–708

سردار شهید محمود کاوه
که به کاروان عشق رسید و به قبیله عاشورائیان پیوست.

فهرست تفصیلی مطالبعنوان صفحه
بسمله أ
منشور اخلاق پژوهشب
TOC o "1-6" h z u تعهّد نامه اصالت رساله یا پایان‌نامه PAGEREF _Toc374302116 h ‌جسپاسگزاری PAGEREF _Toc374302117 h ‌دتقدیم به PAGEREF _Toc374302118 h ‌هفهرست تفصیلی مطالب PAGEREF _Toc374302119 h ‌وچکیده‌ PAGEREF _Toc374302120 h 1مقدمه PAGEREF _Toc374302121 h 2أ) بیان مسأله PAGEREF _Toc374302122 h 2ب) اهمّیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc374302123 h 3ج) پرسش های تحقیق PAGEREF _Toc374302124 h 4د) فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc374302125 h 4هـ) ادبیات یا پیشینه‌ی تحقیق PAGEREF _Toc374302126 h 5و) روش تحقیق PAGEREF _Toc374302127 h 5ز) اهداف تحقیق PAGEREF _Toc374302128 h 5ح) ساختار تحقیق PAGEREF _Toc374302129 h 5عنوان صفحه
بخش اوّل: کلّـیـات (مفهوم شناسی واژگان پژوهش)
فصل اوّل: جهاد PAGEREF _Toc374302134 h 8گفتار اوّل: جهاد در لغت و اصطلاح PAGEREF _Toc374302135 h 8گفتار دوم: اقسام جهاد PAGEREF _Toc374302136 h 102-1- جهاد مالی PAGEREF _Toc374302137 h 122-2- جهاد جانی PAGEREF _Toc374302138 h 142-2-1- جهاد ابتدائی PAGEREF _Toc374302139 h 152-2-2- جهاد دفاعی PAGEREF _Toc374302140 h 212-3- جهاد تبلیغی PAGEREF _Toc374302141 h 222-4- جهاد با نفس PAGEREF _Toc374302142 h 29فصل دوم: شهادت PAGEREF _Toc374302144 h 33گفتار اوّل: شهادت در لغت و اصطلاح PAGEREF _Toc374302145 h 33گفتار دوم: اقسام شهادت PAGEREF _Toc374302146 h 35بخش دوم: جهاد در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت جهاد PAGEREF _Toc374302150 h 38گفتار اول: جهاد در قرآن PAGEREF _Toc374302151 h 401-1- اهمیّت PAGEREF _Toc374302152 h 411-2- فضیلت PAGEREF _Toc374302153 h 44گفتار دوم: جهاد در روایات PAGEREF _Toc374302154 h 462-1- اهمیّت PAGEREF _Toc374302155 h 462-2- فضیلت PAGEREF _Toc374302156 h 48فصل دوم: فلسفه‌ی جهاد در اسلام PAGEREF _Toc374302158 h 51گفتار اوّل: قرآن و فلسفه‌ی جهاد PAGEREF _Toc374302159 h 511-1- آزمودن مؤمنان PAGEREF _Toc374302160 h 511-2- جهاد مقیاس بازشناسی مؤمنان از منافقان PAGEREF _Toc374302161 h 52عنوان صفحه
1-3- جلوگیری از فساد و تباهی PAGEREF _Toc374302162 h 531-4- فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان PAGEREF _Toc374302163 h 541-5- گسترش حاکمیّت اسلام PAGEREF _Toc374302164 h 541-6- دفع ستم و ظلم PAGEREF _Toc374302165 h 551-7- حفاظت از مراکز پرستش خداوند PAGEREF _Toc374302166 h 55گفتار دوم: روایات و فلسفه‌ی جهاد PAGEREF _Toc374302167 h 562-1- دفاع از حقوق ستمدیدگان PAGEREF _Toc374302168 h 562-2- عزّت اسلام PAGEREF _Toc374302169 h 562-3- احقاق حق PAGEREF _Toc374302170 h 562-4- بارور شدن درخت دین PAGEREF _Toc374302171 h 572-5- زنده نمودن ارزش‌های اسلامی PAGEREF _Toc374302172 h 58فصل سوم: اهداف جهاد PAGEREF _Toc374302174 h 60گفتار اوّل: هدف جهاد در قرآن PAGEREF _Toc374302175 h 601-1- اعتلای کلمه‌ی توحید و اقامه‌ی دین PAGEREF _Toc374302176 h 601-2- دفاع PAGEREF _Toc374302177 h 61گفتار دوم: هدف جهاد در روایات PAGEREF _Toc374302178 h 612-1- هدف در جهاد، هدایت است نه کشتن PAGEREF _Toc374302179 h 612-2- رضایت خداوند و سبیل الله نه خصومت جنگی PAGEREF _Toc374302180 h 632-3- اقامه‌ی دین و عدل PAGEREF _Toc374302181 h 632-4- اعتلای کلمه‌ی خداوند در عالم PAGEREF _Toc374302182 h 64فصل چهارم: شرایط جهاد در فقه PAGEREF _Toc374302184 h 65گفتار اول: اذن PAGEREF _Toc374302185 h 651-1- اذن در جهاد ابتدائی PAGEREF _Toc374302186 h 651-2- اذن در جهاد دفاعی PAGEREF _Toc374302187 h 67گفتار دوم: مرد بودن PAGEREF _Toc374302188 h 70گفتار سوم: آزاد بودن PAGEREF _Toc374302189 h 72عنوان صفحه
گفتار چهارم: بالغ بودن PAGEREF _Toc374302190 h 73گفتار پنجم: عاقل بودن PAGEREF _Toc374302191 h 73گفتار ششم: سلامت جسم PAGEREF _Toc374302192 h 73گفتار هفتم: توانایی مالی PAGEREF _Toc374302193 h 74گفتار هشتم: اجازه‏ی پدر و مادر PAGEREF _Toc374302194 h 75بخش سوم: شهادت در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت شهادت PAGEREF _Toc374302198 h 79گفتار اوّل: اهمیّت و فضیلت شهادت در قرآن PAGEREF _Toc374302199 h 791-1- حیات حقیقی PAGEREF _Toc374302200 h 791-2- مغفرت PAGEREF _Toc374302201 h 801-4- اجر عظیم PAGEREF _Toc374302202 h 811-5- بالاترین رستگاری و پیروزی PAGEREF _Toc374302203 h 821-6- پایداری و از بین نرفتن اعمال PAGEREF _Toc374302204 h 82گفتار دوم: اهمیّت و فضیلت شهادت در روایات PAGEREF _Toc374302205 h 82فصل دوم: شهید کیست؟ PAGEREF _Toc374302207 h 86گفتار اوّل: شاخص‌های شهادت PAGEREF _Toc374302208 h 861-1- ایمان PAGEREF _Toc374302209 h 861-2- نیّت PAGEREF _Toc374302210 h 861-3- اطاعت از رهبری الهی PAGEREF _Toc374302211 h 88گفتار دوم: چه کسی شهید است؟ PAGEREF _Toc374302212 h 89گفتار سوم: چرا شهیدان زنده‌اند؟ PAGEREF _Toc374302213 h 90فصل سوم: نتایج گسترش فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302215 h 93گفتار اول: فرهنگ شهادت و نتایج گسترش آن PAGEREF _Toc374302216 h 93گفتار دوم: دلیل گسترش فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302217 h 96گفتار سوم: راهکارهای ترویج فرهنگ شهادت PAGEREF _Toc374302218 h 97عنوان صفحه
نتایج و پیشنهادهاأ) نتایج PAGEREF _Toc374302222 h 99ب) پیشنهادها PAGEREF _Toc374302223 h 100فهرست منابع و مآخذ PAGEREF _Toc374302224 h 101چکیده‌ی انگلیسی105
فرم اطّلاعات پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد و دکترای حرفه‌ای
نام واحد دانشگاهی:
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه کد واحد:
کد شناسایی پایان نامه:
نام و نام خانوادگی دانشجو: محمّدحسین نیکپور
شماره دانشجویی: سال و نیمسال اخذ پایان نامه:
نیمسال دوم 93-1392
عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد:
جهاد و شهادت در فقه اسلامی
تاریخ دفاع از پایان نامه:
تعداد واحد پایان نامه: نمره پایان نامه دانشجو به عدد:
نمره پایان نامه دانشجو به حروف:
چکیده‌ی پایان نامه:جهاد و دفاع در هر فرهنگ و جامعه‌ای مدّ نظر بوده و بزرگان و قهرمانان این عرصه را مورد ستایش و بزرگداشت قرار داده‌اند. در اسلام و به ویژه در مکتب تشیّع به دلیل ویژگی‌های خاص بر آن تأکیدات مهمّی شده و از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. لیکن آن گاه که از این مقوله سخن به میان می‌آید سؤالات متعدّدی در ذهن نقش می‌بندد که گاهاً ناشی از سطحی‌نگری و عدم شناخت و آگاهی صحیح نسبت به این موضوع است.
از سویی نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت به بیان اهمیّت و فضیلت آن دو از لسان قرآن و روایات پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با موضوع جهاد و شهادت در فقه اسلامی با این هدف بر صفحه‌ی سفید کاغذ رقم خورد تا در حدّ توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
کلید واژگان: جهاد، شهادت، شهید، رزمنده، جنگ، حق، باطل

مقدمهجهاد در دین مبین اسلام از جایگاهی بس رفیع و والایی برخوردار است و به عنوان رکنی از ارکان دین و بخش مهمّی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. در آیات و روایات به آن سفارش شده و آن را به عنوان لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند معرفی کرده است. همچنین آمده است:
«... فَمَنْ تَرَکهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ، ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیثَ، بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ، بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْییعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ ...؛ کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او می‌پوشاند و دچار بلا و مصیبت می‌شود و کوچک و ذلیل می‌گردد. دل او در پرده‌ی گمراهی مانده و حق از وی روی می‌گرداند. به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.»
پس جهاد یکی از بهترین راه‌های پرواز به سوی خداوند و بازدارنده‌ترین پوشش‌ها در برابر کلّیّه‌ی انحراف‌ها و گناهان است، زیرا وقتی رزمنده‌ی مؤمن به آن درجه‌ی ایمان رسید که در راه خدا از جان و مال و خانواده‌اش بگذرد، دیگر هواهای دنیایی بر او سلطه‌ای نخواهد داشت.
در بررسی آیات قرآن نیز شاهد نمونه‌ی دیگری از جایگاه جهاد هستیم که می‌توان به سوگند به سمّ اسبان رزمندگان، برتری بخشیدن رزمندگان بر آبرسانان به حجاج و آبادگران مسجدالحرام و...اشاره کرد.
از طرف دیگر انسان مسلمانی که در راه حق تعالی مبارزه کند فوزی عظیم شهادت نصیبش می‌شود و به زندگی جاویدی دست پیدا می‌کند چرا که شهید برای همیشه زنده است. اینانند که از دل و جان، من خاکی خویش را با من خدایی سودا می‌کنند و به سوی شهادت، رها و سبکبال می‌شتابند.
أ) بیان مسألهاز آن زمان که قابیل خون برادر بر زمین ریخت بر حیات زمینی صفحه‌ای گشایش یافت که سطور آن با خون نگاشته شد و تا فرزندان آن دو بر روی کره‌ی خاکی حیات دارند این صفحه گشوده است و دو گونه مقابله‌ی حق با باطل و باطل با باطل نیز رخ می‌نمایاند.
مقابله‌ی باطل با باطل برای ارضاء نفسانیات و عمدتاً بین پذیرندگان ولایت طواغیت رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد خون‌های فراوانی که ریخته می‌شود هدر رفته؛ امّا در نبرد حق و باطل، دسته‌ی حق ولایت نور را پذیرفته‌اند و به سوی نور پیش می‌روند که این نبرد در آیات و روایات مورد توجّه خاص واقع گردیده و به جایگاه کشته شدگان در این نبرد نیز اشارات فراوانی شده است. همچنین در راستای برقراری امنیّت و آرامش در جامعه اسلامی و بهبود روابط بین الملل نیز در فقه مورد بحث می‌باشد. این همه نشان از اهمیت موضوع داشته؛ امّا تمامی این سفارشات برای چیست و با توجه به تمامی این سفارشات تکلیف هر کسی که در این جبهه‌ها کشته می‌شود و هر کسی که به این جبهه ها نمی‌رود چیست؟ از سویی چه تفاوتی با خودکشی دارد چون شخص خود با اراده و آگاهی از این که در این نبرد کشته خواهد شد به سوی آن می‌رود و سؤالاتی از این قبیل که مستلزم تبیین و بررسی دقیق می‌باشد.
ب) اهمّیت و ضرورت انجام تحقیقاز آنجا که تاریخ اسلام و علی الخصوص تاریخ تشیّع، تاریخ جهاد و شهادت است و این موضوع مربوط به زمان مشخّصی نمی‌شود یعنی از همان زمان که نیزه‌ی جفای ابوجهل بر پیکر سمیه نشت و اوّلین چشمه‌ی خون جوشید، آن چشمه بدل به رودخانه‌ای عظیم شد که در سرتاسر تاریخ این دین الهی جاری بوده و تا بشری باقی است جاری خواهد بود.
اکنون نظر به موقعیت کنونی دین مبین اسلام و مذهب تشیّع و از سویی موقعیت کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکزیت اسلام شیعی و بیدارگر ملّت‌های مسلمان و با توجه به حملات و هجمه‌های گوناگون دشمنان نسبت به این کشور و دین اسلام ضروری به نظر می‌رسد که جهت تنویر افکار و تبیین دو مقوله‌ی جهاد و شهادت و بیان اهمیت آن دو به بیان علمی آنها پرداخته و مورد اهتمام و کنکاش بیشتر واقع شود.
لذا این تحقیق با این هدف بر صفحه سفید کاغذ رقم خورد تا در حد توان به شناسایی و معرفی اصول و رهنمودهای ثقلین در این رابطه بپردازد و مشعلی هر چند کم سو باشد در تنویر این مسئله برای نسل حاضر و نسل‌های آینده که در پرتو هدایت‌های قرآنی و سیره‌ی حضرات معصومین «» نسبت به انجام این تکلیف بزرگ الهی اقدام نمایند.
ج) پرسش های تحقیقماهیت جهاد و شهادت در فقه اسلامی چیست؟
آیا کشته شدن در جهاد نوعی خودکشی محسوب می‌شود؟
آیا کشته‌های دیگر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی شهید محسوب می‌شوند؟
د) فرضیه‌های تحقیققتال و کوشش در راه اعتلای توحید و تحقق قسط و عدل و دفاع از آرمانهای اسلام جهاد محسوب شده و کسی که در این راه کشته شود به مقام شهادت می‌رسد.
کشته شدن در جهاد به دلیل اینکه فی سبیل الله انجام گرفته و با هدف دفاع از دین اکمل اسلام و تحقق دستورات الهی است خودکشی محسوب نشده و به فرموده‌ی قرآن عند ربهم یرزقون‌اند.
با توجه به این که در قرآن وقتی سخن از کشته شدگان در جنگ‌ها سخن به میان می‌آید بلافاصله عبارت فی سبیل الله می‌آید نشان از این است که به هر کسی نمی‌توان اطلاق نام شهید کرد.
پرسش‌های فرعی:
چرا در اسلام به امر جهاد اهمیت داده شده است؟
شاخص‌های شهادت چیست؟
فرضیه‌های فرعی:
به خاطر حفظ و تحقّق حقیقت اسلام و دفاع از سرزمین اسلام و نوامیس مسلمانان.
به نظر می‌رسد شهادت شاخص‌هایی از قبیل ایمان، نیت، اطاعت از رهبری الهی و...داشته باشد.
هـ) ادبیات یا پیشینه‌ی تحقیقتحقیقات به عمل آمده حاکی از بررسی و انتشار مقالات و کتب عدیده‌ای است که در این ارتباط به رشته تحریر در آمده که هر یک به گوشه‌ای از این موضوع پرداخته‌اند.
و) روش تحقیقروش تحقیق ما در این پایان‌نامه کتابخانه‌ای است از این رو برای فحص و فهم دقیق مسائل به کتابخانه‌های معتبر مراجعه و ضمن مطالعه دقیق کتب مربوطه، به فیش‌برداری مطالب مورد نظر اقدام و سپس برای تنظیم پایان‌نامه فهرست مناسبی تهیه نمودیم. در این تحقیق سعی نموده‌ایم به بررسی جایگاه و اهمیت جهاد و شهادت به صورت جداگانه بپردازیم و در آخر جمع‌بندی نموده و نتایج را بدست آورده و کار خود را با پیشنهادهایی برای روشن شدن مسیر آیندگان در این زمینه به اتمام رساندیم.
ز) اهداف تحقیقهدف کلّی:
بررسی جهاد و شهادت در فقه اسلامی
اهداف ویژه:
أ) بیان جایگاه ویژه جهاد و شهادت در دین اسلام
ب) دلایل اهمیت دادن دین اسلام به جهاد
ج) وظیفه حکومت در قبال جهادگران و شهدا
ح) ساختار تحقیقاین پژوهش در سه بخش تنظیم گردیده که بخش اوّل به مفهوم شناسی واژگان تحقیق تحت عنوان کلّیات پرداخته و شامل دو فصل جهاد و شهادت می‌باشد؛ در بخش دوم با عنوان جهاد در قالب چهار فصل، اهمیّت و فضیلت جهاد در قرآن و روایات، فلسفه جهاد در اسلام، هدف از جهاد در اسلام، شرایط جهاد مورد بررسی و تدقیق قرار گرفته است. در بخش سوم با عنوان شهادت، اهمیت و فضیلت شهادت، شهید کیست، نتایج گسترش فرهنگ شهادت در قالب سه فصل مدّ نظر قرار گرفته است. هر چند حق مطلب به دلیل شکستگی قلم حقیر ادا نشده است لیکن امید است قطره‌ای باشد از اقیانوس جهاد و شهادت.

3103169572[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش اوّلکلّـیـات(مفهوم شناسی واژگان پژوهش)
فصل اوّل: جهاد
فصل دوم: شهادت

فصل اوّلجهادگفتار اوّل: جهاد در لغت و اصطلاح«جهد: (به فتح اوّل و ضمّ آن) صعوبت و مشقّت. چنان که در قاموس و مفردات گفته است در اقرب الموارد آن را تلاش توأم با رنج معنی می‏کند. صحّاح طاقت (سختی) گفته است. در مجمع البیان ذیل آیه‏ی 217 بقره فرماید: «جاهَدتُ الْعَدوَّ» یعنی در جنگ با دشمن مشقّت را بر خود هموار کردم و در ذیل آیه‏ی 79 توبه فرمود جهد به ضمّ اوّل و فتح آن هر دو به یک معنی و آن وادار کردن خود بر مشقّت است و از شعبی نقل شده که جهد (به فتح اوّل) در عمل و جهد (به ضمّ اوّل) در قوّت و طعام است و از قتیبی نقل است که جهد (به فتح) مشقّت و به ضمّ طاعت است.
بنابر اقوال گذشته معنای «فلانی جهاد کرد» آن است که قدرت خود را به کار انداخت، متحمّل مشقّت گردید، تلاش توأم با رنج کرد. جامع همه‏ی اقوال قول اقرب الموارد است. پس جهد و جهاد یعنی: تلاش توأم با رنج.
«وَ مَنْ جاهَد فَإِنَّما یجاهِد لِنَفْسِهِ إِنَّ اللّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِینَ؛ هرکه تلاش کند و خود را به زحمت اندازد، فقط برای خویش تلاش می‏کند خدا از مردم بی نیاز است»
«وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدوا فِی سَبِیلِهِ؛ به سوی خدا وسیله جوئید و در راه او تلاش کنید.»
جهاد به کسر اوّل مصدر است به معنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ (اقرب الموارد) و جنگ را از آن جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است؛
«فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدهُمْ بِهِ جِهاداً کبِیراً»
مجاهد: تلاش کننده، جنگ کننده.
«وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظِیماً»
«وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْد أَیمانِهِمْ...»
قسم یاد کردند به خدا قسم مؤکد و محکم، یعنی آنچه می‏توانستند آن را محکم کردند. راغب گوید: سوگند یاد کردند و در آن آنچه قدرت داشتند کوشیدند. طبرسی گفته: تقدیر این است «جَهَدوا جَهْد اَیمانِهِمْ». این تعبیر پنج بار در قرآن مجید آمده و همه درباره‏ی بدکاران است.
باید دانست: افعال این مادّه در قرآن همه از باب مفاعله آمده است و آن به معنای تکثیر است نه بین الاثنین و تکثیر یکی از معانی مفاعله است. علی هذا مثلاً از «وَ جاهِدوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادهِ» سه تلاش استفاده می‏شود یکی از مادّه، یکی از هیئت و یکی از «حَقَّ جِهادهِ» یعنی در راه خدا تلاش کنید تلاش بسیار شدید.
«الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدقاتِ وَ الَّذِینَ لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ...»
آنان که راغبین از مؤمنین در صدقات را خرده می‏گیرند و نیز به کسانی که جز به اندازه‏ی طاقت و تلاش خود پیدا نمی‏کنند عیب می‏گیرند.
آیه درباره‏ی منافقان است که هم ثروتمندان را در دادن زکات مسخره می‏کردند و هم دست تنگان را، این که فرموده «لا یجِدونَ إِلّا جُهْدهُمْ» یعنی جز تلاش خود چیزی پیدا نمی‏کنند قهراً کمک مالی آنها در راه اسلام کم است.»
امیرمؤمنان علی «» می‏فرمایند:
«و جهاد پس از پذیرفتن اسلام، گرانمایه‏ترین عمل است. جهاد مایه‏ی پایداری دین و پاداش بسیار است، و موجب عزّت جامعه و مانع نفوذ دشمن در جامعه‏ی جهادگر می‏شود. جهاد تاخت و تازی است بر دشمن که پاداش فراوان و مژده‏ی رفتن به بهشت جاودان بعد از شهادت را به همراه دارد.»
گفتار دوم: اقسام جهاداز بیانات حضرت امیرمؤمنان علی «» در سفارش خود به امام حسن و امام حسین «» چنین بر می‏آید که جهاد بر سه قسم است:
أ) جهاد مالی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد بِأَمْوَالِکمْ»‌؛
ب) جهاد جانی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَنْفُسِکُمْ»؛
ج) جهاد تبلیغی:
«اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَاد ... وَ أَلْسِنَتِکمْ‌».
که حضرت هر سه نوع جهاد را در صورتی ارزشمند می‏داند که در راه خدا و کسب رضایت او و اقامه‏ی دین الهی باشد:
«فِی سَبِیلِ اللَّهِ‌».
از باب احکام تکلیفی جهاد بر دو قسم واجب و مستحب منقسم است که می‏توان شرح آن را در بیان امام صادق «» مشاهده کرد.
«عنْ فُضَیلِ بْنِ عِیاضٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ «» عَنِ الْجِهَادِ أَسُنَّهٌ هُوَ أَمْ فَرِیضَهٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعَهِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ لَاتُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ وَ جِهَادٌ سُنَّهٌ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَینِ فَمُجَاهَدَهُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَهُ الَّذِینَ یلُونَکمْ مِنَ الْکفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ لَایقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَهَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَی جَمِیعِ الْامَّهِ وَلَوْ تَرَکوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّهِ وَ هُوَ سُنَّهٌ عَلَی الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یأْتِی الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّهِ فَیجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّهٌ فَکلُّ سُنَّهٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّهٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «» مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَی‌ءٌ؛ فضیل بن عیاض گوید: از امام صادق «» پرسیدم آیا جهاد، مستحب است یا واجب؟ فرمود: جهاد بر چهار گونه می‌باشد: دو گونه‌اش واجب است و یکی مستحب که جز با واجب به آن اقدام نمی‌شود، و دیگری جهادی است مستحبّ.
سپس در توضیح آن فرمود: امّا دو جهاد واجب عبارتند از:
اوّل، جهاد انسان با نفسش که خود را از گناهان باز دارد و آن از بزرگ‌ترین جهادهاست (جهاد اکبر).
دوم، جهاد با کافران که هم مرز و در همسایگی مسلمانان‌اند.
امّا سومین جهاد، جهادی است که سنّت است و جز با واجب انجام نمی‌شود، جهاد با دشمن است که بر همه‏ی امّت اسلامی واجب می‌باشد و اگر به آن اقدام نکنند عذاب بر آنان فرود آید و این عذاب به همه‏ی اجتماع می‌رسد (نه امام). این گونه جهاد بر امام مستحب است و حدّ و اندازه‌اش این است که امام به همراه امّت به مصاف دشمن برود و بجنگند.
امّا چهارمین نوع جهاد که مستحب است، مبارزه برای برپا داشتن هر سنّت و رسم خوبی است (که به فراموشی سپرده شده؛ چه واجب باشد یا مستحب). مسلمانی که در راه به پاداشتن و به ثمر رساندن و اجرا شدن و زنده نگهداشتن آن مبارزه کند بهترین اعمال را انجام داده است؛ زیرا این کار، زنده داشتن کار شایسته و دستورهای دین است و پیغمبر خدا «» فرمود: هر که روش نیکی، پدید آورد و رواج دهد ثواب آن را می‌برد و تا روز قیامت برابر پاداشی که به عاملان آن روش خوب می‌دهند به او نیز داده می‌شود بدون آن که از پاداش آنان چیزی کاسته شود.»
2-1- جهاد مالیقاعدتاً جنگ جزء پرهزینه‌ترین رویدادها و رخدادها محسوب می‌شود و تأمین آن تنها از گروهی خاصّی بر نمی‏آید، به همین دلیل بر همگان است تا بخشی از توان مالی خود را به یاری رزمندگان اختصاص دهند؛ خصوصاً کسانی که توان شرکت در جهاد را ندارند.
از سویی از ارکان مهمّ جهاد رکن پشتیبانی می‏باشد به گونه‏ای که در توان و قدرت رزمندگان نقش مهمّی بر عهده دارد. با تأمین و مهیا بودن نیازمندی‌های جبهه است که جنگ به خوبی اداره و منجر به پیروزی می‏شود و روحیه‏ی رزمندگان مستحکم و قوی باقی می‏ماند. از این رو در آیات و روایات از این امر با عنوان جهاد مالی نام برده می‏شود و بر جهاد با جان مقدّم داشته می‏شود. پس انسان باید با مال و جان خود در راه خدا جهاد کند. این از تکالیف الهی است که خداوند بر مسلمانان امر کرده است.
«انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»
در دعای امام سجّاد «» برای مرزداران مواردی آمده است که بر اهمیّت مال و نقش آن در تأمین امنیّت و صلح، و حراست از مرزهای اسلام دلالت دارد:
«خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست، مرزهای مسلمانان را با عزّت و نیروی خود مستحکم ساز، مرزداران را با قدرت خویش تأیید کن، و با غنای خود نعمت فراوان به ایشان ببخش... و پیاپی روزی آنان را در اختیارشان قرار ده... و جنگجو را از حقوقی مکفی بهره‏مند گردان...خدایا! هر مسلمانی که به خانه‏ی مجاهد یا مرزداری سرزند، یا سرپرستی خانواده‏ی او را بر عهده گیرد، یا با کمک‏های مالی به یاری او شتابد، یا به او کمکی رساند، همسنگ و همانند پاداش آن جنگجو و مرزدار به او نیز پاداش ده ... .»
چون این دنیا دنیای اسباب است، مشاهده می‏کنیم که مدد رساندن خدا به مرزداران نیز با اموالی خواهد بود که از دست مردم به ایشان می‏رسد؛ پس مال، از این لحاظ نیز مایه‏ی قوام و برپایی زندگی مردمان است؛ و به همین جهت، قرآن کریم مردمان را به جهاد در راه خدا، با اموال و با انفس، هر دو، فرا می‏خواند: «جهاد مالی‏» و «جهاد جانی».
حضرت علی «» در سخنان گهربار خویش با این بیان که «چرا در راه کسی که روزی رسان شماست از مالتان نمی‏گذرید» کسانی را که جهاد مالی را ترک کرده‏اند مورد توبیخ قرار می‏دهد و آنان را متوجّه این امر می‏سازد که مال از ناحیه‏ی حضرت حق می‏باشد پس چرا از بذل آن در راه خدا باید دریغ کرد؛
«فَلَا أَمْوَالَ بَذَلُتمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا»
هزینه‏ی مال به منظور تهیه‏ی مرکب برای جبهه‏ی نبرد مصداق انفاق در راه خداست مستند به این روایت که حضرت علی «» نقل می‏کند که پیغمبر به او فرمود:
«ای علی! انفاق بر اسبی که در راه خدا به آخور بسته شده تا مهیای جنگ باشد، از مصادیق همان مخارجی است که خدای عزوجل فرموده: «کسانی که اموالشان را در شب و روز، در نهان و آشکار انفاق می‏کنند».»
در قیامت از هر نعمتی که خدا به انسان داده است سؤال می‏شود که در چه راهی مصرف شده است الا آنچه که در راه خدا و جهاد فی سبیل الله مصرف شده باشد. دلیل این سخن روایتی از پیامبر اکرم «» است که فرمودند:
«در قیامت درباره‏ی هر نعمت و مالی که خدا به انسان داده است، پرسیده می‏شود مگر آنچه را که در راه خدا، مصرف کرده است.»
بعضی افراد به خاطر ترس و اضطراب از شرکت در جنگ ابا دارند، پیامبر «» به خاطر پر کردن خلأی که از شرکت نکردن افراد در جنگ و همچنین تکلیفی که این افراد در شرکت در نبرد دارند، دستور دادند اینگونه افراد با ثروت خود مردی را تجهیز کنند و به جهاد بفرستند.
هر چند کمک مالی به جنگ بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنگ را برطرف می‌کند و اجر فراوان دارد، اما حضور در جبهه‏ی جنگ و بخشیدن جان در راه خدا، بر بذل مال به مراتب برتری دارد.
در ارزش جهاد مالی می‏توان به این کلام الهی استناد جست که حضرت حق می‏فرماید:
«لایسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدِینَ دَرَجَهً وَ کلًّا وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً؛ (هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد باز نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترک‏کنندگان جهاد) برتری مهمّی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان) خداوند وعده‌ی پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.»
و در پاداش جهاد مالی در بیان حضرت حق چنین آمده است که همه‌ی خوبی‌ها برای آنان است و اینان همان رستگارانند و بهشت بهای کار آنان است.
2-2- جهاد جانیاز دیگر اقسام جهاد، جهاد با جان و بذل نفس در راه خداست. اگر چه جهاد با جان از جهاد با مال جدا نیست؛ زیرا تمام نبردها به وسائل و امکاناتی نیاز دارد که باید از طریق کمک‌های مالی تأمین شود. این دو جهاد باید با یکدیگر توأم شود تا پیروزی به دست آید و مقدّم شدن جهاد مالی از آن روست که مقدّمه‌ی جهاد با جان است.
امام المتّقین علی «» نقل می‌کند که رسول خدا «» فرمود:
«وَ عَنهُ انّ رَسولَ اللّهِ صَلّى اللّه عَلیه و آله قالَ: اجودُ النّاسِ مَن جادَ بِنَفسِه فِى سَبیلِ اللّهِ، وَ ابخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ سخاوتمندترین مردم کسی است که با جان خود در راه خدا بخشش کند و بخیل‌ترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.»
بنا بر این روایت مجاهد فی سبیل الله که جان بر کف در میدان جهاد حاضر می‌شود و با تقدیم جان خود از دین و ارزش‌های الهی حمایت و دفاع می‌کند سخاوتمندترین افراد است.
قرآن ضمن ممنوعیت خواندن شهیدان راه خدا، ارزش از جان گذشتن و کشته شدن را به در راه خدا بودن می‌داند.
از رسول اکرم «» روایت است که:
«...وَالجُودُ بِالنَفّسِ أَفضَلُ فِی سَبِیلِ اللّه مِن الجُودِ بِالمَالِ؛ بخشیدن جان در راه خدا برتر از بخشش مال است.»
جهاد جانی را می‌توان بر جهاد ابتدائی و جهاد دفاعی مدّ نظر قرار داد که هر یک در جای خود قابل بررسی و امعان نظر است.
2-2-1- جهاد ابتدائیجهاد ابتدائی یکی از انواع جهاد است و تنها هنگامی موضوعیّت پیدا می‌کند که کفّار و مشرکان در برابر تبلیغ اسلام توسّط مسلمین دست به اسلحه ببرند و در غیر این صورت موضوع جهاد ابتدائی خود به خود منتفی می‌شود، از این رو از این نوع جهاد به جهاد عقیدتی نیز تعبیر شده است که برخی از غزوات پیامبر اسلام «» در زمره‌ی جهاد ابتدائی قرار دارد.
در حقیقت فلسفه‌ی جهاد ابتدائی مبارزه با کسانی است که با انتشار اسلام مبارزه می‌کنند و هدف آن رها کردن مردم از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی و هدایت به اسلام است و بر خلاف برخی اقوال و تبلیغات سوء این نوع از جهاد ارتباطی با کشورگشایی و گسترش اجباری اسلام ندارد بلکه برای واژگون کردن نظامات غلط و ظالمانه و دادن امکان مطالعه و بررسی آزادانه‌ی اسلام به مردم می‌باشد و هدف آن دفاع از توحید و دین الهی به عنوان یک حق فطری انسانی است.
جهاد ابتدائی لزوماً نیازی به اذن معصوم ندارد. در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت امام معصوم «» و بدون اذن ایشان اختلافاتی بین فقها وجود دارد و برخی از فقها حضور معصوم یا منصوب امام معصوم «» را از الزامات جهاد ابتدائی می‌دانند و از طرف دیگر گروهی دیگر از فقها به لزوم حضور معصوم «» یا منصوب ایشان برای جهاد ابتدائی قایل نبوده و دستور فقیه جامع الشرایط را برای جهاد ابتدائی کافی می‌دانند.
از جمله فقهایی که قایل به جواز انجام جهاد ابتدائی در زمان غیبت بدون اذن امام معصوم «» و بر اساس فرمان فقیه جامع‌الشرایط هستند می‌توان به بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی و سیّد ابوالقاسم خوئی اشاره کرد.
حتّی فقیه بزرگوار صاحب جواهر که در باب عدم جواز جهاد ابتدائی در زمان غیبت قایل به وجود اجماع بین فقها است در نهایت می‌فرماید:
«ممکن است ما در این اجماع خدشه کنیم که در زمان غیبت امام معصوم «» ولایت فقیه عمومیّت دارد و در برگیرنده‌ی مورد جهاد هم هست، چنان که عموم ادلّه‌ی جهاد هم این را تأیید می‌کند.»
در همین زمینه امام خامنه‌ای نیز در پاسخ به استفتایی در خصوص امکان انجام جهاد ابتدائی به فرمان فقیه جامع‌الشرایط و در زمان غیبت امام معصوم «» فرموده‌اند:
«بعید نیست که حکم به جهاد ابتدائى توسط فقیه جامع‌الشرایطى که متصدّى ولایت امر مسلمین است، در صورتى که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد، بلکه این نظر اقوى است.»
جواز جهاد ابتدایی در زمان معصومین «» و عدم جواز آن در زمان غیبت اساساً ارتباطی به علم لدنی معصوم «» و عدم آن در ولی فقیه ندارد تا بر اساس آن حکم به عدم جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت بدهیم. بلکه دلیل کسانی که حکم به عدم جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند، ادلّه و به ویژه روایاتی است که از نظر آنها وجوب جهاد ابتدایی را منحصر به دوران حضور امام معصوم «» می‏نماید و در مقابل ادلّه‏ی کسانی که حکم به جواز این جهاد در دوران غیبت می‏دهند نیز ادلّه‏ی دیگری است که در مقابل ادلّه‏ی نوع اول، حکم به وجوب این نوع جهاد در دوران غیبت دارد.
ضمناً در صورتی که ادلّه‏ی طرفداران جواز جهاد ابتدایی در دوران غیبت پذیرفته شود احتمال به خطر افتادن جان عدّه‏ای بی گناه هرگز مجوّزی برای ترک آن نخواهد بود چنان که در امور دیگر هم چنین احتمالی وجود دارد مثل این که در قضاوت ممکن است جان عدّه‏ای بی‏گناه به خطر افتد مثل جایی که فردی در واقع بی‏گناه است ولی شواهد بر علیه اوست و یا ادلّه‏ی کافی برای اثبات بی‏گناهی ندارد و از طرفی با توجه به اینکه قاضی مکلّف است بر اساس بینه و شواهد حکم دهد مجبور است حکم به گناهکار بودن او دهد ولی هرگز به خاطر این احتمال امر قضاوت تعطیل نمی‏شود. در مورد جهاد ابتدایی نیز آنچه مهم است این است که به صورت عمد و یا با بی‏تدبیری و بی‏کفایتی اقدامی صورت نگیرد که باعث به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه نشود و تا جایی که امکان دارد به حفظ جان انسانها کمک شود کما این که حفظ جان و روح انسانهای بی‏گناه و در بند ظالمان و طاغوت سرکش یکی از علل تشریع حکم جهاد ابتدایی می‏باشد. همچنین اگر احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه ملاکی برای دست برداشتن از جهاد ابتدایی باشد در آن صورت حتّی باید حکم به عدم جواز جهاد دفاعی نیز داده شود چرا که در جهاد دفاعی نیز احتمال به خطر افتادن جان انسانهای بی‏گناه وجود دارد. ضمن این که حتّی در جهاد ابتدایی که معصومین «» همچون پیامبر «» حضور داشتند نیز این گونه نبود که آنان از علم لدنی خود استفاده کنند بلکه معمولاً از علم عادی خود بهره می‏بردند مگر این که مصلحت اهمّی اقتضا می‏کرد که از علم لدنی بهره برده شود و بنابر این حتّی در جهاد ابتدایی که معصوم «» حضور داشته باشد نیز احتمال به خطر افتادن جان انسان‏های بی‏گناه وجود دارد ولی کسی حکم به عدم جواز آن نداده است.
ماهیت جهاد ابتدایى جنگ براى تحمیل عقیده نیست، بلکه اساساً عقیده در اسلام قابل اکراه نمى‏باشد. در طول تاریخ نیز در جنگ‏هاى پیامبر «» و نه خلفاى بعد از آن حضرت کسى افراد مجبور به پذیرش اسلام نمى‏شدند. بلکه اساساً جهاد ابتدایى نبرد رهایى بخش در برابر خشونت و اختناق و براى مبارزه با نظام‏هاى خشن و فاسدى است که مانع رسیدن آواى حق و توصیه به گوش مردمان مى‏شدند. به عبارت دیگر جهاد ابتدایى خود نوعى دفاع بوده است، ولى نه دفاع از حقوق شخص یا ملّت، بلکه دفاع از حقوق انسانیت و دفاع از آزادى بررسى و شناخت حقیقت و برداشتن موانع رسیدن آواى حق به گوش.
علّامه طباطبایى پس از بررسى آیات جهاد مى‏فرماید:
«پیکار چه در راه دفاع از اسلام یا مسلمین باشد و چه جهاد ابتدایى همه در واقع دفاع از حقیقت انسانیت است.»
جهاد ابتدایى از احکام مسلّم اسلام است و آیات قرآن بر آن دلالت دارد و در سیره‏ی نبوى «» نیز مشاهده مى‏شود.
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یلُونَکم مِّنَ الْکفَّارِ وَلْیجِدُواْ فِیکمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با کافرانى که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!»
بنا بر این آیه‏ی شریفه، یکی از اهداف جهاد ابتدایی این است که دشمنان اسلام در سپاه مسلمانان قدرت و قاطعیت ببینند و هیچ‌گاه به فکر حمله و تعرض به آنان نیفتند، بلکه سپاه اسلام را نیرومند و استوار بیابند که با قدرت و اطمینان کامل به میدان جنگ قدم می‌گذارند و در راه خداوند از نثار جان خود دریغ نمی‌ورزند. هدف آنان نشان دادن قدرت اسلام، سرافرازی مسلمانان و شایستگی رهبری مؤمنان است و این هدفها در پرتو حمایت و یاری پروردگار به مؤمنان ارزانی شده است.
هنگامی که خطری جان، دین، فرهنگ، اقتصاد، ارزش‌ها و اعتقادات مسلمانان را در سراسر جهان تهدید می‌کند یا انسان‌هایی مورد ظلم و ستم گروهی قرار می‌گیرند، بر مسلمانان واجب است که برای دفع خطر و از بین بردن ظلم و ستم، به میدان مبارزه و جهاد بیایند. این در حقیقت نوعی جهاد ابتدایی محسوب می‌شود، زیرا حفظ شئون جوامع اسلامی و حمایت از کیان اسلام بر همه‏ی‌ مسلمانان واجب است. از سوی دیگر، مسئله‏ی اساسی اقدام به جهاد، ریشه‌کنی کفر، شرک و فساد و جایگزینی دین مبین اسلام و برقراری مبانی آن است.
اگر یکی از حکومت‌های جابر مانع نشر دعوت اسلام در میان ملّت خود شود و نیز مانع از این شود که مسلمانان صدای اسلام را به گوش توده‏ی مردم برسانند، بر مسلمانان لازم است که با جنگ ابتدایی چنین مانعی را از پیش پای اسلام بردارند تا مردم آزادانه بتوانند از تعالیم حیات‌بخش اسلام آگاه و از مزایای احکام عادلانه‏ی‌ آن بهره‌مند شوند.
نمونه‏ی دیگر جهاد ابتدایی در سوره‏ی حجرات چنین تعریف شده است:
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَینَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهید؛ و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه‏ی صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست مى‏دارد.»
این آیه‏ی شریفه نشان می‌دهد که پیکار با متجاوزان به منظور به وجود آمدن صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی اهمیت بسزایی دارد و جهاد فقط به جنگ با کافران و مشرکان اختصاص ندارد. اسلام حکم می‌کند که حتّی اگر گروهی از ایمان آورندگان هم به ظلم و تجاوز بر گروه دیگری دست بزنند، باید با آنان نیز مبارزه کرد تا نتوانند به تجاوز و ظلم خود ادامه دهند. دستورهای اسلامی این اصل اساسی را بیان می‌کنند که جوامع اسلامی برای به دست آوردن قدرت و توانایی به منظور استقرار احکام الهی باید در میان خود آرامش و امنیّت را برقرار کنند. اگر برخی از اهل ایمان درصدد ظلم و تجاوز به گروه دیگری باشند و امنیّت را از جامعه‏ی اسلامی سلب کنند، در این صورت با دشمنان اسلام فرقی نخواهند داشت و باید آنان را از ستم کردن بازداشت.
شایان ذکر است که هدف از این نوع مبارزه فقط برپاداشتن عدالت و حفظ و تداوم صلح و آرامش در جامعه‏ی اسلامی است و به هیچ وجه جنبه‏ی کینه‌توزی و انتقام‌جویی شخصی در آن مطرح نیست.
یکی دیگر از مصداق‏های جهاد ابتدایی این است که مسلمانان وظیفه دارند با کسانی که هرگونه کار حرام و گناهی را انجام می‌دهند و موجب گسترش فساد و رواج بی‌دینی در جامعه می‌شوند، به جنگ بپردازند و با جهاد خویش آنان را در مسیر حرکت به سوی پروردگار قرار دهند. قرآن کریم می‌فرماید:
«قَاتِلُواْ الَّذِینَ لاَ یؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْیوْمِ الآخِرِ وَلاَ یحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکتَابَ ...؛ با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید....»

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

شایان ذکر است در جهاد ابتدایی شرایطی مانند بلوغ، عقل، آزاد بودن، مرد بودن، سلامت از انواع بیماری‏ها، تمکن و قدرت بر ادای نفقه وجود دارد.
«وَ عَنْهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِ أَنَّهُ قَالَ: لَیسَ عَلَى الْعَبِیدِ جِهَادٌ مَا اسْتُغْنِی عَنْهُمْ وَ لَا عَلَى النِّسَاءِ جِهَادٌ، وَ لَا عَلَى مَنْ لَمْ یبْلُغِ الْحُلُمَ؛ و از امیرالمؤمنین «» است که فرمود: بر بردگان مادامی که به وجود آنها نیاز نباشد، جهاد واجب نیست و بر زنان جهاد واجب نیست و بر کسی که (در برابر مشکلات) صبر و تحمّل ندارد و بر کسی که به سن بلوغ نرسیده نیز جهاد واجب نیست.»
2-2-2- جهاد دفاعیجهاد دفاعی نوع دیگر جهاد است که طی آن مسلمانان باید با دشمن مهاجمی که اساس و کیان اسلام را تهدید می‏کند و منافع مسلمین را به مخاطره انداخته است پیکار کرده و از اسلام و سرزمین‏های اسلامی در برابر تهاجم دشمن که با هدف استیلا بر سرزمین‏های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان طراحی شده است دفاع کنند.
در این نوع جهاد حتّی بچّه‏هایی که به سنّ تکلیف نرسیده‏اند امّا توانایی دفاع دارند و نیز زنانی که در شرایط عادّی جهاد از ایشان برداشته شده است، باید در حدّ توان خود در دفاع شرکت کنند. در جهاد دفاعی اذن و اجازه‏ی حاکم شرع لازم نیست و مسلمانان نباید در در شرایط حسّاس هجوم دشمن منتظر اجازه‏ی ولی فقیه باشند.
به بیان دیگر در جهاد دفاعی بسیاری از شرایطی که در جهاد ابتدائی وجود دارد، شرط نیست؛ زیرا هدف از این جهاد دفاع هر چه سریع‏تر و بیشتر از مبانی اسلام و آبرو و شرف جامعه‏ی اسلامی و مسلمانان است. بنابراین در جهاد دفاعی شرایط آسان‏تر شده است تا عدّه‏ی بیشتری از مردم را شامل شود و مسلمانان با تمام امکانات و نیروی خود از دین، جان، و ناموس خود در برابر دشمنان تجاوزگر دفاع کنند و با آنان به مبارزه برخیزند.
در نتیجه چنان چه کسی به سرزمین اسلام حمله کند و مال، ثروت، استقلال و آزادی آنان را مورد تعرّض قرار دهد به منظور آن که مسلمانان را تحت سیطره‏ی خود درآورد، در این شرایط دین تکلیف می‏کند که مسلمانان به دفاع برخیزند و از سرزمین اسلام و عزّت و سربلندی خود دفاع کنند و هرگز تسلیم دشمن نشوند.
امیرالمؤمنین علی «» نیز در همین باره در خطبه‏ی ۲۷ نهج‏البلاغه می‏فرمایند:
«أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا؛ آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکارا شما را به مبارزه این جمعیت (معاویه ‏و پیروانش) دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه با شما بجنگند با آنان نبرد کنید. به خدا قسم هیچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.»
معذلک بر اساس فرمایش حضرت علی «» شروع به جنگ با دشمنانی که جنگیدن آنان با مسلمانان نزدیک است و حمله‏ی قریب الوقوع آنان به مسلمین قطعیّت یافته واجب می‏نمایاند.
از عبارت «وَ قاتِلوا ... و لاتَعتَدوا» در آیه‏ی 190 سوره‏ی توبه نیز چنین در می‏یابیم که جنگ در اسلام جنبه‏ی دفاع دارد و دفاع محدود به زمانی است که حوزه‏ی اسلام مورد هجوم قرار گیرد و تعدّی و تجاوز، خروج از حد است. پس اسلام به وسیله‏ی جنگ و جهاد از حقّ مشروع آدمی دفاع می‏کند؛ حقّی که فطرت سلیم هر انسانی آن را برای انسانیّت قائل است.
از آنجا که در جنگ بدر مشرکان به جنگ مسلمانان آمده بودند و جهاد مسلمانان با آنان، دفاعی بود می‏توان بیان داشت که خداوند متعال، نابودی، شکست و عقب‏نشینی ذلّت بار مشرکان در جنگ بدر را از اهداف نصرت خود به جهادگران مسلمان بر می‏شمارد؛ در نتیجه موارد مذکور از اهداف جنگ دفاعی محسوب می‏شود.
«لِیقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِینَ کفَرُواْ أَوْ یکبِتَهُمْ فَینقَلِبُواْ خَآئِبِینَ؛ (این وعده را که خدا به شما داده،) براى این است که قسمتى از پیکر لشکر کافران را قطع کند؛ یا آنها را با ذلّت برگرداند؛ تا مأیوس و ناامید، (به وطن خود) بازگردند.»
2-3- جهاد تبلیغیجهاد با زبان، مبارزه‌ی فرهنگی و به نوعی جنگ روانی، یکی دیگر از اقسام جهاد است که در جامعه‌ی امروزی مشهود است و بیشتر هجمه‌های دشمنان اسلام از این طرق انجام می‌گیرد.
انسان بر مدار عقل و قلب می‏تواند حقایق هستی را بشناسد و ذهن و جانش را با هستی هماهنگ و همراه سازد. دشمن با تلاش‌های فکری و فرهنگی و با به کارگیری تبلیغات و سایر اقدامات برنامه‌ریزی شده با نفوذ در عقاید، احساسات، حالات و رفتار ضربه‌ی خود را وارد می‌کند و بر فکر و قلب مردم تسلّط می‌یابد. در این نوع جهاد انسان می‏کوشد خود و دیگران را از تسلّط فکری و فرهنگی نجات بخشد و اجازه نمی‌دهد گفتمان باطل، بینش و نگرش او را سامان دهد و رفتارش را تحت کنترل درآورد و او را بنده‌ی فکری و فرهنگی خود سازد.
از این رو در قرآن با واژه‌ی جهاد از این امر نام برده شده است.
«وَإِن جَاهَدَاک عَلى أَن تُشْرِک بِی مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَی ثُمَّ إِلَی مَرْجِعُکمْ فَأُنَبِّئُکم بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزى را همتاى من قرار دهى، که از آن آگاهى ندارى (بلکه مى‏دانى باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولى با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‏اى رفتار کن؛ و از راه کسانى پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من آمده‏اند؛ سپس بازگشت همه‌ی شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏کردید آگاه مى‏کنم.»
و در آیه‌ی 52 سوره‌ی فرقان خداوند از آن به عنوان جهاد کبیر سخن به میان می‌آورد:
«فَلَا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کبِیرًا؛ پس تو هرگز از کافران اطاعت مکن و به وسیله‌ی این کتاب (قرآن) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.»
علامه طبرسی در مجمع البیان ذیل این آیه می‌نویسد:
«از آیه‌ی شریفه، این درس بزرگ دریافت می‌شود که برترین و پرشکوه‌ترین جهادها و تلاش‌ها در پیشگاه خدا، جهاد علمی، فکری و فرهنگی است؛ جهاد کسانی است که با روشنگری خویش بافته‌ها، ساخته‌ها و شبهات بداندیشان و گمراه‌گران را از اذهان و افکار می‌زدایند و مردم را با روح و جان دین خدا و هدف‌های بلند آن آشنا می‌سازند.»
علامه طباطبایی نیز در ذیل همین آیه می‌افزاید:
«این جمله متفرّع است بر معنای آیه‌ی قبلی و ضمیر «به» به شهادت سیاق آیات، به قرآن برمی‌گردد و کلمه‌ی «مجاهده» و نیز «جهاد» به معنای جدّ و جهد و به کار بردن نهایت نیرو در دفع دشمن است؛ و چون گفتیم ضمیر به قرآن بر می‌گردد معنا این می‌شود که: با قرآن با دشمنان جهاد کن، یعنی قرآن را بر آنان بخوان و معارف و حقایق آن را بر ایشان بیان کن و حجّت را بر ایشان تمام نما.»
در سوره‏ی دیگری از قرآن خداوند این نوع جنگ را چنین گوشزد می‌فرماید:
«قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکبَرُ قَدْ بَینّا لَکمُ الْآیاتِ إِنْ کنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهایشان پنهان می‏دارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راه‏های پیشگیری از شرّ آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.»
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکونُوا کالَّذِینَ کفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کانُوا غُزًّی لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِیجْعَلَ اللّهُ ذلِک حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّهُ یُحْیی وَ یُمِیتُ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‏روند، یا در جنگ شرکت می‏کنند (و از دنیا می‏روند و یا کشته می‏شوند)، می‏گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‏مردند و کشته نمی‏شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها بگذارد. خداوند، زنده می‏کند و می‏میراند؛ (و زندگی و مرگ، به دست اوست؛) و خدا به آنچه انجام می‏دهید، بیناست.»
نمونه‌ای از جنگ روانی و زبانی که امروزه نیز با آن روبرو هستیم ایجاد شبهه در افکار است که در تاریخ نیز آن گاه که امیرالمؤمنین «» در مسجد کوفه خطبه می‌خواند شاهد آن هستیم:
«آن حضرت مشغول خواندن خطبه بود که ناگاه یکی از خوارج برخاست و گفت «لاحکم الالله»؛ امیرالمؤمنین «» سکوت کرد. سپس دیگری برخاست و بعد از وی دیگری و همان جمله را تکرار کردند، تا سرانجام علی «» فرمود: سخن حقّی است که به قصد باطل، ادا می‌گردد. شما نزد ما از سه ویژگی رفتاری و خصوصیّت، برخوردار هستید: تا هنگامی که با ما، در جهاد همدست باشید، شما را از نماز خواندن در مساجد باز نمی‌داریم و تا با ما وارد جنگ نشوید از غنایم و فیء بهره‌مند خواهید شد و هرگز آغازگر جنگ با شما نخواهیم بود.
و گواهی می‌دهم که پیامبر راستگو از قول جبرئیل، او نیز از پروردگار جهانیان به من خبر داد که تا روز قیامت، هیچ گروهی از شما کم یا زیاد بر ما خروج نمی‌کند مگر آن که خداوند مرگ او را به دست ما قرار داده است و بدون تردید، پرفضیلت‌ترین جهادها مبارزه با شماست، و برترین مجاهدان، رزمنده‌ای است که شما را بکشد و بهترین شهیدان، کسی است که به دست شما کشته شود. پس هر کار می‌خواهید بکنید؛ روز قیامت کجروان، زیان می‌بینند و برای هر خبری که از جانب خدا به شما داده شد قرارگاهی است و به زودی آن را خواهید دانست.»
«آری، درست است، فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی اینها می‌گویند زمامداری جز برای خدا نیست، در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سایه‌ی حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند و مردم در پرتو حکومت، زندگی کنند. به وسیله‌ی حکومت، بیت‌المال جمع‌‌آوری می‌گردد و به کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد. جاده‌ها امن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته می‌شود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان می‌باشند. امّا در حکومت پاکان، پرهیزکار به خوبی انجام وظیفه می‌کند، ولی در حکومت بدکاران، ناپاک از آن بهره می‌برد تا مدّتش سرآید و مرگش فرا رسد.»
دشمن با استفاده از جنگ روانی به عنوان ابزاری کارآمد وارد میدان می‏شود و متّکی به ابزار مادی است. بدین جهت با زرق و برق سلاح و تجهیزات وارد میدان می‏شود تا در دل رزمندگان رعب ایجاد کند و قوّت قلبی برای خود باشد و بدین وسیله بتواند رقیب را از صحنه خارج کند. لیکن به علّت ماهیّت باطل دشمنان، تبلیغات آنان در انحراف افکار عمومی و جبهه‏ی حق بی‏تأثیر و ناکارآمد است.
«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَینِ الْأَمْرَینِ الْفَشَلُ ... .»
و همچنین همواره در پی آن است که با بهره‌گیری از ابزار تبلیغی خویش، زبان به طعن مسلمانان گشوده و جایگاه آنان را خدشه‌دار سازد. از این رو لازم است نیروهای مسلمان با به کارگیری شیوه‌های مناسب ماهیّت واقعی او را نزد افکار عمومی نمایان سازند.
از سویی این نوع جهاد، جهاد علمی، فکری و فرهنگی نیز هست، برخلاف جهادهای فیزیکی و سخت، ابزارهای نرمی لازم است که مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ نرم، ابزارهای سخت کارایی ندارد و حتّی نتیجه‌ی عکس می‌دهد و به جای اینکه موجب تسلّط فکری و فرهنگی گفتمانی شود، موجب نابودی و تزلزل آن می‌شود. پس چون هدف، تسلّط بر اذهان و قلوب است، لازم است تا از ابزارهایی استفاده شود که موجبات تسلّط بر قلوب می‌شود.
در جهاد فرهنگی و علمی، لازم است تا با توجّه به استعداد و قابلیت‌های مخاطبان، از برهان عقلانی و موعظه‌ها و پندهای عقلایی استفاده کرد و با جدال احسن و گفتمان مناسب خردپسند و مقبول عقلایی، دیگران را نسبت به حقایق آگاه کرد و ایشان را از بندگی ارباب به بندگی خداوند یکتا و یگانه خواند.
«ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ ...؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»
هدف از جهاد فکری، علمی و فرهنگی آن است که مؤمنان را از تهاجم فکری و فرهنگی دشمن حفظ کرد و با پاسخ‌گویی به شبهات و روشنگری و بصیرت‌زایی یا بصیرت‌افزایی، اجازه نداد تا رفتارهای نابهنجار آنان به شکل فرهنگ بر جامعه مسلّط شود و با تخریب حقایق و هنجارهای ارزشی و فکری و فرهنگی، جامعه را دچار تردید کند.
پس از کادرسازی و تقویت مبانی فکری و فرهنگی و اخلاقی، با بهره‌گیری از عالمان و اندیشمندان، می‌بایست نسبت به افکار و اندیشه‌ها و رفتارهای ضدّ بشری و اخلاقی کافران و دشمنان واکنش نشان داد و با برهان و استدلال و جدال احسن دشمن را خلع سلاح کرد.
بهره‌گیری از گفتمان سالم در همه حال؛
«... وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِیغًا؛ آنها را اندرز ده و با بیانى رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما.»
مراعات اعتدال و میانه‌روی در ارتباط با مردم و هدایت و راهنمایی آنان؛
«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ (به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مکن).»
«فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُکمْ عَلَى سَوَاءٍ وَإِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ أَم بَعِیدٌ مَّا تُوعَدُونَ؛ اگر باز روى گردان شوند، بگو: من به همه‏ی شما یکسان اعلام خطر مى‏کنم؛ و نمى‏دانم آیا وعده‏ی (عذاب خدا) که به شما داده مى‏شود نزدیک است یا دور.»
تأکید بر امور فطری و فطریات از جمله منفعت طلبی و ضرر گریزی؛
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یمْلِک لَکمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ بگو: آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.»
«قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ ینفَعُنَا وَلاَ یضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو: آیا غیر از خدا، چیزى را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودى به حال ما دارد، نه زیانى؛ و (به این ترتیب) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسى که بر اثر وسوسه‏هاى شیطان، در روى زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است؛ در حالى که یارانى هم دارد که او را به هدایت دعوت مى‏کنند (و مى‏گویند:) به سوى ما بیا! بگو: تنها هدایت خداوند، هدایت است؛ و ما دستور دادیم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.»
بهره‏گیری از برهان و دلیل عقلانی و عقلایی؛
«کیفَ یهْدِی اللّهُ قَوْمًا کفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَینَاتُ وَاللّهُ لاَ یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!»
«أَفَمَن کانَ عَلَى بَینَهٍ مِّن رَّبِّهِ کمَن زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ؛ آیا کسى که دلیل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند کسى است که زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پیروى مى‏کنند؟!»
صراحت گویی؛
«فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ؛ آنچه را مأموریت دارى، آشکارا بیان کن ! و از مشرکان روى گردان.»
«... فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ؛ ... بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست.»
و مانند آن از ابزارها و روش‏هایی است که می‏بایست در جهاد نرم و جهاد کبیر فکری و فرهنگی و عملی به کار گرفت.
صدور فرهنگ انقلاب اسلامی یکی دیگر از مصادیق جهاد در زمان حاضر است. اگر مسلمانان بتوانند مفاهیم و فرهنگ انقلاب اسلامی و ارزش‌ها و هدف‌های این دین مقدّس را به گوش مردم کشورهای جهان برسانند، در واقع نوعی جهاد انجام داده‌اند.
بهترین نوع صدور انقلاب این است که مسلمانان با اعمال و رفتار خود موجب شوند تا دیگران به سوی آنان جذب بشوند. امام صادق «» می‌فرمایند:
«کونُوا دُعَاهً إِلَى أَنْفُسِکمْ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ وَ کونُوا زَیناً وَ لَا تَکونُوا شَیناً؛ ای مسلمانان! بدون کاربرد زبان‌هایتان، مردم را به سوی خداوند دعوت کنید ـ یعنی با اعمالتان ـ و برای ما زینت باشید نه آنکه مایه‌ی خواری و حقارت ما شوید.
هنگامی که مردم ملاحظه کنند که احکام و قوانین اسلام به درستی در جامعه پیاده می‌شود و در بازار مسلمانان تقلّب، کم‌فروشی، رباخواری و گران‌فروشی وجود ندارد، وقتی مردم جهان ببینند که در جامعه‌ی اسلامی به قانون مساوات عمل می‌شود، با علاقه‌ی فراوان به سوی انقلاب و اسلام جذب می‌شوند.
امام صادق «» به شاگردان خود توصیه می‌فرمودند که من نمی‌خواهم پیروان سایر فرق اسلامی را تابع خود کنم، اما شما با رفتار و اعمال خود کاری کنید که توجّه همه به سوی شما جلب شود و بگویند رحمت خدا بر آن امامی که چنین پیروانی تربیت کرده است.
اگر مسلمانان بر طبق موازین اسلام عمل کنند، قطعاً همه‌ی مردم حتّی مادّی‌گرایان، یهودیان و مسیحیان به سوی دین مبین اسلام جذب می‌شوند.
بنابراین، جهاد کبیر، جهاد عملی، فکری و فرهنگی است که پس از جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس در درجه‌ی برتری از دیگر جهادها قرار می‌گیرد و می‌بایست اهتمام بسیاری بر آن داشت؛ زیرا جهادی است که گفتمان درست فکری و فرهنگی را به جامعه ارایه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان باطل مستبدانه با سرکوب افکار و فرهنگ‌های عقلانی و عقلایی دیگر بر جامعه مسلّط شود.
2-4- جهاد با نفسمبارزه با نفس امّاره که به انجام دادن بدی‌ها فرمان می‌دهد، بالاترین نوع جهاد محسوب می‌شود و آن به این دلیل است که هدف آفرینش، این است که انسان از خود بگذرد و خدایی شود. تحقّق این هدف که همان ظهور انسان در مظاهر الوهیّت و ربوبیّت است، در حقیقت رسیدن انسان با تخلیه و تحلیه‌ی نفس به مقام خلافت الهی و ولایت عظمی و امانت الهی است که ابلیس بدان رشک برده است. پیامبر اکرم «» جهاد با نفس را «جهاد اکبر» نامیدند. حضرت علی «» فرمودند:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ «» بَعَثَ سَرِیهً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ ثُمَّ قَالَ «» أَفْضَلُ‏ الْجِهَادِ مَنْ‏ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَینَ جَنْبَیهِ؛ رسول خدا «» سپاهیانی را به مقصدی گسیل داشت، پس از بازگشت آنان فرمود: مرحبا به قومی که از جهاد کوچک‌تر بازگشته‌اند، در حالی که جهاد بزرگ‌تر برای آنان باقی مانده است. پرسیدند: ای رسول خدا! جهاد بزرگ‌تر چیست؟ فرمود: جهاد با نفس، سپس آن حضرت خاطرنشان ساختند که برترین جهاد آن است که انسان با نفس خود که در بین دو پهلوی او قرار دارد، مبارزه کند.»
در تفسیر قمی در ذیل آیه‌ی ۶ سوره عنکبوت:
«وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ؛ کسی که جهاد کند برای خود جهاد می‌کند، چرا که خداوند از همه‌ی جهانیان بی‌نیاز است.»
چنین می‌خوانیم:
«وَ مَنْ جاهَدَ قَالَ نَفْسُهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ الْمَعَاصِی‏ فَإِنَّما یجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعالَمِین‏.»
که منظور مبارزه با نفس در برابر شهوات و لذّات نامشروع و گناهان است.
به طور کلّی، در درون آدمی همیشه میان عقل،‌ وجدان اخلاقی و نفس امّاره ستیز وجود دارد. بین بعد ملکوتی و بعد حیوانی انسان همیشه جنگ و جدال هست. در برخی از انسانها عقل و وجدان اخلاقی بر نفس امّاره پیروز می‌شود و در برخی دیگر نفس امّاره‌ی آنان زمام امور را در دست می‌گیرد و بر آنان مسلّط می‌شود.
انسانی که بتواند نفس امّاره را که چون اسب سرکشی است، دهنه و لگام ببندد و او را کنترل کند، بهترین وسیله‌ی عروج خود را به عرش الهی فراهم کرده است و می‌تواند با‌ آن به جایی برسد که جز خدا نبیند.
چنانچه نفس امّاره بر عقل انسان حاکم شود، از آن مرکبی می‌سازد و انسان را به سوی وادی نیستی و نابودی می‌برد. تسلّط نفس امّاره بر آدمی منشأ تمام ظلم‌ها و جنایت‌هاست. به خصوص اگر انسان هوشمندی نتواند نفس امّاره را مهار کند، مرتکب ستم‌ها و جنایت‌های فراوانی می‌شود. نمونه‌ی آن معاویه و عمرو عاص هستند. دو شخصیتی که در تاریخ از آنان به عنوان انسان‌های هوشمند و با کیاست نام برده شده است، اما آنان با پیروی از نفس امّاره، آن‌گونه ظلم‌ها و جنایت‌ها را که تاریخ شاهد آن است، مرتکب شدند. همیشه در جامعه افرادی با پیروی از نفس امّاره از ظلم به انسان‌ها لذّت می‌برند.
انسان‌های زیادی نیز توانسته‌اند نفس امّاره را مهار و ملکه‌ی عدالت پیدا کند. آنان توانسته‌اند این نفس را از راه خودش مهار کنند. نفس امّاره نابود شدنی نیست، ولی می‌توان از راه عقلی و شرعی آن را کنترل کرد. قرآن کریم می‌فرماید:
«وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ من خویشتن را از گناه تبرئه نمی‌کنم، همانا نفس امّاره به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه رحم و شفقت خداوند مشمول حال آدمی گردد. به راستی که پروردگار من آمرزنده‌ی مهربان است.»
بزرگان و پیشوایان دین درباره‌ی جهاد با نفس روایات فراوانی نقل کرده‌اند که در اینجا به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم. حضرت علی «» می‌فرمایند:
«... و اعلموا أنّ الجهاد الأکبر جهاد النّفس فاشتغلوا بجهاد أنفسکم تسعدوا ...؛ بدانید که جهاد اکبر، مبارزه با نفس است. پس به جهاد با خویشتن خود بپردازید تا سعادتمند شوید.»
حضرت علی «» در حدیث دیگری می‌فرمایند:
«لافضیلۀ کالجهاد و لا جهاد کمجاهدۀ الهوی؛ هیچ فضیلتی مانند جهاد نیست و هیچ جهادی هم تراز با جهاد با هوی و هوس نفسانی نیست.»
امام کاظم «» در روایتی درباره‌ی مبارزه با نفس می‌فرمایند:
«جَاهِدْ نَفْسَک‏ لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَیک کجِهَادِ عَدُوِّک‏؛ با نفس امّاره خود پیکار کن تا آن را از تمایلات خود بر حذر داری. این مبارزه همانند جهاد با دشمنان بر تو واجب است.»
ابوذر می‌گوید:
«قلت: یا رسول الله! ای الجهاد افضل، قال: ان یجاهد الرجل نفسه و هواه؛ عرض کردم: یا رسول الله! کدام جهاد برتر است؟ فرمود: برترین جهاد آن است که انسان با نفس و هوا و هوس خویش جهاد کند.»
انسان‌هایی که به دنبال به دست آوردن مال حلال هستند، افرادی که پست و مقام را برای خدمت به مردم می‌پذیرند و از آن، برای ستم به آنان استفاده نمی‌کنند و اشخاصی که رذیلت‌های اخلاقی را از خود دور می‌کنند و به کسب فضیلت‌‌ها می‌پردازند، بر نفس خود مسلّط و به جهاد اکبر مشغول هستند.
علاوه بر موارد ذکر شده، در شرایط کنونی می‌توان حضور در صحنه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی اسلامی و تلاش در راه صدور فرهنگ انقلاب اسلامی را از طریق جهاد در اسلام دانست.
حضور در صحنه به معنای این است که مسلمانان نسبت به مسائلی که در جامعه‌ی آنان اتفاق می‌افتد، احساس مسئولیت کنند و همیشه مراقب باشند تا دشمن نتواند به دین و ارزشهای آنان تعرّض کند.

فصل دوم
شهادتگفتار اوّل: شهادت در لغت و اصطلاحالشَهید و الشِهید، جمع آن شهدا و اشهاد، در لغت به معنی گواه و در اصطلاح به کسی اطلاق می‏شود که در راه خدا کشته شود. این کلمه از اسماء الله الحسنی به شمار می‌رود که به این معنا نیز در قرآن استعمال شده است. همچنین روایاتی وجود دارد که با بیان مصادیق گوناگونی برای شهید، دایره‏ی مفهومی این کلمه را وسعت می‏بخشد. چنان که به استناد حدیث یا سخنی از پیامبر اکرم «» شاید بتوان کسانی را که در عین جوانی به مرگ ناگهانی و یا حوادثی چون غرق شدن و سوختن می‏میرند شهید خواند. ایضاً هر کس در راه خدا از خانه‏اش خارج شود، بمیرد یا کشته شود شهید محسوب می‏شود.
و بنا بر قولی دیگر «شهید به معنی شاهد است
«وَأَشْهِدوا إِذا تَبایعْتُمْ وَ لایضَارَّ کاتِبٌ وَ لاشَهِید»
و آنگاه که به خداوند سبحان اطلاق شود به معنی حاضر، بیننده و حافظ است. در نهایه و اقرب الموارد گوید:
«شهید آن است که هیچ چیز از علمش غائب نیست.»
ولی ظاهراً عموم از خود کلمه مستفاد نیست و مفید عموم کلمه‏ی دیگر است مثل
«وَأَنْتَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«إِنَّ اللّهَ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
«أَحْصاهُ اللّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللّهُ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ شَهِید»
از لفظ آن فقط مبالغه یا ثبوت استفاده می‏شود.
جمع آن شهداء که بیست بار در قرآن آمده است
«لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ»
ناگفته نماند شهید به معنی مقتول در راه خدا در قرآن نیامده است مگر بنا بر بعضی از احادیث ولی در اصطلاح و روایات بسیار هست در قرآن فقط قتل فی سبیل اللّه بکار رفته است؛
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتاً»
ابن اثیر در نهایه پنج قول در علّت این تسمیه که چرا به مقتول شهید گفته‌اند نقل کرده است.
یکی اینکه خدا و ملائکه شهادت دارند که او اهل بهشت است؛
دیگری اینکه: او نمرده گوئی حاضر است.
سوم: ملائکه رحمت او را می‌بینند.
به قولی در امر خدا قیام به شهادت حق کرده و به قولی او شاهد کرامت خداست که از برایش مهیا فرموده.
مجمع‏البحرین نیز این اقوال را با قول ششمی نقل کرده است بنا به قول اوّل و سوم شهید به معنی مفعول (مشهود) و بنا بر بقیه‏ی اقوال به معنی فاعل (شاهد) است مؤید قول دوم آیه‏ی «بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکنْ لا تَشْعُرُونَ»؛ «بَلْ أَحْیاءٌ عِنْد رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» است شاهد قول پنجم آیه‏ی «قِیلَ ادخُلِ الْجَنَّهَ قالَ یا لَیتَ قَوْمِی یعْلَمُونَ» می‏باشد.
شهید ثانی در شرح لمعه گوید:
«علّت این تسمیه آن است که او گواهی داده شده است برای بهشت و غفران.»
در قاموس نیز چند قول نقل شده و مرحوم صاحب جواهر آنها و غیر آنها را در جواهر در عدم وجوب غسل شهید نقل می‏کند و از ابو بکر نامی نقل کرده:
«علّت این تسمیه آن است که خداوند و ملائکه شاهداند به اینکه او از اهل بهشت است.»
و یا علّت این تسمیه آن است که شهیدان راه حق روز قیامت شاهد بر اعمال مردم‌اند که خواهد آمد.
کلمه‌ی شهید را مترادف با «زنده» (حی) نیز معنی کرده‏اند که این برداشت و تفسیر از این واژه، مقتبس از آیه‏ی قرآن است که می‏فرماید:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاء عِند رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»
راغب اصفهانی در معنی آیه‏ی «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُم‏» گوید:
«شهید را به این سبب شهید گویند که در حال شهادت نعمتهای آن جهان را می‏بیند یا به واسطه‏ی آن است که نزد خدا حاضر می‏شود، چنانچه می‏فرماید: «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون‏».»
مرحوم علامه شهید مطهری می‏گوید:
«مرگی شهادت است که انسان با توجّه به خطراتی احتمالی یا یقینی فقط به خاطر هدف مقدّس و انسانی یا به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» از آن استقبال کند و شهادت دو رکن دارد: یکی اینکه در راه خدا باشد، دوم آن که هدف مقدّس باشد.»
گفتار دوم: اقسام شهادتصاحب کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعۀ» گوید شهید بر سه قسم است:
أ) شهید دنیا و آخرت و آن شهیدی است که در راه خدا و در میدان جنگ کشته شود.
ب) شهید در آخرت؛ و آن کسی است که در میدان زخمی شده ولی بعد از مدّتی فوت شود چنین کسی ثواب شهید را دارد، مانند آدم غرق شده، و یا کسی که در غربت بمیرد و چنانچه در روایات دارد «من مات غریبا کمن مات شهیدا». اینها در حکم شهیدند، یعنی در آخرت ثواب شهید را دارند.
ج) منافقی که در لشکر اسلام کشته شود احکام شهید را دارد مانند ساقط بودن غسل و کفن.امّا اجر شهید را ندارد (نه در دنیا و نه در آخرت). در دو فرض اوّلی اختلافی بین شیعه و سنّی نیست.

678404137160[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]
[Type a quote from the document or the summary of an interesting point. You can position the text box anywhere in the document. Use the Text Box Tools tab to change the formatting of the pull quote text box.]

