374302162 h 531-4- فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان PAGEREF _Toc374302163 h 541-5- گسترش حاکمیّت اسلام PAGEREF _Toc374302164 h 541-6- دفع ستم و ظلم PAGEREF _Toc374302165 h 551-7- حفاظت از مراکز پرستش خداوند PAGEREF _Toc374302166 h 55گفتار دوم: روایات و فلسفه‌ی جهاد PAGEREF _Toc374302167 h 562-1- دفاع از حقوق ستمدیدگان PAGEREF _Toc374302168 h 562-2- عزّت اسلام PAGEREF _Toc374302169 h 562-3- احقاق حق PAGEREF _Toc374302170 h 562-4- بارور شدن درخت دین PAGEREF _Toc374302171 h 572-5- زنده نمودن ارزش‌های اسلامی PAGEREF _Toc374302172 h 58فصل سوم: اهداف جهاد PAGEREF _Toc374302174 h 60گفتار اوّل: هدف جهاد در قرآن PAGEREF _Toc374302175 h 601-1- اعتلای کلمه‌ی توحید و اقامه‌ی دین PAGEREF _Toc374302176 h 601-2- دفاع PAGEREF _Toc374302177 h 61گفتار دوم: هدف جهاد در روایات PAGEREF _Toc374302178 h 612-1- هدف در جهاد، هدایت است نه کشتن PAGEREF _Toc374302179 h 612-2- رضایت خداوند و سبیل الله نه خصومت جنگی PAGEREF _Toc374302180 h 632-3- اقامه‌ی دین و عدل PAGEREF _Toc374302181 h 632-4- اعتلای کلمه‌ی خداوند در عالم PAGEREF _Toc374302182 h 64فصل چهارم: شرایط جهاد در فقه PAGEREF _Toc374302184 h 65گفتار اول: اذن PAGEREF _Toc374302185 h 651-1- اذن در جهاد ابتدائی PAGEREF _Toc374302186 h 651-2- اذن در جهاد دفاعی PAGEREF _Toc374302187 h 67گفتار دوم: مرد بودن PAGEREF _Toc374302188 h 70گفتار سوم: آزاد بودن PAGEREF _Toc374302189 h 72عنوان صفحه
گفتار چهارم: بالغ بودن PAGEREF _Toc374302190 h 73گفتار پنجم: عاقل بودن PAGEREF _Toc374302191 h 73گفتار ششم: سلامت جسم PAGEREF _Toc374302192 h 73گفتار هفتم: توانایی مالی PAGEREF _Toc374302193 h 74گفتار هشتم: اجازه‏ی پدر و مادر PAGEREF _Toc374302194 h 75بخش سوم: شهادت در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت شهادت PAGEREF _Toc374302198 h 79گفتار اوّل: اهمیّت و فضیلت شهادت در قرآن PAGEREF _Toc374302199 h 791-1- حیات حقیقی PAGEREF _Toc374302200 h 791-2- مغفرت PAGEREF _Toc374302201 h 801-4- اجر عظیم PAGEREF _Toc374302202 h 811-5- بالاترین رستگاری و پیروزی PAGEREF _Toc374302203 h 821-6- پایداری و از بین نرفتن اعمال PAGEREF _Toc374302204 h 82گفتار دوم: اهمیّت و فضیلت شهادت در روایات PAGEREF _Toc374302205 h 82فصل دوم: شهید کیست؟ PAGEREF _Toc374302207 h 86گفتار اوّل: شاخص‌های شهادت PAGEREF _Toc374302208 h 861-1- ایمان PAGEREF _Toc374302209 h 861-2- نیّت PAGEREF _Toc374302210 h 861-3- اطاعت از رهبری الهی PAGEREF _Toc374302211 h 88گفتار دوم: چه کسی شهید است؟ PAGEREF _Toc374302212 h 89گفتار سوم: چرا شهیدان زنده‌اند؟ PAGEREF _Toc374302213 h 90فصل سوم: نتایج گسترش فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302215 h 93گفتار اول: فرهنگ شهادت و نتایج گسترش آن PAGEREF _Toc374302216 h 93گفتار دوم: دلیل گسترش فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302217 h 96گفتار سوم: راهکارهای ترویج فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302218 h 97عنوان صفحه
نتایج و پیشنهادهاأ) نتایج PAGEREF _Toc374302222 h 99ب) پیشنهادها PAGEREF _Toc374302223 h 100فهرست منابع و مآخذ PAGEREF _Toc374302224 h 101چکیده‌ی انگلیسی105
فرم اطّلاعات پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکترای حرفه‌ای
نام واحد دانشگاهی:
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه کد واحد:
کد شناسایی پایان نامه:
نام و نام خانوادگی دانشجو: محمّدحسین نیکپور
شماره دانشجویی: سال و نیمسال اخذ پایان نامه:
نیمسال دوم 93-1392
عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد:
جهاد و شهادت در فقه اسلامی
تاریخ دفاع از پایان نامه:
تعداد واحد پایان نامه: نمره پایان نامه دانشجو به عدد:
نمره پایان نامه دانشجو به حروف:
چکیده‌ی پایان نامه:جهاد و دفاع در هر فرهنگ و جامعه‌ای مدّ نظر بوده و بزرگان و قهرمانان این عرصه را مورد ستایش و بزرگداشت قرار داده‌اند. در اسلام و به ویژه در مکتب تشیّع به دلیل ویژگی‌های خاص بر آن تأکیدات مهمّی شده و از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. لیکن آن گاه که از این مقوله سخن به میان می‌آید سؤالات متعدّدی در ذهن نقش می‌بندد که گاهاً ناشی از سطحی‌نگری و عدم شناخت و آگاهی صحیح نسبت به این موضوع است.
از سویی نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت به بیان اهمیّت و فضیلت آن دو از لسان قرآن و روایات پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با موضوع جهاد و شهادت در فقه اسلامی با این هدف بر صفحه‌ی سفید کاغذ رقم خورد تا در حدّ توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
کلید واژگان: جهاد، شهادت، شهید، رزمنده، جنگ، حق، باطل

مقدمهجهاد در دین مبین اسلام از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. در آیات و روایات به آن سفارش شده و آن را به عنوان لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند معرفی کرده است. همچنین آمده است:
«... فَمَنْ تَرَکهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ، ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیثَ، بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ، بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْییعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ ...؛ کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می‌پوشاند و دچار بلا و مصیبت می‌شود و کوچک و ذلیل می‌گردد. دل او در پرده‌ی گمراهی مانده و حق از وی روی می‌گرداند. به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.»
پس جهاد یکی از بهترین راه‌های پرواز به سوی خداوند و بازدارنده‌ترین پوشش‌ها در برابر کلّیّه‌ی انحراف‌ها و گناهان است، زیرا وقتی رزمنده‌ی مؤمن به آن درجه‌ی ایمان رسید که در راه خدا از جان و مال و خانواده‌اش بگذرد، دیگر هواهای دنیایی بر او سلطه‌ای نخواهد داشت.
در بررسی آیات قرآن نیز شاهد نمونه‌ی دیگری از جایگاه جهاد هستیم که می‌توان به سوگند به سمّ اسبان رزمندگان، برتری بخشیدن رزمندگان بر آبرسانان به حجاج و آبادگران مسجدالحرام و...اشاره کرد.
از طرف دیگر انسان مسلمانی که در راه حق تعالی مبارزه کند فوزی عظیم شهادت نصیبش می‌شود و به زندگی جاویدی دست پیدا می‌کند چرا که شهید برای همیشه زنده است. اینانند که از دل و جان، من خاکی خویش را با من خدایی سودا می‌کنند و به سوی شهادت، رها و سبکبال می‌شتابند.
أ) بیان مسألهاز آن زمان که قابیل خون برادر بر زمین ریخت بر حیات زمینی صفحه‌ای گشایش یافت که سطور آن با خون نگاشته شد و تا فرزندان آن دو بر روی کره‌ی خاکی حیات دارند این صفحه گشوده است و دو گونه مقابله‌ی حق با باطل و باطل با باطل نیز رخ می‌نمایاند.
مقابله‌ی باطل با باطل برای ارضاء نفسانیات و عمدتاً بین پذیرندگان ولایت طواغیت رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد خون‌های فراوانی که ریخته می‌شود هدر رفته؛ امّا در نبرد حق و باطل، دسته‌ی حق ولایت نور را پذیرفته‌اند و به سوی نور پیش می‌روند که این نبرد در آیات و روایات مورد توجّه خاص واقع گردیده و به جایگاه کشته شدگان در این نبرد نیز اشارات فراوانی شده است. همچنین در راستای برقراری امنیّت و آرامش در جامعه اسلامی و بهبود روابط بین الملل نیز در فقه مورد بحث می‌باشد. این همه نشان از اهمیت موضوع داشته؛ امّا تمامی این سفارشات برای چیست و با توجه به تمامی این سفارشات تکلیف هر کسی که در این جبهه‌ها کشته می‌شود و هر کسی که به این جبهه ها نمی‌رود چیست؟ از سویی چه تفاوتی با خودکشی دارد چون شخص خود با اراده و آگاهی از این که در این نبرد کشته خواهد شد به سوی آن می‌رود و سؤالاتی از این قبیل که مستلزم تبیین و بررسی دقیق می‌باشد.
ب) اهمّیت و ضرورت انجام تحقیقاز آنجا که تاریخ اسلام و علی الخصوص تاریخ تشیّع، تاریخ جهاد و شهادت است و این موضوع مربوط به زمان مشخّصی نمی‌شود یعنی از همان زمان که نیزه‌ی جفای ابوجهل بر پیکر سمیه نشت و اوّلین چشمه‌ی خون جوشید، آن چشمه بدل به رودخانه‌ای عظیم شد که در سرتاسر تاریخ این دین الهی جاری بوده و تا بشری باقی است جاری خواهد بود.
اکنون نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت و بیان اهمیت آن دو به بیان علمی آنها پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با این هدف بر صفحه سفید کاغذ رقم خورد تا در حد توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
ج) پرسش های تحقیقماهیت جهاد و شهادت در فقه اسلامی چیست؟
آیا کشته شدن در جهاد نوعی خودکشی محسوب می‌شود؟
آیا کشته‌های دیگر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی شهید محسوب می‌شوند؟
د) فرضیه‌های تحقیققتال و کوشش در راه اعتلای توحید و تحقق قسط و عدل و دفاع از آرمانهای اسلام جهاد محسوب شده و کسی که در این راه کشته شود به مقام شهادت می‌رسد.
کشته شدن در جهاد به دلیل اینکه فی سبیل الله انجام گرفته و با هدف دفاع از دین اکمل اسلام و تحقق دستورات الهی است خودکشی محسوب نشده و به فرموده‌ی قرآن عند ربهم یرزقون‌اند.
با توجه به این که در قرآن وقتی سخن از کشته شدگان در جنگ‌ها سخن به میان می‌آید بلافاصله عبارت فی سبیل الله می‌آید نشان از این است که به هر کسی نمی‌توان اطلاق نام شهید کرد.
پرسش‌های فرعی:
چرا در اسلام به امر جهاد اهمیت داده شده است؟
شاخص‌های شهادت چیست؟
فرضیه‌های فرعی:
به خاطر حفظ و تحقّق حقیقت اسلام و دفاع از سرزمین اسلام و نوامیس مسلمانان.
به نظر می‌رسد شهادت شاخص‌هایی از قبیل ایمان، نیت، اطاعت از رهبری الهی و...داشته باشد.
هـ) ادبیات یا پیشینه‌ی تحقیقتحقیقات به عمل آمده حاکی از بررسی و انتشار مقالات و کتب عدیده‌ای است که در این ارتباط به رشته تحریر در آمده که هر یک به گوشه‌ای از این موضوع پرداخته‌اند.
و) روش تحقیقروش تحقیق ما در این پایان‌نامه کتابخانه‌ای است از این رو برای فحص و فهم دقیق مسائل به کتابخانه‌های معتبر مراجعه و ضمن مطالعه دقیق کتب مربوطه، به فیش‌برداری مطالب مورد نظر اقدام و سپس برای تنظیم پایان‌نامه فهرست مناسبی تهیه نمودیم. در این تحقیق سعی نموده‌ایم به بررسی جایگاه و اهمیت جهاد و شهادت به صورت جداگانه بپردازیم و در آخر جمع‌بندی نموده و نتایج را بدست آورده و کار خود را با پیشنهادهایی برای روشن شدن مسیر آیندگان در این زمینه به اتمام رساندیم.
ز) اهداف تحقیقهدف کلّی:
بررسی جهاد و شهادت در فقه اسلامی
اهداف ویژه:
أ) بیان جایگاه ویژه جهاد و شهادت در دین اسلام
ب) دلایل اهمیت دادن دین اسلام به جهاد
ج) وظیفه حکومت در قبال جهادگران و شهدا
ح) ساختار تحقیقاین پژوهش در سه بخش تنظیم گردیده که بخش اوّل به مفهوم شناسی واژگان تحقیق تحت عنوان کلّیات پرداخته و شامل دو فصل جهاد و شهادت می‌باشد؛ در بخش دوم با عنوان جهاد در قالب چهار فصل، اهمیّت و فضیلت جهاد در قرآن و روایات، فلسفه جهاد در اسلام، هدف از جهاد در اسلام، شرایط جهاد مورد بررسی و تدقیق قرار گرفته است. در بخش سوم با عنوان شهادت، اهمیت و فضیلت شهادت، شهید کیست، نتایج گسترش فرهنگ شهادت در قالب سه فصل مدّ نظر قرار گرفته است. هر چند حق مطلب به دلیل شکستگی قلم حقیر ادا نشده است لیکن امید است قطره‌ای باشد از اقیانوس جهاد و شهادت.

3103169572[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش اوّلکلّـیـات(مفهوم شناسی واژگان پژوهش)
فصل اوّل: جهاد
فصل دوم: شهادت

فصل اوّلجهادگفتار اوّل: جهاد در لغت و اصطلاح«جهد: (به فتح اوّل و ضمّ آن) صعوبت و مشقّت. چنان که در قاموس و مفردات گفته است در اقرب الموارد آن را تلاش توأم با رنج معنی می‏کند. صحّاح طاقت (سختی) گفته است. در مجمع البیان ذیل آیه‏ی 217 بقره فرماید: «جاهَدتُ الْعَدوَّ» یعنی در جنگ با دشمن مشقّت را بر خود هموار کردم و در ذیل آیه‏ی 79 توبه فرمود جهد به ضمّ اوّل و فتح آن هر دو به یک معنی و آن وادار کردن خود بر مشقّت است و از شعبی نقل شده که جهد (به فتح اوّل) در عمل و جهد (به ضمّ اوّل) در قوّت و طعام است و از قتیبی نقل است که جهد (به فتح) مشقّت و به ضمّ طاعت است.
بنابر اقوال گذشته معنای «فلانی جهاد کرد» آن است که قدرت خود را به کار انداخت، متحمّل مشقّت گردید، تلاش توأم با رنج کرد. جامع همه‏ی اقوال قول اقرب الموارد است. پس جهد و جهاد یعنی: تلاش توأم با رنج.
«وَ مَنْ جاهَد فَإِنَّما یجاهِد لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِینَ؛ هرکه تلاش کند و خود را به زحمت اندازد، فقط برای خویش تلاش می‏کند خدا از مردم بی نیاز است»
«وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدوا فِی سَبِیلِهِ؛ به سوی خدا وسیله جوئید و در راه او تلاش کنید.»
جهاد به کسر اوّل مصدر است به معنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ (اقرب الموارد) و جنگ را از آن جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است؛
«فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدهُمْ بِهِ جِهاداً کبِیراً»
مجاهد: تلاش کننده، جنگ کننده.
«وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظِیماً»
«وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْد أَیمانِهِمْ...»
قسم یاد کردند به خدا قسم مؤکد و محکم، یعنی آنچه می‏توانستند آن را محکم کردند. راغب گوید: سوگند یاد کردند و در آن آنچه قدرت داشتند کوشیدند. طبرسی گفته: تقدیر این است «جَهَدوا جَهْد اَیمانِهِمْ». این تعبیر پنج بار در قرآن مجید آمده و همه درباره‏ی بدکاران است.
باید دانست: افعال این مادّه در قرآن همه از باب مفاعله آمده است و آن به معنای تکثیر است نه بین الاثنین و تکثیر یکی از معانی مفاعله است. علی هذا مثلاً از «وَ جاهِدوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادهِ» سه تلاش استفاده می‏شود یکی از مادّه، یکی از هیئت و یکی از «حَقَّ جِهادهِ» یعنی در راه خدا تلاش کنید تلاش بسیار شدید.
«الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدقاتِ وَ الَّذِینَ لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ...»
آنان که راغبین از مؤمنین در صدقات را خرده می‏گیرند و نیز به کسانی که جز به اندازه‏ی طاقت و تلاش خود پیدا نمی‏کنند عیب می‏گیرند.
آیه درباره‏ی منافقان است که هم ثروتمندان را در دادن زکات مسخره می‏کردند و هم دست تنگان را، این که فرموده «لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ» یعنی جز تلاش خود چیزی پیدا نمی‏کنند قهراً کمک مالی آنها در راه اسلام کم است.»
امیرمؤمنان علی «» می‏فرمایند:
«و جهاد پس از پذیرفتن اسلام، گرانمایه‏ترین عمل است. جهاد مایه‏ی پایداری دین و پاداش بسیار است، و موجب عزّت جامعه و مانع نفوذ دشمن در جامعه‏ی جهادگر می‏شود. جهاد تاخت و تازی است بر دشمن که پاداش فراوان و مژده‏ی رفتن به بهشت جاودان بعد از شهادت را به همراه دارد.»
گفتار دوم: اقسام جهاداز بیانات حضرت امیرمؤمنان علی «» در سفارش خود به امام حسن و امام حسین «» چنین بر می‏آید که جهاد بر سه قسم است:
أ) جهاد مالی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد بِأَمْوَالِکمْ»‌؛
ب) جهاد جانی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَنْفُسِکُمْ»؛
ج) جهاد تبلیغی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَلْسِنَتِکمْ‌».
که حضرت هر سه نوع جهاد را در صورتی ارزشمند می‏داند که در راه خدا و کسب رضایت او و اقامه‏ی دین الهی باشد:
«فِی سَبِیلِ اللَّهِ‌».
از باب احکام تکلیفی جهاد بر دو قسم واجب و مستحب منقسم است که می‏توان شرح آن را در بیان امام صادق «» مشاهده کرد.
«عنْ فُضَیلِ بْنِ عِیاضٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ «» عَنِ الْجِهَادِ أَسُنَّهٌ هُوَ أَمْ فَرِیضَهٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ لَاتُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَینِ فَمُجَاهَدَهُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَهُ الَّذِینَ یلُونَکمْ مِنَ الْکفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ لَایقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَهَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَی جَمِیعِ الْامَّهِ وَلَوْ تَرَکوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّهِ وَ هُوَ سُنَّهٌ عَلَی الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یأْتِی الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّهِ فَیجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ فَکلُّ سُنَّهٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّهٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «» مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَی‌ءٌ؛ فضیل بن عیاض گوید: از امام صادق «» پرسیدم آیا جهاد، مستحب است یا واجب؟ فرمود: جهاد بر چهار گونه می‌باشد: دو گونه‌اش واجب است و یکی مستحب که جز با واجب به آن اقدام نمی‌شود، و دیگری جهادی است مستحبّ.
سپس در توضیح آن فرمود: امّا دو جهاد واجب عبارتند از:
اوّل، جهاد انسان با نفسش که خود را از گناهان باز دارد و آن از بزرگ‌ترین جهادهاست (جهاد اکبر).
دوم، جهاد با کافران که هم مرز و در همسایگی مسلمانان‌اند.
امّا سومین جهاد، جهادی است که سنّت است و جز با واجب انجام نمی‌شود، جهاد با دشمن است که بر همه‏ی امّت اسلامی واجب می‌باشد و اگر به آن اقدام نکنند عذاب بر آنان فرود آید و این عذاب به همه‏ی اجتماع می‌رسد (نه امام). این گونه جهاد بر امام مستحب است و حدّ و اندازه‌اش این است که امام به همراه امّت به مصاف دشمن برود و بجنگند.
امّا چهارمین نوع جهاد که مستحب است، مبارزه برای برپا داشتن هر سنّت و رسم خوبی است (که به فراموشی سپرده شده؛ چه واجب باشد یا مستحب). مسلمانی که در راه به پاداشتن و به ثمر رساندن و اجرا شدن و زنده نگهداشتن آن مبارزه کند بهترین اعمال را انجام داده است؛ زیرا این کار، زنده داشتن کار شایسته و دستورهای دین است و پیغمبر خدا «» فرمود: هر که روش نیکی، پدید آورد و رواج دهد ثواب آن را می‌برد و تا روز قیامت برابر پاداشی که به عاملان آن روش خوب می‌دهند به او نیز داده می‌شود بدون آن که از پاداش آنان چیزی کاسته شود.»
2-1- جهاد مالیقاعدتاً جنگ جزء پرهزینه‌ترین رویدادها و رخدادها محسوب می‌شود و تأمین آن تنها از گروهی خاصّی بر نمی‏آید، به همین دلیل بر همگان است تا بخشی از توان مالی خود را به یاری رزمندگان اختصاص دهند؛ خصوصاً کسانی که توان شرکت در جهاد را ندارند.
از سویی از ارکان مهمّ جهاد رکن پشتیبانی می‏باشد به گونه‏ای که در توان و قدرت رزمندگان نقش مهمّی بر عهده دارد. با تأمین و مهیا بودن نیازمندی‌های جبهه است که جنگ به خوبی اداره و منجر به پیروزی می‏شود و روحیه‏ی رزمندگان مستحکم و قوی باقی می‏ماند. از این رو در آیات و روایات از این امر با عنوان جهاد مالی نام برده می‏شود و بر جهاد با جان مقدّم داشته می‏شود. پس انسان باید با مال و جان خود در راه خدا جهاد کند. این از تکالیف الهی است که خداوند بر مسلمانان امر کرده است.
«انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»
در دعای امام سجّاد «» برای مرزداران مواردی آمده است که بر اهمیّت مال و نقش آن در تأمین امنیّت و صلح، و حراست از مرزهای اسلام دلالت دارد:
«خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست، مرزهای مسلمانان را با عزّت و نیروی خود مستحکم ساز، مرزداران را با قدرت خویش تأیید کن، و با غنای خود نعمت فراوان به ایشان ببخش... و پیاپی روزی آنان را در اختیارشان قرار ده... و جنگجو را از حقوقی مکفی بهره‏مند گردان...خدایا! هر مسلمانی که به خانه‏ی مجاهد یا مرزداری سرزند، یا سرپرستی خانواده‏ی او را بر عهده گیرد، یا با کمک‏های مالی به یاری او شتابد، یا به او کمکی رساند، همسنگ و همانند پاداش آن جنگجو و مرزدار به او نیز پاداش ده ... .»
چون این دنیا دنیای اسباب است، مشاهده می‏کنیم که مدد رساندن خدا به مرزداران نیز با اموالی خواهد بود که از دست مردم به ایشان می‏رسد؛ پس مال، از این لحاظ نیز مایه‏ی قوام و برپایی زندگی مردمان است؛ و به همین جهت، قرآن کریم مردمان را به جهاد در راه خدا، با اموال و با انفس، هر دو، فرا می‏خواند: «جهاد مالی‏» و «جهاد جانی».
حضرت علی «» در سخنان گهربار خویش با این بیان که «چرا در راه کسی که روزی رسان شماست از مالتان نمی‏گذرید» کسانی را که جهاد مالی را ترک کرده‏اند مورد توبیخ قرار می‏دهد و آنان را متوجّه این امر می‏سازد که مال از ناحیه‏ی حضرت حق می‏باشد پس چرا از بذل آن در راه خدا باید دریغ کرد؛
«فَلَا أَمْوَالَ بَذَلُتمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا»
هزینه‏ی مال به منظور تهیه‏ی مرکب برای جبهه‏ی نبرد مصداق انفاق در راه خداست مستند به این روایت که حضرت علی «» نقل می‏کند که پیغمبر به او فرمود:
«ای علی! انفاق بر اسبی که در راه خدا به آخور بسته شده تا مهیای جنگ باشد، از مصادیق همان مخارجی است که خدای عزوجل فرموده: «کسانی که اموالشان را در شب و روز، در نهان و آشکار انفاق می‏کنند».»
در قیامت از هر نعمتی که خدا به انسان داده است سؤال می‏شود که در چه راهی مصرف شده است الا آنچه که در راه خدا و جهاد فی سبیل الله مصرف شده باشد. دلیل این سخن روایتی از پیامبر اکرم «» است که فرمودند:
«در قیامت درباره‏ی هر نعمت و مالی که خدا به انسان داده است، پرسیده می‏شود مگر آنچه را که در راه خدا، مصرف کرده است.»
بعضی افراد به خاطر ترس و اضطراب از شرکت در جنگ ابا دارند، پیامبر «» به خاطر پر کردن خلأی که از شرکت نکردن افراد در جنگ و همچنین تکلیفی که این افراد در شرکت در نبرد دارند، دستور دادند اینگونه افراد با ثروت خود مردی را تجهیز کنند و به جهاد بفرستند.
هر چند کمک مالی به جنگ بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنگ را برطرف می‌کند و اجر فراوان دارد، اما حضور در جبهه‏ی جنگ و بخشیدن جان در راه خدا، بر بذل مال به مراتب برتری دارد.
در ارزش جهاد مالی می‏توان به این کلام الهی استناد جست که حضرت حق می‏فرماید:
«لایسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدِینَ دَرَجَهً وَ کلًّا وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً؛ (هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترک‏کنندگان جهاد) برتری مهمّی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان) خداوند وعده‌ی پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.»
و در پاداش جهاد مالی در بیان حضرت حق چنین آمده است که همه‌ی خوبی‌ها برای آنان است و اینان همان رستگارانند و بهشت بهای کار آنان است.
2-2- جهاد جانیاز دیگر اقسام جهاد، جهاد با جان و بذل نفس در راه خداست. اگر چه جهاد با جان از جهاد با مال جدا نیست؛ زیرا تمام نبردها به وسائل و امکاناتی نیاز دارد که باید از طریق کمک‌های مالی تأمین شود. این دو جهاد باید با یکدیگر توأم شود تا پیروزی به دست آید و مقدّم شدن جهاد مالی از آن روست که مقدّمه‌ی جهاد با جان است.
امام المتّقین علی «» نقل می‌کند که رسول خدا «» فرمود:
«وَ عَنهُ انّ رَسولَ اللّهِ صَلّى اللّه عَلیه و آله قالَ: اجودُ النّاسِ مَن جادَ بِنَفسِه فِى سَبیلِ اللّهِ، وَ ابخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ سخاوتمندترین مردم کسی است که با جان خود در راه خدا بخشش کند و بخیل‌ترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.»
بنا بر این روایت مجاهد فی سبیل الله که جان بر کف در میدان جهاد حاضر می‌شود و با تقدیم جان خود از دین و ارزش‌های الهی حمایت و دفاع می‌کند سخاوتمندترین افراد است.
قرآن ضمن ممنوعیت خواندن شهیدان راه خدا، ارزش از جان گذشتن و کشته شدن را به در راه خدا بودن می‌داند.
از رسول اکرم «» روایت است که:
«...وَالجُودُ بِالنَفّسِ أَفضَلُ فِی سَبِیلِ اللّه مِن الجُودِ بِالمَالِ؛ بخشیدن جان در راه خدا برتر از بخشش مال است.»
جهاد جانی را می‌توان بر جهاد ابتدائی و جهاد دفاعی مدّ نظر قرار داد که هر یک در جای خود قابل بررسی و امعان نظر است.
2-2-1- جهاد ابتدائیجهاد ابتدائی یکی از انواع جهاد است و تنها هنگامی موضوعیّت پیدا می‌کند که کفّار و مشرکان در برابر تبلیغ اسلام توسّط مسلمین دست به اسلحه ببرند و در غیر این صورت موضوع جهاد ابتدائی خود به خود منتفی می‌شود، از این رو از این نوع جهاد به جهاد عقیدتی نیز تعبیر شده است که برخی از غزوات پیامبر اسلام «» در زمره‌ی جهاد ابتدائی قرار دارد.
در حقیقت فلسفه‌ی جهاد ابتدائی مبارزه با کسانی است که با انتشار اسلام مبارزه می‌کنند و هدف آن رها کردن مردم از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی و هدایت به اسلام است و بر خلاف برخی اقوال و تبلیغات سوء این نوع از جهاد ارتباطی با کشورگشایی و گسترش اجباری اسلام ندارد بلکه برای واژگون کردن نظامات غلط و ظالمانه و دادن امکان مطالعه و بررسی آزادانه‌ی اسلام به مردم می‌باشد و هدف آن دفاع از توحید و دین الهی به عنوان یک حق فطری انسانی است.
جهاد ابتدائی لزوماً نیازی به اذن معصوم ندارد. در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت امام معصوم «» و بدون اذن ایشان اختلافاتی بین فقها وجود دارد و برخی از فقها حضور معصوم یا منصوب امام معصوم «» را از الزامات جهاد ابتدائی می‌دانند و از طرف دیگر گروهی دیگر از فقها به لزوم حضور معصوم «» یا منصوب ایشان برای جهاد ابتدائی قایل نبوده و دستور فقیه جامع الشرایط را برای جهاد ابتدائی کافی می‌دانند.
از جمله فقهایی که قایل به جواز انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت بدون اذن امام معصوم «» و بر اساس فرمان فقیه جامع‌الشرایط هستند می‌توان به بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی و سیّد ابوالقاسم خوئی اشاره کرد.
حتّی فقیه بزرگوار صاحب جواهر که در باب عدم جواز جهاد ابتدائی در زمان غیبت قایل به وجود اجماع بین فقها است در نهایت می‌فرماید:
«ممکن است ما در این اجماع خدشه کنیم که در زمان غیبت امام معصوم «» ولایت فقیه عمومیّت دارد و در برگیرنده‌ی مورد جهاد هم هست، چنان که عموم ادلّه‌ی جهاد هم این را تأیید می‌کند.»
در همین زمینه امام خامنه‌ای نیز در پاسخ به استفتایی در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی به فرمان فقیه جامع‌الشرایط و در زمان غیبت امام معصوم «» فرموده‌اند:
«بعید نیست که حکم به جهاد ابتدائى توسط فقیه جامع‌الشرایطى که متصدّى ولایت امر مسلمین است، در صورتى که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد، بلکه این نظر اقوى است.»
جواز جهاد ابتدایی در زمان معصومین «» و عدم جواز آن در زمان غیبت اساساً ارتباطی به علم لدنی معصوم «» و عدم آن در ولی فقیه ندارد تا بر اساس آن حکم به عدم جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت بدهیم. بلکه دلیل کسانی که حکم به عدم جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند، ادلّه و به ویژه روایاتی است که از نظر آنها وجوب جهاد ابتدایی را منحصر به دوران حضور امام معصوم «» می‏نماید و در مقابل ادلّه‏ی کسانی که حکم به جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند نیز ادلّه‏ی دیگری است که در مقابل ادلّه‏ی نوع اول، حکم به وجوب این نوع جهاد در دوران غیبت دارد.
ضمناً در صورتی که ادلّه‏ی طرفداران جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت پذیرفته شود احتمال به خطر افتادن جان عدّه‏ای بی گناه هرگز مجوّزی برای ترک آن نخواهد بود چنان که در امور دیگر هم چنین احتمالی وجود دارد مثل این که در قضاوت ممکن است جان عدّه‏ای بی‏گناه به خطر افتد مثل جایی که فردی در واقع بی‏گناه است ولی شواهد بر علیه اوست و یا ادلّه‏ی کافی برای اثبات بی‏گناهی ندارد و از طرفی با توجه به اینکه قاضی مکلّف است بر اساس بینه و شواهد حکم دهد مجبور است حکم به گناهکار بودن او دهد ولی هرگز به خاطر این احتمال امر قضاوت تعطیل نمی‏شود. در مورد جهاد ابتدایی نیز آنچه مهم است این است که به صورت عمد و یا با بی‏تدبیری و بی‏کفایتی اقدامی صورت نگیرد که باعث به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه نشود و تا جایی که امکان دارد به حفظ جان انسانها کمک شود کما این که حفظ جان و روح انسانهای بی‏گناه و در بند ظالمان و طاغوت سرکش یکی از علل تشریع حکم جهاد ابتدایی می‏باشد. همچنین اگر احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه ملاکی برای دست برداشتن از جهاد ابتدایی باشد در آن صورت حتّی باید حکم به عدم جواز جهاد دفاعی نیز داده شود چرا که در جهاد دفاعی نیز احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه وجود دارد. ضمن این که حتّی در جهاد ابتدایی که معصومین «» همچون پیامبر «» حضور داشتند نیز این گونه نبود که آنان از علم لدنی خود استفاده کنند بلکه معمولاً از علم عادی خود بهره می‏بردند مگر این که مصلحت اهمّی اقتضا می‏کرد که از علم لدنی بهره برده شود و بنابر این حتّی در جهاد ابتدایی که معصوم «» حضور داشته باشد نیز احتمال به خطر افتادن جان انسان‏های بی‏گناه وجود دارد ولی کسی حکم به عدم جواز آن نداده است.
ماهیت جهاد ابتدایى جنگ براى تحمیل عقیده نیست، بلکه اساساً عقیده در اسلام قابل اکراه نمى‏باشد. در طول تاریخ نیز در جنگ‏هاى پیامبر «» و نه خلفاى بعد از آن حضرت کسى افراد مجبور به پذیرش اسلام نمى‏شدند. بلکه اساساً جهاد ابتدایى نبرد رهایى بخش در برابر خشونت و اختناق و براى مبارزه با نظام‏هاى خشن و فاسدى است که مانع رسیدن آواى حق و توصیه به گوش مردمان مى‏شدند. به عبارت دیگر جهاد ابتدایى خود نوعى دفاع بوده است، ولى نه دفاع از حقوق شخص یا ملّت، بلکه دفاع از حقوق انسانیت و دفاع از آزادى بررسى و شناخت حقیقت و برداشتن موانع رسیدن آواى حق به گوش.
علّامه طباطبایى پس از بررسى آیات جهاد مى‏فرماید:
«پیکار چه در راه دفاع از اسلام یا مسلمین باشد و چه جهاد ابتدایى همه در واقع دفاع از حقیقت انسانیت است.»
جهاد ابتدایى از احکام مسلّم اسلام است و آیات قرآن بر آن دلالت دارد و در سیره‏ی نبوى «» نیز مشاهده مى‏شود.
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یلُونَکم مِّنَ الْکفَّارِ وَلْیجِدُواْ فِیکمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با کافرانى که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!»
بنا بر این آیه‏ی شریفه، یکی از اهداف جهاد ابتدایی این است که دشمنان اسلام در سپاه مسلمانان قدرت و قاطعیت ببینند و هیچ‌گاه به فکر حمله و تعرض به آنان نیفتند، بلکه سپاه اسلام را نیرومند و استوار بیابند که با قدرت و اطمینان کامل به میدان جنگ قدم می‌گذارند و در راه خداوند از نثار جان خود دریغ نمی‌ورزند. هدف آنان نشان دادن قدرت اسلام، سرافرازی مسلمانان و شایستگی رهبری مؤمنان است و این هدفها در پرتو حمایت و یاری پروردگار به مؤمنان ارزانی شده است.
هنگامی که خطری جان، دین، فرهنگ، اقتصاد، ارزش‌ها و اعتقادات مسلمانان را در سراسر جهان تهدید می‌کند یا انسان‌هایی مورد ظلم و ستم گروهی قرار می‌گیرند، بر مسلمانان واجب است که برای دفع خطر و از بین بردن ظلم و ستم، به میدان مبارزه و جهاد بیایند. این در حقیقت نوعی جهاد ابتدایی محسوب می‌شود، زیرا حفظ شئون جوامع اسلامی و حمایت از کیان اسلام بر همه‏ی‌ مسلمانان واجب است. از سوی دیگر، مسئله‏ی اساسی اقدام به جهاد، ریشه‌کنی کفر، شرک و فساد و جایگزینی دین مبین اسلام و برقراری مبانی آن است.
اگر یکی از حکومت‌های جابر مانع نشر دعوت اسلام در میان ملّت خود شود و نیز مانع از این شود که مسلمانان صدای اسلام را به گوش توده‏ی مردم برسانند، بر مسلمانان لازم است که با جنگ ابتدایی چنین مانعی را از پیش پای اسلام بردارند تا مردم آزادانه بتوانند از تعالیم حیات‌بخش اسلام آگاه و از مزایای احکام عادلانه‏ی‌ آن بهره‌مند شوند.
نمونه‏ی دیگر جهاد ابتدایی در سوره‏ی حجرات چنین تعریف شده است:
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهید؛ و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه‏ی صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏دارد.»
این آیه‏ی شریفه نشان می‌دهد که پیکار با متجاوزان به منظور به وجود آمدن صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی اهمیت بسزایی دارد و جهاد فقط به جنگ با کافران و مشرکان اختصاص ندارد. اسلام حکم می‌کند که حتّی اگر گروهی از ایمان آورندگان هم به ظلم و تجاوز بر گروه دیگری دست بزنند، باید با آنان نیز مبارزه کرد تا نتوانند به تجاوز و ظلم خود ادامه دهند. دستورهای اسلامی این اصل اساسی را بیان می‌کنند که جوامع اسلامی برای به دست آوردن قدرت و توانایی به منظور استقرار احکام الهی باید در میان خود آرامش و امنیّت را برقرار کنند. اگر برخی از اهل ایمان درصدد ظلم و تجاوز به گروه دیگری باشند و امنیّت را از جامعه‏ی اسلامی سلب کنند، در این صورت با دشمنان اسلام فرقی نخواهند داشت و باید آنان را از ستم کردن بازداشت.
شایان ذکر است که هدف از این نوع مبارزه فقط برپاداشتن عدالت و حفظ و تداوم صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی است و به هیچ وجه جنبه‏ی کینه‌توزی و انتقام‌جویی شخصی در آن مطرح نیست.
یکی دیگر از مصداق‏های جهاد ابتدایی این است که مسلمانان وظیفه دارند با کسانی که هرگونه کار حرام و گناهی را انجام می‌دهند و موجب گسترش فساد و رواج بی‌دینی در جامعه می‌شوند، به جنگ بپردازند و با جهاد خویش آنان را در مسیر حرکت به سوی پروردگار قرار دهند. قرآن کریم می‌فرماید:
«قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیوْمِ الآخِرِ وَلاَ یحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکتَابَ ...؛ با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید....»
شایان ذکر است در جهاد ابتدایی شرایطی مانند بلوغ، عقل، آزاد بودن، مرد بودن، سلامت از انواع بیماری‏ها، تمکن و قدرت بر ادای نفقه وجود دارد.
«وَ عَنْهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ أَنَّهُ قَالَ: لَیسَ عَلَى الْعَبِیدِ جِهَادٌ مَا اسْتُغْنِی عَنْهُمْ وَ لَا عَلَى النِّسَاءِ جِهَادٌ، وَ لَا عَلَى مَنْ لَمْ یبْلُغِ الْحُلُمَ؛ و از امیرالمؤمنین «» است که فرمود: بر بردگان مادامی که به وجود آنها نیاز نباشد، جهاد واجب نیست و بر زنان جهاد واجب نیست و بر کسی که (در برابر مشکلات) صبر و تحمّل ندارد و بر کسی که به سن بلوغ نرسیده نیز جهاد واجب نیست.»
2-2-2- جهاد دفاعیجهاد دفاعی نوع دیگر جهاد است که طی آن مسلمانان باید با دشمن مهاجمی که اساس و کیان اسلام را تهدید می‏کند و منافع مسلمین را به مخاطره انداخته است پیکار کرده و از اسلام و سرزمین‏های اسلامی در برابر تهاجم دشمن که با هدف استیلا بر سرزمین‏های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان طراحی شده است دفاع کنند.
در این نوع جهاد حتّی بچّه‏هایی که به سنّ تکلیف نرسیده‏اند امّا توانایی دفاع دارند و نیز زنانی که در شرایط عادّی جهاد از ایشان برداشته شده است، باید در حدّ توان خود در دفاع شرکت کنند. در جهاد دفاعی اذن و اجازه‏ی حاکم شرع لازم نیست و مسلمانان نباید در در شرایط حسّاس هجوم دشمن منتظر اجازه‏ی ولی فقیه باشند.
به بیان دیگر در جهاد دفاعی بسیاری از شرایطی که در جهاد ابتدائی وجود دارد، شرط نیست؛ زیرا هدف از این جهاد دفاع هر چه سریع‏تر و بیشتر از مبانی اسلام و آبرو و شرف جامعه‏ی اسلامی و مسلمانان است. بنابراین در جهاد دفاعی شرایط آسان‏تر شده است تا عدّه‏ی بیشتری از مردم را شامل شود و مسلمانان با تمام امکانات و نیروی خود از دین، جان، و ناموس خود در برابر دشمنان تجاوزگر دفاع کنند و با آنان به مبارزه برخیزند.
در نتیجه چنان چه کسی به سرزمین اسلام حمله کند و مال، ثروت، استقلال و آزادی آنان را مورد تعرّض قرار دهد به منظور آن که مسلمانان را تحت سیطره‏ی خود درآورد، در این شرایط دین تکلیف می‏کند که مسلمانان به دفاع برخیزند و از سرزمین اسلام و عزّت و سربلندی خود دفاع کنند و هرگز تسلیم دشمن نشوند.
امیرالمؤمنین علی «» نیز در همین باره در خطبه‏ی ۲۷ نهج‏البلاغه می‏فرمایند:
«أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا؛ آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکارا شما را به مبارزه این جمعیت (معاویه ‏و پیروانش) دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه با شما بجنگند با آنان نبرد کنید. به خدا قسم هیچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.»
معذلک بر اساس فرمایش حضرت علی «» شروع به جنگ با دشمنانی که جنگیدن آنان با مسلمانان نزدیک است و حمله‏ی قریب الوقوع آنان به مسلمین قطعیّت یافته واجب می‏نمایاند.
از عبارت «وَ قاتِلوا ... و لاتَعتَدوا» در آیه‏ی 190 سوره‏ی توبه نیز چنین در می‏یابیم که جنگ در اسلام جنبه‏ی دفاع دارد و دفاع محدود به زمانی است که حوزه‏ی اسلام مورد هجوم قرار گیرد و تعدّی و تجاوز، خروج از حد است. پس اسلام به وسیله‏ی جنگ و جهاد از حقّ مشروع آدمی دفاع می‏کند؛ حقّی که فطرت سلیم هر انسانی آن را برای انسانیّت قائل است.
از آنجا که در جنگ بدر مشرکان به جنگ مسلمانان آمده بودند و جهاد مسلمانان با آنان، دفاعی بود می‏توان بیان داشت که خداوند متعال، نابودی، شکست و عقب‏نشینی ذلّت بار مشرکان در جنگ بدر را از اهداف نصرت خود به جهادگران مسلمان بر می‏شمارد؛ در نتیجه موارد مذکور از اهداف جنگ دفاعی محسوب می‏شود.
«لِیقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِینَ کفَرُواْ أَوْ یکبِتَهُمْ فَینقَلِبُواْ خَآئِبِینَ؛ (این وعده را که خدا به شما داده،) براى این است که قسمتى از پیکر لشکر کافران را قطع کند؛ یا آنها را با ذلّت برگرداند؛ تا مأیوس و ناامید، (به وطن خود) بازگردند.»
2-3- جهاد تبلیغیجهاد با زبان، مبارزه‌ی فرهنگی و به نوعی جنگ روانی، یکی دیگر از اقسام جهاد است که در جامعه‌ی امروزی مشهود است و بیشتر هجمه‌های دشمنان اسلام از این طرق انجام می‌گیرد.
انسان بر مدار عقل و قلب می‏تواند حقایق هستی را بشناسد و ذهن و جانش را با هستی هماهنگ و همراه سازد. دشمن با تلاش‌های فکری و فرهنگی و با به کارگیری تبلیغات و سایر اقدامات برنامه‌ریزی شده با نفوذ در عقاید، احساسات، حالات و رفتار ضربه‌ی خود را وارد می‌کند و بر فکر و قلب مردم تسلّط می‌یابد. در این نوع جهاد انسان می‏کوشد خود و دیگران را از تسلّط فکری و فرهنگی نجات بخشد و اجازه نمی‌دهد گفتمان باطل، بینش و نگرش او را سامان دهد و رفتارش را تحت کنترل درآورد و او را بنده‌ی فکری و فرهنگی خود سازد.
از این رو در قرآن با واژه‌ی جهاد از این امر نام برده شده است.
«وَإِن جَاهَدَاک عَلى أَن تُشْرِک بِی مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَی ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکمْ فَأُنَبِّئُکم بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزى را همتاى من قرار دهى، که از آن آگاهى ندارى (بلکه مى‏دانى باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولى با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‏اى رفتار کن؛ و از راه کسانى پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من آمده‏اند؛ سپس بازگشت همه‌ی شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏کردید آگاه مى‏کنم.»
و در آیه‌ی 52 سوره‌ی فرقان خداوند از آن به عنوان جهاد کبیر سخن به میان می‌آورد:
«فَلَا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کبِیرًا؛ پس تو هرگز از کافران اطاعت مکن و به وسیله‌ی این کتاب (قرآن) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.»
علامه طبرسی در مجمع البیان ذیل این آیه می‌نویسد:
«از آیه‌ی شریفه، این درس بزرگ دریافت می‌شود که برترین و پرشکوه‌ترین جهادها و تلاش‌ها در پیشگاه خدا، جهاد علمی، فکری و فرهنگی است؛ جهاد کسانی است که با روشنگری خویش بافته‌ها، ساخته‌ها و شبهات بداندیشان و گمراه‌گران را از اذهان و افکار می‌زدایند و مردم را با روح و جان دین خدا و هدف‌های بلند آن آشنا می‌سازند.»
علامه طباطبایی نیز در ذیل همین آیه می‌افزاید:
«این جمله متفرّع است بر معنای آیه‌ی قبلی و ضمیر «به» به شهادت سیاق آیات، به قرآن برمی‌گردد و کلمه‌ی «مجاهده» و نیز «جهاد» به معنای جدّ و جهد و به کار بردن نهایت نیرو در دفع دشمن است؛ و چون گفتیم ضمیر به قرآن بر می‌گردد معنا این می‌شود که: با قرآن با دشمنان جهاد کن، یعنی قرآن را بر آنان بخوان و معارف و حقایق آن را بر ایشان بیان کن و حجّت را بر ایشان تمام نما.»
در سوره‏ی دیگری از قرآن خداوند این نوع جنگ را چنین گوشزد می‌فرماید:
«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکبَرُ قَدْ بَینّا لَکمُ الْآیاتِ إِنْ کنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهایشان پنهان می‏دارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راه‏های پیشگیری از شرّ آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.»
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکونُوا کالَّذِینَ کفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کانُوا غُزًّی لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِیجْعَلَ اللّهُ ذلِک حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّهُ یُحْیی وَ یُمِیتُ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‏روند، یا در جنگ شرکت می‏کنند (و از دنیا می‏روند و یا کشته می‏شوند)، می‏گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‏مردند و کشته نمی‏شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها بگذارد. خداوند، زنده می‏کند و می‏میراند؛ (و زندگی و مرگ، به دست اوست؛) و خدا به آنچه انجام می‏دهید، بیناست.»
نمونه‌ای از جنگ روانی و زبانی که امروزه نیز با آن روبرو هستیم ایجاد شبهه در افکار است که در تاریخ نیز آن گاه که امیرالمؤمنین «» در مسجد کوفه خطبه می‌خواند شاهد آن هستیم:
«آن حضرت مشغول خواندن خطبه بود که ناگاه یکی از خوارج برخاست و گفت «لاحکم الالله»؛ امیرالمؤمنین «» سکوت کرد. سپس دیگری برخاست و بعد از وی دیگری و همان جمله را تکرار کردند، تا سرانجام علی «» فرمود: سخن حقّی است که به قصد باطل، ادا می‌گردد. شما نزد ما از سه ویژگی رفتاری و خصوصیّت، برخوردار هستید: تا هنگامی که با ما، در جهاد همدست باشید، شما را از نماز خواندن در مساجد باز نمی‌داریم و تا با ما وارد جنگ نشوید از غنایم و فیء بهره‌مند خواهید شد و هرگز آغازگر جنگ با شما نخواهیم بود.
و گواهی می‌دهم که پیامبر راستگو از قول جبرئیل، او نیز از پروردگار جهانیان به من خبر داد که تا روز قیامت، هیچ گروهی از شما کم یا زیاد بر ما خروج نمی‌کند مگر آن که خداوند مرگ او را به دست ما قرار داده است و بدون تردید، پرفضیلت‌ترین جهادها مبارزه با شماست، و برترین مجاهدان، رزمنده‌ای است که شما را بکشد و بهترین شهیدان، کسی است که به دست شما کشته شود. پس هر کار می‌خواهید بکنید؛ روز قیامت کجروان، زیان می‌بینند و برای هر خبری که از جانب خدا به شما داده شد قرارگاهی است و به زودی آن را خواهید دانست.»
«آری، درست است، فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی اینها می‌گویند زمامداری جز برای خدا نیست، در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سایه‌ی حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند و مردم در پرتو حکومت، زندگی کنند. به وسیله‌ی حکومت، بیت‌المال جمع‌‌آوری می‌گردد و به کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد. جاده‌ها امن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته می‌شود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان می‌باشند. امّا در حکومت پاکان، پرهیزکار به خوبی انجام وظیفه می‌کند، ولی در حکومت بدکاران، ناپاک از آن بهره می‌برد تا مدّتش سرآید و مرگش فرا رسد.»
دشمن با استفاده از جنگ روانی به عنوان ابزاری کارآمد وارد میدان می‏شود و متّکی به ابزار مادی است. بدین جهت با زرق و برق سلاح و تجهیزات وارد میدان می‏شود تا در دل رزمندگان رعب ایجاد کند و قوّت قلبی برای خود باشد و بدین وسیله بتواند رقیب را از صحنه خارج کند. لیکن به علّت ماهیّت باطل دشمنان، تبلیغات آنان در انحراف افکار عمومی و جبهه‏ی حق بی‏تأثیر و ناکارآمد است.
«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَینِ الْأَمْرَینِ الْفَشَلُ ... .»
و همچنین همواره در پی آن است که با بهره‌گیری از ابزار تبلیغی خویش، زبان به طعن مسلمانان گشوده و جایگاه آنان را خدشه‌دار سازد. از این رو لازم است نیروهای مسلمان با به کارگیری شیوه‌های مناسب ماهیّت واقعی او را نزد افکار عمومی نمایان سازند.
از سویی این نوع جهاد، جهاد علمی، فکری و فرهنگی نیز هست، برخلاف جهادهای فیزیکی و سخت، ابزارهای نرمی لازم است که مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ نرم، ابزارهای سخت کارایی ندارد و حتّی نتیجه‌ی عکس می‌دهد و به جای اینکه موجب تسلّط فکری و فرهنگی گفتمانی شود، موجب نابودی و تزلزل آن می‌شود. پس چون هدف، تسلّط بر اذهان و قلوب است، لازم است تا از ابزارهایی استفاده شود که موجبات تسلّط بر قلوب می‌شود.
در جهاد فرهنگی و علمی، لازم است تا با توجّه به استعداد و قابلیت‌های مخاطبان، از برهان عقلانی و موعظه‌ها و پندهای عقلایی استفاده کرد و با جدال احسن و گفتمان مناسب خردپسند و مقبول عقلایی، دیگران را نسبت به حقایق آگاه کرد و ایشان را از بندگی ارباب به بندگی خداوند یکتا و یگانه خواند.
«ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ ...؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»
هدف از جهاد فکری، علمی و فرهنگی آن است که مؤمنان را از تهاجم فکری و فرهنگی دشمن حفظ کرد و با پاسخ‌گویی به شبهات و روشنگری و بصیرت‌زایی یا بصیرت‌افزایی، اجازه نداد تا رفتارهای نابهنجار آنان به شکل فرهنگ بر جامعه مسلّط شود و با تخریب حقایق و هنجارهای ارزشی و فکری و فرهنگی، جامعه را دچار تردید کند.
پس از کادرسازی و تقویت مبانی فکری و فرهنگی و اخلاقی، با بهره‌گیری از عالمان و اندیشمندان، می‌بایست نسبت به افکار و اندیشه‌ها و رفتارهای ضدّ بشری و اخلاقی کافران و دشمنان واکنش نشان داد و با برهان و استدلال و جدال احسن دشمن را خلع سلاح کرد.
بهره‌گیری از گفتمان سالم در همه حال؛
«... وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغًا؛ آنها را اندرز ده و با بیانى رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما.»
مراعات اعتدال و میانه‌روی در ارتباط با مردم و هدایت و راهنمایی آنان؛
«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ (به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مکن).»
«فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُکمْ عَلَى سَوَاءٍ وَإِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ أَم بَعِیدٌ مَّا تُوعَدُونَ؛ اگر باز روى گردان شوند، بگو: من به همه‏ی شما یکسان اعلام خطر مى‏کنم؛ و نمى‏دانم آیا وعده‏ی (عذاب خدا) که به شما داده مى‏شود نزدیک است یا دور.»
تأکید بر امور فطری و فطریات از جمله منفعت طلبی و ضرر گریزی؛
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یمْلِک لَکمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ بگو: آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.»
«قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ ینفَعُنَا وَلاَ یضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو: آیا غیر از خدا، چیزى را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودى به حال ما دارد، نه زیانى؛ و (به این ترتیب) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسى که بر اثر وسوسه‏هاى شیطان، در روى زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است؛ در حالى که یارانى هم دارد که او را به هدایت دعوت مى‏کنند (و مى‏گویند:) به سوى ما بیا! بگو: تنها هدایت خداوند، هدایت است؛ و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.»
بهره‏گیری از برهان و دلیل عقلانی و عقلایی؛
«کیفَ یهْدِی اللّهُ قَوْمًا کفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَینَاتُ وَاللّهُ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!»
«أَفَمَن کانَ عَلَى بَینَهٍ مِّن رَّبِّهِ کمَن زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ؛ آیا کسى که دلیل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند کسى است که زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پیروى مى‏کنند؟!»
صراحت گویی؛
«فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ؛ آنچه را مأموریت دارى، آشکارا بیان کن ! و از مشرکان روى گردان.»
«... فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ؛ ... بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست.»
و مانند آن از ابزارها و روش‏هایی است که می‏بایست در جهاد نرم و جهاد کبیر فکری و فرهنگی و عملی به کار گرفت.
صدور فرهنگ انقلاب اسلامی یکی دیگر از مصادیق جهاد در زمان حاضر است. اگر مسلمانان بتوانند مفاهیم و فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش‌ها و هدف‌های این دین مقدّس را به گوش مردم کشورهای جهان برسانند، در واقع نوعی جهاد انجام داده‌اند.
بهترین نوع صدور انقلاب این است که مسلمانان با اعمال و رفتار خود موجب شوند تا دیگران به سوی آنان جذب بشوند. امام صادق «» می‌فرمایند:
«کونُوا دُعَاهً إِلَى أَنْفُسِکمْ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ وَ کونُوا زَیناً وَ لَا تَکونُوا شَیناً؛ ای مسلمانان! بدون کاربرد زبان‌هایتان، مردم را به سوی خداوند دعوت کنید ـ یعنی با اعمالتان ـ و برای ما زینت باشید نه آنکه مایه‌ی خواری و حقارت ما شوید.
هنگامی که مردم ملاحظه کنند که احکام و قوانین اسلام به درستی در جامعه پیاده می‌شود و در بازار مسلمانان تقلّب، کم‌فروشی، رباخواری و گران‌فروشی وجود ندارد، وقتی مردم جهان ببینند که در جامعه‌ی اسلامی به قانون مساوات عمل می‌شود، با علاقه‌ی فراوان به سوی انقلاب و اسلام جذب می‌شوند.
امام صادق «» به شاگردان خود توصیه می‌فرمودند که من نمی‌خواهم پیروان سایر فرق اسلامی را تابع خود کنم، اما شما با رفتار و اعمال خود کاری کنید که توجّه همه به سوی شما جلب شود و بگویند رحمت خدا بر آن امامی که چنین پیروانی تربیت کرده است.
اگر مسلمانان بر طبق موازین اسلام عمل کنند، قطعاً همه‌ی مردم حتّی مادّی‌گرایان، یهودیان و مسیحیان به سوی دین مبین اسلام جذب می‌شوند.
بنابراین، جهاد کبیر، جهاد عملی، فکری و فرهنگی است که پس از جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس در درجه‌ی برتری از دیگر جهادها قرار می‌گیرد و می‌بایست اهتمام بسیاری بر آن داشت؛ زیرا جهادی است که گفتمان درست فکری و فرهنگی را به جامعه ارایه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان باطل مستبدانه با سرکوب افکار و فرهنگ‌های عقلانی و عقلایی دیگر بر جامعه مسلّط شود.
2-4- جهاد با نفسمبارزه با نفس امّاره که به انجام دادن بدی‌ها فرمان می‌دهد، بالاترین نوع جهاد محسوب می‌شود و آن به این دلیل است که هدف آفرینش، این است که انسان از خود بگذرد و خدایی شود. تحقّق این هدف که همان ظهور انسان در مظاهر الوهیّت و ربوبیّت است، در حقیقت رسیدن انسان با تخلیه و تحلیه‌ی نفس به مقام خلافت الهی و ولایت عظمی و امانت الهی است که ابلیس بدان رشک برده است. پیامبر اکرم «» جهاد با نفس را «جهاد اکبر» نامیدند. حضرت علی «» فرمودند:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ «» بَعَثَ سَرِیهً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ ثُمَّ قَالَ «» أَفْضَلُ‏ الْجِهَادِ مَنْ‏ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَینَ جَنْبَیهِ؛ رسول خدا «» سپاهیانی را به مقصدی گسیل داشت، پس از بازگشت آنان فرمود: مرحبا به قومی که از جهاد کوچک‌تر بازگشته‌اند، در حالی که جهاد بزرگ‌تر برای آنان باقی مانده است. پرسیدند: ای رسول خدا! جهاد بزرگ‌تر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس، سپس آن حضرت خاطرنشان ساختند که برترین جهاد آن است که انسان با نفس خود که در بین دو پهلوی او قرار دارد، مبارزه کند.»
در تفسیر قمی در ذیل آیه‌ی ۶ سوره عنکبوت:
«وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ؛ کسی که جهاد کند برای خود جهاد می‌کند، چرا که خداوند از همه‌ی جهانیان بی‌نیاز است.»
چنین می‌خوانیم:
«وَ مَنْ جاهَدَ قَالَ نَفْسُهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ الْمَعَاصِی‏ فَإِنَّما یجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِین‏.»
که منظور مبارزه با نفس در برابر شهوات و لذّات نامشروع و گناهان است.
به طور کلّی، در درون آدمی همیشه میان عقل،‌ وجدان اخلاقی و نفس امّاره ستیز وجود دارد. بین بعد ملکوتی و بعد حیوانی انسان همیشه جنگ و جدال هست. در برخی از انسانها عقل و وجدان اخلاقی بر نفس امّاره پیروز می‌شود و در برخی دیگر نفس امّاره‌ی آنان زمام امور را در دست می‌گیرد و بر آنان مسلّط می‌شود.
انسانی که بتواند نفس امّاره را که چون اسب سرکشی است، دهنه و لگام ببندد و او را کنترل کند، بهترین وسیله‌ی عروج خود را به عرش الهی فراهم کرده است و می‌تواند با‌ آن به جایی برسد که جز خدا نبیند.
چنانچه نفس امّاره بر عقل انسان حاکم شود، از آن مرکبی می‌سازد و انسان را به سوی وادی نیستی و نابودی می‌برد. تسلّط نفس امّاره بر آدمی منشأ تمام ظلم‌ها و جنایت‌هاست. به خصوص اگر انسان هوشمندی نتواند نفس امّاره را مهار کند، مرتکب ستم‌ها و جنایت‌های فراوانی می‌شود. نمونه‌ی آن معاویه و عمرو عاص هستند. دو شخصیتی که در تاریخ از آنان به عنوان انسان‌های هوشمند و با کیاست نام برده شده است، اما آنان با پیروی از نفس امّاره، آن‌گونه ظلم‌ها و جنایت‌ها را که تاریخ شاهد آن است، مرتکب شدند. همیشه در جامعه افرادی با پیروی از نفس امّاره از ظلم به انسان‌ها لذّت می‌برند.
انسان‌های زیادی نیز توانسته‌اند نفس امّاره را مهار و ملکه‌ی عدالت پیدا کند. آنان توانسته‌اند این نفس را از راه خودش مهار کنند. نفس امّاره نابود شدنی نیست، ولی می‌توان از راه عقلی و شرعی آن را کنترل کرد. قرآن کریم می‌فرماید:
«وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ من خویشتن را از گناه تبرئه نمی‌کنم، همانا نفس امّاره به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه رحم و شفقت خداوند مشمول حال آدمی گردد. به راستی که پروردگار من آمرزنده‌ی مهربان است.»
بزرگان و پیشوایان دین درباره‌ی جهاد با نفس روایات فراوانی نقل کرده‌اند که در اینجا به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم. حضرت علی «» می‌فرمایند:
«... و اعلموا أنّ الجهاد الأکبر جهاد النّفس فاشتغلوا بجهاد أنفسکم تسعدوا ...؛ بدانید که جهاد اکبر، مبارزه با نفس است. پس به جهاد با خویشتن خود بپردازید تا سعادتمند شوید.»
حضرت علی «» در حدیث دیگری می‌فرمایند:
«لافضیلۀ کالجهاد و لا جهاد کمجاهدۀ الهوی؛ هیچ فضیلتی مانند جهاد نیست و هیچ جهادی هم تراز با جهاد با هوی و هوس نفسانی نیست.»
امام کاظم «» در روایتی درباره‌ی مبارزه با نفس می‌فرمایند:
«جَاهِدْ نَفْسَک‏ لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَیک کجِهَادِ عَدُوِّک‏؛ با نفس امّاره خود پیکار کن تا آن را از تمایلات خود بر حذر داری. این مبارزه همانند جهاد با دشمنان بر تو واجب است.»
ابوذر می‌گوید:
«قلت: یا رسول الله! ای الجهاد افضل، قال: ان یجاهد الرجل نفسه و هواه؛ عرض کردم: یا رسول الله! کدام جهاد برتر است؟ فرمود: برترین جهاد آن است که انسان با نفس و هوا و هوس خویش جهاد کند.»
انسان‌هایی که به دنبال به دست آوردن مال حلال هستند، افرادی که پست و مقام را برای خدمت به مردم می‌پذیرند و از آن، برای ستم به آنان استفاده نمی‌کنند و اشخاصی که رذیلت‌های اخلاقی را از خود دور می‌کنند و به کسب فضیلت‌‌ها می‌پردازند، بر نفس خود مسلّط و به جهاد اکبر مشغول هستند.
علاوه بر موارد ذکر شده، در شرایط کنونی می‌توان حضور در صحنه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی اسلامی و تلاش در راه صدور فرهنگ انقلاب اسلامی را از طریق جهاد در اسلام دانست.
حضور در صحنه به معنای این است که مسلمانان نسبت به مسائلی که در جامعه‌ی آنان اتفاق می‌افتد، احساس مسئولیت کنند و همیشه مراقب باشند تا دشمن نتواند به دین و ارزشهای آنان تعرّض کند.

فصل دوم
شهادتگفتار اوّل: شهادت در لغت و اصطلاحالشَهید و الشِهید، جمع آن شهدا و اشهاد، در لغت به معنی گواه و در اصطلاح به کسی اطلاق می‏شود که در راه خدا کشته شود. این کلمه از اسماء الله الحسنی به شمار می‌رود که به این معنا نیز در قرآن استعمال شده است. همچنین روایاتی وجود دارد که با بیان مصادیق گوناگونی برای شهید، دایره‏ی مفهومی این کلمه را وسعت می‏بخشد. چنان که به استناد حدیث یا سخنی از پیامبر اکرم «» شاید بتوان کسانی را که در عین جوانی به مرگ ناگهانی و یا حوادثی چون غرق شدن و سوختن می‏میرند شهید خواند. ایضاً هر کس در راه خدا از خانه‏اش خارج شود، بمیرد یا کشته شود شهید محسوب می‏شود.
و بنا بر قولی دیگر «شهید به معنی شاهد است
«وَأَشْهِدوا إِذا تَبایعْتُمْ وَ لایضَارَّ کاتِبٌ وَ لاشَهِید»
و آنگاه که به خداوند سبحان اطلاق شود به معنی حاضر، بیننده و حافظ است. در نهایه و اقرب الموارد گوید:
«شهید آن است که هیچ چیز از علمش غائب نیست.»
ولی ظاهراً عموم از خود کلمه مستفاد نیست و مفید عموم کلمه‏ی دیگر است مثل
«وَأَنْتَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«إِنَّ اللّهَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«أَحْصاهُ اللّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللّهُ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
از لفظ آن فقط مبالغه یا ثبوت استفاده می‏شود.
جمع آن شهداء که بیست بار در قرآن آمده است
«لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ»
ناگفته نماند شهید به معنی مقتول در راه خدا در قرآن نیامده است مگر بنا بر بعضی از احادیث ولی در اصطلاح و روایات بسیار هست در قرآن فقط قتل فی سبیل اللّه بکار رفته است؛
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتاً»
ابن اثیر در نهایه پنج قول در علّت این تسمیه که چرا به مقتول شهید گفته‌اند نقل کرده است.
یکی اینکه خدا و ملائکه شهادت دارند که او اهل بهشت است؛
دیگری اینکه: او نمرده گوئی حاضر است.


سوم: ملائکه رحمت او را می‌بینند.
به قولی در امر خدا قیام به شهادت حق کرده و به قولی او شاهد کرامت خداست که از برایش مهیا فرموده.
مجمع‏البحرین نیز این اقوال را با قول ششمی نقل کرده است بنا به قول اوّل و سوم شهید به معنی مفعول (مشهود) و بنا بر بقیه‏ی اقوال به معنی فاعل (شاهد) است مؤید قول دوم آیه‏ی «بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکنْ لا تَشْعُرُونَ»؛ «بَلْ أَحْیاءٌ عِنْد رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» است شاهد قول پنجم آیه‏ی «قِیلَ ادخُلِ الْجَنَّهَ قالَ یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ» می‏باشد.
شهید ثانی در شرح لمعه گوید:
«علّت این تسمیه آن است که او گواهی داده شده است برای بهشت و غفران.»
در قاموس نیز چند قول نقل شده و مرحوم صاحب جواهر آنها و غیر آنها را در جواهر در عدم وجوب غسل شهید نقل می‏کند و از ابو بکر نامی نقل کرده:
«علّت این تسمیه آن است که خداوند و ملائکه شاهداند به اینکه او از اهل بهشت است.»
و یا علّت این تسمیه آن است که شهیدان راه حق روز قیامت شاهد بر اعمال مردم‌اند که خواهد آمد.
کلمه‌ی شهید را مترادف با «زنده» (حی) نیز معنی کرده‏اند که این برداشت و تفسیر از این واژه، مقتبس از آیه‏ی قرآن است که می‏فرماید:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِند رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»
راغب اصفهانی در معنی آیه‏ی «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُم‏» گوید:
«شهید را به این سبب شهید گویند که در حال شهادت نعمتهای آن جهان را می‏بیند یا به واسطه‏ی آن است که نزد خدا حاضر می‏شود، چنانچه می‏فرماید: «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون‏».»
مرحوم علامه شهید مطهری می‏گوید:
«مرگی شهادت است که انسان با توجّه به خطراتی احتمالی یا یقینی فقط به خاطر هدف مقدّس و انسانی یا به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» از آن استقبال کند و شهادت دو رکن دارد: یکی اینکه در راه خدا باشد، دوم آن که هدف مقدّس باشد.»
گفتار دوم: اقسام شهادتصاحب کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعۀ» گوید شهید بر سه قسم است:
أ) شهید دنیا و آخرت و آن شهیدی است که در راه خدا و در میدان جنگ کشته شود.
ب) شهید در آخرت؛ و آن کسی است که در میدان زخمی شده ولی بعد از مدّتی فوت شود چنین کسی ثواب شهید را دارد، مانند آدم غرق شده، و یا کسی که در غربت بمیرد و چنانچه در روایات دارد «من مات غریبا کمن مات شهیدا». اینها در حکم شهیدند، یعنی در آخرت ثواب شهید را دارند.
ج) منافقی که در لشکر اسلام کشته شود احکام شهید را دارد مانند ساقط بودن غسل و کفن.امّا اجر شهید را ندارد (نه در دنیا و نه در آخرت). در دو فرض اوّلی اختلافی بین شیعه و سنّی نیست.

678404137160[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش دومجهاد در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت جهاد
فصل دوم: فلسفه‌ی جهاد در اسلام
فصل سوم: هدف جهاد از دیدگاه اسلام
فصل چهارم: شرایط جهاد

فصل اوّلاهمیّت و فضیلت جهادهر جامعه‏ای در جهت رشد و تعالی خود با یک سلسله موانعی روبرو می‏شود که راه را بر او سد نموده و از ادامه‏ی مسیر باز می‏دارد. از طرفی، روشن است که هر گونه اصلاحی در سایه‏ی امنیت و آرامش مسیر است. آنجا که اضطراب و ناامنی و هرج و مرج بر عقول مردم سایه افکنده باشد، پیشرفت و ترقّی بی‏معنا است.
این موانع گاه در داخل کشور اسلامی بروز می‏کند و زمانی از خارج آن به گونه‏ی تهاجم و یا تجاوز رخ می‏نماید. بدیهی است که ایجاد امنیّت، همگام با دفع موانعی است که سدّ راه می‏شود، مسئله‏ی دفاع اگر چه یکی از احکام عقل است و همه‏ی عقلای عالم بر آن متّفقند، امّا شرع مقدس اسلام نیز بر آن مهر تأیید زده و به عنوان یکی از فرائض در فرهنگ کتاب و سنّت مطرح شده است.
به طور کلّی جنگ می‏تواند یکی از این دو هدف را در پی داشته باشد؛ یا با هدف چپاول، غارت، تجاوز به نوامیس، تصاحب سرزمین، برتری نژادی، استعمار و استثمار و مانند آن و یا با هدف دفع تهاجم متجاوز و دفاع از استقلال و آزادی یک ملت.
به طور مسلّم در تئوری اسلام، نه تنها جنگ به هدف چپاول و غارت و مانند آن وجود ندارد، بلکه دستور برخلاف آن صادر شده و از دست یازیدن به چنین جنگی نهی شده است. از امام صادق «» نقل شده که فرمود:
«هنگامی که رسول خدا «» می‏خواست عدّه‏ای را به جنگ اعزام کند، آنها را فرا می‏خواند و در پیش روی خود می‏نشاند و به آنها می‏فرمود: به نام خدا و در راه او و بر اساس سیره‏ی رسول خدا «» حرکت کنید، خیانت نکنید، بدن دشمنان خود را قطعه قطعه و مثله نکنید، نقض پیمان نکنید، پیرمردها، کودکان و زنان را به قتل نرسانید، درختان را قطع نکنید. مگر از روی اضطرار. همچنین از به آتش کشیدن زراعت، کشتن حیوانات حلال گوشت و اهلی، ریختن سم در آب آشامیدنی و آبادی‏های دشمن نهی شده است.»
امام علی «» به سپاه خود در صفین، قبل از آنکه با سپاه معاویه روبرو شوند، فرمود:
«لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّهٍ وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ حُجَّهٌ أُخْرَى لَکُمْ؛ با دشمنانتان جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند، زیرا به حمد خدا، حجّت با شماست و آغازگر جنگ نبودنتان تا آنکه دشمن به جنگ روی آورد، حجّت دیگر بر حقّانیّت شما خواهد بود.»
علاوه بر این دفاع، مختصّ دین اسلام نیست، بلکه در ادیان دیگر نیز وجود داشته است. قرآن کریم در گزارش خود از زندگی سایر پیامبران الهی فرمود:
«وَکأَین مِّن نَّبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَکانُواْ وَاللّهُ یحِبُّ الصَّابِرِینَ؛ چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوان به همراه آنها جنگ کردند، آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها می‏رسید، سست نشدند و ناتوان نگردیدند و تن به تسلیم ندادند و خداوند صابران را دوست دارد.»
از طرفی، سیاست داخلی و خارجی اسلام بر اصل صلح و آرامش استوار است. چنانکه در آیات متعدّدی از قرآن کریم به این مهم اشاره شده است. به عنوان مثال فرمود:
«فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا؛ میان دو طایفه مسلمان را صلح دهید»
«وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا؛ اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی»
و پیمان‏های صلحی که پیامبر اکرم «» با طوایف مختلف به امضاء رسانید و مانند پیمان صلح با یهود بنی‏قریظه، بنی‏نضیر، بنی‏قینقاع و صلح حدیبیه، شاهدی بر این مدّعاست.
هرچند اسلام بر آماده بودن برای جنگ و تهیّه‏ی ساز و برگ نظامی و آموزش فنون جنگ تأکید کرده است و خدای متعال در قرآن کریم فرمود:
«وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ؛ در برابر دشمنان، آنچه تونایی دارید از نیرو آماده سازید.»
امّا همه‏ی این‏ها در مرحله‏ی اوّل برای جلوگیری از جنگ و ترساندن دشمن از شروع جنگ است و جنبه‏ی بازدارندگی و پیشگیرانه دارد و بدیهی است که پیشگیری به حکم عقل و شرع، بهتر از درمان است. بر این اساس، اوّلین هدف از قدرتمند شدن، ترساندن دشمن از دست یازیدن به هر گونه تجاوز و تهاجمی بر ضدّ مسلمین و در مرتبه‏ی دوم از کیان اسلام و مسلمین در صورت عملی شدن تجاوز از ناحیه‏ی دشمن است و در یک کلمه دفاعی که دشمن را از ادامه‏ی تجاوز خود باز می‏دارد و به هنگامی که دشمن، متعرّض مسلمین نشود، مسلمانان دست صلح و آشتی سوی آنها دراز خواهند کرد.
مسئله‏ی جهاد در فرهنگ اسلامی و به ویژه در مکتب و آئین تشیّع از اهمیّت و ارزش والایی برخوردار است. اهمیّت این مسئله آنگاه مشهودتر به نظر می‏رسد که قرآن به عنوان اصلی‏ترین و عظیم‏ترین منبع معارف و معالم اسلامی سرشار از آیات و اشارات فراوانی در این موضوع می‏باشد. همچنین در سفارشات و روایات معصومین «» نیز تعابیر بلندی با موضوع جهاد به چشم می‏خورد که نشان از اهمیّت ویژه‏ی آن دارد.
در سایه‏ی‌ جهاد در راه خداوند، امور دین و دنیای مسلمانان اصلاح و سعادت دنیا و آخرت نصیب آنان می‌شود. چنانچه مسلمانان به جهاد قیام نکنند، کفر، ظلم و فساد جامعه را فرا می‌گیرد و ستمگران و مستبدان بر زندگی آنان و نیز جامعه‏ی بشری مسلّط می‌شوند و چنین امّتی هرگز به فلاح و رستگاری نایل نمی‌شود.
بقای عظمت مسلمانان مرهون جهاد است و اگر آنان به این امر مهم اهتمام نورزند، دشمنان اسلام نقشه‌های شوم و شیطانی خود را به کار می‌گیرند و به مسلمانان آسیب فراوانی می‌رسانند، به سرزمین آنان حمله می‌کنند و تمام امکانات و منابع آنان را به غارت می‌برند.
گفتار اول: جهاد در قرآنبا بررسی‏های انجام شده در قرآن کریم، این نکته به دست آمد که خدای متعال در پیش از صد و بیست آیه پیرامون جهاد به نکات زیر اشاره کرده است:
تشریع جهاد، فضلیت جهاد و مجاهدین، مورد امتحان قرار دادن مؤمنین توسط جهاد، شدت و کوبندگی در جهاد، مرابطه و پاسداری از مرزها، اهداف جهاد، تاکتیک‌ها، روش‌ها و مقرّرات جهاد، امدادهای الهی و وعده‌ی نصرت، تهدید کفّار و مشرکین، نقش جنگ روانی منافقین در جهاد، منزلت شهید، اطاعت از فرماندهی و ولیّ امر، عقوبت فرار از جهاد، ترغیب به جهاد و توبیخ قاعدین، معرّفی دشمن و بالاخره آیات مربوط به صلح، مهادنه و امان.
1-1- اهمیّتجهاد رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر مسلمانی است. جهاد به آدمی حیات می‏بخشد و از آرمان‏های الهی و کرامت انسانی او پاسداری می‏کند. تجارتی است که آدمی را از عذاب می‏رهاند و بهشت را بهای جان و مال مؤمنان قرار داده است. در قرآن مجید از جهاد و عظمت مجاهدان راه خدا بسیار سخن به میان آمده، امّا شاید در هیچ جا به این عظمت ترسیم نشده است که حتّی نفس زدن اسبهای آنها، و جرقّه‏های سمّ ستوران و گرد و غبار ناشی از حرکت سریع آنان، آن قدر با عظمت شناخته شده که به آنها سوگند یاد شده است.

*278

فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار 1-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک جنسیت PAGEREF _Toc422609833 h 57نمودار 2-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک تحصیلات PAGEREF _Toc422609836 h 58نمودار 3-4 توزیع فراوانی و درصد نمونه آماری به تفکیک گروه آموزشی PAGEREF _Toc422609839 h 60نمودار 4-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک پردیس /مرکز محل خدمت PAGEREF _Toc422609842 h 61نمودار 5-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک سابقه کاری PAGEREF _Toc422609845 h 62نمودار 6-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک متوسط میزان ساعات تدریس در هفته PAGEREF _Toc422609848 h 63نمودار 7-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد طرح های پژوهشی PAGEREF _Toc422609851 h 64نمودار 8-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات پژوهشی PAGEREF _Toc422609854 h 65نمودار 9-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی PAGEREF _Toc422609857 h 66نمودار 11-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک مسئولیت اجرایی PAGEREF _Toc422609863 h 68نمودار 10-4 توزیع نمونه آماری به تفکیک تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر خارجی PAGEREF _Toc422609860 h 67فصل اول کلیات تحقیقمقدمه مبنای قدرت وحیات در دنیای کنونی به میزان برخورداری از علم ودانش باز میگردد. امروزه غالب جهتگیریهای دنیا به سمت تولید و توسعه علم و فناوری است و کشورهای توسعه یافته، در حال انتقال از جامعه صنعتی به جوامعی هستند که آن را جامعه اطلاعاتی یا جامعه علمی مینامند و سلاح علم به سلاحی راهبردی در این کشورها تبدیل شده است. امروزه توسعه علمی نمونهای از اقتدار ملی کشور و بستری برای توسعه در کلیه امور است. بالا بردن شناخت و معرفت جامعه در همه زمینهها بیش از پیش، نیازمند توسعه علمی است و برای تحقق توسعه علمی باید زمینه تولید علم را فراهم کرد. امروزه نقش تولید علم و انجام پژوهش از یک عامل فزاینده رفاه فراتر رفته و به تنها راه باقی ماندن در عرصهی حیات و حضوری مؤثر در دنیای پرتکاپوی تکنولوژی وپیشرفت مبدل شده است.پژوهش و تولید علم از نیازهای مسلم و اساسی هر جامعهای میباشد. بررسی سیاستها و برنامههای توسعهی کشورهای صنعتی گویای این واقعیت است که این کشورها به اهمیت و جایگاه علم و فناوری واقف بوده واین دورا محور توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود تلقی کردهاند( نوروززاده،1388).
تلاش برای تولید و توسعه علم با توانمندی و قدرتمندی کشورها در حوزهها و عرصههای مختلف پیوند خورده است. بدینسان آینده کشورها و توسعه یافتگی آنها با تولید علم، بسط و بهرهمندی آن کاملاً مرتبط است و برتری کشورها نسبت به هم به علم، نتایج وکاربردهای آن بستگی دارد.بیتردید میتوان اذعان داشت که استقلال و توسعه هر کشوری به استقلال علمی و فناوری آن وابسته است. تولید علم که خود ناشی از استقلال است اقتصادی پررونق و دانشمحور را رقم خواهد زد. امروزه تولید دانش و ایجاد مهارتهای لازم جهت بهرهبرداری ازآن محور یک هدف اساسی وتعیین کننده برای همه کشورهاست. براین اساس ایران نیز مانند سایر کشورها خود را نیازمند پیشرفت در حوزه علم و فناوری میداند.( همان منبع)
1-1 بیان مسألهپژوهش در کنار فعالیتهای آموزشی از کارکردهای مهم و مورد انتظار از اعضاء هیأت علمی دانشگاه میباشدپژوهش همواره باید با جدیت، شکیبایی، مطالعه وسیع، تردید علمی، علاقه و کاوش مستمر همراه بوده و زمینه توصیف، تبین، پیش‌بینی، کنترل پدیده‌ها و گسترش دانایی را فراهم سازد. امروزه پژوهش مهم‌ترین شاخص توسعه‌یافتگی جوامع برای رسیدن به جامعه دانایی محور است و راهی برای به وجود آوردن فناوری، توسعه، پیشرفت و افزایش توان تولید میباشد. لذا ارج نهادن به مقام پژوهشگران، شناسایی و طرح مشکلات آنان برای ارتقاء سطح پژوهش جزء الزامات به شمار می‌رود(امیری،1381).
آنچه امروز در میان دستاندرکاران مورد بحث میباشد این مطلب است که؛ چه عواملی موجب رکود فعالیتهای تحقیقاتی در دانشگاههای ما میگردد. عوامل مختلفی مانع تحقق این امر مهم می‌شوند که از عوامل بازدارنده پژوهش در دانشگاه‌هاواز جمله دانشگاه فرهنگیان میتوان به این موارد اشاره نمود: عدم اختصاص بودجه کافی به امر پژوهش، وجود چالش‌ها و نگرانی‌های فکری گوناگون برای تأمین هزینه‌های پژوهش،ناآشنایی کافی با روش‌های تحقیق، تردید در کیفیت گردآوری اطلاعات و عدم انسجام در ساختار و یافته‌های پژوهشی، دشواری دسترسی به منابع، بی‌توجهی و یا کم‌توجهی به نیازهای واقعی و روزآمد، کمبود کتاب‌ها و مجلات علمی ـ تخصصی موردنیاز، دشواری استفاده از پژوهش‌های خارجی به دلیل آشنایی کم با زبان انگلیسی(همان منبع)
در تحقیق حاضر نیز مسأله اصلی این است که: اعضاء هیأت علمی دانشگاه به عنوان یک محور اساسی در فعالیتهای پژوهش چه عواملی را به عنوان موانع امر تحقیق وپژوهش مؤثر قلمداد میکنند؟
2-1 اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه انتخاب آناعتقاد به اینکه تحقیق وپژوهش در کشور ما ثمردهی اندکی دارد تقریباً مورد قبول واحدهای علمی، محققان، پژوهشگران و حتی مراکزی است که میخواهنداز این پژوهشها بهره گیرند.از آنجا که دامنه تأثیرگذاری وتأثیرپذیری فعالیتهای پژوهشی وتحقیقات علمی در سطح ملی مطرح است به نظر میرسد برای نهادینه کردن پژوهش میبایست ابتدا ریشهها وعوامل ایجاد بیعلاقگی را در بین پژوهشگران شناسایی نمود وسپس با رفع موانع باز دارنده زمینه ورود عملی واثر بخش این افراد را به فرایند پژوهش ایجاد کرد. سه کارکرد اصلی مجموعههای دانشگاهی یا نظام آموزشی عالی امروز که یونسکو نیز بر آن تأکید دارد عبارتند از:
تولید دانش (یا پژوهش)
انتقال دانش(یا آموزش)
اشاعه ونشر دانش( یا خدمات)
انجام بهینه هر یک از این وظایف و کارکردها، مستلزم انجام تحقیقات علمی است. عرضه خدمات تخصصی به جامعه تنها از طریق شناخت علمی مسائل آن جامعه و ارائه راهکارهای علمی موفقیتآمیز خواهد بود.(صمدزاده،1379)
نیروی انسانی شاغل در بخش پژوهش، از مهمترین منابع یک کشور برای رشد و توسعه است. بررسی امر تحقیقات بدون ارزیابی دقیق این عامل امکانپذیر نخواهد بود. درحال حاضر به دلایل مختلف اغلب استادان گرایش بیشتری نسبت به آموزش پیدا کرده ودرفعالیتهای خود آموزش را بر پژوهش اولیتر میدانند. (علمداری وافشون، 1381).
دانشگاه فرهنگیان در خانواده آموزش عالی کشور دارای مأموریت منحصر به فرد تربیت معلم است پژوهشهای خرد، کلان و فراکلان در خدمت هدف اصلی دانشگاه یعنی ایجاد فرصتها و زمینهها برای ساخته شدن شخصیت معلمین آینده است.این دانشگاه برجستهترین سازمان علمی انسان ساز و مترقی است که لزوم توجه به پژوهش و انجام تحقیقات بهویژه تحقیقات کاربردی و توسعهای در آن محسوس است. پژوهشمحور نمودن دانشگاه نخستین پیش شرط موفقیت علمی در عرصههای جهانی و بینالمللی محسوب میشود به نظر میرسد بررسی موانع پژوهش در دانشگاه اصلیترین، مهمترین و البته گام نخست در پژوهشمحور نمودن آن محسوب میشود.
شناخت موانع تحقیق میتواند با بهبود ارتباط بین محققان واستفاده کنندگان از نتایج تحقیق فرآیند حل مسأله را سهولت بخشیده وعملاً موجب استفاده از یافتههای تحقیق گردد. ( دادخواه و دیگران، 1382).
دراین خصوص موانع باید به صورتی واقع بینانه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. بدیهی است واکاوی موانع پژوهش از طریق نخبگان علمی که بیش از هر قشر دیگری با پژوهش وفناوری مرتبط هستند بسیار مفید خواهد بود.در این خصوص استادان دانشگاه اصلیترین گروه هستند که میتوانند توانایی، تجربه و ذکاوت خود را در خدمت رفع موانع تحقیق وپژوهش به کار گیرند.
3-1 هدفهای تحقیق1-3-1هدف کلی : آسیبشناسی موانع پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران )
2-3-1اهداف فرعیبررسی اثر موانع مالی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع امکاناتی برپژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع شغلی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع علمی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان(پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانعفردی بر پژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان(پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
بررسی اثر موانع مدیریتی - سازمانی برپژوهش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران)
4-1 فرضیههای تحقیق :موانع مالی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع امکاناتی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاءهیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها ومراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع شغلی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاءهیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع علمی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها ومراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع فردی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضاء هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
موانع مدیریتی-سازمانی در انجام پژوهش ازدیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان (پردیسها و مراکز آموزش عالی شهر تهران) مؤثر است.
5-1تعریف واژگان و اصطلاحاتتعریف نظری آسیب شناسی:آسیب در فرهنگ فارسی چنین معنا شده است؛ آفت، بیماری، زخم، عیب، نقص، خسارت(معین،1375)، آسیبشناسی شناخت درد ورنج و خسارت(عمید،1363)، در اصطلاح هم به آن دسته از علل و اختلالاتی اطلاق میشود که وجودشان تداوم و حرکت پدیدهای را تهدید میکند وآن را از رسیدن به اهداف و آرمانش باز میدارد و یا از کارایی لازم میاندازد.تعریف عملیاتی آسیب شناسی:
در این پژوهش آسیب شناسی با استناد به پرسشنامه سنجش موانع پژوهش شامل40 گویه با مؤلفههای، مالی، امکاناتی، شغلی، علمی، فردی و مدیریتی-سازمانی محاسبه خواهد شد.
تعریف نظری موانع پژوهشهمه عواملی که به نوعی پیش از انجام تحقیق، در جریان فرآیند تحقیق و یا پس از پایان تحقیق در سطح خرد یا کلان بر مسیر پژوهش اثر بازدارنده داشته باشند، جزء موانع تحقیق به شمار میروند.(طائفی،1383)
موانع پژوهش اعم از موانع (مالی، امکاناتی، شغلی، علمی، فردی ومدیریتی-سازمانی) به سطوحی از مهمترین متغیرهای سازمانی گفته میشود که انجام فعالیتهای پژوهش را کند یا غیر ممکن میسازد.(علیخواه،1383).
تعاریف عملیاتی موانع پژوهش در این تحقیق منظور از موانع پژوهش، میزان نمرهای است که از آزمون 40 سؤالی محقق ساخته با مؤلفههای: موانع مالی با گویههای 1تا 7، موانع امکاناتی با گویههای 8 تا 13، موانع شغلی با گویههای 14 تا 19، موانع علمی با گویههای 20 تا 26، موانع فردی با گویههای 27تا 32 و موانع مدیریتی –سازمانی با گویههای 33 تا 40 بهدست میآید.6-1 مدل تحقیق :مالی

