*340

فصل اول: کلیات پژوهش 1-1 تعریف موضوع و بیان مسئله:ارتش رژیم بعث عراق در بعد از ظهر روز 31 شهریور ماه سال 1359 هجری شمسی، هجوم سراسری خود را به مرزهای ایران آغاز کرد و قصد داشت با استراتژی جنگ محدود و برق آسا بخشی از خاک سرزمینی ایران را اشغال کند. عراقی ها توانستند حدود 15000 کیلومتر از خاک ایران را تصرف و به چنگ خود دربیاورند. نیروهای ایرانی نتوانستند در یک سال ابتدایی جنگ سازماندهی مشخصی برای بازپس گیری مناطق اشغالی انجام بدهند و عملیات های آنها برای فتح خاک خودی یکی پس از دیگری به شکست می انجامید. در این دوران دکتر ابوالحسن بنی صدر رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست قوای مسلح را به نیابت از امام خمینی برعهده داشت. از آغاز نیمه دوم سال 1360 ه ش و پس از برکناری بنی صدر از قدرت، نیروهای ایرانی توانستند ابتکار عمل را به دست بگیرند و در یک سلسله عملیات 85 درصد از مناطق اشغالی را آزاد کنند." نکته مهم در این عملیات ها زنجیره ای بودن و بهم پیوستگی آنان بود به این معنا که اجرای هر کدام از عملیات های بزرگ به موفقیت عملیات قبلی بستگی داشت و به همین این دلیل ترتیب و ترکیب و توالی آن ها بسیار مهم بود".(رشید،1391: 44) از عملیات دوم ایران که طریق القدس نام گرفت سلسله عملیات های کربلا نیز آغاز شد که تا عملیات کربلای سه ( عملیات بیت المقدس ) ادامه پیدا کرد. سازمان رزم سپاه که حضورش در سال دوم جنگ، تاثیر بسزایی در روند موفقیت های ایران گذاشت نیز از عملیات طریق القدس به صورت جدی وارد صحنه جنگ شد. ایران در عملیات بیت المقدس توانست شهر استراتژیک خرمشهر را فتح کند و شرایط را برای عراق و صدام حسین دشوار سازد. پس از فتح خرمشهر، جایگاه بین المللی ایران ارتقا یافته بود، روحیه ای سرشار از امید در مردم و رزمندگان ایرانی پدید آمده بود، فروش نفت ارتقا پیدا کرده بود و احتمال پیروزی صدام منتفی شده بود. اما هنوز برخی از شهرهای ایران مثل نفت شهر،سومار، قلاویزان و ... در تصرف نیروهای عراقی بود. در این شرایط سه راهکار اساسی پیش روی مسئولان ایرانی برای ادامه راه وجود داشت.
1. آتش بس – مذاکره
2. توقف – انتظار
3. ادامه جنگ – بدون محدودیت در ورود به خاک عراق (علایی،1391: 497)
دو گزینه ابتدایی نتوانست انتظارات مسئولان ایرانی را برای خاتمه دادن به جنگ برآورده کند و آنها پس از مشورت های فراوان تصمیم را بر آن بنا نهادند که گزینه سوم را انتخاب کنند و در عملیات بعدی خود وارد خاک سرزمینی کشور عراق بشوند. لازم به ذکر است نیروهای مسلح ایران تصمیم خود را برای ورود به خاک عراق در مرحله چهارم عملیات بیت المقدس ( آزادسازی خرمشهر ) گرفته بودند که بنا به دلایلی قادر به تحقق آن نشدند. اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ با عراق، در تیر ماه سال 1361 تحت عنوان عملیات رمضان آغاز شد. در حقیقت پژوهشگر در این پژوهش به دنبال آن است که استراتژی نظامی و اهداف جمهوری اسلامی از انجام این عملیات را مورد بررسی و ارزیابی قرار بدهد.
1-2.علل و انگیزه های انتخاب موضوع:اگر سه قله تاریخی ( آغاز، تداوم و پایان ) را در جریان جنگ عراق و ایران به عنوان مبدا تحولات اساسی در جنگ و سرمنشایی برای آغاز درگیری ها و کمکش های سیاسی پس از اتمام جنگ در نظر بگیریم، به جرات میتوانیم بگوییم که مقطع ادامه جنگ از حساسیت های ویژه ای برخوردار است. ناکامی ایران در اولین عملیات برون مرزی خود باعث گردید حساسیت این مقطع چند برابر بشود و عده ای صحبت از این کنند که جنگ باید پس از عملیات بیت المقدس پایان میافت. این مسئله از آن جهت قابل ایجاد انگیزه در پژوهشگر است که در کنار بررسی دقیق استراتژی نظامی برون مرزی ایران در عملیات رمضان، راهکارهای پیش روی مسئولان وقت و همچنین علل ناکامی این استراتژی را روشن میسازد و باعث میگردد پژوهشگر با عینک بی طرفی به موضوعات قبلی و بعدی جنگ نیز نگاه کند. البته ناگفته نماند که از نگاه تئوریک، مقطع آغاز جنگ از بقیه مقاطع قابل اهمیت تر است اما به دلیل مسائل خاص و نگاه های سیاسی و بعضا جناحی موضوع تداوم جنگ بسیار حساس شده است.
1-3.اهداف پژوهش:یکی از مهمترین اهداف این پژوهش، بررسی مسائل جنگ هشت ساله عراق و ایران در سطح محافل آکادمیک و دانشگاهی نسل جوان است. این موضوعات بیشتر در دانشکده های نظامی مورد بررسی قرار میگیرد و کمتر در محافل دانشجویی نسل جوان مورد تحقیق است. کما اینکه همین نسل جوان بعضا سوالاتی مبهم و پراکنده از این برهه حساس تاریخ کشور خود در ذهن دارند و جمع بندی مواضع پراکنده افراد سیاسی و نظامی مختلف در ذهن کار را دشوار میسازد. به خصوص در سطح دانشگاه آزاد اسلامی این قبیل موضوعات شکل جدی به خود نگرفته است، هدف دیگر بررسی این برهه حساس در تاریخ سرزمین ایران است. تبیین این موضوع که چرا جمهوری اسلامی ایران استراتژی خود را برای برتری در معادلات معطوف به جنگ انتخاب کرد بسیار قابل اهمیت است.
1-4ادبیات پژوهش:در مورد جنگ عراق و ایران کتاب ها، مقالات، یادداشتها، مصاحبه ها و ... گوناگونی از نویسندگانی با دیدگاه های مختلف وجود دارد. در این زمینه مرکز تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدام به تحقیق و انشتار کتاب هایی وزین و پرمغز کرده است و در انتشار کتب جنگ، دست برتر را در کشور دارد. به دلیل دسترسی مناسب این نهاد به اسناد عملیات ها و همچنین دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده، کار برای این مرکز بسیار سهل و آسان است. همچنین علاوه بر استفاده از قلم نویسندگان داخلی، آثار پژوهشگران و نویسندگان خارجی نیز در این مرکز ترجمه شده و انتشار یافته است. اما به طور کلی باید گفت در اکثر کتب موضوع ادامه یافتن جنگ پس از فتح خرمشهر به عنوان بخشی از کتاب آمده است و به جز کتاب " علل تداوم جنگ " آقای محمد درودیان که به طوراختصاصی به این موضوع پرداخته است دیگر کتاب جداگانه ای نمیبینیم یا اینکه از چشم محقق دور مانده است. کتاب علل تداوم جنگ یکی از پنج جلد کتاب نقد و بررسی جنگ آقای درودیان است که بیشتر به مسائل جانبی ادامه پیدا کردن جنگ پرداخته است. همچنین ایشان در کتاب گزینه های راهبردی جنگ به موضع گیری های حزب توده و نهضت آزادی در خرداد سال 1361 پرداخته اند. کتاب از خرمشهر تا فاو نیز یکی دیگر از آثار ایشان است که به صورت مختصر به گزینه های پیش روی ایران در بعد از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر و همچنین تدابیر عراق برای جلوگیری از ورود نیروهای ایرانی به خاک خود پرداخته اند. در آثار ایشان کتاب پرسش های اساسی جنگ نیز به چشم میخورد. این اثر به پرسشهایی که برای نسل جوان در مورد جنگ عراق و ایران پیش امده و همچنین علل به وجود آمدن چنین سوالاتی پاسخی ساده داده است.
مرکز تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین، کتاب هایی قرمز رنگ و قطور متناسب با عملیات های مختلفی را به چاپ میرساند که هر کدام از آنها به وقایع دو ماه از جنگ میپردازد. هنوز کتاب عملیات بیت المقدس به چاپ نرسیده است اما کتاب " عبور از مرز" اثر آقای لطف الله زادگان به رشته تحریر در آمده است. ایشان در مقدمه کتاب به وقایع پس از خرمشهر و همچنین شرح و نتایج عملیات رمضان پرداخته اند. پس از پایان این بحث وقایع تیر و مرداد ماه سال 1361 را به طور روزنوشت و به شکلی مفصل مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. تمام وقایع شکل گرفته در یک روز به طور کامل در این کتاب وجود دارد و برای محققینی که میخواهند وقایع آن روزها که شامل روزنامه ها، مواضع احزاب، صحبت های امام خمینی و ... مورد تحقیق قرار بدهند بسیار مفید میباشد. روند جنگ ایران و عراق اثری است دکتر حسین علایی که در دو جلد توسط انتشارات مرز و بوم به چاپ رسیده است. این کتاب از وقایع قبل از جنگ تحمیلی تا پایان جنگ تحمیلی را مورد بررسی دقیق قرار داده است. اکثر وقایع و حوداث صورت گرفته در طول هشت سال جنگ را به طور دقیق مورد بررسی قرار دادند و عملیات های مهم و سرنوشت ساز ایران را به طور مفصل مورد تحقیق قرار گرفته است. حدود صد صفحه از این کتاب به وقایع پس از فتح خرمشهر و عملیات رمضان اختصاص دارد که در نوع خود بسیار مفید است زیرا این بخش به صورت قسمتی از کتاب آورده شده است ولی دارای مطالب مفید و بسیار پخته ای است. تنبیه متجاوز اثری است از دکتر حسین اردستانی از محققین برجسته مرکز تحقیقات سپاه پاسداران که به وقایع پس از عملیات بیت المقدس میپردازند. در جلد دوم این اثر که به دست دکتر درودیان به رشته تحریر درآمده است وقایع جنگ عراق با ایران تا عملیات بیت المقدس آورده شده و از عملیات رمضان به بعد در جلد سوم این مجموعه آثار به نام تنبیه متجاوز آورده شده است. یکی از نکات برجسته این اثر، اقدامات صورت گرفته توسط ارتش عراق پس از عملیات بیت المقدس به صورت تفکیک شده است که در بخشی از متن این پژوهش آورده شده. در مجموع باز هم به صورت بسیار مفصل به موضوع مورد بحث این پژوهش پرداخته نشده است. کتاب استراتژی نظامی عراق در جنگ با جمهوری اسلامی ایران اثر آقای دکتر درویشی از مجموعه آثاری است که میتواند از لحاظ شکلی و محتوایی به این پژوهش نزدیک باشد. ایشان از اساتید علوم سیاسی دانشگاه امام خمینی قزوین هستند و به همین دلیل پژوهششان از لحاظ شکلی بسیار دقیق میباشد. وی انواع استراتژی ها را در تعریف مفاهیم خود مورد بررسی قرار داده است و بعد به وقایع هشت ساله جنگ عراق و ایران پرداخته اند. کتاب های درس هایی از جنگ مدرن و ویرانی دروازه شرقی که نویسندگانی خارجی دارد نیز از آثاری است که از نظر محتوا از سایر آثار خارجی به این پژوهش نزدیک است. برای مثال در کتاب ویرانه دروازه شرقی میتوان اطلاعات مفیدی در مورد اقدامات ارتش عراق بعد از فتح المبین و همچنین کمک های دولت های خارجی پس از انجام این عملیات موفقیت آمیز توسط ایران به دست اورد. در کتاب درس هایی از جنگ مدرن نیز در مورد عملیات رمضان و استفاده نیروهای عراقی از گاز سمی در این عملیات صحبت هایی به میان آورده شده. به طور کلی کتاب هایی که به دست نویسندگان خارجی به رشته تحریر در می آیند مقداری غرض ورزانه است و نمیتوان به صورت دقیق به روی آنها تکیه کرد. آثار مختلف دیگری وجود دارد که به دو دلیل از ذکر آنها خودداری میشود. اولا چون بقیه آثار به طور خاص به یک مقطع جنگ پرداخته است و یا اینکه مقدار مطالب مربوط به موضوع این پژوهش بسیار اندک است از ذکر آن خودداری شده است. دوما ممکن است آثار دیگری نیز وجود داشته باشد که از دید پژوهشگر جا مانده باشد و مورد بررسی قرار نگرفته است. اگر اثری وجود داشت که نگارنده از ذکر آن در ادبیات خودداری کرده است دلیل بر نبود آن مجموعه در آثار مربوط به موضوع پژوهش و همچنین جنگ هشت ساله عراق و ایران نیست. مقالات مختلفی توسط مجله نگین وابسته به مرکز تحقیقات سپاه و همچنین مجله سیاست دفاعی وابسته به دانشگاه امام حسین به قلم محققین برجسته نوشته شده است که در متن پژوهش حاضر استفاده شده است.
1-5. قلمرو پژوهش:یکی از مسائلی که میتواند به بررسی هر چه بهتر مسئله مورد تحقیق کمک کند کوتاه بودن قلمرو و محدوده پژوهش است. در این تحقیق نیز سعی شده است که تحولات جمهوری اسلامی ایران در جنگ با عراق را در بازه نزدیک به دو ماه یعنی از سوم خرداد تا اوایل مرداد ماه سال 1361 را مورد تحقیق قرار گیرد. اگر چه در فصل پیشینه تاریخی نگاهی به مسائل قبلی این دو کشور داشته ایم اما، تمرکز اصلی ما در این پژوهش به مسائل بعد از فتح خرمشهر توسط نیروهای ایرانی برمیگردد.
1-6.سوالات پژوهش و فرضیه:1-6-1سوال اصلی پژوهش: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر بر چه اصولی استوار بود؟
1-6-2.سوالات فرعی پژوهش:
1. شرایط و موقعیت سیاسی ایران در آستانه عملیات رمضان در سطح منطقه ای و بین المللی چگونه بود؟
2. اهداف، فرآیند و نتایج عملیات رمضان چه بودند؟
3. دلایل ناکامی ایران در عملیات رمضان چه بودند؟
4. استدلال های مخالفین ادامه جنگ عراق و ایران پس از فتح خرمشهر در سال 1361 بر چه اصولی استوار است؟
1-6-3.فرضیه: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر برتری در معادلات معطوف به جنگ بود.
1-7.تعریف مفاهیم:1-7-1.استراتژی: به نظر میرسد پس از گذشت چند قرن، هنوز تعریف مشخصی از استراتژی پدید نیامده است و این امر ناشی از آن است که هنوز درک درست و تبیین دقیقی از مفهوم استراتژی صورت نگرفته است. در گذشته های بسیار دور واژه استراتژی صرفا برای مجموعه تدابیر فرماندهان نظامی در جنگ قرار میگرفته، اما امروز این واژه وسعت و گسترش یافته و در محافل آکادمیک و علمی به عنوان یک علم تدریس میگردد. استراتژی خاستگاه یونانی دارد و از دو بخش ( استیرت و اجیا ) تشکیل شده است. بخش اول به معنای کلمه ( استراتوس ) یعنی لشکر و ارتش است و بخش دوم ( اگو یا اگین ) به معنای راهبرد و راهنمایی است. واژه استراتجیوس در کل به معنای فرماندهی لشکری - کشوری است.(درویشی سه تلانی،1393: 39) واژه استراتجیا نیز به معنای هنر فرماندهان و ژنرال هاست. اما در زبان فارسی این واژه به معنای راهبرد ترجمه شده است. در فرهنگ معین استراتژی را فن اداره عملیات جنگی و دانش رهبری عملیات نظامی معنی کرده اند. همچنین از علم اداره کردن عملیات، حرکت ارتش در جنگ، رزم آرایی و تاکتیک نیز برای تعبیر و معناسازی واژه استراتژی استفاده شده است.(پیشین، 1393 : 41) گفته شد که استراتژی برای اولین بار در یونان باستان پدید آمد و به وسیله مردمی که در دولت – شهرهای یونان میزیستند شکل گرفت اما ذکر نکته حائز اهمیت است که باید بین استراتژی و اندیشه نظامی در آن دوران تفکیک قائل شد. یونانیان استراتژی را به عنوان یکی از شاخه های اداره جامعه استفاده میکردند و معنایی و فراتر از اندیشه نظامی را در ذهن میپروراندند. " به اختصار میتوان گفت که یونانیان باستان، استراتژی را همان علم لشکرکشی و همان فن رهبری و اداره لشکر میدانسته اند، زیرا در آن زمان حفظ حیات و امنیت اصلی ترین، اصلی دغدغه های آنان بوده و استراتژی با علم نظامی گری در دولت شهرهای یونان باستان اهمیت بسیاری داشته است."(پیشین،1391: 42) بعد ها پس از پایان تمدن یونان و ظهور امپراطوری روم و همچنین پس از دوران رنسانس یا همان دوران نوزایی افرادی بودند که تعاریف مختلفی از مفهوم استراتژی ارائه دادند. ماکیاول، لوئئ ناپلئون، فون کلازویتس، آندره بوفر و مائو از جمله این افراد بودند. شاید از میان این افراد تعریف کلاوزویتس بیشتر مورد توجه قرار گرفته است که آن را مورد بازخوانی قرار میدهیم. کارل فون کلاوزویتس فیلسوف و محقق پروسی است که در اوایل قرن نوزدهم می زیسته است.
او استراتژی را فن بکار گیری و هدایت و هماهنگی نبردها برای رسیدن به اهداف جنگی میداند و معتقد است وظیفه استراتژی، به ثمر نشاندن این گونه از اهداف است. استراتژی باید طوری نبردهای گوناگون را هدایت کند که در نهایت به هدف اصلی دست پیدا کنند. انعقاد معاهده وستفالی در سال 1648، انقلاب فرانسه، جنگ های داخلی در آمریکا در زمان ریاست جمهوری آبراهام لینکلن، عصر صنعتی شدن کشورها، تغییرات شکل گرفته بعد از جنگ جهانی اول و دوم و در آخر رشد قارچ گونه زرادخانه های هسته ای و پدید آمدن سلاح هسته ای باعث گردید مفهوم استراتژی دستخوش تغییرات زیادی بشود.
اما در آخرین قسمت اگر بخواهیم تعریف تقریبا جامع و کاملی ارائه بدهیم باید بگوییم که استراتژی عبارت است از: " فن و علم به کارگیری قوای نظامی یک ملت در عملیات رزمی یا در تهدید به اجرای چنین عملیاتی، به منظور تامین اهداف سیاست ملی." این تعریف متاثر از ستاد ارتش ایالات متحده آمریکا است. برخی کارشناسان در فرمولی ساده استراتژی را به صورت معادله بیان کرده اند:
منابع و ابزارها+ روش ها+ اهداف=استراتژی نظامی (پیشین:1393: 44)
اما هنگامی که از استراتژی سخن به میان می آید به صورت خودکار مفاهیمی در ذهن متبلور میشود که از قضا در آثار نظامی و استراتژیک نیز به دفعات از آن ها یاد شده است. آنها عبارت از: منافع ملی، اهداف ملی، آرمان ها و ارزش های ملی، امنیت ملی، قدرت ملی، آسیب پذیری ملی، تهدیدهای ملی و امنیتی، فرصت و بحران ها. جناب آقای دکتر درویشی انواع استراتژی ها را به این شکل تقسیم بندی کرده اند.
استراتژی ها را در چهار قالب مختلف دسته بندی میکنند که به آنها اشاره خواهیم کرد.
الف) بر مبنای روش تحلیل


1. استراتژی کلاسیک
2. استراتژی های علمی و مدرن
ب) بر مبنای روش کلی جنگ
منظر اول
1. استراتژی انهدامی 2. استراتژی فرسایشی 3. استراتژی تکمیلی
منظر دوم
1. استراتژی مستقیم 2. استراتژی غیر مستقیم
منظر سوم
1. استراتژی بازدارنده 2. استراتژی اقدام
ج) بر مبنای ایده عملیاتی
منظر اول
1. استراتژی تراکمی 2. استراتژی پی در پی و مرحله ایی
منظر دوم
1. استراتژی ضد نیرو 2. استراتژی ضد ارزش
د) بر مبنای محیط جغرافیایی جنگ
1. استراتژی زمینی 2. استراتژی دریایی 3. استراتژی هوایی
ه) بر مبنای سلاح های استفاده شده
1. استراتژی هسته ای 2. استراتژی غیر هسته ای
اما از سطح هایی استراتژی ها را نیز به پنج سطح مختلف تقسیم بندی میکنند که آنها عبارت اند از:
1. استراتژی کلان یا بزرگ یا جهانی
2. استراتژی ملی
3. استراتژی تخصصی یا استراتژی نظامی
4. استراتژی عملیاتی
5. استراتژی لجستیک (پیشین،1393: 59)
اما برای رسیدن به یک استراتژی مناسب به منظور پیروزی نهایی و رسیدن به اهداف خود، باید طراحی دقیق و درستی از طرح پیشنهادی داشت به طوری که این استراتژی بتواند به راحتی ما را به هدف خود برساند. برای رسیدن به استراتژی مناسب عواملی مورد نیاز است که باید حتما فراهم گردد. همچنین در تنظیم و انتخاب استراتژی نظامی عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی فراوانی نیز دخیل است.در پایان فصل ها مصاحبه ای با دکتر درویشی تنظیم شده است و استراتژی ایران از نظر علمی در عملیات رمضان، اولین عملیات برون مرزی ایران پس از بازپس گیری شهر خرمشهر، مورد بررسی و کنکاش قرار خواهد گرفت.
1-7-2.خرمشهر
شهر خرمشهر یکی از مهمترین و استراتژیک ترین نقاط ایران در طول تاریخ بوده است. این شهر در انتهایی ترین منطقه استان خوزستان قرار گرفته و به جهت مجاورت با خلیج فارس و کشور عراق از دیرباز محل منازعات گوناگون میان این دو همسایه آسیایی یعنی ( ایران و عثمانی، ایران و عراق ) بوده است. همچنین علاوه بر اهمیت سیاسی و استراتژیکی این منطقه برای ایران، وجود رودخانه اروند رود و احداث اسکله هایی در آن باعث شده این شهر از لحاظ اقتصادی نیز دارای اهمیت فراوانی باشد. قدیمی ترین نامی که در تاریخ برای این شهر ثبت شده " خاراکس " است که قدمت آن به دوره پادشاهی میشان میرسد. بیان، محمره و نجف الثانی از دیگر نام هایی از است که برای شناسایی این شهر به کار میبردند. اما اهمیت این شهر برای این پژوهش از آن جهت است که پس از حمله اولیه ارتش عراق که به صورت برق آسا به مرزهای ایران انجام شد، خرمشهر در معرض سقوط قرار گرفت. مقاومت دلیرمردانه مردم این شهر باعث شد که ارتش عراق 34 روز بعد از شروع حمله خود یعنی در روز 4 آبان ماه سال 1359 بتواند این شهر را تسخیر کند. از ابتدای شروع انقلاب اسلامی در ایران، این شهر محل تنازعات قومی و حزبی بود به طوری که در ظرف یک سال از یعنی از مهر ماه سال 1358 تا شهریور سال 1359، حدود 73 درگیری، بمب گذاری و انفجار در سطح این شهر مرزی ثبت شد که در نوع خود بسیار قابل تامل است. پس از آنکه این شهر سقوط کرد تلاش های زیادی برای آزادسازی آن انجام که هیچ کدام به سرانجام نرسید. اما در نهایت در سال دوم جنگ نیروهای ایرانی توانستند در عملیات بیت المقدس یا همان کربلای سه در روز سوم خرداد ماه سال 1361، این شهر را آزاد کنند. آزادسازی خرمشهر باعث پدید آمدن مبدایی در تاریخ شد زیرا همگان ادامه یافتن جنگ عراق و ایران را از این تاریخ میشناسند.(انصاری؛نخعی؛درودیان،1390: 125)
1-7-3.جنگ
وار در زبان انگلیسی که به معنی جنگ در مفهوم پارسی آن درآمده است به درگیری مسلحانه، سازمان یافته و غالبا طولانی مدتی گفته میشود که میان دولت ها و یا ملت ها شکل میگیرد و معمولا با خشونت شدید، از هم گسیختگی های اجتماعی و تلفات جانی و مالی زیادی همراه است. از آغاز پیدایش دولت ها جنگ میان جوامع مختلف شکل گرفته است اما با به روزتر شدن سلاح های درگیری و ورود آتش و باروت به میان ملت ها، جنگ ها روند رو به رشدی به خود گرفتند. تاکنون جنگ میان انسان ها از منظرهای گوناگون توسط دانشمندان مختلف مورد بررسی و واکاری قرار گرفته است. برای مثال ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلامی در کتاب خود آورده است: باید دانست که انواع جنگها و زد و خوردها از نخستین روزگاری که خداوند مردم را آفریده است پیوسته در میان آنان روی می‏داده است و اصل آن از کینه توزی و انتقام گرفتن یکی از دیگری سرچشمه می‏گیرد و آن‏ وقت وابستگان و خداوندان عصبیّت هریک از دو دسته پیکارکننده به هواخواهی و تعصّب وی بر می‏خیزند.پس هنگامی که بدین سبب دو گروه به نبرد با یکدیگر برانگیخته شوند و در برابر هم بایستند، یکی از آن دو به قصد انتقامجویی برمی‏خیزد و دیگری آماده دفاع می‏شود و در نتیجه جنگ روی میدهد.
همچنین میان دانشمندان و فیلسوفان علوم دیگر نیز این بحث دارای اهمیت فراوانی است. جنگ میان عراق و ایران از آن جهت قابل اهمیت است که به طولانی ترین جنگ قرن در سده بیستم تبدیل شد. به دلیل اولویت نداشتن مفاهیم دیگر از جنگ، انواع و اقسام و ... آن به همین تعریف کوتاه بسنده میکنیم.
1-8.متغیرهای پژوهش:1-8-1.متغییر مستقل: استراتژی نظامی برون مرزی پس از فتح خرمشهر
1-8-2.متغییر وابسته: برتری در معادلات معطوف به جنگ
1-9.واژگان کلیدی: جنگ، ادامه جنگ، جنگ عراق و ایران، ایران، عراق، خرمشهر، عملیات بیت المقدس، عملیات رمضان
1-10.روش پژوهش و گردآوری اطلاعات:روش پژوهش این پایان نامه، توصیفی – تحلیلی میباشد.
با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه، برای گردآوری اطلاعات از روش های گوناگون استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای ( کتاب، مجلات علمی – پژوهشی، علمی – ترویجی، مجلات، گزارشات، روزنامه های خبری) و میدانی ( مصاحبه ) است. علاوه بر استفاده از اطلاعات میدانی در متن پژوهش، در انتها نیز متن کامل مصاحبه های انجام گرفته با افراد مختلف آورده شده است. همچنین لازم به ذکر است از منابع اینترنتی ( مقالات اینترنتی، اخبار و اطلاعات آماری) نیز برای به دست آوردن اطلاعات استفاده شده است. این اطلاعات با تکیه بر داده های آماری و اشکال و شواهد موجود و با استفاده از تحقیقات انجام شده توسط دیگران به دست آمده است.
1-11.موانع و مشکلات پژوهش:بررسی موضوعات تاریخی حساس که سنی از عمرشان نگذشته است باعث میشود اولین مشکل در پژوهش برای پژوهشگر پدید بیاید زیرا هنوز اسناد طبقه بندی شده و محرمانه منتشر نشده و مواضع افراد و احزاب که گاها آمیخته با علایق و تمایلات شخصی است نیز نمیتواند سندی راهبردی برای پژوهش شما قرار گیرد مگر آنکه تصمیم گیران وقت بر روی یک موضوع اشتراک نظر داشته باشند. همچنین بخشی از پژوهش بر مبنای اطلاعات میدانی بنا شده است و حاضر به مصاحبه نشدن بعضی از افراد که در طرح و پیگیری موضوع دخیل بوده اند یکی از موانعی است که در برابر پژوهشگر قرار داشت. آمیختگی نگاه های سیاسی برخی از محققین که اکثر آنها را پژوهشگران خارجی تشکیل میدهند نیز باعث شده تمیز دادن نظرات از یکدیگر قدری دچار مشکل شود و اگر قدری عینک بی طرفی از چشمان محقق کنار برود پژوهش به سمت اضمحلال کشیده میشود.
1-12.سازماندهی پژوهش:برای فهم بهتر و همچنین درک عمیق تر مباحث و به منظور جلوگیری از پراندگی مطالب گردآوری شده، پژوهش حاضر در پنج فصل سازماندهی شده است. در این فصل یعنی فصل اول، کلیات مربوط به پژوهش آورده شده است. در فصل دوم چارچوب نظری پژوهش به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجایی که پیشینه تاریخی یک مسئله نقش بسیار تعیین کننده ای در ارزیابی دقیق و صحیح از آن دارد، در فصل سوم پژوهش روابط ایران و عراق از دیرباز تا سال 1359 هجری شمسی یعنی قبل از شروع رسمی جنگ عراق و ایران مورد بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم پژوهش به بررسی سوال اصلی و متغییر مستقل تحقیق اختصاص یافته است. در فصل پنجم که فصل پایانی پژوهش میباشد به شرح اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ با عراق پس از فتح خرمشهر پرداخته ایم و همچنین علل ناکامی ایران در این عملیات و نظرات مخالفین ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده ایم.

فصل دوم: چارچوب نظری پژوهش2-1.نظریه رئالیسماصولا روابط بین الملل زمانی شکل میگیرد که هیچ قدرت عالیه ای مسئولیت نظم سیستمی را برعهده نگیرد و فضای هرج و مرج گونه در محیط وجود داشته باشد. در ساختار نظام بین الملل کنونی، دولت ها سعی دارند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و بتوانند در راس این نظام قرار بگیرند. به همین نحو هر کدام از دولت ها به فکر منافع ملی کشور خویش اند و تمایل به این دارند که صلح را از طریق کسب قدرت دنبال کنند. امروزه ساختار نظام بین الملل بر خلاف نظام دو قطبی که در گذشته وجود داشت، دارای پیچیدگی های خاصی است. در این ساختار " رقابت " به یکی از شاخه های اصلی این نظام تبدیل شده است. این رقابت در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ... اجتناب ناپذیر است.(مشیرزاده،1393: 72) دولت ها میبایست بر اساس مولفه های قدرت، جایگاهی قدرتمند برای خود در این نظام کسب کنند و با توجه به تشدید نظام رقابتی فردگرا و کمرنگ شدن نقش سازمان های بین المللی در این ساختار، لزوم حفظ امنیت خویش بر اساس پتانسیل های موجود و با توجه به مولفه های بازدارندگی در کشور بیش از پیش احساس میشود. واقع گرایی که از آن به عنوان مکتب اندیشه سیاست یاد میشود، عملا مهمترین و پایدارترین نظریه مسلط در علم روابط بین الملل است. واقع گرایان بر این عقیده اند که با بکارگیری اصول اخلاق بین المللی نمیتوان تلاش برای کسب قدرت و امنیت را از میان برداشت. آنها همچنین بر جنبه های مصیبت بار و سرشار از کشمکش مناسبات میان کشور ها تاکید میکنند و بر این عقیده استوارند که پیگیری سیاست خارجی در قالب منافع ملی که حدود و دامنه آن را قدرت تعیین میکند باید مورد توجه قرار گیرد.(قادری کنگاوری،1388: 35) دو نکته بسیار کلیدی در نظریه واقع گرایی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اولین موضوع ویژگی آنارشی نظام بین المللی است که اکثر واقع گرایان اعم از کلاسیک، ساختار گرا و نوکلاسیک بر خلاف اختلاف نظرهای موجود بر این موضوع اشتراک نظر دارند. آنها معقتند که در نظام بین الملل آنارشی گریزی از جنگ نیست و در جهانی که در آن هیچ ساز و کار دولتی یا حاکم مشترک با دسترسی انحصاری به قدرت وجود ندارند و هیچ سیسستم بین المللی ای جهت تنظیم رفتار دولت ها تلاش نمیکند، آن زمان است که در این محیط همگان برای بقا و حفظ خود به دنبال کسب قدرت باشند. نتیجتا میتوان گفت با توجه به محیط آنارشی نظام بین المللی دغدغه و نگرانی اصلی دولت ها کسب امنیت برای حفظ منافع خویش است. در همین راستا آنها اقدام به تقویت وضعیت تدافعی خود، ایجاد اتحاد ها و یا حتی رفتن به سوی جنگ میکنند تا بتوانند امنیت خود را حفظ کنند. دومین نکته در نظریه واقع گرایی تاکید بر موازنه قوا است.(قوام،1388: 357) برای شناسایی این مفهوم از عناوین دیگری مثل موازنه قدرت، توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند نیروهی متخاصم و تفوق نیرو نیز استفاده میکنند. در بطن نظریه موازنه قوا این فرض نهفته است که همه روابط بین الملل ناشی از منافع ملی است که این امر به وسیله قدرت کسب میشود. فرضیه اصلی تئوری موازنه قدرت بر این اصل استوار است که موازنه رفتار از هژمونی سیستمیک جلوگیری به عمل می آورد.(غلام حسینی؛خواجه،1393: 110) از منظر واقع گرایان موازنه قدرت به دنبال آن است تا بتواند از تسلط یافتن کشور یا ائتلافی از کشور ها بر بقیه جلوگیری کند. از آنجایی که نمیتوان از طریق سازمان های بین المللی و حقوق بین الملل صلح و امنیت را برقرار کرد، بنابراین باید از تمهیداتی همچون موازنه قدرت و بازدارنگی بهره جست. واقع گرایان عموما دیدگاهی محافظه کارانه دارند و توجه زیادی به مسائل تاریخی و جبر دارند. رویکرد رئالیستی معمولا در چهارچوب مدل بازی بیلیارد تبیین میشود و بر همین اساس از آنجا که بارزترین و مهمترین اشکال روابط بین الملل ارتباط رسمی میان دولت هاست، میتوان آن را تشبیه به تماس میان توپ های بیلیارد کرد.
ارتش رژیم عراق در بعد از ظهر روز سی و یکم شهریور ماه سال 1359 تهاجم سراسری و گسترده خود را به مرزهای زمینی ایران آغاز کرد. پس از یک هفته شورای امنیت سازمان ملل متحد اقدام به تصویب قطعنامه 479 کرد که در آن پایان جنگ لازم و ضروری به شمار میرفت اما خبری از متجاوز شناخته شدن عراق و حتی بازگشت به مرزهای شناخته شده بین المللی نشد و ایران نیز به دلیل یک طرفه شناخته شدن این قطعنامه آن را نپذیرفت و اعلام کرد تا مادامی که نیروهای عراقی در خاک سرزمینی ایران هستند حاضر به مذاکره نیست. با این فرض و صحبت های پیشین ایران اقدام به آزادسازی مناطق اشغالی و همچنین ایجاد کسب قدرت برای مذاکرات صلح کرد. در این فصل ابتدا به بازشناسی مفهوم واقع گرایی و موازنه قدرت میپردازیم و سپس با توجه به اقدام ایران پس از فتح خرمشهر نتیجه مذکور از فصل چارچوب نظری را به دست خواهیم آورد.
2-2.مفهوم رئالیسمرئالیسم واژه ای فرانسوی است که که از ریشه رئال به معنای واقعی گرفته شده است و در زبان فارسی به معنای واقع گرایی از آن یاد میکنیم. حقیقت گرایی و واقعیت گرایی نیز دیگر عناوینی است که میتوان در ترجمه کلمه رئالیسم به کار برد. اما مفهوم واژه رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. (سید حسینی،1375: 155)
بی شک باید به این واقعیت اذعان کرد که واقع گرایی عملا مهم ترین و پایدارترین نظریه روابط بین الملل در طول تاریخ بوده است. جاذبه تقریبا بی بدیل این نظریه به دلیل نزدیکی آن با عملکرد سیاست مداران در عرصه بین الملل و همچنین نزدیکی آن با فهم متعارف از سیاست بین الملل است.
2-3.سیر تاریخی نظریه رئالیسمدر نظریه رئالسیم، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به اشکال مختلفی تقسیم شده اند. در حقیقت واقع گرایی یک نظریه یکپارچه نیست و خود در طول تاریخ به شکل های گوناگون درآمده است. " از جمله مایکل دویل بر آن است که میتوان سه سنت واقع گرایی را تشخیص داد که در پیوند با سه اندیشمند کلاسیک است: بنیادگرایی متاثر از ماکیاولی که بر اهمیت بلند پروازی های فردی تاکید دارد، ساختارگرایی متاثر از هابز که نظام بین الملل را مهم میداند، و تکوین گرایی متاثر از برداشت های روسو که بر اهمیت عوامل سطح مانند سرشت و قدرت روابط میان جامعه و دولت تاکید دارد." اما ما دو نوع تقسیم بندی را میتوانیم انجام دهیم تا اینکه بتوانیم سیر تاریخی و همچنین اشکال مختلف رئالیستی را معرفی کنیم.(مشیرزاده،1393: 74)
2-3-1.از حیث تاریخی :
1. رئالیسم کلاسیک تا قرن بیستم میلادی.
2. رئالیسم مدرن از سال 1939 تا 1979 میلادی.
3. نئورئالیسم از سال 1979 میلادی به بعد.
4. رئالیسم نو کلاسیک
2-3-2.از حیث اشکال مختلف:
1. رئالیسم ساختاری اولیه
2. رئالیسم تاریخی
3. رئالیسم تاریخی معاصر
2-4.انواع رئالیسماز نخستین کسی که میتوانیم به عنوان اولین متفکر اندیشه واقع گرایی نام ببریم توسیدید نویسنده کتاب مشهور جنگ های پلوپونزی است. او از اولین کسانی است که اندیشه های واقع گرایانه را در زمینه سیاست جهانی عرضه کرده است. توسیدید از جمله افرادی است که نماینده بدبینی اخلاقی در سیاست که از اصول واقع گرایی است محسوب میشود. او در قالب جنگ های میان آتن و اسپارت توجهی هم به اصل موازنه قدرت داشته است که از این حیث با واقع گرایان اشتراک نظر دارد. از کاتلیا اندیشمند شرقی نیز که به قدرت سهم ویژه ای در چارچوب نظری خود داده است میتوان به عنوان یک واقع گرای سیاسی نام برد.(پیشین،1393: 76) اما بعضا اعتقادی وجود دارد که ماکیاول را به عنوان نخستین واقع گرای سیاسی در جهان میشناسند. نظریه ماکیاول که بر اساس تحلیل روابط میان دولت ها در نظام ایتالیای قرن شانزدهم شکل گرفته بر این اساس است که اولا یک سلسله علت و معلولی که با تلاش فکری میتوان آن را تحلیل و درک کرد اما با تصورات و اوهام نمیتوان آن را هدایت نمود. ثانیا نظریه عمل را به وجود نمی آورد بلکه نظریه عمل را میسازد و ثالثا این سیاست تابع اخلاق نیست و این اخلاق است که تابع سیاست است. از توماس هابز، هگل و هاینریش فون ترایچکه نیز میتوان به عنوان اندیشمندان رئالیسم در عصر کلاسیک یعنی تا قبل از قرن بیستم نام برد. توماس هابز از جمله افرادی است که با عینک بدبینی به ذات بشر نگریسته است و به رفتار انسان ها باور ندارد. او همانند اندیشمند ایتالیایی ماکیاول اخلاق را از سیاست جدا میکند و معقتد است که روابط بین الملل در یک وضعیتی طبیعی وجود دارد که قانون جنگل در آن حاکم است.
هگل نیز جز اندیشمندانی است که در دسته واقع گرایان طبقه بندی میشود زیرا او اعتقاد دارد که مهم ترین وظیفه دولت حفظ خود است که این جز یکی از اصول نظریه واقع گرایی محسوب میگردد. ترایچکه نیز دیگر اندیشمند آلمانی است که معقتد است جنگ یک آزمون الهی است که سرنوشت ملت ها را تعیین میکند. (پیشین،1393: 79)توجیه و ستایش حاکمیت دولتها، رقابت دولت ها، جنگ و رقابت قدرت ها از جمله تفکراتی است که در آثار او به وضوح دیده میشود.
اما از اواخر نیمه دوم قرن بیستم بود که واقع گرایی نوین یا همان واکنش دسته جمعی در مقابل آرمانی گرایی شکل گرفت. پس از حوادث خون بار جنگ جهانی اول ، ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا طرحی مبنی بر ایجاد جهانی امن برای دموکراسی آماده کرد که تاکیدش بر ایجاد صلح پایدار از طریق ابزارهای حقوقی و نهاد بین المللی بود. مسئولین آمریکایی بر این باور بودند که منافع ملی کشورشان با منافع جهانی انطباق دارد و همچنین نگاهی نیز در مراکز تحقیقاتی آن روز دنیا حاکم بود.(پیشین،1393: 81) شاید حتی این نگاه مراکز تحقیقاتی به مسئولین قدرت های بزرگ در جهان تسری پیدا کرد. آنان بر این عقیده بودند که جنگ هم تصادف و هم گناه است. این نگاه ناشی از پایان جنگ جهانی اول بود و آنان قصد داشتند که با یک نگاه حقوقی – اخلاقی به این موضوع بنگرند. اما دیری نپایید که دوران صلح و امید با به وجود آمدن بحران اقتصادی سال 1929 و همچنین شکل گرفتن جنگ جهانی دوم که باعث کشته، زخمی و آواره شدن میلیون ها نفر در جهان شد رخت ببندد و حتی اندیشمندان نزدیک به آرمانگرایی نیز کاملا دچار تردید بشوند و این نظریه را مطرح کنند که حقوق و سازمان های بین المللی با قدرت کافی ممزوج شود تا بتوان صلح و امنیت ملل و حل و فصل عادلانه اختلافات تضمین گردد.(بزرگمهری،1388: 302) بعدها نیز بسیاری از تحلیل گران سیاست بین الملل به این نتیجه رسیدند که جنگ جهانی دوم ناشی از نادیده انگاشتن سیاست قدرت بود. عدم موفقیت بریتانیا و فرانسه برای متوازن نگه داشتن سطح تسلیحات خود با آلمان هیتلری لجام گسیخته و مقاومت دسته جمعی در مقابل او باعث پدید آمدن جنگ غیر ضروری گشت. در حقیقت آنها به این امر اعتقاد داشتند که اگر قصد داریم از جنگ جلوگیری کنیم نمیتوانیم تنها به تفکرات آرزومندانه بسنده کنیم. واقعیت این بود که دولتهای بلند پروازی در سطح دنیا وجود داشتند که باید با آنها مخالفت میشد تا از بروز جنگ جلوگیری کرد. نتیجتا میتوان گفت پس از این حوادث غم بار بود که این بار خود آمریکا مدافع واقع گرایی شد. واقع گرایی نوین به دنبال احیای انگاره های واقع گرایی سنتی بود. این نظریه دولت ها را بازیگران اصلی در سیاست بین الملل میداند و معقتد است اساسا نظام دولتی آنارشیک است.(قادری کنگاوری،1388: 36) مدیریت همچین نظامی باید بر اساس منافع ملی باشد و بهترین راه برای حفظ صلح و برقراری آرامش در دنیا موازنه قدرت است. اگر به دقت توجه کنیم خواهیم دید که منافع ملی و موازنه قدرت مفهوم جدیدی نیستند که در این برهه زمانی بروز و ظهور یافتند بلکه این مفاهیم دوباره احیا شدند. البته ذکر این نکته ضروری است که واقع گرایی مدرن متفاوت از واقع گرایی نویی است که بعدا در 1970 و 1980 میلادی شکل گرفت و این نظریه اساسا با واقع گرایی سنتی متفاوت است. اندیشمندانی همچون ای. اچ. کار، راینهولد نیبور، فردریک شومان، آرنولد ولفرز، ریمون آرون، جرج کنان و هانس. جی مورگنتا از جمله نظریه پردازانی هستند که این واقع گرایی نوین را تئوریزه کردند.
2-4-1.هانس. جی مورگنتا
در بخش قبلی از اندیشمندان مختلفی نام بردیم که در پی تئوریزه کردن واقع گرایی جدید نقش داشتند اما شاید مورگنتا با نگارش کتاب سیاست میان ملتها نقش پررنگ تری نسب به مابقی اندیشمندان این دوره داشته باشد.(مشیرزاده،1393: 93) هر چند بقیه اندیشمندان نیز نقش بسیار زیادی دارند. مورگنتا را میتوان هم یک نظریه پرداز واقع گرای کلاسیک و هم یک نظریه پرداز مدرن دانست. او همانند بقیه هم کیشانش معتقد است که نظام بین الملل آنارشیک است و فاقد هرگونه اقتدار مرکزی است و همین امر نیز وجه تمایز آن با جامعه داخلی است. تاکید او بیشتر بر نبود اقتدار در نظام بین المللی است تا نبود حکومت و قواعد. این فضای آنارشیک باعث میشود که توسل به زور میان دولت ها مشروعیت یابد و جنگ به یک خصوصیت مهم نظام بین الملل بدل شود. او نیز دولت ها را کنشگران اصلی در عرصه سیاست بین الملل میداند. از دید او قدرت و منافع ملی دو کلید اصلی در سیاست بین الملل است. مورگنتا گاه منافع ملی را به مثابه قدرت و گاه بر اساس قدرت تعریف میکند. او میگوید تنها در حالت انتزاعی است که میتوان منافع ملی را تعریف کرد و محتوایی از آن به دست آورد و در عمل نمیتوان مفهومی عام از منافع ملی گرفت. مورگنتا از موازنه قدرت نیز در ادبیات خود استفاده کرده است. او در چهار معنا به موازنه قدرت رنگ میبخشد از جمله: سیاست معطوف به وضعیتی خاص، وضعیت بالفعل امور، توزیع تقریبا برابر قدرت و هر نوع توزیع قدرت. او بیشتر از همه موارد، به نظام موازنه قدرت اشاره دارد که به معنای الگویی از روابط میان کشورهاست که در آن هیچ یک آن قدر قدرت را ندارد که به تنهایی بتواند دیگران را تحت سلطه در آورد. همچنین مورگنتا در نظریات خود همانند دیگران اندیشمندان واقع گرایی توجهی به اخلاق در سیاست نمیکند. البته خود او واقع گرایی را غیر اخلاقی نمیداند و اعتقاد دارد که اخلاق فردی و اخلاق سیاسی با یکدیگر تفاوت دارند. مورگنتا موازنه قدرت و دیپلماسی را مهترین و کارآمد ترین ابزار در نظام بین الملل میداند و معتقد است نظام موازنه قدرت برای یک نظام بین الملل آنارشیک ضروری است و برای حفظ استقلال و حاکمیت دولتها ضرورت دارد. او دیپلماسی را ابزار دیگری در میان روابط بین دولت ها میداند که میتواند در خدمت صلح و امنیت پایدار در جهان باشد و هرگاه تعارض منافعی میان دولت ها با یکدیگر پدید آمد استفاده از فرصت دیپلماسی و قدرت چانه زنی میتواند مشکل را حل کند. البته او برای موفق شدن دیپلماسی "4 شرط را لحاظ میکند.
1. دیپلماسی باید عاری از روح جنگ آوری باشد یعنی در حقیقت نباید تابع مبارزات ایدئولوژیک شود.
2. اهداف سیاست خارجی یک دولت باید بر اساس منافع ملی آنان تعریف شود و باید با قدرت از آن حمایت گردد.
3. دیپلماسی باید از دید سایر دولت ها نیز به موضوع مورد اختلاف توجه کند. در حقیقت باید حدود امنیت ملی طرف مقابل نیز به رسمیت شناخته بشود.
4. دولت ها باید اماده مصالحه برای منافعی که برایشان حیاتی نیست باشند."(مشیرزاده،1393، 104)
البته باید گفت مورگنتا برای شکل گیری مصالحه نیز 5 شرط حیاتی قائل است از جمله:
1. از حقوق بی ارزش به خاطر جوهره یک امتیاز واقعی صرف نظر کنید.
2. هرگز خود را در موقعیتی قرار ندهید که عقب نشینی از آن بدون از دست دادن حیثیت و یا قبول مخاطرات عظیم ناممکن نباشد.
3. هیچ گاه به متحد ضعیف خود اجازه ندهید که برای شما تصمیم بگیرد.
4. نیروهای مسلح ابزار سیاست خارجی هستند و نه ارباب آن
5. حکومت رهبر افکار عمومی است و نه برده آن
مورگنتا نظر ویژه ای نیز به نهادها و سازمان های بین المللی برای ایجاد صلح و امنیت دارد و تاکید دارد که سازمان های بین المللی تا جایی کارایی دارند که با منافع دولت ها در تضاد نباشند.

2-4-2.نو واقع گرایی
یکی دیگر از دسته بندی تاریخی و شکلی ما از انواع و اقسام واقع گرایی مربوط نو واقع گرایی است که قدمت آن به دهه 1970 میلادی برمیگردد. نو واقع گرایی بیش از هر چیز تلاشی برای عملی کردن واقع گرایی بود.(قوام،1390: 84) " در شرایطی که واقع گرایی کلاسیک متهم به آن بود که سنت گرا و غیر علمی است، برخی از واقع گرایان تلاش کردند روایتی عملی از واقع گرایی عرضه کنند که با معیارهای علمی مرسوم انطباق داشته باشد. "مشیرزاده،1393: 107) در مسئله نو واقع گرایی موضوعات اقتصادی و نهادهای بین المللی نیز مورد توجه بوده اند زیرا در نظریات قبلی این دو مقوله خیلی کمتر مورد توجه اندیشمندان عرصه روابط بین الملل بود. کنت والتز، رابرت گیلپین و استفان کراسنر را میتوان از جمله اندیشمندان این نظریه جدید دانست. والتز که از آثار او بیشترین استناد به عرصه روابط بین الملل میشود در صدد توضیح ساختاری یا سیستمیک از سیاست بین الملل است. او جنگ در روابط بین الملل را به سه سطح تقسیم بندی میکند که عبارت است از :
1. سرشت انسان که ریشه جنگ را در سرشت انسان جستجو میکند.
2. جنگ را بر اساس جنگ طلبی دولت های خاص با ایدئولوژی و رژیم های خاص سیاسی تبیین میکند.
3. جنگ را بر مبنای خصوصیت آنارشیک نظام بین الملل تبیین میکند.(پیشین، 1393: 111)
او دو تصویر نخست را تقلیل گرایانه و آخری را سیستمی معرفی میکند. مورتون کاپلان نیز قبلا در اوج غلبه رفتارگرایی شش مدل فرضی معروف خود را مطرح کرده بود که عبارت بودند از:
1. نظام بین الملل موازنه قوا
2. نظام دو قطبی منعطف
3. نظام دو قطبی نا منعطف
4. نظام جهان شمول
5. نظام سلسله مراتبی
6. نظام با حق وتوی واحد ها (قوام، 1393: 38)
اما بعضا دیده میشود که والتز با انتقادات فراوانی از سوی افراد صاحب نظر مختلف روبرو میشود. انتقادات به این دلیل است که او اعتقاد دارد گسترش سلاح های هسته ای باعث بی ثباتی بین المللی نمیشود بلکه موجب بازدارندگی در سطح وسیع میشود. او همچنین قائل به این نیست که وابستگی متقابل در جهان امروز رو به افزایش است و اعتقاد دارد که بر خلاف استدلال مرسوم، به رغم افزایش مطلق حجم تجارت از میزان نسبی تجارت و تعادلات بین المللی به نسبت تولید ناخالص ملی کاسته شده است و به علاوه حتی اگر در اینجا وابستگی متقابل افزایش یافته باشد، این امر باعث افزایش همکاری نمیشود. والتز همچنین دولت را کنشگری یکپارچه میبیند که تابع منطق عقلانی است. او همچنین یک نگاه مادی گرایانه به روابط بین الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران نیز قرار گرفته است. از جمله نقدهایی که به او شده است عبارت است از : بدبینی نسبت به همکاری بین المللی، شکننده دیدن نهادهای بین المللی و عدم توجه به ظرفیت های نهادین در نظام بین الملل است.
2-4-3.واقع گرایی نو کلاسیک
واقع گرایی به دسته ای از نظریات روابط بین الملل اطلاق میشود که در تبیین سیاست خارجی و توضیح روابط بین الملل، از بسیاری از بینشهای واقع گرایی استفاده میکنند. از نظر اندیشمندان نوکلاسیک برداشت های ذهنی و همچنین ساختار داخلی دولت ها نیز حائز اهمیت فراوانی هستند. آنان معقتدند که جایگاه یک کشور در نظام بین المللی است باعث میشود که بلند پروازی در سیاست خارجی یک کشور شکل بگیرد و همچنین قدرت نظامی آنان نیز در این امر بی تاثیر نیست. نوکلاسیک ها نیز خود به دو بخش تدافعی و تهاجمی تقسیم بندی میشوند که در بخش اصل حفظ بقا بیشتر به توضیح انان میپردازیم.
2-5.مولفه های اصلی رئالیسمرئالیسم دارای شاخه‌های مختلفی است که علی‌رغم بعضی از تفاوت‌ها در مفروضات، دارای یک هسته مرکزی است و در سه محور اساسی هم‌عقیده هستند که شامل دولت محوری، اصل بقا و اصل خودیاری است. تمام گرایشات رئالیسم می‌پذیرند که دولت کنشگر اصلی در روابط بین‌الملل است و هدف آن حفظ بقا در محیط آنارشیک بین‌المللی است همین فضای اقتدارگریزی اصل خودیاری را به دولت‌ها دیکته می‌کند به‌صورتی که هر دولت تنها می‌تواند برای حفظ امنیت و بقا به خودش متکی باشد.
2-5-1.دولت سالاری: رئالیست ها دولت ها را اصلی ترین کنشگران عرصه روابط بین الملل میدانند. از منظر رئالیسم و همچنین تعریف ماکس وبر آلمانی، مفهوم دولت همراه با به کار بردن زور است. " بر این اساس دولت عبارت است از انحصار به کار بردن مشروع نیروی فیزیکی در قلمرو خاص."(قوام، 1393: 358) بدیهی است که در چنین وضعیتی دولت عالیه ترین قدرت موجود در سطح کشور است و به وضع و اجرای قوانین میپردازد. هنگامی که دولت به اجرای قوانین میپردازد خود به خود به دنبال تامین امنیت نیز بر شهروندان خود است. در حقیقت یک قرارداد نانوشته میان افراد با دولت امضاء میشود که مفاد آن امنیت و آزادی است. در صورت نبود امنیت، هیچگاه جامعه، فرهنگ، هنر و اجتماع مفهوم خود را به دست نخواهد آورد. وقتی که امنیت حاصل شد آن زمان است میشود انتظار تحقق یک جامعه مدنی را فراهم آورد. پس رئالیسم در گام اول به دنبال آن است که دست به سازماندهی قدرت در قلمرو داخلی بزند. در حالی که دولت در داخل دارای اقتدار عالیه است، در خارج از مرزها در یک نظام فاقد اقتدار مرکزی یا پر هرج و مرج با سایر دولت ها همزیستی دارد. در این فضا، دولتها بر کسب امنیت، کسب بازار، کسب پرستیژ جهانی و کسب قدرت بیشتر با یکدیگر به رقابت میپردازند که معمولا رقابت ها بر اساس بازی با حاصل جمع صفر تبیین میگردد. پس از رنسانس واقع‌گرایی از اندیشه‌های کسانی چون "توماس هابز" و "نیکولو ماکیاولی" هم بهره برد و به شکل سنتی خود با "مورگنتا" به تکامل رسید. نظریات نواقع ‌گرایانه هم با "کنت والتز" آغاز شدند و همچنان طرح‌های جدیدی از آنها ارائه می‌شود.
مفهوم بازی با حاصل جمع صفر پس از رنسانس به نظریه واقع‌گرایی پیوست و حتی نو واقع‌ گرایانی چون والتز هم به آن باور داشتند. این مفهوم مدیون یک قانون در فیزیک است که می‌گوید "میزان انرژی در کائنات ثابت است، انواع انرژی به هم تبدیل می‌شوند اما هرگز از بین نمی‌روند."(پیشین،1393: 358)
به این ترتیب واقع‌گرایان باور دارند که میزان قدرت در کل ساختار نظام بین‌المللی، مقداری ثابت است که از بازیگری به بازیگر دیگر منتقل می‌شود اما چیزی به مجموع آن اضافه نمی‌شود. بازیگران اصلی از نظر واقع‌گرایان دولت‌ها هستند و بنابراین وقتی در یک تعامل بین‌المللی به قدرت یک دولت افزوده می‌شود قطعا از قدرت یک یا چند دولت دیگر کاسته شده است. پس دولت در نظریه واقع گرایی به دنبال دستیابی به دو مفهوم است. یک سازماندهی داخلی به وسیله اعمال قدرت عالیه در کشور و دوم گردآوری قدرت در عرصه روابط بین المللی .
2-5-2.اصل بقا :

*352

مقدمه....................................................................................................................................................1
فصل اول: کلیات تحقیق.............................................................................................................3
1-1-طرح مساله ..................................................................................................................................4
1-2- اهداف تحقیق ............................................................................................................................8
1-3- اهمیت تحقیق ............................................................................................................................8
1-4- سئوالات تحقیق .........................................................................................................................9
1-5- فرضیه تحقیق ......................................................................................................................... 10
1-6- چارچوب نظری تحقیق ...........................................................................................................10
1-7- متغیرهای تحقیق...................................................................................................................... 12
1-8- تعریف مفاهیم کلیدی تحقیق...................................................................................................12
1-9- مروری بر ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق ........................................................................... 13
1-10- روش تحقیق .........................................................................................................................18
1-11- موانع، مشکلات و محدودیت های تحقیق ............................................................................18
1-12- سازماندهی تحقیق ............................................................................................................... 19
فصل دوم: بررسی مبانی نظری نقد نظام سرمایه داری و بحران های ناشی از آن......................20
2-1- دیدگاه های کارل مارکس درباره نظام سرمایه داری و نقد آن .................................................21
2-1-1- تعریف مارکس از سرمایه داری ..........................................................................................22
2-1-2- مفاهیم کلیدی در تشریح نظام سرمایه داری و نقد آن از دیدگاه مارکس.............................22
2-1-2-1- نظریه ارزش ...................................................................................................................22
2-1-2-2- ارزش اضافی...................................................................................................................23
2-1-2-3- سرمایه ............................................................................................................................24
2-1-2-4- جریان کالا ......................................................................................................................24
2-1-2-5- کاهش نرخ سود .............................................................................................................24
2-1-2-6- نیروی کار ..................................................................................................................... 24
2-1-2-7- زیربنا و روبنای جامعه ...................................................................................................25
2-1-2-8- شیوه های تولید ..............................................................................................................26
2-1-2-9- طبقه،آگاهی طبقاتی، نبرد طبقاتی .................................................................................. 26
2-1-2-10- کار بیگانه شده ............................................................................................................ 28
2-1-3- نقد سرمایه داری در دیدگاه مارکس .................................................................................. 30
2-1-3-1- بحران زایی ....................................................................................................... ............30
2-1-3-2- بهره کشی و تشدید شکاف طبقاتی ................................................................................31
2-1-3-3- پول سالاری ...................................................................................................................34
2-1-3-4- از خود بیگانگی .............................................................................................................35
2-2- نظرات نئومارکسیست‌ها (مکتب فرانکفورت) در نقد نظام سرمایه داری ................................38
2-2-1- صنعت فرهنگ؛عامل تحمیق توده ها ..................................................................................39
2-2-2- ارتباطات نوین،عامل فریب فرد در جامعه سرمایه داری .....................................................40
2-2-3- نابودی خلاقیت های ذهنی و تولید نیازهای کاذب ............................................................42
2-2-4- انقلاب روشنفکران و دانشجویان در مقابل سرمایه داری ....................................................43
2-2-5- تولید نیازهای کاذب توسط دستگاه های ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ...........................43
2-2-6- لزوم انقلاب در برابر سرمایه داری .....................................................................................45
2-2-7- گرایش به بحران در جوامع پیشرفته ...................................................................................47
2-2-8- پول و قدرت عامل مستعمره شدن زیست جهان در نظام سرمایه داری ..............................49
2-2-9- مستعمره شدن حوزه عمومی (افکار عمومی از سوی سرمایه داران) ..................................50
2-3- سایر نظرات در نقد نظام سرمایه داری.....................................................................................51
2-3-1- تسلط نخبگان قدرت بر جامعه سرمایه داری آمریکا ..........................................................51
2-3-2- رابطه ذاتی میان بحران و نظام سرمایه داری در آمریکا .......................................................53
2-3-3- استثمار و انباشت رقابتی؛ معضل سرمایه داری....................................................................56
2-3-4- بحران مزمن سرمایه داری ...................................................................................................57
2-3-5- فروپاشی نظام سرمایه داری ............................................................................................... 57
2-3-6- بحران سرمایه داری نئولیبرال ..............................................................................................58
2-3-7- دموکراسی نظام سرمایه داری؛ پیوندی صوری میان افراد انتزاعی........................................61
2-3-8- مناسبات دموکراتیک در تسلط سرمایه داری .......................................................................63
2-4- نظریه «باز فئودالی شدن» و نقد بنیادین نظام سرمایه داری ......................................................64
2-4-1- تبیین مختصات نظام فئودالی ..............................................................................................66
2-4-2- استثمار اکثریت؛اساس نظام فئوادالی ...................................................................................67
2-4-3- تبدیل شیوه فئودالی به شیوه تولید سرمایه داری و چرخش آن ..........................................69
2-4-4- تبیین فرایند باز فئودالی شدن جامعه از دیدگاه یورگن هابرماس ........................................70
2-4-5- تبیین تئوریک فرایند باز فئودالی شدن نظام سرمایه داری از دیدگاه ریچارد بی فریمن.......72
2-4-5-1- نابرابری اجتماعی ...........................................................................................................73
2-4-5-2- کنترل و نظارت سیاسی ..................................................................................................76
2-4-5-3- معاملات قماری ............................................................................................................ 78
فصل سوم: بررسی نظری جنبش‌های اجتماعی با تاکید بر جنبش ضد وال استریت در آمریکا....81
3-1- تعریف جنبش‌های اجتماعی ....................................................................................................83
3-2- انواع جنبش‌های اجتماعی........................................................................................................85
3-3- مراحل جنبش‌های اجتماعی ....................................................................................................86
3-4- کارکردهای جنبش های اجتماعی ............................................................................................87
3-5- مهمترین جنبش‌های اجتماعی در تاریخ آمریکا........................................................................87
3-5-1- جنبش قدرت سیاهان...........................................................................................................87
3-5-2- جنبش حقوق‌ مدنی ............................................................................................................87
3-5-3- جنبش حق رای زنان ..........................................................................................................88
3-5-4- جنبش ضدجنگ .................................................................................................................88
3-5-5- جنبش کارگری ...................................................................................................................88
3-5-6- جنبش ضدجهانی شدن .......................................................................................................88
3-5-7- جنبش اجتماعی پیشرو.........................................................................................................89
3-5-8- جنبش تی پارتی .................................................................................................................91
3-5-9- جنبش ضد وال استریت بر "ضد نظام سرمایه داری فئودالی شده" ....................................93
3-5-9-1- استمرار بحران اقتصادی آمریکا ......................................................................................93