بخش دومجهاد در فقه
فصل اوّل: اهمیّت و فضیلت جهاد
فصل دوم: فلسفه‌ی جهاد در اسلام
فصل سوم: هدف جهاد از دیدگاه اسلام
فصل چهارم: شرایط جهاد

فصل اوّلاهمیّت و فضیلت جهادهر جامعه‏ای در جهت رشد و تعالی خود با یک سلسله موانعی روبرو می‏شود که راه را بر او سد نموده و از ادامه‏ی مسیر باز می‏دارد. از طرفی، روشن است که هر گونه اصلاحی در سایه‏ی امنیت و آرامش مسیر است. آنجا که اضطراب و ناامنی و هرج و مرج بر عقول مردم سایه افکنده باشد، پیشرفت و ترقّی بی‏معنا است.
این موانع گاه در داخل کشور اسلامی بروز می‏کند و زمانی از خارج آن به گونه‏ی تهاجم و یا تجاوز رخ می‏نماید. بدیهی است که ایجاد امنیّت، همگام با دفع موانعی است که سدّ راه می‏شود، مسئله‏ی دفاع اگر چه یکی از احکام عقل است و همه‏ی عقلای عالم بر آن متّفقند، امّا شرع مقدس اسلام نیز بر آن مهر تأیید زده و به عنوان یکی از فرائض در فرهنگ کتاب و سنّت مطرح شده است.
به طور کلّی جنگ می‏تواند یکی از این دو هدف را در پی داشته باشد؛ یا با هدف چپاول، غارت، تجاوز به نوامیس، تصاحب سرزمین، برتری نژادی، استعمار و استثمار و مانند آن و یا با هدف دفع تهاجم متجاوز و دفاع از استقلال و آزادی یک ملت.
به طور مسلّم در تئوری اسلام، نه تنها جنگ به هدف چپاول و غارت و مانند آن وجود ندارد، بلکه دستور برخلاف آن صادر شده و از دست یازیدن به چنین جنگی نهی شده است. از امام صادق «» نقل شده که فرمود:
«هنگامی که رسول خدا «» می‏خواست عدّه‏ای را به جنگ اعزام کند، آنها را فرا می‏خواند و در پیش روی خود می‏نشاند و به آنها می‏فرمود: به نام خدا و در راه او و بر اساس سیره‏ی رسول خدا «» حرکت کنید، خیانت نکنید، بدن دشمنان خود را قطعه قطعه و مثله نکنید، نقض پیمان نکنید، پیرمردها، کودکان و زنان را به قتل نرسانید، درختان را قطع نکنید. مگر از روی اضطرار. همچنین از به آتش کشیدن زراعت، کشتن حیوانات حلال گوشت و اهلی، ریختن سم در آب آشامیدنی و آبادی‏های دشمن نهی شده است.»
امام علی «» به سپاه خود در صفین، قبل از آنکه با سپاه معاویه روبرو شوند، فرمود:
«لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّهٍ وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّى یَبْدَءُوکُمْ حُجَّهٌ أُخْرَى لَکُمْ؛ با دشمنانتان جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند، زیرا به حمد خدا، حجّت با شماست و آغازگر جنگ نبودنتان تا آنکه دشمن به جنگ روی آورد، حجّت دیگر بر حقّانیّت شما خواهد بود.»
علاوه بر این دفاع، مختصّ دین اسلام نیست، بلکه در ادیان دیگر نیز وجود داشته است. قرآن کریم در گزارش خود از زندگی سایر پیامبران الهی فرمود:
«وَکأَین مِّن نَّبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَکانُواْ وَاللّهُ یحِبُّ الصَّابِرِینَ؛ چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوان به همراه آنها جنگ کردند، آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها می‏رسید، سست نشدند و ناتوان نگردیدند و تن به تسلیم ندادند و خداوند صابران را دوست دارد.»

nan221

2. این شیوه قانونگذاری چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد؟
ه)فرضیه ها1-ازجمله جرائمی که درماده ۲۲۰ ق م ا  موردتصریح قانونگذارقرار نگرفته عبارت است از: جادوگری ، ارتداد و بدعت و ...
2-اختلاف نظرو اعتقاد هرقاضی به اینکه چه منبعی ازاعتباربیشتری برخورداراست به اعتقادات وی بستگی داشته ، نتیجتأ  باعث تشتت آراء در محاکم میشود و نیز تعارض آن با اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها می گردد.
و) اهداف تحقیقتبیین مفهوم، ماهیت و آثار حدود غیر مصرح در قوانین کیفری ایران
2-رفع چالشهای نظری و قانونی موجود در نظام حقوقی ایران
3- ارائه رهیافت های علمی موثر به نهادهای تقنینی و قضایی
4-ارائه راهکارهای عملی موثر به کارگزاران نظام عدالت کیفری
5-کمک به قضات، اساتید حقوق و دانشجویان رشته حقوق جهت استفاده در محاکم و دانشگاهها
6-در صورت وجود، ارائه راهکارهای مناسب در جهت حل چالش ها و خلا های قانونی مرتبط با موضوع پایان نامه
ز) روش شناسی تحقیقروشی که برای این تحقیق به کار گرفته شده است روش توصیفی–تحلیلی است. برای این منظور ازابزارهایی استفاده خواهد شد، از جمله، استفاده از منابع موجود در کتابخانه ها و بانک های اطلاعاتی. پس ازجمع آوری منابع و فیش برداری از آن ها، به تشریح و تحلیل مطالب، شناسایی معضلات مربوطه و راه های احتمالی پاسخگویی به آن ها، پرداخته خواهد شد. این پژوهش اساساً با استفاده از آخرین و جدیدترین مقالات وکتاب ها و اسناد حقوقی و هم چنین منابع معتبر الکترونیکی انجام خواهد شد.روش تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش تحلیلی استنباطی است و نهایتاً با تحلیل و مقایسه آن ها به صورت منسجم به رشته تحریر در خواهد آمد.
ح) ساماندهی تحقیقاین پایان نامه در دو فصل تدوین شده است .ابتدا به مقدمه که شامل بیان مساله و اهمیت ضرورت انجام تحقیق و اهداف و سوالات و فرضیات و ... می باشد. در فصل اول به بیان مفاهیم و تعاریف و تاریخچه پرداخته شده است، در فصل دوم به بررسی حدود غیرمصرح در فقه و حقوق ایران پرداخته می شود.
فصل اول-مفاهیم ،پیشینه،مبانی وآثارگفتار اول: مفاهیم و تعاریفدر این گفتار به بررسی تعاریف و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق میپردازیم و مفاهیم مرتبط با موضوع را شناسایی می کنیم. در بند اول به بررسی مفهوم جرم و مجازات پرداخته و اصول قانونی حاکم بر آن را تشریح می کنیم و در قسمت های بعدی انواع مجازات اعم از حدود، قصاص و دیات و تعزیرات را و سرانجام حدود مصرح و غیر مصرح و مبانی آن را به رشته تحریر در میآوریم.
بند اول-مفهوم جرمجرم در لغت به معنای بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). قطع کردن . حرز و اندازه کردن بار خرما بر درخت . (منتهی الارب ). خرص زدن و تخمین کردن بار خرما. (از ذیل اقرب الموارد). گناه کردن .آمده است. همانگونه که اقدام منفی به صورت فعل هم مشمول مجازات است انجام ندادن یک فعل و عدم اقدام به آن هم قابلیت پیگیری کیفری دارد و مجازات خاص خود را هم خواهد داشت.«جرم عمل یا خودداری از عملی است که مخالف نظم و صلح و آرامش اجتماع بوده و از همین حیث مجازاتی برای آن تعیین نموده باشد.» انجام تخلف و جرم از ناحیه افراد عموماً به صورت مختلف صورت می گیرد و بر اساس آن مجازاتهای مربوط به جرائم در قانون مدون شده است.«جرم مخالفت با اوامر و نواهی کتاب و سنت یا ارتکاب عملی است که به تباهی فرد یا جامعه بیانجامد. هر جرم را کیفری است که شارع بدان تصریح کرده یا اختیار آن را به ولی سپرده است.»
جرم‌ در اصطلاح ، عملی‌ مخالف‌ با نظم‌ اجتماعی‌ یا مخالف‌ یکی‌ از ضوابط‌ و ارزش‌های‌ مشترک‌ در جامعه‌ است‌.این‌ ضوابط‌ و ارزش‌ها بر آمده‌ از افکار، عقاید و شرایط‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ آن‌ جامعه‌ است‌ و در اصطلاح، علیرغم تعاریف زیادی که از جرم شده هنوز هم این موفقیّت به دست نیامده تا از جرم، آن چنان تعریفی به عمل آید که مورد قبول همگان قرار گیرد و در زمان و مکان واجد ارزش باشد و دلیل این امر نیز اینست که پدیدۀ جرم بر حسب نظر دانشمندان و محققان دارای مبانی و صور گوناگون بوده، به سخنی دیگر، آنچه که از نظر یکی جرم محسوب می‌شود بر حسب دیگری نه تنها ممکن است عنوان جرم به خود نگیرد، بلکه امکان دارد که حتی عملی پسندیده به شمار آید.
بند دوم-مفهوم مجازات
مـجازات در لغت به مـعنای جزا دادن ، پاداش وکیفر آمده است، مجازات پاداش دادن و جزا دادن در نیکی و بدی . جزا و پاداش نیکی و یا بدی دادن و مکافات
در اصطلاح تعاریف متفاوتی از مـجازات آمـده اسـت : « مجازات عبارت از تنبیه وکیفری است که بر مرتکب جرم تحمیل میشود. مفهوم رنج از مفهوم مجازات غیر قابل تفکیک است و در واقع رنج و تعب است که شخص حقیقی مجازات می باشد.»ویا «مجازات واکنش جامعه علیه مجرم » است.
در مورد تعریف ارائه شده باید اذعان نمود که علمای حقوق در بدست آوردن حقیقتی از مجازات وتعریف واقعی و اصطلاحی آن عنایت خاصی مبذول نداشته اند .مجازات یا کیفر در اصطلاح به معنای اینست که اگر کسی عمل خلاف اخلاق عمومی یا عرف و عادت آن جامعه یا خلاف قانون انجام دهد چون آن عمل بد است پس باید عقوبت و پاداش آن عمل را ببیند یعنی تنبیه شود و یا مجازات شود تا هم خود و هم دیگران متنبه شوند و دیگر آن عمل را انجام ندهند یعنی باید مشقت آن عمل را بچشد و متوجه شود نتیجه آن عمل بد چیست. حال در قانون به ازای هر عمل بد و خلاف که قانونگذار بیان کرده چه امری بد و خلاف است تنبیهی هم بیان کرده که به آن تنبیه مجازات و به آن عمل بد جرم می گوئیم به طور ساده و عامیانه می گوئیم اعمالی که ممنوع است و کسی نباید آن را انجام دهد و برای جامعه خطر دارد و حتی برای از بین بردن آرامش مردم خطر دارد و برای مراودات اجتماعی مردم با مردم و مردم با جامعه و جامعه با مردم و دولت با مردم و مردم با دولت حتی روابط بین المللی خطر دارد و در روابط فرهنگی و اجتماعی و روابط اقتصادی و ... خطر دارد که نباید آن را انجام داد چنانچه هر کس آن عملی را که قانون گذار آن را خلاف می داند و بعنوان واژه جرم بیان کرد انجام دهد مرتکب جرم شده و قانون گذار برای آن مجازات تعیین کرده و مقدار مجازاتش را همان قانون گذار پیش بینی کرده است که بدیهی ترین روش برای جلوگیری از آن عمل جرم و خلاف همین مجازات پیش بینی شده است.
بند سوم: معنای «حد»حدود جمع حد است و در لغت عرب به معنای واسطه‌ی میان دو چیز آمده است که از اختلاط آن دو جلوگیری می‌کند و حدود شرعی را از آن جهت حدود می‌گویند که موجب فاصله افتادن بین حلال و حرام خدا می‌شود مانند : «تِلکَ حُدودُ اللهِ فلا تَقرَبوها» «نهی از نزدیک شدن به حدود خدا کنایه از این است که مردم نباید آنها را انجام دهند و معنای آیه این است که نزدیک به این کارها که همان الکل و شرب و جماع (در حال روزه و اعتکاف) می‌باشد، نشوید و یا اینکه از این احکام و حرمت‌های الهی که برایتان بیان شده است (احکام روزه)، تجاوز نکنید و نگذارید که روزه‌ی شما به وسیله‌ی تجاوز از حدود الهی و ترک تقوا ضایع گردد.»
اصل حد چنانچه علامه طباطبائی ذیل آیه‌ی 187 سوره‌ی مبارکه‌‌ی بقره تصریح کرده و چنانکه از کلام بسیاری از اهل لغت به دست می‌آید به معنی منع و دفع است. بنابراین مرز را از آن جهت حدّ گویند که میان دو شیء واقع شده و مانع از اختلاط آن است. به تصریح راغب وجه تسمیه‌ی حدّ زنا و حدّ خمر آن است که مرتکب را از ارتکاب گناه جدید باز می‌دارد و نیز دیگران را از ارتکاب آن منع می‌کند.
«حد» کلمهای عربی است که جمع آن حدود است. در لغت به معنای حاجز، یعنی مانع میان دو چیز است. مجازاتها حدود نامیده شدهاند؛ زیرا مانع از ارتکاب اسباب معاصی هستند و در لسان العرب آمده، چون از خروج جلوگیری میکند.
در قرآن کریم «حد» به معنی مرز به کار رفته است، در آنجا که خداوند میفرماید:
... و من یتعدّ حدود الله فقد ظلم نفسه.
... اگر کسی از مرز قوانین الهی تجاوز کند، به خویشتن ستم کرده است.
محقق حلی فرموده است:«کلّ ما له عقوبه مقدّره، یسمّی حداً، و ما لیس کذلک، یسمّی تعزیراً»
(هر چیزی که برای آن، عقوبتی معیّن شده باشد «حدّ» و آنچه که این چنین نیست، تعزیر نامیده میشود).
در شرایع الاسلام محقق حلی و مسالک الفهام شهید ثانی آمده است:«حد» عبارت است از تأدیب خاص با مجازات بدنی خاص و معین، برای کسی که مرتکب جرایم خاص شده است، با زجر او و تنبیه برای منع او از ارتکاب مجدد و پرهیز و خودداری از ارتکاب جرم.
حد، در اصطلاح فقه در برابر تعزیر قرار دارد و عبارت است از کیفرهای معین شرعی.»
زبیری میگوید: حد فاصله بین دو چیز است، تا یکی از آن دو با دیگری مخلوط نشود. حد، ادب کردن گناهکار است مثل دزد و زناکار.
و بالاخره، «حدّ»، کیفری است که قانونگذار اسلام، به طور دقیق، میزان و چگونگی آن را معین کرده است. و در اکثر موارد، از حقوق خدای تعالی شمرده میشود. حق الله بودن، بدین معنی است که از طرف فردی یا گروهی، قابل اسقاط نخواهد بود.
به چشم تیز بین و دقیق از آن جهت حدید گویند که مانع از مخفی شدن اشیاء می‌شود. مانند «فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدِید»
ظاهراً به زبان گویا سخن‌گو از آن جهت حدید می‌گویند که از آدمی دفاع می‌کند و مانع از مغلوب شدن او در گفتگو می‌شود؛
چنانکه درباره منافقان آمده است:
«فَإذَا ذَهَبَ الخوفَ سَلقوکُم بِالسِنَهَ حِدَادِ أشحَّهً عَلَی الحَی ...»
«وقتی حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهای تند و خشن خود را با انبوهی از خشم و عصبانیت بر شما می‌گشایند (و سهم خود را از غنایم مطالبه می‌کنند!) در حالی که در آن نیز حریص و بخیلند»
«اِن الّذینَ یُحادّونَ اللهَ و رَسولَهُ» یعنی: «بی‌گمان، کسانی که با خدا و فرستاده‌ی او مخالفت می‌کنند ذلیل خواهند شد، همان گونه که آنان که قبل از ایشان بودند، ذلیل شدند.» محادّه به معنی دشمنی و مخالفت است. «زیرا حالتی عارض انسان می‌شود که او را از اطاعت خدا و رسولش باز می‌دارد؛ مثل کبر و غرور.»
حدود در اصطلاح فقها به معنی کیفر و عقوبتی است که موجب آزار بدن می‌شود و مقدار و کیفیت آن در شرع تعیین شده و قضات هیچگونه دخل و تصرفی در آن ندارند، همانند حدّ سرقت که در قرآن کریم قطع دست تعیین شده است قضات شرع نمی‌توانند آن را تغییر دهند و کم یا زیاد کنند یا اینکه چنین عقوبتی حدّ می‌گویند به این دلیل است که مانع از معصیت و جرم است. بنابراین از آنجایی که عقوبت و کیفر یک نوع مانعیت از انجام معصیت را دارد به آن حد گفته می‌شود.
فاضل مقداد در تعریف حدّ گفته است: «الحدود عقوبه تتعلق بایلام البدن عنِ الشارع کمینها. و وجه مناسبه التسمیه أن العقوبه مانعه من المعاوده.» ترجمه: «حدّ در اصطلاح شرعی مجازاتی جسمی – به درد آوردن بدن – است که میزان آن را شارع مشخص کرده است و وجه تسّمیه‌ی آن با معنای لغوی‌اش این است که این عقوبت مانع از تکرار جرم است.»
شهید ثانی در مسالک آورده است: «شرعا: عقوبه خاصّه تتعلق بایلام البدن، بواسطه تلبس المکلّف بمعصیه خاصّه، عین الشارع کصّیتها فی جمیع أفراده» ترجمه: «حدّ در شرع مجازات مخصوصی است، (به درد آوردن بدن) به سبب آنکه مکلّف مرتکب گناه خاصی شده و شارع میزان آن را در تمامی افرادش مشخص نموده است.»
محقق سبزواری در مورد حدّ نیز چنین گفته است: «مشهور در میان فقها این است که هر آنچه مجازاتش معین است، حدّ نامیده می‌شود و هر آنچه این گونه نباشد، تعزیر است؛ ناگزیر این معیار غالبی است. در غیر این صورت در شرع تعزیرات مخصوصی وارد شده است که میزان معین شرعی دارند ...، از این رو، حدّ را به دو بخش تقسیم می‌کنند: حدّ به معنای خاصّ و حدّ به معنای عام که تعزیرات را در بر می‌گیرد.»
گلپایگانی گفته است: «حدّ مجازاتی است که کمی و زیادت در آن ممکن نیست و حاکم در شدّت و ضعف آن اختیاری ندارد.»
لذا آنچه به طور فشرده در این رابطه می‌توان گفت همان است که مرحوم محقق حلّی در کتاب ارزشمند شرایع الاسلام بیان نموده‌اند: «هر آنچه که مجازات معینی (ضبط شده) دارد، حدّ نامیده می‌شود و هر آنچه مجازات معینی (ضبط شده) ندارد، تعزیر نامیده می‌‌شود.»
آنچه از بررسی معنای لغوی، قرآنی، روایی و فقهی حدّ به دست می‌آید، این است که در مورد واژه‌ی حدّ و حدود، حقیقت شرعیه‌ای وجود ندارد و شارع آن را در همان معنای لغوی‌اش که مانعیت بوده به کار برده است.
البته شایان ذکر است که حدود اگرچه در زمره‌ی حقوق کیفری در اسلام به شمار می‌روند، اما این حدود بر مجرمانی اجرا می‌شود که قلم تکلیف از آنها برداشته نشده باشد، یعنی اینکه دارای شرایط عامه‌ی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تکلیف باشند، بنابراین در فقه جزایی اسلام هیچ‌گاه برای مرتکبین جرم و معصیت در صورتی جاهل، نابالغ، مجنونِ، مکرّه،ِ مضطر، ناتوان فکری و ... باشند، مجازات مقرر نشده است.
ماده‌ی 14 قانون جدید مجازات اسلامی، مجازات اشخاص حقیقی را به چهار دسته تقسیم کرده‌ (حدود، قصاص، دیات و تعزیرات). و ماده‌ی 15 همان قانون، حدّ را این‌گونه تعریف می‌کند: «حدّ مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس، تعیین شده است» البته این تعریف، تعریف جامع و مانعی نیست و برای قصاص و دیه هم قابل اعمال است، زیرا نوع و میزان و کیفیت آن‌ها نیز مشخص است.‌
کتاب دوم این قانون به حدود اختصاص دارد و بخش دوم از آن کتاب مشتمل بر نُه فصل است که هر فصل به تبیین و تشریح یکی از جرایم مستوجب حدّ پرداخته است
بخش اول: مواد عمومی: مواد عمومی که مواد 217 الی 220 را به خود اختصاص داده است. در بیان قواعد عمومی و مشترک مربوط به چگونگی تحقق کلیه‌ی جرایم مستوجب حدّ و چگونگی تعیین مجازات آن‌ها می‌باشد، نظیر بیان شرایط مسئولیت کیفری (ماده‌ی 217)، موانع مسئولیت کیفری، مسقطات حدود ، شرایط اقرار نافذ (ماده‌ی 218) ، سقوط، تقلیل یا تبدیل کیفیت، نوع و میزان حدود شرعی (ماده‌ی 219) و تعیین تکلیف برای جرایم و مجازات‌های حدّی که قانون نسبت به آنها ساکت است (ماده‌ی 220)، می‌باشد.
بندچهارم: اقسام حدعلامه حلی حدود را در هشت مقصد ذکر کرده است که عبارتاند از: حد زنا، حدلواط و سحق و قیادت، حدو طی اموات و بهایم، حد قذف، حد شرب خمر، حد سرقت، حد محارب، حد مرتد.
حدود، در الروضه البهیه در شش فصل بیان شده: حد زنا، حد لواط و سحق و قیادت، حد قذف، حد شرب خمر، حد سرقت، حد محارب.
امام خمینی (ره) حدود را در شش فصل ذکر فرمودهاند(): حد زنا، لواط و سحق و قیادت، قذف، مسکر، سرقت، محارب.
در مورد لواط، سحق و ارتداد هر چند که کیفر آنها معین شده است ولی حد بودن آنها محل شک و تردید است().
اکثر فقهای اهل سنت معتقدند که حدود بر هفت مورد اطلاق میشود(): زنا، قذف، شرب خمر، سرقت، محاربه، ارتداد، بغی.
بند پنجم: ویژگى‏هاى مجازات‏هاى حدى در اسلامکیفرها و مجازات‏هاى شرعى عبارتند از: قصاص، حدود، دیات و تعزیرات منصوص شرعی. مجازات‏هاى حدى ویژگى‏هایى دارند که آن‏ها را از قصاص و تعزیرات جدا مى‏کند که ما آن‏ها را در دو مبحث بررسى مى‏کنیم.
الف: ویژگى‏هاى مجازات‏هاى حدى در مقایسه با قصاص1- «حدّ» بر خلاف «قصاص» قابل مصالحه و عوض گرفتن نیست.
2- اجراى حدود قابل عفو نیست؛ زیرا حتمیت و قاطعیت در اجراى کیفر، در بازداشتن مرتکب از ارتکاب جرم و پیش‏گیرى از وقوع جرم در آینده نقش مهمى دارد. از این رو، قرآن کریم درباره حد زنا تصریح مى‏کند که:
وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَهٌ فى دینِ‏اللّه‏؛ و نباید رأفت ـ محبت کاذب ـ نسبت به آن دو شما را از اجراى حکم الهى مانع شود. (نور: 2)
بنابراین، از نظر قانون‏گذار اسلام، این حتمیت و قاطعیت در اعمال کیفر در جرایم مستوجب حد - با وجود پذیرش توبه با شرایطى ـ مطلق است، ولى در قتل و ضرب و جرح با قبول نظام قصاص و دیات و تأکید بر عفو، نسبى است.
3-حدود جز در مورد قذف قابل شفاعت نیستند.
4- استیفا و اجراى حدود به امام معصوم علیه‏السلام یا جانشین وى اختصاص دارد؛ بر خلاف قصاص که با اذن امام معصوم علیه‏السلام یا جانشین او و از سوى مجنى علیه یا ولى دم قابل استیفاست.15- اجراى حدود به استثناى دزدى و قذف بر خلاف اجراى قصاص متوقف بر ارایه شکواییه یا اقامه دعوا نیست.
6- چنان‏که بیان شد، حدود، «حق اللّه‏» محض هستند؛ به جز قذف که حق الناس است و دزدى که نسبت به استرداد مال ربوده شده حق‏الناس به شمار مى‏آید.
ب: ویژگى‏هاى مجازات‏هاى حدى در مقایسه با تعزیرات1- اجراى حدود برخلاف تعزیرات تابع صدق فعل انجام شده بر عناوین جرایم حدى است و کمى یا زیادى جرم و گناه تأثیرى در آن ندارد.
2-در اجراى حدود، همه افراد و طبقات یکسانند؛ در حالى‏که در تعزیرات شخصیت افراد و سوابق آن‏ها در نظر گرفته مى‏شود.
3- نوع، مقدار و کیفیت حدود در شرع مشخص شده است. بر خلاف تعزیرات که نوع و مقدار آن در شرع تعیین نشده و به نظر حاکم شرع واگذار شده است.
4- تعزیرات بر خلاف حدود، تابع تحقق معصیت نیستند، بلکه تابع مفسده‏اند؛ هر چند از نظر کیفرى مسئولیت نداشته باشد.
5-حدود، مجازات به شمار مى‏آیند؛ در حالى‏که هر تعزیرى مجازات به مفهوم رایج نیست .ممکن است تعزیر به صورت موعظه باشد. چنان‏چه حضرت على علیه‏السلام فرمود:
چه بسیار گناهانى هستند که مجازات آن‏ها صرفا همین است که مجرم را نسبت به ترک آن تذکر دهى.
ج: بررسى وجوب و عدم وجوب اجراى حدود در عصر غیبتوجوب یا عدم وجوب اجراى حدود در عصر غیبت معصومین علیهم‏السلام از مسایل پرماجرا در فقه امامیه است. مسئله به اندازه‏اى حاد است که فقهاى شیعه را در دو جناح متقابل به صف‏بندى و ارایه دیدگاه‏هاى کاملاً متفاوت در برابر یکدیگر وا داشته است؛ به‏گونه‏اى‏که برخى از فقها قائل به وجوب اجراى حدود، حتى در زمان غیبت معصوم علیه‏السلام توسط نایبان عام یا خاص آن حضرت شده‏اند، ولى برخى دیگر از علما این امر را از وظایف ویژه امام معصوم علیه‏السلام مى‏دانند و وجوبى براى اجراى حدود در عصر غیبت قائل نیستند. با توجه به این‏که نگارنده قول نخست را به صواب نزدیک‏تر مى‏بیند، این موضوع را در چند مبحث بررسى خواهیم کرد.
۱ : قول به وجوب و دلایل آنصاحب جواهر رحمه‏الله در رأس معتقدان به وجوب قرار دارد و بر این باور است که مشهور امامیه برآنند که اشخاص واجد شرایط عدالت و اجتهادِ سطح بالا، یعنى در حد داشتن توان استنباط فروع از منابع اولیه مى‏توانند در زمان غیبت بر افراد مرتکب جرایم حدى، حدود شرعى را اجرا کنند.
از فقهاى نامدار معاصر که این قول را پذیرفته‏اند، حضرت امام خمینى رحمه‏الله است. ایشان در تحریر الوسیله در آخر بخش امر به معروف و نهى از منکر مى‏فرماید:
مسئله 2. در عصر غیبت امام زمان (عجّل اللّه‏ تعالى فرجه الشریف) عج الله تعالی فرجه الشریف نایبان عام آن حضرت جانشین ایشانند. در امور سیاسى و هر آن‏چه اختصاص به امام علیه‏السلام دارد؛ مانند امور قضایى و اقتصادى و... مگر جهاد ابتدایى.
آیت اللّه‏ خوئى رحمه‏الله نیز در تکمله المنهاج قول به جواز اجراى حدود در زمان غیبت را ظهر مى‏داند و مى‏فرماید:
یَجوزُ لِلحاکِمِ الجامِعِ لِلشَّرایط اِقامَهُ الحُدود عَلى الاَظهر.
آشکار است که ذکر کلمه «حاکم» بدین معناست که ایشان افزون بر فقاهت و عدالت، شرط حاکمیت را نیز معتبر مى‏دانند و معتقدند فقها هر چند واجد درجه بالاى اجتهاد باشند، ولى حکومت و بسط ید نداشته باشند، مجاز نیستند که حدود را اجرا کنند. ایشان به‏طور کلى دو دلیل براى این امر بیان مى‏کنند:
1. اجراى حدود براى مصلحت عموم جامعه و جلوگیرى از فساد و سرکشى افراد متخلف، تشریع شده است. بدیهى است که اختصاص آن به یک زمان خاص، با این هدف منافات دارد و به‏طور قطع حضور امام معصوم علیه‏السلام نمى‏تواند دخالتى در آن داشته باشد. بنابراین، همان حکمت مقتضى در تشریع حدود، اقتضا مى‏کند که حدود در زمان غیبت همانند زمان حضور اجرا شوند.
2. ادلّه حدود از آیات و روایات مطلقند و به هیچ رو مقیّد به زمان خاصى نیستند. چنان‏که خداوند در سوره نور مى‏فرماید:
الزّانیهُ وَ الزّانى فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنهما مِأَهَ جَلْدَه...؛ به هر کدام از زن و مرد زناکار صد تازیانه بزنید...» (نور: 2)
یا در سوره مائده فرمود:
و السّارِقُ وَ السارِقَهُ فاقْطَعُوا اَیْدِیَهُما جزاءً بِما کسَبا نَکالاً مِنَ اللّه‏ِ. (مائده: 38)
دست مرد و زن دزد را به کیفر عملى که انجام داده‏اند، به عنوان یک مجازات الهى قطع کنید.
۲ : قول به عدم جواز و دلایل آندر رأس مخالفان اجراى حدود در زمان غیبت امام معصوم علیه‏السلام ، به‏جز علماى گذشته، مانند ابن زهره و ابن ادریس حلى دو فقیه کبیر قرن هفتم و هشتم، محقق و علامه حلى قرار گرفته‏اند. محقق، صاحب شرایع چنین اظهار مى‏کند:
... لا یَجوزُ لاَحَدٍ اِقامَهُ الحُدود اِلاّ الاِمام علیه‏السلام فى وجودِهِ اَوْ مَنْ نَصَبَه لاِقامَتِهااجراى حدود در زمان حضور و تنها از سوى امام معصوم علیه‏السلام یا منصوب از طرف او جایز است.
از میان فقیهان معاصر نیز فقیه نامدار شیعه حاج سید احمد خوانسارى رحمه‏الله بر این باور است که اجراى حدود، ویژه امام معصوم علیه‏السلام است و در زمان غیبت جایز نیست. وى در باب امر به معروف و نهى از منکرِ کتاب جامع المدارک در مقام ارایه دلیل و پاسخ به ادله موافقان مى‏گوید:
لازمه این دو دلیل این است که اجراى حدود شرعى در تمام زمان‏ها و به طور مطلق واجب باشد؛ بدین معنا که اگر مقتضاى حکمت تشریع حدود بر محور متخلفان دور بزند و اقامه کننده و مجرى آن نقشى نداشته باشد، در صورت عدم دسترسى به مجتهد واجد شرایط، عدول از مؤمنین و سپس حتى مؤمنین و مسلمانان فاسق باید متصدى اجراى حدود شوند تا هیچ‏گاه این امر تعطیل نگردد، همانند حفظ اموال غائبین که در غیاب حاکم شرع بر عهده عدول مؤمنین و سپس افراد فاسق است. و بدون تردید موافقین، این امر را نمى‏پذیرند و ملتزم به این نتیجه نمى‏شوند؛ چه این‏که آنان به طور قطع معتقدند در زمان حضور امام معصوم علیه‏السلام تنها نوّاب آن حضرت و یا منصوبین از سوى او و در زمان غیبت تنها مجتهدین عادل جامع شرایط اجازه اجراى حدود را دارند.
هر چند اشکال فوق به ظاهر ادله موافقان را متزلزل مى‏کند و قول به عدم جواز را قوت مى‏دهد، با اندکى دقت در ادله حدود ـ از آیات و روایات ـ پاسخ این اشکال روشن خواهد شد:
پاسخ اول: هر چند ادله حدود از نظر زمانى اطلاق دارند و مقیّد به زمان خاصى نیستند، از نظر مجرى حدود و این‏که چه کسى باید حدود را اجرا کند اطلاقى ندارد؛ زیرا بنابر آن‏چه در علم اصول فقه به اثبات رسیده در صورتى کلام اطلاق دارد که قدر متیقنى در کلام نباشد و کلام انصراف به مورد خاصى نداشته باشد؛ در حالى‏که به حکم عقل و منطق در ادله حدود همه افراد مسلمان مخاطب این خطابات نیستند و نمى‏توانند حدود را اجرا کنند؛ زیرا بى‏گمان موجب اختلال و هرج و مرج نظام است و سنگ روى سنگ نخواهد ماند. بنابراین، مخاطب این خطاب‏ها افراد عادى نیستند و فقط مجتهدین عادل جامع شرایط مسئول اجراىحدودند.پاسخ دوم: از بعضى روایات نیز منع جواز اجراى حدود توسط افراد عادى استفاده مى‏شود که به دو نمونه از آن‏ها اشاره مى‏کنیم:
1. روایتى از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف که فرمود:
وَ اَمَّا الْحَوادثُ الواقِعَه فَارْجِعُوا فیها اِلى رُواهِ حَدیثنا فَانَّهُم حُجَّتى عَلَیْکُم وَ اَنَا حُجهُ اللّه‏.در رویدادهاى جدید به راویان حدیث ما ـ فقهاى جامع شرایط ـ مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت ما بر شما هستند و ما حجت خدا هستیم.
آشکار است وقتى در حوادث و رویدادهاى جدید، فقیهان جامع شرایط جانشینان معصومین علیهم‏السلام هستند، در احکام و مقررات قطعى اسلام، هم‏چون اجراى حدود به طریق اولى فقها مسئول و مجرى‏اند.
2. حفص بن عیاث از امام صادق علیه‏السلام پرسید چه کسى حدود را اجرا مى‏کند، سلطان یا قاضى؟ امام علیه‏السلام فرمود:
اِقامَهُ الحُدودِ بِیَدِمَنْ اِلَیْه الْحُکْم.
اجراى حدود بر عهده کسى است که براى صدور حکم صالح است.
و با ضمیمه کردن روایاتى که مى‏گویند در زمان غیبت قضاوت بر عهده فقهاست، این نتیجه به دست مى‏آید که آنان مى‏توانند حدود را اجرا کنند، نه افراد عادى.
بنابراین، پس از بررسى دو قول روشن شد که قول اول به صواب نزدیک‏تر است و در زمان غیبت، به ویژه در حکومت اسلامى به هیچ رو نباید قسمت عمده‏اى از مقررات جزایى دین مبین اسلام، یعنى «حدود» تعطیل شود.
د: لزوم احراز آگاهى و علم مجرم به احکام شرعیکى از مهم‏ترین مسایلى که درباره اجراى حدود مطرح است و هم آیات و روایات بر آن دلالت دارند و هم علما و فقها بر آن متفقند «لزوم آموزش احکام شرعى پیش از اجراى حدود» است؛ یعنى حکومت اسلامى باید به همراه اجراى حدود، فضاى سالمى به وجود آورد که افراد به راحتى گرفتار آلودگى به گناه نشوند. حکومت اسلامى باید از تمام وسایل براى دادن آگاهى کافى به مردم استفاده کند و سطح اطلاعات و اخلاق جامعه را ارتقا دهد. مراکز فساد و لغزشگاه‏هاى اخلاقى را از میان بردارد، مردم را به ازدواج آسان تشویق کند، وسایل آن را در اختیار کسانى که توان مالى ندارند قرار دهد و پایه‏هاى ایمان به خدا و تقوا را در دل‏هاى افراد جامعه محکم کند.
به دیگر سخن، علم به حکم و موضوع یکى از شرایط اجراى حدود است. از این رو، کسى که به دلیل جهل و ناآگاهى مرتکب یکى از جرایم حدى شده، مستوجب مجازات نیست و نمى‏توان حد الهى را بر وى اجرا کرد. در این زمینه به چند روایت توجه کنید:
محمد بن مسلم مى‏گوید:
از امام صادق علیه‏السلام پرسیدم، شخصى را به اسلام دعوت کردیم و او نیز هدایت یافت و حق را پذیرفت و به حقانیت آن اقرار و اعتراف کرد، ولى پیش از آن که فروعات احکام براى او توضیح داده شود، مرتکب بعضى از منهیات و محرمات الهى، مانند شرب خمر و زنا شد. آیا این شخص در شرع مجرم به شمار مى‏آید و باید کیفر شود؟ حضرت فرمود: خیر، حدود جارى نمى‏شود، مگر این‏که عده‏اى گواهى دهند که شخص به حرمت ممنوعیت آن عمل عالم و آگاه بوده و به این معنا اقرار و اعتراف کرده است.
در حدیثى دیگر، امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید: «اگر یکى از عجم (غیر عرب) را دریابم که به تمامى احکام اسلامى اقرار و اعتراف کرده باشد، ولى احکام و فروعات براى او روشن نشده باشد و با این مقدمات عمل زنا و شرب خمر انجام داده باشد، من او را مجازات و کیفر نمى‏کنم، مگر این‏که افرادى گواهى دهند که او به آن عمل حرام آگاهى داشته است.
آورده‏اند:
شخصى شرب خمر کرده بود. او را نزد خلیفه اول آوردند تا حد را بر او جارى کند. مجرم گفت: نه تنها من، بلکه تمام قبیله من از شراب استفاده مى‏کنیم؛ زیرا از حرمت آن اطلاعى نداشتیم، ولى حال که فهمیدیم، تصمیم بر ترک آن خواهیم گرفت. حضرت على علیه‏السلام که در جلسه حضور داشتند فرمودند: او را پیش مهاجران و انصار ببرید و تحقیق کنید آیا آیه خمر را بر او تلاوت کرده‏اند یا خیر؟ اگر نتیجه منفى بود، او را آزاد کنید. مأموران نیز پس از اجراى دستور به این نتیجه رسیدند که او واقعا آگاهى نداشته است.
بنابراین، از این روایات و مانند آن آشکارا بر مى‏آید که حکومت اسلامى باید بیش از آن‏چه به اجراى مقررات کیفرى و حدود اهمیت مى‏دهد، به اطلاع رسانى و آگاه سازى افراد جامعه درباره فروعات و احکام و قوانین اهمیت دهد و در این زمینه اقدام کند.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

ه: نفوذ حکم حاکم و ولى فقیه در اجراى حدودیکى از ویژگى‏هاى مهم نظام کیفرى اسلام که مجازات‏هاى حدى، نیز جزیى از آن است، واگذار کردن مسئولیت اجراى مجازات‏ها به یک فقیه اسلام شناس و آگاه است. این امر گویاى آن است که مصالح موجود در اجراى یک مجازات چه بسا ممکن است با مصالح دیگرى که شریعت به آن اهتمام مى‏ورزد در تعارض باشد؛ اجراى کیفر را به کلى متوقف سازد و یا کیفر را با شرایط موجود متناسب کند. آشکار است که اصل ولایت فقیه یا اختیارات حاکم چیزى جز این نیست. البته افزون بر نظام کیفرى همه احکام اجتماعى اسلام نیز تحت تأثیر این اصل قرار دارند.
علامه طباطبایى بر این باور است که یکى از عوامل کارآمد کردن نظام حقوقى اسلام، همین اختیارات ولى فقیه است. این مفسّر بزرگ قرآن دستورهاى اسلام را به دو گروه «احکام ثابت» و «احکام متغیر» تقسیم مى‏کند. احکام ثابت احکامى هستند که حافظ منافع حیاتى انسان ـ از آن رو که انسان است ـ مى‏باشند و به قدر مشترک انسان‏ها مربوط مى‏شوند. احکام متغیر احکامى هستند که جنبه موقتى یا محلّى دارند یا از نظر دیگرى خاص هستند و با پیشرفت تدریجى تمدّن بشرى و تغییر و تبدیل جوامع بشرى قابل تغییرند. ایشان معتقدند، پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و جانشینان ایشان و منصوبان از طرف آن‏ها مقررات تغییرپذیر را در شعاع مقررات ثابت دینى و بر اساس مصلحت زمان و مکان تشخیص مى‏دهند و اجرا مى‏کنند. علامه طباطبایى رحمه‏الله این اصل را اصل «اختیارات والى» مى‏نامد. این اصل مى‏تواند به نیازهاى متغیر مردم، در هر عصر و مکانى پاسخ دهد و بدون این‏که احکام و مقررات اسلام نسخ یا ابطال شود، نیازمندى‏هاى جامعه را رفع کند.
مسئله اختیارات حاکم اسلامى و نفوذ حکم ولى فقیه در تعیین و اجراى مجازات‏ها و از جمله مجازات‏هاى حدى نظر برخى از دانشمندانى که از بیرون به ناظم کیفرى اسلام نگریسته‏اند را نیز به خود جلب کرده است. براى نمونه، رنه داوید در این باره مى‏گوید:
از دیگر ویژگى‏هاى مجازات‏هاى حدى که بیانگر نفوذ حکم حاکم و ولى‏فقیه در آن است، اختیار امام علیه‏السلام در عفو از اجراى آن‏هاست؛ امرى که روایات فراوانى آن را تأیید مى‏کنند. براى نمونه، امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید:
لا یَعْفى عن الحدود الّتى للّه‏ دونَ الامام، فامّا ما کانَ مِن حقّ النّاس فى حدٍ فلا بأس باَنْ یَعفى عنه دونَ الامام.
تنها امام علیه‏السلام است که مى‏تواند حدود الهى را عفو کند، ولى در مواردى که حدود جنبه حق الناسى دارند ـ مانند حد قذف و حد سرقت ـ دیگران نیز مى‏توانند عفو کنند.
از متون فقهى نیز چنین بر مى‏آید که والى در حدودى که تنها داراى جنبه حق الهى است، اختیار دارد که بزهکار را عفو و یا مجازات را اجرا کند. شیخ صدوق رحمه‏الله در المقنع مى‏فرماید:
امام علیه‏السلام در مورد هر گناهى که بین بنده و خداست مى‏تواند بزهکار را عفو کند. و شیخ مفید رحمه‏الله در المقنعه جواز امام براى عفو زناکار را مشروط به توبه او مى‏داند و مى‏فرماید:
هرگاه زناکار توبه کند، حتى اگر توبه او پس از اقامه بیّنه باشد، امام علیه‏السلام مختار است که او را عفو کند یا به کیفر رساند.
از نظر این فقیه بزرگوار، مصلحتى که والى با استناد به آن مى‏تواند از اجراى کیفر چشم‏پوشى کند، ممکن است مصلحتى باشد که به بزهکار مربوط شود و یا به مصلحت عموم مسلمانان باشد. از دیگر مواردى که نفوذ حکم حاکم و ولى فقیه را در اجراى حدود مى‏رساند، اختیار وى در تشدید و تغلیظ مجازات است.
بند ششم- تفسیر موسع و مضیق حدودتفسیر در لغت به معنی بیان و کشف مقصود گوینده است.تفسیر در اصطلاح قانونی عبارت است از تعیین مدلول و دایره شمول مواد قانون مبهم یا مجمل، با توجه به مقصود قانونگذار در چارچوب اصول و مبانی نظام حقوق جامعه.
بر خلاف شاعران، ادیبان و سخنوران که به فراخور حال مستمعان،از استعمال الفاظ و عبارات روشن و اراده معنای حقیقی آنها روی بر میتابند و به مجاز و مبالغه و تلمیح و تشبیه و ابهام میگرایند؛ قانونگذاران که کارشان تأمین نظم و امنیت عمومی و تضمین حقوق و آزادیهای فردی است ناگزیر از به کار بردن الفاظ و عبارات روشن، جامع و نامتعارض و دوری جستن از نقص و ابهام و اجمالاند.با وجود ادعای تدوین کنندگان متن قانون و خشنودی و سرمستی آنان از عظمت، جامعیت و صراحت اثری که پدید آوردهاند، وجود ابهام، اجمال، نقص، سکوت و تعارض در قانون اجتناب ناپذیر است. به هیچ وجه نمیتوان ادعا کرد که تنظیم کنندگان متن قانون، اثری بی نیاز از تفسیر و توضیح پدید آوردهاند و به تمام پرسشهایی که در عمل برای دادرسان پیش میآید از پیش پاسخ گفتهاند.علاوه بر عدم احاطه قانونگذار بر تمامی مسایل، که منجر به سکوت او در موارد زیادی میشود؛ خصیصه کلی بودن قانون نیز سبب بروز ابهام، اجمال و تعارض در قانون شده است.برای حل چنین مشکلی، علمای حقوق و دادرسان، به تفسیر قانون دست میزنند. بدین جهت تفسیر قانون، تجلیگاه اوج دانش حقوقی دادرسان و حقوقدانان و نتیجه ممارست طولانی آنان در کار دشوار فهم قانون است و طبیعی است که دست یافتن به چنین مهمی، قبل از هر چیز، نیازمند روشی مضبوط و قانونمند میباشد.
یکی از قواعد مسلمه در حقوق جزا، اصل قانونی بودن جرم و مجازات است که به منظور حمایت از حقوق متهمان وضع شده است و نتیجه اجرای این قاعده منجر به تفسیر قانون به نفع متهم گردیده و یکی از موارد تفسیر قانون به نفع متهم، تفسیر مضیق از قانون است، تا دادرسان در برخی از موارد با تفسیر موسع از قانون در جرم انگاری متهم، نتوانند عملی را که قانون‌گذار مستقیماً جرم اعلام نکرده، جرم محسوب کنند و متهم را مجرم اعلام نموده سپس مجازات نمایند.
این اصل از نظر شرعی و فقهی نیز ریشه در «اصل برائت»، «قبح عقاب بلابیان» و «قاعده درء» دارد. و در حقیقت مدرک قانون‌گذار در تدوین این اصل، سه دلیل شرعی ذکر شده می‌باشد.
بنابراین با دقت بیشتر می‌توان گفت؛ اصل «تفسیر مضیّق »ریشه در اصل «تفسیر به نفع متهم» دارد و اصل اخیر نیز ریشه در قاعده «قانونى بودن جرم و مجازات» و قاعده قانونى بودن جرم و مجازات ریشه در «اصل برائت» و اصل برائت مبتنى بر قاعده «قبح عقاب بلا بیان» مى‌باشد.
جایگاه تفسیر قانون هنگام عارض شدن شک است که شک نیز در فرض مسئله در دو مقام قابل تصور است.
1. شک در اراده قانون‌گذار؛ بدین توضیح که گاهی قانون، به جهت ابهام یا اجمال از وضوح و صراحت لازم برخوردار نبوده، یا با قوانین دیگر در تعارض است که این امور سبب ایجاد ضرورت به تفسیر قوانین می‌شوند.
2. شک در اثبات جرم؛ یعنی دلیلی علیه متهم در دست نبوده، یا ادلۀ جرم ناکافی است، به گونه‌ای که نمی‌توان متهم را محکوم کرد.
هنگام شک در اراده قانون‌گذار، قاضی موظف است به تفسیر قانون از راه‌های معتبر قانونی بپردازد و تفسیر قانون به نفع متهم در این فرض معنا ندارد، اما هنگام شک در اثبات جرم، قاضی می‌تواند با تفسیر مضیق از قانون، فلان کار ارتکابی را که در قانون تصریح به جرم بودنش نشده، ولی ما شک در شامل شدن عنوان مجرمانه بر آن داریم از تحت عنوان مجرمانه خارج نماید و در نتیجه به استناد ماده 265 قانون آیین دادرسی‌کیفری حکم به برائت متهم صادر کند.
تفسیر مضیق یا ادبی در قوانین جزایی، بیشتر در قوانین ماهوی مورد توجه قرار می‌گیرد نه قوانین شکلی؛ زیرا در بیشتر موارد، قوانین شکلی تغییری در تعریف جرم، میزان مسئولیت کیفری مرتکب و در کمیت مجازات‏ها به وجود نمی‌آورند، بلکه ناظر به طرز رسیدگی، تعقیب جرم، صلاحیت دادگاه‏ها، طرق اعتراض به احکام و قرارها می‌باشند و در واقع حقی را برای متهم به وجود نمی‌آورند و حقی را هم از او زایل نمی‌کنند تا بخواهیم آن‌را تفسیر مضیق نماییم. البته اگر در مواردی تفسیر قوانین شکلی نیز به نفع متهم بیانجامد باید تفسیر مضیق شوند.
اصل تفسیر مضیّق در قوانین جزایی به منظور حفظ منافع متهم به وجود آمده است. و هرگاه تفسیر مضیّق بر خلاف منافع متهم باشد از آن عدول کرده و به تفسیر موسّع می‌پردازند. بنابراین هر تفسیر مضیقى به نفع متهم نخواهد بود و همچنین تفسیر به نفع متهم نیز همواره مضیّق نمی‌باشد؛ براى مثال، در قوانین اسلامى، مجازات مُمسک در قتل عمدى حبس ابد است. اگر در این‌که این حبس از نوع حد است یا تعزیر تردید به وجود آید و دادرس با حد تلقى کردن آن، در مقام ثبوت اتهام به قاعده دفع حدود به شبهات (قاعده درء) تمسک نماید و با اندک شبهه‌‌اى متهم را تبرئه نماید، مسلماً تفسیر به نفع متهم صورت گرفته است، هر چند این تفسیر مضیّق نمی‌باشد.
بنابراین به اصطلاح منطقی‌ها میان تفسیر مضیّق و تفسیر به نفع متهم رابطه عموم خصوص من وجه وجود دارد؛ یعنى گاهى تفسیر مضیّق بوده ولى به نفع متهم نمی‌باشد، و گاهى تفسیر به نفع متهم بوده ولى مضیّق نمی‌باشد، و گاهى تفسیر هم مضیّق بوده و هم به نفع متهم می‌باشد.
گفتار دوم-پیشینهاین موضوع در میان عقلای دنیا معمول است که مجاهدان جامعه برای نابود ساختن قدرت های ستم گر باید از روش «مخفی کاری» استفاده کرده و راز خود را پنهان نگه دارند تا گروه خود را بیهوده از دست ندهند. امام صادق فرمود: «التقیه ترس المؤمن و التقیه حرز المؤمن؛ تقیه، سپر و حصار حفاظتی مؤمن است.
برخی در باره تقیّه عمار اظهار داشتند که او از ایمان خارج شده است، ولی رسول اکرم (ص) فرمود: من عمار را خوب می شناسم؛ از فرق سر تا قدم، پر از ایمان است و ایمان با گوشت و پوستش آمیخته است.
البته گروهی بودند که از اول ایمان نیاوردند و چون قصد توطئه داشتند، به حسب ظاهر مسلمان می شدند و سپس از اسلام بر می گشتند و علیه آن تبلیغ می کردند. یک دسته هم به طمع مقام و جاه مسلمان شده بودند، اما به کفر برگشتند. قرآن هر دو گروه را افشا و رسوا ساخت: «و قالت طائفهٌ من اهل الکتاب آمِنوا بالذی انزل علی الذین آمَنوا وجهَ النهار و اکفروا آخره لعلّهم یرجعون؛ جمعی از اهل کتاب به یارانشان گفتند: شما در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز برگردید و کافر شوید تا شاید مسلمانان متزلزل شوند و از ایمانشان برگردند.
گروهی از منافقان هم برای ایجاد اختلال در حکومت اسلامی، در فرصت های مناسب همین شیوه را پیش گرفتند، ولی با افشای این توطئه، مسلمانان آنان را سرکوب کرده و مرتد اعلام گردیدند.
ر کلمات فقهای شیعه و اهل سنت آمده است که بدعت بر دو قسم است؛ بدعت حسنه و بدعت سیئه.الف) اگر بدعت را به معنای لغوی بگیرییم، یعنی کار نو و کار بی‌سابقه و به شریعت هم نسبت ندهیم این دو گونه است بدون این که به شرع نسبت دهیم؛ گاهی به ضرر انسان است به آن «بدعت سیئه» می‌گوییم مانند بمب های اتمی، وسایل جنگی کشتار جمعی و گاهی به نفع انسان است که آن را «بدعت حسنه» می‌نامیم مانند دستگاه‌های تهویه که در زمان ما درست کرده‌اند که بشر را تا حدی از گرما حفظ می‌کنند.ب) اگر بدعت را از نظر شریعت در نظر بگیریم بدعت فقط یک قسم است یعنی بدعت حسنه نداریم، بلکه تمام بدعت‌ها سیئه و گناهان کبیره‌ای هستند که در حد شرک‌اند. مثلاً صلاه تراویح از نظر برخی از خلفاء گفته اند بدعت حسنه است. در حالی که اگر صلاه تراویح را امر شریعت بدانیم که ریشه در دین و سنت دارد، دیگر بدعت نیست بلکه« سنت »است اما اگر صلاه تراویح ، ریشه در شریعت نداشته باشد،بدعت حسنه نیست بلکه بدعث سیئه است.
حکم شخصی که با حیوان مقاربت کند و همچنین حکم حیوان وطی شده بدین شرح است: [مسأله 2631] خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مکروه است و اگر کسی با آنها وطی کند، یعنی نزدیکی نماید حرام می‏شوند و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای دیگر بفروشندو باید قیمت آن را به عنوان غرامت به صاحب آنها بپردازند .
(خوئی)، (گلپایگانی)، (تبریزی)، (صافی)، (نوری): خود و نسلشان حرام می‏شوند و بول و سرگین آنها نجس می‏شود و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای دیگر بفروشند و بر وطی کننده لازم است قیمتش را به صاحبش بدهد. 
(سیستانی): گوشت آنها حرام می‏شود، و همچنین شیر آنها و نسل بعد از وطی آنها بنا بر احتیاط واجب، و بول و سرگین آنها نجس می‏شود و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای دیگر بفروشند و بر واطی اگر صاحبش نباشد، لازم است قیمتش را به صاحبش بدهد و پو لی که از فروشش بدست می‏آید برای واطی است. حرام نمی‏شوند، ولی باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای دیگری که وضعیت این حیوان را نمی‏دانند، بفروشند. با عمل زشت وطی، حیوان از ملک مالکش خارج نمی‏شود، بلکه نزدیکی کننده که مالک حیوان نیست، باید هر مقداری که در اثر بیرون بردن و فروختن این حیوان به مالک ضرر زده است، جبران نماید. اگر با گاو و گوسفند و شتر نزدیکی کنند، بول و سرگین آنها نجس می‏شود و آشامیدن شیر آنها هم حرام است و باید بدون آن که تأخیر بیفتد آن حیوان را بکشند و بسوزانند و کسی که با آن وطی کرده پول آن را به صاحبش بدهد بلکه اگر به بهیمه دیگری هم نزدیکی کند، شیر آن حرام می‏شود. 
اما راه حل این کار فقط توبه است و کسی که توبه کند مسلما خداوند او را می بخشد، در اینجا مطالبی را در مورد توبه خدمتتان عرض می کنیم: همان طور که از آیات قرآن استفاده میشود: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسی‏ رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ یدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ....» ای کسانی که ایمان آورده‏اید بازگشت نمائید بسوی خدا و توبه کنید توبه خالص شاید پروردگار شما بپوشاند گناهان شما را و داخل گرداند شما را در بهشتهایی که از زیر درختهای آن نهرها جریان دارد در آن روزی که خداوند خجل نکند پیمبر و آن کسانی را که ایمان آورده‏اند و نور آنها از جلو آنان و از طرف راستشان میرود و مؤمنین گویند پروردگار ما تمام کن نور ما را (و ما را بکمال برسان) و ما را بیامرز (از ظلمت گناه پاک گردان) زیرا که تو بر هر چیزی توانایی.
توبه دری از درهای رحمت الهی است که خداوند مهربان آن را بر روی همه گناه کاران گشوده است و آنان را دعوت کرده تا از این در به دریای بی کران رحمتش وارد شوند.بنا براین نخستین گام برای نجات از گناه، توبه است، اما توبه‏ای که از هر نظر خالص باشد، توبه‏ای که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه باشد نه وحشت از آثار اجتماعی و دنیوی گناه. توبه‏ای که برای همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشت به گناه در آن نباشد. 
حقیقت" توبه" ندامت و پشیمانی از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کاری بوده که قابل جبران است در صدد جبران برآید. گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنی است، و به این ترتیب ارکان توبه را می‏توان در پنج چیز خلاصه کرد:" ترک گناه- ندامت-تصمیم بر ترک در آینده- جبران گذشته- استغفار. حداقل توبه استغفار به زبان، و اراده بر عدم بازگشت به گناه، در بقیه زندگی و جبران حقوق الناس، یا وظایف ترک شده الهی است.
چنانکه اشاره گردید در خصوص دایره شمول اصل 167 ق.ا. برخی بر این عقیده اند که اصل مذکور اساسا ناظر به دعاوی مدنی است و نه کیفری. در این مبحث به طرح این دیدگاه پرداخته و سپس نکاتی را در نقد آن ارائه خواهیم نمود.
بنداول:عدم شمول اصل۱۶۷نسبت به دعاوی کیفریبر مبنای این نظریه، اصل 167 ق.ا. مطلقا شامل دعاوی کیفری نیست بلکه اختصاص به دعاوی مدنی دارد. و اصل 36 ق.ا. و سایر اصولی که دلالت بر اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها دارد، موجب تخصیص عموم اصل 167 گردیده است؛ اگر چه برای جبران ضرر و زیان ناشی از جرم، می توان در یک دعوای کیفری به این اصل استناد نمود.
برخی از طرفداران این نظریه چنین استدلال نموده اند که:
اول :اصل اساسی الزام به رسیدگی، صرفا دعاوی مدنی را شامل می شود و در دعاوی کیفری بر اساس اصل سی و ششم «حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.»...زیرا عقاب بلا بیان قبیح است. البته قبح عقاب بلا بیان، یک قاعده فقهی است و ظاهرا چنین استنباط می شود که منظور بیان مجازاتهایی باشد که شارع اسلام مقرر داشته و یا فقهای اسلام در مقام استنباط و صدور فتوی مجازاتهایی را بیان کرده اند که قاضی به هنگام رسیدگی و صدور حکم، مجاز و در مواردی موظف به استناد به آنهاست. اما باید توجه داشت که قانونگذار اساسی با فرض مطابقت کلیه قوانین و مقررات با موازین اسلامی [طبق اصل چهارم قانون اساسی] در اصل سی و ششم فوق الذکر تأکید بر مجازات قانونی دارد. در غیر این صورت چه بسا در «منابع معتبر اسلامی و یا فتاوی معتبر» با یکدیگر متغایر باشند و قضات در موارد مشابه به فتاوی متفاوت مراجعه کنند. و در نتیجه مبادرت به صدور احکام جزائی نامشابه یا نابرابر بنمایند. بنابر این حاکمیت قانون اساسی و مصلحت نظام، اقتضا می کند که قضات در دعاوی جزایی چنانچه قانونگذار نسبت به مجازات یک عمل ارتکابی ساکت باشد مطلقا از اعمال مجازات خودداری نمایند»
دوم : مخالفت اصل 167 با اصل قانونی بودن
اصل 36 قانون اساسی، اصل قانونی بودن جرم و مجازات را پذیرفته است و اگر اصل 167 ق.ا. شامل دعاوی کیفری هم باشد، لازمه اش مخالفت با اصل قانونی بودن جرم و مجازات است که زیربنای فقهی اصل قانونی بودن جرم و مجازات همان قاعده قبح عقاب بلا بیان است. بسیاری دیگر از حقوقدانان نیز عمده ترین دلیل مخالفت خود را در مورد شمول اصل 167 نسبت به دعاوی کیفری، مخالفت با اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها (اصل 36 ق.ا.) عنوان نموده اند.
برخی در مورد این اشکال اساسی که از دیدگاه فقهی، مقصود از اصل 36 (که بیانگر اصل قانونی بودن و قاعده قبح عقاب بلا بیان است)، صرفا بیان مجازاتهایی است که شارع اسلام مقرر داشته و یا فقهای اسلام در مقام استنباط و صدور فتوا مجازاتهایی را بیان نموده اند، (در نتیجه میان اصل 36 و شمول اصل 167 نسبت به دعاوی کیفری هیچ گونه تنافی وجود ندارد.)، چنین پاسخ داده است:
اصل چهار قانون اساسی دلالت دارد بر این که قانونگذار اساسی فرض را بر مطابقت کلیه قوانین و مقررات با موازین اسلامی نهاده است؛ لذا احتیاجی به رجوع به خارج از چارچوب قانون نیست و تمامی جرایم شرعی باید در قانون مدون تعریف و تعیین گردد تا قابلیت اجرا داشته باشد.
یکی از حقوقدانان در این رابطه چنین اظهار می دارد:
«همانطور که اصل 4 ق.ا. تأکید کرده است، قرآن و سنت و منابع فقهی، باید منبع مورد رجوع قانونگذار در تدوین قانون باشد، نه منبع مورد رجوع قاضی. آنها در عرض قانون نیستند؛ بلکه پایه و زیربنای قانون مدون هستند که صلاحیت مراجعه به آنها در اختیار قانونگذار است نه قاضی. به بیان دیگر والی یا رهبر جامعه مسلمین است که صلاحیت اجرای حدود و تعزیرات اسلامی را دارد؛ (التعزیر بید الوالی) و قضات مأذون در حدود اذن او که از طریق قوه مقننه اعلام می گردد، حق رسیدگی به امور کیفری را دارند...لذا در شرایط فعلی که به دلیل فقدان قضات واجد شرایط احکام اولی، قضات مأذون از جانب ولی امر متصدی سمت قضا هستند، برای تعیین عناوین مجرمانه و اجرای مجازاتهای اسلامی و تعیین حدود صلاحیت محاکم و آیین دادرسی، با وجود ولی امر که متولی امر حکومت است، نوبت به متولّیان قوه قضائیه که منصوب ولی امر هستند نمی رسد»
بنابراین، مخالفت برخی حقوقدانان با شمول اصل 167 نسبت به دعاوی کیفری، نه به جهت مخالفت با فقه و حقوق اسلام، بلکه به این دلیل است که از روح قانون اساسی چنین استنباط می شود که در صدد مدوّن نمودن احکام شرع از طریق قوه مقننه تحت نظارت ولی امر (به عنوان هماهنگ کننده قوای سه گانه) بوده است، نه اعطای اختیار قانونگذاری به قضاتی که بسیاری از آنان فاقد شرایط قضا به معنای اسلامی آن هستند.
سوم : صدور احکام نامشابه و لزوم تشتّت آرای قضایی
شمول اصل 167 نسبت به دعاوی کیفری با توجه به اختلاف نظر فقها در فتوا، مستلزم صدور آرای نامشابه یا نابرابر و بر خلاف مقتضای حاکمیت قانون اساسی و مصلحت نظام است.
تشتّت آرا و صدور احکام نامشابه، در امور کیفری (طبق اصل 167)، از دیدگاه اقتصادی نیز به مصلحت نظام نیست؛ زیرا از نظر توسعه اقتصادی، کمتر کسی حاضر به سوق سرمایه های خود به سمت سرمایه گذاریهای زیربنایی و اساسی خواهد بود.
چهارم: منافات اصل 167 با اختیار شورای نگهبان در تطبیق قوانین
برخی نیز این گونه استدلال نموده اند که اصل 167 ق.ا. با اختیار شورای نگهبان در تطبیق قوانین که بر اساس اصل 4، 94 و 96 قانون اساسی به آنان واگذار گردیده است، منافات دارد؛ زیرا شورای نگهبان معتقد است، در خصوص تمامی قوانین باید نظر اجتهادی خود را بیان نماید. بنابراین، چگونه می توان به قاضی اختیار وضع قانون بر اساس اصل 167 و در نتیجه تطبیق آن با شرع را اعطا نمود، در حالی که این اختیار در انحصار شورای نگهبان بوده و قابل واگذاری به غیر نیست.
پنجم : اولویت مستفاد از ماده 29 ق.ت.د.ک.
برخی از حقوقدانان در تأیید عدم شمول اصل 167 نسبت به دعاوی کیفری چنین استدلال نموده اند که بر اساس تبصره ماده 29 قانون تشکیل دادگاههای کیفری 1 و 2، «در صورتی که قاضی، مجتهد جامع الشرایط باشد و فتوای فقهی او مخالف قانون مدون باشد پرونده جهت رسیدگی به قاضی دیگر محول می شود.»
«با توجه به تبصره مذکور اگر قاضی مجتهد جامع الشرایط نتواند بر اساس فتوای خود حکم دهد، قاضی مأذون به طریق اولی نمی تواند بر اساس نظر استنباطی خود از منابع فقهی حکم صادر کند. از طرف دیگر تشخیص منابع فقهی معتبر و فتاوی مشهور کار ساده ای نیست که به قاضی مأذون واگذار شود»
با توجه به دلایل مزبور، طرفداران این دیدگاه، چنین استنتاج نموده اند که عموم اصل 167 ق.ا. توسط اصل 36 مورد تخصیص واقع گردیده و اصل 36 حاکم بر اصل 167 است.
پیروان این نظریه پس از حل تعارض اصل 167 با اصل 36 ق.ا.؛ در خصوص قوانین عادی که صراحتا اصل 167 را شامل قوانین کیفری دانسته است، مانند ماده 29 قانون تشکیل دادگاههای کیفری 1 و 2 و ماده 289 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 61، موضع واحدی ارائه ننموده اند. برخی بر این عقیده اند که موادی همچون ماده 289 قانون مزبور که خواسته است مفاد اصل 167 را در امور کیفری نیز اجرا کند، به دلیل مخالفت با قانون اساسی اجرای آن معلق می ماند. و در نتیجه راه صحیح را در این دانسته اند که رویه قضایی کوشش کند تا با الهام گرفتن از اندیشه های فقیهان، راه حل مورد انتخاب را به متن یا مفهوم یا روح قوانین نسبت دهد و گریبان از معرکه بکشد که طبیعتا این راه برای قاضی دشوارتر است ولی در عوض استقلال و آزادی او محفوظ خواهد بود.

aaq38

2-10- کار سبک شناسی15
2-11- نگاهی به برخی نظریات گذشتگان درباره ی سبک16
2-12- سبک سنجی زبان شناختی16
2-13- گونه شناسی (تیپولوژی) سبکها17
2-14- جایگاهِ سبک پژوهی18
2-15- تعاریف سبک از دیدگاه سبک شناسان18
2-16- نام گذاری سبک ها19
2-17- مفاهیم سبک 19
2-17-1- سبک دوره19
2-17-1-1- سبک عراقی19
2-17-1-2- سبک هندی20
2-17-2- سبک شخصی20
2-17-3- سبک ادبی21
2-18- اهداف سبک شناسی21
2-19- مکاتب سبک شناسی21
2-19-1- سبک شناسی توصیفی21
2-19-2- سبک شناسی تکوینی21
2-19-3- سبک شناسی ساخت گرا22
2-20- جریان های مهم در سبک شناسی جدید 22
2-21- سبک و سبک شناسی در ایران22
2-22- مفهوم سبک در آثار قدما23
2-23- معاصران23
2-24- ادوار شعر فارسی23
2-25- سبک نیمایی 24
2-26- شیوه های شعر نو 24
2-27- مکتب های ادبی اروپایی25
2-27-1- رئالیست یا واقع گرایی25
2-27-2- سوررئالیسمlisme Surrea 25
2-27-3- پست مدرنیسم و یا فرانوگرایی 26
2-28- روش بررسی سبک شناسی متون26
فصل سوم: معرفی بیژن نجدی، محمدحسین مهدوی(م، مؤیّد) و فرامرز محمّدی پور
3-1- زندگینامه ی بیژن نجدی29
3-1-1- ویژگی داستان ها و اشعار نجدی 30
3-1-2- وفات نجدی31
3-1-3- آثار بیژن نجدی 31
3-2- زندگینامه محمدحسین مهدوی (م.موید) 32
3-2-1- تحصیلات م. مؤید در ایران33
3-2-2- ویژگی شعری م. مؤید33
3-2-3- سبک شعری م.مؤید 35
3-2-4- آثار مؤید35
3-2-5- ویژگی های چندمجموعه شعر مؤید35
3-3- زندگینامه ی فرامرز محمّدی پور 37
3-3-1- مسئولیت های محمّدی پور 37
3-3-2- سبک شعری محمّدی پور 38
3-3-3- ویژگی های شعری محمدی پور 38
3-3-4- آثار محمدی پور 38
3-3-5- دیگر آثار39
فصل چهارم: بررسی سبکشناختی اشعار بیژن نجدی، محمّد حسین مهدوی(م.مؤیّد) و فرامرز محمّدیپور
4-1 سبک شناسی اشعار بیژن نجدی41
4-1-1 روش بررسی سبک شناختی متون41
4-1-1-1 سطح زبانی (Literally Level)43
4-1-1-1-1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها(Phonostylistics)43
4-1-1-1-1-1 انواع موسیقی شعر43
4-1-1-1-1-2 انتخاب کارکردهای زبانی زیبا و منحصر44
4-1-1-1-1-3 واج آرایی45
4-1-1-1-1-4 جناس47
4-1-1-1-1-5 تکرار49
4-1-1-1-1-6 طرد و عکس51
4-1-1-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبکشناسی واژهها51
4-1-1-1-2 -1 ریشه شناسی لغات و مفردات اشعار نجدی51
4-1-1-1-2 -2 واژگان عربی به کار رفته در اشعار نجدی52
4-1-1-1-2 -3 رویکرد نجدی به واژگان کهن سنّت ادبی52
4-1-1-1-2 -4 واژگان کهن سنّت ادبی در اشعار بیژن نجدی53
4-1-1-1-2 -5 ساخت واژ( واژه های بسیط و غیربسیط)53
4-1-1-1-2 -6 واژگان پربسامد اشعار بیژن نجدی55
4-1-1-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله56
4-1-1-1-3 -1 ترکیب سازی واژگانی57
4-1-1-1-3 -2 ترکیبات خلّاق و تازه57
4-1-1-1-3 -3 ترکیبات اضافی58
4-1-1-1-3 -4 ترکیبات وصفی58
4-1-1-1-3 -5 ساختار نامتعارف جمله58
4-1-1-1-3 -6 فعل60
4-1-1-1-3 -7 حذف فعل61
4-1-1-2 سطح ادبی (Literary Level)61
4-1-1-2-1 تضاد(مطابقه یا طباق)62
4-1-1-2-2 مراعات نظیر(تناسب)62
4-1-1-2-3 تلمیح63
4-1-1-2-4 تضمین64
4-1-1-2-5 حسّامیزی64
4-1-1-2-6 متناقض نما(پارادوکس) Pa--ox64
4-1-1-2-7 تشبیه65
4-1-1-2-7-1 انواع تشبیهات به کار رفته در اشعار نجدی65
4-1-1-2-7-2 تشبیه مرسل65
4-1-1-2-7-3 تشبیه بلیغ (فشرده)66
4-1-1-2-8 استعاره67
4-1-1-2-8-1 استعاره مصرّحه67
4-1-1-2-8-2 استعاره مکنیه (کنایی)68
4-1-1-3 سطح فکری (Philosophical Level)69
4-1-1-3-1 جهان بینی اشعار نجدی69
4-1-1-3-2 زمان و جلوه های آن در اشعار نجدی70
4-1-1-3-3 برون گرایی73
4-1-1-3-4 انزوا طلبی نجدی73
4-1-1-3-5 عقل ستیزی و عشق خواهی در اشعار بیژن نجدی74
4-2 سبک شناسی اشعار م.مؤیّد75
4-2-1 سطح زبانی (Literally Level)75
4-2-1-1 سطح آوایی75
4-2-1-1-1 انواع جناس در اشعار م.مؤیّد75
4-2-1-1-2 واج آرایی78
4-2-1-1-3 تکرار79
4-2-1-1-4 طرد و عکس80
4-2-1-2 سطح لغوی80
4-2-1-2-1 تبارشناسی لغات و مفردات اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-2 برخی از واژگان عربی اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-3 کاربرد برخی لغات و اصطلاحات عربی در اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-4 رویکرد م.مؤیّد به واژگان کهن سنّت ادبی82
4-2-1-2-4 -1 واژگان کهن سنّت ادبی در اشعار م.مؤیّد82
4-2-1-2-5 ذهنیت و عینیت گرایی واژگان در اشعار م.مؤیّد82
4-2-1-2-6 ساخت واژ (واژه های بسیط و غیر بسیط)83
4-2-1-2-7 دایره ی واژگان و روابط مفهومی آن84
4-2-1-2-8 واژگان پربسامد اشعار م.مؤیّد84
4-2-1-2-8 -1 نمونه هایی از واژگان پربسامد اشعار م.مؤیّد84
4-2-1-2-9 عمر و حباب85
4-2-1-2-10 نمونه هایی از واژگان سکر و مستی در اشعار م.مؤیّد85
3-2-1-3 سطح نحوی86
4-2-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی86
4-2-1-3-2 ترکیبات کهن سنّت ادبی86
4-2-1-3-3 ترکیبات اضافی86
4-2-1-3-4 ترکیبات وصفی87
4-2-1-3-5 ساختار غیرمتعارف جمله87
4-2-1-3-6 فعل89
4-2-1-3-7 حذف فعل89
4-2-2 سطح ادبی (Literary Level)90
4-2-2 -1 انواع تشبیه90
4-2-2 – 1-1 تشبیه گسترده90
4-2-2– 1-2 تشبیه فشرده (بلیغ)91
4-2-2-1-3 تشبیهات اشعار م.مویّد به اعتبار طرفین تشبیه92
4-2-2-2 عناصر طبیعت در تشبیهات م.مؤیّد94
4-2-2-3 استعاره94
4-2-2-3-1 استعاره مصرّحه94
4-2-2-3-2 استعاره ی مکنیه95
4-2-2-3-3 اضافه ی استعاری95
4-2-2-4 کنایه97
4-2-2-5 صنایع معنوی97
4-2-2-6 متناقض نما یا پارادوکس98
4-2-2-7 حسّامیزی98
4-2-2-8 مراعات نظیر(تناسب)99
4-2-2- 9 تضاد99
4-2-2-10 تلمیح100
4-2-2-11 اقتباس101
4-2-3 سطح فکری (Philosophical Level)102
4-2-3-1 اشعار م.مؤیّد و نوع نگرش او به جهان103
4-2-3-2 برون گرایی104
4-2-3-3 تقدیر و جبرگرایی104
4-2-3-4 عقل ستیزی و عشق خواهی در اشعار م.مؤیّد105
4-3 بررسی سبک شناختی اشعار فرامرز محمدیپور107
الف- اشعار مجموعهی «دلم را بخشیدم به دریا»107
4-3-1 سطح زبانی (Literally Level)113
4-3-1-1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها(Phonostylistics)113
4-3-1-1-2 انواع جناس در اشعار محمّدی پور113
4-3-1-1-3 واج آرایی114
4-3-1-1-4 تکرار واژه114
4-3-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبکشناسی واژهها115
4-3-1-2-1 رویکرد محمّدی پور به واژگان عربی115
4-3-1-2-2 ساخت واژ( واژه های بسیط و غیربسیط)115
4-3-1-2-3 واژگان پربسامد اشعار محمّدی پور116
4-3-1-2-4 نمونه هایی از واژگان پربسامد اشعار محمّدی پور117
4-3-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله117
4-3-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی117
4-3-1-3-2 ساختار غیرمتعارف جمله118
4-3-1-3-3 انواع فعل118
4-3-1-3-4 حذف فعل118
4-3-2 سطح ادبی (Literary Level)119
4-3-2-1 انواع تشبیه120
4-3-2-1 -1 تشبیه گسترده120
4-3-2-1 -2 تشبیه بلیغ (فشرده)120
4-3-2-1 -3 تشبیه بلیغ اضافی120
4-3-2-2 استعاره121
4-3-2-2-1 استعارهی مصرّحه121
4-3-2-2-2 اضافه ی استعاری121
4-3-2-2-3 استعاره مکنیه (کنایی)122
4-3-2-2-4 کنایه123
4-3-2-2-5 صنایع معنوی124
4-3-2-2-5-1 پارادوکس یا متناقض نما125
4-3-2-2-5-2 حسّامیزی125
4-3-2-2-5-3 مراعات نظیر125
4-3-2-2-5-4 تضاد یا طباق125
4-3-2-2-5-5 تلمیح125
4-3-2-2-5-6 اقتباس126
ب- اشعار مجموعهی «پیشانی بهار»126
4-3-1 سطح زبانی (Literally Level)131
4-3-1 -1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها (Phonostylistic)131
4-3-1 -1-1 قافیه131
4-3-1 -1-2 ردیف131
4-3-1 -1-3 واج آرایی در اشعار محمّدی پور132
4-3-1 -1-4 تکرار132
4-3-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبک شناسی واژه ها132
4-3-1-2 -1 تبارشناسی لغات و مفردات اشعار محمّدی پور132
4-3-1-2 -2 برخی اصطلاحات در اشعار محمّدی پور133
4-3-1-2 -3 ساخت واژ (واژه های بسیط و غیر بسیط)133
4-3-1-2 -4 مظاهر طبیعت در اشعار محمّدی پور133
4-3-1-2 -5 نمونه هایی از مظاهر طبیعت در اشعار محمّدی پور134
4-3-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله134
4-3-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی134
4-3-1-3-2 ترکیبات وصفی134
4-3-1-3-3 ساختار غیرمتعارف جمله135
4-3-1-3-4 حذف فعل136
4-3-1-3-5 فعل137
4-3-2 سطح ادبی (Literary Level)137
4-3-2-1 انواع تشبیه137
4-3-2-1-1 تشبیه گسترده137
4-3-2-1-2 تشبیه بلیغ (فشرده)138
4-3-2-1-3 تشبیهات اشعار محمدی پور براساس طرفین تشبیه139
4-3-2-2 استعاره139
4-3-2-2 -1 استعاره مصرّحه(آشکار)139
4-3-2-2 -2 اضافهی استعاری140
4-3-2-2 -3 استعاره ی مکنیه140
4-3-2-3 کنایه141
4-3-2-4 صنایع معنوی142
4-3-2-4-1 مراعات نظیر(تناسب)142
4-3-2-4-2 اقتباس142
4-3-2-4-3 نماد143
4-3-3 سطح فکری (Philosophical Level)144
4-3-3 -1 اشعار محمّدی پور و نوع نگرش او به جهان144
4-3-3-2 اشعار محمّدی پور و جلوه های زمان145
4-3-3-3 درون گرایی145
4-3-3-4 غم گرایی146
فصل پنجم: نتیجه گیری
نتیجه گیری150
پیوست155
فهرست منابع162
Abstract164
فهرست پیوست
جدول 1- واژگان پربسامد اشعار نجدی155
جدول 2 - رنگهای پربسامد اشعار نجدی155
نمودار 3- عناصر اربعه در اشعار نجدی156
نمودار 4 - مظاهر طبیعت در اشعار نجدی156
نمودار 5 - نمودار ستونی رنگهای پربسامد اشعار نجدی157
نمودار6 - ایام عمر در اشعار نجدی157
جدول 7 - عناصر اربعه و فصول در اشعار م.مؤید158
جدول 8 - رنگهای پربسامد اشعار م.مؤید158
جدول 9 - واژگان پربسامد اشعار م.مؤید158
نمودار 10 - نمودار ستونی واژگان پربسامد اشعار م.مؤید159
نمودار 11 - نمودار دایره ای فصول در اشعار م.مؤید159
نمودار 12 - نمودار ستونی رنگ های پربسامد اشعار م.مؤید160
نمودار 13- نمودار دایره ای رنگ های پربسامد اشعار م.مؤید160
نمودار 14 - مظاهر طبیعت در اشعار م.مؤید161
نمودار 15 - دیگر واژگان پربسامد اشعار م.مؤید161
1- چکیده
سبکشناسی ساختاری از جمله مکاتب جدیدی است که امروزه از آن برای شناخت علمی و دقیق و دستیابی به ویژگیهای منحصر به فرد آثار ادبی و نیز مقایسه بین این آثار استفاده می شود. این رساله چهار مجموعه شعر سروده ی سه تن از شاعران شرق گیلان را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. مجموعهی «خواهران این تابستان» اثر بیژن نجدی، مجموعهی «نرگسِ هنوز» سروده ی محمّد حسین مهدوی(م. مؤیّد) و مجموعههای «دلم را بخشیدم به دریا» و « پیشانی بهار» از سرودههای فرامرز محمّدی پور. نجدی نویسندهای ساختارشکن و تجربهگراست که آثارش را در سبکهای رئالیست، سورئالیست و پست مدرن نوشته و سروده است. م.مؤیّد از شاعران مدرنیست دههی 40 و 50 محسوب می شود که سبک شعری او را میتوان متعلّق به موج نوی شعر نوین پارسی دانست و محمّدیپور نیز از شاعرانی است که در غزلیّات و دوبیتیها بیشتر به سبک عراقی و هندی و در شعرهای آزاد به سبک نیمایی گرایش دارد. پایان نامهی حاضر در پی تبیین ویژگیهای سبکی اشعار نجدی، م.مؤیّد و محمّدی پور است. ضرورت نگارش این رساله، تعیین جایگاه و منزلت اشعار این سه شاعر در ادبیّات معاصر و تحلیل و بررسی سبکشناسی اشعار آنهاست. روش تحقیق این پژوهش، تحلیلی است و بر اساس نظریهی سبک شناسی ساختارگرا. بر این اساس اشعار سه شاعر فوق در سه سطح زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که نجدی شاعری عقل ستیز، عشق باور و برون گراست، م.مؤید را می توان شاعری برون گرا، میانه رو و معتدل دانست و همچنین تلفیق درونگرا و برونگرا بودن محمدی پور اشعارش را عامه پسند کرده است.
کلیدواژه: بیژن نجدی، محمّد حسین مهدوی(م. مؤیّد)، فرامرز محمّدی پور، سبک شناسی ساختارگرا
فصل اول
مقدمه و کلیات
1-1 مقدّمه
سبک شیوه و روش خاص هر نویسنده یا گوینده است که مقاصد، احساسات و عواطف خود را به وسیلهی آن بیان می‌کند. سبک با فرم و محتوای اثر، رابطه‌ی تنگاتنگی دارد، به گونه ای که سبک شناس می تواند با آن شکل های تکرار شونده ی یک اثر ادبی و همچنین ساختار زبانی و فکری اثر را بیابد. از طرفی می تواند به تبارشناسی و رابطه‌ی اثر با آثار ماقبل و بعد آن بپردازد. به همین دلیل می‌توان گفت که سبک شناسی تنها در حدّ شناسایی روشهای بیان و طرز سخن خلاصه نمیشود بلکه طرز بودن نویسنده و شاعر را در اثر و حتّی طرز دریافت خواننده را نیز شناسایی می‌کند. در این رساله آثار سه تن از شاعران شرق گیلان مورد پژوهش قرار میگیرد. بیژن نجدی یکی از شاعران و نویسندگان برجستهی ادبیات معاصر است. او نویسنده ای ساختار شکن و تجربه گراست. حسّ شاعرانگی یکی از دستمایههایی است که نجدی را به ایستگاههای تازهای از دغدغه های انسان می کشاند او به شدّت شاعری انساندوست است و یک چشمش همیشه نگران انسان امروز است. نجدی گاه با به کارگیری ساختاری غیرمتعارف و درآمیختن واقعیت و رؤیا مخاطب را حیران و سرگردان می‌کند، استفاده از اینگونه فضاها در اشعار و نوشته های نجدی سبب شده که او را پیرو سبک سوررئالیسم، رئالیسم و پست مدرن بدانند.
م. مؤیّد، در شمار شاعران موج نوی معاصر قرار دارد. بهرهگیری او از استعاره، کنایه و تشبیه و همچنین خلق معانی بدیع و نو از مفاهیم مستعمل سبب شده اشعارش برجستهتر به نظر آید. او اهمیت ویژهای به زبان، فرم، ساختار، اسطورهها و نیز تنالیتهی کلمات میدهد.
یکی از مهمترین عواملی که سبب شده اشعار م.مؤیّد کمتر از شاعران هم عصرش مورد توجّه قرار گیرد ابتدا انزواطلبی او و از طرفی زبان دشوار اشعار اوست که گاه زبان نثرهای کهن را به یاد میآورد.
محمّدیپور نیز از شاعران معاصر است. توجّه او به سادگی و صداقت زبان و به دور از هرگونه پیچیدگی و ابهام، عنایت به آفرینش لحظههای خلّاق و شاعرانه و نیز رسیدن به زبان مستقل از ویژگیهای شعری اوست که سبب شده او را از هم نوعان خود ممتاز کند. همچنین گرایش به سبک نیمایی، هندی و عراقی و رویکرد او به ادبیات پایداری و سرودههای عاشورایی جلوه ای خاص به اشعارش بخشیده است. پایاننامهی حاضر، در پی دست یافتن به خصوصیات سبکی (زبانی، ادبی و فکری) در اشعار سه شاعر فوق است و اینکه کدام ویژگی سبکی در اشعار آنها از بسامد بالایی برخوردار است و همچنین در پی تبیین چگونگی دنیای فکری این شاعران در پیوند با زبان آنهاست.
تعداد معدودی از نویسندگان و محققّان دربارهی آثار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور تحقیقاتی انجام دادهاند، آن هم پژوهشهایی مختصر و مجمل که آنطور باید و شاید نمیتوانند نشان دهندهی پایگاه شعری این سه شاعر باشند لذا شناساندن منزلت شعری آنها در ادبیات معاصر تحقیقات گستردهای را میطلبد. کاربردی که از انجام این پژوهش می‌توان تصوّر کرد این است که چون مجموعه شعرهای این شاعران، سرشار از انواع ویژگی های سبکی است و نمونهی مناسبی است برای نشان دادن انواع سبکهای اروپایی و فارسی، در نتیجه میتواند الگوی شایستهای برای پژوهشهای آتی دربارهی ادبیات معاصر باشد.
در این رساله، نگارنده بر آن است تا چهار مجموعهی شعر از شاعران فوق را به طور همه جانبه مورد بررسی قرار دهد و خصوصیات سه گانهی سبکی(زبانی، ادبی، فکری) را در اشعارشان به طور نسبی تحلیل و بررسی کند.
1-2- بیان مسألهی تحقیق
سبک را از دیدگاههای گوناگون تعریف کردهاند. از دیدگاه زبانی، سبک، گزینش خاصّ واژگان، تعابیر و عبارات است. از دیدگاه جهان بینی و اندیشگی، سبک حاصل جهاننگری و دروننگری است که در شیوهی بیانی ویژه نمودار می‌گردد. از دیدگاه ساختارگرایی، سبک انحراف از زبان هنجار است.
یکی از عوامل جداسازی سبکها، دوران زمانی شاعر و شیوهی بیان آنهاست. شاعران شرق گیلان به نوبهی خود در اشعارشان از انواع سبکهای ادبی بهره جسته اند. عواطف فردی و ابتکاری و آزاد اندیشی سبک عراقی، شکوه الفاظ، باریکبینی و خیالپروری بیبندوبار و تصنع صوری و معنوی سبک هندی در آثارشان هویداست. از طرفی به دنبال نوآوریهای نیما یوشیج تنی چند از شاعران شرق گیلان نیز پا به عرصهی شعر نو گذاشتند و بعدها شعر سپید شاملو و صورتهای پیشرو دیگری نیز راهیان توانایی از میان شاعران گیلان یافتهاند و حتی خود موجد نحلهها و سبکهای شعر شده اند.
در سالهای اخیر حتّی در یکی از شهرهای ساحلی گیلان سبکی به نام فرانو ظهور یافته که در سایهی تلاش همه جانبهی شاعران به نام فراگیر شده است. میدانیم که برای تبیین سبک شناختی یک اثر می‌توان روشهای گوناگونی را به کار برد. عملی ترین راه برای بررسی یک اثر ادبی، کاوش سبک شناسانه از سه منظر زبانی، ادبی و فکری است که ضرورتاً بسیاری از رویکردهای ساختاری، زبان شناختی و اندیشگانی در این سه منظر جای می گیرند. بر این اساس، این تحقیق قصد دارد، اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور را در سه ساخت زبانی، ادبی و فکری مورد بحث و بررسی قرار دهد.
1-3- پرسشهای تحقیق
1- ویژگیهای سبکی اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور چیست؟
2- هر یک از این شاعران با توجّه به سبکشان چگونه با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کنند؟
3- بیشترین مضامین مورد علاقه ی این سه شاعر چیست؟
4- ادبیات پایداری در شعر شاعران شرق گیلان چگونه تبلور می یابد؟
1-4 – اهمیت و ضرورت تحقیق
سبک، شیوه و روش خاص هر نویسنده و یا گوینده است که مقاصد، احساسات و عواطف خود را به وسیله آن بیان میکنـد. سبک با فرم و محتـوای اثر رابطه تنگاتنـگی دارند به گونـهای که سبکشناس میتواند با آن شکلهای تکرار شونده یک اثر ادبی و همچنین ساختار زبانی و فکری اثر را بیابد. از طرفی میتواند به تبارشناسی و رابطه اثر با آثار ماقبل و بعد آن بپردازد. آنچه در این پژوهش حائز اهمیت است این است که سبک شناسی تنها در حد شناسایی روش های بیان و طـرز سخـن خلاصه نمیشود بلکه طرز بودن نویسنده و شاعر را در اثر و حتی طرز دریافت خواننده را شناسایی میکند. به دلیل اینکه تعداد معدودی از نویسندگان و محققان دربارهی آثار نجدی، م.مؤید و محمّدی پور تحقیقات مختصر و مجملی انجام دادهاند که آنطور باید و شاید نمیتواند نشان دهنده پایگاه شعری این سه شاعر باشد لذا شناساندن منزلت شعری آنها در ادبیات معاصر تحقیقات گستردهای را میطلبد از طرفی چون تحقیق جامع و کاملی مختص سبک شاعران شرق گیلان انجام نشده نگارنده بر آن شده که این کار ناتمام را به اتمام رساند تا این پژوهش بتواند الگوی شایستهای برای تحقیقات آتی دربارهی ادبیات معاصر باشد. ضرورت نگارش این رساله، تعیین جایگاه و منزلت اشعار این سه شاعر در ادبیات معاصر و تحلیل و بررسی سبک شناسی اشعار آنهاست.
1-5 - پیشینهی تحقیق
نگارنده درپی مطالعاتی که در کتب مختلف با موضوع سبک های شاعران شرق گیلان داشته به این نتیجه دست یافته که کتابهایی نظیر مشاهیر گیلان تالیف رضا مظفری یا کتاب نامها و نامدارهای گیلان اثر جهانگیر سرتیپ پور به معرفی شاعران و نامداران گذشته پرداخته و از سبک شاعران سخنی به میان نیاوردهاند همچنین تذکرهی شاعران گیلان اثر سید محمد عباسیه کهن به معرفی شاعران گیلان از آغاز تا قرن سیزدهم نظر داشته و به سبک شاعران نپرداخته است. کتاب درآمدی بر ادبیات گیلکی و نیز کتاب شاعران گیلان وشعر گیلکی از آثار هوشنگ عباسی فقط به تعداد معدودی از شاعران شرق گیلان اشاره کرده و به سبک های بعضی از شاعران اشاره ای گذرا دارد حتّی از بسیاری شاعران شرق گیلان نامی برده نشده است. به همین دلیل چون تحقیق جامع و کاملی مختصّ سبک شاعران شرق گیلان انجام نشده لذا نگارنده بر آن شده که این کار ناتمام را بر عهده گرفته و به یاری خدا به اتمام رساند.
1-6 - اهداف تحقیق
یکی از اهداف این تحقیق شناخت آثار شاعران شرق گیلان و شناساندن مضامین و درون مایه های شعری این شاعران است امّا اصلی ترین هدف این تحقیق دست یابی به ساختار سبکی اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور است. برای دست یافتن به این اهداف، اشعار سه شاعر فوق در سه سطح مورد پژوهش قرار گرفته تا عناصر تکرار شونده ی ساختی، در سطوح زبانی، ادبی و فکری مورد شناسایی قرار گیرند از این طریق آنچه متعلّق به سبک فردی است از سبک دوره ای باز شناخته شود.
1-7 - فرضیهها
1- اشعار نجدی، م. مؤید و محمّدی پور ویژگی های سبکی رئالیسم، سوررئالیسم، پست مدرن، موج نوی نوین و سبک عراقی و هندی را به همراه دارد.
2- نجدی با درآمیختن واقعیّت و تخیّل، م. مؤید با توجّه به فرم، اسطوره ها و تنالیته ی کلام و محمّدی پور با استفاده از نمادها در طرح مسائل اجتماعی با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کند.
3- مضامینی همچون مسائل اجتماعی، باورهای بومی و نوستالژی، انقلاب، عاشورا، عرفان، تصاویر پاک و بی آلایش طبیعت و... از جمله بن مایه های مورد پسند شاعران شرق گیلان است.
4- ادبیات پایداری در اشعار شاعران شرق گیلان با ترسیم مظلومّیت مردم، تجلیل از شهدای راه آزادی، ستایش آزادی و آزادگی و نشان دادن افق روشن پیروزی جلوه گری می کند.
1-8- تعاریف واژگان کلیدی
سبک شناسی: سبک شناسی به عنوان یک رشته مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی مطرح است که سبب میشود پرده از ابهامات و ویژگی های منحصر به فرد روساختی و ژرف ساختی اثر بگشاید.
سبک شناسی ساختارگرا: از جمله مکاتب جدیدی است که امروزه از آن برای شناخت علمی و دقیق و دستیابی به ویژگیهای منحصر به فرد آثار ادبی و همچنین مقایسه بین این آثار استفاده میشود. این نوع از سبک شناسی شکل کاملتری نسبت به مکتب های دیگر سبکشناسی دارد زیرا هم به صنایع ادبی و صور خیال میپردازد و هم زبان را در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی بررسی میکند.
1-9- حدود و قلمرو تحقیق
روش گردآوری اطّلاعات در این پایاننامه میدانی و کتابخانهای است. بدیهی است که به منظور غنیتر شدن محتوای آن، اطّلاعات به صورت مصاحبه ی حضوری، مصاحبه ی تلفنی و پر کردن پرسشنامه جمع آوری شده و همچنین آثار مرتبط با این رساله، مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق در این رساله، تحلیلی بوده که بر مبنای استقرایی تام از اشعار نجدی، م. مؤید و محمّدی پور است.
در تحلیل سبکی بیشترین توجّه به نظریه های ساختاری و زبان شناختی است که در سطوح زبانی و ادبی به آن پرداخته شده و همچنین برای تحلیل سطح فکری از نظریه های فلسفی و جامعه شناختی هم استفاده شده است.
قلمرو موضوعی این پژوهش مفهوم سبکشناسی ساختارگراست که در آثار ادبی فراوانی به چشم میخورد این مقوله رشته مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی است که سبب می شود پرده از ابهامات و ویژگیهای منحصر به فرد روساختی و ژرفساختی اثر بگشاید. در سبکشناسی ساختگرا آنچه حائز اهمیت است این است که هیچ جزئی به تنهایی معنیدار و قابل بررسی نخواهد بود و هر جزء باید در ارتباط با کل آن مورد بررسی قرار گیرد. بررسی نوین سبک یعنی سبک شناسی از بلاغت کلاسیک سرچشمه میگیرد. این مکتب در قرن بیستم تحت تأثیر فرمالیسم و مکتب پراگ به وجود آمد. جستار سبکشناسی و بررسی سبک سخن در ایران با سبک شناسی زنده یاد بهار آغاز شده است. هدف ساختارگرایی این است که از شکل و ساخت به معنا برسیم.

