–476

00شماره: . . . . . . . . . . . . . . . . ..
تاریخ: . . . . . . . . . . . . . . . . .

تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب فاطمه رضایی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی گرایش عمومی که در تاریخ 28/06/1392 از پژوهش خود تحت عنوان «مقایسه عملکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علایم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علایم روانپریشی و افراد بهنجار در شیراز (1391)» با کسب‌ نمره 18 و درجه عالی دفاع نموده‌ام بدینوسیله متعهد می شوم:
این پژوهش حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پژوهش، کتاب، پروژه - ریسرچو .... ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
این پژوهش قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پائین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد ازفراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و ..... از این پژوهش داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی: فاطمه رضایی تاریخ و امضاء: اثر انگشت:
این تعهد می بایست در حضور نماینده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود.
220980078232000
معاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه های غیرعلمی می آلایند.
2. اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
3. اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
5. اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان،حیوان ونبات) و سایر صاحبان حق.
6. اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7. اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8. اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
225298014351000023666452006600009. اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
تقدیم به:
پدر گرانقدر، مادر والامقام، خواهر و برادر مهربانم تکیه‌گاهان زندگی، سایبانان آرامش، به زیباترین آفرینش‌های خالق، به رشته های محبت که پرستش را از آنان آموختم، به آنان که یاریم کردند تا بیاموزم.

سپاسگزاری
با سپاس از خدای رحمان که اراده کرد تا بیاموزم و. به گونه ای زیبا زندگی کنم و اکنون با دستانی پر تلاش و آکنده از مهر دوست یکی دیگر از مراحل علمی را با موفقیت پشت سر بگذارم. از استاد راهنمای عزیز و بزرگوارم جناب آقای دکتر حسن حق شناس که رساله حاضر با راهنمایی ها، نظرات ارزنده، پیگیری های مستمر و مساعدت های ایشان به انجام رسید کمال سپاس و قدردانی را دارم. و همچنین از استاد مشاور محترم جناب آقای دکتر مجتبی نقش واریان که همواره کارگشای بسیاری از مسائل من بود بی نهایت سپاسگزارم. در پایان از پرسنل محترم بیمارستان اعصاب و روان دکتر محرری و همچنین از تمام عزیزانی که به نحوی در انجام این امر مرا یاری نمودند تشکر می نمایم. باشد روزی که بتوانم قدری از محبت های این عزیزان را جبران نمایم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1مقدمه1
1-2بیان مسئله3
1-3تعریف مفاهیم4
1-3-1اسکیزوفرنی4
1-3-2افسردگی اساسی4
1-3-3علایم روان پریشی4
1-3-4عملکرد اجرایی4
1-4تعریف عملیاتی5
1-5 اهمیت تحقیق5
1-6 اهداف تحقیق6
1-6-1اهداف عملی6
1-6-2 اهداف کاربردی6
فصل دوم: پیشینه پژوهش
2تاریخچه8
2-1اسکیزوفرنیا8
2-2افسردگی اساسیMDD9
2-3عملکرد اجرایی10
2-4 آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین WCST 12
2-5 آزمون رنگ وکلمه استروپ14
2-6 نتایجی از عوامل مؤثر بر آزمونهای ویسکانسین و استروپ15
2-6-1جنس15
2-6-2 سن و تحصیلات15
2-6-3 هوش16
2-7 پیشینه تحقیقات آزمون ویسکانسین در اسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی16
2-8 پیشینه تحقیقات آزمون کلمه و رنگ استروپ در اسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی19
2-9- جمع بندی کلی از یافته های پژوهش انجام شده21
3-9 فرضیه تحقیق......................................................................................................................................................23
فصل سوم: روش تحقیق
3 چارچوب روش تحقیق25
3-1مقدمه25
3-2 نوع روش تحقیق25
3-3 جامعه آماری25
3-4 گروه نمونه و روش نمونه گیری25
3-5 ابزار پژوهش25
3-5-1پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ) : 26
3-5-2 آزمون مهک27
3-5-3 آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین WCST : 28
3-5-4 آزمون رنگ و کلمه استروپ29
3-6 روش اجرا30
3-7 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات30
فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1مقدمه32
4-2 توصیف داده ها32
4-2-1 توصیف متغیرهای جمعیت شناختی32
4-2-2 توصیف متغیر هوش پیش مرضی35
4-2-3 توصیف متغیر سلامت عمومی37
4-3 تحلیل یافته های تأییدی و استنباطی39
4-3-1 فرضیه اول پژوهش43
4-3-2 فرضیه دوم پژوهش43
4-3-3 فرضیه سوم پژوهش43
4-3-4 فرضیه چهارم پژوهش43
4-3-5 فرضیه پنجم پژوهش45
4-3-6 فرضیه ششم پژوهش45
4-3-7 فرضیه هفتم پژوهش45
4-3-8 فرضیه هشتم پژوهش45
یافته های اضافی46
بررسی همبستگی بین متغیرها46
فصل پنجم: نتیجه گیری
مقدمه50
5-1 بحث و نتیجه گیری52
5-2 محدودیتهای پژوهش58
5-3پیشنهادهای برای پژوهش های بعدی58
5-3-1 پیشنهادهای اجرایی58
5-3-2 پیشنهادهای کاربردی58
منابع فارسی ولاتین61
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول4-1. فراوانی و درصد توزیع سن در سه گروه بیمار ان اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار33
جدول 4-2. آزمون تحلیل واریانس یک راهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر سن33
جدول 4-3. آزمون تعقیبی جهت سن34
جدول4-4. فراوانی و درصد توزیع تحصیلات در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار34
جدول4-5. آزمون تحلیل واریانس یک راهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر تحصیلات35
جدول 4-6. آزمون تعقیبی جهت تحصیلات35
جدول4-7. فراوانی و درصد توزیع هوش پیش مرضی در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار36
جدول 4-8. آزمون تحلیل واریانس یک راهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر هوش پیش مرضی36
جدول 4-9. آزمون تعقیبی جهت هوش پیش مرضی37
جدول4-10. آمارههای توصیفی متغیر سلامت عمومی37
جدول 4-11. آزمون تحلیل واریانس یک راهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر سلامت عمومی38
جدول 4-12. آزمون تعقیبی جهت سلامت عمومی38
جدول4-13. آمارهای توصیفی متغیرهای علائم بدنی، اضطرابی، اختلال در کارکردهای اجتماعی و افسردگی39
4-14. میانگین و انحراف استاندارد گروهای بیمار و افراد بهنجار در زیر مقیاسهای متغیر عملکرداجرایی40
4-15. میانگین و انحراف استاندارد گروهها به تفکیک زنان و مردان در زیر مقیاسهای متغیر عملکرد اجرایی40
4-16. میانگین و انحراف استاندارد دو گروه زنان و مردان در زیر مقیاسهای متغیر عملکرد اجرایی41
جدول 4-17. جدول نتایج تحلیل واریانس چند متغیره42
جدول 4-18. نتایج تحلیل واریانس و سطح معناداری بررسی متغیرهای مورد مطالعه در گروه های بیمار و افراد بهنجار42
جدول 4-19. نتایج تحلیل و اریانس و سطح معناداری بررسی متغیرهای مورد مطالعه در دو گروه زنان و مردان44
جدول 4-20. آزمون تعقیبی جهت آزمون کلمه و رنگ استروب (اثراستروپ؛ هزارم ثانیه)44
جدول 4-21. ضرایب همبستگی بین متـــغیرهای عملکرد اجرایی، سلامت عمومی، هوش پیشمرضی و داده های جمعیت شناختی در گروه اسکیزوفرن46
جدول4-22.ضرایب همبستگی بین متـــغیرهای عملکرد اجرایی، سلامت عمومی، هوش پیشمرضی و داده های جمعیت شناختی درگروه افسردگی اساسی47
جدول4-23. ضرایب همبستگی بین متـــغیرهای عملکرد اجرایی، سلامت عمومی، هوش پیشمرضی و داده های جمعیت شناختی در گروه بهنجار48
فهرست شکل
عنوان صفحه
شکل 2-1 تصویر لوب پیشانی جایگاه ضروری در عملکرد اجرایی11

مقایسه عملکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علایم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علایم روانپریشی و افراد بهنجار در شیراز (1391)
به وسیله: فاطمه رضایی
چکیده
تحقیقات مختلف، نقایص شناختی را به عنوان یکی از جنبه های مهم اسکیزوفرنیا مطرح کرده اند. علاوه بر این وجود روانپریشی در این بیماران می تواند بر میزان نقص در عملکردهای اجرایی تاثیرگذار باشد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه عملکردهای اجرایی در بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار است. این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای می باشد. بدین منظور از روش نمونه گیری در دسترس که شامل 30 بیمار اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریش (15 زن ، 15 مرد) و 30 بیمار افسرده اساسی بدون علائم روانپریشی (15 زن، 15 مرد) و 40 نفر آزمودنی بهنجار (20 زن، 20 مرد) از بیمارستان اعصاب و روان دکتر محرری شهر شیراز انتخاب شدند و بر اساس متغیرهای سن و جنس و تحصیلات همسان سازی شدند. عملکردهای اجرایی آزمودنی ها به وسیله آزمون های دسته بندی ویسکانسین، آزمون کلمه و رنگ استروپ، پرسشنامه سلامت عمومی و آزمون مهک مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره، آزمون F یک طرفه و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد. نتایج نشان داد در آزمون ویسکانسین بین بیماران اسکیزوفرنیا علائم روانپریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی در آزمون کلمه و رنگ استروب بین عملکرد بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار در زمان واکنش تفاوت وجود داشت همچنین بین آزمودنیهای زن و مرد در آزمونهای استروپ و وسیکانسین تفاوت معناداری وجود نداشت و نیز نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که عامل تحصیلات و سن تاثیری درمقیاس عملکرد اجرایی نداشتند ولی نتایج نشان داد عامل تغییرات هوش مرضی بر روی عملکرد گروه ها تاثیر دارد ولی به تنهایی نمی تواند پیش بینی کننده باشد.
نتیجه گیری: به طور کلی آسیب بیشتر عملکردهای اجرایی در آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ با استعداد روان پریشی مرتبط می باشد و همچنین جنسیت تاَثیری در عملکرد اجرایی بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار ندارد.
کلید واژه ها : عملکردهای اجرایی ،اسکیزوفرن بدون علائم روانپریشی ،افسردگی بدون علائم روانپریشی،آزمون جورکردن کارتهای ویسکانسین،ازمون کلمه و رنگ استروپ

فصل اول
کلیات پژوهش
10140958953500

221170538290500
1-1 مقدمه
«شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤیّد نا هنجاری ای اناتومیک قشر جلوی پیشانی در اسکیزو فرنی است. روشهای تصویر برداری کارکردی مغز نیزنقایص کارکردی را در ناحیه جلوی پیشانی نشان داده اند.از مدتها پیش مشخص شده است که چنین علا مت اسکیزوفرنی شبیه علایمی است که در مورد لوبوتومی پره فرونتال یا سندرم های لوب پیشانی دیده می شود.»(رضاعی،1385،ص19).
ناحیه ارتباطی پره فرونتال قادر به فراخوانی اطلاعات از نواحی گسترده ای از مغز و سپس استفاده از آن در الگو های عمیق تفکر برای دست یابی به الگو های مورد نظر است . نقص در ناحیه پره فرونتال باعث اختلال دراعمال اجرایی یعنی فرایند های عصب- روانشناختی که برای تطابق با محیط ضروری است، می گردد . اعمال اجرایی شامل توانایی هایی نظیر طرح ریزی ، ابتکار عمل ، انعطاف پذیری ، حفظ انگیزش ، توانایی شناخت وتغییر توالی ها، توانایی استفاده از سر نخ ها و باز خوردهابرای انجام رفتار هدف دار ، توانایی تفکر انتزاعی (افزایش عمق و ارتباط افکار)، و حفظ همزمان تعداد زیادی واحد اطلا عاتی وسپس فراخوانی این اطلاعات برای انجام اعمال بعدی می باشد (کلان،کنن، 2000).
مطالعات مربوط به جریان خون منطقه ای مغز (RCBF) با استفاده از ترمو گرافی گسیل پوزیترون (SPEST_PET) نشان داده است که اختلال در پاسخگویی آزمون ویسکانسین بااختلال عملکرد لوب فرونتال مشاهده شده است (استراتا و دانیلو،2000).
تحقیقات نشان داده اند که بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا در مقایسه باافراد بهنجار نقایص شناختی بیشتری دارند.از جمله نقایص موجود می توان به نقص عملکرد اجرایی اشاره کرد . در تعریف عملکرد اجرایی ،لزاک، 1995گفته است:عملکرد اجرایی مستلزم توانایی شخص در نظم دهی وهدایت رفتار خود است .این کار کردهارا می توان به بخش های فرعی شامل نیت و اراده، برنامه ریزی، اقدام هدفمند و عملکرد موثر تقسیم کرد (به نقل پاشا شریفی، 1386).
بر خلاف اهمیت توانایی های اجرایی، در موقعیت سنجش روانی این امر نادیده گرفته می شود. یکی از دلایل این کار ان است که عملکرد اجرایی دچار اختلال شود، در صورتی که سایر کارکرد های شناختی سالم بنظر می رسند. گراث- مارنات (2003، ترجمه پاشا شریفی و نیکو، 1386 ). برخی شواهد وجود دارند که نشان می دهند، هوش بیمار پس از ضایعه قطعه پیشانی در واقع افزایش نشان می دهد اما از نظر توانایی های اجرایی دچار اختلال هستند (همان منبع).
عملکردهای اجرایی به عنوان فرایند های پیچیده ای تعریف می شوند .که در حل مسائل جدید به کار می روند .این فرایند شامل آگاهی از مسائل موجود وارزیابی آن ،تحلیل شرایط مساله وفرمول بندی هدف های خاص ، ایجاد مجموعه ای از طرحها ونقشه ها به منظور مشخص کردن اعمال مورد نیاز برای حل مسئله ، وتغییر طرح های غیر موثر وتغییردر جهت اجرای طرح های موثر تر ، مقایسه نتایج بدست آمده با نتایج قبلی (در صورتی که از طرح جدیدی متناسب با موقعیت مساله استفاده شده باشد )، اتمام طرح هنگامی که نتایج رضایت بخش است ودر نهایت حفظ طرح وبازیابی آن برای مواجعه با مساله یا مساله مشابه در آینده می باشد گراث-مارنات(2003،ترجمه پاشا شریفی و نیکخو ،1386).
به طور معمول عملکرد اجرایی با آزمون کلمه و رنگ استروپ (گلدن،1987) و آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین (گرانت وبرگ،1993 )موردسنجش قرار می گیرند هبن، میلبرگ (2002، ترجمه حق شناس، 1387).
در واقع هدف از تحقیق ، بررسی عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار به وسیله دو آزمون رنگ وکلمه استروپ وآزمون جور کردن کارت های ویسکانسین می باشد.
1-2- بیان مسئله
اسکیزوفرنی(روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغییر اما عمیقاً ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه های رفتار را دربرمی گیرد. شیوع مادام العمر اسکیزو فرنی در ایالات متحده 1 درصد است، به این معنا که از هر 100 نفر، تقریباً یک نفر به اسکیزوفرن مبتلا خواهد شدو همچنین شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤید نابهنجارهای آناتومیک قشر جلوی پیشانی در بیماران اسکیزوفرنی است و تخمین زده می شود که عوامل فرهنگی و اقتصادی اجتماعی زیان های مالی ناشی از اسکیزوفرنی در ایالات متحده، از مجموع خسارات ناشی از تمام سرطان ها نیز بیشتر است کاپلان وسادوک (2007،ترجمه رضاعی،1390)
طبق متن بازبینی شده چاپ چهارم (DSM-IV-TR)، اختلال افسردگی اساسی بدون سابقه ای از اختلال مانیا، مختلط، یا هیپومانیا رخ می دهد. دوره ی افسردگی اساسی باید حداقل دو هفته طول بکشد و همچنین دارای چهار علامت از فهرستی شامل تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری، و افکار عود کننده مرگ یا خود کشی را هم داشته باشد. اختلال افسردگی در بین اختلالات روان پزشکی بالاترین شیوع (17درصد) را داشته است (همان منبع).
باتوجه به شیوع بالای افسردگی اساسی و همچنین مشکلات و زیانهای مالی اسکیزوفرنی این تحقیق مفید می باشد، همچنین تحقیق در زمینه ی مقایسه عملکرد های اجرایی در بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا، افسردگی اساسی بدون روان پریشی و افراد بهنجار به وسیله کارتهای ویسکانسین تاکنون صورت گرفته است اما تحقیقی که عملکرد های اجرایی این گروها را با آزمون کلمه و رنگ استروپ بسنجد تا کنون صورت نگرفته است از این رو تحقیق حاضر در همین راستا تحت عنوان مقایسه عملکرد های اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار می باشد.
1-3- تعریف مفاهیم
1-3-1 اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی (روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغیر اما عمیقا ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه هایی رفتار را درگیر میکند بروز این تظاهرات در افراد مختلف و در طول زمان متفاوت است اما تاثیر بیماری همواره شدید ومعمولا دیرپا است.
کاپلان و سادوک (2007،ترجمه رضاعی،1390).
1-3-2 افسردگی اساسی
افسردگی در اصطلاح بسیار وسیع و تا حدودی مبهم است. برای فرد عادی حالتی مشخص با غمگینی گرفتگی و بی حوصلگی ، وبرای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه های متعدد را تداعی می کند (پورافکاری، 1386 ).
1-3-3علایم روانپریشی
روانپریش اصطلاحی پوششی برای تعدادی از اختلالات روانی شدید چه با منبع عضوی وچه هیجانی. در روانپزشکی معاصر ویژگی تعیین کننده این گروه از اختلالات در واقعیت سنجی است یعنی بیمار از واقعیات برونی استنباط های نادرست به عمل می آورد و در افکار وادراکات واحساسات خود علیرغم وجود قرائن مخالف دچار اختلال می گردد .علائم کلاسیک این اختلال شامل توهمات، هذیان ها، رفتار قهقرایی بارز، خلق نامتناسب وتکلم بی ربط می باشد (پورافکاری، 1386).
1-3-4 عملکرد اجرایی
لزاک ( 1995) در تعریف عملکرد اجرایی گفته است : عملکرد اجرایی مستلزم توانایی شخص در نظم دهی و هدایت رفتار خود است .این کارکردها را می توان به بخش های فرعی شامل نیت و اراده، برنامه ریزی، اقدام هدفمند و عملکرد موثر تقسیم کرد (به نقل پاشا شریفی، 1378).
1-4- تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر داده های اندازه گیری از انعطاف پذیری شناختی،، مقاومت در برابر تداخل محرکهای بیرونی، و توانایی باز داری کردن یک پاسخ کلامی غالب یا مسلط بیماران اسکیزو فرنی وافسردگی اساسی و همچنین افراد بهنجار به وسیله آزمون رنگ و کلمه استروپ بدست می آید و همچنین داده های اندازه گیری شده از استدلال انتزاعی، مفهوم سازی، و پاسخ دهی تکراری از طریق آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین بدست میآید.
1-5-اهمیت تحقیق:
همانگونه که ذکر شد با توجه به شیوع بالای افسردگی و زیانهای مالی بیماری اسکیزوفرنیا و همچنین وجود مشکلات زیادی در زندگی این بیماران و خانواده های آنها کاپلان و سادوک (2007، ترجمه رضاعی،1387) این تحقیق می تواند کمکی ناچیز در جهت شناخت این بیماریها و رفع مشکلات بوجود آمده باشد. تحقیقات حاکی از نقایص در عملکردهای اجرایی بیماران اسکیزوفرن بوده است (هیرش-استون، واینبرگر، 1997،کلان و کنن 2000 و استراتا و دانیلو، 2000).
عملکردهای اجرایی به عنوان فرآیندهای پیچیده ای تعریف میشود که در حل مسایل جدید به کار می رود(گراث-مارنات،2000). با توجه به نقش مهم عملکردهای اجرایی لذا بررسی این موضوع ضروری به نظر می رسد که می تواند شواهدی از مشکلات و تفاوت های این بیماران را با افراد عادی و همچنین تفاوت بیماران اسکیزوفرن با افسرده اساسی بیان کند.
1-6- اهداف تحقیق:
1-6-1- اهداف علمی
هدف از پژوهش حاضر مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپزشکی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار می باشد.
1-6-2- اهداف کاربردی:
از جنبه کاربردهای عملی یافته های این پژوهش، می توان به اطلاعات مهمی که برای خانواده ها، روانشناسان، مشاوران ومراجعه قانونی در جهت شناسایی علل و رشد ناسازگاری بیماران اسکیزوفرن و افسردگی اساسی فراهم می سازد، اشاره کرد. به این صورت که خانواده با تجدید نظر کردن در رفتارهای ناسازگارانه این بیماران و شناخت بیشتر مشکلاتشان و همچنین با پذیرفتن آنها در جهت درک افکار، عقاید و احساسات این بیماران باعث فراهم ساختن محیطی حمایت کننده که منجر می شود به سلامت جسمی، روانی، اجتماعی این بیماران شوند، همچنین نتایج این پژوهش برای روانشناسان و مشاوران می تواند سودمند واقع شود به این صورت که با بهره گیری از نتایج چنین پژوهش های در زمینه مشاوره و درمان مشکلات خانواده ها که بدلیل مشکلات سازگاری بیماران خود مراجعه می کند و همچنین با در نظرگرفتن پیامدهای نقایص این بیماران به مراجعان خود چه در زمینه مشاوره ازدواج و چه در زمینه مشاوره خانواده جهت پذیرش مشکلات شناختی و حمایت کردن بیشتر این افراد و معرفی راه حل هایی مفید جهت برخورد با این بیماران توجه بیشتری نمایند. و در نهایت یافته های تحقیق حاضر می تواند در مراجع قانونی باارزش باشد از آن جهت که این بیماران به دلیل نقیصه های شناختی مورد سوء استفاده اطرافیان قرار می گیرند.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

فصل دوم
پیشینه پژوهش
2087880197866000
2-1 اسکیزو فرنیا
اختلال اسکیزوفرنیا اختلالی است که حداقل شش ماه به طول می انجامد و شامل یک ماه علائم مرحله فعال یعنی دو یا چند مورد از علائم هذیان ها، توهمات، تکلمم آشفته، رفتار کاتاتونیک یا آشفته آشکار یا علائم منفی می باشد. شیوع این اختلال یک درصد جمعیت عمومی و احتمال بروز آن بیش از همه در سنین 16 الی 25 سالگی وجود دارد. شیوع این اختلال در مرد و زن برابر است، هر چند که سیر بیماری در مردان و زنان تفاوت دارد. این اختلال در همه فرهنگها و طبقات مشاهده می شود، هر چند بنا بر نظر بعضی محققان در طبقه اجتماعی- اقتصادی پایین از فراوانی بیشتری برخوردار است (کاپلان، 2002).
نشانه های شاخص اسکیزو فرینا در برگیرنده گسترده ای ازکژ کاری های شناختی و هیجانی است که شامل کژکاری ادراکی، تفکر استنتاجی، زبان و ارتباطات، بازنگر رفتاری، عاطفه، سیالی و بارآوری تفکر و گفتار، قابلیت لذت بردن، اراده و انگیزه، و توجه است. در اسکیز و فرینا یک نشانه تنها که شاخص این بیماری باشد وجود ندارد، بلکه این تشخیص مستلزم شناسایی مجموعه ای از علائم و نشانه هایی است که با اختلال در کارکردهای شغلی یا اجتماعی همراه باشد (انجمن روانپزشکی امریکا، 2000).
از نظر DSM-IV-TR ملاکهای تشخیصی برای اسکیزوفرنی به شرح زیر می باشد:
الف) حداقل دوتا ازعلائم زیر در طی یک دوره یک ماه وجود داشته باشد (یا در صورت درمان موفق کمتر)
1) هذیان
2) توهم
3) تکلم نابسامان
4) علائم منفی یعنی تخت شدگی حالات عاطفی ،ناگویی،یا بی ارادگی .
ب) کژکاری شغلی واجتماعی: از زمان شروع اختلال به مدت قابل توجهی ،حداقل یکی از حوزه های اصلی کارکرد از قبیل شغل، روابط بین فردی، یا مراقبت از خود کاهش یابد.
پ) مدت : نشانه اختلال به مدت حداقل شش ماه ادامه داشته باشد
ت) رد کردن اختلال اسکیزو افکتیو و اختلال خلقی
ث) رد کردن سوء مصرف مواد و بیماری طبی عمومی
ج) ارتباط با اختلال نافذ رشد : در صورتی که حداقل یک ماه هذیان و توهم برجسته وجود داشته باشد کاپلان و سادوک (2007، ترجمه رضاعی،1390).
2-2- افسردگی اساسی MDD
اختلال افسردگی اساسی (که افسردگی یک قطبی نیز نامیده می شود.) بدون سابقه ای از دوره های مانیا، مختلط، یا هیپومانی رخ می دهد. دوره افسردگی اساسی باید حداقل دو هفته طول بکشد و بیماری که دچار دورۀ افسردگی اساسی تشخیص داده می شود. باید لااقل چهار علامت از فهرستی شامل تغییر اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری، و افکار محدود کنندۀ مرگ یا خودکشی هم داشته باشد. این اختلال بالاترین شیوع طول عمر (حدود17 درصد) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی 59/1 درصد (زنان 89/1 درصد)و مردان 1/1 درصد است کاپلان و سادوک (2007 ، ترجمه رضاعی، 1387).
تقریباً در سراسر جهان و در همه کشورها و فرهنگها دیده شده که شیوع این اختلال در زنان دو برابر مردان است. طبق فرضیات دلایل این تفاوت عبارت است از تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشار روانی- اجتماعی زنان و مردان، الگوهای رفتاری مربوط درماندگی آموخته شده.
متوسط سن شروع اختلال افسردگی اساسی حدود چهل سالگی است و حدود 50 درصد از کل این افراد بیماریشان در سنین بیست تا پنجاه سالگی شروع می شود. این اختلال نیز ممکن است در کودکی یا پیری شروع شود. اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی پیدا می شود که هیچ ارتباط بین فردی نزدیکی ندارند و یا طلاق گرفته یا متارکه کرده اند (همان منبع).
همچنین هیچ ارتباطی بین وضعیت اجتماعی- اقتصادی افراد و اختلال افسردگی اساسی پیدا نشده است (همان منبع).
از نظر DSM-IV-TR ملاکهای تشخیصی برای افسردگی اساسی به شرح زیر می باشد:
حداقل پنچ تا از علائم زیر همزمان در یک دوره دو هفته ای وجود داشته باشد و نشانه تغییر در کار کرد قبلی باشد:
1) خلق افسرده در اکثر اوقات روز و تقریبا همه روزها
2) کاهش علاقمندی ولذت بردن از همه یا تقریبا همه فعالیت ها
3) کاهش وزن (بدون اجرای رژیم خاصی)
4) کم خوابی یا پر خوابی به طور تقریبا همه روزه
5) سراسیمگی یا کندی روانی حرکتی در تقریبا همه روز ها
6) احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روز ها
7) احساس بی ارزشی با احساس گناه مفرط یا نامتناسب (حتی ممکن است هذیانی باشد)
8) کاهش قدرت تفکر یا تمرکز ،یا احساس بلاتصمیمی ،تقریبا همه روزها
9) افکار عود کننده ای درباره مرگ (نه فقط ترس از مردن ) کاپلان وسادوک(2007، ترجمه رضاعی،1390).
2-3 عملکرد اجرایی
عملکرد اجرایی اصطلاحی کلی است که به تمام فرایندهای شناختی سطح بالا که در هدایت و کنترل رفتار نقش ایفا می کنند، اطلاق می شود (هیوز، گراهام، 2000). هرچند در میان پژوهشگران تعرف یکسانی از عملکرد اجرایی وجود ندارد و در تعاریف ارائه شده هر پژوهشگری بر برخی از جنبه های این عملکرد تاکید کرده است (سوچی، 2009).
به طور کلی عملکرد اجرایی به عنوان فرآیندهای پیچیده ای تعریف می شود که در حل مسائل جدید به کار می روند. این فرآیند شامل آگاهی از مسأله موجود و ارزیابی آن، تحلیل شرایط مسأله و فرمول بندی هدف های خاص، ایجاد مجموعه ای از طرح ها و نقشه ها به منظور مشخص کردن اعمال مورد نیاز برای مسأله، ارزیابی میزان تأثیر بالقوه نتایج بدست آمده، انتخاب و شروع طرح مورد نیاز برای حل مسأله، ارزیابی پیشرفت در جریان حل مسأله و تغییر طرح در صورت مؤثر نبودن، عدم توجه به طرح های غیر مؤثر و تغییر در جهت اجرایی طرح های مؤثرتر، مقایسه نتایج بدست آمده با نتایج قبلی (در صورتی که از طرح جدیدی متناسب با موقعیت مسأله استفاده شده باشد).
اتمام طرح هنگامی که نتایج حاصل رضایت بخش است و در نهایت حفظ طرح و بازیابی آن برای مواجهه با همان مسأله یا مسأله ای مشابه در آینده می باشد گراث- هارنات (2003 ، ترجمه پاشا شریفی و نیکخو،1386).
و همچنین لزاک، مفهوم عملکردهای اجرایی را در چهار مؤلفه اراده، طراحی رفتار، اعمال هدف مدار و عملکرد مؤثر بیان کرده است (لزاک، 1995).
عملکردهای اجرایی به عنوان واسطه میان مدارهای پیچیده عصبی شناخته شدند که ارتباط میان مناطق لب پیشانی را با سایر نواحی مغزی برقرار می کنند (باکستر، ساکسن، بردی، اکرمن، اسشوارز و همکاران، 1997؛ لومباردی، اندرسون، سروکو، ریو، 1999؛ ماهن و کوتچ، 2001؛ کولت و وندرلیندن، 2002؛ میلر و کامینگز، 2007؛ بوکرا، کلادیک، جراک، هالامک، رکتور، 2007؛ سوچی، 2009).
تمام لوب پیشانی و به طور اختصاصی ناحیه پیش پیشانی پشتی- جانبی و کورتکس کمربندی قدامی برای تکالیف اجرایی از قبیل انتزاع و حل مسأله، راهبردهای جابه جایی، بازداری پاسخ ناکارآمد و انعطاف پذیری تفکرضروری هستند (کاوالارو، کاوادینا، میسترتو، باسی، 2003 و پالمر و هتون، 2000) به شکل 2-1 توجه کنید.

شکل 2-1تصویر لوب پیشانی جایگاه ضروری در عملکرد اجرایی
نقیصه های اجرایی در بیشتر موارد با آسیب منطقه پیشانی رابطه دارد، ضایعه کرتکس زیرقشری به ویژه ناحیه تالاموس یا ضایعه پراکنده ناشی از فقدان اکسیژن یا اثر حلالی های آلی نیز ممکن است اختلال اجرایی را سبب شود گراث- هارنات (2003 ، ترجمه پاشا شریفی و نیکخو، 1386).
راهبردهای سنجش کارکردهای اجرایی از راه ترکیب های مختلفی از مصاحبه، مشاهده رفتار و آزمون بالینی کوتاه و غیررسمی انجام می گیرد (همان منبع).
گلدبرگ (به نقل از گرانت، 1998) نارساییهایی حافظه و عملکردهای اجرایی در فرونتال را بارزتر از سایر نارسایی شناختی دانست. سایکین و همگان (به نقل از لیبرمن، موری 2001) یک مجموعه از آزمون شناختی را بر روی 37 بیمار مبتلا به نخستین حمله اسکیز و فرنیا، 65 بیمار مبتلا به اسکیزو فرنیا مزمن و 131 فرد عادی اجرا کردند و دریافتند در هر دو گروه بیمار مبتلا به اسکیز و فرینا عملکرد اجرایی به طور برجسته ضعیف تر از افراد مبتلا به نخستین حمله اسکیز و فرینا بود (هیرش- استون، و اینبرگر، 1997).
از آنجا که دامنه عملکردهای اجرایی وسیع بود امکان ایجاد آزمون واحدی برای اندازه گیری همه آنها وجود نداشت و از این رو برای بررسی آنها آزمون های مختلفی طراحی شد، از متداول ترین آزمون عصب روانشناختی مورد استفاده برای سنجش عملکردهای اجرایی می توان آزمون کلمه و رنگ استروپ (کافمن، کوپل استاتر، دلازر، سایس دنتاپ و همکاران، 2005) و آزمون ویسکانسین (کاتافا، پارلاد، لومنا، برناردو، و همکاران، 1998؛ نگهاما، اکادا، کاتسومی، یاموچی و همکاران، 2001؛ پرنیز، مائستو، بارسلو، فرنانز و همکاران، 2004) اشاره کرد.
2-4- آزمون جور کردن کارتهای ویسکا نسین WCST
(گرانت و برگ، 1993) برای اندازه گیری استدلال انتزاعی، مفهوم سازی، و پاسخ دهی تکراری در افراد سنین 5/6 تا 89 ساله به کار می رود. در این تکلیف از بیمار خواسته می شود که کارت های که به او ارائه می شود بر اساس یکی از سه اصل مربوط به عضویت، دسته بندی کند. مقیاس های بدست آمده از این آزمون به قرار زیر می باشد: طبقه بندی های انجام شده، پاسخ های تکراری، خطاهای تکراری، خطاهای غیرتکراری، ناکامی در نگهداری آمایه و کفایت یادگیری هبن، میلبرگ (2002، ترجمه حق شناس، 1385).
عملکرد اجرایی را می توان به وسیله آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین سنجید. این آزمون شامل دو بعد تغییرپذیری است: تغییر بعد درونی که شامل تغییر پاسخ به بعد مشابه محرک است (برای مثال، انتخاب دایره به جای مربع) و تغییر بعد بیرونی، که در این صورت آزمودنی باید در جهت بعد متفاوت محرک ارایه شده تغییر کند. (برای مثال، انتخاب بر مبنای رنگ وقتی که ملاک طبقه بندی قبلی شکل بوده). در اصل، تغییر بعد بیرونی مؤلفه هسته ای آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین است و با توانایی آزمودنی در مورد آگاهی از مفهوم طبقه بندی در هر مرحله مرتبط است. تغییر موفقیت آمیز بعد درونی، به تصمیم یادگیری یا توانایی یادگیری مجموعه نیاز دارد. شکل دیگری از این آزمون بعد درونی- بیرونی است که به بررسی این موضوع می پردازد که عملکرد ضعیف به ایجاد خطای در جا ماندگی منجر می شود (یعنی امتداد پاسخ نامناسب در بعد تقویت شده قبلی) یا به یادگیری نامتناسب (یعنی نادیده گرفتن پاسخ غلط قبلی). مطالعات نشان داده اند که این آزمون ها بیماران مبتلا به آسیب کانونی در لوب پیشیانی و هسته های قاعده ای، نقایصی را نشان می دهند. به علاوه، در حالی که بیماران مبتلا به آسیب موضعی پیشانی خطای درجاماندگی نشان می دهند، افراد مبتلا به بیماری پارکینسون یادگیری مناسب ندارند و قادر به یادگیری اساس طبقه بندی ها نیستند. (اوون، روبینز، هادگز، سامرز، 1993).
مطالعات مربوط به جریان خون منطقه ای مغز (RCBF) با استفاده از توموگرافی گسیل پوزیترون (Spect-PET) نشان داده است که اختلال در پاسخگویی به آزمون ویسکانسین با اختلال عملکرد لوب فرونتال رابطه دارد. در تعدادی از بیماران اسکیز و فرن اختلال عملکرد لوب فرونتال مشاهده شده است. (استراتا و دانیلو، 2000).
در این بیماران ضمن اجرای آزمون ویسکانسین افزایش جریان خون در ناحیه دورسوترال پروفرونتال مشاهده نشد (گرین و ساترز، 1992).
2-5- آزمون کلمه و رنگ استروپ
آزمون کلمه و رنگ استروپ به عنوان یکی از قدیمی ترین و کارآمدترین ابزارها به مطالعه فشار روانی می پردازد. این آزمون به نام روانشناسی که این تست را به صورت استروپ رنگی آن ابداع کرد یعنی جان راندلی استروپ نام گذاری شد (کلین مک لاروو پنی مک دونالدT 2000).
در سال 1935 جان رایدلی استروپ تز دکتری خویش را به این پدیده اختصاص داد و به دنبال پژوهشهای جالب توجه او، موضوع فوق به نام وی به «پدیده استروپ» معروف شد (لف را نکویس، 1980).
به طور کلی پدیده استروپ تأثیر محرکهای گوناگون و ابعاد مختلف آنها بر روان انسان مورد توجه قرار داده است هر شی ابعاد مختلف دارد. چنانچه از فردی خواسته شود تا به این ابعاد توجه کند، هم مدت زمان توجه به هر بعد و هم پاسخ وی نسبت به هر یک از ابعاد متفاوت خواهد بود. به هنگام توجه به یک بعد، به نظر می رسد پاره ای از ابعاد دیگر نامربوط پنداشته شده و پاسخی بر نمی انگیزد. به عبارت دیگر در توجه به ابعادگوناگون محرکها، تمایز و تفکیکی به عمل میآید. استروپ برای ایجاد استرس در افراد از این خصوصیت ذهن انسان استفاده کرد و این فرض را مورد آزمون قرار داد که اگر فرد به ابعاد مربوط به اشیاء پاسخ دهد، احتمالاً زمان کمتری صرف پاسخدهی خواهد کرد تا هنگامی که به ابعاد نامربوط پاسخ می دهد. استروپ از آزمودنی ها خواست تا به ابعاد طبیعی پدیده ها توجه نکنند و به ابعاد غیر طبیعی آنها پاسخ دهند و از آنجا که گرایش ذهنی و روانی انسان در درجه نخست متوجه ابعاد طبیعی و مربوط پدیده هاست. لذا تلاش آزمودنی ها توجه به ابعاد غیر طبیعی و نامربوط اشیاء در آنها تعارض و استرس ایجاد می کند (پاپالیا و اولدز ، 1985).
آزمون کلمه و رنگ استروپ در سال 1935 توسط رایدلی استروپ برای ارزیابی توجه اختصاصی و انعطاف پذیری شناختی ابداع شد که یکی از یافته های مشهور در روانشناسی شناختی می باشد که به صورت گسترده ای استفاده می شود. از آن زمان به بعد انواع متفاوتی از این آزمون ساخته شده است. از جمله آزمون دودریل در سال 1978، آزمون گلدن در سال 1978 و نوع گراف در سال 1995. تعداد کارتهای مورد استفاده در هر یک از این آزمونها با هم فرق میکند (نریمانی، 1390).
در واقع آزمون کلمه و رنگ استروپ یک آزمون واحد نیست بلکه تاکنون شکلهای مختلفی از آن جهت اهداف پژوهشی تهیه شده است (مشهدی، 1390) از جمله فرآیندهای شناختی که بیشتر در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروپ مورد توجه می باشد، توجه انتخابی و بازداری می باشد (کاپولا، بونت، بورتیر، دمول، فاول، 2010).
2-6 نتایجی از عوامل مؤثر بر آزمونهای جور کردن کارت های ویسکانسین و کلمه و رنگ استروپ
2-6-1- جنس
مطالعاتی نشان داده است که احتمالاً عملکرد دختران در آزمون کلمه و رنگ استروب بهتر از پسران است. دختران در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروب خطای کمتر و سرعت بیشتری دارند (داش و داش، 1982). این دو محقق تفاوت را توجه و علاقه بیشتر دختران به رنگها و « بعد رنگی» پدیده ها می دانند.
البته برخی از محققان معتقدند که بین عملکرد زنان و مردان در آزمون کلمه و رنگ استروپ تفاوت معنی داری مشهود نیست (کانور، فراتزن، مایکل، شارپ، 1988).
در پژوهشی توسط طوفانی و بهدانی در سال 1381 که به مقایسه نتایج آزمون ویسکانسین در بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیر مبتلا به حرکت پریشی دیررس انجام دادن به نتیجه رسیدن که جنس بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به دیسکنزی دیررس تأثیری بر معیارهای مورد ارزیابی نداشت.
2-6-2- سن و تحصیلات
داش و داش (1982) بیان کردن که ظاهراً پدیده استروپ از سن 8 سالگی به بعد روی می دهد، زیرا این مقطع سنی است که گرایش به خواندن کلمه (اسم رنگ) به عادتی قوی تر از « نام بردن رنگ، نگارش کلمه » تبدیل می شود.
مک لیوود (1991) اعتقاد دارند که به موازات رشد و پیشرفت مهارت خوانده، زمان واکنش به مرور زمان کاهش یافته و سرانجام در سن 60 سالگی مجدداً رو به افزایش می گذارد.
همچنین تحقیقات گوناگون نشان داده است که افراد بیسواد در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروب کمتر دچارخطا میشوند زیرا آنها کلماتی (اسامی رنگها) را نمیخوانند و لذا از نظر مفهوم دچار مشکل نمی‌شوند (کاستلو،1970؛ آبرامسکی، جردن و هگل، 1983). در تحقیقی که طوفانی و بهدانی (1381) نیز سن بیماران اسکیزوفرن مبتلا و غیرمبتلا به ردیسکنزی دیررس تأثیری بر معیارهای گروه مورد مطالعه با افزایش سطح سواد نمونه ها، تعداد طبقات تکمیل شده افزایش می یابد. ولی سطح سواد تأثیری بر خطای درجاماندگی مجموع خطاها نداشت.

2-6-3- هوش
در تحقیقی که توسط پورآقاروده برده و همکاران در سال 1391 انجام شد به بررسی مقایسه درجاماندگی عملکردی و انعطاف پذیری ذهنی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و کم توان ذهنی و عادی پرداختند که از هر گروه 15 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس بین سن 7 تا 15 سال انتخاب شدند و با آزمون ویسکانسین ارزیابی شدند نتایج نشان داد که این فرضیه که عامل هوشبهر نقش مؤثری در کنش اجرایی دارد را قوی تر می کند.
در تحقیقی توسط رحیمی در سال 2011 بر روی بیماران اسکیزوفرنیا با علائم مثبت و علائم منفی، افسرده اساسی و افراد عادی از طریق آزمون ویسکانسین و آزمون هوش کلامی پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد پایین تر WCST به خاطر پایین بودن IQ در گروه بیماران نبود زیرا اختلاف بین گروه های بیمار و سوژه های سالم معنی دار نبود.
2-7- پیشینه تحقیقات آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین دراسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی
همانگونه که ذکر شد عملکرد در آزمون ویسکانسین با عملکرد لوب پیشانی مرتبط است، نابهنجاری در این آزمون می تواند نشان دهند آسیب لوب پیشانی در بیماران اسکیزوفرنیا باشد (گراث، 2000). مطالعات متعددی بدکاری عصب – روانشناختی را در بیماران اسکیزوفرنیا به اثبات رسانده اند که شامل نقایص در انتزاع، کارکرد اجرایی، حافظ کلامی و پژوهش دیگری نشان داد که توانایی های شناختی نظیر انعطاف پذیری شناختی ، حل مسأله، برنامه ریزی و حافظه فعال در بیماران اسکیزو فرنیک در مقایسه با همتایان بهنجار مختل می باشد و آن را به بدکاری قشر پیش پیشانی نسبت می دهند (موریس، 1996).
بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در مقایسه با افراد بهنجار در مجموعه ای از تست های نورو پسکیولوژی و به ویژه آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین، عملکرد پایین تری دارند و خطای درجاماندگی بیشتری نشان داده اند. این امر نشان دهنده یک نقص عمومی در پردازش اطلاعات و عملکرد شناختی بیماران اسکیزوفرنیا می باشد. (لونن، 1996 و جاسمن، 2006).
از سوی دیگر عملکرد نابهنجار در این آزمون با استعداد روانپریشی، وجود توهم و هذیان به عنوان علایم مثبت در اختلال اسکیزوفرنیا (کاپلان، 2000) رابطه دارد و بیماران اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر اختلالات روانی بدون سایکوز عملکرد ضعیف تری دارند (نلسون، سَکس، استراکویسکی، 1998).
در پژوهشی توسط مورتیز و همکاران به بررسی این نکته پرداختند که آیا بیماران افسرده اسکیزوفرینا و وسواسی-جبری نیمرخ های مشخصی را در آزمون های که به علمکرد لوب پیشانی حساس هستند نشان می دهند یا خیر، چند نتایج نشان داده که بین سه گروه در عملکردشان تفاوت وجود دارد و بیماران اسکیزوفرنیا نسبت به دو گروه دیگر نابهنجاری های بیشتری نشان داده اند. آنها در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین خطاهای درجا ماندگی بیشتری نسبت به دو گروه دیگر داشتند (موریتز، بیرکنر، کلوس، جان، هند، 2002).
داودی و همکاران پژوهشی در سال 1390 انجام دادن جهت مقایسه عملکرد اجرای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی بدون رانپریشی و افراد بهنجار در شهر تهران. در این پژوهش 28 بیمار اسکیزوفرنیک (16مرد، 12زن) و 28 بیمار افسرده بدون روانپریشی (16مرد، 12زن) و 28 آزمودنی بهنجار (16مرد، 12زن) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند با دامنه سنی 19 تا 50 سال که از لحاظ مدت زمان بستری تطابق داده شده بودند ملاک انتخاب بیماران در دو گروه به تشخیص روانپزشک و انجام مصاحبه بالینی ساختار یافته بر اساس معیار DSM-TV (SCID-I) توسط روانشناس بالینی بود، علاوه بر این معیار دیگری مانند نداشتن تشخیص همزمان اختلال مصرف مواد، الکل، نداشتن صرع، اختلال بیش فعالی و نقص توجه، آسیب مغزی، عقب ماندگی ذهنی، دمانس و در نهایت حداکثر مدت بستری دو سال نیز در انتخاب آزمودنی ها مورد نظر قرار گرفت. برای اندازه گیری عملکرد اجرایی، از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین استفاده شد و نتایج نشان داد که میانگین خطای درجا ماندگی و خطای خاص در دو گروه بالینی (افسردگی اساسی بدون روانپریشی و اسکیزوفرنیا) به مراتب بیشتر از گروه بهنجار بوده است. عملکرد اجرای بیماران اسکیزوفرینا نسبت به افراد بهنجار در این آزمون به طور معنی داری ضعیف تر می باشد به این صورت که خطاهای درجاماندگی بیشتری را مرتکب شدند و به تعداد طبقات صحیح کمتری دست یافتند. آسیب عملکرد شناختی در اختلال اسکیزوفرینا به ویژه در کارکردهای اجرایی در تحقیقات بسیاری تأیید شده است (لونن 2000، مورتیز، 2002).
همچنین در این تحقیق نتایج نشان داد که بیماران افسرده اساسی بدون روانپریشی به طور معنی داری خطای درجاماندگی بیشتری نسبت به افراد بهنجار دارند ولی در متغیر تعداد طبقات بین دو گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت که این تحقیق با تحقیقات (مورتیز، 2002 و فوستایی، 1999) همخوانی داشته است.
رحیمی و همکاران در پژوهشی که در سال 2011 انجام دادن فواید آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین در تشخیص افتراقی اختلالات ادراکی در بیماران روانی و افراد سالم در ایران پرداختند. جهت بررسی این موضوع 25 بیمار اسکیزو فرنی با علائم مثبت، 25 اسکیز و فرنی با علائم منفی، 25 افسرده اساسی و 25 فرد بهنجار به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و همه گروه ها به طور جداگانه با آزمون ویسکانسین مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمام گروههای بیمار در این آزمون عملکرد برتری از افراد سالم داشتند اگرچه اختلاف بین گروههای بیمار معنیدار نبود. آنها به این نتیجه رسیدندکه آزمون ویسکانسین میتواند بیماران روانی با اختلاف ادراکی را از افراد سالم تشخیص دهد اما نمیتواند به روشنی بیماران اسکیزوفرنی با علائم منفی را از بیماران با علائم مثبت و افسرده بازشناسی کند و همچنین این ایده را تأیید کردند که نواحی مختلف لب پیشانی می تواند در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی تحت تأثیر قرار گیرد و شدت علائم بالینی می تواند نتیجه آزمون را تغییر دهد.
در تحقیقی که توسط برکوسکا، دروزد، جرکویسکی، ریباکسکی در سال 2009 انجام شد به بررسی عملکرد شناختی بیماران غیر افسرده با مشکلات شناختی خفیف (MCI)، بیماران افسرده شدید و افراد بهنجار پرداختند که از هر گروه 30 نفر انتخاب شد و مورد ارزیابی با تست ویسکانسین قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیماران MCI نتایج بدتری نسبت به بیماران افسرده شدید داشتند و نیز بیماران افسرده شدید نتایج بدتری نسبت به افراد سالم نشان دادند.
2-8- پیشینه تحقیقات آزمون کلمه و رنگ استروپ در اسکیزوفرنیا و افسردگی اساسی
مشاهدات بالینی نشان دادند که افراد اسکیزو فرن به دلیل عدم توانایی در تمیز بین واقعیت خارجی و جنبه های درون ذهنی خویش، در این آزمون دچار اشتباهات عدیده ای می شوند. همچنین افراد افسرده به دلیل طولانی بودن زمان واکنش آنان در اجرای آزمون کلمه و رنگ استروپ با مشکلاتی مواجه می شوند. در مورد افسرده ها، مشکل بویژه زمانی افزایش می یابد که به جای اسامی رنگها، از واژه هایی استفاده می شود که دارای بار عاطفی مرتبط به غم و غصه باشند (نجاریان، براتی سده، 1372).
پژوهشی توسط منوچهر قرائی پور و همکاران در سال 1385 انجام شد در این تحقیق کارکردهای عصب- روانشناختی در اقدام کنندگان به خودکشی قبلاً به اختلال افسردگی اساسی غیرسایکوتیک دارای اقدام به خودکشی و پانزده آزمودنی بهنجار به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و از نظر کارکرد عصب-روانشناختی مورد مقایسه قرار گرفتند و به این نتیجه رسیدند که تمامی بیماران افسرده در کارکرد عصب روانشناختی مورد سنجش نسبت به آزمودنی های سالم به طور معنی داری ضعیف تر عمل کردند که این یافته با یافته های (لاندرو، استیلز و اسلتولد، 2001) همسو می باشد.
در پژوهشی دیگر توسط سلیمانی که در سال 1387 انجام شد به مقایسه بیماران اسکیزفرینا و افسردگی دو قطبی و گروه بهنجار از طریق آزمون کلمه و رنگ استروپ پرداختند و به این نتیجه رسیدند که آنها در هر سه حالت هماهنگ، ناهماهنگ، خنثی، عملکرد هر دو گروه از بیماران با افراد عادی تفاوت وجود دارد.
بارچ، کوهن و کتر پژوهشی در سال 2004 انجام دادن و به بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد استروپ در اسکیزو فرنی پرداختند جهت بررسی این موضوع 29 شخص مبتلا به اسکیزوفرنی و 29 شخص غیر بیمار انتخاب شدند و به وسیلۀ آزمون کلمه و رنگ استروپ به بررسی رابطه بین خطاها و زمان واکنش (RT) روی فعالیت استروپ بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی پرداختند. نتایج نشان داد که افزایش نیافتن RT بین بیماران (در مقایسه با افراد غیربیمار) ناشی از افزایش تعداد خطاهایی که آنها در شرایط ناهمسان ایجاد می کنند نیست بلکه از تأثیر بیشتر کلمه خنثی در شرایط خنثی نیز اثر می پذیرند.
هامر، دیدگارد، سورنسن، آردال و همکاران در سال 2010 به بررسی اختلال مداوم عملکرد شناختی در بیماران افسرده اساسی به وسیله آزمون کلمه و رنگ استروپ پرداختند.گروه های شامل 19 بیمار افسرده اساسی با نمره بیش از 18 در تست همیلتون و گروه شاهد که از نظر سن،جنس و میزان تحصیلات با گروه قبلی همتا سازی شدند، بود. این آزمون در دو مرحله صورت گرفت و آزمودنی ها در هنگام ورود به تحقیق با تست افسردگی همیلتون با نمره بیش از 18 ملاک گذاری شدند بعد از 6 ماه وقتی علایم کاهش یافت با آزمون رنگ و کلمه استروپ مورد آزمون قرار گرفتند نتایج نشان داد که بیماران در مقایسه با گروه شاهد در رابطه با فعالیت کارت کلمه رنگی در هر دو مورد آزمون اختلال نشان می دادند بنابراین در بیماران افسرده هیچگونه بهبودی در عملکرد اجرایی و توجه به صورت تابعی از کاهش علایم دیده نشد و اختلال پس از 6 ماه با وجود بهبود قابل توجه در افسردگی هنوز ادامه داشت.
2-9-جمع بندی کلی از یافته های پژوهش های انجام شده
مطالعات انجام شده توسط دو آزمون حساس به لوب فرونتال از جمله آزمون کلمه ورنگ استروپ و آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین پرداختیم در این قسمت به جمع بندی یافته های پژهش های انجام شده خواهیم پرداخت.
به طور کلی پژوهش ها نشان دادن که در آزمون جورکردن کارتهای ویسکانسین بیماران اسکیزوفرن و افسردگی اساسی عملکرد ضعیف تری نسبت به افراد بهنجار داشته اند (موتیز و همکاران،2002، داودی و همکاران، 1390، رحیمی و همکاران، 2011، برکوسکا و همکاران، 2009).
موتیز و همکاران در سال 2002 به این نتیجه رسیدن که عملکرد بیماران اسکیزوفرن در آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین عملکرد ضعیفی نسبت به افراد وسواس و افراد بهنجار دارند. همینطور رحیمی وهمکاران در سال2011 به این نتیجه رسیدن که بیماران روانی با اختلالات ادراکی از جمله افسرده اساسی و اسکیزوفرن را می توان با آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین از افراد سالم تشخیص داد اما نمی توان به روشنی بیماران اسکیزوفرنی با علائم مثبت را از بیماران اسکیزوفرن با علائم منفی و افسرده بازشناسی کرد وهمچنین این ایده را تایید کردند که نواحی مختلف لوب پیشانی می تواند در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی وافسردگی اساسی تحت تاثیر قرار گیرد و شدت علائم بالینی می تواند نتیجه آزمون را تغییر دهد .داودی و همکاران در سال1390 نیز به این یافته رسیدند که بیماران اسکیزوفرن در مقایسه با افراد افسرده اساسی بدون روانپریشی و آزمودنی های بهنجار در همه متغییرهای آزمون جور کردن ویسکانسین عملکرد ضعیف تری داشتند و به این نتیجه رسیدند که آسیب بیشتر درعملکرد های اجرایی در آزمون جور کردن کارت هایویسکانسینبه طور کلی با روان پریشی مرتبط است.برکوسکا و همکاران در سال 2009 نیز به این یافته رسیدند که افراد غیر افسرده با مشکلات شناختی عملکرد ضعیف تری نسبت به بیماران افسرده شدید و بیماران افسرده شدید عملکرد ضعیف تری نسبت به افراد بهنجار داشتند.
در پژوهشهای که از طریق آزمون کلمه و رنگ استروپ انجام شده به این یافته رسیدند افراد مبتلا به اسکیزوفرن و افسردگی اساسی در عملکردهای اجرایی نسبت به افراد بهنجار اختلال نشان دادند (قرائیپور و همکاران، 1385، سلیمانی، 1387، بارچ و همکاران، 2004، هامر و همکاران،2010). همچنین تحقیقاتی صورت گرفته است که بر عواملی پرداخته شده است که می تواند بر آزمون کلمه و رنگ استروپ و آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین موثر باشد، از جمله جنسیت ، سن ، تحصیلات و هوش .که در این پژوهش های ی انجام شده ،یافته های ضد و نقیضی بدست آمده است بنابراین، این تحقیقات با توجه به این بیانیات که عملکرد نابهنجار در آزمون جورکردن کارتهای ویسکانسین با استعداد روانپریشی، وجود توهم و هذیان به عنوان علایم مثبت در اختلال اسکیزوفرنیا (کاپلان، 2000) رابطه دارد و بیماران اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر اختلالات روانی بدون سایکوز عملکرد ضعیف تری دارند (نلسون و همکاران 1998) و همچنین با توجه به یافتههای داودی و همکاران که به این نتیجه رسیدند که آسیب بیشتر درعملکردهای اجرایی در آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین به طورکلی با روانپریشی مرتبط است، سعی دارد مشخص کندکه عملکرد اجرایی در بیماران بدون علائم روانپریشی چگونه است و از آنجا که تاکنون تحقیقی در زمینه بررسی عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار به وسیله دو آزمون رنگ و کلمه استروپ و آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین صورت نگرفته است بر اساس پیشینه پژوهش و اهداف مذکور فرضیه های زیر تدوین گردیده است.
3-9- فرضیه های تحقیق
1-در جور کردن کارت های ویسکانسین (خطای تداوم) بین عملکرد اجرای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد.
2- در جورکردن کارت های ویسکانسین (خطای کل) بین عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد.
3- در آزمون کلمه و رنگ استروپ (تعداد خطا در فرم ناهمجور) بین عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد.
4- در آزمون کلمه و رنگ استروپ (اثر استروپ ؛ هزارم ثانیه) بین عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد.
5- در جور کردن کارت های ویسکانسین (خطای تداوم) بین عملکرد اجرایی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد.
6- در جور کردن کارت های ویسکانسین (خطای کل) بین عملکرد اجرایی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد.
7- در آزمون کلمه و رنگ استروپ (تعداد خطا در فرم ناهمجور) بین عملکرد اجرای زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد.
8- در آزمون کلمه و رنگ استروپ (اثر استروپ؛ هزارم ثانیه) بین عملکرد اجرایی زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد.
فصل سوم
روش تحقیق
21951953873500
3-1 مقدمه
در این فصل به بررسی چارچوب تحقیق می پردازیم. بدین منظور ابتدا به جامعۀ آماری، گروه نمونه و شیوه نمونه گیری پرداخته می شود و سپس ، ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش و شیوه کاربرد آنها به تفصیل توضیح داده می شود. در انتها نیز، به طرح پژوهشی و روش آماری به کار رفته شده در این تحقیق پرداخته می شود.
3-2- نوع روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است و هدف تحقیق مقایسه متغیرها می باشد.
3-3 جامعه آماری
جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی و تمامی افراد بهنجار می باشد.
3-4- گروه نمونه و روش نمونه گیری
در این پژوهش گروه نمونه شامل 30 فرد مبتلا به اسکیزوفرن (15 زن، 15 مرد) 30 فرد مبتلا به افسردگی اساسی (15 زن، 15 مرد) و 40 نفر از افراد بهنجار بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. . آزمودنی ها نباید عقب ماندگی ذهنی، بیماری صرع، ضایع مغزی، بیش فعالی و اختلال توجه و سوء مصرف مواد داشته باشند و نیز دارای توانایی حداقل خواندن و نوشتن باشند. همچنین آزمودنیها از نظر جنس با یکدیگر همتاسازی شدند. ولی متاسفانه با تمام تلاشی که صورت گرفت این تحقیق موفق به همتاسازی گروها از نظر جنس نشد .بنابراین در تحلیل واریانس چند متغییره با استفاده از کواریانس یا متغییر همپراش در نظر گرفته شد. همچنین گروه بهنجار از بین پرسنل بیمارستان و همراهان به شرطی که از وابستگان نزدیک بیمار نباشند انتخاب شدند.
3-5- ابزار پژوهش
در تحقیق حاضر از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، آزمون هوش مهک، آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ استفاده شده که در زیر به آنها خواهیم پرداخت.
3-5-1- پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ):
این آزمون توسط گلدبرگ (1972) ابداع شد. یکی از معروف ترین آزمون های مورد استفاده برای پی بردن به اختلاف روانی نهفته است (حسنی، 1386).
پرسشنامه سلامت عمومی یک «پرسشنامه سرندی» مبتنی بر روش خود گزارش دهی است که در مجموعه بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند، مورد استفاده قرار می گیرد (گلدبرگ، 1972).
فرم 28 ماده ای پرسشنامه عمومی دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه طراحی شده است. این پرسشنامه به عنوان یک ابزار سرندی می تواند احتمال وجود یک اختلال روانی را در فرد تعیین کند (فتحی آشتیانی، 1391). این پرسشنامه دارای چهار زیر مقیاس است: خرده مقیاس های نشانه های جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی. که مدت زمان اجرای آزمون به طور متوسط حدود 10 تا 12 دقیقه است. از 28 ماده پرسشنامه موارد 1 الی 7 مربوط به مقیاس جسمانی است. موارد 8 الی 14 علائم اضطرابی و بی خوابی، موارد 15 الی 21 مربوط به علائم اجتماعی و موارد 22 الی 28 علائم افسردگی را می سنجد (فتحی آشتیانی، 1391).
روش نمره گزاری پرسشنامه سلامت عمومی بدین ترتیب است که از گزینه الف تا د، نمره صفر، یک، دو، و سه تعلق می گیرد. در نتیجه نمره فرد در هر یک از خرده مقیاس ها از صفر تا 21 و در کل پرسشنامه از صفر تا 84 خواهد بود. نمرات هر آزمودنی در هر مقیاس بطور جداگانه محاسبه می شود و پس از آن نمرات 4 زیر مقیاس را جمع و نمره کلی را بدست می آوریم در هر مقیاس کسب نمره 6 به بالا نشانه وجود اختلال و در مجموع کل مقیاس ها اخذ شده نمره 22 به بالا بیانگر علائم مرضی می باشد (فتحی آشتیانی، 1391).
تقوی(1380) به منظور تعیین اعتبار این پرسشنامه از سه روش بازآزمایی، دو نیمه سازی و ثبات درونی استفاده نمود. نتایج به دست آمده با روش بازآزمایی برای کل پرسشنامه 72/0 و برای خرده آزمونهای علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی درعملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب 60/0 ، 68/0،57/0و 58/0 بود. به علاوه نتایج به دست آمده، با روش تنصیفی برای کل پرسشنامه 93/0 و برای خرده آزمونهای علائم جسمانی ، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب 86/0، 84/0 ، 68/0 و 77/0 بود همچنین نتایج به دست آمده جهت سنجش ثبات درونی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 90/0 و برای خرده آزمونهای علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب 76/0، 84/0، 61/0 و 88/0 بود. همچنین گلدبرگ و ویلیامز (1998)، اعتبار تنصیفی برای کل پرسشنامه را 95/0 گزارش کردند. ثبات درونی را با روش آلفای کرونباخ در مطالعه چان (1985) ، و کی یس (1984) ، 93/0 گزارش کردند (همان منبع).
3-5-2- آزمون مهک
مهک یک آزمون جدید خواندن لغات فارسی است که به ویژه برای استفاده بزرگسالان فارسی زبان طراحی شده است، و برای برآورد هوش پیش مرضی بکار می رود. این آزمون شامل 50 لغت کوتاه و نامنظم می باشد که شیوه ی نگارش آنها سرنخ روشنی از شیوه ی درست خواندن آنها ارائه نمی دهد و برای هر لغت حدس هوشی به تنهائی موجب پاسخ صحیح نخواهد شد (حق شناس و همکاران، 2000).
این مقیاس توسط حق شناس (1379) بر روی 154 نفر از جمعیت شهر شیراز (76 زن ، 78 مرد) هنجاریابی گردید و آزمون هوشی ریون به عنوان ملاک خارجی برای تعیین رابطه نمره های آزمون خواندن واژه ها و هوشبهر عمومی به کار برده شد. همچنین در این پژوهش، آزمون پیشرونده ریاضی نیز به کار گرفته شد و افزون بر به دست آوردن هنجای این آزمون بر روی نمونه مورد بررسی ، ضریب های همبستگی این آزمون با آزمون های یاد شده نیز بدست آمد. سال های تحصیلات گذشته فرد نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین مهک و ریون (36/0 = r برای نمونه کلی، 46/0 = r برای مردان، 35/0 r = برای زنان)، و مهک و آزمون پیشرونده ی ریاضی (36/0 = r برای نمونه کلی، 44/0 = r برای مردان، 33/0 = rبرای زنان) وجود دارد. در اینجا در نمره های مهک، تفاوت معناداری بین سالمندان مشکوک به دمانس و آنهایی که بدون نقص حافظه بودند مشاهده نشد، در حالی که دو گروه در نمره های ریون تفاوت معناداری داشتند (حق شناس و همکاران، 2001) .
محاسبه ی ضریب پایانی آزمون دو نیمه ی مهک (مقایسه ی یک در میان، هر کلمه با کلمه ی بعدی خود ) 82/0 و برای نیمه ی اول و دوم (25 کلمه ی اول و 25 کلمه ی بعدی) 74/0 بدست آمد (133=n). ثبات درونی به کمک ضریب آلفای کرونباخ برای این تعداد 79/0 بود حق شناس ، 1379). نتایج نشان داد که اعتبار همگرای بالایی بین نمره های خواندن و سال های تحصیل 61/0 = r و نمره خوانده و آزمون ریون (RSPM ) 41= r /0 (به عنوان ابزاری از ضریب هوشی) وجود دارد. پایائی بازآزمائی نمره های مهک در حدود 2 ماه و نیم (73 روز) رضایت بخش بود (حق شناس و همکاران، 2001). بنابراین با توجه مطالب ذکر شده، آزمون مهک از سه ملاک ذکر شده بالا برخوردار است.
نحوه ی اجرای آزمون به ترتیبی است که از آزمودنی تقاضا می شود که 50 لغت را بخواند و سپس با تلفظ صحیح هر یک از لغات یک نمره دریافت می کند (همان منبع).
3-5-3- آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین WCST :
آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین WSCT (گرانت و برگ، 1993) برای اندازه گیری استدلال انتزاعی، مفهوم سازی، و پاسخ دهی تکراری در افراد سنین 5/6 تا 89 ساله به کار می رود در این تکلیف از بیمار خواسته می شود که کارت های که به او ارائه می شود بر اساس یکی از سه اصل مربوط به عضویت طبقه، دسته بندی کند. مقیاس های بدست آمده از این آزمون به قرار زیر می باشد : طبقه بندی های انجام شده ، پاسخ های تکراری، خطاهای تکرای، خطاهای غیر تکراری، ناکامی در نگهداری آمایه و کفایت یادگیری هبن، میلبرگ (2002، ترجمه حق شناس، 1385).
این آزمون به عنوان یکی از حساس ترین آزمونهای مربوط به قشر جلوی پیشانی و پشتی جانبی در نظر گرفته می شود. (گلدبرگ و وین برگر، 1998).
لزاک (1995) میزان روایی این آزمون را برای سنجش نقایص شناختی به دنبال آسیب های مغزی بالای 86/0 ذکر کرده است.
پایایی این آزمون نیز بر اساس ضریب توافق ارزیابی کنندگان در مطالعه اسپرین و استراوس (1991) معادل 83/0 گزارش گردیده است. نادری (1373) این آزمون را در جمعیت ایران با روش بازآمایی 85/0 ذکر کرده است.
این آزمون شامل 64 کارت است که بر روی آن ها یکی الی چهار نماد به صورت مثلث قرمز، ستاره سبز، صلیب زرد و دایره آبی نقش بسته است و هیچ دوکارتی شبیه به هم یا تکراری نبودند. وظیفه آزمودنی این است که بر اساس استنباط از الگوی مورد استفاده آزماینده نسبت به جای گذاری کارت ها اقدام نماید این الگو عبارت است از یک مثلث قرمز، دو ستاره سبز، سه صلیب زرد و چهار دایره آبی. اصل دسته بندی و جای گذاری کارت ها به ترتیب رنگ، شکل و تعداد نمادها می باشد که آزمون گر بدون اطلاع آزمودنی در نظر می گیرد. وقتی آزمودنی بتواند ده کارت را به طور متوالی بر اساس رنگ دسته بندی کند، آزمون گر ملاک را تغییر می دهد و آزمودنی باید این تغییر را با توجه به گفته «درست است» و «درست نیست» آزماینده متوجه شود و اصل جدید را پیدا کند. آزمون تا آنجا ادامه می یابد که آزمودنی جایگزینی ده کارت را برای شش مرتبه انجام دهد یا به طور خود به خودی اصل زیربنای مذکور را گزارش دهد مثلاً بگوید «شما مرتباً اصل را تغییر می دهید». به طور معمول بعد از این که 30 الی 40 کارت به طور اشتباه جای گذاری شده باشد و به نظر برسد که آزمودنی رغبتی در درک و فهمیدن تکلیف ندارد، آزمون را متوقف می نمایم (لزاک، 1995).
این آزمون را می توان چندین روش نمره داد. رایج ترین شیوه نمره گذاری، ثبت تعداد طبقات به دست آمده و خطاهای در جاماندگی می باشد. طبقات به دست آمده به تعداد دوره های صحیح یا به عبارت دیگر ده جای گذاری صحیح متوالی اطلاق می شود که این تعداد در دامنه ای از صفر تا شش که در این حالت آزمون طبیعتاً متوقف می شود، قرار می گیرد. مواقعی که آزمودنی بر طبق اصل موفقیت آمیز قبلی دسته بندی را ادامه می دهد و همچنین زمانی که در اولین سری، در دسته بندی بر اساس یک حدس غلط اولیه پافشاری می کند، خطای درجاماندگی وجود دارد. خطای درجاماندگی برای مستند کردن در زمینه شکل گیری مفاهیم، سود بردن از تصحیح و انعطاف پذیری ادارکی مفید و قابل استفاده است. خطاهای خاص شامل خطاهای دیگر غیر از خطاهای درجاماندگی می باشد. (لزاک، 1996).
3-5-4 آزمون کلمه و رنگ استروپ
آزمون کلمه و رنگ استروپ (گلدن ، 1987) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی، مقاومت در برابر تداخل محرکهای بیرونی، و توانایی بازداری کردن یک پاسخ کلامی غالب یا مسلط به کار می رود. عملکرد آزمودنی در سه تکلیف مورد مقایسه قرار می گیرد : خواندکلمات، نامیدن رنگها، و نامیدن کلمات رنگی، در تکلیف آخر، بیمار باید بجای خواندن کلمه رنگ جوهری را که کلمه با آن نوشته شده است(و با لغت مربوط به آن رنگ ناهماهنگ است) با حداکثر سرعت بگوید. در حال حاضر داده های هنجاری این آزمون برای سنین 7 تا 80 ساله موجود است هبن، میلبرگ (2002، ترجمه حق شناس، 1385).
در این پژوهش از آزمون کلاسیک استروپ استفاده شده. این آزمون سه مرحله دارد. مرحلۀ اول به صورت تصادفی اسم تعدادی رنگ می آید و آزمودنی باید با سرعت هر چه تمام تر و بدون اشتباه کلمات را بخواند.
در مرحله دوم همان رنگها نقاشی می شوند و آزمودنی می بایست آنها را نام ببرد و در مرحلۀ سوم نام رنگهای آمده ولی کلمه رنگی که نوشته شده با خود رنگ فرق دارد (مثلاً آبی به رنگ سبز نوشته می شود).
آزمودنی باید کلمات را نادیده گرفته و فقط رنگ را نام ببرد. (استروپ ، 1935).
فاطمه قدیری و همکاران در سال 1385 ضریب بازآمایی برای زمان واکنش مرحله اول 6/0 و برای تعداد خطاهای همین مرحله 55/0 بدست آورند و در مرحله دوم آزمایش برای زمان واکنش ضریب پایایی 83/0 و برای تعداد خطاها ضریب 78/0 محاسبه گردید و در مرحله سوم ضریب پایایی برای زمان واکنش 97/0 و برای تعداد خطاها 79/0 بود.
3-6-روش اجرا
در این پژوهش آزمودنی ها از بین بیماران اعصاب و روان دکتر محرری بر اساس ملک تشخیصی DSM-IV و تشخیص روانپزشک و مصاحبه بالینی روانشناس بیمارستان انتخاب شدند. بدین طریق آزمون بر روی بیمارانی که به درمانگاه جهت پیگیری درمان نزد روانپزشک آمدند و همچنین افراد بستری که طول درمان را طی کرده و در سدد ترخیص بودند انجام شد.
برای اطمینان از اینکه بیماران بدون علائم روانپریشی هستند از آنان خواسته شد که پرسشنامه GHQ را انجام دهند، و افرادی که نمرات بالاتر از 22 داشتند از این آزمون حذف شدند (فتحی آشتیانی، 1391). بعد از انتخاب آزمودنی ها با آزمون GHQ با سه آزمون، هوش مهک، آزمون کلمه و رنگ استروپ ، آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
3-7- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
با توجه به هدف تحقیق و همچنین فرضیه های مطرح شده در پژوهش حاضر از روش آمار توصیفی از قبیل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی از قبیل : روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون بن فرونی و آزمون f یک طرفه به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد.

فصل چهارم
یافته های پژوهش

2263775201739500
4-1 مقدمه
در این فصل یافتههای پژوهش در دو بخش آمار توصیفی و جمعیتشناختی، و پاسخ به فرضیههای پژوهش ارائه میگردد. در بخش توصیفی به ارائهی نتایج توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش، اعم از میانگین، انحراف استاندارد ، حداقل و حداکثر نمرات، پرداخته میشود. و در بخـش دوم از طریق تحلیل واریانس چند متغیره به تأیید فرضیههای پژوهش پرداخته میشود.
4-2 توصیف دادهها
در این بخش، یافتههای توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر نمرههای متغیرهای مورد مطالعهی پژوهش حاضر بررسی میگردد، که به ترتیبی که در پی میآید، ارائه میگردد:
4-2-1 توصیف متغیرهای جمعیت شناختی
نسبت مردان به زنان در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی یکسان (15 به 15) ، در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی یکسان(15 به 15) ، و در گروه بهنجار یکسان (20 به 20) میباشد.
همانگونه که دادههای مربوط به توزیع میزان سن در جدول 4-1، نشان میدهد، میانگین متغیر سن در بین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی (93/38) بالاتر از میانگین سنی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی (6/35) و گروه نرمال (5/29) میباشد. اما بررسی انحراف استانداردهای سه گروه نشان دهندهی انسجام بیشتر در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی نسبت به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افراد بهنجار میباشد. بررسی معناداری تفاوتهای میانگینها با استفاده از آزمونf، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر سن میباشد.