3-5-9-2- تشدید شکاف‌های اجتماعی و نابرابری طبقاتی .............................................................95
3-5-9-3- نقش کارکردی وسایل نوین ارتباط جمعی در شکل‌گیری اعتراض.................................96
3-5-9-4- اهداف و مطالبات تظاهر کنندگان جنبش ضد وال استریت ...........................................96
3-5-9-5- حذف فئودال ها از حکومت و حاکمیت آمریکا؛خواست اصلی جنبش ضد وال استریت...............................................................................................................................................97 3-5-10- مقایسه دو جنبش مهم آمریکا (جنبش ضد وال استریت و جنبش تی پارتی)....................98
فصل چهارم: بررسی تحلیلی و آماری دلایل تبعیض و نابرابری در نظام سرمایه داری آمریکا (به سوی باز فئودالی شدن).........................................................................................................103
4-1- بررسی فئودالیزم اقتصادی در نظام سرمایه داری آمریکا .......................................................105
4-1-1- افزایش نابرابری در " درآمد" .........................................................................................107
4-1-2- تعمیق شکاف طبقاتی .......................................................................................................112
4-1-3- توزیع نابرابر ثروت و افزایش فقر در ایالات متحده .........................................................120
4-1-4- بحران مسکن.....................................................................................................................123
4-1-5- کاهش تبعیض آمیز دستمزدها............................................................................................124
4-1-6- افزایش شهریه دانشگاه ها..................................................................................................128
4-1-7- پدیده باز فئودالیزم حاصل انباشت ثروت در طبقه بالا.......................................................128
4-1-8- معاملات قماری.................................................................................................................134
4-2- بررسی روند "نابرابری اجتماعی" در نظام سرمایه داری آمریکا............................................135
4-2-1- کاهش امید به زندگی در آمریکا........................................................................................136
4-2-2- وخامت امنیت غذایی در ایالات متحده.............................................................................137
4-2-3- گسترش فزآینده انواع تبعیض‌های اجتماعی در ایالات متحده آمریکا...............................139
4-2-3-1- تبعیض مدنی ................................................................................................................139
4-2-3-2- تبعیض علیه زنان..........................................................................................................140
4-2-3-3- تبعیض علیه مسلمانان ..................................................................................................141
4-2-3-4- تبعیض علیه مهاجران لاتین تبار ...................................................................................143
4-2-3-5- تبعیض نژادی ...............................................................................................................144
4-2-4- افزایش فزآینده فقر و تبعات اجتماعی آن..........................................................................147
4-2-5- بیکاری؛ عامل تشدید نابرابری اجتماعی در آمریکا............................................................152
4-3- بررسی "کنترل و نظارت سیاسی" نابرابر در نظام سرمایه داری آمریکا................................ 154
4-3-1- خطاهای راهبردی در سیاست‌گذاری‌های دولتمردان آمریکا..............................................158
4-3-2- دموکراسی معکوس و حاکمیت اقلیت بر اکثریت..............................................................159
4-3-3- نفوذ ثروتمندان در سیاست گذاری‌های دولتی (لابی گری و رانت خواری)......................161
نتیجه گیری و جمع بندی............................................................................................................... 165
منابع و مآخذ...................................................................................................................................169
فهرست جداول
عنوان صفحه
طبقه‌بندی انواع محتمل بحران از دیدگاه هابرماس (هابرماس، 1380)...............................................47
دو فرضیه علمی ریچارد بی. فریمن...................................................................................................74
میزان نابرابری در یک مؤسسه با درجه دکتری طی سال‌های 1973 تا 2006.....................................75
جدول 1.2- شاخص های نابرابری درآمد خانوارها در امریکا در دوره‌ی زمانی 2005-2009.......109
جدول 1.2- درآمد ملی سرانه آمریک در سال های مختلف............................................................118
جدول 1.3- توزیع درآمد در آمریکا در بین سال های 1982- 2006.............................................119
جدول 1.4- توزیع ثروت خالص در ایالات متحده آمریکا در بازه زمانی 1983-2007..................130
جدول 1.5- توزیع ثروت مالی در ایالات متحده آمریکا در بازه زمانی 1983-2007......................130
جدول 1.6- ددرصد سهم ثروت یک درصد مرفه ترین گروه در مقایسه با سهم 99 درصد بقیه جمعیت آمریکا در طی سال های 1922-2007...............................................................................130
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار1.1- ضریب جینی و منحنی لورنز........................................................................................108
نمودار 1.3- سهم درآمدی صدک های 81-99 و صدک بالا...........................................................110
نمودار1.4- سهم درآمدی هزارک های 990-999 و هزارک بالا.....................................................111
نمودار1.5 - رشد درآمد حقیقی در صدک های مختلف.................................................................112
نمودار 1.6- توزیع درآمد در آمریکا در بین گروه های کم درآمد و پردرآمد جامعه.......................114
نمودار 1.7 - رشد درآمد سرمایه ای بین گروه 5% بالاترین درآمدها و 95% بقیه گروه ها در آمریکا..............................................................................................................................................115
نمودار 1.8 - شکاف درآمد در آمریکا: نسبت های بالاترین درآمدهای خانوارها به درآمدهای 90 درصد پایینی در سال 1979- 2007................................................................................................116
نمودار1.9 - توزیع نامتوازن افزایش درآمد در مقایسه با دوران پیشین که منافع رشد به طور گسترده توزیع می شد...................................................................................................................................117
نمودار 1.10 - درصد درآمد پس از مالیات ها و انتقال های نقدی فدرال بین سال های 1979 و 2007...............................................................................................................................................118
نمودار 1.11- مقایسه ی درصد رشد میانگین حقوق و دستمزدهای سالانه برای گروه های درآمدی مختلف در آمریکا در بازه زمانی 1979-2006................................................................................126
نمودار1.12- مقایسه ی درصد رشد درآمد خانواده ها در بازه زمانی 1979-2007........................126
نمودار 1.13- درصد رشد ثروت خانوارهای آمریکایی در بازه 1983-2009.................................132
نمودار 1.14- درصد سهم گروه های مختلف جامعه از کل ثروت اندوخته شده در بازه زمانی 1983-2009...................................................................................................................................134
نمودار1-2.......................................................................................................................................136
نمودار2-2.......................................................................................................................................137
نمودار3-2.......................................................................................................................................137
نمودار4-2.......................................................................................................................................146
نمودار5-2.وضعیت فقر مردم بر حسب نژاد در سال های 2000-2011(منبع:اداره آمار آمریکا).....148
نمودار6-2 درصد افراد با سطوح مختلف نسبت درآمدبه فقر(منبع:اداره آمار آمریکا).....................148
نمودار7-2 افراد زیر 125 درصداز سطح فقر وفقیرنزدیک در سالهای1991-2011........................149
نمودار8-2.تعداد خانوارهای زیر سطح فقر و نرخ فقر(منبع:اداره آمار آمریکا)................................149
نمودار 9-2 تعداد فقیر و رنخ فقر در آمریکا در بازه 1959- 2011 (منبع: اداره آمار آمریکا)..........150
نمودار10-2.نرخ بیکاری بر اساس نژادهای مختلف در سال های 1975- 2010 ..........................153
نمودار11-2. نرخ بیکاری آمریکاطی1980-2010...........................................................................154
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 2.1 - نا امنی غذایی در ایالت های مختلف و نواحی شمالی و جنوبی آمریکا.......................138
شکل 2.3- درصد مردم فقیر در نواحی و ایالات آمریکا در سال 2011 (منبع: اداره آمار آمریکا)...151
شکل 2.4- تغییر در نرخ فقر در نواحی و ایالات آمریکا در سال های 2010- 2011 (منبع: اداره آمار آمریکا).............................................................................................................................................151
مقدمه
نظام سرمایه‌داری پس از زوال نظام فئودالی در کشورهای غربی به وجود آمد و از قرن 16 میلادی به بعد و به دنبال توسعه ی صنعت پارچه بافی انگلستان در قرون 16، 17 و 18 به عنوان یک نظام اقتصادی شکل گرفت. تولید بیش از مصرف، موجب افزایش تولید و تراکم سرمایه و در نهایت پیدایش نظام سرمایه داری شد. این خصوصیت، سرمایه داری را از نظام های پیشین متمایز ساخت. در نظام سرمایه داری، افزایش سود و انباشت سرمایه، هدف اصلی است. فرض بر این است که هر فرد مادامی که قوانین اجتماعی را نقض نکند، می‌تواند آزاد و منطقی عمل کند و به فعالیت‌های اقتصادی بپردازد. در این نظام کسب حداکثر سود، تنها انگیزه‌ی معقول برای فعالیت‌های اقتصادی است.
این نظام در واقع بروز اقتصاد های مرتبط و درهم تنیده‌ای است که می‌خواهد جریان تولید، توزیع و مصرف جهانی را اداره کند. اما در پس این یکپارچگی، منافع و ثروت حاصل از تولید به شکل ناعادلانه عمدتاً متوجه کانون‌های قدرت و ثروت می‌شود که غالبا معترضانی از طیف های مختلف مردم را به همراه دارد.
آنچه مبرهن است نظام اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری، از قرن نوزدهم تا کنون به کمک تحولات تکنولوژیک و مدیریتی، دستاوردهایی در افزایش تولید و ثروت داشته است؛ یعنی سطحی از رفاه را ایجاد کرده که زندگی به‌شدت ساده شده است. اما در عمل هرچه جلوتر رفته تناقضات درونی خود را شدیدتر نشان داده است؛ مثلاً در مقابل افزایش رفاه مادی شکاف طبقاتی رو به گسترشی را سبب شد و مهم‌تر از آن چون ماهیتاً الگوهای رشد و توسعه سرمایه‌داری صرفاً به جنبه‌های مادی بشر توجه داشته است در زمینه‌های معنوی نه تنها رشد نکرد بلکه دچار عقب گرد شد.
دستاوردهای تکنولوژیک در تولید کالا و خدمات هرچند توانسته با تولید ثروت و درآمد، سطح رفاه را بالا ببرد، منتها اکثریت مردم جهان و حتی بیشتر مردم کشورهای پیشرفته مثل امریکا یا اتحادیه‌ی اروپا از این رشد درآمد و پیشرفت کم‌بهره و بعضاً بی‌بهره هستند. نتیجه‌ی این امر چیزی نیست جز شکاف طبقاتی و گستردگی معضل فقر که یکی از موضوعات اعتراض در جنبش وال‌استریت است.
در حقیقت قواعد مستقیم و غیر‌مستقیم نظام سرمایه‌داری ذاتا نابرابری ایجاد می‌کند؛. مطالعات در امریکا نشان می‌دهد. بیش از نیمی از درآمد آمریکا به 398 نفر از ثروتمندان آمریکایی تعلق دارد. این‌ها نشان‌دهنده‌ی نابرابری‌های بسیار عمیقی است که یکی از دلایل فریاد معترضان جنبش ضد وال استریت به ‌شمار می‌رود.
جنبش تسخیر وال استریت که در آغاز تنها بر مطالبات اقتصادی متمرکز بود، با فراگیرتر‌شدن اعتراضات، وجوه متفاوت اجتماعی و سیاسی را نیز در دستور کار قرار داده که همین امر، اهمیت تحقیق پیرامون آن را دوچندان کرده است. وال استریتی‌ها با شعار معروف «ما 99 درصدیم»، در عمل مطالبات اجتماعی و خواست خود برای برقراری عدالت را مورد تأکید قرار داده و علیه آنچه بی‌عدالتیِ یک درصد ثروتمندِ حاکم بر آمریکا می‌خوانند فعالیت می‌کنند.
در واقع جنبش ضد وال‌استریت یک بحران سیاسی و اقتصادی عظیمی است که برعلیه نظام بازفئودالی شده کنونی آمریکا به پا خواسته است. مسؤولان غربی در تلاش هستند که اعتراض‌های ضد وال استریتی را یک جنبش اجتماعی علیه بیکاری و بحث اقتصادی و مالی در غرب نشان دهند؛ اما علاوه بر این که سرمایه‌های مرئی غرب شبیه بازارهای مالی با شکست، کسری و ناکامی مواجه شده است، سرمایه‌های نامرئی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که که دارای اهمیت بیش‌تری هستند، رو به زوال و نیستی گذاشته‌اند لذا این تحقیق قصد دارد با نقد نظام سرمایه داری در آمریکا به علل اصلی این بحران در چارچوب تئوری "بازفئودالی شدن" دست یابد. این تئوری تقریبا آخرین دیدگاه متاخری است که در مورد نقد نظام سرمایه داری ارائه شده است و مبدع آن اندیشمندانی چون هابرماس و بی فریمن می باشند که با ارائه دلایل اجتماعی- اقتصادی و سیاسی در پی تایید این نظریه هستند که تبعیض و نابرابری حاصل نظام سرمایه داری است و این مساله خود ناشی از حاکمیت یک اقلیت قدرتمند و ثروتمند است که تمام کانون های تصمیم گیری را به دست گرفته است و در این میان جنبش ضد وال استریت در پی این پیامد نظام سرمایه داری بوجود آمده است.
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1. طرح مساله
استمرار بحران اقتصادی و موج بیکاری در آمریکا و بسیاری تبعیض‌های سیاسی و اقتصادی زمینه‌ای فراهم کرد تا مردم معترض آمریکا، دست به تظاهرات بزنند. جنبش موسوم به «اشغال وال‌استریت» در 17 سپتامبر 2011 (26 شهریور 1390) با فراخوان مجله آدباسترز آغاز شد. این مجله در 13 جولای از مردم آمریکا خواسته بود که برای مخالفت با بانک‌ها و روش‌های اعمال‌شده اقتصادی در پارک زاکوتی در میدان آزادی در منهتن نیویورک و در نزدیکی مرکز تعاملات مالی این شهر موسوم به «وال‌استریت» جمع شوند.
مجله ادباسترز، اولین مجله ای است که خود را مخالف جنبش مصرف گرایی سرمایه داری می داند، این مجله با چاپ عکسی از وال استریت و درج نشانی اینترنتی گروهی موسوم به «تسخیر وال استریت» در یکی از شبکه های اجتماعی، مدعی شد که باید قلب مؤسسات مالی جهان یعنی وال استریت آمریکا را برای مقابله با مصرف‌گرایی و تبدیل انسان ها به ماشین‌های مصرف کالاهای تبلیغاتی آنان، هدف قرار داد.
همچنین در نسخه چاپ ژوئیه خود به مشترکان خود که در آن زمان بالغ بر نود هزار نفر بودند اعلام کرد که روز 17 سپتامبر برای تحصن در وال استریت و رونمایی از جنبش تسخیر وال استریت مناسب است. بر اساس این فراخوان تظاهراتی شکل گرفت که خیلی سریع به جنبشی گسترده و فراگیر تبدیل شد و بیش از دو هزار شهر در آمریکا و 1500 شهر در دنیا را در برگرفت.
در واقع وال استریت نام خیابانی است که نماد اقتصاد آمریکا و بازار بورس در جهان محسوب می‌شود. این خیابان در سال 1929 و به دنبال سقوط ارزش سهام در بازار بورس نیویورک و آغاز بحران اقتصادی بی‌سابقه نیز شاهد تظاهرات اعتراض‌آمیز بود، بحرانی که بیش از ١٢ سال ادامه یافت. اکنون و بعد از 80 سال، معترضان در قالب جنبش "وال استریت را اشغال کنید"، معتقدند که بانکداران و سرمایه‌داران اقتصاد جهان، که اغلب در وال استریت حضور دارند، قصد دارند تا مشکلات ناشی از رکود اقتصادی آمریکا را بر دوش 99 درصد مردم عادی بگذارند.
جنبش ضد وال استریت در پایگاه اینترنتی خود و در بخش معرفی آورده است: «ما 99 درصدی هستیم که از خانه‌های خود بیرون رانده شده‌ایم. ما از خدمات درمانی مطلوب محروم بوده‌ایم. ما از آلودگی محیط زیست رنج می‌بریم. ما ساعات طولانی را برای مقدار اندکی دستمزد و بدون بهره‌مندی از حقوق قانونی خود سخت کار می‌کنیم، البته اگر بتوانیم کاری پیدا کنیم. در حالی که یک درصد دیگر از همه چیز برخوردار است، ما از هیچ چیز برخوردار نیستیم. ما 99 درصد جامعه هستیم.» occupywallst.org))
اعتراض به مسائلی همچون فقر، قدرت و نفوذ شرکت‌های بزرگ، نابرابری اجتماعی، جنگ‌های خاورمیانه، بدهی دانشجویان و پاداش‌های زیاد برای مجریان وال استریت، نفوذ نظام سرمایه‌داری در سیاست آمریکا، وضع نامطلوب اقتصاد و بیکاری حاصل از سیاست‌های غلط دولت و اعمال نفوذ لابی‌های سرمایه‌داری از جمله اهداف آغاز این جنبش اعلام شده است.
در این میان، شعار محوری جنبش، «99 درصد در برابر یک درصد»، بازتاب جهانی وسیعی پیدا کرد و از امریکا به استرالیا، نیوزیلند، ژاپن، فیلیپین، تایوان، آلمان، انگلیس، هلند، کانادا، آفریقای جنوبی و... توسعه یافت. در حقیقت امریکا و «وال‌استریت» دچار شوکی به نام «خیزش مردمی علیه سرمایه‌داری» شد که در نوع خود طی سال‌های اخیر بی‌نظیر بوده است. البته در این خیزش نه فقط یک مطالبه اقتصادی بلکه در عمق آن یک اعتراض سیاسی نهفته است.
حضور اقشار مختلف مردم در میان معترضان این حقیقت را آشکار می‌کند که معترضان فقط از یک قشر خاص نیستند بلکه در این جنبش افرادی متشکل از نویسندگان مشهور، بازیگران سرشناس، سناتورها، دانشجویان، استادان دانشگاه، پزشکان، وکلا، اساتید، پرستاران، آتش نشانان، سربازان سابق ارتش و اعضای کلیسای پروتستان به چشم می‌خورند.
"لینا پالتون" یکی از رهبران جنبش وال استریت که به صورت داوطلبانه در سازمان‌دهی جنبش اشغال وال استریت شرکت کرده‌ این جنبش را بخشی از جنبش قدرتمند جهانی مردمی می‌داند و معتقد است که "این جنبش به دنبال گسترش عدالت اقتصادی در برابر شیوه‌های اقتصادی نئولیبرال، جنایات قدرتمندان وال استریت و حکومتی است که از سوی گروه‌های قدرتمند تجاری کنترل می‌شود. این جنبش در بر دارنده‌ی گروه 99 درصدی مردم است که قصد دارند به ظلم و ستم گروهی یک درصدی قدرتمندان و ثروت‌اندوزان پایان بخشند." (farsnews.ir)
لینا پالتون تصریح می کند که : "افرادی که در جنبش اشغال وال استریت شرکت کرده‌اند به هر دو حزب آمریکا اعتراض دارند، زیرا پول و سرمایه‌ی هنگفتی که در اختیار شرکت‌های وال استریت است، باعث نفوذ همه‌جانبه‌ی آن‌ها در فرآیند سیاسی و سیستم اقتصادی کشور شده و این موضوع منجر به بی‌عدالتی و نابودی محیط شده است. در حال حاضر، نمایندگان منتخب ما از ما می‌خواهند سختی را به جان بخریم و در ازای حقوق کم، سخت کار کنیم، دیرتر بازنشسته شویم (شاید هم اصلاً نشویم) و حقوق حمایت از نیروی کار را فراموش کنیم. آن‌ها روی اطاعت ما شرط‌بندی می‌کنند و این کاملاً اشتباه است. علت ویرانی هر قسمتی از جامعه، ریشه در حرص و طمع شرکت‌های بزرگ دارد. اگر ردپای پول را دنبال کنید، خواهید دید که همه‌ی راه‌ها به وال استریت ختم می‌شود". (farsnews.ir)
همچنین بررسی و مطالعه شعارها و خواسته‌های مطرح شده در جنبش می‌تواند در تحلیل علل پیدایی این جنبش و در نتیجه اثبات فرضیه تحقیق کمک مؤثری بنماید. شعارها و مطالباتی همچون:
- "ما قادر به درک دلیل این امر نیستیم که مجبور به پرداخت هزینه‌های این بحران شده‌ایم، در حالی که کسانی که باعث بحران شدند، همچنان به دریافت سودهای کلان ادامه می‌دهند. ما خسته و ناراحت از بی‌عدالتی‌های پی در پی هستیم. ما خواهان بازگشت کرامت انسانی هستیم."
- "یک درصدی عزیز، ما خواب بودیم. اکنون، بیدار شدیم. امضاء، 99 % "
- "ما و جهان ما، در بحران است."
- "مسئولانِ منتخب ما مقصرند."
- "بانکداران و سودجویان وال استریت باید به عنوان مقصران اصلی جرائم مالی بزرگی معرفی شوند، که باعث ورشکسته شدن ملت ما و تخریب اقتصاد جهانی خواهند شد."
- "99 درصد یعنی اکثریت شهروندان، دیگر حاضر نیستند که اسیر اقلیت 1 درصدی ثروتمندان باقی بمانند."
- "من هیچی نیستم، من غیرمتعارف نیستم، من یک هرج و مرج طلب نیستم، من گیج و منگ نیستم. من یک چپگرای افراطی نیستم، من فقط یک مادر هستم که برای به دست آوردن آینده‌ای بهتر برای فرزندانم، اینجا حضور دارم." (لطفیان؛ 1391،5)
با استناد به این شواهد می‌توان این ادعا را داشت که در نظام اقتصادی امروز امریکا، ثروت از فقرا و طبقه متوسط گرفته شده است و در بین افراد مرفه بازتوزیع می شود. اکثریت 99 درصدی امریکا شاهد تنزل کیفیت زندگی خود، بر باد رفتن آرزوهایشان و کاهش امنیت خود بوده اند، فقط به این دلیل که ثروتمندترین افراد در جامعه ی امریکایی برای افزایش قدرت و ثروت خود به ضرر دیگران به هر کاری دست زده اند. نتیجه اینگونه رفتارهای غیر دموکراتیک به این فرضیه در اذهان مردم شکل می دهد که: رهبران امریکایی، اوضاع را به نفع طبقات کم درآمد تغییر نخواهند داد؛ لذا مردم خودشان باید دست به کار شوند تا مشکلاتشان حل شود. ( لطفیان؛ 1391،7)
در واقع ، سیاست های دولت آمریکا فقر بیشتری را برای بسیاری از مردم و ثروت بیشتری برای شمار اندکی از مردم امریکا به ارمغان آورده است و مثلث وال استریت، شرکت های بزرگ، و کنگره ایالات متحده امریکا با سیاست های هماهنگ شده مشغول نابودی سیستماتیک کشور و طبقه ی متوسط امریکا بوده اند و هستند. با این اوصاف سرمایه داران بزرگ وال استریت امروزه با استراتژی های مختلف در نبردهای انتخاباتی اعمال نفوذ می کنند تا ثروت و قدرت از 99 % مردم به 1% بالای جامعه بازتوزیع شود.
می توان گفت که در حوزه داخلی مردم دریافته اند، که نظام سرمایه داری خلاف ادعای رفاه، کارکردی برای آنها نداشته و چنانکه ذکر شد، طبقه ثروتمند محدود بر کل جامعه حاکم بوده اند. در این میان، نظام سرمایه داری با اعمال دیکتاتوری انحصاری قدرت با ترکیبی از یک یا دو حزب نظیر، ساختار آمریکا با محوریت جمهوریخواه و دموکرات،خواسته های سرمایه داران را بر جامعه تحمیل کرده اند. نکته اساسی آنکه، این سرمایه داری نه تنها دستاوردی برای رفاه مردمی نداشته، بلکه به گسست بنیاد خانواده ها و ساختار اجتماعی و تبدیل مردم به افرادی صرفاً مادی بدون توجه به حقوق انسانی و متعالی منجر شده است.
همچنین در صحنه بین الملل در حالی که سران آمریکا با ادعای رفاه جهانی و کمک به ملت ها به اشغال سایر کشورها پرداخته اند اما در عمل همچنان از برخی حاکمان دیکتاتور حمایت کرده و حتی در این راه، در برابر ملت ها قرار گرفته اند.
اکنون ملت آمریکا دریافته اند که این ادعاها، صرفاً فریبی برای تأمین منافع سرمایه داران بوده و نه برای ارتقای جایگاه جهانی ملت آمریکا و یا کمک به سایر ملت ها. چنانکه نمود آن را در جنایات صورت گرفته درکشورهای تحت اشغال و بی تفاوتی غرب در برابر جنایات اشغالگران قدس می توان مشاهده کرد. تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا نیز نشان داد که سران آمریکا برای منافع سرمایه داران از حاکمان دیکتاتوری حمایت کرده اند که صرفاً تأمین کننده منافع نظام سرمایه داری بوده اند. این دیکتاتوری که برگرفته از عملکردهای سران کشور بوده اکنون به حقارتی برای مردم آمریکا مبدل شده است به ویژه که این امر تزلزل جایگاه جهانی آنها را به همراه داشته است.
1-2. اهداف تحقیق
از اهداف مهم این تحقیق آشکار ساختن این واقعیت در نظام اقتصادی- اجتماعی سرمایه داری ایالات متحده است که چگونه اقلیت کوچک یک درصدی ثروتمندان، مشغول تنظیم قوانین اقتصاد و قوانین ملی و تحمیل دستور کار نئولیبرالیسم و نابرابری اقتصادی بوده اند، که تنها پیامدش آینده ی تاریکی برای اکثریت ملت آمریکایی خواهد بود. در حقیقت این پژوهش در پی اثبات فرضیه تحقیق است که «تبعیض و نابرابری در نظام سرمایه داری آمریکا علت اصلی پیدایش جنبش ضد وال استریت است.»
همچنین این تحقیق درصدد است با رویکردی متفاوت از سایر تحلیل های ارائه شده با شیوه ای کاملا علمی و مستند به بررسی ریشه های اصلی و اهداف و عوامل ایجاد این جنبش پرداخته و راه را برای سایر مباحث علمی و آکادمیک پیرامون این موضوع هموار سازد.
1-3. اهمیت تحقیق
اهمیت موضوع این تحقیق ناشی از ارتباط آن با بحران های نظام های سرمایه داری است؛ از آنجا که امروزه بحران های سرمایه داری امنیت سیاسی و اقتصادی کل جهان را تحت تاثیر قرار می دهد، بررسی یکی از این بحران ها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود
در این میان ایالات متحده آمریکا که خود را نماد نظام سرمایه داری می داند، بیش از سایرکشورها درمعرض این قبیل چالش ها قرار دارد. جنبش ضد وال استریت یکی از نمونه های اعتراض مردم آمریکا نسبت به نظام حاکم است که توانست به سرعت به یک جنبش اجتماعی فراگیر تبدیل شود و در بیشتر شهرهای آمریکا گسترش یابد..
همچنین آنچه بیش از همه ضرورت پرداختن به این موضوع را لازم ساخته ، حضور و مشارکت صاحب نظران، نخبگان، اساتید و نظریه پردازان علوم سیاسی و علوم اقتصادی در روند این جنبش است. در میان شرکت کنندگان جنبش ضد وال استریت نه تنها جوانان و افراد میانسال بلکه اساتید دانشگاه و سیاست مدارانی نیز دیده می شود که به ضعف ها و نواقص نظام سرمایه داری اعتراض دارند. این مسئله بر غنای نظری تحقیق می افزاید چرا که دیدگاه های آنان در برخی موارد قابل استناد می باشد که اهمیت تحقیق را دو چندان ساخته است.
1-4. سئوالات تحقیق
در این میان نظرات و دیدگاه های متفاوتی در خصوص علت های شکل گیری این جنبش مطرح شده است و به دلایلی همچون شکاف اجتماعی شدید در میان جامعه آمریکا، فقر مالی شدید و بیکاری فزاینده مردم، نارضایتی از عملکرد حکومت در حفظ منافع ملی در عرصه بین المللی به خصوص در جنگ افغانستان و عراق، چالش های موجود درنظام سرمایه داری حاکم بر آمریکا و بسیاری مباحث دیگر مطرح شده است؛ اما واقعا علت اصلی پیدایش این جنبش چه می تواند باشد؟ با توجه به مطالبی که گفته شد پرسش اصلی این تحقیق بدین صورت مطرح می شود:
«علت اصلی پیدایی جنبش "ضد وال استریت" در آمریکا چیست؟»
سئوالات فرعی دیگری هم در این فرایند قابل طرح است که در متن تحقیق به آنها پاسخ داده می شود، سئوالاتی همچون:
1- انتقادات بنیادین نظریه پردازان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در خصوص نظام سرمایه داری چیست؟
2- دلایل اقتصادی ایجاد این جنبش چه می باشد؟
3- دلایل سیاسی تشکیل جنبش ضد وال استریت چیست؟
4- دلایل اجتماعی تشکیل جنبش ضد وال استریت کدامند؟
1-5. فرضیه تحقیق
همان طور که اشاره شد جنبش تسخیر وال‌استریت، نشانگر بحران بزرگی است که کاخ سفید و حاکمیت سرمایه‌داری را به چالش کشیده است. فرض بر این است که در این جنبش، توده‌های فرودست بر اثر تبعیض و نابرابری که خصیصه اصلی نظام سرمایه‌داری است؛ به غارت حاصل دسترنج خود از سوی کارتل‌ها، کمپانی‌ها، بانک‌ها و مؤسسات مالی علیه وال‌استریت به اعتراض برخاسته‌اند و به احقاق مطالبات پافشاری میکنند؛ لذا این پژوهش به دنبال مطالعه فرضیه زیر است:
« تبعیض و نابرابری در نظام سرمایه‌داری آمریکا علت اصلی پیدایی جنبش ضد وال استریت در آمریکا و گسترش آن است.»
1-6. چارچوب نظری تحقیق؛ "باز فئودالی شدن"
چارچوب نظری این تحقیق به طور کلی برپایه نظریات اقتصاد سیاسی و به طور اخص برپایه نظریه بازفئودالی کردن جامعه که خود ایده ای جدید در عرصه اقتصاد سیاسی است شکل گرفته است بر این اساس اقتصاد سیاسی طیف گسترده ای از رویکردهای خاص و کلی را در بر می گیرد. در معنای سطحی اقتصاد سیاسی عبارت است از مطالعه ی روابط اجتماعی، به خصوص روابط قدرت، که شامل روابط متقابل بین بخش های تولید، توزیع، و مصرف منابع از قبیل منابع ارتباطاتی می شود. برای اقتصاد سیاسی دانان کلاسیک قرن هجده و اوایل قرن نوزده، نظیر کسانی مثل آدام اسمیت، دیوید ریکاردو، و جان استوارت میل این امر به معنای درک انقلاب عظیم سرمایه داری بود، انقلابی که جوامع شکل گرفته بر پایه ی کار کشاورزی را به جوامع تجاری، کارخانه محوری، و در نهایت صنعتی تبدیل کرد. برای کارل مارکس نیز این امر به معنای بررسی نیروهای پویا در چارچوب سرمایه داری و روابط مابین سرمایه داری و صورت های دیگر سازماندهی اقتصاد سیاسی بود. او بر این باور بود که فرآیند تغییر اجتماعی در نهایت از سرمایه داری به سمت سوسیالیسم میل می کند. اقتصاد سنتی بیشتر متمایل بود که پویایی موجود در تاریخ و تغییر اجتماعی را نادیده گرفته و به این شکل اقتصاد سیاسی را به علم اقتصاد تنزل بخشد. بر طبق این دیدگاه اقتصاددانان تنها قادر بودند که به اختصار توضیح بدهند که چگونه خریداران و فروشندگان بر سر قیمت های بازار به توافق می رسند، اما آنان کاری به فرآیندهای تغییر اجتماعی و اقتصادی که شرایط و زمینه ی توافق بر سر قیمت ها را فراهم می کردند، نداشتند.
اقتصاد سیاسی دانان معاصر با اخذ مواضع متفاوت با جریانات اقتصادی اصلی، خود را متمایز می کنند. آنها همانند اقتصاد سیاسی دانان کلاسیک، تغییرات و تحولات اجتماعی را مدنظر قرار می دهند اما بیشتر تمرکزشان معطوف فرآیندهای گذار، مانند گذار از اقتصاد صنعتی به اقتصاد خدماتی یا اطلاعاتی، است. ویژگی برجسته دیگر اقتصاد سیاسی، علاقه ی آن به بررسی کلیت اجتماعی یا کلیت روابط اجتماعی است که در واقع عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی زندگی را شامل می شود. از زمان آدام اسمیت تا مارکس، و پس از او نیز تا نظریه پردازان صنعت محور، محافظه کار و نئومارکسیست معاصر، هدف ثابت اقتصاد سیاسی، اتحاد اقتصاد و سیاست بوده است که در این راستا به تاثیر متقابل این دو بر یکدیگر و همچنین ارتباط آنها با گستره ی اجتماعی و نمادین وسیع تری از فعالیت بشری پرداخته شده است. اقتصاد سیاسی دان امروزی در پی پاسخ به پرسش هایی نظیر موارد زیر بر می آید: ارتباط قدرت و ثروت چگونه است؟ این دو چگونه بر نظام های رسانه ای، اطلاعاتی، و سرگرمی ما تاثیر می گذارند؟
اما دیدگاه بازفئودالی که توسط ریچارد بی فریمن و هابرماس مطرح شده است جای تامل بیشتری دارد. جامعه بازفئودالی شده به شدت به مسئله تبعیض و بی عدالتی دامن زده و روسا ومدیران سرمایه دار را همچون حاکمان شبه فئودال با اختیارات وسیع متولی بی چون و چرای مردم می کند (بی فریمن،20012)
بنابراین بازگشت به نظام تبعیض آمیز فئودالیزم در جامعه آمریکا بالاخص در عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی قابل مشاهده است.
1-7. متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: تبعیض و نابرابری در نظام سرمایه داری آمریکا
متغیر وابسته: جنبش تسخیر وال استریت
1-8. تعریف مفاهیم کلیدی تحقیق
تبعیض ؛ بر اساس تعریف ارائه شده در فرهنگ لغات آکسفورد عبارت است از رفتار ناعادلانه و ناشی از تعصب با گروه‌هایی از اتباع جامعه، خصوصاً بر اساس تفاوت‌های نژادی، سنی و جنسی (oxforddictionaries.com). به این موارد می‌توان هر خصیصه‌ای را که بر اساس آن بتوان متن و اکثریت جامعه را از حاشیه ی آن جدا کرد نیز اضافه نمود. برای مثال مذهب، طبقه اجتماعی، معلولیت‌های جسمی و نیز رویه ی جنسی از جمله مواردی است که دیگر نویسندگان از آن به عنوان فیلترهایی برای تقسیم جامعه به متن و حاشیه استفاده می کنند.
نابرابری ؛ به موقعیتهای نابرابر بین افراد اشاره دارد که می‌تواند سیاسی، اقتصادی، فرهنگی باشد. نابرابری اجتماعی، بنیانهای متعددی می‌تواند داشته باشد. عده‌ای از محققان معتقدند که بنیانهای اصلی نابرابری، تفاوتهای فردی در توانایی‌های ذاتی و انگیزه و تمایل به سخت‌کوشی است. دیدگاه دیگر معتقد است نابرابری در اصل، مبتنی بر تفاوتهایی است که جامعه در رفتار و برخورد با افراد بین آنها قایل می‌شود. علت این فرق‌گذاری مشخصه‌هایی همچون طبقه اجتماعی، اقتصادی، نژاد، قومیت، جنسیت و دین است که به طریق اجتماعی تعریف شده‌اند. از آنجا که طبقه، اساسی‌ترین نوع نابرابری، یعنی تفاوت در میزان دسترسی مردم به ابزار مادی زندگی است؛ لذا در اکثر بحثهای مربوط به نابرابری اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار است.(شایان‌مهر، 1377، ص522)
نظام سرمایه داری ؛ سیستمی که در آن مالکیت خصوصی سرمایه٬تعیین کننده چهره اقتصادی و سیاسی و نظم اجتماعی خاص آن سیستم است به این صورت که در آن طبقه حاکم٬که سرمایه داری یا بورژوازی نامیده میشود٬از نیروی تولیدی جامعه به سود خود بهره گیری میکند.این سود از راه کمتر پرداختن به کارگران بدست می آید٬یعنی کمتر از مبلغی که بنظر سوسیالیستها در حد ارزش تولید کارگران است.مبلغی که به کارگران پرداخت میشود برابر است با ارزش نیروی کار کارگر در شرایط مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و بازار کار.(جاسبی، 1376)
بازفئودالی شدن؛ به این معنا که حوزه عمومی تحت سلطه و سیطره تعداد معدودی از سازمان‌ها و تشکیلات عظیم و قدرت‌مند قرار می‌گیرد و در این میان تنها اجتماعات یا عامه سازمان یافته تا حدودی قادر به اعمال نفوذ هستند.(نوذری،1389)
جنبش ضد وال استریت؛ جنبش ضد وال‌استریت در 17 سپتامبر 2011 (26 شهریور 1390) آغاز شد. جنبشی فراگیر که بر اثر بحران های ناشی از سیاست های نظام سرمایه داری در ایلات متحده آمریکا شکل گرفت و توانست در مدت زمان کوتاهی گسترش یابد. ایجاد برابری، اعتراض به مسائلی همچون فقر، قدرت و نفوذ شرکت‌های بزرگ، نابرابری اجتماعی، جنگ‌های خاورمیانه، بدهی دانشجویان و پاداش‌های زیاد برای مجریان وال استریت، نفوذ نظام سرمایه‌داری در سیاست آمریکا، وضع نامطلوب اقتصاد و بیکاری حاصل از سیاست‌های دولت و اعمال نفوذ لابی‌های سرمایه‌داری از جمله اهداف آغاز این جنبش اعلام شد.
1-9. مروری درادبیات و پیشینه تحقیق
از میان بسیاری از سخنرانی ها و پروژه - ریسرچهای علمی خارجی مهمترین آن سخنرانی ریچارد بی فریمن تحت عنوان " بازفئودالی کردن" در مرکز اقتصادی لندن(2012) به عنوان یک ایده و طرح جدید پیرامون دلایل شکل گیری جنبش ضد وال استریت مورد توجه محقق قرار گرفته است و همچنین دیدگاه های یورگن هابرماس درباره این رویداد نیز قابل تامل است. که به تفصیل در فصول آینده مورد بحث قرار گرفته است.
پیرامون جنبش تسخیر وال استریت و بررسی علل وقوع آن در ایران تحقیقات زیادی صورت نگرفته است و فقط در حد ارائه مقالات علمی در یک یا دو فصلنامه یا مجله همچون فصلنامه مطالعات آمریکا ، فصلنامه آزاد سوره اندیشه بسنده شده است. البته باید اذعان داشت که در این مجال یکساله که از شروع جنبش می گذرد تحلیل های سیاسی و اقتصادی از سوی کارشناسان داخلی صورت گرفته است اما از انسجام نظر و وحدت رویه علمی برخوردار نبوده و هرکدام با زاویه خاص و فراتر از مسایل آکادمیک بلکه با سیاست ورزی به این موضوع پرداخته اند. در این میان موسسه مطالعات آمریکا با چاپ دو جلد کتاب با نام های "فقر در ایالات متحده آمریکا نگاهی به روش سنجش و علل افزایش" نوشته دکتر فؤاد ایزدی با همکاری مهسا ماه پیشانیان، و کتاب "جنبش وال استریت و آینده نظام سرمایه داری امریکا، تحلیل چالش های اقتصادی، و شکافهای اجتماعی داخلی" به نویسندگی دکتر سعیده لطفیان پیرامون این موضوع به بیان دیدگاه های مختلف و تحلیل این موضوع پرداخته است. (ایزدی و ماه پیشانیان،1390)(لطفیان،1390)
همچنین کتاب "بحران نقد اقتصاد سیاسی سرمایه داری لیبرال" به نویسندگی محمد قراگوزلو کند وکاوی علمی در جهت اوضاع نابسمان سرمایه داری لیبرال و بحران اخیرارائه کرده است.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران نیز با ترجمه کتاب "تسخیر وال استریت ؛ داستان جنبشی که آمریکا را دگرگون کرد" علاقمندان به این موضوع را به سوی یک واقعیت مستند نوشته شده توسط 60 نفر از متحصنین جنبش تسخیر وال استریت رهنمون می سازد. (www.irdc.ir)
لیکن حول محور مباحث اقتصاد سیاسی نوشته های متعددی ارائه شده است. کتاب های مهمی که توسط مارکس نوشته شده است همچون کاپیتال یا دست نوشته های سیاسی و اقتصادی مارکس مرجع مهمی پیرامون این تحقیق به حساب می آیند که در شرح آن کتاب های زیادی چه در داخل و چه درخارج از کشور نوشته و تدوین شده است.
همچنین آراء و نظریات دیگر متفکران اجتماعی همچون هابرماس (بحران مشروعیت) و سایر اندیشمندان انتقادی در نقد نظام سرمایه داری از جمله منابعی است که می تواند ما را به رسیدن نتایج ارزنده ای در تحقیق رهنمون سازد.
دیدگاه برخی از تحلیلگران اقتصادی و سیاسی آمریکا و سایر کشورهای درگیر نظام سرمایه داری در واکنش به جنبش تسخیر وال استریت قابل تامل است.این اندیشمندان معاصر هر کدام بنا بر تخصصشان از منظری ویژه به این نظام توجه کرده اند در این قسمت به برخی از این دیدگاه ها اشاره می شود:
- پرفسور لستر تارو استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد و ام آی تی که از نظریه پردازان اقتصاد جهانی است، گر چه همچون فرانسیس فوکویاما که عصر کنونی سرمایه داری را «پایان تاریخ » نامیده، معتقد است نظام سرمایه داری در میدانی بی رقیب، تنها سرپا ایستاده است، اما معتقد است که بین دموکراسی و سرمایه داری تناقض وجود دارد. نظام سرمایه داری در جانب تولید، نابرابری های بزرگی در میزان درآمد و ثروت ایجاد می کند.
«تارو» با نقل این ادعا که در نظام سرمایه داری، درآمد همه افراد جامعه افزایش می یابد، به عملکرد بیست سال گذشته اشاره کرده و پوچی این ادعا را برملا می سازد. وی می گوید:
«مدافعان نظام سرمایه داری معمولا ادعا می کنند که این نظام، درآمد همه را پیوسته افزایش می دهد و فقط گاهی ممکن است که نابرابری ایجاد شود. متاسفانه، این ادعا در تمام بیست سال گذشته ابطال شده است. اگر دولت در کار بازار، دخالت نکند و به یاری بازندگان نشتابد، تنها راهی که باقی می ماند این است که مستمندان را از جامعه بیرون بریزیم. هربرت اسپنسر از اقتصاددانان قرن نوزدهم، مفهومی ساخت که آن را در نظام سرمایه داری، "بقای اصلح" نامید.»
- استفان کلاسن استاد اقتصاد دانشگاه گوتنگن آلمان نیز سرخوردگی مردم آمریکا را مورد اشاره قرار می دهد و ریشه های این جنبش را ناشی از نابرابری فزاینده در آمریکا و سرخوردگی از وضعیت بد اقتصادی می داند. وی معتقد است که معترضان خواستار وضع قوانین و مقررات بهتر در مورد بخش مالی و اخذ مالیات بیشتر از این بخش هستند. (farsnews.ir)
- راس لوین استاد دانشگاه براون آمریکا به عنوان یک اقتصاددان، اعلام کرد که منابع عمومی آمریکا برای کمک به ملاکان، بانکداران و مدیران ثروتمند بانک های خصوصی مصرف شده است. او نیز معتقد است که ریشه های این جنبش را می توان در سرخوردگی عمومی و اعتقاد مردم به این نکته دانست که منابع عمومی برای کمک به مالکان، بانکداران و مدیران ثروتمند بانک های خصوصی مصرف شده است و این در حالی است که هم اکنون اقشار مختلف مردم در رنج به سر می برند اما مالکان، بانکداران و مدیران همچنان درآمد و حقوق و مزایای بالایی دارند. (farsnews.ir)
- دانیل هامرمش اقتصاددان غربی از دانشگاه تگزاس آمریکا، دانشگاه گوتنگن آلمان و دانشگاه براون آمریکا، بیکاری، نابرابری و سرخوردگی را ریشه های اصلی اعتراضات اخیر مردم در جنبش وال استریت عنوان کرده اند. (farsnews.ir)
از دیدگاه وی این جنبش بیش از همه از بیکاری بالا و نارضایتی عمومی برخاسته است. این نابرابری در آمریکا بسیار شدید در حالی است که کسانی که خود عامل بحران اقتصادی و مالی بودند از عواقب آن در امان مانده اند.
- در همین رابطه «دیوید شولتر»، استاد دانشگاه «هملاین» آمریکا نیز نتایج تحقیقات خود را طی پروژه - ریسرچ‌ای منتشر کرد که به خوبی علت فوران خشم مردم آمریکا را برای هر خواننده ای قابل درک می کند.
براساس نتایجی که از این تحقیقات حاصل شده، شکاف طبقاتی در جامعه آمریکا از سال ۱۹۷۹ تاکنون به طور خیره کننده ای افزایش یافته است.
این تحقیقات نشان می دهد، براساس گزارش کنگره آمریکا، درآمد یک درصد مرفه آمریکا از سال ۱۹۷۹ تا سال ۲۰۰۷ بیش از ۲۷۵درصد رشد داشته است و این در حالی است که درآمد ۲۰درصد پائین جامعه تنها ۱۸درصد رشد به خود دیده است.
در این پروژه - ریسرچتحقیقاتی آمده است که ثروتمندان آمریکا یا اصلا مالیات پرداخت نمی کنند یا بسیار کمتر از سایر مردم این کشور اقدام به پرداخت مالیات می کنند. در این گزارش به نام برخی شرکت های بزرگ آمریکایی از جمله بوئینگ، ولز فارگو، دوپانت و... اشاره شده که طی دو سال گذشته هیچ مالیاتی پرداخت نکرده اند.
- توماس نیلور استاد بازنشسته اقتصاد و رهبر جنبش جمهوری ورمونت با اشاره به اعتراض های اخیر در وال استریت، حکومت آمریکا را شیطان بزرگ خطاب کرد. به اعتقاد وی، بر خلاف باور عموم، نیویورک بزرگترین شهر جهان انسان‌ها نیست، بلکه وال استریت خانه شیطان بزرگ است. نیلور با اشاره به سلطه وال استریت و شرکت های بزرگ بر دولت آمریکا، تصریح کرد: این امپراتوری رو به افول است و در جنبش وال استریت می توان بسیاری از خواست های مردم از جمله اعتراض به سرکوب آزادی های مدنی، طمع ورزی شرکت های بزرگ و تسلط اقلیت قدرتمند بر اکثریت را مطالبه کرد.
- "مت تایبی" تحلیلگر و نویسنده آمریکایی در پروژه - ریسرچای در سایت تحلیلی - سیاسی بسوی آینده مالزی معتقد است، که جنبش تسخیر وال استریت ریشه های تبعیض و بی عدالتی در آمریکا را به لرزه درآوده است. وی با نگاهی به تاریخ امریکا نشان می دهد که در این کشور همیشه ثروتمندان مورد احترام طبقات پایین جامعه بوده اند و جنبش های طبقاتی در این کشور شکل نگرفته است. اما آنچه در دو دهه اخیر به ویژه در یک دهه گذشته در امریکا بوجود آمده است، شدت گرفتن ناگهانی بحران های اقتصادی است. از یک سو طبقات جدیدی از ثروتمندان به وجود آمده اند که بر خلاف اسلاف خود به هیچ وجه نگران حقوق اجتماعی و اقتصادی دیگران نیستند و از طرف دیگر بحران اقتصادی باعث شدت گرفتن نرخ بیکاری در این کشور شده است.
مت تایبی به نکته مهم دیگری نیز اشاره می کند از نقطه نظر او میلیونرها و میلیاردرها حکومت و دولت را در آمریکا در اختیار گرفته اند. هم اکنون 245 نفر از میلیونرهای امریکا عضو کنگره امریکا هستند و 66 نفر از کسانی که در لیست میلیونرهای امریکایی قرار دارند، از سناتورها هستند.
معنی چنین وضعیتی آن است که هر طرح و لایحه ای که با هدف گسترش خدمات اجتماعی و رفاهی به بهای کاسته شدن از منابع درآمد این ثروتمندان ارائه شود، راهی برای تصویب در این دو مجلس پیدا نخواهد کرد، زیرا میلیونرهایی که باید این قوانین را تصویب کنند اول به جیب خود می اندیشند. (irna.ir)
- رابرت لیبرمن استاد علوم سیاسی در دانشگاه کلمبیا در کنفرانسی در شورای روابط خارجی آمریکا اظهار داشت که توزیع درآمدها، بیش از هر زمان دیگری ناعادلانه است. یک درصد ثروتمند جامعه شاهد دویست و هفتاد و پنج درصدی درآمدش در سی سال اخیر است و به موازات این، بیست و پنج درصدی که فقیرترین ها را تشکیل می دهند فقط هجده درصد افزایش درآمد داشته است اما نابرابری های واقعی نه ناشی از توزیع نامناسب، بلکه از دستمزدهای پایین ناشی می شود.
- دکتر'کاتیا هادسون'دانشگاه 'تورنتو' کانادا استاد رشته جامعه شناسی سیاسی می گوید: جنبش 'وال استریت' خواهان پایان بخشیدن به تاثیر پول در سیاست آمریکا است و به دنبال ایجاد نظام پایدار اقتصادی و سیاسی در آمریکا است که دارای دو بعد داخلی و بین المللی است.
وی با بیان اینکه این جنبش در بعد داخلی، خواهان پایان بخشیدن به تأثیر پول در سیاست آمریکا است، می افزاید: اعضای این جنبش در بعد بین المللی با حاکمیت شرکت های بزرگ و سرمایه داران بر نظام اقتصاد جهانی مبارزه می کنند. این جنبش اجتماعی، فکری، فرهنگی و سیاسی می تواند نظامی را پیشنهاد کند که بر اصول انسان گرایی و مردم سالاری استوار باشد
خانم هادسون با بیان اینکه وخامت بحران اقتصادی آمریکا که از سال 2007 شروع شده به حدی است که 48 میلیون نفر از مردم این کشور فاقد بیمه اجتماعی شدند، تصریح می کند: در آمریکا فردی که بیمه اجتماعی نداشته باشد حتی از تحصیل هم محروم می شود.
این استاد جامعه شناسی معتقد است که با وخیم شدن وضعیت زندگی مردم، بیکاری، افزایش تورم و افزایش هزینه های نظامی در آمریکا خشم مردم آمریکا به اوج خود رسید و منجر به شکل گیری قیام علیه وال استریت به عنوان نماد نظام سرمایه داری شده است.(irna.ir)
1-10. روش تحقیق
بنا بر انواع روش های مطالعاتی در تحقیقات، تحقیق حاضر بر اساس روش توصیفی - تحلیلی طراحی و تولید شده است؛ زیرا درصدد توصیف جنبش ضد وال استریت بوده و به بررسی و تحلیل ریشه ها و دلایل پیدایش و گسترده شدن آن می‌پردازد.
در این تحقیق از منابع حتی الامکان دست اول برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است و منابع مورد نظر عمدتا منابع نوشتاری و همین طور اینترنتی می باشند.
1-11. موانع، مشکلات و محدودیت‌های تحقیق
یکی از مهمترین موانع و محدودیت های انجام این تحقیق عدم دسترسی آسان به منابع درجه اول و قابل استناد می باشد. کمبود منابع از آن جهت است که این موضوع به لحاظ زمانی از پیشینه کوتاهی برخوردار بوده است و منابع مهمی نیز در این زمینه به فارسی ترجمه نشده است.
همچنین از وجود مشکلاتی که در جمع آوری و گردآوری مطالب بر سر راه محقق بود وجود مقالات ژورنالیستی و روزنامه ای است که فضای علمی این موضوع را به حاشیه رانده اند چرا که غالبا با نگاهی ظاهری و سطحی به مسئله پرداخته اند. عدم دسترسی آسان و بعضا گران کتاب های مورد نیاز نیز از جمله سختی های کار به حساب می آمد .
1-12. سازماندهی تحقیق
فصل اول این تحقیق به تشریح کلیات تحقیق که طرح مسأله، ضرورت تحقیق، هدف تحقیق و تاریخچه بحث را شامل می شود، پرداخته و فصل دوم به نقد سرمایه داری در چارچوب نظری با مروری بر نظریات متفکران و سپس جمع بندی آنها در قالب چارچوب مفهومی اختصاص یافته است. فصل سوم؛ با نگاهی به مهمترین جنبش های اجتماعی در آمریکا به مسئله جنبش وال استریت به طور واضح تری می پردازد و در فصل چهارم به بررسی تحلیلی و آماری ریشه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تبعیض و نابرابری در آمریکا اختصاص یافته و در نهایت در نتیجه گیری خلاصه ای از تحقیق حاضر و نتایج به دست آمده مورد جمع بندی قرار می گیرد.
فصل دوم:
بررسی مبانی نظری نقد نظام سرمایه داری و بحران‌های ناشی از آن
نظام سیاسی- اقتصادی حاکم بر آمریکا نمونه اعلای یک نظام سرمایه داری نئولیبرال است و تاکنون بحران های زیادی همچون بحران ضد وال استریت را بوجود آورده است. در این فصل نظام سرمایه داری از مناظر مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا به نظریات مارکس به عنوان مهمترین منتقد جدی نظام سرمایه داری اشاره شده است و با ارائه مهمترین مفاهیم کلیدی در نقد نظام سرمایه داری، مفهوم بحران که، همزاد این نظام بوده تشریح و تبیین می گردد. از دیدگاه مارکس سرانجام نظام سرمایه داری به زوال و نابودی خواهد بود.
در ادامه به نظریات اهالی مکتب فرانکفورت و سایر متفکرینی که در این قلمرو اندیشیده اند و نظام سرمایه داری را به چالش کشانده اند پرداخته شده است و در نهایت با ارائه جدیدترین نظریه حول محور نقد نظام سرمایه داری به تبیین چارچوب تئوریک این پژوهش اشاره می شود. چارچوب مورد نظر مبتنی بر نظریه "بازفئودالی شدن" است که در دیدگاه های دو اندیشمند معاصر و متاخر، یورگن هابرماس و ریچارد بی فریمن تجلی یافته و مورد مداقه و تحلیل علمی قرار گرفته است.
2-1. دیدگاه های کارل مارکس درباره نظام سرمایه داری و نقد آن
کارل مارکس متفکری بود که تأثیرات ژرفی در تاریخ اندیشه فلسفی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر جای نهاده است.
مارکس بیش از هر متفکر دیگری به مسئله سرمایه داری پرداخته است و درباره بحران در نظام سرمایه‌داری اندیشیده و قلم زده است. هسته مرکزی در اندیشه‌ مارکس حول محور نقد نظام سرمایه‌داری است. او معتقد است که بحران، همزاد این نظام بوده و سرانجام آن را به سوی زوال و نابودی می‌کشاند.
به نظر مارکس، بزرگ و انبوه شدن در ذات سرمایه و ثابت ماندن در حکم مرگ آن است. او تلاش می‌کند تا ثابت کند که این رشد تا ابد ممکن نیست و در جایی به رکود و سپس بحران می‌کشد و آنگاه است که ساعت مرگ سرمایه فرا می‌رسد. مارکس اشکال سرمایه، مدارج گوناگون و مراحل دگردیسی آن را به تفصیل و با مثال‌های فراوان توضیح می‌دهد. (مارکس، ۱۳۶۳)
از نظر مارکس ؛ وقتی انسان‌ها در مسیر تکاملی‌شان مرحله ابتدایی و اشتراکی یعنی کمون اولیه را پشت سر می‌گذارند، برای برآورده ساختن نیازهای ثانوی خود درگیر یک همزیستی تنازع آمیز می‌شوند. اینجا تقسیم کار اجتماعی شکل می‌گیرد و تقسیم کار در جامعه بشری منجر به تشکیل طبقات متنازع می‌شود. (همان منبع)
در حقیقت جامعه از توازن متغیر نیروهای متضاد ساخته می‌شود. بر اثر تضادها و کشاکش‌های این نیروها، تغییر و دگرگونی اجتماعی پدید می‌آید. کشمکش اجتماعی ترجیع بند تکامل تاریخ و جامعه بشری است. نیروی محرک تاریخ نیز، همان شیوه ارتباط انسان‌ها در رهگذر کشمکش‌های شان برای بدست آوردن نیازهای زندگی از چنگ طبیعت است.
در این بخش، سعی می گردد که با استفاده از نظریات مارکس به عنوان یک نظریه پرداز حوزه اقتصاد سیاسی به بررسی و نقد نظام سرمایه داری پرداخته و مفروض خود که همان تبعیض و نابرابری در این نظام است، از رهگذر نظریات این اندیشمند مورد بررسی قرار گیرد.
2-1-1. تعریف مارکس از سرمایه داری
از دیدگاه مارکس؛ سرمایه‌داری به وجه تولیدی اطلاق می‌شود که به سوی ارزش‌افزایی یعنی تولید ارزش افزوده و انباشت سرمایه جهت‌گیری دارد. مشخصه اصلی آن مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و تقسیم جامعه به طبقه‌هاست. دو طبقه اصلی آن یکی دارندگان سرمایه و ابزار تولید، و دیگری کارگران‌اند که چیزی جز نیروی کار خویش برای فروش ندارند. (احمدی، 1385، 115ـ114)
مارکس معتقد است که؛ سرمایه‌داری بر اثر وجود رقابت، تولیدکنندگان کوچک و متوسط را یکی پس از دیگری نابود می‌کند و بزرگ مالکی توسعه می‌یابد، ارباب حرف و صنایع کوچک به صورت مزدوران تهی دست در می‌آیند و در نتیجه، روز به روز اکثریت قریب به اتفاق مردم تهیدست می‌شوند.
2-1-2. مفاهیم کلیدی در تشریح نظام سرمایه داری و نقد آن از دیدگاه مارکس
2-1-2-1. نظریه ارزش
اساس و پایه همه عقاید مارکس، نظریه ارزش اوست. عصاره نظریه مارکس این است که اساس ارزش، تنها بر "کار دستی" نهاده شده و تنها، بازوی انسان است که ممکن است خلاق ارزش باشد. اختراع، سازمان‌گذاری و مدیریت، هیچ کدام ارزش زا نیستند. مبنای ارزش هر کالای تولیدشده، تنها مقدار کار نهفته در آن است و این مقدار کار، تنها واحد معقول، مشترک و قابل سنجش است؛ تا بتوان برای ارزش کالاها و مبادله آنان یافت. (مارکس، ۱۳۶۳)
2-1-2-2. ارزش اضافی
ارزش اضافی، بر نظریه ارزش استوار است؛ چون به عقیده مارکس کار تنها عنصر تشکیل دهنده تولید است؛ بنابراین ارزش اضافی، تنها از کار منتج می‌شود. در واقع کارگران مولد هستند. ارزش اضافی تفاوت ارزش مبادله‌ای و ارزش مصرفی نیروی کار است. (همان منبع) اگر این تئوری را تجزیه کنیم، به دو نتیجه می‌رسیم:
- استثمار کارگران، اعم از اینکه سرمایه‌دار طرفدار کارگر باشد یا نباشد؛
- پول، وظیفه حقه بازی را به عهده می‌گیرد؛ که ارزشی زیادتر از ارزش واقعی به دست می‌آید. (همان منبع)
« لذا کوشش مارکس بر این است که نشان دهد که کار، توسط سرمایه استثمار می شود.ارزش لازم به صورت مزد به کارگر داده می‌شود و ارزش اضافی به صورت سود برای کارفرما باقی می‌ماند. ارزش لازم معادل هزینه حداقل معیشت کارگری است، اما این حداقل را وضعیت اجتماعی تعیین می‌کند.» (پولادی، 1383،190)
ارزش اضافی
ــــــــــــ = نرخ بهره‌کشی
ارزش لازم(مارکس،1386)
در روند رشد سرمایه و بازتولید آن، مارکس مراحلی مانند تجمع، انحصار و تمرکز را تشریح می‌کند. سرمایه تولیدی از آغاز دو بخش دارد: ثابت و شناور (ناپایدار). سرمایه شناور است که کار را به استخدام می‌گیرد (با تمایز میان کار مجرد و کار مشخص، کار مولد و غیرمولد). با ارزشی که بر اثر کار (یک نیروی اجتماعی) پدید می‌آید و به صورت کالا مجسم می‌شود، یک "ارزش اضافی" بر می‌گردد که سرمایه را باز هم فربه‌تر می‌کند. مارکس شکل‌های گوناگون ارزش افزوده یا اضافی را به صورت مفصل و فنی توضیح می‌دهد. . (مارکس، ۱۳۶۳)
2-1-2-3. سرمایه
سرمایه از دو قسمت سرمایه متغیر و ثابت تشکیل می‌شود:
- سرمایه متغیر(v) ؛ همان مولّد ارزش اضافی است؛ که برای پرداخت دستمزد اختصاص دارد.
- سرمایه ثابت (c) ؛ بقیه سرمایه که برای تولید به کار گرفته می شود.
اهمیت این تقسیم‌بندی در این است که سرمایه ثابت، به هیچ عنوان مولّد ارزش اضافی نیست. به همین علّت سرمایه را عقیم یا مرده نام نهادند. بنابراین نسبت c به v هرچه بزرگتر باشد، نرخ سود کمتر خواهد بود و به عکس. (همان منبع)
2-1-2-4. جریان کالا
مارکس معتقد است در نظام‌های قبل از سرمایه‌داری، هدف از تولید و فروش کالا رفع نیاز بوده و گردش "کالا -پول -کالا " جریان دارد و هیچ‌گونه ارزش اضافی‌ای تولید نمی‌شود. ولی در نظام اقتصاد سرمایه، هدف از تولید کسب سود است نه رفع نیاز و لذا جریان "پول -کالا -پول" حاکم بوده و از گردش آن ارزش اضافی تولید می‌شود. مبنای فکری این نظریه همان تفکیک اقتصاد طبیعی و اقتصاد پولی توسط ارسطو است. (همان منبع)
2-1-2-5. کاهش نرخ سود
سود در نظام اقتصاد سرمایه‌داری دائما رو به کاهش است. چرا که در این نظام، پیشرفت تکنیک؛ کارآفرینان را مجبور می کند، به خاطر رقابت، سرمایه ثابت را جایگزین سرمایه متغیر کنند. به این ترتیب سرمایه متغیر که تنها منبع ارزش اضافی است، دائما کاهش می یابد. (همان منبع)
2-1-2-6. نیروی کار
به عقیده او نیروی کار در سه مرحله خود را می نمایاند: 1- تعاون؛ این روش نسبت به کار فردی پیشرفت بارزی دارد ولی مقدمه سرمایه‌داری است.
2- تقسیم کار؛ گرچه کارگر را به صورت آلت بی اراده‌ای درآورده ولی مستلزم به وجود آمدن سازمان صحیح کار و مقدمه هایی برای جامعه سوسیالیستی است.
3- تمرکز نیروی کار همراه با به کار بردن ماشین؛ که کارگر را از هر نوع تخصص به دور داشته و مطیع دستگاه ها می‌نماید. (مارکس،1386)
2-1-2-7. زیربنا و روبنای جامعه
مارکس در مقدمه مبانی نقد اقتصاد سیاسی چنین می‌گوید:
« انسان‌ها در تولید اجتماعی خود وارد مناسبات یا روابط معینی با یکدیگر می‌شوند که گریزناپذیر و مستقل از آنهاست. این روابط که روابط تولید نامیده می‌شوند با مرحله معینی از رشد و تکامل نیروهای مادیِ تولید تناسب دارد. »(مارکس،1386)
این ساختار اقتصادی زیربنای جامعه است که روبنای سیاسی و حقوقی بر روی آن ساخته می‌شود. به عبارت دیگر از نظر مارکس، صورت‌بندی اقتصادی- اجتماعی جامعه شامل یک زیربنا و یک روبناست.
«زیربنا یا همان ساختار اقتصادی جامعه شامل: الف) نیروهای مادی تولید ب) روابط تولیدی است. بر این زیربنا یا به تعبیری ساختار اقتصادی، روبنایی پدید می‌آید که شامل آگاهی اجتماعی، سیاسی و حقوقی است.» (پولادی،1383، 184)
وی فرهنگ، سیاست، ایدئولوژی و مذهب را هم جزو رو بنا و اقتصاد را زیر بنای جامعه و شکل دهنده رو بنا می‌داند. از دیدگاه مارکس نیروهای تولیدی در رابطه انسان با طبیعت شکل می‌گیرند و رابطه انسان با انسان روابط تولیدی را سامان می‌دهد. رشد و تحول نیروهای تولیدی باعث تغییر و دگرگونی در روابط تولیدی می‌شود و این، تغییر در "شیوه تولید" را در پی خواهد داشت. (مارکس ،1386)
تغییر در شیوه تولید یعنی شکل‌گیری انقلاب واقعی در جامعه. پس تحول نیروهای تولیدی و اقتصادی از دیدگاه مارکس عامل انقلاب در جامعه است. این تغییر و انقلاب در زیر بنا منجر به تغییر در روبنای جامعه هم می‌شود. یعنی هرگونه دگرگونی در اقتصاد باعث دگرگونی در فرهنگ، سیاست، ایدئولوژی، مذهب و آگاهی اجتماعی خواهد شد.
از منظر مارکس اگر چه پدیده‌های تاریخی حاصل تأثیر و تأثر عوامل گوناگون هستند، اما در تحلیل نهایی، همه این عوامل "متغیر وابسته" و فقط عامل اقتصادی "متغیر مستقل" می‌باشد. کل روابط تولیدی، یعنی آن روابطی که انسان‌ها ضمن کاربرد مواد خام و فنون موجود برای دستیابی به اهداف تولیدی‌شان با یکدیگر برقرار می‌سازند، همان بنیادهای واقعی‌اند که رو ساختار فرهنگی کل جامعه بر پایه آنها ساخته می‌شود. روابط حقوقی و صورت دولت نیز ریشه در اوضاع مادی و اقتصادی زندگی دارند.(همان منبع)
در این رهیافت، روابط اجتماعی که مردم از طریق اشتراک در زندگی اقتصادی با یکدیگر برقرار می‌سازند، اهمیت درجه یک دارد. شیوه تولید اقتصادی که در روابط میان انسان‌ها خود را نشان می‌دهد، مستقل از هر فرد خاصی است و تابع اراده‌ها و اهداف فردی نیست.
2-1-2-8 . شیوه های تولید
پس از مرحله آغازین کمونیسم اولیه، مارکس چهار شیوه تولید عمده و پیاپی را در تاریخ نوع بشر در نظر گرفته بود: تولید آسیایی، باستانی، فئودالی و بورژوایی. هر یک از این شیوه‌های تولید از رهگذر تناقض‌ها و تنازع‌های پرورده در دل نظام پیشین پدید می‌آیند. تنازع‌های طبقاتی ویژه هر تولید خاص، به پیدایش طبقاتی می‌انجامند که دیگر نمی‌توانند در چارچوب نظم موجود منافع‌شان را تأمین کنند؛ در این ضمن، رشد نیروهای تولیدی به آخرین حدود روابط تولیدی موجود می‌رسد.
هرگاه که چنین لحظه ای فرا رسیده باشد، طبقات جدیدی که باز نماینده اصل تولیدی نوینی‌اند؛ شرایط مادی مورد نیاز برای پیشرفت آینده را می‌آفرینند. به هر روی روابط تولیدی بورژوایی،آخرین صورت تنازع در فرا گرد اجتماعی تولید است. هر گاه که این آخرین نوع روابط تولید متنازع از سوی پرولتاریای پیروز برانداخته شود، ماقبل تاریخ جامعه بشری به پایان خواهد رسید و اصل دیالکتیکی که بر تکامل پیشین بشر حاکم بود، دیگر از عملکرد باز خواهد ایستاد و در روابط انسان‌ها، هماهنگی، جانشین ستیزه اجتماعی خواهد شد. (مارکس ،1386)
2-1-2-9. طبقه، آگاهی طبقاتی، نبرد طبقاتی
طبقه به مجموعه‌ای از اشخاص گفته می‌شود که در سازمان تولید، کارکرد یکسانی دارند. طبقات جدید از دیدگاه مارکس، مالکان قدرت کار، مالکان سرمایه و مالکان زمین هستند که منبع درآمدشان به ترتیب عبارتند از: دستمزد، سود و اجاره زمین.تقسیم جامعه به طبقات، جهان‌بینی سیاسی، اخلاقی، فلسفی و مذهبی گوناگون را پدید می‌آورد، جهان‌بینی‌هایی که روابط طبقاتی موجود را بیان می‌کنند و بر آن گرایش دارند که قدرت و اقتدار طبقه مسلط را تحکیم یا تضعیف می کنند.
نظریه طبقاتی مارکس بر این باور است که؛ تاریخ جوامعی که تاکنون موجود بوده‌اند، تاریخ نبردهای طبقاتی است. بنا براین نظر، جامعه بشری همین که از حالت ابتدایی و به نسبت تمایز یافته‌اش بیرون آمد، پیوسته منقسم به طبقاتی بوده است که در تعقیب منافع طبقاتی‌شان با یکدیگر برخورد داشته‌اند. (مارکس ، ۱۳۶۳)
به نظر مارکس، منافع طبقاتی و برخورد قدرتی که همین منافع به دنبال می‌آورند، تعیین کننده اصلی فراگرد اجتماعی و تاریخی هستند. تحلیل مارکس پیوسته بر این محور دور می‌زند که چگونه روابط میان انسان‌ها با موقعیت‌شان در ارتباط با ابزارهای تولید شکل می‌گیرند؛ یعنی این روابط به میزان دسترسی افراد به منافع نادر و قدرت‌های تعیین کننده بستگی دارند. وی یادآور می‌شود که دسترسی نابرابر به این منابع و قدرت‌ها در همه زمان‌ها و شرایط به نبرد طبقاتی مؤثری نمی‌انجامد؛ بلکه مارکس تنها این نکته را بدیهی می‌داند که امکان درگیری طبقاتی در ذات هر جامعه تمایز یافته‌ای وجود دارد زیرا که چنین جامعه‌ای میان اشخاص و گروه‌هایی که در درون ساختار اجتماعی و در رابطه با ابزار تولید پایگاه‌های متفاوتی دارند، پیوسته برخورد منافع ایجاد می‌کند.
کارل مارکس در پیشگفتار کتاب سرمایه، چنین می‌نویسد که در نظام سرمایه داری با افراد تنها به عنوان تشخص مقوله‌های اقتصادی و تجسم روابط و منافع ویژه طبقاتی سروکار پیدا می‌کنیم. وی عملکرد سایر متغیرها را انکار نمی‌کند، اما نقش طبقات را تعیین کننده می‌داند. مکان‌های گوناگونی که انسان‌ها در طبقات اشغال می‌کنند به "منافع طبقاتی" گوناگونی نیز می‌انجامد. این منافع گوناگون از آگاهی طبقاتی یا فقدان آن در میان افراد بر نمی‌خیزد، بلکه از جایگاه‌های عینی‌شان بر فراگرد تولید مایه می‌گیرند. انسان‌ها ممکن است به منافع طبقاتی‌شان آگاه نباشند اما باز همین منافع آنها را جهت می‌دهد . (مارکس ،1386)
در نتیجه روابط اجتماعی تولید با دگرگونی و تحول ابزارهای مادی تولید و نیروهای جامعه دگرگون می‌شوند. در یک نقطه معین، روابط اجتماعی دگرگون شده تولیدی با روابط مالکیت موجود، یعنی با شیوه تقسیم بندی‌های موجود میان مالکان و غیر مالکان تضاد پیدا می‌کنند. همین که جامعه به چنین نقطه‌ای می‌رسد، نمایندگان طبقات رو به تعالی، روابط موجود مالکیت را مانع تکامل بیشترشان تلقی می‌کنند. این طبقات که دگرگونی در روابط مالکیت موجود را به عنوان تنها راه تعالی شان تشخیص می‌دهند، طبقاتی انقلابی می‌شوند. بر اثر تضادها و تنش‌های موجود بر چارچوب ساختار رایج اجتماعی، روابط اجتماعی تازه‌ای تحول می‌یابند و این روابط به نوبه خود به تضادهای موجود دامن می‌زنند.

—d1809

مهم‏ترین دلایل کسانى که بیننده شبکه‏هاى ماهواره‏اى نیستند، عبارتند از: نداشتن ماهواره، نداشتن علاقه، آثار سوء و بدآموزى و عدم انطباق با فرهنگ ایرانى و نداشتن وقت.همچنین از نظر پاسخگویان، مهم‏ترین آسیب‏هاى ماهواره براى جوانان عبارتند از: بدآموزى، تضعیف اعتقادات دینى، انحرافهاى فکرى، و جذب جوانان به فرهنگ غربى.البته 11 درصد پاسخگویان اظهار داشته‏اند برنامه‏هاى ماهواره براى جوانان ضررى ندارد.
در خصوص اثرات مثبت و منفى برنامه‏هاى ماهواره، پاسخگویان با گزینه‏هاى زیر موافق و کاملاً موافق هستند: گرایش جوانان به فرهنگ غربى را زیاد مى‏کند، گرایش به بى‏بند و بارى را در مردم زیاد مى‏کند، پایبندى مردم به دین را تضعیف مى‏کند، عامل بروز ناآرامى و اغتشاش در کشور است، روحیه مردم را شاد مى‏کند و اخبار واقعى از ایران را در اختیار مردم مى‏گذارد. 51 درصد پاسخگویان با آزاد شدن ماهواره موافق و 49 درصد مخالف هستند.
از نظر پاسخگویان اقدامات ذیل در کاهش تمایل مردم به تماشاى ماهواره در حد زیاد و خیلى زیاد مؤثر است: افزایش کیفیت، تنوع و جذابیت برنامه‏ها، توجه به نیازهاى مردم در تولید برنامه‏ها و تخصصى شدن شبکه‏هاى داخلى.
70 درصد پاسخگویان مهم‏ترین اهداف شبکه‏هاى ماهواره‏اى را اهداف ضد فرهنگى، تضعیف دین و ایجاد اغتشاش در کشور دانسته‏اند. برخى مواردى که پاسخگویان ذکر کرده‏اند عبارتند از: گمراه کردن جوانان، تهاجم فرهنگى، تضعیف دین، اغتشاش در کشور، ترویج بى‏بندوبارى، منفعت مادى، انحراف اخلاقى، از بین بردن خانواده و از بین بردن اتحاد.
مهم‏ترین پیشنهاد پاسخگویان براى استفاده کمتر مردم از ماهواره عبارتست از: تنوع برنامه‏ها، توجه به کیفیت، توجه به شادى و سرگرمى، جذابیت و بیان واقعیت.
مقایسه نتایج نظرسنجی با نظر سنجی سال گذشته
میزان بینندگان ماهواره در شهرهاى مرکز استان در کشور نسبت به سال گذشته با افزایش 8 درصدى از 34 درصد به 42 درصد رسیده است. هم‏چنین میزان کسانى که در حد زیاد علاقه‏مند به تماشاى برنامه‏هاى ماهواره هستند، با افزایش 6 درصدى از 28 درصد به 33 درصد رسیده است و کسانى که اصلاً علاقه‏اى به تماشاى ماهواره ندارند با کاهش 5 درصدى از 40 درصد به 35 درصد کاهش یافته است. در حال حاضر میزان رجوع به شبکه‏هاى ماهواره‏اى در شهرهاى مرکز استان با بینندگان ماهواره در شهر تهران برابرى مى‏کند.
افزایش جذابیت و تنوع برنامه‏هاى ماهواره‏
رویکرد فرهنگى شبکه‏هاى ماهواره‏اى در مقایسه با جذابیت کم برنامه‏هاى رسانه ملى، مهم‏ترین دلیل افزایش رویکرد مردم به ماهواره مى‏باشد. در حال حاضر در حدود 70 شبکه فارسى ماهواره‏اى وجود دارد که پرمخاطب‏ترین آن‏ها، فارسى‏وان (نمایش فیلم) و شبکه من و تو (سرگرمى و تفریحى) مى‏باشد. 23 درصد از کل پاسخگویان، بیننده فارسى وان و 19 درصد، بیننده من و تو هستند. اگرچه شبکه بى.بى.سى فارسى با رویکرد سیاسى 21 درصد بیننده دارد اما مهم‏ترین رویکرد مردم به ماهواره، برنامه‏هاى فرهنگى آن مى‏باشد. قابل توجه است که در حدود 70 درصد پاسخگویان، برنامه‏هاى ماهواره را در بعد فرهنگى و دینى «مخرب» دانسته‏اند و باعث اغتشاشات سیاسى قلمداد کرده‏اند اما با این حال 60 درصد اذعان داشته‏اند برنامه‏هاى ماهواره باعث شاد شدن روحیه مردم مى‏شود. یعنى: بییندگان ماهواره در غیاب برنامه‏هاى جذاب و متنوع در رسانه ملى به ناچار به سمت ماهواره سوق پیدا مى‏کنند.
نتایج این نظر سنجی که با توجه به غیرقانونی بودن نگهداری وتماشای ماهواره در کشور و خودسانسوری بخشی از پاسخ دهندگان بدلایل اخلاقی و احساس ناامنی باید آن را خوش‌بینانه در نظر گرفت این است که مخاطب ماهواره در کشور به‌شدت رو به افزایش است. این افزایش هم در بعد کمی رخ داده وظرف یکسال 8درصد افزایش یافته است و هم در بعد کیفی رخ داده و از قشر متوسط و با توانایی مالی متوسط به بالا ساکن پایتخت کشور به ساکنین کل کشور تعمیم یافته است و موجب بروز گسست ارزش وهنجارهای دوگانه در جامعه می گردد.
چرا که اکثر مخاطبان با اطلاع از پیامدهای اخلاقی وسیاسی این رسانه اقدام به تماشای شبکه های ماهواره ای می نمایند بنابرین دارای یک نظام ارزشی دوگانه در نظر وعمل می باشند. نتیجه این روند فاصله کردن نظام رفتاری مخاطب با هنجارهای رسمی می باشد و بروز تناقضات رفتاری به فراگیرشدن ناهنجاری در جامعه می انجامد.
در صورتی که روند افزایش مخاطب شبکه‌های ماهواره‌ای که درسال گذشته هشت درصد افزایش یافته در سال جاری ادامه یابد، میزان مخاطب ماهواره در جامعه از 42 درصد فعلی به بیش از50 درصد یعنی اکثریت مردم می‌انجامد.
چگونه می توان با پدیده من وتو، MBC فارسی، فارسی 1 و سایر شبکه های ماهواره ای در حال ظهور برخورد کرد آیا با ارسال پارازیت موضوع قابل حل است که اگر اینگونه بود شاهد رشد تصاعدی مخاطبان و اثرگذاری این شبکه ها نبودیم، به گونه ای که بنا برنظرسنجی رسمی مرکز تحقیقات سازمان. صداوسیما، بیننده ماهواره در سراسر کشور از مرز 42 درصد عبور کرده است.
2-2-1- انحصار و نفی فرصتهای رسانه ایاز سوی دیگر ظرفیت اجرایی، مالی و مدیریتی سازمان صدا و سیما نیز دارای محدودیت های طبیعی می باشد، اگرچه رفع تنگ نظری ها، با استفاده از هنرمندان و فیلمسازان توانا و بهبود شرایط مدیریت و فنی صدا و سیما بر توانمندی‌های این مجموعه عظیم قطعا خواهد افزود و فرصت بروز استعدادهای کارکنان این سازمان را فراهم می کند، اما نمی‌توان انتظار داشت در دنیای متنوع و متکثر کنونی به ازای تاسیس هر شبکه بیگانه، صدا و سیما شبکه تلویزیونی مشابهی را راه اندازی کند.
بنابر این به نظر می رسد تنها راه مقابله با موج جدید تهاجم تلویزیونی، شکستن انحصار در تلویزیون و گشودن مسیر حضور بخش خصوصی و مردمی در این عرصه است تا پتانسیل و ظرفیت به مراتب بیشتری از شرایط فعلی به ظرفیت محدود صدا و سیما برای تولید و پخش برنامه ها اضافه شود.
طبیعی است سیاست گذاری، مدیریت و کنترل تلویزیون خصوصی در داخل کشور، مزیت فراوانی به فضای کنونی که نظام هیچ گونه کنترل محتوایی بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ندارد و این شبکه ها به ترویج انواع و اقسام ناهنجاری های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی و دینی می پردازند، دارد و در صورت ورود بخش خصوصی به این عرصه بازوی دیگری در کنار سازمان صداو سیما در میدان ستیزه و تقابل فرهنگی ایجاد می‌شود که می‌تواند نیاز فزاینده و عطش فرهنگی جامعه به تنوع و تکثر در برنامه های تلویزیونی را بدون ایجاد بار مالی انسانی و ساختاری برطرف سازد.
در این راه با توجه به تصریح اصل 44 قانون اساسی مبنی بر انحصار فعالیت سازمان صدا و سیما مستثنی شدن این سازمان از سیاست های کلی اصل 44 )مقام رهبری،1384) که درخرداد سال 1384 توسط رهبر انقلاب ابلاغ شد و سایر انحصارات در بخش‌های اقتصادی را شکست.
یکی از مسیرهای تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی در کشور، می‌تواند تهیه سیاست‌های کلی اصل 44 در حوزه رسانه توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام و تایید و ابلاغ آن توسط رهبر انقلاب مشابه سایر سیاست های کلی می باشد.
اقدام دیگر تدوین و تقویت قانون تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی توسط مجلس شورای اسلامی است تا بستر قانونی لازم را برای فعالیت در این عرصه فراهم آورد که در این مسیر تجربیات سایر کشورها به ویژه کشورهای مشابه نظیر افغانستان، پاکستان، مالزی و ترکیه که طی دو دهه اخیر این مسیر را پیموده اند بسیار راهگشا خواهد بود.
همزمان، پیشگام شدن نهادهای عمومی نظیر جهاد دانشگاهی، سازمان تبلیغات اسلامی، خبرگزار ی جمهوری اسلامی و سایر نهاد ها و بنیادهای مشابه در تاسیس شبکه های تلویزیونی خارج از صداوسیما یا واگذاری برخی از شبکه های موجود به این نهادها است که انحصار موجود در مدیریت رادیو و تلویزیون به نحوی تدریجی رفع گردد، تجربه موفق خبرگزاری‌های غیردولتی ایسنا، مهر و فارس که توسط نهادهای غیردولتی برای شکستن انحصار خبرگزاری‌های دولتی ایرنا و واحد مرکزی خبر انجام شد، می تواند الگوی تاسیس تلویزیون غیردولتی نیز باشد.
نکته مهم در این میان لزوم توجه به حفظ ابزارهای حاکمیتی برای مدیریت و کنترل شبکه های خصوصی است که در بخش پخش امواج و فرستنده های تلویزیونی می تواند کنترل حاکمیتی حفظ گردد تا زمینه نگرانی ها برای سوء استفاده از تلویزیون خصوصی علیه فرهنگ و امنیت ملی رفع گردد.
در این میان عدم مخالفت و مقاومت مدیران صدا و سیما در برابر ایجاد و فعالیت رادیو تلویزیون خصوصی یکی از ملزومات تسریع در پیمودن این مسیر است.
مدیران صدا و سیما نباید تاسیس تلویزیون خصوصی را تهدیدی برای خود و جایگاه این سازمان بدانند چرا که با توجه به پیشینه و امکانات مالی و فیزیکی صدا و سیما، این سازمان عملا رقیبی غیر قابل جایگزینی برای شبکه های تلویزیونی خصوصی خواهد بود. اما شکل گرفتن فضای رقابت و نوآوری می تواند موجب خلق فرصت ها، شناسایی نیروها و ایجاد نشاط در این عرصه شود که در بهبود عملکرد رسانه ملی نیز موثر خواهد بود.
در این شرایط، به نظر می رسد، پرداختن جدی به مقوله تاسیس تلویزیون خصوصی نه به عنوان یک ایده و آرزو بلکه به مثابه واقعیتی اجتناب ناپذیر در قرن 21 که با حضور رسانه های نوین و دیجیتال نظیر تلویزیون اینترنتی و هزاران شبکه ماهواره ای تلویزیون عملا دوره انحصار در رسانه ها را خاتمه داده است، یک نیاز ضروری جامعه است.
بنابراین موضوع شکسته شدن انحصار در رادیو تلویزیون از مسائل امروز جامعه است که با توجه به تحولات تکنولوژیک و ورود شبکه های ماهواره ای و تلویزیونهای وب و همچنین تکثر دیدگاههای داخل کشور مورد توجه افکارعمومی وصاحب نظران می باشد.
3-1- مساله اصلی تحقیقبا گذشت بیش از سه دهه از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، تبیین الگوی مطلوب نظام رادیو - تلویزیونی کشور تا کنون انجام نشده است.
تفسیر رسمی اصل 44 قانون اساسی بر انحصار دولتی رادیو تلویزیون در کنار تعدادی دیگر از حوزه های اقتصادی تاکید دارد و بر این اساس نظام رسانه ای موجود در ایران بر اساس ساختار انحصار دولتی رادیو- تلویزیون، خبرگزاری‌های دولتی و عمومی و مطبوعات دولتی، عمومی و خصوصی شکل گرفته است، اما آیا این الگو تامین کننده نیازهای کشور و بهترین ساختار ممکن رسانه ای برای جمهوری اسلامی است؟
واقعیت آن است که هم اکنون نیازهای فراوانی در حوزه رسانه ها به ویژه در شاخه رسانه های دیداری- شنیداری وجود داردکه تاکنون به آن پاسخ داده نشده و منجر به بروز بسیاری از ناهنجاری ها به ویژه گسترش روزافزون مخاطب شبکه های ماهواره ای و استفاده از محصولات فرهنگی غیر مجاز شده است، این موضوع علاوه بر پیامدهای نامطلوب فرهنگی و اجتماعی و آثار زیان بار اخلاقی، دارای تاثیرات منفی فراوانی در سایر حوزه ها به ویژه عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
به نظر می‌رسد، طراحی و تبیین الگوی رسانه های دیداری – شنیداری کشور ، متناسب با اهداف نظام جمهوری اسلامی و تامین‌کننده نیازهای کنونی جامعه یکی از ضرورت های امروز کشور باشد، که مساله اصلی این تحقیق می‌باشد. با توجه به وجود انحصار دولتی در بخش رادیو تلویزیون به نظر می‌رسد شکسته شدن این انحصار و امکان‌سنجی تاسیس رادیو تلویزیون غیردولتی، مهمترین بخش این الگو باشد که به صورت ویژه در این تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.
لازم به ذکر است فارغ از مباحث تئوریک و مبانی اسلامی الگوی مذکور، تحولات اخیر در حوزه فن‌آوری و ظهور رادیو - تلویزیون دیجیتال و رادیو-تلویزیون وب و همچنین سهولت دسترسی به شبکه های ماهواره ای تداوم وضعیت موجود و حفظ انحصار دولتی در رسانه‌های دیداری- شنیداری را غیر ممکن کرده است و در صورت عدم توجه به تدبیر مناسب برای حل این مساله، خلأ موجود اجتماعی در حوزه رسانه، خود به نیازهای برآورده نشده در این حوزه پاسخ خواهد داد.
حفظ امنیت و منافع ملی در جوامع در حال گذار، منوط به توسعه همه جانبه، پایدار و موزون است. در این میان توسعه فرهنگی منوط به تعامل خرده‌فرهنگ‌های داخلی، دادوستد میان فرهنگ ملی ایرانی با دیگر فرهنگ‌ها، مدیریت چالش‌های فرهنگی موجود، بسط و توزیع کالاها و خدمات فرهنگی به سراسر کشور و استیفای حقوق فرهنگی شهروندان است. براساس این ضرورت، رادیو وتلویزیون باید قادر باشند به‌عنوان رسانه‌ای اثرگذار، چالش‌های فرهنگی موجود را مدیریت کنند.
با توجه به دیدگاههای گوناگون و شاید متضاد در مورد تاسیس و فعالیت شبکه های خصوصی به نظر می رسد، "قانون اساسی فقط تکلیف سازمان موجود رادیو و تلویزیون را معین کرده است اما نفی کننده رادیو – تلویزیون‌های خصوصی نیست "(محمدی1379) و جز در اصل 44 که با سیاستهای کلی ابلاغ شده توسط رهبرانقلاب موانع مرتفع گردیده است، صراحتی در قانون اساسی جهت منع فعالیت بخشهای غیردولتی در حوزه رادیو-تلویزیون وجود ندارد.
بنابراین مساله اصلی تحقیق، یافتن الگوی کارآمد برای نظام رسانه‌ای دیداری وشنیداری کشور است، در طراحی این الگو بررسی مهمترین موضوع، بررسی ضرورت امکان ایجاد تکثر ساختاری در رادیو تلویزیون رسمی ایران می باشد.
4-1- پیشینه تحقیق1-4-1- سوابق داخلی: اقتدارگرایی تلویزیون دولتی
محمدی(1379) در کتابی با عنوان سیمای اقتدارگرایی تلویزیون دولتی ایران ضرورت تاسیس تلویزیون خصوصی را مورد بررسی قرارداده وپیش نویس قانون تاسیس تلویزیون خصوصی را ارائه داده است.
لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی
نقبایی (1383) در رساله کارشناسی ارشد خود در رشته ارتباطات، لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی در ایران از نگاه اساتید ارتباطات را بررسی کرده است.
وی با جمع آوری اطلاعات میدانی از اساتید ارتباطات به این نتیجه رسیده است که:
اکثریت مطلق اساتید موافق با تدوین قانون خاص تلویزیون خصوصی،و موافق با محو شدن انحصار رسانه ای دولتی با پیدایش تکنولوژی نوین ،افزایش توجه مدیران و گردانندگان رسانه مستقل و خصوصی به نیاز و دیدگاه جامعه، خواسته مردم در جهت تکثر اطلاعات ، عدم پاسخگویی اصل 175 قانون اساسی به تحولات اخیر در حوزه رسانه، عدم تامین نیازهای جامعه توسط صداوسیماو گرایش افراد به رسانه های برون مرزی، وموافق تاسیس تلویزیون خصوصی میباشند.
نظام های تلویزیونی
محمودیان(1376) در رساله کارشناسی ارشد با عنوان پژوهشی در نظامهای تلویزیونی سرمایه داری، بلوک شرق وجهان سوم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز ارتباط میان نظام مالکیت وکارکرد رادیو تلویزیون را بررسی کرده وبه نتایج زیر رسیده است.
در نظام تلویزیونی جوامع سرمایه داری، هدف اصلی جنبه اقتصادی است که سعی در تحقق آن دارند.
در نظام تلویزیونی جوامع سوسیالیستی برخلاف اساس القائات ایدئولوژیک، در این زمینه موفقیتی به دست نیامده است.
در نظام تلویزیونی کشورهای جهان سوم تلویزیون ابزاری برای نفوذ و قدرت کشورهای سلطه گر در آن جوامع است.
چشم انداز رادیو تلویزیون
اکبرز‌اده(۱۳۸۶) در پژوهشی با‌عنو‌ان‌: چشم‌ ‌اند‌از تحولات‌ ر‌ادیو و تلویزیون‌ در ‌ایر‌ان‌ که برای وز‌ارت‌ فر‌هنگ‌ و ‌ارشاد ‌اسلامی‌ انجام شده است ، به این نتیجه رسیده است :
امکان راه‌اندازی تلویزیون تعاملی در کشور به دلیل مشکلات ''اجتماعی و فرهنگی''، ''فنی و تولیدی'' و ''حقوقی و قانونی'' در آینده نزدیک، میسر نیست.
براساس این تحقیق، راه‌اندازی تلویزیون کابلی در تهران حداقل به 300 تا 400 میلیارد تومان سرمایه‌گذاری و نیروی متخصص و کارآمد نیاز دارد.
این محقق تلویزیون تعاملی را متفاوت از تلویزیون دور از تخیل دانسته و برنامه‌ها و خدمات آن را شامل سرویس 24 در 7، مسابقات تلویزیونی، بازی از طریق اینترنت، آگهی‌های بازرگانی تعاملی، سفارش و خرید، ویدئوی درخواستی، راهنمای الکترونیک برنامه، دسترسی به اینترنت و رای‌گیری ارزیابی کرده است.
وی در خصوص تفاوت تلویزیون سنتی و تعاملی نتیجه گرفته است: در تلویزیون تعاملی بیننده فعال است و برنامه‌ها نیز از جذابیت بیشتری برخوردارند و دسترسی به کانال‌های متعدد نیز امکان‌پذیر است.
ارکان تلویزیون ملی ایران
منشی (1350) در رساله کارشناسی ارشد خود باعنوان ارکان سازمان تلویزیون ملی ایران در دانشگاه شهید بهشتی نقش تلویزیون بخش خصوصی قبل وبعد از ادغام در بخش دولتی را بررسی کرده است.
تأسیس رادیو تلویزیون خصوصی
حسینی پاکدهی (1375) در پایاننامه کارشناسی ارشد با عنوان مسأله تأسیس رادیو تلویزیون خصوصی در ایران: نظرسنجی از متخصصان و مسئولان، که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، انجام شده است، به این موضوع پرداخته است، پاسخگویان این تحقیق را که به روش کیو انجام شده است، دو گروه متخصصان و مسئولان رسانه تشکیل دادهاند.
بر اساس این تحقیق، سه چهارم پاسخگویان عقیده داشتند که عملکرد رادیو و تلویزیون مناسب و مطلوب نیست و سازمان صداوسیما در جهت تحقق مهمترین وظایف و نقشهای خود گام برنمیدارد. همچنین یک پنجم پاسخگویان به فعالیت رادیو و تلویزیون با ساختار دولتی و خصوصی در کنار یکدیگر به عنوان ساختار پیشنهادی رادیو و تلویزیون با ساختار دولتی و خصوصی در کنار انحصار اطلاعات چه توسط بخش دولتی و چه بخش خصوصی مخالف بوده و آنرا موجب فروپاشی سلسله اعصاب جامعه و عقبماندگی فرهنگی دانستهاند. به علاوه بر این باور بودهاند که رادیو و تلویزیون بیش و پیش از هر چیز باید به آگاهیدهی، هشیارسازی، اطلاعرسانی، آموزش، ترتیب و تحکیم وحدت و حفظ هویت فرهنگی و ملی بپردازند و نه سرگرمی و تفریح.
ضرورت تاسیس تلویزیون خصوصی
محمدی(1388)، در رساله کارشناسی ارشد خود با عنوان " بررسی ضرورت های تأسیس و مصرف تلویزیون خصوصی در ایران و ترسیم الگوی مطلوب برای آن"، در دانشکده صداوسیما این موضوع را بررسی کرده است.
در این پژوهش که با به کارگیری دو روش اسنادی-کتابخانه ای و مصاحبه عمیق انجام گرفته، کوشش شده است تا ضرورت های تأسیس و مصرف تلویزیون های خصوصی در ایران بررسی و الگویی برای گذار از شرایط انحصار کنونی و ورود به فضایی که در این رساله از آن به عنوان بازار پیام یاد می شود، ترسیم گردد. ریشه یابی دلایل انحصار دولتی تلویزیون در ایران، آشنایی با شیوه عمل و تجربه برخی کشورها در داشتن هردو تلویزیون دولتی و خصوصی، پیش بینی آسیب های احتمالی ناشی از راه اندازی تلویزیون خصوصی در کنار تلویزیون دولتی و راهکارهای اجتناب از این آسیب ها نیز سایر اهداف این پژوهش را تشکیل می دهد. در نهایت، با بررسی اظهارات صاحب نظران ارتباطات و رسانه و مطالعه قوانین رسانه ای کشورهای افغانستان، پاکستان، ترکیه و لبنان که نشان می داد در این کشورها صدور مجوز و نظارت بر تلویزیون های دولتی و خصوصی بر عهده نهادهای شورایی، با سطح اختیارات متفاوت، قرار دارد، الگویی هفت بخشی حاوی شروط لازم جهت گذر از انحصار و ورود به شرایط تکثر در رسانه های دیداری و شنیداری ارائه شده است.
بخش اصلی این تحقیق مصاحبه با 17تن از اساتید و خبرگان حوزه رسانه وتحلیل محتوای این مصاحبه ها می باشد که محقق بر اساس آن الگوی صدور مجوز ونظارت بر رادیو تلویزیون خصوصی و زمینه های موفقیت وشکست آن را تبیین می کند.
نظام حقوقی مطلوب رادیو تلویزیون ایران
حسینی پاکدهی(1382) در رساله دکترا در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، موضوع نظام حقوقی مطلوب رادیو تلویزیونی در ایران را بررسی کرده است. در این پژوهش محقق با مروری برنظریه ها ونظام های رسانه ای، مدل رادیو تلویزیون خدمت عمومی را به‌عنوان مدل منتناسب با قانون اساسی وارزشهای علمی واخلاقی دانسته است.
تحقیق مذکور که با استفاده از روش اسنادی انجام شده است ، 5 فرضیه را درباره نظام رسانه ای فعلی ومطلوب ایران ارائه کرده وبه بررسی آنها پرداخته است، وی وضعیت فعلی سازمان صداوسیما را متناسب با اهداف ، انتظارات و ظرفیتهای موجود در قانون اساسی نمی داند.
در بخش دیگر این پژوهش بررسی تطبیقی میان نظام رسانه ای ایران وتعدادی از کشورهای غربی انجام شده است.
در پایان این پژوهش پنج پیشنهاد به عنوان نخستین گامهای اساسی برای دستیابی به نظام مطلوب رادیو- تلویزیون ارائه گردیده است.
2-4-1- پیشینه خارجی1) بایا(2008) در تحقیقی با عنوان «تمرکز در مالکیت رسانه در رومانی: تقویت یا تضعیف تکثر و آزادی رسانه ای» که در دانشگاه تیمچورا رومانی انجام شده است، موضوع تاثیر تمرکز در مالکیت رسانه ها بر آزادی و تمرکز را بررسی کرده است.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که لزوما تمرکز در مالکیت رسانه یک روند منفی در زمینه آزادی و تکثر نیست اما باید در زمینه قوانین و زمینه فعالیت بخش محتوایی (سردبیری) رسانه ها و بخش تجاری آن شفاف سازی صورت گیرد.
2) در تحقیقی که پروسر ( 1992) در مرکز مطالعات اجتماعی دانشگاه شفیلد با عنوان « رادیو تلویزیون عمومی و انحصار زدایی در بریتانیا » انجام داده است، روند انحصار زدایی و خصوصی سازی رادیو تلویزیون در انگلستان بررسی شده و محقق به این نتیجه رسیده که قوانین نانوشته و غیر رسمی، محدودیت های جدی را برای قوانین رسمی در زمینه فعالیت ایجاد می کند. محقق به این نتیجه رسیده که در بریتانیا تلاش برای دستیابی به یک سیستم بازار محور و شفافیت در موضوع رادیو تلویزیون عمومی شکست خورده است و مدل جدید باید الزاماتی جهت حفظ BBC و کانال های 3 و 4 در یک شرایط رقابتی و غیر محدود از نظر قانونی فراهم کند.
3) در تحقیقی که توسط کارزیگس ( 1994) در دانشگاه سانیو مالزی با عنوان « انحصار زدایی در توسعه تلویزیونی ملت های آسیایی، مورد کاوی روند مالزی» صورت گرفته است، محقق با بررسی موانع سیاسی، فرهنگی و ساختاری توسعه رادیو تلویزیون و عبور از انحصار، تاثیر ورود تکنولوژی های جدید در این حوزه را بررسی کرده است، و با بررسی روند سایر کشورهای آسیایی، و ساختار تلویزیونی مالزی، عبور از انحصار و پذیرش انحصار زدایی در این حوزه را با توجه به تحولات تکنولوژیکی و جهانی گرایی، ناگزیر ارزیابی کرده است.
4)در تحقیقی که اسپیشال (1992)در دانشگاه لابلاجنا با عنوان « رسانه خصوصی و دموکراسی گرایی در اروپای شرقی» انجام داده است، محقق با برسی محیط فرهنگی و اجتماعی کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی شوروی و زمینه های ایدئولوژیک و ضد امپریالیستی باقی مانده در این جوامع روند و موانع خصوصی سازی در کشورهایی نظیر چکسلواکی، مجارستان، لهستان و یوگسلاوی را برسی کرده و نقش رسانه ها در توسعه آزادی، دموکراسی و تکثر را مورد مطالعه قرار داده است و موقعیت دولتها در برابر انحصار زدایی از سه منظر، کاهش سلطه با لغو انحصار رادیو تلویزیون، منافع مالی ورود بخش خصوصی به این حوزه و تاثیرات مثبت آن بر دموکراسی را بررسی کرده است، و در نهایت با اشاره به موانعی نظیر شبه آمریکایی سازی، تسلط سرمایه داران بر جامعه و تضعیف ملی گرایی، ارائه مدلی که بتواند با خصوصی سازی در حوزه رادیو تلویزیون قدرت ملی را افزایش و هزینه های دولت را کاهش دهد را توصیه کرده است.
5)در تحقیقی که سالامندرا (2008)با عنوان «ایجاد مصالحه میان اسلام و سکولاریسم در صنعت تلویزیون سوریه» انجام داده است، محقق با بررسی سیاست های دولت سوریه در ارائه تصویری از تمدن اسلامی که با خصوصیات این رژیم سازگار باشد و ملزومات فعالان بخش خصوصی و صنعت رادیو تلویزیون به ویژه بازارهای صادراتی برنامه های تلویزیونی، تلاش برنامه سازان تلویزیونی برای ایجاد سازگاری میان نیازهای بازار و سیاست های دولت سوریه را موفق ارزیابی کرده است.
6) سانگ واک(2009) در تحقیقی در انستیتو اقتصادی کره با عنوان «انحصار زدایی از رادیو- تلویریون، در کره جنوبی، روند خصوصی سازی و شکستن انحصار در صنعت رادیو- تلویزیون کره جنوبی طی 22 سال گذشته را بررسی کرده و آثار آن بر تقویت بخش خصوصی، باز شدن عرصه های جدید فعالیت و دستاوردهای اقتصادی، فرهنگی و ساختاری آن را بررسی کرده است.
وی باز شدن عرصه های جدید تلویزیونی نظیر تلویزیون کابلی، شبکه های ماهواره ای، سیستم چند رسانه ای دیجیتال و تلویزیون اینترنتی را در زمینه سازی شکوفایی و تقویت این صنعت و ارائه خدمات بیشتر به انبوه مخاطبان ارزیابی کرده است. این محقق در نهایت با ترسیم چشم انداز توسعه صنعت رادیو – تلویزیون در کره جنوبی، موانع شکوفایی آن را بررسی کرده است.
8) سوفس(1990) در تحقیقی با عنوان «علایق عمومی، تسهیلات یا ضرورت: مرگ استانداردها در عصر انحصار زدایی از صنعت رادیو- تلویزیون»، با بررسی روند تاریخی ظهور صنعت رادیو تلویزیونی، پروسه مقررات زایی و انحصار زدایی از این عرصه را بررسی کرده است.این محقق با تمرکز بر چالش میان رعایت علایق و مصالح عمومی در صنعت رادیو تلویزیون، و منافع و تمایلات بخش خصوصی و ویژگی های بازار رقابتی، غلبه تدریجی واقعیات بازار بر سیاست های دولت های فدرال ایالات متحده از دهه 1980 به این سو را بررسی کرده است.
5-1- ا هداف وپرسشهای تحقیق:هدف اصلی تحقیق طراحی و تبیین الگوی ایجاد تکثر رادیو - تلویزیونی در نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.
اهداف فرعی تحقیق عبارت اند از:
نیازسنجی ایجاد تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
امکان سنجی لغو انحصار و ایجاد تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
شناسانی موانع و پیامدهای تکثر در نظام رادیو - تلویزیونی ایران.
ارائه فرایند و نقشه راه ایجاد تکثر رادیو تلویزیونی در ایران.