فصل دوم
مبانی نظری و تعریف ها
(سبک شناسی ساختارگرا)
2-1 درآمدی بر سبک و رویکردهای سبک شناسی
نظریههای فراوانی در مورد «سبک» از سبکشناسان معروف ارائه شده است که هر کدام از دیدگاه و نگرش خاص خود به این واژه نگریستهاند.در ذیل به تعاریف سبک از دیدگاه نظریهپردازان سبکشناس میپردازیم:
2-2 تعاریف سبک
«واژهی عربی سبک از ریشهی «سَبَکَ» به معنی «ذوب کردن و در قالب ریختن» است.سابقهی کاربرد اصطلاح سبک در زبان عربی به قرن سوم هجری در آثار جاحظ و ابوهلال عسکری میرسد.
در ادب فارسی و عربی تعبیرهای «طرز،اسلوب،روش،سیاق و نمط» مترادف سبک به کار رفتهاند.در زبانهای لاتین «استیل» به معنی سبک از ریشهی ستیلوس (stilus) است که قلمی نوک تیز بوده و با آن حروف را روی صفحههای سخت میتراشیدند. بعدها این واژه به طور مجازی به روش خاص شکل دادن به حروف در نوشتار تعبیر شده است.اصطلاح «سبک» در معنای عام و متداول بر شیوه ی خاصَ انجام یک کار دلالت دارد اما در زبان شناسی و ادبیات به شیوهی رفتارهای زبانی افراد اطلاق می شود.سخن گفتن یک رفتار زبانی است که بنا به موقعیتهای اجتماعی،سن و جنسیت افراد، به گونههای مختلف انجام میپذیرد.در تعریف زبانشناسان، سبک عبارت است از «شیوه ی کاربرد زبان در یک بافت معین،به وسیلهی شخص معین برای هدفی مشخص»(فتوحی، 1390: 34-33).
«سبک (بدون ارجاع خاص به زبان) اصطلاحی است که در گفتار و نوشتارِ روزمره فراوان به کار میرود و آن قدر زیاد و طبیعی بر زبان جاری میشود که به خاطر همین چندان پیچیده به نظر نمیرسد. آن قدر زیاد و طبیعی بر زبان جاری میشود که غالباً آن را دربست میپذیریم و دیگر زحمت بررسی چند و چونش را به خود نمیدهیم. و سرانجام وقتی می گوییم کسی یا جایی صاحب «سبک» است، به واقع این عقیده را ابراز می کنیم که آن کس یا مکان دارای زیبایی، ذوق یا کیفیت متمایزی است» (وردانک، 1389: 17).
«سبک را شیوۀ بیان در گفتار و نوشتار دانستهاند. سبک، در واقع سامان و حرکت تفکّر آدمی دربارۀ چیزها و پدیدههاست، سامان و حرکتی که با خواص و کیفیت چیزها مناسبت دارد و با آنها هم ساختار است. از این رو سبک داشتن یعنی گفتن و نوشتن آنچه به خودی خود در اندیشۀ آدمی میگذرد و یا بیان امر آنچنانکه به راستی احساس و اندیشه شده است و چون رفتار و کردار آدمی از تفکّر او سر میزند، سبک اندیشه، در رفتار اخلاقی و سلوک اجتماعی انسان پدیدار میگردد. با توجّه به این واقعیت است که از سبک زندگی، سخن میگویند.
هر پدیده و اثر فرهنگی، بیانگر نوعی سبک است؛ زیرا سبک، پیوندی است که ذهن و زبان آدمی در گفتار و نوشتار مییابد. سبک، در واقع کنش و واکنش معنی و شکل در گفتار و نوشتار است و سخن، واقعیت سبک زندگی یافتۀ تفکّر آدمی است. روشی است که هر سخن و متنی بازگوی پوشیده یا آشکار نگرش و بینش گویندهاش در باب موضوعی است که به رشتۀ سخن کشیده است» (عبادیان،1372: 9).
«سبک شیوهی شخصی بیان است که ما را به سوی نویسنده دلالت می کند. و از این جاست که برخی ازسبکشناسان مدعی بوده اند که می توان از نوشتههای سبکدار به درون ذهن و روان نویسندگان آن راهی جُست. به قول مولانا: «از قرآن بوی خدا میآید و از حدیث بوی مصطفی(ص) میآید و از کلام ما بوی ما میآید» (شمیسا، 1374: 19-13).
«سبک در لغت به معنی گداختن و ریختن زر و سیم است، ولی در اصطلاح ادبی عبارتست از: روش خاص ادراک و بیان اندیشههای شاعران و نویسندگان و طرز و شیوهی خاصّی که آنها در سرودهها و نوشتههای خود به کار میبرند و این همان چیزی است که اروپائیان به آن (استیل) میگویند. شاعران و ادیبان ایرانی، در گذشته به جای سبک، واژههایی چون (طرز) و (شیوه) را به کار میبردند» (دلیری،1381: 1).
طبق نظریات مختلفی که درباب سبک بیان شده است نگارنده را بر آن داشته تا تعریفی از سبک شخصی ارائه دهد: سبک شخصی روش و شیوهی خاص هر اثری است که به وسیلهی آن روش خاص و ویژه با داشتن ویژگیها و شرایطی اثر فردی از آثار افراد هم نوع خود باز شناخته میشود طوری که میتوان از ویژگیهای سبکی آثار این نویسندگان به افکار و عقایدی که در ذهنشان میپرورند، پی برد.
2-3 بررسی نوین سبک
«بررسی نوین سبک، یعنی سبکشناسی، از بلاغت کلاسیک سرچشمه میگیرد: هنر باستانی گفتارِ انگیزشی که همواره نزدیکی تنگاتنگی با ادبیات داشته است، شاید به این دلیل که آن را گفتمانی انگیزشی بر میشمردند. بلاغت کلاسیک «تجویزی» بود، از این جهت که کاربر را به سوی انگیزنده بودن هدایت میکرد؛ امّا سبکشناسی نوین «توصیفی» است، از بابت این که میکوشد ویژگیهای زبانیای را تبیین کند که احتمالاً تأثیرهای خاصّی در پی دارند.
عجیب است که اصطلاح «سبک» از جریان اصلی نقد نوین رخت بربسته است، در حالی که پژوهشهای نیمه مستقل «سبک شناسی» آن را هم زمان به کارگرفتهاند.
سبک مفهومی کهن است که آبشخورش دوران نوپاییِ اندیشۀ ادبی در اروپا است. بیشتر میتوان آن را در حوزۀ بلاغت ] = ریطوریقا[ جای داد تا بوطیقا، و این امر دلیل خاصی ندارد جز این که سبک را بخشی از شگرد انگیزش به شمار میآورند از این رو آن را در حوزۀ سخنوری به بحث میگذارند» (وردانک، 1389: 134-133).
«باید دانست که سبک، کلّیترین و عمیقترین مقولۀ هنر است و هیچ یک از بررسیهایی که برای هنر کرده اند به قدر بررسی سبک، ژرف و رسا و روشنی بخش نیست»(عبادیان،9:1372).
2-4 سبکِ هنر آفرین
«سبکِ هنر آفرین با آنکه ممکن است در نظر اوّل، شخصی جلوه کند، جمعی است و طبقاتی، بدون توجّه به تعارضات آن فهم نمیشود. در نتیجه سبکشناسی وابسته به جامعهشناسی است. در اثر عدم پیشرفت سبک، آن را در قدیم بیشتر به موهبت «الهام» و «نبوغ» اقامه میکردند، ولی غافل از این بودند که این موهبت و الهامات خود مجهولاند و در دایرهالمعارف مصاحب در این باره میخوانیم: «در ادبیات، روش یا شیوۀ خاص شاعر یا نویسنده که برای بیان مطالب و اندیشههای خویش به کار میبرد و مشخّص کنندهی یک اثر ادبی از اثر ادبی دیگر است. نوع الفاظ و ترکیبات و جملهبندی و طرز تعبیر معانی مهمترین عامل در چگونگی سبک یا شیوۀ ادبی هر شاعر یا نویسنده است»(همان:16).
2-5 سبک ادبی
«سبک ادبی، از ذهن و اندیشۀ نویسنده و شاعر مایه میگیرد و آنچه بدان رنگ فردی میدهد نگرش و بینش هنری و واقعیتهای عینی و سبک زندگی فکری است؛ چه عملی که از نیروی خلّاقۀ آدمی سر میزند از فعالیتهای نظری و عملی او گسسته نیست بلکه در گرو تأثیرهایی است که از جهان بیرون میپذیرد و آنها را به رنگ نظرگاههای فکری و عاطفی خود در میآورد» (همان:17).
هگل، در تعریف و توضیح سبک ادبی و هنری مینویسد: «سبک به طور کلّی خود ویژگی ذهن آدمی است که در شیوۀ بیان، نحوۀ کاربرد امکانات زبانی و جز آن به خوبی باز شناختنی است ... بنابراین، سبک شیوۀ تجسّمی است که هم با شرایط مصالح هنری دمساز است و هم با مقتضیات انواع هنر و نیز با قوانینی که به اقتضای مفهوم امر بر اینها ناظر است مناسبت دارد. «جُستار سبک و سبک شناسی از پایان قرن نوزدهم میلادی بدین سو اهمیّت ویژهای یافت و ابعاد تازهای به خود گرفت.
اندیشمندان و صاحبنظران به نظریههای نو در این رهگذر دست یافتند. یکی از این پژوهندگان «ولفین» است که سبک ادبی را با توجّه به زیبایی ادبی و هنری با واقعیت عینی بررسی میکند و برای عنصر معنایی موضوع ادبی، اهمیّت ویژه قایل است و براین باور است که سبک، عنصری از واقعیت جهان شاعر یا نویسنده است که در مصالح وی بازتاب یافته و سازمان دهنده است، دیگری «پانوفسکی» است وی اعتقاد دارد که سبک یک اثر ادبی یا هنری را میتوان به ازای ادبی و هنری آن اثر تبیین کرد.
پانوفسکی وجود تاریخی سبک را نشان عینیّت فرهنگی و هنری سبک میداند و در بررسی سبک معتقد است که بایستی از بررسی مصالح و موضوع اثر هنری آغاز کرد و سپس به ارزشهای والای اثر ادبی که او به آن عنوان «معنی اساسی» میدهد دست یافت»(همان:19).
سبک یک اثر ادبی(هنری) «مجموعۀ رهنمودهایی است که در سازماندهی تمامی عناصر و وحدت اجزای متشکّل یک اثر با کیفیتی نوین مؤثر است و در واقع سازندۀ اصلی در ساختار یکپارچۀ اثر هنری است. سبک، جهتدهنده و تنظیمکنندۀ وحدت بافت و ساختار اثر ادبی است. محور این وحدتِ کیفی، فرآیندی است که در پرتو آن، تلفیق عناصر نا همگونی همچون: موضوع و عناصر شکل به کلیّتی با معنی نوین اعتلا یافته به اثر هنری در میآید. سبک، ناظر بر تنظیم این عناصر متفاوت است؛ لذا خود نیز عاملی خاص در ساختار معنایی اثر هنری است.عاملی که معرّف یک ترکیب و تألیف معنایی برتر میباشد.
سبک هنری صرفاً یک امر انشایی یا پرداخت مصالح و یا آرایه بخش نیست که بتوان آن را از محتوا و معنیِ اثر، تجرید کرد؛ بلکه تار و پودی است از جهان بینی هنری آدمی که به مصالح بیرونی: رنگ، آرمان و عاطفۀ انسانی میدهد و آن را آبستن معنیهای زیبا شناختی میکند. سبک، یک پدیدۀ ایستا و پیش یافته نیست که چونان قالبی آماده و دسترس پذیر باشد. سبک، در فرآیند پرداخت هنری سبک میشود و در واقع دستاورد معنوی فعالیت هنرآفرین آدمی است. سبک، نقشه ریزی و ساختار بخشی به معنی است و نظمی است که از ذهن و عمل آدمی سر میزند و چیزها و پدیدهها را به حکم مسّاح نظر و عمل زیبای انسانی، انسان پذیر میکند» ( همان:25).
2-6 سبک شناسی
« سبک شناسی عبارت است از درک ادبیت و بینامتنیت همچون فراگرد خوانشی که تقدّسِ استقلالِ متن و «زبان شعری» را می زداید و ضدّ این باور موضع گیری می کند که زبان، سبک، فرم ادبی و ناقد ابزارهایی بی آلایش، بی طرف و ورانما برای بیان معنایند» ( وردانک، 1389: 144).
از طرفی میتوان از سبک شناسی تعریفی در این حدود به دست داد: «تحلیل بیان زبانیِ متمایز و توصیف هدف از به کارگیری و تأثیر آن. چگونگی انجام چنین تحلیل و توصیفی و نیز رابطۀ این دو باهم از موضوعهایی است که سبک شناسان هیچ توافق نظری درباره اش ندارند» (همان:18).
«امروزه سبکشناسی به عنوان یک رشتۀ مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی مطرح و از اهمیت شایانی برخوردار است و چنانچه عناصر و شاخصههای گوناگون هر اثر با اصول سبکشناختی دقیقاً تحقیق و تشریح و نموده شود، رسیدن به محتوای اثر و به دنبال آن کشف دنیای وجودی صاحب اثر تا حدّی ممکن خواهد بود؛ چه هر اثری بازتابِ تأثرات و انگیختگی خالق آن از وقایع و مسائل است و مسلّماً با فرآیند سبکشناسی پرده از ابهامات و دشواریها و ویژگیهای منحصر به فرد «روساختی» و «ژرفساختی» اثر گشوده میشود و دوستداران پژوهشهای ادبی و تشنگان آثار ادبی به چشم اندازی بکر و بدیع و چشمه ای زلال میرسند» (عبادیان، 1372: 7).
2-7 تحلیل سبک شناسیک
« در تحلیل سبک شناسی یک متن بنا نیست هر قالب یا ساختاری را مورد بررسی قرار دهیم، بلکه اساس کار ما را قالب ها یا ساختارهایی تشکیل می دهند که برجسته تر از دیگرانند. حضور چنین سازمایههایی در متن نشان از مناسبت سبکی دارد و احساسها یا علاقۀ خواننده را بر میانگیزد» (وردانک، 1389: 22).
2-8 سبک در ادبیات
«هنگام رویارویی با یک متن، در نگاه اوّل پی می بریم که این متن به یک ژانر، یا نوع خاص، تعلّق دارد؛ مثلاً: مقالۀ مطبوعاتی، شرح پشت جلد کتاب، صورت غذای رستوران، یا بیمه نامه است. ]پس [ میدانیم چه انتظاری باید از متن داشته باشیم و براساس آن شیوۀ خوانش خود را تنظیم میکنیم. آشنایی با قاعدهها و کارکردهای سبکیِ نوع متنها، یا ژانرهای خاصّی که همه روزه با آنها سروکار داریم، بخشی از فراگرد اجتماعی شدن ما در فرهنگی است که بدان وابستهایم. از زاویهی دیگر، این روندِ آموزشی نوع متنهای ادبی، مانند شعر را هم در بر میگیرد.» (همان:29).
2-9 معنی و اهمیت نظریه سبک
«جستار سبکشناسی و بررسی سبک سخن در ایران با «سبکشناسی» زنده یاد «بهار» آغاز شده است.سه جلد اثر نامبرده نتیجۀ تجربیات عملی و در برگیرندۀ دیدگاههای او در این باره است. به برکت این نوشته، سبکِ سخن فارسی از آغاز تمدّن اسلامی ایران تا عصر حاضر در شش دوره بررسی و تبیین شده و آثار هر دوره به همراه مؤلّفهها و شاخصههای کلّی سبک آن عصر، معیّن و منظّم گردیده است.
در مقدمه جلد یکم اثر نامبرده «سبک» چنین تعریف شده است: «یکی از فنون ادبی فارسی که به معنی طرز خاصّی از نظم و نثر است» و «در عُرف ادب و اصطلاح به طرز ادبی اطلاق میشود که از لحاظ مشخّصات و وجوه امتیازی که نسبت به هنرهای زیبا دارد مورد بررسی قرار گیرد؛ و نیز روش نگارشی که بوسیلۀ خواص ممتاز خویش مشخّص باشد.» هم او مینویسد: «سبک، در اصطلاح ادبیات، عبارت از روش خاصّ ادراک و بیان افکار به وسیلۀ ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر است.
«سبک، به یک اثر ادبی وجهۀ خاص خود را از لحاظ صورت و معنی القا میکند. و آن نیز به نوبۀ خویش وابسته به طرزِ تفکّر گوینده یا نویسنده دربارۀ حقیقت میباشد.»
و سرانجام: «سبک به معنی عام خود، عبارت از تحقّق ادبی یک نوع ادراک جهان است که خصایص اصلی محصول خویش (از منظوم یا منثور) را مشخص میسازد.»
در فرهنگ معین دربارۀ سبک آمده است: «روشی خاص که شاعر یا نویسنده، ادراک یا احساس خود را بیان میکند: طرز بیان مافیالضمیر.» در لغت نامۀ دهخدا نیز چنین میخوانیم: «سبک شامل دو موضوع است: فکر یا معنی، صورت یا شکل. از توجّه به جهان بیرون، فکری در ما تولید میشود و نمونهای است از تأثیر محیط در فرد و ما آن فکر را با سوابق ذهنی خود منطبق و موافق میسازیم و با همان جنبۀ فکری خویش برای شنوندگان تبیین کنیم و این نمونهای است از تأثیرفرد در محیط»(عبادیان،1372: 15).
2-10 کار سبکشناسی
«کار سبکشناسی همانا بازنمایی چگونگی تبلور گفتاری یا نوشتاری نگرش و بینشی است که در توضیح یا توصیف موضوع طرح شده نهفته است.
به سخن دیگر، سبکشناسی میکوشد با بررسی و تحلیل عناصر سخن به فردیّت اندیشهای که به شیوۀ خاصی از سخن شکل داده است راه نماید.
سبکشناسی بر آن نیست که برای تحلیل آثار، قاعدۀ کلّی یا تراز بدست دهد؛ زیرا بنای تحلیل سبکِ سخن، خاصّه در نثر ادبی، بر یکبارگی گفتار و نوشتار (سخن) استوار است و هر اثر یا متنی به اعتبار عناصر سبکی منحصر به فرد خود شاخص است. بیمبالغه میتوان گفت که به تعداد نویسندگان و کثرت آثارشان تفاوت سبکی وجود دارد. از این رو آنچه در این نوشته تحت عنوان عناصر و شاخصههای سبکی در نظر گرفته شده است ملاک یا شناسۀ بررسی سبکی است نه قاعده و نسخه» (همان:11-9).
2-11 نگاهی به برخی نظریات گذشتگان دربارهی سبک
«پیوند سبک گفتار و نوشتار آدمی با طرز تفکّر و تجزیۀ زندگی چیزی است که از دوران باستان مورد توجّه نویسندگان و صاحبنظران فنّ نوشتار و گفتار بوده است. از «سنکا» نویسندۀ بزرگ رومی نقل است که: «سبک را آشکار کنندۀ سرشت و روح آدمی میدانستند و سخن را به حرکت زندگی آدمی مانند میکرده است.» اصولاً رومیان نخستین مردمانی بودند که دربارۀ سبک و سخنسنجی اظهارنظر کردهاند. آنان «سبک» را برای تعیین مرتبۀ سخن به کار میبرند. «سیسرون» و دیگر سخنوران پر آوازۀ رومی همواره به شیوۀ بیان و کیفیت خطابه توجّه داشتند و به نیروی مؤثر و برانگیزندۀ گفتار واقف بودند.
آنها سخن را به سه سبک: «والا» ، «معتدل» و «عامیانه» از هم متمایز میکردند و نمونههای سخن والا را نوشتههای کلاسیک «سوفوکلس» و «افلاطون» میدانستند. یکی از تعیّنهایی که از همان زمان، ملاک تمایز سبک به شمار میآمد، فردیّت سبک نویسنده و گوینده بود. در سدههای میانۀ میلادی (قرون وسطی) مفهوم سبک در دوایر حقوق و احکام داوران به کار میرفت. با پیشرفت هنر نقّاشی و هنرهای تجسّمی کاربرد بعدی یافت و معادل یا مترادف «طرز آرایه» شد. «پوسن» نقّاش فرانسوی در قرن هفدهم، سبک را به معنای «جلوۀ هنری» درک میکرد. نخستین محقّقی که سبک را چونان مسّاح برای تفکیک هنر در دورههای مختلف تاریخی به کار برد «وینکلمن» نویسندۀ آلمانی و پژوهشگر آثار هنری بود که در قرن هجدهم میزیست و «تاریخ هنر یونان باستان» را نوشت. وی در این کتاب کوشیده است سبکهای هنر یونان باستان را تبیین و آثار هنری را از این رهگذر دستهبندی کند.
یکی از پیشگامان ابداع در سبک و مسایل آن «گوته» شاعر آلمانی بود.«گوته» عقیده داشت که تقلیدِ طبیعت از درونِ موضوعی که شاعر آن را بر میگزیند بیشتر در برنامهریزی مصالح و موضوع به کار میآید؛ و سبک، بیانگر شناخت و بینش ژرفی است که هنرمند از ماهیت پدیده کسب میکند.
2-12 سبکسنجی زبانشناختی
«سبکسنجی زبانشناختی را «چارلزبال» یکی از شاگردان زُبدۀ «فردینان دوسوسور» مطرح ساخت و با این کار کمک ارزندهای به بررسی عینی سبک و مسایل سبکشناسی نمود. چارلزبال؛ مبتکر نظریۀ «کارکردی» در سبکسنجی بود و کوشید افادۀ زبانی را از نظرگاه کارکردهای منطقی و عاطفی متمایز کند، هواداران توضیح زبانشناختی سبک نشان دادند که پدیدۀ سبک از محدودۀ ادبیات و هنر فراتر میرود و زبان پژوهشی، خطابه و مکاتبۀ خصوصی را نیز در بر میگیرد. مکتب «پراگ» درک کارکردی زبان و سبک را گسترده ساخت. «ویلهلم ماتزیوس» و «هاورانگ» به تطّور سبکشناسی زبانشناختی کمک شایانی کردند. آنها کارکرد زبان را به سه گونۀ «محاورهای»، «فنّی» و «ادبی» تقسیم کردند. ماتزیوس سه عامل را در تعیین کیفیت سبک مهم میداند: الف- مصالح زبان. ب- شخصیت نویسنده. پ- غایت یا امری که باید ابراز شود. این سه عامل به نوبۀ خود مبنای تفکیک و تمایزی سبک است: «سبک ملّی زبان»، «سبک فردی» و «سبک کارکردی». با توجّه به مطلبی که توسّط زبان میباید ادا شود و ارزش کارکردی مطلب ابرازی، سه ویژگی برای سبک کارکردی زبان ملّی در نظر گرفته میشود: سبک بازنمایی مطلب، سبک سخنرانی(خطابه)و سبک برانگیزنده یا شور آفرین که همان سبک ادبی است» (همان:20).
2-13 گونهشناسی (تیپولوژی) سبکها
«معمولاً از سبک دو گونه سخن میگویند: الف- سبک بارز یک دوره. ب- سبک یک هنرمند یا نویسندۀ خاص. در واقع سبک در تنش این دو قطب در حرکت بوده و همواره بحث از عواملی میشود که به سبک، در این سطح دوگانه، علّت وجودی میداده است.امروزه از سبک دورهای در ادب، زمانی سخن تواند بود که نویسندگان و شاعران چندی در شکل بخشی، استحکام و دوام آن سهیم باشند. حال آنکه سبک فردی، همانا در تمایز از امکانهای عام یک دوران سبکی تحقّق میپذیرد. تجربه نشان میدهد که در فرآیند تاریخی تشکیل و تفکیک سبکها، گرایشهای هنری و ادبی، جنبشهای فرهنگی و برخی سبکهای شخصی درهم میآمیزند و سبک بالنسبه یکپارچۀ یک دوره را پدید میآورند. تکوین سبکهایی همچون رنسانس، باروک و جز آن مولود چنین آمیزشی بوده است.
گونهشناسی در سبک، در اصل یک مقولۀ تاریخی بوده، بدین معنا که هر دوره هنجارهای سبکی خاص خود را داشته است. پیشرفت پژوهش در این باره و گسترش سبک پژوهی از دیدگاههای مختلف، راه را بر کاوش ارزشهای سبکی با ثبات گشوده است. «نیچه» متفکّر ادبی و هنری آلمان تنها کسی است که در این گونه کوششها (گونهشناسی سبکی)، سبکها را- به اقتضای وضعیت انسانی و حالتی که در هنر و ادب یافته- به سبکهای «آپولونی» و «دیونیزیوسی» دسته بندی کرده اوّلی را سمبول خدایان نور، اعتدال و تعقّل و دومی را نماد خدایان غریزه، شور مهار نایافته و خنیاگری دانسته است.گفتنی است که نظریهپردازان ایرانی نیز از جهتی در راستای تبیین خصوصیات بالنسبه با ثبات ادبی، گام برداشتهاند: سبکهای خراسانی، عراقی و هندی، معّرفِ هنجارهای ادبی تقریباً فرازمانیاند و برخی پژوهندگان ادبیات میکوشند تا هنجارهای کلّی نامبرده را در آثار ادبی بیشتر دورههای ادبیات ایران ریشهیابی کنند» (همان:28).
2-14 جایگاهِ سبکپژوهی
«سبکشناسی را اغلب نه به عنوان یک رشتۀ پژوهشی بالنسبه مستقل از قلمرو نظریۀ ادبیات، بلکه چونان عنصر تکمیلی یا کمکی از علم ادبیات و یا از زبانشناسی تلّقی کردهاند. امّا امروزه این جُستار علمی را با وجود بستگیهایش به علم ادبیات، زبانشناسی و زیباشناسی به عنوان رشتۀ خاص خود به پژوهش گرفته، برنامهریزی و تدریس میکنند. به سخن دیگر، امروزه سبکشناسی مبانی علمی یافته است. مجوز صاحبنظران در این باره این است که تعیین کننده، آن نیست که پدیدهها و وسایلی همچون ادات و امکانهای واژگانی، دستوری یا آواشناسی به خودی خود دارای ارزش سبکیاند، بلکه سبک یا کیفیتهای سبکی وسایل و امکانات نامبرده، هنگامی که به ساختار سخن انسانی در میآیند در یک سیستم متّحد و منسجم و کیفی قرار میگیرند که حکایت قانونمندی در کاربرد زبانی و واژگانی دارد» (عبادیان، 1372: 33).
2-15 تعاریف سبک از دیدگاه سبکشناسان
بوفن Buffon: سبک خود شخص است Le style, c'est l'hmme meme
مراد بوفن این است که سبک هر اثر دقیقاً مبیّن شخصیت نویسندۀ آن است و شیوۀ نگرش او را به جهان و پدیدهها فاش میکند.
فلوبرFlaubert:سبک شیوۀ دیدن است C'est une maniere de voir
شوپنهاور: سبک، قیافهشناسی ذهنی صاحب قلم است
مارسل پروست: سبک برای نویسنده در حکم رنگ برای نقّاش است. مسألۀ فوت و فن نوشتن و شگرد و صناعت نیست، بلکه مسأله نگرش است.
Le style pour l'ecrivian , aussi bien que La couleur pour Le peinter, est une question non de technique mais de vision
مراد او این است که سبک عارض بر نوشته نیست، ماده و جوهر آن است، اصل نوشته است. شیوۀ خاص دیدن و اندیشیدن است که منجر به شیوۀ خاص نوشتن میشود.
کاردینال نیومن Cardinal Newman: ماده و بیان یکی هستند و سبک اندیشیدن در زبان است. امرسون :Emersonسبک صدای ذهن نویسنده است (مغزهای چوبین صداهای چوبی دارند) یعنی نویسنده همانطور که فکر و احساس میکند همانطور هم مینویسد. اگر افکارش گنگ باشد، نوشتهاش گنگ است. اگر افکارش کهنه و تقلیدی است، زبانش نیز خنثی و سنّتی و تکراری است.
نیما یوشیج: شاعری که فکر تازه دارد تلفیقات تازه هم دارد. در حافظ و نظامی و بعد در سبک هندی این توانگری را به خوبی میبینید. هرکس به اندازۀ فکر خود کلمه دارد و در پی کلمه میگردد ...
شعرایی که فکری ندارند تلفیقات تازه هم ندارند» (شمیسا،1374: 19-13(.
2-16 نامگذاری سبکها
«نامگذاری سبکها بر اساس عناصر و شاخصهای مختلفی صورت میگیرد.برخی از این شاخصها عبارتند از: 1- نام مؤلف و آفرینندهی اثرمانند سبک خیام،سبک نظامی 2- زمان آفرینش اثرمانند سبک مشروطه و سبک تیموری 3- محیط و مکان جغرافیایی مانند سبک خراسانی 4- نوع مخاطبان مانند سبک کودکانه و سبک روشن فکرانه 5- هدف اثر مانند سبک تعلیمی و سبک فکاهی 6- موضوع مانند سبک عرفانی و سبک حماسی 7- نام کتاب مؤثر در تاریخ ادبیات مانند سبک شاهنامه و سبک خسرو و شیرین 8- نوع ادبی مانند سبک تغزلی و سبک روزنامهای 9- نام گونهی زبانی اثر مانند سبک رسمی و سبک عامیانه 10- نوع کاربردی مجازی زبان مانند سبک تشبیهی و سبک نمادگرا»(فتوحیرودمعجنی،1391: 217-215).
2-17 مفاهیم سبک
«در سبکشناسی وقتی واژۀ «سبک» به کار میرود مقصود از آن ممکن است یکی از سه مفهوم زیر باشد:
2-17-1 سبک دوره
یعنی سبک کم و بیش مشترک و شبیه آثار یک دورۀ خاص. مثلاً در قرون سوم، چهارم و پنجم سبک آثار ادبی از جهات متعدّدی به هم شبیه است. به سبک رایج در این دوره، سبک خراسانی میگویند. به عبارت دیگر در آثار یک دورۀ مشخّص تاریخی، نوعی وحدت و زمینۀ مشترک لفظی و معنوی و ادبی دیده میشود که در آثار دورههای دیگر یا کم رنگتر است یا اصلاً نیست. گفتنی است که سبک دورهای متمایل به مفهوم سنّت است؛ زیرا تداوم و استمرار، تکرار در زمان و مشترک و جمعی بودن که از اوصاف سنّت بودند در سبک دورهای نیز قابل رؤیت هستند.دو سبک از مهمترین سبکهای دورهای ایران عبارتند از:
2-17-1-1 سبک عراقی
پس از حملهی خانمان برانداز مغولان به ایران در قرن هفتم، مرکز شعر فارسی از خراسان به قسمتهای مرکزی ایران که از هجوم تاتاران کمتر صدمه دیده بودند انتقال پیدا کرد چون بخشهای مرکزی ایران را در گذشته، (عراق عجم) مینامیدند سبک شعری که در این منطقه پدید آمد به سبک عراقی معروف شد.
بزرگان این سبک عبارتند از: شیخ سعدی شیرازی، مولانا جلال الدین مولوی، کمال الدین اسماعیل اصفهانی، شیخ فخرالدّین عراقی، اوحدی مراغهای، خواجوی کرمانی، عماد فقیه کرمانی، سلمان ساوجی و خواجه حافظ شیرازی.
ویژگیهای سبک عراقی
الف- بیرونقی قصیده و بازارگرمی غزل، ب- بیاعتباری حماسهسرایی، ج- شکوفایی غزل عرفانی، د- تکامل شعر عرفانی ه- رواج طنز اجتماعی
2-17-1-2 سبک هندی
سبک هندی مهمترین سبک شعری است که در دورهی صفویه پدید آمد به همین جهت آن را (سبک صفوی) نیز مینامند. پایههای سبک هندی بر مضمونیابی، نازک اندیشی و خیالبندی است. ریشههای آن را در سرودههای حکیم نظامی، حکیم خاقانی، امیرخسرو دهلوی، کمال الدین اسماعیل اصفهانی و خواجه حافظ شیرازی باید جستجو نمود. شاعران سبکهندی چون نمیخواستند مقلّد شاعران بزرگ پیشین باشند و مضمونهای شعر آنها را تکرار کنند، دست به نوآوری زدند ومکتب جدیدی را در شعر پارسی پایهگذاری نمودند. در این مکتب، شاعران توانایی پیدا شدند که برترین آنها عبارتند از: عرفیشیرازی، نظیرینیشابوری، طالب آملی، کلیم کاشانی، صائب تبریزی و عبدالقادر بیدل.
ویژگیهای سبک هندی
1- مضمونیابی و باریکاندیشی 2- استفادهی فراوان از استعاره3- شیوع فنّ ارسالالمثل4- شخصیت بخشیدن به اشیای بیجان5- رواج فنّ تزریق و معمّاگویی 6- اسلوب معادله
7- بازاری شدن شعر و شاعری.
2-17-2 سبک شخصی
«یعنی سبک خاص یک شاعر یا نویسنده که اثر او را از هر اثر دیگری متمایز میکند. در عالم هنر، همه صاحب سبک فردی نیستند یعنی بسامد مختصات و ویژگیهای سبک آفرین در آثار آنان آنقدر نیست که باعث تشخّص فردی شود» (شمیسا، 1374: 115).
2-17-3 سبک ادبی
هر علم و نظام و هنری سبک خاص خود را دارد مثلاً سبک آثار علمی (یعنی بینش و زبان آن) از سبک آثار ادبی متمایز است و همین طور بین سبک تاریخی و مذهبی تفاوت است. یکی از سبکها سبک ادبی است. سبک ادبی در مقابل سبکهای دیگر مثلاً سبک علمی یا مذهبی یا حقوقی یا تاریخی قرار دارد» (شمیسا،1374: 74).
2-18 اهداف سبکشناسی
«1- تشخیص سبک دورههای مختلف ادبیات و تعیین مختصات سبکی هر دوره. این قسمت بیشتر جنبۀ تاریخ ادبیات دارد و معمولاً در سطوح مقدماتی سبکشناسی، مورد بررسی قرار میگیرد.
2- تعیین سبک فردی نویسندگان و شاعران بزرگ که مربوط به مراحل عالی سبک شناسی است.
3- تشخیص سبک ادبی و تعیین مختصات آن در مقایسه با سبکهای دیگر، مخصوصاً سبک گفتار عادی و روزمره. این بحث علاوه بر سبکشناسی در نقد ادبی و نظریۀ ادبیات هم مطرح است» (همان: 116).
2-19 مکاتب سبکشناسی
امروزه سبکشناسی به عنوان یک علم تحت تأثیر نظریههاست و دیگر آن را با هدف شناخت مشخصات صوری یک اثر ادبی، مطالعه نمیکنند بلکه سعی بر آن است تا میان تأثیر و تأثر ادبی و عناصر زبانی ارتباط برقرار کنند. مکاتب معروف سبکشناسی عبارتند از:
2-19-1- سبکشناسی توصیفی
«بنیانگذار مکتب سبکشناسی توصیفی شارل بالی است. کار اصلی او تهیّهی سیاههی ارزشهای بیانــی زبــان بود. بالــی تأثیــر واقعیتهای زبـان را بـر حساسیـت آدمـی مــورد بررسـی قـرار داد» (همان، 17).
2-19-2 سبکشناسی تکوینی
«مکتب سبکشناسی تکوینی منسوب به لئو اسپیتزر است، این نوع از سبکشناسی بر خلاف سبکشناسی توصیفی، به عوامل ایجاد سبک که در روان گوینده است توجّه دارد. اسپیتزر معتقد است که میان خصایص زبان یک نویسنده و سبک او تفاوت وجود دارد» (همان: 189).
2-19-3 سبکشناسی ساختگرا
«در سبکشناسی ساختگرا آنچه حائز اهمیت است این است که هیچ جزئی به تنهایی معنیدار و قابل بررسی نخواهد بود و هر جزء باید در ارتباط با کلّ آن مورد بررسی قرار گیرد. این مکتب در قرن بیستم تحتتأثیر فرمالیسم و مکتب پراگ به وجود آمد. هدف ساختارگرایی این است که از شکل و ساخت به معنا برسیم» (همان: 162). این نوع از سبکشناسی، شکل کاملتری نسبت به مکتبهای دیگر سبکشناسی دارد زیرا هم به صنایع ادبی و صور خیال میپردازد و هم زبان را در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی بررسی میکند. لازم به یادآوری است که روش این پژوهش در بررسی سبکشناسی اشعار نجدی، م.مؤید و محمّدیپور در سطح زبانی و ادبی و فکری بر اساس مکتب ساختارگرایی صورت گرفته است.
2-20 جریانهای مهم در سبکشناسی جدید
« در سبکشناسی جدید دو جریان کلّی قابل تشخیص است:
1- مکتب فرانسوی سبک که مأخوذ از آراء شارل بالی Charles Vossler است.
2- مکتب آلمانی سبک که مرهون آرای کارل فوسلر Karl Vossler و لئو اسپیتزر است و ریشۀ آن را باید در زیبایی شناسی Aesthe tics بندتوکروچه جست. برخلاف بالی که توجّهی به ادبیات ندارد برای کروچه شعر و زبان آن یکی است. برای اینان تمامی عناصر یک اثر هنری مهم است نه مثل گروه اول فقط عناصر عاطفی Expressive آن. اگر از دیدگاه سوسور نگاه کنیم میتوان گفت که مکتب فرانسوی La Langue مکتب آلمانی La parole را در نظر دارد یعنی یک اثر هنری، کار یک نویسنده، یک دوره، یک ملّت را» (شمیسا، 1374: 116).
2-21 سبک و سبکشناسی در ایران
« مسلماً در ذهن قدما، مفهوم سبک وجود داشته است امّا سبکشناسی، یعنی علمی که دربارۀ سبک بحث میکند، مربوط به قرن اخیر است شاعران کهن از مفهوم سبک در آثار خود با لغاتی از قبیل طرز، شیوه، طریقه، سیاق، رسم ... سخن گفتهاند. در کتب نثر هم اصطلاحاتی چون شیوه، سیاقت، نمط (هر سه در التوسل الی الترسل) و طرز سخن، سیاقت سخن و کسوت عبارت، مذاهب شعر، افانین، اسالیب (هر شش در المعجم فی معاییر اشعار العجم) به چشم میخورد. برخی از شاعرانی که دارای اسلوب تازه بودند مثلاً خاقانی و نظامی دقیقتر از دیگران به سبک اشاره کردهاند. در دوران صفویه که سبک شعر به کلّی نسبت به سبکهای قبلی تغییر یافت،شاعرانی چون صائب فراوان از سبک تازۀ خود سخن گفتند و مخصوصاً در تذکرههای این دوره، مطلب دربارۀ طرز و شیوه و طریقۀ شاعران بسیار است. شادروان بهار میگوید که واژۀ «سبک» را اوّل بار رضاقلیخان هدایت در مقدّمه تذکرۀ خود- مجمع الفصحا- به کار برده است امّا من این واژه را هم در آثار قدمای عرب و عجم و هم معاصران متقّدم بر رضاقلی خان دیدهام. امّا استعمال سبک در عربی سابقهای کهن دارد» (همان: 135).
2-22 مفهوم سبک در آثار قدما
«در آثار کهن عربی «سبک» بیشتر به معنی طرز نگارش و ترکیب و تألیف کلام است و کلّاً میتوان گفت که قدما در بحث سبک به جنبۀ ظاهری و بیرونی کلام توجّه داشتند و به فکر و بینش گوینده نمیپرداختند. جاحظ در الحیوان مینویسد: معنی مهم نیست و نزد هر قومی هست، آن چه مهم است گزینش لفظ و «جوده السبک» است و دیگر نویسندگان عرب هم کم و بیش تحت تأثیر او بودهاند. در نوشتههای فارسی هم کم و بیش چنین است و اصطلاحات معادل سبک به مفاهیم گوناگون و گسترده و مبهمی آمده است. خاقانی سبک شعر خود را تازه میداند و به اصطلاح سبکشناسی برای خود به سبک شخصی قائل است» (همان:135).
2-23 معاصران
«در دورهی معاصر تلاش در سبکشناسی با کتاب سبکشناسی ملک الشعرای بهار(1266-1330ش) آغاز شد. تلاشهای دیگری نیز از سوی پژوهشگران دیگر صورت گرفت. در ایران نیز، بررسی سبکشناسی ابتدا تنها بررسی صنایع و فنون ادبی بود؛ اما با ترجمهی نظرات سبکشناسان غربی و آشنایی با پژوهشگران ایرانی، سبک شناسیتحول دیگری یافت. محمد جعفر محجوب، محمدرضا شفیعی کدکنی و سیروس شمیسا از جملهی کوشندگان سبکشناسی بودهاند» (انوشه،791:1375).
2-24 ادوار شعر فارسی
«ادوار شعر فارسی به صورتهای زیر تقسیم شده است:
1- سبک خراسانی: نیمۀ دوم قرن سوم، قرن چهارم و قرن پنجم.
2- سبک حدّ واسط یا دورۀ سلجوقی: قرن ششم
3- سبک عراقی: قرن هفتم، هشتم، نهم
4- سبک حدّ واسط یا مکتب وقوع و واسوخت: قرن دهم.
5- سبک هندی: قرن یازده و نیمۀ اوّل دوازده.
6- دورۀ بازگشت: اواسط قرن دوازده تا پایان قرن سیزدهم
7- سبک حدّواسط یا دوران مشروطیت: نیمۀ اوّل قرن چهاردهم
8- سبک نو: از نیمۀ دوم قرن چهاردهم به بعد»(شمیسا، 1375: 12).
2-25 سبک نیمایی
نخستین بار در شعر دوره مشروطه، کسانی چون: میرزادهی عشقی و بانو شمس کسمایی به سنّتشکنی در فرم و قالب شعر دست زدند و شعرهایی با مصراعهای نابرابر سرودند دکتر محمّد مقدم که در آمریکا درس خوانده بود پس از بازگشت به وطن، در 1312 خورشیدی مجموعهای از سرودههای آزاد خود را با عنوان (راز نیم شب) به چاپ رساند که مصراعهای آن نابرابر بود و تحت تأثیر شعرهای منثور (والت ویتمن) آمریکایی سروده شده بود. امّا شاعری که اساس شعر کهن را در نوردید و سنّت شعری جدیدی را به پیروی از شاعران فرانسه در ایران بنیاد نهاد. علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج بود. او نخست در دی ماه 1301 منظومهی «افسانه»را در روزنامهی «قرن بیستم» به مدیریت میرزادهی عشقی انتشار داد و راه تازهای را در شعر پارسی باز نمود. این منظومه مورد استقبال شاعران بزرگی چون استاد شهریار قرار گرفت و او منظومههای (افسانهی شب) و ( دو مرغ بهشتی) را به پیروی از آن ساخت. نیما به دنبال افسانه، دو منظومه (ای شب) و (خانوادهی یک سرباز) را سرود که در همان قالب بود ولی در بهار 1319 خورشیدی دو قطعهی (گل مهتاب) و (ققنوس) را در مجلهی موسیقی منتشر نمود که در قالب شعر امروز سروده شده بود. به این ترتیب آغازگر تحولی در شعر پارسی گردید که هنوز ادامه دارد. نیما یوشیج در این دو قطعه شعر و سرودههای بعدی خود، قالب شعر کهن را در هم نوردید و آن را به مصراعهای کوتاه و بلند تبدیل کرد. وزن شعر فارسی را با شکستن مصراعها و به هم زدن تساوی طول آنها به شکلی ترمیم نمود ولی هیچگاه وجود وزن را در شعر، زاید و غیر ضروری ندانست چنانکه خود میگوید: «من وزن را چه بر طبق قواعد کلاسیک و چه بر طبق قواعدی که شعر آزاد را به وجود میآورد لازم و حتمی میدانم». البتّه پس از مرگ او، برخی از شاگردانش به رهبری (احمد شاملو) شعری بی وزن ابداع کردند که به «شعر سپید» معروف شد.
2-26 شیوههای شعر نو
شعر نو با سه شیوهی شعر آزاد(وزن عروضی با کوتاه و بلند شدن مصراعها و نامشخص بودن قافیه)، شعر سپید(آهنگین اما فاقد وزن عروضی و جای مشخص برای قافیه) و شعر موج نو فاقد وزن و آهنگ و قافیه است، شعری است بی ریشه و تصنّعی که دکتر شفیعی کدکنی آن را (شعر جدولی) نام داده است که به وسیلهی شاعر کرمانی(احمدرضا احمدی) به تقلید از سوررئالیستهای فرانسوی پدید آمد.نمایندگان دیگر این گونه شعر :یداللّه رؤیایی، بیژن الهی، پرویز اسلام پور و احمد رضا چکّه نی هستند.
2-27 مکتبهای ادبی اروپایی
مکتبهای ادبی اروپایی عبارتند از: باروک، کلاسیک، اومانیسم، کونچیسم، کولتیسم، نئوکلاسیسیم، رمانتیسم، رئالیست، ناتورالیسم، پارناس، سمبولیسم، مکتب رومن، جهان وطنی(کوسموپولیتیسم)، اونانیسم، گروه صومعه، ایماژیست، آکمهایسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم، دادائیسم، سوررئالیسم، اگزیستانسیالیسم.
2-27-1 رئالیست یا واقعگرایی
«رئالیسم را باید پیروزی حقیقت واقع بر تخیّل و هیجان شمرد. این مکتب ادبی بیشتر از این لحاظ حائز اهمیت است که مکتبهای متعدد بعدی نتوانسته است از قدر و اعتبار آن بکاهد و بنای رماننویسی جدید و ادبیات امروز جهان بر روی آن نهاده شده است»(حسینی، 1384: 269).
«همه آن چیزهایی که در رومانتیسم، چیزی غیرواقعی را جایگزین واقعیت میکرد: از قبیل ماوراءالطبیعه، فانتزی، رؤیا، افسانه، جهان فرشتگان، جادو و اشباح، حقّ ورود به قلمرو رئالیسم را ندارند. البّته توجّه به سرزمینهای دیگر و به زمانهای دیگر (سفر در مکان و سفر در زمان) که از مشخصات رومانتیسم بود، هیچکدام از ادبیات رئالیستی حذف نشدهاند. امّا جای خیالبافی درباره سرزمینهای دوردست را سفر واقعی و مشاهده آن سرزمینها گرفته است. تاریخ نیز الهام بخش آثار رئالیستی متعددی است امّا رماننویس رئالیست، تاریخ را هم زمینهای برای آگاهیهای دقیق تلقی میکند نه سرچشمهای برای خیالبافی. از این رو گذاشتهای که در آثار رئالیستی مطرح میشود بیشتر گذشته نزدیک جامعهای است که خود نویسنده متعلق به آن است. خلاصه اینکه نبوغ نویسنده رئالیست در خیالبافی و آفریدن نیست بلکه در مشاهده و دیدن است.رئالیسـم طرفـدار تشـریح جزئیات است.
بزرگترین نویسنده رئالیست در این دوره گوستاو فلوبر است و شاهکار او مادام بوواری Bovary Madame کتاب مقدس رئالیسم بر شمرده میشود»(همان:280-277).
2-27-2 سوررئالیسمlisme Surrea
«سوررئالیسم، فلسفه به معنی کلاسیک کلمه نیست، نمیخواهد که با سر هم کردن یک رشته استدلالات انتزاعی، نظریههایی را تحلیل یا اثبات کند. سوررئالیسم در زندگی غوطهور شده است نه در عالم مجردات. با این همه به معنی وسیع کلمه نوعی فلسفه است زیرا جهان بینی تازهای را بیان میکند و به دنبال کشف راز کیهان است نه اینکه تجربهگرایی سادهای باشد. در عین حال هم عمل است و هم تفکّر درباره غایات این عمل. برای کسی که از بیرون ناظر است سوررئالیسم هیولایی شگرف و نامعقول است اما برای کسی که توانسته باشد وارد آن شود خارقالعادهترین کشف و شهود انسانی است. اوّلی گمان میکند که انحصار عقل سلیم را در اختیار دارد اما دومی از ورود در دنیاهای نامکشوف «فراواقعیت» یعنی نه در «غیر واقعی» بلکه در «قلب واقعیت» سر مست میشود».
سوررئالیسم در درجه اول نوعی نیروی عظیم گسستن است. ورود به آن نه از طریق تجارب، بلکه به دنبال دگرگونی ناگهانی روحی که همه شیوههای احساس کردن و اندیشیدن را زیر و رو کند، امکان مییابد.
سوررئالیسم در درجه اول عصیان است. این عصیان حاصل هوس روشنفکرانه نیست، بلکه برخورداری استراتژیک بین قدرتهای روح و شرایط زندگی است. سوررئالیسم از نومیدی عظیم در برابر وضعی که انسان بر روی زمین به آن تنزل پیدا کرده است و امید بیانتها به دگردیسـی انسانی زاده شده است» (همان، 782-781).
2-27-3 پست مدرنیسم یا فرانوگرایی
در فرهنگ امریکن هری تیج در برابر واژهی پست مدرنیسم آمده است «پست مدرنیسم چیزی است که به هنر مهندسی یا تاریخ مربوط میشود و واکنشی است در مقابل بنیان اولیهی مدرنیسم که اجسام و ابزار سنّتی و کلاسیک هنر را فرا میخواند آن هم با نامهای مدرن. پس به هر آن چه که ویژگی مدرن و قبل آن را نداشته باشد، پست مدرنیسم میگویند.
«پست مدرنیسم چنان که از نامش پیداست یعنی ادّعای بر گذشتن از مدرنیسم. مدرنیسم در حقیقت آن شیوهای بود که از سنّت فراتر میرفت؛ بنابراین پست مدرنیسم هم از مدرنیسم و هم از سنت فراتر خواهد بود»(صفا، 1366: 81).
ظاهراً مفهوم پست مدرنیسم را اولین بار فدریکودی اونیس، نویسنده ی اسپانیایی در کتاب گزیدهی شعر خود به کار برد. او در واکنش نسبت به مدرنیسم، از این کلمه استفاده کرد.
پست مدرنیسم به گوناگونی و کثرت نظر دارد. برچندگانگی فرهنگها، قومیت و نژاد، جنسیت، حقیقت و حتّی خود تأکید میکند و بر آن است که هیچ یک از اینها نباید بر دیگری ترجیح داده شود.
2-28 روش بررسی سبک شناسی متون
برای بررسی سبک و شیوهی شاعری هر سراینده روشهای متفاوتی وجود دارد. ما نیز جهت بررسی شیوهی سخن سرایی بیژن نجدی، م. مؤید و فرامرز محمّدیپور باید روشی مناسب را برگزینیم تا بتوانیم به یک مجموعهی کلّی و علمی از سبک و روش آنها در سرودن اشعارشان دست یابیم. یکی از این روشها این است که متن را از سه دیدگاه، زبان، ادبیات و فکر مورد بررسی قرار دهیم تا بدین وسیله بتوانیم به اجزای متشکّلهی متن اشراف یابیم.
این تحقیق بر آن است که اشعار سه تن از شاعران شرق گیلان(بیژننجدی، محمدحسین مهدوی(م.مؤید) و فرامرز محمدیپور) را بر اساس سبکشناختی در سه سطح زیر مورد بررسی قرار دهد:
1-سطح زبانی (Literally Level)
2-سطح ادبی (Literary Level)
3-سطح فکری (Philosophical Level)
امّا قبل از اینکه به بررسی سطوح سه گانهی سبکی اشعارشان بپردازیم ابتدا به معرّفی این شاعران در فصل سوم خواهیم پرداخت.
فصل سوم
معرفی بیژن نجدی، محمدحسین مهدوی(م، مؤید) و
فرامرز محمدی پور

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

به دنبال مطـالعات فراوانی که نگارنده دربارهی زندگی نامه و آثار بیژن نجدی، م. مؤیّد و فرامرز محمّدیپور انجام داده به دلیل ناکافی بودن اطّلاعات برای نگارش این رساله بر آن شده تا ضمن مصاحبهی حضوری، مصاحبهی تلفنـی و تهیّهی پرسشنامهی حاوی سؤالات مورد نظر به اطّلاعات مفیـدی برای نگارش دست یابد.
در روز دوشنبه مورخه 13/8/1392 ساعت 5/4 عصر با خانم پروانه محسنی آزاد همسر مرحوم آقای بیژن نجدی مصاحبهی تلفنی داشتم و به مدد راهنماییهای ایشان به اطلاعات ذیل دست یافتم:
3-1 زندگینامهی بیژن نجدی
بیژن نجدی در 24 آبان 1320 درخاش به دنیا آمد. همسرش خانم پروانه محسنی آزاد، آموزگار بازنشستهی آموزش و پرورش است. نجدی دو فرزند دختر و پسر به نامهای ناتانائیل و یوحنا دارد که فرزند پسرش در خارج از کشور به سر میبرد. نجدی در سال 1339 در یکی از دبیرستانهای رشت در رشتهی ریاضی فارغ التحصیل شد و همان سال به دانشسرای عالی تهران رفت و سال 1343 با مدرک لیسانس ریاضی به استخدام آموزش و پرورش در آمد و دبیر جبرو هندسهی دبیرستانهای لاهیجان شد، او پس از مدتی مدرک کارشناسیارشد را هم اخذ کرد. نجدی شاعر و نویسندهی معاصر ایرانی است، ساکن لاهیجان بود از او به خاطر سالهای پربار زندگیاش در این شهرو به دلیل اینکه سرانجام تن خستهاش را به خاک این شهر که از باران دیدهی شاگردانش خیس شده بود سپرد به عنوان هنرمند و شاعر لاهیجی یاد میشود، هر چند شاید گنجاندنش در یک مرز جغرافیایی جفایی باشد به او. نجدی داستاننویسی را در سالهای دانشجویی در مجلهی «فردوسی» با نامی مستعار تمرین کرد. پس از چندین سال سکوت داستانهای «شب سهراب کشان» و «چشمهای دکمهای من» در چیستا و کادح به چاپ رسید، اما مجموعه «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» او در سال 1373 برنده ی جایزه ی اول «قلم زرین گردون» و در واقع سکوی شهرتش شد هر چند که پیش از آن آثاری از بیژن نجدی چه در زمینهی داستان و چه شعر در نشریات مختلف کشور چاپ گردید. نجدی در دوران جنگ و دود و آتش به همراه جمعی از دبیران آموزش و پرورش به جبهه اعزام شد. او برندهی جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی نیز شده است. پاره ای از آثار نویسندهای که خود را «به شکل غمانگیزی بیژن نجدی» معرفی میکند به زبانهای آلمانی، انگلیسی، لهستانی و کردی ترجمه و منتشر شده است.
3-1-1 ویژگی داستانها و اشعار نجدی
نجدی نیز همچون گلشیری نویسندهای ساختارشکن و و تجربهگراست و در داستانهایش رویکرد تازهای نسبت به جایگاه زبان در ادبیات داستانی به نمایش میگذارد اما برخلاف برخی از نویسندگان سالهای آغازین دهه هفتاد، هرگز مرعوب زبان اثر نمیگردد و قصه و روایت نیز در آثار او جایگاه ویژهی خود را دارند. زبان داستانهای نجدی یک ویژگی دیگر نیز دارد و آن به کارگیری فراوان تشبیه و استعاره است. این ویژگی داستانهای نجدی، زبان آثار او را تا حدی به زبان شعر گونه نزدیک کرده است و نوعی تشخص سبکی به آثار او بخشیده است. او در داستان دست به ابتکار میزند، در داستان تجربه میکند، تجربهای که خاص خود نجدی است. در حقیقت او دست به تکرار تجربهی دیگران نمیزند و گونهای دیگر از داستان را با مؤلفههای خاص خود خلق میکند و او را در میان مخاطبان پرفروش و قابل اعتنا میکند. نجدی نویسندهای با ذوق ادبی است که داستانهایش در سبکهای واقعگرایی و فراواقعگرایی است. وی از پیشگامان داستاننویسی پست مدرن در ایران به شمار میآید. نشانههای سبک واقعگرایی در بخشهای مختلف برخی از این داستانها از زندگی ملموس شخصیتها و نشانههای سبک فراواقعیتگرایی در تعداد دیگری از داستانها از همذات پنداری با اشیای بیجان است که به طور بارز به ذهن خوانندهی کتاب منعکس میشود. بیژن نجدی از قریحهی شاعری خود در متن داستانها بهره برده و استعارهها و تشبیههای فراوانی در متن آنها آورده است.
چون او از نخستین کسانی بود که نوعی نگاه تازه به درون زبان عادی داشت، در بعضی شعرهایش مسائل بسیار جزیی و در دسترس را در حوزهی زبان مطرح کرده است. شاعر گزینشی از زیباترین وجوه و کارکردهای زبان مردم و بعد از پالایش را به کار میگیرد و در شعر خود مورد استفاده قرار میدهد. متن شعر به عنوان دنیای آزاد، به مثابهی زندگی واقعی که در آن هم زمان همه چیز در کنار هم و با هم حاضر هستند، خود امکان حضور و غیاب کاراکترهای مختلفی را میدهد. شاعر به جای بیان مستقیم، موفقیت شعر را تضمین میکند چرا که خواننده را به داوری خوانده است تا به تعداد خوانندهها بتوان برداشت متفاوت از فضاهای پیرامون خود داشت که از لحاظ ریختشناسی و زبانشناسی همه اتفاقات گویی با هم افتادهاند. نجدی شاعر هوشمندی است و این هوشمندی به وضوح در شعرش به چشم میآید، حواس شاعر به اطرافش است، با اشیا ارتباط زبانی برقرار میکند، جغرافیای حضورش را درک میکند و دغدغهاش را در شعر پیاده میکند بی آن که درد دل کند. شعر نجدی از مکانمندی خارج میشود و قابل تسرّی به خوانندگان دیگر در اقصی نقاط جغرافیا نیز هست. او تلاش میکند که طبیعت را با تاریخ پیوند بزند. نجدی به شدّت شاعری انسان دوست است یک چشم او همیشه نگران انسان اکنون است. از دردمندی و دغدغهای که او نسبت به انسان معاصرش دارد نمیتوان غافل بود. زمانی که نجدی از بوسنی و فلسطین در شعرش مینویسد میتوان دریافت که او به معنای انسان، فراتر از یک جغرافیای محدود میاندیشد. مخاطب در شعر نجدی نه با یک معنای مشخّص بلکه با افقهایی از معنا روبروست.او با به کارگیری زبان شاعرانه و با دایرهای گسترده و بسیار سنجیده و همچنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است،از این رو داستانهایش را میتوان داستان شاعرانه نامید.پیش از نجدی کسان دیگری در زمینهی درآمیختن شعر و داستان تلاش کردهاند اما هیچیک نتوانستند موفقیت نجدی را به دست آورند.نجدی با فرم و محتوای ارزشمند شعر و داستان،مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهدهی ظرافتهای آن برآمده است.او استعداد کمنظیری در ادبیات داستانی داشته است. اکنون که چندی است از خاموشی وی میگذرد، دنیای شعر وقصه سعی دارد، به شناخت تازه ای از حرکتها و تجربههای ارزشمند وی دست یابد. نجدی پدیدهای ساده، اما پر از نقشهای سیّال و لغزندهای بود که پیوسته در قلمرو ذهن و زبان، مخاطبانش را به شگفتی وامیداشت. در کارنجدی، مناسبات میان رویا و واقعیت، پیوسته در حال پوست انداختن بوده است و تنها از این رهگذر بود که وی در شناخت لحظهها و شیوهی بیان، با ساختاری هنرمندانه عمل میکرد.
3-1-2 وفات نجدی
نجدی با انتشار مجموعه داستان «یوز پلنگانی که با من دویدهاند» به شهرت رسیدو خود را در جامعهی ادبی کشور مطرح ساخت اما مرگ ناگهانی او در شهریور 76 اهالی ادبیات را که به ظهور نویسندهای خلاق دل بسته بودند غافلگیر کرد. نجدی نیز همچون بهرام صادقی حضوری کوتاه مدت در فضای ادبی کشور داشت، اما تأثیری که آثارش بر جریانهای ادبی پس از او گذاشت بسیار چشمگیر و قابل توجه است.بیژن نجدی در شهریور 1376 به علت بیماری سرطان ریه در گذشت. آرامگاه او در شهر لاهیجان در جوار بقعه شیخ زاهد گیلانی قرار دارد. پس از او آثار به جای ماندهاش به اهتمام همسرش خانم محسنی آزاد انتشار یافت. بنابر دفتر خاطراتش شاید بتوان گفت که او هنرمندی بود که دیروز زاده شد، دیروز عاشق شد، دیروز مرد اما امروز در آینهی طلوعی بیغروب ماندگار است.

user7-162

بررسی PAGEREF _Toc407220332 h 47
8-2. ویژگیهای امام از دیدگاه امامیه PAGEREF _Toc407220333 h 50
8-2-1.عصمت PAGEREF _Toc407220334 h 50
8-2-1-1.فرق بین عصمت و عدالت‏ PAGEREF _Toc407220335 h 50
8-2-1-2.ادله عصمت PAGEREF _Toc407220336 h 51
8-2-1-2-1.ادله عقلی PAGEREF _Toc407220337 h 51
8-2-1-2-1-1.حفظ شریعت PAGEREF _Toc407220338 h 51
8-2-1-2-1-2. برهان امتناع تسلسل PAGEREF _Toc407220339 h 53
8-2-1-2-2.ادله نقلی PAGEREF _Toc407220340 h 53
8-2-1-2-2-1.آیات؛ آیه ابتلاء ابراهیم PAGEREF _Toc407220341 h 53
8-2-1-2-2-2.روایات؛ حدیث ثقلین PAGEREF _Toc407220342 h 56
الف)دلالت مستقیم حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت PAGEREF _Toc407220343 h 56
ب)دلالت غیر مستقیم(التزامی) حدیث PAGEREF _Toc407220344 h 57
8-2-2.افضل بودن PAGEREF _Toc407220345 h 58
8-2-2-1.دلیل عقلی PAGEREF _Toc407220346 h 59
8-2-2-2.دلیل نقلی PAGEREF _Toc407220347 h 59
8-2-3.علم PAGEREF _Toc407220348 h 60
8-2-3-1.دلیل عقلی PAGEREF _Toc407220349 h 60
8-2-3-2.ادله نقلی PAGEREF _Toc407220350 h 61
8-2-4. نصب الهی PAGEREF _Toc407220351 h 66
8-2-4-1.دلیل عقلی PAGEREF _Toc407220352 h 67
8-2-4-2.دلیل نقلی PAGEREF _Toc407220353 h 68
9.نتیجه PAGEREF _Toc407220354 h 70
فصل دوم:فخر رازی؛زندگی و تطوّر علمی PAGEREF _Toc407220355 h 72
1.زندگی فخر رازی PAGEREF _Toc407220356 h 72
1-1. ولادت و نسب PAGEREF _Toc407220357 h 72
1-2.ویژگیهای شخصیتی PAGEREF _Toc407220358 h 72
1-3. مذهب فقهی و مکتب کلامی فخر رازی PAGEREF _Toc407220359 h 73
1-3-1. اهل بیت در مفاتیح الغیب و شیعه‌بودن فخر رازی PAGEREF _Toc407220360 h 73
بررسی PAGEREF _Toc407220361 h 74
1-4 .وفات فخر رازی PAGEREF _Toc407220362 h 75
2. تطور علمی فخر رازی PAGEREF _Toc407220363 h 75
2-1. اساتید فخر PAGEREF _Toc407220364 h 75
2-2.شاگردان فخر رازی PAGEREF _Toc407220365 h 76
2-3.جایگاه علمی فخر رازی PAGEREF _Toc407220366 h 76
2-4.سفرهای علمی فخر رازی PAGEREF _Toc407220367 h 77
2-5. تألیفات فخر رازی PAGEREF _Toc407220368 h 77
2-6.اوضاع اجتماعی عصر فخر رازی PAGEREF _Toc407220369 h 78
3.نگاهی به تفسیر مفاتیحالغیب(تفسیر کبیر)فخر رازی PAGEREF _Toc407220370 h 78
3-1.نقص و تکمیل مفاتیح الغیب PAGEREF _Toc407220371 h 78
3-2.انگیزه نگارش مفاتیح الغیب PAGEREF _Toc407220372 h 80
3-3.ویژگیهای مفاتیح الغیب PAGEREF _Toc407220373 h 81
3-4. شیوه تنظیم و نگارش مفاتیح الغیب PAGEREF _Toc407220374 h 82
3-5.مفاتیح الغیب در گفتار عالمان PAGEREF _Toc407220375 h 83
3-6. روش و گرایش فخر رازی در تفسیر مفاتیحالغیب PAGEREF _Toc407220376 h 85
3-7.مصادر و منابع مفاتیح‌الغیب PAGEREF _Toc407220377 h 86
3-8.تاثیر مفاتیح‌الغیب بر تفاسیر دیگر PAGEREF _Toc407220378 h 87
1-4.نتیجه PAGEREF _Toc407220379 h 88
فصل سوم: فخر رازی و آیات بیانگر ولایت حضرت علی PAGEREF _Toc407220380 h 89
1. آیه تبلیغ‏ PAGEREF _Toc407220381 h 90
1-1.تبیین آیه با توجه به کلمات،عبارات و سیاق آن PAGEREF _Toc407220382 h 91
1-2. تبیین آیه با توجه به شأن نزول و حقایق تاریخی PAGEREF _Toc407220383 h 99
1-3.تحلیل آیه با توجه به سایر آیات مرتبط با مقصود آیه PAGEREF _Toc407220384 h 100
1-4.موضع فخر رازی نسبت به دلالت آیه تبلیغ بر ولایت حضرت علی PAGEREF _Toc407220385 h 103
1-4-1.حفظ جان؛علت تأخیر و ترس پیامبر در ابلاغ پیام مهم الهی PAGEREF _Toc407220386 h 103
بررسی PAGEREF _Toc407220387 h 103
دلایل عدم بیم پیامبر در ابلاغ پیام الهی به خاطر حفظ جان PAGEREF _Toc407220388 h 103
1-4-2. منظور از «ما اُنزِلَ»، تمام رسالت PAGEREF _Toc407220389 h 106
بررسی PAGEREF _Toc407220390 h 107
دلایل عدم دلالت «ما‌اُنزِلَ» بر تمام رسالت PAGEREF _Toc407220391 h 107
1-4-3.حفظ پیامبر از شرّ یهود و نصاری PAGEREF _Toc407220392 h 109
بررسی PAGEREF _Toc407220393 h 110
دلایل عدم دلالت آیه بر وجود خطر یهود و نصاری PAGEREF _Toc407220394 h 110
1)ناسازگاری با سیاق آیه PAGEREF _Toc407220395 h 110
2)عدم ترس پیامبر در ابلاغ امر الهی به خاطر حفظ جان PAGEREF _Toc407220396 h 114
1-5.نتیجه PAGEREF _Toc407220397 h 117
2. آیه اکمال PAGEREF _Toc407220398 h 119
2-1. بررسی و تبیین کلمات و عبارات آیه PAGEREF _Toc407220399 h 121
2-2.تبیین آیه با شأن نزول آن PAGEREF _Toc407220400 h 126
2-3.تبیین آیه با مسائل موجود جامعه مسلمین PAGEREF _Toc407220401 h 127
2-4. موضع فخر رازی در دلالت آیه اکمال بر ولایت حضرت علی PAGEREF _Toc407220402 h 130
2-4-1. اکمال دین یعنی کامل کردن احکام و تسلّط اسلام PAGEREF _Toc407220403 h 131
بررسی PAGEREF _Toc407220404 h 131
دلایل عدم تسلّط مطلق و دائمی مسلمین بر تمام کفار PAGEREF _Toc407220405 h 131
2-4-2.مقصود از واژه«الیوم»؛واژه‌ای مجازی یا روز عرفه PAGEREF _Toc407220406 h 132
بررسی PAGEREF _Toc407220407 h 133
1)عدم وجود قرینه بر مجازی بودن واژه«الیوم» PAGEREF _Toc407220408 h 133
2)عدم نزول آیه در روز عرفه PAGEREF _Toc407220409 h 133
2-4-3.یأس کافران به دلیل نا‌امیدی کفار از حلال‌کردن پلیدی‌ها و نیز غلبه اسلام PAGEREF _Toc407220410 h 137
بررسی PAGEREF _Toc407220411 h 137
1)عدم توانایی کفار در حلال‌کردن گوشت‌های حرام؛تکوینی است یا تشریعی PAGEREF _Toc407220412 h 137
2)عدم غلبه مطلق و دائمی مسلمین بر کفّار PAGEREF _Toc407220413 h 138
2-4-4.اکمال دین؛یعنی صدور احکام کامل و ابدی در آخر بعثت PAGEREF _Toc407220414 h 139
بررسی PAGEREF _Toc407220415 h 139
کامل بودن دین ؛یعنی جایگزینی رکنی با فقدان یکی از ارکان دین PAGEREF _Toc407220416 h 139
2-5.نتیجه PAGEREF _Toc407220417 h 141
3.آیه اولوالأمر PAGEREF _Toc407220418 h 144
3-1.تبیین کلمات و عبارات آیه PAGEREF _Toc407220419 h 145
3-1-1.دیدگاه‌ها در مورد مصادیق اولوا‌الأمر PAGEREF _Toc407220420 h 147
3-1-2.مصادیق حقیقی اولوا‌الأمر PAGEREF _Toc407220421 h 148

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

3-2. تبیین آیه با شأن نزول آیه PAGEREF _Toc407220422 h 149
3-3.تبیین و تفسیر آیه با آیات تطهیر و ولایت PAGEREF _Toc407220423 h 149
3-4.موضع فخر رازی درباره دلالت آیه اولوا‌الأمر بر امامت حضرت علی PAGEREF _Toc407220424 h 151
3-4-1.مصداق اولوا‌الأمر،اهل حل و عقد امت و حجیت اجماع PAGEREF _Toc407220425 h 151
3-4-1-1.دلالت آیه بر عصمت PAGEREF _Toc407220426 h 151
3-4-1-2.مراد از اولوا‌الأمر؛اهل حل‌و‌عقد PAGEREF _Toc407220427 h 152
بررسی PAGEREF _Toc407220428 h 152
1)اشتباه فخر رازی PAGEREF _Toc407220429 h 152
2)نکته‌ای دقیق و اعتراف فخر رازی PAGEREF _Toc407220430 h 153
3)دلایل عدم دلالت آیه بر اهل‌حل‌و‌عقد PAGEREF _Toc407220431 h 153
4)عدم عصمت اهل‌حل‌و‌عقد PAGEREF _Toc407220432 h 155
5)عدم صدق اولوا‌الأمر معصوم بر اهل حلّ‌وعقد PAGEREF _Toc407220433 h 155
6)عدم حجیت اجماع امت PAGEREF _Toc407220434 h 157
3-4-2.دلایل فخر رازی بر عدم دلالت آیه بر مدعای روافض ؛یعنی شیعیان PAGEREF _Toc407220435 h 157
3-4-2-1.دلیل اول ؛ناتوانی از شناخت معصومین PAGEREF _Toc407220436 h 157
3-4-2-1-1.فرض اول؛ اطاعتِ قبل از شناخت معصومین، تکلیفی خارج از توان PAGEREF _Toc407220437 h 157
بررسی PAGEREF _Toc407220438 h 158
3-4-2-1-2.فرض دوم: اطاعتِ مشروط به شناخت، مخالف با اطلاق آیه PAGEREF _Toc407220439 h 158
بررسی PAGEREF _Toc407220440 h 158
1)شناخت،لازمه ضروری انجام و اطاعت هر عمل مطلق و مقید PAGEREF _Toc407220441 h 158
2)اعترافی از فخر رازی در مخالفت با ادعای وی PAGEREF _Toc407220442 h 163
3-4-2-2.دلیل دوم:ناصحیح‌بودن حمل لفظ جمع بر مفرد PAGEREF _Toc407220443 h 165
بررسی PAGEREF _Toc407220444 h 165
1)انواع کاربرد لفظ جمع در معنای مفرد PAGEREF _Toc407220445 h 165
2)عدم دلالت اجتماع افراد بر عصمت آنها PAGEREF _Toc407220446 h 168
3-4-2-3.دلیل سوم ؛عدم ذکر امام در کنار خدا و رسول،دلیل بر مصداق اولوا‌الأمر نبودن آن PAGEREF _Toc407220447 h 169
بررسی PAGEREF _Toc407220448 h 169
1)جواب نقضی PAGEREF _Toc407220449 h 169
2)آیه در مقام بیان مرجعیت قرآن و سنت و نه بیان مصداق اجرایی حلّ اختلاف PAGEREF _Toc407220450 h 169
3)اشکالات اساسی نظر فخر رازی PAGEREF _Toc407220451 h 171
3-4-2-3.ردّ دیگر مصادیق اولوا‌الأمر از سوی فخر رازی PAGEREF _Toc407220452 h 172
بررسی PAGEREF _Toc407220453 h 173
1)عدم دلالت اولوا‌الأمر بر خلفاء راشدین و علماء PAGEREF _Toc407220454 h 173
2)عدم دلالت آیه بر فرماندهان و سلاطین PAGEREF _Toc407220455 h 174
بررسی PAGEREF _Toc407220456 h 175
3-5.نتیجه PAGEREF _Toc407220457 h 177
4.آیه ولایت PAGEREF _Toc407220458 h 178
4-1. تبیین آیه از طریق کلمات و عبارات آن PAGEREF _Toc407220459 h 178
4-2.تبیین آیه از طریق شأن نزول آیه PAGEREF _Toc407220460 h 182
4-3. تبیین آیه از طریق دیگر آیات PAGEREF _Toc407220461 h 184
4-4.موضع فخر رازی نسبت به دلالت آیه ولایت بر امامت حضرت علی PAGEREF _Toc407220462 h 190
4-4-1.دلالت آیه بر عموم مؤمنین PAGEREF _Toc407220463 h 190
بررسی PAGEREF _Toc407220464 h 191
1)نقص استدلال فخر رازی بر عمومیت آیه ولایت و دلایل آن PAGEREF _Toc407220465 h 191
1-1)بی‌ارتباطی بین آیه مورد استناد فخر و آیه ولایت PAGEREF _Toc407220466 h 191
1-2) عدم دلالت آیه بر تمایز مؤمنان از منافقان با عبارت یُقیمُونَ الصَّلاه و ... PAGEREF _Toc407220467 h 192
4-4-2.منظور از مؤمنان؛ ابوبکر،علی PAGEREF _Toc407220468 h 193
بررسی PAGEREF _Toc407220469 h 193
دلالت آیه بر حضرت علی PAGEREF _Toc407220470 h 193
4-4-3.منظور از وَ هُمْ راکِعُونَ؛خضوع،شرافت رکوع،حالت مؤمنین PAGEREF _Toc407220471 h 194
بررسی PAGEREF _Toc407220472 h 194
ادله دلالت وَ هُمْ راکِعُونَبر حالت رکوع نماز PAGEREF _Toc407220473 h 194
4-4-4.تقریر استدلال شیعه در بیان فخر رازی PAGEREF _Toc407220474 h 195
4-4-5.نقد فخر رازی بر استدلال شیعه PAGEREF _Toc407220475 h 197
4-4-5-1.اشکال اول:عدم جواز حمل لفظ مشترک بر دو معنا در یک زمان PAGEREF _Toc407220476 h 197
بررسی PAGEREF _Toc407220477 h 197
تقریر ناقص و منحرف استدلال شیعه از سوی فخر رازی PAGEREF _Toc407220478 h 197
4-4-5-2.اشکال دوم:دلایل صحت حمل «ولی» بر «ناصر » و«محب» PAGEREF _Toc407220479 h 198
4-4-5-2-1.دلیل اول:تناسب و وحدت آیه مورد بحث با آیات قبل و بعد از آن PAGEREF _Toc407220480 h 198
بررسی PAGEREF _Toc407220481 h 199
1)وحدت سیاق؛عامل اشتباه فخر رازی PAGEREF _Toc407220482 h 199
2) ادله عدم ارتباط آیه ولایت با آیات قبل و بعد PAGEREF _Toc407220483 h 200
4-4-5-2-2.دلیل دوم:عدم تصرّف علی در زمان پیامبر PAGEREF _Toc407220484 h 201
بررسی PAGEREF _Toc407220485 h 202
ولایت بالفعل حضرت علی در زمان حیات پیامبر PAGEREF _Toc407220486 h 202
4-4-5-2-3.دلیل سوم:عدم صحت حمل الفاظ جمع بر مفرد PAGEREF _Toc407220487 h 204
بررسی PAGEREF _Toc407220488 h 204
1)انواع حمل لفظ جمع بر فرد PAGEREF _Toc407220489 h 204
2)فخر رازی و حمل جمع بر مفرد PAGEREF _Toc407220490 h 205
4-4-5-2-4.دلیل چهارم:تناقض در آیات PAGEREF _Toc407220491 h 207
بررسی PAGEREF _Toc407220492 h 207
1)عدم دلالت آیه54 بر ابوبکر PAGEREF _Toc407220493 h 207
2)تناقض مدعا با عقیده فخر رازی PAGEREF _Toc407220494 h 211
4-4-5-2-5.دلیل پنجم:عدم تمسک علیبه آیه بر امامت خود PAGEREF _Toc407220495 h 212
بررسی PAGEREF _Toc407220496 h 212
1)تمسک و احتجاج علیبه آیه بر امامت خود PAGEREF _Toc407220497 h 213
2)سوگند روز شورا PAGEREF _Toc407220498 h 215
4-4-5-2-6.دلیل ششم:عدم دلالت آیه بر ولایت و امامت بلافصل علیبعد از پیامبر PAGEREF _Toc407220499 h 216
بررسی PAGEREF _Toc407220500 h 217
ولایت بلافصل حضرت علی بعد از پیامبر PAGEREF _Toc407220501 h 217
4-4-5-2-7.دلیل هفتم:دلالت آیه بر پاکی قلوب مؤمنان PAGEREF _Toc407220502 h 217
بررسی PAGEREF _Toc407220503 h 218
دلالت آیه بر التزام مؤمنین به رهبری و ولایت مطلقه PAGEREF _Toc407220504 h 218
4-4-5-2-8. دلیل هشتم:تناسب و تأکید آیات قبل PAGEREF _Toc407220505 h 219
بررسی PAGEREF _Toc407220506 h 219
تناسب و تأکید منطقی آیات دلیل بر معنای تصرّف در امور PAGEREF _Toc407220507 h 219
4-4-5-3. اشکال سوم: عمومیت و عدم خاص‌بودن آیه ودلایل آن PAGEREF _Toc407220508 h 220
4-4-5-3-1.دلیل اول:عدم دلالت کلمه «انّما» بر حصر PAGEREF _Toc407220509 h 220
بررسی PAGEREF _Toc407220510 h 221
1)اتفاق دانشمندان بر حصر«انّما» PAGEREF _Toc407220511 h 221
2)دلالت آیات مورد استناد فخر رازی بر حصر مطلق PAGEREF _Toc407220512 h 221
3)دلایل حصر مطلق در آیه ولایت PAGEREF _Toc407220513 h 223
4-4-5-3-2.دلیل دوم:عدم دلالت و شمول نصرت بر همه مؤمنان PAGEREF _Toc407220514 h 224
بررسی PAGEREF _Toc407220515 h 224
1)مغالطه فخر رازی و تحریف ظاهر آیه PAGEREF _Toc407220516 h 225
2)توجیه نامربوط و مشکل PAGEREF _Toc407220517 h 226
4-4-5-4.اشکال چهارم:عدم دلالت آیه بر علی[] PAGEREF _Toc407220518 h 228
بررسی PAGEREF _Toc407220519 h 228
دلالت کامل آیه بر حضرت علی PAGEREF _Toc407220520 h 228
4-4-5-5.اشکال پنجم: عدم دلالت آیه بر پرداخت زکات توسط علی[]در حال رکوع PAGEREF _Toc407220521 h 230
4-4-5-5-1.دلیل اول:زکات نام عمل واجب است PAGEREF _Toc407220522 h 230
بررسی PAGEREF _Toc407220523 h 230
1)زکات اسمی عام برای واجب و مستحب PAGEREF _Toc407220524 h 230
2)عدم تعلّق زکات واجب بر انگشتر PAGEREF _Toc407220525 h 232
4-4-5-5-2.دلیل دوم:توجه به غیرخدا نامناسب با شأن علی PAGEREF _Toc407220526 h 233
بررسی PAGEREF _Toc407220527 h 233
سائل فرستاده خدا و توجه به درخواست او توجه به خدا PAGEREF _Toc407220528 h 233
4-4-5-5-3.دلیل سوم:دادن انگشتر عمل زیادی در نماز PAGEREF _Toc407220529 h 234
بررسی PAGEREF _Toc407220530 h 234
عدم صدق فعل کثیر بر اشاره PAGEREF _Toc407220531 h 234
4-4-5-5-4.دلیل چهارم: فقر علی و عدم وجوب زکات بر ایشان PAGEREF _Toc407220532 h 235
بررسی PAGEREF _Toc407220533 h 235
زکات مستحبّی PAGEREF _Toc407220534 h 235
4-4-5-5-5.دلیل پنجم:ناقص‌بودن استدلال PAGEREF _Toc407220535 h 235
بررسی PAGEREF _Toc407220536 h 235
4-4-5-7.علّت عدم ذکر«اولیاء» به جای «ولی» PAGEREF _Toc407220537 h 235
بررسی PAGEREF _Toc407220538 h 236
4-5.نتیجه PAGEREF _Toc407220539 h 238
نتایج پژوهش PAGEREF _Toc407220540 h 239
پیشنهاد PAGEREF _Toc407220541 h 245
کتابنامه PAGEREF _Toc407220542 h 246
فصل اول:کلیات1.طرح تحقیق1-1.بیان مسأله
بحث از ابعاد امامت ازقبیل چیستی،چرایی،چگونگی و کیستی و به معنای جانشینی پیامبراکرم بعد از وفات ایشان اولین و اختلافانگیزترین بحث در میان متکلمان و محققان اسلامی بوده است. امت اسلام بعد از پیامبر به دو مذهب اصلی و هر کدام از این مذاهب به تدریج به فرقههای مختلفی منشعب شد؛علت اصلی این افتراق در بین مسلمانان بحث جانشینی بعد از رحلت پیامبر میباشد.هریک از مذاهب و فرَق مسلمان برای اثبات ابعاد بحث امامت ادلهای اقامه کرده و برآن پافشاری نمودهاند.مذهب تشیع با اقامه ادله عقلی و نقلی(آیات و روایات و تاریخ)چگونگی و کیستی خلیفه بعد از پیامبر را مخصوص عده خاصی(اهلبیت معصوم پیامبر )دانسته است.اما اهل تسنن خلافت بعد از پیامبر را مخصوص کسی ندانسته و به نظرآنان هرکسی که مورد اجماع و انتخاب مردم یا از طریق شورا،توافق اهل حل وعقد، غلبه و زور بر حاکمیت مردم مسلّط شده باشد ،به عنوان امام مسلمین و جانشین پیامبر است.
علماء امامیه به استناد آیاتی ازقرآن؛که به آیات امامت و ولایت مشهورند؛امام را ازطرف خدا منصوب دانسته و قائلند که مردم در تعیین امام هیچ نقشی را ندارند و این مقام برای تداوم هدایت مردم همانند مقام نبوت باید ازسوی خداوند ، مشخص و به وسیله پیامبر به مردم شناسانده شود.امّا در مقابل ؛ علمای اهل تسنن دلالت این دسته از آیات را بر امامت حضرت علی و اولاد معصومش قابل قبول ندانسته و با ذکر شأن نزولها و دلایلی برادله علمای امامیه خدشه و شبهاتی را وارد نمودهاند و از قبول امامت و خلافت بلافصل حضرت علی و نیز اولاد معصومش سرباز زدهاند.
یکی از علماء مشهور اهل سنت،فخررازی است.ایشان ضمن اعتراف به فضائل اهلبیت نسبت به دلالت آیات ولایت بر ولایت و امامت حضرت علی موضع دیگری گرفته است. سوال قابل طرح در این جستار این است که موضع فخر رازی درخصوص دلالت آیات ولایت بر ولایت امیرالمؤمنین علی چیست.
1-2.علت انتخاب موضوع
از مهمترین دلایل انتخاب این موضوع برای تحقیق علاقه به مباحث امامت و ولایت به ویژه استدلالی بودن بحث میباشد. بررسی استدلالهای عقلی و نقلی مفسّر،فیلسوف و متکلم مشهوری چون فخر رازی در مورد دلالت آیات ولایت موضوع مهمی است که بنده را علاقهمند به پرداختن به آن نمود.نکته دیگر این که پ‍ژوهشگر به عنوان فردی شیعه مذهب بر خود وظیفه میداند که ضمن تحقیق ،بررسی و تحلیل مستدل از قدیمیترین و جدیدترین منابع در خصوص ولایت اهل بیت در قرآن کریم ضمن تعمیق باور،از حقانیت مذهب حقه شیعه اثنی عشری دفاع نموده و غبار جهل و غفلت را که توسط برخی دانشمندان اهل سنت بطور عمدی یا سهوی بر چهره حقیقی این مذهب گذاشته شده را برطرف نموده و راه را بر جویندگان حقیقت آشکار و آشکارتر نماید.
1-3.سابقه پژوهش
در خصوص بررسی آیات امامت و ولایت در تفسیر کبیر برخی از مفسّرین شیعه ذیل آیات ولایت به بحث پرداختهاند ؛به عنوان مثال علامه طباطباییدر تفسیر المیزان،آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه و آیات‌الولایه،آیتالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم . در این تفاسیر بهطور اجمال جوابهای نسبتاً خوبی دادهاند اما به صورت مستقل ،جامع ، استدلالی و تحلیلی بحث نشده است و یا به همه اشکالات فخر رازی پاسخ داده نشد.
آقای محمد جواد یزدی پروژه - ریسرچای با عنوان پاسخ به شبهات فخر رازی درمسأله امامت نوشتهاند ،ولی این پروژه - ریسرچبه حسب فضای بحث بهصورت مختصر و بدون استدلال محکم میباشد.آقای داراب نبیزاده پروژه - ریسرچدیگری با عنوان ولایت و فضایل امام علی از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر را نوشتهاند که به اشکالات فخر رازی بر ولایت حضرت علی در قرآن اشاره نشده است.با بررسیهای صورتگرفته کتاب و پایاننامهای با چنین موضوعی یافت نشده است.
1-4.ضرورت واهمیت موضوعوجود ادله عقلی و نقلی مفسّران و متکلمان شیعه در اثبات ولایت و امامت اهل بیت به ویژه به استناد آیات قرآن کریم و در مقابل آن شبههافکنی مخالفان و ایجاد خدشه در دلالت آیات قرآن مبنی بر ولایت اهل بیت یکی از مهمترین اختلافات بزرگ و شاید بزرگترین اختلاف مبنایی دانشمندان این دو مذهب اسلامی است. تحقیق و بررسی دور از تعصب ادله هر کدام از علماء این مذاهب، گام مهمی در کشف حقیقت و نمایاندن آن به طالبان حقیقت است.
از آنجا که ریشه دیگر اعتقادات شیعه ؛از قبیل عصمت، علم ائمه ، توسل ، شفاعت و ...بر پایه ولایت و امامت اهل بیت استوار است ،اثبات دلالت این آیات، نقش اساسی در اثبات حقانیت و این اعتقادات مذهب شیعه داشته ، برطرفکننده اختلاف و عامل اتحاد شیعه و سنی در برابر استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل است.باتوجه به این‌که تفسیر مفاتیحالغیب یکی از مهمترین تفاسیر جامع،استدلالی و دارای اشارات دقیق و علمی است و یکی از منابع مورد استناد بسیاری از علمای شیعه و سنی بعد از آن است؛ بررسی ادله فخر رازی در عدم دلالت آیات مشهور به ولایت و پاسخ جامع،مستدل عقلی و نقلی( قرآنی و روایی معتبر) دارای ضرورتی انکارناپذیر است.چه بسا با ردّ شبهات فخر رازی، ریشه حجم زیادی از شبهات وارد شده در رسانهها بر علیه شیعه، کنده شده و زمینه گسترش اسلام حقیقی در سراسر کشورهای اسلامی و جهان فراهم آید و مقدمهای باشد برای ظهور حضرت بقیهالله الاعظم .
1-5.فواید پژوهش
ضرورت و اهمیت اساسی بررسی موضوع، فواید و برکات زیادی را در پی دارد که به اختصار به آنها اشاره میگردد.
الف)رفع شبهات و اثبات بخشی از حقانیت و حقیقت شیعه و به دنبال آن گسترش مذهب حقه شیعه در سراسر ملل اسلامی و جهان و اتحاد و نزدیکی بین مذاهب اسلامی.
ب)تمسک دیگر مسلمانان به سیره و روش اهل بیت معصوم پیامبر اکرم در کنار قرآن کریم همچنانکه شیعه این‌گونه است.
ج.خروج مسلمانان از ولایت کفر و ایادی آن و ورود به حیطه ولایت اهل بیت معصوم که همان ولایت پیامبر اکرم و آن هم ظهور ولایت الهی است.
د. برداشتن گامی در جهت زمینهسازی برای نزدیکی ظهور دادگستر جهان حضرت حجت بن الحسن المهدی که با آمدنش، تلاش و امید تمام انبیاء و اولیاء به ثمر نشسته ، بشر به تکامل عقلی رسیده و به سعادت دنیا و آخرت خواهد رسید. اِنّهم یرونه بعیداً و نرئه قریباً.
1-6.سوال اصلی پژوهش
موضع فخر رازی در دلالت آیات امامت و ولایت حضرت علیچیست؟1-7.سوالهای فرعی پژوهش
الف) دیدگاه فخر فخر رازی در دلالت آیه تبلیغ بر ولایت حضرت علیچگونه است؟ب) رویکرد فخر رازی در دلالت آیه اکمال بر ولایت حضرت علیچگونه است ؟
ج)رویکرد فخر رازی در دلالت آیه اولیالأمر بر ولایت حضرت علیچگونه است ؟
د)رویکرد فخر رازی در دلالت آیه ولایت بر ولایت حضرت علیچگونه است ؟
1-8. فرضیههای پژوهش
الف) فخر رازی منظور از امر مهم و مبهم نازل‌شده بر پیامبر اکرم را تمام رسالت و زمان نزول آن را در آغاز بعثت و دلیل تأخیر پیامبر در ابلاغ این پیام را ،ترس از یهود و نصاری می‌داند.
ب)اکمال دین از منظر فخر رازی به معنای پیروزی مطلق مسلمین و شکست کفّار،یأس کفار از حلال‌کردن گوشت‌های حرام و صدور احکام کامل و ابدی در آخر بعثت پیامبر می‌باشد.
ج)فخر رازی امر خداوند مبنی بر اطاعت از اولیالأمر را دلیل بر عصمت آنان و مصداق اولی‌الأمر را اهل حلّ‌وعقد امت میداند.
د)از دیدگاه فخر رازی مقصود از «ولی» در آیه ولایت،«دوست» و «یاور» و مقصود از«راکعون»، خضوع بوده و دلالت آیه بر ولایت و امامت حضرت علی مردود است.
1-9. پیشفرضهای پژوهش
الف) قرآن به عنوان کلیات قانون اساسی اسلام و سنت به عنوان بخشی از دین اسلام به منظور هدایت انسان نیاز به تبیین،تفسیر و اجرای صحیح و دقیق دارد.
ب) تفسیر و اجرای قوانین احکام قرآن و اسلام از مهمترین شئون پیامبر اکرم است.
ج. قرآن روشمند بوده و امکان دستیابی به فهم درست از آیات قرآن وجود دارد.
1-10. اهداف پژوهش
الف) بررسی و تبیین دلالت آیات امامت و ولایت .ب) شناخت شبهات وارد شده از سوی فخر رازی در مورد دلالت آیات امامت و ولایت بر ولایت و امامت حضرت علی.
ج)پاسخگویی:پاسخ مستدل عقلی و نقلی به ادله و شبهات فخر رازی با استفاده از مبانی و منابع مورد قبول ایشان و نیز تبیین تناقض‌های وی.
1-11. روش گردآوری اطلاعات
روش جمعآوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانهای و بررسی کتب تفسیری ،حدیثی و کلامی مرتبط با آیات امامت ولایت است و تحلیلی است. استفاده از نرمافزارهای جامعالتفاسیر نور،مشکاتالانوار،کلام،اسرا،معارف قرآن،فرهنگ قرآن،نورالولایه...و مقالات و سایتهای اینترنتی از قبیل hoze net-noormagz-tahoor, با توجه به امکانات و قابلیتهای نرمافزاری موجود در نرمافزارها در بهینه شدن و بهروز شدن کیفیت و کمیت این جستار مفید و موثر واقع خواهد بود.
1-12.نوآوری پژوهش
از ابداعات و نوآوریهای این جستار می ‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف) تحلیل جامع و نوین اشکالات و ادله فخر رازی در مورد عدم دلالت آیات ولایت بر امامت امیرالمومنین علی و پاسخ قرآنی و روایی از منابع و مبانی مقبول ایشان.
ب)بیان تناقضها ، نتایج باطل و فاسد ادله فخر رازی در تفسیر آیات مورد بحث.
1-13. نتایج علمی و عملی پژوهش
ارائه پاسخهای مستدل عقلی،قرآنی وروایی به شبهات آیات امامت واستدلالهای دانشمندان و مفسّرین شیعه علاوه بر استحکام عقاید شیعیان باعث تأمل و تجدید نظر پیروان دیگر مذاهب اسلامی شده و سبب توجه و گرایش هر چه بیشترآنها و بلکه حقجویان و پیروان سایر ادیان به مذهب حقّه شیعه امامیه میگردد.این مهم یکی از برجستهترین نتایج علمی و به تبع آن عملی این تحقیق است.نتیجه دیگر آن که این تحقیق با بررسیهای لازم و کافی بتواند در حد فضای خود مرجع علمی اهل علم و محققان گردد.انشاءالله.
1-14.سازماندهی پژوهش
این پژوهش شامل سه فصل ست. فصل اول به عنوان کلیات تحقیق شامل طرح مسأله ،مفهومشناسی لغوی و اصطلاحی واژههای امامت و ولایت و نیز ادله نیاز به امام ، دلایل وجوب امامت،وظایف و ویژگیهای امام است.فصل دوم به بررسی زندگی و حیات علمی و اوضاع سیاسی اجتماعی،آثار علمی ،ویژگیهای تفسیر کبیر،روش و گرایش تفسیری فخر رازی میپردازد. فصل سوم که اصلیترین بخش این تحقیق است به بررسی دلالت آیات امامت و ولایت، دیدگاه فخر رازی در مورد این آیات و نقد ادله ایشان میپردازد.