جدول4-1. فراوانی و درصد میانگین سن به سال در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار
گروه میانگین انحرافاستاندارد حداقل حداکثر تعداد
اسکیزوفرن 93/38 46/9 19 53 30
افسردگی اساسی 6/35 93/7 19 54 30
بهنجار 5/29 44/8 21 65 40
جدول 4-2. آزمون تحلیل واریانس یکراهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر سن
منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F درجه معناداری
بین گروهها 373/1614 2 187/807 87/10 001/0
درون گروهها 067/7205 97 279/74 همانطور که در جدول 4-2 مشاهده میگردد، مقایسه میانگین سن در بین گروهها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با 87/10 و درجهی آزادی (2 و 97) درجه معناداری (001/0)، با 99 درصد اطمینان میتوان گفت بین گروهها در متغیر سن تفاوت وجود دارد.
به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد، نتایج در جدول 4-3 بیان شده است. جدول حاکی از آن است میزان سن گروههای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار به صورت معناداری بالاتر است، ولی پایینتر بودن میزان سن گروه بیماران افسردگی اساسی نسبت به گروه بیماران اسکیزوفرن معنادار نمیباشد.
جدول 4-3. آزمون تعقیبی جهت سن
سن
اسکیزوفرن افسردگی اساسی بهنجار
اسکیزوفرن *
افسردگی اساسی *
بهنجار * * همانگونه که دادههای مربوط به توزیع سالهای تحصیلات رسمی در جدول 4-4، نشان میدهند، میانگین متغیر تحصیلات رسمی در افراد بهنجار (55/15) بالاتر از میانگین تحصیلات رسمی بیماران اسکیزوفرن (76/10) و بیماران افسردگی اساسی (43/10) میباشد. بررسی انحراف استانداردهای سه گروه نیز نشان دهندهی انسجام بیشتر در گروه بهنجار نسبت به بیماران اسکیزوفرن و افسردگی اساسی میباشد. بررسی معناداری تفاوتهای میانگینها با استفاده از آزمونf، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر تحصیلات میباشد.

جدول4-4. فراوانی و درصد توزیع تحصیلات رسمی (تعداد کلاسهای (سالهای تحصیلی ) در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار
گروه میانگین انحرافاستاندارد حداقل حداکثر تعداد
اسکیزوفرن 76/10 35/2 6 16 30
افسردگی اساسی 43/10 59/2 5 14 30
بهنجار 55/15 05/2 12 18 40

جدول 4-5. آزمون تحلیل واریانس یکراهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر تحصیلات
منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F درجه معناداری
بین گروهها 727/589 2 863/294 94/54 001/0
درون گروهها 633/520 97 267/5 همانطور که در جدول 4-5 مشاهده میگردد، مقایسه میانگین سالهای تحصیلات رسمی در بین گروهها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با 94/54 و درجهی آزادی (2 و 97) درجه معناداری (001/0)، با 99 درصد اطمینان میتوان گفت بین گروهها در متغیرسالهای تحصیلات رسمی تفاوت وجود دارد.
به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد، نتایج در جدول 4-6 بیان شده است. جدول حاکی از آن است میزان تحصیلات گروههای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار به صورت معناداری پایینتر است، ولی پایینتر بودن میزان تحصیلات گروه بیماران افسردگی اساسی نسبت به گروه بیماران اسکیزوفرن معنادار نمیباشد.
جدول 4-6. آزمون تعقیبی جهت تحصیلات
تحصیلات
اسکیزوفرن افسردگی اساسی بهنجار
اسکیزوفرن *
افسردگی اساسی *
بهنجار * * 4-2-2 توصیف متغیرهوش پیشمرضی:
همانگونه که دادههای توصیفی مربوط به هوش پیشمرضی در جدول 4-7، نشان میدهند، میانگین متغیر هوش پیشمرضی در افراد نرمال (60/39) بالاتر از میانگین هوش پیشمرضی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی (40/33) و اسکیزوفرن (06/33) میباشد. بررسی انحراف استانداردهای سه گروه نیز نشان دهندهی انسجام بیشتر در گروه بهنجار نسبت به بیماران اسکیزوفرن و افسردگی اساسی میباشد. بررسی معناداری تفاوتهای میانگینها با استفاده از آزمونf ، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر هوش پیشمرضی میباشد. که یافتههای آن در جدول 4-8 قابل مشاهده است.
جدول4-7. فراوانی و درصد توزیع نمرات خام هوش پیشمرضی در آزمون مهک در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار
گروه میانگین انحرافاستاندارد حداقل حداکثر تعداد
اسکیزوفرن 06/33 25/5 22 42 30
افسردگی اساسی 40/33 27/6 18 42 30
بهنجار 60/39 34/4 29 47 40
جدول 4-8. آزمون تحلیل واریانس یکراهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر هوش پیشمرضی
منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F درجه معناداری
بین گروهها 493/974 2 247/487 61/17 001/0
درون گروهها 667/2682 97 656/27 همانطور که در جدول 4-8 مشاهده میگردد، مقایسه میانگین هوش پیشمرضی در بین گروهها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با 61/17 و درجهی آزادی (2 و 97) درجه معناداری (001/0)، با 99 درصد اطمینان میتوان گفت بین گروهها در هوش پیشمرضی تفاوت وجود دارد.
به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد، نتایج در جدول 4-9 بیان شده است. جدول حاکی از آن است که گروههای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار در سطح معناداری در آزمون هوش پیشمرضی افت را نشان دادهاند، ولی پایینتر بودن نمره گروه بیماران اسکیزوفرن نسبت به گروه بیماران افسردگی اساسی معنادار نمیباشد.
جدول 4-9. آزمون تعقیبی جهت هوش پیشمرضی
هوش پیشمرضی
اسکیزوفرن افسردگی اساسی بهنجار
اسکیزوفرن *
افسردگی اساسی *
بهنجار * * 4-2-3 توصیف متغیر سلامت عمومی:
اطلاعات حاصل از پرسشنامه سلامت عمومی در دو بخش سلامت عمومی کلی و زیرمقیاسهای آن (علائم بدنی، اضطرابی، اختلال در کارکردهای اجتماعی، و افسردگی) توصیف میگردد.
جدول 4-10 یافتههای توصیفی متغیر سلامت عمومی کلی را در بین سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی اساسی و افراد بهنجار نشان میدهد. با توجه به جدول مشخص است که میانگین نمرهی گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی نسبت به گروههای بیماران اسکیزوفرن و افراد بهنجار بالاتر است. که همانگونه گفته شد نمرهی بالا در این مقیاس نشاندهندهی سلامت عمومی پایینتر است. بررسی معناداری تفاوتهای میانگینها با استفاده از آزمونf ، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر سلامت عمومی میباشد. که یافتههای آن در جدول 4-11 قابل مشاهده است.
جدول4-10. آمارههای توصیفی متغیر سلامت عمومی
متغیر گروه میانگین انحراف استاندارد حداقل حداکثر تعداد
سلامت عمومی اسکیزوفرن 13/19 47/3 8 22 30
افسردگی اساسی 7/20 13/2 16 24 30
پرسنل 45/16 18/5 6 22 40
جدول 4-11.آزمون تحلیل واریانس یکراهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر سلامت عمومی
منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F درجه معناداری
بین گروهها 243/325 2 622/162 31/10 001/0
درون گروهها 667/1529 97 770/15
همان طور که در جدول مشاهده میگردد، مقایسه میانگین سلامت عمومی در بین گروهها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با 31/10 و درجهی آزادی (2 و 97) درجه معناداری (001/0)، با 99 درصد اطمینان میتوان گفت بین گروهها در سلامت عمومی تفاوت وجود دارد.
به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد، نتایج در جدول 4-12 بیان شده است. جدول حاکی از آن است که گروههای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار در سطح معناداری در آزمون سلامت عمومی نمرههای بالاتری را نشان دادهاند، ولی بالابودن نمره گروه بیماران افسردگی اساسی نسبت به گروه بیماران اسکیزوفرن معنادار نمیباشد.
جدول 4-12. آزمون تعقیبی جهت سلامت عمومی
سلامت عمومی
اسکیزوفرن افسردگی اساسی بهنجار
اسکیزوفرن *
افسردگی اساسی *

user8313

Keywords: self-improvement loan, investment, job creation, unemployment, rural areas
فصل اول:
طرح تحقیق

پیشگفتار
استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود به منظور بر آورده ساختن نیازها و خواسته های بشری از جمله افزایش تولید درآمد، اشتغال، رفاه جامعه و. . . جز مهم ترین هدف های توسعه هر کشور محسوب می شود. برای این منظور معمولا سعی می شود تا با به کار گیری سیاست ها و ابزار های اجرایی گوناگون، در برنامه های توسعه بر این هدف دست یافت. دولت ها از طریق سیاست های حمایتی از طریق نرخ های بهره کم، دوره باز پرداخت طولانی، عدم گرفتن وثیقه و . . . سعی در حل این مسأله می نمایند. یکی از استرا تژی هایی که در سال های اخیر مورد توجه صاحب نظران و سیاست گذاران برای از بین بردن فقر و کاهش بیکاری در کشورهای مختلف قرار گرفته است اعتبارات خرد است، اهمیت این شیوه به گونه ای بوده که سازمان ملل متحد سال 2005 را به عنوان سال اعتبارات خرد نام گذاری کرده بود. اعطای وام به روستاییان شهرستان لنگرود توسط نهادهای بانک کشاورزی، صندوق مهر امام رضا (ع)، کمیته امداد امام خمینی (ره)، بهزیستی بوده است.
با توجه به موارد گفته شده، تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات وام های خود اشتغالی، در 5 فصل و به شرح زیر است؛
فصل اول شامل چارچوب کلی تحقیق در ارتباط با وام های خود اشتغالی می باشد. فصل دوم مبانی نظری تحقیق است، در این فصل به بررسی تعاریف و مفاهیم اعتبارات و مکاتب، و سپس به بررسی مفاهیم و تعاریف خود اشتغالی و تجارب کشورهای موفق در این زمینه و همچنین تجارب و انواع اعتبارات روستایی در ایران پرداخته شده است. در فصل سوم به بررسی ویژگی های جغرافیایی منطقه مورد مطالعه در سه بعد طبیعی، انسانی، اقتصادی پرداخته شده است. فصل چهارم، شامل تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده در مطالعات میدانی می باشد، در فصل پنجم هم به آزمون فرضیات تحقیق پرداخته شده است.
1 ـ 1 ـ طرح مسألهبیکاری و وضعیت نامطلوب اشتغال در کشور، از جمله چالش های جدی در اقتصاد ایران به شمار می آید و بین فرصت های موجود شغلی در کشور و خیل عظیم بیکاران و جویندگان کار هیچ تناسب و توازنی بر قرار نیست. آمار به دست آمده حاکی از آن است که روز به روز برخیل بیکاران افزوده شده و دولت را با حجم عظیم تقاضا برای ورود نیروی کار به بازار کار مواجه می سازد. مفهوم بیکاری در مناطق روستایی تا حدودی با بیکاری در مناطق شهری تفاوت دارد؛ زیرا، درمناطق روستایی علاوه بربیکاری طبیعی در نتیجه رشد جمعیت بالاتر محدودیت ساختار های اقتصادی و سرمایه، افزون از جوامع شهری است. عواملی همچون تقاضای ناکافی برای نیروی کار، عدم تعادل بین فرصت های اشتغال و توانایی های افراد، نهاده های نامناسب و نابسامانیهای بازار از جمله علل بیکاری به شمار می آیند (یاسوری ، 1386 :132). استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود به منظور بر آورده ساختن نیاز ها و خواسته های بشری از جمله افزایش تولید در آمد، اشتغال رفاه، جامعه و... جز مهم ترین هدف های توسعه هر کشور محسوب می شود. برای این منظور معمولا سعی می شود تا به کار گیری سیاست ها و ابزار های اجرایی گوناگون، در برنامه های توسعه بر این هدف دست یافت.
دولت ها از طریق سیاست های حمایتی از طریق نرخ های بهره کم، دوره باز پرداخت طولانی، عدم گرفتن وثیقه و... سعی در حل این مسأله می نمایند. یکی از استراتژی هایی که در سال های اخیر مورد توجه صاحب نظران و سیاست گذاران برای از بین بردن فقر وکاهش بیکاری در کشور های مختلف قرار گرفته است، اعتبارات خرد است. اهمیت این شیوه به گونه ایی بوده که سازمان ملل متحد سال 2005 را به عنوان سال اعتبارات خرد نام گذاری کرده بود. یکی از اهداف ضمنی و در حقیقت کلید موفقیت برنامه های مربوط به اعتبارات خرد، ایجاد و توسعه اشتغال است. بدون دسترسی افراد به شغل های مولد و پایدار تحقق اهداف غیر متعالی غیر ممکن می نماید (فعالیت،خارقانی ، 1390 :23). در واقع دریافت وام و اعتبار و انتقال پول از یک فرد به فرد دیگر یا از یک نهاد به نهاد دیگر نقش اساسی در تأمین اعتبار فعالیت های مختلف اقتصادی دارد. اعتبار وام را می توان انتقال موقت قدرت خرید از یک فرد حقیقی و یا حقوقی به فرد دیگر دانست. اعتبارات برای تأمین نهاده های مختلف تولیدی مانند نیروی کار، نهاده های سرمایه ای، فناوری و همپنین خرید مواد اولیه مورد استفاده قرار می گیرد و از این رو اهمیت ویژه ای در رشد و توسعه فعالیت های سرمایه گذاری و تولیدی دارد. طبیعتاً مشاهده می شود که اعتبار و وام به طور مستقیم و غیر مستقیم بر اشتغال واحد های تولیدی و یا فرصت های شغلی جدید تأثیر می گذارد( بختیاری، پاسبان،1383، 76).
برنامه های اعتبارات خرد، با هدف بهبود وضعیت اقتصادی، کاهش بیکاری به وجود آوردن اشتغال به صورت خود اشتغالی و کار آفرینی و کاهش فقر مناطق روستایی و شهری در بازار کار بسیاری از کشور ها اتخاذ شده است.(حسن زاده و همکاران، 1385 : 50 - 49). اعتبارات خرد، به عنوان راهبردی در توسعه اقتصادی با هدف دسترسی زنان و مردان کم درآمد به منابع اعتباری، برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنهاست (رحیمی،1385 : 336-335). اهـــداف اعتبارات خرد در ایران، توانمند ساختن کلی روستا و ثروت زایی و مشارکت در برنامه ریزی و تصمصم گیری برای توسعه روستاها می باشد، هدف کلی اعتبارات خرد در کشور ما احیای مدیریت توسعه پایدار منابع طبیعی و افزایش در آمد خانوارهای کم درآمد از طریق پرداخت وام های کوچک برای انجام فعالیتهای درآمدزا و ارتقاء خودباوری اهالی روستا و جوامع عشایری به خصوص زنان و کودکان می باشد (مهاجرانی، 1382 :8-4). در صورتی که اقشار کم درآمد روستاها نتوانند درآمد مورد نیازشان را تأمین کنند؛ مهاجرت، تخریب محیط زیست و . . . اجتناب ناپذیر خواهد بود. برای کسب در آمد داشتن شغل ضروری است و برای کسب شغل نیز امکانات ویژه ای لازم است. قبل از اینکه مردم بتوانند کاری را شروع کنند باید دارای سرمایه باشند. وجود سرمایه عامل مهمی است که می تواند عوامل دیگر را نیز تهیه کند.( یعقوبی، 1384، 130). بخشی از معضل بیکاری در همه کشورها دنیا از طریق خود اشتغالی بر طرف می شود. تمایل ذاتی افراد به کارآفرینی، دسترسی به سرمایه های انسانی و مالی، در آمد حاصل از خود اشتغالی و موقعیت اجتماعی خود اشتغالی نسبت به مشاغل مزد بگیری، از جمله عوامل مؤثر در گرایش افراد به خود اشتغالی هستند( عباسی، آریانفر، 1387، 7).
در کشور های در حال توسعه، روستاییان اغلب به منابع اعتباری رسمی دسترسی ندارند، این واقعیت موجب شده که بسیاری از نویسندگان، اعتبار را برای توسعه روستایی حلقه مفقوده و به عنوان پیش نیازی تلقی کنند. از طرف دیگر نبود و کمبود اعتبارات رسمی، موجب گسترش بخش غیر رسمی اعتبارات در نواحی روستایی شده است؛ این امر نابرابری اجتماعی و تخریب محیط زیست را به دنبال دارد ( داوان، 1388، 31). از طرفی دیگر، تمرکز سرمایه در مناطق روستایی اصولاً ناچیز است، دلیل این امر نبود آن دسته از عواملی است که تمرکز سرمایه را موجب می شود، در حقیقت تمرکز سرمایه به پس انداز و بسیج همه جانبه و بنیادی وجوه پس اندازها و سرمایه گذاری این پس اندازها بستگی دارد( یاسوری، 1386، 147). از آنجایی که یکی از عوامل مهم تولید و اشتغال، سرمایه است. در جوامع در حال توسعه که عمده بهره برداران آن خرده پا هستند، پروژه های اعتباری و وام دهی، ابزار مناسبی برای رسیدن به اهداف افزایش بهره وری و افزایش تولید و رفع محرومیت و فقر از جامعه روستایی است( رحمانی،1385، 306). وام های خود اشتغالی برای برطرف کردن نیاز های مالی آن دسته از گروه های محروم جامعه از جمله زنان سرپرست خانوار، افراد بی بضاعت، کارگران، کشاورزان تعلق می گیرد. علاوه بر این وام گیرندگان این وام ها را صرف کارآفرینی و خود اشتغالی می کنند( Xiali, 2010,3).
اعتبارات خرد یکی از مباحث عمده در اقتصاد نئولیبرال است که پس از تغییرات نظری در تئوری های اقتصادی و دیدگاههای توسعه، به عنوان یک محرکه اقتصادی برای کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که با مشکل تورم و بیکاری فزاینده رو به رو هستند و توزیع ثروت و درآمد چندان عادلانه نیست، به عنوان کلید حل معما در نظر گرفته شده است( مافی 1387، 14). برنامه اعتبارات خرد طی دهه های اخیر، از رهیافت های مهم فقر زدایی و توسعه در جهان بوده است( دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1384، 8).
راهبرد اعتبارات خرد از دهه 1990، به صورت راهبردی فراگیر جهت دستیابی به توسعه روستایی مورد استفاده بسیاری از کشورها در حال توسعه قرار قرار گرفت. در ایران نیز، از دهه 1370 این رویکرد جهت دستیابی به اهداف برنامه های توسعه مورد توجه برنامه ریزان قرار گرفته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این راهبرد به صورت گسترده از دهه 1380 برای حل مشکلات مناطق روستایی کشور مانند بیکاری، مسکن نامناسب و مهاجرت مورد توجه واقع شده است؛ برنامه های آن روز به روز در حال گسترش است. در پژوهش حاضر، ما به بررسی تأثیر وام های خود اشتغالی در ایجاد فرصت های شغلی نواحی روستایی (نمونه شهرستان لنگرود ) می پردازیم در اینجا ذکر این نکته ضروری است که در این پژوهش هدف ما بررسی تنها آن بخش از ارائه اعتبارات خرد پرداخته شده (اعتبارات کم تر از 100میلیون ریال ) مورد بررسی قرار می دهیم. برای انجام این پژوهش، اطلاعات مربوط به اعتبارات خرد از سال 1385 تا 1391 مربوط به شهرستان لنگرود می باشد.
شهرستان لنگرود از جمله شهرستان هایی استان گیلان است که در طی سالهای اخیر موسسات و نهادهایی مانند صندوق مهر امام رضا، کمیته امداد، بهزیستی، بانک کشاورزی در روستاهای آن وام های خود اشتغالی را در اختیار روستاییان قرار داده اند. در تحقیق حاضر به بررسی آثار و نتایج اعطای این اعتبارات بر خانوارهای روستایی این شهرستان در قالب سوالات زیر پرداخته خواهد شد.
1ـ آیا این بخش از اعتبارات خرد (وام های خود اشتغالی) تأثیری درایجاد اشتغال داشته است یاخیر؟
2ـ آیا تأثیر وام های خود اشتغالی در ایجاد مشاغل در بخش های کشاورزی، خدمات، صنعت متفاوت است؟
3ـ آیا وام های خود اشتغالی منجر به اشتغال دائم در نواحی روستایی شده است؟
4ـ آیا میزان مبلغ وام خود اشتغالی برای ایجاد یک شغل کافی بوده است؟
5ـ آیا وام گیرندگانی که دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتر می باشند در ایجاد شغل موفق تر بوده اند؟
6ـ آیا وام های خود اشتغالی بر توانمندسازی افراد بیکار مؤثر بوده است؟
1 ـ 2 ـ ضرورت تحقیقجوامع روستایی شهرستان لنگرود دارای نظام فرهنگی و اجتماعی مستقلی هستند که در اثر عوامل مختلفی از جمله مسائل طبیعی، اجتماعی، سیاسی شکل گرفته اند با توجه به اینکه زمینه اصلی فعالیت در روستاهای شهرستان لنگرود که به علل مختلف از جمله کوچک بودن واحد های تولیدی، فساد محصولات کشاورزی، عدم وجود امکانات نگهدارنده مانند سرد خانه، کمبود وسائل حمل ونقل، زیادی بار تکفل خانوار و محدود بودن سرمایه گذاری دولت در روستاها و پایین بودن مقدار سرمایه و پس انداز در روستا ها سبب فقر روستاییان شده است. منظور از اعتبارات خرد که در دنیا سابقه 30 ساله دارد این است که به منظور رفع محرومیت فقر، وام های کوچک در اختیار گروه های کم در آمد، جهت انجام فعالیت های کوچک همراه ارائه مهارت و تکنولوژی مورد نیاز قرار می گیرد در صورتی که اقشار کم درآمد روستاها نتوانند درآمد مورد نیازشان را تأمین کنند مهاجرت، تخریب محیط زیست اجتناب ناپذیر خواهد بود. برای کسب درآمد داشتن یک شغل ضروری است و برای کسب شغل نیز امکانات ویژه ای لازم است. قبل از اینکه مردم بتوانند کاری را شروع کنند باید دارای سرمایه باشند وجود سرمایه عامل مهمی است که می تواند عوامل دیگر را نیز تهیه کند از آن جا که اهداف اعتبارات خرد بالا بردن میزان تولید و افزایش اشتغال و تثبیت مالی مشاغل دارای بحران مالی بالا برای میزان تولید و افزایش سطح در آمد و تواناسازی روستاییان به ویژه برای گروه های آسیب پذیر می باشد. در نواحی روستایی که بیکاری اعم از آشکار و پنهان در سطح وسیعی از اقشار جامعه به خصوص جوانان و زنان روستایی وجود دارد و از طرف دیگراز آن جایی که در صد بالایی از افراد روستایی در نیمه دوم سال در بیکاری به سر می برند ضرورت تأمین اعتبارات جهت ایجاد فرصت های شغلی برای نیروی کار عظیم فراوان روستایی کاملا احساس می شود. این اعتبارات با میزان وام های کوچک می تواند، باعث پدید آمدن فعالیت کوچک و جدید در روستا شوند و از این راه ضمن پدید آمدن اشتغال به دریافت کننده، تسهیلات مورد نظر وضعیت اقتصادی خانوار را با توسعه سرمایه گذاری ها و پس انداز متحول سازد و باعث کاهش بیکاری و وابستگی روستاییان به محصولات کشاورزی از طریق ایجاد مشاغل جنبی در کنار فعالیت های کشاورزی و توانمند سازی و کمک به کار آفرینی در مناطق روستایی شود.
امروزه با توجه به پائین بودن تمرکز سرمایه در روستاهای ایران ضرورت تحقیق و بررسی اثر بخشی و میزان تأثیر این راهبرد جهت کاهش مشکلات نواحی روستایی ایران امری لازم و ضروری می باشد.
1 ـ 3 ـ پیشینه تحقیقآغاز مطالعات مربوط به اعتبارات خرد در جهان به اواخر دهه 1980 میلادی و در کشورمان ایران، به اوایل دهه 1380 بر می گردد. در این بین، تحقیقات و منابعی که به لحاظ موضوعی می توانند به عنوان پیشینه تحقیق حاضر محسوب شوند، عبارتند از:
بختیاری و پاسبان در سال 1383 در پروژه - ریسرچای با عنوان " نقش اعتبارات بانکی در توسعه فرصتهای شغلی، مطالعه موردی بانک کشاورزی ایران "، باروش توصیفی ـ تحلیلی، روش تجزیه ـ تحلیل کمی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، با بررسی جایگاه و اهمیت سیاست های اعتباری در رشد و توسعه کشورها و بخش کشاورزی با تجزیه و تحلیل سری های زمانی 1379ـ 1349 و مدلهای اقتصاد سنجی، به بررسی نقش اعتبارات بانکی در توسعه اشتغال پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، اعتبارات بانک کشاورزی در کوتاه مدت بر اشتغال و در دراز مدت بر سرمایه گذاری تأثیر مثبت داشته است.
عباسی و آرایانفر در سال 1387 در پروژه - ریسرچای به عنوان" ارزیابی و اثر بخشی وام های خود اشتغالی در طول برنامه سوم توسعه در استان گلستان " با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری کتابخانه ای، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، به ارزیابی اجرای ماده 56 قانون برنامه و توسعه در خود اشتغالی استان گلستان پرداخته است، نتایج تحقیق نشان می دهد، که وام های خود اشتغالی سازمان کار و امور اجتماعی، موجب ایجاد اشتغال مورد انتظار نشده است، اما صندوق حمایت از فرصت های شغلی به ایجاد اشتغال مورد انتظار انجامیده است، همچنین درصد وام های خود اشتغالی موفق صندوق حمایت از فرصت های شغلی بیش از درصد وام های موفق سازمان کار و امور اجتماعی است. علاوه بر این، بین تعداد وام های خود اشتغالی پرداخت شده و تعداد اشتغال ایجاد شده همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد.
جعفر یعقوبی در سال 1384 در پروژه - ریسرچای به عنوان "بررسی اثرات اعتبارات خرد بر اشتغال زنان روستایی استان زنجان " با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، با هدف بررسی اثرات اعتبارات خرد و جایگاه آن در خانواده پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اعتبارات خرد پرداخت شده در زمینه اشتغال بیشترین تأثیر را در تثبیت شغل قبلی زنان دریافت کننده وام داشته است. و هم چنین تحلیل همبستگی بین اشتغال و متغیر های مستقل نشان داد که میان میزان تحصیلات زنان و میزان تحصیلات مردان نسبت به دریافت وام در سطح 1% رابطه معنی داری وجود دارد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

مهدی چراغی در سال 1390 در پایان نامه خود به عنوان " تبیین اثرات پرداخت اعتبارات خرد بانکی جهت دستیابی به توسعه روستایی در دهستان غنی بیگلو " باروش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، اعتبارات خرد کمیته امداد بر توانمندسازی اقتصادی گرو های هدف موثر نبوده و اعتبارات خرد بهسازی مسکن هم نتوانسته است، بهبود کیفیت زندگی روستائیان را در چهار بعد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی به همراه داشته باشد. در اعتبارات خرد بانک کشاورزی، نتایج تحقیق نشان می دهد، 84 درصد از کشاورزان دریافت کننده اعتبارات، اعتبارات را در بخش غیر از کشاورزی مصرف کرده اند. در میان 15 عامل مورد بررسی، کمبود درآمد کشاورزان مهمترین عامل این فرایند شناخته شد.
پیمان حسینی در سال 1392 در پایان نامه خود به عنوان " تأثیر صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی بر بهبود درآمد خانوار روستایی استان کردستان " با روش توصیفی ـ تحلیلی ، روش گردآوری کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی ، با هدف بررسی تأثیر صندوق اعتبارات خرد بر افزایش تولیدات صنایع روستایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد از بین متغیر های مختلف، سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، تحصیلات همسر،تعداد افراد خانوار، مدت زمان عضویت بیشترین تأثیر را تحصیلات همسر و مدت زمان عضویت در صندوق بر اشتغال اعضا دارند. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل نشان می دهد که صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی به میزان نسبتاً زیادی بر اشتغال و افزایش درآمد خانوار روستایی تأثیر گذار است.
افتخاری و همکاران در سال 1385، در پروژه - ریسرچای با عنوان " ارزیابی آثار اعتبارات خرد بانکی در توسعه کشاورزی" با مطالعه موردی تعاونی های خود جوش روستایی شهرستان خدابنده، به بررسی آثار استفاده از اعتبارات خرد بانک کشاورزی در قالب پرداخت گروهی، در طرح های تأمین آب برای توسعه فعالیت های کشاورزی، در بین سالهای 1384 تا 1374 در مناطق روستایی شهرستان خدابنده استان زنجان پرداخته است. روش تحقیق در این مطالعه مبتنی بر پانل گذشته نگر است. در گردآوری اطلاعات از پرسشنامه و مصاحبه حضوری استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل متغیر ها با روش کمی نشان می دهد، اعتبارات خرد بانک کشاورزی توانسته است در توسعه کشاورزی منطقه مورد مطالعه، در سطح معناداری5 % درصد نقش ایفا کند.
حسن زاده و قویدل در سال 1384 ، در پروژه - ریسرچای با عنوان "چالش های تأمین مالی خرد روستایی در ایران، مقایسه تطبیقی صندوق های قرض الحسنه روستایی و گرامین بانک بنگلادش" با روش تحقیق تحلیلی، روش تجزیه ـ تحلیل کیفی، روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای، با مقایسه نسبت های نفوذ پذیری، خود کفایی مالی، ارزش افزوده به اعتبارات پرداختی و ارزش افزوده به تعداد کارکنان در دو موسسه مالی یاد شده سعی در ارائه راهکار مناسبی برای رفع مشکلات تأمین مالی خرد در روستاهای ایران دارد. هدف این تحقیق شناخت مزایا و معایب هر کدام و ارائه یک الگوی کاربردی و پیشنهادی برای ایران است. نتایج تحقیق نشان می دهد، شاخص های نفوذ پذیری، خودکفایی مالی و ارزش افزوده به اعتبارات پرداختی در ایران به روستاییان کمتر از بانک گرامین بنگلادش می باشد.
حسن زاده و همکاران در سال 1385 ، در پروژه - ریسرچای با عنوان " بررسی آثار اعتبارات خرد در کاهش فقر و نابرابری های درآمدی" با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، روش تجزیه ـ تحلیل کمی، ضمن ارائه تعاریف مختلف و ارتباط آن با فقر و نا برابری، تاًثیر اعتبارات خرد اعطایی در سال های اخیر بر کاهش فقر و افزایش درآمد سرانه میان استان ها را بررسی کرده است. روش مورد استفاده در این پژوهش مدل ادغام داده ها در 28 استان و برای سال های 1382 ـ 1380 است، که با استفاده از متغیر نسبت تسهیلات قرض الحسنه به کل تسهیلات، تاثیر اعتبارات خرد را بر درآمد سرانه نشان داده شده است.
سعدی و عرب مازاردر سال 1384، با پروژه - ریسرچای با عنوان نقش اعتبارات خرددرتوانمندسازی زنان روستایی تجربه بانک کشاورزی با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، به مطالعه زنان سر پرست خانوار که تحت پوشش طرح حضرت زینب (س) قرار داشته و بین سال های 1377و1381 برای انجام فعالیت های تولیدی از بانک کشاورزی تسهیلات قرض الحسنه دریافت کرده اند پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، مبلغ هر فقره از تسهیلات اعطایی باید افزایش یابد چرا که ایجاد اشتغال پایدار با مبلغ فعلی (میانگین65/2میلیون ریال) ، تا حدی مشکل است. از8/14درصد از زنان مورد مطالعه، طرح حضرت زینب (س) موفق نبوده و نتوانسته است به اهداف خود دست پیدا کند. در مقابل 3/43درصد معتقدند این طرح تا حدی موفق بوده است 6/34درصد از زنان تأثیر طرح را بر زندگی خودشان مثبت قلمداد نموده اند و3/7 درصد اظهار نموده اند که طرح توانسته است به اهداف خود دست پیدا کند.
ارنس ( Irenes ) در سال 2010، در پایان نامه خود تحت عنوان زنان روستایی و اعتبارات خرد در غنا با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به این نتیجه رسیده است که فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان روستایی این طور نشان می دهد که زنان روستایی در زمینه های مختلف از اعتبارات خرد بهره برده اند ولی هنوز چالش هایی از قبیل دین و سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی و سطوح پایین سواد زنان صندوق را محدود کرده است.
شیالی ( Xiali) در سال 2010، طی مطالعه خود تحت عنوان ارزیابی اثرات وام های خرد بر رفاه خانوار در مناطق روستایی چین با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به این نتیجه رسیده است که این وام ها توانسته است به طور قابل توجهی به بهبود رفاه خانوارها از جمله افزایش درآمدشان داشته باشد و تأثیر قابل توجهی در ابعاد مختلف توانمندسازی زنان روستایی اعم از امنیت اقتصاد( مدیریت مالی )، مسائل اجتماعی داشته باشد.
ماریانا کیم ( Mariana kim) در سال 2013، در پایان نامه خود تحت عنوان استراتژی های اقتصادی برای کاهش فقر مناطق روستایی برمه با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی ، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به بررسی مقایسه ای جایگزینی مداخلات، برای افزایش دسترسی روستاییان به سرمایه پرداخته است. در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که نزدیک به 85 درصد مناطق روستایی برمه در فقر به سر می برند و دو عامل کلیدی فقر در مناطق روستایی برمه 1 ـ پایین بودن دستمزد کارگران 2 ـ عدم مالکیت زمین توسط روستاییان و جمعیت بالا توضیح داده است و بیان می کند که عدم مالکیت زمین توسط روستاییان دسترسی آنان را به منابع اعتباری محدود می سازد. مداخله دولت بر سهولت اعطای اعتبارات و نظارت ، آموزش های لازم به روستاییان فقیر می تواند باعث توانمند سازی جامعه روستایی برمه شود.
1 ـ 4 ـ اهداف تحقیقتحلیل و شناسایی تاًثیر اعتبارات خرد(وام های خود اشتغالی) بر ایجاد اشتغال در روستاییان منطقه
شناسایی و بررسی شغل های ایجاد شده بعد از دریافت وام
بررسی تأثیر اعتبارات خرد(وام های خود اشتغالی ) در تثبیت مشاغل دائمی در مناطق روستایی
تحلیل تأثیر اعتبارات خرد بر توانمند سازی روستاییان
1 ـ 5 ـ فرضیه های تحقیقفرضیه های تحقیق به شرح زیر می باشد:
1ـ بین میزان تحصیلات و موفقیت ایجاد شغل رابطه معنادار وجود دارد.
2 ـ بین میزان مبلغ وام خود اشتغالی و ایجاد مشاغل در مناطق روستایی رابطه وجود دارد.
3 ـ از نظر دریافت کنندگان وام تفاوت معناداری بین اثرات وام وجود دارد.
1 ـ 6 ـ روش شناسی تحقیقروش شناسی به دو معنی به کار می رود: 1 ـ بررسی روش های پژوهشی علمی 2 ـ مجموع روش های هر علم. در معنی اول وسیله ای است که هر پژوهشگر را از گمراهی و کج اندیشی باز می دارد و او در را رسیدن به حقیقت یاری می دهد، در این معنی روش شناسی به معنای معرفت شناسی و شناخت علم است. در معنای دوم روش شناسی شامل گفتمان در بعضی از روش ها است، یعنی گفتمان درباره بسندگی و مناسبت تلفبق با ترکیب ویژه ای از اصول و رویه های پژوهشی از جمله روش جامعه، نمونه, جامعه آماری و . . . است( میرزایی، 1388، 56ـ 55 ). شناخت علمی پیام ها و هدفهای علم با روش شناسی صحیح انجام می شود. روش شناسی، یک نوع فلسفه و بینش است که در راه قوام روش ها به کار می رود( فدایی و خلیلی، 1386، 113).
روش شناسی تحقیق حاضر به صورت قانون گرایی می باشد. در رهیافت قانون گرایی منطق تبیین قیاسی ـ قانونی حاکم است. در این تبیین نقش محوری را قانون علمی ایفا می کند. در تبیین قانونی ابتدا یک واقعه خاص وجود دارد، آنگاه قوانین کلی جستجو می شود که علت آن واقعه بر اساس قواعد منطقی از آن قوانین استنتاج شود.
1 ـ 7ـ روش تحقیقتحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی ـ تحلیلی می باشد.
1 ـ 8 ـ روش ها و ابزار گردآوری اطلاعاتروش ها و ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر شامل روش های کتابخانه ای و میدانی می باشد.
1ـ 8 ـ 1ـ روش کتابخانه ایدر روش کتاب خانه ای با فیش برداری از منابع مکتوب ( کتاب ها، مقالات، نشریات، گزارش ها و آمارنامه ها ) جستجو در شبکه اینترنت و استفاده از نقشه های توپو گرافی و با استفاده از منابع موجود در سازمانها، اطلاعات مورد نیاز استخراج، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
1 ـ 8 ـ 2ـ روش میدانیاین روش در تحقیق حاضر شامل ابزارهای پرسش نامه ( طیفی، ترکیبی، وزنی، ) مشاهده ( علنی، و غیر علنی، غیر مشارکتی، فردی) و مصاحبه ( نامنظم و هدایت شده ) است.
1 ـ 8 ـ 2 ـ1 پرسشنامهیکی از روش های رایج جهت کسب اطلاعات به صورت مستقیم پرسشنامه می باشد. در پرسش نامه تحقیق حاضر سوالات در مقیاس های مختلف اسمی ، ترتیبی، فاصله ای و نسبتی است. در این پرسش نامه به بررسی ویژگی های جمیتی خانوارها، نوع فعالیت اقتصادی خانوارها ، وضعیت برخورداری از امکانات خانوارها، بررسی ویژگی اعتبارات دریافتی از قبیل( سال اخذ وام ، مبلغ وام، مدت بازپرداخت و . . . ) پرداخته شده است.
برای اعتبار و روایی پرسشنامه، برای رفع ابهام ابتدا به تأیید استاد راهنما و استاد مشاور در آمده است و بعد از آن از سوی چند تن از اساتید در خصوص مفاهیم، ابعاد مؤلفه ها و شاخص های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و نظرات و ایرادات گرفته شده توسط آنان مورد توجه قرار گرفته و در نهایت پرسش نامه نهایی تدوین گردید.
جهت تعیین پایایی ضریب اعتبار پرسش نامه های تحقیق حاضر، پس از تکمیل پرسش نامه ها، داده ها وارد نرم افزار spss شد و با استفاده از روش آلفاء کرونباخ اعتبار پرسش نامه 82/0 بدست آمد.
1 ـ 8 ـ 2 ـ 2ـ مصاحبهدر تحقیق حاضر جهت تکمیل اطلاعات مورد نیاز از روش مصاحبه نامنظم و هدایت شده استفاده شده است. در این روش ابزار سنجش طراحی شده حاوی تعدادی سوال با ترتیب خاص و غیر قابل انعطاف نیست، بلکه از آزادی عمل زیادتری برای کسب اطلاعات دقیق تر و عمیق و بیشتر برخوردار است.
1 ـ 8 ـ 2 ـ 3 ـ مشاهدهمشاهده شامل مجموعه عملیاتی است که طی آنها مدل تحلیلی ( متشکل از مفاهیم ) با واقعیت های عینی باز بینی شده و با داده های قابل مشاهده مقابله داده می شود( کیوی و کامپنهود، 1385، 159). بنابراین در این مرحله اطلاعات زیادی گردآوری می شود. در تحقیق حاضر جهت بررسی شغل های ایجاد شده توسط روستاییان از طریق اعتبارات داده شده که به صورت عینی قابل مشاهده هستند از روش مشاهده علنی، غیر مشارکتی، فردی استفاده شده است.
1ـ 9 ـ شاخص های تحقیقجهت تحلیل و تبیین بررسی وام های خوداشتغالی پرداختی بر متغیر های مورد بررسی، به تدوین شاخص ها پرداخته شد.
جدول شماره (1 ـ 1 ) شاخص های تحقیق اثرات وام خود اشتغالی بر افراد وام گیرندهردیفافزایش توان تولیدی1ایجاد فرصت های شغلی2 گرایش افراد به فعالیتهای تولیدی و سرمایه گذاری اقتصادی
3موجب ارتقای مهارت4افزایش میزان درآمد5تثبیت شغل6کسب درآمد7کاهش بیکاری در طول سال8ثبات در آمد9تنوع شغلی10استفاده از وسایل مکانیزهمنبع: یافته های تحقیق1ـ 10 ـ متغیرهای تحقیقانواع متغیر تحقیق حاضر از نظر نقش شامل متغیر وابسته و مستقل می باشد.
1 ـ 10 ـ 1 ـ متغیر مستقلدر تحقیق حاضر اعتبارات دریافت شده توسط خانوار های روستایی و همچنین ویژگی های فردی وام گیرندگان و عوامل اقتصادی به عنوان متغیر مستقل می باشد.
1ـ 10 ـ2ـ متغیر وابستهدر تحقیق حاضر ایجاد اشتغال و نوع شغل های ایجاد شده توسط دریافت کنندگان وام به عنوان متغیر وابسته می باشد.
1ـ 11 ـ جامعه آماریدر هر بررسی آماری، مجموعه عناصر مورد نظر را جامعه می نامند. به عبارت دیگر جامعه مجموعه تمام مشاهدات ممکنی است که می توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند، به طور کلی جامعه عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند.
جامعه آماری تحقیق حاضر شامل روستاهای شهرستان لنگرود می باشد. این شهرستان در سرشماری سال 1390 دارای208 روستا می باشد که از این تعداد 193 روستا دارای سکنه، 14842 خانوار و 45235 نفر جمعیت بوده است. با توجه به گستردگی منطقه مورد مطالعه و به منظور مطالعه دقیق، افراد با استفاده از روش سیستماتیک منظم انتخاب شدند. با توجه به موضوع تحقیق که در مورد وام های خود اشتغالی دریافتی می باشد، جهت تحلیل اثرات، تعداد افراد وام گیرنده که 1450 نفر بوده اند 320 نفر و در دوره زمانی 1385 ـ 1391 مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تعیین تعداد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است.
1 ـ 12 ـ روش نمونه گیرینمونه بخشی از جامعه تحت بررسی است که با روشی که از پیش تعیین شده است انتخاب می شود، به صورتی که می توان از این بخش، استنباطهایی درباره کل جامعه بدست آورد. انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیاء از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه است. اولین قدم در نمونه گیری تعریف جامعه مورد نظر است و هدف نوعی نمونه گیری است که تمام افراد جامعه تحت انتخاب شدن شانس برابر داشته باشند.
نمونه گیری مشتمل بر گزینش واحد ها به روشی سیستماتیک و در نتیجه به صورت غیر تصادفی است. منظور از از این نوع نمونه گیری معمول، پخش کردن واحدها بطور یکنواخت بر روی چارچوب است. نمونه گیری منظم برای انتخاب یک نمونه از یک جامعه تعریف شده به کار می رود.
روش نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری سیستماتیک منظم می باشد.
1 ـ 13 ـ روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتجهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده های بدست آمده، با توجه به فرضیه های تحقیق از تحلیل کیفی و کمی استفاده شده است. از نرم افزار EXCEL, SPSS, GIS استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 1 ـ شیوه تحلیل کیفیتحلیل کیفی در بسیاری از زمینه های جغرافیایی انسانی کاربرد دارد. دو سوال اساسی که محققان کیفی پاسخ می گویند، مربوط به ساختارهای اجتماعی و تجربه های فردی است( های، 1388، 24 ). در تحقیق حاضر اطلاعاتی که از روستاهای مورد مطالعه بدست آمده با استفاده از منطق و استدلال عقلی مورد تحلیل کیفی قرار می گیرند.
1 ـ 13 ـ 2 ـ شیوه تحلیل کمیاین شیوه که به روش تجزیه و تحلیل آماری نیز شهرت دارد، در مورد داده های کمی کاربرد دارد. در تحقیق حاضر، جهت تحلیل کمی داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 2 ـ 1 ـ آمار توصیفیآمار توصیفی شامل ابزارها و روش هایی برای توصیف مجموعه ای از مشاهدات است( نایبی، 1388، 8 ). در تحقیق حاضر از روش های آماری توصیفی جداول توزیع فراوانی، استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 2 ـ 2 ـ آمار استنباطیآمار های استنباطی معمولا برای آورد جامعه و فرضیه آزمایی به کار گرفته می شود. در تحقیق حاضر از آماره های ضریب همبستگی شامل اسپرمن، آمار t تک نمونه، خی دو،( کای اسکوار)، وی کرامر و فریدمن استفاده شده است.
1 ـ 14 ـ موانع تحقیقمهمترین موانع تحقیق حاضر مربوط به موارد زیر می باشد
1 ـ کمبود آمار و اطلاعات دقیق در مورد تعداد افرادی که اعتبارات دریافت کرده اند ؛
2 ـ مشکلات بسیار زیاد در پیدا کردن آدرس محل زندگی افراد وام گیرنده برای پر کردن پرسش نامه ؛
3 ـ عدم تمایل به همکاری با پژوهشگران در ادارات و نهادهای اجرایی و نیز مسؤلین منطقه و عدم پاسخگویی به سؤالات و پرسشهای مربوطه، به دلایل مختلف ؛
3 ـ کمبود امکانات و بودجه کافی در جهت به انجام رساندن پژوهش؛
شکل شماره 1 ـ 1 : مراحل تحقیقتفکر و پرسش آغازین و انتخاب عنوان تحقیق
مطالعات اکتشافی
بیان مساله تحقیق و تدوین اهداف
بررسی پیشینه مطالعاتی
ارائه فرضیه
چارچوب نظری تحقیق
پرسشنامه
تجزیه و تحلیل و استنتاج از داده ها
آزمون فرضیات و نتیجه گیری
تبیین نتایج و ارائه پیشنهادات
مطالعه و فیش برداری
برداشت میدانی
جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات مطالعه ویژگی های جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
مصاحبه
مشاهده

فصل دوم:مبانی نظری

مقدمهاگر چه علم به وسیله داده ها پیش می رود، اما برای تعیین داده های علمی به مبانی نظری قوی نیاز است. مبانی نظری در راستای ساخت چارچوب نظری و فرضیه های مطرح شده، از طریق قیاس که در آن پژوهشگر از امور کلی تر به امور خاص تر پیش می رود و کار خود را با نظریه یا نظریه هایی راجع به موضوع مورد بررسی شروع می کند، کاربرد گسترده ای دارد (میرزایی،1389، 131). وجود چارچوب نظری در تحقیقات علمی به عنوان پایه ای است که تمام تحقیق بر روی آن تکیه می کند(خاکی،1384، 30). وجود مبانی نظری تحقیق باعث می شود، تحقیق در خلا فلسفی صورت نگیرد، همچنین تدوین پایان نامه پژوهش ها را توجیه می کند. از طرفی دیگر، ایجاد درک مناسبی از نوشته های نظری باعث می شود، محقق در فرایند جمع آوری داده ها، اطلاعات غیر ضروری را گردآوری نکرده، داده های بدست آمده از کار میدانی نسبتاً جامع باشد(چراغی،1390، 19).
2 ـ 1 ـ معانی و مفاهیم اشتغال و خود اشتغالیشغل عبارت است از تعهدی که انسان در مقابل مؤسسه ای برای انجام تکالیف دراز مدت می کند و در ضمن از طریق آن امرار معاش می نماید. شغل، علاوه بر اینکه تعهدات دراز مدت و امرار معاش را در بر دارد، به قول ماکس وبر برای فرد شاغل مقام و شأن خاصی از نظر اجتماعی ایجاد می کند که تعیین کننده شخصیت اجتماعی اش نیز است( جمشیدی،1391، 9). اشتغال از دیدگاه کلان اقتصادی از جنبه های مختلفی همچون درآمدزایی، تولید و کارآفرینی، توسعه دانش و فناوری و غیره اهمیت دارد و از دیدگاه اجتماعی نیز به انسان منزلت، جایگاه و موقعیت اجتماعی و حس اعتماد به نفس می بخشد. مشغول به کار شدن و استفاده از نیروی ذاتی، مهارتها و دانش و مدیریت شخصی برای شروع به کار و به انجام رساندن فعالیت مشخص گروه خاصی نیست. مردان و زنان در یک جامعه می توانند با موقعیت های کاری که برای آنان فراهم می شود و یا خود خلق می کنند، به اشتغال بپردازند و در عین حال آن را تحت تأثیر قرار دهند( پاسبان، 1385، 165ـ153). به عبارت دیگر اشتغال را می توان به لحاظ اهمیت در ابعاد علمی شخصیت انسان منشأ هویت و ابزار رسیدن به سعادت نوع بشر به شمار آورد( طیبی و همکاران، 1389، 1).
2 ـ 1 ـ 2 ـ خود اشتغالیمفهوم خود اشتغالی معادل اصطلاح « کار برای خود » می باشد. از این رو خود اشتغالی نوعی اشتغال در بخش غیر مزد بگیری است که فرد شاغل با اتکاء به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه کسب درآمد می پردازد( شاه آبادی و خاتمی، 1392، 92). خود اشتغالی مفهومی در برابر دگر اشتغالی است و بر کار کردن و کسب درآمد برای خود دلالت می کند. در این نوع اشتغال، میزان درآمد شاغل ثابت نیست و به سودآوری فعالیت تجاری و خدمانی وی بستگی دارد. خود اشتغالی فرصتی برای ارتقای حرفه ای از طریق کسب و کار بیشتر یا کسب جایگاه اجتماعی بالاتر است. خود اشتغال ممکن است کارگاه داشته باشد و به تنهایی در آن کار کند یا افراد دیگری را به استخدام درآورد. به هر حال، خود شاغل در بنگاه غیر سهامی کار می کند. وی به اتکای توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی، خدمات فنی و در نتیجه کسب درآمد می پردازد. شاغل به تدریج آماده کسب توانایی لازم برای ورود به بازارهای بزرگتر می شود و به رشد اشتغال و کار آفرینی در جامعه کمک می کند. از این رو، خود اشتغالی هر نوع فعالیت تولیدی و خدماتی مولد ارزش افزوده اقتصادی در بخش های مختلف اقتصادی و به صورت غیر مزد بگیری است( عباسی و آریانفر، 1387، 5 ). تمام مشاغل موجود در بخش غیر مزد بگیری شامل همه افرادی که در زمینه های صنعتی، کشاورزی، خدمات برای خود کار می کنند، در محدوده فعالیت های خود اشتغالی قرار دارند. به عبارت دیگر، همه آنهایی که برای خود و به حساب خود کار می کنند و تابعیت اقتصادی از کار فرما ( اعم از بخش های دولتی یا خصوصی ) ندارند، خود اشتغال محسوب می شوند، از این رو، خود اشتغالی به عنوان کار مستقل و غیر تابع پدیده های جدید در اقتصاد نیست و ریشه ای عمیق در فرهنگ کهن جوامع بشری دارد. بر این اساس، خود اشتغالی و کار برای خود، زمینه ساز رشد اشتغال آزاد و کار آفرینی در جامعه است. خود اشتغالی به لحاظ انعطاف پذیری ساعات کار و استقلال در شرایط کار، می تواند مورد استقبال قرار گیرد( قوامی، 1382، 64).
بازار کار به دلیل تأثیر پذیری و تأثیر گذاری از سایر بازارهای اقتصادی، به عنوان بازارهای مهم در اقتصاد مطرح می باشد. موضوع بازار کار در اقتصاد ایران به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی، از عدم تعادل حکایت دارد، به طوری که طی دهه اخیر، عرضه نیروی کار بر تقاضای آن فزونی داشته و این شکاف به تدریج افزایش یافته است که نتیجه آن بحران بیکاری و فقدان وجود اشتغال مناسب برای نیروی کار به ویژه جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی است. لذا در متغیرهای تأثیر گذار بر این بازار، تعداد جمعیت فعال و میزان سطح تحصیلات ( با سوادی ) می باشد، بر همین اساس، یکی از مقولات مهم که در چارچوب سیاست های بازار کار مد نظر اکثر کشورهای جهان بوده است، برنامه های خود اشتغالی و اعتبارات خرد برای رویارویی با بیکاری است و اگر شاغلین را به دو بخش دستمزد بگیر و خود اشتغال تقسیم کنیم، فردی که هزینه های زندگی خود را از طریق کسب و کار و فعالیت خود پوشش می دهد و حقوق و دستمزدی از شخص یا سازمان دیگری دریافت نمی کند، خود اشتغال محسوب می شود و به بخش خود اشتغالی تعلق دارد( مانند پزشکان، صاحبان بقالی، سوپر مارکت، آرایشگران، صنعتگران کوچک، مهندسان، رستوران داران، ورزشکاران و برنامه ریزان کامپیوتر اعم از زن و مرد ) و در صورتی که فرد از کار فرما یا سازمانی، حقوق و مزایایی دریافت کند، به بخش دستمزد بگیر تعلق دارد. قسمت عمده ای از نیروی کار فعال در هر جامعه ای، خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کار فرمایان مؤسسات خصوصی و دولتی ندارند و یا به لحاظ شرایط اقتصادی، قادر به اشتغال در واحد ها، بنگاه ها و مؤسسات دولتی و خصوصی نیستند. این بخش از نیروی کار در ادبیات اقتصادی به بخش خوداشتغالی تعلق دارند. این نوع فعالیت ها بسیار گسترده هستند و در تمام بخش های اقتصادی ( صنعت، خدمات، کشاورزی و ساختمان ) دیده می شوند( قویدل، 1387، 22). سیاست های اقتصادی مربوط به خود اشتغالی در انعطاف پذیری بازار کار و گسترش اشتغال نقش زیادی دارند و یکی از عوامل کاهش بیکاری هستند. توریک و همکاران با استفاده از مدل رگرسیون برداری ( VAR) رابطه بین خود اشتغالی و بیکاری را برای 23 کشور OECD در دوره زمانی 2002 ـ 1974 بررسی کرده است و نتیجه گرفته اند که هنگام بالا رفتن نرخ بیکاری، فعالیت های خود اشتغالی افزایش می یابد و بنابراین بین نرخ بیکاری و نرخ خود اشتغالی، ارتباط پویا وجود دارد. داده های تجربی ارتباط دو طرفه نرخ بیکاری و نرخ خود اشتغالی را تأیید می کنند.
دو نوع سیاست برای حمایت از خود اشتغالی وجود دارد:
1ـ سیاست های انفعالی: این سیاست ها به صورت معافیت ها یا تخفیف های مالیاتی، پرداخت های انتقالی و کمک های بلاعوض، بیمه بیکاری، تأمین نیازهای مالی بیکاران و یارانه اعمال می شود که به آن سیاست های مالی و اعتباری نیز گفته می شود. در این روش، برای آغاز فعالیت خود اشتغالی، تسهیلات و خط اعتباری به متقاضیان واجد شرایط اعطا می شود. این اعتبارات ممکن است بلاعوض یا با نرخ کارمزد ناچیزی می باشند. اعطای تسهیلات اعتباری به منظور حمایت مالی از خود اشتغالی و طرح های اشتغال زا در قانون بودجه از سال های اولیه برنامه اول توسعه انجام شد.
2ـ سیاست های فعال: اگر حمایت ها و سیاست های پشتیبانی موجب ایجاد اشتغال برای فرد بیکار شوند، به آنها سیاست های فعال در بازار کار گفته می شود. فرد مذکور قبل از خود اشتغالی از خدمات مشاوره و آموزش شغلی برخوردار می شود. این مشاوره ها می توانند به طور خصوصی یا مکاتبه ای مانند مشاوره های حسابداری و مدیریتی، بعد از خود اشتغالی نیز ادامه یابند. سیاست های فوق، عرضه و تقاضای نیروی کار را تحت تأثیر قرار می دهند و موجب افزایش اشتغال و درآمد می شوند. ( عباسی و آریانفر،1387، 7ـ6 ).
2 ـ 1 ـ 3 ـ نقش تحصیلات در توسعه خود اشتغالیتحصیلات و سواد، می تواند نقش بسزایی در موفقیت برنامه های خود اشتغالی به همراه داشته باشد به طوری که در برخی از مدارس در کشورهای مختلف موضوع کارآفرینی و کار به عنوان یک واحد درسی مدنظر است و حتی در برخی از موارد، مؤسسه هایی هستندکه مبادرت به آموزش کارآفرینی می کنند و عمده اهداف آنها تشویق به کارآفرینی و آموزش خود اشتغالی است، البته این مسأله، بیشتر در دبیرستان ها انجام می شود و در دانشگاه ها و کالج ها موضوع با وسعت بیشتری دنبال می شود مانند مهارت تخصصی، مدیریت شخصی، برنامه ریزی شخصی. به طور کلی، کارآفرینان و کارفرمایانی که دارای واحدهای کسب و کار کوچک هستند برای برنامه های خود اشتغالی و توسعه آن، مناسب تر از بیکارانی هستند که از واقعیت فرار می کنند. موضوع دیگری که باعث رایج شدن کسب و کارهای کوچک می شود، ارتباط تحصیلات و تخصص با خود اشتغالی و کسب و کار های کوچک است، به طوری که دانشجویان و فارغ التحصیلان قبل از ورود به بازار کار با مقوله کارآفرینی و بنگاه ها و کسب و کار های کوچک آشنایی پیدا می کنند.( ازوجی، 1389، 6).
در ادبیات خود اشتغالی برای کسب مهارت سه نوع آموزش مورد نیاز است.
ــ مهارت یافتن در کار آفرینی و کار برای خود که در اصل، استفاده از فرصت هاست.
ــ مهارت برای توسعه کسب و کار بنگاه کوچک که به یادگیری چگونگی پرورش ایده کسب و کار می پردازد.
ــ مهارت در ارتباط با مدیریت کسب و کار و بنگاه های کوچک.
بسیاری از کار آفرینان برای شروع کار نیاز به منابع مالی دارند که عمده منابع مالی برای کسب و کارهای کوچک عبارت اند از: وام های بدون عوض، وام های بانکی متعارف و وجود شبکه های پشتیبانی مالی( همان منبع، 7 ).

user3-2061

بختیاری و پاسبان در سال 1383 در پروژه - ریسرچای با عنوان " نقش اعتبارات بانکی در توسعه فرصتهای شغلی، مطالعه موردی بانک کشاورزی ایران "، باروش توصیفی ـ تحلیلی، روش تجزیه ـ تحلیل کمی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، با بررسی جایگاه و اهمیت سیاست های اعتباری در رشد و توسعه کشورها و بخش کشاورزی با تجزیه و تحلیل سری های زمانی 1379ـ 1349 و مدلهای اقتصاد سنجی، به بررسی نقش اعتبارات بانکی در توسعه اشتغال پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، اعتبارات بانک کشاورزی در کوتاه مدت بر اشتغال و در دراز مدت بر سرمایه گذاری تأثیر مثبت داشته است.
عباسی و آرایانفر در سال 1387 در پروژه - ریسرچای به عنوان" ارزیابی و اثر بخشی وام های خود اشتغالی در طول برنامه سوم توسعه در استان گلستان " با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری کتابخانه ای، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، به ارزیابی اجرای ماده 56 قانون برنامه و توسعه در خود اشتغالی استان گلستان پرداخته است، نتایج تحقیق نشان می دهد، که وام های خود اشتغالی سازمان کار و امور اجتماعی، موجب ایجاد اشتغال مورد انتظار نشده است، اما صندوق حمایت از فرصت های شغلی به ایجاد اشتغال مورد انتظار انجامیده است، همچنین درصد وام های خود اشتغالی موفق صندوق حمایت از فرصت های شغلی بیش از درصد وام های موفق سازمان کار و امور اجتماعی است. علاوه بر این، بین تعداد وام های خود اشتغالی پرداخت شده و تعداد اشتغال ایجاد شده همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد.
جعفر یعقوبی در سال 1384 در پروژه - ریسرچای به عنوان "بررسی اثرات اعتبارات خرد بر اشتغال زنان روستایی استان زنجان " با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، با هدف بررسی اثرات اعتبارات خرد و جایگاه آن در خانواده پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اعتبارات خرد پرداخت شده در زمینه اشتغال بیشترین تأثیر را در تثبیت شغل قبلی زنان دریافت کننده وام داشته است. و هم چنین تحلیل همبستگی بین اشتغال و متغیر های مستقل نشان داد که میان میزان تحصیلات زنان و میزان تحصیلات مردان نسبت به دریافت وام در سطح 1% رابطه معنی داری وجود دارد.
مهدی چراغی در سال 1390 در پایان نامه خود به عنوان " تبیین اثرات پرداخت اعتبارات خرد بانکی جهت دستیابی به توسعه روستایی در دهستان غنی بیگلو " باروش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، اعتبارات خرد کمیته امداد بر توانمندسازی اقتصادی گرو های هدف موثر نبوده و اعتبارات خرد بهسازی مسکن هم نتوانسته است، بهبود کیفیت زندگی روستائیان را در چهار بعد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی به همراه داشته باشد. در اعتبارات خرد بانک کشاورزی، نتایج تحقیق نشان می دهد، 84 درصد از کشاورزان دریافت کننده اعتبارات، اعتبارات را در بخش غیر از کشاورزی مصرف کرده اند. در میان 15 عامل مورد بررسی، کمبود درآمد کشاورزان مهمترین عامل این فرایند شناخته شد.
پیمان حسینی در سال 1392 در پایان نامه خود به عنوان " تأثیر صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی بر بهبود درآمد خانوار روستایی استان کردستان " با روش توصیفی ـ تحلیلی ، روش گردآوری کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی ، با هدف بررسی تأثیر صندوق اعتبارات خرد بر افزایش تولیدات صنایع روستایی صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد از بین متغیر های مختلف، سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، تحصیلات همسر،تعداد افراد خانوار، مدت زمان عضویت بیشترین تأثیر را تحصیلات همسر و مدت زمان عضویت در صندوق بر اشتغال اعضا دارند. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل نشان می دهد که صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی به میزان نسبتاً زیادی بر اشتغال و افزایش درآمد خانوار روستایی تأثیر گذار است.
افتخاری و همکاران در سال 1385، در پروژه - ریسرچای با عنوان " ارزیابی آثار اعتبارات خرد بانکی در توسعه کشاورزی" با مطالعه موردی تعاونی های خود جوش روستایی شهرستان خدابنده، به بررسی آثار استفاده از اعتبارات خرد بانک کشاورزی در قالب پرداخت گروهی، در طرح های تأمین آب برای توسعه فعالیت های کشاورزی، در بین سالهای 1384 تا 1374 در مناطق روستایی شهرستان خدابنده استان زنجان پرداخته است. روش تحقیق در این مطالعه مبتنی بر پانل گذشته نگر است. در گردآوری اطلاعات از پرسشنامه و مصاحبه حضوری استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل متغیر ها با روش کمی نشان می دهد، اعتبارات خرد بانک کشاورزی توانسته است در توسعه کشاورزی منطقه مورد مطالعه، در سطح معناداری5 % درصد نقش ایفا کند.
حسن زاده و قویدل در سال 1384 ، در پروژه - ریسرچای با عنوان "چالش های تأمین مالی خرد روستایی در ایران، مقایسه تطبیقی صندوق های قرض الحسنه روستایی و گرامین بانک بنگلادش" با روش تحقیق تحلیلی، روش تجزیه ـ تحلیل کیفی، روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای، با مقایسه نسبت های نفوذ پذیری، خود کفایی مالی، ارزش افزوده به اعتبارات پرداختی و ارزش افزوده به تعداد کارکنان در دو موسسه مالی یاد شده سعی در ارائه راهکار مناسبی برای رفع مشکلات تأمین مالی خرد در روستاهای ایران دارد. هدف این تحقیق شناخت مزایا و معایب هر کدام و ارائه یک الگوی کاربردی و پیشنهادی برای ایران است. نتایج تحقیق نشان می دهد، شاخص های نفوذ پذیری، خودکفایی مالی و ارزش افزوده به اعتبارات پرداختی در ایران به روستاییان کمتر از بانک گرامین بنگلادش می باشد.
حسن زاده و همکاران در سال 1385 ، در پروژه - ریسرچای با عنوان " بررسی آثار اعتبارات خرد در کاهش فقر و نابرابری های درآمدی" با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، روش تجزیه ـ تحلیل کمی، ضمن ارائه تعاریف مختلف و ارتباط آن با فقر و نا برابری، تاًثیر اعتبارات خرد اعطایی در سال های اخیر بر کاهش فقر و افزایش درآمد سرانه میان استان ها را بررسی کرده است. روش مورد استفاده در این پژوهش مدل ادغام داده ها در 28 استان و برای سال های 1382 ـ 1380 است، که با استفاده از متغیر نسبت تسهیلات قرض الحسنه به کل تسهیلات، تاثیر اعتبارات خرد را بر درآمد سرانه نشان داده شده است.
سعدی و عرب مازاردر سال 1384، با پروژه - ریسرچای با عنوان نقش اعتبارات خرددرتوانمندسازی زنان روستایی تجربه بانک کشاورزی با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه ـ تحلیل کمی و کیفی، به مطالعه زنان سر پرست خانوار که تحت پوشش طرح حضرت زینب (س) قرار داشته و بین سال های 1377و1381 برای انجام فعالیت های تولیدی از بانک کشاورزی تسهیلات قرض الحسنه دریافت کرده اند پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد، مبلغ هر فقره از تسهیلات اعطایی باید افزایش یابد چرا که ایجاد اشتغال پایدار با مبلغ فعلی (میانگین65/2میلیون ریال) ، تا حدی مشکل است. از8/14درصد از زنان مورد مطالعه، طرح حضرت زینب (س) موفق نبوده و نتوانسته است به اهداف خود دست پیدا کند. در مقابل 3/43درصد معتقدند این طرح تا حدی موفق بوده است 6/34درصد از زنان تأثیر طرح را بر زندگی خودشان مثبت قلمداد نموده اند و3/7 درصد اظهار نموده اند که طرح توانسته است به اهداف خود دست پیدا کند.
ارنس ( Irenes ) در سال 2010، در پایان نامه خود تحت عنوان زنان روستایی و اعتبارات خرد در غنا با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به این نتیجه رسیده است که فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان روستایی این طور نشان می دهد که زنان روستایی در زمینه های مختلف از اعتبارات خرد بهره برده اند ولی هنوز چالش هایی از قبیل دین و سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی و سطوح پایین سواد زنان صندوق را محدود کرده است.
شیالی ( Xiali) در سال 2010، طی مطالعه خود تحت عنوان ارزیابی اثرات وام های خرد بر رفاه خانوار در مناطق روستایی چین با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به این نتیجه رسیده است که این وام ها توانسته است به طور قابل توجهی به بهبود رفاه خانوارها از جمله افزایش درآمدشان داشته باشد و تأثیر قابل توجهی در ابعاد مختلف توانمندسازی زنان روستایی اعم از امنیت اقتصاد( مدیریت مالی )، مسائل اجتماعی داشته باشد.
ماریانا کیم ( Mariana kim) در سال 2013، در پایان نامه خود تحت عنوان استراتژی های اقتصادی برای کاهش فقر مناطق روستایی برمه با روش توصیفی ـ تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی ، استفاده از روش تجزیه و تحلیل کمی و کیفی، به بررسی مقایسه ای جایگزینی مداخلات، برای افزایش دسترسی روستاییان به سرمایه پرداخته است. در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که نزدیک به 85 درصد مناطق روستایی برمه در فقر به سر می برند و دو عامل کلیدی فقر در مناطق روستایی برمه 1 ـ پایین بودن دستمزد کارگران 2 ـ عدم مالکیت زمین توسط روستاییان و جمعیت بالا توضیح داده است و بیان می کند که عدم مالکیت زمین توسط روستاییان دسترسی آنان را به منابع اعتباری محدود می سازد. مداخله دولت بر سهولت اعطای اعتبارات و نظارت ، آموزش های لازم به روستاییان فقیر می تواند باعث توانمند سازی جامعه روستایی برمه شود.
1 ـ 4 ـ اهداف تحقیقتحلیل و شناسایی تاًثیر اعتبارات خرد(وام های خود اشتغالی) بر ایجاد اشتغال در روستاییان منطقه
شناسایی و بررسی شغل های ایجاد شده بعد از دریافت وام
بررسی تأثیر اعتبارات خرد(وام های خود اشتغالی ) در تثبیت مشاغل دائمی در مناطق روستایی
تحلیل تأثیر اعتبارات خرد بر توانمند سازی روستاییان
1 ـ 5 ـ فرضیه های تحقیقفرضیه های تحقیق به شرح زیر می باشد:
1ـ بین میزان تحصیلات و موفقیت ایجاد شغل رابطه معنادار وجود دارد.
2 ـ بین میزان مبلغ وام خود اشتغالی و ایجاد مشاغل در مناطق روستایی رابطه وجود دارد.
3 ـ از نظر دریافت کنندگان وام تفاوت معناداری بین اثرات وام وجود دارد.
1 ـ 6 ـ روش شناسی تحقیقروش شناسی به دو معنی به کار می رود: 1 ـ بررسی روش های پژوهشی علمی 2 ـ مجموع روش های هر علم. در معنی اول وسیله ای است که هر پژوهشگر را از گمراهی و کج اندیشی باز می دارد و او در را رسیدن به حقیقت یاری می دهد، در این معنی روش شناسی به معنای معرفت شناسی و شناخت علم است. در معنای دوم روش شناسی شامل گفتمان در بعضی از روش ها است، یعنی گفتمان درباره بسندگی و مناسبت تلفبق با ترکیب ویژه ای از اصول و رویه های پژوهشی از جمله روش جامعه، نمونه, جامعه آماری و . . . است( میرزایی، 1388، 56ـ 55 ). شناخت علمی پیام ها و هدفهای علم با روش شناسی صحیح انجام می شود. روش شناسی، یک نوع فلسفه و بینش است که در راه قوام روش ها به کار می رود( فدایی و خلیلی، 1386، 113).
روش شناسی تحقیق حاضر به صورت قانون گرایی می باشد. در رهیافت قانون گرایی منطق تبیین قیاسی ـ قانونی حاکم است. در این تبیین نقش محوری را قانون علمی ایفا می کند. در تبیین قانونی ابتدا یک واقعه خاص وجود دارد، آنگاه قوانین کلی جستجو می شود که علت آن واقعه بر اساس قواعد منطقی از آن قوانین استنتاج شود.
1 ـ 7ـ روش تحقیقتحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی ـ تحلیلی می باشد.
1 ـ 8 ـ روش ها و ابزار گردآوری اطلاعاتروش ها و ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر شامل روش های کتابخانه ای و میدانی می باشد.
1ـ 8 ـ 1ـ روش کتابخانه ایدر روش کتاب خانه ای با فیش برداری از منابع مکتوب ( کتاب ها، مقالات، نشریات، گزارش ها و آمارنامه ها ) جستجو در شبکه اینترنت و استفاده از نقشه های توپو گرافی و با استفاده از منابع موجود در سازمانها، اطلاعات مورد نیاز استخراج، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
1 ـ 8 ـ 2ـ روش میدانیاین روش در تحقیق حاضر شامل ابزارهای پرسش نامه ( طیفی، ترکیبی، وزنی، ) مشاهده ( علنی، و غیر علنی، غیر مشارکتی، فردی) و مصاحبه ( نامنظم و هدایت شده ) است.
1 ـ 8 ـ 2 ـ1 پرسشنامهیکی از روش های رایج جهت کسب اطلاعات به صورت مستقیم پرسشنامه می باشد. در پرسش نامه تحقیق حاضر سوالات در مقیاس های مختلف اسمی ، ترتیبی، فاصله ای و نسبتی است. در این پرسش نامه به بررسی ویژگی های جمیتی خانوارها، نوع فعالیت اقتصادی خانوارها ، وضعیت برخورداری از امکانات خانوارها، بررسی ویژگی اعتبارات دریافتی از قبیل( سال اخذ وام ، مبلغ وام، مدت بازپرداخت و . . . ) پرداخته شده است.
برای اعتبار و روایی پرسشنامه، برای رفع ابهام ابتدا به تأیید استاد راهنما و استاد مشاور در آمده است و بعد از آن از سوی چند تن از اساتید در خصوص مفاهیم، ابعاد مؤلفه ها و شاخص های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و نظرات و ایرادات گرفته شده توسط آنان مورد توجه قرار گرفته و در نهایت پرسش نامه نهایی تدوین گردید.
جهت تعیین پایایی ضریب اعتبار پرسش نامه های تحقیق حاضر، پس از تکمیل پرسش نامه ها، داده ها وارد نرم افزار spss شد و با استفاده از روش آلفاء کرونباخ اعتبار پرسش نامه 82/0 بدست آمد.
1 ـ 8 ـ 2 ـ 2ـ مصاحبهدر تحقیق حاضر جهت تکمیل اطلاعات مورد نیاز از روش مصاحبه نامنظم و هدایت شده استفاده شده است. در این روش ابزار سنجش طراحی شده حاوی تعدادی سوال با ترتیب خاص و غیر قابل انعطاف نیست، بلکه از آزادی عمل زیادتری برای کسب اطلاعات دقیق تر و عمیق و بیشتر برخوردار است.
1 ـ 8 ـ 2 ـ 3 ـ مشاهدهمشاهده شامل مجموعه عملیاتی است که طی آنها مدل تحلیلی ( متشکل از مفاهیم ) با واقعیت های عینی باز بینی شده و با داده های قابل مشاهده مقابله داده می شود( کیوی و کامپنهود، 1385، 159). بنابراین در این مرحله اطلاعات زیادی گردآوری می شود. در تحقیق حاضر جهت بررسی شغل های ایجاد شده توسط روستاییان از طریق اعتبارات داده شده که به صورت عینی قابل مشاهده هستند از روش مشاهده علنی، غیر مشارکتی، فردی استفاده شده است.
1ـ 9 ـ شاخص های تحقیقجهت تحلیل و تبیین بررسی وام های خوداشتغالی پرداختی بر متغیر های مورد بررسی، به تدوین شاخص ها پرداخته شد.
جدول شماره (1 ـ 1 ) شاخص های تحقیق اثرات وام خود اشتغالی بر افراد وام گیرندهردیفافزایش توان تولیدی1ایجاد فرصت های شغلی2 گرایش افراد به فعالیتهای تولیدی و سرمایه گذاری اقتصادی
3موجب ارتقای مهارت4افزایش میزان درآمد5تثبیت شغل6کسب درآمد7کاهش بیکاری در طول سال8ثبات در آمد9تنوع شغلی10استفاده از وسایل مکانیزهمنبع: یافته های تحقیق1ـ 10 ـ متغیرهای تحقیقانواع متغیر تحقیق حاضر از نظر نقش شامل متغیر وابسته و مستقل می باشد.
1 ـ 10 ـ 1 ـ متغیر مستقلدر تحقیق حاضر اعتبارات دریافت شده توسط خانوار های روستایی و همچنین ویژگی های فردی وام گیرندگان و عوامل اقتصادی به عنوان متغیر مستقل می باشد.
1ـ 10 ـ2ـ متغیر وابستهدر تحقیق حاضر ایجاد اشتغال و نوع شغل های ایجاد شده توسط دریافت کنندگان وام به عنوان متغیر وابسته می باشد.
1ـ 11 ـ جامعه آماریدر هر بررسی آماری، مجموعه عناصر مورد نظر را جامعه می نامند. به عبارت دیگر جامعه مجموعه تمام مشاهدات ممکنی است که می توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند، به طور کلی جامعه عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند.
جامعه آماری تحقیق حاضر شامل روستاهای شهرستان لنگرود می باشد. این شهرستان در سرشماری سال 1390 دارای208 روستا می باشد که از این تعداد 193 روستا دارای سکنه، 14842 خانوار و 45235 نفر جمعیت بوده است. با توجه به گستردگی منطقه مورد مطالعه و به منظور مطالعه دقیق، افراد با استفاده از روش سیستماتیک منظم انتخاب شدند. با توجه به موضوع تحقیق که در مورد وام های خود اشتغالی دریافتی می باشد، جهت تحلیل اثرات، تعداد افراد وام گیرنده که 1450 نفر بوده اند 320 نفر و در دوره زمانی 1385 ـ 1391 مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تعیین تعداد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است.
1 ـ 12 ـ روش نمونه گیرینمونه بخشی از جامعه تحت بررسی است که با روشی که از پیش تعیین شده است انتخاب می شود، به صورتی که می توان از این بخش، استنباطهایی درباره کل جامعه بدست آورد. انتخاب تعدادی از افراد، حوادث و اشیاء از یک جامعه تعریف شده به عنوان نماینده آن جامعه است. اولین قدم در نمونه گیری تعریف جامعه مورد نظر است و هدف نوعی نمونه گیری است که تمام افراد جامعه تحت انتخاب شدن شانس برابر داشته باشند.
نمونه گیری مشتمل بر گزینش واحد ها به روشی سیستماتیک و در نتیجه به صورت غیر تصادفی است. منظور از از این نوع نمونه گیری معمول، پخش کردن واحدها بطور یکنواخت بر روی چارچوب است. نمونه گیری منظم برای انتخاب یک نمونه از یک جامعه تعریف شده به کار می رود.
روش نمونه گیری در این تحقیق نمونه گیری سیستماتیک منظم می باشد.
1 ـ 13 ـ روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتجهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده های بدست آمده، با توجه به فرضیه های تحقیق از تحلیل کیفی و کمی استفاده شده است. از نرم افزار EXCEL, SPSS, GIS استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 1 ـ شیوه تحلیل کیفیتحلیل کیفی در بسیاری از زمینه های جغرافیایی انسانی کاربرد دارد. دو سوال اساسی که محققان کیفی پاسخ می گویند، مربوط به ساختارهای اجتماعی و تجربه های فردی است( های، 1388، 24 ). در تحقیق حاضر اطلاعاتی که از روستاهای مورد مطالعه بدست آمده با استفاده از منطق و استدلال عقلی مورد تحلیل کیفی قرار می گیرند.
1 ـ 13 ـ 2 ـ شیوه تحلیل کمیاین شیوه که به روش تجزیه و تحلیل آماری نیز شهرت دارد، در مورد داده های کمی کاربرد دارد. در تحقیق حاضر، جهت تحلیل کمی داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 2 ـ 1 ـ آمار توصیفیآمار توصیفی شامل ابزارها و روش هایی برای توصیف مجموعه ای از مشاهدات است( نایبی، 1388، 8 ). در تحقیق حاضر از روش های آماری توصیفی جداول توزیع فراوانی، استفاده شده است.
1 ـ 13 ـ 2 ـ 2 ـ آمار استنباطیآمار های استنباطی معمولا برای آورد جامعه و فرضیه آزمایی به کار گرفته می شود. در تحقیق حاضر از آماره های ضریب همبستگی شامل اسپرمن، آمار t تک نمونه، خی دو،( کای اسکوار)، وی کرامر و فریدمن استفاده شده است.
1 ـ 14 ـ موانع تحقیقمهمترین موانع تحقیق حاضر مربوط به موارد زیر می باشد
1 ـ کمبود آمار و اطلاعات دقیق در مورد تعداد افرادی که اعتبارات دریافت کرده اند ؛
2 ـ مشکلات بسیار زیاد در پیدا کردن آدرس محل زندگی افراد وام گیرنده برای پر کردن پرسش نامه ؛
3 ـ عدم تمایل به همکاری با پژوهشگران در ادارات و نهادهای اجرایی و نیز مسؤلین منطقه و عدم پاسخگویی به سؤالات و پرسشهای مربوطه، به دلایل مختلف ؛
3 ـ کمبود امکانات و بودجه کافی در جهت به انجام رساندن پژوهش؛
شکل شماره 1 ـ 1 : مراحل تحقیقتفکر و پرسش آغازین و انتخاب عنوان تحقیق
مطالعات اکتشافی
بیان مساله تحقیق و تدوین اهداف