در این راستا پرسش اصلی تحقیق عبارت است از:
الگوی کارآمد نظام رادیو - تلویزیونی در جمهوری اسلامی ایران چیست؟
پرسش های فرعی تحقیق:
چه نیاز و ضرورتی به ایجاد تکثر رادیو تلویزیونی در ایران وجود دارد؟
موانع ایجاد تکثر رادیو – تلویزیونی در ایران چیست؟
تکثر ساختاری در رادیو تلویزیون چه پیامدهایی در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی دارد؟
فرایند تحقق این الگو در ساختار حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی چگونه است؟
نقشه راه ایجاد ایجاد رادیو - تلویزیون خصوصی در ایران چیست؟
6-1- روش ونمونه تحقیقاین پژوهش از نظر مبنای هدف، تحقیقی کاربردی است .
با توجه به فقدان مدل نظری، ضرورت ارائه مدل نظری براساس این تحقیق روش تحقیق کیفی برای تحقیق انتخاب می شود.
از میان روشهای تحقیق کیفی روش گراندد تئوری وتحلیل گفتمان برای استخراج مدل از میان مصاحبه های صورت گرفته انتخاب می گردد.
جامعه آماری
-جامعه آماری این تحقیق مسئولان گذشته و فعلی حوزه مورد مطالعه و متخصصان در این حوزه می باشند.
نمونه‌گیری
انتخاب نمونه به صورت نظری صورت گرفته و با 11 تن از مسئولان گذشته و فعلی دارای تجربه و تخصص در حوزه های مورد مطالعه و سه تن از صاحب نظران و نخبگان مصاحبه صورت گرفته و تحقیق به اشباع رسیده است.
روش گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس شیوه تحلیل سه سطحی در روش گراندد تئوری می باشد که به صورت مشروح در فصل سه تحقیق بیان شده است.
قلمرو زمانی
قلمرو زمانی تحقیق سال 1390 می باشد.
فصل دوم بررسی متون تحقیق
1-2- مقدمهدر این بخش با توجه به لزوم بررسی متون وتحقیقات علمی در رابطه با موضوع تحقیق، ابتدا پرسشهایی جهت روشن شدن ابعاد گوناگون موضع طرح وسپس براساس آثار علمی تولید شده واستنتاجات محقق از آن به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد.
برای دستیابی یه الگوی مطلوب در حوزه رسانه ای ، به‌ویژه رسانه دیداری شنیداری یا رادیو تلویزیونی ، نیاز به پاسخ دادن به پرسشهای گوناگونی وجود دارد ، از جمله این پرسشها عبارتند از :
آرمانهای انقلاب اسلامی در حوزه اطلاع رسانی چه بوده است؟
اطلاع رسانی از نظر اسلام چه وجهی دارد ؟ و نظام اطلاع رسانی مطلوب از نظر اسلام کدام است؟
نظام اطلاع رسانی از منظر نظریه پردازان انقلاب اسلامی از چه خصوصیاتی برخوردار است؟
نظام اطلاع رسانی مطلوب از دیدگاه قانون اساسی چه ویژگیهایی دارد؟
مهمترین نظریات در حوزه نظامهای اطلاع رسانی در جهان کدامند؟
وضعیت موجود نظام اطلاع رسانی کشور به کدام یک از این نظریات نزدیکی بیشتری دارد؟
تجربه سایرکشورهای جهان به‌ویژه کشورهای مشابه ایران در حوزه نظام رسانه ای چه بوده است؟
عملکردنظام رسانه ای کشور چه نتایجی داشته است؟
الگوهای متصور برای نظام رسانه ای ایران در حوزه رادیو – تلویزیون چیست؟
هریک از این الگوها چه مزایا ومعایبی دارد؟
تحولات اخیر در حوزه فن آروی رسانه چیست وچه پیامدهایی بر نظامهای رسانه ای به همراه دارد؟
مهمترین امتیازات وآسیبهای افزوده شدن رادیو تلویزیون غیردولتی به ساختار رسانه ای کشور کدامند؟
برای پاسخ دادن به این پرسشها در این فصل از تحقیق ابتدا مبانی ایدئولوژیک تکثر رسانه ای را از دیدگاه اسلام ونظریه انقلاب اسلامی بررسی کرده ، سپس تکثر رسانه ای از منظر امنیت ومنافع ملی مورد تحلیل قرار می گیرد، در ادامه ریشه های تکثر رسانه ای در تحولات جهانی رسانه و رویکرد بین المللی در حمایت از تکثر بررسی شده وسپس به ارزیابی عملکرد سازمان صداو سیمای جمهوری اسلامی از منظرهای گوناگون می پردازیم، تا ضرورت تغییر جهت حل معضلات وناکارامدی های فعلی این سازمان تبیین گردد.
در ادامه فصل ، پیشینه موضوع تلویزیون خصوصی قبل وبعد از انقلاب مورد بررسی قرار می گیرد و در بخش دیگر این فصل ، تئوریهای تکثر وانحصار مطالعه و تحلیل شده ونظر صاحب نظران جهانی درباره این موضع بررسی شده است.
سپس نظامهای رایج رادیو تلویزیونی در جهان در دوگروه رادیو - تلویزیون های خدمت عمومی ونظام خصوصی رادیو - تلویزیونی مورد بررسی قرار گرفته و دلایل موافقت و مخالفت صاحب نظران با این نوع نظام رسانه ای تبیین گردیده است.
در بخش بعدی این فصل، تجربه جهانی در حوزه نظام رادیو تلویزوینی در 16 کشور جهان مورد بررسی قرار گرفته است ودر نهایت ، نتیجه مطالب این فصل در باره ضرورت لغو انحصار فعلی در نظام رادیو تلویزیونی کشور تبیین شده و گزینه های ممکن برای نظام رادیو تلویزیونی کشور ارائه واز دیدگاه هزینه – فایده بررسی گردیده است.
پایان بخش این فصل، ارائه چارچوب مفهومی از نظام رسانه ای است که از یکسوبه تهدیدات ومعضلات نظام رسانه ای فعلی می پردازد و از سوی دیگر فرصتها وتوانمندیهای یک نظام متکثر رادیو تلویزیونی را ارائه می دهد.2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در اسلام ونظریه انقلاب اسلامیبرای بررسی این موضوع نیاز به مراجعه به منابع اصلی اسلام وآرا نظریه پردازان انقلاب اسلامی وجود دارد.
1-2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در اسلام
اگرچه زمان ظهور اسلام در 14 قرن قبل هنوز رسانه های امروزی پا به عرصه فعالیت نگذاشته بودند و اطلاع رسانی عمدتا در چارچوب کهکشان شفاهی انجام می شد اما دیدگاهها و سیاستهای کلی اسلام و شارع درباره اطلاع رسانی به صراحت در متون دینی به‌ویژه قران کریم وسیره پیامبر(ص) وامیرالمومنین(ع) تعیین شده است.
در رابطه با رسانه نیز محققان و پژوهشگران دینی براساس منابع اصیل اسلامی و روشهای علمی استنتاج احکام اسلامی دیدگاه های اسلام در رابطه با رسانه ر ا استخراج کردند. رویکرد کلی دین اسلام که مبارزه با جهل و بی اطلاعی را به عنوان جهت گیری اصلی خود در اصلاح جامعه برگزیده است، موجب شده تا در مبانی اسلامی، اطلاع رسانی و جریان آزاد اطلاعات با تاییدات متعددی همراه گردد.
مهمترین دلیل بر ضرورت تکثر رسانه ای از دیدگاه اسلام، بشارت قرآن کریم بر کسانی است که دیدگاههای گوناگون را مشاهده کرده و سپس بهترین آنها را بر می گزینند(زمر، 18). این آیه قرآن کریم که بردسترسی به دیدگاهها ومنظرهای متکثر تاکید دارد ، بصورت طبیعی ومنطقی، وجود رسانه های متکثر را نیز ضروری می شمارد چرا که تا زمانی که رسانه های متکثر وجود نداشته باشند تضمینی بری انعکاس ودسترسی به دیدگاههای متکثر وجود نخواهد داشت.
علاوه بر آن موضوع جریان آزاد اطلاعات وتکثر در نشر اطلاعات واخبار مورد توجه ویژه دین اسلام قرار دارد:“ مساله تولید و نشر و عرضه اخبار و اطلاعات، از مصادیق افعال مباح شمرده می‌شود و علیالاصول جریان آزاد اطلاعات مورد منع شارع نیست. “(فخارطوسی، 1385،63)
بنابراین حتی در صورت وجود تردید و تشکیک نسبت به مجاز بودن اطلاع‌رسانی در حوزه خاص، اصل آزادی بشر در همه اقدامات خود، راه را برای توسل به اصل مذکور در مواردی که جواز عرضه یا نشر خبر مشکوک باشد باز میگذارد.
یکی از مهمترین زیربناهای جریان آزاد اطلاعات وجود نظام رسانه ای متکثر است، چرا که با وجود انحصار رسانه ای ، هم حق دسترسی صاحبان عقاید و منتشرکنندگان اطلاعات به رسانه ها محدود می گردد و هم حق انتخاب رسانه از مخاطبان سلب می گردد، بنابراین تایید اصل جریان آزاد اطلاعات ، می تواند تایید تکثر رسانه ای نیز تلقی گردد.
بخشی از دلایل ضرورت آزادی اطلاعرسانی از منظر اسلام بشرح زیر است:
ممنوعیت کتمان حق:
کتمان حق یا انکار حقیقت یکی از مواردی است که در مبانی دین به شدت از آن نهی گردیده است.
بر اساس آیه 42 سوره بقره( به باطل جامه حق نپوشانید و حق را کتمان نکنید در حالی که حقیقت را میدانید.)، کتمان آگاهانه حق، ممنوع میباشد. مفسرین قران کریم از جمله آیتالله شهید مصطفی خمینی معتقدند: “هر عاقل، تمامی وظیفهاش عدم کتمان حق است “( خمینی، 1376، جلد 5، 544) بنابر این آیه، افراد و یا نهادهای متکلف اطلاعرسانی عمومی مشمول این خطاب هستند.
ونه تنها هیچ الزامی برای عدم انتشار حقایق واطلاع رسانی وجود ندارد بلکه برای عدم کتمان حق وآشکارکردن آن مومنان وظیفه دارند که حقیقت را تبیین کنند وبدیهی است که رسانه اعم از انواع آن وسیله تبیین حق می باشد.
مقدمه بودن برای انتخاب آگاهانه:
پذیرفتن اصالت عقل به عنوان یکی از منابع اصلی دین جهت گیری اسلام را به بنا نهادن ایمان بر آگاهی و معرفت در برابر پذیرش کورکورانه و تقلیدی دین نشان می دهد.
بر اساس آیه 18 سوره زمر(آنان که سخنان را میشنوند و بهترین آن را پیروی میکنند، آنان را خداوند هدایت کرده و ایشان خردمندانند)، بنابراین مجراهای که اطلاعات مختلف را که در انتخاب رأی مخاطبان موثر است ، منتقل میکنند از سوی خداوند تحسین شدهاند.
بر این اساس ، انتخاب آگاهانه از میان نظرات و قرائت‌های مختلف بهترین شیوه گزینش در دین است و زمانی می توان به سخنان ونظرات گوناگون دسترسی داشت که دیدگاه های گوناگون به رسانه متناسب با خود جهت انتشار دسترسی داشته باشد. بنابراین لازمه تکثر دیدگاه ها، تکثر در رسانه ها می باشد.
امر به معروف و نهی از منکر:
یکی از فروعات دین اصل امر به معروف و نهی از منکر است که نظارت عمومی در جامعه اسلامی را سازمان می‌دهد.
از جمله مهمترین امکاناتی که باید به منظور تضمین سلامت روند امربه معروف و نهی از منکر ملی وجود داشته باشد گردش آزاد اطلاعات و اخبار است تا تصمیمات و عملکردها در معرض دید مردم و کارشناسان قرار گیرد و زمینه نهی از منکرات و امر به معروف ها فراهم آید.
در واقع اصل مترقی نظارت عمومی با سازوکار امر به معروف ونهی از منکر که تضمین کننده سلامت اجتماعی حکومتی و فردی در جامعه اسلامی است، نیاز به آگاهی عمومی معیارها ودیدگاه های دین ویا به عبارتی معروف ومنکر از سوی جامعه دارد وهمزمان بایستی افکارعمومی از عملکرد آشکار وپنهان حکومت مطلع باشند که انجام هردوی این اقدامات نیازمند وجود رسانه ها وآزادی فعالیت آنها می باشد. در واقع این رسانه ها هستند که بستر اطلاع وآگاهی عمومی از معیارهای اسلامی واخلاقی را فراهم کرده وبه مردم این امکان را می دهند که از عملکرد دستگاههای حاکمیتی آگاهی یافته عملکرد آنها را بانظام مطلوب ودینی تطبیق داده ودر موارد انحراف، قصور یا تقصیر نسبت به حکومت نهی از منکر کنند .
بنابراین برخلاف برخی دیدگاه‌های متحجر که با استناد به اصل امر به معروف ونهی از منکر در پی تحدید و جلوگیری از فعالیت آزاد و مستقل رسانه‌ها از قدرت حاکم هستند بایدگفت: اصل امر به معروف ونهی از منکر خود مهمترین ضرورت حضور رسانه‌های آزاد و مستقل را در جامعه تبیین می‌کنند و مقدمه‌ای لازم برای تحقق نظارت عمومی برحاکمیت را فراهم می آورد.
4. ضرورت ادای حق:
عدالت نیز یکی از آرمان های اصلی اسلام است و تحقق عدالت اعطای حق به ذی حق محور اصلی به شمار می آید. از این رو ضرورت ادای حق در اندیشه اسلامی یکی از بنیادهای تنظیم روابط اجتماعی است.
“ضرورت دیگر فعالیت آزاد رسانه ای، مسئولیت عمومی نسبت به ادای حق است که برپایه آن شرعا بر کسانی که متصدی و متکفل اطلاعرسانی هستند واجب است که حق شهروندان را ادا کنند و آنها را از آگاهی نسبت به اطلاعات و اخبار که حق ایشان محسوب می‌شود محروم ننمایند. “(فخار طوسی،1385، 69)
از این رو می توان تکثر رسانه ها را یکی دیگر از نتایج ادای حق از نظر دین دانست، چراکه بخشی از حقوق افراد وگروههای دینی، سیاسی و فرهنگی آن است که مستقیماً قادر باشند که دیدگاه‌های خود را به اطلاع جامعه برسانند واگر انحصار رسانه ای توسط حاکمیت، مانع این ادای حق شود ضرورت دارد این گروهها به رسانه های مستقلی جهت انتشار عقاید خود دسترسی داشته باشند.
بر این اساس ایجاد دسترسی دوگانه شهروندان به رسانه برای نشر و دریافت اطلاعات از وظایف دولت محسوب می‌گردد.
“آحاد شهروندان در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی باید به نهاد اطلاعرسانی دسترسی داشته باشند، اگر این امر مستلزم توسعه کمی امکانات باشد، تأمین آن بر دولت ضرورت دارد و در غیر این صورت امکانات موجود باید به صورت متناسب در اختیار قرار گیرد.
عدالت اطلاعاتی در این بعد یکی از مصادیق بارز عدالت اجتماعی است و گاه -اعطا با رفع موانع دستیابی شخص به حق خود و بهرهبرداری از منافع آن صورت میگیرد. بنابراین لازم است اطلاعاتی در بعد «عرضه اطلاعات» امکان نشر اطلاعات و اخبار به گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی داده شود.”(همان، ص71)
2-2-2- مبانی نظام متکثر رسانه ای در نظریه انقلاب اسلامی
تکثر و آزادی رسانه‌ها یکی از مقولات مهمی است که براساس جایگاه و حدود آن نظامهای سیاسی تقسیم‌بندی می شوند. وجه مشترک نظامهای استبدادی در محدودکردن اطلاع رسانی و جریان یکسویه اطلاعات وتحدید وحصر آزادی بیان می باشد، از این رو جایگاه آزادی در هر نظامی نشاندهنده میزان پویایی، مردمسالاری و استبدادگریزی آن نظام می باشد.
برای تبیین جایگاه تکثر رسانه ای در نظریه انقلاب اسلامی ناگزیر به مطالعه وبررسی جایگاه آزادی می باشیم چرا که آزادی اصلی ترین بستر ولازمه تاسیس و فعالیت رسانه ای واطلاع رسانی مستقل وآزاد می باشد.
به عبارتی دیگر میزان آزادی، خود نشاندهنده میزان انحصار واستبداد در جامعه است وبرای جستن زمینه های انحصار واستبداد بهترین راه رجوع به جایگاه وارزش آزادی در نظریه مادر نظام سیاسی می باشد.
از آنجا که انقلاب اسلامی ماهیتی خودجوش، غیرحزبی وغیرنظامی داشته است، مشابه انقلابهای سوسیالیستی قرن بیستم نمی‌توان پشتوانه تئوریک نظام جمهوری اسلامی را در مانیفست احزاب حاکم جستجو کرد بلکه باید مبانی فکری انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را در آرای نظریه پردازان مقبول و شاخص انقلاب جست. از این رو تدوین جایگاه آزادی در نظریات شهیدان مطهری و بهشتی، دو نظریه پرداز شاخص انقلاب اسلامی اهمیت بسزایی دارد که اولی به جهت نقش منحصر بفرد در تبیین هویت انقلاب اسلامی و دومی به‌دلیل محور بودن در جریان طراحی وتعیین ساختار نظام مورد توجه می باشند.
آزادی آرمان محوری انقلاب اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 1357، بدون تردید نقطه عطفی در تاریخ این سرزمین محسوب می‌شود، ویژگیهایی انقلاب اسلامی که مبتنی بر آگاهی بخشی بود ، موجب گردید، در قرن بیستم که مملو از تغییرات خشونت‌بار بود، انقلاب اسلامی با مبارزه نرم و بدون توسل به خشونت از سوی انقلابیون به پیروزی برسد والگویی جهت مبارزه ملتها با استبداد واستعمار پدید آید.
ایده وشعار محوری انقلاب اسلامی که همواره از سوی میلیونها تظاهرکننده انقلابی سرداده می شد، "استقلال آزادی جمهوری اسلامی " بود.
تامل در این شعار روشن می سازد که آزادی به‌عنوان عنصر محوری انقلاب اسلامی ، نقش رهایی بخشی انقلاب از قیود وحدود غیرمنطقی وغیرانسانی که از سوی نظام استبدادی پهلوی بر جامعه ایران حاکم گردیده بود را آشکار می‌سازد.
علاوه بر عنصر آزادی که به عنوان یکی از سه ضلع آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی مطرح می باشد، آزادی واختیار بخش اصلی دوضلع دیگر این آرمان را تشکیل می دهد.
استقلال در لغت به معنای" پرداختن به کاری بدون مشارکت دیگران است." (طریحی،1380، 1510).در علوم سیاسی استقلال به معنای"جدا بودن حاکمیت یک کشور از دیگر کشورها از نوع سلطه" می باشد. (آقابخشی،1376،154) یا "آزادی اراده ملی برای اداره امور داخلی و خارجی، خود بدون دخالت دیگران است." (علی بابایی،1369،45)
به عبارت دیگر "ملت استقلال طلب می خواهد وابستگی خود به بیگانه را تقلیل بدهد و اتکای به دیگران را به حداقل برساند." (منصوری، 1374،54)
استقلال در برابر وابستگی معنا می‌یابد و در حیطه عمل استقلال‌طلبی یک کشور از استعمار و استثمار قدرت‌های خارجی عنوان نهاده می‌شود، بنابراین استقلال به‌عنوان یکی از آرمانهای انقلاب مفهوم آزادی در سطح ملی را نشان می‌دهد که مردم با قرار دادن این مفهوم به‌عنوان یکی از محورهای انقلاب اسلامی، بازیابی هویت ملی و بازپس گیری نقش خویش در تصمیم گیری برای کشور خود را مطالبه کردند.
بدیهی است مفهوم استقلال در سطح ملی مفهومی عمیق است که مراد از آن انتقال تصمیم گیری برای کشور به آحاد جامعه وتک تک شهروندان است و نمی توان استقلال را تنها به قطع کردن نفوذ و اثرگذاری قدرت خارجی در سرنوشت کشور محدود و محصور کرد و به همان دلیلی که یک ملت از حاکمیت اراده بیگانه بر سرنوشت خود تنفر دارند، این حاکمیت را در دستان یک مستبد داخلی نیز نمی پسندند و از این جهت تفاوتی میان نقض استقلال ملی از سوی استعمار خارجی با استبداد داخلی وجود ندارد.
در ضلع سوم آرمانهای انقلاب اسلامی ، واژه "جمهوری اسلامی " قرار دارد، در این آرمان نیز دو مفهوم جمهوری و اسلامی وجود دارند.
جمهوری: “جمهور در لغت به معنای همگانی یا عمومی می باشد” ( مک لین ،1381، 34) و در علوم سیاسی “جمهور نوعی نظام حکومتی است که به جای اقتدار سلطانی که مشروعیت آن به فراسوی اراده بشر تعلق دارد مردم در حکومت به طور مستقیم یا توسط نمایندگان برگزیده خود اعمال حاکمیت می کنند “(آشوری، 1377، 111).
“حکومت جمهوری بر چهار اصل تعیین دولت توسط مردم، ساماندهی جامعه با احزاب و گروه ها، تفکیک قوا و آزادی های مدنی استوار است” (رحیمی، 1358،57)
البته در قرون پیشین جمهوری‌خواهی به معنای مخالفت با سلطنت بود اما اکنون “بسیاری از نظام های سلطنتی در کشورهای توسعه یافته خود را متکی به اراده و رای مردم می دانند و مدعی اقتدار سلطانی نیستند” ( طلوعی ،1377،126).
تاکید بر حاکمیت جمهور و عموم مردم بر سرنوشت خویش و نظام سیاسی مردمسالار در برابر سایر مدلهای مدیریت جامعه از جمله نظام سلطنتی، دیکتاتوری، حکومت اشرافی و نظامی می باشد و از این رو آزادی مردم در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود و تاثیر اراده عمومی بر حاکمیت یکی از مفاهیم اساسی جمهوریت نظام می باشد و واژه اسلام نیز محتوای نظام مردمسالار را مشخص می کند که مبتنی بر اعتقادات عمومی جامعه به اصول اسلامی و ارزشهای دینی است.
در این میان تاکیدات مکرر دین مبین اسلام بر محترم شمردن آزادی فردی و به رسمیت شناختن اختیار هر فرد جهت تصمیم گیری در حوزه فردی واجتماعی، اهمیت آزادی را در نظام فکری اسلام مشخص می نماید به نحوی که اصل پذیرش دین و انجام کلیه واجبات و طاعات شرعی اگر همراه با آزادی و اختیار کامل فرد در تصمیم گیری نباشد فاقد هرگونه ارزشی می باشد، بنابراین آزادی واختیار یکی از مبانی اصلی دینداری وپذیرش و پایبندی به اسلام می باشد.
علاوه بر استناد به این شعار که دیدگاه متن مردم انقلاب کننده را نشان می دهد، بررسی دیدگاه ایدئولوگ‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیز راهگشاست. نگاهی اجمالی به نظرات امام خمینی(ره)، استاد شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی به عنوان سه چهره فکری تبیین کننده نگاه جمهوری اسلامی نیز بر دفاع از «آزادی» به عنوان یک ارزش و آرمان حکایت دارد.
مهمترین زمینه بروز آزادی در فضای عمومی جامعه را می توان در رسانه ها جستجو کرد و از این روست که رسانه ها به عنوان رکن چهارم مردمسالاری شناخته می شوند، تکثر وآزادی رسانه موجب می شود تا پویایی ، نشاط و روح آزادی در بطن جامعه ظهور یابد ، بنابراین سخن گفتن از آزادی بدون پایبندی به لوازم آن که مهمترین بخشش ، آزادی وتکثر رسانه ای است معنا ندارد.
بررسی مشروح جایگاه تکثر و آزادی در نظریه انقلاب اسلامی در پیوست تحقیق آمده است.
3-2- تکثر رسانه ای از منظر منافع و امنیت ملیبه‌طور کلی در نظامهای ایدئولوژیک که برپایه سیستم هنجاری خاص ایجاد می شوند نظارت وکنترل نظام فرهنگی جامع برای اطمینان از سازنده بودن روند فرهنگی اجتماعی جامعه اهمیت می یابد. در نظام جمهوری اسلامی نیز این موضوع اهمیت خاص خود را دارد به‌ویژه آنکه ماهیت انقلاب اسلامی فرهنگی بوده واز این رو نگرانی نسبت به تعاملات وتبادلات فرهنگی جامعه واقدامات سازماندهی شده قدرتهای بیگانه علیه فرهنگ اسلامی – ملی تحت عنوان تهاجم فرهنگی در نظر مسئولان فرهنگی نظام به دغدغه نخست تبدیل شده است.
رویکرد مواجهه با تهدیدات فرهنگی ونحوه تبادل فرهنگی با جهان وهمچنین کارکردهای نظام رسانه ای در حوزه های منافع ملی وامنیت ملی یکی از مولفه ای اصلی تصمیم گیری در این باره به‌شمار می آید.
تاکنون رویکرد غالب حاکم بر رفتار رسمی حاکمیت در حوزه فرهنگی رسانه ای ، رویکرد تدافع فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی ورسانه ای بوده است .
در این رویکرد از ابزار های کنترلی محدود کننده ومخرب جهت مقابله با رسانه های بیگانه استفاده شده است، رویکرد سلبی در حوزه تعاملات فرهنگی اگرچه می تواند در کوتاه مدت آثار پیامدهای نفوذ فرهنگ غرب ورسانه های بیگانه را درجامعه کاهش دهد اما در دراز مدت وبا توجه به تحولات فن اوری به منفعل شدن کشور در برابر تحرکات بیگانگان وتهدیدات می انجامد.
در این بخش تاثیرات تحولات رسانه ای را برحوزه منافع ملی وامنیت ملی بررسی می کنیم.
تحول در مفهوم امنیت ملی ونقش تکثررسانه
پس از پایان جنگ سرد مفهوم امنیت و امنیت ملی دچار تحولات چشمگیری شده است یکی از کانون های این تحولات مکتب کپنهاگ و نظریه‌پردازان آن از جمله باری بوزان، او ویور و دو ویلد می باشد برخلاف تصور کلاسیک از امنیت که اساس امنیت را در کسب قدرت فیزیکی می دانست و در برابر نگرش های صلح طلبانه قرار داشت "مکتب کپنهاگ دیدگاهی را ارائه می دهد که تامین امنیت و صلح را همزمان دنبال می کند" (بوزان، 1378،32)
در این دیدگاه "امنیتی کردن یک موضوع به منزله ضد امنیتی کردن آن تلقی می شود" (,41997Buzan, waever, wilde). و بر تغییر تهدیدهای امنیتی جهان پس از جنگ سرد تاکید دارد. (,371997Buzan,)
همان گونه که در فصل پنج بیان خواهد شد گفتمان امنیت پایدار مبنی بر نگاه جدی به مقوله امنیت می باشد که در حال تغییر بنیادین در نگرش های کلاسیک به مفهوم امنیت، امنیت ملی تهدیدات است که نوعی میانه روی در مطالعات امنیتی محسوب می شود.(1996Katzenstein,)
سرعت تحولات در حوزه رسانه به حدی است که ظرف کمتر از یک دهه کارکردهای مهم خود را درعرصه بین الملل به نمایش گذاشته است، کمتر از ده سال قبل و در آغاز سال 2003 میلادی ادعای جعلی غرب مبنی بر اقدام عراق برای تهیه سلاحهای کشتار جمعی با خریداری مواد رادیواکتیو از گینه به یک نمایش رسانه ای گسترده جهت فراهم کردن افکارعمومی برای حمله به عراق تبدیل شد وزمینه ساز تصرف این کشور گردید اما در پاییز سال 2011 ، تلاش گسترده دولت آمریکا برای متهم کردن جمهوری اسلامی به اقدام به ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا ، آنچنان با واکنش متقابل افکار عمومی و نخبگان مواجه شد که بسرعت این سناریو را ناکام کرد.
در کنار عرصه بین المللی ، فضای داخل ایران نیز از این انقلاب دیجیتال نیز به‌شدت تاثیر پذیرفته است، بنابر اظهار وزیر ارتباطات، "ضریب نفوذ اینترنت در جامعه ایران به حدود 43 درصد رسیده است" (تقی پور،1390)، به عبارتی دیگر بیش از سی میلیون نفر از شهروندان ایرانی امکان اتصال ودریافت اطلاعات از شبکه جهانی اینترنت را دارا می باشند، با وجود منع قانونی وبرخوردهای انتظامی وقضایی، مخاطبان شبکه های ماهواره ای در داخل کشور مطابق با آمار رسمی از 40 درصد فراتر رفته اند.
آمار عضویت ایرانیان در شبکه های اجتماعی نیز قابل توجه است، با وجود تحریم ایران در شبکه اجتماعی فیس بوک ونامعلوم بودن آمار رسمی ایرانیان عضو این شبکه، برآوردها از عضویت 2تا 4میلیون ایرانی در این شبکه اجتماعی حکایت دارد، این در حالیست که ابزار فیلترینگ نیز بتدریج قدرت خود را برای کنترل دسترسی کاربران به پایگاه‌های اینترنتی از دست می دهد، به نوشته نیویورک تایمز "داده‌های شرکت اولترا سرف یکی از عرضه کنندگان نرم افزارهای فیلتر شرکت حکایت از استفاده حدود 215 هزار کاربر ایرانی تنها ظرف یک روز از این نرم افزار را دارد، این درحالیست که در کشور چین که 18برابر ایران جمعیت دارد ، درهمین مدت تنها 18 هزار نفر از این نرم افزار استفاده کرده اند"، این آمار بدین معناست که سرانه استفاده کاربر ایرانی اینترنت از این فیلتر شکن حدود 180برابر کاربران چینی اینترنت است واین درحالیست که کشور چین بیشترین کنترلها و فیلترینگ را در شبکه اینترنت خود نسبت به سایر کشورهای صنعتی ایجاد کرده است.(Diehl,2010)
علاوه بر این نرم افزار، عبور از فیلتر از مسیرهای دیگری نظیر وی پی ان، سایتهای پروکسی و نرم افزارهای دیگری نظیر تور و... در میان کاربران ایرانی رایج است.
پخش رادیوهای بیگانه بر روی امواج کوتاه و متوسط که از طریق گیرنده های معمولی رادیو نیز قابل دریافت است از دیگر روشهای دسترسی شهروندان ایرانی به رسانه های غیر رسمی است.
بر این روشها باید تحولات قریب‌الوقوع فن آوری نظیر تلویزیونهای آی پی، اینترنت چمدانی و گیرنده های میناتوری ماهواره ای را افزود تا میزان تحقق پذیری ایده کنترل و انحصار اطلاعات در کشور بیشتر روشن گردد.
اگر بپذیریم که میزان دسترسی مستقیم به رسانه‌های غیر رسمی در کشور تنها در همان حد آمار رسمی 40 درصد مخاطبان ماهواره می‌باشد و هر شهروند ایرانی از طریق سینه به سینه تنها یک شهروند دیگر را که فاقد دسترسی به رسانه‌های غیر رسمی است، در جریان اطلاعات و اخباری که از نظر وی مهم محسوب می شود قرار دهد، مشاهده می‌کنیم که حدود 80درصد ایرانیان به‌صورت مستقیم وغیرمستقیم در معرض اطلاعات رسانه های غیر رسمی می باشند، در حالیکه عملا وبا توجه با کارکرد رسانه های نظیر پیامک تلفن همراه ، وبلاگها، محافل، جلسات گروهی و تشکل‌های صنفی ومردم نهاد که عملا کارکرد رسانه ای دارند، انتقال اطلاعات غیر رسمی تاثیرات بیشتری دارد.
در خوشبینانه ترین فرض، در شرایط فعلی وبرای مصون ماندن تنها 20 درصد جامعه ازجریان غیرکنترل شده اطلاعات ، عملا 80 درصد جامعه در برابر جریان غیر رسمی اطلاعات که به‌صورت طبیعی بخش قابل توجهی از آن، توسط دولتهای بیگانه هدایت می‌شوند، رها شده است و رسانه های رسمی در برابر این امواج اطلاعات حداکثر به‌صورت سلبی، اقدام به تکذیب و یا تمسخر فعالیت های رسانه ای شبکه های خارج از کشور می کنند، و این برخورد سلبی علاوه بر آنکه به‌دلیل سربسته بودن، عدم پرداخت مشروح و دقیق و همچنین ادبیات حاکمیتی آن تاثیر چندانی در اقناع مخاطب رسانه های غیررسمی ندارد، موجب برانگیخته شدن کنجکاوی مخاطبین رسانه های رسمی که دسترسی به سایر رسانه‌ها ندارند شده وعملا بخشی از 20 درصد باقیمانده را نیز در مسیر جستجوی اطلاعات غیر رسمی قرار می دهد.
وقایع سال 1388 که از سوی نظام جمهوری اسلامی، جنگ نرم خطاب گرفت عملا ناکارآمدی رسانه‌های رسمی را در مواقع بحران وکم اثر شدن کنترل شدید رسانه های داخلی را نشان داد، در حالی که در ماههای قبل از انتخابات به‌دلیل شور، تکثر و چندصدایی موجود در رسانه های رسمی کشور از جمله صداوسیما که از طریق پخش یکسان برنامه های انتخاباتی کاندیداها، موجب اقبال مخاطبین به رسانه های رسمی داخلی شده بود و رسانه های غیر رسمی وبیگانه را با چالش کاهش مخاطب وانفعال نسبت به رسانه های رسمی به‌دلیل دسترسی مستقیم این رسانه ها به اطلاعات واخبار داخلی در پرداختن به مسایل کشور نموده بود، پس از انتخابات و با تشدید کنترل و تک‌صدایی شدن فضای رسانه ای داخل کشور، میزان تاثیر گذاری و"رشد مخاطبین رسانه های بیگانه به نحو چشمگیری افزایش یافت" (ضرغامی،1389) به نحوی که مسئولین صداوسیما نیز این جهش در مخاطب رسانه های بیگانه را تایید کردند.
اکنون جای این پرسش وجود دارد که با توجه به ظهور رسانه های نوین و دسترسی روزافزون افکارعمومی داخل کشور به مجاری غیر رسمی و کنترل نشده اطلاعات دیگر امکان ارائه اطلاعات انحصاری و کنترل تغذیه اطلاعاتی مخاطب عملا وجود ندارد، ایجاد تمرکز وتکصدایی در رسانه های رسمی وداخلی چه نتیجه ای جز کاهش جذابیت رسانه های رسمی نسبت به رقبای خارجی و رسانه های بیگانه دارد و عملا حاکمیت با کنترل شدید رسانه های کم اثر در برابر موج روبه افزایش رسانه های خارج از کنترل، میزان تاثیر گذاری خود بر تحولات اجتماعی را کاهش می دهد.
مضاف بر اینکه با توجه به مالکیت و نفوذ دولت‌های غربی بر محافل بین‌المللی احتمال از دست رفتن امکانات کنترلی نظیر ارسال پارازیت و فیلترینگ را با تغییرات فن‌آوری یا احکام قانونی نهادهای بین المللی نباید نادیده گرفت که در این صورت عملا رسانه‌های رسمی با محدودیت‌های نوشته و نانوشته فراوان در میدانی قرار می‌گیرند که رقیب از قابلیت‌های مادی بسیار بیشتر و بدون هیچگونه محدودیتی بهره می‌برد.
به نظر می‌رسد در این شرایط حرکت به سوی فضای رسانه‌ای جذاب و چندصدایی که قدرت جذب مخاطب و تاثیرگذاری بر وی را در برابر رسانه های بیگانه داشته باشد تنها راه پیش رو برای نظام در "جنگ نرم" می‌باشد و بدیهی است که در این میان تاثیرگذارترین نوع رسانه که رادیو- تلویزیون می باشد نقش محوری خواهد داشت.
تلاش برای اقناع مخاطب و در اختیار قراردادن اطلاعات جامع که وی را از دسترسی به رسانه های غیر رسمی و بیگانه بی‌نیاز کند مسیری است که می‌تواند ریزش شدید مخاطب رادیو تلویزیون داخلی در سالهای اخیر را نسبت به شبکه‌های ماهواره‌ای جبران کند، و تنها زمانی که اعتماد مخاطب به رسانه های داخلی جلب شد می‌توان از طریق ارائه تحلیل و اطلاعات جانبی فرایند اقناع مخاطب را آغاز کرد. از این رو تکثر رسانه ای تنها مسیر ساختاری پیش روی نظام برای ایجاد جهش در شاخصهای اعتماد و تاثیرگذاری رسانه های داخلی وکاهش قدرت مداخله واثرگذاری رسانه های بیگانه بر افکارعمومی داخل کشور ارزیابی می شود.
4-2- ریشه های تکثر در تحولات جهانی رسانه

user8284

سمت نام و نام خانوادگی امضاء
استاد راهنمای اول استاد راهنمای دوم استاد مشاور استاد داور (داخلی) استاد داور (خارجی) تقدیم به
ماحصل آموختههایم را تقدیم میکنم به آنان که مهر آسمانیشان آرام بخش آلام زمینیام است
به استوارترین تکیهگاهم، دستان پرمهر پدرم؛
به سبزترین نگاه زندگی‌ام، چشمان سبز مادرم؛
همسرم که نشانه لطف الهی در زندگی من است؛
برادر و خواهرم همراهان همیشگی و پشتوانههای زندگیام
که هرچه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطرهای از دریای بیکران مهربانیتان را سپاس نتوانم بگویم. امروز هستیام به امید شماست و فردا کلید باغ بهشتم رضای شما را آوردی. گران سنگتر از این ارزان نداشتم تا به خاک پایتان نثار کنم، باشد که حاصل تلاشم نسیم گونه غبار خستگی‌تان را بزداید.
بوسه بر دستان پرمهرتان
سپاسگزاری
سپاس و ستایش خداوندی را سزاست که کسوت هستی را بر اندام موزون آفرینش بپوشانید و تجلیات قدرت لایت زالی را در مظاهر و آثار طبیعت نمایان گردانید. خدایا! من با یاد تو، به تو تقرّب میجویم و تو را به پیشگاه تو شفیع می‌آورم و از تو خواستارم، به کرمت، مرا به خودت نزدیک گردانی و یاد خود را به من  الهام کنی و بر من رحمت آوری و به آنچه بهره و نصیب من ساختهای، خشنودم قرار دهی و در همه حال به فروتنیام واداری.
"من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق". بر خود لازم میدانم از کلیه کسانی که بنده را در تدوین و نگارش این رساله یاری نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی نمایم. به خصوص از استاد فرزانه جناب آقای دکتر خیابانی که در کلیه مراحل انجام این پژوهش با خوش‌رویی، یاری و راهنماییام نمودند و همچنین از استاد فرهیخته جناب آقای دکتر شاکری که وقت خود را بیشائبه در اختیار من گذاشته و با دقت نظر خاصی مشاورههای لازم در این خصوص ارائه نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم. از جناب آقای دکتر محمدی و جناب آقای دکتر کریم امامی که با داوریهای خوب و دقیقشان نکات مهمی را بیان فرمودند تقدیر و تشکر میشود. همچنین از کلیه معلمان، اساتید دوران تحصیلم و دوستان گرامی از ابتدا تاکنون صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم.
چکیده:
در این رساله، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) برای یک اقتصاد باز صادرکننده نفت طراحی و سپس برای اقتصاد ایران کالیبره، شبیهسازی و با استفاده از تکنیکهای بیزین برآورد شده است. مدل فوق ویژگیهای مهم یک اقتصاد باز و نیز چسبندگیهای اسمی و واقعی اقتصاد را در بر میگیرد. هدف اصلی در این رساله تبیین جایگاه سیاستهای پولی و مالی برای اقتصاد صادرکننده نفت ایران میباشد. نتایج حاصل از شبیهسازی و برآورد مدل DSGE برای اقتصاد ایران نشان میدهد که سیاستهای پولی و مالی بر پایه درآمدهای نفتی شکل میگیرد. نهایتاً مدل طراحی شده به خوبی قادر به توضیح واقعیتهای اقتصاد ایران به عنوان یک کشور صادرکننده نفت میباشد.
واژگان کلیدی: کشورهای صادرکننده نفت، مدل DSGE، سیاست مالی، سیاست پولی، بخش نفت، اقتصاد ایران.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o "1-5" h z u فصل اول: کلیات پژوهش......................................................................................................................... PAGEREF _Toc411327127 h 11-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327129 h 21-2- سؤال‌های تحقیق PAGEREF _Toc411327130 h 61-3- فرضیههای تحقیق PAGEREF _Toc411327131 h 71-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc411327132 h 71-5- روش شناسی PAGEREF _Toc411327133 h 81-6- روش گردآوری اطلاعات و دادهها PAGEREF _Toc411327134 h 131-7- جامعه آماری، روش نمونهگیری حجم نمونه PAGEREF _Toc411327135 h 131-8- روش تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc411327136 h 13فصل دوم: نفت و اهمیت آن در اقتصاد ایران....................................................................................... PAGEREF _Toc411327137 h 142-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327139 h 152-2- واقعیات اقتصاد ایران در بخش نفت PAGEREF _Toc411327140 h 172-3- نفت و اهمیت آن در اقتصاد PAGEREF _Toc411327141 h 202-4- سیاستهای پولی و مالی و ارتباط آن با نفت برای ایران PAGEREF _Toc411327142 h 242-5- مطالعات تجربی انجام شده در زمینه نفت PAGEREF _Toc411327143 h 262-6- خلاصه و جمعبندی PAGEREF _Toc411327144 h 29فصل سوم: سیاستهای پولی و مالی و ارتباط آن با نفت.................................................................... PAGEREF _Toc411327145 h 303-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327148 h 313-2- سیاستهای پولی و بخش نفت در کشورهای صادرکننده نفت PAGEREF _Toc411327149 h 353-3- سیاستهای مالی و بخش نفت در کشورهای صادرکننده نفت PAGEREF _Toc411327150 h 393-3-1- سیاست مالی و رشد اقتصادی PAGEREF _Toc411327151 h 433-3-2- سیاست مالی در کشورهای صادرکننده نفت PAGEREF _Toc411327152 h 443-4- ارائه یک مدل تئوریک به منظور بررسی یک رونق صادراتی (نفت) PAGEREF _Toc411327153 h 473-4-1- رونق صادرات، قیمتهای نسبی و رقابتپذیری: تحلیل نموداری PAGEREF _Toc411327154 h 483-4-1-1- اثرات بلندمدت PAGEREF _Toc411327155 h 483-4-1-2- عدم تعادل کوتاه مدت در بازار پول PAGEREF _Toc411327156 h 523-4-1-3- بررسی رفتار PAGEREF _Toc411327157 h 563-4-2- تحلیل پویای مقایسهای PAGEREF _Toc411327158 h 583-4-2-1- معادلات ساختاری PAGEREF _Toc411327159 h 583-4-2-2- معادلات تفاضلی PAGEREF _Toc411327160 h 603-4-2-3- نماد PAGEREF _Toc411327161 h 613-4-2-4- پویاییها و فرمهای خلاصه شدهی تفاضلی PAGEREF _Toc411327162 h 613-4-2-5- انتظارات ایستا PAGEREF _Toc411327163 h 623-4-3- بحث و گسترش PAGEREF _Toc411327164 h 653-4-4- پیوست PAGEREF _Toc411327165 h 663-5- خلاصه و جمعبندی PAGEREF _Toc411327166 h 69فصل چهارم: مبانی نظری الگوهای DSGE........................................................................................ PAGEREF _Toc411327167 h 704-1- مروری بر مبانی نظری الگوهای DSGE PAGEREF _Toc411327169 h 714-1-1- علت نامگذاری مدل DSGE PAGEREF _Toc411327170 h 754-1-2- ویژگیهای اصلی یک مدل کینزین جدید PAGEREF _Toc411327171 h 774-2- کارهای تجربی انجام شده در زمینه مدلهای DSGE PAGEREF _Toc411327172 h 784-3- خلاصه و جمعبندی PAGEREF _Toc411327173 h 84فصل پنجم: طراحی، کالیبراسیون و شبیهسازی مدل DSGE برای اقتصاد ایران............................. PAGEREF _Toc411327174 h 855-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327176 h 865-2- طراحی مدل DSGE برای اقتصاد ایران PAGEREF _Toc411327177 h 875-2-1- بخش خانوارها PAGEREF _Toc411327178 h 885-2-2- بنگاهها PAGEREF _Toc411327179 h 945-2-2-1- بنگاههای داخلی PAGEREF _Toc411327180 h 945-2-2-1-1- تولیدکنندگان نهایی PAGEREF _Toc411327181 h 945-2-2-1-2- تولیدکنندگان کالاهای واسطهای PAGEREF _Toc411327182 h 955-2-2-2- واردکنندگان PAGEREF _Toc411327183 h 975-2-2-3- صادرکنندگان PAGEREF _Toc411327184 h 995-2-3- دولت و بانک مرکزی PAGEREF _Toc411327185 h 1015-2-3-1- قید بودجه دولت PAGEREF _Toc411327186 h 1015-2-3-2- تلفیق قید بودجه دولت و تراز پرداختهای بانک مرکزی PAGEREF _Toc411327187 h 1015-2-4- بخش خارجی PAGEREF _Toc411327188 h 1065-2-5- شرط تسویه بازارها PAGEREF _Toc411327189 h 1065-2-5-1- شرط تسویه حساب تراز پرداختها PAGEREF _Toc411327190 h 1065-2-5-2- قید کلی منابع PAGEREF _Toc411327191 h 1065-3- قیمتهای نسبی، هزینههای نهایی و نرخ ارز حقیقی PAGEREF _Toc411327192 h 1075-4- بدست آوردن شرایط تعادل پویای اقتصاد PAGEREF _Toc411327193 h 1125-5- لگاریتم-خطی کردن معادلات بدست آمده از بهینهسازی PAGEREF _Toc411327194 h 1205-6- کالیبراسیون PAGEREF _Toc411327195 h 1315-7- شبیهسازی PAGEREF _Toc411327196 h 1395-7-1- سناریوی اول (پایه) PAGEREF _Toc411327197 h 1405-7-2- سناریوی دوم PAGEREF _Toc411327198 h 1485-7-4- سناریوی سوم PAGEREF _Toc411327199 h 1495-7-5- سناریوی چهارم PAGEREF _Toc411327200 h 1505-7-6- مقایسه نتایج در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411327201 h 1535-8- خلاصه و جمعبندی PAGEREF _Toc411327202 h 157فصل ششم: تخمین مدل DSGE برای اقتصاد ایران با استفاده از روش بیزین................................. PAGEREF _Toc411327203 h 1576-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327205 h 1586-2- روششناسی تخمین بیزین PAGEREF _Toc411327206 h 1586-2-1- اقتصادسنجی بیزین PAGEREF _Toc411327207 h 1586-2-2- چگالی پیشین مزدوج PAGEREF _Toc411327208 h 1636-2-3- الگوریتم حداکثرسازی عددی PAGEREF _Toc411327209 h 1646-2-4- الگوریتم MCMC تطبیقی PAGEREF _Toc411327210 h 1646-3- دادهها و توزیعهای پیشین PAGEREF _Toc411327211 h 1656-3-1- دادهها PAGEREF _Toc411327212 h 1656-3-2- توزیعهای پیشین PAGEREF _Toc411327213 h 1666-4- نتایج تجربی PAGEREF _Toc411327214 h 1676-4-1- توزیعهای پسین تخمین زده شده PAGEREF _Toc411327215 h 1676-4-2- خوبی مدل PAGEREF _Toc411327216 h 1726-4-2-1- چک کردن مدها PAGEREF _Toc411327217 h 1726-4-2-2- آزمونهای تشخیصی بروک و گلمن PAGEREF _Toc411327218 h 1756-4-2-3- واکنش مدل به شوکهای ساختاری PAGEREF _Toc411327219 h 1766-5- خلاصه و جمعبندی PAGEREF _Toc411327220 h 181فصل هفتم: خلاصه و نتیجهگیری....................................................................................................... PAGEREF _Toc411327221 h 1827-1- مقدمه PAGEREF _Toc411327223 h 1837-2- خلاصه تحقیق PAGEREF _Toc411327224 h 1837-3- ارائه پیشنهادات و راهکارها PAGEREF _Toc411327225 h 1867-3-1- پیشنهادات سیاستی PAGEREF _Toc411327226 h 1867-3-2- پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc411327227 h 187پیوست الف: لگاریتم- خطی سازی.................................................................................................... PAGEREF _Toc411327228 h 188الف-1- مکاتب مدلسازی DSGE PAGEREF _Toc411327230 h 189الف-2- لگاریتم-خطی سازی PAGEREF _Toc411327231 h 190الف-2-1- پیشنیازهای ریاضی لگاریتم-خطی سازی PAGEREF _Toc411327232 h 191الف-2-2- بلوکهای سازنده روش پیشنهادی اوهلیگ و نحوه استخراج آن‌ها PAGEREF _Toc411327233 h 191الف-2-3- لگاریتم-خطی سازی از طریق بسط تیلور PAGEREF _Toc411327234 h 194پیوست ب: مدلهای حالت فضا و فیلتر کالمن................................................................................... PAGEREF _Toc411327235 h 196ب-1- مدلهای حالت فضا و فیلتر کالمن PAGEREF _Toc411327237 h 197ب-2- فروض فیلتر کالمن PAGEREF _Toc411327238 h 199ب-2-1- سیستم دینامیک خطی PAGEREF _Toc411327239 h 199ب-2-2- مشخصات آشوب PAGEREF _Toc411327240 h 199ب-3- استخراج فیلتر کالمن PAGEREF _Toc411327242 h 201ب-4- پیشبینی PAGEREF _Toc411327243 h 202ب-5- به هنگام کردن PAGEREF _Toc411327244 h 203ب-6- پیشبینی PAGEREF _Toc411327245 h 203ب-7- برآورد پارامترهای مدل به روش حداکثر راستنمایی PAGEREF _Toc411327246 h 204ب-8- پارامترهای متغیر در طول زمان (TVP) PAGEREF _Toc411327247 h 205ب-9- مدل‌های رگرسیون خطی با ضرایب مختلف در زمان PAGEREF _Toc411327248 h 206پیوست ج: نمودارهای مربوط به شوکهای هموار شده..................................................................... PAGEREF _Toc411327249 h 208منابع و مأخذ........................................................................................................................................ PAGEREF _Toc411327252 h 210
فهرست جدولها
عنوان صفحه TOC h z c "جدول"
جدول ‏31. نمایش فرم معمول بازی بین حاکمان پولی و مالی.................................................................................. PAGEREF _Toc411328226 h 32 TOC h z c "جدول 5-"
جدول 5- 1. مقدار کالیبره شده پارامترهای مدل........................................................................................................... PAGEREF _Toc411328235 h 134جدول 5- 2. مقادیر ایستای بلندمدت متغیرهای مدل.................................................................................................. PAGEREF _Toc411328236 h 138جدول 5- 3. مقایسه گشتاورهای روندهای واقعی و شبیهسازی شده در سناریوی پایه.......................................... PAGEREF _Toc411328237 h 141 TOC h z c "جدول 6-" جدول 6- 1. نتایج حاصل از برآورد بیزی پارامترهای مدل........................................................................................... PAGEREF _Toc412581631 h 168
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z c "نمودار" نمودار ‏21. قیمت سبد اوپک طی دوره زمانی 2001 الی 2015 PAGEREF _Toc411328523 h 15نمودار ‏22. 10 صادر کننده اول نفتی جهان در سال 2012 PAGEREF _Toc411328524 h 16نمودار ‏23. 10 تولیدکننده اول نفتی جهان در سال 2012 PAGEREF _Toc411328525 h 17نمودار ‏24. تولید و صادرات نفت خام در دوره زمانی 1357 الی 1389 در ایران PAGEREF _Toc411328526 h 18نمودار ‏25. درآمدهای حاصل از صادرات نفتی و درآمد ملی در ایران بر حسب میلیارد ریال PAGEREF _Toc411328527 h 19نمودار ‏26. نسبت صادرات نفتی به GDP بر حسب درصد PAGEREF _Toc411328528 h 19نمودار ‏31. موقعیت تعادلی اولیه قبل از وقوع رونق نفتی PAGEREF _Toc411328529 h 50نمودار ‏32. موقعیت تعادلی بعد از وقوع رونق نفتی PAGEREF _Toc411328530 h 51نمودار ‏33. اثرات کوتاهمدت افزایش برونزا در قیمت نفت که منجر به مازاد عرضه پول میشود PAGEREF _Toc411328531 h 55نمودار ‏34. اثرات کوتاهمدت افزایش برونزا در قیمت نفت که منجر به مازاد تقاضای پول میشود PAGEREF _Toc411328532 h 56نمودار ‏35. بررسی رفتار PAGEREF _Toc411328533 h 57 TOC h z c "نمودار 5-" نمودار 5- 1. مرور کلی بر مدلهای DSGE PAGEREF _Toc411328426 h 86نمودار 5- 2. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک قیمت نفت در سناریوی پایه PAGEREF _Toc411328427 h 142نمودار 5- 3. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک مارک آپ قیمتهای داخلی در سناریوی پایه PAGEREF _Toc411328428 h 146نمودار 5- 4. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک مارک آپ قیمت کالاهای صادراتی در سناریوی پایه PAGEREF _Toc411328429 h 147نمودار 5- 5. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک قیمت نفت در سناریوی دوم PAGEREF _Toc411328430 h 148نمودار 5- 6. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک قیمت نفت در سناریوی سوم PAGEREF _Toc411328431 h 150نمودار 5- 7. توابع ضربه-واکنش متغیرهای اقتصادی نسبت به شوک قیمت نفت در سناریوی چهارم PAGEREF _Toc411328432 h 152نمودار 5- 8. مقایسه واکنش حجم پول نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328433 h 153نمودار 5- 9. مقایسه واکنش تورم نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328434 h 154نمودار 5- 10. مقایسه واکنش داراییهای خارجی بانک مرکزی نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328435 h 154نمودار 5- 11. مقایسه واکنش تولید نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328436 h 155نمودار 5- 12. مقایسه واکنش صادرات کالاها و خدمات نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328437 h 155نمودار 5- 13. مقایسه واکنش نرخ ارز حقیقی نسبت به شوک مثبت قیمت نفت در سناریوهای پیشنهادی PAGEREF _Toc411328438 h 156 TOC h z c "نمودار 6-" نمودار 6- 1. روند واقعی و هموار شده متغیرهای قابل مشاهده PAGEREF _Toc411328439 h 166نمودار 6- 2. نمودار توزیع‌های پیشین و پسین پارامترهای مدل PAGEREF _Toc411328440 h 170نمودار 6- 3. مد توزیع پسین PAGEREF _Toc411328441 h 173نمودار 6- 4. نمودارهای همگرایی الگوریتم متروپولیس هستینگز (بروک و گلمن (1998)) PAGEREF _Toc411328442 h 175نمودار 6- 5. توابع ضربه-واکنش شوک تکنولوژی PAGEREF _Toc411328443 h 176نمودار 6- 6. توابع ضربه-واکنش شوک قیمت نفت PAGEREF _Toc411328444 h 177نمودار 6- 7. توابع ضربه-واکنش شوک مارک آپ قیمت کالاهای داخلی PAGEREF _Toc411328445 h 179نمودار 6- 8. توابع ضربه-واکنش شوک مارک آپ قیمت کالاهای صادراتی PAGEREF _Toc411328446 h 180 TOC h z c "نمودار پ-" نمودار پ-1- شوکهای هموار شده................................................................................................................................ PAGEREF _Toc411336484 h 209

فصل اول کلیات پژوهش1-1- مقدمهدر کشورهای صادرکننده نفت از جمله ایران شوکهای نفتی پیوندی گسسته ناپذیر با بخشهای مختلف اقتصادی دارند و بنابراین نقش مهمی را در بروز نوسانات تولید و تورم در این کشورها ایفا مینماید.
قیمتهای نفت در چند سال گذشته افزایشهای چشمگیری یافته است. تغییر در قیمتهای نفت اثر مستقیم بر روی سطح قیمتهای کل اقتصاد دارد، این تغییر قیمت بر روی تصمیمات بین دورهای و درون دورهای مصرف موثر میباشد، همچنین بر ساختار هزینه بنگاهها تأثیر میگذارد و از این کانال اثر ثانویه بر روی قیمتهای داخلی دارد. بنابراین شاخص بندی قیمت و دستمزد ممکن است اثرات شوکهای قیمت نفت بر روی تورم و تولید را گسترش دهد.
در کشورهای صادرکننده نفت درآمدهای حاصل از صادرات نفت، به عنوان درآمد بخش دولتی محسوب و از طریق خزانه وارد بودجه میشود. کشورهای صادرکننده نفت به دلیل ساختار و مسایل سیاسی آن‌ها، دولت به عنوان بزرگترین کارگزار اقتصادی کشور در اغلب بخشهای تولیدی و خدماتی حضور فعال دارد. انتظارات سیاسی و اجتماعی از دولت که عموماً فاقد مبنای اقتصادی است، سبب میشود که اغلب تأثیرات هزینههای سرمایهای دولت نیز همانند هزینههای جاری باشد. سرمایهگذاری دولتی از برنامه زمانبندی مدون خود تبعیت نمیکند، حجم سرمایهگذاری از رقم پیشبینی شده فراتر میرود و مدیریت دولتی غیر کارامد نیز سبب میشود که اثرات توسعهای این قبیل سرمایهگذاریها ضعیف باشد CITATION الس89 l 1065 (مهرآرا & میری, رابطه ی میان درآمدهای نفتی و ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی در کشورهای صادرکننده ی نفت: ایران، مکزیک و ونزوئلا, 1389). تزریق درآمدهای یاد شده در این کشورها، نظیر ایران سبب افزایش تقاضای کل می‌گردد، از آن جایی که بخش عرضه کل که برآیند بخشهای داخلی است نمیتواند به تقاضای ایجاد شده پاسخ گوید، بنابراین منجر به افزایش تورم میشود و تورم نیز به نوبهی خود علاوه بر متغیرهای اقتصادی بر متغیرهای سیاسی و اجتماعی اثر میگذارد.
از طرفی کاهش قیمت نفت سبب میشود که دولت، به علت عدم انعطافپذیری هزینههای جاری، که بخش عمده آن مربوط به حقوق و دستمزد کارکنان دولتی است، از هزینههای عمرانی بکاهد و آن را به هزینههای جاری منتقل کند. بنابراین اولین اثر آن ظهور انبوهی از طرحهای نیمه تمام در بخش عمرانی است. این مسئله سبب رکود و بیکاری به خصوص در بخشهایی میشود که عمدتاً از کارگران غیر ماهر استفاده میکنند و بدین ترتیب بیثباتی از حوزه اقتصاد به حوزههای اجتماعی و سیاسی نیز سرایت میکند. بخش ارزی، تراز پرداختها و کسری بودجه را تحت تأثیر قرار میدهد و تورم که از همان ابتدا وجود داشته است سبب کاهش رشد اقتصادی میشود CITATION رضا85 l 1065 (خوش اخلاق & موسوی محسنی, 1385).
یکی از مهم‌ترین کارکردهای نفت که در این رساله نیز به آن پرداخته شده است، اهمیت قیمت نفت و درآمدهای نفتی میباشد. مثلاً اینکه مقدار نفت کم یا زیاد باشد یا اینکه درآمد نفت کم یا زیاد باشد، میتواند سیاستهای پولی و مالی را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین با توجه به مباحث بالا و اهمیت نفت در کشورهای صادرکننده نفت از جمله ایران در این رساله یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی با تاکید بر بخش نفت و برای یک کشور صادرکننده نفت طراحی شده است و در آن سیاستهای پولی و مالی بررسی شده است. سپس این مدل برای کشور ایران آزمون شده است. هدف اصلی در این رساله تخمین و برآورد پارامترهای واکنشهای سیاستی میباشد. بدین منظور مدل با استفاده از رویکرد بیزین تخمین زده شده است. لازمه این کار این است که بخشهای مختلف اقتصادی به صورت دقیق و بر اساس شرایط اقتصادی ایران تصریح شود. چرا که تصریح کردن بخشهای ایران بر اساس روابط نادقیق ممکن است نتایج درستی را به ما ندهد و لذا در سیاستگذاری دچار اشتباه شویم.
برای شروع لازم است درک درستی از مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) و مدلهای تعادل عمومی محاسباتی (CGE) و تفاوت بین آن‌ها داشته باشیم.
مدلهای تعادل عمومی، کل اقتصاد را به صورت تعادلی و عمومی نگاه میکند. الگوهای تعادل عمومی از لحاظ خرد به دیدگاه والراس برمیگردد. در این دیدگاه بخشها، عوامل اقتصادی و ... با یکدیگر ترکیب میشوند و در نهایت بازار تسویه میشود و عدم تعادلها برطرف میشود. در واقع مبنای کار به این صورت است که عوامل اقتصادی سود خود را حداکثر میکنند، خانوارها مطلوبیت خود را حداکثر میکنند، دولت نقش تنظیم کننده دارد. هم چنین عرضه از حاصل جمع تولید بنگاهها حاصل میشود. بخشی از تولید تحت عنوان واردات از کشور خارج میشود و بخشی از کمبود از خارج کشور وارد میشود و در نهایت سرمایهگذاری کل اقتصاد با پس انداز کل اقتصاد برابر میشود. حال الگوی تعادل عمومی محاسباتی (CGE) با الگوی تعادل عمومی والراسی بسته میشود. در این الگو هنگامی که شوک به اقتصاد وارد میشود به دلیل اینکه پایهها و مبانی به صورت خردی بسته شده است، لذا شوک از کانال قیمت نسبی وارد میشود. پس به طور خلاصه مدلهای CGE مدلهای واقعی هستند و لذا شوک اسمی مانند پول داخل آن قرار نمیگیرد.
در مدلهای DSGE نگاه کلان میباشد نه خردی. اما دیدگاه کلانی که وجود دارد دارای مبانی تئوریک و پایههای خردی میباشد. مدلهای DSGE به روابط پایهای و مبناها اهمیت میدهد ولی اثر این مبناها را الگوسازی نمیکند. بنابراین در مدلهای DSGE روابطی که بر روی آن‌ها کار میکنیم روابط کلان اقتصادی میباشد. شرایط مرتبه اول معادلات بر اساس تئوریهای اقتصاد خردی الگو میشود به عبارت دیگر روابط FOC روابط تجمیع شده خرد میباشد. بر همین اساس شوکها نیز شوکهای کلان میباشد: مثل شوک پولی، شوکهای هزینه دولت، تکنولوژی، ارز و...
نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که حداکثرسازی مطلوبیت، حداکثرسازی سود در ایران با سایر کشورها تفاوتی ندارد. مشکل قاعده پولی میباشد که بانک مرکزی اعمال میکند. مشکل عدم تنظیم بازار پول است که نمیتواند سیاستهای خودش را از کانال نرخ سود وارد کند. مشکل کنترل نرخ سود است که سیاست پولی عملکرد خودش را به درستی انجام نمیدهد.
منتها تفاوتی که وجود دارد این است که شرایط تعادل پویای اقتصاد در کشورهای توسعه یافته از یک بازار رسمی استخراج میشود اما شرایط تعادل پویای اقتصاد در ایران در برخی بخشها از یک بازار غیررسمی (سیاه) استخراج خواهد شد. به عنوان مثال با توجه به اخلالی که در نرخ سود وجود دارد قیمت پول از یک بازار سیاه استخراج خواهد شد. بنابراین لازمه این کار شناسایی عدم تعادلهای اقتصادی از جمله بازار پول، مالی و ارز میباشد.
به عنوان مثال سرمایهگذار بر اساس تفاوت بین نرخ سود بازار و نرخ سود بانکی رفتار خودش را تنظیم میکند و هر چه این تفاوت افزایش یابد رفتار وی نیز تغییر میکند؛ لذا مدلسازی رفتار سرمایهگذار بر اساس تفاوت بین این دو نرخ نتیجه بهتری را نسبت به حالتی که صرفاً بر اساس نرخ سود بانکی تنظیم شود در پی خواهد داشت.
بدین منظور لازم است بخشهای اقتصادی به صورت دقیق تنظیم شود. یکی از مهمترین بخشهایی که باید تنظیم شود بخشهای پولی و بخش دولت میباشد؛ لذا تعیین قاعده پولی از اهمیت ویژهای برخوردار است. قاعده پولی متشکل از سه بخش بانک مرکزی و پایه پولی، بازار ارز و انتخاب رژیم ارزی و محدودیت بودجه دولت میباشد. از تلفیق این سه، حساب تلفیقی بدست میآید که اهمیت ارز، پول و بودجه دولت در قاعده پولی دیده میشود. عمدتاً در کارهای قبلی که صورت گرفته است بدون توجه به جایگاه اقتصادی ایران عمدتاً با استفاده از قاعده تیلور، به استخراج قاعده سیاست پولی پرداخته شده است. شوکهای نفتی، حساب تلفیقی دولت و بانک مرکزی را تحت تأثیر قرار میدهد. به عبارت دیگر در زمان بروز شوکهای منفی نفتی که عمدتاً با افزایش هزینههای دولتی اتفاق میافتد، قاعده سیاست پولی بر روی اعتبار داخلی بسته میشود. به دلیل اینکه در این حالت ارز از کنترل دولت خارج میباشد و ارز کارکرد خود را به درستی انجام نمیدهد. در این حالت بیشتر اعتبار داخلی است که کار میکند. به عبارت دیگر در صورت بروز شوکهای منفی نفت درآمد دولت کاهش یافته و سیاستهای مالی در جهت انقباضی میباشد و در این حالت تورم از کانال نرخ ارز کنترل نمیشود بلکه بیشتر از طریق پایه پولی کنترل میشود. همچنین در صورت بروز شوکهای مثبت نفتی تنظیم قاعده پولی با استفاده از نرخ ارز میباشد. به عبارت دیگر در حساب تلفیقی منابع خارجی بالاتر میرود.
همچنین در این رساله بخش دولتی به صورت دقیق مورد بررسی قرار میگیرد. به عبارت دیگر درآمدهای دولتی و هزینههای دولتی مورد بررسی قرار گرفته است. در این بخش این سؤال بررسی خواهد شد که آیا واقعاً افزایش درآمد نفت و سرمایهگذاری دولت میتواند رشد اقتصادی را زیاد کند؟ به عبارت دیگر درآمدهای نفتی بر روی تولید چه نقشی را ایفا میکنند و اینکه آیا باید درآمدهای نفتی به سمت تولید کانالیزه شود یا خیر؟
بعد از تنظیم کردن بخشهای مختلف مدل DSGE شوک قیمت و تولید نفت وارد مدل خواهد شد و سپس اثر این شوکها بر روی قواعد پولی بررسی خواهد شد.
ساختارهای اصلی مدل تعادل عمومی پویای تصادفی به صورت زیر تنظیم شده است:
رفتار بخش خصوصی که در آن یک خانوار معرف که ارزش حال تنزیل شده مورد انتظار مطلوبیت طول دوران زندگی را با توجه به قید بودجه بین دورهای حداکثر میکنند، در نظر گرفته میشود.
رفتار بنگاه و تنظیم قیمتها: رفتار بنگاه با پیروی از کالو (1983) تنظیم شده است. در این روش فرض میشود که درصد از بنگاهها میتوانند در هر دوره قیمت جدید تنظیم کنند و از این رو معادل درصد قیمت خود را بدون تغییر نگه میدارند. (پارامتر چسبندگی قیمت را در اقتصاد اندازهگیری میکند). همچنین فرض میشود که دو دسته بنگاه وجود دارد. در حالی که معادل درصد از تنظیمکنندگان قیمت همانند مدل کالو استاندارد رفتار میکنند، درصد قیمتهایشان را بر اساس رفتار گذشتهنگر (قاعده سرانگشتی) تنظیم میکنند.
بر این اساس منحنی فیلیپس هیبریدی کینزینهای جدید به عنوان یک بخش از اقتصاد تصریح خواهد شد. لازم به ذکر است که منحنی فیلیپس هیبریدی کینزینهای جدید در سه بخش داخلی، صادراتی و وارداتی مدلسازی شده است.
دولت: بخش دولت نیز با در نظر گرفتن درآمدها (از جمله درآمدهای نفتی) و مخارج دولتی تصریح خواهد شد.
بازار ارز: به منظور استخراج دقیق قاعده پولی نیازمند این هستیم که بخش خارج به صورت دقیق تصریح شود.
بخش پولی: در این بخش ترازنامه بانک مرکزی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در مرحله بعد به ارزیابی و تخمین مدل DSGE برای ایران پرداخته خواهد شد. روشهای متفاوتی برای ارزیابی و تخمین مدلهای DSGE وجود دارد. همانگونه که به وسیله آن و اسچورف هاید (2007) بیان شده است این تکنیکها عبارتند از: کالیبراسیون، روش گشتاورهای تعمیم یافته، تخمین بر اساس حداکثر راستنمایی با اطلاعات کامل، تخمین بیزین و تخمین حداقل فاصله بر اساس فاصله بین توابع ضربه-واکنش از مدل VAR و مدل DSGE.
در مدلهای DSGE دو موضوع وجود دارد:
1- شبیهسازی؛
2- تخمین.
در شبیهسازی، مدل با دادههای واقعی تخمین نمیخورد اما تا حدودی رفتار عاملین اقتصادی را برای ما روشن میکند. تخمینهای دقیق با تخمینزن بیزین صورت میگیرد.
بنابراین مراحل مختلف کار این رساله به صورت زیر تقسیم بندی میشود:


استخراج الگو مطابق با شرایط اقتصاد ایران؛
بدست آوردن مقادیر تعادلی پویای اقتصاد؛
تبدیل معادلات استخراج شده از شرایط بهینهسازی به صورت معادلات لگاریتمی- خطی شده؛
شبیهسازی مدل با نرمافزار داینار؛
تخمین مدل با روش بیزین.
با پیروی از آن و اسچورف هاید (2007) و مانسینی گریفولی (2007) تکنیک بیزین برای تخمین مدل DSGE لگاریتمی- خطی شده مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این روش نسبت به رویکردهای رقیب چندین مزیت دارد: ابتداً تخمین بیزین اجازه استفاده از اطلاعات پیشین در فرآیند تخمین را میدهد. وارد کردن اطلاعات پیشین به شناسایی پارامترهای مدل کمک میکند. ثانیاً تخمین بیزین یک تخمینزن سیستمی میباشد و اجازه استفاده از منافع رویکرد تعادل عمومی را به ما میدهد. ثالثاً رویکرد بیزین عملکرد بهتری نسبت به تخمین حداکثر راستنمایی و GMM در نمونههای کوچک دارد.
1-2- سؤال‌های تحقیق
با توجه به اینکه در این رساله به دنبال بررسی سیاستهای پولی و مالی برای یک اقتصاد صادرکننده نفت با استفاده از مدل تعادل عمومی تصادفی پویا و سپس آزمون آن برای ایران هستیم، لذا سؤال اصلی تحقیق به صورت زیر مطرح میشود:
شوک قیمت نفت در چارچوب مدل تعادل عمومی اقتصاد باز در یک کشور صادرکننده نفت چه اثری بر روی متغیرهای کلان اقتصادی از کانال دو متغیر سیاست پولی و سیاست مالی دارد؟
هم چنین در راستای پاسخ گویی به سؤال بالا یک سری سؤال‌های فرعی نیز مطرح میشود که به صورت زیر هستند:
آیا بین شوکهای نفتی و سیاست پولی اتخاذ شده در ایران ارتباط وجود دارد یا خیر؟
افزایش قیمت نفت میتواند رشد اقتصادی ایران را زیاد کند؟
اثر شوکهای مارک آپ بر روی متغیرهای اقتصادی به چه صورتی میباشد؟
1-3- فرضیه تحقیقدو متغیر سیاست پولی و سیاست مالی در اقتصاد صادرکننده نفتی (ایران) نقش کلیدی در اثرگذاری شوکهای نفت روی متغیرهای واقعی اقتصاد ایفا مینمایند.
1-4- اهداف تحقیقبا توجه به اقبال جهانی گسترده محافل علمی و بانکهای مرکزی به مدلهای DSGE در پژوهشهای علمی، بالاخص در حیطه اقتصاد مالی، پولی و انرژی، معرفی این مدلها به گفتمان علمی دانشگاهی و توجه به گسترش این مدلها در محافل علمی دانشگاهی میتواند زمینهای برای ورود آن‌ها به مطالعات و طبیعتاً سیاست‌گذاری بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران را فراهم آورد و به عنوان ابزاری جدید در زمینه تحلیل سیاستهای اقتصادی، بالاخص سیاست‌گذاری پولی، به خدمت گرفته شود؛ لذا در رساله فوق اهداف زیر را دنبال میکنیم:
طراحی یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی به منظور بررسی نقش شوک قیمت نفت بر روی متغیرهای کلان اقتصادی برای یک کشور صادر کننده نفت (مورد ایران)؛
وارد کردن بخشهای مالی، پولی و ارزی متناسب با شرایط اقتصاد ایران؛
بررسی اثر شوک قیمت نفت بر قواعد پولی اقتصاد ایران؛
مرتبط کردن بخش نفت با استفاده از درآمدهای نفتی به بخش دولت در ایران؛
تعیین قواعد پولی با توجه به ترازنامه بانک مرکزی، بودجه دولت و نظام ارزی؛
بررسی واکنش شوک قیمت نفت بر روی متغیرهای کلان اقتصادی در سناریوهای مختلف ارزی و تورمی.
1-5- روش شناسی
از دهه 1980 میلادی اقتصاددانان در تحلیلهای کلان اقتصادی توجه ویژهای به مدلهای پویا که دارای پایههایی در اقتصاد خرد هستند، داشتهاند و این توجه و اقبال با گذشت زمان و گسترش ابزارهای ریاضی و محاسباتی در اختیار محققان اقتصادی رو به افزایش است.
گسترش مکتب ادوار تجاری حقیقی (RBC) در دهه 1980 میلادی در واقع انقلابی در تحلیلهای کلان اقتصادی به شمار میرفت چرا که اولاً این مکتب با گسترش چارچوب تحلیلی تعادل عمومی تصادفی پویا (DSGE) که در آن خانوارها و بنگاهها و سایر کارگزاران اقتصادی اقدام به بهینهیابی میکنند پایه خرد برای تحلیل روابط کلان اقتصادی فراهم آورد که قبلاً نبود آن مورد انتقاد منتقدین اقتصاد کلان قرار داشت. ثانیاً به دلیل نیاز تکنیکی به ابزار ریاضی در حل این مدلها، انبوهی از ابزارهای کمی محاسباتی از علم ریاضی وارد اقتصاد شده و گسترش یافتهاند. ثالثاً بر خلاف مکاتب پیشین اقتصادی که بر سیاستهای پولی و مالی به عنوان دلیل نوسانات اقتصادی تاکید میکردند این مکتب با تکیه بر شوکهای تکنولوژی امکان تبیین نوسانات اقتصادی با تکیه بر عوامل طرف عرضه را نیز به ادبیات اقتصادی معرفی کرد.
البته علیرغم تأثیر عظیمی که مکتب ادوار تجاری حقیقی در ادبیات اقتصادی بر جای گذاشت به دو دلیل عمده استفاده از آن در مطالعات اقتصادی رو به افول گذاشت که عبارت بودند از: 1- تاکید بیش از حد بر شوکهای تکنولوژی به عنوان منبع ادوار تجاری و 2- پیشبینی خنثی بودن پول که برخلاف شواهد تجربی مشاهده شده (حداقل در کوتاهمدت) است.
به دین ترتیب اقتصاددانان برای بهرهگیری از خصوصیات مثبت مکتب ادوار تجاری حقیقی، با وارد کردن رقابت ناقص و چسبندگیهای اسمی در چارچوب تحلیلی تعادل عمومی پویای تصادفی، مدلهای نیوکینزینی را بسط دادند. مدلهای نیوکینزینی علاوه بر این که پایههای خرد برای تحلیلهای کلان اقتصادی فراهم میکنند، به خوبی میتوانند اثر سیاستهای پولی را در نوسانات کلان اقتصادی نشان دهند و به عبارتی پارادیم نیوکلاسیکی را با پارادایم کینزینی با هم پیوند دادهاند.
مدلسازی تعادل عمومی تصادفی پویا شاخهای از تئوری تعادل عمومی کاربردی است که مقولهای مهم در اقتصاد کلان معاصر تلقی میشود. متدلوژی DSGE سعی در تبیین پدیدههای کلان اقتصادی همچون رشد اقتصادی، سیکلهای تجاری و اثرات سیاستهای پولی و مالی بر پایه مدلهای ساده شده کلان اقتصادی دارد که این مدلها از اصول خرد اقتصادی استخراج شدهاند.
یکی از دلایل اصلی که اقتصاددانان به ساخت مدلهای DSGE روی آوردهاند این است که این مدلها بر خلاف مدلهای پیشین سنتی کلان-سنجی دیگر در معرض انتقاد لوکاس نیستند.
همانطور که از اسم این مدلها پیدا است مدلهای DSGE پویا هستند به این معنی که حرکت اقتصاد را در طول زمان زیر نظر میگیرند. همچنین تصادفی هستند یعنی این واقعیت را مد نظر قرار میدهند که اقتصاد میتواند تحت تأثیر شوکهای نظیر تغییرات تکنولوژیکی یا خطا در سیاستگذاری کلان اقتصادی قرار گیرد. این ویژگیهای مدلهای تعادل عمومی تصادفی پویا وجه تمایز اصلی این مدلها با مدلهای ایستای تحت مطالعه در تئوری تعادل عمومی والراسی و تعادل عمومی قابل محاسبه کاربردی است.
مدلهای سنتی پیشبینی کلان- سنجی که از دهه 1970 میلادی تاکنون مورد توجه بانکهای مرکزی بوده است. رابطه پویای بین قیمتها و مقادیر را در بخشهای مختلف اقتصاد برآورد میکند و اغلب متشکل از تعداد بسیار زیادی متغیر میباشد. برخلاف مدلهای کلان- سنجی، مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی با تعداد کمی متغیر سروکار دارد (از آنجا که حل کردن و تحلیل مدلهای DSGE از نظر تکنیکی مشکلتر است) و تمایل زیادی وجود دارد که بسیاری از جزئیات بخشی خلاصه شود و متغیرهای بسیار کمتری مورد استفاده قرار گیرد؛ لذا بانکهای مرکزی با بهرهگیری از این مدلها با متغیرهای کمتری سروکار دارند.
مدلهای DSGE جزئیات بخشی را از دست میدهند و با بدست آوردن سازگار منطقی جبران میشوند، چرا که این مدلها بر پایه اصول اقتصاد خردی یعنی با در نظر گرفتن تصمیمگیری تحت محدودیت بنا شدهاند. به طور کلی این مدلها اجزا و فرضیات زیر را در نظر میگیرند:
ترجیحات: اهداف کارگزاران در اقتصاد تصریح میشود. به عنوان مثال تابع مطلوبیت خانوار که عموماً تابعی از سطح مصرف و اوقات فراغت است، با توجه به قید بودجه حداکثر میشود یا هدف بنگاهها حداکثر سازی سود میباشد.
تکنولوژی: ظرفیت تولیدی کارگزاران در اقتصاد تصریح میشود. به عنوان مثال ممکن است فرض شود بنگاهها دارای تابع تولیدی هستند که مقدار کالای تولید شده را وابسته به مقدار کار و سرمایه به کار گرفته شده تصریح مینماید. همچنین محدودیتهای تکنولوژیکی اقتصاد، مواردی چون هزینههای تعدیل موجودی سرمایه، سطح نیروی کار یا سطح قیمتها را در برمیگیرد.
چارچوب نهادی: محدودیتهای نهادی که کارگزاران اقتصادی تحت آن محدودیتها در تعامل با هم میباشند، تصریح میشود. در بسیاری از مدلهای تعادل عمومی تصادفی پویا این بدان معنا است که کارگزاران اقتصادی تصمیمات خود را تحت برخی محدودیتهای برونزای بودجهای اتخاذ میکنند و فرض میشود که قیمتها تا زمان تسویه بازار تعدیل میشوند. همچنین قواعد سیاست مالی و پولی یا حتی چگونگی تغییر قواعد سیاستی و محدودیتهای بودجهای بر اثر تغییر فرآیند سیاسی تصریح میشود.
در طراحی مدلهای تعادل عمومی تصادفی پویا ابتدا سعی بر این است که مدلی ساده و ابتدایی به عنوان هسته مرکزی مطالعه طراحی شود و سپس با افزودن جزئیات به این مدل مرکزی خصوصیات مورد نظر محقق به مدل اضافه گردد. در نهایت میتوان مدل پایه را بسط داد و به مدلی رسید که یک اقتصاد بسته یا باز را با در نظر گرفتن ترکیبی از تمام اجزا یعنی خانوارها، بنگاهها، دولت، مقام پولی و بخش خارجی (یا تعدادی از آن‌ها) تبیین کرد.
با تصریح ترجیحات (آنچه که کارگزاران میخواهند)، تکنولوژی (آنچه که کارگزاران میتوانند تولید کنند)، و نهادها (روشی که بر اساس آن در تعامل با هم هستند)، امکان آن فراهم خواهد شد که (البته در اصول با ذکر این نکته که در عمل دشواریهایی بر آن مترتب است) با حل مدل DSGE بتوان پیشبینی کرد که چه چیزی واقعاً تولید، مبادله و مصرف میشود و این پیشبینی حتی در صورت بهکارگیری یک چارچوب جدید نهادی معتبر خواهد بودCITATION متو89 l 1065 (متوسلی & ابراهیمی, نقش سیاست های پولی در انتقال اثر شوک های نفتی به اقتصاد ایران, 1389).
بر عکس همانطور که لوکاس خاطر نشان میکند، چنین پیشبینیهایی در مدلهای کلان- سنتی پیشبینی به احتمال قوی معتبر نخواهد بود چرا که مدلهای سنتی بر پایه روابط مشاهده شده گذشته بین متغیرهای کلان اقتصاد برآورد میشوند و انتظار میرود چنین روابطی با معرفی سیاستهای جدید دچار تغییر شوند و به این ترتیب پیشبینیهای مبتنی بر مشاهدات گذشته اعتبار خود را از دست بدهند.
با توجه به دشواری ساخت مدلهای دقیق DSGE بسیاری از بانکهای مرکزی هنوز هم برای پیشبینیهای کوتاهمدت خود بر مدلهای سنتی کلان- سنجی تکیه دارند. با این حال، به خاطر این خصوصیت مدلهای نیوکینزینی که در کنار موثر دانستن عوامل حقیقی در ایجاد نوسانات اقتصادی، سیاستهای پولی را نیز در کوتاهمدت در عرصه فعالیتهای اقتصادی منشأ اثر میدانند. امروزه بانکهای مرکزی زیادی به ارائه مدلهای پولی مورد استفاده خود در قالب مدلهای DSGE مورد استفاده در مکتب نیوکینزینی پرداختهاند. به عنوان مثال بانکهای مرکزی انگلستان (هریسون و همکاران (2005))، کانادا (مورچیسون و رنیسون (2006)) و حتی شیلی (مدینا و سوتو (2007)) و پرو (کاستیلو و همکاران (2008)) از این دسته مدلها در تحلیلهای خود استفاده میکنند و اثر سیاستهای مختلف به طور فزاینده در قالب مدلهای DSGE مورد بررسی قرار میگیرد.
پس از تصریح مدلهای تعادل عمومی تصادفی پویا، دو شرط مهم برای حصول تعادل باید برقرار باشد: 1- کارگزاران بهینهیابی انجام دهند. 2- بازارها اعم از بازار کالا و کار تسویه شوند.
مسئله تصمیم بهینه یک کارگزار اقتصادی که هدف وی حداکثرسازی مطلوبیت یا سود خود طی یک افق نامحدود زمانی است اغلب در چارچوب یک مدل بهینهسازی پویای تصادفی مورد مطالعه قرار میگیرد. برای درک ساختار مسئله تصمیم فوقالذکر، آن را به صورت یک مسئله تصمیمگیری بازگشتی در یک رویکرد برنامهریزی پویا توصیف میکنند. پس از آن برخی از روشهای حلی که اغلب برای حل مسئله تصمیم بهینه به کار گرفته میشود، مورد استفاده قرار میگیرد.
در بیشتر موارد راهحل دقیق و تحلیلی برای تصمیم برنامهریزی پویا در دسترس نیست و باید به راهحل تقریبی بسنده کرد که ممکن است محاسبه آن با روشهای عددی صورت گیرد. گام نخست در ارزیابی تجربی مدلهای پویای تصادفی، تمرکز برای دستیابی به راهحلهای تقریبی پس از به دست آوردن شرایط مرتبه اول از معادله اولر یا معادله مستخرج از لاگرانژین است، چرا که این شرایط معمولاً غیرخطی هستند. با در نظر گرفتن این دو روش حصول شرایط مرتبه اول، سه نوع روش تقریب را میتوان در ادبیات موضوع پیدا کرد که عبارتند 1- روش فیر- تیلور 2- روش تقریب لگاریتم- خطی و 3- روش تقریب خطی-کوادراتیک.
گام ضروری بعدی برآورد این مدل با استفاده از برخی تکنیکهای اقتصادسنجی میباشد. با معادله برآورده شده میتوان مدل را ارزیابی کرد و هم‌خوانی پیشبینیهای حاصل از مدل با دادههای تجربی را مقایسه کرد.
در برخی از مطالعات تجربی در مورد مدلهای بهینهیابی پویای تصادفی اغلب از مرحله برآورد صرف نظر کرده و از تکنیکی که اغلب به نام کالیبراسیون خوانده میشود، استفاده میشود.
حل کردن مدل بهینهیابی پویای تصادفی با استفاده از روشهای تقریب یا بهینهیابی پویا اولین گام در جهت ارزیابی تجربی این گونه مدلها تلقی میشود. گام ضروری بعدی برآورد این مدل با استفاده از برخی تکنیکهای اقتصادسنجی است. برای انجام این مرحله، برخی از روشهای تقریب بهتر از برخی دیگر هستند. در کالیبراسیون معمولاً آماره گشتاورهای (اغلب گشتاورهای مرتبه دوم) سریهای زمانی متغیرهای کلان اقتصادی با گشتاورهای حاصل از سریهای زمانی حاصل از شبیهسازی مدل مقایسه میشود. پارامترهایی که برای شبیهسازی مدل مورد استفاده قرار میگیرد معمولاً از منابع مستقلی همچون مطالعات خرد اقتصادی مختلف انتخاب میشوند. کالیبراسیون از آن جهت که پارامترهای ساختاری را به جای آنکه برآورد کند، مفروض در نظر میگیرد مورد انتقاد محققان است.
همچنین هر چند کالیبراسیون ابزار بسیار سودمندی برای فهم خصوصیات و ویژگیهای پویای مدلهای DSGE است، لیکن مزایای بسیاری برای برآورد پارامترها از طریق روشهای اقتصادسنجی ذکر میشود.
اول آن که میتوان پارامترها را با وضع قیود مدل مورد نظر برآورد کرد. این مزیت باعث میشود که دیگر مشکل ناسازگاری احتمالی فروض مدل DSGE با فروض مدلهای مطالعات خرد اقتصادی که پارامترهای مورد استفاده در کالیبراسیون از آن‌ها اخذ میشود، وجود نداشته باشد. دوم آن که برآورد مدل DSGE این امکان را به محقق میدهد که بتواند پارامترهایی را برآورد کند که ممکن است برآورد آن‌ها به تنهایی با استفاده از دادههای جزئی سخت باشد. سوم آن که نااطمینانی پارامتر را میتوان به صورت صریح در تحلیل ضربه-واکنش وارد کرد. این کار را میتوان به عنوان مثال با تکنیکهای بوت استرپ برای ساختن فواصل اطمینان برای عکسالعمل مدل در مقابل یک شوک انجام داد. به عنوان مثال میتوان آزمون همبستگی سریالی را برای باقیماندهها انجام داد، جذر میانگین مربعات خطای یک مدل DSGE را با یک مدل DSGE دیگر مقایسه کرد. آزمونهای ثبات پارامترها را انجام داد یا مستقیماً برخی از فروض شناسایی مدل را آزمون کرد. تمام این کارها اطلاعات ارزشمندی را در خصوص ساخت مدلهای اقتصادی واقع‌گرایانه‌تر در اختیار ما قرار میدهد (روژه-مورسیا، 2002، ص 1).
کاربرد کالیبراسیون نیازمند تکنیکهای برای انتخاب دقیق پارامترهای ساختاری است و همانطور که ذکر شد ایراداتی به آن وارد است. به همین دلیل میتوان به جای کالیبراسیون از تکنیکهای اقتصادسنجی برای برآورد پارامترهای مدل استفاده کرد.
پنج رویکرد برای تخمین مدلهای تعادل عمومی تصادفی پویا وجود دارد که عبارتند از: روش حداکثر راستنمایی، روش گشتاورهای تعمیم یافته، روش بیزین، روش گشتاورهای شبیهسازی شده و رویکرد استنباط غیرمستقیم که به وسیله اسمیت (1993) ارائه شده است.
1-6- روش گردآوری اطلاعات و دادههاگردآوری اطلاعات بخش نظری تحقیق با مراجعه به منابع کتابخانهای و مقالات معتبر موجود در سایتهای تخصصی صورت گرفته است. در بخش تجربی اطلاعات و دادههای مورد نیاز از طریق مراجعه به بانکهای اطلاعاتی کشور از جمله بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، مرکز آمار ایران و گزارشهای آماری مرتبط گردآوری شده است.
1-7- جامعه آماری، روش نمونهگیری حجم نمونهجامعه آماری شامل دادههای مربوط به تولید، حجم پول، مخارج دولتی، مالیاتها، درآمدهای نفتی، حجم سرمایه، نیروی کار، نرخ ارز حقیقی، داراییهای خارجی بانک مرکزی، مصرف و سرمایهگذاری میباشد.
1-8- روش تجزیه و تحلیل دادههاارزیابی مدل و تخمین با استفاده از برنامه داینار در نرمافزار متلب شبیهسازی و ارزیابی خواهد شد.
فصل دوم نفت و اهمیت آن در اقتصاد ایران2-1- مقدمهقیمتهای نفت در چند سال اخیر افزایش زیادی داشته است. در حالی که در انتهای سال 2001، قیمت نفت اوپک حدود 12/23 دلار آمریکا برای هر بشکه بود، در سپتامبر 2011 به 46/107 و در سال 2013 به حدود 87/105 دلار آمریکا برای بشکه رسیده است. در انتهای سال 2014 قیمت نفت روند نزولی به خود گرفته است به طوری که متوسط قیمت نفت در سال 2014، 29/96 دلار آمریکا برای هر بشکه بوده است. قیمت نفت در ابتدای سال 2015 نیز در ده سال اخیر به پایینترین حد خود یعنی 2/49 دلار برای هر بشکه رسیده است (نمودار 2-1). تغییرات در قیمتهای نفت اثر مستقیمی بر روی سطوح قیمتی اقتصاد دارد. همچنین بر تصمیمات بین دورهای مصرف، ساختار هزینه بنگاهها، تصمیمات بانک مرکزی در مورد اجرای سیاستهای پولی، تصمیمات دولت در مورد اجرای سیاستهای مالی، سیاستهای بخش خارجی اقتصاد و ... تأثیرگذار است. همچنین شاخصبندی دستمزد و قیمت ممکن است اثرات شوکهای قیمت نفت بر روی متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تورم و تولید را بیش از پیش نمایان سازد.
TOC o "1-3" p " " u

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 1. قیمت سبد اوپک طی دوره زمانی 2001 الی 2015منبع: اوپک
با نگاهی به کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت متوجه اهمیت و بزرگی بخش نفت در ایران خواهیم شد. نمودارهای (2-2) و (2-3) ترکیب ده تولیدکننده و صادرکننده اول جهان را در سال 2012 نشان میدهد. اطلاعات این دو نمودار از مدیریت اطلاعات انرژی آمریکا گرفته شده است. عربستان بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده نفت میباشد. در بین ده تولیدکننده اول دنیا پنج کشور از کشورهای عضو اوپک قرار گرفتهاند که مجموعاً به اندازه 43 درصد از نفت دنیا را تولید میکنند. در بین 10 کشور بالای تولیدکننده نفت، سهم ایران معادل با 6 درصد میباشد. همچنین در بین 10 صادرکننده اول نفتی جهان در سال 2012، نه کشور آن مربوط به کشورهای عضو اوپک میباشند که مجموعاً 78 درصد صادرات نفتی را بر عهده دارند که سهم ایران معادل با 6 درصد در بین 10 صادرکننده اول جهان میباشد.

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 2. 10 صادر کننده اول نفتی جهان در سال 2012منبع: مدیریت اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 3. 10 تولیدکننده اول نفتی جهان در سال 2012منبع: مدیریت اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)
لذا خاورمیانه بزرگ‌ترین منطقه تولیدکننده و صادرکننده نفت خام جهان است. نزدیک به 40 درصد نفت خام جهان در این منطقه تولید میشود. با این حال ذخایر این منطقه از نفت خام نسبت به دو دهه پیش کاهش یافته است. 5 کشور دارای بزرگ‌ترین ذخایر نفتی منطقه خاورمیانه به ترتیب عربستان سعودی (8/15 درصد)، ایران (3/9 درصد)، عراق (9/8 درصد)، کویت (6 درصد) و امارات (8/5 درصد) هستند. ذخایر نفتی خاورمیانه در سال 1993 میلادی معادل 6/63 درصد از کل ذخایر نفتی جهان بود ولی این رقم در سال 2013 به 9/47 درصد رسیده است.
2-2- واقعیات اقتصاد ایران در بخش نفتنمودار (2-4) آمارهای مربوط به تولید و صادرات نفت خام ایران را طی دوره 1357 الی 1389 نشان میدهد. همانگونه که از روی نمودار نیز مشخص است همبستگی شدیدی بین تولید نفت خام و صادرات نفت خام وجود دارد. اگر چه ایران هنوز در رتبه دوم بزرگ‌ترین تولید کننده نفت خام سازمان اوپک قرار دارد ولی تولید نفت خام ایران طی سالهای اخیر افت شدیدی داشته است.
صادرات نفت ایران نیز طی سالهای اخیر در نتیجه تحریمهای اعمال شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا دچار افت شدیدی شده است.

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 4. تولید و صادرات نفت خام در دوره زمانی 1357 الی 1389 در ایرانمنبع: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
نمودار (2-5) درآمدهای حاصل از صادرات نفت و درآمد ملی ایران را بر حسب میلیارد ریال نشان میدهد. همان‌گونه که در نمودار فوق ملاحظه میشود درآمدهای حاصل از صادرات نفت از اوایل دهه 80 و با افزایش قیمت نفت خام سیر صعودی به خود گرفته است. در حال حاضر حدود 70 الی 80 درصد درآمدهای ارزی کشور از صادرات نفت خام میباشد. به عنوان مثال در سال 1374 سهم درآمدهای حاصل از صادرات نفت از کل درآمدهای ارزی حدود 71/0 بوده است و در سالهای 1389 و 1390 به ترتیب به 78/0 و 72/0 رسیده است. همچنین درآمدهای مالیاتی و غیرنفتی نیز عمدتاً ریشه نفتی دارند. چرا که درآمد حاصل از صادرات میعانات گازی و کالاهای پتروشیمی نیز عملاً نوعی درآمد نفتی محسوب میشود؛ لذا در صورت کاهش درآمد نفتی، درآمدهای مالیاتی نیز کاهش مییابد؛ بنابراین درآمدهای نفتی در ایران نقش مهم و اساسی در اقتصاد کشور و معیشت مردم دارد.

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 5. درآمدهای حاصل از صادرات نفتی و درآمد ملی در ایران بر حسب میلیارد ریالمنبع: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و OPEC
نمودار (2-6) نسبت صادرات نفتی به GDP را بر حسب درصد نشان میدهد. همان‌گونه که در نمودار فوق مشاهده میشود در سالهای اخیر صادرات نفتی وزنی حدود 20 درصد را در GDP داشته است که نشاندهنده سهم بالای آن در GDP میباشد.