امکاناتی

شغلی

پژوهش
موانع پژوهشی

علمی

فردی

مدیریتی سازمانی

فصل دوم
ادبیات وپیشینه تحقیقمقدمهیکی از زیر بناییترین فعالیتها درامر پویایی وپیشرفت هر جامعه، پرداختن به فعالیتهای پژوهشی بهویژه درمراکز علمی و پژوهشی و بهدست پژوهشگران و اعضاء هیأت علمی است.امروزه شاهد افزایش روزافزون تأکید بر امر پژوهش وتولید علم در جوامع علمی و دانشگاهی هستیم جوامعی که به امر پژوهش وتحقیق توجه خاصی داشته و بهطور جدی به آن پرداختهاند، توانستهاند به رشد اقتصادی، فرهنگی وصنعتی قابل توجهی دست یابند ( نصراللهی، 1380).
دراکثر کشورهای دنیا پژوهش به عنوان کارکرد ضروری دانشگاه در کنار آموزش پذیرفته شده است. دانشگاهها میکوشند تا از طریق تولید علم و افزایش کمیت و کیفیت تولیدات علمی، خود را در عرصههای ملی و بینالمللی مطرح کنند، در رتبه علمی وپژوهشی بالاتری قرار بگیرند. بودجه بیشتری جذب کنند وجذابیت خود را برای دانشجویان افزایش دهند ( سیلر وپیرسون 1995).
دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، نهادهای اصلی در تحقیق و توسعه کشورها به حساب میآیند. زیرا از سه رکن مدیریت تحقیقات، محقق وابزار تحقیق برخوردارند و از طریق فعالیتهایی از قبیل تعیین موضوعات تحقیقاتی مورد نیاز جامعه، تعیین الویتهای تحقیقاتی، پذیرش واجرای تحقیقات مورد نیاز جامعه و سازماندهی ونظارت برفعالیتهای تحقیقاتی، طبقهبندی وقابل کاربرد ساختن نتایج تحقیقات ونظایر آن نقش برجستهای در پژوهش وتوسعه علمی دارند(احمد دستجردی وانوری، 1383).
1-2بخش اول: تعلیم وتربیت
تعلیم و تربیت یکی از بنیادهای زندگی اجتماعی انسان است و همواره در زندگی بشر مؤثر بوده است. رابطه بین آموزش و پرورش با رشد و گسترش فرهنگ و تکامل جوامع تا بدان حد است که می‏توان گفت: به هر نسبت جامعه به پایه والاتری از فرهنگ و تکامل برسد، نقش آموزش و پرورش آن نیز در پایه‏ای برتر است. از نظر کانت، هنر تعلیم و تربیت و حکومت‏داری در بین تمامی ابداعات بشری از همه دشوارتر است. به عبارت دیگر، او بیان داشته است که بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد، و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می‏سازد، نیست.بر این اساس، نظریه‏پردازان و متفکران بسیاری درباره تعلیم و تربیت به بحث و بررسی پرداخته و جنبه‏های متفاوت این پدیده را مورد مطالعه قرار داده‏اند (ماهروزاد،1385ص46).تعلیم بیش از هر چیز سپردن دانش به دیگران است، اما دانش زمانی سودمند است که به کار آید و آموزش آن‏گاه به کار آید که زمینه‏ای برای پدید آمدن تغییر و تحوّل در نوآموز گردد، چنانکه او را در انجام کارها توانا سازد و بر دایره امکاناتش بیفزاید؛ یعنی زمینه‏ای گردد برای تربیت که همانا به کار آمدن توانایی‏هاست. ولی با آنکه آموزش می‏تواند و باید زمینه‏ای برای پرورش و تربیت باشد، خود هیچ‏یک از آنها نیست؛ زیرا چه بسا ممکن است که به هیچ دگرگونی نینجامد. اینکه آموزش و پرورش زمینه تحوّل بشود یا نه، بستگی به هدف و روشی دارد که در پیش می‏گیریم. دنیای کنونی شاهد این است که بشر از مهم‏ترین امکانات آموزشی برخوردار است، به گونه‏ای که به راحتی توانسته است طبیعت را مهار کند و آن را تحت تسلّط خود درآورد. اما نکته حائز اهمیت اینجاست که مشکل بشریت نه تنها حل نشده، بلکه در برخی موارد، این مشکل دو چندان شده و اینجاست که مسئله تربیت و موانع تحقق تربیت حقیقی باید به دقت مطالعه و بررسی شوند.( شکوهی،1385،ص11).1-1-2آموزش عالی
نظام آموزش عالی از دیرباز تاکنون همواره به عنوان نهادی تأثیر گذار بر تمامی ابعاد مختلف جامعه محسوب میشده است. در واقع آموزش عالی به عنوان یک نظام پویا، هوشمند و هدفمند، زمینهی رشد موزون، متناسب و متعادل جامعه را به وجود میآورد. طول شعاع این رشد منوط به اجرای رسالتهای نوین آموزش عالی است.درواقع هماکنون آموزش عالی به عنوان اصلیترین نهاد توسعه دهندهی کشور ها در مسیر دستیابی به توسعهی پایدار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... میباشد و نقش حساسی بر عهده دارد و چنانچه دانشگاه بخواهد در عصر حاضر بهخوبی عمل کند نیازمند رویکردها و راهبردهای نوینی است که راه را برهرگونه آزمایش وخطا در این زمینه ببندد.بررسی تاریخچهی نظام آموزش عالی میتواند به روشن ساختن ابعاد مختلف این نظام آموزشی کمک نماید. در واقع بررسی سیرتحول و تکوین این نظام میتواند موجبات تحولات بعدی را فراهم آورد (هاشمی،1392،ص16).
2-1-2تاریخچه آموزش عالی در جهان
تأمل و تفکر در چهار میلیارد سال کره زمین و سابقه حیات انسان از زمان خلق آدم تا کنون بیانگر این واقعیت است که انسان در مقام موجودی متفکر و اندیشمند و با قدرت فکری ویژه و روحی الهی همیشه در حال خلق اندیشههای نو و تغییر جهت دادن به اندیشه و تکامل خود و دیگران بوده است. در این فرآیند آکادمیها و دانشگاهها نقش محوری داشتهاند.مطالعه شواهدوقرائن بیانگر این واقعیت است که از حضرت سلیمان (هزاره قبل از میلاد مسیح) به عنوان یک انسان فوقالعاده عاقل و متفکر نام میبرند و بیمناسبت نیست که فرانسیس بیکن فیلسوف و دولتمرد انگلیسی (1626-1561)وقتی به مطالعه آکادمیها به عنوان کانون تفکرات جهانی میپردازد و سیر تحولات آنها را به ویژه از زمان آکادمی افلاطون مطالعه میکند (آکادمی افلاطون نخستین محفل علمی در یونان باستان بود). در صدد برمیآید تا نامی زیبنده براین آکادمیها بیابد.سرانجام در یکی از آثارش به نام آتلانتیس نو (1627)( جزیرهای افسانهای و اسرارآمیز در اقیانوس اطلس در غرب تنگهی جبلالطارق که بعدها در آب فرو رفته است)، دونام خانه علم وخانه سلیمان یا خانه عقل را برای این آکادمیها برمیگزیند و با انتخاب خود، زمینه ایجاد آکادمیهای رسمی یعنی دانشگاهها را بهوجود میآورد و در واقع محرک ایجاد آکادمیهای نوین با نام دانشگاه میگردد (قورچیان وخورشیدی،1379).
به تدریج این دانشگاهها به مکان یا پایگاههایی تبدیل میشوند که تحولات کوپرنیکی و عملی در آنجا پذیرفته میشود و پروژههای علمی در آنها صورت میپذیرد. نخستین دانشگاه رسمی جهان در پالنسیای اسپانیا در سال (1210) میلادی شکل گرفت و پس از آن دانشگاه ناپل در سال (1224) میلادی در ایتالیا دائر گردید. در قرن بیستم، دانشگاهها نیروی محرکهی آگاهی بخش و برج فرماندهی فکر جوامع شناخته شدند و نقش دانشگاهها از تکنقشی و تکنهادی به چندبخشی و چندنهادی یعنی نقش آموزشی، پژوهشی، خدماتی، انتشاراتی و رشد حرفهای تکامل یافت (همان منبع).
3-1-2تاریخچه آموزش عالی در ایرانآموزش عالی تا پیش از دوره قاجار به شکل مدارس نظامیه بود که مدرسههای دولتی بودند و حوزههای علمیه بهویژه حوزه علمیه قم که قدمتی بیش از 200سال داشت، حافظ سنتی آموزش عالی بود که ریشه در قرون اولیه اسلام داشت. پس از روی کار آمدن قاجار در ایران، شاهد ایجاد مدارس آموزش عالی در ایران هستیم که در این میان میتوان به تأسیس دارالفنون اشاره نمود. متأسفانه پس از گذشت چند سال از میزان اعتبارات دولتی برای پرورش دانشجویان و کارشناسان علوم وفنون کاسته، و دارالفنون به یک مدرسه متوسطه معمولی تبدیل شد.
در دوره پهلوی وپس از گذشت 70 سال از ایجاد دارالفنون، براساس الگوپذیری از آموزش عالی نوین و مبتنی بر تجربه کشورهای اروپایی و آمریکایی، نخستین دانشگاه ایران یعنی دانشگاه تهران در سال 1313ه.ش تأسیس شد. و برخلاف دارالفنون که از مدرسان خارجی استفاده میکرد، دانشگاه تهران از بدو تأسیس استفاده از مدرسان و نیروهای ایرانی را جزء اهداف خود قرار داد.
تا پایان جنگ جهانی دوم دانشگاه تهران تنها دانشگاه ایران بود،حدود 12 سال پس از تأسیس دانشگاه تهران، دانشگاههای تبریز، مشهد، شیراز، اصفهان، اهواز و پلیتکنیک ایران تأسیس شد.
هم زمان با رشد شهرنشینی، صنعتی شدن و توسعه اقتصادی، نوسازی آموزش عالی به سرعت گسترش یافت ونخستین دانشگاه خصوصی ایران در سال 1339 به نام دانشگاه ملی ایران و در سال 1343 دانشگاه شریف به عنوان نخستین دانشگاه صنعتی ایران تأسیس گردید (تکمیل همایون،1385، ص98).
پس از انقلاب اسلامی در سال 1359 در راستای اسلامی نمودن دانشگاهها و ایجاد تغییرات بنیادی و ساختاری به مدت سه سال دانشگاهها تعطیل شدند. این رویداد، تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی با هدف ایجاد و برنامهریزی برای گسترش آموزش عالی اسلامی در ایران را الزامی مینمود، بهطوری که پس از بازگشایی دانشگاهها در سال 1362، دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یک دانشگاه خصوصی در حد وسیعی با 73 شعبه و 70مرکز تأسیس شد و علاوه بر این،پس از انقلاب اسلامی دانشگاههای متعددیکه وابسته به وزارت علوم وتحقیقات و فناوری و یا دیگر وزارت خانهها و سازمانهای دولتی بودند، تأسیس شدند؛ به طوری که امروزه بیش از 400مرکز آموزش عالی و دانشگاه در کشور وجود دارداز مهمترین دانشگاههای تأسیس شده پس از انقلاب میتوان به دانشگاههای تربیت مدرس، پیام نور،دانشگاه فنی و حرفهای و دانشگاه فرهنگیان اشاره نمود. همچنین وزارت علوم،تحقیقات و فناوری با توجه به نیازهای جامعه و برنامههای توسعه اقتصادی دولت و امکانات موجود در هر منطقه، اقدام به صدور مجوز تأسیس موسسات آموزش عالی غیردولتی–غیرانتفاعی نموده که در حال حاضر حدود 200موسسه غیردولتی در ایران وجود دارد.(همان منبع).
4-1-2تاریخچه تشکیل دانشگاه فرهنگیان(تربیت معلم)برای دستیابی به سرگذشت تاریخی تشکیل تربیت معلم در ایران باید به حدود یک صد سال گذشته نگاهی دوباره انداخت. تشکیل تربیت معلم در ایران را میتوان نقطه عطفی در تاریخ آموزش و پرورش مدرن ایران دانست. پس از تأسیس ((دارالفنون)) در سال 1230 ه.ش و ایجاد و گسترش مدارس جدید از قبیل رشدیه، مشیریه، ادیب، سادات، اسلام، اقدسیه، علمیه، کمالیه، مروت، سلطانی، شرف، دانش و... نیازبه معلم برای تدریس در مدارس به ویژه معلمانی که با اصول تعلیم وتربیت جدید آشنا باشند به طور روزافزونی مشاهده میشد. وزارت علوم در سال (1234ه.ش)تاسیس شد. نخستین وزیر آن "علیقلیخان اعتضادالسلطنه " بود. برخی از مسئولیتهای این وزارت خانه: اداره دارالفنون، توسعه مدارس، رسیدگی به اوقاف و اداره مطبوعات بود.پس از جنبش مشرو طیت(1285ه.ش)وتصویب قانون اساسی ومتمم آن، نام وزارت علوم به وزارت معارف، اوقاف وصنایع مستظرفه تغییر یافت. قانون اداری این وزارت خانه در 11 شهریور1289ه.ش وقانون اصلی وزارت معارف در 1290ه.ش. از تصویب مجلس گذشت. (معتمدی،ص118،1391).در مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی دوره اول جلسه 280 در روز شنبه (6جمادیالأولی 1326ه.قمری برابر با 16 خرداد 1287 ه.ش)دکتر ولیالهخان نماینده مجلس در جواب معاون وزارت معارف در بحث نداشتن دیپلم معلمی میگوید: این دیپلمی که آنها (دانش آموزان ایرانی) دارند، فقط از بابت تمام کردن دوره تحصیل آن مدرسهای است که در آن تحصیل کردهاند، یعنی دیپلم آنها دیپلم شاگردی است ولی دیپلم اینها (معلمان خارجی دارالفنون) دیپلم معلمی است و ما در مدرسه اینطور اشخاص را لازم داریم اگر ما از خودمان معلم داشته باشیم البته باید آنها را بیاوریم مصدر کار قرار دهیم و اگر نداشته باشیم، چنانچه نداریم بدبختانه باید از خارج بیاوریم و (وزارت معارف) در واقع کارخانه معلم سازی را دایر نماید.
پس از گفتگوها ونیاز کشور به معلم در جلسه 223 مجلس شورای ملی(دوره دوم)کمیسیون معارف، اوقاف وصنایع مستظرفه در روز سه شنبه 12 ربیعالاولی 1329ه.ق. مطابق با 21 اسفند 1289 ه.ش. ماده لایحه اعزام شاگردان به خارجه را به مجلس تقدیم میکند. در ماده یک این لایحه آمده بود: 30 نفر شاگرد ایرانی از طرف دولت علیه برای تحصیلات ذیل به خارجه فرستاده میشود.15 نفر برای تحصیل اصول ضروریه معلمی، 8 نفر برای تحصیل نظام، 2نفر توپچی، 1 نفر مهندس، 1نفر صاحب منصب اداره، 2 نفر برای مهندسی فلاحت و1نفر شیمیست شاگردان مزبور از اشخاصی انتخاب میشود که بضاعت تحصیل در خارجه را ندارند انتخاب آنها به موجب امتحان مخصوص خواهد بود و هیِئت ممتحنین و ترتیبات آن تحت نظارت شورای معارف صورت داده خواهد شد. این لایحه به اکثریت 59 رای از 71 نفر تصویب شد. (مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی )
آنچنان که در این لایحه دیده میشود نیاز به تربیت معلم از نظر نمایندگان مردم در آن زمان(بیش از صد سال پیش) بسیار مهم و ضروری تشخیص داده شده بود و مشخص است که از تعداد سی نفر شاگرد ایرانی نیمی از آنها (15 نفر) برای معلمی انتخاب شدهاند. در فاصلهی سالهای 1290 ه.ش. تا 1298 ه.ش. برخی از نمایندگان مجلس چندین بار لایحهای جهت تأسیس مرکزی به نام دارالمعلمین تقدیم مجلس نمودند،تااینکه مجلس سرانجام به حکم ضرورت، لایحه تأسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات را به تصویب رساند (آقازاده، 1382، ص54).
تصویب تأسیس دارالمعلمین (مرکز تربیت معلم برای پسران) و دارالمعلمات (مرکز تربیت معلم برای دختران) در 12 جمادیالأول 1333 ه.ق. (برابر با دوشنبه 7 فروردین 1294 ه.ش.) از اقدامات مهم پس از مشروطیت محسوب میشود. این موضوع باعث استقرار نظام تربیت معلم در کشور شد. دارالمعلمینِ مرکزی مدرسهای دولتی ورایگان بود و تحت نظر وزارت معارف اداره میشد. رئیس آن توسط شخص وزیر انتخاب و منصوب میگردید. وظیفه آن تأمین معلم برای مدارس ابتدایی و دورهی اول متوسطه بود. بنابراین به دو قسمت ابتدایی (تأمین معلم برای 4 سال اول دوره ابتدایی) و عالی (تأمین معلم برای برای سال پنجم و ششم ابتدایی و دورهی اول متوسطه) تقسیم میگردید. دوره تحصیل در قسمت ابتدایی سه سال (دو سال نظری و یک سال عملی) و در قسمت عالی چهار سال (سه سال نظری و یک سال عملی) به طول میانجامید .در پنج شنبه 14 آذر ماه سال 1308 ه.ش. جلسه 84 دوره هفتم، مجلس شورای ملی، به منظور تشویق جوانان لایق و مستعد جهت تحصیل در دارالمعلمین عالی، قانون استخدام فارغالتحصیلان این مرکز را در شش ماده به تصویب رساند.به موجب ماده سوم این قانون، دارندگان درجه لیسانس از دارالمعلمین عالی میتوانستند بدون طی خدمات اولیه با رتبه چهار به کسوت معلمی درآیند و وزارت معارف وقت، مکلف شد تا فارغالتحصیلان عالی را در مدارس دولتی به خدمت بگماردقانون تربیت معلم و دانشسراهای مقدماتی در اسفندماه سال 1312 ه.ش. به تصویب مجلس شورای ملی رسید. دولت در این قانون، مکلف شد علاوه بر تکمیل دانشسرای عالی پسران، 25 باب دانشسرای مقدماتی و همچنین یک باب دانشسرای دختران در تهران و سایر شهرها را در سال 1313 ه.ش. به مدت پنج سال تأسیس و بهرهبرداری نماید. نخستین دوره تربیت معلم یک ساله از سال تحصیلی 40-1339ه.ش. آغاز به کار کرد.در سال 1347ه.ش. برای تأمین معلمان مدارس راهنمایی تحصیلی 11باب دانشسرای راهنمایی در تهران وشهرستانها دایر گردید (همان منبع).
. اساسنامه این دانشسراها، در جلسه 104 شورای عالی آموزش وپرورش مورخ 17/11/1351 به تصویب رسید (شرکایی،1386،ص148).
تا سال 1357ه.ش، تعداد چهار گروه مراکز تربیت مربی کودک، دانشسرای مقدماتی، دانشسرای راهنمایی و مراکز تربیت معلم روستایی مشغول به کار بودند و همچنین دانشسرای عالی تهران و دانشکدههای علوم تربیتی دانشگاههای کشور نیز به این گروه برای تربیت دبیر اضافه گردیده بودند. پس از انقلاب اسلامی اولین دوره تربیت معلم در سال 1358ه.ش. در رشتههای مختلف شروع به کار کرد. اساسنامه مراکز تربیت معلم در جلسه 311 مورخ 2/6/1362 به تصویب شورای عالی آموزش وپرورش رسید که در آن به هدف، مدت دوره، شرایط پذیرش کارآموزان رشتههای تحصیلی، شرایط رؤسای مراکز و نحوه انتخاب و انتصاب آنان و نوع مدرک اعطایی به فارغالتحصیلان اشاره شده است. نحوه اداره مراکز به صورت شبانهروزی بوده واز شرایط مهم ورود به این مراکز داشتن مدرک کامل متوسطه حداقل سن 17 سال و حداکثر 22سال و موفقیت در کنکور ورودی بود (صافی،1390،ص55).
نگاه تحلیلگرایانه به آمار تأسیس وجذب دانشجویان در مراکز تربیت معلم کشور طی نود سال گذشته نشان میدهد (علیرغم ازدیاد دانش آموزان و مدارس، در خواست معلم برای مدارس و همچنین تقاضا برای بهره گیری از امکانات آموزشی بیشتر در سراسر کشور) شاهد تنزل رشد مراکز تربیت معلم و به تبع آن، کاهش دانشجویان این مراکز میباشیم. در تاریخ 20/10/1377 مصوبههای به تصویب شورای عالی برنامهریزی درسی رسید که بر اساس آن اصول و اهداف برنامهریزی و خطوط کلی فعالیتهای جدید مراکز تربیت معلم مشخص شد (آقا زاده1382،ص58).
پس از تهیه لایحه نظام آموزش و پرورش ایران در سال 1381ه.ش. وتأکید بر توجه به تربیت معلم وتأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش در برنامههای سوم، چهارم و پنجم توسعه کشور با تجمیع دانشکدههای تربیت دبیر فنی، آموزشکدههای فنی و حرفهای و مراکز تربیت معلم، مجتمعی به نام "مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم(ص) "در سال 1384ه.ش. ایجاد گردید.
اساسنامه مجتمع در شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در 26 ماده و 6 تبصره در تاریخ 3/6/86 تصویب و برای اجرا ابلاغ شد. در تاریخ 8/10/1378 طرح تأسیس دانشگاه فرهنگیان توسط وزارت آموزش وپرورش به شورای عالی انقلاب فرهنگی تقدیم شد. در سال 1389 با نگاه جدید به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مجدداً اساسنامه تشکیل دانشگاه فرهنگیان در وزارت آموزش و پرورش تهیه و برای تصویب نهایی با اهداف، وظایف، تشکیلات، اختیارات جدید به شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ (28/6/1390) ارسال گردید.بدین شکل اساسنامه دانشگاه فرهنگیان مشتمل بر 31 ماده و22 تبصره در جلسه 704 مورخ 6/10/1390 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و با امضای رئیس جمهور وقت در تاریخ اول اسفند همان سال ابلاغ شد.دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1392-1391 نخستین دانشجویان تربیت معلم را باشیوهی جدید، جذب نمود و چنین مینماید که باید سابقه حدود صد سال تاریخ تربیت معلم مدرن را حفظ و نگهداری کند.
2-2بخش دوم: پژوهش1-2-2تعریف پژوهشتحقیق واژهای عربی است ومعادل فارسی آن پژوهش است. در لغت به معنای بررسی، بازجویی، وارسی واقعیت و به کنه مطلب رسیدن می باشد. برای این واژه تعاریف مختلف و متعددی ارائه گردیده است که کم و بیش همه آنها بر کسب دانش و حقیقتیابی تأکید دارند (جمشیدی و همکاران،1390،ص2) .
تحقیق عبارت است از: مجموعه فعالیتهایی که برای کشف بخشی از جهان حقیقی انجام میشود. (شریعتمداری،1388،ص38) .
تحقیق از نظر لغوی به معنای بررسی و پیدا کردن حقیقت است ولی در تعریف اصطلاحی و از نظر علمی عبارت است از تلاش و انجام یک فعالیت منظم و هدفدار برای رسیدن به حقیقت و پاسخ به سؤال و دستیابی به دانش و آگاهی بیشتر در مورد یک پدیده و یا یک مسئله به منظور چارهجویی با استفاده از مراحل وروش علمی (سادئی، 1390، ص20)
علاوه بر تعاریف بالا برای تحقیق تعاریفی چند ارائه شده است که برخی از آنها به قرار زیر است: تحقیق از نظر جان بست: تحقیق کوشش منظمی است که به منظور پاسخگویی به یک یا چند سوال داده میشود. همچنین از نظر وی تحقیق یک فرایند یا یک فعالیت نظاممند است که به کشف و پروراندن مجموعهای از دانشهای سازمانیافته منجر میشود.
تحقیق از نظر جان دیویی: تغییر کنترل شده یک موقعیت غیر ثابت یا نامعین به موقعیتی که از لحاظ ویژگیها و روابط، کاملاً معین و ثابت است و در وضعی قرار دارد که عناصر موقعیت اصلی یا اولی به صورت یک کل متحد تغییر یافتهاند (شریعتمداری ،1385).
2-2-2تعریف پژوهشگرشخصی که به شیوه‌های گوناگون پژوهش می‌‌کند، پژوهشگر (محقق) نامیده می‌شود. پژوهشگر فردی است که با روش‌های علمی، در صدد رسیدن به‌ شناختی تازه از مسائل و مفاهیم گوناگون است. او با استفاده از ابزارهای گوناگون به مشاهده دقیق‌ترو عمیق‌ترپدیده‌های پیرامون خود می‌پردازد. پژوهشگر با نگاهی نقادانه و موشکافانه به پیرامون خود می‌نگرد و برای رفع مشکلات جامعه و ارائه بهترین راهکارهای عملی، اطلاعات موثقی در اختیار متولیان امور می‌گذارد.به عبارت دیگر فردی است که بیشتر اوقات خود را صرف پژوهش های علمی وفنی می کند، و در اجرا با مدیریت فعالیتهای علمی وپژوهشی مشغول به کار است.(مرکز آمار ایران،1386)
3-2-2 ویژگی‌های یک پژوهشگر موفق یک پژوهشگر موفق نگاهی کنجکاو و موشکافانه به پدیده‌های پیرامون خود دارد و نسبت به آنچه پیرامونش می‌گذرد، حساس است و ذهنی پویا و پرسشگر دارد. ذهن پرسشگر او همواره در راستای یافتن پاسخ‌های تازه برای پرسش‌های موجود است. همچنین او برای انجام موفقیت‌آمیز پژوهش خود، از روش‌های علمی و پذیرفته شده استفاده می‌کند؛ افزون بر آن، یک پژوهشگر موفق از مهارت لازم برای یافتن منابع اطلاعاتی مورد نیازش برخوردار است. این منابع از محل‌هایی چون کتابخانه‌ها، مراکز اطلاع رسانی و شبکه‌های رایانه‌ای ملی و بین المللی به دست می‌آیند او به خوبی می‌تواند در این منابع به جستجو بپردازد و با مطالعه پیشینه پژوهشی موضوعی که در آن زمینه فعالیت می‌کنند، به درک روشنی نسبت به گذشته آن موضوع دست یابد. پژوهشگران موفق به کارگروهی در طرح‌های پژوهشی بها می‌دهند و تلاش می‌کنند، پژوهش خود را با همکاری یکدیگر انجام دهند. هم چنین، آنان نتایج یافته‌های خود را به نحو کارآمدی منتشر ساخته و در اختیار دیگر محققان می‌گذارند. آنان نسبت به توسعه مرزهای دانش احساس مسئولیت کرده و لحظه‌ای از تلاش برای بالا بردن مهارت‌های علمی خویش بازنمی‌ایستند. (غفاری،1391)
4-2-2انواع اصلی و روش‌های معمول پژوهشپژوهش‌های موجود را می‌توان بر پایه معیارهای متعددی دسته‌بندی کرد؛ مثلا بر اساس هدف یا قصدی که دنبال می کند می توان به سه گروه تحقیق بنیادی، کاربردی و علمی تقسیم کرد.تحقیقات بنیادی:این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایی یا پایهای خوانده میشود، در جستجوی کشف حقایق، واقعیت ها، شناخت پدیده ها و اشیاءبوده که مرز های دانش بشررا توسعه میدهند و قوانین علمی را کشف نموده، به تبیین ویژگی ها و صفات یک واقعیت می پردازد. در این نوع تحقیقات به علت تعمیم نتایج و یافته ها، روش نمونهگیری دقیق اساس کاراست.یافتههای این پژوهش قائم به زمان و مکان نبوده وکاربرد فوری نداشته و در نهایت در آینده میتوانند مورد استفاده قرار گیرند(شریعتمداری،1388،ص52).تحقیقات کاربردی: اصول و روشهای انجام دادن تحقیق کاربردی همانند تحقیق بنیادی است. اما در اینجا هدف پژوهش در جهت رشد وبهتر کردن محصول یا روال یک فعالیت و خلاصه آزمودن مفاهیم نظری وذهنی در موقعیت های واقعی وزنده است. بیشتر تحقیقات، در آموزش و پرورش از نوع کاربردی میباشد همچنین برای دستیابی به یک هدف عملی طراحی میگردد و یافته های آن قائم به زمان و مکان میباشد.اقدام پژوهی یا تحقیق علمی: این تحقیق را باید تحقیقات حل مسأله یا حل مشکل نامید. زیرا نتایج آن مستقیماً برای حل مسأله خاص به کار گرفته میشود. هدف این نوع تحقیق بر کاربرد فوری متمرکز است وبه ایجاد نظریه یا کاربرد عمومی یافته ها توجهی ندارد، در این نوع تحقیقات نیز بر دادههای تحقیقات بنیادی تکیه دارند ( همان منبع)5-2-2مراحل فرآیند پژوهشپژوهش در رشته‌های علمی به شیوه‌های گوناگون انجام می‌شود و نمی‌توان یک روش مشخص که در همهی شاخه‌های علوم کاربرد داشته باشد، معرفی کرد. با این حال، اصولی کلی بر فرایند پژوهش در رشته‌های مختلف حاکم است که بیش از آنکه با هم متفاوت باشند به هم شبیه هستند. پژوهش به هر شکل و در هر رشته‌ای که انجام شود، همواره پیرو دستورالعمل‌های مدون و منطقی است که پژوهشگران را در انجام کارشان یاری می‌کنند. همچنین، به کار بستن این دستورالعمل‌ها آنان را قادر می‌سازد که ضمن کسب اطمینان بیشتر نسبت به درستی نتایج کارشان، نتایج و آثار سایر پژوهش‌ها را ارزیابی کنند. معمولا در گام نخست، همه پژوهش‌ها با یک یا چند پرسش آغاز می‌شوند. این پرسش‌ها ذهن پژوهشگررا به خود مشغول کرده و او را به تلاش برای پاسخگویی به آن‌ها وامی‌دارد.(قراملکی،1391)
در گام دوم، پژوهشگر به جستجو در منابع علمی زمینه موضوعی خود می‌پردازد و با بررسی دقیق آن‌ها به تصویر روشن‌‌تری از میزان دانش موجود در آن زمینه دست می‌یابد؛ تصویری که مبتنی بر گزارش‌های منتشره دیگر پژوهشگران در آن زمینه است. به این مرحله «مرورپیشینه پژوهش» می‌گویند. اگر در این مرحله، منابعی برای پژوهشگر مفید باشد و از آن‌ها به نحوی استفاده کند، در گزارش تحقیق خود، فهرستی کامل از همه منابع مورد استفاده را به دقت ذکر می‌کند. استناد به این منابع ضمن آن که پیوندی بین پژوهش او با پژوهش‌های قبلی نشان می‌دهد، به پژوهش در دست انجام اعتبار بیشتری می‌بخشد و ارتباط‌های علمی میان پژوهشگران را افزایش می‌دهد. (همان منبع).
در مرحله سوم، پژوهشگر به گردآوری اطلاعات و داده‌هایی می‌پردازد که می‌تواند در آینده مبنای تحلیل‌ها و تفسیرهایی قرار گیرد که در پایان به یافتن پاسخ پرسش‌های اولیه منجر شود. این بخش از پژوهش که به مرحله گردآوری اطلاعات و داده معروف است، می‌تواند به شکل‌های کاملا گوناگون انجام شود. مثلا در پژوهش‌های معمول در حوزه‌های علومانسانی و علوماجتماعی مانند روان‌شناسی، علوم تربیتی و جامعه‌شناسی از ابزارهایی مانند پرسش‌نامه، مصاحبه و دیدن استفاده می‌شود. در علوم تجربی پژوهشگران در این مرحله به انجام آزمایش‌هایی می‌پردازند و تأثیر عوامل مشخصی را در زمینه کار خود مورد سنجش و آزمون دقیق قرار می‌دهنددر مرحله چهارم، داده‌های گردآوری شده به روش‌هایی چون استفاده از مبانی علم آمار، سازماندهی خلاصه می‌شوند. این سازماندهی و خلاصه سازی به نحوی صورت می‌پذیرد که امکان توصیف و مقایسه نتایج به دست آمده برای پژوهشگر فراهم می‌شود. ترسیم نمودار‌ها و جدول‌ها از روش‌های معمول سازماندهی و خلاصه سازی داده‌ها به شمار می‌آیددر مرحله پنجم پژوهشگر می‌تواند بنا بر تحلیل یافته‌های مراحل قبل به تفسیر روشنی از موضوع پژوهش پرداخته و پاسخی برای پرسش‌های اولیه خویش بیابددر آخرین گام، نتایج پژوهش انجام شده می‌تواند به یکی از روش‌های معمول در انتشارات علمی به صورت چاپی یا الکترونیکی منتشر شود. مثلا نتایج پژوهش‌ها ممکن است در قالب گزارش‌های مفصل یا مختصر تحقیقی، پروژه - ریسرچ‌های علمی مجله‌ها، رسانه‌های گروهی، سایت‌های اینترنتی یا ارائه در همایش‌های تخصصی ملی یا بین المللی انتشار یابد. این نتایج می‌تواند در آینده مورد استفاده سایر پژوهشگران قرار گیرد و مبنایی برای انجام مطالعات بعدی باشد. اگر پژوهش‌ها از نوع کاربردی باشند، نتایج به دست آمده در اختیار کسانی قرارمی‌گیرد که می‌توانند از آن نتایج برای حل مشکلات موجود بهره گیرند.( همان منبع).
6-2-2 پژوهش وتوسعه به طور کلی امروزه دو واژه تحقیق و توسعه توأمان نوشته میشود همراه بودن این دو واژه بیانگر این مطلب است که لازمه توسعه (حرکت از وضع نامطلوب به وضع مطلوب)، اعمال توسعه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی وغیره همانا تحقیق است. ( خورشیدی وقور چیان،1381)
توسعه علمی، صنعتی و فرهنگی هر کشور بدون پرداختن به امر پژوهش با موفقیت چندانی همراه نخواهد بود. در واقع پژوهش موتور محرک پیشرفت و توسعه محسوب می‌شود. حتی اگر نشانه‌هایی از توسعه بدون پرداختن به مبانی پژوهشی رخ دهد آن توسعه مستمر و پایدار نخواهد بود و نمی‌تواند مسیر مطمئنی را طی کند. بنابراین، پژوهش مبنای توسعه است و تضمینی برای استمرار توسعه به شمار می‌آید. همچنین، به کار بستن نتایج پژوهش‌های انجام شده در هر زمینه به بهبود راهکار‌ها و روش‌های معمول در زمینه‌های مورد نظر منجر می‌شود. (قراملکی،1391)
پژوهش ملتها را به حرکت در می آورد، مدارس را زنده، دانشگاهها و حوزهها را بالنده نگاه میدارد. فرایند توسعه از تلاش های خلاق پژوهشگر شکل می گیرد. انسان ها خود مولد توسعه و هدایت گر آن هستند و از منبع حاصل از آن بهرهمند می شوند وخود نیز مسئولیت مستقیم انجام تمام وظایف وفعالیتهای این فرایند را برعهده دارند ( صفری ،1386).
همان طور که اشاره شد می توان نتیجه گرفت که پژوهش موتور توسعه است و در واقع روحیه جستجو وپژوهش یکی از نشانه های بهبود سازمان هاست (برومند ،1388)
7-2-2 عوامل مؤثربر توسعه پژوهش عوامل متعددی در توسعه پژوهش دخالت دارند که ذکر همه آن‌ها در این مختصر نمی‌گنجد. با این حال می‌توان به اختصار عوامل توسعه پژوهش را به سه بخش عوامل سخت افزاری، عوامل نرم افزاری و نیروی انسانی تقسیم نمود. منظور از عوامل سخت افزاری همه امکانات فیزیکی و زیرساخت‌های بنیادی است که امکان انجام پژوهش در حوزه‌های مختلف را برای پژوهشگران فراهم می‌آورد. مثلا وجود ابزارهای پژوهشی از قبیل دستگاه‌ها و آزمایشگاه‌های پیشرفته و امکانات شبکه‌ای و رایانه‌ای از جمله این منابع سخت افزاری محسوب می‌شوند. منظور از امکانات نرم افزاری جریان اطلاعات و دانش میان پژوهشگران است که از طریق مجله‌ها و منابع علمی دیگر به صورت چاپی یا الکترونیکی صورت می‌پذیرد. در‌‌نهایت، بخش سوم این مجموعه نیروی انسانی و پژوهشگرانی است که با دانش و تلاش خود می‌توانند امکانات سخت افزاری و نرم افزاری را به خدمت گرفته و طرح‌های پژوهشی گوناگون را تدوین و اجراکنند. علاوه براین، توسعه آتی پژوهش در هر کشور مبتنی بر گسترش رویکرد پژوهش‌مدار در آموزش آن کشور است که از سطح آموزش ابتدایی آغاز شده و تا پایان تحصیلات دانشگاهی استمرار می‌یابد. (قراملکی،1391)8-2-2وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان اسلام در فاصله سالهای (2005-1995)امروز توانایی علمی بویژه در صورتی که منجر به ابداع و فناوری شود، از ارکان ضروری توسعه اجتماعی و اقتصادی ملتها است و یکی از شاخصهای سنجش این توانایی تعداد مقالات پژوهشی است که توسط دانشمندان و پژوهشگران یک کشور در سطح بینالمللی منتشر میگردد.اطلاعات لازم برای این شاخص از طریق پایگاه اطلاعرسانی "وب علوم " ارائه میشود. گزارش 400 صفحهای منتشر شده توسط مرکز همکاریهای علمی و فنی سازمان کنفرانس اسلامی وضعیت علمی 57 کشور اسلامی را برحسب فعالیتهای تحقیقاتی از جمله انتشار مقالات بینالمللی در فاصله سال های (2005 – 1995 ) از طریق پایگاه اطلاع رسانی " وب علوم " اعلام میدارد: بر اساس این گزارش ده ساله کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در مجموع 259963 پروژه - ریسرچی پژوهشی را از مجموع 25/10 میلیون پروژه - ریسرچ(در سطح جهانی ) در نشریات بینالمللی منتشر کرده اند .
جهان اسلام با 57 کشور عضو و حدود یکچهارم جمعیت جهان و با دارا بودن حدود 70% منابع نفت و گاز جهان و یکچهارم منابع طبیعی دیگر دارای تولید ناخالصی در حدود 7/1 تریلیون دلار است که این میزان از تولید ناخالص یک کشور پیشرفته اروپایی (آلمان ) نیز کمتر است. کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، به استثنای تعداد معدودی، از نظر علم و فناوری نیز از سایر کشورهای جهان عقبتر هستند.به عنوان یکی از دلایل این امر می توان از تخصیص حداکثر 1/0% تا 2/0% درآمد ناخالص ملی برای علم وفنآوری در این کشورها برشمرد. این در حالیست که کشورهای پبشرفته3-2% درآمد ناخالص خود را صرف توسعهی علم میکنند. این امر منجر به افزایش فاصله بین کشور ها می شود وجهان به سرعت بین تولید کنندگان علم وفنآوری ومصرفکنندگان آن تقسیم میشود.یکی از اهداف سازمان کنفراس اسلامی تلاش در جهت پیشبرد علمی کشورهای مسلمان میباشد. تأکید عمده در این بخش، موقعیت علمی کشور جمهوری اسلامی ایران ومقایسه آن با 8 کشور مسلمان دیگر میباشد. که به بررسی میزان تولیدات علمی هر کشور در دهه ( 2005- 1995میلادی ) میپردازد.(نیرنیا و همکاران،1385)
1-8-2-2ایرانایران دارای یکی از بالاترین نرخهای سواد در منطقه میباشد. (40/79%)، به گونهای که 6/85 مردان و 73% زنان آن با سواد هستند( آمار سال 2003). دانشگاهها ومؤسسات تحقیقاتی این کشور، در دهه( 2005- 1995میلادی )،19114پروژه - ریسرچدر نشریاتISI به چاپ رسانیدهاند. اکثر این پروژه - ریسرچها در رشتههای شیمی، مهندسی و رشتههای پزشکی بوده اند.الگوهای پژوهشی نشانگر انتشار 2497 پروژه - ریسرچبه طور متوسط در هر سال می باشند. دانشگاه تهران با 1962 پروژه - ریسرچمنتشره در رأس فهرست قرار دارد. جدول1-2 فهرست دانشگاه های برتر ایران را که در فاصله سال های (2005 –1995) دارای بیشترین مقالات بین المللی (ISI) بودهاند، نشان می دهد(همان منبع)
جدول1-2 فهرست دانشگاه های برتر ایران(2005-1995)ردیف نام دانشگاه / مؤسسه تعداد مقالات درصد
1 دانشگاه تهران 1962 10.26
2 دانشگاه شیراز 1652 8.64
3 دانشگاه صنعتی شریف 1514 7.92
4 دانشگاه تربیت مدرس 1101 5.76
5 دانشگاه علوم پزشکی تهران 1014 5.31
6 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 925 4.84
7 دانشگاه صنعتی اصفهان 858 4.49
8 مرکز مطالعات نظری فیزیک و ریاضی 767 4.01
9 دانشگاه تبریز 639 3.34
10 دانشگاه صنعتی امیرکبیر 538 2.81
2-8-2-2ترکیهدانشمندان ترکیه 82407 پروژه - ریسرچدر نشریات (ISI)در فاصله سالهای (2005 –1995) منتشر کردهاند که بالاترین رقم در میان کشورهای اسلامی است. الگوی بازده تحقیقاتی این کشور به طور متوسط نشانگر 10005 پروژه - ریسرچدرهر سال است که رقم انتشارات در این ده سال رشد تدریجی داشته و از سال 2000 تا 2005 به بیش از 50% رسیده است. حداکثر همکاری بینالمللی با دانشمندان آمریکائی، انگلستان، ایتالیا، آلمان و فرانسه مشاهده شده است. در بین ده مؤسسهی علمی برتر دهه(2005 –1995) دانشگاه حاجتتپهدارای بیشترین پروژه - ریسرچپژوهشی میباشد(8979)، دانشگاه استانبول با 6488 پروژه - ریسرچ، مقام دوم و دانشگاه آنکارا با 5982 پروژه - ریسرچ، رتبه سوم را دارد.ترکیه به نرخ سواد 50/86%،3/85% مردان و 7/87% زنان دست یافته است (آمار 2003).
3-8-2-2مصر. نرخ سواد دراین کشور 70/57% است که نرخ سواد مردان 3/68% و نرخ سواد زنان 9/46% است. دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی این کشور27723 پروژه - ریسرچدر نشریات ISIدر فاصله سالهای (2005 –1995) منتشر نمودهاند. الگوی بازده تحقیقاتینشاندهندهی به طور متوسط 2863 پروژه - ریسرچدر هر سال میباشد. نسبتاً اکثر پروژه - ریسرچها با همکاری دانشمندانی از آلمان، آمریکا و عربستان سعودی ارائه شدهاند. سه دانشگاه برتر دهه(2005 –1995) عبارتند از: دانشگاه قاهره (4977 پروژه - ریسرچ)، عینالشمس (3129 پروژه - ریسرچ) و مرکز تحقیقات ملی (2651 پروژه - ریسرچ).
4-8-2-2کویتنرخ سواد در کویت50/83% برای کل جمعیت میباشد.1/85% مردان و 7/81% زنان این کشور باسوادند. دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی این کشور،در فاصله سالهای (2005 –1995) 5930 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. الگوی بازدهی تحقیقاتی این کشور به طور متوسط نشانگر 581 پروژه - ریسرچدر هر سال است. دانشمندان کویت تقریباً اکثر پروژه - ریسرچها را با همکاری دانشمندان کشورهای آمریکا، هند و مصر ارائه دادهاند. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای پزشکی و مهندسی شیمی بوده است. سه مؤسسه برتر دهه(2005 –1995)عبارتند از: دانشگاه کویت (با 4495 پروژه - ریسرچ)، مؤسسهی تحقیقات علمی کویت (537 پروژه - ریسرچ) و وزارت بهداشت (150 پروژه - ریسرچ)
5-8-2-2عربستان سعودینرخ سواد در عربستان سعودی 80/78% برای کل جمعیت میباشد. 7/84% مردان و 8/70% زنان این کشور باسوادند. دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی این کشوردر فاصله سال های (2005 –1995)، 17472 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. الگوی بازدهی تحقیقاتی به طور متوسط نشانگر 1644 پروژه - ریسرچدر هر سال است. دانشمندان این کشور، تقریباً اکثر پروژه - ریسرچها را با همکاری دانشمندان کشورهای آمریکا و مصر ارائه دادهاند. اکثر پروژه - ریسرچها درزمینههای پزشکی و ریاضیات کاربردی بوده است. مؤسسات و دانشگاههای برتر دهه(2005 –1995) عبارتند از: دانشگاه ملک سعود (با 4336 پروژه - ریسرچ)، دانشگاه صنعت نفت و معدن ملک فهد (3323 پروژه - ریسرچ) و مرکز تحقیقاتی و بیمارستان تخصصی ملک فیصل
6-8-2-2لبنانمیزان سواد کل جمعیت 40/87%،نرخ سواد مردان 1/093% وزنان 2/82% است. مؤسسات تحقیقی این کشور 5341 پروژه - ریسرچدرنشریاتISI به چاپ رساندهاند. اکثر این مقالات در زمینههای پزشکی، بیوتکنولوژی وزیستشناسی مولکولی است. الگوی بازدهی تحقیقاتی به طورمتوسط 581 پروژه - ریسرچرا در هر سال نشان میدهد. همکاران پژوهشی بینالمللی این کشور عمدتاً از کشور آمریکا هستند. در میان فعالترین مؤسسات تحقیقی، دانشگاه آمریکایی بیروت دارای بیشترین پروژه - ریسرچبوده است (2568) . دانشگاه سینت ژوزف با 399 پروژه - ریسرچو دانشگاه لبنان با 355 پروژه - ریسرچی منتشره در مقامهای دوم وسوم قرار دارند.
7-8-2-2امارات متحده عربینرخ سواد این کشور 78%، میزان سواد مردان 1/76% و زنان 7/81% است (آمار 2003). دانشگاهها ومؤسسات تحقیقاتی این کشور 4389 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI درفاصله سالهای (2005 –1995) منتشر نمودهاند. الگوی بازده تحقیقاتی به طور متوسط 468 پروژه - ریسرچپژوهشی در هر سال است. همکاران پژوهشی بین المللی این کشور آمریکا وانگلستان می باشند. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای زیستشناسی و میکروبیولوژی نوشته شدهاند. سه مؤسسهی برتردانشگاه امارات متحده عربی(2478)، بیمارستان توأم (238) و دانشگاه آمریکایی شارجه (210 ) هستند.
8-8-2-2مالزینرخ کل سواد این کشور 70/88% نرخ سواد مردان 92% وزنان 4/85% میباشد ( آمار 2003)، مؤسسات مالزی در فاصله سالهای (2005 –1995) 10674 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند اکثر این مقالات در زمینههای بلور شناسی، مهندسی برق، الکترونیک وشیمی هستند. الگوی بازده پژوهشی نشانگر متوسط 1168پروژه - ریسرچمنتشره در هر سال است. دانشمندان این کشور با همکاری دانشمندانی از چین وژاپن اقدام به انتشار پروژه - ریسرچنمودهاند. در دهه(2005 –1995)، دانشگاه مالایا (2862پروژه - ریسرچ)، دانشگاه سینزمالزی (2402پروژه - ریسرچ) و دانشگاه پوترا(1623پروژه - ریسرچ) به ترتیب سه مؤسسهی برتر شناخته شده اند.
9-8-2-2ازبکستاننرخ کل سواد این کشور 8/99% نرخ سواد مردان 6/99%وزنان 99 %می باشد ( آمار 2003). این کشور دارای آموزش عالی و زیرساختهای تحقیقاتی منظمی استدر فاصله سال های (2005 –1995)،دانشمندان این کشور 3924 پروژه - ریسرچدر نشریات ISI به چاپ رساندهاند. نسبت بیشتری از پروژه - ریسرچها در مقایسه با کشورهای دیگر با همکاری دانشمندان روسی منتشر میشود. اکثر پروژه - ریسرچها در زمینههای شیمی و فیزیک کاربردی نگارش میشوند. سه مؤسسه برتر در طی این سالها به ترتیب آکادمی علوم ازبک با 2169 پروژه - ریسرچ، دانشگاه ملی تاشکند با 399 پروژه - ریسرچو دانشگاه ملی سمرقند با 258 پروژه - ریسرچمیباشند.
جدول 2-2 وضعیت جمعیت، مساحت، تولید ناخالص ملی (GDP)، نرخ سواد و تعداد مقالات در فاصله سال های (2005 –1995) برای نه کشور برتر اسلامی نشان میدهد.(همان منبع).جدول 2-2 فهرست کشورهای برترمنطقه از نظر تولید علم(2005-1995)ردیف کشور جمعیت
(میلیون) مساحت
(هزارکیلومتر) GDP
(بیلیون دلار) نرخ سواد تعداد مقالات
1 ایران 17/68 1629 188/135 40/79 19114
2 کویت 33/2 82/17 316/42 50/83 5930
3 مصر 27/71 24/997 853/67 70/57 27723
4 ترکیه 71/70 63/769 701/239 50/86 82407
5 عربستان 06/24 69/2149 013/214 40/87 17472
6 لبنان 5/3 23/10 19 40/87 5431
7 امارات 4/4 6/83 436/50 78 4389
8 مالزی 44/24 55/328 161/103 70/88 10674
9 ازبکستان 26 4/425 949/9 3/99 3924
نتایج نشان میدهد که در فاصله سال های(2005 – 1995) جمهوری اسلامی ایران مقام سوم را در تولید مقالات، GDP و جمعیت در بین کشورهای اسلامی کسب نموده است. اما از نظر تولید مقالات علمی در سه سال اخیر مقام دوم را کسب نموده است.
از این بررسی میتوان چنین نتیجهگیری کرد که دانشگاههای ایران، از نظر تولیدات علمی میباید رقابت خود را با دانشگاههای کشورهای اسلامی ادامه دهد و در آینده نزدیک بتواند نسبت به سایرین مقام اول را کسب نماید.
جمهوری اسلامی ایران، هرچند که از نظر میزان سواد،GDP و مساحت ارضی در موقعیت نسبتاً بالائی قرار دارد، از نظر میزان مقالات منتشره در سال های(2005 – 1995) در جایگاه سوم قرار دارد. لذا میباید سهم GDPبرای رشد تحقیقات را افزایش داد و با نظارت مؤثر، بودجه تحقیقاتی به نحو احسن هزینه گردد. فعالیتهای علمی دانشمندان ایران در چند رشته محدود میشود، لذا نیاز است که تحقیقات ایران در زمینههای دیگر از قبیل علوم انسانی، هنر، علوم اجتماعی، پزشکی، علوم محیطی، کشاورزی و منابع طبیعی بیشتر گسترش یابد.(همان منبع)
9-2-2جدیدترین وضعیت پژوهش علمی ایران در مقایسه با سایر کشور های منطقه (2014)بر اساس آخرین آمار از پایگاه معتبر استنادی علوم بینالمللی اسکوپوس در سال 2014 ایران با تولید 25217 پروژه - ریسرچرتبه اول منطقه و 15 جهان را در اختیار دارد این پایگاه همچنین اعلام کرده است که پس از ایران کشور ترکیه قرار دارد .
پایگاه معتبر بینالمللی اسکوپوس، جمهوری اسلامی ایران را از نظر تولید علم کشور برتر منطقه اعلام کرده است. بعد از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه (22311)، رژیم اشغالگر قدس (10363)، عربستان سعودی (9616) و مصر (8622) به ترتیب رتبه های 19، 28، 34 و 37 جهانی و دوم، سوم، چهارم و پنجم منطقه را به خود اختصاص داده اند.
رتبه های ششم تا دهم منطقه از نظر تولید علم به امارات متحده عربی (1710 پروژه - ریسرچ)، اردن (1380 پروژه - ریسرچ)، قطر (1252 پروژه - ریسرچ)، لبنان (1126 پروژه - ریسرچ) و عراق (1037 پروژه - ریسرچ) تعلق دارد. رتبهی جهانی این کشورها به ترتیب 60، 63، 65، 67 و 68 است.(سایت پایگاه اسکوپوس،2014).
جدول3-2رتبه کشورهای منطقه از نظر تولید علم درسال 2014(اسکوپوس)اسکوپوس 2014 رتبه
تعدادمدرک کشور جهانی منطقه
25217 ایران 15 1
22311 ترکیه 19 2
10363 رژیم اشغالگر قدس 28 3
9616 عربستان سعودی 35 4
8622 مصر 37 5
1710 امارات متحده عربی 60 6
1380 اردن 63 7
1252 قطر 65 8
1126 لبنان 67 9
1037 عراق 68 10
710 عمان 78 11
651 کویت 83 12
283 سوریه 101 13
231 یمن 110 14
217 بحرین 113 15
10-2-2وضعیت ردهبندی 5 کشور برتر جهان در تولید علم(2011-2010)کشور آمریکا در سالهای 2010 و 2011 میلادی به ترتیب 21/23، 32/22 درصد از کل تولیدات علم دنیا را بر اساس آمار پایگاه استنادی اسکوپوس تولید کرده است. کل تولید علم این کشور در همین پایگاه در سالهای مزبور به ترتیب 508 هزار و 22، 476 هزار و 19 پروژه - ریسرچبوده است.
بر اساس پایگاه استنادی اسکوپوس، جمهوری خلق چین دومین کشور تولید کننده علم دنیاست. این کشور در سالهای 2010 و 2011 به ترتیب با تولید 322 هزار و 630 و 332 هزار و 283 پروژه - ریسرچدر حدود 15 درصد از کل تولیدات علم جهان را به خود اختصاص داده است.همچنین، مجموع تولیدات انگلستان در دو سال بررسی، با تولید حدود 5/6 درصد از کل تولیدات علم جهان به ترتیب 140 هزار 992 و 134 هزار و 869 پروژه - ریسرچاست.
رتبه چهارم در پایگاه اسکوپوس به کشور آلمان تعلق دارد. این کشور با تولید حدود 6درصد از کل تولیدات علم جهان در سالهای 2010 و 2011 به ترتیب 130 هزار و 887 و 126 هزار و 799 پروژه - ریسرچدر نشریات معتبر بین المللی منتشر کرده است.
پنجمین تولید کنند علم، ثبت شده در اسکوپوس، کشور ژاپن است. این کشور با تولید 23/5 درصد در سال 2010 و 87/4 درصد در سال 2011 از کل تولیدات علم جهان با تولید 114 هزار و 544 و 103 هزار و 846 پروژه - ریسرچرتبه پنجم جهان را کسب کرده است.(همان منبع)
جدول 4-2وضعیت 5 کشور اول تولید کننده علم جهان (2011-2010)ردیف کشور سال میلادی درصد تولید علمی تعداد مقالات
1 آمریکا 2011-2010 32/22-23/21 508022476019
2 چین 2011-2010 15 322630332283
3 انگلستان 2011-2010 5/6 140992134869
4 آلمان 2011-2010 6 130887126799
5 ژاپن 2011-2010 87/4-23/5 114544103846
11-2-2گستره پژوهش در دانشگاه فرهنگیان و راه کارهای توسعه آناغلب این پرسش از سوی افراد مختلف مرتبط با دانشگاه فرهنگیان مطرح می شودکه پژوهش در این دانشگاه دارای کدام قلمرو و گستره است. دانشگاه باید حامی کدام فعالیتهای پژوهشی باشد ؟ تأمل و پاسخگویی به این پرسش نکتهای بسیار مهم واستراتژیک محسوب میشود، چرا که تعیین محدودهی پژوهش، جهتگیریهای اساسی این حوزه را مشخص میسازند. اگر حوزه پژوهش در دانشگاه تعریف شود، فعالیتهایی همچون همایشها، سخنرانیهای علمی، نشر مجلات وکتابها، اجرای طرحهای پژوهشی وسایر فعالیتها در این حوزه، تابع این محدوده خواهند بود وانتظارات در این زمینه را متعادل ومتناسب با نیازها خواهند ساخت. بنابراین، ارائه تعریفی روشنتر از ابعاد کلی پژوهش در دانشگاه از هدر دادن منابع انسانی ومادی پژوهش جلوگیری خواهد نمود(ساکی،1393).
دانشگاه فرهنگیان مسوولیت تربیت معلم را بر عهده دارد. وجه تمایز این دانشگاه از سایر دانشگاهها همان تربیت معلم است. بر این اساس تربیت معلم می تواند حد و مرز پژوهش در دانشگاه فرهنگیان باشد .اما تربیت معلم بعنوان حوزهای میان رشتهای دامنهای گسترده از موضوعات را در بر میگیرد و به همین ترتیب ، گسترهای وسیع دارد. پژوهش در تربیت معلم هر موضوعی را که به تربیت و آماده سازی معلمان مرتبط است را در بر می گیرد (همان منبع،1393).
پژوهش در این دانشگاه در هشت دسته کلی طبقه بندی میگردد که هر یک ناظر بر بخشی از نیازهای موجود میباشد .
دسته نخست: با محوریت برنامههای درسی، آموزش ویاد گیری
پژوهشهای ناظر به تولید و تدوین یا روز آمد سازی و کارآمد سازی برنامه های درسی – آموزشی،تولید مواد و منابع آموزشی ( کتاب های درسی ) بر مبنای درسی ودر قالب طرح پژوهشی
دسته دوم: فرایندها
پژوهشهای ناظر به برنامه درسی اجرا شده در ابعاد مرتبط با دانشجو، حس، نگاه ونظر،استاد، کیفیت آموزش، نوآوریهای آموزشی، پژوهشی، کتب و منابع درسی – آموزشی،کیفیت خدمات آموزشی، کتابخانه ، اینترنت، دسترسی به منابع علمی،کیفیت کارورزی
دسته سوم : نتایج و برآیند ها
پژوهش های ناظر به برنامه درسی کسب شده - تجربه شده از بعد عملکردها ( به ویژه در سطح کلاس درس)،از بعد جو و بافت فرهنگی حاکم بر محیط( برنامه درسی پنهان )، کیفیت زیست وپیامهای مستتر در آن (نتایج زیست در کلاس درس، خوابگاه، فضاهای ورزشی، فضای باز، در کانونها وانجمنها)کسب شایستگیهای حرفهای، سنجش صلاحیتهای حرفهایعملکرد در مدرسه در مقاطع زمانی مختلف .
دسته چهارم: تصمیمگیری - مدیریتی
پژوهش هایمربوط به تصمیمگیریهای مدیریتی و با هدف ارتقاءسطح کیفی خدمات پشتیبانی به گروههای ذینفع ( دانشجویان، کارکنان واستادان)
دسته پنجم: پژوهشهای نظرورزانه و آیندهپژوهانه
ناظر به تحول در عرصه نظر و نظرورزی در ابعاد مختلف تربیت معلم در سطح ملی نظرورزی درباره تجولات ممکن در رویهها و سیاستهای جاری تربیت معلم در ایران


دسته ششم: پژوهشهای بینالمللی
مشارکت در پروژههای بینالمللی تربیت معلم در سطح ملی، رصد کردن تجربیات جهانی در حوزه رویکردها وعملکردها - نو آوریهای برنامهای، سازمانی وساختاری
دسته هفتم: پژوهشهای دانشجویی
دسته هشتم: مستند سازی ابتکارات و نو آوریهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، دانشجویی، پشتیبانی و رفاهی( مهر محمدی،1393)
حوزهی پژوهش در دانشگاه فرهنگیان نسبت به حوزههای عملکردی دیگر از توسعهیافتگی کمتری برخوردار است.این مهم به دلایل مختلفی است، از جمله اینکه: دانشگاه فرهنگیان به طور سنتی یک دانشگاه آموزش محور بوده است و کمتر به توسعه و انجام فعالیتهای پژوهشی توجه شده بود علاوه بر این، توسعه پژوهش با نگرشهایی کمتر حامی نیز مواجه بوده است، و به پژوهش به عنوان یک فعالیت زینتی و یا الویت دسته دوم نگریسته میشد. اگر چنین برداشتی (که البته خوشبختانه اکنون چنین نیست) ترویج شود پژوهش فرصت توسعه نخواهد یافت.
البته باید اعتراف کرد که با وجود کمبود ویا نبود فرصتهای پژوهشی در سطح دانشگاه، مدرسان واعضای هیأت علمی بودهاند که در حوزه پژوهش خوش درخشیدهاند وعملکرد بسیار ارزشمندی در این حوزه داشتهاند، البته تعداد آنها در مقایسه با انتظارات بالا نیست.به این ترتیب میتوان گفت رشد وتوسعه پژوهش در دانشگاه همزمان مستلزم کوششهای دانشگاه، مسوولان پردیسها ومراکز ومدرسان واعضای هیأت علمی دانشگاه است. (ساکی،1393)

–439

TOC h z t "عنوان فصل,1,تیتر های اصلی,2,تیتر های فرعی,3,تیترهای اصلی,2" چکیده PAGEREF _Toc415153508 h 1فصل اول: کلیات پژوهش1-2- بیان مسـاله PAGEREF _Toc415153512 h 31-3- ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc415153513 h 51-4- اهداف پزوهش PAGEREF _Toc415153514 h 71-4-1- هدف اصلی PAGEREF _Toc415153515 h 71-4-2- اهداف فرعی PAGEREF _Toc415153516 h 71-5- فـرضیـه های پژوهش PAGEREF _Toc415153517 h 81-5-1- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc415153518 h 81-5-2- فرضیه های فرعی PAGEREF _Toc415153519 h 81-6-تعاریف متغیرها PAGEREF _Toc415153520 h 81-6-1- تعاریف نظری متغیرها PAGEREF _Toc415153521 h 81-6-2- تعاریف عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc415153522 h 10فصل دوم :پیشینه پژوهش2-1- مقدمه PAGEREF _Toc415153525 h 112-2- مدیریت دانش PAGEREF _Toc415153526 h 122-3- چرخه مدیریت دانش PAGEREF _Toc415153527 h 122-3-1- تعریف و ماهیت تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153528 h 132-3-2- اهمیت تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153529 h 152-4- عوامل انسانی موثر بر تسهیم دانش در سازمان PAGEREF _Toc415153530 h 152-5- تئوری های مربوط به تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153531 h 172-6- موانع بالقوه تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153532 h 192-6-1- موانع بالقوه فردی تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153533 h 202-7- عوامل موثر بر تسهیم دانش طبق الگوی وانگ و همکارانش(2010) PAGEREF _Toc415153534 h 232-8- عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415153535 h 242-8-1- اهمیت نیروی انسانی در سازمان PAGEREF _Toc415153536 h 242-8-2- تعاریف عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415153537 h 242-8-3- عوامل موثر بر عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415153538 h 252-9- پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc415153539 h 302-9-1- تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc415153540 h 302-9-2- تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc415153541 h 312-10- خلاصه و جمع بندی PAGEREF _Toc415153542 h 322-11- مدل نظری پژوهش PAGEREF _Toc415153543 h 33فصـل سـوم: روش شناسی پژوهش3-1- مقدمه PAGEREF _Toc415153547 h 343-2- نوع و روش پژوهش PAGEREF _Toc415153548 h 343-3- جامعه آماری پژوهش PAGEREF _Toc415153549 h 353-4- نمونه و برآورد حجم نمونه پژوهش PAGEREF _Toc415153550 h 353-4-1- روش نمونه گیری PAGEREF _Toc415153551 h 353-5- ابزار جمع آوری اطلاعات PAGEREF _Toc415153552 h 363-5-1- پرسشنامه تسهیم دانش PAGEREF _Toc415153553 h 363-5-2- پرسشنامه عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415153554 h 373-6- تعیین روایی و پایایی ابزارهای اندازه گیری پژوهش PAGEREF _Toc415153555 h 373-6-1- روایی پرسشنامه PAGEREF _Toc415153556 h 373-6-2- پایایی پرسشنامه ها PAGEREF _Toc415153557 h 383-7- روش های تجزیه و تحلیل آماری PAGEREF _Toc415153558 h 39فصل چهارم: نتایج
4-1- مقدمه PAGEREF _Toc415153561 h 414-2- تشریح یافته های توصیفی مورد مطالعه PAGEREF _Toc415153562 h 414-2-1- داده های جمعیت شناختی پرسشنامه PAGEREF _Toc415153563 h 424-3- یافته های استنباطی PAGEREF _Toc415153564 h 48 HYPERLINK l "_Toc415153565" فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 5-1- مقدمه PAGEREF _Toc415153567 h 565-2- خلاصه PAGEREF _Toc415153568 h 565-3- خلاصه نتایج آزمون فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc415153569 h 575-3-1- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc415153570 h 575-3-1-1- فرضیه فرعی اول585-3-1-2- فرضیه فرعی دوم595-3-1-3- فرضیه فرعی سوم605-3-1-4- فرضیه فرعی چهارم615-3-1-5- فرضیه فرعی پنجم625-3-1-6- فرضیه فرعی ششم635-4- پیشنهادات PAGEREF _Toc415153571 h 635-4-1- پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc415153572 h 635-4-2-پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc415153573 h 655-5- محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc415153574 h 65فهرست منابع PAGEREF _Toc415153575 h 67پیوست ها PAGEREF _Toc415153576 h 74چکیده انگلیسی PAGEREF _Toc415153577 h 76

فهرست جدولهاعنوان صفحه
TOC f h z t "جدول,1" جدول(3-1): توزیع سوالات تسهیم دانش PAGEREF _Toc415154323 h 36جدول(3-2): طیف لیکرت پرسشنامه تسهیم دانش PAGEREF _Toc415154324 h 37جدول(3-3): طیف لیکرت پرسشنامه عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154325 h 37جدول (3-4): ضرایب پایایی کل پرسشنامه های تسهیم دانش، عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154326 h 39جدول (3-5): ضرایب پایایی کل پرسشنامه مؤلفه های تسهیم دانش PAGEREF _Toc415154327 h 39جدول (4-1): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب سن PAGEREF _Toc415154328 h 42جدول (4-2): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب میزان تحصیلات PAGEREF _Toc415154329 h 43جدول(4-3): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب جنس PAGEREF _Toc415154330 h 44جدول(4-4): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب سابقه خدمت PAGEREF _Toc415154331 h 45جدول(4-5): میانگین و انحراف معیار نمرات تسهیم دانش و عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154332 h 46جدول(4-6): میانگین و انحراف معیار مؤلفه های تسهیم دانش PAGEREF _Toc415154333 h 47جدول (4-7): ضریب همبستگی بین تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154334 h 48جدول (4-8): ضریب همبستگی بین بعد تعاملات شخصی از تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154335 h 48جدول (4-9): ضریب همبستگی بین بعد ارتباطات سازمانی از تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154336 h 49جدول (4-10): ضریب همبستگی بین بعد تعامل با جامعه از تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154337 h 50جدول (4-11): ضریب همبستگی بین بعد همکاری های مکتوب از تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154338 h 50جدول (4-12): جدول ضریب همبستگی چندگانه ابعاد تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154339 h 51جدول (4-13): جدول ضریب بتا در پیش بینی ابعاد تسهیم دانش با عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154340 h 52جدول (4-14):جدول متغیرهای بیرون معادله در رگرسیون برای پیش بینی عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154341 h 52جدول (4-15): تحلیل واریانس چندراهه نمرات تسهیم دانش با توجه به متغیرهای دموگرافیک PAGEREF _Toc415154342 h 53جدول (4-16): آزمون زوجی مقایسه میانگین نمرات تسهیم دانش بر حسب سن PAGEREF _Toc415154343 h 53جدول (4-17): آزمون زوجی مقایسه میانگین نمرات تسهیم دانش بر حسب مدرک تحصیلی PAGEREF _Toc415154344 h 54جدول (4-18): آزمون زوجی مقایسه میانگین نمرات تسهیم دانش بر حسب سابقه خدمت PAGEREF _Toc415154345 h 54جدول (4-19): تحلیل واریانس چندراهه نمرات عملکرد شغلی با توجه به متغیرهای دموگرافیک PAGEREF _Toc415154346 h 55جدول (4-20): آزمون زوجی مقایسه میانگین نمرات عملکرد شغلی بر حسب سن PAGEREF _Toc415154347 h 55جدول (4-21): آزمون زوجی مقایسه میانگین نمرات عملکرد شغلی بر حسب سابقه خدمت PAGEREF _Toc415154348 h 55
فهرست شکلهاعنوان صفحه
TOC f h z t "نمودار,1" شکل (4-1): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب سن PAGEREF _Toc415154908 h 42شکل (4-2): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب میزان تحصیلات PAGEREF _Toc415154909 h 43شکل (4-3): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب جنس PAGEREF _Toc415154910 h 44شکل (4-4): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب سابقه خدمت PAGEREF _Toc415154911 h 45شکل (4-5): مقایسه میانگین نمرات تسهیم دانش و عملکرد شغلی PAGEREF _Toc415154912 h 46شکل (4-6): مقایسه میانگین مؤلفه های تسهیم دانش PAGEREF _Toc415154913 h 47

چکیدهپژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تسهیم دانش با عملکرد شغلی کارکنان اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان به تعداد 700 نفر بود که از این تعداد 241 با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه تسهیم دانش جعفری (1393) با 24 گویه و پرسشنامه استاندارد عملکرد شغلی پاترسون (1970) با 20 گویه بر اساس مقیاس 5 درجه ای لیکرت بود که روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظرات چند نفر از پاسخگویان و متخصصان تایید شد و پایایی آن ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 79/0 و 82/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار spss در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس) انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد بین تسهیم دانش با عملکرد شغلی( 460/0=r، (05/0>(p رابطه معنادار وجود داشت. همچنین رابطه بین بعد تعاملات شخصی( 295/0=r) (01/0> (p، تعامل با جامعه (281/0=r) (015/0>(p وهمکاری های مکتوب ( 661/0=r) (01/0>(p با عملکرد شغلی معنادار بود. از بین متغیرهای مورد مطالعه در رگرسیون بهترین پیش بینی کننده عملکرد شغلی در گام اول بعد همکاری های مکتوب و در گام دوم بعد تعامل با جامعه و در گام سوم تعاملات شخصی بوده است. نتایج همچنین نشان داد بین نظرات پاسخ گویان در متغیر تسهیم دانش وابعاد آن بر حسب سن، مدرک و سابقه و در عملکرد شغلی برحسب سن و سابقه تفاوت معنی داری وجود داشت.
واژگان کلیدی: تسهیم دانش، تعاملات شخصی، تعامل با جامعه، همکاری های مکتوب ، ارتباطات سازمانی، عملکرد شغلی

فصل اول: کلیات پژوهش1-1-مقدمه
بررسی نظریه اندیشمندان سازمان و مدیریت در دو دهه اخیر انباشته از مفاهیمی است که همگی تاکید بر تغییر در محیط سازمان‌ها ، شرایط و شیوه‌های کسب و کار دارند. دوران کنونی را عصر دانش و اطلاعات نام نهاده‌اند که مبتنی بر دانایی است. سازمان‌های امروزی در محیط رقابتی قرار گرفته‌اند که ناشی از تغییرات محیطی و سازمانی گسترده‌ای است. تغییرات محیطی آنچنان سریع و غیر قابل پیش‌بینی است که کوچکترین غفلت از آن‌ها می‌تواند سازمان را از یک برتری رقابتی محروم و سازمان‌های دیگر را با فرصت‌های خاصی مواجه کند. یکی از مهمترین تغییرات محیطی که سازمان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد استفاده از دانش در سازمان و میان کارکنان برای بهبود عملکردشان است که در واقع منبعی پایان ناپذیر برای سازمان‌ها جهت ایجاد برتری در محیط رقابتی است. این فصل با محوریت رابطه دو متغییر تسهیم دانش و عملکرد سازمانی به بیان مسئله ، اهمیت و ضرورت پژوهش ، اهداف ، سوالات و تعاریف نظری و عملیاتی متغییرها پرداخته است.
1-2-بیان مسـاله
امروزه دانش و اطلاعات به عنوان عامل تعیین کننده ای در موفقیت و قدرت پذیری سازمان ها تبدیل شده است. با افزایش تاکید دولت بر ایجاد جامعه دانشی و اولویت حرکت به سوی اقتصاد دانش محور(در برنامه چهارم توسعه) مسئله اساسی درک این موضوع است که چگونه از دانش به عنوان یک منبع مهم کسب مزیت رقابتی ،استفاده شود. در این راستا بسیاری از سازمان ها تلاش خود را بر این مسئله متمرکز نموده اند که چگونه می توانند دانش را در سازمان مدیریت نمایند. دانش مقوله ای نظامند است و نیازمند توجه همه جانبه به عوامل مختلف سازمانی می باشد (حدت، 1387).
دانش یکی از سرمایههای اصلی سازمان تلقی میشود و هر سازمانی که بیشتر از این سرمایه برخوردار باشد بهتر میتواند با چالشهای موجود برخورد کند و در عرصه رقابت بطور موفق عمل کند. امروزه همهی محققان و گروههای علمی اذعان دارند؛ برای اینکه سازمانها بتوانند در دنیای رقابت حضور مستمر و پایدار داشته باشند، باید حول محور علم و دانش فعالیت کرده و کارکنان خود را مجهز به ابزار دانش کنند، که بتوانند با مدیریت صحیح از دانش و تجربیات کارکنان خود استفادهی بهینه کرده و دائما افکار و اندیشههای جدید را در سازمان پرورش دهند که این امر جز با مدیران و کارکنان خلاق و نوآور امکان نمیپذیرد.(شاین ،1389).
یکی از موضوعات مرتبط با دانش، تسهیم دانش است.تسهیم دانش فعالیتی است که طی آن کارکنان اطلاعات مرتبط را به دیگران در سازمان انتقال می دهند. تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده ولی ارزش آفرین، بنیاد و پایهء بسیاری از استراتژی های مدیریت دانش در سازمان ها می باشد. پژوهشگران و متخصصان تأکید می کنند که تسهیم دانش بسیار مهم است و هنگامی که انتقال داده نشود به عنوان مانعی بر سر راه سازمان در زمینه بهبود عملکرد و رقابت پذیری می شود و نمی گذارد سازمان به صورت کارا و اثربخش عمل کند.( روسکا، 2005).
بسیاری از محققان بیان کرده اند که نسبت به فرایند تسهیم دانش و اهمیت آن درک کافی وجود ندارد. تسهیم دانش فقط یک موضوع نیست، بلکه یک مشکل برای سازمان هاست چون عدم تسهیم اطلاعات در سازمان منتهی به مرگ سازمان می شود(ریگ، 2005).
یکی از اهداف اساسی مدیریت دانش، عملی ساختن یا بهبود تسهیم یا انتقال دانش در بین واحدهای مختلف سازمان است(جعفری، 1393). اگر افراد بتوانند دانشی که بصورت فردی از کار خود دارند را به کار گیرند و نیز آن را به اشتراک بگذارند، هم سازمان و هم فرد می تواند بهتر رشد کند واگر نتواند به صورت موثری در سازمان به اشتراک گذاشته شود شبیه این است که از بین رفته است.(علوی و لیدنر،2001). به نظر می رسد یکی از پیامد های تسهیم دانش، نقشی است که تسهیم دانش در عملکرد شغلی از خود به جا می گذارد.
طبق تعریف فرهنگ لغت آکسفورد عملکرد یعنی هر آنچه که افراد و ماشینها انجام میدهند. برخی عملکرد را معادل اثربخشی و کارایی میدانند و برخی اعتقاد دارند عملکرد عبارتست از جمع همه فرآیندهایی که به مدیریت کمک میکند تا بتواند با نیم نگاهی به ایجاد یک سازمان عملگرا در آینده(برای مثال یک سازمان کارا و اثربخش) اقدام مناسب اتخاذ کند. به عبارت دیگر عملکرد عبارتست از انجام هرآنچه درامروز که منجر به نتایج قابل سنجش ارزشمند در آینده میشود(نیلی و همکاران، 2010). عملکرد را معمولا به صورت ساده در قالب مفاهیم خروجی نیز به این صورت میتوان تعریف کرد: « دستیابی به اهداف کمی» یا « عملکرد یعنی هم رفتارها و هم نتایج» (آرمسترانگ، 2006).
عملکرد شغلی به عنوان دستاورد های شخصی بر مبنای استاندارد سازمانی و قوانین و مقررات تعریف می شود. عملکرد شغلی عبارتست از محصول و بازده افراد در رابطه با عملی که انجام می دهند ،بعبارتی عملکرد همان کار واقعی افراد با توجه به شرح وظایفش می باشد .(نور علیزاده ، 1383 ، ص104). در تعریفی دیگر عملکرد عبارتست مجموع رفتارهای در ارتباط با شغل که افراد از خود نشان می دهند (کشاورزی ، 1386(.
عملکرد معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته ی کلیدی می باشد که بعنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد اثر بخشی افراد، گروه ها و سازمانها عمل می کند. عملکرد عبارتست از حاصل فعالیت های یک فرد از لحاظ اجرای وظایف محوله در مدت زمان معین. عملکرد حاصل یا نتیجه ی فرآیند و تحقق اهداف می باشد. فرآیند بدین معنی است که انجام هر کاری در مراحلی باید انجام گیرد تا آن کار انجام بپذیرد و تحقق اهداف بدین معنی است که با رعایت مراحل کاری آن هدف تحقق پیدا کند. عملکرد رفتاری است در جهت رسیدن به اهداف سازمانی و اندازه گیری شده یا ارزش گذاری شده است (رضائی ، 1391 ، ص68).
مطابق با مبانی نظری در حیطه رفتار سازمانی متغیرهای گوناگونی عملکرد افراد در محیط کار را تحت تاثیر قرارمی دهند که از جمله آن می توان به سهیم شدن کارکنان در دانش سازمانی و فردی اشاره نمود. این موضوع به خصوص در عصر کنونی با وجود سیستمهای اطلاعاتی و فن آوریهای سازمانی و موضوع مدیریت بر داراییهای دانشی سازمان در خور توجه شده است.
 اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان در سال 1390 با تصویب مجلس شورای اسلامی مبنی بر ادغام سه وزارتخانه تعاون ، کار و رفاه اجتماعی به شکل جدید شروع به فعالیت نمود. از مهمترین وظایف و رسالتهای این اداره کل می توان برنامه ریزی و نظارت بر اجرای قوانین کار ، تعاون و تدوین نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی سیاستگذاری و برنامه ریزی به منظور تنظیم روابط کار ، بررسی و رفع مسایل و مشکلات جامعه کارگری ، تنظیم روابط کارگری و کارفرمایی در راستای سیاست حفظ و صیانت از نیروی کار، سیاستگذاری و برنامه ریزی به منظور تعمیم و گسترش نهادهای مدنی و تشکلها در حوزه تعاون ، کار و رفاه اجتماعی ، تنظیم مقررات و ضوابط ، معیارها و توصیه نامه های ایمنی و استانداردهای کار و تعیین حداقل دستمزد سالیانه کارگران در شورای عالی کار، سیاستگذاری ، برنامه ریزی و اداره امور مربوط به مجامع و شوراهای عالی در حوزه تعاون ، کار ورفاه اجتماعی وتعیین سیاستها و راهبردهای اشتغال و برنامه ریزی مربوط به آن در چهارچوب برنامه ها و سیاستهای کلان دولت اشاره کرد. با توجه به اهدافی که برای این سازمان ذکر گردید و همچنین تاکید این سازمان براشتراک دانش به عنوان وسیله ای برای تبادل دانشهای کاری و الزام کارکنان به شرکت در فرایند تسهیم دانش توسط مدیریت این سازمان از طریق راه اندازی اتاقهای گفتگو، دعوت از پیشکسوتان سازمانی به منظور بهره گیری از تجارب آنان، اقدامات اولیه راه اندازی پایگاه داده سازمانی و سیستمهای اطلاعات مدیریت از یک طرف و هدف گذاری مدیریت به منظور ارتقاء عملکرد شغلی کارکنان از طریق آموزشهای ضمن خدمت، مشارکت در تصمیم گیری ، پرداختهای مادی و غیر مادی پژوهشگر را بر آن داشت تا رابطه تسهیم دانش را با عملکرد شغلی مورد بررسی قرار داده و پاسخی برای این سوال بیابد که در سازمان مورد مطالعه رابطه این دو متغیر چگونه بوده و کدام یک از ابعاد تسهیم دانش قادر به پیش بینی عملکرد شغلی بوده و باید مورد توجه ویژه واقع گردد.
1-3- ضرورت پژوهشمتخصصان و مدیران اجرایی هر سازمان، گنجینه‌ای از تجربیات ارزنده و دانش آموخته‌شده در سازمان هستند. بازنشسته‌ شدن هر فرد، به ‌مفهوم خروج انبوهی از تجربیات و دانش از سازمان است که کسب دوباره آنها، مستلزم هزینه بسیار، دوباره‌کاری و اشتباهات مجدد است. نتایج پژوهشی که در اروپا انجام شده‌است، نشان داد که نیمی از سازمان‌های شرکت‌کننده در پژوهش، کارمندان کلیدی را از دست داده‌اند که 43 درصد دانش سازمانی را در اختیار داشته‌ و رفتن آنها عملاً منجر به بازگشت به عقب سازمان بوده است. همچنین 13درصد آنها، کارمندانی را از دست داده‌اند که سازمان را با مشکل مواجه کرده است. غالب سازمان‌ها معتقد بوده‌اند که بیشتر دانش مورد نیاز آنها در سازمان وجود داشته، ولی شناسایی، بازیابی و به‌کارگیری آن مشکل اصلی آنها بوده ‌است. از همین رو انتقال دانش به عنوان یکی از جنبه‌های مدیریت سازمانی همیشه و به شکل‌های مختلف وجود داشته است. بحث و گفتگو با همکاران، کتابخانه‌های سازمانی، آموزش‌های حرفه‌ای، مربیگری کارکنان جدید و موارد مشابه دیگر راهکارهای سنتی در این زمینه بوده است. اما امروزه برنامه‌های مدیریت دانش سعی می‌کنند به صورت آشکار به ارزیابی و مدیریت فرایندهای خلق یا شناسایی، گردآوری و به‌کارگیری دانش در کل سازمان بپردازند. مستند‌سازی و ایجاد مخزن دانش فنی، علاوه بر ایجاد بهره‌وری بالا، امکان کاهش اشتباهات تکراری در اقدامات آتی کارمندان و عدم از دست‌رفتن دانش آنان پس از ترک سازمان را فراهم می‌کند (زارع ، 1387).
بنابراین می‌توان گفت پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان دست‌کم منافع زیررا به همراه خواهد داشت:
ایجاد هم‌‌افزایی سازمانی به‌دلیل بهره‌برداری سایر افراد از تجربه‌های به‌دست آمده
ایجاد احساس و چشم‌انداز مشترک به‌دلیل مستندسازی و انتقال تجربیات
تسهیل گردش اطلاعات و تجربه‌ها به‌دلیل مستندشدن آنها
ایجاد و گسترش بینش، دانش، توان و خلاقیت در بین مدیران و کارکنان
افزایش بهره‌وری سازمانی از طریق توجه به مستندسازی معیارهای مربوط به کارایی و اثر‌بخشی
گسترش توجه به مشتری (ارباب رجوع) که عامل ایجاد، بقا و توسعه سازمان است.
استخراج نظریه‌های جدید، از درون تجربه‌های تکراری در زمان‌ها و بوسیله افراد مختلف
سازمان مورد مطالعه (اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان) برای هم سو شدن با تغییرات گسترده محیطی و بقا نیازمند بکارگیری تسهیم دانش می باشد. این پژوهش برای سازمان یک ارزش جدید ایجاد نمود تا بتواند با بهبودکارائی، اثربخشی و قدرت رقابت پذیری از طریق تسهیم دانش درسازمان، عملکرد سازمان و کارکنان را ارتقاء بخشد. همچنین یک دیدگاه و تئوری در مورد اهمیت تسهیم دانش در بالا بردن عملکرد برای رهبران و کارکنان سازمانی ایجاد و ضرورت اهمیت ایجاد روابط کارکنان و تسهیل انتقال دانش به سازمان را نمایان نمود.
به علاوه به دلیل جایگاه حاکمیتی این سازمان در میان جامعه ، اهمیت و لزوم مستندسازی و تبادل تجربیات ، همراستایی با چشم‌انداز توسعه دولت ، بازنشستگی و جدا شدن کارکنان از سازمان ، شناسایی منابع دانشی سازمان و انتقال دانش آنها از جمله ضرورت های پژوهش حاضربود. به نظر می رسد این پژوهش قادر است در زمینه های زیر به مدیران این سازمان کمک شایان توجهی نماید :
غنی نمودن پژوهش های انجام شده در حیطه تسهیم دانش در سازمان مورد مطالعه
شناسائی روابط بین ابعاد تسهیم دانش و عملکرد شغلی
کمک به مدیران سازمانی به منظور شناسائی ابعادی از تسهیم دانش که می تواند پیش بینی کننده عملکرد شغلی باشد.
تاکید و توجه بر ابعاد پیش بینی کننده که رتبه بالاتری را در بین ابعاد تسهیم دانش دارند.
کمک به ارتقاء عملکرد شغلی از طریق تاکید بر تسهیم دانش
1-4- اهداف پزوهش1-4-1- هدف اصلی :
1-تعیین رابطه بین تسهیم دانش و عملکرد شغلی در اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان
1-4-2- اهداف فرعی :1-تعیین رابطه بین بعد تعاملات شخصی از تسهیم دانش و عملکرد شغلی
2- تعیین رابطه بین بعد ارتباطات سازمانی از تسهیم دانش و عملکرد شغلی
3- تعیین رابطه بین بعد تعامل با جامعه از تسهیم دانش و عملکرد شغلی
4- تعیین رابطه بین بعد همکاری های مکتوب از تسهیم دانش و عملکرد شغلی
5- تعیین توان پیش بینی عملکرد شغلی از طریق ابعاد تسهیم دانش
6- تعیین تفاوت بین نظرات پاسخگویان در بعد تسهیم دانش بر حسب عوامل دموگرافیک (جنس ، سن ، سابقه خدمت ، تحصیلات و ... )
7- تعیین تفاوت بین نظرات پاسخگویان در بعد عملکرد شغلی بر حسب عوامل دموگرافیک (جنس، سن، سابقه خدمت ، تحصیلات و ... )
1-5- فـرضیـه های پژوهش1-5-1- فرضیه اصلی:
1-بین تسهیم دانش و عملکرد شغلی در اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان رابطه وجود دارد.
1-5-2- فرضیه های فرعی :1 - بین بعد تعاملات شخصی از تسهیم دانش و عملکرد شغلی رابطه وجود دارد.
2- بین بعد ارتباطات سازمانی از تسهیم دانش و عملکرد شغلی رابطه وجود دارد.
3- بین بعد تعامل با جامعه از تسهیم دانش و عملکرد شغلی رابطه وجود دارد.
4- بین بعد همکاری های مکتوب از تسهیم دانش و عملکرد شغلی رابطه وجود دارد.
5- ابعاد تسهیم دانش توان پیش بینی عملکرد شغلی را دارا می باشد.
6- بین نظرات پاسخگویان در بعد تسهیم دانش بر حسب عوامل دموگرافیک (جنس ، سن ، سابقه خدمت ، تحصیلات و ... ) تفاوت وجود دارد.
7- بین نظرات پاسخگویان در بعد عملکرد شغلی بر حسب عوامل دموگرافیک (جنس ، سن ، سابقه خدمت ، تحصیلات و ... ) تفاوت وجود دارد.
1-6-تعاریف متغیرها1-6-1- تعاریف نظری متغیرها:
ارتباطات سازمانی: شامل رفتارهای تسهیم دانش به صورت تعاملات رسمی داخل یا بین تیم ها یا واحد های کاری است (ازبیک، ،2011،ص71).
تسهیم دانش: به میزانی تعریف می شود که یک فرد دانش خود را با سایر افراد، سازمان ها و یا گروه ها به اشتراک می گذارد (ازبیک، ،2011،ص71).
تعاملات شخصی: شامل رفارهای تسهیم دانش از طریق تعاملات غیر رسمی بین افراد یا کمک به سایر کارمندانی که عملکردشان به آن ها نزدیک است می باشد (ازبیک، ،2011،ص72).
تعامل با جامعه: رفتارهای تسهیم دانش در تعاملات اجتماعی می باشد که گروه هایی از کارمندان به طور داوطلبانه روی یک موضوع باعلایق عمومی به یک روش فردی ارتباط برقرار نمایند(ازبیک، ،2011،ص72).
دانش: دانش ترکیب سیالی از تجارب نظام یافته، ارزش ها، اطلاعات مفهومی، بصیرت ها و بینش های متخصصانی است که چارچوبی برای ارزیابی و تلفیق تجارب جدید و اطلاعات فراهم می آورد. دانش در واقع استنباط و استنتاج آن ذهن است که فعالیت می کند. در سازمان دانش نه تنها در اسناد سازمان بلکه در روش ها، فرآیندها،رویه ها و هنجارهای سازمان جا دارد (داونپورت و پروساک،1998،ص21).
عملکرد شغلی: رفتارهای واقعی که انتظار می رود کارمند در یک شغل بخصوص نشان دهد. عملکرد اثربخش یک شغل عبارتست از حصول نتایج خاص یا دستیابی به نتایج خاص از پیش تعیین شده برای شغل (نظیر درآمد)، از طریق انجام اقداماتی خاص به طوری که مطابق با سیاست ها، رویه ها و شرایط محیط سازمانی باشد (ابزری و همکاران،1389).
مدیریت دانش: مدیریت دانش فرآیندی است که به سازمان ها در کشف، انتخاب، سازماندهی، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و تجارب ضروری برای فعالیت هایی از قبیل حل مساله، یادگیری پویا، برنامه ریزی استراتژیک و تصمیم گیری کمک می کند (ابزری و همکاران،1389).
همکاری های مکتوب: شامل رفتارهای کارمندان در زمینه اشتراک ایده ها، اطلاعات ، تخصص هایشان از طریق اسناد کتبی به جای دیالوگها، که می تواند برای سایر کارمندان و سازمان مفید باشند (ازبیک، 2011،ص72).
1-6-2-تعاریف عملیاتی متغیرها:تسهیم دانش: منظور از تسهیم دانش در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش جعفری (1393) با 24 گویه به دست آمده است.
تعاملات شخصی: منظور از تعاملات شخصی در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش جعفری (1393) ذیل گویه 1 تا 7 به دست آمده است.
ارتباطات سازمانی: منظور از ارتباطات سازمانی در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش جعفری (1393) ذیل گویه 8 تا 11 به دست آمده است.
تعامل با جامعه: منظور از تعامل با جامعه در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش جعفری (1393) ذیل گویه 12 تا 19 به دست آمده است.
همکاری های مکتوب: منظور از همکاری های مکتوب در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش جعفری (1393) ذیل گویه 20 تا 24 به دست آمده است.
عملکرد شغلی: منظور از عملکرد شغلی در این پژوهش میزان نمره ای است که از پاسخ پاسخگویان به پرسشنامه استاندارد عملکرد شغلی پاترسون بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت ذیل گویه 25 تا 44 به دست آمده است.

فصل دوم: پیشینه پژوهش2-1- مقدمهدر عصرحاضر نیروی انسانی یکی از مهمترین شاخصهای پیشرفت و توسعه یافتگی جوامع بشمار می رود و کشوری می تواند مسیر رشد و بالندگی را طی نماید که با مشارکت تمامی اقشار جامعه زمینه های لازم برای شکوفایی استعدادهای نهفته و بهره گیری از امکانات مادی، انسانی و فرهنگی جامعه را فراهم آورد. وقتی مشارکت در سازمانی پیاده شود، تمام کارکنان وجود خود را محترم، با ارزش، کارساز یافته و خود را درسرنوشت سازمان سهیم، متعهد و وفادارمی دانند. بنابراین دخالت و مشارکت کارکنان در تصمیم گیریهای سازمان ، در عمل باعث افزایش حس مسئولیت پذیری و تعهد در قبال تصمیمات اتخاذ شده می گردد .
بعلاوه، امروزه دانش و اطلاعات به عنوان عامل تعیین کننده ای در موفقیت و قدرت پذیری سازمان ها تبدیل شده است. با افزایش تاکید دولت بر ایجاد جامعه دانشی و اولویت حرکت به سوی اقتصاد دانش محور(در برنامه چهارم توسعه) مسئله اساسی درک این موضوع است که چگونه از دانش به عنوان یک منبع مهم کسب مزیت رقابتی استفاده شود. در این راستا بسیاری از سازمان ها تلاش خود را بر این مسئله متمرکز نموده اند که چگونه می توانند دانش را در سازمان مدیریت نمایند. دانش مقوله ای نظامند است و نیازمند توجه همه جانبه به عوامل مختلف سازمانی می باشد (حدت،1387).