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

بررسی پیشینه مطالعاتی
ارائه فرضیه
چارچوب نظری تحقیق
پرسشنامه
تجزیه و تحلیل و استنتاج از داده ها
آزمون فرضیات و نتیجه گیری
تبیین نتایج و ارائه پیشنهادات
مطالعه و فیش برداری
برداشت میدانی
جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات مطالعه ویژگی های جغرافیایی منطقه مورد مطالعه
مصاحبه
مشاهده

فصل دوم:مبانی نظری

مقدمهاگر چه علم به وسیله داده ها پیش می رود، اما برای تعیین داده های علمی به مبانی نظری قوی نیاز است. مبانی نظری در راستای ساخت چارچوب نظری و فرضیه های مطرح شده، از طریق قیاس که در آن پژوهشگر از امور کلی تر به امور خاص تر پیش می رود و کار خود را با نظریه یا نظریه هایی راجع به موضوع مورد بررسی شروع می کند، کاربرد گسترده ای دارد (میرزایی،1389، 131). وجود چارچوب نظری در تحقیقات علمی به عنوان پایه ای است که تمام تحقیق بر روی آن تکیه می کند(خاکی،1384، 30). وجود مبانی نظری تحقیق باعث می شود، تحقیق در خلا فلسفی صورت نگیرد، همچنین تدوین پایان نامه پژوهش ها را توجیه می کند. از طرفی دیگر، ایجاد درک مناسبی از نوشته های نظری باعث می شود، محقق در فرایند جمع آوری داده ها، اطلاعات غیر ضروری را گردآوری نکرده، داده های بدست آمده از کار میدانی نسبتاً جامع باشد(چراغی،1390، 19).
2 ـ 1 ـ معانی و مفاهیم اشتغال و خود اشتغالیشغل عبارت است از تعهدی که انسان در مقابل مؤسسه ای برای انجام تکالیف دراز مدت می کند و در ضمن از طریق آن امرار معاش می نماید. شغل، علاوه بر اینکه تعهدات دراز مدت و امرار معاش را در بر دارد، به قول ماکس وبر برای فرد شاغل مقام و شأن خاصی از نظر اجتماعی ایجاد می کند که تعیین کننده شخصیت اجتماعی اش نیز است( جمشیدی،1391، 9). اشتغال از دیدگاه کلان اقتصادی از جنبه های مختلفی همچون درآمدزایی، تولید و کارآفرینی، توسعه دانش و فناوری و غیره اهمیت دارد و از دیدگاه اجتماعی نیز به انسان منزلت، جایگاه و موقعیت اجتماعی و حس اعتماد به نفس می بخشد. مشغول به کار شدن و استفاده از نیروی ذاتی، مهارتها و دانش و مدیریت شخصی برای شروع به کار و به انجام رساندن فعالیت مشخص گروه خاصی نیست. مردان و زنان در یک جامعه می توانند با موقعیت های کاری که برای آنان فراهم می شود و یا خود خلق می کنند، به اشتغال بپردازند و در عین حال آن را تحت تأثیر قرار دهند( پاسبان، 1385، 165ـ153). به عبارت دیگر اشتغال را می توان به لحاظ اهمیت در ابعاد علمی شخصیت انسان منشأ هویت و ابزار رسیدن به سعادت نوع بشر به شمار آورد( طیبی و همکاران، 1389، 1).
2 ـ 1 ـ 2 ـ خود اشتغالیمفهوم خود اشتغالی معادل اصطلاح « کار برای خود » می باشد. از این رو خود اشتغالی نوعی اشتغال در بخش غیر مزد بگیری است که فرد شاغل با اتکاء به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه کسب درآمد می پردازد( شاه آبادی و خاتمی، 1392، 92). خود اشتغالی مفهومی در برابر دگر اشتغالی است و بر کار کردن و کسب درآمد برای خود دلالت می کند. در این نوع اشتغال، میزان درآمد شاغل ثابت نیست و به سودآوری فعالیت تجاری و خدمانی وی بستگی دارد. خود اشتغالی فرصتی برای ارتقای حرفه ای از طریق کسب و کار بیشتر یا کسب جایگاه اجتماعی بالاتر است. خود اشتغال ممکن است کارگاه داشته باشد و به تنهایی در آن کار کند یا افراد دیگری را به استخدام درآورد. به هر حال، خود شاغل در بنگاه غیر سهامی کار می کند. وی به اتکای توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی، خدمات فنی و در نتیجه کسب درآمد می پردازد. شاغل به تدریج آماده کسب توانایی لازم برای ورود به بازارهای بزرگتر می شود و به رشد اشتغال و کار آفرینی در جامعه کمک می کند. از این رو، خود اشتغالی هر نوع فعالیت تولیدی و خدماتی مولد ارزش افزوده اقتصادی در بخش های مختلف اقتصادی و به صورت غیر مزد بگیری است( عباسی و آریانفر، 1387، 5 ). تمام مشاغل موجود در بخش غیر مزد بگیری شامل همه افرادی که در زمینه های صنعتی، کشاورزی، خدمات برای خود کار می کنند، در محدوده فعالیت های خود اشتغالی قرار دارند. به عبارت دیگر، همه آنهایی که برای خود و به حساب خود کار می کنند و تابعیت اقتصادی از کار فرما ( اعم از بخش های دولتی یا خصوصی ) ندارند، خود اشتغال محسوب می شوند، از این رو، خود اشتغالی به عنوان کار مستقل و غیر تابع پدیده های جدید در اقتصاد نیست و ریشه ای عمیق در فرهنگ کهن جوامع بشری دارد. بر این اساس، خود اشتغالی و کار برای خود، زمینه ساز رشد اشتغال آزاد و کار آفرینی در جامعه است. خود اشتغالی به لحاظ انعطاف پذیری ساعات کار و استقلال در شرایط کار، می تواند مورد استقبال قرار گیرد( قوامی، 1382، 64).
بازار کار به دلیل تأثیر پذیری و تأثیر گذاری از سایر بازارهای اقتصادی، به عنوان بازارهای مهم در اقتصاد مطرح می باشد. موضوع بازار کار در اقتصاد ایران به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی، از عدم تعادل حکایت دارد، به طوری که طی دهه اخیر، عرضه نیروی کار بر تقاضای آن فزونی داشته و این شکاف به تدریج افزایش یافته است که نتیجه آن بحران بیکاری و فقدان وجود اشتغال مناسب برای نیروی کار به ویژه جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی است. لذا در متغیرهای تأثیر گذار بر این بازار، تعداد جمعیت فعال و میزان سطح تحصیلات ( با سوادی ) می باشد، بر همین اساس، یکی از مقولات مهم که در چارچوب سیاست های بازار کار مد نظر اکثر کشورهای جهان بوده است، برنامه های خود اشتغالی و اعتبارات خرد برای رویارویی با بیکاری است و اگر شاغلین را به دو بخش دستمزد بگیر و خود اشتغال تقسیم کنیم، فردی که هزینه های زندگی خود را از طریق کسب و کار و فعالیت خود پوشش می دهد و حقوق و دستمزدی از شخص یا سازمان دیگری دریافت نمی کند، خود اشتغال محسوب می شود و به بخش خود اشتغالی تعلق دارد( مانند پزشکان، صاحبان بقالی، سوپر مارکت، آرایشگران، صنعتگران کوچک، مهندسان، رستوران داران، ورزشکاران و برنامه ریزان کامپیوتر اعم از زن و مرد ) و در صورتی که فرد از کار فرما یا سازمانی، حقوق و مزایایی دریافت کند، به بخش دستمزد بگیر تعلق دارد. قسمت عمده ای از نیروی کار فعال در هر جامعه ای، خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کار فرمایان مؤسسات خصوصی و دولتی ندارند و یا به لحاظ شرایط اقتصادی، قادر به اشتغال در واحد ها، بنگاه ها و مؤسسات دولتی و خصوصی نیستند. این بخش از نیروی کار در ادبیات اقتصادی به بخش خوداشتغالی تعلق دارند. این نوع فعالیت ها بسیار گسترده هستند و در تمام بخش های اقتصادی ( صنعت، خدمات، کشاورزی و ساختمان ) دیده می شوند( قویدل، 1387، 22). سیاست های اقتصادی مربوط به خود اشتغالی در انعطاف پذیری بازار کار و گسترش اشتغال نقش زیادی دارند و یکی از عوامل کاهش بیکاری هستند. توریک و همکاران با استفاده از مدل رگرسیون برداری ( VAR) رابطه بین خود اشتغالی و بیکاری را برای 23 کشور OECD در دوره زمانی 2002 ـ 1974 بررسی کرده است و نتیجه گرفته اند که هنگام بالا رفتن نرخ بیکاری، فعالیت های خود اشتغالی افزایش می یابد و بنابراین بین نرخ بیکاری و نرخ خود اشتغالی، ارتباط پویا وجود دارد. داده های تجربی ارتباط دو طرفه نرخ بیکاری و نرخ خود اشتغالی را تأیید می کنند.
دو نوع سیاست برای حمایت از خود اشتغالی وجود دارد:
1ـ سیاست های انفعالی: این سیاست ها به صورت معافیت ها یا تخفیف های مالیاتی، پرداخت های انتقالی و کمک های بلاعوض، بیمه بیکاری، تأمین نیازهای مالی بیکاران و یارانه اعمال می شود که به آن سیاست های مالی و اعتباری نیز گفته می شود. در این روش، برای آغاز فعالیت خود اشتغالی، تسهیلات و خط اعتباری به متقاضیان واجد شرایط اعطا می شود. این اعتبارات ممکن است بلاعوض یا با نرخ کارمزد ناچیزی می باشند. اعطای تسهیلات اعتباری به منظور حمایت مالی از خود اشتغالی و طرح های اشتغال زا در قانون بودجه از سال های اولیه برنامه اول توسعه انجام شد.
2ـ سیاست های فعال: اگر حمایت ها و سیاست های پشتیبانی موجب ایجاد اشتغال برای فرد بیکار شوند، به آنها سیاست های فعال در بازار کار گفته می شود. فرد مذکور قبل از خود اشتغالی از خدمات مشاوره و آموزش شغلی برخوردار می شود. این مشاوره ها می توانند به طور خصوصی یا مکاتبه ای مانند مشاوره های حسابداری و مدیریتی، بعد از خود اشتغالی نیز ادامه یابند. سیاست های فوق، عرضه و تقاضای نیروی کار را تحت تأثیر قرار می دهند و موجب افزایش اشتغال و درآمد می شوند. ( عباسی و آریانفر،1387، 7ـ6 ).
2 ـ 1 ـ 3 ـ نقش تحصیلات در توسعه خود اشتغالیتحصیلات و سواد، می تواند نقش بسزایی در موفقیت برنامه های خود اشتغالی به همراه داشته باشد به طوری که در برخی از مدارس در کشورهای مختلف موضوع کارآفرینی و کار به عنوان یک واحد درسی مدنظر است و حتی در برخی از موارد، مؤسسه هایی هستندکه مبادرت به آموزش کارآفرینی می کنند و عمده اهداف آنها تشویق به کارآفرینی و آموزش خود اشتغالی است، البته این مسأله، بیشتر در دبیرستان ها انجام می شود و در دانشگاه ها و کالج ها موضوع با وسعت بیشتری دنبال می شود مانند مهارت تخصصی، مدیریت شخصی، برنامه ریزی شخصی. به طور کلی، کارآفرینان و کارفرمایانی که دارای واحدهای کسب و کار کوچک هستند برای برنامه های خود اشتغالی و توسعه آن، مناسب تر از بیکارانی هستند که از واقعیت فرار می کنند. موضوع دیگری که باعث رایج شدن کسب و کارهای کوچک می شود، ارتباط تحصیلات و تخصص با خود اشتغالی و کسب و کار های کوچک است، به طوری که دانشجویان و فارغ التحصیلان قبل از ورود به بازار کار با مقوله کارآفرینی و بنگاه ها و کسب و کار های کوچک آشنایی پیدا می کنند.( ازوجی، 1389، 6).
در ادبیات خود اشتغالی برای کسب مهارت سه نوع آموزش مورد نیاز است.
ــ مهارت یافتن در کار آفرینی و کار برای خود که در اصل، استفاده از فرصت هاست.
ــ مهارت برای توسعه کسب و کار بنگاه کوچک که به یادگیری چگونگی پرورش ایده کسب و کار می پردازد.
ــ مهارت در ارتباط با مدیریت کسب و کار و بنگاه های کوچک.

–284

فصل دوم: مروری بر تحقیقات انجام شده
2-1- سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)5
2-2- سابقه‌ی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک7
2-3- اپیدومیولوژی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک7
2-4- خصوصیات بالینی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک8
2-5- چرخه‌ی قاعدگی10
2-5-1- فاز فولیکولار10
2-5-1-1- فولیکول بدوی11
2-5-1-2- فولیکول پیش انترال13
2-5-1-3- فولیکول انترال15
2-5-1-4- انتخاب فولیکول غالب16
2-5-1-5- فولیکول پیش تخمک‌گذاری18
2-5-1-6- تخمک‌گذاری21
2-5-2- فاز لوتئال23
2-6- عدم تخمک‌گذاری27
2-6-1- علل عدم تخمک‌گذاری27
2-6-2- نقائص مرکزی30
2-6-2-1- تومورهای هیپوفیز31
2-6-2-2- هیپرپرولاکتینمی31
2-6-3- بالا بودن غلظت استروژن به طور مزمن31
2-6-4- نقص در فوران LH32
2-7- بیماری‌های موضعی تخمدان33
2-7-1- سندرم تخمدان چند کیستی33
2-7-1-1- زنان با یک مشخصه‌ی منحصر تخمدان‌های پلی‌کیستیک36
2-7-1-2- تعریف حاضر از تخمدان پلی‌کیستیک36
2-7-1-3- ویژگی‌های بالینی و بیوشیمیایی PCOS39
2-7-1-3-1- گنادوتروپین‌ها در PCOS39
2-7-1-3-1-1- ترشح نامناسب گنادوتروپین39
2-7-1-3-2- تولید استروئید در زنان PCOS40
2-7-1-3-2-1- ترشح آندروژن40
2-7-1-3-2-2- تولید استروئید در تخمدان40
2-7-1-3-2-3- هیپرآندروژنمی43
2-7-1-3-2-3-1- هیپرآندروژنیسم بالینی45
2-7-1-3-3- اختلالات تیروئیدی46
2-7-1-3-4- هیپرپرولاکتینمی46
2-7-1-3-5- خصوصیات متابولیکی در PCOS46
2-7-1-3-5-1- تحمل گلوکز46
2-7-1-3-5-2- مقاومت به انسولین47
2-7-1-3-5-3- کلیرانس و ترشح انسولین49
2-7-1-3-5-4- مقاومت انسولینی در زنان PCO50
2-7-1-3-5-5- فاکتورهای رشد شبه‌انسولینی در PCOS50
2-7-1-3-6- لپتین و PCOS52
2-7-1-3-7- لیپیدها و PCOS54
2-7-1-3-7-1- دیس‌لیپیدمی55
2-7-1-3-8- تنظیم وزن و انرژی55
2-7-1-3-9- هیرسوتیسم56
2-7-1-3-9-1- هیرسوتیسم ایدیوپاتیک57
2-7-1-3-10- اختلالات قاعدگی و خطر ابتلا به سرطان آندومتر58
2-7-1-3-11- ژنتیک PCOS59
2-7-1-3-12- مدیریت بالینی60
2-7-1-3-13- تغییرات نحوه‌ی زندگی61
2-8- ناهنجاری‌های متابولیک و خطرات سلامت همراه با آن‌ها62
2-9- معیارهای تشخیص PCOS64
فصل سوم: مواد و روش‌ها
3- 1- منشور اخلاقی66
3- 2- جامعه‌ی مورد مطالعه66
3- 3- نمونه‌گیری67
3-3-1- خون‌گیری وریدی67
3-4- آزمایش‌های بیوشمیایی67
3-4-1- اندازه‌گیری گلوکز67
3-4-2- اندازه‌گیری پروفایل لیپیدی68
3-4-3- اندازه‌گیری تری‌گلیسرید68
3-4-4- اندازه‌گیری کلسترول69
3-4-5- اندازه‌گیری لیپوپروتئین70
3-4-5-1- اندازه‌گیری لیپوپروتئین با دانسیته‌ی بالا به روش مستقیم70
3-4-5-2- اندازه‌گیری لیپوپروتئین با دانسیته‌ی پایین70
3-4-6- سنجش هورمونی71
3-4-6-1- اندازه‌گیری هورمون LH در سرم71
3-4-6-2- اندازه‌گیری هورمون FSH در سرم72
3-4-6-3- اندازه‌گیری هورمون تستوسترون در سرم73
3-4-6-4- اندازه‌گیری هورمون DHEA-S74
3-4-6-5- اندازه‌گیری هورمون پرولاکتین در سرم75
3-4-6-6- اندازه‌گیری هورمون آندروستندیون76
3-4-6-7- اندازه‌گیری هورمون پروژسترون در سرم76
3-4-6-8- اندازه‌گیری هورمون استروژن در سرم77
3-4-6-9- اندازه‌گیری هورمون TSH در سرم78
3-5- تکمیل پرسش‌نامه‌ها79
3-5-1- پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی79
3-5-2- پرسش‌نامه‌ی دموگرافیک79
3-6- تجزیه و تحلیل‌های آماری79
فصل چهارم: نتایج
4-1- بررسی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی زنان مورد مطالعه81
4-2- مقایسه‌ی هورمون‌ها در زنان PCOS با زنان سالم82
4-3- مقایسه‌ی عوامل خونی در زنان PCOS با زنان سالم87
4-4- مقایسه‌ی عوامل بالینی در زنان PCOS با زنان سالم89
4-5- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با پارامترهای مورد مطالعه90
4-5-1- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌های مورد مطالعه90
4-5-2- بررسی ارتباط نمایه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی مورد مطالعه91
4-6- بررسی ارتباط سن با پارامترهای مورد مطالعه92
4-6-1- بررسی ارتباط سن با هورمون‌های مورد مطالعه92
4-6-2- بررسی ارتباط سن با عوامل خونی مورد مطالعه92
4-7- بررسی ارتباط سطوح هورمون‌ها با تشخیص نهایی (PCOS- سالم)94
4-8- بررسی ارتباط سطوح عوامل خونی با تشخیص نهایی (PCOS- سالم)96
4-9- بررسی ارتباط بین هورمون‌های مورد مطالعه98
4-10- بررسی ارتباط بین عوامل خونی مورد مطالعه98
4-11- بررسی ارتباط بین عوامل خونی و هورمون‌های مورد مطالعه100
فصل پنجم: بحث
5-1- شایع‌ترین علایم بالینی در افراد مبتلا به PCOS101
5-2- شایع‌ترین عوامل خونی غیر طبیعی در افراد PCOS104
5-3- تغییرات هورمونی افراد PCOS105
5-4- متغیرهای دموگرافیک در بیماران PCOS106
5-4-1- رابطه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌ها و عوامل خونی در بیماران PCOS106
5-4-1-1- رابطه‌ی توده‌ی بدنی و هورمون‌ها106
5-4-2- رابطه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی107
5-4-3- رابطه‌ی سن با هورمون‌ها و عوامل خونی در بیماران PCOS107
5-4-3-1- رابطه‌ی سن با هورمون‌ها107
5-4-3-2- رابطه‌ی سن با عوامل خونی108
5-5- اثرات متقابل متغیرهای دموگرافیکی، هورمونی و خونی در بیماران PCOS109
5-6- کیفیت زندگی بیماران PCOS110
5-7- نتیجه‌گیری کلی111
6- منابع114
7- پیوست‌ها127
8- چکیده‌ی انگلیسی129
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه

جدول 2-1- خلاصه‌ای از مطالعاتی نشان دهنده‌ی میزان شیوع تخمدان پلی‌کیستیک PCO به کمک اولتراسونوگرافی (برگرفته از Koivunen, 2001)36
جدول 2-2- مشخصات بافت‌شناسی تخمدان پلی‌کیستیک (برگرفته از Koivunen, 2001)37
جدول 2-3- معیار اولتراسونوگرافی برای تشخیص PCO (برگرفته از Koivunen, 2001)37
جدول 2-4- کرایتریای تشخیصی برای سندرم‌ تخمدان پلی‌کیستیک برطبق تعاریف مختلف منتشر شده، برگرفته از Conder & Escobar-Morreale, 2007 )65
جدول3-1- تعداد افراد مورد مطالعه67
جدول 3-2- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست LH به روش ELISA72
جدول 3-3- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست FSH به روش ELISA73
جدول 3-4- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست تستوسترون به روش ELISA74
جدول 3-5- مقادیر مورد انتظار برای سیستم تست پرولاکتین به روش ELISA76
جدول 4-1- مقایسه‌ی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)82
جدول 4-2- مقایسه‌ی هورمون‌های مورد بررسی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)83
جدول 4-3- مقایسه‌ عوامل خونی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)87
جدول 4-4- مقایسه‌ی عوامل بالینی زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و زنان سالم (کنترل)89
جدول 4-5- ضریب همبستگی اسپیرمن بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی با هورمون‌های مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS91
جدول 4-6- ضریب همبستگی اسپیرمن بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی با عوامل خونی مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS92
جدول 4-7- ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن با هورمون‌های مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS93
جدول 4-8- ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن با عوامل خونی مورد بررسی در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS93
جدول 4-9- مقادیر حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی هورمون‌های مورد بررسی در نقطه‌ی برش تعیین شده96
جدول 4-10- مقادیر حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی عوامل خونی مورد بررسی در نقطه‌ی برش تعیین شده97
جدول 4-11- ضریب همبستگی اسپیرمن بین هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS99
جدول 4-12- ضریب همبستگی اسپیرمن بین عوامل خونی مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS98
جدول 4-13- ضریب همبستگی اسپیرمن بین عوامل خونی و هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیر مبتلا به PCOS 100
فهرست نمودارها
عنوانصفحه

نمودار 4-1- مقایسه‌ی هورمون LH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای83
نمودار 4-2- مقایسه‌ی هورمون FSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-3- مقایسه‌ی نسبت LH/FSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-4- مقایسه‌ی هورمون تستوسترون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای84
نمودار 4-5- مقایسه‌ی هورمون DHEA-S زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-6- مقایسه‌ی هورمون پرولاکتین زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-7- مقایسه‌ی هورمون آندروستندیون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای85
نمودار 4-8- مقایسه‌ی هورمون پروژسترون زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-9- مقایسه‌ی هورمون استروژن زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-10- مقایسه‌ی هورمون TSH زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای86
نمودار 4-11- مقایسه‌ی گلوکز زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای87
نمودار 4-12- مقایسه‌ی کلسترول زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88
نمودار 4-13- مقایسه‌ی LDL زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88
نمودار 4-14- مقایسه‌ی HDL زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای88

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

نمودار 4-15- مقایسه‌ی تری‌گلیسرید زنان گروه PCOS و کنترل با استفاده از نمودار جعبه‌ای89
نمودار 4-16- مقایسه عوامل بالینی درزنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS90
نمودار 4-17- منحنی مشخصه‌ی عملکرد (ROC) در نقاط برش مختلف هورمون‌های مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS94
نمودار 4-17- ادامه95
نمودار 4-18- منحنی مشخصه‌ی عملکرد (ROC) در نقاط برش مختلف عوامل خونی مورد مطالعه در دو گروه زنان مبتلا و غیرمبتلا به PCOS98
نمودار 4-18- ادامه98
فهرست شکل‌ها
عنوانصفحه

شکل 2-1- برش عرضی تخمدان (برگرفته از Chedumbarum Pillay, 2009)12
شکل 2-2- تصویر سونوگرافی یک تخمدان پلی‌کیستیک (برگرفته از Koivunen, 2001)38
شکل 2-3- مسیرهای ساخته شدن استروئیدها در فولیکول انترال تخمدان بر اساس دو گنادوتروپین (برگرفته از Koivunen, 2001)42
شکل 2-4- تاریخچه‌ی طبیعی زنان با PCOS (برگرفته از Koivunen, 2001)54
چکیده
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)، شایع‌ترین بیماری مرتبط با عدم تخمک‌گذاری مزمن است و 6-4 درصد زنان را در سن باروری مبتلا می‌کند. PCOS یک اختلال اندوکرین اختصاصی یا مجزا با علت یا پاتوفیزیولوژی منحصر به فرد نمی‌باشد، بلکه در پاتوفیزیولوژی آن، عوامل ژنتیکی و محیطی در تعامل و ترکیب با یکدیگر می‌باشند. در واقع، به این اختلال می‌توان به عنوان مسیر نهایی مشترک در عدم تخمک‌گذاری نگاه کرد. هیرسوتیسم، آکنه، افزایش غیر طبیعی استروئیدوژنز تخمدانی و آدرنال که نشانه‌ای از هیپرآندروژنیسم است، در بیماران PCOS دیده می‌شوند. همچنین مقاومت انسولینی و سندرم متابولیک می‌توانند در این بیماران زمینه‌سازی برای بروز بیماری‌های قلبی- عروقی باشد.
در این تحقیق، هیرسوتیسم، عوامل خونی (گلوکز، تری‌گلیسرید، کلسترول، LDL، HDL) و عوامل هورمونی (LH، FSH، تستوسترون، DHEA، DHEA-S، پرولاکتین، پروژسترون، استروژن و TSH) و روابط متقابل میان آن‌ها در 400 فرد PCOS و 500 فرد سالم مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که از میان نشانه‌های بالینی مورد بررسی، علائمی چون موهای زائد، دردهای قاعدگی، قاعدگی نامنظم و تأخیر در قاعدگی بیماران PCOS جزو شایع‌ترین علائم در زنان ایرانی مورد مطالعه می‌باشند. همچنین مشخص شد که افسردگی، خستگی زودرس، آکنه و نازایی در زنان PCOS مورد بررسی، شیوع بیش‌تری داشت. مطالعه‌ی حاضر نشان داد که میانگین گلوکز، کلسترول، LDL و تری‌گلیسرید زنان PCOS به طور معنی‌داری بالاتر از گروه کنترل بود. علاوه‌بر این، هورمون‌های LH، FSH، تستوسترون، DHEA، DHEA-S، پرولاکتین، پروژسترون و استروژن در زنان PCOS بالاتر از زنان سالم بود. نتایج به‌دست آمده از تحقیق حاضر نشان داد که ارتباط معنی‌داری بین نمایه‌ی توده‌ی بدنی و هورمون‌های پرولاکتین و TSH در زنان ایرانی PCOS وجود دارد و این‌که این نمایه در زنان PCOS می‌تواند ارتباط مستقیمی با سطوح گلوکز، کلسترول، LDL و تری‌گلیسرید داشته باشد. مطالعات نشان داد که در زنان ایرانی PCOS، با افزایش سن نسبت LH به FSH افزایش می‌یابد. همچنین افزایش سن در این بیماران ارتباط مستقیمی با سطوح گلوکز، LDL و تری‌گلیسرید دارد. با استناد به نتایج حاصل از این تحقیق، هورمون LH در این بیماران نقش بسیار مهمی دارد، هرچند که جزئیات انواع آن و سن آغاز تغییرات مورد مطالعه قرار نگرفته است.

واژگان کلیدی: PCOS، عوامل هورمونی، عوامل خونی، هیرسوتیسم، آکنه، نمایه‌ی توده‌ی بدنی
فصل اول
مقدمه
سندرم تخمدان پلی‌کیست (PCOS) مهم‌ترین علت اولیگولاسیون و عدم تخمک‌گذاری در جمعیت زنان نابارور می‌باشد و حدود 5 تا 10 درصد از جمعیت زنان را گرفتار می‌کند. در این سندروم تخمدان‌ها بزرگ شده و حاوی چند کیست کوچک می‌شوند که با یک یا چندین نشانه شامل قاعدگی غیر طبیعی، افزایش موی بدن، آکنه، و ناباروری، مشخص می‌شود و خطر ابتلا به چاقی، دیابت، فشار خون واحتمال بیماری‌های قلبی- عروقی را افزایش می‌دهد. افراد مبتلا به این سندرم دچار مقاومت به انسولین و هیپرانسولیمی هستند (Azziz, 2005). مطالعات نشان داده است که انسولین دارای اثرات عمیقی در دو سطح استرومای تخمدان و فولیکول است. انسولین ترشح آندروژن‌ها را در تخمدان القا می‌کند وافزایش آندروژن به نوبه‌ی خود باعث آترزی یا تحلیل فولیکول در حال رشد می‌شود. بنابراین، الگوهای ترشح طبیعی استروژن مختل شده و با عدم وقوع موج هورمونLH در اواسط سیکل، ترشح پروژسترون در فاز لوتئال وجود ندارد. بیشتر زنان مبتلا به PCOS، دارای افزایش سطح سرمی LH، سطح سرمی FSH در محدوده‌ی پایین و افزایش نسبت LHبه FSH می باشند (Carmina et al., 1992).
علایم هیپرآندروژنیسم بالینی نظیر هیرسوتیسم، آکنه و بروز خصوصیات مردانه در حدود 66 درصد از نوجوانان مبتلا به PCOS مشاهده می‌شود. شایع‌ترین علامت بالینی هیپرآندروژنیسم، هیرسوتیسم است و آکنه یکی از شایع‌ترین تظاهرات پوستی ناشی از هیپرآندروژنیسم است. حدود 17 درصد از زنان مبتلا به آکنه در سونوگرافی، تظاهرات تخمدان پلی‌کیستیک دارند. هیرسوتیسم علل دیگری نیز دارد، از جمله نئوپلاسم‌های تخمدان، هیپرپلازی و تومورهای آدرنال (Azziz, 2003؛ Azziz et al., 2000).
چاقی یک مشخصه‌ی بارز PCOS است، میزان شیوع چاقی حدود 50 درصد است و خطر PCOS با چاقی افزایش می‌یابد. چاقی به پاتوفیزیولوژی PCOS در زنان از طریق تشدید مقاومت به انسولین هیپرانسولینمی کمک می‌کند و افزایش سطح آندروژن فرد را مستعد افزایش سطح کلسترول LDL می‌کند و مقاومت زمینه‌ای به انسولین را تشدید می‌کند. در نتیجه زنان مبتلا به PCOS دارای درجاتی از دیس‌لپیدمی، از قبیل کاهش کلسترول HDL، افزایش کلسترول تام، LDL و تری‌گلیسریدها هستند. بسیاری از این افراد دارای چاقی مرکزی و BMI بالا هستند که خطر سندرم متابولیک را افزایش می‌دهد. (Carmina et al., 2005).
انواع مختلفی از تعاریف برای سندرم متابولیک شده است که از نظر تکیه بر اختلال در متابولیسم گلوگز (مقاومت به انسولین، هیپرانسولینمی، عدم تحمل گلوگز، دیابت ملیتوس) چاقی مرکزی، عوامل خطر ساز قلبی- عروقی (فشار خون بالا، تری‌گلیسرید بالا، کاهش کلسترول HDL) با یکدیگر تفاوت دارند (Farrell and Antoni, 2010). تمرکز بر روی سطح بالای هورمون‌های آندروژنیک خون، مخصوصاً تستوسترون، آندروستندیون، DHEA، DHEA-S، همچنین LH و انسولین، نشان از پایه‌های هورمونی سندرم دارد. تمام این هورمون‌ها در تشدید ترشح آندروژن‌های تخمدانی نقش دارند. ترکیب هیپرانسولینی و یک فنوتیپ چاق می‌تواند در بیماران PCOS با چاقی شدید و سطح بالای هورمون همراه باشد. اثر افزایش سطح آندروژن یا عدم باند شدگی هورمون، می‌تواند از نظر شرایط فیزیکی زنان مانند عادت ماهیانه نامنظم، عدم تخمک‌گذاری، پرمویی و الگوهای تاسی در زنان، زیان‌آور باشد (Carmina et al., 2006).
تحقیقات کلینیکی و پزشکی برای تشخیص و درک پیچیدگی‌های بیولوژیک و رفتار‌های روانی-اجتماعی و خود‌آگاهی در زنان مبتلا به PCOS، گام‌های بلندی را برداشته است. آن‌چه در کشورهای درحال توسعه مهم است و کمتر درک می‌شود، فشارهای روانی- اجتماعی بر سلامت زنان PCOS است. مطالعات انجام گرفته در ایران نشان داده است که 15 تا 20 درصد از زنان در سن باروری بر اساس معیارهای روتردام مبتلا به PCOS هستند (Mehrabian et al., 2011).
تاکنون در ایران مطالعات متعددی در خصوص نشانه‌های مختلف PCOS صورت گرفته است ( Khayat-Khameneie et al., 2012؛ Nazari et al., 2007؛ Ansarin et al., 2007؛ Sheikhha et al, 2007؛ Ramezani-Tehrani et al., 2011؛ Mehrabian et al., 2011, Mehrabian & Eessaei, 2012؛ Moini et al., 2012؛ Kazerooni et al., 2013 و ....)، اما ارتباط میان آن‌ها به طور همزمان در زنان مبتلا مورد مطالعه‌ی کامل قرار نگرفته است. بدیهی است، بررسی همزمان این فاکتورها و مطالعه‌ی ارتباطات و تأثیرات متقابلی که این عوامل با یکدیگر دارند، می‌تواند زمینه‌ساز تشخیص به موقع و درمان این بیماری باشد. در این تحقیق به لحاظ اهمیت این بیماری در ایران و درصد شیوع بالای آن در کشور و لزوم تحقیق در مورد ارتباطات متقابل نشانه‌های PCOS در افراد مبتلا جهت تشخیص به‌موقع بیماری، نشانه‌هایی مانند هیرسوتیسم، BMI، سندرم متابولیک و اختلالات هورمونی زنان PCOS و ارتباط متقابل میان آن‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. کیفیت زندگی نیز در افراد مبتلا با ارائه‌ی پرسش‌نامه مورد بررسی قرار گرفته است. با انجام این تحقیق شایع‌ترین علامت بالینی در افراد PCOS، شایع‌ترین عوامل خونی غیر طبیعی در این افراد، سطح کیفیت زندگی افراد مبتلا، میزان هورمون‌های جنسی در افراد PCOS و ارتباط میان آن‌ها مشخص خواهد شد.

فصل دوم
مروری بر تحقیقات انجام شده
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS)
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) مهم‌ترین ناهنجاری رایج اندوکرین در میان زنان در سن باروری است و شیوع آن بین 7/2 تا 5/7 درصد متغیر است (Balen and Michelmore, 2002؛ Azziz, 2004). تظاهرات بالینی بیماری شامل اختلالات قاعدگی، علائم هیپرآندروژنیک که ممکن است با اختلالات متابولیک همراه باشد که در آن افزایش سطح ترشح انسولین (هیپرانسولینمیا) و مقاومت محیطی به انسولین از ویژگی‌های اصلی می‌باشند. زنان مبتلا به PCOS نسبت به زنان گروه کنترل دارای نسبت بیش‌تری از مقاومت انسولینی هستند. به علاوه، به نظر می‌رسد که مبتلایان به PCOS تظاهرات اولیه‌ی سندرم متابولیک (سندرم x) را نشان می‌دهند، دسته‌ای از ناهنجاری‌ها که با مقاومت به انسولین و افزایش ترشح انسولین جبرانی، افراد را مستعد تری‌گلیسرید بالای پلاسما (Trighly) و کاهش غلظت HDL، افزایش فشار خون و بیماری‌های قلبی عروقی می‌کند (Azziz et al., 2003؛ Chen et al., 2006). یکی از ویژگی‌های زنان مبتلا به PCOS شانس ابتلای بالا آن‌ها به بیماری‌های قلبی و عروقی است (Carmina et al., 2005؛ DeUgrate et al., 2005). نوع خفیفی از PCOS نیز وجود دارد که تشخیص سونوگرافی و هیپرآندروژنیسم خفیف بودن آن را تأیید می‌کند ولیکن عمل‌کرد تخمک‌گذاری آن حفظ شده است. اما این زنان ممکن است مستعد ابتلا به انواع بیماری و نشان دادن برخی از عوارض سندرم‌ باشند (Weiner et al., 2004؛ Stanczyk, 2006).
علل بیماری PCOS هنوز مبهم است. به خوبی مشخص شده است که ترشح نامناسب گنادوتروپین‌ها به ویژه ترشح LH منجر به بروز شکل معمول PCOS می‌شود (Chong et al., 1986؛ Crosignani et al., 1994). مطالعات ژنتیکی در زنان فنلاندی نشان داده است که میزان LH (VLH) بالاست. در بریتانیا زنان هتروزیگوسی که الل V-LH را دارند، دارای سطح بالاتری از هورمون‌های تستوسترون (T)، استرادیون (E2) و گلوبین متصل به هورمون جنسی (SHBG) می‌باشند که ممکن است نشان‌دهنده‌ی تفاوت در عملکرد LH نرمال و V-LH باشد (Michelmore et al., 2001؛ Jonard and Dewailly, 2004). مطالعات متعدد نشان می‌دهد که تخمدان‌های پلی‌کیستیک معمولا آندروژن اضافه تولید می‌کنند. مکانیسم‌هایی که منجر به تولید آندروژن اضافی در PCOS می‌شوند، کاملاً قابل درک نیستند. تحریک شدید و مزمن LH در PCOS موجب ترشح بالای آندروژن‌ها توسط قسمت تکا می‌گردد که احتمالاً توسط فاکتورهای رشد انسولینی و شبه‌انسولینی تقویت می‌شوند (Weiner et al., 2004). بیش‌تر داده‌ها و اطلاعات بیان می‌دارند که اختلال اولیه ممکن است در سطح تخمدان باشد یا همه‌ی تظاهرات سندرم ممکن است به طور ثانویه با افزایش ترشح انسولین رخ دهد (Carmina et al., 2005).
زنان PCOS دارای مقادیر بالای 17-α هیدروکسی پروژسترون و آندرستندیون (A) در پاسخ به آگونیست هورمون آزاد‌کننده‌ی گنادوتروپین (GnRHa) و گنادوتروپین کوریونیک انسانی (hCG) می‌باشند (Jonard and Dewailly, 2004). براساس نتایج مطالعات، مشخص شده است که زنان دارای PCOS دارای یک بی‌نظمی اولیه و ابتدایی P450CA تخمدانی‌اند که منجر به افزایش فعالیت 17-α هیدروکسیلازها و 17 و 20- لیازها در سلول‌های تکا تخمدانی می‌شوند (Azziz et al., 2009).
سابقه‌ی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
در اوایل سال 1844، تغییر اسکلروکیستیک در تخمدان انسانی توسط چریو تشریح شد. اگر چه گزارش‌هایی در سال‌های متمادی نیز ارائه شد، اما در سال 1935 تخمدان پلی‌کیستیک دو طرفه توسط استین و لونتال در یک سندرم بالینی که شامل بی‌نظمی در قاعدگی و یا فقدان قاعدگی، سابقه ناباروری، هیرسوتیسم مردانه و چاقی بود، توصیف شد (Azziz, 2004).
این عوارض تا مدت‌ها به نام سندرم استین و لونتال نامیده می‌شدند. مک آرتور و همکاران (1958)، سطح بالای سرمی LH در زنان مبتلا را مشاهده کردند و در سال 1971 بررسی‌های مقدماتی رادیوایمونواسی (RIAs) مقدمه‌ای بر تشخیص بیوشیمیایی بود. اگر چه مشکوک به‌نظر می‌رسد که در اوایل سال 1962 تنوع گسترده‌ای از علائم بالینی در PCOS وجود داشته است، مفهوم PCOS همراه با غلظت نرمال LH تا سال 1976 درک نشده باشد (Dunaif, 1997). مرحله‌ی مهم بعدی، ارتباط بین مقاومت انسولینی و PCOS بود که توسط کاهن و همکاران (1999) و بورقن و همکاران (1980) توصیف شد.
یافته‌های اولتراسونوگرافیک اولین‌بار سال 1981 تخمدان‌های پلی‌کیستیک را توصیف نمودند. آدامز و همکاران (1986) یک معیار برای توصیف یافته‌های اولتراسونوگرافیک بیان کردند که بعدها به طور گسترده و به خصوص در اروپا مورد استفاده قرار گرفت.
اپیدومیولوژی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
اطلاعات در مورد شیوع PCOS متغیر است و تا اندازه‌ای به معیارهایی که برای بیماری قابل قبول است بازمی‌گردد. اگر PCOS از نظر بیماری‌های بافتی تعریف شود، بین 4/1 تا 5/3 درصد از زنان غیر منتخب و 6/0 تا 3/4 درصد از زنان نابارور از بیماری رنج می‌برند (Franks, 2006). اگر PCOS توسط اولتراسونوگرافی معین شود، میزان شیوع بسته به نوع دستگاه مطالعاتی مورد استفاده، متغیر است (Belosi et al., 2006). تخمدان‌های پلی‌کیستیک در 92 درصد از زنان با هیرسوتیسم ناشناخته، 87 درصد از زنان الیگوآمنورا، 21 تا 23 درصد از زنانی که به طور تصادفی انتخاب شده‌اند، 23 درصد از زنانی که خودشان را نرمال در نظر گرفته‌اند و چرخه‌های قاعدگی منظم را گزارش کرده‌اند و 17 درصد از زنانی که به طور منظم پاپ‌اسمیر را انجام می‌دهند مشاهده شد (Spiroff and Fritz, 2005).
بیش از 25 درصد از زنان ممکن است تصویر سونوگرافی بدون علامت داشته باشند، بنابراین همه‌ی بیماران دچار هیپرآندروژنیسم، PCOS را نشان نمی‌دهند. وقتی پارامترهای بیوشمیایی به عنوان معیار تشخیصی مورد استفاده واقع شد، شیوع PCOS از 5/2 تا 5/7 درصد تغییر کرد. در یک مطالعه از جمعیت زنانی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، شیوع کلی PCOS حدود 6/4 درصد بود که کم‌ترین مقدار می‌توانست زیر 5/3 درصد باشد و بیش‌ترین آن بالای 2/11 درصد بود. بنابراین، این امر که سندرم تخمدان‌های پلی‌کیستیک یک بیماری رایج اندوکرینولوژی تولیدمثل در زنان است، قابل پذیرش است (Goudas and Dumesic, 1997؛ Cussons et al., 2005).
خصوصیات بالینی سندرم تخمدان پلی‌کیستیک
سندرم تخمدان پلی‌کیستیک یک نشانگان است و بیماری نیست، و علائم بالینی متغیر و اتیولوژی را منعکس می‌کند. اختلالات ژنتیکی تعریف بیماری PCOS را سخت‌تر می‌کنند. انستیتوهای سلامت ملی ـ انسیتوهای ملی سلامت کودکان و توسعه‌ی انسانی (NIH-NICHD) در آوریل 1990 کنفرانسی در مورد PCOS برگزار کردند. در آن کنفرانس تعریف واضح و روشنی به‌دست نیامد، اما بیش‌تر شرکت‌کنندگان معتقد بودند که PCOS بایستی، 1) اختلال در تخمک‌گذاری، 2) شواهد بالینی هیپرآندروژنیسم و یا هیپرآندروژنمیا و 3) بروز اختلالات وابسته نظیر هیپرپرولاکتینمیا، اختلال تیروئید و هیپرپلازی آدرنال تعریف و معین شود. بروز نشانه‌ها قبل از بلوغ در معیارهای تشخیصی به کار برده شده است. اولیگوآمنوره یا اختلال در خونریزی، غالباً از علائم اولیه و مؤلفه‌ی عدم تخمک‌گذاری در PCOS می‌باشد (Rotterdam ESHRE/ASRM, 2004).
افراد PCOS دارای قاعدگی نامنظم مزمن هستند و از چند طریق ممکن است خود را نشان دهند. شاید یکی از ویژگی‌های مشترک در قاعدگی نامنظم، عدم تخمک‌گذاری است. برخی زنان با آمنوره‌ی طولانی مدت همراه هستند که آندومتریال رحم نیز دچار آتروفی شده است. برخی از زنان ابتدا دارای قاعدگی منظم هستند و با افزایش وزن دچار اختلالات قاعدگی می‌شوند. وقوع اولیگوآمنوره تقریبا در 85 تا 90 درصد از زنان PCOS شرح داده شده است، در حالی که در زنان آمنوره، بی‌نظمی در حدود 30 تا 40 درصد گزارش شده است. (Zawadski and Dunaif, 1992؛ Laven et al., 2002)
هیپرآندروژنیسم دومین علامت مشخصه‌ی PCOS است. بارزترین نشانه‌ی هیپرآندروژنیسم در زنان PCOS، پرمویی یا هیرسوتیسم است. هیرسوتیسم در زنان PCOS بین 17 تا 83 درصد متفاوت است. هیرسوتیسم ممکن است در طول دوره‌ی نوجوانی یا پیش از بلوغ پیشرفت کند، یا ممکن است تا دهه‌ی سوم زندگی ظاهر نشود. معیار فریماس گالنی اغلب برای تعیین هیرسوتیسم به کار می‌رود. علامت رایج دیگر هیپرآندروژنیسم آکنه است. علائم آشکار مردانگی مانند الگوهای طاسی مردانه، ریزش مو، افزایش توده‌ی ماهیچه‌ای، صدای بم داشتن یا کلیتورومگالی معمولا نشانه‌ای از وجود یک تومور آندروژن‌زا تخمدانی می‌باشد (Azziz and Zacir, 1989؛ Buncker et al., 1991).
در توصیف استین و لونتال از PCOS، ناباروری جز اصلی بود. شیوع ناباروری به علت عدم تخمک‌گذاری در زنان PCOS بین 35 تا 94 درصد است. در یک مطالعه‌ی بازنگرانه، زنان مبتلا به PCOS بعد از درمان ناباروری همانند سایر زنان می‌توانند بچه‌دار شوند. برخی از مطالعات درصد سقط جنین در زنان PCOS را بالا نشان می‌دهند که علت آن مشخص نمی‌باشد. پیشنهاد شده است که غلظت بالای LH در فاز فولیکولار تأثیر منفی بر حاملگی داشته و سقط جنین را به همراه دارد. اگر چه مطالعات سیستمیک کنترل شده‌ای برای شیوع واقعی چاقی در زنان PCOS وجود ندارد، ولی بیش‌تر کارشناسان دریافته‌اند که 30 تا 50 درصد زنان PCOS چاق هستند. زنان PCOS دارای اندازه‌ی دور شکمی و دور باسنی بالایی هستند، به عبارت دیگر چاقی شکمی دارند (Guthrie et al., 2003).
طبق مطالعات گولکلی و همکاران (1993) که بر روی زنان 14 تا 36 سال انجام شد، PCOS یک اختلال و ناهنجاری در قاعدگی، علائم بالینی، هورمونی و تصاویر سونوگرافی است که در سن 36 سالگی تغییر پیدا نکرده‌اند. همچنین، بیماران مستعد چاقی بوده و اضافه ‌وزن د‌ارند. اگر چه نشان داده شده است که با افزایش سن تا قبل از یائسگی، عوارض هیپرآندروژنیسم کاهش می‌یابد، اما عوارض هیپرآندروژنیسم در زنان PCOS دارای قاعدگی منظم (بعد از 40 سالگی) بیش‌تر می‌شوند (Carmina et al., 1992؛ McClure et al., 1992).
چرخه‌ی قاعدگی
در طول تاریخ، عقاید خرافی بی‌شماری حول و حوش قاعدگی وجود داشته است. در حقیقت، نگرش‌ها و انگاره‌های پیرامون این جنبه از فیزیولوژی جنس مونث به آهستگی تغییر نموده است. خوشبختانه پیشرفت‌های علمی صورت گرفته طی چند دهه‌ی گذشته که موید وجود یک رابطه‌ی پویا بین هورمون‌های هیپوفیزی و گنادی و ماهیت چرخه‌های فرایند تولیدمثلی نرمال بوده‌اند، درک ما را از این مسئله بهبود بخشیده‌اند. تغییرات هورمونی (که با وقایع مورفولوژیک و اتوکرین‌ـ ‌پاراکرین در تخمدان همراه هستند) موجب شده‌اند هماهنگی این سیستم، یکی از جالب‌ترین مسائل در زیست‌شناسی باشد (Gougeon, 1996).
تشخیص و درمان اختلالات عملکرد قاعدگی را بایستی بر مبنای شناخت مکانیسم‌های فیزیولوژیک دخیل در تنظیم چرخه‌های نرمال پی‌ریزی نمود. برای مطالعه‌ی چرخه‌های قاعدگی نرمال، بهتر است این چرخه را به سه فاز تقسیم کنیم: فاز فولیکولار، تخمک‌گذاری و فاز لوتئال. ما هر یک از این فازها را با عطف به تغییرات هورمون‌های هیپوفیزی و تخمدانی بررسی نموده و همچنین عوامل تعیین‌کننده‌ی الگوی تغییرات هورمونی و نیز اثر این هورمون‌ها بر روی تخمدان، هیپوفیز و هیپوتالاموس را در فرایند تنظیم چرخه‌های قاعدگی مورد بحث قرار خواهیم داد (Ok-- et al., 1997).
فاز فولیکولار
در طول فاز فولیکولار، یک سلسله وقایع منظم روی می‌دهند تا این اطمینان حاصل شود که تعداد مناسبی از فولیکول‌ها برای تخمک‌گذاری آماده‌اند. در تخمدان انسان، نتیجه‌ی نهایی این رشد و نمو فولیکولی (معمولاً) باقی ماندن یک فولیکول بالغ است. این فرایند که در یک بازه‌ی زمانی 10 تا 14 روزه روی می‌دهد، با یک سری تأثیرات متوالی هورمون‌ها و پپتیدهای اتوکرین ـ پاراکرین بر روی فولیکول مشخص می‌شود؛ این فرایند باعث می‌شود فولیکولی که قرار است در تخمک‌گذاری شرکت کند، طی دوره‌ای از رشد اولیه، از یک فولیکول بدوی به ترتیب به فولیکول پره‌انترال، فولیکول انترال و فولیکول پیش از تخمک‌گذاری تبدیل شود (Erickson, 1986).
فولیکول بدوی
سلول‌های زایای اولیه در اندودرم کیسه زرده، آلانتوئیس و روده میانی رویان منشأ گرفته و در حوالی هفته‌های 6-5 بارداری به ستیغ تناسلی (Genital ridge) مهاجرت می‌کنند. در هفته‌های 8-6 بارداری، سلول‌های زایا شروع به یک تکثیر میتوزی سریع می‌کنند؛ در هفته‌های 20-16 بارداری، تعداد اووسیت‌ها به حداکثر می‌رسد (مجموعاً 7-6 میلیون اووسیت در هر دو تخمدان). فولیکول بدوی حاوی یک اووسیت است که فاقد رشد بوده و در مرحله‌ی دیپلوتن پروفاز میوز متوقف شده و توسط یک لایه از سلول‌های گرانولوزای دوکی‌شکل احاطه شده است (شکل 2-1) (Chikasawa et al., 1986).
فولیکول‌ها تا زمانی که تعدادشان تمام شود، تحت تمام شرایط فیزولوژیک شروع به رشد کرده و دستخوش آترزی می‌شوند. رشد و آترزی فولیکول‌ها طی بارداری، تخمک‌گذاری یا دوره‌های عدم تخمک‌گذاری متوقف نمی‌شود. این فرایند پویا در تمام سنین (از جمله در دوره‌ی شیرخواری و حول‌وحوش سن یائسگی) ادامه دارد. از هفته‌های 20-16 بارداری که تعداد فولیکول‌ها حداکثر است، شمار اووسیت‌ها به‌طور برگشت‌ناپذیری کاهش می‌یابد. سرعت این کاهش، متناسب با تعداد فولیکول‌های موجود است؛ سریع‌ترین کاهش، پس از تولد روی داده و تعداد فولیکول‌ها در هنگام تولد از 7-6 میلیون فولیکول به 2 میلیون می‌رسد؛ در هنگام بلوغ تنها 300000 فولیکول وجود دارد. از این ذخیره‌ی عظیم، حدود 400 فولیکول در طول سال‌های باروری یک زن در تخمک‌گذاری شرکت می‌کنند (Baker and Scrimgeour, 1980).
مکانیسم تعیین این که طی یک چرخه‌ی قاعدگی، کدام فولیکول‌ها و چه تعداد فولیکول شروع به رشد کنند، نامشخص است. به نظر می‌رسد تعداد فولیکول‌هایی که در هر چرخه شروع به رشد می‌کنند، وابسته به تعداد فولیکول‌های بدوی غیرفعال موجود در تخمدان است. با کاهش تعداد این فولیکول‌ها (مثلاً به دنبال برداشتن یکی از تخمدان‌ها)، فولیکول‌های باقی‌مانده میزان دسترسی‌پذیری به خود را به مرور زمان تغییر می‌دهند. این احتمال وجود دارد که فولیکولی که برای ایفای نقش رهبری در یک چرخه‌ی قاعدگی انتخاب شده است، به دلیل آمادگی به موقع آن فولیکول (احتمالاً از طریق فعالیت‌های اتوکرین ـ پاراکرین در محیط میکروسکوپیک پیرامون خود) و تحریک مناسب هورمون‌های تروپیک انتخاب شده باشد. نخستین فولیکولی که بتواند به چنین تحریکی پاسخ دهد، از سایر فولیکول‌ها پیش افتاده و این موقعیت را هیچ‌گاه از دست نمی‌دهد. با این حال، مجموعه‌ی فولیکول‌هایی که همزمان با هم شروع به رشد می‌کنند، وارد یک رقابت تنگاتنگ می‌شوند که در نهایت تنها یک فولیکول، موفق از آن خارج می‌شود (Pache et al., 1990).

