–409

1-1- بیان مسالهاستان ایلام دارای 641667 هکتار جنگل و 1146280 هکتار مرتع می‌باشد که در مجموع بیش از 87 درصد استان را عرصه‌های منابع طبیعی تشکیل میدهد، این مقدار برابر 4% جنگل‌ها و 1% مراتع کشور و همچنین 10% سطح جنگل‌ها و 6% مراتع زاگرس می‌باشد. 66 درصد جنگل‌‌های استان را جنگل تنک تشکیل میدهد و جزء جوامع جنگلی مناطق خشک و نیمه‌خشک سلسله جبال زاگرس بوده و تیپ غالب آن را گونه بلوط ایرانی با 90%، گونه پسته وحشی 6% و 4% بقیه را بادام کوهی، داغداغان، کیکم، بادامک و غیره را شامل می‌شود. از جمله گونه‌های نادر گیاهی استان ایلام میتوان به مورد، بادام، بادامک، گلابی وحشی، سماق، ارغوان، لرگ، زربین و. . . اشاره کرد که ذخیرهگاه‌های جنگلی استان را تشکیل میدهند.
بادام کوهی درختچه‌ای متعلق به خانواده گلسرخیان تا ارتفاع 6 متر، با شاخه‌های متعدد، ایستاده و بدون کرک، سبز رنگ و استوان‌های، برگ‌های خطی، گل‌ها به قطر 25 میلی‌متر و موسم گلدهی آن اسفند تا فروردین ماه می‌باشد (مظفریان 1383). از نظر اکولوژیکی، جنگل‌‌های بادامک به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده بروز سیل در مناطق کوهستانی و تخریب اراضی و محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق جغرافیایی و اکولوژیکی مطرح میباشند.
ذخیره‌گاه بادام کوهی منطقه کلم بدره، جزء رویشگاه‌‌های با اهمیت و از ذخایر ژنتیکی درختچه‌ای در ایران محسوب میشود. عدم شناخت کافی از این ذخیره‌گاه مانع جدی در احیاء رویشگاه‌‌های تخریب یافته آن و برنامهریزی به منظور مدیریت بهینه رویشگاه‌‌های موجود خواهد بود. بر این اساس آگاهی از نیاز رویشگاهی این گونه و تعیین مشخصه‌های کمی و کیفی آن میتواند کمک شایانی برای استفاده مناسب از این گونه به همراه داشته باشد. در این راستا آگاهی از ویژگی‌های خاک رویشگاه این گونه نقش مؤثری در پیشنهاد گونه‌های سازگار با شرایط خاک در مناطق مشابه دارد، بنابراین میتوان از نتایج این پژوهش برای اصلاح، احیاء و حفاظت پوشش گیاهی مناطق با شرایط مشابه استفاده نمود. با توجه به بومی بودن گونه بادامک، ارزش اقتصادی از نظر تولید میوه، دارویی، صنعتی و خوراکی، اهمیت اکولوژیکی و استفاده از آن در طرح‌های آبخیزداری و حفاظت و احیاء و جلوگیری از فرسایش خاک و نبود اطلاعات کافی در خصوص گونه بادامک، اقدام به انتخاب آن برای بررسی و مطالعه رویشگاهی آن در ذخیره‌گاه کلم شهرستان بدره شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش می‌تواند برای جنگل کاری موفق گونه بادامک در استان ایلام به کار گرفته شود.
1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقیکی از وسیع‌ترین مناطق رویشی کشور منطقه زاگرس است که با پنچ میلیون هکتار جنگل تقریباً وسعتی معادل 40 درصد از کل جنگل‌‌های کشور را به خود اختصاص داده است. ارزشمندی این جنگل‌ها به لحاظ زیست محیطی ایجاب میکند که گونه‌های ارزشمند این مناطق مورد توجه علمی بیش‌تری قرار گیرند. قدم اول در حفاظت از این ذخیره‌های ارزشمند ملی آشنایی کامل با ویژگی‌های بومشناختی و بومسازگان آنهاست. جنس بادام یکی از با ارزش‌ترین رستنی‌های ایران می‌باشد که در بخش کوهستانی منطقه ایرانی و تورانی در مرکز، شرق و غرب پراکنش دارد. این جنس دارای بیش از 40 گونه در پاره ای از نقاط جهان می‌باشد که بیش از 30 گونه از آن در ایران رویش دارد (ایران نژاد پاریزی 1374). گونه‌های جنس بادام به علت دارا بودن خواص دارویی، صنعتی و خوراکی از لحاظ اقتصادی حائز اهمیت میباشند. گونه گیاهی بادامک در بسیاری از نقاط کشور امکان رویش دارد (الوانی نژاد 1378). بنابراین شایسته است که برای حفظ تنوع گون‌های، توسعه منابع طبیعی کشور و حفظ ارزش‌های زیست محیطی، چنین گونه‌هایی مورد توجه علمی بیش‌تری واقع شوند.
بادامک به عنوان یکی از گونه‌های درختچه‌ای مناسب برای بسیاری از مناطق اکولوژیک کشور مورد توجه بوده و سالهاست در اراضی شیبداری که در معرض خطر فرسایش آبی هستند، کشت میگردد. به جهت ماهیت اجرای طرح‌های تثبیت بیولوژیک، شناخت عوامل توسعه دهنده و یا محدود کننده گونه‌های گیاهی اهمیت به سزایی دارد. اولین گام در انتخاب گونه گیاهی مناسب، شناخت بستر مناسب برای بقا، رشد، زادآوری و استمرار تولید می‌باشد. از جمله مهم‌ترین عوامل در موفقیت طرحها و پروژه‌های جنگل‌شناسی و مدیریت جنگل، شناخت ویژگی‌ها، نیازها و فرایند‌های رویشی گیاه و اثر متقابل آنها با شرایط رویشگاه است. رشد گیاهان علاوه بر خصوصیات ژنتیکی، به عوامل محیطی و رویشگاهی بستگی دارد که این عوامل محیطی مجموع‌های از خصوصیات خاک، توپوگرافی، آب و هوا، اقلیم و دیگر نهاده‌‌های اکولوژیک هستند. در برنامهریزی‌های اصلاح و توسعه منابع طبیعی، ضمن لزوم بررسی‌های گیاه شناسی برای هر گونه گیاهی، شناخت نیاز‌های محیطی گیاه نیز باید مورد توجه متخصصان مربوطه قرار گیرد.
در این راستا، آگاهی از خواهش‌های بومشناختی گونه بادامک در ذخیره‌گاه جنگلی کلم شهرستان بدره در استان ایلام از نظر خاک، اقلیم، شرایط توپوگرافی و سایر عوامل محیطی میتواند برنامه‌‌های حفاظت، احیاء و توسعه این منابع جنگلی را با موفقیت بیش‌تری همراه کند.
در اغلب عرصه‌های ملی بویژه در استان ایلام در حال حاضر امکان استفاده از گونه‌های درختی فراهم نیست و تجربیات اخیر حکایت از عدم استقرار و یا استقرار ضعیف جنگل‌کاری با گونه‌های درختی دارد. بنابراین در حال حاضر استفاده از گونه‌های درختچه‌ای همچون بادامک که میتواند نقش پیش‌آهنگ را در عرصه‌های تخریب یافته جنگل‌‌های زاگرس داشته باشد، تنها راهکار موجود است. یکی از مناسب‌ترین گونه‌های موجود به منظور احیای مناطق تخریب یافته استفاده از انواع بادام بویژه بادامک است. تحقیق حاضر نیز با هدف بررسی شرایط و نیاز رویشگاهی گونه بادامک در ذخیرهگاه کلم شهرستان بدره انجام گرفت که نتایج حاصل از آن میتواند به عنوان یک دستاورد مهم در جهت مدیریت بهینه این ذخیره‌گاه و همچنین در برنامهریزی‌های حفاظت، احیاء، توسعه و مدیریت هر چه دقیق‌تر این گونه ارزشمند مورد استفاده قرار گیرد.
1-3- سؤالات تحقیقخصوصیات کمی و کیفی جوامع درختچه‌ای بادام کوهی در ارتباط با ارتفاع از سطح دریا و جهت جغرافیایی تغییر میکند؟
آیا تراکم درختچه‌های بادام کوهی در یال‌ها بیش‌تر از درهها است؟
1-4- اهداف بررسی شرایط رویشگاهی گونه بادام کوهی در ذخیرهگاه جنگلی کلم شهرستان بدره
تعیین مشخصه‌های کمی و کیفی درختچه بادام کوهی ذخیرهگاه جنگلی کلم شهرستان بدره
1-5- تعاریف و کلیات1- پوشش گیاهی
پوشش گیاهی عبارت از انواع درختان، بوته‌ها و علوفه و چمن و سبزی که در سطح زمین استقرار می‌یابد به عبارتی هرگونه سرسبزی در سطح زمین را سطح پوشش گیاهی نامند (‌جنگل، مرتع، زراعت) فقدان پوشش گیاهی در سطح زمین از عوامل عمده تخریب سطح خاک توسط باران می‌باشد. پوشش گیاهی مانعی است در مقابل باران که به سطح خاک برخورد می‌نماید. برخورد باران به سطح خاک باعث جابجایی خاکدانه‌ها و فرسایش خاک می‌شود. فرسایش خاک حاصلخیز فقر پوشش و نابودی آن‌را در پی دارد‌. عدم وجود پوشش گیاهی نیز نابودی خاک را در پی دارد. به عبارتی پوشش گیاهی و خاک برای حفظ خود مکمل یکدیگرند‌. عدم وجود یکی باعث نابودی دیگری می‌شود. این ارتباط حیاتی به حیات بشر و موجودات زنده ارتباط دارد.
2- اُت اکولوژی
الف) مطالعه و شناخت روابط و چگونگی رفتار جمعیت یک گونه در رویشگاه و تعامل با اجزاء آن است، که در مدیریت علمی رویشگاه‌‌های یک گونه به منظور حفظ، احیاء و اصلاح آنها حائز اهمیت می‌باشد (مهاجر 1385).
ب) شاخه‌ای از علم اکولوژی که روابط بین یک ارگانیسم یا گونه را با محیط زنده و غیر زنده (رویشگاه آن) مورد مطالعه قرار میدهد.
3- رویشگاه
مجموعه عوامل اقلیمی، خاکی و پستی بلندی که در یک محل وجود دارد و شرایط لازم و کافی را برای استقرار و رشد و توسعه درختان بوجود میآورد. رویشگاه مترادف پایگاه به کار برده میشود (مهاجر 1385).
4- شرایط اکولوژیکی
دامنه پراکنش گونه‌‌های درختی در جنگل‌‌های زاگرس متفاوت بوده و هر گونه دارای نیاز رویشگاهی خاصی می‌باشد. در منطقه اکولوژیک زاگرس گونه‌‌های مختلفی انتشار دارند که در فرم‌‌های مختلف زمین، در جهت‌‌های جغرافیایی مختلف، در ارتفاعات مختلف از سطح دریا، بر روی خاک‌‌های مختلف با خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مختلف دارای گسترش‌گاه ویژه‌ای هستند (زهره‌وندی و همکاران 1390).
5- ذخیرهگاه جنگلی
ذخیره‌گاه جنگلی عرصه‌ای جنگلی است که به دلایل اکولوژیک و یا دخالت‌‌های انسانی دچار آسیب شده و با خطر انقراض یک یا چند گونه جنگلی روبه رو است. با توجه به این که چنین پدید‌های نابودی تنوع زیستی را در زیست کره به دنبال خواهد داشت لازم است با هدف جلوگیری از چنین اتفاقی، برنام‌های را برای حفاظت از این مناطق و به منظور استمرار زادآوری اجرا کرد.
6- بادام کوهی
پراکنش جنس بادام از نظر تقسیم بندی‌های جغرافیای گیاهی در منطقه ایرانوـ تورانی است و از حوزه دریای مدیترانه تا آسیا گسترش دارد. پراکنش اصلی آن در جنوب غرب آسیا و خاورمیانه است؛ اما تعداد بسیار کمی از گونه‌ها در چین و مغولستان وهمین طور جنوب شرق اروپا رویش دارند. بررسی‌های تکاملی نشان داده است که تکامل بادام در مناطق استپی خشک، بیابان‌ها و مناطق کوهستانی تحت شرایط سخت صورت پذیرفته و این جنس با زیسگاه‌های خشک و نیمه خشک سازگار شده است. بادام در ارتفاعات و بر روی دامنه‌‌های صخره ای، سنگی، سنگریزه‌ای و یا بستر‌های شنی یا رسی رشد می‌کند. این جنس نیازمند مناطق نورگیر باز است و هم چنین در استپ‌ها و استپ ـ جنگل‌ها می‌روید.
جنس Amygdalus به خانواده Rosaceae گل سرخیان تعلق دارد. در حال حاضر این تیره تقریباً دارای 90 جنس و 3000 گونه می‌باشد و در ایران دارای 4 زیرتیره، 30 جنس و تقریباً 27 گونه و 7 طایفه است. بادام کوهی درختچه‌ای است خاردار شاخه‌‌های آن در ابتدا صاف و قهوه‌ای روشن است پس از چندی رنگ آن به خاکستری روشن یا تیره تبدیل می‌شود. گل بادام روی شاخه‌‌های یکساله به صورت جانبی و انفرادی پدیدار می‌شود. گسترش اصلی جنس بادام در منطقه ایرانی- تورانی است و معمولاً در نواحی جنوب غربی آسیا پراکنده اند. گونه‌‌های بادام در شرایط متفاوتی از جمله در شیب جنوبی رشته کوه‌‌های البرز تا شیب شمالی کوه‌های مکران در جنوب ایران گسترش دارد و رشد می‌کند (وفادار و دیگران 2008). گونه A. arabica در غرب ایران پراکنده است که دارای شاخه‌های شیاردار و دمبرگ 7 میلی‌متری است. این گونه به دلیل اهمیت اقتصادی، دارویی و کشاورزی از زمان‌‌های بسیار دور مورد توجه بوده و در برابر فرسایش از خاک نگهداری می‌کنند و به دلیل وجود اسید‌های چرب غیراشباع و آمیگدالین مصارف دارویی بالایی دارد (شنگ مین 2003).
بلندی درخت بادام به 6 ‌تا10 متر می‌رسد. ریشه آن قوی است و به طور عمودی تا 3 متر در زمین فرو می‌رود و به همین دلیل نسبت به خشکی و کم‌آبی مقاوم است. تنه درختان بادام در جوانی به رنگ خاکستری شفاف و صاف که به‌ تدریج رنگ آن تیره‌تر می‌شود. برگ بادام کشیده و نوک‌تیز و چرمی و کلفت است و بنابراین در هوای گرم و خشک مقاوم است.
از نظر اکولوژیکی، دما مهم‌ترین فاکتور اقلیمی برای گونه بادام است. بادام برای جوانه زنی یکنواخت در بهار، به سرمای زمستانه متوسطی نیاز دارد. درخت بادام سرمای زمستان را در حد متوسطی تحمل می‌کند ولی به علت زود باز شدن گل‌‌های آن تحمل این درخت نسبت به سرمای بهاره کمتر است. نیاز سرمایی برای باز شدن عادی جوانه‌ها بسته به نوع دما متفاوت بوده و از 100 تا 700 ساعت پائین‌تر از 2/7 درجه سانتی‌گراد متغیر است. خواب جوانه‌ها به علت وجود غلظت زیاد قند در آنها می‌باشد. درخت بادام سرمای زمستانه را تا 20- درجه سانتی گراد تحمل می‌کند. در صورتی که سرما بیش از این حد باشد و سرد شدن هوا نیز به تدریج صورت گرفته باشد، درخت بادام مقاومت بیش‌تری به سرما خواهد داشت. عامل محدود کننده کاشت بادام سرمای بهاره بخصوص در زمان گل یا بلافاصله پس از تشکیل میوه است. شیب‌های جنوبی برای کاشت بادام خیلی مطلوب است و زمین‌های هموار نیز در صورتی که دارای هوای ملایمی باشند می‌توانند مورد استفاده قرار گیرد. در مناطقی که سرمای بهاره متداول است باید از ارقام دیر گلده استفاده شود. بنابراین نسبت به سرمای دیررس بهاره بسیار حساس هستند بادام برای رساندن میوه خود نیاز به 8-6 ماه فصل رشد دارد و در تابستان خواهان هوای گرم و خشک می‌باشد و در مناطقی که متوسط بارندگی کمتر از 250 میلی‌لیتر در سال دارد، به خوبی رشد می‌کند (خاتم‌ساز 1371).
مناسب‌‌ترین خاک برای بادام خاک‌‌های لومی می‌باشند، اما با توجه به این‌که درختان بادام اغلب در خاک‌‌های غیر حاصلخیز کاشته می‌شوند، بنابراین قبل از کاشت برای تعیین میزان کمبود مواد غذایی باید تجزیه خاک صورت گیرد. تجزیه برگی نیز برای تشخیص مقدار و نوع عناصر غذایی خاک مفید است.
درخت بادام بی برگ در جنگل‌‌های زاگرسی به عنوان گونه پرستار و پیش‌آهنگ شناخته شده و یکی از مقاوم‌‌ترین درختان به خشکی و گرما در میان درختان و درختچه‌‌های جنگلی شناخته می‌شود. با توجه به اینکه کشور ما یکی از کشور‌های دارای آب و هوای خشک بوده و کمبود آب در کشاورزی و باغبانی مطرح می‌باشد توسعه‌ی کشت و کار گونه‌‌های مختلف بادام در مناطق مناسب ضروری می‌نماید (شکل 1-1).

شکل 1-1- نمایی از درختچه بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه (ذخیره‌گاه بادام کلم بدره)7- تیپ‌های گیاهی منطقه
الف) تیپ Amygdalus arabica- Annual grasses
این تیپ در شیب شمالی منطقه در محدوده طول شرقی 25. 1 54 46 تا 22. 2 59 46 و عرض شمالی 6. 5 2233 تا 15. 2 24 33 واقع شده است. به علت شرایط اکولوژیکی و فشار چرای دام، گرایش پوشش گیاهی منطقه منفی است. گونه‌های علفی منطقه مورد مطالعه نیز شامل گراس و فورب یکساله می‌باشند و گیاهان بوته‌ای به صورت محدود وجود دارند. خاک این تیپ عمیق و دارای املاح گچ و آهک و مارن می‌باشد. بافت خاک متوسط تا سنگین دارای ساختمان توده‌ای، مقدار خلل و فرج متوسط با تعداد زیاد و ریشه‌های ریز با تعداد متوسط واکنش در برابر HCL زیاد، هدایت الکتریکی 74/0 دسی‌زیمنس بر متر و اسیدیته آن برابر 78/7 می‌باشد. از نظر پایداری خاکدانه‌ها بسیار سخت و درصد اشباع آن برابر 48 درصد و مقدار کربنات کلسیم در این افق 48 درصد است. میزان لاشبرگ 5 درصد می‌باشد و در این تیپ 29 درصد سنگریزه دیده می‌شود میزان خاک لخت 1/31 درصد می‌باشد. پوشش گیاهی در این تیپ دارای 5/9 درصد تاج پوشش می‌باشد. لیست گیاهان موجود در این تیپ در جدول1-1 ارائه شده است.
جدول 1-1- لیست گیاهان شناسایی شده در تیپ Amygdalusarabica- Annual grassesردیف نام فارسی نام علمی خانواده شکل زیستی
1 گاوزبان خارک‌دار Anchusa strigosa Labill Boraginaceae He
2 گون Astragalu neomozafarina ina Papilionaceae Ch
3 بارهنگ Plantago psylium Plantaginaceae He
4 دانه تسبیح Aegilo pscrassa Gramineae Th
5 جو هرز (قلطاس) Hordeum glaucum Gramineae Th
6 بادامک Amygdalus lycioides Rosaceae Ph
7 گلرنگ زرد Carthamus oxycanthalis Compositae Th
8 شکر تیغال مشهدی Echinops ritroides Bunge Compositae He
9 دگر گل گندمی Hetheranthelium piliferum Gramineae Th
10 زنگوله ای شرقی Onosma heliotropium Boraginaceae He
11 سدابی زگیل دار Haplophylumtuberculatum Rutaceae He
12 طوسک ایتالیایی Scabiosa rotate Dipsacaceae Th
13 ترشک Rumexephedroides Polygonaceae Th
14 بهمن Stipa capensis Thunb Gramineae Th
15 ختمی Alceaaucheri Malvaceae He
16 سوزن چوپان Erodium ciconium Geraniceae Th
17 بادام کوهی Amygdalus Arabica olive Rosaceae Ph
18 خنجوک Pistachia khinjuk Anacardiaceae Ph
19 چچم شکننده Loliumrigidum Gramineae Th
20 شبدر Trifolium campester Papilionaceae Th
21 شکر تیغال Echinopsritroides Compositae He
22 گوش بره Phlomis persica Bioss Labiatae He
23 کنگر Gundelia tournefortii Compositae He
24 علف جارو Bromus danthonia Gramineae Th
25 جارو علفی بامی Bromus tectorum Gramineae Th
26 مریم گلی Salvia bracteata Labiatae He
27 گچ دوست Gypsophila pallida Caryophyllaceae He
28 بله جی جی Astragalus fasciculifolius Papilionaceae Ch
شکل زیستی: تروفیت :Th، همیکریپتوفیت :He، کامفیت :Ch، فانروفیتPh
ب) تیپ Quercus brantii- Amygdalus arabica
این تیپ در قسمت شمال غربی منطقه قرار گرفته است و در بین طول شرقی 2. 2 53 46 تا 28. 6 57 46 و عرض شمالی 16. 9 21 33 تا 36 23 33 واقع شده است. این تیپ دارای شیب زیاد و عمق خاک کم تا متوسط بوده و سنگ بستر در بعضی قسمت‌‌های آن نمایان شده است. پوشش گیاهی درختی بیش‌تر از نوع بلوط ایرانی همراه با پایه‌‌های پراکند‌های از بنه است. بافت خاک متوسط تا سنگین دارای ساختمان توده‌ای، مقدار خلل و فرج زیاد با اندازه متوسط و بدون ریشه و واکنش در برابر HCL زیاد، هدایت الکتریکی 76/0 دسی‌زیمنس بر متر و اسیدیته آن برابر 65/7 می‌باشد. از نظر پایداری خاکدانه‌ها سخت و درصد اشباع آن برابر 2/32 درصد و مقدار کربنات کلسیم در این افق 5/68 درصد است. میزان لاشبرگ 5 درصد می‌باشد و در این افق 7/26 درصد سنگریزه دیده می‌شود و خاک لخت 35 درصدد می‌باشد. درصد پوشش گیاهی این تیپ 49/20 درصد می‌باشد.
جدول 1-2 لیست گیاهان شناسایی شده در AmygdalusarabicQuercusbrantii-ردیف نام فارسی نام علمی خانواده شکل زیستی
1 جارو علفی هرز Bromus danthonia Gramineae Th
2 گلرنگ زرد Carthamu soxycanthalis Compositae Th
3 جاشیر Ferulago macrocarpa Umbelliferae He
4 بابونه Anthemis altissima Compositae Th
5 کنگر Gundeliatournefortii Compositae He
6 دانه گنجشکی Helianthemum salisifolim Cistaceae Th
7 شیرپنیر موئین Galium setaceum Rosaceae Th
8 دم روباهک Lophocloaphleoides Gramineae Th
9 خشخاش هرز Papaverdubium Papaveraceae Th
10 لعل کوهستان Olivier adecombens Umbelliferae Th
11 بادام کوهی Amygdalus arabica Rosaceae Ph
12 دانه تسبیح Aegilopscrassa Gramineae Th
13 جو وحشی Hordeum glaucum Gramineae Th
14 طوسک ایتالیایی Scabiosa rotate Dipsacaceae Th
15 بارهنگ کتانی Plantago psyllium Plantaginaceae He
16 بلوط ایرانی Quercus brantii Fagaceae Ph
17 شکر تیغال Echinopsritroides Compositae He
18 بله جی جی Astragalus fasciculifolius Papilionaceae Ch
19 زوال Eryngium billardieri Umbelliferae He
20 شبدر Trifolium campester Papilionaceae Th
شکل زیستی: تروفیت :Th، ژئوفیت :GE، همیکریپتوفیت :He، کامفیت :Ch، فانروفیتPh
8- خواص دارویی
بادام ملین بوده و روغن بادام ضد یبوست است مخصوصاً می‌توان از روغن بادام رفع یبوست بچه‌ها استفاده کرد.
بادام برای درمان زخم روده‌ها و مثانه و اسهال مفید است.
بادام تقویت کننده نیروی جنسی است و تولید اسپرم را زیاد می‌کند، بادام آسیاب شده و با عسل مخلوط شده، برای درد کبد و سرفه مفید است.
شکوفه بادام را دم نموده و به عنوان مسهل برای اطفال می‌توان استفاده کرد.
دم کرده پوست قهوه‌ای رنگ مغز بادام بهترین دارو برای تسکین درد و التهاب مجاری تنفسی است.
روغن بادام خواب آور است و بی خوابی را از بین می برد.
مالیدن روغن بادام برروی پوست التهاب را رفع کرده و سوختگی را درمان می‌کند.
ریشه درخت بادام برای درمان انواع دردها مفید است و برای پاک کردن طحال، کلیه و دفع کرم رود به کار می رود.
1-6- جمع بندی و جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیقبا توجه به گسترش رویشگاهی وسیع گونه بادام کوهی در کشور متاسفانه در ارتباط با بررسی رویشگاهی این گونه تحقیقات در داخل کشور اندک می‌باشد و بجز چند توده بادام کوهی در استان‌های کرمان و چهارمحال بختیاری در دیگر مناطق مطالعه جامعی صورت نگرفته است. در استان ایلام گونه درختچه‌ای بادام کوهی منطقه کلم شهرستان بدره به عنوان ذخیره‌گاه از سوی سازمان جنگل‌ها، مرتع و آبخیزداری کشور معرفی شده است که تاکنون هیچگونه مطالعه‌ای در مورد بررسی خصوصیات رویشگاهی آن صورت نگرفته است. به همین دلیل و به منظور شناخت و کسب اطلاعات و نیز به دلیل اینکه این گونه از گونه‌هایی با ارزش ژنتیکی و اقتصادی بالاست و رویشگاه آن در استان به عنوان ذخیرهگاه معرفی شده است، مطالعات در خصوص این گونه ضروری احساس شده و هدف این مطالعه نیز بررسی شرایط رویشگاهی گونه بادام کوهی ذخیرهگاه جنگلی کلم بدره می‌باشد.