2-2- مدیریت دانشمدیریت دانش را میتوان به عنوان روشی برای بهبود عملکرد، بهره وری و رقابت پذیری، بهبود کسب و کار، تسهیم و استفاده از اطلاعات درون سازمان، ابزاری برای بهبود تصمیم گیری، طریقی برای بدست آوردن بهترین روش ها، راهی برای کاهش هزینه ها و روشی برای نوآورتر شدن سازمان تعریف نمود (منوریان، عسگری و آشنا، 1386). هالست(2003) مدیریت دانش را فرایندی میداند که سازمان ها بواسطه آن فرایند تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه ای موثر در تصمیمهای خود بکار گیرند. میتوان گفت که مدیریت دانش، پدیده ای اجتماعی است. رایانه، فناوری اطلاعات و نظایر اینها تضمین کننده موفقیت مدیریت دانش نیستند. مدیریت دانش پایان ناپذیر است، زیرا حرکت از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش هیچگاه به پایان نمیرسد، کارکنان و مدیران سازمانی(محیط درونی) ارباب رجوع و سایر ذینفعان(محیط بیرونی) در قلمرو مدیریت دانش قرار میگیرند (ابطحی و صلواتی، 1385،ص34).
2-3- چرخه مدیریت دانشمدیریت دانش فرآیندی چند مرحله ایست. در یک تقسیم بندی مدیریت دانش خود شامل 4 مرحله ایجاد دانش، ذخیره سازی دانش، تسهیم دانش و کاربرد دانش می باشد.
ایجاد دانش: ایجاد دانش شامل فعالیت هایی است که به تغییر شکل و ترکیب مجدد قطعات موجود دانش، محدود کردن کاستی ها، تقویت تحقیق ها و توسعه قابلیت ها، پویش و کنترل محیط های بیرون از سازمان می پردازد. دانش انسان به واسطه کارکرد مشترک بین دانش ضمنی و دانش صریح، خلق و توسعه می یابد، بدین ترتیب آنها چهار شیوه اجتماعی سازی، برون سازی، تلفیق و درون سازی را برای خلق دانش در سازمان بیان کردند (نوناکا و تاکوچی، 1995).
ذخیره دانش: در حالی که افراد دانش را خلق میکنند و آن را یاد میگیرند، ممکن است آن را فراموش کنند، حتی چگونگی خلق دانش یا چگونگی کسب آن را از یاد ببرند. بنابراین حافظه (سازمانی یا فردی) نیازمند ذخیره، سازماندهی و بازیابی دانش افراد است. حافظه سازمانی بدین صورت تعریف میگردد: وسیله ای که از طریق آن دانش، تجربیات گذشته و رخدادهایی که بر فعالیت های کنونی تأثیر میگذاردند، ذخیره میگردند.حافظه سازمانی اشکال مختلفی از دانش مستندات مکتوب، پایگاه داده ها و دانش انسانی کدگذاری شده در شکل سیستم های خبره، مستندات فرایندها و رویه های سازمانی است. حافظه ی فردی مبتنی بر مشاهدات، تجربیات و فعالیت های افراد است. بنابراین ذخیره دانش به دانش صریح و دانش ضمنی اشاره دارد که باید جذب و مستند شوند (زندی، 1390).
تسهیم دانش: کلیه فعالیت های مربوط به انتقال یا توزیع دانش از یک فرد یا سازمان به فرد، گروه یا سازمان دیگر، فرآیند انتشار یا تسهیم دانش نامیده میشود (لی،2001). در الگوهای سنتی، سازمان ها و افراد اغلب تمایلی به انتقال و تسهیم دانشی که از آن برخوردار بودند را نداشته و بجای اینکه به دانش به عنوان یک سرمایه علمی نگاه کنند، آن را به عنوان منبع قدرت، اهرم نفوذ و ضامن استمرار شغل خود می پنداشته و تمایلی به تسهیم آن با دیگران نداشتند. سازمانی که از تسهیم اطلاعات و خلق دانش در میان اعضایش حمایت میکند، بیشتر میتواند فرآیندهای مؤثر و کارآمدی را تعریف کند و عملکرد سازمانی خود را بهبود بخشد .در سازمانی که از فرهنگ تسهیم دانش برخوردار است، افراد ایده ها و بینش های خود را با دیگران تسهیم میکنند، زیرا بجای اینکه مجبور به این کار باشند، آن را یک فرایند طبیعی میدانند. بنابراین، باید در بین اعضای سازمان این انگیزه را بوجود آورد که بدون ترس از از دست دادن موقعیت خود به تسهیم دانش در سازمان بپردازند (ابطحی و صلواتی 1385).
کاربرد دانش: دانش به خودی خود ارزشمند نیست، آن زمان ارزشمند خواهد بود که بکار گرفته شود (لی ، 2001). تمامی سعی مدیریت دانش بر آنست تا اطمینان حاصل کند که آیا دانش موجود سازمان بطور مفید در جهت منفعت آن بکار برده میشود یا خیر. در اینجا باید موانعی که بر سر راه استفاده مفید از دانش وجود دارند، شناسایی و رفع شوند تا بتوان اطمینان حاصل کرد که مهارت های ارزشمند و دارایی دانش کاملاً مورد بهره برداری قرار میگیرند (ابطحی و صلواتی 1385).
2-3-1- تعریف و ماهیت تسهیم دانشتسهیم دانش انتشار داوطلبانه مهارت ها و تجربیات اکتسابی به سایر افراد است (لاو و انگایی،2008، ص 23). به بیان دیگر تسهیم دانش به عنوان اقدامی تعریف می شود که افراد طی آن اطلاعات مربوط را میان دیگران منتشر میکنند (بارتل و سریواستاوا،2002).
به نظر درمت تسهیم دانش بدین صورت تشریح شده که وقتی که می گوییم فردی دانش خود را تسهیم می کند ، به این معنی است که آن فرد ، فرد دیگری را با استفاده از دانش ، بینش وافکار خود راهنمایی می کند تا او را کمک کند که موقعیت خود را بهتر ببیند. بعلاوه فردی که دانش خود را تسهیم می کند ، ایده آل این است و باید از هدف دانش تسهیم شده ، و کاربرد آن ، و همچنین از نیازها و شکاف های اطلاعاتی فرد گیرنده دانش اطّلاع داشته باشد. این بیانگر این نکته است که همه کارکنان نیاز به تسهیم دانش خود ندارند ، زیرا ممکن است دانش آنان بکار گرفته نشود و یا از آن استفاده مجدد نشود ، به عبارت دیگر ، تسهیم دانش زمانی مفید خواهد بود که همه کارکنان در کار خود به آن نیاز داشته باشند و یا حداقل بیشتر دانشی را که دریافت می کنند بکار گیرند. به همین دلیل است که در بعضی از سازمان ها ، امکان دسترسی به مخازن دانش و پایگاه های اطلاعات برای همه کارکنان وجود دارد و در بعضی دیگر دسترسی به قسمتهایی از این مخازن دانش و پایگاه های اطلاعات برای همه کارکنان ممکن و دسترسی به قسمت هایی از آنها برای افراد خاصّی تعریف شده است. همچنین ، تسهیم دانش در سازمان ، در سطوح مختلف سازمانی و در داخل واحدهای مختلف و یا بین آنها ، به روشهای رسمی و غیر رسمی ، و در دو روش انتقال متفاوت که شامل تسهیم دانش ضمنی و تسهیم دانش صریح می باشد ، اتفاق می افتد (جعفری ،1391).
در خصوص رفتار تسهیم دانش دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که بعضی آن را طبیعی می دانند و بعضی نیز آن را غیرطبیعی می دانند. برای مثال داونپورت می گوید که "تسهیم دانش اغلب غیرطبیعی است" ( داونپورت ،1998، ص( و افراد دانش خود را تسهیم نمی کنند، زیرا فکر می کنند که دانش آنها مهم و ارزشمند است. از طرف دیگر محققین دیگری معتقدند که تسهیم دانش یک تمایل طبیعی افراد دارنده دانش است. تسهیم دانش در بعضی سازمان ها هم طبیعی و در بعضی سازمانها نیز که تحت تأثیر شعار "دانش قدرت است" قرار دارند ، غیرطبیعی می باشد (اسکیرم3، 2002) ولی این ، دلیل اصلی نبود تسهیم دانش نیست. از طرفی در سازمان های امروزی ، کارها آنچنان به کار گروهی و دانش جمعی وابسته است که این شعار دیگر کاربرد ندارد. بنا براین به جای تشویق صرف کارکنان به تسهیم دانش ، بهتر این است که عوامل مؤثر بر تسهیم دانش را شناسایی کرد (اودل و گریسون، 1998).
2-3-2- اهمیت تسهیم دانشیکی از مهمترین اولویت های اعلام شده توسط محققین مدیریت دانش ، ایجاد انگیزه در افراد برای تسهیم دانش آنان است (کینگ و همکاران ، 2006). اگرچه بعضی ها معتقدند که دانش قدرت است ، ولی به نظر می رسد که دانش به خودی خود قدرت ندارد ؛ بلکه چیزی که به افراد قدرت می دهد ، آن قسمتی از دانش آنهاست که با دیگران تسهیم می کنند (اودل و گریسون، 1998). اگر دانشی را که در ذهن افراد قرار دارد به طلای درون یک جعبه تشبیه کنیم ، ارزش آن دانش زمانی مشخص می شود که آن را تسهیم کنند ؛ مانند زمانی که دارنده طلا ، جعبه آن را باز می کند و با نشان دادن طلای درونش ، ارزش آن را نمایان می سازد. نقش تسهیم دانش در مدیریت دانش آنقدر مهم است که بعضی از نویسندگان اظهار می دارند که "وجود مدیریت دانش برای پشتیبانی تسهیم دانش است(داونپورت و همکاران ،1998). از دلایل اهمیت تسهیم دانش این است که تسهیم دانش موجب کاهش هزینه ها ، بهبود عملکرد ، بهبود ارائه خدمات به مشتریان ، کاهش زمان توسعه محصولات جدید ، کاهش زمان تأخیر در تحویل کالاها به مشتریان ، و در نهایت کاهش هزینه مربوط به یافتن و دسترسی به انواع ارزشمند دانش در داخل سازمان می شود. برای مثال در شرکت فورد به دلیل تسهیم دانش ، زمان توسعه محصول شرکت (اتومبیل) از ٣۶ روز به ٢۴ روز کاهش یافت. در همین شرکت به دلیل تسهیم دانش با فروشندگان محصول ، زمان تأخیر در تحویل محصول به مشتری از ۵٠ روز به ١۵ روز کاهش یافت (علوی و لیدنر، 2001). شرکت تویوتا به عنوان یک شرکت پیشرو در صنعت اتومبیل ، با استفاده از یک شبکه تسهیم دانش کارآ توانسته است مشکلات بزرگی را در رابطه با تسهیم دانش حل کند ؛ که در نتیجه آن افراد تشویق شده اند تا به راحتی دانش ارزشمند خود را تسهیم کنند. این شرکت همچنین هزینه های مربوط به یافتن و دسترسی به انواع مختلف دانش ارزشمند در داخل شرکت را کاهش داده است (دیرو نوبوکا ،2000).
2-4- عوامل انسانی موثر بر تسهیم دانش در سازمانعوامل متعددی بر فرآیند تسهیم دانش در سازمان تأثیرگذارند که می توان آنها را در چهار دسته کلی عوامل انسانی، عوامل فرهنگی، عوامل ساختاری و عوامل فنی و تکنولوژیکی طبقه بندی کرد. در ادامه عوامل انسانی موثر بر تسهیم دانش بررسی می شوند.
تسهیم دانش انتشار داوطلبانه مهارت ها و تجارب اکتسابی به سایر بخش های سازمان است. با اینکه دانش در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی موجود است، تسهیم دانش در سطح فردی برای سازمان مهمتر است چرا که دانش سازمانی بر پایه دانش افراد شکل میگیرد. دانش فردی اگر قابل دسترس و استفاده توسط افراد دیگر نباشد تأثیری بر سازمان نخواهد داشت (لاو و انگایی ، 2008، ص23). درسطح فردی، موانع تسهیم دانش بر دو نوع اند: موانعی که بر توانایی اشتراک دانش تأثیر گذارند و آنهایی که بر اشتیاق انجام کار تأثیر میگذارند. توانایی بر اشتراک دانش عمدتاً به استعداد فرد در ارتباطات و رفتار اجتماعی او بستگی دارد. از طرف دیگر، اشتیاق تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرد (زندی ،1390). از جمله عوامل فردی موثر بر تسهیم دانش ویژگی های شخصی افراد است. مطالعات مختلف نشان میدهد که ویژگی های شخصیتی افراد بر تسهیم دانش بسیار موثر است که در ذیل به تعدادی از این ویژگی ها اشاره میگردد:
● نوع دوستی
بسیاری از افراد تنها برای موفقیت شرکت و یا ارضای انگیزش درونی خود در خصوص کمک به دیگران دانش خود را عرضه میکنند. انگیزه عرضه دانش در آنها ناشی از عشق به رشته علمی و درجاتی از نوع دوستی است. آموزش و تدریس، نوعی انتقال دانش بر پایه نوع دوستی است. شرکت ها نمیتوانند خالق چنین انگیزه هایی باشند ولی میتوانند مشوق شکوفایی یا سرکوب گر آن باشند. نوع دوستی در دانش، امری ضروری، واقعی و قابل تشویق و گسترش است. در سازمان هایی که افراد خوب و درستکار را استخدام کرده و با آنها به خوبی رفتار میکنند، خیرخواهی رونق مییابد (داونپورت و همکاران ، 1998). این ویژگی یکی از ابعاد رفتار شهروندی سازمانی نیز میباشد.
● سازگاری
افراد با سازگاری بالا مهربان، با گذشت، مودب، آماده خدمت، بخشنده، گشاده رو و یاری رسان هستند، آنها نوع دوستانه، دلسوزانه و مشتاقانه به دیگران کمک میکنند و بیشتر به دنبال تعاون و همکاری هستند تا رقابت با همدیگر.
● وظیفه شناسی
افراد با وظیفه شناسی بالا امین، مورد اعتماد، پاسخگو، منظم، سختکوش و توفیق طلب هستند. تأثیر مثبت این افراد بر عملکرد شغلی در متون مختلف بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. افراد با وظیفه شناسی بالا بیشتر علاقه مندند دانش خود را جهت تسهیم با دیگران مستندسازی و مکتوب کرده و دانش خود را به منظور استفاده از دیگران وارد بانک های اطلاعاتی کنند، بنابراین افراد میتوانند وظیفه مستندسازی و ورود اطلاعات به پایگاه اطلاعاتی دانش و حفاظت از این پایگاه را بر عهده گیرند. این ویژگی نیز یکی از ابعاد رفتار شهروندی سازمانی محسوب میشود.
2-5- تئوری های مربوط به تسهیم دانشاخیراً بسیاری از تئوری ها مانند تئوری مبادله اجتماعی، تئوری شناخت اجتماعی، تئوری قدرت سیاسی، تئوری تبادل اقتصادی، تئوری هزینه تراکنش، تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری اقدام اجتماعی توسط محققان برای پیش بینی فاکتورهای تأثیرگذار بر رفتار تسهیم دانش مورد استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال، (بارتول و سریواستاوا،2002) تئوری تبادل اقتصادی را برای آزمودن نقش پاداش های مادی در تشویق تسهیم دانش در سازمان ها بررسی کرده اند. همچنین (بات ،2002) تئوری تبادل اجتماعی و تئوری اقدام منطقی را برای بررسی فاکتورهای تأثیرگذار بر تسهیم دانش در بستر سازمانی بکار گرفته است. وی تئوری اقدام منطقی را به عنوان چارچوب مفهومی خود برای ایجاد یک درک یکپارچه از فاکتورهای پشتیبانی کننده و ممانعت کننده از قصد و میل به تسهیم دانش افراد ارائه کرده است. از سوی دیگر(لین ، 2008) تئوری رفتار برنامه ریزی شده را برای ارزیابی فاکتـورهایی بـرای تشویق تمایل به تسهیم دانش و رفتار آن توسط مدیران ارشد بررسی نموده است.
مثالهای متعددی در زمینه عدم حصول فعالیت های اجرایی تسهیم دانش به اهداف مورد نظر برای مدیریت دانش و مهارت های موجود در شرکت ها وجود دارد که علل آن ، ریشه در وجود موانع بالقوه متنوعی دارد که در راه تسهیم دانش وجود دارند. بحث های اخیر در زمینه موانع تسهیم دانش بیشتر بر فرهنگ سازمانی ، و فرهنگ ملی تمرکز نموده اند (مک درموت ، 1999).
بعضی از تحقیقات بر نظریه های سازمانی ودانش عمومی بر فرهنگ سازمانی تمرکز کرده اند که به طبیعت شرکت ها و گروه های اجتماعی و یا اهمیت سرمایه اجتماعی و تعاملات اجتماعی در تسهیل تولید و تسهیم دانش مربوط است و عدّه ای دیگر نیز به سطح کلّی تشریک مساعی در سازمان پرداخته و تأثیر مواردی مانند : طرز فکر ، سن ، سطح تحصیلات و تجربه ، و حمایت سرپرست و گروه بر تسهیم دانش را مطالعه کرده اند (ناهاپیت و گوشال، 1998).
تفاوت های مذکور ممکن است مربوط به افراد باشد (مثل نداشتن مهارت های فردی) ، ویا به فرایندها و سیستم های درون سازمان (مانند ساختار سلسله مراتبی موجود) ، و یا به فنّاوری (مانند کمبود ابزارهای نرم افزاری مناسب) مربوط باشد. همچنین در این خصوص که آیا مدیریت دانش به طور عام ، و همچنین فعالیت های تسهیم دانش به طور خاص، باید انسان- محور یا فنّاوری- محور باشد نیز بحث هایی وجود دارد. نویسندگان حوزه مدیریت معتقدند که تسهیم دانش بیشتر به افراد و تطابق آنها با پویایی های اجتماعی موجود در محیط کار مربوط است تا فنّاوری. این افراد بیشتر بر ایجاد فرهنگ تسهیم دانش در سازمان تأکید دارند (دوانپورت، 1998).
اطلاعات و فنّاوری اطلاعات نقش پشتیبانی مهمّی در زمینه تسهیم دانش دارند و بدون وجود آنها ، فعالیتهای تسهیم دانش اثربخشی کمتری خواهند داشت. توافق عمومی موجود در زمینه تسهیم دانش این است که چالش اصلی فعالیت های تسهیم دانش سازمان ها ، محافظت و حداکثر کردن ارزش ناشی از دانش ضمنی (پنهان) است که در اختیار کارکنان ، مشتریان ، و افراد ذینفع خارج از سازمان می باشد. نویسندگان زیادی موافق این نظریه اند که دانش فردی در رشد دانش عمومی سازمان مؤثر است و اثربخشی در کارهای دانش- مدار بطور مستقیم به تولید دانش جدید و تسهیم دانش مفید از طریق تعامل بین دانش ضمنی و دانش آشکار بستگی دارد. دانش سازمانی در واقع دانشی است که به وسیله افراد تسهیم شده و بهترین توصیف فرایند تبدیل آن در سازمان در نظریه دانش آفرینی سازمانی بیان شده است (نوناکا و تکیوچی، 1995).
این نظریه چهار شیوه تبدیل دانش سازمانی را بیان می کند. شیوه اوّل اجتماعی سازی است که در آن مهارت ها و تجربیات از طریق مشاهده و تقلید تسهیم شده و از دانش ضمنی ، دانش ضمنی تولید می شود. روش دوّم برونی سازی است که در آن با استفاده از استعاره ها ، قیاسها ، مدلها ، و مفاهیم، از طریق کتاب ها و کتب راهنما ، دانش ضمنی به دانش آشکار تبدیل می شود. شیوه ترکیب ، سوّمین روش است که در آن ، دانش آشکار و اطلاعات موجود در درون سازمان به وسیله تجزیه و تحلیل و سازماندهی مجدد ، با استفاده از شبکه ها و پایگاه های اطلاعاتی رایانه ای از یک حوزه به حوزه دیگری منتقل می شود. در روش چهارم ، یعنی درونی سازی ، دانش آشکار با استفاده از تجربه و مدل های شبیه سازی ، به دانش ضمنی تبدیل می شود. این فرایند منجر به تولید چهار نوع دانش سازمانی می شوند که شامل دارایی های ناملموس و مهارت ها می باشد. نوع اول ، دانش صریح فردی است که دانش خودآگاه نیز نامیده می شود و قابل ذخیره و بازیابی از رکوردها و حافظه فردی می باشد. نوع دوّم ، دانش پنهان فردی است که دانش اتوماتیک (خودکار) نیز نامیده شده و اساس آن ، تجربه تئوریکی و عملی و یادگیری افراد می باشد. نوع سوّم ، دانش صریح اجتماعی سازمان است که به دانش اظهار شده نیز معروف است ؛ و در اسناد ثبت شده و طراحی ها ، یا اطلاعات ذخیره شده در پایگاه های اطلاعات سازمان متجلّی می شود. نوع چهارم ، دانش پنهان اجتماعی سازمان است که به دانش جمعی نیز معروف است و در امور اجتماعی و سازمانی ، سیستمها ، جریان کارها و فرهنگ سازمانی جلوه گر می شود (اسپندر، 1996).اسپندر معتقد است که دانش پنهان (ضمنی) اجتماعی ، ایمن ترین و از نظر استراتژیکی مهمترین نوع دانش سازمانی می باشد. با این وجود ، به نظر می رسد که بسیاری از سازمان ها بویژه در غرب برای دانش فردی ارزش بیشتری قائلند و از کارکنان خود می خواهند که بطور مستقل تصمیم بگیرند و مشکلات را حل کنند (نوناکا و تکیوچی، 1995). همچنین سازمان ها برای خواست کارکنان برای تشریک مساعی و کار در گروه ها ارزش مساوی قائلند. بنابراین ، برای نیل به سطح مورد نظر تشریک مساعی و تسهیم دانش ؛ سازمان باید به کارکنان خود پیام دهد که هم در خصوص چگونگی تولید ، تسهیم و بکارگیری دانش در سطح فردی ارزش قائل است و هم گروه و عملکرد گروه-محور و موفقیت در کارگروهی را مدّ نظر دارد. دیکسون معتقد است که انتخاب یک فرایند تسهیم دانش مناسب در یک سازمان به عواملی مانند ؛ نوع دانش (صریح یا ضمنی) ، روش معمول و فراوانی فرایند تسهیم دانش ، و گیرنده دانش (فرد ، گروه ، و یا کل سازمان) بستگی دارد (دیکسون، 2000).
دیکسون چهار روش مختلف تسهیم مؤثر دانش گروهی را شناسایی کرده است که عبارتند از ؛ انتقال ترتیبی دانش ، انتقال نزدیک دانش ، انتقال دور دانش و انتقال متخصص. انتقال ترتیبی حالتی است که دانش ضمنی یا صریح گروه در یک موقعیت کاری متفاوت و در زمان دیگری در داخل همان گروه تسهیم می شود. انتقال نزدیک ، بکارگیری و اجرای مجدد دانش صریح گروه در گروه های دیگری است که کار مشابهی را انجام می دهند. انتقال دور ، بکارگیری مجدد دانش ضمنی گروه در گروه های دیگری است که کارهای مشابهی انجام می دهند. انتقال متخصص حالتی است که گروه کاری در جست و جوی دانش صریح مورد نیاز خود در داخل سازمان می گردد تا کاری را به انجام برساند.
2-6- موانع بالقوه تسهیم دانشدر این قسمت با توجه به مباحث قبلی ، به موانع بالقوه تسهیم دانش در سازمان می پردازیم که سه گروه موانع سازمانی ، موانع فردی ، و موانع تکنولوژیکی را شامل می شوند. در اینجا به موانعی اشاره می شود که در مورد آنها بدون توجه به ویژگی های متفاوت سازمانی مانند اندازه ، و یا نوع مالکیت سازمان ، توافق عمومی وجود دارد. دلیل این کار این است که اگر چه بیشتر تحقیقات موجود در زمینه مدیریت دانش در سازمان های بزرگ و با مأموریت تجاری انجام شده است ، ولی سازمان های کوچک و متوسط نیز مایلند که محیطی را ایجاد کنند که منجر به ارتباطات بهتر و در نتیجه تولید و تسهیم بهتر دانش در آن سازمان ها شود. از طرفی به دلیل اینکه شرکت های کوچک و متوسط بیشتر در یک سایت مستقر می باشند ، زمانی که این شرکت ها توسعه پیدا کرده و واحدهای آنها در چند سایت مستقر می شوند که در آنها گروه های مختلف در یک واحد مستقرمی شوند ؛ توانایی ایجاد ارتباط و تسهیم دانش در آنها کاهش می یابد (زندی ، 1390). شناخت این که موانع تسهیم دانش در داخل سازمانها یک جزء طبیعی از فرهنگ آنها می باشد یا خیر ، نقش مهمی در موفقیت یک استراتژی مدیریت دانش ایفا می کند. بعضی ها معتقدند که شکست فعالیت های تسهیم دانش در برخی سازمان ها به این دلیل است که به جای تلاش در جهت متناسب کردن اجرای این فعالیت ها با فرهنگ سازمانی ؛ آنها تلاش می کنند که فرهنگ خود را با مدیریت دانش ، و اهداف و استراتژی های تسهیم دانش خود هماهنگ کنند (ریگ ، 2005). شاید مهمترین دلیل عدم موفقیت بیشتر سازمان ها برای نرسیدن به اهداف فعالیت های تسهیم دانش خود ، نبود یک ارتباط روشن بین استراتژی مدیریت دانش و اهداف کلی سازمان باشد. به عبارت دیگر ، تسهیم دانش در این سازمان ها ، به عنوان یک فعالیت جدا از سایر فعالیت ها در نظر گرفته می شود.
2-6-1- موانع بالقوه فردی تسهیم دانشموانعی که از رفتار فردی و یا اعمال و برداشت های افراد سرچشمه می گیرند ، می توانند مربوط به افراد و یا گروه های موجود در داخل واحدهای عملیاتی سازمان باشند. با توجه به تفاوت های موجود بین سازمانها ، بیان این موانع به صورت جداگانه بدین معنی نیست که هر یک به صورت منفرد عمل کنند و یا به میزان مساوی درهمه سازمان ها یافت شوند ، بلکه این امکان وجود دارد که با توجه به ویژگی های سازمانی ترکیب های متفاوتی از این موانع در سازمان های مختلف یافت شود.
موانع بالقوه فردی تسهیم دانش عبارتند از :
نبود وقت برای تسهیم دانش ، یکی از معمولترین موانع تسهیم دانش است. این مانع شامل نبود زمان لازم برای تسهیم دانش ، ویا نبود زمان برای شناسایی همکارانی که به دانش خاصّی نیاز دارند. با وجود اطلاع بسیاری از مدیران از منافع تسهیم دانش ، به دلیل محدودیت های زمانی در این زمینه با مشکل مواجهند (اودل و گرایسون، 1998). محدودیت زمانی منجر به اولویت بندی بین تسهیم دانش و سایر فعالیت هایی می شود که کارکنان فکر می کنند برای آنها مفیدتر است و در نتیجه به جای تسهیم دانش به فعالیت های دیگر می پردازند ( مایچلونیا و هاستد، 2003). در این حالت به تسهیم دانش به عنوان یک عامل هزینه بر نگریسته می شود ، چه تسهیم دانش از فردی به فرد دیگر باشد و چه از شکل دانش پنهان به دانش آشکار باشد (گلد و همکاران، 2001). در نتیجه ، این مهم است که فرایندهای کاری طوری طراحی شوند که از نظر زمانی به افراد اجازه دهند که برای تولید و تسهیم دانش وقت بگذارند ، و سپس افرادی را که مایل به تسهیم دانش هستند، شناسایی کنند. کمبود وقت کافی که کارکنان بتوانند با یکدیگر تعامل کنند ، اغلب منجر به ایجاد موانع تسهیم دانش می شود (گلد و همکاران ، 2001). بسیاری از نویسندگان معتقدند که وجود محیط های رسمی و غیر رسمی ، فرصتهایی را برای تسهیم و کسب دانش ایجاد می کند ؛ولی بندرت در شرکت ها می توان چنین محیط هایی را یافت. علّت این است که بسیاری از مدیران فکر می کنند که اگر افراد بطور دائم مشغول انجام کاری نباشند، کار آنها مفید نخواهد بود (داونپورت و همکاران، 1998).
نگرانی افراد دارنده دانش از این که تسهیم دانش منجر به کاهش امنیت شغلی آنان شود. بعضی ها پیرو این دیدگاه قدیمی اند که معتقد است "دانش و اطلاعات قدرت می آورد" و همین توجیهی است که آنها را وادار به مخفی کردن اطلاعات و دانش خود می کنند و آن را وسیله ای برای پیشرفت شغلی تلقی کرده ؛ و تسهیم دانش را عاملی برای تضعیف قدرت و جایگاه سازمانی خود می دانند(داونپورت و همکاران، 1998).
بسیاری از کارکنان به دلیل ترس از کاهش امنیت شغلی خود ، تسهیم دانش نمی کنند. یکی از دلایل آن این است که آنان درخصوص اهداف و نیّات افراد مافوق خود در رابطه با تسهیم دانش اطمینان لازم را ندارند (جعفری، 1393). بعضی ازکارکنان سطوح پایین و متوسط نیز بصورت عمدی، تسهیم دانش نمی کنند ؛زیرا احتمال می دهند که اگر سرپرستان آنها احساس کنند که سطح دانش زیردستان از آنها بالاتر است از ارتقاء آنها خودداری کنند. برای مثال تحقیقی نشان داده است که مدیران روسی از کار کردن با افراد پایینتر از خود اکراه داشته و بویژه در زمینه یادگرفتن مطلبی از زیردستان خود، مقاومت می کنند (میشایل لوا و هاستد، 2003).
ممکن است دارنده دانش از این که دانش او برای دیگران مفید و ارزشمند است آگاهی نداشته باشد. بعضی از کارکنان در خصوص ارزشی که دانش آنها برای دیگران دارد مطمئن نیستند.در این حالت ، نه دارنده دانش و نه گیرنده آن خیلی دلواپس این که چه کسی نیازمند دانش است و یا چه کسی دارنده دانش است ، نخواهند بود. این موضوع که به جهالت دو طرفه نیز معروف است یکی از بزرگترین موانع تسهیم دانش در بیشتر سازمانها می باشد (داونپورت و همکاران، 1998).
گاهی اتفاق می افتد تسهیم دانش صریح بر تسهیم دانش ضمنی در سازمان غلبه دارد. بدین معنی که در سازمان بیشتر بر تسهیم دانش مستند شده تأکید می شود و به تسهیم دانش ضمنی مانند فنون و روشها و تجربیات کاری که احتیاج به یادگیری عملی ، مشاهده ، گفت و گو و حل مسئله به روش تعاملی دارند ؛ اهمیت کمتری داده می شود. محققین زیادی بر این عقیده اند که لازم است سازمانها بر دلایل بنیادی مربوط به ضرورت تسهیم دانش ، بویژه تسهیم دانش پنهان (مانند فنون و روشهای کاری، و تجربیات) و روشهای تسهیم دانش پنهان مانند یادگیری عملی، مشاهده ، گفت وگو و روش حل تعاملی مسائل تأکید کنند. استفاده از سلسله مراتب و جایگاه سازمانی و قدرت رسمی در سازمان توسط افراد و رسمی شدن بیش از حد محیط سازمان ، منجر به کاهش صمیمیت و افزایش عدم اعتماد بین افراد ، بویژه بین زیردستان و مافوق می شود. یکی از نتایج عدم اعتماد ، کاهش میزان تسهیم دانش می باشد (نوناکای و تکیوچی، 1995).
یکی دیگر از موانع تسهیم دانش عدم تحمل اشتباهات کارکنان و درس نگرفتن از آن اشتباهات است. تحقیقات نشان داده است که درس هایی که سازمان در نتیجه شناسایی و ارزیابی اشتباهات گذشته می گیرد، بیشترین تأثیر را بر بکارگیری بهترین روش های انجام کار در آینده دارد (دلونگ و فهی، 2000). با این وجود ، به جای شناسایی و اصلاح این اشتباهات ، آنها اغلب پوشانیده می شوند ، توجیه می شوند ، یا دیگران به خاطر آنها سرزنش و مجازات می شوند ، و یا این اشتباهات به فراموشی سپرده می شوند. به نظر می رسد که فرهنگ ملّی یک عامل محدود کننده در رابطه با یادگیری از راه عمل است. برای مثال در حالی که روس ها درباره مشکلات و اشتباهات در بیرون از محیط کار صحبت نمی کنند ، در بعضی از فرهنگهای آسیایی و غربی معتقدند که بازتاب مثبت اشتباهات ، به یادگیری و توسعه فردی و سازمانی کمک می کند (نوناکای و تکیوچی، 1995).
از دیگر موانع بالقوه تسهیم دانش ، نبود و یا کمبود ارتباط و تعامل بین افراد دارنده دانش و افراد نیازمند به دانش آنان می باشد. نبود ارتباط بین منبع دانش و گیرنده دانش ، در حالت هایی که در کنار همدیگر و یا در یک گروه کار نمی کنند ؛ ولی دانش مورد نیاز گیرنده در نزد منبع دانش وجود دارد یکی از موانع بالقوه تسهیم دانش است (نوناکای و تکیوچی، 1995).
مهارت های فردی و ارتباطات ضعیف (شفاهی یا کتبی) از دیگر موانع تسهیم دانش می باشد. بسیاری از محققان و دست اندرکاران اظهار می دارند که توانایی کارکنان برای تسهیم دانش ، در مرحله اوّل و به میزان زیادی بستگی به مهارت های ارتباطی آنها دارد. ارتباط مؤثر ، چه بصورت نوشتاری و چه بصورت گفتاری (که رایجترین وسیله تسهیم دانش پنهان است) برای تسهیم دانش مؤثر، مهم و اساسی می باشند (مایر و آلن، 1997).
2-7- عوامل موثر بر تسهیم دانش طبق الگوی وانگ و همکارانش(2010)تسهیم دانش، رفتار انتقال دانش به همکاران در فرآیند ارتباطات درون یا برون سازمانی است و منظور از دانش، آن دانشی است که شخص آن را در سازمان کسب کرده است (جی و همکاران، 2009). پژوهش های انجام شده درمورد تسهیم دانش حاکی از پیچیدگی آن و ابعاد چند وجهی مؤثر بر این پدیده سازمانی دارند (آذربایجانی، 2007). از آنجا که تسهیم دانش در سطح فردی و سازمانی، درون گروهی و برون گروهی، رسمی و غیررسمی و غیره موضوع پژوهش های زیادی بوده است وانگ و نو در سال 2010 یک مدل جامع از انواع پژوهش های انجام شده تسهیم دانش را درسطح فردی ارائه داده اند که عبارتند از:
عوامل زمینه ای/ محیطی: بافت سازمانی (ساختار، حمایت مدیریت، پاداش ها و مشوق ها، فرهنگ و جو سازمانی، ویژگی های رهبری و زمینه ارتباطی رودررو- آنلاین)، ویژگی های میان فردی/ تیمی(شبکه های اجتماعی، تنوع/تفاوت) و ویژگی های فرهنگی (جمع گرایی).
عوامل ادراکی/ انگیزشی: باورها در خصوص مالکیت دانش، ادراک منافع و هزینه ها و ادراک عدالت و همینطور اعتماد، هزینه های اجتماعی، سطح اعتماد و انسجام تیمی سبک های رهبری.
ویژگی های فردی: جنسیت، شخصیت، خودکارایی، دلهره ارزیابی و مدیریت ادراکات.
ادراکات مربوط به تسهیم دانش: نگرش ها، هنجارهای ذهنی و قصد تسهیم دانش.
2-8- عملکرد شغلی
2-8-1- اهمیت نیروی انسانی در سازماندر دوره ای که جهانی شدن و آزادی اقتصادی فراگیر شده، کارکنان درحال تبدیل شدن به یک مزیت رقابتی در سازمانها هستند. یک کسب و کار ممکن است که با تعدادی از کارکنان متوسط مدیریت شود، اما کارکنان شایسته میتوانند موجب بالارفتن سطح کسب و کار و ترقی آن شوند. به همین ترتیب کارکنان ناشایست می توانند یک امپراطوری کسب و کار بزرگ را به سوی سقوط و نابودی بکشانند. در بازار فشرده و پر از رقابت کنونی، حفظ کارکنان شایسته و همچنین توسعه ی وفاداری کارکنان به سازمان، پیوسته اهمیت پیدا کرده است و یه یک چالش دائمی تبدیل گردیده است(لاین، 2009،). نیروی انسانی ماهر، متخصص، دانش مدار، مشتاق و خلاق امروزه یکی از مزایای رقابتی سازمانها بوده و داشتن چنین کارکنانی برای هر سازمانی یک مزیت و راهی به سوی ترقی و پیشرفت است. در سایه ی کارکنان ماهر است که کارها به درستی انجام می پذیرد، این کارکنان دانش مدار و یادگیرنده هستند که دائما خود را با دانش روز تطبیق می دهند و به بهترین شکل وظایف شان را انجام می دهند، این نیروی انسانی خلاق و نوآور است که روشهای نوین تولید و خدمات رسانی را ابداع می کند یا موجب تسهیل این فرآیند می شود . بدون شک انسان به عنوان برترین مخلوق، تواناییهای فراوانی دارد که میتواند آنها را در راستای پیشبرد اهداف و دستیابی به رسالت سازمان به کار گیرد. این مهم نیازمند فراهم آوردن شرایط و پیش نیازهای لازم برای کارکنان بوده و سرمایه گذاری و توجه همه جانبه به منابع انسانی را می طلبد. همین اهمیت و لزوم توجه به جوانب مختلف نیازهای کارکنان و وجهه های مختلف رفتار کارکنان در سازمان بوده که موجب پیدایش و گسترش نظریات رفتار سازمانی شده است.
2-8-2- تعاریف عملکرد شغلی
تعاریف مختلفی درمتون راجع به عملکرد صورت گرفته است که دراینجا به بعضی ازآنها پرداخته می شود.
عملکرد: عبارت است از به نتیجه رساندن وظایفی که از طرف سازمان بر عهده نیروی انسانی گذاشته شده (ابزری و همکاران ، 1389).
عملکرد: عبارت است از معیار پیش بینی شده یا معیار وابسته کلیدی در چهارچوبی که ارائه می دهیم. این چهارچوب به عنوان وسیله ای برای قضاوت در مورد افراد، گروهها و سازمانها عمل می کند (سرلک و اسلامی ، 1390).
عملکرد: عبارت است از رفتاری که در جهت رسیدن به اهداف سازمانی اندازه گیری شده یا ارزش گذاری شده (پروف، 2006).
عملکرد: عبارت است از آنچه را که افراد در یک سازمان انجام می‌دهند و شیوه ای که آن افراد بر عملکرد سازمان اثر می گذارند (رابینز، 1389).
عملکرد: عبارت است از فراتر رفتن یا دستیابی به اهداف سازمانی و اجتماعی و انجام مسئولیتهای که بر عهده فرد می باشد (براتون و گلد ، 1999).
2-8-3- عوامل موثر بر عملکرد شغلیعملکرد هر شخص ناشی از دو پدیده است: اول ویژگیهای خود فرد، دوم ویژگیهای محیط کار وی. یعنی عملکرد فرد تابعی از حاصلضرب سه عامل توانایی، مهارت و تلاش و کوشش فرد و بالاخره پشتیبانی های محیطی است. که این عامل به دو نوع پشتیبانی اطلاق می شود: پشتیبانهای فیزیکی (ساختار سازمانی، تسهیلات کاری، پشتیبانیهای مالی و نظیر آن) و پشتیبانی‌های روانی (حمایت های روانی و پشتیبانهای لازم رفتاری و سازمانی و نظیر آن) (زندی ، 1390).
رابینز عوامل موثر بر عملکرد را در 5 طبقه قرار داده:
1- معیارها و مبنایی که مدیر برای انجام ارزیابی عملکرد کارکنان انتخاب می کند.
2- بازخورد مداوم: کارکنان دوست دارند که بدانند چگونه کار می کنند.
3- هرچه قدر تعداد ارزیابان افزایش یابند (ارزیابی گروهی) احتمال دستیابی به اطلاعات دقیق بیشتر است.
4- اگر ارزیابان با تجربه باشند احتمال خطای ارزشیابی کمتر است.
5- اگر اهداف مبهم باشد یا معیارهای اندازه گیری نیل به هدف مبهم باشد و اگر کارکنان مطمئن نباشند که تلاش آنها منجر به ارزشیابی رضایت بخش می شود، پایین تر از سطح مطلوب کار خواهند کرد (رابینز، 1389).
در پژوهشی که توسط گینودو انجام شد عواملی که به وسیله آن می تواند بر تعهد سازمانی افراد تأثیر قابل توجهی بگذارد عبارتند از:
1- تأکید بر مأموریت و ارزشهای سازمان

bew125

هدف این تحقیق ضمن بررسی مدل‌های مختلف مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی و مرور ادبیات و مبانی نظری مرتبط، تعیین تاثیر ابعاد مختلف فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش گمرک فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) می‌باشد.‌
برای این کار، ابتدا شاخص‌ها و معیارهای اندازه‌گیری فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش را از منابع معتبر علمی استخراج و مناسب‌ترین پرسش‌نامه‌ استاندارد را انتخاب نمودیم. پرسش‌نامه مذکور را بر اساس اعتقادات و باورهای دینی خود تنظیم نموده و پس از ارزیابی و تایید روایی و پایایی، آن را در میان جامعه آماری توزیع و سپس جمع‌آوری و به بررسی و تجریه و تحلیل آن با نرم‌افزار SPSS19 پرداختیم.
طی تحلیل‌های آماری انجام شده روی داده‌های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مشخص شد که بین مدیریت دانش و کلیه شاخص‌های فرهنگ سازمانی رابطه مثبت و قوی وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد معنویت، توجه به مسائل دینی و مذهبی و انجام وظایف شرعی موجب تشدید احساس مسئولیت و میل به پیشرفت وتعالی درکارکنان می‌شود و افراد را به سمت استقرار مدیریت دانش سوق می‌دهد.
در نهایت با به توجه نتایج پژوهش توصیه می‌گردد با مدیریت تغییر فرهنگ سازمانی، شاخصه‌های فرهنگی مفید و مؤثر بر مدیریت دانش ارتقاء، حفظ و تقویت گشته و شاخص‌هایی که نامطلوب و غیر مؤثر بودند تغییر یا اصلاح شوند.
کلمات کلیدی: گمرک فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره)، فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش

فصل اول: کلیات تحقیقمقدمهفرهنگ عبارت است از مجموعه‌ای از ارزش ها، باورها، درک و استنباط و شیوه‌های تفکر یا اندیشیدن که اعضای سازمان در آنها وجوه مشترک دارند و همان چیزی است که به عنوان یک پدیده درست به اعضای تازه وارد آموزش داده می‌شود. آن نشان دهنده بخش نانوشته و محسوس سازمان است. هدف فرهنگ این است که به اعضای سازمان احساس هویت بدهد و در آنان نسبت به باورها و ارزش‌های باور نکردنی تعهد ایجاد کند. ارزش‌های سنتی موجب تقویت و ثبات هر چه بیشتر سازمان می‌گردند و باعث می‌شوند تا افراد تازه وارد به علت وجودی فعالیت‌ها و رویدادهای سازمان پی ببرند و آنها را درک کنند.(ال. دفت، 1381: 394)
در تعریفی دیگر فرهنگ سازمانی به نظامی از معانی مشترک اطلاق می‌شود که اعضای یک سازمان بدان‌ها باور دارند و این سازمان را از سازمان‌های دیگر متمایز می‌سازد. این نظام معانی مشترک، در وارسی دقیق‌تر، مجموعه‌ای از ویژگی‌های عمده‌ای است که سازمان برای آن‌ها ارزش قائل است. تحقیقات بیانگر آنند که در مجموع، هفت ویژگی اصلی جوهره فرهنگ یک سازمان را به نمایش می‌گذارند. (استیفن، رابینز، رفتار سازمانی، 424:1389)
فرهنگ سازمانی در دو سطح سازمان وجود دارد. در سطح بالایی پدیده‌های قابل رویت وجود دارند که شامل شیوه رفتار افراد، نوع لباس پوشیدن، نشانه‌ها و علائم، جشن‌ها و داستان‌هایی می‌گردد که اعضای سازمان آنها را رعایت می‌نمایند. این پدیده‌ها نشانه‌هایی هستند مبتنی بر ارزش‌های ژرفی که در اعماق افکار اعضای سازمان وجود دارند. ارزش‌های اصولی یا زیربنایی باورها و فرآیندهای اندیشیدن فرهنگ حقیقی را بوجود می‌آورند. ویژگی‌های فرهنگی به روش‌های گوناگون متجلی می‌گردند، ولی اصولاً دوره تکاملی می‌پیمایند و سرانجام به صورت مجموعه‌ای از فعالیت‌هایی در می‌آیند که در روابط اجتماعی رعایت می‌شوند. برای تفسیر فرهنگ می‌توان از این الگوها استفاده کرد. (ال. دفت ، 395:1385)
امروزه در سازمان‌ها حجم بسیار بالایی از اطلاعات و دانش وجود دارد به طوری که در حال حاضر مدیران توجه خاصی را به این مساله معطوف داشته‌اند. به گونه‌ای که با استفاده و مدیریت آن در سازمان‌ها می‌توانند به کارایی و سودمندی بالایی در سازمان خود دست یابند. مدیریت دانش یکی از این چالش‌ها به شمار می‌آید. شیلا گورال معتقد است: مدیریت دانش نیازمند اتخاذ دیدگاه کلی‌تری نسبت به اطلاعات است. در این رابطه، نه تنها تلفیقی از اطلاعات داخلی و خارجی بلکه طراحی هماهنگ، کنترل و تقویت رسمی و غیر رسمی اطلاعات مورد نظر است. علاوه بر آن، مدیریت دانش به توجهی مدبرانه به دانسته‌های با ارزش و دانشی که موجب پیشرفت سازمان‌های اجرایی می‌شود احتیاج دارد. (الکین، 1381)
شناخت مدیریت دانش به عنوان یک روح حاکم بر اعمال سازمانی، برای پیاده‌سازی آن ضروری است. در این شرح کوتاه سعی می‌کنیم، مدیریت دانش را نه لزوماً به صورت آکادمیک، بلکه بر اساس نشان دادن نتایج و راه‌کارهای ملموس آن بشناسیم.
مدیریت دانش نیز، چیزی نیست جز مدیریت این سرمایه از ابتدا تا انتهای دوره حیات آن به تعبیر واضح‌تر، مدیریت دانش، شامل خلق دانش، کسب دانش، ذخیره‌سازی دانش، انتشار و به اشتراک‌گذاری دانش و بالاخره به کارگیری دانش است. سازمان شما باید به خوبی بتواند دانش مورد نیاز خود را شناسایی کند، درصورت لزوم، آن‌را خلق کند، یا اینکه از منابع دانش خارج از سازمان کسب نماید. دانش خلق شده یا کسب شده، باید با نیازهای شما تطبیق داده شده و به تعبیری، آماده شود و به صورت مناسب، ذخیره شود تا در زمان و مکان و شرایط مورد نیاز، مورد استفاده قرارگیرد. در این بین، دانش نباید به صورت یک آب راکد، درجایی محبوس شود. دانش بایستی مانند یک چشمه جوشان در سازمان شما (در هر جایی که نیاز است و درهر زمان که نیاز است) جریان داشته باشد و همه کسانی را که تشنه آن هستند، سیراب کند. همان‌طور که آب راکد، ارزش چندانی ندارد و بعد از مدتی می‌گندد، دانشِ به اشتراک گذاشته نشده هم، ارزش چندانی ندارد و سرمنشا خیر و برکت زیادی نخواهد بود.
این فرآیندها، اثرات متقابلی بریکدیگر دارند. نکته قابل ذکر این است که دانش، ممکن است که تاریخ مصرفش گذشته باشد. در چنین حالتی، لازم است که ا ین دانش را فراموش کرد تا دست و پاگیر نباشد.
سازمانی که به خوبی این پنج فرآیند(خلق، کسب، ذخیره سازی، به اشتراک گذاری و استفاده) را مدیریت می‌کند، سازمانی دانشی یا دانش محور است. در چنین سازمانی، ارزش کارکنان سازمان دیگر به قدرت بدنی یا حتی نظم و انضباط کاری نیست، بلکه به توانایی آنها در انجام فعالیت‌های دانشی است. به این نوع کارکنان، عنوان کلی دانشور یا دانشکار، اطلاق می‌شود. (شرکت مشاوران توسعه آینده، 1385)
مدیریت دانش برای آن که قابل استفاده باشد نیازمند هماهنگی با فرهنگ سازمانی موجود میباشد زیرا در هر سازمانی فرهنگ منحصر به فرد آن سازمان وجود دارد که به افراد شیوه فهم و معنا بخشیدن به رویدادها را نشان می‌دهد. بنابراین از فرهنگ سازمانی می‌توان به عنوان یک اهرم قدرتمند برای تقویت رفتار سازمانی استفاده نمود. فرهنگ سازمانی ضعیف مانع از آن میشود که افراد در تلاش برای نگاهداشت پایگاه قدرت شخصی و کارایی خویش دانستههای خود را تسهیم کرده و منتشرسازند(کالسه،2000). همچنین فرهنگ سازمانی قوی موجب ایفای نقش موثرتر کارکنان در یک سیستم تعاملات سازنده به منظور تبادل دانش و دست‌یابی سریع تر به اهداف سازمان می‌شود. (بزری، مهدی ، ولوی، محمدرضا، 1385)
تشریح و بیان مسالهتشریح مسالهبازسازی و اعتلای فرهنگ سازمانی در جهت حمایت برانگیزاننده و توان‌ساز از نیروهای دانشی در زمینه تولید، اشتراک گذاری، کاربردی نمودن، و ذخیره سازی دانش جدید و مورد نیاز سازمان در قلب رویکردها و رویه‌های مدیریت دانش جای دارد. شدت این تحول باید به گونه‌ای باشد که تمام اشخاص خود را به نحوی از انحاء در قبال جمع‌آوری، انتقال، و تولید دانش مسئول بدانند. از این رو در تضمین جریان بهینه دانش وجود یک فرهنگ پشتیبان و متناسب عامل مهمی است. (بالتازارد و کوک،2004)
با وجود این‌که اغلب مدیران اجرایی ارشد معتقدند مدیریت دانش برای موفقیت سازمان امری حیاتی است با این حال بسیاری از سازمان‌ها برای توسعه محیط تبادل دانش هیج اقدامی نمی‌کنند. یکی از دلایل مهم آن، فرهنگ سازمانی است مدیریت دانش نیازمند ذهنیتی است که سازمان در آن بایستی توان خطرپذیری و تحمل شکست را داشته باشد به عبارت دیگر سازمان‌ها باید از نظر فرهنگی آمادگی پذیرش آن را داشته باشند. (بروکز و دیگران، ترجمه: حسین معارف وند،1387)
یکی از مشکلاتی که انجام این تحقیق را مورد تاکید قرار می‌دهد این است که در بخش‌هایی از سازمان گمرک فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) همانند خیلی از سازمان‌های دیگر، کارکنان دانش را یک عامل قدرت افزا می‌دانند و از انتقال و تسهیم آن امتناع می‌ورزند و سالانه حجم زیادی از تجربیات و دانش با بازنشستگی کارکنان از سازمان خارج می‌گردد. در حالی‌که این مساله و خیلی از مسایل مشابه با آن در حوزه مدیریت دانش از طریق فرهنگ‌سازی و ارتقاء فرهنگ سازمانی به خصوص فرهنگ سازمانی مبتنی بر باورهای اسلامی تا حدودی قابل حل می‌باشد.
در این تحقیق با توجه به اهمیت فرهنگ سازمانی و نقش آن در مدیریت دانش در صدد بررسی رابطه بین عوامل فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش در سازمان گمرک فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) می‌باشیم و این تحقیق در پی پاسخ‌گویی به این سوال می‌باشد که: آیا بین عوامل فرهنگ سازمانی با مدیریت دانش در گمرک فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) رابطه وجود دارد؟
بیان مسالهارتقا فرهنگ سازمانی در گمرک فرودگاه امام خمینی (ره) چگونه و به چه میزان در مدیریت دانش این سازمان تأثیر گذار است؟
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در بیان اهمیت و ضرورت این تحقیق می‌توان به فرمایشات گهربار رسول اکرم (ص) اشاره کرد که می‌فرمایند:
در کار دانش یار همدیگر باشید و دانش خود را از یکدیگر پوشیده مدارید، که خیانت در علم بدتر از خیانت در مال است.
خدا شادمان سازد آن آدمی را که آنچه را از من می‌شنود ضبط کند و برساند آن را به کسانی که نشنیده‌اند.
همچنین می‌توان به یکی از رهنمودهای ارزشمند مقام معظم رهبری در این رابطه اشاره کرد:
"بدون حرکت در جاده دانش به نقطه مطلوب نخواهیم رسید" (تیرماه 1384) .
در صورت عدم انجام این تحقیق ممکن است در پیاده‌سازی و استقرار مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی (ره) به موضوع فرهنگ سازمانی اهمیت کافی داده نشود و بدون آماده‌سازی بستر فرهنگی به نتیجه مطلوبی در مدیریت دانش نرسیم. با انجام این تحقیق وزن و تاثیر هر یک از عوامل فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش گمرک فرودگاه امام خمینی (ره) تعیین می‌گردد که این نتیجه موجب اهمیت و کار بیشتر روی عوامل موثرتر می‌شود. به عنوان مثال ممکن است در صورت عدم توجه به فرهنگ سازمانی و تاثیر آن بر مدیریت دانش سالیانه حجم وسیعی از اطلاعات، تجربیات و دانش که بسیار گران‌بها و پرهزینه می‌باشند از سازمان خارج شود و دانش موجود هم به دلیل عدم توجه به مسایل فرهنگی کاربردی نشود.
اهداف تحقیقاصلی : تعیین تاثیر بین عوامل فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی (ره) .فرعی :
1- تعیین تاثیر بین رقابت پذیری و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) .
2- تعیین تاثیر بین مسئولیت اجتماعی و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره).
3- تعیین تاثیر بین حمایت‌گری و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره).
4- تعیین تاثیر بین نوآوری و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره).
5- تعیین تاثیر بین تاکید بر پاداش و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) .
6- تعیین تاثیر بین جهت‌گیری عملکرد و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره)
7- تعیین تاثیر بین ثبات و مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) .
8- تعیین تاثیر بین معنویت و باورهای دینی با مدیریت دانش در گمرک فرودگاه امام خمینی (ره).
فرضیه های تحقیقاصلی: عوامل فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش دراداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
فرعی :
1- رقابت‌پذیری بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
2- مسئولیت اجتماعی بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
3- حمایت‌گری بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
4- نوآوری برمدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
5- تاکید بر پاداش بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
6- جهت گیری عملکرد بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
7- ثبات بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
8- معنویت و باورهای دینی بر مدیریت دانش در اداره کل گمرک فرودگاه امام خمینی(ره) تاثیر دارد.
متغیرهای تحقیقمتغیر مستقل : فرهنگ سازمانی
تعریف صوری: فرهنگ سازمانی، سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا، نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می‌شود. (رابینز ، ترجمه الوانی ،1389)
تعریف عملیاتی: فرهنگ سازمانی متغیری است مستقل، کمی و چند ارزشی که محقق به منظور اندازه‌گیری آن شاخص‌های رقابت‌پذیری، مسئولیت اجتماعی، حمایت‌گری، نوآوری، تأکید بر پاداش، جهت‌گیری عملکرد و ثبات را بر اساس طیف پنج گزینه‌ای لیکرت ارزیابی و در نهایت فرضیه تحقیق را مورد آزمون قرار خواهد داد.
متغیر وابسته : مدیریت دانشتعریف صوری: ایجاد فرآیندهای لازم برای شناسایی و جذب داده، اطلاعات و دانش‌های مورد نیاز یک سازمان از محیط درونی و بیرونی و استفاده از آن ها در تصمیم‌ها و اقدامات سازمان و کارکنان آن. (کارل ویگ ،2000)
تعریف عملیاتی: مدیریت دانش متغیری است وابسته، کمی و چند ارزشی که محقق به منظور اندازه‌گیری آن شاخص‌های ایجاد، جذب، سازماندهی، ذخیره، انتشار و کاربرد دانش را بر اساس طیف پنج گزینه‌ای لیکرت ارزیابی و در نهایت فرضیه تحقیق را مورد آزمون قرار خواهد داد.
مدل اولیه تحقیقچارچوب و مدل اولیه رابطه بین عوامل فرهنگ سازمانی(ساروس و دیگران، 2002) و فرایندهای مدیریت دانش (لاوسون، 2003) در بخش زیر آمده است.

شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1 مدل فرهنگ سازمانی ساروس و مدیریت دانش لاوسونخلاصه فصل اولدر این فصل پس از مقدمه‌ای کوتاه درباره فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش به بیان مسئله، توضیح اهمیت و ضرورت آن، اهداف، فرضیه‌ها و متغیرهای پژوهش پرداخته شد. در انتهای فصل نیز مدل مفهومی اولیه پژوهش ارایه گردید.

فصل دوم: ادبیات تحقیقمقدمهاجرای موفق مدیریت دانش در سازمان، مستلزم فراهم سازی بسترهای فکری، مهارتی و علمی خاصی است. نظریه پردازان، عوامل مختلفی را در زمینه موفقیت مدیریت دانش برشمردهاند که از جمله این عوامل میتوان به فرهنگ سازمانی(افراد، اعتماد، اشتراک)، ترویج فرهنگ پست الکترونیک، حمایت مدیران عالی، رهبری آگاه و تاثیر گذار، ترکیب کردن وظایف دانش با وظایف روزانه، زیرساخت‌های فنی، آموزش و یادگیری و غیره اشاره نمود. لیبوویتز و چن(2003) بر این باورند که "موفقیت مدیریت دانش تا 80 درصد مربوط به افراد و فرهنگ بوده و تنها 20 درصد آن بستگی به فناوری دارد و فرهنگ به اشتراک گذاری دانش نیز جزء کلیدی و مهم مقوله فرهنگ و افراد محسوب میگردد."
فرهنگ‌ سازمانی به عنوان یک حوزه پژوهشی به اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 و به حوزه‌های فرهنگ اداری، نمادگرائی سازمانی و داستان‌ها و افسانه‌های سازمانی بر‌می‌گردد. همچنین، این مفهوم با مفاهیم جدیدتری مثل «ایده‌های سازمانی غالب» و «تئوری‌های سازمانی بومی» (هل‌گرن و لواستد ،1997) یا «تئوری کسب و کار» (دراکر ،1994)، «جو سازمانی» (جورده ـ بلوم، 1998) و پارادایم‌های سازمانی (شلدون، 1980، لینکلن، 1985) مشابهت نزدیکی دارد. (Kekale,1999,2).
سابقه موضوع و تحقیقات انجام شده
موضوع : بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی درمدیریت دانش سازمان آموزش و پرورش شهرستان سمنان
نویسندگان: علی اکبر امین بیدختی/ شاهرخ مکوند حسینی/ زهرا احسانی
تاریخ : خرداد 1390
منتشر شده در : نشریه راهبرد شماره 59
فرضیه‌ها: بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش شهرستان سمنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین همه انواع فرهنگ سازمانی (قبیله، سلسله ‌مراتب، بازار، وضعیت ‌سالار) و مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش شهرستان سمنان رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد.
نتایج: آزمون فرضیه اصلی این پژوهش حاکی از آن است که بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون سایر فرضیات بیانگر آن است که بین همه انواع فرهنگ سازمانی(قبیله، سلسله‌مراتب، بازار، وضعیت‌سالار) و مدیریت دانش رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. به طور کلی طی نتایج تحلیل رگرسیون در گام اول مؤلفه فرهنگ سازمانی وضعیت‌سالار، وارد معادله رگرسیون شده است و 58 درصد از تغییرات مدیریت دانش را تبیین می‌کند. در گام دوم فرهنگ سازمانی قبیله به معادله اضافه شده است و به طور همزمان نزدیک به 60 درصد از تغییرات مدیریت دانش را تبیین می‌کنند. در نتیجه می‌توان گفت که فرهنگ سازمانی یکی از مهم‌ترین ابزارهای استقرار و اجرای موفقیت‌آمیز مدیریت دانش در سازمان‌ها محسوب می‌شود. تغییر در فرهنگ سازمانی به منظور استقرار مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش باید به نحوی باشد که بیشتر، فرهنگ سازمانی وضعیت‌ سالار و فرهنگ سازمانی قبیله نسبت به سایر فرهنگ‌ها مورد توجه قرار گیرد.
موضوع : تاثیر بین مدیریت دانش و شاخص‌های فرهنگ سازمانی دنیسوننویسندگان : گودرزوند، مهرداد ؛ نجبایی، سید صدرا؛ هاشمی، سیده سعیدهتاریخ : مرداد 89
نشریه: اقتصاد کار و جامعه - شماره 122فرضیه‌ها : مدیریت دانش بر شاخص‌های فرهنگ سازمانی دنیسون تاثیر دارد.
نتایج : این تحقیق نشان می‌دهد که شناخت‌ این دو عامل (مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی) به عنوان یک ضرورت مهم در اولویت فعالیت‌های مدیران سازمان قرار دارد و با تنظیم راهبرد سازمان‌ در حوزه دانش و فرهنگی و همچنین ایجاد یک فرهنگ سازمان قوی، بقای سازمان تضمین می‌شود و موجبات‌ عکس العمل مطلوب سازمانی در برابر تغییرات را فراهم می‌آورد.
موضوع : بررسی تاثیر بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی در هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان
تاریخ : پاییز 1389
نشریه : علوم مدیریت شماره 14فرضیه‌ها: بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی در هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان همبستگی مثبت وجود دارد
نتایج: این تحقیق که به روش پیمایشی انجام شده است نشان می دهد که بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی در هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان همبستگی مثبت وجود دارد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که رسالت سازمانی دارای بالاترین ضریب همبستگی و تولید دانش کمترین ضریب همبستگی را داشته‌اند.
موضوع : تاثیر فرهنگ سازمانی در مدیریت دانش شرکت‌های آب و فاضلاب و توزیع نیروی برق استان ایلام
نویسندگان : دکتر سید حیدر حسینی و دکتر عباس صمدی و رضا بوچانی
تاریخ : مهر 1390
انتشار : نشریه بازاریابی ایران
فرضیه‌ها: بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش براساس مدل رابینز درشرکت‌های مورد مطالعه «در شرکت آب و فاضلاب و شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام» رابطه وجود دارد.
نتایج : در نهایت پس از جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات بدست آمده تصویر فرهنگ سازمان‌های مورد مطالعه بر اساس مدل رابینز ترسیم شد که گویای وضعیت فرهنگ این سازمان‌ها است. بر این اساس سازمان‌های مورد مطالعه در تمام ابعاد پنج‌گانه در حد بالاتر از متوسط قرارگرفته‌اند.
موضوع : فرهنگ سازمانی و تسهیم دانش: عوامل کلیدی موفقیت
نویسندگان: عادل اسماعیل العلوی، نایلا یوسف المرزوقی
تاریخ : سال 2007
فرضیه‌ها: عواملی مانند اعتماد، ارتباط میان کارکنان، سیستم‌های اطلاعات، سیستم‌های پاداش و ساختار سازمانی نقش مهمی در تعیین ارتباط میان کارکنان و از بین بردن موانع در تسهیم دانش دارند.
نتایج : نتایج تحقیق آنان حاکی از آن بود که اعتماد، ارتباطات، سیستم‌های اطلاعات، سیستم پاداش و ساختار سازمان دارای رابطه مثبتی با تسهیم دانش در سازمان‌ها می‌باشند.
موضوع : فرهنگ سازمانی برای سیستم‌های مدیریت دانش
نویسندگان: اندرو پی. سایگانگ و این مایو و مایک اسرایت
تاریخ : سال 2008
فرضیه‌ها: ابعاد فرهنگ سازمانی به عنوان عوامل موثر منجر به پذیرش یا عدم پذیرش سیستم‌های مدیریت دانش می‌شوند.
نتایج : نتایج این تحقیق نشان داد که دو بعد فرهنگ سازمانی اعم از فرآیند‌ محوری و سیستم ارتباط باز به عنوان عوامل موثری می‌باشند که منجر پذیرش یا عدم پذیرش سیستم‌های مدیریت دانش می‌شوند.
مفهوم فرهنگ
تعاریف زیادی در مورد فرهنگ وجود دارد که برخی از این تعاریف به تعریف کلی و عام این مفهوم و برخی دیگر به تعریف اختصاصی آن پرداخته‌اند و به جهت تعدد تعاریف، برخی از صاحب‌نظران به دسته‌بندی آن اقدام نموده‌اند که نمونه‌ای از این دسته‌بندی در جدول زیر ارائه می‌گردد (حقیقی، 1380، 515-514).
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 1 دسته‌بندی تعاریف فرهنگنوع دسته‌بندی ارائه دهنده نوع تأکید تعریف
تاریخی ساترلند و وودوارد میراث اجتماعی «فرهنگ شامل هر آن چیزی است که بتواند از نسلی به نسلی دیگر رسانده ‌شود، یعنی همان میراث اجتماعی و کلیت جامعی که شامل دانش، دین، هنر، اخلاقیات، قانون، فنون ابزارسازی و کاربرد‌ آن‌ها و روش فرارساندن آن‌ها می‌شود.»
روانشناختی پانک جنبه‌های روانشناختی «فرهنگ، متشکل است از تصورات، نگرش‌ها، عادت‌های مشترک و کمابیش یکسان شده که در جهت نیازهای آدمی پرورانده شده است.»
ساختاری ویلی الگوسازی یا سازمان فرهنگ «فرهنگ، سیستمی است از الگوهای عادتی ـ پاسخگوئی که با یکدیگر همبسته‌ هستند.»
هنجاری ویسلر قاعده‌ یا
راه ‌و روش «آن شیوه زندگانی که یک اجتماع یا قبیله از آن پیروی می‌کنند، فرهنگ است، که شامل همه رویه‌های اجتماعی یکسان می‌باشد»
تشریحی تیلور عناصر تشکیل دهنده فرهنگ «فرهنگ یا تمدن کلیت درهم‌تافته‌ای است، شامل دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب و رسوم و هرگونه توانائی و عادتهائی که آدمی همچون عضوی از جامعه به دست می‌آورد.»
(اقتباس از :حقیقی و دیگران، 1380، 515-514)
تعریف فرهنگ سازمانیاین که فرهنگ سازمانی چیست و چه ارتباطی با مفاهیم فرهنگ و مدیریت دارد، دیدگاه‌های مختلف و گاه متضادی وجود دارد (Denison,2000,3). ادگار شاین یکی از صاحب‌نظران برجسته پژوهش و نظریه‌پردازی در باب فرهنگ سازمانی در مقدمه کتاب مشهور خود «فرهنگ سازمانی و رهبری» می‌گوید: «فرهنگ سازمانی مفهومی است که به دشواری می‌توان آنرا تعریف کرد، به سختی می‌توان آن را تجزیه و تحلیل و اندازه‌گیری نمود و به سختی می‌توان آن را مدیریت کرد» (schien,1992,6).
همچنین برخی دیگر از صاحب‌نظران فرهنگ را یکی از عوامل مدیریتی می‌دانند که «بیش از سایر عوامل مورد غفلت قرار گرفته است … و شاید بخشی از این غفلت ناشی از دشوار بودن درک و پذیرش قدرت و نفوذ فرهنگ باشد. مدیری که در دریای تجارت بین‌المللی غوطه‌ور می‌شود تنها نباید مراقب امواج دریا باشد، بلکه باید بتواند عمق و قدرت این گرداب زیر ‌آبی (حضور پنهان فرهنگ) را برآورد کند. اگر در انجام این مهم موفق نشود، حیات شرکت یا مجموعه تحت مدیریت او به خطر خواهد افتاد (اشنایدر و بارسو، 1379،3).
فرهنگ سازمانی عبارت است از مجموعه اعتقادات جمعی ناخودآگاه و مفروضاتی است که ارزش‌ها، «دست ساخته‌های هنری» و فعالیت‌های سازمان‌ها به واسطه آنها هدایت می‌شوند. به این معنا که گروهی از افراد در این اعتقادات جمعی سهیم بوده و همچنین واکنش‌های آنان مبنی بر این که آیا رویکرد جدید و مصنوعات ناشی از آن خوب یا بد است و این موضوع که آیا بی‌درنگ مورد پذیرش قرار می‌گیرند یا موجب ترس و مقاومت می‌شوند را هدایت می‌نماید. مطابق نظر شاین «واژه فرهنگ می‌بایستی انحصاراً برای سطوح عمیق‌تری از عقاید و مفروضات بنیادی که اعضای سازمان در ایجاد آن سهیم هستند به کار رود، موضوعی که به صورت نیمه آگاه عمل می‌کند و به عنوان رسم رایجی از دید سازمان نسبت به خود و محیط اطرافش تعریف می‌شود (Schein,1986,84)
چنین رویکردی به فرهنگ سازمانی، ما را به جای توصیف صرف تفاوت‌های موجود در ارزش‌ها و مصنوعات ـ چنانکه در بعضی از راهنماهای پژوهشی صورت‌گرفته، به تلاش در جهت درک موضوعاتی از این قبیل که «چرا سازمان‌ها به انجام امور به شکل کنونی آن می‌پردازند و چرا رهبران دچار مشکلاتی هستند که با آنها دست به گریبانند»، رهنمون می‌سازد (Schein,1996,85). نقطه مقابل، این که در ارتباط با ماهیت مفروضات بنیادی پذیرفته شده، یافتن نمونه و تحلیل دقیق و عاری از اشتباه فرهنگ دشوار است. محقق بایستی قادر باشد فرهنگ را بر مبنای مشاهدات شخصی خود از مصنوعات، ارزش‌ها، مواد نوشتاری و گفتاری و تاریخ سازمان مورد تفسیر قرار دهد.
بسیاری از صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند که فرهنگ سازمانی در حقیقت، درک یا پنداشت کلی است که اعضای سازمان ازآن دارند. رابینز (1381) بر این باور است که: (مقصود از فرهنگ سازمانی سامانهای از استنباط مشترک است که اعضا نصب به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر میشود.)
فرهنگ سازمانی دارای شاخصهها و ویژگیهایی است که پرداختن به آن از حوصله این بحث خارج است لیکن بصورت خلاصه میتوان به هفت ویژگی اصلی تشکیل دهنده فرهنگ سازمانی از نگاه چتمن و کالول (1991) اشاره نمود:
خلاقیت و خطرپذیری : میزانی که افراد تشویق میشوند تا خلاق، نوآور و خطرپذیر گردند.
توجه به مسائل: میزانی که انتظار میرود کارکنان بتوانند مسائل را تجزیه و تحلیل نموده و به صورتی دقیق به امور نگاه کنند.
توجه به نتیجه: میزانی که مدیریت به نتایج یا رهآوردها توجه میکند نه به روشها و فرآیندهایی که باید برای دست‌یابی به این نتیجهها به کار رود.
توجه به افراد: میزانی که مدیریت به کارکنان اجازه میدهد در تصمیمگیریها مشارکت کنند و میزانی که مدیریت درباره اثرات نتیجه تصمیمگیری بر افراد توجه میکند.
تشکیل تیم: میزانی که مدیریت، کارها را به گونهای تنظیم میکند که به وسیله تیم(و نه افراد) انجام شود.
تحول: میزانی که افراد دارای روح انتقاد، تحول و یا حتی جسارت هستند.(نه افراد ساده اندیش و احتمالا بیتفاوت).
ثبات یا پایداری: میزانی که سازمان در فعالیت‌های خود به حفظ وضع موجود(و نه رشد) تاکید و توجه دارد.
پیاده سازی موفق فرآیند مدیریت دانش و دانشآفرینی در سازمان مستلزم فراهم نمودن بسترهای فکری و فرهنگی این امر میباشد .ترویج فرهنگ یگانگی و احساس تعلق افراد به سازمان و ایجاد حس اعتماد میان آنان و فراهم سازی محیطی توام با اشتراک، انتقال و تقابل دانش علاوه بر اینکه مقاومت در برابر تغییر در کارکنان را به حداقل میرساند، از سرمایه مشارکت و هم فکری آنان نیز سود میبرد. موفقیت پروژههای مدیریت دانش تا حدود زیادی بستگی به نوع همکاری و اشتراک دانش بین همه افراد داشته و همه افراد باید فعالانه در گردآوری و ایجاد مضمون پروژها شرکت داده شوند.
دانپورت و همکاران (1998) اظهار میدارد:
"اگر زمین فرهنگی پروژه مدیریت دانش، حاصلخیز نباشد، نه مقدار فناوری نه محتوای دانش نه داشتن یک مدیریت پروژه خوب، هیچکدام موفقیتی دربر نخواهد داشت".
به عقیده گاندی(2004) یکی از مهمترین تواناسازهای مدیریت دانش، فرهنگ باز سازمان است که مشوق تعامل افراد با یکدیگر و تبادل نظرات و تجربیات و نقطه نظرات است و به کارکنان اجازه میدهد که بدون ترس از بازخواست، صدایشان را به گوش دیگران برسانند. از دیدگاه وی، عدم وجود فرهنگ سازمانی که مشوق همکاری، اعتماد،اشتراک دانش،گوش دادن، یادگیری و خلاقیت باشد، میتواند مانع اصلی توسعه و بکارگیری یک پروژه موفقیت آمیز مدیریت دانش باشد.
یکی از مهمترین مولفههای فرهنگ سازمانی که دارای نقش اساسی در پیشبرد پروژههای دانشی در سازمان میباشد، فرهنگ تسهیم و به اشتراک گذاری دانش است. تقسیم و انتشار دانش در داخل سازمان، پیش شرط حیاتی برای ایجاد اطلاعات و تجاربی است که سازمان میتواند از آن استفاده کند در این امر استفاده از زبان واضح و روشن برای انتقال دانش، منظور نمودن پاداشهایی برای به اشتراک گذاری دانش، حمایت فرهنگ سازمانی از اشتراک و انتقال دانش و ... میتواند موثر باشد.
زمانی که در فرهنگ یک سازمان، دانش شخصی افراد، بهای زیادی داشته و افراد بطور غریزی قدرت دانش را احساس میکنند، اشتراک دانش با دیگران، در اصل،اشتراک قدرت است. در این صورت مدیریت دانش میتواند افراد را متقاعد سازد که دانش مورد نیاز را استفاده نموده و بادیگران به اشتراک بگذارند.
لازمه ایجاد فرهنگ دانش اشتراکی، توجیه و متقاعد نمودن افراد، ارائه آموزشهای لازم، پاداش دادن به اشتراک گذاری دانش و در پیش گرفتن سیاست سازمانی مشخص جهت جلوگیری از انباشت آن و نیز گوشزد نمودن منابع سرشاری است که از این رهگذر عاید سازمان و افراد میگردد.
لذا سوال اساسی در این بخش، این است که چگونه میتوان اشتراک گذاری دانش را تسهیل نمود.
ترویج فرهنگ تسهیم دانش در بسیاری از شرکت‌های معتبر به عنوان سنگ بنای اصلی و اولویت نخست آنان درآمده است و این سازمان‌ها اصولی را در این راستا تدوین نمودهاند.
از جمله یکی از اصول پنج‌گانه کمیسیون خدمات عمومی در اروپا این است که دانش، اطلاعات و داده باید به اشتراک گذاشته شود(لی بو ویتز و چن، 2003) در این اصل آمده است :
اشتراک‌گذاری دانش میبایست پاداش داده شود. ما باید محیطی ایجاد نماییم که مردم با کمال آزادی آنچه را میدانند، پراکنده نموده و دانش را از همکاران طلب نمایند.
انجام ارزیابی افراد باید به میزان همکاری شخص در تولید، ارزیابی و انتقال دانش مرتبط باشد.
دانش، در دسترس تمامی کارکنان خواهد بود به جز در مواردی که دلیلی بر پوشیده داشتن و حیطه‌بندی وجود داشته باشد.
دانش ما باید به اشتراک گذاشته شود تا پشتیبانی کننده همکاری با سایر بخش‌ها و سطوح دولتی باشد.
ما فرآیندهایی را پی ریزی کرده و ابزاری را به خدمت خواهیم گرفت که مارا قادر به ثبت و اشتراک‌گذاری دانش به منظور حمایت از همکاریهای متقابل‌مان نماید.
با توجه به نقش کلیدی فرهنگ اشاعه دانش در یک سازمان، پیشبینی ساز و کارهایی جهت تحقق این مهم، ضروریست. از دیدگاه محققانی نظیر لی بو ویتز(2000)، مهارتهای اشتراک گذاری دانش میباید شامل موارد زیر باشد:
توسعه موارد جدیدی از روابط همکار- همکار
میزان استفاده مجدد از دانش.
تعداد مفاهیم کلیدی که از تبدیل دانش ضمنی به دانش سریح بدست میآید.
تعداد ایدههای جدیدی که منجر به تولید محصول یا خدمت جدیدی میگردد.
بهترین شیوههایی که جهت ایجاد ارزش افزوده بکار گرفته میشود.
تعداد کارآموزانی که خود مربی بوده و میزان موفقیت آنان در میل به بلوغ سازمانی موثر بوده است.
بانک جهانی نیز شاخصهای یادگیری و اشتراک گذاری دانش خود را به شرح زیر برشمرده است (لی بو ویتز و کارول،2003) :
طرح ایدههای جدید و ادامه یادگیری
تسهیم دانش.
یادگیری از دیگران.
بکارگیری دانش در فعالیتهای روزانه.
مشارکت در زمینه یادگیری و اشتراک گذاری دانش.
با در نظر داشتن اهمیت کلیدی فرهنگ اشتراک گذاری دانش در سازمان، توجه به موانع تحقق چنین امری نیز درخور توجه است. ادل و گری سان (2001) اظهار می‌دارند که افراد غالبا به دلایل زیر از اشتراک دانش امتناع میورزند :
مشغله فراوان.
نمیخواهند با اشتراک دانش، مسئولیتهای اضافی برای خود درست کنند و در پروژههایی که در راستای تواناییها و علایق آنان نیست درگیر شوند.
احساس میکنند که اشتراک دانش مانع موفقیت شخصی آن‌هاست.
در بحث‌های ورودی احساس رعب دارند که از قافله جدا بمانند و فکر میکنند که چیزی برای همکاری ندارند.
به دانش دیگران و اینکه آنان نیز در دانش افراد سهیم خواهند شد اعتمادی ندارند.
اگر نظراتشان به سخره، یا نادیده گرفته شود و یا از نظراتشان انتقاد شود، احساس میکنند همکاریشان تنبیه و یا تهدیدی برای آن‌هاست.
با مدیران و تصمیم گیرندگانی کار میکنند که اطلاعات را از آنان مخفی میکنند لذا میتوان گفت در سازمانی که خواستار بهره‌گیری از مزایای مدیریت دانش است توجه ویژه به مولفههای فرهنگی سازمانی، به نحوی که اشتراک‌گذاری دانش را در میان کارکنان و سطوح مختلف سازمانی، تبلیغ و تسهیل نماید، ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب میگردد. (حسنوی، 1391 : 61)
ضرورت پرداختن به مقوله فرهنگ سازمانیدر پاسخ به این سوال که چرا به درک فرهنگ نیازمندیم دست کم چهار دلیل قابل ذکر است:
الف - تجزیه و تحلیل فرهنگ موجب نمایاندن پویائی خرده فرهنگ‌های درون سازمان می‌شود.
یکی از دلایل اصلی افزایش علاقمندی به فرهنگ، آن است که نه تنها این مفهوم با تحلیل سطوح سازمانی ارتباط پیدا کرده، بلکه همچنین هدفش درک هر آن چیزی است که هنگام کار با گروه‌های حرفه‌ای و خرده فرهنگ‌های مختلف با یکدیگر در درون سازمان اتفاق می‌افتد. برای مثال، این روزها، بیشتر شرکت‌ها تلاش می‌کنند فرایند طراحی، تولید و تحویل محصولات جدید را به مشتریان با سرعت بیشتری به انجام برسانند. آنها بیش از پیش دریافته‌اند که همکاری بخش‌های بازاریابی، مهندسی، تولید، توزیع و گروه‌های فروش نیازمند عزمی راسخ، مراقبت بیشتر و مشوق‌های مدیریتی کمتر است. برای دستیابی به هدف مورد نظر، به درک خرده‌فرهنگ‌های مرتبط با هر یک از این وظائف و طرح فرایندهای بین‌گروهی نیاز است، زیرا امکان برقراری ارتباط و تشریک مساعی میان آنها را حتی در مرزهای مستحکم خرده‌فرهنگی فراهم می‌سازد.
ب- تجزیه و تحلیل فرهنگ وقتی ضرورت پیدا می‌کند که بخواهیم چگونگی تأثیر و تأثر متقابل فناوری (تکنولوژی) و سازمان‌ را درک کنیم.
معمولا یک فناوری جدید بازتاب یک فرهنگ حرفه‌ای است که پیرامون یک هسته علمی یا ابزارها و مفاهیم مهندسی جدید بنا می‌شود. خرده فرهنگ حرفه‌ای، منعکس کننده این مفاهیم جدید است که اغلب بخشی از آن می‌تواند در درون و بخشی در بیرون از سازمان عینیت یابد. برای مثال، این روزها بحث‌های زیادی در باره تکنولوژی اطلاعات و تأثیر آن روی دگرگون‌ ساختن کار و سازمان مطرح است. برای درک این موضوع که IT چگونه وارد سازمان می‌شود و برخی از فعالیت‌های سازمانی را دستخوش تغییر می‌سازد، ناگزیریم که بدانیم در فرایند استقرار فناوری، خرده فرهنگ مجموعه حرفه‌ای IT با خرده‌ فرهنگ‌های وظائف مختلف داخل سازمان‌ و نیز تعامل آن دسته از خرده‌ فرهنگ‌هائی که موجب دگرگونی فناوری می‌شود با یکدیگر چه برخوردی اتفاق خواهد افتاد. تنها در صورتی موفق به درک بخشی از پدیده‌هائی خواهیم شد که به علت بدشانسی در رابطه با استقرار فناوری اطلاعات روی می‌دهد که از یک زاویه فرهنگی به آنها بنگریم.
ج - تجزیه و تحلیل فرهنگی برای مدیریت در پهنه مرزهای ملی و اخلاقی ضروری است.
همان گونه که مفهوم فرهنگ به درک پدیده‌ی خرده‌ فرهنگ‌ها در سازمان‌ها کمک نموده، به لحاظ ارتباطی که با تحلیل‌های ملی گسترده‌تر و ارتباطات اخلاقی درونی پیدا شده، بیشتر سازمان‌ها خود را ملزم می‌دانند که در قالب انعقاد قراردادهای مشترک، ائتلاف‌های راهبردی، ادغام و تملک شرکت‌ها، با ملل و فرهنگ‌های دیگر کار کنند. مدیران همواره به این صورت شناخته شده‌اند که ناگزیرند در گستره‌ مرزهایی چنین دشوار کار کنند و تنها در همین سالهای اخیر است که پژوهشگران و مشاورین به توسعه مفاهیم و دیدگاه‌هایی پرداختند که ما را به تجزیه و تحلیل و حل این مشکلات قادر می‌سازد.
مشکل جدی که در صحنه وسیع‌تر بین‌فرهنگی با آن روبرو هستیم این است که سوءتفاهم‌های فرهنگی معمولاً به صورتی غیرقابل بحث‌ مورد توجه قرار می‌گیرند. برای جلب توجه یک شخص به فرهنگ دیگر، به ناچار رفتارهائی را بروز می‌دهیم که ریسک رنجاندن آن شخص قابل درک نیست. بنابراین بیشتر از آن که به لحاظ فرهنگی متابعت و همرنگی نمائیم تحمل می‌‌کنیم.
د- بدون توجه به فرهنگ به عنوان نخستین منبع مقاومت در برابر تغییرات، یادگیری سازمانی، تحول، و تغییرات برنامه‌ریزی شده قابل درک نخواهد بود (Schein,1992,7-9).
الگوها، نوع‌ها یا سطوح مختلف فرهنگ سازمانیپژوهشگران به منظور مطالعه رابطه‌ی میان نوع فرهنگ و اثربخشی سازمانی تلاش زیادی کرده‌اند تا نوع‌ها (طبقه‌بندی‌های) مختلف فرهنگ سازمانی را شناسائی و اندازه‌گیری نمایند. این فعالیت به واسطه وجود این امکان که فرهنگ‌های اصلی (در مقابل خرده‌فرهنگ‌ها) از اثربخشی بیشتری برخوردارند تشدید شد. متاسفانه پژوهش‌های به عمل آمده نتوانست نوع‌شناسی جامعی از سبک‌های فرهنگی ارائه دهد که مورد پذیرش همگان قرار گیرد (Kiniki,2002,25&‌ Keritner).در این جا نمونه‌هایی از تلاش‌هائی که در جهت نوع‌شناسی فرهنگ سازمانی صورت گرفته ارائه می‌گردد (کاظمی، 1391).نوع‌‌شناسی کوئین و روهرباف ( 1983) و کوئین (1988)کوئین و روهرباف (1983) علاقمند بودند ارزش‌های مؤثر در اثربخشی سازمانی را از دید کارکنان تعیین نمایند. پژوهش آنها نشان داد که ارزش‌های مرتبط با اثربخشی سازمانی به چهار گروه، قابل دسته‌بندی است. در همین ارتباط کوئین (1988) به ارائه مدلی از فرهنگ سازمانی بر پایه دو بعد فرایندهای سازمانی (ارگانیک در مقابل مکانیک) و جهت‌گیری سازمانی (درونی در مقابل بیرونی) پرداخت که نتیجه آن چهار نوع فرهنگ سازمانی به شرح زیر می‌باشد:
1 . فرهنگ قبیله‌ای 2 . فرهنگ بازار 3 . فرهنگ ویژه‌سالاری 4 . فرهنگ سلسله‌مراتبی
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 2 مدل فرهنگ سازمانی کوئین (1988)فرهنگ ویژه سالاری فرهنگ قبیله ای
فرهنگ بازار فرهنگ سلسله مراتبی
(اقتباس از توماس ال. پیکر و جان ام. هاوز 1995)
در مدل کوئین (نگاره2-2) ، وجه مشخصه ‌«فرهنگ قبیله‌ای» (ارگانیک، درونی) تأکید بر پیوستگی، کار گروهی و تعهد نسبت به سازمان است. در حالی که «فرهنگ بازار» (مکانیکی، بیرونی) با رقابت و دستیابی به هدف مشخص می‌گردد. تمرکز «فرهنگ ویژه‌ سالاری» (ارگانیک، بیرونی) بر خلاقیت، کارآفرینی و پویائی است و نهایتاً، وجه مشخصه‌ «فرهنگ سلسله مراتبی» (مکانیکی، درونی) دستورات، قوانین و مقررات، یکنواختی و کارائی است (Baker & Hawes,1995,2).
مدل شناختی (سطوح) فرهنگ سازمانی‌ـ ادگار شاین (1985)376872587630مصنوعات
00مصنوعات
فرایندها و ساختارهای سازمانی قابل مشاهده
487934019177000453390020320000(به لحاظ رمزگشایی دشوار)
114308191500
3786505162560ارزش‌های مورد قبول
00ارزش‌های مورد قبول
راهبردها، اهداف و فلسفه‌ها
(توجیهات مورد حمایت)
باورهای مسلم فرض شده،
-30480122555003797935358140مفروضات اساسی نهفته
00مفروضات اساسی نهفته
4533900895350048799756667500
ادراکات، افکار و احساسات ناخودآگاه
منبع نامحدود ارزش‌ها و عمل)
شاین همچنین در رویکردی جدیدتر (1996) نشان داد که چگونه می‌توان به صورت نمادین با یک نوع‌شناسی کلی از خرده فرهنگ‌ها در سازمان روبرو شد. وی مدعی است که در هر سازمانی اساساً سه خرده فرهنگ متفاوت وجود دارد؛ این خرده فرهنگ‌ها عبارتند از «اپراتورها»، «مهندسان» و «مدیران اجرائی». این امکان وجود دارد که این خرده فرهنگ‌ها، مفروضات بنیادی برخی از حوزه‌های بسیار محوری واقعیت را دستخوش تغییر نمایند. وی خاطر نشان می‌کند که «این گروه اپراتورها هستند که آماج برنامه‌های تغییر و تلاش‌های یادگیری سازمانی قرار می‌گیرند» و « از سازمانی به سازمانی دیگر درمی‌یابیم که هنوز نوآوری‌ها و عملیات اثربخش‌تر نیز نتوانسته اشاعه فرهنگ پیشرفت یا تداوم آن را موجب گردد». شاین چنین ادعا می‌کند که: «این خط فکری، ما را به این نتیجه می‌رساند که سازمان به عنوان یک واحد، هرگز به ایجاد یک سیستم یادگیری پایدار قادر نخواهد بود مگر آنکه تعارض ذاتی میان این سه خرده فرهنگ را برطرف نماید.» (Schein,1996,238).
تغییرات روزافزون فرهنگ، از طریق یادگیری امکان پذیر است؛ از آغاز کار تا حصول نتیجه به زمان زیادی نیاز است. معمولاً اعضای سازمان درصورتی با پذیرش یک رویکرد جدید بیشترین مخالفت را ابراز می‌کنند که با فرهنگ آن سازمان در تعارض باشد (Schein,1996,85). به نظر وی برخی از ترکیبات ارائه شده به نحو بسیار مطلوبی موفق و برخی دیگر نیازمند تفسیر مجدد مفروضه‌های زیربنائی فرهنگ می‌باشند (کاظمی، 1391).
نوع‌شناسی کوک و زومال ( 1993)از دید این دو دانشمند به طور کلی سه نوع فرهنگ سازمانی وجود دارد، این نوع‌ها عبارتند از: سازنده، منفعل ـ دفاعی و تهاجمی ـ دفاعی . «هر نوع با یکسری باورهای مرجعِ متفاوت مرتبط است. باورهای مرجع، معرف آن دسته از افکار و باورهای فرد است که در مورد چگونگی رویکردهای مورد انتظار اعضای یک گروه خاص یا سازمان نسبت به کارشان و تعامل با دیگران دارند. فرهنگ سازنده، فرهنگی است که در آن کارکنان ترغیب می‌شوند تا ضمن تعامل با دیگران، روی پروژه‌ها و وظائف محوله به گونه‌ای کار کنند که آنها را در برآوردن نیاز به رشد و توسعه یاری نماید. این تیپ از فرهنگ مؤید باورهای مرجعی است که با انگیزه‌های پیشرفت، خودشکوفائی، انسان‌گرائی تشویق، و تعلق و دلبستگی همخوانی دارد. در مقابل، فرهنگ منفعل ـ دفاعی از طریق یک باور مهم که کارکنان می‌بایستی به گونه‌ای با دیگران تعامل داشته باشند که امنیت شغلی آنها تهدید نشود، متمایز می‌گردد. این فرهنگ با باورهای مرجع: توافق، قرارداد، وابستگی و اجتناب همخوانی دارد. سرانجام، شرکت‌هائی با فرهنگ تهاجمی ـ دفاعی کارکنانشان را تشویق می‌کنند تا به شیوه مؤثری در جهت حفظ مقام و امنیت شغلی‌شان گام بردارند. این نوع از فرهنگ تا حد زیادی از طریق باورهای مرجعی که منعکس کننده مخالفت، قدرت، رقابت، و کمال‌گرائی است مشخص می‌گردد» (Kiniki,2002,25&‌ Keritner). اگرچه ممکن است در هر سازمانی یکی از نوع‌های فرهنگی به صورت غالب ظاهر شود ولی هنوز این امکان وجود دارد که باورهای مرجع و ویژگی‌های سایر گونه‌ها نیز آشکار شود. پژوهش‌ها حکایت از آن دارد که سازمان‌ها می‌توانند دارای خرده فرهنگ کارکردی، خرده فرهنگ سلسله‌مراتبی بر اساس سطح فرد در سازمان، خرده فرهنگ جغرافیائی، خرده فرهنگ شغلی مبتنی بر عنوان سازمانی یا پست فرد، خرده فرهنگ اجتماعی برآمده از فعالیت‌های اجتماعی از قبیل گروههای گلف و بولینگ و عضویت در یک باشگاه مطالعه، و فرهنگ‌های متقابل باشد. (Kiniki,2002,26&‌ Keritner).
نوع‌شناسی تائونو ککاله ( 1998)این محقق بر مبنای مفروضات اساسی پنجگانه ادگار شاین به ارائه یک نوع‌شناسی فرهنگی مبادرت نمود و نقش آن را در موفقیت یا عدم موفقیت استقرار مدیریت کیفیت جامع در تعدادی از شرکت فنلاندی مورد آزمون قرار داده است. نوع‌های فرهنگ سازمانی شناسائی شده توسط ککاله عبارتند از: «قانون‌گرا»، «رابطه‌گرا» و «رهبری نوآور» این ساختار (به تعبیر کسانن و دیگران، 1991 ؛ آیزن‌هارت ،1989) به صورت نموداری، در نگاره 2-5 نشان داده شده است. در این نمودار گزینه‌هایی که آشکارا به ادامه کار بر اساس انواع مفروضات مشابه می‌انجامند، به عنوان گزینه‌‌های اولیه و با پیکان مستقیم () و گزینه‌هائی که می‌توانند به هنگام مواجهه با یک فرهنگ جدید مورد توجه قرار گیرند، به عنوان گزینه‌‌های ثانویه، با پیکان خط چین ( ) نشان داده شده است.
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 3 : نمودار ترسیمی تئوری همانندی/ ناهمانندی فرهنگ کار تائونو ککاله (1998)233362570485مفروضات‌بنیادی00مفروضات‌بنیادی5876925527050058674001460500 نوع‌های سازمانی
تیپ سازمانی
«قانون گرا»
(نوع 1) «رابطه‌ گرا»
(نوع 2) «رهبری نوآور»
(نوع 3) ماهیت کیفیتکیفیت مورد انتظار: مشخصات عددی، کنترل انحراف‌ها (هم دررفتار کارکنان و هم فرایندها و محصولات). کیفیت مورد انتظار یا رضایت مشتری: در برخی از فرایندها، فرایند تواناسازی کارکنان برای توقف و تصحیح فرایندها؛ در سایر موارد، تواناسازی کارکنان حتی برای رفع کمبودهای فرایند‌هایشان. کیفیت دور از انتظار: هر یک از مشتریان به دنبال نیازهای شخصی خود هستندکه جهت کامیابی مشتری از طریق خدمات مورد نظر آنها صورت می‌گیرد. ماهیت یادگیری کاربرد واکنش‌های یادگیری در حل مسائل و خطاها،
یادگیری مهارتهای فنی. کاریرد واکنش‌های یادگیری در حل مسائل و خطاها،
یادگیری مهارتهای فنی.
در برخی از فرایندها یادگیری مهارتهای متقابل و انسانی. اهمیت همکاری. یادگیری خلاق. زیرا نیازها را نمی‌توان پیش‌بینی نمود. کارکنان می‌بایستی مداوم یاد بگیرند حتی در زمینه‌های خارج از حیطه کاری خودشان. ماهیت واقعیت و حقیقت واقعیت تعیین پذیر تجربی واقعیت ساخت‌یافته اجتماعی واقعیت فردی ماهیت انسان و
روابط انسانی کارکنان بایستی در جهت حصول کیفیت مورد نظر کنترل شوند، هر انحرافی منفی تلقی می‌شود. کارکنان مجاز به انتخاب گزینه‌های مختلف هستنند؛ تصمیم‌گیری در زمینه طراحی فرایند وجود ندارد یا اندک است.
«خودکامگی» انسان اساساً به توسعه کارش علاقمند است، و بنابراین می‌تواند توانائی طراحی بعضی از فرایندها را کسب کند. برخی از تصمیم‌گیری‌ها را به گروههای کاری، شامل کارکنان با دانش‌های گوناگون تفویض نماید.
« دانائی» همه افراد مشتاق یادگیری و بکارگیری مهارت‌هایشان در طرح‌ریزی و مشارکت در تغییرات هستند؛ کارکنان علاقمند به شخص مشتری هستند. اغلب تصمیمات در تعامل میان کارمند ـ مشتری صورت می‌گیرد.
«تساوی اختیارات میان همکاران» پارادایم بنیادی:
ماهیت فعالیت‌های انسانی رفتاری؛
«مبتنی بر انجام» مشارکت انسان‌گرایانه؛
«مبتنی بر شدن» شناختی؛
« مبتنی بر بودن» 15544803175000 650938562547500مصنوعات سازمانی:
انواع مختلف ابزارهای کیفی تیپ A
مواردی‌که جنبه‌های کنترل محصول دارد نظیر کنترل اندازه‌گیری کار، نظام‌های کیفیت استاندارد، و روش‌های کنترل آماری را شامل می‌شود تیپ B
مواری که شامل یک رویکرد علمی به شغل شخص، روش‌های کار گروهی، روش‌های طراحی شده برای دستیابی به کیفیت در گستره سازمان، و بیشتر از همه معانی ویژه شغلی می‌گردد تیپ C
مواردی که به ویژگی‌های کیفی «نرم» مانند سبک مدیریت، مسئولیت تفویضی مشتری و خودمختاری کارکنان، کامیابی مشتری و ابزارهای خودارزیابی تأکید دارد. همانندی فرهنگی؛ استقرار ابزارهائی که نیاز به تغییرات فرهنگی ندارد یا نیاز به این تغییرات اندک است.
ناهمانندی فرهنگی؛ مقاومت در برابر فرهنگ مطلوب است، یا احتمالاً به برنامه‌های تغییر فرهنگی ویژه نیاز می‌باشد.
ابعاد فرهنگ سازمانی از دیدگاه گیرت هافستد« در اواخر دهه 60، گیرت هافستد مطالعات و تحقیقاتی با هدف اثبات نقش و تأثیر تفاوت‌های فرهنگی بر مدیریت انجام داد. این تحقیقات که بسیار مهم‌اند، سه دهه بعد پیگیری و دنبال شدند. هافستد برای انجام این تحقیق از 116000نفر از کارکنان شرکت آی.بی.ام در 40 کشور مختلف دنیا نظرسنجی کرد. در این نظرسنجی از پرسش‌شوندگان درخواست می‌شد که نظر خود را درباره بهترین شیوه مدیریت و محیط کاری بیان کنند. هافستد بر اساس یافته‌های این نظرسنجی چهار بعد «ارزشی» را مشخص ساخت که کشورها از حیث این ابعاد با یکدیگر تفاوت داشتند. این چهار بعد عبارت بودند از: فاصله قدرت، ابهام گریزی یا احتیاط، فردگرائی در مقابل جمع‌گرائی، و مردسالاری در مقابل زن‌سالاری» (اشنایدر و بارسو، 1379، 3).مدل ویژگی‌های فرهنگ سازمانی استیفن رابینزرابینز معتقد است ده ویژگی وجود دارد که «در مجموع معرف و نمایانگر عصاره فرهنگ سازمانی است» (رابینز،967،1374). این ویژگی‌ها عبارتند از :
خلاقیت فردی: میزان مسئولیت، آزادی عمل و استقلالی که افراد دارند.
ریسک‌پذیری: میزانی که افراد تشویق می‌شوند تا ابتکار عمل به خرج دهند، دست به کارهای مخاطره‌آمیز بزنند و بلند پروازی نمایند.
رهبری: میزانی که سازمان هدف‌ها و عملکردهائی را که انتظار می‌رود انجام شود، مشخص می‌نماید.
یکپارچگی: میزان یا درجه‌ای که واحدهای درون سازمان به روشی هماهنگ عمل می‌کنند.
حمایت مدیریت: میزان یا درجه‌ای که مدیران با زیردستان خود ارتباط برقرار می‌کنند، آنها را یاری می‌دهند یا از آنها حمایت می‌کنند.
کنترل: تعداد قوانین و مقررات و میزان سرپرستی مستقیم که مدیران بر رفتار افراد اعمال می‌کنند.
هویت: میزان یا درجه‌ای که افراد، کل سازمان (و نه گروه خاص یا رشته‌ای که فرد در آن تخصص دارد) را معرف خود می‌دانند.
سیستم پاداش: میزان یا درجه‌ای که شیوه تخصیص پاداش (یعنی افزایش حقوق و ارتقای مقام) بر اساس شاخص‌های عملکرد کارکنان قرار دارد و نه بر اساس سابقه خدمت، پارتی‌بازی و از این قبیل شاخص‌ها.
سازش با پدیده تعارض: میزان یا درجه‌ای که افراد تشویق می‌شوند با تعارض بسازند و پذیرای انتقادهای آشکار باشند.
الگوهای ارتباطی: میزان یا درجه‌ای که ارتباطات سازمانی به سلسله مراتب اختیارات رسمی محدود می‌شود
(رابینز،1374،968-967).
مدل پارسونزمدل AGIL پارسونز، روش ساده‌ای برای بیان و تشریح تفاوت‌های فرهنگی سازمان‌ها است. طبق این الگو هر سیستم اجتماعی باید چهار وظیفه را در جهت بقا و موفقیت انجام دهد که عبارتنداز:
تطبیق A: برای تطبیق یک سیستم اجتماعی باید از محیط خوب و چگونگی تغییرات آن آگاه باشد و خود را به طور مناسب با آن تعدیل و تنظیم کند.