2. مفهوم شناسی «ولی» و«ولایت»برای شناخت یک مفهوم ابتدا باید قبل از هر چیز مبنای تصوری آن مشخص شود تا تعریف وتصدیقی که براساس آن مطرح میگردد،روشن،جامع ومانع باشد. کلمه ولایت که از ریشه «و ل ی» است و از نظر لغوی ، اصطلاحی و کاربردهای قرآنی قابل بحث است.
2-1. معنای لغوی ولی
در کتابهای لغت معانی متفاوتی برای مشتقات ولی ذکر شده است که این تفاوت معانی را میتوان ناشی از کاربرد و موقعیت این مشتقات در جملهها متفاوت دانست. لغویون ریشه این واژه را«وَلْی» و به معنای مطلقِ قرب و نزدیکی دانستهاند.برای این واژه معانی مختلفی ذکر شده است از قبیل: صاحب، بهدستگرفتن(امر) ،تابعِ محب ،سزاوارتر، سرپرست و صاحباختیار(نکاح زن ویتیم)، دوست ،نام نوعی باران ، از اسماء الهی به معنای ناصر و متولی امور عالم، آزادکننده،آزادشده،پسرعمو، یاور،صدّیق... . راغب اصفهانی یکی از معانی واژه ولی را فرزند و نیز سرپرست امور دیگران دانسته و کاربرد این لفظ را در معنای فاعلی و مفعولی روا دانسته است و میگوید: «... به مؤمن گفته می‌شود (هو ولی الله عزّ و جلّ) یعنی مؤمن بنده خدا است. البته نسبت به مؤمن تعبیر ( هو مولی الله عزّ و جلّ) نیامده است. نیز گفته شده خداوند متعال ولی و مولای مومنین است... .»
طریحی نیز معانی دیگری برای ولی ذکر کرده است از قبیل:صاحبِ نصرت و یاری ،کسی که امری را اداره میکند(مثل ولی زن یا ولی دم) و نیز از اسماء الهی به معنای یاور مؤمنین و سرپرست امورعالم. وی در ادامه میگوید سلطان ولی امر مردم است و شاهد این معنا را شعر کمیت« وَ نِعْمَ‏ وَلِیُ‏ الْأَمْرِ بَعْدَ وَلِیِّهِ‏وَ مُنْتَجَعُ التَّقْوَی وَ نِعْمَ الْمُقَرَّبُ(المودب)» دانسته و در مورد حضرت علی آیهإِنَّما وَلِیُّکُمُ‏ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ (ولی شما خداوند،رسول و مؤمنانی هستند که نماز خوانده و در حال رکوع زکات میدهند.)دانسته که ولی در این آیه به معنای سرپرست و ادارهکننده امور مردم است و با نقل روایتی از ابوذر، شأن نزول آیه را فقط مخصوص حضرت علی دانسته است.
در برخی از کتب لغت نام نوعی باران را «ولِی» گذاردند اما برخی کتب لغت دیگر این باران را«وَلْی»نامیدند که معنای اخیر برای این باران صحیح است؛زیرا علت نامگذاری این باران آن است که بلافاصله بعد از باران بهاری نازل میشود.با تأملی در کتب لغت در مییابیم که واژه «و ل ی» در قالب فعل به معنای نزدیک شدن ، آمدن بدون فاصله زمانی یا مکانی و پیدرپی است. اما این واژه در قالب اسم یا صفت به معنای یاور،دوست،صاحباختیار و مالک آمده است.ذکر معانیای از قبیل پسرعمو، آزادشده یا آزادکننده به عنوان معنای واقعی واژه «ولی» نیست ؛بلکه بیان مصادیقی از این لفظ و مشتقات آن است. دلیل این ادعا آن است که اگر آزاد‌کننده،آزاد‌شونده،صاحب،همپیمان،پسرعمو، ناصر و همسایه از معنی لفظ ولی باشد ،چرا پسرخاله،پسرعمه،دایی ،عمو، و ... به عنوان دیگر معانی ولی ذکر نشده است؟!پس به خاطر رابطه سرپرستی و تصرّف در امور است که فردی به عنوان ولی فرد دیگر محسوب میشود.در این‌که معنای ریشه( و ل ی) قرابت(اعم از معنوی و مادی) باشد شکی نیست.اما هر قرابتی در هر ابعادی را نمیتوان به عنوان رابطه ولایت و سرپرستی تلقی نمود.
به نظر میرسد بهترین تحلیل در مورد معنای واقعی «ولی» این است که بگوییم ریشه این لفظ به معنای مطلقِ قرب و نزدیکی است. این قرب و نزدیکی در امور معنوی (بهویژه ولایت الهی) بهگونهای است که سبب تصرّف و سرپرستی گردیده و دوستی و یاری از لوازم ضروری و یا مراتب این رابطه میباشد.
زمانی که «ولی» نسبت به مافوق استعمال گردد، مفید معنای مالک است و اگر نسبت به زیر دست به کار برده شود، مفید معنای تابع و مطیع می‏باشد و اگر نسبت به همسان به کار گرفته شود، مفید معنای دوست است و نسبت به سایر معانی نیز چنین است. مثلاً چون خداوند به بندگان نزدیک است، تدبیر امور، نصرت ،یاری و حفظ می‏کند و بنده به خدای تعالی نزدیک است، به واسطه این‌که (اطاعت و فرمان بردن) اوامر و نواهی او را می‏کند.
به چند دلیل واژه «ولی»؛ به‌طور مطلق ؛به معنای دوست و یاور نیست:
اول:نادرست بودن جایگزینی این واژه با کلمات دوست و یاور؛زیرا دوستی و یاری رابطهای دوطرفه است و از سوی شخص ضعیفتر نسبت به فرد قوی نیز قابل اجراست.مثلاً وقتی فرزندی پدر یا برادر بزگش را یاری میکند، به این فرد ضعیف «ولی» نمیگویند.
دوم: نادرستی بهکارگیری این واژه بدون قرینه؛ چنانچه «ولی» به معنای دوست یا یاور باشد،برای اختصاص به هر یک از این معانی نیاز به قرینه دارد.مثل واژه «عین» که مشترک لفظی و به معانی متفاوتی به کار رفته است و برای هر معنای نیاز به قرینه دارد.
سوم:نهی از پذیرش غیرخدا؛ بر اساس بسیاری از آیات قرآن کریم، ولایت پذیری از غیر خداوند ناروا و به تعبیر قرآن، شرک است. در بسیاری از این آیات ، خداوند مشرکان را مورد خطاب قرار می‌دهد و به آن‌ها گوشزد می‌نماید که ایشان اشخاص  یا چیزهایی غیر از خدا را ،ولی» خود قرار داده‌اند و همانا خداوند آسمان و زمین، ولی ایشان است. و برخی از چیزهایی که ایشان ولی خود قرار داده‌اند، خود، اعتراف به توحید خداوند و ولایتش دارند. در این آیات تأکید شده است که تنها ولی کون و مکان پروردگار عالمیان است که قدرت لایتناهی دارد وسلطنت و ملک و جبروتش همه جا را فرا گرفته است.
حال روشن است که فقط در صورتی این جملات گریبان‌گیر مشرکان می‌شود که ولی، بر بیش از یک معنا دلالت نکند، و ایشان راه فراری در معنا و مفهوم و مصداق این جملات نداشته باشند؛ چرا که اگر ولی چند معنا می‌داشت، مشرکان در جواب می‌گفتند که آن‌چه ما از آن نهی شده بودیم، چیز دیگری بود.
2-2.معنای لغوی ولایت
کلمه «ولایت» به فتح و کسر واو، استعمال شده و در هر دو صورت، مصدر است؛ چنان که گفته می‏شود: «ولی الشی‏ء و علیه وَلایه و وِلایه.» «ولایت» به کسر واو، مصدر «والی» به معنای امارت و سلطنت است، اما ولایت به فتح واو، مصدر «ولی» ضدّ «عدوّ» می‏باشد. خلیل بن احمد هم گفته است: ولایت، مصدر موالات و والی است. در مورد معانی ولایت نیز لغویّون اختلافنظر دارند؛ دستهای هر دو کلمه(وَلایت و وِلایت) را به معنای یاری کردن، ‏قرابت، تولّی امر و دولت دانستهاند.
دسته دیگر سه نظر دارند :
1. ولایت به فتح، مصدر و به معنای بلاد سلطان و ولایت به کسر، به معنای خطّه، امارت، سلطنت و بلاد تحت تسلّط می‏باشد.
2. ولایت به فتح، به معنای ربوبیت، نصرت و نسب و ولایت به کسر، به معنای امارت و تولّی امر است.در مفردات راغب، عکس این مطلب آمده است؛ یعنی ولایت به کسر، به معنای نصرت و ولایت به فتح، به معنای تدبیر و سرپرستی می‏باشد.
3. ولایت به فتح، به معنای محبت و نصرت و به کسر، به معنای سلطنت و بلاد تحت تسلّط سلطان است.
در مجمع البحرین آمده است: ولایت به معنای محبت اهل بیت و تبعیت و تأسّی به آنها در اعمال و اخلاق، از همین باب است. در لسان العرب به نقل از ابن اثیر آمده است: ولایت به کسر، مشعر به تدبیر و قدرت و فعل است و مادامی‏که هر سه در ولایت جمع نباشد، اسم والی بر او اطلاق نخواهد شد.
ریشه لفظ ولایت از«و ل ی»به معنای قُرب و نزدیکی است و همانطور که در مفهومشناسی واژه «ولی» گفتیم نزدیکی در اینجا به حدّی است که سبب تصرف و سرپرستی میگردد و محبت و نصرت از لوازم تصرف است نه معنای مستقل. یعنی چنانچه کسی یا چیزی نسبت به چیز یا کس دیگر قرابتی و نزدیکی نداشته باشد رابطهای اعم از سرپرستی ،تصرف در امور و به طور کلی مادی یا معنوی،مثبت یا منفی بین آنها وجود ندارد.اختیاراین معنا برای لفظ ولی در برگیرنده مصادیق و لوازم متعددی برای آن میباشد.آنچه در قرآن برای کاربردهای واژه ولی ذکر شده ؛شامل گرفتن ولی یا اولیاء الهی و غیر الهی و مثبت یا منفی است.یعنی کسی که ولایتی را پذیرفته(مولی علیه) ابتدا به طور معنوی به ولی نزدیک شده و دارای سنخیت و ارتباطی با او گردیده است سپس ولایت او را میپذیرد.
2-3.کاربردهای قرآنی واژه ولی
قرآن پژوهان کاربردهای مختلفی برای واژه «ولی »در قرآن ذکر کرده که به اختصار به آنها اشاره می‌نماییم.
الف) سرپرست و متصرف در امور:ولی در معنای فاعلی به دو صورت گفته می‌شود:« الله تعالی ولیُّ المؤمنین و مولاهم » خداوند سرپرست مؤمنان است. و شاهد قرآنی آن مانند: اللَهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا (بقره/ 257)یعنی خداوند سرپرست مؤمنان است. در قرآن هم خدا ولی مومنان ذکر شده و هم مومنان اولیاء خدا معرفی شدهاند.بنابراین نمی توان گفت مومنان در امور الهی تصرف میکنند بلکه باید گفت اولیاء جمع ولی و در معنای مفعولی پذیرنده ولایت الهی هستند.یا این‌که بگوییم اولیاء الهی کسانی هستند که به واسطه پذیرش ولایت خداوند محبوب و محب خدا شدهاند.
ب) به معنای فرزند میباشد:در آیهفَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً(مریم/5) منظور از «وَلِیّاً» فرزندی است که از اولیاء تو باشد.
ج) پسرعمو: در آیه خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائِی (مریم/ 5) به معنای پسرعمو یا دوستان آمده است.
د)سزاوارتر: (فلانٌ أولی بکذا) فلان شخص شایستهتر وسزاوارتر به فلان چیز است. خداوند نیز در همین معنا فرموده است: «النَّبِیُّ أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏(أحزاب/6 )یعنی پیامبر از مؤمنین نسبت به خودشان هم سزاوارتر است.
ه) یار: وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِداً(کهف/ 17) یعنی هرکس گمراه شود برای او صاحب و یار هدایتیافتهای نمییابی.
و)خویشاوند: وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ(عنکبوت/ 22) یعنی نه خویشاوندی که به شما سود رساند و نه یاوری که شما را یاری رساند.
ق) پروردگار: قُلْ أَ غَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ انعام/ 14. یعنی بگو آیا غیر از خداوندی که خالق آسمان و زمین است، به عنوان پروردگار خود بگیرم.
ر) نصیحت‏کننده: لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ (آل عمران/ 28) « مؤمنان،کافرانی رابه جای مؤمنان جهت نصیحت نمیطلبند.»
2-4.ولایت در اصطلاح
با توجه به بررسی معانی لغوی لفظ ولی بهطور طبیعی تعاریف متعددی از واژه ولی و ولایت صورت گرفته است. افزون بر آن ولایت در علوم مختلفی مثل کلام،فقه،عرفان وتفسیر قرآن دارای تعاریف متنوعی است.برای آشنایی بیشتر به متخصصان هر یک از این علوم مراجعه و نظر آنها را بررسی میکنیم.
2-4-1.ولایت در علم کلام
در علم کلام ولایت مترادف با امامت دانسته شده و معنای آن همان ریاست عمومی دین و دنیا بعد از پیامبر تعریف شده است.از دیدگاه علمای امامیه ،مهمترین شأن امامت ،ولایت است که علاوه بر ولایت در بُعد تشریع به معنای نفوذ و تصرف تکوینی بر انسانها و حتی سایر موجودات به اذن خداوند است.امام به واسطه این بُعد با عالم ملکوت مرتبط بوده و انسانهای مستعد را به مقصد؛ که همان مقام بندگی و قرب است ؛میرساند و امام به عنوان انسان کامل و صاحب ولایت الهی یکی از موضوعات مهم در علم عرفان شیعه امامیه است.مهمترین شرط این شأن علم لدنی و عصمت است.
از نظر متکلمان اهل سنت ،«ولی» همان حاکم جامعه اسلامی است که با اجماع اهل حل و عقد،توصیه خلیفه قبلی، از طریق غلبه و زور و یا هر روش دیگر بر جامعه اسلامی مسلّط شود. از نظر آنها برای تربیت نفوس انسانها نیازی به ولی مصطلح در نظر شیعه نیست. بنابراین تعریف اصطلاحی ولایت در علم کلام همان تعریف امامت است که به منظور جلوگیری از تکرار آن در بخش تعریف اصطلاحی امامت به تعریف تفصیلی آن خواهیم پرداخت.
2-4-2.ولایت در علم فقه
درمنابع فقهی در تعریف ولایت گفته شد ولایت تسلّط و اِمارت بر جان ،مال و یا هر یک از امور او می‌باشد. در تعریف دیگری گفته شد اختیار امر چیزی یا شخصی به دست شخص دیگری باشد؛بهگونهای که شخص دوم امکان تصرف در آن امر یا آن شخص را ؛ هر قت که اراده کند؛داشته باشد.
ولایت فقیه در متون فقه شیعه به معنای حاکمیت فقیه جامعالشرایط(عالمترین،عادلترین،شجاعترین،مدیر و مدبر،بصیر و آگاه به زمانه ...)به عنوان جانشین و نایب عام امام زمان در جامعه اسلامی به عنوان رهبر حکومت اسلامی مطرح است.(به استناد روایاتی مثل «وَأَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا، فَإنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکُمْ، وَأَنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیهِمْ» یا روایت « و امّا من کان من العلماء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه،مخالفاً لهواه،مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلّدوه‏» و ...
بنابراین قدر جامع تعریف ولایت در علم فقه به معنای قدرت تصرّف ولی در همه یا بعضی از امور مولیعلیه و ممنوعیت تصرّف دیگران میباشد.
2-4-3. ولایت درعلم عرفان
بنابر تعاریف، ولی و ولایت در عرفان حقیقتی است مشکّکه که دارای مراتب متفاوت می‏باشد. ولی مطلق ،خداوند متعال بوده و انبیاء عظام و اوصیاء آنها به اذن او، بنا به حوزه مأموریت خود بر انسانها و نیز سایر موجودات ،ولایت تشریعی و تکوینی را اعمال مینمایند.یکی از شئون امامت از نظر امامیه شأن ولایی یا همان انسان کامل بوده که جانشین حضرت حق و مظهر تام ولایت خداوند متعال است. وظیفه امام با این شأن علاوه بر ولایت تشریعی، اِعمال ولایت تکوینی و رساندن انسانهای مستعد برای رسیدن به مقام قرب و فناء در ذات حق و نیز تدبیر دولت ظاهر و دنیای مردم است.
2-4-4. ولایت در علم تفسیر قرآن
مفسّران در تفسیر آیات قرآن براساس فهم خاص خود از واژه ولی و ولایت به تفسیر آیه پرداختند.برخی واژه ولی در یک آیه را به معنای دوست ، برخی به معنای یاور و برخی دیگر به معنای سرپرست دانستهاند. البته بعضی از مفسّران دو معنا با هم (مثلاً دوست و یاور یا دوست و سرپرست) برای این واژه و تفسیر آیه در نظر گرفتند. بر اساس بررسی و تحلیل صورت‌گرفته؛ که ولایت را به معنای سرپرستی و تصرّف دانستیم ؛میتوان آیات مربوط را به پنج دسته تقسیم کنیم:
1- آیاتی که اشاره به ولایت تکوینی خدای متعال دارد، و این‌که هر گونه تصرّف در هر موجود و به هر گونه که بخواهد، برای خدای متعال، صحیح و روا است، مانند آیهأَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ(یوسف/101)«تو در دنیا و آخرت مولای من هستی» این نوع ولایت به اذن خداوند در اختیار انبیاء و اولیاء قرار گرفته است.مثل زنده کردن مردگان یا شفای بیماران غیر قابل شفا توسط حضرت عیسی.
2- آیاتی که ولایتِ تشریع شریعت و هدایت و ارشاد توفیق را برای خدای متعال اثبات می‏کند.مثلاً آیه اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ( بقره/ 257) خداست ولی کسانی که ایمان آورده‏اند و لذا آنان را از ظلمات بسوی نور بیرون میآورد.. .»
3- آیاتی که ولایت تشریعی خداوند را برای رسول خدا ثابت می‏کند و قیام به تشریع ، دعوت به دین ، تربیت امت ، حکومت بین آنان و قضاوت در آنان را از شئون و مناصب رسالت وی می‏داند، مثل آیه:النَّبِیُّ أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ( احزاب /6)«پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. »
4- آیاتی که ولایت مذکور در دسته سوم را برای امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب ثابت می‏کند إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده/55)جز این نیست که ولی شما خداست و رسول او و مؤمنانی که اقامه نماز و ادای زکات می‏کنند در حالیکه در رکوع نمازند.»
5-آیاتی که طاغوت و شیطان را ولی و سرپرست کفار و مشرکین معرفی کرده است.مثل آیه ...وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ (بقره/257)« کسانی که (به خدا) کافر شده‏اند، سرپرستشان طاغوت است که از نور به سوی ظلمت سوقشان می‏دهد، آنان دوزخیانند و خود در آن بهطور ابد خواهند بود.» هر نوع ولایت غیر‌الهی ،ولایت طاغوت است که سرانجامی جز گمراهی و جهنم ندارد.
2-5.اقسام ولایتولایت به معنای تصرّف و سرپرستی گاه ولایت تکوینی است ، گاهی ولایت بر تشریع است ، و زمانی ولایت در تشریع.
« ولایت تکوینی » یعنی سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرّف عینی داشتن در آنها ؛ این نوع از ولایت ، تنها بین علت و معلول تحقق مییابد و هر وقت علت، تامّه باشد، وجود معلول واجب است؛ از اینرو ، ولایت تکوینی ( رابطه علی و معلولی ) ، هیچ گاه تخلف بردار نیست و هر وقت اراده وجود چیزی حاصل شود،بدون درنگ محقق میشود.آیهإِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (یس/82) ؛«کار او وقتی چیزی را اراده کند فقط همین است که بدو بگوید: باش پس وجود یابد» ؛به چنین ولایتی اشاره دارد. ولی واقعی و حقیقی اشیاء و اشخاص ، فقط و فقط ، ذات اقدس الهی است ؛ چنان‌که در قرآن کریم ولایت را در وجود خداوند منحصر می‌کند و می‌فرماید : ...فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ... .(شوری/9)تنها خداوند ولی و سرپرست است.
« ولایت بر تشریع » همان ولایت بر قانونگذاری و تشریع احکام است ؛ یعنی این‌که کسی ، سرپرست و وضع کننده اصول و مواد قانونی باشد. این ولایت که در حیطه قوانین است و نه در دایره موجودات واقعی و تکوینی ، اگر چه نسبت به وضع قانون تخلف پذیر نیست ؛یعنی با اراده قانونگذار ، بدون فاصله ، اصل قانون جعل می شود ، اما در مقام فرمانپذیری ، به دلیل وجود اختیار انسان، قابل پذیرش یا عصیان است. تنها قانون کامل و شایسته برای انسان ، قانونی است که از سوی خالق انسان و جهان و خدای عالم و حکیم مطلق باشد؛ بنابراین ولایت بر تشریع و قانونگذاری ، منحصر به ذات اقدس خداوند است ؛ چنانکه قرآن کریم در این باره فرموده است إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ (یوسف/67)« حکم و فرمان تنها از آن خدا است.»
بنابراین تشریع و قانون کامل هدایت به عنوان فعل الهی،لازمه حتمی ولایت تکوینی است؛به عبارت دیگر به دلیل این‌که خداوند متعال خالق و حاکم مطلق جهان است، تنها اوست که صلاحیت وضع قانون را برای جهان به وی‍‍ژه انسان دارد.
« ولایت تشریعی » یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون ، بلکه ولایتی است در محدوده تشریع و تابع قانون الهی که خود بر دو قسم است : یکی ولایت بر محجوران و دیگری ولایت بر جامعه خردمندان .
3.مفهوم شناسی امام:
3-1.معنای لغویواژه امام از ریشه «ام م» مهموز الفاء و مضاعف است.این واژه بر وزن کتاب در لغت به معنای جلو و به کسی یا چیزی گفته میشود که در مقابل و جلو باشد. در کتب لغت به معانی گوناگونی به کار رفته است:
الف)کتاب و هر چیزی که مورد توجه و قصد قرار گرفته و از آن پیروی گردد؛چه برحق باشد یا باطل.
ب)ریسمانی دانسته که سازنده ساختمان ،دیوار و اجزاء آنرا به جهت جلوگیری از انحراف و کجی مطابق با آن ساخته یا تنظیم میکند. راه ،قسمتی آشکار از راه و زمین ،کتاب ،نبی ،دین و نیزکتاب اعمال از معانی دیگر امام است.
ج)هرکسی که به اقتدا شود امام است.پیامبر امام امت و جانشین او،امام رعیت است .قرآن، امام مسلمین است و مصحفی که در مساجد گذاشته میشود، امام نام دارد... امام به معنی راه است...و نیز به معنای پیشوا و پیشرو است.
د-معنای امام بر حسب موارد کاربرد،مقصودها،نوع توجه ،جهات و اعتبارات دارای معانی متفاوتی است.بنابراین گفته میشود امام جمعه،امام جماعت،امام هدایت و امام ضلالت و...
3-2.کاربرد لفظ امام در قرآن
تفلیسی در وجوه القرآن، بر آن است که «امام» درقرآن بر پنج وجه به کار رفته است:
الف) پیشرو است؛ چنانکه خدای متعال درسوره بقره آیه 124 فرموده است:...إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً«یعنی تو را پیشوا مردم قرار دادم.»
ب) «نامه عمل» است؛در سوره بنی اسرائیل، آیه 71 میفرماید: یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهمِ؛ یعنی روزی که هر گروهی از مردم را به نامه عملی که در دنیا انجام دادند،فرا میخوانیم.
ج) «لوح محفوظ» است؛ چنان که در سوره یس، آیه 12 فرموده است: َ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبین؛ یعنی ما هر چیزی را در لوح محفوظی برشمرده‏ایم.
د)به معنای «تورات» است چنان که در سوره هود، آیه 17 فرموده است: ... وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسی‏ إِماماً وَ رَحْمَهً؛ یعنی قبل از قرآن کتاب موسی تورات بود.
ه) به معنای راه روشن و پیداست؛ چنان که در سوره حجر آیه 79 فرمود: وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبینٍ ؛ یعنی آن دو شهر؛ شهر لوط و شهر شعیب؛ بر رهگذری آشکار و هویداست.
بررسی در مورد معنای دوم، انتخاب «نامه» نمیتواند معنای صحیحی برای واژه«امام »باشد؛زیرا اُناس جمع ناس و به معنای گروهی از مردم و کلمه امام مفرد و به معنای پیشوا است.این آیه درصدد بیان این معناست که در هر دوره زمانی مردم پیشوایی دارند که در برابر دستورات او مسئولیت دارند.یا از او اطاعت نموده و یا سرپیچی میکنند.اطاعت و تمرّد آنها از دستورات امام در کتاب و نامه عملشان ثبت میشود؛ چنانچه از امام اطاعت نموده نامه عملش به دست راستش داده میشود. نکته دیگر آن است که آیه می فرماید:روزی که هر گروه را با امام خودشان میخوانیم؛ پس هر کس که کتابش (به دست)راستش داده شود.اگر طبق آن ادعا امام به معنای کتاب باشد و هر گروه به همراه کتابش فراخوانده شود ،نمی‌بایست گفته شود کتابش (به دست)راستش داده شود؟ چون کتاب را قبلاً داشته و نیازی نبود بعد از «فاء» نتیجه دوباره گفته شود کتابش به دست راستش داده شود واین تکرار کلام و عبث خواهد بود.
نکته دیگر این‌که امام در اینجا به معنای کتاب نیست؛برای این‌که لازمه‏اش این می‏شود که امتهای قبل از نوح امام نداشته باشند، چون کتاب نداشتند، و حال آنکه ظاهر این است که آنها هم امام داشته‏اند.پس نتیجه این می‏شود که بگوئیم مراد از «امام هر طائفه» همان اشخاصی هستند که مردم هر طائفه به آنها اقتداء و در راه حق و یا باطل از آنها پیروی می‏کرده‏اند، و قرآن کریم هر دو مقتداء را امام خوانده، و امام حق کسی را دانسته که خداوند سبحان او را در هر زمانی برای هدایت اهل آن زمان برگزیده است، حال چه این‌که پیغمبر بوده باشد مانند ابراهیم و محمّد صلوات اللَّه علیهما، و یا غیر پیغمبر. یَوْمَ نَدْعُواکُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُم ْوَ لایُظْلَمُونَ فَتیلاً.(اسراء/71) روزی که هر جمعیتی را به نام امامشان میخوانیم، پس کسانی که نامه‏شان بدست راستشان داده شود، نامه خویش میخوانند، و می‏بینند که حتی بهقدر فتیلی ظلم نشده‏اند.
در مورد چهارم نیز معنای «تورات» برای واژه امام درست نیست؛زیرا کتاب موسی به عنوان امام و هدایتگر مردم زمان خودش بود نه این‌که کتاب تورات نام دیگری به نام امام داشته است. کلمه «اماماً» و «رحمه» حال یا وصف است برای تورات مانند قرآن که به اوصاف مجید و کریم متصف میشود.
3-3.معنای اصطلاحی امام
واژه امام بیشتر در علم کلام مورد توجه و بررسی است.در این علم برای امام به عنوان کسی که بعد از پیامبر سکان هدایت مردم را به دست گرفتهاست، تعاریف متعددی ارائه شده است که بنا به تعریف هر متکلم مصداق ،منصب امامت،نحوه تعیین او،شرایط و میزان اعمال هدایت و مدیریت آن فرد،تعداد و ...متفاوت و وابسته به نوع مذهب متکلّم است.برای شناخت تعریف امام، نیازمند به رجوع به دانشمندان علم کلام از مذاهب و فرق اسلامی هستیم.
3-3-1.امامت از نظر امامیه
شیعه معتقد است که خداوند امور دینی و اجتماعی امت اسلامی را بعد از پیامبر بدون سرپرست رها نکرده است؛ بلکه فردی معصوم و دارای شرایط ممتازی(چون علم ویژه، عصمت،نص بر امامت و ...)را به عنوان جانشین پیامبر به عنوان امام مردم منصوب و معرفی فرموده است.علماء شیعه در تعریف امام بیانهای متعدد و ذکر قیودی متنوع و در عین حال ناظر به معرفی یک مقام یعنی امامت و جانشینی پیامبر اکرم داشتهاند.
برخی از آنها امامان را جانشینان انبیاء جهت اجرای احکام ،برپایی حدود،حفظ شریعت و تربیت مردم دانسته که مانند انبیاء معصوم هستند.
عدهای نیز امامت را ریاست عامه دینی دانستهاند که مشتمل بر ترغیب همه مردم برای حفظ مصالح دینی و دنیوی و بازداشتن آنها از آنچه باعث ضررشان میشود.
برخی دیگر از علماء امامیه در تعریف امامت گفتند: ریاست عامه مسلمین در امور دنیا و دین بر سبیل خلیفگی و نیابت از پیغمبر که نصب چنین فردی بر خداوند متعال واجب است.
تعریف اخیر را میتوان تعریفی جامع و مانع دانست که ابعاد امامت را به وضوح برای ما مشخص مینماید.
2-3-3.امامت از دیدگاه اهل سنت
علماء اهل سنت در تعاریف خود از امامت در مقام نظریه ظاهراً تعاریفی همچون علماء امامیه ارائه کردهاند.برخی ازآنها در تبیین نظری امامت گفتهاند: امام عنوانی است برای کسی که بر امت ولایت دارد و در امور آنها تصرّف و دخالت دارد بهگونهایی که قدرتی بالاتر از قدرتش نباشد. برخی گفتند:امامت ریاست عامه در امر دین و دنیا به عنوان و خلیفه و جانشین پیامبر است.
عدهای نیزگفتند امامت جانشینی یکی از افراد است به عنوان خلیفه پیامبر در برپایی قوانین دین و نگهداری حدود آیین بهگونهای که اطاعت او بر مردم واجب باشد.
از تعاریف یاد شده به دست می آید که متکلمان اسلامی، اعم از شیعی و سنی، امامت را صرفاً یک مقام و منصب سیاسی که عهده دار بر قراری نظم و امنیت اجتماعی و سامان بخشیدن به امور مادی و مسائل مربوط به حیات دنیوی بشر است، نمیدانند، بلکه آن را مقام و منصبی دینی میدانند که اقدام به آن، یک تکلیف دینی به شمار میرود. بر این اساس، قلمرو رهبری امام، امور دینی و دنیوی است. البته اهل سنت فقط در حد تعریف و مفهوم قائل به چنین ویژگی برای امام هستند و در مصداق و خارج بر خلاف تعریف،لوازم و قیود آن قائل هستند.
3-3-3.تفاوت علماء امامیه با اهل سنت در مفهوم امامت
آنچه در نگاه اولیه در تعاریف امامت از دیدگاه متکلمان شیعه و سنی به نظر میرسد یکسانی و شباهت در الفاظ و تفاوت آراء در مصداق امامت است. اما آیا واقعاً در مبانی تصوری (در واژههای بکارگیری شده)تعریف امامت بین علماء این دو مذهب شباهتی وجود دارد یا نه؟
با دقتی در تعاریف امامت درمییابیم امام کسی است که برای ریاست در امور دین ضرورتاً باید به همه این امور عالم باشد و نیز برای اجرای احکام و امور نیز باید عادل باشد و حال آنکه اولاً هیچ یک از خلفا و ائمهای که علماء اهل سنت قائل به امامتشان هستند، دارای چنین شرایط لازم در تعریف امامت نیستند و ثانیاً این دسته از علماء این لوازم و شرایط را برای امام شرط نمیدانند و بلکه برخی عکس آن را نیز گفتند و قائل شدند که اطاعت از هر فردی هر چند جاهل و یا فاسق که به هر صورت(بیعت،زور و تغلیب یا کودتا و ...) بر سرنوشت مسلمانان مسلّط شود به عنوان ولیّ امر ؛واجب است. و از دیگر شرایط خلیفه و جانشین پیامبر این است که از سوی پیامبر اذن و اجازه خلافت داشته باشد و حال آنکه نه خلفا قائل به این شرط در خود شدهاند و نه این دسته از علماء و پیروان آنها این شرط را در مصادیق ائمه خودشان محقق دانستهاند. بنابراین ریشه اختلافات شیعه و سنی در بحث امامت نه تنها مصداقی نیست؛ بلکه تفاوت اصلی این دو دیدگاه ،ماهوی است.
خلاصه سخن این‌که بین تعاریفی که از سوی علماء اهل سنت برای امامت ارائه شده و مصادیق ائمه مورد نظرشان تناقضات و نتایج فاسدی درپی دارد؛زیرا درتعریف آنها از امامت ریاست بر مردم هدف است چه فرد عالم باشد چه جاهل.امّا کدام مسلمان عاقلی اطاعت از فرد جاهلی به عنوان جانشینی پیامبر را قبول میکند!؟چه مصلحتی بزرگتر از تبیین و اجرای صحیح و کامل احکام الهی جهت جانشینی پیامبر وجود دارد؟نه‌تنها اتحادی با ریاست فرد جاهل یا فاسق بر امور دینی و اجتماعی بر مسلمانان محقق نمیشود؛بلکه اختلاف و تفرقه دینی و اجتماعی در نتیجه حاکمیت چنین افرادی به وجود می‌آید؛همان‌گونه که هماکنون شاهد این واقعه تلخ هستیم؛ و حاکمیّت چنین افرادی ،به طور طبیعی ،مفسدهانگیز و تفرقهافکن بوده است.
3-3-4 .ریشه تناقض شیعه وسنی در ابعاد بحث امامت
علت تناقض و تضاد شیعه و سنی در مبانی تصوری و تصدیقی امامت ،این است که هر کدام دیدگاه خاص و متضاد راجع به حقیقت امامت دارند؛ اهل سنت بحث از امامت را به دلیل انتخاب امام توسط مردم (به عنوان تکلیف مردم)یک موضوع فقهی و فرعی میداند اما شیعه برعکس آنها نصب امام را فعل الهی و از موضوعات علم کلام میداند.
4. ضرورت امامت
برای اثبات ضرورت امامت به طور اصلی از دو روش برون دینی و درون دینی میتوان استفاده کرد که هر کدام به زیرشاخه های فرعی قابل تقسیم خواهد بود.
ما در اینجا در حد فضای بحث از میان شیوههای بروندینی به یکی از دلایل عقلی خواهیم پرداخت.
4-1.دلیل عقلی
متکلمین برای اثبات ضرورت امامت برای جامعه اسلامی بعد از پیامبر براهین و ادلهای عقلی اقامه نمودند که از مهمترین آنها میتوان به برهان لطف،برهان عنایت،قاعده امکان اشرف،برهان علت غایی،برهان علم حضوری، قاعده حُسن و قبح عقلی، احتیاج درونی، لازمه حرکت و کمال،اقتضای برهان نظم، جداناپذیری شریعت از رهبری الهی، اهداف عالی حکومت اسلامی، قلمرو حکومت اسلامی اشاره نمود.
از براهین فوق به اختصار به مورد اول اشاره میکنیم.
4-1-1.برهان لطف
یکی از اصول و قواعد مهم در کلام امامیه «قاعده یا برهان لطف» است که پس از قاعده «حُسن و قبح عقلی » از بنیادیترین قواعد کلامی به شمار می رود؛ زیرا مسائل اعتقادی زیادی از قبیل وجوب تکلیف، بعثت، امامت، عصمت رهبران الهی، . . . مستدل به این قاعده هستند .
لطف در لغت به معنای مهربانی کردن، یاری کردن، ارفاق، احسان، اکرام، و شفقت،دقت وتوجه و... است و در اصطلاح متکلّمان، نعمت ها، خیرات، مصالح و گاهی آلامی را که از جانب خداوند به بندگانش می‌رسد و بیشتر مربوط به امور دین و برای کمال معنوی و نیل به سعادت اُخروی است؛به‌گونهای که اگر این مواهب و مصالح نبود، نظام آفرینش لغو، و اصل تکلیف، عبث می شد؛به چنین اموری «الطاف» گفته میشود.
در تعریف لطف متکلمان معتزله و امامیه آن را با تعابیری نزدیک به هم تعریف کردهاند. برخی از علماء معتزله گفتهاند:لطف عبارت است از آنچه مکلّف به سبب آن طاعت را انجام میدهد و معصیت را ترک میکند. البته در این‌که لطف بر خدا واجب است بین آنهاو علما امامیه اختلاف است.
متکلمان امامیه هم عمدتاً در تعریف لطف می گویند:لطف آن است که مکلف با آن به انجام طاعت وترک معصیت نزدیکتر گردد؛البته به این شرط که به حدّ اجبار نرسیده و دخالتی در قدرت دادن مکلّف بر تکلیف نداشته باشد؛ و گاهی لطف محصّل است و آن عبارت است از آنچه به سبب آن، تکلیف به نحو اختیار از مکلّف حاصل می شودو گاهی مقرِّب است یعنی نزدیککننده به تکلیف.
در اینجا ذکر سه نکته لازم است ؛اول آنکه باید دانست که خداوند متعال، انسان را از کتم عدم وچیزی که قابل ذکر و ملاحظه نبود،آفریده است و انسان به خاطر این لطف بزرگ باید سپاسگزار خداوند بزرگ باشد که او را شایسته این دانسته است که بار امانت الهی را برای رسیدن او به تکامل و سعادت دنیا و آخرت ،بر دوش او بگذارد.
دوم آنکه این لطف و تفضل الهی در حق انسان منافی این نیست که خداوند برای رسیدن انسان به کمال و قرب الهی،الزاماً باید وسیله و امکاناتی در اختیار او بگذارد؛زیرا خداوند امور را جز با اسباب و وسایل لازم آن محقق نمی‌کند.(أبی الله أن یجری الأمور الا بأسبابها)
سوم اینکه گفته شود چنین لطفی بر خداوند واجب است، از قبیل صدور حکم وجوب فقهی برای الزام خداوند به انجام این لطف نیست تا متکلمین اشاعره اشکال بگیرند که نباید و نمیتوان چیزی را برخدا واجب نمود؛ بلکه از نوع وجوب فلسفی و الزامات هستیشناسی ومقتضای حکمت الهی است؛به عبارت دیگر، مناسبت ذات و صفات خدا با افعالش، این است که هرگز، کار بیهوده و قبیح انجام نمی دهد و اشاعره، صفات جمال و جلال خداوند؛ از جمله غنی و علم و حکمت او را قبول دارند.
برای این‌که بدانیم وجوب وجود امام از طریق قاعده لطف چگونه قابل اثبات میباشد لازم است به بررسی ابعاد این برهان بپردازیم. متکلمین لطف را مشتمل بر دوقسم میدانند:الف)لطف محصِّل و ب)لطف مقرِِّب
الف) لطف محصِّللطف محصِّل عبارت است از ظهور و انجام مجموعهای از زمینهها و مقدّماتی از سوی خداوند که تحقّق هدف و غرض خلقت و آفرینش، بر آنها متوقّف است؛ به گونهای که اگر خداوند، این امور را در حقّ انسانها انجام ندهد، کار آفرینش لغو و بیهوده می شود. یا آن چیزی است که به سبب آن، تکلیف انجام یافته و حاصل میشود برخی از مصادیق این نوع لطف، بیان تکالیف شرعی، خارج از طاقت و توان انسان نبودن تکلیف( عدم الزام انسان به انجام تکلیف ما لایطاق)، نصب و معرّفی فردی برای ابلاغ ،تبیین و اجرای احکام دینی( ولی و حافظ دین)و... است.لطف به این معنا، مُحقِقّ اصل تکلیف و طاعت است.
به زبان ساده این برهان در صدد بیان این مطلب است که خداوند انسان را برای رسیدن به هدفی مثل کمال مأمور کرده است و انسان نیز در راه رسیدن به این هدف، نیاز به وسیله و امکاناتی دارد. این وسیله نیز در اختیار خداوند است و نه تنها هیچ منعی برای دراختیار گذاردن این وسیله از سوی خداوند باشد؛ بلکه به حکم عقل و نیز حکمت بالغه الهی، انجام این کار برای متمکّن و مجهّز ساختن انسان برای رسیدن به هدف از سوی خداوند لازم باشد. بنابراین به مقتضای حکمت الهی و فلسفی واجب است که خداوند این کار ؛که لطف نام دارد؛ را انجام دهد. این مطالب به صورت آشکار در آیات قرآن کریم آمده است و متکلمین اسلامی با دقت لازم ، یافتن مناسبات بین آیات فهم دقیق احادیث معصومین ،مضامین آیات قرآن کریم را در قالب براهین و استدلالهای فلسفی و کلامی اقامه نمودند.
ب) لطف مقرِّب: عبارت است از آنچه انسان را به انجام اطاعت و ترک معصیت نزدیکتر می‌گرداند و، به عبارت دیگر، زمینهای فراهم می آورد تا مکلف به انجام تکلیف نزدیکتر شود.مثل وعده به بهشت و نعمتهای بیشمار آن، جهت ایجاد رغبت در مردم برای انجام واجبات و مستحبّات و نیز ترساندن مردم با توصیف عذابهای جهنّم جهت ترک محرّمات.با وجود این وعده و وعید، مردم را نسبت به انجام طاعات راغب و نسبت به ترک معاصی اجتناب میکنند.
4-1-1-1.دلایل وجوب لطف بر خداوندمتکلمان و حکما دلیلهای متعدد عقلی و نقلی برای وجوب لطف بر خداوند آوردهاند که از هر کدام به یک مورد اشاره میشود:
الف) دلیل عقلیهدف و غرض خداوند از آفرینش بندگان، اطاعت و فرمانبرداری آنان در اوامر و نواهی است; وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیعْبُدُونِ(ذاریات/56) جن و انس را جز برای عبادت خلق نکردم. حال چنانچه این غرض (بندگی خدا برای رسیدن انسان به کمال)فقط با نوعی از لطف حاصل شود و خداوند نیز عالِم باشد به این که اگر این لطف نباشد، غرض ؛که همان فرمانبرداری است؛ حاصل نمی شود و، با این حال، بندگان را از این لطف محروم نماید، لازم میآید که خداوند نقض غرض نموده باشد و نقض غرض از قبایح عقلی است، محال است که از خداوند حکیم صادر شود.این دلیل، به دلیل «نقض غرض» معروف است و عمده متکلمان برای وجوب لطف به آن استناد نمودهاند. محقق طوسی میگوید:«و اللطف واجبٌ لتحصیل الغرض به.» و لطف واجب است، چون غرض به وسیله آن حاصل می شود.
ب) دلیل نقلیدر این زمینه، برای اختصار، به ذکر دو آیه اکتفا می‌شود . کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَه (انعام/54) این آیه صراحت دارد بر این که خداوند رحمت را بر خودش لازم نموده است؛ چنانچه رحمت، فرضِ ذاتِ خداوند بر خودش باشد، مجالی برای تخلّف نیست؛ هم چنان که برهان لطف اقتضای آن را دارد و مقتضای کمالِ ذات و اوصاف او لطف و رحمتِ بدون تخلف است و الّا خلاف فرضِ کمالِ ذات خداوند لازم میآید.
هم چنین آیه 19 سوره شوری اللّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ وَ هُوَ الْقَوِی الْعَزِیزُ یعنی خداوند نسبت به بندگان لطیف و هر کس را که بخواهد روزی داده و قوی و شکست ناپذیر است و آیه12 سوره لیلإِنَّ عَلَینا لَلْهُدی یعنی هدایت بندگان بر عهده ماست و آیات متعدد دیگری بر وجوب لطف بر خداوند اشاره دارند. روایات پرشماری هم به مبادی یا لوازم و یا غایات لطف الهی نسبت به بندگان اشاره دارند.
4-1-1-2.تبیین لطف بودن امام
لطف مصادیق متعددی دارد از جمله: تکالیف شرعیه، آزمایش و ابتلا به وسیله نعمات و مصیبت هاو دردها و رنج ها،ارسال رسولان، معجزات، عصمت، وعده و وعید، امامت و... . از نظر امامیه، امامت عبارت است از: ریاست عامّه مسلمین در امور دین و دنیا که از سوی پیامبر مأذون باشد. تأمل در وظایف امامت و ترتب خیرات و دفع شرهای زیاد دنیوی و اُخروی؛البته در صورتی که مردم در همه ابعاد مطیع ایشان باشند؛ هر انسان عاقلی را به لطف بودن وجود امام از جنبه های مختلف به اعتراف وا میدارد.
براهینی بر لطف بودن امام، اقامه شده است که در ذیل به آن می پردازیم:
برهان اول: این برهان با دو قیاس ما را به نتیجه میرساند:
قیاس اول: صغری: وجود امام ؛ با عنایت به ثمرات وظایفی که دارد (در بخش وظایف امام به آن خواهیم پرداخت)؛ موجب نزدیکتر شدن انسانها به طاعت و دور گشتن آنان از معصیت و در نتیجه، نیل به عزت،کمال،سعادت دنیا و آخرت انسانها میشود.
کبری: هر آنچه موجب نزدیک تر شدن انسانها به طاعت و فرمانبرداری و دور شدن آنها از گناه و معصیت و رسیدن آنها به سعادت دنیا و آخرت شود، مصداق لطف است.
نتیجه: وجود امام مصداق لطف است.
قیاس دوم: صغری: نصب امام لطف است. کبری: لطف بر خداوند واجب است.
نتیجه: نصب امام برخداوند واجب است.
4-2.ادله نقلی4-2-1.آیات در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که برخی به طور مستقیم و برخی به طور غیر مستقیم بر وجود فردی به عنوان هادی امت بعد از پیامبر دلالت میکند. آیاتی؛ که به صورت غیر مستقیم به وجود امام اشاره دارد؛ را به صورت مقدمات و تحلیلی ذکر و نیاز امت به امام حق را از این طریق اثبات خواهیم نمود.
4-2-1-1.آیاتی به طور غیر مستقیم وجود امام را لازم میداند (براهین قرآنی).
الف)آیه اول:
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ (آل عمران/139) و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!» خداوند متعال به مومنین دستور میدهد که چنانچه سستی و اندوه(در مقابل دشمنان )نداشته باشند و نیز ایمان حقیقی داشته باشند، برتر خواهند بود.
ب)آیه دوم
...وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً خداوند پس از توصیف عملکرد منافقان؛ به این‌که با روحیه نفاق خود هم با کافرین و هم با مسلمانان تعامل دارند؛ میفرماید :خداوند برای نفوذ و تسلّط کافران بر مومنان هیچ راهی قرار نداده است.
این سئوال به ذهن میآید که آیا این آیات، ویژه مؤمنان زمان پیامبر اکرم است یا شامل مؤمنان بعد از وفات پیامبر نیز میشود.اگر آیه شامل همه مؤمنان در تمام زمان‌ها می شود،آیا مومنان جهان اسلام در این برهه از زمان حتی برتری نسبی( و نه کامل) را دارند. علت نداشتن برتری و حتی وجود ذلّت مومنین به دلیل تسلّط کفار بر آنها در این دوره از زمان چیست؟ عدم ایمان به کدام یک از اصول یا فروع دین اسلام باعث انحطاط مسلمانان و ذلت بعد از پیامبر تاکنون بوده است؟اعتقاد به خدا ،پیامبر و معاد یا نماز،روزه،حج،زکات…؟!
علت اصلی این همه بدبختی ،عقبماندگی و تفرقه و تسلّط کفار بر جامعه اسلامی ،عدم ایمان حقیقی دینداران است.ایمان به بعضی از گزارههای دینی و عدم اعتقاد به برخی گزارههای دیگر و در صورت اعتقاد، عدم عمل به آن است. اگر مردم دستور خدا وپیامبر به طور کامل اطاعت میکردند و ایمان حقیقی و تقوای الهی را تمام و کمال میداشتند یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏ نه تنها تحت تسلّط کفّار و ایادی آن و نیز متفرق نبودند؛ بلکه در بالاترین سطح ، الگوی دیگر ادیان جهان میبودند و حتی غالب جمعیت کنونی جهان مومن و متقی میبودند و زندگی در دنیا همراه با برکات و نعمات وافر بود. امّا بدبختی و فلاکت مسلمانان معلول تکذیب کدام یک از اوامر الهی بوده است؟
تفرقه و ذلّت امت مسلمان از زمان بعد از پیامبر تا کنون معلول عدم پذیرش شخصیتی محوری و وحدتبخش همچون پیامبر ؛به نام امام معصوم بوده است.عدم پذیرش یگانه محور و مرجع دینی و اجتماعی از سوی خواص و عوام مسلمین،زمینه حضور افرادی فاقد صلاحیت علمی و عملی بر جایگاه رهبری امت اسلامی بود که باعث اختلاف و تفرقه مسلمین و در نتیجه نفوذ و تسلّط کفار بر آنها گردیده است.
1-5-2-1-2.آیاتی که به طور مستقیم بر وجود امام دلالت میکند.(آیات امامت و ولایت)
به نظرهمه علمای شیعه و برخی از علمای اهل سنت این دسته از آیات به طور مستقیم به امامت افرادی که مصداق آنها فقط اهل بیت معصوم پیامبر میباشد،دلالت دارد و به آیات امامت و ولایت مشهور است.به دلیل این‌که محور بحث پایاننامه همین آیات ولایت است و در فصل سوم به طور مفصل به بررسی شبهات فخر رازی خواهیم پرداخت،در اینجا از ذکر این آیات خودداری مینماییم.
4-2-2. روایات
روایاتی که به طور مستقیم و غیر مستقیم به امامت دلالت داشته، مورد اعتماد همه علما شیعه و برخی علمای اهل سنت میباشد، زیاد است.به طور مختصر به برخی روایات اشاره مینماییم.ای دسته از روایات یا به طور مستقل به امامت امیرالمومنین و یازده تن از فرزندان معصومش دلالت میکند ویا شأن نزول آیاتی است که از پیامبر اکرم نقل شده است.
در روایات فراوانی از پیامبر اسلام از طریق شیعه و سنی، مسئلۀ امامت مطرح شده است که ما به ذکر یک روایت اکتفا میکنیم:
حدیث ثقلین
این حدیث به طور بسیار گسترده در منابع دست اول معروف شیعه و اهل سنت نقل شده است به طوری که هیچ تردیدی در صدور آن از پیامبر نیست. از مجموع احادیث معلوم میشود که پیامبر این حدیث را در موارد متعدّدی بیان فرمودهاند که حاکی از اهمیت این حدیث است. متن حدیث ثقلین چنین است:قالَ رَسُولُ اللّه : «إنّی تارِکٌ فِیکُمُ الثّقلَیْن، کِتابَ اللّهِ وَعِتْرَتی، أَهلِ بَیْتی، ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً، وَإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقَا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوضَ». «من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها میگذارم، یکی کتاب خدا و دیگری عترت من است مادامی که شما به این دو تمسک می جویید گمراه نمی شوید و این دو یادگار من، هیچ گاه از هم جدا نمیشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند.»
قرار دادن اهل بیت در کنار قرآن، به عنوان دو چیز گران مایه ، نشان می دهد که این امر با سرنوشت مسلمین و هدایت آنان و حفظ اصول اسلام، پیوند و ارتباط داشته و دارد و گرنه در کنار هم قرار نمیگرفت.
از نظر معنا و محتوی نکات بسیار دقیقی در این حدیث شریف نبوی وجود دارد که عبارتاند از:
الف) قرآن و اهل بیت همیشه همراه یکدیگر هستند و جداییناپذیر میباشند و آنها که طالب حقیقتاند باید دست به دامن اهل بیت بزنند.

–298

نمونه (د) مخلوط دو اپوکسی 828و EPOLAM 2040 عامل پخت آمینی EPOLAM 2047 و نرمکننده دیاکتیلفتالات همراه شتابدهنده.
آزمایش Tg با استفاده از دستگاه DSC روی نمونهها نشان داد که نمونههای دارای نرمکننده دارای دمای تبدیل شیشهای پایین بودند {بدون نرمکننده (الف) °C 7/78 و (ب)°C 0/89، با نرمکننده هر دو °C5/55}. آزمایش درصد ماده فرار در دمای °C105 و به مدت سه ساعت برای نمونههای (الف) 10/0-% و (ب) 11/0-% و برای نمونههای دارای نرمکننده، (ج) 10/0-% و (د) 18/0-% را نشان داد. دمای تخریب با دستگاه TGA در شرایط °C50-700 و تغییرات دمایی به ازای هر °C10 بود که برای نمونه بدون نرمکننده (الف)°C 350 و (ب)°C 373 و برای نمونههای با نرمکننده (ب) و (ج) به ترتیب °C345 و °C365 بود. درصد تورم در حلال استن برای اپوکسی بدون نرمکننده (الف) 3/24% و (ب) 5/17% و با نرمکننده (ج) 5/37% و (د) 1/38% شد. درصد جذب آب در نمونههای با نرم کننده (الف) و (ب) به ترتیب 22/0% و 16/0% و نمونههای بدون نرمکننده (ج) 13/0% و (د) 17/0% شد.
کلمات کلیدی: رزین اپوکسی، عامل پخت، شتابدهنده، نرمکننده، دمای تبدیل شیشهای، دمای تخریب

فصل اول: مقدمه1ـ1 مقدمهرزینهای اپوکسی مانند هر پلیمر دیگری تحت شرایط تولید، افزودنیها و دما قرار میگیرند و این عوامل روی خواص فیزیکی و شیمیایی آنها اثرگذار است. باتوجه به گسترش استفاده از این نوع رزینها تلاش میشود که خواص آنها بسته به نوع کاربردشان حفظ شده و یا بهبود یابد.

1ـ2 بیان مسألهرزینهای اپوکسی پلیمرهایی گرماسخت هستند که کاربرد وسیعی در رنگ، چسب، پوششها، ایمپلنتهای پزشکی، صنایع الکتریکی و ابزارآلات پلیمری دارند (اودگارد، 2013). این رزینها از دو پایه مختلف; رزین اپوکسی و عامل پخت تشکیل شدهاند. عامل پخت از نوع آمینها، انیدریدها و یا تیولها میتواند باشد. هنگامی که رزین اپوکسی سخت میشود ساختار شبکهای سه بعدی پیدا میکند که پلیمرهای حاصل دارای پایداری گرمایی خوب و مدول نسبتاً بالا و چسبندگی عالی هستند )کینلوچ و همکاران، 2014؛ چن و همکاران، 2013؛ بن صالح و همکاران، 2014؛ ممانی و همکاران، 1391).
ساختار شبکهای بالا باعث میشود که رزین سخت و شکننده و دارای مقاومت ضربهپذیری پایینی باشد (چن و همکاران، 2013). هدف از انجام این طرح انتخاب مواد مناسب برای تقویت نرمی رزین با حفظ حداقل خواص و دستیابی به شرایط پخت مناسب میباشد.
1ـ3 ضرورت انجام تحقیقدامنه کاربرد رزین اپوکسی وسیع میباشد که بنا به نوع کاربرد و شرایط پخت آن، اصلاح میگردد، این طرح به دلیل اینکه شرایط پخت همراه با نرمکننده را بررسی میکند، میتواند مورد توجه قرار گیرد.
1ـ4 اهداف تحقیقمسأله مورد بحث، سختی و شکنندگی رزین اپوکسی پخت شده میباشد که هدف از این تحقیق اصلاح رفتار و دستیابی به حالت تقریباً بهینه و مناسب از رزین همراه نرمکننده و سیستم پخت برای رسیدن به رزین اصلاح شده است.
1ـ5 فرضیه های تحقیقبرای انجام این پروژه روشهای مورد نظر به صورت زیر مطرح میگردد:
الفـ تدارک رزین اپوکسی مناسب،
بـ فرمولاسیون سیستم پخت،
جـ انتخاب عوامل پخت متفاوت و بررسی خواص ناشی از استفاده از آن،
دـ دستیابی به سیستم پخت مناسب در حضور نرمکننده.

فصل دوم: مروری بر تحقیقات انجام شده2ـ1 مقدمهاصطلاح «رزین» از موادی که به طور طبیعی و در بیشتر موارد، از گیاهان به دست میآیند، گرفته شده است. در صورتی که محلولهای این مواد در حلالهای آلی، در هوا خشک شوند، به پوششهای محافظ و سختی تبدیل میگردند. کاربردیترین رزین طبیعی، روزین (یا کلوفان) است. بعدها، هر مادهی سنتزی که مکمل یا جایگزین این فراوردههای طبیعی شد، «رزین» نام گرفت (ظهوریانمهر، 1376).
امروزه رزین به تعدادی از انواع پلیمرها، شامل محصولات تراکمی فنولـفرمالدئید و رزینهای اپوکسی، پلیمرهای وینیلی مانند پلیاستیرن و پلیمتیلمتاکریلات، و پلیمرهای تراکمی طبقهی پلیآمید یا پلیاستر و ... گفته میشود. بیشترین اصطلاح رزین به پلیمرهای خطی یا شبکهای (یا قابل شبکهای شدن) که برای عملیات قالبگیری، ریختهگری یا روزنرانی و در پوششهای سطوح استفاده میشوند ارتباط دارد.
رزینها پلیمرهایی و به عبارتی کوپلیمرهایی با وزن مولکولی بالا هستند که در درون زنجیره خود گروههای فعالی دارند. بیشتر این پلیمرها در دمای محیط، مایع با گرانروی بالا و ظاهر عسل مانند، شفاف با رنگ زرد روشن تا مایل به قهوهای هستند و یا به صورت پولک و دانههای جامدی هستند که برحسب نیاز در حلال مناسب حل میشوند (ظهوریانمهر و همکاران، مترجم، 1376).
2ـ2 رزین اپوکسیاصطلاح اپوکسی به گروه شیمیایی اطلاق میشود که در آن یک اتم اکسیژن با دو اتم کربن دیگر که به نوعی به هم پیوند خوردهاند، متصل میباشند. سادهترین اپوکسی دارای یک ساختمان حلقوی سه عضوی بوده که اصطلاحاً به آن "1و2 اپوکسی" یا "آلفا اپوکسی" گفته میشود (دادییوک و گودمن، 2013؛ راتنا، 2010).
2ـ3 تاریخچهترکیبات دارای رزین اپوکسی از اواخر قرن نوزده (در سال 1891) توسعه پیدا کردند (لی، 1967).در اواخر دهه 1930 دو محقق به طور جداگانه از ترکیب اپیکلروهیدرین و بیسفنول A رزین اپوکسی را ساختند که اولین رزین اپوکسی در دسترس شد. در 1936 دکتر پییر کاستان که در یک شرکت در زوریخ آلمان مشغول کار بود رزین اپوکسی را توسعه داد، این رزین گرماسخت از واکنش با یک انیدرید بدست آمد. در 1955 شرکت شل آمریکایی یک اداکت آمینـاپوکسی به عنوان عامل پخت تولید نمود. در 1958 اولین پوششهای صنعتی برای صنعت نقاشی به صورت رزینهای جامد تهیه شدند (می، 1987).
دردهه 1980 افزایش ملزومات در صنایع کامپوزیت برای کاربردهای هوا فضا و دفاعی، رزینهای اپوکسی چند عاملی با کارآیی بالا بر پایه ساختار های فنولی و آمینی کمپلکس گسترش یافت. در همین دهه رزینهای اپوکسی با کارآیی بالاتر برای استفاده در صنایع الکترونیک و رایانه تولید شد، در دههی 1990 رزینهای اپوکسیـآکریلات پخت شونده با تابش، رشد یافتند، رزینهای مقاوم به نور و چاپ در صنایع الکترونیک از این دسته میباشند (خلینا، 1392). تولید رزین اپوکسی به علت کاربردهای فراوانی که پیدا کرده همچنان رو به گسترش است (دادییوک و گودمن، 2013).
2ـ4 ساخت رزین اپوکسیمتداولترین راه تهیهی رزینهای اپوکسی تراکم یک ترکیب پلیهیدروکسی در حضور یک باز است. معمولاً یک بیسفنول (مانند بیسفنول A) است که در بیشتر موارد با اپیکلروهیدرین، محصول واسطهای با وزن مولکولی پایین میدهد که در شکل (2ـ1) آورده شده است. این واسطه یک پلیمر خطی، دارای گروههای اپوکسید انتهایی و هیدروکسیلهای میانی است. در این واکنش، اپیکلروهیدرین اضافی باعث میشود که انتهای زنجیرها به گروههای اپوکسی ختم شوند (ظهوریانمهر و همکاران، مترجم، 1376).

شکل (2ـ1) واکنش تهیه رزین اپوکسی از بیسفنول A و اپیکلروهیدرین (گریمسلی و همکاران، 2002؛ یانگ، 1998).رزین واسطه (1) مایع یا جامدی با نقطه ذوب بالا (تقریباً °C150) میباشد.
2ـ5 سخت شدن
عملیات پخت یا سخت شدن، یک واکنش شیمیایی است که پیوندهای عرضی ایجاد میگردد (رضایی، 1390). رزینهای اپوکسی در اثر پخت شدن با عوامل شبکهای کننده به شبکههای گرماسخت سه بعدی جامد، غیرقابلذوب و انحلالناپذیر تبدیل میشوند (ساختمانیان و بهزادی، 1385). باز شدن حلقهی اپوکسید انتهایی و یا استری شدن هیدروکسیلهای زنجیر باعث شبکهای شدن میشود. حلقهی اکسیران گروههای اپوکسی باز شده و اتصالات C-O خطی و بلند ایجاد میشود، به همین دلیل اپوکسیهای پخت شده جمعشدگی کم و پایداری ابعادی مناسبتری دارند (ظهوریان مهر و همکاران، مترجم، 1376).
عوامل پخت یا کاتالیست و یا کمک واکنش هستند. عامل پخت کاتالیستی به عنوان یک شروع کننده هموپلیمرشدن رزین اپوکسی و یا به عنوان شتابدهندهی عوامل پخت دیگر عمل میکند، در حالی که عوامل پخت کمک واکنشی مانند یک کومونومر در فرآیند پلیمرشدن شرکت میکنند. در اکثر موارد پخت اپوکسیها از طریق ساز و کارهای هستهدوستی انجام میشود. مهمترین گروه از عوامل پخت کمک واکنشی عوامل دارای اتمهای هیدروژن فعال مانند آمینهای نوع اول و دوم، فنولها، تیولها و دیکربوکسیلیکاسیدها یا انیدریدها هستند. اسیدهای لوییس و آمینهای نوع سوم نیز عوامل پخت کاتالیستی هستند (خلینا، 1392).
2ـ5ـ1 فرایند پخت با آمین
رزینهای اپوکسی با عامل پخت آمینی با مکانیسم پلزدن و یا کاتالیستی شبکهای می شوند (زردان و همکاران، 1388). در مورد آمینهای نوع اول یک نوع افزایش صورت میگیرد که سرعت واکنشدهی آنها بیشتر از آمینهای نوع دوم است. گروه آمین نوع اول که دارای دو اتم هیدروژن متصل به خود است با دو گروه اپوکسی واکنش داده (شکل (2ـ2))، در حالی که آمین نوع دوم تنها با یک گروه اپوکسی واکنش میدهد. آمینهای نوع سوم به جای انجام یک واکنش افزایشی ساده، بیشتر به وسیله یک مکانیسم پلیمرشدن حلقه گشای کاتالیزوری بر روی گروههای اپوکسی عمل میکنند، زیرا واکنش افزایشی ساده با ترکیبات R3N انجام پذیر نیست (ظهوری، مترجم1381).

شکل (2ـ2) واکنش پخت رزین اپوکسی با آمین (یانگ، 1998).2ـ5ـ2 فرایند پخت با انیدریدانیدریدها یکی دیگر از عوامل پخت اپوکسی به شمار میروند. گرانروی کم و عمر مصرف طولانی از مزایای ترکیبات اپوکسیدیـانیدریدی به شمار میرود، همچنین در حین پخت گرمای کمتری آزاد میشود (خلینا، 1392).
سخت شدن با سختکنندههای انیدرید همراه با پلیمرشدن تراکمی است و نیاز به دمای بالا دارد (ظهوری، مترجم، 1381). شکل (2ـ3) مکانیسم پخت اپوکسی و انیدرید را نشان میدهد.

شکل (2ـ3) پخت اپوکسی و انیدرید (خلینا، 1392؛ گریمسلی و همکاران، 2002).2ـ5ـ3 عوامل پخت فنولیفنول ها گروه دیگر ی از عوامل پخت اپوکسیها هستند که دارای گروههای هیدروکسیل فنولی هستند و میتوانند با گروههای اپوکسی وارد واکنش شوند. ازجمله ترکیبات دارای گروههای فنولی میتوان به نووالاکها اشاره نمود که فرایند پخت آن با اپوکسی در شکل (2ـ4) نشان داده شده است.

شکل (2ـ4) واکنش اپوکسی با فنولها (خلینا، 1392).2ـ5ـ4 عوامل پخت گوگردداراین عوامل پخت شامل ترکیبات سولفیدی و مرکاپتانی دارای گروه های انتهایی تیولی ((-SH هستند. گروه تیول یا مرکاپتان به تنهایی و در دمای محیط به طور آهسته با رزین اپوکسی واکنش میدهند. در صورت استفاده از آمین نوع سوم به یون مرکاپتید با واکنشپذیری بالا تبدیل میشوند.

شکل (2ـ5) واکنش عامل گوگرددار و اپوکسی (خلینا، 1392).سختکنندههای پلیتیول شامل گروههای CH(OH)CH2SH هستند که گروههای هیدروکسیل گروههای تیول را به وسیلهی اتصالات هیدروژنی فعال میکنند (ظهوری، مترجم، 1381).2ـ6 شتابدهندههابه منظور بالا بردن عملیات پخت برای اینکه زمان پخت کاهش یابد به شتابدهنده نیاز است. شتابدهندهها زمان سخت شدن را کاهش میدهند و با فعالیت کاتالیستی بهرهوری را بهبود میبخشند. شتابدهندههای مورد استفاده شامل؛ پلیآمینهای آلیفاتیک یا آمینهای نوع سوم، فنولها و نانیل فنول، رزورسینول یا شتابدهندههای مشتقشده معدنی مانند تری فنیل فسفیت هستند (اردبیلی وپتچ، 2009).
2ـ7 نرمکنندههابرای بهبود خواص پلیمرها و انعطافپذیری آنها از نرمکننده استفاده میشود. نرمکنندهها در میان زنجیرهای پلیمری قرار میگیرند و آنها را از هم دور کرده و پلیمر را نرم میکنند و باعث دوام آن میشوند. از نرمکنندهها میتوان به استرفتالیکهایی مانند دی بوتیل فتالات و دی اکتیل فتالات اشاره نمود (براوون، 2011).
2ـ8 خواص رزینهای اپوکسی ساختار شیمیایی رزینهای اپوکسی طوری است که آنها را در مقابل مواد شیمیایی مقاوم میکند. رزینهای اپوکسی چسبندگی بسیار خوبی به طیف وسیعی از مواد دارند (بن صالح و همکاران، 2014). همچنین ابعاد قالب خود را به خوبی حفظ میکنند (زردان و همکاران، 1388). پس از پخت دارای استحکام هستند و در مقابل سایش و حرارتهای بالا مقاومت خوبی نشان میدهند (هور و همکاران، 1392). علاوه بر این، اپوکسیها دارای ویژگیهای زیر هستند:
مقاومت در برابر حلالها، رطوبت و مواد شیمیایی (شکرالهی و همکاران، 1392)،
چسبندگی خوب به بستر های مختلف (هور و همکاران، 1392؛ بالاسوبرامانیا و ناتاراجان، 2014)،
خواص برجسته مکانیکی مانند استحکام کششی، فشاری و خمشی بسیار بالا (ران و همکاران، 2014)،
پایین بودن جمعشدگی پخت (خسروی و موسی، 2010؛ ران و همکاران، 2014؛ سوزان و ریس، 2013؛ لو و همکاران، 2010)،
مقاومت به خوردگی (سوزان و ریس، 2013؛ لو و همکاران، 2010)،
مقاومت به خزش (کینلوچ و همکاران، 2014)،
عایق عالی الکتریسیته (سیگلا و چاولا، 2013)،
دوام بالا در پیری و شرایط سخت محیطی (شکوه فر و عرب، 1392؛ هور و همکاران، 1392)،
قابلیت پخت در دماهای مختلف (چوبدار، 1393)،
مقاومت خستگی ممتاز (چوبدار، 1393)،
بی بو و بیمزه (چوبدار، 1393)،
پایداری ابعادی (چن و همکاران، 2013).
2ـ9 کاربرد رزین اپوکسی رزینهای اپوکسی در کاربردهای مختلفی از قبیل پوشش سطح، روکشدهی، ابزارسازی و کامپوزیتها استفاده میشوند (ران و همکاران، 2014؛ لو و همکاران، 2010). در صنایع نظامی(غلاف و پوشش موشکها) و صنایع خودروسازی رزینها کاربرد دارند (حسامی و همکاران، 1392). ساخت قالب با ابعاد بزرگ، ساخت قطعات ریختهگری ماشینی، ساخت قالبهای مقاوم در برابر حرارت، صنایع چسب، مصارف خانگی و دریایی از کاربردهای متعدد این رزین هستند. چند لایههای رزین اپوکسی از اهمیت فوقالعادهای در صنایع هواپیماسازی برخوردارند (چوبدار، 1393).
صنایع هوافضا نیز از دیگر زمینههای استفاده رزین اپوکسی است (ساختمانیان و بهزادی، 1385). همچنین به کاربرد در صنایع بستهبندی و ورزشی میتوان اشاره نمود (شکوه فر و عرب، 1392). بسیاری از قطعات ساختاری از جنس الیاف کربن و رزین اپوکسی جایگزین آلیاژهای فلزی مرسوم شده و نتایج مطلوبی داشتهاند. همچنین از این رزین به همراه الیاف آرامید در ساخت موتور راکت و کپسولهای تحت فشار به روش رشتهپیچی استفاده میشود. علاوه بر این رزینهای اپوکسی به طور وسیعی به همراه الیاف و ساختارهای لانه زنبوری برای ساخت ملخ بالگرد استفاده میگردد. رزینهای اپوکسی تقویت شده با الیاف کربن و آرامید در ساخت قایقهایی که ضمن حفظ وزن، برای استفاده بیشتر از فضا و در استحکام مورد نظر، به جای پلیاسترـشیشه کاربرد دارد. همچنین کامپوزیتهای آرامیدـ اپوکسی برای جایگزین فولاد در کلاهخودهایجنگی استفاده میشوند (چوبدار، 1393).

فصل سوم :مواد و روشها3ـ1 مقدمه در مرحله آزمایشگاهی برای تولید نمونه، سعی شده که آزمایشات با چند نوع متفاوت از مواد تهیه شده انجام گیرد.
3ـ 2 مواداپوکسی 828 (گرانروی P150-110 در دمای محیط و خصوصیت فیزیکی مایع روان و شفاف) تولید شرکت Shell تهیه شده از بازار تهران، اپوکسی EPOLAM 2040 RESIN (چگالی g/cm3 16/1 در دمای محیط و به شکل مایع سیال و شفاف به رنگ کهربایی) ساخت شرکت Axson سفارش شده از آمریکا و عامل پخت آمینی EPOLAM 2047 HARDNER (چگالی g/cm3 94/ 0 در دمای محیط و به صورت مایع روان وکهربایی رنگ) ساخت شرکت Axson سفارش شده از آمریکا، عامل پخت انیدریدی با نام فتالیکانیدرید با وزن مولکولی g/mol 1/148، جامد و سفید رنگ تهیه شده از شرکت کیان شیمی مشهد، شتابدهنده آمینی دیمتیلآمینوبنزیل BDMA (به صورت محلول و مولاریته mol/L 21/135) تهیه شده از بازار تهران، نرمکننده دیاکتیلفتالات DOP (وزن مولکولی g/mol 57/390 و فرمول شیمیایی C24H38O4) تهیه شده از بازارتهران، در این طرح استفاده شدند.
3ـ3 روش کار
برای تهیه نمونهها یا از یک نوع اپوکسی و یا مخلوطی از دو نوع اپوکسی به نسبت مساوی استفاده گردیده است. نسبت وزن رزین به وزن عامل سخت کننده 3 به 1 و نسبت وزن رزین به وزن شتابدهنده 100 به 1 در نظر گرفته شد، میزان نرمکننده در جدول (3ـ1) مشخص گردیده است. پس از افزودن مواد به یکدیگر،
ظرف محتوی مواد درون حمام آب گرم قرار داده و محلول همزده شد که نمونهها و مشخصات آنها در جدول (3-1) آورده شده است. همچنین نمونههای دارای هر دو نوع عامل پخت به نسبت مساوی از هر کدام استفاده شده است. مقدار نرمکننده بر اساس قسمت در 100 قسمت رزین اپوکسی(phr) میباشد.
جدول (3ـ1) مشخصات نمونههای تهیه شده.شماره نمونه رزین اپوکسی عامل پخت شتابدهنده نرمکننده phr دما ((˚C زمان سخت
شدن
نمونه 1 EPOLAM 2040 EPOLAM 2047 BDMA (دیمتیلآمینوبنزیل) — 65 45 دقیقه
نمونه 2 EPOLAM 2040 EPOLAM 2047 BDMA 2 45 50 دقیقه
نمونه 3 EPOLAM 2040 EPOLAM 2047 BDMA 6 40 120 دقیقه
نمونه 4 EPOLAM 2040 EPOLAM 2047 BDMA 15 45 140 دقیقه
نمونه 5 EPOLAM 2040 EPOLAM 2047+ انیدرید فتالیک BDMA — دمای محیط (°C 25) بیش از 24 ساعت
نمونه 6 EPOLAM 2040+ 828 EPOLAM 2047+ انیدرید فتالیک BDMA — 65 بیش از 24 ساعت
نمونه 7 828 EPOLAM 2047+ انیدرید فتالیک BDMA — دمای محیط بیش از 24 ساعت
نمونه 8 828 EPOLAM 2047 BDMA — 40 135 دقیقه
نمونه 9 EPOLAM 2040+ 828 EPOLAM 2047 BDMA 6 40 160 دقیقه
نمونه 10 828+ EPOLAM 2040 EPOLAM 2047 BDMA 15 35 165 دقیقه
نمونه 11* 828 EPOLAM 2047 BDMA — 50 30 دقیقه
*مقدار شتابدهنده آمینی نمونه شماره 11 دو برابر میزان نمونههای دیگر بوده است.
3-3-1 مشاهدات
نمونه شماره 5 با اضافه کردن انیدرید فتالیک مخلوط حاصل تولید حبابهای زیادی کرده و سفید رنگ شد و به سرعت به صورت ژل درآمد و مدت زمان سخت شدن نهایی بیش از 24 ساعت به طول انجامید و مقداری از انیدرید داخل رزین سخت شده نامحلول باقی مانده بود.
نمونه شماره 6 نیز که با استفاده از حمام گرم انجام گرفت همان نتایج مربوط به نمونه شماره 2 مشاهده گردید با این تفاوت که رزین نهایی بدست آمده دارای ظاهری شفاف با حبابهایی داخل آن بود.
نمونه 7 که از یک اپوکسی تهیه شد نتایجی همانند نمونه 2 داشت. بنابراین استفاده از انیدرید از دستور کار آزمایشات خارج شد.
نمونههای دیگر (1، 2، 3، 4، 8، 9، 10 و 11) با اضافه کردن عامل پخت آمینی در شرایط دمایی متفاوت، شروع به ژل شدن کرده و پس از مدت زمان لازم عملیات پخت کامل شد و رزین سخت شد. در مرحله پخت گرما ایجاد شد و رزین بدست آمده سخت و با ظاهری شفاف بود.
3ـ4 دستگاههای مورد استفادهبرای انجام آزمایشها از دستگاههای موجود در پژوهشگاه نفت واقع در تهران استفاده گردیده است.
3ـ4ـ1 گرماسنجی روبشی تفاضلی(DSC)برای بررسی رفتار گرمایی مواد، مانند دمای ذوب و دمای انتقال شیشهای از دستگاه DSC استفاده میشود که میزان گرمای جذب یا آزاد شده با نمونه مرجع مقایسه شده و منحنی مربوطه رسم میشود. نمونه در معرض یک برنامه دمایی کنترل شده قرار میگیرد و تغییرات دمایی اندازهگیری میشود. از منحنیهای DSC برای تعیین دمای انتقال شیشهای (Tg) استفاده میشود (لوبو و بونیلا، 2003؛ سالامون و فیلدر، 2003). نوع دستگاه مورد استفاده 8000 Perkin Elmer آمریکا بود.
3ـ4ـ2 آنالیزگر حرارتی(TGA)به منظور اندازهگیری دمای تخریب، دستگاه TGA مورد استفاده قرار میگیرد. نمونه را داخل دستگاه میگذارند و از دمای محیط تا برنامه دمایی معین که با سرعت مشخص تغییر میکند (10 درجه سانتیگراد بر دقیقه) گرم میشود که دستگاه کاهش وزن نمونه را ثبت میکند. منحنی TGA تغییرات وزن ماده نسبت به دما را مشخص میکند (کینزی و فالکن، 2003؛ لوبو و بونیلا، 2003). دستگاه به کاربرده شده SDTA 851 Mettler Tolede ساخت سوئیس بود.
3ـ4ـ3 دستگاه اندازه گیری مدول فشاریدستگاه تنسایل برای تعیین استحکام فشاری و مدول فشاری کاربرد دارد. نمونه داخل دستگاه قرار داده میشود و تحت نیرویی قرار میگیرد تا رفتار نمونه نسبت به تنش اعمال شده اندازه گیری شود. میزان تنش تا زمانی ادامه مییابد که نمونه نسبت به تنش اعمال شده واکنش نشان دهد یعنی ارتفاع آن کم شود. این دستگاه با نام Zwick/Roell Z030 ساخت کشور آلمان بود.
فصل چهارم: نتایج و بحث
4ـ1 مقدمهبرای بررسی و بحث در مورد نمونهها، آزمایشهایی متناسب با رزینها روی تعدادی از نمونهها انجام گرفت. این آزمایشات شامل دمای تخریب، مدول فشاری، دمای تبدیل شیشهای، درصد ماده فرار و تورم در حلال و نفوذپذیری به آب بود. در این بخش به آزمایشهای انجام گرفته بر روی تعدادی از نمونههای تهیه شده، پرداخته شده است.

4ـ1ـ1 اثر نرمکننده بر دمای تبدیل شیشهایبه منظور بررسی تعیین دمای تبدیل شیشهای رزین در برابر نرمکننده، نمونهها طبق استاندارد ASTM D3895-07, 2007 به روش DSC در شرایط دمایی از °C 250-0 و با سرعت °C 10 بر دقیقه و در محیط نیتروژن مورد آزمایش قرار گرفته است. مقدار Tg نمونهها در جدول (4ـ2) و نمودار DSC نمونه (الف) در نمودار (4ـ1) نشان داده شده است و نمودارهای (4-2) تا (4-6) مربوط به DSC نمونههای دیگر در پیوست الف آمده است. نتایج بدست آمده نشان داد که نمونه های دارای نرمکننده دیاکتیل فتالات دمای تبدیل شیشهای پایینتری نسبت به نمونههای بدون نرمکننده دارند و هر چه میزان نرمکننده بیشتر باشد، Tg کمتر میشود به این دلیل که نرم کننده موجب تضعیف نیروهای بینمولکولی پلیمر شده و حجم آزاد پلیمر را افزایش میدهد.
جدول (4-2) نتایج دمای تبدیل شیشهای نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج (ºC) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 7/78 min/°C 10 ،°C 250- 0
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 5/55 ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 5/55 د اپوکسی 828 0/89 ه EPOLAM 2040 RESIN+ اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 6) 3/77 و EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 6) 4/74
نمودار (4ـ1) نمودارTg نمونه (الف)، شرایط آزمایش: دما °C250-0 و min/ °C 10.
میزان Tg نمونههای مورد آزمایش از نظر نوع اپوکسی و میزان نرمکننده بر روی نمودار (4-2) مقایسه شده است.