شکل 2-1- برش عرضی تخمدان (برگرفته از Chedumbarum Pillay, 2009)
فولیکول پیش انترال
با تسریع رشد فولیکول در پی بزرگ‌شدن اووسیت و احاطه شدن آن توسط یک غشا (زونا پلوسیدا) فولیکول وارد مرحله پیش انترال می‌گردد. سلول‌های گرانولوزا تکثیر شده و چند لایه را به وجود می‌آورند. در همین حین، لایه‌ی تکا به‌تدریج از استرومای اطراف شکل می‌گیرد. این رشد وابسته به گنادوتروپین‌ها بوده و با افزایش تولید استروژن ارتباط دارد. مطالعات مولکولی نشان می‌دهند که تمام سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های بالغ از سه سلول پیش‌ساز مشتق می‌شوند (Hillier, 1991).
سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های پیش انترال این قابلیت را دارند که هر سه گروه استروئیدها را سنتز کنند؛ با این حال تولید استروژن‌ها توسط این سلول‌ها به نحو قابل توجهی بیش از تولید آندروژن‌ها یا پروژستین‌هاست. یک سیستم آنزیمی آروماتاز، آندروژن‌ها را به استروژن‌ها تبدیل می‌کند؛ این سیستم، یک عامل محدود‌کننده‌ی تولید استروژن توسط تخمدان‌هاست. آروماتیزاسیون توسط FSH القا یا فعال می‌گردد. اتصال FSH به گیرنده‌ی خود و فعال ساختن آدنیلات سیکلاز به بیان mRNAهای مختلف منجر می‌گردد. این mRNAها پروتئین‌های مسئول تکثیر، تمایز و فعالیت‌های سلولی را رمزگردانی می‌کنند. به این ترتیب FSH، هم آغازگر استروئیدوژنز در سلول‌های گرانولوزا بوده و هم رشد سلول‌های گرانولوزا را تحریک می‌کند (Sasano et al., 1989).
تا مرحله‌ی پیش انترال، گیرنده‌های اختصاصی FSH بر روی سلول‌های گرانولوزا قابل تشخیص نیستند. فولیکول‌های پیش انترال برای آروماتیزه کردن آندروژن‌ها و تولید محیط استروژنی خود نیازمند حضور FSH هستند. به این ترتیب تولید استروژن توسط تعداد گیرنده‌های FSH محدود می‌گردد. تجویز FSH غلظت گیرنده‌های آن را بر روی سلول‌های گرانولوزا افزایش و کاهش خواهد داد (تنظیم افزایشی (Up-rgulation) و تنظیم کاهشی (Down-regulation)). این اثر، تحت تنظیم فاکتورهای رشد است. گیرنده‌های FSH به سرعت به غلظتی حدود 1500 گیرنده به ازای هر سلول گرانولوزا می‌رسند (Schipper et al., 1998).
FSH از طریق سیستم G پروتئینی آدنیلات سیکلاز عمل می‌کند. این سیستم در معرض تنظیم کاهشی و کنترل توسط فاکتورهای زیادی است، از جمله سیستم میانجی کلسیم ـ کالمودولین، هر چند استروئیدوژنز در فولیکول‌های تخمدان عمدتاً تحت تنظیم گنادوتروپین‌هاست، اما چندین مسیر پیام‌رسانی وجود دارد که به جز گنادوتروپین‌ها به فاکتورهای دیگر نیز واکنش نشان می‌دهند. به جز سیستم آنزیمی آدنیلات سیکلاز، این مسیرها عبارتند از: کانال‌های یونی، گیرنده‌های تیروزین کینازی و سیستم‌ فسفولیپازی پیامبرهای ثانویه. این مسیرها توسط فاکتورهای زیادی تنظیم می‌گردند. از جمله: فاکتورهای رشد، اکسید نیتریک، پروستاگلاندین‌ها و پپتیدهایی مانند GnRH، آنژیوتانسین II، α-TNF و VIP (پپتید وازواکتیو روده‌ای). اتصال LH به گیرنده خود در تخمدان نیز با فعال شدن مسیر آدنیلات سیکلاز – AMP حلقوی از طریق مکانیسم G پروتئین همراه است (Ling et al., 1986؛ Xiao et al., 1992).
FSH در کنار استروژن به طور سینرژیستیک، یک اثر میتوژنیک را (حداقل در غیر نخستی‌ها) بر روی سلول‌های گرانولوزا اعمال کرده و باعث تکثیر این سلول‌ها می‌شوند. FSH و استروژن در کنار هم موجب افزایش سریع تعداد گیرنده‌های FSH می‌شوند؛ این امر تا حدی ناشی از افزایش تعداد سلول‌های گرانولوزا می‌باشد. حضور اولیه‌ی استروژن در داخل فولیکول، این امکان را فراهم می‌کند تا فولیکول به غلظت‌های به نسبت پایین FSH پاسخ ‌دهد. این پدیده، یکی از عملکردهای اتوکرین استروژن در داخل فولیکول است. با ادامه‌ی رشد فولیکول، سلول‌های گرانولوزا به جمعیت‌های سلولی مختلفی تمایز می‌یابند. به نظر می‌سد چگونگی تمایز توسط موقعیت سلول‌ها نسبت به اووسیت تعیین می‌شود (Urban et al., 1991).
نوعی سیستم ارتباطی در داخل فولیکول وجود دارد. لازم نیست که تمام سلول‌ها دارای گیرنده‌های گنادوتروپین باشند، سلول‌هایی که دارای گیرنده‌ گنادوتروپین هستند می‌توانند پیام را از طریق پیوندگاه‌های شکاف‌دار منتقل کنند. این امر باعث فعال شدن پروتئین کیناز در سلول‌هایی می‌شود که فاقد گیرنده هستند. به این ترتیب علی‌رغم آن که تنها بخشی از سلول‌ها به هورمون متصل می‌شوند، اثر هورمون می‌تواند در سراسر فولیکول اعمال شود. این سیستم ارتباطی باعث عملکرد هماهنگ و هم‌نوا در سراسر فولیکول می‌شود؛ فعالیت این سیستم در جسم زرد نیز ادامه می‌یابد (Zambrano et al., 1995).
نقش آندروژن‌ها در رشد و نمو اولیه فولیکول‌ها پیچیده است. گیرنده‌های اختصاصی آندروژن‌ها نه تنها به عنوان سوبسترای آروماتیزاسیون وابسته به FSH عمل می‌کنند، بلکه در غلظت‌های پایین می‌توانند باعث تقویت بیش از پیش فعالیت آروماتاز شوند. زمانی که سلول‌های گرانولوزا پیش انترال در یک محیط غنی از آندروژن قرار گیرند، بیش‌تر در راستای تبدیل آندروژن‌ها به آندروژن‌های قوی‌تری که در موقعیت 5-α احیا شوند و در واقع، فعالیت آروماتاز را مهار می‌کنند. این آندروژن‌ها، اثر FSH را نیز در القای تشکیل گیرنده‌های LH مهار می‌کنند؛ این امر یکی دیگر از گام‌های اساسی در رشد و نمو فولیکول است (Sasano, 1994).
سرنوشت فولیکول پیش انترال در موازنه‌ای ظریف است. آندوروژن‌ها در غلظت‌های پایین‌، آروماتیزاسیون خود را تقویت کرده و در تولید استروژن شرکت می‌کنند. در غلظت‌های بالاتر، ظرفیت محدود آروماتیزاسیون اشباع شده و فولیکول، آندروژنیک و نهایتاً دچار آترزی می‌شود. رشد و نمو فولیکول تنها در صورتی پیشرفت می‌کند که هنگام ظهور آن، سطح FSH بالا و سطح LH پایین باشد. فولیکول‌هایی که در انتهای فاز لوتئال یا اوایل چرخه بعد ظاهر می‌شوند از بخت خوبی برخوردار هستند، زیرا در این محیط، آروماتیزاسیون در سلول‌های گرانولوزا می‌تواند فرایند غالب باشد. موفقیت فولیکول در گرو قابلیت آن در تبدیل یک محیط آندروژن ـ غالب به یک محیط استروژن ـ غالب است (Bicsak et al., 1986).
فولیکول انترال
تحت اثر سینرژیستیک استروژن و FSH، تولید مایع فولیکولی افزایش می‌یابد. این مایع در فضای بین سلول‌های گرانولوزا تجمع پیدا می‌کند. در نهایت این فضاها به هم پیوسته و یک حفره را تشکیل می‌دهند. این امر به موازات انتقال تدریجی فولیکول به مرحله انترال صورت می‌گیرد. تجمع مایع فولیکولی، ابزاری را فراهم می‌کند که اووسیت و سلول‌های گرانولوزای پیرامون آن می‌تواند از طریق آن در یک محیط اندوکرین اختصاصی پرورش یابند. در این هنگام، سلول‌های گرانولوزای احاطه‌کننده‌ی اووسیت، کومولوس اووفروس خوانده می‌شوند. تصور می‌شود تمایز این سلول‌ها، پاسخی در برابر سیگنال‌های نشأت گرفته از اووسیت باشد. مایع فولیکولی، غنی از هورمون‌ها، فاکتورهای رشد و سیتوکین‌ها بوده و محیطی را فراهم می‌آورد که برای رشد و بلوغ منظم اووسیت و سلول‌های اطراف آن ضروری است (Richards et al., 1987).
در حضور FSH، استروژن تبدیل به ماده‌ی غالب در مایع فولیکولی می‌شود. برعکس، در غیاب FSH، غلبه با آندروژن‌هاست. به‌طور طبیعی، LH تا اواسط چرخه در مایع فولیکولی وجود ندارد. چنانچه سطح LH پیش از موعد در پلاسما و مایع انترال افزایش یابد، فعالیت میتوزی سلول‌های گرانولوزا کاهش یافته، تغییرات دژنراتیو به وقوع پیوسته و سطح آندروژن‌ها در داخل فولیکول افزایش می‌یابد. به این ترتیب، غلبه FSH و استروژن برای برقرار ماندن جمعیت سلول‌های گرانولوزا و ادامه‌ی رشد فولیکول ضروری است. آن دسته از فولیکول‌های انترال که دارای بالاترین میزان تکثیر سلول‌های گرانولوزا هستند، دارای بالاترین غلظت‌های استروژن و پایین‌ترین نسبت‌های آندروژن به استروژن هستند. احتمال این که این دسته از فولیکول‌ها میزبان یک اووسیت سالم باشند، بیش‌تر است. محیط آندروژنی، تکثیر سلول‌های گرانولوزا (در اثر القای استروژن) را آنتاگونیزه می‌کند و چنانچه این محیط، پایدار بماند تغییرات دژنراتیو در اووسیت شروع خواهد شد (Xia et al., 1992).
غلظت استروئیدهای موجود در مایع فولیکولی هزاران برابر پلاسما می‌باشد؛ این مسئله نشان‌دهنده‌ی ظرفیت عملکردی سلول‌های گرانولوزا و تکای پیرامون اووسیت است. سنتز هورمون‌های استروئیدی در داخل فولیکول، به لحاظ عملکردی در دو بخش جداگانه صورت می‌گیرد که اصطلاحاً سیستم دو سلولی نامیده می‌شود (Wildt et al., 1981).
انتخاب فولیکول غالب
تبدیل موفقیت‌آمیز به یک فولیکول غالب توسط استروژن، نشانگر انتخاب فولیکولی است که قرار است در تخمک‌گذاری شرکت کند. به جز موارد نادر، تنها یک فولیکول به مرحله‌ی تخمک‌گذاری می‌رسد. فرایند انتخاب فولیکول تا اندازه‌ی زیادی مرهون دو عملکرد استروژن است: 1) تعامل موضعی بین استروژن و FSH در داخل فولیکول؛ و 2) تأثیر استروژن بر روی ترشح FSH از هیپوفیز. در حالی که استروژن یک اثر مثبت را بر روی فعالیت FSH در داخل فولیکول در حال بلوغ اعمال می‌کند، ارتباط پس‌خوراند منفی آن با FSH در سطح هیپوتالاموس – هیپوفیز باعث برداشته شدن چتر حمایتی گنادوتروپین‌ها از روی سایر فولیکول‌های کم‌تر تکامل یافته می‌شود (Mortola et al., 1992). افت سطح FSH باعث کاهش فعالیت آروماتازی وابسته به FSH می‌شود. این امر باعث محدودشدن تولید استروژن در فولیکول‌هایی می‌شود که رشد کم‌تری کرده‌اند. حتی اگر فولیکول‌های کوچکتر، یک محیط استروژنی را نیز ایجاد کنند، افت سطح FSH باعث مختل شدن تکثیر و عملکرد سلول‌های گرانولوزا شده و موجب تبدیل محیط استروژنی به محیط آندروژنی می‌گردد. به این ترتیب افت سطح FSH باعث القای آترزی برگشت‌ناپذیر فولیکول می‌شود. در واقع نخستین اتفاق در فرایند آترزی، کاهش تعداد گیرنده‌های FSH در لایه گرانولوزا می‌باشد (Xiao et al., 1992).
از دست رفتن اووسیت‌ها (و فولیکول‌ها) طی فرایند آترزی، حاصل تغییر در بسیاری از فاکتورهاست. قطعاً تحریک و محرومیت از گنادوتروپین‌ها در این قضیه نقش مهمی دارد، اما استروئیدهای تخمدانی و فاکتورهای اتوکرین – پاراکرین نیز در این فرایند دخالت دارند. پیامد این تغییرات نامطلوب، آترزی است که طی فرایندی به نام آپوپتوز به وقوع می‌پیوندد. نخستین علامت آترزی، تغییر در mRNAهای مورد نیاز برای ساخت پروتئین‌های سلولی حفظ‌کننده‌ی یک‌پارچگی فولیکول است. این نوع مرگ طبیعی، فرایندی فیزیولوژیک بوده و با مرگ پاتولوژیک سلول‌ها طی نکروز فرق دارد. به محض آن که سلول‌ها وارد فرایند آپوپتوز شدند، پاسخ آن‌ها به FSH توسط فاکتورهای رشد موضعی تغییر می‌کند. TNF (که توسط سلول‌های گرانولوزا تولید می‌شود) به جز در فولیکول غالب، مانع از تحریک ترشح استرادیول توسط FSH می‌شود. بین بیان TNF و تحریک سلول‌های گرانولوزا توسط گنادوتروپین‌ها، یک ارتباط معکوس وجود دارد. به این ترتیب، به موازات آن که فولیکول موفق (غالب) پاسخ خود را به گنادوتروپین‌ها افزایش می‌دهد، تولید TNF وسط آن کاهش می‌یابد. در فولیکول‌هایی که نمی‌توانند به گنادوتروپین‌ها پاسخ دهند، تولید TNF افزایش می‌یابد؛ این امر، مرگ آن‌ها را تسریع می‌کند (Mason et al., 1985؛ Kaiser et al., 1992).
در روز پنجم چرخه‌ی قاعدگی می‌توان نوعی عدم تقارن را در سطح استروژن خون وریدی خارج شده از تخمدان‌ها (که بیانگر عدم تقارن در تولید استروژن توسط تخمدان است) مشاهده نمود. این امر نشان‌دهنده‌ی ظهور فولیکول غالب است. روز 5 چرخه، متناظر با افت تدریجی سطح FSH در اواسط فاز فولیکولار است. این عدم تقارن پیش از افزایش قطری که نشانه‌ی ظهور فیزیکی فولیکول غالب است مشاهده می‌شود. این زمان، دوره‌ای حیاتی در چرخه است. چنانچه استروژن اگزوژن حتی پس از انتخاب فولیکول غالب تجویز شود، رشد و نمو فولیکول (قبل از تخمک‌گذاری) متوقف شده و فولیکول به دنبال کاهش سطح FSH به زیر سطح نگهدارنده، دچار آترزی می‌گردد. از آنجایی که فولیکول‌های کوچکتر وارد فرایند آترزی شده‌اند، از دست رفتن فولیکول غالب طی این دوره‌ی زمانی، مستلزم شروعی دوباره و فراخوانی دسته‌ای دیگر از فولیکول‌های پیش انترال است (Rivier et al., 1986).
پس‌خوراند منفی استروژن بر روی FSH، رشد تمام فولیکول‌ها را به جز فولیکول غالب مهار می‌کند. فولیکول انتخاب شده همچنان وابسته به FSH در پلاسما، رشد خود را پیش از تخمک‌گذاری کامل کند. به این ترتیب، فولیکول غالب باید از پیامدهای سرکوب FSH (که حاصل تولید رو به افزایش استروژن توسط خود فولیکول است) بگریزد. فولیکول غالب دارای دو مزیت قابل توجه است: 1) شمار بیش‌تر گیرنده‌های FSH (که در پی تکثیر سلول‌های گرانولوزا که با سرعتی بیش از سایر فولیکول‌ها تکثیر می‌شوند، حاصل می‌شود؛ و 2) تقویت فعالیت FSH (به دلیل غلظت بالای استروژن داخل فولیکولی که از پیامدهای مولکول‌های اتوکرین – پاراکرین موضعی است). به این ترتیب فولیکول غالب نسبت به FSH حساس‌تر است، و تا هنگامی که حداقل طول مدت تماس با FSH، از ابتدا فراهم باشد، تکامل فولیکول غالب ادامه می‌یابد. به این ترتیب عامل محرک آروماتیزاسیون (FSH) می‌تواند حفظ شود، حال آن که در همین زمان، FSH از سایر فولیکول‌هایی که کم‌تر تکامل یافته‌اند دریغ می‌شود. بدین سان به موازات افزایش سطح استروژن، موج آترزی در میان فولیکول‌های کوچک‌تر مشاهده می‌گردد (Buckler et al., 1989).
ایجاد جمعیت بزرگ‌تری از سلول‌های گرانولوزا با رشد بیش‌تر عروق لایه‌ی تکا همراه است. در حوالی روز نهم چرخه، ساختار عروقی لایه‌ی تکای فولیکول غالب، دو برابر سایر فولیکول‌های انترال است. بدین وسیله این امکان فراهم می‌شود که گنادوتروپین‌ها به طور ترجیحی به فولیکول غالب تحویل شوند. به این ترتیب فولیکول غالب پاسخ‌دهی به FSH را حفظ کرده و علی‌رغم کاهش سطح گنادوتروپین‌ها، به رشد و فعالیت خود ادامه می‌دهد (Filicori et al., 1986؛ Magoffin, 1991).
به منظور پاسخ به صعود هورمون‌ها در هنگام تخمک‌گذاری و تبدیل موفقیت‌آمیز به جسم زرد، سلول‌های گرانولوزا باید دارای گیرنده‌های LH باشند. FSH، تشکیل گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های انترال بزرگ را القا می‌نماید. در این جا نیز استروژن و پپتیدهای اتوکرین – پاراکرین موضعی (در نخستی‌ها) به عنوان هماهنگ ‌کننده‌های اصلی عمل می‌کنند. با افزایش غلظت استروژن در داخل فولیکول، FSH کانون اثر خود را از تنظیم افزایش گیرنده خود به تولید گیرنده‌های LH تغییر می‌دهد. قابلیت تداوم پاسخ‌دهی علی‌رغم کاهش سطح FSH و همچنین وجود محیطی با غلظت بالای استروژن موضعی در فولیکول غالب، شرایط بهینه را برای تولید گیرنده‌های LH فراهم می‌آورد. LH می‌تواند تولید گیرنده‌های خود را در سلول‌های گرانولوزای تحریک‌شده توسط FSH القا نماید، اما مکانیسم اصلی شامل تحریک توسط FSH و تقویت به‌وسیله استروژن است. نقش استروژن فراتر از سینرژیسم و تقویت اثر FSH است؛ وجود استروژن الزامی است (Evans et al., 1992).
فولیکول پیش تخمک‌گذاری
سلول‌های گرانولوزای فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری بزرگ‌شده و دارای انکولوزیون‌های لیپیدی می‌شوند، حال آن که لایه تکا واکوئله شده و دارای عروق زیادی می‌شود؛ این وضعیت به فولیکول پیش تخمک‌گذاری، یک نمای پرخون می‌دهد. اووسیت وارد فرایند میوز شده و به پایان تقسیم کاهشی (Reduction division) خود نزدیک می‌شود. با نزدیک شدن به زمان بلوغ، فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری مقادیر بیش‌تری استروژن تولید می‌کند. در اواخر فاز فولیکولار، سطح استروژن ابتدا به آهستگی بالا می‌رود، سپس این افزایش شتاب گرفته و سطح استروژن حدود 24 تا 36 ساعت پیش از تخمک‌گذاری به اوج می‌رسد. فوران LH هنگامی آغاز می‌گردد که سطح استرادیول به بالاترین میزان خود برسد. فوران LH ضمن آن‌که فولیکول انتخاب شده را برای تخمک‌گذاری تحریک می‌کند، سرنوشت فولیکول‌های باقی‌مانده را نیز تعیین می‌کند. در فولیکول‌های باقی‌مانده (که دارای سطح پایین‌تری از استروژن و FSH هستند)، LH باعث غلبه بیش از پیش آندروژن می‌شود (Zelinski- Wooten et al., 1993).
LH از طریق گیرنده‌های خود، لوتئینیزه شدن سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب را تحریک می‌کند؛ این فرایند به تولید پروژسترون منجر می‌شود. گیرنده LH به محض تولید، ادامه‌ی رشد سلول‌ها را مهار کرده و انرژی سلول ‌را معطوف به استروئیدوژنز می‌کند (IGF این فعالیت را تقویت می‌کند). در حوالی روز 10 چرخه، می‌توان افزایش سطح پروژسترون را در خون وریدی خارج شده از تخمدان حاوی فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری مشاهده نمود. این افزایش اندک اما پراهمیت، از نظر فیزیولوژیک در تولید پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری اهمیت بسیار زیادی دارد. پیش از این زمان، سطح خونی پروژسترون حاصل تولید پروژسترون توسط غده‌ی آدرنال است. در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری، گیرنده‌های پروژسترون به تدریج بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب پدیدار می‌شوند. از گذشته این عقیده وجود داشته است که گیرنده‌های پروژسترون در پاسخ به استروژن و از طریق یک مکانیسم وابسته به گیرنده‌ی استروژن بیان می‌شوند؛ اما این‌گونه نیست. طی مطالعه‌ی میمون‌ها، شواهدی قوی به دست آمده‌اند که نشان می‌دهند LH، بیان گیرنده‌های پروژسترون را در سلول‌های گرانولوزا تحریک می‌کند. نتایج بررسی‌های آزمایشگاهی سلول‌های انسانی نشان می‌دهند که سطح پروژسترون و بیان گیرنده‌های پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری مستقیماً میتوز را در سلول‌های گرانولوزا مهار می‌کند. احتمالاً علت آن که تکثیر سلول‌های گرانولوزا به محض پیدایش گیرنده‌های LH بر روی این سلول‌ها دچار محدودیت می‌شود، همین مسئله است (Zelinski-Wooten et al., 1994).
پروژسترون، پاسخ پس‌خوراندی مثبت به استروژن را طی دو الگوی وابسته به زمان و وابسته به دوز، تحت تاثیر قرار می‌دهد. چنانچه پروژسترون زمانی تجویز شود که استروژن کافی فراهم باشد، می‌تواند با اثر مستقیم بر روی هیپوفیز باعث تسهیل پاسخ پس‌خوراندی مثبت به استروژن شود. اگر سطح استرادیول از حد آستانه پایین‌تر باشد، پروژسترون می‌تواند مشخصاً باعث صعود سطح LH شود. به این ترتیب با تجویز پروژستین در زنانی که دچار آمنوره و عدم تخمک‌گذاری هستند، گاه در کمال تعجب تخمک‌گذاری شروع می‌شود. چنانچه پروژسترون پیش از محرک استروژنی یا در دوزهای بالا (که منجر به ایجاد سطوح خونی بالای 2 نانوگرم در میلی‌لیتر شود) تجویز گردد، فوران LH در اواسط چرخه مهار می‌شود (Pellicer et al., 1991).
سطوح نسبتاً پایین پروژسترون که از فولیکول در حال رسیدن سرچشمه می‌گیرد، در هماهنگ‌سازی دقیق فوران هورمون‌ها در اواسط چرخه نقش دارد. پروژسترون علاوه بر این که دارای اثر تسهیل‌کنندگی بر روی LH است، در اواسط چرخه نقش مهمی در فوران FSH دارد. این اثر پروژسترون را می‌توان به عنوان گامی دیگر برای اطمینان از تکمیل اثر FSH بر روی فولیکول دانست (به‌ویژه اطمینان از این که مجموعه‌ای کامل از گیرنده‌های LH در لایه گرانولوزا وجود داشته باشد). در برخی شرایط آزمایشگاهی، افزایش سطح استرادیول می‌تواند به تنهایی باعث فوران همزمان FSH و LH شود؛ این یافته نشان می‌دهند که پروژسترون به طور قطع، اثر استرادیول را تقویت می‌کند، اما ممکن است وجود آن ضروری نباشد. با این حال، متوقف ساختن سنتز پروژسترون در اواسط چرخه یا مهار عملکرد آن در میمون‌ها باعث مختل شدن فرایند تخمک‌گذاری و لوتئیتزاسیون می‌شود. استروژن و پروژسترون برای ایجاد این اثرات، نیازمند وجود و عملکرد مداوم GnRH هستند (Hild-Pelito et al., 1988).
سطح پلاسمای 17- α هیدروکسی پروژسترون در دوره‌ی پیش از تخمک‌گذاری افزایش می‌یابد. به نظر نمی‌رسد که این استروئید در تنظیم چرخه نقش داشته باشد. وجود این ماده در خون صرفاً حاصل ترشح آن به عنوان یک ترکیب حد واسط است. افزایش سطح آندروژن‌ها در این مرحله از چرخه می‌تواند با دو هدف صورت گیرد: 1) نقش موضعی آندروژن‌ها در تخمدان جهت تقویت فرایند آترزی، و 2) ایجاد اثر سیستمیک برای افزایش میل جنسی. آندروژن‌های داخل تخمدانی باعث تسریع مرگ سلول‌های گرانولوزا و آترزی فولیکول‌ها می‌شوند. مکانیسم اختصاصی این اثر نامشخص است. با این حال می‌توان آن را حاصل مهار اثر استروژن و فاکتورهای اتوکرین ـ پاراکرین در تقویت اثر FSH دانست. به این ترتیب، آندروژن‌ها ممکن است برای حصول اطمینان از آن که تنها یک فولیکول غالب به نقطه‌ی تخمک‌گذاری می‌رسد، نقشی تنظیمی را برعهده داشته باشند (Hernandez et al., 1990).
میل جنسی را می‌توان با تجویز آندروژن‌ها تحریک نمود. چنانچه افزایش سطح آندروژن‌ها در اواسط چرخه، محرک میل جنسی باشد، آن گاه بایستی همزمان با این افزایش، فعالیت جنسی فرد نیز افزایش یابد. مطالعات اولیه نتوانستند این الگو را نشان دهند، زیرا در این مطالعات، عمدتاً مردان آغازگر فعالیت جنسی بودند. چنانچه تنها رفتارهای جنسی آغاز شده توسط زنان مورد مطالعه قرار گیرد، می‌توان افزایش فعالیت جنسی زنان را در طول فاز تخمک‌گذاری چرخه‌ی قاعدگی مشاهده نمود. گزارش شده است که فعالیت جنسی زوج‌ها در زمان تخمک‌گذاری افزایش می‌یابد. به این ترتیب افزایش سطح آندروژن‌ها در اواسط چرخه می‌تواند باعث افزایش فعالیت جنسی در زمانی شود که بیش‌ترین احتمال حاملگی وجود دارد (Hernandez et al., 1990).
تخمک‌گذاری
فولیکول پیش‌تخمک‌گذاری از طریق تولید استرادیول، تخمک‌گذاری خود را تحریک می‌کند. زمان‌بندی چرخه‌ها (حتی در یک فرد خاص) از تنوع قابل توجهی برخوردار است. طبق یک برآورد دقیق و مستدل، می‌توان گفت که تخمک‌گذاری 12-10 ساعت پس از فوران LH و 36-34 ساعت پس از فوران استرادیول روی می‌دهد. به نظر می‌رسد که شروع فوران LH، قابل اعتماد‌ترین شاخص برای پیش‌بینی زمان تخمک‌گذاری است؛ سطح LH، 36-24 ساعت پیش از پاره شدن فولیکول شروع به افزایش می‌کند. به منظور تکمیل بلوغ اووسیت، غلظت LH باید به مدت 72-14 ساعت در یک حد آستانه حفظ شود. فوران LH معمولا 50-48 ساعت طول می‌کشد. به دلیل لزوم رعایت دقیق زمان‌بندی در برنامه‌های لقاح آزمایشگاهی (IVF)، داده‌های جالبی در اختیار محققان قرار گرفته است. معمولاً فوران LH در حوالی ساعت 3 صبح مشاهده می‌شود؛ در دو سوم از زنان، فوران LH در حد فاصل نیمه شب تا 8 صبح شروع می‌شود. در فصل بهار تخمک‌گذاری عمدتاً در صبح و در فصول پاییز و زمستان عمدتاً در عصر روی می‌دهد. در نیمکره‌ی شمالی، در ماه‌های ژوئیه تا فوریه (اواسط تیر تا اواسط بهمن)، حدود 90 درصد از زنان بین ساعت 4 تا 7 بعد از ظهر تخمک‌گذاری می‌کنند؛ در فصل بهار 50 درصد از زنان در حد فاصل نیمه شب تا 11 صبح تخمک‌گذاری می‌نمایند (Zelinski-Wooten et al., 1994).
اکثر مطالعات نشان داده‌اند که وقوع تخمک‌گذاری در تخمدان راست بیش از تخمدان چپ است (55 درصد در مقابل 45 درصد) و همچنین قابلیت باروری اووسیت‌های نشأت گرفته از تخمدان راست بالاتر است. این که تخمک‌گذاری در تخمدان راست انجام شود یا تخمدان چپ، ویژگی‌های چرخه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. چرخه‌هایی که فازهای فولیکولار کوتاهی دارند معمولا با تخمک‌گذاری دگرسو (Contraleteral) همراه هستند، اما در چرخه‌هایی که فاز فولیکولار بلندی دارند، تخمک‌گذاری به صورت تصادفی انجام می‌شود. تناوب تخمک‌گذاری در بین دو تخمدان عمدتاً در زنان جوان دیده می‌شود، اما پس از 30 سالگی، تخمک‌گذاری بیش‌تر در تخمدان یک سمت انجام می‌شود؛ با این حال در سراسر سال‌های باروری یک زن، میزان تخمک‌گذاری در تخمدان راست بالاتر است. احتمال بارداری در تخمک‌گذاری‌های دگرسو بیش‌تر از تخمک‌گذاری‌های یک سویه (Ipsilateral) است. احتمال تخمک‌گذاری یک سویه با افزایش سن و کاهش قدرت باروری افزایش می‌یابد (Yoshimura et al., 1987).
فوران گنادوتروپین‌ها باعث تحریک مجموعه وقایع زیادی می‌گردد که حاصل آن‌ها نهایتاً تخمک‌گذاری (آزاد شدن اووسیت‌ و توده‌ای از سلول‌های گرانولوزای اطراف آن) است. فوران LH باعث از سرگیری میوز در اووسیت می‌شود (تا زمانی که اسپرم وارد تخمک نشده و جسم قطبی دوم آزاد نشده باشد، میوز کامل نمی‌شود). افزایش سطح LH موجب آغاز لوتئینیزه شدن سلول‌های گرانولوزا و تولید پروژسترون، افزایش اندازه‌ی توده‌ی سلولی اطراف اووسیت و سنتز پروستاگلاندین‌ها و سایر ایکوزانوئیدهای لازم برای پاره شدن فولیکول نیز می‌شود. فاکتورهای موضعی از بلوغ و لوتئینیزاسیون پیش از موعد اووسیت جلوگیری می‌کنند. درست پیش از تخمک‌گذاری سطح AMP حلقوی در داخل فولیکول افزایش می‌یابد؛ این افزایش در اثر القای LH روی می‌دهد. سلول‌های کومولوس اووفروس با سایر سلول‌های گرانولوزا تفاوت دارند؛ این سلول‌ها فاقد گیرنده‌ی LH بوده و پروژسترون تولید نمی‌کنند؛ اووسیت بیان گیرنده‌های LH را (که حاصل تحریک FSH است) در سلول‌های گرانولوزای مجاور مهار می‌کند. اووسیت سلول‌های کومولوس را قادر می‌سازد تا درست پیش از تخمک‌گذاری به تغییرات بیوشیمیایی و فیزیکی ناشی از گنادوتروپین‌ها پاسخ دهند. احتمالاً آن دسته از فاکتورهای موضعی که از بلوغ اووسیت نارس و لوتئینیزاسیون جلوگیری می‌کنند، تحت کنترل اووسیت هستند. یکی از مدیاتورهای این سیستم کنترلی، اکسید نیتریک است. اکسید نیتریک باعث حفظ پیوندگاه‌های شکاف‌دار می‌گردد. اکسید نیتریک در مقابل از سرگیری فرایند میوز در اووسیت و تخریب شبکه‌ی پیوندگاه‌های شکاف‌دار مقاومت می‌کند؛ این مقاومت تا آنجا ادامه دارد که افزایش شدید سطح LH بر آن غلبه کرده و ارتباط بین اووسیت و سلول‌های فولیکولار را از بین ببرد (Couzinet et al., 1992).
با فوران LH، سطح پروژسترون موجود در فولیکول تا زمان تخمک‌گذاری به افزایش خود ادامه می‌دهد. افزایش پیش‌رونده سطح پروژسترون ممکن است در پایان دادن به اوج LH نقش داشته باشد؛ پروژسترون در غلظت‌های بالا ممکن ست یک اثر پس‌خوراندی منفی را اعمال نماید. پروژسترون علاوه بر اثرات مرکزی خود، قابلیت اتساع جدار فولیکول را نیز افزایش می‌دهد. تغییر در ویژگی‌های الاستیک جدار فولیکولی برای توجیه افزایش سریع حجم مایع فولیکولی، که درست پیش از تخمک‌گذاری روی می‌دهد، ضروری است. این افزایش حجم، تغییر قابل توجهی در فشار داخل فولیکول نمی‌دهد. آزاد شدن تخمک با تغییرات دژنراتیو کلاژن در جدار فولیکول همراه است؛ به این ترتیب جدار فولیکول درست پیش از تخمک‌گذاری نازک و کشیده می‌شود. FSH و LH و پروژسترون فعالیت آنزیم‌های پروتئولیتیک را تحریک می‌کنند. این امر باعث هضم کلاژن موجود در جدار فولیکول و افزایش اتساع‌پذیری آن می‌شود. اوج گرفتن سطح گنادوتروپین‌ها باعث رها شدن هیستامین نیز می‌شود. در برخی مدل‌های آزمایشگاهی، هیستامین به تنهایی می‌تواند تخمک‌گذاری را القا نماید (Hibbert et al., 1996).
فاز لوتئال
پیش از پاره شدن فولیکول و آزاد شدن تخمک، اندازه‌ی سلول‌های گرانولوزا شروع به افزایش می‌کند و این سلول‌ها یک نمای واکوئله‌ی خاص را به خود می‌گیرند که همراه با تجمع یک رنگ‌دانه‌ی زرد به نام لوتئین در آن‌هاست. نام جسم زرد و فرایند لوتئینیزاسیون از اسم این رنگدانه مشتق شده است. طی سه روز نخست پس از تخمک‌گذاری، سلول‌های گرانولوزا به بزرگ شدن ادامه می‌دهند. به علاوه ممکن است سلول‌های لوتئینی تکا از استروما و تکای اطراف تمایز یافته و تبدیل به جزئی از جسم زرد شوند. تجزیه‌ی لامینای قاعده‌ای و واسکولایزه شدن و لوتئینیزاسیون سریع، تعیین منشأ برخی سلول‌ها را دشوار می‌سازد. پس از توقف افزایش LH، نفود مویرگ‌ها به لایه‌ی گرانولوزا شروع می‌شود. مویرگ‌ها به حفره‌ی مرکزی رسیده و اغلب آن را پر از خون می‌کنند. یکی از ویژگی‌های مهم فرایند لوتئینیزاسیون، آنژیوژنز است (Brännström et al., 1997).
در روز 8 یا 9 پس از تخمک‌گذاری، واسکولاریزاسیون به حداکثر می‌رسد؛ این امر با به حداکثر رسیدن سطح خونی استرادیول و پروژسترون همراه است. جسم زرد دارای یکی از بالاترین نسبت‌های جریان خون به جرم واحد در بدن است. گاه رشد عروق منجر به خونریزی‌های توقف‌ناپذیر و اعمال جراحی حاد اورژانس می‌شود؛ این اتفاق در هر زمانی از فاز لوتئال ممکن است روی دهد. در زنانی که تحت درمان با عوامل ضد انعقاد قرار دارند، این یک خطر بالینی قابل توجه است؛ این افراد باید داروهای جلوگیری‌کننده از تخمک‌گذاری دریافت کنند. فعالیت لوتئال طبیعی، مستلزم رشد مناسب فولیکول در پیش از تخمک‌گذاری است. سرکوب FSH در طول فاز فولیکولار باعث کاهش سطح استرادیول در پیش از تخمک‌گذاری می‌شود. سرکوب FSH همچنین باعث کاهش تولید پروژسترون در اواسط فاز لوتئال و کاهش توده‌ی سلول‌های لوتئال می‌گردد (Caraty et al., 1995).
شواهد آزمایشگاهی از این عقیده حمایت می‌کنند که تجمع گیرنده‌های LH در فاز فولیکولار تعیین‌کننده‌ی میزان لوتئینیزاسیون و ظرفیت عملکردی جسم زرد در آینده است. تبدیل موفقیت‌آمیز گرانولوزای بدون رگ فاز فولیکولار به بافت لوتئال واسکولاریزه نیز حائز اهمیت است. از آن جایی که تولید استروئیدها به انتقال کلسترول توسط LDL وابسته است، رگ‌دار شدن لایه گرانولوزا برای فراهم کردن زمینه جهت رسیدن LDL-کلسترول به سلول‌های لوتئال ضروری است؛ به این ترتیب سوبسترای کافی جهت تولید پروژسترون فراهم می‌شود. یکی از وظایف مهم LH، تنظیم اتصال به گیرنده‌ی LDL، فرایند وارد شدن این گیرنده به درون سلول و پردازش پساگیرنده‌ای (Postreceptor processing) است؛ طی مراحل اولیه لوتئینیزاسیون و در پاسخ به افزایش سطح LH در اواسط چرخه، بیان گیرنده LDL در سلول‌های گرانولوزا القا می‌شود. از طریق این مکانیسم، کلسترول در اختیار میتوکندری قرار می‌گیرد تا به عنوان واحد ساختمانی پایه‌ای در استروئیدوژنز مورد استفاده قرار گیرد (Smith et al., 1985).
طول عمر و فعالیت استروئیدوژنیک جسم زرد به تداوم ترشح LH وابسته است. بررسی زنانی که هیپوفیز آن‌ها برداشته شده است نشان می‌دهد که عملکرد نرمال جسم زرد مستلزم وجود دائمی مقادیر اندکی از LH است. تجویز آگونیست‌ها یا آنتاگونیست‌های GnRH یا قطع GnRH در زمانی که تخمک‌گذاری از طریق تجویز GnRH ضربانی القا شده است باعث لوتئولیز فوری می‌شود؛ این یافته مؤید وابستگی جسم زرد به LH است. شواهدی وجود ندارد که نشان دهد سایر هورمون‌های لوتئوتروپیک (مانند پرولاکتین) نقشی را در چرخه‌ی قاعدگی نخستی‌ها ایفا می‌کنند. جسم زرد، هموژن نیست. به جز سلول‌های لوتئال، جسم زرد واجد سلول‌های اندوتلیال، لکوسیت‌ها و فیبروبلاست‌ها نیز می‌باشد. بخش اعظم جسم زرد را سلول‌های غیر استروئید ساز تشکیل می‌دهد (حدود 70 درصد از کل سلول‌ها). سلول‌های ایمنی لکوسیتی، سیتوکین‌های مختلفی را تولید می‌کنند (از جمله اینترلوکین-1β و α-TNF). انواع زیادی از لکوسیت‌ها در جسم زرد حضور دارند که منبعی غنی از آنزیم‌های سیتولیتیک، پروستاگلاندین‌ها و فاکتورهای رشد دخیل در آنژیوژنز، استروئیدوژنز و لوتئولیز را تشکیل می‌دهند (Lei et al., 1991).
جسم زرد یکی از بهترین نمونه‌های ارتباط و تعامل در زیست‌شناسی است. به عنوان مثال سلول‌های استروئید ساز فاکتورهای مؤثر بر آنژیوژنز را تولید می‌نمایند. عملکرد هماهنگ این سیستم، با میزان پیچیدگی آن نسبت عکس دارد. سلول‌های اندوتلیال حدود 35 درصد از سلول‌های یک جسم زرد بالغ را تشکیل می‌دهند. همانند سایر نقاط بدن، در این جا نیز سلول‌های اندوتلیال در واکنش‌های ایمنی و فعالیت‌های اندوکرین شرکت می‌کنند. سلول‌های اندوتلیال منبعی از اندوتلین-1 هستند؛ این ماده در پاسخ به تغییرات جریان خون، فشار خون و فشار اکسیژن بیان می‌شود. به طور طبیعی سطح پروژسترون پس از تخمک‌گذاری به سرعت افزایش می‌یابد. سطح پروژسترون تقریبا 8 روز پس از فوران LH به حداکثر می‌رسد. در طول فاز لوتئال، رشد فولیکول‌های جدید از طریق کاهش سطح گنادوتروپین‌ها (که ناشی از پس‌خوراند منفی استروژن، پروژسترون و اینهیبین –A است) بیش از پیش مهار می‌شود. با پدیدار شدن گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزای فولیکول غالب و متعاقباً نمو فولیکول و تبدیل آن به جسم زرد، بیان اینهیبین تحت کنترل LH در می‌آید و به جای اینهیبین –B، اینهیبین –A بیان می‌شود. سطح خونی اینهیبین –A در اواخر فاز فولیکولار رو به افزایش و در اواسط فاز لوتئال به حداکثر می‌رسد. به این ترتیب، اینهیبین –A در سرکوب FSH و به حداقل رساندن سطح آن در فاز فولیکولار نقش دارد. در طول فاز لوتئال، موجی از رشد فولیکول‌های کوچک مشاهده می‌شود؛ این پدیده احتمالاً در پاسخ به فوران FSH در اواسط چرخه بروز می‌کند؛ با این حال، سرکوب FSH در فاز لوتئال ضامن این است که یک فولیکول بزرگ و بالغ ظاهر نشود (Shikone et al., 1996).
ترشح پروژسترون و استرادیول در طول فاز لوتئال اپیزودیک است؛ تغییرات مشاهده شده، ارتباط نزدیکی با پالس‌های LH دارند. به دلیل این ترشح اپیزودیک، طی فازهای لوتئال کاملاً نرمال، سطح پروژسترون در اواسط فاز لوتئال نسبتا پایین است؛ برخی‌ها به غلط تصور می‌کنند که این پایین بودن سطح پروژسترون، نشانگر آن است که فاز لوتئال کافی نمی‌باشد. جسم زرد نخستی‌ها از این لحاظ منحصر به فرد است که استروژن تولید می‌کند؛ با این حال برخلاف فاز فولیکولار، تولید استروژن در فاز لوتئال وابسته به LH است. در داخل جسم زرد، پروژسترون به صورت موضعی عمل نموده و باعث تقویت لوتئینیزاسیون سلول‌های گرانولوزا می‌شود (فرایند لوتئینیزاسیون توسط LH القا می‌شود)، همچنین پروژسترون آپوپتوز را مهار نموده و سنتز خود را (که وابسته به LH است) پشتیبانی می‌کند (Zeleznik and Little-Ihrig, 1990).
در یک چرخه‌ی نرمال، بازه‌ی زمانی بین اوج سطح LH در اواسط چرخه تا قاعدگی به طور ثابت حدود 14 روز است. در عمل، طول 11 تا 17 روزه برای فاز لوتئال، نرمال تلقی می‌شود. در 6-5 درصد از افراد، طول فازهای لوتئال کوتاه است. می‌دانیم که تنوع زیاد طول چرخه در بین زنان مختلف ناشی از تفاوت تعداد روزهای لازم برای رشد و بلوغ فولیکول‌ها در فاز فولیکولار است. فاز لوتئال را نمی‌توان حتی از طریق افزایش پیش‌رونده دز LH به طور نامحدود ادامه داد. این مسئله نشان می‌دهد که از بین رفتن جسم زرد، ناشی از یک مکانیسم لوتئولیتیک فعال است (Retamales et al., 1994).
11-9 روز پس از تخمک‌گذاری، جسم زرد به سرعت دچار دژنراسیون می‌شود؛ مکانیسم دژنراسیون جسم زرد هنوز مشخص نیست. در برخی پستانداران غیر نخستی، یک فاکتور لوتئولیتیک که در رحم تولید شده و توسط استروژن تحریک می‌شود (پروستاگلاندین F2α)، طول عمر جسم زرد را تنظیم می‌کند. هیچ فاکتور لوتئولیتیکی به طور قطعی در چرخه‌ی قاعدگی نخستی‌ها شناسایی نشده است. برداشت رحم در نخستی‌ها، چرخه‌ی تخمدانی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. پس‌رفت مورفولوژیک سلول‌های لوتئال ممکن است در اثر تحریک استرادیول تولید شده توسط جسم زرد روی دهد. افزایش پیش از موعد سطح خونی استرادیول در اوایل فاز لوتئال باعث افت سریع غلظت پروژسترون می‌شود. تزریق مستقیم استرادیول به درون تخمدان حاوی جسم زرد باعث القای لوتئولیز می‌شود، حال آن که تزریق استرادیول به درون تخمدان سمت مقابل هیچ اثری ندارد. این اثر استروژن ممکن است با واسطه‌ی اکسید نیتریک اعمال شود. اکسید نیتریک باعث تحریک تولید پروستاگلاندین در جسم زرد شده و از تولید پروژسترون می‌کاهد. در جسم زرد انسان، اکسید نیتریک و hCG اثرات متضادی دارند؛ اکسید نیتریک باعث آپوپتوز سلول‌های لوتئال می‌شود. با این حال سیگنال نهایی لوتئولیز، پروستاگلاندین F2α است. پروستاگلاندین F2α در داخل تخمدان تولید می‌شود. تولید این ماده در پاسخ به استروژن لوتئالی صورت می‌گیرد که به طور موضعی سنتز شده است (Sanders et al., 1996).
مطالعات ژنومی، این روابط را تایید می‌کنند؛ در این مطالعات اثر F2α و hCG بر روی بیان ژن مورد بررسی قرار می‌گیرد. در اوایل فاز لوتئال نخستی‌ها، به طور غالب پروستاگلاندین لوتئوتروپیک (PGE2) در داخل جسم زرد سنتز می‌شود؛ در اواخر فاز لوتئال، سنتز پروستاگلاندین در داخل جسم زرد به سمت PGF2α شیفت پیدا می‌کند. استروژن تولید شده توسط جسم زرد دارای یک نقش احتمالی دیگر هست. با توجه به لزوم وجود استروژن برای سنتز گیرنده‌های پروژسترون در آندومتر، استروژن فاز لوتئال ممکن است پس از تخمک‌گذاری برای فراهم کردن امکان تغییرات وابسته به پروژسترون در آندومتر ضروری باشد. یکی از مکانیسم‌های احتمالی دیگر ناباروری یا سقط زودرس، کافی نبودن تعداد گیرنده‌های پروژسترون به علت عدم آماده‌سازی کافی آندومتر توسط استروژن است (شکل دیگری از نقص فاز لوتئال) (Sanders et al., 1996).
عدم تخمک‌گذاری
عدم تخمک‌‌گذاری بسیار شایع است و تظاهرات بالینی مختلفی دارد؛ از جمله آمنوره، خونریزی غیر عملکردی رحم (Dysfunctional uterine bleeding) و هیرسوتیسم. این اختلال، عواقب بالینی بالقوه وخیمی دارد که شامل نازایی و افزایش خطر ابتلا به هیپرپلازی آندومتر و نئوپلازی می‌شوند. در بسیاری از زنان فاقد تخمک‌گذاری، پاتوفیزیولوژی شامل مقاومت به انسولین می‌شود که خطر ابتلا به دیابت ملیتوس و بیماری قلبی ـ عروقی را افزایش می‌دهد. در برخی دیگر از این زنان، هیپوگنادیسم واضح، خطر ابتلا به اوستئوپروز زودرس را بالا می‌برد. تخمک‌گذاری طبیعی نیازمند هماهنگی در تمام سطوح محور هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ـ گنادی است و اختلال در هر یک از این سطوح می‌تواند مانع تخمک‌گذاری شود. مکانیسم‌های مختلفی که می‌توانند موجب عدم تخمک‌گذاری شوند از جمله سندرم تخمدان پلی‌کیستیک مورد بحث قرار می‌گیرد (Munster et al., 1992).
علل عدم تخمک‌گذاری
با تحلیل جسم زرد و نزدیک شدن خاتمه‌ی چرخه‌ی قاعدگی در انتهای فاز لوتئال، غلظت‌های سرمی استرادیول، پروژسترون و اینهیبین A به سطوح پایه کاهش پیدا می‌کنند و بدین ترتیب، محور هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی از اثرات تجمعی پس‌خوراند منفی آن‌ها رها می‌شود. در نتیجه‌ی این فرایند، تواتر ترشح GnRH افزایش می‌یابد و موجب افزایش ترشح هورمون FSH از هیپوفیز می‌شود. FSH گروه جدیدی از فولیکول‌های انترال کوچک را به خدمت می‌گیرد یا به بیان درست‌تر، گروهی از فولیکول‌ها را از مرگ برنامه‌ریزی شده توسط آپوپتوز نجات می‌دهد. در ابتدای مرحله‌ی فولیکولار، غلظت سرمی اینهیبین B که توسط فولیکول‌های انترال کوچک به خدمت گرفته شده ترشح می‌شود، به طور پیش‌رونده‌ای افزایش می‌یابد (Barnes and Lobo, 1985).
در اواسط مرحله‌ی فولیکولار، مکانیسم‌های اتوکرین و پاراکرین تخمدان و از جمله اکتیوین و عوامل رشد شبه انسولین، فعالیت آروماتاز تحریک شده توسط FSH را در سلول‌های گرانولوزا افزایش می‌دهند تا به ایجاد و حفظ فضای کوچک (microenvironment) استروژنی مورد نیاز برای حفظ رشد و نمو فولیکول‌ها کمک کنند. در حالی که استروژنیک بودن محیط اطراف فولیکول‌ها موجب رشد بیش‌تر فولیکول‌ها می‌شود، آندروژنیک بودن آن باعث آترزی می‌شود. با رسیدن غلظت سرمی اینهیبین B به حداکثر خود، سطح استرادیول و اینهیبین A که از سلول‌های گرانولوزای فولیکول‌های در حال رشد مشتق می‌شوند، به طور یکنواخت شروع به افزایش می‌کنند. دامنه‌ی ضربان هورمون لوتئینیزه‌کننده (LH) در پاسخ به اثرات مهار ترکیبی این هورمون‌ها، کاهش و تواتر ضربان‌ها، افزایش پیدا می‌کند (احتمالاً منعکس‌کننده‌ی الگوی هیپوتالاموسی ترشح GnRH است) و غلظت سرمی FSH و LH هر دو به آرامی پایین می‌آید. سطوح کاهش یافته FSH برای حمایت از ادامه‌ی رشد فولیکول انتخاب شده‌ی غالب، کافی هستند. این فولیکول، سلول‌های گرانولوزا و گیرنده‌های FSH بیش‌تر و ساختار ریز عروقی پیشرفته‌تری دارد. با این وجود، سطح FSH برای پشتیبانی از رشد و نمو فولیکول‌های کوچک‌تر کافی نیست (Barnes and Lobo, 1985).
در اواخر فاز فولیکولار، اینهیبین A و عوامل رشد شبه‌انسولینی موجب تولید آندروژن (تحریک شده توسط LH) در سلول‌های تکا می‌شوند که پیش ماده‌ای برای آروماتیزه شدن به استروژن در توده‌ی در حال تکثیر سلول‌های گرانولوزا در داخل فولیکول پیش از تخمک‌گذاری است. سپس FSH و استرادیول با هم ترکیب می‌شوند تا موجب القای بروز گیرنده‌های LH بر روی سلول‌های گرانولوزا گردند. این گیرنده‌ها وقتی فولیکول به بلوغ کامل می‌رسد، موجب لوتئینیزه شدن و تخمک‌گذاری می‌شوند. نهایتاً، سطح سرمی استرادیول مشتق شده از فولیکول پیش از تخمک‌گذاری، از غلظت آستانه‌ی لازم جهت اعمال اثرات مرکزی پس‌خوراند مثبت بیش‌تر می‌شود و عمدتاً بر هیپوفیز اثر می‌کند تا غلظت LH در میانه‌ی چرخه‌ی قاعدگی جهش پیدا کند. فوران LH، رسیدن فولیکولی را کامل می‌کند و موجب به راه افتادن آبشاری از وقایع می‌شود که نتیجه‌ی آن‌ها، رها شدن اووسیت و تشکیل جسم زرد است. اووسیت، اولین تقسیم میوزی را کامل می‌کند و ترشح موضعی فعال‌کننده‌ی پلاسمینوژن و سیتوکین‌های دیگر، موجب خوردگی دیواره‌ی فولیکول و در نتیجه، ظاهر شدن اووسیت با سلول‌های کومولوس اطرافش می‌شود. سلول‌های گرانولوزای دیواره‌ای شروع به لوتئینیزه شدن و تولید پروژسترون می‌کنند (Orenstein et al., 1986).
پس از تخمک‌گذاری، غلظت استرادیول سرم ناگهان پایین می‌افتد. این افت، موقتی است و دوباره غلظت استرادیول به موازات تولید پروژسترون و اینهیبین A از جسم زرد، بالا می‌رود. پروژسترون، آندومتر را از حالت تکثیری (پرولیفراتیو) به حالت ترشحی در می‌آورد و موجب به راه افتادن آبشاری از وقایع بیوشیمیایی می‌شود (هنوز خصوصیات آن شناخته نشده است) که آندومتر را برای لانه‌گزینی رویان آماده می‌کنند. با رسیدن سطح پروژسترون به حداکثر خود در میانه‌ی فاز لوتئال، تواتر ضربان LH دوباره کاهش می‌یابد و سطح گنادوتروپین‌ها به طور پیش‌رونده‌ای به مقادیر اندک خود در اواخر فاز لوتئال کاهش پیدا می‌کند. اگر حاملگی واقع نشود و سطوح سریعاً بالا رونده‌ی هورمون گنادوتروپین جفتی انسان (hCG) جسم زرد را نجات ندهد و موجب ترشح مداوم مقادیر بالای پروژسترون نشود، جسم زرد تحلیل می‌رود، سطح استرادیول و پروژسترون پایین می‌افتد و حمایت از آندومتریوم قطع و قاعدگی آغاز می‌شود (Klein et al., 1996).
با آنکه ممکن است علت عدم تخمک‌گذاری در زنان مبتلا به نارسایی تخمدان، تومورهای هیپوفیز، اختلالات خوردن، هیپرپرولاکتینمی، یا چاقی نسبتاً واضح باشد، معمولا نمی‌توان مکانیسم اختصاصی مسئول را جدا کرد، با این وجود، اکثراً این کار لازم نیست. صرف ‌نظر از علت آن، تظاهرات و عواقب بالینی قابل پیش‌بینی هستند. ثبت این تظاهرات آسان و درمان آن‌ها دشوار نیست. زنان فاقد قاعدگی یا دارای قاعدگی غیر طبیعی که از جنبه‌های دیگر سالم هستند را می‌توان به صورت زیر تقسیم‌بندی نمود:
1ـ نارسایی تخمدان، هیپوگنادیسم هیپرگنادوتروپیک که نشانه‌ی عدم توانایی تخمدان در پاسخ به تحریک گنادوتروپین‌ها به علت تهی شدن ذخایر فولیکولی است.
2ـ نقائص مرکزی، هیپوگنادیسم هیپوگنادوتروپیک که مبین نارسایی یا سرکوب هیپوتالاموس یا هیپوفیز است.
3ـ اختلال عملکرد هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ـ تخمدانی که منجر به تولید ناهماهنگ گنادوتروپین و استروژن می‌شود. این اختلال علل و تظاهرات بالینی متنوعی دارد که به میزان عملکرد تخمدان بستگی دارند و عبارتند از: آمنوره، هیرسوتیسم، خونریزی غیر عملکردی رحم، هیپرپلازی و سرطان آندومتر و نازایی (Spiroff and Fritz, 2005).

–261

یافته ها: در بررسی حداقل غلظت مهارکنندگی ایزوله های جدا شده مشخص شد تأثیر داروی ضد قارچی فلوکونازول علیه سویه های کاندیدا آلبیکنس حاصل از بیماران مبتلا به ولوواژینیت کاندیدایی عودکننده حساس وابسته به دوز می باشد.
نتیجه گیری : با استفاده از یافته های حاصل از این تحقیق می توان گفت در ولوواژینیت کاندیدایی حاد یا مزمن شاید فلوکونازول تأثیر روی سویه های کاندیدا آلبیکنس داشته باشد ولی در ولوواژینیت کاندیدایی عودکننده یا باید از فلوکونازول با دوز بالا استفاده شود یا از داروهای دیگر ضد قارچی استفاده شود.
واژگان کلیدی: ولوواژینیت کاندیدایی عودکننده، فلوکونازول، کاندیدا آلبیکنس.

فصل اولمقدمه
عفونت های فرصت طلب ناشی از مخمرها در دهه های اخیر اهمیت زیادی یافته است(30).علت این مسئله روند رو به تزاید این عفونت ها از لحاظ بروز و شیوع در جامعه و در بین عفونت های بیمارستانی است .
کاندیدیازیس طیفی از بیماری های قارچی فرصت طلب است که در افراد مستعد به شکل عفونت های سطحی ساده تا عفونت های سیستمیک ایجاد می شود(45).
امروزه کاندیدیازیس از بیماری های مهم عفونی مطرح در جهان است و در حدود 25 تا 50 درصد عفونت های بیمارستانی در بخش مراقبت های ویژه و 8 تا 15 درصد کل عفونت های بیمارستانی را کاندیدیازیس تشکیل می دهد(69).
ولوواژینیت کاندیدیایی دومین عفونت شایع دستگاه تناسلی زنان پس از واژینوز ناشی از باکتری های بی هوازی است. حدود 75 درصد از خانم ها حداقل یک بار در طول عمر خود دچار عفونت کاندیدیایی واژن می شوند. این بیماری ممکن است به صورت حاد، مزمن و یا عود کننده تظاهر نماید. اغلب زنان به فرم حاد بیماری مبتلا می گردند (49.50). میزان بروز ولوواژینیت کاندیدیایی عود کننده (RVVC) توسط گونه های کاندیدا روند رو به افزایشی را نشان می دهد. (RVVC) حالتی است که در آن علایم بیماری در طول یک سال حداقل 3 بار و یا بیشتر تکرار گردد(34.35). این علایم ممکن است شدید و همراه با تحمل رنج و ناراحتی قابل ملاحظه ای برای آنان باشد(51.49).
علایم محلی ولواژینال شامل ترشحات زرد شیری، غلیظ و غشا کاذب خاکستری در سطح مخاط واژن همراه است(19). در این بیماری سوزش ادرار بسیار شایع بوده و ترشحات واژن افزایش می یابد، اما شایع ترین علامت خارش ناحیه واژن است که اغلب در طول دوره قبل از قاعدگی شدیدتر می شود(100).
شایع ترین مخمرهای جدا شده از واژن شامل کاندیدا آلبیکنس (۸۵ تا ۹۰ درصد) کاندیدا گلابراتا (۵ تا10 درصد) وکاندیدا تروپیکالیس (۱ تا ۳ درصد) می‌باشد. سایر گونه‌های مخمری که از شیوع کمتری برخوردارند عبارتند از کاندیدا دابلینینسیس، کاندیدا کروزه‌یی، کاندیدا فاماتا (۵/۰ تا ۲ درصد) می باشند.
عامل بیماری قارچی فرصت طلب از جنس کاندیدا می باشد که به صورت همزیست در دستگاه گوارش، مخاطات، پوست انسان و سایر حیوانات بوده و حتی در محیط نیز یافته می شود. این عامل در شرایطی که مقاومت میزبان به صورت موضعی یا سیستمیک به صورت اولیه و یا ثانویه در اثر عوامل مستعد کننده بیماری کاهش یابد، قادر به ایجاد بیماری در هر ناحیه از بدن خواهد بود. وجود محدودیت هایی همچون تعداد کم داروهای ضد قارچی، سمی بودن آنها برای سلول های بدن یا کاهش حساسیت یک سری از گونه های کاندیدا به این داروها، همواره به عنوان معضلات اساسی در درمان بیماری مطرح بوده اند(38).
از دلایل مهم ایجاد بیماری واژینیت کاندیدایی عودکننده، حذف ناقص کاندیدا از واژن پس از درمان ضدقارچی است، هر چند ممکن است علایم بالینی و التهابات بیمار کم شود، اما ارگانیسم به تعداد کم در واژن میماند و منجر به ناقل شدن بیمار می گردد(76).
بر اساس مطالعات، بعضی از گونه های کاندیدا نسبت به داروهای ضد قارچی مثل فلوکونازول مقاومت نشان می دهند. بنابراین با جداسازی و شناسایی گونه های کاندیدای مسبب فرم عود کننده ولوواژینال و تعیین حساسیت آنها به داروی فلوکونازول می توان الگوی مناسبی از بیماران و مقاومت دارویی آنرا در منطقه جغرافیایی مورد پژوهش گزارش کرد.
اهداف این تحقیق:
تعیین گونه های کاندیدایی مقاوم به داروی فلوکونازول در درمان بیماران مبتلایان به ولوواژینیت کاندیدیایی عود کننده ( RVVC ) شهرستان گناباد می باشد.
تعیین حداقل غلظت مهار کنندگی ( MIC ) داروی فلوکونازول روی نمونه های کاندیدایی مبتلایان به ولوواژینیت عود کننده.
تعیین حداقل غلظت قارچ کشی ( MFC ) داروی فلوکونازول روی نمونه های کاندیدایی مبتلایان به ولوواژینیت عود کننده.

فصل دوممروری بر تحقیقات انجام شده
1-1 ) قارچ شناسی پزشکی :قارچ شناسی به معنای مطالعه قارچ ها است. بیش از 50000 گونه قارچ وجود دارد، که اکثر آنها برای انواع انسان سودمند هستند. این قارچ ها در طبیعت یافت می شوند و وجود آنها برای تجزیه و بازیافت مواد آلی ضروری است (36).
برخی از قارچ ها با ایفای نقش در تولید مواد غذایی و نوشابه های الکلی، تا حدود زیادی کیفیت زندگی ما را بهبود می بخشند. عده دیگری از قارچ ها با تهیه متابولیسم های ثانویه مفید و فعال از نظر زیستی، نظیر آنتی بیوتیک ها (مثل پنی سیلین) و داروهای سرکوب کننده ایمنی ( مثل سیکلوسپورین) ، خدمت عظیمی به علم پزشکی کرده اند(9).
همه قارچ ها ارگانیسم هایی یوکاریوک هستند و هر سلول قارچی حداقل یک هسته و غشای هسته ای ، شبکه آندوپلاسمی ، میتوکندری و دستگاه ترشحی دارد. اکثر قارچ ها هوازی اجباری یا اختیاری هستند. آنها کموتروفیک هستند، آنزیم هایی ترشح می کنند که انواع بسیاری از مواد آلی را به مواد مغذی محلول تجزیه می کنند و سپس این مواد مغذی به صورت غیر فعال جذب سلول قارچ شده و یا به روش انتقال فعال وارد آن می گردند. عفونت قارچی را مایکوزها می نامند(9).
اکثر قارچ های بیماری زا برونزاد هستند و زیستگاه طبیعی آنها در آب، خاک و بقایای مواد آلی است. مایکوزهایی که میزان بروز آنها از همه بیشتر است، یعنی کاندیدیاز و درماتوفیتوزها ، به وسیله قارچ هایی ایجاد می شوند که بخشی از فلور میکروبی طبیعی انسان هستند و یا برای بقاء در بدن انسان به عنوان میزبان، تا حدود زیادی تطابق پیدا کرده اند. به منظور سهولت میکوزها را می توان با عناوین سطحی ، جلدی ، سیستمیک و فرصت طلب رده بندی کرد(10).
درمان اکثر میکوزها مشکل است. خوشبختانه ، هم اکنون توجه و علاقه فرآیندها به قارچ های مهم از نظر پزشکی و همچنین نسبت به جستجو برای یافتن عوامل بیماری زایی قارچ ها و اهداف درمانی بالقوه آنها جلب شده است(10).
1-2 ) عفونت های قارچی :عفونت های قارچی اگرچه در گذشته شیوع کمتری نسبت به عفونت های باکتریایی و ویروسی داشته اند، ولی در چند دهه اخیر مسؤول افزایش چشمگیری در میزان بروز بیماری بوده اند. در بررسی انجام شده مابین سا لهای 1979 الی 2000 در آمریکا بروز عفونت های قارچی 207 درصد افزایش داشته است(35).
در یک بررسی دیگر انجام شده در آمریکا مابین سال های 1980 تا 1997 نشان داده شده که میزان مرگ و میرناشی از عفونت های قارچی افزایش یافته و به عنوان یکی از متداول ترین علل مرگ و میر از رتبه دهم به رتبه هفتم ارتقاء یافته است (36).
عوامل مستعدکننده ای مانند استفاده وسیع و طولانی مدت از آنتی بیوتیک ها، کورتون ها، داروهای سرکوب گر ایمنی و بیماری های زمینه ایی همچون دیابت، ایذر و بدخیمی ها و ... سبب شده اند که بیماری های قارچی خصوصاً کاندیدیازیس نسبت به گذشته رو به افزایش باشند. در طی یک تحقیق گونه های کاندیدا به عنوان چهارمین عامل از عوامل مرگ و میر ناشی از عفونت های گردش خون به حساب آمده و 35 درصد از موارد عفونت های خونی منجر به مرگ را، شامل شده اند . (36.37).
عامل بیماری قارچی فرصت طلب از جنس کاندیدا می باشد که به صورت همزیست در دستگاه گوارش، مخاطات، پوست انسان و سایر حیوانات بوده و حتی در محیط نیز یافته می شود. این عامل در شرایطی که مقاومت میزبان به صورت موضعی یا سیستمیک به صورت اولیه و یا ثانویه در اثر عوامل مستعد کننده بیماری کاهش یابد، قادر به ایجاد بیماری در هر ناحیه از بدن خواهد بود. وجود محدودیت هایی همچون تعداد کم داروهای ضد قارچی، سمی بودن آنها برای سلول های بدن یا کاهش حساسیت یک سری از گونه های کاندیدا به این داروها، همواره به عنوان معضلات اساسی در درمان بیماری مطرح بوده اند(38).
عفونتهای قارچی واژن در 95-85 درصد موارد در اثر کاندیداآلبیکنس بوجود می آیند . کاندیدا آلبیکنس را میتوان از واژن 20 درصد زنان بدون علامت جدا کرد(74.75).
عفونت های فرصت طلب ناشی از مخمرها در دهه های اخیر اهمیت زیادی یافته است(39).علت این مسئله روند رو به تزاید این عفونت ها از لحاظ بروز و شیوع در جامعه و در بین عفونت های بیمارستانی است . بیماری های ناتوان کننده ای مثل ایدز، دیابت ملیتوس و بدخیمی ها و نیز افزایش کاربرد کاتترهای وریدی، پیوند اعضاء، داروهای ضد سرطان، آنتی بیوتیک های وسیع الطیف و درمان با کورتیکو استروئیدها از جمله زمینه های مساعد کننده ابتلا به عفونت های مخمری است (38).
اهمیت شناسائی عوامل قارچی متنوع این عفونت ها را در چند جهت می توان خلاصه نمود : 1) برخی از اشکال بالینی خاص با برخی از عوامل خاص مرتبط هستند. به عنوان مثال بیماران مبتلا به لوسمی بیشتر به کاندیدا آلبیکنس مبتلا می شوند در صورتی که بیماران واجد تومورهای سخت در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به عفونت های ناشی از کاندیدا گلابراتا هستند. 2) ویرولانس هر کدام از گونه های مخمری با یکدیگر متفاوت بوده و شرط لازم درک پاتوژنز عفونت ها،تعیین هویت عامل علیتی بیماری است .3) گونه های مختلف نسبت به داروهای ضد قارچی حساسیت متفاوتی دارند. به عنوان مثال حساسیت کاندیدا تروپیکالیس کمتر از کاندیدا گلابراتا نسبت به فلوکونازول 32-4 برابر کاندیدا آلبیکنس است. همچنین کاندیدا لوزیتانیا دارای مقاومت نسبی ذاتی به آمفوتریسین B است، پیدا کردن منابع عفونت و درک راه های انتقال بیماری به ویژه در طغیان های بیمارستانی مستلزم شناسائی گونه ها است. (40.41).
1-3 ) مخمرها (Yeasts) :مخمرها قسمت عمده ای از فلور نرمال پوست و سطوح مخاطی را شامل می شوند و هنگامی که میزبان به هر علتی دچار نقص ایمنی شود، موجب عفونت های قارچی فرصت طلب سطحی، جلدی، مخاطی و یا سیستمیک می شوند. عفونت های مخمری از جمله کاندیدیازیس از مهم ترین و شایع ترین عفونت های قارچی فرصت طلب هستند که به صورت حاد، تحت حاد و مزمن در پوست، ناخن، سطوح مخاطی واژن، برونش، ریه و دستگاه گوارش ایجاد می شوند گاهی نیز منتشر شده و کلیه، کبد، ریه و قلب را گرفتار می سازند(11). واکنش میزبان در برابر بیماری از یک التهاب مختصر تا بروز ضایعات چرکی و گرانولوماتوز در تغییر است. در چند دهه اخیر افزایش چشمگیری در عفونت های ایجاد شده توسط این ارگانیسم ها اتفاق افتاده است و افزایش بروز عفونت های فرصت طلب مخاطی و سیستمیک توسط مخمرها با افزایش جمعیت بیماران با سیستم ایمنی ناکارآمد و هم چنین پیشرفت در علم پزشکی و استفاده از روش های درمانی جدید در ارتباط بوده است(42.43).
1-3-1 ) روشهای شناسایی مخمرها :شناسایی مخمرها برای درک روابط اپیدمیولوژیک عفونت - محیط و شناخت مخازن، منابع و منشأ بیماری ضروری است. روش های متعددی از گذشته تا حال برای تعیین هویت مخمرها و در رأس آنها کاندیداها به کار رفته است. این روش ها را کلاً می توان به دو گروه فنوتیپیک و ژنوتیپیک تقسیم نمود. از جمله روشهای گروه اول عبارت است از: مرفولوژی مخمرها در محیط عصاره مالت آگار، روش های جذب و تخمیر قندها ) اجرای این روش ها بسیار متنوع بوده از متدهای قدیمی کشت در لوله های حاوی محیط مایع) روش ویکرهام( تا استفاده از دیسک ها ی قندی)اگزانوگرافی( ، استفاده از کیتهای تجارتی مثل API و بالاخره روش های جدید اتومات مثل سیستم Vitek در تغییر است، روشهای سرولوژی ) مثل سیستم تجارتی (Candida Check، روش کشت روی محیط های رنگ زا مثل (CHROMagar Candida) و روش های دیگر(107.108).
روش های ژنوتیپی نیز متنوع بوده، از جمله می توان به استفاده از پرایمرهای اختصاصی در PCR و
multiplex- PCR ، استفاده از پروب های اختصاصی هرگونه، ،PCR-RFLP ، تعیین توالی نواحی ژنی خاص و real-time PCR اشاره نمود (109).
1-4 ) عفونت فرصت طلب :
اکثر بیمارانی که به عفونت های فرصت طلب مبتلا می شوند به بیماری های زمینه ای وخیم و اختلال دفاع های میزبان دچار هستند. عفونت های فرصت طلب در افراد واجد کفایت ایمنی هم مشاهده می شوند. در حین عفونت ، اکثر بیماران پاسخ های ایمنی سلولی و همورال قابل ملاحظه ای نسبت به آنتی ژن های قارچی نشان می دهند (74).
عفونت کاندیدا می تواند سطحی یا تهاجمی باشد. عفونت سطحی اغلب در پوست یا غشای مخاطی تأثیر می گذارد و می تواند با موفقیت با داروهای ضد قارچی موضعی درمان شوند. با این حال عفونت های قارچی تهاجمی اغلب تهدید کننده زندگی هستند، که احتمالاً به علت روش های تشخیصی ناکارآمد و نامناسب اولیه در درمان داروهای ضد قارچ است(34).
عوامل خطر برای کاندیدیازیس تهاجمی شامل : عمل جراحی ( به خصوص جراحی شکم ) ، سوختگی ، اقامت طولانی مدت در بخش مراقبت های ویژه ، آنتی بیوتیک های وسیع الطیف و سرکوب کننده های سیستم ایمنی هستند(34).
پیشرفت در عملکردهای پزشکی به عنوان مثال : شیمی درمانی ، پیوند عضو ، دیالیز ، تغذیه تزریقی و کاتاتر وریدی مرکزی همچنین به تهاجم و کلونیزاسیون قارچ ها کمک می کنند. (34).
1-5 ) کاندیدا و کاندیدیازیس :-5-1 ) تاریخچه : در حدود 200 سال زمان نیاز بود تا عامل بیماری تراش، اولین شکل بیماری کاندیدیازیس که توصیف شده است، بدرستی تشخیص داده شود. اولین اشاره به لفظ تراش در سال 1665 میلادی توسط Pepys بوده است، هرچند منبع اصلی و نسخه اصلی اولین توصیف از این بیماری مربوط به بقراط است که در چهارصد سال قبل از میلاد مسیح در دو بیمار آنرا توصیف کرده است(77). در سال 1846 میلادی Berg در یک مطالعه علمی بر روی بیماری، ارتباط بیماری را با قارچها نشان داد. در سال 1839 میلادی Langenbeck عامل بیماری را برای اولین بار جدا کرد و در سال 1847 میلادی، Robin آنرا تحت عنوان Oidium albicans طبقه بندی کرد. این اولین بار بود که لفظ آلبیکنس(به معنای سفید کردن یا سفید شدن) درباره عامل تراش بکار برده شد. در سال 1888 Hansen عامل بیماری در گروه مونیلیا قرار داد. در سال 1923 Berkhout بدلیل آنکه این موجود زنده به وضوح با گونه های مونیلیا تفاوت داشت، نام ژنریک کاندیدا (بر گرفته از یک لغت لاتین به معنای لباس سفیدی که کاندیدا های مجلس سنا در روم باستان بر تن میکردند)، را برای آن پیشنهاد داد. در سال 1931 Benham بدنبال ملاک های تشخیص این قارچ، خصوصیات تشخیصی آنرا تشریح کرد. و در سال 1954 میلادی در هشتمین کنگره گیاه شناسی رسماً کاندیدا آلبیکنس به عنوان عامل بیماری پذیرفته شد. در سالهای 1950 تا 1990مطالعات اغازین انجام شده خصوصا در زمینه تاکسونومی،بیوشیمی و میکروسکوپی بسط یافت(112).
جنبه های بیولوژی مولکولی در طی دهه 80 میلادی با کشف دیپلوئید بودن ژنوم کاندیدا آلبیکنس و وجود هتروزیگوسیتی طبیعی در بین جدایه ها انتشار یافت(113).روشهای ترانسفورماسیون، جداسازی ژنها، حذف ژنها، تایپینگ سوشها و آنالیز کروموزومها گسترش یافت. تعیین توالی اسید های نوکلئیک در ژنوم کاندیدا آلبیکنس کامل شده است و مدارک جدیدی دال بر وجود مرحله جنسی در آن بدست آمده است(114).
کاندیدیازیس بعنوان یک معضل بالینی ، اصولا در بیمارانی که سیستم ایمنی شان به مخاطره افتاده است همچنان باقی مانده است. این اتفاق ناگهانی نبوده است - در حالیکه توجه به کاندیدا آلبیکنس به عنوان مهمترین گونه بیماریزا بیشتر بوده است - اکنون سایر گونه ها از قبیل کاندیدا گلابراتا ، کاندیدا کروزئی و کاندیدا دابلی نینسیس نیز از نظر بالینی اهمیت پیدا کرده باشند. تا حدی این مسئله مربوط به پیشرفت های علمی در این زمینه است. استفاده از فلوکونازول که به عنوان یک داروی جایگزین برای آمفوتریسین B توجهات را به خود جلب کرد، منجر به ظهور برخی از گونه ها به عنوان گونه بیماریزا شد که مقاومت ذاتی یا اکتسابی به این دارو داشتند(115).
1-5-2 ) بیولوژی :جنس کاندیدا شامل حدود 200 گونه متفاوت است ، اما تنها تعداد کمی از گونه ها پاتوژن های فرصت طلب انسان هستند و سبب عفونت میزبان ناتوان یا دارای نقص ایمنی می شوند(115).در واقع 65% از گونه های کاندیدا توان رشد در 37 سانتی گراد را ندارند؛ خصوصیاتی که در واقع برای بیماریزایی یک عامل عفونی لازم است(116).
کاندیدا یک مخمر تخم مرغی کوچک با دیواره نازک و قطرm 4,6 % است و جوانه تولید می کند. ارگانسیم های این جنس درون بافت به 3 فرم هستند. بلاستوپور ، سودوهیف و هیف. کاندیدا به آسانی بر روی محیط کشت ساده رشد می کند. لیز سانترفیوژنی به جدا کردن آن از خون کمک می کند. گونه ها توسط آزمایش بیو شیمیایی ( در حال حاضر توسط وسایل اتوماتیک )یا بر روی آگارهای خاص شناسایی می شوند(116).
از نکات قابل توجه این است که تعداد عوامل بیماریزای کاندیدایی رو به افزایش است که تغییر در طبقه بندی و نیز کشف گونه های جدید نیز در آن دخیل بوده است. بطور مثال کاندیدا گلابراتا در ابتدا در خانواده کاندیدا قرار نداشت و کاندیدا دابلی نینسیس از گونه آلبیکنس جدا شده است. برخی گونه نیز بالقوه برای بیماران درگیر از نظر سیستم ایمنی بیماریزا هستند. گونه های کاندیدا اغلب برای انسان غیر بیماریزا اند و بصورت ساپروفیت در محیط وجود دارند، اما گونه های بیماریزا معمولا از بیماران و یا میزبانهای انسانی و حیوانی گزارش شده اند، بنابراین اعتقاد بر این است کاندیدیازیس منشأ درونی دارد(84).
جنس کاندیدا متشکل از اجرام قارچی هتروژنی است که به شکل مخمری رشد می کنند و اغلب گونه ها در کنار فرم مخمری اشکال فیلامنتی مثل هایف کاذب نیز ایجاد می کنند( جدول -1). اما در
این بین کاندیدا آلبیکنس و کاندیدا دابلینینسیس ایجاد میسلیومهای حقیقی می کنند و به آنها پلی مورفیک می گویند. در آزمایشگاهها از روی خصوصیات میکروسکوپی و عوامل موثر بر رشد برای تشخیص استفاده می کنند(جدول-2).
بطور معمول از آزمایش ایجاد لوله زایا در محیط سرم، و بررسی ایجاد کلامیدوکونیدی در محیط کورن میل آگار، رشد در محیط کروم آگار کاندیدا و الگوی جذب کربوهیدراتها برای تشخیص گونه ها استفاده می شود.
1-5-3 ) تاکسونومی کاندیدا :در گذشته گونه های جنس کاندیدا بدلیل فقدان مرحله جنسی (تلئومورف) در دسته قارچهای ناقص قرار می گرفتند، از سوی دیگر مرحله جنسی برخی گونه های مختلف بیماریزا و غیر بیماریزا بتدریج توصیف شد اما با این وجود همچنان از نظر تاکسونومیک در دسته قارچهای ناقص قرار می گیرند و با نام آنامورف (مرحله غیر جنسی) نامیده می شوند. اغلب گونه های کاندیدا از نظر جنسی جزء آسکومیستها طبقه بندی می شوند و بررسی توالی ها DNA مراحل جنسی و غیر جنسی ارتباط با آسکومیستها را ثابت می کند. همچنین برخی از خصوصیات درباره گونه های کاندیدا وجود دارد که نشان می دهد به آسکومیستها تعلق دارند. برای مثال، اوره آز منفی، فاقد کپسول، تخمیر کننده، اینوزیتول منفی هستند؛ در دیواره سلولی بتا گلوکان می سازند و توانایی تولید نشاسته و پیگمان کاروتنوئید را بر خلاف بازیدیومیستها ندارند. مرحله جنسی(کونژوگاسیون) در محیط های مثل V8 اگار، محیط عصاره مخمر مالت آگار و محیط McClary’s استات در گونه های هتروتالیک قابل القاء است(115).
1-5-4 ) ژنتیک و بیولوژی مولکولی کاندیدا :مطالعه در سطح ژنوم و DNA کاندیدا آلبیکنس به دلیل این حقیقت که این مخمر بطور ثابت دارای ژنوم دیپلوئید و بدون مرحله جنسی است، دچار اشکال است زیرا ایجاد یک موتانت نیازمند تخریب با حذف ژن یا ژنهای مشابه و همسان در هر دو آلل در ژنوم است، که باعث مشکلات و پیچیدگی در تمام مطالعات بیان ژن و تنظیم ژنی در این موجود زنده شده است. علیرغم این معظلات اطلاعات کاملی درباره بیولوژی این مخمر بدست آمده است و در سایتهای مختلف مربوطه موجود است. صدها توالی DNA در Gene bank database ثبت شده است. پیچیدگی های زیادی در ژنوم کاندیدا وجود دارد؛ کدون سه تایی CUG که بطور نرمال یک رزیدوی لوسین را کد می کند در گونه های کاندیدا سرین را کد می کند. این اختلاف در اثر تغییرات در ساختارهای حلقوی tRNA سرین در کاندیدا می باشد و ممکن است در خاصیت ترموتولرانسی گونه های کاندیدا دخیل باشد. همچنین کدون CTG به لوسین ترجمه می شود در کاندیدا آلبیکنس به سرین ترجمه می شود. با وجود آنکه مرحله جنسی در کاندیدا آلبیکنس شناخته نشده است اما ژنهای همولوگ با ساکارومایسس سرویسیه که در تولید عوامل جفت گیری و سایر عملکرد های مرتبط با میوز دخیل اند یافت شده اند. نقش این ژنها در کاندیدا آلبیکنس شناخته نشده است. البته محتمل بنظر نمی رسد که کاندیدا آلبیکنس دارای مرحله جنسی پنهان یا شناخته نشده ای باشد زیرا ژنوم کاندیدا آلبیکنس بسیاری جهش های ژنی کشنده منفرد است که با یک الل دیپلوئید عملکردی و اصلی به توازن رسیده اند. در واقع یک سازماندهی مجدد ژنی جایگرین مرحله جنسی حقیقی در کاندیدا آلبیکنس شده است (117.118).
کاندیدا آلبیکنس دارای هشت کروموزموم دوتایی است که از یک تا 7 نامگذاری شده اند، بعلاوه یک کروموزم R که از نظر اندازه بسیار متغیر است. تعداد کروموزوم در برخی از گونه های دیگر نیز شناسایی شده است، در کاندیدا گلابراتا و کاندیدا پاراپسیلوزیس 14، در کاندیدا گیلرموندی و کاندیدا کروزئی 8، کاندیدا کفیر 18 و در کاندیدا تروپیکالیس 12 می باشد. کاندیدا تروپیکالیس نیز همانند کاندیدا آلبیکنس ژنوم دیپلوئید دارد ولی کاندیدا گلابراتا هاپلوئید است. اندازه کروموزموم ها از Mb 0.5 تا 4.5 است و در تمام گونه ها بجز گلابراتا اندازه آنها از ساکارومایسس بزرگتر است(119).
1-5-5 ) ریخت شناسی و شناسایی کاندیدا :
گونه های کاندیدا در محیط کشت یا بافت به صورت سلول های مخمری بیضی شکل ( به اندازه 6-3 میکرومتر ) رشد می کنند. همچنین هنگامی که جوانه های آنها به رشد خود ادامه می دهند ولی از یکدیگر جدا نمی شوند، ریسه های کاذب تشکیل می شوند، و زنجیره هایی از سلول های دراز به وجود می آورند که در محل تیغه های بین سلولی، فشرده یا منقبض شده اند. (119).
1-5-6 ) ایمنی در مقابل کاندیدا :
اساس مقاومت در مقابل کاندیدا پیچیده است و به طور کامل شناخته نشده است. پاسخ های ایمنی با واسطه سلولی، به ویژه سلول های CD در کنترل و مهار کاندیدا جلدی - مخاطی اهمیت فراوانی دارند و احتمالاً نوتروفیل ها برای مقاومت در برابر کاندیدیاز سیستمیک ضروری و حیاتی هستند (115).
1-5-7 ) کاندیدیازیس :کاندیدیازیس طیفی از بیماری های قارچی فرصت طلب است که در افراد مستعد به شکل عفونت های سطحی ساده تا عفونت های سیستمیک ایجاد می شود(26). این عفونت به صورت حاد، تحت حاد و مزمن در پوست، ناخن، مخاط دهان و واژن، برنش، ریه و دستگاه گوارش ظاهر می گردد و در حالت سیستمیک، سایر اعضای بدن از قبیل کلیه، کبد، قلب و سایر قسمت های دیگر بدن را آلوده می نماید (68). این ارگانیسم همه جا در طبیعت حضور دارند و بر روی اشیاء بی جان ، درون غذاها و بر روی حیوانات یافت می شوند و همزیست های نرمال انسان هستند (68). گستره این بیماری ها از عفونت های سطحی و مخاطی ساده تا عفونت های سیستمیک خطرناک و حتی عفونت های منتشره کشنده ، کشیده شده است .عوامل علیتی بیماری ، قارچ های مخمری متعلق به جنس کاندیدا می باشند.
اگرچه موارد کاندیدیاز از زمان های گذشته در بیماران ناتوان توصیف شده است، اما ظهور گونه های کاندیدا به عنوان پاتوژن های شایع انسانی مربوط به زمان، معرف رویکردهای درمانی مدرن است که مکانیسم های دفاعی طبیعی میزبان را سرکوب می کنند. از میان این پیشرفت های نسبتاً اخیر، مهمترین آنها مصرف مواد آنتی باکتریال است که فلور میکروبی نرمال انسان را تغییر می دهد (45).
امروزه کاندیدیازیس از بیماری های مهم عفونی مطرح در جهان است و در حدود 25 تا 50 درصد عفونت های بیمارستانی در بخش مراقبت های ویژه و 8 تا 15 درصد کل عفونت های بیمارستانی را کاندیدیازیس تشکیل می دهد (69).
در حقیقت سیستم نظارت عفونت های بیمارستانی ملی ( NNISS ) گزارش داده اند گونه های کاندیدا به عنوان پاتوژن های جریان خون بیمارستانی هستند. تخمین زده اند که میزان مرگ و میر بالاتر از 45% است که احتمالاً به دلیل تشخیص ناکارآمد و درمان ضد قارچی نامناسب اولیه است (34).
اغلب افراد) نه همه ( این قارچ را در زمان تولد در طی عبور از کانال زایمان کسب می کنند. قارچ در بدن فقط بصورت کلنی و در تعادل با سایر میکروارگانیسمها زندگی میکند و بصورت ساپروفیت شایع روی سطوح مخاطی بویژه دهان، دستگاه گوارشی و واژن دیده می شود، اما عوامل مختلف می توانند این تعادل را بهم زده و منجر به بروز بیماری علامت دار پیشرونده فعال گردند (70.71).
عوامل متعددی نظیر چسبندگی، مداومت تماس، دیمورفیسم، تشکیل جرم تیوب، حساسیت تماسی، تغییرشکل فنوتیپی، تداخل با سیستم میزبان، سینرژیسم با باکتری ها و تولید هیدرولازها یا سایر متابولیت ها به عنوان عوامل ویرولانس کاندیدا آلبیکنس اشاره شده اند (72).
اگرچه کاندیدا آلبیکنس شایع ترین عامل کاندیدایی مسئول عفونت در اشکال بالینی مختلف کاندیدیازیس بوده و هست، ولی گونه های دیگر متعلق به جنس کاندیدا از جمله کاندیدا
تروپیکالیس، کاندیدا گلابراتا، کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا کروزه ای، کاندیدا گیلیرموندی و غیره نیز کم و بیش از بیماران جدا می شوند. اهمیت گونه های غیر آلبیکنس در سال های اخیر به واسطه بروز مقاومت نسبی در بعضی از این گونه ها نظیر کاندیدا تروپیکالیس و کاندیدا گلابراتا نسبت به برخی از داروهای ضد قارچی زیادتر شده است (39.44.46).
با معرفی داروهای ضد قارچی، علل عفونت های کاندیدا از غلبه بودن تقریباً کامل کاندیدا آلبیکنس گفته می شود. در حال حاضر گونه های غیر کاندیدا آلبیکنس تقریباً نیمی از همه موارد کاندیدمی و کاندیدیاز منتشر شده از طریق هماتوژن را تشکیل می دهند، تشخیص این تغییر از نظر بالینی حائز اهمیت است چرا که گونه های مختلف از نظر حساسیت به گونه های ضد قارچ جدیدتر با هم تفاوت دارند (32).
شواهدی وجود دارد که کاندیدا پاراپسیلوزیس مقاوم به عوامل ضد قارچی امکان انتقال عفونت های بیمارستانی را در محیط های بیمارستانی از طریق دستان پرسنل بیمارستان، وسایل داخل رگی و مایعات، افزایش می دهد(30.21).این موضوع باعث افزایش وفور نسبی این گونه ها می گردد، ضمن این که تعیین فراوانی گونه های مسئول عفونت ها از نقطه نظر اپیدمیولوژیک و کنترل عفونت ها به خصوص در عفونت های بیمارستانی ناشی از کاندیداها حائز اهمیت است.
گونه های کاندیدا به عنوان چهارمین عامل عفونت زای بیمارستانی در آمریکا گزارش شده اند (28.29).در کشورهای توسعه یافته، که تجهیزات درمانی به طور رایج مورد استفاده قرار می گیرند گونه های کاندیدا در حال حاضر از شایع ترین پاتوژن های بیمارستانی هستند (46). بیماری کاندیدیازیس سیستمیک در حال حاضر یکی از بیماری هایی است که دارای میزان مرگ و میر بالایی بوده (48). و هم چنین باعث اقامت طولانی افراد مبتلا در بیمارستان ها و تحمیل هزینه های سنگین درمان می شود.
جدول 1- برخی از گونه های بیماریزای کاندیدا و نام مرحله جنسی آنهاSexual(teleomorph) Species(anamorph)
Not described C. albicans
Not described C. tropicalis
Not described C. glabrata
Not described C. parapsilosis
Issatchenkia orientalis C. krusei
Pichia guilliermondii(ohmerii) C. guilliermondii
Kluyveomyces marxianus C. kefyr
Not described C. viswanathii
Clavisopora lusitaniae C. lusitaniae
Not described C. dubliniensis
Debaryomyces hansenii C. famata
Not described C. inconspicua
Pichia jadanii C. utilis
Pichia norvegensis C. norvegensis
Yarrowia lipolytica C. lipolytica
جدول2- مشخصات مورفولوژیک گونه های بیماریزای پر اهمیت کاندیدا
CHROM agar Pseudohyphae 1 Germ tube Chlamydospore Species
Green/blue + + + C. albicans
Dark blue/ blue grey, with dark halo + - -/+ C. tropicalis 2
White, pink-purple 4_ - - C. glabrata
White, pale pink + - - C. parapsilosis
Pale pink, purple, rough +/- - - C. krusei 3
Dark green + + + C. dubliniensis
Pale pink, purple Primitive - - C. guilliermondii
Pink, grayish purple Variable - - C. lusitaniae
Pink, purple + - - C. kefyr
White pink Primitive - - C. inconspicua
White, light pink, purple Primitive - - C. famata
بررسی وجود هایف بر روی محیط کورن میل اگار حاوی توئین 80
در شرایط خاص توانایی ایچاد کلامیدوکونیدی دارد.
کاندیدا کروزئی و کاندیدا اینکانس پیکوآ از نظر فنوتیپی به هم بسیار نزدیک هستند.
کاندیدا گلابراتا در صورتیکه در محیط سنتتیک low-ammonium dextrose agar رشد داده شود ایجاد سودوهایف می کند.
در بین گونه های مخمری با اهمیت از نظر پزشکی، کاندیدا آلبیکنس قادر است در اشکال و فرم های مختلف رشد یابد. کاندیدا آلبیکنس قادر است اشکال مخمری گرد، بلاستوکونیدی جوانه دار، میسلیوم کاذب کوتاه و یا بلند و میسلیوم حقیقی ایجاد می کند بطوریکه اصطلاح پلئومورفیسم را درباره آن بکار می برند. همچنین کاندیدا آلبیکنس تحت شرایط رشد مناسب قادر به ایجاد کلامیدوکونیدی است (120).
1-5-7-1 ) عفونتهای ایجاد شده در اثر گونه های کاندیدا :گونه های کاندیدا مسبب انواع عفونتهای قارچی در بدن انسان و حیوانات می شوند. جدول- 3 عفونتهای کاندیدایی و عوامل مستعد کننده آن را آورده است.
جدول- 3 مروری بر انواع عفونتهای کاندیدایی و عوامل مستعدکننده آنهانوع بیماری فاکتور مستعد کننده نوع بیماری فاکتور مستعد کننده
ولوواژنیت
داروهای ضدبارداری خوراکی، دیابت، حاملگی
آنتی بیوتیک درمانی
کورتیکوستروئید درمانی عفونت مجاری ادراری سوند های ادراری
انسداد ادراری
جراحی مجاری ادراری
دیابت ملیتوس
ازوفاژیت کورتیکوستروئید درمانی سیستمیک، ایدز، سرطان
پیوند های بافتی و سلول بنیادی اندوکاردیت جراحی وسیع
اندوکاردیت یا بیماری دریچه ای باکتریایی قبلی، اعتیاد تزریقی
کاتتر اعصاب مرکزی بلند مدت
عفونتهای تحتانی دستگاه گوارش سرطان، جراحی پریکاردیت جراحی تروماتیک،سرکوب ایمنی
عفونتهای دهانی و حلقی افزایش سن، دندان مصنوعی
دیابت، آنتی بیوتیک درمانی
رادیوگرافی سزطان سر و گردن
کورتیکوستروئید درمانی استنشاقی یا سیستمیک شیمی درمانی، ایدز
بدخیمی های خونی، سوءتغذیه
پیوند های بافتی و سلول بنیادی عفونت منتشره از خون پیوند عضو، کلونیزاسیون
استفاده بلند مدت آنتی بیوتیک
جراحی شکمی، تغدیه تزریقی، همودیالیز، سرکوب ایمنی بستری بودن در ICU، پیوند کبد و سلول بنیادی
عفونت پوست و ناخن رطوبت موضعی، شستشو و برخورد زیاد با آّببیماری عروق محیطی عفونت دستگاه اعصاب مرکزی جراحیCNS ، شانت ونتریکو پریتونئال
کاندیدیازیس جلدی مادرزادی اجسام خارجی داخل رحمی، نارس بودن نوزاد عفونت استخوان و مفاصل تروما، پای دیابتیک، تزریق درون مفصلی
کاندیدیازیس جلدی و مخاطی مزمن نقص در سلولهای T لنفوسیت عفونت شکمی جراحی شکمی، پانکراتیت
دیالیز پریتونئال گردشی مداوم
پرفوراسیون عودکننده
پنومونی آسپیراسیون عفونت چشمی تروما و جراحی
1-5-7-2 ) کاندیدا آلبیکنس :کاندیدا آلبیکنس یک قارچ طبیعی ساکن حیوان های خو نگرم و انسان ها است (110). کاندیدا آلبیکنس از مهم ترین قارچ های پاتوژن فرصت طلب است که معمولاً به عنوان یک کامنسال ( هم غذا ) در دستگاه گوارش، دستگاه تناسلی و در دهان و فلور ملتحمه مستقر است، و وقتی که میزبان ناتوان یا تسلیم بیماری می شود سبب عفونت می شوند (34). این قارچ بسته به طبیعت میزبان، دو گروه عفونت را به وجود می آورد: عفونت های سطحی) مانند: دهانی، مهبلی وکاندیدیازیس جلدی ( که در افراد سالم هم دیده می شود، عفونت های عمقی) مانند: ریوی، گوارشی، ادراری و کاندیدمی( که در افراد با اختلال شدید ایمنی رخ می دهد. عوامل مهارکنندۀ سیستم ایمنی مثل : شیمی درمانی در بیماران سرطانی، پرتودرمانی، استفاده ازآنتی بیوتیک های وسیع الطیف، ایدز، دیابت شیرین و... موجب مهاجم شدن این قارچ ها می شوند (111).
کاندیدا آلبیکنس یک قارچ دو شکلی هست که به هر دو شکل مخمری بلاستوپور که مسئول انتقال و کلونیزاسیون بی علامت بوده و میسلیا ( فیلامنتسوسی) یا به عنوان هیف و یا هیف کاذب که از جوانه زدن بلاستوپور تولید و کولونیزاسیون را تشدید و تهاجم بافتی را تسهیل می نماید، رشد می کند. برای ایجاد بیماری، چسبندگی به سلول های اپی تلیال ضروری است و کاندیدا آلبیکنس بیشترین میزان چسبندگی را نسبت به همه مخمرها دارد (5).
کاندیدا آلبیکنس می تواند در مدت زمان کوتاهی از آغاز رشد و تنها در یک سیکل سلولی، تغییرات آشکاری را در مورفولوژی خود به وجود آورد و اشکالی مثل کروی، بلاستوکونیدی، هیف حقیقی و هیف کاذب تولید کند(1). دیمورفیسم به کاندیدا آلبیکنس توانایی تبدیل از شکل کومنسال به بیماری زا را می دهد، چنان که شکل میسلیومی آن باعث بیماری زایی بیشتر و ظهور ترکیبات آنتی ژنی خاص می شود. البته شکل مخمر کاندیدا نیز همانند شکل میسلیومی قادر به نفوذ در سلول های پوششی واژن است (36).
تغییرات فنوتیپی کاندیدا آلبیکنس که در نتیجه جهش ژنی صورت می گیرد، باعث تطابق بیشتر با محیط اطراف می شود. این تغییرات فنوتیپی همچنین باعث تبدیل کلونی سفید به کلونی کدر در کاندیدا آلبیکنس می شود. در چنین استرین هایی، ژن های تنظیم کننده ای کشف شده اند که نسخه برداری از DNA خاصی را کنترل کرده، باعث دیمورفیسم می شوند (36).
1-6 ) ولوواژینیت کاندیدائی :ولوواژینیت کاندیدائی یک عفونت شایع دستگاه تناسلی زنان است که توسط گونه های کاندیدا ایجاد شده و پس از واژینوز ناشی از باکتری های بی هوازی در مقام دوم قرار دارد. 75 درصد زنان حداقل یکبار در طول عمرشان این بیماری را تجربه می کنند. این بیماری ممکن است به صورت حاد، مزمن و یا عود
کننده تظاهر نماید. اغلب زنان به فرم حاد بیماری مبتلا می گردند (49.50). این عفونت در دختر بچه ها و خانم های مسن نادر است و بیشتر در زنان جوان و میان سال دیده می شود.
تعدادی از زنان ، به موارد مزمن و عودکننده واژینیت کاندیدائی مبتلا می شوند که بر کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده و تأثیر بسیار زیادی در انتقال بیماری به شرکای جنسی خود دارند . با وجود تعدادی از فاکتورهای حائز اهمیت در عفونت مزمن، دو نظریه مهم در پاسخ به این سوال که چرا بعضی از زنان مبتلا به اشکال مزمن بیماری می شوند، نیز وجود دارد:
-1 کسب عفونت مجدد از شریک جنسی یا از منبع دیگر عفونت در بدن.
-2 عود مجدد عفونت واژینال در نتیجه درمان ناکامل (103).
در حالی که در 15-5 درصد موارد بیماری به فرم عود کننده آن " Recurrent vulvovaginal candidiasis" دیده می شود (RVVC). RVVC به حالتی گفته می شود که علایم بیماری در طول یک سال حداقل 3 بار یا بیشتر تکرار گردد(34.35).علایم بالینی این بیماران ممکن است شدید و همراه با تحمل رنج و ناراحتی قابل ملاحظه ای برای آنان باشد (49.51).
تا سن 25 سالگی، تقریباً نیمی از تمامی زنان جوان دست کم یک بار به واژینیت کاندیدائی مبتلا می شوند (99).
ولوواژینیت کاندیدایی به عنوان یک بیماری مهم در زنان باردار، مبتلایان به دیابت، استفاده کنندگان از آنتی بیوتیکهای وسیع الطیف و داروهای ضد بارداری بروز می کند و مقاومت نسبتاً بالایی به داروهای رایج از خود نشان می دهد(8).
1-6-1 ) علایم ولوواژینال :علایم محلی ولواژینال شامل ارتیم و ادم لابیا و پوست فرج و احتمالا" ضایعات پوستولر پاپولر محیطی نیز مشاهده می گردد . واژن ممکن است ارتیماتوز و دارای ترشح سفید و چسبناک باشد و در بیش از 80 درصد موارد اشکال جوانه ای یا ملیسیوم قارچ وجود دارد(12).
این بیماری در اثر رشد غیر طبیعی مخمرها در مخاط دستگاه تناسلی زنان ایجاد می شود . این بیماری یکی از مشکلات زنان در سنین باروری می باشد (83). اگر چه علایم و نشانه های ولوواژینیت کاندیدیایی معمولاً غیراختصاصی می باشد، اما شایع ترین علامت خارش ناحیه واژن است که اغلب در طول دوره قبل از قاعدگی شدیدتر می شود (84.85). خارش وسیع و التهاب با تهاجم جزئی به سلولهای اپیتلیال مطرح کننده این است که توکسین های خارج سلولی یا آنزیم های مترشحه از قارچ ممکن است ایجاد کننده علائم تحریکی در ولوواژینیت کاندیدیایی باشد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