رسیدن به هدف G: منظور توانایی در تحقق اهداف سیستم می باشد.
یکپارچگی I: به این معنی که تمام سیستم‌های اجتماعی نیاز دارند که اجزا آنها از گسیختگی و از هم پاشیدگی حفظ شود، قسمت های مختلف یک سیستم با یکدیگر در ارتباط باشد، وابستگی متقابل آنها درک و نیاز به هماهنگی آنها بر آورده شود.
مشروعیت L: تمام سیستم‌های اجتماعی به حق بقا نیاز دارند که محیط به آنها می‌دهد. سیستم اجتماعی هنگامی مشروع است که جامعه اعتقاد داشته باشد ادامه حیات آن سیستم ضروری است (گریفین، 1991).
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 4 مدل AGIL پارسونز (گریفین، 1991، ص401)تحقق هدف:
توانایی در تحقق اهداف سیستم سازش:
توانایی سازش با اوضاع و احوال تلاش بر انگیز
مشروعیت:
برخورداری از حق بقا و پذیرفته شدن یکپارچگی:
توانایی یکپارچه نمودن بخشهای تابعه سیستم
مدل تقسیم ‌بندی فرهنگ سازمانی کوئین و مک گراث
گراث با استفاده از شش عامل یا ضابطه به تقسیم‌بندی چهار نوع فرهنگ سازمانی عقلایی، ایدئولوژیک، توافق و مشارکت و سلسله ‌مراتبی مبادرت ورزیده است. انواع فرهنگ سازمانی و عوامل مشخصه آن در نگاره زیر آمده است.
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 5 تقسیم‌بندی کوئین و مک‌گراث از فرهنگ‌های سازمانی49117253429000انواع فرهنگ فرهنگ
عقلایی فرهنگ
ایدئولوژیک فرهنگ
توافق و مشارکت فرهنگ
سلسله مراتبی
ضوابط یا عوامل هدف سازمان تحقق اهداف سازمانی تحقق اهداف گسترده و رسالتهای سازمان بقای گروه اجرای فرامین و دستورها
معیار عملکرد بازدهی حمایت خارج از سازمان اتفاق و انسجام گروه کنترل و ثبات
مرجع اختیار رئیس رهبری فرمند عضویت در گروه قوانین و مقررات
منبع قدرت شایستگی ارزش‌ها منابع غیررسمی دانش فنی
نحوه تصمیم‌گیری عقلایی قضاوتی مشارکتی سلسله مراتبی
سبک رهبری هدایتی و رفتارمدار فردی و مخاطره‌پذیر حمایتی و دوستانه محافظه‌کارانه
شیوه پیروی و قبول براساس قرار و پیمان با سازمان تعهد به ارزش‌ها تعهد به گروه سرپرستی و کنترل
معیار ارزشیابی اعضاء بازدهی ملموس شدت ارزش‌ها کیفیت روابط ملاکهای رسمی
انگیزش توفیق رشد صمیمیت و همبستگی امنیت
مآخذ: (کوئین و مک‌گراث، 1374)
مدل ویژگی‌های فرهنگ سازمانی دانیل دنیسوندانیل دنیسون و انیل میشرا چهار ویژگی (صفت) برای فرهنگ سازمانی قائل شده‌اند. این ویژگی‌ها عبارتند از: درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباق پذیری و رسالت یا ماموریت (Denison,1995,216).
دنیسون در تحقیقات اخیر خود هر یک از صفات چهارگانه فرهنگ سازمانی را با استفاده سه شاخص و هر شاخص را با کمک پنج پرسش (گویه پیمایشی) مورد اندازه‌گیری قرار داده است (Denison, 2000, 11).
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 6 ویژگی‌های چهارگانه فرهنگ سازمانی دنیسونویژگی‌ها شاخص‌ها
درگیر شدن در کار تواناسازی، جهت‌گیری تیمی، توسعه ظرفیت‌ها (ظرفیت سازی)
سازگاری ارز‌ش‌های محوری، توافق، هماهنگی و یکپارچگی
قابلیت انطباق ایجاد تغییرات، تمرکز بر مشتری، یادگیری سازمانی
مأموریت مقاصد و جهت استراتژیک، اهداف و آرمانها، چشم‌انداز

شکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 1 مدل اندازه‌گیری فرهنگ سازمانی دنیسون 2000همان‌طور که در مدل دنیسون دیده می‌شود این مدل دارای دو محور عمودی و افقی است که مدل را به چهار قسمت (ربع دایره ) تقسیم کرده‌اند. محور عمودی در برگیرنده میزان و نوع تمرکز فرهنگ سازمانی است. این محور از یک طرف به تمرکز داخلی و از طرف دیگر به تمرکز خارجی منتهی می شود. محور افقی نیز به میزان انعطاف سازمان اشاره دارد که از یک طرف به فرهنگ ایستا و از طرف دیگر به فرهنگ منعطف منتهی می‌شود. (Denison,2000)
هر یک از این ویژگی‌ها با سه شاخص اندازه گیری می شود:
الف- درگیر شدن در کار
سازمان‌های اثربخش افرادشان را توانمند می‌سازند ، سازمان را بر محور گروه‌های کاری تشکیل می‌دهند و قابلیت‌های منابع انسانی را در همه سطوح توسعه می‌دهند. اعضای سازمان به کارشان متعهد شده و خود را به عنوان پاره ای از پیکره سازمان احساس می‌کنند. افراد در همه سطوح احساس می‌کنند که در تصمیم‌گیری نقش دارند و این تصمیمات است که بر کارشان مؤثر است و کار آنها مستقیماً با اهداف سازمان پیوند دارد. درگیری زیاد در کار به معنای درگیر شدن ذهنی کامل با کار است» همانطور که یک مدیر اجرایی در یک شرکت کره ای اظهار داشته بر اساس آن فرد با جان و دل در شغل خود کار می کند و هرآنچه که در توان دارد در این راه به کار می گیرد.
ب - سازگاری (ثبات و یکپارچگی)
یکپارچگی عبارت است از ارزش ها و سیستم هایی که مبنای یک فرهنگ قوی را تشکیل می دهند. سازمان های یکپارچه به سبب برخورداری از یک فرهنگ با ثبات اعضاء، ریشه در مجموعه ای از ارزش های مرکزی دارد و پیروان آنان دارای مهارت بالایی برای دستیابی به توافق حتی بر سر مسائل پیچیده هستند و سازمان های یکپارچه، تدوین کننده یک گرایش و مجموعه ای از نظام های سازمانی هستند که یک سیستم درونی بر مبنای حمایت و رضایت طرفین را ایجاد می نمایند و دارای کارکنانی با سطح تعهد بالا، مجموعه ای از ارزش های بنیادین، شیوه ای مجزا برای انجام کار ومجموعه ای روشن از بایدها و نبایدها می باشند. یکپارچگی، فرهنگی قوی بر مبنای سیستمی مشترک از اعتقادات، ارزش‌ها و نشانه ها را به وجود می‌آورد که کاملاً توسط اعضای سازمان قابل فهم است و این سیستم‌های کنترل ضمنی و نامحسوس بر مبنای ارزش‌های درونی شده، می‌تواند وسیله‌ای مؤثر برای دست‌یابی به هماهنگی و انسجام نسبت به سیستم‌های کنترل بیرونی باشند که وابسته به قوانین و مقررات روشن هستند. قدرت این شیوه عملیاتی زمانی که اعضای سازمان با موقعیت های ناآشنا مواجه می شوند، محرز می گردد. یکپارچگی، افراد را قادر می سازد تا واکنش مناسبی را در شیوه‌ای قابل پیش‌بینی به یک محیط با تأکید بر اصولی بر مبنای ارزش‌ها از خود نشان دهند. تحقیقات نشان داده است که سازمان‌هایی که اغلب اثربخش هستند با ثبات و یکپارچه بوده و رفتارکارکنان از ارزش‌های بنیادین نشأت گرفته است . رهبران و پیروان در رسیدن به توافق مهارت یافته‌اند (حتی زمانی که دیدگاه متقابل دارند) وفعالیت‌های سازمانی به خوبی هماهنگ و پیوسته شده است. سازمان‌هایی با چنین ویژگی‌هایی ، دارای فرهنگ قوی و متمایزند و به طو ر کافی بررفتار کارکنان نفوذ دارند.
ج- انطباق پذیری
سازمان‌هایی که به خوبی یکپارچه هستند به سختی تغییر می یابند. لذا یکپارچگی درونی و انطباق پذیری بیرونی را می‌توان مزیت و برتری سازمان به حساب آورد. سازمان‌های سازگار به وسیله مشتریان هدایت می‌شوند، ریسک می‌کنند، از اشتباه خود پند می‌گیرند و ظرفیت و تجربه ایجاد تغییر را دارند .آنها به طور مستمر در حال بهبود توانایی سازمان به جهت ارزش قائل شدن برای مشتریان هستند.
د- رسالت
شاید بتوان گفت مهمترین ویژگی فرهنگ سازمانی رسالت و مأموریت آن است. سازمان‌هایی که نمی دانند کجا هستند ووضعیت موجودشان چیست؟ معمولاً به بیراهه می روند. سازمان‌های موفق درک روشنی از اهداف و جهت خود دارند، به طوری که اهداف سازمانی و اهداف استراتژیک را تعریف کرده و چشم انداز سازمان را ترسیم می‌کنند.
پردردسرترین سازمان‌ها، سازمان‌هایی هستند که مجبورند مأموریتشان را تغییر دهند . وقتی یک سازمان مجبور است رسالت خود را تغییر دهد تغییرات در استراتژی، ساختار، فرهنگ و رفتار الزامی است. در این وضعیت رهبر قوی چشم انداز سازمان را مشخص می کند و یک فرهنگ را خلق می‌کند که این چشم انداز را پشتیبانی می‌کند.
مدل ساروس و دیگران (مدل نظری پژوهش)در سال‌های گذشته محققان فرهنگ سازمانی را با مجموعه وسیعی از علایق تئوریکی، ابزارهای روش شناسی و تعاریف مفاهیم فرهنگ ارائه داده‌اند. در این دوره بحث درباره چگونگی اندازه‌گیری فرهنگ شدت یافته است(مارتین، 1992؛ آلوسون، 1993؛ به نقل از ساروس و دیگران، 2002). در حالی‌که بسیاری از تلاش‌ها برای اندازه‌گیری فرهنگ سازمانی با مشکل مواجه گردید (شاین، 1985؛ سیهل و مارتین، 1990؛ مارتین، 1992؛ آلوسون، 1993؛ به نقل از ساروس و دیگران، 2002) مجموعه وسیعی از تحقیقات با این پیش فرض که فرهنگ سازمانی شامل مشخصه‌های قابل سنجش یک سازمان است، شروع به کار‌‌کردند (ارایلی و چاتمن، 1996؛ روسو، 1990؛ به نقل از ساروس و دیگران، 2002). این مطالعات در جستجوی تفسیر‌کردن معانی متفاوت فرهنگ سازمانی یا شکل‌های فرهنگی متفاوت نبودند، اما بر نتایج تحقیقات برای تعیین کردن رفتار و فرآیندهای سازمانی تأکید داشتند (کاظمی، 1391).
ارایلی و چاتمن (1996) فرهنگ سازمانی را به عنوان "سیستمی از ارزش‌های مشترک و هنجارهایی که برای اعضای سازمان، رفتارها و نگرش‌های مناسبی را تعریف می‌کند"، قلمداد می‌کنند. آنها ابزار مشهوری تحت عنوان نیمرخ فرهنگ سازمانی را برای سنجش فرهنگ تدوین کردند.
نیمرخ فرهنگ سازمانی ابتدا توسط ارایلی(1991) تدوین گردید. چاتمن و کالدول (1991) آن را به عنوان یکی از سنجه‌های فرهنگ و همچنین ارزش‌ها، یکی از جنبه‌های فرهنگ در سطح سازمانی (آگل وکالدول، 1999)، و به عنوان یکی از ابزارهای دهگانه برتر فرهنگ در کاربرد امروزی شناسایی نمودند (جادج وکابل، 1997؛ هاوارد، 1998؛ آگل و کالدول، 1999؛ به نقل از ساروس و دیگران، 2002). بعلاوه، در بررسی 18 معیار فرهنگی منتشر شده بین سال‌های 1975 و 1992، اشکان سای، برادفوت و فالکوس (2000) گزارش کردند که نیمرخ فرهنگ سازمانی یکی از معدود ابزاری است که جزئیاتی را با توجه به اعتبار و پایایی ارائه نموده است.
نسخه اصلی نیمرخ فرهنگ سازمانی ارائه شده توسط ارایلی (1991) شامل 54 آیتم و تشکیل دهنده 8 عامل فرهنگی ذیل می باشد: نوآوری، توجه به جزئیات، نتیجه محوری، ستیزه جویی، حمایت گری، تأکید بر پاداش، تیم محوری و قاطعیت .
بعدها نیمرخ فرهنگ سازمانی توسط کابل و جادج (1997) و هاپر (2000) تعدیل گردید و در نهایت نسخه جدید آن توسط ساروس، گری و دنستن (2002) ارائه گردید. نسخه جدید ارائه شده توسط این پژوهشگران شامل 28 آیتم می باشد که تشکیل دهنده هفت عامل فرهنگی به شرح جدول 2-5 می باشد (کاظمی، 1391).
جدول 2-8: عوامل فرهنگ سازمانی و ویژگی‌های آنها (ساروس و دیگران، 2002)
عوامل فرهنگ سازمانی ویژگی‌ها
رقابت پذیری جهت گیری به سمت موفقیت
تأکید بر کیفیت کار
متمایز و متفاوت نمودن خود از سایرین
رقابتی بودن
مسئولیت اجتماعی دادن بازخورد به افراد
داشتن شهرت و اعتبار خوب
داشتن مسئولیت اجتماعی
داشتن فلسفه روشن و هدایتی
حمایت گری تیم گرایی
تسهیم آزادانه اطلاعات
فرد گرایی
همکاری و مشارکت افراد
نوآوری خلاق و نوآور بودن
پرشتاب و چابک بودن در بهره گیری از فرصت‌ها
ریسک پذیری
واگذاری مسئولیت به کارکنان
تأکید برپاداش عدالت و انصاف
فراهم آوردن فرصتهایی جهت رشد حرفه ای افراد
دستمزد بالا برای عملکرد خوب
تحسین و ترغیب در راستای عملکرد خوب
جهت گیری عملکرد
داشتن انتظارات بالا از عملکرد
نتیجه محوری
سازماندهی بالا
شور و اشتیاق در جهت انجام کار
ثبات ثبات
آرامش داشتن
امنیت کاری کارکنان
اختلاف و تعارض پایین

—161

نمای از مجموعه تالار شهر شرندروف........................................................................................................ 102
تصاویر فضای داخلیمجموعه تالار شهر شرندروف...................................................................................... 104
تصویر سالن کنفرانس مجموعه تالار شهر شرندروف......................................................................................104
نمای کلی از تالار شهر مانرسا.................................................................................................................. 106
فضای داخلیتالار شهر مانرسا................................................................................................................. 107
فضای داخلیتالار شهر مانرسا.................................................................................................................108
دور نمای تالارشهرلندن.........................................................................................................................109
دید پرنده تالارشهرلندن..................................................................................................................... 110
دور نمای تالار شهر تورنتو............................................................................................................... 112
دور نمای تالار شهر تورنتو.................................................................................................................113
فضای تالار کنفرانستالار شهر تورنتو.................................................................................................113
فهرست نقشه ها صفحه
نمای مجموعه تالار شهر شرندروف.......................................................................................................... 103
برش مجموعه تالار شهر شرندروف..............................................................................................................103
نمایتالار شهر مانرسا........................................................................................................................... 107
پلان تالارشهرلندن.............................................................................................................................110
برش تالارشهرلندن............................................................................................................................111
فصل اول-مبانی نظری
1-1 کلیات و تعاریف:
1-1-1 مقدمه:
با رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن رشد و توسعه شهرنشینی شرایط جدیدی در زندگی مردم ایجاد می شود ،این شرایط خود نیازهای جدیدی را به دنبال خواهد داشت .وضعیت ایجاد شده موجب بروز تغییرات نسبتا زیادی در کیفیت زندگی مردم و فعالیت های آنان می گردد.لذا پرداختن به زیرساخت های فرهنگی و هنری ضروری است .یکی از این زیرساخت ها ویژگیها ی مجموعه های فرهنگی و تفریحی است.این مجموعه ها در عین انعطاف پذیری در جهت ایجاد فضای ارتباط بین فرهنگ ها باید با احترام به باورها و فرهنگ مردم سرزمینی که بنا در آن ایجاد می شود ،که خوده بنا نمایی از فرهنگ مردمی آن منطقه باشدو همچنین توجه به اقلیم منطقه و هماهنگ سازی ساختمان در جهت استفاده حداکثر از طبیعت منطقه و معماری پایدار برای ماندگار شدن آن می باشد.موضوع این تحقیق طراحی یک مجموعه فرهنگی و تفریحی میباشد که هدف از آن ایجاد نمودن فضایی انسانی برای بیان ومطرح کردن خویش ،احساسات و اندیشه هایش باشد و همچنین فضایی برای رسیدن به آرامش ، دیدن زیبایی ها و شنیدن صداهای برانگیخته شده از درون انسان و طبیعت که میتواند موجب کشف ، ابداع خلاقیت و نماد فرهنگ و هنر باشد.
1-1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
در عصر حاضر شهر تبریز و شهروندان آن نیازمند فضای به عنوان تالار شهر برای خود هستند و در این میان با توجه به مفهوم پایداری که در زمان حال یکی از مسائل مطرح در جوامع توسعه یافته است این مکان فضای مناسب برای آشنایی شهروندان با این موضوع است.
1-1-3جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
تلفیق مفهوم پایداری و تالار شهر با توجه به شرایط و اهداف هر یک یعنی نیاز شهر و شهروندان برای یک مکان برای خود و نیاز مفهوم پایدار به فرهنگ سازی و آشنایی آنها با این مفهوم و تجمیع این دو شرایط در کنار هم مکان و فضایی برای دستیابی به چندین هدف را یکجا در اختیار ما قرار می دهد.
1-1-4 اهداف تحقیق (شامل اهداف آرمانی، کلی، اهداف ویژه و کاربردی)
اهداف آرمانی
دستیابی به مکانی فرهنگ ساز و مثبت در مسیر بهبود شرایط اجتماعی و زندگی شهری
هدف کلی
طراحیپارک وتالار شهرتبریز با رویکرد معماری پایدار
اهداف ویژه
فرهنگ سازی در باب مفهوم پایداری
ایجاد فضایی برای فعالیت های شهروندان در راستایی فعالیتهای مدنی و اجتماعی
به وجود آوردن فضایی برای همبستگی بیشتر شهروندان
فرهنگ سازی و آشنا ساختن شهروندان با مفهوم پایداری
1-1-5فرضیه‏های تحقیق
به نظر می رسد شهر تبریز نیازمند فضایی مختص به عنوان تالار شهر است.
به نظر می رسد شهروندان شهر تبریز نیازمند مکانی برای فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، ... خود هستند.
به نظر می رسد مفهوم پایداری در جامعه امروزی کشور و شهر تبریز نیازمند گسترش و فرهنگ سازی است.
1-1-6روش شناسی تحقیق
روش تحقیق
در این پژوهش روش تحقیق بر اساس روش تحلیلی-توصیفی خواهد بود که به بررسی متون و اسناد خواهیم پرداخت. تحقیقات توصیفی شامل مجموعه روشهایی است که هدف آنها توصیف شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. هدف از انجام تحقیق توصیفی، توصیف عینی، واقعی و منظم خصوصیات یک موقعیت یا یک موضوع ‏است. محقق سعی دارد تا آنچه که هست را بدون هیچگونه دخالت و یا استنتاج ذهنی بر مبنای اطلاعات ‏تجزیه و تحلیل و گزارش کند.‏
1-1-7روش گردآوری داده‏ها
روش گردآوری داده ها و مطالب در این پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق بررسی متون و اسناد با ابزار کتابخانه خواهد بود است.
1-2 آشنایی و شناخت مفهوم شهر
1-2-1 مفهوم و تعریف شهر
شهر سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی است،سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۷ خورشیدی، شهر را چنین، تعریف می کند:شهر، مکانیبا تراکم بالای جمعیتو مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخیاست که در آن، فعالیت اصلی مردم، غیر کشاورزی است و دارای مختصات شهری بوده که از طریق دولتی محلی، اداره می شود.
تعریف شهر در جهان
واژه Urban در زبان انگلیسی و Urbain در زبان فرانسوی، از ریشه Urbanus لاتین، یعنی شهری یا متعلق به شهر و از Urbs که به شهر رماطلاق می شد می آید.(فکوهی،۲۶)
شهر، طی دهه‌های اخیر، از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده‌است و جامعه شناسان از جمله انگلسو مارکس، شهر را محل تمرکز جمعیت، ابزار تولید، سرمایه، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی، در آنجا صورت گرفته‌است. جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می‌سازد.
واژه "City" در لغت به‌معنای شهر آمده است، این واژه از اصطلاحات مربوط به حوزه جامعه‌شناسی شهری است که مباحث مربوط به پدیده شهر را از نگاه جامعه‌شناختی مورد مطالعه قرار می‌دهد. آریان‌پور؛ 1385)
تعریف شهر که در طول زمان از آغاز تشکیل شهر و به وجود آمدن شهرنشینی تا دوران ماقبل صنعتی و دوران صنعتی و عصر فراصنعتی (عصر اطلاعات) تطورات گوناگونی داشته و اکنون هم دارای مصادیق متفاوتی است، دارای دشواری‌های خاص خود است. به نظر لوئیز ویرث ، شهر یک روند تغییرات است و نه یک تغییر خشن که در تنگناها و خواسته‌های متعلق به یک پهنه یا عده‌ای از ساکنان و یا معیارهای فضایی و اداری محاط شده باشد. این یک شیوه زندگی است که در مؤسسه‌ای نسبتاً‌ بزرگ دائماً میان انبوه افرادی که از نظر اجتماعی ناهمگن‌اند دیده می‌شود. (تقوی، 1389)
رابرت پارک، ارنست برجس و رودریک مکنزی، از بنیانگذران و مبلغان مکتب شیکاگو،‌ شهر را ارگانیسم اجتماعی و یا محل اسکان طبیعی انسان متمدن می‌شمارند. (HYPERLINK "http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=41936" l "_ftn3" o "" همان)
مولر لیر، شهر را تجمعی می‌د‌اند که جایگاه فعالیت‌های ناکشاورزی باشد و زومبارت، جایی را شهر می‌نامد که به‌علت گستردگی آن مردم همدیگر را نمی‌شناسند.(همان)
مورخان، شهر را با توجه به قدمت آن، تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن، بر پایه کشاورزینباشد. جمعیت شناسان نیز، تعداد جمعیت یک نقطه را، ملاک شهریبودن آن نقطه می‌دانند. اندیشمندان طراحی شهریشهر را مجموعه پیچیده سازمان یافته‌ای می‌دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالبد، تصورات، و فعالیت می‌باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهرشناسان ، شهر را محلی می‌دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می‌کند.
با توجه به دیدگاه های گوناگون، تعریف های متفاوتی برای شهر، ارائه شده است. در بیشتر کوشش ها، برای تعریف بنیادی و اساسی شهر، دو ملاک در نظر گرفته شده است:
ملاک اول -
تعیین حداقل اندازه شهر، از نظر جمعیتتعیین حد نصاب برای چگالی جمعیت(جمعیت نسبی).
ملاک دوم–
ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تائید می کند ؛
شهر، منطقهای است که در آن ، زمین، برای خانهسازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کارمی کنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولیدبیشتر کالاو خدمات، نیز، توصیف می شود. به طور کلی، شهر، منطقه ای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی همجوار است. (عابدین ،1389)
تعریف شهر در ایران
شهر، محلیاست با حدودقانونیکه در محدوده جغرافیائیبخش، واقع شده و از نظر بافتساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمائی با ویژگی های خاص خود، بوده؛ به طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدماتو فعالیت های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدماتشهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگیو سیاسیحوزهجذبو نفوذپیرامونخود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیتباشد.
در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، می تواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد. در سالهای اخیر، حدنصاب شهر شدن در ایران از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر به ۳ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته‌است.
1-2-2 تاریخ شهر و شهرنشینی
تاریختغییرات کالبد شهرها، در دهه های اخیر، بصورت موضوعی مهم، درآمده است. نخستین سه تمدنجهان، بر اساس زمان آغاز آنها؛ بین النهرین، مصرو هندهستند که به تمدن های مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفته است. تمدن چین، استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگخدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زردتا قرن بیستمم. همچنان، تداوم داشته است.(موریس، 1374)
شهر را باید دارای پیشینه‌ای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعت‌های روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر می شود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش می یابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری در آمده است. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرآیند تاریخ بود.
شهر ، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزه‌ای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت‌-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت.(آقاجانپور، ۱۳۸۷)
انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد.(شکیبامقدم، 1384)
1-2-3 تاریخ پیدایش شهر
بعضی از جامعه‌شناسان شهر مانند رایزمن اظهار می‌دارند که علت پدید آمدن شهر را نمی‌دانند و بعضی دیگر معتقدند که پیدایش شهر بخشی از تکامل اجتماعی بوده است که پس از اینکه انسان از مرحله اقتصاد معیشتی عبور می‌کند و کنترل محیط را بیشتر در اختیار می‌گیرد برای ساختن شهر آمادگی پیدا می‌کند؛ یعنی توانایی ساختن محیط اجتماعی پیچیده‌‌تری را به‌دست می‌آورد. در هر صورت برای پیدایش انسان باید از مرحله ابتدایی تنازع بقاء عبور کند وابستگی به طبیعت به طور نسبی کمتر شده، وابستگی اجتماعی او بیشتر می‌شود.(ممتاز، 14،1389)
مطالعات دیرینه‌شناختی و کشفیات باستانی نشان می‌دهند که «اولین هسته‌ شهر در مکان ملاقات قبایل و اقوام برای اجرای بعضی از مراسم و شعایر و یا بازگشت به همان قبرستان‌ها شکل می‌گیرد. بعضی از این آثار در دوره کهنه‌سنگی دیده می‌شود،‌ اما در این دوره هنوز زمینه مساعد برای رشد شهر پدید نیامده است.» )همان، 11(
اولین شهرهای جهان در 3500 سال قبل از میلاد مسیح در بین‌النهرین در دره‌های حاصل‌خیز دجله و فرات به‌وجود می‌آیند. شهرهایی مانند "کیش"، "اور"، "لاگش"، "بابل"، "آشور"، "سومر" و "نینوا". آن‌گاه در مصر باستان حدود 3100 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند "تبس" و "ممفیس" در کنار رودخانه‌ نیل شکل می‌گیرند و در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند "موهنجودارو" و "هاراپا" در کنار رودخانه سند به وجود می‌آیند. در حدود 1500 سال قبل از میلاد شهرهایی در دره زرد ساخته می‌شوند. شهرهای یونان و روم جدیدتر هستند و به 300 تا 400 سال قبل از میلاد باز می‌گردند. در نیم‌کره غربی در قاره آمریکا بین 300 سال قبل از میلاد تا 300 سال بعد از میلاد در تمدن مایا شهرهایی به وجود می‌آیند که به دلایل نامعلوم از بین می‌روند.)همان، (15
 
1-2-4 شهرنشینی
شهرنشینی فرایندی است که به‌واسطه آن نسبت جمعیت شهرنشین همراه با بسط و گسترش شبکه‌های ارتباطی، ‌فعالیت‌های اقتصادی، سازمان‌های سیاسی و اداری در مناطق شهری افزایش می‌یابد.)ازکیا، غفاری،1386 ،100(
دو جامعه‌شناس به‌نام‌های پل‌بی. هورتون و چسترال هانت،‌ شش شرط لازم را برای شهرنشینی ذکر کرده‌اند:
1. لزوم تقسیم کار در بسیاری از مشاغل تخصصی در شهر؛
2. مبتنی بودن سازمان اجتماعی بر اشتغال و طبقه اجتماعی نه بر روابط خویشاوندی؛
3. حاکمیت نهادهای رسمی دولتی و ملی (سراسری) به‌جای نهاد خانواده؛
4. وجود نظام بازرگانی و تجارت؛
5. وجود وسایل ارتباطات و حفظ سوابق؛
6. وجود فناوری نظام‌یافته و معقول.(کوئن، 1388)
1-2-5 تفاوت شهر و روستا
برخی محققین در یک وجه بسیار کلی و البته معنی‌دار تفاوت شهر و روستا را در این دانسته‌اند که عظیم‌ترین نوع تقسیم کار مادی و فکری جدایی شهر و روستاست. در این موارد باید نکته‌ بسیار مهمی را روشن نمود: شهر قبل از هر چیز محل کار فکری است.( آذر مساواتی،319)
برخی سعی کرده‌اند ریزتر به این تفاوت بپردازند.زیمرمنو سوروکیناز محققین امریکایی کوشش کرده‌اند که هشت خصیصه زیر را برای تمییز شهر و روستا به‌طور جمعی عنوان کنند:شغل، محیط، اندازه، اجتماع و انبوهی جمیعت، تجانس و عدم تجانس جمیعت، تفاوت در قشربندی اجتماعی، تحرک، نظام‌کنش متقابل یعنی شماره و نوع تماس‌ها.
اما باید این مسئله را همواره در نظر داشت که تغییرات فراصنعتی جامعه جهانی بسیاری از این تفاوت‌ها را کم‌رنگ کرده و از بین خواهد برد. ساکنان اجتماع روستایی اکنون از طریق حمل‌ونقل و رسانه‌های ارتباطی به سهولت به شهرها دسترسی دارند. با ادامه این روند، تمایز میان ساکنان این دو اجتماع کمتر خواهد شد.
شاخصهای تفکیک شهر از روستا، عبارت است از: ( حسینی،۱۳۹۰ )
وسعت
وضعیت و نوع فعالیت اقتصادیدرجه اشتغال و قشربندی اجتماعی
درجه پیچیدگی روابط و مناسبات
چگونگی بهره گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
میزان و ترکیب جمعیت. 
1-2-6 مزایای سکونت در اجتماع شهری
زندگی در شهر دارای امتیازات فرهنگی و اقتصادی متعددی است برخی از امتیازات سکونت در یک منطقه شهری را می‌توان به ترتیب زیر ذکر کرد:
1.      زندگی خصوصی
2.      تحرک
3.      تنوع در سبک زندگی و پیشه‌ها
4.      امکان شکوفایی خلاقیت‌
5.      امکانات گوناگون برای تحصیل
6.      برخورداری از مراقبت‌های پزشکی تخصصی
7.      برخورداری از فعالیت‌های تفریحی متنوع
8.      فرصت بیشتر برای پژوهش و بررسی.
 
1-2-7 مفهوم شهر قبل از انقلاب صنعتی
شهر قبل از انقلاب صنعتی که در واقع انقلابی همه‌جانبه بود و زندگی و اجتماع را دگرگون کرد، دارای تعریفی بین مفهوم روستا و مفهوم شهر به معنای امروزی بود. در شهرهای ماقبل صنعتی هنوز هم طبقات، سلسله‌مراتب مشخصی داشتند.
ویژگی‌های شهر قبل از انقلاب صنعتی عبارت‌اند از: (به نقل از : شارع‌پور، 1389، 84)
- دارای جمعیت کم و دارای دیوار؛
- دارای کارکرد اداری و مذهبی و در درجه دوم تجاری.
- تخصص در کار محدود است و تولید بیشتر مبتنی‌بر قدرت انسان و حیوان است.
- جدا نبودن خانه و محل کار از همدیگر.
- طبقات هم‌چنان توزیع امکانات می‌کند و مرکز شهر مخصوص اعیان است.
- از منظر رفاهی و اقتصادی و بهداشتی نیز شهر قبل از انقلاب صنعتی دارای سطح بسیار نازلی بوده است.
شهر قرن نوزدهم در واقع همانند یک زاغه بزرگ بود. تفکیک محله‌ها از هم هنوز پدید نیامده بود. مهاجرین شهری اتاق‌هایی در خانه‌ها اجاره می‌کردند و به‌طور متوسط در هر اتاق بین 3 تا 8 نفر در سنین مختلف زندگی می‌کردند و اتاق‌ها فاقد نور و هوای کافی بودند. شهرداری هنوز به شکل امروزی وجود نداشت. زباله در خیابان‌ها انباشته می‌شد وهوا به‌علت گازهای سمی که کارخانه‌ها تولید می‌کردند باعث بیماری سرطان و بیماری‌های کشنده دیگر می‌گردید.( کوئن ؛ 47)
 
1-2-8 شهر بعد از انقلاب صنعتی
شهری‌شدن مدرن با آغاز صنعتی‌شدن شکل‌ می‌گیرد. شهر بعد از انقلاب صنعتی از سه نظر تغییر کرد:
1. بازتعریف شهر (تغییر مفهومی)؛ تغییرات اجتماعی حاصل از انقلاب صنعتی، مفهوم شهر را فربه‌تر از تعریف آن در دوران قبل از انقلاب صنعتی نمود. مشاغل در حال تغییر بودند، منزلت افراد نیز در حال تغییر بود، به‌طوری که شهری‌ها نمی‌دانستند که در طول دو نسل چه موقعیت و منزلتی پیدا خواهند کرد. زیرا معیارهای قدیمی بی‌ارزش شده و مشاغل در حال تغییر بودند و خویشاوندی دیگر جایی نداشت و در نتیجه روابط اجتماعی باید رنگ و بوی جدید پیدا می‌کرد.
 
2. دگرگونی اقتصادی و رفاهی شهر؛ از 1870 توجه به بهداشت، رونق گرفت و علم طب پیشرفت کرد و آگاهی نسبت به آلودگی محیط افزایش یافت. فشارهایی از جانب مردم برای بهبود محیط شهری پدید آمد. بهبود وضع شهر به همراه کشف برق، تلفن،‌ رادیو، خطوط حمل و نقل زیرزمینی و اتومبیل پدید می‌آید، که در این زمینه پیشرفت‌های تکنولوژیک نقش مهمی دارند.
 
3. ظهور مادرشهر،‌ کلان‌ْشهر و تکنوشهر؛ مادرشهر، ترجمه متروپلیس (Metropolis) است. ظاهراً‌ این مفهوم از ابداعات بلومنفلد در دهه 1960 باشد.‌ «او معتقد است که پیدایش پدیده "مادرشهر" یک تحول جدید و اساسی در تاریخ بشر است. در حالی که در آغاز صنعتی شدن مهاجرت‌های شهری مرکزگرا هستند، پس از این‌ مرحله چون هسته مرکزی شهر به حالت انفجاری درمی‌آید مهاجرت‌های مرکزگریز آغاز می‌شوند. بنابراین پیدایش مادرشهر با گسترش شهر به بیرون و پیدایش حومه‌نشینی هم‌زمان واقع می‌شود.»
کلان‌شهر، ترجمه مگالوپولیس است. «گاتمن مبتکر این مفهوم، سال‌ها پیش این اصطلاح را برای رجوع به تحولی جدید در شمال شرق امریکا به‌کار می‌برد. او معتقد است که شمال شرق امریکا شاهد یک توسعه عجیب است؛ مجموعه به‌هم پیوسته‌ای از "مادرشهرها"،‌ حومه‌ها و مناطق وابسته به آن‌ها، ‌از جنوب نیوهمشایر تا شمال ویرجینیا، از ساحل آتلانتیک تا کوه‌های آپالاچی گسترش می‌یابد. این مجموعه متشکل از شهرهای بزرگی مثل بوستن، نیویورک،‌ واشینگتن،‌ فیلادلفیا و بالتیمور می‌شود که از طریق خطوط زیرزمینی، ‌آبی و هوایی به هم مربوط‌اند. این جدید‌ترین شکل سکونت شهری است که در قرن بیستم پدید می‌آید.
تکنوشهر از مفاهیم هم‌زاد با سازه‌هایی چون جهان‌ شبکه‌ای، دنیای فراصنعتی، جهان سایبر و عصر اطلاعات است. بعضی از جامعه‌شناسان مانند کاستلز و هال به پیدایش شهرهای جدیدی تحت عنوان "تکنو-شهر" اشاره می‌کنند. با نزدیک شدن به قرن بیست و یکم، جهان با تجربه تکنولوژی در سطح بالا مواجه است.این تجربه همان اندازه عمیق است که انقلاب صنعتی در قرن نوزده وضعیت شهرنشینی را دگرگون ساخت. برخلاف شهرهای قرن نوزدهم که محل تولید پارچه، فولاد و زغال سنگ بودند، این مراکز جدید مکان تولید اطلاعات و ایده‌های نو هستند.
 
1-2-9 تعریف حومه، شهرک و شهرستان
یکی از ساخت‌های شهری که به تبع گسترش شهرنشینی به وجود آمده است، حومه است که تعریف و لوازم و اقتضائات خاص خود را دارد. همان‌طور که در توضیح پدیده مادرشهر گفته شد، حومه از ساخت‌های شهری هم‌زاد با پدیده مادرشهر است. حومه شهرها بین 1850 تا 1920 ساخته می‌شوند. پیدایش حومه با رونق حرکت راه‌آهن ارتباط نزدیک دارد.
واژه "Suburb"، در اصل از اصطلاح لاتینی "sub urbe"، به‌معنای "زیر نظارت شهر" گرفته شده است. در بخش اعظم تاریخ شهرنشینی، این معنای اصطلاح درست بود. حومه‌ها مجموعه‌های کوچکسکونت‌گاه‌هایی بودند که برای وسایل آسایش و معیشت خود به مراکز شهری وابسته بودند. در دوران کنونی این واژه برای اشاره به هر ناحیه ساخته‌ شده مجاور یک شهر بزرگ به‌کار برده شده است. گیدنز، 1377)
شهرک‌سازی هم از عواملی است که به توسعه حومه و ایجاد مادرشهر کمک کرده است. تنها در آغاز قرن بیستم کارشناسان آمار و محققان اجتماعی میان شهرک (Town) و شهر (City) تمایز قایل شدند.
از دیدگاه جامعه‌شناختی، "شهرستان" مکانی است میان شهر مرکزی و اجتماع روستایی. شهرستان دارای ویژگی‌های هر دو اجتماع شهری و روستایی است. چرا که شهرستان از لحاظ حجم نسبتاً کوچک است، ‌بسیاری از ساکنان آن شخصاً یکدیگر را می‌شناسند و روابط غیررسمی باهم برقرار می‌سازند. و در بیشتر موارد،‌ اقتصاد شهرستان غیرروستایی است و از این جهت به مرکز شهر بزرگ شباهت دارد.
 
1-2-10 شهرنشینی نابهنجار
مشکلات اقتصادی در روستاها به‌ویژه خشکسالی فراگیر در مناطقی از جهان و از طرف دیگر نیاز شهر به‌ویژه کلان‌شهرها به نیروی کار خصوصاً در کارهای یدی، سبب مهاجرت بی‌رویه روستاییان جویای کار به شهرها می‌شود که آماده نبودن زیرساخت‌های شهری برای پذیرش جمعیت تازه وارد و فقر این مهمانان ناخوانده باعث انواع ناهنجاری‌های اجتماعی که بستر همه آن‌ها گسترش حاشیه‌های فقر در شهر است می‌شود که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1. «در شهرهای بزرگ به‌دلیل افزایش بی‌حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، ترس و اضطراب در بین شهرنشینان روبه فزونی است. به‌طوری که اغلب شهروندان به کشمکش و فشارهای روانی تهدید می‌شوند.
2. رشد بی‌رویه جمعیت در شهرها، بسیاری از شهروندان را با دشواری‌هایی چون ضعف، بیحالی، خواب‌آلودگی، نگرانی، عدم تعادل جسمی و روانی مواجه می‌کند و بی‌میلی نسبت به کار و فعالیت را در آن‌ها فزونی می‌بخشد.
3. آمارهای مربوط به جرایم و بزهکاری در شهرها، به‌خصوص شهرهای بزرگ، نشانگر فزونی این پدیده‌ها در دهه‌های اخیر است که به‌نوبه خود از گسترش شهرنشینی ریشه‌ گرفته است.
4. انحرافات جنسی، انواع مختلف اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه سودجویی و سوداگری و روابط ناسالم و غلط اقتصادی در شهرها رونق بیشتری دارد.
5. فردگرایی و تکروی در بیشتر فعالیت‌ها به چشم می‌خورد، روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است، و احساس انزوا شدت بیشتر دارد.
 
1-2-11 شهرنشینی در جهان سوم
شهرنشینی جهان سوم نیز چون بسیاری از پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی وارد شده به این کشورها، به‌نوعی وارداتی و در نتیجه غیربومی و نهایتاً آسیب‌زا و بر هم زننده فرآیند رشد متعادل در این کشورها بوده است.
نواحی شهری که اکنون به‌سرعت در کشورهای جهان سوم توسعه می‌یابند به‌گونه چشمگیری با شهرهای کشورهای صنعتی تفاوت دارند. مردم در کشورهای جهام سوم یا از آن روی به شهرها کشانده می‌شوند که نظام‌های سنتی تولید روستایی آن‌ها از هم پاشیده، ‌یا به‌دلیل آنکه نواحی شهری فرصت‌های شغلی برتری ارائه می‌کنند. مهاجران به محله‌های مهاجرنشین هجوم می‌برند که در حاشیه شهرها مانند قارچ رشد می‌کند. در نواحی شهری غربی تازه‌واردان بیشتر ممکن است نزدیک به قسمت‌های مرکزی شهر سکونت اختیار کنند،‌ اما در کشورهای جهان سوم معمولاً عکس آن اتفاق می‌افتد و مهاجران در جایی که حاشیه گندابی ، ‌نواحی شهری نامیده شده است،‌ ساکن می‌شوند.
1-2-12 دلایل وجود شهر
شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواسته های مشترک شان است. بنابراین، تفاوت خواسته های مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریه های مختلف، درباره دلایل به وجودآمدن شهر، شده است؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، تاریخ نگار فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.(عابدین، ۱۳۸۹، ۲۲)
1-2-13 اثرات احداث شهر
عمده ترین اثر انسان برروی کره خاکی ایجاد مجتمع های زیستی بالاخص شهرهامی باشد.چرا که اغلب آثاربه دلیل وجود شهرها و گسترش انهاست که به وجود می آیند و رشد می کنند.(داریوش،بابک، ،1389)
اثرات شهر درمحیط
تغییرمنظره(امیختن محیط طبیعی ومحیط مصنوعی)که درصورت ناهماهنگی این دومحیط،میتواند به زشتی مبدل گردد.
ایجاد ارتفاعات مصنوعی ودرنتیجه اثرگذاری روی سرعت ومسیرحرکت هوا.
بوجود آمدن وانباشتگی زباله ها که طبیعت قادر به هضم آنها نبوده وبرای نابودی آن بایدتدابیری اندیشید.
گرم شدن محیط دراثرفعالیتهای مختلف شهرها.
انهدام محیط زیست مناسب برای برخی گیاهان وموجودات زنده.
به وجود آمدن تغیرات جوی درنتیجه تغیرات پوشش های گیاهی.
افزایش آلودگی محیط.
تغیر درتوپوگرافی زمین محل احداث شهرها.
تغیرات در سطح آبهای زیرزمینی.
افزایش انواع مختلف آلودگی های صوتی.
افزایش انواع مختلف آلودگی های بصری.
افزایش انواع مسیرهای ارتباطی.
1-2-14 نظریات شهرشناسی
نظریه های شهرشناسی در جهان: مانند تداوم دوره های تاریخی، شیوه تولید آسیایی، استبداد شرقی و ... می باشد.
نظریه های شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر به آبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و ... می باشد.
انواع شهر ها ۱(بازار شهر)؛ ۱۰-۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: دهستانی۲( روستا-شهر)؛ ۲۵-۱۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: بخش۳(شهر کوچک)؛ ۵۰-۲۵ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان۴(شهر متوسط کوچک)؛ ۱۰۰-۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: شهرستان۵( شهر متوسط)؛ ۲۵۰-۱۰۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: ناحیه ای۶(شهر بزرگ میانی)؛ ۵۰۰-۲۵۰ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: استانی۷( شهر بزرگ)؛ ۱۰۰۰-۵۰۰ ؛ هزار نفر جمعیت. ( عملکرد: منطقه ای۸(کلان شهر) (متروپل)؛ 1-5/2 میلیون نفر جمعیت. ( عملکرد: کلان منطقه ای۹( کلان شهر) (متروپل ملی)؛ 5/2 میلیون نفر جمعیت و بیشتر.( عملکرد: ملی
1-2-15 پیدایش شهر در ایران
1-2-15-1 مقدمه - شهرنشینی
شهرنشینی، شهر به مفهوم اخص آن از اواخر هزاره چهارم ق. م. و خصوصاً هزاره سوم ق. م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (۴۰۰۰ سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شده منطقه‌است. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم ق. م. عبارت‌اند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان - تمدن تپه سیلک (در کاشان) –تپه حصار در دامغان - تپه گیان نهاوند، - گودین، کنگاور - شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان - تپه قبرستان بویین زهرای قزوین - شوش، خوزستان - تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان - ملیان، فارس - شهر سوخته در زابل.
پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم ق. م. زمینه‌ساز تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های دوم و اول ق. م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارت‌اند از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصاً در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند.
1-2-15-2 عاملسرزمینی )جغرافیائیطبیعیواقلیمی(
شرایططبیعیاقلیمیمناسبوقرارگرفتندرمسیرراههایترددعاملمؤثریدرروندشکلگیریاستقرارشهریبودهاست. استقراربیشترشهرهایایرانتابعشکلخاصفلاتایراندرمناطقمخروطافکنههایبزرگدرمنطقهپایکوهی،بینکوههاوبیابانهااست. درمراحلبعدماندگاریزندگیشهرینیزبهشیوۀدسترسی،انطباقوهماهنگیشهربامنابعافزونترآبوعواملدیگر ربطداشت.(خیرآبادی،1376،30)
1-2-15-3 توزیع جغرافیائی جمعیت شهری
توزیع شهرها و به تبع آن تمرکز جمعیت نقاط شهری درنقاط مختلف کشور ما یکسان نیست. مناطق شمالی ، غربی و جنوب غربی کشور علاوه بربرخورداری از آب و هوای خوب و موقعیت جغرافیایی خاص ، مهد نخستین کانونهای یکجانشینو تمدن شهری بوده و همواره از نقاط پرجمعیت کشور محسوب می‌شده‌اند و در حال حاضرنیز بیشترین نسبت از جمعیت کشور را دارا می‌باشند.
به دلیلموقعیت خاص جغرافیائی ، میزان بارندگی در ایران با طول جغرافیایی ارتباط مشخصیدارد. شدت باران از غرب به شرق کاهش می‌یابد و نصف‌النهار 52 درجه تفکیک کننده آب وهوای گرم و خشک شرقی از آب و هوای معتدل و مرطوب غربی می باشد. همچنین بهبود وضعیتاقلیمی از عرض جغرافیایی پایین به بالا موجب شده است که درصد قابل توجهی از جمعیتشهری کشور در عرض جغرافیایی 35 تا 40 درجه استقرار یابند .
1-2-15-4 ظهورشهربهمثابهتکاملمناسباتاجتماعی
شماریازاستقرارگاههایشهریدرایراندرنتیجۀرشدوتکامل، تقسیماجتماعیکار،ظاهرشدهاند.رشدمناسباتکشاورزی،ظرفیتهایجدیدیرادرراستایپشتیبانیمادیوخدماتیاززندگیشمارافزونتریازمردمانفراهممیکردواینامرمقدماتشکلگیریوتکاملبرخیازجوامعشهریوروابطمبادلهبراساساینروالراامکانپذیرمیکرد. بهعنوانمثالدرجریاناحیایبرخیکانونهایشهریایراندرحدودقرنسوممیلادی،شماریازشهرهایجدیدنیزپدیدآمدوروندگسترشروزافزونمناسباتبازرگانیورشدبازارداخلیدارایبنیانهایمستحکمترشد.اینشهرهادوکارکردمشخصداشتند: یکم،الزاماتناشیازجداییحرفهوپیشههاازجماعاتروستاییوتقسیمکارمجدداجتماعیراپدیدآوردند،دوم،مانندمراکزاقتصادیبرسرراه هایترانزیتوبازرگانیعملکردند. چنینتجاربهایباردیگردرقرنششممیلادی،کهدورۀبعدیرشدمناسباتبازرگانیایراندرسطحبینالمللیرویداد،برمبنایرشدتولیدکالاییسادهوگسترشراههایمبادلاتیمحققشد.
برایناساستحولدانشفنی،جداییپیشههاازکارکشاورزی،ونیلبهسازماناجتماعیمبتنیبرتقسیمکاراجتماعی )شهر(،بهعنوانیکیازعلتهایپیدایششهرهادرایرانبهشمارمیرفت.دراینوضعیتشهرمکانیبودباکارکردتجاریوتولیدکالاییکهدرشانتکمیلیورشدیافتهتریازاقتصادکشاورزیونهرقیبآنبهشمارمیرفت.
1-2-15-5 حکومت،بانیشهر
درتاریخشهریایراننقشحکومتدرروندتأسیسوتکاملمناسباتشهرنشینیبهمانندعلتیمهمدرنظرگرفتهمی شود. حکومتهابنابهضرورتهاییچندسیاستگذاریشهرهارادرپیشمیگرفتند:
الف- گاهشهربهعنوانمرکزاداریوسیاسیومحلاستقرارحکمراندرآن )پایتخت(،تأسیسمیشد. ممکنبودپیدایشیکشهرباشکلگیریحکومتتوأممیشد. نمونۀشهرهایهگمتانه)ماد(،پارسه )هخامنشیان(،شهرهایدورۀیونانیان،دورۀاشکانی،هکاتومپولیسونظایرآن،فیروزآبادوگورونظایرآن )ساسانیان( قابلذکرند.دردوراناسلامیواسط،بغداد،قاهرهوفاسچونانمراکزسیاسیوپایتختیپایهگذاریشدند. اینشهرهاازنظرسیاسیواقتصادیویژگی هایخاصیداشتند.
ب- گاهتاسیسشهربنابهضرورتهایناشیازگسترشقلمروحکومتونیازبهسازماندهیآنصورتمیگرفت.ابنخلدوناینراهبردراچنینجمعبندیکردهاست: تاسیسشهرهایکوچکوبزرگپسازپدیدآمدنپادشاهیاست.
واکاویروایتهایتاریخیمربوطبهتأسیسشهرهاوروستاهایتاریخی،نشانازاینباوردارندکهبیشترآنانتوسطشاهانیانمایندگانشانبرپامیشدندواینرامیتوانبازتابیازشیوعوتکراراینتجربهدرتاریخشهریایراندانست. (یوسفیفر، 1389)
1-2-15-6 دین،بهعنوانعاملتاسیسشهر
تاثیرپدیدهدیندرپیدایششهرهایکهنوجدیدتاحدیبودهاستکهبرخیازمحققانپدیدهشهرراچونتبلورکالبدیایدهمسلطدرشکلگیریمحیطهایزندگیانسانیتحلیلمیکنند. درادوارگوناگون،عواملدینیدربهمپیوستنگروههایمختلفاجتماعیدرسکونتگاههایانسانیوتمرکزدادنجمعیتوظهورشهرهامؤثربودهاست. درشهرهاینخستینرهبرانروحانیشهرمدیرانارشدشهریبودند.برخینتایجمطالعاتباستانشناسیمنشاءدینیشهرهایکهن،کهدردادوستدمحصولاتضروریبرایزندگیانسانهاتوسطمعابروپرستشگاههاریشهداشت،رانشانمیدهد.
دردورۀساسانیاناطلاعاتدرخوریدربابنقشپرستشگاههادرشکلدهیمناسباتاقتصادیوتجاریمناطقشهریدردستاست.دردورههایکهنبنیادگذاریبرخیازشهرهابراساسسابقۀوجودآتشکدهایدرآنمحلیاظهورشهریبرگردآنرویدادهاست.دردورۀساسانیاننقشاینعاملبیشترتأثیرگذاربود.مثلاًقبادساسانینذرکرددرصورتغلبهبرهیاطلهوبرادرشهرمز،آتشخانهایبسازدوسپسآنرادریزدساخت.شایدبتواناستقرارآتشگاههادرمرتفعترینمکاندرهرشهروبهویژهبهعنوانهستۀمرکزیبرخیازشهرهایکهنرامؤیدایننظریهدربارۀبرخیازشهرهایایرانبهشمارآورد.
اینعاملدرپیدایششهرهادردورۀاسلامینیزتأثیرگذاریبارزیداشت. دراینراستامیتوانبهروایتنمونهوارابناسفندیاراشارهکردکه : بههنگامعبورامامحسنبن علی )ع( بهمامطیر،مختصرعمارتیدرآنجاکهدرنظرایشانمصفاآمدهبود،پدیدارگردیدتابعدهاوالیایالتبازاریخردوعماراتیفرمودوسپسدر 160 هجریمسجدجامعبناگردیدوشهرشد.
گاهوجودمقابرومشاهدبزرگاندینیدرپیدایشیکشهرمؤثرواقعمیشد. بهعنوانمثالشهرهایمقدسشیعیان،ازجملهشهرنجف،نمونههایبارزاینمورداست.شکلگیریاینشهرپسازهویداشدنمشهدامامعلی )ع( آغاز،وسپسازسال 137 قمریباافزایش اقامتشیعیاندرآنجا،توسعۀبسیاریافت. شهرهایکربلا،کاظمینیامشهدچنینبودند.(همان)
1-2-15-7 تکاملمنطقۀمبادلهای )بازارگاهی( بهموقعیتشهری


نیازفعالاناقتصادیبهمبادله کالاهایتولیدیدرجایگاهیبهنامبازارنیزچونعاملیدرروندپیدایششهربود.شهربهعنوانمکانبازار،یعنیمرکزیتمبادلهکالاوکانوناصلیتجارتدریکمنطقهونیزتجارتفرامنطقهایعملمیکردوبرایناساسسازماندهیمبادلهوتوزیعفرآوردههایتولیدزراعیوتولیدپیشهوریشهریراامکانپذیرمیکند.روالبرپاییبازارهایموسمیدریکمکانخاصکهمحلتلاقیونقطهاتصالروستاهایمختلفبود،بهتدریجهستهاولیهپیدایششهرراشکلمیداد.
الگویتشکیلبازارهایهفتگی،ماهانه،فصلیوحتیسالانهمنجربهشکلگیریاستقرارگاههایروستاییوگاهشهریمی شد: ازجملهپیدایششهراهواز)سوقالاهواز(،دوشنبه )تاجیکستان(،واجارگا )گیلان( وبسیاریمواردیدیگرقابلذکرند.
اغلبشهرهایمهمایراندرمحلهایتلاقیراههایتجارتیبرپاشدهاندوازایننظرقابلمقایسهباالگویپیدایششهرهاوتجارتدراروپایقرونوسطیهستند.اینامررابطپیدایشسکونتگاههایاولیهدرمسیرراههایمهمتجاریوتأثیراینامردرافزودهشدنعناصرکالبدیمرتبطباکارکردهایتجاریبهکالبداینسکونتگاهها،تاهنگامنیلبهوضعیتشهرباکارکردهایتجاریرانشانمیدهد.البتهاینتجربهدرموردشهرهایمختلفجهاناسلامنیزصادقاست.شهرهاییچونلاروسیرافنمونههایقابلتوجهچنینروندیبهشمارمیآیند. اینموضوعنقشمناسباتتجاریدرپیدایشورشدشماریازشهرهایایرانراتوضیحمیدهد. (همان)
1-2-16 آیندهشهر
پدیدهشهرنشینی،باقدمتیطولانی،باآیندهایپیچیدهترازامروزروبرواست. شواهدموجودنیزصحتآنرابینیازازاثباتنشانمیدهد. زیرااگرطیسیسالگذشته،جمعیتشهریجهانبهبیشازدوبرابررسید،براساسپیشبینیهایمقرونبهصحتسازمانملل،طیسیسالآیندهنیزبهویژهدرکشورهایپرجمعیتدرحالتوسعهچنینخواهدبود. اینپدیدهپیوسته،دووجههزینهوفایدهرادرخودداشته،ودرهرحالیکیازعناصرمهمدرمحاسبهشاخصهایمختلفاقتصادیواجتماعیوسیاستگذاریهابودهاست. چهارمحورجمعیتی،اجتماعی،اقتصادیوزیستمحیطی،دراستمرارتحولاتآیندهدرخورمطالعهاند. توسعهبیوقفهشهریدراینمحورها،برخورداریازمدیریتعلمیواثرگذاربرایمقابلهباچالشهایجدید،توزیعامکاناتبراساسسیاستهایمتناسببااوضاعودرکمجددازمسائلبارعایتقواعدبازیدرسطوحملیوجهانیرااجتنابناپذیرساختهاست.(محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
بیتردیدنمیتواندرمقابلجریانهایناشیازتحولاتجمعیتی،استقرار،توزیعو جابجاییهابرایدستیابیبهشرایطبهینهاقتصادی،اجتماعیوتبعاتناشیازآنها،تحولات سریعوبیوقفهاقتصادیدرابعادملی،منطقهایوجهانی،کهپایگاهومراکزتصمیمگیری آندرشهرقراردارد،مقاومتنشاندادوتحولاتاجتماعیوفرهنگیراکهدامنهآنحداقل دررفتارهایذهنیروستایی،ازطرقارتباطیمختلفباانسانشهریانعکاسمییابد،نادیده گرفت.بنابراینجزتندادنبهدگرگونیهای،گاهبنیادیدرزندگیشهری،والزاماتآن گریزینیست،اماتکیهگاهمطمئنیکهبتواندشرایطمطلوبزندگیشهریرامحققسازد، مدیریتآگاهوموثرشهریاست،کهحتیمیتوانددرپویاییزندگیروستانیزتأثیرگذارد.
محورهایعمدهدرتحولاتآیندهشهری
شهر دارایطبیعتخاصخوداست . مکانیاستکهخلاقیتهادرآنبهوجودمیآیند. نیاز،دستیابیبهکیفیتمطلوبزندگیوایجادزمینههایرشدسرمایهاجتماعیبهعنوانعنصری اساسیبرایارتقایحیاتاجتماعیراخلقمیکند. اماموانعهرچندموقتنیز،چالشهاییرا باتوجهبهجنبههاییکهداردهموارهموجبمیشودنیروهایجدیدیبه شهر ایجادمیکند آنواردشوند . اماچونایننیروهاخصایصمتفاوتیبابومیاندارند،ابتداموجباتبروز ناسازگاریرافراهممیآورند،درحالیکهبهتدریجایننیروهایتازهوارد،باسازگارشدنو پذیرشقواعدبازیمیتوانندعاملمؤثریدرحوزههایاقتصادیواجتماعیباشند.تحقیقی دربنگلادشانجامدادهبهایننتیجهرسیدهاستکهمهاجرانافرادباهوشیکه هستندوگزینشآنانبرایمهاجرتامریعقلانیاست. بهنظرمیرسدچهارزمینهیامحورجمعیتی،اقتصادی،اجتماعیوزیستمحیطیدر تحولاتآیندهشهریاهمیتداشتهباشند. (محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محورجمعیتی
درموردمحورجمعیتیبایدبهدووضعیتمتفاوتجمعیتشهریتوجهداشت.
الف- بایکتقسیمبندیکلیجمعیتشهریدردوگروهازکشورهایدرحالتوسعهو
کشورهایتوسعهیافتهمیتوانگفتکهرشدقابلتوجهجمعیتشهریدرکشورهایدرحال
توسعه،همچنانناشیازسرریزجمعیتروستاییوادامهحرکتهایمهاجرتیاست . اماچند
عاملرامیتواندرآنمؤثردانست:
-ورودآرامصنعتبهحوزههایکشاورزی،افزایشنسبیقابلیتتولیدوآزادشدننیروی
انسانیوسپسروانهشدنآنبهشهر
-فقدانزمینقابلکشتتاحدموردنیازویابهرهبرداریبیشازحدمنجربهفرسایش
خاکونبوداصلاحاتلازمدرزمینههایمختلف
-حوادثطبیعیوپیآمدهایمنفیزیستمحیطی
-تضادهایقومیدربخشهاییازاینگروهازکشورهاواحساسعدمامنیتناشیازآن
سهولتنسبیدستیابیبهخدماتاساسیدرشهر
ب- امادرشهرهایکشورهایتوسعهیافتهوضعیمتفاوتبهچشممیخورد. عمدهترین
ویژگیآندرکاهشنرخموالیدبهمیزانکمترازحدجایگزینیاست . نتیجهطبیعیآن
افزایشنسبتکهنسالاندرکلجمعیتباپیآمدهاونتایجخاصخوداست . اینپدیدهاز
نیمهدومقرنبیستمتحولاتشگرفیداشتهاستوبراساسپیشبینیهااینافزایش
چشمگیرترنیزخواهدبود. (محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محوراقتصادی
محوردیگردرتحولاتشهریدرمرتبهبعدازجمعیت،اقتصاداست . شکینیستکهافزایشتولیددرسایهبرخورداریازفناوریهایمؤثرازعواملاصلیتحولاتشهریدرزمینهاقتصادیاست . اماآننیزمستلزمتقویتپساندازهادراندازههایگوناگونباتوجهبهابعاداقتصادیوفرهنگیآناست.اماآیارشدسریعجمعیتنقش بازدارندهدررسیدنبهبسیاریازاهدافاقتصادیایفانمیکند؟بنابراینمهارآنیکپیششرطمسلمبرایدستیابیوتضمینتوسعهپایداراست.گرچهشهربهعنوانبستراصلیرشداقتصادیاستومکانیاستکه نیروهای فیزیکی وانسانیرادرخودمتمرکزمیکندونوآوریهارابهوجودمیآورد،امادرعینحالبرایادامهحیاتوپویاییخود،بایدباسیستمبزرگترووسیعترمرتبطباشد . ازاینروشهرهابهطورطبیعیباسیستماقتصادجهانی،پیوندخوردهاندکهوجهمشخصهآنواردشدنبهمیدانهایرقابتاست.بنابراینسیستماقتصادجهانی،یابهعبارتدیگرجهانیشدنبازاررقابتبیناقتصادهایشهریراگرمتروپررونقترمیسازد. دراینمیدانرقابت،شهرهاییکهقواعدبازیرارعایتمیکنند.(محمدسیدمیرزایی،1383، نگاهیبهآیندهشهر، پژوهشنامهعلومانسانی: شماره41 )
محوراجتماعی
جاداردتحولاتشهریدراینمحوردرقالبمطالعاتگستردهتغییراتاجتماعیموردبررسیقرارگیرد . دگرگونیدرخانوادهوساختارآنکهحاصلکوچکشدنابعادخانواده،قوتگرفتنعقلانیتدرمحاسبههزینهوفایدهاقتصادیفرزنداناستواستمرارنابرابریهایاجتماعیواقتصادیبهویژهبرایزنان،بهرغمتحولعمدهدرمنزلتاجتماعیآنانبهطورنظریآنازجملهمسائلدرخورتوجهاست. امابهراستیمسائلاجتماعیواقتصادیبهآسانیقابلتفکیکوتجزیهکاملنیستندوبنابراینطرحیکی،آندیگریرانیزبهمیانمیکشد.
فقرونابرابریشهری،ضمنآنکهیکامراقتصادیاست،دارایابعادقویاجتماعینیزهست. زیراکمیدقتروشنمیکندکهفقرشهری،بهدلیلنارساییظرفیتاقتصادی درجذبنیرویانسانیسرریز روستایی،است. اینجریانچالشمهمیرابرایشهرایجادمیکندوشواهد،نشانگرعمومیبودنآناست،زیراباتحولاتنسبتامثبتیکهبعدازپایانجنگجهانیدومصورتگرفتهبود،تصورافزایش نابرابریهایشهریچندانجدینبوداماتوزیعنامتعادلثروتازیکسوورشدقابلملاحظهجمعیتوافزایشنسبیطولعمرازسویدیگر،درایجادمحدودیتهایاجتماعی – اقتصادی و استمرار نابرابریحتیدرشهرهایپیشرفتهایمانندنیویورکیالندننیزموثربوده اند.
محورزیستمحیطی
شایدبتوانگفتمحیطزیستازعمدهترینمحورهادرتحولاتشهریاست . اهمیتآنتابهآنجارسیدهاستکهامروزهمیتوانگفتقرنبیستویکمقرنیاستکهمسائلزیستمحیطیمقامنخسترابهخوداختصاصخواهدداد . زیرااگربهعواملیکهسرآغازبروزایندستهازمسائلاستتوجهشود،درآنصورتمیتوانبهصحتایننکتهپیبرد . افزایشفشاربرمنابعطبیعی،رشدقابلتوجهمصرفانرژیدراثرافزایشحجمتقاضا،کاهشمنابعآب،تهدیدآبهایسطحالارضیدراثرورودحجمعظیمیازآلایندههایمختلفبهآن،کشمکشهایاحتمالیدراثربیتعادلیدردسترسیبهآبشرب،رقابتدردستیابیبهانرژیاتمی،خطراتمسلمناشیازاستفادهنابخردانهازآندربهکرسینشاندنبرخیمسائلاز
سویبعضیحکومتها،افزایشگازهایگلخانهایوخطراتحتمیآندربالارفتندمایزمینباپیآمدهایفراوانآن،خطرذوبشدنیخهایقطبیوبالاآمدنسطحآبهایدریاهاوفاجعههایزیستمحیطیناشیازآن،وپسماندگیفرهنگیدرفهماهمیتمحیطزیستولزومپایداریآنبراینوعبشرازچالشهاییاستکهنهتنهازندگیشهریبلکهروستاییرانیزتحتتأثیرقرارخواهدداد . (میرزایی،1383)
1-2-17 روند شهرنشینی در ایران و پیدایش کلانشهرها
شروع تحولات شهرسازی و شهرنشینی به مفهوم جدید آن تا حد زیادی مربوط به دوران رضاخان است، یعنی از سال 1300 به بعد. آنچه در این عصر شاهدیم بی‌تردید متأثر از رویدادهای این دوران تاریخی کشورمان است، هر چند میراث فرهنگ شهری امروز شهرهای ایران در بیشتر موارد، یادگاری از دوران صفویه در کالبد و چهره خود دارد و یا انقلاب مشروطیت را شاید نقطه‌عطفی در تاریخ اجتماعی شهر و شهرنشینی بدانیم، اما هیچ‌یک از این دوره‌ها قابل قیاس با عصر رضاخانی نیست.
دوران رضاخان را می‌توانیم حلقه اتصال سیر تکامل شهر در ایران درگذشته و حال به‌شمار آوریم. در چنین روندی است که به سرعت تلاش می‌شود شهرها جامه سنت از تن به در آورده و جامه تجدد بر اندام کنند. شروع تحولشیوه‌های تولید پیش‌سرمایه‌داری و توسعه مناسبات سرمایه‌داری و گسترش آن، همه با روی‌کار‌آمدن رضاخان در ایران مقارن است. دوران رضاخان دوران استقرار نهادهای زیربنایی و روبنایی بورژوازی در ایران است. به همین دلیل سرآغاز تمامی تحولات اجتماعی و اقتصادی معاصر ایران است که ضرورت‌های توسعه روابط سرمایه‌داری در یک کشور عقب‌مانده و ادغام آن در نظام سرمایه‌داری را ایجاب می‌کند.(نظریان، 1379، 63)
این دوره از شهرنشینی را به‌دلیل کُندی روند آن، شهرنشینی بطئی نامیده‌اند و به سه دوره 1300 تا1320 (آغاز نوسازی و رشد شتابان آن) 1320 تا 1332 (دوره وقفه روند نوسازی) 1332 تا اصلاحات ارضی (ادامه روند نوسازی و رونق شهری) می‌توان تقسیم کرد.(حسامیان، 1379، 38)
1-2-17-1 ویژگی‌های شهرنشینی از سال 1300 تا1340
در این دوره یکپارچگی روزافزون بازار داخلی شرط حیات شیوه تولید سرمایه‌داری است، به عبارت دیگر سرمایه‌داری در مرحله جنینی خود با یکپارچه‌کردن دائمی بازار داخلی زمینه آزادی نیروی کار را فراهم می‌آورد. یکپارچه‌شدن بازار داخلی از نظر فیزیکی یا فضایی، بیش از هر چیز مستلزم وجود ارتباط میان بازارهای محلی است که نیازمند گسترش ارتباطات و راه‌های میان‌شهری است، از این‌رو در این دوره گسترش راه‌های مواصلاتی در دستور کار قرار می‌گیرد. در سال 1317 ساختمان راه‌آهن سراسری ایران که بیشتر شهرهای بزرگ را به تهران وصل می‌کرد، به پایان می‌رسد.(کاتوزیان، 1387، 178)
به‌طوری‌که به‌دنبال جهت‌گیری اصلی برنامه‌های عمرانی به‌سوی گسترش زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی و ایجاد زمینه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی، با جایگزینی الگوی واردات و حذف عملکرد سنتی روستاها، نقش و اهمیت شهرها افزایش می‌یابد و آرام‌آرام بنیادهای اقتصادی و عملکرد شهرها دگرگون می‌شود، ولی با این وجود هنوز روستاها 72 درصد از جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند (سال1310). با گذشت زمان  و شروع و تزریق درآمدهای نفت، استقراض و سرمایه‌گذاری‌های خارجی، توسعه مداوم روابط کالایی از یک‌سو و حکومت متمرکز و مستبد مرکزی از دیگر سو حرکت و جریان سرمایه و درآمد ملی از بالا به پایین انجام می‌گیرد، که بخش اعظم آن در شهر تهران و شهرهای بزرگ رسوب کرده و بخش محدودی به داخل شهرهای کوچک جریان می‌یابد. با این همه توسعه فضایی شهر در زمان رضاخان چندان معنادار نبوده و گسترش فضایی شهرها به کندی پیش می‌رود. در مجموع می‌توان دلایل رشد بطئی در این دوران را در نوپایی سرما‌یه‌داری و عدم نفوذ یا عدم‌امکان نفوذ سرمایه‌داری در ساخت اقتصادی روستا و همچنین ضرورت زمان دانست.(نظریان، 1379)
شهر در این دوره به واسطه نقش غالب تجاری خود متمرکزکننده و مبادله‌کننده مازاد کشاورزی روستایی محلی بود. با گسترش بازار مصرف شهری و خاصه شهرهای بزرگ، شهرها به صورت نقاط تماس با کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته و مکان واردات و مبادله کالاهای صنعتی خارجی درآمدند. شهرها در این دوره به‌صورت مکان تحقق مدرنیزاسیون و روستا به‌صورت مکان اصلی و ابقای شیوه کهن تولیدی ظاهر می‌شوند. ابقای شیوه‌های تولید سنتی در روستا باعث ماندگاری جمعیت و خاصه نیروی کار در روستا می‌شود. ازسوی دیگر محدودیت اثرات مدرنیزاسیون در رشد شهر باعث افزایش طبیعی جمعیت شهری شده، اما جابجایی‌های جمعیتی را ایجاد نمی‌کند.
به همین دلیل در سراسر این دوره جمعیت شهرنشین از 28 درصد به 7/28 درصد افزایش می‌یابد (سال 1320)، یعنی تقریباً در این دوره با شهرنشینی و مهاجرت از روستا به شهر روبه‌رو نیستیم. از دیگر ویژگی‌های این دوره، موزونی‌ نسبی  شبکه شهری در ایران است. شهرها در این دوره نمی‌توانستند مستقل از مازاد روستایی منطقه خود گسترش یابند و همین امر محدودیت شهرنشینی در این دوره را توجیه می‌کند، برای نمونه بزرگترین شهر ایران (تهران) در سال 1317 تنها دو برابر دومین شهر ایران (مشهد) در این سال جمعیت داشت، حال آن که این رقم در سال 51 به بیش از 8 برابر می‌رسد.
در این دوره هنوز بخش اعظم درآمد کشور از بخش کشاورزی تأمین می‌شود. سهم بخش کشاورزی در سال‌های 1305 تا 1329، 50 درصد تولید داخلی را تشکیل می‌داد. در این دوره است که سهم بخش کشاورزی کمتر می‌شود، به‌طوری‌که در سال 1340 به 30 درصد کاهش می‌یابد و درآمدهای نفتی جای آن را می‌گیرد.(حسامیان، 1379)
به‌طور خلاصه شهرنشینی ایران در دوره 1300 تا 1340 را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
ـ دوره اول 1300 تا 1320 که رونق شهری به مازاد کشاورزی وابسته بود. مهاجرت به شهرها کُند است. حدود 72 درصد در روستاها زندگی می‌کنند.50 درصد درآمد کشور از کشاورزی تأمین می‌شود. رشد سالانه جمعیت در این دوره 65/1درصد است.
ـ دوره 1320 تا 1332 که اشغال ایران در این دوره صورت می‌گیرد. به دلیل اشغال ایران سرمایه‌گذاری‌های دولتی و روند مدرنیزاسیون رضاخانی دچار وقفه می‌شود و از آنجا که شهرها نماد مدرنیزاسیون بودند دچار مشکل می‌شوند. بخش کشاورزی در این دوره دچار رکود می‌شود. به‌دلیل رکود بخش کشاورزی مهاجرت‌های روستایی شروع می‌شود، به‌طوری‌که رشد سالانه شهری از 65/1 به 72/2 درصد رسید. در این دوره شاهد مهاجرت به خارج از کشور هم هستیم. روند در حاشیه قرارگرفتن بخش کشاورزی از این دوره شروع می‌شود.
از اواخر این دوره به دلیل تلاش‌ها و مساعدت دولت دکتر محمد مصدق، شهرها و روستاها از حالت رکود در حال خارج‌شدن هستند، برای نمونه تراز بازرگانی مثبت می‌شود. صادرات غیرنفتی افزایش می‌یابد. صادرات غیرنفتی ایران در سال 1331 به حدود 5 میلیارد و 823 میلیون ریال رسید، درحالی‌که واردات در همان سال 5 میلیارد و 206 میلیون ریال بود. درنتیجه ایران حتی توانست در حساب مبادلات غیرنفتی مازاد تجاری به‌دست آورد، اما متأسفانه به‌دلیل کودتا این روند ادامه پیدا نمی‌کرد.(کاتوزیان، 1387)
ـ در دوره 1332 تا 1340 درآمدهای نفتی افزایش می‌یابد. شهرنشینی با افزایش درآمد نفت روند صعودی را طی می‌کند. این موضوع حاصل تحول در الگوهای استخراج و تمرکز مازاد اقتصادی است، اما از نظر وسعت به اندازه‌ای نیست که باعث بروز همه‌جانبه مشکلات شهری شود. در این دوره شبکه شهری هنوز موزون است و میزان رشد سالانه جمعیت شهری به 57/4 درصد افزایش می‌یابد.
1-2-17-2 تحلیلی از روند شهرنشینی از سال1340 تا 1357
عوامل و مسائل زیادی در تحولات و روند شهرنشینی در این دوره مؤثر بودند. اقتصاد ایران در تقسیم کار بین‌المللی همانند کشورهای جهان سوم به شیوه تک‌محصولی سوق داده شده بود. اینبار نظام جهانی سرمایه‌داری شیوه دیگری را تجویز کردند و آن انتقال صنعت به کشور ایران بود. البته این صنعت پایه‌ای و مادر نبود، بلکه صنعتی بود که به جامعه سرمایه‌داری بهتر کمک می‌کرد تا حداکثر استفاده را از منابع و معادن کشور ایران ببرد. بنابراین صنایع مونتاژ و صنایعی که مواد اولیه را برای کشورهای صنعتی آماده می‌کردند درایران و عمدتاً در تهران مستقر شدند.(مشهدی،1374، 52)
ازسوی دیگر با انجام اصلاحات ارضی، روابط سنتی تولید در روستاها از هم پاشید و چیزی جایگزین آن نشد. در این دوره اشتغال نیروی کار در بخش صنعت و خدمات افزایش پیدا کرد و در بخش کشاورزی کاهش یافت. بخش کشاورزی با رشد کم خود هر چه بیشتر به یک بخش حاشیه‌ای در کل اقتصاد تبدیل شد و اولویت توسعه به دیگر بخش‌های اقتصادی داده شد، برای نمونه اشتغال در برنامه سوم نسبت به برنامه دوم 1/6 درصد و در برنامه چهارم نسبت به برنامه سوم 1/8 درصد کاهش یافت. همزمان با موارد فوق کاربرد ماشین‌آلات در امر کشاورزی در سطح محدودتری باعث آزادشدن نیروی کار از فعالیت‌های کشاورزی و رانده‌شدن از زمین شد. از دیگر سو درآمدهای نفتی بیش از پیش در حال افزایش است. مازاد اقتصادی حاصل از نفت رابطه مستقیمی با میزان کار انجام شده در تولید آن ندارد، زیرا با اختصاص اندکی از نیروهای مولد یک اقتصاد نفتی به تولید نفت، حجم عظیمی از مازاد اقتصادی حاصل می‌شود. بخش عمده آن نه حاصل فعالیت تولیدی که حاصل اجاره نفتی است. از نظر تمرکز مازاد اقتصادی نفتی این مازاد در دست دولت متمرکز می‌شود، بدون اینکه بخش خصوصی در تمرکز آن سهمی داشته باشد. این مازاد سپس از طریق برنامه‌های عمرانی و بودجه‌های دولتی و اعتبارات، به بخش‌های دیگر اقتصاد انتقال می‌یابد و به سرمایه‌گذاری‌های مختلف تبدیل می‌شود. تحول در سه عامل مالکیت ارضی، وابستگی به اقتصاد پولی و مکانیزه‌کردن کشاورزی به‌تنهایی برای وسعت‌گرفتن مهاجرت به شهر کافی نیست. شهرها در این دوره مکان تحقق مازاد اقتصاد ملی هستند.
برنامه‌های عمرانی که بودجه آن از محل این مازاد تأمین می‌شد در آغاز صرف بهبود زیرساخت‌های شهر و بین شهری شد و در مرحله بعد صرف سرمایه‌گذاری‌های صنعتی گردید. گسترش زیرساخت‌های ارتباطی باعث رونق شهرها و گسترش زیرساخت‌های تأسیساتی و تجهیزاتی شد و کیفیت زندگی شهری را ارتقا داد. عوامل فوق سبب رونق فعالیت بخش ساختمان و افزایش انباشت سرمایه در این بخش شد. بدین‌ترتیب زمانی‌که عدم مهارت نیروی کار روستایی را از یک‌سو و رونق فوق‌العاده مشاغل ساختمانی را از دیگر سو در نظر می‌گیریم به یکی از عمده‌ترین علل مهاجرت نیروی کار از روستا به شهر پی خواهیم برد.
پیشرفت مناسبات سرمایه‌داری و انباشت سرمایه همه عوامل فوق را در یک یا دو شهر تشدید می‌کند. مقایسه رقم جمعیت تهران با دومین شهر در سه مقطع 1335، 1345و1355 به‌تنهایی بسیار گویاست و خود گواه این گرایش به تمرکز است. حاصل این تمرکز شدید، جابجایی نیروی کار از شهرهای کو چک و متوسط به شهرهای بزرگتر و متروپل است .در سال 1335 جمعیت تهران حدود 5/1 میلیون‌نفر و جمعیت تبریز 280هزار نفر، اصفهان 250 هزار نفر و مشهد 240 هزار نفر اعلام شده است، که به ترتیب تهران 5 برابر تبریز، 6 برابر اصفهان و5/6 برابر مشهد جمعیت دارد. در سال 1345 تهران 8/2 میلیون نفر جمعیت داشت. این رقم برای شهرهای اصفهان، مشهد و تبریز، به ترتیب 424،409،403 هزارنفر بوده است. در سال 1355 شهر تهران 5/4 میلون‌نفر جمعیت داشت. این رقم برای شهرهای مشهد، اصفهان، تبریز، به ترتیب 667،661،597، هزار نفر بوده است.
 اعداد فوق نمایانگر روند مهاجرت شدید به شهر تهران و پیشی‌گرفتن تهران از شهرهای پس از خود است. این مسئله خود اثرات زیانباری را بر شهر تهران گذاشته بود. یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت از شهرها و روستاهای کوچک به تهران، گسترش حاشیه‌نشینی یا زاغه‌نشینی در اطراف تهران است. از سال 45 تاکنون این روند ادامه دارد و باعث زایش و رویش قارچ‌گونه شهرک‌ها و زاغه‌ها در اطراف و بعضاً در شهر تهران شده است. در این دوره 400 تا 600 هزار نفر مهاجرت کرده‌اند. 1282 آبادی کشور یا از بین رفته‌اند یا خالی از سکنه شده‌اند. این کاهش جمعیت به نفع شهرهای بزرگ بوده است، برای نمونه در سال 1352،2/43 درصد جمعیت تهران را مهاجرین تشکیل می‌دادند. تعداد مهاجرین یک میلیون و 523 هزار و 664 نفر بوده که از نقاط مختلف کوچ کرده بودند.(وثوقی،1366، 53)
بنابراین می‌توان گفت که محرک‌های اصلی مهاجرت در این دوره از یک‌سو اصلاحات ارضی و از دیگر سو افزایش چشمگیر درآمدهای نفت بود که  به بخش‌های شهری تزریق شده بود.
درباره شبکه شهری در این دوره می‌توان گفت در مقایسه با دوره (1300 تا 1340) از شکل کهکشانی خارج شده و به شبکه شهری زنجیره‌ای تبدیل شده است. در دوره قبلی هنوز یک کلانشهر اصلی که بتواند تمام فعالیت‌ها را به خود جذب کند شکل نگرفته بود. ارتباط ارگانیکی بین روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ هنوز وجود داشت، اما از دهه 40 به بعد به علت تمرکز شدید درآمدهای حاصل از نفت در تهران و چند شهر دیگر همگونی نسبی قبلی شبکه شهری از بین رفته و از نظر شکل به شبکه شهری زنجیره‌ای تبدیل شده است، به‌طوری‌که در این دوره دگرگونی و تغییرات در کل شبکه شهری به‌طور یکنواخت صورت نگرفته، بلکه صرفاً مکان‌های خاصی جاذب عملکرد جدید شده‌اند، درنتیجه شهرهای کوچک و متوسط عملکرد خود را از دست داده‌اند بدون اینکه عملکرد جدیدی به‌دست آورند، از این‌رو ارتباط ارگانیک منطقه با این‌گونه شهرها دچار گسست شد و ارتباط جدیدی بین مناطق مختلف و متروپل تهران از یک‌سو و شهرهای بزرگ دیگر برقرار شد که حاصل آن گسیختگی در شبکه‌های شهری محلی و در کل گسیختگی در شبکه شهری ایران بود.
1-2-17-3 شهرنشینی پس از انقلاب‌اسلامی
بازتاب فضایی انقلاب اسلامی و نتایج آن خیلی زود در فضای کالبدی و فضایی شهرهای ایران نمایان شد. مسائل و مبارزات سیاسی جریانات و مبادلات فکری و انقلابی، شهر را به کانون عمده این تحولات تبدیل کرد. روند رو به رشد جمعیت در شهرها که پیش از انقلاب آغاز شده بود همچنان و بعضاً با رشد بیشتر ادامه یافت. شروع و ادامه جنگ تحمیلی نیز این جریان را سرعت داد. ازسوی دیگر پس از انقلاب مشکلاتی نیز دامنگیر کشور شد؛ مشکلاتی چون کاهش درآمد حاصل از فروش نفت به دنبال تحریم اقتصادی و مشکلاتی که به سبب وجود موانع در واردکردن مواد اولیه قطعات و ماشین‌آلات مورد نیاز صنایع وابسته به‌وجود آمده بود. این مشکلات همه به گردش سرمایه و کالا در بخش‌های کشاورزی، صنعت و ساختمان لطمه وارد کرده و در بخش خدمات رواج پیدا کرده است. از دیگر سو شروع جنگ ایران و عراق زمینه را جهت مهاجرت جمعیت از مناطق جنگ‌زده به‌سوی نواحی دور از جنگ مهیا کرد. همچنین مهاجرت مهاجرین خارجی از کشورهای افغانستان و عراق نیز سرعت رشد شهرها را افزایش داد. افزایش زاد و ولد نیز به علت کنترل جمعیت و تبلیغات به رشد شهرنشینی بیش از پیش کمک کرد، برای نمونه رشد جمعیت در سال‌های 65 ـ 55، 9/3 درصد بوده است.
در سرشماری 1365 کل جمعیت کشور 9/49 میلیون‌نفر و جمعیت شهرنشین 9/26 میلیون بوده که 54 درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌داده است. این دهه به دلیل عبور جمعیت شهرنشین ایران از مرز 50  درصد جمعیت کل کشور، به عنوان یک دهه مشخص در تاریخ ایران است.
از عوامل بارز این دوره افزایش جمعیت شهرهای پرجمعیت و فاصله‌گرفتن آنها از شهرهای با جمعیت متوسط کشور بود. هفت شهر بزرگ کشور به سرعت بر جمعیت خود افزودند و به‌موازات شهر تهران به کانون‌های عمده جمعیتی کشور تبدیل شدند. این عامل بر گسیختگی شبکه شهرهای ایران همچون پس از دهه 40 کمک کرده است. شهرهای بالای صدهزار نفری به 41 شهر افزایش یافت و شهرهای مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، اهواز، باختران و قم به همراه بقیه شهرهای بالای صد هزار نفری، عمده‌ترین جمعیت شهری را در خود جذب کردند. با این حال فاصله جمعیتی بین تهران و هفت شهر بزرگ زیاد بوده و از دیگر سو بین هفت شهر بزرگ و شهرهای پس از خود نیز فاصله زیادی وجود دارد. مجموعه دگرگونی‌های فضایی فوق بیانگر افزایش سریع وزن و سهم جمعیت شهری و نظام شهری است.
در سرشماری1370 سهم جمعیت شهری به کل کشور به 57 درصد افزایش یافت و بقیه در روستاها ساکن بودند. تعداد شهرهای بالای یکصد هزار نفری به 48 شهر و شهرهای میلیونی به 4 شهر افزایش یافت. در مجموع رشد چشمگیری در نظام شهری نسبت به سرشماری 1365 احساس نمی‌شود، ولی روند رشد شهرنشینی با کاهش محسوس ادامه دارد. رشد جمعیت سالانه 4 درصد در سال است که نسبت به سال 65 کاهش یافته، ولی با این وجود افزایش جمعیت شهری در پنج سال 1365 تا 1370 به میزان تقریبی 5 میلیون نفر، رقم قابل‌توجهی را نشان می‌دهد که می‌تواند مسائل و مشکلات شهرنشینی را مطرح کند. سهم شهرنشین استان‌ها در کل جمعیت شهرنشین کشور نیز نشان‌دهنده عدم‌تعادل در پراکندگی جمعیت شهرنشین در سطح ملی است. در کل کشور، استان تهران با 2/27 درصد جمعیت شهری سهم خود را همچنان افزایش داده است. شهر تهران به تنهایی 3/20 درصد جمعیت شهرنشین را به خود اختصاص داده است. استان‌های خراسان با 63/9 درصد، اصفهان 69/7 درصد، آذربایجان شرقی 2/7 درصد و خوزستان و فارس تقریباً 6 درصد پس از تهران بیشترین جمعیت شهرنشین را به خود اختصاص داده‌اند. در این میان کهکیلویه و بویر احمد با 47/0 درصد و ایلام 66/0. درصد به ترتیب کمترین سهم را از جمعیت شهرنشین برخوردارند.
براساس سرشماری 1385 کل جمعیت کشور به 70 میلیون و 472 هزار و 846  نفر رسید. سهم جمعیت شهرنشین کشور حدود 48 میلیون و 245 هزار و 75 نفر بوده است، به عبارت دیگر 68 درصد جمعیت شهرنشین و 32درصد را جمعیت روستانشین تشکیل می‌داد. جمعیت شهرنشین سال 85 نسبت به سال 70، رشدی حدود 11درصد را نشان می‌دهد که حاکی از مهاجرت روستانشینان به شهرهاست و افزایش 52 درصدی شاغلین بخش خدمات در سال 85  مؤید همین مسئله است. در این سال جمعیت شهر تهران حدود 8 میلیون را نشان می‌دهد که نسبت به سال 75 از رشد حدود 15 درصد برخوردار است. شهرهای میلیونی به عدد 6 می‌رسد: تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز و اهواز. شهر تهران نسبت به گذشته فاصله خود را با شهرهای دیگر حفظ کرده است که حاکی از تسلط شهر تهران بر شبکه شهری ایران است.
نسبت جمعیت شهری به روستایی طی دهه 1375 تا 1385 در تمام استان‌ها روند افزایشی داشته است، اما این میزان در تعدادی از استان‌ها افزایش بیشتری را نشان می‌دهد. نسبت جمعیت شهری در استان‌های اصفهان، تهران، قم و یزد به‌ترتیب از رقم 89/2، 23/6، 32/10 و 68/2 در سال 1375 به 99/4، 55/10، 45/15 و 93/3 در سال 1385 افزایش یافته است.
شهرهای استان تهران 6/28 درصد مهاجران وارد شده طی دهه 1385-1375 به شهرهای کشور را به‌ خود اختصاص داده‌اند و شهرهای استان‌های خراسان رضوی و اصفهان با تفاوت قابل‌توجه با استان تهران با نرخ 5/7 و 3/7 درصد در رتبه‌های بعدی جذب مهاجران قرار دارند. استان‌های ایلام، خراسان جنوبی و خراسان شمالی پایین‌ترین جذب مهاجر را طی این دهه داشتند.
توجه به تحولات روند شهرنشینی، الگوی توزیع جمعیت شهری در کشور و استان‌ها از موضوع‌های قابل توجه و بررسی است. اگر چه بین شهر‌نشینی و توسعه انسانی همبستگی بالایی وجود دارد، اما رشد شتابان آن بدون برنامه‌ریزی و سیاستگذاری، پیامدهایی را در پی دارد. در سال 1385 شهرنشینی در کشورمان نسبت به سال 1335 بیش از دو برابر شده است. شهرنشینی امروز زندگی همه مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
کاهش جمعیت روستایی در کشورمان حاکی از این است که شهرنشینی در کشور به‌طور عمده نتیجه مهاجرت جمعیت بخصوص از مناطق روستایی به شهرهاست. کاهش مرگ‌ومیر کودکان در مناطق روستایی و بالابودن باروری زنان روستایی در چند دهه گذشته سبب افزایش طبیعی جمعیت در روستاها نسبت به شهرها شد.
نتایج این بررسی نشان می‌دهد رشد شهرنشینی در کشور ما دارای چند ویژگی عمده مانند شتابان، تمرکزگرایانه و ناشی از مهاجرت است. شهرنشینی با خود پیامدهای مثبت و منفی فراوانی دارد، بخصوص سهم الگوی شهرنشینی در این بین قابل‌توجه است. بروز مشکلات اجتماعی، حاشیه‌نشینی و بیکاری پنهان از نتایج گسترش بی‌حد و حصر جمعیت شهری است. با گسترش شهرهای بزرگ بویژه کلانشهرها، افراد در این شهرها با مشکلات متعددی روبه‌رو شده‌اند که از مشخص‌ترین آنها افزایش تقاضا و کمبود مسکن، ساخت‌وساز ناایمن، مشکلات زیست‌محیطی و آلودگی‌های مرتبط با آن است. مطالعه شهرنشینی جمعیت کشورمان نشان می‌دهد که عمده جمعیت شهری در شش کلانشهر که بیشتر شرکت‌های بزرگ، دانشگاه‌های مادر، کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولیدی و امکانات عمده کشور را در برمی‌گیرد، متمرکز هستند.  به‌دنبال افزایش معضلات ناشی از رشد شهرگرایی و تمرکز در شهرهای بزرگ، شایسته است در روند برنامه‌ریزی‌ها به‌سوی شهرهای میانی و کوچک توجه شود و در این راستا برنامه‌ریزی‌های عمرانی منطقه‌ای به سود شهرهای کوچک یا میانه باشد، زیرا شهرهای بزرگ بیش از حد رشد کرده‌اند و باید سیاست‌های برنامه‌ریزی شده در راستای تمرکززدایی در کلانشهرها اجرا شود.
1-2-18 شهر تبریز
1-2-18-1 نام و قدمت تاریخی تبریز- قبل از اسلام
«مسأله قدمت تبریز یکی از ابهامات تاریخ است. این سوال همیشه در ذهن نویسندگان و محققان و علاقمندان مسائل تاریخی بوده که آیا تبریز کنونی یکی از شهرهای قدیم آذربایجان است یا نه ؟». (نیکنام لاله ، ذوقی ، 1374، 34)
«در حوادث و پیکارهای قدیم، نامی از تبریز دیده نمی شود. شاید در دوران های خیلی پیش، شهر قابل توجهی مثل امروز نبوده است. در بعضی نوشته ها، بنای اولیه ی این شهر را پس از بعثت « محمد» پیامبر بزرگ اسلام و یا در زمان خلیفان عباسی می دانند». (جوادی ، 1350، 63)
وارتان تاریخ نویس ارمنی در قرن چهارده درباره این شهر چنین نوشته است : « .... تبریز را خسرو آرشاکی(اشکانی) حکمران ارمنی برای انتقام گرفتن از آرادمش (اردشیر) نخستین پادشاه دودمان ساسانی، قاتل آرتباخوس (اردوان) آخرین پادشاه پارت بنا کرده است». (همان، 63)
«زمان پیدایش و موقعیت اولیه تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برمی خوریم. صرف نظر از اینکه بسیاری از منابع سده های میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانسته اند، مسئله پیدایش آن همواره محل بحث بوده است». (عون اللهی سید آقا، م زارع شاهمرسی ، 1389، 41)
«حمدالله مستوفی از منشیان دستگاه خواجه رشیدالدین فضل الله در مورد تبریز (به نقل از جوادی، 1350، 64) چنین نوشته :« ... سال 175 (755 میلادی) زبیده خاتون همسر هارون الرشید خلیفه ی عباسی به تب نوبه مبتلا شد، چون هنگام اقامت در این شهر به وسیله ی پزشکان و در اثر لطافت هوا شفا یافت، این شهر را « تب ریز » نام گذاشته اند... دارالملک آذربایجان در ماقبل تاریخ مراغه و اکنون شهر تبریز است که پاکیزه ترین بلاد ایران است. حقوق دیوانی در آذربایجان در زمان سلجوقیان و اتابکان قریب 20000 تومان تبریز سه شهر است. تبریز از اقلیم چهارم است».
«در کتاب شاردن و مینورسکی نویسندگان مدعی شده اند که تراوا «تورا» و گابریس که بطلمیوس از آن یاد می کند همان تبریز است. منتها با گذشت زمان تغییراتی در آن رخ داده و حال به صورت تبریز درآمده است». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 35)
«با توجه به اینکه قدمت تاریخی تبریز به قبل از ظهور اسلام و سلسله ی ساسانی بدانیم، چون در اطراف این شهر، در دامنه ی سهند، چشمه های آب گرم ریزان و جوشان وجود داشته اند، ممکن است به این سبب اینجا را «تف ریز» ، «تب ریز» یعنی گرما ریز، گرما بیز نام داده باشند و یا همان طور که در بعضی از نوشته ها یاد شده، به سبب آتشکده ای که سابقاﹰ در این محل وجود داشته است «تف ریز» ، «تف بیز» نام گذاری کرده اند که در اثر گذشت زمان به تبریز تغییر یافته است». ( جوادی شفیع،1350، 64)
«تاورینه و شاردن اکباتان قدیم ماد، و سبئوس مورخ ارمنی شهر کازا را به جای تبریز حساب کرده اند. گیز سفیر انگلیس که در 1216 ق. (1801 م.) همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است. تقریباﹰ چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه با ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده است که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر کرده اند». (عون اللهی،1389، 41)
«نادر میرزا می گوید : در نامه های باستانی نبشته اند ..... آذرآبادگان را اشکانیان فرو گرفتند .... تا اردشیر اردوان اشکانی را بکشت.... آذربایجان را به پادشاهی خود افزود و این به سال 226 از میلاد بگذشته بود. با اندک فرصتی خسرو کبیر، آن ملک را از اردشیر ساسانی بستد و به سال 253 میلاد شهر « داوریژ » را عمارت کرد». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 36)
«صاحب مرات البلدان می گوید : به سبب قریب المخرج بودن « د » و « ت » داوریژ تبدیل به تاوریژ و اندک اندک توریز گردید و چون اختلاف لغت عرب و عجم درجه ای کمال یافت «ژاوی» فارسی نیز «زای» عربی شد و در ذهن عامه توریز ماند و خواص «واو» را قلب «بباء» نموده و تبریز گفتند».(همان، 35)
«فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سده چهارم میلادی را تا سال 387 م. در اثرش آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (309- 379 م.) را با واساگ سردار ارمنی در سال های 375-376 م در تبریز به تصویر کشیده است: .... پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آتروپاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه دویست هزار نفری خود قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید». (عون اللهی،1389، 42)
«آن چنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمی آید و شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود می آیند. از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته می شدند». (همان ، 43)
«تارویی- تارماکیس یا همان تبریزی که در کتیبه سارگون از آن نام برده شده، در محل کنونی یا کمی آن طرف تر قرار داشت. بدین ترتیب تبریز کنونی نخستین بار به شکل تارویی- تارماکیس ، بعدها در منابع عربی به صورت تبریز و تبریز، در منابع پارسی تبریز و در منابع پیش از میلاد به گونه تاوریژ و داورژ ضبط شده و در لهجه محلی آذربایجان به صورت تربیز آمده است». (همان ، 50)
1-2-18-2 نام و قدمت تاریخی تبریز-بعد از اسلام
«تاریخ تبریز بعد از اسلام بر عکس قبل از اسلام مشخص و گویا است و نیازی نیست از زوایای تاریخ شواهدی گرد آوریم. تاریخ نویسان و محققین درباره تاریخ این شهر در اوایل سال های بعد از اسلام چیزی را درج نکرده اند. در سال اول هجری نامی از آن نبرده اند، شاید پس از ویرانی یا در همان حال، روستایی بی نام و نشان بیش نبوده و تا اواخر قرن دوم هجری شهرت و اهمیت نداشته است. والا چگونه می توان قبول کرد از جمیع شهرهای آذربایجان در این سال ها نام برده اند، ولی از تبریز سخنی نگفته اند». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 37)
«ولادبمیر مینورسکی نشان می دهد که نام تبریز به صورت کنونی در منابع عربی، در دوره حمله عرب ها به آذربایجان نیامده است. ولی در منابع عربی سال 25 ق. (645-646م.) به نام تبریز برمی خوریم. در سال 141 ه.ق (758-759م.) در زمان خلافت ابو جفعر منصور، تعداد زیادی از یمانیان به همراه یزید بن حاتم از بصره به آذربایجان کوچ کرده اند. رواد بن المثنی الازدی از یمانیان مهاجر، حاکم منطقه ای از تبریز تا بذ گشت. او تبریز را اقامتگاه خود کرد. زمانی که رواد به اینجا آمد، تبریز قصبه ای متوسط بود».(عون اللهی، 1389، 51)
«در اوایل سده نهم میلادی دژی مستحکم در تبریز وجود داشت. بابک رهبر حرکات آزادیخواهانه علیه خلافت، در سنین شانزده تا هیجده سالگی به مدت دو سال در تبریز، به محمد بن الروادی الازدی خدمت کرد و در هجده سالگی نزد پدر رفت. در این زمان دژی استوار در تبریز بود. طبری در بحث از حوادث سال 220 قمری (835 م) بیان می کند که دو دژ به نام «تبریز» و «شاهی» در دست محمد بعیث از نسل روادیان بوده است».(همان ، 51)
«در سال 372 ه.ق مولف حدود العالم همانجا که اردبیل را قصبه و مراغه را شهر بزرگ آذربایجان معرفی کرده، تبریز را شهر کوچک نامیده است. تبریز در زمان معروفیت نداشته تا با شهرهای دیگر آذربایجان برابری کند تا اینکه در اواسط قرن چهارم شهر از معروفیت خاصی برخوردار می شود، تا جایی که جغرافی نویسان معاصر زبان به توصیف این شهر گشوده اند و در قرن پنجم و ششم صورت مستحکم تری به خود می گیرد». (نیکنام لاله، ذوقی، 1374، 38)
«تبریز در عهد مغول و آن روزها که از حمد الله مستوفی لقب « قبله الاسلامی » گرفت، پایتخت کشور بود و بیش از پیش ترقی کرد، مردم از هر سوی بدانجا گرد آمدند و به بیرون شهر عمارت کردند، به مرتبه ای که بر هر دروازه زیادت از اصل شهر آبادانی پیدا کرد». (همان ، 39)
اوج شکوفایی تبریز از زمانی شروع شد که این شهر به عنوان پایتخت ایلخانیان انتخاب شد. شهرتبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسله صفویه پایتخت ایران بوده است. تبریز در دوره قاجار شهر ولی عهد نشینی این سلسله بود و ولی عهدان سلسله قاجار در این شهر اقامت می گزیدند.
شهر تبریز از ابتدای حیات خود نقش مهمی را در رویدادهای منطقه ای ایفا کرده است؛ از مقابله با دشمنان خارجی همچون عثمانی و روسیه تا پیشگامی در انقلاب مشروطه و غیره.امروزه نیز شهر تبریز یکی از شهرهای مهم ایران محسوب می شود و در زمینه تولیدات فرهنگی، علمی، صنعتی، کشاورزی و .... از پیشگامان کشور محسوب می شود.
1-2-19 تعریف شهروندی
شهروندی همانطور که روشن است از مشتقات شهر است. شهروندی را قالب پیشرفته «شهرنشینی» می‌دانند. به باور برخی از کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذارده و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل نمایند به «شهروند» ارتقاء یافته‌اند. شهروندی تا پیش از این در حوزه اجتماعی شهری بررسی می‌شد اما پس از آن شهروندی مفاهیم خود را به ایالت و کشور گسترش داده‌است، اگرچه امروزه بسیاری به شهروندی جهانی نیز می‌اندیشند. شهروندی امروزه کاربردها و معانی مختلفی یافته‌است.
1-3 شناخت مفهوم پایداری
1-3-1 شناخت پایداری
1-3-1-1 لغت پایداری
دهخداپایداریرابهمعنایبادوام،ماندنیآوردهاست.(دهخدا،47)
معنای کنونی واژه پایداری که در این بحث نیز مد نظر می‌باشد عبارتست از:« آنچه که می‌تواند در آینده تداوم یابد.
1-3-1-2 مفهومپایداری
مفهومپایداری،تأمیننیازهایامروزرابدونبهمخاطرهانداختننیازآیندگان،موردتوجهقرارمیدهد.توسعهپایدارمشتملبرچهاربعدزیستمحیطی،اقتصادی،اجتماعیوفرهنگیاست. (صالحی ساسان، محمدی مریم، فصلنامه معماری و شهرسازی، شماره 81)
1-3-1-3 توسعهپایدار
توسعهپایداربهتعبیریبرقراریتعادلبینتوسعهومحیطزیستمیباشد. اولینباراینمفهومبهطوررسمیتوسطبراندتلنددرسال1987درگزارشآیندهیمشترکمامطرحشد.دراینگزارشهدفازتوسعهپایداررفعنیازهاینسلحاضربدونتضییعتوانایینسلآیندهبرایرفع نیازهایشانمعرفیشدونیازهایانسانباتوجهبهتوانایینسلآیندهدردریافتنیازهالحاظشد. حاصلاینتعریفجدیدسندیازکنفرانسمللمتحد درزمینهیمحیطزیستوتوسعهپایداربهعنوانیکطرحکارتوسعهپایداربرایقرن21شد. (طباطبایی، 1392)
وقتیازتوسعهپایدارصحبتمیشود،منظورتوسعهایاستکهبهبقایبشرورفاهکاملوهمه جانبهآنمینگرد. توسعهپایدارباتمامزنجیرهها،فرایندهایپویا،منابعانسانی،منابعطبیعیو نظامسختافزاریجامعهدریکشکل تعاملیاستودرصددایجادتعاملبینحالوآینده، انسانوطبیعتوعدالتورفاهبینودروننسلهاست. (موسایی، احمدزاده، 1383)
اینتوسعه،بهمفهومارتقایکیفیتزندگیهمراهبا پشتیبانیاززیستبوماست. (صالحی،محمدی،1384)
آن نوعتوسعهایاستکهازطریقاستفادهازابزاروفناوریبه حفاظتازمنابعمحیطیوسامانه هایزیستیدرعیناستفادهاز آنهاپرداختهوازاینجهتبربالاتررفتنکیفیتزندگینسل های امروزو فرداتأکیدکند.(مفیدی، مظفرزاده، 1393)
توسعهپایدار،مفهومجدیدیاستکهپسازانقلابصنعتیومعضلاتایجادشدهدررابطهباصنعتیشدنشهرهاوتوسعهتکنولوژیکشهرها،وازطریقپیوندبینابعادمختلفتوسعه(اقتصادی،فرهنگی،سیاسیواجتماعی)وتوجهخاصبه ملاحظات اکولوژیکی،شکلگرفتهاست. توسعهپایداردارایرویکردیجامع،طبیعتگراوانسانمدارودربردارندهمفاهیمارزشمندیدرزمینه حفظ،ارتقاوبهبودسلامتانسانهاونظامهایاکولوژیکیدربلندمدتوتأمیننیازهایبشری،بدونازبینبردنتوانایینسلآینده استورسیدنبهپویاییاقتصادی،محیطزیستقابلزندگیوبرابریاجتماعیازابعادمهمآنبهشمارمیآید.
تعریفتوسعهپایدارشایدبتوانبهتعریفیسادهوفرایندگرااکتفاکرد : توسعهپایدارآننوعتوسعهایاستکهسلامتانسانونظامهایاکولوژیکیرادربلندمدتبهبودبخشد.توسعهپایدارتوسعهای استکهنیازهایحالانسانراباتوجهبهتوانایینسلآیندهدردریافتنیازهایشمدنظردارد.(کامران کسمایی،1390)
کلمهتوسعهدراینجا بردوجنبهمهمدلالتدارد:
1 (توسعه،محدودبهنظامهاوفضاهایخاصینمیشود،بلکهبهکلجهانوهرکهوهرچهدرآناستقابلاطلاقمیباشد،چهدرزمانحالوچهدرزمانآینده.
2)تداوموپیشرفت،هدفاصلیتوسعهمیباشد.
در زیر چند مورد از تعاریف ارائه شده از توسعهپایدار نقل می شود :
توسعهایکهنیازهایزمانحالرابرآوردهسازدبدونآنکهتوانایینسلهایآیندهدربرآوردهسازینیازهایشانرابه خطراندازد. دراینتعریفدومفهومکلیدیوجوددارد: مفهومنیازها بهویژهنیازهایاساسیجهانفقیر،بهکدام اولویتمهمتربایدتخصیصدادهشود وموضوع محدودیت کهبهواسطهیشرایطفناوریوسازماناجتماعیبرتواناییهایمحیطیبرایدستیابیبهنیازهایاکنونوآیندهتحمیلشدهاست.
متعادلساختننیازبهتوسعهورشددرمقابلنیازبهطبیعتومحیطزیستضمناینکهنیازهای نسلکنونیبدون درخطرقرارگرفتننیازهاوآرزوهاینسلهایآینده،برآوردهشود.
توسعهایکهتضمیندهد : استفادهازمنابعومحیطزیستدرزمانکنونیهیچآسیبیبهدورنمایاستفادهینسل آیندهواردنمیسازد.
نگهداریومحافظتازاکوسیستممتنوعوگوناگونخاک،گیاهان،جانوران،حشراتوآغازیانضمناینکه بهرهوریجنگلهاثابتباقیبماند.
بهبودکیفیتزندگیانسانهاییکهازظرفیتهایاکوسیستمهایاطرافشاناستفادهمیکنند .
اینلغتبهمعنایدستیابیبهتوسعهیاقتصادیواجتماعیدرمسیریاستکهمنابعطبیعییککشورراتهی نکند.
فعالیتهایانسانیکهزیانهایهمیشگیبهمحیطزیستواردنسازدیامنابعمورداستفادهبراینسلهایآیندهراغارتنکند.
دستیابیبهاهدافاقتصادیواجتماعی،بهگونهایکهدربلند مدتمنابعنگهداریشوند،محیطزیستمحافظت شودوتندرستیورفاهانسانهاتضمینگردد.
توسعهاقتصادیکهبدونکاهشوتحلیلدرآمد،منابعومحیطزیستنسلهایآیندهتحققیابد.
استفادهازمنابعبهگونهایکهسامانههایطبیعیفرصتیابندتاآنهارابازسازیکنندوپرهیزازایجادآلودگی هاییکهسامانههایزیستیرانابودمیکنند.
1372309130839
مثلث پایداری
1-3-2 ابعاد توسعه پایدار
از آنجا که برطبق آمار 50 درصد ذخائر سوختی در ساختمانها مصرف می‌شود لذا جستجوی راه حل اساسی برای این معضل بدیهی می‌ نمود. نکته دیگر اینکه؛ علاوه بر توجه به طبیعت، توجه به انسان نیز در اهم موارد قرار گرفت. انسان مدرن که در پس جوامع صنعتی به ابزار بدل شده است نقطه اصلی توجه توسعه پایدار می‌باشد و می‌توان گفت طراحی پایدار و توسعه پایدار بخاطر ابعاد انسان‌مدارانه و انسان‌گرایانه ارزش و اعتباری خاص یافته‌اند.
اما در کل توسعه پایدار در سه حیطه دارای مضامین عمیقی است:
1. پایداری محیطی 2. پایداری اقتصادی 3. پایداری اجتماعی
11912601129030در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار، « پایداری زیست محیطی » در ارتباط با معماری اهمیت زیادی دارد و مسائل زیست محیطی که آینده بشر را به خطر انداخته است معماران را به چاره اندیشی واداشته است.
هدف کلی توسعه پایدار
1-3-3 پایداری اجتماعی
در ارتباط بین این عوامل، نقش عامل اجتماع به مراتب از دو مؤلفه دیگر مهمتر است. زیرا این مؤلفه می تواند عامل سازندگی، توسعه و یا تخریب و تضییع دو مؤلفه دیگر باشد و شرایط ناپایدار اجتماعی می تواند نهایتاً به ناپایداری محیطی و اقتصادی منجر گردد. بطور مثال چنانچه درفرایند توسعه به خصوصیات و ویژگی های جامعه ساکن و فرهنگ آنها توجه نگردد ممکن است با مقاومت و برخورد ساکنان مواجه گردیده و این فرایند به ناپایداری شهر منجر گردد.
پایداری اجتماعی یعنی حفظ سرمایه اجتماعی.چهارچوب اصلی جامعه را می‌سازد و هزینه کار با یکدیگرهمکاری را کاهش می‌دهد و با به وجودآوردن اعتماد از هزینه مبادله می‌کاهد فقط مشارکت منظم در جامعه و جامعه مدنی قوی (شامل حکومت) می‌تواند چنین وضعی ایجاد کند.
- انسجام اجتماع برای نفع متقابل، همبستگی میان گروههای مردم، تعامل، تساهل و تحمل، محبت، صبوری، هم‌یاری، عشق، معیارهای صداقت و درستی، نظم و اخلاق مورد وفاق عموم، تعامل‌های فرهنگی و مذهبی، این عوامل تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی هستند و بدون چنین عواملی سرمایه اجتماعی به سرعت مستهلک می‌شود (مثل سرمایه فیزیکی)
- اهمیت ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی برای ایجاد پایداری اجتماعی هنوز به درستی فهمیده نشده است سرمایه‌داری نوع غربی سرمایه اجتماعی را تضعیف می کند زیرا رقابت و فردگرایی را بر تعاون و اجتماع گرایی ترجیح می‌دهد.
- خشونت هزینه اجتماعی عظیمی است که در جوامعی که سرمایه‌گذاری کافی روی سرمایه اجتماعی نشده است باید پرداخت شود. خشونت و گسستگی اجتماعی بزرگترین موانع پایداری هستند.
"تغییراتیکهبرایبهبارنشستنآیندهپایدارضروریاست،هموارهقیدوبندفرهنگ اجتماعیهرجامعهمیباشدولازمهآنتغییروبازبینیالگوهاوارزشهایاجتماعیناهمسانو نیزاحیاءباورها،سنتهاوالگوهاییاستکهرشددرفرهنگتاریخییکجامعهداشتهوموافق ومنطبقباتفکرپایداریمیباشد .نخستینقدمدراینفرآیندتضمینقطعیدررفعنیازهای اصلیجامعهاست.
همچنیناقتصادداناننقشنظامهایاجتماعیرادرنیلبهفرآیندپایداررشداجتماعی بهکمکدواصلسرمایهانسانی وسرمایهاجتماعی توضیحمیدهند.
جامعهپایدار: براینمبناجامعهپایدار،جامعهایاستکهدرآنهمزیستیمتعادلجامعه انسانیومحیطزیستطبیعیدرراستایبهرهمندیتواماناجتماعی–اقتصادیبرقرارگردد.
خصوصیاتچنینجامعهایعبارتنداز:
الف)بهرهمندیمکفیازسرمایههایاصلی
ب)مشمولیت / دربرگیرندگیتنوعنژادیو فرهنگیو... درجهتافزایشسرمایهاجتماعی
ج)برخورداریازسلامتورفاه
د) برخورداریازآموزش
ه)رشدوارتقایتعاملاجتماعی
و)برخورداریازاصولوارزش هایپایدار
1-3-4 پایداری اقتصادی
مراد از پایداری اقتصادی حفظ سرمایه اقتصادی است. با وجود این پایداری اقتصادی را می‌توان براساس ارزش افزوده درآمد تعریف کرد، همانطور که هیک(Hick) به شکل زیر تعریف کرده است:
"میزانی که هر فرد می تواند طی یک دوره مصرف کند و در انتهای دوره از نظر رفاهی همان وضع آغاز دوره را داشته باشد."
-  سرمایه ساخته شده را می‌توان جایگزین کرد. معمولا سرمایه ساخته شده اضافی وجود دارد.
- به طور سنتی، اقتصاددانان توجه اندکی به سرمایه طبیعی داشته‌اند (جنگل‌ها، هوای پاک وغیره) می‌بایست به معیارهای سنتی تخصیص و کارآیی عنصر سومی بنام اندازه (مقیاس) را نیز افزود. اضافه کردن این عنصر اندازه رشد را محدود می‌کند و این پرسش که چه میزان رشد اقتصادی مطلوب است؟ را وارد نظریه اقتصادی می‌کند. یا به سخن دیگر چه میزان ماده و انرژی از محیط زیست به مواد زائد یا ذخیره تبدیل بشود.
- از آنجا که ارزشهای اقتصادی با پول محاسبه می‌شود. اندازه‌گیری سرمایه طبیعی، سرمایه بین نسلی و منابع در دسترس عموم مثل هوا با مشکلات زیادی روبروست.
پایداریدراقتصادرامیتواندرایجادرشدعادلانهومتوازنجامعهانسانیوتضمینبهرهمندیتکتکانسان هادرطولزمانبدونواردآوردنخدشهبهمنابعزیستی،طبیعیوفرهنگیتعریفنمود.
1-3-4-1 اقتصادباحساسیتبومشناختی
- نظاممبتنی بر ارزش (اقتصاددانانسبز ، اقتصادراوسیله ونه هدف در جهت نیل به توسعه پایدار می دانند) 3 – نظامعادلانه 4- تأکید بر اقتصاد محلی 5- تنوع و پیچیدگی 6- ارزشنهادنبهجامعه 7- بهره وری
1-3-5 اهداف توسعه پایدار
نیازهای اساسی
بهبود و ارتقاء سطح زندگی برای همه
حفظ و اداره بهتر اکوسیستم ها
و آینده ای امن تر و سعادتمند تر برای انسانها.
1-3-6 آموزش و توسعه پایدار
آموزش،اثربخشترینسازوکارجامعهبرایمقابلهبابزرگترینچالشاینقرن؛یعنیتوسعه پایداراست . توسعهپایداربهانسانهایکلنگر،دارایتفکرسیستمی،دارایبینشمیانو فرارشتهای،آگاه،خلاقومشارکتجونیازدارد . تولید منابعانسانیواجدشرایطفوق،نیازمند گسترشآموزشتوسعهایدرراستایتوسعهپایداربودهکهاینامرخودازبزرگترین چالشهایتوسعهپایدارمیباشدکهبرایتداومحیاتخودنیازمندآناست.( موسایی ، احمدزاده، 1383)
1-3-7 توسعهپایدارشهری
ابعادتوسعهپایدارشهریمشتمل برابعادمحیطیواقتصادیواجتماعیاست. درپایداریمحیطی،بهحفاظتازسرمایههایطبیعیتوجه میشودواینخودازطریقپایداریمحیطیوارضیتحققمییابد . اولیبااکوسیستمهایطبیعی مرتبطاستودومیباارزیابیتوزیعفضاییفعالیتهایانسانیوشکلشهرروستا. درپایداری اقتصادی،بهکارآمدیسیستمهایاقتصادی(مؤسسات، سیاستهاوقوانینعملکردی)،بیشترو گستردهترتوجهمیشودوبدینترتیبپیشرفتکمیوکیفیوبرابریاجتماعیتضمینمیگردد. پایداریاجتماعیخودمشتملبرابعادونتایجپایداریاجتماعیوهمچنینپایداریفرهنگیاست. (صالحی ، محمدی ، 1384)
توسعهپایدار،روشزندگیوفرایندتصمیمسازیمبتنیبرمصرف گراییراکهصرفاًبرمبنایبازدهیاقتصادیاست،موردتردیدوتشکیکقرارمیدهدوزیرساختهایاخلاقیآنرافراترازالتزاماتمحیطیواقتصادیبرمیشمارد. درواقعتوسعهپایدار،فرایندیجامعومبتکرانهاستکهبایدبهصورت مداومنگرشوپوششیروبهجلوداشتهباشد.
1-3-8 توسعه پایدار در یک نگاه
در این بخش تمرکزواهدافویژههربعدازتوسعهپایدار به اختصاربیانمیشود :
دربعدمحیطی، تمرکزبرمنابعمحیطیومسئولیتحفظونگهداریازآنهاستکهبهپایداریمحیطیمنجرمیشود؛دربعداقتصادی،تمرکزبردسترسیبهاطلاعاتوامکاناتبهمنظورتحققعدالتوامکانرقابتپذیری است؛بهمنظورتحققپایداری اجتماعی،برعدالتاجتماعیوتساویحقوقتمرکزمیشود؛وبالاخره تمرکزرویکردپایداریفرهنگی،برهویتفرهنگیاستوهدفآندستیابیبهتنوعوتمایز،یابهبیان دیگرتحققتنوعفرهنگیاست.
1-3-9 پایداریمحیطیوتوسعهپایدار
ایدهپایداریمحیطیعبارتستاز: باقیگذاردنزمینبهبهترینشکلبراینسلآینده،بااینتعریفکهفعالیتانسانتنها زمانیازنظرمحیطیپایداراستکهبتواندبدونتقلیلمنابعطبیعییاتنزلمحیططبیعیاجرا شود.
پایداریمحیطیباهدفحفظمحیطزیستبرمواردزیرتاکیددارد :
- کاهشاتلافوپخشانرژیدرمحیط
- کاهشتولیدتاثیرگذارندههابرسلامتانسان
- استفادهازموادقابلبازگشتبهچرخهطبیعت
- رفعسموممواد
پایداریمحیطیدرعرصهکارمعماراننیزبااهدافزیرتبیینمی شود :
- مصرفمنابعانرژیدرکمترین
- استفادهازمصالحتجدید پذیر
- حفاظتوعرضهانرژیوبازیافتکاملآنبدونایجادآلودگی
اصلطراحیپایداربرایننکتهاستواراستکهساختمانجزئیکوچکازطبیعتپیرامونیاستوبایدبعنوانبخشیاز اکوسیستمعملکندودرچرخهحیاتقرارگیرد.
1-3-10 پیشینهمعماریپایدار
ریشههایاصلینهضتحفظمحیطزیستومعماریپایداربهقرن19 برمیگردد.جانراسکینوویلیامموریسوریچاردلتابیازپیشگاماننهضتمعماریپایدارمحسوبمیشوند.راسکیندرکتاب"هفتچراغمعماری"خودمیگویدکهبرایدستیابیبهرشدوپیشرفتمیتواننظمهارمونیکموجوددرطبیعتراالگو قرارداد.موریسبازگشتبهفضایسبزحومهشهروخودکفائیواحیایصنایعمحلیراتوصیهمیکرد. لتابیدریکیازبیانیههایرسایخودازمعمارانخواستهکهقدرنظموزیبائیطبیعترابدانند. همهاینپیشگامانازواژه"طبیعت"استفادهکردهاندوامروزتنهالغتیکهمیتواندبهخوبیجانشیناینواژهگردد"معماریپایدار"است. سالهابعدمعماراندیگرمانندفرانکلویدرایت،پیترآیزنمنو... عقایداینپیشگامانراادامهوگسترشدادند. ساختمانهاییکهبراساسمعماریپایدارطراحیشدهاندبرخلافساختمانهایثابتوقدیم،انعطافپذیروتاحدیسیالبودند. بهطوریکهطبقگفتهریچارد راجرز :ساختمانهاهمانندپرندگانکهدرزمستانپرهایخودراپوشمیدهندخودراباشرایطجدیدزیستیوفقدادهبراساسآنسوختوسازشانراتنظیمکنند.
1-3-10-1 معماری با رویکرد پایدار
رویکردیدرمعماریکهمطابقبرکاراییاصولاکولوژیکیپایدارومنابعطبیعیپایداربنانهادهشدهاستوطیزماناستفادهیکاربرانتاحدامکان تاثیراتناسازگارکمتریرابرطبیعتومحیططبیعیبگذاردوهمگامباطراحیارزشهاییمانندزیباشناسیمحیطجامعهسیاستواخلاقرادردل خودلحاظکردهباشدرامیتوانمعماریپایدارنامید. طباطبایی فخرالسادات، بررسیمولفههایپایداریدرمعماریزندیه، همایش معماری و شهرسازی و توسعه پایدار، 1392
ازجملهاصولمعماریپایدارمیتوانبهکاهشمصرفمنابعطبیعیوانرژیطراحیبنادرهماهنگیبا اقلیماستفادهازعواملطبیعیبرایایجادآسایشوآرامشاستفادهازمنابعتجدیدپذیرانرژیدربناطراحی درهماهنگیسایتتوجهبهایجادتغییراتدرزمیناستفادهازمصالحقابلبازیافت، حفاظتازطبیعتوکاهشتولیدسمومدرآناشارهکرد. (همان)
تفکرونگرشپایداریدرطراحیمعماریتلاشیبرایسازگار کردن طرحمعماریبامحیطزیست است. به تعبیردیگر، معماریپایدار استفاده ازابزارطراحیوشیوههایساختوساز وایجادرابطۀ مناسب بینمحیطو بناست که تأثیراتمنفی ساختوسازرادرمحیطزیستبهحداقلبرساندوباپاسخگویی به نیازهایاجتماعیوروحیوروانیافرادسبب رسیدن به اهدافتوسعۀپایدارشود.(خاتمی ، فلاح ، 1389)
1-3-10-2 طراحیپایدار
درتعاریفمطرحشدهبرایطراحیپایدارگاهیبیشتربرایدهپایداریمحیطیدرارتباطبامعماریتاکیدمیشودمثلادر تعریفزیرچنینآمدهاست؛ ساختمانپایدارساختمانیاستکهکمترینتاثیرات ناسازگاربرمحیططبیعیرادرطولعمرساختمانواستقرارمنطقهایوجهانیدارد.(www.sustainableenergy.org)
طراحیپایدارنوعیازطراحیاستکهقصدداردبهنیازهایامروزبدونآسیب رساندنبهمنابعنسلهایآیندهپاسخ دهد.درطراحیپایداربایدبهپایداری اجتماعی و اقتصادی به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیطی ساختمان ها و شهره اهمیت داده شود.(رجارز، 1383)
1-3-10-3 کیفیت؛اساسطراحیپایدار
طراحیپایدارهمانگونهکهذکرشدطراحیاستمردمیولذاکیفیتفضاهایداخلیساختماناهمیتویژهایمییابند. حالاینسوالمطرحاستکهکیفیتخوبچگونهحاصلمیآید؟بدونتردیدکیفیتمطلوببدونتوجهبهطبیعت،نورگیریمناسبفضاهاوتهویهمطبوعفراهمنمیآید. درضمناینکهازآنجاکهپایداریوماندگاریخودساختمانبعنوانیکپدیدهمدنظراست؛لذاساختنباکیفیتبالا،استفادهازمصالحیباقابلیتماندگاریطولانینیزبایددرنظرگرفتهشود. رسیدنبهچنینشرایطیبااستفادهازمدیریتکارآمدوبهکارگیریآخرینتکنولوژیهاصورتمیگیرد. دستیابیبهاستانداردهایبالایکیفیت،امنیتوآسایشکهدرواقعسلامتانسانهاراتامینمیکندازمهمتریناهدافمعماریپایداراست. درضمناینکهایننکتهرانبایدنادیدهگرفتکهبهرهگیریازتجربیاتگذشتگاندربهبودکیفیتمعماری،راهگشایدستیابیبهطراحیپایدارخواهدبود.(محمودی ، 1384)
طراحیپایدارتلاشیاستدرجهتایجادحداکثرآسایشافرادبابالابردنکیفیتزندگیوایجادکمترینلطماتبهمحیطپیرامون. تامینآسایشدرطراحیپایدارباایجادکمترینآلودگیمحیطزیستوبااستفادهازعواملطبیعیمیسرمیشود. (محمودی ، 1384)
1-3-10-4 اصولمعماریپایدار
- اینکهچگونهخانههایمانراطراحیومصالحآنراانتخابکنیمازمهمترینمسائلیاستکهآیندهساختساختمانهایمانراتحتتاثیرقرارمیدهد. معماریسبزدرچندسالاخیرموفقیتهاییقابلملاحظهداشتهاست. اینموفقیتهاشاملاشاعهتکنیکهایساختاریجدیدوفروشمصالحمتناسبباتفکرمعماریسبزاست.
بهطورکلیمعماریسبزبرمبنایچهاراصلاستواراست :
1-ازانرژیآبوبادوسایرمنابعطبیعیحفاظتکنیم2-سلامتمحیطزیستمانراتامینکنیم 3-اقتصادرادرکشوررشددهیم 4-کیفیتبالاییاززندگیبرایشهروندانارائهدهیم.
کهایناصولزیرمجموعهایازسهعاملساختاریوموثردرمعماریپایدار،یعنی :
-1جغرافیا2 –فرهنگ3 –معماریبومی،میباشند.بطورکلیفرآیندسبزاینگونهمطرحمیشودکهتمامیموضوعاتبهیکدیگروابستهبودهودرهرتصمیمگیریبایدتمامیجنبههایآنموردبررسیقرارگیردوبدینترتیب،ایدهبررسیاصولبصورتمجزاباآندرتضادقرارمیگیرد.درمجموعاصولگوناگونیدرایجادهرنوعسازهمطرحاستکهنقاطمشترکفراوانیرابرایبحثدارامیباشند،بااینحالموضوعاتارائهشدهمجموعهایازاصولمختلفیهستندکهدرنظرگرفتنآنهاسببایجادتوازنوپدیدآمدنمعماریسبزخواهدشد. درخصوصمعماریپایدارراهکارهایزیادیارایهشدهاست. دراینجاتنهابهتحلیلوبررسیمعماریپایدارازدودیدگاهدیدگاهکلیورزاناهارتکهخودنیزدرساختمانهایسبزساکنهستندودیدگاهبرنداوروبرتویلخواهیمپرداخت. برخیبناهادارایویژگیهاوخصوصیاتیهستندکهآنهارادرزمرهبناهایپایدارقرارمیدهدتعریفواصولیکهازدیدگاهکلیورزاناهارتبایدرعایتشودتایکبنابهعنواننمونهایازیکمعماریپایدارطبقهبندیشودعبارتستاز: 1)کوچکبیندیشید. 2)گرمایشساختمانباآفتاب. 3)راحتیوآسایشخودراحفظکنید. 4) استفادهازانرژیهایقابلبازیافت. 5) ذخیرهکردنآب. 6) استفادهازمصالحبومی. 7) استفادهازمصالحطبیعی. 8) حفظجنگلهایطبیعی. 9) استفادهازمصالحقابلبازیافت10 )بادوامبسازید.
معماری پایدار؛ معماری سازگار با محیط ( اقتصادی ، اجتماعی و محیطی ) – فرآیند خلق فضاست که طی آن منابع طبیعی ، در طول زمان ساخت و بهره برداری به کمترین حد آسیب می بیند . اصولی که باید رعایت شود تا یک بنا به عنوان یک معماری پایدار تلقی شود ،عبارتست از:
اصل اول- حفظ انرژی:
اولین اصل ناظر به استفاده از منابع حیاتی انسانی ،طبیعت وانرژی به منظور بهبود ارتقاءسطح زندگی برای همه ، حفظ واداره بهتر اکوسیستم ها وآینده ‌ای ‌سعادتمندتر ذکرشده است. برای تحقق اصل فوق در وهله اول می‌ بایست در مصرف منابع دقت نمود و در وهله دوم منابع باید به ترتیبی مورد استفاده قرار گیرند که مانده آنها در چرخه حیات قابل بازیافت بوده ومیزان آلایندگی بازمانده ها به حداقل برسد.درواقع بنا باید به‌ گونه‌ای ‌ساخته شود که نیاز ساختمان به سوخت‌‌های فسیلی را به حداقل برساند.
اصل دوم- هماهنگی با اقلیم :
بناها باید طوری طراحی شوند که با اقلیم ومنابع انرژی موجود در محل احداث هماهنگی داشته وکار کند.
اصل سوم- کاهش استفاده از منابع جدید مصالح:
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که میزان استفاده از منابع جدید را تا حد ممکن کاهش داده ودر پایان عمر مفید خودبرای ساختن بناهای جدید ،خود به عنوان منبع جدید به کار روند.
اصل چهارم- بر آوردن نیازهای ساکنان:
در معماری پایدار بر آورد شدن نیازهای روحی وجسمی ساکنان از اهمیت خاصی برخوردار است.
اصل پنجم-هماهنگی با سایت:
بنا باید با ملایمت در زمین سایت خود قرار گیرد وبا محیط اطراف سنخیت داشته باشد.
اصل ششم-کل گرایی:
تمام اصول معماری پایدار باید در یک پروسه کامل- که منجربه ساخته ‌شدن محیط زیست سالم می‌شود-تجسم یابد.
از آنجا که دغدغه اصلی پایداری ،پایداری زیست محیطی ودر واقع توجه به شرایط اقلیمی است، بنابراین پروژه مذکور در واقع تلاشی‌است در چهت طراحی ساختمانی که به این شرایط پاسخگو باشد .
1-3-10-5 اهداف طراحی پایدار محیطی را می توان به ترتیب ذیل خلاصه کرد:
(برگرفته از احمدی،1385)
1- به حداکثر رساندن آسایش انسان به واسطه انجام: جذب نور روز، منظر دلپذیر، کیفیت مناسب هوا، عایق صوتی مناسب، کنترل مناسب هوا ، کنترل دلخواه رطوبت ، مراقبت های مؤثر کیفیتی و پیش بینی لازم ایمنی .
2- برنامه ریزی کارآمد جهت : سیلان وتحرک مناسب مصرف کنندگان در فضا ،ایجاد امنیت قابل تحقق ،سهولت در تغییرپذیری ، قابلیت پاسخگویی در برابر خواسته های مصرف کنندگان ، در هم آمیختگی سازه ساختمان با تأسیسات .
3- طراحی‌برای‌تغییر،توسط:طراحی‌ساده ومدولارکه خودرا بتواند با توسعه وافزایش نیازمندی‌ها وفق دهد،ایجاد سهولت جهت تغییر نقشه وکارکرد درون بنا.
4- به حداقل رساندن هزینه های جاری برای انرژی : با استفاده از حداکثر انرژی مجانی مانند نورروز،گرمای خورشید، باد ، کنترل تغییرات دما با عایق کاری حرارتی مناسب ، به کارگیری گیاهان ‌درداخل ساختمان .
5-تقلیل هزینه نگهداری ساختمان توسط: تجهیزات با عمر زیاد ،دسترسی مناسب برای تعمیر ونگهداری ، استفاده از مصالح بادوام.
6- حفاظت وبهبود بخشیدن به ارزش های طبیعی به واسطه : توجه به شرایط سبزوآبی، جمع آوری آب باران وبازیافت آب شیرین ، بازیافت مؤثر از فاضلاب وبه کارگیری آن.
7-به کارگیری امکانات ، برای تهویه طبیعی و بهترین استفاده از شیوه های انفعالی انرژی خورشیدی.
8-یافتن شیوه ها وموقعیت هایی در بستر طرح که بتوان درآن انرژی الکتریکی به دست آوردمانند استفاده از پنل‌های فتوولتاییک ولوله‌های‌خلأ.
9-ایجاد محیط مطبوع خارجی توسط به کارگیری سایبان برای مناسب سازی تابش تابستانی توسط سایبان‌های طبیعی ومصنوع.
1-3-10-6 اصولطراحیپایدار
(برگرفته از؛ محمودی،)1384
-شناختمکان؛طراحیپایدارباشناختیازمکانمطرحمیشودزیرااگرمابهمسائلظریفمکانیحساسیتداشته باشیممیتوانیمبدونتخریبدرآنساکنشویم.شناختمکانمانندجهتنوریکساختمانبهطراحیکمک کردهوباعثمحافظتمحیطیمیشودوحتیدسترسی هارانیزآسانترخواهدکرد.
- ارتباطباطبیعت؛درطراحیسایتکهچهدرونشهروچهدرمحیططبیعی ترباشد،طراحیهماهنگباطبیعت بازگشتبهزندگیمحیطیرادرخودداردوتاثیراتطراحیبهماکمکمی کندکهفضاییطبیعیداشتهباشیم.
- شناختفرایندهایطبیعی؛درطبیعتاتلافیوجودندارد.تولیدیکارگانیسمغذارابرایدیگریفراهممی سازدو بهعبارتیسیستمهایطبیعیچرخهبستهایدارند.باکاربافرایندهایزندهمابهنیازگونه هااحترامگذاردهوباطراحی کهبتواندخودرادرچرخهطبیعتقراردهد،طراحیرابهزندگیبازگشتمیدهیم.
- شناختتاثیراتمحیطی؛طراحیپایدارکوششیجهتداشتنشناختیازتاثیراتمحیطیباارزیابیسایتاست. تاثیراتمنفیمحیطیمیتواندباکاراییانرژیتجدیدپذیر،تکنولوژیساختارهاوانتخابمصالحپایدارتخفیفپیدا کند.
-شناختمردم؛طراحیپایداربایدگسترهوسیعیازفرهنگها،نسلها،مذاهبوعاداتمردمیکهآنرابکارمیبرندویا درآنساکنمیشوندراموردتوجهقراردهدوایننیازمندحساسیتبهنیازهایمردموجامعهاست.
طراحی پایدار همکاری متفکرانه معماری با مهندسی مکانیک، برق و سازه است. علاوه بر فاکتور‌های متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امکاناتی که باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد:
• درک محیط:
طراحی پایدار با درک از محیط آغاز می‌شود. اگر ما به امکانات محیطی که در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری کنیم. درک محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می‌گردد.
• ارتباط با طبیعت:
چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یک محیط‌ طبیعی‌تر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می‌بخشد.
• درک روندهای موجود در طبیعت:
در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یک موجود، غذاییک موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعــــی می گردد. روندهایی که باعث احیـــا می‌شوند تا ضایع کردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می انجامند.
• درک تأثیرات محیطی:
طراحی پایدار سعی در درک تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد :ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تکنیک‌های ساختمان سازی .بطوریکه تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت کمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد.
• روند مشارکتی طراحی:
طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را می‌دانند.
همکاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می‌پذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساکنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می‌کنند.
• درک مردم:
طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی که قرار است برای آنها طراحی کنند، توجه کنند.
بنابراین معماری پایدار ترکیبی چند ارزشی در بر دارد:
زیبایی شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و به عبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط. یک معمار باید زیرکانه چند فاکتور را در نظر بگیرد: مقاومت و پایداری و طول عمر بنا، مصالح مناسب، و مفهوم و کانسپت. تمام اصول معماری پایدار باید در یک پروسه کامل – که منجر به ساخته شدن محیط زیست سالم می شود- تجسم یابد.
1-3-11 ساختمان پایدار