نمودار (4-2) مقایسه Tg نمونههای مورد آزمایش.4ـ1ـ2 اثر نرمکننده بردمای تخریب برای تأثیر نرمکننده بر دمای تخریب، آزمایش بر اساس استاندارد ASTM D3850-94, 2006 و شرایط دمایی از °C 50 تا °C 700 و سرعت °C 10 بر دقیقه با استفاده از دستگاه TGA انجام گردیده است. نتایج بدست آمده در جدول (4ـ3) و نمودارهای (4ـ4) تا (4ـ7) نشان داده شده است. که تخریب اپوکسی EPOLAM 2040 در دمای °C 350 و اپوکسی 828 در دمای °C 373 و نمونههای با نرمکننده به ترتیب °C 345 و °C 365 بود. نرمکننده میزان اتصالات عرضی را کاهش داده است به همین علت نمونههای دارای نرم کننده در دمای کمتری تخریب شدند. همچنین نوع اپوکسی بر روی نتایج تأثیر داشته است که در نمودار (4-3) آورده شده است.

جدول (4-3) دمای تخریب نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج (ºC) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 350 دمای °C 50 تا °C 700 و سرعت °C 10 بر دقیقه
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 345 ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 365 د اپوکسی 828 373
نمودار (4-3) مقایسه دمای تخریب نمونههای مورد آزمایش.
نمودار (4ـ4) نمودار دمای تخریب نمونه (الف).تفسیر نمودار (4-4): سه مرحله برای تخریب رزین اپوکسی EPOLAM 2040 پخت شده قابل مشاهده است، مرحله اول که از حدود دمای °C 300 تا °C 345 ادامه دارد که مربوط به تخریب گروههای هیدروکسیل رزین (شکل 2-1 و 2-2) میباشد، مرحله دوم از حدود °C 345 تا °C 540 مربوط به خروج آمین و بخش آروماتیک رزین است که تقریباً 70% وزن آن کاهش یافته، مرحله سوم از °C 540 تا °C 700 ادامه دارد که نمونه به طور کامل تخریب شده است. از نمونه زیر دمای °C 300 میتوان استفاده نمود. منحنی دوم مشتق منحنی اول است که در °C 300 اولین افت وزن را نشان میدهد و در دمای °C 345 بیشترین میزان تخریب صورت گرفته است و در مرحله سوم منحنی دمای °C 545 را نشان میدهد (ممانی و همکاران، 1392؛ رای و سونیی، 2012).

نمودار (4ـ5) نمودار دمای تخریب نمونه (ب).تفسیر نمودار (4-5): نمونه (ب) دارای اپوکسی EPOLAM 2040 با نرمکننده دیاکتیلفتالات، در مرحله اول تخریب از حدود °C 200 تا °C 343 با خروج نرمکننده و گروههای هیدروکسیل اپوکسی همراه است مرحله دوم تخریب از °C 343 تا °C 545 اتفاق میافتد که با تخریب بیشتر آمین و گروههای آروماتیک و بقیه نرمکننده از بین میروند. مرجله سوم از °C 545 تا °C 700 تخریب کامل نمونه است. تفاوت نمودارهای نمونه الف و ب را میتوان وجود نرمکننده دانست. منحنی دوم چند نقطه مشخص شده است که به ترتیب شدت تخریب °C 343، °C 545، °C 300 و °C 200 میباشند، از نمونه تا دمای °C200 میتوان استفاده نمود (ممانی و همکاران، 1392؛ رای و سونیی، 2012).

نمودار (4ـ6) نمودار دمای تخریب نمونه (ج).تفسیر نمودار (4-6): این نمودار مربوط به نمونه (ج) (دارای نرمکننده و مخلوطی از دو نوع اپوکسی 828 و EPOLAM 2040) است که دارای سه مرحله تخریب گرمایی میباشد. مرحله اول از حدود °C 200 تا °C 365 مربوط به خروج نرمکننده و تخریب بخش هیدروکسیل اپوکسیها است افزایش این محدوده دمایی نسبت به نمونه الف را میتوان ناشی از وجود نرمکننده دیاکتیلفتالات و اپوکسی 828 دانست. مرحله دوم از °C 365 تا °C 545 مربوط به تخریب آمین و گروههای آروماتیک و احتمالاً بخشی از نرم کننده است. مرحله سوم هم که به خروج قسمتهای مقاوم نمونه ارتباط دارد از °C 545 تا °C 700 است. کارایی نمونه تا دمای °C 200 است. منحنی دوم که مشتق منحنی اول است بیشترین سرعت تخریب در دمای °C 365 و یک مرحله آهستهتر در دمای °C 545 را نشان میدهد از °C 200 تا °C 300 هم با یک شیب بسیار آهسته کاهش وزن روی میدهد (ممانی و همکاران، 1392؛ رای و سونیی، 2012).

نمودار (4ـ7) نمودار دمای تخریب نمونه (د).تفسیر نمودار (4-7): نمونه (د) دارای اپوکسی 828 و بدون نرم کننده؛ تخریب دمایی از حدود دمای °C 300 تا °C 370 شروع شده که افت وزن به دلیل شکست در گروههای هیدروکسیل اپوکسی روی داده و بعد از دمای °C 370 تا °C 545 نمونه با کاهش وزنی در حدود 70% روبرو میشود، مرحله سوم از °C545 تا °C 700 بخشهای مقاومتر اپوکسی تجزیه میشوند. منحنی مشتق دارای سه نقطه °C 300، °C 373 و °C 545 میباشد که بیشترین میزان تخریب در °C 373 است. این ماده تا °C 300 دارای کارایی است (ممانی و همکاران، 1392؛ رای و سونیی، 2012).
4ـ1ـ3 درصد مواد فرار
نمونههای وزن شده، داخل آون در دمای °C 105 و به مدت سه ساعت گذاشته میشوند. نمونهها پس از خروج از آون دوباره وزن میشوند و درصد مادهی فرار طبق رابطهی (4ـ1) بدست میآید. این آزمایش با استاندارد ASTM D2832-92, 2011 انجام شده است. نتایج هر نمونه در جدول (4ـ4) دیده میشود. نتایج نشان داد که نرمکننده روی فرار بودن اپوکسی تأثیر منفی نداشته است. ممکن است نمونه رطوبت احتمالی جذب شده از محیط و یا درصدکمی از اپوکسی خود را از دست داده باشد. نمودار (4-8) درصد ماده فرار نمونههای آزمایش شده را نشان داده است.
100× وزن ابتدایی/ (وزن ابتدایی-وزن نهایی) = درصد ماده فراررابطه (4ـ1)جدول (4-4) درصد ماده فرار نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج ( %) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 10/0- h3، ºC105
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 11/0- ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 10/0- د اپوکسی 828 18/0-
نمودار(4-8) مقایسه درصد ماده فرار نمونههای مورد آزمایش.
4ـ1ـ4 آزمون فرورفتگی سوزنهنگامی که رزین اپوکسی به شکل ژل شد و نرم است، سوزن در آن وارد میشود اما بعد از سخت شدن، سوزن وارد نمیشود که نشاندهنده پیشرفت میزان پخت میباشد.
4ـ1ـ5 اثر نرمکننده بر مدول فشاری مدول الاستیسیته (E) یا همان مدول یانگ برابر است با نسبت تنش بر کرنش ایجاد شده به واسطهی تنش وارده بر جسم در حالتی که جسم در ناحیه الاستیک قرار گرفته باشد. واحد مدول الاستیسیته در SI پاسکال (هم واحد با تنش) میباشد. مدول الاستیسیته در رابطه (4ـ2) مشخص شده است (ابیول، 1996). این آزمایش با توجه به استاندارد ASTM D695-08, 2010 و در دمای محیط انجام گرفته است. مدول فشاری نمونهها در جدول (4ـ5) نمایان شده است.
اختلاف طول بر طول اولیه/ نیروی وارد بر سطح مقطع =کرنش/ تنش = مدول الاستیسیته
E=tensil stresstensil strain=δε=FAₒ∆LLₒ=FLₒ∆LAₒرابطه (4ـ2)جدول (4-5) میزان مدول فشاری نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج ( MPa) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 7/73 ℃2±32
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 9/18 ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 3/21 د اپوکسی 828 2/84 اعداد بدست آمده نشان از کاهش شدید مدول نمونههای دارای نرمکننده بود، زیرا نرمکننده باعث کاهش میزان اتصالات عرضی شده و از سختی پلیمر کاسته شده است. نمودار (4-9) اثر نرمکننده و نوع اپوکسی بر مدول فشاری را نمایش داده است.

نمودار (4-9) مقایسه نمونههای مورد آزمایش از نظر مدول فشاری.4ـ1ـ6 مقاومت شیمیایی در حلالمطابق با استاندارد ASTM D543-06, 2006 نمونهها توزین میشوند و بعد در استن یا حلال شیمیایی دیگری به مدت 7 روز غوطهور میماند. پس از گذشت مدت زمان تعیین شده نمونهها وزن میگردند. درصد اختلاف وزن نمونه نسبت به وزن ابتدایی بیانگر میزان تورم در حلال است که در رابطه (4ـ3) بیان شده است. جدول (4ـ5) درصد تورم در حلال استن نمونهها را نشان میدهد. افزایش وزنی که در نمونههای دارای نرمکننده ایجاد شده به دلیل کم شدن اتصالات عرضی بوده است.
100× وزن ابندایی/ (وزن ابتدایی- وزن نهایی)= درصد تورم در حلالرابطه (4ـ3)
جدول (4-6) میزان تورم در حلال استن نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج (%) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 3/24 °C 2±32، 7 روز، استن
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 1/38 ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 5/37 د اپوکسی 828 8/17 از مقایسه نمونهها که در نمودار (10-4) آورده شده، مشخص شد که نمونههای دارای نرمکننده نسبت به حلال استن مقاومت شیمیایی خوبی نشان ندادهاند، بنابراین نرمکننده میزان اتصالات عرضی رزین را پایین میآورد و باعث نفوذ حلالی مانند استن در پلیمر میشود (ابیول، 1996).

نمودار (10-4) مقایسه اثر نرمکننده و نوع اپوکسی بر میزان تورم در استن نمونههای مورد آزمایش.4ـ2ـ7 نفوذپذیری آبنمونههای با وزن مشخص در دمای محیط به مدت 24 ساعت در ظرف حاوی آب طبق استاندارد ASTM D570-98, 2010 غوطهور گردید. افزایش وزن نمونهها پس از 24 ساعت اندازهگیری و درصد نفوذپذیری آب براساس رابطه (4-4) محاسبه گردید که نتایج در جدول (4-6) ارائه گردیده است.
100× وزن ابندایی/ (وزن ابتدایی- وزن نهایی)= درصد نفوذپذیری آبرابطه(4ـ4)جدول (4-7) میزان نفوذپذیری آب نمونههای مورد آزمایش.شماره نمونه مشخصه نمونه نتایج ( %) شرایط آزمایش
الف EPOLAM 2040 RESIN 22/0 h24، °C 2±32
ب EPOLAM 2040 RESIN + نرمکننده (phr 15) 13/0 ج EPOLAM 2040 RESIN + اپوکسی 828 + نرمکننده (phr 15) 17/0 د اپوکسی 828 16/0 نتایج بدست آمده که در نمودار (11-4) مشخص شده است نشان داد که نفوذپذیری آب در نمونهها بسیار پایین بوده است. اپوکسی 828 نسبت به اپوکسی 2040 نفوذپذیری کمتری به آب نشان داده است. در نمونههای دارای اپوکسی 2040 همراه نرمکننده کاهش نفوذ آب نسبت به نمونه بدون نرمکننده مشاهده شده در حالی که نمونه دارای اپوکسی 828 و نرمکننده افزایش نفوذپذیری به آب (در مقایسه با نمونه 828 بدون نرمکننده) دیده شده است.

نمودار (11-4) مقایسه نمونههای آزمایش شده نسبت به نفوذ آب.
فصل پنجم: نتیجه گیری5ـ1 مقدمه
پخت اپوکسی به عواملی چون رزین، عامل پخت، گرانروی، دما و ... وابسته است. به منظور رفتار دو نوع اپوکسی و عامل پخت آمینی در حضور نرمکننده، موارد زیر مورد بررسی قرار گرفت:
تأثیر نرمکننده و اپوکسیها بر مدول فشاری
تأثیر نرمکننده بر Tg و اثر اپوکسیها بر آن
درصد مواد فرار
دمای تخریب
درصد جذب آب
مقاومت شیمیایی ـ تورم در حلال
5ـ1ـ1 اثر دما
زمان سخت شدن به دما وابسته است که با بالا بردن دما زمان سخت شدن رزین کاهش یافت. دما میزان پیوندهای کووالانسی را افزایش میدهد در نتیجه باعث تسریع در عملیات پخت و ایجاد پیوندهای عرضی میشود (ساختمانیان و بهزادی، 1385؛ رضایی، 1390).
5ـ1ـ2 تأثیر نرمکننده و اپوکسیها بر Tgحضور نرمکننده در ترکیب رزین باعث کاهش دمای تبدیل شیشهای شد. وجود نرمکننده موجب تضعیف جاذبههای بین مولکولی رزین میشود وحجم آزاد پلیمر را افزایش میدهد (ظهوری، مترجم، 1381؛ ابیول 1996). همچنین اپوکسی 828 دمای تبدیل شیشهای بیشتری داشت.
5ـ1ـ3 دمای تخریبوجود نرم کننده دمای تخریب را پایین میآورد. هرچه میزان اتصالات عرضی بیشتر باشد دمای لازم برای تخریب و تجزیه پلیمر افزایش مییابد ولی نرمکننده فاصله بین اتصالات عرضی را افزایش میدهد و در نتیجه پلیمر در دمای پایینتر تخریب میگردد (ظهوری، مترجم، 1381).
5ـ1ـ4 درصد ماده فرارمیتوان نرمکننده را تقریباً عامل بیتأثیری در فراریت اپوکسی دانست، که درصد ماده فرار بدست آمده را میتوان به از دست دادن رطوبت که احتمال دارد از محیط جذب رزین شده و یا حذف مقدار کم اپوکسی محتمل دانست.
5ـ1ـ5 تأثیر نرمکننده بر مدول فشاری نرمکننده مدول الاستیسیته را کاهش میدهد زیرا میزان اتصالات عرضی را پایین میآورد (خلینا، 1392؛ ابیول، 1996).
5ـ1ـ6 نفوذپذیری نسبت به آبافزایش شبکهای شدن باعث کاهش قدرت جذب آب میگردد چون فضاهای خالی میان زنجیرهها کاهش مییابد (باغی و سپهریان، 1391).
5ـ1ـ7 مقاومت شیمیاییمقاومت شیمیایی رزین اپوکسی در حلال استن مناسب است که حضور نرمکننده دیاکتیلفتالات باعث کاهش مقاومت رزین در استن شده است.
5ـ1ـ8 میزان شتابدهندهبا افزایش مقدار شتابدهنده در آزمایش مشخص شد که زمان سخت شدن کاهش یافت، ازاین رو مدت زمان وابسته به میزان شتابدهنده میباشد. شتابدهنده با واکنش با حلقه اپوکسی (شکل 2-1) موجب باز شدن حلقه اپوکسی شده و پخت را تسهیل و تسریع میکند (خلینا، 1392).
5ـ1ـ9 نوع رزین
بررسی نتایج بدست آمده معلوم میکند نمونههای دارای اپوکسی 828 نسبت به اپوکسی EPOLAM 2040 تقریباً رفتار متفاوتی در آزمایشات از خود نشان دادهاند. به عنوان مثال کاهش گرانروی موجب کاهش استحکام کششی، Tg ، مقاومت شیمیایی و خواص الکتریکی میشود و سرعت پخت را افزایش میدهد (رضایی، 1390).
5ـ2 توجیه رفتار انیدریدبه نظر میرسد عوامل پخت انیدریدی از نوع جامد باید در یک حلال مناسب حل شده و سپس به رزین اضافه شوند تا پخت به طور کامل انجام شود (گریمسلی و همکاران، 2002). بنابراین در آزمایشاتی که انیدرید به کار رفته بود بخشی از آن به صورت نامحلول باقی مانده بود و در سیستم تعریف شده غلظت کم مورد نظر نبود تا از حلال استفاده گردد.

فهرست منابعمنابع فارسی1- باغی ش، سپهریان آذر ا. 1391. تهیه و شناسایی هیدروژل آمفیفیلیت آکریل آمید و سدیم آلژینات (I.P.N) و شناسایی
خواص فیزیکی آن. فصلنامه کاربرد شیمی محیط زیست، سال سوم، 10: 23-32.
2- حسامی م، باقری ر، معصومی م. 1391. مروری بر بازدارندگی شعله در رزین اپوکسی-قسمت اول: ریز پرکننده
های بازدارنده شعله. فصلنامه علمیـترویجی بسپارش، سال دوم، 4: 49-60
3- زردان ر، گنجی م.ت، تحویلدار ک. 1389. تهیه و به کارگیری هاردنرهای دارای گروه های ایمیدی در پخت
رزین اپوکسی. نیترو پی دی اف، سال چهارم، 13: 281- 288
4- شکرالهی ف، مهدویان ع، شکرالهی پ. 1392. سنتیک پخت رزین اپوکسی-نووالاک دارای بازدارنده شعله. مجله
علوم و تکنولوژی، 26، 6: 537-547
5- شکوه فر ع، عرب ب. 1392. مطالعه ساختار و رفتار تبدیل شیشهای پلیمرهای اپوکسی به روش دینامیک
مولکولی. ماهنامه علمی پژوهشی مهندسی مکانیک مدرس، 99، 9 : 1-6
6- ممانی آ، ابراهیمی م، عطایی فرد م. 1392. بهبود ویژگی های حرارتی، مقاومت به آتش و مکانیکی رزین
اپوکسی به کمک گرافیت قابل انبساط. نشریه علمی پژوهشی مواد پیشرفته و پوشش های نوین، 6: 410-
419.
7- ساختمانیان م.ر، بهزادی م. 1385. تأثیر دما و زمان پخت برخواص مکانیکی کامپوزیتهای زمینه اپوکسی
تقویت شده با الیاف شیشه. ششمین کنفرانس سراسری انجمن هوا فضای ایران. تهران(دانشگاه صنعتی
خواجه نصیرالدین طوسی)، اسفند ماه.
8- هور م، رضانژاد س، جودت ح، پیلهور س. 1392. طراحی فرمولاسیون رزین مورد استفاده در ساخت پیش
آغشته کامپوزیت پرهی توربین بادی. بیست و هشتمین کنفرانس بینالمللی برق. تهران، 13ـ14 آبان.
9- کومین ج. دانش چسب و چسبندگی. ظهوری غ. 1381. چاپ اول. مشهد. سخن گستر، 200ص.
10- سورنسون دبلیو.آر.، کمپبل تی.دبلیو.. شیمی پلیمر عملی. ظهوریانمهر م، نادعلی م، ترپوگوسیان گ. 1376.
چاپ اول. موسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف، 652ص.
11- خلینا م. رزین های اپوکسی- بررسی مورفولوژی و خواص ریز ساختارهای آمیزه های اپوکسی. 1392. دوره
دکتری. پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران.
12- چوبدار ح. 1393. رزینها. خانه مهندسی شیمی ایران. www.ICHEH.com. 16دی.

فهرست منابع انگلیسی1- ASTM D695. Standard Test Method for Compressive Properties of Rigid Plastics. 2010.
2- ASTM D543. Standard Practices for Evaluating the Resistance of Plastics to Chemical
Reagents. 2006.
3- ASTM D2832. Standard Guide for Determining Volatile and Nonvolatile Content of
Paint and Related Coatings. 2011.
4- ASTM D3895. Standard Test Method for Oxidative-Induction Time Polyolefins by
Differential Scanning Calorimetry. 2007.
5- ASTM D3850. Standard Test Method for Rapid Thermal Deg--ation of Solid Electrical
Insulating Materials by Thermogravimetric Method (TGA). 2006.
6- ASTM D570. Standard Test Method for Water Absorption of Plastics. 2010.

7- Balasubramanya P, Natarajan K. 2014. Mechanical and Morphological Studies of
Modified Epoxy Resin Matrix for Composite Applications. Emerging Technology and
Advanced Engineering Journal, 4(1): 281-288.
8- Ben Saleh A, Mohd Ishak Z, Hashim A, Kamil W, Ishiaku U. 2014. Synthesis
and Characterization of Liquid Natural Rubber as Impact Modifier for Epoxy Resin.
Physics Procedia Journal, 55: 129-137
9- Chen J, Kinloch A, Sprenger S, Taylor A. 2013. The Mechanical Properties and
Toughening Mechanisms of an Epoxy Polymer Modified with Polysiloxan-based Core-
Shell Particles. Polymer Journal, 54: 4276-4289.
10- Grimsley B, Hubert P, Song X, Cano R, Loos A, Pipes R. 2002. Effects of Amine
and Anhydride Curing Agents on the Vartm Matrix Processing Properties. SAMPE
Journal, 38(4): 8-15.
11- Hardis, R., Jessop J, Peters F.E. Kessler M.R. 2013. Cure Kinetics Characterization and
Monitoring of an Epoxy Resin Using DSC, Raman Spectroscopy, and DEA.
Composites. Part A: Applied Science and Manufacturing Journal, 49: 100-108.

12- Khosravi E, Musa O. 2011. Thermally Deg--able Thermosetting Materials. European
Polymer Journal, 47: 465-473.
13- Kinloch A.J, Lee S.H, Taylor A.C. 2014. Improving the Fracture Toughness and the
Cyclic-Fatigue Resistance of Epoxy-Polymer Blend, Polymr Journal, 55: 6325-6334.
14- Lu Sh , Ban J, Yu Ch, Deng W. 2010. Properties of Epoxy Resins Modified with Liquid
Crystalline Polyurethane. Iranian Polymer Journal 19 (9): 669-678.

15- Odegard G.M., Jensen B.D, Gowtham S., Wu J, He J, Zhang Z. 2014. Predicting
Mechanical Response of Cross linked Epoxy Using ReaxFF. Chemical Physics Letters,
591: 175-178.
16- Rane U. G, Sabnis A, Shertukde V. 2014. Synthesis and Characterization of Imide
Ontaining Hybrid Epoxy Resin with Improved Mechanical and Thermal Properties. International Journal of Polymer Science, 2014: 10 p.17- Singla M, Chawla V. 2010. Mechanical Properties of Epoxy Resin – Fly Ash Composite.
Journal of Minerals & Materials Characterization & Engineering, 9(3): 199-210.
18- Sprenger, S. 2013. Epoxy resin Composites with Surface‐Modified Silicon Dioxide
Nanoparticles: A review. Journal of Applied Polymer Science, 130(3): 1421-1428.
19- Souza J, Reis J. 2013.Thermal behavior of DGEBA (Diglycidyl Ether of Bisphenol
A) Adhesives and its Influence on the Strength of Joints. Applied Adhesion.Science, 1(6): 1-10.
20- Me--, L., Benyoucef B., Abadie M.J.M., Charles J.P. 2014. Characterization and
Mechanical Properties of Epoxy Resin Reinforced with TiO2 Nanoparticles.
Experimental Techniques, 38(1): 59-66.
21- Ardebili H, Petch M. 2009. Encapsulation Technologies for Electronic Application. 1st
edn. Andrew W, 504 p.
22- Braun D, Cherdon H, Ritter H. 2001. Polymer Synthesis: Theory and Practice:
Fundamentals, Methods, Experiments; with 31 Tables. Springer Science & Business Media, 333 p.
23- Dodiuk H, Goodman S. 2013. Handbook of Thermoset Plastics. Andrew W, 800 p.
24- Ebewel H O.. 1996. Polymer Science and Thecnology. New York: CRC Press, 530 p.
25- Kutz M. 2012. Handbook of Environmental Deg--ation of Materials. Ray S, Cooney R.
Thermal Deg--ation of Polymer and Polymer Composites. Andrew W. 936 p.
26- Lee H., Neville K. 1967. Handbook of epoxy resins. New York. McGraw-Hill. 922p.
27- Lobo H, Bonilla J. 2003. Handbook of Plastic Analysis. New York. Marcel Dekker, Inc.
620 p.28- Lobo H, Bonilla J. 2003. Handbook of Plastic Analysis. Salamon A W., Fielder K J..
Practical Uses of Differential Scanning Calorimetry for Plastics. New York. Marcel
Dekker, Inc. 620 p.29- Lobo H, Bonilla J. 2003. Handbook of Plastic Analysis. Kinzy S, Falcon R.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

Thermogravimetric Analysis of Polymers. New York. Marcel Dekker, Inc. 620 p.30- May C. 1987. Epoxy Resins: Chemistry and Technology. 2nd edn. New York: CRC Press,
1288 p.31- Ratna D. 2007. Epoxy Composites: Impact Resistance and Retardancy. iSmithers Rapra
Publishing, 118 p.
32- Yang J. Modification of Epoxy Resins with Functional Hyper branched Poly(Arylen
Ester) s. chapter 8, Literature Review of Epoxy Toughening. 154-169. 1998. PhD thesis.
Virginia.
33- Perkins S. A Study of the Mechanical Behavior of Epoxy Sys-- under Different Testing
Temperatures. 2011. PhD thesis. University of Florida.

پیوست الف
نمونه دارای اپوکسی 2040، نرمکننده phr15.
نمودار (الف-1) نمودار Tg نمونه (ب)، شرایط آزمایش: دما °C250-0 و min/ °C 10.
نمونه دارای اپوکسی 2040، اپوکسی 828، نرمکننده phr15.
نمودار (الف-2) نمودار Tg نمونه (ج)، شرایط آزمایش: دما °C250-0 و min/ °C 10.
نمونه دارای اپوکسی 828، نرمکننده phr15.
نمودار (الف-3) نمودار Tg نمونه (د)، شرایط آزمایش: دما °C250-0 و min/ °C 10.
نمونه دارای اپوکسی 2040، اپوکسی 828، نرمکننده phr 6.
نمودار (الف-4) نمودار Tg نمونه (ه)، شرایط آزمایش: دما °C250-0 و min/ °C 10.
نمونه دارای اپوکسی 2040، نرمکننده phr6.
نمودار (الف-5) نمودار Tg نمونه (و)، شرایط آزمایش: دما °C 250-0 و min/ °C 10.
AbstractEpoxy resins are a class of thermosetting polymers which have properties such as high thermal and chemical stability, excellent adhesion properties, moisture resistance and simply processible. This resins wildly used for adhesive, coating, painting and tools of polymeric. Common of epoxy resins are prepare by reaction of bis phenol A with epiclorohydrin in presence of a base as catalyst. Epoxy resins can be cured with amines, thiols, anhydrides and phenols. In this project some modification of epoxy resin and behavior was achieved with using a plasticizer and accelerator. Samples were prepared using two types of resins, two curing agents, amine accelerator and plasticizer. The resins behavior were studied. Samples of testing are:
Sample (a): epoxy EPOLAM 2040 RESIN with amine curing agent EPOLAM 2047 HARDNER and accelerator,
Sample (b): mixing of two type of epoxy (828 and EPOLAM 2040) and amine curing agent EPOLAM 2047 and plasticizer (DOP) with accelerator,
Sample (c): epoxy EPOLAM 2040 and amine curing agent EPOLAM 2047 with plasticizer (DOP) and accelerator,
Sample (d): epoxy 828and amine curing agent EPOLAM 2047 with accelerator
The DSC studies were reviled that Tg of the resin samples were decreased from (a) 78.7˚C and (b) 89.0˚C to 55.5˚C with using DOP as plasticizer. The volatile content of the same carried out at 105˚C during 3 hour were (a) -0.10%, (b) -0.18%, while the value for the plasticizer same were (c) -0.10% and (d) -0.11%. Thermal decomposition of the samples were (a) 350˚C, (b) 373˚C and (c) 345˚C (d), 365˚C. Inflation present in acetone solvent showed for samples (a) 24.3%, (b) 17.5% and 37.5%, 38.1% respectively for (c) and (d). Water absorption percent were for samples within plasticizer (a) 0.22% and (d) 0.16% and samples without plasticizer (b) 0.13%, (c) 0.17%.

Key words: epoxy resin, curing agent, thermal decomposition, plasticizer.

4863465-546735
Islamic Azad University

–151

1ـ خدا قدیم است و صفات قدیم از ذات او نفی می‌شوند.
2ـ کلام خدا حادث و مخلوق است.
3ـ اراده‌‌‌،سمع‌‌‌،بصر و... معانی و مفاهیم قائم به ذات نیستند.
4ـ نفی دیده شدن خدا به چشم در آخرت.
5ـ انسان مختار است.
6ـ حکیم جز صلاح و خیر انجام نمی‌دهد و به لحاظ حکمت مراعات مصالح بندگان بر حکیم واجب است.
7ـ اگر مؤمن در حالاطاعت و توبه بمیرد‌،مستحق ثواب است‌،اما اگر بنده بدون توبه و با ارتکاب گناه کبیره از دنیا برود‌،مستحق خلود در آتش است‌‌‌،البته مجازات چنین شخصی از مجازات کفار کمتر است.
8 ـ قبل از رسیدن دلیل سمعی و شرعی‌،اصل معرفت و شکر نعمت واجب است و شناخت حسن و قبحعقلا واجب است. ورود تکالیف نیز الطافی از باری تعالی است.
از دیگر موارد مورد اتفاق متکلمان معتزلی‌‌‌،قبول این ادعاست که مسلمان فاسق در «منزله بین المنزلتین» قرار دارد و این‌که امر به معروف و نهی از منکر امری واجب است.
ابوالحسن اشعری عقایدی را که معتزلیان در مسأله توحید بر آن اتفاق نظر دارند‌‌‌،بیان کرده است و در دیگر موضوعات کلامی نیز پس از بیان وجوه اشتراک همه فرق معتزلی‌‌‌،به ذکر اختلافات میان آن‌هامی‌پردازد.
اصول خمسه
اگر به کتاب‌های معتزله مراجعه کنیم خواهیم دید که معتزلیان به رغم اختلافاتی که در امور جزیی و فرعی دارند پنج اصل را به عنوان ملاک معتزلی بودن ذکر می کنند و کتاب‌هایی با همین عنوان نگاشته‌اند که به عنوان مثال می‌‌توان از کتاب‌های «الاصول‌الخمسه» از ابوالهذیل علاف‌‌‌،«الاصول‌الخمسه» نوشته جعفر بن حرب و «شرح الاصول‌الخمسه» از قاضی عبدالجبار نام برد که آن پنج اصل عبارتند از‌:
1ـ توحید: توحید مغز و پایه مکتب معتزله است و مراد از توحید نزد معتزلیان‌،توحید صفاتی است. شهرستانی درباره اعتقاد معتزله به توحید صفاتی می‌گوید این سخن در آغاز ناپخته بود و واصل بن‌ عطا در اثبات دیدگاه خود به این استدلال ساده اکتفا می‌کرد که لازمه اثبات صفات قدیم برای خدا‌،تعدد خدایان است. بعدها پیروان واصل بن عطا در توضیح عقیده او بیان داشتند که معنای توحید صفاتی انکار مطلق صفات نیست بلکه مراد‌‌‌،انکار صفات زائد بر ذات الهی است.
همان طور که مشاهده می‌شود اصل توحید با وجود اتفاق نظر بر آن‌‌‌،در سیر تکاملی عقاید معتزلی‌‌‌،شکل معقول‌تری به خود می‌گیرد.
بر اساس اصل توحید معتزله معتقدند که دیدن خدای متعال در روز قیامت امری محال است چرا که لازمه آن جسم بودن و جهت داشتن خدا است. بر این اساس‌،صفات خدا را نیز چیزی جز ذات او نمی‌دانند زیرا به عقیده ایشان اگر صفات غیر از ذات باشند وجود چند قدیم لازم می آید و طبق همین اصل است که اعتقاد به خلق قرآن دارند.
2ـ عدل‌: معتزله معتقدند عدل این است که خداوند متعال ظلم و تباهی را دوست ندارد و اعمال بندگان را نمی‌آفریند بلکه بندگان با قدرتی که خدا به ایشان داده آنچه را بهآن امر شده یا از آن نهی شده را اطاعت می‌کنند و خداوند به آنچه که دوست دارد و مطلوب است فرمان می‌دهد و از آنچه که بیزار است نهی می کند. معتزله بر اساس بینشی که نسبت به حسن و قبح ذاتی و عقلی اشیاء دارند‌‌‌،عدل را خوب و ظلم را ناشایست محسوب می‌کنند و از آنجا که خداوند از هر گونه امر قبیح مبرا است‌،پس لزوماً کارهایش طبق عدل است و مرتکب ظلم نمی‌شود.بنابراین هر آنچه عقل آدمی مصداق عدل بیابد‌‌‌،بر خداوند واجب است و هر چه عقل مصداق ظلم تشخیص دهد‌‌‌،خداوند انجام نخواهد داد.معتزلیان از این تفسیر به نتایج متعددی رسیدند؛ از آن جمله انکار جبر و اثبات اختیار انسانی و رد توحید افعالی اشاعره است.
3ـ منزله بین المنزلیتن‌: معتزله در مقابل خوارج و مرجئهاعتقاد دارند که مرتکب کبیره نه کافر است و نه مؤمن‌‌‌،بلکه منزلت و مقامی بین کفر و ایمان دارد. ایشان با این که معتقدند مسلمان گهنکار در جایگاهی بین دو منزلگاه قرار دارد‌،عقیده دارند برای فرق گذاشتن بین چنین فردی با کافران اهل ذمه می‌توان نام مسلمان را بر او اطلاق نمود البته نه به این معنا که شایسته ستایش و احترام باشد‌،با چنین شخصی در دنیا همانند مسلمانان رفتار می‌شود چرا که امید است توبه کند و هدایت شود.
4ـ وعد و وعید: وعد به معنای نوید به پاداش و وعید به معنای تهدید به عذاب است. به عقیده معتزله همان‌گونه که خداوند خلف وعده نمی‌‌کند‌،خلف وعید نیز از او سر نمی‌زند.یعنی محال است که خداوند کافران و فاسقان را ببخشد‌‌‌،مگر آن‌که در دنیا توبه کرده باشندو این سخن در مقابل عقیده مرجئه است که می گویند با وجود ایمان هیچ گناهی آسیب نمی‌رساند و با وجود کفر هیچ طاعتی نفع نمی‌بخشد چرا که لازمه این گفتار این است که خدای متعال هنگام وعید و انذار در مقام لغوگویی باشد.
5ـ امر به معروف و نهی از منکر: معتزله این وظیفه را برای تمام مومنان مقرر داشته‌اند تا ندای اسلام را منتشر کنند و گمراهان را هدایت نموده و هجوم کسانی را که سعی دارند حق و باطل را مشتبه سازند تا امور دینی مسلمین تباه شود را دفع کنند.البته این اصل مورد اتفاق مسلمانان است و اختلاف تنها در مراتب و شرایط آن است. معتزله برای امر به معروف و نهی از منکر‌‌‌،شروطی مانند احتمال تأثیر و عدم مفسده قائلند و آن را به قلب و زبان محدود نمی‌دانند.
ذکر این نکته لازم است که از میان پنج اصل معتزله‌‌‌،دو اصل توحید و عدل اصول عمده و محوری عقاید معتزلیان هستند.دو اصل وعد و وعید و منزله بین المنزلتین از فروع اعتقادی به حساب می‌آیند و امر به معروف و نهی از منکر جزء تکالیف عملی است و باید در فقه به آن پرداخت. به همین سبب است که قاضی عبدالجبار در کتاب «المغنی فی اصول الدین» تنها دو اصل توحید و عدل را بر شمرده و در کتاب «مختصر الحسنی» می‌گوید «اصول دین چهار مورد است: توحید‌‌‌،عدل‌‌‌،نبوت و شرایع». او در انتخاب پنج اصل مذکور به عنوان اصول مذهب می‌گوید «مخالفان از محدوده بحث و مخالفت با ما از این اصول فراتر نمی‌روند مخالفت معطله‌‌‌،ملحده‌‌‌،دهریه و مشبهه در توحید‌‌‌،مجبره در عدل‌‌‌،مرجئه در وعد و وعید‌‌‌،خوارج در منزله بین المنزلتین و اختلاف با امامیه در امر به معروف و نهی از منکر» این بیان روند شکل‌گیری یک فرقه کلامی در رویارویی و تضارب آرا با دیگر فرق کلامی را نشان می‌دهد.
صاحب نظران و چهره های شاخص مکتب معتزلهواصل بن عطاکنیه او ابوحذیفه است و بنا بر آنچه در البیان و التبیین آمده ابوالجعد است از موالی و وابستگان بنی ضبه و بنا بر قولی بنی مخزوم است. واصل در سال 80 هجری قمری (699-700م) درمدینه دیده به جهان گشود و بعدها به بصره هجرت کرد و در آنجا از درس حسن بصری سود جست و با شخصیت‌های بزرگی چون جهم بن صفوان و بشار بن برد آشنا شد و با خواهر عمروبن عبید ازدواج نمود و در سال 131 هجری قمری (748-749م) درگذشت. در فضیلت و زهد و تقوای او مطالب بسیار نقل شده و نیز او راخطیب و متکلمی چیره دست معرفی کرده‌اند که هیچ کس در مناظره بر او برتری نمی‌یافت. او مبلغانی را به منظور گسترش مذهب معتزله و گسترش اسلام و نیز مناظره علیه ادیان دیگر به ویژه کیش مانوی به اطراف گسیل داشت.
تالیفات وی را ابن ندیم در الفهرست چنین بر شمرده است‌:
کتاب اصناف المرجئه
کتاب التوبه
کتاب المنزله بین المنزلتین
کتاب خطبته التی اخرج منها الراء
کتاب معانی القرآن
کتاب الخطب فی التوحید
کتاب ماجری بینه و بین عمرو بن عبید
کتاب السبیل الی معرفه الحق
کتاب طبقات اهل العلم و الجهل
ابوهذیل علاف ابو الهذیل محمد بن محمد هذیل عبدی بود چرا که منسوب به عبدالقیس و از موالی و وابستگان این خاندان بود‌‌‌،در سال 135 هجری قمری دیده به جهان گشود و در سال 203 هجری قمری در بغداد چشم از جهان فرو بست. به علاف مشهور شد زیرا خانه او در بصره در محله علافین قرار داشت‌،او از مردم بصره بود که بعدها به بغداد نقل مکان نمود. علم را از عثمان طویل آموخت و از واصل یا عمرو تلمذ نکرد. او نیزدر مناظره و مباحث دقیق کلامی بسیار ماهر بود و در مناظرات زیادی که در طول عمرش داشت غالبا پیروز می‌شد و حریفان را از میدان به در می‌نمود. از ابوهذیل تالیفیدر کتب ملل و نحل و فرقه شناسی نام برده نشده است‌‌‌،در حالی که بغدادی در «الفرق بین الفرق» ردیه‌هایی را ذکر می‌کند که بر ضد ابوهذیل نوشته شده‌اند و طبعاً این ردیه‌ها پاسخ‌هایی بر تالیفات ابوهذیل علاف بوده‌اند. اما ابن خلکان کتابی به نام «میلاس» را به او نسبت دادهو بغدادی نیز دو کتاب به نام های «الححج» و «القوالب» را برای علاف نام بردهو رد او بر نظام در کتاب معروف «الرد علی نظام» را متذکر شده است.
ابراهیم نظامنامش اسحاق بن سیار نظام بود و از برده‌زادگان و وابسته به زیادیین بوده است ‌،ابن حزم نیز نقل کرده‌: «او وابسته و مولی بنی بجیر بن حارث بن عباد ضبغی بوده است». وی از مردم بصره بود و او را به سبب سرودن سخنان نثر و شعر موزون و بنا به نقل دیگر چون در بازار بصره تسبیح می ساخت و دانه های آن رابه رشته نظم می کشید نظام لقب داده‌اند . از تاریخ ولادت او اطلاعی در دست نیست و تاریخ وفات وی نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد اما به احتمال قوی نظام در سال 231 هجری قمری و درحدود سن هفتاد تا هفتاد و پنج سالگی درگذشته است. اخبار فراوانی از نبوغ و هوش سرشار و نیز سرعت درک و اندیشه او به ما رسیده که ذکر آن‌هادراین مجال اندک نمی‌گنجد. تالیفاتی که از وی نقل شده شامل کتابی در مورد «جزء» و کتابی با نام «العالم» و کتابی در مورد توحید و نیز رساله ای در رد ثنویه می باشند.
ابو علی جباییابوعلی محمد بن عبدالوهاب جبایی از استان خوزستان بوده است و «جبّا» نام روستایی در نزدیکی اهواز است‌،در سال 235 هجری قمری دیده به جهان گشود و در سال 303 هجری قمری دیده ازجهان فرو بست. او نیز درنبوغ و هوش سرآمد بود و از همان کودکی در مجادله و مناظره قدرتمند بود. استاد وی ابو یعقوب شمام (از اصحاب ابو هذیل) بود که ریاست معتزله به او رسید. تالیفاتی که از ابوعلی جبایی در طبقات معتزله به وی نسبت داده شده به این شرح می‌باشند‌:کتاب تفسیر قرآن‌،کتاب‌هایی در رد اهل نجوم‌،کتاب اللطیف که که برای برخی از شاگردانش از جمله ابوالفضل خجندی املا نموده است و اشعری اظهار داشته ردیه‌ای بر کتاب الاصول جبایی نوشته است.
قاضی عبدالجبار
قاضی ابوالحسین عبدالجبار بن احمد بن عبدالجبار بن احمد بن خلیل بن عبدالله همدانی اسد‌آبادی که معتزله او را «قاضی القضاه» نامیده‌اند. درمورد ولادت و سن او اطلاع دقیقی در دست نیست؛ ابن اثیر گفته که سن او از نود گذشته بود که در سال 415 هجری قمری وفات یافت‌،اگر این روایت را صحیح بدانیم‌،ولادت وی به سال‌های 320 الی 324 هجری قمری باز می‌گردد. وی در علم حدیث از اساتیدی چون ابوالحسن سلمه بن قطان و عبدالرحمان بن جلاب و عبدالله بن جعفر بن فارس و دیگران استفاده نمود و اساتید وی در مذهب اعتزال ابو اسحاق عیاش و ابو عبدالله حسین بصری بودند. او در سال 360 هجری به دعوت صاحب بن عباد به ری کوچ نمود و صاحب بن عباد او را به منصب قاضی القضاتی گماشت و تا پایان عمر خویش در آنجا ساکن بود. حاکم ابو سعد محسن بن کرامه جشمی بیهقی در مورد قاضی عبدالجبار می‌گوید‌: عمر او در حالی که سراسر به تدریس و القای علم سپری می شد به درازا کشید تا آن‌جا که زمین را سراسر از کتب و یاران و شاگردان خویش آکنده نمود و طنین صدای او تا دور دستها پیش رفت و منزلت او بالا گرفت. حاکم می‌گوید تالیفات وی را تا چهارصد هزار برگ نیز گفته‌اند که در زمینه‌های مختلف علوم و فنون بوده‌اند و به شرح زیر می‌باشند‌:
کتاب الدواعی و الخواطر
کتاب الخلاف و الوفاق
کتاب الخاطر
کتاب الاعتماد
المنع و التمانع
کتاب ما یجوز فیه التزاید و ما لایجوز
المغنی
الفعل و الفاعل
کتاب المحیط
کتاب الحکمه و الحکیم
شرح اصول الخمسه
شرح الجامعین
شرح الاصول
شرح المقالات
شرح الاعراض
النهایه
انشعابات فرقه‌ای معتزلههمان‌طور که اشاره شد معتزله اصول مذهب مشترکی دارند که به واسطه اعتقاد به آن از دیگر فرق کلامی جدا می‌شوند‌،البته این امر به معنای وحدت اعتقاد ایشان در مسائل جزئی نمی‌باشد.شاهد این مدعا‌،دسته‌های مختلفی است که در طول حیات فرقه معتزله به منصه ظهور رسیدند و البته با یکدیگر اختلافاتی داشتنـد‌،ولی تفرقات معتزله بر خلافت شیعه و خوارج بیشتر جنبه عقیدتى و کلامى دارد.البته اگر بادقتى محققانه انشعابات معتزله بررسى شود‌‌‌،معلوم خواهد شد که شهرت یافتن فرقه‌هایی چونواصلیه‌،نظامیه‌،هذلیه و... مد نظر بزرگان معتزله نبوده‌،بلکه ساخته و پرداخته صاحبان کتاب‌های فرق و مذاهب است. این مذاهب و فرق عمدتاً کلامى بوده و اختلافات وافتراقشان با یکدیگر در مسائلی اعتقادى که بعضاً کم اهمیت هم هستند‌،می‌باشد. معتزله در پنج اصل توحید‌‌‌،عدل‌‌‌،منزله بین المنزلتین‌‌‌،وعد و وعید‌‌‌،امر به معروف و نهى از منکر با یکدیگر مشترکند و تقریباً هیچ اختلافى ندارند.این گروه‌ها و دستـه‌ها را می‌توان باعنوان فرقه‌های کلامی معتزلی یاد کرد.اهم این فرق عبارتند از‌:
واصلیه: پیروان واصل بن عطاء؛
هذیلیه: پیروان ابوالهذیل علاف؛
نظامیه: پیروان ابراهیم بن سیار نظام؛
بشریه: اصحاب بشر بن معتمر؛
معمریه: پیروان معمر بن عباد السلمی؛
مرداریه: یاران عیسی‌بن صبیح مردار؛
ثمامیه: پیروان ثمامه بن اشرس النمیری؛
هشامیه: اصحاب هشام بن عمرو الفوطی؛
جاحظیه: اصحاب عمرو بن بحر جاحظ؛
خیاطیه: پیروان ابوالحسین عبدالرحیم الخیاط؛
جبائیه: پیروان ابو‌علی محمد بن عبدالوهاب جبائی؛
بهشمیه: پیروان ابوهاشم جبائی.
از دیگر سو معتزلیان از قرن سوم به بعد‌،دو وجهه فکری عمده داشتند که به واسطه آن به مذهب اعتزالی بغداد و یا بصره منسوب می‌شدند.این دو بخش دو جریان اصلی را در مذاهب اعتزال تشکیل می‌دادند.این تقسیم بندی بر تفاوت دیدگاه‌های مذهبی آن‌هااستوار بود.
بشر بن معتمر(متوفی 210ه‍) مؤسس مکتب اعتزال در بغداد از هواخواهان علویان بود واز این‌ رو در دوره هارون الرشید تحت فشار و شکنجه واقع می‌‌شد.از دیگر متکلمان معتزلی نامدار مکتب بغداد ابن خیاط (متوفی 290 ه‍) بود.
مکتب بصره در زمان ابوعلی جبائی (303ه‍) و خصوصاً ابوهاشم (321ه‍) رونق خاصی داشت و پس از او ابو‌عبدالله بصری (367 ه‍) ریاست آن را بر عهده گرفت.
تعلیمات مکتب بصری توسط ابو عمرو سعید بن باهلی (300 ه‍) که از شاگردان ابوعلی جبائی بود به بغداد رسید و سبب غلبه تعلیمات بصری بر تعلیمات قدیم بغداد شد. معتزله بصره و از جمله ابوهاشم جبائی به بغداد رفتند.پیش از عزیمت او به بغداد‌‌‌،احمد بن علی اخشید‌‌‌،مکتبی تأسیس کرد که در آن بیش از مکتب بهشمیه ابوهاشم جبایی‌‌‌،به آراء پدر وی‌‌‌،ابوعلی وفادار مانده بود.این امر سبب شکافی در میان معتزلیان شد.اخشید نیز به بغداد رفت و بدین ترتیب در قرن سوم‌‌‌،سه گروه از معتزله در بغداد وجود داشتند: مکتب بغداد‌‌‌،اخشیدیه و بهشمیه. از میان این سه مکتب‌‌‌،مکتب بهشمیه در پایان عمر معتزله‌‌‌،از برجستگی بیشتری برخوردار بود.از بزرگان معتزله بصره می‌توان به ابوهذیل علاف‌‌‌،نظام‌‌‌،جاحظ‌‌‌،ابوعلی جبائی‌‌‌،ابوهاشم جبایی و از معتزله بغداد به بشر بن معتمر‌‌‌،ابوموسی مردار‌‌‌،ثمامه بن الاشرس و احمد بن ابی داوود اشاره کرد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

نقش معتزله در تفکر اسلامیهیچ کس نمی‌تواند نقش مثبت معتزله را در آزاد کردن فکر اسلامی و زدودن زنگارهای جمود و پیروی از روش‌های سنتی در نقد و بررسی و مناظره انکار کند. در ضمن معتزله اکتفا به نصوص قرآنی و احادیث جهت مبارزه با ملحدان و شبهه افکنان و پیروان مذاهب و ادیان دیگر که از جوهره اسلام آگاه نبودند را نیز کنار زده و از روش‌های نوین جهت این مهم استفاده نمودند.چرا که تفکر تقلیدی اهل سنت برای این امر مناسب نبود و در مقام عمل جز تکفیر و فرار کردن از مباحثه و مناظره چیزی به ارمغان نمی آورد.
نقش معتزله در جمع کردن عقل ودین‌:معتزله توانستند بین دین و عقل و نیز بین تفکرات اصیل اسلامی و علومی که از دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها خصوصا فرهنگ یونانی اخذ نموده بودند هماهنگی ایجاد کرده و از روش‌های کارآمد آن‌هاجهت دفاع از اعتقادات اسلامی در مقابل دیگر گروه‌ها و ادیان و مذاهب استفاده کنند.آن‌هامتوجه شدند تنها راه مقابله با حملات معاندان و مخالفان استفاده از روش‌های عقلی‌،منطقی و کلامی‌،فلسفی فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر است که آن‌هابرای اثبات حقانیت و تحکیم پایه های اعتقادی خود استفاده می‌کنند.
تلاش معتزلیان د‌‌ر هماهنگی عقل و د‌‌ین را می‌توان به د‌‌و د‌‌وره تقسیم کرد.زیرا معتزله متقد‌‌ّم و متاخر د‌‌ر موضوع مناسبات عقل و د‌‌ین‌‌‌،به لحاظ رویکرد‌‌ برون د‌‌ینی‌شان اختلاف نظر د‌‌ارند.اگرچه هر د‌‌و گروه «عقل» را مقد‌‌م بر «د‌‌ین» می‌د‌‌انسته‌اند‌‌‌،ولی د‌‌ر چگونگی تلقی نسبت د‌‌ین با عقل‌‌‌،طریق واحد‌‌ی نپیمود‌‌ه و میان آن د‌‌و به یک شکل د‌‌اوری نکرد‌‌ه‌اند.
همان‌گونه که پیشتر بیان شد‌‌ معتزله متقد‌‌ّم‌‌‌،چشمی به «عقل» و نگاهی به «د‌‌ین» و آموزه‌های معرفت‌بخش «وحی» د‌‌اشته‌اند.به همین جهت‌‌‌،تلاشی د‌‌وسویه را آغاز کرد‌‌ند‌‌‌،از سویی د‌‌ر حوزه مسایل نظری و مشکلات عملی‌‌‌،حق د‌‌اوری را به «عقل» می‌سپرد‌‌ند‌‌ و با تاکید بر تبعیت احکام از مصالح و مفاسد‌‌ و توانایی «عقل» د‌‌ر کشف حسن و قبح افعال آد‌‌می‌‌‌،جایگاه وسیع و رفیعی به آن می‌د‌‌اد‌‌ند‌‌ و از د‌‌یگرسو‌‌‌،می‌کوشید‌‌ند‌‌ د‌‌ر قلمرو د‌‌یانت‌‌‌،تسلیم د‌‌ین و پایبند‌‌ به «وحی» باقی بمانند.از این‌رو‌‌‌،رویکرد‌‌ معتزله متقد‌‌م بهاستد‌‌لالات عقلی را نباید‌‌ صرفاً متأخر از جریان‌های معرفتی‌ای برشمرد‌‌ که بیرون از چارچوب تعالیم د‌‌یانت وارد‌‌ جامعه مسلمین شد‌‌ه بود‌‌‌،بلکه د‌‌ر ابتد‌‌ا شالود‌‌ه‌های «عقلانیت» موجود‌‌ د‌‌ر کتاب و سنت‌‌‌،د‌‌ید‌‌گاه معتزلی‌ها را د‌‌ر تفسیرآموزه‌های د‌‌ینی بر روش عقلی به خود‌‌ جلب کرد‌‌ و سپس د‌‌ر د‌‌وره متأخر‌‌‌،مواجهه با فلسفه‌ها و تعامل و با آراءو اند‌‌یشه‌های د‌‌یگر ملل و نحل‌‌‌،تمایل به پرد‌‌ازش نظامی فکری و مستقل از د‌‌یانت را د‌‌ر میان آن‌هابرانگیخت.
برای معتزلیان متقد‌‌م‌‌‌،رجوع به اصول فلسفه و بهره‌مند‌‌ی از تفکر یونانی‌‌‌،تنها به مثابه ابزاری د‌‌ر عرصه مباحثات و مجاد‌‌لات کلامی محسوب می‌شد‌‌ و به هیچ وجه «فلسفه» و آموزه‌های آن‌‌‌،به منزله منبع فهم انسان و جهان و مبد‌‌ا و معاد‌‌ قرار نمی‌گرفت. و آنان با طرح مسایل نظری و معضلات عملی د‌‌ر پرتو استد‌‌لال‌های عقلی‌‌‌،غالباً رویکرد‌‌ د‌‌ینی د‌‌اشته‌اند‌‌ و همچنین اهمیت «د‌‌ین» را به عنوان منشأ تفسیر یک مسلمان از جهان و انسان مد‌‌نظر قرار می‌د‌‌اد‌‌ند.بر این اساس‌‌‌،متکلمان عقل‌گرای معتزلی د‌‌ر سرفصل فعالیت‌های د‌‌ینی و اجتماعی خود‌‌‌،تلاش کرد‌‌ند‌‌ تا سخن خد‌‌اوند‌‌ را د‌‌ر پرتو اصول عقل فهم کنند.
ولی متاخران از معتزله از سد‌‌ه سوم هجری به بعد‌‌‌،با بهره‌گیری از آموزه‌های فلسفی‌‌‌،اند‌‌ک اند‌‌ک گام به سوی «عقل» به مثابه یک منبع مستقل برد‌‌اشتند‌‌ و حرکت افراطی را د‌‌ر تفسیر آموزه‌های د‌‌ینی د‌‌ر پیش گرفتند‌‌؛ تا جایی که با عنوان پیروان «شریعت عقل» از آن‌هایاد‌‌ شد‌‌ه استو این خود‌‌ آغاز چالشی بود‌‌که فضای فکری و فرهنگی جامعه اسلامی را د‌‌رگیر مسایل فلسفی می‌کرد.
د‌‌غد‌‌غه عموم مرد‌‌م و عالمان د‌‌ینی د‌‌ر چهره فقیه و محد‌‌ّث‌‌‌،بیش و پیش از هرچیز‌‌‌،پاسخ د‌‌اد‌‌ن به د‌‌عوت «وحی» بود‌‌‌،که از آنان «ایمان» طلب می‌کرد‌‌‌،نه فلسفید‌‌ن‌‌‌،و حال آن که معتزله متأخر تمام هویت ایمانی را د‌‌ر معرفت فلسفی منحصر می‌کرد‌‌ و یکی از شرایط مهم رستگاری و نجات را همین «شناخت» می‌شمرد.
چون فلسفه نزد‌‌ معتزلیان متأخر‌‌به منزله سرچشمه تفکر و تفسیر و تبیین شناخت جهان‌‌‌،انسان و جامعه به شمار می‌رفت‌‌‌،لذا آموزه‌های د‌‌ینی‌ای چون‌: چیستی ایمان و کفر و نسبت آن با علم و معرفت و ماهیت کلام الهی و مسایلی مانند‌‌‌،جبر و اختیار‌‌‌،حسن وقبح و آزاد‌‌ی و انتخاب انسان‌‌‌،که د‌‌ر نظر متقد‌‌مان معتزلی‌‌‌،با رجوع به قرآن و روایات به روش عقلی حل و فصل می‌شد‌،با پاسخ‌های صرفاً فلسفی مواجه گرد‌‌ید.این رویکرد‌‌ صرفاً فلسفی و فروبستن نگاه به کتاب و سنت‌‌‌،افق تفکر معتزله متأخر را به سوی مباحث انتزاعی‌تر و گسسته از د‌‌غد‌‌غه‌های تود‌‌ه مرد‌‌م می‌برد‌‌ و باب مناقشات و منازعات عد‌‌ید‌‌ه‌ای را می‌گشود.
بد‌‌ین‌سان‌،عموم مسلمانان و بسیاری از محد‌‌ثان و فقیهان اهل سنت‌‌‌،از ورود‌‌ فلسفه یونانی‌‌‌،که از فرهنگ بیگانه سرچشمه می‌گرفت و بازتاب‌د‌‌هند‌‌ه آراء و اند‌‌یشه‌های نسبتاً شرک‌آلود‌‌ی بود‌‌ کهمغایر با آموزه‌های توحید‌‌ی اسلام می‌نمود‌‌ و نگرش خاص به خد‌‌ا و پید‌‌ایش جهان د‌‌اشت خشنود‌‌ نبود‌‌ند.چرا که اینان‌‌‌،فلسفه را محصول اند‌‌یشه بشری می‌د‌‌ید‌‌ند‌‌ و آن را برخاسته از فضای عقلانیتی که مستقل از منبع وحیانی و تفکر د‌‌ینی بود‌‌‌،تلقی می‌کرد‌‌ند.گرچه لایه‌هایی از عقلانیت که د‌‌ر خطابات قرآنی و روایی موجود‌‌ بود‌‌‌،مورد‌‌ توجه و اهتمام مسلمانان نیز بود‌‌‌،اما آنان از عقل‌‌،تلقی یک ابزار د‌‌اشتند‌‌ و ارزش عقل تنها به میزانی بود‌‌ که آد‌‌می را به آستانهد‌‌یانت رهنمون شود‌‌‌،نه آن که به منزله یک منبع د‌‌ریافت و شناخت خد‌‌ا و انسان و د‌‌یگر مسایل د‌‌ینی به شمار آید.
متکلمان معتزلی‌‌‌،د‌‌ر حوزه علم کلام که متکفّل تبیین‌‌‌،توجیه و د‌‌فاع عقلانی از د‌‌ین بود‌‌‌‌‌،به تد‌‌ریج از مقصد‌‌ اصلی فاصله گرفتند‌‌ و به تأسیس نظام مابعد‌‌الطبیعی روی آورد‌‌ند‌‌ و از مباحثی که صرفاً جنبه د‌‌ینی د‌‌اشت و مستقیماً جزو مسایل ایمانی محسوب می‌شد‌‌‌،قد‌‌م فراتر نهاد‌‌ند‌‌ و به مقولاتی از قبیل: جوهر و عرض‌‌‌،واجب و ممکن‌‌‌،حرکت و سکون و کون و فساد‌‌‌،که د‌‌ر فلسفه از آن‌هاگفت‌وگو می‌شود‌‌ روی آورد‌‌ند‌‌ و د‌‌ر همان موقف‌‌‌،آموزه‌های د‌‌ینی را به عیار عقل سنجید‌‌ند‌‌ و از چهره د‌‌ینی و مذهبی‌‌‌،به جریانی فکری ـ فلسفی تبد‌‌یل شد‌‌ند‌‌ و از همین‌رو نیز آماج تیر تکفیر و تفسیق و مخالفت پاره‌ای از فقها و محد‌‌ثان واقع شد‌‌ند‌‌،تا آن جا که «ابویوسف» از شاگرد‌‌ان ابوحنیفه،معتزله را از زناد‌‌قه به شمار آورد‌‌ و همچنین‌‌‌،مالک و شافعی د‌‌و تن از ائمه اهل سنت‌‌‌،شهاد‌‌ت آنان را نمی‌پذیرفتند‌‌‌،و «محمد‌‌بن‌حسن شیبانی»‌‌‌،شاگرد‌‌ د‌‌یگر ابوحنیفه فتوا د‌‌اد‌‌: «هر کسی به معتزله اقتد‌‌ا کند‌‌‌،نمازش پذیرفته نیست».
همان‌گونه که اشاره شد‌‌‌،معتزلیان متأخر زمینه ورود‌‌ اصطلاحات فلسفی را د‌‌ر معارف اسلامی و مباحث اعتقاد‌‌ی رایج ساختند‌‌ و با استفاد‌‌ه از مباحث فلسفی‌‌‌،راه را برای تلفیق و تطبیق میان فلسفه و د‌‌ین (نه صرفاً عقل و د‌‌ین)‌‌‌،همواره کرد‌‌ند‌‌ و پیش آهنگ فیلسوفانی چون کند‌‌ی و فارابی و «ابن سینا» به عنوان بزرگترین نمایند‌‌ه «فلسفه مشاء» د‌‌ر برقراری مناسبات د‌‌ین و فلسفه شد‌‌ند و د‌‌ر حقیقت،اینان بر شانه‌های معتزلیان متأخّر ایستاد‌‌ه‌اند.
کوتاه سخن این که‌‌‌،رویکرد‌‌ معتزلیان متأخّر د‌‌ر جهان‌شناسی و معرفت‌شناسی‌‌‌،به گونه‌ای سامان د‌‌اد‌‌ن مسایل د‌‌ینی و ایجاد‌‌ هماهنگی د‌‌ر ساختار اعتقاد‌‌ی و نظام معرفتی مبتنی بر فلسفه بود‌‌ه استو این که معتزلیان تابع چشم بسته فلسفه یونان نبود‌‌ه‌ و همواره به تفاوت‌هایی که میان بینش د‌‌ینی و جهان‌شناسی فلسفی د‌‌ر مباحثی چون‌: نظام آفرینش‌،قد‌‌رت‌،علم مطلقه خد‌‌اوند‌‌ و اختیار انسان وجود‌‌ د‌‌اشت تا حد‌‌ود‌‌ی آگاهی و آشنایی د‌‌اشته‌اند.به همین سبب‌‌‌،تلاش کرد‌‌ند‌‌ تا مفهومی از مقولات یاد‌‌ شد‌‌ه ارائه شود‌‌ که با مقتضیات عقلی و قد‌‌رت مطلقه خد‌‌اوند‌‌ ناسازگار نباشد‌‌‌‌‌،ولی به رغم آن براین باور بود‌‌ند‌‌ که مسایل ایمانی و مباحث‌د‌‌ینی‌‌‌،بد‌‌ون تحقیق و تأمل د‌‌ر این مقولات‌‌‌،توفیقی به همراه نخواهد‌‌ د‌‌اشت.
چنین موضعی است که معتزلیان متأخّر را به «عقل‌گرایی حد‌‌اکثری» نزد‌‌یک می‌سازد‌‌ و آنان با غفلت از «گزاره‌های خرد‌‌گریز» یگانه معیار پذیرش آموزه‌های د‌‌ینی را «خرد‌‌پذیر بود‌‌ن» آن قرار د‌‌اد‌‌ند‌‌ و این عد‌‌م توجه معتزلیان متأخّر‌‌‌،جرأت هر نوع تأویل د‌‌ور از ذهن از متون د‌‌ینی را به آنان می‌د‌‌اد‌‌ و هر کجا که تأویل را به روی خود‌‌‌،بسته د‌‌ید‌‌ند‌‌ و راهی برای ایجاد‌‌ سازش و سازگاری میان عقل فلسفی و آموزه‌های مورد‌‌ نظر نمی‌یافتند‌‌‌،به انکار پرد‌‌اختند‌‌ و از این منظر‌‌‌،رسالت متکلم بود‌‌ن و د‌‌ینی اند‌‌یشید‌‌ن را فرونهاد‌‌ند.و شاید‌‌ سخن «اقبال لاهوری» که می‌گوید‌‌: «معتزلیاند‌‌ین را تا حد‌‌ د‌‌ستگاهی از مفاهیم منطقی تنزل د‌‌اد‌‌ند‌‌»د‌‌رباره متأخران از معتزله ناد‌‌رست نباشد.چرا که د‌‌ر میان آن‌هاتفکر د‌‌ر مسایل مابعد‌‌الطبیعه آمیخته با منطق ارسطویی غالب بود‌‌ و برخلاف متقد‌‌مان‌‌‌،آن‌هاکه «تفکر اخلاقی» را مبنای زیست‌د‌‌ینی قرار د‌‌اد‌‌ه بود‌‌ند.و به قول «ابوهلال عسکری»: «قد‌‌مای معتزله از همان آغاز به عقل متکی بود‌‌ند‌‌ و نیروی آن را د‌‌ر جنب آیات قرآنی تصد‌‌یق می‌کرد‌‌ند.»
تلاش معتزله در انتشار عقاید اسلامی‌:کتاب‌های تاریخی نشانگر تلاش بی وقفه معتزلیان جهت ترویج و نشر عقاید و معارف اسلامی است خصوصا پس از مجهز شدن ایشان به سلاح فلسفه و منطق که پیش از آن دشمنان اسلام از آن‌هاجهت تخریب و تشکیک عقاید اسلامی استفاده می نمودند که روایات مناظرات پیروزمندانه ایشان در تاریخ مشهور است.
خدمات معتزله جهت تقویت تفکر اسلامی‌:خدماتی که معتزلیان به فرهنگ و تمدن اسلامی تقدیم نموده‌اند و تاثیراتی که در آن نهاده‌اند را ممکن است در چند نکته خلاصه نمود که به شرح ذیل می‌باشند‌:
معتزلیان نقش فعالی در ترجمه آثار فلسفی و منطقی یونانی و انتقال آن‌هابه جامعه اسلامی داشتند که این به جهت آشنا شدن با فرهنگ یونانی و نیز استفاده گسترده ایشان از آن آثار بود.
آن‌هانقش بسیار برجسته ای در جمع بین دین و فلسفه نمودند آن هم در زمانی که جمع بین آن‌هامحال به نظر می‌رسید خصوصا از منظر اهل سنت که گرایشات فلسفی را نوعی الحاد می‌شماردند و آن را مخصوص اهل کفر و خروج از قواعد دینی قلمداد می‌کردند.