در این بیماری سوزش ادرار بسیار شایع بوده و ترشحات واژن افزایش می یابد (100). ترشحات گاهی می توانند حالت آبکی داشته باشند. مقاربت دردناک و سوزش ادرار به علت تماس ادرار با ولو ملتهب از علایم دیگر می باشد.
این بیماری با ترشحات زرد شیری، غلیظ و غشا کاذب خاکستری در سطح مخاط واژن همراه است(15). میزان ترشحات در بیماران مختلف، متفاوت است ومعمولاً ترشحات به صورت تکه های سفید و پنیری شکل دیده می شود (84.86). از علائم بالینی ادم، قرمزی و شقاق ولو بوده و دیواره واژن قرمز رنگ با پلاک های چسبنده خشک و سفید و دلمه ای دیده می شود (101.102).
هرچند وجود علا یم خارش و سوزش را حدس قوی بر وجود عفونت ولوواژینیت کاندیدایی می دانند با این وجود این علا یم قادر به افتراق نوع عودکننده و حاد بیماری تنها بر اساس علا یم بالینی و به طبع انتخاب پروتکل درمانی مناسب نیست (98). لذا تشخیص به موقع و صحیح بیماری و عوامل آن علاوه بر رفع علائم بالینی بیماری و آسایش جسمی و روانی بیمار می تواند از درمان های تجربی بیمار که باعث بروز مقاومت دارویی و صرف هزینه بیشتر برای بیماران می شود جلوگیری نماید.
pH واژن در این بیماری معمولاً نرمال بوده5 ) (pH=4 -4/ و بیماران معمولا از بوی نامطبوع شاکی نیستند (84).
1-6-2 ) مراحل بیماری زایی کاندیدا :جهت پاتوژن بودن کاندیدا باید سه مرحله زیر طی شود (83).
الف – مرحله چسبندگی به غشاء سلول های اپی تلبوم مهبل
ب - مرحله جوانه زدن ، بلاستواسپور ، میسیلیوم و یا گسترش هیف ها
پ - تهاجم به اپی تلیوم
ارگانیسم های کاندیدا قادر به شناسایی گیرنده های روی غشای سلولهای اپی تلیوم مهبل هستند و می توانند به گیرنده فسفولیپید – فیبرونکتین متصل شوند. چسبندگی یا اتصال بلاستواسپور به علت وجود پروتئینی در غشای سلول قارچ است که قبلا" به نام ادهسین ( مشابه اینتگرین ) خوانده می شد. این پروتئین قادر است خودش را به گیرنده روی سطح سلول های اپی تلیوم مهبل متصل کند . بر اساس تحقیقات آزمایشگاهی ، در چسبندگی و یا اتصال کاندیدا به سلول های اپی تلیال مهبل تفاوت های فردی دیده شده است و این نشان می دهد که برخی زنان نسبت به برخی دیگر استعداد بیشتری برای ابتلاء به عفونت کاندیدای مهبلی دارند (83).
پس از آن که میسلیوم گسترش یافت، کاندیدا قادر به نفوذ و تهاجم به سلولهای سطح مهبل می باشد و تهاجم به اپی تلیوم، باعث آزاد شدن چند ماده از جمله پروستاگلاندین ها و برادی کینین می شود و تغییرات التهابی را ایجاد می کند که این مرحله ممکن است منجر به ادم، قرمزی و افزایش ترشحات و ریزش سلولی شود عامل دیگری که باعث تهاجم بافتی می شود، افزایش بلاستواسپورها می باشد (83). کاندیدا به ندرت در بافت های عمیق تر نفوذ می کند و باعث عفونت سیستمیک می شود و معمولا" به سلولهای اپی تلیال مهبل یا اپیدرمیس فرج حمله می کند (131).
عوامل مختلفی ممکن است در رشد بیش از حد این ارگانیسم و پاتوژن شدن آن نقش داشته باشد که به شرح آن پرداخته می شود .
1-6-3 ) عوامل مربوط به پاتوژن :در موارد حاد بیماری، کاندیدا آلبیکنس عامل بیش از 80 درصد موارد عفونت است و نقش گونه های غیر آلبیکنس در ایجاد بیماری کمتر است. در حالی که در مبتلایان به RVVC در مقایسه با فرم حاد بیماری گونه های غیر آلبیکنس دارای نقش بارزتری هستند (35.36).
کاندیدا برای کلونیزاسیون، ابتدا نیاز دارد که به سلول های پوششی واژن بچسبد. ژرمیناسیون کاندیدا باعث کلونیزاسیون بیشتر و افزایش تهاجم به بافت واژن می شود. از جمله فاکتورهای بیماری زایی کاندیدا می توان از آنزیم های پروتئولیتیک، سموم قارچی، فسفولیپاز و توانایی استفاه از آهن نام برد(2).
افزایش سن، خود درمانی و استفاده ناصحیح از ترکیبات ضد قارچی، از عوامل مؤثر در ایجاد واژینیت های عود کننده غیر آلبیکنسی با عوامل کاندیدا گلابراتا و کاندیدا تروپیکالیس هستند که این انواع غیر آلبیکنسی معمولا به درمان های متداول، مقاوم هستند (84).
براساس مطالعات بعمل آمده بعضی از گونه های غیرآلبیکنس خصوصاً گونه گلابراتا نسبت به داروهای ضدقارچی مقاومت نشان می دهند (22.35.37). این امر لزوم تعیین گونه عامل بیماری را در کنترل و درمان صحیح بیماری نشان می دهد. از طرف دیگر مطالعات اپیدمیولوژیکی نیز نشان دهنده توزیع متفاوت گونه های آلبیکنس و غیر آلبیکنس در مناطق مختلف جغرافیایی است (38). بنابراین با توجه به غیراختصاصی بودن علایم بالینی و وجود گونه های مقاوم و مشکلات درمانی در بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی و به خصوص در مبتلایان به RVVC و نیز محدود بودن مطالعات انجام شده در این زمینه در ایران، این مطالعه با هدف تعیین نحوه توزیع گونه های آلبیکنس و غیرآلبیکنس در بیماران مبتلا به واژینیت حاد و RVVC جهت دستیابی به یک روش تشخیصی سریع و قطعی گونه های درگیر صورت گرفته است تا بتوان با تشخیص صحیح و درمان مناسب واژینیت های کاندیدایی از مشکلات و عوارض این بیماری شایع زنان تا حد امکان جلوگیری به عمل آورد.
از دلایل مهم ایجاد بیماری واژینیت کاندیدایی عودکننده، حذف ناقص کاندیدا از واژن پس از درمان ضدقارچی است، هر چند ممکن است علایم بالینی و التهابات بیمار کم شود، اما ارگانیسم به تعداد کم در واژن میماند و منجر به ناقل شدن بیمار می گردد (76). هنگامی که شرایط هورمونی و فیزیولوژیک نرمال میزبان تغییر یابد، کلنیزاسیون ارگانیسم افزایش پیدا کرده و باعث بروز علایم بالینی جدید در فرد می گردد (77).
1-6-4 ) عوامل مربوط به میزبان :الف - آنتی ژن لوئیس :
زنانی که حامل آنتی ژن لوئیس ( گلیکو پروتئینی که ممکن است مانع باند شدن کاندیدا به موکوس مهبل شود ) نیستند در معرض خطر بیشتری برای ابتداء به عفونت کاندیدای مهبلی و فرج راجعه هستند (132).
ب - عوامل پزشکی :
بیماری دیابت یا متابولیسم غیر طبیعی گلوکز :
افزایش سطح گلوکز در ترشحات مهبل و ادرار پیشگویی کننده کاندیدیاز در زنان می باشد . زنان با کاندیدایاز راجعه ، سطح قند ادرار بالاتری را نسبت به زنان سالم دارند (133).
از طرفی دیگر دیابت باعث کاهش کیفی ایمنی سلولی و شیوع بیشتر ابتلاء به کاندیدیازیس می شود(135).
برخی زنان با ولوواژنیت کاندیدایی راجعه ، عود آن را به بی احتیاطی در رژیم غذایی مانند شیرینی جات ، نوشیدنی های شیرین که به طور گذرا باعث گلیکوزوری می شود نسبت می دهند (103). گر چه نقش رژیم کربوهیدرات کم در اداره عفونت کاندیدایی مهبل و فرج هنوز مورد بحث است . بیماران دیابتی به درمان های ضد قارچی ، پاسخ کمتری می دهند و نوع عفونت آنها بیشتر کاندیداگلابرتا می باشد (132).
آنتی بیوتیکهای وسیع الطیف :
یکی از علل افزایش میزان عفونت و کلونیزاسیون کاندیدا آلبیکنس آنتی بیوتیک های وسیع الطیف است (133). این داروها چه به صورت سیستمیک و یا موضعی فلور طبیعی لاکتوباسیل را ریشه کن کرده و به این ترتیب باعث رشد قارچ و اتصال و جوانه زدن آن می شود . تراکی لاکتوباسیل ها مانع چسبندگی اسپورها (هاگ ها ) به گیرنده های سطح سلولهای اپی تلیوم مهبل می شود . بنابراین با کاهش سطح طبیعی لاکتوباسیل های مهبل ، عفونت کاندیدای مهبلی افزایش دارد . به طوری که در نمونه ترشحات مهبلی این بیماران کاهش تعداد لاکتوباسیل گزارش شده است (83). همچنین درمان با آنتی بیوتیک با مخدوش کردن فلور طبیعی مدفوع ممکن است باعث افزایش پرو لیفراسیون قارچ های روده ای شود و افزایش این منبع ذخیره ای قارچی ممکن است باعث کلونیزاسیون قارچ مهبل شود (134).
آنتی بیوتیک هایی که بیشتر باعث کلونیزاسیون می شوند شامل آمپی سیلین تتراسیکلین ، سفالو سپورین ها و آنهایی که کمتر باعث کلونیزاسیون می شوند سولفونامیدها هستند (133.135).
عوامل کاهش دهنده سیستم ایمنی ( اولیه یا القا شده توسط دارو ) :
بیمارانی که کاهش سطح ایمنی دارند کاندیدیاز عود کننده شدیدی را نشان می دهند . به نظر می رسد که آنتی بادی های در جلوگیری از رشد و گسترش ارگانیسم های ساپروفیت نقش داشته باشند. اثرات محافظت کننده آنتی بادی های هومورال سیستمیک به خوبی شناخته نشده است . احتمالا" آنتی بادی های موضعی از نوع LgG مهم باشند . چرا که در عفونت های کاندیدایی فعال کاهش سطح این نوع آنتی بادی ها دیده شده است .
ایمنی سلولی نقش مهمی را در مکانیسم های دفاعی میزبان در برابر کاندیدا بازی می کند .کاهش اینترفرون Y تولید شده توسط لنفوسیت ها مانع جوانه زدن میسلیا می شود این یافته نشان می دهد که عامل کلیدی در موارد کاندیدیازیس راجعه ، کاهش ایمنی سلولی است (83).
مکانیسم دیگری که در عفونت کاندیدایی مهبل و فرج نقش دارد مربوط به مصونیت ذاتی میزبان و یا نقصان های دیگر می باشد .بنا بر یک نظریه فروکش کردن مکانیسم تنظیمی ایمنی موضعی و سیتوکینین ، منجر به افزایش حساسیت به عفونت راجعه کاندیدایی مهبل و فرج می شود . این یافته که سلولهای اپی تلیال مهبلی جمع شده از زنان سالم فعالیت ضد کاندیدایی را در آزمایشگاه نشان می دهد و این فعالیت در سلولهای زنان با عفونت راجعه کاندیدایی مهبل و فرج کاهش دارد نشان می دهد که فاکتورهای ذاتی دیگر میزبان نقش مهمی را در پیشگیری از عفونت قارچی بازی می کند (132).
از آنجایی که ایمنی طبیعی عفونت کاندیدایی ، به طور بر جسته ایمنی سلولی تعدیل شده است . استفاده از داروهای کورتیکوستروئید و سایر داروهای مشابه ، حساسیت به کاندیدیاز مهبل را افزایش می دهند (133). سایر عواملی که باعث تضعیف سیستم ایمنی می شوند مانند بیماری لوپوس اریتماتوز ، سرطان ، مریض ناتوان در بستر خوابیده ، پیوند کلیه یا سایر اعضاء ، سابقه چند بار ترانسفوزیون خون ، شیمی درمانی ، مصرف آنتی هیستامین ها ، استفاده از مشروبات الکلی و همچنین نیکوتین موجود در خانیات ، کمبود آهن ، ویتامین B12، روی و فولات، نامنظم بودن دوره قاعدگی، می توانند سبب عفونت کاندیدایی شوند (40.132).
نامنظم بودن دوره قاعدگی ، از دو جهت خطر ابتلاء به عفونت کاندیدایی را افزایش می دهد اول اینکه به علت تغییرات هورمونی شخص می تواند در معرض عفونت قرار بگیرد . دوم اینکه عوارض و ناراحتی های همراه با قاعدگی از جمله خستگی ، درد کمر ، خونریزی های زیاد و کاهش مقاومت بدن در ابتلاء به عفونت کاندیدا موثر خواهد بود (136.138).
ج- عوامل رفتاری :
رفتارهای جنسی :
میزان ابتلاء به عفونت کاندیدایی مهبل با شروع فعالیت جنسی افزایش دارد. همچنین بین عفونت کاندیدایی مهبل و تماس جنسی از طریق دهان ارتباط وجود دارد (137). مقاربت های خشن، تحریک جنسی در حین قاعدگی از علل مساعد کننده و رشد قارچ می باشند. مقاربت خشن و آسیب به مخاط مهبل و خراشیدگی این ناحیه باعث تغییر PH این ناحیه شده و زمینه را برای رشد قارچ فراهم می سازد (49).
در مطالعه کار آزمایی بالینی اخیر که توسط فوکس من بر روی 85 دانش آموز با عفونت کاندیدایی مهبل و فرج انجام شد و گزارش شد که نزدیکی های مکرر (7 بار یا بیشتر در هفته ) قویترین عامل خطر بوده است که طبق گزارش آدز نسبت آنها در مقابل با دانشجویان مرکز تندرستی که نزدیکی نداشته اند 3/4 برابر بوده است (48).
روش های پیشگیری از بارداری :
استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری داخل رحمی استفاده از دیافراگم و اسپرم کش ها و مصرف داروهای ضد بارداری خوراکی ممکن است ابتلاء به عفونت کاندیدایی مهبل نقش داشته باشند (132).
شیوع عفونت کاندیدایی مهبل در بین استفاده کنندگان وسایل جلوگیری از بارداری داخل رحمی افزایش دارد که ممکن است به علت افزایش ترشحات ناشی از آلودگی جسم خارجی و افزایش کلونیزاسیون قارچی باشد (134).
مطالعات زیادی نشان داده است که شیوع عفونت کاندیدای مهبل در زنانی که از قرص های جلوگیری از بارداری استفاده می کنند افزایش دارد (135).
همچنین بیان شده است که قرص های ضد بارداری ، باعث تغییر سیستم ایمنی و افزایش پادتن ها و کاهش تجمع لنفوسیست ها در دهانه رحم میشود و به این ترتیب منجر به کاهش مقاومت نسبت به عفونت های کاندیدایی می شود (69).
درمان با استروژن نیز ممکن است در ابتلاء زنان یائسه به عفونت راجعه کاندیدایی مهبل و فرج اثر داشته باشد به خصوص زمانی که همراه با مصرف آنتی بیوتیک ها باشد در معرض خطر بیشتری برای ابتلاء هستند (132). استروژن بر روی سطح کربو هیدرات و سلولهای پوششی مهبل اثر گذاشته و منجر به افزایش چسبندگی کاندیدا به سلولهای پوششی مهبل می شود (83).
دوش های مهبلی و عوامل بهداشتی :
اسپینلو و همکاران (1995) بیان کردند که دوش مهبلی عامل خطری است برای ابتلاء به عفونت کاندیدای مهبلی راجعه که به وسیله کاندیدا گلابرتا ایجاد شده است (132).
به نظر می رسد که افزایش رطوبت سطح خارجی دستگاه تناسلی ، پیشگویی کننده عفونت قارچی و عود بیماری و تاخیر در درمان عفونت قارچی زنان باشد (133). ارگانیسم کاندیدا فقط وقتی به طور طبیعی قادر به نفوذ در پوست می باشد که پوست مرطوب باشد (134).
لباس زیر تنگ و نایلونی از عوامل دیگری هستند که باعث ابتلاء و عود عفونت کاندیدایی مهبل و فرج می شود (83). عقیده بر این است که پوشیدن شلوارهای تنگ ، جریان هوا را در اطراف فرج شدیدا" محدود می کند بنابراین باعث ایجاد یک محیط گرم و مرطوب می شود که برای رشد کاندیدا ایده آل است (134). پوشیدن 1 لایه لباس زیر زنانه نایلونی ، معادل پوشیدن 3 لایه جداگانه لباس نخی می باشد که این امر باعث محدود شدن تبخیر و رطوبت ناشی از فعالیت روزانه می شود (133).
مطالعات نشان داده است که استفاده از پدهای بهداشتی در دوران قاعدگی ، میزان کشت مثبت را افزایش می دهد . نگهداری طولانی مدت تامپون در مهبل نیز ممکن است سبب پیدایش این عفونت شود (133).
کلر داخل استخرهای شنا ، مخاط مهبل را تحریک و باعث افزایش شدت علایم می شود . صابون های معطر ، نرم کننده های کارخانه ای ، سفید کننده های شیمیایی و اسپری های خوشبو کننده به علت داشتن مواد شیمیایی باعث تخریب اپی تلیوم و ایجاد عفونت کاندیدایی می شوند . همچنین سفید کننده ها ممکن است به باکتری های مفیدی که مانع رشد کاندیدا می شوند آسیب رسانند (103).
عوامل تغذیه ای :
از جمله این موارد می توان به رژیم غذایی شکر و مصرف میوه جات اشاره نمود . میزان گلوکز ، آرابینوز و ریبوز موجود در ادرار افراد مبتلا به عفونت کاندیدایی مهبل بیشتر از زنان سالم است . تغییر در رژیم غذایی مثل مصرف بیشتر مواد لبنیاتی و کاهش مصرف ساکارز منجر به کاهش قند ادرار و کاهش ابتلاء به عفونت کاندیدایی مهبل می شود . بنابراین بهتر است این بیماران از خوردن شیرینی جات ، نوشیدنی های شیرین ، میوه های خشک شده ، پرهیز نمایند . خوردن ماست حداقل3 بار در هفته سطح موثر لاکتوباسیل را نگه می دارد (135).
همچنین بهتر است از خوردن غذاهایی که حاوی قارچ است مانند گوشت قرمز ، قارچ خوراکی خودداری شود (103).
استرس :
استرس می تواند باعث افزایش سطح آدرنالین شود ، که می تواند بر روی هورمون های جنسی اثر گذاشته و منجر به تغییرات دوره قاعدگی و افزایش خطر ابتلاء به عفونت کاندیدایی مهبل شود(139).
د- عوامل دیگر :
حاملگی :
به طور کلی در حاملگی با تغییر فلور مهبل ، در دسترس بودن گلیکوژن ، افزایش استرس مادر و کاهش ایمنی سلولی خطر رشد کاندیدا در مهبل افزایش می یابد . به دنبال زایمان ، بابرگشت اپی تلیوم مهبل و عدم حضور گلیکوژن ، رشد کاندیدا از بین می رود (134).
سن :
عفونت کاندیدایی در تمام سنین ایجاد می شود اما حداکثر آن در سنین باروری است .
چاقی :
به علت عدم تهویه کافی ، ابتلاء به عفونت کاندیدایی مهبل در این افراد افزایش دارد (139).
1-6-5 ) ایمنی در ولوواژینیت کاندیدیایی :اولین سد دفاعی در برابر میکروارگانیسم ها، پوست و نواحی مخاطی می باشند که دارای مواد ضدمیکروبی هستند. این مواد توسط سلول های اپی تلیال و اندوتلیال تولید می شوند. هم چنین آن ها دارای میکروفلورهایی از ارگانیسم های ساپروفیت هستند که مانع از تجمع میکروارگانیسم های دیگر می شوند (87).
ایمنی سلولی در دفاع علیه کاندیدا در نواحی جلدی مخاطی نقش اصلی را ایفا می کند(88).
در یک فرد نرمال، نوتروفیل ها، مونوسیت ها و Tسل های CD8+,CD4+ در دفاع علیه عفونت های
مخاطی با یکدیگر همکاری می کنند(89.90). ایمنی ذاتی، ایمنی همورال و ایمنی سلولی هر سه بر علیه عفونت های کاندیداآلبیکنس وارد عمل می شوند.
ایمنی ذاتی توسط لکوسیت های پلی مورفونوکلئر و ماکروفاژها ایجاد می شود که نقش اصلی را در دفاع کاندیدیازیس سیستمیک بازی می کنند، در حالی که ایمنی سلولی در سطوح مخاطی بیشتر نقش دارد(91.92). تحقیقات انجام شده نشان می دهد که لنفوسیت ها CMI موضعی مهم تر ین نقش دفاعی را بر علیه واژینیت بازی می کنند(93). طبق مطالعات انجام شده توسط Fidel در سال 1995 به نظر می رسد، CMI سیستمیک نقش ، محافظتی بر علیه واژینیت های کاندیدیایی ندارد(94).
1-6-6 ) تشخیص RVVC :تشخیص بر اساس تاریخچه معاینه فیزیکی و معاینه میکروسکوپیک و کشت می باشد (121).
این بیماری باید توسط یک پزشک با تجربه ، معمولا" یک متخصص زنان تشخیص داده شود تشخیص توسط بیمار آسان نیست و اغلب اشتباه است . از آنجا که علایم یکسان یا مشابه ممکن است علل دیگری داشته باشد .
تست میکروسکوپی سریع می تواند برای حضور مخمر بررسی گردد و همچنین اندازه گیری PH واژن می تواند به حذف دیگر علل کمک شایان توجهی داشته باشد . با این حال حتی حضور کاندیدا به تنهایی برای تشخیص بیماری کافی نمی باشد ، زیرا کاندیدا معمولا" در فلورواژن از زنان سالم نیز وجود دارد . ارتباط حضور کاندیدا با علایم بالینی و سابقه عود ضروری است (3).
1-6-7 ) درمان :بیمارانی که دارای علایم بالینی عفونت کاندیدایی مهبل هستند و کشت ترشحات مهبلی آنها از نظر کاندیدا مثبت است و یا در نمونه میکروسکوپی آنها کاندیدا مشاهده میشود، درمان باید صورت بگیرد. با توجه به راهنمای مطالعات و مقالات علمی انجام شده، پاسخ رضایت بخش به درمان ( موفقیت درمانی ) زمانی است فرد هم از نظر بالینی و هم از نظر آزمایشگاهی درمان شده باشد.پاسخ درمانی بر اساس علایم بالینی شامل کاهش شدت علایم و نشانه های عفونت کاندیدای مهبلی از شدید به خفیف یا هیچ از خفیف یا متوسط به هیچ می باشد و پاسخ درمانی بر اساس نتایج آزمایشگاهی زمانی مطرح است که نتیجه کشت ترشحات مهبل 2 – 1 هفته پس از اتمام درمان منفی باشد(104).
1-6-8 ) عوامل مؤثر بر روی درمان :
عوامل مختلفی مانند مقدار دارو، مدت اثر دارو، مدت درمان، شکل دارو، روش نگه داری دارو، نوع میکروارگانیسم در درمان عفونت کاندیدایی مهبل مؤثر هستند (22).
1-7 ) تعاریف اولیه ‌از شیمی ‌دارویی :شیمی ‌دارویی ، جنبه‌ای از علم شیمی ‌است که درباره کشف ، تکوین ، شناسایی و تغییر روش اثر ترکیبات فعال زیستی در سطح مولکولی بحث می‌کند و تاثیر اصلی آن بر داروهاست، اما توجه یک شیمی‌دان دارویی تنها منحصر به دارو نبوده و بطور عموم ، دیگر ترکیباتی که فعالیت زیستی دارند، باید مورد توجه باشند. شیمی ‌دارویی ، علاوه بر این ، شامل جداسازی و تشخیص و سنتز ترکیباتی است که می‌توانند در علوم پزشکی برای پیشگیری و بهبود و درمان بیماریها بکار روند(17).
1-7-1 ) سیر تاریخی شیمی ‌دارویی :آغاز درمان بیماریها با دارو ،‌ در قدمت خود محو شده ‌است. اولین داروها منشاء طبیعی داشته و عمدتا از گیاهان استخراج می‌شدند و برای درمان بیماریهای عفونی بکار رفته‌اند. قرنها پیش از این ، چینی‌ها ، هندی‌ها و اقوام نواحی مدیترانه ، با مصارف درمانی برخی گیاهان و مواد معدنی آشنا بوده‌اند. به عنوان مثال ، برای درمان مالاریا از گیاه چه‌انگشان در چین استفاده می‌شد. اکنون ثابت شده ‌است که ‌این گیاه ، حاوی آلکالوئیدهایی نظیر فبریفوگین است(17).
سرخپوستان برزیل ، اسهال و اسهال خونی را با ریشه‌های اپیکا که حاوی آستن است، درمان می‌کردند. اینکاها از پوست درخت سین کونا ، برای درمان تب مالاریا استفاده می‌کردند. در سال 1823 ، کینین از این گیاه ‌استخراج شد. بقراط در اواخر قرن پنجم قبل از میلاد استفاده ‌از نمکهای فلزی را توصیه کرد و درمانهای طبی غرب را نزدیک به 2000 سال تحت نفوذ خود قرار داد(17).
1-7-2 ) تاریخ معرفی شیمی ‌دارویی به عنوان علم :اولین فارماکوپه در قرن 16 و قرنهای بعد منتشر شد. گنجینه عوامل دارویی سرشار از داروهای جدید با منشاء گیاهی و معدنی معرفی شدند. در اواخر قرن 19 ، شیمی ‌دارویی با کشف "پل ارلیش" که ‌او را پدر شیمی ‌درمانی جدید می‌نامند، در ارتباط با اینکه ترکیبات شیمیایی در برابر عوامل عفونی ویژه‌ای از خود سمیت انتخابی نشان می‌دهند، دچار یک تحول شگرف شد(17).
در همین دوران ، "امیل فیشر" ، نظریه قفل و کلید را که یک تغییر منطقی برای مکانیسم عمل داروها بود، ارائه داد. تحقیقات بعدی ارلیش و همکارانش ، منجر به کشف تعداد زیادی از عوامل شیمی ‌درمانی جدید شد که ‌از آن میان ، آنتی بیوتیک‌ها و سولفامیدها ، از همه برجسته‌تر بودند(17).
1-7-3 ) جنبه‌های بنیادی داروها :سازمان بهداشت جهانی ، دارو را به عنوان ( هر ماده‌ای که در فرایندهای دارویی بکار رفته و سبب کشف یا اصلاح فرایندهای فیزیولوژیک یا حالات بیماری در جهت بهبود مصرف کننده شود. ) تعریف نموده ‌است و فراورده‌های دارویی را تحت عنوان ( یک شکل دارویی که حاوی یک یا چند دارو همراه با مواد دیگری که در فرایند تولید به آن اضافه می‌شود. ) معرفی می‌کند(8).
1-7-4 ) کاربرد داروها :داروها بر اساس مقاصد خاصی بکار می‌رود که عبارتند از :
تامین مواد مورد نیاز بدن ، مثل ویتامینها
پیشگیری از عفونتها ، مثل سرمهای درمانی و واکسنها
سمیت‌زدایی ، مانند پادزهرها
مهار موقتی یک عملکرد طبیعی ، مانند بیهوش کننده‌ها
تصحیح اعمالی که دچار اختلال شده‌اند و ... . (17).
1-8 ) داروهای ضد قارچی :
تقریباً ده درصد بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی به درمان آغازین پاسخ نمیدهند .در عرض سالهای اخیر کشف دارو و ترکیبات جدید ضد قارچی نسبت به بعضی از داروها از سوی دیگر موجب تغییر عقیده بسیاری از قارچ شناسان شده و بیش از پیش نیاز به آزمایش تعیین حساسیت دارویی جهت قارچها احساس گشته است، به طوری که امروزه معتقدند که حداقل برای درمان ایده آل بیمارانی که به عفونتهای سیستمیک و نیز عودکننده قارچی مبتلا هستند، این آزمایش ضروری است (95.96.97).
مبنای تأیید سوش مقاوم در قارچ ها، انجام تست حساسیت دارویی و در کنار آن ارزیابی بالینی و ژنتیک قارچ ها است. ارزیابی تست حساسیت دارویی ساده ترین راه ارزیابی مقاومت دارویی در سویه های قارچی است. بیشتر ین مقاومت های دارویی در مورد کاندیدا به آزول ها گزارش شده است (122.123).
تعیین حساسیت عامل ایجاد بیماری قبل از شروع درمان جهت درمان مناسب و ریشه کنی و حذف عوامل قارچی روش بسیار سودمندی می باشد تا بدین ترتیب از مصرف بی رویه داروها و بالطبع از ایجاد مقاومت های دارویی ثانویه و ناخواسته جلوگیری شود (127).
عوامل بسیار متعددی نظیر میزان قارچ کشت داده شده) میزان تلقیح (، نوع محیط کشت، درجه حرارت و مدت زمان انکوباسیون بر روی نتایج تست تعیین حساسیت دارویی موثر می باشد لذا برای به دست آوردن شرایط استاندارد و نتایج مناسب بایستی همه شرایط یکسان باشند(15).
مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده است که عفونت های مهم قارچی توسط گو نه های مقاوم به داروهای ضد قارچی ایجاد می شود. این موضوع به خصوص در مورد گونه های کاندیدا و مقاومت آن ها نسبت به داروی فلوکونازول مورد تأکید قرار گرفته است (124).
در این رابطه مشخص شده که نتایج یک درمان ضد قارچی به عوامل مختلفی نظیر ویژگی های قارچ عامل عفونت، ویژگی های داروی ضد قارچی و فاکتورهای میزبان وابسته است (125).
گونه های مختلف کاندیدا نه تنها از جنبه عفونت زایی بلکه از جنبه مقاومت دارویی نیز دارای اهمیت زیادی هستند. عمده داروهای پر مصرف در درمان کاندید یازیس آزول ها و پلی ان ها هستند (121).
1-8-1 ) آزول ها :بزرگترین خانواده از داروهای ضد قارچی خانواده آزول است.
آزول ها توسط مهار فعالیت Lanosterol 14-α-Demethlase غشای سلولی را مختل می کنند. و با تغییرات غشای سلول موجب مرگ سلول یا جلوگیری از رشد سلول می شوند. آنزیم مورد هدف وابسته به سیتوکروم P450است و آزول ها همچنین سایر آنزیم های وابسته به P450 در چرخه تنفسی قارچ، مهار می کنند(34).
آزول ها در برابر قارچ ها، توکسیسیته انتخابی دارند، زیرا در سنتز ارگوسترول، که استرول منحصر به فرد غشای سلولی قارچ ها می باشد، تداخل می نمایند و با غشای سلول های بدن کاری ندارند. آزول ها با مهار تولید ارگوسترول، نفوذپدیری غشای قارچ را مختل می کنند(23).
ارگوسترول مشابه کلسترول در سلول های حیوانی است، بزرگترین جزء استرولی غشای سلولی سلول های قارچ است. از آنجا که ارگوسترول و کلسترول تفاوت ساختاری کافی دارند، بسیاری از عوامل ضد قارچی ساختمان ارگوسترول را هدف قرار می دهند(23).
خانواده آزول ها شامل:
ایمیدازول ها: میکونازول ، اکونازول ، کلوتریمازول ، کتوکونازول
تری آزول ها: فلوکونازول ، ایتراکونازول و آخرین عامل وری کونازول ( نسل دوم تری آزول مصنوعی مشتق شده از فلوکونازول ) و پوزاکونازول ( آنالوگ هیدروکسیله از ایتراکونازول ) (34).
1-8-2 ) آنتی بیوتیک های پلی اِن :
آنتی بیوتیک های پلی ان گروهی از ترکیبات آنتی میکروبیال هستند که توسط تعدادی از جنس های
استرپتومایسس تولید می شوند. توجه به اثر دارو درمانی، مشکلات سمی بودن آنها، حلالیت، ثبات و جذب آنها سبب شده است که فقط تعداد کمی از این ترکیبات برای درمان مناسب باشند(130).
گونه های کاندیدا به تعدادی از داروهای ضد قارچی پلی اِن و آزول حساس هستند. پلی اِن ها نظیر آمفوتریسین B و نیستاتین با اتصال به ارگسترول در دیواره سلولی قارچ و با ایجاد منافذی در آن ( با برهم زدن بالانس یونی غشاء سلول قارچی ) قارچ را از بین می برند. در حالی که آزول ها مانع از سنتز ارگوسترول می شوند(104).
پلی ان ها) نیستاتین (و آزولها ) میکونازول (که بطور موضعی استفاده می شوند فراوان ترین داروهای مورد استفاده برای کاندیدیازیس سطحی هستند. در هر صورت درمان ضد قارچی آزول سیستمیک ) فلوکونازول یا ایتراکونازول( نیز می توانند برای درمان کاندیدیازیس سطحی و شکلهای مزمن عفونت استفاده شوند(73).
1-8-3 ) مقاومت گونه های مختلف کاندیدا علیه داروهای ضد قارچی :امروزه موارد شکست درمان و مقاومت گونه های مختلف کاندیدا نسبت به ترکیبات دارویی آزولی به دنبال استفاده وسیع از این داروها در درمان ضایعات جلدی، جلدی - مخاطی و سیستمیک کاندیدایی در حال افزایش است که منجر به انتخاب و ظهور گونه های مقاوم در جامعه می شود(65.66).
آمفوتریسین B در درمان عفونت کاندیدیازیس جلدی و مخاطی کاربرد دارد. قبل از ورود فلوکونازول و ایتراکونازول به بازار دارویی، کتوکونازول داروی انتخابی در درمان کاندیدیازیس مزمن جلدی مخاطی و یک درمان جایگزین موثر کاندیدیازیس واژینال بود. داروهایی که برضد کاندیداها در بازار وجود دارد از نظر تعداد محدود هستند و این خود ممکن است باعث ایجاد مقاومت در آنها گردد(105.106).
متأسفانه برخی از داروهای ضد قارچی به طور گسترده استفاده می شوند و منجر به افزایش انتخابی و توسعه مقاومت در برابر داروهای ضد قارچی می شوند. (34).

–140

2-9-1-4- گرترود بل54-52
2-9-1-5- هریت بوید هادز-ادیت هیوارد هال دوان56-54
2-9-1-6- هتی گلدمن- ترزا جئول58-56
2-9-1-7- گرترود ـ تامسون،گارود و وینفرد لمب63- 59
فهرست مطالب
عنوانصفحه
2-9-1-8- ماری لیکی 652-9-1-9- هلن کنتور 66فصل 3- تاریخچه شکل گیری باستان شناسی در ایران و حضور زنان در فعالیت های باستان شناختی 683-1- مقدمه 683-2- باستان شناسی ایران 683-2-1- شکل گیری باستان شناسی ایران70-683-2-1-1- شکل گیری باستان شناسی در ایران توسط فرانسویها73-70
3-2-1-2- گسترش فعالیت های باستان شناسی در ایران توسط خارجیها 75-73
3-2-1-3- شروع فعالیت های گسترده باستان شناسان ایرانی76-753-2-1-3-1- فعالیت های باستان شناسی ایران همزمان با انقلاب763-2-1-3-2- فعالیت های باستان شناسی ایران بعد از انقلاب773-2-2- تاریخچه حضور زنان در باستان شناسی ایران783-2-3- زنان پیشگام در باستان شناسی ایران 793-2-3-1- بانو پروین برزین 793-2-3-2- بانو زهرا نبیل 803-2-3-3- بانو نوشین دخت نفیسی 813-2-3-4- بانو ملکه ملکزاده بیانی 823-2-3-5- بانو سیمین دانشور 843-2-3-6- بانو سیمین لک پور 853-2-3-7- بانو آرمان شیشه گر 873-2-3-8- بانو زهره روح فر 903-2-3-9- بانو حمیده چوبک 913-2-3-10- بانو هایده لاله 92فصل 4-عوامل تأثیر گذار در انتخاب/ عدم انتخاب رشته باستان- شناسی توسط زنان در ایران 941-4- مقدمه 944-2- عوامل مؤ ثر در انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان95
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-3- عوامل بازدارنده انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان 95 4-4- محیط فعالیت های باستان شناسی و زنان 964-5- حوزه های پژوهشی باستان شناسی و زنان 97 4-6- بررسی جواب سوالات به صورت نموداری98فصل 5- نگاهی به پژوهش هاوتفاسیر باستان شناسی ازمنظر جنسیت و زنان 1055-1- مقدمه 1055-2- فرآیند شکل گیری مطالعات زنان در باستان شناسی 1055-3- نظرات مربوط به تقسیم کار جنسیتی در جوامع گذشته108
5-4- جنسیت در بین گردآورندگان 1095-5- نقش زن در جوامع گردآورنده و شکارگر1125-6- جنسیت در بین جوامع کشاورز1045-7- جنسیت در محوطه باستانی حسنلو و جوامع پیچیده ساسانی 1175-7-1- زنان و سنجاق در ایران باستان 1185-7-1-1- حسنلو 1185-7-1-2- سنجاق به منزله نشانه مراحل مهم در زندگی زنان 1205-7-1-3- سنجاق به منزله ابزار دفاعی 1205-7-1-4- سنجاق به منزله نماد جامعه ای مسلح 1215-7-2- نقش زنان در امپراتوری ساسانی1225-8- بررسی تقسیم کار جنسیتی در بین اقوام زنده1245-8-1- بررسی جامعه واشوها1245-8-2- بررسی جامعه هادزاها1255-8-3- بررسی جوامع تیوی ها 125
5-8-4- بررسی جامعه اسکیموها 1265-9- سفالگری و زنان 130
نتیجه گیری 134
فهرست نمودار‌ها عنوان صفحه
TOC c "جدول" نمودار 4-6-1: درصد دانشجویان کارشناسی98
نمودار 4-6-2: درصد دانشجویان کارشناسی ارشد99
نمودار 4-6-3: تعداد زنان در هئیت های علمی.. ........... 100
نمودار 4-6-4: درصد مجوز فعالیت های زنان.................. 101
نمودار 4-6-5: درصد پست های مدیریتی زنان................. 102
نمودار 4-6-6: حوزه مناسب فعالیت های زنان ...............103
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
TOC c "شکل" TOC c "شکل" تصویر ‏2-1: ژان دیولافوا45
تصویر ‏2-2: استرون دیمن47
تصویر ‏2-3: دیمن،کاوش در شمال غرب روم 49
تصویر 2-4: مارگارت موری49
تصویر ‏2-5: موری،کار میدانی51
تصویر ‏2-6: گرترود بل52
تصویر ‏2-7: بل در عراق54
تصویر ‏2-8: هریت بوید هادز54
تصویر 2-9: ادیت هیوارد هال دوان54
تصویر ‏2-10: محوطه باستانی56
تصویر ‏2-11: هتی گلدمن56
تصویر ‏2-12: ترزا جئول56
تصویر ‏2-13: کشف بنای نمرود58
تصویر ‏2-14: گرترود ـ کاتون تامسون59
تصویر2-15 : دوروتی گارود60
تصویر ‏2-16: گارود در محوطه باستانی زارزی60
تصویر ‏2-17: گارود به همراه دانشجویانش62
تصویر ‏2-18: وینفرد لمب62
تصویر ‏2-19: کتلین کنیون63
تصویر 2-20: کنیون ـ ویلر64
تصویر ‏2-21: روش کاوش کنیون ـ ویلر64
تصویر‏222: ماری لیکی65
تصویر‏223: هلن کنتور66
تصویر ‏3-1: بانو نوشین دخت نفیسی81
تصویر ‏3-2: بانو ملکه ملکزاده بیانی82
تصویر3-3: بانو سیمین دانشور84
تصویر ‏3-4: بانو آرمان شیشه گر86
تصویر3-5: کاوش در جوبجی88
تصویر ‏3-6: بانو زهره روح فر89
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک90
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک در محوطه باستانی91
تصویر 3-10: بانو هایده لاله92
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل ‏5-1: جمع آوری دانه111
شکل ‏5-2: زن گردآورنده112
شکل ‏5-3: شکستن دانه های خوراکی114
شکل 5-4: زن در جوامع کشاورز117
شکل ‏5-5: شکار128
شکل ‏5-6: زن و سفالگری133

فصل 1- کلیات
1-1- مقدمه
با توجه به اینکه زنان در تمام دوره های زندگی انسان نقش مهمی داشته اند و دوشادوش مردان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی شرکت داشته اند چه در زمان های دور که در شکار، گردآوری، کشاورزی، ایجاد صنایع و... نقش داشته اند و چه در زمان های نزدیکتر که کم کم پا به عرصه اجتماع گذاشتند و در تمامی زمینه ها فعالیت خود را شروع کرده اند، پرداختن به نقش زنان در حیطه باستان شناسی و بررسی مشکلات و امکانات آنها کاری ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش سعی شده تا به بررسی نقش زن از زمان تحولات قرن 18 میلادی به بعد و تغییراتی که در جایگاه زنان در عرصه های اجتماعی رخ داد و به دنبال آن ورود زنان به مجامع آکادمیک، دانشگاهی و دنبال کردن این فرایند تا عصر حاضر در جهان به طور کلی و در ایران پرداخته شود. به خصوص در چند سده اخیر که رشد آنها چشمگیر تر شده با تمرکز بر جایگاه زن در باستان شناسی، بعد از بررسی سیر کلی ان در جهان مشخصاً بر جایگاه زنان در باستان شناسی ایران پرداخته می شود.
1-2- سوالات:
علل کم بودن تعداد زنان باستان شناس در سطوح مدیریتی و سرپرستی کاوش ها چیست؟
فرآیند حضور زنان در باستان شناسی از زمان تأسیس این رشته چه سیری داشته است؟
در تحلیل و تفسیر داده های باستان شناختی و نتایج کاوش ها تا چه حد به گروه هایی مانند زنان و کودکان پرداخته می شود؟
1-3- فرضیه ها:
جدی گرفته نشدن توانایی های زنان در کارهای مدیریتی (با توجه به پیش زمینه اجتماعی موجود) که این امر می تواند باعث اتلاف انرژی و هدر رفت دانش تخصصی زنان دانش آموخته در این حوزه و موجب هدر رفت انرزی و بودجه دولتی که صرف آموزش آنان گردیده است.
حضور کمی زنان نسبت به قبل در زمینه های دانشگاهی بیشتر شده ولی جایگاه آنان (از نظر کیفی) تفاوت فاحشی را نشان نمی دهد.
چون اکثر این پژوهش های باستان شناسی توسط باستان شناسان مرد انجام می شود توجه لازم به نقش زنان و کودکان نشده است.
1-4-اهداف:
بررسی کم و کیف تفاسیر ارائه شده از زنان در جوامع گذشته.
بررسی سیر تغییرجایگاه اجتماعی زنان در سده های اخیر و زمینه های آن.
بررسی جایگاه زنان پژوهشگر باستان شناس در عرصه های اداری و آکادمیک.
2- نقش زنان در تحولات اجتماعی قرون 18-21
جنبش های اجتماعی تلاشی جمعی برای دگرگون ساختن ساختار اجتماعی تلقی می شوند که حداقل گهگاه از روشهای فرانهادین استفاده می کنند. با وجودی که در وهله نخست به نظر می رسد دغدغه اصلی جنبش های اجتماعی ایجاد تغییر در مناسبات اجتماعی و توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی است، این باور بتدریج نزد بسیاری از رهبران جنبش های اجتماعی پذیرفته شده که تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باید همراه با دگرگونیهایی در عرصه های فرهنگی نیز باشد(منیکف، 1937-779). تاریخچه ی جنبش زنان اندیشه ای نوبنیاد است و زمان، عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. جنبش زنان، آموزه یا حرکتی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر با مردان می باشد و در پی آن است که جهان اجتماعی را از دیدگاه زن ببیند.
2-1- تعریف فمینیسم

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

واژهٔ فمینیسم برای نخستین بار توسط شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار رفت. ابتدا برای بیان کیفیات زنانه به کار می رفت، اما به تدریج، معنای لغوی خود را از دست داد و به عنوان اصطلاحی عام برای توصیف آنچه در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 در اروپا و آمریکا تحت عنوان جنبش زنان معروف بود، اطلاق شد(جگر،1378-20). این اصطلاح، به مجموعه متنوعی از گروه ها گفته می شود که هر یک به نحوی در پیشبرد موقعیت زنان تلاش می کنند. امروزه این جنبش همه فعالیت ها و اقداماتی را که با هدف پایان دادن به تابعیت زنان و احیای حقوق آنها تلاش می کنند، دربر می گیرد. برخی فوریه را پرشورترین طرافدار آزادی زنان می دانند .وی در کمون های تعاونی که در سده نوزدهم ایجاد کرد،عملاً برابری کامل میان زنان و مردان را برقرار ساخت.
2-1-1- ماهیت نهضت فمینیستی
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریّه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. در مجموع، فمینیسم ایدئولوژی آزادی زنان است(هام، 1382-63). به هرحال نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که فمینیسم به معنای برابری (حقوق) زن و مرد ـ و نه برابری زن و مردـ است که همان‌طور که مشخص است هر کدام تفاوت‌ها و برتری‌هایی نسبت به یکدیگر دارند. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ ترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌برد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است.
2-1-2- تاریخچه تکوین جنبش های فمینیستی
فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد، زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند(ریتزر،1383- 464). در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است. به این ترتیب، مفاهیم اساسی گفتار مدنی که در آموزه ها و ایدئولوژی های این عصر نمود پیدا می کرد، فضا را برای توجیه سنتی فرودستی زنان بیش از بیش تنگ می کرد و در مقابل ایجاد تغییر بنیادی در شرایط زنان را موجه تر از هر زمانی در گذشته می ساخت و این در زمانی بود که شرایط ساختاری اقتصادی و سیاسی زمینه لازم را برای ایجاد یک هویت زنانه آماده می ساخت.
2-1-3- ورود زنان به نیروی کار و سطوح آموزشی
انقلاب صنعتی، گسترش روابط سرمایه داری به تدریج تغییراتی عظیم در حیات اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده و به تبع آن در وضعیت زنان ایجاد کرد. گسترش بخش صنعت و افزایش سریع تعداد کارخانه ها از اوایل قرن نوزدهم به معنای کاهش تدریجی اهمیت کشاورزی ، صنایع خانگی ،انتقال تولید از خانه به کارخانه و ورود بخش وسیعی از جمعیت به بازار کار عمومی بود. این روند علاوه بر تاثیری که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی مردان داشت تاثیرات مهمی بر زندگی زنان بر جای گذاشت که همین امر موجب تفکیک کار دست مزدی در عرصه عمومی و کار غیر دست مزدی در عرصه خصوصی گردید(آلیس،1380-15).در شرایط جنگی نیاز به نیروی کار زنان افزایش می یافت و لازم بود در بسیاری از صنایع نیروی کار زنان جایگزین مردانی شود که به جبهه اعزام می شدند. زندگی پیچیده شهر، نیاز به نیروی کار ماهر، رشد تخصص ها و نیاز به آن ها برای اداره امور اقتصادی و اجتماعی بر حق تحصیل تاثیر گذاشته و بدین ترتیب آموزش برای پسران و دختران را در دستور کار اجتماعی قرار داد. وقتی زنان وارد سطوح آموزش عالی شدند، دیگر نمی خواستند فقط در حوزه های محدود تحصیل کنند. آن ها می کوشیدند امکانات آموزش عالی را به خود بسط دهند. از سوی دیگر، حضور زنان در نیروی کار به معنای تغییری بنیادی در سبک زندگی و موقعیت فردی و اجتماعی آن ها بود و تا حدی باعث استقلال آن ها شد. دولت لیبرال نیز تأثیری چشمگیر و تعیین کننده از نظر شکل دادن به جنبش و موفقیت آن ها داشت. تعهد به آزادی بیان و آزادی اجتماعی از سوی، باز بودن کانال های تاثیر گذاری بر حکومت از سوی دیگر زمینه مناسبی برای طرح اندیشه های آنان فراهم ساخت.
2-1-4- ارزیابی فمینیسم
شاید بتوان گفت که در طول قرن بیستم فمینیسم یکی از جنجال برانگیزترین جنبش های اجتماعی و فکری در سطح جهان بوده است. بسیاری از دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در وضعیت زنان در جوامع مختلف را در وهله اول می توان ناشی از این جنبش دانست. انقلاب های آمریکا و فرانسه نیز می توانستند رهگشای دعاوی زنان برای برابری باشند. نحوه سازماندهی فمینیسم در اروپا و آمریکا تفاوتهای خاصی داشت؛ زیرا سازماندهی فمینیسم در اروپا با ایجاد باشگاههای زنان طی انقلاب فرانسه و در آمریکا با فعالیت زنان در جنبش الغای بردگی و برده داری و مبارزه برای منع استفاده از مشروبات الکلی صورت گرفته که اولی به انتشار اعلامیه حقوق زنان از سوی المپ دوگور و دومی به انتشار «اعلامیه تصمیمات و احساسات» در گردهمایی «سنکافالز» در ژوئیه 1848 انجامید (ویلفورد، 1378، 37). در همین سال بود که اولین منشور دفاع از حقوق زنان در کشور امریکا اعلام شد. خود زنان نیز بتدریج بر برابری انسانی و در نتیجه لزوم برابری حقوقی خود با مردان تاکید کردند.
2-1-5- امواج سه گانه فمینیسم
پس از انقلاب فرانسه جنبش زنان دارای سه موج مهم بوده است. امواجی که با اعتدال و حالت میانه، آغاز و پس از رسیدن به اوج افراط امروزه با رویکرد تعدیلی با اهداف خودش ادامه می دهد.
2-1-5-1- موج اول
موج نخست جنبش زنان (1848-1920) در شرایطی شکل گرفت که در اروپا و امریکا جنبش های اجتماعی دیگری نیز فعال بودند. در آمریکا، جنبش الغای برده داری نقش مهم و تعیین کننده ای در موج نخست جنبش زنان داشت(مشیرزاده،1382-51). جنبش الغا یکی از تجلیات برابری خواهی مدرن بود. طرفداران آن به دنبال تحقق ایده های مدرن برابری و آزادی بودند و معنایی که از انسان می دادند چنان وسیع بود که سیاهان را نیز شامل شود. زنان از نخستین گروهایی بودند که جذب آرمان های جنبش الغای بردگی شدند. حضور آن ها در این جنبش از عوامل موثر در شکل گیری جنبش زنان است. در شرایطی که زنان در فعالیت خود برای توسعه جنبش الغای بردگی با موانع اخلاقی مواجه شده بیشتر متوجه موقعیت فرودست خود شدند. بعد از کنفرانس ضد برده داری در لندن که در آن زنان نتوانستند اجازه حضور در صحن جلسات را بیابند، بود که آن ها به فکر سازماندهی مستقل از جنبش الغا برای پیشبرد منافع خاص زنان افتادند و مصمم شدند که علاوه بر آزادی بردگان به فکر آزادی خود نیز باشند. اما در ژوییه 1848 بود که اطلاعیه تشکیل گردهمایی زنان در سنکافالز منتشر شد و این گردهمایی شروع سازماندهی مستقل زنان بر اساس منافع خاص خودشان بود. به هر تقدیر، در گردهمایی سنکا فالز اعلامیه ای با تاکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان و لزوم برخورداری آن ها از حقوق برابر با مردان در عرصه های مالی و اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی مورد تصویب صد نفر از شرکت کنندگان قرار گرفت، که ازجمله امضا کنند گان آن برخی رهبران جنبش الغا بودند. بعد از سنکافالز هم گردهمایی های متعددی در جهت تاکید بر حقوق زنان تشکیل شد.از مهم ترین زنان فعال در طرفداری از جنبش منع مشروبات الکلی در سده 19 آنتونی بود که به یکی از فعال ترین زنان در جنبش حقوق زنان تبدیل شد. در دهه های 1880 ،1870 زنان، فعالیت شان را برای انتشار انگاره های خود و نیز فشار آوردن بر مجامع قانون گذار برای پذیرش حق رای و گاه سایر حقوق ادامه می دادند. اما جنبش در این زمان هنوز کوچک و متفرق بود، هر چند که فعالیت های آن به نسبت گسترده بود. تا اواخر دهه 1870 بیشتر فعالیت ها بعد حقوقی، سیاسی و نمایشی داشت اما بتدریج معطوف به ابعاد سیاسی شد. بی تردید مهم ترین و نظام یافته ترین تلاش زنان برای نقد وضع موجود و طرح حقوق در مورد درخواستشان را باید در کتاب دفاع از حقوق زنان اثر مری ولستون کرافت دانست که نخستین بیانیه بزرگ فمینیستی تلقی می شود و معمولا در تاریخ فمینیسم آن را نقطه آغاز این اندیشه می دانند. در سده نوزدهم نیز اندیشه بهبود وضعیت زنان کماکان مطرح بود. پس از کرافت مهم ترین سخنگوی اندیشه لیبرال رادیکال سده نوزدهم که در دفاع از حقوق زنان سخن گفت، جان استوارت میل است. او تفاوت بین زنان و مردان را ناشی از تفاوت های جامعه پذیری یا فرهنگ پذیری می داند(میل،1379-8-10-23). میل تحت تاثیر همسر خود تیلور کتاب "انقیاد زنان" را نوشت که تاثیر مهم بعدی را بر این موج گذاشت. وی کلا زنانگی را دارای ماهیت اجتماعی می داند و نه طبیعی و از همین جا به برابری و مشابهت حقوق زن و مرد می رسد. می توان گفت اساساٌ اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک، زمینه اصلی بروز این موج به شمار می رود، دیدگاهی که برخاسته از اندیشه جان لاک بود. گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه اعطای حق رای به زنان، خواسته و هدف اصلی این موج بود. البته علاوه بردرک و هدف اصلی اهداف فرعی نیز وجود داشت، از جمله این اهداف می توان به دست یابی زنان به کار آموزشی، آموزش و کار، بهبود موقعیت زنان متاهل در قوانین، حق برابر با مردان برای طلاق و متارکه قانونی و مسائل پیرامون ویژگیهای جنبش اشاره کرد. زنان در دهه ی ۱۹۲۰ به هدف اصلی خود یعنی حق رای دست یافتند.
2-1-5-1-1- دوره تعلیق نهضت فمینیسم
با دست یابی به اهداف فوق، دوران وقفه فعالیت طرفداران حقوق زن آغاز شده (مشیرزاده،49،1383)و به جز فعالیت برای صلح خواهی، فعالیت دیگری نداشتند. البته رسیدن به حق رای، تنها دلیل توقف فعالیت ها نبود بلکه اساسا شرایط حاکم بر آن دوران ایجاب می نمود که طرفداران حقوق زن فعالیت جدی نداشته باشند. پیدایش جنبش های اقتداگرا از جمله فاشیسم و نازیسم و مهم تر از آن وقوع دو جنگ خانمان سوز جهانی اول و دوم، مهمترین عواملی بودند که طرفداران حقوق زن را در آن دوران مهار کرد و آنان را از فعالیت جدی بازداشت(ریو سارسه،1384-135). در دهه های جنگ جهانی اول، جنبش زنان تجربه تشکیلاتی کم و بیش وسیعی داشت. از یک سو سازمان های خاص برای پیشبرد هدف اصلی یعنی نیل به حق رای تشکیل دادند و از سوی زنان طرافدار جنبش در ایجاد تشکیلات خاص فعال بودند. جنبش های اصلاحی نظیر ترقی خواهی و منع مشروبات الکلی زنان را وارد عرصه فعالیتی کرد که مستلزم برقراری ارتباط با بخش های وسیعی از جامعه بود(همان:43-47). بسیاری از زنان طرفدار جنبش زنان در این فعالیت های اصلاحی حضور داشتند و در نتیجه توانستند میان جنبش ها از طبقات مختلف ارتباط برقرار سازند. به این ترتیب، در موج اول جنبش زنان فعالیت سازمان یافته همراه با ایجاد شبکه های ارتباطی در درون جنبش و با سایر جنبش ها یکی از ویژگی های بارز جنبش شد که در پیروزی آن در کسب حق رای تاثیر تعیین کننده داشت. تا اوایل قرن بیستم جنبش زنان تنها از طریق روش های آهسته و توام با درخواست حق رای به شکلی محتاطانه بود. با افول نسبی در رهبری جنبش زنان و نامساعد شدن جو عمومی، عمل گرایان جنبش هر چه بیشتر به سمت آموزش عمومی پیش رفتند. از سال 1909 فعالیت های تبلیغاتی گسترده شروع شد.سخنرانی ها برای جلب توجه عموم و برانگیختن حس کنجکاوی مردم در اماکن باز صورت می گرفت. سال های 1920 تا اواخر دهه 1950 را افول و رکود فمینیسم می داند.طی دهه 1920 یعنی بلافاصله پس از کسب حق رای برای زنان، از یک سو به نظر بسیاری جنبش به هدف خود رسیده بود و به نظر برخی که معتقد به تداوم تغییرات در موقعیت زنان بودند، می توانستند به سایر خواست های خود برسند؛ و این که سایر خواست ها چیست و از چه راهی تامین می شود در درون جنبش اختلاف نظر فراوانی وجود داشت. این وضعیت تا دهه 1960 کم و بیش تداوم داشت. اما افول جنبش به معنای عدم فعالیت زنان نبود. آن ها در گروه های مختلف با اهداف متفاوت به فعالیت خود ادامه می دادند. در این دوره بر خلاف دوران مبارزات حق رای که خواسته زنان بسیار محدود و مشخص تعریف می شد، زنان خواستار تغییراتی در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی بودند. این واقعیت که چهار دهه پس از کسب حق رای زنان نتوانستند در جهت تحقق آرمان های فمینیستی با تداوم بخشیدن به جنبش موفقیت چشمگیری بدست آورند و به رغم امکان دستیابی صوری و رسمی به جامعه سیاسی، حتی نتوانستند از چارچوب سیاست نهادینه به نحو بهینه استفاده کنند، در نتیجه ابهام گفتاری جنبش حق رای و در نتیجه بروز اختلاف نظر در میان زنان و نامساعد بودن فضای سیاسی و اجتماعی بود. در مجموع می توان گفت که نیل به حق رای نتوانست تاثیری عملی بر زندگی زنان آمریکایی بگذارد زیرا زنان نتوانستند از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود بر مبنای یک دستور کار مشترک استفاده کنند و گروهی نیز که به دنبال حقوق برابر بود نه توانست افکار عمومی را نسبت به خود متقاعد کند و نه در اعمال فشار بر دستگاه های حکومتی به توفیقی رسید. در عین حال در طول چند دهه ای که فمینیسم و جنبش زنان در حالت تعلیق بود، تحولاتی در موفقیت عینی و ذهنی زنان جامعه امریکا به وجود آمد که به ظهور موج دوم فمینیسم منجر شد.
2-1-5-2- موج دوم
موج دوم جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ آغاز می شود. سیمون دوبووار با نوشتن کتاب "جنبش دوم" بین زن و زنانگی فرق گذاشت(دوبووار،1379-16) و بتی فریدن با نگارش کتاب "زن فریب خورده" (۱۹۳۶) تاثیر اصلی و مهم را در بر انگیختن این موج داشتند. از دیگر متفکران مهم در این موج می توان به ملیت با نوشتن کتاب "سیاست جنسی" (۱۹۷۰)اشاره کرد. موج دوم فمینیسم در واپسین سال های حاکمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرمایه داری سازمان یافته شکل گرفت. سرمایه داری سازمان یافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن سازمان دهی جدیدی از کار و گسترش بخش خدمات و دگرگونی در نقش و کارکرد دولت همراه بود. دگرگونی های ناشی از این تحولات با تغییراتی در اشتغال و نیازهای بازار و نیازهای آموزشی همراه بود، که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در قشرهای متفاوت اجتماعی تاثیراتی بر جا گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ساز ظهور موج جدیدی از جنبش زنان شد. موج اول تا حدی توانست وضعیت زنان را در رابطه با برخی از مسائل بهبود بخشد. گسترش آموزش و پرورش آنان، شایستگی زنان جهت ورود به مشاغل متعدد، قانونی شدن سقط جنین، پرداخت دستمزد برابر به زنان، برخورداری از حقوق مدنی برابر و گسترش امکانات کنترل موالید از جمله نتایج مهم تلاش ها در موج اول بوده است. بهبود در این مسائل باعث شد که برخی از طرفداران حقوق زن به دنبال قدم برداشتن درگام های بعدی باشند. هدف اصلی و مهم در موج دوم نجات زن بود. اینان معتقد بودند دست یابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مساله زنان را حل نکرده است بنابراین صرف رهایی زنان از نابرابری ها کافی نبوده بلکه باید زنان را از دست مردان نجات داد. اما نجات زنان هم تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان پذیر نیست بلکه نیاز به یک فرایند ریشه ای و انقلابی است چرا که اساسا از نظر اینان نظریه های موجود عمیقا جنس گرا و غیر قابل اصلاح هستند. نقد دانش مردانه، نقد ساختارهای ایدئولوژیک ریشه دار مانند "مردم سالارِ" و "قرار داد اجتماعی"، رد کلیت ازدواج، تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادی از جمله دیدگاه های مهم در این موج به شمار می رود. طرفداران حقوق زن در این دوران آن قدر به سمت افراط رفتند که حتی بر ظاهری مردانه در پوشش، آرایش و ... نیز تاکید داشتند. موهای کوتاه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت، و چهره بدون آرایش تیپ ظاهری یک زن در دهه ۱۹۷۰ بود.
2-1-5-2-1- تأثیر جنگ جهانی دوم بر موج دوم
جنگ جهانی دوم زمینه مناسبی برای حضور زنان در نیروی کار ایجاد کرد. افزایش کلی نیروی کار همراه با افزایش نسبی حضور آنان در مشاغل صنعتی نیز بود. این حضور ناشی از نیازهای موقت بازار کار، خود به خود بسیاری از عقاید درباره عدم آمادگی روحی و جسمی زنان را برای کارهای سنگین درهم شکست و پس از جنگ نیز دیگر مقابله با آن آسان نبود. پس از جنگ، هراس از اینکه اشتغال زنان باعث بیکاری مردان و نیز با توجه به کاهش تقاضا برای تسلیحات، اقتصاد وارد یک دوره رکود شود، این اندیشه که زنان باید به خانه بازگردند تقویت شد. سیل اخراج زنان از شرکت ها شروع شده (فریدمن،1383-17-16)و با آغاز جنگ کره و رشد مجدد اقتصاد باز هم زمینه مناسب برای جذب زنان در نیروی کار فراهم شد. دهه های بعد از جنگ دوم جهانی شاهد رشد حضور زنان در آموزش عالی نیز بود. در شرایط رشد اقتصادی و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم، خانواده های بیشتری امکان آن را داشتند که از تسهیلات آموزشی استفاده کنند در نتیجه، نسبت زنان دارای تحصیلات عالی افزایش یافت. در کل مطالعت نشان می دهد که به رغم افزایش نسبی و مطلق حضور زنان در نیروی کار طی دهه های 1940 تا 1970 منزلت زنان در مقایسه با مردان تغییر چندانی نکرد و در نتیجه، منزلت زنان نسبت به مردان هم از لحاظ میزان درآمد و هم تسهیلات و امکانات پایین تر باقی ماند و این حس نابرابری میان زنان و مردان را تشدید می کرد.
2-1-5-2-2- دولت مداخله گر
دولت رفاهی یا مداخله گر که در دهه 1930 شکل گرفته بود، به تدریج دامنه مداخلات خود را در حیات اقتصادی و سیاسی افزایش داد. این دولت به صورت های مختلف بر موقعیت زنان تأثیر گذاشت و باید توجه داشت که تأثیر سیاست های به ظاهر جنسیت زدایی شده دولت بر زنان و مردان به یک شکل نبوده و زنان را به سمت مشاغل کم درآمد و سطح پایین سوق می داد. بدین ترتیب دولت در فراهم ساختن ابزار کنش جمعی برای آنان و مقابله با این وضعیت متعارض نقش داشت.
در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی، زنان، بخش اعظم کارکنان دفتری و منشی ها را تشکیل می دادند. در نیمه دهه1970، 45 درصد کل کارکنان بخش دولتی را زنان تشکیل می دادند. تبعیضاتی زنان را به کارهای کم درآمد سوق می داد و زنان در رده های پایین مشاغل دولتی متمرکز بودند. در سال 1963 با تصویب قانون دستمزد برابر کنگره، تبعیض در پرداخت دستمزد بر اساس جنسیت ممنوع اعلام شد. در سال 1964 در قانون برابری در حقوق مدنی به بند مربوط به حذف تبعیض بر مبنای نژاد، رنگ، مذهب واژه جنس هم اضافه شد. این وسیله ای برای حمله به تبعیض جنسی در نهادهای آموزش عالی و سایر نهادها شد. در کل می توان گفت که ظهور جنبش زنان در اواخر دهه 1960 با تاکید بر مبارزه زنان برای آزادی خود در یک جنبش مستقل، جدا از موج اول فمینیسم نبود. بسیاری از انگاره های آن ریشه در گذشته داشتند. آن ها نیز می خواستند زنان را از آنچه آنان موقعیت فرودست اجتماعی و سیاسی تلقی می کردند، رها کنند و به جامعه ای شکل دهند که در آن جنسیت مانعی در راه نیل به انسانیت مشترک ایجاد نکند. به این ترتیب، فمینسیم موج دوم پس از یک دوره چند ساله از اوج فعالیت در سطح جنبش وارد نوعی دوره تعلیق نسبی همراه با تداوم جنبش در عین کاهش چشمگیر در فعالیت های جمعی بارز غیر نهادینه آن شد. فمینیسم لیبرال از دهه 1960 تا نیمه دهه 1970 توانست قوانینی را که تبعیض علیه زنان را غیر قانونی اعلام می کرد، به تصویب رساند و برای اجرای آنها فشار وارد آورد. از جمله این اقدامات قانونی می توان به منع تبعیض جنسی در مشاغل، تایید اصلاحیه حقوق برابر در سطح کنگره، منع قوانین سقط جنین، تغییر قوانین طلاق و... اشاره کرد(ریترز،477،1384). در نتیجه اجرای نسبی این قوانین، وضعیت زنان تا حدی دگرگون شد، اما به برابری با مردان نرسیدند.
2-1-5-3- شکل گیری موج سوم
می توان گفت مجموعه تحولات دهه های هفتاد تا نود که به شکل گرفتن موج سوم منجر شد، در برخی از ابعاد، تفاوت های بنیادینی را با شرایط ظهور دو موج دیگر فمینیسم نشان می دهند.
2-1-5-3-1- موج سوم
موج سوم جنبش زنان از اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز می شود حرکت زنان در دهه ی ۱۹۶۰ الی ۱۹۷۰ در اوج خود به سر می برود در اواخر قرن بیستم با مشکلات زیادی مواجه شد و در نتیجه در سرازیری انحطاط افتاد. شکاف ها و دسته بندی های آشکاری در درون جنبش زنان به وجود آمد. دولت در دهه ۱۹۸۰ آشکارا با این نهضت ستیز کرده و خواستار اعاده از دست رفته "ارزش های خانوادگی" شد. حرکت زنان که به بسیاری از اهداف اصلی اش دست یافته بود، آن قدر به سمت افراط پیش رفتند که حتی نهضت مردان در حال شکل گیری بود. این مساله باعث شد که جنبش زنان در اوایل دهه ۱۹۹۰ یک فرایند اعتدال را تجربه کند. جناح مبارز و انقلابی آن کنار گذاشته شده و به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداخته اند(توحیدی،166،1381). اندیشه های برخی از پست مدرن ها همچون میشل فوکو و ژاک با نوشتن کتاب "مرد عمومی، زن خصوصی" (۱۹۸۱) تلاش نمود دیدگاه های افراطی و رادیکال در موج دوم را تعدیل نماید. برخلاف موج دوم، طرفداران در این موج به ظاهر زنانه و رفتار ظریف تاکید می ورزند. آنان معتقد به احیای مادری بوده و از خانواده فرزند محور و همچنین زندگی خصوصی دفاع می کنند. در جامعه پساصنعتی و در شرایط افول تدریجی دولت رفاهی، با وجودی که زنان در کل با گزینه ها و امکانات جدیدی روبرو شده اند، در برخی از تبعیض ها نسبت به آنها حداقل در بعضی زمینه ها تعدیلاتی ایجاد شده است و حداقل گروه هایی از آنها در برخی حوزه ها کم و بیش قدرت یافته اند، اما به شکلی فزاینده در می یابند که منافع و برداشت های یکپارچه ای ندارند و شکاف هایی که زنان را از هم جدا می کند می تواند قوی تر از شکاف هایی باشد که آنان را به هم می پیوندد. دگرگونی سیاست های دولت، تغییر در نظام اقتصادی، و حتی دگرگونی های فرهنگی برای تمام زنان یک معنا ندارد و می تواند برای عده ای مفید و برای دیگران مضر باشد. به نظر می رسد که ظهور تفاوت و شناسایی آن مهم ترین زمینه موج سوم فمینیسم را تشکیل می دهد و در این موج، فمینیسم باید هم این تفاوت ها را به رسمیت بشناسد و هم پاسخگوی تفاوت های آنها باشد(زیبایی نژاد،18،1382). بر اساس آنچه گفته شد، می توان دریافت که جنبش زنان در دهه های هشتاد و نود با دگرگونی های عمده ای مواجه شده است. این دگرگونی ها از یک سو، ریشه در تنوع و تفاوت های چشمگیر ایجاد شده در وضعیت عینی زنان دارد که می توان آن را ناشی ار تحولات اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی چند دهه اخیر دانست. از سوی دیگر، بسیاری از تفاوت هایی که بیش از این نیز در وضعیت زنان متعلق به گروه های اجتماعی، قومی و... وجود داشت، بیش از حد احساس می شود، زیرا تقاضاهای جنبش که با نادیده گرفتن این تفاوت ها بوده است، گروه های حاشیه ای را نسبت به این تفاوت ها آگاه تر کرده است. نتیجه این تفاوت ها در سطح سیاست جنبش به شکل ظهور جنبش های متعدد، متنوع و گهگاه متعارض بوده است. وجود این تعددگرایی همراه با کم شدن دامنه بسیج عمومی کل جنبش بوده است و به رشد جنبش های خاص، کوچک و محلی کمک کرده است. جنبش در برخی موارد نیز از جنبش اجتماعی خارج شده و به صورت مبارزات روزمره فردی دیده می شود(مشیرزاده،514،1382).
2-1-6- شاخه آکادمیک جنبش زنان
اما بی تردید، چشمگیرترین حوزه مبارزاتی جنبش در دهه های اخیر در حوزه گفتاری بوده است. فمینیست ها بخشی اعظم از مبارزات خود را به درون آکادمی برده اند و در این حوزه با نقد گفتارهای پدرسالارانه و شالوده شکنی آنها، قطعیت گفتارهای مزبور را نابود می کنند. در عین حال، با ارائه نظریه های بدیل می کوشند به یک گفتار متقابل شکل دهند. در بعد نظری نیز به یک گفتار سیال و پویا و شاید یک فرایند متحول تبدیل شده و به عنوان یک گفتار قوی و مطرح از حاشیه به مرکز مناظرات علمی آمده است. با توجه به اهمیت فعالیت آکادمیک است که فمینیسم در صحن دانشگاهها فعال شده است و برای مبارزه با پدرسالاری بر دانش و به رسمیت نشناختن دانش زنان به دوره های "مطالعات زنان" شکل داده است که می توان آن را بارزترین نمود نهادی این مبارزات تلقی کرد. فمینیست ها از اوایل دهه 1970 موفق شدند مطالعات زنان را به عنوان شاخه آکادمیک جنبش آزادی بخش زنان وارد برنامه درسی کشورهای امریکایی و اروپایی کنند(اوکلی،317،1981). حضور فعال هواداران جنبش های زنان در عرصه های علمی و آکادمیک به رشد فعالیت های نظری آن کمک کرده است.
2-1-7- مکتب های مهم فمینیسم
جنبش زنان در طول تاریخ به دلیل آمیختگی با جریانات فکری متنوع از جمله لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پستمدرنیسم و به دلیل اقبال افراد مختلف با تحصیلات متکثر از جمله جامعه شناسی، سیاست و روان شناسی و قلمرو جغرافیایی وسیع (اروپا، آمریکا و سپس سایر مناطق دنیا) و به دلایل دیگر که در جای خود قابل بررسی است، در طول زمانی که از پیدایش آن میگذرد، تحولات بسیاری را از سر گذرانده و به گرایشات و رویکردهای متفاوتی تقسیم شده است(ویلفورد،1375-357). برخی از گرایشات فمینیستی، عبارتند از: فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم تفاوت، فمینیسم رادیکال،فمینیسم روانکاوانه، فمینیسم مدرن، فمینیسم پست مدرن، فمینیسم خانواده گرا، فمینیسم فرهنگی، فمینیسم مسیحی و... (هام، 1382، 521). بدین ترتیب گرایشات غالب فمینیستی در دو نظریه کلی نا برابری و ستمگری تقسیم میشوند. فمینیست های لیبرال به بحث حقوق برابر برای زنان و برخورداری آنان از همه حقوق شهروندی مانند مردان می پردازند و ریشه ظلم وستم بر زنان را فقدان مدنی و فرصت های برابر آموزشی در جوامع می دانند.این مکتب بر آن است تا بدون تغییر بنیادین اجتماعی و سیاسی و با حفظ موجود، با اصلاحاتی چند، حقوق و موقعیت زنان را ارتقا بخشد. فمینیست های رادیکال نابرابری ها و تبعیض جنسی را حاصل نظام خانواده مردسالار می انگارد و بر خلاف جنبش لیبرال که بر وضع موجود تاکید می کند، معتقد است که وضعیت نابرابر اجتماعی باید از اساس متحول شود و ساختار و بنیان خانواده و نظام مردسالارانه برچیده شود(فریدمن،12،1381). فمینیسم مارکسیس برگرفته از آراء و نظریات مارکس درباره زن می باشد.این نظریات برای رفع استثمار و احیای حقوق برتر زنان در جوامع سرمایه داری پدید آمده است.سوسیال فمینیسم این جریان فکری پس از دهه هفتاد میلادی و در ادامه اصلاح اشتباهات فمینیسم رادیکال و متاثر از آن پدید آمده و در واقع ترکیبی از گرایشات مارکسیستی و رادیکالی است.طرفداران این قرارداد معتقدند که جنس، طبقه، نژاد و ملیت همگی ستمدیدگی زنان را موجب می شود و فقدان آزادی زنان حاصل اوضاع و شرایطی است که زنان در آن حوزه های عمومی زیر سلطه در می آیند و رهایی آنها تنها زمانی امکان پذیر است که تقسیم جنسی کار در همه حوزه ها از بین برود.
2-2- برخی دستاوردهای جنبش زنان
امروزه دیگر نمی توان به راحتی به مسائل زنان سرپوش گذاشت و به سادگی محک مدنی زنان را نادیده گرفت. در مقدمه ی منشور سازمان ملل بر اعلام ایمان ملل متحد به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت اساسی و به تساوی حقوق بین مرد و زن اشاره شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱ با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، در واقع تساوی زن و مرد را به رسمیت شناخته است. کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که به طور خاص مشکل انجام تبعیض بر اساس حیثیت است، دولتهای عضو را متعهد کرده که در زمینه های مدنی، سیاسی، اجتماعی، اشتغال، آموزش و خانواده و ... برمبنای تساوی حقوق زن و مرد گام بردارند (مهرپور، ۱۳۸۴-22). البته تمامی این رایحه های خوش برابری در عمل بسیار کمرنگ می شوند.