—178

(مشایخیپور، محمدعلی؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «اخلاق کار از دیدگاه امام علی(ع)» که در فصلنامه مدیریت اسلامی شماره(1) به چاپ رسیده؛ ضمن معناشناسی اخلاق و کار، سعی کرده با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) و به ویژه با تکیه بر بیانات گهربار امام علی(ع) مبانی اسلامی اخلاق کار را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد.
(ساکی، رضا؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «اخلاق در پژوهشهای آموزشی و مؤلفههای آن» که در فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری شماره(2) به چاپ رسیده؛ با مرور و ترکیب سوابق موجود، نمایی از چارچوبهای اخلاقی در حوزه تحقیقات آموزشی ارائه میدهد و اصولی را در عرصه تعلیم و تربیت فراروی پژوهشگران قرار میدهد؛ حفظ شأن و منزلت انسان و پژوهشگر و حفظ حقوق حامیان و کاربران پژوهش.
(قراملکی، احد فرامرز، لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی» که توسط انتشارات سمت در تهران به چاپ رسیده است؛ به مباحثی از جمله؛ اخلاق و کارایی آن، نظریههای اخلاقی دانشمندان مسلمان، نظریههای اخلاقی در فلسفه غرب و غیره میپردازد و با تعریف مفاهیمی همچون حرفه و اخلاق حرفهای، به بحث پیرامون اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی میپردازد.
1-2-1-2) هندسه، هندسه اسلامی(بزرگمهری، زهره؛ 1371) در کتابی تحت عنوان «هندسه در معماری» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور به چاپ رسیده؛ در زمینه کاربندیها در معماری ایرانی بحث کرده است.
(حاجیقاسمی، کامبیز؛ 1375) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله» که در نشریه صفه شماره(21و22) به چاپ رسیده است؛ با مطالعهای دقیق و گسترده هندسه نمای مسجد شیخ لطفالله اصفهان را در آورده است.
(کیانی، محمدیوسف؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور در تهران به چاپ رسیده؛ در مورد انواع تزیینات از جمله؛ آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، منبتکاری و آئینهکاری در معماری ایران در دورههای مختلف اسلامی بحث میکند.
(البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)» که توسط علیرضا جذبی به فارسی برگردانده شده و بوسیله انتشارات سروش به چاپ رسیده است؛ روشهای ترسیم اشکال هندسی با روشهای ساده آورده شده تا قابل فهم برای صاحبان صنایع و هنرمندان حرفههای مختلف در هر زمان باشد.
(عصام، السعید و عایشه پارمان؛ 1377) در کتابی تحت عنوان «نقشهای هندسی در هنر اسلامی» که توسط مسعود رجبنیا به فارسی ترجمه و بوسیله انتشارات سروش در تهران به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به زمینه تاریخی اندازه و هندسه، به بررسی الگوهای هندسی در طرحهای اسلامی پرداخته و شیوههای معماری اسلامی را ریشهیابی و برخی از آثار آن را تحلیل میکند. در نهایت به مباحثی مانند خوشنویسی و موسیقی در جهان اسلام پرداخته و همچنین الگوها را در هنرهای عملی تحلیل میکند. به طور کلی میتوان گفت هدف کتاب، پیگیری چگونگی پی بردن آدمیان به اندازهها و تصور کلی شکلهای هندسی ترکیبی و فرایند بکارگیری آنها در رشتههای گوناگون هنر اسلامی است.
(نجیباوغلو، گلرو؛ 1379) در کتابی تحت عنوان «هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)» ترجمه؛ مهرداد قیومی بیدهندی، که توسط انتشارات روزنه به چاپ رسیده است؛ ضمن اشاره به سنت طومارنگاری، به بحث درباره تزیینات هندسی، وجوه جغرافیایی، تاریخی و معنایی نقوش هندسی، کاربردهای هندسه عملی و رسالههای عملی و سنت طومارنگاری پرداخته و همچنین در رابطه با هندسه و نظریه زیباشناسی و غیره بحث میکند.
(اردلان، نادر و لاله بختیار؛ 1380) در کتابی تحت عنوان «حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)» که توسط حمید شاهرخ ترجمه و بوسیله نشر خاک در اصفهان به چاپ رسیده؛ در بخشهای مختلف کتاب درمورد ریاضیات، تناسبات، هندسه، الگوهای هندسی، نظم هندسی و غیره بحث میکند.
(توسلی، محمود؛ 1383) در کتابی تحت عنوان «هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی» که انتشارات پیام با همکاری پیوند نو آن را به چاپ رسانده است؛ سعی در پی بردن به ترکیب اشکال و احجام پایه دارد. در این کتاب ضمن اشاره به ریشه کلمه هندسه و برخی تعریف، به شناخت اجسام پایه پرداخته تا راه را برای پی بردن به احجام و اجسامی که ابوالوفای بوزجانی در کتاب هندسه خود بیان نموده هموار کند. همچنین در این کتاب از انتقال ارزشهای اشکال در هنر معماری ایران به یونان سخن رفته و اشارهای گذرا به تاریخ تئوری دارد و نشان میدهد هندسه همواره در آثار معماران و شهرسازان از دوران باستان تا کنون جریان داشته است.
(نیستانی، جواد؛ 1384) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)» که در نشریه پیک نور شماره(؟) به چاپ رسیده؛ ضمن معرفی و بررسی سابقه بکارگیری عوامل مؤثر و دخیل در ساخت یک بنا، به ویژه استفاده از ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی، به بررسی کلیه مطالعات نظری پیش از ساخت، امکان تجزیه و تحلیل و روشهای اجرا، محاسبات هندسی پیش از اجرا در سازه، فرایند تولید و تطبیق آن با طراحی طراح و غیره میپردازد.
(حجازی، مهرداد؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی» که در مجله تاریخ شماره(7) به چاپ رسیده؛ به تحلیل هندسی بناهای تاریخی و رابطه بین پدیدههای طبیعی و بناها پرداخته است و به این نتیجه میرسد که هندسه مقدس و تناسبهایی که در بسیاری از اشکال حیات در طبیعت یافت میشوند، به طرز استادانهای توسط معمار سنتی ایرانی به کار گرفته شدهاند.
(بروک، اریک؛ 1387) در کتابی تحت عنوان «نقوش هندسی اسلامی» که توسط بهروز زبیحیان ترجمه و به وسیله انتشارات مازیار به چاپ رسیده است؛ ابتدا به گروهبندی نقوش هندسی پرداخته، سپس اصول رسم نقوش هندسی را در بناهای مختلف اسلامی بررسی کرده است. در این کتاب انواعی از طرحها و سبکهای هندسی گردآوری شدهاند و سعی گردیده تا نشان داده شود که گرچه این نقوش در نگاه نخست بسیار متفاوت و متمایز از یکدیگر به نظر میآیند، اما در عین حال شباهتهای زیادی نیز بین آنها وجود دارد.
(سرتیپیپور، محسن؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت» که در مجله صفه شماره(46) به چاپ رسیده؛ با مرور و معرفی آثار بورکهارت، ماحصل شناخت و اندیشه وی را از هنر و معماری اسلامی ارائه میکند و در بخشی از پروژه - ریسرچبه دیدگاههای وی در مورد هنر و معماری اسلامی و نیز شاخصهای اصلی آن یعنی سنت و رمز میپردازد، که از جمله مباحث آن نور و هندسه می باشد.
(بلخاریقهی، حسن؛ 1388) در کتابی تحت عنوان «مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی» که توسط انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر به چاپ رسیده؛ به بحث در مورد وحدت وجود و وحدت شهود و کیمیای خیال پرداخته است و در فصل نهم این کتاب در مورد قدر (هندسه مقدس در معماری قدسی) و هندسه مقدس در معنا و معماری بحث میکند. در آخر به بحث در مورد منابع و بنیانهای هندسه مقدس میپردازد.
(مهدیزاده سراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران» که در نشریه مرمت بافتهای تاریخی، فرهنگی شماره(اول) به چاپ رسیده؛ به چگونگی بکارگیری مثلث هنجار با استفاده از ابزار ساده و در دسترس معماران و همچنین به چگونگی اجرای تناسبات و تقسیمبندیها در معماری سنتی بدون داشتن ابزار امروزی میپردازد. در این پروژه - ریسرچهمچنین با بررسی جایگاه هندسه در نزد معماران، ثابت میکند که معماران گذشته با آشنایی به دانش هندسه و نیز توانمندی در عملی کردن روابط هندسی، در پی همخوان کردن روشهای هندسه نظری با ابزار خود بودهاند.
(بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «کاربرد هندسه و تناسبات در معماری» که بوسیله انتشارات هله/طحان به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به پیشینه تاریخی بهرهگیری از هندسه و تناسبات در معماری، به بحث در مورد هندسه و تناسبات و کاربردهای آن در معماری و به ویژه معماری ایرانی پرداخته است.
1-2-2) سوابق موضوع تحقیق در بخش طراحیجدول(1-1): برخی سوابق طراحی معماری که امکان ارتباط محتوایی – مضمونی با پروژه را دارد.سال معمار شهر/کشور پروژه تصاویر و مدارک پروژه توضیحات و ویژگیها
2010 گروه معماریEDGE Nbbj, Studio پنسیلوانیا/آمریکا مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro 349256159500 1. فضاهای آزمایشگاهی به گونهای طراحی شده که امکان فعالیتهای گروهی برای پژوهشگرانی که از سراسر دنیا به آن مراجعه میکنند فراهم باشد.
2. آزمایشگاه دارای حداکثر انعطاف پذیری جهت تغییرات آتی.
3. فضاهای مختلف مرکز در عین استقلال، ارتباط مناسب با یکدیگر دارند.
2009 مارسل برویر لاگاود/فرانسه مرکز تحقیقات آی.بی.ام 736605651500 1. سیستمی از واحدهای بتنی که هم وزن سقف را تحمل و هم در مقابل تابش تند آفتاب مقاومت میکند.
2. واحدهای بتنی بزرگ هستند و فضا برای نصب سیستم تهویه و غیره را فراهم میکنند.
3. ستونهای چنگالی بتنی مطابق با سطح ناهموار و صخرهای زمین.
2008 Erginoglu & Calisqar استانبول/ترکیه مرکز تحقیقات استانبول 2355859334500 1. ساختمان به عنوان نمایشگاهی از تکنولوژی.
2. رعایت اصول معماری پایار.
2006 دفتر معماری T&Z استرالیا مرکز تحقیقات تکنولوژی استرالیا 730254635500 1. طراحی نمادین از محیط پیرامون و سمبلهای فرهنگی منطقه.
2. رعایت اصول معماری پایدار.
2004 رافائل وینولی نیویورک/آمریکا مرکز بینالمللی مطالعات اقلیمی 5143541402000 1. قرارگیری بر روی تپه سنگی دید زیبا به رودخانه هادسون.
2. تبعیت سازه کم ارتفاع یک طبقه آن از مرزهای طبیعی سایت.
3. فرم ساختمان از یک سری خرپاهای چوبی نزدیک به هم تشکیل شده است.
4. فرم طبقات دارای هماهنگی نزدیکی با فرم طبیعی تبه میباشد.
5. ساختمان از دو بال تشکیل یافته که در امتداد تپهها گسترش یافته و در محل مرکز با تلاقی یکدیگر، لابی ورودی اصلی را بوجود آوردهاند.
1959-1965 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی 31757683500 1. تفکیک فضاها بر حسب درجهبندی کاربری آنها.
2. آزمایشگاهها به منظور عملیات پژوهشی به صورت گروهی در کنار هم قرار گرفتهاند.
3. تأسیسات فنی از قبیل آب و فاضلاب و برق و غیره از داخل سازه باربر عبور میکند.
4. اولویت دسترسی بر اساس عملکرد فضاها میباشد.
1957-1961 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز 1587512192000 1. تمایز و جدایی کامل میان فضاهای اصلی با فضاهای خدماتی.
2. راهحلهای ورود نور طبیعی به داخل ساختمان.
3. ترکیب کلی فضای معماری با اسکلت باربر و تأسیسات ساختمان.
4. رابطه بین فرم بنا و مصالح با سیستم ساختمانی
5. اندیشه برای توسعه احتمالی آینده.
مأخذ: براساس تحقیقات پژوهشی نگارنده.
1-3) فرضیهها1- اصول اخلاق حرفهای چه قابلیتهایی میتواند در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود رعایت اصول اخلاق حرفهای در علوم مختلف داشته باشد؟
2- قابلیتهای اخلاق و اخلاق اسلامی در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود و افزایش رعایت اخلاق در علوم مختلف چیست؟
3- با توجه به هندسه هنر و معماری اسلامی چگونه میتوان فضای معماری بوجود آورد؟
1-4) اهداف تحقیق1-4-1) هدف کلیطراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای در شهر تبریز با رویکردی به هندسه هنر و معماری اسلامی ایران.
1-4-2) اهداف جزئیهدف علمی: تدوین طرح معماری برای پژوهشکده اخلاق حرفهای با توجه به اصول هندسه اسلامی و اخلاق حرفهای.
هدف کاربردی: بهرهگیری از هندسه اسلامی در طراحی پژوهشکده اخلاق حرفهای.
ضرورت آموزشی: ضرورت آموزش اصول اخلاق حرفهای در تمامی علوم
ضرورت طرح معماری: با توجه به ضرورت اخلاق در جامعه اسلامی و علوم مختلف نیاز به طراحی در این مقطع و ارائه طرحی به منظور ایجاد فضای معماری با بهرهگیری از هندسه اسلامی که یکی از راههای زیبایی بنا و آن مؤلفهای از اخلاق است، ضروری مینماید.
1-5) متغیرهای تحقیقمتغیر های کمی: ابعاد و تناسبات هندسی در هنر و معماری اسلامی ایران، معیارهای کمی اخلاق اسلامی از نظر تعداد عددی.
متغیرهای کیفی: کیفیت هنر معماری اسلامی ایران، معیارهای کیفی اخلاق، اخلاق حرفهای.
متغیرهای مستقل: طراحی معماری، طرح معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای، مطالعات اخلاق اسلامی.
متغیرهای وابسته: هندسه هنر و معماری اسلامی ایران، اقلیم شهر تبریز.
متغیرهای مداخلهگر: تناسبات طلایی، نظام پیمون.
1-6) جامعه آماریجامعه آماری تمامی پژوهشکدهها و مراکز تحقیقاتی میباشد. البته نمونهای عینا مشابه با موضوع وجود ندارد.
1-7) نمونه آمارینمونه مشابه پروژه در شهر تبریز وجود ندارد ولی میتوان برخی سوابق طراحی معماری که ارتباط محتوایی مضمونی با پروژه را دارد، نام برد. بنابرین نمونه آماری تعداد 10 پژوهشکده و مرکز تحقیقاتی در نقاط مختلف جهان انتخاب شده است. از جمله:
- مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro در پنسیلوانیای آمریکا که توسط گروه معماریEDGE Nbbj, Studio در سال 2010 ساخته شده است.
- مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی در فیلادلفیا آمریکا که توسط لویی کان در سالهای 1959-1965 ساخته شده است.
- آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز در فیلادلفیا آمریکا که در بین سالهای 1957- 1961 توسط لویی کان ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات آی.بی.ام در لاگاود فرانسه که در سال 2009 توسط مارسل برویر ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در تهران
- ...
1-8) ابزارهای اندازهگیریمطالعات پایانامه به صورت کیفی میباشد و دارای ابزار اندازهگیری نمیباشد.
1-9) بهرهوران1- شهرداری تبریز
2- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
3- سازمان ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی
4- مراکز آموزشی - پژوهشی
5- دانشگاه آزاد اسلامی
6- سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی
7- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
8- پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
9- پژوهشکده علم، فلسفه و اخلاق مهندسی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
10- دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
11- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی
12- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
13- مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
14- دانشگاه قم
15- دانشگاه شهید مطهری تهران
16- پژوهشکده هنر، معماری و فرهنگ
17- مرکز ملی مطالعات جهانی شدن
18- دانشگاه تهران
19- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
20- آموزش و پرورش شهرستان سراب
21- دانشگاه فنی و حرفهای سراب
1-10) روش کار1-10-1) نوع روش تحقیقبا توجه به اینکه پژوهش حاضر از فصول مختلفی تشکیل شده است لذا روش تحقیق نسبت به فصول با روند مطالعاتی- تحلیلی به تجزیه و تحلیل و تلفیق اطلاعات پرداخته است و در نهایت جمعبندی حاصله را در طرحی استفاده نموده است.
برای بخش مبانی نظری از شیوههای تحلیلی-توصیفی و برای بخش طراحی معماری از شیوه مطالعات میدانی و پیمایشی استفاده شده است.
1-10-2) روش گرد آوری اطلاعاتکتابخانهای- میدانی
در بخش کتابخانهای با مراجعه به کتابها، نشریات، پایانامهها و دیگر ابزارهای مرتبط به موضوع به گردآوری اطلاعات پرداخته شده است.
جمعآوری اطلاعات میدانی نیز با مراجعه به محل و تکمیل اطلاعات پایه صورت گرفته است.
1-10-3) ابزار گردآوری اطلاعات- کتابها و نشریات، پایانامههای مرتبط با موضوع، اینترنت
- حضور در محل، مصاحبه و مشاهدات عینی و عکاسی و ...
1-10-4) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات- انتخاب سایت مورد نظر و بررسی دسترسیهای منطقه در ارتباط با طرح
- گرداوری دادههای لازم در مورد سایت و بررسی نیازها و مشکلات آن
- مطالعات اقلیمی سایت
- تجزیه و تحلیل ویژگیهای کالبدی سایت جهت طراحی
- استخراج برنامه فیزیکی طرح با توجه به نیازهای خاص منطقه
- بررسی و مطالعه کامل نمونههای موردی و گردآوری شده
- تدوین آلترناتیوهای طراحی با توجه به نمونهها و اهداف طرح با ساخت ماکتهای اتود و ترسیمات مختلف طراحی
- تدوین طرح نهایی و ترسیم احجام و نقشههای مربوطه طرح
- در نهایت ارائه طرح نهایی با استفاده از نرم افزارهای Auto Cad، 3d Max، V-ray، Photoshop Word,.
8178808375015شکل(10-16): پوستر«یک»
شکل(10-16): پوستر«یک»
s
8464558403590شکل(10-17): پوستر«دو»
شکل(10-17): پوستر«دو»

6845308384540شکل(10-18): پوستر«سه»
شکل(10-18): پوستر«سه»

فهرست منابعمنابع فارسی
آراسته، حمیدرضا، عبدالرحیم نوهابراهیم و علیرضا مطلبیفرد، 1388و1389، بررسی وضعیت اخلاق آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 203-219.
آزاد، اسدلله، 1381، دایره المعارف کتابداری و اطلاعرسانی، جلد1، ویراستار دکتر عباس حری، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
آهنگرسرویس، فائقه، 1390، طراحی مرکز تحقیقات تکنولوژی معماری با رویکرد انطباقپذیری با شرایط محیطی و عملکردی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
آیتاللهی، حبیبالله، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ نگارگری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص25-34.
ایزوتسو، توشیهیکو، 1360، ساختمان معنایی مفاهیم اخلاقی-دینی در قرآن، ترجمه: فریدون بدرهای، انتشارات قلم.
ابراهیمیدینانی، غلامحسین، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت اشراق به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص82-93.
ابوالقاسمی، لطیف، 1374، معماری ایران در سخن چهار نسل از معماران صاحبنظر، مجله آبادی، شماره19: 4-46
اتینگهاوزن، ریچارد و الگ گربار، 1378، هنر و معماری اسلامی، ترجمه: یعقوب آژند، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت.
احمدی، خدابخش و همکاران، 1389، بررسی میزان شناخت مشاوران و روانشناسان از اصول اخلاق حرفهای، نشریه تازهها و پژوهشهای مشاوره، جلد9، شماره34: 49-67.
اردلان، نادر و لاله بختیار، 1380، حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)، ترجمه: حمید شاهرخ، اصفهان: نشر خاک.
اعوانی، غلامرضا، 1375، حکمت و هنر معنوی(مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات گروس.
اقبال، عباس، 1378، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر.
اکبری، فاطمه و همکاران، 1389، معرفت روحانی و رمزهای هندسی، نشریه علمی پژوهشی پژوهشنامه زبان و ادب فارسی(گوهر گویا)، سال چهارم، شماره1، پیاپی13: 1-22.
اکرمی، غلامرضا، 1382، تعریف معماری گام اول آموزش(چالشها و تناقضات)، نشریه هنرهای زیبا، شماره16: 33-48.
البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد، 1376، هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)، ترجمه: علیرضا جذبی، تهران: انتشارات سروش.
الاسعد، محمد، 1376، کاربردهای هندسه در معماری مساجد، ترجمه: سعید سعیدپور، فصلنامه هنر، شماره33: 34-53.
السعید، عصام و عایشه پارمان، 1377، نقشهای هندسی در هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.
امامیجمعه، سیدمهدی، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت متعالیه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص95-128.
امیرکبیری، علیرضا و سهیلا داروئیان، 1390، برداشتهای اخلاق حرفهای مدیران در کسب و کارهای کوچک و متوسط، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال ششم، شماره1: 84-94.
انصاریان، حسین، 1382، زیباییهای اخلاقی، قم: انتشارات دارالعرفان.
انوری، حسن، 1381، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ اول، جلد اول، تهران: انتشارات سخن.
انوری، حسن، 1382، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ دوم، جلد هشتم، تهران: انتشارات سخن.
بانیمسعود، امیر، 1388، معماری معاصر ایران در تکاپوی بین سنت و مدرنیته، چاپ اول، تهران: نشر هنر معماری قرن.
بحرینی، نسرین، 1389، پروژه - ریسرچ«مبانی اخلاقی آزمونسازی در نظام آموزشی ایران»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص73-97.
بروک، اریک، 1387، نقوش هندسی اسلامی، ترجمه: بهروز زبیحیان، تهران: انتشارات مازیار.
بزرگمهری، زهره، 1371، هندسه در معماری، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
بلخاریقهی، حسن، 1390، هویت معنایی و معنوی معماری، نشریه اطلاعات (حکمت و معرفت)، شماره69: 13-20.
بلخاریقهی، حسن، 1388، مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی. چاپ اول. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر.
بلخاریقهی، حسن، 1384، جایگاه کیهانشناختی دایره و مربع در معماری مقدس (اسلامی)، نشریه هنرهای زیبا، شماره24: 5-14.
بلوم، جاناتان و دیگران، 1389، تجلی معنا در هنر اسلامی، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی، 1390، کاربرد هندسه و تناسبات در معماری، چاپ اول، تهران: انتشارات هله/طحان.
بمانیان، محمدرضا و سیدهفاطمه عظیمی، 1389، انعکاس معانی منبعث از جهان بینی اسلامی در طراحی معماری، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره2: 39-48.
بورکهارت، تیتوس، 1370، پروژه - ریسرچ«ارزشهای جاودان در هنر اسلامی»، در کتاب «جاودانگی و هنر» ترجمه: سیدمحمد آوینی، تهران: انتشارات برگ. صص13-26.
بورکهارت، تیتوس، 1365، هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، تهران: انتشارات سروش.
بهادرینژاد، مهدی، 1388، اخلاق مهندسی و مهندسی اخلاق، تهران: انتشارات یزدا.
بهشتی سیدمحمد و مهرداد قیومیبیدهندی، 1388، فرهنگنامه معماری ایران در مراجع فارسی(1). اصطلاحات و مفاهیم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری(متن).
بینگلی، کورکی، 1388، معماری و حریق، ترجمه: حسن محمدی، چاپ اول، تهران انتشارات یزدا.
بینگلی، کورکی، 1388، تهویه مطبوع برای معماران، ترجمه: رامین تابان، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
بیهقی، 1376، شورای پژوهشهای ملی کشور.
پاپادوپلو، ا، 1386، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، چاپ اول، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
پازوکی، شهرام، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد عرفانی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص53-60.
پاکباز، روئین، 1378، دایراهالمعارف هنر(نقاشی، پیکرهسازی، گرافیک)، چاپ اول، تهران: مؤسسه فرهنگ معاصر.
پوپ، آرتور، 1388، معماری ایران، ترجمه: غلامحسین صدریافشار، چاپ هشتم، تهران: نشر اختران.
پوریانسب، امیر، 1379، اصول اخلاق حرفهای، نشریه حسابدار، سال چهاردهم، شماره 137: 18-22 و 70-73
پیرداده، احسانالله، 1384، آیین رفتار حرفهای، نشریه کانون(ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران)، سال چهل و هشتم، شماره59: 70-77.
پیرنیا، محمدکریم، 1384، سبکشناسی معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
توسلی، محمود، 1383، هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی، چاپ اول، تهران: انتشارات پیام.
تهرانی، علی، بیتا، اخلاق اسلامی، مشهد: کانون نشر کتاب، جلد اول.
چمران، مهدی، 13؟، اخلاق حرفهای و هنر قدسی: باورها و مفاهیم ریشهدار در معماری اسلامی ایران، نشریه همشهری معماری، شماره11.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ معماری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص35-52.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1375، هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله، نشریه صفه، سال ششم، شماره21و22: 29-33.
حائری شیرازی، محمدصادق ابن عبدالحسین، 1361، درسهایی از اخلاق، تهران: انتشارات دفتر تحکیم وحدت.
حبیبی، حسن، 1381، تأملاتی درباره مطالعات مربوط به هنر اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش هنر اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس-فرهنگستان هنر، به اهتمام: دکتر محمد خزایی، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، ص9-36.
حجازی، مهرداد، 1387، هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی، مجله تاریخ علم، شماره7: 15-36.
حجت، عیسی، 1391، سنت و بدعت در آموزش معماری، چاپ اول، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران.
حسینی شیرازی، سیدمحمد، بیتا، اخلاق اسلامی، ترجمه: علی کاظمی، قم: انتشارات یاس زهرا(ع).
حقپناه، رضا، 1381، اخلاق حرفهای در مدیریت علوی، در گفتگو با دکتر احد فرامرزقراملکی، نشریه اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره3و4: 63-78.
حناییکاشانی، محمدسعید، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص337-360.
خاکپور، مژگان و محمد خزایی، 1389، وحدت و کثرت در هنر اسلامی با نگاهی به آثار بورکهارت، نشریه کتاب ماههنر، شماره 145: 16-27.
خاکزند، مهدی و امیراحمد احمدی، 1386، نگاهی اجمالی به رویکرد میان طبیعت و معماری، نشریه باغ نظر، سال چهارم، شماره8: 35-47.
خزایی، محمد، 1379، ارتباط بین هنر و دین در دوره اسلامی ایران، نشریه فرهنگ یزد، سال سوم، شماره8و9: 6-11.
خمینی، روح الله، 1378، اخلاق و تهذیب روحانیت از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)، قم: انتشارات تسنیم.
دادور، ابوالقاسم و نصرتالملوک مصباحاردکانی، 1385، بررسی نقوش و شیوه تزیین توپی گچی ته آجری در بناهای دوره سلجوقی و ایلخانی، نشریه هنرهای زیبا، شماره26: 85-92.
درخشانی، لعبت، 1389، پروژه - ریسرچ«مسئولیت اخلاقی در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احد فرامرزقراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص607-؟.
دستغیب شیرازی، سید عبدالحسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب.
دفتر نظارت و ارزشیابی سازمان، 1377، فعالیت علمی و اجرایی پژوهشکده تبریز، تبریز: سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران.
دفت، ریچارد ال، 1374، تئوری سازمان و طراحی ساختار، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، تهران: مطالعات پژوهشهای بازرگانی.
دهخدا، علی اکبر، 1328، لغت نامه دهخدا، جلد5، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دهخدا، علیاکبر، 1377، لغتنامه دهخدا، جلد15، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دیبا، داراب، 1378، الهام و برداشت از مفاهیم بنیادی در معماری ایران، فصلنامه معماری و فرهنگ، شماره1: 97-106.
دیبا، کامران، 1382، فرهنگ و اخلاق در معماری، مجله معمار، شماره21: 12-14.
راودراد، اعظم، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد جامعهشناسانه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص293-335.
ربیعی، هادی، 1391، جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن».
رشیدپور، مجید، 1385، مبانی اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
رهنورد، زهرا، 1390، حکمت هنر اسلامی، چاپ هفتم، تهران: انتشارات سمت.
ریسمانباف، امیر، 1388، مقدمهای بر اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی(با تأکید بر دو مؤلفهی نظریه و آموزش)، نشریه پیام کتابخانه، شماره57: 49-76.
زمرشیدی، حسین، 1373، طاق و قوس در معماری ایران، چاپ دوم، تهران: سازمان انتشارات کیهان.
زینالدین، محمدامین، 1367، اخلاق در مکتب امام جعفر صادق(ع)، ترجمه: عقیقی بخشایشی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
سادات، محمدعلی، 1367، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
ساکی، رضا، 1390، اخلاق در پژوهشهای آموزشی و مؤلفههای آن، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره 2.
سرتیپیپور، محسن، 1387، بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت، مجله صفه، شماره46: 91-100.
سرمدی، محمدرضا و عذرا شالباف، 1386، اخلاق حرفهای در مدیریت کیفیت فراگیر، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال دوم، شماره3و4: 99-110.
سعیدی رضوانی، نوید، 1380 ، قلب شهر، شناخت و دخالت، مجله شهرداریها، شماره 34: 77-81
سعیدیان، عبدالحسین، 1388، دائرهالمعارف بزرگ نو، چاپ سوم، جلد دهم، انتشارات آرام-علم و زندگی.
سعیدیان، عبدالحسین، 1387، دائرهالمعارف نو، تهران: انتشارات علم و زندگی.
سلطاندوست، محمدرضا، 1387، طبقهبندی تجهیزات و سیستمها، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
سلطانزاده، حسین، 1376، تبریز خشتی استوار در معماری ایران، چاپ اول، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
شاطریان، رضا، 1389، طراحی و معماری فضاهای آموزشی، تهران: سیمای دانش.
شرکت مشاور عرصه، 1372، طرح جامع شهر تبریز.
شریفی، احمدحسین، 1390، چیستی اخلاق کاربردی، نشریه معرفت اخلاقی، سال دوم، شماره3: 83-96.
شعاری نژاد، علی اکبر، بیتا، فرهنگ علوم رفتاری، ذیل"اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
شیرمحمدی، مهدی و عزتالله اصغریزاده، 1389، آسیبشناسی اخلاق حرفهای در شرکتهای مشاور(معماری سازمانی)، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره1و2: 74-83.
صدری افشار، غلامحسین، بیتا، فرهنگ فارسی امروزی، ذیل "اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
صدریافشار، غلامحسین، نسرین حکمی و نسترن حکمی، 1373، فرهنگ فارسی امروز، چاپ اول، ویرایش دوم، تهران: مؤسسه نشر کلمه.
طاهباز، منصوره و شهربانو جلیلیان، 1387، اصول طراحی معماری همساز با اقلیم در ایران با رویکرد به معماری مسجد، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
طباطبائی، سید محمد حسین، 1356، آموزش دین(اخلاق-احکام)، قم: جهان آرا.
عابدی سروستانی، احمد، منصور شاهولی و مصطفی محقق داماد، 1386، ماهیت و دیدگاههای اخلاق زیست محیطی با تأکید بر دیدگاه اسلامی، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره3و4: 59-72.
عزیزی، نعمتاله، 1388 و 1389، اخلاق حرفهای در آموزش عالی: تأملی بر راهبردهای بهبود استانداردهای اخلاقی در آموزشهای دانشگاهی، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 173-201.
عفتی آغمیونی، مریم، 1390، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری دانشپذیر.
علیآبادی، محمد، 1386، هندسهی جاویدان(یا هندسهی آسمانی) در معماری اسلامی، نشریه بینالمللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره15، جلد18: 63-73.
عمرانی، بهروز و حسین اسمعیلیسنگری، 1385، بافت تاریخی شهر تبریز، چاپ اول، تهران: انتشارات سمیرا.
غلامی، علیرضا، 1388، اخلاق سازمانی: مشکلات، موانع و راهکارها، دو ماهنامه توسعه انسانی پلیس، سال ششم، شماره 25: 65-85.
فاضلی، قادر، 1370، مبانی اخلاق اسلامی، قم: بینا.
فراستخواه، مقصود، 1385، اخلاق علمی رمز ارتقای آموزش عالی؛ جایگاه و ساز و کارهای «اخلاقیات حرفهای علمی» در تضمین کیفیت آموزشی عالی ایران، فصلنامهی اخلاق در علوم و فناوری، شماره1: 13-28.
فرامرزقراملکی، احد، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: سمت.
فرامرزقراملکی، احد و لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: انتشارات سمت.
فرامرزقراملکی، احد، 1389، اخلاق کاربردی در ایران و اسلام، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد و محمدجواد فلاح، 1389، پروژه - ریسرچ«نقش راهبردی رسالهالحقوق در اخلاق کاربردی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص149-174.
فرامرزقراملکی، احد و همکاران، 1388، اخلاق حرفهای در تمدن ایران و اسلام، چاپ دوم، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، اخلاق حرفهای، چاپ سوم، تهران: نشر مجنون.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، سازمانهای اخلاقی در کسب و کار، قم: مجنون.
فرشتهنژاد، مرتضی، 1389، فرهنگ معماری و مرمت معماری[1]، چاپ اول، اصفهان: انتشارات ارکان دانش.
فروزنده، آیسان، 1389، مرکز تحقیقات تکنولوژی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
فلامکی، محمدمنصور، 1381، ریشهها و گرایشهای نظری معماری، چاپ نخست، تهران: نشر فضا
فلچر، بینستر، 1388، معماری اسلامی، ترجمه: سمانه قرائی، چاپ اول، تهران: نشر مقدس.
فیض، مهدی و مهدی بهادرینژاد، 1388و1389، جایگاه اخلاق مهندسی در شایستگیهای حرفهای مهندسان، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 115-147.
قیومیبیدهندی، مهرداد، 1390، گفتارهایی در مبانی و تاریخ معماری و هنر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
قلیچخانی، بهنام، 1384، پروژه - ریسرچ«جایگاه تعلیم اخلاق حرفهای در فرایند آموزش معماری»، مجموعه مقالات دومین همایش آموزش معماری، دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به کوشش: سید امیرسعید محمودی، چاپ اول، تهران: نشر نگاه امروز، صص: 165-170.
کاظمپور، زهرا، حسن اشرفیریزی و بهجت طاهری، 1390، میزان توجه کتابداران کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان به اخلاق حرفهای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران، نشریه مدیریت اطلاعات سلامت، دورهی هشت، شماره6: 795-806.
کامیار، مریم، حبیبالله آیتاللهی و محمود طاووسی، 1387، الگوهای هندسی در فرش صفوی، نشریه گلجام(فصلنامه علمی پژوهشی انجمن علمی فرش ایران)، شماره11: 11-24.
کربن، هانری، 1383، آیین جوانمردی، ترجمه: احسان نراقی، تهران: انتشارات سخن.
کرلینجر، فرد ان، 1374، مبانی پژوهش در علوم رفتاری (جلد1و2)، ترجمه: حسن پاشا شریفی و جعفر نجفیزند، تهران: انتشارات آوای نور.
کسمایی، مرتضی، 1384، اقلیم و معماری، تهران: نشر خاک.
کشاورزی، مرجان و مهرداد احمدیشیخانی، 1389، HandBook هندسه نقوش، چاپ دوم، ویرایش دوم، تهران: نشر فرهنگ صبا.
کوثری، مسعود، 1390، هنر شیعی در ایران، مجله جامعهشناسی هنر و ادبیات، سال سوم، شماره1: 7-36.
کیانی، محمدیوسف، 1376، تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
کیانی، محمدیوسف، 1374، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
گرابار، الگ و همکاران، 1389، معماری اسلامی، ویراستار: مهدی شادخواست، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
گرشاسبیموخر، علی، 1390، طراحی مرکز پژوهشهای تکنولوژیک در معماری، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: محسن وفامهر، استاد مشاور: فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
گروبه، ارنست، 1380، معماری اسلامی چیست؟، به نقل در کتاب: معماری جهان اسلام(تاریخ و مفهوم اجتماعی آن)، ویراستار: جرج میشل، ترجمه: یعقوب آژند، تهران: انتشارات مولی، صص10-14.
گلکار، آبتین و الناز رحیمی، 1389، طراحی کتابخانه: اصول مبانی معماری و طراحی داخلی کتابخانهها از کلاسیک تا مدرن، تهران: نشر هنر معماری قرن.
لاوتن، آلن، 1381، مدیریت اخلاقی در خدمات دولتی، ترجمه: محمدرضا ربیعی و حسن گیوریان، چاپ اول، انتشارات یکان.
لشکربلوکی، مجتبی، 1387، چارچوب تدوین ارزشها و اخلاق حرفهای پژوهشهای علمی و فناوری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال سوم، شماره1و2: 105-114.
مجلسی، محمدباقر. 1405ق، بحارالانوار، جلد67، تهران: انتشارات مطبعهالاسلامیه.
محمودیزرندی، مهناز و ندا پاکاری و حسن بهرامی، 1391، ارزیابی چگونگی تأثیرگذاری بام سبز در کاهش دمای محیط، فصلنامه باغ نظر، سال نهم، شماره20: 73-82.
مرادیپردنجابی، حجتالله، 1388، محاسبات تأسیسات ساختمان، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات روزبهان.
مرتضی، هشام، 1387، اصول سنتی ساخت و ساز در اسلام، ترجمه: ابوالفضل مشکینی و کیومرث حبیبی، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
مسائلی، صدیقه، 1388، نقشه پنهان به مثابه دست آورد باورهای دینی در مسکن سنتی کویری ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره 37: 27-38.
مشایخیپور، محمدعلی، 1390، اخلاق کار از دیدگاه امام علی(ع)، فصلنامه مدیریت اسلامی، شماره 1: 37-65.
مشبکی، اصغر و علیرضا نادری، 1377، جایگاه تعامل دین با قانون و مقررات در رفتار سازمانی، فصلنامه علمی پژوهشی دانشور، سال ششم، شماره21: 11-18.
مشتاق، خلیل، 1387، هنر و معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی، چاپ اول، تهران: انتشارات آزاداندیشان با همکاری کارآفرینان.
مشیری، مهشید، 1378، فرهنگ فارسی(الفبایی – قیاسی)، جلد2، تهران: نشر پیکان.
مصباح یزدی، آیت الله محمد تقی، 1384، اخلاق در قرآن (مشکات)، جلد 1،2و3، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)-800100846454900.
مطهری، مرتضی، 1387، آشنایی با علوم اسلامی، تهران: انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی، 1367، فلسفه اخلاق، تهران: انتشارات صدرا.
معماریان، غلامحسین، 1389، سیری در مبانی نظری معماری، چاپ چهارم، تهران: انتشارات سروش دانش.
معین، محمد، 1386، فرهنگ فارسی، جلد چهارم، چاپ بیست و چهارم، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.
معین،‌ محمد، 1375، فرهنگ فارسی، تهران: موئسسه انتشارات امیرکبیر.
مفیدی شرمانی، مجید و مونا آذربایجانی، 1380، مفهوم معماری پایدار، مجموعه مقالات سومین همایش بهینهسازی مصرف سوخت در ساختمان.
مکارم شیرازی، ناصر 1352، زندگی در پرتو اخلاق، قم: انتشارات نسل جوان.
مهدوینژاد، محمدجواد و نوشین ناگهانی، 1390، تجلی مفهوم حرکت در معماری معاصر ایران، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره3: 21-34.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1383، حکمت معماری اسلامی: جستجو در ژرف ساحتهای معنوی معماری اسلامی ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره19: 57-66.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1381، هنر اسلامی در چالش مفاهیم معاصر و افقهای جدید، نشریه هنرهای زیبا، شماره12: 23-32.
مهدیزادهسراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ، 1390، بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران، نشریه مرمت آثار و بافتهای تاریخی، فرهنگی، شماره1: 15-26.
میرزاخانی، حسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات حوزه جهاد و اجتهاد.
نازیدیزجی، سجاد، محسن وفامهر و احمدرضا کشتکارقلاتی، 1389، اخلاق در معماری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره3و4: 105-114.
نامورمطلق، بهمن، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد بینامتنی و ترامتنی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص231-267.
نجیباوغلو، گلرو، 1379، هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)، ترجمه: مهرداد قیومی بیدهندی، تهران: انتشارات روزنه.
ندیمی، هادی، 1380، بهاء حقیقت: مدخلی بر زیباییشناسی معماری اسلامی، نشریه صفه، سال یازدهم، شماره33: 47-57.
ندیمی، هادی، 1378، حقیقت نقش، نشریه زبان و ادبیات، نامه فرهنگستان علوم، شماره14و15: 19-34.
نقرهکار، عبدالحمید، 1389، مبانی نظری معماری، تهران: دانشگاه پیام نور.
نقرهکار، عبدالحمید، 1387، درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی، چاپ اول ، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی، دفتر معماری و طراحی شهری.
نصر، سید حسین، 1385، در جست و جوی امر قدسی(گفتگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر)، ترجمه: سید مصطفی شهرآیینی، تهران: نشر نی.


نصر، سید حسین، 1385، اسلام، مذهب، تاریخ و تمدن، ترجمه: عباس گیلوری، تهران: انتشارات دبیزش-انتشارات روزبهان.
نصر، حسین، 1374، یگانگی عمل و نظر در سخن متفکران معاصر، مجله آبادی، شماره 19: 46-50
نوربرگشولتز، کریستیان، 1388، روح مکان، ترجمه: محمدرضا شیرازی، چاپ اول، تهران: انتشارات رخداد نو.
نویفرت، پیتر و ارنست، 1381، اطلاعات معماری(نویفرت)، ترجمه: حسین مظفری ترشیزی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات آزاده.
نیستانی، جواد، 1384، سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)، نشریه پیک نور، شماره ؟: 42-49.
وفایی، راحیل، 1388، بررسی شیوههای طراحی سیستمهای فتوولتائیک یکپارچه با ساختمان، مجله صفه، سال نوزدهم، شماره49: 69-80.
ویلسون، اوا، 1386، طرحهای اسلامی، ترجمه: محمدرضا ریاضی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات سمت.
هاشمی، سیدرضا، 1379، اخلاق حرفهای، مجله معمار، شماره11: 2.
هیل، درک و الگ گرابار، 1375، معماری و تزیینات اسلامی، ترجمه: مهرداد وحدتی دانشمند، چاپ اول، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.
هیلنبرند، رابرت، 1377، معماری اسلامی: فرم، عملکرد و معنی، ترجمه: ایرج اعتصام، چاپ اول، تهران: انتشارات شرکت پردازش و برنامهریزی شهری(وابسته به شهرداری تهران).
منابع انگلیسی
- Braun, Hardo & Gromling, Dieter, 2005, Research And Thchnology Buildings, Publisher For Architecture, Basel, Switzerland.
- Carr D, 1999, Professional education and professional ethics. Journal of Applied Philosophy; 16(1): 33-46.
- Collier Jane, 2006, The Art of Moral Imagination: Ethics in the Practice of Architecture, Journal of Business Ethics, 66: 307–317.
- Jones, Dalu, 1996, The Elements of Decoration: Surface, Pattern and Light. In G. Michell, Architecture of The Islamic World (2nd ed., pp. 144-175), Thames An Hudson, London.
- Professional ethics, The Cambridge Dictionary of Phylosophy, (1999), Retrieved August 12, 2007
- Sandra WM. 1991, Public Service Ethics in Health Sciences Libraries. Library Trends; 40(2): 244-57.
سایتها
- http://vcr.um.ac.ir - access: 2012/10/5
-http://www.techpark.ir - access: 2012/10/5
- http://www.archdaily.com. - access: 2013/1/6
-http://www.designboom.com/architecture/erginoglu-and-calislar-architects telecommunications-company/. - access: 2013/1/6
- http://www.galinsky.com/buildings/cincinnatiengineering/. - access: 2013/1/6

—273

مقدمه
ایران کشوری کهنسال با سابقه دیرینه فرهنگی و 6000 سال تمدن و 2500 سال تاریخ مدون بوده و صاحب ادبیاتی غنی و پربار ، هم در شکل شفاهی و هم به صورت نوشتاری ، که کودکان این مرز و بوم از این میراث بی نصیب نمانده اند.سیر تحول ادبیات کودکان در ایران مانند هر کشور دیگری تحت تأثیر مسائلی چون فرهنگ ، اجتماع و ... قرار گرفته و به دوران مختلفی طبقه بندی شده که در این پژوهش به طور مختصر اشاره ای به این دوران شده است.
«فولکلور و فرهنگ عامه هم چنانچه سرآغاز پیدایش همه هنرهاست ، سرآغاز ادبیات و بخصوص ادبیات کودکان نیز می باشد. لالایی ها ، مثل ها ، ترانه های کودکان ، افسانه های خردسالان ، داستانهای ماجرایی ، حماسی ، عاشقانه و اسطوره ها که همه زاییده تخیًل و تفکر مردم اعصار مختلف هستند ، بنیاد و اساس ادبیات کودکان را تشکیل می دهند»(ملکیان ،1385،ص139).
برای ادبیات کودکان تعاریف متعددی ارائه شده است. در کتاب «ادبیات کودکان» نوشته علی اکبر شعاری نژاد آمده است: «ادبیات کودکان به مجموعه آثار و نوشته هایی (کتاب و مقالات) گفته می شود که به وسیله نویسندگان متخصص برای مطالعه آزاد کودکان تهیه می شود و در همه آنها ذوق و سطح رشد و نضج کودکان مورد توجه است»(شعاری نژاد،1364،ص29). بنفشه حجازی نیز در کتاب «ادبیات کودکان : ویژگیها و جنبه ها» می نویسد: «هرآنچه افسانه ، شرح حال ، مطالب علمی و ... که خارج از برنامه درسی و آموزشی مستقیم ، هنرمندانه نوشته و تنظیم شود، ادبیات کودکان خوانده می شود»(حجازی،1384،ص19).
به طور کلی اهداف ادبیات کودکان را می توان در این موارد خلاصه کرد: برانگیختن ذوق و علاقه کودکان در آشنایی با مسائل گوناگون زندگی ، سودبخشی اوقات فراغت ، شکوفایی استعداد ذهنی ، آشنایی با جهان و فرهنگ های مختلف ، آماده کردن کودک برای شناخت ، دوست داشتن ، میل به اعتلای مداوم و ایجاد عادت به مطالعه (شعاری نژاد،1364،ص29؛ایمن(آهی)،1357،ص3-4).
بنابراین ادبیات کودک در حقیقیت پهنه ای است که نیازهای عاطفی ، روانی ، شناختی و استدلالی کودک را برطرف می سازد.با توجه به موارد فوق می توان به نقش و اهمیت کتابهای غیرداستانی در رشد تفکر و شخصیت کودک و پرورش استعدادهای او پی برد.
کودکان کنجکاوند ، مدام با پرسشهای جدید روبرو می شوند و سوالهای بی جواب بسیاری دارند که می خواهند به پاسخ آنها برسند. آنها تلاش دارند جهان پیرامون خود را بهتر بشناسند ، علت پدیده های طبیعی را دریابند. کنجکاویهایی از این دست سبب می شود شروع به پرسش کنند یا برای یافتن پاسخ های مورد نظر خود در منابع مختلف به جستجو بپردازند. در اینجاست که لزوم شناخت انواع نوشته های غیر داستانی و نحوه انتخاب و استفاده از آنها روشن می شود. زمانی بود که کتابهای علمی-اطلاعاتی را جزئی از ادبیات کودکان به شمار نمی آوردند ، زیرا می پنداشتند نه تنها هنر نویسندگی در نگارش آنها بکار نرفته ، بلکه زیبایی و جذابیتی در تصاویر آنها دیده نمی شود. ولی امروزه این عقیده قابل قبول نیست ، چنانچه بسیاری از کتابهای غیر داستانی (علمی-آموزشی) به لحاظ شیوه نگارش و از نظر تصویرسازی ارزش فراوانی دارند.
با توجه به مطالب ارائه شده به اهمیت وجود تصویر در کتابهای علمی کودکان پی برده و این امر مهم می شود که تصاویر زیبا و متناسب برای کتابهای این گروه سنی می تواند حتی کتابهای ضعیف از نظر نگارش را به فروش برساند و چه بسیار کتابهایی با ادبیات و نگارش عالی ، به دلیل فقدان تصاویر خوب از نظر دور بماند.
کودک در کلمات و تصاویر دنیایی را می یابد که می تواند آن را در ذهن خود ترسیم کند ، با واقعیات تطبیق داده و از آنها بسیار بیاموزد. این نکته می تواند زیربنایی برای درک هنری و زیبایی شناسی او باشد ، تا به واسطه آن با عواطف و جهان اطراف خود آشنا شود ، معانی و مفاهیم را بفهمد و تخیل خود را تعریف کند. این دنیا راهنمای او برای گام نهادن به سوی تجربیات جدید خواهد بود.
بدینگونه تصویرگری به منزله یک هنر انتقال مفاهیم ، در قالب نقشها و اشکال جا و مقامی والا در کتابهای کودکان دارد و هنرمند تصویرگر با دمیدن حیات در یک تصویر از جان خود از تجربیات و تمام شخصیت خود مایه می گذارد.
فصل اول:
کلیات طرح:
1-1 بیان مساله تحقیق :
تصویر سازی یکی از شاخه های هنرهای تجسمی است که گاه روایت یا داستانی را منحصر بیان کرده و با استفاده از این ادبیات، تصویری را می آفریند و گاه نقش آموزشی و انتقال اطلاعات نوشتاری را به کمک تصویر بیان می کند، مانند تصاویری که برای کتابهای علمی-آموزشی تعیین شده است. این شاخه از تصویرسازی در حوزه تصویرسازی علمی-آموزشی قرار میگیرد که نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ثبت مفاهیم و مستندات تصویری به عنوان مکمل برای متون علمی-آموزشی دارد.
تصویرسازی علمی با توجه به هر گروه سنی و با توجه به متن آموزشی قابل تغییر می باشد، یکی از مهمترین این گروه های سنی که محتاچ آموزش صحیح به کمک تصویر مناسب است گروه سنی کودک می باشد.کودک از همان آغاز زندگی می آموزد و به آموزش نیاز دارد و تصویرسازی علمی می تواند کمکی باشد برای آموزش صحیح.
با توجه به عنوان این پژوهش همواره این مسأله مطرح می شود باتوجه به اینکه آموزش به عنوان زمینه ای برای رشد همه جانبه کودک نقش بسیار مهمی در تربیت او دارد آیا تصویرساز با خلق تصاویر مناسب همخوان با متن و همچنین داشتن ایده و تکنیک خلاق در ارائه و این بخث که عمومأ علم و هنر می توانند دو معقوله جدا از هم نباشند، می تواند نقش تعیین کننده ای در جهت آموزش بهتر و فراگیر مفاهیم در بهبود کیفیت آموزشی کودکان داشته باشد؟ و آیا سیاست های انتشاراتی های ایران در شاخه تصویرسازی علمی-آموزشی و در جهت بیان و تفهیم موضوعات علمی برای گروه سنی کودک درست اتخاذ می شود یا نه؟
1-2 اهمیت موضوع تحقیق و دلایل انتخاب آن :
آموزش نقش تعیین کننده و مهمی در بهبود تفهیم مفاهیم علمی دارد و در راستای این آموزش ارائه تصویر مناسب و همخوان با متن علمی-آموزشی اثربخشی این معقوله را بیشتر خواهد کرد.با توجه به اهمیت آموزش در گروه سنی کودک، سیاست های انتشاراتی های ایران (سروش، مدرسه،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)در این گروه سنی نیز اهمیت پیدا خواهند کرد که اگر این سیاست ها درست و به جا اتخاذ شده باشند نتایج اثربخشی چون افزایش تعداد مخاطبان و دریافت بالاتر مفاهیم برای این گروه سنی را به دنبال خواهد داشت.
1-3 هدفهای تحقیق :
باتوجه به اینکه نقش تصویر نسبت به متن در آموزش و انتقال اطلاعات علمی و همچنین جذب مخاطب در همه گروه های سنی بخصوص گروه سنی کودک چه در مقطع پیش دبستانی و چه دبستان برای درک بهتر از مفاهیم علمی مؤثرتر می باشد، تصویرساز موظف است با توجه به متن و حفظ بار علمی آن خالق تصاویری باشد با تکنیک صحیح ، ابزار ، رنگ و زاویه دید مناسب تا بیشترین تأثیر را بر روی مخاطب بگذارد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش به کمک تصویرسازی در پیشرفت علوم و مقایسه آن با دیگر روشهای آموزشی است.
1-4 سوالات یا فرضیه های تحقیق :
1-4-1 سوالات اصلی :
1) آیا آثار چاپ شده در ایران به لحاظ تصویری می تواند ارتباط لازمه را با مخاطب برقرار نماید ؟
2) آیا سیستم ارزشیابی صحیح برای عملکرد نهادهای دولتی و غیردولتی وجود دارد ؟
1-4-2 سوالات فرعی :
آیا سیاست های نشر منطبق بر ارتقاء سطح کیفی آموزش می باشد ؟
آیا نهاد ارزشیابی کننده در ایران عملأ وجود دارد ؟
1-5 روش تحقیق :
از روش کتابخانه ای و اینترنتی و مشاهده و مطالعه موردی و تحلیلی بروی تصاویر کمک گرفته شده است . در بخش نظری از مطالعه کتابخانه ای برای گردآوری نظریه ها و اطلاعات راجع به موضوع استفاده شده و سپس در بخش پایانی پژوهش با بررسی و مقایسه تصاویر ، به تجزیه و تحلیل نهایی رسیده و نتیجه گیری شده است .
1-6 پیشینه پژوهش :
در زمینه تصویرسازی علمی و تصویرسازی کودک تحقیقات چندی صورت گرفته و پایانمه هایی در این خصوص تدوین شده، که تعدادی را به عنوان نمونه و ذکر پیشینه پژوهش عنوان می کنم:
ویدا عاکف ، تصویر گری علمی و ارزش هنری ف1386 ، دانشکده هنر و معماری واحد تهران مرکزی
مهرانه جندقی شاهی، بررسی تکنیک های کلاژ و کاربرد آن در حیطه آموزش به کودکان ، 1391
معصومه عبدی پور، شناخت تصویرسازی آموزشی مفاهیم به کودک در مقطع پیش دبستانی،1387
1-7 روش گرد آوری اطلاعات :
به طور معمول در این تحقیق از دو روش عمده برای جمع آوری داده ها استفاده شده که عبارتند از :
1- روش مطالعات میدانی 2- روش مطالعات کتابخانه ای شامل مطالعه : کتب گوناگون ، مجلات ، سایت ها و سیستم های اطلاع رسانی ، پایان نامه ها ، اسناد تصویری
1-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به ماهیت آن ها ، روش های مختلفی وجود دارد که پژوهشگر باید به کار برد و سنخیت این روش ها توجه کند تا در نهایت بتواند نتیجه گیری های معتبر و دقیقی را به عمل آورد. ( خاکی ، 1382) در این پژوهش نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش توصیف و تحلیل محتوایی صورت پذیرفته است