فصل دوممروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق1903095284480000
2-1- مرور منابع2-1-1- بررسی پژوهش‌های انجام شده در داخل کشورپیری (1391)، مطالعه شرایط رویشگاهی لرگ در دره لارت شهرستان بدره استان ایلام پرداخت عرصه تحت پوشش توده لرگ پس از ثبت موقعیت تمام پایه های لرگ در، آماربرداری صدرصد از مشخصه های کمی و کیفی انجام شد خاک منطقه دارای بافت رسی – لومی تا شنی – رسی – لومی با میانگین اسیدیته برابر 34/7 بوده است نتایج نشان داد که حداقل و حداکثر قطر پایه ها به ترتیب 7 و 91 سانتی متر بوده حداقل و حداکثر ارتفاع درختان بترتیب5/0 و20 متر می باشد میانگین ارتفاع درختان به روش لوری 34/14 متر محاسبه گردید تجدید حیات درختان به طور متوسط برابر 5/770 اصله در هکتار و جنگل ناهمسال و نامنظم می باشد.
قربانی (1391)، بررسی برخی از خصوصیات اکولوژی گونه مورد را در سه ذخیره گاه جنگلی تنوره آبدانان، زرآب زرین آباد، و روستای مورد از توابع بخش چوار در استان ایلام پرداخت نتایج نشان داد که محدوده ارتفاعی مورد بین 826 تا 1100 متر ارتفاع از سطح دریا بوده و بیشترین پارامتر ارتفاع و قطر به ترتیب 02/3، 88/3 مربوط به ذخیره گاه زرین آباد از نظر پارامتر شادابی و تعداد زادآوری ذخیرگاه چوار اختلاف معنی داری نسبت به دو ذخیرگاه دیگر می باشد . خاک رویشگاه چوار سیلتی – لومی و دو رویشگاه دیگر رسی – لومی بوده . نتایج همبستگی بین متغیرها نشان داد که در هر سه رویشگاه بین قطر تاج و ارتفاع پایه ها همبستگی مثبت وجود دارد . در رویشگاه چوار زاداوری درختان با میزان کربن آلی و پتاسیم خاک دارای همبستگی مثبت و دررویشگاه آبدانان بین ارتفاع پایه ها و میزان اسیدیته خاک همبستگی منفی بسیار قوی وجود دارد .
گودرزی و همکاران (1391)، در تحقیقی تأثیر فیزیوگرافی و برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک را بر روی پراکنش گونه بادامک در چهار منطقه از استان مرکزی مورد مطالعه قرار دادند. در این پژوهش پس از جنگل گردشی و بررسی مقدماتی منطقه و با توجه به متغیر‌هایی مانند جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا و شیب اقدام به پیاده نمودن 61 قطعه با استفاده از دستگاه GPS در چهار منطقه جلایر ساوه، نیمور محلات، جفتان تفرش و سرآبادان تفرش گردید. نتایج به دست آمده از آزمون تجزیه واریانس یک طرفه نشان داد که بیش‌‌ترین ارتفاع از سطح دریا، شیب، آهک، هدایت الکتریکی و فسفر در منطقه نیمور محلات، بیش‌‌ترین مقدار درصد شن و سطح مقطع تاج در هکتار در مناطق جلایر ساوه و سرآبادان تفرش، بیش‌‌ترین تعداد درخت در هکتار در منطقه سرآبادان تفرش و کم ‌ترین ارتفاع از سطح دریا و سیلت در منطقه جلایر ساوه وجود دارد. همچنین تحلیل مولفه‌‌های اصلی بیانگر آن است که همه مشخصه‌‌های رویشی در جهت مثبت محور اول پراکنده شدهاند. منطقه جلایر ساوه بیش ‌ترین همبستگی مثبت را با محور اول و نیمور محلات با محور دوم نشان می‌دهد. در ربع اول و در مناطق سرآبادان و جلایر ساوه درصد شن و ازت کل و در ربع دوم و در منطقه نیمور محلات ارتفاع از سطح دریا، شیب و فسفر و در ربع چهارم و در منطقه جفتان تفرش کربن آلی از مهم ‌ترین عوامل تأثیرگذار بر پراکنش بادامک میباشند.
صیادی و همکاران (1391)، در مطالعه خود به بررسی اثر توپوگرافی و خصوصیات خاک بر خصوصیات کمی و کیفی بادام کوهی در ذخیرهگاه رحمت آباد شهرستان آبیک استان قزوین پرداختند. آماربرداری از پایه‌‌های بادام کوهی و ثبت مشخصات کمی و کیفی به صورت صد در صد انجام گرفت. مشخصه‌های مورد نظر از لحاظ جنگل‌شناسی شامل تعداد درختان، ارتفاع کامل، قطر متوسط تاج، قطر یقه (مجموع جست‌‌های تشکیل دهنده تنه) و مشخصه‌های کیفی شامل فرم تنه، وضعیت شادابی و سلامت تاج، سلامت تنه، انحنا و پیچیدگی تنه مورد سنجش قرار گرفت. برداشت نمونه‌های خاک از عمق 20-0 سانتیمتری به صورت انتخابی، در نقاطی که وضعیت پوشش گیاهی و توپوگرافی به طور واضحی تغییر می‌کرد با در نظر گرفتن قطعه نمونه‌‌هایی صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین تعداد پایه در هکتار بادام و ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت اختلاف معنیداری وجود دارد. همچنین در این تحقیق معلوم شد که از بین خصوصیات فیزیکی خاک تنها درصد سنگریزه و درصد تخلخل با برخی از خصوصیات کمی بادام کوهی همبستگی دارد.
میرآزادی و همکاران (1391)، تحقیقی را در ارتباط با بررسی وضعیت رویشگاه‌‌های طبیعی درختچه مورد در استان لرستان و چگونگی حفاظت از آنها انجام دادند. هدف از پژوهش آنها بررسی رویشگاه‌‌های درختچه مورد در استان لرستان و بررسی میزان تخریب این رویشگاه‌ها بود، به این منظور 31 رویشگاه عمده این درختچه در استان لرستان شناسایی گردید و پس از مراجعه به این مناطق ویژگی‌های رویشگاهی و خاکی آنها مورد اندازهگیری قرار گرفت، نتایج این تحقیق نشان داد که رویشگاه‌‌های مورد در استان لرستان به شدت تخریب یافته بوده و روند نزولی و قهقرایی طی میکنند، با توجه به نتایج به دست آمده این محققان آنچه بیش از هر عامل دیگری امروزه در زمینه حفظ منابع طبیعی به ویژه در سطح ملی می‌تواند تأثیرات مثبت داشته باشد، افزایش معرفت و آگاهی جامعه در زمینه منابع طبیعی و شناخت مسایل و مشکلات زیست محیطی است.
فیروزبخت و همکاران (1391)، مطالعه‌ای را تحت عنوان ارزیابی و تعیین شرایط رویشگاهی بنه atlantica Pistacia در جنگل‌‌های زاگرس مرکزی انجام دادند. در این تحقیق خصوصیات گیاه شناسی، اقلیمی، رویشگاهی، خاک شناسی، زمین شناسی، مورفولوژیک، فیزیولوژیک، جنگل‌شناسی و پوشش‌های همراه بنه در زاگرس مرکزی و ایران مورد بررسی و مطالعه قرارگرفت. همچنین اهمیت جنگل‌‌های بنه در اکوسیستم زاگرس مورد نقد قرارگرفته و یکسری پیشنهادها برای حفظ جنگل‌‌های بنه ارائه گردیده است.
توکلی نکو و همکاران (1390)، در بررسی رویشگاه‌‌های بادامک در استان قم دریافتند که تراکم درختچه‌‌های بادامک در دامنه‌ها بیش‌تر است. از نظر ارتفاع، قطر تاج، مساحت تاج پوشش و مساحت تاج پوشش در واحد سطح، درختچه‌های موجود در درهها وضعیت بهتری داشتند و مقادیر آن برای دامنه بیش‌تر از یال‌ها بود. از نظر رشد سالانه درختچه‌ها، با اندازه‌گیری فاصله میان گره‌ها و محاسبه رشد طولی شاخه در سال جاری، بیش‌‌ترین مقادیر در دره‌ها و پس از آن در دامنه‌ها و یال‌ها مشاهده شد. همچنین جهت جغرافیایی نقش مهمی در پراکنش بادامک نشان داد، به طوری که بیش‌‌ترین تراکم درختچه‌ها در شیب‌‌های جنوبی و شرقی و کم‌ترین مقدار آن در شیب‌‌های شمالی و غربی مشاهده گردید. همچنین از دیگر عوامل موثر بر پراکنش بادامک شرایط خاک و به ویژه بافت خاک بود که در مواردی که خاک با بافت متوسط تا سبک همراه با سنگریزه وجود داشت، تراکم درختچه‌‌های بادامک بیش‌‌ترین مقدار بود.
رجبی نوفاب (1390)، در پایاننامه کارشناسی ارشد خود به برآورد ترسیب کربن در دو گیاه بادام کوهی و مو و بررسی امکان واسنجی مدل‌های ترسیب کربن (مطالعه موردی ایستگاه حسین آباد استان فارس) پرداخت و نتایج وی نشان داد که مقدار کربن آلی ترسیب شده در خاک تحت درختچه‌های بادامکوهی و مو به ترتیب 1/354 و 4/227 تن در هکتار است. هدایت الکتریکی از مهم‌ترین عوامل خاکی تأثیرگذار بر میزان کربن آلی خاک در درختچه بادام است در حالی که در گونه مو اسیدیته از جمله فاکتور‌های مهم تأثیرگذار بر میزان ترسیب کربن است. همچنین بیان کردند که با توجه به نتایج این تحقیق، ضروری به نظر میرسد اقدامات لازم در جهت افزایش پتانسیل ترسیب کربن در عرصه‌های مختلف کشور انجام گیرد تا قدمی در راستای کاهش غلظت کربن در جو به منظور کاهش تغییر اقلیم برداشته شود.
روانبخش و همکاران (1389)، در مطالعه خود تحت عنوان بررسی کمی و کیفی ذخیرهگاه جنگلی ارس- شیرخشت اوشان در البرز مرکزی، نشان دادند که این توده دو تیپ جنگلی اصلی شیرخشت- ارس و شیر خشت – راناس دارد. گونه‌های این توده در اشکوب درختی شامل ارس، بنه، پلاخور و تا بوده و در اشکوب درختچه‌ای، شیرخشت، راناس، تنگرس، نسترن و زرشک دیده میشوند. توده دارای ساختار ناهمسال نامنظم بوده است. همچنین تجدید حیات توده در بخش انبوه 7 برابر بیش از بخش تنک است. شادابی و سلامت توده با رتبه دهی به 7 گونه اصلی، مورد بررسی قرار گرفت.
الوانینژاد (1387)، در مطالعه خود جهت بررسی عوامل مؤثر بر پراکنش گونه بادام کوهی در دو منطقه مختلف استان فارس دریافت که عامل جهت جغرافیایی نقش مهمی در پراکنش گونه بادام کوهی ایفا میکند به طوریکه این گونه بیش‌تر در جهت‌های جنوبی، شرقی و جنوب شرقی که آفتابگیر هستند ظاهر میشود. در منطقه دشت موک بیش‌‌ترین پراکنش مربوط به ارتفاع 2150-1900 متر و در منطقه دربک 1870-1600 می‌باشد. همچنین ایشان بیان کردند که از لحاظ آب و هوایی رویشگاه‌‌های بادام اغلب در مناطق نیمه خشک، مدیترانه ای گرم و خشک حتی مناطق مرطوب و خشک میتوانند مشاهده شوند.
سالاریان و همکاران (1387)، در بررسی نیاز رویشگاهی گونه بادامک در جنگل‌‌های زاگرس (استان چهارمحال و بختیاری) به این نتیجه رسیدند که جهت جغرافیایی عامل بسیار مهمی در پراکنش بادامک می‌باشد، به طوری که میانگین ارتفاع، تعداد جست، قطر یقه، قطر تاج و درصد تاج پوشش این گونه در جهت جنوبی بیش‌تر از جهت شمالی بوده است. همچنین طبقه ارتفاعی 1800 تا 1900 متر از سطح دریا بهترینمحدوده رویشی برای گونه بادامک در منطقه مورد مطالعه در استان چهارمحال و بختیاری است.
سهرابی و همکاران (1387) مطالعه‌ای تحت عنوان بررسی خصوصیات رویشگاهی و جنگل‌شناسی توده لرگ در استان لرستان انجام دادند. در بررسی به‌عمل آمده مشخص شد که شرایط اقلیمی رویشگاه لرگ در شول‌آباد نیمه‌مرطوب سرد و محل استقرار این توده تراس کوچک رودخانه‌ای با بافت خاک لومی رسی می‌باشد که به مرور زمان در اثر ته‌نشینی رسوبات آن به ‌وجود آمده است. درختان در حاشیه رودخانه دائمی مستقر شده‌اند و سنگ بستر آن دارای سازند آهکی است. حداقل و حداکثر قطر درختان لرگ به ‌ترتیب 2 و 128 سانتی‌متر، میانگین رویش قطری سالانه‌ درختان این توده برابر با 8/3 میلی‌متر و موجودی سرپا در توده مورد مطالعه برابر 5/389 سیلو در هکتار تعیین شد. حداکثر و حداقل ارتفاع درختان لرگ در رویشگاه به ترتیب 28 و 3/2 متر برآورد شد.
مهدی‌فر و ثاقب طالبی (1385)، مطالعه‌ای با عنوان بررسی مشخصات کمی کیفی و خصوصیات رویشگاهی دارمازو به منظور شناخت خصوصیات رویشگاهی گونه دارمازو انجام دادند. نتایج حاصل نشان می‌دهد که مساحت رویشگاه این گونه در منطقه 5751 هکتار بوده. پراکنش آن از ارتفاع 1200 تا 2400 متر از سطح دریا می‌باشد که در محدوده ارتفاعی 1200 تا 2000 متر از سطح دریا منطقه مورد مطالعه تشکیل تیپ داده و از 2000 تا 2400 متر به صورت پراکنده در منطقه حضور دارد. بافت خاک رویشگاه مورد مطالعه متوسط (لومی)، نسبتاً سنگین (لومی رسی) تا سنگین (رسی) می‌باشد و اسیدیته آنها از 4/7 تا 8 متغیر است که نشان دهنده‌ی آهکی بودن این خاک‌هامی‌باشد. ماده آلی در خاک نسبتاً خوب است. در مجموع جهت‌های شمالی و فرم‌های دره و دامنه در محدوده ارتفاعی 1200 تا 1600 متر بالاتر از سطح دریا رویشگاه‌‌های مناسبی از نظر خصوصیات کمی و کیفی درختان دارمازو هستند. از نظر خصوصیات کیفی نیز مشخص شد که بهترینوضعیت شاخه دهی (درختان بدون شاخه) در فرم دامنه (6/74 %) و در طبقه ارتفاعی 1200تا 1600 متر (7/73 %) قرار دارند.
رحمانی و همکاران (1382)، اثر تنش شوری بر رشد دو گونه وحشی و دو ژنوتیپ از گونه اهلی بادام را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که طول و قطر نهال‌ها، وزن خشک برگ، ساقه و ریشه با افزایش شوری کاهش پیدا نمود. اثر شوری با سوختگی حاشیه برگ آغاز شده، بعد به داخل برگ توسعه یافته و در نهایت خشکی برگ و ریزش آنها را به دنبال داشت. غلظت بیش از 1200 میلیگرم در لیتر نمک در ابتدای رشد، سبب آسیب جدی و کاهش شدید رشد شده و در نهایت خشکی تمام ژنوتیپها را به دنبال داشت. در غلظت پایین نمک، بادام‌های اهلی رشد بیش‌تری نسبت به ژنوتیپ‌های وحشی داشته، ولی در غلظت 1200 میلیگرم در لیتر نمک، بادام لیسیوئیدس نسبت به ژنوتیپ‌های اهلی بادام رشد بیش‌تری نشان داد.
ایران نژاد پاریزی (1374)، در بررسی اکولوژیکی جوامع گیاهی گونه‌‌های طبیعی بادام در استان کرمان، مشخص کرد که گونه بادام کوهی بیش‌‌ترین پراکنش را در استان کرمان داشته است. این گونه در اغلب مناطق کوهستانی و تپه ماهوری این استان، با درجات انبوهی و فرم حیاتی مختلف دیده میشود.
2-1-2- بررسی پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشوررئوستا و دیگران (2013) در برآورد میزان ترسیب کربن گونه بادامک (Amygdalus scoparia) به این نتیجه رسیدند که ارزش اقتصادی ترسیب کربن این گونه در هر هکتار 871/12 دلار امریکا می‌باشد و با توجه به ارزش اقتصادی این گونه از لحاظ حفاظت آب و خاک آن را برای پروژه‌های جنگل‌کاری در مناطق خشک و نیمه خشک پیشنهاد کردند.
دوگان و دیگران (2011) طی تحقیقی به مطالعه‌ تعیین بعضی از خصوصیات اکولوژیکی و اهمیت اقتصادی گونه پنج انگشت با نام علمی Vitex agnus-castus که یک گونه مدیترانه‌ای است و از گونه‌های همراه درختچه مورد می‌باشد، پرداختند. نتایج آنها نشان داد که این گونه در منطقه مورد مطالعه (ترکیه) در خاک‌های با بافت لومی و کمی قلیایی رشد میکند و مناطق با درصد کربنات کلسیم پائین، میزان مواد آلی بالا و خاک‌های غنی از نیتروژن و فسفات را ترجیح میدهد.
آرخی و دیگران (2010) در مطالعه خود گزارش کردند که ارتفاع از سطح دریا بر پراکنش گونه Amygdalus orientalis تأثیر گذار است.
گورتاپه و دیگران (2006) گسترشگاه و مناطق اکولوژیک 11 گونه بادام را مورد مطالعه قرار دادند و نشان دادند که جنس بادام در مناطق بین 7/39 و 36 درجه عرض جغرافیایی و بیش‌تر در دامنه‌های ارتفاعی 1100 تا 2300 متر از سطح دریا با خاک با بافت سبک و متوسط رشد میکند و بر اثر بهرهبرداری غیر اصولی، این جنس در معرض خطر قرار گرفته است.
خِرسات و دیگران (2006) بیان کردند که مقدار شوری بر مشخصه‌های کمی و کیفی بادامک تأثیر منفی داشته است که احتمالاً افزایش آن موجب افزایش خشکی محیط، افزایش فشار اسمزی محلول خاک، سمیت یونها، عدم امکان جذب آب از سوی ریشه‌ی گیاه و اختلال در جذب برخی از عناصر غذایی می‌شود.
بادانو و دیگران (2005) در تحقیق خود در ارتباط با بررسی تأثیر جهت دامنه بر روی الگوی پراکنش گونه بادام، نتیجه گرفتند که عوامل رویشی این گونه در جهت جنوبی وضعیت مناسب‌تری نسبت به جهت شمالی دارد.
فلامینی و دیگران (2004) طی مطالعه‌ای بیان کردند که رشد و عملکرد درختچه‌های مورد در اکوسیستمها تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر نوع گونه، اقلیم منطقه، نوع خاک، ارتفاع از سطح دریا و موقعیت جغرافیایی می‌باشد. ویژگی‌های مختلف خاک بر چگونگی رشد و نمو و نیز بر میزان مواد مؤثره این گونه تأثیر دارند. هر یک از این عوامل میتوانند تأثیر به سزایی بر کمیت و کیفیت محصول گیاهان داشته باشند.
اسمیت (1996) در پژوهش خود بیان میکند هر رویشگاهی که تنوع زیستی بیش‌تری داشته باشد، پایداری اکولوژیکی و حاصلخیزی بیش‌تری را خواهد داشت و یک اکوسیستم پایدار و پویا خواهد بود. و از بین مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر تنوع یک رویشگاه می‌توان به عوامل مختلف خاکی و فیزیوگرافی اشاره کرد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

بروایس و زوهاری (1995) در تحقیقی بر روی 26 گونه مختلف بادام، ارتفاع از سطح دریا را به عنوان عامل محدودکننده پراکنش گونه‌های بادام معرفی کردند.
دنیسوف (1982) در بررسی پراکنش و تغییر پذیری بادام‌های وحشی در کشور آذربایجان بیان کرد که ارتفاع از سطح دریا به عنوان عامل محدود کننده در پراکنش این گونهها میتواند مد نظر قرار گیرد و دو فرم بوته‌ای در دامنه زانگ زوار در آذربایجان گزارش شده است که برای برنامه‌های اصلاح نژاد میتوان از آنها استفاده کرد.
آلبرجینا (1978) در مطالعه‌ای که در قسمت جنوب غربی سیسیل ایتالیا بر روی گونه بادام Amygdalus Webbii داشت، بیان میکند که این گونه بر روی انواع خاک‌های آهکی تا آتشفشانی رشد نموده و از نظر ارتفاعی در ارتفاع 900 متر از سطح دریا پراکنش دارد.

فصل سوممواد و روش‌ها1865630194246500
3-1- مواد و روش‌ها3-1-1- مواد3-1-1-1- رویشگاه زاگرسرویشگاه زاگرس بخش وسیعی از رشته کوه زاگرس را شامل می‌شود که از شمال‌غربی کشور یعنی شهرستان پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و تا حوالی شهرستان فیروزآباد در فارس امتداد می‌یابد و محدوده ای به طول 1300 و عرض متوسط 200 کیلومتر را می‌پوشاند. جنگل‌‌های زاگرس که تحت عنوان جنگل‌‌های نیمه خشک طبقه‌بندی شدند، با وسعت 5 میلیون هکتار، 40% کل جنگل‌‌های ایران را به خود اختصاص داده‌اند. این منطقه بیش‌‌ترین تأثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعدیل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور دارد. از مهم‌‌ترین گونه‌‌های درختی و درختچه‌ای حوزه زاگرس می‌توان به گونه‌‌هایی از قبیل بلوط ایرانی، مازودار، ویول، کیکم، بنه، کلخونک، بادامک، داغداغان، دافنه، ارس و گلابی اشاره نمود.
3-1-1-2- زیست بوم استان ایلاماستان ایلام با حوضه جغرافیایی و سیاسی به ابعاد 20150 کیلومتر مربع، حدود 2/1 درصد از مساحت کشور را تشکیل داده است (شکل 3-1). این استان در غرب رشته کوه‌‌های زاگرس بین 4540 تا 4803 طول شرقی و 3203 تا 3402 عرض شمالی قرار گرفته است. شهر ایلام (مرکز استان) در قسمت شمالی استان و در فاصله 745 کیلومتری جنوب غربی تهران واقع شده است. این استان از جنوب به استان خوزستان و کشور عراق، از شرق با استان لرستان، از شمال و شمال غرب با استان کرمانشاه همسایه بوده و از سمت غرب دارای 425 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق است. حدود طبیعی این استان 220 کیلومتر طول و حدود 100 کیلومتر عرض دارد و از شمال به کوه قلاجه تا رود سیمره در شرق و از جنوب به رودخانه دویرج و از غرب به کشور عراق توسط سلسه جبال حمرین محدود شده است (سازمان جغرافیایی نیرو‌های مسلح 1386).
3-1-1-3- منطقه مورد مطالعهمنطقه مورد مطالعه بنام ذخیرهگاه بادام کلم در شهرستان بدره و در استان ایلام واقع شده و در تقسیم بندی کلی هیدرولوژی استان جزء حوزه آبریز سیمره می‌باشد. عرصه طرح ذخیره‌گاه بادام کلم به مساحت 64/63 هکتار در استان ایلام، شهرستان دره شهر، بخش بدره، دهستان دوستان و در غرب روستای کلم قرار گرفته و در محدوده جغرافیایی 33 درجه، 22 دقیقه و 41 ثانیه تا 33 درجه، 23دقیقه و 33 ثانیه عرض شمالی و 46 درجه، 53 دقیقه و4 ثانیه تا 46درجه، 55 دقیقه و 11ثانیه شرقی در استان ایلام واقع شده است (شکل 3-1). نوع گونه‌‌های جنگلی همراه در این رویشگاه شامل بادامک، زالزالک، بنه، بلوط ایرانی و انواع گونه‌‌های علفی یکساله و چند ساله شامل: انواع گون، جو دوسر – گلرنگ زرد- گوش بره – مریم نخودی-چچم – هندوانه ابوجهل و ... می‌باشد.
گونه اصلی و حفاظتی در این ذخیره‌گاه بادام کوهی (Amygdalus arabica) می‌باشد که دارای وضعیت ساختاری نسبتاٌ ناهمسال می‌باشد و زادآوری در این گونه به خوبی مشاهده میشود. حداقل و حداکثر ارتفاع از سطح دریا به ترتیب 900 و 1200 متر می‌باشد. در حاشیه ذخیره‌گاه دو روستای کلم بالا و پایین وجود دارد که سامان عرفی دامداران این دو روستا می‌باشد. با توجه به مشکلات اجتماعی و تقسیمات عرفی برخی تخلفات و تجاوز به عرصه در سال‌های ابتدایی وجود داشت که به مرور مرتفع گردید.