فصل3- تاریخچه مطالعات زنان در باستان شناسی جهان
3-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به پیشینه مطالعات جنسیت در علوم انسانی و در باستان شناسی که شامل مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی و باستان شناسی می باشد، پرداخته می شود. در بخش بعدی تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان و زنان پیشگام این رشته معرفی می گردند.
نیمه دوم قرن بیستم میلادی نقطه عطفی در علوم اجتماعی و انسانی بوده است. بعد از اتمام دو جنگ جهانی فرصتی فراهم آمد تا دانشمندان و پژوهشگران در عرصه های مختلف به بررسی و بازنگری ساختار دانش های مختلف بپردازند.به دنبال آن ساختارهای اجتماعی نیز دچار دگرگونی گردید.
یکی از این تحولات ورود چشمگیر زنان به بازار کار و مشاغل مردانه بود(پنیستون ـ بیرد38:2003).دانشگاه ها نیز از این تحولات به دور نمانده و زمینه آغاز مباحث نظری و علمی درباره جایگاه زنان در جوامع معاصر یا سیر تحول حیات زنان در طول تاریخ فراهم گردید. تاریخ مطالعات زنان در طول بیست و یک سال گذشته را می توان به عنوان یک تغییر و تبدیل در رشته های علوم انسانی و اجتماعی نامید.
3-2- مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی
در طول بیست سال گذشته، تفکر فمینیست عمیقاً هر رشته از علوم انسانی و اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار داده است و هم بر محتوا و روش تحقیق علوم اجتماعی تحطی کرده است. ظهور طرح های فمینیستی در باستان شناسی تقریبا همزمان با سایر رشته های وابسته دنبال شده بود. آنها زمانی ظاهر شدند که جمعی از زنان در جنبش های سیاسی وارد عرصه شده بودند. فمینیست، در وسیعترین تعریف، اشاره به طیف گسترده ای از جنبش های فرهنگی، سیاسی و دانشگاهی بوده که تغییر در روابط قدرت موجود بین زن و مرد می باشد (گیلخریشت،1999-2). خاستگاه فمینیسم را می توان در نگرانی آنچه که موج دوم نامیده می شود قرارداد، درحالیکه اهداف فعلی اش بیشتر با موج سوم مطابقت دارد (وای لای،1991). بعلاوه، مطالعات جنسیتی در این رشته با اهداف خاص آمریکایی یعنی تقسیم جنسیتی کار در برابر باستان شناسی جنسیت اروپایی بیشتر با جلوه های نمادین و فرهنگی جنسیت جدا شده است (سورنسن،2000). در حالیکه این توسعه به تاثیر بیشتر از موج دوم فمینیست در آمریکا، نسبت به دانشگاهای اروپایی نسبت داده شده است (گیلخریشت،1999). همه فمینیست ها بوسیله تعهد سیاسی برای تغییر روابط قدرت بین زن و مرد مشخص می شوند، اما تفکر فمینیستی در سه امواج جداگانه با مواضع سیاسی آن، یعنی جایگاه زنان در جامعه چایین تر از مردان می باشد، توسط فمینیست های آمریکایی تصور می شود (گیلخریشت 1999، واسواساران 1997).
3-2-1- مروری بر امواج سه گانه فمینیسم و تأثیر آن در باستان شناسی
موج اول به جنبش حق رأی بین سال های 1880 تا 1930 اشاره دارد که از طریق آن زنان آزادی عمومی و حقوق بیشتر در عرصه های سیاسی، آموزش و اشتغال بدست آوردند.
در اواخر دهه 1960 شاهد ظهور موج دوم فمینیسم هستیم که بیشتر در مورد مسائل شخصی از برابری در رابطه با تولید مثل، تحقیق در حوزه عمومی و خصوصی متمرکز شده است(ریچارد، 1928). توسعه موج دوم فمینیسم در جوامع غربی در دهه های 60 و 70 اطمینان می دهد که عمل و نظریه باستان شناسی تحت موشکافی بیشتر آورده شود. باستان شناسان فمینیست استدلال می کردند که باستان شناسی، از آنجا که فرضیات خود را در مورد نقش زنان و مردان، در جوامع گذشته ساخته بود، این فرضیات بر شواهد مادی مبتنی نبوده، بلکه دیدگاه باستان شناسان معاصر بوده است. بنابراین برای مقابل با این فرضیات، باستان شناسان فمینیست شواهد مادی جوامع گذشته که لزوماً توسط نقش های خاص جنسی برای مردان و زنان تعیین نمی شود، را شناسایی کرده اند. مورخان و باستان شناسان دیدگاه های را برای ویژگی های فرهنگ جنسیت فراهم آوردند، روشی که در آن روابط بین زن و مرد و تقسیم کار در بین فرهنگ ها متفاوت بوده است. جنبش فکری که از موج دوم رشد یافته به شناسایی علل سرکوب زنان و به ویژه نظریه پدرسالاری مربوط می شود(میسکل، 1995).
موج سوم فمینیسم که بیش از دهه گذشته پدید آمده است، بعنوان نظریه پردازان فمینیست عناصر نظریه پسامدرن را پذیرفته اند. مدارس خاص از تفکر فمینیستی پدید آمده که توضیحات جهانی خود را از نظریه پدرسالاری ترویج دهد (جانیو،1991ـ تونی 1998). بسیاری از نویسندگان کمبود زنان در باستان شناسی را به حکومت پدرسالاری نسبت می دهند، بدون در نظر گرفتن چیزی که در پدرسالاری باعث نادیده گرفته شدن زنان می شود. بیش از آنچه ما بعنوان پدرسالاری درک می کنیم، در واقع تبعیض جنسی می باشد که دارای سابقه طولانی در جهان غرب،در باستان شناسی است. تبعیض جنسی برای انتخاب نشدن زنان برای ورود به باستان شناسی حداقل تا دهه 50 مسئول بود. درحالیکه در دور نگهداشتن زنان از باستان شناسی موفق نبوده است.
3-2-2- گرایش های فمینیستی
از برجسته ترین فمینیست ها، فمینیست سوسیالیستی است که جنسیت را بعنوان تغییرات تاریخی و تولیدات اجتماعی درک کرده است. در مقابل، فمینیسم رادیکال یک تعریف فرا تاریخی از جنس پیشنهاد می کند که در آن مردسالاری از طریق نهاد خانواده بر زنان ستم می کند.
بعنوان بخشی از موج دوم، پژوهشگران فمینیست روشی که در آن نابرابری و تعصب مردانه در رشته خودشان نهفته است را مورد بررسی قرار دادند. موج سوم را گاهی فمینیست پسامدرن می نامند. در اینجا تاکید بر تفاوت است: تفاوت بین زنان و مردان، یا در میان زنان ومردان از قوم ها و طبقه اجتماعی متضاد. نگرانی های متضاد موج دوم و سوم فمینیست بعنوان یک الگوی تغییر در درون فمینیست شناسایی شده است که از هدف اصلی یعنی برابری به تفاوت نقل مکان کرده است. باستان شناسان تاریخی به تازگی شروع به کشف تاثیر موج اول فمینیست در رشته خودشان کرده اند.
3-3- مطالعات فمینیسم در باستان شناسی
علاوه بر این، ساختارهای اجتماعی انسان در دوران ماقبل تاریخ همیشه یک موضوع مورد علاقه پژوهشگران فمینیست بوده که در آن بدنبال درک ریشه های نابرابری بین دو جنس، ایفای نقش کرده اند. چالش های قابل توجهی نیز توسط باستان شناسان فمینیست اولیه مربوط به شکار و ساختن ابزارهای سنگی در میان موضوعات دیگر مطرح شده است. زنانی که فسیل های انسان های اولیه را بررسی می کردند مدل "مرد شکارچی" خلق بشر را با مدل "زن گردآورنده" رد کرده اند. تقسیم کار جنسیتی انسان را به دو شاخه زن و مرد منشعب کرد. مردان در شکار مسئول بودند و احتمالا از طریق این فعالیت ، ویژگی های مهم تطوری مانند افزایش حجم مغز را توسعه داده اند. در همین حال، زنان در خانه از کودکان مراقبت می کردند. درنتیجه زنان از فعالیت های خاص با توجه به کاهش تحرک ناشی از بارداری منع می شدند. این مدل توسط انسان شناسان فمینیست مورد نقد قرار گرفت. چنانچه اهمیت تطوری زنان بدرستی بررسی نشده است.
در حالی که بسیاری از پروژه های فمینیستی با هدف بهبود شرایط زندگی زنان انجام می شود، همه باستان شناسان که به بررسی این موضوع می پردازند، بعنوان فمینیست شناسایی نمی شوند(وای لای، 1997). با این حال، مطالعات باستان شناسی که بر کلیشه های امروزی مردان و زنان تکیه می کند باعث پیشرفت دانش جنسیت در گذشته نمی شود.
بنابراین باستان شناسان فمینیست به دنبال یک مطالعه صریح از جنسیت در جوامع گذشته هستند. آنها استدلال می کنند که باستان شناسی نامرئی از زنان بیشتر در نتیجه یک مفهوم نادرست از الگوهای جنسیتی است. نقد فمینیستی در باستان شناسی صرفاًاز شناسایی تعصب مردانه توسعه یافته و به بررسی فرآیندهای که توسط علوم، جنسیتی می شود، می پردازد. در اینجا موج دوم فمینیسم به زمینه های پسامدرن برای به چالش کشیدن ادعاهای در مورد دانش، ذهنیت و حقیقت ملحق شده است. مطالعات جنسیت در جوامع گذشته توسط امواج دوم و سوم تحت تاثیر قرار گرفته و به صراحت با فمینیسم متحد شده است. مطابق با کثرت و تفاوت موج سوم یک دیدگاه مرد محور در مقابل گرایش باستان شناسی زن محور، واکنش نشان می دهد.
تحقیقات فمینیستی اغلب متهم جایگزین کردن یک مجموعه از تعصبات برای "دیگری" شده بود. تحقیقات جنسیت در باستان شناسی به طور فزاینده ای دقیق و قابل اجرا به دیگر اهداف باستان شناسی نیزمی باشد. باستان شناسی فمینیستی دیدگاه فمینیستی در تفسیر جوامع گذشته بکار برده است. این دیدگاه اغلب بر جنسیت متمرکز شده است، ولی در عین حال جنسیت را در کنار عوامل دیگر مانند نژاد، طبقه و قومیت در نظر گرفته است.
3-4- پیشنه مطالعات جنسیت در باستان شناسی
3-4-1- فمینیسم و باستان شناسی جنسیت
در وجه مشترک با فمینیسم،" باستان شناسی جنسیت" توسط مجموعه های از روش ها نشان داده شده است. شباهت های زیادی می توان بین سیر تکامل مطالعات جنسیتی در باستان شناسی و پیشرفت فمینیست می توان پیش بینی کرد. ظهور باستان شناسی فمینیست و باستان شناسی جنسیت یکی از قابل توجه ترین تئوری های توسعه یافته در سال های اخیر می باشد.با وجود اینکه باستان شناسی جنسیت با مطالعات زنان و فمینیسم شروع شد اما در حال حاضر به شاخه های متنوعی تقسیم می شود. جنسیت دیگر موضوع جدیدی در باستان شناسی نیست اگرچه آن هنوز به طور گسترده ای در باستان شناسی پذیرفته نشده است. کلیدی برای درک جنسیت و روش دیگری از تقسیم افراد به گروه ها می باشد (گرو و کونکی 1996-415).
3-4-2- زمینه های شکل گیری مطالعات جنسیت در باستان شناسی
در اواخر دهه 60 زمانی که جنبش های اخیر زنان برای بدست آوردن اولین حرکت واقعی شروع شده بود، زنان دانشگاهی که مدت ها تحت تبعیت نهادینه شده، قرار داشتند، به طور ناگهانی از موقعیت فرودست خود نه تنها در سطوح اشتغال علمی بلکه همچنین در دستاوردهای فکری نیز آگاه شدند. از یک سو این آگاهی جدید فوراً بعنوان فعالیت های سیاسی مطرح شده و از سوی دیگر باعث پیدایش سوال مربوط به منشأ، طبیعت و بررسی تصور رتبه دوم شد. برای زنان دانشگاهی جواب به این سوالات مستلزم ضرورت های سیاسی بود و در پاسخ نیز خواستار توجیه برای برابری مطلق علمی شدند.
3-4-2-1- باستان شناسی نوین
نیمه دوم قرن بیستم برای باستان شناسی نیز زمان بازنگری بود. با ظهور باستان شناسی نوین در دهه 60، اندیشه ها و چارچوب سنتی پژوهش های باستان شناختی مورد تردید قرار گرفته واز این رهگذر چالش های فراوانی در اندیشه های باستان شناختی پیش روی نهاد. بینفورد با انتشار مقالاتی درباره لزوم بازنگری در نگرش های سنتی باستان شناسی، موج نوینی را در باستان شناسی آغاز کرد که به باستان شناسی نوین مشهور گشت(بینفورد،1962).باستان شناسی نوین که بعدها تحت عنوان باستان شناسی فرآیندی مشهور شد به طرح پرسش های جدید پیرامون زندگی بشر در جوامع گذشته پرداخت.
اگرچه باستان شناسی نو به بررسی ساختارهای اجتماعی جوامع می پردازد. اما دیگاه سیستماتیک و ارائه قوانین عمومی با قابلیت تعمیم پذیری جهانی باعث شده باستان شناسی فرآیندی از پرداختن به موضوعات جزئی غافل شود لذا توجه به پدیده های اجتماعی مانند جنسیت و نقش آن در تحول جامعه در این نظریه دشوار می نمود.
3-4-2-2- باستان شناسی دهه 80
دهه 80 شاهد بازنگری و بازاندیشی های دیگری در رویکردهای نظری باستان شناسی بود. در دهه هشتاد و همراه با اوج گیری جنبش زنان، باستان شناسی نیز به مطالعات زنان روی آورد. اواسط و اواخر قرن 19،زنان با صدای بلندتر و شمار بیشتر برای حقوق زنان برانگیخته شدند. انگیزه برای تحصیلات در زنان، سوالات زیادی در مورد گرایش های جنسیتی و حتی جنس برای آنها به ارمغان آورد. متفکران کلاسیک تفاوت های را بین جنس و جنسیت نسبت داده اند. تفاوت های جنسی جنبه زیست شناختی دارد ولی تفاوت های جنسیتی جنبه فرهنگی دارد. به عبارت دیگر این فرهنگ است که نقش های را برای افراد رقم می زند.
در این زمان زنان نسبت به جایگاه اجتماعی فروتر خود واقف و خواهان برابری در فرصت های برابر شدند. اولین متون باستان شناسی جنسیت در اعتراض به تفاسیر باستان شناختی به ویژه ارایه تصاویر کم رنگ یا حذف زنان، غلبه تمایلات مردانه در جوامع گذشته متمرکز بود پدیدار گشت. پژوهشگران ریشه این سیر تاریخی را در تفاوت های جسمی میان زن و مرد می دانستند، بدین معنی که ویژگی های زیستی زنان مانند تولید مثل یا مراقبت از کودکان، در طول تاریخ برای همه ی زنان موقعیتی فرودست را بدنبال داشته است. تقسیم کار اجتماعی در جوامع گذشته از مهم ترین دغدغه های پژوهشگران جنسیت به ویژه در آغاز این مطالعات بود. مردان نیروی غالب در خارج از خانه در حالیکه، زنان به حاشیه رانده شده بودند که پیامد ضعف های زیست شناختی آن ها محسوب می گردید. تفوق مردان و رویکردهای مردسالارانه در تحقیقات باستان شناسی مانند اختصاص بخش عمده بودجه های پژوهش به مطالعات در مورد مردان انتقاداتی را بر باستان شناسی وارد نمود. این انتقادات غالبا از سوی باستان شناسان زن که اکثریت باستان شناسان جنسیت را تشکیل می دادند مطرح می شد. این نقدها در چندین جلد توسط مارگارت کونکی، گرو و ژانت اسپکتر منتشر شدند و اولین متون تخصصی باستان شناسی جنسیت را بنیان نهادند.
تحولات نظری دهه 80 بیش از آنکه بصورت یک مکتب با چارچوب نظری مطرح شود شامل مجموعه ای از نقدها و بازاندیشی ها نسبت به خط مشی باستان شناسی فرآیندی بود به همین دلیل نیز از تحولات نظری دهه 80 غالبا تحت عنوان باستان شناسی فرافرآیندی یاد می شود. باستان شناسی فرافرآیندی دیدگاه اجتماعی برای درک گذشته اتخاذ کرده و شامل موضوعاتی مثل دین، نژاد، قومیت و جنسیت می شود.موارد ذکر شده مولفه های اجتماعی هستند که باستان شناسی جنسیت یکی از موضوعات نظری است که در این رویکرد به شکوفایی رسید و در گسترش چارچوب نظری آن بسیار موثر واقع شد. مطالعات زنان به معنی بررسی نقش و جایگاه زنان در جوامع گذشته به عنوان شاخه ای از باستان شناسی جنسیت در این زمان در دستور کار باستان شناسان قرار گرفت.
3-4-3- اهداف فعالیت های دهه های 60-80 میلادی
فعالیت های این دوران در دهه های 60-80 میلادی بر این اهداف متمرکز بود: اعتراض به حذف زنان از تفاسیر باستان شناختی یا کم رنگ جلوه دادن نقش آنها در جوامع گذشته، جستجوی علت موقعیت فروتر و ضعیف زنان در اغلب جوامع، اعتراض به موقعیت نازل زنان باستان شناس در مجامع دانشگاهی و موقعیت های مدیریتی در مقایسه با مردان.
3-4-4- روند شکل گیری باستان شناسی جنسیت
توجه به مسئله جنسیت در بدو امر متاثر از تحولات سیاسی ـ اجتماعی مانند جنبش های مبارزه با تبعیض نژادی، جنبش های خواستار تساوی حقوق زن و مرد بود که جنبش اخیر تاثیرات شگرفی بر مطالعات جنسیت در حوزه باستان شناسی بر جای نهاده است. جنسیت در ابعاد مختلف آن، تبعیض ها و نابرابری های جنسی، اختلاف در حقوق و شکل مناسبات اجتماعی، در تعیین جایگاه افراد در اجتماع، تنش های چندی در علوم اجتماعی و سیاست برانگیخت. در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به ویژه در امریکای شمالی و اروپا، جنبش های شکل گرفتند که خواهان برابری حقوق افراد و رفع تبعیض های نژادی ، گروهی و جنسیتی بودند. تبعیض های میان زن و مرد عموما بر مبنای جنسیت بیولوژیک بر افراد اعمال می شد. تبعض های عدم حق رای برای زنان و نابرابری های اجتماعی از مهمترین نمودهای تبعضی جنسی علیه زنان بودند. جنبش های مبارزه برای زنان، عموما در کنار دیگر گروهای اقلیت قومی نژادی به مبارزه برای اعاده حقوق زنان می پرداختند. این جنبش ها عموما مدعی بهرکشی از زنان، برتری دیدگاه های پدرسالانه، محرومیت و نادیده گرفتن زنان در اموراجتماعی بودند. جنبش زنان به ویژه در دهه های آغازین و میانی سده ی بیستم تصویر سنتی زنان نامریی و مردان مقتدر را به چالش کشیده است.
3-4-4-1- باستان شناسی جنسیت
باستان شناسی جنسیت به موازات پرسش های جنسیتی در علوم اجتماعی و زیر شاخه ی انسان شناسی در دهه 70 توسعه یافته است. جنسیت اصطلاحیست که از زبان شناسی گرفته شده است. در زمینه های گسترده تر از قوم نگاری و باستان شناسی، جنسیت برای مقوله های زیستی غربی تعریف شده است. این اصطلاح از لحاظ فرهنگی براساس مقوله های جنسی آن فرهنگ، به شدت تغییر پذیر است. در دهه 70 باستان شناسی جنسیت، تغییری را متحمل شده و بر باستان شناسی زنان تمرکز کرده بودوعلت نبود زنان ، ارائه نادرست از زنان در رکوردهای باستان شناسی و درک جنسیت بعنوان یکی از سیستم های اصلی در هر فرهنگ را نشان می دهد. در این زمینه، باستان شناسی جنسیت بعنوان یکی از نقدهای در حال ظهور از باستان شناسی پسامدرن در دهه 80 مطرح شد.
باستان شناسی جنسیت، بررسی نقش ایدئولوژی، هویت زنان و مردان و تفاوت بین آنهاست و به این دلیل به وجود آمد تا با بذل توجه به فعالیت زنان، به همان میزانی که به مردان توجه می شود، توجه باستان شناختی در مردان و زنان را متعادل کند. باستان شناسی جنسیت نشان می دهد که زنان در همه فرهنگ ها یکسان نیستند و در نتیجه فعالیت های آنها برای مطالعات مقایسه ای مورد توجه است و به باستان شناسی کمک می کند رشته ای باشد که بجای آنکه صرفاً به اشیا بپردازد به مردم نیز توجه کند.
3-4-4-2- جنبش زنان و باستان شناسی جنسیت
با گسترش جنبش زنان در سطح جهانی، نیاز به انسان شناختی جنسیتی احساس شد. اما ایده باستان شناسی جنسیتی کندتر از آن پیش می رفت تا به صورت یک باور پذیرفته شود. مطالعات جنسیت و مطالعات زنان در انسان شناسی از پیشینه ی زیادی برخوردار است. اولین پژوهش های باستان شناسی از مطالعات انسان شناسی بهره بردند و در مطالعات خود آن ها را مد نظر قرار دادند. توجه به مسئله جنسیت در باستان شناسی کمی دیرتر از دیگر رشته های دانشگاهی رخ داد. شاید ناشی از ماهیت خاص داده های باستان شناختی و مهم تر نگرش سنتی حاکم بر پژوهش های باستان شناختی دانست. این مفهوم با شمار فزاینده زنان باستان شناس که می دیدند دسترسی آنها به آموزش، اشتغال برابر با مردان نیست، تشدید می شد. برخی زنان در تلاش برای درک موقعیت و جست وجو کردن راهی برای یکسان نگری، نحوه مورد غفلت واقع شدن زنان قدیم در گزارش های باستان شناختی را به بحث گذاشتند.
در اوایل دهه 1970 در اروپا، استرالیا و امریکا برانگیختن علاقه و توجه نسبت به جنسیت در باستان شناسی پیش از تاریج محسوس شد. مارگارت و گرو اظهار داشتند که اهداف اولیه برای درک باستان شناسی جنسیت، شناسایی یا درک حضور زنان در سایت های پیش از تاریخ است. ارزش این مطالعات با بازشناسی کار زنان در طیف وسیعی از فعالیت ها شروع شد. با این حال، بعد از دو دهه از چنین کاوش ها، این آشکار شد که این سوالات اگرچه مهم هستند ولی کافی نیستند. علی رغم همه بحث ها،واضح است که تحقیقات جنسیت در باستان شناسی مردم را در گذشته در نظر می گیرد، به ویژه روابط زن و مرد در اجتماع اقتصاد و ایدئولوژی خاص جامعه. هدف ساختن بیانیه ای بزرگ درباره گذشته زنان نیست، حتی وقتی که کنار گذشته مردان قرار داده می شوند، بلکه استنباط انواع رفتارها، سیستم های سمبولیک و قراردادهای اقتصادی می باشد.
3-4-4-3- گردهمایی ها و کنفرانس های باستان شناسی جنسیت
اولین گردهمایی که جهت متمرکز شدن روی زنان بعنوان موضوع باستان شناسی در نروژ روی داد. اگرچه در دهه 70 تعداد کمی از زنان باستان شناس در اسکاندیناوی شروع به در نظر گرفتن زنان در دوران قبل از تاریخ کردند اما اولین نقد فمینیستی از تعصب مردانه در باستان شناسی تا سال 1948 منتشر نشده بود.کارگاه های آموزشی و کنفرانس ها، پژوهشگران علاقه مند در یکپارچه سازی باستان شناسی، نظریه فمینیستی و مطالعات زنان را گرد هم آورد. به دنبال آن چندین نشریه منتشر شد، مانند به وجود آمدن باستان شناسی (کونکی و گرو)، باستان شناسی تاریخی (سینوت 1991) و چندین پروژه - ریسرچدیگر(کونکیـ سینوت،1991).
جوآن گرو و آلیس ویلای با تمرکز روی مساله سازماندهی عمل باستان شناختی در سال 1983 مقالاتی را منتشر کردند که بسیار تاثیرگذار بود(گروـ ویلای،1983). گرو تبیین های مردمحورانه ابزار سازی را در سطوح مختلف به چالش کشیده است: فرض عمومی این که ابزارسازی تقریبا به طور انحصاری در ارتباط با مردان بوده، بطور قطع نادرست است. حداقل زنان به مراتب بیشتر از مردان در کانتکست های داخلی (خانگی) به تولید ابزارهای مورد نیازشان می پرداختند. فرض اینکه مردان دارای قدرت بدنی بیشتری هستند توسط گرو رد شد. وقتی که نقد و تبعیض جنسیتی در باستان شناسی اواخر دهه 80 ظاهر شد،بحث در مورد نقد مفاهیم سیاسی ـ اجتماعی در حال حاضر بشدت دو قطبی شد.اولین پروژه - ریسرچدر باستان شناسی در ارتباط با مطالعه جنسیت در آمریکا و انگلیس ظاهر شده، در نتیجه اولین پروژه - ریسرچتوسط باستان شناسان پیش از تاریخ، مارگارت کونکی و ژانت اسپکتر نوشته شد. آنها هم باستان شناسی دنیای قدیم و هم جدید را شرح دادند. این پروژه - ریسرچتوضیح می دهد که چرا باستان شناسی جنسیت موضوع مهمی است و چگونه می توان با توجه به جنسیت نتایج برخی از محوطه ها را بهبود بخشید(کونکی ـاسپکتر،1948).
گردهمایی ها و کنفرانس ها افزایش یافتند. جوآن گرو و مارگارت کونکی یک کنفرانس ترتیب دادند که به باستان شناسی جنسیتی: زنان در بیش از تاریخ منتج شد. تقریبا در همان زمان مارگارت ارنبرگ "زنان در پیش از تاریخ" را منتشر کرد.
3-4-4-3-1- گردهمایی چاکمول
یک سال بعد از پروژه - ریسرچکونکی و اسپکتر، سازمان دانشجویان فارغ التحصیل از یک کنفرانس سالانه، باستان شناسی جنسیت را بعنوان موضوع برای کنفرانس چاکمول در 1989 انتخاب کردند. بزرگترین گروه باستان شناسان علاقه مند به جنسیت در این کنفرانس در کانادا گرد هم آمدند. تنها جلسات قبلی در مورد کنفرانس جنسیت در انجمن باستان شناسی تاریخی و چندین کنفرانس در نروژ و انگلستان سالانه بود. مجموعه مقالات چاکمول حداقل دو سال بعد نیز منتشر شد شرکت کنندگان در کنفرانس چاکمول بعنوان اولین زنان حرفه ای که در آن حضور داشتند، اثبات شدند. آنها به دلیل شرکت در فعالیت های فمینیستی و بورس تحصیلی به موضوع این کنفرانس ها جذب شده بودند. بنابراین کنفرانس چاکمول برای شرکت کنندگان یک فرصت برای ادغام تعهدات فمینیستی با حرفه های مورد علاقه در باستان شناسی ارائه کرد. کسانی که در کنفرانس چاکمول حضور داشتند،به طور متناوبی زنان بودند و این زنان و بیشتر مردان، از گروه های بودند که در اواخر دهه 70 و 80 به این رشته وارد شده بودند، زمانی که نمایندگان زنان در باستان شناسی آمریکای جنوبی دو برابر شدند. اکثر کسانی که در این کنفرانس حضور داشتند،زنان طبقه متوسط بودند که می خواستند تحصیلات خود را تکمیل کنند و برخی امنیت هایی شغلی را، زمانی که اولین جنبش ها در مورد زنان و جنسیت در باستان شناسی در اواسط دهه 80 آغاز شده بود، را بدست آورند. بررسی نظرسنجی ها این نکته را روشن می کند که، سوال در مورد زنان و جنسیت ضرورتاً طرح های فمینیستی را منعکس نمی کند و برخی شرکت کنندگان در این کنفرانس ها فمینیست نبوده اند.
تعدادی از کارگاه های آموزشی کوچک و کنفرانس ها در استرالیا، آمریکای جنوبی و انگلستان سازماندهی شد. منابع و مقالات مشروح از باستان شناسی جنسیت در کنفرانس سال های 1962-1992 ارائه شد. دکتر مارگارت موری با همکار خود در کنفرانس ها حضور می یافت.این گرایش های تاریخی، به ویژه حضور زنان در باستان شناسی را منعکس می کرد. موری با کسب مدرک زبان شناسی برای اولین بار یک باستان شناس شد و همراه با چندین زن دیگر در حفاری های مهم مصر در اواخر دهه 1890 شرکت کردند(موری،1992).
2-5- زنان و باستان شناسی آمریکا
اگرچه زنان در تاریخ باستان شناسی اولیه آمریکا غائب هستند، آنها برای توسعه باستان شناسی برای قرن ها مشارکت داشته اند. در دهه 1880،انسان شناسان زن شروع به نگه داشتن موقعیت های حاشیه ای در موزه ها کردند(رسیتر،1989-50). در حالیکه مشارکت آنها در باستان شناسی متفاوت بود. زنان دیگری نیز در باستان شناسی آمریکا در جنگ جهانی اول فعال بودند و هیچ شکی در مشارکت آنها در توسعه این رشته نیست. اما مشارکت آنها محدود و مشروط بود. اولین نسل از زنان در باستان شناسی آمریکا از شبکه های ارتباطی رسمی و غیر رسمی حذف شده و فرصت های شغلی کمی برای آنها فراهم بوده است. توماس پترسون حضور زنان در باستان شناسی را از شروع باستان شناسی آمریکا نشان داده: «تعدادی از زنان باستان شناسی را بعنوان یک حرفه یا کارجزئی در دهه 1890 تا 1920 دنبال کردند. درصد زنان در سال های 1935 تا 1964، از 37 درصد به 45 درصد تغییر یافته است. در دهه 1956، کمتر از 16 درصد اعضای جامعه باستان شناسی آمریکا زن بودنند. در دهه 1969،درصد حضور زنان هیچ تغییری نکرد وعلی رغم تعداد کم زنان در باستان شناسی انسان شناسی، تعداد زنان در دهه 70 افزایش یافته و در جامعه باستان شناسی آمریکا قابل مشاهده بودند».
3-6- زنان و باستان شناسی استرالیا

bew210

TOC o "1-3" h z t "0جدول,1" جدول2-1: متغیرهای مورد استفاده و نظریات مرتبط با آن PAGEREF _Toc421563589 h 110جدول3-1. مناطق شهرداری یزد به تفکیک میادین و خیابان ها PAGEREF _Toc421563590 h 116جدول3-2. متغیرهای اصلی تحقیق و سطوح سنجش آن ها PAGEREF _Toc421563591 h 120جدول 3-3. عملکرد خانواده به ‌همراه مقادیر حداقل، حداکثر و ضرایب وزنی PAGEREF _Toc421563592 h 146جدول 3-4. میزان آلفای کرونباخ برای متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc421563593 h 147جدول4-1: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن PAGEREF _Toc421563594 h 151جدول4-2: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل PAGEREF _Toc421563595 h 152جدول 4-3: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تعداد فرزندان PAGEREF _Toc421563596 h 153جدول 4-4: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc421563597 h 154جدول4-5: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات همسر PAGEREF _Toc421563598 h 155جدول 4-6: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان درآمد PAGEREF _Toc421563599 h 156جدول 4-7: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت اشتغال PAGEREF _Toc421563600 h 157جدول 4-8. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب زمان ایفای نقش PAGEREF _Toc421563601 h 158جدول 4-9. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تعداد ساعات حضور در بیرون از خانه PAGEREF _Toc421563602 h 159جدول 4-10. توزیع پاسخ های پاسخگویان بر حسب میزان فعالیت در انواع نقش ها PAGEREF _Toc421563603 h 160جدول 4-12: توزیع پاسخ های پاسخگویان به طیف ارزیابی مزاحمت های اجتماعی PAGEREF _Toc421563604 h 163جدول 4-13. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب مزاحمت های اجتماعی PAGEREF _Toc421563605 h 164جدول 4-14: توزیع پاسخ های پاسخگویان به طیف ارزیابی باورهای سنتی و مذهبی PAGEREF _Toc421563606 h 165جدول4-15. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان باورهای سنتی و مذهبی PAGEREF _Toc421563607 h 166جدول 4-16. توزیع پاسخ های پاسخگویان به طیف ارزیابی مصرف گرایی PAGEREF _Toc421563608 h 167جدول4-17. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان مصرف گرایی PAGEREF _Toc421563609 h 168جدول 4-18. توزیع پاسخ های پاسخگویان به طیف ارزیابی چندگانگی نقشی PAGEREF _Toc421563610 h 169جدول4-19. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان چندگانگی نقش PAGEREF _Toc421563611 h 170جدول 4-20. توزیع فراوانی پاسخگویان به طیف ارزیابی تعارضات نقشی PAGEREF _Toc421563612 h 171جدول4-21. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان تعارضات نقشی PAGEREF _Toc421563613 h 172جدول 4-22. توزیع فراوانی پاسخگویان به طیف ارزیابی فشارهای روحی و روانی PAGEREF _Toc421563614 h 173جدول4-23. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان فشارهای روحی و روانی PAGEREF _Toc421563615 h 174جدول 4-25. توزیع پاسخ های پاسخگویان به طیف ارزیابی تن آرایی PAGEREF _Toc421563616 h 177جدول 4-26.توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب نگرش به حضور در اجتماع PAGEREF _Toc421563617 h 179جدول 4-26. توزیع فراوانی پاسخ پاسخگویان به طیف ارزیابی عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563618 h 181جدول4-28. خروجی آزمون F جهت مقایسه عملکرد خانواده و وضعیت تأهل PAGEREF _Toc421563619 h 183جدول4-29.خروجی آزمون تی جهت مقایسه وضعیت اشتغال و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563620 h 183جدول 4-29.آزمون همبستگی بین متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی و عملکرد خانوداه PAGEREF _Toc421563621 h 184جدول4-31: آزمون همبستگی بین مدت زمان ایفای نقش زنان در جامعه با عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563622 h 186جدول4-32: آزمون همبستگی بین تعدد نقش زنان در جامعه و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563623 h 187جدول 4-33: آزمون همبستگی بین مزاحمت های اجتماعی و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563624 h 188جدول4-34: آزمون همبستگی بین کاهش باورهای سنتی و مذهبی با عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563625 h 189جدول 4-35:آزمون همبستگی بین مصرف گرایی و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563626 h 190جدول4-36: آزمون همبستگی بین چندگانگی نقش و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563627 h 191جدول4-38:آزمون همبستگی بین فشارهای روحی و روانی و ابعاد آن با عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563628 h 193جدول4-39: آزمون همبستگی بین احساس بدنامی و عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563629 h 194جدول 4-41:آزمون همبستگی بین نگرش به حضور زنان در اجتماع و ابعاد آن با عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563630 h 196جدول 4-42. ماتریس همبستگی پیرسون برای متغیرهای مستقل و متغیر وابسته PAGEREF _Toc421563631 h 197جدول 4-43. رگرسیون چندگانه تاثیر متغیرهای مستقل بر عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563632 h 198

فهرست نمودارها
TOC o "1-3" h z t "0.نمو,1" نمودار شماره 2-1. مدل ناسازگاری فشار نقش‌های کار- خانواده گرین هاوس و بیوتل PAGEREF _Toc421563633 h 99نمودار2-1. مدل نظری تحقیق PAGEREF _Toc421563634 h 112نمودار4-1. نمودارتوزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن PAGEREF _Toc421563635 h 151نمودار4-2. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت تأهل PAGEREF _Toc421563636 h 152نمودار شماره4-3. نمودار فراوانی پاسخگویان بر حسب تعداد فرزندان PAGEREF _Toc421563637 h 153نمودار4-4. نمودارتوزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc421563638 h 154نمودار4-5. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات همسر PAGEREF _Toc421563639 h 155نمودار4-6. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان درآمد PAGEREF _Toc421563640 h 156نمودار4-8. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب زمان ایفای نقش در بیرون از خانه PAGEREF _Toc421563641 h 158نمودار4-9. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تعداد ساعات حضور در بیرون از خانه PAGEREF _Toc421563642 h 159نمودار 4-10. نمودار فراوانی پاسخگویان بر حسب نوع نقش زنان در جامعه PAGEREF _Toc421563643 h 162نمودار 4-11. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان احساس بدنامی PAGEREF _Toc421563644 h 176نمودار 4-13. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب نگرش زنان به حضور در اجتماع PAGEREF _Toc421563645 h 180نمودار4-19. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان عملکرد خانواده PAGEREF _Toc421563646 h 182

فصل اولکلیات تحقیق22288501527175
1-1.مقدمه تاثیر دگرگونی های اقتصادی – اجتماعی بالاخص کنش متقابل میان زن و شوهر، تغییر در مفهوم نقش است. دگرگونی های اجتماعی و تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع، موجب تغییر و تحول در نگرش افراد در توزیع نقش ها و به تبع آن توزیع قدرت در خانواده شده است. خانواده کانون اصلی در چگونگی توزیع و نحوه ی اعمال قدرت در شکل گیری و رشد شخصیت افراد، اجتماعی شدن فرزندان، عزت نفس، انسجام و حتی احساس رضایت و رضایتمندی زناشویی تاثیر می گذارد (سابین، 1995 به نقل از عادل نژاد، 1393: 2).
نقش زن، در حفظ و ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی فرد در خانواده و جامعه بدون جایگزین است و همواره با برعهده داشتن مسئولیت خطیر پرورش نسل آینده در نظام طبیعی و تداوم بخشیدن به این نقش در خانواده و جامعه به گونه ای موثر در روند توسعه اجتماعی نقش دارند و همین طور با توجه به این که در ایران افزایش اشتغال زنان در دهه های اخیر صورت گرفته است و با پیشرفت جوامع و افزایش سطح تحصیلات زنان، تمایل آن ها به مشارکت های اجتماعی و پذیرش نقش های اجتماعی افزایش یافته است؛ بنابراین با توجه به نیاز جامعه و حفظ خانواده، شناخت عوامل ایجاد کننده نارضایتی و آسیب های فردی و اجتماعی در بین زنان و بررسی نگرش زنان به نقش های اجتماعی و بررسی تعارض میان انواع نقش های اجتماعی و خانوادگی می تواند به کاهش نارضایتی ها و بهبود روابط و تعاملات خانوادگی بیانجامد. زنان یزدی به سازگاری، صبوری و قناعت در زندگی مشهورند اما در عین حال گسترش فرهنگ مدرن و مصرف گرا، چشم و هم چشمی و تجمل گرایی را در میان زنان یزدی افزایش داده است. لذا این پژوهش بر آن است که به مطالعه آسیب های نقش زنان در جامعه و پیامدهایی که بر خانواده ها دارد، بپردازد.
مطالعات انجام شده و گزارش نهایی این تحقیق در پنج فصل تهیه و تدوین گردیده است: در فصل اول، ابتدا طرح کلی مسئله ارائه شده و پس از آن اهمیت و ضرورت تحقیق و اهداف پژوهش بیان می گردد و سپس به کاربرد نتایج پژوهش پرداخته می شود. فصل دوم این پژوهش، ابتدا به پیشینه تاریخی و بعد از آن به پیشینه پژوهش های داخلی و پژوهش های خارجی پرداخته خواهد شد و در ادامه تبیین های نظری و از دل آن چارچوب نظری و سپس بعد از آن فرضیات پژوهش و ترسیم مدل نظری آورده شده است. هر کار علمی دارای روش علمی نیز است که فصل سوم این پژوهش، روش شناسی است که در این فصل، ابتدا از روش پژوهشی که در این تحقیق استفاده شده است، نام می بریم و در ادامه به معرفی جامعه آماری می پردازیم و سپس حجم نمونه و شیوه نمونه گیری را می آوریم همچنین ابزاری که برای گردآوری داده ها از آن استفاده شده است را معرفی می کنیم و همچنین به تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق پرداخته ایم و تکنیک هایی که برای بررسی یافته ها استفاده شده است را نام می بریم و در آخر به اعتبار و پایایی می پردازیم. در فصل چهار به تجزیه و تحلیل داده ها می پردازیم که این فصل شامل دو بخش است در بخش اول این پژوهش به توضیح یافته های توصیفی می پردازیم و در بخش دوم به توضیح یافته های استنباطی پرداخته می شود که شامل آزمون متغیرهای زمینه ای و آزمون فرضیه ها می باشد. آخرین فصل این پژوهش در بر گیرنده بحث و نتیجه گیری است. در این فصل، ابتدا خلاصه یافته ها ارائه شده است و پس از آن به بحث و نتیجه گیری پرداخته شده است و در ادامه پیشنهادات و در نهایت محدودیت ها و مشکلات تحقیق بیان شده است و در بخش آخر نیز فهرست منابع و همچنین پرسشنامه و پیوست ها آورده شده است.
1-2. بیان مسئلهامروزه بسیاری از کشورهای جهان خواستار دستیابی به توسعه هستند. طرح های توسعه ای که در توجه به مشارکت اجتماعی زنان مقوله های محوری می باشند. مطالعات اخیر صاحب نظران اجتماعی نشان داده است که دستیابی به توسعه، بدون مشارکت فعال زنان در تمامی عرصه ها اعم از خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی امکان پذیر نیست. همچنین از بررسی های انجام شده که در زمینه مشارکت فعال زنان در امور جامعه انجام گرفته، نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی و انتظارات متفاوت جامعه از زن و مرد موانع و آسیب های فردی، اجتماعی و فرهنگی زیادی بر سر راه مشارکت زنان بوجود آورده است. از این رو در دهه 1980 به جای اصطلاح زن در توسعه، اصطلاح جنسیت و توسعه به کار گرفته شد و به دنبال آن در بسیاری از کشورهای جهان سوم، راهبردهایی برای مشارکت عملی زنان در توسعه و برطرف شدن موانع اتخاذ شد. یکی از مهمترین راهبردها، بحث توانمندسازی زنان با تاکید بر این نکته که مشارکت زنان به منظور مشارکت فعال آنان در اجرای برنامه ها و طرح های توسعه ای است و این که به زنان اختیار داده شود تا بتوانند در جامعه حضور داشته باشند، توانایی های خود را گسترش دهند و بر سرنوشت خود تسلط پیدا کنند (کتابی، یزد خواستی و فرخی راستایی، 1382: 6).
گسترش جهانی شدن و ورود وسایل ارتباطی جهانی مانند ماهواره و اینترنت و همچنین فرایند حرکت از سنت به تجدد، کشورهای در حال توسعه را به جوامع در حال گذار تبدیل کرده است و این جوامع را با موج گسترده ای از تغییرات ارزشی و هنجاری مواجه کرده است. با توجه به فرایند جهانی شدن، سبک های زندگی جدیدی از جوامع و فرهنگ های متعدد وارد زندگی افراد می شود و به طور غیر مستقیم نفوذ این ارزش های مدرن با گسترش وسایل ارتباطی و فرایند مدرنیزاسیون تسریع می یابد (آزاد ارامکی؛ ساعی؛ ایثاری و طالبی، 1391: 67).
بنابراین، با تحولات ساختار اجتماعی جوامع جدید به تبع آن جامعه های در حال گذر، نظام توزیع و تخصیص نقش های اجتماعی در سطح روابط و نهادهای اجتماعی دچار دگرگونی شده و در نتیجه سبب افزایش مشارکت زنان و نیروی کار اقتصادی و ازدیاد تعداد زنان شاغل در خارج از حوزه های سنتی و حضور آنان در نقش ها و فعالیت های دیگر خارج از خانه و گسترش خانواده های دو شغله شده است. همچنین با تغییرات فرهنگی، ساختار سنتی خانواده (پدر سالاری) که عمدتا مبتنی بر تفاوت های جنسیتی و وجه مشخصه آن اقتدار مردان در خانه بود، در دهه اخیر در اثر اشتغال، آموزش و آگاهی و حضور زنان در جامعه کمرنگ تر شده است. با این حال کار و خانواده دو نهاد اجتماعی ضروری برای زندگی فردی و زندگی اجتماعی محسوب می شود و نقش مهمی در جامعه بشری دارد. در آغاز زندگی بشر، پدیده اشتغال مورد توجه بوده است و زنان از دیرباز هم پای مردان، بار مسئولیت های زندگی را به دوش کشیده و مشغول کار بوده اند (آیکان و اسکین، 2005). با رشد فن آوری و صنعتی شدن جوامع، زن نیز مانند مرد در بیرون از خانه مشغول به کار است (وای دانوف؛ دانلی، 1999). با این وجود، تغییرات و تحولاتی در ساختار خانواده و نقش زنان بوجود می آید که زمینه دگرگونی شخصیت و هویت اجتماعی زنان شده است. البته این وضعیت حاصل دگرگونی در نظام ارزش ها، رشد اندیشه مردم سالاری، گسترش آگاهی های عمومی، رشد مطالبات مدنی، ارتقای تحصیلات تخصصی زنان، تغییر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، وجود وسایل ارتباطی نوین و بدنبال آن پدیده جهانی شدن و مدرنیته است. این موجب شده تا مسئولیت ها و وظایف شغلی، خانوادگی و نگهداری کودکان تنها به نقش های جنسیتی که به صورت سنتی تعریف شده اند وابسته نباشند و زنان که همیشه نقش های اجرایی در خانواده را به عنوان مادر و همسر ایفا می کردند و وظیفه تربیت فرزندان را در خانه مدیریت می کردند دیگر فعالیت شان محدود به خانه نباشد و امروزه زنان، مشارکت بیشتری در نیروی کار جهانی پیدا کرده اند (ییلدریم و آیکان، 2008) و بیشتر به صورت فعال به نقش های مختلف و حضور بیشتر در جامعه روی آورده اند و مردان هم بیشتر از قبل به نقش های خانوادگی می پردازند. البته این تداخل نقش شغلی و خانوادگی، تقاضای نقش مضاعفی را به دنبال خواهد داشت. از آنجایی که خانه داری، شغل خاص زنان تلقی می شود، مسئولیت های خانوادگی و به ویژه وجود فرزندان خردسال، کار آنها در خارج از خانه را تحت تاثیر قرار می دهد و آن ها را وادار می کند که برای تثبیت هویت شغلی خود به فشارهای ناشی از اضافه بار نقش و تداخل نقش ها تن دهند و همیشه بکوشند تا بتوانند تعادل بین تعهدات شان در برابر خانواده و کار را حفظ کنند.
ایران از جمله کشورهایی است که در دهههای اخیر تغییرات فرهنگی و اجتماعی زیادی را به خصوص در حوزۀ خانواده تجربه کرده، با تغییر ساختار خانواده، از گسترده به هستهای، نقش زنان در خانواده نیز دگرگون شدهاست، این دگرگونیها به تحول نقش و جایگاه اجتماعی زنان به ویژه در جوامع شهری منجر شده است (کرد، عطاران و منصوریان، 1391: 128).
در یکی دو دهه گذشته که دگرگونی های چشمگیرتری در کشور به وجود آمد تغییرات نیز ژرفتری در ساختارهای جامعه و بالاخص در نهاد خانواده و در نگرش و رفتارها و هنجارهای بهوجود آمد. بنابراین پیشرفت های زیاد جامعه و بالا رفتن سطح آگاهی ها، حضور و فعالیت زنان در جامعه موجب آزادی و پیشرفت بیشتر در افراد جامعه می شود. اما با این وجود در برخی جوامع، ارزش ها و باورهای سنتی وجود دارد که در آن تقسیم کار جنسیتی وجود دارد و کار اصلی زن را رسیدگی به امور خانه داری می دانند. امروزه در ایران انواع آسیب های اجتماعی پدید آمده و دستاورد دوران گذار و حاصل تاخیر فرهنگی است که بر مردم تحمیل می شود. مساله ای که در رابطه با تغییر نقش زنان و حضور آنان در جامعه وجود دارد، از جمله این آسیب ها یکی ناسازگاری بین نقش های خانوادگی و نقش های اجتماعی زنان است که موجب تعارض و ایجاد دوگانگی در انجام وظایف می شود. همچنین فعالیت زن در محیط بیرون از خانه در جوامع سنتی، حرف و حدیث ها و تهمت هایی را به همراه دارد و گاه برچسب هایی را به این زنان می زنند. از جمله موارد دیگری که در مورد حضور زنان در جوامع می توان نام برد احساس ناامنی و مزاحمت هایی است که این زنان را تهدید می کند و در نتیجه بروز فشارهای روحی و روانی در این زنان را می توان نام برد که تمام اینها بر روی روابط خانوادگی تاثیر می گذارد. البته باید در نظر داشت که یکی از موثرترین عوامل در مورد حضور زنان در جامعه در موقعیت های مختلف اقتصادی و اجتماعی، نگرش و پذیرش مردان نسبت به ایفای نقش زنان در جامعه است و این نگرش به پایگاه اقتصادی و اجتماعی و نحوه جامعه پذیری مردان بوجود می آید.
در مورد حضور زنان در جامعه رویکردها و نظرات متفاوتی وجود دارد؛ یکی دیدگاه سنتی است که این دیدگاه با تاکید بر تفاوت بیولوژیک، زنان را موجوداتی ضعیف می داند و آنان را از هر نوع فعالیت عمومی منع می کند. رویکرد دیگر، رویکرد زنان و روشنفکران رادیکال است که خواهان حضور بی قید و شرط زنان در تمام سطوح اجتماعی، سیاسی و حکومتی بوده و مرد را عامل بدبختی و زن را جنس برتر می دانند. رویکرد سوم، که رویکرد میانه است، بر مشارکت زنان در زمینه های مختلف اجتماعی – سیاسی، البته با اعمال برخی محدودیت ها مثل قضاوت تاکید می کند (خیری، 1385: 163).
در این راستا از آنجا که از دیرباز یزد به عنوان شهری مذهبی و سنتی شناخته می شود که در آن روابط خانوادگی از استحکام و کیفیت بالایی برخوردار است و به ارزش ها و هنجارهای خانواده و منافع کل جامعه اهمیت زیادی قائل است. روابط اجتماعی در جامعه سنتی یزد روابطی مستحکم، عمیق و همه جانبه بین افراد و جامعه است. با توسعه این شهر به عنوان یکی از شهرهای برتر در عرصه صنعت، می توان به وضوح شاهد گسترش عناصر ظاهری مدرنیته در بخش ها گوناگون جامعه از جمله خانواده و تغییر نقش زنان بود. در کل به نظر می رسد که در جریان مدرن شدن جامعه و اشاعه فرهنگ مدرن، خانواده متحمل تغییرات نگرشی و ارزشی در روابط و نقش ها است که یکی از بارزترین نمودهای آن تغییراتی است که در نقش زنان و حضور آنان در جامعه و تاثیراتی است که بر عملکرد و تعاملات خانواده خواهد گذاشت، اس. هدف پژوهش حاضر، سنجش نقش زنان و بررسی تاثیر عوامل و آسیب های ناشی از نقش اجتماعی زنان بر عملکرد خانواده های شهر یزد است.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیقاز ویژگیهای دوران نوین، افزایش تلاش به منظور دستیابی زنان به فرصتهای اجتماعی برابر با مردان است. همچنین امکان دستیابی زنان به حوزههای اقتصادی است، که موضوع تحولات دوران پس از انقلاب صنعتی و شهری شده است. موضوع زنان در دوران اخیر مانند دیگر موضوعات اجتماعی و انسانی، مورد بازنگری مجدد و به عنوان مسئلهای چشمگیر قرار گرفت و ابعاد مختلف زندگی آنها مورد توجه قرار گرفته است. این جهش نه تنها در قلمرو مسائل فرهنگی و اجتماعی آنها، بلکه در روند تولید، افزایش تولید، ورود به بازار کار، تقسیم کار اقتصادی و . . . به اثبات رسیده است (فرهادی، 1389).
نقش خانواده در توسعه اجتماعی غیرقابل چشم پوشی است. خانواده هایی که در آن زن و شوهر با هم تفاهم دارند و از زندگی احساس رضایت می کنند، کارکرد مناسب تری داشته و نقش خود را بهتر ایفا می کند (لنکستر و استنهوپ،2004: 479). دگرگونی در خانواده ایرانی در قرون اخیر به صورت آرام اما مستمر و قاطع بوده است، زمانی دراز شکلی از خانواده وجود داشت که جامعهشناسان آن را به اصطلاح خانواده گسترده معرفی میکردند، این خانواده بر اساس پدرتباری و اولویت جنس مذکر استوار بود و زیر نظر پدر اداره میشد، با این حال خانواده واحد تولید و مصرف بود. منزلت اجتماعی زن ناچیز بود و به فرزند آوری و انجام کارهای خانگی و گاهی کشاورزی و نساجی محدود بود، و فرزندان نام و نشان خود را از پدر به ارث می بردند.
وضعیت زنان که حدودا نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند در سراسر دنیا تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی (اشتغال، بهداشت، ازدواج، باروری، آموزش و پرورش) قرار داشتهاست. با این حال زنان در کشورهای صنعتی و درحال توسعه و بالااخص جهان سوم سختتر از مردان کار میکنند این در حالی است که در مقابل کار سخت بهایی ناچیز به آنها دادهمیشود، همچنین با توجه به همه جانبه بودن مفهوم توسعه، هنگامی روند آن سیر مطلوب را در جهان طی میکند که امکانات و تمهیدات فراهم آمده برای نیمی از جمعیت یعنی زنان، به گونهای باشد تا ضمن حفظ و تقویت شئونات انسانی و تحکیم جایگاه وی در خانواده، زمینه شکوفایی ابتکار و خلاقیت را برای آنان ایجاد و امکان ارتقاء فرهنگی و مشارکت سازنده و گسترده شان را در جامعه فراهم آورد (ساروخانی، 1388: 2).
گسترش اشتغال زنان و مشارکت بیشتر آنان درامور اجتماعی از جمله نمودهای کنونی نهاد خانواده در ایران است که شناخت هرچه بیشتر تأثیرات آن بر روابط خانوادگی، مسایل اقتصادی، کیفیت روابط عاطفی و ... چشم انداز روشنتری نسبت به آیندهی خانواده، در اختیار ما قرارمیدهد. همچنین با تحولات اخیر و گذار کشورمان از جامعهی سنتی به جدید و علاوه براین، زنان به عنوان یکی از اقشار در معرض آسیب جوامع، بیش از سایرین در معرض تبعیض های اجتماعی و فشارهای روانی قرار می گیرند (امینی یخدانی، 1388: 17). با نظر به این تحولات ضرورت و اهمیت انجام اینگونه پژوهشها بیشتر احساس میشود.
این پژوهش میتواند برنامهای تاثیر گذار در جهت فهم بهتر نسبت به جایگاه زنان و رفتارهای نسبت به آنان داشته باشد همچنین منجر به شناخت و بررسی مشکلاتی که زنان در جامعه با آن مواجه هستند، با این حال میتواند به مردان یاری رساند که برخوردهای صحیحتری را در ارتباط با آنان در پیش بگیرند همچنین این تحقیق میتواند به نوعی تجربیات و گفتمانهای مشترک زنان را با دیگران در میان گذارد تا همه به خصوص زنان از تمامی این مسائل آگاهی یابند. این پژوهش میتواند جزیی از پژوهشهایی باشد که به منزله چارچوببندی برنامههایی برای زنان به شمار آید و در ادامه میتواند راهگشا و کمکی باشد تا توجه دولت و در نظر گرفتن بودجهای برای توسعه و پیشرفت زنان در آینده باشد. مطالعه در مورد زنان و مسایل مربوط به آنان، سابقه‌ای طولانی در ایران ندارد بدین جهت در پاره‌ای موارد، برنامه‌ریزی بدون شناخت همه جانبه وضعیت زنان و موقعیت آنان در جامعه صورت می‌گیرد. با این حال برنامه‌ریزی بدون توجه به این قشر از جامعه، دستیابی به نتیجه مطلوب را دچار اشکال می‌سازد. همچنین میتواند به شناخت بیشتر وضعیت زنان کمک ‌نماید. نتایج این بررسی زمینه را برای رسیدگی بیشتر به زنان به ویژه موانع و مشکلات آنان را در رسیدن به موقعیت بهتر مشخص خواهد کرد.
1-4. اهداف تحقیق در این بخش از فصل تحقیق، اهداف تحقیق آورده شده است که اهداف تحقیق حاضر را می توان مشتمل بر دو بخش هدف کلی یا اصلی و اهداف جزئی یا فرعی تحقیق دانست که شامل موارد زیر می باشد:
1-4-1. هدف کلی تحقیق آسیب شناسی نقش زنان در جامعه و پیامدهای آن در خانواده های یزدی است
1-4-2. اهداف فرعی تحقیق در کنار هدف کلی فوق، اهداف فرعی دنبال می‌گردد:
بررسی متون، دیدگاه ها و نظرات صاحب نظران مختلف در ارتباط با نقش و خانواده.
بررسی نگرش زنان متاهل شهر یزد نسبت به نقش های بیرون از خانه.
تعیین میزان نقش های مختلف زنان در جامعه.
تعیین میزان آسیب هایی که ناشی از نقش زنان در جامعه، بوجود می آید.
بررسی میزان آسیب شناسی نقش زنان در جامعه و پیامدهایی که بر خانواده می گذارد.
ارائه پیشنهادات لازم برای کاهش آسیب های مربوط به نقش های اجتماعی و حضور زنان در جامعه.
1-5. کاربرد تحقیقاز آنجایی که پژوهش حاضر در قلمرو مباحث توسعه اجتماعی، انسانی و فرهنگی و امور مربوط به زنان قرار می گیرد، می تواند مورد استفاده تمام افراد و سازمان هایی قرار بگیرد که به هر نوعی با برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی در رابطه با زنان و خانواده در سطح شهرستانی و استانی مرتبط هستند. از سوی دیگر نتایج پژوهش حاضر مربوط به نهادهای مرتبط در ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و ... در سطح جامعه می شود. شناخت و آگاهی از میزان نیاز به مشارکت و تغییر در الگوهای نقش جنسیتی در جامعه مورد مطالعه می تواند زمینه ساز مشارکت و همکاری سازمان با سازمان ها و نهادهای متولی امر خانواده در خصوص آسیب شناسی مسئله و ارائه راهکار باشد. نتایج این پژوهش می تواند راهگشای نهادهای اجتماعی در جامعه باشد تا آنان یا برنامه های خود را هدفمند دنبال کنند و یا اینکه برنامه های سابق خود را بر اساس نیاز افراد جامعه تنظیم نمایند.
به طور مشخص می توان نهادها و سازمانهای زیر را به عنوان مخاطبان این طرح معرفی کرد:
وزارت کشور (استانداری) در حوزه مدیریت و برنامه ریزی
مرکز مطالعات فرهنگی کشور در حوزه فرهنگ سازی و ترویج و تبلیغ امور دینی و بهداشتی
مرکز امور زنان و خانواده در حوزه حمایت از زنان و نظام خانواده
مجلس شورای اسلامی در حوزه وضع قوانین
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در حوزه مدیریت و برنامه ریزی
سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در حوزه آگاهی بخشی و فرهنگ سازی
دادگستری در حوزه رسیدگی به اختلافات خانوادگی
سازمان تبلیغات اسلامی در حوزه تبلیغات و آگاهی بخشی
مراکز علمی-دانشگاهی و پژوهشی در حوزه انجام طرح های مطالعاتی و تحقیقاتی
شهرداری ها در حوزه ایجاد اماکن تفریحی مخصوص زنان