فصل 2:
نشر و تاریخچه نشر کتابهای کودکان:
2-1 ادبیات کودکان
قبل از تعریف ادبیات کودکان، ارائه چند تعریف دیگر ، ضروری است.انسان چیست؟ انسان کامل چگونه انسانی است؟ کودک کیست؟ و سپس ادبیات کودکان کدام است؟ انسان وجود دارد و از جمله خصایص آن ، استعداد خاص تفکر و ارتباط با همنوعان است. زبان «گفتاری و نوشتاری» فعلاً بهترین وسیله ایست که افراد بشر را به یکدیگر مربوط می کند و موجب پیدایش فرهنگ بشری مسترک در جهان می گردد.
تعریف ادبیات کودکان با تعریف ادبیات به معنای عام تفاوتی ندارد ، اما تفاوت بین نیازها و امکانات کودکان با بزرگسالان موجب می شود که از ادبیات کودکان انتظار بیشتری وجود داشته باشد چرا که برای انسانی کم تجربه به وجود می آید لذا باید عالیتر و سازنده تر باشد. (ایمن(آهی) ،1357 ،ص 1-3)
این تفاوتها عبارتند از:
محدود بودن تجربه کودکان (از لحاظ نوع ، وسعت و میزان تجربه)
محدودیت زبان (محدودیت گنجینه لغات)
محدود بودن زمان دقت (کودکان نمی توانند از نظر فکری مدت زیادی در امری مثل خواندن داستان دقت کنند.)
ناتوان بودن در دریافت رویدادهای مختلف در یک زمان (این محدودیتها با بزرگتر شدن کودک کاهش می یابند و ادبیات مورد استفاده او به ادبیات بزرگسالان نزدیکتر می شود.)
با توجه با این محدودیتها و نیازهایی که کودکان در سنین مختلف دارند ، شاید بتوان این تعریف را پذیرفت که «هر آنچه خارج از برنامه درسی و آموزشی مستقیم، هنرمندانه نوشته و تنظیم شود ، ادبیات کودکان خوانده می شود».(همان)
2-2 اهداف ادبیات کودکان
پروفسور «هوگارث» در این زمینه می گوید : «ادبیات کشف می کند ، بازآفرینی می کند و در جستجوی معناست.» این بیان همچون کلیدی زودگشا ما را از ارزش ادبیات کودکان آگاه می سازد و توصیفی کامل است. زیرا در دوران کودکی ، کودکان بیش از هر دوره دیگر زندگی ، کشف و بازآفرینی کرده و به دنبال کشف حقیقت در تجارب انسانی هستند. کودکان هر روز سرگرم بازیهای طبیعی و عادی خود هستند. آموزش و پرورش صحیح به بازیهای آنان شکل می دهد و آنان را کمک و رهبری می کند تا در زمانی اندک پی به اسرار ببرند و این احتمال نیز هست که هرگز به آن درجه از آگاهی نرسند. کاملاً واضح است که چنین کمکی نه تنها در مدرسه بلکه خارج از آن هم باید مورد توجه خاص قرار گیرد. اگر آنچه را هوگارث و دیگران اظهار می دارند ، بپذیریم هدف ادبیات همان یاری کردن است که اشاره شد. البته ادبیات در این راه ، تنها نیست. موسیقی ، هنرهای دستی و پژوهشهای هوشمندانه علمی همه به شکلی حقیقت را کشف می کنند و به دنبال آن هستند . آنچه بین این گروه و ادبیات مشترک نیست ، خصلت ویژه ادبیات است. یعنی رابطه یگانه ای که بین زبان و قالب آن برقرار است. (حجازی،1384،ص18)
در تعاریف مختلفی که از اهداف ادبیات داده شده ، می بینیم که همه از لذت بردن از زیبایی و استفاده عملی در زندگی متفقند. هرچند که ادبیات مخلوق اجتماع است و اهداف آن نمی تواند از اهداف مردمی که آن را می سازند ، جدا باشد. هدف ادبیات کودکان ، ساختن انسان و جامعه است لذا با تکیه بر گذشته ، آینده نگر است و نقش بزرگی بر عهده دارد که اهداف مختلف ذیل را در بر می گیرد :
(آماده کردن کودک برای شناخت ، دوست داشتن و ساختن محیط. از طریق ادبیات است که کودکان مسائل مختلف را می شناسند و راه های گوناگون رو به رو شدن با آنها را می بینند و تجربه می کنند و در نتیجه این گسترش دید و تخیل ، قدرت تفکر و سازندگی بیشتر به دست می آورند.
شناساندن طفل به خویشتن ، ایجاد احترام به اصالت انسانی و میل به اعتلای مداوم. ادبیات کودکان باید بتواند انواع نیازهای روانی آنان را بشکافد ، بپروراند و تا حد امکان ارضا کند.
سرگرم کننده و لذت بخش بودن. بهترین افکار و قشنگترین موضوعات اگر به نحو سرگرم کننده و لذتبخش به کودکان ارائه نشود هرگز نفوذ کلام لازم را نخواهد داشت.
علاقه مند کردن کودک به مطالعه و ایجاد عادت به مطالعه
ایجاد و تقویت صلح در جهان. (ایمن(آهی)،1357، ص 3و11)
تأمین کننده محدودیت و کمبودهای کتب درسی از لحاظ مطالب ارائه شده
یاری رساندن به کودکان در پیشرفت تحصیلی آنان و همینطور در امر آموزش و پرورش برای مربیان (شعاری نژاد، 1364)
2-3 تاریخچه ادبیات و نشر کودکان
منظور از بحث درباره تاریخچه یا سرگذشت یک امر، این است که معلوم شود : چگونه پیدا شده است ، سیر تکاملی آن چگونه بوده ، پیشروان آن چه کسانی بوده و چه تلاشها و فداکاریهایی کرده اند ، و سرانجام وارثان آن چه وظایفی برای تکمیل ، اصلاح و گسترش آن به عهده دارند
تا چندی پیش موضوع «ادبیات کودکان» مطرح نبود و اگر هم بود نه به آن محتوا و قالبی که باید باشد. امروزه این موضوع چنان جهانی شده است که در دانشگاهها موضوع درس و تحقیق قرار می گیرد و موسسات و کانون ها و جمعیت های زیادی در راه تکامل آن تحقیق و موشکافی می کنند و کتابها نوشته و می نویسند.
وقتی سخن از مطرح نبودن ادبیات کودکان تا سالهای اخیر می کنیم توجهمان بر روی معنای ادبیات کودکان است وگرنه ادبیات برای کودکان زمان شروع معینی ندارد. از زمانی که مادری برای طفلش آواز خوانده است شکلی از ادبیات کودک نیز خلق شده است ، لالایی یعنی همان شکل مألوف هنگام خواب که در بزرگسالی هم ، طنین آوای آن آرام بخش دل و جان است.
« گذشته از لالایی که یکی از اولین انواع ادبیات شفاهی است ، نوع دیگر از ادبیات شفاهی کودکانه «قصه» است. قصه هایی عامیانه ای که اعجاب و تحسین ما را نسبت به قهرمان داستان و تنفر و انزجار را نسبت به جادوگر و دیو و حاکم ظالم برمی انگیخت. قصه هایی که سرشار از ابهام و سایه های خیالی بودند.
کسانی که داستانهای عامیانه ایران را عمیقاً بررسی کرده اند برای طبقه بندی آن دو طریق را برگزیده اند:
1. نوع داستان
2. مایه اصلی
این طبقه بندی گروهی شامل انواع داستانهای پهلوانی ، داستانهای پریان ، داستانهای فکاهی ، داستانهایی درباه جانوران و داستانهای زنجیره ای و ... نیز می شود. (سپیده فردا ،ش 6-5 ، فروردین 1382 ، ص 57)
با مطالعه داستانهای عامیانه می توان درباره اندیشه و گفتار مردم اطلاعاتی حاصل کرد گرچه ممکن است خود مردم از نفوذی که این داستانها در سنین کودکی بر آنها گذاشته است بی خبر باشند. در واقع راه شناختن یک ملت این است که ببینیم به کودکان خود چه می گویند.
2-4 تاریخچه ادبیات و نشر کودکان در ایران
در ایران به رغم عظمت و قدرت و سابقه ادبی ، همانند اکثر کشورهای جهان ، ادبیات کودکان به معنای امروزی سابقه چندانی ندارد. ولی این کمبود در زمینه ادبیاتی که به نام و برای کودک نوشته می شده است و درباره افسانه ها ، ملت ها و داستانهای عامیانه صادق نیست و کودکان ایرانی در ادوار پیشین از ادبیات خاص خود به کلی بی نصیب نبوده اند. ادبیات شفاهی و عامیانه ایران غنی است ولی این ادبیات مکتوب فارسی است که به علت فلسفه خاص تعلیم و تربیت ، ضعف و فقر دارد.
در ادبیات عامیانه گوشه و کنار ایران ، قسمت مهمی اختصاص به مطالبی دارد که اگر هم مخصوصاً برای انتقال به کودکان نباشد ولی آن چنان زمینه ای دارد که به راحتی می توان آنها را برای خردسالان بازگفت.
اگر از ادبیات عامیانه ایران دوبیتیهای عاشقانه ، سرودواره ها ، بیاضهای سخنوری ، بعضی اشعار و روایات دینی و پاره ای قصه های پهلوانی را جدا کنیم چیزی جز ادبیات کودکان باز نخواهد ماند ، تقریباً تمامی قصه ها و افسانه های شایع بین مردم ، ملتها ، لالایی ها ، معماها و چیستانها ، گونه های بازی و قافیه پردازی های عامیانه برای کودکان ایجاد شده است و وسعت این گونه های ادبی تا بدانجاست که می توانیم بگوئیم قسمت اعظم آثار ادبی عامیانه ایران متعلق به کودکان است و اگر ادبیات رسمی بیشتر از آن بزرگسالان است ، ادبیات توده بیشتر به کودکان اختصاص دارد. (فصلنامه کانون ، ش2 ، تابستان 1353 ، ص22)
در بررسی ادبیات کودکان ایران شاید بهتر باشد آن را به چند بخش تقسیم کنیم:
2-4-1 ادبیات عامیانه
2-4-2 ادبیات خواص
2-4-3 ادبیات کلاسیک
2-4-4 مشروطیت و ادبیات کودکان
2-4-5 پایه گذاران ادبیات نوین کودکان
2-4-6 ادبیات کودکان در دهه 40 (1340-1350ش )
2-4-7 ادبیات کودکان در دو دهه 50 و 60 (1350-1369ش )
2-4-8 ادبیات کودکان در دهه 70 (1370 1379ش)
2-4-1 ادبیات عامیانه
ادبیات عامیانه هم مانند ادبیات مردم در هر نقطه دیگر گیتی آیینه ای است تمام نما از خصوصیات خلقی و مسائل و راهنماییهای این قوم کهن. اگر در لالایی های مادرانه اثری از غم تنهایی دیده می شود ، متلها جلوه گر شوخ طبعی و تیزاندیشی طبع طنزپسند ایرانی است و در افسانه ها بخصوص افسانه های حماسی ، روح بلنه و آزادی طلب مردمی دیده می شود که همواره کوشیده اند زیر بار زور نروند و به هر وسیله دست افکنده اند که موجودیت خویش را ثابت و حفظ کنند. این گنجینه عظیم قرنها سینه به سینه از دهان مادربزرگان به گوش نوه ها رسیده است. (ایمن(آهی)،1357،ص20-30«خلاصه و اقتباس»)
کسی که اولین بار داستانهای عامیانه ایرانی را مخصوص کودکان جمع آوری و منتشر کرد «ابوالفضل صبحی مهتدی» بود. این داستانگوی ماهر ، فعالیت خود را از رادیو آغاز کرد و از طریق برنامه اش با بچه های کشور تماس برقرار کرد و از آنها درخواست نمود که در راه گردآوری داستانها به او کمک کنند. بچه ها دعوتش را پذیرفتند و چنین بود که از گوشه و کنار ، سیل داستانها و متلها و ترانه ها به سویش روانه گشت. صبحی از مدفون ماندن این داستانها جلوگیری کرد و همه آنها را به چاپ رساند. کتابهای «افسانه ها» ، «افسانه های کهن» و «عمو نوروز» او بارها تجدید چاپ شده اند. (حجازی،1384،ص 30)
لازم است اشاره شود که صبحی اولین کسی نبود که دست به جمع آوری ادبیات عامیانه در ایران زد بلکه «صادق هدایت» سالها قبل از او این کار را کرده بود ولی صبحی کسی بود که ادبیات عامیانه را برای کودکان و نوجوانان جمع آوری کرد و در واقع از این رو کارش را می توان هم ردیف کار برادران «گریم» در آلمان و «شارل پرو» در فرانسه دانست. مجموعه های صبحی را نمی توان مهمترین بازنویسی از ادبیات عامیانه کودکان ایرانی دانست زیرا چیزی است بین یک اثر عامیانه و یک بازنویسی خلاق ، گذشته از این ، همیشه خوش ذوقی بخرج نداده است و اغلب هرچه را که برایش فرستاده اند به چاپ رسانده است. به همین دلیل در میان آثار وی به کلمات رکیک و مطالبی برمی خوریم که باعث می شود بگوئیم همه داستانهای مجموعه های وی برای کودکان نیست. با وجود این کار صبحی از لحاظ تاریخچه ادبیات کودکان در کشور ما همیشه جای خود را خواهد داشت. ( همان ، ص 31)
پس از آن عده زیادی به جمع آوری ادبیات عامیانه در نقاط مختلف کشور پرداختند و با دیدی آشناتر به روحیه کودکان و نوجوانان مجموعه هایی را منتشر ساختند.
2-4-2 ادبیات خواص
وزرا و نویسندگان دانشمند و ادیب در طول تاریخ ایران به کار تربیت شاهزادگان و امیرزادگان و کودکان و نوجوانانی که می بایست بعدها زمان امور کشور را در دست گیرند ، مشغول بودند و جهت تعلیم و تربیت آنان و آموزش راه و رسم مردمداری و حکومت ، کتابها و رسالاتی نوشتند که از میان آنها قابوسنامه، سیاستنامه و کارنامه اردشیر بابکان و ... را می توان نام برد. این کتب از آنجا که حتی قرنها پس از نوشتن ، فقط برای درس و آموزش بزرگزادگان به کار گرفته می شود در اختیار عوام قرار نمی گرفت و به علت داشتن خصوصیات ادبی ، نام ادبیات خواص گرفته اند. این آثار که هم اکنون در زمره ادبیات کلاسیک فارسی هستند ، شاید از اولین نوشته هایی هستند که در ایران برای نوجوانان تهیه شده اند. (همان ، ص31)
2-4-3 ادبیات کلاسیک
کودکان و نوجوانان طبقات خاص ایرانی که باسواد بودند یا امکان سوادآموزی داشتند از منبع عظیم ادبیات کلاسیک یعنی ادبیات مکتوبی که نویسنده و سبک شناخته شده داشت ، استفاده می کردند. کتابها را یا برایشان می خواندند ، یا خود به حفظ اشعاری چون اشعار شاهنامه و مثنوی معنوی و حتی حفظ آثار منثوری چون مقدمه گلستان همت می گماشتند که البته این سرگرمی را یا جهت ارضای خاطر والدین بر کی گزیدند یا جهت ابراز وجود در مجامع فامیلی و میان آشنایان و همسالان. هنوز هم ادبیات کلاسیک در مدارس تدریس می شود و حفظ اشعار اجتناب ناپذیر است. (ایمن(آهی)،1357، ص 20-32)
می بینیم که اندیشمندان از کودکان غافل نبوده اند اما جامعه ایرانی کمتر می توانسته این اندیشه ها را بکار ببندد زیرا کتابها در دسترس همه نبوده و اندیشه های دانشمندان به گونه دیگری هم تبلیغ نمی شده است و شماره متفکران هم چندان نبوده که روح یک جامعه با آنها دگرگون شود. به همین دلیل قرنهای پی در پی کودکان به دنیا می آمدند و هم چنان که جامعه ای همانند جامه پدر و مادر به تن می کردند به ناچار چون پدر و مادر می اندیشیدند و همان کتابهایی را می خواندند که آنها می خواندند. در این میان ، قصه های منظومی چون موش و گربه عبید زاکانی نیز خوانده می شد.
به خلاف عقیده برخی به معنای سرودن این داستان منظوم برای کودکان و نوجوانان نیست و نظیر داستان «آلیس در سرزمین عجایب» کاملاً انتقادی است. (حجازی،1384،ص32)
2-4-4 مشروطیت و ادبیات کودکان
جنبش مشروطه خواهی همانطور که در ادبیات فارسی تأثیری بسیار عمیق داشت و دیدی واقع بین و مردم گرا به آن بخشید طبیعتاً در ادبیات کودکان نیز موثر واقع شد اگرچه نویسنده گی و سرایندگی این دست از نویسندگان برای کودکان تفننی بود ولی به هر حال اشعاری از ایرج میرزا ، عشقی و بهار را کودکان سنین دبستانی و نوجوانان با میل بسیار می خواندند و هنوز هم آنچه در نوشته های این دوره قابل ذکر است زبان و سبک نوشته است ، گرچه در انتخاب موضوع نیز ابداعاتی دیده می شود. از این پس ادبیات وسیله سخن گفتن و درد و دل کردن با مردم می شود نه فخر فروشی ادیبانه و مداحی. گرچه این تغییر جهت در همه جا موفقیت آمیز نبود و آثار ناشیانه بسیار وجود آورد ولی به هر حال در تاریخ ادبیات مردم ما نقطه عطفی است. (ایمن(آهی)،1357،ص 23)
ایرج میرزا (ولادت 1291 ه.ق ، وفات 1343 ه.ق) را شاید بتوان اولین شاعری دانست که در زبان فارسی ، اشعاری برای کودکان و در خور فهم کودکان سروده است. کاملترین شعر او در زمینه کودکان شعریست با عنوان نصیخت به فرزند که از دو بخش تشکیل شده است: در بخش نخست ، شاعر فرزند خود را به پاک و زیبا بودن فرا می خواند و در بخش دیگر ، پاکی و زیبایی معنوی را از وی طلب می کند. در هر دو بخش به روشنی استفاده از شعر در جهت آموزش و تربیت کودکان دیده می شود. (حجازی،1384،ص 33)
حاجی میرزا یحیی دولت آبادی (ولادت 1279 ه.ق ، وفات 1318 ه.ش) از دیگر روشنفکران دوره مشروطه و از جمله بنیانگذاران مدارس و موسسات فرهنگی و از اولین نویسندگان کتابهای درسی در ایران است که تا حدودی بیش از اسلاف خود در سرودن شعر برای کودکان موفق بوده است. (همان ، ص34)
مهدیقلی خان هدایت (مخبرالدوله) نیز از نویسندگان دوره مشروطه است که از سوی «کمیسیون معارف» مأمور تهیه «خواندنیهای کودکان» شد و پروژه - ریسرچای مصور و جنگ مانند در 24 صفحه با حروف درشت اعراب دارد به نام «سه فندق خواندنی برای کودک» فراهم آورد. ( همان ، ص 35)
از دیگر شاعران گرانمایه این عصر محمدتقی خان بهار (ولادت 1266 ه.ش ، وفات 1330 ه.ش) سراینده سروده «ما همه کودکان ایرانیم ، مادر خویش را نگهبانیم» است. او آثار دیگری از جمله : اندرز به جوانان ، بچه ترسو ، تنبلی عاقبتش حمالی است ، رنج و گنج ، خدا و والدین و مونس پدر را نیز برای کودکان سروده است. ( همان ، ص35)
نیما یوشیج (علی اسفندیاری) نیز از دیگر شعرای این دوره است که با سود جستن از مشترکات دنیای شعر و کودکان در برخی از اشعار خود توانسته است در زمره شعرای مناسب کودکان قرار گیرد. (همان ، ص36)
محمودخان ملک الشعرای صبا و میرزاعلی اکبرخان صابر ، خالق کتاب «هوپ هوپ نامه» نیز از زمره کسانی هستند که نامشان در تاریهچه ادبیات کودکان ایران بیشتر می درخشد.
اگرچه شعرای این دوره به فراست دریافته بودند که در شعر ویژه کودکان باید تا حد امکان از بکار بردن کلمات مهجور و ثقیل و دور از فهم کودکان خودداری کرد اما همچنان روح اندرزگویی و ابلاغ بی واسطه پیام دیده می شود و هنوز این باور که رمز تأثیر شگرف یک اثر ادبی در کودک ، غیرمستقیم بودن آن است ، ایجاد نشده بود. لذا آنان بیشتر ناصحی ادیب هستند تا شاعر کودک، بعدها با ظهور جبار باغچه بان (عسکرزاده) شاهد ظهور اولین شاعر کودکان ایران می شویم که بزرگترین ابتکار او انتخاب وزنها و قالبهایی نزدیک به ترانه های عامیانه است. ( همان ، ص36)
در زمینه نثر از «طالبوف تبریزی» می توان نام برد که نام او جزو نخستین هایی است که برای کودکان و نوجوانان قلم زده اند. مهمترین اثر او «کتاب احمد» یا «سفینه طالبی» است که در سال 1307 ه.ق شروع به نوشتن آن کرد و در سال 1322 جلد دوم آن را نوشت. او هر بخشی از کتاب خود را یک صحبت نامیده و هر صحبتی ، گفتگویی است بر سر یک موضوع علمی و اجتماعی که با زبان ساده و ابتدایی برای آن دوران پیش کشیده است. احمد یک قهرمان خیالی همانند «امیل ژان ژاک روسو» است که طالبوف خود را پدر و مربی او خوانده است. (حجازی ، 1384 ، ص38)
2-4-5 پایه گذاران ادبیات و نشر نوین کودکان
پایه گذاری ادبیات نوین کودکان از آذربایجان و جبار عسکرزاده (باغچه بان) شروع شد. او که در سال 1264 ه.ش به دنیا آمد و در سال 1345 ه.ش در گذشت ، هنرش دیدن جهان از دریچه چشم کودکان بود. باغچه بان در حدود سالهای 1300 دست به خلق خواندنیهای خاص کودکان زد. شعر سرود ، داستان نوشت ولی مجموعه اشعارش به نام های «من هم در دنیا آرزو دارم» و «افسانه بابابرفی» پس از مرگش به چاپ رسیدند.
در فاصله بین سالهای سیصد و سیصد و بیست ، گاه و بیگاه نویسندگان و شاعرانی پیدا شدند و آثاری را خلق کردند که مورد توجه نوجوانان واقع شد. در این میان علاوه بر افرادی چون یحیی دولت آبادی که از فعالین دوره مشروطه بود ، از صنعتی زاده کرمانی مولف کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» نیز می توان نام برد. در همین زمان عباس یمینی شریف (1298 ه.ش – 1367 ه.ش ) دست به نوشتن کتاب و سرودن شعر برای کودکان زد. او معلم بود و این رسالت خویش را به طور کامل در نوشته هایش اعم از نثر و نظم نشان داده است. عباس یمینی شریف به خاطر آثارش بارها برنده جوایز مختلف ادبیات کودکان شد. او از اولین کسانی است که دست به انتشار مجله برای کودکان زد.
در همین زمان آثار خارجی نیز بتدریج برای کودکان و نوجوانان به فارسی برگردانده شد. گرچه با توجه به احتاج مبرم کودکان و نوجوانان آن دوره ، کار ترجمه ، تحرک لازم را نداشت ولی مترجم هایی چون علینقی وزیری ، روحی ارباب و افسانه آهی ، افسانه های عامیانه ملل و افسانه های اندرسن را به زبان فارسی روز در دسترس کودکان ایرانی گذاشتند.
از سال 1320 تحول همه جانبه ای در تاریخ انتشارات ایران پدید آمه. روزنامه ها و مجله های بیشماری با دیدها و طرز فکرهای مختلف در دسترس همگان قرار گرفت. این روزنامه ها و مجله ها اغلب برای کودکان و نوجوانان صفحه های مخصوص داشتند. بعضی از این مجلات به بحث و انتقاد درباره مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان پرداختند. از آن جمله در سالهای 1332 مجله «سپید فردا» نقش مستقیم گفتگو با مربی ایرانی را اعم از معلمان و والدین بر عهده گرفت. در این مجله همراه با مقالات فنی تعلیم و تربیت ، مقالاتی درباره ادبیات کودکان ، داستانها و اشعاری خاص بچه ها ، و هم چنین چاسخ پرسشهای متنوع نوجوانان و جوانان منتشر شد. همین مجله بود که اولین فهرست کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان را در سال 1338 منتشر کرد. در زمینه ترجمه نیز ابتدا باید از فعالیت انتشارات «نور جهان» نام برد که در چهارچوب تبلیغات مذهبی تعدادی کتاب شرح حال و داستان را در اختیار کودکان گذاشت.
در توسعه کار ترجمه بدون شک فعالیت انتشارات فرانکلین و بنگاه ترجمه و نشر کتاب را باید به خاطر داشت. اما بنگاه ترجمه و نشر کتاب از آثار نویسندگان فرانسوی و گاه روسی و بندرت از نویسندگان کشورهای دیگر ترجمه می کرد و بنگاه انتشارات فرانکلین نیز سالها فقط به ترجمه از منابع آمریکایی مشغول بود و در نتیجه گرچه بچه ها با کتابهای خوب خارجی آشنا شدند ولی کم کم دیدی یک جانبه نسبت به جهان و مسائل آن پیدا کردند.
ترجمه کتابهای کودکان و نوجوانان بخصوص در زمینه کتابهای غیر داستانی اشکال دیگری نیز داشت و آن این بود که بسیاری از مترجمان گرچه عالم و آشنا به ادبیات فارسی بودند ولی کودک و نوجوان را نمی شناختند و به مهارتهای آنان در زبان آشنا نبودند. این اشتباه در انتخاب مترجم برای کتابهای غیر داستانی کودکان سبب شد که بسیاری از کتابهای ارزنده علمی که به فارسی برگردانده شده بود بدون خواننده بماند. طفلی که موضوع کتاب برایش جالب توجه بود فارسی آن را نمی فهمید و برای نوجوانی که شاید زبان را درک می کرد موضوع ، بچگانه و پیش پا افتاده بود.
ولی به طور کلی آثار ترجمه شده در ادبیات کودکان با همه معایبشان این حسن را داشتند که علاوه بر اینکه مطالب خواندنی در دسترس کودکان و نوجوانان گذاشتند ، مربیان و نویسندگان جوان را نیز بیدار کردند تا به خلق آثار مناسب برای بچه های این سرزمین بپردازند. در آخرین سالهای همین دهه اولین کتابهای تصویری منتشر شد مانند : «کدوی غلغله زن» و «نرگس و عروسک مو طلایی». (حجازی،1384،ص38-40)
2-4-6 ادبیات و نشر کودکان در دهه 40(1340 – 1350 ه.ش)
سال 1340 نقطه عطف دیگری در تاریخ ادبیات کودکان ایران است و در این سال چرخشی بنیانی در کتابهای درسی پدیدار شد. روش تدریس و مطالب کتابهای جدید ، سن مطالعه را تقریباً سه سال پایین آورد و به این ترتیب جمعیت کتابخوان چندین برابر شد. نقد ادبی در زمینه ادبیات کودکان که با پروژه - ریسرچهای مجله «سپیده فردا» در چندین سال قبل شروع شده بود، رونق گرفت و مجلاتی چون «سخن ، راهنمای کتاب و بعدها نگین ، فردوسی و تماشا» به درج انتقاداتی در زمینه کتابها و خواندنیهای کودکان پرداختند. رفته رفته کتابهای بچه ها موضوع بررسی و مطالعه دقیق شدند. در سال 1341 «شورای کتاب کودک» کار خود را آغاز کرد ، این شورا که کار اصلی اش بررسی و انتخاب کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان است با تشکیل انواع جلسات بحث،نمایشگاههای کتاب و برگزاری هفته های کتاب کودکان ، انتشار فهرست هایی از کتابهای مناسب برای کودکان و نوجوانان و برگزیدن کتاب های خوب در هر سال شاید برای نخستین بار به صورتی جدی و مداوم به بررسی کیفیت کتابهای کودکان و نوجوانان پرداخت. (حجازی،1384،ص40-45،)
نمی توان از ادبیات کودکان در این سالها سخن گفت و از مجله «پیک» که در سال 1343 منتشر می شد یاد نکرد. در سال 1344، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوجود آمد. کانون در زمینه ای بسیار وسیع به پرورش فکر کودکان پرداخت. گذشته از احداث کتابخانه های عمومی برای کودکان ، با در خدمت گرفتن نیروهای فعال از نویسندگان ، مترجمان جوان و نقاشان و مصوران با استعداد ، کتابهای زیبا به تعداد زیاد در دسترس کودکان گذاشت. هم چنین در زمینه نقد و بررسی کتاب، تهیه نمایشنامه و بوجود آوردن تئاتر و فیلم خاص اطفال اقدامات شایان توجهی کرد. در میان این همه اقدامات آنچه بیش از همه مستقیماً در کتابخوان کردن کودکان ایرانی موثر بوده کتابخانه های عمومی کودکان است که کانون در گوشه و کنار کشور بخصوص در نقاط پرجمعیت و کم بضاعت ایجاد کرده و می کند. وجود این کتابخانه ها کتاب را در دسترس عموم بچه های باسواد گذاشت. در جایی که این کتابخانه ها هستند پول داشتن لازمه کتاب خواندن نیست و بچه ها می توانند به گرانترین کتابها دست یابند. گذشته از این کتابخانه های کانون به صورت باشگاههایی فرهنگی درآمده اند که اطفال طبقات مختلف را پهلوی هم به مطالعه و بحث و تجسس و خلق آثار هنری تشویق می کنند.
این دهه را در تاریخچه ادبیات کودکان ایران می توان دهه هوشیاری و تحرک نامید. ناشر و مترجم و نویسنده و محقق و معلم همه به کار کتابهای بچه ها علاقه نشان می دادند.
توجه به ادبیات کلاسیک و عامیانه و واقع گرایانه چند خصیصه اصلی داستانها در این زمان است. در انتخاب و انطباق از ادبیات کلاسیک فارسی برای کودکان باید از کارهای احسان یارشاطر («داستانهای شاهنامه» و «داستانهای ایران باستان») و مهدی آذریزدی («مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب») و زهرا خانلری («داستانهای دل انگیز ادبیات فارسی» و «افسانه سیمرغ») و مهرداد بهار («جمشیدشاه» و «بستور») نام برد. این نویسندگان در سبک انطباق ادبی کاری کاملاً متفاوت ارائه داده اند. گرایش به ادبیات عامیانه و واقع گرایانه گرچه به جا و خوب شروع شد (صمد بهرنگی) ولی به جایی رسید که به چشم کودکان و نوجوانان عینک خاص روشنفکران ناموفق زده شد.
از دیگر خصوصیات ادبیات کودکان در این دهه رسوخ شعر نوین است در قلمرو کودکان ، شعرایی چون محمود کاشانی ، پروین دولت آبادی ، م.آزاد برای اطفال شعر می گفتند. بعضی از آنها در سبکی سخت پیشرو و بعضی دیگر در قالبی کلاسیک تر مفاهیم جدید را می پروراندند. چنانکه اشاره شد در این دوره نویسندگان و مترجمان و ناشران بسیاری به کار کتابهای کودکان پرداخته اند که بدون شک از میان نویسندگان ، اسمهایی چون صمد بهرنگی ، نادر ابراهیمی و فریده فرجام را کودکان و نوجوانان بسیار خوب می شناختند. معلمان و کتابداران نیز ناشرانی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، امیرکبیر (کتابهای طلایی) ، نیل (دانستنیهای جهان علم) ، پدیده ، ابن سینا و ... را می شناختند ، گرچه از لحاظ کیفی آنها را با هم مقایسه نمی کردند ولی به عنوان ناشرانی که بیش از دیگران به کار کودکان می پردازند قبولشان داشتند. (ایمن(آهی)،1357، ص24-30 )
2-4-7 ادبیات و نشر کودکان در دو دهه50و60(1350-1369 ه.ش)
در این سالها فعالیت ها سرعت چشمگیری یافتند. رشد روزافزون جمعیت و جوان شدن آن و بالا رفتن درصد دانش آموزان و بهبود نسبی اوضاع اقتصادی ، توجه به کودکان و نوجوانان را افزایش داد. علاوه بر اهداء جوایز و پلاک های یادبود و انتشار تقویم و سایر فعالیت های این دوره ، درس ادبیات کودکان در دوره لیسانس ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با مدرسی عباس یمینی شریف آغاز شد. سپس در سال 1356 سایر دانشگاهها نیز اقدام به برگزار نمودن جلسات این درس کردند. انقلاب اسلامی در سال 1357 هوشیاری و رشد ذهنی – اجتماعی کودکان ایران را بالاتر برد و بر وسعت تجربه های آنان افزود و زمینه های دیگری را برای کار نویسندگان و شاعران فراهم نمود. در این دو دهه و به خصوص پس از انقلاب ، صحبت از یک شاعر و یک نویسنده و یک تصویرگر نیست.
در همه زمینه ها گسترش و رشد مشاهده می شد و خواه ناخواه درصد کارهای نامناسب و مبتذل نیز فزونی گرفت و همزمان با آن سخت گیری و جدیت بیشتری در زمینه نقد کتب کودکان پیش آمد. کتابهایی که زمانی جزو فهرست کتب مناسب کودکان و نوجوانان بودند از این فهرست ها کنار گذاشته شدند. اگرچه از اولین سالهای دهه چهل ارتباط مستقیم و سازنده با کودک مورد توجه قرار گرفت ولی همچنان تأکید بر تحقیق جدی در این زمینه ادامه یافت. مسئله نقاشی کودکان و تشکیل نمایشگاه هایی از نقاشی های آنان یکی از کوششها در جهت دستیابی به ذهنیت کودکان است.
در زمینه کتب مربوط به دانش اجتماعی ، علوم ، هنر و سرگرمی ، ترجمه های خوب بیشتری نسبت به دهه قبل به فهرست کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان راه یافتند.
کتب قصه و داستان از نویسندگان ایرانی به خصوص داستان واقعی برای نوجوانان ، انتشار چشمگیری داشتند و تعداد زیادی از آنان نیز جوایزی را به خود اختصاص دادند.
در این ایام به اسامی علی اشرف درویشیان ، فریدون دوستدار ، قاضی ربیحاوی ، رضا رهگذر ، قدسی قاضی نور ، منوچهر کریم زاده ، مهدخت کشکولی ، منصور یاقوتی و به خصوص هوشنگ مرادی کرمانی (که داستانهای مجید و بچه های قالیبافخانه او مشهور است) برمی خوریم.
بازار ترجمه نیز در این دو دهه داغ تر شد و اسامی مترجم هایی که حاصل تلاش آنان به فهرست ها راه یافته اند زیاد است ولی نام اردشیر نیکپور ، غلامرضا امامی ، پوران صلح کل ، محمد قاضی ، پرویز داریوش ، گلی امامی ، ایرج جهانشاهی و ... بیشتر از همه به چشم می خورد.
به ناشران قدیمی که تا این زمان با سابقه کار بیشتر و اطلاعات فنی تر همچنان به کار خود ادامه می دادند ، سازمان همگام با کودکان و نوجوانان و سروش ... را نیز می توان افزود.
آمار فعالیتها و گستردگی زمینه های متفاوت در ارتباط با ادبیات کودکان در این سالها به قدری وسیع است که نیازمند تقسیم بندی زمانی کوتاه تری است تا تمام کارهای انجام شده مد نظر قرارگیرند. (حجازی ،1384،ص 42-45)
2-4-8 ادبیات و نشر کودکان در دهه 70(1370 – 1379 ه.ش)
این دهه همراه با تعمیق برنامه های دهه های گذشته و ورزیدگی در اجرای فعالیتها. تهسیل ارتباطات بین المللی علاوه بر دستیابی به اطلاعات ، حضور ادبیات کودکان و نوجوانان ایرانی و فعالان این زمینه را در عرصه جهانی پررنگتر نمود.
در این دهه ، فعالیت شامل حال همه کودکان و نوجوانان شد از کودکان معلول –که آغاز فعالیت برای آنان در دهه قبل است- تا کودکان پناهندگان به ایران یا کودکان اصلاح و تربیت.
یکی از اقدامات اساسی و اصولی این دهه تهیه و تدوین «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» توسط شورای کتاب کودک است که در تابستان سال 1379 جلد ششم ۀن نیز منتشر گردید. آغاز تهیه «تاریخ ادبیات کودکان ایران» نیز در این دوره است. ( همان ، ص46)
2-5 معیارهای ارزیابی و سنجش کتاب برای کودکان


کودکان چه چیزهایی را باید بخوانند؟ آیا آنها باید مطابق میل بزرگسالان آثاری را بخوانند که ذهن آنان را فعال کند ، تخیل آنها را برانگیزد ، در آنها حس طنز را به وجود آورد ، پایه های اخلاق آنها را تقویت کند و فراتر از آن ، با آن خود و دیگران را بشناساند یا خیلی ساده فقط از آن لذت ببرند؟ ( هاویلند ، 1973 ، ص 98 )
شکاف بین نظر بزرگسالان و کودکان درباره ارزشهای کتاب سبب برانگیختن بحث های زیادی شده است. گرچه پسندیده ترین راه آن است که کودکان خود آنچه را دوست دارند بخوانند و برگزینند ، ولی حق انتخاب آنها معمولاً دو مرحله ای است ، زیرا به گفته هاک :«متاسفانه کودکان با ذائقه خوب ادبی به دنیا نمی آیند»( هاک 1997، ص 38) و این مقوله کاملاً اکتسابی است و به گذر زمان و تجربه نیاز دارد؛ لذا ابتدا بزرگسالان در مقام کتابدار ، معلم ، پدر و مادر کتابها را با توجه به معیارهای کلی برمی گزینند و سپس کودکان با معیارهای شخصی خود که تا حدود زیادی متکی بر علایق آنهاست کتابهای مورد نظر خود را انتخاب می کنند. برخلاف گذشته ، امروزه در این گزینش نخستین تلاش می شود میزان دخالت بزرگسالان به حداقل برسد.
ضمناً نباید از نظر دور داشت که آثار مخصوص کودکان و تا حدودی نوجوانان ، هم از نظر جنبه های محتوایی و هم ساختاری باید مورد توجه کودکان و نوجوانان نیز توجه خاص مبذول شود تا کتابها ، نخوانده باقی نماند. پل هازار نویسنده و فیلسوف فرانسوی در کتاب ، کودکان و انسان به بهترین شکل این مسأله را مطرح می کند: « کودکان از خود دفاع می کنند. این را بگویم ... آنها به تمام و کمال قادرند آنچه آنها را ناخرسند می کند تبیین کنند. هیچ کس نمی تواند آنها را مجبور کند که از کتابی که لذت نمی برند لذت ببرند ... » ( آربوث نات، 1964، ص 16 )
ورود به عرصه ارزیابی کتاب برای کودکان دو پیش نیاز دارد: یکی شناخت کامل مخاطب و یکی شناخت آنچه تحت نام «ادبیات کودکان» خوانده می شود . در واقع « شناخت کودکان و کتابهای آنها دو روی سکه هر انتخاب کتلب است » ( هاک ، 1997 ، ص 38 ). بر اساس آنچه ذکر شد کودکان نیز کم و بیش با همان انگیزه هایی می خوانند که بزرگسالان به خواندن روی می آورند که در سرلوحه آن لذت بردن و فهمیدن قرار دارد؛ اما آنجا که خط لذت بردن و فهمیدن کودکان از بزرگسالان جدا می شود دنیای تجربی آنهاست که لذت بردن و فهمیدن را بر بستر خود شکل می دهد و سرلوحه کارشان این شعار است «این را بخوان برایت خوب است».
قبل از ورود به بررسی معیارهای کلی اشاره به یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن برداشت انتخاب کنندگان از نقشی است که دارند. آنهایی که خود را قیم کودکان می شناسند تنها آنچه را برای آنها مفید می دانند برمی گزینند و جایی برای چون و چرای آنها باقی نمی گزارند و اصولاً آنها را مجاز به دخالت در این مباحث نمی شناسند. این گروه با تکیه بر تخصص و شناخت خود دست به انتخاب می زنند و از انتخابهای خود راضی هستند و هرگاه انتخابهایشان مورد پذیرش کودکان قرار نگیرد آنها را متهم می کنند که ذائقه آنان تربیت نشده و قدر این آثار را نمی شناسند ، اما گروهی که در امر انتخاب خود را نماینده کودکان تلقی می کنند معمولاً به گونه ای دست به انتخاب آثار می زنند که در برابر استفاده کنندگان پاسخگو باشند و برای پاسخگو بودن باید به طور مرتب به رایزنی با کودکان بپردازند و دائماً بر روی علایق سیال آنها کار کنند تا وقتی اثری را توصیه می کنند توسط آنها خوانده شود. در این بخش زمینه های ارزیابی آثار کودکان به این ترتیب خوانده شده است. (قزل ایاغ،1384،ص 60)
2-5-1 کیفیت و محتوا
یکی از زمینه های ارزیابی آثار ، کیفیت محتوای آنهاست که طبعاً بسیار متنوع است. سنجش کیفیت محتوایی شعر ، داستان و غیرداستان ، طبعاً نمی تواند با معیارهای یکسانی صورت بگیرد. « اگر کسی هرگز کتابهای ادبی کودکان را توسط مولفان کشورهای مختلف نوشته شده است نخوانده و از آنها لذت نبرده باشد ، چگونه می تواند کودکان را در جذب جوهر آموزشی اثر یاری دهد». (بوچونی، 1372،ص 56)
آنچه در آثار مختلف مورد تاکید قرار گرفته ارزشمندی درونمایه آثار است و انطباق آن با ویژگیهای کودکان که هر دو امری کاملاً نسبی است. ارزشمن بودن یا نبودن محتوای یک اثر به پایگاه خواننده آن بستگی دارد . درونمایه ای که گروهی آن را ارزشمند تلقی می کنند ممکن است از دید کودکان ارزش به حساب نیاید؛ برای مثال بزرگسالان در گزینش آثار به مفید بودن و اخلاقی بودن درونمایه و پیام آثار توجه زیادی دارند و آن را ارزش تلقی می کنند حال آنکه بنابر تجربه کودکان از هر آنچه بوی نصیحت و هدایت مستقیم بدهد می گریزند و همان گونه است مسأله انطباق درونمایه با نیازها و علایق کودکان. (همان،ص 62)
انتخاب کنندگان کتاب نیز مانند نویسندگان و هنرمندانی که برای کودکان می نویسند باید محدوده شکن باشند و سعی کنند خود را به « وجود واقعی و شرطی نشده کودکان نزدیکتر ... و از طریق مراجعه به ضمیر ناخودآگاه قلب خود و زنده کردن خاطرات و احساسات درونی، رویاها و آرزوهای خود سعی کنند تصورات خود را آزاد کنند و با چشم کودکی خویش کودکان را کشف نمایند.» (هافمن،1372، ص73)
تنها در این حالت است که آنچه انتخاب می کنند از نظر درونمایه و محتوا با رویاها ، دلمشغولیها و علایق کودکان همخوانی می یابد و موجب جلب اعتماد آنان به کتابها و انتخاب کنندگان آنها می شود. بدون هیچ گونه تردیدی ارزشمندی محتوای آثار خاص کودکان به میزان ارتباطهای این محتوا با زندگی آنها بستگی دارد.
یکی دیگر از معیارهای کلی انتخاب کتاب تعمیم پذیری محتوا و دور بودن آن از عرصه های پیش داوری و القاست. اگر کتابها را وسیله ای برای تحت انقیاد در آوردن کودکان و القای افکار و اندیشه های خود به آنها بدانیم نقض غرض آشکاری کرده ایم. محتوا تا حد امکان باید به دور از چنین سوءاستفاده هایی باشد ، زیرا به کلام محمود کیانوش «کودک آن نیست که هست . آن است که خواهد شد و تو شعری {یا هر اثری} که به او بدهی در آن خود را می سازد.» (کیانوش،1352،ص 26)
معیار دیگری که می تواند درونمایه و محتوای آثار را ماندگاری بخشد میزان دامن زدن به حس کنجکاویهای کودکان است. آثاری که پس از خوانده شدن ذهن کودک را فعال کند و خلاقیت او را دامن بزند تا خط پنهان آن را در کتابها و آثار دیگر دنبال کند. (محمدی،قائینی،1384،ص 63)
2-5-2 کیفیت ساخت و پرداخت
ساخت و پرداخت آثار گوناگون ناظر بر ضوابطی است که خاص آن آثار است. ادبیات داستانی و شعر و همچنین حوزه آثار مستند هر یک ضوابط خاص خود را دارند ، ولی آنچه در مورد کل آثار قابل تعمیم است توانایی و خلاقیت نویسنده و هنرمند است در بسط دادن درونمایه به گونه ای که خواننده با آن ارتباط برقرار کند. اثری از نظر ساخت و پرداخت قابل قبول است که نویسنده با استعانت از راههای غیر مستقیم در انتقال مفاهیم و احساسها به خواننده موفق شود و گرنه استفاده از شیوه های مستقیم ، نشان از ضعف ساختاری آثار دارد. یکی دیگر از نکته های دیگر ساختاری ، پرهیز از کلیشه هاست. گرچه بازتاب کلیشه ها در آثار ادبی داستانی و شعر با حوزه آثار مستند متفاوت است ، ولی روی آوردن به کلیشه سبب نوعی آسان پسندی می شود . ضد خلاقیت است. حال آنکه ساخت و پرداخت بکر و نو می تواند به عنوان عاملی مهم در «آشنازدایی» تلقی شود؛ برای مثال در یک اثر ادبی داستانی ضرورتی ندارد روباهها همیشه بدجنس باشند ، خرگوشها زرنگ ، کلاغها خبرچین ، دخترها ترسو و پسرها شجاع. کلیشه ها همیشه در ادبیات داستانی نیست که به خدمت گرفته می شوند بلکه در سایر پهنه های علوم و معرف بشری هم می توان اسیر کلیشه بود؛ برای مثال با مشاهده کتابهای علوم احساس می شود که دختران وزنان غیبت کامل دارند ، گویی این پهنه به آنان مربوط نمی شود و این در حالی است که در آزمایشگاهها ، بیمارستانها ، مؤسسات تحقیقات علمی دختران و زنان نیز حضور دارند و میلیونها دانشجوی دختر در پهنه گیتی در رشته های علمی درس می خوانند. در کتابهای علوم اجتماعی هم می توان پیش داوریهای قومی و نژادی و جنسی و مذهبی را به صورت کلیشه ای مطرح کرد.

2-5-3 کیفیت نگارش
یکی از محدودیتهای غیر قابل انکار کودکان در توانایی خواندن آنهاست. همواره تا پایان دبستان بین قدرت درک و خواندن آنها فاصله وجود دارد ، به همین دلیل است که در این سنین با هم خواندن توصیه می شود ، ولی همیشه کودکان نباید با اتکا به دیگران فضای خالی بین قدرت درک و خوتندن را پر کنند. به کمک همین آثار است که توانایی خواند آنها رشد می کند و روز به روز این فاصله کاهش می یابد.
آنچه در ارزیابی آثار می تواند مورد نظر قرار بگیرد انطباق سطح خوانایی اثر با توانایی خواننده است ؛ به عبارت دیگر متن نباید آنچنان ساده باشد که خواننده بی نیاز از تلاش باشد و نه آنچنان پیچیده که خواننده را از ادامه خواندن باز دارد و نسبت به تواناییهای خود ناامید کند.
زبان وسیله انتقال حالات ، عواطف و احساسات ، تخیلات ، مفاهیم و اندیشه هاست. پس تردیدی نیست که خواننده باید پیامهای ارسال شده را دریافت دارد. «سطح خوانایی هر کتاب برای گروه سنی وقتی حاصل است که کودک بتواند دست کم 98 تا 100 درصد واژ ه های به کار رفته در کتاب را بخواند و به 90 تا 100 درصد پرسشهای مربوط به درون کتاب پاسخ گوید» (نورتون ، 1999 ، ص 134).
با توجه به آنچه ذکر شد ، گروهی بر این اعتقادند که تنها راه حل ، روی آوردن به ساده نویسی است. در این حالت واژگان پایه و دانش پایه خود خواننده عامل تعیین کننده است و مهمترین دغدغه این است که خواننده کلیت پیام را که محدودیت دارد دریافت کند. گروهی دیگر بر این عقیده هستند که همین قدر که زبان سلیس و روان ، گیرا ، زیبا و بی پیرایه باشد و سبک نگارش نویسنده با موضوع نوشته همخوانی داشته باشد کافی است و نباید تواناییهای خواننده را دست کم گرفت؛ زیرا عرصه ادبیات عرصه تلاش است ، هم برای گشودن رازهای نهفته در درونمایه و هم پیچیدگیهای زبان. اینکه ما تلاش کنیم با واژه شماری و تأکید بر واژگان پایه گروههای سنی بنوییم یا آثار را با این شیوه ویرایش کنیم ، روندی تصنعی است. حال آنکه اگر بپذیریم که نویسنده ای با راهنمایی کودک درون خود بنویسد ، خواه ناخواه زبان نیز از اندیشه او پیروی می کند و در حیطه تواناییهای کودکان قرار می گیرد. قدر مسلم خواننده کودک می خواند که بفهمد و لذت ببرد ، لذا در هنگام ارزیابی کتاب و انتخاب آن برای گروه سنی می توان سطح خوانای اثر را با توجه به عوامل ذکر شده در ساده نویسی مورد سنجش قرار داد ، ولی نمی توان نویسنده را ملزم کرد که افکار و اندیشه ها و احساسات و عواطف و تخیلات خود را فقط در کالبدهای خاصی عرضه نماید.
2-5-4 کیفیت تصویر
کودکان خواندن را با خواندن تصویر آغاز می کنند و با کسب گسترش مهارت خواندن کم کم به متن نیز روی می آورند ، لذا آثار کودکان را بدون تصویر نمی توان تصور کرد. تصویر جزء جدایی ناپذیر کتابهای کودکان است.تصویر در کتابهای کودکان در بسیاری موارد همچون متن و در مواردی خاص حتی بیش از متن در انتقال مفاهیم و اندیشه ها ، حالتها ، احساسات و تخیلات به خواننده نقش دارد. خواه کتاب داستانی باشد یا شعر و غیر داستان ، تعلق آن به دنیای کودکان ضرورت استفاده از تصویر را به عنوان عامل مهم انتقال و ارتباط اجتناب ناپذیر می کند.
تصویر در کتاب کودک با متن رابطه ی غیر قابل انکاری دارد و نقش آن به گونه ای است که هر آنچه را متن به دلیل محدودیت به بیان آن قادر نیست به تصویر می کشد. در هم آمیختگی دو عنصر متن و تصویر به گونه ای است «متن فقط اسکلت داستان را بیان می کند و تصویر است که باید کاری فراتر انجام دهد و داستان را بیان کند» (هاویلند ، 1973 ، ص 170).
تصویر کتاب کودک باید مقید به متن باشد البته نه دنباله روی آن. نکته دیگر اینکه خواننده را در درک بهتر متن کمک می کند ، پس سبک مورد استفاده باید با تواناییهای درک کودک متناسب باشد. همانگونه که استدلال شد که سطح خوانایی نوشته باید منطبق با تواناییهای خواندن کودک باشد در مورد تصویر هم سطح خوانایی تصویر باید با سواد بصری خواننده هماهنگی داشته باشد.
نکته دیگر آن است که تصویرها باید از چنان قدرت و خلاقیتی برخوردار باشد که منظر دید کودک را فراتر از آنچه متن به روی او گشوده بگشاید ، در واقع «تصویرها باید گسترش دهنده و شفاف کننده متن باشد» (آربوث نات ، 1964 ، ص 52) و تخیل او را فعال کند.
نکته دیگر تناسب سبک هنرمند است با موضوع و محتوای کتاب. یک افسانه شگفت انگیز یا یک داستان واقعی یا یک شعر و کتابی در حوزه ادبیات مستند تفاوتهای ماهوی دارد که طبعاً در تصاویر آنها نیز منعکس می شود.
نکته دیگر لذت بخشی تصاویر است. همان گونه که ما انتظار داریم خواندن متن به کودک لذت تجربه آثار ادبی را بدهد از تصویر نیز انتظار داریم کودک را در لذتهای بصری ای که مایه های هنری دارد و در عین حال دائقه هنری او را پرورش می دهد سهیم کند.
«ما کتابهای کودکان را با تصاویر همراه می کنیم با این فرض که زبان تصویر نسبت به زبان متن طبیعی تر است و ایجاد ارتباط توسط آن مستقیم تر و به کودک کمک می کند تا از متن همراه تصویر برداشت درست تری داشته باشد» (هانت ، 1999 ، ص 70) اما هرگاه تصاویر نتوانند چنین اهدافی را برآورده سازند تنها جنبه تزئیینی پیدا می کنند و باری سنگین خواهند بود بر هزینه های چاپ کتاب. پس تصاویر کتاب کودک برای آنکه بتوانند جایگاه واقعی خود را کسب کنند باید در درجه اول مخاطب و محدودیتها و ضعفها و قوتهای او را بشناسند و در درجه بعد با ویژگیهای اثر و ضرورتهایی که از این ویژگیها برمیخیزد آشنایی داشته باشند و توان و استعداد هنری خود را برای ایجاد ارتباط معقول بین مخاطب و اثر بکار گیرند.
2-5-5 کیفیت ارائه
کتاب کودک پدیده ای است که از روی جلد تا آخرین صفحه و همچنین پشت جلد آن و حتی اگر روکش داشته باشد با روکش آن در مجموع یک کتاب را تشکیل می دهد و تک تک عناصر تشکیل دهنده آن در جذب خواننده و نگه داشتن او با کتاب مؤثر است ، پس شکل ظاهری کتاب هم یکی از عواملی است که باید ارزیابی شود. قطع کتاب ، طراحی صفحات ، اندازه حروف ، جنس کاغذ و صحافی و حتی روکش کتاب عواملی است که در بحث کیفیت ارائه باید در نظر گرفت.
کتابهایی که ظاهری عجیب دارند برای کودکان از جذابیت برخوردارند به همین دلیل است که ما کتابهایی را می بینیم که خیلی پهن یا دراز یا بسیار کوچک یا بسیار بزرگ است ، حتی شکل آنها به شکل اشیاء و حیوانات ، میوه ها و گلها و ابزارهای آشنا برای آنهاست.
کاغذ کتاب کودک باید مرغوب باشد تا هم حروف و نوشته ها بر روی آن به خوبی دیده شود و هم کیفیت تصاویر حفظ شود. کودکان معمولاً اگر کتابی را دوست داشته باشند به دفعات از آن استفاده می کنند و مرغوبیت کاغذ سبب دوام آن در دستهای کودکان می شود. صحافی محکم نیز برای کتاب کودک امتیاز به شمار می آید و سبب حفظ و دوام کتاب می شود. طراحی صفحات کتاب یا صفحه آرایی نیز بر کیفیت اثر می افزاید. طراحی هنرمندانه صفحات کتاب یکی از جاذبه های کتابهای کودکان است. ورق خوردن هر صفحه می تواند شگفتی آفرین شود و با خود تازگی به بار بیاورد. مسلماً یک کتاب تنها بر اساس کیفیت ارائه آن انتخاب یا رد نمی شود ، ولی در عین حال این عامل را در گزینش کتاب کودک نمی توان نادیده گرفت.

فصل 3:
شاخه های موضوعی ادبیات و کتابهای کودکان :
3-1 ادبیات شفاهی ، عامیانه
با بررسی روند رشد ادبیات کودکان در جهان و ایران به این نکته پی بردیم که اگرچه در کل ، تمام آثار ادبی و مکتوب و شفاهی میراث فرهنگی یک قوم و ملت و در ابعاد وسیعتر میراث جهانی نوع بشر به حساب می آید ، اما پیش شرطهایی مثل سواد و گسترش صنعت چاپ سبب شده است که آثار ادبی مکتوب برای همگان دسترس پذیر نباشد. لذا ادبیات شفاهی که توسط خود مردم خلق شده است ،در طول تاریخ انتقال دهنده فرهنگ ، ارزشهای تربیتی ، اخلاقی ، تاریخ و هنر به مردم بوده است و اکثر کودکان جهان قرنها با این آثار رشد یافته ، تربیت شده ، از هویت خود آگاه شده از آن لذت برده اند. (قزل ایاغ ،1384،ص 125)
ادبیات شفاهی یا عامیانه «جویبار باریکی است از یک جریان آفرینش بزرگ و ناشناخته که فولکلور یا فرهنگ عامه خوانده می شود و چکیده ای است از خرد و هنر زندگی روزمره مردم. در یک مفهوم کلی تر فولکلور شامل باورهای عامیانه ، طب سوزنی ، بازیها ، آوازها ، جشنها ، رقصهای مذهبی ، قصه های قدیمی ، شعر ، فابل ، اسطوره ، افسانه و حماسه است. فولکلور آینه مردم خوانده می شود.» ( آربوث نات،1964،ص 245)
ادبیات شفاهی اولین شکل ادبیات است که قرنها توسط کودکان و بزرگسالان مورد استفاده قرار گرفته است و در زمان حاظر نیز مورد استفاده قرار گرفته است و در زمان حاضر نیز مورد علاقه کودکان به شمار می آید. این نوع ادبیات شامل شعر و ترانه ، و قصه های سنتی (اسطوره ، فابل ، افسانه ، قصه قومی) است که در حوزه ادبیات کودکان قرار می گیرد.
3-1-1 اشعار و ترانه های عامیانه
مجموعه آثار منظومی هستند که «جدا از حوزه های رسمی شعر و ادب در اعماق ذوق مردم عادی کوچه و بازار تولد یافته زندگی کرده و حفظ شده اند» ( پناهی سمنانی ، 1364 ، ص 9). گرچه از نظر ساختاری از شعر رسمی پیروی نمی کنند ، اما به گفته محمود کیانوش خوانندگان «وزن آنها را از راه گوش می گیرند و به همین سبب آنها را شعر سمعی می خوانند» (کیانوش ، 1355 ، ص 43).
صادق هدایت در رساله اوسانه می گوید : «ترانه های کودکان به اندازه ای با روحیه و زندگی بچه متناسب است که همیشه نو تازه مانده و چیز دیگری نتوانسته جانشین آن شود» (هدایت ، 1346 ، ص 297)
مهمترین نمونه ، ترانه های دایه ها و مادران است. اشعاری که بزرگسالان آن را برای آرامش بخشیدن به کودکان یا بازی کردن با آنها می خوانند که بهترین نمونه آن لالایی هاست. لالاییها ابتدایی ترین شکل ادبیات به شمار می آیند و معمولاً از آرزوهای دور و دراز مادران برای فرزندانشان تا درد دلها و گله های آنها از زندگی روزانه را در بر می گیرند و پای در زندگی عملی دارند و خود نوعی ادبیات کاربردی به شمار می آیند. (قزل ایاغ ،1384، ص 126) مانند این لالایی :
لالا لالا ، گل سوری
نکن از مادرت دوری
لالا لالا ، گل سوسن
سرت بردار لبت بوسم (کتاب هفته ، ش 2 ، 1340 ، ص 22)
نوع دیگری از اشعار و ترانه های عامیانه بازی – ترانه ها هستند که از نظر کلامی پای در شعر عامیانه دارند و از نظر حرکتی بازی به شمار می آیند و معمولاً برای کودکان کم سن و سال از آنها استفاده می شود ، مانند این بازی – ترانه :
دس دسی باباش میاد صدای کفش پاش میاد
دس دسی ننه ش میاد با هر دوتا ... میاد
دس دسی عموش میاد با جیب پر لیموش میاد(هدایت ، 1364 ، ص309)
گاه ترانه ها در قالب حکایتهای منظوم بیان می شوند که دویدم و دویدم نمونه بارز آن به شمار می آید :
دویدو و دویدم سر کوهی رسیدم دو تا خاتونی دیدم یکیش به من آب داد
یکیش به من نون داد نون و خودم خوردم آب و دادم به زمین زمین به من علف داد ... (همان ، ص 302)
چیستانها معماهای منظوم نیز بخشی از اشعار عامیانه به حساب می آیند. هر دو حالتی رمزگونه دارند و نیازمند گمانه زنی شنونده هستند و در یک بعد جزو بازیهای کلامی نیز به حساب می آیند. تنها تفاوت آنها در این است که چیستانها با عبارت چیست آن آغاز می شوند . چیستانها و معماها حاصل هوشمندی ، ذوق و روحیه شوخی و طنز هستند. حال به این دو نمونه توجه کنید که موضوع آن یکی است (پسته) ولی در دو قالب چیستان و معما آمده است :
نمونه چیستان
چیست آن لعبت پسندیده
جامع سرخ و سبز پوشیده
در میان دو قاشق چوبین
با هزار ناز غمزه خوابیده
نمونه معما
اطلس سرخ و سبز پوشیده
در میان دو کاسه چینی (چوبی)
با دو صد ناز و عشوه گنجیده
( کتاب کوچه ، ش 11 و 170)
مهملات یا هیچانه ها یکی دیگر از انواع اشعار عامیانه به شمار می آیند که در آنها معنا و مقصود خاصی دنبال نمی شود بلکه تنها نوعی بازی کلامی است. کودک با شعر مهمل هم آواز می خواند هم بازی می کند. در این شعر پندی نیست ، حکایت یا رابط معنایی نیست ، پیامی نیست ، اما در آن موسیقی هست ... همان چیزی که کودک در بازی به آن نیاز دارد (کیانوش ، 1355 ، ص 18) مانند :
پنجه به شیر مال شکر خاتونه کجاست تو باغچه
چی چی می خوره آلوچه آلوچه سه گردو خبر بردن به آلو
3-1-2 قصه های سنتی
بخش دیگری از ادبیات عامیانه را قصه های سنتی تشکیل می دهد. قصه هایی که سینه به سینه نقل شده اند و نویسنده خاصی نداشته اند. گرچه بین متخصصان فرهنگ عامه اتفاق نظری در طبقه بندی قصه های سنتی وجود ندارد ، ولی در ساده ترین طبقه بندی قصه ها را به اسطوره ، فابل ، افسانه و قصه های قومی تقسیم می کنیم و به طور مختصر به هر یک اشاره های داریم ( نورتون،1999،ص 279-282):
اسطوره به دست دادن تعریفی جامع از نظر مردم شناسان و روانشناسان ، تحلیلگران اجتماعی و متخصصان فرهنگ عامه را تأمین کند کاری است دشوار ، ولی از دیدگاه عمومی اسطوره ها «آثار روایی هستند که در جامعه ای که به آن تعلق دارند واقعیتی تلقی می شوند که در زمانهای خیلی قدیم به وقوع پیوسته است ، مردم آن را از روی ایمان پذیرفته اند ، زیرا به آن ها یاد داده شده تا آن را باور دارند و پاسخی است بر ناآگاهیها ، تردیدها و بی اعتقادیها ... اسطوره معمولاً مقدس است و با مباحث خداشناسی و اعتقادی در هم آمیخته است» (همان ، ص 282).
اسطوره ها به دنیای کهن تعلق دارند و زاده فرهنگ های دیرپا شناخته می شوند و موضوعهای آنها منشأ خلقت جهان و انسان و عوامل طبیعی است و به احساسها و تجربه های انسان مثل مرگ و عشق نیز می پردازند ، مانند اشطوره های یونان ، رم ، مصر ، چین ، هند و ایران باستان.
برای مثال سرگذشت جمشید ، پادشاه نیمه افسانه ای ایران که در روز اول فروردین به تخت می نشیند و آن روز را نوروز می خواند و ایرانیان آن را مبدأ سال جدید می شناسند ، از اسطوره های ایران باستان به شمار می آید.
اسطوره ها اکثراً درونمایه ای پیچیده دارند و شخصیت های آنها را موجودات فرابشری تشکیل می دهند ، از این رو بیشتر آنها برای کودکان مناسب نیستند ، ولی نوجوانان می توانند از آنها لذت ببرند ، زیرا همچون تمامی پهنه ادبیات شفاهی انتقال دهنده مجموعه ای از تجربه های بشری به نسل جدید به شمار می آیند.
افسانه روایتی است که راویان آن و شنوندگانشان مثل اسطورا آن را باور دارند ، ولی زمان آن نسبت به اسطوره متأخرتر است و بر خلاف اسطوره جنبه تقدس مآبانه ندارد و شخصیت های محوری آن انسان هستند (همان ، ص 282).
بسیاری از افسانه ها با تاریخ کشورها در هم آمیخته اند و چه بسا به حوادث شناخته شده زندگی انسانها نظیر جنگها ، مهاجرتها ، پایمردیها و دلاوریهای اقوام و ملل اشاره دارند. در نمونه جهانی افسانه رابین هود و در ایران شاید افسانه پوریای ولی را بتوان نمونه ای از این آثار به حساب آورد. این افسانه ها در انتقال هویت ملی و مستحکم کردن ریشه های وطن دوستی به کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارند. (قزل ایاغ، 1384، ص132)

—281

2-13-1 دین و باورهای هخامنشی.......................................................................................................................................27
2-14رمزهای آب و ارتباط نوروز و آب در تخت جمشید...................................................................................................28
2-15 نقوش برجسته تخت جمشید...................................................................................................................................... 28
2-16 آب و پالایش در تخت جمشید...................................................................................................................................33
2-17 فرهنگ اشکانی........................................................................................................................................35
2-17-1 دین خاندان اشکانی................................................................................................................................................36
2-17-2 معبد آناهیتا کنگاور............................................................................................................................................... 37
2-18 فرهنگ ساسانی .................................................................................................................................... 38
2-18-1 دین ساسانی...........................................................................................................................................................38
2-18-2 اصول دین زرتشتی در دوران ساسانی.....................................................................................................................38
2-19 نیایشگاه آناهیتای بیشاپور............................................................................................................................................41
2-19-1 رمزهای نیایشگاه....................................................................................................................................................43
2-20 طاق بستان ................................................................................................................................................................44
2-20-1 جایگاه ایزدان ........................................................................................................................................................44
2-20-2 نقوش برجسته طاق بستان......................................................................................................................................45
2-21 دوران اسلامی.....................................................................................................................................................47
2-22 عنصر آب در معماری اسلامی...................................................................................................................................49
2-22-1 مساجد ................................................................................................................................................................49
2-22-2 عنصر آب در کاشی کاری مساجد .......................................................................................................................51
2-23 باغ ایرانی............................................................................................................................................................................53
2-24 قالی ایرانی..........................................................................................................................................................................55
2-25عنصر نور...............................................................................................................................................................57
2-25-1 تعریف نور و ظلمت......................................................................................................................................................57
2-26 نمادهای خورشید وآتش و جایگاه آن ها...........................................................................................................................58
2-27 هاله،تعریف هاله و انواع آن...............................................................................................................................................58
2-28 تعریف واژه خوره،خورنه و مفهوم آن ها .........................................................................................................................59
2-29 نماد دایره و معانی آن........................................................................................................................................................61
2-30 آتش و نور در ایران باستان...............................................................................................................................................62
2-31 سه مرحله پیشرفت سفال ................................................................................................................................................63
2-31-1 رمز چهار آخشیک.......................................................................................................................................................64
2-31-2 رمزهای نور بر سفال ایران...........................................................................................................................................65
2-32 فرهنگ عیلامی و باورهای مقدس عیلامی در رابطه با عنصر نور..................................................67
2-33 گاهشماری و اختر بینی در ایران....................................................................................................................................68
2-34 گاهشماری درعیلام........................................................................................................................................................69
2-35 خدایان خورشید و ماه و مراسم آیینی آن ها..................................................................................................................69
2-35-1 مراسم آیینی طلوع خورشید......................................................................................................................................70
2-36 رمزهای نور در چغازنبیل ............................................................................................................................................71
2-37 امشاسپندان مربوط به نور و آتش..................................................................................................................................72
2-37-1 اردیبهشت ................................................................................................................................................................72
2-37-2 بهرام،وهرام(ورترغنه) ..............................................................................................................................................73
2-37-3 سروش(سرئوشه) ....................................................................................................................................................73
2-37-4 آذر،آتش،آتر ............................................................................................................................................................73
2-37-5 نئیریوسنگهه ............................................................................................................................................................73
2-38 آئین میترا(مهر) ............................................................................................................................................................74
2-39 نور و هنر.................................................................................................................................................................. .76
2-40 جشن های زمستان و بهار.......................................................................................................................................... 77
2-40-1 جشن سده..............................................................................................................................................................77
2-40-2 چهارشنبه سوری....................................................................................................................................................77
2-40-3 جشن فروردگان.....................................................................................................................................................78
2-41 دوران پارس ها ................................................................................................................................................79
2-42 گاهشماری،اوستایی کهنه و نو......................................................................................................................................79
2-43 کعبه زرتشت...............................................................................................................................................................80
2-43-1 بنای کعبه زرتشت..................................................................................................................................................80
2-44 دوران ساسانی..................................................................................................................................................82
2-45 چهارتاقی نیاسر...........................................................................................................................................................83
2-46 اهمیت نور در اسلام...................................................................................................................................................84
2-46-1 معنای نور.............................................................................................................................................................84
2-47سهروردی،فلسفه اشراق و دیدگاه شیخ در رابطه با نور.................................................................85
2-47-1 اهمیت خورشید و آتش در اندیشه سهروردی.......................................................................................................85
2-47-2 حکمت اشراق........................................................................................................................................................85
2-47-3 اشراق و معنا آن .....................................................................................................................................................86
2-47-4عقیده سهروردی در رابطه با نور ............................................................................................................................86
2-48 نور در نگارگری...........................................................................................................................................88
2-48-2 فر و خورنه در نگارگری اسلامی صفحه ............................................................................................................89
2-48-3 تجلی نور الانوار در نگارگری اسلامی.................................................................................................................91
2-49 نور در معماری اسلامی.............................................................................................................................93
2-50 عناصر و اجزای مساجد اسلامی..............................................................................................................................93
2-50-1 محراب و ارتباط آن با نور...................................................................................................................................93
2-50-2 مقرنس................................................................................................................................................................95
2-50-3 اسلیمی................................................................................................................................................................96
2-51 باغ ایرانی ...............................................................................................................................................................97
2-52 فلسفه نور در عرفان و هنر اسلامی......................................................................................................................98
2-53 تحلیل و نتیجه گیری.............................................................................................................................................99
2-54 تحلیل نشانه شناسی وفرهنگی..........................................................................................................101
2-55 بررسی نشانه شناسی نماد نور...................................................................................................101
2-56 بررسی نشانه شناسی هنر اسلامی در مساجد............................................................................103
2-56-1 نشانه های شمایلی...............................................................................................................104
2-56-2 نشانه های شمایلی نمادین شده..........................................................................................104.
2-56-3 نشانه های نمایه ای.............................................................................................................105
2-56-4 نشانه های نمادین................................................................................................................106
2-57 نتیجه گیری..............................................................................................................................107
2-58 نشانه شناسی نماد آب.............................................................................................................108
2-59 نتیجه گیری کلی.....................................................................................................................111
2-60 استخراج شاخصه های فرهنگی و کد های طراحی.............................................113
2-61 اولویت بندی شاخص ها........................................................................................................115
فصل سوم
3-1 آنالیز اجتماعی.....................................................................................................................119
3-1-1 استفاده کنندگان.....................................................................................................................119
3-2 آنالیز فرهنگی......................................................................................................................121
3-3 بررسی عوامل انسانی........................................................................................................124
3-3-1 ارگونومی رنگ....................................................................................................................................124
3-3-2 عناصر منظر سازی..............................................................................................................................125
3-3-3 تامین روشنایی محوطه........................................................................................................................126
3-3-4 چشم زدگی و روش جلوگیری از آن ها.............................................................................................126
3-3-5 کنترل انعکاس نور های مزاحم...........................................................................................................127
3-3-6 اصول مهم در طراحی روشنایی پارک ها............................................................................................128
3-3-7 مقادیر پیشنهادی در استاندارد برای روشنایی پارک هاCIE 136 ....................................................129
3-3-8 روشنایی پارک ها .............................................................................................................................129
3-3-9 نور پردازی آبشارها...........................................................................................................................131
3-4 آنالیز عوامل محیطی.........................................................................................................192
3-4-1 محیط استفاده از محصول...................................................................................................................134
3-4-2 رطوبت...............................................................................................................................................134
3-4-3 دمای محیط........................................................................................................................................134
3-4-4 صوت.................................................................................................................................................134
3-4-5 نور.....................................................................................................................................................135
3-4-6 گرد و غبار.........................................................................................................................................135
3-4-7 وندالیزم..............................................................................................................................................136
3-4-8 وندالیزم در مقایسه با زمان.................................................................................................................136
3-4-9 وندالیزم در مقایسه بامکان.................................................................................................................136
3-4-10 ندالیزم در مقایسه با قیمت..............................................................................................................136
3-4-11 وندالیزم آگاهانه...............................................................................................................................137
3-4-12 وندالیزم نا آگاهانه...........................................................................................................................137
3-4-13 انواع تخریب گرایی های رایج........................................................................................................137
3-4-14 نقش طراح......................................................................................................................................138
3-4-15 تاثیر محصول بر محیط...................................................................................................................140
3-4-16 نتیجه گیری....................................................................................................................................141
3-5 زیبایی شناسی...................................................................................................................142
3-5-1 آب به صورت طرح..........................................................................................................................142
3-5-2 آب از نظر حرکت............................................................................................................................142
3-5-3 آب به صورت کنایه و نشانه.............................................................................................................143
3-5-4 عناصر طراحی بصری.......................................................................................................................143
3-5-5 فرم...................................................................................................................................................144
3-5-6 بافت................................................................................................................................................144
3-5-7 کیفیت حسی....................................................................................................................................145
3-5-8 آبروها..............................................................................................................................................145
3-5-9 آبشارها............................................................................................................................................145
3-5-10 فواره ها.........................................................................................................................................146
3-5-11 نور پردازی آبنماها و آبشارها و آب های ساکن............................................................................148
3-5-12 انواع نورپردازی باغی....................................................................................................................149
3-5-13 زیبایی شناسی محیط و منظر.........................................................................................................153
3-5-14 نتیجه گیری...................................................................................................................................154
3-6 آنالیز ساختار و عملکرد.................................................................................................155
3-6-1 مواد و روش های ساخت آبنما.........................................................................................................155
3-6-2 نورپردازی در کف حوضچه.............................................................................................................155
فصل چهارم طراحی
4-1 پیشنهادات طراح.......................................................................................................................157
4-2 روشSET.........................................................................................................................159
2-4- 1مصادیق کالایی....................................................................................................................159
2-4-2 بررسی هویت مکان قرار گیری محصول نهایی.................................................................................161
2-4-3 توپوگرافی بام تهران..........................................................................................................................161
2-4-4 علت انتخاب بام تهران.....................................................................................................................161
2-4-5 گروه هدف.......................................................................................................................................163
2-4-6 بسته های فرهنگی لنسکی................................................................................................................163
2-4-7 معیار های محیطی............................................................................................................................163
2-4-8 معیار های تعاملی.............................................................................................................................164
2-4-9 معیار های ارزیابی و داوری.............................................................................................................164
2-4-10 معیار های خلاقیت........................................................................................................................165
2-4-11 معیار های هیجانی.........................................................................................................................165
2-4-12 معیار های اعتقادی.........................................................................................................................165
2-4-13 معیار های هویتی...........................................................................................................................165
2-4-14 اولویت بسته های فرهنگی در گروه هدف....................................................................................166
2-4-15 بررسی شاخصه های Entertainment مورد علاقه کاربر..........................................................167
2-4-16 معیار های اقتصادی.......................................................................................................................167
2-4-17 بررسی شاخصه های کالاهای مورد توجه گروه کاربر...................................................................168
2-4-18 بررسی رفتار مبتنی بر تکنولوژی گروه هدف................................................................................169
2-4-19 چگونگی ارتباط ویژگی های کالا،کیفیت و ارزش های شخصی..................................................170
2-4-20 شناسایی فرصت.............................................................................................................................176
3-4 اتودهای اولیه..........................................................................................................................177
4-4 جدول ارزیابی طرح های برتر................................................................................................187
4-5 طرح نهایی..............................................................................................................................189
4-6 تفسیر چرایی طرح..................................................................................................................195
4-7 نقشه و برش...........................................................................................................................196
4-8 نکات فنی............................................................................................................................201
4-9 مناسبات اقتصادی................................................................................................................203
4-10فهرست منابع......................................................................................................................205
فصل اول
چکیده :
این پژوهش با هدف اولیه استفاده از عناصر نور و آب در طراحی المان های شهری،به بررسی کامل این عناصر در دوران تاریخی ایران پرداخته است و هم چنین طراحی مبلمان و المان های شهری از منظر هویت و فرهنگ مورد بررسی قرار گرفته است و سعی بر ایجاد پیوندی محکم تر بین فرهنگ و المان های شهری شده است .
هم چنین از نظر اجتماعی سعی در هرچه بهتر ارتباط برقرار کردن استفاده گر با المان های شهری شده است..
مقدمه
اهمیت موضوع
با توجه به اینکه طراحی کنونی شهر تهران نیاز های روانی و جسمی مردم تهران را برآورده نمیکندو ارتباط فطری و موثر بین فرد و فضاهای شهری وجود نداردو شهری خاکستری بدون ایجاد تعلق خاطر بین فردو جامعه می باشد.بنابراین ایجاد فضایی با توجه به فرهنگ جامعه که ارتباط فرد با محیطش را بهتر کرده و فضایی برای تعامل و آرامش باشد ضروری می باشد.
هدف
طراحی المان و فضای شهری منطبق با فرهنگ و تاریخ مردم ایران در جهت ایجاد تعامل اجتماعی و تعامل بین فضاهای شهری و افراد.
سوال پژوهشی
با این فرض این تحقیق را شروع کردم که با بررسی تاریخ هنر ایران شاخصه های فرهنگی استخراج کنم و از آن ها به کدهای طراحی برای طراحی المان های شهری برسم.
تعریف مبلمان شهری
مبلمان شهری به مجموعه وسیعی از وسایل،اشیاء،دستگاه ها،نمادها،خرده بناها،فضاها و عناصری گفته می شود که چون در شهر و خیابان و در کل فضای باز نصب شده اند و استفاده عمومی دارند،به این اصطلاح معروف شده اند.
پیشینه
در این پژوهش مقطعی تحلیلی دوران تاریخ هنر ایران از زروانیسم تا کنون بررسی شده است.هنرهایی مانند نقوش برجسته،سفال،معماری،نگارگری،قالی مورد بررسی قرار گرفت.همچنین عقاید سهروردی دربار ه نور و حکمت اشراق نیز بررسی شد.فصل دوم به طور کامل به این بخش اختصاص داده شده .
این بررسی نشان می دهد که شاخصه های فرهنگی تا قبل از دوران اسلامی دارای اشتراک های زیادی می باشد و بعد از دوران اسلامی با حفظ برخی اشتراکات دارای شاخصه های جدیدی است.
نتایج:
با بررسی های مقطعی و تحلیلی شاخصه هایی مانند تقدس،قائم به ذاتی تمرکز،سلسله مراتب تطهیر و خلوص و شفافیت،بخشندگی،حقیقت یابی و.. در ارتباط با عناصر نور و آب استخراج شده است.از این شاخصه ها به کدهای طراحی رسیدم که به کمک آنها و با بکار گیری روش set موفق به طراحی فضایی در بام تهران شدم.
کلمات کلیدی
-آب- نور- مبلمان شهری-فرهنگ
1-2 روش تحقیق:
مقطعی تحلیلی
فصل دوم
بررسی عناصر نور و آب در تاریخ هنر ایران
آنالیز تاریخی
2-1 اسطوره:
بهار(1376 الف ،صص344 تا 345)اسطوره شناسی بخشی است از مردم شناسی فرهنگی که آن خود از مردم شناسی منشعب می گردد.مردم شناسی فرهنگی به بررسی و فرا یافتن قوانین عمومی قالب های رفتاری انسان در همه ابعاد آن می پردازد و می کوشد توجیهی عمومی از این پدیده اجتماعی فرهنگی به دست دهد.اسطوره شناسی با بررسی مجموعه های اساطیری زنده یا مرده و فرا یافتن کیفیات عمومی و کلی آن ها،در خدمت مردم شناسی فرهنگی قرار می
2-2 آب و آفرینش:
آفرینش حیات بر آب نهاده شده است.سومریان معتقد بودنددر آغاز زندگی جز آب چیزی نبوده و همه چیز ها از آب به دست آمدند.در وسط آب جزیره ای به شکل کوه به وجود آمد.قله کوه آسمان شد و قاعده آن زمین.از برخورد قله به قاعده هوا به وجود آمدکه سومین عنصر زندگی پس از آب و خاک بود.یکی از صفات مهم این عنصر قابلیت انبساط است.
در اسطوره های بابلی به جای الهه (نمو) الهه نعامه به عنوان الهه آب معرفی شده است.آب ها پیش از زمین وجود داشتند با تحلیل ارزش های مذهبی آب ها ساختار و کارکرد نمادها بهتر درک خواهد شد.آب ها مجموع معنویت جهانی را می نمایانند.
از دوره های نخستین آب به دو گونه با مفهوم باروری و بارداری پیوند یافت:1- به شکل باران2- به صورت زنی باردار که فرزندی می آورد و این ولادت در لوا و پناه عنصری که آن را همه می پرستیدند انجام می گیرد.
اصطلاح اساطیری از آب گرفته یا نجات یافته از غرقاب بیان رمزی بارداری و آبستنی است و تصویر شاعرانه ای است که به وضع حمل مربوط می شود.فهم این نکته که چگونه مردمان نا متمدن به آنجا رسیدند که آب را عنصری مقدس پنداشتند دشوار نیست چون بدون آب هیچ چیز ممکن نبود نه آباد شود نه بارور.بررسی آب ریشه و منشاء سحر شعاعر و مناسک مذهبی را که در همه ی ادیان عالم متداول و پراکنده گشته روشن می کند. خصایص اساسی داستان های خدایان اساطیری(ارباب انواع)و پهلوانان تقریبا همیشه مرهون و مدیون اسطوره ی برزگری و کشاورزی است و طبیعت را به سیمای زنی باکره و باردار بزرگ و گرامی می دارد.
2-3 نقش آب در پدید آمدن تمدن و فرهنگ:آب عامل اصلی به وجود آمدن تمدن در روی کره زمین است.اگر بشر آب را ستایش می کند و برای آن ارزش فوق العاده قائل است بیشتر به خاطر این است که نه تنها حیات فردی بلکه حیات اجتماعی اش به آن پیوسته است.
آب مقدس است و انسان وقتی بر یک پدیده مهر تقدس می زند که در زندگی او نقش و حضوری کار آمد داشته باشد.رود ها مادران فرهنگ بشری به حساب می آیند.
آب در اوستای اپ و در پهلوی آو یکی از چهار عناصر پیشینیان است که ایرانیان باستان هرگز نباید آن را آلوده سازند.آب دومین آفریده از آفریدگان هفت گانه ای است که اورمزد خلق کرده است.ستایش و قداست آب در این آئین تا جایی است کهدر یسنای 65 فقره ی 10اهورامزدا به پیغمبرش می گوید:
تیشتر خدایی است که با باران ارتباط دارد و از این رو اصل همه ی آب ها و سرچشمه ی باران و باروری است.آب در انتقال جوهر تن زرتشت و به وجود آمدن او نقش بسیار زیادی دارد.جوهر تن زرتشت از اورمزد به باد از باد به ابر و از ابر به باران و به زمین و بعد طی مراحلی به پدر و مادر زرتشت می رسد.
2-4 آب در دیگر آیین های باستانی:
در آیین زروانی پایه و اساس جهان از آب آفریده شده است(بهار،1357،ص 73).
از جمله معتقدات مانویان در مورد نقش آب در مبادی آفرینش نخست،قائل بودن به مراتب زیر است:
مادر زندگی،مادر هستی،زاینده،(هرمزد بع) یا انسان نخستین می باشد.هرمزد بع فرزندمادر زندگی و پسر خدا هم چنین نماد انسان ازلی و روح در بند تصور شده است.امهر سپیدان که عبارت از فروهرباد،آب روشنی و آتش بوده خود فرزند هرمزدبع و نفس زنده ایزدی که نماد نور محبوس در ماده است تلقی می گشته است.(بنیادلو به نقل از شهبازی 1379 ص16).
دین مزدکی که تلقی از دین زرتشتی عصر ساسانی،دین مانوی و آداب و عقاید جوامع روستایی ایران است به سه عنصر آب آتش و خاک نیز اعتقاد داشتند،در آئین مهر معابد مهری را در کنار آب پاک می ساختند.
2-5 بازتاب آب در سفال های پیش از تاریخ:
یکی از رایج ترین عناصر تصویری هنر ایران از دوران کهن و پیش از تاریخ نقش آب می باشد.که در این میان سفال های سیلک،شوش،تل باکون زیباترین نقوش هندسی و تجریدی آب را نمایان می سازند.در ابتدای سفال سازی این نواحی نقوش کاملا هندسی نمایانگر سود بخشی آب بود ولی در دوره های بعدی هر آن چه که بقای آن به این عنصر هستی بخش نیاز داشت،مانند گیاه،حیوان و انسان به نقوش هندسی اضافه گردید و کارکرد های مقدسی را به وجود آورد.این سفال های منقوش در مراسم آئینی و مقدس تدفین مردگان،تطهیر،نیایش با آب مقدس استفاده می شده است.نقوش آب برسفال های پیش از تاریخ و نیز خود سفال دارای کارکرد های بس مهم وحدت بخشی،خنثی کردن جادوی خشکی ،وحدت جهان پایین وبالا و جاودانگی بوده است.

عکس (2-1) نقش آب بر روی سفال لایه دوم سیلک

-527051778002-5-1 نیایش آب بر روی سفال های پیش از تاریخ:
-1333502603500آیین تقدیس آب از برای افزونی و برکت زایی آن را ستود،راز و رمز نیایش آب و پیوندش با انسان،به صورت نمادین و هندسی بر روی سفال ها نقش بست.این راز و رمز ها و این نماد ها مانند ذکری برای نیایش آب بود و همواره تکرار می شد و در ذهن انسان کهن کارکردی جز خنثی کردن افسون و جادوی خشکی نداشت.او می پنداشت که این نقوش مقدس با نیروی ماورایی خود علاوه بر تاکید بر تقدس آب،جادوی خشکی را تبدیل به نیروی حیات بخش آب می کند. rightbottom عکس(2-2)(2-3) سفال سیلک قرن چهارم ق.م
عکس (2-4)سفال سیلک با نقوش انتزاعی آب
2-6 عیلام:
در دین عیلامی مار= حفاظت ازآب(افزون بخشیدن)خرد و ثروت(برکت)را داشت.در دین عیلامی مار بن مایه ی مکرر است که به ویژه بر کوزه ها و آبدان ها نقش شده است.مار نقش دور دارنده نیروهای شیطانی را نیز داشته است.مارها بر دروازه ها،برگرد شاهان،بر گرد محراب ها و بر دسته ی سلاح ها نقش می شوند و در حالی که به خود پیچیده بودند تختگاه خدایان به شمار می آمدند.
2-6-1 کورنگان:
اولین و قدیمیترین نقش برجسته اسلامی در استان فارس بوده است.صحنه بار عام خدایان تمام نقوش و عناصر تشکیل دهنده کورنگان سخن از رمزهای آب و برکت دارند و هر یک دارای کار ویژه ای می باشد.
"کر(کور)" موجود در کورنگون ، رودخانه کر و حتی "کار" در کارون به پاسداشت خدای آب شیرین ایلامی است که به "کر" اشتهار داشته است.