شکل 3-1- موقعیت منطقه مورد مطالعه در کشور، استان و شهرستان
3-1-1-4- اقلیمایستگاه هواشناسی ایلام طی دوره‌ی آماری (1392-1370) که متوسط بارندگی سالیانه در این منطقه 6/667 میلی‌متر بوده که از این میزان 1/20 درصد در فصل بهار، 1/0 درصد در فصل تابستان، 9/31 درصد در فصل پاییز و 9/47 درصد در فصل زمستان می‌باشد. بارندگی‌ها عمدتاً در فصل زمستان و بعد از آن در فصل پاییز و سپس بهار ‌تداوم دارند تابستان فصل خشک منطقه می‌باشد و از خرداد تا اواسط آبان‌ماه اوقات خشک سال هستند. بعلت ورود سامانه‌‌های بارش‌زا و ویژگی فصل بهار‌، عمدتاً بارش‌ها در این فصل رگباری بوده و به دلیل عدم پوشش‌گیاهی مناسب اکثراً سیلابی هستند‌. حداکثر مطلق دما که تا کنون در این ایستگاه به ثبت رسیده است 4/41 درجه سانتی‌گراد بوده است. میانگین دمای سالانه در ایستگاه فوق الذکر 8/16 درجه سانتیگراد می‌باشد. حداقل مطلق دمای ثبت شده در طول دوره آماری 6/13- درجه سانتی‌گراد بوده است. پایین‌‌ترین دما‌های ثبت شده در این ایستگاه مربوط به بهمن ماه می‌باشد یعنی بهمن ماه سرد‌ترین ماه سال است. اما گرم‌‌ترین ماه سال مرداد ماه بوده که حداکثر مطلق دما‌های ثبت شده مربوط به اواخر تیر ماه و مرداد ماه می‌باشد. این ایستگاه دارای 11روز یخبندان می‌باشد. روز یخبندان از نظر هواشناسی به روزی اطلاق می‌شود که حداقل دما صفر و کمتر از آن است. براین اساس در دوره آماری دما‌های صفر و زیر صفر استخراج و پس از بررسی ‌نهایی مشخص گردید، ایستگاه فوق‌الذکر به طور متوسط دارای 35 روز یخبندان است‌. یکی دیگر از پارامتر‌های اقلیمی میزان ساعات آفتابی در سال است. که میانگین آن در سال 2857 ساعت می‌باشد ابرناکی آسمان از دیگر پارامتر‌های اقلیمی است که مشخص کننده دمای زمین و انرژی رسیده به زمین می‌باشد و رابطه مستقیمی با میزان بارندگی دارد‌. به طور متوسط ایستگاه دارای 42 روز در سال ابرناکی است. از دیگر پارامتر‌های مورد بررسی رطوبت هوا است. رطوبت نسبی تأثیر بسزایی در اقلیم، پوشش گیاهی و غیره دارد‌. متوسط رطوبت در این ایستگاه 40 درصد بوده که متوسط حداکثر 55 و متوسط حداقل 25 درصد است. بیش‌‌ترین میزان رطوبت نسبی ماهانه در بهمن ماه با 62 درصد و کم‌ترین میزان رطوبت نسبی در مرداد ماه 19 درصد است. تبخیر از مهم‌ترین پارامتر‌های اقلیمی مخصوصاًدر مناطق خشک است. میزان متوسط تبخیر سالانه 2/1892 میلی متر است. بیش‌‌ترین مقدار تبخیر در تیرماه به میزان 5/367 میلی متر و کم‌ترین میزان 0 میلی متر در زمستان است. باد غالب در منطقه غربی و باد نایب غالب جنوب‌شرقی است. بررسی گلباد سالانه نشان می‌دهد که وزش‌‌های باد، بالای 2 متر بر ثانیه هستند. حداکثر بادی که تاکنون در منطقه به ثبت رسیده است 25 متر بر ثانیه بوده که از جنوب‌غرب به سمت شمال شرق وزش داشته است. جدول فراوانی باد سالانه نشان می‌دهد که بیش‌‌ترین بادها، بین 2 تا 4 متر بر ثانیه سرعت داشته است‌. در گلباد فروردین ماه مشاهده می‌شود که در این ماه باد غالب جنوبی و نایب غالب غربی است. در اردیبهشت ماه نیز باد غالب غربی و باد نایب غالب جنوب‌شرق است‌. در خردادماه‌ تا مهر‌ماه غالب غربی و نایب غالب شمال‌غربی است. اما در آبانماه باد غالب غربی و نایب غالب جنوب‌شرقی است. در آذرماه تا اسفند ماه باد غالب جنوب‌شرقی و باد نایب غالب شرقی است‌. محاسبه فرمول‌‌های مربوط به تعیین اقلیم نشان می‌دهد در روش آمبرژه نوع اقلیم مرطوب معتدل و در روش دومارتن نوع اقلیم نیمه مرطوب است. در روش گوسن (آمبروترمیک) فصل خشک منطقه از اواسط اردیبهشت ماه آغاز و تا اواسط مهر‌ماه ادامه دارد (شکل 3-2). یعنی تقریباً 5 ماه از سال منحنی درجه حرارت در بالای منحنی بارندگی قرار دارد و فقط 5 ماه از سال فصل مرطوب منطقه محسوب می‌شود.
شکل 3-2- آمبروترمیک حوزه کلم (ایستگاه هواشناسی ایلام طی دوره‌ی آماری 1392-1370)3-1-1-5- زمین‌شناسیذخیرهگاه کلم شهرستان بدره در زون ساختاری زاگرس چین خورده قرار می‌گیرد. عمده سنگ‌‌های منطقه را، واحدهای آهکی و شیلی مربوط به مزوزوییک و سنوزوییک تشکیل داده‌اند. سازند گچساران با لیتولوژی انیدریت و مارن و میان لایه آهکی بیش‌ترین وسعت را در منطقه دارد. سایر واحدهای سنگی موجود در حوزه عبارتند از سازند آهکی سروک سازند ایلام با لیتولوژی سنگ آهک و میان لایه شیل، سازند پابده با تناوب شیل و آهک و مارن، سازند شیلی گورپی، سازند آسماری، بخش آهکی امام حسن و سازند انیدریتی گچساران. از نظر ساختاری مهم‌ترین ساختار موجود در حوزه چین‌ها هستند (مطالعات تفصیلی- اجرایی حوزه آبخیز کلم دره‌شهر، 1390). در حوزه کلم با توجه به لیتولوژی واحدهای سنگی، پوشش گیاهی خوب و شرایط آب و هوایی، هوازدگی فیزیکی، زیستی و شیمیایی قابل مشاهده است. همچنین با استناد بر آمار و اطلاعات هواشناسی، تعیین اقلیم ذخیرهگاه بادام منطقه نشان داد که در روش آمبرژه نوع اقلیم مرطوب معتدل و در روش دومارتن نوع اقلیم نیمه مرطوب است. این گونه اغلب در اقلیمهای نیمهمرطوب با زمستانهای نسبتاً سرد مستقر میشود. سالاریان و همکاران (1387) نیز اذغان نمودند که گونه بادام کوهی اغلب در اقلیم‌های نیمهمرطوب مستقر میشوند.
3-2- روش انجام تحقیقاین مطالعه از نوع مطالعات تحلیلی بوده و برای جمعآوری اطلاعات از سه روش کتابخانه‌ای، میدانی و آزمایشگاهی استفاده شده است. در این تحقیق ابتدا برای تعیین مبانی نظری و پیشینه‌ی تحقیق از شیوه کتابخانه‌ای اقدام گردیده و پس از مطالعه کتابخانه‌ای و جستجوی الکترونیکی و به موازات مطالعات مستمر نظری بخشی از اطلاعات مورد نیاز نیز با استفاده از فرم‌‌های آماربرداری در منطقه تهیه و جمع آوری گردید.
ابتدا در منطقه، محدوده ذخیرهگاه بادامک، شناسایی و پلیگون آن به‌صورت رقومی (به ‌وسیله دستگاه GPS در سیستم مختصات UTM با بیضوی WGS84) بسته شد. در داخل محدوده‌‌های مشخص شده شبکه آماربرداری به ابعاد 200×200 متر به‌ صورت منظم- تصادفی (سیستماتیک) طراحی و برای اندازه‌گیری درختچهها و آماربرداری از قطعات نمونه دایره‌ای شکل با مساحتی که به روش حداقل سطح به دست آمده و با توجه به تراکم درختچه‌‌های بادامک حداقل 10 تا 15 پایه در هر قطعه نمونه قرار گیرد، استفاده گردید.
در این قطعات نمونه مشخصه‌های کمی و کیفی همچون تعداد درختچه، ارتفاع و دو قطر عمود بر هم تاج درختچهها، تعداد جست، درجه شادابی درختچهها، میزان ابتلا به آفت و بیماری آنها و زادآوری اندازهگیری گردید. همچنین در هر قطعه نمونه با توجه به طول و عرض جغرافیایی، وضعیت فیزیوگرافی و توپوگرافی (ارتفاع منطقه و میزان و جهت شیب دامنه نیز ثبت میشود) نیز ثبت گردید.
ابزار‌های اندازهگیری مشخصات کمی و کیفی درختچه‌های بادامک شامل موارد ذیل است: دستگاه GPS برای تعیین مرکز قطعه نمونه و یافتن موقعیت، شاخص (ژالن) درجهبندی شده یا دستگاه سونتو برای اندازه گیری گردید. ارتفاع درختچهها، متر نواری برای اندازه گیری قطر تاج درختان و ارتفاع تاج.
3-2-1- تهیه نقشه‌های عوامل فیزیوگرافیپس از مشخص شدن محدوده رویشگاه بر روی نقشه توپوگرافی 1:25000، بمنظور کنترل و نحوه قرار گیری قطعات نمونه در ارتباط با مشخصه‌‌های فیزیوگرافی، توسط نرم افزار Arc GIS 10 نقشه منطقه رقومی شده و از ابزار Topo to Raster برای تهیه نقشه‌های DEM و پس از آن نقشه‌‌های ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت دامنه استفاده شد. سه طبقه ارتفاع از سطح دریا ( 900-1000، 1000 تا 1100 و 1100 تا 1200 متر)، پنج طبقه شیب (0-20، 20-40، 40-60، 60-80 و بیش‌تر از 80 درصد) و پنج جهت جغرافیای (شمال، جنوب، شرق، غرب و بدون جهت) در محدوده مورد مطالعه مشخص شد.
3-2-2- نمونهبردای خاکبرای بررسی وضعیت خاک رویشگاه مورد مطالعه، برخی مشخصه‌‌های فیزیکی و شیمیایی خاک از قبیل بافت خاک، ماده آلی، کربن آلی، اسیدیته (pH)، نیتروژن کل، وزن مخصوص ظاهری و هدایت الکتریکی (Ec) در مرکز هر قطعه نمونه مورد اندازهگیری و مطالعه قرار گرفت. برای این منظور در مرکز هر قطعه نمونه با حفر پروفیل خاک تا عمق ممکنه که با توجه به صخر‌های بودن منطقه کمتر از 20 سانتیمتر بود، نمونه‌های خاک برداشت شد (شکل 3-3). نمونه‌های خاک پس از طی مراحل اولیه آماده سازی برای انجام مطالعات خاکشناسی به آزمایشگاه منتقل شدند.
شکل 3-3- نمایی از نمونهبرداری خاک در رویشگاه مورد مطالعه3-2-2-1- آزمایشات خاکدر محیط آزمایشگاه نمونهها در هوای آزاد خشک گردید و بعد از خرد نمودن کلوخهها، جدا کردن ریشه‌ها، سنگ و سایر ناخالصیها، از الک 2 میلی‌متری عبور داده شدند (هرناندز و همکاران 2004).
بافت خاک با استفاده از روش دانسیمتری بایکاس (زرین کفش 1371) و وزن مخصوص ظاهری به روش کلوخه بر حسب گرم بر سانتیمتر مکعب مطالعه شد (بلیک و‌ هارتج 1986). ماده آلی و کربن آلی با استفاده از روش سرد بر مبنای اکسیداسیون کربن آلی به کمک بیکرمات پتاسیم (K2Cr2O) در محیط کاملاً اسیدی H2SO4)) اندازگیری گردید (آلیسون 1975).
خصوصیات اندازه‌گیری شده خاک در این مطالعه شامل PH خاک، EC خاک، وزن مخصوص ظاهری، مقدار ماده آلی و نیتروژن بود. در این مطالعه از روش مبتنی بر برآورد درصد کربن آلی خاک استفاده شد. کربن آلی به طور متوسط 58% ماده آلی را تشکیل میدهد و درصد ماده آلی را می‌توان با ضرب کردن کربن آلی در عامل وان-بنون لن یا 724/1 به دست آورد.
3-2-3- جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونهجامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق ذخیرهگاه گونه بادام کوهی واقع در منطقه کلم شهرستان بدره می‌باشد که آماربرداری از درختچه‌های بادام کوهی به صورت نمونه‌ای بوده و حجم نمونه بستگی به تعداد قطعات نمونه و تعداد درختان قرار گرفته در هر قطعه نمونه دارد.
3-2-4- متغیر‌های مورد بررسی
در این مطالعه اطلاعات کمی و کیفی درختچه‌های بادام کوهی شامل قطر تاج، ارتفاع، تعداد درختچه، تعداد جست گروه و مشخصه کیفی شامل شادابی در رویشگاه کلم بدره برداشت شد. برای تعیین شادابی چهار طبقه سرسبزی تاج درختچه‌ها در نظر گرفته شد (پاور و دیگران 1995) که شامل درجه 1: بیش از 75، درجه 2: بین 50 تا 75، درجه 3: بین 25 تا 50 و درجه 4: کمتر از 25 درصد تاج سرسبز بودند.
سطح تاج با اندازه‌گیری سطح سایه انداز تاج درختان (منظور سطحی است که تصویر تاج درختان به هنگامی که نور خورشید عمود میتابد بر روی سطح زمین ایجاد می‌کند که با اندازه گیری قطر بزرگ و کوچک تاج درخت تعیین میگردد).
برای برداشت متغیر‌های مورد بررسی از ابزار و لوازم فنی کار مانند متر نواری، GPS و اسپری رنگی جهت نشانهگذاری استفاده شد. همچنین در این ذخیرهگاه در مراکز قطعه نمونهها، نمونه‌های خاک از عمق 0 تا 20 سانتیمتری جهت آزمایش‌های فیزیک و شیمی خاک برداشت شد.
3-2-5- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏هابه منظور تجزیه تحلیل دادهها ابتدا پس از تعیین نرمال بودن دادهها به وسیله آزمون کای اسکور و همگن بودن دادهها بوسیله آزمون لون برای مشخصه‌های کمی مانند قطر تاج، از آزمون تجزیه واریانس و برای مقایسه میانگین‌ها از آزمون دانکن استفاده شد. برای داده‌های کیفی مانند شادابی که به صورت رتبه‌ای بودند از آزمون‌های ناپارامتری، برای مقایسه‌‌های کلی از آزمون کروسکال -والیس و برای مقایسه میانگین‌ها از آزمون من ویتنی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار‌های آماری همچون Excel و SPSS استفاده شد.

فصل چهارمنتایج1739265290957000
4-1- نتایج4-1-1- تهیه نقشه عوامل فیزیوگرافیبرای بررسی تأثیر عوامل فیزیوگرافی بر مشخصات کمی و کیفی درختچه‌‌های بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه، نقشه‌‌های مشخصه‌‌های شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا در محیط GIS تهیه شد.
برای تهیه نقشه‌های فیزیوگرافی ابتدا مدل رقومی ارتفاع با استفاده از خطوط توپوگرافی با منحنی میزان‌‌ 20 متری تهیه گردید (4-1) و سپس نقشه‌های شیب، جهت دامنه و ارتفاع از سطح دریا تهیه و کلاسهبندی شدند. اشکال 4-2، 4-3 و 4-4 نقشه‌های فیزیوگرافی مورد استفاده در این تحقیق را نشان می‌دهند.

شکل 4-1- نقشه مدل رقومی ارتفاعی (DEM) منطقه مورد مطالعهشکل 4-2- نقشه طبقات ارتفاع از سطح دریا در منطقه مورد مطالعه

شکل 4-3- نقشه کلاسه‌های شیب در منطقه مورد مطالعه
شکل 4-4- نقشه جهات جغرافیایی در منطقه مورد مطالعه4-2- تهیه نقشه شبکه آماربرداریهمان طور که در فصل مواد و روش‌ها توضیح داده شد پس از تهیه نقشه محدوده مورد مطالعه و بازدید میدانی از منطقه مورد مطالعه و با توجه به تراکم مناسب گونه بادام کوهی در سطح منطقه تصمیم به طراحی شبکه آماربرداری 200 * 200 گرفته شد و برای طراحی و پیاده کردن پلات‌ها در روی نقشه از نرم افزار GIS 10 و اکستنشن ET Geo Wizards استفاده شد. پس از طراحی شبکه و پیاده کردن آن بر روی نقشه محدوده مورد مطالعه مشخص شد که تعداد 19 پلات دایره‌ای در منطقه قرار گرفته است (شکل 4-5 و 4-6). برای انجام مراحل بعدی کار مختصات جغرافیایی (UTM) این نقاط و محدوده وارد دستگاه GPS شد.

شکل 4-5- شبکه آماربرداری 200×200 متر و نحوه قرارگیری پلاتها
شکل 4-6- جانمایی قطعات نمونه آماربرداری بر روی تصاویر ماهوار‌ه‌ای Google Earth4-3- پوشش گیاهیپس از آن لیست فلورستیک گیاهان منطقه مطالعاتی بر حسب خانواده، جنس، گونه، شکل رویشی و دیرزیستی تهیه گردید. در ذخیره‌گاه بادام کلم شهرستان بدره گونه غالب، درختچه بادام کوهی می‌باشد. لیست فلورستیک گیاهان شناسایی شده در کل سطح ذخیره‌گاه در جدول (4-1) ارائه شده است.
جدول 4-1- لیست فلورستیک گونه‌های گیاهی منطقه مطالعاتیردیف نام فارسی نام علمی خانواده شکل رویشی دیرزیستی موارد استفاده
1 ون Pistacia Atlantica Anacardiaceae درخت چندساله حفاظت خاک- صنعتی
2 گل گاوزبان Anchusa Italica Boraginaceae فورب چند‌ساله دارویی‌- مرتعی
3 آفتاب پرست Heliotropium Dolosum Boraginaceae فورب یکساله مرتعی
4 زنگوله ای Onosma Asperrimum Boraginaceae فورب چند ساله مرتعی
5 گچ دوست Gypsophila Pilosa Caryophyllaceae فورب چند ساله مرتعی
6 خارکو Noaea Mucronata Chenopodiaceae فورب چند ساله مرتعی
7 دانه گنجشکی Helianthemum Salicifolium Cistaceae فورب یکساله مرتعی
8 بابونه Anthemis SP Compositae فورب یکساله مرتعی
9 همیشه بهار Calendula Persica Compositae فورب یکساله مرتعی
10 گلرنگ وحشی Carthomus Oxycantha Compositae فورب یکساله مرتعی
11 گل گندم Centurea Bruguieriana Compositae فورب یکساله مرتعی
12 ریش گوشی Crepis Kotschyana Compositae فورب یکساله مرتعی
13 شکر تیغال Echinops Ritroides Compositae فورب یکساله مرتعی
14 کنگر Gundelia Tournefortii Compositae فورب چند ساله مرتعی
15 ماهوی وحشی Lactca Orientalis Compositae فورب چند ساله مرتعی
16 پیچک Convolvulus Chondrilloides Convolvulaceae فورب چندساله مرتعی
17 کیسه کشیش Capsella Bur*astoris Cruciferae فورب یکساله مرتعی
18 منداب Eruca Sativa Cruciferae فورب یکساله مرتعی
19 موچه Lepidium Latifolium Cruciferae فورب یکساله مرتعی
20 شب بو Longipetalo Matthiola Cruciferae فورب یکساله مرتعی
21 آجیل مزرعه Neslia Apiculata Cruciferae فورب یکساله مرتعی
22 رعنا زیبا Scobiosa Rotata Dipsaceae فورب یکساله مرتعی
23 شیر شگ Euphorbia Denticulata Euphorbiaceae فورب چندساله حفاظت خاک
24 سوزن چوپان (نوک‌لک‌لکی) Erodium Ciconium Geraniaceae فورب یکساله مرتعی
4-4- مشخصات رویشی توده مورد مطالعهدر این مطالعه رویشگاه هدف به صورت تصادفی سیستماتیک آماربرداری شد و مشخصه‌‌های تراکم تعداد، قطر تاج، ارتفاع، شادابی و تعداد جست اندازه‌گیری شدند. میانگین تعداد درختچهها در هکتار 240 اصله به دست آمد. بر این اساس بیش‌‌ترین تعداد در هکتار 298 اصله بوده و کم‌ترین تعداد نیز 130 اصله بوده است. با توجه به اندازهگیری‌های به عمل آمده، قطر تاج بادام در منطقه مورد مطالعه از 25/0 تا 85/5 متر متغیر است و میانگین آن 61/1 متر می‌باشد. از نظر ارتفاع، داده‌های اندازهگیری شده بین 3/0 تا 2/4 در نوسان بوده و میانگین آن 77/1 متر بدست آمد. از نظر میزان شادابی درختان بادام، میانگین شادابی توده 69/1 بدست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که به‌طور میانگین هر درخت بادام دارای 77/7 جست بوده که نتایج نشان داد که بیش‌‌ترین تعداد جست 40 عدد و کم‌ترین مقدار آن 1 عدد می‌باشد. (جدول 4-2).
جدول 4-2- نتایج اندازه‌گیری مشخصه‌‌های رویشی توده بادام کوهیمیانگین انحراف معیار بیشنه کمینه
تعداد در هکتار 240 32/10 298 130
قطر تاج 61/1 35/1 85/5 25/0
ارتفاع 77/1 02/1 2/4 3/0
تعداد جست 77/7 65/8 40 1
شادابی 69/1 75/0 1 3
به منظور شناخت بهتر ساختمان توده‌های جنگلی آگاهی از ساختمان افقی و عمودی جنگل بسیار ضروری می‌باشد. در جنگل‌‌های بادام منطقه، ساختار جنگل به دلیل استفاده و وابستگی جنگل نشینان تحت تأثیر قرار گرفته است. برای مدیریت این منابع جنگلی کسب اطلاعات ساختار افقی و عمودی توده بادام منطقه امری ضروری به نظر میرسد که مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور بررسی ساختار افقی و ساختار توده از لحاظ همسال، ناهمسالی، مسن و جوانی ساختار میتوان از نمودار اشکوب بندی جنگل و پراکنش درختان در طبقات قطری استفاده کرد.
نتایج نمودار تعداد در هکتار، تعداد در طبقات ارتفاعی و تعداد در طبقات قطری تاج توده بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه نشان میدهد که توده مورد نظر تقریباً یک توده همسال منظم می‌باشد. در کل میتوان نتیجه گیری کرد که جنگل فوق دارای ساختار همسال و جوان می‌باشد (اشکال 4-7 تا 4-9).

شکل4-7- تعداد در هکتار گونه بادام کوهی در قطعات نمونه منطقه مورد مطالعه
شکل4-8- تعداد در طبقات قطری تاج گونه بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه
شکل 4-9- تعداد در طبقات ارتفاعی گونه بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه4-4-1- آنالیز همبستگی میان خصوصیات رویشینتایج نشان داد که در ذخیره‌گاه بادام کوهی بین قطر تاج با ارتفاع درختان و تعداد جست با ارتفاع با قطر تاج همبستگی وجود دارد و بین شادابی و سایر خصوصیات رویشی همبستگی قابل قبولی دیده نشد. در جدول 4-3 آنالیز همبستگی میان عناصر رویشی گونه بادام کوهی با هم آمده است. براساس نتایج حاصله در رویشگاه بین قطر تاج و ارتفاع در سطح 99 درصد و نیز بین تعداد جست و قطر تاج و ارتفاع در سطح 95 درصد همبستگی وجود دارد (جدول 4-3). بر این اساس رابطه رگرسیونی بین قطر تاج و ارتفاع درختچه‌‌های بادام کوهی رسم شد (شکل 4-10).جدول 4-3- آنالیز همبستگی میان پارامتر‌های رویشی بادام کوهی منطقه مورد مطالعهپارامتر قطر ارتفاع شادابی تعداد جست
قطر 1 . 67** -. 18 . 42*
ارتفاع . 67** 1 -. 05 . 35*
شادابی -. 18 -. 05 1 -. 19
تعداد جست . 42* . 35* -. 19 1
**. معنی‌داری در سطح 01/0
*. معنی‌داری در سطح 05/0

شکل 4-10- رابطه رگرسیونی بین قطر تاج و ارتفاع درختچه‌های بادام کوهی در منطقه مورد مطالعه4-5- بررسی مشخصه‌های کمی و کیفی بادام کوهی تحت تأثیر عوامل فیزیوگرافی:4-5-1- ارتفاع از سطح دریانتایج تجزیه واریانس اثر فاکتور‌های فیزیوگرافی بر مشخصه‌های کمی گونه بادام کوهی در رویشگاه مورد مطالعه نشان میدهد که در ارتباط با عامل ارتفاع از سطح دریا، تعداد درختچهها و شادابی با افزایش ارتفاع از سطح دریا کاهش یافته به طوریکه درختچه‌های نزدیک به داخل دره که ارتفاع از سطح دریای کمتری داشتند از وضعیت شادابی بهتر و تعداد در هکتار بیش‌تری برخوردار بودند و این وضعیت در مقایسه با طبقات ارتفاعی بالاتر دارای اختلاف معنیدار و قابل مشاهد‌ه‌ای در سطح احتمال 95 درصد بود (جدول 4-2). در مورد مشخصه‌های کمی ارتفاع درختچهها و قطر تاج درختچهها نیز اختلاف معنیدار بین ارتفاعات مختلف دیده شده، اما این اختلاف در جهت عکس و منفی بود، بعبارتی با کاهش ارتفاع از سطح دریا در منطقه مورد مطالعه از ارتفاع درختچهها و قطر تاج آنها به طور معنیداری کاسته میشود. در مورد مشخصه تعداد جست گروه هیچ‌گونه اختلاف معنیدار و قابل توجهی در ارتفاعات مختلف منطقه دیده نشد (جدول 4-4).
جدول 4-4- نتایج تجزیه و تحلیل مشخصه‌های رویشی بادام کوهی در ارتباط با طبقات مختلف ارتفاعیردیف مشخصه‌‌های کمی و کیفی بادام کوهی نتایج تجزیه واریانس
df F p
1 تعداد در هکتار 2 *42/4 018/0
2 ارتفاع درختچه 2 *03/1 02/0-
3 قطر تاج 2 *362/3 026/0-
4 تعداد جست گروه 2 ns39/0 68/0
5 وضعیت شادابی 2 *18/3 031/0
نتایج مقایسه میانگین‌ها در ارتباط با مشخصه ارتفاع از سطح دریا نشان داد که در ارتفاعات پائین منطقه مورد مطالعه که اکثراً در داخل دره واقع شده بودند (طبقه ارتفاعی 1000 -900 متر)، تعداد درختچهها، تعداد جستها و وضعیت شادابی دارای میانگین بیش‌تری بوده و برعکس در ارتفاعات بالاتر (طبقه ارتفاعی 1200 - 1100 متر) میانگین ارتفاع درختچهها و قطر تاج بیش‌تر بوده است (جدول 4-5).
جدول 4-5- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل ارتفاع از سطح دریا بر مشخصه‌های کمی بادام کوهی
متغیر مشخصه
کلاسه تعداد ارتفاع (m) قطر تاج (m2) تعداد جست شادابی
ارتفاع از سطح دریا 1000-900 a25 b62/1 b52/1 a9 a95/1
1100-1000 b23 b68/1 b5/1 a8 b7/1
1200-1100 b15 a95/1 a7/1 a8 b6/1

نمودار 4-1- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل ارتفاع از سطح دریا بر مشخصه‌های کمی بادام کوهی4-5-2- جهت‌های جغرافیایینتایج تجزیه واریانس در ارتباط با مشخصه جهت دامنه نشان دهنده اختلاف معنی دار آماره‌های تعداد در هکتار درختچهها، تعداد جست گروهها، ارتفاع درختچهها و وضعیت شادابی می‌باشد، به طوریکه در جهت‌‌های شرقی تراکم بادام کوهی، ارتفاع آنها و تعداد جست گروه‌ها بیش‌تر از سایر جهتها بود که این اختلاف از لحاظ آماری نیز معنی دار بوده است. در مورد تأثیر جهت دامنه بر وضعیت شادابی تاج نیز اختلاف معنی دار دیده شد، اما در مورد قطر تاج درختچه‌های بادام اختلاف معنی دار از لحاظ آماری دیده نشد (جدول 4-6).
جدول 4-6- نتایج تجزیه و تحلیل مشخصه‌های رویشی بادام کوهی در ارتباط با جهت‌های جغرافیاییردیف مشخصه‌‌های کمی و کیفی بادام کوهی نتایج تجزیه واریانس
df F p
1 تعداد در هکتار 4 *42/3 018/0
2 ارتفاع درختچه 4 *08/3 02/0
3 قطر تاج 4 ns59/0 66/0
4 تعداد جست گروه 4 *162/4 12/0
5 وضعیت شادابی 4 *28/4 081/0
نتایج مقایسه میانگین‌ها در ارتباط با عامل فیزیوگرافی جهت دامنه نشان داد که در جهت‌های شرقی منطقه مورد مطالعه، تعداد درختچهها، تعداد جستها و ارتفاع و قطر تاج آنها دارای میانگین بیش‌تری بوده و در جهت‌های شمالی وضعیت شادابی درختچهها نسبت به دیگر جهت‌ها بهتر بوده است (جدول 4-7).
جدول 4-7- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل جهت دامنه بر مشخصه‌های کمی بادام کوهیمتغیر مشخصه
کلاسه تعداد ارتفاع (m) قطر تاج (m2) تعداد جست شادابی
جهت جغرافیایی شمال b14/17 b72/1 a58/1 b4/7 a85/1
جنوب b85/21 b75/1 a61/1 b71/7 b67/1
شرق a25/23 a89/1 a66/1 a55/8 b79/1
غرب b14/15 b65/1 a63/1 b51/7 b63/1

نمودار 4-2- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل جهت دامنه بر مشخصه‌های کمی بادام کوهی4-5-3- شیب دامنهاز نظر مشخصه درصد شیب تنها تعداد درختچهها و تعداد جست گروها از نظر آماری اختلاف معنیدار را در سطح احتمال 95 درصد نشان دادند، به طوریکه با افزایش درصد شیب در منطقه مورد مطالعه تعداد درختچه‌ها و جست گروها به طور قابل توجهی افزایش مییابد (جدول 4-8).
جدول 4-8- نتایج تجزیه و تحلیل مشخصه‌های رویشی بادام کوهی در ارتباط با درصد شیبردیف مشخصه‌‌های کمی و کیفی بادام کوهی نتایج تجزیه واریانس
df F p
1 تعداد در هکتار 4 *37/8 018/0
2 ارتفاع درختچه 4 ns33/1 02/0
3 قطر تاج 4 ns29/1 66/0
4 تعداد جست گروه 4 *03/7 12/0
5 وضعیت شادابی 4 ns53/0 081/0
نتایج بررسی خصوصیات کمی و کیفی بادام کوهی در شیب‌های مختلف نشان داد که در طبقات شیب 45-60 درصد بیش‌‌ترین تعداد درختچه و تعداد جست گروه دیده میشود و در مناطق کم شیب از تعداد درختچه کاسته میشود. در کلاسه‌‌های شیب 30-45 ارتفاع، قطر تاج و وضعیت شادابی درختچه‌های بادام کوهی از میانگین بالاتری برخوردار است (جدول 4-9).
جدول 4-9- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل شیب بر مشخصه‌های کمی بادام کوهیمتغیر مشخصه کلاسه تعداد ارتفاع (m) قطر تاج (m2) تعداد جست شادابی
درصد شیب 15-0 b5/15 a67/1 a51/1 b8 a6/1
30-15 b4/23 a9/1 a71/1 b31/7 a7/1
45-30 b25/31 a9/1 a76/1 b6/7 a2
60-45 a38 a53/1 a5/1 a25/8 a93/1
حروف نامشابه در هر ردیف نشان دهنده اختلاف معنی داری در سطح 5 در صد است.