فصل دومادبیات تحقیق2330450697230
2-1. مقدمهدومین فصل تحقیق در برگیرنده مبانی نظری و سوابق تجربی تحقیق است. بررسی و مطالعه تحقیقات و پژوهش های صورت گرفته در زمینه موضوع مورد مطالعه به محقق خط فکری و دید تازه می دهد تا از ابعاد مختلف به موضوع خود بنگرد. از این رو در این فصل ابتدا پیشینه تاریخی و سپس پیشینه تجربی تحقیقات داخلی و خارجی در راستای موضوع مورد مطالعه آورده شده است. سپس به جنبه نظری کار پرداخته و نظریه های مرتبط ذکر گردیده است و در ادامه با استفاده از نظریه ها و مرور پیشینه به تدوین مدل نظری و استنباط فرضیات از دل آنها می پردازد.
2-2. پیشینه تاریخی نقش زنان2-2-1. قرآن و ضرورت حضور زن در جامعهدر قرآن، آیاتی وجود دارد که بیانگر فعّالیت اجتماعی زنان م یباشد، از جمله:
2-2-1-1. بیعت زنان با پیامبر)ص) (حضور سیاسی(ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند در حالی که با تو بیعت کنند که هیچ چیز را شریک خدا قرار ندهند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندانشان را نکشند و هیچ تهمتی را نیاورند که آن را بین دست هایشان و پاهایشان بربافته اند و در هیچ دستور پسندیده ای نافرمانی تو را نکنند، پس با آنان بیعت کن و برای آنان از خدا طلب آمرزش کن که خدا بسیار آمرزنده و مهرورز است «سوره ممتحنه آیه 12».
آیه بالا به مسئله بیعت با حکومت، این بارزترین مظهر عمل سیاسی، اشاره و ضمن بیان حکم بیعت زنان مؤمن با رسول خدا، شروطی را برای آنان تعیین می کند که بعضی میان زنان و مردان مشترک است، مانند شرک نورزیدن و نافرمانی نکردن از رسول خدا در کارهای نیک و بعضی بیش تر به زنان ارتباط می یابد، مانند دوری جستن از سرقت، زنا، کشتن اولاد و فرزندان دیگران را به شوهر نسبت دادن (طباطبایی، 1374: 19).
بیعت پیامبر با زنان نشا ن می دهد که برخلاف ادعای مخالفان اسلام که می گویند: اسلام برای زنان ارزشی قائل نشده، دقیقاً آن ها را در مهمترین مسایل ازجمله مسئله بیعت به حساب آورده است، آنان نیز دراین امر مهم شرکت نمود ه اند و شرایط مربوط به آ نرا پذیرفته اند.
2-2-1-2. مهاجرت زنانیکی دیگر از مسایلی که حضور زنان را در اجتماع در صدر اسلام نمایان می کند، شرکت زنان در نهضت بزرگ اجتماعی - سیاسی هجرت می باشد.
مهاجرت در صدر اسلام برای گسترش پایگا ه های اسلام و حفظ دین بسیار حائز اهمیّت بوده است و دراین امر بین زن و مرد هیچ تفاوتی نبوده است و پیامبر، هم از زنان و هم از مردان می خواستند که هجرت کنند. در آیات 98 و 97 سوره نسا، به موضوع هجرت می پردازد که از حرکت های اجتماعی و سیاسی می باشد. در هجرت مسلمانان به حبشه و مدینه، زنان نیز هم پای مردان حضور داشتند (مهریزی،1377: 103).
2-2-1-3. کسب و تلاش اقتصادی )استقلال اقتصادی زنان(اسلام به زن، استقلال اقتصادی بخشیده است تا وی، مانند مردان از حقّ مالکیت و تصرّف در اموال خویشتن، بدون نظارت و قیمومیّت کسی، بهره ببرد و با اختیار خویش ثروتش را در راهی که نیاز می داند، صرف کند.
قرآن کریم دراین زمینه در آیه 32 سوره نسا می فرماید:
"برای مردان از آنچه کسب کرده اند، بهره ای است و برای زنان نیز از آنچه کسب کرده اند، بهره ای است".
این آیه کسب و تلاش اقتصادی و مالکیت مردان و زنان را که از مصادیق مشارکت اجتماعی است تأ یید می کند و این تصور غلط را که مالکیت و کسب و تلاش اقتصادی منحصر به مردان است، از بین می برد.
2-2-2. سیر تحول نقش زنان در ایرانمهم‌ترین ویژگی زنان دریک قرن اخیر ایران این استکه زنان دربسیاری ازجنبشهای سیاسی و اجتماعی شرکت داشتهاند. این ویژگی، موقعیت آنان را با سدههای پیش از آن متمایز میکند. از طرف دیگر چون ایران در میان کشورهای خاورمیانه پیشتاز تحول بوده، حتی بعضی از مورخان، انقلاب هندوستان و یا انقلاب اکتبر روسیه را هم متأثر از تحولات ایران و انقلاب مشروطه میدانند.
به همین دلیل میتوان گفت همان‌گونه که ایران در خاورمیانه پیشگام مدرنیزاسیون و تحول‌خواهی بوده، زنان ایرانی نیز نسبت به زنان خاورمیانه در جنبشهای اجتماعی پیشتاز بودهاند. برای بررسی نمونههای عینی مشارکت زنان در جنبشهای اجتماعی به دوره قاجاریه نگاهی می‌اندازیم: ساختار جامعه ایران تا دوره قاجاریه، ساختاری سنتی ـ مذهبی بود و این دنباله ساختی بود که در دوره صفویه به وجود آمده بود. در این دوره، اقتصاد جامعه، مبتنی بر کشاورزی بود. اگرچه موقعیت اقتصادی‌ـ‌اجتماعی زنان ایرانی برحسب وضع محل و عرف و سنن محلی متفاوت بود ولی به طور کلی میتوان گفت که زنان از موقعیت و منزلت پائینی برخوردار بودند و فعالیت آنان به فرزند آوردن و انجام کارهای خانگی و گاهی کشاورزی محدود میشد و زنان در خارج از خانه مسئولیتی نداشتند (بهنام، 1356: 13). در دوره قاجاریه، گسترش ارتباط ایران با تمدن صنعتی غرب باعث تغییر در ساختار اجتماعی‌ـ‌اقتصادی جامعه و در نتیجه دگرگونی در زندگی و موقعیت اجتماعی زنان پایتخت و شهرهای بزرگ گردید ولی موقعیت اجتماعی زنان روستایی به دلیل دور ماندن آن‌ها از ارزش‌های غربی تغییرات عمدهای نکرد (تکمیل همایون، 1354: 29).
به تدریج اقتصاد روستایی حاکم بر شهرها جای خود را به مشاغل جدید داد و واحدهای اقتصادی جایگزین، موجب رفتارهای تازهای در روابط اقتصادی گردید و سرمایهگذاری داخلی و خارجی توسعه یافت. پیدایش تقاضاهای فراوان برای تولیدات کشاورزی و صنایع دستی توسط زنان، روش زندگی آن‌ها را تا حدودی تحت تأثیر قرار داد. اگرچه اضافه شدن نقش آن‌ها در تولید بر نقشهای سنتی مادری و همسری مسئولیت زنان را سنگینتر کرد ولی مشارکت در تولید، قدرت آن‌ها را در خانواده بیش‌تر کرد و میزان جدایی دنیای زنان را از مردان کاهش داد. البته اشتغال زنان به مفهوم برابری حقوق اجتماعی آنان با مردان در این دوره نبوده است، بلکه درمقایسه با گذشته فقط آنان توانستند به طور محدودی عهدهدار مشاغلی خارج از خانه گردند.
یکی از بزرگ‌ترین وقایع ایران در قرن اخیر، انقلاب مشروطیت بود که قانون اساسی آن در سال 1285 هجری شمسی به امضای مظفرالدین شاه رسید. این انقلاب تحول عظیمی در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران به ویژه در وضع زنان بوجود آورد. براساس اصل هشتم قانون اساسی، تمامی ملت ایران دارای حقوق مساوی بودند (جاراللهی، 1372: 263). در این دوران تأسیس چند مدرسه دخترانه و انتشار روزنامه و مجله و نشریه توسط زنان آزادی‌خواه در روشنگری زنان تأثیرگذار بود. به این ترتیب علاوه بر مشاغلی که زنان در قرن 19 عهدهدار آن بودند، تأسیس احزاب و انجمنها و انتشار روزنامهها و نشریهها و تأسیس مدارس از جمله فعالیتهای جدیدی بودند که زنان در اوایل قرن بیستم به آن اشتغال ورزیدند. این فعالیتها در جامعه از رویارویی زنان با تمدن اروپایی ایجاد شده بود. گسترش تحصیلات عمومی برای دختران از سال 1304 با دایر شدن دبیرستان موجب شد تا زنان در دستگاههای دولتی برخی از مشاغل را عهده‌دار شوند. توسعه اقتصادی و به دنبال آن ملی شدن صنعت نفت موجب تغییرات اساسی در اقتصاد ایران و بالتبع در موقعیت زنان گردید. این تغییرات موجب پیدایش فرصتهای استخدامی برای زنان را در کارخانهها و سطوح بالاتر شغلی فراهم کرد (جاراللهی، 1372: 264).
ایجاد فرصتهای روزافزون برای اشتغال زنان منجر به عدم مخالفت خانوادهها با تحصیل علم و اشتغال آنان گردید. به این ترتیب طی دو دهه قبل از وقوع انقلاب اسلامی، نگرش جامعه ایران نسبت به زنان دربرگیرنده تغییرات اساسی ولی کند بود. اما مهم‌ترین تحولات در زمان پیروزی انقلاب اسلامی روی داد. شرکت زنان در تظاهرات گسترده و عظیم بر ضد رژیم گذشته حاکی از آن بود که زنان نقش خود را تنها محدود به فعالیتهای درون خانه ندانسته، بلکه مشارکت در فعالیتهای اجتماعی را نیز از حقوق خود تلقی میکنند. به این ترتیب، واقعه مهمی که در قرن اخیر در موقعیت اجتماعی زنان جامعه تحولی اساسی ایجاد کرد، وقوع انقلاب اسلامی در بهمن سال 1357 بود. موقعیت زنان در جامعه در چند دهه اخیر تغییرات و تحولات زیادی پیدا کرده است. جامعه ایرانی طی این سالها شاهد حضور فراگیر زنان در موقعیتهای فراوان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده است.
حضور روزافزون زنان در دستگاههای اجرایی و حتی حضور چشمگیر آنان در آزمون دانشگاهها و پذیرفته شدن آن‌ها در رشتههای مختلف دانشگاهی، تصویری متفاوت از جامعه ایرانی به دست میدهند و به نظر می‌رسد روند تحولات اجتماعی هم‌چنان به سمت گسترش حضور و اهمیت نقش زنان پیش می‌رود. با ورود زنان جامعه ما به عرصههای مختلف علمی، اداری، آموزشی، صنعتی و حتی نظامی و انتظامی میتوان انتظار داشت که شرایط و موقعیتهای جدیدی برای زنان پا به عرصه ‌وجود گذارند و هریک از این موقعیتها، سایر موقعیتها یا نقشهای مختلف زنان در خانواده و اجتماع را تحتالشعاع خود قرار دهند. این شرایط، زنان را علاوه بر نقشهای همسری و مادری به ایفای نقشهای جدید اجتماعی وا داشته و پذیرش مسئولیتهای اجتماعی را در کنار مسئولیت همسرداری و خانهداری قرار داده است. بررسی روابط و مناسبات درون خانواده نشان میدهد که با زیر سؤال رفتن پارهای از ارزشها و هنجارهای سنتی، نقش زن با تغییراتی روبرو شده است و حاصل این تغییرات بسط و توسعه زمینه فعالیتهای اجتماعی اوست (زمانی، 1388: 235-236).
2-2-3. سیر تحول جایگاه زنان در امر اشتغالاشتغال زنان در خارج از خانه همانند سایر پدیدههای اجتماعی طی دورههای مختلف حیات بشری متحول گردیده است. زن از دوران گذشته تا به امروز غیر از به عهده گرفتن وظایف خانه‌داری، در امور مختلف کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی و حتی امور نظامی همراه مردان به فعالیت اشتغال داشته است. ولی در دورههایی که خانواده یک واحد اقتصادی نیز محسوب میشده، فعالیتهای تولیدی زن که در خانه و یا نزدیک آن انجام میشده، جزء امور خانگی به حساب آمده و در ازای انجام آن مزدی دریافت نمیکرده است. با وقوع انقلاب صنعتی در اروپای غربی و تبدیل کارگاههای خانگی به کارخانه و گسترش نیروی ماشینی، تحولات اساسی در شکل و مفهوم کار به وجود آمد و فعالیت اقتصادی زن از خانه به کارخانه کشیده شد (جاراللهی، 1372: 249). در اوایل قرن بیستم با وقوع جنگ جهانی اول تعداد زیادی از زنان در کارخانههای اسلحهسازی فرانسوی و انگلیسی به کار گمارده شدند تا جانشین مردانی شوند که به جبهههای جنگ اعزام شده بودند. دراین زمان دیگر تمایز نقشهای مردانه و زنانه فراموش شده بود. در دوران جنگ جهانی دوم نیز در انگلستان و ایالات متحده، به علت فعالیت زنان در کارخانههای نظامی بود که مردان توانستند در جبهههای جنگ به نبرد بپردازند.
با گذشت دو دهه پس از جنگ جهانی دوم، زنان هم‌چنان در خدمت رفع نیازهای تولیدی جامعه و کارهای خانگی بودند. کشورهایی که در زمان جنگ از خدمات زنان در تولید و در ارتش استفاده می‌کردند، پس از جنگ به فکر رشد استعدادهای بالقوه زنان نبوده و زمانی که دیگر به آن‌ها احتیاج نبود آن‌ها را روانه خانه ساختند (میشل، 1372: 117 ـ 112). توجه بین المللی نسبت به حمایت از زنان از سال 1919 میلادی یعنی تاریخ انتشار اولین دیباچه اساسنامه سازمان بین المللی کار آغاز شده است و مفاد این دیباچه بعدها پایه و اساس تنظیم مقاوله نامه‌های متعدد بین المللی قرار گرفته است (کار، 1384 :195). اصل عدم تبعیض در بند 2 اعلامیه فیلادلفیا سال 1944 (که ضمیمه اساسنامه بین المللی کار می‌باشد) بدین ترتیب است: "کلیه افراد بشر صرف نظر از نژاد و عقیده و جنسیت حق دارند که ترقیات و پیشرفت‌های مادی و معنوی خود را در عین آزادی و احترام با برخورداری از امنیت اقتصادی و تساوی احتمال موفقیت ارائه دهند".
در سال 1948 اعلامیه جهانی حقوق بشر با اشاره به تساوی حقوق زن و مرد در موارد مختلف بر تساوی مزد در برابر کار مساوی و حمایت از مادران تأکید کرده است. این اعلامیه در ماده 2 خود اعلام می‌دارد: "هر کس می‌تواند بدون هیچ گونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی و یا هر عقیده دیگر و هم‌چنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادی‌هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده بهره مند گردد." در همین ارتباط، به موجب ماده 23، همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی اجرت مساوی دریافت دارند (کار، 1384: 197). مجمع عمومی ملل متحد در سال 1967 در اعلامیهای تحت عنوان اعلامیه رفع تبعیض از زنان، تساوی حقوق زنان را در حیات اقتصادی و اجتماعی و به وی‍ژه عرصه بازار کار مورد تأکید قرار داد. در سال 1979 بر مبنای اعلامیه مزبور، کنوانسیونی تحت عنوان «مقاوله نامه رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» به تصویب رسید که براساس آن هر نوع تفاوت، محرومیت و محدودیت مبتنی بر جنسیت که نتیجه آن به خطر افتادن حقوق انسانی در مورد زنان بود، تبعیض محسوب میشد (عراقی، 1367: 429 ـ‌428).
از طرف دیگر، سازمان ملل متحد چندین کنفرانس جهانی را برای ترویج و تقویت حقوق زنان اختصاص داد. هدف تمامی این کنفرانسها، ارائه راهبردهایی جهت ایجاد برابری حقیقی میان زنان و مردان در تمامی عرصهها و رفع کلیه جلوههای تبعیضآمیز در مورد آنان بود. برخی دیگر از معیارهای بین المللی مجموعا حاوی مقررات حمایتی دیگری است که به موجب آن زنان در عین قبول مسئولیت‌های خانوادگی در امور اجتماعی و شغل خویش همانند مردان از حمایت‌هایی برخوردارند. ازجمله در چهارمین کنفرانس جهانی زنان در پکن در سال 1995 بر اهمیت اقدامات ضروری برای تأمین پیشرفت زنان تأکید شد و مشارکت همه جانبه آنان در فرآیند توسعه، بهبود وضعیت آن‌ها در جامعه و فراهم کردن امکانات فزاینده آموزشی برای آنان مورد تأکید مجدد قرار گرفت (لوین، 1377: 63ـ62). امروزه این اصل که زنان و مردان در تمامی جهات اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مساوی هستند در قوانین اساسی بسیاری از کشورها ذکر گردیده است. اصل تساوی حقوق زن و مرد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز،‌ مشروط به رعایت موازین اسلامی ذکر گردیده و مورد تأکید واقع شده است.

bew211

ماهوارهلغت ماهواره بر طبق تعاریف رایج به سفینه ای گفته می شود که در مداری مشخص و به دور یک سیاره دیگر درحال گردش است. در عصرحاضر که ماهواره و فناوری های وابسته به آن پیشرفت قابل ملاحظه ای در جوامع ایجاد کرده است بخشی از تحقیقات و پژوهش های علمی - تخصصی که در آزمایشگاه های فضایی انجام می شود هرگز امکان انجامشان برروی کره زمین وجودنداشت. این تحقیقات که بسیار زیاد و متنوع است در رشته های پزشکی، مهندسی و سایر رشته ها درحال انجام است و تاکنون دستاوردهای فراوان و ارزنده ای را به جوامع بشری هدیه کرده است. ماهواره هایی که در فضا و درحال گردشند، می توانند اطلاعات باارزشی را در اختیار ما قراردهند که سبب تحولات شگرفی در زمینه های علمی و تحقیقاتی خواهدشد.
سریالمسلسل‌، ردیفی‌، نوبتی‌، رده‌ای‌، دوری‌، ترتیبی‌، جزءسبک های زندگیسبک های زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها ، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها در هر چیزی از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون و سبک دادن به باغچه ( گل کاری ) و دکوراسیون و فرش کردن خانه…. را در بر میگیرد. مفهوم سبک زندگی یعنی انطباق دادن یک رهیافت سبک داده شده در زندگی . مثلا برای فرد مهم است که مانند فلان خواننده معروف باشد حتی اگر آن خواننده غذای تایلندی بخورد، دیوار خانه شان را فلان رنگ کند ، یا در خانه تفریح کنند نه بیرون…
نمادهای منزلتیهر پایگاه اجتماعی با نمادها یا نشانه هایی مشخص می‌شود که موجب تمایز و برتری فرد یا گروهی نسبت به سایرین می شود . گافمن نمادهای پایگاه را در حکم ابزارهای تخصص یافته می داند که  موقعیت افراد را نشان می دهند و ارائه می کنند ، به طورکلی هر نشانه ای که دلالت بر مکان و موقعیت فرد یا گروه در زنجیره  نظم اجتماعی داشته باشد می تواند نماد آن فرد یا گروه از دیدگاه سایرین به حساب آید به همین دلیل پدیده هایی مانند زبان، طرز رفتار و اشیای مادی کمیاب می توانند نقش نماد را ایفا کنند. به طورکلی در دوران هایی که دگرگونی‌های اجتماعی شتاب و سرعت می گیرند و نیز در مناطق شهری پایگاه افراد از دیدگاه یکدیگر ناشناخته است و از اینرو گاه افراد پایین دست یا طبقات متوسط از نماد افراد و گروه های دارای پایگاه بالا برای کسب موقعیت بالاتر و دستیابی به احترام  بیشتر استفاده می‌کنند(ملک ،7:1377).
نمادهای منزلتی از جمله داشتن اتومبیل‌های گران قیمت، جواهرات، املاک، را ثروتمندان مدتها برای کسب تشخص و تضمین جدایی آنها از دیگر طبقات اجتماعی به کار برده‌اند، اما به دلایل گوناگون این نمادهای منزلتی  اهمیت و اعتبار خود را به تدریج از دست داده‌اند، گسترش اعتبارات وسیع مالی، تولید انبوه کالاها و خدمات و افزایش مدام دستمزدها موجب افزایش قدرت خرید گردیده و این امکان را برای بیشتر خانواده های طبقه متوسط فراهم آورده تا از اتومبیل، اوقات فراغت، تعطیلات، تفریح و خانه شخصی که تا مدتی فقط در اختیار افراد بسیار ثروتمند بود بهره مند شوند. بعلاوه تغییر در ارزش‌های اجتماعی علاقه مردم را به بسیاری از این نمادهای منزلتی کاهش داده است. برای مثال، زمانی که بنزین کمیاب یا گران می شود بسیاری از مردم از خریدن اتومبیل های بزرگ منصرف می شوند یا هنگامی که لباس خز از حیوانی بدست می آید که نسل آن در شرف نابودی است پوشیدن آن از رواج می‌افتد(ربانی وانصاری، 242:1385)
نماد فرهنگینماد فرهنگی می‌تواند یک تصویر، سمبل، آرم، نام، چهره، شخصیت، ساختمان یا چیزهای دیگری باشد که به سهولت، شاخص و برجسته می‌شود و به طور کلی چیزی یا طرز فکری را با یک مفهوم وسیع فرهنگیبه گروه فرهنگی بزرگی ارائه می‌دهد. ارائه یک شیء یا شخصیت ممکن است از این جهت حائز اهمیت باشد که وضع منحصر به فردی در بیان و ارائه مکان خاص یا دوره‌ای از تاریخیا گروهی از مردم داشته باشد یا قشر خاصی از مردم آن را دوست بدارند یا برای آنها مهم باشد.در رسانه‌ها گرایش روزافزونی بر این امر وجود دارد که جلوه‌های شناخته شده فرهنگ مردمی به عنوان یک نماد (Icon) توصیف شود.
نمادبومی و محلینشانه‌ایاست که نشانگر یک اندیشه، شیء، مفهوم، چگونگی و جز اینها می‌تواند باشد ونماد بومی یعنی نشانه وسمبلی که مختص یک منطقه وگروههای خاص آن منطقه معرفی شود.
نماد ملینمادی است که مردم یک کشور را با آن می توان شناخت.مانند واحد پول؛قهرمانان؛ پرچم
نماد فراملینمادهایی که نه تنها در درون یک کشور شناخته شده بلکه آن را یک نماد جهانی می شناسند.
نمادهای سنتیبسیاری از هنر مندان معاصربه دنبال برقراری گفتگو با میراث گذشته و سنت های قومی خود هستند.سنت به قول هانری کربن,اساسا زایش دوباره(رنسانس)(2)است و هر زایش دوباره ایی به فعلیت در آمدن یک سنت در زمان حال است,بدین جهت است که(باز زایی)سنت,همواره متضمن زمان حال است.هنرمندان از اسطوره ها و بیان تمثیلی و نمادین در آثارشان استفاده کردند منظور از بیان تمثیلی همان نماد های سنتی که اشاره به باورها و تاثیر پذیری هنرمندان است, که از یکسری اماکن مذهبی مانند فضاهای کوچک سقاخانه,امامزاده ها و درکل زیارتگاه هایی که در معابر عمومی نصب شده اند گفته می‌شود که با دیدن آنها حماسه قیام امام حسین(ع) در ذهن هنرمندان تداعی می‌شوند,که با دیدن آنها به یاد گذشته های دیرین وآرمان‌هایشان می افتند و از آنها الهام می گیرند ودر آثارشان استفاده می کنند.
نماد مدرنهابرماس‌ در تعریف‌ واژه‌ی‌ نو و مدرن، بر ارتباط‌ آن‌ با گذشته‌ و گذشته‌ی‌ باستانی‌ تاکید می‌ورزد و آگاهی‌ حاصل‌ از به‌ سر بردن‌ در دوره‌یی‌ نو و مدرن‌ را آگاهی، به‌ وجود الگویی‌ کهن‌ در گذشته‌ و لزوم‌ گذر از آن‌ و به‌ کارگیری‌ الگویی‌ جدید می‌داند» اصطلاح‌ مدرن‌ با مفاهیم‌ و معانی‌ متفاوت، کراراً‌ بیانگر آگاهی‌ از عصر یا دوره‌یی‌ است‌ که‌ خود را به‌ گذشته‌ی‌ باستانی‌ مرتبط‌ می‌سازد تا از این‌ طریق‌ خود را حاصل‌ گذار از کهنه‌ به‌ نو قلمداد کند. به‌ بیان‌ دیگر اصطلاح‌ مدرن‌ دقیقاً‌ در دورانی‌ در اروپا ظهور و ظهور مجدد یافت‌ که‌ طی‌ آن‌ آگاهی‌ نسبت‌ به‌ عصری‌ جدید از طریق‌ احیای‌ رابطه‌ با باستانیان‌ شکل‌ گرفت.
نقش اجتماعینقش اجتماعی را می‌توان فعالیتی دانست که در جامعه بر عهده فرد یا گروهی قرار دارد و چون آنچه را که در جامعه بر عهده فرد است انتظارات در دیگران بوجود می‌آورد, بنابراین در تعریفی دیگر نقش اجتماعی را به معنای انتظاراتی می‌دانند که باید دارند موقعیت یا پایگاه اجتماعی آنرا برآورده سازد.
روابط شغلی روابط کار عبارت از روابط کار فرآیند تصمیمات هم آهنگ در چارچوب شرایط سیاسی ، اقتصادی ، و اجتماعی به منظور تنظیم روابط کارکنان و مدیریت در جهت رعایت حقوق طرفین است. اغلب صاحب نظران معتقدند که نظام روابط کار در هر جامعه ای بازتاب شرایط محیطی آن جامعه است .
نقش شخصیشخصیت از دیدگاه روانشناسان عبارت است از خصوصیات و شیوه‌های رفتاری و کیفیت سازگاری فرد که جنبه‌ی دائمی داشته، فرد را از دیگران متمایز می‌کند و سبب ارتباط بین او و دیگران در محیط می‌گردد. نگرش‌های فرد نسبت به خودش، عادت‌های رفتاری، نگرش فرد نسبت به دیگران و نوع اندیشیدن و چگونگی شیوه‌های بیان آن، رغبت‌ها و آرزوهای فرد، طرح‌ها و برنامه‌های او در زندگی و به طور کلی نگرش وی نسبت به زندگی، سازگاری کلی فرد که الگوی خاصی در زندگی برای او تشکیل می‌دهد را شخصیت می‌نامند. شخصیت بسیار پیچیده و دارای قابلیت رشد دادن می‌باشد. که عوامل متعددی در رشد آن دخالت دارد. برخی از عوامل دارای ماهیت بیولوژیکی است که مبانی وراثت را تشکیل می‌دهد. تواناییهای ذهنی فرد عامل دیگر در رشد شخصیت است و عوامل فرهنگی و محیطی نیز نقش مهمی در ساخت و رشد شخصیت دارد. از نظر توارث عناصر، ژنتیکی، فیزیولوژیکی و جسمانی و از نظر محیطی مسائلی مانند شرایط قبل از تولد، تجارب ماههای اولیه‌ی زندگی، نظام خانواده و روابط درون خانواده، تجارب کودکی، بلوغ و نهادهای آموزشی نیز هر کدام در جائی خود مطرح می‌باشند
نقش خانوادگی و خویشاوندیخانواده عبارت است از گروهی از افراد که میان آنها روابط خویشاوندی برقراراست ودر مکان واحدی زیست می کنند وتغذیه مشترک دارند.این گروه درجوامع امروزاز پدر،مادروفرزندان تشکیل می‌گردد.
خویشاوندی مجموعه ای است ازپیوندهاکه به دلیل قرابت نسبی وسببی،یا رضاعی بین عده ای ازافرادبه وجودمی آیدوموجب تعهدومسئولیت افراد نسبت به یکدیگرمی گرددوشبکه ای رابه وجودمی ایدکه ازقدرت زیادی برخوداراست.
ارزش های اجتماعیاصطلاح ارزشبه همان اندازه واژهنهادو نظام اجتماعیداراى اهمیت است. واژه ارزش مانند بسیارى از واژه‌هاى جامعه‌شناسى داراى معانى بى‌شمارى است. وجه مشترک تعریف ارزش از نظر بسیارى از جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان آن است که:ارزش‌ها عبارت از نتیجه غائى هدف و مقاصد کنش اجتماعى است. ارزش‌ها چندان مربوط به اصول موجود نیست بلکه مربوط به اصول آرمانى است. یعنى در حقیقت ارزش‌ها، گویاى احکام اخلاقیاست: ژان کازنومردم‌شناس فرانسوى مى‌نویسد: عقاید،هنجارها، شناسائى‌ها، فنون و اشیاء مادى که افکار و گرایش‌ها در پیرامون آن شکل گرفته و به تجربه رسیده‌اند، ارزش‌هاى اجتماعى یک گروه را تشکیل مى‌دهند. در اصطلاح جامعه‌شناسى نیز ارزش‌هاى اجتماعى عبارت از چیزهائى است که موضوع پذیرش همگان است. ارزش‌هاى اجتماعى واقعیت‌ها و امورى را تشکیل مى‌دهند که مطلوبیت دارد و مورد درخواست و آرزوى اکثریت افراد جامعه است. در همین رابطه اگ برنو نیم کفمى‌نویسند: ارزش اجتماعى واقعه یا امرى است که مورد اعتناء جامعه قرار دارد. ارزش اجتماعی، انگیزهٔ گرایش‌هاى اجتماعى مى‌شود و گرایش‌هاى اجتماعی، تمایلات کلى هستند که در فرد به‌وجود مى‌آیند و ادراکات، عواطف و افعال او را در جهت‌هاى معینى به جریان مى‌اندازد.
جمع گرایی وفرد گراییواژه ایست که بر نوع تعامل رفتاری بین افراد، گروه‌ها و یا اقوام مختلف اطلاق می‌شود که بر رفتار گروهی و تعامل گروهی استوار می‌شود. جمعگرایی نقطهمقابل فردگراییمی‌باشد . جمعگرایی بر جامعه و گروه متمرکز می‌شود در حالی که فردگرایی بر فرد و خواسته‌های شخصی او استوار است. جمعگرایی بر اساس همین گروه گرا بودن، خواستار کسب هویتاز جمع و رفتار طبق الگوهای از پیش تعیین شده جمعی است و خودانگاشت‌هایگروهی، خودانگاشت‌های فردی اعضا را به وجود می‌آورند. از جمله شاخصه‌های جوامع جمعگرا مراسم گروهی، رقص‌هایدسته جمعی، پدرسالاریو یا پیرسالاریو... می‌باشد و به طور کل جوامع جمعگرا خشنودتر از جوامع فردگرا هستند زیرا بسیاری از اصول زندگی خود را تایید شده در دسترس دارند و نیازی به فهم و اثبات دوباره آنها ندارند. در مقابل جوامع فردگرا، بر اصول فردی و چه بسا منافع فردی اهمیت می‌دهند و این اهمیت به هویت فردی، باعث می‌شود فرد بسیار تکمیل شده تر از جوامع جمعگرا بار بیاید. گروهی جمعگرایی را در ارتباط با پدیده‌های «همه با هم گرایی» و یا «گروهی گرایی» می‌دانند و «کل گرایی» این دو نظریه به صورت نوعی انسجام بسیار بالای ساختاری، آن را غیرقابل تفکیک می‌نماید.
اغلب پنداشته می شود آنچه در یک فرهنگ صادق است برای تک تک افراد درون آن فرهنگ نیز درست می باشد. به عبارت دیگر افراد درونیک فرهنگ فرد گرا همگی فردگرا بوده (فرد محوری) و آنهایی که در فرهنگ جمع گرا زندگی می کنند همگی جمع گرا هستند (جمع محوری). باید گفت که این دیدگاه همیشه صحیح نیست. تریاندیس و همکارانش (2001) چندین فرهنگ را مطالعه کردند و به این نتیجه رسیدند که تنها حدود  % 60 افرادی که در یک فرهنگ فرد گرا زندگی می کنند فرد محور هستند. در فرهنگ های جمع گرا نیز حدود %60 از افراد جمع محور بودند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بینخصوصیاتیک فرهنگ و افراد درون فرهنگمزبور رابطه ی کاملاً مستقیم وجود ندارد.
واژه «Individualisفردگرایی از واژۀ لاتین  «Individus» به معنای غیرقابل تجزیه و غیرقابل تقسیم اقتباس شده و به مفهوم «فرد گرایی» و اصالت فرد به کار می‌رود. در این گرایش استقلال فرد نسبت به جمع، گروه و جامعه ترجیح داده می‌شود.
آینده گرایی وگذشته گراییآینده گرایی، اعتقاد به‌وقوع پیشگویی‌های کتاب مقدس، عقیده به آخرت، خیال پرستی (utopianis
تجملگراییتجملگراییدر دیدگاه عرف، به معنای روی آوری بیش از حد به مادیات وگردآوری اشیا و لوازم غیرضروری و دل بستن به آنهاست، به گونه ای که این عمل، به یک هدفبرای انسان ها تبدیل شود. این نوعتجملگرایینه تنها سفارش نشده، بلکه به دلیل پی آمدهایناخوشایند آن، از جمله گرفتار شدن در دام اسراف نکوهش نیز شده است.
امنیت وآسایشامنیت حالت فراغت نسبی از تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند.مفهوم‌های مرتبط با امنیت در فارسی کلاسیک با واژه‌های زِنهار و زینهاری ادا می‌شد. برای افزایش امنیت اقداماتی چون حفاظت، حراست، کنترل، تقویت، تسلیح، مهار و بیمهانجام می‌شود و اگر فرد یا مجموعه‌ای قصد کاهش امنیت فرد یا مجموعه دیگر را داشته‌باشد از فرآیندهایی چون تحریم، تضعیف، خلع سلاح، آسیب‌رسانی، تفرقه‌افکنی و تهدید استفاده می‌کند.
معنویت گرایییکی از مفاهیمی که در زندگی انسان نقش بسزایی دارد و زمینه را برای سعادت آدمی فراهم می‌کند، معنویت است. معنویت برآیند مجموعه اعمال و رفتارهایی است که منشأ الهی دارد. این خود می‌تواند در مسیر هر حرکتی مانند چراغی پر نور روشنایی بدهد تا در ادامه راه انحراف حاصل نگردد، این اثری که معنویت در زندگی فردی و اجتماعی معتقدان به دین الهی دارد.
الگوهای رفتاریالگو به فرایندی اطلاق می شود که در آن رفتار یک فرد یا گروه یعنی الگو ، به مثابه محرکی برای افکار، نگرشها و یا رفتارهای شخصی دیگری که او را مشاهده نموده به کار گرفته می شود.
یک الگو چیزی است که ساخته می شود تا برای ساختن نمونه های دیگر سرمشق قرار گیرد. الگوی رفتاری با تکرار مداوم یک «ژست» توسط اشخاص بسیار ساخته می شود. یک عادت وقتی بوجود می آید که شخص عملی را مرتباً و با شیوه ای یکسان تکرار کند . به حکم قیاس می توان گفت وقتی عده زیادی از اشخاص در جامعه ای به طرزی نسبتاً مشابه و در مدتی طولانی عملی را تکرار می کنند «عادت اجتماعی » بوجود می آید. این شیوه تکراری فکرکردن و عمل کردن یک الگو یا یک میزان فرهنگی است. الگوی رفتاری کوچکترین واحد نقشها ، نهادها و فرهنگ است، رفتار انتزاعی استاندارد شده و نظم یافته‌ای است که در یک جامعه برای تشخیص این که چه رفتاری پذیرفته نیست به عنوان الگو و میزان بکار می رود.
اوقات فراغتامروزه در بسیاری از جوامع اوقات فراغت بخش مهمی از زندگی افراد را تشکیل می دهد اوقات فراغت زمان بیهوده وبدون حس مسئولیت در زندگی افراد نیست بلکه بر عکس در این زمان از انسان انتظار بیشتری می رود که احساس مسولیت کند وحتی در زمانی که انسان به خودش واگذار شده،تصمیم گیری به عهده خودش است ومی تواند آزادانه عمل کند مسولیت پذیری نسبت به خود واطرافیان وجامعه اهمیت زیادی دارد. اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست. چون در اوقات بیکاری فرد کاری برای انجام دادن ندارد ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می‌تواند داشته باشد که تفاوت آن با اوقات دیگرکه در آنها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش، لذت است. فرد کاری را نه از روی اجبار و نه بخاطر منافع مادی انجام می‌دهد. این لحظات به او  اختصاص دارد و تنها با هدف مرتبط با شخص وی و آرزوها و خواستهایش انجام می‌شود.
اوقات فراغت و نحوه گذران آن از جمله مفاهیم اخیر و نوینی است که معنای واقعی خود را پس از دوران صنعتی شدن جوامع و رشد سرمایه داری و نیز گسترش شهرها پیدا نمود.در واقع با توسعه انواع تکنولوژی در زندگی مردم و جایگزینی آن به جای نیروی انسانی،عملاً فرصتی برای انسانها ایجاد شد که بتوانند از اوقات خود به آن صورتی که مورد دلخواه‌شان می باشد، استفاده نمایند.
الگوی مصرفمصرف یعنی بهره گرفتن از یک شیء، یک سرمایه، یک ابزار یا یک فرصت برای رفع یک نیاز. منظور از اصلاح الگوی مصرف در حقیقت عبارت است از بررسی و کشف روش های صحیح مصرف به بیان دیگر، هدف از تولید یک شیء یا ارائه یک خدمت، استفاده از آن به منظور رفع یک نیاز است.
بیان لهجهبه انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال گویش ‏فارسیدارای لهجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و غیره است و گویش گیلکی دارایلهجه‌های رشتی، لاهیجانی، ‏رودسری، آستانه ای و ... و گویش کردی دارای لهجه‌های مهابادی،سنندجی، کرمانشاهی، ایلامی و غیره است. گویش ها از نظر ‏آوایی، واژگانی و دستوری باهم تفاوت های بسیاری دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش دارد، ولی لهجه‌های هر گویشمعمولن ‏تنها تفاوت های آوایی و واژگانی دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش چندانیندارد. مثلاً یک نفر اصفهانی با یک تهرانی یا ‏شیرازی به راحتی می‌تواند هم صحبتشود، ولی همین فرد اصفهانی وقتی با گویشور گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبرو‏می ‌شود، اگر نخواهد از فارسی که برای آنان زبان میانجی به شمار می آید استفاده کند، دچار مشکلمی شود. هر لهجه دارای گونه ‏های زبانی نیز هست که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنسگویشور است. مثلاً یک مرد اصفهانی تحصیل کرده با یک مرد ‏بی ‌سواد اصفهانی تفاوت لهجهدارد و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد مسن لهجه متفاوتی دارد. شغل و جنس نیزدر ‏ایجاد گونه‌های زبانی تاثیر می گذارد.
آرایش و پیرایشآرایش به معنی اضافه کردن است و در اصل، در مقابل واژه پیرایش قرار می گیرد که به معنی کم کردن است. امروزه، در اصطلاح عام، هر دو واژه در مورد زیبایی چهره یا بدن به کار می‌روند و به معنی عملیاتی هستند که ظاهر فرد (بیشتر صورت و مو) را زیباتر جلوه دهد. معمولاً در ایران آرایش برای خانمها و پیرایش برای آقایان به کار می‌رود. آرایش و پیرایش اغلب در مکانی به نام سلمانییا آرایشگاهتوسط آرایشگرانجام می گیرد و لوازم آرایشنیز در فروشگاه‌هایی با همین عنوان فروخته می‌شود. در ایران، آرایشگرها باید دوره‌های فنی حرفه‌ای مربوطه را که مهمترین آنها دوره «آرایش - پیرایش» است، با موفقیت گذرانده باشند.
مد گراییمدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مى‏شود. مد (به فرانسوی Mode) اصطلاح کلی در حیطه هنر طراحی پوشاک است که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌پذیرد.
در تعریف دیگری از مد (Fashion) آمده است: «شیوه رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود، به این دلیل که آن رفتار انتخابی را از نظر اجتماعی برای آن زمان و موقعیت مناسب تشخیص می دهند.» و «مد نوع لباسی است که اخیراً پذیرفته شده است ». اما واژه مد در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش و شیوه به کار مى‏رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‌ی موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن را تنظیم می‌کند. مدگرایى نیز آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى نماید. بنابراین، مى‏توان گفت: مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مى‏شود.
گرایشدینیگرایش دینی رامیتوان گرایش انسانهابه سوی وجودوالای خداوندیانیروهای برین ویااحساس ساده وابستگی به آنان به منظورتبیین علل وجودی خویشتن در جهان وبازیابی معنایی برای هستی داشت (بیرو، 1366 ).
فصل دومادبیات نظری و تجربی تحقیق
مرور ادبیات تجربیتحقیقات داخلیخوشنویس (1388) در تحقیقی با عنوان «بررسی تاثیر برنامه‌های تلویزیونی بر سبک زندگی» به نتایج زیر دست یافته است: در بعد اجتماعی مشخص شده که برنامه های تلویزیون اهمیت خاصی به جامعه مدرن وقشر مرفه داده‌اند؛بطوریکه گویی جامعه سنتی به همراه یکسری آداب ورسوم نادیده گرفته شده است واز سوی دیگر قشر متوسط وپایین نیز چندان نمایش داده نمی شوند.
در بعد فرهنگی نیز عدم توجه به جایگاه (سیاسی ؛اجتماعی....)بانوان وهمچنین اشتغال بانوان وامر تساوی جنسیتی ملاحظه شده است ودر بعد مذهبی مشخصشده است که برنامه های تلویزیونی در تحکیم روابط خانواده موثر بوده است. دربعد سیاسی در زمینه مشارکت در انتخابات وتظاهرات نتایج قابل توجهی بدست نیامده است ودر بعد روانی که شامل مسائلی از قبیل الگوپذیری وحس همدلی مخاطب است. مطرح شده است که در این تحقیق مشخص شده که برنامه های تلویزیونی تاثیر گذاری خاصی در این زمینه نداشته است.آنچه در این تحقیق مشخص شده است این است که بانوان وجوانان دارای قدرت تاثیر پذیری بالایی نسبت به آقایان وقشر تحصیل کرده جامعه دارند.(ناهید خوشنویس:1388)
زلفعلی فام و همکاران(1385) در تحقیق «بررسیتأثیرصنعتفرهنگبرهویتاجتماعیباتأکیدبرشبکه‌هایتلویزیونی
ماهواره‌ای» با تأکید بر آرای آنتونی گیدنز،استوارت‌ هال و ریچارد جنکینز در مورد چگونگی هویت اجتماعی،به دنبال بررسی تجربی فرضیه گسسته شدن‌ شکل‌های هویت اجتماعی از موقعیت‌های ساختاری و پیوند آن با خصوصیات فرهنگی هستند.برای آزمودن‌ این فرضیه،متغیرهایی مثل جنس،مدیریت بدن،میزان دینداری،اقتدار خانوادهء سنتی،سرمایه فرهنگی،سرمایه‌ اقتصادی و پایگاه اقتصادی-اجتماعی،روی نمونهء 773 نفری از دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل‌ در دانشگاه‌های پیام‌نور استان آذربایجان شرقی،مورد مطالعه قرار گرفته است.روش گردآوری اطلاعات این‌ پژوهش روش پیمایش بوده که اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه همراه با مصاحبه جمع‌آوری گردید. در این مورد نتایج‌ تحقیق نشان می‌دهد که داشتن ماهواره در منزل و تماشای برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای رابطه معنی‌داری با متغیرهایی دارد که آشکارا دلالت فرهنگ دارند.بدین معنا که تماشای برنامه‌های شبکه‌های‌ تلویزیونی ماهواره‌ای بیشترین تأثیر و ارتباط را با خصوصیات فرهنگی شکل دهنده به هویت اجتماعی افراددارد تا خصوصیات ساختاری.بنابراین یافته‌های این تحقیق فرضیهء گسسته شدن شکل‌های هویت اجتماعی از موقعیت‌های ساختاری و پیوند آن با خصوصیات فرهنگی را تأیید می کند.(جعفر زلفعلی فام و داوود ابراهیم پور:1385)
ملکی تبار(1386) در تحقیق «بررسی راهبردی- امنیتی تاثیرات ماهواره بر باورهای جوانان» با هدف شناخت وضعیت باور های دینی وعقیدتی؛پایبندی به ارزش های دینی وعقیدتی وملی گرایی دوگروه از جوانان است: 1- آنهایی که بیننده برنامه های ماهوارهای بوده اند 2-آنهایی که بیننده برنامه های ماهواره ای نمی باشند.روش تحقیق در این پژوهش همبستگی وهمخوانی موردی-زمینه ای است.جمعیت نمونه در بررسی حاضر 1022 نفر از جوانان شهر تهران با میانگین سنی22.5 سال می باشد متغیر های وابسته میزان باور های دینی وعقیدتی؛میزان پایبندی به ارزش های دینی ومیزان ملی گرایی بوده است.این تحقیق با اتخاذ یک الگو ومدل ترکیبی در کنار عامل رسانه به مخاطب ومتغیر هایی که مرتبط با خود مخاطب بود توجه نموده است تا نشان دهد که در کنار عامل رسانه ماهواره ؛عوامل دیگری از جانب مخاطب تاثیر پذیری از این رسانه را شدت ویا ضعف می بخشد. یررسی روابط متغیر ها نشان می دهد که1-میزان باور های دینی ؛پایبندی به ارزش های دینی وملی گرایی کسانی که برنامه های ماهواره را تماشا می‌کنند متفاوت از کسانی است که بیننده برنامه های ماهوارهای نیستند2-در میان کسانی که بیننده برنامه های ماهوارهای هستند در کنار عامل ماهواره عوامل دیگری وجود دارند که ناثیر پذیری از ماهواره راشدت وضعف می بخشد وبه منظور حفظ امنیت جمهوری اسلامی ایران در مقابل برنامه‌های ماهوارهای راهکارهای اجرایی برای دستیابی به اهداف کلی وسیا ست های کلی برنامه های جمهوری اسلامی عبارت است از تمرکز سیاست گذاری وارائه سیاست های روشن ومشخص در ارتباط با مسائل اجتماعی –فرهنگی در جهت مقابله با تهدیدات برنامه های ماهوارهای ایران.(مجید ملکی تبار:1386)
روحانی و همکاران(1389) در تحقیق «بررسی آسیب شناسی تاثیر برنامه های تلویزیونی ماهوارهای بر هویت اجتماعی- فرهنگی دانشجویان» با هدف بررسی آسیب شناسی تاثیر برنامه های تلویزیونی ماهوارهای بر هویت اجتماعی- فرهنگی دانشجویان، با استفاده از روش پیمایشی واستفاده از نظریات جرج هربرت مید؛آنتونی گیدنز وهارولد لاسول به عنوان چارچوپ نظری به بررسی تاثیر متغیر ماهواره برهویت مذهبی؛فرهنگی ؛سیاسی؛وهویت زبانی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد اراک می پردازد.
ابزار تحقیق پرسشنامه که جهت سنجش پایایی واعتبار ابزار به ترتیب از روش های الفای کرونباخ وهمسازی درونی گویه ها استفاده شده نتایج پژوهش نشان دهنده تاثیر پر رنگ ماهواره بر هویت می باشد. رسانه های جمعی با تاثیری که بر فرهنگ وساختار های اجتماعی ونظام بین المللی دارند سبب شده به نوعی همه دنیا با چالشی به اسم بحران هویت روبرو شوند بحرانی که رفته رفته به افول فرهنگ و بی هویتی مبدل خواهد وسبک زندگی خاصی وهدفمندی را اشاعه خواهد داد. دراین میان برنامه های ماهوارهای نقش پررنگ تری را در این تحول ودرگونی فرهنگی؛دینی؛سیاسی؛مخصوصا در بین جوانان دارا می باشد.( روحانی و دیگران:1389)
رولی(1388)تحقیق «بررسی مولفه های سبک زندگی در تبلیغات تجاری تلویزیون»را با دوهدف عمده که شامل ارائه تصویری کمی از ویژگی‌های مختلف تبلیغات تجاری وهمچنین شناسایی سبک های زندگی مورد توجه در تبلیغات مذکوراست، را به انجام رسانده است.برای این منظور از میان 8759مورد آگهی که در طول سال 1377؛1379 از رسانه تلویزیون بخش شده است تعداد 370 آگهی به روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیل محتوا وتکنیک ثبت وظبط داده ها ازمتن تبلیغات از طریق طراحی پرسش نامه معکوس بوده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که سه گونه سبک زندگی در تبلیغات مطرح شده است سبک زندگی مبتنی بر نمایش الگوها وارزش های مربوط به طبقات اجتماعی ؛سبک زندگی مبتنی به مصرف کالاهای فرهنگی ؛اقتصادی (منزلتی) وسبک زندگی مبتنی بر الگوهای مدرن وسنتی .بررسی نشان می دهد از میان سبک های فوق بیش ترالگوها وارزش های مربوط به زندگی مدرن وطبقات متوسط ومرفه جامعه در تبلیغات عرضه شده است.(محمد رضا رسولی:1388)
فرهنگی و همکاران (1391) تحقیق«تاثیررسانههادرتبلیغسبکزندگیغربیباتاکیدبرالگویپوششغربی» را باتوجهبهگسترشرسانه‌هاووسایلارتباطجمعیوتاثیرمستقیموغیرقابلانکارآنهابرزندگیافرادجامعهدرتمامیزمینهها،ازجمله: رفتارها،عادات،هنجارهاو... بااستفادهازنظرهایدبیرانوسردبیران «باشگاهخبرنگارانجوان»وباهدفبررسیوارزیابینظرهایاینرسانهبهعنوانیکخبرگزاریدرخصوصتاثیررسانههابرترویجمدومدگراییانجامداده اند. دراینپژوهشتلاششدهاستبااثباتنقشکلیدیرسانههابرترویجمدومدگراییوکسبنظرهایمتخصصانحوزهیرسانهبهآسیبشناسیاینمسالهپرداختهشودونقاطضعفوقوتآنمشخصشود. دراینتحقیقکهباروشپیمایشیانجامشد،نمونهگیریصورتنگرفتوکلیهیدبیرانوسردبیرانباشگاهخبرنگارانجوانبهشیوهی «کلشماری»موردسنجشقرارگرفتند. پرسشنامهمحققساختهایدراختیارپاسخگویانگذاشتهشد. بعدازجمعآوریپرسشنامهها،دادههابانرمافزار SPSS تجزیهوتحلیلشدندونتایجزیربهدستآمد:
متغیرهایتحقیقدرحوزههایاستفادهاز «رسانه‌هایداخلی»و «رسانه‌هایخارجی»بهعنوانمتغیرهایمستقلوگرایشبهسمت «مدومدگرایی»،تاثیرگرایشهای «برنامه‌سازان»و «مدهایایرانی»بهعنوانمتغیرهایوابستهتقسیمشدهبودندوروابطمیاناینمتغیرهاوترویجمدگراییدرکشورموردبررسیوآزمونقرارگرفتکهآزمونفرضیههایپژوهشنشاندهندهاینموضوعبودکهاکثریترابطههایمطرحشدهدراینپژوهشمعنادارودرجهتمستقیمبودهاستوسطوحارزیابیاینرابطههااکثریتمتوسطوبعضاًپایینبودهاست(دکترعلیاکبرفرهنگی،هانیهکیانا، 1391).
کردی و همکاران (1391) پژوهش «بررسیسبکزندگیزناشاغلوغیرشاغل» بهمنظور بررسیتفاوتبینسبکزندگیزنانشاغلوغیرشاغلاختصاصداده اند. جامعهآماریاینپژوهشرازنانشاغلوغیرشاغلمتاهل 49-25 سالشهرساریمرکزاستانمازندرانتشکیلمیدهندکهحجمنمونهبااستفادهازنمونه‌گیریخوشهایتصادفی 450 نفرمیباشد. روشپژوهشپیمایشیوازابزارپرسشنامهجهتجمعآوریدادههااستفادهشدهاست. برحسبیافتههایپژوهشاکثرزناندارایسبکزندگیسنتیمیباشند. وآزمونهایمقایسهمیانگینهانشانمیدهدبینسبکزندگیزنانشاغلوغیرشاغلتفاوتوجوددارد،اینتفاوتدرابعادسبکزندگی(روابطاجتماعی،مدیریتبدن،الگویخرید) کاملاًمشهوداست. دیگرنتایجناشیازتحلیلهمبستگیپژوهشنشانمی‌دهندبینسن،تحصیلات،درآمدخانوادهباسبکزندگی،رابطهمعناداریوجودداردومنزلتشغلیزنانشاغلازعواملتاثیرگذاربرنوعسبکزندگیآناناست. تحلیلرگرسیونچندمتغیرینشانمیدهدبهترتیبسنافرادوسپسنوعفعالیتودررتبهبعدیدرآمدخانوادهوتحصیلاتبهگونهنسبیقدرتتبییننوعسبکزندگیرادارند. درنهایت،براساسنمودارتحلیلمسیر،تحصیلاتزناننقشاصلیرادرنوعسبکزندگیدارامیباشد(حسینکردی،سکینههادی‌زاده،1391)
خواجه نوری و همکاران(1391) در تحقیق «گرایشبهحجابوسبکهایمتفاوتزندگیمطالعهموردی: زنانشهرشیراز» برآنبودهاندکهبارویکردیجامعهشناختیگرایشبهحجابوعواملتاثیرگذاربرآنرابررسیکنند. بااستفادهازروشپیمایشیوپرسشنامهایمحققساخته، 508 نفراززنانودخترانبینسنین 15 تا 64 درنواحیهشتگانهشهرشیرازبااستفادهازنمونهگیریتصادفیچندمرحلهایانتخابشدند. نتایجتحقیقبیانگراینواقعیتبودکهرابطهمعنادارمثبتیمیانهویتمذهبی (403/0r=)،وسبکزندگیمذهبی (174/0r=)بامتغیروابستهوجوددارد. همچنینمتغیرهایتصورازبدن (231/0r=-)،مدیریتبدن(203/0r=-)،فناوریهایاطلاعاتیوارتباطی (212/0-r=)،فعالیتهایورزشی-موسیقیاییمدرن ( 266/0-r=)،سبکمشارکتیجدید (174/0- r=)وسبکهایفراغتیجدید (200/0r= -) رابطهمنفیباگرایشبهحجابداشته‌اند. یافته‌هایمستخرجازروشرگرسیونچندمتغیرهنشاندادکههویتمذهبی (8/22)،سبکفعالیت‌هایورزشی-موسیقیاییمدرن (5/3) وسبکموسیقیاییسنتی (3/1) ازتغییراتگرایشبهحجابراتبیینکردهاند(خواجهنوریو دیگران، 1391)
ابراهیمی و همکاران(1389) در تحقیق «سبکزندگیجوانان: بررسیجامعهشناختیسبکزندگیومولفه‌هایآندربیندخترانوپسرانشهربابلسر» درصددبررسیسبکزندگیجوانانبرحسبجنسیت،منزلت،سنوغیرهمی باشند؛ازاینرو،برایبررسیموضوعمذکور،تعداد 380 نفرازجواناندختروپسربین 15 – 25 سالشهربابلسر،بهعنواننمونهآماریانتخابگردیده ونتایجتحقیقنشاندادهکه؛گرایشجواناندختروپسربهرفتارهایمصرفیفرهنگمدرن،بیشازگرایشآنانبهرفتارهایمصرفیفرهنگسنتیاست؛ازسویدیگر،نتایجتحقیقحاکیازآناستکهرفتارهایمصرفی (مولفههایسبکزندگی) دربیندخترانوپسران،دربُعدمصرففرهنگی،فعالیتهایزمانفراغتومدیریتبدن،متفاوتاست. همچنین،بینسبکزندگیدخترانوپسرانجواننیزتفاوتمعناداریدیدهمی‌شود(ابراهیمی،بهنوئیگدنه، 1389)
محمدی و همکاران(1389) در تحقیق «بررسیمولفههایسبکزندگیوالگویرفتاردرفیلمهایسینماییپرفروش» مولفههایسبکزندگیراتحتدوعنواناصلیسبکزندگیسنتیومدرنوالگویرفتارراتحتدوعنوانالگویرفتارمادیوالگویرفتارفرهنگیبررسیکرده‌اند. برایاینبررسیازرسانهسینمااستفادهشدهچراکهصنعترسانه‌اییسینماکهدرفیلمهایپرفروشوپرمخاطبآننمودپیدامیکندمیتواندبهیکیازاسنادمعتبربرایبررسیمولفههایشیوهزندگیمخاطبانسینماونیزدستاندرکارانفیلمهاتبدیلشود. چراکهفیلمهایپرفروشوپرمخاطبمیتواندبازنماییازنگرشهاوارزشهایموجوددرجامعهایرانباشدکهبهشکلرفتارمردمدرجامعه،انتخابهایشانوالگویمصرفشاننمودپیداکردهاست. نتایجحاصلازاینپژوهشنشاندهندهایناستکهسبکزندگیسنتیبیشترینسبکمشاهدهشده؛الگویرفتارفرهنگیبیشترینالگویرفتارمشاهدهشدهدرفیلمهاراشاملمیشوند(محمدی،بیکآبادی، 1389)
ذوالقدر و همکاران(1391) تحقیق «آسیب شناسی اجتماعی سریال های شبکه های ماهواره ایبرنگرش مخاطب ایرانی» را بابکارگیری نظریه های وابستگی مخاطبان، نظریه کاشت و نظریه یادگیری مشاهده ای بندروا به انجام رسانده اند. متغییر مستقل شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و متغییر وابسته نگرشمخاطبیندرنظرگرفتهشدهاست. دراینمطالعهکیفیبرایجمعآوریداده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 40 نفر از مخاطبین شبکه های ماهواره‌ای فارس وان، من و تو، زمزمه، پی ام سی و جم کلاسیک می باشد که از طریق نمونه‌گیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شده‌اند. یافته های پژوهش بیان می‌دارد که اغلب مخاطبین برنامه های این شبکه ها دچار وابستگی به تماشای سریال‌ها شده‌اند. همزاد پنداری مخاطبین با شخصیت های سریال ها تاثیرات عمیقی بر نحوه نگرش آنها به مفهوم سبک زندگی، تجمل طلبی، نحوه پوشش، چگونگی انتخاب همسر و همچنین اعتقادات مذهبی و دینی داشته است. چنانچه علاوه بر روانشناسان و جامعه شناسان خود‌ مخاطبین این شبکه ها هم اذعان به آثار سوء و پیامد های منفی آن دارند. حیازدایی، خیانت، بی هویتی، بدبینی، پیدایش روابط مثلثی، یأس و خود کم بینی، مصرف زدگی و تجمل گرایی و هم چنین عادی شدن و رواج چند همسری از جمله پیامدهای منفی این سریالها می باشند(ذوالقدر و قاسم زاده عراقی، 1391).
اسدالهی (1390) تحقیق «بررسیتاثیرماهوارهبرسبکزندگیجوانانمناطقمرزیغربکشور»را با هدفبررسیتاثیرشبکههایماهواره‌ایبویژهشبکههایکُردیزبانبرسبکزندگیوآدابورسوم،اعتقاداتمذهبی،سیاسیوفرهنگیمنطقهشپیرانسلماسانجام داده است. برایانجاماینتحقیقازروشمیدانیوکتابخانهایاستفادهشدهوجامعهآماریتحقیقدربرگیرندهاهالیاینمنطقهدرگروهسنی 15 الی 40 سالقراردارند.طبقیافتههایتحقیق؛باافزایشگیرندههایماهوارهایدرمنطقهبهکلیآدابورسوموعقایدوباورهایدینیوسیاسیمنطقهکاملاتحتتاثیراینشبکههاقرارگرفتهاندبهنحویکهنمونهبارزایندگرگونیوتغییراترادرنحوهبرگزاریمراسماتعروسیوجشنوهمچنینتغییرلهجهاهالیمنطقهبهوضوحمیتوانمشاهدهکرد.باتوجهبهاینکهتقریباتمامیخانوارهایمنطقهازاینگیرندههااستفادهمی‌کنند،گروهکهایتروریستیبویژهگروهکپ.ک.کازبرنامههایاینشبکههادرجهتنیلبهاهدافشومخوددراینمنطقهبهتریناستفادهرانمودهاند. بهنحویکهباآمدنماهوارهبهاینمنطقهفعالیتهایسیاسیوفرهنگیاینگروهکنیزدرمنطقهتشدیدشدهاست. درادامهتحقیقرابطهبیننیرویفعالشاغلدرامرقاچاقوافزایشاستفادهازگیرندههایماهوارهایبینخانوارهایمنطقهبررسیشدکهنتایجتحقیقحاکیازیکرابطهمعناداربینایندومتغیرمیباشدبهنحویکهباافزایشقاچاقاستقبالازگیرنده‌هایماهوارهایهمدرمنطقهزیادشدهاست(اسدالهی، 1390).
مقدس و همکاران(1386) تحقیق « تأثیرفنآوریهایارتباطیواطلاعاتیبرسبکزندگی» را با هدفارزیابیچگونگیورودفرآیندمدرنیزاسیونبهویژهفنآوریهایارتباطیواطلاعاتیبهطایفهیدهدارپرداختهاست. بهاینمعناکهطایفهیدهدارتاچهاندازهدرمعرضاشاعهیفنآوریهایرتباطیمتعلقبهدورانمدرنقرارگرفتهاست. سپسنحوهیتاثیرفنآوریهایارتباطیواطلاعاتیبرسبکزندگیافرادطایفهیدهدارراارزیابیمیکند. طایفهیدهداربهویژهاززماناجرایاصلاحاتارضیباشدتبیشتریدرمعرضاشاعهیفنآوریهایارتباطیقرارمیگیرد. تعدادجمعیتموردمطالعه ۴۰۴ نفربودهکهتعدادیازآنهادرروستایدهداریوتعدادیازآنهادرشهرشیرازسکونتدارند. نتایجتحقیقنشانمیدهدکهافرادطایفهدهدار،حتیدرمعرضفنآوریهایارتباطیواطلاعاتیمانندتلفنهمراه،ماهوارهواینترنتنیزقرارگرفتهاندوهمینامربرتغییرسبکزندگیآنهاازسنتیبهمدرنتأثیرگذاشتهاست(مقدس و دیگران، 1386).
تحقیقات خارجیتحقیق هاوکینز و پینگیری روی کودکان استرالیایی نشان می دهد که درک جهان به عنوان محیطی ترسناک، با تماشای برنامه های تلویزیونی امریکایی بیشتر پدید آمده تا با برنامه های تلویزیونی استرالیایی. اما این نگاه معطوف به امریکا نبود بلکه مربوط به وطن خودشان یعنی استرالیا می شد.(Hawkins & pingree, 2010)
مطالعه تان و تان در فلیپین نشان داد بینندگان پرمصرف برنامههای تلویزیونی امریکایی، ارزش های غیر سنتی از خود نشان دادند که بیشتر شبیه آنهایی بود که در برنامه های تلویزیونی نشان داده می شد تا ارزش های سنتی فیلیپین. آن دسته از دانش آموزان دبیرستانی که برنامه های امریکایی را بیشتر تماشا می کردند، بیشتر به ارزش های خارجی تمایل داشتند.(Tan & Tan, 2007)

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

یک تحقیق گسترده توسط کارل اریک رزنگرین درباره استفاده جوانان سوئدی از رسانه ها انجام شد که به بررسی رویکرد افراد در سبک زندگی و تلقی خواننده یا بیننده رسانه ها به عنوان مشارکت کننده فعال در فرآیند کاشت توجه داشت.(Rosengen, 2006) در تحقیق روزنگرین مشخص شد، سلایق و انتخاب های رسانه ای در سبک زندگی و الگوهای تفریحی روزمره نقش دارند و از سوی دیگر نیز سبک زندگی بر مصرف رسانه تاثیر می گذارد. طبق این تحقیق این نیز درست است که گویی سن، طبقه اجتماعی و جنسیت نیز می توانند بخش زیادی از تفاوت های کشف شده را توضیح دهند.
الاوفی اصول تحلیل کاشت گربنر را در بررسی رابطه بین رویارویی با کانال های یک و دو تلویزیون عربستان و گرایش های احتماعی افراد مورد استفاده قرار داد(کانال یک دارای برنامه های زبان عربی و برنامه های کانال دو به زبان انگلیسی و فرانسه است). در این تحقیق نه تاثیر کاشت مورد بررسی و آزمون قرار گرفت که عبارت بودند از: 1-سبک زندگی غربی 2-برنامه ها و پیام های رسانه ای غربی 3- مسافرت به خارج 4- ورزش و سلامتی 5- نقش سنتی جنسیتی 6- تغییرات فرهنگی 7- حفظ فرهنگ بومی 8 و 9- احساس و ادراک مثبت یا منفی به غرب. نتایج نشان دادند که میزان زمان تماشای کانال های خارجی به طور معنادار و مثبت، با نگرش به سوی فرهنگ غرب و تولیدات رسانه ای غرب همبستگی داشت. طبق یافته های تحقیق، تماشای زیاد تلویزیون با تمایل بینندگان به رفتار کردن بر اساس سبک زندگی و فرهنگ غربی رابطه ندارد.(Al-ofy, 2008)
ساموئل مینتل درپژوهش "سبکزندگیدربریتانیا" بهجنبههایگوناگونزندگیجوانانوزنانواطلاعاتیدربارهنقشتصمیمگیرندگیزنانبهویژهدرامرگذراناوقات فراغتاشارهشدهاست. دراینپژوهش،بهعاملتفاوتجنسیتوسبکزندگیپرداختهشده است،نتیجهپژوهشنشاندهندهآناستکهدربینجوانان،زنانبیشازمردانبهظاهرشخصی وکتاباهمیتمیدهند(Chaney, 1996,)
میچمان (Michman)پژوهشیدرموردتفاوتهایفرهنگیانجامدادهاست . ویبهدگرگونیاشارهداردکهدرنقشهایجنسیتیدرحالحادثشدناست. مشارکتبیشترمرداندرامورمربوطبهخانهداریکهنشانمیدهدسبکهایزندگیمرداندرحالتغییراست .همینطوردرموردزنانکهاکنونعدهبیشتریازآنانمشاغلتماموقتدارند . برایپاسخگوییبهاینحساسیتهایدرحالتغییر،عرضهکنندگانکالاوخدماتمصرفیبایدنسبتبهمعانینمادینکالاهایخویشهشیارباشند(Michman, 1989)
هاکیم درپروژه - ریسرچپژوهشی "سبکزندگیوتفاوتدرانتخاببازارکارزنان"،نتایجنشانمیدهدترجیحاتسبکزندگیتاثیربسزاییبرانتخابنوعشغلزنانداردوتنوعدرسبکزندگیدرمیانکارمندانزندرمشاغلخاص(پارهوقتونیمهوقت)قابلملاحظهاست.(Hakim, 2002)
ویل درکارپژوهشیخودباعنوانفراغت،سبکزندگیوفرهنگبهایننتیجهمیرسدکهعمدهتریناختلافهادررفتارهایگذراناوقاتفراغتهنوزبوسیلهسنوجنسوطبقهاجتماعیتبیینمیشودواینمتغیرهاعللاختلافبوجودآمدهدرتنوعاتسبکزندگیراتشریحوتوضیحخواهندداد.( Veal, 2001)
مبانی نظرینظریه هایسبک زندگیبوردیودرتعریف سبک زندگی با وژاه فراگیری روبررو هستیم که از سلیقه فرد در زمینه آرایش موو لباس گرفته تاسرگرمی؛تفریح؛ادبیات وموضوعات مربوط دیگر راشامل می شود.سپس سبک زندگی درواقع مد یاحالت زندگی فرد است .سبک زندگی معمولا با طبقه اقتصادی- اجتماعی پیوند دارد ودر تصویری که از فرد ساخته می شود باز تاب می یابد.(آسا برگر 1371:141)سبک زندگی وابسته به انتخاب؛انتخاب نیز وابسته به اطلاعات واطلاعات محصول فرایند ارتباطات است.
براساس نظریه بوردیو افرادبه واسطه برخورداری انواع مختلف سرمایه نظیر سرمایه فرهنگی؛اقتصادیو اجتماعی به مصرف فرهنگی؛مادی وفعالیت های فراغت اقدام می کنند.از نظر او حجم وانواع سرمایه ها طبقه را تشکیل می دهد ومنش افراد؛درون هر طبقه را به یکدیگر وصل می کند وبر مبنای این منش مشترک سبک های زندگی شکل می گیرد. البته به معنای دقیق تر باید گفت مصرف؛اجازه بازنمایی سبک های زندگی مختلف ونیز ذائقه های مختلف را می دهد. در نهایت سبک های زندگی وذائقه ها که برمبنای سرمایه‌های بالا شکل می گیردبه مصرف کالاهایی میانجامد که تمایز اجتماعی ایجاد می کند این منطق تمایز در مصرف؛در کانون توجه بوردیو قرار دارد(ساتر تون؛2001؛به نقل از حمیدی وفرجی 65:1387)
بوردیو بااستفاده از مفهوم فضای اجتماعی؛سبک های زندگی مختلف را نشان می دهد. فضای اجتماعی به این ترتیب ساخته می شود که عاملان وگروهها براساس حجم ومیزان سرمایه اقتصادی وفرهنگی با برخی وجوه اشتراک می یابند وبا برخی فاصله پیدا می کنند.(بوردیو1380؛33؛به نقل از حمیدی وفرجی 65:1387)
در میان انواع سرمایه؛ سرمایه فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشه بوردیو ایفا می کند. جامعه شناسی مصرف وتحلیل وی درباره سبک زندگی بر همین نوع سرمایه متکی است.سرمایه فرهنگی شامل سلیقه های خوب؛شیوه وراه ورسم پسندیده؛پیچیدگی شناختی؛ شناخت وتوانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر؛موسیقی کلاسیک؛تئاتر وادبیات وتسلط بر نوع نظام نمادین. افراد برای بیان نوع معینی از ذائقه؛موقیت اجتماعی خود رااز موقعیت افرادی که در منزلت ومراتب پایین تر قرار دارند تفکیک ومتمایز می کنند؛ در این رابطه سبک زندگی وذائقه های فرهنگیتنها به ایجاد عادت نمی پردازند بلکه گاه عادات رادگرگون می کنند در این میان تلویزیون وماهواره به عنوان مهمترین عنصر تولید وبرهم زننده عادات عمل می کند(رضوی زاده56:1384)
از نظر او ساختارهایی که سازنده محیطی خاص هستند منش تولید می کنند.منش مجموعه ای از خلق وخوی های پایدار در افراد است که کردار های خاصی پدید می‌آورد. افراد طبق چنین نظامهای درونی شده ای عمل می کنند که بوردیو آن را نا خوداگاه فرهنگی می نامد.
مفهوم منش در واقع همان ساخت های اجتماعی ذهنی شده ای است که در ابتدا از طریق تجارت نخستین فرد به ذهن او منتقل می شود وشکل می گیرد(نهاد های نخستین)وسپس تجربیات بزرگسالی (نهادهای ثانوی) برآن اضافه می شود. به این ترتیب است که ساختارهای اجتماعی در ذهن افراد ودر درون افراد از طریق درونی ساختن عناصر بیرونی حک می شوند وبه صورت منش در می آیند(توسلی1383:5)از مهمترین نهادهای تاثیر گذار تلویزیون وماهواره می باشد که با کارکرد سرگرمی وتفریحی در غالب سریال های نمایشی به تولید منش ورفتار در سنین مختلف می پردازد.
زیملزیملدرتحلیلمصرفگراییجامعهمدرن،برمقولهایهمچونمدتأکید دارد .بهنظروی،مصرفکالاهاوایجادسبکهایزندگیازسوییبرایفردهویتبخشبودهواز سوییدیگرمتمایزکنندهاست. سبکزندگیازدیدگاهزیمل،یکیازشیوههاییاستکهافراد برایتعریفهویتشاندرارتباطباجامعهتودهایجستجومی‌کنند. درحقیقت،ارتباطپیچیده بینسبکزندگیمدرنبهعنوانیکشکلاجتماعیوجستجویافرادبرایکسبهویتشالوده بحثویراتشکیلمیدهند. سبکهایزندگیازنظرزیمل،استراتژیهاییبرایتحققیافتن تسلطفرهنگعینیبرایزندگیروزمرهدرجامعهمدرنمی‌باشند Cockerham,1997,p 134))
وبلنوبلندرپیاینمسئلهبودکهافرادچگونهمنزلتاجتماعیکسبمیکنند. به نظروی،ثروتمهمترینعاملکسبمنزلتاستکهبایدنمودخارجیداشتهباشدوبهتریننمود آنمصرفتظاهریونمایشیاست. براینمونه،افرادبانوعپوشش،آرایشوزیورآلات،خودو کهازراه«فراغتخودنمایانه»طبقهخودراازسایرینمتمایزمیکنند. بهنظروی،درابتدا اشتغالفردبهکارهایغیرتولیدینمایشدادهمیشد،نشاندهندهثروتفردبود. کارغیر تولیدینشانمیدادکهفردبرایفراغتوتفریحکارمیکندواشتغالبهکارمولدبهطبقات پایینتراختصاصدارد.(.فاضلی، 1380)دردیدگاهوبلن مشاغلمتفاوت،الگوهایزندگیوسبکاندیشیدنوانتظارطبقاتیمتفاوتیدارند،ولیدرساختارطبقاتیآنهاییکهمشاغلکلیدی جامعهرااشغالکردهاند،بیشترینتفاوترابابقیهتیپهایجامعهدارندوطوریرفتارمیکنند کهشکافیشتریبادیگرطبقاتدارندواینگونهوانمودمیکنندکهسبکفکرشانوعملو کردارشانازسایرافرادجامعهبرتراستافرادیکهمشاغلمهمرادراختیارخوددارنددرآمد بیشتریراکسبمیکنندوشیوهزندگیراانتخابمیکنندکهبرایآنهانشانهافتخارو حیثیتاست. برایمثالپوشش،آرایشوکلماتیکهافرادطبقاتگوناگوننشانمیدهندمعرف جایگاهطبقاتیآنهاستودرعرصهرقابتبرایخودنماییافرادسعیمیکنندلباس،آرایشوواژه هاییرابرایگفتگوهااستفادهکنندکهدرجامعهمورداحتراماست .
گیدنزگیدنز براینباوراستسبکزندگیکردارهاییهستندکهبهجریانعادی زندگیروزمرهتبدیلشدهاند. جریانهاییکهدرلباسپوشیدن،غذاخوردن،شیوههایکنش جلوهمیکنند؛چنینرفتارهاییبازتابکنندههویتهایشخصی،گروهیواجتماعیاستویاز اشکالمنتخبیازمصرفگراییسخنمیگویدکهسبکزندگیافرادرامشخصمی‌کندومتضمن انتخابانواعخاصیازغذا،پوشاک،مسکن،اتومبیل،عاداتکاری،اشکالگوناگونتفریحیافراغت وانواعدیگریازرفتارمنزلتجویانهاستکهبااینحال،توسطموقعیتاجتماعیافرادوامکانو میزاندسترسیآنانبهمنابعاقتصادیوفرهنگیمشروطمی‌شود.(Cockerham, 1997, p 32) بهنظرگیدنززنانبهویژهبراساسویژگی‌هاجسمانیشانموردقضاوتقرارمیگیرندواحساسشرمسازینسبتبهبدنشانارتباطمستقیمیباانتظارات اجتماعیدارد. بابرداشتیکهگیدنزازمقولهسبکزندگیدارد،مطالعهسبکزندگیعبارتاستازتلاشبرایشناختمجموعهمنظمیازرفتارهاباالگوهایکنشکهافرادآنهاراانتخابکرده،واکنششاندرزندگیروزمرهبهواسطهآنهاهدایتمیشود(فاضلی،1380 )
فدرستونمایکفدرستون می‌گویداصطلاحسبکزندگیمداستکهتن،پوشاک،طرزصحبتکردن،وقتگذرانی،ترجیحاتخوردنیونوشیدنی،منزل،اتومبیل،انتخابمحل تفریحوسایرکارهایشخصیرابایدبهعنوانشاخصهایفردیتوسلیقهایاوبشمارآورد. امروزهبهطرفجامعهایبدونگروهایثابتمنزلتیحرکتمی‌کنیمکهدرآندیگرانطباقبا سبکهایزندگیکهبرایگروهایویژهتثبیتشدهباشدمعنیندارد. جامعهایکهفدرستونبه آناشارهداردجامعهایاستکهدارایگروهایثابتطبقهاجتماعیاستکهتعیینکننده الگوهایجدیدمصرفعملاازبینرفتهاند(Bocock 2001 p 47)شغلوفرهنگشغلیدوعاملمرتبطباهمهستندکهتاثیرآنهابرسبکزندگیدربرخی سعیکردتاسبکگذاراناوفاتفراغتوتفریحپژوهشهاآزمودهشدهاست.پارکرافرادرابراساسکاروشغلشانتوضیحدهد،البتهشغلوکارمیتوانندبربقیهعرصههایسبک زندگینیزموثرباشند. اینتاثیرناشیازچندبعدقابلتوضیحهستند؛دربعداقتصادی،میزاندرآمدحاصلازکارفردمیزاندسترسیویبهامکاناتلازمبرایتحققبرخیسبکهایزندگی راتعیینمیکند. دربعد اجتماعی،کاروسیلهایبرایایجادارتباطاتاجتماعیوداخلشدن در برخیشبکههایاجتماعیاست،همینشبکههایاجتماعیقادرندتابرخیسبکهایزندگیرا ایجادیاتقویتکنند. همچنین،ابعاداجتماعیدیگرینیزبرایکارمتصوراست؛کارکردنباعث میشودتازماندردسترسافرادبرایانجامفعالیتهایگوناگونمحدودشود،لذا،درمطالعه لذا،درمطالعهسبکزندگیمتغیرفرهنگشغلیاهمیتویژهاییافتادهاست(فاضلی، 1380: 99)
باکاکرابرتباکاک درکتابمصرفعنوانمیکند: مصرفکردنمتظاهرانهدر آمریکاتبدیلبهنقشاصلیزنانشدوزنانبرایفراهمنمودنکالاهایمصرفیولوازماضافی جدید،شغلکارمزدیمیگرفتند. تاثیرطبقهشغلیبرالگویمصرفدردوشکلعمدهدرنظر گرفتهمیشد . اولازهمهسطحدرآمدمهمبود . درنظامطبقهبندیبعضیازشغلهاحتیاگر درآمداعضایآنکمترازدرآمدطبقهپایینترباشد،بهعلتمنزلتاجتماعیبالاتردرجایگاه بالاتریقراردارد . دیگراینکهمنزلتاجتماعیبالاتریکه شغل،مرتبطباصلاحیتهایتحصیلی میباشد .لذا،سطوحتحصیلیبهعلتاینکهبرالگویمصرفتاثیرمیگذاردمهمهستندبهنظرباکاکبرایزناننقشهایشغلیمبناییبودتاهویتاجتماعیوروانشناسیشانرابرآنبنا کنند( (Bocock,2001,p 33
نظریه های تاثیرات رسانه و ماهوارهنظریه یادگیری مشاهده‌ایطبق نظریه آلبرت بندورا نهادهای اجتماعی مانند رسانه های گروهی وبه خصوص تلویزیون وماهواره در ایجاد وشکل دادن به خصوصیات سالم وناسالم افراد نقش تعیین کننده؛وسیع وعمیقی دارند. وی با تاکید بر الگوگیری وتقویت از طریق یادگیری نهفته؛معتقد است که از طریق مشاهده؛یادگیری انجام می شود وزمانی که فرد در مو قعیت مناسب قرار گیرد؛یادگیری به عملکرد تبدیل می شود.بندورا تاکید می کند تنها چیزی که مورد مشاهده قرار می گیرد؛آموخته می شود.
یادگیری مشاهده‌ای در همه وقت اتفاق می افتد وپس از آنکه توانایی یادگیری مشاهدهای به حد کمال رشد کرد؛کسی قادر نخواهد بود مانع دیگران شود تا آنچه را که می بیند یاد نگیرند(هرگنهان387:1376)
پژوهش نشان می دهد که الگو هایی که از لحاظ جنس؛سن؛ وجز اینها شبیه مشاهده کننده هستند؛بیشتر مورد توجه او قرار می گیرند.همچنین ویژگی های دیگر الگو از جمله قابلیت احترام؛پایگاه اجتماعی؛شایستگی وقدرتمندی او نیز بر جلب توجه مشاهده کننده موثرند(هرگنهان380:13)  
نظریه وابستگینظریه وابستگی توسط بال رو کیچ و دی فلور مطرح و حاکی از آن است که افراد وابستگی های متفاوتی به رسانه دارند و این وابستگی ها از شخصی به شخصی و از گروهی به گروهی و از فرهنگی به فرهنگی متفاوت است. این نظریه بر روابط سه گانه رسانه ها، مخاطبان و جامعه تاکید دارد و هر یک از این سه واحد با عواملی در کاهش یا عدم کاهش وابستگی به رسانه ها دخالت دارند. بال و فلور  استدلال می کنند که هر چقدر وابستگی رسانه در ارتباط با یک پیام ویژه بیشتر باشد. این احتمال که پیام، شناخت ها، احساسات و رفتارهای مخاطب را تغییر دهد بیشتر است(ملکی تبار،1386)
نظریه کاشت باورهادر میان نظریاتی که به آثار درازمدت رسانه‌ها پرداخته‌اند، حق تقدم با نظریه کاشت می‌باشد. این نظریه عبارتست از اینکه تلویزیون در میان رسانه‌های مدرن چنان جایگاه محوری در زندگی روزمره ما پیدا کرده است که منجر به غلبه آن بر "محیط نمادین" شده و پیام‌هایش در مورد واقعیت، جای تجربه شخصی و سایر وسایل شناخت جهان را گرفته است(مک‌کوایل، ص399). "جورج گربنر"(1969) و تعداد دیگری از پژوهشگران مدرسه ارتباطات دانشگاه پنسیلوانیا بااستفاده از تحقیقی که احتمالاً طولانی‌ترین و گسترده‌ترین برنامه پژوهش اثرهای تلویزیون است، نظریه «کاشت باورها» را ارائه دادند(سورین، ورنر و تانکارد، جیمز؛ ص392–389). شاهداصلیگربنربرایایننظریه،ازتحلیلمحتوایسیستماتیکتلویزیونآمریکاطیچندینسال متوالی بدست آمده است(مک‌کوایل؛ ص399) این نظریه یکی از اشکال اثر رسانه‌ها در سطح شناختی بوده و مربوط به این موضوع است که قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها، تا چه حد می‌تواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی، شکل دهد. نظریه کاشت یا اشاعه برای ارائه الگویی از تحلیل، تبیین شده است؛ تا نشان‌دهنده تأثیر بلندمدت رسانه‌هایی باشد، که اساساً در سطح برداشت اجتماعی، عمل می‌کنند(گونتر، ص310). گربنر مدعی است که میان تماشای تلویزیون و اظهار نظر در مورد واقعیت‌های دنیا، رابطه وجود دارد و تماشاگران پرمصرف تلویزیون نسبت به واقعیات زندگی با بینندگان کم‌مصرف اختلاف نظر دارند. گربنر عقیده دارد که پیام تلویزیون از چندین جنبۀ اساسی از واقعیات فاصله دارد؛ اما به جهت تکرار دائمی‌اش، نهایتاً به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه، پذیرفته می‌شود و تماس ممتد با جهان تلویزیون، می‌تواند نهایتاً به قبول دیدگاه تلویزیون، که همواره واقعیت را به درستی منعکس نمی‌کند، دربارۀ جهان واقعی منجر شود(مک‌کوایل؛ ص399 و گونتر؛ ص310). این نظریه معتقد است که تلویزیون در بلندمدت موجب تأثیر در جهان‌بینی و نظام ارزشی بینندگان پرمصرف خود می‌شود و به آنها نگرش تلویزیونی واحد در مورد واقعیات می‌بخشد. در واقع نظریه گربنر با تفاوت قائل شدن بین مخاطب عادی و پرمصرف، تأثیر زیاد تلویزیون بر مخاطب پرمصرف را اثبات می‌کند.
این نظریه یکی از اشکال اثر رسانه‌ها در سطح شناختی بوده و مربوط به این موضوع است که قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها، تا چه حد می‌تواند به باورها و تلقی عموم از واقعیت خارجی، شکل دهد؟ نظریه کاشت یا اشاعه برای ارائه الگویی از تحلیل، تبیین شده است؛ تا نشان‌دهنده تأثیر بلندمدت رسانه‌هایی باشد، که اساساً در سطح برداشت اجتماعی، عمل می‌کنند. گرنبر عقیده دارد که تلویزیون به لحاظ عمق و نفوذ قابل ملاحظه‌اش، نیروی فرهنگی قدرتمندی است. وی تلویزیون را ابزاری در دست نظم تثبیت‌شده صنعتی اجتماعی می‌داند، که بجای تغییر، تهدید یا تضعیف نظام سنتی باورها، ارزشها و رفتارها، در خدمت حفظ، تثبیت یا تقویت آنهاست. او که اثر اصلی تلویزیون را جامعه‌پذیری یعنی اشاعۀ ثبات و پذیرش وضعیت موجود می‌داند، معتقد است که تلویزیون تغییرات را به تنهایی به حداقل نمی‌رساند؛ بلکه این امر با هماهنگی دیگر نهادهای عمدۀ فرهنگی محقق می‌شود.
"گرنبر" مدعی است که میان تماشای تلویزیون و اظهار نظر در مورد واقعیت‌های دنیا، رابطه وجود دارد و تماشاگران پرمصرف تلویزیون نسبت به واقعیات زندگی با بینندگان کم‌مصرف اختلاف نظر دارند.
این نظریه معتقد است که تلویزیون در بلندمدت موجب تأثیر در جهان‌بینی و نظام ارزشی بینندگان پرمصرف خود می‌شود و به آنها نگرش تلویزیونی واحد در مورد واقعیات می‌بخشد. در واقع نظریه گرنبر با تفاوت قائل شدن بین مخاطب عادی و پرمصرف، تأثیر زیاد تلویزیون بر مخاطب پرمصرف را اثبات می‌کند.
"گرنبر" می‌گوید: از نظر تماشاگران پرمصرف، تلویزیون عملاً، دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی‌ها را به انحصار در‌آورده و یک کاسه می‌کند. اثر این مواجهه با پیام‌های مشابه، چیزی را تولید می‌کند که وی آنرا کاشت یا آموزش جهان‌بینی رایج، نقش‌های رایج و ارزش‌های رایج، می‌نامد.
گرنبر عقیده دارد که پیام تلویزیون از چندین جنبۀ اساسی از واقعیات فاصله دارد؛ اما به جهت تکرار دائمی‌اش، نهایتاً به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه، پذیرفته می‌شود و تماس ممتد با جهان تلویزیون، می‌تواند نهایتاً به قبول دیدگاه تلویزیون، که همواره واقعیت را به درستی منعکس نمی‌کند، دربارۀ جهان واقعی منجر شود.
 نظریه میانجی میان رسانه و جامعه 