نمودار STYLEREF 1 s ‏2 SEQ نمودار * ARABIC s 1 6. نسبت صادرات نفتی به GDP بر حسب درصدمنبع: محاسبات تحقیق
با توجه به سهم بالا و اهمیت نفت در اقتصاد ایران، در چندین دهه گذشته مباحث مربوط به نفت در اقتصاد و سیاست ایران موضوع بحثهای گسترده و مهمی بوده است. در یک سوی این بحثها دید غالب این است که نفت منابع مالی چشمگیری را برای مصرف و سرمایهگذاری در ایران به ارمغان آورده و در مقایسه با آنچه که بدون نفت احتمالاً اتفاق میافتاد، امکان رشد سریع‌تری را هم برای درآمد ملی و هم برای مصرف فراهم کرده است. در سوی دیگر، برخی معتقدند که ضعفهای ساختاری و نهادینه جامعه ایران موانعی برای استفاده مناسب از پتانسیل درآمدهای نفتی ایجاد و بعضاً رانتهای نفتی آن ضعفها را تشدید کرده است. در نتیجه در حالی که درآمد نفت از بعضی جهات به مصرف و تولید در ایران کمک کرده، از جهات دیگر باعث عقب‌ماندگی اقتصادی و سیاسی شده است. گروهی از طرفداران این دیدگاه معتقدند که با کوشش جهت جبران ضعفهای ساختاری و اتخاذ سیاستهای مناسب میتوان اثر مثبت نفت بر اقتصاد ایران را تقویت کرد. ولی عده زیادی هم مشکل اصلی را وجود رانتهای نفتی میدانند. به نظر آن‌ها، نفت در مجموع بلای بزرگی برای ایران بوده است. به خصوص، وجود منابع نفتی قدرتهای استعماری را به منطقه کشانده و انگیزه آن‌ها را برای تسلط بر ایران تقویت کرده است. به عقیده طرفداران این دیدگاه، درآمدهای نفتی به شیوههای دیگری نیز نیروهای مولد کشور را از تلاش لازم برای توسعه صنعتی بازداشته است. مثلاً این درآمدها توجه دولت و بخش خصوصی را بیش از حد از تولید دور و به واردات معطوف کرده است.
با وجود اهمیت فوق‌العاده نفت در اقتصاد ایران، متأسفانه بیشتر بحثهای آن در سطح نظری باقی مانده و کمتر مورد بررسی تجربی قرار گرفته است. در این بخش به دنبال بررسی اهمیت نفت در اقتصاد ایران به عنوان یک اقتصاد صادرکننده نفت هستیم.
2-3- نفت و اهمیت آن در اقتصاد
یکی از مسایلی که طی چند دهه اخیر در کانون توجه اقتصاددانان در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بوده است بررسی اثرات شوکهای نفتی بر ساختار اقتصاد کلان و به ویژه تولید و رشد اقتصادی میباشد. در حقیقت با وقوع شوکهای مثبت نفتی در دهه 1970 و متعاقب آن بروز رکود در اقتصاد جهانی توجه بسیاری از محققان به بررسی اثرات شوکهای نفتی بر ساختار اقتصاد کلان معطوف گردید. یکی از مهم‌ترین دلایل رکود آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در این مقطع را به شوک قیمت نفت نسبت دادهاند که مهم‌ترین دلیل شوک، نتیجه کشمکشهایی بود که در خاورمیانه روی داده بود. این مسئله منجر به حجم زیادی از مطالعات در این زمینه شد که تمامی این مطالعات تلاش کردند تا جریان علیت بین شوکهای قیمت نفت و فعالیتهای اقتصاد کلان را استخراج کنند.
مکانسیمهای انتقال شوکهای نفت به اقتصاد از سه کانال عرضه، تقاضا و تجارت اتفاق میافتد (برون و همکاران، 2004؛ اسچنیدر، 2004؛ لاردیک و مایگنون، 2006؛ سیل، 2007؛ جبیر و زاری-قوربل، 2009).
از طرف عرضه، افزایش قیمتهای نفت منجر به کاهش نهادههای تولید میشود و این خود منجر به افزایش هزینههای تولید و بنابراین کاهش تولید و بهروری میشود.
از طرف تقاضا، قیمتهای بالاتر نفت سطح عمومی قیمتها را افزایش میدهد و با کاهش درآمد حقیقی در دسترس برای مصرف، تقاضا کاهش مییابد (فرزانگان و مارکواردت، 2009).
بر حسب طرف تجارت، کشورهای پیشرفته وارد کننده نفت با کاهش تقاضا، شرایط تجاری آن‌ها بدتر میشود و این موضوع انتقال ثروت از کشورهای واردکننده نفت به کشورهای صادرکننده نفت را نتیجه میدهد.
مطالعات بسیار زیادی در مورد اثر شوکهای مثبت نفتی بر ساختار اقتصاد کلان معطوف گردیده است.
همچنین مطالعاتی در زمینه اثر شوکهای مثبت نفتی بر اقتصاد کلان و به طور خاص بر تولید و رشد اقتصادی در کشورهای توسعه یافته انجام شده است. از آن جمله میتوان به مطالعات پایرس و انزلر (1974) راسچه و تاتوم (1977)، مورک و هال (1980)، داربی (1982)، هوکر (a 1996)، همیلتن (a 1996) و سایر محققان اشاره نمود. در اغلب این مطالعات رابطهی منفی میان افزایش قیمت نفت و فعالیتهای اقتصادی مورد تاکید قرار گرفته است.
لذا بسیاری از مطالعات اولیه شوکهای نفت را زمینهساز بروز رکودهای اقتصادی میدانند (همیلتن، 1983؛ مورک، 1989).
در طول دههی 1980 میلادی و با کاهش قیمت جهانی نفت خام انتظار بر آن بود که نوعی رونق در اقتصاد جهانی به وجود آید، اما چنین انتظاری برآورده نگردید و به همین علت اثرات نامتقارن شوکهای نفتی بر ساختار اقتصاد کلان از این زمان مورد انتظار قرار گرفت.
مطالعاتی که اثرات نامتقارن شوکهای نفت بر روی فعالیتهای اقتصادی را مورد توجه قرار دادهاند، بیان میکنند که افزایش قیمت نفت با تولید پایینتر مرتبط است اما کاهش قیمت نفت منجر به رشد بالاتر تولید نمیشود. دلایل این عدم تقارن به اثرات تخصیصی و هزینههای تعدیل مرتبط شده است.
از طرف دیگر افزایش قیمت نفت به خاطر هزینههای بالای نهاده منجر به انقباض در عرضه میشود و این مسئله میتواند تقاضای مصرفکنندگان را به خاطر نااطمینانی آن‌ها در مورد مصرف و سرمایهگذاری کاهش دهد. همچنین قیمتهای بالاتر نفت منجر به تخصیص مجدد بخشی منابع از بخشهای انرژیبر به انرژی کارا اقتصاد میشود. همه این فاکتورها با اثر کاهش رشد تولید ترکیب میشود.
از طرف دیگر قیمتهای پایین نفت، تولید را به وسیله بنگاهها و مصرف را به وسیله خانوارها تحریک میکند اما تخصیصهای مجدد بخشی رشد را کند میکند. علاوه بر این در نتیجه چسبندگی به سمت پایین دستمزدهای اسمی، دستمزدهای اسمی کاهش نمییابند و لذا هزینههای تولید کاهش نمییابند. اثر ترکیبی همه این فاکتورها این است که کاهش قیمت نفت منجر به افزایش تولید نمیشود.
در مورد تأثیرگذاری شوکهای قیمت نفت بر رشد اقتصادی، آزمونهای آماری قدرت کمی برای توضیح روابط فوق دارند. قبل از دهه 1980، شوکهای قیمت نفت عمدتاً در جهت افزایش خود را نشان داده بود اما بعد از 1985 شوکهای نفتی در هر دو جهت افزایش و کاهش پدیدار شده است. همان گونه که در بالا اشاره شد، تنها افزایش قیمتهای نفت بر روی تولید اثر داشته است و بنابراین افزایش قیمتهای نفت همراه با کاهش قیمتهای نفت، روابط بین قیمتهای نفت و فعالیتهای اقتصادی را سردرگم کرده است و چنین اثرات نامتقارنی از قیمتهای نفت روابط نفت-اقتصاد کلان را تضعیف کرده است. توضیح دیگر این است که سهم نفت در تولید از دهه 1980 به خاطر تغییرات بخشی و نوآوریهای تکنولوژیکی کاهش یافته است و کشورها به واردات نفت کمتر وابسته هستند که در دهه 1970 عکس این موضوع بود.
تحلیلهای بالا یکی از ویژگیهای اصلی کشورهای پیشرفته واردکننده نفت میباشد. برای کشورهای صادرکننده نفت، نتایج متفاوتی مورد انتظار است.
یکی از مسائلی که در بیشتر کارهای تجربی مغفول مانده است، بررسی اقتصادهای در حال توسعه صادرکننده نفت میباشد. معمولاً در اقتصادهایی که با وفور منابع مواجه هستند، بیشتر بر اثرات کوتاهمدت عایدیهای غیرمنتظره درآمدهای نفتی ناشی از کشف منابع تمرکز دارند (پلوگ، 2011).
نقش مشخصی که شوکهای نفت بر روی اقتصادهای صادرکننده نفت بازی میکند میتواند تنها به صورت تجربی محقق شود. در حالی که مطالعات تجربی زیادی در روابط نفت- اقتصاد کلان برای کشورهای واردکننده نفت پیشرفته انجام شده است، اما مطالعات کمی برای کشورهای در حال توسعه صادرکننده نفت انجام شده است. اخیراً تعداد کمی از مطالعات تلاش کردهاند که این ارتباط را بررسی کنند (فرزانگان و مارکواردت (2009) برای ایران، مهرآرا (2008) برای 13 کشور، لورده و همکاران (2009) برای ترینیداد و توباگو، جبیر و ذاری-قوربل (2009) برای تانزانیا و اولومولا و آدجامو (2006) برای نیجریه).
در این بخش سه شاخه برجسته از نوشتههای نفت را مرور کرده و ارتباط آن‌ها را بررسی میکنیم.
معمولاً بر اساس مطالعات مقایسهای میان کشورهای نفتخیز و غیر نفتخیر ارزیابیهای متفاوتی از اثر نفت بر اقتصاد به دست آمده است. یک سری از مطالعات به ادبیات بلای منابع یا نفرین منابع مشهور میباشند.
طبق فرضیه نفرین منابع، کشورهایی سرشار از منابعی چون نفت، گاز طبیعی، معادن و سایر منابع تجدید ناپذیر نسبت به کشورهایی که فاقد چنین منابعی هستند عملکرد ضعیفتری دارند؛ بنابراین میتوان وفور منابع را یکی از تعیینکنندگان مهم شکست بازار دانست که نشان میدهد وفور نفت یک نفرین محسوب میشود نه نعمت. تایید تجربی برای فرضیه نفرین منابع توسط ساچز و وارنر (1995) ارائه گردیده است که در آن یک رابطه منفی بین رشد GDP سرانه حقیقی و مقیاسهای مختلف وفور منابع، نظیر نسبت صادرات منابع به GDP، بدست آمده است.
اما شواهدی تجربی در مورد رد فرضیه نفرین منابع نیز وجود دارد. اکثر مقالات در این زمینه کار بخشیِ ساچز و وارنر را دنبال کردهاند اما از مقیاسهای جدیدی برای متغیر وابستگی منابع و وفور منابع استفاده کردند (رودریگز و ساچز (1999)؛ گیلفاسون و همکاران (1999)؛ بولته و همکاران (2005) و کاوالسانتی و همکاران، 2011).
شماری از مطالعات اولیه، اثرات کلان اقتصادی کشف منابع را مورد توجه قرار دادهاند و مشخصاً بر "بیماری هلندی" تمرکز کردهاند، پدیدهای که ابتداً در هلند پس از کشف مقادیر زیادی گاز در دهه 1960 رخ داد. بیماری هلندی بیان میکند که یک افزایش برونزای غیرمنتظره در درآمدهای تجارت خارجی حاصل از کشف منابع، منجر به تقویت پول ملی یا کاهش نرخ ارز حقیقی و کاهش در تولید و اشتغال بخش کالاهای غیرقابل تجارت، اغلب تولیدی، میگردد؛ بنابراین، کشف منابع طبیعی برای توسعه اقتصادی به عنوان نوعی نفرین در نظر گرفته میشود (کوردن و نیاری (1982)؛ کراگمن (1987)؛ و نیری و وان وایجنبرگن (1986))؛ اما بیماری هلندی به تنهایی نیازی به مفاهیم بلندمدت مغایر برای کل اقتصاد ندارد. ممکن است از اقتصاد انتظار داشته باشیم تا هنگام تقلیل یا پایان یافتن منابع مجدداً تنظیم شود، مگر اینکه عیوب و نقصهای مهمی در اقتصاد وجود داشته باشد. برای نمونه، اگر بخش تولید منوط به اقتصادهای قیاسی یا آزمون و خطایی باشد، جبران زیان ظرفیت تولیدی بسیار پرهزینه خواهد بود.
پدیده بیماری هلندی در اقتصادهایی عملی است که در معرض جریان غیرمنتظره و ناگهانی درآمد حاصل از کشف منابع زودگذر و فانی قرار میگیرند.
برخی از مطالعاتی که در زمینه نفت انجام شده است ملاحظات اقتصاد سیاسی را مورد توجه قرار دادهاند. با وجود اینکه اثر فزاینده رشد درآمد نفت در حال حاضر پذیرفته شده است، حساسیت درآمد نفت نشاندهنده چالشهای سیاستی مهم با ملاحظات اقتصاد سیاسی است که بایستی در نظر گرفته شود. در ایران درآمدهای حاصل از صادرات نفت، به دلیل انقلاب، جنگ و تحریمهای اقتصادی، حتی پر نوسان‌تر از قیمتهای بین‌المللی نفت بوده است. چنین نوسانهایی بر رشد اقتصادی اثر منفی دارند. برای مقابله با اثرات معکوس نوسانات قیمت نفت، برخی صادرکنندگان عمده اقدام به تثبیت سازی نفت و ایجاد صندوق اعتباری ثروت کردهاند. موفقیت چنین صندوقی به مالکیت سیاسی وجوه (مدیریت و حق دسترسی) و مکانیسمهای اداره تخصیص پرداختها از صندوق به دولت و سایر مقامات و ارگانهای سیاسی بستگی دارد.
2-4- سیاستهای پولی و مالی و ارتباط آن با نفت برای ایرانبا توجه به مجموعه مباحث مطرح شده، نفت برای ایران به عنوان یک کشور صادرکننده نفت، بسیار مهم و بااهمیت میباشد؛ لذا در این رساله یک تحلیل تجربی با استفاده از مدل DSGE در مورد سیاستهای پولی و مالی با تاکید بر بخش نفت برای اقتصاد صادرکننده نفت ایران انجام شده است. این مطالعه از آن جهت مهم است که ارتباط بین شوکهای قیمت نفت و تولید همراه با سیاستهای پولی و مالی را در کشور ایران به عنوان یک اقتصاد صادرکننده نفت، باز و کوچک نشان میدهد.
طی چند دهه گذشته، وابستگی پولی و مالی به بخش نفتی و پایههای مالیاتی غیرنفتی نسبتاً ضعیف در ایران، به عنوان یک کشور صادرکننده نفت، از یک سو و تسلط سیاست مالی دولت بر سیاستهای پولی بانک مرکزی از سوی دیگر، همواره یکی از چالشهای عمده سیاستگذاران و برنامهریزان اقتصادی کشور بوده است. در واقع، بخش قابل ملاحظهای از مصارف بودجه سالانه از منابع ارزی حاصل از صدور نفت خام و برداشت از موجودی حساب ذخیره ارزی تأمین میگردد. بانک مرکزی ناگزیر به تأمین منابع ریالی بودجه بوده و از طرفی به منظور مدیریت نرخ ارز، مجبور به خرید ارز گردیده است. در نهایت، خرید ارز توسط بانک مرکزی سبب افزایش پایه پولی و نقدینگی شده استCITATION مرک87 l 1065 (اداره بررسی ها و سیاست های اقتصادی بانک مرکزی, 1387).
از سویی دیگر، شواهد تاریخی نشان میدهد که شوکهای قیمت نفت غیرقابل پیشبینی هستند و قیمت نفت روندی پر نوسان دارد. بحران نفتی اوایل دهه 1970، جنگ عراق و کویت در سال 1990، حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 آمریکا، جنگ عراق در سال 2003 و شوک نفتی سال 2008 میلادی، نمونههای بارزی از شوکهای غیرقابل کنترل قیمت نفت هستند (فیلیز و همکاران (2011)، آمانی و برادلی (2012)). این شوکها ریشه در فاکتورها و عوامل متعدد اقتصادی و سیاسی خارجی دارند و نسبت به اقتصاد داخل برونزا هستند.
از اینرو چالش دیگر پیش روی مقامات پولی و مالی آن است که تعیین دقیق درآمدهای نفتی امکان پذیر نبوده و بودجهریزی بر پایه این درآمدها همواره با نااطمینانی همراه است. این ویژگی میتواند دلالتهای مهمی روی عملکرد اقتصادی و ثبات اقتصادهای وابسته به درآمدهای نفتی داشته باشد؛ لذا تدوین سیاستهای پولی و مالی مناسب و برنامهریزی دقیق برای ایجاد ثبات اقتصادی، نیازمند آگاهی از مکانیسم تأثیر شوکهای قیمتی و درآمدی نفت بر وضعیت بخشهای پولی و مالی و همچنین متغیرهای حقیقی کلان اقتصادی است. دستیابی به این هدف، مستلزم بهرهگیری از مدلهایی است که بخشهای داخلی و خارجی و ساختار پولی و مالی اقتصاد را در یک چارچوب تعادلی و پویا مدلسازی نماید. مطالعات پیشین فقط به تأثیر شوکهای قیمتی و درآمدی نفت بر متغیرهای کلان اقتصادی پرداختهاند. ضمن آنکه این مطالعات از روشها و چارچوبهای ناقص و محدود کننده نظیر مدلهای خودرگرسیونی برداری و تصحیح خطا بهره گرفتهاند ( CITATION صمد88 l 1065 (صمدی, یحیی آبادی, & معلمی, 1388) و CITATION غفا89 l 1065 (غفاری & مظفری , 1389)).
افزایش قیمت نفت با توجه به نوع نظام ارزی کشورهای صادرکننده نفت اثرات مختلفی بر متغیرهای پولی اقتصاد این کشورها دارد. در نظام ارز مدیریت شده، ورود ارزهای نفتی در پی شوک مثبت قیمت نفت، سبب افزایش پایه پولی و به دنبال آن افزایش حجم پول و نقدینگی میگردد CITATION صمد88 l 1065 (صمدی, یحیی آبادی, & معلمی, 1388). در مقابل اگر نظام ارزی شناور باشد، افزایش درآمدهای نفتی به سبب بروز شوکهای مثبت قیمت نفت سبب تقویت پول داخلی و کاهش توان صادراتی خواهد شد (همان). از سوی دیگر، افزایش درآمدهای نفتی به سبب بروز شوک مثبت قیمت نفت سبب گسترش بخش عمومی و وقوع اثر برونرانی در اقتصاد میگردد. نتیجه این رخداد کاهش حضور بخش خصوصی و در نهایت تأثیر منفی بر اشتغال و تولید خواهد بود (کولگنی و مانرا، 2013).
از طرفی، کشورهای واردکننده نفت از کانالهای دیگری تحت تأثیر شوکهای نفتی قرار میگیرند. افزایش قیمت نفت سبب افزایش هزینههای تولید و افزایش بهای تمام شده کالای تولیدی و به تبع آن کاهش تقاضای مصرفی و در نهایت بروز تورم رکودی میگردد (فیلیز و همکاران،2011). همان طوری که قبلاً نیز بیان شد همیلتن (1983) یکی از دلایل عمده بروز رکود بعد از جنگ جهانی در اقتصاد آمریکا را افزایش قیمت نفت میداند. با این وجود، برنانکه و همکاران (1997) علت اصلی رکود در اقتصاد آمریکا را اتخاذ سیاستهای انقباضی پولی برای تثبیت تورم ناشی از افزایش قیمت نفت عنوان نمودهاند. از نگاهی دیگر، کیلیان و همکاران (2009) نشان میدهد که تأثیر شوکهای قیمت نفت به منبع ایجادکننده شوک بستگی دارد. وی نشان میدهد که تأثیرپذیری اقتصاد از شوکهای نفتی بستگی به این دارد که شوک نفتی طرف عرضه، طرف تقاضا و یا شوک تقاضای احتیاطی باشد. از سوی دیگر، بلانچارد و گالی (2010) نشان دادهاند که تأثیر شوک نفتی سال 2008 بر اقتصاد آمریکا به سبب انعطاف بیشتر بازار کار و کاهش سهم نهاده نفت در تولید به مراتب نسبت به شوکهای نفتی قبل کمتر بوده است.
2-5- مطالعات تجربی انجام شده در زمینه نفت در زمینه بررسی تأثیر شوکهای نفتی بر اقتصادهای نفتی، چند مطالعه تجربی خارجی صورت گرفته است.
سائز و پاچ (2002) در پروژه - ریسرچخود، به بررسی و تحلیل نقش شوکهای تجاری در ایجاد نوسانات کل در اقتصاد ونزوئلا، که یک کشور مهم صادرکننده نفت تلقی میشود، بین سالهای 1950 تا 1995 میپردازد. برای این منظور، از یک مدل بسیار ساده تعادل عمومی پویای تصادفی استفاده شده است که در آن اصلیترین فعالیت اقتصادی صادرات نفت محسوب میشود و تنها یک برنامهریز اجتماعی، اقدام به حداکثرسازی تابع رفاه اجتماعی مینماید. در این مدل، تولید بخش نفت به صورت برونزا در نظر گرفته شده و فرض بر این است که کل تولید نفت صادر میشود. نویسندگان در پروژه - ریسرچخود، هیچ توجهی به چسبندگیهای اسمی و شوکهای سیاست پولی و سیاست مالی نشان ندادهاند و مدل DSGE آن‌ها در چارچوب مکتب RBC تعریف شده است.
لداک و سیل (2004) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان "تحلیل کمی شوکهای نفتی، سیاست پولی سیستماتیک و رکود اقتصادی" یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) نیوکینزی را برای اقتصاد ایالات متحده ساخته و با بهرهگیری از آن، به بررسی عملکرد سیاستهای پولی به هنگام بروز شوکهای افزایش قیمت نفت در اقتصاد آمریکا پرداختهاند.
مدینا و سوتو (2005) در پروژه - ریسرچخود به ارائه یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی در چارچوب مکتب نیوکینزی برای اقتصاد شیلی میپردازد. آن‌ها در این پروژه - ریسرچ، اثر شوک قیمت نفت بر نوسانات تولید و تورم را در اقتصاد شیلی بررسی میکنند.
همچنین پیژاکون (2007) در مطالعه خود، به ساختن یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، بدون در نظر گرفتن چسبندگیهای اسمی برای اقتصاد مکزیک میپردازد و اثر شوکهای قیمت نفت را بر سیاست مالی و عملکرد کلان اقتصادی، در یک اقتصاد کوچک و باز صادرکننده نفت بررسی میکند.
رومرو (2008) در قالب یک مدل DSGE، تأثیر شوک قیمت نفت را بر متغیرهای کلان اقتصادی چهار تولید کننده نفت آمریکا، نروژ، کانادا و انگلستان مورد بررسی قرار دادهاند. در این مطالعه منحنی فیلیپس با لحاظ درآمدهای نفتی که ایجادکننده فشار تورمی بیشتر است، طراحی شده است. نتایج حاصل از تحلیل توابع ضربه-واکنش نشان میدهد، به منظور تثبیت تورم و مصرف، اقتصاد واکنش بهتری نسبت به قاعده سیاست پولی تیلور با لحاظ هر دوی تولید کالاهای نهایی و تولید نفتی نشان میدهد.
پیشاکون (2009) در قالب یک مدل DSGE اقتصاد باز برای دو کشور صادرکننده نفت مکزیک و نروژ، تأثیر شوکهای قیمت نفت را بر متغیرهای کلان این کشورها بررسی کرده است. نتایج وی نشان میدهد، سیاست مالی یک کانال کلیدی انتقال تأثیر شوک قیمت نفت است.
امانی و بردالی (2012) در مطالعهای تجربی برای کشورهای صادرکننده نفت بر پایه مدل رگرسیون دادههای تابلویی تأثیر شوکهای نفتی را بر سیاستهای مالی مورد بررسی قرار دادهاند. نتایج آن‌ها نشان میدهد، افزایش قیمت نفت در کوتاهمدت و بلندمدت منجر به افزایش اندازه دولت در اقتصادهای صادرکننده نفت میگردد.
کولگنی و مانرا (2013) با استفاده از یک مدل DSGE در چارچوب مکتب چرخههای تجاری واقعی، اثر شوکهای قیمت نفت و سیاستهای انبساطی مالی را بر اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت عضو شورای همکاری خلیج بررسی کردهاند. نتایج آن‌ها بیانگر اثر برونرانی بخش عمومی به جای بخش خصوصی و کاهش تولید به سبب افزایش درآمدهای نفتی این کشورهاست.
محدث و پسران (2013) در یک مطالعه تجربی برای ایران تأثیر درآمدهای نفتی را بر اقتصاد ایران بررسی کردهاند. نتایج آن‌ها نشان میدهد که نفت هم یک موهبت و هم یک نفرین برای اقتصاد ایران محسوب میگردد. بر پایه نتایج تجربی آن‌ها، درآمدهای نفتی بر درآمد ملی تأثیر مثبت دارد ولی نوسانات آن که ناشی از شوکهای قیمت و تولید نفت است منجر به افزایش حجم پول و تورم در ایران شده است؛ لذا آن‌ها کاهش تأمین مالی بودجه دولت از محل درآمدهای نفتی را به عنوان راهکار مناسب در این زمینه پیشنهاد نمودهاند. در زمینه تأثیر شوکهای نفتی بر متغیرهای کلان اقتصادی در داخل کشور مطالعات تجربی زیادی صورت گرفته است. به عنوان مثال، صمدی و همکاران (1388) در مطالعهای تجربی با استفاده از مدل خودرگرسیونی برداری تأثیر شوک قیمت نفت را بر متغیرهای کلان اقتصادی طی دوره زمانی 1344 تا 1384 مورد مطالعه قرار دادهاند. نتایج آن‌ها نشان میدهد که، ارزش افزوده بخش صنعت، تورم، نرخ ارز و واردات به شوک مثبت نفت واکنش معنادار نشان میدهند.
متوسلی و ابراهیمی (1389) با بهرهگیری از آموزههای مکتب نیوکینزی، یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی برای اقتصاد ایران ساختهاند. در ساخت مدل، توجه خاصی به ویژگی اقتصاد ایران با صادرات نفت شده است و نفت و درآمدهای حاصل از صادرات آن، هم به عنوان بخشی مجزا و هم، به صورت یکی از منابع تأمین مالی بودجه دولت ظاهر شده است. مانند تمام مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکینزی، در این مدل نیز انعطاف ناپذیریهای اسمی وجود دارد و رقابت انحصاری حاکم است. چهار شوک بهروری، درآمدهای نفتی، نرخ رشد حجم پول و مخارج دولت به عنوان منبع نوسانات ادوار تجاری در اقتصاد ایران در مدل تعریف شدهاند. نتایج حاصله حکایت از نوسان بیشتر سرمایهگذاری خصوصی نسبت به تولید غیرنفتی در مقایسه با مصرف خصوصی دارد.
نتایج حاصل از کالیبراسیون مجدد نشان میدهد که کانال پول نقش بسیار زیادی در انتقال اثر شوکهای نفتی بر اقتصاد داشته و بسته شدن این کانال منجر به کاهش قابل توجه نوسانات حاصل از شوکهای نفتی خواهد شد. همچنین تولید غیرنفتی در برابر شوک درآمدهای نفتی واکنش مثبت نشان میدهد و با گذشت زمان این اثر تعدیل میگردد و به مقدار با ثبات برمیگردد. متغیرهای تورم و رشد حجم پول در برابر شوک درآمدهای نفتی واکنش مثبت نشان میدهند و طی دوره زمانی کوتاهمدت این اثر به صورت کامل تخلیه میشود.
CITATION مهر t l 1065 (مهرآرا, ابریشمی, & زمان زاده نصرآبادی, 1390) تأثیر درآمدهای نفتی را بر رشد اقتصادی در کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) با تمرکز بر فرضیه نفرین منابع بررسی کردهاند. نتایج آن‌ها نشان میدهد که درآمدهای نفتی تأثیر غیرخطی آستانهای بر رشد اقتصادی کشورهای اوپک دارد، به نحوی که با گذار از حد آستانهای، درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی تأثیر منفی دارد.

user7-112

19
20
22
24
24
26
27


29
30
31
32
32
34
36
39
41
42
44
44
46
49
50
51
53
54
54
55
56
59
60
60
61
65
67
68
71
72
73
86
87
87
90
92
94
96
98
104
112
116 فهرست مطالب
فصل اول:کلیات پژوهش ........................................................................................................
1-1 پیشگفتار ...............................................................................................................................................................
2-1 بیان مسأله ............................................................................................................................................................
3-1 اهمیت تحقیق .....................................................................................................................................................
4-1 سوالات تحقیق ....................................................................................................................................................
5-1 تعریف واژگان .......................................................................................................................................................
6-1 محدودیتها .........................................................................................................................................................
7-1 پیشینه تحقیق .....................................................................................................................................................
8-1 روش کار ..............................................................................................................................................................
فصل دوم: مبانی تاریخی ..............................................................................................................
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب ................................................................................................
1-1-2 مسأله فلسطین ...............................................................................................................................................
2-2 مروری برشعر معاصر عرب ...................................................................................................
1-2-2 نهضت جدید ...................................................................................................................................................
2-2-2 کلاسیکهای نو ..............................................................................................................................................
3-2-2 رمانتیکها .......................................................................................................................................................
4-2-2 رئالیستها .......................................................................................................................................................
5-2-2 سمبولیستها ................................................................................................................................................
6-2-2 جماعت و مجله آپولو ....................................................................................................................................
7-2-2 شعر متعهد ......................................................................................................................................................
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون ...............................
1-3-2 پیامدهای جنبش مشروطه ..........................................................................................................................
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول ..........................................................................................................................
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضاشاه ...........................................................................................................
4-3-2 پهلوی دوم 29 ...............................................................................................................................................
5-3-2 کودتای 28 مرداد 1332...............................................................................................................................
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی .....................................................................................................................
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران .................................................................................................
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما ....................................................................................................................................
2-4-2 نیما و شعر نو ..................................................................................................................................................
3-4-2 شعر سپید ........................................................................................................................................................
4-4-2 شعر حجم ........................................................................................................................................................
فصل سوم: مبانی نظری..........................................................................................................
1-3 مدرنیته و مدرنیسم ............................................................................................................................................
2-3 جنگ جهانی اول و ظهور مکتبهای ادبی ........................................................................
1-2-3 دادائیسم ..........................................................................................................................................................
2-2-3 سوررئالیسم .....................................................................................................................................................
3-2-3 اگزیستانسیالیسم ...........................................................................................................................................
3-3 ژان پل سارتر و نظریه ادبیات متعهد ..............................................................................................................
4-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد عرب ......................................................................................................................
5-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد در ایران ................................................................................................................
6-3 گفتاری در باب عشق ........................................................................................................
1-6-3 عشق از دیدگاه عرفانی .................................................................................................................................
2-6-3 انواع عشق در ادبیات عرب(عشق عذری- عشق اباحی) ......................................................................
3-6-3 جایگاه عشق در غزل معاصر ایران و عرب ................................................................................................
فصل چهارم: معرفی حمید مصدق و نزارقبانی........................................................................
1-4 زندگی نامه حمیدمصدق ...................................................................................................................................
2-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
3-4 جایگاه حمید مصدق در شعر معاصر ایران ....................................................................................................
4-4 زندگی نامه نزارقبانی ........................................................................................................................................
5-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
6-4 جایگاه نزار قبانی در شعر معاصر عرب ...........................................................................................................
فصل پنجم: نقد تطبیقی نزارقبانی و حمید مصدق .................................................................
1-5 تعریف نقد تطبیقی .............................................................................................................................................
2-5 مقایسه ساختار غزل حمید مصدق و نزار قبانی ...........................................................................................
3-5 عشق از دیدگاه حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................................................
4-5 مقایسه سیر تلقی از عشق در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................
1-4-5 عشق به معشوق(آسمانی- زمینی) .............................................................................................................
2-4-5 شادی و دردهای عشق .................................................................................................................................
3-4-5 نوستالوژی درد دوری ....................................................................................................................................
4-4-5 عشق عرفانی و تجلیات صوفیانه .................................................................................................................
5-4-5 عشق به طبیعت .............................................................................................................................................
5-5 مقایسه عشق و جامعه در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................................................
6-5 مقایسه عشق و سیاست در اشعار حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................
7-5 زبان بیان عشق ....................................................................................................................................................
نتیجه گیری ..................................................................................................................................................................
فصـــل اول : کلیات پژوهش

1-1 پیشگفتار:
عشقورزی و عشق به زیبایی، ویژگی مشترک انسانهاست که از آغاز آفرینش تاکنون نه تنها جلوه خود را از دست نداده، بلکه محبوبتر و تابناکتر نیز شده است. « از نظر افلاطون عشق عبارت است از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه.»(مختاری، 1370: 68) او هدف عشق را نه زیبایی، بلکه بارور ساختن زیبایی میداند. از آنجا که عشق از احساسات انسان سرچشمه میگیرد و شعر نیز در وهلهی اول عرصهای برای جولان احساسات است، بنابراین، از همان آغاز یکی از مضامین اصلی شعر به شمار میرفته و بسیاری از شاعران جهان به آن پرداختهاند، اما همه در این عرصه موفق نبودهاند.
شاعر غنایی موفق کسی است «که آنچه که در گوش لطیف و خوشایند مینشیند، در برگزیدن تعبیرات مناسب و خصوصاً در برگزیدن خیالات و اندیشههای شعری داغ رعایت کند.»(مناصره، 2006: 56) حمید مصدق، شاعر معاصر ایران یکی از این شاعران است و یکی از مضامینی که در شعر او برجستگی دارد، مفهوم «عشق »است، واز این جهت میتوان او را در کنار شاعرانی چون مشیری و توللی قرار داد.
صنعتی میگوید: «حمید دوست داشت که از این لحظات زندگیاش لذت ببرد، و به جای اینکه برای مرگ خودش گریه کند ... و چیزی که کمکش میکرد این کار را بکند، عشق بود.»(ابومحبوب، 1380: 40).
نزار قبانی نیز همچون مصدق یکی از برجستهترین عرصهی عاشقانهسرایی است.«در همهی سرزمینهای عربزبان هیچ شاعری مانند نزار قبانی از شهرت و محبوبیت در نزد مردم برخوردار نیست... او در دورهی خود نزدیکترین شاعر به تودههای مختلف مردم بود.»(حسنین، بی تا: 7). مهمترین مضمونی که در شعر او به چشم میخورد، «عشق» است. نزار خود اعتراف میکند: «من از خانوادهای هستم که شغل آنها عاشقی است. عشق با کودکان این خانواده زاده میشود ... در خانواده ما هر طفلی در سن پانزده سالگی پیر است ودر کار عشق و عاشقی، صاحب طریقهای...»( شفیعی کدکنی،1380: 116).
نزار قبانی و حمید مصدق دارای ویژگیها و خصوصیات مشترکی هستند؛ از جمله 1- عشق به معشوق تقریباً مضمون اصلی شعر آن دو است 2- هر دو در رشته حقوق تحصیل کردهاند 3- هر دو تا حدی به مردم و جامعه و مردم گرایش دارند و... اما با وجود این، تفاوتهایی هم در نگرش آن دو به عشق دیده میشود که قابل تأمل و بررسی است؛ از این جهت، ما عشق در شعر این دو شاعر را در حیطههای عشق به معشوق (حقیقی، مجازی)، عشق به طبیعت، عشق به مردم، عشق به وطن، و زبان شعری آن دو بررسی خواهیم کرد.
2-1 بیان مسأله:
عنصر «عشق»، یکی از بنیادیترین درونمایه شعر جهان است که بیشترین حجم اشعار را در دورههای مختلف زندگی بشر به خود اختصاص داده است. با آنکه جوهرهی عشق در همه جا یکسان است با این حال نمود و تجلی آن در جوامع مختلف متناسب با ویژگیهای جغرافیایی و خصلتهای قومی متفاوت است. «حمید مصدق» شاعر معاصر ایران و «نزار قبانی» شاعر معاصر عرب، شاعرانی عاشقانهسرا هستند و مهم ترین مضمونی که در شعر آنها به چشم میخورد «عشق» است.
3-1 اهمیت تحقیق:
بررسی تطبیقی درونمایۀ «عشق» در اشعار این دو شاعر و اشتراک آنها در بهکارگیری این مضمون، با توجه به اینکه از دو سرزمین مختلف هستند، اهمیت و ضرورت این تحقیق است.
4-1 سؤلات مورد تحقیق:
1. این دو شاعر عشق را در معنای حقیقی بهکار بردهاند یا مجازی؟
2. در اشعار خود بیشتر به غم عشق پرداختهاند یا شادی عشق؟
3. چه عواملی باعث شده برداشت هر دو شاعر از عشق به هم نزدیک باشد؟
4. زبان شعری این دو شاعر در بیان عشق نو است یا کلاسیک؟
5-1 تعریف واژگان:
مفهوم ادبیات تطبیقی:
ادبیّات تطبیقی یعنی بررسی ادبیّات ملّی یک کشور در خارج از مرزهای آن و نیز بررسی روابط ادبیّات ملّی با ادبیّات زبان‌های دیگر و نیز سایر رشته‌های علوم انسانی و هنرهای زیبا مانند فلسفه، تاریخ. تعریف حاضر کوشیده است تا نگاهی به دو مکتب معروف در ادبیّات تطبیقی یعنی مکتب ملی با ادبیّات فرانسوی و امریکایی داشته باشد. یعنی هم به بررسی روابط ادبیات ملی با ادبیّات ملل دیگر اشاره دارد و هم رابطه ادبیّات با دیگر معرفت‌ها. در تعریفی دیگر آمده است: « ادبیّات تطبیقی از آن دسته پژوهش‌های ادبی است که باطن آن، مقایسه بین ادبیّات ملل مختلف است. برخی هم در پی مقایسه ادبیات با دیگر هنرهای زیبا و نیز مقایسه آن با سایر رشته‌های علوم انسانی مانند فلسفه، تاریخ، ادیان، مذاهب، فرق، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... هستند. عده‌ای هم پا را فراتر گذاشته، بررسی رابطه ادبیّات با عرصه‌های غیرانسانی مانند علوم پایه و علوم طبیعی را در حوزه ادبیّات تطبیقی جای داده‌اند». (عبود و دیگران، 2001: 89 و خطیب، 1999: 50).
ادبیّات تطبیقی هر چند که به روابط بین ادبیات ملّی با زبان ویژه و ادبیّات بیگانه با آن زبان و مقایسه‌ی روابط بین نویسندگان و شاعران که دستاوردهای ادبی مشابه با زبان و فرهنگ متفاوت و نژادهای مختلف و ملیّت‌های متفاوت می‌پردازد، امّا این نکته را باید در نظر داشت که ادبیّات، صبغه نوآوری و آفرینندگی دارد و مقایسه بین آنها خود به خود به دانش نقد مربوط می‌شود. به عبارت دیگر «ادبیّات تطبیقی گونه‌ای از پژوهش‌های جدید ادبی است که هم چون هر پژوهش ادبی، در پی تقویت روح نقد است. ادبیّات تطبیقی در وضع قوانین نقد جدید مشارکت می‌ورزد». (طحّان، 1972: 12).
6-1 محدودیتها:
مشکلات و محدودیتهای احتمالی این پژوهش، کمبود منابع مورد نیاز در کتابخانههای موجود و عرب بودن یکی از طرفین مورد پژوهش و نداشتن شناخت کافی نسبت به او است.
7-1 پیشینۀ تحقیق:
مقالات و پژوهشهای مختلفی دربارهی این دو شاعر معاصر انجام شده است. برخی از مقالات که زوایای ادبی از شخصیت و شعر این دو سرایندهی معاصر عربی و فارسی را مورد بررسی قرار داده، به قرار زیر است.
«جلوههای عشق در شعر نزار قبانی» از دکتر سید فضل الله میرقادری و مهناز دهقان، پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی، شماره 4، تابستان 1390، صص 178-212. « نزار قبانی تنها شاعر «زن» نیست» ( بررسی اشعار سیاسی قبانی) از دکتر محمد جواد مهدوی و ربابه یزدان نژاد، فصلنامهی لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال سوم، دورهی جدید، شمارهی هشتم، تابستان 1390، صص 237-251. « بررسی هنجاگریزی در بخشی از اشعار نزار قبانی» از حمید رضا مشایخی و سیده زینب خدادی، دو فصلنامهی علمی نقد ادب معاصر عربی، سال دوم، شمارهی دوم، سال1391. « بررسی نوستالوژی در شعر حمید مصدق» از نجمه نظری و فاطمه کولیوند، فلصنامهی زبان و ادب فارسی، شمارهی46، زمستان 1389. « باستانگرایی در شعر حمید مصدق» از دکتر فاطمه مدرسی و امید یاسینی، کاوشنامه (مجلهی علمی پژوهشی دانشدهی ادبیات دا نشکاه یزد)، سال هشتم، شمارهی 14، بهار و تابستان 1386.
8-1 روش کار: روش کار در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است.
فصل دوم : مبانی تاریخی
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب:
1-1-2 مسألۀ فلسطین:
در ادبیات نوین عرب، ادبیات مقاومت از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این ادبیات که آثار نویسندگان داخل و خارج فلسین را در برمیگیرد، مشارکتی عظیم و سرشار از پویایی و ابداع در فرهنگ نوین عرب دارد. ادبیات مقاومت در درجه اول به رنج وستیز انسانهایی میپردازد که در دام وضعیت سیاسی دشواری افتادهاند، وضعیتی که به اجبار و بی هیچ گناهی بر آنان تحمیل شده است. لذا این ادبیات ارتباط مستقیمی با زمان و مکان دارد و با مساءل سیاسی روز درگیر است.(الجیوسی، 1997: 32-36-95-96)
در ادبیات مقاومت بیش از هر نوع، شعر نمود دارد و پیشتاز است، زیرا که شعر در نفوذ میان تودهها و شوراندن و به هیجان آوردن آنان از قدرت بیشتری برخوردار است. در کل شعر هنر مقاومت است و در هر صورتی که باشد منتشر و فراگیر میشود و این به علت محتوای آهنگین آن در گزینش واژهها و چینش آنها در کنار هم ونیز نیروی آن در انتقال سریع از زبان به گوش و دل، و از دهان به دهان است. بنابراین این شعر است که صلابت مقاومت مردمی و شعارهای حماسی را برای مبارزان فلسطینی به ارمغان آورده است، درحالی که قصه و نمایشنامه و امثال آن نقش ثانوی داشتهاند، شایدم بدین جهت است که این انواع دیگر در ادبیات عرب نوعی جدید به شمار می آیند.( الجیوسی، 1997: 95، شکری، 1970: 317، فرزاد، 1383: 38)
شاید بزرگترین دستاورد شعر معاصر فلسطین این باشد که به نقل درگیریهای سیاسی یا تبلیغاتی نمیپردازد، بلکه از نظر زیبا شناسی تصویر دقیق و بدیع از وضعیت حقیقی موجود ارائه میدهد.( الجیوسی، 1997: 96)
ادبیات عرب با آغاز حوادث فلسطین رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و محتوای آن تغییرات بسیاری به خود دید، و شاعران عرب در کنار عشق و توصیف طبیعت و تقلید صرف از ادبیات دوره گذشته حال و هوای تازه ای را وارد شعر عربی کردند و آن همان بیان مقاومت و حماسه فلسطین بود. از این دوره است که فلسطین از چارچوب جغرافیایی خویش فراتر می رود و گستره جهان اسلام و به خصوص کشورهای عربی را فرا می گیرد و به تبع آن ادبیات فلسطین نیز از چارچوب فلسطین فراتر رفت و همه شاعران عرب را در گیر خود کرد و اشغال فلسطین به موضوعی جهانی تبدیل شد. با این تعریف ادبیات فلسطین به مجموعه آثاری اعم از شعر و نثر گفته می شود که توسط فلسطینیان و در مفهوم عامتر به هر نوع نوشته که درباره مقامت مردم فلسطین باشد. از آن جا که رابطه تنگاتنگی میان حوادث اجتماعی و ادبیات وجود دارد و نیز فلسطین بیش از سایر کشورها همواره در تلاطم و تصادم حوادث مختلف سیاسی بود؛ لازم است قبل از بررسی ادبیات فلسطین در دوره معاصر به پیشینه تاریخی فلسطین و روند شکل گیری ادبیات این سرزمین نگاهی گذرا افکنیم. چرا که دادن تصویری از ادبیات این ملت بدون پرداختن به حوادث سیاسی و تاریخی آن امکان پذیر نیست. براین اساس ادبیات فلسطین در قالب سه دوره تاریخی بررسی می شود. نکته قابل توجه این که هم چون ادبیات سایر کشورهای عربی و اسلامی و ایران شعر، بخش عظیم و عمده ی میراث ادبی فلسطین را تشکیل می دهد. بر این اساس ادبیات فلسطین با توجه به حوادث سیاسی و تاریخی این کشور به چند مرحله تقسیم می شود: 1- دوره تسلط عثمانی ها بر شام (که فلسطین بخشی از آن محسوب می شود) 2- دوره ی قیومیت بریتانیا بر فلسطین 3-دوره اشغال فلسطین و تسلط صهیونیست ها بر فلسطین و شکل گیری حکومت اشغالگر قدس (اسرائیل) و آغاز آوارگی فلسطینیان.
دوره ی اول: عثمانیان در قرن 16 میلادی شام را تحت نفوذ خود در آوردند. با این فتح فلسطین هم که بخشی از شام بود جزو قلمرو حکومتی آنان گشت. در این دوره زبان رسمی حکومت، زبان ترکی بود و حکومت عثمانی عرب و استقلال داخلی آنان را به رسمیت نمی شناخت. شعر این دوره تحت تأثیر قدما و دوره رکود ادبیات عرب بود. سروده های آنان بیشتر اغراض دینی داشت. بعضی از قصاید و قطعه ها، تقلید تام و کمال از عصر انحطاط بود و شعر به علت توجه به هنرهای بدیعی و قافیه پردازی از اهداف اصلی خود دور شده بود. در واقع باید توجه داشت که شاعران این دوره دنباله روی طبیعی دوران ضعف و عقب ماندگی فکری هستند همچون شاعران عصر باز گشت (قرن 12 و 13) در ایران. (السوافیری، 1383: 5)
دورهی دوم: در بیست و چهارم تیر سال 1922 سازمان ملل طرح قیومیت بریتانیا را که این کشور به سازمان ملل پیشنهاد کرده بود، تصویب کرد. این طرح حق اعراب فلسطینی را در اداره ی کشورشان نادیده می گرفت و به دولت قیم در اداره و قانون گذاری اختیار تام می داد و هم چنین به بریتانیا مسئولیت داده شد که شرایط سیاسی، اداری و اقتصادی مناسب را برای تشکیل سرزمین یهود فراهم کند (ورود یهودیان دنیا از سال 1922 به فلسطین آغاز شد). اما مبارزه ی اعراب فلسطین، تحقق تؤطئهی صهیونیستها را سی سال به تأخیر انداخت و دولت یهودی در اردیبهشت سال 1949م. به وجود آمد. در این دوره فلسطینیان مبارزه ی مسلحانه و غیر مسلحانه را رها نکردند و سرانجام در آوریل 1936م. قیامی بزرگ با هدف بیرون راندن یهودیان شروع شد. این واقعه به انقلاب 1936 معروف شد. خواستههای مردم در این انقلاب جلوگیری از ورود یهودیان به فلسطین و جلوگیری از فروش زمین به یهودیان بود. مبارزات با شدت بیشتری ادامه یافت و مهمترین نتیجه آن لغو تصمیم تقسیم فلسطین و اعلام به پایان رسیدن ورود یهودیان به فلسطین شد. (همان: 94-102)
انقلاب 1936 نخستین رویدادی بود که زمینه پیدایش نسل اول شاعران فلسطین شد. قبل از انقلاب 1936 شعر این دوره از ضعف و تقلید گذشتگان فاصله گرفته بود، اما هنوز از قید و بند آرایش های بدیعی رها نگشته بود. تحول اصلی شعر، در حول و حوش انقلاب 1936 به وقوع پیوست. در این دوره شاعر بلند گوی حاکمان نبود، بلکه برای مردم و همراه مردم زندگی می کرد و با درد ها و شادی ها همراه بود. در این مرحله شاعران بالاترین نقش را در توسعه ی فرهنگ خود و بیشترین بهره را در افزایش آگاهی خویش داشتند. سزاوار است که شاعران این مرحله را قافله سالار شعر معاصر فلسطین به حساب آوریم. (همان: 115-118)
شاعران این دوره شکل کلاسیک قصیده را برای بیان تجربیات خویش به کار گرفتند. چرا که در برابر تهدید انگلیسی ها و صهیونیست ها قرار داشتند که خواهان از میان برداشتن هویت عربی فلسطین و شخصیت فلسطینیان بودند؛ از این رو شاعران فلسطینی برای حفظ اصالت فرهنگی و شناخت میراث های فرهنگی و سنتی خود از آن بهره جستند. از طرف دیگر این قالب دارای قافیه یکسان است و استفاده از آن در تظاهرات مردمی آسانتر و روان تر انجام می گیرد. به این ترتیب شعر این دوره به گونه ی یک اعلامیه در می آمد، شعری که به فریادها، شعارها و خطبه ها می مانست. در میان شاعران برتر این دوره، عبدالرحیم محمود و ابو سلمی را می توان نام برد. این نسل، نسل اصیل مقاومت است که در جنگ جهانی دوم و فاجعه 1948م. میزیست و همواره جستجوگر مفاهیم پربار آزادی، رهایی، استقلال، دادخواهی و انتقام بود.(درویش، 1358: 29)
دوره ی سوم: این دوره با فاجعه 1948م. یعنی تأسیس دولت اسرائیل در فلسطین آغاز شد. انقلاب و مبارزه مسلحانه بین سال های 1936 تا 1948، تحقق نقشههای صهیونیست را به تأخیر افکند. اما در برابر این کنشها، انگلیسیها به برخی از دست نشاندگان عرب خود روی آوردند تا با میانداری آنان در صحنه سیاسی فلسطین، مانع مبارزه و اعتصابهای مسلحانهی فلسطینیان شوند و متأسفانه همین طور هم شد.(همان: 10)اسرائیل در سال 1948 تأسیس شد و دوران آوارگی و رنج و بدبختی فلسطینیان آغاز شد. انقلابی که درسال 1936 طوفانی را بر پا کرده بود و شاعران انقلابی بسیاری از قبیل ابراهیم طوفان و دلاورانی چون عزالدّین قسام را پرورش داده بود، در سال 1948 به خاموشی گرایید و از آن حالت انقلابی چه در زمینه سیاست، چه ادبیات و شعر بیرون آمد و در هالهای از ناامیدی فرو خزید. (همان)
2-2 مروری بر شعر معاصر عرب:
1-2-2 نهضت جدید:
اصولاً نمیتوان برای هر تحول یا رخداد سیاسی، اجتماعی و یا هر تحول دیگری، زمان دقیق و معینی ذکر کرد، چرا که غالباً این دگرگونیها تدریجی صورت میگیرد و یک سلسله علتهای ریز و درشت دست به دست هم میدهند ودر لحظهای که همه چی برای جا به جایی آماده است، تنها یک جرقه برای بروز اولین رویداد کافی است و پس از آن سایر رویدادها که در حقیقت در جامعه شکل گرفته است و آمادهی زایش میباشد، یکی پس از دیگری با سرعت رخ مینماید. همانند یک اثر هنری، یک شعر، که به محض کامل شدن در ذهن و ناخودگاه هنرمند، در پی بروز اولین مصراع و یا اولین نغمه که جاری شد، بقیه آثار تا پایان پیا پی متولد میشود. بنابراین درمورد علل این گونه مسائل باید با تأمل بیشتری به بررسی پرداخت.
بیشتر مورخان (عمدتاً غربی)، دورهی بیداری اعراب را غالباً از زمان حملهی ناپلئون به مصر در سال 1798م میدانند و میگویند که این کشورگشا، چون دید که جهل و بیسوادی حاکم بر بلاد مصر است، برای جلب اعتماد مردم(و به خیال خود) دست به اصلاحات زد و گروهی از دانشمندان و صنعتگران را با خود به مصر آورد. و اقداماتی از جمله ساختن مدرسه، تأسیس روزنامه و کتابخانه و... انجام داد و بدین ترتیب اعراب از آگاهی نسبت به پیشرفتهای غرب مبهوت و حیران شدند و با گشوده شدن این دریچه، نور ضعیفی اندک اندک بر تاریکی اعراب تابیدن گرفت و به مرور بیشتر بیشتر گردید.
البته باید توجه داشت که قبل از حمله ناپلئون به مصر چه گذشته است و اعراب در چه وضعیتی بودهاند؟ واقعیت این است که ترکها تنها فاتحانی جنگجو بودند بی آنکه از تمدن، سیستم حکومت و سیاست پیشرفتهای برخوردار باشند. آنان تمدن بیزانس را ویران کردند و قسطنطنیه را فتح کردند البته این ویرانی برای اروپا ضرر چندانی نداشت، چرا که صاحبان این تمدن به اروپا گریختند و در ایجاد نهضت جدید اروپا با گسترش آثار یونانی و رومی کمک شایانی کردند در حالی که بلاد شام و مصر با تاخت تاز ترکها و امثال آنها سخت ضربه خورد، بهطوری که حیات عقلی و ادبی تا حد زیادی دستخوش نابودی گردید؛ جز اندک رمقی که در پرتو «الازهر» ادامه داشت.
بدین ترتیب جامعه عربی در حد اعلای فشار و ناامنی مادی و فرهنگی قرار داشت و از درون منتظر چیزی بود که به نوعی اورا از خواب گران بیدار کند. در اینجا بود که با حمله ناپلئون به مصرف ملت این سرزمین در حقیقت نخستین ملتی از اعراب بودند که سر از ربقه اطاعت عثمانیان به در کردند و خواهان آزادی و استقلال شدند. مسأله مهمی که پس از حملهی ناپلئون، به مردم این سامان اعتماد به نفس داد، این بود که دانشمندان و باستان شناسان فرانسوی برای بررسی آثار باستانی مصر دست به حفاری و اکتشاف زدند و پرده از رازهای تمدن دیرین مصر برداشتند و در پی آن رشته خاص در باستان شناسی به نام «مصر شناسی» بهوجود آمد. مصریان بدین ترتیب به عظمت باستانی تمدن خود واقف شدند و احساس حقارتی که دربرابر غربیان داشتند از دست دادند و با اتکا به پشتوانهی فرهنگی و قومی خود دست به جنبش و مبارزه زدند. از آن طرف اروپاییان شیفتهی مصر و سایر سرزمینهای شرق گردیدند و شرق شناسی یا به قول عربها علم استشراق را به وجود آوردند.
بعدها فرانسویها از مصر رفتند. علتش این بود که عثمانیها با انگلیسیها همدست شدند و آنان را از مصر بیرون کردند و مصر تحت اشغال انگلیس درآمد. در دورهی سلطهی انگلیس بر مصر با ایجاد رسم کاپیتولاسیون، عملاً اقتصاد مصر به دست بازرگانان خارجی افتاد، فرق و درماندگی سراسر مصر را فراگرفت. انواع درگیریها برسر تسلط بر مصر میان دول اروپایی برقرار بود که دودش به چشم ملت مصر میرفت و آن اقلیت آگاه هم دربرابر تودهی بیخبر نمیتوانست کاری بکند. تا اینکه سرانجام همان درسخواندگان زمان محمد علی، اقدام به بیداری ملت از طریق کتاب و پروژه - ریسرچکردند بهطوری که شهر قاهره مرکزی برای جنبش فکری عرب درآمد و هرچه در توان داشتند برای بیداری ملت بکار میگرفتند. (شمعدانی، 1371: 18)
2-2-2 کلاسیکهای نو:
از آن هنگامی که ادب عرب از خواب جمود و خمود خود کم کم بیدار شد و نخستین گامها را در دورهی نهضت جدید برداشت نزدیک به یک قرن شاعران در این اندیشه سیر میکردند که شعر دارای معیارهای محکم همیشگی و ابدی است و باید از شاعران گذشته پیروی کرد. یعنی یک نوع بازگشت ادبی در شعر عرب رخ داد در اکثر جاها چنین بازگشتی رخ نموده است از جمله در ایران که پس از دوران سلطهی سبک اصفهانی و هندی که بعضی شاعران بیکار با آن مضمونسازی افراطی پدر شعر و خواننده شعر را درآورده بودند، بازگشت به شاعران بزرگ گذشته تنها راه رهایی شعر از ابتذال و انحطاط شناخته شد. در قرن هیجدهم در اروپا نیز بازگشت به کلاسیک روی داد، البته با زمینهی فلسفی در قرن نوزدهم، پارناسینها یا طرفداران هنر برای هنر مثل لوکنت دولیل در آثار خود به «هومر» و «سوفوکل» و «هوراس» نظر داشتند.
سردسته شاعران کلاسیک نو، بارودی است. محمود سامی بارودی از افسران رهبران و انقلابیون مصر بود. او از شاعران عصر عباسی تقلید میکرد در شعر بارودی دو وجه را میتوان مورد توجه قرار داد.
نخست چهرهی شاعری که با لباس عرب بادیه بر اطلال و دمن ایستاده است و به تشبیب میپردازد:
غصن بان قد اطلع الحسن فیه بید السحرجلناراً و وردا
شاخه درخت بانی است که زیبایی در آن با دست باد گلنار و گل سرخ را شکوفا کرده است.
دیگر چهره شاعری متجدد، که از سیاست و مسائل اجتماعی سخن میگوید و عیوب و نقایص وطنش را میشناسد:
فباد رو و الامر قبل الفوت وانتزعوا شکاله الریث مالدنیا مع العجل
کار حکومت را چاره کنید و پیش از فوت وقت حاکم خود شوید و این بند کندی و سستی را از پای خود دور کنید زیرا که جهان با شتاب به پیش میرود.
در هر حال بارودی به جهت اینکه در شعرش تصویری صادقانه از ملت و محیط خودش ترسیم کرده شاعری قابل توجه است. از شاعران دیگر حافظ ابراهیم است او نیز از افسران ناراضی و از یاران شیخ محمد عبده بود که از کار برکنار شد.
شاید بتوان احمد شوقی را بزرگترین شاعر کلاسیک نو نامید. احمد شوقی اصلاً عرب نبود. مادرش ترک و پدرش کرد بود. او به جهت روانی طبع و شیرینی الفاظ به شاعرالنیل و در سال 1927 در جشنوارهی بزرگبه امیرالشعرا ملقب گردید. اکثر نقادان عقیده دارند که بعد از متنبی، احمد شوقی شاعری بیمانند است شعر او منحصر به مصر نیست بلکه تمامی اقطار عربی و اسلامی را شامل میشود. شوقی مبتکر «شعر تمثیلی» یا نمایشی در عرب است و در این زمینه آثاری چون: مرگ کائلوپاترا، مجنون لیلی، قمبیز (کمبوزیا) دارد.
باید توجه کرد که شاعرانی مثل احمد شوقی و ابراهیم حافظ هرچند از شاعران کلاسیک هستند اما موضوعات اشعارشان بیشتر جنبهی عام دارد و همواره در مبارزه میباشند، اینان حتی جانب دین را هرگز فرو نگذاشتهاند، به طوری که شوقی پنج قصیده غرا در مدح رسول اکرم (ص) سروده است.(همان: 19)
3-2-2 رمانتیکها:
دستهی دوم «شاعران رمانتیک» هستند. اگر تقلید و حکومت عقل و منطق را از ارکان اصلی مکتب کلاسیک بدانیم، در برابر آن ابداعف عاطفه و گمان ارکان رمانتیک را میسازند که بدین ترتیب مکتب کلاسیک برونگرا و مکتب رمانتیک به مضمون و آتش احساسس درون درون انسان توجه دارد.
در قرن بیستم با خلیل مطران در مصر و پس از او جبران خلیل جبران در لبنان و بلاد آمریکای شمالی مکتب رمانتیک شناخته میشود. البته این مکتب در غرب از قدیم در آثار نقاشان، مجسمهسازان و دیگر هنرمندان، شناخته شده بود اما اعراب بد از امروالقیس و اکثر شاعران جاهلی و اموی دیگر با این نوع شیوهی بیان برخوردی نداشتند تا ظهور خلیل مطران.
رمانتیسم عرب از غرب تا حد زیادی تأثیر پذیرفته است چرا که خلیل مطران که از پیشروان این عده به شمار میروند خود از درس خواندههای پاریس بود او شیفتهی ادبیات فرانسه و مرید آلفرد دو موسه که یکی از رمانتیکهای بزرگ است بود.
از رمانتیکهای بزرگ یکی جبران خلیل جبران است که در ایران از شهرت ویژهای برخوردار است او در لبنان زاده سد و به جهت فقر همراه با خانوادهاش به بوستن آمریکا مهاجرت کرد. جبران انگلیسی را نکو فراگرفته بود به طوری در نگارش به این زبان بسیار توانا بود. به همین جهت به لبنان برگشت تا عربیش را تکمیل کند. او به نقاشی علاقه شدیدی داشت و نزد نقاش بزرگ معاصر «رودن» در پاریس مدتی شاگردی کرد. جنگ جهانی اول و مصائب آن و همچنین فقر و عدم موفقیت کتابهایش که به عربی نوشته بود اورا ناراحت کرد، به طوری که نخست انجمن «الرابطه القلمیه» تأسیس کرد و سپس نویسندگی به انگلیسی را آغاز نمود جبران در نیویورک درگذشت و ودر شهر زادگاهش «بشری» در لبنان مدفون گردید. از آثار مهمش به انگلیس مجنون نبی، الهه الارض و یسوغع بن انسان میباشد. از کتب عربیش: دمعه و ابتسامه، الاجنحه المکتسره و الارواح المترده است. مجموعه اشعارش «المواکب» نام دارد که قصیدهای طولانی است که از سنن جامعه انتقاد میکند.
این هنرمند ابعاد مختلفی را از شخصیتش در آثارش بروز دا ده است؛ گاهی اندیشههای کاملاً فلسفی ارائه میدهد، گاهی احساسات تند و تخیلی را بر کاغذ میآورد و زمانی از ادراک عمیق و رئالیستی خود مارا با خبر میسازد. گاهی با رمز حکمت و موعظه با مردم سخن میگوید در همهی این موارد یک نکته در اندیشه او روشن است که میگوید باید دوباره به ارزشگذاری امور جاممعه همت گماشت و بسیاری از ازشهای دروغین جامعه را عوض کرد. آثار انگلیسی او در غرب طرفداران فراوانی دارد.
غیر جبران خلیل جبران شاعران بزرگ دیگری در آمریکا و بلاد مهجر بودند که از آن میان میتوان شاعر و ادیب توانا میخائیل نعیمه، یوسف الخال، شاعر طلسمها ایلیا ابو ماضی، الیاس ابو شبکه و بشاره الخوری را نام برد. (همان: 20)
4-2-2 رئالیستها:
پس از رمانتیکها رئالیستها ظهور کردند. به طور خلاصه میتوان دو عامل اساسی را باعث فروپاشی رمانتیکها و ظهور رئالیستها در شعر معاصر عرب دانست این دو عامل عبارتند از: جنگ جهانی دوم و مسأله فلسطین. جنگ جهانی دوم و اثرات نامطلوب آن از جهت تورم و فقر در جامعه عرب باعث شد تا گروهی از جوانان عرب به مارکسیسم روی آوردندو آن را راه چارهای برای دردهای جامعه بدانند. گروهی نیز به جمعیت «اخوانالمسلمین» گرویدند جمعیت اخوان المسلمین در سال 1928 به رهبری «حسن البناء» تأسیس شد و هدفش همبستگی مسلمانان مصر و ترویج دین در میان روشنفکران عرب بود. اما این جمعیت نتوانست مسأله ناسیونالیسم عرب را کمرنگ کند بعدها اقدانات جمال عبدالناصر برای مقابله با خطر صهونیسم تنها از طریق طرح عروبه (عربیت) و الوطن العربی مطرح گردید.
پس از جنگ و رخداد تراژدی فلسطین، شاعران عرب از پیلهی خویشتن بدر آمدند و غصههای شخصی جایش را به دردهای مشترک و واقعی داد و برای نخستین بار در شعر عرب مسأله « تعهد» مطرح شد و ادبیات ملزم و متعهد مورد توجه قرار گرفت و ادبیات رمانتیک و برج عاج نشینی متروک و منفور گردید.
قیام 1952 مصر به سرکردگی افسران، به رهبری ژنرال نجیب و عبدالناصر مهمترین رخداد سیاسی در جان عرب است که در همهی شئون کشورهای عربی تأثیر گذاشت، ادبیات پس از قیام مصر، ادبیات رئالیست و اجتماعی است که بیانگر زندگی مردم عادی مثل کشاورز، کارگر و صنعتگر میباشد و از احساسات و عواطف و زندگی اجتماع سخن میگوید.
پس از سقوط دولت عثمانی و تکه تکه شدن مستملکات آن، همواره استعمار غرب کشورهای عربی را مورد رنج و آزار قرار داده است و روشنفکران و شاعران و نویسندگان متعهد عرب کوشیدهاند تا با ایجاد اتحاد میان اعراب آنان را دربرابر هجوم استعمار غرب و انگلیس یکپارچه و هماهنگ کنند.
شکست اعراب از اسرائیل در ژوئن 1967 آخرین و غافلترین شاعران عرب را هم بیدار کرد. نزار قبانی که تا آن زمان به شاعر زن و غزل مشهور بود ناگهان از سر سوز دل، شعر «هوامش علی دفترالنکسته» (حاشیهای بر دفتر شکست ) را منتشر کرد که یکی از بهترین اشعار وطن دوستانه عرب است. پس از این شکست بسیاری از اعراب که تا آن موقع اسرائیل را جدی نگرفته بودند با تمام وجود خطر صهونیزم را احساس و به خود لرزیدند.
رئالیسم یا واقع گرایی در شوروی شامل سه دوره بوده است:
1-رئالیسم ابتدایی، که واقعیت محیط اجتماعی را به صورت ظاهری و سلبی ترسیم میکند بی آنکه به جدال و مبارزات درون آن و حرکت تطور آن بیندیشد.
2-رئالیسم انتقادی، که پایهگذار آن مارکسم گورکی بود. در رئالیسم گورکی از یأسها و بدبینیهای رئالیسم خام یا ابتدایی خبری نیست بلکه قهرمانان نویسنده از جامعه و محیط خود جلوتر هستند و به آینده امیدوارند.
3-رئالیسم اشتراکی یا سوسیالیستی، در حقیقت دنباله رئالیسم انتقادی است در کتاب مکتبهای ادبی نوشته رضا سید حسینی، رئالیسم اشتراکی اینگونه تعریف شده است که این رئالیسم بر اصل قدرت خلاقیت کار استوار است و هنر در واقع میدان بروز خلاقیت کار میباشد.
در حقیقت رئالیسم سوسیالیستی حرکت تطور جامعه را مد نظر دارد و تمامی کوشش خود را در فعال کردن این حرکت بکار میبرد. (همان: 21)
5-2-2 سمبولیستها:
گروه چهارم شاعران رمزگرا یا سیمبولیست هستند. البته تعیین دقیق اینکه مثلاض نزار قبانی و نازکالملائکه در کدام مکتب جای دارند چندان ساده نیست چراکه افزون بر حال و هوای رمانتیک، میتوان اشعار سوررئال را هم در دیوانهای آنان پیدا کرد لذا در اینجا ما وجه غالب را در نظر میگیریم و اینکه خود نقادان عرب این تقسیم بندیها را قبول دارند.
شاعران سمبولیست از گروه نوپردازان هستند که بیشتر به مسائل اجتماعی پرداختهاند. شعر اینان آمیزهای از تصوف و اگزیستانسیالیسم است اینان به زبان اهمیت بسیار میدهند و از اساطیر و رموز برای بیان افکارشان سود میجویند. مشهورترین این شاعران که برخی از آنان عقاید اشتراکی نیز دارند عبارتند از: بدر شاکر السیاب، عبدالوهاب البیاتی، صلاح عبدالصبور، خلیل حاوی و ادونیس.
این شاعران بزرگ هم اکنون از پرچمداران شعر نو و اندیشه پیشتاز در میان عربها هستند، برخی چون بیاتی و ادونیس در اروپا و شوروی نیز سخت مورد توجه هستند و جوایزی نیز دریافت کردهاند. (همان)
6-2-2 جماعت و مجلۀ آپولو:
در نیمۀ نخست سدۀ بیستم که حوادث شگرف و شگفتی در گوشه و کنار جهان، به‌ویژه اروپا روی داد، در سرزمین‌های عربی، به‌ویژه کشور مصر، نیز رویدادهای بسیاری در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی به وقوع پیوست. در همین دوره انجمن‌ها و جمعیت‌های ادبی و هنری متعددی در حوزه ادبیات عرب شکل گرفت. دو جمعیت صاحب نام و تأثیرگذار بر جریان ادبیات معاصر عرب، به‌ویژه شعر معاصر، در همین کشور مصر به منصه ظهور رسیدند. نخست «جماعت دیوان» تحت تأثیر خلیل مطران و با همیاری ابراهیم عبدالقادر المازنی. این جماعت مانند «جمعیت دانشکده»علیه سنت‌های شعر کلاسیک، به‌ویژه «عمود الشعر» عصیان کردند و دیگر مانند سنت‌گرایان معتقد نبودند که اسلاف، بر و بوم سخن را رفته‌اند و «لیس فی‌الامکان، ابدع مما کان». اگرچه «جماعت دیوان»، مفاهیم و مضامین جدیدی را وارد شعر کردند؛ اما در صورت و فرم بیرونی هم‌چنان از چارچوب سنت تخطی نکردند.
در اوایل دهۀ سی تحت ‌تأثیر ادبیات اروپایی جمعیت شعری پیشروی به نام «جماعت آپولو» در شهر قاهره شکل گرفت. در سپتامبر 1932 م. گروهی ادیب و شاعر و منتقد گردهم آمدند و اساس این مکتب ادبی را بنیان گذاشتند و با الهام از اساطیر یونان نام آپولو را برای آن اختیار کردند. خبر تأسیس آن، اول بار به‌وسیله شاعر رمانتیک مصر، دکتر احمد زکی ابوشادی(1892 - 1955م)، مؤسس اصلی جمعیت منتشر شد. این جمعیت که اعضای اولیه آن عبارت بودند از:
احمد محرم، ابراهیم ناجی، علی محمود طه، کامل کیلانی، احمد ضیف، احمد الشایب، محمود ابوالوفاء و حسن کامل الصیرفی، در نخستین جلسه احمد شوقی را به عنوان رئیس جمعیت برگزید. هنوز یک ماه از این انتخاب نگذشته بود که مرگ او را در ربود و خلیل مطران جایگزین او شد. دکتر ابوشادی در تمام مدت، دبیر این جمعیت بود.
این جمعیت از همان آغاز برای نشر سروده‌ها و آثار خود به انتشار مجله‌ای به نام آپولو اهتمام کرد. در شماره نخست مجله (آوریل 1933)، محورهای فعالیت‌های جمعیت بدین شرح اعلام شد: 1. اعتلای شعر عرب و جهت دادن به شاعران. 2. حمایت از نهضت‌ها و جریان‌های هنری و ادبی در حوزه شعر. 3. ارتقای زندگی شاعران در سطوح مختلف مادی، ادبی و اجتماعی و دفاع از کرامت انسانی آنان.
ابوشادی در همین شماره «دبستان آپولو را دبستان تعاون، انصاف و اصلاح و نوآوری» وصف می‌کند(ابوشادی، 1933: 19) و هدف اصلی آن را هدایت شاعران از ظلمت به نور و گسترش افق شعر عربی و گشودن قیدوبندهای سنت به ویژه «عمود الشعر» از پای شاعران و آشنا کردن آن‌ها با ادبیات جهان و جریان‌های فکری جدید آن و پوشاندن لباس نو بر قامت شعر و جستن معانی و مضامین تازه می‌داند. وجه غالب فعالیت‌های این نشریه، نوآوری و تجدد در حوزه شعر بود. نسل جوانِ آن از همه در نوآوری و تجدد گستاخ‌تر بودند و بیشتر متأثر از وضعیت سیاسی و انقلاب 1919. این جمعیت می‌خواست هم وحدت رمانتیک شعر و هم وحدت موضوعی آن را محقق کند.(الکتانی، 1982: 430-432). این نشریه تا سال 1935 م. به‌طور مرتب منتشر می‌شد. کوچیدن ابوشادی از قاهره به اسکندریه در این سال باعث توقف آن شد. صدای این مجله و جمعیت آپولو، از صداهای ماندگاری است که آن را هنوز می‌توان از دیواره زمان شنید. نویسندگان و شاعران آن، اگرچه به عرصه‌های دیگر روی آوردند؛ اما همچنان به اصول و مبادی آن جمعیت وفادار ماندند. هنوز ردپای این جمعیت و مجله را می‌توان در حوزه‌های مختلف ادبیات عرب مشاهده کرد.
دیری نپایید که این مجله شهره آفاق شد و بسیاری از شاعران صاحب نام کشورهای عربی مانند ابوالقاسم الشابی از تونس و ایلیا ابوماضی و الیاس ابوشبکه از لبنان و محمدمهدی جواهری از عراق به این جمعیت پیوستند.
از فعالیت‌های جنبی مجله، نشر دیوان‌های شاعران نوآوری مانند ابوشادی و ابراهیم ناجی و پژوهش‌های انتقادی مانند «روادالشعر فی مصر» از مختار الوکیل و «أدب الطبیعه» از مصطفی عبداللطیف السحرتی بود. از همان بدو انتشار این نشریه نشانه‌ تیرهای انتقادی شدیدی قرارگرفت. این انتقادها بیشتر متوجه ناتوانی شاعران مجله در رعایت «عمود الشعر» و ترجمه و اخذ معانی از شعر اروپایی بود. ابوشادی این انتقادهای تند را بی‌جواب نمی‌گذاشت و همچنان در نیل به اهداف مجله می‌کوشید و تا اندازه‌ای نیز توفیق می‌یافت(قدوسی، 1972: 508). از جمله در گسترش شعر آزاد و ترویج شعر نمایشی و شعر داستانی و سمبلیک موفق ‌شد.
7-2-2 شعر متعهد:
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه، در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آنها را تهدید میکند، بهوجود می آید و اصلی ترین مسائل در حوزه آن، دعوت به مبارزه، ترسیم چهره بیدادگری، ستایش آزادی و آزادگری، گشودن افقهای روشن پیروزی، انعکاس مظلومیت مردم، جانفشانی های مبارزان راه آزادی و بزرگداشت شهدای آن است.«این نوع ادبیات در طول تاریخ و در کشاکش تهاجم قدرتها و تدافع جوامع سلطه ناپذیر، همواره به مثابه ابزار و سلاحی بازدارنده رخ نموده و موجبات احیا، تداوم و بقای فرهنگی جوامع مورد هجوم یا تحت سلطه را فراهم آورده است»( کنفانی، 1362: 17) این گونه ادبی، عموماً با زبانی صریح بیان میشود و با توجه به شرایط و مقتضیات هر دوره تاریخی، جلوه آن و نحوه بروز و ظهورش میتواند متفاوت با دوره دیگر باشد. چنانچه در یک برحه تاریخی، نوع ادب معترض، افشاگر و هشداردهنده و در دوره دیگر نوع ادب عارفانه و زاهدانه و در روزگاری دیگر ادب سوگ و مرثیه را در زمره ادبیات پایداری به حساب میآوریم.
ادبیات مقاومت در دیدگاهی وسیعتر تمام آثار ادبی و گونههای شعری را شامل میشود و به عبارتی، میتوان تغزل و تشبیب را نیز شعر و ادب پایداری، پایداری روح در برابر قحط سالی عاطفه شمرد که آثار شعری پنج کشور فلسطین، سوریه، لبنان و عراق، در صف ائل شعر مقاومت واقعاند.(بیدج، 1370: 7-9)
انقلاب 1952 مصر یکی از مهمترین رویدادهای جهان عرب است که آگاهیهای سیاسی اعراب را تا حد زیادی بالا برد و در ادبیات معاصر عرب مسائل تازهای را بهوجود آورد.
دستهبندیهای سیاسی در مصر پس از انقلاب و عنوان کردن تودهها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز کشورها مسأله «تعهد» را در ادبیات و هنر برای اول بار در ادب عرب مطرح ساخت. بدین ترتیب شعر امروز عرب، یکی از پربارترین شعرهای جهان پویای عصر حاضر است. شعری است که صراحت دارد و خشمگین است و مدتهاست که پوستههای سخت محافظهکاری را ترکانده و از اعماق حنجره باتمام توان فریاد میزند: «من وجدان بیدار ملت عربم». این شعری است که عریانی حقیقتش آنقدر نابارورانه و غافلگیرانه است که عدهی زیادی تاب شنیدنش را ندارند.
این صراحت در اتخاب قالب و شکستن دیوارهای کهنه اوزان، نیز در شعر نو عرب دیده میشود که از هر قید و بندی آزاد شده است. (قبانی،1364: 12)
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون
1-3-2 جنبش مشروطه و پیامدهای آن :
آبراهامیان به طور کلی نهضت مشروطه را معلول اتحاد روشنفکران متجدّد و طبقه متوسّط سنّتی می داند. وی در خصوص عوامل اتّحاد بخش آنان می نویسد:
روشنفکران متجدّد با الهام از مشروطیت، ناسیونالیسم و دنیانگری، گذشته را رد می کردند، حال را با اعتراض می نگریستند، و نگاهی تازه به آینده داشتند. علاوه بر این، هم طبقه متوسّط سنّتی و هم روشنفکران متجدّد، به رغم تفاوتهای شان، حملات خود را متوجّه یک هدف کرده بودند: حکومت مرکزی. هر دو، سازمانها، انجمنها و احزاب سیاسی و نیمه مخفی خود را تشکیل می دادند. هر دو آگاه بودند که سلسله قاجار، نه تنها از لحاظ مالی ورشکسته، که همچنین از نظر اخلاقی بی اعتبار، به لحاظ اداری بی کفایت، و مهم تر از همه، از لحاظ نظامی نیز ناتوان است.(آبراهامیان: 1379: 74)
پیامدها و دستاوردهای مشروطه:
الف. تشکیل مجلس ملّی: در تاریخ 14جمادی الثانی 1324، فرمان مشروطیت اعلام، و کمی بعد از آن تاریخ، مجلس شورای ملّی افتتاح شد. نقش مهم طبقه متوسّط سنّتی در ترکیب اجتماعی مجلس انعکاس یافته بود: 26 درصد نمایندگان رؤسای اصناف، 20درصد روحانیان و 15درصد از تاجران بودند. سیمای سیاسی مجلس نیز چنان که انتظار می رفت، در سه(مسلک) وسیع، اما مشخّص که به تدریج به وجود آمد، یعنی سلطنت طلبان(مستبدها)، میانه روها(معتدلها) و لیبرالها(آزادی خواهان) نمایان بود.(همان: 80).
ب. ظهور سازمانهای سیاسی: گشایش مجلس مؤسسّان و انتخابات مجلس ملّی، زمینه سازی پیدایی سازمانهای سیاسی و روزنامه های رادیکال در سراسر کشور بود. در مراکز ایالات، مردم محل، به سرکردگی بازاریان، دست به کار تشکیل انجمنهای مستقل از حکّام ایالات و عموماً مخالف با آن شدند. در پایتخت بیش از سی انجمن مشروطه خواه در صحنه سیاسی ظهور کرد. بعضی از این انجمن ا مانند انجمن اصناف، انجمن مستوفیان، و انجمن طلاّب، انجمنهای صنف بودند. بقیه، مانند انجمن آذربایجانیها، ارامنه، انجمن کلیمیان، انجمن زرتشتیان و انجمن ایرانیان جنوب، باشگاه هایی قومی شمرده می شدند. از بین این انجمنها فعّال تر و بزرگتر از همه، انجمن آذربایجانیها بود، که سه هزار عضو داشت. این انجمن را تاجران تبریزی و مهندس جوانی در رشته برق از قفقاز به نا م حیدرخان عمواوغلی تشکیل دادند. حیدر خان، متولّد خانوادهای طبابت پیشینه در آذربایجان ایران بود؛ در آذربایجان روسیه درس خوانده و وارد حزب سوسیال دموکرات روسیه شده و با برادر بزرگش و نریمان نریمانف، حزب سوسیال دموکرات ایران را در باکو تشکیل داده بود.
ج. ظهور روزنامه های رادیکال: تعداد روزنامه ها و نشریاتی که در داخل ایران متشر می شد، از شش فقره در آستان انقلاب به بیش از یکصد فقره در مدّت ده ماه پس از مجلس مؤسّسان رسید. بسیاری از نشریات، عناوین خوش بینانه, ناسیونالیستی و رادیکالی چون ترقّی, بیداری, وطن, آ دمیت, اتّحاد,ا مید و عصر نو داشتند. برجسته ترین و مشهورترین نشریه ها را اعضای انجمنهای مخفی می نوشتند. میرزا رضا تربیت و سید محمد شبستری، اعضای مرکز غیبی در تبریز، روزنامههای آزاد و مجاهد را در می آوردند. ناظم الاسلام کرمانی از انجمن مخفی در تهران با ندای وطن ظهور کرد. پنج عضو کمیته انقلابی از جمله سلیمان اسکندری، روزنامه های مشهور حقوق، صور اسرافیل، مساوات و روح القدس را منتشر کردند.(همان: 90-93)
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول:
رضاخان در سال 1304، با خلع دودمان قاجار از سلطنت، خود با عنوان رضاشاه نخستین پادشاه پهلوی ایران شد. در زمان پادشاهیاش که تا شهریور 1320 ادامه یافت کوشید ایران را به سبک غرب درآورد. گفتمان مدرنیسم پهلوی با تأکید بر مضامینی چون توسعه و نوسازی به شیوه اروپایی، ناسیونالیسم ایرانی، مدرنیسم فرهنگی، عقلانیت مدرنیستی و سکولاریسم، به دنبال دادن هویتی یکپارچه به "ملت ایران" و تضعیف هویتهای پراکنده و پاره پاره دوران قاجار بود چنین هویتی طبعاً میبایست درون چهاچوب "دولت ملی مدرن" شکل گیرد و "ناسیونالیسم" ایرانی به شکل هویتی فراگیر بر فراز همه هویتهای مادون ملی گسترش یابد.(مسعود نیا، فروغی، 1391: 84)
دوره پهلوی اول دوره بنیان گذاری دولت- ملت مدرن بر اساس آموزههای ناسیونالیستی است که عمدتاً در دوره مشروطه شکل گرفت.(صادقی، 1384: 42) پیش رفتن به سوی جامعه شبه غربی روح حاکم بر طرح تجددگرایی عصر پهلوی بود. حکومت برای رسیدن به این هدف دو راه را پیش گرفت: نخست، کوشش برای وارد کردن بخشهایی از دانش غربی، بویژه دانش فنی، بروکراسی، اصول اقتصاد و نظام حقوقی جدید؛ و تلاش برای به کارگیری سبک زندگی اروپایی و تغییر الگوی زیست- رفتاری در ایران(علی اکبری، 1384: 232)
رضا شاه در آغاز حکومت خود روابط دوستانهای با علما داشت، اما به تدریج روابط سرد و تیره شد. روحانیون هم واکنشهای متفاوتی در دوره های مختلف حکومت رضا شاه از خود نشان دادند که از حمایت آغاز شد و تا مخالفت ادامه یافت. در سالها و ماههای بعد از کودتای 1299 آشفتگی و هرج و مرج در عرصه فرهنگ و جامعه، زمینه پیدایش حاکمیت مقتدری را فراهم کرده بود. با پدید آمدن چنین وضعی، روحانیون از به قدرت رسیدن رضاخان حمایت کردند؛ این موضوع تا حد زیادی تحت تأثیر سرخوردگی آنها از مشروطهخواهی و همچنین تأثیر شرکت مداوم آشکار رضاخان در مراسم مذهبی قبل از تحکیم موقعیت او بود. بنابراین در آغاز قدرت، رضاخان با همراهی علما و تأیید آنان مواجه شد، اما این حسن نیت و روابط صلحجویانه دوام نداشت (حسام، 1382: 98-100)
تغییر ساختار آموزشی و کمرنگ شدن نقش روحانیون در اداره امور آموزشی و سپردن آنها به نیروهای تحصیل کرده جدید، عرفی شدن فرهنگ را در پی داشت. از نفوذ روحانیون در امور حقوقی و قضایی نیز کاسته شد. تلاش برای برچیدن بسیاری از آداب سنتی و مذهبی مثل مراسم سوگواری، تعزیهخوانی و روضهخوانی نمونههای دیگری از عرفی شدن فعالیتهای فرهنگی است. ورئد زنان به حوزههای زندگی اجتماعی و طرح موضوع حقوق زنان یکی از کوششهای اساسی برنامه ریزان تجدد برای سکولاریزه کردن جامعه بود.
با وجود این رضا شاه دست کم یک چیز را فراموش کرد و آن اینکه ایران را به ابزارهای دولتی مستقل یعنی مردمی با بلوغ سیاسی مجهز کند. دیکتاتوری رضا شاهی تا آنجا که نظم اجتماعی نارسا و فردگرایانه ایرانیان اجازه میداد، مطلق بود. آموزش و پرورش رسمی پیشرفت کرده بود اما مردم از نظر آموزش سیاسی پسرفت کرده بودند.( کاتم، 1371: 12-13)
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه:
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت الشعاع قرار داد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود.(طلوعی، 1373: 150) پیش از این انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستی هیتلر در مقابل توسعه طلبیهای آلمان، سیاستی مسالمت آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ جهانی دوم ادامه یافت. از این زمان به بعد (زمان قدرت گیری هیتلر) رضاشاه به شدت به آلمان هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد این امر، اسباب نگرانی انگلستان را فراهم کرد شوروی هم از این امر ناخشنود بود.
بعد از آغاز جنگ جهانی دوم و مصایبی که انگلستان در آغاز جنگ متحمل شد، رضا شاه انگلیسیها را برای پرداخت بدهیهای معوقه به ایران و افزایش سهم ایران از شرکت نفت، تحت فشار قرار داد. انگلیسیها در آن شرایط دشوار تسلیم شدند؛ ولی کینه و نفرت آنها از رضاشاه دو چندان افزایش یافت. فرصتی که انگلیسیها برای انتقام جویی از وی، مترصدش بودند با حمله آلمان هیتلری به شوروی فراهم شد(مدنی، بی تا: 262)
در کوران جنگ جهانی دوم، پیش از آنکه انگلیس و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کنند، ایران بی طرفی خود را به آگاهی دولت انگلستان رسانده بود اما بدیهی است که بی طرفی ایران به سبب اهمیت جغرافیای نظامی نمیتوانست به دیده احترام نگریسته شود؛ مضافاً اینکه بهانه بزرگی چون: تمایل ایران به آلمان نازی، توسعه روابط صنعتی و تجاری با آن کشور و وجود جاسوسان آلمانی در ایران کافی بود تا هر لحظه، هراس هجوم متفقین، فضای ایران را آشفتهتر سازد. سرانجام در سوم شهریور 1320 قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند.
ملت ایران که دوره استبداد را میگذراند، طبعاً ارتش را یاری نمیکرد. ارتش ایران هم در حدی نبود که بتواند نیروهای انگلیس و شوروی را عقب بزند؛ ولی اگر مردم به مقاومت برمیخاستند اشغال کشور به سادگی عملی نبود. با شکست ارتش ایران در برابر متفقین، علی منصور نخست وزیر سقوط کرد و ذکاءالملک فروغی زمامدار شد. یکی از پیامدهای اشغال ایران به دست متفقین، سقوط رژیم استبدادی رضاخان و به قدرت رسیدن فرزندش محمدرضا بود.( مدنی، بی تا: 263، آبراهامیان، 1387: 202)
4- 3-2 پهلوی دوم:
با وجودی که از 1334 به بعد تمامی تلاش محمدرضا در جهت سلطه بر تمامی ارکان قدرت دور می زند، به اعتبار تأثیرپذیری و وابستگی شدید به آمریکا تحولات ناخواسته ای را نیز مجبور است پدید آورد. در سال 1339 که در آمریکا حکومت تغییر کرد و جان. اف. کندی به قدرت رسید، دولت آمریکا سیاست لیبرالیسم را در پیش گرفت و به ظاهر جان. اف. کندی به دلیل متهم بودن محمدرضا به دیکتاتور از او خوشش نمیآید به همین دلیل شاه به علم و اقبال توصیه نمود که دو حزب به نام (ملیون و مردم) به وجود آورند. همچنین محمدرضا، امینی را به نخست وزیری منسوب نمود که مورد اعتماد آمریکا قلمداد می شد. ولی این نگرانی که مبادا امینی موقعیت او را به خطر اندازد باعث شد که شاه به آمریکا برود، او در مهمانی رسمی کندی توانست آنها را متقاعد کند که دولت آمریکا به جای امینی با خود شاه طرف باشند. توافق با دولت به اصطلاح لیبرال آمریکا عملا محمدرضا را به مطلق العنانی در حکومت رساند. محمدرضا پس از بازگشت از آمریکا هویدا را به نخست وزیری منصوب نمود و نخست وزیری هویدا بیش از 12 سال طول کشید. در این دوره (1940) به بعد محمدرضا به یک سری اقداماتی دست زد که زمینه را برای نطق تاریخی امام و قیام خونین 15 خرداد 42 فراهم نمود و عملا تمامی جامعه ایران را رو در روی حکومت قرارداد و زمینه سقوط سلطنت پهلوی را در سال های بعد فراهم نمود. به چند نمونه از اقدامات محمدرضا اشاره می گردد.
1. انقلاب سفید 2. تغییر تاریخ به تاریخ شاهنشاهی 3. جشن های دو هزار و پانصد ساله (که گفته می شود تمامی امکانات آن را از پاریس آورده بودند) 4. سرکوب شدید نیروهای سیاسی معترض و معارض دولت. این دوره دوره مطلق العنانی محمدرضا پهلوی بود. و اگر دولت با چالشی مواجه بود اعتراض های مردمی بود، دیگر کسی در سطح ارکان قدرت مزاحم شاه نبود و غربی ها هم او را ژاندارم منطقه می دانستند.
5-3-2 کودتای 28 مرداد:
با آغاز جنگ جهانی دوم کشورهای استعمار زده جهان سوم شاهد ظهور و رشد حرکتهای ضد استعماری بودند در ایران نیز در پی حمایت رضاخان از نیروهای آلمان و عدم توجه وی به تهدیدات و تذکرات روسیه و انگلستان این دو کشور ضمن اشغال خاک ایران او را از حکومت عزل و فرزندش محمدرضا را که فردی سست اراده و بی توجه بود بر تخت نشاندند درچنین شرایطی جامعه ایران نیز به رهبری علما وروشنفکران وارد جریانهای ضد استعماری شدند و حرکتهایی را آغاز کردند. با ورود نیروهای آزادی خواه مذهبی و ملی به مجلس و دولت که در واقع نتیجه حمایت همه جانبه مردم بود این حرکتها رشدی مضاعف یافتند. فعالیتهای ضد استعماری ایران با ملی شدن صنعت نفت وارد مرحله جدیدی گردید چرا که مردم توانستند با اتحاد و همدلی یکی از بزرگترین پیروزیهای خود را در سالهای حضور استعمار انگلستان بدست آورند این موفقیت که حاصل اتخاذ سیاست واحد نیروهای ملی و مذهبی بود برای حکومت پهلوی نیز گران آمد تا جاییکه محمدرضا که موقعیت خود را در خطر می دید مخالفتهای خود را با اقدامات مصدق بیشتر نمود که این امر در نهایت منجر به استعفای مصدق شد. (احمدی، 1379: 29)
در یک جمعبندی می توان اهداف مهم کودتا را چنین دانست:
1. براندازی جنبش های ضد استعماری 2. رفع خطر کمونیست در ایران3. حفظ منافع عظیم استعماری در ایران و منطقه.
4. با توجه به اهمیت سیاسی ایران و واقع شدن در منطقه مهم سیاسی و نظامی ادامه روند در ایران می توانست منجر به سقوط دولت پهلوی گردد و این به معنای سقوط و از دست رفتن بازارهای تسلیحاتی آمریکا در ایران و منطقه بود چنانچه بعد از کودتا می بینیم که آمریکا، ایران را به عنوان پلیس منطقه قرار داد لذا او را به خرید سلاحهای مدرن تشویق نمود از سوی دیگر زنگ خطری برای سایر کشورهای منطقه به صدا در می آورد و آنان را مشتری تولیدات نظامی خود می نمود. اگر چنین حکومتی به رهبری شخصیتهای مذهبی و ملی کنار گذارده می شد. انتخاب و جایگزین آن هزینه زیادی برای استعمارگران در بر داشت. .(کاتوزیان، 1372: 19)
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی:
اولین موضوع در جهت تبیین علل و عوامل اصلی انقلاب اسلامی درک و شناختی صحیح از مفهوم انقلاب، عوامل و شرایط لازم برای وقوع این پدیده و ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی می باشد :
در اصطلاحات سیاسی و اجتماعی انقلابدارای تعاریف متعدد و مختلفی است(ابوالحمد، 1376: 346)؛ از دیدگاه «تدا اسکاچپل » : «انقلاب سیاسی با تغییر حکومت بدون تغییر در ساختار اجتماعی همراه است، اما انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال و دگرگونی سریع و اساسی حکومت و ساختارهای اجتماعی و تحول در ایدئولوژی غالب کشور».(محمدی،1380: 27) و در یک جمع بندی «انقلاب حرکتی مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش ها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت های حکومتی یک جامعه است که توأم با خشونت باشد.» به طور کلی چهار عامل عمده برای وقوع انقلاب در یک جامعه لازم است که معمولاً در هر انقلابی دیده می شود:
1. نارضایتی عمیق از شرایط موجود
2. گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین (ایدئولوژی انقلابی)
3.گسترش روحیه انقلابی در افراد جامعه
4. وجود رهبری و نقش آفرینی ساختارهای سیاسی- اجتماعی بسیج گر.(جمعی از نویسندگان، 1368: 16)
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما:
جنبش مشروطه نتیجه آشنایی با فرهنگ اروپا، مفهوم آزادی و حقوق مدنی انسانهاست. این آشنایی از زمانی شروع شد که کشورهای سرمایهداری اقدام به ایجاد تأسیسات فنی در کشورهای عقب افتاده نمودند. ادبیات هم مانند دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم روی آورد و انعکاس ارزشهای اجتماعی را وجهه همت خود قرار داد. اولین درسی که مشروطه به شاعران داد، این بود که از سرودن مدایح و غزلیات و وصف طبیعت دست بکشند و شعری بگویند که مبارزه اجتماعی در آن منعکس شده باشد پرشورترین نماینده این طرز بیان کسی نبود جز «میرزاده عشقی» که در روزنامه خود به نام «قرن بیستم» با انتشار غزلوارهها و قطعات اجتماعی خود با لحنی تند به مخالفین مشروطه و آزادی حمله میبرد که البته جان خود را در این راه از دست داد.
دورۀ هفت ساله از زمان درگیر شدن جنگ جهانی اول تا زمان روی کار آمدن سلسله پهلوی «دوره بیداری» شاعران بود. در این دوره شاعران کوشیدند از تقلید گذشتگان دوری کنند و مضامین جدید را در قالب شعری قدیم بریزند. جماعتی از گویندگان به فکر انقلاب ادبی افتاده و مدعی تجدد در صورت و مضمون اشعار شدند.(آرین پور، 1354: 435) و عدهای چون ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی و... دربار را ترک کردند و وارد معرکه شدند و به انقلابیون پیوستند و آنها در جریان عمل فهمیده بودند که اگر قرار باشد مردم را با خود همراه کنند باید به زبان مردم حرف بزنند پس به شعر کوچه و بازار روی آوردند و این گرایش به مرور سبک نوینی در شعر به وجود آورد که بعدها شعر مشروطیت شهرت یافت. (شمس لنگرودی، 1378: 38-37)
بدین ترتیب هردم به طرفداران شعر عوام افزوده شد و هر زمان لایههایی از شاعران رسمی به جریان شعر نو پیوستند تا آنجا که پس از مدتی در واقع در اواخر انقلاب مشروطه مهمترین شاعران زمانه شعرشان تلفیقی از هر دوگونه شعر شد و برجستگانی چون عارف، ایرج میرزا، عشقی، بهار و لاهوتی به ظهور رسیدند. (همان)
تقی رفعت به عنوان نخستین شاعر نوپرداز در شعر فارسی نبود، او نخستین تئورسین و منادی شعر نو بود. بدین ترتیب زمینه برای تغییر و تحول عروض در ادبیات منظوم مهیا بود. و افرادی باید میآمدند و به این ندای تجددخواهی پاسخ مثبت میدادند. در چنین وضعیتی افرادی همچون ابوالقاسم لاهوتی، خانم شمس کسمائی و جعفر خامنهای در کنار تقی رفعت به ندای او پاسخ دادند و نخستین بذرهای شعر نو جوانه زد.(لنگرودی، 1378: 50) اما اینکه چه کسی یا کسانی قبل از نیما به سرودن شعری که بعدها نام شعر نو به آن نهاده شد، اقدام کردند و زمینهساز شعر نو شدند سوألی است که هریک از محققین با توجه به ذوق، سلیقه و میزان مطالعه خود به آن پاسخهای مختلفی دادهاند. به عقیده برخی از مورخان و ناقدان نخستین شعر نو در سال1288 ه.ش توسط ابوالقاسم لاهوتی با نام «وفای به عهد» به رشته نظم درآمد. برخی نیز دهخدا را اولین شاعری میدانند که شعر نو سروده است و شعر « ای مرغ سحر» را اولین نمونه شعر نو میدانند. (حقوقی، 1380: 528)
اما به عقیده اخوان ثالث این شعر را نمیتوان نقطه آغازین تحول شعر نو به حساب آورد. او در این خصوص میگوید:«مسمط عالی و موثر ای مرغ سحر دهخدا همان قدر میتواند اولین نمونه متحول و نو باشد که ترجیعبند درخشان و بینظیر هاتف یا هر شاعر دیگر از این قبیل اشعار. زیرا اصل مسأله در کیفیت عناصر تازه است و بینش و ارائه جدید و هماهنگ کردن آنها در قالبی مناسب».(اخوان ثالث، بیتا: 38)
2- 4-2 نیما و شعر نو:
پس از انقلاب مشروطه، ایران به میدان مبادلات فرهنگی مردم با بیگانگان بدل شد و علاوه بر تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی، تحولات فرهنگی و معرفتی در لایههای مختلف جامعه پدیدار گردید.
مجموعهی این تحولات باعث شدکه در جامعه فرهنگی ایرن گرایشهای ادبی تازهای به وجود آید که بستری برای تغییر در شعر سنتی به شمار میرفت. از سوی دیگر دامنهی تحولات معرفتی در جامعه ایران با توجه به آشنایی مردم با فرهنگ مغرب زمین به شیوههای مختلف و با توجه به ضروریتهای فرهنگی و اجتماعی گستردهتر میشد.
در چنین فضایی نیما توفیق یافت تحولی اساسی و بنیادین در ساختار و محتوای شعر سنتی ایجاد کند. او با تکیه بر جهانبینی و تأثرات عاطفی نو، تصاویر خیالی، موسیقی و زبانی تازه، شعر کلاسیک را در بستری نوجویانه به جریان انداخت. بررسی دهههای حیات شعری نیما نشان میدهد که او در پیمودن این راه تجربههای مختلفی را پشت سر گذاشته است. اولین تجربه شعری او با درونمایه رمانتیک عرضه میشود اما به تدریج او از ذهنیت غنایی فاصله میگیرد و با تغییر مدار شاعری از رمانتیسم به سمبولیسم اجتماعی، که شعر ققنوس به سال 1316ه.ش نمونه برجسته آن است، مسیر جدیدی را در پیش میگیرد. (زرقانی، 1387: 354)
دلیل این تغییر مسیر را باید در ویژگیهای سیاسی و اجتماعی عصر نیما و نیز آشنایی نیما با دنیای غرب جستجو کرد. شیوهی استبدادی حکومت و نظارت دستگاه سانسور بر شعر از طرفی و تمایل شاعران متعهد چون نیما به بیان دردها و محرومیتهای مردم از سوی دیگر، باعث به کارگیری نمادها در شعر نیما و رواج سبک سمبولیسم اجتماعی در ایران میشود.
در این نوع شعر بنای کار بر استفاده از سمبولهای بومی، جهانی و یا فردی است. چنین شعری این امکان را دارد که چندین معنا را برتابد. بنابراین میتوان بریا این نوع شعر چند معنا را در نظر گرفت. بیشتر اشعار آزاد نیما در ذیل همین نوع قرار میگیرد.(همان).
نیما در میان حرکت افراطی و تفریطی شاعران و در رویارویی با دنیای مدرن، راه اعتدال را در پیش می گیرد و با تلاشی پیگیر در دو بعد نظریهپردازی شعر و ابداع شیوه جدید به موفقیت دست مییابد. شعر او که میراثخوار تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی عصر مشروطه است در یکی از پر آفتخیزترین دورههای تاریخ ایران شکل میگیرد و با نگاهی متفاوت به مقوله ادبیات و کارکرد آن در بستر حوادث اجتماعی و سیاسی عصر خود جاری میشود.«مطالعه شعر مشروطه نشان میدهد که دینامیسم شعر مشروطیت با دینامیسم اجتماع مشروطیت، همسان و هم مرز نبوده است». (براهنی، 1358: 25)
درک این ناهماهنگی در کنار طرز تلقی جدیدی از جهان باعث اوجگیری اندیشههایی نو در زمینههای گوناگون شد.«نفوذ این اندیشهها در شعر، گرایش تازهای پدید آورد که همچنان در دل استبداد ذهنی کهن تداوم کم توان اما مستمری داشت تا اینکه نیما، نمودار حضور شعر و معرفت انسانگرا در جامعه سنتی ما گردید.» (مختاری، 1378: 149)
بنابراین اجتماعی بودن افکار نیما است که سمت و سوی شعر او را تعیین میکند؛ اگرچه نمیتوان شعر نیما را تنها حاصل تحولات اجتماعی درون جامعه پنداشت و فردیت و شخصیت نیما را نادیده گرفت.
3- 4-2 شعر سپید:
این اصطلاح گویا نخستین بار توسط احمد شاملو در ایران به کار گرفته شد و معادل Blank verse فرانسوی است؛ اما، عده‌ای آن را اصطلاح درستی نمی‌دانند و «شعر آزاد» را پیشنهاد می‌کنند. شعر blank از قید وزن، آزاد نیست و وزن آن اغلب بر پایه ده هجایی استوار است، ولی قافیه در آن رعایت نمی‌شود؛ مثل «بهشت گمشده» میلتون.
اما، شعری که در اروپا و آمریکا از قید وزن و قافیه رهاست شعر آزاد نام دارد. به علت ناشناخته بودن ساختمان این دو نوع شعر، اشتباهاً جا به جا و یا یکسان گرفته می‌شوند. (فلکی؛ 1385: 89)
در هر صورت اصطلاح شعر سپید امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات پذیرفته شده است و این روزها در نزد نسل جوان طرفداران زیادی دارد. این قالب شعری فاقد وزن عروضی است و ظاهری نثرگونه دارد. سطرها مساوی نیستند و قافیه نیز اگر در آن به کار رود، جای مشخص ندارد؛ اما به دلیل برخورداری از منطق و مکانیسم‌های شعری، نظیر بیان، تخیل، ادراک هنری، آهنگ و تناسبات درونی با نثر متفاوت است. (روزبه؛ 1381: 22) نمایندگان شعر سپید می‌گویند: شعر یعنی کلام مخیل. (محمدی؛ 1381؛ 16)
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه سی دانست. در اواسط دهه سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ 1377:‌ 386)
شاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز کسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر کیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دکتر شفیعی کدکنی درک درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ 1384: 322) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تکامل آن تلاش کرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت که دیگران از آن محروم بودند. (همان: 321)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یکی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری که شاملو برای شکل دادن به قالب شعرش از آن استفاده کرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شکل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فکر آزاد کردن یکسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ 1380: 904-906)
شاملو با شعر شاعران فرانسوی چون لورکا و دیگرانی که شیوه کلاسیک را کنار گذاشته بودند آشنا می‌شود، خود او می‌گوید حرکت نوین شعری او با «لوآر» شکل می‌گیرد. (فلکی؛ 1385: 90) شاملو با وجود بهره‌گیری از منابع مختلف، زبانی مشخص و منحصر به خود دارد که در میان شاعران دیگر قابل تشخیص است. البته این زبان خاص در ابتدا هنوز صیقل نخورده و بدون نقص نشده است اما بعدها خاصه بعد از «باغ آینه»، زبان شاملو پاک و یکدست می‌شود؛ گرچه همین دقت بیش از حد در کاربرد زبان، شعر او را گرفتار ابهام می‌کند و آن را به تفسیر محتاج می‌سازد. (زرین کوب، 1358: 168)
شعر سپید برای پر کردن جای خالی وزن از شیوه‌های مختلفی بهره می‌گیرد از جمله: بکار بردن قافیه در پایان هر بند؛ ایجاد آهنگ درونی از طریق هم‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها؛ تکرار کلماتی خاص در یک بند یا شعر. (همان: 17) همچنین یافتن محل مناسب گسست‌ها و پیوست‌ها و چگونگی پی‌هم‌نویسی یا جدانویسی در شعر سپید یکی از عوامل در آهنگین کردن شعر است. شاملو با تجربه طولانی در اشعار تکامل یافته‌اش از این مهارت بهره‌مند بود. (همان: 124) وی شعر سپید را چنین معرفی می‌کند: اگر دعوای مدعیان بر سر آن است که شعر سپید نمی‌تواند نوعی شعر شمرده شود، حق با ایشان است، شعر سپید شاید رقصی است که به موسیقی احساس نیاز نمی‌کند. (لنگرودی: 1377: ج 2: 583)
دکتر تقی پورنامداریان دلیل روی آوردن شاملو را به شعر سپید چنین بیان می‌کند: «انتخاب شاملو ناشی از دید خاص او به شعر و توجه به شعر ناب است که مطالعات وی در شعر نقد شعر غرب در این دید تاثیر و دخالت مستقیم دارد و دیگر عدم تجربه وسیع در وزن شعر فارسی که خود ناشی از عدم مطالعه پیگیر و مستمر در شعر فارسی است.» (پورنامداریان؛ 1381: 423) شاملو به هر دلیلی که شعر منثور را انتخاب کرده باشد، در آن موفق شده است. به ویژه که این قالب به سبب آسانی ظاهری طرفداران زیادی داشته و دارد، اما جز معدودی از انواع خوب آن قابل ذکر نیست. اصولاً تعداد شاعران موفق شعر منثور بسیار کمتر از شاعران موفق دیگر جریانهاست. (محمدی، 1381: 15) از کسانی که بعد از شاملو و یا همزمان با او شعر منثور سرودند، می‌توان سهراب سپهری، هوشنگ ابتهاج، اسماعیل شاهرودی، منوچهر آتشی و طاهره صفارزاده و...را نام برد.
این روزها شعر سپید میزان طبع آزمایی شاعران جوان و کسانی است که می‌خواهند خود را در جرگه شاعران ثبت کنند. در زیر نمونه‌ای از شعر سپید شاملو را می‌خوانیم:
نمی خواستم نام «چنگیز» را بدانم
نمی‌خواستم نام «نادر» را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ،
نام خفت دهندگان را نمی‌خواستم و
خفت چشندگان را.
می‌خواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را که می‌خواستم
ندانستم
(احمد شاملو از دفتر «مدایح بی صله»)
4-4-2 شعر حجم:

–140

3-2-1-3- شروع فعالیت های گسترده باستان شناسان ایرانی76-753-2-1-3-1- فعالیت های باستان شناسی ایران همزمان با انقلاب763-2-1-3-2- فعالیت های باستان شناسی ایران بعد از انقلاب773-2-2- تاریخچه حضور زنان در باستان شناسی ایران783-2-3- زنان پیشگام در باستان شناسی ایران 793-2-3-1- بانو پروین برزین 793-2-3-2- بانو زهرا نبیل 803-2-3-3- بانو نوشین دخت نفیسی 813-2-3-4- بانو ملکه ملکزاده بیانی 823-2-3-5- بانو سیمین دانشور 843-2-3-6- بانو سیمین لک پور 853-2-3-7- بانو آرمان شیشه گر 873-2-3-8- بانو زهره روح فر 903-2-3-9- بانو حمیده چوبک 913-2-3-10- بانو هایده لاله 92فصل 4-عوامل تأثیر گذار در انتخاب/ عدم انتخاب رشته باستان- شناسی توسط زنان در ایران 941-4- مقدمه 944-2- عوامل مؤ ثر در انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان95
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-3- عوامل بازدارنده انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان 95 4-4- محیط فعالیت های باستان شناسی و زنان 964-5- حوزه های پژوهشی باستان شناسی و زنان 97 4-6- بررسی جواب سوالات به صورت نموداری98فصل 5- نگاهی به پژوهش هاوتفاسیر باستان شناسی ازمنظر جنسیت و زنان 1055-1- مقدمه 1055-2- فرآیند شکل گیری مطالعات زنان در باستان شناسی 1055-3- نظرات مربوط به تقسیم کار جنسیتی در جوامع گذشته108
5-4- جنسیت در بین گردآورندگان 1095-5- نقش زن در جوامع گردآورنده و شکارگر1125-6- جنسیت در بین جوامع کشاورز1045-7- جنسیت در محوطه باستانی حسنلو و جوامع پیچیده ساسانی 1175-7-1- زنان و سنجاق در ایران باستان 1185-7-1-1- حسنلو 1185-7-1-2- سنجاق به منزله نشانه مراحل مهم در زندگی زنان 1205-7-1-3- سنجاق به منزله ابزار دفاعی 1205-7-1-4- سنجاق به منزله نماد جامعه ای مسلح 1215-7-2- نقش زنان در امپراتوری ساسانی1225-8- بررسی تقسیم کار جنسیتی در بین اقوام زنده1245-8-1- بررسی جامعه واشوها1245-8-2- بررسی جامعه هادزاها1255-8-3- بررسی جوامع تیوی ها 125
5-8-4- بررسی جامعه اسکیموها 1265-9- سفالگری و زنان 130
نتیجه گیری 134
فهرست نمودار‌ها عنوان صفحه
TOC c "جدول" نمودار 4-6-1: درصد دانشجویان کارشناسی98
نمودار 4-6-2: درصد دانشجویان کارشناسی ارشد99
نمودار 4-6-3: تعداد زنان در هئیت های علمی.. ........... 100
نمودار 4-6-4: درصد مجوز فعالیت های زنان.................. 101
نمودار 4-6-5: درصد پست های مدیریتی زنان................. 102
نمودار 4-6-6: حوزه مناسب فعالیت های زنان ...............103
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
TOC c "شکل" TOC c "شکل" تصویر ‏2-1: ژان دیولافوا45
تصویر ‏2-2: استرون دیمن47
تصویر ‏2-3: دیمن،کاوش در شمال غرب روم 49
تصویر 2-4: مارگارت موری49
تصویر ‏2-5: موری،کار میدانی51
تصویر ‏2-6: گرترود بل52
تصویر ‏2-7: بل در عراق54
تصویر ‏2-8: هریت بوید هادز54
تصویر 2-9: ادیت هیوارد هال دوان54
تصویر ‏2-10: محوطه باستانی56
تصویر ‏2-11: هتی گلدمن56
تصویر ‏2-12: ترزا جئول56
تصویر ‏2-13: کشف بنای نمرود58
تصویر ‏2-14: گرترود ـ کاتون تامسون59
تصویر2-15 : دوروتی گارود60
تصویر ‏2-16: گارود در محوطه باستانی زارزی60
تصویر ‏2-17: گارود به همراه دانشجویانش62
تصویر ‏2-18: وینفرد لمب62
تصویر ‏2-19: کتلین کنیون63
تصویر 2-20: کنیون ـ ویلر64
تصویر ‏2-21: روش کاوش کنیون ـ ویلر64
تصویر‏222: ماری لیکی65
تصویر‏223: هلن کنتور66
تصویر ‏3-1: بانو نوشین دخت نفیسی81
تصویر ‏3-2: بانو ملکه ملکزاده بیانی82
تصویر3-3: بانو سیمین دانشور84
تصویر ‏3-4: بانو آرمان شیشه گر86
تصویر3-5: کاوش در جوبجی88
تصویر ‏3-6: بانو زهره روح فر89
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک90
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک در محوطه باستانی91
تصویر 3-10: بانو هایده لاله92
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل ‏5-1: جمع آوری دانه111
شکل ‏5-2: زن گردآورنده112
شکل ‏5-3: شکستن دانه های خوراکی114
شکل 5-4: زن در جوامع کشاورز117
شکل ‏5-5: شکار128
شکل ‏5-6: زن و سفالگری133

فصل 1- کلیات
1-1- مقدمه
با توجه به اینکه زنان در تمام دوره های زندگی انسان نقش مهمی داشته اند و دوشادوش مردان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی شرکت داشته اند چه در زمان های دور که در شکار، گردآوری، کشاورزی، ایجاد صنایع و... نقش داشته اند و چه در زمان های نزدیکتر که کم کم پا به عرصه اجتماع گذاشتند و در تمامی زمینه ها فعالیت خود را شروع کرده اند، پرداختن به نقش زنان در حیطه باستان شناسی و بررسی مشکلات و امکانات آنها کاری ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش سعی شده تا به بررسی نقش زن از زمان تحولات قرن 18 میلادی به بعد و تغییراتی که در جایگاه زنان در عرصه های اجتماعی رخ داد و به دنبال آن ورود زنان به مجامع آکادمیک، دانشگاهی و دنبال کردن این فرایند تا عصر حاضر در جهان به طور کلی و در ایران پرداخته شود. به خصوص در چند سده اخیر که رشد آنها چشمگیر تر شده با تمرکز بر جایگاه زن در باستان شناسی، بعد از بررسی سیر کلی ان در جهان مشخصاً بر جایگاه زنان در باستان شناسی ایران پرداخته می شود.
1-2- سوالات:
علل کم بودن تعداد زنان باستان شناس در سطوح مدیریتی و سرپرستی کاوش ها چیست؟
فرآیند حضور زنان در باستان شناسی از زمان تأسیس این رشته چه سیری داشته است؟
در تحلیل و تفسیر داده های باستان شناختی و نتایج کاوش ها تا چه حد به گروه هایی مانند زنان و کودکان پرداخته می شود؟
1-3- فرضیه ها:
جدی گرفته نشدن توانایی های زنان در کارهای مدیریتی (با توجه به پیش زمینه اجتماعی موجود) که این امر می تواند باعث اتلاف انرژی و هدر رفت دانش تخصصی زنان دانش آموخته در این حوزه و موجب هدر رفت انرزی و بودجه دولتی که صرف آموزش آنان گردیده است.
حضور کمی زنان نسبت به قبل در زمینه های دانشگاهی بیشتر شده ولی جایگاه آنان (از نظر کیفی) تفاوت فاحشی را نشان نمی دهد.
چون اکثر این پژوهش های باستان شناسی توسط باستان شناسان مرد انجام می شود توجه لازم به نقش زنان و کودکان نشده است.
1-4-اهداف:
بررسی کم و کیف تفاسیر ارائه شده از زنان در جوامع گذشته.
بررسی سیر تغییرجایگاه اجتماعی زنان در سده های اخیر و زمینه های آن.
بررسی جایگاه زنان پژوهشگر باستان شناس در عرصه های اداری و آکادمیک.
2- نقش زنان در تحولات اجتماعی قرون 18-21
جنبش های اجتماعی تلاشی جمعی برای دگرگون ساختن ساختار اجتماعی تلقی می شوند که حداقل گهگاه از روشهای فرانهادین استفاده می کنند. با وجودی که در وهله نخست به نظر می رسد دغدغه اصلی جنبش های اجتماعی ایجاد تغییر در مناسبات اجتماعی و توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی است، این باور بتدریج نزد بسیاری از رهبران جنبش های اجتماعی پذیرفته شده که تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باید همراه با دگرگونیهایی در عرصه های فرهنگی نیز باشد(منیکف، 1937-779). تاریخچه ی جنبش زنان اندیشه ای نوبنیاد است و زمان، عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. جنبش زنان، آموزه یا حرکتی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر با مردان می باشد و در پی آن است که جهان اجتماعی را از دیدگاه زن ببیند.
2-1- تعریف فمینیسم
واژهٔ فمینیسم برای نخستین بار توسط شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار رفت. ابتدا برای بیان کیفیات زنانه به کار می رفت، اما به تدریج، معنای لغوی خود را از دست داد و به عنوان اصطلاحی عام برای توصیف آنچه در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 در اروپا و آمریکا تحت عنوان جنبش زنان معروف بود، اطلاق شد(جگر،1378-20). این اصطلاح، به مجموعه متنوعی از گروه ها گفته می شود که هر یک به نحوی در پیشبرد موقعیت زنان تلاش می کنند. امروزه این جنبش همه فعالیت ها و اقداماتی را که با هدف پایان دادن به تابعیت زنان و احیای حقوق آنها تلاش می کنند، دربر می گیرد. برخی فوریه را پرشورترین طرافدار آزادی زنان می دانند .وی در کمون های تعاونی که در سده نوزدهم ایجاد کرد،عملاً برابری کامل میان زنان و مردان را برقرار ساخت.
2-1-1- ماهیت نهضت فمینیستی
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریّه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. در مجموع، فمینیسم ایدئولوژی آزادی زنان است(هام، 1382-63). به هرحال نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که فمینیسم به معنای برابری (حقوق) زن و مرد ـ و نه برابری زن و مردـ است که همان‌طور که مشخص است هر کدام تفاوت‌ها و برتری‌هایی نسبت به یکدیگر دارند. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ ترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌برد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است.
2-1-2- تاریخچه تکوین جنبش های فمینیستی
فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد، زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند(ریتزر،1383- 464). در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است. به این ترتیب، مفاهیم اساسی گفتار مدنی که در آموزه ها و ایدئولوژی های این عصر نمود پیدا می کرد، فضا را برای توجیه سنتی فرودستی زنان بیش از بیش تنگ می کرد و در مقابل ایجاد تغییر بنیادی در شرایط زنان را موجه تر از هر زمانی در گذشته می ساخت و این در زمانی بود که شرایط ساختاری اقتصادی و سیاسی زمینه لازم را برای ایجاد یک هویت زنانه آماده می ساخت.
2-1-3- ورود زنان به نیروی کار و سطوح آموزشی
انقلاب صنعتی، گسترش روابط سرمایه داری به تدریج تغییراتی عظیم در حیات اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده و به تبع آن در وضعیت زنان ایجاد کرد. گسترش بخش صنعت و افزایش سریع تعداد کارخانه ها از اوایل قرن نوزدهم به معنای کاهش تدریجی اهمیت کشاورزی ، صنایع خانگی ،انتقال تولید از خانه به کارخانه و ورود بخش وسیعی از جمعیت به بازار کار عمومی بود. این روند علاوه بر تاثیری که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی مردان داشت تاثیرات مهمی بر زندگی زنان بر جای گذاشت که همین امر موجب تفکیک کار دست مزدی در عرصه عمومی و کار غیر دست مزدی در عرصه خصوصی گردید(آلیس،1380-15).در شرایط جنگی نیاز به نیروی کار زنان افزایش می یافت و لازم بود در بسیاری از صنایع نیروی کار زنان جایگزین مردانی شود که به جبهه اعزام می شدند. زندگی پیچیده شهر، نیاز به نیروی کار ماهر، رشد تخصص ها و نیاز به آن ها برای اداره امور اقتصادی و اجتماعی بر حق تحصیل تاثیر گذاشته و بدین ترتیب آموزش برای پسران و دختران را در دستور کار اجتماعی قرار داد. وقتی زنان وارد سطوح آموزش عالی شدند، دیگر نمی خواستند فقط در حوزه های محدود تحصیل کنند. آن ها می کوشیدند امکانات آموزش عالی را به خود بسط دهند. از سوی دیگر، حضور زنان در نیروی کار به معنای تغییری بنیادی در سبک زندگی و موقعیت فردی و اجتماعی آن ها بود و تا حدی باعث استقلال آن ها شد. دولت لیبرال نیز تأثیری چشمگیر و تعیین کننده از نظر شکل دادن به جنبش و موفقیت آن ها داشت. تعهد به آزادی بیان و آزادی اجتماعی از سوی، باز بودن کانال های تاثیر گذاری بر حکومت از سوی دیگر زمینه مناسبی برای طرح اندیشه های آنان فراهم ساخت.
2-1-4- ارزیابی فمینیسم
شاید بتوان گفت که در طول قرن بیستم فمینیسم یکی از جنجال برانگیزترین جنبش های اجتماعی و فکری در سطح جهان بوده است. بسیاری از دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در وضعیت زنان در جوامع مختلف را در وهله اول می توان ناشی از این جنبش دانست. انقلاب های آمریکا و فرانسه نیز می توانستند رهگشای دعاوی زنان برای برابری باشند. نحوه سازماندهی فمینیسم در اروپا و آمریکا تفاوتهای خاصی داشت؛ زیرا سازماندهی فمینیسم در اروپا با ایجاد باشگاههای زنان طی انقلاب فرانسه و در آمریکا با فعالیت زنان در جنبش الغای بردگی و برده داری و مبارزه برای منع استفاده از مشروبات الکلی صورت گرفته که اولی به انتشار اعلامیه حقوق زنان از سوی المپ دوگور و دومی به انتشار «اعلامیه تصمیمات و احساسات» در گردهمایی «سنکافالز» در ژوئیه 1848 انجامید (ویلفورد، 1378، 37). در همین سال بود که اولین منشور دفاع از حقوق زنان در کشور امریکا اعلام شد. خود زنان نیز بتدریج بر برابری انسانی و در نتیجه لزوم برابری حقوقی خود با مردان تاکید کردند.
2-1-5- امواج سه گانه فمینیسم
پس از انقلاب فرانسه جنبش زنان دارای سه موج مهم بوده است. امواجی که با اعتدال و حالت میانه، آغاز و پس از رسیدن به اوج افراط امروزه با رویکرد تعدیلی با اهداف خودش ادامه می دهد.
2-1-5-1- موج اول
موج نخست جنبش زنان (1848-1920) در شرایطی شکل گرفت که در اروپا و امریکا جنبش های اجتماعی دیگری نیز فعال بودند. در آمریکا، جنبش الغای برده داری نقش مهم و تعیین کننده ای در موج نخست جنبش زنان داشت(مشیرزاده،1382-51). جنبش الغا یکی از تجلیات برابری خواهی مدرن بود. طرفداران آن به دنبال تحقق ایده های مدرن برابری و آزادی بودند و معنایی که از انسان می دادند چنان وسیع بود که سیاهان را نیز شامل شود. زنان از نخستین گروهایی بودند که جذب آرمان های جنبش الغای بردگی شدند. حضور آن ها در این جنبش از عوامل موثر در شکل گیری جنبش زنان است. در شرایطی که زنان در فعالیت خود برای توسعه جنبش الغای بردگی با موانع اخلاقی مواجه شده بیشتر متوجه موقعیت فرودست خود شدند. بعد از کنفرانس ضد برده داری در لندن که در آن زنان نتوانستند اجازه حضور در صحن جلسات را بیابند، بود که آن ها به فکر سازماندهی مستقل از جنبش الغا برای پیشبرد منافع خاص زنان افتادند و مصمم شدند که علاوه بر آزادی بردگان به فکر آزادی خود نیز باشند. اما در ژوییه 1848 بود که اطلاعیه تشکیل گردهمایی زنان در سنکافالز منتشر شد و این گردهمایی شروع سازماندهی مستقل زنان بر اساس منافع خاص خودشان بود. به هر تقدیر، در گردهمایی سنکا فالز اعلامیه ای با تاکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان و لزوم برخورداری آن ها از حقوق برابر با مردان در عرصه های مالی و اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی مورد تصویب صد نفر از شرکت کنندگان قرار گرفت، که ازجمله امضا کنند گان آن برخی رهبران جنبش الغا بودند. بعد از سنکافالز هم گردهمایی های متعددی در جهت تاکید بر حقوق زنان تشکیل شد.از مهم ترین زنان فعال در طرفداری از جنبش منع مشروبات الکلی در سده 19 آنتونی بود که به یکی از فعال ترین زنان در جنبش حقوق زنان تبدیل شد. در دهه های 1880 ،1870 زنان، فعالیت شان را برای انتشار انگاره های خود و نیز فشار آوردن بر مجامع قانون گذار برای پذیرش حق رای و گاه سایر حقوق ادامه می دادند. اما جنبش در این زمان هنوز کوچک و متفرق بود، هر چند که فعالیت های آن به نسبت گسترده بود. تا اواخر دهه 1870 بیشتر فعالیت ها بعد حقوقی، سیاسی و نمایشی داشت اما بتدریج معطوف به ابعاد سیاسی شد. بی تردید مهم ترین و نظام یافته ترین تلاش زنان برای نقد وضع موجود و طرح حقوق در مورد درخواستشان را باید در کتاب دفاع از حقوق زنان اثر مری ولستون کرافت دانست که نخستین بیانیه بزرگ فمینیستی تلقی می شود و معمولا در تاریخ فمینیسم آن را نقطه آغاز این اندیشه می دانند. در سده نوزدهم نیز اندیشه بهبود وضعیت زنان کماکان مطرح بود. پس از کرافت مهم ترین سخنگوی اندیشه لیبرال رادیکال سده نوزدهم که در دفاع از حقوق زنان سخن گفت، جان استوارت میل است. او تفاوت بین زنان و مردان را ناشی از تفاوت های جامعه پذیری یا فرهنگ پذیری می داند(میل،1379-8-10-23). میل تحت تاثیر همسر خود تیلور کتاب "انقیاد زنان" را نوشت که تاثیر مهم بعدی را بر این موج گذاشت. وی کلا زنانگی را دارای ماهیت اجتماعی می داند و نه طبیعی و از همین جا به برابری و مشابهت حقوق زن و مرد می رسد. می توان گفت اساساٌ اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک، زمینه اصلی بروز این موج به شمار می رود، دیدگاهی که برخاسته از اندیشه جان لاک بود. گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه اعطای حق رای به زنان، خواسته و هدف اصلی این موج بود. البته علاوه بردرک و هدف اصلی اهداف فرعی نیز وجود داشت، از جمله این اهداف می توان به دست یابی زنان به کار آموزشی، آموزش و کار، بهبود موقعیت زنان متاهل در قوانین، حق برابر با مردان برای طلاق و متارکه قانونی و مسائل پیرامون ویژگیهای جنبش اشاره کرد. زنان در دهه ی ۱۹۲۰ به هدف اصلی خود یعنی حق رای دست یافتند.
2-1-5-1-1- دوره تعلیق نهضت فمینیسم
با دست یابی به اهداف فوق، دوران وقفه فعالیت طرفداران حقوق زن آغاز شده (مشیرزاده،49،1383)و به جز فعالیت برای صلح خواهی، فعالیت دیگری نداشتند. البته رسیدن به حق رای، تنها دلیل توقف فعالیت ها نبود بلکه اساسا شرایط حاکم بر آن دوران ایجاب می نمود که طرفداران حقوق زن فعالیت جدی نداشته باشند. پیدایش جنبش های اقتداگرا از جمله فاشیسم و نازیسم و مهم تر از آن وقوع دو جنگ خانمان سوز جهانی اول و دوم، مهمترین عواملی بودند که طرفداران حقوق زن را در آن دوران مهار کرد و آنان را از فعالیت جدی بازداشت(ریو سارسه،1384-135). در دهه های جنگ جهانی اول، جنبش زنان تجربه تشکیلاتی کم و بیش وسیعی داشت. از یک سو سازمان های خاص برای پیشبرد هدف اصلی یعنی نیل به حق رای تشکیل دادند و از سوی زنان طرافدار جنبش در ایجاد تشکیلات خاص فعال بودند. جنبش های اصلاحی نظیر ترقی خواهی و منع مشروبات الکلی زنان را وارد عرصه فعالیتی کرد که مستلزم برقراری ارتباط با بخش های وسیعی از جامعه بود(همان:43-47). بسیاری از زنان طرفدار جنبش زنان در این فعالیت های اصلاحی حضور داشتند و در نتیجه توانستند میان جنبش ها از طبقات مختلف ارتباط برقرار سازند. به این ترتیب، در موج اول جنبش زنان فعالیت سازمان یافته همراه با ایجاد شبکه های ارتباطی در درون جنبش و با سایر جنبش ها یکی از ویژگی های بارز جنبش شد که در پیروزی آن در کسب حق رای تاثیر تعیین کننده داشت. تا اوایل قرن بیستم جنبش زنان تنها از طریق روش های آهسته و توام با درخواست حق رای به شکلی محتاطانه بود. با افول نسبی در رهبری جنبش زنان و نامساعد شدن جو عمومی، عمل گرایان جنبش هر چه بیشتر به سمت آموزش عمومی پیش رفتند. از سال 1909 فعالیت های تبلیغاتی گسترده شروع شد.سخنرانی ها برای جلب توجه عموم و برانگیختن حس کنجکاوی مردم در اماکن باز صورت می گرفت. سال های 1920 تا اواخر دهه 1950 را افول و رکود فمینیسم می داند.طی دهه 1920 یعنی بلافاصله پس از کسب حق رای برای زنان، از یک سو به نظر بسیاری جنبش به هدف خود رسیده بود و به نظر برخی که معتقد به تداوم تغییرات در موقعیت زنان بودند، می توانستند به سایر خواست های خود برسند؛ و این که سایر خواست ها چیست و از چه راهی تامین می شود در درون جنبش اختلاف نظر فراوانی وجود داشت. این وضعیت تا دهه 1960 کم و بیش تداوم داشت. اما افول جنبش به معنای عدم فعالیت زنان نبود. آن ها در گروه های مختلف با اهداف متفاوت به فعالیت خود ادامه می دادند. در این دوره بر خلاف دوران مبارزات حق رای که خواسته زنان بسیار محدود و مشخص تعریف می شد، زنان خواستار تغییراتی در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی بودند. این واقعیت که چهار دهه پس از کسب حق رای زنان نتوانستند در جهت تحقق آرمان های فمینیستی با تداوم بخشیدن به جنبش موفقیت چشمگیری بدست آورند و به رغم امکان دستیابی صوری و رسمی به جامعه سیاسی، حتی نتوانستند از چارچوب سیاست نهادینه به نحو بهینه استفاده کنند، در نتیجه ابهام گفتاری جنبش حق رای و در نتیجه بروز اختلاف نظر در میان زنان و نامساعد بودن فضای سیاسی و اجتماعی بود. در مجموع می توان گفت که نیل به حق رای نتوانست تاثیری عملی بر زندگی زنان آمریکایی بگذارد زیرا زنان نتوانستند از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود بر مبنای یک دستور کار مشترک استفاده کنند و گروهی نیز که به دنبال حقوق برابر بود نه توانست افکار عمومی را نسبت به خود متقاعد کند و نه در اعمال فشار بر دستگاه های حکومتی به توفیقی رسید. در عین حال در طول چند دهه ای که فمینیسم و جنبش زنان در حالت تعلیق بود، تحولاتی در موفقیت عینی و ذهنی زنان جامعه امریکا به وجود آمد که به ظهور موج دوم فمینیسم منجر شد.
2-1-5-2- موج دوم
موج دوم جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ آغاز می شود. سیمون دوبووار با نوشتن کتاب "جنبش دوم" بین زن و زنانگی فرق گذاشت(دوبووار،1379-16) و بتی فریدن با نگارش کتاب "زن فریب خورده" (۱۹۳۶) تاثیر اصلی و مهم را در بر انگیختن این موج داشتند. از دیگر متفکران مهم در این موج می توان به ملیت با نوشتن کتاب "سیاست جنسی" (۱۹۷۰)اشاره کرد. موج دوم فمینیسم در واپسین سال های حاکمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرمایه داری سازمان یافته شکل گرفت. سرمایه داری سازمان یافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن سازمان دهی جدیدی از کار و گسترش بخش خدمات و دگرگونی در نقش و کارکرد دولت همراه بود. دگرگونی های ناشی از این تحولات با تغییراتی در اشتغال و نیازهای بازار و نیازهای آموزشی همراه بود، که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در قشرهای متفاوت اجتماعی تاثیراتی بر جا گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ساز ظهور موج جدیدی از جنبش زنان شد. موج اول تا حدی توانست وضعیت زنان را در رابطه با برخی از مسائل بهبود بخشد. گسترش آموزش و پرورش آنان، شایستگی زنان جهت ورود به مشاغل متعدد، قانونی شدن سقط جنین، پرداخت دستمزد برابر به زنان، برخورداری از حقوق مدنی برابر و گسترش امکانات کنترل موالید از جمله نتایج مهم تلاش ها در موج اول بوده است. بهبود در این مسائل باعث شد که برخی از طرفداران حقوق زن به دنبال قدم برداشتن درگام های بعدی باشند. هدف اصلی و مهم در موج دوم نجات زن بود. اینان معتقد بودند دست یابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مساله زنان را حل نکرده است بنابراین صرف رهایی زنان از نابرابری ها کافی نبوده بلکه باید زنان را از دست مردان نجات داد. اما نجات زنان هم تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان پذیر نیست بلکه نیاز به یک فرایند ریشه ای و انقلابی است چرا که اساسا از نظر اینان نظریه های موجود عمیقا جنس گرا و غیر قابل اصلاح هستند. نقد دانش مردانه، نقد ساختارهای ایدئولوژیک ریشه دار مانند "مردم سالارِ" و "قرار داد اجتماعی"، رد کلیت ازدواج، تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادی از جمله دیدگاه های مهم در این موج به شمار می رود. طرفداران حقوق زن در این دوران آن قدر به سمت افراط رفتند که حتی بر ظاهری مردانه در پوشش، آرایش و ... نیز تاکید داشتند. موهای کوتاه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت، و چهره بدون آرایش تیپ ظاهری یک زن در دهه ۱۹۷۰ بود.


2-1-5-2-1- تأثیر جنگ جهانی دوم بر موج دوم
جنگ جهانی دوم زمینه مناسبی برای حضور زنان در نیروی کار ایجاد کرد. افزایش کلی نیروی کار همراه با افزایش نسبی حضور آنان در مشاغل صنعتی نیز بود. این حضور ناشی از نیازهای موقت بازار کار، خود به خود بسیاری از عقاید درباره عدم آمادگی روحی و جسمی زنان را برای کارهای سنگین درهم شکست و پس از جنگ نیز دیگر مقابله با آن آسان نبود. پس از جنگ، هراس از اینکه اشتغال زنان باعث بیکاری مردان و نیز با توجه به کاهش تقاضا برای تسلیحات، اقتصاد وارد یک دوره رکود شود، این اندیشه که زنان باید به خانه بازگردند تقویت شد. سیل اخراج زنان از شرکت ها شروع شده (فریدمن،1383-17-16)و با آغاز جنگ کره و رشد مجدد اقتصاد باز هم زمینه مناسب برای جذب زنان در نیروی کار فراهم شد. دهه های بعد از جنگ دوم جهانی شاهد رشد حضور زنان در آموزش عالی نیز بود. در شرایط رشد اقتصادی و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم، خانواده های بیشتری امکان آن را داشتند که از تسهیلات آموزشی استفاده کنند در نتیجه، نسبت زنان دارای تحصیلات عالی افزایش یافت. در کل مطالعت نشان می دهد که به رغم افزایش نسبی و مطلق حضور زنان در نیروی کار طی دهه های 1940 تا 1970 منزلت زنان در مقایسه با مردان تغییر چندانی نکرد و در نتیجه، منزلت زنان نسبت به مردان هم از لحاظ میزان درآمد و هم تسهیلات و امکانات پایین تر باقی ماند و این حس نابرابری میان زنان و مردان را تشدید می کرد.
2-1-5-2-2- دولت مداخله گر
دولت رفاهی یا مداخله گر که در دهه 1930 شکل گرفته بود، به تدریج دامنه مداخلات خود را در حیات اقتصادی و سیاسی افزایش داد. این دولت به صورت های مختلف بر موقعیت زنان تأثیر گذاشت و باید توجه داشت که تأثیر سیاست های به ظاهر جنسیت زدایی شده دولت بر زنان و مردان به یک شکل نبوده و زنان را به سمت مشاغل کم درآمد و سطح پایین سوق می داد. بدین ترتیب دولت در فراهم ساختن ابزار کنش جمعی برای آنان و مقابله با این وضعیت متعارض نقش داشت.
در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی، زنان، بخش اعظم کارکنان دفتری و منشی ها را تشکیل می دادند. در نیمه دهه1970، 45 درصد کل کارکنان بخش دولتی را زنان تشکیل می دادند. تبعیضاتی زنان را به کارهای کم درآمد سوق می داد و زنان در رده های پایین مشاغل دولتی متمرکز بودند. در سال 1963 با تصویب قانون دستمزد برابر کنگره، تبعیض در پرداخت دستمزد بر اساس جنسیت ممنوع اعلام شد. در سال 1964 در قانون برابری در حقوق مدنی به بند مربوط به حذف تبعیض بر مبنای نژاد، رنگ، مذهب واژه جنس هم اضافه شد. این وسیله ای برای حمله به تبعیض جنسی در نهادهای آموزش عالی و سایر نهادها شد. در کل می توان گفت که ظهور جنبش زنان در اواخر دهه 1960 با تاکید بر مبارزه زنان برای آزادی خود در یک جنبش مستقل، جدا از موج اول فمینیسم نبود. بسیاری از انگاره های آن ریشه در گذشته داشتند. آن ها نیز می خواستند زنان را از آنچه آنان موقعیت فرودست اجتماعی و سیاسی تلقی می کردند، رها کنند و به جامعه ای شکل دهند که در آن جنسیت مانعی در راه نیل به انسانیت مشترک ایجاد نکند. به این ترتیب، فمینسیم موج دوم پس از یک دوره چند ساله از اوج فعالیت در سطح جنبش وارد نوعی دوره تعلیق نسبی همراه با تداوم جنبش در عین کاهش چشمگیر در فعالیت های جمعی بارز غیر نهادینه آن شد. فمینیسم لیبرال از دهه 1960 تا نیمه دهه 1970 توانست قوانینی را که تبعیض علیه زنان را غیر قانونی اعلام می کرد، به تصویب رساند و برای اجرای آنها فشار وارد آورد. از جمله این اقدامات قانونی می توان به منع تبعیض جنسی در مشاغل، تایید اصلاحیه حقوق برابر در سطح کنگره، منع قوانین سقط جنین، تغییر قوانین طلاق و... اشاره کرد(ریترز،477،1384). در نتیجه اجرای نسبی این قوانین، وضعیت زنان تا حدی دگرگون شد، اما به برابری با مردان نرسیدند.
2-1-5-3- شکل گیری موج سوم
می توان گفت مجموعه تحولات دهه های هفتاد تا نود که به شکل گرفتن موج سوم منجر شد، در برخی از ابعاد، تفاوت های بنیادینی را با شرایط ظهور دو موج دیگر فمینیسم نشان می دهند.
2-1-5-3-1- موج سوم
موج سوم جنبش زنان از اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز می شود حرکت زنان در دهه ی ۱۹۶۰ الی ۱۹۷۰ در اوج خود به سر می برود در اواخر قرن بیستم با مشکلات زیادی مواجه شد و در نتیجه در سرازیری انحطاط افتاد. شکاف ها و دسته بندی های آشکاری در درون جنبش زنان به وجود آمد. دولت در دهه ۱۹۸۰ آشکارا با این نهضت ستیز کرده و خواستار اعاده از دست رفته "ارزش های خانوادگی" شد. حرکت زنان که به بسیاری از اهداف اصلی اش دست یافته بود، آن قدر به سمت افراط پیش رفتند که حتی نهضت مردان در حال شکل گیری بود. این مساله باعث شد که جنبش زنان در اوایل دهه ۱۹۹۰ یک فرایند اعتدال را تجربه کند. جناح مبارز و انقلابی آن کنار گذاشته شده و به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداخته اند(توحیدی،166،1381). اندیشه های برخی از پست مدرن ها همچون میشل فوکو و ژاک با نوشتن کتاب "مرد عمومی، زن خصوصی" (۱۹۸۱) تلاش نمود دیدگاه های افراطی و رادیکال در موج دوم را تعدیل نماید. برخلاف موج دوم، طرفداران در این موج به ظاهر زنانه و رفتار ظریف تاکید می ورزند. آنان معتقد به احیای مادری بوده و از خانواده فرزند محور و همچنین زندگی خصوصی دفاع می کنند. در جامعه پساصنعتی و در شرایط افول تدریجی دولت رفاهی، با وجودی که زنان در کل با گزینه ها و امکانات جدیدی روبرو شده اند، در برخی از تبعیض ها نسبت به آنها حداقل در بعضی زمینه ها تعدیلاتی ایجاد شده است و حداقل گروه هایی از آنها در برخی حوزه ها کم و بیش قدرت یافته اند، اما به شکلی فزاینده در می یابند که منافع و برداشت های یکپارچه ای ندارند و شکاف هایی که زنان را از هم جدا می کند می تواند قوی تر از شکاف هایی باشد که آنان را به هم می پیوندد. دگرگونی سیاست های دولت، تغییر در نظام اقتصادی، و حتی دگرگونی های فرهنگی برای تمام زنان یک معنا ندارد و می تواند برای عده ای مفید و برای دیگران مضر باشد. به نظر می رسد که ظهور تفاوت و شناسایی آن مهم ترین زمینه موج سوم فمینیسم را تشکیل می دهد و در این موج، فمینیسم باید هم این تفاوت ها را به رسمیت بشناسد و هم پاسخگوی تفاوت های آنها باشد(زیبایی نژاد،18،1382). بر اساس آنچه گفته شد، می توان دریافت که جنبش زنان در دهه های هشتاد و نود با دگرگونی های عمده ای مواجه شده است. این دگرگونی ها از یک سو، ریشه در تنوع و تفاوت های چشمگیر ایجاد شده در وضعیت عینی زنان دارد که می توان آن را ناشی ار تحولات اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی چند دهه اخیر دانست. از سوی دیگر، بسیاری از تفاوت هایی که بیش از این نیز در وضعیت زنان متعلق به گروه های اجتماعی، قومی و... وجود داشت، بیش از حد احساس می شود، زیرا تقاضاهای جنبش که با نادیده گرفتن این تفاوت ها بوده است، گروه های حاشیه ای را نسبت به این تفاوت ها آگاه تر کرده است. نتیجه این تفاوت ها در سطح سیاست جنبش به شکل ظهور جنبش های متعدد، متنوع و گهگاه متعارض بوده است. وجود این تعددگرایی همراه با کم شدن دامنه بسیج عمومی کل جنبش بوده است و به رشد جنبش های خاص، کوچک و محلی کمک کرده است. جنبش در برخی موارد نیز از جنبش اجتماعی خارج شده و به صورت مبارزات روزمره فردی دیده می شود(مشیرزاده،514،1382).
2-1-6- شاخه آکادمیک جنبش زنان
اما بی تردید، چشمگیرترین حوزه مبارزاتی جنبش در دهه های اخیر در حوزه گفتاری بوده است. فمینیست ها بخشی اعظم از مبارزات خود را به درون آکادمی برده اند و در این حوزه با نقد گفتارهای پدرسالارانه و شالوده شکنی آنها، قطعیت گفتارهای مزبور را نابود می کنند. در عین حال، با ارائه نظریه های بدیل می کوشند به یک گفتار متقابل شکل دهند. در بعد نظری نیز به یک گفتار سیال و پویا و شاید یک فرایند متحول تبدیل شده و به عنوان یک گفتار قوی و مطرح از حاشیه به مرکز مناظرات علمی آمده است. با توجه به اهمیت فعالیت آکادمیک است که فمینیسم در صحن دانشگاهها فعال شده است و برای مبارزه با پدرسالاری بر دانش و به رسمیت نشناختن دانش زنان به دوره های "مطالعات زنان" شکل داده است که می توان آن را بارزترین نمود نهادی این مبارزات تلقی کرد. فمینیست ها از اوایل دهه 1970 موفق شدند مطالعات زنان را به عنوان شاخه آکادمیک جنبش آزادی بخش زنان وارد برنامه درسی کشورهای امریکایی و اروپایی کنند(اوکلی،317،1981). حضور فعال هواداران جنبش های زنان در عرصه های علمی و آکادمیک به رشد فعالیت های نظری آن کمک کرده است.
2-1-7- مکتب های مهم فمینیسم
جنبش زنان در طول تاریخ به دلیل آمیختگی با جریانات فکری متنوع از جمله لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پستمدرنیسم و به دلیل اقبال افراد مختلف با تحصیلات متکثر از جمله جامعه شناسی، سیاست و روان شناسی و قلمرو جغرافیایی وسیع (اروپا، آمریکا و سپس سایر مناطق دنیا) و به دلایل دیگر که در جای خود قابل بررسی است، در طول زمانی که از پیدایش آن میگذرد، تحولات بسیاری را از سر گذرانده و به گرایشات و رویکردهای متفاوتی تقسیم شده است(ویلفورد،1375-357). برخی از گرایشات فمینیستی، عبارتند از: فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم تفاوت، فمینیسم رادیکال،فمینیسم روانکاوانه، فمینیسم مدرن، فمینیسم پست مدرن، فمینیسم خانواده گرا، فمینیسم فرهنگی، فمینیسم مسیحی و... (هام، 1382، 521). بدین ترتیب گرایشات غالب فمینیستی در دو نظریه کلی نا برابری و ستمگری تقسیم میشوند. فمینیست های لیبرال به بحث حقوق برابر برای زنان و برخورداری آنان از همه حقوق شهروندی مانند مردان می پردازند و ریشه ظلم وستم بر زنان را فقدان مدنی و فرصت های برابر آموزشی در جوامع می دانند.این مکتب بر آن است تا بدون تغییر بنیادین اجتماعی و سیاسی و با حفظ موجود، با اصلاحاتی چند، حقوق و موقعیت زنان را ارتقا بخشد. فمینیست های رادیکال نابرابری ها و تبعیض جنسی را حاصل نظام خانواده مردسالار می انگارد و بر خلاف جنبش لیبرال که بر وضع موجود تاکید می کند، معتقد است که وضعیت نابرابر اجتماعی باید از اساس متحول شود و ساختار و بنیان خانواده و نظام مردسالارانه برچیده شود(فریدمن،12،1381). فمینیسم مارکسیس برگرفته از آراء و نظریات مارکس درباره زن می باشد.این نظریات برای رفع استثمار و احیای حقوق برتر زنان در جوامع سرمایه داری پدید آمده است.سوسیال فمینیسم این جریان فکری پس از دهه هفتاد میلادی و در ادامه اصلاح اشتباهات فمینیسم رادیکال و متاثر از آن پدید آمده و در واقع ترکیبی از گرایشات مارکسیستی و رادیکالی است.طرفداران این قرارداد معتقدند که جنس، طبقه، نژاد و ملیت همگی ستمدیدگی زنان را موجب می شود و فقدان آزادی زنان حاصل اوضاع و شرایطی است که زنان در آن حوزه های عمومی زیر سلطه در می آیند و رهایی آنها تنها زمانی امکان پذیر است که تقسیم جنسی کار در همه حوزه ها از بین برود.
2-2- برخی دستاوردهای جنبش زنان
امروزه دیگر نمی توان به راحتی به مسائل زنان سرپوش گذاشت و به سادگی محک مدنی زنان را نادیده گرفت. در مقدمه ی منشور سازمان ملل بر اعلام ایمان ملل متحد به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت اساسی و به تساوی حقوق بین مرد و زن اشاره شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱ با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، در واقع تساوی زن و مرد را به رسمیت شناخته است. کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که به طور خاص مشکل انجام تبعیض بر اساس حیثیت است، دولتهای عضو را متعهد کرده که در زمینه های مدنی، سیاسی، اجتماعی، اشتغال، آموزش و خانواده و ... برمبنای تساوی حقوق زن و مرد گام بردارند (مهرپور، ۱۳۸۴-22). البته تمامی این رایحه های خوش برابری در عمل بسیار کمرنگ می شوند.

فصل3- تاریخچه مطالعات زنان در باستان شناسی جهان
3-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به پیشینه مطالعات جنسیت در علوم انسانی و در باستان شناسی که شامل مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی و باستان شناسی می باشد، پرداخته می شود. در بخش بعدی تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان و زنان پیشگام این رشته معرفی می گردند.
نیمه دوم قرن بیستم میلادی نقطه عطفی در علوم اجتماعی و انسانی بوده است. بعد از اتمام دو جنگ جهانی فرصتی فراهم آمد تا دانشمندان و پژوهشگران در عرصه های مختلف به بررسی و بازنگری ساختار دانش های مختلف بپردازند.به دنبال آن ساختارهای اجتماعی نیز دچار دگرگونی گردید.
یکی از این تحولات ورود چشمگیر زنان به بازار کار و مشاغل مردانه بود(پنیستون ـ بیرد38:2003).دانشگاه ها نیز از این تحولات به دور نمانده و زمینه آغاز مباحث نظری و علمی درباره جایگاه زنان در جوامع معاصر یا سیر تحول حیات زنان در طول تاریخ فراهم گردید. تاریخ مطالعات زنان در طول بیست و یک سال گذشته را می توان به عنوان یک تغییر و تبدیل در رشته های علوم انسانی و اجتماعی نامید.
3-2- مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی
در طول بیست سال گذشته، تفکر فمینیست عمیقاً هر رشته از علوم انسانی و اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار داده است و هم بر محتوا و روش تحقیق علوم اجتماعی تحطی کرده است. ظهور طرح های فمینیستی در باستان شناسی تقریبا همزمان با سایر رشته های وابسته دنبال شده بود. آنها زمانی ظاهر شدند که جمعی از زنان در جنبش های سیاسی وارد عرصه شده بودند. فمینیست، در وسیعترین تعریف، اشاره به طیف گسترده ای از جنبش های فرهنگی، سیاسی و دانشگاهی بوده که تغییر در روابط قدرت موجود بین زن و مرد می باشد (گیلخریشت،1999-2). خاستگاه فمینیسم را می توان در نگرانی آنچه که موج دوم نامیده می شود قرارداد، درحالیکه اهداف فعلی اش بیشتر با موج سوم مطابقت دارد (وای لای،1991). بعلاوه، مطالعات جنسیتی در این رشته با اهداف خاص آمریکایی یعنی تقسیم جنسیتی کار در برابر باستان شناسی جنسیت اروپایی بیشتر با جلوه های نمادین و فرهنگی جنسیت جدا شده است (سورنسن،2000). در حالیکه این توسعه به تاثیر بیشتر از موج دوم فمینیست در آمریکا، نسبت به دانشگاهای اروپایی نسبت داده شده است (گیلخریشت،1999). همه فمینیست ها بوسیله تعهد سیاسی برای تغییر روابط قدرت بین زن و مرد مشخص می شوند، اما تفکر فمینیستی در سه امواج جداگانه با مواضع سیاسی آن، یعنی جایگاه زنان در جامعه چایین تر از مردان می باشد، توسط فمینیست های آمریکایی تصور می شود (گیلخریشت 1999، واسواساران 1997).
3-2-1- مروری بر امواج سه گانه فمینیسم و تأثیر آن در باستان شناسی
موج اول به جنبش حق رأی بین سال های 1880 تا 1930 اشاره دارد که از طریق آن زنان آزادی عمومی و حقوق بیشتر در عرصه های سیاسی، آموزش و اشتغال بدست آوردند.
در اواخر دهه 1960 شاهد ظهور موج دوم فمینیسم هستیم که بیشتر در مورد مسائل شخصی از برابری در رابطه با تولید مثل، تحقیق در حوزه عمومی و خصوصی متمرکز شده است(ریچارد، 1928). توسعه موج دوم فمینیسم در جوامع غربی در دهه های 60 و 70 اطمینان می دهد که عمل و نظریه باستان شناسی تحت موشکافی بیشتر آورده شود. باستان شناسان فمینیست استدلال می کردند که باستان شناسی، از آنجا که فرضیات خود را در مورد نقش زنان و مردان، در جوامع گذشته ساخته بود، این فرضیات بر شواهد مادی مبتنی نبوده، بلکه دیدگاه باستان شناسان معاصر بوده است. بنابراین برای مقابل با این فرضیات، باستان شناسان فمینیست شواهد مادی جوامع گذشته که لزوماً توسط نقش های خاص جنسی برای مردان و زنان تعیین نمی شود، را شناسایی کرده اند. مورخان و باستان شناسان دیدگاه های را برای ویژگی های فرهنگ جنسیت فراهم آوردند، روشی که در آن روابط بین زن و مرد و تقسیم کار در بین فرهنگ ها متفاوت بوده است. جنبش فکری که از موج دوم رشد یافته به شناسایی علل سرکوب زنان و به ویژه نظریه پدرسالاری مربوط می شود(میسکل، 1995).
موج سوم فمینیسم که بیش از دهه گذشته پدید آمده است، بعنوان نظریه پردازان فمینیست عناصر نظریه پسامدرن را پذیرفته اند. مدارس خاص از تفکر فمینیستی پدید آمده که توضیحات جهانی خود را از نظریه پدرسالاری ترویج دهد (جانیو،1991ـ تونی 1998). بسیاری از نویسندگان کمبود زنان در باستان شناسی را به حکومت پدرسالاری نسبت می دهند، بدون در نظر گرفتن چیزی که در پدرسالاری باعث نادیده گرفته شدن زنان می شود. بیش از آنچه ما بعنوان پدرسالاری درک می کنیم، در واقع تبعیض جنسی می باشد که دارای سابقه طولانی در جهان غرب،در باستان شناسی است. تبعیض جنسی برای انتخاب نشدن زنان برای ورود به باستان شناسی حداقل تا دهه 50 مسئول بود. درحالیکه در دور نگهداشتن زنان از باستان شناسی موفق نبوده است.
3-2-2- گرایش های فمینیستی
از برجسته ترین فمینیست ها، فمینیست سوسیالیستی است که جنسیت را بعنوان تغییرات تاریخی و تولیدات اجتماعی درک کرده است. در مقابل، فمینیسم رادیکال یک تعریف فرا تاریخی از جنس پیشنهاد می کند که در آن مردسالاری از طریق نهاد خانواده بر زنان ستم می کند.
بعنوان بخشی از موج دوم، پژوهشگران فمینیست روشی که در آن نابرابری و تعصب مردانه در رشته خودشان نهفته است را مورد بررسی قرار دادند. موج سوم را گاهی فمینیست پسامدرن می نامند. در اینجا تاکید بر تفاوت است: تفاوت بین زنان و مردان، یا در میان زنان ومردان از قوم ها و طبقه اجتماعی متضاد. نگرانی های متضاد موج دوم و سوم فمینیست بعنوان یک الگوی تغییر در درون فمینیست شناسایی شده است که از هدف اصلی یعنی برابری به تفاوت نقل مکان کرده است. باستان شناسان تاریخی به تازگی شروع به کشف تاثیر موج اول فمینیست در رشته خودشان کرده اند.
3-3- مطالعات فمینیسم در باستان شناسی
علاوه بر این، ساختارهای اجتماعی انسان در دوران ماقبل تاریخ همیشه یک موضوع مورد علاقه پژوهشگران فمینیست بوده که در آن بدنبال درک ریشه های نابرابری بین دو جنس، ایفای نقش کرده اند. چالش های قابل توجهی نیز توسط باستان شناسان فمینیست اولیه مربوط به شکار و ساختن ابزارهای سنگی در میان موضوعات دیگر مطرح شده است. زنانی که فسیل های انسان های اولیه را بررسی می کردند مدل "مرد شکارچی" خلق بشر را با مدل "زن گردآورنده" رد کرده اند. تقسیم کار جنسیتی انسان را به دو شاخه زن و مرد منشعب کرد. مردان در شکار مسئول بودند و احتمالا از طریق این فعالیت ، ویژگی های مهم تطوری مانند افزایش حجم مغز را توسعه داده اند. در همین حال، زنان در خانه از کودکان مراقبت می کردند. درنتیجه زنان از فعالیت های خاص با توجه به کاهش تحرک ناشی از بارداری منع می شدند. این مدل توسط انسان شناسان فمینیست مورد نقد قرار گرفت. چنانچه اهمیت تطوری زنان بدرستی بررسی نشده است.
در حالی که بسیاری از پروژه های فمینیستی با هدف بهبود شرایط زندگی زنان انجام می شود، همه باستان شناسان که به بررسی این موضوع می پردازند، بعنوان فمینیست شناسایی نمی شوند(وای لای، 1997). با این حال، مطالعات باستان شناسی که بر کلیشه های امروزی مردان و زنان تکیه می کند باعث پیشرفت دانش جنسیت در گذشته نمی شود.
بنابراین باستان شناسان فمینیست به دنبال یک مطالعه صریح از جنسیت در جوامع گذشته هستند. آنها استدلال می کنند که باستان شناسی نامرئی از زنان بیشتر در نتیجه یک مفهوم نادرست از الگوهای جنسیتی است. نقد فمینیستی در باستان شناسی صرفاًاز شناسایی تعصب مردانه توسعه یافته و به بررسی فرآیندهای که توسط علوم، جنسیتی می شود، می پردازد. در اینجا موج دوم فمینیسم به زمینه های پسامدرن برای به چالش کشیدن ادعاهای در مورد دانش، ذهنیت و حقیقت ملحق شده است. مطالعات جنسیت در جوامع گذشته توسط امواج دوم و سوم تحت تاثیر قرار گرفته و به صراحت با فمینیسم متحد شده است. مطابق با کثرت و تفاوت موج سوم یک دیدگاه مرد محور در مقابل گرایش باستان شناسی زن محور، واکنش نشان می دهد.
تحقیقات فمینیستی اغلب متهم جایگزین کردن یک مجموعه از تعصبات برای "دیگری" شده بود. تحقیقات جنسیت در باستان شناسی به طور فزاینده ای دقیق و قابل اجرا به دیگر اهداف باستان شناسی نیزمی باشد. باستان شناسی فمینیستی دیدگاه فمینیستی در تفسیر جوامع گذشته بکار برده است. این دیدگاه اغلب بر جنسیت متمرکز شده است، ولی در عین حال جنسیت را در کنار عوامل دیگر مانند نژاد، طبقه و قومیت در نظر گرفته است.
3-4- پیشنه مطالعات جنسیت در باستان شناسی
3-4-1- فمینیسم و باستان شناسی جنسیت
در وجه مشترک با فمینیسم،" باستان شناسی جنسیت" توسط مجموعه های از روش ها نشان داده شده است. شباهت های زیادی می توان بین سیر تکامل مطالعات جنسیتی در باستان شناسی و پیشرفت فمینیست می توان پیش بینی کرد. ظهور باستان شناسی فمینیست و باستان شناسی جنسیت یکی از قابل توجه ترین تئوری های توسعه یافته در سال های اخیر می باشد.با وجود اینکه باستان شناسی جنسیت با مطالعات زنان و فمینیسم شروع شد اما در حال حاضر به شاخه های متنوعی تقسیم می شود. جنسیت دیگر موضوع جدیدی در باستان شناسی نیست اگرچه آن هنوز به طور گسترده ای در باستان شناسی پذیرفته نشده است. کلیدی برای درک جنسیت و روش دیگری از تقسیم افراد به گروه ها می باشد (گرو و کونکی 1996-415).
3-4-2- زمینه های شکل گیری مطالعات جنسیت در باستان شناسی
در اواخر دهه 60 زمانی که جنبش های اخیر زنان برای بدست آوردن اولین حرکت واقعی شروع شده بود، زنان دانشگاهی که مدت ها تحت تبعیت نهادینه شده، قرار داشتند، به طور ناگهانی از موقعیت فرودست خود نه تنها در سطوح اشتغال علمی بلکه همچنین در دستاوردهای فکری نیز آگاه شدند. از یک سو این آگاهی جدید فوراً بعنوان فعالیت های سیاسی مطرح شده و از سوی دیگر باعث پیدایش سوال مربوط به منشأ، طبیعت و بررسی تصور رتبه دوم شد. برای زنان دانشگاهی جواب به این سوالات مستلزم ضرورت های سیاسی بود و در پاسخ نیز خواستار توجیه برای برابری مطلق علمی شدند.
3-4-2-1- باستان شناسی نوین
نیمه دوم قرن بیستم برای باستان شناسی نیز زمان بازنگری بود. با ظهور باستان شناسی نوین در دهه 60، اندیشه ها و چارچوب سنتی پژوهش های باستان شناختی مورد تردید قرار گرفته واز این رهگذر چالش های فراوانی در اندیشه های باستان شناختی پیش روی نهاد. بینفورد با انتشار مقالاتی درباره لزوم بازنگری در نگرش های سنتی باستان شناسی، موج نوینی را در باستان شناسی آغاز کرد که به باستان شناسی نوین مشهور گشت(بینفورد،1962).باستان شناسی نوین که بعدها تحت عنوان باستان شناسی فرآیندی مشهور شد به طرح پرسش های جدید پیرامون زندگی بشر در جوامع گذشته پرداخت.
اگرچه باستان شناسی نو به بررسی ساختارهای اجتماعی جوامع می پردازد. اما دیگاه سیستماتیک و ارائه قوانین عمومی با قابلیت تعمیم پذیری جهانی باعث شده باستان شناسی فرآیندی از پرداختن به موضوعات جزئی غافل شود لذا توجه به پدیده های اجتماعی مانند جنسیت و نقش آن در تحول جامعه در این نظریه دشوار می نمود.
3-4-2-2- باستان شناسی دهه 80
دهه 80 شاهد بازنگری و بازاندیشی های دیگری در رویکردهای نظری باستان شناسی بود. در دهه هشتاد و همراه با اوج گیری جنبش زنان، باستان شناسی نیز به مطالعات زنان روی آورد. اواسط و اواخر قرن 19،زنان با صدای بلندتر و شمار بیشتر برای حقوق زنان برانگیخته شدند. انگیزه برای تحصیلات در زنان، سوالات زیادی در مورد گرایش های جنسیتی و حتی جنس برای آنها به ارمغان آورد. متفکران کلاسیک تفاوت های را بین جنس و جنسیت نسبت داده اند. تفاوت های جنسی جنبه زیست شناختی دارد ولی تفاوت های جنسیتی جنبه فرهنگی دارد. به عبارت دیگر این فرهنگ است که نقش های را برای افراد رقم می زند.
در این زمان زنان نسبت به جایگاه اجتماعی فروتر خود واقف و خواهان برابری در فرصت های برابر شدند. اولین متون باستان شناسی جنسیت در اعتراض به تفاسیر باستان شناختی به ویژه ارایه تصاویر کم رنگ یا حذف زنان، غلبه تمایلات مردانه در جوامع گذشته متمرکز بود پدیدار گشت. پژوهشگران ریشه این سیر تاریخی را در تفاوت های جسمی میان زن و مرد می دانستند، بدین معنی که ویژگی های زیستی زنان مانند تولید مثل یا مراقبت از کودکان، در طول تاریخ برای همه ی زنان موقعیتی فرودست را بدنبال داشته است. تقسیم کار اجتماعی در جوامع گذشته از مهم ترین دغدغه های پژوهشگران جنسیت به ویژه در آغاز این مطالعات بود. مردان نیروی غالب در خارج از خانه در حالیکه، زنان به حاشیه رانده شده بودند که پیامد ضعف های زیست شناختی آن ها محسوب می گردید. تفوق مردان و رویکردهای مردسالارانه در تحقیقات باستان شناسی مانند اختصاص بخش عمده بودجه های پژوهش به مطالعات در مورد مردان انتقاداتی را بر باستان شناسی وارد نمود. این انتقادات غالبا از سوی باستان شناسان زن که اکثریت باستان شناسان جنسیت را تشکیل می دادند مطرح می شد. این نقدها در چندین جلد توسط مارگارت کونکی، گرو و ژانت اسپکتر منتشر شدند و اولین متون تخصصی باستان شناسی جنسیت را بنیان نهادند.
تحولات نظری دهه 80 بیش از آنکه بصورت یک مکتب با چارچوب نظری مطرح شود شامل مجموعه ای از نقدها و بازاندیشی ها نسبت به خط مشی باستان شناسی فرآیندی بود به همین دلیل نیز از تحولات نظری دهه 80 غالبا تحت عنوان باستان شناسی فرافرآیندی یاد می شود. باستان شناسی فرافرآیندی دیدگاه اجتماعی برای درک گذشته اتخاذ کرده و شامل موضوعاتی مثل دین، نژاد، قومیت و جنسیت می شود.موارد ذکر شده مولفه های اجتماعی هستند که باستان شناسی جنسیت یکی از موضوعات نظری است که در این رویکرد به شکوفایی رسید و در گسترش چارچوب نظری آن بسیار موثر واقع شد. مطالعات زنان به معنی بررسی نقش و جایگاه زنان در جوامع گذشته به عنوان شاخه ای از باستان شناسی جنسیت در این زمان در دستور کار باستان شناسان قرار گرفت.
3-4-3- اهداف فعالیت های دهه های 60-80 میلادی

nan5

4046855268605امکانات زیر بنایی و خدمات عمومی و
زیرساختهای پیشرفته
00امکانات زیر بنایی و خدمات عمومی و
زیرساختهای پیشرفته

117792525971500342392013970000
154749562865جذب سرمایه گذاری داخلی
00جذب سرمایه گذاری داخلی

-454025343535معرفی مزایای سرمایه گذاری در منطقه
00معرفی مزایای سرمایه گذاری در منطقه
338010510668000147637510668000268223921526500
410464047625رسایی و پویایی قوانین و مقررات و رفع محدودیت های قانونی
00رسایی و پویایی قوانین و مقررات و رفع محدودیت های قانونی

1706880348615ایجاد ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی
00ایجاد ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی

نمودار 1): مدل مفهومی تحقیق(بر گرفته از تحقیق کریمی کیا و مقدم،1391)
1-6- فرضیه های تحقیق
با توجه به ادبیات موضوعی و مدل تحقیق فرضیه های تحقیق به شرح زیر است :
امکانات زیربنایی و خدمات عمومی و زیر ساختهای پیشرفته بر جذب سرمایه گذارهای داخلی در منطقه آزاد تجاری-صنعتی ماکو تاثیر دارد.
سیاست امتیازات دولتی بر جذب سرمایه گذارهای داخلی در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ماکو تاثیر دارد.
رسایی و پویایی قوانین و مقررات و رفع محدودیت های قانونی بر جذب سرمایه گذارهای داخلی در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ماکو تاثیر دارد.
ایجاد ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی بر جذب سرمایه گذارهای داخلی در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ماکو تاثیر دارد.
معرفی مزایای سرمایه گذاری در منطقه بر جذب سرمایه گذارهای داخلی در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ماکو تاثیر دارد.
1-7- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
در این تحقیق 5 متغیر به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفته است:
1-7-1- امکانات زیر بنایی و خدمات عمومی و زیر ساختهای پیشرفته
تعریف مفهومی
مهیا بودن تسهیلات و زیرساخت های مناسب و همچنین سایر خدمات عرضه به عنوان یکی از بایدهای مناطق آزاد اقتصادی تلقی می گردد. فراهم بودن امکانات مناسب در زمینه حمل و نقل و نظام ارتباطات، اسکله های مدرن و مجهز به ترمینال های دوقلو، فرودگاه های بین المللی مدرن و استقرار سیستم های افشای اطلاعات از جمله عواملی هستند که موفقیت یک منطقه آزاد اقتصادی را تضمین می کند. مولفه های امکانات زیربنایی و خدمات عمومی و زیرساختهای پیشرفته، آب. برق، گاز و شبکه های مخابراتی پیشرفته،ایجاد محوطه های مناسب برای تخلیه و بارگیری و انبارداری ، ایستگاه پلیس و اتش نشانی،فرودگاه و پایانه های مناسب ،مراکز آموزشی ،درمانی ،بهداشتی ،اقامتی ،خدماتی و تفریحی ،ایجاد واحد های بانکی و استقرار موسسات پولی، واگذاری و اجاره زمین به بهای نازل جهت تولیدات صنعتی می باشد(حدادی،1386).
تعریف عملیاتی
در این تحقیق متغیر امکانات زیر بنایی و خدمات عمومی و زیر ساختهای پیشرفته با استفاده از پرسشنامه که برای این منظور در نظر گرفته سنجیده شد در این پرسشنامه این متغیر با گویه های شماره 1، 2، 3، 4،5، 6 و 7 مورد بررسی قرار گرفت. که با استفاده از طیف پنجگانه لیکرت و مقیاس رتبه ای سنجیده شد.
1-7-2- سیاست امتیازات دولتی
تعریف مفهومی
هر نوع سیاست هایی که از طرف دولت جهت جذب سرمایه گذاری در منطقه امتیاز تلقی شود و موجب تحریک وتشویق سرمایه گذاری در منطقه را باعث شود.مؤلفه های سیاست امتیازات دولتی عبارتند از :صدور کالا های تولید شده در منطقه به خارج یا سایر مناطق ازاد با کمترین تشریفات ،اعطای انواع بخشودگی و امتیازات مالی ، حذف حقوق و عوارض گمرکی و رفع موانع تعرفه ای و غیر تعرفه ای ، معافیت مالیاتی 15 ساله از تاریخ بهره برداری برای فعالیت اقتصادی ، عدم نیاز به روادید برای ورود و خروج خارجیان ، آزادی کامل ورود و خروج ارز و عدم محدودیت خرید و فروش و تبدیل ارز ، انعطاف پذیری بیشتر عملیات بانکی ، ثبت شرکت و مالکیت های صنعتی و معنوی توسط سازمان منطقه آزاد و تسری مشوق های صادراتی به صادرات مجدد است(کریمی کیا،1391).
تعریف عملیاتی
در این تحقیق متغیر سیاست امتیازات دولتی با استفاده از پرسشنامه که برای این منظور در نظر گرفته سنجیده شد در این پرسشنامه این متغیر با گویه های شماره 8، 9، 10، 11 ، 12، 13، 14، 15 و 16 مورد بررسی قرار گرفت. که با استفاده از طیف پنجگانه لیکرت و مقیاس رتبه ای سنجیده شد.
1-7-3- رسایی و پویایی قوانین و مقررات و رفع محدودیت های قانونی
تعریف مفهومی
هر گونه عدم صراحت در قوانین ،محدودیت ،نارسایی وعدم ثبات از عوامل عمده عدم جذب سرمایه گذاری می باشد. ثبات سیاسی به عنوان مهمترین عامل در جریان ورود سرمایه به مناطق آزاد اقتصادی کشور میزبان قلمداد می شود(کریمی،1381).
تعریف عملیاتی
در این تحقیق متغیر رسایی و پویایی قوانین و مقررات و رفع محدودیت های قانونی با استفاده از پرسشنامه که برای این منظور در نظر گرفته سنجیده شد در این پرسشنامه این متغیر با گویه های شماره 17، 18، 19، 20، 21 ، 22، 23 و 24 مورد بررسی قرار گرفت. که با استفاده از طیف پنجگانه لیکرت و مقیاس رتبه ای سنجیده شد.
1-7-4- معرفی مزایای سرمایه گذاری در منطقه
تعریف مفهومی
سرمایه گذاری ( Investment ) عبارت است از هر گونه فدا کردن ارزشی در حال حاضر ( که معمولاً مشخص است ) به امید به دست آوردن هر گونه ارزشی در زمان آینده ( که معمولاً اندازه یا کیفیت آن نامعلوم است ) . به عبارتی سرمایه گذار در حال حاضر ، ارزش مشخصی را فدا می کند تا در قبال آن در آینده ارزش خاصی که مورد نظرش است بدست آورد ؛ مثل پرداخت وجهی بابت خرید سهام به امید بدست آوردن سودهای مشخصی از آن در آینده(کارگزار،1394) .
تعریف عملیاتی
در این تحقیق متغیر معرفی مزایای سرمایه گذاری در منطقه با استفاده از پرسشنامه که برای این منظور در نظر گرفته سنجیده شد در این پرسشنامه این متغیر با گویه های شماره 25، 26، 27 و 28 مورد بررسی قرار گرفت. که با استفاده از طیف پنجگانه لیکرت و مقیاس رتبه ای سنجیده شد.
1-7-5- ایجاد ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی
تعریف مفهومی
ثبات سیاسی به معنای وجود فضای سیاسی و اجتماعی آرام و قابل اعتماد، تداوم در قوانین، مدیریت و سیاست ها و همچنین به معنای عدم وجود شرایطی مثل جنگ، شورش، کودتا، هرج و مرج و بی نظمی، تهدیدات نسبت به نظام و جامعه است(موثقی،1390.ص332). از نظر رابرت ماندل امنیت اقتصادی عبارت است از:« میزان حفظ و ارتقای شیوه زندگی مردم یک جامعه از طریق تأمین کالاها و خدمات، وهم از مجرای عملکرد داخلی و هم حضور در بازارهای بین‌المللی.» باری بوزان نیز از امنیت اقتصادی سخن رانده و به سه سطح فردی، گروهها، و طبقات تقسیم بندی میکند.از نظر وی، در سطح فردی ، امنیت اقتصادی به میزان دسترسی انسان به ضروریات زیستی(غذا، آب، سرپناه و آموزش) مربوط است. در سطوح بالاتر، ایده امنیت اقتصادی با دامنه وسیعی از بحث‌های بسیار سیاسی درباره اشتغال، توزیع درآمد و رفاه مرتبط است. به نظر بوزان، امنیت اقتصادی فرد تنها به شرایط زیستی محدود نمی‌شود بلکه تأمین این امنیت به معنی حفظ سطح مشخصی از استاندارد زندگی است و به عنوان نمونه؛ اشتغال یا حق حداقل دستمزد را باید از شرایط ضروری امینت اقتصادی بدانیم(اخوان کاظمی،1391).
تعریف عملیاتی
در این تحقیق متغیر ایجاد ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی با استفاده از پرسشنامه که برای این منظور در نظر گرفته سنجیده شد در این پرسشنامه این متغیر با گویه های شماره 29و 30 مورد بررسی قرار گرفت. که با استفاده از طیف پنجگانه لیکرت و مقیاس رتبه ای سنجیده شد.
1-8- قلمرو تحقیق
از زمینه های مهمی که در هر تحقیق و پژوهشی مورد بررسی قرار میگیرد روشن بودن دقیق محدوده تحقیق است یک تحقیق علمی باید دارای حدود و شمول تا حد امکان مشخص باشد ، زیرا تعیین یک حدود منطقی و صحیح به دقت علمی و ارزش عملی پژوهش خواهد افزود. بنابراین قلمرو تحقیق حاضر را می توان از سه نظر مورد توجه قرار داد:
قلمرو موضوعی
از حیث موضوعی تحقیق حاضر ، در گستره مدیریت بازرگانی ، بحث مربوط به بررسی عوامل جذب سرمایه گذاریهای داخلی در منطقه آزاد تجاری صنعتی ماکو میباشد.
قلمرو زمانی :داده های این تحقیق ،6 ماهه دوم سال 93جمع آوری شده است.
قلمرو مکانی تحقیق حاضر منطقه آزاد تجاری_صنعتی ماکو می باشد.
فصل دوم
ادبیات و سوابق تحقیق
2-1- مقدمه
مناطق آزاد تجاری_صنعتی یا مناطق پردازش صادرات و واردات به عنوان یکی از ابزارهای گسترش صادرات صنعتی و تسهیل دسترسی کشورها به بازار های جهانی مورد توجه اغلب دولتمردان و اقتصاددانان قرار گرفته است .امروزه تجربه بسیاری از کشورها مانند چین، کره جنوبی و تایوان نشان می دهد که می توان با ایجاد مناطق آزاد تجاری امکان جذب سرمایه گذاری خارجی را فراهم آورد و به توسعه صادرات کالاهای صنعتی و در نتیجه درآمدهای ارزی کشور افزود.
این مناطق با برخورداری از معافیت های مالیاتی و گمرکی و دوری از قوانین بازدارنده داخلی ، برخورداری از امکانات زیربنایی مناسب و سازمان های اجرایی کارآمد و ... می توانند سرمایه گذاری های خارجی را به دلیل بهره گیری از مزیت نسبی همچون ارزانی نیروی کار و مواد اولیه و نزدیکی به بازارهای مصرف جذب کنند . مناطق آزاد تجاری در صورت توفیق می توانند سرمایه های خارجی را برای گسترش صنعت صادرات گرا ، انتقال تکنولوژی و ایجاد فرصت های شغلی مناسب بکار برند و اقتصادبسته و ناکارای داخلی را به اقتصاد بین المللی گره بزنند ، بنابراین ایجاد و توسعه مناطق آزاد تجاری می تواند به عنوان یک خط مشی سریع و راهی میانبر برای تحقق اهدافی چون جذب سرمایه های داخلی و خارجی و صنعتی شدن سریع به منظور توسعه صادرات غیر نفتی مورد استفاده قرار گیرد.
2-1-2- تعریف مناطق آزاد
از منطقه آزاد تعاریف گوناگونی شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم ، اما پیش از اینکه به تعریف منطقه آزاد بپردازیم می بایست این نکته را متذکر شویم که اصطلاحاتی که درطول زمان از سوی کشور های مختلف برای مناطق آزاد استفاده شده اند لزوما یکسان نبوده و یک مقصود خاصی را بیان نمی کنند . به همین دلیل اصطلاحات گوناگونی در کشورهای مختلف برای مفهوم منطقه آزاد بیان شده است . مرکز شرکت های فراملیتی سازمان ملل در این رابطه 23 اصطلاح متفاوت برای منطقه آزاد برشمرده است ، اما اصطلاحی که بیش از سایر اصطلاحات در مجامع و سازمان های بین المللی و نشریات معتبر علمی جهان بکار می رود واژه منطقه پردازش صادرات است فلسفه رواج این اصطلاح را می بایست ناشی از تغییر در استراتژی توسعه صنعتی در کشور های در حال توسعه طی سه دهه اخیر از استراتژی جایگزین واردات به استراتژی توسعه صادرات دانست ( سایت مناطق آزاد ایران) .
سازمان های گوناگون بین المللی نظرات متفاوتی در مورد مناطق آزاد دارند . سازمان بین المللی کار منطقه آزاد را چنین تعریف کرده است : " مناطق صنعتی با انگیزه های خاص که جهت جذب سرمایه گذاران خارجی راه اندازی می شوند که در این مناطق موارد وارد شده پیش از اینکه مجدد صادر شوند تا حدی پردازش می شوند ( 2003 ،LLO) . این تعریف با برداشت هایی که کشورهای مختلف توسعه یافته و یا در حال توسعه در اجرا از آن داشته اند به اشکال مختلف بکار برده شده است . هر یک از مناطق ایجاد شده در جهت پیشبرد اهداف توسعه و رشد اقتصادی هر کشور ویژگی های خاص خود را داشته اند و بطور عام تر می توان از آنها به عنوان مناطق ویژه اقتصادی نام برد .
سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) مناطق آزاد را به عنوان عامل محرکه ای برای تشویق توسعه با هدف صدور کالا های صنعتی می داند( محمدی الموتی ،1374) .
بانک جهانی در این رابطه معتقد است که منطقه آزاد تجاری قلمرو معینی است که اغلب در داخل یا در مجاورت یک بندر واقع گردیده است و در آن تجارت آزاد با سایر نقاط جهان مجاز شناخته می شود .
در مجموع ، می توان منطقه آزاد را این گونه تعریف نمود : منطقه آزاد ناحیه ای از قلمرو کشور است که خارج از محدوده قانونی ، اداری و فیزیکی تاسیسات گمرکی قرار دارد . ورود و خروج سرمایه و سود به آن و جا به جایی نیروی کار متخصص در منطقه به سهولت صورت می گیرد ، کالاها و موادی که منع قانونی نداشته باشد را می توان بدون هر گونه مانع گمرکی ، ترانزیت و یا در انبارهای آن نگهداری یا در کارخانه مستقر در آن تغییر شکل داده و به کالاهای دیگر تبدیل نمود . این تولیدات بیشتر جهت گیری صادراتی دارد و در صورتی که به کشور میزبان وارد شوند مشمول مقررات و قوانین گمرکی آن خواهد شد ( حدادی، 1386) .
2-1-3- تاریخچه مناطق آزاد تجاری در جهان
در حقیقت نخستین بنادر شناخته شده آزاد جهان مناطق محصوری با دیوارهای دفاعی بودند که در بنادر ((چالیس و پیرائوس)) یونان بنا نهاده شده بودند . قدیمی ترین بندر آزاد جهان که بطور مشخص برای حجم داد و ستد پایه گذاری شد ، بندر آزاد رومی ها واقع در جزیره ((دالاس)) در دریای اژه بود که با هدف افزایش حجم مبادلات تجاری بین مصر ، یونان ، سوریه ، شمال آفریقا ، آسیا و روم تاسیس شده بود و تمام دادو ستد ها بدون دریافت حقوق گمرکی انجام می شد . پس از این به بنادر دیگری نظیر ((جنوا)) ، ((ونیز))و((جبل الطارق)) می رسیم که وظایفی همانند بندر آزاد داشتند .
پیشگام حقیقی مناطق تجارت آزاد ، بندر آزاد هامبورگ است که در سال 1888 پایه گذاری شد . به این بندر برای تولید مشروط بر آنکه با صنایع داخلی کشور به رقابت برنخیزد و بطور مستمر در جهت صادرات حرکت کند امتیازات خاصی اعطاء شد ( محمدی الموتی ، 1374 ) . از آن پس ، مناطق تجارت آزاد بسیار زیادی در سراسر جهان به وجود آمدتن . در ایالات متحده امریکا تا تصویب لایحه مناطق تجارت در سال 1934 منطقه آزاد تجارت وجود نداشت ، اما تا سال 1982 در این کشور 68 منطقه آزاد تجاری فعال ایجاد گردیده بود ، حجم مبادلات این بنادر و مناطق آزاد یک درصد از کل حجم تجارت خارجی آمریکا را شامل می گردید .
تاسیس مناطق تجارت آزاد در سایر نقاط جهان اعم از کشور های صنعتی و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است . بر اساس مطالعات انستیتوی آدام اسمیت در حال حاضر حدود 400 بندر منطقه آزاد تجاری در جهان وجود دارد که هر یک در مقیاس های متفاوتی به فعالیت مشغول هستند .
از مهم ترین این مناطق در کشور های صنعتی می توان به بندر هامبورگ در آلمان ، لینز در اتریش ، مارسی در فرانسه ، روتردام در هلند ، سانفرانسیسکو ، نیامی و نیویورک در آمریکا و نیز ناپل در ایتالیا و شائون در ایرلند نام برد . در کشور های جهان سوم مشهورترین این مناطق عبارتند از سنگاپور ،هنگ کنگ ، کولون در پاناما ، کائوهیسیونگ در تایوان و این سینون در کره جنوبی ، کاندالا و سانتاکروز در هندوستان و جبل علی واقع در امارات متحده عربی .
پیش از سال 1966 تنها منطقه آزاد تجاری در سطح قاره آسیا را می توان منطقه آزاد تجاری کاندالا در هندوستان نام برد . طی سالهای (1966_1970 ) دو منطقه آزاد تجاری در کائوهیسیونگ تایوان و باتان در فیلیپین تاسیس گردید . طی سال های ( 1971_1975 ) نیز 15 منطقه آزاد در پنج کشور آسیایی ایجاد گردید که از این تعداد 9 منطقه تنها در مالزی و در کشورهای کره جنوبی و تایوان نیز هر یک دو منطقه و همچنین در هندوستان و اندونزی یک منطقه ایجاد گردیده بود . رشد سریع ایجاد مناطق آزاد تجارت باعث گردید که در اوایل دهه 80 میلادی نیز 19 منطقه آزاد تجاری در کشور های مالزی ، بنگلادش ، سریلانکا ، فیلیپین و تایلند به وجود آیند.
2-1-4- تاریخچه مناطق آزاد در ایران
از سال های 1330 به بعد به دلیل تهیه طرح هایی در جهت رونق اقتصادی کشور و افزایش تجارت خارجی، بنادر ایرانی در خلیج فارس مورد توجه قرار گرفت. اما بنادر ایران در آن زمان توانایی و امکانات لازم برای توسعه صادرات و واردات را نداشتند. در سال 1334 پروژه - ریسرچای تحت عنوان «اشکالات حمل و نقل کالا به خاورمیانه» در مجله ای انگلیسی به چاپ رسید که به مسئولین خارجی خاطر نشان می کرد که چگونه می توانند ظرفیت واردات و صادرات کالای خود را از طریق منطقه بازرگانی که ارتباط آزادتری با جهان تجارت دارند، افزایش دهند. سرانجام با اعتراض تجار ایرانی همراه با افزایش هزینه صادرات و واردات کالا، دولت مجبور شد توجه بیشتری را به تنوع بخشیدن به مبادی حمل و نقل کالا و بنادر معطوف کند و در تیرماه 1335 مدیر کل گمرک در رابطه با مشکلات ایجاد شده، به بندرعباس رفته و برای اولین بار از منطقه آزاد تجاری «دبی» در آن سوی خلیج فارس نام می برد که چگونه از راه مبادله کالاهای ایرانی با سایر نقاط جهان و بلعکس، از رونق و اعتبار برخوردار شده است. با تشکیل وزارت گمرکات و انحصارات در سال 1336، آمادگی تاسیس اولین بندر آزاد تجاری رسما اعلام می گردد. در دی ماه 1336 بندرعباس به عنوان مرکز واردات و صادرات کالا توسط دولت اعلام شد و برنامه هایی برای فعالیت های جدید طی چند سال آینده اعلام گردید. به طور کلی تفکر ایجاد منطقه آزاد در ایران به اواخر دهه 40 شمسی می رسد که دولت وقت از کنفرانس بین المللی تجارت و توسعه وابسته به سازمان ملل (UNCTAD) درخواست کرد که جهت ایجاد بنادر آزاد در ایران تحقیق و بررسی نماید، آنکتاد این بررسی را به شرکت مشاوره و مدیریت و سازمان توسعه فرودگاه آزاد شانون محول کرد. این سازمان نتیجه کار خود را به صورت گزارشی همراه با ضمائم در سال 1350 به کنفرانس مذکور ارائه داد. در این گزارش بندرعباس به عنوان بندر آزاد اعلام شده بود ولی عملا این انتخاب صورت نگرفت و فقط به تصویب تخفیف هزینه های بندری در آن اکتفا شد. در سال 1349 جزیره کیش به عنوان مرکز بین المللی توریستی-تجاری انتخاب می شود و در سال 1351 سازمان عمران کیش در راستای ایجاد منطقه آزاد در جزیره، راه اندازی شد. و بالاخره مرکز بین المللی جزیره کیش در سال 1356 به طور رسمی شروع به کار کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لایحه واردات کالا با استفاده از معافیت گمرکی به جزیره کیش در تاریخ 18 اسفند 1358 به تصویب شورای انقلاب رسید و در نهایت در سال 1368 براساس تبصره 19 قانون برنامه اول توسعه به دولت اجازه داده شد که در سه نقطه مرزی کشور شامل کیش، قشم و چابهار اقدام به تاسیس منطقه آزاد تجاری نماید. چگونگی اداره این مناطق در 7 شهریور 1372 به تایید مجلس شورای اسلامی رسید و در تاریخ 21 شهریور 1372 مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت.
2-1-5- معرفی ماکو
2-1-5-1- شهرستان ماکو از لحاظ جغرافیائی و تاریخی
شهرستان ماکو در شمال غربی ایران (استان آذربایجان غربی) قرار گرفته که از شمال به رودخانه قره سو و کشور ترکیه، از شرق به رودخانه ارس و جمهوری آذربایجان (خود مختاری نخجوان) و از مغرب به جمهوری ترکیه و از جنوب به شهرستان خوی محدود است. شهر ماکو در دره ای بنا شده که رودخانه زنگبار از آن می گذرد و شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می کند. قسمت جنوبی شهر در دامنه کوه سبد قرار گرفته و آبادی چندانی ندارد ولی بخش شمالی آن آبادتر و بزرگتر است .
این شهر از لحاظ طبیعی موقعیت خاصی دارد. شهر از طرف شمال و جنوب کوهستانی است و از جانب غرب و شرق به جلگه های قلعه دره سی و چای باسار منتهی می گردد. یکی از تخته سنگهای بسیار بزرگ که بخشی از دیواره سنگی کوه "ساری قیه" است "جدا قیه" نام دارد. ماکو با برخورداری از تمدن کهن و آثار تاریخی غنی و جاذبه های متعدد فرهنگی و طبیعی به عنوان یکی از قطب های مهم گردشگری توان بالقوه فراوانی در بهره گیری از صنعت گردشگری دارد. شرایط آب و هوایی مناسب، پوشش گیاهی، رودها، چشمه ها، غارها، آبشارها، قلعه ها و دژها، گونه های مختلف گیاهی و جانوری، اماکن و ابنیه تاریخی، صنایع دستی و باغات اطراف شهر، جلگه ها و دامنه های پر از گلهای وحشی، دست بافته های عشایر، لباس های رنگی، محلی و از همه مهمتر مردم خونگرم و مهمان نواز زمینه مناسبی برای جذب مسافران و جهانگردان و ایجاد مراکز تفریحی خدماتی را فراهم آورد(سایت منطقه آزاد، ص معرفی).
قدیمی ترین ابنیه تاریخی ماکو به دوره اورارتو یا خالدها مربوط است اطاقهای سنگی در دهات سنگر (بین ماکو و بازرگان ) چیرکندی از روستاهای ییلاقی دهستان چای باسار و دلیک داش سیه چشمه و شدی ارس، کنار پلدشت و کشف کتیبه هایی به خط میخی در قراء بسطام و اطراف بازرگان و حفریات و کشفیات هیئت آلمانی درده بسطام و خوانده شدن کتیبه های میخی توسط باستان شناسان ایرانی و خارجی و نوشته های مورخین قدیم و جدید چون موسی خورن (ارمنی) و ب.ب پیوتروفسکی (روسی) ثابت می کند که سکنه اولیه شهرستان ماکو اورارتوها بودند. شهر بزرگ آنان به نام روسا در نزدیکی قریه بسطام بنا گردیده بود. پس از آنکه ارامنه به حکومت اورارتوها خاتمه دادند بر متصرفات آنها مسلط شدند. طبیعی است که منطقه ماکو نیز ضمیمه حکومت ارمنستان گردید آثار کلیساهای قدیمی مخصوصاً کلیسای طاطاوس و خرابه شهرهایی به نام آرتازیا، آرتز و آرشاکاوان (یا خاور زمین به قول اکراد طایفه ساکان) در ناحیه دامبات و آرماویر Armavir کنار رود ارس تسلط و نفوذ ارامنه را در این منطقه روشن می سازد. در سال (694 هـ . ش) اسقف زاکاریا و پطرس برادرش حکومت سیاسی و مذهبی آرتاز را به دست آوردند. با صرف هزینه بسیار قلعه ماکو را که محل اقامت آنان بود استحکام بخشیدند و راههای کاروان و پل هایی در مسیر راه ساختند و آن را بصورت راهی تجاری و سوق الجیشی در آورده که موقعیت ماکو و استحکامات تدافعی آن باعث تعجب بینندگان آن می شد. شاهزادگان ارمنی آرتاز بیش از یکصد سال با اتکا به استحکامات قلعه ماکو و مهارت در دفاع، کلیه حملات مهاجمین به این منطقه را یکی پس از دیگری دفع کردند و حتی تیمور لنگ نیز نتوانست آنجا را تصرف کند. اسقف زاکاریا نه تنها راه های اطراف ماکو را مرمت کرد بلکه چهار پل با طاق های قوسی روی رودخانه ماکو (زنگبار) ساخت .بعد از تیمور، قره قویونلوها بر آذربایجان مسلط شدند. قرایوسف در سال 785 هـ . ش ماکو را فتح کرد. همیشه در بین امرای قره قویونلوها منازعه بود تا اینکه شاه اسماعیل صفوی در چند جنگ الوند میرزا و سلطان مراد میرزا بازماندگان سلسله آق قویونلو را مغلوب و سلسله مزبور را منقرض و سلسله مقتدر صفوی را تأسیس کرد . در زمان این پادشاه جوان بود که سلطان سلیم ( سلطان عثمانی ) پس از قتل شیعیان آسیای صغیر با لشکر جرار که مسلح به سلاح آتشین بودند به قصد تصرف آذربایجان و برانداختن سلطنت شیعی مذهب صفوی وارد دشت چالدران شد . نبرد چالدران با وجود فداکاریها و شجاعت شخص شاه اسمعیل و سرداران نامی او و سپاهیان قزلباش به نفع وی تمام نشد شاه اسماعیل همواره از این ماجرا دل شکسته بود و کسی خنده او را ندید. حکومت ماکو در دوره زندیه و قاجاریه در دست ایل بیات بود. ایل بیات تیره ای از ایل قره قویونلو بود که مسکن اصلی آنان شرق آناتولی بود و در رکاب قره قویونلوها وارد ایران شدند(سایت منطقه آزاد، ص معرفی).