–155

صاحب روضات الجنان می‌گوید: گرچه بعضی ازبزرگان همچون شیخ محمّد سیاه پوش پیش شاه اسماعیل مورد احترام بودند اما نسبت به بعضی نیزسخت گیر بودند که حتی درزمان شاه جم جاه شاه اسماعیل صفوی انارالله برهانه که همه سلاسل درهم شکست وقبورسلف ایشان راکندند.همچنین نائب الصدر آورده که: «جناب شاه اسماعیل به خانقاه های مشایخ اهل سنت که می‌رسیدند خراب می‌کردند».
درادامه به علما وفقهای دوره صفویه که درجریان نقد تصوف صاحب قلم ونظر بودندبه صورت خلاصه اشاره می‌کنیم.
2-1-1.محقق‌کرکیدردوره صفویه جریان مخالف تصوف از بازوی پرقدرتی کمک می‌گرفت که باپشتوانه حکومت به نهایت خود رسیده بود.این بازو راعلما وفقهای بزرگ آن دوره می‌ساختند.همانطور که دربخش قبل به آن اشاره شد، اولین عالم این دوره محقق کرکی(م940ق) بوده که باکتاب المطاعن المجرمیه نقطه آغازین جریان ضدتصوفی دوره صفویه بود.
2-1-2.شیخ علی عاملیشیخ علی بن محمّد بن حسن عاملی(۱۱۱۴ق (ازنوادگان شهید ثانی وازمعاصرین علامه مجلسی (1110ق) باکتاب «السهام المارقه» به نقدتصوف پرداخته است.وی نسبت به بکار بردن اسم تصوف می‌گوید: «اسم التصوف کان مستعملا فی فرقه من الحکماءالزایعین عن طریق الصواب ثم من بعدهم کان یستعمل فی جماعه من الزنادقه بعدحصول الاسلام ثم استعمله جماعه من اهل الخلاف و کانوا اعداء آل محمّد[علیهم السلام]کالحسن البصری وسفیان الثوری ونحوهما وحذا مِن بعدهم حذوَهم امثالهم کالغزالی رأسِ الناصبین للعداوه لأهل البیت (علیهم‌السلام)...».وی دربخش ملحقات این رساله به نقدابن عربی، ملای روم وحلاج که ازاقطاب این جماعت شمرده، پرداخته است.
2-1-3.شیخ حرعاملیازدیگر تألیفات این دوره کتاب «اثنی عشریه» شیخ حرعاملی (1104ق) بودکه در(1076ق) تألیف شده است.دراین اثربه طور مفصل به بطلان اعتقاد حلول واتحاد و وحدت وجود ازطریق آیات و روایات پرداخته است.دراین اثرهمچنین ازمستحسنات صوفیه وازبزرگان آن سخن گفته است.دراین اثربه کتاب حدیقه الشیعه که بخشی ازآن به رد تصوف است اشاره کرده وآن رابه مقدس اردبیلی(933ق)نسبت داده.
باتوجه به حجم وسیع انتقادها به تصوف ومقابله جدی با این جریان در دوره صفویه، یک طیف از افکار اگر نگوییم تصوف تصفیه شده، که متمایل به تصوف بوده، وجود داشته وعالمان بزرگی دراین طیف بودنده اند که نمی‌توان به راحتی نظرات ورفتار آنان را درهمراهی با تصوف نادیده گرفت.نفوذ عالمانی چون شیخ بهایی(1030ق)-که درباره وی گفته شده که شاه عباس رابرسر قبر بایزید بسطامی برده- وهمچنین مقام علمی میرداماد (1041ق) ومحمّدتقی مجلسی وملاصدرای شیرازی باعث شد که این افکار گرچه بامخالفت کسانی چون ملامحمّدطاهرقمی و دیگر مخالفان روبرو شود، اما به نظر می‌رسداین گرایش ها به رهبری این چندعالم، بنیانگذار دوره ای شدند که تمامی ابعاد و رجال تصوف از تیر رس آنان در امان نبود.ازاین زمان به بعد رواج بخش نظری تصوف به عرفان مشهور شد وبخش عملی به همان نام تصوف باقی ماند.
2-1-4.ملاصدراصدرالمتألهین(979-1050ق) ازجمله کسانی است که هم درتأیید تصوف وهم درنقد آن دارای آثار‌مهمی‌است.ملاصدرا دربخش نقد تصوف کتاب«کسرالاصنام الجاهلیه» راتألیف، و دراین اثربه بدگویی ازصوفیان بازاری ومشایخ دروغین وبازیگر می‌پردازد.ملاصدرانسبت به کسانی که درمقام ارشاد نبوده وادعای این مقام را‌‌‌‌‌‌‌ داشته، می‌گوید: «إنّ الّذین نصبوا أنفسهم فی هذا الزّمان فی مقام الإرشاد و الخلافه جلّهم، بل‏ کلّهم ،حمقى‏ جاهلون بأسالیب‏ المعرفه والرّشاد و استکمال النّفس واستقامت ها فی السّداد».ملاصدرا درجای دیگربه سخنان صوفیه اشاره دارد که حرف های بی پایه را «ذکر» می‌نامند ودرمواعظ خود تکرار می‌کنند، می‌گوید: «و نقلوا اسم التّذکیر إلى جزافاتهم، و ذهلوا عن طریق الذّکر المحمود، و اشتغلوا بالأصوات و الحروف ومایواظب‏ علیه أکثر الوعّاظ والقصّاص فی هذا الزّمان، وهو القصص و الحکایات والشّطح والطّامات.وأکثر ما اعتاده عامّه المتصوّفه و عوامّ الوعّاظ فی هذا الزّمان کلمات مزخرفه شعریّه یکون تکثیرها فی المواعظ مذموما.قال اللّه تعالى: وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ*أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وادٍ یَهِیمُونَ‏ ».
ملاصدرا صوفیانی که درطلب جاه ومقام بوده را احمق وملعون خطاب کرده است و می‌گوید: «و أکثر من یقعد فی الصّوامع لیشار إلیه بالأصابع و یجلس‏ فی الخانقاهات‏ لیشتهر اسمه بالزّهد و الکرامات، فهو أحمق ناقص‏ ملعون، و فی‏قید الشّهوات مسجون‏ . فطوبى للتّقیّ الجاهل‏ الّذی سلم عن إشاره الأنامل؛ و تعسا لمن قعد فی الصّوامع لتحصیل الوسائل للمسائل».
امادرقسم دوم این بخش به گروهی ازعلما وفقهای نامداری اشاره می‌کنیم که خط ومشی همسو باتصوف واقعی داشته اند.عالمانی مثل؛ شیخ بهایی که شیخ الاسلام بود وگرایش های عرفانی داشته است.نقل شده که دربعضی مواقع لباس درویشان می‌پوشیده ودرمسافرت هایی که به شام، مصر، بیت المقدس وعراق داشته، حضور درخدمت بزرگان تصوف راغنیمت می‌شمرده است.
ملاصدرای شیرازی(979-1050ق) نیز ازدیگر عالمان دوره صفوی است که تمایل کاملی به تصوف داشته است.گرچه درموارد متعددی ازصوفیان بی صفا انتقاد کرده، اما ازصوفیانی چون حلاج نیزاینطور تمجید می‌کند: «و ما أحسن قول حلاج‏ الأسرار حیث ینظم کلام السفینه و الملاح‏:
أ لا بـــــــلغ أحبــــائی فـــإنــی‏ رکـــبت البــــحر و انـــکسر السـفینه».
ملاصدرا درترویج اصول تصوف در رساله سه اصل به مباحث معرفت نفس وتزکیه آن وتسویلات نفس امّاره می‌پردازد.ملاصدرا در بیان اصل اول این رساله می‌گوید: «معرفت نفس که حقیقت آدمی است ومبنای ایمان به آخرت ومعرفت به حشرو نشر ارواح واجساد، وجهل ازمعرفت نفس ازمعظم ترین اسباب شقاوت و ناکامی است وآنکس که معرفت نفس ندارد، نفسش وجود ندارد، ازاینجاست که عطارمی‌گوید:
تــوراایـــن پــندبس درهــردوعــالم کـــه بــرنایـدزجانـت بــی خــدادم
زحــق بــایــدکــه چنـدان یــادآوری کـه گـم کـــردی از یــادش گــذاری»
ملاصدرا دررساله سه اصل درمقابل کسانی که منکرعلوم معرفتی وشهودی بوده ایستاده ومی‌گوید : «ای بی دردنا انصاف و اى خود پسند پر جور و اعتساف، علمى که اسرار صمدیت و حقایق الهیت را بدان دانند و معارف ربوبیت را بدان شناسند و نیزمعرفت اسرار ایمان رامثل علم وحى و انزال و الهام و معنى رسالت و نبوت و امامت و علم کتاب هاى خدا و صحایف ملکوت و لوح و قلم پروردگار و معنى جفر جامع و مصحف فاطمه علیها السلام وکیفیت نزول شیاطین بر دل هاى اشرار به وسواس و نزول ملائکه بر قلوب اخیار به الهام علوم و اسرار وعلم نفس و سعادت و شقاوت و درجات و مقامات وى و آنچه ازین قبیل که هر یک بحریست از علم مکاشفه، چرا منکر مى‏شوى و دانستن آن را سهل وعبث مى‏دانى وعلم هاى دیگر که هریک ازآن را در شش ماه یا کمتر فهم مى‏توان کرد، عظیم مى‏شمارى وصاحبش را ازعلماى دین مى‏پندارى».وی درادامه می‌گوید: اى ناجوانمرد علمى راکه درمدت پنجاه سال جان و تن درتحصیل آن باخته و گداخته، انکار وجحود آن مى‏کنى. آخرآن علمى که پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله از آن خبر داده که « إن من العلم کهیاه المکنون لا یعلمه إلا العلما بالله فاذا نطقوا به لم ینکره إلا أهل الغره بالله» کدامست؟ و چه علم است که مغروران بخدا باید منکر وى باشند؟
ملامحمّدتقی مجلسی(1070ق)نیز در زمره این عالمان قرارداشته است. با نگاهی به رساله تشویق السالکین می‌توان این تمایل را تأیید کرد.گرچه به گفته علامه محمّد باقرمجلسی این [همراهی وهمدلی] برای تصحیح اعتقادات صوفیه بوده.
درادامه این سلسله ازعلمای متمایل به تصوف، می‌توان به میرداماد نیز اشاره کرد.میرداماد دربعضی استناداتش ازاقوال ابن عربی دررساله الملوک، استفاده کرده که این تمایل را هویدا می‌کند.
کسانی نیز بودند با وجود فقاهت ومنصب صدارت مثل؛ امیرمعزالدین اصفهانی که شاگرد محقق کرکی بوده وغزل های جانانه‌ای می‌سروده درعین حال ازتیر مخالفین تصوف درامان بوده که این چند بیت ازآن جمله است:
به پیش ماه رخـت،آفتــاب یعـــنی چه به پیش خال وخطت،مشک ناب یعنی چه
درون حلـقه زلـف تو رخ نمــایان است وگــرنـه دردل شـب آفتــاب یعنــی چه
خیال نرگس مستـت زهــوش می بردم وگــرنـه بادل پــردرد خواب یعنــی چه
عرق به روی توهرکس که دید می گوید بـه روی آتـش سـوزان حبــاب یعنی چه
2-1-5.میرلوحی سبزواریازدیگر کسانی که دردوره صفویه وارد میدان نقدتصوف شده، محمّدبن محمّدمیرلوحی سبزواری (1085ق)است.گرچه میرلوحی در دستگاه حاکم سمتی نداشته است، اما با استفاده ازلفاف تقیه، توانست تألیفاتی چند، گرچه آثاری بدیع ومستدل نبوده، درنقد تصوف بنویسد.آثارمیرلوحی سبزواری همسو با دیگر آثاردوره صفویه است.آثاری که باتکیه بر بدعت دانستن رفتارصوفیه وحکم به تکفیر آنها، تألیف شده است.میرلوحی مخالفت‌های‌ شدیدی با صوفیان وابومسلم خوانی ها داشته است. «توضیح المشربین وتنقیح المذهبین»، «سلوه الشیعه وقوه الشریعه»و«اصول الفصول التوضیح» ازعمده تألیفات منسوب به وی است.درفصل سوم به طور مفصل به آثار وآراء میرلوحی، و همچنین مخالفت های وی با مجلسی اول اشاره خواهیم کرد.
2-1-6.ملامحمّدطاهرقمیاما مهمترین کسی که دراین دوره ازجایگاه خودبه عنوان شیخ الاسلامی‌وقضاوت درشهری چون قم، وهمچنین رابطه نزدیک باحکومت صفوی، توانست درنقدتصوف آثار بسیاری تألیف کند، محمّدبن محمّدحسین شیرازی قمی است.راجع به آثارضدتصوفی وی دربخش معرفی آثار ملا محمّد طاهر مفصلا به آنها اشاره خواهیم کرد.اماعمده ترین کتاب های ملامحمّدطاهرقمی درنقدتصوف و همچنین نقد فلسفه می‌توان به «رجم الشیاطین»، «ردصوفیه»، «الفوائدالدینیه»، «حکمه العارفین»و«تحفه الاخیار» اشاره کرد.ملامحمّد طاهربیش ازچهاردهه در میدان نقد تصوف حضورداشته است که تألیفات وی در نقد تصوف و فلسفه، ازمشهورترین آثار وی است.محمّدطاهردراین چهاردهه بیش ازپنجاه و دو اثرتألیف کرده وباعالمان مشهور دوره صفویه مثل؛ ملامحمّدتقی مجلسی، ملامحسن فیض کاشانی ، میرداماد، ملا خلیل قزوینی ومحمّدطبیب مؤمن تنکابنی مناظراتی مکتوب داشته که درفصل دوم به آنها اشاره خواهیم کرد.مناظره با ملامحمّدباقر مجلسی ازمهمترین مناظرات ملامحمّدطاهر قمی است.مناظره دیگر وی با عالم هم عصرش یعنی ملامحسن فیض کاشانی است، که در نهایت ملا محمّد طاهر ازوی طلب بخشش می‌کند.محمّدطاهرهمچنین باملاخلیل قزوینی نیز مناظرات مکتوبی داشته است.ملا خلیل مهمترین نقدی که به محمّدطاهر دارد،جمع کردن منصب قضا وامامت جمعه وهمچنین عدم فهم مبانی تصوف است.
درهمین دوره محمّدطبیب مؤمن نیز با نوشتن کتاب فتوح المجاهدین به مقابله بانظرات وتألیفات محمّدطاهر برخاسته است.درفصل دوم به طور مفصل به آثار وآراء محمّدطاهر اشاره وهمچنین بزرگان ومبانی تصوف که درتألیفات وی مورد نقد قرارگرفته اند، ذکرخواهدشد.
جمع بندی:دراین فصل به این نکته رسیدیم که باتوجه به دعوت ازفقهای شیعه جبل عامل و همکاری آنها با حکومت صفوی روند مخالفت باتصوف منسجم ترشده، طوری که تاقبل ازاین دوره اینچنین مخالفت هایی باتصوف نشده بود.تاقبل ازدوره صفوی مخالفت هایی بوده، اما دردوره صفویه هم حجم انتقادها وتألیفات خیلی بیشترشد وهم برخورد عملی باصوفیان که منجر به طرد آنها وتخریب جایگاه‌های اجتماع صوفیه شده بسیار وسیع بود.همچنین اشاره کردیم که درهمین دوره عالمان بزرگی بودند که تمایل زیادی به تصوف واقعی داشته ودرآثار آنها این تمایلات موج می‌زند.درواقع می‌توان به این امرتصریح کرد که این جریان معنوی در دوران گذار از عنوان تصوف به عرفان راسپری می‌کرد.زرین کوب دردنباله جستجونسبت به تضعیف تصوف دردوره صفویه می‌گوید: «چراغ تصوف ایران درپایان قرن دهم به آرامی روبه خاموشی رفت و زوال آن به طورجدی مطرح‌شد .شهرهای پرخانقاهی چون تبریز یایزد درقرن یازدهم ازخانقاه تهی شده وجای خانقاه ها را مساجد وتکایا وحسینیه ها گرفت».
فصل دوم: ملامحمّدطاهرقمی(زندگی نامه، آثار و آرا)دراین فصل به زندگی، آثار، مناظرات ومنتقدین ملامحمّدطاهر اشاره خواهیم کرد.این فصل نسبت به دیگرفصول حجیم ترشده، اما بنابرآنچه که درفصل قبل اشاره شد، ملا محمّدطاهرقمی هم از جهت آثارضدتصوفی تألیفات بیشتری نسبت به دیگر مخالفین دارد وهم به تمامی زوایای تصوف پرداخته که تا آن دوره به صورت کلی ویا به صورت مختصر وجزئی بیان شده است.ازهمین باب جبران کننده این نقیصه خواهدبود.
1.تولدمحمّدبن محمّدحسین در طلیعه نیمه اول قرن یازدهم درشیرازبه دنیا آمد.بعدها به ملا محمّد طاهر قمی معروف و از بزرگانی شد که به گفته خودش «دستگیری وراهنمایی برای وصول به شاهراه شریعت نبوی»سبب تألیفات ضدتصوفی وی شد.
محمّدحسین به همراه خانواده از شیرازبه عتبات عالیات سفر کرد و بعد از مدتی به خاطر حمله لشکر عثمانی به بغداد در سال(1048ق) به قم هجرت می‌کند.ملامحمّدطاهر قمی درنسخه کتاب شرح رباعیات که به قلم خود مؤلف است به این امر اشاره می‌کند: «ازشیراز هجرت نموده ساکن نجف اشرف شدم وسال ها درآن مقام مَقدم میسودم وگاهی در کربلا وگاهی در بغداد نیز اقامت می‌نمودم، تا اینکه در سنه ثمان واربعون بعد الف که سلطان روم به قصد تسخیر عراق عرب به موصل رسید از آن ارض مقدس به ناچار فرار نمودم وچون قم از اماکن مشرفه بود، اهلش به حسن مذهب معروف بودند ومرقد منور فاطمه بنت موسی بود که درفضل زیادتش روایت شده که: من زارفاطمه فی قم وجبت له الجنه؛ بنابراین محبت اهل بیت(علیهم‌السلام)بعدازاستخاره اختیار مجاورت قم نمود». شیخ جعفر مهاجر صاحب کتاب اعلام الشیعه نیز به این نکته اشاره دارد ومی‌گوید: «ارتحل فی مقتبل الشباب الی العراق و کان فی الکاظمیه و کربلاء و لکنّه قفل عائداً و الی وطنه علی اثر دخول الجیش العثمانی بغداد سنه(1048ق)».
1-1.محل تولدمحمّدطاهر فرزند‌ محمّدحسین درشیراز ایام طفولیت را گذراند. صاحب تذکره نصرآبادی مولد وی را [بوانات] فارس دانسته و می‌گوید: «او از[بوانات]فارس است، اما چون درقم بسیاربوده به قمی‌مشهور است».صاحب روضات الجنات نیزفقط به شیرازاشاره کرده.اما محمّدطبیب مؤمن که ازناقدین سر سخت ملامحمّدطاهراست مولد وی را فیروزآباد می‌داند.وی در فتوح المجاهدین می‌گوید: «به شیاع رسیده که او از فیروزآباد شیراز و پسر محمّد حسین نانواست».
1-2.محل وفات ودفنملامحمّدطاهرپس از سال‌ها تلاش در راه ترویج افکارخود وبا تالیف بیش از52 اثر در زمینه های مختلف که وی را درچهار دهه به عنوان یکی ازجنجالی ترین عالمان دوره صفویه تبدیل کرده بود، سرانجام در سال (1098ق) در شهر قم از دنیا رفت و در قبرستان شیخان دفن شد. و
اما قول محدث نیشابوری درکتاب سفینه المرتاد فی نفاه الاجتهاد درباره محل دفن ملا محمّد طاهرقمی مقرون به صحت نیست. وی می‌گوید: «المولی المقدس الماهرمحمّدطاهرالشیرازی اصلاً و القمی مسکناً و النجفی مدفناً».
2.محمّد طاهر قمی در نگاه محدثین وعلمای شیعهمولی محمّدطاهرقمی که ازمخالفین سرسخت تصوف و فلسفه دردوره صفویه بوده، بعضی ازآثار وی مالامال از طعن‌ها و اشکالات صریح وی به کسانی است که آنها راکافر وغولان بادیه ظلالت می‌داند.کمترکسی ازبزرگان تصوف وحکمت توانسته ازتیرهای این عالم در امان باشد.ازقدمای علمای تصوف و حکمت گرفته تا متأخرین ازآنها.وی باتلاش فراوان به جایی رسید که او را شیخ الاسلام قم نامیدند.
2-1.صاحب امل‌الآملمحمّدبن الحسن(الحر العاملی) مولی محمّدطاهرقمی را این گونه معرفی می‌کند: «المولی الأجل محمّد طاهر بن محمّد حسین [الشیرازی ثم النجفی] القمی، من اعیان الفضلا، عالم محقق ثقه فقیه، متکلم، محدث، جلیل القدر عظیم الشأن...».
2-2.صاحب جامع‌الرواه
وی این عالم دوره صفویه را اینطور توصیف می‌کند: «محمّدطاهربن محمّدحسین قمی، امام، علامه، محقق مدقق، جلیل القدر و عظیم الشأن، باهوش، ثقه و مورد اعتماد، دارای حافظه قوی، چشمه جوشان دین، محکم در اموردین، مناقبش و فضایلش قابل شمارش نیست، و خدا اورا بهترین جزای محسنین عطا کند واو دارای کتب نفیسی است».
2-3. صاحب معجم رجال الحدیث وتفصیل طبقات الرواهوی دربحث راوی و ثقه بودن ملا محمّدطاهر، حدّ را به کمال رسانیده و از ایشان به عنوان ثقه ثقه نام می‌برد.
2-4.میرزا عبدالله افندی‌اصفهانیصاحب ریاض العلما وحیاض الفضلا؛ محمّدطاهررا اینطورمعرفی می‌کند: «مولی محمّدطاهر فرزند محمّد حسین شیرازی نجفی قمی از بزرگان فضلا معاصر، عالم، محقق دقیق ، ثقه ثقه، متکلم، محدث، جلیل القدر و دارای رفعت شأن».
2-5.از زبان شاگردیکی از کسانی که به صراحت شاگردی خود رانزد ملامحمّدطاهر‌قمی‌بیان کرده صاحب رساله اصول اعتقادات است.این کتاب مشابه کتاب منهج النجات محمّدطاهر است.این رساله برپنج حدیقه که دراصول دین است مشتمل بوده وهرحدیقه مشتمل برچند ثمره می‌باشد.شاگرد ملامحمّد طاهر درجای جای این رساله ازاستاد خود با عباراتی مثل؛ «نعم ماقال استادی الفاضل الماهر»، «نعم ماقال استادی العلامه القهامه الماهر رضوان الله علیه» ودرجای دیگر تمجید را به نهایت رسانده ومی‌گوید: «نعم ماقال معلّمی الفاضل الماهر مولانامحمّدطاهرحشره الله مع ائمه الطاهرین وحشرنی فی تراب قدمه یوم یقوم الناس لرب العالمین».(پیوست1)
3.مناصب ملامحمّدطاهر‌قمی
ملامحمّدطاهرازجمله علما‌ وفقهای دوره صفویه است که دارای مناصب متعددی بوده، منصب شیخ الاسلامی ازمعتبرترین مناصب این دوره است.ملامحمّدطاهرعلاوه بر شیخ الاسلامی منصب قضاوت و امامت جمعه قم رانیز بیش ازسه دهه برعهده داشته که این مناصب بنابرآنچه محمّدطبیب مؤمن گفته با فراز ونشیب هایی همراه بوده است.
نصرآبادی ‌درتذکره راجع به منصب شیخ الاسلامی محمّدطاهرمی‌گوید: «شیخ، فضیلت و صلاحش از انوار الهی روشن وخاطرش از شعاع خورشید حقیقت وادی ایمن تقوا و صلاح او به مرتبه‌ای است که محتاج به تقریر نیست، شیخ الاسلام قم‌اند واهل آن ولایت به هدایت امر و نهی او همگی طریق پرهیزکاری پیش گرفته‌اند پا از جاده‌ی صلاح بیرون نمی‌گذارند».
محدث نیشابوری درکتاب منیه‌المرتا می‌گوید: ملامحمّدطاهرقمی ازبزرگان ازمحدثین متأخر است همچون مقدس اردبیلی در ورع وزهد در حالی که درطریقه و روش احکم ازمقدس اردبیلی بود وسلوک سالم‌تری داشت(أسلمُ مَسلکاً)از مشاهیرعلما زمانش، شدیدالتعصب بر صوفیان، فرقه‌های ملحد، تارکین نماز جمعه بود امام جمعه و جماعت بود در قم و شیخ الاسلام بود.
صاحب معجم المؤلفین نیز در معرفی ملامحمّدطاهرقمی می‌گوید: «فقیه اصولی، محدث، متکلم، ناقد نشأ بالنجف و اعطی امامه الجماعه و مشیخه‌الاسلام فی قم».
4.اساتید ملامحمّدطاهرقمی
4-1.سید علی بن الحسن الجباعی.این فقیه مجاهد درطی کردن پله‌های ترقی، خود راوامدار بزرگانی می‌داند که فقه آل محمّد (صلی‌الله وعلیه وآله) راگسترش دادند ازجمله این افراد می‌توان به سید علی بن ابی الحسن الجباعی (1068ق) اشاره کرد.گفته شده که ملا محمّدطاهردر یک سفر معنوی به مکه ،اجازه روایت را از او اخذ کرده است.
4-2.محمّدبن جابر بن عباس نجفی
فخرالدین بن محمّدطریحی (1085ق)ازدیگراساتیدی که محمّدطاهرکه ازآنها اجازه روایت دریافت کرده است.درکتاب مجمع البحرین ازشاگردان فخر الدین محمّدطریحی نام می‌برد که ازمولی محمّدطاهربن محمّدحسین شیرازی قمی‌متوفای (1098ق) نیزبه عنوان روایت کنندگان از وی، نام برده شده.
4-3.سید نورالدین علی عاملی.وی برادرپدری سیدصاحب مدارک و برادرمادری شیخ حسن صاحب معالم می‌باشد، که از اساتید ملامحمّدطاهربوده است.
4-4.مشایخ اجازه ملامحمّدطاهرقمیملامحمّدطاهردرضمن فایده ای درپایان کتاب «حجه الاسلام» طریقه اتصال خود رابه مشایخِ روایت بیان می‌کند.مانیز این طریق را باحفظ حدود دراین قسمت ذکرمی‌کنیم.«فایده فی ذکر طریقتنا الی المشایخ والی کتبهم الاربعه المتواتره التی مدحتهما بمنذین الرباعیین اللطیفین:
دین را کتـب اربعـه چـون جان باشد ایـن چـار چــهار رکـن ایـمان باشـد
هنگام جــهاد نفس این چـار کتــاب چـار آیـنــه صــاحب عـرفان بـاشـد
ای آنکه ترا غلط روی عادت خوست روکـن بـر هی که منزل رحمت است
میـخون کتب اربعـه کزوی هـر سطر راهیست که راست می رودتادردوست
قدرویت هذه الکتب الشریفه الرفیعه اجاز من السیدالجلیل النبیل الفاضل الکامل العالم العامل العلامه الفهامه التقی النقی الرضی السید نورالدین بن السیدعلی العاملی عاملهما الله بفضله عن اخویه امامی الفضل والتحقیق اعنی السیدالعالم الاوحدشمس الدین محمّدبن السید مؤلف المدارک فی شرح الشرایع والفاضل العلامه جمال الدین حسن مصنف کتاب المعالم ولدالمحقق الشیخ زین الدین رحمهما الله وهما یرویانهاعن شیخهما الجلیل السیدعلی بن ابی الحسن ولدالسیدمحمّد والسیدنور الدین رحمهم الله عن شیخ زین الدین المذکورعن شیخهما الفاضل علی بن عبدالعالی العیسی عن الشیخ شمس الدین محمّدبن المؤذن ابخرینی عن الشیخ ضیا الدین علی بن شیخ الشهید محمّد بن مکی عن والده عن شیخ فخرالدین محمّدبن العلامه جمال الدین الدحسن بن یوسف بن علی المطهر عن والده عن شیخ المحقق نجم الحله والدین ابوالقاسم جعفربن الحسن بن یحیی بن سعید عن السید شمس الدین ابی علی فخاربن معد الموسی عن الامام ابی الفضل شاذان بن جبرئیل القمی نزیل مهبط الوحی ودار هجره رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عن الشیخ عماد الدین محمدبن ابی القاسم الطبری عن ابی علی الحسن بن ابن جعفر عن محمّدبن الحسن الطوسی مؤلف التهذیب والاستبصار عن والده عن الشیخ ابو عبدالله المفید عن ابی القاسم جعفربن محمّد بن قولویه الفقیه القمی عن محمّدبن یعقوب الکلینی مؤلف الکافی والشیخ المفید یروی عن محمّد بن علی بن بابویه مؤلف من لایحضره الفقیه.وقد یکون الواسطه بین الطوسی و ابن بابویه ابا عبدالله الحسین بن عبیدالله الخضایری و قد یکون غیرهما کما هو مقرر فی محله والمستوفی فی بابه و روینها اجازه و بعضها قراءه عن الشیخ الفاضل العالم العامل التقی النقی محمّد بن شیخ الفاضل التقی جابر بن عباس (قدس‌الله روحها)عن ابیه عن الشیخ الجلیل السید محمّد بن السید علی عن والده عن شیخ الجلیل النبیل الشهید الثانی زین الدین اعلی الله درجته عن شیخه المرحوم المبرور علی بن عبدالعالی المیسی.
و[حینئذ] عن الشیخ محمّد بن جابر المذکور عن السید الجلیل النبیل الفاضل العالم العامل شرف الدین علی الفارسی فی مشهد المقدس الغروی رحمه الله شیخ الفاضل التقی السید فیض الله عن شیخ الجلیل الشیخ حسن بن ابی الحسن الشهید الثانی عن الشیخ علی بن عبدالعالی العیسی و عن الشیخ محمدبن عبداللحبار البحرانی عن علی بن محمّدالقطیفی عن میرزا محمّد الاسترآبادی الرجالی عن الشیخ ابراهیم بن الشیخ علی بن عبدالعالی المیسی عن والده المذکور و عن الشیخ محمّد المذکور ایضاً عن الشیخ الجلی لمحمّد بن الحارث عن الشهید الثانی عن الشیخ عبدالعالی العیسی و هو روی عن الشیوخ المذکوره فی السند الاول الی مؤلفی الکتب الاربعه».
5.شاگرداندراین قسمت به معروفین از شاگردان محمّدطاهر وهمچنین کسانی که ازوی اجازه روایت دریافت کرده اند اشاره می‌کنیم.
5-1. علامه مجلسی
ملامحمّدطاهردارای شاگردانی بزرگ وصاحب نام بوده است.وی ازاساتید اجازه روایت علامه ملامحمّدباقرمجلسی (1110ق) بوده است.درکتاب بحارالانوار ازاساتید علامه مجلسی نام برده شده که می‌گوید: «از اساتید اجازه، مولی محمّدطاهربن محمدحسین شیرازی شیخ الاسلام شهر قمِ شریف است که صاحب کتاب حجه الاسلام است، که جدّ سادات جلیل القدر که معروف به طاهریین از طرف مادر، که این اجازه در سال 1086 قمری از ایشان صادر شده».
5-2.شیخ‌حرعاملی.ازدیگر شاگردان روائی این عالم، شیخ حرعاملی است.شیخ حر در«اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات»از ملامحمّدطاهرقمی روایت نقل می‌کند.
5-3. شیخ نورالدین‌الاخباری.وی نیز ازجمله کسانی است که شاگردی ملامحمّدطاهرقمی کرده است.اجازه استادش به خط استادش درپشت کتاب الوافی است آن طور که شیخ رازی ذکر کرده.
5-4.ملامحسن‌فیض‌کاشانی.محمّدمحسن بن شاه مرتضی معروف به فیض کاشانی(1091ق) از بزرگانی است که نامش درزمره شاگردان ملامحمّدطاهرثبت شده است.درکتاب نوادر الاخبار ازمشایخ فیض نام برده شده که به علمایی چون ملاخلیل قزوینی(1089ق) وشیخ بهایی( 1030ق) وملا محمّد طاهرقمی اشاره شده است.
6.معرفی‌آثارآثارملامحمّدطاهرقمی با توجه به تتبعی که در مراکز نگهداری نسخ خطی شده به 55 مورد رسیده است.این آثار را می‌توان درچند بخش معرفی کرد.آثارضدتصوفی وضد حکمی، آثار منسوب به وی درنقدتصوف، آثارکلامی واعتقادی، آثارمواعظی واخلاقی، آثارفقهی وآثاری درفضائل ومناقب ائمه (علیهم‌السلام) وهمچنین شعر.محمّدطاهرچه دردوره خود وچه دردوره های بعدی فقط با آثار ضد تصوفی شناخته شده است، درحالی که وی صاحب بیش از55 اثراست.تعداد اندکی ازآثار ملا محمّد طاهرچاپ شده که می‌توان به ردصوفیه، تحفه الاخیار، مونس الابرار وسفینه النجات اشاره کرد.از آنجا که محمّدطاهر منصوب حکومت بوده است آثار وی قریب به اتفاق، شایدهم تماماً حفظ شده وکتابی مثل تحفه عباسی با26نسخه وحکمه العارفین با21نسخه موجود می‌باشد.اما این وضع را درآثار میرلوحی مشاهده نمی‌کنیم.ادبیات این آثار بعضا (آثارضدتصوف وفلسفه) از مدار نقد صحیح خارج شده، ودردیگر آثار، ادبیات آنها ادبیات روان و بخصوص دررساله «حجه الاسلام» و«حکمه العارفین» ادبیاتی استدلالی است.درمعرفی آثار وی برای خارج نشدن از شیوه تحقیق صرفا ازکلمات خود مؤلف استفاده می‌کنیم.
نکته ای که درآثار ملامحمّدطاهربه طور مشخص به چشم می‌خورد، حداقل در20 اثری که دیده شده، وی درابتدای اکثرآثار، هم غرض ازتألیف وهم اسم آن اثر وازهمه مهمتر نام مؤلف اثر را نیز ذکر می‌کند.بیان فهرست مطالب اثر نیز از دیگرخصوصیات آثارملامحمّدطاهر‌است.مثلا؛ این اثر دارای چندفصل یاچند فایده وخاتمه می‌باشد. برای روشن شدن این نکات، دو نمونه را ذکر می‌کنیم.مثلاً درابتدای کتاب حکمه العارفین می‌گوید: «فلما رایت الناس قد ترکوا الحق و مالوا الی الباطل ورفضوا الباقی واختارالفانی الزایل وترکوا التمسک بالآل وکتاب الاله المتعال وتشبثوا باذیال ائمه الضلال واستحبوا ماسطروه بالوهم والخیال فتبعوا آرا الفلاسفه الذین هم فی الوسوسه بمنزله الابالسه فصاروا فرقا شتی فاختار بعضهم مذهب المتاخرین من الفارابی وابن سینا وامثالهما وسلک بعضهم مسلک افلاطن وارسطو واضرابهما من الیونانیین والملطیین الضالین المضلین وذهب بعضهم مذهب المتصوفین وتبع بعضهم آثار المبتدعین من المتکلمین صنّفت هذا الکتاب فی بیان عثراتهم وزلّاتهم فی المسائل المتعلقه بالدین،وسمیته حکمه العارفین فی دفع شبهه المخالفین ورتّبه علی مقدمه وفصول وخاتمه».وهمچنین درابتدای منهج النجات می‌گوید: «این داعی دولت قاهره محمّد طاهر این رساله را از برای انتفاع مؤمنان و محبان دین و ایمان تألیف نمود. رباعی چند که در معارف الهیه و اصول مذهبیه شیعه اثنی عشریه که فرقه ناجیه اند در ایام جوانی به نظم در آورده بود و بر آن شرحی نوشت و به دلیل عقل و نقل ایشان مطالب آن نمود و آن را ختم گردانید به صورت نماز حضرت صادق (علیه‌السلام) که از برای تعلیم حماد بن عیسی... این رساله را بر هشت باب، موسوم ساخت آن را به منهج النجات...».
6-1.تألیفات‌ضدتصوفی
آثاری که محمّدطاهردرنقد تصوف و فلسفه تألیف کرده از بارز ترین آثار این عالم است.وی در دوره صفویه با ردیه نویسی‌هایی که دربرابراعتقادها ورفتارهای صوفیان وفلاسفه از خودبه جا می‌گذاردبه یک چهره ضدصوفی، تبدیل می‌شود، ملامحمّدطاهربا تالیف‌کتاب‌های همچون «ردصوفیه»، «تحفه العقلا»، «تحفه الاخیار»، «حکمه العارفین»،«رجم الشیاطین»و«الفوائدالدینیه» درمقابل کسانی که به اعتقادوی به مرزهای بدعت واردشده، تالیفات خود راسدی دربرابر آنها می‌داند.
6-1-1.رساله رد صوفیهاین رساله ازجنجالی ترین تألیفات محمّدطاهرقمی‌درمخالفت با تصوف است.تألیف این رساله باعث می‌شود که محمّدتقی مجلسی جوابی براین رساله بنویسد ومحمّدطاهرهم ردی بر جواب مجلسی بنویسد.محمّدطاهر دراین رساله عمده انتقاداتش را نسبت به صوفیه مطرح کرده وصرفا به مباحث ضدتصوفی پرداخته است.دراین اثراز رفتارها وگفتارهای بایزید، حلاج، علاءالدوله سمنانی، محی الدین و عطاربه عنوان بدعت سخن به میان آورده و مستحق تکفیر می‌داند.درانتهای رساله به بیست فرقه از فرقه‌های صوفیه اشاره می‌کند.از جمله : باطنیه، نوریه، الهامیه، کاملیه، تلقینیه، مشارکیه، تسلیمیه.(پیوست 2)
نسخه شماره(5468)کتابخانه مجلس شورای اسلامی ازاین رساله ناقص بوده ونسخه عکسی شماره (2/63) مجمع ذخائراسلامی که به عنوان رد صوفیه ذکرشده، صحیح نمی‌باشد واحتمالا کشف الاسرار باشد.
6-1-2.رجم الشیاطیناین اثر مهم ملامحمّدطاهر قمی مفصل ترین کتاب وی درنقدتصوف است.دراین رساله بیشترین انتقادها به ملای روم ، عطار، حلاج، بایزید وابن عربی است.این رساله به دو نام تحفه الاخیار و همینطور رجم الشیاطین درنسخه شماره(15548) کتابخانه مجلس شورای اسلامی به ثبت رسیده است.اما آنچه که ازنسخه دیگر تحفه الاخیار به شماره (14743)کتابخانه مجلس شورای اسلامی از برگ49‌به بعد، معلوم می‌شود که ‌نسخه شماره (15548) نمی‌تواند تحفه الاخیار باشد.زیرا تحفه الاخیار صرفاًشرح قصیده مونس الابرار است.ملامحمّدطاهردراین شرح تمامی قصیده مونس الابراررا به صورت جداجدا آورده وشرح کرده است.رساله رجم الشیاطین ازابتدا تا انتها وبرمبنای کفراهل این طایفه وبدعتی بودن افعال آنهاپیش رفته.(پیوست 3)درحالی که تحفه الاخیارشرح قصیده مونس الابرار بوده وتمامی قصیده درشرح وجود داشته وحال آنکه دررجم الشیاطین ازچند بیتِ آن بیشتر استفاده نکرده.اما اینکه عمده اشکالات محمّدطاهر دراین کتاب چیست و چه اصولی ازتصوف را به چالش کشیده، دربخش اندیشه های ضد تصوفی ملامحمّدطاهر به تفصیل ذکر خواهیم کرد.
6-1-3.مونس‌الابرار
ملامحمّدطاهر درایام جوانی قصیده ای به نام مونس الابرار سروده است.این قصیده درمدح حضرت امیر المؤمنین علی (علیه‌السلام)می‌باشد.وی دراین رساله بطورضمنی به نقدصوفیان پرداخته ودرباره آنان می‌گوید:
جـمیع پیـروحلاج وبـایزیدوجنـید تمـام بـی خبران شرع احمدمختار
زجهل درهمه عمرخویش درره دین نمـی رونـدبــه طرزائمـه اطـهـار
کننددعـوی تسخیر جنـیان به دروغ کـه تـاکـنندالاغـان انـس راافـسار
زنـنددسـتک ورقصنـدای مسلـمـان نهیـدپـنبه به گوش وکنـیداستغفار
زنـندچرخ وزجهلش نهندطاعت نام کننددین خدارابه لعب وبازی خوار
نمی رسـندبـه جایی اگرتمامی عمـر زنـندچـرخ پـیاپی چـواشـترعصار
کننـدعاشـقی امـردان ومـی گویـنـد بودمجازپل عشـق حـضرت جبـار
خـداگـواه منست کـه عـاشقی هرگز نـبـوده اسـت زآیـین حیـدرکـرار
بـنای قاعـده دیـنشان بـودبـرجـهـل زاهـل دانش وبینش ازآن کنندکنار
زراه شـرع بـرون مـی بـرندمـردم را حـذرکنیدازایـن قـوم یااولوالابصار
6-1-4.تحفه الاخیاراین رساله شرحی است برقصیده مونس الابرار که با رساله دیگرمحمّدطاهربه نام کشف الاسرار هم ردیف است.ملامحمّدطاهردرابتدای این رساله می‌گوید: «اما بعد بدانکه چون محتاج رحمت اله قادر محمّدطاهراین قصیده راکه به مونس الابرارموسوم است ومنقبت حضرت امیرالمؤمنین وسید الوصیین و مطلوب العالمین وشفیع شیعه یوم الدین ترتیب داده، مشتمل بود برمعنی چندکه غیر علما ادراک وفهم آن نتوانند نمود.بنابراین برمشکلات آن شرحی نوشت که ازآن خاص وعام بهره مند توانند بود وآن را به تحفه الاخیار موسوم ساخت.امید که حق تعالی این فتاده رابه دستیاری توفیق از خاک برداشته به ثواب عظیم سرافرازگرداند وشیعیان رابه خواندن وشنیدن ونوشتن آن اجرجمیل دهد».
ملامحمّدطاهرقمی دراین رساله به تبع دیگرتألیفات ضدتصوفی به نظریات حلاج وبایزید اشاره کرده وبه مباحثی چون ذکر وپشمینه پوشی قلم گردانیده است.این رساله بیشتر درباره فضائل ائمه (علیهم السلام) وبخصوص حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌باشد.(پیوست 4)
درکتاب مهدی موعود، کتاب ملاذالاخیار‌‌رابه ملامحمّدطاهر نسبت داده، ومی‌گوید: «ملامحمّدطاهر کتاب هایی چند در ردّ صوفیه نوشته که ازجمله «ملاذ الاخیار» به عربی و«تحفه الاخیار» به فارسی است».
6-1-5.حکمه‌العارفین فی‌دفع شبهه المخالفیناین رساله به عربی بوده و بیشتر مطالب آن در رد نظرات فلاسفه است. فقط فصل 30 که آخرین فصل ازاین کتاب است در ردتصوف است.
ملامحمّدطاهراین کتاب را (باتوجه به اختلاف نسخ) درچهار فایده و30 فصل تألیف کرده است. فایده اول درحدیث افتراق وتفسیر حکمت بوده واینکه آیا فلسفه حکمت است یانه؟ وهمچنین به بحث زهدپرداخته که زهدرا مفتاح حکمت می‌داند.درفایده دوم وسوم به بحث وجوب رجوع به کتاب وسنت و وجوب اخذ در فروع واصول ازکتاب وعترت قلم گردانیده ودرفایده چهارم به استناد سخنان غزالی در المنقذمن الضلال که به ذم فلسفه وفلاسفه پرداخته، اشاره دارد.
ملامحمّدطاهردرفصل اول به گروه ها واصناف مختلف فلاسفه، ازطبیعیون، الهیون ودهریون اشاره می‌کند.درفصل دوم به اثبات صانع ووجوب وجودصانع پرداخته ودلائل ضعف استدلال فلاسفه دراثبات واجب.محمّدطاهردرفصل سوم به بحث اولویت ذاتیه پرداخته و وجوب وجود را رد می‌کند.ملامحمّدطاهرفصل چهارم حکمه العارفین رابه علم خدا اختصاص داده واستدلال فلاسفه رادراین باب نقض کرده.درفصل پنجم درادامه بحث علم خدا به اختلاف نظرفلاسفه پرداخته که این نظریات درهفت مذهب راتوضیح می‌دهد.وی تأکید دارد فلاسفه به دلیل اینکه علم را از منبع آن نگرفته اند، به اشتباه رفته اند.فصل ششم را نیزبه شبهات فلاسفه ومتفلسفه درعلم خدا اختصاص داده است و درادامه به بحث مدرک بودن خدا واقوالی پرداخته که منکرغرض برای خداهستند.فصل بعد به صفات سلبیه وصفات ذاتیه اختصاص داده و درفصول بعدی نیزبه مباحثی مثل؛ اراده خدا، قضا وقدر، ابطال فاعل موجَب بودن خدا، حسن وقبح عقلی، ابطال عقول مجرده، تجردوتعقل، وجوب وامکان وامتناع، وجودوعدم، وجودذهنی، ماهیت، معدومپرداخته است.ملامحمّدطاهر در آخرین فصل به مسأله وحدت وجودنگاهی انداخته وقائلین به آن رانام برده، از جمله عبدالرحمن جامی، صاحب فصوص وقیصری شارح آن وملاصدرا. تنها فصلی که در حکمه العارفین به نقد متصوفه پرداخته فصل آخر است ودرتمام فصول سابقه به نقدفلسفه نظر دارد.ملامحمّدطاهرقمی در حکمه العارفین به اثر دیگرش«فرحه الدارین فی تحقیق معنی العداله» اشاره می‌کند.
6-1-6.الفوائد الدینیهاین رساله نیز درراستای کتاب حکمه العارفین بوده وفتاوای ملامحمّدطاهردرنقد فلاسفه ومتفلسفه می‌باشد.این رساله سؤال وجوابی بوده که بصورت «چه فرمایند»و«جواب» تألیف شده.دراین رساله به مباحثی چون عقل اول، افلاک، نافین قدرت وصفات خدا، بوعلی ونظرات وی، خواجه نصیرو ونظراتش ، مجردات، واجب الوجود و علم خدا اشاره شده است.ملامحمّدطاهردرادامه مباحث نقد فلاسفه، به بحث تصوف نیزاشاره داشته و ازحلاج وبایزید سخن به میان آورده ودرباره آنها ادعا می‌کند که قائل به وحدت وجود بوده اند.همچنین ازابن عربی که قائل به ختم اولیا شده سخن می‌گوید.در ادامه به علم کلام، تفسیر، علم قرائت، نیزاشاره‌هایی دارد.دراین کتاب از آثار دیگرش چون «حکمه‌العارفین»، «بهجه‌الدارین»، «تحفه‌الاخیار»، «کشف‌الاسرار»، «اربعین»، «حجه الاسلام» و«نور ایمان» نام می‌برد.
ملامحمّدطاهردرابتدای این رساله می‌گوید: «فهذه الرساله موسومه بالفوائد الدینیه مشتمله علی الفتاوی الملّیه فی بیان بطلان الفلسفه والحادالفلسفیه وکفرالبسطامیه والحلاجیه وبیان فضل العلوم الدینیه والفقهاو العلما الربانیه وذم العلما المتصوّفین بالزخارف الدنیویه والتارکین للطالب العظیمه الاخرویه .قدأفتی بهذه الفتاوی الجلیّه محمّدطاهربن محمّدحسین بالتوفیقات الالهیه وهو یرجوا أن یحشر غداً مع ائمه الامامیه وهم أثنی عشرالمعصومین علیهم الف الف صلوه وتحیه».(پیوست5)
6-1-7.مفتاح العدالهاین رساله کوتاه در فضیلت عقل و لوازم آن است.ملامحمّدطاهر درابتدای این رساله می‌گوید: «بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و(صلی‌الله علی محمدوآله الطاهرین)؛ اما بعد چون این پیرو ائمه طاهره و داعی دولت قاهره محمّد طاهر دیدکه بسیاری ازجاهلان وکم عقلان شعرا وتابعان حلاج وبایزیدبه تعلیم ابلیس وفریب نفس پرتلبیس دردیوان های خود درمذمت عقل وعاقلی وزهد و زاهد و مدح جنون ودیوانگی وعشق وعاشقی ومستی وباده پرستی وپیاله ...وخط وخال و زلف وکاکل شعرهاگفته اندوغافلان رابدان فریفته ساخته اند وجاهلان رابه دام عاشقی وباده پرستی انداخته وایشان را ازخدای تعالی که محبوب حقیقی ومعبود تحقیقی است بیگانه گردانیده اند وعقل عالیمقدار راکه سرمایه نجات دنیا وعقبات، درنظرجاهلان بی قدر واعتبار کرده اند.بنابراین این رساله را دربیان فضیلت عقل ولوازم عقل مثل؛ عدالت ومروت وغیرآن ازصفات کمال ومذمت ظلم وستم وشرب خمرکه مزیل ومفسدعقل است وطریق مباحثه ومجادله نفس اماره غدّاره وغدّاره تألیف نموده ومرتب ساخت آن رابرپنج فصل وخاتمه وموسوم گردانید آن رابه مفتاح العداله ...».
این رساله در پنج فصل نوشته شده است.فصل اول آن دربیان فضیلت عقل بوده ودراین فصل آیات وروایات متعددی درتأیید این امر می‌آورد.ایشان بیان می‌کند که طاعت وعبادت حاصل نمی‌شود مگربامعرفت ومعرفت نیزبا عقل حاصل می‌شود.فصل دوم دربیان معنی عقل بوده ولوازم عقل وطریقت ومعالجه عقل.فصول بعدی درمذمت ظلم وترک عدالت وعدالت سلطان مملکت، وانواع عدالت وآخرین فصل هم درمذمت خمر است.
داستانی که نقل شده که شاه سلیمان ملامحمّدطاهر را احضار کرده، بعد از تألیف این کتاب است. زیرا دراین کتاب نسبت به خمر ازآیات وروایات استفاده کرده وگفته که مزیل ومفسدعقل است.وگفته شده که ملامحمّدطاهردرمقابل شرب خمر سلطان این موضع گیری ها را داشته و او را برای توبیخ احضار می‌کند.اماصاحب محافل المؤمنین این داستان را اینطور بیان می‌کند: «مولانا محمّدطاهرقمی آن طاهر بالاسم والمعنی عن دنس السمعه والریا، محقق جلیل القدر افقه فقهای دوران، متکلم صافی ضمیر، محقق قدسی تخمیر، خلف ارجمند محمّدحسین است چندی درنجف اشرف در خدمت فضلا تلمذ نموده بود، بعد ازآن به قم تشریف آورد.اهالی قم مقدمِ شریف اورا مغتنم ساخته در آن خطه مؤمن خیز به امامت جمعه وجماعت وتدریس قیام واقدام می‌فرمود....در ردّصوفیه بسیار‌مصرّ است.گویند جهت اشتهارمولانا، ازآن بوده که به خدمت شاه سلیمان عرض می‌نماید که مولانا محمّدطاهرقمی منکر صوفیه واهل الله است.شاه کس فرستاده مولانا را به مجلس احضارمی‌نماید، چون مولانا حاضرمی‌شود شاه را درد دل بهم رسیده، دوستان مولامحمّدطاهرکه ازآن جمله مقربان دربار عظمت مداربوده اند فرصت سخن یافته، عرض می‌نمایندکه سبب درد دل بندگان اقدس مؤاخذه واحضار مولانا محمّدطاهراست.شاه درقلب خودنیّت می‌نمایدکه بعد ازبهبودی مولانا را مرخص نماید، فردای آن روز مولانا را مخلّع ساخته روانه قم می‌فرماید وبه این جهت مولانا کمالِ شهرت نموده کوسِ انکار را مجدداً بلند آوازه ترمی‌نماید».
6-1-8.تحفه العقلادرفهرست دست نوشت‌های نسخه‌های خطی ایران (دنا) و در«الذریعه» متذکراین رساله نشده اند.اما ملامحمّدطاهرقمی درکتاب «رجم الشیاطین» نسخه شماره (15548) کتابخانه مجلس شورای اسلامی در برگ های29،68،135و137متذکراین کتاب شده واین کتاب را به خودش نسبت می‌دهد.و همینطور در کتاب «نصیحه الکرام» دربرگ های20،24،51،98و99از این رساله نام برده شده ودرنسخه شماره(2/63) کتابخانه ابوالبرکات اصفهان که به نام «ردصوفیه»فهرست شده، چهارمورد از تحفه العقلا نام می‌برد. نسخه ای از رساله تحفه العقلا تابه حال یافت نشده است.
6-1-9.بهجه‌الدارین فی الجبر والتفویض والامر بین الامرین
این رساله به عربی بوده وملامحمّدطاهردرتوضیح این رساله می‌گوید: «امابعد فهذه الرساله وجیزه فی ابطال الجبر والتفویض واثبات الامربین الامرین، ودفع الشبهتین المشهورتین المعروفتین بالاشکال البالغتین فی الصعوبه الی منهتی الکمال المشوشتین للخاصه والعامه، الترجیح بلامرجح وتخلف المعلول عن عله التامه».این رساله به خط محمّدطاهر بوده ودارای حاشیه وحاشیه آن نیز ازخود ملامحمّد طاهر می‌باشد؛ زیرا درحواشی این رساله، جملاتی با امضای‌(منه)وجود دارد.دربرگ اول این رساله ودر حاشیه می‌گوید گرچه مقصود بالذات دراین رساله اثبات امر بین الامرین است اما به صورت عرضی به ابطال شبهات فلاسفه و اعتقادات آنها که مخالف با ادیان است به بهترین وجه پرداخته شده، مثل؛ اثبات عقول و نفی غرض از خدا.(پیوست 6)
وی درادامه می‌گویدکه این کتاب را متمسکاً برسول الله وثقلین تصنیف کردم واین رساله رابه یک مقدمه وخاتمه و دوفصل مرتب کردم.ملامحمّدطاهردرمساله ترجیح بلامرجح نظر خودش را اینطور بیان می‌کند: «فالتحقیق أن الترجیح بلامرجح وترجیح المرجوح محالان ولکن لاعقلا بل عاده والمحال العادی لاینافی الامکان العقلی لنا».وی درخاتمه ازاحادیث وارده درقضاوقدر، اراده ومشیه وابطال جبر وتفویض واثبات امر بین الامرین بحث می‌کند.دراین رساله به فلاسفه نیز انتقاداتی داشته.درپایان رساله محمّدطاهرمی‌نویسد: «قدسودهذه الرساله المحتاج الی رحمه ربه الغافراقل عبده محمّدطاهرفی مدینه قم دارالمومنین وحرم الائمه المعصومین فی شهر ذی القعده سنه خمس وخمسین بعدالف من الهجره النبویه المصطفویه (صلی‌الله علیه وآله اجمعین)».ازاین جمله پایانی ملامحمّدطاهرروشن می‌شود که قلم گردانی محمّدطاهر بیش از چهاردهه ادامه داشته است.
محمّدطاهر قمی درمقدمه با اشاره به وجوب اطاعت ائمه (علیهم السلام) وبرحذر بودن ازغیر آنها می‌گوید: «فایاکم ایاکم من اتباع من عداهم وتقلید من سواهم من الحکما والمتکلمین ولایتعاظم عندکم آرائهم و ان عظم اسماعکم اسماؤهم ولاتستبعدوا اتفاقهم علی الخطأ .فأن المعصوم من عصمه الله والمحفوظ من حفظه الله، فعلیکم بکتاب الله وسنن رسول الله »؛ برحذر باشید برحذر باشید از پیروی دشمنان معصومین وتقلید کردن ازغیر ائمه از حکما ومتکلمین .آرا آنها نزد شما بزرگ به نظر نیاید واسم‌های آنها به گوش شما بزرگ نباشد.بعید نشمارید اتفاق آنها برخطا، زیرا معصوم کسی است که خدا او رامعصوم کند وهمچنین محفوظ کسی است که خدا او را محفوظ بدارد.پس برشما باد به کتاب خدا و سنت رسول خدا.
شیخ الاسلام قم دراین رساله به استادش میرداماد اشاره می‌کند ودربحث واجب شدن فعل انتقاد دارد و می‌گوید: «العجب کل العجب من السید الفاضل الداماد انه اقرّ واعترف فی قبساته بالایجاب وزعم ان الامر بین الامرین عباره عن الایجاب مخالف ما ثبت من دین الشیعه ضروره و وافق مخالفین الدین».
6-1-10.کشف الاسرارملامحمّدطاهرازاین رساله درکتاب «فوائد الدینیه» نام برده است.وی این رساله رادرردیف کتاب های«حکمه‌العارفین»و«تحفه الاخیار»نام برده واحتمالاً درنقدصوفیان وفلاسفه باشد.آنچه که در«الغدیر»به این کتاب اشاره شده، این رساله را شرحی بر رائیهملامحمّدطاهرقمی‌می‌داند.نسخه ای که درکتابخانه سیدابوالبرکات دراصفهان به شماره(2/63)ونسخه دیجیتالی آن که در مجمع ذخائر اسلامی وجود دارد به احتمال زیاد کشف الاسرار ملامحمّدطاهرقمی باشد.وبه اشتباهی به عنوان ردصوفیه ملامحمّد طاهرقمی فهرست شده است.دراینکه این کتاب برای محمّدطاهرباشد شکی نیست، زیرا دراین رساله از آثاری چون«تحفه‌الاخیار»و«حکمه العارفین»نام برده وبه آنها ارجاع می‌دهد.امااینکه کشف الاسرار باشد، قریب به یقین است چون رساله ای ازملامحمّدطاهر که درراستای تحفه الاخیار باشد ونسخه آن یافت نشده همین نسخه کشف الاسراراست.آثاردیگر محمّدطاهرهمه به جز تحفه العقلا دیده شده واز تحفه العقلانیز دراین کتاب نام برده پس به احتمال قریب به یقین وبا استناد به کلام علامه امینی که درالغدیر فرموده کشف الاسرار فی شرح مونس الابرار، این رساله کشف الاسرار باشد.دراین رساله و همچنین رساله «رجم‌الشیاطین»متذکرحدیث «شریعت»، «طریقت»و «حقیقت» شده.ملا محمّد طاهرقمی دربرگ اول«کشف الاسرار» حدیثی نقل کرده که در صحیح بخاری ازرسول خدا که فرموده :«الشریعه اقوالی والطریقه افعالی والحقیقه احوالی یعنی؛ شریعت اقوال من است وطریقت افعال من است وحقیقت احوال من است.بنابراین مجتهدین اهل سنت دوقسم شده اند مجتهدین شریعت ومجتهدین طریقت».دراین رساله اقول ابن عربی، ملای روم وعطار رانقل کرده است.وی درادامه به بحث عشق اشاره می‌کند که شیوه شیعه حیا وشرم وادب بوده وعشق وعاشقی نزدآنها عیب بوده وآنرا شعار جاهلان وغافلان خدا نشناس می‌دانستند.دراین رساله مسأله ترک حیوانی را یادآوری کرده وهمچنین مسأله ختم اولیاکه توسط ابن عربی مطرح شده اشاره دارد ومی‌گویدکه پیران این طایفه دعوی ولایت وامامت دارند.محمّدطاهریکی دیگرازاعتقادات این طایفه رامطرح کرده که می‌گوید هرچه که نفس به آن میل پیداکرد بایدخلاف آن عمل کرد گرچه میل به نماز و روزه باشد.این رساله درراستای کتاب های«رجم‌الشیاطین» و«تحفه‌الاخیار»می‌باشدو دراین رساله از دیگر آثارش همچون «تحفه الاخیار»، «تحفه العقلا»، «حکمه العارفین» و«اربعین»نام می‌برد. (پیوست7)
6-1-11.مقامات‎المحبیندرکتاب اصول فصول التوضیح به مقامات المحبین اشاره شده، اما نسخه ای ازاین اثر یافت نشده است.این اثردربیان روش ملامحمّدطاهر درمخالفت باعشق بوده ودرمقابل آن محبت را مطرح می‌کند که بسیارمورد تأکید وی بوده است.
6-2.تالیفات منسوب به ملامحمّدطاهر6-2-1.رساله جقجقه.درکتاب «فتوح المجاهدین» که در نقد «نصیحه الکرام» است از رساله جقجقه نام برده شده است.محمّد مؤمن طبیب درفتوح المجاهدین می‌گوید: «چند گاهی چله نشین و صوفی بوده چنانکه خود اقرار به آن در رساله جقجقه که نزد عالم ربانی مولانا محمّد تقی مجلسی فرستاده بود، کرده».
جقجق یعنی پرگویی، پر حرفی، پر چانگی، روده درازی.این رساله به تصریح محمّد مؤمن اولین رساله ای است که ملامحمّدطاهردرنقد تصوف نوشته که به جقجقه موسوم بوده است.وجه نام گذاری رساله به جقجقه احتمالاً به این خاطر که حرف ها و گفتگو های صوفیه نزد ملامحمّد طاهریک نوع پر رویی و پرحرفی بوده، این رساله به جقجقه موسوم شده است.اما به احتمال قوی صوفیه نسبت به نقدهای محمّدطاهراین نامگذاری راکرده وانتقادات ملامحمّدطاهررا پرحرفی وپر چانگی می‌دانند وازباب مزاح این نامگذاری راکرده اند.محمّدطبیب مؤمن می‌گوید: « نزد حامیان طبع ظریف موسوم است به ردّ الکلام و الحکمه والتصوف بالجقجقه والوِقوِقه و الوِرّ والپُف».محمّدمؤمن نام معروف و مشهور«تحفه الاخیار»را وقوقه می‌داند.
6-2-2.نصیحه الکرام وفضیحه اللئام
این رساله مفصل گرچه به نام مولا معین الدین محمّدعصام بوده ودر ردّ صوفیه و حکما نوشته شده، اما چند دلیل وجود دارد که این کتاب را می‌توان به ملامحمّدطاهرنسبت داد و وی را نویسنده این کتاب معرفی کرد.
در بیش‌از24 مورد دراین رساله ملا محمّدطاهرازکتاب‌های خودش نام می‌برد.کتاب هایی مثل؛ «حکمه‌‌العارفین»، «تحفه‌العقلا»، «اربعین»، «تحفه‌عباسی»، «بهجه‌الدارین» و«تحفه الاخیار».عباراتی که ملامحمّدطاهر کتاب‌ها را به خودش نسبت می‌دهد به این صورت است: «و ما در کتاب «اربعین»و«تحفه عباسی» وکتاب «تحفه‌العقلا» ذکرعقاید قبیحه وفتوای شنیعه ایشان[احمد بن حنبل] نموده‌ایم».وهمینطور این عبارت که می‌گوید: «این استدلال که صاحب «گلشن راز» و ... وسایر تابعان حلاج و بایزید کرده اند براین‌که ما سوی الله معدوم و خیال است و درغایت ضعف است و درکتاب «حکمه العارفین» ابطال آن نموده ایم و کلام را طولی داده ایم.».
ازجمله کسانی که درمقابل محمّدطاهرقد علم کرد و به همان سطح که ملا محمّدطاهر به مقابله با صوفیه و فلاسفه برخواسته وی نیز درنقد ملامحمّدطاهرتلاش کرده، این شخص محمّدمؤمن‌طبیب‌تنکابنی است.وی درابتدا، «تبصره‌المؤمنین»را که مشتمل بریک مقدمه و دوازده فصل است درنقد «ردصوفیه» ملامحمّدطاهرمی‌نویسد. محمّدمؤمن نیزدرجوابِ نصیحه الکرام (تألیف1075ق)رساله ای به نام فتوح المجاهدین می‌نویسد.شاهد ما بر اینکه «نصیحه الکرام» توسط ملامحمّدطاهر نوشته شده قول محمّدمؤمن طبیب تنکابنی است که در فتوح المجاهدین می‌گوید: «دراین وقت که شهر ربیع الاول سنه(1090ق)است قاضی قم رساله در جواب «تبصره المؤمنین» به اعتقاد خود نوشته و نسبت به یکی از شاگردان نامشخص خود داده بود، به نظر رسید که مشتمل به تدلیسات و حلیه های عام فریب و استکبار ذاتی، اورا برآن داشته که با سید نجیب طرف لفظی نباشد واززبان شاگرد مجهول، خود را تواند مجتهد الزمانی وامام عادل ودین دارگفت، ودرمقابل لفظ قاضی قم که این لفظ قاضی ازائمه (علیهم ‌السلام)متلقی‌شده‌ توان‌به ‌لفظ‌شیخ‌الاسلام‌که‌ واضح‌آن‌غیر‌معصوم‌است‌،رد‌نمود...‌«.(پیوست8 )
نحوه بیان وقلم در تمامی کتب ملامحمّدطاهر که درنقد تصوف و فلسفه است با بیان وقلم در«نصیحه الکرام» به حدی شبیه هم بوده که حتی جمله ای که وی را ازاین نسبت به دورکند، دراین رساله وجود ندارد.
6-2-2-1.دلائل عدم انتساب نصیحه الکرام به محمّدطاهرقمی
ملامحمّد طاهر نمی‌تواند نویسنده «نصیحه الکرام» باشد، زیرا صاحب «نصیحه الکرام» قول فیض کاشانی(1091ق) مبنی بروجوب عینی نماز جمعه راغلط می‌دانددرحالی که قول محمّدطاهرنیزهمین است، ملامحمّدطاهرازجمله کسانی است که قائل به وجوب عینی نماز جمعه‌است.ملامحمّدطاهردو رساله«صلاه الجمعه»و«جاءالحق»را در‌دفاع و ردّ مخالفین وجوب عینی نماز جمعه نوشته است.
صاحب «نصیحه الکرام» درانتهای رساله به نکته ای اشاره می‌کند مبنی براینکه شاید بعد از فوت او بگویند این کتاب برای دیگری است وکتابش رابه دیگری منسوب کنند، درجواب می‌گوید: «دوستان شاه مردان بدانند که مذمت کردن صوفیه ومتفلسفه واتباع واشیاع ایشان رامنحصر درصاحب وشارح این قصیدهنیست، بلکه بسیار کسی ازمتقدمین ومتاخرین علمای شیعه ایشان را مذمت کرده اندوحدیث های بسیار از ائمه اطهار(علیهم‌السلام)درطعن آن فرقه نابکار روایت نموده اند، چنانچه درکتاب «الوقیعه فی سب المبتدعه»وکتاب«شهاب المؤمنین فی رجم الشیاطین المبتدعین» ودیگرکتاب های علمای امامیه مسطور است وبه آن گول نخورند که جمعی ازآن دوطایفه گمراه کننده چون نمی‌توانند که به ظاهر نفی حدیث وقرآن کنند، نفی بعضی از آنطور کتاب ها می‌کنند وهیچ فکر نمی‌کنند که عاقل به آن مزخرفات که ایشان به قالب می‌زنند فریب نمی‌خورند ومی‌دانندکه آنطور کتابی رابه مثل اگر عمرو تالیف نموده باشد و ایشان گویندکه مؤلف آن زید است، زیدی که آنچنان کتابی تالیف نماید در فضیلت ودیانت ازعمرو کمتر نخواهد بود، وکدام سفیه می‌آیدکه عُمرخود راصرف تصنیف کتابی کند که قریب به صدهزار بیت باشد».
آنچه که عصام در«نصیحه الکرام» مطرح وانتساب کتاب رابه محمّدطاهررابعید می‌کند، این جمله است که می‌گوید: این کتاب‌جمع آوری شده‌ای ازکتب استادخودش محمّد طاهرو دیگران مثل؛ میرلوحی سبزواری می‌باشد.وی اینطوربیان می‌کند: «بدان ای پیرو احمد مختاروای شیعه حیدرکرارکه این فقیر بی مقدارکه موسوم است به محمّد ومشهور است به عصام درضمن مطالب دوازده گانه که مذکورگشت گفتگوی بسیاردرخاطر می‌گذشت امازبان بیان را از ادای آن محافظت نموده تامطلقا چیزی برگفتارصاحب کتاب درمباحث این مطلب نیافزاید وتصرفی درآن ننماید.پس بدانکه مطاعن مبتدعه وفلاسفه بسیاراست وقلم دوزبان ازعهده شرح تمامی‌آن بیرون نمی‌آید».
ازهمه مهمتراینکه ملامحمّدطاهربه عنوان «شیخ الاسلام» قم بااین همه اقتدار ومناصب اجتماعی وسیاسی نیازی به تقیه نداشته ودیگرانی مثل، «میرلوحی» و«عصام» به تقیه نیازمندتربوده، ازهمین جهت نمی‌شود این کتاب رابه محمّدطاهرنسبت داد.کار عصام در جمع آوری آثار استادش محمدطاهر شبیه کار میرلوحی سبزواری است در توضیح المشربین وتنقیح المذهبین که جمع ردّصوفیه ملامحمدطاهر قمی وجوابیه مجلسی اول است.
6-2-2-2.دلائل انتساب نصیحه الکرام به میر لوحی
میرلوحی به عنوان شخصیتی که دراین عرصه فعالیت داشته ومشهور به ضدیت باتصوف بوده، درعرصه تالیف او رابه عنوان شخصیت تقیه ای می‌شناسند.ازهمین باب تعدادی از کتاب ها رابه اونسبت داده اند.لذابعضی کتاب «هدایه العوام» (نصیحه الکرام)را به ایشان نسبت داده اند.آنچه که درکتاب نصیحه الکرام شاهدبراین امراست.مثلا؛ این جمله که می‌گوید: «ازسیدما استاد الکل فی الکل امیرمحمّد باقر داماد رحمه الله علیه که ازجمله استادان این ضعیف است پرسیدند که راست می‌گویند که تصوف راهیست که منتهی می‌شود به خانه الحاد؟ وی درجواب گفت: غلط می‌گویند تصوف خانه الحاداست».میرلوحی ازاساتید خود در«کفایه المهتدی» یاد می‌کند که از میرداماد وشیخ بهائی به صراحت نام می‌برد.
اما نکته ای که می‌توان با احتمال قوی اشاره کرد، این است که نصیحه‌الکرام نه در آثار میرلوحی ونه درآثار محمّدطاهرقمی اسمی از آن برده نشده است وبه خودشان نسبت نداده اند.همانطورکه دربین آنها رسم براین بوده اسامی کتب تألیف شده به مناسبتی در دیگر کتب خود ذکر می‌کردند، حال آنکه درآثاراین دوعالم اثری از انتساب نصیحه‌الکرام به خودشان وجود ندارد.پس می‌توان با قاطعیت گفت که این رساله مفصل، نوشته مولامعین الدین محمّدعصام است.
6-2-3.اصول الفصول التوضیح.(پیوست9)
ازاین رساله یک نسخه در کتاب خانه حضرت آیت الله گلپایگانی به شماره(29/43)، ونسخه دیگر درمرکزاحیامیراث اسلامی به شماره(5/4426)نگهداری می‌شود.این رساله بصورت مستقل نیز به چاپ رسیده است.اما راجع به نام این رساله درنسخه دیجیتالی مرکز احیامیراث اسلامی برگ اول این رساله را مختصرالتوضیح معرفی می‌کند.اما درپایان نسخه کتابخانه حضرت آیه مرعشی نجفی به عنوان اصول الفصول مرقوم شده.این رساله نیزبه محمّدطاهرنسبت داده شده وهمانطورکه اشاره شد وی نیازی به تقیه نداشته وآشکارا به مخالفت باتصوف وبزرگان عصرخود پرداخته، ازاین روانتساب این اثربه میرلوحی احق است تا به محمّدطاهر قمی.توضیح مبسوط این اثردربخش ناقدین ملامحمّد طاهر خواهد آمد.
6-3.دغدغه‌های ملامحمّدطاهردرتألیفات ضدتصوفیدغدغه هایی که ملامحمّدطاهر خودش درتألیف این آثار مطرح کرده می‌توان آنها را طبق تقسیم آثارمطرح کرد.وی دغدغه های خود را درتألیف آثارضدتصوف وفلسفی را اینطور بیان می‌کند:
محمّدطاهردور بودن مردم ازکتاب وسنت درتحصیل معارف ومنحصرکردن علم درفلسفه وپیروی بعضی ازفرقه ها ودنباله روی فلاسفه یونان را به عنوان انگیزه خود برای تألیف حکمه العارفین می‌داند.وی می‌گوید: «وقتی مشاهده کردم که مردم حق را رهاکرده وبه باطل میل پیداکرده وبقا و ماندگاری راترک وفنا را اختیارکرده وهمچنین تمسک به اهل بیت وکتاب رارها ودست به دامن ائمه اهل ضلال زده وبه تبعیت آرا فلاسفه که دروسوسه به منزله ابلیس هستند،پرداخته وفرقه فرقه شده اند....بعضی نیزمذهب متصوفه را اختیارکرده ...به همین جهت این کتاب رادربیان بی راهه بودن اینها نوشتم.. .».(پیوست 10)
ممانعت ازفریب خوردن بعضی ازافراد جامعه در دنباله روی ازصوفیان، از دیگر اهداف شیخ الاسلام قم است.همانطور که در رساله «رد صوفیه» دلیل تألیف این کتاب را بیان می‌کند: « چون دید که بسیاری از شیعیان و دوستان علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بنابر نادانی و بیگانگی ازاهل علم، فریب جمعی از غولان راه دین خورده و نعره کردن ودست زدن و برجستن وچرخیدن و عشق بازی باامردان را عبادت وطاعت پنداشته، ازراه دین وشرع به غایت دور افتاده اند.بنابر این برخود لازم دانست که ایشان را دستگیری نموده و راهنمایی کرده، به شاه راه شریعت نبوی و طریقت مرتضوی برساند
بیـــرون مرو از راه شریعت زنهار پـا در ره منصور خصـالان مـگذار
هــر راه که بیرون ز شریعت باشد سـرمنزل آن نیست بـغـیرازسـردار
از راه عــلی و آل او دور شـــوی گـــرتـابع پیروان منـصور شــوی
گـــر پیرو بــایزد خـواهی بـودن فرداست که با یزید محشور شوی».
ناجی پنداشتن همه فرق نزدمخالفین، یکی دیگرازدلائل مهم ملامحمّدطاهرقمی درتألیف آثار ضد تصوفی است.وی این نکته را درآثار مختلفی متذکر می‌شود.وی‌درکتاب«رجم الشیاطین» که بالجمله در رد تصوف است اینطور بیان می‌کند: «تابعان حلاج وبایزید ازطریق مستقیم عقل ونقل بیرون رفته، تمامی هفتاد وسه گروه ناجی ورستگار دانسته اند».(پیوست11)
ملامحمّدطاهردرتمامی آثارخود به این مطلب استناد می‌کندکه افعال این طایفه بدعت بوده وکسی که بدعت گذار باشد کافراست وکسی که اینها راکافر نداند او نیزکافراست.ازاین رومقابله با بدعت ها را شعارخود می‌داند.وی در کتاب رجم الشیاطین حدیثی را ذکر می‌کند که حتی توبه فرد بدعت گذار نیز قبول نمی‌شود.ملامحمّدطاهردرنگاه به افکار و رفتارهای این جریان با نظر بدعتی نگاه کرده، که درقضاوت، هرمحققی رابه بی راهه می‌برد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

آنچه که ذکر شد اغراضی بود که در کلام ناقدین تصوف مورد تصریح قرار گرفته است، اما با نگاهی عمیق تر وبا بررسی متون مخالفین ملامحمّدطاهر ومیرلوحی سبزواری ودرکل در تألیفاتی که در نقد امثال ایندو عالم نگاشته شده به اغراضی چون حب جاه وریاست و عالم ظاهر بودن اشاره شده که در همین فصل وفصل نتیجه گیری بطور مبسوط به آنها اشاره می‌کنیم.
6-4.تألیفات کلامی‌واعتقادی6-4-1.منهج النجات.شیخ الاسلام قم درمنهج النجاه، هشت باب از مباحث اعتقادی را مطرح کرده‌است.ازجمله‌توحیدوعدل‌ونبوت‌وامامت.این‌رساله شرح‌رباعیات‌ملامحمّدطاهراست.(پیوست‌12)
6-4-2.ایمان عطائی.شیخ الاسلام قم عمده این رساله به بیان اصول دین اختصاص داده و در پایان نیز ذکر مختصری در کیفیت نماز های یومیه دارد.وی درباره این رساله می‌گوید: «فقیر کثیر التقصیر محمّدطاهر دیدکه غرض ازخلقت بنی آدم تحصیل معرفت اصول دین است و بدون معرفت، ایمان درست نیست و اکثر ناس به شغل های بی حاصل دنیایِ عاقبت فنا مشغول گشته، از ثمرهای ایمان، خود را محروم و بی بهره ساخته اند.بنابر این رساله را بر وجه اختصار در معرفت اصول دین ترتیب داد و دلایل و عبارات او را آسان ساخت تا طالبان یقین و ایمان به اندک تأملی فهم معانی آن توانند نمود وآن را به ایمان عطایی موسوم گردانید وبه صورت نماز وفضل جماعت ومسائل ضروری شک و سهو نماز، آن را ختم گردانید. والله المستعان».
6-4-3.حق‌الیقین‌فی‌معرفه‌اصول‌الدین.این کتاب نیز همچون ایمان عطایی و منج النجات دراصول دین‌واعتقادات شیعه‌است.محمّدطاهرمی‌گوید:این رساله را برپایه آنچه‌که انبیا واولیای‌معصومین(علیهم ‌السلام)اعتقاد داشتند،نه آنچه راکه فیلسوفان ومتکلمان مبتدع‌گویند،تألیف‌کرده است.(پیوست‌13)
6-4-4.حدیث احتجاج سعد بن عبدالله قمی‌با ناصبی.
6-4-5.سفینه النجاه.
6-4-6.شرح النافع یوم الحشر فی شرح باب الحادی العشر.
 6-4-7.عطیه ربانی و هدیه سلیمانی.این اثر به فارسی و شرحی است بر قصیده لامیه خود محمّدطاهرکه درمدح امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) سروده شده است.این اثربه نام شاه سلیمان صفویه نوشته و ولایت امیرالمؤمنین را با آیات وروایات اثبات کرده است.(پیوست14)
ملامحمّدطاهردر این اثرکراراً به کتاب اربعین خود اشاره و ازاین کتاب اینطور تجلیل می‌کند: «دینی که این حقیر اختیار نموده ام مذهب حق ائمه اثنی عشراست.این حقیر به دلیل وبرهان حقیقت این مذهب را دانسته وبه توفیق ربانی، کتاب ها درحقیقت این مذهب تصنیف کرده و از همه عمده‌تر کتاب اربعین است که می‌توان گفت که مثلش درحقیقت امامت ائمه اثنی عشر تصنیف نشده».
6-4-8.قصه دیک الجن.
6-4-9.مرآت جنت و نار.
6-4-10.ترجمه مصائب النواصب.
6-4-11.الاربعین فی امامه الائمه اطاهرین.
6-4-12.نورمبین فی اثبات خلافه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام).این‌کتاب دراثبات خلافت امیر المؤمنین علی (علیه‌السلام) و به زبان فارسی وتقریبا مفصل می‌باشد.
6-4-13.تحفه عباسی.ملامحمّدطاهردرابتدای این رساله می‌گوید:ای عزیز من، بدان وآگاه باش که دنیا موضع راحت ومحل فراغت نیست، بلکه دنیا مزرعه آخرت است.ویقین بدان که اگرغافلی درمزرعه دنیادست ازکشت وزرع کشیده وبه لهو ولعب وعیش وطرب مشغول شود و هنگام رفع محصول بی حاصل وتهی دست بماند براوقات گذشته حسرت ها می‌خورد
به خوف وخشیت بیاکن زمین دل راشخم درآن زمهرخداتخم تاتوان می کار
بکــن زخشـیـه اخــلاص آبـــیاری آن تاکـه بـروزجزاحـاصلت بـودبسیار
ملامحمّدطاهر ویژگی این رساله خود را اینطوربیان می‌کند:«آن رابرعبارات ظاهره ودلایل واضحه به قانونی که انبیاوائمه(علیهم‌السلام) منقولست مشتمل ساخت تاخاص وعام ازفوایدش بهرمند توانند شد.وآن را به تحفه عباسیه موسوم گردانید...».(پیوست15)
6-4-14.دغدغه‌های ملامحمّدطاهر در‌تالیفات کلامی‌واعتقادی
محمّدطاهردراین آثار به مواردی اشاره دارد، ازجمله: وی در رساله «حق الیقین فی معرفه‌اصول الدین» بیان می‌کندکه هدفش بیان اصول دین واعتقادات شیعه برپایه آنچه که انبیا و اوصیای معصومین
(علیهم السلام) اعتقاد داشته اند، نه آنچه راکه فیلسوفان ومتکلمان مبتدع می‌گویند.
ازدیگردغدغه‌هایی که درایمان عطائی مطرح می‌شوداین است که غرض ازخلقت بنی آدم تحصیل معرفت اصول دین است وبدون معرفت، ایمان صحیح نمی‌باشد.واکثرمردم نیز به شغل‌های بی‌حاصل دنیوی مشغول شده اند و از ثمرهای ایمان خود رامحروم ساخته اند.
6-5.تألیفات مواعظی‌و‌اخلاقی
6-5-1.مواعظ‌النفس
6-5-2.معالجه‌النفس.ملامحمّدطاهرقمی‌دراین رساله17مثال برای دنیا آورده‌ومی‌خواهد با این مثال ها عدم ماندگاری دنیا و فریب نخوردن از این دنیا را متذکرشود.
6-5-3.محبان خدا. این رساله درچگونگی تحصیل محبت الهی و معنی حقیقی اخلاص درعمل و پاداش مخلصین و نکوهش از صوفیان می‌باشد.
6-5-4.مباحثه‌النفس.ملامحمّدطاهردرابتدای این رساله می‌گوید: این محتاج فقیرمحمّدطاهر دید که اکثر اهل زمان در قافله گاه جهان رحل اقامت انداخته وسفر پرخطر خویش رافراموش ساخته و نفس اماره را دوست وخیرخواه پنداشته اند.لازم دانست که رفیقان وهمسفران خویش را دراین غفلت وجهالت نگذاشته، ایشان را ازبلیّات وتدلیسات نفس آگاهی دهد وازخطرهای سفر قیامت خبر نماید. [...]بنابراین رساله راتالیف نمود وبرنصایح شافیه ومواعظ کافیه اش مشتمل ساخته وبه مباحثه النفس آنرا موسوم ساخته. (پیوست16)
6-5-5.تنبیه‌الراقدین فی‌ذکرالموت والرحیل.این رساله کوتاه در یاد مرگ وتذکرآن است. محمّدطاهردرتوضیح این رساله می‌گوید: «فلِعظم فوائد ذکر الموت و کثره منافعه کتبتُ هذه الرساله المتضمنه لمخاطبات الموتی و اجوبتهم و عظاتٍ مؤثره مذکّره لموت الاحبه والجیره و حالاتهم و صورهم و هیئاتهم[...] و سمیتها بتنبیه الراقدین».(پیوست17)
6-5-6.ترجمه تنبیه الراقدین فی ایقاظ النفس بذکرالموت والرحیل.

bew167

و تقدیم به پدرم که روشنی بخش دنیای من است.

چکیده
شرکت ها همواره جهت بقاء می بایست روش ها و تکنیک هایی را جهت ایجاد فضایی مناسب برای یادگیری به کار بگیرند، تا یادگیری در شرکت توسعه یابد. به همین دلیل، وجود کارمندان متعهّد در سازمان جهت گسترش و ایجاد یادگیری ضروری است. در همین راستا در این پژوهش تلاش شده است تا چگونگی تأثیر گذاری هر یک از ابعاد روشهای یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان بررسی شود، که فرضیه اصلی تحقیق هم بر همین اساس نوشته شده است. جامعه آماری این تحقیق کارمندان کلیدی شرکت های کوچک و متوسّط واقع در استان گیلان که 650 نفر است می باشد. و از روش نمونه گیری طبقه ای استفاده شد. برای جمع آوری داده از پرسشنامه استاندارد چای تسینگ استفاده شد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر گرد آوری اطّلاعات یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی برای بررسی متغیرهای جمعیّت شناختی استفاده شد. در قسمت آمار استنباطی از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف و برای بررسی ارتباط بین روشهای یادگیری استراتژیک و ابعاد آن با متغییر تعهّد کارمندان و ابعاد تعهد از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جهت بررسی تأثیر ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده spss می باشد. نتایج نشان داد میان روش های یادگیری استراتژیک و ابعاد آن با تعهّد کارکنان و ابعاد آن همبستگی وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون بعد ایجاد سیستم قوی ترین تأثیر را بر تعهّد دارد و بعد رهبریّت استراتژیک و اختیاردهی به افراد به ترتیب در رتبه دوم و سوم هستند، بقیه ابعاد هم در حضور این سه بعد تأثیری قابل توجّه ای بر تعهّد ندارند.
واژگان کلیدی: روشهای یادگیری استراتژیک، تعهد کارمندی، یادگیری فردی، یادگیری گروهی، یادگیری سازمانی
فهرست مطالب
فصل اوّل: کلیات پژوهش
مقدمه 2
1-1-بیان مسئله 2
1-2-ضرورت خاص انجام تحقیق3
1-3-اهداف تحقیق4
1-3-1- هدف اصلی پژوهش4
1-3-2-اهداف کاربردی5
1-4- سؤالات پژوهش5
1-5-چهار چوب نظری تحقیق5
1-6-فرضیه7
1-7-قلمرو تحقیق9
1-7-1-قلمرو موضوعی9
1-7-2-قلمرو زمانی9
1-7-3-قلمرو مکانی9
1-8-تعاریف مفهومی وعملیّاتی واژه ها واصطلاحات تخصصی9
1-9-روش کار13
1-9-1-نوع روش تحقیق13
1-9-2-جامعه آماری13
1-9-3-حجم نمونه14
1-9-4-روش نمونه گیری14
1-9-5-ابزارگردآوری اطّلاعات14
1-9-6-روش تجزیه وتحلیل اطّلاعات15
فصل دوم: مبانی نظری پژوهش
مقدمه 17
2-1-روش های یادگیری استراتژیک19
2-1-1- روش های یادگیری استراتژیک (تعریف)19
2-1-2-تاریخچه یادگیری20
2-1-3- یادگیری(تعریف)20
2-1-4- یادگیری ودانش24
2-1-5- سطوح یادگیری28
2-1-6- یادگیری فردی29
2-1-6-1-روش های یادگیری فردی32
2-1-7- یادگیری گروهی وتیمی36
2-1-7-1- نقش مدیر درفرآینداجرای کارگروهی مشارکتی37
2-1-8- یادگیری سازمانی37
2-1-8-1- مدل ها و دیدگاه های یادگیری سازمانی40
2-1-8-1-1- مدل سنگه40
2-1-8-1-2- مدل دیکسون41
2-1-8-1-3- مدل هابر41
--1-8-1-4-مدل مارچ و اوّلسن43
2-1-8-1-5-دیدگاه جان ردینگ43
2-1-8-1-6-دیدگاه نوناکاتاکوچی44
2-1-8-1-7-دیدگاه کراسن و همکاران44
2-1-9-1-8-دیدگاه پرابست و باچل44
2-1-8-2- سطوح یادگیری سازمانی45
2-1-9- سازمان یادگیرنده45
2-1-9-1-ویژگی سازمان یادگیرنده48
2-1-10- نتیجه گیری51
مقدمه53
2-2- تعهّدکارکنان54
2-2-1- تعهّد (تعریف)54
2-2-2-انواع تعهّد56
2-2-3-عوامل مؤثّربرتعهّد58
2-2-4-ابعاد تعهّد59
2-2-5-تعهّد سازمانی60
2-2-5-1- ابعاد تعهّد سازمانی63
2-2-5-2- عوامل موثر بر تعهّد سازمانی63
2-2-6- نتیجه گیری67
2-2-7- پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق68
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
مقدمه76
3-1-روش تحقیق76
3-2-متغیرهای پژوهش76
3-3-جامعه آماری77
3-4-نمونه آماری77
3-4-1- روش های نمونه گیری77
3-4-2- تعیین حجم نمونه78
3-5-روش گردآوری داده ها79
3-6- ابزارگردآوری داده ها80
3-6-1- نحوه تهیه پرسشنامه80
3-6-2- پایایی و روایی ابزارپرسشنامه81
3-7-روش تجزیه و تحلیل اطّلاعات82
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه84
4-1-توصیف متغیرهای تحقیق84
4-1-1-جنسیت85
4-1-2-تحصیلات86
4-1-3-سن87
4-1-4-مسئولیّت در مؤسسه88
4-1-5- شروع سرمایه گذاری تا اوّلین بهره برداری89
4-1-6- تعداد کارکنان90
4-1-7- سرمایه گذاری برای رشد91
4-1-8-دریافت جایزه92
4-1-9- وضعیت توصیفی روشهای یادگیری استراتژیک93
4-1-10-وضعیت توصیفی یادگیری پیوسته94
4-1-11- وضعیت توصیفی گفتگو و پرسش95
4-1-12- وضعیت توصیفی همکاری و یادگیری گروهی96
4-1-13-وضعیت توصیفی ایجاد سیستم 97
4-1-14-وضعیت توصیفی اختیار دهی به افراد98
4-1-15-وضعیت توصیفی ارتباط با محیط99
4-1-16-وضعیت توصیفی رهبریّت استراتژیک100
4-1-17-وضعیت توصیفی تعهّد کارمندی101
4-1-18- وضعیت توصیفی اشتیاق به تلاش بیش تر102
4-1-19- وضعیت توصیفی اهمیّت به اهداف و ارزشها103
4-1-20-وضعیت توصیفی تمایل به حفظ عضویّت104
4-2- آزمون فرضیه های تحقیق106
4-2-1-آزمون فرضیه فرعی اوّل107
4-2-2-آزمون فرضیه فرعی دوم 108
4-2-3-آزمون فرضیه فرعی سوم109
4-2-4-آزمون فرضیه فرعی چهارم110
4-2-5-آزمون فرضیه فرعی پنجم111
4-2-6-آزمون فرضیه فرعی ششم112
4-2-7-آزمون فرضیه فرعی هفتم113
4-2-8-آزمون فرضیه فرعی هشتم114
4-2-9-آزمون فرضیه فرعی نهم115
4-2-10-آزمون فرضیه فرعی دهم116
4-2-11-آزمون فرضیه فرعی یازدهم117
4-2-12-آزمون فرضیه فرعی دوازدهم118
4-2-13-آزمون فرضیه فرعی سیزدهم119
4-2-14-آزمون فرضیه فرعی چهاردهم120
4-2-15-آزمون فرضیه فرعی پانزدهم121
4-2-16-آزمون فرضیه فرعی شانزدهم122
4-2-17-آزمون فرضیه فرعی هفدهم123
4-2-18-آزمون فرضیه فرعی هجدهم124
4-2-19-آزمون فرضیه فرعی نوزدهم125
4-2-20-آزمون فرضیه فرعی بیستم126
4-2-21- آزمون فرضیه فرعی بیست ویکم127
4-2-22- آزمون فرضیه فرعی بیست ودوم128
4-2-23- آزمون فرضیه اصلی129
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
مقدمه135
5-1- تفسیر نتایج حاصل از اطّلاعات دموگرافیک نمونه پژوهش135
5-2- فرضیه فرعی اوّل136
5-3-فرضیه فرعی دوم137
5-4-فرضیه فرعی سوم138
5-5-فرضیه فرعی چهارم139
5-6- فرضیه فرعی پنجم140
5-7-فرضیه فرعی ششم141
5-8-فرضیه فرعی هفتم142
5-9-فرضیه فرعی هشتم143
5-10-فرضیه فرعی نهم144
5-11-فرضیه فرعی دهم145
5-12-فرضیه فرعی یازدهم146
5-13-فرضیه فرعی دوازدهم147
5-14-فرضیه فرعی سیزدهم148
5-15-فرضیه فرعی چهاردهم149
5-16-فرضیه فرعی پانزدهم150
5-17-فرضیه فرعی شانزدهم151
5-18-فرضیه فرعی هفدهم152
5-19-فرضیه فرعی هجدهم153
5-20-فرضیه فرعی نوزدهم154
5-21-فرضیه فرعی بیستم155
5-22-فرضیه فرعی بیست ویکم156
5-23-فرضیه فرعی بیست و دوم157
5-24-فرضیه اصلی158
5-25-پیشنهادات براساس فرضیه ها159
5-26- پیشنهادات آتی 163
5-27- محدودیت پژوهش 164

فهرست جداوّل
جدول 2-1-تفاوت دانش ضمنی و تصریحی26
جدول 2-2-چهار مدل انتقال دانش26
جدول 2-3-حالت و ویژگی انتقال دانش در فرآیند یادگیری27
جدول 2-4-دیدگاه های نسبت به سازمان یادگیرنده50
جدول 2-5-تحقیقات داخلی68
جدول 2-6-تحقیقات خارجی70
جدول3-1 تعیین دقیق تعداد نمونه در هر طبقه79
جدول 3-2- ضریب آلفای کرونباخ82
جدول4-1- جدول فراوانی جنسیت 85
جدول4-2- جدول فراوانی میزان تحصیلات86
جدول4-3- جدول فراوانی سن87
جدول4-4- جدول فراوانی مسئولیّت افراد88
جدول4-5- جدول فراوانی اوّلین بهره برداری پس از شروع سرمایه گذاری89
جدول4-6- جدول فراوانی تعهّد کارکنان90
جدول4-7- جدول فراوانی سرمایه گذاری برای رشد91
جدول4-8- جدول فراوانی دریافت جایزه92
جدول4-9- جدول توصیفی روش های یادگیری استراتژیک93
جدول4-10- جدول توصیفی یادگیری پیوسته94
جدول4-11- جدول توصیفی گفتگو و پرسش95
جدول4-12- جدول توصیفی همکاری و یادگیری گروهی96
جدول4-13- جدول توصیفی ایجاد سیستم97
جدول4-14- جدول توصیفی اختیار دهی به افراد98
جدول4-15- جدول توصیفی ارتباط با محیط99
جدول4-16- جدول توصیفی رهبریّت استراتژیک100
جدول4-17- جدول توصیفی تعهّد کارمندی101
جدول4-18- جدول توصیفی اشتیاق به تلاش بیشتر102
جدول4-19- جدول توصیفی اهمیّت به اهداف و ارزش ها103
جدول4-20- جدول توصیفی تمایل به حفظ عضویّت104
جدول4-21- آزمون کولموگروف اسمیرنوف106
جدول4-22- جدول همبستگی روشهای یادگیری استراتژیکی و تعهّد کارمندی107
جدول4-23- جدول همبستگی ایجاد فرصت های مداوم یادگیری و تمایل به تلاش بیش تر108
جدول4-24- جدول همبستگی ایجاد فرصت های مداوم یادگیری و اهمیّت به اهداف و
ارزش ها109
جدول4-25- جدول همبستگی ایجاد فرصت های مداوم یادگیری و تمایل به حفظ عضویّت110
جدول4-26- جدول همبستگی تقویت گفت و گو و پرسش و و تمایل به تلاش بیش تر111
جدول4-27-جدول همبستگی تقویت گفت و گو و پرسش و اهمیّت به اهداف وارزش ها112
جدول4-28- جدول همبستگی تقویت گفت گو و پرسش و تمایل به حفظ عضویّت113
جدول4-29- جدول همبستگی تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و و تمایل به تلاش
بیش تر114
جدول4-30- جدول همبستگی تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و اهمیّت به اهداف
وارزش ها115
جدول4-31- جدول همبستگی تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و تمایل به حفظ
عضویّت116
جدول4-32-جدول همبستگی ایجاد سیستم و تمایل به تلاش بیش تر117
جدول4-33- جدول همبستگی ایجاد سیستم و اهمیّت به اهداف وارزش ها118
جدول4-34- جدول همبستگی ایجاد سیستم و تمایل به حفظ عضویّت119
جدول4-35-جدول همبستگی اختیار دهی به افراد و تمایل به تلاش بیش تر120
جدول4-36- جدول همبستگی اختیار دهی به افراد و اهمیّت به اهداف وارزش ها121
جدول4-37- جدول همبستگی اختیار دهی به افراد و تمایل به حفظ عضویّت122
جدول4-38- جدول همبستگی ارتباط با محیط و و تمایل به تلاش بیش تر123
جدول4-39- جدول همبستگی ارتباط با محیط و اهمیّت به اهداف وارزش ها124
جدول4-40- جدول همبستگی ارتباط با محیط و تمایل به حفظ عضویّت125
جدول4-41-جدول همبستگی رهبریّت استراتژیک و تمایل به تلاش بیش تر126
جدول4-42- جدول همبستگی رهبریّت استراتژیک و اهمیّت به اهداف وارزش ها127
جدول4-43- جدول همبستگی رهبریّت استراتژیک و تمایل به حفظ عضویّت128
جدول4-44-جدول متغیرهای ورودیدر مدل ابعاد روشهای یادگیری استراتژیک و تعهّد کارکنان
129
جدول4-45- جدول خلاصه مدل روش های یادگیری استراتژیک و تعهّد کارکنان129
جدول4-46- جدول تحلیل واریانس روش های یادگیری استراتژیک و تعهّد کارکنان
130
جدول4-47- جدول ضرایب رگرسیون ابعاد روش های یادگیری استراتژیک و تعهّد کارکنان
131
جدول4-48-جدول متغیرهای خارج شده از مدل روشهای یادگیری استراتژیک و تعهّد کارکنان
132
فهرست شکل ها
شکل 1-1- مدل تأثیر یادگیری استراتژیک بر تعهّد سازمانی و اثر بخشی سازمان 4
شکل 1-2- الگوی نظری تحقیق 7
شکل 2-1- چرخه یادگیری24
شکل 2-2- فرآیند یادگیری و ماهیّت مارپیچی و تکاملی آن25
شکل 2-3- سطوح مختلف یادگیری در سازمان یادگیرنده29
شکل 2-4- چرخه یادگیری تجربی کلب31
شکل 2-5- مدل یادگیری فردی33
شکل 2-6- مدل یادگیری سازمانی 42
شکل 2-7- چرخه یادگیری سازمانی مارچ و اوّلسن43
شکل 2-8- عوامل مؤثر بر تعهّد و نتایج آن 59
شکل 2-9- مدل تاچمن و اوریلی62
شکل 2-10- عوامل سه گانه اثرگذار بر تعهّد سازمانی65
شکل 2-11- پیش شرط های تعهّد سازمانی66

فهرست نمودارها
نمودار 4-1-نمودار ستونی جنسیت85
نمودار 4-2- نمودار ستونی تحصیلات86
نمودار 4-3- نمودار ستونی سن87
نمودار 4-4- نمودار ستونی مسئولیّت افراد88
نمودار 4-5- نمودار ستونی اوّلین بهره برداری پس از شروع سرمایه گذاری89
نمودار 4-6- نمودار ستونی تعداد کارکنان90
نمودار 4-7- نمودار ستونی سرمایه گذاری برای رشد91
نمودار4-8- نمودار ستونی دریافت جایزه92
نمودار4-9- نمودار هسیتوگرام روش های یادگیری استراتژیک93
نمودار4-10- نمودار هسیتوگرام یادگیری پیوسته94
نمودار4-11- نمودار هسیتوگرام گفتگو و پرسش95
نمودار4-12- نمودار هسیتوگرام همکاری ویادگیری گروهی.96
نمودار4-13- نمودار هسیتوگرام ایجاد سیستم97
نمودار4-14- نمودار هسیتوگرام اختیار دهی به افراد...98
نمودار4-15- نمودار هسیتوگرام ارتباط با محیط99
نمودار4-16- نمودار هسیتوگرام رهیری استراتژیک100
نمودار4-17- نمودار هسیتوگرام تعهّد کارمندی101
نمودار4-18- نمودار هسیتوگرام اشتیاق به تلاش بیش تر102
نمودار4-19- نمودار هسیتوگرام اهمیّت به اهداف و ارزش ها103
نمودار4-20- نمودار هسیتوگرام تمایل به حفظ عضویّت104

فصل اوّل
کلیات پژوهش

مقدمه

امروزه محیط سازمان ها در حال تغییرات و تحوّلات چشم گیر و اساسی می باشند، رقابت های بی شمار و توسعه اطّلاعات و تکنولوژی از جمله عواملی هستند که بقاء بسیاری از شرکت ها را با تهدید مواجه می کند. در نتیجه سازمانها می بایست توانایی خود را جهت پاسخ گویی به این تغییرات افزایش دهند. بسیاری از اندیشمندان یادگیری را به عنوان تنها مزیّت رقابتی در سازمان ها می دانند. زیرا یادگیری به عنوان کشف واصلاح خطاها تعریف می شود برای اینکه یادگیری در تمامی سطوح فردی، تیمی و سازمانی ایجاد شود و سازمان به یک سازمان یادگیرنده تبدیل شود ، لازم است شرایط و فضای لازم برای یادگیری ایجاد شود که روش های یادگیری استراتژیک چنین فضایی را ایجاد می نماید . امّا ایجاد چنین فضایی بدون توجّه به تعهّد کارکنان امکان پذیر نیست. بنابراین اگر چه روش های یادگیری استراتژیک فضایی مناسب برای یادگیری در سازمان فراهم می آورد ولی زمانی یادگیری در تمامی سطوح سازمان ایجاد می شود که به رابطه و تأثیر آن بر تعهّد کارکنان توجّه شود. زیرا با وجود افراد متعهّد است که می توان به پیشبرد اهداف یادگیری جهت پاسخ گویی به تغییرات محیطی پرداخت.1-1- بیان مسئله
عصر حاضر به دلیل پیشرفت های علمی و فنّی، تغییرات اساسی را در عملکرد بسیاری از شرکت های کوچک و متوسّط به وجود آورده است. امروزه کیفیّت کالا و خدمات، مزیّت رقابتی قلمداد نمی شود؛ زیرا محصولات را می توان کپی کرد، از خدمات می توان تقلید کرد و حتّی فرآیندها را می توان نسخه برداری کرد. بنابراین برخی از کارشناسان و مدیران یادگیری را در سازمان تنها مزیّت رقابتی پایدار می دانند. زیرا تمامی فعّالیّت های یادگیری با هدف بهبود دانش و مهارت های جدید در سازمان انجام می شود. همواره با فرو ریختن موانع رقابتی سازمان هایی پیشتاز هستند که سریع تر از رقبای خود یاد بگیرند. این شرکت ها همواره آموزش های مؤثّر را به افراد خود می دهند تا آنها مهارت های جدید را به موقع یاد بگیرند (زهانگ و همکاران، 2006، 15). بنابراین لازم است مانند یک سازمان یادگیرنده عمل کنند. زیرا سازمان یادگیرنده، جایی است که اهداف جمعی پرورش می یابد و قدرت افراد بالا می رود و افراد به طور مستمر در حال یادگیری چگونه یاد گرفتن هستند(پلیسیس و همکاران، 1999، 71). روش های یادگیری استراتژیک به عنوان روشی است، که محیط لازم برای پرسیدن، بیان آزدانه عقاید، عملکردهای گروهی و امنیّت روانی و ایجاد تفاوتهای فردی و فکرهای نو را ایجاد می کند، این روش در حقیقت پشتیبان یادگیری است. این تحقیق به بررسی شرکت های کوچک و متوسّط واقع در استان گیلان که مشکلات و چالش های آن نسبت به دو دهه قبل شتاب مضاعفی یافته است می پردازد. گسترش علوم و فنون، مطرح شدن اندیشه های گوناگون، پیشرفت های سریع فنّاوری، رقابت فزاینده چالش های متعّددی را باعث شده است که اجرای روش های یادگیری استراتژیک برای ایجاد یادگیری را الزامی می سازد. امّا عدم توجه به تعهّد کارمندان و بی توجّهی به علایق و انگیزه آنها اجرای این تکنیک ها و روش ها را در سطح شرکت ها با مشکلاتی رو به رو ساخته است. زیرا اجرای هر روشی بدون توجّه به تأثیر آن بر تعهّد کارکنان به نتیجه مورد نظر و مطلوب نخواهد رسید. متأسّفانه هیچ تحقیقی در زمینه بررسی رابطه و تأثیرات ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان در این شرکت های کوچک و متوسّط انجام نشده است، تا این شرکت ها بتوانند در کنار افراد متعهّد محیطی مناسب برای یادگیری ایجاد نمایند و توانایی مقابله با چالش های محیطی را داشته باشند. بنابراین محقّق در تلاش است تا با پاسخ به سوال زیر به شرکت ها کمک نماید تا محیطی مناسب برای یادگیری ایجاد نمایند و همچنین با بهره مندی از توانایی های کارمندان متعهّد به موفّقیّت دست یابند. سوال محوری پژوهش به این صورت است:
تأثیر ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارمندان در شرکت های کوچک و متوسّط واقع در استان گیلان چگونه است؟
1-2- ضرورت خاص انجام تحقیق
شرکتهای کوچک و متوسّط امروزه در کارآفرینی، تحقیق و توسعه، نوآوری و ایجاد شغل در جامعه حرف اوّل را میزنند. این شرکتها به علّت جهانی شدن کسب و کار و فرو ریختن موانع رقابتی میبایست از تمامی فرصت ها و عوامل جهت خلق دانش، کسب و تغییر دانش و ایجاد روحیه کارآفرینانه و افزایش مسئولیت پذیری در کارکنان و افزایش تعهد آنها نسبت به حرفه و سازمان خود استفاده نمایند. مطالعات نشان داده که تأثیر مثبت روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان منافع غیر مادی و ناملموس زیادی را به بار می آورد. به طور مثال بالای در سال 2012 طبق مطالعاتی که در ترکیه انجام داد، اظهار داشت در سازمان هایی که ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان تأثیر مثبتی داشته است نسبت به سازمان های دیگر موفق تر هستند و به راحتی به حل مسائل پیچیده می پردازند و در نتیجه باعث ایجاد تفکّر خلّاق، روحیّه کارآفرینی، کسب مزیّت رقابتی ، توزیع دانش و پیروزی در برابر رقباء می شوند(بالای، 2012). همچین تسینگ در سال 2010 با بررسی شرکت های کوچک و متوسّط واقع در آمریکا به این نتیجه رسید که برای موفّقیّت در این شرکت ها جهت پاسخگویی به تغییرات محیطی و بقاء شرکت، متغیر یادگیری سازمانی بر عواملی از جمله تعهّد سازمانی و اثربخشی آنها تأثیر بسیاری دارد (تسینگ، 2010). که تأثیر یادگیری سازمانی بر تعهّد و اثربخشی سازمانی در شکل شماره 1-1 نشان داده شده است.
تعهّد سازما نی

یادگیری سازمانی

اثر بخشی سازما نی

شکل 1-1 مدل تأثیر یادگیری سازمانی بر تعهّد و اثربخشی سازمانی (تسینگ، 2010، 8).
تمامی این مطالعات، نشان دهنده با اهمیّت بودن بررسی تأثیر متغیر روش های یادگیری استراتژیک و یادگیری بر تعهّد کارکنان در شرکت ها و سازمانها میباشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد روشهای یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان در شرکت های کوچک و متوسّط استان گیلان است. زیرا این شرکت ها هم نیازمند یادگیری سریع تر از رقباء می باشند.از طرفی به شدّت نیازمند کارکنان متعهّد جهت دستیابی سریع تر به موفّقیّت و اهداف خود هستند. در نتیجه پژوهش حاضر می تواند به شرکت های کوچک و متوسّط جهت ایجاد محیط مناسب برای آموزش، یادگیری، کسب و تسهیم دانش، ایجاد روحیّه کارآفرینانه، عملکرد مناسب و... کمک کند تا بر پایه این پژوهش راه حل های مناسب ارائه گردد و به اجرا درآید و توانایی شرکت ها نیز در پاسخ گویی به تغییرات افزایش یابد.
1-3- اهداف تحقیق
1-3-1- هدف اصلی پژوهش
1- بررسی تأثیر ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد افراد برای شرکت های تجاری کوچک و متوسّط استان گیلان.
2-بررسی میزان تأثیرگذاری و استفاده ابعاد مختلف یادگیری استراتژیک در شرکت های کوچک ومتوسّط استان گیلان.
1-3-2- اهداف کاربردی
1-کمک به شرکت ها در ایجاد محیطی مناسب برای کاربرد روش ها و تکنیک های یادگیری استراتژیک در شرکت ها جهت پاسخگویی به تغییرات شدید محیط.
2-کمک به افزایش تعهد کارمندان از طریق اجرای روش های یادگیری استراتژیک به طور مؤثر و کارآمد در شرکت ها.
3-کمک به افزایش انگیزه کارآفرینانه برای افزایش مسئولیّت پذیری در افراد جهت افزایش تعهد آنها نسبت به سازمان و حرفه خود.
4-کمک به ایجاد روحیّه تلاشگر، توجّه به ارزش ها و حفظ عضویّت افراد در سازمان از طریق یادگیری مستمر، گفتگو و پرسش، رفتار گروهی، ایجاد سیستمهایی در جهت کسب اطّلاعات، رهبریّت استراتژیک و ارتباط با محیط.
5- کمک به ایجاد محیطی در جهت تعمّق بر دانش های جدید، بینش های جدید و مسئولیّت های جدید.
1-4- سوالات پژوهش (پرسش اصلی تحقیق)
ابعاد روش های یادگیری استراتژیک چه تأثیری بر تعهّد کارکنان برای شرکت های تجاری کوچک و متوسّط استان گیلان دارند؟
1-5- چارچوب نظری تحقیق:
تمامی پژوهش بر پایه این قسمت استوار است، و به عنوان یک شبکه ای است که روابط میان متغیرهای مورد نظر را ارائه می دهد. همواره در این پژوهش متغیر روش های یادگیری استراتژیک به عنوان متغیر مستقل و متغیر تعهّد کارکنان به عنوان متغیر وابسته می باشد. متغیر روش های یادگیری استراتژیک همواره شامل هفت بعد و متغیر تعهّد کارکنان دارای سه بعد می باشد که تعاریف مفهومی آن ها به صورت زیر است:
1-5-1- روش های یادگیری استراتژیک: روش های یادگیری استراتژیک دانش محور و به عنوان روشی برای ایجاد محیطی مناسب برای تسریع و تسهیل یادگیری در سازمان می باشد( تسینگ، 2011، 5).
1-5-1-1 بعد یادگیری مستمر: شرکت ها همواره برای حفظ مزیّت رقابتی خود باید دائماً در حال یادگیری باشند و سریع تر از رقبای خود یاد بگیرند.
1-5-1-2-بعد گفتگو و پرسش: به عنوان روشی مناسب برای هم فکری کردن با یکدیگر است. گفت و گو عالی ترین و کیفی ترین شکل ارتباط خلّاقانه و دو طرفه می باشد(بهنامی، 1384، 25).
1-5-1-3- بعد همکاری و یادگیری گروهی و تیمی: به عنوان یک پیشنهادی برای گروهی کار کردن می باشد. ارتباط با یکدیگر و هم فکری کردن باعث می شود که توانایی و ظرفیّت گروه یا تیم افزایش یابد.
1-5-1-4- بعد ایجاد سیستم ها: ایجاد سیستم به عنوان تلاشی برای ارتباط سازمان با محیط داخلی و خارجی خود می باشد(محرابی و همکاران، 2013، 133).
1-5-1-5- بعد اختیاردهی به افراد: مدیر همواره می بایست بخشی از کار خود را به زیر دستان واگذار نماید، زیرا افراد مهره های اصلی شرکت هستند و افزایش انگیزه مهم ترین عامل در یادگیری آنها می باشد و در نتیجه سازمان سریع تر به اهداف خود دست می یابد(انوری و همکاران، 2011، 3).
1-5-1-6- بعد ارتباط با محیط: همواره تغییرات محیطی بر سازمان تأثیرات زیادی می گذارد و همواره سازمان می بایست دائماً با محیط خود در ارتباط باشد تا از رقباء پیشی بگیرد.
1-5-1-7- بعد رهبریّت استراتژیک: رهبریّت استراتژیک اشاره به این نکته دارد که رهبران چگونه از یادگیری برای ایجاد انگیزه و خلّاقیّت در سازمان استفاده می کنند و همچنین فرایند یادگیری را در سازمان سرعت می بخشند(محرابی، 2013، 133).
1-5-2- تعهّد کارکنان: فرد متعهّد همواره به عهد وپیمان خود وفادار است و تعهّد نشان دهنده وابستگی افراد به سازمان می شود، علاوه بر وابستگی بیان کننده نگرش آنها نیز نسبت به سازمان می باشد(وارن وهمکاران، 2007، 117).
1-5-2-1- اشتیاق به تلاش بیش تر: بر اساس گفته مرتضی مطهّری یک فرد متعهّد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد وبرای دستیابی به اهداف تلاش کند(باقری و همکاران، 1389، 74).
1-5-2-2- اهمیّت به اهداف وارزشها: یعنی اعتقاد راسخ و وابستگی عاطفی فرد نسبت به ارزش ها و اهداف می باشد.
1-5-2-3- تمایل به حفظ عضویّت: افراد تمایل دارند در سازمان بمانند و همواره از ترک آن گریزانند، زیرا تعهّد به عنوان یک وابستگی روانی است که تصمیم به ادامه عضویّت را در افراد ایجاد می کند(آکار، 2012، 218).
بر اساس تحقیقات تسینگ (2011) وی اظهار داشت که متغیر روش های یادگیری استراتژیک و ابعاد آن با متغیر تعهّد کارکنان ارتباط مؤثّری دارد، یعنی روش های یادگیری استراتژیک با ایجاد محیطی مناسب در سازمان باعث افزایش تعهّد کارکنان در سازمان می شود(تسینگ، 2011، 7). شکل 1-2نشان دهنده الگوی نظری تحقیق می باشد.
بعدیادگیری پیوسته

بعدگفتگووپرسش

روش های یادگیری استراتژیک

بعدهمکاری ویادگیری گروهی گروهی گروهی

بعدایجاد سیستمها

بعداختیاردهی به افراد

بعدارتباط بامحیط

بعد رهبریّت استراتژیک

بعداشتیاق به تلاش بیش تر
تعهّد عاطفی کارمندی

بعداهمیّت هدف وارزش ها

به حفظ عضویّت

شکل1-2 الگوی نظری تحقیق (تسینگ، 2011، 7)
1-6- فرضیه
همواره بعد از این که بین متغیر مستقل روش های یادگیری استراتژیک با متغیرهای وابسته تعهّد کارکنان رابطه برقرار کردیم، اکنون می بایست به کمک فرضیه که اظهاری آزمون پذیر است رابطه بین متغیرها را پیش بینی نموده و دریابیم که آیا روابطی که بر پایه نظریه ای معین بیان شده اند واقعیّت دارد یا نه. در این پژوهش همواره یک فرضیه اصلی جهت دار و بیست و دو فرضیه فرعی بیان شده است.