–53

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
گرایش: مدیریت مالی
عنوان:
بررسی ارتباط ویژگیهای فردی با تعهد سازمانی و قصد ترک سازمان
(مورد کاوی: اداره کل تامین اجتماعی استان مرکزی)
نگارش:
مهدی صفری
تابستان 1390
هیأت داوران:
استاد راهنما: دکتر حبیب اله جوانمرد
استاد مشاور: دکتر ایرج نوری
استاد داور: دکتر مجید زنجیردار
مدیر گروه تخصصی: دکتر حبیب اله جوانمرد
سپاسگزاری:
سپاس ایزد منان را که توفیق فراگیری علم را برمن عطا فرمود و مرا در کوران مشکلات و سختی‌ها یاری نمود، تا این رساله را با موفقیت به پایان برسانم.
در طول دوران تحصیلی و تهیه این پژوهش از راهنمایی ها و مساعدت‌‌های اساتید و سروران عزیزی بهره ‌برده‌ام که در اینجا لازم است از همه ایشان مراتب سپاس قلبی و تشکر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از اساتید فرهیخته:
جناب آقای دکتر حبیب اله جوانمرد
جناب آقای دکتر ایرج نوری
جناب آقای دکتر مجید زنجیردار
و کلیه اساتیدی که در دوران تحصیلم در دانشگاه آزاد اراک از محضرشان کسب فیض نمودم.هم چنین تشکر می کنم از مدیریت پژوهش دانشکده سرکار خانم کیوانفر و از خداوند متعال موفقیتهای بزرگتر در زندگی را برایشان آرزومندم.
تقدیم به :

« پدر و مادر مهربانم ، بخاطر وجودشان که عشق به یادگیری مستمر را در من به ودیعه نهادند .
همسر عزیزم که با صبر ، تحمل و تشویق در تمامی لحظات
مرا در به انجام رسانیدن این تحقیق یاری رساند »
فرزندان دلبندم که وجودشان امید زندگی من است»
TOC f A h z t "Heading 1,مطالب" c چکیده: PAGEREF _Toc304951564 h 1مقدمه: PAGEREF _Toc304951565 h 2فصل اول: کلیات تحقیق1-1 مقدمه PAGEREF _Toc304951568 h 42-1 تاریخچه مطالعاتی PAGEREF _Toc304951569 h 53-1 بیان مسئله PAGEREF _Toc304951571 h 84-1 چارچوب نظری تحقیق PAGEREF _Toc304951572 h 95-1 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc304951573 h 106-1 ضرورت و اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc304951574 h 107-1 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc304951575 h 128-1 حدود مطالعاتی PAGEREF _Toc304951576 h 121-8-1 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc304951577 h 122-8-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc304951578 h 123-8-1 قلمرو موضوعی PAGEREF _Toc304951579 h 129-1 تعاریف واژه های کلیدی و اصطلاحات PAGEREF _Toc304951580 h 1210-1 تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc304951581 h 13فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق1-2 مقدمه PAGEREF _Toc304951584 h 162-2 ویژگیهای شخصی PAGEREF _Toc304951585 h 171-2-2 سن PAGEREF _Toc304951586 h 172-2-2جنسیت PAGEREF _Toc304951587 h 203-2-2 سطح تحصیلات PAGEREF _Toc304951588 h 274-2-2 سابقه خدمت PAGEREF _Toc304951589 h 315-2-2 حقوق و دستمزد PAGEREF _Toc304951590 h 313-2 تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951591 h 351-3-2 تعاریف و مفاهیم تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951592 h 352-3-2 مراحل توسعه تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951593 h 383-3-2 اهمیت تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951594 h 414-3-2 نتایج مثبت و منفی تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951595 h 431-4-3-2 تعهد سطح پایین PAGEREF _Toc304951596 h 432-4-3-2 تعهد متوسط PAGEREF _Toc304951597 h 463-4-3-2 تعهد سطح بالا PAGEREF _Toc304951598 h 474-4-3-2 جمع‏بندی PAGEREF _Toc304951599 h 485-3-2 شاخص های تعهد PAGEREF _Toc304951600 h 496-3-2 ابعاد تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951601 h 517-3-2 دیدگاه‌های تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951602 h 538-3-2 مدل‌ها و الگوهاو نظریات تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304951603 h 544-2 قصد ترک سازمان PAGEREF _Toc304951604 h 591-4-2 دلایل ترک سازمان PAGEREF _Toc304951605 h 61فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق1-3 مقدمه PAGEREF _Toc304951608 h 64۳-۲ روش تحقیق PAGEREF _Toc304951609 h 643-3 مدل تحلیلی تحقیق PAGEREF _Toc304951610 h 654-3 جامعه آماری PAGEREF _Toc304951611 h 655-3 نمونه و تعیین حجم نمونه PAGEREF _Toc304951612 h 666-3روش گرد آوری داده ها PAGEREF _Toc304951613 h 677-3 ابزار گردآوری داده ها و ویژگی های آن PAGEREF _Toc304951614 h 678-3 ویژگی های فنی ابزار تحقیق PAGEREF _Toc304951615 h 671-8-3 روایی ابزار تحقیق PAGEREF _Toc304951616 h 672-8-3 پایایی ابزار تحقیق PAGEREF _Toc304951617 h 689-3 روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc304951618 h 691-9-3 رگرسیون PAGEREF _Toc304951619 h 692-9-3 شرایط لازم جهت استفاده از رگرسیون خطی PAGEREF _Toc304951620 h 70فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها1-4 مقدمه‏ PAGEREF _Toc304951623 h 732-4 توصیف داده‌های پژوهشی PAGEREF _Toc304951624 h 731-2-4 اطلاعات مربوط به جنسیت PAGEREF _Toc304951625 h 742-2-4 اطلاعات مربوط به رده سنی PAGEREF _Toc304951626 h 753-2-4 اطلاعات مربوط به میزان تحصیلات PAGEREF _Toc304951627 h 764-2-4 اطلاعات مربوط به میزان تجربه PAGEREF _Toc304951628 h 773-4 تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc304951629 h 784-4 نتایج آزمون رگرسیونی فرضیات PAGEREF _Toc304951630 h 791-4-4 آزمون کلموگروف- اسمیرنف(KS) PAGEREF _Toc304951631 h 801-1-4-4 نتایج آزمون رگرسیون فرضیه 1 PAGEREF _Toc304951632 h 802-1-4-4 آزمون دوربین- واتسون برای متغیر مستقل سن PAGEREF _Toc304951633 h 803-1-4-4 بررسی خطی بودن ارتباط متغیر وابسته با متغیر مستقل سن PAGEREF _Toc304951634 h 814-1-4-4 بررسی نرمال بودن خطا ها برای متغیر مستقل سن PAGEREF _Toc304951635 h 815-1-4-4 نتیجه فرضیه 1 PAGEREF _Toc304951636 h 852-4-4 نتایج آزمون رگرسیون فرضیه 2 PAGEREF _Toc304951637 h 851-2-4-4 آزمون دوربین_واتسون برای متغیر مستقل تحصیلات PAGEREF _Toc304951638 h 862-2-4-4 بررسی خطی بودن ارتباط متغیر وابسته با متغیر مستقل تحصیلات PAGEREF _Toc304951639 h 863-2-4-4 بررسی نرمال بودن خطا ها برای متغیر مستقل تحصیلات PAGEREF _Toc304951640 h 864-2-4-4 نتیجه فرضیه 2 PAGEREF _Toc304951641 h 893-4-4 نتایج آزمون رگرسیون فرضیه 3 PAGEREF _Toc304951642 h 891-3-4-4 آزمون دوربین_واتسون برای متغیر مستقل تجربه PAGEREF _Toc304951643 h 902-3-4-4 بررسی خطی بودن ارتباط متغیر وابسته با متغیر مستقل تجربه PAGEREF _Toc304951644 h 903-3-4-4 بررسی نرمال بودن خطا ها برای متغیر مستقل تجربه PAGEREF _Toc304951645 h 904-3-4-4 نتیجه فرضیه 3 PAGEREF _Toc304951646 h 934-4-4 نتایج آزمون رگرسیون فرضیه 4 PAGEREF _Toc304951647 h 941-4-4-4 آزمون دوربین_واتسون برای متغیر مستقل آموزش PAGEREF _Toc304951648 h 942-4-4-4 بررسی خطی بودن ارتباط متغیر وابسته با متغیر مستقل آموزش PAGEREF _Toc304951649 h 943-4-4-4 بررسی نرمال بودن خطا ها برای متغیر مستقل آموزش PAGEREF _Toc304951650 h 954-4-4-4 نتیجه فرضیه 4 PAGEREF _Toc304951651 h 985-4-4 خلاصه نتایج آزمون رگرسیون فرضیات 5و6و7 PAGEREF _Toc304951652 h 986-4-4 نتایج فرضیه 8 PAGEREF _Toc304951653 h 1005-4 نتایج رگرسیون فرضیات PAGEREF _Toc304951654 h 101فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات1-5 مقدمه PAGEREF _Toc304951657 h 1032-5 نتایج به دست آمده از فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc304951658 h 1031-2-5 نتیجه فرضیه اول PAGEREF _Toc304951659 h 1032-2-5 نتیجه فرضیه دوم PAGEREF _Toc304951660 h 1043-2-5 نتیجه فرضیه سوم PAGEREF _Toc304951661 h 1044-2-5 نتیجه فرضیه چهارم PAGEREF _Toc304951662 h 1055-2-5 نتیجه فرضیه پنجم PAGEREF _Toc304951663 h 1056-2-5 نتیجه فرضیه ششم PAGEREF _Toc304951664 h 1067-2-5 نتیجه فرضیه هفتم PAGEREF _Toc304951665 h 1068-2-5 نتیجه فرضیه هشتم PAGEREF _Toc304951666 h 1063-5 نتیجه گیری کلی فرضیات PAGEREF _Toc304951667 h 1074-5 پیشنهادات PAGEREF _Toc304951668 h 1071-4-5 پیشنهادات برای محققین آینده PAGEREF _Toc304951669 h 1085-5 محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc304951670 h 109پیوست هاپیوست الف) پرسشنامه پژوهشی PAGEREF _Toc304951672 h 111پیوست ب) خروجی نرم افزار PAGEREF _Toc304951673 h 114منابع و ماخذمنابع فارسی: PAGEREF _Toc304951675 h 137منابع لاتین: PAGEREF _Toc304951676 h 139چکیده انگلیسی: PAGEREF _Toc304951677 h 143 TOC f A h z t "Heading 1,مطالب" c

TOC f B h z t "Heading 2,جداول" c جدول 1-2 نتایج احتمالی سطوح مختلف تعهد PAGEREF _Toc304868833 h 44جدول 2-2 تعهد سازمانی و ابعاد سه گانه تعهد PAGEREF _Toc304868834 h 51جدول 1-3 پایایی ابزار اندازه گیری PAGEREF _Toc304868835 h 69جدول 1-4 : جنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc304868836 h 74جدول 2-4 : اطلاعات مربوط به رده سنی PAGEREF _Toc304868837 h 75جدول 3-4 : اطلاعات مربوط به میزان تحصیلات PAGEREF _Toc304868838 h 76جدول 4-4 : اطلاعات مربوط به تجربه PAGEREF _Toc304868839 h 77
TOC f M h z t "Heading 2,جداول" c نگاره 1-4. آزمون کلموگروف –اسمیر نوف (Ks) PAGEREF _Toc304868813 h 80نگاره 2-4. آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868814 h 83نگاره 3-4. نتایج همبستگی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868815 h 84نگاره 4-4 تحلیل واریانس آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868816 h 84نگاره 5-4 ضرایب معادله رگرسیونی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868817 h 85نگاره 6-4. آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868818 h 88نگاره 7-4. نتایج همبستگی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868819 h 88نگاره 8-4 تحلیل واریانس آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868820 h 89نگاره 9-4. آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868821 h 92نگاره 10-4. نتایج همبستگی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868822 h 93نگاره 11-4 تحلیل واریانس آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868823 h 93نگاره 12-4. آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868824 h 96نگاره 13-4. نتایج همبستگی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868825 h 97نگاره 14-4 تحلیل واریانس آزمون رگرسیون با متغیر وابسته تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304868826 h 97نگاره 16-4 خلاصه نتایج رگرسیون فرضیه 5 PAGEREF _Toc304868827 h 99نگاره 17-4 خلاصه نتایج رگرسیون فرضیه 6 PAGEREF _Toc304868828 h 99نگاره 18-4 خلاصه نتایج رگرسیون فرضیه 7 PAGEREF _Toc304868829 h 100نگاره 19-4 ضرایب معادله رگرسیونی آزمون رگرسیون با متغیر وابسته قصد ترک سازمان PAGEREF _Toc304868830 h 100نگاره20-4 خلاصه نتایج رگرسیون فرضیات PAGEREF _Toc304868831 h 101
TOC f h z t "Heading 3,نمودار" c نمودار 1-2 دیدگاه‌های نگرشی و رفتاری در زمینه تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304867242 h 40نمودار 2-2 مدل برداشت فرد از تعهد خود و برداشت دیگران نسبت به تعهد او PAGEREF _Toc304867243 h 40نمودار 3-2 اشکال تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304867244 h 52نمودار 4-2 عوامل مؤثر و نتایج ناشی از تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304867245 h 58نمودار 5-2 عوامل ضروری، عوامل همبسته و پیامدهای تعهد سازمانی PAGEREF _Toc304867246 h 59نمودار 1-3 مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc304867247 h 65نمودار 1-4 جنسیت پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc304867248 h 74نمودار 2-4 نمودار مربوط به رده سنی PAGEREF _Toc304867249 h 75نمودار 3-4 نمودار مربوط به رده سنی PAGEREF _Toc304867250 h 76نمودار 4-4 نمودار مربوط به تجربه PAGEREF _Toc304867251 h 77
چکیده:تعهد سازمانی به عنوان یکی از اصول رفتار سازمانی، در دهه های اخیر موضوع بسیاری از متون رفتار سازمانی و مورد توجه تعداد زیادی از محققان در این زمینه بوده است که همواره سعی نموده اند مسئله فوق را از ابعاد مختلف بررسی و آن را برروی عملکرد سازمان اندازه گیری نمایند. تعهد و پایبندی می تواند پیامدهای مثبت و متعددی از جمله : افزایش انگیزه و کارایی ، کاهش تمایل به جستجوی مشاغل جدید و کاهش تغییر و تحولات نیروی انسانی داشته باشد .
با توجه به صرف هزینه و زمان زیاد جهت گزینش ،آموزش و توسعه پرسنل ، شناسایی ویژگیهای فردی تاثیر گذار بر تعهد سازمانی و تمایل به ماندن یا ترک سازمان برای مدیران ضروری به نظر می رسد .
تحقیق حاضر با هدف بررسی ارتباط چهار ویژگی فردی شامل : سن ، سابقه ، تحصیلات و آموزش و سه بعد تعهد از دیدگاه آلن ومیر (1997) شامل عاطفی ، مستمر و هنجاری با تعهد سازمانی و در نهایت بررسی ارتباط تعهد سازمانی با قصد ترک سازمان در اداره کل تامین اجتماعی استان مرکزی انجام پذیرفته است .
در این تحقیق از روش پرسشنامه برای گرد آوری اطلاعات لازم استفاده گردیده است همچنین برای بررسی رابطه میان متغیرها از نرم افزار SPSS و از روش رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو ویژگی از ویژگهای فردی شامل میزان سن کارکنان و آموزش های مناسب و مستمر و سه بعد از تعهد (عاطفی ، مستمر و هنجاری) تاثیر مثبت بر روی تعهد سازمانی داشته و دو ویژگی دیگر در نظر گرفته شده در این تحقیق شامل تحصیلات و سابقه کارکنان ارتباط معنی داری با تعهد سازمانی ندارد .همچنین نتایج نشان می دهد تعهد سازمانی با قصد ترک سازمان ارتباط منفی دارد.

مقدمه:در عصر پرتلاطم کنونی که سازمانها بسوی تخصصی شدن پیش می روند و در رقابت تنگاتنگ به فعالیت خود ادامه می دهند، جهت بقاء علاوه بر ابزار و تجهیزات به نیروی انسانی متعهد به عنوان اصلی ترین و ضروری ترین عامل نیازمند می باشند. هرچقدر سازمانها و مؤسسات بزرگتر و بر حجم فعالیت آنها افزوده شود احتیاج به منابع انسانی متعهد و با انگیزه افزایش می یابد. لذا هرچقدر این سرمایه از کیفیت بهتر و بیشتر برخوردار باشد، احتمال موفقیت ، بقاء و ارتقاء سازمان بیشتر خواهد بود و بالعکس در صورتی که سازمانها نتواند نیروی انسانی با کیفیت و متعهد را بکارگیرند، قادر نخواهند بود از سایر منابع از قبیل تجهیزات و مواد اولیه استفاده بهینه ببرند و با مشکلات عدیده ای از قبیل کاهش کارائی و بهره وری روبرو بوده و در نهایت سبب زوال سازمان خواهند شد.
تحقیقات نشان می دهند که بین تعهد کاری، غیبت و جابجایی کارکنان رابطۀ معکوس وجود دارد. برای پیش بینی و توجیه رفتار افراد تعهد به مراتب بیش از رضایت شغلی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین تعهد کارمندان بر میزان وفاداری آنها به سازمان و رضایتمندی ارباب رجوع نیز اثرگذار است.
تمایل به ترک خدمت به اشکال مختلف پویائی نیروی کار در درون سازمان و سرنوشت نهائی یک سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد . ترک خدمت برای سازمان ها هزینه های زیادی را در پی دارد، چرا که اغلب سازمان ها برای دستیابی به نیروی انسانی کارآمد و موثر، سرمایه گذاری های زیادی در حوزه های گزینش، آموزش و رشد وگسترش نیروی انسانی صرف می نمایند. ترک خدمت در یک جمع بندی کلی، منعکس کننده علاقه کارکنان به جستجوی مشاغل جایگزین و ترک سازمان است.
فصل اولکلیات تحقیق1-1 مقدمهدر عصر پرتلاطم کنونی که سازمانها بسوی تخصصی شدن پیش می روند و در رقابت تنگاتنگ به فعالیت خود ادامه می دهند، جهت بقاء علاوه بر ابزار و تجهیزات به نیروی انسانی متعهد به عنوان اصلی ترین و ضروری ترین عامل نیازمند می باشند. هرچقدر سازمانها و مؤسسات بزرگتر و بر حجم فعالیت آنها افزوده شود احتیاج به منابع انسانی متعهد و با انگیزه افزایش می یابد. لذا هرچقدر این سرمایه از کیفیت بهتر و بیشتر برخوردار باشد، احتمال موفقیت ، بقاء و ارتقاء سازمان بیشتر خواهد بود و بالعکس در صورتی که سازمانها نتواند نیروی انسانی با کیفیت و متعهد را بکارگیرند، قادر نخواهند بود از سایر منابع از قبیل تجهیزات و مواد اولیه استفاده بهینه ببرند و با مشکلات عدیده ای از قبیل کاهش کارائی و بهره وری روبرو بوده و در نهایت سبب زوال سازمان خواهند شد.
تعهد سازمانی یک فرایند پویای تعامل بین شخص و محیطش بوده (لیو،2008،ص119). و یک ساختار چندبعدی است که می توان آن را یک حالت روانی دانست که پایبندی اشخاص را به سازمان منتقل می کند (آلن و می یر،1990،ص14) .
تحقیقات نشان می دهند که بین تعهد کاری، غیبت و جابجایی کارکنان رابطۀ معکوس وجود دارد. برای پیش بینی و توجیه رفتار افراد ، تعهد به مراتب بیش از رضایت شغلی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین تعهد کارمندان بر میزان وفاداری آنها به سازمان و رضایتمندی ارباب رجوع نیز اثرگذار است.
تمایل به ترک خدمت به اشکال مختلف پویائی نیروی کار در درون سازمان و سرنوشت نهائی یک سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد . ترک خدمت برای سازمان ها هزینه های زیادی را در پی دارد، چرا که اغلب سازمان ها برای دستیابی به نیروی انسانی کارآمد و موثر، سرمایه گذاری های زیادی در حوزه های گزینش، آموزش و رشد و گسترش نیروی انسانی صرف می نمایند. ترک خدمت در یک جمع بندی کلی، منعکس کننده علاقه کارکنان به جستجوی مشاغل جایگزین و ترک سازمان است.
از لحاظ نظری ، وقتی افراد دارای تعهد بالایی نسبت به سازمان خود باشند ، کم تر احتمال میرود که قصد ترک سازمان را داشته باشند و اقدامی در راستای یافتن شغلی جایگزین انجام دهند .
در این فصل شِمایی کلی از تحقیق ارائه شده است، بدین صورت که ابتدا به تشریح بیان مسئله پرداخته شده است و پس از آن چهارچوب مفهومی تحقیق ارائه شده است . ضرورت و اهمیت انجام تحقیق مبحث دیگری است که در این فصل به آن پرداخته شده است و در ادامه اهداف محقق از انجام این تحقیق در خصوص موضوع تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و پس از آن فرضیات تحقیق آورده شده است . در پایان نیز پس از ارائه تعریف مفهومی، تعاریف عملیاتی مربوط به هر یک از شاخص ها بطور جداگانه بیان شده است.
2-1 تاریخچه مطالعاتیتحقیقات خارجی
پی برس و دانهم (1984). وربل (1990). تعهد سازمانی را در مقابل ویژگیهای شخصی (سن، جنس، سابقه قدمت). بررسی نموده و دریافتند که سن با تعهد سازمانی مدیران صنایع خدماتی همبستگی مثبت دارد. همچنین در تحقیق دیگری که توسط گلیسین (1998).، موریس (1990). و ایسترز (1991). انجام شده است آنها دریافتند کارکنانی که سابقه خدمت بیشتری دارند نسبت به تازه کارها از تعهد بالاتری برخوردار هستند.
همچنین تعهد سازمانی که بوسیله پرسشنامه ocq. (پورتر وهمکاران،1974، 58) .انجام شده است رابطه ای مثبت((r =.17 ، p<.01 بین سن و تعهد سازمانی را بیان می کند(هاوکینز،1998، ص14).
کارکنان مسن تروآنان که دارای سابقه کار هستند وآنان که از سطح بازده کاری خویش راضی اند وبه سطوح بالاتر تعهد سازمانی نسبت به دیگران، گرایش دارند(استرون ،1996،ص76) .
تحقیقات زیادی (انگل و پری، 1981،گولد، 1975،سولیوان، 1982 ) نشان داده است که زنان از تعهد بیشتری نسبت به مردان در سازمان برخوردارند(روودن،2000،ص30) .
ماتیو و زاجاک (1990). نیز دریافتند که زنان به سازمان متعهدتر از مردان می باشند.
کیرچ می یر(1995).،گوئل و ساین(2002). دریافتند که تعهد با جنسیت (مونث). رابطه ای مثبت داشته و زنان از مردان به سازمانهایشان تعهد بیشتری دارند.
افراد با سطح تحصیلات بالا انتظارات بیشتری از سازمان دارند که به احتمال زیاد سازمان قادر به برآورده کردن توقعات آنها نخواهد بودو در نتیجه سبب کاهش تعهدشان به سازمان خواهد شد.(جوینر و باکالیس،2006،ص441) .
کارگران با سطح تحصیلات بیشتر از تعهد کمتری به سازمان نسبت به کارکنان با تحصیلات پایینتر برخوردارهستند (گلیسون و دوریک،1988،ص75) .
یون و تی (2002). به این نتیجه رسیدند که کارمندان مرد تحصیلکرده تعهد کمتری به سازمانشان دارند(مادسن و همکاران،2005،ص218) .
- در طی تحقیقاتی که بین متغیرهایی مثل جنسیت،تحصیلات و سن انجام شد رابطه هایی بدست آمد و باوجود اینکه همبستگی بین تعهد سازمانی وسن مثبت بوده اما با سطح تحصیلات رابطه منفی نشان داد. در رابطه با جنس و تعهد سازمانی زنان بطور قابل ملاحظه ای بیشتر ازمردان در سازمان احساس تعهد می کنندو همچنین تعهد می تواند به عنوان شاخصی برای ادامه عضویت فرد درسازمان بکار رود.
شلدون،1971،استیونر،بایر،ترایس،1978،استیرز،1977،هاربیناک والیوتو1972. و همچنین انگل وپری(1980). در تحقیقی نشان دادند که زنان از مردان نسبت به سازمان از تعهد بیشتری برخوردارند.
- عوامل فردی یکی از عواملی است که می تواند تعهد سازمانی کارکنان را تحت تاثیر قرار دهد. از جمله این عوامل می توان، جنس، سطح تحصیلات، نیاز به خودیابی (اکورن و همکاران 1997، 45). وضعیت تاهل، سابقه خدمت در سازمان سن و تجربیات حین کار را نام برد(لی و هندورسون، 1996، 62) .
در تحقیقی که می یر و همکاران (2002). انجام دادند. نشان دادند که عوامل فوق همبستگی ضعیفی با تعهد سازمانی کارکنان دارد و تجربیات کاری همبستگی بیشتری با تعهد سازمانی کارکنان داشت.
براساس تحقیقات لابات مدین (2007) جنسیت رابطه ای با تعهد سازمانی ندارد . سن وآموزش رابطه مثبت با تعهد سازمانی دارد .همچنین رابطه معناداری بین تحصیلات وسابقه یافت نگردید .
تحقیقات داخلی
نتایج بدست در پژوهش آقای حسین کاکایی ماوایی در سال 1386نشان داد که عوامل رضایت شغلی، فرصت محیطی، استرس شغلی، پرداخت، تعهد سازمانی، عدالت توزیعی، فرصت های ترفیعی و حمایت اجتماعی به ترتیب بر ترک خدمت کارکنان شرکت گاز استان کرمانشاه بیشترین تاثیر را دارند. عوامل درگیری شغلی و استقلال روی قصد ترک خدمت این کارکنان تاثیری ندارند. نتایج جنبی این پژوهش نشان داد که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی شامل جنسیت، سن و تحصیلات تاثیری روی این عوامل ندارند.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

– در مطالعه ای توسط خانم شهرناز مرتضوی در 1372 تاثیر عواملی نظیر نوع استخدام، امنیت شغلی و شیوه مدیریت بر تعهد سازمانی بررسی گردید و نتایج زیر حاصل شد:
الف). نوع استخدام (رسمی و قراردادی). بین دو گروه کارکنان رسمی و قراردادی از نظر میزان تعهد سازمانی تفاوت معنی دار مشاهد شد به صورتی که میانگین تعهد سازمانی کارکنان رسمی بیش از کارکنان غیر رسمی است..
- درتحقیق انجام شده در خصوص رابطه بین برخی ویژگیهای شخصی باتعهد سازمانی درنواحی هفت گانه تربیت بدنی مشهد رابطه معناداری مشاهده نشد .از سوی دیگر یافته های بهنوف وجود رابطه مثبت ومعناداری بین تعهد سازمانی با برخی ویژگیهای جمعیت شناختی نشان می دهد.(طالب پور وامامی،1385،ص16) .
3-1 بیان مسئلهآیا رابطه ای میان ویژگیهای فردی با تعهد سازمانی وجود دارد ؟ و آیا رابطه ای بین تعهد سازمانی و قصد ترک سازمان وجود دارد ؟
پورتر و همکارانش "1974" تعهد سازمانی را پذیرش ارزشهای سازمان و درگیرشدن در سازمان تعریف می کنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه ، تمایل برای ادامه کار و پذیرش ارزشهای سازمان می دانند . چاتمن و اورایلی "1968" تعهد سازمانی را به معنی حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزشهای یک سازمان ، به خاطر خود سازمان و دور از ارزشهای ابزاری آن "وسیله ای برای دستیابی به اهداف دیگر" تعریف می کنند .
تحقیقات نشان داده است که تعهد سازمانی با پیامدهایی از قبیل رضایت شغلی (باتمن و استراسر، 1998)، حضور (ماتیو و زاجیک، ۱۹۹۰)، رفتار سازمانی فرا اجتماعی (اریلی و چتمن، ۱۹۸۶) و عملکرد شغلی (می یر، آلن و اسمیت، ۱۹۹۳) رابطه مثبت و با تمایل به ترک شغل (مودی، پورتر و استیرز ، ۱۹۸۲)رابطه منفی دارد . نگرش کلی تعهد سازمانی ، عامل مهمی برای درک و فهم رفتار سازمانی و پیش بینی کننده خوبی برای تمایل به باقی ماندن در شغل آورده شده است . تعهد و پایبندی مانند رضایت ، دو طرز تلقی نزدیک به هم هستند که به رفتارهای مهمی مانند جابجایی و غیبت اثر می گذارند (عراقی ، 1377، 58)9 .
به نظر لوتانز 1992 و شاو ، تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش اغلب این گونه تعریف شده است :تمایل قوی به ماندن در سازمان ; تمایل به اعمال تلاش فوق العاده برای سازمان  ; اعتقاد قوی به پذیرش ارزشها و اهداف (عراقی ، 1377، 52) .
آلن و مایر (1991) سه بعد برای تعهد سازمانی تحت عنوان تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری قائل شده اند.
تعهد عاطفی: وابستگی عاطفی فرد را به سازمان ،همخوانی با آن و مشارکت در فرایندهای سازمانی اشاره دارد.
تعهد مستمر: آگاهی به هزینه هایی که در هنگام ترک خدمت باید پرداخت.
تعهد هنجاری: این نوع تعهد احساس اجبار به ماندن در سازمان معطوف است.
هدف این تحقیق بررسی تاثیر سه بعد تعهد (تعهد عاطفی – تعهد مستمر – تعهد هنجاری ) و نیز بعد ویژگیهای فردی بر روی تعهد سازمانی و همچنین بررسی نتایج ناشی ازاین تعهد بر روی قصد ترک سازمان است . این تحقیق در بین کارکنان اداره کل تامین اجتماعی استان مرکزی انجام گرفته است.
4-1 چارچوب نظری تحقیقاین مطالعه مبتنی بر پژوهش ماتیو و زاجاک در سال 1990 پیرامون ویژگیهای شخصی موثر بر تعهد سازمانی از جمله : سن-جنسیت-تحصیلات-ازدواج-سابقه و سمت سازمانی- استنباط از شایستگی شخصی- توانائیها- حقوق و دستمزد- سطح شغلی و همچنین بررسی ابعاد تعهد از دیدگاه آلن و مایر در سال 1991 در تعهد سازمانی و در نهایت نقش تعهد سازمانی در تمایل به ماندن یا ترک سازمان می باشد. در این راستا از الگوهای تعهد ارائه شده توسط اریلی و چتمن ( 1986 ) ، مدل می یر و آلن (2001) ،آنجل و پری (1983) ، مایر و شورمن (1992) نیز بهره گرفته شده و در نهایت مدل این تحقیق به شکل 1-3 در فصل سوم ارائه گردیده است .
5-1 فرضیه های تحقیقارتباط مثبت میان سن کارکنان و تعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان تحصیلات کارکنان و تعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان سابقه و تعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان آموزش کارکنان و تعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان تعهد عاطفی وتعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان تعهد مستمر وتعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط مثبت میان تعهد هنجاری و تعهد سازمانی وجود دارد .
ارتباط منفی بین تعهد سازمانی و قصد ترک سازمان وجود دارد .

6-1 ضرورت و اهمیت تحقیقتعهد سازمانی یکی از موضوعات بسیار مهم در تحقیقات سازمانی به شمار می آید که می تواند هم از جنبه تئوریک و هم از جنبه عملی مورد استفاده قرارگیرد، سازمانها به ایجاد محیطهایی کاری با تعهد بالا برای پرسنل خود علاقه مند هستند ، زیرا تحقیقات نشان داده است که با تعهد سازمانی بالا سازمانها به نتایج ارزشمندی ازقبیل کاهش تغییر وتبدیل، بالارفتن انگیزش کارکنان،افزایش حمایت سازمانی و بهبود سطح رفتارها و... دست خواهند یافت(لابات مدین،2007،ص197) .
تعهد سازمانی به عنوان یکی از اصول رفتار سازمانی، در دهه های اخیر موضوع بسیاری از متون رفتار سازمانی و مورد توجه تعداد زیادی از محققان در این زمینه بوده است که همواره سعی نموده اند مسئله فوق را از ابعاد مختلف بررسی و آن را برروی عملکرد سازمان اندازه گیری نمایند، تعهد و پایبندی می تواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشد، کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند نظم بیشتری در کار خود دارند و مدت بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کاری کنند، مدیران باید تعهد و پایبندی کارکنان رابه سازمان حفظ کنند و برای این امر باید بتوانند با استفاده از مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی را بیشتر کنند .
در تحقیقات انجام شده در خصوص تعهد :
مادوی، یورتر و دیوبین، 1974 دریافتند، کارکنان با تعهد بالا عملکرد بهتری نسبت به کارکنان با تعهد کمتر دارند (حمیدی وکشتی دار،1382،ص46) .
تعهد سازمانی با تعیین هویت ارتباط دارد .اشخاص متعهد به سازمان گرایش موثری نسبت به نتایج سازمان داشته و موقعیت کاری اشان را در رابطه رابطه با پیوستن به سازمان ارزیابی می کنند (موتاز،1998،ص468) .
برگمن و همکاران،2000، و جان استون،1988 معتقدند افزایش تعهد سازمانی سبب نتایج ارزشمندی از قبیل : افزایش کارایی و عملکرد ، کاهش تمایل به جستجوی مشاغل جدید وکاهش تغییر و تحولات نیروی انسانی می گردد(بولز و همکاران،2007،ص312) .
مدیران می توانند از مزایای تعهد کارکنان در راستای برخورد با مشکلات سازمانی استفاده نموده و با در نظر گرفتن و شناسایی میزان تعهد سازمانی موجود از آن به عنوان عاملی در جهت بالا بردن سطح رضایت وهمچنین افزایش عملکرد شغلی استفاده نمایند(لابات مدین،2007،ص197) .
تحقیقات نشان می دهد که درک تعهد سازمانی می تواند پیش بینی درباره این امر ارائه دهد که تعهد سازمانی چگونه با قصد ترک سازمان در ارتباط است . گردش کارمندان همیشه برای سازمان در تمام بخش ها پرهزینه است ،چون سرمایه گذاری زیادی در انتخاب ،آموزش وترقی پرسنل گذاشته می شود (استالورث، 2004، 203) .
شناسایی ارتباط ویژگیهای شخصی با تعهد سازمانی در این تحقیق می تواند مورد استفاده مدیران منابع انسانی و همچنین گردانندگان سازمانها و همچنین سایر افرادی که به نحوی در اداره سازمانها نقشی دارند قرارگرفته و عاملی در جهت رشد و بهبود سازمان و برطرف کردن بعضی از کاستیها باشد.
7-1 اهداف تحقیقتعیین تاثیر ویژگیهای فردی بر تمایل به ترک سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان مرکزی
تعیین ارتباط میان ابعاد تعهد با تمایل به ترک سازمان در سازمان تامین اجتماعی استان مرکزی
با توجه به صرف هزینه و زمان زیاد جهت گزینش ،آموزش و توسعه پرسنل ،ضرورت دارد مدیران و مسئولین بدانند کدام نوع از ویژگیهای فردی وکدام بعد از ابعاد تعهد بر ماندن یا ترک کارکنان در سازمان تاثیر دارد تا از آن در برنامه ریزی و مدیریت خود استفاده نمایند.
هدف کاربردی این تحقیق بررسی رابطه میان ابعاد تعهد و نیز ویژگیهای فردی با تعهد سازمانی و در نهایت تمایل به ترک سازمان کارمندان اداره کل تامین اجتماعی استان مرکزی میباشد . از نتایج آن می توان برای افزایش سطح رضایت شغلی وحفظ نیروی انسانی که همان سرمایه اصلی سازمان میباشد و موجب تعالی و موفقیت سازمان میگردد، استفاده کرد و از تحمیل هزینه های مشهود و نامشهود ناشی از جابجایی کارکنان جلوگیری بعمل آورد .
8-1 حدود مطالعاتی 1-8-1 قلمرو زمانی تحقیققلمرو زمانی تحقیق در برگیرنده 4ماه از ابتدای اردیبهشت ماه 1390 تا پایان مرداد ماه 1390 می باشد .
2-8-1 قلمرو مکانی تحقیققلمرو مکانی تحقیق سازمان تامین اجتماعی استان مرکزی می باشد.
3-8-1 قلمرو موضوعیپژوهش حاضر از نظر موضوعی در چارچوب مطالعات رفتار سازمانی و در بخش تئوری های رفتاری قرار می گیرد.
9-1 تعاریف واژه های کلیدی و اصطلاحاتتعهد: عبارت است از وفای به عهد به چیزی یا فردی (فرهنگ لغت و بستر).
تعهد : عبارت است از میزان برآورده نمودن انتظارات دیگران توسط افرادی که در موقعیتهای مختلف قرار می گیرند (کریم زاده،1378،ص11)1.
تعهد سازمانی: عبارت است از التزام برای انجام کامل یک وظیفه یا عمل برای شخص و یا چیزی در آینده(زنگرر،2001،ص14) .
تعهد سازمانی: عبارت است از وابستگی و پیوستن فرد به سازمان به نحوی که ارزشهای آن سازمان را پذیرا بوده وبه عضویت و باقی ماندن در آن سازمان تمایل دارد (سامرز،1995،ص 16) .
تعهد سازمانی : عبارتست از حالتی که کارمند سازمان بخصوصی اهداف و سازمانی که در آن کار می کند را معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند (رابینز، 1998، 283) .
پورتر و همکارانش تعهد را بعنوان درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمان، مشارکت و درگیری در یک سازمان خاص تعریف می کنند. تعهد دارای عناصر سه گانه زیر است:
تمایل قوی برای باقی ماندن در یک سازمان
تمایل به تلاش و کوشش فراوان برای سازمان
قبول ارزشها و اهداف سازمان
تعهد سازمانی ،نوعی نگرش است که میزان علاقه و دلبستگی و وفاداری کارکنان نسبت به سازمان و تمایل آنان به ماندگاری در سازمان را نشان می دهد .این نگرش می تواند ناشی از تمایل ،الزام یا نیازفرد باشد. براساس مدل سه بخشی میر و آلن تعهد سازمانی شامل سه مولفه است:
تعهد عاطفی:احساس تعلق و وابستگی به سازمان واحساس هویت با آن (خواستن و میل باطنی)
تعهد مستمر: محاسبه سود و زیان و هزینه های ناشی از ترک سازمان (نیاز به ماندن در سازمان)
تعهد هنجاری: احساس وفاداری به سازمان و الزام اخلاقی به ماندن در سازمان و ادای دین به آن(باید یا نوعی الزام اخلاقی است) ( میر و آلن ،1993، 19-18) .
10-1 تعاریف عملیاتیویژگیهای شخصی: خصوصیات و معیارهای سنجش افراد که از شخصی به شخص دیگر فرق می کند که عبارتنداز سن، جنس، سطح تحصیلات، آموزش ،وضعیت تاهل، سابقه خدمت، حقوق و دستمزد.
قصد ترک سازمان : منعکس کننده علاقه کارکنان به جستجوی مشاغل جایگزین وترک سازمان است .
فصل دوممروری بر ادبیات تحقیق
1-2 مقدمه
محققان تعهد سازمانی را به عنوان یک متغیر حائز اهمیت در درک رفتار کارکنان دانسته و معتقدند که تعهد، نوعی نگرش و احساس درونی فرد نسبت به سازمان، شغل یا گروه است که در قضاوت‌ها، عملکرد و وفاداری وی نسبت به سازمان، و بسته به ماهیت یک سازمان، میزان وفاداری اعضای آن در سرنوشت و بقایش تأثیرگذار است. حال اگر این سازمان به اقتضای ماهیت خود با مسائل انسانی،مالی و حساسیت‌هایی از این نوع روبرو باشد، اهمیت تعهد کارکنان نسبت به آن، دوچندان خواهد شد. لازمه اعتماد به کارکنان از یک سو و رقابت بین سازمان‌ها از سوی دیگر، لزوم کارکنانی متعهد را ضروری می‌سازد.
همچنین درک تعهد سازمانی می تواند پیش بینی درباره این امر ارائه دهد که تعهد سازمانی چگونه با قصد ترک سازمان در ارتباط است . گردش کارمندان همیشه برای سازمان در تمام بخش ها پرهزینه است ،چون سرمایه گذاری زیادی در انتخاب ،آموزش وترقی پرسنل گذاشته می شود (استالورث، 2004، 203) .
آلن و مایر (1991) سه بعد برای تعهد سازمانی تحت عنوان تعهد عاطفی، تعهد مستمرو تعهد هنجاری قائل شده اند وبراساس تحقیقات ماتیو و زاجاک (1990) یکی از عوامل تاثیرگذار بر تعهد سازمانی ویژگی های شخصی می باشد.
در این تحقیق ارتباط چهار عامل از عوامل شخصی ( سن ، تحصیلات ،سابقه وآموزش) و ابعاد سه گانه تعهد از دیدگاه آلن ومایر را با تعهد سازمانی و قصد ترک سازمان مورد بررسی قرارمی دهیم .
این فصل به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول تعاریف ویژگیهای فردی ، تعهد سازمانی وانواع آن ،و سپس مدل ها ، الگوها ونظرات مرتبط با تعهد سازمانی مطرح شده می گردد. در بخش دوم نیز پیشینۀ تحقیق آورده شده است.
2-2 ویژگیهای شخصی1-2-2 سن
مراحل تکاملی سن
با وجود تفاوت های وسیع در فرآیند تکاملی افراد، وجوه مشترک مشخصی در اکثر موارد در مراحل زندگی وجود دارد و لذا این مراحل به 6 دوره طبقه بندی می شود .
شیرخوارگی و کودکی
بلوغ و نوجوانی
جوانی
میانسالی
از کارافتادگی
پیری
این تصور که تکامل بعد از مرحله نوجوانی متوقف می شود مبنای علمی ندارد زیرا هر مرحله ای از زندگی از نوزادی تا پایان عمر، با ویژگی ها و مهارت های تکاملی خاصی همراه می باشد.
تکامل موفقیت آمیز، فرد را برای زندگی و ورود به مراحل بعدی آماده می سازد . مشکلات موجود در کسب این مهارت ها خطر اختلالات روانی، اجتماعی و حتی مشکلا ت پزشکی را می تواند افزایش دهد.ممکن است تصورشود که تکامل، مراحل مختلف پیشرفت خطی است اما بعضی از محققین معتقدند که تکامل، پیشرفت خطی دارد اما تأثیر آن از نوع مارپیچی است و به این جهت باید به خانواده به عنوان یک واحد مراقبت توجه شود (خسروی،1385،ص1522-1523)1.
دوران شیرخوارگی و کودکی
ویژگی های تکاملی این مرحله به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته است . فرآیند تکاملی در این مرحله در مقایسه با دیگر مراحل زندگی (مرحله استراحت ) بسیار سریع است و به همین دلیل انحراف از آن بسرعت قابل تشخیص می باشد . یادآور می شود که روش های استاندارد ارزیابی مانند تست غربالگری تکاملی در سال های اول زندگی قابل استفاده هستند . شاید مهمترین ویژگی های دوران شیرخوارگی و کودکی نیاز به پرورش است حتی قبل از تولد، رشد جنین باید از لحاظ تغذیه ای و محافظت از خطرات، مورد توجه قرار گیرد . فعالیت واقعی والدین از بدو تولد شروع می شود . شروع ارتباط بین مادر و کودک، اغلب از لحظه تولد می باشد که تأثیر بسزایی بر تکامل روحی، عاطفی، اجتماعی و حتی هوش او دارد.
کودکان به دلیل نیازهای دائمی با والدین تماس زیادی دارند بویژه وقتی که هر دو زوج در رشد کودک مشارکت داشته و فرزند اول آنها نیز باشد . نیازهای تغذیه ای کودک، مشخص نمودن محل خواب او، ارتباط او باکودکان دیگر خانواده از مسائلی است که در این مرحله مطرح می باشد.
2 سالگی کودکان شروع به تجربه فعالیت های مستقل می نمایند، مانند استقلال در پوشیدن - در سن 3سالگی لباس و یا دستشویی رفتن که والدین باید در یاددهی این فعالیت ها همراه با صبوری تلاش نمایند . مشکلاتی مانند بروز خشم و قهر، انکار و منفی گرایی، مکیدن انگشت، مشکلات دستشویی رفتن و ... شایع هستند . کودک برای داشتن رفتار مناسب، نی ازمند استانداردهای ثابت از طرف والدین در مقابله با آنها می باشد، بویژه توافق والدین در اصول تربیتی بسیار مناسب است.
6-10سالگی در اواخر دوران کودکی وقوع حوادث، شایع است با وجود شیوع بالای حوادث مرگ به علت حادثه از علل مرگ و میر این گروه می باشد . در این مرحله موضوع هویت جنسی و نمایش رفتارهای متناسب با جنس نیز مطرح است (خسروی،1385،ص1524)1.
بلوغ
مرحله بلوغ در بین مراحل تکاملی، شاید بحرانی ترین و پرتغییرترین دوران می باشد . رشد سریع و تغییرات همه جانبه، فرد جوان را به طور سریع و اساسی متأثر می سازد. از جهتی برای بکار بردن اصطلاح مرحله بلوغ با توجه به تغییرات وسیع بهتر است از انفجار استفاده شود . ازنظرروانی واجتماعی،ویژگی های این دوره بطور واضح شامل جدا شدن از خانواده، تکامل هویت فردی، تکامل هویت جنسی، شروع وابستگی به دوستان (بجای خانواده) و شروع طراحی روش هایی برای جلب حمایت دوستان است. فرآیند تکامل خودشناسی اغلب یکی از تظاهرات استرس زا برای نوجوان می باشد . نکته جالب این است که دقیقا وقتی والدین تلاش می نمایند که نوجوان مستقل از خانواده شود، نوجوان بیشتر به دوستانش وابسته می شود. تکامل جنسی در این دوران مطرح می گردد .
در نوجوانان نیز مانند کود کان بزرگتر مشخص نمودن محدودیت ها و استانداردها مورد نیاز است و شرکت آنها در کارهای جمعی و مشارکت های اجتماعی افزایش می یابد و باید آموزش های لازم در مورد عوامل خطرآفرین مانند حوادث و ... به آنان ارائه گردد ( همان منبع،ص1524)2.
دوران جوانی
گاهی اوقات تکامل از این مرحله به بعد بسیار کند می گردد اما واضح است که در مراحل بعدی زندگی مهارت های مهم تکاملی اتفاق می افتد اریکسون این مرحله را کسب مهارت و توانایی ایجاد ارتباط و دوستی عمیق می داند
پیدا کردن یک شریک زند گی، ارتباط با زندگی او و انتظارات او و صحبت کردن یا مودت در مورد زمان داشتن فرزند از جنبه های بسیار مهم این مرحله می باشد و در این زمان است که فرد برای تشکیل خانواده و تطابق با اعضای خانواده همسر آماده می گردد.
در دوران جوانی تفکرات در مورد نحوه زندگی شخصی عمیق می شود و با ازدواج و یا ایجاد یک رابطه حمایتی(در خانواده های غیرسنتی) این مرحله کامل می گردد . امروزه بطور معمول هم زن و هم مرد روش های کسب درآمدهای اقتصادی را در این مرحله به دست می آورند . خانم ها اغلب ترجیح می دهند که وقت خودشان را صرف فرزندان، همسرانشان یا وابستگان نمایند. تفاوت های بسیار وسیعی در انتخاب نوع خانواده و روابط افراد وجود دارد . 25 % همه خانوارها را خانواده های سنتی تشکیل می دهند و هنوز در جوامع، این حالت، طبیعی (نُرم) و معمول محسوب می شود . درحالیکه خانواده هایی هستند که فقط روابط آن ها حمایتی است یا مسئولیت فرزند با یکی از والدین است که معروفند به خانواده های تک والد (خسروی،1385،ص1524)1.
میانسالی
اریکسون این دوره را تضاد بین رکود وتولید می داند . در این دوران نقش های شغلی و اجتماعی شخص تثبیت می گردد . خط مشی کلی خانواده ثابت می گردد و زمانی است که وضعیت اقتصادی و شخصیتی کامل می شود و فرد به اهداف زندگی خود می رسد . مهمترین حالت تطابق فرد با مسئولیت های جدید، بویژه نقش های مدیریتی در شغل یا ارتقاء شغلی پیش می آید . با برنامه های ورزشی، مذهبی یا اجتماعی بیشتر درگیر می شود . وقتی که فرزندان خانه را ترک می کنند والدین احساس خالی بودن خانه را دارند (بخصوص خانم ها)، در این مرحله فرد 40سالگی خود را با - وقایعی مانند یائسگی، تجربه داشتن نوه، تغییرات بدن و ... مطرح است . در سنین 50 سالگی تغییرات بدنی این سال ها تطابق می دهد . افزایش وزن، تغییرات فیزیکی ،بیماری ها، از بین رفتن حالت جوانی و ... را می توان نام برد. مهمترین مراقبت ها در این مرحله بیماریابی می باشد ( همان منبع،ص1524)2.
دوران از کار افتادگی
این یک پدیده اجتماعی است که تجربیات انسانی نسبتا زیاد است . این دوره اثرات مثبت و منفی دارد . عموما اگر برای این دور ه برنامه ریزی صحیح صورت گیرد همراه با نتایج مثبت خواهد بود . تخصیص زمانی برای ورزش، ارائه آموزش ها و تجربیات برای دیگران، ملاقات با فرزندان و نوه ها و مسافرت می تواند شرایط مناسبی برای فرد ایجاد نماید . در این مرحله مردها بیشتر به توانایی های شغلی و تولیدی خود پی می برند و تمایل دارند که خارج از منزل هم کاری داشته باشند در حالیکه خانم ها دوست دارند کار خارج از منزل خودشان را ترک نمایند .
جنبه های منفی این دوره وجود عوامل خطر و بیماری های آنها می باشد و توانایی افراد برای بسیاری از کارها کاهش می یابد (خسروی،1385،ص1524)1.
دوران پیری
بیشتر مردم تصورشان در مورد پیری، تصور نادرستی است و جنبه منفی دارد و حتی بعضی از منابع، ویژگی های این مرحله را بصورت شروع قطع وابستگی ها، آماده شدن برای ناتوانی ها، بیماری ها و مرگ، ذکر می کنند. تغییرات مشخص در بدن در این مرحله بسیار زیاد می باشد و در واقع توانایی فرد در مقابله با این تغییرات، تعیین کننده اثرات و جنبه های مثبت سال های آخر عمر می باشد. در این گروه سنی تفاوت های فیزیولوژیکی و اجتماعی فراوانی وجود دارد که خود ناشی از عوامل اجتماعی، تفاوت تجربیات و تعریف افراد از عمر می باشد . آموزش های قبلی و سلامت فرد هنگام ورود به این دوران نقش مهمی در حفظ سلامت در سال های آخر عمر دارد. از جنبه های مثبت این دوران این است که فرد خودش معتقد باشد که عمر مفیدی داشته است و یا داشتن فرزندان و نوه های موفق برای بعضی مهم است و برای عده ای داشتن مناصب مختلف و یا کتاب های نوشته شده و دیگر فعالیت ها مطرح می باشد . در سال های اول دوران کهنسالی، اغلب احساس خوشبختی، اثر مثبت دارد در حالیکه در سال های آخر، احساس رضایت و موفقیت و یا بعبارتی رسیدن به اهداف، مهم می باشد. %50 افراد بالای 75 سال قادر به انجام فعا لیت های روزمره شخصی نیستند و افراد پیرتر بطور مشخصی با این ناتوانی، خودشان را تطبیق می دهند و عده ای دیگر منتظرند که با مراقبت های پزشکی قابلیت آن ها افزایش یابد. شایعترین مشکلات آنها کاهش توانایی و ظرفیت فیزیکی، اعمال شخصی، تغییرات حافظه، بروز بیماری ها وارتباط با اعضاء خانواده می باشد . در بعضی از جوامع، شیوع خودکشی در این گروه بالاست و معمولا در افراد مجرّد و تنها رخ می دهد و 30 % آنان گرفتار افسردگی می شوند (همان منبع، ص1525)2.
2-2-2جنسیتآنچه امروزه به عنوان یکی از مشکلات اساسی در عرصه سازمانی مطرح است،.تفاوت بین نگرش مدیران سازمانها نسبت به جنس مساله جنسیت می باشد در حالی که جنس به تفاوت‌های فیزیکی بدن اشاره می‌کند، جنسیت به تفاوت‌های روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی بین زنان و مردان مربوط می‌شود. امروزه جامعه‌شناسان بیش از پیش چگونگی متفاوت بودن وضع زنان و مردان از لحاظ نصیبها و فرصت‌های قابل دسترسی را مورد تحقیق قرار می‌دهند.
به عنوان مثال در مشاغلی که بوسیلۀ مردان و زنان در پیش گرفته می‌شود، افتراق روشنی از نظر جنسیت وجود دارد و زنان به طرزی متراکم در پاره‌ای از اشتغالات معین تمرکز یافته‌اند. بطور کلی نمی توان نادیده گرفت که:
میان زنان و مردان از حیث عوامل اکتسابی مثل سطح تحصیلات، سابقه شغلی و ذاتی مثل ریسک پذیری و زمانی که صرف انجام کار می کنند، تفاوتهایی وجود دارد، انتظار می رود، تفاوتهایی از حیث مدیریتی و به طور اخص از حیث شیوه اعمال مدیریت منابع انسانی، در بین زنان و مردان وجود داشته باشد. گرچه پژوهشهای صورت گرفته در زمینه کارآفرینی نشان دهنده تفاوتهایی میان زنان و مردان کارآفرین در عرصه هایی نظیر انگیزه ایجاد کسب و کار شخصی، نوع عملیاتی که بر می گزینند و مسائل مالی وجود دارد، ولی با این وجود، مطالعات اندکی به بررسی تفاوتهای جنسیتی در عرصه مدیریت سازمانهای کوچک و بویژه مدیریت منابع انسانی اختصاص داده شده است (ورهول،2001، 81) . متأسفانه، ادبیات مدیریت نیز شواهد جامع و کافی در پاسخ به این پرسش که آیا زنان و مردان و مدبران متفاوتی هستند یا خیر؟ فراهم نیاورده است (لودن،1985، 72) مدیریت علمی و مدیریت عمومی، همواره باور بر آن است که زنان و مردان سبکهای مدیریتی متفاوتی را برمی گزینند، حال آنکه عده ای دیگر بر این باورند، اگر رفتار حرفه ای زنان و مردان در یک طیف زمانی بلند مدت تحت نظر قرار گیرد، مشاهده می شود که روشها و رویکردهای رفتاری آنان مشابه یکدیگر است (طبرسا ،1387،ص21) .
تفاوت بین رفتارهای اجتماعی زنان و مردان درجامعه موضوع مطالعات فراوانی در جوامع مختلف بویژه در کشورهای پیشرفته بوده است. به باور اسکامپ و شولتز، پژوهشگران در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی با استفاده از تکنیک های فرا‐ تحلیلی که نتایج مطالعات پیشین را ترکیب می کنند، ویژگی های زنان و مردان را در تحقیقات مرتبط با نقش های جنسیتی مورد ارزیابی قرار داده اند.
بر اساس نتایج مستخرج از تحقیقات فرا‐ تحلیلی دو نظریه ی کلی و برجسته در بار ه رفتارهای اجتماعی زنان و مردان وجود دارد:
نظریه تطوری و نظریه نقش اجتماعی
بطور خلاصه به باور چشم انداز تطوری تفکیک های جنسیتی انطباقی یا سازوارپذیر هستند. سازوارپذیری به این معنی است که تفکیکهای جنسی که امروز وجود دارند نتیجه انتخاب طبیعی است و گونه ی انسانی نیازمند با تولید زاد و ولد ماندنی و آن رفتارهایی هستند که موفقیت بازتولید را بالا ببرند. این دیدگاه تفکیک نقش های زنان و مردان را ناشی از موقعیت طبیعی آنها و منطبق با تاریخ تطور انسانی می داند.
دیدگاه دوم یا نظریه ی نقش اجتماعی بر این باور است که تفکیکهای مردانه و زنانه در رفتارهای اجتماعی نتیجه فعالیت های نوعی است که در آنها زنان و مردان درگیر می شوند.در این دیدگاه نقشهای جنسیتی، تجویزات فرهنگی برای هر جنسی رفتار و شخصیت متناسب را آموزش می دهند، به این معنی که انتظارات درباره این که چه رفتاری برای زنان و مردان مناسب است .طرفداران این دیدگاه معتقدند که به لحاظ تاریخی زنان در مقایسه با مردان دارای پایگاه اجتماعی پایین تر وقدرت کمتری بوده اند و این وضعیت موجب شده است که بر منابع کمتری داشته و لذا تحرک اجتماعی آنها کمتر باشد. در چنین وضعیتی که نظام پدرسالارانه برروابط اجتماعی حاکم می باشد، زنان بیشتر از مردان درگیر کارهای خانگی می شوند و مردان میل بیشتری به کارهای خارج از خانه دارند (خواجه نوری،1386، صص118-119)1.تفاوتهای موجود میان زنان و مردان در کار
همزمان با حضور زنان در عرصه اجتماع و کسب و کارهایی که دیر زمانی در انحصار مردان بود، پژوهش در مورد شناخت تفاوتهای رفتاری زنان و مردان، با هدف رفع مسائلی که در نتیجه ورود زنان به جامعه، اقتصاد و سیاست مطرح شده بود، امری اجتناب ناپذیر شد.
علم ژنتیک به دنبال کشف تفاوتهای جنسی و در نتیجه، اسناد بسیاری از ویژگیهای رفتاری به مسائل ژنتیکی است. از جمله آنکه، مردان بیش از زنان متوجه ارزشهای اقتصادی و سیاسی بوده، به ارزشهای زیبایی شناختی، اجتماعی و مذهبی گرایش دارند. زنان نسبت به مردان احساسی تر و وابسته تر هستند و مردان پرخاشگرتر، جاه طلب تر و از استقلال و اتکا به نفس بیشتری برخوردارند.
در اینجا می توان این پرسش را مطرح کرد که آیا تفاوتها و ویژگیهای گفته شده رفتاری ناشی از جنسیت است یا عوامل دیگری در آن نقش دارند؟
بررسی‌ها نشان می دهند، بسیاری از مفروضات رایج در مورد تفاوتهای جنسیتی هیچگونه پایه و اساسی ندارند. در این میان، یادگیریهای اجتماعی در شکل گیری برخی رفتارهای ویژه مردان و زنان نقش عمده ای دارند. یادگیریهای اجتماعی به طور عمده یا ناشی از عرف جامعه بوده، یا ناشی از الگوهای گوناگون ارائه شده در کتابها و رسانه های گروهی هستند. برای مثال: در کشور ما عرف بر این باور است که پسرها باید برای به دست آوردن حق خود بجنگند حال آنکه، این روش برای دختران پسندیده نیست.
می توان گفت، زیربنای تفاوتهای زن و مرد تحت تاثیر بسیاری از عوامل فرهنگی و اجتماعی قرار می گیرد. بنابراین وجود تفاوت میان زن و مرد به معنای برتری یکی بر دیگری نیست. آگاهی در مورد این گونه تفاوتها، جامعه را در جهت تربیت درست زنان و مردان و به کارگیری ظرفیتهای بالقوه آنان در مشاغل مرتبط تسهیل می سازد (طبرسا ،1387،ص23) .
تفاوتهای جنسیتی در حوزه مدیریت
غالباً نویسندگان بر این باورند که سبک رهبری ابزاری، وظیفه مدار و اتوکراتیک سبکی مردانه است و در برابر سبک رهبری رابطه مدار، کاریزماتیک و دموکراتیک سبکی زنانه است. از نظر این دسته از نویسندگان، سبک مردانه بر ضرورت حفظ کارآیی و انجام وظایف کاری تاکید دارد حال آنکه، سبک زنانه مبتنی بر گسترش روابط میان فردی اصرار می ورزد.
اگر کارکنان در امر تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشند، سبک رهبری مشارکتی خواهد بود و در مقابل، اگر فاکتورهای مشورت و تفویض اختیار در تصمیم‌گیری موجود نباشد، سبک رهبری اتوکراتیک تلقی می شود زنان به طور عمده از سبک مدیریت دموکراتیک و مشارکتی بهره می گیرند. آنان تمایل به اعتماد به آرا و نظرات کارکنان خود داشته، به آنان امکان مشارکت در تصمیم‌گیریها را می دهند. به گفته روزنر میزان عدم تمرکز و تفویض اختیار تصمیم‌گیری و قدرت در سازمانهایی که توسط زنان هدایت می شوند از سطح بالاتری دارد (روزنر،1990، 101) . از سویی دیگر براش نقش زنان کارآفرین را به طور عمده به عنوان برقرارکننده روابط و همکاری و نه کنترل کننده افراد، تصور می کند (براش،1992، 74) . زنان سازمان خود را به صورت غیررسمی و سلسله مراتبی سازماندهی کرده، از سیاست درهای باز براساس پذیرش هرگونه انتقاد، دسترسی آزاد کارکنان تمامی سطوح به منابع و اطلاعات و احترام به کارکنان استفاده می کنند. همچنین به نظر می رسد، زنان به طور عمده از بازخوردهای مستقیم و مستمر استفاده می‌کند و از آنجایی که کمتر قادر به مجزا کردن زندگی شخصی از زندگی سازمانی خود هستند، از این رو غالباً انتظار می رود جو سازمانی حاکم بر سازمانهای تحت مدیریت زنان انعکاسی از زندگی شخصی آنان باشد (طبرسا ،1387،ص23) .
شواهد هافستد در سال 1976 بیانگر این امر بود که مردان به طور عمده سبک مشورتی را ترجیح می دهند و پژوهشگر دیگری در سال 2002 دریافت که مدیر- مالکان زن، گرایش بیشتری به سبک اتوکراتیک دارند (ورهول،2003، 89) .
با این وجود به نظر می رسد از آنجایی که زنان می بایستی مسئولیتهای کاری و خانوادگی خود را با هم ترکیب کنند، انگیزه توفیق طلبی آنان متفاوت از مردان است. آنان به پذیرش مسئولیتهای بیشتر که ممکن است به توازن میان زندگی کاری و زندگی خانوادگی‌شان لطمه وارد سازد، تمایل کمتری نشان می‌دهند. از این رو از سبکهای مشارکتی استفاده می کنند که این سبکها نزدیکی بیشتری با سیستم تعهد مدار مدیریت منابع انسانی دارند، بنابراین، انتظار آن می‌رود که سیستم مدیریت منابع انسانی در سازمانهای با مدیریت زنان به طور عمده تعهد مدار باشند، تا کنترل مدار (طبرسا ،1387، 24) .
جنسیت و ابعاد مدیریت منابع انسانی
به منظور سنجش تاثیر جنسیت بر ابعاد مدیریت منابع انسانی، تعدادی از ابعاد معرفی شده بررسی بروی آنها انجام می شود.
تصمیم‌گیری:
بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط ورهول و همکارانش میزانی که کارکنان قادر به مشارکت در تصمیم‌گیریها هستند، تحت تاثیر جنسیت مدیران نیز قرار دارد. مردان پس از دریافت نظرات پیشنهادی کارکنان، تصمیم نهایی را خود اتخاذ می کنند. در مقابل انتظار می رود زنان، تمایل بیشتری به مشارکت دادن کارکنان در فرایند تصمیم‌گیری نهایی داشته باشند (ورهول،2003، 61) .
عدم تمرکز:
در تحقیق صورت گرفته توسط براش، از منظر زنان، برقراری روابط از ارجحیت بالاتری نسبت به رعایت سلسله مراتب اداری برخوردار است (براش،1992، 58) . بر اساس آنچه پیشتر گفته شد، میزان عدم تمرکز و تفویض اختیار در سازمانهایی که توسط زنان اداره می شود، در مقایسه با سازمانهای تحت مدیریت مردان، افزونتر است. در پژوهشی دیگر ادعا شده است که کارآفرینان زن انتقادپذیرتر و دسترسی به آنان آسانتر است. آنان سعی در اشاعه روابط مبتنی بر اعتماد دارند. از این‌رو، می توان ادعا کرد که درسازمانهای با مدیریت زنان، عدم تمرکز بیشتری وجود دارد.
نظارت:
از آنجایی‌که در سازمانهای تحت مدیریت زنان، روابط مبتنی بر اعتماد، از اولویت بالاتری نسبت به رعایت سلسله مراتب دارد، سیستم نظارتی در اینگونه سازمانها نیز بر همین اساس استوار می‌گردد. مردان به طور مستقیم فرآیند تولید را کنترل کرده و به محض مشاهده انحراف در برنامه تولید، اصلاحات لازم را انجام می دهند، حال آنکه زنان، غالباً از روشهای کنترل غیرمستقیم استفاده کرده، سعی بر آن دارند تا از راه انگیزش کارکنان به منظور ایجاد تعهد نسبت به هدفهای سازمان، بر فرایندهای سازمانی کنترل داشته باشند (ورهول،2003، 61) . این شواهد ما را بر آن می دارند که بپذیریم مکانیسم های کنترلی در سازمانهای تحت مدیریت زنان به طور عمده غیر مستقیم است.
رسمیت:
مطالعات متعدد نشاندهنده آنست که زنان تمایل کمتری نسبت به رسمیت گرایی در سازمان از خود نشان می دهند، بدین معنا که ساختار سازمانی غیرسیستماتیک بوده، در نتیجه میزان انعطاف پذیری بیشتر، مستند سازی کمتر و تصمیم‌گیریها عمدتاً مبتنی بر شهود است. بر این اساس انتظار می رود این گونه سازمانها به صورت غیررسمی تری سازماندهی شوند.
نوع وظیفه:
بر اساس این فرض که بیان می دارد سیستم‌های مدیریت منابع انسانی در سازمانها با مدیریت زنان تعهد مدارترند، انتظار می رود حیطه شغلی در چنین سازمانهایی وسیع بوده، در نتیجه تتوع وظایف بیشترباشد. یادگیری و آموزش:
امروزه با توجه به این واقعیت که نیروی انسانی به عنوان یک مزیت رقابتی مطرح است، فرآیند یادگیری کارکنان بیش از پیش مورد توجه واقع شده است. با این وجود، براساس بررسیهای صورت گرفته در سال 2002 توسط ورهول و همکارانش، می توان استنباط کرد که زنان کارآفرین با احتمال بیشتری کارکنان خود را به حضور در دوره های آموزشی متعهد می سازند. علاوه بر این، این امکان وجود دارد که هدف از آموزش نیز بین سازمانها متفاوت باشد. برای مثال، زنان ترجیح می دهند که کارکنانشان در دوره های آموزش مدیریت شرکت کنند و این امر از آنجایی نشأت می‌گیرد که مدیران زن غالباً از تجربه کافی در پستهای مدیریتی برخوردار نبوده، تمایل به اتکا بیشتر به کارکنانشان دارند. از آنجایی که کار جمعی و مهارتهای اجتماعی برای زنان اصل است، اهمیت بیشتری به بهبود کارکنانشان می دهند. از این رو زنان نسبت به مردان توجه آشکارتری به امر یادگیری کارکنان داشته و به طورعموم میزان آموزشهای عمومی در سازمانهای تحت مدیریتشان بیشتر است.
جذب و انتخاب: فرآیند جذب و انتخاب در سازمانهای کوچک غالباً با موانع متعدی نظیر کمبود وقت و پول روبه‌رو هستند، از این رو به طور عمده این دسته از سازمانها از فرآیندهای غیر رسمی جذب، مانند معرفی دوستان و آشنایان، شبکه های موجود و تماسهای شخصی برای جذب و استخدام نیروی کار مورد نیاز خود، بهره می گیرند.