نمودار 4-3- مقایسه‌ی میانگین تأثیر عامل شیب بر مشخصه‌های کمی بادام کوهی4-6- وضعیت خاک منطقه مورد مطالعه4-6-1- بررسی وضعیت خاک در طبقات مختلف ارتفاعیمقایسه مشخصه‌‌های خاک در طبقات مختلف ارتفاعی در جدول 4-11 ارائه شده است. همانگونه که ملاحظه می‌گردد هدایت الکتریکی خاک (EC)، کربن (C)، نیتروﮊن کل (N) و ماده آلی (OM) در طبقه ارتفاعی 1100 تا 1200 متر از سطح دریا بیش‌تر از سایر طبقات می‌باشد. pH خاک در کلیه طبقات ارتفاعی تقریباً مشابه (بیش از 7) بوده است. مقایسه آماری مشخصه‌های خاک در ارتباط با ارتفاع از سطح دریا نشان داد که اختلاف معنیداری بین کربن و ماده آلی در سطح پنج درصد و نیتروﮊن کل در سطح یک درصد با ارتفاع از سطح دریا وجود دارد. در مورد سایر مشخصه‌های خاک اختلاف معنی دار از لحاظ آماری مشاهده نشد (جدول 4-10).
جدول 4-10- مقایسه مشخصه‌های خاک در طبقات مختلف ارتفاعی طبقه ارتفاعی
مشخصه 1000-900 1100-1000 1200-1100
pH 12/7 16/7 13/7
EC 51/1 64/1 93/1
C *24/1 *30/1 *56/1
N **10/0 **11/0 **13/0
ماده آلی (OM) *13/2 *25/1 *69/2
** معنی داری در سطح 1 درصد، * معنی داری در سطح 5 درصد، ns عدم معنی داری

نمودار 4-4- مقایسه مشخصه‌های خاک در طبقات مختلف ارتفاعی4-6-2- بررسی وضعیت خاک در جهت‌های مختلف جغرافیاییجدول 4-12 مقایسه مشخصه‌‌های خاک را در جهت‌های مختلف جغرافیایی نشان میدهد. همان طور که ملاحظه میشود میانگین مشخصه‌های pH و EC خاک در جهت‌های شرقی بیش‌تر بوده (pH در تمام جهات قلیایی بوده است) و میانگین مشخصه‌های کربن، نیتروﮊن و ماده آلی در جهت‌‌های جنوبی بیش‌تر از سایر جهات می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد که تنها کربن و ماده آلی دارای اختلاف معنی‌دار در سطح احتمال 95 درصد با جهات مختلف جغرافیایی دارند.
جدول 4-11- مقایسه مشخصه‌های خاک در جهات جغرافیایی جهت

–418

تقـدیم به :
همسـر و فرزند شکیب و مهربانم
پدر و مـادر مهربان و دلسوزم
به پاس یاری، دلگرمی‌و تحمل مشقات دوران تحصیلم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o "1-3" h z u
چکیده1فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق1-1 مقدمه PAGEREF _Toc418476894 h 31-1-1 ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc418476895 h 51-1-2 سوالات PAGEREF _Toc418476896 h 61-1-3 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc418476897 h 61-1-4 فرضیات PAGEREF _Toc418476898 h 61-2 کلیات PAGEREF _Toc418476899 h 71-2-1 تعاریف PAGEREF _Toc418476900 h 71-2-1-1 اکولوژی PAGEREF _Toc418476901 h 71-2-1-2 اکولوژی جنگل PAGEREF _Toc418476902 h 71-2-1-3 حوزه آبریز PAGEREF _Toc418476903 h 71-2-1-4 رویشگاه PAGEREF _Toc418476904 h 71-2-1-5 ذخیرهگاه جنگلی PAGEREF _Toc418476905 h 71-2-2 پارکها و ذخیره گاه های جنگلی PAGEREF _Toc418476906 h 81-2-2-1 ذخیرهگاه های جنگلی PAGEREF _Toc418476907 h 91-2-3 رویشگاه زاگرس PAGEREF _Toc418476908 h 101-2-3-1 جنگل های پیوسته ناحیه رویشی زاگرس PAGEREF _Toc418476909 h 141-2-3-2 جنگل های منفصل حوزه رویشی زاگرس PAGEREF _Toc418476910 h 141-2-3-3 زمین شناسی و خاکشناسی PAGEREF _Toc418476911 h 151-2-3-4 خصوصیات اقلیمی‌ناحیه رویشی زاگرس PAGEREF _Toc418476912 h 151-2-4 اسامی‌لرگ PAGEREF _Toc418476913 h 161-2-5 طبقه بندی لرگ PAGEREF _Toc418476914 h 161-2-5-1 کلید شناسی PAGEREF _Toc418476915 h 161-2-6 ویژگیهای مورفولوژی لرگ PAGEREF _Toc418476916 h 171-2-7 جنگلهای جهان و پراکنش لرگ در دنیا PAGEREF _Toc418476917 h 181-2-8 جنگلهای ایران و پراکنش لرگ در آن PAGEREF _Toc418476920 h 211-2-9 فسیل شناسی لرگ PAGEREF _Toc418476921 h 231-2-10 استفاده‌های صنعتی و غذایی لرگ PAGEREF _Toc418476922 h 24فصل دوم: سابقه تحقیق2-1 مروری بر مطالعات انجام شده بر روی لرگ PAGEREF _Toc418476925 h 262-2 مطالعات داخل کشور PAGEREF _Toc418476926 h 262-3 مطالعات خارج از کشور PAGEREF _Toc418476927 h 39فصل سوم: مواد و روش ها3- مواد و روش PAGEREF _Toc418476930 h 463-1 مواد PAGEREF _Toc418476931 h 463-1-1 موقعیت جغرافیایی منطقه مورد مطالعه PAGEREF _Toc418476932 h 463-1-2 وضعیت هواشناسی منطقه PAGEREF _Toc418476935 h 493-1-3 خصوصیات زمین شناسی PAGEREF _Toc418476937 h 503-1-3-1 سازند آسماری PAGEREF _Toc418476938 h 503-1-3-2 سازند پابده PAGEREF _Toc418476939 h 513-1-4 بررسی حیات وحش PAGEREF _Toc418476940 h 513-1-4-1 پستانداران PAGEREF _Toc418476941 h 523-1-4-2 خزندگان PAGEREF _Toc418476943 h 533-1-4-3 پرندگان PAGEREF _Toc418476944 h 533-1-4-4 گونه‌های در حال انقراض PAGEREF _Toc418476946 h 543-1-5 وضعیت اقتصادی اجتماعی PAGEREF _Toc418476948 h 543-1-5-1 روستاهای حاشیه ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476949 h 543-1-5-2 تعداد واحد دامی‌در جوار و داخل ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476951 h 563-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc418476953 h 573-2-1 روش نمونه برداری PAGEREF _Toc418476954 h 583-2-1-1 نمونه برداری از عوامل محیطی PAGEREF _Toc418476955 h 583-2-1-1-1 عوامل فیزیوگرافیک PAGEREF _Toc418476956 h 583-2-1-1-2 عوامل خاکی PAGEREF _Toc418476957 h 583-2-2 روش آماربرداری و اندازه گیری پارامترهای مورد بررسی درختان رویشگاه PAGEREF _Toc418476958 h 583-2-3 روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc418476959 h 583-2-4 روش مطالعه زادآوری PAGEREF _Toc418476960 h 593-2-5 روش مطالعه گونه‌های کف رویشگاه PAGEREF _Toc418476961 h 59فصل چهارم: نتایج4- نتایج PAGEREF _Toc418476964 h 614-1 نتایج کمی PAGEREF _Toc418476965 h 614-1-1 فلور منطقه PAGEREF _Toc418476966 h 614-1-2 ترکیب گونه ای توده PAGEREF _Toc418476968 h 664-1-3 قطر برابر سینه PAGEREF _Toc418476972 h 674-1-4 ارتفاع کل PAGEREF _Toc418476978 h 704-1-5 ارتفاع تنه PAGEREF _Toc418476985 h 724-1-6 ارتفاع تاج پوشش PAGEREF _Toc418476989 h 734-1-7 نتایج سطح مقطع PAGEREF _Toc418476993 h 744-1-8 حجم PAGEREF _Toc418476997 h 754-1-9 بررسی سطح تاج پوشش PAGEREF _Toc418477001 h 764-1-10 بررسی زادآوری PAGEREF _Toc418477008 h 784-1-11 بررسی پوشش کف جنگل PAGEREF _Toc418477010 h 794-2 نتایج کیفی PAGEREF _Toc418477012 h 814-2-1 سلامت تاج PAGEREF _Toc418477013 h 814-2-2 سلامت تنه PAGEREF _Toc418477016 h 824-2-3 بررسی وضعیت تنه بلحاظ صاف و سیلندریک بودن PAGEREF _Toc418477019 h 834-3 نتایج بررسی‌های خاک شناسی PAGEREF _Toc418477022 h 844-3-1 آنالیز ارتباط خاک با رویشگاه PAGEREF _Toc418477027 h 874-3-2 نتایج مقایسه مولفه های خاک در دو منطقه شاهد و لرگ PAGEREF _Toc418477028 h 87فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری5-1 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc418477035 h 915-2 مشکلات و معضلات تهدید کننده منطقه PAGEREF _Toc418477036 h 975-3 پیشنهادات PAGEREF _Toc418477037 h 100منابع و مأخذ PAGEREF _Toc418477038 h 102چکیده انگلیسی PAGEREF _Toc418477041 h 113

فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 1-2 : تقسیم بندی مناطق رویشی جهان توسط بروکمن PAGEREF _Toc418476918 h 20جدول 3-1: لیست پستانداران موجود در منطقه PAGEREF _Toc418476942 h 52جدول 3-2: لیست پرندگان موجود در منطقه PAGEREF _Toc418476945 h 53جدول 3-3: لیست گونه‌های در حال انقراض منطقه PAGEREF _Toc418476947 h 54جدول 3-4: جمعیت مراکز جمعیتی حاشیه ذخیره گاه لرگ PAGEREF _Toc418476950 h 56جدول 3-5: تعداد وانواع دام و طیور مراکز جمعیتی حاشیه ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476952 h 57جدول 4-1: مشخصات فلورستیکی ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476967 h 62جدول 4-2 : مشخصات درختان لرگ و گونه‌های همراه PAGEREF _Toc418476969 h 66جدول 4-3: نتایج قطر برابر سینه درختان لرگ در رویشگاه PAGEREF _Toc418476973 h 67جدول 4-4: نتایج قطر برابر سینه کل درختان ذخیرهگاه لرگ PAGEREF _Toc418476974 h 68جدول 4-5: نتایج قطر برابر سینه برای کل درختان ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476977 h 69جدول 4-6: نتایج ارتفاع برای درختان لرگ در ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476979 h 70جدول 4-7: نتایج ارتفاع تمامی‌درختان ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476981 h 71جدول 4-8: نتایج ارتفاع برای کل درختان ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476982 h 71جدول 4-9: نتایج ارتفاع تنه درختان لرگ PAGEREF _Toc418476986 h 72جدول 4-10: نتایج ارتفاع تنه درختان ذخیرهگاه به تفکیک گونه PAGEREF _Toc418476987 h 73جدول 4-11: نتایج ارتفاع تنه برای کل درختان ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476988 h 73جدول 4-12: نتایج ارتفاع تاج پوشش درختان لرگ PAGEREF _Toc418476990 h 73جدول 4-13: نتایج ارتفاع تاج پوشش درختان ذخیرهگاه به تفکیک گونه PAGEREF _Toc418476991 h 74جدول 4-14: نتایج ارتفاع تاج پوشش برای کل درختان ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418476992 h 74جدول 4-15: نتایج سطح مقطع درختان لرگ PAGEREF _Toc418476994 h 74جدول 4-16: نتایج سطح مقطع به تفکیک گونه ها PAGEREF _Toc418476995 h 75جدول 4-17: نتایج سطح مقطع کل توده PAGEREF _Toc418476996 h 75جدول 4-18: نتایج حجم درختان لرگ PAGEREF _Toc418476998 h 75جدول 4-19: نتایج حجم به تفکیک گونه ها PAGEREF _Toc418476999 h 75جدول 4-20: نتایج حجم کل ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418477000 h 76جدول 4-21: نتایج سطح تاج پوشش درخت لرگ PAGEREF _Toc418477002 h 76جدول 4-22: نتایج سطح تاج پوشش ذخیرهگاه به تفکیک گونه PAGEREF _Toc418477003 h 76جدول 4-23: نتایج سطح تاج پوشش کل توده PAGEREF _Toc418477004 h 77جدول 4-24: نتایج قطر متوسط تاج پوشش لرگ PAGEREF _Toc418477006 h 78جدول 4-25: نتایج قطر متوسط تاج پوشش لرگ برای کل توده به تفکیک گونه PAGEREF _Toc418477007 h 78جدول 4-26: نتایج زادآوری لرگ در ذخیرهگاه PAGEREF _Toc418477009 h 79جدول 4-27: نتایج بررسی سلامت تاج درختان لرگ80جدول 4-28: نتایج بررسی سلامت تنه درختان لرگ PAGEREF _Toc418477017 h 82جدول 4-29: نتیجه بررسی صاف و سیلندریک بودن تنه لرگ PAGEREF _Toc418477020 h 83جدول 4-30: نتایج آنالیز خاک برای دادههایی که معنی دار نبوده اند در ذخیره گاه لرگ85جدول 4-31: مقایسه میانگین ها برای داده هایی که معنی دار نبوده اند88
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1 : نمودار آمبرو ترمیک ایستگاه دره شهر طی دوره آماری (1390 – 1381) PAGEREF _Toc418476936 h 49نمودار 4-1 : درصد حضور گونه لرگ در کل ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476970 h 66نمودار4-2 : میزان ترکیب و درصد گونه های مختلف در ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476971 h 67نمودار 4-3: پراکنش درختان لرگ در طبقات قطری مختلف PAGEREF _Toc418476975 h 68نمودار 4-4: پراکنش درختان ذخیره گاه در طبقات قطری PAGEREF _Toc418476976 h 69نمودار 4-5: پراکنش درختان لرگ در طبقات ارتفاعی PAGEREF _Toc418476980 h 70نمودار4-6: پراکنش کل درختان توده در طبقات ارتفاعی PAGEREF _Toc418476983 h 71نمودار 4-7: منحنی ارتفاع درختان لرگ PAGEREF _Toc418476984 h 72نمودار 4-8: درصد مساحت تاج پوشش درختان ذخیره گاه PAGEREF _Toc418477005 h 77نمودار 4-9: درصد سلامت تاج درختان لرگ از نظر آفت80نمودار 4-10: درصد سلامت تنه درختان لرگ بلحاظ پوکی تنه و گره الیافی PAGEREF _Toc418477018 h 82نمودار 4-11: درصد سلامت تنه درختان لرگ بلحاظ صاف و سیلندریک بودن82نمودار 4-12: مقدار پتاسیم آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ PAGEREF _Toc418477023 h 84نمودار 4-13: مقدار فسفر آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ PAGEREF _Toc418477024 h 85نمودار 4-14: مقدار شوری خاک آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ85نمودار 4-15: مقایسه میزان میانگین پتاسیم در خاک دو منطقه لرگ و شاهد87نمودار 4-16: مقایسه میانگین فسفر در خاک دو منطقه لرگ و شاهد87نمودار 4-17: مقایسه میانگین شوری در خاک دو منطقه لرگ و شاهد PAGEREF _Toc418477031 h 89
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه

شکل 1-1 : نقشه پراکنش لرگ در جهان PAGEREF _Toc418476919 h 21شکل 3-1 : موقعیت توده لرگ در دره لارت، بدره، استان ایلام PAGEREF _Toc418476933 h 46شکل 3-2: تصویر کلی از منطقه مورد مطالعه PAGEREF _Toc418476934 h 47
چکیدههدف از پژوهش حاضر مطالعه شرایط رویشگاهی لرگ (Pterocarya Fraxinifolia (Poir) Spach) در دره لارت در شهرستان بدره- استان ایلام است. بدلیل محدود بودن عرصه تحت پوشش توده لرگ، پس از ثبت موقعیت تمام پایه‌های لرگ در حافظه GPS، آماربرداری صد در صد از مشخصه‌های کمی‌و کیفی تمامی‌درختان لرگ و گونههای همراه از جمله ارتفاع کل، ارتفاع تنه، ارتفاع تاج، قطر برابرسینه، قطرهای بزرگ و کوچک تاج، میزان و نوع زادآوری، بررسی پوشش کف، بررسیهای سلامت تاج و تنه درختان بلحاظ آفات و بیماریها انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای اولیه که در منطقه اندازهگیری شده بودند از فرمولها و روابط مخصوص آماربرداری جنگل، نرمافزارهای Excel و SPSS استفاده گردید. جهت بررسیهای خاکشناسی، نمونه‌های خاک از عمق 20 – 0 سانتی متری از عرصه تحت پوشش لرگ و منطقه شاهد تهیه و جهت تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه فرستاده شد. نتایج نشان داد که خاک منطقه دارای بافت رسی لومی‌تا شنی رسی لومی‌است و pH منطقه از 15/7 تا 4/7 متغیر میباشد. ماده آلی منطقه از 26/1 تا 94/3 درصد در نوسان بود. مقایسه آنالیزهای خاکشناسی در مناطق استقرار لرگ و شاهد، اختلافات معنی داری را در رابطه با پتاسیم، فسفر و میزان شوری نشان داد بنحوی که متوسط میزان هرکدام به ترتیب در منطقه شاهد، 5/2، 2 و 2 برابر منطقه استقرار لرگ بود. سایر آنالیزهای خاک برای دیگر فاکتورها مانند اسیدیته، نیتروژن، ماده آلی، وزن مخصوص ظاهری، درصد ذرات رس، شن و سیلت و بافت خاک، اختلافات معنی داری را نشان نداده و بسیار نزدیک به هم بود. نتایج نشان داد که میانگین، حداقل و حداکثر قطر پایه ها به ترتیب 56/39، 7 و 91 سانتی متر بوده. حداقل و حداکثر ارتفاع درختان لرگ به ترتیب 05/2 و 20 متر می‌باشد. میانگین ارتفاع درختان لرگ به روش لوری برابر 34/14 متر محاسبه گردید. حداکثر و حداقل ارتفاع تنه به ترتیب 12 و 1 متر بود. میانگین حجم درختان و میانگین سطح مقطع به ترتیب 11079/1 متر مکعب و 161471/0 متر مربع اندازهگیری گردید. تجدید حیات درختان لرگ بطور متوسط برابر با 5/707 اصله در هکتار به صورت صد در صد شاخه زاد بوده است. میزان تاج پوشش توده یاد شده نیز 05/30 درصد تعیین شد.
کلمات کلیدی: شرایط رویشگاهی، لرگ، دره لارت، بدره، ایلام.
فصل اولمقدمه و کلیات تحقیق
1-1 مقدمهجنگل‌های ایران با تنوع زیست محیطی در شرایط متفاوت رویشگاهی، در مناطق مختلف حضور پیدا نموده اند. این حضور برای بعضی از گونه‌های درختی در بعضی از مناطق شگفت انگیز و غیر قابل تصور است. یکی از این مناطق رویشگاه منحصربفرد در زاگرس مرکزی بویژه در استان ایلام است که شامل توده لرگ میباشد. وجود این گونه در این منطقه برای هر کارشناس، محقق علوم جنگل و اکولوژیست در حوزه رویشی زاگرس سوال برانگیز است. توده حاضر به لحاظ جنبه‌های زیست محیطی و اهمیت ژنتیکی، بدون شک در زمره ذخایر ژنتیکی در عرصه زاگرس و منطقه قرار دارد.
رویشگاه زاگرس بخش وسیعی از سلسله جبال زاگرس را شامل می‌شود که از شمال غربی کشور، یعنی شهرستان پیرانشهر شروع و تا حوالی شهرستان فیروزآباد کشیده می‌شود. جنگلهای زاگرس را تحت عنوان جنگلهای نیمه خشک طبقه بندی کرده که بیشترین تاثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور را دارند (ثاقب طالبی و همکاران 1383). جنگلهای منطقه زاگرس به دلیل اهمیت زیاد حفاظتی آب و خاک باید حالت جنگلهای حمایتی، حفاظتی و احیایی به خود گیرند و در این راستا نیز دخالت ها در این جنگلها باید بصورت ملایم و همگام با طبیعت باشد. آنچه در مورد تمام جنگلهای ایران حائز اهمیت بسیار می‌باشد، جلوگیری از روند تخریب کمی‌و کیفی جنگلها است. مساحت جنگلهای زاگرس در گذشته بیش از ده میلیون هکتار بوده که به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگلها دائما سیر نزولی را پیموده و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد (مهاجر1385).
88 درصد از مساحت استان ایلام را عرصه‌های طبیعی شامل جنگل، مرتع ، بیابان و ... تشکیل داده است. جنگلهای استان ایلام جزء جوامع جنگلی مناطق خشک و نیمه‌خشک سلسله جبال زاگرس می‌باشد که سهم جنگلهای استان 667/641 هکتار است. از مجموع کل جنگلهای استان حدود 4000 هکتار دست کاشت، 7200 هکتار بیشه زار، 416800 هکتار تنک، 211084 هکتار نیمه انبوه و 2593 هکتار آن انبوه است. تیپ غالب جنگلهای استان، بلوط (90 درصد) وگونه های همراه شامل بنه، ارژن، بادام کوهی، داغداغان، کنار، کیکم، کهور، پده و ... می‌باشد. از جمله گونه‌های نادر گیاهی استان ایلام میتوان به گلابی وحشی، سماق، ارغوان، لرگ، زربین و ... اشاره کرد که ذخیره گاه‌های استان می باشند. از گونه‌های اقتصادی جنگلهای استان، گونه با ارزش اقتصادی بنه را میتوان نام برد.
نظر به اینکه اکوسیستم ها همانند حلقه های زنجیر به هم مرتبط شده، اکوسیستم جهانی یا Biosphere را به وجود می آورند، در نتیجه انهدام یک اکوسیستم محلی به مانند پاره شدن یکی از حلقه های زنجیره بیوسفر می باشد. بدین ترتیب تاثیر سوء در این اکوسیستم ها (محلی، منطقه ای، ملی، فراملی و فرامنطقه ای) خواهد گذاشت و در نهایت اکوسیستم جهانی در معرض انهدام قرار میگیرد. امروزه بدلیل افزایش جمعیت، بهرهبرداری‌های بی رویه و غیر اصولی از جنگل، چرای دام، خشکسالی ها، کاهش تنوع زیستی، آفات، امراض و بیماری ها، حیات این نعمات خدادادی و ارزشمند در معرض خطر می‌باشد و روند تخریب جنگلها و منابع طبیعی روز به روز سرعت میگیرد. که این موضوع خود گواه بر لزوم کسب آگاهی و شناخت از این مسائل مهم جهت چاره اندیشی و اتخاذ شیوه مدیریتی مناسب و کارآمد، بمنظور حفاظت و احیای جنگل هاست.
بوم سازگان دریایی، جنگلی، بیابانی، مرتعی، توندرائی، ساوانی و… هنگامی از ثبات کافی برخوردارند که دارای تنوع زیستی کافی و کامل باشند. تمامی این بوم سازگانها در زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روحی انسانها نقش بسیار مهمی دارند. نبود یا کم ثباتی آنها، کمبودی است برای زندگی سالم بشری. براثر ازیاد جمعیت، پیشرفت صنعت و بهره برداری بی رویه از زمین، با وجود کوشش های انجام شده در دهه‌های اخیر، این تنوع زیستی در بسیاری از مناطق شدیدا به خطر افتاده است. از این رو حفاظت و احیای مجدد آن در شمار یکی از وظایف مهم پیش روی بشر محسوب می شود.
برنامه ریزی، تصمیم سازی و اتخاذ تدابیر دقیق در قلمرو مدیریت منابع جنگلی (به ویژه گونه های درختی و درختچه ای) تحت عنوان ذخایر جنگلی از اولویت‌های بسیار مهم می‌باشد.
گونه درختی لرگ با نام علمی‌Pterocarya fraxinifolia (Poir) Spach از جمله این ذخائر جنگلی مهم و با ارزش است که در استان ایلام شهرستان دره شهر، بدره، دهستان دوستان، دره لارت واقع شده است. لرگ یکی از مهم ترین گونه‌های درختی جنگلهای خزری بوده (مهاجر 1385) و یکی از درختان زیبای سواحل خزر می باشد و طالب نواحی مرطوب و ساحلی دریای خزر است و از آستارا تا مینودشت در کلیه جنگلهای جلگه ای دیده می شود ( ثابتی ،1355 ؛ به نقل از ابراهیمی، 1383). درخت لرگ یکی از گونه هایی است که قبلا از جنگل‌های کم ارتفاع کاسپین، قفقاز و آناتولی گزارش شده است ( علیپور نصیرمحله، 1385). محل انتشار گونه لرگ در جنوب غربی آسیا ، قفقاز، آناتولی و شمال ایران می‌باشد ( browics،1978؛ به نقل از شیخ الاسلامی‌،1386). انتشار لرگ در جنگل‌های ناحیه خزر از آستارا تا مینودشت و از جلگه تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریای آزاد( استثناء در جنگل‌های نور) بیان شده است ( ثابتی،1374؛ به نقل از شیخ الاسلامی‌،1386 ).
هدف از این مطالعه شناخت شرایط رویشگاهی و وضعیت کمی‌و کیفی رویشگاه توده لرگ مستقر در دره لارت – استان ایلام می‌باشد. با شناخت این شرایط و وضعیت رویشگاه ضمن استفاده از اطلاعات بدست آمده، راه کارهای مناسب جهت معرفی هرچه بهتر این توده به مجامع علمی‌و پژوهشی کشور و مدیریت صحیح اینگونه رویشگاهها فراهم می‌شود. همچنین ضمن رسیدن به اهداف فوق میتوان در امر بازسازی و احیاء آن در مناطق مشابه، برنامه ریزی و اقدامات لازم را انجام داد.
1-1-1 ضرورت تحقیقدر خصوص حضور این توده استثنایی (لرگ) با شرایط نسبتا ایده آل در جنگل‌های غرب سئوالات زیادی درباره علت پیدایش و وضعیت کمی‌وکیفی این توده در خارج از رویشگاه اصلی خود مطرح می‌گردد که بر اهمیت معرفی، حفظ، نگهداری و احیاء این چنین رویشگاه هایی می‌افزاید. توده حاضر به لحاظ جنبه‌های زیست محیطی و اهمیت ژنتیکی، که بدون شک آن را در زمره ذخایر ژنتیکی در عرصه زاگرس و منطقه (استان ایلام، دره لارت) قرار می‌دهد از اهمیت بالایی برخوردار بوده و در استان بعنوان ذخیره گاه معرفی شده، که به سبب اهمیت این موضوع اقدام به شناخت وضعیت رویشگاهی و خصوصیات جنگلشناسی توده لرگ شده که در برنامه ریزی، اداره و مدیریت صحیح آنها در آینده کمک موثری مینماید. بنابراین هدف از این تحقیق شناخت شرایط و وضعیت رویشگاهی توده لرگ مستقر در این رویشگاه ( دره لارت ) می‌باشد تا در آینده با توجه به این شناخت بتوان به گسترش آن در مناطق مستعد کمک نمود.
با وجود تحقیقات صورت گرفته بصورت پراکنده در نقاط مختلف ایران در خصوص گونه لرگ، تاکنون هیچگونه مطالعه خاصی در مورد گونه لرگ واقع در دره لارت بخش بدره استان ایلام صورت نگرفته است. به همین دلیل نیاز به مطالعات در خصوص این گونه ضروری است. بدیهی است نتایج این تحقیقات برای برنامه ریزی ها و اتخاذ بهترین تدابیر مناسب مدیریتی، حفاظتی، احیاء و توسعه ای در خصوص این ذخیره گاه در آینده، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
1-1-2 سوالاتمطالعه حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که آیا درخت لرگ باعث افزایش اسیدیته خاک در منطقه ریزوسفر می‌شود؟ آیا زادآوری این گونه اکثرا از طریق جست دهی می‌باشد؟
1-1-3 اهداف تحقیقهدف کلی این تحقیق مطالعه شرایط رویشگاهی لرگ در دره لارت می‌باشد. همچنین مطالعه حاضر بدنبال دستیابی به اهدافی دیگر ازجمله بررسی زادآوری توده لرگ در دره لارت، بررسی پوشش کف جنگل در رویشگاه توده لرگ واقع در دره لارت، بررسی گونه‌های همراه درختان لرگ، مطالعات خاکشناسی و تجزیه تحلیل پارامترهای آن در ارتباط با رویشگاه لرگ می‌باشد.
1-1-4 فرضیاتفرضیه این مطالعه در راستای پاسخ گویی به سوالات مطالعه حاضر می‌باشد و عبارتند از اینکه درخت لرگ باعث افزایش اسیدیته خاک در منطقه سایهانداز و ریزوسفر می‌شود. زادآوری این گونه اکثرا از طریق جست دهی می‌باشد.