2-1-5-2- منطقه آزاد ماکو
منطقه آزاد تجاری-صنعتی ماکو یکی از مناطق آزاد هفت گانه ایران است که در راستای اهداف اقتصادی کشور، در 24 مرداد ماه سال 1389 تصویب شده است.بر اساس لایحه ایجاد منطقه آزاد تجاری - صنعتی کلیه فعالیت موضوع قانون چگونگی مناطق آزاد تجاری - صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1372 و اصلاحات بعدی آن در منطقه آزاد تجاری - صنعتی ماکو که محدوده جغرافیایی آن 5000کیلومترمربع مطابق نقشه مشخص است مجاز است .ساختن فرودگاه بین‌المللی، کشیدن راه‌آهن برای اتصال به راه‌آهن سراسری ایران و کشورهای ترکیه و آذربایجان یکی از مهمترین برنامه‌های توسعه ماکو است( http://www.makufz.org/).


هیئت وزیران در جلسه مورخ 5/10/1389 بنا به پیشنهاد شماره 510/10/892 مورخ20/9/1389 شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی و ویژه اقتصادی و به استناد بند«ب» ماده (4) قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی جمهوری اسلامی ایران ـمصوب 1372 ـ اساسنامه سازمان منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی ماکو را به تصویب رساند. شهرستان ماکو در شمال غربی ایران (استان آذربایجان غربی) قرار گرفته که از شمال به رودخانه قره سو و کشور ترکیه، از شرق به رودخانه ارس و جمهوری آذربایجان (خود مختاری نخجوان) و از مغرب به جمهوری ترکیه و از جنوب به شهرستان خوی محدود است( http://www.makufz.org).
ماکو با برخورداری از تمدن کهن و آثار تاریخی غنی و جاذبه های متعدد فرهنگی و طبیعی به عنوان دروازه اروپا یکی از قطب های مهم گردشگری توان بالقوه فراوانی در بهره گیری از صنعت گردشگری دارد شرایط آب و هوایی مناسب، پوشش گیاهی، رودها، چشمه ها، غارها، آبشارها، قلعه ها و دژها، گونه های مختلف گیاهی و جانوری، اماکن و ابنیه تاریخی، صنایع دستی، و باغات اطراف شهر، جلگه ها و دامنه های پر از گلهای وحشی، دست بافته های عشایر، لباس های رنگی، محلی و از همه مهم تر مردم خونگرم و مهمان نواز زمینه مناسبی برای جذب مسافران و جهانگردان و ایجاد مراکز تفریحی خدماتی را فراهم آورد.
ماکو با دارا بودن بزرگترین مرز زمینی کشور و همسایگی با دو کشور ترکیه و آذربایجان و نزدیکی به مرز ارمنستان و اتصال به جاده ابریشم که به عنوان شاهراه اروپا خوانده می شود و برزگترین منطقه آزاد کشور از لحاظ وسعت می تواند نقش حیاتی در اقتصاد کشور را داشته باشد
این منطقه بزرگترین منطقه آزاد در کشور و دومین در جهان از لحاظ وسعت است و 3 شهرستان ماکو، شوط و پلدشت را با میزان جمعیت 220 هزار نفر را در بر می گیرد و 270 کیلومتر مرز آبی و خاکی مشترک با ترکیه و جمهوری نخجوان دارد که 130 کیلومتر آن با ترکیه و 140 کیلومتر دیگر نیز از طریق رود زیبای ارس با جمهوری خود مختار نخجوان است. نقشه فنی فاز اول شهرک صنعتی ماکو به مساحت 130 هکتار در حال آماده سازی برای واگذاری به سرمایه گذاران داخلی و خارجی است.
منطقه آزاد ماکو 250 هزار نفر جمعیت دارد در حالیکه هیچ یک از مناطق آزاد کشور چنین مزیتی از لحاظ وسعت و جمعیت ندارند و هم مرز بودن با 3 کشور آذربایجان، ترکیه و ارمنستان و و وجود بزرگترین مرز زمینی کشور در این منطقه از دیگر امتیازات آن است. با وجود اینکه این منطقه 15 ماه است که در وسعت 5 هزار کیلومتر مربع آغاز به فعالیت کرده، اما از سایر مناطق تجاری متمایز است چون از شرایط خاص و موقعیت سوق الجیشی برخوردار بوده و شاهراه ترانزیت آسیا و اروپا به شمار می رود( http://www.makufz.org/).
2-1-6- روند رشد منطقه آزاد ماکو
فلسفه پیدایش مناطق آزاد در ایران، بر مبنای اجرای سیاست بومی سازی اقتصاد در استفاده بهینه از پتانسیل ها و مزیت های هر منطقه است که منجر به حصول اقتصادی پویا در آن منطقه و به تبع آن در کشور شود. شهرستان ماکو و مرز بازرگان به‌عنوان دروازه تجاری- بازرگانی ایران به اروپا همواره از نقش و اهمیت فراوانی برخوردار بوده‌اند. گستردگی روابط تجاری ایران و اروپا و حجم بالای تبادل کالا با کشورهای این قاره سبب گردیده تا مرز بازرگان به یکی از فعال‌ترین مرزهای زمینی کشور تبدیل گردد. وجود این ویژگی در کنار سایر خصوصیات شهرستان ماکو مانند نزدیکی به قطب صنعتی تبریز، همجواری با کشورهای حوزه قفقاز و ...، سبب گردید تا ایده اولیه ایجاد منطقه آزاد ماکو در اوایل دهه 80 پدید آید. سرانجام با تلاشهای مسئولین وقت در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ سازمان اداره کننده این منطقه براساس قانون و با نام " سازمان منطقه آزاد ماکو " رسما "آغاز به فعالیت نمود.
قبل از آغاز به کار رسمی و گنجاندن در ردیف دیگر مناطق آزاد تجاری – صنعتی ، در این منطقه مرزی فعالیتهای اقتصادی و مبادلات تجاری زیادی صورت میگرفت ، من جمله این فعالیتها و سرمایه گذاریها که در جهت توسعه و ساماندهی بازاریان و اصناف شهرستان صورت گرفته بود ، احداث بازارچه ای بصورت یک مجتمع تجاری ، متشکل از ۱۰۰۰ باب مغازه برای حضور و فعالیت بازاریان و اصناف و امکان ارائه کالاهای مبادلاتی از گمرک بازرگان ، بود.
رشد سریع" منطقه آزاد تجاری صنعتی ماکو " در عمر ۳ ساله خود مبین این موضوع است ، البته مولفه های غیر قابل انکاری به مثابه ، موقعیت جغرافیایی خاص منطقه آزاد ماکو یعنی داشتن مرز طویل زمینی با ترکیه از طریق گمرک بازرگان و مرز آبی با جمهوری آذربایجان از طریق رودخانه ارس و همچنین همجواری با کشور عراق و کشورهای CIS ، جاذبه های متنوع گردشگری از قبیل آثار و ابنیه های تاریخی شناخته شده در سطح ملی و فراملی و طبیعت منحصر به فرد که اگر غلو به حساب نیاید ، شاید بتوان به این منطقه آزاد " سرزمین هفت اقلیم " نام نهاد ، مزید بر علت رشد سریع و پیشرفتهای فیزیکی پروژه های زیر ساختی از قبیل فرودگاه ، دهکده لجستیک ، تعریض جاده منتهی به این منطقه بکر اقتصادی شده است تا تحولات اقتصادی در دومین منطقه آزاد جهان از لحاظ وسعت یعنی منطقه آزاد ماکو که ویترین جمهوری اسلامی ایران در دروازه ورودی اروپاست ، بتواند اقتصاد استانهای شمالغربی کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
یکی از اقدامات اساسی در سیاستهای تبیینی مناطق آزاد و ویژه که میتواند کمک شایانی به شناخت در جهت توسعه پایدار نماید ، توجه به صنعت توریستی و گردشگری است که داشتن پتانسیلهای تاریخی و طبیعی و بازارهایی برای دسترسی به اجناس برند و ارجینال در جذب گردشگر، یکی از مولفه های تائید کننده تبدیل وضعیت این مناطق به آزاد تجاری یا ویژه اقتصادی شدن است( http://www.makufz.org/).
شاید اذعان ایجاد زاویه انحرافی در مناطق آزاد و ویژه و تبدیل شدن به پایگاه واردات واقعیتی انکار ناپذیرباشد ولی نباید فراموش کرد که ایجاد بازارهای مرزی در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در جهت ایجاد تحول اقتصادی زود بازده است زیرا که تسریع و تسهیل در پویا نمودن اقتصاد محلی و تحرک در چرخه معیشتی از اوجب واجبات در تحول عمیق اقتصادیست و نمیتوان انکار کرد که ادامه این روند در آینده نه تنها از ایجاد اشتغال مولد در این مناطق ممانعت نخواهد کرد بلکه استارتی برای معرفی ظرفیتها و پتانسیلهای منحصر به فرد مناطق در جهت پیاده سازی رسالت اصلی این مناطق خواهد گردید.
وجه متمایزی که بعد از این تفاسیر در خصوص ایجاد بازارهای مرزی در مناطق آزادو ویژه اقتصادی در منطقه آزاد ماکو به چشم می خورد ، عرضه واقعی اجناس برند و با کیفیت در عین پائین بودن قیمت می باشد که در بازاربزرگ مرزی منطقه آزاد ماکو این مهم قابل مشاهده است، که سوابق مبادلات تجاری و بازرگانی فعالین اقتصادی بومیان این منطقه بکر اقتصادی ، تکثر حضور برندهای جهانی در صنوف مختلف برای عرضه و خلق یک خاطره ماندگار از بهترین خریدی که میتوان تصور کرد به مسافرانی که قصد سفر به این سرزمین هفت اقلیم را دارند را از کلیه فعالین اقتصادی این سرزمین، دور از دسترس نیست.
2-2-1- امکانات زیربنایی و خدمات عمومی و زیر ساخت های پیشرفته
مهیا بودن تسهیلات و زیرساخت های مناسب و همچنین سایر خدمات عرضه به عنوان یکی از بایدهای مناطق آزاد اقتصادی تلقی می گردد. فراهم بودن امکانات مناسب در زمینه حمل و نقل و نظام ارتباطات، اسکله های مدرن و مجهز به ترمینال های دوقلو، فرودگاه های بین المللی مدرن و استقرار سیستم های افشای اطلاعات و مستند سازی (MDS) از جمله عواملی هستند که موفقیت یک منطقه آزاد اقتصادی را تضمین می کند.
تشریک مساعی با سرمایه گذاران خارجی، به عنوان یکی از روش های مرسوم اقتصادهای درحال توسعه بمنظور بهبود صادرات و توسعه ارتباطات سازماندهی شده با بازارهای بین المللی برشمرده می شود. نقش سرمایه گذاران خارجی تنها به وارد نمودن جریانات سرمایه به مناطق آزاد اقتصادی خلاصه نمی شود، بلکه پرورش مهارت های مدیریتی و تسهیل در بازاریابی نیز می تواند جزء کارکردهای ایشان قملداد شود. پس مدیریت مناسب و تعهد به آزادی مبادلات، همراه با مشوق های هدفمند و زیرساخت های کارآمد مناطق آزاد اقتصادی را به فضایی جذاب جهت سرمایه گذاری مبدل خواهد ساخت.
2-2-2- مهمترین مشکلات زیر ساختاری منطقه آزاد تجاری صنعتی ماکو
به طور حتم مشکلات زیر ساختی از جمله مهمترین مشکلات منطقه آزاد تجاری ماکو به شمار می رود چون در همه مناطق آزاد باید فرودگاه، اتوبان و قطار وجود داشته باشد در حالی که هیج کدام در ماکو وجود ندارد البته باند نخست فرودگاه ماکو تا آخر سال به بهره برداری می رسد. وجود نزدیک به 7 تا 10 هزار جوان بیکار تحصیل کرده از سایر مشکلات این منطقه به شمار می رود که باید با جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی و از میان برداشتن موانع سرمایه گذاری، مشکلات اشتغال جوانان را حل کرد. از جمله مشکلات این منطقه این است که محدوده آن  باید فنس کشی شود و چون هزینه محصور شدن آن بسیار زیاد است در سال آینده این کار انجام می شود. نهایتاً یکی از مهم‌ترین موانع رشد مناطق آزاد فقدان منابع کافی برای سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی است که منجر به گرایش مناطق ویژه به سمت واردات برای ‌تامین منابع شده است. مثلاً از مجموع درآمد 1400 میلیارد ریالی مناطق آزاد تجاری ایران، طی دوره 1372 تا 1376 که 53 درصد آن مربوط به اخذ عوارض و ورود کالا است، نزدیک به 777 میلیارد ریال آن صرف ایجاد زیربناها شده است. به رغم منابع و ذخایر فراوان طبیعی و چشم اندازهای بالقوه اقتصادی مناطق آزاد که آنها را به لحاظ این شاخص در رده ممتاز منطقه ای و جهانی قرار می دهد متاسفانه به دلیل حاکمیت نگاه دولتی طی سال های گذشته و امروز، موضع این مناطق به نوعی با بحث توسعه یافتگی ناشی از ورود سرمایه گذاری های مولد داخلی و خارجی و به نوعی مواجهه و پس زدگی سرمایه گذاری تبدیل شده است. بیش از 15 سال از تاسیس و راه اندازی مناطق آزاد کشور می گذرد. درگذر این سال ها باوجود هزینه های انجام شده، هنوز زیرساخت ها و ابنیه لازم برای تعریف یک مدل آماده توسعه و سازمان یافته مطابق با استانداردهای بین المللی در دسترس نیست. این موضوع در کنارمواضع مبهم مدیریتی ومتناسب نبودن سطح توانمندی عوامل اجرایی مستقر در مناطق آزاد که ناشی از فقدان تجارب اقتصادی و عدم باور توسعه پذیری پایدار از سوی آنان است باعث شده عوامل مذکور حتی در مذاکرات با سرمایه گذار داخلی و خارجی، کمتر جانب احتیاط و هوشمندی را رعایت کرده و انگیزه متقاضی سرمایه گذاری در مناطق آزاد را تنزل می دهند. با نگاهی به آمار بارزترین فعالیت های مولد اقتصادی در مناطق آزاد از جمله تولیدات صادراتی، ایجاد ارزش افزوده در تجارت وترانزیت کالا، افزایش نرخ بهره وری درآمد ناشی از ارائه خدمات و تسهیلات و نرخ رشدصادرات و صادرات مجدد، که تماماً متاثر از توسعه پایدار و مستمر سرمایه گذاری هستند جملگی نشان دهنده عقب گرد شاخص های توسعه ای در این مناطق است. راهکار قابل انجام برای تحقق این مهم این است که دولت باید با یکپارچگی و عزم واقعی با جلب مشارکت بخش خصوصی، امور برنامه ریزی و سیاست گذاری مناطق آزاد و ویژه اقتصادی را با توجه به جهت گیری های کلان تجاری و سرمایه گذاری که منتهی به توسعه پایدار اقتصادی این مناطق و کشورخواهد شد به وزارت بازرگانی واگذار کند تا ازطریق این واگذاری، ایجاد تمرکز در مدیریت عالی مناطق مذکور، ساختار سازی نظام مند و سیاست گذاری های مربوط به آن در راستای اهداف کلان برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز 1404 محقق شود.
2-3- سیاست امتیازات دولتی
ایجاد مناطق ویژه اقتصادی جدید نیز مستلزم طی مراحل ذکر شده است، با این تفاوت که در خصوص مناطق آزاد، نقشه منطه آزاد نیز باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد، اما در خصوص مناطق ویژه تنها ایجاد منطقه مستلزم تصویب مجلس شورای اسلامی بوده و لزومی به تصویب محدوده آن توسط مجلس نیست(خضری،1393.ص1).
2-3-1- امتیازات مناطق آزاد تجاری و مناطق ویژه اقتصادی
مرجع اصلی کلیه امتیازات قانونی موجود در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی دو قانون زیر است:
الف) قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری –صنعتی کشور
ب) قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی ایران
مناطق آزاد و ویژه دارای امتیازات قانونی در زمینه‌های مختلف هستند که برخی از این امتیازات مختص هر دو منطقه و برخی دیگر تنها مختص مناطق آزاد است.
2-3-2- برخی امتیازات قانونی مناطق آزاد
آزادی ورود و خروج سرمایه و سود حاصل از آن
حمایت و ضمانت سرمایه‌های خارجی،
آزادی عمل در اشتغال نیروی انسانی، بیمه و تامین اجتماعی
معافیت مالیاتی بیست‌ساله
تجویز تاسیس بانک‌ها و بیمه‌های خارجی
مشارکت خارجیان در فعالیت‌های اقتصادی به هر نسبت
برخورداری از مقررات خاص در صادرات، واردات و امور گمرکی
لغو روادید و سهولت در صدور مجوز ورود اقامت خارجیان
انتقال سهم داخلی کالاهای تولید شده در این مناطق به سایر نقاط، بدون تشریفات گمرکی و ثبت سریع شرکت‌ها و مالکیت‌های صنعتی و معنوی در مناطق آزاد
2-3-3- امتیازات مناطق ویژه اقتصادی
مناطق ویژه اقتصادی ایران نیز دارای امتیازات قانونی هستند که در قانون تشکیل و اداره مناطق ویژه اقتصادی و آیین‌نامه اجرایی آن پیش‌بینی شده است. برخی از این امتیازات به شرح زیر است(خضری،1393.ص1).:
خارج از قلمرو داخلی گمرک و ورود و خروج کالا بدون رعایت مقررات عمومی صادرات و واردات
معافیت از عوارض معمول کشور
مستثنا بودن از قانون کار و تبعیت از مقررات اشتغال مناطق آزاد
صدور مجوزهای اقتصادی توسط سازمان مسئول منطقه و کاهش مقررات دست‌وپاگیر اداری
ورود بدون تشریفات درصدی از کالاهای تولید شده به نسبت ارزش افزوده داخلی
اختیار استفاده و بهره وری از اراضی دولتی (اراضی زمین شهری و منابع ملی) توسط سازمان مسئول دولتی

bew222

2-6-12-نظریه برجسته سازی در تاثیر سی ان انی ...........................................................................................43
2-6-13-نظریه شاخص سازی ............................................................................................................................44
2-6-14-نظریه ایجاد رضایت مندی یا مدل پروپاگاندا........................................................................................45
2-7-تعریف دیپلماسی اقتصادی ..........................................................................................................................45
2-8 --مولفه های کاربردی دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی ...................................................................46
2-9 -دیپلماسی عمومی ایران و سیاست خارجی ..............................................................................................47
2-10 - اقدامات ایران در بخش دیپلماسی رسانه ای............................................................................................ 50
2-11 - دیپلماسی عمومی آمریکا.......................................................................................................................... 54
فصل سوم : روش تحقیق
3-1 - روش تحقیق............................................................................................................................................... 62
3-2- تاریخجه گفتمان................................................................................................................63
3-3- مبانی نظری گفتمان .........................................................................................................63
3-3- 1- نظریه گفتمان در زبان شناسی ....................................................................................... 63
3-3-2- ساختارگرائی و زبان.....................................................................................................62
3-3-3- پسا ساختارگرائی و گفتمان ..........................................................................................63
3-4- نظریه های تحلیل گفتمان ................................................................................................. 64
3-4-1- نظریه تحلیل گفتمان میشل فوکو ....................................................................................65
3-4-2- دریدا و پساساختارگرائی...............................................................................................65
3-4-3- نظریه گفتمان لاکلاو موفه.............................................................................................................................65
3-5- اجزاء تشکیل دهنده گفتمان .............................................................................................66
3-6- چگونگی تکوین گفتمان از دیدگاه لاکلاو و موفه .........................................................................68
3-6-1- غیریت سازی .............................................................................................................68
3-6-2- قابلیت دسترسی........................................................................................................69
3-6-3- قابلیت اعتبار..............................................................................................................69
3-6-4- هژمونی .....................................................................................................................70
3-7- کاربرد تحلیل گفتمان.......................................................................................................71
3-8- روش تجزیه و تحلیل دادها................................................................................................72
فصل چهارم : یافته های تحقیق
4-1-گفتمان های هژمونیک در دیپلماسی عمومی و رسانه ای آمریکا نسبت به ایران ............................. 74
4-2-گفتمان ایران هراسی ........................................................................................................ 75
4-3-ساختارهای ثابت گفتمانی در دیپلماسی عمومی و رسانه ای ایران نسبت به آمریکا ........................ 76
4-4-گفتمان آمریکا ستیزی.......................................................................................................77
4-5-تببین گفتمان سیاست خارجی........................................................................................... 85
4-6-عناصر شکل دهنده گفتمان اعتدال..................................................................................... 86
4-7- تحلیل ادبیات رسانه ای رهبران سیاسی ایران و آمریکا.......................................................... 87
4-8- تحلیل تماس تلفنی روحانی – اوباما .................................................................................... 96
4-9- تحلیل گفتمان بازتاب رسانه ای روز 13 ابان سال 1392.......................................................................... 106
4-10- تحلیل گفتمان فیلم های سینمایی ایران و آمریکا ................................................................ 110
4-11- تحلیل گفتمان مراکز نظر سنجی آمریکا نسبت به ایران .......................................................... 121
4-12- تحلیل گفتمان پیامهای تبریک نوروزی........................................................................................... 138
4-13- تحلیل گفتمان رسانه ای مسابقات کشتی ایران و آمریکا ..................................................... 143
فصل پنجم
5-1 - مروری بر پژوهش.......................................................................................................... 161
5-2 - پاسخ به سوالات تحقیق................................................................................................. 162 5-3 - نتایج تحقیق................................................................................................................166
5-4–منابعو مآخذ..........................................................................................................................................................................170
5-6 - پیوست...................................................................................................................................................... 200
چکیده:
دیپلماسی عمومی به دلیل افزایش نقش بازیگران متعدد در تعاملات بین المللی نسبت به دیپلماسی کلاسیک و سنتی جایگاه ویژه ای در نظام بین الملل یافته است . توسعه فنآوری نوین اطلاعات ابزار دیپلماسی کلاسیک را که بر مبنای قدرت سخت بود تغییر داده و گستره جدیدی بنام سیاست هوشمند که از عناصر فرهنگی ،رسانه ای ، ورزشی ،افکار عمومی ، اینترنت ، شبکه های اجتماعی تشکیل شده است را بر روی رهبران ، سیاستمداران ،خبرنگاران ،دانشجویان و نهاد های دولتی و غیر دولتی باز کرده است. به جرات می توان گفت روزی نیست که فضای دیپلماسی عمومی و رسانه ای شکل گرفته بین دو کشور ایران و آمریکا دست مایه یک گزارش خبری ، فیلم ، مصاحبه ، مستند ، سرپروژه - ریسرچو تفسیر خبری در روزنامه ها ، شبکه های خبری ، رادیو و تلویزیون ، نشریات داخلی و بین المللی و شبکه های اجتماعی اینترنتی نباشد.اگرچه روابط دو کشور فراز و نشیب های بسیاری را طی چند دهه اخیر پشت سر گذاشته است ، معهذا رویدادهای رسانه ای و تحولات سیاسی که طی 2 سال اخیر شروع گردیده ، بی سابقه می باشد.طی دو سال اخیر گفتمان شکل گرفته در زوایای پنهان و آشکار اکثر متون خبری ، مصاحبه ها و فیلم های سینمائی و رویدادهای خبری که جهت اقناع افکار عمومی از سوی دو کشور منتشر می شود ، قابل مشاهده است . آیا گفتمان جدید از حالت گفتمان هژمونیک سابق خود دور گشته و شکل جدیدی از آن در حال ظهور است؟.با توجه به دو مولفه مهم دیپلمایسی عمومی یعنی دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی فرهنگی بخش عمده این تحقیق به بررسی گفتمان حاکم در رسانه های دو کشور خواهد پرداخت . روش تحقیق در این پژوهش تحلیل گفتمان می باشد که با استفاده از نظریات اندیشمندان این حوزه یعنی ساختارگرائی دوسوسور و پسا ساختارگرائی دریدا و نهایتا میشل فوکو و لاکلاو و موفه سعی شده است مفهوم گسست گفتمانی و عدم پیوستگی تاریخی گفتمان در مولفه های دیپلماسی عمومی و رسانه ای دو کشور ایران و آمریکا بازنمائی و تحلیل گردد. به کمک نظریه گفتمان لاکلاو موفه که مهمترین کار را در مطالعات سیاسی شناخت گفتمانها می دانند به مفهوم گسست گفتمانی و عدم قطعیت معنا در رویداد های سیاسی می پردازیم .از نظر آنها گفتمان ، نظامی از معنا است که کنش و اندیشه های سیاسی در بستر آن شکل می گیرد .از دیدگاه لاکلاو و موفه گفتمانها ساختی سیاسی دارند هم خود مخلوق شرایط سیاسی اند و هم سیاست و کارگزاران سیاسی در قالب آن معنا و هویت می یابند. با توجه به این نظریات آنچه که از بازتاب رسانه ای و افکار عمومی دو کشور در دو سال اخیر مشاهده می گردد رویکرد کشور آمریکا در تاثیر گذاری افکار عمومی مردم ایران جدا از حکومت ایران ، و از سوی کشور ایران گسست گفتمانی در سطح رسانه ای و افکار عمومی نسبت به دولت و مردم آمریکا می باشد. مخاطب دیپلماسی عمومی کشور ایران در رابطه با آمریکا ، ملت آمریکا نمی باشد بلکه ایرانیان مقیم و فارسی زبانان می باشد در صورتیکه مخاطب اصلی دیپلماسی عمومی کشور آمریکا ، مردم ایران جدا از دولت و رهبران سیاسی آنان می باشد.در واقع یکی از علل مهم عدم موفقیت ایران در تاثیر گذاری افکار عمومی مردم آمریکا همین نکته مهم می باشد که هنوز در عرصه رسانه های بین المللیٍ خود، مخاطب را فارسی زبانان و ایرانیان مقیم جامعه آمریکا در نظر گرفته است و عدم تماس مستقیم رسانه ای با مخاطبان غیر ایرانی در جامعه آمریکا ، باعث عدم درک صحیح افکار عمومی آنها در از واقعیتهای ملی ، مذهبی و سیاسی ما گردیده است و این موضوع تشدید کننده گفتمان ایران هراسی در نزد آنان شده است.
کلید واژه: دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسانه ای ،تحلیل گفتمان ،گفتمان ایران هراسی ، گفتمان آمریکا ستیزی،نظریه تاثیر سی ان انی.
مقدمه
در پی اشغال سفارت آمریکا در تاریخ ۱۳ آبان۱۳۵۸جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا در تاریخ 18 فروردین 1359 طی دستوری قطع روابط دیپلماتیک و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران را بصورت یک جانبه اعلام کرد. در این مدت دو کشور در عرصه های مختلف دارای شدیدترین برخوردها در تمامی عرصه های نظامی ، سیاسی، اقتصادی، رسانه ای، فرهنگی و علمی بوده اند. روابط ایران و آمریکا را ، مطابق جدول شماره 1-1طی این 35 سال می توان به 4 دوره کلی تقسیم کرد:
جدول شماره 1-1-1 تقسیم بندی گفتمان ایران و آمریکا طی 35 سال اخیر
بازه زمانی ایران آمریکا
دوران تقابل روابط ایران و آمریکا 1357-1368 گفتمان آمریکا ستیزی گفتمان ایران ستیزی
دوران تعادل روابط ایران و آمریکا 1383-1368 گفتمان مذاکره گفتمان مذاکره
گفتمان ارعاب و تشویق
دوران بازگشت به تقابل ایران و آمریکا 1389-1384 گفتمان آمریکا ستیزی گفتمان ایران ستیزی
گفتمان اسلام هراسی
گفتمان شیعه ستیزی
دوران تعامل بین ایران و آمریکا ####-1392 گفتمان رابطه
گفتمان اعتدال
گفتمان تشویق و ارعاب
عوامل موثر بر شکل گیری گفتمان آمریکا ستیزی در کشور ایران از سیاست های خصمانه و رفتار های آکنده از تهدید و تحقیر کشورآمریکا نسبت به ملت ایران شکل گرفته است، به عنوان مثال در جدول 1-1-1 برخی از اقداماتی که توسط دولت آمریکا در طی این 35 سال علیه ایران اعمال کرده و در مواردی نیزتشدید شده است عبارت هستند از.
جدول 1-1-2- برخی اقدامات خصمانه و تهدید آمیز آمریکا نسبت به کشور ایران
قطع کامل روابط سیاسی بصورت یکطرفه با دولت ایران از سوی دولت آمریکا ( از سال 1359 تا کنون )
موضوع ایران گیت خرید اسلحه از آمریکا و اسرائیل توسط ایران ( سال 1364)
موضوع سفر مک فارلین و رسانه ای شدن اقامت 5 روزه او در تهران ( سال 1365)
حمایت مالی و بین المللی تمام عیار آمریکا از کلیه گروههای ضد انقلاب (از سال 1359 تا کنون )
حمایت از شورشهای قومی و تحرکات تجزیه طلبانه در داخل کشور ( از سال 1359 تا کنون )
محاصره اقتصادی ایران ازسال 1359 توسط آمریکا تا کنون ( سال 1359)
مسدود کردن میلیاردها دلار از اموال ایران در خارج و بانک های آمریکا(از سال 1359تاکنون)
حمله نظامی آمریکا به طبس تحت عنوان عملیات پنجه عقاب( سال 1359)
حمایت بی حد و اندازه از لشکر کشی و تجاوز 8 ساله عراق به خاک ایران ( سال 1359)
سقوط هواپیمای مسافربری ایران با 290 مسافر توسط ناو جنگی وینسنس آمریکا،( سال 1367)
حمله به سکو های نفتی ایران در سال 1366،
سیاست مهار دو جانبه ایران از سوی دولت کلینتون ( سال 1370)
حمله به دو کشور همسایه ایران ( سال 1359)
محور شرارت نامیدن کشورایران ( سال 1382)
اعمال انواع تبعیض ها و فشار بر ایرانیان اعم از استادان ، بازرگانان ، دانشجویان در اقصی نقاط جهان
ممانعت شدید جهت استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای
قطعنامه های متعدد در خصوص نقض حقوق بشر توسط ایران
حمایت مالی در را ه اندازی بیش از 100 کانال تلویزیونی در راستای مخالفت با ایران
قطع ارتباطات ماهواره ای شبکه خبری بین المللی ایران (پرس تی وی، العالم ،جام جم و .....)
ترور دانشمندان هسته ای ایران
اعمال تحریم شبکه های ماهواره ای ایران
اعمال شدیدترین تحریم های فلج‌کننده علیه ایران در تاریخ سیاسی آمریکا
و بسیار اقدامات خصمانه دیگر ، اما در منحنی روابط دو کشور ایران و آمریکا پنج نقطه را می توان به عنوان نقاط ماکزیمم که اوج تقابل گفتمان دو کشور نسبت به یکدیگر است را مشاهده کرد.
جدول 1-1-3- نقاط بحرانی در روابط دو کشور ایان و آمریکا
عوامل گفتمان آمریکا ستیزی در ایران عوامل گقتمان ایران ستیزی در آمریکا
کودتای 28 مرداد تسخیر لانه جاسوسی
سقوط هواپیمای مسافربری حمایت از ملت فلسطین
اعلام محور شرارت همچنین می توان دو نقطه را که شروعی بر گفتمان مذاکره بین دو کشور بود را مشاهده کرد.
جدول 1-1-4- نقاط بهبود در روابط ایران و آمریکا
ایران- گفتمان مذاکره آمریکا- گفتمان مذاکره
انتخابات دوم خرداد 1376 سفر مک فارلین
ابرازتاسف بایت کودتای 28 مرداد
گفتگوی تلفنی روحانی – اوباما گفتگوی تلفنی اوباما - روحانی
بیان مسئله
بی گمان سه رویداد بسیار تاثیر گذار و مهم در روابط ایران و آمریکا در 3 دهه اخیر که عبارت هستند از :
اشغال سفارت آمریکا از سوی ایران
سقوط هواپیمای مسافر بری از سوی آمریکا
محور شرارت خواندن ایران از سوی آمریکا
هنوز سایه سنگین خود را همچنان بر افکار عمومی مردم و دیپلماسی عمومی و رسمی دو کشورانداخته است. اشغال سفارت آمریکا تاثیر بسیار نامطلوب و منفی از کشور و ملت ایران در اذهان و افکار عمومی مردم آمریکا بجای گذاشت و نقطه آغازین یک جدال 34 ساله بین دو کشور گردید. این رویداد ، نقطه کانونی و دال اصلی دیپلماسی عمومی آمریکا بر علیه ایران می باشد. سقوط هواپیمای مسافربری ایران یکی از هولناک ترین جنایاتی بود که ملت ایران شاهد آن بود و دردناکتر اهدا حلقه گل به کاپیتان ناو جنگی ، این موضوع اوج روحیه کینه توری ، زورگوئی و خودکامگی آمریکا را برای مردم ایران نمایان ساخت .
در حا لیکه سال 2001 به پیشنهاد رئیس جمهور ایران آقای خاتمی در سازمان ملل؛ سال گفتگوی تمدن ها نام گرفت و تحلیل های دولتمردان وقت این بود که با این کار ایران را بعنوان چهره صلح طلب در جهان خواهند شناخت اما کمتر از چند ماه جورج بوش؛ رئیس جمهور آمریکا در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا ایران را "محور شرارت" خواند. این اقدام دولت آمریکا گفتمان مذاکره و روند اعتماد سازی از سوی ایران را برای مدتها زیادی به حاشیه راند و گفتمان آمریکا ستیزی جای آنرا گرفت .
تحلیل گفتمان رویدادهای دو سال اخیر بدون اشاره به این سیر تاریخی نقاط مبهمی را در این پژوهش برجای می گذاشت .کلیات این تحقیق تحلیل گفتمان رسانه ای دو کشور طی دو سال اخیر است ،آیا افکار عمومی رهبران سیاسی دو کشور نگاهی به آینده دارند و گفتمان های شکل گرفته از ساختارهای قبلی در حال گسست و رفتن به حاشیه می باشند.
تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی ایران و آمریکا طی 2 سال اخیر بدون اشاره به کلیات این سیر تاریخی نقاط مبهمی را در فصل چهارم ایجاد می کرد .
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
اگرچه در خصوص روابط سیاسی دو کشور ایران و آمریکا تحقیقات بسیار زیادی صورت گرفته اما رویکرد اصلی این تحقیقات از منظر اصول حاکم بر روابط بین الملل و علوم سیاسی می باشد. در چند سال اخیر دیپلماسی عمومی جایگاه ویژه ای در توسعه روابط سیاسی و فرهنگی کشورها با یکدیگر داشته است به همین دلیل موضوع دیپلماسی عمومی دست مایه تحقیق پژوهشگران زیادی در داخل و خارج قرار گرفتهاست .به عنوان مثال می توان به پایان نامه های دکترا و کارشناسی ارشد در خصوص تاثیر دیپلماسی فرهنگی ، دیپلماسی رسانه ای ایران با کشورهای عربی و همسایه اشاره کرد.
معهذا پژوهشی با عنوان تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی ایران و آمریکا با تاکید بر دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی فرهنگی تنها به چند مورد می توان اشاره کرد .
بدیهی است با توجه به تحولات اخیر بین دو کشور ایران و آمریکا که طی سه سال اخیر از نظر حجم پوشش خبری و رسانه ای بی سابقه می باشد. بازنمائی فضای حاکم بر گفتمان رسانه ای دوکشور از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است . ایالات متحده آمریکا بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 و عملیات نظامی حمله به افغانستان و عراق برای برون رفت از مشکلات سیاست خارجی خود و توجیه افکار عمومی جهان ، استفاده از دیپلماسی عمومی را به عنوان اصلی ترین اقدام خود در سیاست خارجی تصویب می کند و کشور ایران به عنوان نقطه کانونی این نوع دیپلماسی انتخاب می گردد. تولید و پخش دهها فیلم سینمایی ، فیلم های مستند ، سریالهای تلویزیونی ، اختصاص بودجه های چند صد میلیون دلاری و بسیاری دیگر از اقدامات ،حکایت از تاثیر گذاری و اهمیت این نوع دیپلماسی در دوران فنآوری اطلاعات و استفاده از قدرت نرم در عرصه روابط بین الملل دارد.
کشور ما نیز وزارت امورخارجه و بخش برون مرزی صدا و سیما در همین راستا اقدامات موثری از قبیل تاسیس اداره کل دیپلماسی عمومی و شبکه های برون مرزی جام جم ، پرس تی وی ، شبکه العام و موفقیتهای ورزشی در مسابقات جهانی ،اعزام دانشجویان و دانشگاهی انجام شده است گرفته است اما می پذیریم که به گستردگی فعالیتهای رسانه ای آمریکا در شبکه های جهانی مانند سی ان ان و فاکس نیوز و شبکه مجازی نمی باشد.
1-4- اهداف مشخص تحقیق
باز نمایی رسانه ای گفتمان حاکم بردیپلماسی عمومی ایران و آمریکا از سال 1390 تا اوایل سال 1393 و مقایسه آن با گفتمانهای فبل از 1390 از اهداف مشخص این تحقیق است.
در فاصله زمانی بین سال 1389 و 1390 و 1391 ما شاهد یک نوع گسست گفتمانی در رسانه های دو کشور بوده ایم .این تحقیق به هیچ عنوان در صدد واکاوی علل این گسست نیست بلکه هدف نشانه شناختی روابط دال و مدلولهای جدیدی است که در رسانه ها و سایر مولفه های دیپلماسی عمومی معنا پیدا کرد ه و بارنمایی شده اند.
شکل شماره 1-4-1-سیر گفتمان ایران و آمریکا طی 8 سال اخیر
1384 1388 1390 1392
.∫∫∫∫∫∫∫∫
گفتمان آمریکا ستیزی گسست در سال 1390 آغاز گفتمان جدید
این پژوهش بازتاب مصاحبه ها ، سفرهای خارجی ، مراسم روز جهانی مبارزه با آمریکا ، تماس تلفنی آقای روحانی و اوباما و یک سری دیگر از مولفه های دیپلماسی عمومی را در این فاصله زمانی در رسانه های ایران و آمریکا بررسی کرده ، سپس با استفاده از نظریه گفتمان لاکلاو موفه و استخراج عنصر سازنده گفتمان جدید ، سعی دارد این گسست گفتمانی را در فضای رسانه ای نشان دهد .
1-5-سوالات تحقیق
بر خلاف روشهای کمی که سوالات عبارتند هستند: چقدر؟ به چه میزان؟ میزان شدت رابطه که بدنبال پاسخی عددی هستند در روش کیفی سوالات کلی ،جامع نگر ومتمرکز بر تمایزات بصورت چگونه؟جرا؟ مطرح می شوند
این پژوهش تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی و رسانه ای 2 سال اخیر را بین دو کشور ایران و آمریکا بررسی کرده و سپس ضمن مقایسه با سالهای 1389 و 1388 به سه پرسش اساسی به شرح زیر پاسخ می دهد:
آیا بین گفتمان رسانه ای ایران و آمریکا و نشانه های بر ساختی آن گسستی روی داده است ؟
آیا دیپلماسی عمومی و رسانه ای می تواند نقش موٍثری در شکل دهی گفتمان جدید بین دو کشور داشته باشد.؟
آیا ساختارهای سابق که مولد گفتمان هژمونیک بین افکار عمومی دو کشوربودند، درحال تغییراست ؟
1-6- فرضیه های تحقیق
تحلیل گفتمان یک روش کیفی می باشد و در پژوهش کیفی، پژوهشگر ، قصد «اجرای نظریه» ای را در ذهن نمی پروراند از طرفی دیپلماسی عمومی و بخصوص دیپلماسی عمومی نوین نیز بر اساس فرضیه های از قبیل دیپلماسی سری و آشکار، دیپلماسی رسانه ای و مداخله گر ، دیپلماسی محرمانه و نظریه سی ان انی شکل گرفته است اما هدفاین پژوهش تحلیل گفتمان مولفه های دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی بین دو کشور ایران و آمریکا می باشد.اما فرضیه ای که دست مایه این پژوهش در دیپلماسی عمومی قرار گرفته است نظریه تاثیر سی ان انی و نقش کنترل کننده آن در هدایت افکار عمومی و رهبران سیاسی و برجسته سازی و رویدادهای خبری می باشد.
از طرفی پژوهش کیفی ناظر به حقایق، فرایندها و معناهایی است که نمی‌توان آنها را به صورت تجربی و کمی اندازه‌گیری کرد و آزمود، چرا که مبتنی بر نظریه‌ها و واقعیت‌های از پیش موجود نیست و بر این باور است که واقعیت‌ها در جامعه ساخته می‌شوند. در حالی که بسیاری از پژوهشگران کمی، رسالت خود را کشف واقعیت‌های از پیش موجود و روابطی موجود بین پدیدارها می‌دانند. در این خصوص برخی اندیشمندان منظور از پژوهش کیفی را نوعی از پژوهش می دانند که یافته های حاصل از آن از طریق روش های آماری یا سایر ابزارهای کمّی سازی بدست نیامده است. این گونه پژوهشی می تواند مطالعه در مورد زندگی افراد، تجارب زنده، رفتارها، هیجانات و احساسات آنها و همچنین عملکردهای سازمانی، تحرکات اجتماعی، پدیده های فرهنگی و تعاملات میان ملل را شامل شود. با تاکید بر پیچیدگی و تنوعی که به آن اشاره شد، تعریف کلی و عمومی زیر را برای پژوهش کیفی ارائه شده است: پژوهش کیفی شامل روش های چندگانه ای است که نسبت به موضوع موردنظر خود رویکردی تفسیری و طبیعت گرایانه دارند. به این معنیکه پژوهشگران کیفی پدیده ها را در محیط طبیعی آنها مورد مطالعه قرار می دهند و می خواهند این پدیده ها را بر حسب معنایی که افراد به آنها می دهند، ادراک یا تفسیر کنند. تعبیری دیگر اینکه برخی پژوهش کیفی را رویکردی اجتماعی می دانند که اساسا متکی به مطالعه افراد در محیط خود آنها است و تعامل با افراد را به زبان خود آنها و تحت همان شرایطی که در آن قرار دارند، مدنظر قرار می دهد. در مورد «فرضیه» می بایستی این نکته را یادآور شویم، در این روش با وجود اینکه پژوهشگر قصد آزمون فرضیه ای را ندارد ولی, این امر بدان معنی نیست که، اولا پژوهشگر قبل از پژوهش نداند در پی جستجوی چه چیزی هست؟ ثانیاپژوهشگر هیچ حدس و گمانی پیرامون موضوع مورد پژوهش خود از قبل در ذهن نداشته باشد؟ فقط پژوهشگر فرضیه ای ساختارمند و از قبل تعیین شده ای را به شکل مرسوم روش کمی در ذهن نمی پروراند. به عبارتی, در مورد فرضیه انعطاف پذیری وجود دارد. به همین دلیل اطلاعات بدست آمده, تحلیل ها و نتایج, پژوهش را هدایت و فرضیه ها را شکل می دهند. لذا, فرضیه آزمایی هدفِ روش کیفی نمی باشد.
فصل دوم : ادبیات تحقیق
2-1 -پیشینه تحقیق
2-2 -تحقیقات داخلی
2-3 -تحقیقات خارجی
2-4 - مفهوم دیپلماسی
2-4 -1- تعریف دیپلماسی
2-4 -2- تعریف دیپلماسی عمومی
2-4-3-تاریخچه دیپلماسی عمومی
2-4 -4- دیپلماسی عمومی نوین
2-4 -5-عوامل موثر بر دیپلماسی عمومی
2-4 -6- مولفه های دیپلماسی عمومی
2-4 -7- تعریف دیپلماسی فرهنگی
2-4 -8-تعریف دیپلماسی رسانه ای
2-5-تفاوت دیپلماسی عمومی و رسانه ای
2-6- چارچوب نظری و روش شناسی
2-6-1-دیپلماسی عمومی از دیدگاه نظریه های روابط بین الملل
2-6-2-نظریه واقع‌گرایی
2-6-3-نظریه نو واقع گرائی
2-6-4-دیپلماسی عمومی ازدیدگاه نظریه واقع گرائی و نو واقع گرائی
2-6-5-نظریه لیبرالیسم .
2-6-6-نظریه نولیبرالیسم
2-6-7-دیپلماسی عمومی از دیدگاه نظریه لیبرالیسم و نو لیبرالیسم
2-6-8-ساختارگرایان
2-6-9-دیپلماسی عمومی از دیدگاه ساختارگرایی


2-6-10-نظریه تاثیر سی ان انی
2-6-11-نظریه برجسته سازی
2-6-12-نظریه برجسته سازی در تاثیر سی ان انی
2-6-13-نظریه شاخص سازی
2-6-14-نظریه ایجاد رضایت مندی یا مدل پروپاگاندا
2-7-تعریف دیپلماسی اقتصادی
2-8 --مولفه های کاربردی دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی
2-9 -دیپلماسی عمومی ایران و سیاست خارجی
2-10 - اقدامات ایران در بخش دیپلماسی رسانه ای
2-11 - دیپلماسی عمومی آمریکا
2-1-ادبیات تحقیق
این پژوهش از ترکیب منابع مطالعاتی در دو حوزه تحلیل گفتمان و دیپلماسی عمومی استفاده کرده است .لذا در این بخش به هر دو نظریه تحلیل گفتمان و دیپلماسی عمومی اشاره خواهد . در میان نظریه پردازان گفتمان در عرصه سیاست و علوم اجتماعی ، نظریه لاکلاو و موفه جایگاهی خاص دارد ، از این جهت که این دو اندیشمند بهتر از دیگران توانسته اند نظریه ای را که ریشه در زبان شناسی دارد به عرصه فرهنگ ، اجتماع و سیاست وارد کنند.آنها با ارائه صورت بندی نظام مند از نظریه گفتمان ابزاری کارآمد برای شناخت و تبیین پدیدهای سیاسی یه دست دادند.
مطابق نظریه لاکلاو و موفه مهم ترین کار در مطالعات سیاسی شناخت گفتمان ها است . گفتمان نظامی از معنا است که کنش ها و اندیشه های سیاسی در آن شکل می گیرند. از این رو تحلیل گفتمان به عنوان یک روش کیفی جهت تحلیل رویدادهای سیاسی و اجتماعی در سالهای اخیر افق جدید و نوظهوری را برای پژوهشگران گشوده است
در این تحقیق با استفاده از این نظریه لاکلاو به تحلیل گفتمانِ دیپلماسی عمومی ایران و آمریکا پرداخته شده است .دیپلماسی عمومی امروزه از جایگاه مهمی در روابط بین الملل برخوردار است و در دنیای آکادمیک نیز مطالعات گوناگونی درباره آن انجام گرفته است. برخی دیپلماسی عمومی را برنامه‌ریزی استراتژیک و اجرای برنامه‌های آموزشی، فرهنگی و اطلاع‌رسانی توسط یک کشور حامی برای افکار عمومی در یک کشور هدف می‌دانند، به‌گونه‌ای که رهبران سیاسی کشور هدف را قادر به تصمیم‌گیری حمایت‌گرانه و پشتیبانی از اهداف سیاست خارجی کشور حامی سازد. در واقع در این دیپلماسی بخشی از مخاطبان افراد و نهادهای غیردولتی هستند که برقراری ارتباط با آنها نیازمند مهارت‌های خاص خود است. از مهم‌ترین ویژگی‌های دیپلماسی عمومی شفافیت و تلاش برای انتشار اطلاعات است، درحالی‌که در دیپلماسی سنتی ابهام ویژگی مهمی به شمار می‌رود. موضوعات و مسائل دیپلماسی سنتی در ارتباط با سیاست‌ها و رفتار دولت‌های دیگر است، اما در دیپلماسی عمومی مسئله نگرش و رفتار افکار عمومی خارجی است و در جایی که سیاست‌ها و رفتار یک دولت نشئت گرفته از نگرش‌های شهروندان آن است، دیپلماسی عمومی در پی آن است تا با تحت تأثیر قرار دادن شهروندان یک کشور و تغییر نگرش آنها بر رفتار و سیاست‌های آن اثر بگذارد.
در طی دو سال اخیر ، تحلیل دیپلماسی عمومی روابط ایران و آمریکا بر اساس روش کیفی تحلیل گفتمان ، تاکنون موضوع هیچ پایان نامه و یا کتابی نبوده است معهذا بررسی این رابطه از سایر زوایا در گذشته تحقیقات خوبی صورت گرفته که ذیلا به آنها اشاره می شود .دسترسی به منابع اصلی این تحقیقات متاسفانه بسختی امکان پذیر بود لذا خلاصه ذکر شده از آنها با مراجعه به سایت دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران. کار پژوهش برخی دانشجویان بوده است .
منبع دوم انتشارکتابشناسی دیپلماسی عمومی و فرهنگی از سوی مرکز مطالعات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی می باشد که بصورت جامع تری به ادبیات و پیشینه تحقیق در زمینه دیپلماسی عمومی پرداخته است .
ایزدی ، فواد ، دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال ایران ، دانشگاه امام صادق(ع) 1390
کتاب حاضر با وجود اهمیت اقدامات دیپلماسی عمومی امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، تاکنون پژوهشی جامع در این باره انجام نشده است. بر همین اساس کتاب حاضر، به‌منزله نخستین گام برای پر کردن این خلأ، می‌کوشد تا سیاست‌های دیپلماسی عمومی امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران پس از حادثه یازده سپتامبر و به‌‌ویژه سال‌های پایانی دولت بوش و نیز حلقه‌های سیاست‌ساز مرتبط با آن را به‌گونه‌ای عمیق بررسی کند.علاوه براین، مهمترین ابتکار نویسنده این می‌باشد که از ارائه روایتی صرفا توصیفی از سیاست آمریکا فراتر رفته، «شبکه بررسی مسائل ایران» را نیز که در مباحث مربوط به سیاست‌های آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران مشارکت می‌کند، را به عنوان چارچوب تحلیلی بحث انتخاب نموده است
دیپلماسی عمومی راهبردی و سیاست خارجی آمریکا (گسترش نفوذ) ، تألیف یارول بی مانهایم، ترجمه حسام الدین آشنا و محمد صادق اسماعیلی، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول، 1390.
در بخش اول کتاب فوق با عنوان «دیپلماسی عمومی راهبردی»، موضوعات سیستمی که در آن کارگزاران خارجی خدمات خود را ارائه می‌دهند مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش از دو فصل تشکیل شده است. فصل اول با عنوان «تبلیغات در عصر ارتباطات راهبردی در مورد»، ضمن بررسی این موضوع، در انتها در مورد ساختار کتاب و ویژگی‌های فصول مختلف کتاب توضیح می دهد. فصل دوم با عنوان «دیپلمات‌های جدید: صنعتی رو به رشد»، تصویری از یک صنعت در ایالات متحده ارائه می‌دهد که به منظور تاثیر‌گذاری بر رسانه‌های آمریکایی، افکار عمومی و نظرات نخبگان در جهت منافع مشتریان دولتی یا شرکتی خارجی ایجاد شده است. این فصل دربرگیرنده تحلیلی از اطلاعات اسناد وزارت دادگستری است که سطح و نوع فعالیتهای مؤسسات ایالات متحده را ـ که به عنوان کارگزار ذی‌نفعان خارجی ثبت شده‌اند ـ مورد شناسایی قرار می‌دهد.
روندا ذهارتا ، دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک آمریکا پس از 11 سپتامبر، مترجم: ذوالفقاری، مهدی، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول، 1390
آنجه نویسنده در این اثر به دنبال طرح آن است بیان اهمیت دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکاست. کتاب حاضر به سه بخش تقسیم شده است. بخش اول که میراث عبرت‌های گرفته شده است، بازبینی‌ای از دیپلماسی عمومی ایالات متحده در بازه زمانی یازده سپتامبر می‌باشد. در ابتدای فصل 1 به مروری بر رخدادهای پس از وقوع حادثه مذکور می‌پردازیم، یعنی دورانی که حمایت بین‌المللی زیادی از آمریکا وجود داشت. بعد از آن نیز رخدادهایی را بررسی می‌کنیم که منجر به کاهش تدریجی حمایت بین‌المللی از ایالات متحده شد. اگرچه بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ضدیت با آمریکا در دوران بعد از یازده سپتامبر افزایش پیدا کرد، اما تحلیل دقیق‌تری از روندهای جاری در آن دوره و بخصوص مسایل مربوط به ارتباطات عمومی نشان می‌دهد که چالش‌های پیش‌روی دیپلماسی عمومی ایالات متحده پیچیده‌تر و هزینه‌برتر از این بودند که با بهبود وجهه این کشور حل شوند. در فصل 2 به بررسی اقداماتی می‌پردازیم که طی سال‌های 2001 تا 2004 تحت عنوان دیپلماسی عمومی انجام شدند. سال‌های ذکر شده بخصوص از دیدگاه ارتباطی اهمیت خاصی دارند، زیرا با توجه به رخدادهایی که در این فاصله زمانی بروز کرد، ایالات متحده در سال های بعد لحن و حتی پارامترهای مربوط به اقدامات بعدی‌اش را معین کرد. در فصل3 نگاهی خواهیم داشت به مجموعه‌ای از مطالعات خصوصی و دولتی و تحقیقاتی که نهادهای مختلف برای دستیابی به جواب‌های مورد نظر خود انجام دادند. با در نظر گرفتن تمامی این موارد، گزارش‌هایی که در دست داریم نمای کلی‌ای را از دیپلماسی عمومی ایالات متحده در سال‌های حساس ذکر شده بدست می‌دهد. البته باید به این نکته هم توجه داشت که با توجه به مشابهت این قبیل گزارش‌ها از نظر حوزه موضوعی، یافته‌ها، پیشنهادات نهایی– و نیز اشتباهات فرهنگی و ارتباطی- امکانش هست که همین گزارش‌ها سهواً سبب تداوم مشکلات دیپلماسی عمومی این کشور به جای کاهش آنها شده باشد.
ژان میلسن و همکاران ، دیپلماسی عمومی نوین؛ کاربرد قدرت نرم در روابط بین‌الملل،ترجمه دکتر رضا کلهر، محسن روحانی ، چاپ سوم 1389
وقوع رخداد 11 سپتامبر مباحث جدی‌ای را در باب، دیپلماسی عمومی دامن زد که تا به امروز ادامه دارد. به گونه‌ای که نحوه مدیریت دیپلماسی عمومی به موضوعی حساس و جنجال‌برانگیز برای کلیه کشورها، تبدیل شده است. اثر حاضر با رویکردی دوجانبه به بررسی و تحلیل مقوله مهم دیپلماسی عمومی پرداخته و در آن ضمن مبادی و ضرورت‌های بحث، الگوهای متفاوت دیپلماسی عمومی نزد کشورهای کوچک و یا قدرت‌های بزرگ به بحث گذارده شده است. کتاب شامل یک مقدمه و یازده فصل می‌باشد. در مقدمه کتاب با عنوان «دیپلماسی نوین؛ رویکردی ایرانی»، نویسنده ضمن پرداخته به بحث دیپلماسی نوین، در پی آن است تا الزامات مربوط به بازنگری در دیپلماسی را در جهان معاصر از منظری ایرانی، به بحث و بررسی گذارد. برای این منظور نخست مفهوم و عناصر دیپلماسی نوین مشخص شده و در ادامه، ساختار دیپلماسی نوین متناسب با موقعیت ایران، تحلیل می‌گردد. فصل اول با عنوان «دیپلماسی عمومی نوین: از تئوری تا عمل»، ابتدا دیپلماسی عمومی را به مثابه یک مفهوم معرفی و توسعه کنونی را در این زمینه ارزیابی می‌کند. سپس اهمیت دیپلماسی عمومی را در محیط متغیر بین‌المللی می‌سنجد و ویژگی‌های عمل [سیاسی] مناسب را شناسایی می‌کند. این فصل میان تبلیغ، روابط فرهنگی و شاخص‌سازی ملت از یک‌سو و دیپلماسی عمومی از سوی دیگر تمایز قائل می‌شود. فصل دوم با عنوان «بازاندیشی در دیپلماسی عمومی نوین»، ضمن بررسی مفهوم دیپلماسی عمومی نوین، این مسئله را طرح می‌کند که بحث کنونی درباره دیپلماسی عمومی، نه تنها بی‌اهمیت نیست، بلکه باید به نقش آن در لایه‌های عمیق‌تری از عمل سیاسی توجه کرد
5- روزنامه واشنگتن تایمز و روابط روابط ایران و آمریکا
به نوشته این روزنامه در تاریخ 10 بهمن 1391از 27سال پیش که انقلاب ایران به پیروزی رسید، تمام طرح هایی که برای رابطه ایران و آمریکا آغاز شد، با ناکامی مواجه شد. در سال 1358، تلاش دولت کارتر برای آغاز ارتباط با ایران به ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا به بن بست خورد. در سال 1365 طرح دولت ریگان برای مذاکره با ایران، با انتشار گزارش هایی مبنی بر اینکه آمریکا قصد دارد در مقابل آزادی گروگانهای آمریکایی ،به ایران سلاح بدهد، و جنجالهای پس از این خبر، ناکام ماند. اما مهمترین این موارد در زمان دولت کلینتون بود؛ زمانی که محمدخاتمی در سال 1376 در ایران به ریاست جمهوری انتخاب شد و با سخنانی مسالمت جویانه از جمله مصاحبه با سی ان ان، سیاستی صلح آمیز و مناسب برای گفتگو را در پیش گرفت. این گفتمان جدید در ایران باعث شد که دولت کلینتون شروع به دادن امتیازهایی به ایران کند. در ماه می 1998 (اردیبهشت 1377)، کلینتون از تحریم شرکتهای روسی، فرانسوی و مالزیایی که قصد سرمایه گذاری در میدان گازی پارس جنوبی ایران را داشتند، صرفنظر کرد و با این کار ثروت هنگفتی را نصیب ایران کرد. همچنین مادلین آلبرایت، وزیر امورخارجه وقت آمریکا در ماه ژوئن همان سال اعلام کرد که واشنگتن قصد دارد، روند صدور ویزا برای ایرانیان را تسهیل کرده و طرحی را برای عادی سازی روابط دو کشور اجرا کند. این روزنامه در ادامه ادعا کرد این جریان عادی سازی روابط، با اقدام ایران در آزمایش موشک شهاب 3 با مشکلات و پیچیدگی هایی مواجه شد.همچنین در ماه سپتامبر، زمانی که محمد خاتمی برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد، سخنانش در مورد «گفتگوی تمدنها» را با انتقاد از رفتارهای صهیونیستها و دولت آمریکا برای حمایت از گروههای مخالف ایران و فراهم کردن بودجه رادیو اروپای آزاد و رادیو آزادی، همراه کرد. با وجود ادامه یافتن مشکلات، دولت کلینتون یک بازنگری گسترده در تحریم های اقتصادی در مورد ایران را آغاز کرد و در ماه مارس 2000، (1379)، آلبرایت اعلام کرد واردات برخی از محصولات ایرانی به آمریکا از جمله خاویار و فرش آزاد می شود. وی همچنین از نقش این کشور در کودتای سال 1332 که موجب سرنگونی حکومت مردمی مصدق شد، عذرخواهی کرد. این روزنامه آمریکایی بدون اشاره به نقش مثبت ایران در سرنگونی طالبان در افغانستان و سخنرانیموسومبه " محور شرارت"جرج بوش مسوولیت بالا گرفتن تشنج میان دو کشور را متوج ایران دانسته و می افزاید: در عوض مقامات ایران و محافظه کاران این کشور هرگونه تمایل به نزدیک شدن به آمریکا را رد کرده و این کشور را خائن و پیمان شکن نامیدند. واشنگتن تایمز در پایان نتیجه می گیرد که مذاکره ایران و آمریکا نه تنها راهی برای پیشرفت ندارد بلکه به ادعای این روزنامه هیچ فایده ای هم برای منافع آمریکا ندارد.
6-بررسی دیپلماسی عمومی ایالات متحده آمریکا در دوره اوباما و تاثیر آن بر صلح و امنیت جهانی (مطالعه موردی: منطقه خاورمیانه)
در این نوشتار تلاش بر آن است که دیپلماسی عمومی ایالات متحده ی آمریکا در دوره ی پس از حملات 11 سپتامبر، به منظور فهم تاثیرات آن بر صلح و امنیت بین المللی (مطالعه ی موردی خاورمیانه) مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. سوال اصلی این نوشتار این است که دیپلماسی عمومی آمریکا در دوره ی پس از 11 سپتامبر چگونه بر صلح و امنیت منطقه ی خاورمیانه تاثیر گذاشته است؟ فرضیه ی این نوشتار در پاسخ به این سوال این است که: دیپلماسی عمومی آمریکا در دوره ی پس از 11 سپتامبر در راستای تامین و ارتقای منافع ملی این کشور منجر به افزایش بی ثباتی و ناامنی در منطقه خاورمیانه گردیده است. اگرچه سیاست گذاران آمریکایی پس از 11 سپتامبر تلاش کردند که دیپلماسی عمومی جدیدی را برای بازسازی و بهبود تصویر آمریکا و کاهش آمریکا ستیزی در منطقه خاورمیانه طراحی و تنظیم نمایند اما نظرسنجی ها حاکی از آن است که آنها موفق نبودند و دیپلماسی عمومی آمریکا منجر به افزایش بی ثباتی و ناامنی در منطقه خاورمیانه گردیده است. برای اثبات این فرضیه از روش های توصیفی - تحلیلی استفاده شد و نتایج این پژوهش حاکی از اثبات این فرضیه است.
2-2-پایان نامه های مرتبط:
جایگاه دیپلماسی عمومی درسیاست خارجی ایران در خاورمیانه ،استاد راهنما : دکتر صادق زیبا کلام ، محقق علی احمدی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران پایان نامه سال 1390
نقش انجمن های دوستی در توسعه دیپلماسی فرهنگی و ارائه راهبر دهای موثر، استاد راهنما دکتر علی اکبر رضائی ، نکارنده: کامران نژاد لطفی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران پایان نامه سال 1388.
2-3-مقالات
گزارش 4 سالانه وزارت دفاع آمریکا؛دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال ایران
وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا در گزارش 4 سالانه خود مدعی شده در طی پنج سال گذشته، اولویت آمریکا در خاورمیانه ممانعت ایران از دست‌یابی به سلاح اتمی بوده که برای این کار از استراتژی‌های مختلفی همچون دیپلماسی، فشار اقتصادی بین‌المللی و باقی نگه داشتن گزینه نظامی روی میز استفاده کرده است.اندیشکده پروژه امنیت آمریکایی نوشت: وزارت دفاع آمریکا ابتدای ماه مارس سال جاری، گزارش چهارساله دفاعی خود را منتشر ساخت. این گزارش هر چهار سال یکبار و به منظور تطبیق، شکل‌گیری و توازن مجدد ارتش برای مقابله با چالش‌های استراتژیک و مخالفین در سال‌های پیش رو منتشر می‌شود.
2-4-تحقیقات خارجی
دیپلماسی عمومی نخستین بار در مراکز آکادمیک غرب مطرح شد .دیپلماسی عمومی در دوران جنگ سرد و بخصوص پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 محور اصلی تعاملات آمریکا با کشورهای اسلامی قرار گرفت .در باره عنوان این تحقیق نیز مطالب متنوع و گسترده ای در آمریکا و سایر کشورهای جهان صورت گرفته که برخی از آنها ترجمه و برخی با زبان اصلی موجود می باشند.
2-4-1- پنجاولویت استراتژیک دیپلماسی عمومی آمریکا در قرن 21
معاون دیپلماسی عمومی وزیر خارجه آمریکا طی سخنانی در مجلس سنا دیپلماسی عمومی را تقویت تعامل آمریکا با جهان دانست و گزارشی به منظور تهیه نقشه راه دیپلماسی عمومی این کشور در قرن 21 ارائه کرد. در این چهارچوب کاری پنج اولویت استراتژیک برای دیپلماسی عمومی آمریکا در قرن بیست و یکم مطرح شده است: 1-1شکل‌دهی به روایت (طراحی استراتژی‌های پیشگیرانه به منظور اطلاع‌رسانی، الهام‌بخشی و ترغیب.1-2- توسعه و تقویت روابط بین مردم (ایجاد اعتماد و احترام متقابل از طریق توسعه برنامه‌ها و پلت‌فرم‌های دیپلماسی عمومی)1-3- . مبارزه با افراطی‌گرایی خشونت‌آمیز (مبارزه با تبلیغات افراط‌گرایان خشونت‌طلب، بی‌اعتبارسازی و مشروعیت زدایی از القاعده و ایجاد و تقویت نظرات و صداهای محلی معتبر)1-4- اطلاع‌رسانی بهتر در فرایند سیاست‌گذاری (اطمینان از اینکه در سیاست خارجی ایستارها و عقاید افکار عمومی خارجی نیز جای داده‌ شده‌اند)1-5-اختصاص منابع در راستای اولویت‌های کنونی (تقویت ساختارها و فرایندها برای تضمین وجود یک دیپلماسی عمومی مؤثر و هماهنگ)که ارتباطات قوی‌تری بین معاونت دیپلماسی عمومی و روابط عمومی وزارت امور خارجه و دفاتر منطقه‌ای بوجود آید.
2-4-1-ده اولویت دستگاه دیپلماسی عمومی آمریکا در سال 2014
اندیشکده پروژه امنیت آمریکا نوشت ضمن تأکید بر اینکه سال 2014 سال ارتقای دیپلماسی عمومی آمریکا است، مهمترین چالش‌ها و فرصت‌های این حوزه را برای آمریکا تشریح می‌کند.
سال جدید، سالی است که می‌توان آن را سال دیپلماسی عمومی آمریکا خواند که سرشار از فرصت‌ها و چالش‌های بسیار است. در اینجا 10 اولویت اول دیپلماسی عمومی آمریکا در سال 2014 ذکر شده است . هرچند که این موارد را به هیچ وجه نمی‌توان تنها مسائل مهمی که پیشِ‌روی دیپلماسی عمومی آمریکا قرار می‌گیرد ، معرفی کرد، اما از پس گفت‌وگوهای متعدد با مقامات رسمی، فعالان و اساتید دانشگاهی در سال گذشته، فهرست تهیه شده است .
تأیید سمت جدید معاونت دیپلماسی عمومی و روابط عمومی در وزارت امور خارجه.
برنامه‌ریزی جدی برای هیئت برنامه‌های اطلاعاتی بین‌المللی
در هم ادغام کردن سیستم‌های آنالوگ و دیجیتال.
معیارهای سنجشی ترکیبی.
تعریف یک روایت استراتژیک.
ورود هرچه جدی‌تر به بخش پخش‌های رسانه‌ای بین‌المللی آمریکا.
آموزش نسل‌های بعدی.
آگاه‌سازی هرچه بیشتر فضای داخلی.
ایران.
آمریکا و ایران در نقطه عطف روابط متشنج خود قرار گرفته‌اند، این به‌مثابه فرصتی است که نه آمریکا و نه ایران می‌توانند از آن به‌راحتی بگذرند. روحانی، رئیس جمهور ایران پیشرفت بسیار قابل توجهی در تغییر فضای گفتمانی میان دو کشور حاصل کرده است و با هدف قرار دادن مستقیم مخاطبین آمریکایی، یک دیپلماسی عمومی جدی را در پیش گرفته است. تحریم‌ها، ایران را پای میز مذاکرات بازگرداند. آمریکا، به‌خاطر ایجاد تفاهم دوجانبه هم که شده باید بسیار دقت کند تا حوزه دیپلماسی عمومی را در مورد ایران به‌طور کامل وانگذارد و استفاده از دیپلماسی عمومی و ابزارهای وابسته به آن را به‌منظور ایجاد تغییر در روابط میان دو کشور، بهره ببرد. دیپلماسی عمومی این ظرفیت را دارد که راه را برای رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک برای بحران هسته‌ای، هموار کند؛ به‌نحوی که هم ایران راضی باشد و هم نگرانی‌های امنیتی آمریکا و جامعه بین‌المللی برطرف شود.
مصر
کشور مصر دهمین اولویت آمریکا در دیپلماسی عمومی می باشد .
2-5- مفهوم دیپلماسی:
دیپلماسی به فن و هنر اداره سیاست یا تنظیم روابط بین المللی از طریق مسالمت آمیز گفته میشود .گسترده ترین مفهوم دیپلماسی روابط بین دولتها است
برخی دیگر بر این باورند که دیپلماسی هنر و فن حل و فصل اختلافات بین کشورها و مسائل بین‌المللی از طریق مذاکره است که این هم جزء تعاریف سنتی است.
2-5-1- تعریف دیپلماسی
فرهنگ روابط بین الملل پلانو، دیپلماسی را چنین تعریف می کند: «هدایت و اجرا و انجام روابط بین دولت ها از طریق نمایندگان رسمی که این روند ممکن است اصول کامل سیاست خارجی، چارچوب سیاست گذاری و اجرای آن ها را در بر بگیرد و با سیاست خارجی هم پوشانی داشته باشد. تکنیک های عملی که از طریق آن ها یک کشور، منافع و اهداف خود را خارج از حوزه صلاحیت جغرافیایی خود دنبال می کند.»
2-5-2-تعریف دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی همانا تلاشهای یک دولت برای اطلاعرسانی،ایجاد درک متقابل، و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از: تبادلات علمی-دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمترسانی، و در نهایت، انتشارات. 
تعریف دیگر اینکه دیپلماسی عمومی فعالیتهای در زمینه های تبادل اطلاعات ، آموزش و فرهنگ با هدف تاثیر گذاری از طریق تاثیر گذاردن بر شهروندان آن است.
بیطرفانه ترین تعریف دیپلماسی عمومی آنرا اینگونه تعریف می کند: " فرآیندی دولتی از برقراری ارتباط با مردمان خارج در راستای ایجاد فهمی از اید ه ها ، فرهنگ و نیز اهداف سیاسی و خط مشی های ملت خود"
کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی آمریکا دیپلماسی عمومی را اینگونه تعریف می کند:
"اطلاع رسانی ، تعامل و تاثیر گذاری بر مردمان کشورهای خارجی به گونه ای که (مردم آن کشور ها) در نتیجه این فعالیتها ، حکومتهای خود را ترغیب کنند تا از سیاستهای کلیدی آمریکا حمایت کنند.
ژوزف نای(دیپلماسی عمومی را ابزار ” قدرت نرم”- قدرتی اقناعی مبتنی بر جاذبه های خود که برای جلب موافقت عمومی طراحی شده است - می بیند.
2-5-3-تاریخجه دیپلماسی عمومی
 نیکلاس کال، تاریخچه استفاده از این اصطلاح را به ادموند گولیون(رئیس دانشکده حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتس)، در سال 1965، نسبت می دهد. گرچه این اصطلاح قبل از آن نیز چندبار در محافل اروپایی و آمریکایی بکار برده شده، اما استفاده امروزی از آن را باید به گولیون نسبت داد. از آن پس اکثر فعالیتهای فرهنگی کشورهای اروپایی و امریکایی که در خارج از مرزهای آنان صورت می گرفت تحت این عنوان معرفی شدند. 
دیپلماسی عمومی، از لحاظ نظری، وامدار رشته هایی همچون روابط بین الملل، ارتباطات، روابط عمومی، و نیز بازاریابی است. و به طور جزیی تر هر کدام از فعالیتهای مربوطه تحت تاثیر نظریه های مربوطه به خود هستند. بعنوان مثال، تبادلات دانشجویی، تحت تاثیر نظریه های آموزشی، و بکارگیری رسانه های صوتی و تصویری تحت تاثیر نظریه های ارتباطات هستند. 
2-5-4- دیپلماسی عمومی نوین
توسعه فنآوری اطلاعات ، ارتباطی دو سویه برای مخاطب فراهم ساخته است . در شبکه های اجتماعی مخاطب منفعل و ارتباط یک سویه نمی باشد بلکه او نیز در بیان نظرات خود به امکانی برابر با دیگران دست یافته است .
اسنوازجمله افرادی است که معتقدند دیپلماسی عمومی باید برای فرارفتن از پروپاگاندا در بر گیرنده ارتباطات دو سویه باشد .
ملیسن نیز چنین می گوید :دیپلماسی عمومی از آن جهت که می کوشد مردم را اقناع کند تا به گونه ای خاص بیندیشند ، شبیه پروپاگاندا است ؛ اما از سوی دیگر، چون دیپلماسی عمومی به حرفهایی که مردم برای گفتن دارند نیز گوش فرا می دهد اساسا با پروپاگاندا متفاوت است . به گفته ملیسن تا کنون رویکرد دولت آمریکا به دیپلماسی عمومی ، گفت و گویی واقعی به بار نیاورده است
کارشناسان اکنون از دیپلماسی عمومی نوین یا دیپلماسی عمومی 2 سخن می گویند. این دیپلماسی ، استفاده از رسانه های نوین (وب2، شبکه های اجتماعی )برای گوش فرادادن و تاثیر گذاری بر روی مخاطبان خارجی است . چه این تاثیر گذاری از سوی دولت باشد و خواه از سوی مردم، یک هدف را دنبال می کند و آن ایجاد محیطی عالی برای رسیدن به مفاصد اقتصادی ، فرهنگی و امنیت ملی است
گیلبوا به این مطلب اشاره می کند که دیپلماسی عمومی نوین یک فعالیت دولتی صرف نبوده بلکه در عوض ، فعالیتی است که به عوامل دولتی و غیر دولتی ، مانند نهاد های آموزشی ، احزاب سیاسی ، دانشگاهها و اتحادیه های کارگری وابستگی متقابل دارد .به نظر گیلبوا دیپلماسی عمومی نوین " سامانه ای ارتباطی است که برای ایجاد گفت و گو طراحی شده است ؛ هم با دوستان و هم پیمانان و هم با دشمنان .
جدول2-1 مقایسه دیپلماسی عمومی قدیم و دیپلماسی عمومی نوین
ویژگیها دیپلماسی عمومی قدیم دیپلماسی عمومی نوین
هویت بازیگران بین المللی دولت دولت و بازیگران غیر دولتی
محیط فنآوری رادیو، تلوبزیون،مطبوعات و تلفن ثابت ماهواره ، اینترنت ، شبکه های خبری برخط، تلفن سیار
محیط رسانه ای تمایز میان حوزه داخلی و بین المللی کمرنگ شدن حوزه داخلی و بین المللی
واژه شناسی تصویر و وجهه بین المللی افزایش اعتبار و برند سازی
ساختار از بالا به پایین افقی ، تسهیل شده تویط بازیگر بین المللی
ماهیت نقش پیام رسانی هدفمند رابطه سازی
هدف کلی مدیریت محیط بین المللی مدیریت محیط بین المللی
2-5-5- عوامل موثر بر دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی به توجه به مفهوم کسترده آن از مولفه ها و پارامترهای بسیاری تاثیر می پذیرد . اما بطور کلی می توان گفتمان حاکم بر رسانه های جمعی ، افکار عمومی و روابط عمومی را که تحت عنوان قدرت نرم امروزه شناخته می شوند را از عوامل موثر و تاثیر گذار در دیپلماسی عمومی نام برد
2-5-6- مولفه های دیپلماسی عمومی
دیپلماسی عمومی دارای مولفه های مختلفی می باشد که مهمترین آنها
دیپلماسی فرهنگی
دیپلماسی رسانه ای
دیپلماسی اقتصادی
می باشد
2-5-7- تعریف دیپلماسی فرهنگی:
دیپلماسی فرهنگی رکن اصلی دیپلماسی عمومی است و نوعی از قدرت نرم است که شامل " تبادل ایده ها، اطلاعات، هنر و دیگر جنبه های فرهنگی در میان ملت ها و اقوام است ، که جهت بهبود درک متقابل آنها از یکدیگر می باشد . هدف از دیپلماسی فرهنگی این است که مردم خارج از یک کشور درک درستی از آرمان ها و ایده ها ی یک کشور داشته باشند این تلاش برای جلب حمایت گسترده ای آنها برای اهداف اقتصادی و سیاسی است.
2-5-8-تعریف دیپلماسی رسانه ای
دیپلماسی رسانه ای به معنای استفاده از رسانه های جمعی برای برقراری ارتباط و بسیج حمایت عمومی از توافقات است . دیپلماسی رسانه ای از طریق فعالیتهای معمول یا ویژه متعددی ؛شامل کنفرانس های مطبوعاتی ، مصاحبه و افشااطلاعات به علاوه دیدار سران کشورهای و واسطه ها در کشورهای متخاصم و رویداهای رسانه ای تاثیرگذاری پی گیری می شود که برای ورود به دورانی جدید ترتیب داده شود. ( ایتان گیلبوا ، ارتباطات جانی و سیاست خارجی)
دیپلماسی رسانه‌ای به صورت عام به معنای به کارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی و نقشی است که رسانه‌ها در فعالیت‌های دیپلماتیک، میان کشورها بازی می‌کنند. بر این اساس، دیپلماسی رسانه‌ای دارای معنای متفاوتی از دیپلماسی عمومی است.
2-6-تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای
آقای گیلبوا اولین کسی است که تفاوت های دو مقوله دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی را به صورت اکادمیک و روشمند مشخص می کند. وی به ابهامات موجود در دیپلماسی رسانه ای و استفاده نادرست از آن توسط سیاستمداران اشاره می کند و معتقد است دیپلماسی رسانه ای در چند مورد با دیپلماسی عمومی تفاوت دارد.
2-6-1 محتوی : مورد اول تفاوت میان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه ای در مقوله بافت و متن است. دیپلماسی رسانه ای مشخصا در بستر و شرایط مذاکره وحول محور مذاکره معنی پیدا می کند در حالی که دیپلماسی عمومی در تقابلات ایدیولوژیک و مناقشات نظری ظهور و بروز بیشتری دارد.
2-6-2 دوره زمانی: نقطه افتراقدیگر میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی دوره زمانی است. به این معنا که  دیپلماسی عمومی احتیاج به دوره طولانی مدت دارد و امکان بهره برداری کوتاه زمان از آن وجود ندارد در حالی که دیپلماسی رسانه ای ماهیتا احتیاج به زمانی طولانی ندارد و حتی یک مدت چند دقیقه ای برای به کارگیری آن کفایت می کند.
2-6-3 اهداف: از دیگر موارد اختلاف میان دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی، اهداف اند که ظرافت خاصی دارند. اهدافی که در دیپلماسی عمومی دنبال می شونداهدافی بنیادین وعمومی اند و بیشتر شامل مواردی چون ایجاد یک جریان فکری مبتنی برشالوده های نظری یا از بین بردن و تضعیف سازه های فکری می شوند. در این زمینه نیز دیپلماسی رسانه ای با دیپلماسی عمومی اختلاف مبنای دارد زیرا دیپلماسی رسانه ای هدف مشخص و معینی رادر یک بسته بندی محدود دنبال می کند.
2-6-4 روش ها: متدلوژی و روش های به کار گرفته شده در دیپلماسی عمومی از دیگر موارد اختلاف با دیپلماسی رسانه ای است. به عبارت روشن تر در دیپلماسی همومی ایجاد فضای دلخواه از طریق تبلیغات سیاسی انجام می گیرد.در حالی که در دیپلماسی رسانه ای قبل از هر مساله، حل اختلاف و جستجوی مسالمت آمیز راه حل و تلاش برای پرهیز از درگیری، وجهه همت سیاستمداران و دست اندرکاران قرار می گیرد.
 2-6-5 ابزارها: در دیپلماسی عمومی هر وسیله ای از جمله تلویزیون، رادیو، سیستم های مخابراتی، فیبرنوری، انتشار کتاب و مجلات، سایت های اینترنتی و اعزام دانشجو و قبول بورس های تحصیلی، اعطای فرصت های مطالعاتی، تبادل تکنسین های فنی، آموزش های کوتاه مدت و دراز مدت همه وهمه در چارچوب دیپلماسی عمومی قابل توجیه و استفاده اند ولی در بحث دیپلماسی رسانه ای صرفا رسانه است که موضوعیت دارد و می تواند به عنوان ابزار رسیدن به هدف مورد استفاده قرر گیرد.
در دیپلماسی عمومی، افکار عمومی، مخاطبِ فعالیت های ما است اما در دیپلماسی رسانه ای منظور، فعالیت های دیپلماتیکی است که فرد رسانه ای انجام می دهد و لزوماً مخاطبین ما افکارعمومی یک جامعه نیستند. به عنوان مثال فیسبوک را دیپلماسی عمومی می دانم چون مخاطب آن افکار عمومی است.
2-7-چارچوب نظری و روش شناسی
اگرچه برخی محققان و نویسندگان معتقد هستند هنوز نظریه و یا تئوری جامعی به معنای دقیق متدلوژیک در حوزه دیپلماسی عمومی ارائه نشده است لذا در این حوزه صرفا می توان از چارچوبها یا الگوهای نظریه حوزه های دیگر مثلا روابط بین الملل نام برد . از طرفی نظریه تاثیر سی ان انی که به نقش رسانه و تلویزیون در سیاست اشاره دارد و یکی از نظریات متاخر می باشد که در این تحقیق به آن اشاره خواهد شد. یکی از از آنجائیکه هریک از نظریه های روابط بین الملل با توجه به خاستگاه نظری خود از منظر خاصی به موضوع دیپلماسی عمومی می نگرند لذا غلبه هریک از این نظریه ها بر چارچوب سیاست خارجی ایران و آمریکا می تواند تعریف ، جایگاه و اهمیت متفاوتی را برای دیپلماسی عمومی به دنبال داشته باشد بدین منظور به تعریف دیپلماسی عمومی از دیدگاه نظریه های روابط بین الملل در این بخش می پردازیم .
2-7-1-نظریه واقع‌گرایی در روابط بین الملل
یکی از نظریه‌های روابط بین‌المللاست که سیاست‌های جهانی را بر اساس رقابت دولت‌ها بر سر منافع ملیخود تعریف می‌کند. واقع گرایان دیپلماسی عمومی را موفق می دانند که تحت نظارت دولت باشد و مولفه های قدرت یک کشور را بسیار موثرتر از فرهنگ و تاریخ آن می دانند.
نظریه های واقع گرائی از دهه 1940 تا دهه 1960 بر مطالعه روابط بین الملل در آمریکا استیلا داشت و اصول کلی این نظریه عبارت هستند از:
دولت های ملی بازیگران اصلی در یک نظام دولت – محور هستند
سیاست داخلی را می توان به وضوح از سیاست خارجی تفکیک کرد
سیاستهای بین المللی کشککشی بر سر قدرت در یک محیط فاقد مرجع فائقه مرکزی است.
در رویکرد واقع گرائی دولتها تنها بازیگر اصلی صحنه سیاست بین المللی هستند و هدف دیپلماسی را اقناع و رضایت مندی می دانند..