فرضیه اصلی
1- ابعاد روشهای یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان تأثیر مثبت دارد.
فرضیه های فرعی:
1- روش های یادگیری استراتژیک با تعهّد کارکنان رابطه معنادار دارد.
2- ایجاد فرصت های مداوم یادگیری رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیش تر در کارکنان دارد.3- ایجاد فرصت های مداوم یادگیری رابطه معنادار با پذیرش اهداف و ارزش های موجود دارد.4- ایجاد فرصت های مداوم یادگیری رابطه معنادار با حفظ عضویّت کارکنان دارد.5- تقویّت گفتگووپرسش رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیش تر دارد.6- تقویّت گفتگو و پرسش رابطه معنادار با اهداف و ارزش های موجود دارد.7- تقویّت گفتگو و پرسش رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد.8- تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و تیمی رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیشتر در کارکنان دارد.9- تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و تیمی رابطه معنادار با پذیرش اهداف و ارزش های موجود دارد.
10- تشویق به همکاری و یادگیری گروهی و تیمی رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد.11-فراهم آوردن سیستم هایی در جهت کسب و مشارکت در یادگیری، رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیشتر در کارکنان دارد.
12- فراهم آوردن سیستم هایی در جهت کسب و مشارکت در یادگیری، رابطه معنادار با پذیرش اهداف و ارزش های موجود دارد.13- فراهم آوردن سیستم هایی در جهت کسب و مشارکت در یادگیری، رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد.14- اختیاردهی به افراد در جهت بینش مشترک رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیش تر در کارکنان دارد.
15- اختیاردهی به افراد در جهت بینش مشترک رابطه معنادار با پذیرش اهداف و ارزش های موجود دارد.16- اختیاردهی به افراد در جهت بینش مشترک رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد.17- ارتباط شرکت با محیط خود رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیش تر در کارکنان دارد.18- ارتباط شرکت با محیط خود رابطه معنادار با پذیرش اهداف وارزش های موجود دارد.19- ارتباط شرکت با محیط خود رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد. 20- ایجاد رهبریّت استراتژیک در جهت آموزش رابطه معنادار با تمایل به تلاش بیش تر در سازمان دارد.
21- ایجاد رهبریّت استراتژیک در جهت آموزش رابطه معنادار با پذیرش اهداف و ارزش های موجود دارد.22- ایجاد رهبریّت استراتژیک در جهت آموزش رابطه معنادار با تمایل به حفظ عضویّت کارکنان دارد.1-7- قلمرو تحقیق
1-7-1- قلمرو موضوعی
این تحقیق در حوزه علم مدیریت واز شاخه منابع انسانی است. و به بررسی تأثیر ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارمندان می پردازد.
روش های یادگیری استراتژیک شامل هفت بعد می باشد: بعد یادگیری مستمر، بعد گفتگو و پرسش، بعد همکاری و یادگیری گروهی و تیمی، بعد ایجاد سیستم، بعد اختیار دهی به افراد، بعد ارتباط با محیط و بعد رهبریّت استراتژیک می باشد.
تعهّد کارکنان دارای سه بعد می باشد : بعد اشتیاق به تلاش بیشتر، بعد اهمیّت به اهداف و ارزش ها و بعد تمایل به حفظ عضویّت می باشد.
1-7-2-قلمرو زمانی:
از لحاظ زمانی این پژوهش در سال 1392 انجام شده است.
1-7-3-قلمرو مکانی:
قلمرو مکانی تحقیق شرکتهای تجاری کوچک و متوسّط واقع در استان گیلان است که شامل: 1-شرکتهای تعاونی تولیدی پرورش دهنده ماهیان(گرمابی، سردابی، خاویاری و زینتی)، 2-شرکت های واقع در شهرک صنعتی 3-شرکت های کوچک و متوسّط مستقّر در مرکز رشد و فنّاوری استان گیلان می باشد.
1-8- تعاریف مفهومی و عملیّاتی واژه ها و اصطلاحات تخصصی
1-8-1-تعریف مفهومی روش های یادگیری استراتژیک
روش های یادگیری استراتژیک عموماً دانش محور و با بافتی کارآفرین و دارای ساختاری هسته ای و انعطاف پذیر و با مدیریّتی پیش برنده معرفی می شود و هدف چنین مدیریّتی ایجاد محیطی یادگیری و گسترش فرایندهای توسعه یافته در سراسر اجرای مسئولیّت می باشد(تسینگ، 2011، 5). یادگیری استراتژیک برنامهای است که با هدف تسریع و تسهیل یادگیری در سازمان طراحی شده و به اجرا در می آید این برنامه می تواند رویکردی رسمی یا غیررسمی داشته باشد(رحمتی وهمکاران، 1390، 72).
1-8-2-تعریف عملیّاتی روش های یادگیری استراتژیک
در این پژوهش شیوه های یادگیری استراتژیک عبارت است از ابعاد یادگیری مستمر، گفتگو و پرسش، همکاری و یادگیری، ایجاد سیستم ها، اختیاردهی به افراد، ارتباط با محیط، رهبری استراتژیک که از طریق پرسشنامه تسینگ که شامل سوالات(9-29) صورت می گیرد.
1-8-3-تعریف مفهومی متغیر تعهّد کارکنان
تعهّد یک نیروی وابستگی است، سایرین تعهّدات را به عنوان یک خواسته جهت نگهداری ارتباط با ارزش تعریف کرده اند(فولرن، 2005، 1374). و بیشتر از یک مبادله اقتصادی یا دریافت پاداش مالی کارمند از مدیر است و در واقع یک نوع پذیرش و ارتباط قلبی و ذهنی محسوب میشود(بلوسی، 2007، 22). و یک باور قدیمی در دستیابی به اهداف و ارزشهای سازمان است و تمایل به تلاش زیاد و حفظ عضویّت در سازمان میباشد(سلامی، 2008، 32). به طور کلی سازمان ها خواهان ایجاد رضایت در کارکنان خود و همچنین افزایش تعهّدات کارکنان هستند تا عملکرد فوق العاده بالایی در سازمان داشته باشند(جان وهمکاران، 2009، 257).
1-8-4-تعریف عملیّاتی متغیر تعهّد
در این پژوهش تعهّد کارمنداز سه بعد که شامل بعد اشتیاق به نشان دادن تلاش بیش تر، بعد اهمیّت دادن به هدف و ارزش ها و بعد تمایل به حفظ عضویّت در سازمان تشکیل شده است که از طریق پرسشنامه تسینگ که شامل سوالات(30-38) می باشد صورت می گیرد. در این پژوهش منظور از تعهد کارمندان، تعهد کارمندان کلیدی سازمان می باشد که شامل مؤسس، مدیریت عمومی، مدیر بخش عملیات و تولید، مدیریت لجستیک، مسئول بخش حسابداری و مالی، مسئول بازاریابی، مدیر منابع انسانی، مسئول بخش فنی و مهندسی و... می باشد.1-8-5-تعریف مفهومی و عملیّاتی ابعاد روش های یادگیری استراتژیک
1-8-5-1-تعریف مفهومی بعد یادگیری مستمر
در فرایند یادگیری مستمر افراد به طور دائم یاد می گیرند تا چگونه با تغییرات ، چالش ها و شرایط خود را منطبق سازنند و سازمان همواره تلاش می کند تا فرصت های یادگیری به طور مداوم برای همه افراد فراهم شود(محرابی و همکاران، 2013، 132).
1-8-5-2- تعریف عملیّاتی بعد یادگیری مستمر
اشاره به فراهم سازی شرایط مناسب، زمان کافی و پاداش به کارکنان جهت یادگیری مداوم در سازمان دارد. که شامل سوالات 9-11 پرسشنامه می باشد.1-8-5-3-تعریف مفهومی بعد گفتگو و پرسش
گفتگو عالی ترین و کیفی ترین شکل ارتباط خلّاقانه و دو طرفه بوده (بهنامی، 1384، 25).گفتگو روشی ساختارمند برای ایجاد مداخله در کارگروهی است که برای افراد این مکان را فراهم می سازد تا فضایی را برای یک دیگر ایجاد کنند که از ارزیابی نظرهای یک دیگر جلوگیری و به صحبت کردن درباره نقطه نظرهای فرد تشویق شوند(سلاجقه و همکاران، 1389، 56).
1-8-5-4-تعریف عملیّاتی بعد گفتگو و پرسش
اشاره به روابط افراد با یکدیگر و ایجاد جوّ اعتماد و اطمینان در سازمان می باشد. که شامل سوالات 12-14 پرسشنامه می باشد.
1-8-5-5-تعریف مفهومی بعد همکاری و یادگیری گروهی و تیمی:
یادگیری تیمی و گروهی بسیار مهم است زیرا افراد در تیمها و گروهها به صورت انفرادی نیستند، و اساس واحدهای یادگیری در سازمان های مدرن هستند. مهمترین تصمیمهای سازمانی در تیم و گروه ایجاد میشود (سیلینس وهمکاران، 2002، 25).
1-8-5-6-تعریف عملیّاتی بعد همکاری و یادگیری گروهی و تیمیاشاره به فراهم آوردن محیطی برای تبادل اطّلاعات، تجدیدنظر، پیشنهادات و انتقادات در سازمان دارد. که شامل سوالات 15-17 پرسشنامه می باشد.
1-8-5-7-تعریف مفهومی بعد ایجاد سیستم
سیستم قادر به تولید جریان های جدیدی از اطّلاعات هستند و از این طریق به گسترش دانش کمک می کنند. در سازمان های مبتنی بر اطّلاعات باعث انتقال مرکز ثقل کنترل از مدیران به کارکنان می شود و کارکنانی که با مجهز شدن به اطّلاعات قدرتمند شده اند عملکرد مؤثّرتری از خود نشان می دهند (تیزرو، 1381، 37).
1-8-5-8-تعریف عملیّاتی بعد ایجاد سیستم
اشاره به ایجاد سیستم هایی جهت محاسبه عملکردها، شرایط مناسب یادگیری، محاسبه زمان و منابع صرف شده در سازمان می باشد. که شامل سوالات 18- 20 پرسشنامه می باشد.
1-8-5-9-تعریف مفهومی بعد تفویض اختیار:
بخشی از اختیارات مدیر لازم است به زیردستان داده شود، زیرا افراد و کارکنان نقش اساسی را در سازمان
ایفا می کنند وجود افراد در سازمان لازم است زیرا همیشه موفّقیّت سازمان وابسته به ادراک آنها از وضعیّت موجود می باشد.(وینکلیر و همکاران، 2007، 72)
1-8-5-10-تعریف عملیّاتی بعد تفویض اختیار:
اشاره به فراهم آوردن محیط و منابعی مناسب جهت حمایت از افراد مبتکر، خلّاق، ریسک کننده در سازمان می باشد. که شامل سوالات 21-23 پرسشنامه می باشد.
1-8-5-11-تعریف مفهومی بعد ارتباط با محیط:
شرکت ها جهت پاسخگویی به تغییرات محیطی می بایست همواره با محیط پیرامون خود در ارتباط باشند، زیرا محیط همواره بر ساختار و استراتژی سازمان تأثیرات بسیاری می گذارد و هم چنین عوامل موجود در محیط میزان تعهّد کارکنان نسبت به سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد زیرا تعهّد نیرویی است که یک فرد را به مجموعه ای از کارها و اعمال که به اهداف خاصّی منتهی می شود مرتبط می سازد که این نیرو تحت تأثیر عوامل گوناگونی از جمله عوامل محیطی می باشد(وارسی و همکاران، 2009، 401).
1-8-5-12-تعریف عملیّاتی بعد ارتباط با محیط
ایجاد الگویی جهت تشویق به اندیشیدن از دید جهانی در سازمان و چگونگی دستیابی به اهداف از طریق ارتباط با محیط. در این تحقیق منظور از محیط هم محیط داخلی و هم محیط خارجی سازمان می باشد. که شامل سوالات 24-26 پرسشنامه می باشد.
1-8-5-13-تعریف مفهومی بعد رهبریّت استراتژیک
شامل توانایی تلفیق اندیشه و عمل استراتژیک و انتقال این دستاورد به مسیری استراتژیک و انجام تغییرات استراتژیک است. ماهیّت رهبری استراتژیک بدین گونه است که این رهبران مستقیماً بر افراد تأثیر نمی گذارند، بلکه از طریق تأثیرگذاری بر سیستم ها و فرآیندهای سازمانی به نتایج مطلوب و مورد نظر می رسند(فرهنگی و همکاران، 1390، 34).
1-8-5-14-تعریف عملیّاتی بعد رهبریّت استراتژیک
اشاره به ایجاد فرصت های یادگیری، فرهنگ سازی، دور اندیشی و توجّه به اهداف و ارزش های موجود دارد. که شامل سوالات 27-29 پرسشنامه می باشد.
1-8-6- تعریف مفهومی و عملیّاتی ابعاد تعهّد کارمند
1-8-6-1- تعریف مفهومی اشتیاق به تلاش بیش ترافراد متعهّد چون به عهد خود وفادار هستند برای دستیابی به اهداف تلاش می کنند. بر اساس گفته کانتر یعنی تمایل افراد به در اختیار گذاشتن انرژی و وفاداری خویش به نظام اجتماعی میباشد(باقری و همکاران، 1389، 74).
1-8-6-2- تعریف عملیّاتی اشتیاق به تلاش بیش تر
تمایل افراد به انجام هر نوع کار در سازمان و همچنین تلاش بیش تر از حد نرمال برای انجام موفّقیّت آمیز مسئولیّت در سازمان می باشد. که شامل سوالات 30-32 پرسشنامه می باشد.
1-8-6-3-تعریف مفهومی اهمیّت دادن به هدف ها وارزش ها
یعنی اعتماد راسخ به هدف های سازمان و پذیرش آن ها می باشد. افراد متعهّد با اهداف و ارزش های یک سازمان فقط به خاطر خود سازمان و دور از ارزش های ابزاری(وسیله ای) و برای دستیابی به اهداف همکاران پیوستگی عاطفی دارند(پاشا و همکاران، 1389، 74).
1-8-6-4- تعریف عملیّاتی اهمیّت دادن به هدف ها و ارزش ها
توجّه به انگیزه و میزان ارتباط افراد با سازمان خود و توجّه به میزان انطباق ارزش های کارکنان و ارزش های سازمان برای دستیابی به اهداف مشترک می باشد. که شامل سوالات 33-35 پرسشنامه می باشد.
1-8-6-5-تعریف مفهومی تمایل به حفظ عضویّت
کارمند تا چه حد خود را با اهداف سازمانی تطبیق داده و از عضویّت در آن لذّت می برد. فردی که به شدّت متعهّد است هویّت خود را از سازمان می گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویّت در آن لذت می برد و نظم بیش تری در کار خود دارند، مدّت بیش تری در سازمان می مانند و بیشتر کار میکنند(پاشا و همکاران، 1388، 55).
1-9-6-6-تعریف عملیّاتی تمایل به حفظ عضویّت
توجّه به دیدگاه کارکنان نسبت به حرفه و سازمان خود و تمایل آنها جهت ماندن برای مدّت طولانی در حرفه و سازمان می باشد. که شامل سوالات 36-38 پرسشنامه می باشد.
1-9- روش کار
1-9-1- نوع روش تحقیق
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است.
1-9-2-جامعه آماری
جامعه آماری مورد استفاده در این تحقیق کارمندان کلیدی شرکت های کوچک و متوسّط فعال در بخش کشاورزی و تولید کننده مواد غذایی پروتینی استان گیلان می باشد که شامل کارمندان کلیدی شرکت های مستقّر در مرکز رشد و فنّاوری در استان گیلان که دربخش کشاورزی نقش عمده دارند و همچنین کارکنان کلیدی شرکت های کوچک و متوسط پرورش دهنده ماهی در استان گیلان و کارمندان کلیدی شرکت های تولید کننده محصولات غذایی پروتینی واقع در شهرک صنعتی رشت می باشند.کارمندان کلیدی در این تحقیق شامل: مؤسس، مدیریت عمومی، مدیر بخش عملیات و تولید، مدیریت لجستیک، مسئول بخش حسابداری و مالی، مسئول بازاریابی، مدیر منابع انسانی، مسئول بخش فنی و مهندسی و... می باشد. تعداد جامعه آماری که کارمندان کلیدی شرکت های کوچک و متوسط استان گیلان شامل 650 نفر می باشد.
1-9-3-حجم نمونه
حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین شد، که 242 نفر به دست آمد.
1-9-4- روش نمونه گیری
روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت نمونه گیری تصادفی با طبقه بندی است.1-9-5- روش گردآوری اطّلاعات
تحقیق میدانی: هر مطالعه ای که در محیط واقعی صورت گیرد و به صورت غیر آزمایشی باشد مطالعه میدانی تلقی می شود. در این تحقیق محقّق از طریق مشاهده، پرسش با انسان ها و مؤسسات و شرکت ها ارتباط برقرار می کند.
روش جمع آوری داده ها دراین تحقیق به صورت مقطعی بوده است.
1-9-6-ابزارهای گردآوری اطّلاعات
در این تحقیق داده ها به وسیله پرسشنامه که یکی از متداوّل ترین روش میدانی در جمع آوری داده ها است، جمع آوری می شود. پرسشنامه استاندارد از پروژه - ریسرچتسینگ (2011) می باشد که شامل دو بخش است که بخش اوّل مشخّصات فردی و شرکت و همچنین بخش دوم درباره ی روش های یادگیری استراتژیک و تعهّد کارمند است. که در مجموع 38 سوال می باشد که به صورت بسته پاسخ می باشد.
پرسشنامه بااستفاده از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت (از دامنه کاملأ مخالف=1 تا کاملأ موافق=5 ) می باشد.
در این پژوهش به منظور اندازه گیری پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد.
روایی (اعتبار) پرسشنامه، با توجّه به این که پرسشنامه مؤلفه های روش های یادگیری استراتژیک و پرسشنامه تعهّد کارکنان پرسشنامه استاندارد است و در پژوهش های متعدد به کار رفته است نشان دهنده این است که روایی(ظاهری) این پرسشنامه در سطح قابل قبولی است. ولی برای اطمینان نظر استاد راهنما و استاد مشاور در این زمینه گرفته شده است که اساتید محترم نیز روایی این پرسشنامه را تأیید می کنند.
به هر شرکت یک پرسشنامه داده شد که پاسخ دهنده جزء کارمندان کلیدی شرکت محسوب می شد و ممکن بود دارای یکی از مسئولیّت های زیر باشد: مؤسس، مدیر بخش تولید یا عملیات، مدیر لجستیک، مسئول حسابداری، مدیر منابع انسانی، مسئول بخش فروش و یا موارد دیگر باشد.
1-9-7-روش تجزیه و تحلیل اطّلاعات
برای تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا از آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیّت شناختی و سپس تحلیل داده ها به کمک فرآیندهای آماری تحقیقی استاندارد که شامل میانگین، انحراف معیار و فراوانی ها است پرداخته شد. در قسمت آمار استنباطی برای تعیین توزیع جامعه نمونه از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف استفاده شد. برای بررسی ارتباط بین روشهای یادگیری استراتژیک و تعهّد کارمندان از روش ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. جهت بررسی تأثیر ابعاد روش های یادگیری استراتژیک بر تعهّد کارکنان از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده در این تحقیق spss می باشد.
فصل دوم
مبانی نظری پژوهش
مقدمه
رشد و پیشرفت دائمی دانش بشر منجر به تغییرات محیطی وسیعی شده است. شرکت ها باید به این تغییرات و تحوّلات محیطی توجّه اساسی نمایند و شرکت خود را به منظور بقاء، با تغییرات محیطی وفق دهند و هماهنگ با محیط پیرامون خود پیشرفت نمایند و توانایی خود را جهت پیش بینی تغییرات آینده بالا ببرند. امروزه تنها راه پاسخ گویی به تغییرات محیطی و کسب مزیّت رقابتی، یادگیری سریع تر از رقباء می باشد یعنی سریع تر از رقباء به کسب اطّلاعات و دانش بپردازیم و محیط و شرایط مناسبی را برای تسهیم و توزیع دانش فراهم آوریم. یادگیری زمانی ممکن می شود که افراد به کاربرد روش های یادگیری استراتژیکی که جهت ایجاد محیطی مناسب برای یادگیری می باشد توجّه نمایند. همواره شرکت های کوچک و متوسّط باید به تغییرات محیطی توجّه اساسی نمایند زیرا این شرکت ها نسبت به شرکت های بزرگ، بیشتر تحت تأثیر تغییرات محیطی هستند. عدم توجّه به تغییرات محیطی و رقباء مشکلات اساسی بسیاری را برای شرکت ها به وجود می آورد. در نتیجه موجب نابودی آنها می شود. پس شرکت های کوچک و متوسّط باید همواره محیط مناسبی، برای یادگیری به وجود آورند که روش های یادگیری استراتژیک چنین محیطی را فراهم می آورد. از طرفی توجّه به کارکنان و تعهّد و وفاداری آنها نسبت به شرکت یکی از مهم ترین مسئله برای بقاء شرکت های کوچک و متوسّط می باشد. بنابراین در این فصل ابتدا در بخش اوّل به بررسی مفهوم روش های یادگیری استراتژیک، مفهوم یادگیری و عوامل مرتبط با آن، سطح های یادگیری که شامل یادگیری فردی و یادگیری گروهی و یادگیری سازمانی می باشد و سپس مفهوم سازمان یادگیرنده می پردازیم و در بخش دوم به بررسی مفهوم تعهّد و عوامل مرتبط با آن و تعهّد سازمانی می باشد، پرداخته می شود، و در پایان به بررسی تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط به موضوع تحقیق می پردازیم.
بخش اوّل
روشهای یادگیری استراتژیک

2-1- روشهای یادگیری استراتژیک
2-1-1-روش های یادگیری استراتژیک (تعریف)
تغییرات سریع و گسترده فنّاوری و توسعه دانش، محیط شرکت ها را به محیطی رقابتی و پر از چالش تبدیل کرده است و در نتیجه، بقاء بسیاری از بنگاه ها را با مشکل مواجه کرده است. امروزه دیگر مسئله تغییرات در تمامی سازمان ها مسئله ای کاملاً شناخته شده است، بنابراین شرکت ها سعی می کنند توانایی خود را در برخورد با تغییرات افزایش دهند تا از رقباء پیشی بگیرند(لباف و همکاران، 2011، 536). اندیشمندان اعتقاد دارند بزرگترین امتیاز رقابتی، یادگیری میباشد؛ یعنی شرکتها باید پیوسته با سرعت بالاتری یاد بگیرند. یادگیری می تواند دستیابی به دانش، ایدههای جدید، عادتهای مختلف و مهارتهای گوناگون بیان شود(عبدالله وهمکاران، 2013، 34). با توجّه به اهمیّت یادگیری در شرکتها و سازمانها می بایست، محیط و شرایطی لازم برای توسعه یادگیری در سازمان ایجاد نمود. روشهای یادگیری استراتژیک در سطوح مختلف (فرد، تیم یا گروه، سازمان) برای تسهیل یادگیری شرایط دقیقتری را در شرکت فراهم میآورد.
در واقع روش های یادگیری استراتژیک به دنبال ایجادمحیطی مناسب جهت توسعه یادگیری برای پاسخگو بودن به تغییرات محیطی و همچنین پیشی گرفتن از رقباء می باشند. بنا بر نظر هاموند(2006) قبل از هر چیز می بایست، محیط مناسبی را برای یادگیری ایجاد نمود. زیرا یادگیری در شرکت هایی که به صورت نامناسب سازماندهی شده اند ممکن است نتایج معکوسی را به همراه داشته باشد(ایکلاند، 2013، 105). همواره یادگیری استراتژیکی برنامه ای است که با هدف تسریع و تسهیل یادگیری در سازمان طراحی شده و به اجرا در می آید. این برنامه می تواند رویکردی رسمی و یا غیررسمی داشته باشد. برای تدوین یک راهبرد کارآمد یادگیری، باید میان یادگیری و بهترین عملکرد سازمان ارتباط برقرار کنیم و محرک های یادگیری در سازمان شناسایی شوند و مکانیزمی برای سنجش ورودی ها و خروجی های سیستم کار بر حسب یادگیری در نظر گرفته شود(رحمتی و همکاران، 1390، 73). همچنین یادگیری استراتژیک در محیط های پویا نیازمند این است که هر فردی درون سازمان در فرآیند تدوین استراتژی درگیر شود و اینکه سازمان می بایست به طور فعال توسعه و تبدیل دانش در سراسر سازمان را ترغیب نماید و این مهم، ممکن است تغییری در ساختار ایجاب نماید پس نیازمند مرور مستمر و دائمی پایگاه های دانش استراتژیک قابل دسترس سازمان است(احمدوند، 1377، 144). پس لازم است نگرش یا ذهنیّت استراتژیک در سازمان ایجاد شود که در این صورت سازمان به یک سازمان یادگیرنده تبدیل می شود. سازمان یادگیرنده محلی است که افراد به طور پیوسته و مستمر یاد می گیرند و دارای یک هدف مشترک هستند و برای دستیابی به نتایج و هدف مورد نظر توانایی خود را بالا می برند(لیلی، 2012، 217).تسینگ(2011) در پروژه - ریسرچخود هفت بعد را برای روش های یادگیری استراتژیک بیان نمود که عبارت اند از: 1-بعد یادگیری مستمر 2- بعد گفتگو و پرسش 3-بعد همکاری و یادگیری گروهی 4-بعد ایجاد سیستم ها 5-بعد اختیاردهی به افراد 6-بعد ارتباط با محیط 7-بعد رهبریّت استراتژیک می باشد، این هفت بعد نقش اساسی و مهمی در ایجاد یادگیری و افزایش تعهّد مدیران در سازمان دارد(تسینگ، 2011، 7).بنابراین لازم است که سازمان ها جهت پیروزی بر رقباء به ایجاد یادگیری توجّه اساسی نمایند که در قسمت های بعد درباره تاریخچه و مفهوم یادگیری توضیحاتی بیان شده است.
2-1-2-تاریخچه یادگیری
تاریخچه یادگیری به سال 1900 میلادی بر می گردد و اهمیّت یادگیری در سازمان از دهه 1960 توسط اندیشمندان به رسمیّت شناخته شده است، همواره در دو دهه گذشته توجّه به یادگیری و سازمان یادگیرنده افزایش چشم گیری پیدا کرده است(ون گرینسون و همکاران، 2011، 378). دلایلی از جمله استرس زا بودن زندگی مدرن، شرکت ها را وادار نموده تا به تغییرات محیطی و رقباء توجّه اساسی نمایند، و اندیشمندان تنها مزیّت و منبع رقابتی را، یادگیری سریع تر از رقباء بیان می کنند. بنابراین امروزه، دیگر سازمان ها در مقاطعی از زمان آموزش نمی بینند بلکه می بایست به طور دائم یاد بگیرند(بارتون، 2012، 2). هنگامی که تاریخچه یادگیری و نظراتی که پیرامون این مفهوم ارائه گردیده است را با دقّت مورد بررسی قرار می دهیم در می یابیم که یادگیری یکی از مسائل برانگیزاننده بشر در طی قرن ها بوده است. شاید اهمیّت این مفهوم را بتوان ناشی از این واقعیّت دانست که درک شیوه یادگیری افراد به ما امکان می دهد تا رفتارهای آنان را به شیوه ای مناسب پیش بینی و حتّی هدایت نماییم(رحمتی و همکاران، 1390، 66). آری دوگیس رییس برنامه ریزی شرکت داچ شان میگوید: « توانایی یادگیری زودتر از رقباء، تنها مزیّت نسبی در دهه آینده خواهد بود». به عبارت دیگر، یادگیری در تمام سطوح یک سازمان جهت حفظ مزیّت رقابتی در یک محیط با تغییر فزاینده، ضروری است(دولت آبادی، 1377، 107). همواره یادگیری موضوعی گسترده و متنوع میباشد که این تنوّع به دلیل دیدگاههای مختلف در یادگیری می باشد.
2-1-3- یادگیری(تعریف):
امروزه در جامعه یادگیری مهم ترین مسئله در شرکت ها می باشد و برای مدیران فرصت یادگیری یکی از مهم ترین و کلیدی ترین فرصت برای ایجاد امنیّت شغلی در سازمان و جامعه می باشد(نرلاند، 2008، 49). یادگیری به مدیران در تعیین اهداف استراتژیکی، فرهنگ داخلی و ایجاد ساختار منعطف برای مقابله با تغییرات محیطی کمک می کند(اختر و همکاران، 2013، 91)). از یادگیری توسط افراد مختلف تعریف های بسیاری صورت گرفته است. از نظر توچسان نسوربل (2011) یادگیری می تواند سطوح مختلف فرد، گروه، سازمان را یکپارچه کند و برای بررسی ماهیّت سازمان بسیار مفید باشد(توچسان نسوربل، 2011، 18). از نظر نافی و همکارانش اصطلاح یادگیری نشان دهنده مهارتی است که از طریق مطالعه، تجربه، تفکّر به دست می آید. روانشناسان اعتقاد دارند که یادگیری مجموعه ای از پاسخ ها و واکنش هایی است که به مرور زمان منجر به تغییر رفتار می شود(نافی و همکاران، 2012، 16). از نظر انصاری و همکارانش بیان نگرش ها و انتشار اطّلاعات و ارائه الگوهای ذهنی که برگرفته از دانش و تجربیّات گذشته افراد است، در ایجاد یادگیری در سازمان مؤثّر می باشد(انصاری و همکاران، 2013، 763). یادگیری را می توان به شیوه های گوناگونی از قبیل: کسب اطّلاعات و اندیشه های تازه، عادت های مختلف، مهارت های متنوّع، راه های گوناگون و حل کردن مسائل تعریف کرد. همچنین یادگیری را می توان به صورت، کسب رفتار و اعمال پسندیده یا حتی کسب رفتار و اعمال ناپسند نیز تعریف کرد. (رحمتی و همکاران،1390،67).
مفهوم یادگیری برای مدیر، مربّی و کارشناس و مسئول آموزش می تواند به یکی از صورت های زیر باشد:
الف) دانستن ذهنی یا دانش مفهوم چیزی که شخص پیش تر نمی دانسته است.
ب) کسب توانایی برای انجام دادن عملی که شخص پیش از این نمی دانسته آن را انجام دهد(مهارت).
پ)ترکیب دانسته های ذهنی و مهارت ها و استفاده از آن در فهم یک مهارت، دانش، مفهوم یا رفتار جدید.
ت) کسب توانایی برای استفاده یا کاربرد ترکیب جدیدی از مهارت ها، دانش ها، مفاهیم رفتار.
ث) کسب توانایی برای فهم یا کاربرد آنچه که فرد می داند(مثل یک مهارت، دانش و رفتار).
سنگه در تعریف یادگیری، چهار عنصر اصلی یادگیری را به شرح زیر تعریف می کند:
1-اقدام: انجام یک وظیفه با کار در قالب چارچوب موارد مشابه تجربه شده؛
2-تأمل: مشاهده اعمال و افکار خود و کالبد شکافی کارهای انجام شده؛
3-ارتباط: خلق ایده هایی برای اقدام و سازماندهی آنها در قالب های جدید؛
4- تصمیم تعمیم و تدوین رویه و رویکردی برای اقدام .
در این ارتباط داجسون(1993) معتقداست که سازمان ها یاد می گیرند تا قدرت سازگاری و کارایی خود را در مقابل تغییرات محیطی اصلاح و بهبود بخشند. گرانتهام(1993) نیز اظهار می کند که یادگیری، سازمان را قادر می سازد سریع تر و موثّرتر مقابل محیط پویا و پیچیده عکس العمل نشان دهد(موسوی، 1384، 37). شاید کامل ترین تعریف یادگیری بر زندگی را می توان در ادبیّات فارسی و در مصرع آشنایی که بی شک هر ایرانی بارها آن را شنیده است، جست وجو کرد «توانا بود هر که دانا بود». یادگیری امر ساده ای نیست، با این حال تلاش سازمان ها برای سفر موفّقیّت آمیز به ماوراء، شرایط موجود یادگیری سازمانی را به یک هنجار و یک ضرورت تبدیل کرده است. بی گمان اگر به افراد فرصت داده شود، آنان قادر خواهند بود که فارغ از سطح سازمانی خود«کارخوب» انجام دهند. این فرصت، زمانی به افراد داده می شود که سازمان «اعم از دولتی، صنعتی و بازرگانی) برای کارکنان خود امکان افزایش دانش، بهبود مهارت و تغییر رفتار مطلوب را فراهم آورد. به این ترتیب از سوی سازمان به کارایی بالاتری دست می یابد واز سوی دیگر شخص در انجام جریان امور و وظایف شغلی خود پیشرفت می نمایند(رحمتی و همکاران، 1390، 62). درباره اهمیّت یادگیری همواره ماجیلا (2012) اهمیّت یادگیری برای سازمان را به صورت زیر بیان کرده است: 1-یادگیری، توانایی همه افراد را به منظور کمک به موفّقیّت سازمان بالا می برد. 2- یادگیری، سازمان را برای دستیابی به اهداف مؤثّر، توانا می سازد(ماجیلا، 2012، 3).همواره در اهمیّت یادگیری باید اظهار داشت که یادگیری منجر به خلّاقیت در مدیران می شود داشتن ذهنی خلّاق برای مدیران جهت پیروزی بر رقباء ضروری می باشد بنابراین در شرایط مناسب، یادگیری و خلّاقیت به طور همزمان اتفّاق می افتد(هسو و همکاران، 2011، 622). در نتیجه برای ایجاد تفکّر خلّاق در سازمان، می بایست تأثیر یادگیری را بر رفتار مدیران نیز مورد توجّه قرار داد. یادگیری مدیران یک نقش کلیدی در ایجاد دانش برای سازمان ها ایفا می کند، به گونه ای که همواره مدیران توسط تعداد ناظرانی که بیش ترین مسئولیّت را در فرآیند یادگیری در سازمان ها دارند، دائماً مورد نظارت و مشاهده قرار میگیرند(می لر، 2003، 4) همچنین اهمیّت یادگیری در توسعه سازمان را میتوان این گونه بیان نمود که:1- یادگیری به عنوان یک ابزار تکنیکی مهم، جهت رسیدن به هدف خاص که عمدتاً افزایش کارایی و اثربخشی می باشد بکار میرود.2- یادگیری عامل مهمی است که عناصر و افراد مختلف فعّال در سازمان را، در فرآیند توسعه سازمان به یکدیگر مرتبط میسازد.3- یادگیری قلب تغییر، تحوّل و بهبود سازمانی است(رحمتی و همکاران، 1390، 64). دستیابی به اهداف مختلف یادگیری مستلزم استفاده از روشهای متفاوتی است؛ بنابراین اهداف و حیطه یادگیری، یکی از اقتضاعاتی است که باید در تعیین راهبردهای یادگیری مورد توجّه قرار گیرد. (رحمتی وهمکاران،1390، 78).
با توجّه به تمامی موارد بیان شده باید در نظر داشت فرهنگ های گوناگون تفسیر خاص خود را از یادگیری دارند، امّا برای اینکه آموزش های لازم در کارکنان منجر به یادگیری شود، می بایست به دو نکته توجّه نمود:1- بیان و انتقال فرهنگ به افراد 2- تسهیم دانش و یادگیری در حین عمل می باشد(زامیدیو و همکاران، 2013، 3). به هر حال با توجّه به فرهنگ های گوناگون به طور کلی تا امروز سه نظریه ی اساسی یادگیری شناسایی شده اند:
1-شرطی سازی سنتی2- شرطی سازی عامل(اجرایی) 3- نظریه شناختی یادگیری(موسوی، 1384، 37).
1-شرطی سازی سنتی:
شرطی سازی سنتی به فرآیندی دلالت دارد که درآن رابطه بین محرّک شرطی و پاسخ شرطی از راه ارتباط مکرّر یک محرّک شرطی با یک محرّک غیرشرطی ایجاد می شود.
2-راهنمای شرطی سازی عامل:
1-2-اوّل اینکه از اعطای پاداش یکنواخت به تمامی افراد جداً خودداری شود.
2-2-تذکّر این نکته ضروری است که پاسخگو نبودن در برابر رفتار نیز عواقب تقویّتی دارد.اجتناب از تقویّت رفتار خاص باعث می شود تا آن رفتار به مرور رو به کاهش نهد(که در روانشناسی به نام خامشی بازتاب شناخته شده است) نمونه آن مدیری است که به عملکرد خوب کارمند توجّه نمی کند.
3-2-اطمینان حاصل شود که افراد بدانند اشکال کار و اشتباه آنان چیست؟ تا موجبات تقویّت رفتار مساعد و تضعیف رفتار نامساعد فراهم شود. بدیهی است چنین تذکرهایی باید به صورت خصوصی انجام شود، تا از تقویّت لازم رفتار نکاهد.
4-2-اطمینان حاصل شود که افراد بدانند که چه نوع رفتاری موجب تقویّت می شود. ارتباطات منجر به افزایش نزدیکی ادراک ها و واقعیّت ها خواهد شد.
5-2-سرانجام پاداش یا پیامد، باید با رفتار برابر باشد. تقویّت هایی از قبیل تمجید، پاداش، ترفیع، تنزیل باید با نوع رفتار تقویّتی یکسان باشد تا کارمند احساس سوءتفاهم نکند.
نظریه شناختی یادگیری:
نظریه پردازان شناختی یادگیری بر این باورند که یادگیری زیاد صرفاً با تفکّر درباره مسأله از راه بینش واز ترکیب واقعیّتهای شناخته شده با یکدیگر حاصل میشود. نگرش شناختی در فرآیند یادگیری بر تواناییهای استدلالی، تحلیلی و ادراکی و حل مشکل افراد تأکید میکند. این نگرش در ضمن برای هدفمندی و هدف گرایی فرد اهمیّت قائل است و مبتنی بر این فرض است که فرد دارای انگیزه و علاقه مندی به یادگیری است(موسوی، 1384، 38).
با توجّه به اهمیّت یادگیری و تعاریفی که از یادگیری بیان شد یادگیری واقعی در چرخه هندی چالز بیان شده است. به نظر وی بسیاری از سازمان ها یادگیری حاصل نکرده اند و فقط تصمیماتی را که به صورت غیر هوشمندانه است را اتخاذ می کنند. در این چرخه یادگیری واقعی، چیزی در خور پاسخ گویی به یک پرسش یا حل یک مسئله است . یادگیری به مثابه چرخی است که به چهار قسمت تقسیم شده است: پرسشها، نظریه ها، آزمون ها و تأمّلات. مجموعه پرسشی که پاسخ مطلوب خود را دریافت کرده ، آزمون شده و درباره آن تأمّل شده باشد به یک مجموعه پرسش دیگر منتهی می شود. این چرخه ویژه یادگیری است که در شکل شماره2-1 نشان داده شده است. بنابراین یادگیری یک مفهوم کلیدی محسوب می شود. که سازمان برای بقای خود همواره باید خود را با تغییرات محیط داخلی و خارجی وفق دهد و برای دستیابی به این توانایی باید یادگیری در سطوح مختلف سازمان مورد توجّه قرار گیرد(بارت و همکاران، 2012، 137).
پرسش
پرسش
تأمّل
آزمون
نظریه

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

شکل 2-1: چرخه یادگیری (رحمتی و همکاران، 1390، 70)
در تمامی تعاریف و بحثهای صورت گرفته بیان شد که دانش در ایجاد یادگیری نقش اساسی دارد و همچنین یادگیری در افراد هم سبب تولید دانش جدید میشود، که در ادامه ارتباط یادگیری و دانش بیان میشود.
2-1-4-یادگیری ودانش
تمامی فعّالیّت یادگیری که در سراسر زندگی انجام می شود با هدف بهبود دانش، مهارت و شایستگی، در یک چشم انداز اجتماعی و مدنی و شغلی صورت می گیرد(ماتراس، 2011، 38).
اهمیّت رو به رشد اطّلاعات و نیاز به مدیریّت و توسعه سازمان، دانش را به حیاتی ترین منبع کلیدی سازمان مطرح می نماید(اسلامی فارسان و همکاران، 2013، 526). امروزه سازمان ها در یافته اند که دارایی های ناملموس مانند دانش و اطّلاعات موجب موفّقیّت سازمان ها می شود، با کنترل دانش ما می توانیم تصمیم های لازم برای اقدامات بعدی را بگیریم (گروبل، 1989، 47). بنابراین دانش و مدیریّت دانش برای ایجاد مزیّت رقابتی در محیط کسب و کار ضروری می باشد و مدیران برای بهبود کسب و کار باید به آن توجّه اساسی نمایند . آن چه باعث یادگیری می شود کسب دانش است یعنی با دریافت اطّلاعات و دانش لازم فرآیند یادگیری در سازمان صورت می گیرد. بنابراین یادگیری فرآیند اساسی بشر است که توسط اطّلاعات و دانش تولید، توزیع و مورد استفاده قرار می گیرد(اسلامی فارسانی، 2013، 527). همواره افراد با داشتن تفکّر خلّاق قادر خواهند بود تغییراتی اساسی را در دانش دریافت شده به وجود آورند و در نتیجه دانش جدیدی را تولید نمایند که این دانش جدید می تواند به صورت ضمنی یا آشکار باشد و سپس این دانش جدید تولید شده که از تفکّر خلّاق کارکنان و تجربه آنان حاصل شده است در سازمان به اشتراک گذاشته می شود. شکل 2-2 به طور ترسیمی فرآیند یادگیری حلقوی توأم با ماهیّت مارپیچ و تکاملی تولید دانش را نشان می دهد. این شکل همچنین نشان می دهد که دانش تولید شده در این فرآیند حلقوی می تواند اشکال گوناگون به خود گیرد. در یک انتهای پیوستار دانش ممکن است عینی و مبتنی بر واقعیّت که گاه آن را داده های رسمی و مستند نیز می نامند باشد که کاملاً ساختار یافته است و بنابراین برای برقراری ارتباط آسان است در حالی که انتهای دیگر پیوستار دانش ساخت نایافته و ضمنی می باشد این نوع دانش اخیراً افراد یا گروه ها را برای ادراک بهتر از محیط قادر می سازد و معمولاً برای ارتباط برقرار کردن و تولید مجدد دانش، مشکل می باشند. این دو شکل متفاوت دانش آشکار و پنهان در شکل نشان داده شده است .

شکل 2-2 فرایند یادگیری و ماهیّت مارپیچی و تکاملی آن (احمدوند، 1377، 130)
همواره یک مدیر باید دایماً یادگیری را در سازمان مورد توجّه قرار دهد و برای این که یادگیری به آسانی در سازمان انجام گیرد یک فرآیند یادگیری مناسب در برنامه های سازمان لازم است ایجاد شود(نوه ابراهیم و همکاران، 2013، 148).از نظربراواتا و همکاران فرآیند ایجاد یادگیری به ترتیب زیر می باشد:
1- شناسایی مشکل
2-کسب دانش و مهارت جدید
3- تمرین و به کارگیری دانش و مهارت جدید(براواتا و همکاران، 2003، 8).
همان طور که گفته شد یادگیری فرایند تولید دانش بشری اطلاق می گردد. ماهیّت تمام استراتژی های یادگیری، ایجاد محیط مناسب برای افزایش ظرفیت فراگیران است. تاکوچی و نوناکا(2000) هر نوع یادگیری را حاصل خلق دانش از طریق تعامل دانش ضمنی و تصریحی می دانند. دانش ضمنی شخصی و ضمنی می باشد، بنابراین به سختی می توان آن را فرمول بندی و یا از طریق ایجاد ارتباط رسمی منتقل کرد. دانش تصریحی را می توان کدگذاری کرد و از طریق زبان رایج رسمی انتقال داد. تفاوت این دو دانش در جدول 2-1 آورده شده است.
جدول2-1 تفاوت دانش ضمنی وتصریحی
دانش تصریحی دانش ضمنی
عینی ذهنی
دانش واقعیّت ها(درذهن) دانش تجربی(دربدن)
دانش توالی دانش هم زمان
دانش دیجیتال(نظری) دانش آنالوگ(تمرین)
(قدیریان، 1382،71).دانش یک واقعیّت عینی همچون یک شیء خارجی نیست که بتوان آن را همانند اطّلاعات تلقی کرده بلکه از طریق یک فرایند مستمر یادگیری ایجاد می گردد و رشد و تکامل می یابد، به نحوی که این چرخه تکوینی هرگز متوقّف نمی گردد.جدول 2-2 نحوه انتقال دانش در فرایند یادگیری را نشان می دهد.
جدول2-2 چهارمدل انتقال دانش
دانش ضمنی دانش تصریحی
دانش ضمنی دانش جمعی کدگذاری دانش
دانش تصریحی جذب دانش تلفیق دانش
(قدیریان، 1382،71).
هر چند برای یادگیری سازمانی وجود هر یک از ابعاد انتقال دانش به صورت مجزا ضروری است و هر کدام در شرایط و موقعیّت خاص یادگیری می توانند مؤثّر واقع گردد، امّا به طورکلی لازمه یادگیری به ویژه ماهیّت اصلی یادگیری سازمانی، یعنی یادگیری از طریق گروه، تعامل هر چهار حالت می باشد. ویژگی و تعاریف هر حالت به صورت خلاصه در جدول2-3 نشان داده شده است.
جدول2-3 حالت و ویژگی انتقال دانش در فرآیند یادگیری حالت چهارم(جذبدانش) حالت سوم (تلفیق دانش) حالت دوم
(کدگذاری دانش) حالت اوّل
(دانش جمعی) تصریحی به ضمنی تصریحی به تصریحی ضمنی به تصریحی ضمنی به ضمنی نوع انتقال دانش
یادگیری سازمانی فرآورش اطّلاعات خلق دانش فرهنگ سازمانی و یادگیری گروهی کاربردها
یادگیری از طریق انجام کار
-تجربه مجدد فرآیند انتقال مفاهیم سیستماتیک به سیستم دانش فرآیندخلق مفاهیم فرآیند مشارکت تجربیّات تعاریف
دانش عملی دانش عملی و سیستمی دانش تجربی و ذهنی مدل های ذهنی و مهارت های ذهنی نوع دانش
مانوئل، اسناد علمی- نقل خاطرات -اسناد علمی ورسانه ها
- ملاقات ها ومکالمات تلفنی
- شبکه های کامپیوتری
- کلاس های درس رسمی -گفت وگو
- زبان عامیانه
- حین کار
- مدل های ذهنی
- فرضیه ها -کارورزی
- مشاهده
- تقلید
- تمرین روش های یادگیری
(قدیریان، 1382، 72).
بنابراین هر یک از حالت های انتقال دانش در فرایند خاص یادگیری مؤثّر می باشد، امّا لازمه یادگیری سازمانی، تعامل هر چهار حالت و با انتقال از هر یک حالت به حالت دیگر است. معمولاً این تعامل اوّل از حالت دانش جمعی (ضمنی به ضمنی) شروع می شود و زمینه را برای تعامل عوامل دیگر ایجاد و فرصت تبادل تجربیّات اعضاء و تغییر مدل های ذهنی آنها را فراهم می کند. دوّم، حالت کدگذاری دانش (ضمنی به تصریحی) از طریق گفت وگو و تماس های جمعی اتفّاق می افتد و به اعضاء کمک می کند که دانش ضمنی و پوشیده خود را عینی نماید. سوم، حالت تلفیق دانش (تصریحی به تصریحی) به اشترک گذاشتن یافته ها از طریق شبکه اطّلاعات و دانش موجود در سایر بخش ها اتفّاق می افتد و با کارکرد آن فرآورده، خدمات و یا سیستم مدیریّتی جدیدایجاد و نهایتاً چرخه یا فرایند انجام کار از طریق جذب یافته ها تکمیل می گردد. بنابراین یادگیری در سازمان های یادگیرنده، از حالت دانش جمعی(ضمنی به ضمنی) شروع و با حالت جذب دانش تکمیل و ادامه می یابد(قدیریان، 1382 ،71). بنابراین از طریق دانش اندوزی یادگیری حاصل می گردد و از طرفی از طریق یادگیری دانش و مهارت های جدید ایجاد می شود و سطح عملکرد و رقابت پذیری شرکت به وسیله دانش ایجاد شده که یکی از دارایی های نامشهود و بسیار ارزشمند سازمان است بالا میرود(سیسوهادی و همکاران، 2013، 72). امّا برای یادگیری جامع و کامل از طریق دانش اندوزی، میبایست به ایجاد یادگیری در تمامی سطوح توجّه شود، که در ادامه به توضیحاتی درباره سطحهای یادگیری می پردازیم.
2-1-5-سطوح یادگیری
یادگیری در سازمانها همواره در سه سطح می تواند رخ دهد که این سه سطح شامل سطح فردی، سطح گروهی و سطح سازمانی است. در سطح اوّل که سطح فردی است به افرادی نیاز است که دارای قابلیت فردی هستند چنین افرادی درصدد هستند تابه خواستههای فردی و سازمانی برسند. این سطح اشاره به تغییر مهارت ها، بینش ها، دانش و گرایشها دارد. سطح دوم سطح یادگیری تیمی یا گروهی است و باید افراد قادر باشند که به صورت جمعی فکر کنند، این قسمت مربوط به افزایش دانش، مهارتها و شایستگیهایی است که در گروه به دست می آید می باشد. سطح سوّم یادگیری سازمانی است که باید روشها و فرآیندها در درون سازمان به کار گرفته شود تا بهبود مستمر در سازمان ایجاد شود، همواره یادگیری سازمانی شامل درگیر شدن افراد در فعّالیّت های یادگیری است که در نتیجه یادگیری سازمانی سبب توسعه و کاربرد دانش جدید در سازمان می شود(ابولا و همکاران، 2013، 180). شکل2 -3 سطوح مختلف یادگیری در سازمان را نشان می دهد.
کلی
فراهم سازی رهبری استراتژیک برای یادگیری
ایجادپیوندبین سازمان بامحیط آن

–60

مشتریان شرکت پیشرو پلاستیک خزر 480 نفر می باشند که جامعه آماری این تحقیق بوده و برای تعیین حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونه ای به حجم حداقل 214 نیاز می‎باشد و با استفاده از نرم افزار لیزرل و روش آماری مدل معادلات ساختاری به بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق پراخته شد. نتاج تحقیق نشان می دهد رابطه مثبت و معنی داری میان کیفیت ادراک شده، وفاداری به برند و ارزش ویژه برند وجود دارد و همچنین کانال توزیع و قیمت از طریق تاثیر گذاری بر کیفیت درک شده بر ارزش ویژه برند تاثیر دارند.
کلمات کلیدی: آمیخته بازاریابی، تصویر ذهنی، وفاداری به برند، کیفیت ادراک شده، آگاهی از برند، ارزش ویژه برند
centercenterفصل اول
کلیات تحقیق
فصل اول
کلیات تحقیق
centercenter00
24026725695423
1-1 مقدمهیکی ازالزمات ایجاد برندی قوی شناخت هر یک از عواعل ایجاد کننده ارزش ویژه برند است. درمحیط بازار امروز شیوه های بسیار متفاوتی وجود دارد که از طریق این برنامه های بازاریابی می‎توان برایجاد و افزایش ارزش ویژه برند تاثیر گذاربود. راهبردهای شبکه ی توزیع، استراتژی های ارتباطی، راهبردهای قیمت گذاری وسایرفعالیت های بازاریابی می‎توان ند باعث تضعیف یا تقویت برند شدند (یوودانته، 2000).
اگرچه برند به صورت آشکار برای سازمان وشرکت ارزش آفرینی می کند، اما ریشه این ارزش در مشتری قرار دارد (کلر، 2001). درحقیقت، ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری، تعیین کننده ارزش واقعی برند است (دیواندری، 1390)
1-2 بیان مسالهنقش برند ها درشناسایی محصول شرکت دربازارهای رو به گسترش امروزی، نقشی انکارناپذیراست.
با گسترش عرصه رقابتی وهجوم برندهای جهانی به بازار داخلی، توجه به مفهوم برند وارزش ویژه آن برای شرکت های داخلی به منظوربه دست آوردن سهم بیشتری ازبازار تأثیر گذاراست.
امروزه الزاماً نوآوری وبرتری فنی تنها عامل های اساسی برای موفقیت نیستند؛ دربازارهایی که محصولات وخدمات، روز به روزبا هم تطابق وسازگاری پیدا می کنند، یک برند قوی ممکن است تنها مشخصه ای باشد که محصول یا خدمت عرضه شده از رقبا متمایزمی سازد(kotler& pfoertsch, 2006).
درایران برند ها بعنوان یک داریی درترازنامه قید نمی شوند؛ این امر سبب خنثی شده تمرکز بلند مدت مدیریت برتوسعه درونی برند است. بنابراین جریان نقدی وسودهای کوتاه مدت غالباً بعنوان پارامترهای مهم عملکرد استفاده می شوند.
کشورایران تولیدات داخلی بسیاری دارد اما در زمینه برنامه ریزی موفق نبوده اند مشکلات زیادی فرا روی این صنعت است. که مطالعه همه آنها دراین تحقیق امکان پذیر نیست ویکی از چالش ها از دیدگاه متخصصان این حوزه، مسائل بازاریابی وبرند می‎باشد که الگویی بهینه دراین زمینه تعریف نشده است.
درسال های اخیر، میزان ورود کالاها با نشان های تجاری متنوع و تمایل زیاد فروشندگان به نشان های تجاری ساخت کشورهای خارجی به معضلی برای تولید کنندگان ساخت ایران تبدیل شده است، با اینکه بسیاری از محصولات ساخت داخل از نظر کیفیت و قیمت توانایی رقابت با تولیدات خارجی رادارا هستند، از جایگاه مناسبی دربین مصرف کنندگان برخوردار نیستند و با توجه به این موارد و بالارفتن میزان توقعات و انتظارات مصرف کنندگان و... در موقعیتی هستند که سهم بازار خود را در خطر می بینند.
باتوجه به تحولات اقتصادی بوجود آمده درکشور، بازار شدیداً رقابتی شده بنابراین شرکت ها به دنبال کسب مزیت رقابتی ازطریق سرمایه گذاری درایجاد برند خواهند بود ونقش برندینگ دربازارهای تجاری پررنگ ترمی شود(امیرشاهی؛ 1389 ). نامهای تجاری قوی علاوه برایجاد مزیت رقابتی، نقد ینگی سازمان را افزایش وجریان نقدینگی را تسریع نموده، امکان افزایش قیمت، سود دهی و وفاداری بیشتر مشتریان را فراهم آورده است(madden et al, 2006) بنابراین می‎توان گفت ارزش ویژه برند به عنوان معیاری برای سنجش قدرت برندها پیشنهاد شده، که طی دهه های گذشته شکل گرفته وتکامل یافته است. یکی از الزامات ایجاد برندی قوی شناخت هریک ازعوامل ایجاد کننده ارزش ویژه برند است (سلیمانی؛ 1389) که یکی از عوامل تاثیر گذار بر ارزش برند آمیخته بازاریابی می‎باشد و بابررسی نحوه اثرگذاری آن می‎توان عناصری را که تأثیربیشتری برارتقای برند دارند، شناسایی نمود ومنابع بیشتری را به آن اختصاص داد. ازاین رو دراین تحقیق به بررسی بیان تأثیر آمیخته بازاریابی وتصویر شرکت برارزش ویژه برند پرداخته شده است که می‎توان د به صورت راهنما ومعیاری فعالیت های شرکت را درجهت ایجاد یک برند قوی ترهدایت وارزیابی کند. افزایش ارزش ویژه ازدیدگاه مشتریان وبه عبارتی ایجاد یک برند قوی منافع بسیاری برای شرکت های تجاری دارد. بطور دقیق تر می‎توان گفت افزایش ارزش ویژه ی برند احتمال انتخاب یک برند را افزایش می دهد(PiTTa&Katshis, 1995)
لازم به ذکر است متغیر های مدل مفهومی شامل ارزش ویژه برند، آگاهی ازبرند /تداعی ذهنی، وفاداری به برند، کیفیت ادراک شده، تصویر شرکت، کانال توزیع، قیمت، فعالیت های ترفیعی و خدمات پس از فروش می باشند و با توجه به موارد بالا سوال اصلی تحقیق را اینگونه بیان می کنیم "تأثیر آمیخته بازاریابی بر ارزش ویژه برند در تولید کفپوش خودرو شرکت پیشرو پلاستیک خزر چگونه است؟"
1-3 اهمیت وضرورت تحقیق
برندها دردنیای معاصر ما به سرعت گسترش یافته اند. برندها در زندگی روزانه انسان ها بسیار فراگیربوده و هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود. به ویژه برندهایی که در معرض دید همگان قرار داشته و به مصرف کنندگان خود و دیگران گروه هایی که توانایی خرید محصولات آن برندها را داشته باشند کالا و خدمات عرضه می کنند. درواقع برندها به این دلیل خلق می شوند که به کالاها یا خدماتی که عرضه می شوند، ارزش و اعتبار ببخشند. همیچنین برندهای گوناگون به این دلیل حفظ شده و توسعه داده شده اند که ازآنها سودهای بلند مدت به دست آید. دریک محیط رقابتی یک برند برای مالکش مفید خواهد بود چرا که یک برند می‎توان د درفرآیند رقابت برای مالک خود تمایز ایجاد کند. ایجاد برند و بازاریابی برند راهکارهای کلیدی بازاریابی هستند. زیرا یک برند نیرومند می‎توان د برای مالکش مزیت رقابتی ایجاد نماید. هنگامی که عرضه وتقاضا دربازار، قیمت پیشنهادی را تعریف می کنند، فرآیند بازاریابی می‎تواند اهرمی برای افزایش تقاضا باشد، اهرمی که شاید بتواند سود آوری تجاری بلند مدت ونیز کوتاه مدت را افزایش دهد. یک برند یکی از عواملی است که می‎توان د برای یک کسب وکار، مزیت رقابتی بلند مدت به همراه آورد، درنتیجه ادراک برند و مدیریت برند در فرآیند بازاریابی ضروری است (Jalkanen, 2012).
یک برند مناسب برای شرکت باعث خلق امتیازات متنوعی ازجمله امتیازات مالی می شود. از دیگرامتیازات برند می‎توان به منجرشدن حق تقدم درانتخاب این شرکت دربین شرکت هایی مشابه رانام برد. یک استراتژی برند قوی برای سهامداران ارزش ایجاد کرده و همچنین نخبگان را به کارجذب می کند. مدیران اجرایی و محققان دانش مدیریت علاقه فراوانی به کمی سازی میزان ارزش وبهای برند دارند. این ارزش در تعاریف بازاریابی تحت عنوان ارزش ویژه برند بیان می گردد. برای تعریف این اصطلاح بازاریابی موارد متعددی صورت گرفته است که دراینجا به تعریف آقای آکر به عنوان یکی از نظریه پردازان مشهور دراین حیطه ارائه شده است اشاره می شود: ارزش ویژه برند به عنوان دارایی ها (یا بدهی های ) نام ونشان تجاری تعریف می گردد که به آن متصل شده که موجب ارزش آفرینی ویا ازمیان رفتن آن می شود(آکر، 1991).
1-4 اهداف تحقیقهدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی بر ارزش ویژه برند بر تولید کفپوش خودرو شرکت پیشرو پلاستیک خزر می‎باشد.
1-4-1 اهداف فرعیبررسی رابطه آمیخته بازاریابی با تصویر ذهنی، آگاهی از برند، کیفیت برند و وفاداری به برند
بررسی رابطه عملکرد کانال توزیع با تصویرذهنی
بررسی رابطه تصویرذهنی خوب ازشرکت با آگاهی ازبرند
بررسی رابطه عملکرد کانال توزیع با کیفیت ادراک شده
بررسی رابطه تصویرذهنی خوب ازشرکت با کیفیت درک شده از محصول
بررسی رابطه آگاهی ازبرند با کیفیت درک شده
بررسی رابطه خدمات پس ازفروش با وفاداری بربرند
بررسی رابطه تصویرذهنی خوب ازشرکت با وفاداری به برند
بررسی رابطه آگاهی ازبرند با وفاداری به برند
بررسی رابطه کیفیت ادراک مشتری با وفاداری به برند
بررسی رابطه آگاهی ازبرند تأثیرمثبت با ارزش ویژه برند
بررسی رابطه کیفیت درک شده با ارزش ویژه برند
بررسی رابطه وفاداری به برند با ارزش ویژه برند
1-5 چارچوب نظری براساس اولین تعریفی فارکوهار ازارزش ویژه برند ارائه کرده ارزش ویژه عبارت است از ارزش افزوده‎ای که یک برند به محصول می دهد. ((Farquhar, 1989
توزیع ازطریق فروشگاههای با تصویرخوب دلالت براین دارد که یک برند دارای کیفیت خوبی می‎باشد.
شدت توزیع نیز دارای یک تأثیرمثبت برابعاد ارزش ویژه برند می‎باشد زیرا شدت توزیع بالا باعث افزایش احتمال خرید یک برند در هر زمان وهر مکان که مصرف کننده بخواهد می شود. ازانجایی که افزایش درشدت توزیح باعث کاهش تلاشهای مصرفی برای یافتن واستفاده ازیک برند می شود مصرف کنندگان تمایل بیشتری به درک آن به صورت ارزشمندتر دارند که درواقع باعث رضایت بیشتری و وفاداری به برند می شود(kim&HYUN, 2011).
H1a: عملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H1b: عملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت برکیفیت ادراک شده دارد.
:H1cعملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت بروفاداری دارد.
قیمت ارزش محور یک مشخصه برجسته برند بوده و لذا توجه را در حین انگیزش مصرف کنندگان به تفکر درخصوص برند جلب نماید ازسوی دیگرباعث تخریب درک کیفیت بالاترمی شود. هرچند بیان می کنند که کیفیت محصول با قیمت منطبق است (kim&Hyun, 2011).
تأثیرقیمت برارزش ویژه برند بستگی به ویژگیهای بازار دارد. بطوری که آبرت(1986) نشان داد که دربازارهای فن آوری محور خریداران سازمانی قیمت پائین را کم اهمیت ترازسایرمعیارهای انتخاب محصول درنظرمی گیرند وحاضرند برای تجهیزات پیشرفته تر قیمت بالاتربپردازند. قیمت بالاتر همراه با خدمات بیشتری که توسط کانال توزیع ارئه می شود؛ وفاداری به برند را افزایش می دهد.
:H2aقیمت تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H2b: قیمت تأثیرمثبت برکیفیت ادراک شده دارد.
H2c: قیمت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
پیشبرد به عنوان ارائه اطلاعات برای متقاعد سازی تعریف می شود (van Riel et al , 2005)وشامل تبلیغات؛ وقایع پیشبردی؛ فروش شخصی وفعالیت های ارتباطات مبتنی بر وب سایت وغیره می شود. دربازاریابی مصرفی تأثیرات مثبت تبلیغات برابعاد ارزش ویژه برند به طورکامل ذکر شده است. وقایع پیشبردی با اهداف بلند مدت می‎توان د ارزش ویژه برند را ازطریق ارائه تجربه محصول واقعی که به ایجاد ارتباطات خاص مطلوب وقوی کمک می کند ایجاد نماید(keller, 2008 ).
وان ریل وهمکاران درسال 2005 تأثیرمثبتی نشان می دهد که ترویج به وفاداری به برند وهمچنین کیفیت خدمت دارد(kim& Hyun, 2011)
H3a: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیر مثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H3b: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیرمثبت برادراک مشتری دارد.
H3c: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
مودابی بیان می کند که تصویرذهنی از شرکت یک پیشگام مهم ازارزش ویژه برند دربازارهای می‎باشد وان ریل نشان می دهد که تصاویر شرکت دارای اثرات مثبتی بروفاداری به برند می‎باشد.
تصویر خوب ازشرکت اطمینان واعتباری رابه مصرف کنندگان یا خریداران صنعتی ارائه می کند که درواقع منجربه افزایش کیفیت درک شده ازبرند می شود (Cretu&Brodie, 2007)
کیم وهیون (2011)نشان دادند که تصویرشرکت با تأثیرمثبت ومعناداری برکیفیت ادراک شده؛ نقش کلیدی درفرایند ایجاد ارزش ویژه برند ایفا می کند.
H4a: تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H4b: تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
H4c: تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت برکیفیت درک شده ازمحصول دارد.
تحقیق دربازارهای تجاری نشان می دهد که تصویر ذهنی از شرکت دارای تأثیر بیشتری بروفاداری به برند نسبت به تصویرذهنی محصول است یا تصمیم به انتخاب بسته به شهرت شرکت متغیر است (Cretu&Brodie, 2007)
نتیجه وپیامدهای ابعاد ارزش ویژه برند یعنی آگاهی ازبرند، کیفیت درک شده و وفاداری به برند برارزش ویژه برند تأثیرمثبت دارد. (you et al , 2000 , kim&Hun, 2011)
H5a : آگاهی ازبرند تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
:H5b کیفیت درک شده تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
:H5cوفاداری به برند تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
هندرسون (1971) نشان داد که عوامل آمیخته بازار یابی مثل ظاهر محصول؛ فروشگاه خرده فروشی وفعالیت های ترفیعی درایجاد تصور شرکت عوامل اساسی هستند.
کیم وهیون (2011) که درصنعت نرم افزار صورت گرفت مشخص شد که عمل کرد کانال؛ ترفیع وخدمات پس ازفروش تأثیر مثبتی برتصویرشرکت دارند.
H6a: عملکرد کانال توزیع تأثیرمثبت برتصویرذهنی شرکت دارد.
H6b: قیمت تأثیرمثبت برتصویرذهنی شرکت دارد.
:H6c فعالیت های ترفیعی تأثیرمثبت برتصویر ذهنی مشتری ازشرکت دارد.
خدمات پس ازفروش عامل اصلی برای ایجاد وفاداری به برند دربازارهای صنعتی است.
خدمات پشتیبانی عالی یک ویژگی به یاد ماندنی ازبرند درذهن مشتری ایجاد می کند که به دنبال آن آگاهی ازبرند درذهن مشتری شکل میگیرد. درصنعت نرم افزار خدمات پس ازفروش تأثیرمثبت ومعناداری برکیفیت ادارک شده دارد. (Kim&Hyun, 2011)
:H7aخدمات پس ازفروش تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H7b: خدمات پس ازفروش تأثیر مثبت برکیفیت درک شده دارد.
:H7c خدمات پس ازفروش تأثیرمثبت بروفاداری بربرند دارد.
H8a: آگاهی ازبرند تأثیرمثبت برکیفیت درک شده دارد.
:H8bآگاهی ازبرند تأثیرمثبت بروفاداری بربرند دارد.
H8c: ادراک مشتری تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
1-6 مدل مفهومی تحقیق
شکل 1-1 چهارچوب مفهومی تحقیق (کیم وهیون، 2011)1-7 فرضیه هاH1: عملکرد کانال توزیع تأثیرمثبت برتصویرذهنی شرکت دارد.
:H2قیمت تأثیرمثبت برتصویرذهنی شرکت دارد.
:H3 فعالیت های ترفیعی تأثیرمثبت برتصویر ذهنی مشتری ازشرکت دارد.
H4: خدمات پس از فروش بر روی تصویر شرکت تاثیر مثبت داری دارد.
H5: عملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت برآگاهی ازبرند دارد.
:H6 قیمت تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H7: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیر مثبت برآگاهی ازبرند دارد.
:H8 خدمات پس ازفروش تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد.
H9: تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت برآگاهی ازبرند دارد
H10: عملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت برکیفیت ادراک شده دارد.
H11: قیمت تأثیرمثبت برکیفیت ادراک شده دارد.
H12: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیرمثبت برادراک مشتری دارد.
:H13خدمات پس ازفروش تأثیر مثبت برکیفیت درک شده دارد.
:H14 تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت برکیفیت درک شده ازمحصول دارد.
H15آگاهی ازبرند تأثیرمثبت برکیفیت درک شده دارد.
H16عملکرد کانال توزیع تأثیر مثبت بروفاداری دارد.
H17: قیمت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
H18: فعالیت های ترفیع شرکت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
:H19خدمات پس ازفروش تأثیرمثبت بروفاداری بربرند دارد.
H20: تصویرذهنی خوب ازشرکت تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
H21: آگاهی ازبرند تأثیرمثبت بروفاداری بربرند دارد.
:H22 کیفیت ادراک مشتری تأثیرمثبت بروفاداری به برند دارد.
H23: آگاهی ازبرند تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
H24: کیفیت درک شده تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
H25: وفاداری به برند تأثیرمثبت برارزش ویژه برند دارد.
centercenterفصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
0فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
centercenter00
213844020347801746663643633025621975705466
2-1 مقدمهبرند را می‎توان به عنوان مکانیسمی برای متعهد کردن خریدار و فروشنده دریک رابطه بلند مدت توصیف نمود. از این رو برند می‎تواند به عنوان یک ابزار تدافعی بازاریابی به منظور حفظ مشتریان فعلی ونیز به عنوان یک ابزار تهاجمی بازاریابی برای به دست آوردن مشتریان جدید عمل کند لازم به ذکر است که ارزش ویژه برند به عنوان یک شاخص اندازه گیری اثربخشی استراتژی های برند به شمار می رود.
دراین فصل سه بعد ارزش ویژه برند (آگاهی ازبرند /تداعی ذهنی، وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده، تصویر شرکت) و عوامل آمیخته بازاریابی (کانال توزیع، قیمت، فعالیت های ترفیعی و خدمات پس از فروش) توضیح داده می شوند.
2-2 برندامروز دراقتصاد مبتنی بر توجه زندگی می کنیم. گزینه های بسیاری برای انتخاب وجود دارد و ابهامات زیاد است. این درحالی است که مشتریان نمی‎توانند وقت بسیاری را برای مقایسه کردن گزینه ها صرف کنند. اگرهم این زمان را دارا باشند قادر نیستند با اطمینان کامل محصول یا خدمت مناسب و درست راتشخیص دهند. بنابراین این برند است که یقین و اطمینان راانتقال می دهد (Kapferer, 2008)
برند چیزی بیشتر از محصول است. آنچه که یک محصول دارای برند را از محصول بدون برند متمایز می‎سازد و به آن ارزش می دهد، مجوعه ادراکات و احساسات مشتری در مورد ویژگی ها، چگونگی عملکرد؛ نام برند؛ دلیل وجودی آن ویژگی های درک شده از شرکت مرتبط برند است(Ketler, 2008)
تئوری نام های تجاری ونام گذاری در طول زمان به صورت آرم تغییر کرده وتکامل یافته است. درشروع محصولات بودند که نام گذاری می شدند. نام گذاری شامل علامتی بود که به شکل امضاء یا سمبل؛ اصل و مالکیت محصول را مشخص می کرد(Coomber, 2002). دیدگاه سنتی نام ونشان تجاری را فلیپ کاتلر به صورت خلاصه چنین تعریف می کند. یک نام، عبارت یا اصطلاح، نشانه، علامت، نماد، طرح یاترکیبی از آنها که هدف آن معرفی کالا یا خدمتی است که یک فروشنده، یا گروهی از فروشندگان عرضه می کنند و بدین وسیله آنها را از محصولات شرکت های رقیب متمایز می نمایند (Kotler, 2003)درواقع این تعریفی است که انجمن بازاریابی آمریکا مطرح کرده است و فلیپ کاتلر آن را درکتابهایش ذکر کرده است. بنابراین یک برند معرف فروشنده یا سازنده، محصول است. چه اینکه برند به صورت یک نام، علامت تجاری، نماد یا به شکل دیگری باشد، همواره بیانگر تعهدی است مبنی براین که شرکت فروشنده مجموعه خاصی از ویژگی ها، منابع وخدماتی را به صورت مستمر؛ به خریدار ارائه می کند، ریچارد کوچ درکتابش لغت نامه مدیریت مالی، برند راچنین تعریف کرده است: یک طرح ویا نام بصری که به یک محصول یا خدمت داده شده (توسط سازمان ) تا آن را ازمحصول رقبا متمایز کند وبه مشتریان اطمینان دهد که محصول کیفیت عالی وپایداری دارد. آنچه که تعریف کوچ بیان می کند علاوه برتمایز محصول تأکید بر کیفیت می شود (Coomber, 2002). این تعریف اگر چه کیفیت رانیز مورد تأکید قرارمی دهد؛ اما نمی‎توان د معنی دقیق برند را در برگیرد. چرا که بسیاری از محصولات بدون تأکید برکیفیت عالی نامگذاری می شود وممکن است هدف آنها ارائه محصولات با کیفیت نه چندان خوب ولی ارزان قیمت باشد.
2-3 ارزش ویژه برندبراساس اولین که «فارکوهار»ازارزش ویژه برند ارائه کرده ارزش ویژه برند عبارت است از« ارزش افزوده ای که یک برند به یک محصول می دهد» (Farquhar & Herr, 1993).
ارزش ویژه برند می‎تواند به مشتری در تفسیر، پردازش و ذخیره حجم عظیمی از اطلاعات درباره ی محصول وبرند کمک کند. همچنین می‎تواند براطمینان مصرف کننده درتصمیم خرید اثر بگذارد زیرا قبلا آن را تجربه کرده و برند و ویژگی های آن کاملا برای مشتری آشنا ست از اینها مهم تر کیفیت درک شده و وابسته ها می‎توانند رضایت مشتری را پس از تجربه محصول افزایش دهند (Aaker, 1991)
ارزش ویژه برند علاوه بر ایجاد ارزش برای مشتریان، این پتانسیل را دارد تا با ایجاد جریان نقدی نهایی ارزش را به شرکت اضافه کند. این کار از چند طریق انجام می شود(Aaker, 1991)
افزایش کاریی واثربخشی برنامه های بازاریابی
تقویت وفاداری به برند
امکان افزایش قیمت وحاشیه سود
تقویت گستردگی دامنه برند به سایر محصولات ویاحتی به سایر صنایع
تقویت اهرم تجاری
تقویت مزیت رقابتی (Aaker, 1991)
2-4 کیفیت درک شدهزیتمال، کیفیت درک شده را به عنوان قضاوت ذهنی مشتری نسبت به نحوه ی عملکرد یک محصول می داند (زیتمال، 1989). وی کیفیت درک شده را جزئی از ارزش ویژه ی برند می داند واعتقاد دارد که هرچه درک مشتریان از کیفیت بالاتر باشد، احتمال انتخاب آن برند توسط مشتریان نسبت به سایر مشتریان بیشتر خواهد بود. تجربه استفاده از محصول، نیازهای شخصی افراد وموفقعیت مصرف می‎تواند قضاوت افراد نسبت به کیفیت را تحت تاثیر قرار دهد (یو و همکاران، 2000)
چودوری و هالبروک (2001)، به این نتیجه رسیده اند که اعتماد مشتری زمانی که مبنای آن کیفیت درک شده از برند، وفاداری نگرشی و رفتاری را افزایش می دهد.
اردم وهمکارانش (2002) پی بردند که حساسیت مصرف کننده برروی قیمت تحت تأثیر اعتبار برند است. هرچه برند درنزد مصرف کننده اعتبار بیشتری داشته باشد آنها قیمت بالاتری را حاضرند بپردازند. این موضوع بیان می کند که استراتژی قیمت گذاری باید برمبنای درک مصرف کنندگان از کیفیت و اعتبار برند باشد (کلر، 2003). کیفیت درک شده از برند به عنوان قضاوت مصرف کنندگان نسبت به میزان خوب بودن کل آن برند تعریف می گردد (رولی، 1998). رولی عقیده دارد که کیفیت درک شده لزومآ شامل جنبه های عینی و حقیقی یک چیز نیست بلکه یک نوع نگرش است که با رضایت مصرف کنندگان درارتباط است و از مقایسه انتظارات مشتری با عملکرد آن نشات می گیرد.
2-5 وفاداری به برند
موقعیتی است که نشان می دهد چقدر احتمال دارد یک مشتری به برند دیگری روی آورد، به خصوص هنگامی که آن برند تغییری درقیمت یا سایر جنبه های کالا ایجاد می کند (بویل و مارتینز، 2013). همچنین به نگرش مثبت مصرف کننده به برند، میزان پایبند او به برند مزبور وقصد ادامه خرید آن درآینده اشاره دارد.
2-5-1 رویکرد نگرشیرویکرد دوم که دیدگاه نگرشی نامیده می‌شود ساختارهای دانش، احساسی و ذهنی مشتریان را به هم مرتبط می‌کند و در آن اثرات برنامه‌ریزی شده و هدف گذاری شده رفتار مشتری به عنوان متغیر واسطه‌ای بین محرک و پاسخ اندازه‌گیری می‌شود. این نگرش ها به این صورت اندازه‌گیری می‌شوند که از افراد بسیاری پیرامون نگرش آنها نسبت به علامت تجاری موسسه، میزان احساس تعهد به آن، پیشنهاد علامت تجاری به دیگران و مقایسه‌ی آن نسبت به علامت تجاری رقیبان پرسش‌هایی مطرح می‌شود. ماگی (1999) این دو دیدگاه را در هم ترکیب کرده و چهار نوع وفاداری را به صورت جدول زیر از هم متمایز کرد.
2-5-2 انواع وفاداریرفتار تکرار خرید بالا پایین نگرش نسبی
وفادرای پنهان وفاداری واقعی بالا عدم وفاداری وفاداری جعلی پایین جدول 2-1 انواع وفاداری1-وفاداری واقعی
وفاداری واقعی زمانی وجود دارد که مشتریان به طور منظم از سازمان خاصی به خاطر ترجیحات قوی خرید نمایند. این طبقه سودآورترین طبقه‌ی وفاداری است. مدیران می‌بایست بر حفظ و تقویت نگرش‌های مشتریان تمرکز کرده. مزیت‌های قیمتی خود را حفظ کرده و خدماتی که از نظر مشتری ارزشمند است ارائه نمایند.
2- وفاداری پنهان
این دسته از مشتریان براساس نگرش بالای خود نسبت به سازمان و علامت تجاری آن مشخص می‌شوند، اما رفتار خرید آنها مشخص نیست، انتخاب‌های صورت گرفته توسط این دسته از مشتریان معمولاً تحت تاثیر محل عرضه کننده، وضعیت موجودی کالا یا تاثیرات پذیرفته شده از دیگران قرار گیرد. در چنین موقعیتی مدیران می‌بایست موانع تکرار خرید را با راهکارهایی همچون بسط شبکه‌های خرده فروشی، حساب اعتباری و غیره از میان برارند.
3- وفاداری جعلی
وفاداری جعلی به دلیل اینکه مشتری معتقد نیست که گزینه‌های موجود متنوع است شباهت بسیاری به مفهوم عدم فعالیت و بی‌علاقگی دارد. در اینجا الگوی تکرار خرید، مبتنی بر پیشنهادات خاص، راحتی، دسترسی به واسطه‌ها و توصیه به دیگران می‌باشد. در نتیجه مشتریان ممکن است تنها گاهی وفادار باشند و به راحتی سازمان را با رقیبان عوض کنند. در اینجا هدف مدیران می‌بایست اثرگذاری بر مشتریان جهت تبدیل آنها به مشتریان وفادار باشد که این امر از طریق تاثیرگذای بر نگرش آنان نسبت به علامت تجاری سازمان صورت می‌گیرد. افزون بر این افزایش هزینه‌های مشتریان برای تعویض سازمان که به هزینه زا کردن تغییر جهت مشتری به سمت علامت تجاری رقیبان اشاره دارد، روشی برای حفظ چنین مشتریانی است.
4- عدم وفاداری
در موقعیت‌هایی که نگرش نسبی مشتری و رفتار تکرار خرید وی در سطح پایین باشد، با عدم وفاداری مواجه هستیم. مشتریان این طبقه براساس راحتی خود و نه وفاداری، به خرید مبادرت می‌کنند. در این موارد اگر مشتریان دارای پتانسیل تبدیل شدن به مشتریان وفادار آینده باشند، سازمان برای تاثیرگذاری بر رفتار و نگرش آنها تلاش نمایند (Larson & susanna 2004)
2-6 آگاهی از برندآگاهی از برند به توانایی خریدار در تشخیص یا به خاطر آوری یک برند دریک گروه محصول اشاره دارد (آکر، 1991). سطوح مختلفی از آگاهی نسبت به برند وجود دارد که بستگی به میزان سهولت به خاطر آوری برند توسط مصرف کننده داد. مصرف کنند گانی که درمعرض تبلیغات، ارتباط کلامی دهان به دهان و سایر ترفیعات قرار می گیرند کسانی هستند که می‎توانند برند را با کمی راهنمایی به خاطر بیاورند که این سطح پایینی از نیاز به تشخیص برند است وبه آن روش به یاد آوردن برند با کمک نیز می گویند. مصرف کنندگانی که می‎توانند یک برند رابدون کمک به یاد آورند آگاهی زیادی ازآن برند دارند که یاد آوری بدون کمک نام دارد (کلر، 1993) درمدل سنتی رفتار مصرف کننده، مصرف کنندگانی که مشکلی راتشخیص داده و شروع به کندو کاو می کنند می‎توانند از یاد آوری بدون کمک برای انتخاب جدید یا انتخاب تکراری استفاده کنند. زیرا که با به یاد آوردن متوجه می شوند که کدام را انتخاب کنند و نام ها ومحصولاتی که به خاطر آورده نمی شوند نمی‎توانند جزو گروهی باشند که مورد توجه مصرف کنندگان موقع خرید قرار می‎گیرند. بنابراین برای بسیاری محصولات یا آوردن برند موقعیت مهمی است که توجه جدی را درزمان خرید می طلبد (آکر، 1996).
آگاهی از برند به سه دلیل اصلی نقش مهمی را درتصمیم گیری مصرف کننده ایفا می کند. اول اینکه مهم است زمانی که مصرف کننده به نوع محصول می اندیشد آن برند را به خاطر بیاورد. بالا بردن آگاهی از برند احتمال اینکه آن برند عضوی از سبد برندهای مورد نظر جدی مشتری برای خرید درآن طبقه از محصول شود را بالا می برد (بیکرو همکاران، 1986وندونگادی، 1990)دوم اینکه آگاهی از برند می‎توان د برتصمیمات مصرف کننده بابت برند های مجموعه مورد ملاحظه حتی زمانی که تداعی برند خاصی نیز دراین مورد وجود نداشته باشد اثر بگذارد. به عنوان مثال نشان داده شده است که مصرف کنندگان عمومآ برند های شناخته شده را برمی گزینند. در خرید هایی که مصرف کننده سطح پائینی از درگیری یاتصمیم گیری را دارد، حداقلی ازمیزان آگاهی از برند ممکن است برای انتخاب محصول کافی باشد(پارک ولسایگ، 1988)
زمانی مصرف کنندگان ممکن است انتخاب خود را فقط برمبنای آگاهی از برند بگذارند که مشتری دررابطه با آن محصول یا از انگیزه ای پایین برخوردار است (نظیر وقتی که مصرف کننده دغدغه ای نسبت به عملکرد آن محصول یا خدمت ندارد ) ویا ازبرند ها و چند وچون محصولات طبقه محصول مورد نظر آگاهی ندارد. نهایتآ، آگاهی از برند از طریق اثرگذاری برفرم و شدت تداعی کننده برند بر تصمیم مصرف کنندگان اثر می گذارد (یووهمکاران، 2000).
2-6-1 تصویر فروشگاهتصویر فروشگاه، نگرشی است که نسبت به یک فروشگاه درذهن مشتریان شکل می گیرد(هارتمن واسپیرو، 2005). مدیریت تصویر فروشگاه به دنبال تجانس و تناسب میان تصویر طراحی شده از یک فروشگاه و تصویری است که درذهن مشتریان هدف نسبت به فروشگاه شکل می گیرد(امر، 1999) تصویرفروشگاه، مرتبط با مشتریان و رقبا، موقعیت جغرافیایی، کالاها، فضای فروشگاه وعناصر آمیزه بازاریابی است. متمایز میان تصویر فروشگاه د رذهن مسئولین یک خرده فروشی ومشتریان آن خرده فروشی به خوبی قابل سنجش است (بورالاکیز و نس، 2006 )
به عنوان مثال، وسکوی(1995) به یک بررسی میان تصویر یک فروشگاه کتاب از دید مسئولین آن ومشتریان آن پرداخت و متوجه شد که مسئولین فروشگاه؛ تصویر فروشگاه را بالاتر از مشتریان آن ارزیابی می کنند. با توجه به اصل مشتری مداری، توجه به درک مشتریان از تصویر فروشگاه حائز اهمیت است. تصویر فروشگاه یک مفهوم چند بعدی است واجزای آن مجموعه ای از ویژگی های کارکردی وروان شناختی هستند که یک فروشگاه را در ذهن خریداران ترمیم می کند (مک گلدریک، 1990). اهمیت تصویر فروشگاه به عنوان یک ابزار بازاریابی که ارزش ویژه برند را افزایش می دهد، روزبه روز درحال افزایش است. فروشگاه هایی با تصویر خوب باعث جذب بیشتر مشتریان می شود. چنین فروشگاهی علاوه بر اینکه رضایت مشتری را جلب می کنند، باعث فعال شدن وترغیب ارتباط دهان به دهان میان مصرف کنندگان می گردند- یک تصویر خوب از فروشگاه اثر مثبت برکیفیت برند وتداعی و آگاهی ازبرند دارد (زیتمال، 1998).
2-7 آمیزه بازاریابیمدل آمیزه‎ی بازاریابی کلاسیک و تئوری عوامل آن توسط مک کارتی درسال 1960 معرفی شد. آمیزه‎ی بازاریابی خارج از مقوله اقتصاد رشد کرد وبرخی از مفروضات کلیدی آن به عنوان ابزار تحلیل بازاریابی مورد استفاده قرار گرفت (هاکانسون و الوسکی، 2005)
عناصر آمیزه بازاریابی کلاسیک شامل محصول؛ قیمت؛ توزیع و ترفیع تعریف می شود. گرچه یو و همکارانش درسال 2000قیمت، تصویر فروشگاه؛ شدت توزیع؛ بازاریابی انتخابی درنظر گرفتند که این موارد به گونه ای ازعناصر آمیزه بازاریابی کلاسیک نشات می گیرد. یوو همکارانش بیان داشتند که این این عوامل اثر بیشتری درتغییر ارزش ویژه برند از دید مشتری دارد.
2-7-1 محصول
یکی از تصمیم گیری های مهم بازاریابی تصمیم گیری د رمورد نوع محصولی است که باید به بازارهای هدف ارائه شود. محصول می‎تواند به صورت یک کالا، یک خدمت یک ایده، یک مکان، یک سازمان و یا ترکیبی از آنها باشد. محصول باید متناسب با نیازها و خواسته های مشتریان هدف باشد و بتواند رضایت آنها را حاصل کند. هنگام ارائه یک کالا به بازار هدف، تمام عناصر بازاریابی باید باهم مورد بررسی قرار گیرند. محصول عبارت است از هرچیز ی که بتوان به منظور جلب توجه، خرید، استفاده و یا مصرف به بازار ارائه کرد و ممکن است خواسته یا نیازی را ارضا نماید. اکثرمحصولات به صورت کالاهایی فیزیکی می باشند، ولی محصول می‎تواند شامل خدمات، مکان، سازمان ها، افراد و ایده ها شود. برای هر محصول می‎تواند سه سطح (هسته، بدنه پوسته ) را درنظر گرفت. هسته یا بخش اصلی محصول آن بخش از محصول است که مشتری حقیقتآ به دنبال به دست آوردن آن است. هسته درواقع همان مزایای اصلی یک کالا و یا خدمتی است که بتواند نیاز را بر طرف کند و یا مشکلی را حل نماید. بدنه محصول در واقع همان محصول واقعی است که حول فایده اصلی به وجود آمده و شامل پنج ویژگی است: سطح کیفی، بخش فیزیکی یا معمولی کالا، طرح، برند و بسته بندی. آخرین بخشی که د رطراحی یک محصول باید مورد توجه قرار گیرد، پوسته یا بخش خدمات و مزایای اضافی محصول است که به مشتری ارائه می گردد. خدمات ومزایای اضافی شامل خدمات پس از فروش، ضمانت، نصب، تحویل در محل مناسب است بیش از مجموعه ای از خصوصیات فیزیکی ومحصول چیزی است بیش ا زمجموعه ای از خصوصیات فیزیکی ومصرف کننده به محصول به مجموعه ای ا زفرایند می نگرد که برطرف کننده خواسته ها و نیازهای او باشد(دادخواه، 1379)
2-7-2 خدمات پس از فروشصاحب نظران این حوزه براین باورند که حمایت از حقوق مصرف کنندگان وهمچنین مشتری مداری را رمز بقای تولید کنندگان دانسته واینکه درتمام دنیا یکی از مهمترین معیارهای حیات هرگونه بازار، توجه به خدمات پس از فروش درنوع کالا می دانند. کیفیت بالا، قیمت متعادل و معقول شرط لازم برای موفقیت در فروش کالا، شرط کافی برای تداوم یک محصول، تضمین برای خدمت پس ازفروش آن است. بنابراین توجه ورسیدگی به خواست مشتری درحفظ بازارهای موجود وگسترش آن نقش قابل توجهی را می‎توان ایفا کند(Zatham & Bitner, 1996)
ارتباط متقابل با مشتریان، توجه به امر مشتری مداری و توسعه فرهنگ حمایت ا زمصرف کنندگان امری است که باید توجه خاصی نسبت به آن شود. با چنین وضعیتی فعالان حوزه اقتصادی (صنعتی، تولیدی و...) می بایست علاوه بر ارائه آخرین دستاورد ها در زمینه خدمات پس از فروش، نسبت به معرفی نرم افزارها و خدمات جدید دراین راستا برای عموم مشتریات خود مسئله تحول درمدیریت کیفیت خدمات را معرفی و مورد بحث و تبادل نظر قراردهند. Armando & Heidi , 2009))
درفضای رقابتی امروزه آنچه رویکرد استقبال از کالا را افزایش می دهد، ارتقای کیفیت خدمات پس از فروش آن است وتنها راه دستیابی به یک اقتصاد آزاد وحرکت سریع تر به سمت جهانی شدن برای رقابت با کالاهای مشابه خارجی، ارتقای کیفی محصولات وایجاد نوعی اطمینان درمصرف کنندگان است(Kotler & Salzbeger, 2009)
درحال حاضر بسیاری از شرکت های تولیدی ازعنوان گارانتی و خدمات پس از فروش تنها به عنوان یک حربه وابزار تبلیغاتی برای جذب مشتریان و فروش بیشتر کالای خود، بهره برداری به نفع خود می نمایند(Zuiri & olajide , 1999)
2-7-3 قیمتمقدار پول یا ارزشی است که مصرف کنندگان بابت دریافت مزایای حاصل از تملک یا استفاده کالاها و خدمات پرداخت می کنند (کاتلرو ارمسترانگ، 2001). از آنجایی که قیمت عبارت است از ارزش که مشتریان برای محصول یا خدمتی قائل می شوند؛ سیاست های قیمت گذاری حائز اهمیت زیادی است. قیمت تنها عنصر درامیزه بازاریابی است که ایجاد درآمدمی کند، سایر عناصر درآمد زا هستند. به علاوه، رقابت بر سرکالا و قیمت گذاری با اهمیت ترین مسئله ای است که مدیران بازاریابی با آن مواجه هستند. قیمت و محصول ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. این عوامل شامل عوامل درون سازمانی (اهداف بازاریابی، استراتژی عناصر بازاریابی، هزینه ها ومدیریت ) و عوامل برون سازمانی (ماهیت بازارتقاضا، رقابت وسایر عوامل محیطی ) می‎باشد (دادخواه، 1379). قیمت گذاری یک فرایند پویا است. شرکت ها آنچنان ساختار قیمتی را بنا می نهند که تمام کالاهای آنان را در برمی گیرد. اما این ساختار درطول زمان تغییر می کند. یک شرکت، مطابق ویژگی های مشتریان اوضاع و احوال مختلف نیز ساختار قیمتی خود را تعدیل می کند. شرکت ها بسته به تفاوت موجود بین مشتریان و اوضاع واحوال مختلف، از خط مشی های تعدیل قیمت متفاوتی استفاده می کنند. زمانی که شرکتی به تغییر قیمت می اندیشد باید واکنش مشتریان و رقبا را درنظر داشته باشد. واکنش مصرف کنندگان بسته به کنش آنان از تغییر قیمت فرق می کند. واکنش رقبا یا کلیشه ای است یا از تجزیه و تحلیل هر وضعیتی ناشی می شود. شرکتی که ابتکار تغییر قیمت را دردست دارد باید واکنش فروشندگان اولیه، واسطه های فروش و دولت را نیز درنظر داشته باشد. شرکتی که با تغییر قیمت فروش کالای رقیب خود مواجه می شود باید از منظور رقیب از این کار آگاه باشد.
2-7-4 توزیعازدیگرمسائل مهمی که مدیران با آن مواجه اند تصمیم گیری درباره ی توزیع کالا می‎باشد. این تصمیم بردیگر تصمیمات بازاریابی ازجمله قیمت گذاری؛ تبلیغات، بسته بندی وغیره تأثیرات مستقیمی دارد. توزیع به زبان ساده به معنای رساندن محصول تولید شده به مصرف کنندگان درزمان ومکان مناسب و مورد نظر می‎باشد. نیازهای مصرف کنندگان متنوع و مصرف کنندگان درمناطق مختلف پراکنده اند. این گستردگی امروزه براهمیت توزیع درآمیزه بازاریابی افزوده است. لذا مدیران باید توجه خاصی به آن مبذول دارند. شرکت ها اغلب به این عنصر آمیزه بازاریابی توجه نداشته ومشکلاتی را برای خود ایجاد می کنند و زمینه را برای موفقیت رقبا فراهم می سازند درمقابل شرکت هایی وجود دارند که با استفاده از سیستم های توزیع بدیع وابتکاری به مزیت رقابتی بالای دست می یابند. سیستم های توزیع، سیستم های رفتاری پیچیده ای هستند که در آن مردم وشرکت برای نیل به اهداف فرد، شرکت و کانال بریکدیگر تأثیرات متقابل دارند. سیستم های توزیع همیشه ثابت باقی نمی مانند و همواره درحال تغییرمی باشند و در زمان ممکن است انواع جدید واسطه ها وسیستم کانال جدید ظهورکنند. درسیستم توزیع هریک از اعضا نقشی برعهده دارند و در ایفای یک یا چند و ظیفه مهارت های خاص به دست می آورند وچون موفقیت هر یک از اعضای کانال توزیع به موفقیت کل کانال بستگی دارد، لذا مؤسسات عضو کانال با هم همکاری کنند. توزیع فیزیکی کالا مستلزم برنامه ریزی؛ اجرا و کنترل جریان فیزیکی مواد اولیه وکالاهای ساخته شده از مبدآ به مقصد نهایی می‎باشد، به طوری که هم نیازهای مصرف کنندگان برطرف شود و هم سودی عاید سازمان شود. ارکان اصلی توزیع فیزیکی به ترتبب شامل: هزینه های حمل ونقل، نگهداری موجودی، انبارداری، سفارش کالا و سایر هزینه ها می گردد. در بعضی ازشرکت ها، مدیران نگران هزینه توزیع فیزیکی کالا بوده و می خواهند این هزینه را به حداقل برسانند. اما تصمیم گیری نادرست وغیر اصولی باعث افزایش هزینه های توزیع فیزیکی می گردد(محب علی، 1375). نحوه توزیع محصولات باید متناسب با نوع محصولات باشد. مشتریان هنگامی که یک محصول به راحتی در دسترسشان باشد رضایت بیشتری خواهند داشت، به خاطراینکه محصولات در هرزمان که آنها نیاز دارند در دسترسشان خواهد بود. شدت توزیع، زمانی را که مصرف کننده باید صرف جستجوی یک محصول خاص کند را کاهش می دهد. هرچه شدت توزیع بیشتر باشد، مصرف کننده زمان بیشتری دارد وارزش بیشتری را درک می کند. ارزش افزایش یافته به رضایت بیشتر مشتری، کیفیت درک شده، وفاداری به برند ودرنهایت افزایش ارزش ویژه برند منتهی می شود (اسمیت، 1992)
2-7-5 ترویجترویج همه ابزارارتباطی را دربرمی گیرد که می‎توان پیامی را به مخاطبان هدف برساند، این ابزار شامل 5 گروه زیر است(روستا وهمکاران؛ 1383)
تبلیغات
پیشبرد فروش
روابط عمومی
نیروی فروش
بازاریابی مستقیم (فروش حضوری)
2-7-6 تبلیغاتتبلیغات عبارت است از ارتباط و معرفی غیر شخصی محصول یا خدمات از طریق حامل های مختلف درمقابل دریافت وجه برای موسسات انتفاعی یا غیر انتفاعی می‎باشد (روستاو همکاران، 1383).
2-7-7 پیشبرد فروشبسیاری از تبلیغات با شتاب برفروش اثرنمی گذارند، کارایی تبلیغ بیشتر بر مغز اندیشه انسان ها تارفتار آنها ست ولی هنگامی که مشتری از جریان فروش ویژه، پیشنهاد خرید دو واحد از کالا با قیمت یک واحد، یا دریافت هدیه با خبر شود، دست به اقدام می زند (کاتلر، 1385)
پیشبرد فروش شامل محرک ها و مشوق های کوتاه مدت برای تشویق به خرید یافروش یک محصول یا خدمات است (روستا وهمکاران، 1383)
2-7-8 روابط عمومیروابط عمومی عبارت است از تشویق غیر شخصی؛ تقاضا برای خرید یک محصول، خدمت یا واحد تجاری ازطریق درج اخبار تجاری با اهمیت ومثبت در یک رسانه انتشاراتی یا پخش از رادیو و تلویزیون بدون اینکه سازمان ذی ربط پولی پرداخت کند، گاهی نتایج روابط عمومی بسیار مطلوبی است. بیشتر سازمان ها برای جلب توجه یا تغییر یک ذهنیت منفی سازمانی و بیشتر کشورها برای جلب توریست، سرمایه گذاری خارجی و حمایت بین المللی از روابط عمومی استفاده می کنند(روستا وهمکاران؛ 1383)
2-7-9 نیروی فروشیکی از پرهزینه ترین ابزار ارتباطی دربازاریابی بهره گیری از نیروی فروش شرکت است که برای جلب خشنودی مشتریان و یافتن مشتریان تازه، به سفرهای کوتاه و بلند فراوان می روند. اینان بایستی ازوقت محدود تماس با مشتریان، بیشترین بهره برداری را کنند. ازدیگر ابزار افزایش کارایی نیروی فروش، به کارگیری فن آوری نوین مانند لپ تاب، موبایل، پست الکترونیکی و... است(کاتلر، 1385)
2-7-10 بازاریابی مستقیم (فروش حضوری)هدف تمام کوشش های بازاریابی افزایش فروش سود آور از طریق ارتقای خواسته های بازای در دراز مدت است. فروش حضوری در رسیدن به این هدف نقش مهمی دارد. فروش حضوری عبارت است ازانتقال اطلاعات درباره محصول؛ خدمت ایده و نظارت بر اینها به مشتریان جهت متقاعد کردن آنها به خرید. فروش حضوری با دیگران اجزای آمیخته ترفیع تفاوت دارد و در مقایسه با آنها از مزایای بیشتر برخوردار است (روستا وهمکاران، 1383)