1-2 کلیات1-2-1 تعاریف1-2-1-1 اکولوژی
علم مطالعه رابطه و آثار متقابل بین موجودات زنده و غیر زنده است. اگر منظور روابط اکولوژیک بر روی یک گونه گیاه یا جانور بطور مستقل باشد اصطلاح ات اکولوژی (Autecology ) مطرح می‌شود. اگر این مطالعه بصورت جمعی با شد اصطلاح سین اکولوژی (Synecology ) بکار برده می‌شود (مهاجر، 1385).
1-2-1-2 اکولوژی جنگل
علم شناخت و تجزیه تحلیل روابط و آثار موجود در یک اکوسیستم جنگل است (مهاجر، 1385).
1-2-1-3 حوزه آبریز
حوزه آبریز، محدوده جغرافیایی است که جریان‌های سطحی ناشی از بارش را به یک پایانه نظیر  اقیانوس، دریا، دریاچه، تالاب یا کفه زهکشی می‌کند. بعبارت دیگر سطحی از زمین است که کلیه بارش‌های جوی وارد بر آن، توسط یک سیستم رودخانه زهکش می‌شود.
1-2-1-4 رویشگاه
مجموعه عوامل اقلیمی، خاکی و پستی بلندی که در یک محل وجود دارد و شرایط لازم و کافی را برای استقرار و رشد و توسعه درختان بوجود میآورد. رویشگاه مترادف پایگاه بکار برده میشود (مهاجر 1385 ).
1-2-1-5 ذخیرهگاه جنگلی
ذخیرهگاه به منطقه یا مناطقی از عرصه خشکی و یا دریا اطلاق می شود که از اکوسیستم ها یا گونه های نمونه یا استثنایی برخوردار هستند. ذخیرهگاههای جنگلی یا Forest reserver الگوهای کوچک شده ذخیره گاه های بیوسفر هستند که در آن گونه های منحصر به فرد و کمیاب و یا گونه های رو به انقراض به صورت طبیعی رویده اند. ذخیرهگاههای جنگلی در ابعاد کمی کوچکتر تابع رویشگاههای گونه های بومی که از نظر ژنتیکی در مقایسه با رویشگاه های دیگر همان گونه دارای برتری میباشند انتخاب میگردد. به عبارتی ذخیرهگاه جنگلی، قسمتی از جنگل است که به دلیل داشتن گونه‌های گیاهی نادر یا در حال انقراض یا داشتن رویشگاه خاص، گونه‌های گیاهی مورد تهدید، که دارای ارزش ژنتیکی بالا هستند، با سیم خاردار یا فنس یا نظایر آن محصور و محافظت شده است تا از انقراض گونه یا تخریب رویشگاه جلوگیری شود.
1-2-2 پارکها و ذخیرهگاههای جنگلیهمانطور که پیشتر اشاره شد رویشگاه لرگ در استان ایلام جزء ذخیرهگاههای مهم استان می‌باشد که ارائه مطالبی درخصوص ذخیره گاهها مناسب است.
افزایش روز افزون جمعیت جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه و فقر اقتصادی و پایین بودن سطح درآمد ملی کشورهای مذکور، باعث شده تا جمعیت این کشورها در فشار و تنگناهای اقتصادی قرار گیرند. در بررسی علل عقب افتادگی این کشورها، علیرغم داشتن منابع طبیعی مناسب و دارا بودن منابع بالقوه درآمدی، فقر و محرومیت را پذیرفته و در واقع پایین بودن سطح دانش و فن آوری و آگاهی نداشتن از نحوه بهره برداری از پتانسیل‌های موجود، مزید بر علت شده و همچون تازیانهای بر پیکر بیجان این کشورها کوبیده میشود.
یکی از منابعی که بصورت عمده در عصر کنونی می‌تواند درآمدهای قابل توجهی را رقم زده و با بالا بردن تولید ناخالص ملی در نهایت درآمد ملی را در صحنه بین المللی افزایش دهد، صنعت توریسم و اکوتوریسم می‌باشد که در چند دهه گذشته این صنعت توانسته جای پای مناسبی را در روابط بین المللی یافته و با ایجاد پیوند میان کشورهای مختلف، منبع درآمد خوبی نیز برای بسیاری از کشورهای جهان گردد. به طوریکه در حال حاضر تنها درآمد حاصل از توریسم و اکوتوریسم در کشورهایی همچون فرانسه، آمریکا، اسپانیا، چین و آلمان بیش از درآمد ملی بعضی از کشورهای توسعه نیافته میباشد.
برقراری ارتباط میان ملل مختلف از طریق آشنایی با فرهنگ ها، آداب، رسوم، پیشینه‌های تاریخی و فرهنگی یکدیگر، موجبات استحکام پیوندهای اجتماعی و سیاسی ملل را فراهم آورده و در بسط و توسعه تفاهم آمیز روابط بین الملل، سهم بسزائی خواهد داشت. بنابراین یکی از تاثیرات مهم در صنعت توریسم و اکوتوریسم علاوه بر ایجاد ارتباط میان فرهنگ‌های مختلف، جنبه درآمد و اشتغال زایی این صنعت خواهد بود. بطوریکه پیش بینی می‌شود این صنعت با در استخدام داشتن 200 میلیون نفر نیروی انسانی، بزرگترین کارفرما بوده و می‌تواند تا پنج سال، 350 میلیون شغل ایجاد نماید.
در بهرهبرداری از منابع طبیعی بصورت کلی با رعایت اصل حفاظت و بهرهوری از پارکها بصورت عام و سایر مناطق حفاظت شده و ذخیرهگاههای بیوسفر و ذخیرهگاههای جنگلی در استفاده از اثرات غیر مستقیم اقتصادی که میزان آن به مراتب بالاتر از اثرات مستقیم اقتصادی خواهد بود، به عنوان یک اصل کاملا جدی مطرح و قابل تعمق میباشد.
اصولا پارک ها از نظر شکلگیری و ماهیت عملکرد به دو گروه عمده تقسیم میشوند:
گروه اول: پارک هایی هستند که در ارتباط با اوقات فراغت شکل میگیرند. فلسفه وجودی و هدف عمده در این پارک ها، فراهم آوردن امکانات تفریحی و تفرجی برای شهروندان میباشد. همانند پارک‌های شهری ( محلی، منطقهای و هرگونه تفرجگاه جنگلی متمرکز) که در این گونه پارک ها تفریح و تفرج به عنوان یک اصل مطرح میباشد.
گروه دوم: شامل پارک هایی می‌شود که در ارتباط با حفاظت از طبیعت و حفاظت از فون یا فلور منطقه و یا حفاظت از فون و فلور بصورت مشترک با هم احداث می‌شوند به عبارت دیگر، حفظ طبیعت در این پارک ها اولویت اول بوده و بهره وری از تفرج (متمرکز یا گسترده) به عنوان یک بحث حاشیه ای در این گونه پارک ها مطرح میباشد.
از جمله پارک هایی از این گروه که از نظر تشکیلاتی تحت مدیریت سازمان جنگلها و مراتع میباشند می‌توان به پارک‌های جنگلی طبیعی، پارک طبیعت، پارک جنگلی دست کاشت، پارک کویری و ذخیرهگاه جنگلی اشاره نمود و از جمله پارک‌های تحت مدیریت سازمان حفاظت و محیط زیست می‌توان به پارک‌های ملی، اثر طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش، مناطق حفاظت شده و ذخیره گاه بیوسفر اشاره کرد.
هر کدام از پارک ها، مناطق حفاظت شده و ذخایر جنگلی ذکر شده در تامین اهداف خود دارای مشخصات فنی خاص خود و امکان تفرج ( گسترده و متمرکز) با ظرفیت محدود و متناوب از یکدیگر میباشند ولی تمامی‌این مناطق در جهت تأمین سه اصل مهم یعنی اصل حفاظت و حمایت فیزیکی و فنی و حفاظت و تنوع بیولوژیکی گیاهی و جانوری و اصل آموزشی و تحقیقاتی در مقایسه با سایر مناطق در روند توالی و تواتر طبیعی در اکوسیستم‌های طبیعی با فون و فلور و اصل تفرج (گسترده و متمرکز) در جذب توریسم و اکوتوریسم، بطور جدی مطرح میباشند.
1-2-2-1 ذخیرهگاههای جنگلیاینگونه مناطق در مقایسه با سایر بخش‌های جنگلی جوان بوده و در واقع الگوهای خود را از ذخیرهگاه‌های بیوسفر که تابع پروونانس‌های جغرافیایی زیستی (بیوژئوگرافیکی) برداشته ولی در ابعاد کمی‌کوچکتر، تابع رویشگاههای جنگلی، گونه‌های در حال انقراض، نادر، گونه‌های مورد تهدید و سایر رویشگاههای گونه‌های بومی‌که از نظر ژنتیکی در مقایسه نسبی با دیگر رویشگاههای همان گونه برتر باشند، انتخاب میشوند.
بنابراین در این مناطق اطلاعات مربوط به بانک ژن گیاهی و حفظ تنوع گیاهی و دستاوردهای داروئی و پزشکی و همچنین دستاوردهای اقتصادی با استفاده از دو رگه گیری از پایه‌های وحشی برای بدست آوردن گونه، واریته یا کلن‌های جدید در بالا بردن تولیدات چوبی در واحد سطح و مقاوم به بیماری‌های گیاهی و هزاران اثر ناشناخته دیگر تکمیل شده و تحت مدیریت واقع میشوند.
معیار انتخاب این عرصه با بررسی‌های ریز کارشناسی و شناخت دقیق از رویشگاههای مختلف برای گونه‌های با اولویت مورد اشاره، در نظر گرفته میشوند. سطح این ذخیرهگاهها با توجه به پراکنش گونه با گونه‌های مورد نظر در هسته مرکزی یا طبیعی آن با عنوان Core zone ، یک پنجم سطح و چهار پنجم سطح به عنوان مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در نظر گرفته میشود. در قسمت هسته مرکزی یا طبیعی با قطع عوامل و فاکتورهای تخریب به صورت صد درصد، حمایت و حفاظت میشوند تا با فراهم شدن تجدید حیات طبیعی، روند توالی و تواتر پوشش گیاهی در روند طبیعی قرار گیرد.
بنابراین در هسته مرکزی، ضمن بازسازی اکوسیستم طبیعی، جلوگیری از انقراض گونه ها و حفظ گونه ها از نظر تحقیقاتی و آموزش بسیار حائز اهمیت بوده و می‌تواند به عنوان عرصه‌های با حالت بکر مورد توجه محققان داخلی و خارجی باشد و زمینه‌های جذب اکوتوریسم را نیز فراهم نمایند. ضمن اینکه در قسمت مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در برنامه‌های دراز مدت با احداث تأسیسات تفرجی و تحقیقی می‌توان در این زمینه اقدام نمود در ضمن اهداف مهمتری نیز در ذخائر جنگلی به جهت ارتباط عناصر اکولوژیکی با یکدیگر به عنوان زنجیره‌های متصل به هم و تاثیرپذیری این عناصر از عملکرد متقابل بوم سازگان متنوع و در جهت پایداری ذخایر بیوسفر مورد تعقیب و پیگیری میباشند.
1-2-3 رویشگاه زاگرسجنگلهای ایران با 4/12 میلیون هکتار وسعت، 4/7 % از سطح کشور را اشغال کرده اند. لذا کشور ایران در مقایسه با سایر نقاط دنیا به لحاظ پوشش جنگلی کشوری فقیر محسوب میگردد ولی به لحاظ تنوع گونه ای و گیاهی و ذخایر ژنتیکی گیاهی در جهان کم نظیر است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383). مسلما درخت لرگ که در کشور ایران بویژه در استان ایلام بشکل کاملا طبیعی حضور دارد، از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. یونانی ها، از دیرباز پشتکوه کنونی را که ایرانیان پاطاق می‌گویند بنام زاگرس (Zagros ) می‌نامیدند. این نام به مرور زمان به سرتاسر کوه هایی که به دنباله کوه‌های ارمنستان، از منتهی الیه شمال غربی ایران آغاز می‌شود، سپس غرب و جنوب کشور را در می‌نوردد، تعمیم داده شد. پژوهشگران، در مورد درازای زاگرس، بر حسب اینکه ابتدا و انتهای آن را در چه نقطه ای گرفته باشند، ارقام مختلفی ذکر کرده اند. زاگرس دارای دامنه هایی با شیب تند و قلل مرتفع می‌باشد که برخی از آنها مانند زرین کوه، دالاهو، دنا و زرد کوه پوشیده از برف‌های دائمی‌هستند (جزیره ای و رستاقی، 1382).
هفت رشته رودخانه درجه یک کشور که با 5/34 میلیارد متر مکعب آب، 40 درصد آبهای سطحی کشور را به خود اختصاص می‌دهند، از کوه‌های زاگرس سرچشمه میگیرند و راه به جلگه‌های حاصلخیز کشور می‌یابند که وجود آنها منوط به وجود این جنگلها در منطقه است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
جنگلهای منطقه زاگرس به دلیل اهمیت زیاد حفاظتی آب و خاک باید حالت جنگلهای حمایتی، حفاظتی و احیایی به خود گیرند و در این راستا نیز دخالت ها در این جنگلها باید بصورت ملایم و همگام با طبیعت باشد (مهاجر، 1385). جنگلهای زاگرس را تحت عنوان جنگلهای نیمه خشک طبقه بندی کرده که بیشترین تاثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور را دارند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
کوه‌های زاگرس که از شمال غرب تا جنوب غرب ایران گسترش می‌یابند، به علت جذب رطوبت ابرهای بارانزا از نواحی غربی با مبدأ دریای مدیترانه، شرایط لازم را جهت استقرار و گسترش پوشش جنگلی را بوجود آورده اند. جنگلهای این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا ( میان جنگل) در استان فارس ادامه می‌یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوههای بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می‌باشد. مساحت جنگلهای زاگرس در گذشته بیش از 10 میلیون هکتار بوده است و به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگلها دائما سیر نزولی را پیموده است و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد. مساحت فعلی این جنگلها در حال حاضر در حدود 5 میلیون هکتار می‌باشد که گونه غالب آن بلوط ایرانی Quercus persica است و همراه با سایر گونه‌های بلوط جنس غالب این جنگلها را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل نیز به جنگلهای بلوط غرب مشهور است. مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای منطقه زاگرس بشرح جدول شماره 1-1 می‌باشد (مهاجر، 1385).
جدول شماره 1-1 : مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای جنگلهای زاگرس
ردیف نام علمی نام فارسی
1 Acer monspessulanum L. (A.cinerascens Boiss.) کیکم ( کرکو)
2 Amygdalus communis L. بادام معمولی
3 Amygdalus reuteri Boiss. (= A. horrida) بادام کوهی ( ارژن)
4 Amygdalus scoparia Spach. بادامک ( بخورک)
5 Berberis vulgaris L. زرشک
6 Cerasus mahaleb (L.) Mill. محلب
7 Cerasus microcarpa (C.A,M) Boiss. راناس (برالیک)
8 Cerasus vulgaris Mill. آلبالو
9 Cercis griffithii Boiss. ارغوان
10 Celtis Caucasica Willd. تا
11 Celtis tournefortii Lam. تایله
12 Cornus sanguinea L. شفت
13 Crataegus aronia (L.) Bosc. زالزالک
14 Crataegus persica pojark ولیک
15 Daphne angustifolia C.Koch (= D.mucronata) خشک
16 Daphne caucasica pall. (= D.salicifolia Lam.) تروانه
17 Eleagnus angustifolia L. سنجد
18 Ficus Carica Var. Johannis Boiss. انجیر
19 Fraxinus rotundifolia Mill. (= F.oxycarpa) زبان گنجشک

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

20 Juglans regia L. گردو
21 Juniperus polycarpos C.Koch ارس
22 Lonicera nummularifolia J.&sp.(=L.Persica). پلاخور ( شن)
23 Loranthus europaeus Jacq. موخور
24 Morus alba L. توت
25 Myrtus communis L. مورد
26 Nerium indicum Mill. کیش
27 Olea europea L. زیتون
28 Palliurus spina – christi Mill. سیاه تلو
29 Pistacia khinjuk Stocks. خنجوک ( کلخونک)
30 Pistacia mutica F.&.M. (=P.atlantica) بنه ( چاتلانقوش)
31 Platanus orientalis L. چنار
32 Populus euphratica oliv. پده
33 Prosopis stephaniana (Willd) Kunth. جغجغه
34 Punica granatum L. انار
35 Pyrus communis L. خج
36 Pyrus glabra Boiss. انچوچک
37 Pyrus syriaca Boiss. امرود
38 Quercus Brantii Lindl. بلوط (برودار)
39 Quercus infectoria Oliv. دارمازو
40 Quercus libani Oliv. ویول
41 Quercus persica J.&.Sp. بلوط ایرانی
42 Rhamnus kurdica Boiss. چغاله ( تنگرس)
43 Rhus coriaria L. سماق
44 Rosa canina L. نسترن وحشی
45 Salix persica Boiss. زرد بید
46 Sorbus luristanica (Bornm.) سپستان
47 Sorbus persica Hedl. دیو آلبالو
48 Tamarix gallica L. گز انگبین
49 Ulmus carpinifolia Borkh. اوجا
50 Vitis Sylvestris Gmelin مو
51 Ziziphus nummularia wight. دره
52 Ziziphus vulgaris Lam. عناب
جنگلهای حوزه رویشی زاگرس، در وضعیت موجود خود در دو صورت جنگلهای منفصل و جنگلهای پیوسته زاگرس قرار میگیرند.
1-2-3-1 جنگلهای پیوسته ناحیه رویشی زاگرساز فاصله حدودا بیست کیلومتری پیرانشهر، در مسیر سردشت شروع میشوند که منطبق با 36 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی است. این جنگلها بخشهایی از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، خوزستان و فارس را در بر میگیرند. جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس، باتوجه به تمایز معنی دار ترکیب نباتی، خود به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. بخش شمالی حوزه رویشی زاگرس پیوسته برمبنای دامنه رویشی دو گونه مازودار (Quercus infectoria Oliv.) و وی ول (Quercus libani Oliv.) تعیین حدود شده است که با همراهی برودار (Quercus brantii Lindl) یا بصورت خالص و یا با سایر گونه ها تشکیل تیپ جنگلی می‌دهند. بخش جنوبی حوزه رویشی زاگرس پیوسته، محدوده رویش انحصاری برودار (Quercus brantii Lindl) بصورت پیوسته است که تقریبا در بین دو مدار 29 درجه و 5 دقیقه تا 33 درجه و 45 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.
1-2-3-2 جنگلهای منفصل حوزه رویشی زاگرسدر قالب توده‌های جدا افتاده بلوط یا سایر گونه ها از جنگلهای پیوسته خودنمایی می‌کنند که در گذشته جزئی از جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس بوده اند اما در طول تاریخ بر اثر بهره برداری و تغییر کاربری، از جنگلهای پیوسته جدا شده و در حال حاضر تحت عنوان جنگلهای گسسته خودنمایی میکنند (جزیره ای و ابراهیمی‌رستاقی، 1382). علاوه براین می‌توان زاگرس شمالی را در مجموع مرطوبتر و خنک تر (سردتر) از زاگرس جنوبی دانست. جنگلهای زاگرس اغلب دارای تاج پوشش باز بوده، رشد درختان اندک و زادآوری طبیعی بدلیل شدت تخریب بسیار اندک است. در حال حاضر تنها 7 درصد از جنگلهای منطقه زاگرس دارای فرم پرورشی دانه زاد بوده و 93 درصد آن دارای فرم‌های شاخه زاد و دانه و شاخه زاد می‌باشند (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
1-2-3-3 زمین شناسی و خاکشناسیدر اواخر پلیوسن در اثر جدا شدن سرزمین عربستان از آفریقا و نزدیک شدن آن به فلات ایران، تغییر شکل و چین خوردگی در بخش جنوبی و جنوب غربی کشور رخ داد. به این ترتیب زاگرس از آب خارج شد. در دوره میوسن، بر اثر فعالیتهای کوهزایی، این رسوبات بصورت کوههای عظیمی‌برافراشته شدند. در دوران سوم با پدیده آتشفشانی این حوزه در گدازه‌های آتشفشانی پوشیده شد و در دوران چهارم بر اثر فرسایش کوهها، خاک یا همان نهشته‌های آبرفتی بر فراز طبقات دیگر جای گرفت.
تیپ‌های عمده خاک در این منطقه عبارتند از :
خاکهای قهوه ای جنگلی Brown soils
خاکهای شاه بلوطی Chesnut soils
خاکهای سنگی Lithosols
خاکهای راندزین Rendzinas
خاکهای آبرفتی Alluvial soils
فراگیرترین خاک جنگلی در حوزه زاگرس شامل خاک قهوه ای جنگلی است که گاهی بصورت یکپارچه و در مواردی همراه با تیپ‌های دیگر ظاهر میشود. خاکهای سنگی و راندزین دارای عمق کمتر و فاقد حاصلخیزی کافی و ظرفیت نگهداری آب می‌باشند و معمولا در عرصه هایی با شیب متوسط یا تند دیده می‌شوند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
1-2-3-4 خصوصیات اقلیمی‌ناحیه رویشی زاگرسبارش
باران و برفی که در مناطق مختلف زاگرس فرو میریزد، از جریان هایی نشأت می‌گیرند که عمدتا از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه و تا حدی نیز از دریای سیاه و بعضا از مناطق شمالی اروپا به این سو حرکت می‌کنند. قاعده کلی بارش در این حوزه اینست که مقدار بارندگی از شمال به جنوب و از غرب به شرق کاهش می‌یابد. بارندگی در این منطقه اغلب از نوع زمستانه است و بطور متوسط بین 400 تا 800 میلیمتر است بطوریکه بیش از 70 درصد کل بارندگی سالانه و در مواردی (ایلام) تا 97 درصد آن در نیمه دوم سال فرو میریزد. این مسئله منجر به ایجاد یک تابستان خشک و طولانی می‌شود. بر اساس نمایه خشکی دومارتن چهار نوع اقلیم مرطوب، نیمه مرطوب، مدیترانه ای و نیمه خشک در منطقه زاگرس وجود دارد. طول مدت خشکی در این اقالیم به ترتیب 4 تا 5 ماه و برای دو مورد آخر 4 تا 6 ماه است.
دما
طبق آمار جوی در زاگرس، میانگین دمای متوسط سالانه بر حسب عرض جغرافیایی و ارتفاع بین 9 تا 25 درجه سانتیگراد نوسان دارد. فاصله بیشینه مطلق و کمینه مطلق دما در هر محل بسیار چشمگیر و حدود 50 درجه سانتیگراد می‌باشد که به 74 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد و این پدیده نمایشگر شدت بری بودن اقلیم منطقه می‌باشد. همچنین تعداد روزهای یخبندان نیز در نقاط مختلف آن بین 10 تا 149 روز در سال است (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
1-2-4 اسامی‌لرگنامهای محلی لرگ عبارتند از : موتال (در آستارا)، متول (در گرگانرود)، ملال (در طالش)، مولول (در شفارود)، کوچ، کوچی (در اطراف رشت، رودبار و درفک)، کهل و کهل (در لاهیجان، مازندران و گرگان)، سیاه کهل (در تنکابن و رامسر)، لرگ و لارگ (در نور، کجور، مازندران و گرگان)، درخت رحمان (در لرستان) و نیروز در ایلام (سهرابی و مهدیفر، 1375).
1-2-5 طبقه بندی لرگKingdom: Plantae – Plants
(unranked): Angiosperms
(unranked): Eudicots
(unranked): Rosids
Order: Fagales
Family: Juglandaceae
Genus: Pterocarya
Species: P. fraxinifolia
1-2-5-1 کلید شناسی:الف – جوانه ها بدون پایه، فلس دار، برگها معطر، میوه یک شفت بزرگ .Juglans
ب – جوانه ها پایه دار، عریان و بدون فلس، برگها غیر معطر، میوه یک فندقه بالدار Pterocarya (Avis 1982).
خانواده گردو(Juglandaceae ) از 7 جنس و حدود 50 گونه تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق معتدله و نیمه گرمسیری نیمکره شمالی پراکنش دارند. جنس های زیرخانواده یوگلاندوئیده عبارت اند از یوگلانس ( 15 گونه) و کاریا ( 25 گونه) و زیرخانواده اُرمونئوئیده دارای 5 جنس است که پتروکاریا ( 10 گونه) ازآن جمله است. یک گونه از جنس یوگلانس به نام گردو (یوگلانس رگیا) در جنگل های شمال و غرب و یا به صورت کاشته شده در غالب نواحی ایران و یک گونه از جنس پتروکاریا به نام کرُک پتروکاریا فراکسینیفولیا در جنگل های شمال ایران می رویند (بخشی خانیکی، 1386). بطورکلی این خانواده دارای 6 جنس و 40 گونه است که از مهمترین جنسهای آن گردو و لرگ را میتوان نام برد (Avis 1982).
تیره Juglandaceae شامل 8 جنس و 50 گونه می‌باشد که در بین آنها جنس گردو Juglans با 21 گونه مهمترین گیاه این خانواده است. لیست تمامی‌جنس‌های تیره Juglandaceae به قرار زیر است (بدرزاده، 1386) : Juglans – Platycarya – Pterocarya – Oreomunnia – Engelhardtia – Cyelocarya - Alfaroa
لرگ دارای یک واریته درختچه ای بنام P.f.var.dumosa بوده که شاخه‌های آن باریک، زرد قهوه ای و طول برگچه ها 5 تا 7 سانتیمتر می‌باشد که در دو زیرخانواده طبقه بندی می شوند. این جنس دارای یازده گونه است که شش گونه آن در چین، یک گونه در ژاپن و یک گونه در آسیای غربی انتشار دارد. گونه آسیای غربی که در قفقاز و شمال ایران و همچنین با تایید بخش تحقیقات گیاهشناسی موسسه در دو منطقه از جنگلهای غرب کشور شامل استانهای ایلام و لرستان انتشار دارد که بنام Pterocarya fraxinifolia (spach) یا P.caucasica معروف است (Avis 1982) .
1-2-6 ویژگیهای مورفولوژی لرگ
درختان برگ ریز، اغلب باقطر مشخص، برگها متناوب، شانه ای، بدون گوشواره، گلها تک جنسی، بدون گلبرگ، تک پایه، شاتون نر آویزان، شاتون ماده راست یا آویزان، گلهای نر با پوشش دندانه ای یا براکته مانند 60-3 لبی یا فاقد آن، پرچمها 40-3 عدد، گلهای ماده بدون دم گل روی ساقه قرار گرفته اند. براکته ها و پوشش گل روی تخمدان قرار گرفته و اغلب چهار لبی می‌باشند. تخمدان تحتانی، 3-2 خامه ای، تک حفره ای، تک تخمی، قاعده ای، میوه شفت یا فندق بالدار، دانه اغلب با لپه‌های خیلی پیچ خورده. بطورکلی این خانواده دارای 6 جنس و 40 گونه است که از مهمترین جنسهای آن گردو و لرگ را میتوان نام برد. درختان این خانواده معمولا دارای ریشه‌های عمیق و چوب بسیار عالی هستند. عموما در نواحی معتدله نیم کره شمالی انتشار دارند و استثنائا در آمریکا از خط استوا می‌گذرند. غالبا بصورت درخت و ندرتا درختچه هستند (Avis 1982) . درخت لرگ خزان کننده، شاخه ها دارای مغز نرم و اسفنجی یا مطبق، جوانه ها پایک دار و لخت، برگها متناوب شانه ای، گلها یک پایه و در روی شاتونهای آویزان قرار دارند. کوتیلدنها چهار لوبه و ژرمیناسیون اپیژه است. شاخه‌های اصلی بسیار توسعه یافته و رشد درخت سریع و پاجوش بسیار تولید می‌کند. این جنس دارای یازده گونه است که شش گونه آن در چین، یک گونه در ژاپن و یک گونه در آسیای غربی انتشار دارد. گونه آسیای غربی که در قفقاز و شمال ایران و همچنین با تایید بخش تحقیقات گیاهشناسی موءسسه در دو منطقه از جنگلهای غرب کشور شامل استانهای ایلام و لرستان انتشار دارد که بنام Pterocarya fraxinifolia (spach) یا P.caucasica معروف است (Avis 1982).
گیاهان این خانواده درختانی تک پایه با برگ های متناوب و مرکب شانه ای و معطّر و فاقد گوشوارک می باشند. گل ها تا 6 کاسبرگ و از 3 الی 40 پرچم تشکیل شده است. پرچم ها در 2 یا چند سری قرار دارند و دارای میله کوتاه و بساک دوخانه اند که با شکاف طولی شکفته می شوند. گل های نر در روی گل آذین سنبله یا خوشه ساده آویخته آرایش یافته اند. پوشش گل های ماده از تعداد محدودی براکته و کاسه گلی مرکب از 4 کاسبرگ تشکیل یافته است. مادگی زیرین و تخمدان از به هم پیوستن 2برچه به وجود آمده و تک خانه ای و حاوی یک تخمک راست می باشد. خامه کوتاه و منتهی به 2 کلاله بزرگ است. میوه تقریباً خشک و شکوفا یا ناشکوفا یا گاهی اوقات بالدار است. دانه منفرد، دارای رویان بزرگ و فاقد آندوسپرم می باشد (بخشی خانیکی، 1386). بر اساس منابع موجود لرگ درختی است که به ارتفاع 30 متر می‌رسد (جوانشیر، 1366)، و در جنگلهای حوضه آبخیز (واز) تا 40 متر ارتفاع نیز اندازه گیری شده است (ابراهیمی،‌1379).
1-2-7 جنگلهای جهان و پراکنش لرگ در دنیا30 درصد سطح کره خاکی را جنگل و بیشه‌های جنگلی مفروش می‌کند. 24 درصد آن را مراتع اشغال کرده اند و 11 درصد برای زمین‌های کشاورزی اختصاص داده شده اند. امروزه تخریب بیرویه در سطح جنگلهای جهان صورت می‌گیرد. سالهاست که با قطع بیرویه جنگلهای جهان رو به تخریب می‌باشد. و بنابر آمارهای F.A.O هر ساله یازده میلیون هکتار از جنگلهای جهان تخریب می‌شود. در واقع هرساله به اندازه سطح کشور گواتمالا تخریب صورت میگیرد. طبق آمار سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی در سال 1991 جنگلهای مناطق حاره جهان 79/1 میلیارد هکتار بوده. بین سالهای 1981 تا 1990 هر ساله در حدود 15 میلیون هکتار از جنگلهای مناطق حاره از بین رفته اند. تخریب بیشتر در جنگلهای آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا صورت گرفته است. جنگلهای مناطق معتدله و شمال کره زمین نیمی‌از جنگلهای جهان را تشکیل می‌دهند. محصولات چوبی این جنگلها برای صنایع مصرف می‌شود. و در حدود 80 درصد چوب صنایع از این جنگلها است. سطح جنگلهای معتدله و نیمه معتدله جهان 5/1 میلیارد هکتار می‌باشد (مصدق، 1384).
نظر به اینکه پراکنش آبها و خشکی ها در کره زمین یکسان نیست، عوامل موثر اکولوژیک از قبیل حرارت، رطوبت و غیره در همه نقاط بطور یکسان وجود ندارند، بدین جهت نوع و تیپ رستنی ها نیز اشکال مختلفی بخود می‌گیرند و در سطوح متفاوتی گسترش می‌یابند. چنانچه از قطب شمال یا جنوب به طرف استوا پیش رویم، ملاحظه می‌کنیم که درجه حرارت دائما افزایش می‌یابد. میزان رطوبت نیز هرچه از مناطق دریایی دور شویم و به خشکی ها نزدیک شویم کاهش می‌یابد. مقدار انرژی خورشید مثلا در نواحی استوایی 200 کیلوکالری در سانتی متر مربع است، در صورتیکه در عرض جغرافیایی 70 درجه این مقدار فقط 30 کیلو کالری در هر سانتیمتر مربع است. یعنی در یک دوره رویش گیاهی در مناطق استوایی انرژی خورشیدی 7 برابر بیشتر از مناطقی است که در عرض جغرافیایی 70 درجه هستند. هرچند که از نظر مقیاس جهانی حرارت و رطوبت مهمترین عوامل در پراکنش اجتماعات گیاهی هستند، با وجود این تاثیر کلی عوامل اکولوژیک در یک محل و قدرت رقابت گیاهان عوامل تعیین کننده ظاهر شدن یا فقدان یک تیپ گیاهی بشمار می‌آیند (مهاجر، 1385).
سطح کل جنگلهای دنیا حدود 4/3 میلیارد هکتار برآورد شده است (F.A.O، 1993 ). این رقم در سال 1980 بالغ بر 4 میلیارد هکتار بود. این موضوع روند تخریب سریع جنگلهای دنیا را نشان می‌دهد. جنگلهای دنیا نزدیک به 90% بیوماس گیاهی اکوسیستم‌های زمینی را تولید می‌کنند و همراه با دریاها 48% کل تولید اولیه کره زمین را تشکیل می‌دهند (مهاجر، 1385).
برای تفکیک و طبقه بندی جنگلهای دنیا روشهای مختلفی پیشنهاد شده است و دانشمندان زیادی جنگلها را بر حسب عوامل مختلف طبقه بندی نموده اند. بعضی جنگلها را برحسب مناطق جغرافیایی، برخی بر اساس سیمای ظاهری و گونه‌های تشکیل دهنده آنها تقسیم بندی نموده اند. یکی از تقسیم بندی‌های معروف توسط پروفسور بروکمن (Brockmann ) صورت گرفته است که در آن مناطق رویش گیاهی دنیا به ده قسمت تقسیم شده اند که در جدول 1- 2 ذکر شده اند.