عکس(2-5)نقش کورنگان در دو طرف حرکت مومنان
20142201609725)خدای کوهستان و آب که بر تختی از یک مار چنبره زده نشسته و سر مار را با دست چپ خود گرفته است وروی دست راستش فواره ای از آب قرار دارد که احتمالا به جهت بخشش و  تقدیس نزد اوست-تصویر بازسازی شده کورنگون توسط کاشف آن  ارنست هرتسفلد-برداشت از کتاب" دنیای گمشدۀ عیلام" نوشته والترهینتس
عکس(2-6) تخت مار ایزدان در صحنه اصلی کورنگان
دکتر مهرداد بهار در کتاب اسطوره و فرهنگ یادآور شده که این نقش احتمالا نقش خدای نپیریش بهمراه  یک الهه (احتمالا کیریشنا) است نپیریش  ، خدای کوهستان و آب است که بر تختی از یک مار چنبره زده نشسته و سر مار را با دست چپ خود گرفته است وروی دست راستش فواره ای از آب قرار دارد که احتمالا به جهت بخشش و  تقدیس نزد اوست و این آب پس از آن دو شعبه شده قسمتی به پشت سر برای حامیان و کاهنان و قسمتی برای شاه و پیروان اختصاص داده شده است و تعداد پیروان  نقش شده در روبرو 27 نفرند که با تعدادی که پشت سر ترسیم شده و در حال محوند این تعداد به بیش از 35 نقش میرسد"
-3435356953252-6-2 چغازنبیل (بررسی آب و تقدس آن )
شهر چغازنبیل (دور اونتاش)توسط اونتاشگال پادشاه ایلام در حدود قرن 13 قبل از میلاد بنا شده است .شهر علاوه بر معابد زیاد که به خدایان نثار شده است،دارای کاخ های فراوان و نیز مقبره هایی برای مردگان و عمارت ها یی که اداری و سکونتی بوده است.سه حصار خشتی تو در تو ابنیه مذهبی و غیر مذهبی شهر چغازنبیل را محصور می سازد(صراف،1372،ص74) عکس(2-7) مسیرها و دروازه های چغازنبیل
حصار سوم با 7 دروازه مخصوص زیگورات بزرگ یا معابد اهدایی شاه اونتاشگال به (خداوندگان شهر شوش)اینشوشیناک بوده است
معنای تحت الفظی کلمه زیگورات گلدسته ای سر بر افراشته است.
دنیای آسمانی و جهان ما ورای آن در نظر این مردمان(ایلامیان)از جمله نخستین واقعیت ها بود برای صعود به آسمان ها ،نیایش موثر،نیازمند چایگاهی رفیع بود،محلی که در آن جا نیایشگر از زمین دور به قدرت های آسمانی نزدیک می شود.
زیگورات گواه صادقی است بر شور و شوقی که نسبت به کوهستان داشته اند.زیرا که از کوه نیروی حامی حیات بیرون می تراود،در زمستان که حالت نیمه جانی تهدید آمیزی بر سرزمین چیره می شود،یا در تابستان به هنگامی که رستنی ها در اثر نیروی مخرب گرما پژمرده می شود،فقط کوه است که نوید تجدید حیات می دهد.
کوه با نگهداری برف و گرفتن رطوبت ابرها تبدیل به مخزن بزرگی می شود و تمام زندگی بشر وابسته به بیرون تراویدن آب های ثمر بخش آن است.هنگامی که در نتیجه ی تابش آفتاب سوزان زمین خشک می شود و خدایان نعمت نا پدید می گردند،طبیعی است که تصور شود به درون کوه پناه برده اند به منظور تجدید حیات،نیروی زندانی باید آزاد گردند.
و کوه مقدس که آسمان و زمین در آنجا به هم می پیوندند،در مرکز جهان قرار می گیرد هر معبد و کاخی،هر شهر مقدس و بارگاه شاهانه ای،یک کوه مقدس محسوب می شود و در نتیجه به صورت یک مرکز در می آید(ایلیاده 1375،ص25) بنابر این زیگورات چغازنبیل نماد کوه مقدسی است که نگهدارنده ی آب های ثمر بخش است که کارکرد های رمزی تمرکز و وحدت بخشی،ارتباط با جهان بالا و ایزدان و آزاد سازی آب های برکت زا را داراست و راز تقدس و قدرت بیکران آن تنها در برگزاری مراسم آیینی مقدس نهفته است و آن گاه چشمه ها از کوه ها می جوشند.وآب ها بر گستره زمین جاری می گردند.
آخرین تحقیقاتی که راجع به وضعیت حیاط مرکزی انجام گرفته نشان می دهد که در قسمت مرکزی حیاط حوض بزرگی پر از آب بوده است و نیایشگران قبل از ورود به داخل معبد اینشوشیناک می بایستی خود را با آب تطهیر می کردند تا اذن ورود به داخل معبد را به دست می آوردند(صراف،1373،ص81)
شاه اونتاش ناپیرشا،همسرش ناپیراسو و خواهر زاده اش و دیگر بزرگان در ارابه پیروزیشان از حریم سلطنتی نزدیک دروازه شاه در زیگورات در طرف جنوب شرقی معبد وارد می شوند.بعد از گذر از دروازه 4 کاهنان از یک کوزه گلی بزرگ که باقیمانده ی آن کشف شده است روی دست پادشاه آب می ریزند.آن گاه زوج سلطنتی مراسم صعود به معبد اصلی از پلکان جنوب شرقی آغاز می کنند.
وجود حوض مخصوص تطهیر و کوزه آب پاک و تطهیر شده برای شروع مراسم مذهبی گواه این باور ایلامیان است که آب علاوه بر کارکرد شستشو و پاکیزه گی کارکرد تطهیر ،روح و روان از پلید ها را دارد.
چغازنبیل نمونه ای از تقدس به آب پاک و ثمر بخش می باشد که تمامی ساختار وجودی آن سخن از راز فراوان دارد.کوه مقدس در زیگورات عظیم بازتاب می یابد تا که ارتباط با ایزدان تداوم بخشد و در اثر این ارتباط نیروی نهفته آن(آب حیاط)از آن تراوش کند و نهر بزرگ جریان یابد و برکت بخش هستی باشد تا که روح و جسم مردمان نطهیر پیدا کند.پالایش روح و جسم با آب در مراسم مذهبی مقدس قبل از ورود به معبد باعث ارتباط روح با جهان دیگر و خدایان برکت بخش می شود
35096454396740 عکس(2-8) حمل تندیس همراه با مراسم آیینی و موسیقی عکس(2-9) پلکان جنوبی زیگورات
2-7 آریاییان :
آریاییان شاخه شرقی هند و اروپاییان را تشکیل می دهند. هند و اروپاییان اقوام سفید پوستی بودند که در هزاره چهارم ق. م در روسیه ی مرکزی می زیستند در اواخر هزاره ی یاد شده به عللی که درست شناخته شده نیست،به اطراف،به جنوب سیبری و سراسر اروپا روی آوردند.یونانی ها،رومی ها،ژرمن ها،روس هاو بعضی ملل کوچکتر امروزی در اروپا،و ارمنی ها ایرانیان و هندوان بخش شمال هند در آسیا بازماندگان امروزی اقوام کهن هند و اروپایی به شمار می روند.
آریاییان تاثیر های قومی و فرهنگی عمیقی از ترکیب با اقوام و فرهنگ های بومی غرب آسیا و نجد ایران پذیرفتند و ار این امر ترکیب فرهنگ ایرانی شکل گرفت آثار این مشترکات فرهنگی خیلی کهن از دره ی سنه تا مدیتران شرقی وجود دارد و این فرهنگ بومی منطقه است.آریایی ها ،به استناد باستان شناسی و تاریخ،وقتی به دره ی سنه و به نجد ایران وارد شدند،یک فرهنگ بومی بسیار متمدن وجود داشت و فرهنگ آریایی با آن ترکیب شد.(ص404)
2-7-1 دین:
این تلفیق فرهنگی آریایی –بومی در ایران هزاره اول پ.م یک کیفیت بسیار ویژه دارد،که منعکس در افکار زرتشت و عصر زرتشت در شرق و منعکس در افکار هخامنشیان و عصر ایشان در کتیبه های هخامنشی در غرب است.هزاره اول پ.م،هزاره شگفت اوری است و انقلاب دینی –فکری عظیمی در طی آن رخ می دهدو آن کیفیت ویژه محتوایی این فرهنگ دین است که جوامع،به علل مختلف تاریخی ،فرهنگ،اجتماعی و ملت های دیگر به سمت یکتا پرستی حرکت می کند و بسیاری از نو آوری های فکری،از جمله عرفان و فلسفه ،در این عصر پدید می آید....دین آریایی که میان قبایل آریایی نجد ایران از عصر زرتشت شکل گرفته بود اهوره مزدا را خدای بزرگ می دانست و بر آن بود که اهوره مزدا و دیگر خدایان کنار هم هستند ولی فاصله اهوره مزدا با بقیه بسیار است.بعد همین عقاید رشد می کند و درگهان زرتشت به صورت متعال منعکس می گردد(بهار 1357،صص415 تا 416)
بهار 1377،ص431)کهن ترین مدارک ما درباره باور های دینی آریاییان(هند و ایرانیان)ده کتاب ریگ ودا و الواح حتی میتانی است.بنابر ریگ ودا،آریاییان دو گروه خدای خیر داشته اند که خود به سه طبقه ی روحانی فرمانروا،ارتشتار و کشاورز(تولید کننده)تقسیم می شده اند.اعتقاد به دو گروه خدا بیشتر در ارتباط با مسایل مادی و معنوی بود و تقسیم طبقاتی ایشان خود انعکاسی از تقسیمات طبقاتی و استقلال نسبی هر طبقه در جامعه آریایی کهن بوده است و در کهن ترین کتاب های ریگ ودا موجودات بشری هم وجود دارند،ولی گروه بندی و ساختار مشخصی ندارند.
اما در فرهنگ آسیای غربی که از سند تا سرزمین های شرقی کنار مدیترانه گسترده بود و بر فرهنگ آریایی تازه وارد چند هزار سال حق تقدم داشت،اساس دین بر وجوددو گروه خدایان و ضد خدایان،یا خدایان خیر و خدایان شر،قرار می گرفت و بنا بر اشارت اسطوره ای،هر دو خدایان خیر و شر معمولا از غول خدایی نخستین پدید آمده بودند که پس از پدید آوردن دو گروه،خود دیگر نقشی عمده به عهده نداشت(ص76)
این اعتقاد به خدایان خیر و شر فرهنگ آریایی و آسیای غربی به طرز جالبی با هم در آمیخت و در ادوار بعدی پایه ی به وجود آمدن ایزدانی مانند مهرو ایزد بانو آناهیتا،با کارکردهایی شد که در کناراهوره مزدا هر سه طبقه روحانی فرمانروای ارتشتار و کشاورز تولید کننده را پوشش می داد و نیز اعتقاد به خدایان خیر و شر که از غول خدای نخستین پدید آمده بودند که خود دیگر نقشی بر عهده نداشت باعث به وجو آمدن عقاید و آیین زروانی در اعصار بعدی شد.
2-8 اسطوره و ایزدان مربوط به آب در باورهای زرتشتی:
از آن جا که اساطیر و ایزدان مربوط به آب بسیار دیرینه اند و قدمت مشخصی برای آن ها نمی توان در نظر گرفت و برخی از آنان پیشینه ای مربوط به قبل ورود اقوام آریایی و نیز قبل از ظهور زرتشت مقدس دارندو گستره وسیعی از باورهای مقدس ایران زمین را به خود اختصاص داده اند.بنابر این نمی توان آنان را به زمان و مکان خاص محدود کرد،زیرا که اندیشه اساطیری از ازل شروع می شود و در طی زمان اساطیر شکل می گیرندو بنا به نیاز مردمان و نوع طبیعت محیطی دارای کارکردهایی می شوند؛در ادوار تاریخ به طور دائم این اساطیر دگرگون می شوند و از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابند و یا کارکردهای یک اسطوره(ایزد)به اسطوره دیگر انتقال می یابند ولی مهم آن است که ساختار کارکرد و کار ویژه این اساطیر و ایزدان همواره ثابت و زنده می ماند و بسته به ساختار اجتماعی و فرهنگی و نیاز بشر،خود را به نوعی نمایان می سازد.
2-8-1 نبرد میان خدایان و دیوان:
ثنویت مشخصه دین زرتشتی است ،و آن اعتقاد به وجود دو نیروی اساسا متضاد است که دست اندر کار عالم اند.آریاهای باستان به دو نیروی متضاد (راستی) یا (نظم) و (دروغ) یا (بی نظمی)اعتقاد داشتند.واین همان اندیشه ای است که دین زرتشتی آن را اتخاذ کرد و گسترش داد.در این دین پیروان (راستی)اشون و بدکاران یعنی پیروان (دروغ)دروگون نامیده می شوند.(جان هینلز،اساطیر ایران،1368،ص 67)
2-8-2 نیرو های خیر (اهوره مزدا سرور دانا):
اهوره مزدا (اورمزد در متون بعدی) به معنی (سرور دانا) نامی است که زرتشتیان به خدا داده اند.چنان که از نام او بر می آید،ویژگی او خرد است-کسی است که نه فریب می خورد و نه می فریبد،این سرور بخشنده و خیر مطلق است.او که پدر و ماد رآفرینش است،مسیر خورشید و ماه و ستارگان را ساخته است. او بوده و هست و خواهد بود.به سخنی دیگر او جاودانه است،اما در دوران کنونی قادر مطلق نیست،زیرا توانایی او به دلیل دشمن عمده اش یعنی اهریمن محدود است.اما زمانی خواهد رسید که بدی مغلوب شود و اهوره مزدا با قدرت مطلق فرمانروایی کند.
2-9 امشاسپندان:
اورمزد امشاسپندان را می آفریند.امشاسپندان جلوه های اورمزد به شمار می آیندو هر کدام از آن ها دشمن مستقیمی در میان دیوان دارند تعداد اصلی امشاسپندان شش است.در حالی که معمولا از هفت امشاسپند سخن به میان می آید.این اختلاف از آن جا ناشی می شود که در متن های متاخر ایزد سروش را یکی از امشاسپندان به حساب می آورند و تعداد آن ها را به هفت می رسانند.گروهی خود اورمزد را به عنوان هفتمین امشاسپند و در راس آن ها و برخی معتقدندبه آفرینش سپند مینو به عنوان نخستین امشاسپندهستند.
سپند مینو،بهمن،اردیبهشت،شهریور،اسپندارمد،خرداد،امرداد(امرتات)،هفت امشاسپندان می باشند.که در این میان خرداد(هئوروتات)به معنی تمامیت،کلیت و کمال و مظهری است از نجات افراد بشر،آب را حمایت می کند و در این میان شادابی گیاهان مظهر اوست.این امشاسپند مونث است.(حریریان و همکاران،1376،ص65)
2-10 ایزدان:
پس از آفرینش امشاسپندان،اورمزد ایزدان را می آفریند که قوای منفی مقابل آن ها دیوان هستند.... شماری از ایزدان از خدایان باستانی هستند یعنی پیش از زرتشت نیز جنبه خدایی داشتندمانند مهر،آناهیتا،تیشتر(مهر افزون کننده آب، ها،آناهیتا مظهر تمامی آب ها ی روی زمین ،تیشتر فرشته باران آور،همگی در ارتباط با آب زایی هستند،برخی با آئین های دینی ارتباط دارند.مانندایزد آتش و ایزد هوم.خدایان مهم بر گردونه سوارند گردونه هایی که با چهار اسب،اسب ها غالبا تناسبی با خدای گردونه دارند.برای مثال چهار اسب گردونه ی آناهیتا،ابر،باران،برف و تگرگ هستند.
2-10-1 مهر:
سنت پرستش مهر به دوران بسیار کهن بر می گردد.او در باورهای باستانی این سرزمین خدایی است بسیار دیرینه ولی در سنت دینی زرتشتی در رده ی پایین تر از زرتشت قرار می گیرد و آفریده ی او محسوب می شود،از آفرینش او پاسداری می کند(صص66،67) بنا به کهن ترین متن ها مهر(میتره) دارای کارکرد برکت زایی باران آوری و خداوندی بر رودها می باشد(بهار 1357،ص69)
2-10-2 اپام نپات یا برز ایزد:
ایزدی است بسیار قدیمی به معنی تخمه ی آب ها و یکی از سه خدای بزرگی است که لقب اهورا داشته اند و این خود گویای اعتبار اوست..خواسته ی او این است که به فره ای که در نبرد(ایزد آتش)با اژدهای سه پوزه بد دین(ضحاک)به سوی دریای فراخکرد(دریایی که اردوی سور آناهیتا به عنوان رود اساطیری به آن می ریزد)گریخته است دست یابد.این ایزد کم کم در برابر اردوی سور آناهیتا رنگ میبازد و قدرت و ویژگی هایشرا به این ایزد بانو منتقل می کند.
2-10-3 اردوی سور آناهیتا:
ایزد بانویی با شخصیتی بسیار برجسته که جای مهمی در آیین های ایران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستایش او به دوره های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می رسد.اردوی به معنی رطوبت،در آغاز نام رودخانه مقدسی بوده است و به پیروی از اصل شناخته شده ای در اساطیر نام رودخانه،شخصیت خدایی پیدا کرده است...سوره یا سورا،بخش دیگر نام اردوی سوره آناهیتا معنی نیرومند و پر زور دارد.و آناهیتا پاکی و بی آلایشی معنی می دهد.این ایزد بانو در کتیبه اردشیر دوم هخامنشی و در بسیاری از متن های دیگر به صورت خلاصه شده آناهیتا در می آید.او که نخست به رودخانه ی اردوی سروری داشت کم کم بر همه ی آب ها سروری می یابد و بنا بر بندهش،پدر و مادر آن ها می شود و از اپام نپات هم پیشی می گیرد و شخصیت اپام نپات بر شخصیت او تحلیل می رود.این ایزد بانو با صفات نیرومندی،زیبایی و خردمندی و به صورت الهه ی عشق و باروری نیز در می آید زیرا چشمه ی حیات از وجود او می جوشد و بدین گونه مادر خدا نیز می شود.تندیس های باروری را که به الهه ی مادر موسومند و نمونه هایی از آن از تپه سراب کرمانشاه(عکس خدا مادر در تپه سراب کرمانشاه)با قدمتی در حدود هزاره 6 پ.م و خدا مادر هایی که در کاوش های ناحیه شوش بدست آمده تجسمی از این ایزد بانومی دانند.اردوی سور آناهیتاگردونه ای دارد با 4 اسب سفید اسب های گردونه ی او:ابر،باران،برف،تگرگ هستند(حریریان و همکاران صص 69 و 70)
اسب های آناهیتا در یشت هر کدام نمادی از حالت های گوناگون آبند یا با عامل برکت بخش ارتباط دارند و آناهیتا این گردونه را که نماد چرخه هستی زندگی بخش است و با چهار حالت گوناگون آب،کشیده می شود را می راند و هدایت می کند.او هدایت کننده عوامل برکت زا می باشد و نیز گاهی با همین گردونه اسبان در جنگ یاری گر نیکان بوده و بر بدان می تازد.او در بلند ترین طبقه آسمان جای گزیده و بر کرانه ی هر دریاچه ای خانه ای آراسته،با صد پنجری درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد.او از فراز ابر های آسمان به فرمان اورمزد،باران و برف و تگرگ را فرو می باراند.نطفه ی مردان را پاک می کند و زهدان زنان را برای زایش آماده می سازد.او خدای محبوبی است و همیشه علاقه و احترام عمیق پیروان بسیاری را به خود جلب کرده است.
2-10-4 تیشتر:
خدایی است که با باران ارتباط دارد و از این رو اصل همه ی آب ها،سرچشمه ی باران و باروری است.در متن ها صورت متجلی او را (ستاره بان شکوهمند)نام برده اند
او در ضمن سرور همه ی ستارگان و حامی سرزمین آریایی است.او فرزند عطا می کند و جاودان گران را در هم می شکند.
2-11 جشن های آئینی مربوط به آب در فرهنگ آریایی:
در جوامع بشری همواره اسطوره و آئین ها با هم رشد می کنند.آئین بدون محتوای اسطوره ای معنی نمی دهد.باید یک رشته ی اعتقاداتی وجود داشته باشند.و به همراه آن اعتقادات،آئین ها اجرا شوند،هیچ دینی بدون آئین نیست.چه ادیان ابتدایی اسطوره ای،چه ادیان پیشرفته.....آئین ها معمولا قسمت عمده آن ها مربوط به برکت است چه در نظر بشر ابتدایی و چه پیشرفته مهر و قهر خدایان،مربوط به آئین هایی است که انسان انجام می دهد(بهار 1377،صص 296 تا 297)
اگر انسان ها آئین ها را برگزار نکنند،خدایان قادر به اجرای وظایفشان نیستند.بنابراین آئین هایی که همه در بن خود با باروری و برکت بخشی مربوط اند،تقدس و اهمیتی بسیار عظیم در جامعه باستان دارند که بدون اجرای درست آن ها خدایان از کارکردهای معمول و خویشکاری های خود باز می مانند(ص312).
جهان فکری اسطوره فراموش می شود ولی در یک سطح آئینی به جای می ماند،این جزئی از زندگی اسطوره و آئین است.آئین ها دوامشان بیشتر از اسطوره هاست زیرا اجرای آئین برای تداوم زندگی ضروری دانسته می شود مانند نوروز که از زمان اساطیر تا به حال ادامه دارد.زیرا آئین آن به برکت زایی مربوط می شود.(ص281).
هر جا که خشکی هست اسطوره های مربوط به خدایان باران آور و برکت بخش و آئین های مربوط به باران آوری به طور وسیع دیده می شود.و در مناطقی که پر باران است،این اسطوره ها محدود و کوچکترند و یا به وام از مناطقی به این مناطق رفته اند(ص 313).
تداوم پرستش آب را می توان از روی سفال های پیش از تاریخ و نیز کتیبه ها و نقش برجسته ها ی ایلامی پیش از هزاره دوم و سوم قبل از میلاد به صورت خود آب و الهه آب دنبال کرد و تا دوره ساسانی تداوم و حرمت پرستش اب و آئین های مربوط به آن در عصر باستان ادامه می یابند.و این تقدس و حرمت،در دوره ی اسلامی نیز با توجه به پیشینه فرهنگی تقدس آب در ایران و تقدس آب در ایران و نیز تقدس آب در دین اسلام زنده می ماند،بنابراین آئین ها و جشن های مربوط به آب در فرهنگ ایران پس از ورود آریاییان تا به دوره اسلامی ادامه می یابد زیرا هیچ دینی بدون آئین نیست و برای رضایت خداوند باید آئین ها برگزار شود تا او برکت به مردمان ببخشد.بنابراین با توجه به اهمیت جشن های مربوط به آب از برجسته ترین آن در فرهنگ آریایی مورد بررسی قرار می گیرد:
2-11-1 جشن آبریزگان(آب پاشی):
از جمله مراسم معتبر و مشهوری است که به نوروز منسوب است و اغلب مورخان و نویسندگان بدان اشاره کرده اند:
رسم شست و شو و غسل کردن و آب پاشیدن به یکدیگر است رضی(137،صص328 تا 329)
همه روایات درباره ی این جشن حاکی از تقدس آب و اهمیت ویژه آن و لزوم بارش باران به هنگام آئین ها و مراسم آن بوده است.مراسمی درباره کاشت سبزه و عمل آوردن آن و شست و شو و غسل و آب پاشیدن در نوروز همه حکایت از تامین آب و گیاه برای سال نو دارد.
هرگاه به مطالب و مفاهیم فروردین یشت بنگریم،ارتباط میان فروهرها و فروردین ماه یا هنگام اعتدال ربیعی و آغاز بهار را با آب و باران در می یابیم.یکی از وظایف (کارکرد)فروهران تامین آب است.
2-11-2 خردادگان:
خرداد پنجمین امشاسپند است از شش امشاسپند بزرگ:در اوستا به شکل هئوروتات که مرکب است از هئورو به معنی رسایی و کمال جز دوم تات پسوند است که دلالت به اسم مجرد مونث می نماید.پس این نام صفت است از صفات اهورامزدا که نشانه کمال و رسایی است. در عالم مادی و زمین نگهبانی آب با خرداد است به همین جهت در روز ششم فروردین یا خرداد روز از ماه فروردین از جمله آداب و مراسمی که در این روز به قول بیرونی میان ایرانیان انجام می شد غسل و شستشوی ویژه ای بوده است و بی گمان این نیست جز موکل بودن این امشاسپند بر آب،چنان که ا مرداد،ششمین امشاسپند موکل بر گیاه(نبات)است.در روز ششم از ماه خرداد به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشنی موسوم به خردادگان برگزار می شده است.
2-11-3 جشن تیرگان:
در تیرگان یعنی روز سیزدهم تیر ماه جشنی برگزارمی شد که جنبه های نمایشی و جادوی تقلیدی داشت از لحاظ باران زایی،نهایت امر آن که اداب و مراسم این جشن با آب ارتباط دارد.(ص655).
نیز در اوستا تیشتریه و در پهلوی تیشتر است نام ستاره ای است که تازیان به آن شعرای یمانی و در زبان های اروپایی سیریوس خوانده می شود و ستاره ی باران است.هم چنین در اوستا نام یکی از ایزدان است.یعنی ایزد باران به موجب یزدان شناسی مزدایی تیر یا تشتر ستاره ی باران است و هرگاه در آسمان پیدا شود و بدرخشد مژده ی باران می دهد،و به روز سیزدهم هر ماه منسوب است به این ایزد و مطابق معمول و سنت،در توافق نام روز و ماه روز سیزدهم جشن تیرگان است.در چنین روزی مردم به هم آب می پاشند.مراسم آب پاشان،سر شستن،غسل و شست و شوی را از مراسم این جشن دانسته اند و در ادامه می گوید روز تیرگان آن روز است که آرش تیر انداخت اندر آن وقت که میان منوچهر و افراسیاب صلح افتاد و اند تیرگان غسل کنند و سفالینه ها را بشکنند و دوباره از نو کنند. این جشن هنوز در خیلی از استان های ایران از جمله کردستان به طرز باشکوهی برگزار می شود
2-11-4 آبانگان:
از جشن های دوازده گانه سال است.روز دهم از هر ماه،آبان نام دارد.پس روز دهم از آبان،به موجب تلاقی نام روز و ماه،جشن آبانگان برگزار می شود که مراسم ستایش و شادمانی و نیایش و عبادت کنار چشمه سار ها و رودها به انجام می رسید(ص641).
آبان روز در آبان ماه ویژگی دارد که به یکی از بزرگترین ایزدان مورد ستایش ایرانیان روزگار گذشته یعنی آناهیتا،ایزد سرپرست آب های روان دریا،رودها و چشمه سارها است.مطابق معمول رویدادها و حوادثی درخصوص آب جهت گرامی داشت و زنده یادی آن ها در تاریخ در این روز قرار داده شده است.از جمله آباد کردن کاریز ها و نهرهای آب که افراسیاب در جنگ ایران و توران ویران کرده بود توسط زو پسر تهماسب و یا روایت دیگر آن است که پس از هشت سال خشکسالی در چنین روزی باران بارید و بر مردمان برکت بخشید(ص669).
2-12 فرهنگ ماد:
اقوام ماد در مرکز و غرب نجد ایران ساکن شدند.نخستین نشستگاه آریاییان در غرب،سرزمین مانای بود،که در حد فاصل شرق دریای مازندران و غرب دریاچه ارومیه قرار داشت.
مادها تنها قبیله های آریایی بودند که در سایه ی اتحاد امپراتوری بزرگ آشور را برای همیشه شکست دادند،اقوام و قبایل بسیاری را از قید اسارت آشوریان متجاوز رهایی بخشیدند.(راوندی 1356،ج 1،ص142).
2-12-1 دین مادها:
دین ماد را ازنزدیک نمی شناسیم این دین به احتمال زیاد در برگیرنده عناصری ایرانی و بین النهرینی به ویژه حوری وآشوری بوده است.
مادها به اهورامزدا باور داشتند شواهد باستانی نمایان می سازد که در بین آریاییان به خصوص اقوام ماد مراسم تدفین بسیار پر اهمیت بوده است.آنان به احتمال به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند.ظروف مربوط به مراسم تدفین مردگان و حیوان و انسان هایی هستند که در عمل تدفین و تشریفات مربوط به آب متبرک شرکت نموده اند.این ظروف برای ریختن آب متبرک به دهان و گوش و بینی و چشم شخص متوفی بکار می رفته است.
2-13فرهنگ پارس :
در اوایل قرن هفتم پیش از میلاد پارس ها از مادها جدا شدند و در طول زاگرس در جهت جنوب شرقی روانه شدند و به سرزمینی رسیدند که امروزه به نام پارس یا فارس خوانده می شود.مراکزاین منطقه در آعصر شامل سرچشمه های رودکر ،دشت مرغاب،مرودشت و حدود شیراز امروزی می شد .سرزمین پارسا و نشان از بخش های اساسی کشور ایلام بود(ایلام،1377،ص149).
کوروش کبیر از 550تا 529 پ.م سی سال سلطنت کرد و سلطنت محلی پارس ها را به شاهنشاهی تبدیل کرد.داریوش کبیر که از نوادگان عمومی کوروش بود سلطنت در هم ریخته هخامنشی را پس از مرگ کمبوجیه،پسر کوروش،از نو باز ساخت و این سلطنت را به اوج قدرت خویش رساند(ص150)
2-13-1 دین و باورهای هخامنشی:
در کتیبه های هخامنشی دو عصر دیده می شود یکی دوره ای است که به اواخر قرن پنجم پ.م ختم می شودو در این بخش با وجود یاد کردن از دیگر خدایان در عمل جز ذکر نام اهوره مزدا،از نام دیگر خدایان نشانی نیست و دوره ی دیگر از عصر اردشیر دوم پسر داریوش دوم شروع می شود که در کتیبه ها،علاوه بر ذکر نام اهوره مزدا از نام (مهر)و(آناهیتا)و گاه فقط از مهر نامی رفته است.(بهار1377،ص161).
علاوه بر این شاهان هخامنشی اهمیت به سزایی به عنصر آب می گذاشتند و برخی از آب ها برای آن ها بسیار مقدس بود و نیز هیچ گاه آب را آلوده نمی کردند. در کتیبه ایی داریوش بزرگ دعا می کند که اهوره مزدا کشور را از خشکی محافظت کند شاید وجود خشکسالی و ترس از آن بی تاثیر بر اهمیت فراوان ایزد بانو آناهیتا و نیز آب نبوده باشد.
2-14رمزهای آب و ارتباط نوروز و آب در تخت جمشید:
تخت جمشید در فارس و در جنوب شرقی ایران واقع شده است.این بنای با شکوه متشکل از رمزهای فراوان می باشد و هر یک از نقوش برجسته آن گویای کارکردهایی است.نوروز که عید بومی نجد ایران بوده به طرز باشکوهی در این مکان برگزار می شده است.علاوه بر سیستم آب رسانی بسیار دقیق در تخت جمشید نشانه هایی از آئین مقدس تطهیر و نیایش آب در این مکان دیده می شود با توجه به ارتباط میان آب و آئین های نوروزی و نمادهای جدال با خشکی تخت جمشید نیز سرشار از رمزو نمادهای آب و نقش ویژه آن ها می باشد.
موقعیت مکانی تخت جمشید:
داریوش در حدود سال های 520 تا 518 پ.م محوطه ای صخره ایی را واقع در حدود 57 کیلومتری شمال شرقی شیراز در دامنه شمال غربی کوه رحمت که نام کهن آن را کوه مهر دانسته اند (نقشه موقعیت جغرافیایی تخت جمشید)انتخاب کرد و فرمان داد تا مجموعه و تختگاهی شکوهمند که امروز با نام تخت جمشید معروف است،در آن جا بر پا شود (سلطان زاده،1380،ص12)ساختمان و بنا در دوره ی پسر داریوش،خشایارشاه نیز ادامه یافت و در دوره ی پادشاهان بعدی هخامنشی نیز فعالیت هایی در زمینه ی توسعه این مجموعه صورت گرفت(ص7).
2-15نقوش برجسته تخت جمشید:
یکی از کارکردهای تخت جمشید کارکرد آیینی و مقدس آن می باشد که به نوعی نمادین در ساختار و عناصر تشکیل دهنده ی آن نمایان می شود.کارکردهای آیینی و مقدس تخت جمشید از دیدگاه برخی محققان به شرح زیر است:
تخت جمشید در حقیقت زیارتگاه ملی مقدس بود که وقف هدف ویژه ای شده بود و به منظور پایگاه استواری برای برقراری جشن ها ی بهاران یا نوروز،از طریق تمام منابع تظاهرات نمایشی،از قدرت های آسمانی اعطای فراوانی و حاصل خیزی طلب می شد...البته آن جا مقدس ترین مکان در ایران بود،جایگاه واقعی «پاک پاکان» با وضعی انحصاری که فقط برای مذهبی شرقی جلوه می کند(پوپ،1364،ص32).
تمام جزئیات تخت جمشید در ارتباط با مسئله آب و برکت است،کنگره هایی که پله ]مانند[است؛گاو وشیری که دارد گاو را می درد؛درخت سروی که بر روی نقوش برجسته است؛آدم هایی که هرکدام هدیه ای می برند؛ستون های بیست و سه متری تخت جمشید که عظیم ترین ستون های دنیاست]با احتساب سر ستون های آن[(بهار،1377،ص237)
1377952771775حجاری های تخت جمشید که در آن شیر،گاو یا ماه را می کشد(عکس دریده شدن گاو توسط شیر در تخت جمشید) و در واقع به منزله فایق شدن خورشید یا مهر است و کشته شدن گاو (ماه)به دست شیر(مهر)برکت بر می خیزد و رویش جهان گیاهی،به ویژه گیاهان دارویی آغاز می گردد(ص198).
عکس(2-10) دریده شدن گاو توسط شیر
پوپ(1364،ص39) در مورد نقش گاو وشیر می گوید:شیر ژیانی که ورزوی جوانی را از هم می درد،نقش دیگری از درخواست حاصل خیزی را مجسم می کند.شیر(اسد)نماینده ی گرما ی تابستان است که وجود آن برای تعدیل باران های شدید زمستانی و سیل هایی که ورزو پدید می آورد لازم است.باران های شدید موقتی مطلوب است اما اگر دوام یابد محصولات را نابود می کند.شاخ های برگشته ورزو،به مانند فرهنگ ها و آیین های دیگر،هلال ماه را با شرکت شبانه ی آن در تشکیل شبنم و تخفیف گرما مجسم می کند
سلطان زاده(1380،ص110)می گوید:«شیر هم چنان نماد تابستان و گاو نماد زمستان و غلبه ی شیر بر گاو راحاکی از فرا رسیدن نوروز می توان دانست و برگزاری مراسم نوروز که بر اساس برخی از شواهد دیگر یکی از کارکردهای مهم تخت جمشید را شکل می دهد»
(بهار1377،ص180) می گوید:«سرو ها و نیلوفرها ی آبی مقدس،که صورت انتزاعی یافته اند،بر دیوار پلکان آپادانا نقش برکت آورو نعمت بخشی این بنا را نشان می دهند»(عکس سروها و نیلوفرها در تخت جمشید)
نماد پردازی گیاهی تخت جمشید درخت سرو یا کاج که همیشه سبز است و مظهر جاودانگی . حیات به شمار می آمد و هم چنین گل نیلوفر که ریشه در زمین و ساقه در آب و گل و برگ آن رو به آسمان و آفتاب است گلهای دوازده پر در برخی از حاشیه ها مورد استفاده قرار گرفته است(سلطان زاده،1380،صص 110 تا 111)

عکس (2-11)سروها و نیلوفرها در تخت جمشید
در حجاری های تخت جمشید دیده می شود که همه دارند هدیه می برند(نگاره بردن هدیه در تخت جمشید)این هدایا بردن برای شاه چیز مهمی نیست،هدایا در نوروز برده می شود و شاه که نماد خدای برکت بخشنده است و مراسم ایزد برکت بخشنده در عید نوروز بوده است.مراسم تخت جمشید هم در عید نوروز برگزار می شود،مردم،اقوام و ملت های مختلف هر کدام چیزی را کهه در جامعه آنان و در مملکت آن ها بیشتر تولید می شده یا مورد نیاز بیشتر بوده؛نزد شاه می برند تا که شاه برکت به آن بدهد و آن ها را مَسح بکند تا که زیاد بشوند.چون شاه اهوره مزدای روی زمین بوده است و در واقع این وظیفه را بر عهده دارد،شاه مظهر برکت بخشندگی بر زمین بوده است(بهار 1377،صص 180تا 182)

عکس(2-12)بردن هدیه برای پادشاه
یکی دیگر از شواهد مهم که قدرت های نیایشی در این مجموعه را نشان می دهد ردیف هرم های پله مانند(کنگره ها)است(عکس هرم های پله مانند تخت جمشید)که بر روی دیوارها کار گذاشته شده است.این هرم ها در حقیقت مظهر تکراری کوه مقدس است و توسلی امیدوار به قدرت های کوه را توصیف می کرده است... ستون ها که تعداد آن ها در روی سکوی عظیم به 550 عد می رسد نمایشی از بیشه ی مقدس است.پایه های آن ها به شکل جام گل نیلوفر برگشته است(عکس نمایشی از ستون های تخت جمشید)رمزیست از کمال قدرت حیات بخش،سر ستون های آپادانا نمایشگر نخل شکوفایی است که برگ های آن چون تاجی آویخته است.(پوپ،1346،ص39)(عکس ستون های تالار آپادانا)
1328420-57150
عکس(2-13)هرم های پله مانند تخت جمشید
(بهار 1377،ص180)در مورد نقش و کارکرد ستون های تخت جمشید می گوید:«ستون ها،از پایه تا جانور سر ستون مظهر برکت الهی است و ستون ها خود نماد درختان مقدس اند (نگاره نمایی از چند ستون و سرستون تخت جمشید)در واقع ستون ها نماد باغی مقدس بودند.سر ستون ها به شکل سر گاو و گاهی سر شیر و عقاب دیده شده است.گاو مظهری از ماه و برکت بخشی است،شیر مظهر مهر و خورشید است و عقاب که به ظاهربر درفش هخامنشی نیز نقش شده بود،مظهر سلطنت و قدرت بوده است».البته عقاب در بسیاری از موارد به خصوص در ادوار بعدی از نماد های همراه با ایزدبانو آناهیتا بوده و بر روی ظروف سیمین هخامنشی(عکس ظرف سیمین هخامنشی با نقش عقاب)و نیز ظروف سیمین دوره ساسانی حک شده است.برخی از این ظروف در نیایشگاه های منصوب به آناهیتا یافت شده است(عکس ظرف سیمین ساسانی با نقش آناهیتاو عقاب)
گل های نیلوفرکه تعداد آن ها در تخت جمشید بسیار زیادند علاوه بر نماد تکرار و تداوم وازدیاد وبرکت،مظهرایزدمهر وایزدبانوآناهیتا می باشد
2-16 آب و پالایش در تخت جمشید:
اطلاعات موجود درباره ی چگونگی تامین آب برای بهره برداری در روی صفحه ی تخت جمشید کامل و جامع نیست،اما عناصر و تاسیساتی وجود دارد که تا حدودی به آگاهی از چگونگی تاسیسات آبی کمک می کند،از جمله یک چاه عظیم سنگی در عرصه ای واقع در شمال شرقی بخش خزانه و در دامنه کوه در ارتفاعی حدود 22 متر بالاتر از سطح صفه ی تخت وجود دارد....در اطراف این چاه جوی هایی وجود دارد که آب را از کوه به این چاه هدایت می کند.از درون این چاه هیچ مجرایی که به آبروهای زیر زمینی صفه ی تخت جمشید متصل باشد یافت نشده است.(سلطان زاده،1380،صفحه 64)
حجم این چاه سنگی 574 هزار لیتر می باشد... علاوه بر تامین آب شرب شاید برای جلوگیری از ورود سیلاب کوهستان به دوره کاخ استفاده داشته.آب اضافی از این چاه نیز توسط خندقی از راه جنوب شرقی تخت جمشید به بیرون می رفته است(خواجه عبداللهی 1380،راهنمای اختصاصی تخت جمشید).
هخامنشیان با درک عمیق و دقت بسیار علاوه بر این که مسایل ذخیره سازی و نیز حفاظت از سیلاب را برای ساخت این چاه سنگی بزرگ در نظر داشته اند،بلکه پالوده بودن و تقدس آب را نیز در نظر داشته اند.آب این مخزن از کوه مقدس مهر یا رحمت می آید و پس از گذشتن از جوی های آب و ته نشین شدن گل و لای موجود در آن در ته مخزن آب پالوده وقابل شرب می گشته و به احتمال زیاد برای مراسم مذهبی و آیینی مانند تطهیر قابل استفاده بوده است.
از دیگر موارد کاربرد آیینی آب در تخت جمشید قطعه سنگ عظیم و حوض مانندی که اضلاع آن 68/5 در 85/4 و عمق آن حدود 2 متر است،در جنوب شرقی دروازه های ملل در شمال آپادانا یافت شده است،برخی حدس زده اند که این حوضی بوده که برای انجام مراسم آیینی و مذهبی استفاده می شده است.
(سلطان زاده ،1380،ص64)محمودی بختیاری(1375،ص14)به نقل از امستد می گوید:«در این جا دیدار کننده ای که طرف توجه بود پیاده،به سوی جنوب «سنگابی »که از سنگ یکپارچه تراشیده بودند،راهنمایی می شد و ار آن جا خود را شستشو و پاکیزه می نمود و جامه سفید تن می کرد تا بتواند به پیشگاه شاه بزرگ راه یابد.
هم چنین وجود مخازن مخازن سنگی بزرگ در کنار تالار آیینه می توانسته مصارف آیینی و مذهبی از جمله تطهیر و پاک سازی روح و روان دارا بوده است.
-1955802752725نقوش دیواری تالار آیینه بسیار راز گونه است تصویر شاه با چوبدستی و گل نیلوفر و پیشکاران با مگس پران و دستمال و در درگاه دیگر پسری بسیار زیبا که در یک دست عطر دان و در دست دیگر دستمالی دارد.(تصویر)و آن طرف درگاه روبروی این نقش اتشدان و ظرفی مخصوص در دست داردو جدال شاه با موجود افسانه ای و نیز با شیر ،همه این نقوش با فکری رمزی و به صورت نمادین حک شده است.شاید این تالار مکانی بوده برای تطهیر جسم و جان و یا این که قبل از ورود به آن هرکسی حتی شاه باید این تطهیر مذهبی را انجام می داده تا بتواند بر نیروهای اهریمنی فایق شود(خواجه عبداللهی،1380،راهنمای اختصاصی تخت جمشید)
عکس(2-14) پسر با عطر دان در دست تالار آیینه
2-17 فرهنگ اشکانی
بعد از شکست هخامنشی ها ،یونانی ها به سراسر نجد ایران وارد می شوند ولی قادر نیستند در بخش غربی نجد ایران،تقریبا برابر مرزهای امروزی ایران تاثیر بگذارندو دوام بیاورند....می توان گفت که بنابر مدارک تاریخی ارتشتاران ایرانی که در بخش غربی و مرکزی ایران مالک اراضی بودند،با یونانی ها همکاری نمی کردندنظام قنات ها در این جا امکان می داد که آن ها اراضی شان را به استقلال آبیاریو حفظ کنند و در شرق نجد ایران یعنی در حدود جیحون،هری رود و هیرمند،این رودخانه ای عظیم،نظام عظیم آبیاری وجود داشت و نظام های عظیم آبیاری به دولت های مرکزی محتاج بود،بنابراین،در شرق ایران در بلخ،دولت یونانی باختر از سوی ارتشتاران ایرانی،که مکان بزرگ بودند حمایت می شد. (بهار 1377،ص232)
«کشاورزی و بازرگانی دو عامل تعیین کننده اقتصاد دوران اشکانی بود.صنایع بخش کوچکی از اقتصاد را تشکیل می داد و اکثریت جمعیت کشور از راه کشاورزی معاش می کرد....»(ص85)
....می توان تصور کرد که از 50 پ.م تا 15 م سطح زندگی در ایران بسیار بالا بوده است.نجبا و بازرگانان که در آمدشان از کشاورزی و بازرگانی به دست می آمد از سطح بسیار بالای زندگی بهره مند بودند...از سال 200م به بعدبه علت صدمات بزرگی که رومیان بر میاندرود وارد آوردند،فقر در شهر ها،از جمله بابل،و سلوکیه و شوش گسترش یافت...در راس جامعه اشکانی شاه قرار داشت که معمولاًاز حرمتی آسمانی برخوردار بود....آزادگان شاهان محلی بودند،...در شهر ها گروه کوچک نجبا و گروه وسیع پیشه وران و در روستاها دهقانان وابسته به زمین به سر می بردند...(ص89)
2-17-2 دین و باورهای مقدس خاندان اشکانی
...به علت اندک بودن مدارک،دادن نظر قطعی در این مورد مشکل است.معمولاًشاه را برادر خورشید و ماه می خواندند.واین بر بعضی سکه های اشکانی نقش یافته است.چه بسا این بدان معنی بود که شاه را«مهر»متجسد می انگاشتند،یعنی معتقد بودند که ایزد مهر در وجود شاهان حلول می کند.شاید هم در نظر ایشان شاه پس از مرگ در اعدادخدایان در می آمدکه با اعتقادات اقوام ابتدایی در مورد خدا شدن بزرگان قوم پس از مزگ همانند است.ایشان احتمالا ً با آیین زروانی ربط داشتند...(ص101).
889002540000آناهیتا و مهر در دوره اشکانیان:
در زمان اشکانیان آناهیتا ومهر به اوج قدرت می رسند و با اهورامزدا تشکیل یک تثلیث می دهند.
نفوذ مهر در زمان اشکانیان به مغرب زمین و حضور ویرانه های پر صلابت معبد آناهیتا در کنگاور گواه این قدرت است.آناهیتا در مقام ایزد آب و باروری رونقی بی سابقه گرفت و حتی پرستش او مقدم بر دیگر ایزدان و شاید مقدم بر اهورامزدا شد.البته چنین نیز می توان انگاشت که اهورامزدا در مقام خدای بزرگ نیازی به معبد نداشت.در دیگر دین ها نیز اغلب چنین است که بارگاه قدیسان و اولیا با شکوه تر ازعبادتگاه ویژه ی خداوند است...از نقش سکه های اشکانی چنین برمی آیدکه از نخستین سده ی پیش از میلاد ایزد بانوان برای اشکانیان برترین مقام را داشتند....نقش ایزد بانو آناهیتا بر روی این سکه ها با تاج مشعشع تصویر شده است.(رجبی،1381،ح4،ص190). عکس(2-15) تندیس ایزد بانو آناهیتادروه اشکانی
1384306540500تمام معابد ایرانی این دوره به آناهیتا هدیه شده اندوآن میان معبدشیز(تخت سلیمان کنونی)و معبد آناهیتا کنگاور و معبد آناهیتای استخر،از مرکزهای بزرگ مذهبی بوده اند.رواج ساخت تندیس های کوچک آناهیتا،که اغلب برهنه و در حال نگه داشتن سینه ای خود است یا به پهلو دراز کشیده است از مشخصات این دوره است. عکس(2-16) معبد آناهیتا تخت سلیمان


2-18 معبد آناهیتای کنگاور(خانه ی آناهیتا)
معبد آناهیتای کنگاور در فاصله بین کرمانشاه همدان در غرب ایران،یکی ازبزرگترین و بی نظیرترین معابد بزرگ آسیایی غربی است که شاید بدون هیچ اغراقی عظیم ترین،با شکوه ترین و پر اهمیت ترین،نیایشگاه آناهیتا باشد و ساختار بنای آن چنان گسترده است که بررسی عناصر تشکیل دهنده آن بسیار دشوار می باشدو بنا آن به عنوان پرستشگاه از زمان هخامنشی تا اواخر ساسانی دایر بوده و به عنوان سرا و محل سکونت تا آخر دوره سلجوقی مسکون بوده است.این نیایشگاه به صورت نمادین و مطبق طراحی شده و پلکان دو طرفه ایوان ستون دار آن به طرز بسیار جالبی رمز پردازی شده است.سنگ های بدون تراش و پرداخت،با نمادهای رمزی فراوان تمامی حجم داخلی دیوار های اصلی این نیایشگاه راپر کرده است و این سنگ ها که تعداد آن ها قابل شمارش نیست و هم چنین نقوش نمادین بر روی آن ها ارتباط ناگسستنی باکارکردهای ایزد بانو آناهیتا داردو همه جا گستر بودن آیین ستایش او را به طرز با شکوهی جلوه گر می سازد.
نیایشگاه کنگاور در دامنه کوه که منشاء اصلی ذخیره آب و تراوش چشمه ها می باشد قرار گرفته است.نقاط بلند و صخره ها هم برای زندگی و هم بنیادهای مذهبی مناسب اند ولی آب مسئله حیاتی بود....مناطق کوهستانی و جلگه هایی که در دل کوه ها واقع بودند،از برکت برف های ذوب شده در تابستان و زمستان و زیر اشعه خورشید،از چشمه های جوشنده،سرزنده و شاداب می شوند و هستی و زندگی به اب این چشمه ها ولو باریک و چاه ها و سرب ها بستگی داشت که اگر دگرگون و ناپایدار می شدند،زندگی در خطر انهدام و نابودی و یا مهاجرت قرار می گرفت.برای زنده ماندن بایستی پنجه درپنجه طبیعت خشن و بی رحم افکند تا از قهر آنان در امان ماند.راه دیگرآن بود که با نیازو فدیه وقربانی و پرستش عناصر طبیعت،از خشم آن آسوده زیست،اندیشیدن به ایزد و الهه ای در ذهن و فراهم آوردن مظهری ازوی و توسل به قدرت ملائک وارد مقوله مذهب شد.این شیوه،تجربه ی بس طولانی را درازنای تاریخی که بشر زیست نموده،پشت سر نهاده است.(کامبخش فرد،1374،ب،ص29)

2-18 فرهنگ ساسانی
ساسانیان طرفدار دولت مرکزی بودند و در واقع سنت کهن دولت مقتدر هخامنشی را به ارث بردند....و از اولین کارهایی که انجام می دهند این است که قدرت متمرکز فئودال را از بین ببرند...املاک فئودال را در سراسر کشور پخش و ...در نتیجه فئودال های اشرافی و دربارهای محلی ایشان به شهر ها منتقل می شوند...و ثروت روستاها به شهرها منتقل می شوند...سرانجام تجارت و امنیت ملی بر باطن محیط زراعی ایران غلبه کرد و دوره ی ساسانی ها یک بار برای همیشه،ایران سیستم مرکزی را به صورت یک سیستم دراز مدت حکومتی پذیرفت.
روستاها فقیر وفقیر تر شده ودر شهر ها طبقه ی پر جمعیت و پر ثروت پیشه وران به وجود آمد...در دوره ساسانی بعضی از این مراکز[شهر های تجاری شکل گرفته در کنار جاده های بازرگانی]تبدیل به شهر های تولیدکننده کالاهای مصرفی شهری هم می شدند(بهار،1376،ب،ص247.)
2-18-1 دین ساسانیان:
بابک در کنار قدرت سیاسی خود نگهبان پرستشگاه آناهیتا در استخر است و دارای شخصیتی روحانی و فرمانروا است و ساسان ... شبانی است،و این چنین اردشیر بابکان در واقع مظهر سه نیروی اجتماعی روحانیت،فرمانروایی و تولیدات است و اهمیت آیین زرتشتی به عنوان دین رسمی در دوره ساسانی روشن می شود.در دین زرتشتی این دوره به جای تثلیث گاهانی هرمزد سپند مینو اهریمن و ثنویت اوستای جدید،هرمزد(سپند مینو)اهریمن،به تثلیث تازه ای می رسیم که زروان هرمزد اهریمن است...(بهار،1375،ص55)
2-18-2 اصول دین زرتشتی در دوران ساسانی:
1-در آغاز فقط زروان بود .او همه هستی و همه جوانب هستی را در خود داشت...
2-او زمان درازی (یک هزار سال)آرزوی فرزند کرد تا او را فرمانروای جهان سازد اما دارای فرزند نشد تا آن که در امکان داشتن فرزند تردید ورزید.و آن گاه از آن آرزوی مقدس او هرمزد و از آن تردید نا مقدس اهریمن در زهدان او پدید آمدند...(ص57)
3- ماده موجودی هرمزدی و مقدس است.
4-نه هزار سال نبرد،سه هزار سال نخستین همه به کام هرمزد خواهد بود،سه هزار سال دوم در آمیختگی...و سه هزار سال پایانی به اهریمن شکست خواهد رسید(ص58).
5-آفرینش از سطح لطیف به زمخت توسط هرمزد انجام می شود.
6-اهریمن مخالف هر آفرینش هرمزدی را می آفریند که همه مینویی اند.
7-نجوم بسیار مهم است.
8-زمان کرانه مند دوازده هزار سال به چهار بخش سه هزار ساله تقسیم شده است.
9-مذاهب بی شمار زرتشتی در کنار هم در ایران وجود دارد.
10-آتش مقدس است
«در زمان ساسانیان شاه چهره ی ایزدان داشت و از جانب خدا،اورمزد مهر یا آناهیتا به شاهی منصوب می شد»(گیمن،1375،ص126)
«در دین زرتشتی مهر نقش مهمی در آیین دینی بر عهده دارد.همه روحانیون در «دمهر»در طی مراسمی رسماً به حلقه روحانیون تشرف می یابند...مقدس ترین آیین ها همه در تحت حمایت مهر اجرا می شود»
«معابد مهر را در کنار یا نزدیک آب جاری»(بهار 1377،ص36)«یا بر روی قنات و آب انبار می ساختند»(ص98).
«در کنار در ورودی معابد مهری آبدانی وجود داشته است»(ص36)«که پیروان مهر به احتمال پیش از ورود به معابد یا در معبد تن و روان را می پالودند تازه واردپس از طی مراحلی به مرتبه ی پیر می رسید که خود مقامی روحانی و پهلوانی بود»(ص98)
حرمت ستایش آناهیتا در قدیم ترین سنت خود هم چنان تا دوره ی ساسانیان پا بر جا بوده است.در کتیبه ها و نقش برجسته های عهد ساسانی آثاری باقی مانده که نشان دهنده ی مقام ارجمند اناهیتا و حضور وی در مراسم مذهبی و سیاسی است(گویری،1375،ص75)
از جمله این نقوش برجسته یکی نقش رستم نزدیک تخت جمشید است که در آن «نرسی»شاه ساسانی حلقه ی سلطنت را از آناهیتا دریافت می کند(عکس نقش برجسته نرسی و ایزد بانو آناهیتا در نقش رستم)

عکس (2-17)نقش برجسته نرسی و ایزد بانو آناهیتا در نقش رستم
left3931920100965183515در نقش برجسته دیگری واقع در کرمانشاه که آناهیتا در کنار خسرو پرویز و اهورامزدا به چشم می خورد(عکس نقش برجسته آناهیتا و خسرو پرویزدر طاق بستان)هم چنین بر روی سر ستون های واقع در طاق بستان کرمانشاه این ایزد بانو به طرز زیبایی نقش بسته است.(عکس سر ستون اصفهان با نقش آناهیتا)و در نقش برجسته سر مشهد کرتیر موبد بزرگ در کنار بهرام و زنی شبیه به آناهیتا به تصویر کشیده شده است هم چنین در کتیبه های پهلوی کعبه زرتشت و سر مشهد که به سه زبان پارتی(پهلوی اشکانی)،فارسی میانه و یونانی است از پادشاهان و موبد مشهور ساسانی «کرتیر»که در زمان سلطنت شش پادشاه(اردشیر تا نرسه)می زیسته است آثاری بر جای عکس(2-18) نقش برجسته آناهیتا و خسرو پرویزدر طاق بستان مانده که اهمیت آناهیتا را به نوعی نشان می دهد.
در این دوران یکی از مهم ترین معابد آناهیتا در استخر قرار داشت که حتی اردشیر پسر بابک موبد معبد آناهیتا،نیز مدت ها نگهبان آن بود و هم چنین معبد آناهیتای شهر شیز(تخت سلیمان)از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود.بیشتر معابد آناهیتا تحت عنوان «آذر آناهیتا»یا «آتور اناهیتا»با شکوه و جلال بر پا بود.در این زمان اناهیتا رابطه ناگسستنی با آتش عکس(2-19) سر ستون اصفهان با نقش آناهیتا داشت و آتش و آب به عنوان دو عنصر مقدس از احترام به سزایی برخوردار بود و هم چنین به مزرعه و درختان احترام خاص می گذاشتند.

2-19 نیایشگاه آناهیتای بیشاپور:
نیایشگاه آناهیتای شهر بیشاپور در استان فارس نزدیکی کازرون،یکی از نادرترین معابد اناهیتا است که نسبتاً تمامی ساختار اصلی آن سالم مانده است و گویای اعتقاد ساسانیان به آناهیتا و نیز چگونگی و نوع مراسم نیایش او می باشد.بنا به آبان یشت مراسم نیایش آناهیتا همراه با اهدای «زور»(آب زور)و نذر و فدیه بوده است و گردش آب در آبراه های نیایشگاه همراه با برات آتش از ارکان اصلی این نیایش به شمار می رفته است.گردش آب در نیایشگاه بیشاپور با دقت و با توجه به تقدس آب و آناهیتا طراحی شده است.این نیایشگاه سرشاراز رمز پردازی مقدس و برکت زا می باشد.
موقعیت مکانی نیایشگاه و اعتقاد شاهان ساسانی به آناهیتا:
شهر بیشاپور در 25 کیلومتری غرب شهر کازرون و کنار شرق رودخانه شاپور،آن جا که این رود از تنگ معروف و زیبای چوگان خارج می شود،قرار دارد.(نقشه موقعیت جغرافیایی شهر بیشاپور)علت انتخاب این شهر ،علاوه بر وجود رود پربرکت شاپور و چشمه ساسان،گذشتن از یکی از مهم ترین شاهراه های ارتباطی شاهنشاهی ساسانی از این مکان بوده است.در میان این ویرانه ها یادمان های تاریخی متعددی از جمله معبد آناهیتا وجود دارد.بخش شرقی شهر به ارگ سلطنتی معروف است.در شمال این ارگ سلطنتی نیایشگاه نقشه(2-20) موقعیت جغرافیایی شهر بیشاپور آناهیتا قرار گرفته است.
leftcenterدر سطر 8 کتیبه مهم و ارزشمند و معروف«کرتیر»بر بدنه ی بنای کعبه زرتشت در محل نقش رستم فارس اشاره به ساخت بنایی است که توسط شاپور پسر اردشیربه نام بانو آناهیتا در پایتخت شاپور بر پا شده است که هم نام همسرش آذر آناهیتا است،بنابراین بنای مذکور از چنان ویژگی های خاصی برخوردار بوده که در این کتیبه ی مهم ذکرش به میان آمده است.آن چه از پژوهش های باستان شناسی در محل شهر تاریخی بیشاپور مربوط به احترام و نیایش آب حاصل شده است به گونه ایی که باید باور داشت که شاهان ساسانی خود به آن ایمان و اعتقاد داشته اند که دستور ساخت نیایشگاه آب در مقر حکومتی و محل صدور دستور فرامین خود داده اند و چنین به نظر می رسد او بوده است که باید مراسم و تشریفات نیایش آب را انجام دهد تا کشور را از قحطی و خشکسالی نجات بخشد نه مردم زیرا بر خلاف آتشکده ها که به صورت پراکنده در نقاط مختلف ایران بامظاهر و آثار ساخت آن بر می خوریم هرگز اثر و نشانه ای از نیایشگاه آب در این زمان به دست نیامده است به همین جهت قحطی و خشکسالی را از بی ایمانی و بی اعتقادی شاهان می دانسته و او در این گونه مواقع دستور به بخشیدن مالیات های مردم و حتی جلوگیری از ضرب سکه های طلا و نقره می داد و مجبور می شد که سکه ها را از فلزات کم بها و کم عیار مانند مس و سرب ضرب کنند؛که نمونه های بارز آن را در سال های قحطی حکومت پیروز ساسانی ثبت نموده اند.به هرجهت در مورد اعتبار و اهمیت نیایش آب همین قدر بس که در بین آثار مکشوفه عصر ساسانی بنای نیایشگاه آب از معماری و طراحی و اعتبار خاص برخوردار بوده و آغاز سرپرستی این گونه معابد به عهده خود شاه بوده و لذا از نظر ساختمانی بنای معروف به نیایشگاه آناهیتا سرآمد بناهای حکومتی به حساب می آید(سرفراز؛1376،ج5،صص23 تا 24)
شاپور ساسانی همانند اجداد خود به اردوی سور آناهیتا،احترام بسیار می گذاشته پدر او اردشیر مدتی نگهبان معبد آناهیتای استخر و پدر بزرگش بابک موبد معبد آناهیتا بوده اند.از آن جا که ساختار و عناصر کلی این معبد که در ارتباط با مراسم نیایش اردوی سور آناهیتا است،به طور شگرفی سالم مانده است.شایان ذکر است که هنوز گروه مومنان زرتشتی هر چند سال یکبار به این معبد می آیند و مراسم اردوی سور نیایش یا آب نیایش را اجرا می کنند که هر چند که در حال حاضر آب در معبد جاری نیست ولی آن مراسم مقدس نیایش ،عنصر هستی بخش آب را به جا می آورند.
2-19-1 رمزهای نیایشگاه:
با توجه به نوع طراحی پاویس ها و آبراه ها و نحوه ورود و خروج آب درمعبد و نیز این دقت در نوع گردش آب و طراحی سیستمی بی نظیر برای آن که آب مقدس وپاک و بی آلایش از هرگونه آلودگی باشد.و با توجه به اهمیت آب وایزد بانو آناهیتا،در نزد شاهان ساسانی که اگر خشک سالی به سرزمین روی می آورد شاه،خود را بزرگترین مقصر می دانست و مومنان و مردمان خشک سالی را از بی ایمانی و بی اعتقادی وی می دانستند.بنابراین مراسم نیایش آناهیتا همراه«آب زور» و فدیه با حضور شاه و موبدان و برات آتش باید در مکانی پاک پاک صورت گیرد آن چنان پاک و زلال که به صورت رمز آمیزی هم چون آیینه ای تداوم دهنده ی برکت ایزد بانو باشد.آیینه ای از آب مقدس که آسمان در آن نمایان می شود و نیایشگاه تا امتداد بیکران ادامه یابد و پیوند زمین آب و آسمان و وحدت بخشی بی نظیر طبیعت را مجسم می سازد.تمامی جزئیات با دقت تمام با اندیشه ای قدسی و نمادین طراحی شده ،پلکان ورودی با 24 پله به نشانه 24 ساعت شبانه روز و نیز اعداد مقدسی که هوشیارانه در گاوهای مقدس به کار برده شده در هر ضلع معبد چهار گاو و از انعکاس گاو زیرین در آب همراه با گاوهای بالا 24 گاو به وجود می آید.
گاوهایی که مظهر برکت زایی آناهیتا هستند با طرز شگرفی از بازتاب آنان در اب مقدس ،تعداد آن ها تکرار می شود و کارکرد تداوم برکت را برای این گاوهای راز آمیز ایجاد می کند. و این چنین است که نیایشگاهی به وسعت آسمان تا چشمه خورشید برای آبی که از کهکشان تا به سوی زمین روان است تا که او را ستایش کنند و برکت بر سرزمین و مردمان جاری گردد.

—148

2-2-2-3 روزن ....................................................................................................................24
2-2-3 کارکردهای پنجره ................................................................................................25
تزئین بنا ............................................................................................................25
شباک.................................................................................................................25
جام‌خانه..............................................................................................................26
منظر .................................................................................................................26
تهویه..................................................................................................................27
تأمین نور............................................................................................................27
2-2-4 نقش پنجره در نمای ساختمان......................................................................................32
2-2-5 نقش هندسه در شکل‌گیری.پنجره‌ها ............................................................................32
2-3 مصالح به کار رفته در هنر‌های‌سنتی وابسته به معماری سنتی...............................33
2-3-1 چوب و دلایل کاربرد آن در گره‌چینی............................................................................33
2-3-2 شیشه‌های رنگی در گره‌چینی .....................................................................................34
2-3-3 رنگ در معماری..........................................................................................................35
2-3-4 آهن در چلنگری.........................................................................................................35
2-3-4-1 آهن و چلنگری در قرآن...........................................................................................36
2-3-5 گچبری......................................................................................................................37
2-3-5-1 انواع طاقچه‌های گچی..............................................................................................38
2-3-5-2 یزدی بندی بااستفاده از گچ ....................................................................................39
فصل سوم
آشنایی با دوره قاجاریه و شهرستان اردکان
3-1 معرفی موقعیت تاریخی موضوع................................................................................41
3-1-1 سلسله قاجار...............................................................................................................41


3-1-2 جامعه قاجاری............................................................................................................41
3-1-3 تربیت و اخلاق عمومی.................................................................................................43
3-1-4 هنر و معماری در دوره‌ی قاجاریه...................................................................................44
3-1-3-1 ویژگی‌های نقوش تزئینی هنر و معماری دوره‌ی قاجار...................................................49
3-2 موقعیت جغرافیایی موضوع.......................................................................................53
3-2-1 معرفی استان یزد........................................................................................................53
3-2-1-1-اطلاعات جغرافیایی استان یزد.................................................................................53
3-2-1-2-اطلاعات هواشناسی استان یزد................................................................................53
3-2-1-3-پیدایش و قدمت تاریخی استان یزد.........................................................................53
3-2-1-4-ویژگی‌های باستانی استان یزد.................................................................................54
3-2-2-شهرستان اردکان.......................................................................................................54
3-2-2-1-وجه تسمیه‌ی اردکان..............................................................................................54
3-2-2-2-اردکان در دوره‌ی قاجار .........................................................................................55
3-2-2-3-وضعیت اقتصادی اردکان در عهد قاجار....................................................................55
3-2-2-4-معماری اردکان در عهد قاجار..................................................................................56
3-2-2-5-وضعیت اجتماعی اردکان در عهد قاجار....................................................................56
3-2-2-6-وضعیت فرهنگی اردکان در عهد قاجار.....................................................................56
فصل چهارم
خانه‌تقدیری و تزئینات وابسته به معماری آن
4-1معرفی خانه‌ی تقدیری.................................................................................................58
4-2 معرفی هنرهای سنتی وابسته به معماری خانه‌‌ی تقدیری .......................................61
4-2-1- طاقچه‌های خانه‌ی تقدیری..........................................................................................61
4-2-2-شمشیری‌ها ..............................................................................................................62
4-2-3-تزیینات آجری..........................................................................................................63
4-2-4-تزئینات بادگیرها........................................................................................................64
4-2-5-تزیینات سنگی..........................................................................................................65
4-2-6-گره چینی و قواره‌بری.................................................................................................65
4-2-7-شباک...................................................................................................................... 67
4-2-8-چلنگری ..................................................................................................................67
4-2-9-ابزار زنی چوب...........................................................................................................69
4-2-10- تزئینات هشتی.........................................................................................................69
4-3-صنایع‌دستی شاخص خانه تقدیری..........................................................................71
4-3-1-چلنگری، (آهنگری سنتی) .........................................................................................71
4-3-1-1 چلنگری در یزد......................................................................................................71
4-3-1-2-تولیدات چلنگری ..................................................................................................72
4-3-1-3-ابزارهای مورد استفاده............................................................................................73
4-3-1-4- روش کار..............................................................................................................79
4-3-1-5-نشان‌دار کردن.......................................................................................................79
4-3-1-6-دلایل منسوخ شدن هنر چلنگری............................................................................80
4-3-1-7-فورجینگ، چلنگری صنعتی....................................................................................80
4-3-2-گره‌سازی..................................................................................................................81
4-3-2-1-تاریخچه گره‌سازی ...............................................................................................83
4-3-2-2-ابزارهای لازم برای ساخت گره‌چینی.......................................................................84
4-3-2-3- اتصالات گره‌چینی................................................................................................85
4-3-2-4-مراحل ساخت گره‌چینی .......................................................................................85
4-3-3-هنر قواره بری...........................................................................................................86
4-3-3-1-ابزار و تجهیزات ....................................................................................................87
4-3-3-2-روش کار..............................................................................................................87
فصل پنجم
نتیجه‌گیری و پینهادها
نتیجه‌گیری..........................................................................................................................89
پیشنهادات..........................................................................................................................91
منابع و مؤاخذ.....................................................................................................................92
منبع تصاویر.......................................................................................................................96
پیوست‌ها............................................................................................................................97

فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری..................................................................................24
تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری..................................................................................24
تصویر2-3 جام‌خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار....................26
تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری..................................................................................33
تصویر2- 5 اجرای یزدی‌بندی ..........................................................................................39
تصویر4-1 پلان‌های همکف، زیر‌زمین و طبقه‌ی اول خانه‌ی تقدیری...............................58
تصویر 4-2 راه‌روی جنب تالار جنوبی...............................................................................62
تصویر 4-3 تالار جنوبی....................................................................................................62
تصویر 4-4 طاقچه‌های اتاق پنج‌دری................................................................................62
تصویر 4-5 و4-6 شمشیری‌های اطراف حیاط خانه‌ی تقدیری.......................................63
تصویر 4-7 قطار بندی لبه بام خانه‌ی تقدیری.................................................................64
تصویر4-8 بادگیر تالار ‌جنوبی..........................................................................................65
تصویر4-9گره‌چینی وقواره‌بری.........................................................................................65
تصویر4-10 قواره‌بری سه‌درها و پنج‌دری‌ها......................................................................67
تصویر4-11 شباک آجری پایاب.........................................................................................67
تصویر4-12 شباک آجری زیرزمین .................................................................................67
تصویر4-13کوبه مردانه......................................................................................................68
تصویر4-14 کوبه زنانه.......................................................................................................68
تصویر4-15 چفت در اتاق‌ها..............................................................................................69
تصویر4-16 گل میخ در ورودی........................................................................................69
تصویر4-17ابزار زنی پائین چهارچوب درها .....................................................................69
تصویر4-18 و4-19 نمایی از یزدی بندی هشتی ............................................................70
تصویر 4-20 در اصلی........................................................................................................70
تصویر4-21چفت، گل‌میخ و میخِ در..................................................................................73
تصویر4-22 نمونه‌هایی از تولیدات چلنگری....................................................................73
تصویر 4-23 سندان تخت................................................................................................73
تصویر4-24 سندان دماغه................................................................................................74
تصویر 4-25 انبر دست ....................................................................................................74
تصویر4-26 انبردول .........................................................................................................74
تصویر4-27 انبر لول ........................................................................................................75
تصویر4-28و4-29 کج انبر...............................................................................................75
تصویر4-30 انبر تیزبر گیری ............................................................................................75
تصویر4-31 انبر سنبه گیری ............................................................................................76
تصویر4-32 انبر جول .......................................................................................................76
تصویر4-33 سندان تخت با تیغچه ..................................................................................76
تصویر4-34 تیزبر .............................................................................................................77
تصویر4-35سوهان ..........................................................................................................77
تصویر4-36 کفگیر ...........................................................................................................78
تصویر4-37 نمای کوره از روبروی ...................................................................................78
تصویر44-38 نمای پشت کوره.........................................................................................78
تصویر4-39و4-40 استادکار درحال ساخت گل میخ .....................................................78
تصویر4-41 نشان...............................................................................................................79
مقدمه
معماری سنتی از دیر باز از فرهنگ و اقلیم متأثر بوده و این در حالی است که در مناطق مختلف ایران آب و هوا متغیر است و شهرستان اردکان با آب و هوایی گرم و خشک از معماری خاص اقلیم این منطقه برخوردار است و هنر‌های سنتی وابسته به معماری سنتی شهرستان، با تأثیری که از این اقلیم گرفته است؛ در پی فراهم آوردن شرایطی مناسب برای زندگی مطلوب‌تر است. همچنین فرهنگ هر منطقه بر معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر بسزایی دارد، که با تغیر فرهنگ و بخصوص اعتقادات مذهبی در هر دوره، معماری و هنرهای سنتی وابسته به آن نیز تغیرکرده و از آن تأثیر می‌پذیرد.
در فصل اول این پژوهش به کلیات تحقیق و در فصل دوم به تعریف و آشنایی با مبانی نظری تحقیق پرداخته و در پی آن در فصل سوم به آشنایی با موقعیت تاریخی موضوع که دوره‌ی قاجار است و به دلیل این‌که دوره‌ای اسلامی است و تا عصر حاضر فاصله‌ی چندان طولانی ندارد و همچنین از این دوره خانه‌های زیادی در شهرستان اردکان به جا مانده است برای بررسی در این پژوهش انتخاب گردید .
در همین فصل در ادامه به موقعیت جغرافیایی موضوع که شهرستان اردکان می‌باشد پرداخته و موقعیت اردکان در عهد قاجار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شهرستان اردکان در استان یزد واقع شده، در تزئینات وابسته به معماری عهد قاجار گره‌چینی‌ها و قواره‌بری‌هایی با چوب انجام شده و با شیشه‌های رنگی مزین شده است. تا میزان عبور نور را به داخل بنا کنترل نماید و دید را کنترل نماید بدین صورت که ناظر از بیرون داخل حریم بنا را نمی‌تواند ببیند و این در صورتی است که افراد خانه بر کل خانه اشراف کامل داشتند و به خاطر وجود در- پنجره‌ها حتی می‌توانند به حالت نشسته نیز کل خانه را کنترل کنند. چلنگری یکی دیگر از این هنرها است که در این منطقه و در ردیف هنرهای وابسته به معماری شاهد آن هستیم. این هنرها در خانه تقدیری که یکی از منازل شاخص بازمانده از این عهد است قابل مشاهده می‌باشد که در فصل چهارم با تأکید بر خانه تقدیری به معرفی کامل این تزئینات پرداخته شده است.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 تعریف موضوع (تعریف مسأله، هدف از اجراء و کاربرد نتایج تحقیق)
معماری و تزیینات از دیر باز باهم پیوندی دیرینه داشتند و معماری خانه‌های عهد قاجار شهرستان اردکان، که خانه‌ی تقدیری شاخص‌ترین آن‌هاست؛ از این امر مستثنی نبوده و به وضوح تأثیر اقلیم بر تزئینات وابسته به معماری سنتی آن را شاهد هستیم. معماری شهرستان اردکان یزد با شرایط اقلیمی گرم و خشک دارای عناصر و فضاهایی است که ساکنین، برای سازگاری خود با اقلیم گرم و کویری آن ایجاد کرده‌اند.
چلنگری شاخه‌ای از این هنر‌های سنتی است؛ که هنرمند صنعت‌گر با زدن ضربات چکش بر آهن تافته، محصولاتی مانند کوبه، چفت، پا چفت، حلقه‌های ریز و... را تولید می‌کند؛ که درفرم و نقوش آن‌ها تأثیرات فرهنگ قجری به وضوح مشاهده می‌شود.
گروهی دیگر از این تزئینات که شامل گره‌چینی، شیشه‌بری و قواره‌بری می‌باشد و محل اجرای آن‌ها پنج دری‌ها، پنجره‌ها و نورگیرهای بالای آن‌ها است. معماران سنتی با استفاده از این هنرها قدرت نور (و سایه) را در اختیار می‌گرفتند. بخصوص به این موضوع توجه داشتند که فضاهای کوچک را طوری روشن کنند که نور زیاد، به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط نشود؛ استفاده از شیشه‌های کوچک رنگی و چوب، با تزیینات خاص خود به عنوان مصالح ساختمانی در معماری قاجاریه این شهرستان، نشانه‌ی توجه معماران سنتی این دوره به شرایط اقلیمی است. با توجه به اصل پرهیز از بیهودگی در سبک معماری ایرانی؛ همه‌ی این هنرها دارای کاربرد‌هایی هستند و تنها به صرف تزئینات اجرا نشده‌اند.
فرهنگ دوره قاجاریه بر انتخاب و اجرای تزیینات وابسته به معماری سنتی این دوره از تاریخ، تأثیر فراوان داشت که در صنایع دستی وابسته به معماری باز مانده از این دوره به خوبی مشاهده می‌شود. این تأثیر در چلنگری، در شکل کوبه‌ها و در گره‌چینی در شیشه‌های رنگی و در پنجره‌های بلندی که حتی به حالت نشسته هم می‌توان محیط خانه را کنترل کرد، خود را نشان داده است.
در این پژوهش سعی بر شناخت و بررسی تأثیر اقلیم منطقه و فرهنگ جامعه‌ی قجری بر تزئینات وابسته به معماری دوره قاجاریه شهرستان اردکان با تأکید بر خانه‌ی تقدیری می‌باشد و در پایان این پژوهش به روش ساخت و اجرای صنایع‌دستی مذکور اشاره می‌شود. امید است با آشنا شدن هرچه بیشتر علاقه‌مندان به هنرهای سنتی، گامی در حفظ و احیای این هنرها برداشته شود.
1-2- ضرورت انجام تحقیق
ضرورت زیر سبب شد تا در پی بررسی‌های انجام شده، این پژوهش به انجام رسد:
با توجه به شهرنشینی و مدرنیته شدن اکثریت مردم این روزها کم‌تر شاهد تلفیق صنایع‌دستی با معماری هستیم و شاخه‌هایی از صنایع‌دستی که زینت‌بخش معماری سنتی بوده است، امروزه در حال منسوخ شدن می‌باشد و این در صورتی است که فرهنگ اسلامی هنوز در میان مردم جایگاه خود را حفظ کرده است.
1-3 سابقه تحقیق
در پی بررسی‌های انجام شده در زمینه‌ی موضوع تحقیق، کتاب، پروژه - ریسرچو پایان‌نامه‌هایی موجود است که درباره‌ی این مقوله به بحث و بررسی نشسته‌اند. در این‌جا چند نمونه از این پژوهش‌ها معرفی شده است.
در زمینه مصنوعات چوبی ایران ، در پروژه - ریسرچ‌ای به قلم مجید ساریخانی که در مجله‌ی شماره‌ی 55 ماه هنر با عنوان «شیوه‌ی ساخت مصنوعات چوبی ایران در دوران اسلامی» به چاپ رسیده است درمورد در-پنجره‌های شیشه‌داری که به صورت مشبک در دوره‌ی قاجار ساخته می‌شد می‌خوانیم؛ ولی به معرفی انواع آن نپرداخته و اشاره‌ای به طرز ساخت و کارکرد آن در ساختمان و رابطه‌ی آن با فرهنگ آن دوره نکرده است.
دکتر محمد خزایی و دکتر قباد کیامهر در پروژه - ریسرچ‌ای باعنوان «مفاهیم و بیان عددی در گره چینی دوره‌ی صفویه» به بررسی گره‌چینی ایرانی از این دیدگاه می‌پردازند (ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1385).
در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «ارسی در معماری سنتی» از آسیه شفیع‌پور به معرفی ارسی‌ها پرداخته و از گره چینی و کاربرد و عملکرد آن صحبت می‌کند.
معصومه تهرانی در پروژه - ریسرچ‌ی خود با عنوان «معرفی نورگیرهای گره‌چینی در معماری سنتی» به معرفی انواع و کارکرد پنجره‌ها به صورت کلی می‌پردازد و پنجره‌ها را از لحاظ نوع اقلیم و فرهنگ بررسی نکرده است و فقط به صورت کلی به معرفی پنجره‌ها می‌پردازد (رشد آموزش هنر، دوره‌ی پنجم/ شماره‌ی1،1386).
«بررسی تطبیقی ارزش‌های ویژه گره چینی به کار رفته در خانه‌های قاجار تهران و صفویه اصفهان» عنوان پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد یاسر قاسمی که در سال 1387 و با موضوع هنر- صنایع‌دستی می‌باشد. در این پژوهش به شناخت ویژگی‌ها و ارزش‌های بصری، کمی و کیفی آثار گره پرداخته است.
پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشجو :آرزو خانپور با عنوان «مطالعه تاثیر واردات شیشه بر تولیدات شیشه دوران قاجار» در سال 1390 به انتشار رسیده است که موضوع آن هنر؛ واردات شیشه است و این پژوهش به بررسی شیشه‌های وارداتی و تولید داخلی، به این هدف که چرا تلاش‌های ایران برای تبدیل کارگاه‌های شیشه‌گری سنتی به کارخانه‌های صنعتی ناموفق بوده است؛ می‌پردازد.
در تحقیقات انجام شده در زمینه چلنگری، مریم کیان در پروژه - ریسرچ‌ای با عنوان «چلنگری در هنرهای سنتی» در کتاب ماه هنر خرداد و تیر 1381 درباره‌ی چیلان و چلنگری توضیح داده است. مریم کیان در این نوشتار به شرح تولیدات چلنگری و عملکرد آن ها پرداخته و در مورد عملکرد و ابزار و ادوات کار چلنگر توضیحی نداده است.
همچنین دانشجو سمیه خسروی، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشدی با عنوان «تحلیل مردم شناختی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد (ورشوکاری، آهنگری، چلنگری)» را در سال 1387 ارائه نموده است که موضوع علوم انسانی-مردم شناسی دارد و به معرفی صنایع دستی چکشی شهرستان بروجرد، شامل ورشوسازی، آهنگری و چلنگری می‌پردازد.
در زمینه تزئینات معماری نیز موارد زیر به دست آمد.« HYPERLINK "http://database.iran--ac.ir/articles/560747" مروری بر تزیینات معماری مسکونی ایران (قاجار و اوایل پهلوی)» عنوان پایان‌نامه‌ای با موضوع هنر تزیینات معماری مسکونی از دانشجو : مهناز صفی صمغ آبادی است که همان‌طور که از عنوان آن بر‌ می‌آید به معرفی تزیینات معماری مسکونی ایران در ادوار قاجار و اوایل پهلوی می‌پردازد.
مجتبی یزدان پناه در پایان نامه‌ای با موضوع هنر- پژوهش و توسعه (هنر) و عنوان «بررسی تزئینات در معماری با نگاهی به کاشی‌های هفت رنگ تصویری در کرمان» به بررسی کاشی‌های هفت رنگ تصویری که از اواخر دوران صفویه بر بناهای ایرانی نصب شده، و پیوند نقاشی ایرانی؛ خصوصا نقاشی قهوه خانه‌ای با این هنر اصیل ایرانی می‌پردازد.
با توجه به تحقیقات انجام شده در مورد معماری سنتی و هنرهای وابسته به آن، این نتیجه حاصل شد که در مورد تأثیر فرهنگ و اقلیم بر هنرها و معماری سنتی دوره‌ی قاجار در شهرستان اردکان که یکی از شهرستان‌های مهم استان یزد است و در ناحیه گرم و خشک و کویری واقع شده است پژوهشی انجام نشده است.
1-4 سؤالات پژوهشی
در این قسمت سؤالاتی که این پژوهش در پی پاسخ آن‌ها است چنین مطرح می‌شود:
آیا اعتقاد دینی مردم در عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است؟
آیا اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است؟
آیا صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است؟
1-5 فرضیه
فرضیه‌هایی که در این پژوهش مورد نظر است به شرح زیر می‌باشد:
اعتقادات دینی عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است.
اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است.
صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است.
1-6 روش تحقیق
شیوه‌ی نگرش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و رویکردی تاریخی دارد.
این تحقیق ابتدا به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته و سپس موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن را معرفی و بررسی می‌کند و در انتها با تصویرسازی هنرهای سنتی مورد استفاده در معماری سنتی عهد قاجار، با تأکید بر صنایع‌دستی خانه‌ی تقدیری به تشریح و تبیین شیوه‌های عمل‌کرد و دلایل استفاده از این هنرها می‌پردازد و به معرفی ابزار، شیوه‌ی ساخت و تولیدات این هنر‌ها پرداخته و ارتباط این هنرها را با فرهنگ و اقلیم منطقه بررسی می‌نماید.
1-7 مراحل اجرای پروژه
طی مراحل زیر این پروژه اجرا شده است.
بازدید و عکاسی از محل مورد پژوهش جهت آشنایی بیشتر.
گردآوری مطالب و مطالعه‌ درباره‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
مطالعه و بررسی عوامل فرهنگی دوره‌ی مورد نظر که بر معماری سنتی تأثیر گذار بوده است
مصاحبه با افراد خبره در زمینه‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
بازدید مجدد و بررسی معلومات حاصل، در مکان تحقیق.
1-8 محدودیت‌های تحقیق
در راستای انجام این تحقیق به دلیل کم بود منابع کتابخانه‌ای، در رابطه با صنایع‌دستی وابسته به معماری بناهای قاجار شهرستان اردکان و همچنین بالا بودن سن افراد انگشت شماری که امروزه به این هنرها اشتغال دارند؛ محدودیت‌هایی در مسیر این تحقیق به وجود آمد. همچنین سند مکتوبی از موزه یا کتابخانه‌های عمومی نیز به دست نیامد.
استاد رضا غفوری که در این پژوهش از راهنمایی ایشان بسیار استفاده شده امروز دیگر در قید حیات نیستند و در حال حاضر تنها یک نفر در سطح این شهرستان به هنر- صنعت چلنگری مشغول است.که برای تکمیل پژوهش از این استاد کار هم مصاحبه به عمل آمد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1 نگرشی بر معماری سنتی ایران
قبل از هرچیز برای پرداختن به تزئینات وابسته به معماری باید مختصری به پیشینه‌ی معماری، در ایران بپردازیم و در ادامه معماری اسلامی را در کنار معماری سنتی معرفی کنیم.
معماری ایرانی سابقه‌ای 7000ساله دارد که در خارج از مرزهای ایران نیز می‌توان آن را دید. این معماری از خانه‌های ساده گرفته تا بناهای عظیم را شامل می‌شود. این بناها دارای مفهوم و مصارف دینی هستند. به نور اهمیت داده شده و عشق به زیبایی در کوچکترین اثر به چشم می‌خورد و زیبایی در نظر ایرانیان به الوهیت بر می‌گردد (نیلفروشان، 12:1386).
بناهای تاریخی معماری ایرانی از همان ابتدا متأثر از مذهب بوده‌اند. ایران باستان در قلب آسیا جای داشت. چین در شرق، هند در جنوب و کلده، بابل، آشور و مصر در غرب، و یونان در شمال غربی ایران قرار داشتند. به گفته‌ی پوپ ایران عناصر معماری کشورهای پیش گفته را در هم می‌آمیخت؛ ولی ویژگی‌های خاص خود را نیز نگه می‌داشت (کاتب،54:1384).
شیوه‌های معماری ایرانی قبل از اسلام شامل شیوه‌های پارسی، پارتی و بعد از اسلام شامل شیوه‌های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی می‌باشد (نیلفروشان، 12:1386).
در گستره‌ی هنرهای سنتی ایران، معماری جایگاه ویژه‌ای دارد، هر چند هنرهای گوناگون ایرانی، از معماری تا موسیقی و از شعر تا سینما، ظاهری متمایز از هم دارند، ولی دارای وجه مشترک و قدر جامعی در بیان هنرمندان ایرانی محسوب می‌شوند. همه‌ی هنرمندانی که با زبان و بیان خاص خود به عرصه‌ی هنر پای می‌نهند، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در اصول و مبانی، سعی دارند از هنر حقیقی، ازلی و ابدی دفاع کنند. این شیوه‌ی بیانی، به هنر دینی نیز تعبیر یافته است، چرا که دین از جهتی ایمان به غیب است، بنابراین هنرمند بدون داشتن ایمان و اعتقاد، نمی‌تواند از پیرایه‌های ظاهری اطراف خود چشم بپوشد و از ظاهر به باطن پنهان بپیوندد. از این روی، یک معمار سنتی ایرانی، در قالب نقوش، رسمی‌بندی‌ها و کژچینی‌ها پویایی تاریخ را رقم می‌زند (مهرپویا،2:1386).
می‌توان در تمامی ادوار و جمیع اماکن جهان اسلام «معماری پنهان» را مشاهده کرد یعنی معماری‌ای که واقعاً وجود دارد، البته نه در زمانی که به ظاهر بنا نگریسته ‌می‌شود و یا نمادی که برای همه و از تمام جوانب قابل رؤیت است؛ بلکه این معماری زمانی حس می‌شود که از درون و با رخنه‌ بدان و تجربه‌ی آن از نزدیک، مشاهده می‌شود(گروپه،9:1379).
این عدم توجه به ظاهر بنا حتی در بناهای سترگی همچون مسجد جامع که بناهای فرعی دیگر (مانند بازار) آن را فرو پوشانده‌اند، بیشتر چشم‌گیر است «پوشیدگی» بناهای عمده با فقدان کامل علائم ظاهری همچون شکل، اندازه، کارکرد و یا مفهوم بنا همراه شده است. حتی اگر بنایی دارای نمای قابل رأیت و درگاه اصلی باشد، باز این ویژگی‌ها چیزی از بنایی که در آن سوی آن نهفته است، را ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر کمتر بنایی را می‌توان یافت که اشاره‌ای به سازمان‌بندی درونی و یا هدف اصلی بنا داشته باشد و کمتر بنای اسلامی را می‌توان پیدا کرد که ظاهر و بیرون آن خصوصیات درونی آن را بر ملا و قابل فهم سازد (گروپه،10:1379).خانه‌های عهد قاجار نیز دارای این خصیصه می‌باشند.
معماری اسلامی عموما ویژگی‌های اصلی خود را در آن سوی ظاهر نامرئی پنهان کرده است. این معماری، اشکال خود را به‌سادگی حتی بر طبق نیازهای کارکردی تغییر نمی‌دهد، بلکه تا حدودی کارکردهایی از اشکال پیش پنداشته را اقتباس می‌کند که اساسا در بر دارنده‌ی فضاهای داخلی است. عمارت اسلامی بجز، مقبره، آرامگاه و سایر بناهای گنبدی نشان دهنده‌ی کیفیت جهت‌نما و یا محوری نیستند. برعکس، جهت طبیعی و واقعی یک عمارت، اگر واقعا داشته باشد اغلب با جهت کارکردی آن متفاوت است(همان).
عدم اشاره به جهت نما و یا تمرکز در طراحی معماری اسلامی در تمامی ازمنه و در بیشتر بخش‌های جهان اسلام ظاهر شده است؛ این نکته حتی در فقدان تعادل بین بخش‌های مختلف مجتمع‌های ساختمانی دیده می‌شود؛ در معماری اسلامی اصولا بنای اصلی و متمرکزی وجود ندارد از این‌رو افزایش چیزی به پلان اصلی، هرگز قاعده‌ی حاکم بر کل مجتمع و بخش‌های مختلف آن را به هم نمی‌زند (گروپه،11:1379).
تداوم، تعادل، تناسب، تأکید و تنوع معماری ایرانی کم نظیر است عوامل سازمان‌بندی از خط و فرم گرفته تا بافت و فضا و حتی رنگ در این معماری پیرو قواعد خود، قابل مطالعه‌ی فراوان است (مهرپویا،1386،:2).
یکی از مسائل مهم در شناخت معماری سنتی ایران انقطاع فرهنگ معماری سنتی و پیدایش گونه‌هایی از فضاهای جدید معماری شهری است که غالبا با فضاهای سنتی کاملا متفاوت هستند، چون‌که بسیاری از معماران بیش از هر چیز به پدیده‌های شکلی و بصری اندیشیده‌اند و بسیاری از مسائل، مباحث و نکات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را به اندازه‌ی کافی مورد توجه قرار نداده اند (لقایی،1392).
معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت نوع معماری افقی و باهویت بشمار می‌رفت که در طی سالیان دراز و قرن‌های متمادی مصالح و شیوه‌های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار به جا می‌نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم به عنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتبار است. تحلیل معماری ایرانی نشان می‌دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه‌های مختلف در این معماری به کار گرفته شده‌اند. افزون بر آن این نتیجه به دست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم و الگوهای جدید در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه معماری استوار بوده است. با پذیرش این امر، می‌توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آن‌ها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد (همان).
در این پژوهش سبک معماری قرن ۱۳ و ۱۴ مورد نظر است. گرایش معماری این دوره را به سبک معماری غربی می‌دانند. این گرایش البته در دوره صفویه، زندیه و افشاریه آغاز شده بود. اما در این دوره شدت بیشتری یافت. با این حال بناهای معماری زیادی هم در این دوره بنا شد که از آن جمله می‌توانیم به کاخ گلستان، مدرسه آقابزرگ، مسجد و مدرسه‌ی سپهسالار، تکیه دولت، دارالفنون، بازار تهران، نگارستان، قصر فیروزه، قصر دوشان تپه و مسجد سلطانی اشاره کرد. از دیگر آثار معروف این دوره می‌توان به خانه‌ی طباطبایی و خانه‌ی بروجردی ساخته‌ی علی مریم کاشانی اشاره کرد(ذکرگو،190:1381).
2-1-1 آرایه‌های معماری سنتی
در دوره‌های مختلف این آرایه‌ها و تزئینات را معماران گوناگونی می‌ساختند که هریک به حوزه‌ی جغرافیایی، قومی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی خاصی تعلق داشتند و بنابراین سبک‌ها و تصویرهای گونه گونی در آن‌ها به کار رفته است. با این حال می‌توان همه‌ی آن‌ها را در چهارچوبی مشترک قرار داد، و در عین حال، هر دوره‌ای را از دوره‌ی دیگر متمایز کرد. از آرایه‌ها در معماری ایرانی- اسلامی، نه‌تنها برای جلوه بخشیدن به نمای خارجی و داخلی ساختمان استفاده می‌شد، بلکه پاسخی بود برای بر آوردن نیازهای معنوی(کاتب،54:1384).
آرایه‌های داخلی معماری، شامل کنده‌کاری، نقاشی، حجاری، گچ‌کاری، آئینه‌کاری و به‌کارگیری آجر لعابی می‌باشد. این هنرها و مهارت‌ها بازتابی از سنت‌های باستانی هستند، به‌ویژه آن‌هایی که از باورهای دینی سرچشمه می‌گیرند(همان).
سطوح تزئینی در معماری اسلامی دارای واقعیت طبیعی و در عین حال جلوه‌ی بصری است و این در جای خود بی‌همتاست و بدان‌ها اهمیتی هم سنگ اهمیت قوالب و اشکال معماری بخشیده است(گروپه،161:1379).
هنرهای سنتی همواره از رهگذر استفاده از آرایه‌ها و تزئینات، عناصر طبیعی را در خود وارد کرده‌اند و در پی آن هستند تا مکان‌های مادی را با روح معنوی بیامیزند؛ برای همین هرگز به مکان و زمان خاصی محدود نیستند. دو هزار سال پیش از میلاد، زیگورات‌ها پل ارتباطی میان آسمان و زمین بودند؛ مدت‌ها بعد مسجد این نقش را بر عهده گرفت. تزئین خانه هم با همین هدف انجام می‌شد و این باور را می‌پروراند که خانه نمادی از آسمان در زمین است و حیاط نیز مرکز آن است(کاتب، 56:1384).
دگرگونی باورهای مذهبی بر چگونگی استفاده از آرایه‌ها در معماری ایرانی تأثیر عمیقی برجای گذاشت، اما سنت‌ها و اصول اساسی آن- همان نگاه درون‌گرایانه- همچنان ثابت مانده است. با ورود اسلام، ایران، باورها و کیهان‌شناسی خود را تغیر داد.
پیوند بین معماری و آرایه‌ها را به دو گونه می‌توان توصیف کرد:
معماران سنتی از همان ابتدا نوع تزئینات و آرایه‌های ساختمان را تعین می‌کردند. در نتیجه تناسب و اندازه- چه داخلی و چه خارجی- کاملا معلوم بود، و به این ترتیب اجرا و غنی سازی آرایه‌ها به آسانی انجام می‌شد. ساختمان‌های سنتی دوره‌ی قاجار نمونه‌هایی عالی از این پیوند نزدیک بین معماری و تزئینات هستند. به عنوان مثال، مقرنس‌کاری، گچ‌کاری و آئینه‌کاری در بسیاری از ساختمان‌های این دوره بسیار استفاده شده است.
کاربرد ظریف و ماهرانه‌ی آرایه‌ها و تزئینات می‌توانند القا کننده‌ی جنبه‌های روحانی و معنوی در درون ساختمان باشد. این کار با در آمیختن آن‌ها با معماری ممکن می‌شود؛ به گونه‌ای که اتاق‌ها در بردارنده‌ی حس معنوی غنی‌تری در مقایسه با طرح اولیه می‌شوند(همان).
2-1-2 اصول معماری ایرانی و تأثیر آن بر آرایه‌های معماری سنتی
آرایه‌های معماری سنتی از معماری سنتی تأثیر بسزایی گرفته‌اند که در این‌جا چند اصل معماری ایرانی که آرایه‌ها از آن‌ متأثرند معرفی شده است.
هنر و معماری ایرانی از دیر باز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه‌های این هنر نمایان شده است. این اصول عبارتند از: مردم‌واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خود‌بستگی و درون‌گرایی(پیرنیا،100:1387).
2-1-2-1 مردم‌واری
مردم‌واری به معنی رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیاز‌های او در ساختمان‌‌سازی است. معماری همیشه و همه‌جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هرجای دیگر. چنان‌که آرایش معماری نیز همواره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معماری را پی ریخته است. در اندام (فضا)های ساختمان و اجزای آن چنین نمایان می‌شود که برای نمونه اتاق سه‌دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می‌رود، به اندازه‌ای که نیاز یک خانواده را برآورده کند. اجزایی چون در و پنجره، تاقچه، رف و نیز پستویی که برای انبار رخت‌خواب به‌کار می‌رفته است؛ نیز اندازه‌هایی مناسب داشتند.
معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه‌ی بلندای مردم می‌گرفته و پنجره و نورگیر را چنان تزئین می‌کرده که نور خورشید و پرتوی ماه به اندازه‌ی دلخواه درون بنا را روشن کند. پهنای اتاق خواب به اندازه‌ی یک بستر بوده و بلندای تاقچه و رف به اندازه‌ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد. روزن بالای پنجره یا گل‌جام معمولا دارای شیشه‌های رنگی به رنگ‌های زرد لیموئی و آبی بوده که این شیشه‌ها را از غرابه‌های شکسته به دست می‌آوردند. برای جلوگیری از ورود گرما به درون بنا، از ارسی بهره می‌بردند. یا دیوار و سقف را دو پوسته می‌ساختند تا لایه عایق جلوگیر گرما باشد.
اگر خواب‌گاه ایرانی اندازه‌ای کوچک و در خور گسترش یک یا دو بستر را داشته در برابرش دارای تالار و سفره‌خانه‌ای با شکوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه کوچک بوده از آن صاحب‌خانه بوده و شایسته نبوده تا بیگانه‌ای به آن وارد شود، اما تالار باید شایسته‌ی پذیرایی از مهمان گرامی باشد(پیرنیا،106:1387).
2-1-2-2پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می‌شده تا کار بیهوده در ساختمان‌سازی نکنند و از اصراف پرهیز می‌کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده است در قران کریم آمده "مؤمنان، آنان که از بیهودگی رویگردان هستند".
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری (نقاشی)، سنگ‌تراشی، پیرایه به شمار می‌آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.
گره‌سازی با گچ، کاشی، خشت و آجر و به گفته‌ی خود معماران، "آمود که، آرایشی را که پس از پایان کار ساختمان بر آن بیافزایند؛ مانند تزیین الحاقی، نما‌سازی سنگی، آجری، کاشی‌کاری گچ‌بری را گویند" و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش سقف، عایقی در برابر گرما و سرما ساخته می‌شود یا بلندای بنا که ناگزیر پر و پیمون است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاه‌تر شود، تنها با افزودن کاربندی می‌توان آن را کوتاه‌تر و "به اندام" و مردم‌وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های رنگین و خرد، گره‌سازی می‌شود. تنها برای زیبایی نیست وانگهی باید دانست که واژه‌ی زیبا به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 سال پیش از میلاد، می‌توان کاربرد کاشی را دید در این ساختمان، ازاره‌ی (قسمت پایین دیوار) دیوارها را با کاشی آبی آرایش ‌کرده‌اند. چون هنگام رفت و آمد مردم برخورد پای دیوار بیشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسیب می‌دیده، نمای ساختمان را با آجر پوشانده‌اند. معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می‌نشستند و به دیوار تکیه می‌زدند (چون در گذشته مردم در جای سرپوشیده روی صندلی نمی‌نشستند و به جای آن از "نهالی" بهره می‌بردند که زیر آن تشکی با چار بالش بود.)، برای افزایش پایداری از راه دیوار،‌ آن را با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود تا بلندی یک گز (هر گز برابر 106.66 سانتی‌متر است)؛ اندود می‌کردند که رویه‌ای سخت به دست می‌آمد، به گونه‌ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره‌ی بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می‌کردند(پیرنیا،107:1387).
2-1-2-3 نیارش
واژه‌ی "نیارش" در معماری گذشته ایران بسیار به کار می‌رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می‌شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌کردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آن‌ها به تجربه، به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه‌ی نیارش به دست آمده بود. پیمون‌"اندازه‌های خرد و یکسانی بود که در هر جا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می‌شد پیروی از پیمون هر گونه نگرانی معمار را درباره‌ی نا استواری یا نا‌ زیبایی ساختمان از میان می‌برده، چنان که یک گِل‌کار نه چندان چیره دست در روستائی دور افتاده می‌توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام می‌دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.
معماران همراه با بهره‌گیری از پیمون و تکرار آن در اندازه‌ها و اندام‌ها، ساختمان‌ها را بسیار دگرگون از کار در می‌آورند. هیچ دو ساختمانی یکسان از کار در نمی‌آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آن‌ها پیروی شده بود (همان).
2-1-2-4 خودبستگی
معماران ایرانی تلاش می‌کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک‌ترین جای ممکن تهیه کنند و چنان ساخت و ساز می‌کردند که نیاز به آوردن مصالح از جاهای دیگر نباشد و "خود بسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می‌شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود "سازوارتر" در آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح آن در دسترس بوده است (پیر نیا،105:1387).
2-1-3 تأثیر عوامل اقلیمی بر معماری‌ و آرایه‌های معماری سنتی
در این ‌جا سعی بر آن است تا عمل‌کرد عناصر مجموعه‌های مسکونی در برابر مشکلات اقلیمی و مسائل آب و هوایی روشن شود.
تجزیه و تحلیل شکل زندگی و کاری که در چنین مجموعه‌هایی جریان داشته، با بررسی ویژگی‌های اجتماعی اقتصادی خانوار در شهر‌های تاریخی مانند؛ روابط بسته‌ی محله‌ای و خویشاوندی، ابعاد خانوار و کار در کارگاه‌های خانگی ممکن می‌شود (توسلی،101:1381).
اقلیم گرم و خشک بر معماری سنتی و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر زیادی گذاشته است. علاوه بر اصولی معماری ایرانی که استاد پیرنیا آن‌ها را مردم‌واری، خودبسندگی، پیمون، درون‌گرائی و کنج و نیاز می‌خواند؛ عناصری چون آب، نور، باد و... در معماری سنتی نقش حیاتی ایفا کرده‌اند (لقایی:1392).
برای در امان بودن از آفتاب داغ تابستان، بخصوص در بعد از ظهرهای گرم کویر، قسمت تابستان‌نشین پشت به قبله یعنی تقریبا پشت به جنوب ساخته شده است. این قسمت به اصطلاح محلی نسار نام دارد، سایه می‌گیرد و خنک است(توسلی،103:1381).
بخش تابستان‌نشین موقعیتی مانند زمستان‌نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می‌گیرد. این تالارها و ایوان‌ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضای زندگی در خانه بوده‌اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته‌اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آن‌ها پرهیز و به نقوش ساده‌ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می‌شده است. و در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان‌نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند(کاتب1384).
طرف مقابل که رو به قبله است از آفتاب زمستان که برای این ناحیه مطبوع است بهره می‌گیرد. حیاط به خاطر تنگی و بلندی دیوار اتاق‌های چهار طرف گود است و در ساعات گرم روزهای تابستان سایه می‌گیرد. از طرفی شب‌ها که هوا خنک است، حیاط گود، هوای سرد را می‌گیرد و به اصطلاح هوای سرد در پائین می‌نشیند و تا ساعاتی از روز که هنوز آفتاب کامل بالا نیامده هوای حیاط خنک است. با بالا آمدن آفتاب هوای حیاط گرم می‌شود ولی درجه حرارت قسمت تابستان‌نشین با درجه‌ی حرارت پائین هنوز اختلاف فاحشی دارد. آن قسمت که به صورت حیرت آوری خنک و حرارتش پایین است، سردابی است که معمولا زیر قسمت تابستان‌نشین قرار دارد سردی هوای این قسمت چنان است که غیر از هوای گرم بعدازظهر تابستان، انسان در آن سردش می‌شود.
جریان هوا در چنین مجموعه‌ی بسته‌ای دچار مشکل می‌شود که این مشکل بادگیری که در قسمت تابستان‌نشین ساخته می‌شود مرتفع می‌شود. این بادگیر بعد از عبور از قسمت تابستان‌نشین به سرداب زیرین منتهی می‌شود.
حوض آب وسط حیاط و گیاهان اطراف آن، به نحوی با کمک جریان هوای بادگیر در اثر تبخیر، رطوبت هوا را به داخل می‌برد و به شرایط، راحتی می‌افزاید. تابستان، شب هنگام نیز که معمولا پشت بام و حیاط (تخت روی حوض) برای خواب مورد استفاده قرار دهند؛ بادگیر باد خنک شب را در داخل خانه پخش می‌کند. این هوای خنک در ساعات زیادی به خاطر بسته بودن محدوده‌ی خانه همچنان درجه‌ی حرارت آن را پائین نگه می‌دارد (توسلی،104:1381).
2-2 درآمدی بر هنرهای سنتی ایران
دین بستر بیش‌تر تأثیرات زیبایی‌شناسی برای هنر و معماری ایرانی بود؛ ابتدا گرایش به زرتشت و در پی آن اسلام در دوره‌های اخیر گرایش به تصوف. هنرمندان همه‌ی جنبه‌های طبیعت و زندگی را می‌نگریستند و بازتاب تکامل الهی، عشق و زیبایی را در آثار معماری‌شان باز می‌تابیدند (کاتب،55:1384).
هنر: در معنی عام و انتزاعی، به هرگونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد بنابراین هنر از فرایندهای طبیعی متمایز است. تمام ابداعات و ساخته‌های مبتنی بر قوه خلاقه‌ی بشری در زمره‌ی هنر به شمار می‌آیند (پاکباز،25:1386).
هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به ها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد شده است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی در آمده، که به معنای انسان کامل و فرزانه است (آیت‌اللهی،23:1387).
امروزه جامعه شناسان هنر، اعتقاد دارند که یکی از پایه‌های تقویت هنر یک سرزمین، ایجاد عشق و علاقه به هنرهای بومی و سنتی است. از سوی دیگر، هنرهای سنتی ایران بر تزئین مبتنی است. از همان آغاز هنرمندان توانسته‌اند نقوش و طرح‌هایی را که نشانه و کنایه از اشکال و آثار بیرونی است، ارایه دهند و این شیوه از دیدگاه فلسفه امری اساسی و خاص ذهن بشری است. در این شیوه مسائل خارج از ذهن با نقوش و طرح‌هایی مصور می‌شود که آن‌ها را تعبیر و تفهیم می‌کند. این‌گونه نقوش همان اشیاء را به صورت انتزاعی نشان نمی‌دهد، بلکه جنبه‌های عاطفی هنرمندان را جلوه‌گر می‌سازد (کیانی186:1386).
هنرهای سنتی ایران اسلامی نشان می‌دهد که مردم این دیار در همه ادوار تاریخ، همواره زندگی‌شان، از بزرگ و کوچک، جزیی و کلی با تزئینات زیبایی، چشم‌گیر توأم بوده است عشق به زیبایی و برگرفتن عبرت در تمام تاریخ، موضوع اصلی و اساسی هنر‌های سنتی بوده است(همان).
هنرهای سنتی در معانی و مفاهیم مختلف آمده است که دراین‌جا به دو نمونه متعارف‌تر آن اشاره می‌شود: هنرهای سنتی، مجموعه‌ی هنرهای اصیل، بومی و مردمی هر کشور است که ریشه‌های عمیق و استوار در باورداشت‌ها و اعتقادات، آداب و عادات، سنت‌ها و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی، هنرها و صنایع بدیهی است که جوهر آن بر گرفته از مبدا و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تأسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می‌شود و طی قرون متمادی از طریق هنرمندان و هنروران حفظ آداب معنوی، سینه به سینه به عنوان میراثی گران‌قدر به ما رسیده است، هنرهایی که افزون بر اصول ثابت، دارای فروع متغیری است؛ که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است (تجویدی1385 :13).
تمام آثار هنری دارای وجوه مشترکی هستند که عبارت‌اند از:
تخیل، که مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری اثر هنری است.
همه‌ی آثار هنری از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه می‌گیرند نه از تفکر منطقی و عقلانی او.
چندمعنایی بودن و منشور مانندی، که این جنبه از خصایص آثار هنری، در واقع از دو ویژگی قبلی که بر شمردیم، نتیجه می‌شود. بدین معنی که هر پدیده ای که عنصر اصلی سازنده‌ی آن تخیل و عاطفه می‌باشد، بی شک نمی‌تواند معنایی منجمد و تک بعدی داشته باشد. از این روست که هر کس در برابر آثار هنری می‌ایستد، دریافت و استنباط خاصی دارد.
هنرهای سنتی ایران، در درجه‌ی نخست، با زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجارب انسانی بافته شده است(همان)
با نگاهی به هنرهای سنتی ایران در می‌یابیم که اغلب هنرهای ایرانی جنبه‌ی عملی و انتفاعی داشتند؛ یعنی از آن‌ها نفعی می‌بردند. و جزو هنرهای صناعی محسوب می‌شد و در نظر هنرمندان هنرهای سنتی ایران، میان هنرهای زیبای محض و هنرهای سنتی، کمترین تفاوتی وجود نداشته و از این جهت و با وضعیتی که هنرهای سنتی در ایران داشته همه مفید فایده بوده و هم جنبه‌ی زیبایی و هنری در آن رعایت شده است. این جنبه‌های کاربردی و هنری توأم را نمی‌توان کم اهمیت شمرد و یا خارج از حیطه‌ی هنر دانست، زیرا این قبیل اموال فرهنگی و اشیا و آثار هنری، در عین حالی که نیازهای روزمره را مرتفع می‌ساختند، دیدگان و ذوق صاحبان آن‌ها را نیز برای درک و فهم زیبایی پرورش می‌دادند(مهرپویا،558:1386).
هنر اسلامی، هنری بود که فقط صحبت از مضامین تزئینی معماری و یا هنرهای صناعی و مواد و اندازه و فن مستقل نمی‌کرد، در این هنر نوع خاصی از تزئین برای نوع خاصی از بنا و یا شیئی وجود نداشت؛ بلکه برعکس، در این هنر اصول تزئینی اسلام‌مدار موجود بود که برای انواع بناها و اشیاء در تمامی ازمنه به کار می‌رفت (در جایی که رابطه‌ی ذاتی اسلامی در بین تمام هنرهای کاربردی و معماری مورد توجه بود). از این رو هنر اسلامی را باید در کلیت آن به نظر آورد چون هر بنا و هر شیئی در خود بعضی از اصول اصلی را مجسم کرده است. با این‌که اشیاء و بناها از نظر کیفیت اجرا و سبک متفاوت هستند، ولی عقاید مشابه و قالب‌ها و طرح‌های یکسانی را همواره بازتاب داده‌اند(گروپه،161:1379).
گسترش فنون هنری در برابر هنر اسلامی همواره با تزئین پیچیده سطوح همراه بود و این کار با بهره‌گیری از انعکاس مواد درخشان و لعاب‌ها، تکرار طرح‌ها، تقابل سنجیده‌ی بافت‌ها و چشم‌فریبی سطوح صورت می‌گرفت. اما در هنر اسلامی به‌رغم گرایش به جلوه‌های تزئین غنی و پیچیدگی، نوعی متانت بی‌انتها موجود است و این در هنری که از برای شکوه و شوکت و پیچیدگی‌اش شهرت دارد، شگفت انگیز می‌نماید (همان).
2-2-1 صنایع‌دستی
صنایع‌دستی، به مجموعه ای از هنرها (هنر – صنعت‌ها) اطلاق می‌شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی موجب تهیه و ساخت محصولاتی می‌شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعت‌گر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اصلی این‌گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه‌ای است. یا در دایره‌المعارف بریتانیکا در تعریف صنایع‌دستی آمده است: صنایع‌دستی به آن گروه از صنایع گفته می‌شود که مهارت، ذوق و بینش انسان در آن نقش اساسی داشته باشد (آیت‌اللهی،25:1387).
2-2-1-1 ویژگی‌های صنایع‌دستی
صنایع‌دستی کشورمان دارای ویژگی‌هایی است که در این بخش به تعدادی از این ویژگی‌ها اشاره می‌شود:
انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی
حضور خلاق و مؤثر انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع
تأمین قسمت عمده‌ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی
داشتن بار فرهنگی(استفاده از طرح‌ها نقش‌ها و رنگ‌آمیز‌های اصیل، بومی و سنتی)
عدم همانندی و عدم تشابه فراورده‌های تولیدی با یکدیگر
عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
عدم نیاز به متخصص یا کارشناس خارجی
دارا بودن ارزش افزوده‌ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر
قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف(شهر یا روستا یا حتی در جوامع عشایری)
قابلیت انتقال تجربیات و رموز و فنون تولیدی به صورت سینه به سینه و طبق روش استاد و شاگردی و نیز به شیوه‌های آموزش مدون و در نهایت آموزش دانشگاهی(بهنام 25:1341).
2-2-1-2 صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی
صنایع‌دستی از لحاظ روش و تکنیک تولید فرآورده‌های دستی به صورت زیر طبقه‌بندی می‌شود:
بافته‌های داری
دست‌بافی (نساجی سنتی)
بافتنی
روکاری و رودوزی
چاپ‌های سنتی
نمد مالی
سفال‌گری و سرامیک‌سازی
ملیله‌کاری
کاشی‌گری
معرق‌کاری
خاتم سازی
حصیر‌بافی
منبت کاری، کنده‌کاری و مشبک‌کاری چوب
ریزه کاری و نازک‌کاری چوب
خراطی چوب
قلم‌زنی، مشبک کاری و حکاکی روی فلزات و آلیاژها
سنگ تراشی و حکاکی روی سنگ
ساخت محصولات فلزی و آلیاژ
تولید فرآورده‌های پوست و چرم
شیشه‌گری
ساخت سایر فرآورده‌های دستی(فیروزه‌نشانی، طلا‌کوبی روی فولاد، انواع عروسک‌های محلی تخت کشی گیوه و...)
ساخت زینت‌آلات
ساخت اشیاء مستظرفه‌ی هنری
مینا‌کاری (یاوری،154:1385).
2-2-1-3 هنرهای دستی چوبی ایران
هنرهای دستی چوبی ایران، شامل موارد زیر می‌باشد:
منبت
معرق کاری
خاتم سازی
نازک کاری(ریزه‌ کاری چوب)
گره‌سازی
خراطی(همان)
2-2-2 پنجره
یکی از هنرهای چوبی که در معماری سنتی کاربرد زیادی دارد و از آن، جهت ساخت پنجره بهره برده‌اند؛ گره‌سازی است. پنجره‌ در معماری سنتی دارای کارکرد‌های متنوعی است از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
معمول‌ترین نوع پنجره، نوع دولته ( دو لنگه ) آن است. البته.پنجره‌های کوچک را به صورت یک لته نیز می‌ساختند. هر لته پنجره که غالبا روی پاشنه‌ای چوبی می‌چرخید به قطعه‌هایی تقسیم می‌شد که در بعضی موارد قسمتی از سطح پایینی آن با صفحه‌هایی چوبی پوشیده می‌شد و تنها سطوح بالاتر شفاف بود. لنگه‌های پنجره غالبا به سمت فضای ساخته شده باز می‌شد، مگر در موارد نادر که به سمت بیرون گشوده می‌شد.
2-2-2-1 در – پنجره
در–.پنجره‌ها انواعی از.پنجره‌ها بودند که یا به صورت همزمان کارکرد پنجره و در ورودی داشتند یا حتی اگر به ‌عنوان ورودی مورد استفاده قرار نمی‌گرفتند، از لحاظ اندازه و سایر خصوصیات کالبدی، همانند انواعی از در – پنجره بودند که کارکرد ورودی نیز داشتند. در– پنجره از لحاظ ویژگی‌های کالبدی تنها تفاوت بارزی که نسبت به درها داشتند، وجود سطحی شفاف در تمام یا قسمتی از سطح در – پنجره بود که نور از آنجا به فضای درون راه می‌یافت. نور در بسیار از ساده‌ترین فضاهای معماری، مانند حجره‌های برخی کاروان‌سراهای کوچک برون شهری با اتاق‌های فرعی و خدماتی در خانه‌های کوچک یا در سایر فضاهای معماری، تنها از طریق در–پنجره تأمین می‌شد.
می‌توان برخی از الگوهای رفتاری مربوط به سکونت، بخصوص نشستن بر روی زمین را در پیدایش، شکل‌گیری و تداوم کاربرد در–پنجره تا دوران معاصر بسیار موثر دانست زیرا در حالتی که افراد در سطح زمین می‌نشستند برای آن‌که دید کافی به چشم اندازهای واقع در جلوی اتاق یا سایر انواع فضاهای بسته داشته باشند، باید از سطحی به بیرون می‌نگریستند که از کف اتاق شروع می‌شد، زیرا خط افق دید در این حالت در ارتفاع تقریبا شصت سانتی متری از کفی قرار داشت که با در نظر گرفتن فاصله‌ی تغییر شخص نسبت به پنجره، و به خصوص از روی آن که غالبا سطح کف اتاق‌ها بالاتر از سطح حیاط بود، بهترین دید در حالتی فراهم می‌شد که پنجره تا کف اتاق امتداد یافته باشد.
در-.پنجره‌های خانه‌ی تقدیری، همه از بیرون باز می‌شود و از نوع دولته می‌باشد. در قسمت فوقانی در-پنجره‌ها روزن‌هایی دیده می‌شود که جهت گرفتن نور می‌باشد و بالای در-پنجره‌های پنج‌دری، این روزن‌های نورگیر، محرابی شکل و با تزئینات قواره بری و قابی از گره‌چینی ظریفی خود نمایی می‌کند. بالای در-پنجره‌ی اتاق‌ها به شکل مستطیل و با تزئینات گره چینی ساده (طرح مستطیل) می‌باشد. در- پنجره‌ها تا 20سانتی‌متری کف اتاق پائین آمده و نور، تهویه هوا و دید کافی را برای فضای بیرون ایجاد می‌کند.
شیشه‌ی این در- پنجره‌ها بیشتر از رنگ سبز؛ و بقیه شیشه‌ها به رنگ‌های قرمز، آبی، زرد است.
2-2-2-2 پنجره ارسی
نوعی پنجره چوبی مشبک است که لنگه‌های آن به جای این‌که بر روی پاشنه گرد حرکت کند، در داخل یک چهار چوب به سمت بالا حرکت می‌کند. پنجره‌های ارسی عموما به گونه‌ای ساخته می‌شد که تمام سطح بیرونی یک اتاق را در بر می‌گرفت. هر پنجره ارسی علاوه بر شبکه تشکیل دهنده‌ی چهارچوب، از دو سطح ثابت کارکرد، یک عنصر جدا کننده مانند دیوار را نیز ایفا می‌کرد و از سطح متحرک برای مشاهده‌ی بهتر منظر فضای باز و تهویه هوا استفاده می‌شد.
[ در- پنجره‌ها هم مانند ارسی‌ها ] سطح مشبک داشت و همانند پنجره‌های ارسی دارای چندین کارکرد بود: نخست نور فضای درون را تأمین می‌کرد و سپس دید و منظر بیرون را در معرض تماشای افراد درون فضا قرار می‌داد و همچنین از شدت تابش نور آفتاب و گرمای حاصل از آن برای فضاهای درونی در فصل تابستان می‌کاست. یکی دیگر از کارکردهای مهم این نوع پنجره‌ها، حفظ حریم و محرمیت فضای درونی اتاق‌ها و تالار نسبت به فضاهای بیرونی بود، زیرا شبکه زیر این پنجره‌ها غالبا موجب می‌شد که کسی به سادگی نتواند از بیرون، فضای درونی را ببیند. همین ویژگی سبب می‌شد که در شماری از خانه‌های واقع در بعضی از شهرها از جمله برخی شهرهای شمالی کشور از.پنجره‌های ارسی در جبهه‌ای از خانه که به سمت گذرگاه عمومی بود؛ استفاده شود، زیرا در این حالت ضمن برخورداری از نور و منظر فضای عمومی، محرمیت فضای اتاق نیز مخدوش ‌نمی‌شد. همین ویژگی پنجره‌های ارسی موجب می‌شد که از آن‌ها در فضاهای درونی نیز استفاده شود. محل استفاده از این پنجره‌ها در فضاهای درونی در بالاخانه و اتاق‌های گوشوار واقع در یک یا دو سوی تالارهای بزرگ و مرتفع بود، زیرا بسیاری از اوقاتی که مجالس خاص یا پذیرایی مردانه در تالارها یا اتاق‌های بزرگ پنج دری یا هفت‌دری برگزار می‌شد، زنان در اتاق‌های بالاخانه یا گوشوار که در بالا و در دو سوی تالار واقع شده و از یک سمت به آن دید داشتند، می‌نشستند و از پشت پنجره‌ها بدون آن‌که دیده شوند، بر فضای تالار اشراف می‌یافتند(شفیع‌پور،1390)
سطح پنجره‌های ارسی را نیز، گاهی با استفاده از انواع نقش‌های گوناگون گره‌سازی و شیشه‌های رنگین و ساده می‌آراستند و ترکیب‌هایی بدیع پدید می‌آوردند. این نوع پنجره در شهرستان اردکان و استان یزد به در- پنجره تبدیل شده است ولی تزئینات آن همان تزئینات ارسی‌ها است.
2-2-2-3روزن
روزن نوعی پنجره غالبا کوچک بود که در بیشتر موارد برای نورگیری یا تهویه در فضاهای اصلی، نقش فرعی و کمکی داشت، هر چند در برخی از فضاهای خدماتی نقش مهم‌تری برای نورگیری یا تهویه بر عهده می‌گرفت. معمولا در فضاهای اصلی و مهم، روزن را در بالا یا اطراف پنجره یا در – پنجره قرار می‌دادند. نمونه‌هایی از این روزن‌ها را در برخی از انواع اتاق‌های سه دری، پنج دری، هفت دری، و نیز در حجره‌های مدرسه‌ها یا کاروانسراها می‌توان یافت. که معمولا آن‌را با یک سطح مشبک چوبی، آجری، گچبری یا با کاشی پوشاندند. این روزن‌ها به شکل‌های گوناگون از جمله مربع، مستطیل، ترکیب مثلث با مربع یا مستطیل، دایره و در دوره قاجار به شکل بیضی نیز طراحی و ساخته می‌شد. نورگیری و تهویه برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ و انبار غالبا تنها از طریق یک یا چند روزن که در سقف فضا تعبیه می‌شد، تأمین می‌گردید. معمولا در این موارد برای روزن هیچ شبکه یا پنجرهای قرار نمی‌دادند و روزن تنها به شکل یک حفره بود. در بالاترین نقطه سقف بسیاری از دهانه‌های بازارهای سر پوشیده نیز روزن‌هایی به شکل حفره قرار دادند. غالبا به.پنجره‌های کلاهک نورگیر واقع بر روی سقف‌های گنبدی شکل یا برخی دیگر از انواع سقف نیز با عنوان روزن اشاره شده است. به نظر می‌رسد که هدف از احداث روزن بیشتر تأمین نور یا در موارد لازم تأمین نور یا تهویه مورد نظر بوده و برای استفاده از مناظر طبیعی، کمتر از آن استفاده می‌کرده اند.بالای در- پنجره‌های اتاق‌های سه‌دری و پنج‌دری خانه‌ی تقدیری روزن‌هایی وجود دارد که در اتاق‌های سه دری به شکل مستطیل و در اتاق پنج‌دری به شکل محرابی است (تصویر شماره 2-1 و 2-2).