–93

سرمایه اجتماعی رابطه ای
سرمایه اجتماعی شناختی
تسهیم دانش(kc)
انتقال دانش(kd)
عملکرد سازمانی
سرمایه اجتماعی
رفتارهای تسهیم دانش
شکل SEQ شکل * ARABIC 1-مدل مفهومی تحقیق(Taegoo,2013)
1H
4H
2H
5H
3H
6H
7H
8H

1-5) فرضیه های تحقیق :
سرمایه اجتماعی ساختاری روی تسهیم دانش اثر می گذارد
سرمایه اجتماعی رابطه ای روی تسهیم دانش اثر می گذارد
سرمایه اجتماعی شناختی روی تسهیم دانش اثر می گذارد
سرمایه اجتماعی ساختاری روی انتقال دانش اثر می گذارد
سرمایه اجتماعی رابطه ای روی انتقال دانش اثر می گذارد
سرمایه اجتماعی شناختی روی انتقال دانش اثر می گذارد
تسهیم دانش روی عملکرد سازمانی اثر می گذارد
انتقال دانش روی عملکرد سازمانی اثر می گذارد
1-6 ) اهداف اساسی از انجام تحقیق :
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی ساختاری و تسهیم دانش (kc) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی رابطه ای و تسهیم دانش (kc) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی شناختی و تسهیم دانش (kc) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی ساختاری و انتقال دانش (kd) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی رابطه ای و انتقال دانش (kd) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه سرمایه اجتماعی شناختی و انتقال دانش (kd) در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه تسهیم دانش و عملکرد سازمانی در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
تعیین رابطه انتقال دانش و عملکرد سازمانی در شرکت های بیمه ایران در استان گیلان
1-7) تعریف متغیرهای تحقیق
مدیریت دانش
مدیریت دانش رویکردی ساختیافته است که رویه هایی برای شناسایی، ارزیابی، سازماندهی، ذخیره سازی و به کارگیری دانش به منظور تأمین نیازها و اهداف سازمان را در خود جای میدهد. مدیریت دانش عبارت است از: به کاربرگیری و اهرم قراردهی دانش و دیگر سرمای ههای فکری سازمان به صورت نظام مند برای حداکثرسازی میزان اثربخشی و بازدهی دانش محور افراد، تی مها و سازمان(کینگ، 2005) مدیریت دانش فرآیندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خود میپردازد (تاکوچی، 1995). همچنین در تعریف مدیریت دانش مالهوترا بیان میدارد که مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند . بلانت معتقد است مدیریت دانش فرآیند است که سازمانها از آن طریق اطلاعات جمع آوری شده خود را به کار میگیرند (ابطحی و صلواتی 1385، 34). تعداد فزاینده ای از سازمانها برای بدست آوردن مزیت رقابتی به مدیریت دانش بعنوان یک راه حل رو آورده اند تا قابلیت های متمایز اصلی خود را افزایش دهند (بهات ، 2001) . سازمانها از این رو به مدیریت دانش علاقه مند می باشند تا بوسیله آن کارائی فرایند های خود را افزایش دهند ، اثر بخشی و کیفیت خدمات خود را بهتر کنند و برای مشتریان خود راه حل ها و محصولات ابتکاری فراهم کننده از اینرو مشارکت مدیریت دانش در موفقیت کلی سازمانها به طور گسترده ای مورد تصدیق قرار گرفته است (لانگ ، 2001).
تسهیم دانش
تسهیم دانش عبارت است از فرهنگ تعاملات دانش محور که شامل تبادل دانش ضمنی و صریح، تجارب و مهار تهای کارکنان بین واحدهای سازمانی یا در کل سازمان می شو د(جونگ ، 2006).
تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده اما ارزش آفرین، پایه و اساسبسیاری از راهبردهای مدیریت دانش در سازمانهاست(ریگ ، 2005). تسهیم دانش، شبیه رفتارهای شهروند سازمانی است که به طور اختیاری و داوطلبانه در سازمان ها انجام می شود. یکی از شیوه های اندازه گیری مدیریت دانش، توسط میزان تسهیم دانش )شامل دانش آشکار و ضمنی( است که در سازمان ها انجام می شود. ( یوسفی و همکاران،1389). یاهیا و گوه (2002) پی بردند که تسهیم و توزیع دانش به طور مثبتی با مدیریت دانش همبستگی دارد. تسهیم غیررسمی دانش در سازمان ها می تواند خیلی موثر باشد(یاهیا و گوه ، 2002) . به طور مثال کارکنان شرکت تری ام دانش را از طریق گفتن داستان تسهیم می کنند. کارکنان شرکت بریتیش پترولیوم نیز دانش را به طور چهره به چهره با افراد کارخانه های دیگر این شرکت، تسهیم می کنند(اسچلیگو ، 2007 ).تسهیم دانش هنگامی رخ می دهد که یک فرد مایل به کمک و یادگیری از دیگران در توسعه شایستگی های جدید است( یوسفی و همکاران،1389).
سرمایه اجتماعى
سرمایه اجتماعى، مجموعه هنجارهاى موجود در نظام هاى اجتماعى است که موجب ارتقاى سطح همکارى اعضاى آن جامعه می شود و سطح هزینه ها ى تبادلات و ارتباطات را کاهش می دهد(فوکویاما،1979).
سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و ارزش ها می باشد که همکاری درون گروهی و بین گروهی را جهت کسب منافع متقابل و رسیدن به اهداف مشترک تسهیل میکند(مارموت و بیل، 2011).
پالدام سرمایه اجتماعی را به عنوان چسبی که جامعه را در کنار هم نگه می دارد توصیف کرده و رویکردهای تئوریک به این موضوع را به سه گروه اصلی اعتماد، تمایل به همکاری و شبکه ها تقسیم بندی می کند(پالدام، 2009). به عقیده گودرهام ، سرمایه اجتماعی کارایی انتقال دانش را افزایش میدهد، زیرا که آن، رفتار جمعی را ترغیب می کند. ایده اصلی آنان این است که انتقال دانش، کلیدی است برای بدست آوردن شایستگی، صلاحیت و یک مزیت برای سازمان محسوب میشود. آنان با استفاده از مدل ناهاپیت و گوشال مدلی را ارائه کرده اند که سرمایه اجتماعی می تواند برای انتقال دانش در همکاری های چندملیتی بکار برده شود(گودرهام و همکاران ، 2007 ).
سرمایه شناختی:
این بعد در برگیرنده میزان اشتراک کارکنان درون یک شبکه اجتماعی در یک دیدگاه، یا درک مشترک میان آنان است؛ و مانند ارتباطاتی به ماهیت ارتباطات میان افراد در یک سازمان، می پردازد و شامل موارد زیر میگردد: زبان و کدهای مشترک و روایتهای مشترک (ناهاپیت و گوشال ، 1998 ).
سرمایه ارتباطی
این بعد ماهیت روابط در یک سازمان را در بر میگیرد. به عبارت دیگر، در حالیکه بعد ساختاری بر این امر متمرکز میگردد که آیا کارکنان در یک سازمان، با هم در ارتباط هستند یا خیر، بعد ارتباطی بر ماهیت و کیفیت این ارتباطات متمرکز می گردد . این بعد شامل اعتماد هنجارها ، تکالیف و انتظارات و احساس هویت میشود(ناهاپیت و گوشال، 1998 ).
سرمایه ساختاری
این بعد الگوی کلی و روابطی راکه در سازمانها یافت میشود در نظر دارد . بدین معنا که این بعد، میزان ارتباطی که افراد با یکدیگر در سازمان برقرار میکنند را در بر می گیرد(ناهاپیت و گوشال، 1998 ).
عملکرد سازمانی
معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران ارائه شده است : « فرایند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذ شته ».( نیلی،2005). مطابق این تعریف، عملکرد به دو جزء تقسیم می شود: 1) کارایی که توصیف کننده ی چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است، یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادها برای تولید بروندادهای معین؛ 2) اثربخشی که توصیف کننده ی درجه ی نیل به اهداف سازمانی است . این اهداف معمولاً در قالب مناسبت (درجه ی انطباق بروندادها با نیازهای مشتریان)، در دسترس بودن )جنبه هایی نظیر فراوانی، ارائه در میان گروه های اولویت دار، و فاصله ی فیزیکی) و کیفیت )درجه ی تحقق استانداردهای مورد نیاز) تببین می شوند(دلری و ورسینگتن،1996). عملکرد سازمانی را درجه ای که سازمانها به اهداف کسب و کارشناسان میرسند تعریف کرده اند . عملکرد به چگونگی انجام وظایف ،فعالیتها و نتایج حاصل از آنهااطلاق میشود . عملکرد را می توان نتایج قابل اندازه گیری تصمیمات و اقدامات سازمان دانست که نشان دهنده ی میزان موفقیت و دستاوردهای کسب شده است(عالم تبریزی و همکاران،1388).
1-7) قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق: موضوع این تحقیق " بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی ، تسهیم دانش و عملکرد سازمانی " است.
قلمرو مکانی تحقیق: قلمرو مکانی تحقیق کارکنان شرکت های بیمه ایران در استان گیلان می باشد.
قلمرو زمانی تحقیق: قلمرو زمانی تحقیق شش ماه دوم 1393 می باشد.
1-8) نتیجه گیری :
در این فصل ما به بررسی کلیات و شالوده تحقیق پرداختیم.ومسئله تحقیق و اهمیت و ضرورت این تحقیق در کارکنان شرکت های بیمه ایران در استان گیلان را بیان نموده و فرضیات و اهداف تحقیق را بررسی نمودیم. چارچوب نظری تحقیق و مدل تحقیق را نیز تشریح نموده و در سپس هریک از متغیرهای تحقیق را نیز تعریف نمودیم .
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1) مقدمه
تعریف دقیق دانش به دلیل ماهیت مبهم و غیرملموس آن دشوار است. مدیریت دانش استفاده از فناوری اطلاعات برای کسب، ذخیره، تسهیم، انتقال و توسعه دانش در سازمان است.در دهه های اخیر، شیوه های مدیریت دانش به موضوع مهمی تبدیل شده و دامنه وسیعی از فناوریها و پژوهش های علمی و کاربردی را به خود اختصاص داده است .
امروزه توفیق سازمانها را نمی‌توان تنها در انباشت ثروت مادی و تجهیز به آخرین امکانات و فناوریها ارزیابی کرد، زیرا سرمایه مالی، فیزیکی و انسانی بدون سرمایه اجتماعی فاقد کارآیی موثر است. به عبارت دیگر استفاده بهینه از سرمایه‌های مالی و فیزیکی و انسانی در سازمان بدون شبکه روابط متقابل بین اعضای سازمان که توأم با اعتماد، محبت و دوستی و در جهت حفظ ارزشها و هنجارهای سازمانی است، امکانپذیر نخواهد بود.امروزه سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مهم ترین شاخصه های رشد و توسعه در هر جامعه ای مطرح است؛ شرط لازم برای پیشرفت جامعه، توسعه همه جانبه، ایجاد روابط گرم، گسترش انسجام اجتماعی، بسط مشارکت اجتماعی و اعتماد متقابل (فرد ـ جامعه ـ دولت) سرمایه اجتماعی است که متاسفانه در کشورهای جهان سومی مانند ایران، کمتر به این مقوله توجه می شود. این در حالی است که افول بیش از حد سرمایه اجتماعی در هر جامعه و کشوری به حتم جامعه را با مشکلات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی روبرو می سازد که نهایت آن، فروپاشی اجتماعی است (اکبری،43:1383).
این فصل از 7 بخش تشکیل شده است. ابتدا به بررسی سرمایه اجتماعی ، مدیریت دانش،تسهیم دانش، انتقال دانش و عملکرد سازمانی پرداخته می شود. سپس به ارتباط بین سرمایه اجتماعی با تسهیم وانتقال دانش و همچنین ارتباط بین تسهیم وانتقال دانش (مدیریت دانش) با عملکرد سازمانی پرداخته خواهد شد. در گام بعدی به بررسی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی پرداخته شده و در پایان چارچوب نظری تحقیق و رابطه بین متغیرها بررسی می شود.
2-2) سرمایه اجتماعی
2-2-1) تعاریف سرمایه اجتماعی:
از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه شده است. سرمایه اجتماعی مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و ارزش ها می باشد که همکاری درون گروهی و بین گروهی را جهت کسب منافع متقابل و رسیدن به اهداف مشترک تسهیل می کند(مارموت و بیل،2011: 12). یکی از تعاریف مطرح این است که سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود(فوکویاما،2000 : 101). به نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی با شعاع اعتماد ارتباط تنگاتنگی دارد. هر چه قدر شعاع اعتماد در یک گروه اجتماعی گسترده تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز زیاد خواهد بود. و به تبعیت از آن میزان همکاری و اعتماد متقابل اعضای گروه نیز افزایش خواهد یافت. فوکویاما منابع ایجاد کننده سرمایه اجتماعی را این گونه مطرح می نماید:
1-هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده اند و منتج از نهادهای رسمی مانند دولت و نظام های قانونی هستند.
2- هنجارهایی که خودجوش هستند و برخاسته از کنش های متقابل اعضای یک جامعه هستند.
3- ساخت مندیهای برون زاد که برخاسته از اجتماعی غیر از اجتماع مبدأ خودشان هستند و می توانند از ایدئولوژی،فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک نشأت بگیرند.
4- هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفته اند مثل خانواده، نژاد و قومیت(فوکویاما،2000 : 107).
هر اندازه سرمایه اجتماعی یک سیستم بالاتر باشد موجب کاهش بوروکراسی و دیوانسالاری و کاغذبازی افزایش هنجارهای غیررسمی در جهت پیدا کردن جایگاه‌های مهمتری در الگوهای اقتصادی، افزایش قدرت فرهنگ غالب و افزایش ارتباطات افقی می‌گردد (غفاری،1385: 176).
سرمایه اجتماعی به عنوان شرکت در فعالیت های اجتماعی و شهروندی اطلاق می شود که اعتماد بین افراد جامعه را نیز شامل می شود (کاسانی و کاسانی ، 2008: 107).
سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنش گر اجازه می دهد تا با استفاده از آن به منابع خود دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، مجاری اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجرایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق کرده یا منع می شوند. سرمایه دارایی است که می توان از آن برای دستیابی به منابع مطلوب استفاده کرد و همچنین آن را سرمایه گذاری کرد تا خود را افزایش دهد. پیربوردیو جامعه شناس مارکسیستی در جستجوی منابع طبقه مسلط برای باز تولید فرادستی خود چهار نوع سرمایه را نام برده است:
1-سرمایه مادی 2- سرمایه فرهنگی 3- سرمایه اجتماعی 4- سرمایه نمادی یاانسانی(بوردیو،2003 :243).
این اشکال سرمایه عبارت از شکل‏ اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی بودند.شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله قابل تبدیل به‏ پول است مانند دارایی‏های منقول و ثابت یک سازمان،سرمایه ی فرهنگی، نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که‏این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایهء اقتصادی‏ است و سرانجام شکل دیگر سرمایه،سرمایه اجتماعی است که به ارتباطات و مشارکت‏ اعضای یک سازمان توجه دارد و می‏تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه‏های‏ اقتصادی باشد(وینتر،2000 :121).
استانتون سرمایه اجتماعی را دو بعد تقسیم نموده است:
بعد اول: ساخت شبکه ها و ساختار روابط اجتماعی
بعد دوم ساخت هنجارها و کیفیت روابط اجتماعی می باشد. ویژگی های سرمایه اجتماعی در بعد اول عبارتند از: نوع روابط، اندازه شبکه ها، ساختار درونی روابط، ساختار بیرونی روابط و سطح روابط ویژگیهای سرمایه اجتماعی در بعد دوم عبارتند از: هنجار اعتماد و هنجار جبران(استانتون،2000 : 221).
گرین سرمایه اجتماعی را به صورت زیر تعریف می نماید:طیف کاملی از نهادها ، اعمال، ابزارها و رفتارهای یاد گرفته شده که گروه ها وافراد را قادر می سازد تا فضاهای فیزیکی را بهره ور و فضاهای فرهنگی و اجتماعی را مساعد نمایند(گرین،2001 :89).
پالدام سرمایه اجتماعی را به عنوان چسبی که جامعه را در کنار هم نگه می داردتوصیف کرده و رویکردهای تئوریک به این موضوع را به سه گروه اصلی اعتماد ، تمایل به همکاری و شبکه ها تقسیم بندی می کند(پالدام،2009 : 81).
به عقیده گودرهام ، سرمایه اجتماعی کارایی انتقال دانش را افزایش میدهد، زیرا که آن، رفتار جمعی را ترغیب می کند. ایده اصلی آنان این است که انتقال دانش، کلیدی است برای بدست آوردن شایستگی، صلاحیت و یک مزیت برای سازمان محسوب می شود. با استفاده از مدل ناهاپیت و گوشال مدلی را ارائه کرده اند که سرمایه اجتماعی می تواند برای انتقال دانش در همکاری های چندملیتی بکار برده شود (گودرهام و همکاران،2008).
کلمن از واژگان مختلفی برای تعریف سرمایهء اجتماعی کمک‏ گرفت؛وی مفهوم سرمایهء اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد.کلمن برای تعریف‏ سرمایهء اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایهء اجتماعی ارائه داد و نه تعریف ماهوی(کولمن،2001 :4).
تعاریف بوردیو و کلمن تا حدودی شبیه به هم هستند.هم بوردیو و کلمن قائل به‏ مشارکت و عضویت فرد در گروه بودند ما حصل آن را به عنوان سرمایه تلقی می‏نمودندبوردیو برای این مفهوم از واژه«چسبندگی»و کلمن از واژه«ساختار اجتماعی»کمک گرفتند.
برخلاف بوردیو که سرمایه اقتصادی را به عنوان هدف غایی در نظر می‏گرفت، کلمن،سرمایهء انسانی را به عنوان هدف غایی مطرح و سرمایهء اجتماعی را به عنوان‏ ابزاری برای حصول به سرمایهء انسانی بکار می‏برد. عبارتی،کلمن با استفاده از مفهوم‏ سرمایهء اجتماعی سعی در شناخت نقش هنجارها و ارزش‏ها در داخل خانواده یا شبکه‏های اجتماعی بود تا از این طریق بتواند موجب تقویت سرمایه‏های انسانی شود.
از نظر«بوردیو»، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شده بین افراد، و به عبارت ساده تر، عضویت در یک گروه است. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها می باشد. در واقع، پیوندهای شبکه های می بایست از نوع خاصی باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد. روابط نهادی شده مبتنی بر اعتماد بدون رعایت تکالیف و حقوق متقابل ممکن نیست. مفهوم شهروندی که تکالیف و حقوق است ارتباط تنگاتنگی با مفهوم سرمایه اجتماعی دارد(شارع پور ، 6:1380).
پوتنام(1993 تا 1998)از محققین اخیر سرمایهء اجتماعی است تأکید عمده وی به‏ نحوهء تأثیر سرمایهء اجتماعی بر رژیمهای سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف است. پوتنام،سرمایهء اجتماعی را مجموعه‏ای از مفاهیمی مانند اعتماد،هنجارها و شبکه‏ها می‏داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت‏ منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد.از نظر وی اعتمادو ارتباط متقابل‏اعضا در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش‏های اعضای جامعه موجود است
از نظر پوتنام منظور از سرمایه اجتماعی وجوه گوناگون سازمان های اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها وشبکه هاست که می توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، کاریی جامعه را بهتر کنند (ازکیا و غفاری،1383 :278)
پوتنام،سرمایهء اجتماعی را به عنوان وسیله‏ای برای رسیدن به توسعهء سیاسی و اجتماعی در سیستمهای مختلف سیاسی می‏دانست.تأکید عمده وی بر مفهوم«اعتماد» بودوبه زعم وی همین عامل بود که می‏توانست با جلب اعتماد میان مردم و دولتمردان و محسوب می‏شود که اگر در حکومتی به میزان زیاد اعتماد وجود داشته باشد به همان‏ اندازه رشد سیاسی و توسعه اجتماعی بیشتر خواهد بود(پوتنام،2000 :8).
تفاوت کار پوتنام با بوردیو و کلمن در مقیاس بکارگیری مفهوم سرمایهء اجتماعی‏ است.برخلاف آن دو،پوتنام سرمایهء اجتماعی را در مقیاس اجتماعی را در مقیاس کلان و در رژیم سیاسی‏ حاکم بر جامعه مورد مطالعه قرار داد و به همین خاطر با مشکلات و پیچیدگیهای خاص‏ سیاسی و ملاحظات سیاسی روبرو شد.
در میان انواع سرمایه ها، سرمایه اجتماعی ویژگیهای خاصی دارد:
اولا تنها سرمایه ای است که رابطه ای است و در ضمن رابطه اجتماعی بوجود می آید،
دوم آنکه مانند برخی دیگر از انواع سرمایه به طور کامل انتفال پذیر نیست،
ویژگی مهمتر آنکه سرمایه اجتماعی فرد رابطه روشنی با جایگاه او در شبکه اجتماعی جامعه دارد.
2-2-2) تاریخچه سرمایه اجتماعی
بحث سرمایه اجتماعی، قبل از سال 1916، در پروژه - ریسرچ‌ای از دانشگاه ویرجینیای غربی برای نخستین بار مطرح شد. اما، با وجود اهمیت آن در تحقیقات اجتماعی تا سال 1960 میلادی که توسط جین جاکوب در برنامه‌ریزی شهری به کار برده شد، مغفول واقع شد در دهه 1970، این تئوری توسط لوری وارد عرصه اقتصاد شد. سرمایه‌ اجتماعی مفهومی بین رشته‌ای است که در جامعه‌شناسی، اقتصاد، روانشناسی و سایر حوزه‌های اجتماعی کاربرد دارد (رنانی، 1385: 5) . جیمز کلمن‏ (1988)،برای اولین بار این مفهوم را در امریکای شمالی وارد عرصهء سیاسی کرد.تلاشهای وی در اروپا توسط پوتنام‏ پیگیری شد. تئوری سرمایهء اجتماعی، عمدتا با نظریه‏های بوردیو ،کلمن و پوتنام تکامل پیدا کرد.
2-2-3) ابعاد سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی هر جامعه ناشی از وضعیت فرهنگی و اجتماعی موجود است. در واقع سرمایه اجتماعی یکی از شاخص های مهم وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه است.سرمایه اجتماعی شامل شبکه ها وهنجارها واعتماد اجتماعی که جزء زندگی اجتماعی هستند، شهروندان ومشارکت کنندگان را قادر می سازد تا برای رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر همکاری می نمایند. مشارکت بیشتر مردم در نهادهای اجتماعی وعدم وجود موانع مشارکت مدنی نقش موثری در افزایش سرمایه اجتماعی دارد و افزایش سرمایه اجتماعی نقش مهمی در مشارکت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت.وجود سرمایه اجتماعی کلید استقرار جامعه مدنی و حیات شهروندی و فقدان سرمایه اجتماعی مانع اساسی بر تاسیس و استقرار آن است. جوامع دارای این نوع سرمایه بستری مناسب برای شکل گیری جامعه مدنی توانمند، پاسخگو و کار آمد فراهم می سازند. اما درمقابل، تهی شدن یک جامعه از سرمایه اجتماعی به ناکار آمدی بسیاری از سیاست ها و طرح های پیشنهادی در حوزه برنامه ریزی منجر می شود.سرمایه اجتماعی در جامعه ای تابعی از موجودی فضیلت های اخلاقی آن جامعه است و با همه سطوح کلان (دولت ها و نهادهای حکومتی) میانه(حکومت هابی محلی، سازمان ها و نهادهای مدنی ) وفرد (رفتار فردی ) ارتباط دارد . ابعاد سرمایه اجتماعی رامیتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
اعتماد اجتماعی:
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است. اعتماد اجتماعی، ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می شود. اعتماد اجتماعی برگرفته از عدالت(برابری) بوده و امنیت اجتماعی نیز زاینده آنها می باشد. آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرآیند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد، مشارکت و همیاری مردم در عرصه های اجتماعی بیشتر و آسیب های اجتماعی کمتر است (اکبری، 11:1385).
اعتماد یکی از اصلی ترین مولفه های سرمایه اجتماعی می باشد. یکی از مهمترین سطوح اعتماد، سطح اطمینان مردم نسبت به یکدیگر است و اینکه سایر افراد طبق انتظار فرد عمل می کنند و آنچه می گویند قابل اطمینان است(نوقانی، 2008 : 12).
برخورداری جامعه جدید از ویژگی های منحصر به فردی چون آینده نگری، شدت وابستگی متقابل، گستردگی و تنوع جوامع، تزاید نقش ها و تمایز اجتماعی، بسط نظام انتخاب، پیچیدگی نهادها و افزایش ابهام، ناشناختگی و تقویت گمنامی و غریبه بودن نسبت به محیط اجتماعی، باعث توجه به اعتماد اجتماعی و نقش آن در حیات اجتماعی و رشد نوعی جهت گیری فرهنگ گرایانه که در خود نوعی چرخش از مفاهیم سخت به مفاهیم نرم را دارد، شده است. چنین چرخشی زمینه توجه عمیق تر به مفاهیم اعتماد را به دنبال داشته و در طی دو دهه گذشته شاهد موج جدیدی از مباحث مربوط به اعتماد در مفاهیم علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی هستیم(ازکیا و غفاری، 278:1383).
بی اعتمادی، پدیده ای روان شناختی است که فرد اطمینان به خود را از دست می دهد و به ناتوانی خود اذعان دارد این روند از نقطه نظر کلان به بی اعتمادی در سطوح ملی می رسد، پدیده بی اعتمادی توان حرکت و خلاقیت را از خود می گیرد و او را به موجودی بی تحرک و خنثی تبدیل می کند. بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سطح جامع و فراگیر شدن آن باعث بی اعتمادی افراد و سلب اعتماد نسبت به همدیگر و مجموعه آنها نسبت به جامعه می شود. و اتحاد و پیوستگی ملی به قیمت کسب امنیت فردی به خطر جدی می افتد. بشریت چنین وضعیت، نزول معیارهای اخلاقی فرد و نادیده گرفتن معیارهای جمعی و در نهایت تجاوز به حقوق دیگران حتی به صورت آشکار و بصورت باجگیری های مختلف است (اکبری، 11:1385).
بطور خلاصه اعتماد اجتماعی را می توان میزان اعتماد فرد به آشنایان (اعضای خانواده، خویشاوندان، دوستان، همکاران و همسایگان) اعتماد به غریبه ها و سازمان های مختلف و نمایندگان حکومت(مدیران، سازمانها و نمایندگان مجلس) و قابلیت اعتماد را میزان ریسک پذیری و قابل اعتماد دانستن محیط زندگی از نظر فرد(عدم یا وجود دزدی یا کلاهبرداری در آن) تعریف کرد.
مشارکت اجتماعی:
مفهوم مشارکت، قدمتی به درازای تاریخ زندگی اجتماعی بشر دارد که در طول حیات طولانی خود روند تکامل و دگرگونی را پشت سر گذاشته و به اقتضای شرایط زمانی و مکانی خود، تعاریف مختلفی به خود دیده است. کائوئری اعتقاد دارد که مشارکت به قدمت تاریخ بشری پیشینه دارد چرا که نظر و عمل مشارکت در بطن هر جامعه و در مفاهیمی چون دلبستگی، اتحاد، همکاری، انجمن و مانند آنها نهفته است و از قدیم شالوده پیدایش اجتماعی- انسان شناختی نوع بشر تلقی شده است(اکبری، 28:1385-27).
مشارکت اجتماعی بر آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آنها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی تبریزی، 23:1385).
مشارکت اجتماعی با مشارکت مردمی قرابت نزدیکی دارد، زیرا مشارکتی است که از متن جامعه بر می آید و عرصه های مختلف زندگی اجتماعی را در بر می گیرد. چنین مشارکتی در برنامه های عمران اجتماعی به ویژه در سطح روستاها، جایگاه ویژه ای دارد که غفلت از آن و فراهم ساختن بسترهای لازم برای بسط بهره گیری مناسب از آن، برنامه های عمران اجتماعی را در سطوح مختلف دچار مشکل و نارسایی می کند. نمود عینی مشارکت اجتماعی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن ها، گروه ها، سازمان های محلی و غیردولتی است.تعدد و گستردگی سازمان های محلی و غیردولتی در یک جامعه، شاخص و بیانگر وجود مشارکت اجتماعی در آن جامعه است، تا جایی که جامعه مدنی به واسطه بسط و گسترش مشارکت های اجتماعی و نهادهای مدنی تعریف می شود. نهادهای مدنی، تشکل هایی مردمی و غیردولتی هستند که در حد فاصل توده های مردم با دولت به وجود می آیند و بخشی ازم ردم را برای دست یابی به هدفی مشخص در یکی از حوزه های اجتماعی، سازماندهی می کنند. «دامنه فعالیت این نهادها که به منظور مشارکت سازمان یافته مردم تشکیل می گردند، بسیار گسترده است. اتحادیه های صنفی، احزاب سیاسی، بنگاه های اقتصادی خصوصی، شرکت های تعاونی(محسنی تبریزی، 24:1385).
حمایت اجتماعی :
حمایت اجتماعی میزان برخورداری از محبت و توجه و مساعدت اعضاء خانواده و دوستان و سایر افراد می باشد که فرد از آنها برخوردار است. حمایت اجتماعی می تواند حمایت عاطفی، ابزاری یا مالی ( اقتصادی) و حمایت دولتی باشد. حمایت عاطفی را می توان ایجاد نوعی رابطه صمیمی و با محبت نظیر دوست داشتن و عشق ورزیدن و احترام گذاشتن به دیگران تعریف کرد. حمایت اقتصادی یا ابزاری را می توان در انجام کارهایی چون پول یا ابزاری یا کمکی به دیگران قرض دادن مشاهده کرد. حمایت دولتی زا نیز در ارائه خدمات و تسهیلات از سوی دولت و نهادهای دولتی می توان تعریف کرد.حمایت اجتماعی تعهدات متقابلی را به وجود می آورد و حالتی را ایجاد می کند که در آن شخص احساس دوست داشته شدن، مراقبت، عزت نفس و ارزشمند بودن داشته است(صبوری،1386).
اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی،روابط پیوندهای اجتماعی به عنوان مولفه های سرمایه اجتماعی ، تاثیر مفیدی در رشد و توسعه دارند. سرمایه اجتماعی سود سرمایه گذاری در زمینه سرمایه فیزیکی و انسانی را افزایش می دهد. در جامعه ای که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردار است، همکاری بین اعضا و سازمان های آن آسان تر می باشد(کاسانی،2008: 72).
2-2-4) نظریه ها و تئوری های سرمایه اجتماعی:
از جمله اندیشمندانی که بطور سیستماتیک نظریه سرمایه اجتماعی را مطرح کردند، می توان به بوردیو، افه وفوش و . . . . اشاره کرد. که در این بخش به آنها اشاره خواهد شد:
2-2-4-1) دیدگاه پیربوردیو
از میان نظریه پردازان معاصر، پپربوردیو اولین تحلیل سیستماتیک از سرمایه اجتماعی را انجام داده است، اما چون فرانسوی زبان بوده و در حوزه زبان انگلیسی خیلی به آثار او توجه نمی شد، این نکته از قلم افتاده است. او در فرضیه سرمایه فرهنگی که در سال 1973 تنظیم گردید، بر تأثیر خاستگاه اجتماعی خانواده ها بر عملکرد تحصیلی تأکید داشت که این خاستگاه یک منبع فرهنگی، به بچه ها در ورود به مدارس است. خدمت اصلی تفکر بوردیو در توسعه مجموعه ای از استعاره های قوی برای تشریح موشکافانه رابطه قدرت و سلطه در کار، در اجتماع و بطور کلی قشربندی فرهنگ می باشد. وی برجسته ترین چیزی که از اقتصاد سیاسی بیرون می کشد همان چیزی است که او سرمایه فرهنگی می نامد. به نظر وی، سرمایه فرهنگی در درون یک فضای اجتماعی بوجود می آید و در قیاس با سرمایه اقتصادی، نظریات و قوانین و تحلیل مباحث مربوط به سرمایه داری رواج یافت (توسلی،1384).
از یک سوی، ساختارهای عینی قرار می گیرند که مبنای صورتهای ذهنی را تشکیل می دهند و الزامهای ساختاری که بر کنشهای متقابل وارد می شوند تعیین می کنند؛ اما از سوی دیگر، اگر کسی خواسته باشد تلاشهای روزانه فردی و جمعی را که در جهت تغییر و یا حفظ این ساختارها عمل می کنند بررسی کند، باید این صورتهای ذهنی را در نظر بگیرد. ریترز اصلی ترین مفاهیم بوردیو را ساختمان ذهنی، زمینه می داند:
ساختمان ذهنی
ساختمان ذهنی به ساختارهای ذهنی یا شناختی اطلاق می شود که انسانها از طریق آنها با جهان برخورد می کنند. انسانها مجهز به یک رشته طرحهای ملکه ذهن شده اند که با آنها جهان اجتماعی شان را ادراک، فهم، ارزیابی و ارزش گذاری می کنند. از طریق همین طرحهای ذهنی است که آدمها عملکرد شان را تولید کرده و آنها را ادراک و ارزش گذاری می کنند. ساختمان ذهنی همان ساختارهای اجتماعی تجسم یافته و ملکه ذهن شده استکه در نتیجه اشغال بلند مدت یک جایگاه در داخل جهان اجتماعی شکل می گیرد. به همین سبب ساختمان ذهنی بر وفق ماهیت جایگاه در جهان اجتماعی تغییر می پذیرد و برای همین است که افراد گوناگون ساختمان ذهنی و واحدی در جامعه ندارند. ساختمان ذهنی که هر فرد معینی از خود نشان می دهد، طی یک تاریخ فردی بدست میآید و کارکرد مقطع خاصی در تاریخ اجتماعی زمینه آن است. ساختمان ذهنی که فرآورده تاریخ است، هم ماندگار و هم انتقال پذیر می باشد، هم جهان اجتماعی را تولید می کند و هم خودش تولید شده جهان اجتماعی است(الوانی،12:1387)
زمینه
زمینه؛ شبکه ای از روابط است که میان جایگاه های عینی درون زمینه وجود دارد. بنابراین کنش های متقابل و یا پیوندهای بین الاذهانی نیستند. اشغال کنندگان جایگاه های این شبکه، هم می توانند عوامل انسانی باشند و هم نهادهای اجتماعی. بوردیو اصولاً زمینه را بعنوان پهنه نبرد در نظر می گیرد. زمینه نوعی بازار رقابت است که در آن انواع سرمایه ها به کار می رود و مایه گذاشته می شود. به هر حال زمینه قدرت (سیاست) از همه مهمتر است؛ سلسله مراتب روابط قدرت زمینه سیاسی، ساختار همه زمینه های دیگر را تعیین می کندهر چند هم ساختمان ذهنی و هم زمینه برای بوردیو قابل اهمیت اند اما از نظر او رابطه دیالکتیک میان این دو است که از بیشترین اهمیت برخوردار است و این دو متقابلاً همدیگر را می سازند.از میان نظریه پردازان معاصر، پیربوردیو اولین تحلیل سیستماتیک از سرمایه اجتماعی را انجام داده است، اما چون فرانسوی زبان بوده و در حوزه زبان انگلیسی خیلی به آثار او توجه نمی شد، این نکته از قلم افتاده است (الوانی،15:1384)
2-2-4-2) مدل کیفی سرمایه اجتماعی


مدل‏CRGRA که توسط کیلپاتریک‏ در سال 2000 میلادی ارائه شده و توسط محققین زیادی مورد استفاده قرار گرفته است.این مدل سرمایهء اجتماعی را در سه سطح خرد،میانی و کلان مورد بررسی قرار می‏دهد.در سطح خرد،سرمایهء اجتماعی اشاره به افراد موجود در شبکه دارد که بر اثر تعامل میان این افراد،شناخت‏ حاصل و هویت اعضا شکل می‏گیرد.در سطح میانی،سرمایهء اجتماعی به اجتماعات و گروهها و سازمانها اشاره دارد و باعث تقویت و ساخت بنیهء ارزشی و تعاملی گروه‏ می‏شود.در سطح کلان به جامعه که دربرگیرنده سازمانها و گروههای مختلف است‏ تمرکز داشته و موجب شکل‏گیری و تقویت مراودات و ارتباطات جمعی شده و ارزشهای مشترک را بهبود می‏بخشد.مطابق شکل شمارهء 1 همه این سطوح باهم در ارتباط بوده و موجب تقویت یا نقصان همدیگر می‏شوند(کیلپاتریک،2000).
زیرساخت تعاملی و ارزشی جامعه

سرمایه اجتماعی در سطح کلان( جامعه)

زیرساخت تعاملی و ارزشی گروه سازمان
سرمایه اجتماعی در سطح میانی(سازمان)

ایجاد شناخت و شکل گیری هویت اعضا

سرمایه اجتماعی در سطح خرد(فرد)
شکل 2-1)نحوهء ارتباط سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف(کیلپاتریک،2000)
2-2-4-3) دیدگاه افه و فوش
افه و فوش در پروژه - ریسرچخود سرمایه اجتماعی را بعنوان یک منبع با مالکیت جمعی متعلق به محله، جوامع، مناطق و بخش ها معرفی نموده اند و آن را متغیر، کوچک و بزرگ و یا کم و زیاد می دانند. آنان سرمایه اجتماعی را با سه عنصر اصلی و شاخص معرفی می کنند(افه و فوش،2002 : 48). در قالب گرایش ها به آگاهی و توجیه، در بعد تمایلات رفتاری به اعتماد و در بعد الگوهای ساختاری به انجمن پذیری اشاره می کنند. آگاهی و توجه، شامل مجموعه افکار و عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در سریعترین معنا مربوط به "امور عمومی" می باشد. تمرکز بر رفاه مادی، رفتار اخلاقی، کمال شخصی، کیفیات زیبایی شناسانه و سایر ویژگی های شرایط زندگی که به یک جامعه سیاسی تعلق دارند و مسائل مربوط به زندگی شهروندی موضوع آگاهی و توجه را شامل می گردد. در این شکل آگاهی دارایی فردی بوده و ضرورتی در بروز و ظهور در شکل یک فعالیت مدنی و انجمنی ندارد. آگاهی و توجه پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعال تر مسئولیت مدنی است (تاج بخش،1384: 245(.
اعتماد، در دو گونه قوی و ضعیف مطرح می باشد. اعتماد ضعیف شامل نبود ترس و شک نسبت به رفتار احتمالی دیگران می شود. بی اعتمادی نسبت به دسته و یا گروهی و نفرت عمومیت یافته نیز در مسیر اعتماد ضعیف قرار می گیرد. اما اگر شخصی منتظر برخوردهای خصمانه، نیرنگ، فریب، عدم همکاری و رفتار نادرست از سوی دیگران باشد دیگر شخص از اعتماد ضعیف هم برخوردار نیست. در مقابل اعتماد قوی زمانی وجود دارد که شخص نه تنها نسبت به مردم خوش بین است و آنان را دارای طینت خوب و خیرخواه بداند، بلکه شرکت در یک فعالیت را در اکثر اوقات بدون توجه به هزینه فرصت از دست رفته و احساس ضرر و زیان، یک حرکت خردمندانه بداند و انتظار کمک متقابل و رسیدن به منافع ناشی از تعاون با دیگران را داشته باشد. انجمن پذیری، دلالت بر مشارکت فعال شخصی در شبکه های غیر رسمی و یا انجمن های رسمی مانند:
باشگاههای ورزشی، شبکه های محیط زیستی، انجمن های مذهبی، سازمان های غیر انتفاعی و یا جنبش های اجتماعی می گردد. آنها معتقدند که انجمن های مختلف به لحاظ نوع تأثیرگذاری بر سرمایه اجتماعی متفاوت می باشند، به گونه ای که در گونه شناسی از انواع انجمن ها وی به چگونگی نوع و تأثیر انواع خاصی از انجمن ها بر سرمایه اجتماعی اشاره دارد، به زعم ایشان اشکال انجمن به سه گروه نخستین، دومین و سومین تقسیم می شود که نوع دوم مورد نظر آنها می باشد. انجمن های اولیه، شامل انجمن های با ریشه خانوادگی، خویشاوندی، قومی و دینی می باشد. که عضویت در آنها غیر داوطلبانه بوده و به صورت اولیه و براساس ویژگی های خونی، نسبت های اجدادی و خانوادگی می باشد.
انجمن های سومی، شامل بنگاه ها، مؤسسات غیر انتفاعی و احزاب سیاسی می گردد. اینگونه انجمن ها برعکس انجمن های اولیه هستند و اهداف آنها ثایت و عضویت در آنها متغیر می باشد. شهروندی با منطق اینگونه الگوهای انجمنی بیگانه است، زیرا عضویت مشروط به تناسب توانایی با تمایل و مشارکت در دست آوردی است که انجمن بر پایه آن شکل گرفته.
انجمن های دومین یا مدنی، اهداف و مقاصد این انجمن ها نه مانند انجمن های نخستین پخش شده و غیر مشخص است و نه مانند انجمن های سومی خاص است. اعضاء در این انجمن ها به دنبال کسب سود همانند شرکتها و بنگاه های اقتصادی و یا کسب موقعیت رسمی مانند احزاب سیاسی نیستند. به جای تعیین اهداف از طریق کنش راهبردی انجمن های مدنی صرفاً یک قلمرو دارند، مانند: ورزش، موسیقی، انسان دوستی، آموزش، تحرک سیاسی و . . . اعضای این انجمن ها انتظار علایق مشترک پایدار داشته و در مقاصد کوتاه مدت یا برهه های زمانی کوتاه مدت همکاری ندارند. افه و فوش انجمن های مدنی را براساس ملاک هایی بر پنج نوع طبقه بندی کرده اند: (افه و فوش،2002 : 51)
1) قلمرو های ذاتی فعالیت، مانند: قلمروهای مذهبی، خیریه ای، هنری.
2) درجه رسمی نقش عضویت، مانند کلانها، شبکه ها، و جنبش ها.
3) انجمن های درون نگر و برون نگر، که در انجمن های درون نگر تولید کالای عمومی منحصراً برای اعضا است و در انجمن ها برون نگز تولید برای عامه مردم است.
1) انجمن های عام گرا و غیر عام گرا، انجمن های عام گرا هر کس را می پذیرد و غیر عام گرا مشروط به پذیرش انتسابی(سن،جنس،و...) و اکتسابی(شغل، تحصیلات،و...) می باشد.
2) انجمن ها سیاسی و غیر سیاسی، انجمن های سیاسی نخبگان و غیر نخبگان را تحریک به تأثیر گذاری بر روی سیستم قانون گذاری و اجرایی می نماید. در حالی که انجمن های غیر سیاسی چنین خواسته ای ندارند(تاج بخش،1384: 251(
2-2-5) اهمیت و کارکردهای سرمایه اجتماعی
2-2-5-1) مزایای سرمایه اجتماعی
مزایای متعدد و زیادی را می‌توان برای سرمایه اجتماعی برشمرد؛ مزیت اصلی و عمده سرمایه اجتماعی در اختیار گذاشتن اطلاعات زیاد با هزینه پایین و زمان اندک برای بازیگرانی است که نقش اصلی را در سرمایه اجتماعی ایفا می‌کنند.
کسب قدرت و نفوذ از مزایای دیگر سرمایه اجتماعی است. کلمن در نوشته‌های خود اشاره به واژه «کلوپ نمایندگان مجلس» دارد که در واقع منظور بحث «قدرت» است. برخی نمایندگان قدرت بیشتری نسبت به نمایندگان دیگر دارند؛ چرا که آنها تعهدات متفاوت با سایر نمایندگان برای خود ایجاد کرده‌اند و از اعتبار این تعهدات برای مشروعیت بخشیدن به رفتار خود استفاده می‌کنند. یک چنین قدرتی به بازیگر اصلی (در سرمایه اجتماعی) اجازه می‌دهد تا به اهداف خود دست یابد. مزیت دیگر سرمایه اجتماعی ایجاد «یکپارچگی» در میان اعضاست. هنجارها و باورهای محکم موجب ایجاد شبکه اجتماعی قوی می‌شود که دربرگیرنده آداب و رسوم و قوانین خاصی است و این هنجارها جایگزین کنترلهای رسمی می‌شوند. در این رابطه اُوچی (1980) چنین استدلال می‌کند که سازمانهای قبیله‌ای با هنجارهای مشترک قوی از هزینه‌های اندک نظارت بهره‌مند هستند و تعهد بالایی را در اختیار دارند که در واقع همان سرمایه اجتماعی است(آدلر،2001).
علاوه بر مزایای فوق به کارگیری سرمایه اجتماعی در سطح سازمانی دارای مزایایی مانند: ایجاد سازمان‌کاری و تیم‌های منعطف، ارائه سازوکارهایی برای بهبود مدیریت عملکرد گروهی، زمینه‌سازی برای توسعه سرمایه‌های غیرمادی در سازمان و افزایش تعهد اعضا و کارکنان سازمان نسبت به مصلحت عامه است(لینا و ونبورن،2002 : 3)
2-2-5-2) نشانه‌های ضعف سرمایه اجتماعی در سازمان
هرچه ذخیره سرمایه اجتماعی در سازمان بالا باشد، نیاز به تدوین قوانین و مقررات، ایجاد نهادهای اجرایی و نظارتی کاهش می‌یابد. به نظر می‌رسد مدیران از طریق شاخصها و عوامل زیر می‌توانند درجه و میزان سرمایه اجتماعی در سازمان را تشخیص دهند؛ بدین معنا که هرچه میزان این عوامل در سازمان بالا باشد، سرمایه اجتماعی کمتر خواهد بود(لینا و ونبورن،2002 : 3):
1- دستورالعملها و بخشنامه‌ها؛
2- نهادهای متعدد نظارتی و بازرسی؛
3- شایعه پراکنی؛
4- ترور و تخریب شخصیتها؛
5- تخلفات اداری؛
6- بی‌اعتنایی کارکنان به سازمان؛
7- شکست تیم‌ها و کمیته‌های کاری در سازمان؛
8- تمایل نداشتن کارکنان به یادگیری دانش روز و تسهیم دانش و اطلاعات؛
9- فقدان روحیه رقابت‌جویی در درون سازمان یا نسبت به رقبا؛
10- افزایش غیبت، مرخصی.
2-3) مدیریت دانش،تسهیم دانش، انتقال دانش
( 1-3-2تعریف و تشریح مدیریت دانش:
مدیریت دانش، راهبردها و فرآیندهایی هستند که قادرند تولید و جریان دانش را به منظور ایجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتریان و کاربران در کل سازمان به وجود آورند. مدیریت دانش، فرایند گسترده ای است که امر شناسایی، سازماندهی، انتقال و استفاده صحیح از اطلاعات و تجربیات داخلی سازمان را مورد توجه قرار می دهد.(البرزی،1384) تعریف جامع و قابل قبول تری از مدیریت دانش توسط مرکز کیفیت و بهره وری آمریکا ارائه شده است که عبارت است از:مدیریت دانش،کسب دانش درست،برای افراد مناسب،در زمان صحیح و مکان مناسب است،به گونه ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان،بهترین استفاده را از دانش ببرند. مدیریت دانش یک مدل کسب و کار نظام یافته داخلی است که به تازگی در حیطه علوم و سازمانها پدیدار شده و یک طیف وسیع علمی را با تمام منظرهای آن مورد رسیدگی قرار می دهد . این طیف وسیع می تواند ، تولید دانش ، تدوین قوانین علمی و مشارکت علمی را شامل شده و نهایتاً به ارتقاء فراگیری و نوآوری منجر شود .(محمد لو ،1383)
مدیریت دانش ناظر بر کیفیت و چگونگی به کارگیری اطلاعات توسط افراد برای حل مسائل ، منابع اطلاعاتی مناسب برای تبدیل به دانش و چگونگی ذخیره دانش برای استفاده توسط کاربران خاص می باشد . سازمانهای امروزی در حال تلاش برای یافتن روش هائی هستند که به آنها در تحصیل ، سازماندهی ، انتقال و به کارگیری موثر دانش در کل سازمان کمک کند . (واعظی ،1384 )
تعاریف زیادی از مدیریت دانش ارائه شده است از جمله :
-مدیریت دانش استفاده خلاق و موثر و کارامد از کلیه دانش ها و اطلاعات در دسترس سازمان به نفع مشتری و در نتیجه به سود خود سازمان (مک دانلد ،1381،ص2)
-مالهوترا در تعریف مدیریت دانش بیان می کند :"مدیریت دانش ، فرایندی است که بواسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش ) کد گذاری دانش (بیرونی کردن دانش )، و توزیع و انتقال دانش ، مهارتهایی را کسب می کند .(ابطحی ، صلواتی ،1385،ص34)
-تعریف اسوان (1999) از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد می شود ، چرا که این تعریف اهداف را تشریح و مدیریت دانش را در جایگاه سازمانی مناسب قرار می دهد :"مدیریت دانش هر گونه فرایند یا عمل تولید ، کسب ، تسخیر ، ترویج و جامعه پذیری و کاربرد آن است "(واعظی، 1383 ) مدیریت دانش به فرایند شناسایی،انتخاب، سازماندهی ، تلخیص و دسته بندی اطلاعات ضروری برای کسب و کار شرکت اشاره دارد ، به گونه ای که عملکرد کارکنان و مزیت رقابتی شرکت را بهبود ببخشد امروزه دانش مهم ترین دارایی سازمان ها محسوب می شود، لذا مدیریت دانش به منزله چالش کشف دانایی های فردی و تبدیل آن به یک موضوع اطلاعاتی به نحوی که بتوان آن را در پایگاه های اطلاعاتی ذخیره کرد، با دیگران مبادله نمود و در فرایند کارهای روزمره به کار گرفت. داده  حقایق دانسته شده ای است که به صورت آشکار، از جهان خارج استخراج شده است. اطلاعات  زمانی به وجود می آید که این داده ها را بتوانیم در قالب یک مساله خاص (اقتصادی) مورد استفاده قرار گیرد. زمانی اطلاعات به دانش تبدیل می شود که از آن برای رسیدن به بازده بیشتر، ارزش افزوده یا خلق ارزش استفاده شود . یک دسته بندی جامع و کاربردی از دانش عبارتست از:
دانش عمومی و علمی : این دانش عبارت است از دانش عمومی و رسمی که در کتابهای درسی و مرجع و پایگاه های داده عمومی وجود دارد.
 دانش تخصصی  : یعنی دانش تخصصی در یک رشته خاص صنعتی که در بین متخصصین آن صنعت رواج دارد. دانش سازمانی :دانشی است که فقط در یک سازمان خاص وجود دارد و با تار و پود آن سازمان عجین شده است.
دو نـوع دانش وجود دارد : دانش صریح و دانش ضمنی. دانش صریح دانشی است تعریف شده و با ساختار که بطور مدون در آمده است . این دانش رسمی و سیستماتیک است و به راحتی در مشخصات تولیـد ، فرمول های علمی یـا برنامـه های کامپیوتـری مشاهده می شوند ، ( نوناکا و کونو 1998 ). بنابراین می توان این دانش را به راحتی منتقل کرد و به مشارکت گذاشت. بر خلاف آن دانش ضمنی به طور نا آگاهانه ادراک و بکار برده می شودبیان آن مشکل است و مستقیماً ازراه تجربه وعمل حاصل می شود. ( زاک 1999 ). دانش ضمنی کاملاً شخصی است ، فرموله کردن آن مشکل است ، انتقال یا مشارکت آن به دیگران دشوار می باشد .بنا براین مدیریت دانش اساساً در خصوص دست یافتن به دانش ضمنی می باشد تا اینکه از انبوهی از دانش تجمعی سازمان بهره بگیرد ( کلدرک و رولو 2001 ).
در این دسته بندی ، سطح دانش آشکار ، بستگی به درجه کدگذاری و نگه د اری اطلاعات مورد نیاز یک فرد و سطح دانش ضمنی نیز به سطح تقسیم دانش از طریق نحوه روابط میان افراد بستگی دارد.
روشهای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان را به چهار دسته: دینامیک، انسان محور، سیستم محور و منفعل تقسیم کرده اند.

aaq24

2-15-حکمت نظری وعملی...............................................................................................................43
2-15-1-غایت هستی..........................................................................................................................44
2-15-2-غایت زندگی انسان...............................................................................................................45
2-15-3-خودیابی زمینه‌ی خدایابی.....................................................................................................46
2-15-3-1-استنتاج.............................................................................................................................46
2-15-3-2-رشدوهدایت بندگان،فرجام رحمت الهی.........................................................................47
2-16-تربیت ازمنظردین.......................................................................................................................47
2-16-1- امکان تربیت........................................................................................................................48
2-16-2- حدودتربیت.........................................................................................................................49


2-16-3- منزلت تربیت.......................................................................................................................51
2-16-3-1-تأمل درماهیّت امررسالت.................................................................................................53
2-16-3-2-تأمل درمعنای احیای نفس...............................................................................................54
2-16-3-3-ارزیابی معناوگستره‌ی هدایت...........................................................................................55
2-16-3-4-تربیت ومعنای برترین میراث...........................................................................................56
2-17-ساحت‌های تربیتی.....................................................................................................................57
2-17-1-تربیت تکوینی..................................................................................................................... 57
2-17-2-تربیت شرعی........................................................................................................................58
2-18-فلسفه‌ی تربیت..........................................................................................................................59
فصل سوّم:زندگی‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی
3-1-زندگی‌نامه‌ی‌ خواجه‌نظام‌الملک‌توسی..........................................................................................62
3-2-اوضاع سیاسی – اجتماعی عصرسلجوقیان..................................................................................66
3-2-1-آلپ‌ارسلان..............................................................................................................................67
3-2-2-ملک‌شاه...................................................................................................................................67
3-3-سبک وشیوه‌ی نگارش کتاب.......................................................................................................69
3-4-القاب...........................................................................................................................................74
3-5-آثارنظام‌الملک..............................................................................................................................74
3-6-خاندان نظام‌الملک.....................................................................................................................75
3-7-نقش نظام‌الملک درنظامیه..........................................................................................................76
3-11-اقدامات برجسته‌ی خواجه‌نظام...............................................................................................78
فصل چهارم:بررسی آرای تربیتی خواجه نظام الملک توسی
4-1-اندیشه‌های تربیتی اقتصادی خواجه نظام الملک باتوجه به کتاب سیاست نامه ........................83
4-1-1-مداراباشهروندان ..................................................................................................................83
4-1-2-توجه به امنیت......................................................................................................................83
4-1-3-نخبه‌سالاری..........................................................................................................................84
4-1-4-نظارت برکارگزاران..............................................................................................................84
4-1-5-گردش مدیران......................................................................................................................85
4-1-6-توجه به رفاه عمومی............................................................................................................86
4-1-7-توجّه به پژوهش .................................................................................................................86
4-1-8-اثرات تشویق وتنبیه دربرنامه‌های تربیتی..............................................................................88
4-2-تربیت درجهت پیشگیری ازفساد...............................................................................................91
4-3-نظام‌الملک وملک نظام‌یافته........................................................................................................95
4-3-1-خوراک..................................................................................................................................95
4-3-2-نامه‌هاوفرمان‌ها......................................................................................................................95
4-3-3-جانوران................................................................................................................................96
4-3-4-داستانهاوحکایت‌های تاریخی...............................................................................................96
4-4-تربیت درنظم وترتیب..............................................................................................................98
4-4-1-درترتیب باردادن خاص وعام..............................................................................................98
4-4-2-حفظ سلسله مراتب اداری ونظامی وحرمت سران لشکر....................................................99
4-4-3-عدل وعدالت......................................................................................................................100
4-4-4-کم‌گویی وگزیده‌گویی........................................................................................................107
4-5-برابری اقتصادی واجتماعی.....................................................................................................108
4-5-1-ویژگی یک محتسب...........................................................................................................109
4-5-2-درمظالم نشستن پادشاه.......................................................................................................111
4-5-3-آثارغفلت پادشاه ازاحوال رعیت وکشور............................................................................112
4-5-4- ضرورت به کارگیری جاسوس دراصناف وگرو‌های مختلف............................................112
4-5-5- لزوم پرهیزازشتاب درتصمیم‌گیری درامورمملکت.............................................................113
4-5-6-لزوم پاسداری ازشریعت وپژوهش‌کردن درفرائض وسنت ها............................................114
4-5-7- ضرورت اقامه‌ی دادگری ومبارزه باخوارج........................................................................114
4-6- اخلاق وسیاست درآراءخواجه ونقدی برسیاست عملی خواجه............................................116
4-6-1-گروه‌های جامعه دراندیشه‌ی خواجه‌نظام‌الملک..................................................................116
4-6-2-مسأله‌ی حیاتی دررکن بقای حکومت.................................................................................120
4-6-2-1-عدالت شاه نسبت به رعیّت ..........................................................................................123
4-6-2-2-جلوگیری ازظلم وزیرنسبت به مردم..............................................................................123
4-6-2-3-جلوگیری ازظلم عمال بررعیّت.....................................................................................123
4-6-2-4-جلوگیری ازظلم مقطعان بررعیّت..................................................................................124
4-6-2-5-جلوگیری ازظلم مردم بریکدیگر....................................................................................125
4-6-2-6- نظارت برامرقضاوت برای حسن اجرای عدالت...........................................................125
4-6-2-7-ارتباط دین ودولت.........................................................................................................129
4-7-نکات تربیتی برای فرمان روا..................................................................................................132
4-7-1-رازآفرینش سیرالملوک.......................................................................................................133
4-7-2-ضرورت شایسته‌سالاری.....................................................................................................134
4-7-3- تحلیل وانگیزه‌های انتقادی نظام الملک ازوضع دیوانی واداری موجود.............................136
4-7-3-1-کردارنامه‌ی سفیران........................................................................................................137
4-7-3-2-پادشاه............................................................................................................................138
4-7-3-2-1-خیرخواهی یاخودخواهی..........................................................................................140
4-7-3-2-2-هرج ومرج درگزینش...............................................................................................140
4-7-3-2-3-شورا..........................................................................................................................141
4-7-3-2-4-تربیت برای سیاست..................................................................................................142
4-7-3-2-5-دیدگاه خواجه‌نظام‌الملک نسبت به جایگاه زن..........................................................143
4-7-3-2-6-مصلحت‌اندیشی یک شاخصه ی تربیتی....................................................................146
4-7-3-2-7-سامان‌دادن روابط شهریاروسایرطبقات جامعه وگروه‌های مذهبی..............................150
4-7-4-درتربیت پادشاهان..............................................................................................................154
4-8-شاخصه‌ی تربیتی درسیرالملوک..............................................................................................158
4-8-1-تربیت وتعلیم دین..............................................................................................................158
4-8-2- رعایت عدالت نسبت به کارگزاران...................................................................................159
4-8-3-عدم شتاب‌زدگی................................................................................................................165
4-8-4-سیره‌ی عملی نظام‌الملک....................................................................................................160
4-8-5-لازم وملزوم بودن تربیت وسیاست....................................................................................163
4-8-5-1-اموردیوانی.....................................................................................................................164
4-8-5-2-امورنظامی......................................................................................................................166
4-8-5-3- تنظیم امورجاری مرکزترتیبات اجرایی دربار................................................................168
4-8-6-خواجه‌نظام‌الملک درجدال بادگراندیشان............................................................................171
فصل پنجم:نتیجه گیری وپیشنهاد
5-نتیجه‌گیری...................................................................................................................................176
ارائه‌ی پیشنهاد..................................................................................................................................178
نمودارها...........................................................................................................................................179
فهرست منابع...................................................................................................................................184
چکیده:
سیاست‌نامه‌ها مانند هر پدیده‌ی ادبی دیگر،درانعکاس ساختاربنیادین جامعه مؤثّرند.سیاست‌نامه‌ها نوعی ادبیات که براساس شرایط ومحیط اجتماعی وویژگی‌های درونی افرادی که به آن پرداخته اند،درچارچوب خاصّی نوشته می شوند.خواجه‌نظام‌الملک‌توسی یکی از سیاست‌نامه‌نویسان بنام ایران است.اثرمشهور او سیاست‌نامه نام داردکه یکی ازبی‌تکلّف‌ترین نمونه‌های نثرفارسی کهن،به حساب می‌آید.وی ازقالب سیاست‌نامه‌ برای بیان مشکلات واصلاح جامعه بهره برده است.نگارنده‌ی این سطورباتحقیق وپژوهش دراین اثر به این نتیجه رسیده است که تأثیرادبی وتاریخی سیاست نامه درامورتربیتی ازقدرت واستحکام لازم برخورداراست.نظام‌الملک تربیت‌دهنده‌ای است که می کوشد امورمملکت رابرپایه‌ی دین وعقلانیت استوارسازد و در اندیشه‌ی سیاسی خودمبانی تربیتی رابامسائل سیاسی ایران باستان بیامیزد.به همین دلیل می توان سرچشمه‌ی آثارتربیتی خواجه‌نظام‌الملک را در این راستا ارزیابی کرد.وی درفصل‌های گوناگون این کتاب سعی نموده گوهرتربیت راهمچون نگینی برانگشتری قدرت سیاسی بنشاندوبه همین دلیل تأثیری شگرف به لحاظ ادبی وتاریخی برامورتربیتی داشته باشد.
کلیدواژه‌ها:آرای تربیتی،سیاست‌نامه،خواجه‌نظام‌الملک.
فصل اول
کلیات تحقیق
2661920478155
1-1-مقدمه
تربیت همواره همراه انسان بوده وبخش جدایی‌ناپذیرموجودیت بشراست.زیرا بشردارای نیازهایی برای زندگی بهتراست.تربیت برای اصلاح جامعه دارای ارزش حیاتی می باشد.تربیت براساس شرایط ومحیط اجتماعی وویژگی‌ها وداشته‌های افرادی که به آن پرداخته‌انددرقالب ها،چارچوب هاوانواع گوناگونی پدیدارشده است.درعصرسلجوقیان سیاست‌نامه‌نویسی یکی ازمواردی بوده که موردتوجه قرارگرفت.اثرگران قدرخواجه نیزازاین امرمستثنی نیست.موفَّقیت خواجه دراین امرسبب سازتحولی دراین زمینه گردیدتانویسندگان بسیاری دست به آفرینش سیاست نامه بزنند.
یکی ازنام‌دارترین سیاست‌نامه‌نویسان درقرن پنجم خواجه‌نظام‌الملک‌توسی بوده که ازچهره‌های استثنائی درسیاست‌نامه‌نویسی به شمارمی‌آید.اوباآمیزش افکاروعقایدباتجربه‌های گران‌سنگ خودبه آفرینش داستان‌هاواندرزهای حکیمانه‌ی تربیتی پرداخته است.هرحکایت وخبری درسیرالملوک برای شکل‌گیری بهتر،مواردی راکانون توجه‌ی خودقرارداده که نمودار داشته های این وزیربزرگ ایرانی است.وی باتوانمندی‌های خودتوانسته نکات تربیتی ارزشمندی رادرسیاست نامه بیافریندوپایه گذاراثری جاودان باشد.
درپایان‌نامه‌ی حاضر،به بررسی آرای تربیتی سیاست نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی پرداخته شده است.
اساس این پایان نامه برپنج فصل بنانهاده شده است: بعدازبیان کلّیات درفصل اوّل،درفصل دوّم به بنیادنظری مربوط به موضوع یعنی آرای تربیتی،تربیت وتعاریف وتقسیم بندی‌های آن پرداخته شده است.فصل سوّم به شرح زندگی‌نامه،آثاروسبک شخصی خواجه‌نظام‌الملک اختصاص یافته است.درفصل چهارم،تجزیه وتحلیل وبررسی آرای تربیتی موجوددرسیرالملوک نظام‌الملک ارائه شده وسرانجام درفصل پنجم،نتیجه‌گیری آورده شده است.
ازموانع وتنگناهای موجودبرای این پایان‌نامه،می‌توان به عدم پیشینه‌ی تحقیقاتی درباره ی آرای تربیتی نهفته دربطن سیرالملوک هاازجمله سیاست‌نامه‌ی خواجه،محدودیت منابع موجوددرخصوص نظام‌الملک اشاره نمود.دراین پایان‌نامه ازسیاست‌نامه بامقدمه وتعلیقات عطاءاللّه تدین بیشتراستفاده شده است.
اندرزنامه،به عنوان رایج‌ترین شکل بیان اندیشه‌ی سیاسی دردوره‌ی اسلامی،ازاهمیّت ویژه‌ای برخورداراست،زیرااین رساله‌ها عموماًبه هدف تأثیرگذاری برمناسبات سیاسی وتصمیم‌گیری شهریار،وباتوجه به آرایش نیروهای سیاسی به نگارش درمی آیندوازاین حیث آن‌هارامی توان نوشته‌های سیاسی به معنای دقیق کلمه دانست.سنّت اندرزنامه‌نویسی به دوره‌ی ساسانی باز می گردد،که باگسترش نهاددربار،لاجرم تشریفات وآیین‌های وابسته به سلطنت نیزتوسعه یافته وطبقه‌ای ازفرهیختگان دردربارشکل گرفت که یکی ازوظایف آن‌هاتربیت این آداب به شاه‌زادگان ونگارش آثاری تربیتی برای شاهان بود.
1-2-بیان مسأله
خواجه‌نظام‌الملک،یکی ازبزرگ‌ترین نویسندگان قرن پنجم درعرصه‌ی سیاست‌نامه‌نویسی است.دربین سیرالملوک‌هایی که به رشته2ی تحریر درآمده است ازموفّق‌ترین دستاوردهای تربیتی-سیاسی قلمدادمی‌شود.سیاست‌نامه‌نویسی،هنری بسیارارزشمندوسترگ است که تأثیراجتماعی چشم گیروعمیقی به همراه داردوباتوجه به نیازانسانِ امروزبه پرورش روح،این هنرهم چنان موردتوجه است.
برای شکل‌گیری سیاست‌نامه،عناصروساختاری به کارمی رودکه این عناصرازیک طرف نیازمندآموزه‌هاوارزش‌های اخلاقی وتربیتی آن‌هادرضمیرخویش هستند،وازطرف دیگربه زندگی اجتماعی نویسنده گره خورده است.این عناصرباعناوینی چون سیاست عملی،شروط وبایستگی‌های حکومت،درصدتأثیرحوزه‌ی اخلاق وتربیت درحکم رانی،حیات فردی واجتماعی،معرفی می گردند.
این که کیفیت به کارگیری عناصرتربیتی درسیاست‌نامه چگونه است سؤالی است که درباره ی آن می‌توان به تحقیق وتفکرپرداخت.بررسی سبکی این اثرسبب آشنایی بهتر وبیشتربانویسنده می شود.درتحقیق حاضرتلاش شده تاآرای تربیتی سیرالملوک خواجه به تفصیل موردبررسی وتحلیل قرارگیرد.
واژه‌ی تربیت ازریشه‌ی(رَبَو)به معنای زیادت وفزونی ورشدوبرآمدن گرفته شده است وکاربردهای مختلف ازاین ریشه همه همین معنارادربرداردچنان که(ربو)نفس عمیق وبلندراگویندکه موجب برآمدن سینه است و(ربوه ورابیه)سرزمین بلند ومرتفع راگویندو(ربا)یعنی افزون شدونموکرد.
تربیت عبارتست از پرورش مهارتهای مختلف زندگی که بر سه عامل حواس،تخیل وشخصیت فرداثرمی‌گذارد.درتعریف دیگر؛انتخاب رفتاروگفتارمناسب،ایجادشرایط وعوامل لازم وکمک به شخص مورد نظر تا بتوانداستعدادهای نهفته‌اش رادر تمام ابعادوجودو به طورهماهنگ شکوفا سازدو به تدریج به سوی اهداف وکمال مطلوب حرکت کند.
سیاست‌نامه یاسیرالملوک اثرخواجه‌نظام‌الملک‌توسی است که درقرن پنجم وبه زبان فارسی درآیین فرمانروایی،کشورداری،اخلاق وسیاستِ پادشاهان گذشته نوشته شده است.سبک این کتاب ساده وخالی از تکلُّف وتصنُّع است وازشاهکارهای زبان فارسی به شمارمی آید.نظام‌الملک نگارش این کتاب رابه فرمان ملک‌شاه سلجوقی آغازکردودردوره ی سلطنت محمدبن‌ملکشاه به پایان رسانید.
ابوعلی‌حسن‌پسرعلی‌پسراسحاق‌توسی شناخته شده به خواجه‌نظام‌الملک‌توسی(408-485ه.ق)وزیرنیرومنددوتن ازشاهان دوره ی سلجوقیان درایران بود؛وی نیرومندترین وزیردردودمان سلجوقی بودوسلجوقیان نیزدرزمان وی به اوج نیرومندی رسیدند.اوبیست ونه سال به سیاست درونی وبیرونی سلجوقی جهت می داد.
نهضتی که نظام‌الملک باساختن نظامیه‌های متعدد بوجودآورد به زودی وباسرعتی شگفت‌آور درسراسرشهرهای کشورهای اسلامی دنبال شد.به طوری که درسده‌های پنجم وششم هیچ شهری نبودکه درآن مدارس متعددوجود نداشت چه کوچک چه بزرگ امرا وحاکمان نیز به پیروی ازوی یابرای نشان دادن علاقه‌ی خودبه علم،به احداث مراکز تعلیم درشهرهای خودهمت گماشتندوکلیه مدارس دارای کتابخانه‌ی معتبر بودند.
برخی از پندهاومثلهای گرانبهایش دربخش‌های اخلاقی درباب نحوه ی حکمرانی‌های پادشاهان ازقبیل مقبولیت مشورت ودوری جستن ازتعجیل دراُمُور کارهاودربخشش به بندگان لایق آمده است.
وی درفصل سی‌ونه این کتاب دردوری جستن ازشتاب کردن وتعجیل،اشارات سلیس وبه جایی آورده است.
درفصل چهل‌ویکم کتابش دررسیدگی براحوال مستحقان وعالمان دین ازبیت‌المال تاکید شده است.
فرازی دیگرازموضوعات تربیتی درسیاست نامه اشاره داردبه اینکه ازبوذرجمهرپرسیدندکه علّت نابودی پادشاهی آل ساسانی چه بوده است درحالی که ازاندیشه‌های والای تو-که درتدبیروخردودانش بی‌هم‌تایی-بهره می‌بردند.بوذرجمهرپاسخ می‌دهداین که کارهای بزرگ رابه آدم‌های کوچک می دادند.
خواجه درپاسخ پاسبانان که فقیرراخواستندازوی دورسازنداظهارمی‌داشت شمابرای خدمت به چنین انسانهایی ضعیف ودرمانده انتخاب شده‌ایدوگرنه پادشاهان واُمرانیازی به خدمت شما ندارند.
مجلس خواجه مملوازعلما ودانشمندان وفقها بودتاجایی که بسیاری بروی خرده می‌گرفتندکه هم‌نشینی باعلماتوراازمسایل سیاسی بازداشته است.پاسخ می‌گرفتندکه آنهازیبایی دنیاوآخرت می‌باشندواگرآنهارابرسرم قراردهم بازهم آنهابزرگترازآنند.
هنگامی که ابوالقاسم‌قشیری وامام‌الحرمین‌جوینی برخواجه واردشدندازاحترام محدودخواجه نسبت به خودخرده می گرفتنددرمقابل پاسخ می شنیدندکه ابوالمعالی‌جوینی وابوالقاسم‌قشیری وامثال آنهازمانی برمن واردمی‌شوندبسیارمراتمجیدمی‌کنندومرا ازمنزلتی که درآن هستم بالاترمی‌برندوسخن آنهاسبب ایجادکبروغروردردرون من می شود.
درتربیتی بودن این کتاب بایدگفت که سیرالملوک برای عنوان نمودن اوضاع اجتماعی زمانه ازجمله کتب سودمندبه شمارمی آید.نظام‌الملک ازکسانی است که جاذبه‌ی خاصی نسبت به انسان های صالح دراودیده می شدوازپندواندرزهای حکیمانه‌ی آن هاسخت متأ‌ثِّرومتألِّم می گشت.
این مطالب و سایر موارد نشان می‌دهد که مسایل تربیتی فراوانی درسینه سیاست‌نامه مستتروناشناخته باقی مانده که تحقیق وتفحص ماراطلب می کندتاباعقاید ناب اخلاقی خواجه‌نظام‌الملک هرچه بیشترآشناشویم.
1-3-سؤالات تحقیق
این پایان‌نامه جهت پاسخ‌گویی به سؤالات زیربه رشته‌ی تحریردرآمده است:
1- سر‌چشمه‌ی آرای تربیتی خواجه‌نظام‌الملک از کجاست ؟
2- تاثیرادبی وتاریخی سیاست‌نامه درامورتربیتی چگونه است ؟
1-4- اهمیت وضرورت تحقیق
دررابطه باسیرالملوک بررسی‌هایی صورت پذیرفته است.بیشتربررسیهای انجام شده درخصوص فضایی بوده که نظام‌الملک درآن قرارداشته است.برخی ازمحققین،همه‌ی مجموعه‌ی کتاب رافقط از جنبه‌ی سیاسی آن موردبررسی قرارداده اندکه به علّت تنوع وتکثّرمطالب وپرداختن به یک بُعد،نتایج حاصله چندان قاطع ودقیق به نظرنمی‌رسد.در خصوص آرای تربیتی سیرالملوک خواجه2نظام تحقیق چندانی صورت نگرفته است.
بنابراین بررسی آرای تربیتی سیرالملوک به خوانندگان کمک می کندتابااین کتاب ارتباط آگاهانه وشفاف‌تری برقرارکنند.
بعدازانجام پژوهش،خوانندگان می‌توانند باآرای تربیتی سیاست‌نامه آشنا شوند،به بررسی دستورات تربیتی سیرالملوک تأثیرات،‌پیامدها و مقاصد آن بپردازند،ازآرای تربیتی خواجه‌نظام‌الملک در جهت رشد و تعالی اخلاق در آموزش وپرورش بهره مندگردند.
ازسویی دیگر،تحقیق حاضرمی تواندآگاهی لازم رابرای گروههای هدف خودازجمله خانواده‌ها،دانشجویان وتمام کسانی که برای تعلیم و تربیت صحیح تلاش می کنندفراهم سازد.
1-5-پیشینه‌ی تحقیق
تاکنون درخصوص سیاست‌نامه تحقیقاتی انجام گرفته است؛هرکدام ازاین تحقیقات،جنبه‌های مختلفی راموردنظرقرارداده اند.نویسندگان وپژوهشگران بزرگی دراین زمینه کتاب هاومقالات ارزنده‌ای نوشته‌اندکه می‌تواندبرای دانش‌پژوهان بسیارراه گشاومفیدباشدنام تعدادی ازاین کتاب‌هادربخش منابع ذکرشده است.
موضوعات ونویسندگانی که تلاش کرده‌اندسیرالملوک رادرقالب پایان‌نامه بررسی کنندعبارتنداز:در خصوص مطالعه‌ای درباب ارزیابی الگوی مشروعیت سیاسی حکومت سلجوقیان درسیاست‌نامه‌پور،پیرامون نسبت انسان‌شناسی واعتمادسیاسی دراندرزنامه‌های ایرانی:بررسی تطبیقی نامه‌ی تنسر وسیاست‌نامه بوسیله‌ی محمدعلی قاسمی،درموردمختصات پندنامه‌های فارسی از قرن4تا6 باتکیه برقابوس‌نامه،سیاست‌نامه ونصیحه‌ الملوک توسط اصغرالهیاری مقالات و پایان‌نامه‌هایی موجوداست اما ازنظرنگارنده تاکنون تحقیق مستقلی درزمینه‌ی بررسی آرای تربیتی سیاستنامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی صورت نگرفته است؛بنابراین این پژوهش می توانددریچه‌ی جدیدی برروی ادب دوستان بگشاید.
1-6-اهداف تحقیق
هدف کلِّی پژوهش حاضر،بررسی سیرالملوک خواجه‌نظام‌الملک‌توسی ازلحاظ آرای تربیتی موجوددرآن است.
1-7-فرضیه‌های تحقیق
1-دراین کتاب هم پندومثل،هم تفسیرقرآن واخبارحضرت رسول(ص)وقصص انبیا(ع)وهم سیرت وحکایات پادشاهان عادل دیده می‌شود.ازاخبارگذشتگان نقل می‎کند.افسانه‌های ماندگان رانیزدرآن مشاهده می‌کنیم.به عبارتی باسیاست وتربیت درسیرالملوک به یک شیوه روبرو می‌شویم.
2-به علّت این‌که دارای ایجازمی‌باشدمناسب حال پادشاه دادگرمی‌باشد.ازآنجایی که بیان ادبی تاثیر بیشتری رادرمخاطبان خودبرجای خواهدگذاشت بسیار سودمند خواهدبود.نویسنده،شخصیت‌های متن تربیتی‌اش راهنرمندانه به مخاطبانش معرفی کرده است درشیوه‌ی شخصیت‌پردازی،به نحومطلوب وادیبانه نظرطالبان امورتربیتی رابه خودجلب می کند.
1-8-تعریف واژه‌ی کلیدی
واژه‌ی کلیدی به کاررفته دراین پایان‌نامه عبارت است از:
تربیت:تربیت:پرورش(تربیت)گردیدن است وگردیدن اگرچه به فراگیری(آموزش)نیازمنداست،عین آن نیست؛بلکه ایجادتغییرات درمن،درجهت نیل به کمال نهائی است.
تربیت عبارت است ازفعالیتی هدفمندودوسویه میان مربی ومتربی،به منظورکمک به متربی درراستای تحقق بخشیدن به قابلیّت‌های وی وپرورش شخصیّت اودرجنبه‌های گوناگون فردی،اجتماعی، جسمی،عاطفی، اخلاقی،عقلانی و...دراین تعریف،چندنکته موردتوجه می‌باشد:نخست این که تربیت،فعّالیت وعمل است وبه آن به عنوان واقعیت نگریسته شد.دوّم این که؛تربیت،فعّالیت هدفمندوبرنامه‌ریزی شده است.سوّم این که؛ تربیت،دوسویه ودراثرتعامل مطلوب وتأثیروتأثّرمتقابل مربّی ومتربّی محقّق می شود.چهارم این که تربیت،دارای عناصری است وعناصراصلی آن مربّی ومتربّی است.بدون وجوداین دو،تربیت معناپیدانمی‌کند.البته دراین جامرادازمربّی،صرف معلم ومربی انسانی نیست،بلکه شامل سایرعوامل تأثیرگذارنیزمی‌باشد.پنجم این‌که؛ هرچندتربیت دوسویه است اماغرض اصلی،کمک به متربی وپرورش وی است.نکته‌ی ششم این که؛هدف تربیت شکوفانمودن وپرورش قابلیّت‌های متربی درهمه‌ی ابعادگوناگون وی است ونگاه بخشی به تربیت وتمرکزآن بربعدخاصّی ازابعادمتربّی نوعی عدول ازتربیت مطلوب است.
1-9-حدودوقلمروتحقیق:
حدودکاراین تحقیق بررسی تربیت،آرای تربیتی وسیاست ودرسیرالملوک خواجه‌نظام الملک‌توسی می باشد.