جدول 1-2 : تقسیم بندی مناطق رویشی جهان توسط بروکمن1 – جنگلهای بارانی یا استوایی Pluvisilvae
2 – جنگلهای سبز بارانی یا نیمه استوایی Hiemisilvae
3 – جنگلهای همیشه سبز معتدله گرم و مرطوب Laurisilvae
4 – جنگلهای همیشه سبز مدیترانه ای Durisilvae
5 – جنگلهای سبز تابستانی ( خزان کننده) Aestisilvae
6 – جنگلهای سوزنی برگ مناطق معتدله سرد Aciculisilvae
7 – رویشهای استپیک Duriherbosa
8 – بیابانهای گرم Siccideserta
9 – بیابانهای سرد Frugorideserta
10 – مناطق قطبی Polaris
تقسیم بندی‌های دیگری که بر اساس سیمای ظاهری جنگلها بنا شده است نیز وجود دارد که بیشتر جنبه عملی دارند (مهاجر، 1385).
در جغرافیای جنگل، گسترش نباتات و درختان جنگلی در جهان بررسی می‌شود، ترکیب رستنی ها و جوامع مختلف جنگلی مطالعه میگردد. بنا بر عقیده Diels و Good جهان به شش سرزمین پهناور جنگلی تقسیم می‌شود که هرکدام از این سرزمین‌های پهناور جنگلی به چند تحت سرزمین تقسیم می‌شوند (مصدق، 1384). این شش سرزمین عبارتند از:
سرزمین‌های جنگلی شمال جهان Holarctic Kingdom
سرزمین‌های جنگلی حاره قدیم Paleotopical Kingdom
سرزمین‌های جنگلی حاره جدید Neotropical Kingdom
سرزمین‌های جنگلی استرالیا Australian Kingdom
سرزمین‌های جنگلی کاپ Cape Kingdom
سرزمین‌های جنگلی مجاور قطب جنوب Holantarctic Kingdom
Browicz (1982) ، محل انتشار گونه لرگ را در جنوب غربی آسیا، در قفقاز، آناتولی و شمال ایران می‌داند و نقشه پراکنش آن را در دنیا ترسیم کرده است (شکل 1 – 1).

شکل 1-1 : نقشه پراکنش لرگ در جهان Browicz (1982)گونه لرگ در جنگلهای شرق قفقاز، دشتی که به طرف دریای خزر و کوههای موازات آن است، در قسمت جلگه ای و در مسیر رودخانه ها وجود دارد. همچنین در جنگلهای جنوب قفقاز در دره Koura جنگل نواری از گونه لرگ حضور دارد. در جنگلهای خزان کننده مرکز ژاپن در قسمت جزیره Hondo نیز درخت لرگ ( Pterocarya sp ) به چشم می‌آید. در جنگلهای سابتروپیکال، قسمت جنگلهای کوهستانی چین مرکزی نیز جنس‌های Pterocarya موجود است. در جنگلهای بخش مدیترانه ای آسیا، در قسمت کوهستانی جنگلهای ترکیه بین ارتفاعات 1000 تا 1800 متر از سطح دریا درختان لرگ حضور دارند (مصدق، 1384).
1-2-8 جنگلهای ایران و پراکنش لرگ در آنجنگلهای ایران با 4/12 میلیون هکتار وسعت، 4/7% از سطح کشور را اشغال کرده است. لذا کشور ایران در مقایسه با سایر نقاط دنیا بلحاظ پوشش جنگلی، کشوری فقیر محسوب میگردد ولی بلحاظ تنوع گونه ای و گیاهی و ذخائر ژنتیکی گیاهی در جهان کم نظیر است ( ثاقب طالبی، 1383). آمار رسمی‌مساحت جنگلهای ایران در سال 1343 (دفتر فنی مهندسی منابع طبیعی) 18 میلیون هکتار را نشان می‌داده. در سال 1321 ساعی مساحت تقریبی جنگلهای ایران را 5/19 میلیون هکتار برآورد نموده است (مهاجر، 1385). کشور ایران که مساحت آن بالغ بر 1654000 کیلومتر مربع و یا به روایت دیگر 163 میلیون هکتار است تقریبا 18 میلیون هکتار جنگل داشته، در واقع می‌توان گفت 11% سطح کشور را جنگل پوشانیده ولی امروزه سطح آن به مراتب کمتر از آن است و احتمالا در حدود 12 میلیون هکتار است (مصدق، 1384).
شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی ایران طوری است که این کشور را در تقاطع سه منطقه گیاهی مهم قرار داده است. منطقه ایران و تورانی که علاوه بر گیاهان بومی‌ویژه خود از نفوذ بعضی عناصر مدیترانه ای نیز برخوردار می‌باشد. این ناحیه خود شامل دو منطقه جنگلی زاگرس و ایران- تورانی است. منطقه هیرکانی که وابسته منطقه گیاهی اروپا – سیبری است و از دو منطقه جنگلی هیرکانی و ارسبارانی تشکیل می‌شود و منطقه صحرا – سندی که نوار جنوبی کشور را در بر می‌گیرد. بر اساس همین مطالعه، تعداد گونه‌های گیاهی ایران در حدود 8000 گونه برآورد می‌شود. در واقع تنوع اقلیمی‌بویژه از دیدگاه زمین ساختی در این کشور به گونه ای رقم خورده است که جغرافیدانان آن را پل ارتباطی بین اقالیم جهانی نیز نامیده اند و همین تنوع اقلیمی‌موجب پیدایش حداقل پنج رویشگاه جنگلی منفک از یکدیگر گردیده است. ناحیه رویشی خزری که جنگلهای مرطوب تجاری و صنعتی را در خود جای داده است، ناحیه رویشی ارسبارانی با جنگلهای نیمه مرطوب که با برخورداری از تنوع گیاهی وسیع بعنوان ذخیره گاه جهانی بیوسفر شناسایی شده است، ناحیه رویشی زاگرس با جنگلهای نیمه خشک تا معتدله خشک و مجموعه ای غنی از انواع گونه‌های بلوط، ناحیه رویشی ایران – تورانی که تحت عنوان جنگلهای خشک سیمای دیگری از جنگلها را با ارس، پسته وحشی و بادام به نمایش می‌گذارد (ثاقب طالبی، 1383).
در جنگلهای کرانه دریای خزر در ایران، در اشکوب اول جامعه Querco- buxetum درختان لرگ نیز حضور دارند(مصدق، 1384). جامعه Querco- buxetum یک جامعه گیاهی مخصوص دشت‌های کرانه خزر است که دارای خاک ماسه ای و قابل نفوذ می‌باشد. در این جامعه دو اشکوب مشخص وجود دارد. اشکوب اول شامل بلوط همراه گونه هایی مثل افرا، لرگ و توسکا و اشکوب دوم بسیار متراکم و مرکب از شمشاد، لیلکی، خرمندی و شب خسب که در زیر آنها علف هایی مثل سرخس، گرامینه ها و تعدادی از گونه‌های خزه خاکزی دیده می‌شود (ثاقب طالبی، 1383).
جنگلهای خزری از نظر سیمای ظاهری شباهت زیادی به جنگلهای پهن برگ اروپای مرکزی، شمال ترکیه و قفقاز دارد. تنوع گونه‌های درختی و جوامع جنگلی شمال ایران به مراتب غنی تر از جنگلهای اروپای مرکزی است و شباهت آن از این نظر بیشتر به جنگلهای شمال ترکیه و قفقاز نزدیک است . بر حسب شرایط اقلیمی، خاکی و غیره جوامع جنگلی مختلفی از جمله جامعه لرگ – توسکایستان ( Pterocaryo – Alnetum ) و لرگ – ونستان ( Pterocaryo – Fraxinetum ) ظاهر می‌شوند (مهاجر، 1385).
گسترش لرگ در جنگلهای خزری ایران در عرضهای جغرافیایی بالاتر (36 درجه شمالی) و با بارندگی بیشتر(1100 میلیمتر) و 27 روز یخبندان گزارش شده است (ابراهیمی، 1383). مناطق انتشار لرگ در ایران، در گرگان دره زیارت و بندر گز، در مازندران آمل، رودخانه چالوس (پارک فین)، قائم شهر، پل سفید، دشت نظیر کجور، رامسر، قاسم آباد، نوشهر، زیرآب، شیرگاه، در گیلان هشتپر، پیربازار، انزلی، رشت، لاهیجان، اسالم، رضوانشهر و آستارا گزارش شده است (قهرمان، 1362). انتشار لرگ در جنگل‌های ناحیه خزر از آستارا تا مینودشت و از جلگه تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریای آزاد ( استثنا در جنگلهای نور) بیان شده است (ثابتی، 1374). وجود توده‌های لرگ در استان لرستان (شول آباد) نیز گزارش شده است (سهرابی، 1387).
1-2-9 فسیل شناسی لرگدر دوران یخبندان جنسهای زیادی در نواحی Colchique و قفقاز و ایران از گذشته به یادگار مانده اند که بعضی از این جنسها شامل Pterocarya ، Celtis ، Juglans ، Diospyros ، Parotia ، Zelkova ، Rhododedron می‌باشند(مصدق، 1377). Paganelli (1960) در مطالعه ای تحت عنوان نخستین نتایج مطالعه گرده در نهشته‌های لیگنینی منطقه Pietrafitta نشان داده است که جنس Pterocarya یکی از گونه‌های قدیمی‌بوده و در دوران اول زمین شناسی گرده آن در نهشته‌های لیگنینی قرار گرفته اند و در آن منطقه بصورت تدریجی تقلیل پیدا کرده اند. Hibino در سال 1968، در مطالعه ای در ارتباط با گرده‌های فسیل و در هوا پراکنده شده با پوشش گیاهی انجام گرفت که در این مطالعه گرده‌های Pterocarya spp. به دو صورت فسیلی و در هوا پیدا شده است که این گونه در منطقه مذکور سالها پیش ناپدید شده و از فلور منطقه حذف گردیده است.
1-2-10 استفاده‌های صنعتی و غذایی لرگچوب لرگ با رنگی آمیخته به قرمز، نرم و برای ساختن تغار، خمره، ظروف، پارو و غیره بکار می‌رود و الیاف درخت لرگ برای بستن خوشه‌های انگور و بافندگیهای بخصوص مانند راکت تنیس و غیره بکار میرود ( جوانشیر، 1366).
چوب گونه های مختلف گردو از اهمیت خاصی برخوردار بوده و دارای مصارف صنعتی است همچنین دانه‌های آن نیز مصرف خوراکی دارد. از برگ ها و پوست میوه آن نیز در صنایع رنگرزی استفاده به عمل می آید. برخی از گونه های این خانواده به عنوان درختان زینتی کاشته می شوند (بخشی خانیکی، 1386).
مدادهای حاصله از چوب لرگ بهترین کیفیت را دارا بوده و از این نظر حتی با چوبهای وارداتی برابری می‌کند. براساس تجربیات و سابقه علمی‌موجود اشاره می‌نماید که برگ سبز جوشیده شده لرگ به دلیل وجود مواد موثره و اثر گیج کننده ای که برای ماهی دارد، در گذشته نه چندان دور در رودخانه‌های جنگلی بخشی از مناطق شمال از جمله آمل و نور در فن ماهیگیری استفاده می‌شده است (ابراهیمی، 1379).
در مطالعاتی به تولید لاک از Laccifer laca بر روی درختان لرگ اشاره شده است (Hadzibejli ، 1968 ). گونه P.fraxinifolia بومی‌قفقاز بوده و از چوب آن جهت تهیه جعبه‌های بسته بندی و تهیه مبلمان استفاده می‌شود (Poucke ،1991 ).
فصل دومسابقه تحقیق
2-1 مروری بر مطالعات انجام شده بر روی لرگبدون شک یکی از اصلی ترین و مهمترین راه‌های دستیابی به اطلاعات مورد نظر در خصوص هریک از رشته‌های دانش بشری، مراجعه به تحقیقات، پژوهش ها و کارهای علمی‌است تا از این طریق بتوان برای رسیدن به هدف مورد نظر و برنامه ریزی‌های آتی، آگاهی و اطلاعات کافی را حصول کرد.
درخصوص لرگ مطالعاتی چند در داخل و خارج کشور انجام شده است. اما تاکنون هیچگونه پژوهشی در خصوص این گونه در استان ایلام انجام نشده است. امید است مطالعه حاضر گام مفید و موثری درجهت ادامه کارهای تحقیقاتی در خصوص گونه مذکور در آینده باشد.
در ادامه چندی از تحقیقات داخلی و خارجی در باب درخت لرگ را ذکر می‌کنیم.
2-2 مطالعات داخل کشوررمضانی و همکاران (1379) در مطالعه ای تحت عنوان بررسی ویژگیهای خاک و گیاهان همراه در رویشگاههای شیردار acer cappadocicum gled در منطقه غرب مازندران، به منظور بررسی ویژگیهای خاک و گیاهان همراه در رویشگاههای شیردار، 9 رویشگاه مناسب در جنگلهای منطقه فیتوژئوگرافیک هیرکانی انتخاب نمودند. Selective sampling از رده بندی خاک رویشگاههای مورد بررسی پنج رده mollisol ,entisol ,inceptisol ,alfisol ,ultisol به دست آورد. آنالیز فیزیکی شیمیایی این خاک ها نشان داد که درخت شیردار دامنه وسیعی از ph 4/3-8/17 و آهک 01-62 درصد را تحمل می کند خاک بیشتر رویشگاهها دارای بافت رسی یا لوم رسی بود از بین عناصر ضروری Mg در هیچ رویشگاهی دچار کمبود نبوده ولی مقادیر N ,K ,Ca ,P در برخی از پروفیلهای خاک از حد معمول کمتر بودند گیاهان درختچه ای و علفی در کل رویشگاهها شناسایی و استقرار این گیاهان درهریک از رده های خاک بررسی گردید. از بررسی گیاهان همراه مشخص شد که گیاهانی نظیر: علف جیوه Perennis mecurialis ، شیرپنیر galium odoratum بنفشه viola odorata و ... در همه رده های خاک دیده می شوند ولی برخی دیگر از گیاهان تنها در یک رده خاک مشاهده شدند که از این گروه میتوان به Brachypdium sylvaticum , Stellaria holostea اشاره کرد.
آخانی و سلیمیان (1382) تحقیقی تحت عنوان توده‌های منحصر بفرد لرگ موجود در کوه‌های زاگرس مرکزی- ایران انجام دادند. توده fraxinifolia Pterocarya که در بخش ایران -تورانی از ایران، در ارتفاع 1730 متر، در دریای خزر و در منطقه وان در جنوب شرقی ترکیه گزارش شده است، جدا از جمعیت، در کوه‌های زاگرس مرکزی نیز وجود دارند. این توده مدت طولانی است که توسط مردم محلی محافظت میشود، که بر این باورند کاهش این درختان شوم است. ساختار، اندازه و اهمیت فیتوژئوگرافیکی توده مورد بحث و حفاظت از آن، همراه با راش، چنار و درخت غول، به عنوان یک اثر طبیعی ملی پیشنهاد شده است.
ابراهیمی‌و همکاران (1383) تحقیقی تحت عنوان بررسی نیاز رویشگاهی لرگ در جنگل تحقیقاتی «واز» مازندران انجام دادند. در این مطالعه مشخصه‌های کمی و کیفی درختان لرگ به‌طور جداگانه یادداشت و ثبت گردید و تجزیه و تحلیل نهایی با استفاده از آمار و اطلاعات موجود انجام گرفت. مطالعه و بررسی رویشگاه های لرگ در حوضه نشان می‌دهد که درختان لرگ بر روی خاکهای رسی مرطوب و عمیق، شیب بین 5 تا 20 درصد، جهت های شمالی، ارتفاع 500 تا 1000 متر از سطح دریا، در حاشیه و اراضی کم شیب، بستر رودخانه‌ها و دره‌ها از بیشترین تراکم برخوردار بوده‌اند. از نظر درجه آمیختگی نیز 4/56 درصد درختان را لرگ، 5/14 درصد را خرمندی، 8 درصد را توسکای ییلاقی و بقیه را سایر گونه‌ها تشکیل می‌دهند. متوسط رویش قطری و طولی سالیانه لرگ در طول دوره زندگی، متفاوت و بیشترین رشد طولی و قطری مربوط به 20 سال اول دوره می‌باشد. در ضمن رویش ارتفاعی بعد از سنین حدود 55 سالگی، بسیار کم و به حداقل ممکن می‌رسد. تعداد درختان لرگ در توده‌های مورد مطالعه 2/14 اصله در قطعه نمونه (10 آر) می‌باشد که تا طبقه قطری 35 سانتیمتری افزایش و بعد از آن روند نزولی پیدا می‌کند. بیش از 80 درصد درختان لرگ در طبقات قطری 10 تا 45 سانتیمتری قرار دارند. از نظر زادآوری، کلیه نهالها مبدأ غیر جنسی (ریشه جوش) دارند، ضمن آنکه به‌رغم وجود نهال نسبتاً فراوان، زادآوری از روند مطلوبی برخوردار نیست. لرگ در عموم رویشگاهها همراه با توسکای ییلاقی، افرا (پلت)، توسکای قشلاقی، ممرز، سفید پلت، ون و گردو در اشکوب بالا قرار می‌گیرد. توده‌های لرگ مورد بررسی در اکثر موارد حالت دو اشکوبه دارند. از نظر کیفیت تنه، هرس، تقارن تاج، درختان لرگ وضعیت چندان مطلوبی ندارند. 84 درصد درختان سالم و تنها 16 درصد آنها دچار آفت و امراض، پوسیدگی، کت زدگی و سرشکستگی تاج می‌باشند.
زاهدی پور و همکاران (1383) در مطالعه ای تحت عنوان بررسی پراکنش، اکولوژی و فنولوژی پسته وحشی دراستان مرکزی مطالعه موردی رویشگاه کوه نظر کرده - شهرستان ساوه، ضمن بررسی دقیق خصوصیات رویشگاه، خصوصیات کمی و کیفی درختان از قبیل تعداد درخت در هکتار، ارتفاع درختان، قطر تاج بزرگ و کوچک، ارتفاع تنه، قطر تنه، نوع فرم رویش، شادابی و سلامت تنه و تاج و سایر ویژگیها در منطقه کوه نظر کرده شهرستان ساوه را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصله از این تحقیق نشان داد که محدوده ارتفاعی پراکنش درختان 1293 – 1080 متر از سطح دریا بوده، تعداد درختان 30 – 50 اصله در هکتار و میانگین ارتفاع آنها برابر 27/3 متر بوده که حداکثر ارتفاع 5 متر می‌باشد. از طرفی ارتفاع تنه درختان 18/1 متر و میانگین ارتفاع تاج نیز برابر 10/2 متر بوده است. میانگین قطر برابر سینه 3/7 سانتیمتر و میانگین ارتفاع قطر تاج بزرگ و کوچک به ترتیب 16/3 و 10/2 متر است که 98% آن بصورت شاخه زاد می‌باشد.
علیپورنصیرمحله و همکاران (1385) تحقیقی با عنوان بررسی نقش درخت لرگ در کاهش فرسایش خاک انجام دادند. در این کار نواحی فرسایش خاک با ترکیبی از گرادیانت‌های شیب، انواع کاربرد زمین، میزان پوشش گیاهی و میزان فرسایش خاک طبقه بندی شده. کاهش در سرعت فرسایش خاک 11/2% در طول یک دوره 3 ساله بعد از حفاظت خاک وجود دارد. مقایسه شدت فرسایش خاک بین قبل از فرسایش و بعداز فرسایش مشخص می‌کند که فرسایش خاک به طور آشکار تقلیل یافته و اندازه گیری کاملا موثر بوده است.

q21

گفتار نخست – نظریات فقهای امامیه ........................................... 115
گفتار دوم– نظریات فقهای عامه .................................................. 119
مبحث چهارم - بررسی وضعیت عقد باغبانی از دیدگاه حقوق ایران ....... 124
گفتار نخست – وضعیت حقوقی در عرف محل ............................ 125
گفتار دوم– وضعیت حقوقی در قوانین موضوعه ......................... 129
گفتار سوم – بررسی رویه قضایی و دکترین ................................. 132
فصل سوم – احکام خاصه عقد مغارسه و باغبانی در فقه اسلامی و حقوق ایران ... 137
مبحث نخست – احکام خاصه عقد مغارسه در فقه اسلامی ..................... 138
گفتار نخست – احکام خاصه فقه امامیه ...................................... 139
گفتار دوم– احکام خاصه فقه عامه ............................................. 148
مبحث دوم – احکام خاصه عقد مغارسه در حقوق ایران ........................... 153
گفتار نخست – احکام خاصه در عرف محل ................................. 154
گفتار دوم– احکام خاصه در قوانین موضوعه ............................. 174
گفتار سوم – احکام خاصه در رویه قضایی و دکترین ................. 189
مبحث سوم – احکام خاصه عقد باغبانی در فقه اسلامی .......................... 202