تصویر 2-1 روزن‌های بالای پنج‌دری تصویر2-2 روزن‌های بالای سه دری
(مأخذ: نگارنده) (مأخذ: نگارنده)
2-2-3 کارکردهای پنجره
پنجره‌ها بسته به ساختار و جایگاه خود کارکرد‌های متفاوتی دارند.از جمله این کارکردها عبارتند از:
2-2-3-1 تزئین بنا
پنجره تنها به عنوان عنصری ساده برای تأمین برخی نیازهای نخستین مورد توجه قرار نداشت؛ بلکه مانند بسیاری از عناصر معماری، نقش مهم در تزئین و زیباسازی بنا ایفا می‌کرد به نحوی که در بسیاری از انواع فضاهای معماری، به صورت مهم‌ترین عامل در طراحی و تزئین نماهای درونی و بیرونی به کار می‌رفت؛ به همین سبب، شکل، اندازه، موقعیت و سازماندهی آن در نما با دقت مورد توجه قرار داشت. البته شکل، اندازه، موقعیت و سایر خصوصیات کالبدی پنجره‌ها در نما، به عوامل و پدیده‌های گوناگونی از جمله ویژگی‌های محیط طبیعی مانند اقلیم، منظر، جنس مصالح و نوع سازه بستگی داشت.
2-2-3-2 شباک
سطح مشبک که از دو فضای پر و خالی تشکیل شده است، به نحوی که از یک سو بتوان سوی دیگر آن ‌را دید، شباک یا شبکه نامیده می‌شود. شباک به دلایل گوناگون از جمله محدود کردن دید از بیرون به درون یک فضا، تأمین سایه برای فضایی که در معرض آفتاب قرار دارد، تأمین دید از یک فضا به بیرون به شکلی محدود، ایجاد سطحی محصور کننده اما مشبک که مانع از عبور جریان هوا نباشد، احداث شده است. به همین جهت کاربرد آن نسبتا گسترده بود و در برخی از بخش‌های گوناگون بنا و به شکل‌های متنوع از شباک به عنوان سطحی مشبک که ضمن حفظ محرمیت و حریم یک فضا، امکان عبور هوا را نیز میسر سازد، در برخی از پشت بام‌ها، به خصوص در نواحی گرم و مرطوب و نیز به عنوان پوششی مشبک در جلوی روزن برخی از فضاها به ویژه جلوی روزن زیرزمین‌هایی که نور و تهویه آنها از طریق حیاط تأمین می‌شد، استفاده کردند. شباک‌ها را با مصالح گوناگون و متنوعی مانند آجر، کاشی، سنگ، چوب و گچ درست کردند(معماریان، 154:1386).
2-2-3-3 جام‌خانه
جام‌خانه را می‌توان نوعی پنجره دانست که بر فراز برخی از پوشش‌های گنبدی شکل، به ویژه در حمام‌ها و برخی دیگر از انواع بناها، مورد استفاده قرار می‌گرفت. جام‌خانه غالبا از یک سطح سفالین کروی شکل یا به شکلی دیگر تشکیل شده بود که تعدادی حفره مدور در آن ایجاد می‌شد که بر روی هر یک از آن‌ها یک جام یا شیشه به کمک نوعی ماده بتونه مانند که آن را از ترکیب موادی مانند خاک رس و موم یا نوعی روغن به دست می‌آوردند قرار می‌دادند. این ماده که به بتونه شباهت داشت قرار دادن یا برداشتن سهل و ساده جام‌ها یا شیشه‌ها را امکان‌پذیر می‌ساخت.
از جام‌خانه بیشتر در فضاهایی استفاده می‌کردند که با برداشتن تعدای از جام‌ها در فصل‌های مختلف بتوانند حرارت یا رطوبت فضا را به اندازه مطلوب برسانند. این ویژگی موجب شد که کمابیش در همه حمام‌ها از این جام‌خانه‌ها برای تأمین نور و نیز تنظیم مقدار حرارت و رطوبت فضاهای درونی استفاده کنند. در برخی حمام‌ها نیز از جام‌های رنگین استفاده می‌کردند(تصویر شماره2-3).

تصویر2-3 جام خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار(مأخذ: نگارنده)
2-2-3-4منظر
فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از منظر یا منظره‌های مصنوعی و طبیعی واقع در بیرون فضاهای بسته را می‌توان به عنوان یکی دیگر از کارکردهای مهم پنجره مورد توجه قرار داد. زندگی در فضای ساخته شده بسته‌ای که مسئله‌ی نور و تهویه آن به نحوی حل شده باشد اما فاقد دید و منظر مناسب باشد، ناخوشایند بوده و زیستن در آن برای مدتی طولانی بسیار دشوار و مشکل آفرین خواهد بود. به همین سبب همواره در بناهای درون‌گرا که حیاط، منظر بنا را شکل داده است، آن را به بهترین شکل ممکن طراحی و احداث می‌کردند تا به عنوان یک چشم انداز مناسب نیز کارکرد داشته باشد. همچنین در بناهای درون‌گرا، غالبا مهم‌ترین بخش از فضای باز در انواع واحدهای معماری را که منظر بنا را تشکیل می‌داد به گونه‌ای دلپذیر آراستند. اهمیت منظر در برخی از فضاهای معماری به خصوص در باغ‌ها چنان زیاد است که نحوه‌ی طراحی فضا را به طور کامل تحت تاثیر قرار می‌داد. به همین سبب در باغ‌های مسکونی، فضایی برون‌گرا می‌ساختند که بیشتر آن ‌را کوشک نامیدند و بهترین چشم انداز ممکن را گرداگرد آن پدید آوردند و برای استفاده بهتر از مناظر، به طور معمول سطح طبقه همکف را کمی بالاتر از سطح زمین در نظر می‌گرفتند تا ساکنان بنا از دید بهتری نسبت به مناظر برخوردار شوند. افزون بر این در بسیار از موارد، عمارت کوشک را دو طبقه می‌ساختند تا از طبقه‌ی فوقانی، شاهد چشم انداز گسترده باشند.
2-2-3-5تهویه
هیچ فضای ساخته شده‌ای بدون تهویه مناسب، قابل زندگی نیست. حجم و مقدار تهویه مورد نیاز برای انواع فضاهای ساخته شده یکسان نیست، بلکه به عوامل گوناگونی همچون دمای هوای محیط، مقدار رطوبت و سایر خصوصیات محیط طبیعی بستگی دارد. در مناطق گرم و خشک، نیاز به تهویه فضاهای درونی به مقداری بوده است که غالبا با قرار دادن پنجره‌هایی در یک جبهه اتاق مشکلی پدید نمی‌آید. البته باید توجه داشت که در سازه مورد استفاده در گذشته، دیوارها و سقف، ضخامت زیادی داشتند چنان که به‌طور متوسط ضخامت آن‌ها بین 50 تا 75 سانتی‌متر و در مواردی بیشتر بود و در نتیجه تبادل و انتقال دما بین فضاهای بسته و باز به حداقل ممکن کاهش می‌یافت. علاوه بر این جنس و نوع مصالح یعنی خشت و آجر نیز تبادل دمای بین فضاهای مزبور را به حداقل ممکن کاهش می‌داد.
2-2-3-6تأمین نور
هر فضای ساخته شده، توسط عناصری مانند دیوار و سقف از فضای باز و طبیعی متمایز و جدا میشود. حد و اندازه این تمایز و محصور بودن، همیشه به یک مقدار نیست و از این لحاظ می‌توان انواع فضاهای ساخته شده را به سه گروه طبقه بندی کرد: نخست فضاهای بسته؛ دوم فضاهای نیمه بسته و سوم، فضاهای نیمه باز.
فضاهای بسته انواع فضاهایی هستند که از فضای باز کاملا متمایز و جدا شده‌اند و تنها یک ورودی به ساده‌ترین شکل یک یا چند روزنه برای تأمین حداقل نور، آن‌ها را با فضای بیرون مرتبط می‌سازد. آب انبارها، اصطبل‌ها و برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ از این گونه فضاها به شمار می‌آیند.
فضاهای نیمه بسته نوعی فضاهایی هستند که به طور متوسط یک جبهه از آن‌ها توسط ردیفی از درها، پنجره‌ها یا در- پنجره‌ها با فضای باز مرتبط هستند و گشوده شدن آن‌ها در مواقع مناسب می‌تواند ارتباط نسبتا گسترده‌ای بین فضاهای ساخته شده و فضای باز پدید آورد. در برخی از انواع فضاهای ساخته شده که بازشوهای در دو جبهه روبه‌روی هم وجود دارد رابطه و پیوند بین فضاها که غالبا در کنار فضای باز طراحی و ساخته شده اند متناسب با موقعیت و کارکردشان از نور کافی برخوردار می‌شدند. فضای نیمه باز مانند ایوان‌ها و رواق‌ها فاقد پنجره هستند، زیرا به شکل مستقیم با فضای باز ارتباط یافته و به سادگی از نور کافی برخوردار می‌شوند. مقدار نور مورد نیاز برای هر فضا به عوامل گوناگون از جمله کارکرد، موقعیت، عمق و ارتفاع آن فضا بستگی دارد. در گذشته اندازه‌ی سطح نورگیر پنجره را متناسب با عوامل مزبور به گونه‌ای انتخاب می‌کردند که تا حد امکان از نور کافی برخوردار شوند. تأمین نور را مهم‌ترین کارکرد پنجره می‌توان به شمار آورد زیرا هیچ نوع فضای بدون نور برای زندگی انسان مناسب و قابل تحمل نیست(بوآ،54:1376).
نور
یکی از دلایل استفاده از گره‌چینی در معماری سنتی استفاده از نور طبیعی و کنترل آن می‌باشد از همین رو است که در این منطقه از گره‌چینی برای تزئین در- پنجره‌ها و نورگیرهای بالای درها استفاده شده است.
خورشید منبع اصلی نورطبیعی است که در عالم هستی زندگی را از طریق نور و گرما در زمین به جریان می‌اندازد. در معماری دو منبع روشنائی وجود دارد؛ «طبیعی» و«مصنوعی». نور طبیعی را خورشید فراهم می‌کند. نوری غیر قابل واکنش پیش‌بینی که به راحتی نمی‌توان آن نور را کنترل نمود، و ما ملزم هستیم که محیط خود را پیرامون آن بسازیم. طی روند توسعه‌ی تمدن، معماری واکنش‌های بسیاری نسبت به خورشید داشته است. تا پیش از صنعتی شدن نورهای مصنوعی، اجبارات و الزامات تکنولوژیکی، منابع نور را در حد عملکرد و فواید ظاهری آن محدود نموده بود(میجر، 185:1389)
نور، از سپیده دم تا غروب خورشید پیوسته در حال تغیر بوده و حرکات و تاثیرات بی‌‌انتهائی را خلق می‌کند تغییر شدت کانون و راستای نور در طول روز منجر به ایجاد کنتراست بافت‌ها و رنگ‌های مختلف می‌شود. در هنگام سپیده دم، خورشید -یک منبع غالب مستقیم و اصلی- تنها منبع نور طبیعی در دنیای ماست. ما از جهات مختلف فیزیولوژیکی و روان‌شناختی با خورشید مرتبط هستیم. به عنوان یک ستاره از میان میلیون‌ها ستاره‌ی دیگر تنها خورشید است که نماد اصلی حیات ماست، که نه تنها جهان ما بلکه تمام جهان هستی را نیز تعریف می‌کند. نمی‌توان به سادگی گفت که، خورشید تنها جهان را روشن می‌کند، بلکه باید اعتراف نمود که زندگی را هم پایدار می‌کند(همان).
هنگام طراحی یک محیط برای ساخت و ساز، خورشید همیشه مهمترین منبعی بوده که مد نظر گرفته می‌شود. نوری که خورشید متصاعد می‌کند، و موسوم به نور طبیعی می‌باشد، نه تنها به ما توانائی دیدن می‌بخشد، بلکه طرح بندی، زوایای دید، شکل و مادیت بناها و مناظر را نیز به ما دیکته می‌کند. خورشید، به عنوان یک منبع انرژی رایگان به ما کمک می‌کند تا دنیای خود را با روشی قابل تحمل، روشن کنیم. در طول تاریخ، نقش نور طبیعی تنها محدود به مقوله‌ی بینایی نشده است. خورشید نماد قدرت و مذهب نیز بوده و نه تنها معنادار می‌باشد بلکه نوعی ابزار نیز محسوب می‌شود. در‌دوران کهن، خورشید در قالب پرستش بدن‌های الهی و معنوی حضور پیدا کرده که دارای الوهیت و قدرت بوده‌اند، لیکن امروزه نور بیش از هرچیزی منحصر به مقوله‌های حیات، سلامتی و انرژی می‌شود. تاریخ نور و تاثیر ان بر جهان ما تقریبا بی‌نهایت است چرا که از این طریق می‌توانیم خواستگاه زندگی و تمدن را دنبال کنیم(میجر190:1389).
نور و معماری
نور پردازی و معماری در مهد تمدن‌ها ریشه دارد. در یکی از قدیمی‌ترین این تمدن‌ها، تمدن سومر ساختمان‌هایی را بنا نهاده‌اند که از خورشید و ماه تبعیت می‌کند. پیشرفت رو به رشد بابل در 600 سال پیش از میلاد مسیح به راهرو‌ها و دیوار‌های زننده‌ی آن زمان جلوه خاصی بخشیده و در نور بسیار تابناک آن منطقه، نمای زیبائی ایجاد نموده است گفتنی است اولین استفاده‌ی هوشمندانه از نور زمانی شکل گرفت که پارس‌ها کاخ پرسپولیس را در ایران (600 سال پیش از میلاد مسیح) بنیان گذاشتند. استفاده از سنگ‌های صیقل خورده و پرداخت کارهائی که این کاخ را کاملا خیره کننده کرده است، منجر شده تا بنای مذکور بسیار مزین و ملون به نظر آید. با وجود این که ساختار‌های این‌چنینی دقیقا به این معنی نیست که سازنده‌ی آن پیش از بنای این ساختار درک عمیقی از نور داشته است، لیکن بدیهی است که معمار پارسی روشی را پیش گرفته که نور و سایه ساده‌ترین حالت هندسی خود را نمایان کنند و با استفاده از طرح‌های نقش برجسته به روایت داستان‌های عمیقی پرداخته، گفتنی است رنگ و جلای پایانی کار تاکیدی است بر مفاهیم مذکور(میجر،179:1389).
وظیفه‌ی معمار این است که با هوشیاری کامل قدرت نور (و سایه) را در اختیار بگیرد. بخصوص روشن ساختن فضاهای کوچک ولی باید متوجه این موضوع بود که نور زیاد هم به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط می‌شود. تمام اشیای شفاف می‌توانند محیط را روشن کنند به عبارت دیگر نوری ناخواسته را در محیطی پیرامون ایجاد کنند. همچنین باید بدانیم که بازتاب‌های بازتابیده نه‌تنها روح‌بخش و زندگی‌بخش هستند بلکه گاهی می‌توانند جلوه‌ی اتاق را به کلی تغییر دهند. سیر تکاملی معماری به نفسه با توسعه و پیشرفت نور‌پردازی مصنوعی به عنوان منبع جایگزین نور در جهان ما مرتبط است. شاید تنها بخش ناچیزی از پیشینه معماری وجود داشته باشد که به اهمیت نقش نور نپرداخته است. حتی پس از این‌که فن‌آوری و صنعتی شدن مسیر ساخت ساختمان‌ها، منجر به ایجاد قالب‌های جدید معماری شد، این ایده که نور طبیعی باید کاربرد کمتری داشته باشد و کمتر ارائه شود تنها توانست توجه بسیار ناچیزی را معطوف خود کند.
داستان نورپردازی در معماری، همانند داستان خود معماری، با معابد، اماکن مذهبی و گورستان‌های تمدن اولیه آغاز شده است. در فرهنگ‌های گذشته ساختمان‌ها به منظور محافظت از مردمی ساخته می‌شدند که البته بیشتر زمان روز را در خارج از آن سپری می‌کردند. بدین ترتیب نور به‌خاطر برخی از دلایل عملی، در ساختمان نقش ثانویه را داشت. روزنه‌هایی که در دیوار‌ها یا در سقف ایجاد می‌شد، اغلب برای ایجاد سیستم تهویه بوده است نه ورود نور. این امر تا حدی بدین دلیل بود که در درجه‌ی اول ایجاد این روزنه‌ها کار دشواری بود و دوم این‌که شرایط آب و هوایی و امنیتی مساله مهمی بود که بر تصمیم بشر مبنی بر ایجاد پنجره قطعا تاثیر می‌گذاشت(همان)
ساختمان‌های اولیه به روش متمایزی بنا می‌شدند: یا از روی هم قرار دادن گل و سنگ بوده است یا این‌که مردم نوعی پوشش سبک مانند کاه یا پوست خام گاو و گوسفند را روی اسکلت ساختمان می‌انداختند. با وجود این‌که هر دو این سیستم‌ها را می‌توان به گونه‌ای طراحی نمود که نور وارد ساختمان شود، اما نوع اول، تا هنگام اختراع شیشه به عنوان بخشی از ساختمان بسیار کاربردی‌تر بوده است.
ایجاد فضائی برای ورود نور به ساختمان، به طور قطعی، ورود هوا را نیز در پی خواهد داشت. در هوایی گرم، نور و گرد و غبار می‌توانست به فضای داخلی راه پیدا کند. در هوایی سرد نیز باد و باران به داخل نفوذ می‌کرده است. بدین ترتیب نور در ساختمان‌ها توسط نوعی در یا روزنه‌ی کوچک در سقف، به داخل وارد می‌شده است.
ظاهرا نیاز به ورود نور به یک ساختمان، بنا بر دلایل نمادی یا جوی هنگامی آغاز شده است که فرهنگ‌های کهن از اجسام الهی به عنوان منبع ساختار و طراحی خود یاد کرده، و تصمیم بر استفاده نور جهت بیان ارزش‌های مذهبی و فرهنگی گرفتند.
نورپردازی مقبره‌های ماقبل تاریخی نشان می‌دهد که ارتباط بین معماری و نور، ریشه‌ی مستحکم در دل تاریخ دارد. این‌گونه اماکن خاص که به عصر حجر تعلق دارند، مرکز ارتباط مراسم مذهبی با حرکت طبیعی خورشید، ماه و ستارگان بوده است، همچنین بر کسب نور و انرژی از اجسام آسمانی کمال اهتمام را ورزیده است.
نور خصیصه ذاتی یک شیء نیست، در واقع یک تجربه ذهنی و شخصی است. تجربه کردن رنگ شیء به‌وسیله‌ی کیفیت رنگ نوری که به شیء برخورد می‌کند تاثیر پذیر خواهد بود (آن‌چه که به عنوان رنگ تجربه می‌کنیم نور منعکس شده توسط شیء می‌باشد).
واکنش نسبت به رنگ ذهنی می‌باشد- حساسیت وانتخاب مردان و زنان نسبت به بعضی رنگ‌ها متفاوت می‌باشد (مثل آبی یا سبز یا فیروزه‌ای)
ادراک و تجربه رنگ می‌تواند توسط رنگ‌ها و ته رنگ‌های مجاور تشدید و تعدیل ‌شود. نور سفید از تمام رنگ‌های رنگین کمان ساخته می‌شود اگرچه نور سفید و بیشتر رنگ‌های دیگر را فقط می‌توان با سه رنگ به وجود آورد.
عوامل فرهنگی بر واکنش نسبت به رنگ تاثیر می‌گذارند: زرد، رنگ ترس است، سبز نشان حسادت، قرمز رنگ ازدواج چینی‌ها، رنگ تحول، رنگ هیجان، علامت خطر و هشدارهای دست ساز بشر می‌باشد. سفید رنگ اندیشه غرب از عفت از عفت و دوشیزگی است. نورهای دارای رنگ سرد در آب و هوای گرم بیشتر ترجیح داده می‌شوند و نورهای دارای رنگ گرم، درآب هوای سرد.
نور از طیف رنگی تشکیل می‌شود. تغییر رنگ مداوم نور طبیعی بخشی از فلسفه وجودی است، از درخشش زرد رنگ طلوع خورشید تا درخشندگی ملایم وسط روز، و از شفق تا نور قرمز و نارنجی غروب خورشید، نور هم می‌تواند رنگ را هم بوجود بیاورد و هم می‌تواند آن را نمایان کند. نور کاربرد رنگ در معماری را بواسطه‌ی توانمندی ما در ایجاد نورهای رنگی افزایش می‌دهد، به عنوان عامل محوری عمل نموده، فضا ایجاد می‌کند و بیان واحساس را بوجود می‌آورد. نبودن نور می‌تواند بر ادراک ما از شکل و فضا بواسطه وجود سایه‌های رنگی تاثیر بگذارد. درحقیقت نور به آن‌چه که ما می‌بینیم معنی‌ می‌دهد(میجر،182:1389).
2-2-4 نقش پنجره در نمای ساختمان
پنجره به عنوان یک عنصر معماری، مهم‌ترین نقش را در طراحی و ترکیب نمای بسیاری از انواع ساختمان‌ها، ایفا می‌کند. امکانات و محدودیت‌های سازه‌ی دیوار باربر، نحوه توزیع فضای اتاق‌ها در یک بنا و مسئله‌ی چگونگی استفاده از هر فضا، از عوامل و پدیده‌های موثر در نحوه تشکیل‌دهی و نحوه‌ی نام‌گذاری برخی از انواع اتاق‌ها مانند اتاق‌های سه‌دری، پنج‌دری، هفت‌دری، ارسی و غیره بر گرفته از تعداد یا نوع در یا پنجره‌های یک فضا است(شاطریان، 78:1383).
2-2-5 نقش هندسه در شکل‌گیری.پنجره‌ها
ناپسند دانستن تقلید از نقش‌ها و صورت‌های انسانی و حیوانی در نقاشی و سایر هنرهای تصویری و تجسمی، به تدریج موجب شد که تقلید از طبیعت، در فرهنگ بسیاری از هنرهای اسلامی چندان مورد توجه قرار نگیرد و جایگاه والایی نیابد؛ به همین جهت هنرمندان به ترکیب‌های هندسی و انتزاعی توجه بسیار می‌کردند. یکی از ویژگی‌های ترکیب‌های انتزاعی و به خصوص ترکیب‌های هندسی، امکان خلق آثار بی‌شمار و گوناگون است که سبک، شیوه و حوزه فرهنگی آن غالبا نه تنها به هنرمندی خاص یا ناحیه‌ای مشخص و محدود و منحصر نمی‌شود، بلکه به دوره و زمان خاصی نیز تعلق ندارد و از این لحاظ امکان خلق آثاری ماندگار در این گسترده به خوبی وجود دارد. کاربرد هندسه در انواع گوناگون هنرها و از جمله معماری و هنرهای وابسته به آن گسترش یافت از هندسه در ساده‌ترین شکل برای طراحی و ساخت انواع پنجره‌ها استفاده می‌شد، اما در برخی از انواع پنجره‌ها - به ویژه پنجره‌های ارسی یا بعضی از شباک‌ها – کاربرد آن در بهترین حالت ممکن می‌توان مشاهده کرد برای بدست آوردن نقش‌های هندسی، به طور معمول، نخست از ساده‌ترین شکل‌های هندسی مانند مربع، دایره و مثلث استفاده شد(تصویر شماره 2-4). ویژگی‌های هندسی هر یک از این شکل‌ها، نقش موثری در نحوه‌ی کاربرد آن‌ها داشت (نجیب اغلو،75:1379).

تصویر2-4 هندسه در هنر چلنگری (مأخذ: نگارنده)
مربع یکی از شکل‌هایی بود که کاربردی فراوان در هنرهای انتزاعی داشت. وجود چهار ضلع و زاویه مساوی و قابلیت تقسیم هر مربع به شکل زیادی مربع دیگر به سادگی و سهولت و نیز امکان محیط با محاط کردن دایره در آن و مانند آن، سبب شد که از آن هم به عنوان یک شکل خالص و هم در ترکیب با سایر شکل‌ها و نیز به عنوان شکل زمینه و پایه در طرح استفاده کنند(همان).
2-3 مصالح به کار رفته در هنر‌های‌سنتی وابسته به معماری سنتی
در هنرهای سنتی به کار رفته در خانه تقدیری چندان تنوع مصالح وجود ندارد. گچ یکی از مصالح به کار رفته در تزئینات این بنا است و هنرهای مورد نظر در این پژوهش شامل گره چینی است، که از چوب و شیشه‌های رنگی ساخته شده است و هنر چلنگری که مصالح مورد استفاده آن جز آهن چیز دیگری نیست.
2-3-1 چوب و دلایل کاربرد آن در گره‌چینی
بیشترین چوبی که برای ساخت گره چینی از آن استفاده می‌شود؛ و چوب گره‌چینی‌ها و درهای خانه‌ی تقدیری نیز از همین چوب است؛ تا در برابر گرمای تابستان کویر و باران‌های پاییزی مقاوم باشد؛ چوب چنار است. قبل از هر چیز به معرفی بیشتر این چوب که تنها مصالح تولید گره چینی می‌باشد، می‌پردازیم.
درخت چنار جزؤ درختان پهن‌برگ و خزان‌کننده نیم‌کره شمالی محسوب می‌گردد. نام‌های محلی این گونه در اکثر نقاط کشور چنار است و در کردستان، جوهر نامیده می‌شود. از نظر گیاه‌شناسان، چنار گونه‌های متفاوتی دارد. در بین گونه‌های چنار، گونه P.orientalis تنها گونه‌ایست که به نظر، بومی ایران بوده است.
گسترش جغرافیایی این گونه از جنوب شرقی اروپا تا مرکز ایران است و پایه‌های خودروی این گونه در مناطق مختلف کشور مشاهده شده‌است(کاردگر بالادهی،1391)
چوب چنار، چوبی به رنگ سفید روشن تا قرمز مایل به قهوه ای است که لکه‌های قهوه ای صدفی دارد. چوب چنار نیمه سخت و سنگین و با‌دوام بوده که از آن برای ساخت درب‌های اماکن متبرکه، دسته ابزار، صندلی، غربال، صندوق استفاده می‌شود.
چوبی سخت و راست تار، کم دوام، با قابلیت میخ‌خور خوب، در ساخت مبلمان و غربال، روکش سازی و همچنین ستون معابد و مساجد کاربرد دارد. پرداخت پذیر و با برش بدون پودر(کارهای ظریف)
اهمیت و موارد استفاده: چوب چنار مرغوب و صنعتی و از مقاومت بالایی نیز برخوردار بوده به طوری که بدون آغشته نمودن به مواد ضدعفونی کننده، مدت زیادی در برابر تغییرات جوی سالم می‌ماند. بسیاری از بناهای تاریخی ایران از چوب چنار ساخته شده که گویای پایداری آن است. از چوب چنار در مبل سازی و زیر سازی وسایل چوبی استفاده می‌شود (کاردگر بالادهی،1391).
2-3-2 شیشه‌های رنگی در گره‌چینی
در ساخت گره‌چینی پنجره‌ها از شیشه‌های رنگی استفاده می‌شود که انتخاب این شیشه‌ها بی‌دلیل و اتفاقی نیست. شیشه‌های رنگی که در گره‌چینی‌ها دیده می‌شود به رنگ‌های زرد، قرمز، آبی و سبز است و شیشه‌های بی رنگ برای عبور نور، و شیشه‌های رنگی جهت تعادل بخشیدن به نور و تابش شدید آفتاب کویر است.

–39

عنوان صفحه
TOC t "18;2;36;1;16;3;14;4;13;5" نشانه ها PAGEREF _Toc368136010 h ‌ن
چکیده : PAGEREF _Toc368136011 h ‌ع
مقدمه: PAGEREF _Toc368136012 h 1
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : PAGEREF _Toc368136013 h 1
استان کرمان : PAGEREF _Toc368136014 h 1
کرمان به روایت تاریخ : PAGEREF _Toc368136015 h 2
مراکز تاریخی و باستانی : PAGEREF _Toc368136016 h 2
ویژگی های فرهنگی کرمان : PAGEREF _Toc368136017 h 2
رفسنجان : PAGEREF _Toc368136018 h 3
تاریخچه رفسنجان : PAGEREF _Toc368136019 h 3
جاذبه های تاریخی : PAGEREF _Toc368136020 h 3
جاذبه های طبیعی : PAGEREF _Toc368136021 h 4
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136022 h 4
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی : PAGEREF _Toc368136023 h 5
نمونه ای از لالایی : PAGEREF _Toc368136024 h 6
نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136025 h 6
فصل اوّل : کلیّات طرح تحقیق PAGEREF _Toc368136027 h 7
1-1- بیان مساله PAGEREF _Toc368136028 h 8
1-2- پرسش اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368136029 h 9
1-3- اهمّیّت تحقیق PAGEREF _Toc368136030 h 9
1-4- اهداف تحقیق : PAGEREF _Toc368136031 h 9
کاربرد گویشها : PAGEREF _Toc368136032 h 9
1-5- فرضیّه های تحقیق: PAGEREF _Toc368136033 h 10
1-6 تعریف واژگان کلیدی PAGEREF _Toc368136034 h 10
فصل دوم : پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc368136036 h 12
2-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc368136037 h 13
فصل سوّم : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136039 h 19
3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc368136040 h 20
3-1-1 : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136041 h 20
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc368136042 h 20
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc368136043 h 20
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc368136045 h 21
4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها : PAGEREF _Toc368136046 h 22
4ـ2ـ1 گروه همخوان PAGEREF _Toc368136047 h 22
4ـ1ـ2 جمله PAGEREF _Toc368136048 h 22
4ـ1ـ3 چاکنایی PAGEREF _Toc368136049 h 22
4ـ1ـ4 دولبی PAGEREF _Toc368136050 h 22
4ـ1ـ5 زبان PAGEREF _Toc368136051 h 22
4ـ1ـ6 واژه مرکب PAGEREF _Toc368136052 h 23
4ـ1ـ7 واژه مشتق PAGEREF _Toc368136053 h 23
4ـ1ـ8 واج PAGEREF _Toc368136054 h 23
4ـ1ـ9 واژه PAGEREF _Toc368136055 h 23
4-1-10 اندامهای گفتار PAGEREF _Toc368136056 h 23
4ـ1ـ11 آهنگ PAGEREF _Toc368136057 h 24
4ـ4ـ12 انسدادی PAGEREF _Toc368136058 h 24
4ـ1ـ13 تکواژ PAGEREF _Toc368136059 h 24
4ـ1ـ14 تکیه : PAGEREF _Toc368136060 h 25
4ـ2: بررسی آوا شناسی و واج شناسی PAGEREF _Toc368136061 h 26
4-2-1- واکه ها : PAGEREF _Toc368136062 h 26
4-2-1-1- واجهای واکه ای : PAGEREF _Toc368136063 h 26
4-2-1-2- واجگونه های واکه ای PAGEREF _Toc368136064 h 27
4-1-1-3-واکه های مرکب (دوگانه) PAGEREF _Toc368136065 h 30
4-1-1-4- واکه های میانجی PAGEREF _Toc368136066 h 30
4-2-2- همخوانها PAGEREF _Toc368136067 h 31
4-2-2-1- واجهای همخوانی PAGEREF _Toc368136068 h 31
4-2-2-2- ساختمان هجا PAGEREF _Toc368136069 h 35
4-2-2-3- آواهای زبان فارسی : PAGEREF _Toc368136070 h 36
4-2-2-4- توازن واجی PAGEREF _Toc368136071 h 37
4-2-2-5- دگرگونی همخوان ها PAGEREF _Toc368136072 h 37
4-2-2-6- تکیه PAGEREF _Toc368136073 h 48
4-3 : صرف (ساخت واژه) PAGEREF _Toc368136074 h 50
4-3-1- اسم PAGEREF _Toc368136075 h 50
4-3-1-1-ساده-مرکّب : PAGEREF _Toc368136076 h 50
4-3-1-2- جامد – مشتق : PAGEREF _Toc368136077 h 50
4-3-1-3- مفرد – جمع PAGEREF _Toc368136078 h 51
4-3-1-4- معرفه - نکره PAGEREF _Toc368136079 h 51
4-3-2- اضافه PAGEREF _Toc368136080 h 52
4-3-3 ضمیر PAGEREF _Toc368136081 h 54
4-3-1-3-1- ضمیر در جایگاههای نحوی جمله : PAGEREF _Toc368136082 h 56
1- جایگاههای بنیادین : PAGEREF _Toc368136083 h 56
2- جایگاههای توضیحی PAGEREF _Toc368136084 h 58
3- جایگاههای وابسته PAGEREF _Toc368136085 h 59
3-1- مضاف الیه PAGEREF _Toc368136086 h 59
3-2- بدل PAGEREF _Toc368136087 h 60
4-3-4- صفت PAGEREF _Toc368136088 h 60
2- صفت اشاره : PAGEREF _Toc368136089 h 60
3- صفت اشاره تأکیدی PAGEREF _Toc368136090 h 61
4- صفت پرسشی PAGEREF _Toc368136091 h 61
5- صفت مبهم PAGEREF _Toc368136092 h 61
6- صفت تعجّبی PAGEREF _Toc368136093 h 61
7- صفت عددی PAGEREF _Toc368136094 h 61
4- 3-5- قید PAGEREF _Toc368136095 h 62
4-3-6- نقش نماها PAGEREF _Toc368136096 h 63
4-3-7- نشانه ندا PAGEREF _Toc368136097 h 64
4-3-8- نشانه تصغیر PAGEREF _Toc368136098 h 65
4-3-9- اصوات PAGEREF _Toc368136099 h 65
4-3-10- فعل PAGEREF _Toc368136100 h 66
10-1-زمان : PAGEREF _Toc368136101 h 66
10-1-1- شکل ساخته شده از بن مضارع : PAGEREF _Toc368136102 h 67
10-1-2- ماضی (گذشته) : PAGEREF _Toc368136103 h 70
10-1-3- ستاک حال PAGEREF _Toc368136104 h 71
10-1-4- ستاک گذشته PAGEREF _Toc368136104 h 71
4-3-11- مصدر PAGEREF _Toc368136105 h 72
4-3-12- اسم مفعول (صفت مفعولی) PAGEREF _Toc368136106 h 72
4-3-13- شخص PAGEREF _Toc368136107 h 73
4-3-14-جهت (لازم،متعدّی) PAGEREF _Toc368136108 h 73
4-3-15- فعل معلوم و مجهول PAGEREF _Toc368136109 h 74
4-3-16- فعل از نظر ساخت اشتقاقی : (ساختمان) PAGEREF _Toc368136110 h 75
4-3-18- پیشوندهای اشتقاقی : PAGEREF _Toc368136111 h 78
4-3-19- پسوندهای اشتقاقی PAGEREF _Toc368136112 h 79
4-4 نحو (ساخت جمله) : PAGEREF _Toc368136113 h 82
4-4-1- نحو : PAGEREF _Toc368136114 h 82
4-4-2- مطابقه فعل با نهاد در مفرد و جمع PAGEREF _Toc368136115 h 82
4-4-3- اقسام جمله PAGEREF _Toc368136116 h 84
4-4-4- اجزای جمله PAGEREF _Toc368136117 h 86
4-4-5- ساختمان و ترتیب اجزای جمله : PAGEREF _Toc368136118 h 87
4-4-5-1- جمله خبری (اخباری التزامی) PAGEREF _Toc368136119 h 87
4-4-5-2- جمله های پرسشی : PAGEREF _Toc368136120 h 88
4-4-5-3- جمله های امری – ندایی : PAGEREF _Toc368136121 h 88
4-4-5-4- جمله های تعجّبی : PAGEREF _Toc368136122 h 89
4-4-6- انواع گروه در جمله PAGEREF _Toc368136123 h 89
4-4-7- گروه فعلی مرکّب PAGEREF _Toc368136124 h 92
4-4-8- تطابق فاعل و فعل از نظر شخص و شمار : PAGEREF _Toc368136125 h 93
4-4-9- جمله و اجزاء آن PAGEREF _Toc368136126 h 93
4-4-10- حذف در جمله PAGEREF _Toc368136127 h 94
4-4-11- انواع جمله از نظر جایگاههای بنیادی: PAGEREF _Toc368136128 h 97
4-4-12- انواع جمله از نظر نوع فعل PAGEREF _Toc368136129 h 100
4-4-12-1- جمله با فعل اسنادی PAGEREF _Toc368136130 h 100
4-4-12-2-جمله با فعل غیر اسنادی : PAGEREF _Toc368136131 h 101
4-4-13- مفعول و انواع مفعول : PAGEREF _Toc368136132 h 101
4-4-13-1-مفعول مستقیم : PAGEREF _Toc368136133 h 102
4-4-13-2-مفعول غیر مستقیم : PAGEREF _Toc368136134 h 102


4-4-14- انواع جمله از نظر تعداد فعل PAGEREF _Toc368136135 h 104
4-4-14-1-جمله ساده : PAGEREF _Toc368136136 h 104
4-4-14-2- جمله مرکّب : PAGEREF _Toc368136137 h 104
یک- جمله مرکّب همپایه : PAGEREF _Toc368136138 h 105
دو– جملات مرکب ناهمپایه : PAGEREF _Toc368136139 h 105
4-4-14-3- جمله شرطی PAGEREF _Toc368136140 h 106
4-4-15- انواع جمله از نظر آهنگ : PAGEREF _Toc368136141 h 107
4-4-15-1- افتان PAGEREF _Toc368136142 h 107
4-4-15-2- خیزان PAGEREF _Toc368136143 h 107
4-4-15-3- خیزان افتان PAGEREF _Toc368136144 h 107
فصل پنجم : نتیجه گیری PAGEREF _Toc368136146 h 108
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc368136147 h 109
پیشنهادها : PAGEREF _Toc368136148 h 111
پیوست136
منابع144

نشانه ها
نشانه های آوایی که در این پژوهش برای واج نویسی به کار رفته است :
الف-همخوانها
نشانه های آوایی نشانه های فارسی
B ب
P پ
M م
V و
F ف
D د
T ت
Z ز/ذ/ض/ظ
S س/ص/ث
N ن
R ر
L ل
J ج
c چ
s ش
Y ی
G گ
K ک (پیش کامی)
C ک (پس کامی)
X خ
q ق
غ
H ه/ح
و ع/ء
ب-واکه ها
a اَ / ا
a ـــَـــ
I ای
E ــــِــ
کسره بسیار خفیف مثل واژه ی سرا sra
O و/ ــــُــ
U اوَ/وَ
ew اِو/و : مثل واژه ی جِوُد-jeud : به معنای یهودی
چکیده :
زبان فارسی زبان نوشتار ، زبان شعر و ادب و زبان علمی مشترک ماست اما فارسی زبانان در هر گوشه و کنار این سرزمین به فارسی صحبت می کنند که با وجود اشتراک در اصول و مبانی با فارسی رسمی ، هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. این رساله در پنج فصل گرد آوری شده است، فصل اوّل به بیان مسأله و پرسش اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیّه تحقیق پرداخته شده است ، در فصل دوّم ، پیشینه تحقیق ، فصل سوّم روش تحقیق آمده است ؛ فصل چهارم ، به تجزیه و تحلیل تحقیق پرداختم ، که شامل چهار بخش است ؛بخش اوّل آن به تعریف اصطلاحات پرداختم و در بخش دوّم به بررسی آواشناسی و واج شناسی و در بخش سوّم به صرف و در بخش چهارم به نحو پرداخته شده است ؛ فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهاد و فهرست واژه نامه و نشانه ها و نقشه و پیوست است .
گردآوری گویش های محلّی و پژوهش در آنها از دیدگاه تاریخ و مردم شناسی هم اهمّیّت دارد زیرا به وسیله بررسی واژگان می توان نقطه های مبهم و تاریک سرگذشت یک قوم را روشن و خط سیر اقوام گذشته را مشخص کرد و اطلاعات سودمندی را جهت تحقیقات فراهم کرد و راهنمای ما در شناخت تار و پود فرهنگی ، اجتماعی و آداب زندگی مردم صاحب آن گویش شود و آن گاه در بررسی تاریخ و ادبیات و برقراری روابط می توانیم از موضعی آگاهانه برخورد کنیم.
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و ... فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد.
کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم
مقدمه:زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راههای شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود.
گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند.
گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است.
فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود.
هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، 1381: 9)
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد.
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان :استان کرمان :
در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است.
کرمان به روایت تاریخ :قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود 220 پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد.
در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد.
گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند.
مراکز تاریخی و باستانی :
مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و ... می باشد.
ویژگی های فرهنگی کرمان :
فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد.
از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد.
استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم :
رفسنجان :سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند.
رفسنجان با وسعت 10678 کیلومتر مربع و حدود 300000 نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای 6 شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد.
رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است.
تاریخچه رفسنجان :رفسنجان شهری در آغوش کویر :
رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است.
رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است.
به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است.
جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی :
علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات 120 هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است.
محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است.
ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان :آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت.
منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و ... در یک منطقه رواج دارد.
فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است.
از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود.
سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است.
رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار می شود.
انداختن سفره های نذری مختلف توسط زنان، اعتقاداتی چون تهیه ی چهل بسم الله در روز شهادت مولای متقیان، چهل منبر و روشن کردن شمع تهیه وخیرات وانواع خوراکی ها مثل روغن جوشی، حلوا، ابرام خانی(شله زرد)، ابگوشت امام حسینی، خیرات گوشت گوسفند و .. از سایر سنت های موجود در این دیار است.
در گذشته بازی هایی وجود داشت که امروز جز در برخی از روستاها آن هم به ندرت نمیتوان یافت مانند (اتلک تی تتلک)(سنگ شیشو)(گلپوچ) قایم موشک، شتر سواری و .... که هنوز هم در رفسنجان رواج دارد.
لازم به ذکر است که رفسنجانی ها گاه از اصطلاح چاق شدن به معنای درمان شدن و بهبود بیماری استفاده می کنند.
رفسنجانی ها در مورد سن و سال بر این باورند که بیست (نیست) چل (ول) پنجاه(ورجا) شصت(نشست) هفتاد(اوفتاد) نود (کنج لحد)
و نان های سنّتی که هنوز پخت می شود توسط زنان زحمتکش رفسنجانی مثل نون ارزن، نون بربری، فطیر(پتیر)، جو) کوپو، کورنو، پرزده، روغنی، شاطرو، شیری، تیری، ذرت و غذاهای سنتی مثل اماچو (شولی)، اماچو مکو، چغوت بریزو، پختو، تاس کباب، قاتق بابونه، گورماس، اماچو هوریشو، شامی، کشک کله جوش، فسنجان با پسته، اشکنه، آب دوغ خیار و خرما بریزو.
از جمله مساجد دیدنی این شهر مسجد جمعه( جامع) حاج شریف است که با سبک معماری بدیعی ساخته شده است.
مسجدابوالفضل انار و مسجد تاج آباد که از دوره صفویه بر جامانده از اهمیّت خاصی برخوردار است.
مراسم خواستگاری و ازدواج نیز در این شهر با شکوه خاصی برگزار می شود از مراسم خواستگاری تا بله برون تا جشن نامزدی و جشن عروسی مورد توجّه است که بزرگترها و ریش سفیدان فامیل با خانواده مرد به خواستگاری دختر مورد نظر می روند و البتّه با کله قند و نقل و شیرینی و گل و مراسم بعد مراسم بله برون است که خرج بله برون با خانواده دختر می باشد که خانواده داماد با فامیل های خود هدایایی را که شامل قرآن، چادر سفید، شیرینی، کله قند، کیک، کفش، نبات و سرویس طلا می باشد به طریقه خاصی در سینی ها یا به طریق امروزی در ظرف های مخصوص می گذارند و به خانواده عروس می برند و جشن می گیرند و خانواده داماد وقتی که کفش عروس را هدیه می دهند باید پول در کفش عروس بگذارند و عروس کفش ها را بپوشد و مراسم های بعدی عقد و عروسی است که برگزار می شود.
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی :
غریبی سخ مرا دل گیر داره فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر وردار که غربت خاک دامنگیر داره
همچنین :
سر کوه بلند فریاد کردم امیرالمومنین را یاد کردم
امیرالمومنین ای شاه مردون که رو ور قبله ی حاجات کردم
و دوبیتی هایی مثل:
دو چشمونم به دراومد به یکبار زبس که گریه کردم از غم یار
بده دستمال ببندم روی چشمم که شاید چاق بشه از بوی دسمال
نمونه ای از لالایی :
لالالالا گلم باشی بخوابی از سرم واشی
لالایی ات می کنم با دس پیری که دس ننوی پیر بگیری
لالایی ات می کنم خوت نمی یاد بزرگت می کنم یادت نمیاد

نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان :
اگر کف دست انسان بخارد پولدار می شود.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد ، مهمان می رسد.
شب شیشه زائو که به شب شیشه معروف است ، شیشه ای را بالای بام می گذارند . عده ای هم از بستگان شب زنده داری می کنند تا از آمدن جن و شیشه جلوگیری کنند.
اگر گوشت همدگه رو بخورن استخون همدگه رو لرد نمی دازن.
نمونه ای از ضرب المثل های رفسنجانی :
آب از کنج ناخونش نمی چکه : کنایه از خسیس بودن است.
(ترش بالا) چلو صافی به آفتابه میگه دو کتو : کنایه از شخص پر عیب که عیب دیگران را می گوید.
خونه همسایه کماچه به ما چه : کنایه از دخالت نکردن در کار دیگران
نانش را بگیر جانش را نگیر
دیوار حاشا بلند است
فصل اوّل :کلیّات طرح تحقیق1-1- بیان مساله
در این رساله بررسی زبان شناختی لهجه رفسنجان مورد بحث است و مساله اصلی جمع آوری لهجه ها و گونه های زبانی است که ویژگی زبانی مورد توجّه است، در این مورد زبان شناختی، کارکرد زبان مهّم است، مهّم نیست که ما زبان را چگونه تعریف کنیم، آن چه مهّم است این است که ما طبیعت زبان را بشناسیم و چگونگی کار آن را دریابیم. زبان وقتی از قوّه به فعل درمی آید یا به صورت گفتار است.و یا به صورت نوشتار اگر به صورت گفتار باشد مادّه اولیّه که درآن به کار برده میشود صداست یعنی ارتعاش هوا و جابجا شدن انرژی، اگر به صورت نوشتار باشد مادّه اولیّه آن نشانه هایی است دیداری که آن هم متعلق به زبان فیزیکی بیرون است.همه زبانهای جهان برای گفتگو درباره دنیای بیرون از انرژی صوتی استفاده می کنند از این لحاظ همه زبانها یکسان هستند، ولی نوع رابطه ای که بین امواج انرژی صوتی و وقایع بیرون برقرار می کنند متفاوت است. از اینجاست که زبانهای متفاوت به وجود آمده است پس مجموعه این الگوهای صوتی و وقایع دنیای بیرون زبان نامیده می شود. و زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است و زبان فارسی یک گونه یک دست است و یکسان نیست بلکه یک مفهوم کلی است و از اجتماع گونه های بیشماری ترکیب شده است این گونه ها همه دارای یک هسته مشترک هستند ولی در پاره ای خصوصیات مربوط به دستور و واژگان و ساختمان صوتی با هم اختلاف دارند پس باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد در این بررسی که زبان شناختی و گونه زبانی مورد بحث است. ابتدا باید ویژگی جمله ها ،واژگان، اقسام و اجزا و ساختار آنها ونیز مختصات واژه ها و ساختمان و اجزا و انواع و نقشهای آنان و همچنین مشخصات واج ها و دگرگونیهایشان از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی مربوط به موارد بالا بر عهده دستور زبان است. پس هم دستور زبان در بحث زبان شناسی و هم زبان شناسی در مباحث دستوری وارد میشود و بحث درمورد دستور یک زبان بی توجّه به اصول و مبانی زبان شناسی به همان اندازه ناقص می ماند که بحث درباره یک زبان از دیدگاه زبان شناسی بدون توجه به قواعد دستوری آن زبان. در این رساله منظور از تحقیق شناخت لهجه و گونه زبان مردم رفسنجان است. که شامل بررسی آوا شناسی ، واج شناسی، بررسی واژگان (صرف و نحو ) می باشد.
برای شناخت بیشتر از جهت گونه زبانی به تعریف مواردذکر شده در بررسی گونه زبانی می پردازیم:
آوا شناسی (صوت شناسی):
آوا : لرزش تار آوا احساس شود مانند ب و نوشتن صداهای یک زبان یا یک گویش به گونه ای که نمود دارد درست تلفّظ آنها باشد.(کلباسی ،1373 : ص57)
واج شناسی : واج کوجکترین واحد سخن است که تنها صوت دارد اما معنا ندارد ولی سبب تمایز معنایی می شود مانند سر و سیر (وحیدیان کامیار، 1389، ص 7 )
واژگان : مجموعه واژه های یک زبان یا گویش
صرف: ساخت شناسی( ساختمان واژه ها، اسم و حالات اسم و صفت ، ضمیر و قید، حرف ، صوت، و فعل و انواع و ویژگیها و کاربرد آنها )
نحو : ساختار جمله و ویژگیهای آن( همان : ص 37 )
پس پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان بهره بگیرد.
1-2- پرسش اصلی تحقیق1-2-1 چگونه بررسی زبان شناختی یک گویش یا لهجه به تقویّت زبان فارسی می انجامد ؟
1-2-2 لهجه رفسنجانی دارای چه ویژگی های صرفی و نحوی می باشد .
1-2-3 لهجه رفسنجانی چه تفاوت ها و شباهت هایی با فارسی معیار دارد .
1-3- اهمّیّت تحقیقمساله اصلی جمع آوری لهجه و گونه زبانی است که کمتر به آنها پرداخته شده است و ویژگیهای زبانی (آوا شناسی و تغییرات آن و صرف و نحو) تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است.
از آنجا که وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو،تلویزیون و روزنامه ها، مدرسه ها، دانشگاه ها موجب آن شده که زبان رسمی حتی در منازل و دهات جانشین گویشهای محلّی شود از این رو گویشهای محلّی به سرعت روبه فراموشی میروند از این رو جمع آوری گویشها به همراه گونه زبان یعنی بررسی زبانی مفید است.
1-4- اهداف تحقیق :
کاربرد گویشها :هر گاه پدیده ای در جامعه به وجود آید بلافاصله واژه آن هم در زبان ایجاد می شود اگر احیانا روزی آن پدیده از جامعه خارج شود واژه آن در سری واژگان قاموسی باقی می ماند هر چند که از تداول روزانه خارج می گردد از این رو هر فرهنگی و سنّتی که در روزگاران گذشته وجود داشته و امروز فراموش نشده واژگان بازمانده چند و چون آنرا به ما یادآوری می کنند. مثلا واژه های خود، سپر و .. که در قاموس زبان فارسی وجود دارد یادآور جنگهای تن به تن روزگاران گذشته این سرزمین است.
سود دیگری که میتوان از واژه های گویشی به دست آورد شناسایی میسر دگرگونی زبان و یافتن فرمولی برای تبدیل آواها و در نتیجه بازشناسی و ریشه یابی واژه های زبان رسمی فارسی و تقویت زبان فارسی است.بنابراین از مجموعه واژه های گویشی و بررسی گونه زبانی میتوان اوضاع اجتماعی اخلاقی، نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. و این واژه ها میتواند برای هر پژوهشی سودمند باشد. و آیینه تمام نمای گذشته باشد.رفسنجان از جمله شهرهایی است که زبانش از شاخه زبانهای جنوبی ایران است که با زبانهای شمالی از حیث بعضی آواها و دیگر مشخصه ها تفاوتهایی دارد.
1-5- فرضیّه های تحقیق:1-5-1 به نظر میرسد که بررسی زبان شناختی برای حفظ و نگهداری لهجه و گویش این دیار است. و فرهنگ و آداب و رسوم در میراث کهن است که در طول قرنها و عصرها، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می رسد و تحّول می یابد.
1-5-2 لهجه رفسنجان دارای ویژگیهای آوایی صرفی و نحوی می باشد که مورد توجّه قرار میگیرد.
1-5-3 به نظر می رسد دارای شباهت ها ی کلّی و تفاوت های جزیی باشد .
1-6 تعریف واژگان کلیدیگویش: نظام زبانی خاص است که در ناحیه ی جغرافیایی و درون مرزهای سیاسی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد. و از زبان معیار متفاوت است گویش گونه ای از زبان است که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوا تفاوتهای با دیگر گویشها دارد. زبانهای محلی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو میکنند گویش می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند. و هرگز گویشوران در ارتباطهای روزانه خود دچار اشکال و نارسایی نمیشوند. گویش تضّادی با زبان ندارد.گویش دارای ادبیات مکتوب هم است و کلا میتوان گفت: گویش صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتها قابل فهم نیست مثل کردی، گیلکی و ترکی(صفوی ، 1367: ص 95 )
لهجه یا گونه : صورت تغییر یافته ای از زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتهای آن قابل فهم نباشد مانند یزدی، کرمانی و رفسنجانی.و شکلی خاص و مفهوم از تلفظ زبان معیار است و در نواحی جغرافیایی یا موقعیتهای فرهنگی، گوناگون به کار می رود.( همان : ص 36 )
زبان معیار : هر کشور دارای یک زبان رسمی است و گونه ای از آن در رسانه های همگانی به کار می رود تحت عنوان زبان معیار مطرح است برای مثال زبان فارسی، زبان رسمی ایران است و گونه ای از آن که در رادیو و تلویزیون به کار می رود زبان معیار نامیده می شود. (صفوی، 1367؛ 118-117)
گروه :
به آن واحد دستوری که زبانی از یک واژه یا بیشتر ساخته شده و خود در ساخت فرا کرد به کار می رود،؛ گروه نامیده می شود. و سه گروه فعلی ، اسمی و قیدی در زبان فارسی است. (همان، ص 118)
فراکرد :
مجموع کلماتی که پیرامون یک فعل گرد آمده اند اما معنی کاملی ندارند و قسمتی از یک مجموعه ی بزرگتر شمرده می شوند که پیام کاملی را می رساند. (خانلری ، 1359: 137).
فصل دوم :پیشینه تحقیق2-1 پیشینه تحقیق:
در مورد اغلب گونه های زبانی کشور کار شده است اما در مورد زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان کار نشده است. البته واژه های عامیانه و ضرب المثلها رفسنجانی و فرهنگ و آداب و رسوم رفسنجان توسط پژوهشگران از کار شده است.(حسینی پور رفسنجانی- 1382: 32-25) بر اساس مطالعاتی که بر آثار جمعی از پژوهشگران شده اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله بدست آمد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود: نتایج تحصیلات رضایی و رفیعی (1377) که رضایی و رفیعی انجام دادند که کتابی است فراگیر و دقیق که درآن همه اجزا و واحدهای زبانی گویش بیرجند از اصوات و واجها و دگرگونی های آنها تا ساختمان و نقشها و واژه ها و ساختار جمله ها، ویژگی های همه این واحد زبانی گویش با دقت مورد پژوهش قرار گرفته و با قواعد حاکم بر زبان فارسی مقایسه گردیده است. و نویسنده تلاش کرده است که نخست واج های این گویش را بررسی کند و واجگاه ها و ویژگی های آنها را بشناساند. سپس به بحث درباره ساختمان واژه ها و انواع آن در این گویش مورد بررسی قرار دهد به نتیجه ای مطلوب بوده رسانده است. (رضایی و رفیعی،1377، ص31-1)
کتابی دیگر که کمک زیادی به من کرد کتاب دگرگونیهای آوایی واژگان در زبان فارسی برومند سعید بود که اندامهای گفتار، آواهای زبان فارسی، همخوانها و جدول همخوانهای فارسی و واکه ها، هجا، تکیه و دگرگونیهای واکه ای و همخوانی بهره گرفتم که ایشان به اینکه هر زبانی آواهای مخصوص به خود دارد که از ترکیب آنها واژگان و دیگر اجزای کوچکتر زبان را می سازد و آواهای یک زبان با زبان دیگر صد در صد تطبیق نمی کند. صرف نظر از اینکه صوتهای مشترکی که تقریبا در همه زبانهاست بعضی از صورتهای زبان ما با زبان دیگر تفاوت میکند. بنابراین آواهای هر زبانی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد اشاره کرده است. (برومند سعید،1373 : 34ـ 18)
و از دیدگاه علیزاده ، زبان شناختی به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع حرکتها و سکون و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته است. تکامل خاص خود را پیموده است. (علیزاده 1389 : ص76 )
وحیدیان کامیار در مورد گونه های زبان بیان می دارد که در یک گذر اجمالی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران و حتی در برخی از سرزمینهای خارج از ایران، غالبا هر چه نوشته می شود یا گفته می شود گوینده یا نویسنده آن مدعی است که به فارسی می گوید اما گوناگونی این نوشته ها و گفته ها روشن است و باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد و زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف گونه های مختلف دارد. گونه زبانی ابتدا باید نمونه برداری از واحدهای مختلف زبان و شناخت جایگاه و رابطه هر یک با دیگری که اساس شناخت زبان داشت پس باید ابتدا زبان را به واحدهای آن تجزیه کرد که جمله مستقل که بزرگترین واحد زبان است و کوچکترین آن واج است و واحدهای زبان از کوچکترین تا بزرگترین دارای سلسله مراتب زیر است. واج، تکواژ، واژه ،گروه، جمله، جمله مستقل.
در این دستور دکتر گروه فعلی و ساختمان فعل و گروه اسمی و صرف و نحو را مورد بررسی قرار دادند.(وحیدیان، کامیار، 1389: 10-1)
کلباسی که در کتابشان بررسی یک گویش ایرانی که به گویش کلیمیان اصفهان پرداخته اند بیان میدارد که در بررسی آوا شناسی و واج شناسی، واجهای همخوانی( صامت) بیست و سه واج است و شش واج واکه ای (مصوت) که خصوصیات آوایی آنها را بیان کرده است و ایشان نیز در فصل اوّل به بررسی آواشناختی و واج شناسی اختصاص دارند و برخی از تفاوتهای آوایی بین این گویش و فارسی استاندارد پرداختند. و در فصل دوّم به ساخت واژه اختصاص دارد که در این فصل ساخت تصریفی و اشتقاقی و نیز واژه بستها مورد بررسی قرار گرفته. و در فصل سوّم به ساخت جمله و انواع آن اختصاص داده شده است و وجه و آهنگ بررسی شده بود.
شش واکه مرکب که در فارسی استاندارد وجود دارد در این گویش نیز دیده میشود و صداهای میانجی و تفاوتهای همخوانی که بین این گونه و فارسی معیار است مورد بررسی قرار دادند انواع کلمه در این گویش از نظر صرف تصریفی مورد بحث قرار گرفته که شامل اسم،مفرد و جمع ، ضمیر، صفت، قید، عدد،نقش نماها ( حروف اضافه، حروف ربط و حرف تعریف، حروف ندا )اصوات و فعل، مصدر ،اسم مفعول، و انواع فعل از نظر زمان و صرف و نحو (ساخت جمله) جمله، اجزا جمله و گروه اسمی و قیدی، گروه فعلی و انواع جمله از نظر تعداد فعل و انواع جمله از نظر آهنگ ( خیزان، افتان) مورد بحث قرار گرفته است (کلباسی، 1373: 145-19)
برومند سعید در واژه نامه گویش بردسیر در موارد گونه زبانی چنین گفته اند : زبانهای محلّی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو می کنند گویشی می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند، گویش ممکن است دارای ادبیات مکتوب هم باشد مانند کردی، کرمانی و ...
زبان ابزاری است آوایی که برای ارتباط و تفاهم و تبادل علمی و فرهنگی میان افراد یک جامعه به کار می رود. و از مجموعه واژه های گویشی میتوان اوضاع اجتماعی،اخلاقی و نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. (برومند سعید، 1375: ص12-7)
زمردیّان در بررسی گویش قاین این چنین آورده اند که گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گرد آوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد. گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیات، جامعه شناسی مردم شناسی و تاریخی می باشند. در ایران گرد آوری گویشها و زبانهای محلّی ونیز بررسی علمی آنها میتواند خیلی از مشکلات لغوی و دستوری زبان فارسی را حل کند و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد، هم چنین با استفاده از دستور و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد و همچنین میتوان با استفاده از دستور واژگان بسیاری از نکات مبهمی را که در متون کهنه فارسی دری است بر طرف نمود زیرا در حقیقت این گویشها ادامه همان زبانی است که در متون کهنه فارسی دری به کار رفته است. این کتاب و گویش توصیف واجی و همخوانها، طبقه بندی همخوانها و صرف (ساخت شناسی) و دستگاه فعل و نحو و ساختمان واژه بررسی شده است. و بسیاری از واژگان عامیانه قاین ذکر شده است . (زمردّیان، 1368: 204-13)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید چهار روش در پیش رو داریم:
1-بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو
2-جعل واژه ای بسیط
3-وام گرفتن از زبان بیگانه دیگر
4-بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی
به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را دارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویش دارند.گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته با الگو ساخت آنها پی برد و به این ترتیب میتواند معنای صورتهایی را که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد. ( طباطبایی، 1382: ص11-10)
بررسی دو گویش و گونه زبانی جیرفت و بافت نیز و مقایسه آن با فارسی معیار که توسط خانم جلالی انجام شده بود که ایشان نیز از نظر زبان شناسی، بررسی آوایی و واج شناسی و بررسی واژگان از نظر صرف و نحو مورد نظر قرار داده بودند و زبان شناختی و دستور زبان را توامان در نظر گرفته بودند. تاثیر پذیری گویش جیرفت از گویش استانهای هم مرز کرمان باشد هرمزگان و سیستان بلوچستان زمینه ساز این تفاوت و تمایز بوده است.
این بررسی زبان شناختی علمی این دو گونه برای حفظ نگهداری لهجه و گویش این دیار است که لهجه های ایرانی دارای ارزش فرهنگی هستند جمع آوری آنان از فراموشی آنها جلوگیری می کند. و نشان میدهد که این لهجه ها دارای ویژگی های آوایی،صرفی، و نحوی می باشند. که مورد توجه قرار گرفت. که از لهجه هایی هستند که در عین حال دارای تفاوتهای با فارسی معیار دارند و باعث شده که از نوع گونه و گویش آنها پی به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و روابط آنها برد.
با بررسی و مقایسه گویشهای رایج در استان کرمان میتوان به وجوه اشتراک و افتراق در این گویشها پی برد با این بررسی از سویی شاهد فرایندهای واجی مشترک آنها و نیز قرابت تاریخی و جغرافیایی این گویشها می باشد. از سوی دیگر شاهد تفاوت نسبی این گویشها هستیم این تفاوت در مقایسه با زبان، معیار در شهرستانهای مختلف استان کرمان شدّت و ضعف دارد و به عنوان مثال گویش جیرفت از نظر آوایی، واژگانی و دستوری شاخصه هایی دارد که آن را متمایز از گویش های سایر نقاط استان می کند.
در کتاب آوا شناختی ام . کی . سی مک موان ترجمه محمد فائض چنین آمده است:
صدا ادراک حرکت ذرّات هواست که باعث لرزش پرده گوش میشود ذرات هوابی نهایت کوچک هستند و زمانی که به حرکت درمی آیند الگوهایی از امواج صوتی را تشکیل میدهند. در صوت شناسی مفاهیمی مانند دامنه ارتعاش، طنین و تحلیل شکل امواج اساس شناخت ساختار امواج صوتی را تشکیل میدهد که آواشناسی یا مطالعه علمی گفتار، نه تنها شامل بررسی ساختار و الگوهای امواج صوتی می شود بلکه چگونگی تولید امواج صوتی را نیز بررسی می کند.
نظام نوشتاری الفبایی بسیاری از زبانها، نه تنها انسان را بر آن میدارد که تصور کند گفتار از قطعات آوایی تشکیل شده بلکه باعث به وجود آمدن اصطلاحاتی مانند همخوانی، و واکه نیز شده است. معمولا جهت توصیف خصوصیات فیزیکی که باعث بلندی صدا میشوند از واژه تکیه استفاده می شود. در واج شناسی با یک زبان واحد یا گونه ی واحدی از یک زبان سروکار دارد واژه یکی از نقاطی است که درآن دستور زبان و واج شناسی بهم می پیوندند و از نظر دستوری میتوان واژه ها را واحدهایی تلقی کرد که دارای ساختار نحوی می شوند و از ترکیب تکواژها، ( ریشه) پسوندها و پیشوندها ) بر طبق قوانین تمرینی و اشتقاقی که به وجود می آیند. ( مک موان ، 1373:ص 22-11)
بابک در بررسی زبان شناختی زرند گفته اند که پرسش و پرس و جو در شمار معانی (بررسی) در لغت نامه دهخدا است فرهنگ فارسی معین (بررسی) را (رسیدگی) و (تحقیق) معنی کرده است.
در این کار ، مراد از بررسی، پرس و جو و تحقیق است. به این اعتبار که پرس و جو گر و محقق، همچون رونده ای است که هنرش در رفتن است . این روند اگر توفیق یارش باشد، هرگز نمی رسد که رسیدن، پایان است. آن کس که گمان کند رسیده است، رفتن را آغاز نکرده بوده است. چون شناخت این بررسی ، وابسته ی تعریف دقیق شماری از اصطلاحات به کار رفته در آن است ، نخستین فصل را به تعریف اصطلاحات اختصاص داده اند. اصطلاحاتی مانند آوا، آهنگ، انسدادی، بی آوا، جمله ، تکیه و تکواژ و زبان و ... ایشان گفته اند که زبان شناختی بررسی علمی زبان است که باید از مشاهده ی فرضیه سازی و آزمایش گذشت تا بتوان به نتیجه رسید. و گویش را صورت دگرگون شده ای از یک زبان که برای گویندگان به دیگر صورت های دگرگون شده قابل فهم باشد : مثلا کرمانی ، شیرازی و ... از گویش های زبان فارسی هستند. ایشان در فصل دوّم کتاب توصیف واجی و توصیف همخوان ها را داشتند و در فصل سوّم دستگاه آوایی که شامل تکیه ، ابدال، حذف، افزایش و قلب است پرداختند و در کل به صرف (ساخت واژه) و به نحو (ساخت جمله) به بررسی علمی زبان شناختی پرداختند که من از مطالعه این کتاب بهره جستم. (بابک،1375:ص 12 - 7).
صفوی در کتاب زبان شناختی به مباحث زبانی زیر پرداخته اند :
ارزش هر واج در یک زبان به ارزش واج های دیگر آن زبان وابسته است که در کل نظامی را به وجود می آورند و عناصر موجود در این نظام در رابطه متقابل با یکدیگرند.
رابطه متقابل میان واحدهای زبان ، در مورد واحدهای بزرگ تر از واج ها مثلا واحدهای طبقه واژگان نیز صادق است. و هر واحد دستوری زمانی از نقش زبانی برخوردار خواهد بود که در طبقه خود با واحدهای دیگر در تقابل باشد. در هر زبان، رابطه متقابل میان واحدهای آن زبان بر روی دو محور جانشینی و همنشینی قابل تبیین است.
هلیدی ، مکینتاش استرونس در کتاب خود (ک 13 ، ص 18) طرحی از عملکرد زبان به دست می دهند. بر اساس نظریه ی آنها ، تمامی زبان های جهان از امواج صوتی در گفتار و – در صورت لزوم – از نشانه های خطی در نوشتار به عنوان ماده اولیه استفاده می کنند. هر زبان به شکلی خاص خود میان ماده اولیه و جهان بیرون رابطه برقرار می سازد (ک 32 ، ص 21) . بخش درون زبانی طرح آنان را می توان شامل سه سطح اصلی تحقق صوری ، صورت ، معنی شناسی دانست (ک 18 ، ص 37).
جدول 2-1- بخش درونی زبان
معنی شناسی صورت تحقق صوری
معنی
(صریح یا شناختی) دستور و واژگان دستگاه واجی
دستگاه خطی
این نمودار نشان دهنده بخش درون زبانی طرح هلیدی است و کل تصویری را که وی از زبان شناسی و زبان شناختی در ذهن دارد ، به دست نمی دهد. در این نمودار ، دستگاه واجی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیز ماده ی صوتی است و دستگاه خطی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیّز نشانه های خطی به شمار می رود. دستور به آن قسمت از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات بسته عمل می کنند. واژگان به آن بخش از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات باز عمل می کنند و معنی ارزشی است که یک عنصر ساختمانی در شبکه روابط دستوری زبان می یابد. (ک 32 ، ص 34-20).
به گفته لیچ این طرح در بررسی زبان شناختی گونه زبانی مؤثر است :
الف) هم آوایی : تلفظ واحد؛ صورت متفاوت . مثال : «شانه» کتف و «شانه» ابزار آرایش مو
ب) چند آوایی : صورت واحد؛ تلفظ متفاوت . مثال : و (va/،/o/) .
پ) هم معنایی : صورت متفاوت؛ معنی واحد . مثال : "دنیا و جهان"
ت) چند معنایی : صورت واحد؛ معنی متفاوت . مثال : «روشن» . (1.غیر خاموش . 2.غیر تاریک . 3.غیر تیره).
صفوی در کتاب از زبان شناسی به ادبیات در فصل هفتم ، هشتم و نهم، امکانات دستیابی به گونه های سه گانه ی توازن آوایی ، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار دارند و مشخص شد که انواع توازن از طریق تکرار عناصر وابسته به سطوح تحلیل آوایی ، واژگانی و نحوی تحقّق می یابد. هنگامی که زبان از قوه به فعل در آید، در دو گونه گفتار یا نوشتار تجلّی خواهد یافت . اگر این تجلی به صورت گفتار باشد، مادّه ی اولیّه ای که در آن به کار برده می شود صوت است اگر این تجلّی به صورت نوشتار باشد، مادّه اولیّه ای که در آن به کار برده می شود نشانه های دیداری است. در چنین شرایطی باید از میان تمامی اصوات که گوینده می تواند به تلفّظ در آورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجاهای مورد استفاده در آن زبان را بسازند ، همنشینی عناصر دستوری برای ساخت عنصر دستوری مرتبه بالاتر ، تابع مجموعه ای از قواعد ویژه خود خواهد بود. (صفوی، 1367 : 175 ـ 173)
بدین ترتیب ، برای تولید یک جمله ، مجموعه ای از قواعد آوایی ، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند و برای بررسی زبان شناسی و زبان شناختی یک گونه زبان باید هم قواعد دستوری و صرفی و آوایی مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوّم :روش تحقیق3-1- روش تحقیق
3-1-1 : روش تحقیق
نظری و کاربردیست یعنی هم کتابخانه ای و میدانی بوده است در بررسی یک گویش و لهجه و گونه زبانی، گردآوری واژه ها (واژگان گویشی) و استخراج واجهای گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی هایی که درآن واجها روی میدهد و بررسی در واژه ها و ساختمان آنان و قواعد دستوری گویش و زبانی و تجزیه و تحلیل آن قواعد از بایسته ترین کارهایی است که هر پژوهشگر باید انجام دهد. و این کار در صورتی تحقّق می یابد که مواد اولیّه تحقیق فراهم شود که همان گردآوری اطلاعات می باشد.
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات
نخست واژه های گویشی بی واسطه مستقیماً از زبان گویشوران و با تلفّظ ویژه آنان گرد آوری و با آوانویسی ثبت شد تا واژگان گویشی را داشته باشم و سپس با روش علمی از راه گفت و گوی مستقیم، پرسش و پاسخ و گفت و شنود با گویشوران ثبت گفتار و مکالمات آنان فراهم شد. و افزون بر اینها افسانه ها و داستان ها، چیستانها ، مثلها، شعرها و ترانه ها و دعاها، نفرین ها و نوحه ها و لالایی ها و .. را که با بررسی آنان میتوان دستور تاریخی گویشی را هم مطالعه کرد گرد آوری کردم که روش تحقیق میدانی و کتابخانه ای است و استفاده از ضبط بوده است.در بررسی یک زبان باید محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی هم بررسی شود و عوامل اجتماعی نیز در این امر موثرند، مانند وجود طبقات اجتماعی، بیشه ها و مشاغل،آداب و رسوم و اعتقادات و ارتباطات و عوامل دیگری مثل بی سوادی ،و با سوادی مؤثر است.
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتدر این بررسی واج شناسی که مربوط است به بررسی درباره واجهای گویش و زبانی رفسنجان و شناسایی واجگاه های آنان و بررسی ویژگیها و دگرگونی ها آنها که برای شناخت واج های یک زبان یا گویش آسان ترین راه که هر واج با یک یا چند واج هم واجگاهش مقایسه گردد که از روش جانشینی استفاده میشود ابتدا اطلاعات جمع آوری و فیش برداری و طبقه بندی می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.و دستور زبان که مطالب و مسائل مربوط به واژه، جمله در گویش رفسنجان و شناسایی ساختمان و ساختار واژه ها و جمله ها و قواعد دستوری این گویش (صرف و نحو) و مقایسه آن با قواعد دستور زبان فارسی رسمی و معیار می باشد و برخی واژه های عامیانه پس علم زبان شناسی و دستور زبان توامند. من بررسی خود را بر همان شیوه دستور نویسی متداول درباره این گویش انجام داده و از راه مقایسه و تطبیق موارد اشتراک و اختلاف قواعد دستوری گویش رفسنجان با زبان فارسی معیار نشانه داده شده است.
فصل چهارم :یافته های تحقیق4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها :چون شناخت این پژوهش، وابسته تعریف دقیق شماری از اصطلاحات بکار رفته در آن است، بهتر دانسته شد که در ابتدا به تعریف این اصطلاحات اختصاص یابد.
4ـ2ـ1 گروه همخوان بیش از یک همخوان که در پی هم در یک هجا یا تکواژ ظاهر می شود، گروه همخوان نامیده می شود؛ مثل گروه همخوان (فت،ft) در (رفت raft). ( بابک، 1375، ص:5 )
4ـ1ـ2 جمله آن واحد از زبان فارسی که از یک فراکرد یا بیشتر ساخته شده و خود در واحد بالاتری به کار نمی رود جمله نامیده می شود، جمله بزرگترین واحد زبانی است. (همان، ص:5)
4ـ1ـ3 چاکنایی
ویژگی دو گونه از واج هاست :
الف : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با بسته و باز شدن بی درنگ تار آواها : v
ب : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با سایش در چاکنای ، با جریان هوای برآمده ، از شش ها : /h/ (همان، ص:5)
4ـ1ـ4 دولبی آوایی گفتاری است که در تولید آن لبها بسته می شود.
واج های /b/ /p/ /m/ دو لبی هستند.
آوایی (واکدار) : لرزش تار آوا احساس شود : بِ (b)
بی آوایی : (بیواک) : لرزش تار آواد با ادای آن همراه نباشد : پ (p) (همان، ص:5)
4ـ1ـ5 زبان کلمه زبان هم در عرف و هم در اصطلاح زبان شناسان بر« بیان معانی و ارتباط میان اذهان بشر به وسیله ی گفتن و شنیدن » اطلاق می شود. (خانلری ، ج1، ص: 6)
زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است؛ این طرح ها و الگوها بین امواج انرژی که از گوینده ساطع می شود از یک طرف و وقایع جهان بیرون از طرف دیگر ، رابطه برقرار می کند.
(باطنی ، 1385 ، 6).
4ـ1ـ6 واژه مرکبواژه ای است که دست کم ، دو تکواژ آزاد در ساخت آن به کار رفته باشد مثل : نوروز (بابک،1375،ص:13)
4ـ1ـ7 واژه مشتق واژه ای است که دست کم از یک تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته ساخته شده مثل (شده). (همان، ص:14)
4ـ1ـ8 واج کوچکترین واحد در نظام آوایی زبان ، واج نامیده می شود. (همان، ص:13)
4ـ1ـ9 واژه واژه را می توان از چهار نظر تعریف کرد :
1-از نظر آوایی : یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده ، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک "درنگ" وجود دارد. یعنی می توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد .
2-از نظر ساخت صرفی : از یک یا چند واژک تشکیل شده و در سلسله مراتب واحدهای دستوری زبان ، در ساختمان گروه به کار می رود.
3-از نظر معنایی : عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم منفرد دلالت دارد.