فصل دوّم
مبانی نظری

2547620342900
2-1-معنای لغوی واصطلاحی واژه ی تربیت
واژه‌ی تربیت عربی است.معادل فارسی آن پرورش است.ازآن جاکه درپرتودین اسلام وبرگزیدن آن ازسوی پارسیان،تداخل وتعامل زیادی میان واژگان فارسی وعربی ایجادشده است وواژگان عربی به طوروسیع،به حوزه‌ی ادبیات فارسی زبانان راه یافته است،امروزه واژه‌ی تربیت درادبیات فارسی زبانان جایگاه ویژه‌ای یافته است.حتّی می توان ادّعانمودکه کاربردآن،به ویژه درعرصه‌ی آموزش وپرورش،بیش ازپرورش شهرت یافته است.به هرحال،این واژه درزبان فارسی درمعانی گوناگونی‌چون پروردن،پروراندن آداب واخلاق رابه کسی آموختن ودرزبان عربی،به معانی متعدّدی‌ چون حضانت،اصلاح،تدبیر،تتمیم،تکمیل، تأدیب،تغذیه نمودن،رشدونموکردن وتهذیب نمودن به کاررفته است.امروزه باتوسعه ی تعلیم وتربیت، کاربردهای دیگری برای آن به وجودآمده است.گاستون میالاره دراین زمینه،به چندکاربرداشاره می‌کند:«1-تربیت به معنای نهادیانظام تربیتی؛2- حاصل عمل معیّنی؛3-محتوا یابرنامه ی آموزشی وتربیتی است که به فراگیران ارائه می شود.»(شکوهی،25:1375)
علاوه براین درزبان فارسی لفظ تربیت کاربرددیگری داردکه ازجامعیّت خاصّی برخورداراست وآن هنگامی است که این کلمه به جای این که یک یاچندجنبه ازابعادوجودانسان رادربرگیرد،همه‌ی جنبه‌های زندگی مادّی ومعنوی اوراشامل می شود.مثل جمله‌ی:سعدی درنظامیه ی بغدادتربیت یافت؛یا اُستادی به تربیت شاگردی همّت گماشت،دراین کاربرد،کلمه ی تربیت تقریباًمعادل اصطلاح تعلیم وتربیت امروزی درزبان فارسی ودرآن،مفهوم تربیت،اعمّ ازتعلیم است.
ازگفته‌های زبان‌شناسان وفرهنگ واژه‌هاچنین برمی آیدکه تربیت مصدرباب تفعیل ودارای سه ریشه است:1-ربأ،یربؤ(=فعل مهموز)2-ربی،یربی(=فعل ناقص)رب،یرب(=فعل مضاعف).
«تربیت چون ازربا،یربو باشد،رشدکردن وبرآمدن وقدکشیدن وبالیدن رامی‌رساند.ابن منظوردرلسان‌العرب می گوید:رَباالشیءُیَربُورُبُوّاًورباءٌ:زادونما؛یعنی چیزی رشدکردوافزون شد.ابن عربی بادرنظرداشت همین ریشه‌ی تربیت گفته است:فَمَن یکُ سائلاً عَنِّی/فَاِنّی بمکه منزلی وبهاربّیتُ.اگرکسی ازمن بپرسد(کیستی؟)خواهم گفت:اقامت گاه من مکّه است ودرهمان جاقدکشیده وبالیده‌ام.»(رفیعی،90:1388)
اگرتربیت برگرفته ازربی،یربی باشد،معنایش افزودن،پروراندن،برکشیدن،برآوردن،رویانیدن وتغذیه‌ی کودک است.تربیت ازریشه‌ی رب،یرب درمعانی زیرآمده است:پروردن،سرپرستی ورهبری کردن،رساندن به فرجام،نیکوکردن،به تعالی وکمال رساندن،ارزنده ساختن،ازافراط وتفریط درآوردن،به اعتدال بردن،استوار ومتین کردن.گویابالحاظ همین ریشه ومعنای تربیت بوده که دربسیاری مواردچنین معنا شده است.
بیشترزبان شناسان تربیت راباعنایت به ریشه‌ی رب،یرب تعریف کرده اند.ازباب نمونه،راغب اصفهانی گفته است:«تربیت،دگرگون کردن گام به گام وپیوسته ی هرچیزاست تاآن گاه که به انجامی که آن راسزدبرسد.»(راغب اصفهانی،184:1404)بیضاوی تربیت را«به کمال رساندن وارزنده ساختن اندک اندک هرچیز»دانسته است.(بیضاوی،10:1408)
«هرچنددرنگاه برخی ازاهل لغت،رب وتربیت ازیک ریشه ومعنای اصلی رب،همان تربیت است.»(مودودی،بی تا،34)اماچه این سخن استواروپذیرفته باشدویاسخن پیشین مبنی براین که واژه‌ی تربیت سه ریشه‌ای است،درصورت اشتقاق تربیت از ربی یربی(=ناقص بودن)،درتمامی ساختارهای لفظی به معنای برجسته ومتورم شدن چیزی ازدرون وسپس افزوده شدن برآن است.نگارنده‌ی التّحقیق‌فی‌کلمات‌القرآن بادرنظرداشت همین معنای تربیت می گوید:«دیدگاه تربیتی درحقیقت آن است که اصل یگانه درمعنای این ماده،انتفاخ،برجسته شدن، به همراه افزوده شدن است؛به این معنی که چیزی درذات خودبرجستگی وگشودگی بیابدوسپس برآن افزوده گردد.امّااین مفهوم بربسیاری ازاهل لغت مشتبه شده وبرای آن معناهایی رابرشمرده اندکه بااصل معنای این ماده سازگارنیست،بلکه آن معانی ازآثارولوازم معنای اصلی است؛هم چون،مطلق زیادشدن،زیادشدن-ازاندازه‌ی معمول-رشدونموّ،متورم شدن،افزایش دردرازی،افزوده شدن دربزرگی،رشدکردن،نموکردن وبالاآمدن.»(دهقان،71:1379)
وی براساس همین گفته‌ی خود،بین معنای ریشه‌ی مهموزومضاعف این واژه تفاوت قائل شده ومعنای آن راآن‌گاه که ازماد‌ه‌ی مهموزباشد،به معنای خودافزودگی وآن گاه که ازماده وریشه ی مضاعف باشدبه معنای افزایش ازبیرون دانسته ومعتقداست فرق بین این ماده وبین ماده‌ی ربأ(مهموز)وربّ(مضاعف)معلوم می‌گردد؛بدین معناکه هرگاه می‌گوییم ربیءالصغیر؛مهموز،یعنی طفل قدکشیدوبلندشد.امامعناومفهوم ربّ الصغیر؛مضاعف این است که کودک رابه جهت کمال سوق داد.
هرگاه به کاربرداین واژه دردانش تربیت واندیشمندان علوم تربیتی بنگریم،بدین رهیافت خواهیم رسیدکه تربیت بادرنظرگرفتن همین ریشه(مضاعف)معناشده است،چنان که درقرآن کریم نیزتربیت باساختارلفظی رب وباهمین معناونه جزآن،به کاررفته است.
بدین ترتیب می توان بدین نتیجه نائل آمدکه رب ومربی ازماده‌ی تربیت است ودرمعناومفهوم لغوی تربیت،سه عنصرمربی،هدف‌داری مربی مبنی بررشددادن متربی وکمال یابی تربیت شونده،ازارکان وعناصراصلی به شمارمی روند،به گونه‌ای که بانبودهریک ازاضلاع مثلّث،مفهوم تربیت برآن صادق نیست واین هرسه جزء ازیک منظرمفهوم تربیت رامحدودمی کنند،هرچندکه ازمنظردیگر(سویه هاوابعادوجودی تربیت شونده)اطلاق وشمول دارد،به این معناکه تربیت رابه ساحت خاصّ مادّی ویامعنوی تربیت شونده محدودومقیّدنمی کند.پس تربیت آن‌گاه که درباره‌ی انسان به کارمی رود،هردوساحت مادّی ومعنوی آن راپوشش می‌دهدورشدوکمال‌یابی آن‌ها موردنظرمربّی است وبایدباشد.
2-2-تعریف تربیت
باآن که اهمیّت ونقش انحصاری تربیت درتحقق فرهنگ وتمدّن ورُشدوتعالی آن دوبرمربیّان واندیشه‌وران بزرگ پوشیده نبوده است،ازهمین رو،غزّالی تربیت را«پس ازپیامبری،شریف‌ترین کارآدمی»خوانده (غزّالی،35:1358)وکانت آن را«بزرگ‌ترین ودشوارترین مسأله‌ی آدمی»دانسته(کانت،67:1367)وافلاطون برآن بوده که«فنّی عالی‌ترومقدّس‌ترازتربیت نیست.»(کاظم زاده،1:1357)
جان‌استوارت‌میل،تربیت را«هرتأثیری می‌داندکه آدمی درمعرض آن است.تفاوت نمی کندآبشخورآن اثرگذاری شیء،شخص ویاجامعه باشد.»(رفیعی،90:1388)
جان‌دیویی که همچون استوارت‌میل،نسبت به تربیت رویکردی جامعه شناختی دارد،برآن است که «تربیت،مجموعه ی فرایندهایی است که ازراه آنها،گروه یاجامعه-چه کوچک وچه بزرگ-تواناییها وخواسته‌های خودرابه اعضاءونسل‌های جدیدمنتقل می‌کندتابقاءورشدپیوسته‌ی خودراتضمین کند.»(همان)
امیل‌دورکیم تربیت را«آن کارکردی می‌داندکه درطی آن،نسل بالغ،رسیده وتربیت یافته،برنسلی که هنوزبرای زندگی به اندازه‌ی کافی پختگی نیافته است،اثرمی‌گذاردوهدف ازآن،برانگیختن وگسترش حالات جسمی،عقلی واخلاقی متربّی است.»(همان،91)
ویلیام جیمزتربیت را«صنعتی ظریف می‌شماردکه انسان راتوانا می‌سازد.بابهره گیری ازاندیشه‌ی خود،اشیاء خارجی رابنابرخواست،نیاز وهدف‌های علمی خویش به دست آوردوبه گونه‌ی دلخواه درآن‌ها تصرف کند.»(همان)
پیشنهاداتحادیه بین المللی پرورش نو در تعریف تربیت این است که«تربیت،فراهم کردن زمینه‌ی رشدکامل توانایی های هرکس- درحدّ توان- به عنوان فردونیزعضوجامعه ای مبتنی برهم بستگی وتعاون است؛تربیت ازتحوّل اجتماعی جدانبوده،بلکه خودیکی از نیروهای تعیین کننده‌ی آن است.»(رفیعی،91:1388)
«تربیت:پرورش(تربیت)گردیدن است وگردیدن اگرچه به فراگیری(آموزش)نیازمنداست،عین آن نیست؛بلکه تحوّل ودگرگونی درمن یاحدّاقل درعناصر فعّال اساسی من است...»(جعفری،85:1366)
2-3-تعاریف سازگار با نگرش دینی
1-کرشن‌اشتاینرازتربیت،فرایندی رامی‌خواهدکه درطی آن«مربی،متربی رابه گونه‌ای اززندگی رهنمون شودکه بااقتضای فطرت اوسازگار اُفتد و برارزش‌های معنوی استوارشود.»(رفیعی،91:1388)
2-ازدیدمونتنی:«تربیت تنها انباشت معلومات نیست؛زیرااین فرایند،متربی رابرای زندگی آماده نمی‌کند؛عنصرگوهرین تربیت،سازندگی انسان است؛چنان‌که برای زندگی مفیدومؤثّرباشد.»(همان)
3-هربارت،تربیت را«مقوله‌ای می‌داندکه درپی مراقبت ازمتربّی وتعلیم اوست،به گونه‌ای که صاحب‌هنر،مهارت،فضیلت وتقوی شودتاازاین راه این آموزش‌هابه کمال،که همانا اعتدال وهماهنگی جسم وجان است،دست یابد.»(همان)
4-ازنگاه پیستالوژی،بنیان گذارشیوه‌ی نوین تعلیمات ابتدایی درغرب:«تربیت،رُشدطبیعی وتدریجی وهماهنگ همه‌ی استعدادهاونیروهای گوهرین درانسان است.»(صدیق،1:1354)
5- فروبل،تربیت را:رُشدوتعالی نیروهاواستعدادهای بالقوّه،درنهادآدمی می‌داند.»(رفیعی،91:1388)
6-روسو برآن است که تربیت:«هنر یا فنّی است که به صورت راهنمایی یاحمایت یاهدایت نیروهای طبیعی واستعدادهای متربّی وبارعایت قوانین رُشدطبیعی وباهمکاری خوداوبرای زیستن تحقّق می‌پذیرد.»ازنظراوتربیت:«فرایندپرورش متربی درگستره‌ی استعدادهای مادرزادی است.»(همان،92)
7- کانت،تربیت را:«پرورش وتأدیب وتعلیم توأم بافرهنگ می‌داندکه در پی کام‌یابی متربّی درجامعه‌ی آینده است؛جامعه‌ای که به مراتب ازجامعه‌ی کنونی برتراست.»(همان)
2-4-تربیت ازمنظرقرآن
ازمنظرقرآن تربیت یعنی برانگیختن،شکوفاکردن ورُشددادن استعدادهای انسان درجهت کمالی که شایسته‌ی اوست،ازراه فراهم سازی تمام یا بخش بزرگی اززمینه هاوعوامل لازم ومؤثّردرکمال وشکوفایی استعدادهای انسانی ونیزرفع موانع واسباب بازدارندگی کمال وتعالی انسان ازسوی مربی،همراه باتلاش ودل سوزی تربیت کننده،به گونه‌ای که متربّی به اندازه‌ی تربیت خود،وام دارومدیون مربّی باشد.بدین ترتیب تعلیم وتربیت قرآنی«جریان زمینه‌سازهدایت متعلّمان ومتربیان به سوی تکوین وتعالی پیوسته ی هویّت خویش برای شکوفایی فطرت ورشدهمه جانبه ومتعالی استعدادهای طبیعی درمسیرقرب الی اللّه است.»(جمعی ازنویسندگان،80:1387)
یکی ازمعمّاهای پیچیده درجهان سیاست وروابط ومناسبات قدرت درجوامع انسانی،رابطه‌ی اخلاق وسیاست است.جایگاه اخلاق درنظام اجتماعی ازدیرهنگام موردتوجّه مکاتب مختلف ومتفکّران ومصلحان اجتماعی بوده است.البته توجّه به منابع اصیل اسلامی به خوبی نشان می‌دهدکه آمیختگی اخلاق وسیاست درمنابع دینی ،به خوبی تبیین شده است وعدول ازاصول اخلاقی درسیاست،مقبول واقع نشده است.ادیان توحیدی به ویژه اسلام نیزپیشتازضرورت رعایت ضوابط اخلاقی درعرصه وحوزه‌ی سیاست وقدرت سیاسی وعمومی بوده اند.ازنگاه ادیان توحیدی،بشربایددرپرتوفضایل اخلاقی واعمال ورفتاربه بارگاه مقدّس الهی یابه تعبیرآگوستین به شهرخداراه یابد.سیاست یکی ازعرصه‌های اجتماعی است ونمی‌توان آن راازدیگراجزای جامعه جدادانست وبرای آن قواعدی تجویزکردکه درتضادّبادیگربخش های جامعه باشد.فارغ دانستن سیاست ازاخلاق به معنای آن است که دولت مُجازباشدهمه ی تعهّدات حقوقی وسیاسی خودرازیرپابگذاردوشهروندان آزادرابه بردگانی درخدمت خودتبدیل کند.تکیه برنظریه‌ی وحدت اخلاق وسیاست به معنای نادیده گرفتن دشواری‌های خاصّ عرصه‌ی سیاست نیست،امّااین دشواری نمی‌تواند به معنای حذف اخلاق ازعرصه‌ی سیاست باشد.
اگراخلاق راازسیاست جدادانستیم،درآن صورت هرگونه زیرپانهادن تعهدات ووعده‌های انتخاباتی مُجازخواهدبودودیگرنمی توان دولتی رابه دلیل چنین خطاهایی محاکمه کردویاحتّی مقصّردانست واین،بازی‌ای است که ورودبه آن بسیارخطرناک است.دشواری دیگراین باور آن است که هیچ معیاربیرونی وجودنداردتانشان دهدچه الزاماتی درسیاست وجودداردکه براساس آن‌ها،درمواردی خاصّ ازاصول اخلاقی تخطّی کردواین جاست که خودسیاست مداران هرجاخواستندمی توانندبه بهانه‌ی ضرورت‌های سیاسی،شهروندان خودرافریب دهندوبه سودخودوبرخلاف منافع وخواسته های شهروندان خویش عمل کنند.درطول تاریخ همواره آموزه‌های اخلاقی درقالب های مختلف،ضرورت،اهمیّت لزوم پای‌بندی به فضایل اخلاقی ودوری ازرذایل اخلاقی به حکومت‌ها،پادشاهان،حاکمان ومقامات توصیه می‌شده است که به عنوان سیاست‌نامه یااندرزنامه معروف هستند.
تقدم زمانی دیدگاه‌های ایرانی براندیشه‌های عربی واسلامی،نشان می دهدکه مردم ایران زمین با بسیاری ازاموراخلاقی وتربیتی،که امروزه اسلامی ویاعربی محسوب می شوندآشنابودند؛هم‌چنین این دیدگاه‌هاتوانسته‌اند پاراازحوزه‌ی فرهنگ ایرانی ومتون پهلوی فراتربگذارندوواردفرهنگ وادب عربی بشوند.متأسفانه اشاره به دیدگاههای ایرانی درشرح وتحلیل متون ادب فارسی سخت موردبی مهری محققان قرارگرفته ولازم است که درکنارتحلیل های مبتنی برتأثیرپذیری ادب فارسی ازادب عربی،به فرهنگ ایرانی نیزتوجه‌ی لازم صورت گیرد.
تمدن کهن وریشه‌دار ایران،ازیک پشتوانه‌ی فرهنگی قوی وگسترده برخورداراست. بخشی ازآن مربوط به مسائل وامورتربیتی است که از دید نافذ محققان وپژوهشگران ادب فارسی پنهان مانده است.
2-5-رابطه ی اخلاق وسیاست
اندیشمندان علوم اسلامی معتقدندسیاست درتأمین اهداف وسعادت اخلاقی وفراهم نمودن شرایط وزمینه‌های تربیت،ترویج وگسترش اصول اخلاقی،بسیارمؤثّرواثرگذاراست.تمام اصُول اخلاقی،حدّاعتدال و میانه‌ای است که بین افراط وتفریط قرارداردواین تعادل ومیانه روی ،فقط درصورتی محقّق خواهدشدکه افراد جامعه تحت تربیت و پرورش خاص قرارگیرند تا این که آهسته‌آهسته، این حقایق اخلاقی عادت شده ملکه‌ی نفسانی شوند؛ این ملکه، حداقل نیازمندآزادی کامل و ایجاد فضایی مناسب و زمینه های تربیتی ویژه‌ای هستندکه فقط دولت باسیاست‌گذاری‌های خوب می تواندازطریق وضع قوانین و مقررات و پدیدآوردن مراکزوزمینه‌های تعلیم وتربیت متمرکزوهم آهنگ،این بستر را فراهم سازد.
ازمیان نظریه‌های رابطه‌ی اخلاق وسیاست،نظریه‌ی جدایی اخلاق ازسیاست،نظریه‌ی تبعیّت اخلاق ازسیاست،نظریه‌ی اخلاق دوسطحی،نظریه‌ی یگانگی اخلاق وسیاست که می کوشندنسبت اخلاق و سیاست راباز نمایند،تنهانظریه‌ی آخرقابل دفاع است.نظریه‌های سه‌گانه‌ی نخست،درنهایت حاکمیّت رامجازمی‌داردتابه بهانه‌ی الزامات خاص سیاسی ،اصول اخلاقی وحقوق شهروندان رازیرپاگذاردوعملاًراه رابرای هرگونه سرکوبی فراهم سازدوآن رابه دلیل ضرورت‌های ویژه‌ی سیاسی موجه جلوه دهد.تنها نظریه‌ای که می تواندمانع زیاده خواهی حاکمیّت هاشودتأکیدبراصل ضرورت سیاست اخلاقی است؛به عبارت دیگر،تصمیم گیری وتصمیم سازی درتمام عرصه های فرهنگی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی وامنیتی دردستگاه دولتی وحکومت شکل می گیرد؛این تصمیم دربعدپرورش افراداخلاقی،سیاست مداراخلاقی وتربیت جامعه ی اخلاقی،زمانی می‌تواندگرفته شودکه قبل ازآن،سیاست‌مداران وکارگزاران خوب دردستگاه حکومت؛اعم ازقوه‌ی مجریه ومقننه وجودداشته باشند.
غایت سیاست پیروی ازشریعت است وغایت شریعت،الهی شدن،تهذیب ظاهر،تهذیب باطن،آراسته‌شدن به اوصاف الهی است.سیاست چونان عبدی می‌ماندکه نسبت به فرمان‌هاوخواسته‌های خودبایدمطیع باشد.چون شریعت نسبت به سیاست به منزله‌ی گوهری می‌ماندکه زیبایی‌های سیاست درحفظ ومراقبت ازآن وارزش‌های آن می باشد؛بنابراین،سیاست،زمینه سازودرخدمت شریعت واخلاق است.برای این که بتوانیم فضایل اخلاقی رادرجامعه،محقّق بسازیم،می توانیم ازسیاست به عنوان ابزاروخادم استفاده کنیم.ولی بایدتوجّه داشته باشیم که سیاست درهمه جابه عنوان ابزاراخلاق نیست؛زیراسیاست واخلاق هرکدام می‌توانندبرمحورافتخاردنیوی،ویاسعادت دنیایی،باقطع نظرازسعادت اُخروی وبدون توجّه به توحیدمحوری ودرنهایت برمحورتوحیدشکل می‌گیرد.
برخی سیاست‌مداران ازهرنوع روش،قانون،وتدبیرهای سیاسی استفاده می‌کنند؛صرفاً برای حفظ قدرت یابرآورده شدن منافع مادّی ودنیایی مردم.شایدبتوان سیاست های ماکیاولی،لذّت‌گرایی دنیایی،منفعت‌طلبی وقدرت‌طلبی‌هاراازاین قبیل سیاست خواندکه مبتنی برمبانی اومانیستی،دنیاگرایی،فردگرایی وعقل‌گرایی وعاری ازاخلاق‌گرایی است.بدیهی است که این نوع سیاست بااخلاق متعالی هیچ سرسازگاری ندارد؛هرچندممکن است تنهابااخلاق برمحورافتخاردنیوی وتثبیت واصالت قدرت درسیاست که هیچ نقش آخرتی درآن دیده نمی‌شود،سازگاری یاتعامل داشته باشد.گاهی هم دیده می‌شودسیاست‌مداران تمام یا بعضی یابیشترقوانین جامعه رابه سمت آخرت وسعادت ابدی تبیین می‌کنند؛هرچندنقش شریعت واخلاق درآن کم‌رنگ دیده می‌شود،ولی به گونه‌ای نیست که بریده ازآن وناسازگاری باآن لحاظ شود.چنین سیاستی بااخلاق تعامل دارد؛زیراگاهی نیزاخلاق به سعادت وموفّقیّت‌های دنیایی بیشتراهمیّت می‌دهد تاآخرتی؛هرچندکه سعادت آخرت راکاملاًنادیده نمی‌گیرد؛ولی،نقش آخرت وسعادت اُخروی،کم‌رنگ دیده می شودیالااقل،توحیدمحورنیست،بلکه رنگ وبوی اومانیستی درآن دیده می شود.برخلاف این گونه سیاست‌ورزی،سیاست توحیدمحور،سیاستی است که کاملاًمبتنی برشریعت وتوحیدمی باشدوبه دنبال سعادت حقیقی انسان است؛مانندسیاست پیامبرگرامی اسلام(ص).بدیهی است که چنین سیاستی بااخلاق متعالی-که همان اخلاق‌الهی وتوحیدمحوراست-تعامل دارد.پس اخلاق وسیاست،گاهی باهم‌دیگر وحدت دارندواخلاق،روح سیاست راتشکیل می‌دهدوگاهی باهم تعامل دارند.گاهی سیاست نقش ابزاررانسبت به اخلاق دارد؛چنان که غالباًدرخدمت اخلاق متعالی می باشد،ولی گاهی باهم دیگرتعامل دارند.
باتوجّه به اهمیّت بررسی رابطه‌ی اخلاق وسیاست درچارچوب سیاست عملی ولزوم پای‌بندی به سیاست اخلاقی،سیاست‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک راموردبررسی قرار می‌دهیم.سیاست‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک ازاین جهت موردبررسی است که گاهی مرزاخلاق وسیاست چنان درهم تنیده می شودکه رعایت فضیلت وعمل به اخلاق درراستای حفظ قدرت واصالت بخشیدن به تثبیت قدرت ازمنظراخلاق موردنکوهش قرارمی‌گیردکه چالش اصلی رابطه‌ی اخلاق وسیاست درحوزه‌ی‌سیاست عملی واخلاقی مربوط به دوران معاصرنیزبه حساب می آید.
بررسی تاریخی نشان می دهدرابطه‌ی اخلاق وسیاست درسه حوزه ی مهمّ تفکّرسیاسی درایران واسلام یعنی حوزه‌ی اندیشه‌های فلسفی-سیاسی،حوزه‌ی اندیشه‌های دینی-سیاسی وحوزه‌ی سیاست‌نامه یااندرزنامه‌نویسی یااندیشه‌های سلوکی است.چالش عمده‌ی رابطه ی اخلاق وسیاست درتلاقی اندیشه‌های سلوکی باحوزه‌ی سیاست‌نامه‌نویسی است که گاه بااخلاق وآموزه‌های اخلاقی چندان هم‌خوانی وسازگاری ندارد.درغرب اوج این ناسازگاری وتنافرمیان سیاست عملی واخلاق درآموزه های ماکیاولی به ویژه درکتاب شهریاراوج می گیرد؛البته ماکیاولی براین باوربودکه عرصه‌ی سیاست عملی بااخلاق وآموزه‌ی اخلاقی چندان سرسازش نداردوباهمین نگرش وبااستنادبه شواهدتاریخی تلاش می نماید،حکمرانی موفق درجهت تثبیت قدرت سیاسی،بی اعتنابه اُصول اخلاقی حدّاقل درمواردتعارض نشان دهد.
فرایندتربیت دراقتصاد،مدیریّت،سیاست،جنگ،صلح،هنر،ادبیات،تکنولوژی،دانش‌های انسانی،روابط اجتماعی،رشدوتعالی درونی‌ترین ویژگی‌ها،خصلتهای روحی وروانی انسان‌هارُخ می‌نمایدوبرآیندهای مستقیم دارد.
رویکردها والگوها درهرحوزه‌ی معرفتی،نقشی کلیدی درگسترش وبکارگیری آن حوزه ایفامی‌کنند.شناخت وبررسی چنین اُلگوهاورویکردهایی امکان بسط وتعمیق وتحقیق آموزه‌های اساسی این حوزه‌ی معرفتی رافراهم ساخته وتوان مقابله ورقابت بانظریه‌های رقیب رابرای صاحب نظران آن ممکن می‌نماید.تربیت اسلامی نیزدرجوامع مختلف باتوجّه به زیرساخت‌های اجتماعی وفلسفی متنوع دارای الگوهای مختلفی است.
صاحب‌نظران تربیت اسلامی وهم چنین مربیان ونظریه‌پردازان حوزه‌ی تربیت اسلامی هریک تبیین خاصی ازاین حوزه‌ی معرفتی وعملی دارند.این تبیین‌ها منجربه اُلگوهاورویکردهای مختلفی دراین حوزه شده است.«الگوهای نظری تربیت اسلامی رامی توان طبق آثارمنتشرشده درسه رویکرد تفکیک کرد.دریک رویکردبه بررسی مؤسّسه های تربیتی درسیرتاریخی آن هاپرداخته می شود.دررویکرد دیگربه بررسی اندیشه‌هاونظریه‌هایی پرداخته می‌شودکه اندیشمندان مختلف درگذرزمان آن‌هاراساخته وپرداخته‌اندودررویکردسوّم خودفردبه استبناط پرداخته ونظریه‌های منسجم رادرباره‌ی تربیت پدیدآورده است.»(بلندهمتیان،119:1383)به این ترتیب«الگوهای نظری تربیت اسلامی ارائه ی روشی است که درطی آن نظریه‌پردازان تربیت اسلامی به شیوه‌ای سامان‌منددرباب تعلیم وتربیت دینی نظریه‌پردازی نموده‌اندواین سامان‌مندی،وجه تمایزآن ازسایررویکردهاودیدگاه‌هادرخصوص تربیت اسلامی است.»(باقری،1380:1368)
دوموضوع اساسی که ذهن سیاست نامه نویس ها رابه خودمشغول داشته است این بوده که«ابتداآن‌هاعموماًبه بحث درچگونگی اکتساب قدرت سیاسی وشیوه‌های نگهداری آن پرداخته‌اندودرمرحله‌ی بعداندیشیده‌اندکه چگونه می‌توان ازخروج خوارج(بروزمخالفت باقدرت حاکم)جلوگیری کردوسررعایارادرچنبراطاعت ملک نگاه داشت.»(طباطبائی،20:1367)اگرحفظ وضع موجودرابرآینداین تلاش‌هاتلقی نماییم،می توان گفت که سیاست‌نامه‌نویسان درپی آن بوده‌اندکه ازیک سوباتوجیه راه‌های به قدرت رسیدن ازجمله سلطنت موروثی یاشوکت(زور)پادشاه خلق رابه خدمت حاکم ،پادشاه وفادارسازندوازسوی دیگرمانع بروزمخالفت علیه شاه حاکم شوند.پدیده‌ای که درادبیات سنتی ودینی ماازآن به فتنه تعبیرشده است.این ویژگی‌هابه نوعی بیان ابعادسیاست نامه‌نویسی است که تصورمی‌شودازترکیب اندیشه‌ی ایران شهری باستان باآموزه‌های دوره‌ی اسلامی درباب خلافت وسیاست شکل گرفته است.به تأثیرازفضای دینی بعدازاسلام درایران،البته برخی ازفعّالیت ها ازاین دست درقالب دیگری تقریریافته اندکه به شریعت‌نامه‌نویسی مشهوراست.
به اعتقاددکترطباطبائی«شریعت‌نامه‌ها هر چند مانند سیاست‌نامه ها ایدئولوژیک به خلافت پرداخته‌اند؛امّادرتأسیس نظریه‌ی خودازاندیشه‌ی سلطنت فاصله گرفته وشریعت رادرکانون تفسیرخودقرار می‌دهند.»(طباطبائی،27:1367)سلوک‌الملوک‌ فضل‌اللّه‌بن‌روزبهان‌خنجی ازبامعناترین کتاب‌هادراین زمینه است.
2-6-هدف تربیت
تربیت دارای هدف دوگانه ودوبعدی است.دربعدفردی زندگی خوب هدف اساسی تعلیم وتربیت فردقرارمی‌گیرد.شاخصه‌های شخصی زندگی خوب راپرفسوربرودی استادتعلیم وتربیت دانشگاه‌های‌آمریکادرگزینه‌های زیرمعرفی می‌کند:«1-برخورداری ازسلامت بدن.2-برخورداری ازامنیت عاطفی.3-احساس قـدرت واحتـرام.4-امیدنسبت به آینده.امّادربُعداجتماعی،تربیت شهروندشایسته راهدف تعلیم وتربیت می شناسد.»(شریعتمداری،بی تا:183)
«جان لاک،فیلسوف انگلیسی،هدف آموزش وپرورش رانیرومندی تن ،فضیلت ودانش می داندوآن رابه سه بخش بدنی،اخلاقی وفکری تقسیم می کند.»(رهبر،48:1385)
بنابراین درتبیین مفهوم تربیت،براساس آن چه صاحب‌نظران تربیتی گفته اند،مدلول تربیتی رادارای دومعنی می‌دانند:معنای عامّ ومعنای خاصّ.درمعنای عام،هرعملی راکه ازروی قصدیابدون قصدازانسان صادرمی‌شود ونقش آن رشددادن قوای جسمانی،عقلانی،اخلاقی وذوقی خوداویافرددیگراست به عنوان معنای تربیت مطرح می‌نماید.درمعنای خاص،تربیت انتقال تمام مبانی تربیتی وفرهنگی ازنسلی به نسل دیگررادرنظر می‌گیرد،مانندتربیت مربیان مدارس.اوسپس بیان می کنداکثریت دانشمندان تربیتی معتقدندکه مفهومِ خاص تربیت درتکوین شخصیت آدمی نقش چندانی ندارد،مگربین آن وتربیت عامّ جمع گردد.اوبعدازبیان تعریف تربیت،اهداف تربیت راازآن استنباط نموده وآنهارادر4دسته تقسیم می کند:اهداف روحی تربیت،اهداف مادی تربیت،اهداف اجتماعی واهداف فردی.که عوامل تربیتی چون وراثت،خانواده،مدرسه ومحیط رادردست‌یابی
به آن‌ها مؤثّر می‌داندو نهایتاً باتوجّه به آن به برنامه‌ریزی فرهنگی دراسلام می‌پردازدوبرابربا آن شیوه‌های آموزش رابیان می‌نماید.
دیدگاه اسلامی براین اصل که تعلیم وتربیت بایدبراساس جهان بینی اسلام وشرع استوار باشد تأکید دارد ودیدگاه ایدآلیسم نیزبراندیشه‌ی صرف انسان تأکیددارد،ضمن این که امورمادّی رانیزنادیده نمی‌انگارد؛ولی دیدگاه رئالیسم که تاحدودی می‌توان آن راقطب مُخالف ایده‌آلیسم تلقّی کرددربحث ازمفهوم تعلیم وتربیت برادراکات حسّی انسان درکسب تجربه وآموزش بیش ازسایراموراصرارتامّ می‌ورزد.
تعلیم وتربیت رابایدجریانی دانست که به وسیله‌ی آن افرادازروی قصدواراده،رشدافراددیگررا هدایت کنند.گروهی ازمتخصّصان نیز،تعلیم وتربیت رارشدقضاوت صحیح می‌دانند.به نظراین دسته،کارمربّی یامعلّم،کمک به فرد درپرورش قوّه ی قضاوت صحیح می‌باشدومنظورازقضاوت صحیح،اظهارنظری است که بادلیل همراه باشد.مفهوم تعلیم وتربیت ازنظردیویی عبارت است از:تجدیدنظردرتجربیات وتشکیل مجدّد آن‌ها به طوری که این جریان موجبات رشدبیشتررافراهم سازد.
آن‌چه دراین جابه عنوان مبانی تعلیم وتربیت،موردنظراست،همان مقولات فلسفی است(مقولات هستی‌شناسی،خداشناسی،انسان شناسی،ارزش شناسی وشناخت شناسی)؛به عبارت دیگرجهان بینی یاحکمت‌نظری رئالیسم اسلامی،اساس مسائل تربیتی دراین دیدگاه است.این ارتباط یک ارتباط منطقی است که می‌تواندبرانسجام وهماهنگی نظام تربیتی آن تأثیربه سزایی داشته،آن رابه عنوان یک نظام خاص تعلیم وتربیت مطرح کند؛یعنی حکمت عملی که شامل اخلاق،تعلیم وتربیت،حقوق و...که برحکمت نظری(مقولات ومسائل نظری وفلسفی)مبتنی است.باتوجه به این مقدمه،مبانی تعلیم وتربیت رئالیسم اسلامی رامی‌توان به شرح زیرتعریف کرد:
دیدگاه‌های کلّی رئالیسم اسلامی درباره‌ی هستی،خدا،انسان،ابعادوجوداو،شناخت ودانش(نگرش‌های کلّی،مقبولات وپیش‌فرض هانسبت به جهان هستی)است که پایه واساس تعلیم وتربیت راتشکیل می‌دهد.
اگربخواهیم تعریف خلاصه‌تری رابیان کنیم،می توان گفت مبانی تعلیم وتربیت،دیدگاه های رئالیسم اسلامی،نسبت به انسان،حقیقت وابعادوجودی،هدف ازآفرینش کمال نهایی وکیفیّت حرکت اوبه سوی مقصدنهایی(قرب الهی...)است.
خدای سبحان،غایت وهدف است.راه رسیدن به چنین هدفی،زیرنظرگرفتن نفس ومراقبت ازآن است«علیکم انفسکم.مراقب خودتان باشید.»(مائده،105)چون«هدف تربیت انسان ازغایت زندگی وی جدانبوده ورابطه‌ی‌تابع ومتبوع میان آنهاست لذامی توان نتیجه گرفت که هدف تربیت آدمی،«نیل به قرب الهی درپرتوایمان وعمل صالح است.»(سباء،37)ونیز«القای دوست»(انعام،154)و«اطمینان یافتن درجوارحضرت اوست»(الفجر،30-26)لذادرچنین بینشی«انسان رنج برنده‌ای است.رنجی رابه سوی پروردگارش.تابه لقای اوبرسد.»(انشقاق،6)به عبارت دیگرانسان باتلاش به سوی پروردگارخوددرحرکت است.»(طباطبائی،بی تا:138)دراین صورت بایدپرسیدکه فرجام حرکت آدمی به سوی خالق چیست؟پاسخی که براساس آموزه‌های اسلام می‌توان ارائه نمودخداگونگی یاتشبُّه بِه اللّه است؛«زیرادرحدیث قدسی چنین آمده است:«عبدی اطعنی حتّی اجعلک مثلی اومَثَلی؛یعنی:بنده‌ی من مراعبادت کن تاتوراهمانندخودگردانم»دربیانات برخی ازحکمای مسلمان نظیرصدرالمتألّهین نیزدرتبیین غایت آموزش حکمت آمده است:لیحصل التشبه بالباری تعالی»(شیرازی،21:1387)بنابراین غایت ومرادازآموختن فلسفه‌ی تربیت این است که انسان خداگونه شود.
2-7-ارتباط بین مقوله‌های فلسفی وجنبه‌های مختلف تعلیم وتربیت
چون بین جهان بینی(مقولات فلسفی)وایدئولوژی یک رابطه‌ی منطقی وجوددارد،درتعلیم وتربیت(که ازنوع ایدئولوژی است)نیزمی توان چنین ارتباطی رابه خوبی نشان داد.
همان‌گونه که پیش ازاین خاطرنشان کردم،جهان بینی یک مکتب به ویژه نوع نگرش آن به انسان تأثیربسیارعمیقی درجنبه‌های مختلف تعلیم وتربیت دارد،زیراانسان موضوع تعلیم وتربیت است،پس درآغازبایدبه این پرسش،پاسخ گفت که انسان چیست؟دارای چه ویژگی‌هایی است؟شئون واستعدادهای اوکدام است؟هدف نهایی وی چیست؟اصولاًچه تیپ انسانی می‌خواهیم تربیت کنیم؟لذاپس ازروشن شدن این مسائل وسؤالات است که می‌توان سُراغ تعلیم وتربیت رفت ونظام تربیتی مناسبی راتأسیس کرد.
2-8-تعریف علم تعلیم وتربیت(آموزش وپرورش)
تعریف علم تعلیم وتربیت همانندخودتربیت بسیارمشکل ودشواراست.زیراهنوزدرباره‌ی محتواوروش آن اتفاق نظرمشخصی وجودنداردوعلم بودن آن مورد تردیدمی‌باشد.دردائرهالمعارف فارسی لالاندآمده است:«پداگولوژی(تعلیم وتربیت)ازریشه‌ی یونانی است وآن وظیفه‌ی برده‌ای بوده است که اداره وهدایت اطفال رابه عُهده داشته است.»(لالاند،ذیل واژه ی پداگولوژی)
بنابراین معنا ازتربیت،اهلیّت این فردبه اصطلاح مربّی راهم می‌توان تکنیک دانست،هم کاری هنری وهم ناشی شده ازفلسفه ونیزعلم.
بعضی ازفلاسفه‌ی تعلیم وتربیت چون امانوئل کانت مشکل تعریف تربیت رابه مشکل بودن ماهیت تربیت ربط می‌دهندومعتقدند«برخلاف آن چه مردم تصورمی کنندتعلیم وتربیت بزرگترین ودشوارترین مسائل مبتلابه‌ی انسان است.اودربین ابداعات بشر دو مورد را از بقیه مشکل‌تر می‌داند،هنرومملکت‌داری؛یعنی حکومت وهنرتعلیم وتربیت.وی معتقداست«مردم هنوزدرباره ی معنای واقعی این دواختلاف نظردارند». (کانت،11:1363)برخی دیگرازفلاسفه ی تعلیم وتربیت درتعریف تربیت وآموزش وپرورش بامشکل مواجه شده است.
امیل دورکیم،جامعه‌شناس معروف،تعلیم وتربیت رایک نظریه‌ی علمی می داند.که«بااستفاده ازداده‌های علوم دیگرنظیرروان‌شناسی وجامعه‌شناسی به ارزیابی نظام‌هاوروش‌های تربیتی می‌پردازد.به این طریق عمل مربیان راتوضیح داده وهدایت می‌کند.»(شکوهی،58:1375)به اعتقادبرخی دیگرازصاحب نظران«تربیت فعالیتی مداوم،جامع(توجه به همه‌ی آن چه برای به کمال رسیدن انسان لازم است،همه‌ی ابعادوجودی ونیازهای فردی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی انسان)وبرای همه(فردفردجامعه)وبرای رُشدوتعالی وتکامل انسان وغنای فرهنگی وتعالی جامعه.تربیت هم نیازی مستقل وهم وابسته،هم نهائی وهم واسطه‌ای،هم هدف است وهم وسیله،هم زیربنای اجتماع است وهم غایت وهم مقصود.»(فیوضات،21:1374)
2-9-علم تعلیم وتربیت
هم‌چنان که گفته شددرمیان دانشمندان ایرانی که درحوزه‌ی تعلیم وتربیت فعالند،درعلمیّت تعلیم وتربیت یاآموزش وپرورش،به عنوان یک علم ماننددیگرعلوم،البتّه باویژگی‌های مربوط به خود،اختلاف نظروجوددارد.
«هرعلمی سعی داردتاقلمروخودرامشخّص کند،موقعیّت‌هاوواقعیّت‌های مربوطه رابیان کرده وقوانین حاکم برآن راکشف کند.»(شکوهی،55:1375)
«تاقرن هیجده ی میلادی،به کارگیری روش‌های علمی معروف ومتداول،درتعلیم وتربیت مرسوم نبوده وحتّی صاحب ‌ظرانی هم‌چون ژان ژاک روسونیزدربه کارگیری آن درتعلیم وتربیت احتیاط می‌کردندومنتظرتدوین رساله هاومتون علمی دراین زمینه بودند.»(همان،56)متفکری چون کانت به تربیت تجربی(غیرعلمی)بیشتردل بسته بودتاروش علمی آزمایشی.اومعتقدبود«تربیت،هنری است که فقط باجمع شدن تجارب چندنسل کامل خواهدشد.»(کانت،56:1363)وبالاخره برخی نیزمعتقدندکه«تربیت فرایندی تصادفی است که روش علمی به هیچ وجه درآن راه نیافته است.»(شکوهی،56:1375)
باپیشرفت همه‌ی علوم مربوط به آدمی،به تدریج بحث درباره‌ی پدیده‌های انسانی بدون این که سبب تخریب آن شودامکان‌پذیرشد.باتجزیه تحلیل‌های دقیق علمی،موقعیّت‌های تربیت،کم وبیش به تحقق علم تربیت وبه پیدایش آن‌چه امروزه به علوم تربیتی معروف است انجامید.
درقرن نوزدهم فعّالیت‌هایی درزمینه‌ی علمی‌کردن تعلیم وتربیت صورت گرفت،ولی چندان قانع کننده نبود.تابالاخره درقرن بیستم برای اوّلین بارشخصی به نام لوسین‌سل‌لوریه طرح کلّی علم پداگوژیک رازیرعنوان معنای واقعیّات وقوانین تربیت منتشرنمود.«لوسین‌سل‌لوریه ازعلمیّت تعلیم وتربیت به شدت دفاع می‌کردومعتقدبودکه:هدف تعلیم وتربیت جستجوی قوانین مربوط به پدیده‌هایی است که درتربیت به ظهورمی‌رسد.برآن تأثیرمی‌گذاردوازمقدّمات معیّنی استنتاج شده است.اومعتقداست:این علم موجب نظم وروشنی شده وبه مااجازه می‌دهدتااندازه‌ای پیش‌بینی کنیم که درشرایط یکسان،نتایج فلان روش یاشیوه‌ی تربیتی چه خواهدبود.درلغت‌نامه‌ی معروف بویسون آمده است:تعلیم وتربیت علم تربیت است،اعم ازتربیت‌بدنی،ذهنی واخلاقی.دراین علم ازداده‌های علومی نظیرفیزیولوژی،روان‌شناسی،تاریخ و...استفاده می‌شود.دورکیم نیزتعلیم وتربیت رایک نظریه‌ی علمی،جان‌دیویی ونیزاشخاصی مثل پل‌لاپی آن رابه دلایل مختلف علم می‌دانندوخطوط اصلی آن راپی‌ریزی شده می‌دانند.آن‌هامعتقدندکه علوم تربیتی،ازمجموع نظم ومقررات وشیوه‌هایی؛که واقعیت‌هاوموقعیت‌های مختلف تعلیم وتربیت رادربافت تاریخی،اجتماعی، اقتصادی،فنی وسیاسی آن پی‌جویی می کند؛تشکیل می‌شود.امّادرعین حال تااواخرقرن بیستم نیزبسیاری ازمتخصّصان ازآن بااحتیاط سخن گفتند.آنان تعلیم وتربیت راهمانندبرخی پیشینیان،هنروحرفه می‌دانندنه علم.به نظرآنان تعلیم وتربیت تنهاهنروفنّی کاربردی است که می‌کوشدحتی‌الامکان روش‌های علمی رادرتحقیقات خودبه کاربرد.»(همان،60)ازمجموع آن‌چه گفته شدمی‌توان نتیجه گرفت که،درهرصورت تعلیم وتربیت یک علم است؛البتّه این علم نیزمانندعلوم دیگردارای ویژگی‌های منحصربه فردی می باشد.
2-10-ویژگی‌های علم تعلیم وتربیت
1-موضوع تربیت،انسان است وانسان موجودی پیچیده است.نوع زندگی فردی واجتماعی اونیزدائماًدرحال تحول ودگرگونی می‌باشد.بسیاری ازابعادوجودی اوهنوزدر هاله‌ای ازابهام باقی مانده است.به همین دلیل علم تعلیم وتربیت نیزازجهات مختلف دارای پیچیدگی فوق‌العاده‌ای است.
2-علم تعلیم وتربیت یاعلوم تربیتی،ازجمله علوم بین‌رشته ای است.این علم ازمجموعه‌ای ازعلوم انسانی وغیرانسانی ازقبیل:تاریخ،اقتصاد،آمار،ریاضیات،فیزیولوژی،روان شناسی،جامعه شناسی،انسان شناسی،مردم شناسی،وحتّی فلسفه وهنرو...بهره می برد.
3-علم تعلیم وتربیت صرفاًیک علم نظری محض نیست بلکه علمی کاربردی است.یافته‌های این علم درعمل برای تربیت انسان به کارگرفته می شود.اساساًسودمندی علم تعلیم وتربیت به کاربردی بودن آن است.
4-درتعلیم وتربیت همانندبرخی علوم دیگر،علاوه بریافته‌هاونظریات علمی،یک سیستم ونظام تربیتی نیزپایه‌ریزی می‌گرددتاآن یافته‌هاونظریات علمی درعمل به کارگرفته شود.این سیستم دارای سلسله‌ای ازاهداف،مبانی،اصول،شیوه ها،خط مشی ها،...وروش‌های ویژه‌ای می باشد.آن‌چه درباره‌ی جوان بودن علم تعلیم وتربیت گفته شدمی‌شود،نه تنهادرباره‌ی نظام تربیتی صادق است،بلکه بایدگفت نظام‌های تربیتی موجوددرعالم به مراتب ازخودعلم تعلیم وتربیت جوان‌تراست.
«درمنابع اسلامی آن‌چه هدف ارسال رسل وبعثت انبیاءالهی-علیهم السّلام-شمرده شده است،تربیت انسان وانسان‌سازی وبه فعلیت رساندن تمام گنجینه‌هاواستعدادهای نهفته دردرون وی بوده است.»(دشتی،38:1370)هدف ازآفرینش انسان وتربیت اوجزاین نمی تواندباشد.اتفاقاً«درقرآن کریم خداوندنیزبه عنوان مربی انسان معرّفی شده است.»(اسراء،249)
قرآن کریم وروایات،منابع بسیارغنی وعمیقی درجهت استخراج واستنباط بسیاری ازمسائل مربوط به تعلیم وتربیت به حساب می آیند.
برای معرّفی هرعلم بهترین راه تعریف،بیان ابعادوویژگی‌های آن علم می‌باشد.امّادرباره‌ی علم تعلیم وتربیت این وضع قدری متفاوت است؛زیراغالب دانشمندانی که درحیطه‌ی تعلیم وتربیت صاحب‌نظر می‌باشندهم درتعریف وماهیّت علم تعلیم وتربیت وهم درابعادوویژگی‌های آن اختلاف‌نظردارند.حتی بسیاری ازآن‌هادرعلمیت تعلیم وتربیت یاآموزش وپرورش،ماننددیگرعلوم اتفاق‌نظرندارند.
بدون شک تربیت برای یک خانواده‌ی مذهبی بایک خانواده‌ی غیرمذهبی متفاوت است.درمسائل روزمره هم می‌توانیم این نکته راموردتوجه قراردهیم.رفتارهای مذهبی وارزشیابی‌ها متفاوت است؛به عنوان مثال جوانی که قصدازدواج دارد،درزمانی که شخص موردنظررامی‌خواهدانتخاب کندبایدحداکثری‌هارادرنظربگیرد.مسائلی مثل توحید،معاد،اعتقادات دینی وصداقت.امّازمانی که فردی می‌خواهدمعامله‌ی‌تجاری انجام دهدهمان حدّاقل‌های طرف مقابل کفایت می‌کند؛پس درکل می‌توانیم چنین برداشت کنیم که تربیت اسلامی درتعریف جامع آن،محدودبه یک گروه ویک قشرنیست،بلکه گستره ووسعت این نظام تربیتی،همه‌ی اقشاررادربرمی‌گیرد؛البته اگرماجامعه رابه یک هرم تشبیه کنیم که درجه‌ی مذهبی‌بودن افرادآن متفاوت است وافرادازنظرمذهبی بودن درطبقات مختلف قرارمی‌گیرند،بادرنظرگرفتن طبقات مختلف جامعه،روندتعلیم وتربیت اسلامی رانیزمی‌توانیم طبقه‌بندی کنیم.این طبقه ‌بندی ازنوک هرم که همان خانواده‌های مذهبی هستند شروع می‌شودوبه طبقه‌بندی‌های پایین‌تر که دارای عملکردمتفاوت هستندختم می‌شود.
سخت‌گیری،عدم برنامه‌ریزی ودخالت مسائل حاشیه‌ای،تأثیرسوءومنفی درتعلیم وتربیت اسلامی داردومتأسّفانه این دخالت‌هاکه گاهی ازروی نادانی صورت می گیردباعث به وجودآمدن مقاومت درافرادوگروه‌ها می‌شود.ازعوامل مؤثّردریک تربیت صحیح ایجادفرصت یادگیری وفراهم‌آوردن زمینه‌های ‌مناسب دراین زمینه است تاافرادباآزادی عمل واندیشه درراستای تعالیم وتربیت اسلامی قراربگیرند.دراین صورت،تأثیراین تعالیم بیشترخواهدبود.
هدف تربیت اسلامی،صرفاًتغییررفتارنیست.به نظرمی‌رسدباید پیشینه‌ی تاریخی تربیت سکولاریستی رادرقرون16و17میلادی دانست آن زمانی که تفکرسکولاریستی به وجودآمدبسیاری ازبزرگان مسیحیّت،درجهت تحکیم اهداف دینی خود،باسیاست‌مداران وامپراتوران وقت هم‌سو شدندواین هم‌سوشدن آغازی برای شروع تربیت سکولاربود.زیرابرای ترویج سکولاریسم دوراه وجوددارد؛برخی خیلی دین رافیلترشده می‌دانندوعقیده دارندکه دین جدای ازهرنظام وسیاست،اقتصادواجتماع است ودرمقابل افرادی نیزدین رابه اقتضای فضای سیاسی،اجتماعی واقتصادی جامعه ی خوددست خوش تغییر می‌کنند.این هردوگروه مروج تربیت سکولاری هستند.
این کژاندیشی به جامعه‌ی کنونی مانیزراه پیداکرده است؛به عنوان مثال،برای جذب جوانان به مسجد،درآن آمفی تئاتر،کلاس،استخرو...رامی‌سازیم وحتّی معماری آن راتغییرمی‌دهیم وبه ساختمان‌های مدرن شباهت پیدامی‌کند.امّادرانتهااگربادیدی وسیع به این اقدامات نگاه کنیم تأثیربارز تربیت سکولاری رادرآن مشاهده می‌کنیم.مامسجدراسکولارکرده‌ایم،درصورتی‌که هدف مااین بوده که جذابیت آن راافزایش دهیم ولی اثرجذابیت سبب تغییرات ماهیتی می شود.این مثالِ حرکت تدریجی تربیت سکولاری رانشان می‌دهد که می‌توانددرهرزمان ومکان شماراتحت تأثیرقراردهد.به بیان دیگرچنین نیست که بگوییم تربیت اسلامی وتربیت سکولاردردوقطب متمایزرودرروی یک دیگرایستاده باشند.واقعیّـت آن است که این دودرهم تنیده شده‌اند.شمادرهرلحظه ممکن است درحال گرایش به سوی سکولاریسم باشید.شماهرچه قدرکه می‌خواهیدمسلمان باشیدبه همان اندازه خطرسکولاریزه‌شدن رانیزدارید؛زیراتربیت سکولار،بسیارصورت پنهانی پیداکرده وشایدشماناخواسته به آن تن دهید.
دکترعلم‌الهدی درباره‌ی عرصه‌ی حضوروتأثیربرتربیت اسلامی درروندترویج آن اضافه نموده است؛مابایدازتغییررفتاربه تغییرعقیده برسیم ونبایددرتغییررفتارمتوقف شویم.تربیت اسلامی قبل‌ازاین که جلوه‌ی قانونی داشته باشدبایدجلوه‌ی فرهنگی داشته باشدودرعین حال تغییرات فرهنگی به صورت هماهنگ توسط نهادهای گوناگون ایجادمی‌شود.دراین صورت است که تربیت اسلامی می تواندبرتربیت مسلّط سکولارپیروزشود.
2-11-آرای تربیتی درسده‌های میانه
بنابه نظرکاردان«سده‌های میانه یاقرون وسطی به دوره‌ای ازتاریخ مغرب زمین اطلاق می‌شودکه میانِ دوره‌ی یونان وروم باستان وعصرجدیدکه بارنسانس آغازمی شودقرارداردونزدیک به ده قرن به طول می‌انجامد.»(کاردان،62:1381)البتّه درباره‌ی آغازوپایان دقیق این دوره میان مورّخان اختلاف نظروجوددارد.قرون میانه رابه دوبخش زمانی نامساوی تقسیم می‌کنند«بخش اوّل شامل روزگارتاریک هجوم بربرهاو بی‌نظمی مدنی وانحطاط فرهنگی است که ازآغازقرن ششم تااوایل قرن دوازدهم طول می‌کشد.بخش دوّم شامل قرونی است که طی آن بازرگانی رونق یافت وشهرها رو به توسعه رفت وتعلیم وتربیت رواج گرفت»(کانپوری،48:1354)
2-12-استفاده از پند و اندرز در تربیت متربّیان‌
راه‌هاوروشهایی که دین مبین اسلام درتربیت وپرورش انسانهابکارمی‌‌بردمتعدّداست وازجمله این روشها،روشی است که آن راروش موعظه وپندواندرزمی‌‌نامیم.باتوجه به وجودنیروی گویایی وتکلم وبیان دروجودانسان وهم چنین بهره‌مندی اوازنیروی شنوایی می‌‌توان گفت یکی ازاستعدادهای وجودانسان که هم تحت تاثیرسخن قرارمی‌‌گیردوبااستفاده ازاین،توانایی دیگران راتحت تأثیرقرارمی‌دهدویکی ازمواردکاربردکلام وسخن این است که با استفاده ازآن،هم خودراتربیت کنیم وهم دیگران راازطریق موعظه وپندواندرز،به جایگاه انسانی آنهاواقف سازیم که بدین وسیله،رسیدن به هدف آفرینش یعنی کمال وسعادت ابدی تسریع و تسهیل شود.‌
2-12-1-قرآن و روش موعظه و پند و اندرز
روش‌هایی راکه قرآن کریم برای تعلیم وتربیت انسان‌ها بکار می‌برد،درعین برخورداری ازیک وحدت وهماهنگی وانسجام ناگسستنی دراصول واهداف،متعددومتنوعندواین تعدّدوتنوع بافطرت وطبیعت انسان‌هانیزسازگاراست.‌
قرآن کتابی است که گام به گام بانوآموزان خودجلو آمده واشتباهات ونقایص اعمال آنان رادربرابردیدگان عقل آنان قرارمی‌دهدتااین که خودباچراغ عقل،مواردتاریک اعمال خودرادریابندودرمواردبعدی ازارتکاب آن خودداری نمایند.
2-12-2-شرایط لازم برای موعظه و پند و اندرز
برای تأثیرپذیری بهترموعظه وپندواندرزدروجودتربیت شونده لازم است که اوعملاًاثرپندواندرز رادروجود واعظ واندرزدهنده آسان واجراشونده ببیندتاازاوپیروی کندوالاّموعظه به تنهایی کافی نخواهدبود،بلکه آن واعظی می‌تواندسرمشق باشدواحساسات وافکارورفتارمتربّیانش رابه خودوابسته کندکه خوددر منظرعام مقبول واثرات وعظ وپندش درحرکات ورفتاراومحسوس باشد.‌
دعوت به حق وتربیت صحیح به وسیله‌ی موعظه وپندواندرز،زمانی اثربخش خواهندبودکه خود واعظ،عمل به حق بکندو به آن‌چه موعظه می‌کند،متّعظ بشودوالّا،دعوت به حق به زبان،ولی اقدام به خلاف آن درعمل،درواقع دعوت به خلاف حق است نه حق.
بایدکه ازهرسخنی که خصم رابردعوتش تهییج می‌کندواورابه عنادولج بازی وامی‌دارد،بپرهیزدوحتّی‌الامکان ازبکار بردن آن مقدمات کاذب که خصم آن رامسلّم وواقعی می‌پندارد،دوری کند؛هم‌چنین لازم است ازبی‌عفّتی درکلام واز سوءتعبیراجتناب کندوبه خصم خودومقدسات اوتوهین نکندوفحش وناسزانگویدوازهرعمل وحرکت ناشی ازنادانی‌ای دیگردوری کندواگرغیرازاین کند،درست است که حق رااحیاء نموده ولی به قیمت احیاءباطلی دیگرویاکشتن حقی دیگربوده است.‌
کوتاه سخن این که،درچگونگی شرایط واعظ وپنددهنده بایدبه مضمون ضرب‌المثل مشهورکه سیره وروشی ازرسول اکرم صلّ‌الله علیه وآله راتداعی می‌کندتوجه نمود که:رطب خورده منع رطب چون کند؟
می‌گویند:خداوندتبارک وتعالی به عیسی(علیه‌السّلام)وحی فرستاد که:ای پسرمریم،نخست خودراپندده،آن گاه اگرآگاه شدی،دیگران راپندده وگرنه ازمن شرم دار!
تعلیم وتربیت،مخصوص دیگران نیست، بلکه انسان قبل ازهرکس بایدخودمتعلم وتربیت شونده ازافرادعالم واهل فن باشد.همان‌گونه که هرمعلم ومربی درتعلیم وتربیت اسلامی،قبل ازاین که تعلیم وتربیت انسانهای دیگررا برعهده گیرد، لازم است معلم ومربی خودباشدوخودرابا آداب قرآن پرورش دهد.به اخلاق اسلامی متخلّق سازدودرمکتب تربیتی اسلام تربیت شودوسپس گام درراه خدایی ولذت بخش وانسان ساز،امامشکل، پرپیچ وخم وخطرناک تربیت انسان‌ها بگذارد،برمعلم ومربی لازم است که همواره خودراوعظ ونصیحت کندوهرلحظه ازخودحساب بکشدومباداازشأن و زی‌بندگی وازمقام والای معلّمی تنزل کند.اینک دستوری تربیتی ازمولاعلی علیه‌السّلام: «اَحیِ قَلبکَ بالموعظهِ وَاَمِتهُ بالزهاده`وقَوِّهِ بالیقینِ ونَوَّرهُ بالحکمهِ وذَلّهُ بذکرِالمَوتِ وقَرَّرهُ بالفناءِوبَصرهُ فَجائِعَ الدُّنیا؛یعنی،دل خودرادرپندوموعظه زنده‌گردان وآن رابااعراض ازدنیاوبی رغبتی نسبت به آن بمیران وبا یقین تقویتش کن وبا اشعه‌های نورانی حکمت منوَّروروشنش گردان.آن رابه یادمرگ رام ومتواضع وکوچک وخوارگردان وبه فانی‌شدن واین که زشتی‌هاوسختی‌ها واندوه‌های دنیا پاینده نیست وهمه تمام خواهد شدآرام وتسلّی ده وبه مصیبتهاوفجایع دنیابینا گردان تااین که بدانداین دنیاشایستگی آن راندارد که کسی به آن رغبت کندوبرآن حریص باشد.»(شیروانی،72:1390)
ایران مهدادبیات تعلیمی است.ایرانیان ازدیربازضمن فراگیری حکمت نظری درآموزش وتعلیم حکمت عملی؛یعنی،تهذیب اخلاق،سیاست مدن وتدبیرمنزل اهتمام ورزیده اند.پیشینه‌ی این موضوع،که به ایران قبل ازاسلام بازمی گردد،سبب پیدایی آثاری تحت عنوان خردنامه،پندنامه واندرزنامه شد.این سنّت درآثارادبی بعدازاسلام نیزادامه یافت وآثارمنظوم ومنثورماندگاری پدیدآمد.این آثاررامی‌توان به این ترتیب دسته‌بندی کرد:
1-آثاری که مخاطبان آن‌هاافرادخاصّ هم چون پادشاهان،وزراءوفرزندان پدیدآورندگان بوده است.ازاین نوع می ‌وان به نصیحهالملوک‌ها،کتب دستورالوزراء،آداب‌السّلطنهها،سیرالملوک‌هاوتحف‌الملوک‌ها اشاره کرد.
2-کتبی که مخاطبان آن‌ها،عموم مردم بوده اند؛نظیر:کتب اخلاق،پندنامه‌ها،خردنامه‌هاونصیحت‌نامه‌ها.
3-آثاری که اخلاق وتعلیم وتربیت،موضوع ثانوی پدیدآورندگان آن‌هابوده است.درکنارمطلب اصلی به بیان مسائل اخلاق وتعلیم وتربیت اهتمام ورزیده‌اند.ازاین نوع می توان به اشعاراکثرشاعران پارسی‌گوی وکتب منثورتاریخی،عرفانی،سیره‌ها،سفرنامه‌هاوآثارداستانی منظوم ومنثورنظیربوستان وگلستان،کلیله ودمنه،مرزبان‌نامه وسمک عیّاراشاره کرد.
روش‌های تعلیم وتربیت درغرب نیزازدیرباز،مطمع نظربوده است.طرح وتبیین نظریه‌های متعددتربیتی،که اکثرآن‌هاباروش‌های علمی تدوین شده وهریک طرف‌دارانی درجهان دارد،حاکی ازآن است که تعلیم وتربیت مطلوب فرزندان،دغدغه‌ی تمامی جوامع بشری است.یکی ازقدیم‌ترین نظریه‌های آموزش وپرورش،نظرات ژان‌ژاک‌روسوی فرانسوی است.آراء تربیتی اودرکتابی به نام امیل بیان شده است.
آرای روسو گرچه موردتأییدبرخی صاحب‌نظران تعلیم وتربیت است؛امّابسیارکلی،آرمانی وافراطی است؛به ویژه اصل عزلت وتربیت منفی روسو،باعث کندی روندتعلیم وتربیت کودک می‌شودبهترین دوران زندگی انسان برای آموختن،بیهوده سپری می‌شود.
«یکی ازشیوه‌های معمول تربیت فرزندان درایران،به ویژه درمیان پادشاهان وبزرگان،نوشتن نصیحت‌نامه وپندنامه بوده است.درزبان پهلوی ساسانی اندرزنامه‌ها،یک رشته رسالات وکتب حکمت‌آمیزبودکه پندنامگ یااندرزنامگ نامیده می‌شد.هرچندغالب محتوای آن، سخنان به پادشاهان وبزرگان ومؤبدان منسوب می‌شد،مضمون آن مخصوصاًدرآنچه ازنوع کلمات قصاربودجوهردانش وتجربه محسوب می شد.غالباًدرطی امثال وتجهیزات موجزومؤثّرخودچیزی ازحکمت عملی عام خلق رادربرداشت وبه همین سبب باآن که اصل آن‌هاغالباًبه فرهنگ طبقات اشرافی تعلق داشت ازطریق نفوذنامرئی،که عامه راتدریجاًبافرهنگ خاصه آشنامی‌ساخت،سدطبقاتی بالنسبه استواروعبورناپذیرجامعه‌ی ساسانی رامی‌شکست واززندگی پیشه‌وران،سربازان،شبگردان وروستاییان تاحیات مؤبدان ودبیران همه چیزراتحت نظارت وانضباط نوعی اخلاق شادمانه امّاجدی وموقردرمی‌آورد.»(زرین کوب،41:1375)
معمولاً وقتی ازتربیت صحبت می‌کنیم،اولین نکته‌ای که به ذهن می‌رسداین است که بچه‌هاچه بایدبکنندوچگونه رفتارکنند؛اماآن‌چه مغفول می‌مانداین است که والدین بایدچگونه باشندوچگونه رفتارکنند.درست است که همه می‌دانیم رفتاربچه‌هامحصول نگرش والدین به شیوه‌های تربیتی است؛امّابسیاری ازوالدین ازنقش اساسی خودبه عنوان الگو،غافلند.درصورتی که والدین هم‌پای فرزندان فرصت کمال دارندومی‌توانندرشدکنند.دراین مطلب به جای پرداختن به بایدهای تربیتی می‌خواهیم ازنبایدهای تربیتی وباورهای نادرستی که درباره ی نقش والدین درذهن بسیاری ازماوجوددارد،سخن بگوییم.شایدبهترباشدریشه‌ی این باورهارادردلایل فرزندآوری ازدیدگاه والدین جست وجوکنیم.
2-13-تشکیل خانواده وبایدونبایدهای تربیتی
بسیاری ازوالدین برای چشیدن طعم عشق به فرزند،اقدام به فرزندآوری می‌کنند.بعضی به دلیل وجودخودشان ودرجست‌وجوی آن چه می‌خواستندباشندونشده اندبه بچّه‌دارشدن فکرمی‌کنند.فرزندبرای این دسته ازوالدین سبدآرزواست.دسته‌ی دیگری ازافرادبرای جبران آنچه درارتباط باهمسرودیگران کم داشته‌اند،اقدام به فرزندآوری می‌کنند.گاهی هم برای کسب تأییددیگران،پدرومادر،اطرافیان،دوستان وآشنایان،زوج به بچّه‌دارشدن فکرواقدام می‌کنند،نکته این جاست که هریک ازاین دلایل تاثیرمستقیمی برنحوه‌ی تربیت فرزندمی‌گذاردوازهمین جامی‌توان باورهای نادرست تربیتی راشناسایی وبررسی کرد.وقتی والدین به دلایل غیرمنطقی مانندجبران کمبودهای خوداقدام به فرزندآوری می‌کنند،کودک را به کانون خانواده تبدیل وخودراوقف اومی‌کنند.
والدین درچنین شرایطی ازادامه‌ی مسیررشدوکمال بازمی مانند و کودک رادرناخودآگاه خودمقصرقلمدادمی‌کنند.این دیدگاه درطول زمان باعث احساس خشم پنهان دروالدین وشرم پنهان درفرزندان می‌شود.درچنین مواردی والدین که۲۴ساعته درخدمت بچّه‌ها هستند،قادرنیستندمسئولیت‌پذیری رابه آن‌هاآموزش دهندوحجم سنگین کارزیاد آن‌هابه همراه تقاضای زیادازسوی بچه‌ها،باعث بازنشستگی روانی پیش ازموعدآن هامی‌شود.ازسوی دیگربرخی والدین تصورمی کنندبایدازپدرومادرشدن لذت ببرندووقتی باخستگی،خشم،آزردگی ورنجیدگی روبه رومی شوند،احساس درماندگی می کنند.درحالی‌که این احساسات رابایدپذیرفت وبه عنوان بخشی ازفرآیندتربیت درنظرگرفت زیرافقط دراین صورت است که رفتارخالصانه وصادقانه با بچّه‌هاخواهیم داشت.
2-13-1-پذیرش مسئولیت شکست وجبران کمبودهای والدین
بسیاری ازوالدین خودرامسئول ناکامی وشکست فرزندانشان می‌دانند.والدین نبایدفرزندان راامتدادخودقلمدادکنند.بایدفردیت خودواورابه رسمیت بشناسند.بهتراست کودک تفاوت‌هاراباوالدین تجربه کندتابتواند بادیگران تعامل کند.والدینی که همواره خودرامسئول ناکامی وشکست فرزندان می‌دانند،درطول زمان ازآن‌ها افراد خنثی می‌سازندکه حاضرنیستندمسئولیت رفتارهای خودرابه گردن بگیرند.چنین افرادی درزندگی مشترک توان درک تفاوت‌های همسروپذیرش وی به همان شکل راندارندوبه همین دلیل به سرعت درزندگی مشترک سرخورده می‌شوند.
چنان‌چه فردی برای جبران کمبودعاطفی وروانی اقدام به فرزندآوری کند،وابستگی بیمارگونه ای به فرزندش پیدا می‌کند.شکی نیست که عشق وعاطفه یکی ازمهمّ‌ترین مؤلّفه‌هادرفرایندرشدکودک است اماوابستگی عاطفی برای رفع نیازهای والدین،کودک رابه والدزودهنگام تبدیل می‌کند.گاه درچنین شرایطی کودک محرم اسراروالدین می‌شودوعملاًدراین رابطه جای کودک ووالدعوض می‌شود.وقتی والدین ازنظرعاطفی به کودک وابسته شدند،نمی‌توانندبا وی مخالفت کنندیااورامحروم سازند.دراین گونه مواردنوعی رشوه‌گیری هیجانی بین آن‌هاایجاد می‌شودکه بسیارلطمه‌زننده است.ازسوی دیگرگاهی والدین قادرنیستندبین عشق و جدایی تمایز قائل شوند.به این معناکه والدین تصورمی کننداگرعاشق فرزندخودهستندبایداوراهمواره پیش خود نگه دارندوفکرمی کنندعشق وجدایی دشمن هم است.بسیاری ازوالدین این تصورنادرست رادرذهن دارندکه موافق‌نبودن یامخالفت‌کردن بافرزند یعنی دوست‌نداشتن وی.به عبارتی مخالفت‌کردن رامساوی شکست درارتباط بافرزندمی‌دانندبنابراین همواره سعی می‌کنندطبق خواسته‌ی بچه‌هارفتارکنند.درصورتی که والدین بایدبه کودک بفهمانندکه مخالفت بارفتاروی به معنای شکست دررابطه،دوست‌نداشتن،جدایی و...نیست.بنابراین ازابرازمخالفت به شرط این‌که به جاومنطقی باشد،نهراسیدوآن راابرازکنید.
2-13-2-شناسایی کاستی ها وتلاش درجهت رفع آنها
بایددانست که رفتارهای نادرست واشتباه بچّه‌هاخود به خودازبین نمی‌رودوفقط ممکن است شکل آن عوض شود.بنابراین کاستی هادررفتارکودک راباید شناسایی وآن هارارفع کرد نه این‌که با تغافل بی‌جاموضوع رارهاکرد.بعضی ازمشکلات با گذشت زمان بدتر می‌شود وسرپوش‌گذاشتن ونادیده‌گرفتن مشکلات بچه‌ها باعث بروز خشم ناگهانی والدین وتضعیف شدیداعتماد به نفس کودک می‌شود.
2-13-3-انضباط ومهربانی
خوب است بدانیددستورالعمل صحیح رشد کودک،انضباط به اضافه‌ی مهربانی است ووالدین بایدانضباط ومحدودیت راچاشنی مهربانی کنندزیرابالطف ومهربانی صرف نمی‌توان بچه‌ی مهربان ودارای سلامت روان تربیت کرد.درصورتی که بسیاری ازوالدین عشق بی‌محدودیت وبی‌شائبه رانثارکودک می‌کنند.کودک بایدبدانددرکنار لطف ومهربانی،والدین وظایف وانتظاراتی ازاودارندکه بایدبرآورده شود.بایدلطف یاتوجهی باصداقت تمام به کودک عرضه شودواوبدانددرقبال آن بایدانتظاراتی رابرآورده کنددرغیر این صورت کودک همیشه طلبکارومتوقع بارخواهدآمدوحاضرنیست قدردان زحمات ولطف‌ها ومهربانی دیگران باشد.
2-13-4-تفاوت بین سخت بودن باناتوانی
قادرنبودن برانجام کار با سخت‌بودن وظیفه متفاوت است.معمولاًوالدین فکرمی کنند کودک قادربه انجام کاری که سخت است ولذتی ندارد،نیست.بنابراین ازاوانتظارانجام آن کارراندارند.
درچنین شرایطی والدین درواقع بچه‌هارابه سمت فرارازمسئولیت سوق می‌دهندزیراکودک خودرامحِق می‌داندکه کاری را که سخت است انجام ندهد.کودک اغلب ازانجام کارهایی که دوست نداردیا سخت است سربازمی‌زندیاازراه میانبراستفاده می‌کند.ماننددانش‌آموزی که به جای خواندن درسی که به آن علاقه ندارد،سرجلسه‌ی امتحان حاضر نمی‌شودواگرحاضرشود،تقلب می‌کند.
2-14-تعلیم وتربیت
روش بسیارموثّربرای خودسازی این است که انسان هیچ‌گاه خودرابهترازدیگران نبیند،پیوسته خودراکوچک،حقیروناقص ببیندودر پی اصلاح نفس وخودسازی باشد.اسلام دربرنامه‌ی تربیتی خود،پیوسته این روش راتوصیه ودنبال می‌کند.انسان نبایدهیچ انسان دیگری رابویژه اگرمؤمن باشدوحتّی اگرگنهکارهم باشدازخودپست‌تربه حساب بیاوردوهیچ‌گاه نبایددرباره‌ی خود،نسبت به دیگران گمان بالاتروبهتری داشته باشد.چه بساافرادوانسان های پاکی که ممکن است سقوط کرده وازآن افرادگنهکار پست‌تر شوند.البتّه مابه هنگام انجام وظایف وتکالیف خود،مأمور به ظاهرهستیم وبه افرادبه ظاهرپرهیزگاراحترام می‌گذاریم وگنهکارراامربه معروف ونهی ازمنکرمی‌کنیم،امّا هیچ‌گاه نبایدتنهابادیدن این ظواهر،دیگرانی راازخودپست‌تربینگاریم وخودراازآنان بالاتربه حساب آوریم.دراین زمینه، درروایات فراوانی به مؤمنان توصیه شده که هیچ مؤمنی راتحقیرنکنندشایداوازاولیای خداباشدوآنان وی رانشناسندپس به هیچ کس نبایدباچشم حقارت نگریست.براین دوتوصیه‌ی اخلاقی مهم،آثارمهمّ تربیتی،اخلاقی واجتماعی بارخواهدشدزیراوقتی خودراکوچک وپست‌تربه حساب آوریم،درفکرتطهیروتزکیه وتعالی وتکامل خویش برمی‌آییم وبرتلاش وفعّالیّت خوددراین زمینه می‌افزاییم ووقتی باورکنیم که اولیای خدادربین مردمان،مخفی وپنهانند،هیچ کس را تحقیرنمی‌کنیم،بلکه به همه احترام می‌گذاریم تاروابط اجتماعی مامحکم واُستوار،واحساس محبت وهمدردی وتعاون،درمیان همه اعضای جامعه برقرارگردد.تحقیروکوبیدن شخصیت دیگران،علاوه برعوارض اخلاقی،خسارتهاوزیانهای بزرگ اجتماعی نیزبه دنبال داردوهستی وکیان جامعه راتهدیدمی‌کند.کمترین زیان آن پیدایش دشمنی ورفتن صفاوصمیمیت ازمیان اعضای جامعه است که این،موجب عدم همدلی،همیاری،همکاری و همزیستی در جامعه است.‏
درمقایسه‌ی آموزش(تعلیم)وپرورش(تربیت)،تفاوت‌هایی بیان شده است که عبارتنداز:
1-درتربیت،هدف رشددادن وشکوفایی همه‌ی قابلیّت‌هاوتوانایی‌های بالقوّه‌ی انسان است.درآموزش هدف اصلی انتقال اطلاعات است.
2-درتعلیم بیشتربایک بُعدازابعادوجودی انسان،یعنی بُعدشناختی وعقلانی اوسروکارداریم.اماتربیت فراگیرو همه‌جانبه است.
3-تعلیم معمولاًبیشتربه وسیله‌ی معلّم ودرجایگاه مشخصی،هم‌چون مدرسه وکلاس درس صورت می‌گیرد. درتربیت همه‌ی عوامل موجوددرمحیط به نحوی برفردتأثیرمی‌گذارند.
4-آموزش به معنای انتقال دانش است وپرورش به معنای انتقال ارزش‌ها.
5-آموزش به فعّالیّت‌های ذهنی وعلمی درداخل کلاس درس مربوط می‌شود.پرورش به فعّالیّت‌های عملی اطلاق می‌شودکه درخارج ازساعات درسی انجام می‌گیرد.
6-پرورش آن دسته ازآموزه‌ها،پیام‌هاوالگوهایی است که جنبه‌ی دینی،اخلاقی وانقلابی دارد.آموزش آن دسته آموزه‌هایی است که جنبه‌ی شناختی وعملی داشته ودرقالب کتاب‌های درسی وبه صورت رسمی تدریس می‌شود.
7-آموزش،جنبه‌ی رسمی،عمدی،برنامه‌ریزی شده،قصدشده وآشکاردارد.تربیت فرایندی غیررسمی،غیر‌عمدی ودرونی است.
نگارنده‌ی این سطوربامطالعه وپژوهش درچندکتب مختلف درهمین زمینه به این نتایج دست یافته است وچکیده‌ای ازآن نظریات رادرباب تفاوت میان تعلیم(آموزش)وتربیت(پرورش)ارائه نموده است.همه‌ی این دیدگاه‌ها ناظربه یک نتیجه‌ی مشترک است وآن جدایی وتمایزمفهومی میان تعلیم وتربیت است؛ولی آیابه راستی چنین است؟اگراین تفاوت مفهومی رابپذیریم،آیادرمرحله‌ی عمل وتحقّقِ آن دونیزمرزی رامی‌توان مشخّص نمود؟به عبارت دیگر،آیادرعمل نیزاین دوقابل تفکیک هستند؟
2-14-1-معنای تربیت درمنظراسلام
نگارنده قبلاًدرمفهوم‌شناسی تربیت،ازحیث لغوی به آن پرداخته است.اینک درقلمرو معنای تربیت به چیستی آن وکیفیت عمل تربیت خواهدپرداخت.درحقیقت معنای تربیت،حاصل تأمّل درماهیت انسان است.چنان‌چه بپذیریم که دورویکردمتعارض به انسان وجودداردکه اوّلی باتفسیری مکانیستی ومادی ودوّمی بابرداشتی معنوی ومتافیزیکی ازانسان درصددتعریف وتبیین ماهیّت اویند،دراین صورت باپذیرش رویکرداوّل،معنای تربیت درحدّواندازه‌ای توسعه‌ی ظرفیت‌های فیزیکی وذهنی آدمی برای غلبه بربیماری،پیری ومرگ خلاصه می شود.آن‌گونه که فراانسان‌گرایان معتقدندولی باپذیرش رویکرددوّم تربیت بابه کمال‌رسیدن انسان ونیل به جایگاه خلیفهالّهی،معنامی‌یابدوچون برای تحقّق مقام خلیفهالّهی،انسان‌هابایدبه کمال حقیقی خوددست یابند،ازاین روی نیازمندتعلیم وتربیت اند؛چون تنهاعاملی که آدمی رابه کمال نهائی می رساندتربیت است.
برای تبیین معنای تربیت،ناگزیرازبیان مقام خلیفهالّهی هستیم.دردوآیه ی زیرمعنای خلافت الهی(جانشین خدا)روشن می‌شود.
آیه‌ی نخست:«وَاِذقَالَ لِلمَلَائِکَهِإِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَهً.و[به یادآور]هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت:همانامن درروی زمین جانشینی قرارخواهم داد»(بقره،30)
وآیه‌ی دوّم«یَاداوُودإِنّآجَعَلناکَ خَلِیفَهًفِی الاَرضِ فُاحکُم بَینَ النَّاسِ بِالحَقِّ.ای داود،ماتورادرروی زمین خلیفه[خود]قراردادیم،پس میان مردم به حقّ داوری کن.»(ص،26)
ظاهرکلمه‌ی خلافت درآیه‌ی دوّم این است که مقصودازآن خلافت الهی است.درنتیجه باخلافتی که درآیه‌ی اوّل آمده منطبق است.یکی ازشئون خلافت این است که صفات واعمال مستخلف‌عنه رانشان دهدوآینه‌ی صفات اوباشدوکاراورابکند.پس خلیفه‌ی خدادرزمین بایدمتخلّق به اخلاق خداباشد.آن چه خدااراده می‌کند،اواراده کندوآن چه خداحکم می‌کند،اوهمان راحکم کند.چون خدا همیشه به حقّ حکم می‌کند«اَلَّله یَقضِی بالحَقِّ.اونیزجزبه حقّ حکم نکندوجزراه خداراهی نرود»(غافر،20)«فَآحکُم بَینَ النَّاسِ بِالحَقِّ»(ص،20)(دهقان،522:1379)
بنابرآن چه گفته شدمعنای تربیت همراه باکمال‌یابی انسانی است،اکنون به تبیین کمال باعنایت به موارد تحقق آن می‌پردازیم.
2-14-2-تعلیم وتربیت واهمیّت آن درجامعه‌ی اسلامی
علم مدرسه آن چه راکه می‌بیند و می‌آزماید،به همان اندازه که می‌بیند،شناسایی می‌دهدودرروی داده‌هاوتغییرات،عوامل پدیده‌هارامعین می‌کند.امّاعلم دینی به آن چه شناخته است وروی می‌دهدجهت عقلی،جهت حقوقی واخلاقی می‌دهد.علم مدرسه ازآن چه هست سخن می‌گویدوعلم دین ازآن چه بایدباشد،سخن دارد.علم مدرسه ازچراغ،نورآن را،شدت آن را،تغییرات آن رابیان می‌دارد.علم دین ازچراغ،روابودن وضع تهیه‌اش را،محل شایسته‌ی مصرفش را،میزان شایسته‌ی استفاده ازآن رامعلوم می‌دارد؛که ازمسیرحلال به دست‌آر،درجای شایسته به کارببر،به قدرکافی برافروزواسراف مکن.
علم مدرسه ازطول وعرض وسفتی واستقامت وحرکت ونظیراینهاسخن دارد.علم دین ازحق بودن اندیشه‌ها،ازخیربودن اعمال،ازرواوموزون بودن اموروازتحول وکمال وعزت وبقاداشتن وجودبحث می‌کند.این دومنافات ندارند،که علم مدرسه مقدّمه است وعلم دین منتها،علم مدرسه روبناست وعلم دین زیربناعلم مدرسه معرف موجوداست وعلم دین،خط دهنده به سیروجود.
دراین مقایسه به خوبی دانسته می‌شودکه علم دین،علم تربیت است وصلاح واصلاح وارشاد.دردین،علمی سوای تربیت نیست وتربیتی جدای ازعلم نه.معلّم دین،معلم مربی است،هم‌چنان که پیامبر(ص)چنین بود؛هم عالم بودوهم مقتدا،هم اسوه بودوهم امام،هم رسول بودوهم سراج،هم نوربودوهم رحمت.
پس خدامعلم است ومؤدِّب(تعلیم دهنده وادب کننده).امااین دو،دونیست که یک است.علمی است برای عمل وعملی است براساس علم ودرسی است کاملاًعلمی.به این جمله ی معصوم(ع)دقّت نمایید:لاتَأخُذُاِلّاعَنّا... تَکُن مِنّا.ازمادریافت کن ... تاازماشوی.اولی تعلیم است ودوّمی تربیت؛بی هیچ جدایی ازهم.که درهردو،گیرنده تویی وبه ثمررساننده تو.درهردومأخذامام است واعلام گروترغیب‌کننده ودست‌گیرامام.به سادگی می‌توان فهمیدکه اساس دیانت اسلام برعلم وادب وتعلیم وتربیت است؛اماتربیت درعلوم مدرسه‌ای،تلاش برپرورش استعدادهاونظامِ غرایزدارد.اگردراین تربیت،سیاستی غلط دخالت نکرده باشدوسالم بماند،تازه به حاصلی می‌رسدکه درادبِ اسلامی مطرح است.ادب درس کودکان است وبرای پرورش سالم استعدادهای آنان،درحدی که هنوزتکلیفی ندارندوتنهامؤدب وسالم‌بودن ازآن‌هاانتظارمی رود.
«ولی بعدازتکلیف شرعی،فرزندآماده‌ی ارشادوتعالی می‌شودوبه همان استعدادهاوغرایزوتمایلات،جهت خاص داده می‌شود؛نظام دیگر،تکلیف می‌شود؛احسان‌ها،فداکاری‌ها،گذشت‌ها،خدمت‌هاونظیراین‌هادربرنامه قرارمی‌گیرند.نفس که تاقبل ازبلوغ شرعی،اگرسالم بودآزادهم بودوبرابرخواست هایش هرچه می‌کرد،ایراد نداشت،حالاآزاداندیش به خاطربهترشدن،تعالی یافتن،به معنای درست انسانیت رسیدن مقیّدمی شود؛مقیّدبه حفظ حقوق مردم؛مقیّدبه گذشت ازمال ونیرووحتّی جان؛مقیدبه خدمت ونیکویی؛مقیّدبه هرروزبهترازروزقبل بودن وقیدهای دیگری که باقبول مکتبِ ایمانی،برخودمی‌پذیردبرای شدن وبهترشدن.»(مظلومی،36:1386)
مواجهه باچالش‌های تربیتی اخلاقی دردنیای معاصر،نیازبه ارائه‌ی راه کارهای مؤثّروکارآمدی داردکه به دغدغه‌ی وجودی آدمی ونیزدردهاوبحران‌های اوپایان بخشد.چنین راه‌کارهایی ضرورتاًبایدمتکی به فلسفه‌ی تربیتی نیرومندی باشدکه کرداروفعّالیّت‌های تربیتی انسان راهدایت نموده وجهت‌گیری مؤثّری به آنها بدهد.لذاهرزمان که نیازبه دلالت‌های تربیتی کارآمدعمیقی احساس می‌شود،لزوماًدرپی فلسفه‌ی تعلیم وتربیت برخواهیم آمدکه تکیه‌گاه وپشتوانه ی قاطعی برای رفتارهاوکارکردهای تربیتی محسوب گردد.
ازسوی دیگر دین مبین اسلام ازویژگی‌هایی هم چون جامعیّت جهانی‌بودن وجاودانگی برخورداراست وفراترازمرزهای زمان،مکان ونژادقادربه پاسُخ‌گویی به نیازهای اساسی انسان‌هاست.تعبیری هم چون هدی للعالمین مؤیدبخشی ازاین واقعیت‌هاست وآموزه‌های دیگراسلام نیزدلالت برویژگی‌های منحصربه‌فرداین آیین آسمانی دارد.
درعصرحاضرنه تنها نیازهای اساسی انسان وجامعه به عنوان یک ضرورت بایدموردملاحظه قرارگیرد،بلکه چالش‌های جدیدی نیز درعرصه‌ی ارتباطات انسانی ومناسبات میان ملت‌هاوجوامع مطرح است که پاسخ‌های جدی واقناع کننده‌ای رامی‌طلبد.برخی ازاین چالش‌هاعبارتنداز:بحران هویت،دغدغه‌ی معنویت،گسست نسل‌ها،تردیددرچگونگی پایان جهان،رُشدخشونت های فردی واجتماعی ونظایرآن‌ها که هریک درخورتأمّل ومطالعه‌ی مستقلی است.
طبرسی درتفسیرسوره‌ی حمد،چندمعنی ازجمله ی رئیس مطاع،مالک،صاحب(رفیق)،مربّی ومصلح برای ربّ نقل کرده ومی‌گوید:«آن ازتربیت مشتق است.این کلمه به طوراطلاق جزبه خداگفته نمی‌شودودرغیرخدا مقیّدمی‌آیدمانندربّ الدّار،ربّ به معنی مربی ازاسماءحسنی است ومقام ربوبیّت خداوندراروشن می‌کندیعنی آن‌گاه که دروصف خداوندگفته شود:ربّ العالمین،مرادپرورش‌دادن وتربیت‌کردن تمام موجودات است؛یعنی،همان‌طوری که یک نفرطفل راتربیت می‌کندوپیوسته مراقب اوست وازتغذیه،تحصیل واخلاق وآداب اوغفلت ندارد.هم چنین اطلاق کلمه‌ی ربّ برخداوندمبین این معنی است.»(قرشی،43:1355)
2-14-3-معنای تربیت ازمنظرمکاتب وادیان درغرب
برای بررسی معنای تطبیقی تربیت،ناگزیرازبیان پاره‌ای ازتعاریف ارائه شده‌ی مکاتب وادیان الهی هستیم که اجمالاًدریک سیراجمالی وتاریخی ازرویکردهاومنظرهای زیربه آن می‌پردازیم:
«ازحیث تاریخی شایداوپانیشادهارابتوان ازقدیمی‌ترین متونی دانست که براساس آرمان‌های اخلاقی ومعنوی تدوین شده وروح فلسفه وتربیت هندی باتمام عظمتش درآن مشاهده می‌شود.چنین تصورمی‌شودکه یکصدوهشت قطعه ازاین مُحاورات اخلاقی بین سال های800و400پیش ازمیلادنوشته شده است.«(مایر،42:1972)
«درفلسفه‌ی هندقدیم،هدف غایی تربیت دراوپانیشادها،"مکشا"نامیده می‌شودوبه معنای تصفیه ازکل فردیت ووحدت کاملی بابرهمن است.این فرایندراممکن است به محوشدن رودخانه‌هادراقیانوس تشبیه کرد.رستگاری درآئین اوپانیشادهاازدوراه ممکن است؛یکی ازراه تفکرروحانی ودیگری ازراه عمل.»(همان،48)
درحالی‌که آرمان تحصیل درهند،تعلیم فضیلت وارستگی وغلبه برامیال است،حکماوفلاسفه ی چین برحفظ خط‌مشی اعتدال وتوازن دربهره‌مندی ازمواهب زندگی تأکیددارند.کنفوسیوس(478-551ق.م)مؤثرترین شخصیت فلسفه‌ی چین،هدف غایی تربیت رامیانه‌روی به معنای مراقبت کامل ازدستورهای ادب وتربیت،تعریف می‌کند،تحقق چنین فردی درنگاه اوفردِ برتر است که سعی دراصلاح جامعه دارد.لذاتربیت درفلسفه ی چین براساس اخلاق بنا نهاده شده است وراه اصلاح جامعه رااصلاح فردتلقی می‌کند.
درمصرقدیم،برمفهوم فناناپذیری بسیارتأکیدبه عمل می‌آمد.مصریان هم‌چنین می‌اندیشیدندکه بدن آدمی هم بایدپس ازمرگ نگهداری شود.نظرآنان درباره‌ی فناناپذیری،جاودانگی روحی نبود،زیرازنده‌شدن پس ازمرگ رازندگی جسمانی می‌دانستندکه خوشی‌های این عالم فانی راجاودانه خواهدساخت،لذابراین اساس تربیت درنظرآنان،عبارت بوداز«آماده شدن برای زندگی پس ازمرگ»(همان،87)و«هدف اصلی تربیت ومذهب مصری،تعلیم اخلاقیات صحیح وپرورش روح اطاعت نسبت به خدایان بود.»(همان)
درایران باستان ازآئین زرتشت به عنوان برجسته‌ترین عامل اثرگذاردرپرورش خلقیات وروحیات مردم می‌توان یادکرد.زرتشت(متولّدسال های583-660ق.م)اصول اخلاقی ویژه‌ای رابه پیروان خودآموزش دادکه پایه‌گذارمبانی آموزش وپرورش ایران باستان محسوب می‌شود.باتکیه براین مبانی هرانسانی به خودی خوددارای هدف وانگیزه‌ای برای ساختن دنیای بهتراست.جسم،مغزوروح انسان بایدباتعلیم وتربیت،پرورش یافته ومفیدواقع گردد.شایدبتوان براساس این گفته‌ی زرتشت که«اوّلین ومهم‌ترین وظیفه‌ی انسان،مبارزه باتمام بدی‌های زندگی وشرکت درساختن دنیایی بهتروشرافت‌مندتراست»(نخستین،93:1379)به این نکته دست یافت که هدف نهایی تربیت درایران باستان،تعالی خردبرای نیل به اعمال نیکو است.
«درآئین یهود،انسان شخصیت بسیاروالایی داردودررشدوتکامل آن،به دلیل تشابه بایهوه وپیروی واطاعت ازدستورات او،بسیاراساسی ومهم است.به همین منظورهدف آموزش وپروش یعنی اطاعت وانجام فرامین خدادرروی زمین برای همه به گونه‌ای که تمام مردم قوانین رابدانندوآن‌هارااُلگوهای زندگی خویش قراردهند.»(همان،111)«دردین یهودرابطه ی انسان وخدا،عاطفی وعبادی است ودرمجموع می‌توان آموزش وپرورش عبری رادارای روح ملّی دانست.»(همان،115)
ازخصایص دیگرتربیت عبری،این است که باآرمان خردرهبری شده وعقل دراین دیدگاه،جالب‌ترین خیربشرتلقی می‌گرددودرنتیجه وحدت نظرداشتن درآرمان زندگی،نکته‌ای اساسی محسوب می شود.
«دریونان باستان،زمان مشخصی رانمی‌توان برای آغاز وبسط آموزش وپرورش رسمی ذکرکرد.اشعارهومرکه احتمالاًدرحدودقرن نهم قبل ازمیلادنوشته وتنظیم شده‌اند،ازنوعی آموزش خصوصی متداول یادمی‌کند که طی قرن هشتم ق.م به بعدرواج بیشتری پیدامی‌نمایدوشاعرانی نظیرهزیود،پیندر،ساپوهو،پینتاکوس،الکائوس، ترپاندروآریون ازمیان آنان برخاسته‌اند.آرمان واهداف آموزش وپرورش یونان رادریک کلمه‌ی تناسب می‌توان خلاصه نمود.»(همان،120)
«به عقیده‌ی یونانیان،یک فردتربیت شده به لذات دنیایی اهمیّت می‌دادولی هیچ گاه دچارافراط نمی‌شد» (مایر،104:1972)
اینک به هدف ومعنای تربیت ازمنظرچهره‌های برجسته‌ی دوره‌ی گلباریونان مختصراً اشاره می کنیم.
سقراط اگرچه سرآغازتربیت راشناسایی محدودیت‌های آدمی تلقّی می نمودومفتاح تعلیمات تربیتی‌اش،خودت رابشناس بودولیکن درنهایت،معلم راراهبرمدنیّت می‌دانست یعنی کسی که باید درپی حقیقت باشد.
افلاطون عقیده داشت که«تربیت خوب،آن است که روح وبدن راازهمه‌ی زیبایی وکمالی که قابلیت قبولش رادارندبهره دهد.»(همان،13)و«ارسطونیزمعتقداست که فردتربیت شده‌ی حقیقی ازکمال خودآگاه است وفروتنی رانشانه‌ی ضعف می‌شمارد.»(همان،105)دریک عبارت،آرمان تربیت یونانی،پشتیبانی ازترکیب فضیلت عقلی وبدنی بود.هم عقل وهم بدن هردوبایستی تربیت می‌شد.مهارت‌های عقلی وبدنی،هردوبایستی پرورش می‌یافت.بهترین زندگی آن بودکه موجب سازگاری کامل فردبامحیط خویش می‌شد.
اندیشه‌ی یونانی،برعکس فکرمسیحیت،براصول دهری وطبیعی بنیادنهاده شده است.پس ازدوره‌ی گلباریونان،وبه فاصله‌ی چهارسده عصرمسیحیت فرا می‌رسد.حضرت مسیح به پیروان خودمی‌فرمود«خدای بهشت وآسمان شماکامل است؛بنابراین،هماننداوکامل باشید لذا کمال انسان،هدف اصلی مسیحیت وشیوه‌ی زندگی آنان قرارگرفت.پاره‌ای ازمورّخان معتقدندکه آموزش وپرورش اولیه‌ی مسیحیان براین مبانی استواربود.آنان علی‌رغم این محتوی وهدف،خواستارفروتنی وتواضع وفقرورستگاری بودند.این روح مذهبی وجهان‌بینی،اساس آموزش وپرورش برای مسیحیان گردید که درآن کشیش،معلم،انجیل ونوشته‌های آن،محتوای تعالیم وآرمان‌های آن،مذهب جدیدو هدف نهائی گردید.آموزش وپرورشی که هدفش بسط ذهنیات واموراجتماعی نبودبلکه به اخلاق وپرورشِ روح توجّه داشت»(نخستین،218:1379)مسیح تعلیم می‌دهدکه اگردوست داشتن رایادبگیریم،حقیقتاًتربیت شده‌ایم.
پس ازعصرمسیح،بایدبه تربیت رومی وبه ویژه عصرکنتیلیان(35میلادی)اشاره نمودزیراآرمان تربیت وسیرت روم به بهترین وجهی به وسیله ی اومعرفی شده است.به نظرکنتیلیان،تنها زندگی باارزش‌ترازآن عمل است.تفکّرروحانی،برای دانشمندانی است که بخواهندازواقعیّت فرارکنند.این طرزتلقّی،موجب کم ارج شدن تفکُّرشده وپرداختن به فعّالیّت‌هاوموضعات عملی منجرآن می‌شودکه جنبه‌ی واقعی هدف‌هاوآرمان‌های فرایندتربیتی ازیادبرود.
درمیان فلاسفه‌ی مسیحی،برجسته‌ترین چهره‌ی اثرگذاراگوستین است.اوبه لحاظ بدبینی کامل به شایستگی بشربرزهدوانضباط تأکیدزیادی داردولذاتربیت رافرایندی غیرقابل انعطاف ساخت وبه صورت نوعی تلقین درآورد.
درسده‌های میانی،توماس اکوئیناس نماینده‌ی فکری این عصربه شمارمی‌رود.اومعتقداست که به تمام افرادبشرفروغ عقل که مبیّن جلال خداونداست،اعطاء شده است.وقتی که این فروغ به روشنی بدرخشد،تربیت شکوفامی‌شود.
درطول هزارسال قرون وسطی(سده ی پنجم تاپانزدهم)که اروپا دوران تاریکی راسپری می‌کرد،نه تنهاعلم وآگاهی توسعه وگسترش نیافت؛بلکه ازآزاداندیشی وافکاری که به نوعی مبیّن یک حقیقت علمی بوده ولی برخلاف آرای کلیسانظریه‌ای راعنوان می‌نمود،به شدّت جلوگیری به عمل می‌آمد.درمقطعی تاریخی ازقرون وسطی یعنی سال579میلادی،باظهورپیامبراسلام(ص)،نقطه‌ی عطفی برای تاریخ بشریّت فرارسیدواسلام به عنوان آئین جدیدالهی،فرصتی برای ارائه‌ی آموزه‌های خویش یافت.
2-15-حکمت نظری وعملی
درخصوص نسبت میان حکمت وکمال آدمی بایدگفت که حکمت بردوقسم است:حکمت نظری وحکمت عملی؛زیراکمال انسان دردوچیزاست:شناخت حق وشناخت خیروخوبی برای عمل به آن،بازگشت اوّلی به علم وادراک مطابق باواقع است که آن راحکمت نظری می‌گویندومرجع دومی به کارعدل وصواب است که آن راحکمت عملی خوانند.
انبیای الهی دارای هردوحکمت هستند قرآن کریم این حقیقت رادربیان جامع خودچنین ترسیم می‌فرماید: «أَن أَنذِرُواأِنَّهُ لَآاَلَهَ إلَّآأَنَآفَآتَّقُونِ»(نحل،2)
اکنون به پاره‌ای ازمواردآن درآیات الهی اشاره می‌شود.
1-حضرت ابراهیم(ع):حکمت نظری«رَبِّ هَب لِی حُکماً»(شعرا،83)وحکمت عملی«اَلحِقنِی بالصّآلِحِینَ»(شعراء،83)
2-حضرت موسی(ع):حکمت نظری:«اِنَّنی أَنَاالّلَّهُ لَآاِلَهَ اِلَّاانَا»(طه،14)وحکمت عملی«فاعبُدنَی»(طه،14)
3-حضرت عیسی(ع):حکمت نظری:«انِّی عَبدُاللَّه»(مریم،30)وحکمت عملی«وَاَوصَانی بِالصَّلاهِوَالزَّکَاهمَادُمتُ حَیًّا» (مریم،31)4
-پیامبراسلام(ص):حکمت نظری:« فَاعلَم اَنَّهُ لَا اِلَهَ اِلَّااللَّه»(محمّد،19)وحکمت عملی:«وَاستَغفِرلِذَنبِکَ»(محمّد،19)
2-15-1-غایت هستی
برای تبیین هدف وغایت زندگی انسان،ناگزیرازتبیین غایت ومقصدهمه‌ی موجودات جهان هستی خواهیم بود.زیراانسان زیرمجموعه‌ی عالم وجوداست وتابع مقصدهمه‌ی پدیده‌هادرعرصه‌ی ممکنات می‌باشد.لذامفسّران درتفسیرسوره‌ی مبارکه‌ی توحید(اخلاص)می‌نویسند:
«دراین سوره،خداوندمتعال رابه احدیت ذات وبازگشت ماسوی‌اللّه درتمامی حوائج وجودی‌اش به سوی او،ونیزبه این که احدی،نه درذات ونه درصفات ونه درافعال شریک اونیست می‌ستاید.صمددراصل به معنای قصدکردن یاقصدکردن بااعتماداست،پس خدای تعالی،سرور و بزرگی است که تمامی موجودات عالم درتمامی حوائجشان اوراقصد می‌کنند.وقتی خدای متعال پدیدآورنده‌ی همه‌ی عالم است وهرچیزی راکه دارای هستی است خداوندبه اوداده است؛بنابراین هرچیزی راکه به عنوان چیزبرآن صادق باشددرذاتش وآثارش محتاج به خداونداست ودررفع نیازمندی‌هایش او را قصد می‌کند،هم‌چنان که خودش فرمود:«الَالَهُ الخَلقُ وَالاَمرُ.آگاه باش که خلق و امرازآن اوست»(اعراف،54)ونیزبه طورمطلق فرمود:«وَاِنَّ اِلَی رَبِّکَ المُنتَهی.واین که پایان[کارها]به سوی پروردگارتوست»(نجم،42)پس درهرحاجتی که درجهان تصوُّرشود،خدای سبحان صمد ومقصداست.ازاین جاروشن می‌شودکه تعریف صمدباالف ولام،به منظورافاده‌ی حصراست؛یعنی تنها خداوندمتعال صمدعلی‌الاطلاق است»(دهقان،72:1379)
2-15-2-غایت زندگی انسان
درآیات مختلف قرآن،به هدف آفرینش یامجموعه‌ی جهان هستی اشاراتی شده است که درآغازممکن است متفاوت به نظربرسدولی بادقّت می‌بینیم همه به یک حقیقت بازمی‌گردد:
«الف)عبادت وبندگی:«ومَاخَلَقتُ الجِنَّ وَالاِنسَ اِلَّالِیَعبدُونِ.وجنّ وانس رانیافریدم مگراین که مرابندگی کنند»(ذاریات،56)
ب)علم وآگاهی ازصفات خداوند:«اَللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبعَ سَمَاوَاتِ وَمِنَ الاَرضِ مِثلَهُنَّ یُتُنُزَّلُ الاَمرُبَینَهُنَّ لِتَعلَمُوااِنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍقَدِیروَاَنَّ اللّهَ قَداَحَاطَ بِکُلِّ شَیءٍعِلمًا.خداکسی است که هفت آسمان راآفریدواززمین نیزهمانندآن‌هارا.فرمان[خدا]درمیان آن‌هافرودمی آید[وتدبیرمی‌کند]تابدانیدکه خدابرهرچیزی تواناست»(طلاق،12)
ج)آزمایش بیشتر:«وَهُوَالَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالاَرضَ فِی سِتَّهِاَیَّامٍ وَکَانَ عَرشُهُ عَلَی المَاءِلِیَبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً.واوست کسی که آسمان‌ها وزمین رادرشش روزآفریدوعرش اوبرآب بودتابیازمایدکه کدام یک ازشمانیکوکارتراست»(هود،7)
د)رحمت الهی:«وَلِذَالِکَ خَلَقَهُم...وبرای همین آن‌هاراخلق کرده است»(هود،19)
دقّت دراین آیات نشان می‌دهدکه بعضی مقدمه برای بعضی دیگراست.آگاهی ومعرفت،مقدمه‌ای برای آزمون وتربیت بشروآن هم مقدّمه‌ای برای بهره‌گیری ازرحمت خداونداست.»(دهقان،263:1379)
درقرآن نیزمراحلی برای هدف خلقت انسان بیان شده است:
«الف)آفرینش برای آزمایش.لِیَبلُوَکُم.
ب)آزمایش برای جداکردن خوبان ازبدان است.«لِیَمِیزَاللّهُ الخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ.»(انفال،37)
ج)جداکردن خوبان ازبدان برای جزاوکیفرمتناسب است«لِتُجزِی کُلُّ نَفسٍ بِمَاکَسَبَت»(جاثیه،22)
د)جزاوکیفرمتناسب برای عمل به وعده است؛«وَعداًعَلَینَا»(انبیاء،104)»(همان،273)
2-15-3-خودیابی زمینه‌ی خدایابی
برای پی بردن به مفهوم حکمت نظری وعملی در زندگی انسان می‌توان بااستنادبه آیه‌ی شریفه‌ی«عَلَیکُم اَنفُسَکُم.مراقب خودتان باشید»(مائده،105)که مؤمنین راامربه پرداختن نفس خودنموده فهمیدکه منظوراین است که آدمی،نفس رازیرنظرگرفته واعمال صالح اوراکه سرمایه وتوشه‌ی فردای اوست،تحت مراقبت قراردهد؛زیرابرای نفس،امروزوفردائی است ونفس هرآنی درحرکت ودرطی مسافت است؛ومنتهای سیرش خداوندسبحان است.چه نزداوست حسن ثواب یعنی بهشت.
«برانسان است که این راه راادامه داده همواره به یادخدای خودبوده لحظه‌ای فراموشش نکند،چه خدای سبحان؛غایت وهدف است وانسان عاقل هدف راازیاد نمی‌برد،زیرا می‌داند که فراموش کردن هدف باعث ازیادبردن راه است،روی این حساب،اگرکسی خدای خودرافراموش کندخودراهم فراموش کرده واین همان هلاکت است.»(طباطبائی،282:1362)
درمباحث مربوط به خودیابی که مظهری ازخودآگاهی است،درحقیقت می توانیم اصطلاح هویت فردی رانیزبه کارببریم؛زیراهویت همان حقیقت شخص است که مشتمل برصفات جوهری اومی‌باشد.این همان مفهومی است که درخودشناسی به دنبال دست‌یابی بدان هستیم.لذامی‌توان گفت که«باتحقّق خودیابی وخودآگاهی بخش عمده‌ای ازهویت فردی نیزمحقق می‌شود.»(شرفی،30:1387)
2-15-3-1-استنتاج
1-همانگونه که قبلاًاشاره شد،اهداف گوناگونی که ناظربرخلقت وزندگی انسان است،به نوعی درراستای یک غایت کلّی بوده ودرمفهوم رحمت الهی تبلورمی‌یابد.چنان که درقرآن فرمود:«مگرآن که رحم کندپروردگارتووبرای همین آنان راخلق کرده است»(هود،119)
2-رحمت الهی به دوشکل عام وخاص آن جلوه‌گر می‌شود.رحمت عام شامل همه‌ی موجودات هستی می‌شود:
«َرحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ.ورحمت من همه چیزرافراگرفت.»(اعراف،156)
ولی رحمت خاصّ،برخی ازبندگان برگزیده‌ی الهی رادربرمی‌گیردنظیر:«نُصِیبُ بِرَحمَتِنَامَن نَشَاءوَلَانُضِیعُ اَجرَالمُحسِنِینَ.مارحمت خودرابرهرکس بخواهیم ارزانی می‌داریم واجرنیکوکاران راضایع نمی‌سازیم.بدین سان فرمان‌روایی دادیم یوسف رادرزمین تاجایی گیردازآن هرجاکه خواهدورسانیم به رحمت خویش هرکه راخواهیم وتباه نکنیم پاداش نکوکاران را»(یوسف،56)
ویاموارددیگری که درآیاتی نظیرسوره‌ی مریم،50و53وانبیاء75و86به آن‌هااشاره شده است.لازم به ذکراست که دربرخی آیات قرآن،به رحمت اختصاصی پروردگارمتعال نیزاشاره شده است؛نظیر:«وَاللّهُ یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشَاءوَاللَّهُ ذُوالفَضلِ العَظیِم.امّاخداهرکه راخواهدخاصِّ رحمتِ خویش می‌کندکه خداوندصاحب فضل وکرم بزرگ است»(بقره،105)
وآیه‌ی:«یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشَاءوَاللَّهُ ذُوالفَضلِ العَظیِم.امّاخداهرکه راخواهدخاص رحمت خویش می‌کند که خداوندصاحب فضل وکرم بزرگ است»(آل عمران،7)