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

گفتار نخست – احکام خاصه فقه امامیه ...................................... 203
گفتار دوم– احکام خاصه فقه عامه .............................................. 214
مبحث چهارم – احکام خاصه عقد باغبانی در حقوق ایران ........................ 221
گفتار نخست – احکام خاصه در عرف محل ................................ 222
گفتار دوم– احکام خاصه در قوانین موضوعه ............................ 232
گفتار سوم – احکام خاصه در رویه قضایی ودکترین .................. 237
جمع بندی و نتیحه گیری ....................................................................................... 259
منابع ......................................................................................................................... 270
تقدیم به :
همسرم که در طول این مدت با صبر و شکیبایی مثال زدنی ، علاوه بر همکاری موثر در تدوین این مجموعه ، سختیها و دشواریهای این دوران را به خوبی تحمل نمود و از فرزندم نیز به بهترین شکل مراقبت و نگهداری کرد .
مادر عزیزم که همواره با دلی مهربان ، روحی بزرگ و دعاهای خیرش ، سبب تحولات عمیق و بزرگ در زندگی من شده است .
پدرم که هرچه در زندگی دارم و خواهم داشت مدیون او هستم و یادش نیز همیشه با من خواهد بود .
و دخترم که وجودش سبب امید ، دلگرمی و شادابی زندگیم شد .
تشکر و قدردانی :
ابتدا خدایم را شاکرم که الطاف ویژه اش را به این بنده حقیر و سراسر تقصیر عنایت نمود و مرا به مسیر عالی کسب دانش و معرفت رهنمون ساخت .
در ادامه برخود لازم می دانم که از تمامی اساتید ، همکاران ، دوستان و دانشمندانی که در مسیر تدوین این مجموعه به بنده مساعدت ، همفکری ، معاضدت و همراهی نمودند تشکر و قدردانی کنم .
تشکر و عرض ارداتی ویژه و خاص دارم خدمت استاد محترم و فرزانه جناب آقای دکتر وحدتی که مسئولیت راهنمایی این رساله را بر عهده داشته و در طول این مدت با صبر و حوصله و علی رغم مشغله فراوان ، با ارشادات و راهنمایی های عالمانه و حکیمانه خود ، موجبات تسهیل و پیشرفت در تدوین این اثر را فراهم نمودند .
از زحمات استاد محترم مشاور و بزرگوار جناب آقای دکتر عبدی پور که با هدایت و راهنمایی دلسوزانه و کریمانه خود سبب تدوین هرچه بهتر و علمی تر این مجموعه گردیدند نیز کمال تشکر و سپاسگذاری را دارم .
از خداوند منان ، سلامتی ، طول عمر و توفیق روز افزون این دو استاد بزرگوار را که ، حقیقتاً پشتوانه ای بزرگ و با ارزس برای نهاد علمی کشور محسوب می شوند ، خواستارم .
چکیده :
یکی از موضوعات قدیمی مورد بحث و اختلاف برانگیز در علم فقه و حقوق ، موضوع قراردادهای مغارسه و باغبانی است . اهمیت اقتصادی این قراردادها و کاربردی که در صنایع کشاورزی و پروژه های باغبانی دارند و نیز اختلاف نظر دامنه داری که در این خصوص میان فقها و دانشمندان وجود دارد ، همچون صحیح یا باطل بودن ‏و تنوع آثار و احکام آنها ، ضرورت بررسی آنها را در قالب این مجموعه فراهم نموده است . این رساله با عنوان بررسی عقد مغارسه و باغبانی در فقه اسلامی و حقوق ایران در سه فصل تنظیم گردیده است. که در تمام فصول نظرات فقهای ‏شیعه و سنی به همراه نظرات عرف ، حقوقدانان ، رویه قضائی و متون قانونی با رویکردی کتابخانه محور ، بیان شده است ، به این ترتیب که در فصل اول ، کلیات ، مقدمات و مسائل اولیه که به نوعی ‏با موضوع ارتباط دارند آورده شده است به نحوی که ما توانسته ایم تعریفی کامل و جامع از قراردادهای مغارسه و باغبانی ارائه نماییم .‏ در فصل دوم ، وضعیت قراردادها از لحاظ صحت یا بطلان مورد بحث واقع می‌شوند و توانسته ایم ضابطه و تفکیک خوبی از وضعیت اینگونه قراردادها در فقه اسلام ( امامیه و عامه ) و حقوق ایران (عرف ، قوانین ، رویه قضائی و نظریات حقوقدانان ) بیان کنیم . در فصل سوم که مهمترین قسمت رساله می باشد به بیان آثار و احکام خاصه و ویژه این قراردادها ، به طور جامع و مفصل ، از دیدگاه فقه اسلامی ( امامیه و عامه ) و حقوق ایران (عرف ، قوانین ، رویه قضائی و نظریات حقوقدانان ) پرداخته شده است .
کلمات کلیدی : عقد - قرارداد - مغارسه - باغبانی - فقه اسلام - حقوق ایران
مقدمه
از آن هنگام که خداوند انسان را بر روی کره زمین قرارداد ، تا به امروز ، او ناگزیر است برای رفع تمام نیازهای خود تلاش کند . از سوی دیگر کلید گشایش هر استعدادی در درون  انسان کار و تلاش است زیرا از نحوه کار هر شخص ، می‌توان به جوهره درونی او پی برد و وقتی این جوهره‌ درونی‌ آشکار شود  و استعدادهای بالقوه به منصه ظهور  برسند ، می‌توان به وجود جامعه‌ای پویا و درخشان امیدوار بود.
همچنین خداوند متعال سرنوشت و زندگی بشر را به گونهای رقم زده که باید در دامن طبیعت رشد کرده و به بلوغ وکمال برسد و بنابراین به طور کامل به آن وابسته و نیازمند است . متقابلاً طبیعت را نیز طوری آفریده که در خدمت انسان باشد و نیازهای وی را برآورده سازد . خورشید ، ماه ، باد ، باران ، کوه ، دریا ، گیاهان ، درختان ، همه و همه ، نعمتها و مواهب خدادادی هستند که در تسخیر گل سرسبد هستی و خلیفه خدا بر روی زمین قرار گرفته و تماماً مطیع و فرمانبردار انسانند ، تا وی از آنها در جهت حفظ بقا و حیات دنیوی خویش بهره گیرد . در این میان پارهای از اجزای طبیعت ، همچون درختان نقشی اساسی و حیاتی در زندگی انسان و حتی سایر موجودات زنده دارند .
بر همین اساس ، در آموزه های اسلامى، درخت از اهمیت ویژه و جایگاهی ارجمند برخوردار است و در منابع روایی دین مقدس اسلام ، به امر درختکاری اهمیّت بسیاری داده و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است و همه مردم به آن تشویق شده‌اند .
امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام ، پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، با دست مبارک خویش، چاه ها و قنات های بسیاری حفر کردند که آثار آن ها هنوز هم در حجاز باقی است . ایشان سپس با آب آن ها ، باغها و نخلستان هایی بزرگ ساخت ، به طوری که توانست صدها بنده را با درآمد آنها آزاد ساخته و مخارج زندگی فقیران را تأمین کند .
کمتر کسی است که در دوران زندگی اش درخت نکاشته باشد و یا لااقل در فکر کاشتن یک درخت نبوده باشد ، درختکاری یک سنت پسندیده و عامی است که همه مردم به آن علاقه دارند . شرع مقدس اسلام نیز به این فطرت طبیعی انسانها احترام گذاشته و همه مردم را به امر کشت و زرع و درختکاری تشویق و ترغیب نموده است .
در کشور ما ایران از دیرباز ، به موضوع کشاورزی و درختکاری اهمیت زیادی داده شده و اصولاً حرفه غالب مردم ایران ، کشاورزی و کشت و کار بر روی زمین بوده است و به همین دلیل ، موضوع زمین و درخت در فرهنگ ما جایگاه ویژه ای دارد و به آن اهمیت زیادی داده می شود ، به نحوی که در برخی از مناطق ایران ، زندگی یک خانوار ، از طریق فروش محصولات درختی مانند گردو و ... تامین می گردد .
اما معضلی که در این خصوص باید به آن اشاره کرد ، گستردگی و وسعت اراضی غیر قابل کشت درکشور ما می باشد که عمدتاً تحت عنوان اراضی ملی یا موات شناخته شده و به صورت مرتعی یا کوهستانی یا بیابانی بوده و فاقد آب و حتی خاک مناسب جهت کشت مشاهده می شوند لیکن باتوجه به رشد جمعیت در سالهای اخیر و نیاز بیشتر به محصولات باغی و میوجات و از همه مهمتر رسیدن به رشد اقتصادی مناسب و مطلوب از طریق تولید بیشتر این محصولات ، احیاء این اراضی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و قاعدتاً با وجود نیروی کار تحصیل کرده ، ورزیده و باتجربه در کشور و داشتن قوانین مناسب و همسو ، امکان این خواسته مطلوب بخصوص از طریق انعقاد قراردادهای مغارسه و باغبانی دور از دسترس نخواهد بود و اصولاً اگر بخواهیم همگام با سایر کشورهای پیشرفته جهان به رشد مطلوب اقتصادی نائل گردیم ، اصلاحات و اقدامات فوق الذکر در کشورمان اجتناب ناپذیر است .
الف - بیان مسئله و مورد اختلاف
در فقه اسلامی مبحثی به نام احکام توقیفیه و امضائیه وجود دارد که همیشه میان فقها ایجاد اختلاف نموده است به این معنا که ایشان ، احکام را به دو قسمت تقسیم می کنند : قسم اول احکامى است که شارع آن را بدواً و رأساً تأسیس کرده و دخل و تصرف یا تاسیس کردن باب جدید در آنها را ممنوع نموده است مانند عبادات ؛ قسم دوم احکامى است که شارع آنها را ایجاد نکرده بلکه قبل از شرع نیز وجود داشته‌اند مانند خرید و فروش یا بیع ، شارع آمده آنها را امضاء کرده است لذا دخل و تصرف و یا گشودن باب جدید در آنها مانند بیمه و سر قفلى ، جایز است مگر این که از محرّمات مسلم سر در بیاورد مثل ربا و غصب ؛ بسیاری از فقها معتقد هستند که صرفاً احکامی که شارع نسبت به آنها اقدام به تشریح نموده و مقررات آنها را تدوین و تصریح نموده صحیح و قابل اجرا بوده و در غیر این صورت باطل و حرام می باشند .
با این مقدمه و نیز اهمیت و تاکیدی که دین مبین اسلام برای موضوع درخت کاری قائل است و با درنظر گرفتن وضعیت جوی و اقلیم طبیعی شبه جزیره عربستان ، کاملاً بدیهی به نظر می رسد که قرارداد های مغارسه و باغبانی به دلیل عدم سابقه قبلی در دوران پیامبر و ائمه معصومین ، جزو عقود امضائی اسلام نبوده و بنابراین بسیاری از علماى متقدم که از جمله مشاهیر آنها می توان از صاحب جواهر ، شهید ثانی و محقق قمی را نام برد و در عقود و معاملات اعتقاد به توقیفى بودن داشته اند ، عقد مغارسه را باطل و غیر قانونى اعلام کرده اند. البته نه بدین معنى که مرتکب آن را گنهکار و مجرم مى‌پنداشتند ، بلکه چنین کار و فعالیت را فاقد ارزش‌ حقوقى دانسته و دادگاه اسلامى را موظف به رسیدگى به اختلافات طرفین در این خصوص ، نمى‌دانستند و این مسئله ای اختلافی از آغاز ظهور اسلام تاکنون بوده است . برخی دیگر از فقها از جمله شهید اول و صاحب عروه به دلایل دیگر از جمله خلاف قاعده بودن این عقود و غیر قابل پیش بینی بودن نتیجه اقدامات عامل و نیز ماندگار و طولانی مدت بودن این قراردادها آن را باطل اعلام نموده اند . حالیه ما در این تحقیق قصد داریم تا در خصوص ریشه و دلایل این نظریات فقهی و شرعی و بیان سابقه قانونگذاری متعدد و بعضاً متعارضی که در کشور ما دراین خصوص وجود دارد ، کنکاش نموده و احکام و مقررات خاصی که در خصوص این مسائل در نظر فقهای طراز اول اسلام و قوانین خاص وجود دارد ، تحقیق و بررسی نماییم . به تبع باتوجه به تنوع عقاید و اختلاف نظرهای فقهی و حقوقی که در این زمینه وجود دارد ، مسائل جذاب تر و پرمحتوی تر ارائه خواهد شد .
ب - ضرورت انجام تحقیق
دلیلی که اهمیت پردازش به این موضوع تحقیق را چندین برابر می کند ، این است که علی رغم رواج نسبی انعقاد اینگونه قراردادها در جامعه ، عامه مردم از احکام و شرایط ویژه این نوع از قراردادها به دلیل عدم دسترسی به هرگونه منابع ، کتب و پروژه - ریسرچ، بی اطلاع و ناآگاه هستند و همین موضوع سبب سوء استفاده بسیاری از افراد فرصت طلب و افزایش حجم پرونده های مطروحه در دادگستری در این زمینه گردیده است. همچنین هیچگونه قالب و شکل از پیش طراحی شده ای که حاوی تمامی احکام ، زوایا ، جزئیات ، شرایط و چگونگی انعقاد اینگونه از قراردادها باشد ، در جامعه امروز وجود ندارد و به همین دلیل ملاحظه گردیده که عده ای از اشخاص غیر متخصص و عمدتاً سودجو در تلاش هستند تا آثار و اهداف مندرج در اینگونه عقود را در قالب و شکل عقود دیگر به دست بیاورند و این امر همانگونه که گفته شد علاوه بر اینکه در بعضی موارد سبب کلاهبرداری از سوی عده ای در جامعه خواهد شد ، نهایتاً سایر عقود و قراردادها را نیز از اهداف اولیه وضع و مسیر اصلی خود منحرف خواهد نمود . از طرفی گفته شد که نیاز به تولید محصولات باغی بیشتر و نیز دستیابی به اقتصادی پویا و کارآمد ، مستلزم آگاهی داشتن از قوانین و احکام اینگونه قراردادها می باشد از همه مهمتر اینکه در نهایت ، از لحاظ علمی و عملی بخصوص در قرن حاضر که شاهد شکوفایی تمامی علوم در تمامی زمینه ها هستیم ، به هیچ عنوان منطقی و جالب نیست که در کشور ما ، هنوز نتوانسته ایم وضعیت این قراردادها را تعیین تکلیف کنیم که آیا بالاخره این گونه قراردادها صحیح هستند یا باطل ؟
ج - پیشینه تحقیق
درخصوص موضوع تحقیق ما چه به صورت مستقل و چه در فواصل مباحث دیگر کمتر پرداخته شده و برای همین ابعاد و ماهیت اینگونه قراردادها حتی برای حقوقدانان و فقهای ما نیز به صورت کامل و دقیق روشن و واضح نیست . لازم به توضیح است که به جز پروژه - ریسرچای خلاصه از سوی احدی از حقوقدانان (دکتر کاتبی) مطرح در دهه 1340 ، بصورت مستقل و مفصل در هیج جا کتاب یا پروژه - ریسرچای در خصوص این موضوع وجود نداشته و بنابراین موضوع تحقیق از این دیدگاه ، موضوعی خاص و مهم محسوب می گردد .
البته در منابع عظیم اسلامی و متون معتبر فقهی ، بسیاری از علما و فقها ، در کتب فقهی خویش ، اشاره ای گذرا به حکم وضعی قرارداد های مزبور نموده اند . اکثر حقوقدانان مطرح نیز در کتب شرح وتفسیر قانون مدنی خود ، در مبحث مربوط به قرارداد مساقات ، اشاره ای کوتاه در حد چند سطر به سوابق فقهی این قراردادها نموده اند و البته اخیراً نیز برخی از بانک ها به موضوع انتشار اوراق مساقات توجه ویژه نشان داده و در حال تدوین بخشنامه ها ، آیین نامه ها و مقرراتی خاص در محدوده نظام بانکی و مسائل مرتبط در حیطه کاری خود هستند .
د - هدف تحقیق
با اوصافی که در بند های قبل ذکر گردید ، عمده اهدافی که ما در این تحقیق به دنبال آن هستیم از یک سو ، ارائه تعریفی جامع و کامل از این قراردادها و تبیین جایگاه آنها در شرع اسلام و قوانین موضوعه بوده و از سوی دیگر ، مشخص کردن دلیل رواج نسبی و داشتن اقبال عمومی برای انعقاد اینگونه قراردادها علی رغم وجود خلاء های قانونی ، در عرف های محلی می باشد . از جمله اهداف دیگر تحقیق ، بررسی دلیل یا دلایل صدور حکم بطلان عقد مغارسه در شرع اسلام و بخصوص از دیدگاه فقها می باشد تا در نهایت بتوانیم وضعیت این قراردادها را از لحاظ صحت و یا بطلان در نظام حقوقی کشور بررسی کرده و بر اساس آن تصمیم گیری و راهکاری مناسب در این خصوص اتخاذ نمائیم . همچنین در جهت انعقاد این قراردادها و عمل به آنها ، مهم است بدانیم که این قراردادها ، دارای چه مقررات و احکام خاص و ویژه ای می باشند . از طرفی بررسی مقایسه ای عقود مغارسه ، باغبانی و مساقات و تعیین تفاوت احکام آنها با هم نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است . تعیین و شناخت هریک از موارد فوق در نهایت سبب تقویت بخش کشاورزی و باغبانی کشور و رونق در آن با آگاهی از قوانین و مقررات این عقود و عندالزوم توجیه احکام و قواعد شرعی آن خواهد شد . ضمن اینکه چهارچوب و قالب خاصی برای انعقاد اینگونه عقود در جامعه ایجاد می گردد تا بر مبنای آن قراردادهایی که در این زمینه منعقد می گردد با موازین شرعی و فقهی سنخیت بیشتری داشته باشد .
ه - سوالات تحقیق
در این رساله ما با سوالات متعدد و مسائل مبتلی به زیادی مواجه هستیم . اولین سوالی که در این خصوص به ذهن متبادر می گردد این است که به راستی جایگاه فعلی و وضعیت نهایی عقود مغارسه و باغبانی در فقه پویای اسلامی و حقوق موضوعه فعلی ایران چیست ؟ آیا هردو قرارداد صحیح هستند یا اینکه هردو باطل تلقی می شوند ؟ و اینکه بر فرض قائل بودن به بطلان یکی از آنها ، آیا می توان قرارداد دیگر را صحیح تلقی کرد ؟ بر فرض صحت تلقی کردن ، آیا این حقوق قائم به شخص بوده و در نتیجه قابلیت نقل و انتقال چه بصورت ارادی و چه به صورت قهری را به اشخاص غیر دارا می باشند ؟ آیا غارس یا باغبان می تواند بدون توافق با مالک نسبت به احداث اعیانی در ملک مورد قرارداد اقدام نماید ؟ نظام سهم بری هریک از مالک و غارس در قرارداد اولیه چگونه تعیین می گردد ؟ اگر غارس یا باغبان در مدت زمان قرارداد نتواند به تعهدات خود برای غرس و نگهداری از درختان عمل کند وضعیت قرارداد چیست ؟ نحوه خاتمه و انقضای قرارداد مغارسه و باغبانی چگونه بوده و از چه طریق می توان تخلیه و خلع ید غارس و باغبان را از مراجع قضایی درخواست نمود ؟ از بین بردن آثار غرس اشجار و قطع درختان حتی به وسیله حکم دادگاه در بسیاری موارد با قوانین امری فعلی جامعه (مانند قانون حفظ کاربری اراضی زراعی وباغات ) و بخشنامه ها و مقررات شهرداری ها مغایرت پیدا می کند و در بهترین حالت ممکن ، سبب وضع جریمه های سنگین برای مالک می گردد لذا در این موارد تکلیف چیست ؟ این سوالات ، نمونه هایی هستند که به ذهن هر متخصص و اندیشمندی که در این زمینه در حال فعالیت می باشد ، خطور کرده و با آن مواجه خواهد شد و یافتن پاسخ مناسب برای آنها ، از جمله وظایف ما در این رساله می باشد .
و - فرضیه های تحقیق
انجام هر تحقیقی ، مبتنی بر یک سری اندیشه ها و فرضیاتی استوار است که در ذهن مولف آن نقش بسته و قصد دارد تا سوالات ذهنی خود را بر مبنای این فرضیات و نظرات پاسخ دهد . در این رساله نیز علی رغم اینکه معتقدیم وضعیت حقوقی عقد مغارسه در فقه اسلام اختلافی می باشد لیکن از لحاظ منطقی با توجه به مقررات موضوعه فعلی می توان قائل به صحت آنها بود . درخصوص قرارداد باغبانی ، معتقدیم که با توجه به عدم منع شرعی و قانونی ، قراردادی صحیح بوده و خدشه ای بر آن وارد نباشد .
همچنین به نظر می رسد حقوق متصوره ناشی از قرارداد های غارسی و باغبانی ، قائم به شخص نبوده و در نتیجه قابلیت نقل و انتقال چه بصورت ارادی و چه به صورت قهری را دارا می باشند . ضمن اینکه در هر صورت باید گفت که حقوق غارسی و باغبانی جزو حقوق اعیانی املاک محسوب نگردیده و بیشتر نوعی حق دینی محسوب می شوند بدین صورت که عقود مزبور به محض انقضای مدت تمام شده و در این صورت مالک باید هزینه های توافق شده و انجام شده در ملک را به باغبان و غارس پرداخت کند .
در مواردی هم که اجرای حکم مبنی بر خلع ید و قلع و قمع اشجار صادر می شود و اجرای آن با نظم عمومی منافات دارد مطابق رویه محاکم ، محکوم علیه خلع ید و ملک تحویل مالک می شود لیکن مالک باید به غارس یا باغبان اجرت المثل بدهد ویا به طریق دیگری رضایت وی را جلب نماید .
ز - روش تحقیق
روش گردآوری مطالب اصلی این تحقیق ، بیشتر به صورت کتابخانهای می باشد بدین نحو که که با استخراج مأخذ و استدراک آنها ، اقدام به شرح الفاظ و عبارات دشوار و مطالب گردآوری شده می گردد . همچنین در برخی موارد اقدام به تفسیر و حتی ترجمه متون فقهی گردیده و مراد متن و حکم شرعی یک موضوع با توجه به نیاز تحقیق از آن استنباط و استخراج گردیده است ضمن اینکه با اقدامی تحلیلی ، اجزا یا جزییات یک چیز به صورت مفصل ، بیان و تشریح شده است در بسیاری از موارد نیز از روش مقایسهای یا تطبیقی استفاده شده بدین صورت که جهات اشتراک یا افتراق دو عملکرد یا نظریه با هم مقایسه و ارائه گردیده است .
در ادامه برای مستدل و مستند بودن تحقیق ، ابتدا شروع به فیش برداری شده و سپس برای بهتر شناختن موضوعات و توجه به موارد عملی و خروج از بحث نظریه پردازی صرف ، از تعدادی از احکام و آراء صادره از مراجع قضایی دادگستری نیز در متون تحقیق استفاده شده است . همین طور ، شرایط و نحوه اخذ سند و ارائه گردشکار و وضعیت تعدادی از اسناد مالکیت ماخوذه از سوی غارسین در اراده ثبت ، که می تواند به شناساندن رویه عملی و عرفی موضوع تحقیق کمک شایانی کند ، نیز ارائه و بیان خواهد شد .
ن - تقسیمات
این رساله در سه فصل و ده مبحث و بیست و شش گفتار تنظیم گردیده است . فصل اول اختصاص به ارائه کلیات و تعاریف هر یک از این قراردادها خواهد پرداخت و فصل دوم به بررسی وضعیت این قراردادها در شرع اسلام و حقوق ایران اختصاص داده شده است و در فصل سوم مقررات و احکام خاصی که در خصوص این قراردادها وجود دارد تشریح و بیان گردیده است .
فصل نخست - کلیات
در ابتدای این نوشتار برخی از مفاهیم اولیه و واژگان کلیدی که در این تحقیق کاربرد بیشتری دارند را به صورت مختصر توضیح داده و سپس به مباحث اصلی تحقیق پرداخته خواهد شد .
برخی از حقوقدانان از جمله دکتر جعفری لنگرودی معتقد هستند که عقد و قرارداد مترادف یکدیگر هستند . ماده 183 قانون مدنی عقد را این گونه تعریف کرده است : « عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر انجام امر نمایند و مورد قبول آنها باشد . » برخی از حقوقدانان دیگر از جمله دکتر امامی ، قرارداد را اعم از عقد دانسته و معتقد هستند که چنانچه قانون ، نام معینی را برای عقود اختصاص داده و قواعد ، ضوابط ، مقررات و احکام آن را بیان کرده باشد ، به آن اصطلاحاً « عقد معین » یا عقد به معنی خاص می گویند و درصورتی که هیچگونه اسمی از عقدی خاص در قانون بیان نشده و تبعاً قواعد و مقررات آن نیز تشریح نشده باشد ، اصطلاحاً به آن عقد ، « نامعین » یا قرارداد به معنی عام گفته می شود . به هرحال ما در این رساله ، عقد و قرارداد را مترادف هم دانسته و در یک معنی به کار می بریم .
در مجموع در فصل کلیات این تحقیق ، به پیروی از عرف معمول در تدوین پایان نامه های تحصیلی در سه مبحث جداگانه و مستقل : 1- تعاریف و مفاهیم اولیه 2- تاریخچه و سابقه تاریخی موضوع 3- مقایسه با تاسیسات حقوقی مشابه ، به بررسی عقد مغارسه وباغبانی خواهیم پرداخت .
مبحث اول - مفاهیم
گفته شد که تعریف عقد مغارسه و باغبانی به صورت مفصل و تخصصی و در دو گفتار مستقل ، از دیدگاه خاص عرف ، شرع ، حقوق و قانون بررسی ، تبیین و ارائه می گردد . بر همین مبنا ، سعی خواهد شد تا از نظریات فقها و حقوقدانان مطرح و صاحب نظر در این زمینه استفاده شود . همچنین در تعاریف ارائه شده نیز تقسیم بندی های خاصی صورت پذیرفته و تلاش شده تا نظریات فقها و حقوقدانان در این چهارچوبها استخراج و ارائه گردد .
گفتار نخست - تعریف عقد مغارسه
عقد مغارسه از جمله قراردادهایی است که در فقه ، حقوق و عرف تعابیر و تعاریف مختلفی از آن ارائه گردیده و البته این اختلاف نظرها دلایلی دارد که لازم است قبل از ورود به بحث اصلی به برخی از آنها اشاره شود :
اولین و مهمترین دلیل به وجود آمدن این اختلاف تعبیر ها و تعریف ها ، سکوت قانونگذار در خصوص بیان احکام و شرایط این عقد می باشد .
علاوه بر سکوت قانونگذار ، باید سکوت شارع مقدس را نیز در خصوص این قرارداد اضافه کرد . هرچند دین اسلام چه در آیات و چه در روایات متعدد مسلمانان را به ترویج درختکاری تشویق می نماید لیکن در عمل احکام خاص این قرارداد را بیان ننموده و همین موضوع سبب اختلاف نظر در خصوص صحت یا بطلان این قرارداد از سوی فقهای اسلام با توجه به نظریه فقهی توقیفی بودن عقود وقراردادها گردیده است .
از دلایل دیگر می توان به معمول و متعارف بودن این قرارداد در کشور نام برد که با درنظر گرفتن دو دلیل قبلی و نیز متفاوت بودن عرفهای محلی به دلیل تنوع در نوع زمین ، آب و هوا و سایر دلایل طبیعی دیگر سبب شیوع چهارچوب ، دیدگاه ها ، احکامی متنوع و در نتیجه عرف هایی خاص درخصوص این قرارداد گردیده است .
وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جامعه از عوامل دیگری است که باید از آن نام برد . در روزگاری مالکین و فئودال ها دارای اراضی زراعی و حتی غیر زراعی بسیار گسترده و وسیعی بودند . به نحوی که در مواردی مشاهده شده که اراضی یک مالک شامل یک روستا به همراه تمامی اراضی زراعی آن به انضمام تمام کوهها و تپه ها و رودخانه ها و چراگاههای مجاور گردیده و به قدری وسیع بوده که علی رغم تعیین حدود ومشخصات ملک ، کارشناسان ثبتی قادر به تعیین حدود و مساحت ملک نشده اند و به دلیل همین وسعت ، مالکین قادر به استفاده و بهره برداری از تمامی اراضی خود نبودند لذا بخش هایی از آن را تحت عنوان قرارداد هایی همچون مزارعه و مغارسه به غیر واگذار می کردند تا هم زمینهایشان آباد شده و معطل نماند و هم سودی از محصول نصیب آنها شود .
النهایه باتوجه به مبانی و دلایل فوق ، تعاریف متفاوت و مختلفی از عقد مغارسه در عرف و قانون و شرع ابراز شده است که در مباحث بعدی به تفکیک به آنها خواهیم پرداخت .
الف - تعریف لغوی وعرفی عقد مغارسه
کمتر کسی است که به عمرش درخت نکاشته باشد و یا لااقل در فکر کاشتن یک درخت نبوده باشد. درختکاری یک سنت و آیین پسندیده است که همه مردم به آن علاقه دارند و بصورت فطری و غریزی به آن احترام می گذارند . در اقوام و ملل گذشته بخصوص در کشور خودمان ایران (چه قبل از اسلام و چه بعد از آن ) ، کاشتن درخت و درخت کاری اهمیت زیادی داشته و علاوه بر اثرات اقتصادی آن ، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز دارای ارزش و اهمیت می باشد لذا لغت شناسان و عرف شناسان به شناختن آن همت گماشته و سعی در تعبیر و تفسیر آن نموده اند .
لغت مغارسه از مصدر غرس ( غَ رْ ) گرفته شده است ( جمع آن اَغْراس یا غِراس می باشد ) و غرس نیز در لغت نامه ها به معناى کاشتن ، درختکارى ، درخت نشاندن ، قلمه زدن ، قلمه کردن ،کاشتن درخت و نهال کاشتن آمده است . کلمه زرع نیز در لغت به معنی کاشتن ، رویانیدن وتخم پاشیدن آمده است . لیکن تفاوتی که این دو واژه با هم دارند را می توان بدین شرح خلاصه نمود :
اول – زارعت مخصوص کاشتن حبه ودانه است لیکن غرس شامل کاشت نهال می گردد.
دوم – زراعت شامل کاشت حبوبات و دانه هایی می گردد که عمر بهره برداری از آنها معمولاً کمتر از یک سال است لیکن غرس معمولاً در خصوص کاشت نهال هایی به کارمی رود که عمر بهره برداری از آنها بیش از یک سال می باشد لیکن باید دانست که سبزی کاری و صیفی کاری ها ، هرچند مطابق ضابطه بیان شده ، در عرف جزو زراعت محسوب نمی شوند لیکن آنچنان با موضوع زراعت آمیخته شده اند که آنها را باید تابع قواعد و مقررات مزارعه دانست .
سوم – شرط دیگر این است که نبات روئیده شده دارای ریشه ثابت در زمین نباشد وگرنه کاشت آن زرع نیست و غرس نامیده می شود ، هرچند هسته یا دانه آن کاشته شود .
با این همه ، تعریفی که از عقد مغارسه در لغت نامه ها و فرهنگ ها درج گردیده با مفهوم عرفی آن به هیچ عنوان مطابقت ندارد . برای نمونه در لغت نامه دهخدا عقد مغارسه بدین گونه تعریف شده است : « مغارسه قراردادی است به منظور کشت اشجار بی میوه (از قبیل سپیدار، بید، پده ، سرو، چنار) و یا نگهداری آنها که بین مالک زمین یا درختان با کارگر بسته می شود درمقابل حصه مشاع و اجرت دیگر(از قبیل اینکه شاخه های زائد و تراش متعلق به کارگر باشد ) . »
آنچه مسلم است این است که در عرف عامه مردم ، عقد مغارسه به منظور کشت درختان مثمر نیز منعقد می گردد وحتی این نوع قراردادها در عرف بیشتر از کاشت درختان غیر مثمر رواج دارد لذا به نظر می رسد که لغت شناسان در تعریف خود از این نوع از قراردادها بیشتر تمایل به تعریف های حقوقی و حتی فقهی داشته اند تا توجه به مفهوم عرفی آن .
تعریفی که در عرف برای عقد مغارسه بسیار مرسوم است این است که مغارسه دادن زمین به کسی ‌که در آن درخت بکارد و در مقابل مقدار معینی از تولید آن‌ را برداشت کند .
به بیانی کاملتر در عرف قرارداد درختکاری ، قراردادی است که به موجب آن ، یک نفر زمین ملکی خودرا در اختیار دیگری قرار می دهد و شرط می کند که در زمین مزبور درخت بکارد و حاصل را به نسبت معینی با وی قسمت نمایند . این نوع قراردادها گاهی راجع به درختان باردار است و گاهی راجع به درختان بی بار ، درقسم اول منظور از حاصل میوه درخت و برگ و گل و سایر محصولات درخت است که باید به نسبت مشخصی تقسیم شود و در قسم اخیر منظور طرفین اینست که عامل درختانی مثلاً از نوع تبریزی یا درختان صنعتی بکارد و پس از آنکه درختان مزبور بحد رشد رسیدند آنها را ببرند وبین خود تقسیم نمایند.
درتعریف لغوی و عرفی ارائه شده در خصوص عقد مغارسه عناصری وجود دارد که لازم است جهت فهم بهتر موضوع آنها را نیز شناسایی ، تفکیک و تعریف کنیم :
طرفین عقد مغارسه : در عقد مغارسه ، به کسی که زمین را در اختیار طرف دیگر قرار می دهد مغارس می گویند . لذا مغارس کسی است که زمین خود را برای مدت معین در اختیار شخص دیگری جهت غرس اشجار قرار می دهد . در مقابل ، به کسی که نسبت به غرس اشجار در زمین مورد مغارسه اقدام می نماید غارس یا عامل گفته می شود به بیان دیگر ، در عقد مغارسه عامل یا غارس به کسی اطلاق می شود که مالک ، قطعه زمینی را برای مدت معین در اختیار او می گذارد تا آن را بر اساس سهمیه ای معینی از محصول ، که باید بین طرفین تقسیم شود ، غرس کند .
موضوع قرارداد مغارسه : باتوجه به اینکه موضوع قرارداد مغارسه ، غرس درخت در زمین می باشد و نیز گفته شد که نوع درختان مشمول تعریف مغارسه (از لحاظ مثمر و غیر مثمر بودن آنها) در لغت و عرف با هم متفاوت است ، لذا به نظر می رسد که موضوع قرارداد مغارسه بر این مبنا ، غرس تمامی درختان اعم از مثمر و غیر مثمر باشد .
مدت قرارداد مغارسه : در تعریف لغوی ، عقد مغارسه باید برای مدت معینی منعقد گردد لیکن در عرف ، زمان خاصی را برای اینگونه عقود پیش بینی نکرده اند لذا با توجه به فهم عرف و عادات مرسومه ، به نظر می رسد که زمان انقضای قرارداد درختکاری ، عرفاً زمانی است که موضوع قرارداد مغارسه که همان درختان می باشد ، زائل گردد .
عوضین قرارداد مغارسه : در عقد مغارسه ، سرمایه یا آورده مغارس ، زمین است لذا مغارس باید الزاماً مالک زمین باشد . درخصوص اینکه اگر مغارس مالک منافع زمین باشد ، نتیجه عقد چه می شود در مباحث بعدی توضیح خواهیم داد لیکن اجمالاً باید بگوییم که به نظر ما اگر مغارس مالک منافع زمین باشد عقد مغارسه منعقد نخواهد شد مگر مغارس از مالک درخصوص غرس اشجار مطابق مواد 503 و 504 قانون مدنی اذن داشته باشد . همچنین زمین نیز اصطلاحاً باید برای غرس درخت مورد نظر در قرارداد قابلیت داشته باشد . ( چه ازلحاظ خاک و چه از لحاظ آب ) در مقابل غارس یا عامل باید درختان موضوع قرارداد را تهیه و در زمین غرس نماید لذا در اینجا سرمایه و آورده غارس یا عامل عبارت است از 1- نهال 2- غرس آن 3- حراست و آبیاری آن 4- برداشت محصول و فروش آن . اما درخصوص اینکه منافع باید به چه نحو میان مغارس وغارس تقسیم شود ، قرارداد فی مابین و در صورت عدم توافق قبلی ، عرف محل تصمیم گیری خواهد نمود .
با توجه به اینکه معمولاً هدف از انعقاد قراردادهای غارسی ، به وجود آوردن باغ اعم از مثمر و غیر مثمر در زمین غرس شده می باشد لذا شایسته است به مفهوم باغ در عرف و قوانین موجود اشاره ای داشته باشیم:
باغ : محل کشت درختان اعم از مثمر یا غیر آن یا صیفی جات و سبزیجات دست کاشت است.
باغ جنگلی : در مناطق جنگلی باغ به محلی اطلاق می شود که دارای شرایط زیر باشد :
الف – حدود آن به نحوی از انحاء مشخص و معین شده باشد.
ب – حجم درختان جنگلی خودروی آن از پنجاه متر مکعب در هکتار تجاوز نکند.
ج – حداقل در هر هکتار آن یکصد عدد درخت بارده یا مجموعاً دویست عدد درخت بارده و جوان دست کاشت میوه ای و یا یک هزار بوته چای وجود داشته باشد.
د- حداقل نه دهم سطح آن از کنده و ریشه درختان جنگلی پاک شده باشد. 
باغ غارسی : باغی که از طریق مغارسه فراهم شده باشد . (مواد 27 و 28 آئین نامه مصوب 3/5/1343قانون اصلاحات ارضی) 
باغ غیر مثمر: محلی دارای اشجار غیر مثمر با محدوده مشخص که تعداد درختان مغروسه در آن از هزار اصله در هکتار کمتر نباشد. 
باغ میوه : زمینی است که در آن درختان میوه یا مو به وسیله اشخاص غرس و تعداد درخت میوه یا مو در هر هکتارآن از یکصد اصله کمتر نباشد و در مورد درختان خرما وزیتون تعداد درخت در هر هکتار از پنجاه اصله کمتر نباشد. اراضی تحت کشت چای ، باغ محسوب می گردد .
ب - تعریف فقهی عقد مغارسه
همانگونه که در مقدمه اشاره گردید ، در میان فقهای شیعه ، همواره این اختلاف نظر وجود داشته است که آیا براى مشروعیت یک قرارداد باید در شرع نص خاصى در مورد آن وجود داشته باشد یا خیر ؟ بدین معنا که مشروعیت و اعتبار یک قرارداد باید از ناحیه شارع تاسیس و یا امضاء شده و به اصطلاح این عقود تعیین شده باشند یا آن که علاوه بر عقود معینی که نام آنها در فقه اسلام آمده است ، سایر عقودی که در عرف و عادت جامعه کاربرد داشته و مورد عمل عقلاء می باشد نیز ، مشروعیت و اعتبار دارد؟ فقهای شیعه را در برخورد با این سوالات می توان به دو گروه تقسیم کرد :
الف - فقهای متقدم که عمدتاً قائل به تعیینی و توقیفى بودن عقود و معاملات بوده و مشروعیت قراردادها را تنها در قالب عقود معین و وجود نص پذیرفته اند .
ب – گروه دیگر فقهاى معاصری هستند که معتقدند ، عقود ، توقیفى و معین نیستند چون شارع مقدس درمعاملات ، طریقه خاصى را اختراع نکرده ونقش شارع در مورد معاملات ، نقش امضایى است یعنى معاملات رایج بین مردم را امضا کرده است . به بیان دیگر شرع مقدس در زمینه معاملات ، حقیقت جدیدى را نیاورده جز امضاى آنچه نزد عرف و عقلاً متداول است . در نتیجه ، فقهای متقدم با این دیدگاه عقد مغارسه را باطل می دانستند و لیکن فقهای متأخر با استدلال یاد شده آن را صحیح و درست می دانند .
درخصوص این اختلاف نظر و ارتباط آن با عقد مغارسه و باغبانی در مبحث مربوطه به صورت مفصل تر بحث خواهیم نمود لیکن با این مقدمه ، قصد داشتیم تا به این نتیجه گیری برسیم که بر اساس هریک از دیدگاه های فوق الذکر ، تعاریف فقها از عقد مغارسه را نیز به طور کلی می توان به چهار دسته تقسیم نمود :
الف – دیدگاه مستقل بودن عقد مغارسه از سایر عقود :
باتوجه به نحوه دیدگاه فقها مبنی بر اینکه عقد مغارسه عقدی خاص بوده و از سایر عقود استقلال دارد و یا اینکه باتوجه به تشابه احکام آن با برخی از عقود وقراردادهای دیگر از جمله مزارعه و مساقات ، قرارداد جدیدی نبوده فلذا در احکام و شرایط ، تابع اینگونه عقود می باشد ، دو دسته تعریف در این زمینه مشاهده می شود :
اول - عده ای از فقها احکام عقد مغارسه را با عقود مزارعه و مساقات مشابه دانسته و تا جایی پیش می روند که این عقد را هم جزئی از این دسته عقود دانسته و بر مبنای احکام این دو گروه از قراردادها آن را تفسیر و تعریف می کنند . این دسته از فقها عمدتاً مبحث مغارسه را در ذیل مبحث قراردادهای مزارعه و مساقات آورده و باب مستقلی در این خصوص قائل نیستند. لذا این فقها در تعریف خود از عقد مغارسه از تعریف ذیل پیروی می کنند :
« مغارسه کاشتن درخت است و خدمت کردن بر زراعات حتّى شبدر و یونجه که اصول آنها ثبوت ندارد . »
شهید ثانى درتعریف عقد مغارسه در این خصوص مى‌نویسد: « المغارسه معامله خاصّه على الارض لیغرسها العامل على أن یکون الغرس بینهما .... »
دوم - در مقابل برخی فقها معتقد به استقلال عقد مغارسه از سایر عقود و قراردادها بالاخص عقود مزارعه و مساقات بوده و بر این مبنا آن را بدینگونه تعبیر و تعریف می کنند :
« اگر زمینى را به دیگرى واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل مى آید مال هر دو باشد ، این معامله را مغارسه گویند . »
ب – دیدگاه متفاوت و مختلف فقها در تعیین حصه هریک از مغارس و عامل :
دراین خصوص میان فقها اختلاف نظر بسیاری وجود دارد و هرکدام از فقها در تعریف خود از این قراردادها ، از عناصری خاص ( یا مجموع این عناصر ) جهت تعیین حصه هریک از مغارس و عامل استفاده کرده اند :
عده ای زیادی از فقها سهم غارس و مالک را صرفاً در درختان دانسته و سهمی مشاعی از درختان غرس شده را سهم مالک و سهم مشاعی از آن را متعلق به مالک می دانند . لذا تعریفی که از سوی ایشان ارائه گردیده بدینگونه است که : « عقد مغارسه عبارت است از اینکه شخصى زمین خودرا به دیگرى بدهد تا در آن درخت بکارد. بنابراین که درخت‌هاى کاشته‌شده میان آن دو به تساوى یا با اضافه، بر طبق قراردادى که میان آنها واقع مى‌شود، مشترک باشند. »
یا آن را بدینگونه تعریف نموده اند : « مالک زمینی را به کسی بدهد تا در آن درخت بکارد به این شرط که درخت کاشته شده در آن در میان آنها مشترک باشد . »
عده ای دیگر از ایشان ، سهم مشاعی از زمین را متعلق حق مالک دانسته و در قبال غرس اشجار ، باقیمانده مشاع از زمین را در سهم غارس قرار می دهند . از دیدگاه این فقها مغارسه آن است که زمین را بدهد که دیگرى در آن غرس اشجار کرده آنها را تربیت کند و هر دو شریک باشند. چه غرض، شرکت در زمین باشد، یا در اشجار و یا در هردو.
عده ای از فقها معتقدند که غارس باید در قبال غرس اشجار ، مالى را بپذیرد ویا مقدارى از ثمره ها و منافع آن را بردارد . به بیان دیگر این دسته از فقها عقد مغارسه را عقدی می دانند که در آن زمینى را در اختیار کسى قرار مى‌دهند تا در مدت معینى در آنجا درخت‌کارى کند و در عوض زحماتش مالى را بپذیرد، و با مقدارى از میوه‌هاى آن را بردارد . همچنین اگر زمینى را به دیگرى واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل مى‌آید مال هر دو باشد، این معامله را مغارسه گویند.
برخی دیگر نیز به هیچ عنوان در این خصوص حساسیتی نداشته و جمع تمام این عناصر و موارد فوق را باهم پذیرفته اند . مانند این تعریف : « مغارسه آن است که زمینى را به کسى بدهند که درخت در آن بکارد و یک حصه از آن اشجار از او باشد با زمین یا بى‌زمین و خواه آن نهالى که غرس مى‌کند مال صاحب زمین باشد یا مال عامل».
ج – دیدگاه فقها در تفکیک میان درختان مثمر و غیر مثمر در این قراردادها :
اول - برخی از فقها باتوجه به اهدافی که عرفاً از انعقاد این قراردادها وجود دارد ( انتفاع از ثمره و حاصل ) فقط درختان مثمر را مشمول قرارداد مغارسه می دانند :
« مغارسه معامله بر کاشتن درختها که اصول شوند و ریشه بندند و با قید ثابته خارج مى‌شود مثل روییده گندم و جو و با قید اشجار خارج مى‌شود مثل شبدر و یونجه و با قید مثمره خارج مى‌شود مثل صنوبر و مثل درخت میوه که هنوز کوچک هستند و به مقام بار آوردن نرسیده‌اند . به بیان دیگر مغارسه کاشتن درخت است و خدمت کردن بر زراعات حتّى شبدر و یونجه را که اصول آنها ثبوت ندارد و به اشجار غیر مثمره مثل صنوبر و چنار و بید و مانند اینها و مثمره که بالفعل بارآور نشده است، همگى از این معامله خارج است .
همچنین در نزد علمای مذهب مالکیه ، مغارسه آن است که شخصی زمینی را به شخص دیگر می دهد تا در آن درختی از درختان مثمر مانند انگور ، نخل ، انجیر و انار ومانند آن غرس کند پس اگر عامل در انجام این کار یعنی غرس اشجار تعلل کند ، چیزی نصیب او نخواهد نشد اما اگر منتج به ایجاد ثمره و میوه شود ، قسمتی مشخص از میوه یا حتی زمین نصیب او می شود . به نظر فقهای حنفیه نیز مغارسه آن است که شخصی ، زمینی خالی یا زمینی را که هیچ کشت و زرعی در آن نشده ، برای مدت معین ، به شخص دیگری بدهد تا در آن درخت بکارد بدین نحو که آنچه به دست می آید ، اعم از درختان غرس شده و محصول به دست آمده ، میان آنها به صورت نصف و مانند آن تقسیم شود .
دوم – لیکن بیشتر فقها تفسیری موسع از این انتفاع داشته و معتقدند که عقد مغارسه جهت غرس اشجار غیر مثمر نیز صحیح بوده و بلااشکال است زیرا حتی استفاده از سایه و چوب اینگونه از درختان نیز نوعی انتفاع محسوب گردیده و دارای ارزش اقتصادی بوده وامروزه بخصوص قابلیت انعقاد قرارداد مغارسه را دارند . عمده فقها در این خصوص تعریفی عام بدین شکل ارائه نموده اند : « عقد مغارسه عقدی است که صاحب زمین با دیگری می‌بندد ، بنابر این‌که ، او در زمین درخت بکارد و درخت‌ها از آنِ هر دوی آن‌ها باشد. »
د- دیدگاه فقها در خصوص دخالت عامل زمان در انعقاد اینگونه قراردادها :
اول - بیشتر فقها در تعریف خود از عقد مغارسه عامل زمان را دخیل دانسته و این عقد را محدود به زمان معینی می دانند لیکن باید گفت که دخالت عامل زمان در تنظیم اینگونه از قراردادها از نظر ما ، خود دارای اشکال گوناگونی است که کمتر به آن پرداخته شده است و ذیلاً به برخی از آنها اشاره می شود :
تعیین زمان و مدتی معین مثلاً برای دو سال
انعقاد قرارداد تا زمان حیات و بقای درختان
انعقاد قرارداد تا زمان حیات مالک یا غارس ویا شخص ثالث
انعقاد قرارداد تا زمان برداشت اولین محصول یا محصلات بعدی
انعقاد قرارداد تا زمان مالکیت مالک و...
دوم - در مقابل عده ای دیگر برای این عقد زمان خاصی را قائل نبوده و یا حداقل برای این عامل اهمیتی قائل نیستند و معتقدند که این قرارداد بصورت دائمی و همانگونه که سابقاً بیان شد در حصه ای مشاع از زمین منعقد می گردد که بعد از وقوع قرارداد به نحو صحت این حصه مشاع از زمین به غارس تعلق خواهد گرفت . مانند این تعریف : « مغارسه آن است که شخصی با شخص دیگر توافق می کند تا در زمین وی درخت بکارد و به نظر می رسد در میان عرف مرسوم است که مالک زمین را در اختیار غارس قرار می دهد تا در آن درخت بکارد و آنها را تربیت کند و بین آنها شرکتی به وجود می آید بدین نحو که زمین و درختان میان آنها تقسیم شود . »
ج - تعریف حقوقی عقد مغارسه

انسان موجودى اجتماعى است و روابط افراد با یکدیگر در جامعه از عناصر سازنده هر اجتماعى است. لازمه ‏برطرف ساختن نیازهاى افراد جامعه ، برقرارى روابط اجتماعی وکوشش در جهت استحکام آن است ؛ بنابراین ضرورت وجود نظم‏ اجتماعی ایجاب مى‏کند ، تا حد ا‏مکان ، از مخدوش شدن و تزلزل عقود که از جمله روابط قراردادی جامعه محسوب می شوند ، جلوگیرى شود . از جمله عقود و قراردادهایی که در جامعه در حال حاضر در معمول و مرسوم است قراردادهای مغارسه می باشد که با توجه به وصف فوق ، بسیاری از حقوقدانان کشور آن را شناخته و به تبیین و بررسی آن پرداخته اند .
استاد ارجمند جناب آقای دکتر کاتوزیان این عقد را چنین تعریف کرده اند : « مغارسه آن است که زمینی به باغداری داده شود تا در آن درختکاری کند و طرفین در درختان شریک باشند . »
جناب آقای دکتر کاتبی در تعریفی کامل و جامع این عقد را چنین تشریح کرده اند : « عقد مغارسه عبارت از عقدی است که به موجب آن صاحب زمین یعنی مغارس با طرف دیگر یعنی عامل توافق می کند که زمین خود را برای مدت معینی در اختیار وی بگذارد که در آن درخت بکارد و حاصل را به نسبت معینی بین خود تقسیم نمایند . این نسبت ممکن است یک سوم یا یک چهارم یا مقدار دیگری باشد .»
استاد عبده نیز این عقد را چنین تعریف نموده است : « مغارسه عبارتست از اینکه صاحب زمینی زمین خود را به اختیار دیگری بگذارد که در آن زمین غرس اشجار کرده و در محصول آن با همدیگر به نسبت معینی شریک باشند .»
تعریفی که استاد دکتر لنگرودی در کتاب ترمینولوژی حقوق از عقد مغارسه ارائه نموده دقیقاً معادل تعریف لغوی و عرفی آن در لغتنامه دهخدا بوده و مطلب جدیدی به آن اضافه نشده است . اما در تعریفی که بسیار شایع بوده و عمده حقوقدانان نیز به آن اذعان نموده اند عقد مغارسه بدینگونه تعریف شده است : « مغارسه این است که کسى زمین خود را براى درختکارى به کسى دیگر بدهد وقرار بگذارد که درخت هاى کاشته شده ، میان آنان تقسیم شود. »
در تعریفی که حقوقدانان ارائه داده اند سه ویژگی مهم به شرح ذیل می توان مشاهده کرد :
اول – طرفین عقد مغارسه محدود به صاحب زمین و عامل می باشد .
دوم – موضوع عقد غرس اشجار و کاشتن درخت است .
سوم – در نحوه مشارکت و تقسیم سود و زیان ، اختلاف نظر میان حقوقدانان صرفاً درخصوص مشارکت در درختان مشاهده می شود . عده ای معتقدند که مغارس و عامل در درختان با هم شریک می شوند و در مقابل عده ای دیگر درختان را در سهم اختصاصی عامل می دانند ، هرچند این اختلاف نظر در نحوه تقسیم سود و زیان ، میان ایشان تاثیری ندارد لیکن چنانچه موعد قرارداد به پایان برسد ویا مغارس و عامل قصد برهم زدن قرارداد را داشته باشند ، در این صورت اگر قائل به مشارکت عامل و مغارس در درختان باشیم ، مغارس باید قیمت تمام درختان را به عامل بدهد لیکن اگر مغارس را هم در درختان غرس شده شریک بدانیم در این صورت نسبت به سهم عامل باید قیمت درختان را به عامل پرداخت کند .
در رویه قضایی نیز معمولاً محاکم دادگستری و مراجع قضایی در برخورد با دعاوی مرتبط با این عقد ، بخصوص دعاوی مربوط به اثبات حقوق غارسی در املاک و یا الزام به تنظیم سند غارسی رویه واحدی نداشته آراء و نظریات متفاوتی در این زمینه صادر گردیده است لیکن در نشست های قضائی عقد مغارسه بدینگونه تعریف گردیده است : « مغارسه آن است که یک قطعه زمین کشاورزی به عنوان مالک به فرد (ب) واگذار ، که به عنوان غارس نسبت به کشت و غرس درختان اقدام و ظرف مدت معین و مثمر نمودن درختان نسبت به تقسیم زمین به نسبت سهم توافق شده میان مالک وغارس تقسیم شود . »
تعریفی که به عنوان تعریف پیشنهادی نگارنده در این تحقیق ارائه می گردد این است که : « مغارسه روابطی برگرفته از قانون یا ناشی از قرارداد و تراضی میان مالک و غارس برای مدتی معین می باشد که در آن مالک تعهد می نماید زمین مناسب خود را در اختیار غارس قرار دهد تا غارس در آن نسبت به غرس اشجاری معین اقدام نموده و در نهایت حاصل یا زمین یا درختان به نسبت سهم مشاع مشخص و معروف میان طرفین تقسیم و یا اجرتی معین به غارس پرداخت شود . »
در این تعریف پیشنهادی هم به جنبه شرعی و قانونی و هم به جنبه عرفی مغارسه توجه شده و تلاش شده از مجموع تعاریف ارائه شده از سوی فقها و حقوقدانان ، نکات مثبت و ارزنده استخراج و در این تعریف ارائه شود . به بیان دیگر این تعریف هم با مقررات قانون اصلاحات ارضی منطبق بوده و هم با عقود و قراردادهای بسیارمتنوع و مختلف الاثر در سراسر کشور میان مالکین و غارسین موافقت دارد .
گفتار دوم - تعریف عقد باغبانی
باغبانی یـکـى از مـهـمـتـریـن راهـهـاى سـلامـت مـحـیـط زیـسـت و حتی جامعه انسانی اسـت . درختان زمـیـنـهـاى خشک و بـى حـاصـل را بـه مـنـاطـقـى آبـاد و سـرسـبز وقابل سکونت تبدیل مى کنند. از این رو ، اسلام پیروان خویش را به گـسـتـرش درخـتـکـارى و حـفـظ و حـراسـت از درخـتـان تـشـویـق نموده و تأثیر آن را نیز منحصر به زنـدگـانـى دنـیوى ندانسته ، بلکه تصریح کرده است که چنین کارى اجر اخروى نیز دارد چنان که رسول خدا (ص) فرمود:
« مَنْ غَرَسَ غَرْساً فَاءَثْمَرَ اَعْطاهُ اللّهُ مِنَ اْلاَجْرِ قَدْرَ ما یَخْرُجُ مِنَ الَّثمَرَهِ »
هـر کـس نـهـالى بـنـشـانـد، سـپـس بـار دهـد خـداونـد بـه انـدازه مـیـوه (یـا بـارى) کـه از آن نهال به دست مى آید به او اجر مى دهد.
در روایـت دیـگـرى از آن حـضـرت پـرسـیـدنـد: پـس از گـاو ( دامـدارى )  کـدام مال بهتر است ؟ حضرت فرمود: درختکارى .
بـراى تـنـظـیم روابط بین باغبان و باغدار، در اسلام قراردادى به نام باغبانی یا مساقات بیان شده که در مباحث بعدی به توضیح آن خواهیم پرداخت .
عقد باغبانی یا مساقات از جمله قراردادهایی است که هم در فقه و هم در حقوق و عرف ، به تفصیل در خصوص آنها به بحث و بررسی پرداخته شده است . قرارداد باغبانی در واقع نوعی مشارکت بین دو نفر بدین نحو می باشد که یک طرف درختان غرس شده را در اختیار طرف دیگر قرار می دهد تا وی درختان مزبور را نگهداری ، حرس ، آبیاری و پرورش نموده وبه ثمر برساند و نهایتاً ثمره به نسبتی که در قرارداد بین طرفین مشخص شده ، تقسیم گردد . قانون مدنی نیز این قرارداد را شناخته و ماده 543 به تعریف این عقد اختصاص یافته است : « مساقات معامله ای است که بین صاحب درخت وامثال آن یا عامل درمقابل حصه مشاع معین ازثمره واقع می شودوثمره اعم است ازمیوه وبرگ گل وغیره آن .»
واژه مساقات از الفاظ مستحدثه است و در لغت و حتی قرآن و احادیث سابقه ای ندارد ولیکن فقها به تدریج این واژه را به جای قرارداد باغبانی استعمال نموده اند و علت اصلی اینکه از قرارداد باغبانی تحت عنوان و اصطلاح مساقات یاد شده این است که مساقات از واژه سقی به معنی سیراب کردن گرفته شده و با توجه به اینکه آبیاری ، لازمه و نافع ترین عملی است که در استحصال ثمره مطلوب احتیاج می باشد لذا به تدریج از آن به مساقات تعبیر شده است.