2-8 پیشینه داخلیتحقیق تحت عنوان «بررسی تأثیرابعاد آمیخته بازاریابی درابعاد ارزش ویژه برند موسسات آموزشی؛ مطالعه موردی مؤسسات آموزش زبان » درسال 1392 توسط نوع پسند و همکارانش انجام شده است. دراین تحقیق برای ارزش ویژه برند از مدل آکر ارزش ویژه برند مشتری محور در نظر گرفته شده است تنها به بررسی چهار عنصراول مدل آکر می پردازیم. دراین پژوهش هم با توجه به تحقیق یو و همکاران (2009 ) دو بعد آگاهی و تداعی گرهای درهم ادغام شده اند و مدلی سه بعدی متشکل از آگاهی؛ تداعی، کیفیت ادراک شده و وفاداری برای ارزش ویژه برند درنظر گرفته شده است و برای آمیخته بازاریابی از مدل کاتلر و فوکس (خدمات آموزشی، قیمت، مکان، ترفیع، فرآیندها، شواهد فیزیکی و افراد) استفاده شده اند که درشکل زیر نشان داده شده است. جامعه آماری پژوهش مؤسسات آموزش زبان درسطح شهر رشت است. نمونه مورد مطالعه دراین تحقیق 302 نفر است. برای جمع آوری داده های این تحقیق از پرسشنامه استفاده شده است. سؤالات آمیخته بازاریابی خدمات و سؤال مربوط به ارزش ویژه برند تنظیم شده است و ضریب آلفای کروبناخ این پرسشنامه 822/0 می‎باشد. برای بررسی فرضیه اصلی تحقیق از روش معادلات ساختاری وبرای سنجش فرضیه ها از تحلیل رگرسیون استفاده شده است. پردازش حاصل از داده ها حاکی از آن است که خدمات آموزشی، فرآیند ارائه خدمات، افراد و ترفیع تأثیر مثبت ومعناداری برارزش ویژه برند دارند همچنین خدمات آموزشی موسسه به عنوان تأثیرگذراترین عامل درافزایش ویژه برند شناسایی گردید.

شکل 2-1 کیفیت ادراک شده، آگاهی از برند، وفاداری به برندپیشینه تحقیقی با عنوان «بررسی آثار متقابل ابعاد ارزش ویژه برند مبنی بر مشتری (مورد مطالعه: هتل های پنج ستاره کلان شهر مشهد)» درسال 1392 توسط رحیم نیا وهمکارانش انجام شده است. این کار تحقیقی با هدف اندازه گیری تجربی آثار متقابل ابعاد ارزش ویژه برند درحوزه ی هتلداری طراحی شده است. این تحقیق از نظرهدف، کاربردی وبراساس روش گرد آوری داده ها، توصیفی و از نوع پیمایشی است. داده های موردنیاز با پرسشنامه از مشتریان هتل ها ی پنج ستاره ی مشهد جمع آوری شد. به منظور تجربه وتحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد کیفیت ادراک شده بعد اصلی در ایجاد ارزش ویژه برند است وتأثیر قابل توجهی بر سایر ابعاد ارزش برند دارد و تعیین کننده ای قوی درارزش ویژه برند محسوب می شود.
پایان نامه ای تحت عنوان بررسی تأثیر آمیزه بازار یابی بر روی ارزش ویژه برند توسط آیدا رنجبر درسال 1390 انجام شده است. دراین تحقیق بررسی نحوه اثرگذاری عناصر آمیز بازاریابی برروی ارزش ویژه برند درشرکت شیرین عسل براساس مدل مفهومی تحقیق رابط میان عناصرآمیز بازاریابی محصول، قیمت، ترویج وتوزیع به عنوان متغیرهای برون زا ودرمورد ارزش ویژه برند آگاهی از برند / تداعی ذهنی؛ وفاداری به برند وکیفیت ادراک شده به عنوان متغیرهای درون زا فرضیه سازی شده است ونمونه آماری شامل 480 نفراز مصرف کنندگان درسطح شهر تبریز می باشند ونتایج معادلات ساختاری بیانگر تأثیرعناصرقیمت ومحصول برتمامی ابعاد ارزش ویژه برند است. دو عنصرتوزیع وفعالیت های ترویجی نیز ازعوامل اثرگذاربرآگاهی ازبرند هستند.
2-9 پیشینه خارجییو و دانتو درسال 2001 بررسی ارزش ویژه برند ازدیدگاه مشتری را در فرهنگ های متفاوت و درمورد کالاهای مختلف اعمال کردند. این مطالعه درجهت بررسی ارتباط بین عوامل آمیزه بازاریابی و ارزش ویژه برند درمیان فرهنگ های متفاوت بیشتری صورت گرفت. دو محقق مطالعه خود را برروی چهار بعد از ابعادی که آکر (1991) آنها را اجزای تشکیل دهنده سازه ارزش ویژه برند قلمداد نموده بود متمرکز نمودند. برای اینکه آزمایش معتبر باشد چند طبقه محصول شامل کفش های ورزشی امریکایی، دوربین عکاسی وتلویزیون های رنگی را درنظر گرفتند. در مقایسه با جامعه آماری تحقیق یو در سال 2000 که در کشور آمریکا صورت گرفت، این بار در کشورکره به عنوان جامعه آماری انتخاب گردید. در این تحقیق 624 دانشجوی کره ای ازطریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد پرسش قرارگرفتند و داده ها ازطریق معادله ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که سطح ارز ش ویژه برند مبتنی بردیدگاه مصرف کننده به طور مبتنی با درک مصرف کنندهاز کیفیت برند، وفاداری به برند و آگاهی نسبت به برند مرتبط است وکیفیت وتداعی گرهای برند با اثر گذاشتن بروفاداری نسبت به برند برارزش ویژه برند اثر می گذارد. نتیجه اندازه گیری ها در این آزمون نشان داد سنجش میزان وفاداری به برند، شدت توزیع و قیمت بین نمونه های آمریکایی و کره ای نتایج یکسانی درپی داشت اما میزان آگاهی نسبت به برند، تداعی برند، ارزش ویژه برند، کیفیت درک شده ازآن، ترفیع فروش و مخارج تبلیغات متفاوت بودند. یافته ها حاکی ازاین بود که کیفیت ادراک شده ازبرند و وفاداری به برند هیج اثر مشابهی در دو جامعه برارزش ویژه برند نشان ندادند اما آگاهی نسبت به برند و تداعی برند اثر یکسانی برروی ارزش ویژه برند داشتند. ازمیان عناصر آمیز بازاریابی، قیمت وتصویر فروشگاه اثر مشابه ومثبتی روی کیفیت درک شده
ازکالا داشت. شدت توزیع اثر مثبت ومشابهی بر روی وفاداری به برند وکیفیت درک شده از آن داشت. در مقابل، ترفیع فروش اثری منفی روی آگاهی نسبت به برند، تداعی برند و کیفیت درک شد نشان داد. هزینه ی تبلیغات هیچ اثر یکسانی راروی ابعاد ارزش ویژه برند در نمونه های امریکایی وکره ای نشان نداد.
ویلارجو وسانچز(2005) دراسپانیا تحقیقی را درمورد ارتباط بین برخی عناصر آمیخته بازاریابی و ارزش ویژه برند درمورد طبقه ای ازمحصولات با دوام (ماشین لباس شویی ) انجام دادند که برمبنای نظریه ارزش ویژه برند آکر(1991) بود. دراین تحقیق ازطریق نمونه گیری تصادفی ساده 268نفرمورد پرسش قرارگرفتند. فرضیه های این تحقیق براین باور بود که فعالیت های بازاریابی (تبلیغات ومیزان قیمت ) روی ارزش ویژه برند اثردارد. دراین تحقیق نیز ازمدل معادله ساختاری برای تحلیل اطلاعات بدست آمده استفاده شده است. نتایج اولین مدل ساختاری نشان دادکه یک ارتباط علت ومعلولی بین مخارج تبلیغاتی تصورشده وابعاد ارزش ویژه برند (کیفیت درک شده؛ وفاداری به برند؛ آگاهی ازبرند وتصویر برند ) برقراراست. اما یک رابط منفی با وفاداری نسبت به برند پیدا شد. ترفیع قیمت ارتباط منفی با کیفیت درک شده وتصویر برند داشت. یافته ها نشان داد که بین میزان تبلیغات صورت گرفته و سه بعد ارزش ویژ ه برند یعنی کیفیت درک شده؛ آگاهی ازبرند وتصورازبرند رابطه ای مثبتی وجود دارد، ترفیع قیمت برروی ارزش ویژه اثر منفی داشت. به علاوه رابطه مثبتی بین آگاهی از برند و تصورنسبت به برند یافت شد.
تحقیقی درسال 2010 توسط کیم وهیون انجام شد به منظوربررسی روابط بین ترکیب عناصر آمیخته بازاریابی (عملکرد کانال؛ قیمت؛ پیشبرد وخدمات پس ازفروش ) وهمچنین ذهنیت نسبت به شرکت و سه بعد ارزش ویژه برند یعنی آگاهی از برند ووفاداری نسبت به برند و کیفیت درک شده می‎باشد وتصویر شرکت به عنوان یک واسطه آمیخته بازاریابی برای ابعاد ارزش ویژه برند قرارداده می شود. این مدل دربخش نرم افزار کره تست شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تمامی عناصر آمیخته بازار یابی تأثیر مثبتی برارزش کلی ارزش ویژه برند برجا می گذارد.
2-10 تعریف واژگانلازم به ذکر است که نوع و مقیاس تمام متغیر ها طیف لیکرت 5 گزینه ای می‎باشد.
کانال
تعریف نظری: منظور ازاستراتژی کانال های توزیع، طراحی و مدیریت واسطه هایی همچون عمده فروشان، خرده فروشان، دلالان و... است. کانال های توزیع مستقیم غیرمستقیم می‎توان ند در برگیرنده شعبه ها، اینترنت، تلفن،... . باشد(Kotler& keller, 2006)
تعریف عملیاتی: کانالهای مختلف و فرایند خرید و تحویل آن می‎باشد.
قیمت
تعریف نظری: قیمت مقدار پولی است که برای کالا یا خدمت پرداخته می شود. درتعریفی جامع تر، قیمت میزان فایده ای است که مصرف کنندگان برای مزایای حاصل از داشتن یا استفاده ازکالا یا خدمت، پرداخت می کنند(کاتلر، فروزنده فر، 1386)
تعریف عملیاتی: دراینجا معقول بودن قیمت مورد نظر می‎باشد.
پیشبرد
تعریف نظری: پیشبرد به عنوان ارائه اطلاعات برای متقاعد سازی تعریف می شود و شامل تبلیغات وقایع پیشبردی فروش شخصی و فعالیت های ارتباطات مبتنی بروب سایت وغیره می شود. تبلیغات پیشبردی یکی از عناصر اصلی آمیخته بازاریابی شرکت است، ابزارهای اصلی تبلیغات پیشبردی؛ شامل تبلیغات غیر شخصی؛ تبلغات پیشبردفروش، راوبط عمومی و فروشندگی شخصی است (کاتلر و فروزنده، 1386)
تعریف عملیاتی: دادن اطلاعات کافی از طریق فروشنده ها و تبلیغات در مورد محصول می‎باشد.

خدمات پس از فروش
تعریف نظری: خدمات پس از فروش می بایست با هدف احترام به حقوق مشتری – خدمتگزاری ومشتری مداری، بهبود شاخص های کیفی باشد چه تأثیر متقابل این قبیل خدمات در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افراد در جامعه را می‎توان شاهد بود (1999Zairi & olajide, ).
تعریف عملیاتی: دراین تحقیق اشاره به این مورد دارد که خدمات پس ا ز فروش و فرایند تعویض به چه صورت است.
ارزش ویژه برند
تعریف نظری: آکر ارزش ویژه برند را مجموعه هایی از ویژگی ها واعتبارات متصل به برند می داند که سبب افزایش یا کاهش ارزش ایجاد شده توسط محصول می شود(Upshaw, 1995)
تعریف عملیاتی
درواقع ترجیح برند مورد نظر بر برندهای دیگر می‎باشد.
کیفیت ادراک شده
تعریف نظری: زیتامل 1988کیفیت ادراک شده را به این صورت تعریف می کند «قضاوت مصرف کننده درمورد برتری کلی یک محصول ». این ارزیابی های درونی درباره کیفیت محصول توسط مصرف کننده پس از تجربه کردن برند انجام می شود، نه به وسیله مدیران و متخصصان (Barwise, 1993)
تعریف عملیاتی: ارزیابی که مصرف کننده نسبت به محصول دارد و استوار بودن کیفیت آن دارد.
تصویر ذهنی نسبت به شرکت
تعریف نظری: درجایی که شرت شناخته شده برند می‎توان د خود به عنوان آن سازمان تلقی شود ومشتری می‎توان د تصویری ذهنی از شرکت برای خود ایجاد نماید که این تصویر می‎توان د نگرش و رفتار وی را در مقابل برند متأثر نماید(keller & Aaker, 1998).
تعریف عملیاتی: تصویرو ذهنیتی که افراد در مورد تجربه، تکنولوژی و مشتری محور بودن شرکت دارند.
وفاداری به برند
تعریف نظری: عبارت است از تمایل مشتری به یک برند خاص که عنوان انتخاب اول مشتری برای خرید می‎باشد(Yoo&Donthu, 2001)
تعریف عملیات: به عنوان مطلوب بودن و برگزیده بودن آن و اطمینان به برند می‎باشد.
centercenterفصل سوم

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

روش اجرای تحقیق
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
centercenter00
1777365133156622852475206217

–12

2-3 تعریف مهندسی مجدد....................................................................................13
2-4 نکات قابل توجه در مفهوم مهندسی مجدد...............................................................14
2-5 رابطه مهندسی مجدد و کایزن.............................................................................15
2-6 مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدد..................................................................15
2-7 مهندسی مجدد و بهبود سازمان...........................................................................16
2-8 بهینه کاوی و مهندسی مجدد..............................................................................18
2-9 مدیریت بر مبنای هدف...................................................................................18
2-10 نقش مدیریت بر مبنای هدف در مهندسی مجدد.......................................................18
2-11 تفکر ناب و مهندسی مجدد.............................................................................19
2-12 تعریف سازمان...........................................................................................20
2-13 تعریف سازماندهی.......................................................................................20
2-14 تعریف طرح سازمانی....................................................................................21
2-15 تعریف ساختار سازمانی.................................................................................21
2-16 اهمیت ساختار سازمانی..................................................................................21
2-17 انواع ساختار سازمانی....................................................................................22
2-18 تمایز ساختار و نمودار سازمانی.........................................................................25
2-19 طرح ریزی ساختار سازمانی ............................................................................25
2-20 ارکان مورد توجه در طرح ریزی ساختار سازمانی......................................................26
2-21 انواع طرح های ساختار سازمانی........................................................................26
2-22 ابعاد ساختار سازمانی....................................................................................26
2-23 عوامل تأثیرگذار بر ساختار..............................................................................29
2-24 تأثیر مهندسی مجدد بر ساختار سازمانی................................................................30
2-25 داده، اطلاعات و دانش...................................................................................31
2-26 فناوری اطلاعات.........................................................................................32
2-27 تعریف فناوری اطلاعات................................................................................32
2-28 دلایل بکارگیری فناوری اطلاعات در سازمان......................................................... 33
2-29 کارکردهای پایه فناوری اطلاعات.......................................................................33
2-30 تعریف سیستم های اطلاعات...........................................................................34
2-31 تقسیم بندی سیستم های اطلاعات......................................................................34
2-32 مهمترین سیستم های اطلاعاتی..........................................................................36
2-33 ایجاد نظام های اطلاعاتی................................................................................37
2-34 اهمیت فناوری اطلاعات در سازمان ...................................................................37
2-35 نقش فناوری اطلاعات در مهندسی مجدد..............................................................38
2-36 چالش اصلی بکارگیری فناوری اطلاعات...............................................................39
2-37 رابطه ویژه بین مهندسی مجدد کسب و کار و فناوری اطلاعات ......................................40
2-38 کارکردهای مهندسی مجدد کسب و کار با تأکید بر فناوری اطلاعات.................................42
2-39 ارتباط میان سازمان ها و فناوری اطلاعات..............................................................45
2-40 چگونگی تأثیر سازمان بر فناوری اطلاعات.............................................................45
2-41 چگونگی تأثیر فناوری اطلاعات بر سازمان............................................................ 47
2-42 تأثیر فناوری اطلاعات بر ابعاد سازمانی.................................................................48
2-43 مزایای حاصل از سنجش فناوری های اطلاعات و ارتباطات .........................................50
2-44 عوامل توسعه و بکارگیری فناوری اطلاعات در سازمان ها............................................50
2-45 تغییر سازمانی............................................................................................51
2-46 تغییرات و منابع انسانی..................................................................................52
2-47 انواع تغییرات ناشی از پیاده سازی مهندسی مجدد.....................................................53
2-48 تفاوت مهندسی مجدد با طراحی مجدد چیست؟.......................................................54
2-49 چرا مهندسی مجدد؟.....................................................................................55
2-50 ضرورت مهندسی مجدد.................................................................................56
2-51 نشانه های بروز نیاز به مهندسی مجدد..................................................................57
2-52 ویژگی ها و مزایای مهندسی مجدد.....................................................................57
2-53 دلایل شکست و موفقیت پروژه های مهندسی مجدد..................................................58
2-54 چالش های پیاده سازی مهندسی مجدد.................................................................64
2-55 توانا سازان BPR.........................................................................................66
2-56 فرایند مهندسی مجدد....................................................................................68
2-57 ابزارهای اجرای مهندسی مجدد.........................................................................69
2-58 دو روش معمول برای اجرای مهندسی مجدد..........................................................70
2-59 چه کسانی اجرای مهندسی مجدد را بر عهده می گیرند؟..............................................71
2-60 دلایل روی آوردن سازمان ها به مهندسی مجدد........................................................72
2-61 متدولوژی چیست؟......................................................................................74
2-62 دلایل نیاز به متدولوژی..................................................................................74

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

2-63 متدولوژی های مهندسی مجدد..........................................................................74
2-64 پیشینه تحقیقات انجام شده..............................................................................80
فصل سوم : روش شناسی تحقیق
3-1 مقدمه.......................................................................................................87
3-2 نوع و روش تحقیق........................................................................................87
3-3 واحد تحلیل................................................................................................87
3-4 جامعه آماری...............................................................................................88
3-5 نمونه آماری و روش نمونه گیری.........................................................................88
3-6 روش ها و ابزار گرد آوری داده ها و اطلاعات..........................................................91
3-7 روش تجزیه و تحلیل داده ها.............................................................................94
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های تحقیق
4-1 مقدمه.......................................................................................................96
4-2 توصیف ویژگی های جمعیت شناختی پاسخگویان......................................................96
4-3 توصیف متغیرهای تحقیق................................................................................102
4-4 آزمون فرضیه ها..........................................................................................107
فصل پنجم : بیان نتایج ،محدودیت ها و پیشنهادات تحقیق
5-1 مقدمه.....................................................................................................113
5-2 نتایج آزمون فرضیه ها....................................................................................113
5-3 سایر یافته ها..............................................................................................116
5-4 پیشنهادات تحقیق........................................................................................117
5-5 محدودیت های تحقیق...................................................................................121
فهرست منابع و مأخذ
منابع فارسی.....................................................................................................123
منابع انگلیسی...................................................................................................125
ضمائم
پرسشنامه ساختار سازمانی....................................................................................126
پرسشنامه فناوری اطلاعات....................................................................................129
پرسشنامه مهندسی مجدد.......................................................................................136
جداول رگرسیون متغیرهای تحقیق............................................................................140
واژه نامه انگلیسی-فارسی......................................................................................143
پیشگفتار
امروزه مهندسی مجدّد به عنوان رویکردی مؤثر برای ایجاد تغییر بنیادین در سازمان ها مورد توجّه بسیاری قرار گرفته است.و این در حالی است که اغلب نوشته های مشهور در این زمینه، تنها به توصیف و تشریح فلسفه مهندسی مجدّد پرداخته اند و راهکار عملی برای پیاده سازی آن ارائه ننموده اند. سازمان هایی که مایل به بکارگیری این رهیافت هستند،همواره با مشکل چگونگی اجرای آن مواجه اند. این مشکل به اعتقاد بعضی از محققان، از آنجا ناشی می شود که ماهیت مهندسی مجدّد، نوآوری در فرایندهاست و این امر بیشتر هنر است تا علم.لذا تدوین قوانین دقیق برای آن امکان پذیر نمی باشد. مدیران عامل سازمان ها اهداف متعددی را از اجرای مهندسی مجدّد دنبال می کنند که 35% با انگیزه تغییر ساختار سازمانی صورت می گیرد.رساله حاضر نیز با توجه به عنوان آن که "ارائه مدلی جهت مهندسی مجدد ساختار سازمانی شرکت گاز گیلان به منظور توسعه فناوری" می باشد،ابتدا به بررسی وجود رابطه بین ساختار سازمانی و توسعه فناوری در شرکت گاز گیلان پرداخته و سپس با توجه به رابطه ای که بین اصل مهندسی مجدّد با ساختار سازمانی و فناوری وجود دارد(که سعی شده در فصل دوم تا حد ممکن به تفصیل بیان شود) ضمن بیان یک متدولوژی ترکیبی مهندسی مجدّد پنج مرحله ای در فصل دوم، و یک متدولوژی مهندسی مجدّد پانزده مرحله ای در قسمت پیشنهادات، در قسمت ضمائم نیز یک الگوی فازی کاربردی مهندسی مجدّد و نیز یک متدولوژی مهندسی مجدّد که بر اساس نتایج تحقیق صورت گرفته توسط آقای بستانچی در پروژه - ریسرچای با عنوان "روش مناسب مهندسی مجدّد در ایران"، مناسب اجرا در شرکت های ایرانی تشخیص داده شده،آورده شود.
چکیده
مهندسی مجدّد و معماری سازمانی طرح هایی جامع برای توصیف فعلی و آتی ساختار و رفتار فرآیندها ، سیستم های اطلاعاتی، پرسنلی و واحدهای سازمان می باشند و در واقع، به دنبال هم راستا نمودن آن ها با اهداف و استراتژی های سازمان اند.(اصلاح و بهبود فرآیند ها و روش ها با استفاده از تکنیک مهندسی مجدّد برای سه سازمان پایلوت استان اصفهان ،1387:ص 1 ). هدف اصلی از این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی ( پیچیدگی،رسمیت و تمرکز) بر فناوری اطلاعات شرکت گاز گیلان وارائه مدل مهندسی مجدّد می باشد.و شامل اهداف فرعی،افزایش سرعت فرآیندها،ساده سازی، ارتقای ارائهءخدمات و... میباشد. تحقیق حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی و از شاخه ءتحقیقات همبستگی است که به صورت یک مطالعه موردی در شرکت گاز گیلان انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت آزمون فرضیات از تکنیک پرسشنامه(پرسشنامه ساختار سازمانی و فناوری اطلاعات رابینز) به منظور سنجش اظهارات پاسخگویان استفاده شده است. جامعه شامل 400 نفر از کاکنان شرکت گازگیلان می باشد و جهت برآورد میزان حجم نمونه، از جدول مورگان – کرجسای استفاده شد که بر این اساس حجم نمونه برابر با 196 نفر شد. در عین حال برای افزایش دقت، حجم نمونه به 215 نفر افزایش یافت، و بر اساس سهمیه بین کارکنان شرکت گاز استان گیلان توزیع شد ، در تحلیل نهایی اطلاعات 198 پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. داده های به دست آمده از پرسشنامه با استفاده از نرم افزار آماری spss18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از این است که بین مهندسی مجدّدرسمیت و پیچیدگی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه معنا دار و منفی وجود دارد.بین مهندسی مجدّد تمرکز شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه معنا دار و مثبت وجود دارد.متغیرهای مد نظر قرار گرفته در این پژوهش (رسمیت، تمرکز و پیچیدگی) در قالب مهندسی مجدد ساختار سازمانی توانسته است حدود 40 درصد از متغیر وابسته تحقیق را (توسعه فن آوری) تبیین نماید. این در حالی است که توسعه فن آوری اطلاعات تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد که پرداختن به همه این موارد در مجال این رساله نبوده لذا پیشنهاد میگردد سایر محققین به سایر ابعاد مربوطه بپردازند.
کلید واژه ها : مهندسی مجدّد، ساختار سازمانی، فناوری اطلاعات
فهرست جداول
جدول(2-1) ......................................................................................................34
جدول(2-2) ......................................................................................................35
جدول(2-3) ......................................................................................................44
جدول(2-4) ......................................................................................................55
جدول(2-5) ..................................................................................................... 56
جدول(2-6) ..................................................................................................... 63
جدول(2-7) ..................................................................................................... 75
جدول(3-1) ..................................................................................................... 88
جدول(3-2) ..................................................................................................... 93
جدول(3-4) ..................................................................................................... 94
جدول(4-1) ..................................................................................................... 96
جدول(4-2) ..................................................................................................... 97
جدول(4-3) ..................................................................................................... 98
جدول(4-4) ..................................................................................................... 99
جدول(4-5) .....................................................................................................100
جدول(4-6) .................................................................................................... 102
جدول(4-7) .................................................................................................... 103
جدول(4-8) .................................................................................................... 103
جدول(4-9) .................................................................................................... 104
جدول(4-10) ....................................................................................................105
جدول(4-11) ....................................................................................................107
جدول(4-12) .................................................................................................. 107
جدول(4-13) .................................................................................................. 108
جدول(4-14) .................................................................................................. 109
جدول(4-15) .................................................................................................. 110
جدول(د-1) ....................................................................................................140
جدول(د-2) .................................................................................................... 140
جدول(د-3) .................................................................................................... 141
جدول(د-4) .................................................................................................... 142
فهرست نمودارها/اشکال
نمودار(2-1) ...................................................................................................... 37
نمودار(2-2) .................................................................................................... 68
نمودار(4-1) ...................................................................................................... 97
نمودار(4-2) ...................................................................................................... 98
نمودار(4-3) ...................................................................................................... 99
نمودار(4-4) .................................................................................................... 100
نمودار(4-5) .................................................................................................... 101
نمودار(4-6) ....................................................................................................102
نمودار(4-7) .................................................................................................... 103
نمودار(4-8) .................................................................................................... 104
نمودار(4-9) .................................................................................................... 105
نمودار(4-10) .................................................................................................. 106
شکل(1-1) ........................................................................................................ 5
شکل(2-1) .......................................................................................................17
شکل(2-2) .......................................................................................................31
شکل(2-3) ........................................................................................................41
شکل(2-4) ....................................................................................................... 45
شکل(2-5) ...................................................................................................... 47
شکل(2-6) .......................................................................................................77
فصل اول
کلیات تحقیق
کلیات تحقیق
1-1مقدمه
" لسترور"(1990) می نویسد: آن هایی که با صدای انقلاب صنعتی بیدار نشدند ملت های توسعه نایافته کنونی لقب گرفته اند. اکنون صدایی دیگر در راه است. آن هایی که گوش خود را بر این صدا می ببندند به طور مسلم حاشیه نشینان فقیر دنیای فردا خواهند بود. آن صدا چیست؟صدای مهندسی مجدّد(عبدی ها/قراخانلو ،1389:ص6) مهندسی مجدّد امروزه به یکی از متداول‌ترین رویکردها برای اصلاحات اداری در سازمان های دولتی تبدیل شده است. اصول و تکنیک‌های مهندسی مجدّد جذابیت روزافزونی برای سیاستگذاران، متخصصان و دانش‌پژوهان مدیریت دولتی پیدا کرده است. در سالهای اخیر مهندسی مجدّد به عنوان یک تجلی قوی از نوآوری مستمر در بازتعریف ارزشها وفلسفه‌های اداری، و روشها و سیستم های بوروکراسی دولتی ظهور کرده است. اقتصاد جهانی دگرگونی پویایی راتجربه می‌کند که سازمان های دولتی و خصوصی را نیازمند اصلاح ریشه‌ای در روش و طریق فعالیت خود ساخته است. بنابراین، شگردها و تکنیک‌های نو و استادانه ای برای مدیریت سازمان ها ظهور کرده است تا این تغییر را تسهیل کند و در این میان مهندسی مجدّد به عنوان یکی از برجسته‌ترین سیستم‌های انطباق با این نظام نو و پیچیده ارایه شده است.به همین دلیل است که مفاهیم مهندسی مجدّد مخاطبان روزافزونی را در بخش خصوصی و دولتی به خود جذب می‌کند. ابزار و تجربیات مهندسی مجدّد در دستور کار تجدید سازمان بخش دولتی - در کشورهای توسعه‌یافته و درحال توسعه، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی- لحاظ شده و مورد پذیرش و قبول قرار گرفته است.( البدوی،1388:ص1)
در این فصل به کلیات موضوع تحقیق، شامل بیان مسأله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف، سؤالات، فرضیه ها و متغیرهای تحقیق پرداخته شده است.
1-2 بیان مسأله
مهندسی دوباره ،مجموعه فعّالیت هایی است که بنگاهی اقتصادی برای تغییر فرآیندها و کنترل های درونی خود انجام می دهد تا ساختار سنّتی عمودی و سلسله مراتبی به ساختار افقی، میان فعّالیتی، مبتنی بر تیم و مسطّح تبدیل و همه ی فعّالیت ها برای جلب رضایت مشتریان انجام شود .(سجّادی، 1390:ص 268) هنگامی که مهندسی مجدّد انجام شود ، سازمان می تواند امور را با توجّه به فرآیندها سازماندهی کند. در نهایت سه عامل اصلی سازمان نیز تغییر می کنند :
ساختار سازمانی: توجّه و تمرکز بر ساختار سازمانی، مدیریت و زیر ساخت های سازمانی عناصر اصلی تشکیل دهنده ی بعد سازمانی برنامه ی تغییر و مهندسی دوباره هستند. نحوه ی پیکربندی و زیر ساختارهای سازمانی یک بنگاه اقتصادی، سطح اختیارات، خطوط ارتباطی مسئولیت ها و وظایف در هماهنگی و پذیرش تغییر و برنامه مهندسی دوباره تأثیر اساسی دارد. (همان منبع:ص 270)
فرهنگ: بعد فرهنگی شامل توجّه به هنجارهای رسمی و غیر رسمی، ارزش ها و اعتقادات کارکنان است، در واقع، این بعد به نحوه ی تأثیر فرهنگ سازمانی در پذیرش تغییرات ایجاد شده در دیگر ابعاد می پردازد.(همان منبع:ص 270)
سیستم های اطلاعاتی: در سازمان هایی که به شیوه سنّتی(وظیفه ای)سازماندهی شده اند، سیستم های اطلاعاتی در جهت پشتیبانی از وظایف مشخص به کار گرفته می شوند. در این حالت به دلیل وجود مرزهای بین وظیفه ای ، ارتباطات و اطلاعات در سازمان به سختی جریان می یابد. ولی در شرایطی که جریان کار به سوی «فرآیندگرایی» پیش می رود، سیستم های اطلاعاتی نیز باید دستخوش تغییرات عمده شده و خود را با شرایط جدید وفق دهند. معمولا سیستم های اطلاعاتی در پیشبرد سریع کار و ایجاد بهبودهای خیره کننده در زمان انجام کار نقشی کلیدی بازی می کنند. (همان منبع:ص 270)
ساختار سازمانی هر موسسه ای صحنه فعالیت و عملیات آن سازمان است. مهمترین نقش ساختار سازمانی،تعیین وظایف و مسئولیت هاو حدود اختیارات و نیز روابط کارکنان به منظور تامین هدف های آن سازمان است. در تعیین ابعاد ساختاری، عوامل زیادی را برشمرده اند که از جمله این عوامل می توان به اجزای اداری،استقلال، تمرکز،پیچیدگی،تفویض اختیار،تفکیک،رسمیت،تلفیق،حرفه ای گرایی،حیطه نظارت،تخصص گرایی، استانداردسازی و تعداد سطوح سلسله مراتب عمودی اشاره کرد.که اکثر نظریه پردازان سازمانی از میان آن ها در سه بعد رسمیت، پیچیدگی و تمرکز اتفاق نظر دارند. ابعاد ساختاری بیانگر ویژگی های درونی سازمان هستند و شدت یا ضعف هر کدام از این سه بعد در شکل گیری کلی ساختار سازمانی مؤثر است. (مجیدی و دیگران،1390:ص 9) پیچیدگی عبارت ست از تعداد سطوح مدیریتی که در سازمان وجود دارد.( مجیبی ودیگران،1390:ص 15) رسمیت نیز حدی است که یک سازمان برای جهت دهی رفتار کارکنانش به قوانین، مقررات و و رویه ها متکی است(همان منبع:ص 16) تمرکز به میزانی از اختیار تصمیم گیری دلالت دارد که در یک نقطه واحد ، در بالای سلسله مراتب سازمانی جمع شده باشد. Vilson, 2012, p494-498)) تحت تأثیر و نفوذ فناوری اطلاعات،جامعه کنونی در یک نقطه چرخشی از یک جامعه صنعتی به یک جامعه اطلاعاتی می باشد.با توجّه به تفاوت های اساسی میان کشورهای مختلف،هیچ کشوری از تغییراتی که در نتیجه توسعه فناوری اطلاعات رخ خواهد داد، مصون نخواهد ماند.( p26،2013، Afzali)فناوری اطلاعات مربوط به کاربرد سیستم های اطلاعاتی ،ارتباطات و مکانیزاسیون اداری و کامپیوتر است و اگر آن را مثلثی در نظر بگیریم، سه رأس آن را سیستم های اطلاعاتی،ارتباطات و مکانیزاسیون اداری تشکیل می دهند. (اسماعیلی و دیگران ،1392:ص42)
مطالعات صورت گرفته در زمینه مهندسی مجدّد نشان دهنده تأکید صاحب نظران به توجّه متعادل و هم زمان به عوامل و منابع سازمانی و ساختاری ، اعم از فنّی و غیرفنّی سازمان ها است.از جمله این مطالعات که در حوزه های نظری و نیز در محیط های عملی و اجرایی کاربرد فراوان دارد ، مدل هم راستای Alignment در چارچوب مدل معروف به MIT90 است.(Mintzberg, 1987, p32) در این مدل، که مدل مفهومی تحقیق نیز می باشد به لزوم هم راستایی بین ساختار، راهکار، فناوری،فرآیندها و نیروی انسانی تأکید شده است ،لازم به ذکر است که در تحقیق حاضر فقط رابطه ساختار و فناوری مورد توجه قرار گرفته است.
ساختار
فناوری راهکار
فرآیند مدیریت
مهارت ها و نقش های فردی

شکل(1-1) : مدل مفهومی تحقیق (Mintzberg, 1987, p32)
با توجه به ساختار سازمانی شرکت گاز گیلان این سؤال مطرح می شود که آیا بین مهندسی مجدّد ساختار سازمانی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد؟ برای پاسخگویی به این سؤال وضعیت ساختار سازمانی و فناوری اطلاعات شرکت گاز گیلان مورد بررسی قرار گرفت و متدولوژی مهندسی مجدّد پیشنهادی نیز ارائه شد.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
چالش هایی که دولت ها امروزه با آن مواجه هستند نسبت به گذشته پیچیده تر شده است دولت ها دائم تحت فشارند تا راه حل های جدیدی برای مسائل و مشکلات پیش رو یافت کرده و همیشه برآنند خدماتی بهتر ارائه نمایند که از استانداردهای بالایی برخوردار باشند . دستگاه های اجرایی ارائه کننده خدمات عمومی مجبورند به انتظارات نیازمندان، علاقمندان و مشتریان از جمله شهروندان عادی، مسئولان سیاسی ، بخش غیردولتی و غیره پاسخ دهند.دستگاه های دولتی کشور برای تحقق برنامه های کوتاه ، میان و بلند مدت نیازمند متحول و مجهز شدن به ساختارها ، ابزارها و نیروهایی توانمند جهت پاسخگویی به نیازهای آتی می باشند.در این موقعیت ، مهندسی و معماری که واژه هایی آشنا در عرصه سازمانی هستند نقشی ویژه در بازنگری و برنامه ریزی سازمان ها ایفا می کنند. به عنوان مثال ، در فیلیپین ، اصول و پارامترهای فعّالیت های دولت با استفاده از چارچوب مهندسی مجدّد- به عنوان فلسفه راهنما- بازتعریف شده است. در اتّحادیه اروپا ، مهندسی مجدّد عملکرد مرسوم شده است. در آفریقای جنوبی ، مهندسی مجدّد برای تسهیل فرآیندهای میان صنعت ، نیروی کار و دولت به کار گرفته شده است.در ایرلند نیز از مهندسی مجدّد برای بهبود تسهیلات خدمات اجتماعی استفاده شده است. مطالعاتی که در سال 2001 در سنگاپور منتشر شده بیان می کند 8% سازمان های دولتی پیش از این مهندسی مجدّد انجام داده اند، 23% در حال انجام پروژه های مهندسی مجدّد هستند، 54%فعّالیت های مهندسی مجدّد را در برنامه 3 سال آینده خود دارند و تنها 15% اصولاً بنایی بر مهندسی مجدّد ندارند.( عبدی ها و قراخانلو ،1390:ص5) واز آنجا که ابزار و تجربیات مهندسی مجدّد در دستور کار تجدید سازمان بخش دولتی-در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، چه در سطح ملّی و چه در سطح محلّی- لحاظ شده و مورد پذیرش و قبول قرار گرفته است ضرورت ارائه متدولوژی و مدلی جهت مهندسی مجدّد در شرکت گاز استان گیلان را توجیه می کند.
1-4اهداف تحقیق
1-4-1 اهداف اصلی
اهداف علمی تحقیق :
1- بررسی رابطه بین مهندسی مجدّد رسمیت و توسعه فناوری
2-بررسی رابطه بین مهندسی مجدّد پیچیدگی و توسعه فناوری
3-بررسی رابطه بین مهندسی مجدّد تمرکز و توسعه فناوری
1-4-2 اهداف فرعی
اهداف کاربردی :
1-کاهش هزینه های فرآیند از طریق حذف فعّالیت ها یا ضوابط زائد و غیر کارآمد و تسریع و تسهیل امور
2-کاهش زمان های انتظار، کاهش دوباره کاری ها ، حذف فعّالیت های موازی و حذف فعّالیت های فاقد ارزش افزوده
3-افزایش کیفیت
4-افزایش سرعت فرآیندها
5-ساده سازی
6-بهره گیری کامل از منابع انسانی
7-بهبود کیفیت و ارتقای ارائهءخدمات
1-5 سؤالات تحقیق
1-5-1 سؤال اصلی
آیا بین مهندسی مجدّد ساختار سازمانی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد؟
1-5-2سؤالات فرعی
1-آیا بین مهندسی مجدّد رسمیت شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
2-آیا بین مهندسی مجدّد پیچیدگی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
3-آیا بین مهندسی مجدّد تمرکز شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
1-6 تبیین فرضیه های تحقیق
1-6-1 فرضیه اصلی:
بین مهندسی مجدّد ساختار سازمانی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری در شرکت گاز استان گیلان رابطه وجود دارد.
1-6-2 فرضیه های فرعی:
1- بین مهندسی مجدّدرسمیت شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
2- بین مهندسی مجدّد پیچیدگی شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
3- بین مهندسی مجدّد تمرکز شرکت گاز استان گیلان و توسعه فناوری رابطه وجود دارد.
1-7 متغیرهای تحقیق
متغیر، کمیتی است که در دامنه ای معین می تواند از یک فرد به فرد دیگر یا از یک مشاهده به مشاهده دیگر مقادیر مختلفی را ایجاد کند، بنابراین چیزی است که تغییر می پذیرد و محقق آن ها را بنا به هدف تحقیق خود کنترل ، دستکاری یا مشاهده می کند و در برخی مواقع متغیر نمادی است که اعداد یا ارزشهایی به آن منتسب می شود.( خاکی،1389:ص 165) متغیر مستقل در این تحقیق، مهندسی مجدّد ساختار سازمانی (ساختار فیزیکی: رسمیت، پیچیدگی، تمرکز) ، و متغیر وابسته توسعه فناوری می باشد.در این تحقیق سعی بر ارائه مدلی جهت مهندسی مجدّد ساختار سازمانی در شرکت گازگیلان به منظور توسعه فناوری است .
1-7-1 متغیر مستقل
متغیر مستقل، متغیری است که انتظار می رود تغییر در متغیر وابسته را توضیح دهد،به عبارت دیگر متغیر مستقل، متغیر روشنگر است.(همان منبع:ص 166) در این تحقیق، مهندسی مجدّد ساختار سازمانی (ساختار فیزیکی: رسمیت، پیچیدگی، تمرکز) ،متغیر مستقل فرض شده است.
1-7-2 متغیر وابسته
متغیر وابسته،متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییر پذیری در آن است،به عبارت دیگر یک متغیر اصلی است که در قالب یک مسأله برای تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.( همان منبع :ص 166) در این تحقیق،متغیر وابسته توسعه فناوری می باشد.
1-8تعریف عملیاتی واژه ها ، متغیر ها و اصطلاحات تحقیق
مهندسی مجدّد : مهندسی مجدّد شامل فرآیند برنامه ریزی مجدّد و جامع، طراحی مجدّد و موازی و پیاده سازی فرآیندهای اداری ،ساختار سازمانی و سیستم اطلاعاتی پشتیبانی کننده به صورت مستقیم و غیرمستقیم است و در مواجهه با نیروهای برون سازمانی انجام می شود. (,2012,p93 Goksoy & Ozsoy)
ساختارسازمانی: راه یا شیوه ای است که به وسیله ی آن ، فعّالیت های سازمان تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می شود.(صادقی و دیگران ،1392:ص2)
رسمیت: به میزان یا حدی که مشاغل سازمانی استاندارد شده اند اشاره دارد.( آقائی و دیگران ،1390: ص114)
پیچیدگی: پیچیدگی،تعداد کارها یا سیستم های فرعی است که در درون یک سازمان وجود دارد و یا انجام می شود.( همان منبع: ص114)
تمرکز: تمرکز به میزان انعطاف در تصمیم گیری و ارزیابی فعّالیت ها به صورت متمرکز و به درجه متمرکز بودن تصمیمات در یک نقطه از سازمان اشاره دارد.( همان منبع: ص115)
فناوری اطلاعات: فناوری اطلاعات به ابزار و روش هایی اطلاق می شودکه به نحوی اطلاعات را در شکل های مختلف(صدا،تصویر،متن)جمع آوری،ذخیره،بازیابی،پردازش و توزیع می کنند. (ایران نژاد و دیگران ،1392: ص26)
1-9 قلمرو تحقیق
1-9-1 قلمرو موضوعی : قلمرو موضوعی تحقیق ،مهندسی مجدّد است که در حوزه مدیریت دولتی و از شاخه بهبود می باشد.
1-9-2 قلمرو مکانی : شرکت های گاز 16 شهرستان استان گیلان می باشد.
1-9-3 قلمرو زمانی : این تحقیق در بازه زمانی آبان تا اواخر دی 92 صورت گرفته است.
خلاصه فصل:
دراین فصل به کلیات تحقیق پرداخته شده است، ازجمله مطالب بیان شده عبارتند از: موضوع تحقیق، دلایل انتخاب موضوع،اهمیّت و ضرورت آن ، بیان موضوع، اهداف تحقیق، سؤالات تحقیق، فرضیه های تحقیق، متغیرهای تحقیق، قلمرو تحقیق، روش تحقیق و تعاریف عملیاتی واژه ها.
سازماندهی تحقیق :
این تحقیق در پنج فصل به شرح زیر تنظیم شده است:
فصل اول: در این فصل پرداختن به تبیین موضوع تحقیق، اهمیت ، ضرورت،اهداف،سؤالات، فرضیه ها و متغیرهای تحقیق مدنظر قرار گرفته است.
فصل دوم: در این فصل به ادبیات، مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته شده است.
فصل سوم: در این فصل به روش تحقیق، جامعه آماری و حجم نمونه مورد تحقیق، معرفی شرکت بهره برداری، معرفی ابزار جمع آوری اطّلاعات، روایی و پایایی پرسشنامه پرداخته شده است.
فصل چهارم: در این فصل، اطّلاعات از طریق پرسشنامه و مطالعه تحقیقات مشابه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
فصل پنجم: در آخرین فصل از فصول پنجگانه این تحقیق، پس از بیان نتایج حاصله و ارائه پیشنهاداتی بر اساس آن ها،محدودیت های تحقیق عنوان شده است.
فصل دوم
ادبیات ،مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1مقدمه
نوآوری و تغییر در محصولات و خدمات جوامع صنعتی چنان شتابی گرفته است که قدرت انتخاب و خرید بسیاری محصولات وخدمات را از مشتریان گرفته است، به گونه ای که نو بودن بسیاری از کالاها بیش از چند ماه دوام ندارد. سرعت تغییر در خدمات و کالاها و جهانی شدن اقتصاد تاثیر خود را به گونه ای در تمامی بنگاه های اقتصادی نمایان کرده است که رفتار و فرهنگ تمام مردم تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته است.(عبدی ها و قراخانلو،1390،ص6) مهندسی مجدّد فرآیندهای کسب و کار رویکرد نوینی است که از دریچه کاملا جدیدی به سازمان ها می نگرد.از اواخر دهه 90 سازمان های مختلفی در کشورهای پیشرفته صنعتی با یاری جستن از رویکرد مزبور،موفق به دگرگونی در سازمان خود شده اند و هم اکنون نیز برای دستیابی به دگرگونی مداوم تلاش می کنند.سازمان ها برای حفظ بقا و حضور خود در صحنه رقابت ناگزیر به دگرگونی و استفاده از تازه ترین دستاوردهای تکنولوژی برای دستیابی به بالاترین سطح بهبود توانایی های خود و کارکنان خود هستند.سازمان هایی که برنامه مهندسی مجدّد را بتوانند با موفقیت به انجام برسانند،ضمن دستیابی به نتایج بنیادی در کوتاه مدت ،از چنان انعطافی برخوردار می شوند که قادر به دگرگونی مداوم نیز خواهند شد. از جمله دستاوردهای این رویکرد ارائه خدمات با کیفیت به مشتریان ، کاهش هزینه ها،سرعت بخشیدن به امور و در نهایت بهبود عملکرد سازمان است.(امیری و شیخی، 1389،ص 4)
2-2مهندسی مجدّد چیست؟
«بازمهندسی، تفکر مجدد اساسی و بنیادین و طراحی مجدد رادیکالی فرایندهای کسب و کار به منظور
دستیابی به توسعه ها و پیشرفت های چشمگیر در سنجش های اساسی و بحرانی و معاصر عملکرد، از قبیل
هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت، می باشد.» (باصری و مطلق،1391،ص114).مهندسی مجدّد با فرآیند محوری و تغییرات اساسی که در فرآیندهای سازمان به وجود می آورد،فعّالیت هایی را که در سازمان ارزش افزوده ایجاد نمی کنند با فعّالیت های جدید جایگزین می کند.مهندسی مجدّد سازمان ها یک رویکرد کل نگر است که طی آن،استراتژی رقابتی سازمان را با فرآیندهای درونی و کارکنان آن مرتبط می کند.این ارتباط از طریق به کار گیری جدیدترین و به روزترین تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برقرار می شود.(جعفری و دیگران،1388،ص25)BPR بیان می کند که، بنگاه ها و شرکت ها به اصول بنیادین بازگردند و ریشه های خود را دوباره بررسی و آزمایش کنند. BPR به توسعه ها و پیشرفت های کوچک اعتقادی ندارد. بلکه هدفش یک ابداع و نوآوری مجدد و کلی است.(,2012, p68 Chang Chen) مهندسی مجدّد ، به واقع طراحی مجدّد فرآیندها برای ساده کردن و جانشین کردن آن ها میباشد.با مهندسی مجدّد،چندین شغل ممکن است ادغام شوند،تعداد بازرسی ها و مراکز کنترل ممکن است کم شده یا حذف گردندو وظیفه ها جای خود را به فرآیندها دهند.در واقع مهندسی مجدّد نه تنها فرآیندهای کار را به صورت افقی بلکه به صورت عمودی نیز فشرده می کند.(همان منبع :p69)
2-3 تعریف مهندسی مجدّد
همر و چمپی مهندسی مجدّد فرآیند کسب و کار را به صورت بازاندیشی بنیادین،طراحی مجدّد فرآیندها برای دستیابی به پیشرفت ها ی عظیم در معیارهای عملکردی نظیر،کیفیت،هزینه،خدمات و سرعت تعریف می کنند.(,2012,p69 ( Chang Chen واژگان کلیدی این تعریف عبارتند از:
1-بنیادین: چرا این کار را انجام می دهیم؟ چرا کارهایمان را اینگونه که هست انجام می دهیم؟چرا روش انجام آن را تغییر نمی دهیم؟و چراهای دیگر. (مقدسی،1389:ص52)
2-ریشه ای: تمامی روندهای کاری و ساختارهای موجود باید فراموش و شیوه های جدید کار کشف شوند.تغییرات سطحی فایده ای ندارد.تغییر باید ریشه ای باشد .کار را باید از بستر آغاز کرد و طرحی نو ،کاملا جدا از ساختار پیشین ریخت.(همان منیع:ص52)
3-عظیم: باید به تغییرات چشمگیر و خارق العاده و نه بهبودهای جزئی و اندک دست یافت.به عبارت دیگر در مهندسی مجدّد سخن از افزایش حاشیه سود و یا بهبود نسبی نیست.هدف دستیابی به جهشی شگفت انگیز و چشم گیر است .هدف پیشرفت 10% یا20% نیست بلکه انفجار و خانه تکانی است.(همان منیع:ص52)
4-فرآیندها: طراحی مجدّد باید بر فرآیندهای سازمانی و نه وظایف،مشاغل،کارکنان یا ساختارها متمرکز باشد.فرآیندها مهمترین نقش را در مهندسی مجدّد دارند.اما اغلب مدیران با آن ها آشنا نیستند.دانشمندان علم مهندسی مجدّد علت مشکل را عدم فرآیندگرا بودن دست اندرکاران دنیای کسب و کار میدانند.(همان منیع:ص52)
هامر و چمپی BPR را به عنوان یک بازاندیشی اساسی و طراحی مجدد رادیکالی فرایندهای کسب و کار به منظور نیل به توسعه و پیشرفت های چشمگیر در سنجش های اساسی و بحرانی هم زمان از قبیل هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت، تعریف کردند. (,2012,p92 Goksoy & Ozsoy)
داونپورت مهندسی مجدّد فرآیند را به صورت «ابداع فرآیندها برای دستیابی به بهبود ریشه ای و عمیق در کسب و کار » تعریف کرده است که از طریق فعّالیت های زیر انجام می شود:
*شناخت و انتخاب فرآیندهایی که برای ابداع و نوآوری ،مناسب تشخیص داده می شود.
*درک و فهم این فرآیندها و اطلاعاتی که مورد استفاده قرار می دهند.
*ایجاد چشم اندازی از نوآوری های ممکن.
*ابداع و بهبود فرآیندها
*اجرا و ایفای فرآیندهای جدید
*ایجاد سازمانی که برای مدیریت و کنترل کارهای جدید مورد نیازاست.(,2012, p90 Ozalp& Beliz)
2-4 نکات قابل توجّه در مفهوم مهندسی مجدّد
مهندسی مجدّد به دور از فرض ها ،گمان ها و پیش داده ها آغاز می گردد.در مهندسی مجدّد سازمان ها، نخست تشخیص داده می شود که یک شرکت چه کاری را چگونه باید انجام دهد.این نظریه گذشته را به کلی به فراموشی می سپارد.«چه بوده است» اهمیتی ندارد،«چگونه باید باشد»مورد توجّه است. (مقدّسی،1389:ص51)
ریشه ای : طراحی ریشه ای یعنی کاری را از بن و دوباره طراحی کردن.ایجاد دگرگونی های سطحی و سازگار با ساختار موجود کافی نیست؛ مهندسی مجدّد برپا کردن شرکتی جدید و نو را در نظر دارد،نه بهسازی، اصلاح و بهبود وضع موجود را .(همان منیع:ص52)
شگفت انگیز : مهندسی مجدّد سخن از افزایش سود جنبی و یا بهبود نسبی ندارد،بلکه هدف دستیابی به جهشی شگفت انگیز و چشم گیر است.تنها هنگامی که یک انفجار و خانه تکانی ژرف مورد نظر باشد باید به سراغ مهندسی مجدّد رفت.مسلما بهبود نسبی به چرخش ظریف نیازمند است ، ولی در جهش شگفت انگیز باید کهنه ها را ازبین برد و چیزی کاملا نو به جای آن ها نشاند.(همان منیع:ص52)
فرآیند : فرآیند کار ، مجموعه گام هایی است که یک یا چند درون داد را به کار می گیرند و برون دادی می آفرینند که برای مشتری سودمند و خواستنی است.امروزه اندیشه فرآیندگرایی جایگزین اندیشه وظیفه گرایی شده است.(همان منبع:ص52)
2-5 رابطه مهندسی مجدّد و کایزن
کایزن یک واژه ژاپنی است و از «KAI» به مهنای تغییر و «ZEN»به معنای بهبود تشکیل شده است. فلسفه کایزن عبارت است از رشد و توسعه تدریجی و همیشگی از طریق بهتر انجام دادن کارهای کوچک به منظور نیل به استانداردهای بالاتر و بهتر. کایزن مفهومی است که بیشتر شیوه های خاص ژاپنی مثل مشتری گرایی و نظام پیشنهادات و... را دربرمی گیرد و از همین جهت این واژگان تقریباً مترادف با کایزن شده اند. (قراخانلو و عبدی ها،1390:ص12)از ویژگیهای جالب کایزن عدم نیاز قطعی آن به فناوری پیچیده یا آخرین دستاوردهای فناوری است. روش مهندسی مجدّد روش اصلاح فرآیندها باتوجّه به آخرین دستاوردهای فناوری است. یعنی اگر بخواهیم باتوجّه به آخرین دستاوردهای فناوری مجدّداً آغاز کنیم چگونه آغاز می کنیم. بنابراین، هیچ وجه مشترکی بین دیدگاه مهندسی مجدّد و کایزن که توجّهی به آخریـــن دستاوردهای فناوری ندارد، دیده نمی شود. کایزن به بهبود وضعیت موجود می اندیشد و مهندسی مجدّد به آنچه که باید باشد. دیدگاه کایزن و مجموعه تحت چتر کایزن مثل نظام پیشنهادات و... ازطریق مساعــــدت بخش های مختلف سازمان اجرا می شود ولی مهندسی مجدّد ازطریق نخبگان.در مهندسی مجدّد ممکن است کلیه مراحل تولید بهسازی گردد و یا کلاً از گردونه فعّالیت خارج شود. مهندسی مجدّد برای رسیدن به کیفیت محصول، فرآیندها را اصلاح می کند و یا بهترین فرآیند را جایگزین می سازد ولی در کایزن بهبود مستمر و تدریجی است و کیفیت محصول با بهبود مستمر و تدریجی ایجـــاد می شود و از روش مهندسی معکــــــوس بهره برداری می گردد، شرط زمان برای مهندسی مجدّد اصل و رکن است ولی درکایزن زمان برای تصاحب سهم بازار رکن نیست. مهندسی مجدّد انقلابی و سریع است ولی کایزن رفرم است و حرکت آرام است .بنابراین، مشخص است که مهندسی مجدّد و کایزن و مجموعه تحت چتر کایزن دو روش مستقل و متفاوت از هم هستند که قابل جمع شدن با هم نیستند و در راه رسیدن به هریک از آن ها نمی توان به روش دیگرنظر داشت. حال اگر وجوه مشترکی هم داشته باشند در اجرای طرح اهمیتی ندارد . (متّقی،1389:ص49)
2-6 مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدّد
امروزه هم مدیریت کیفیت جامع و هم مهندسی مجدّد را روش هایی جهت بهبود در سازمان ها می دانند. اساس هر دو روش بر پایه فرآیندهاست و هردو نیز سازمان را درگیر تغییرات می کنند.البته مدیریت کیفیت جامع بیشتر روی بهبودهای افزایشی و مستمر تکیه می کند،آنچه در بین ژاپنی ها به کایزن معروف است،در مقابل، تأکید مهندسی مجدّد روی نوآوری و تغییرات ریشه ای یا رادیکالی است.مطالعات نشان می دهد که تلفیق برنامه های مهندسی مجدّد با مدیریت کیفیت جامع می تواند موفقیت بیشتری برای سازمان به همراه داشته باشد.(محمودی ،1391:ص142) بعضی از محققان معتقدند که ترکیب مهندسی مجدّد و مدیریت کیفیت جامع تضمینی جهت بهبودهای حاصل از پروژه های مهندسی مجدّد میباشد و مدیریت کیفیت جامع می بایست داخل برنامه های مهندسی مجدّد تزریق شود ،این بدان معناست که ترکیب بهبودهای کوچک و کوتاه مدت با نوآوری های بلندمدت در قالب تغییرات می تواند به موفقیت سازمان منجر شود. از زاویه ای دیگر می توان درجه تغییرات سازمانی و سطح انقلابی بودن را عاملی جهت تمایل پروژه تغییر به سمت مدیریت کیفیت جامع یا مهندسی مجدّد دانست. به عبارتی بهبودهای رادیکالی به معنای مهندسی مجدّد و بهبودهای غیر رادیکالی ،مدیریت کیفیت جامع را به دنبال خواهد داشت .( Zigiaris, 2012, p6)
2-7 مهندسی مجدّد و بهبود سازمان
تئوری « بهبود سازمان » چیست؟ دانشی است براساس علوم رفتاری که به مجموع و کل سازمان نظر دارد و با مشارکت و همکاری مدیریت عالی سازمان به مورد اجرا گذارده می شود و بر توسعه، بهسازی و تغییر نظام ها تأکید می ورزد. فعّالیت های بهبود سازمان در اطراف هدف ها و مأموریت های کوتاه مدت و میان مدت تمرکز دارد و هدف نهایی آن افزایش سلامت و درجه کفایت و اثربخشی سازمانی است. البته بین مفهوم بهبود سازمان و مفهوم مدیریت توسعه باید تفکیک قائل شد ، زیرا این دو مفهوم اساسا دارای نظر گاه های متفاوتی هستند. (متقی، 1389:ص70)هدف از بهبود مدیریت، پرورش و بهسازی مدیریت به صورت انفرادی است در حالی که بهبود سازمان ضمن آنکه به پرورش و بهسازی مدیریت توجّه دارد اساسا فعّالیت ها در اطراف توسعه و بهبود نظام هایی متمرکز می گردد که نقش حیاتی در عملکرد سیستم کلی دارند.بهبود سازمان را کوشش های بلند مدت برای بهبود فرآیندهای نوسازی و تجدید حیات و حل مسائل و مشکلات به ویژه از طریق مدیریت فرهنگ سازمانی اثر بخش با بهره گیری از تئوری و فناوری علوم رفتاری و کاربردی و تحقیقات میدانی می دانند.با عنایت به تعاریف فوق ملاحظه می شود در دیدگاه بهبود سازمان برای رسیدن به بهبود سازمانی باید از کانال بهبود رفتار سازمانی به کانال بهبود ساختار سازمانی دست یافت ولی در دیدگاه مهندسی مجدّد از بهبود فرآیندها به بهبود ساختار و بهبود رفتار سازمانی می رسند. (همان منبع:ص71)
تغییر سازمانی

تدریجی-کایزن طرح گرانپر در مراحل رشد سازمان ناگهانی
TQM بین دو مرحله رشد تغییر ناگهانی نوآوری
در هرمرحله رشد تدریجی مهندسی
مجدّد
تغییر سازمانی
سازگاری توسعه ای
سطحی و ساده عمیق و بنیادی
شکل (2-1)-تغییر سازمانی(متقی، 1389:ص71)
بنابراین ، مهندسی مجدّد بهبود سازمانی با تعریف مبتنی بر فناوری رفتار سازمانی منطبق نیست اما به معنای عام خود به بهبود سازمانی منجر می شود . مهندسی مجدّد با استفاده از شناخت فرآیندها و اصلاح آن ها به بهبود سازمانی می رسد ولی بهبود سازمان با استفاده از فناوری مدیریت علوم رفتاری . همچنین بهبود سازمان به بلندمدت بودن بهبود فرآیند نوسازی تاکید دارد و مهندسی مجدّد به انقلاب دفعی در سیستم و فرآیندها تاکید می ورزد.انجام بهسازی سازمانی در تئوری بهبود سازمان به تهدید رقبا و استمرار بهبود توجّه می کند و در مهندسی مجدّد نه تنها به بهبود تحولات جدید فناوری توجّه دارد بلکه فرآیندها را به گونه ای طراحی می کند که پذیرای فناوری ها در آینده نیز باشد و این امکان را پیش بینی می کند که فرآیندها مجدّدا و مستمرا مهندسی شوند.در ادبیات بهبود رفتار سازمانی تغییرات سازمانی بدعت سازمانی به تطبیق سازمان با یک ایده ، روش ، فرآیند یا رفتار در سطح سازمان و سطح صنعت ، بازار و کل محیط داخلی و بین المللی می پردازد، ولی در ادبیات مهندسی مجدّد، بحث تطبیق سازمان مطرح نیست و برخی گمان کرده اند مهندسی مجدّدهمان انتخاب الگوی مناسب است . و معتقدند برای تطبیق به منظور رسیدن به وضعیت دلخواه باید یک معیار و شاخص داشته باشند و اگر آن را اجرا کنند به هدف خود رسیده اند.(رضی،1388:ص34)
2-8 بهینه کاوی و مهندسی مجدّد
بهینه کاوی عبارت است از: «فرآیند شناسایی، درک و تطبیق فرآیندها و عملکردهای اثربخش با روش های برتر جهان در جهت بهبود بازدهی یا عملکرد شاخص های سازمان خود ». یا به طور خلاصه « جستجوی یک مرجع یا استاندارد اندازه گیری برای مقایسه ».بهینه کاوی ممکن است به عنوان وسیله یی برای ایجاد تغییر و تحول ،مبنای بررسی عمیق تر در فرآیند کسب و کار شود که به مهندسی مجدّد سازمان می انجامد .(,2012, p432 Bender).مدیریت جامع کیفیت،بهبود عملکرد فهالیت های تجاری،تفکر ناب و سایر رویکردهای تلفیقی که به منظور کسب مزایای رقابتی و نیز شایستگی های بنیانی پیشنهاد شده اند بر اساس بهینه کاوی صورت می گیرند.اما بسیاری ایده ها و رویکردهای دیگر، مانند کاربرد سیستم های اطلاعاتی و تعیین ساختار سازمانی، نیز وجود دارند که می توان با استفاده از فلسفه و روش بهینه کاوی از آن ها بهره جست. (شیخی و دیگران،1389:ص 4).هنگام مهندسی مجدّد و توسعه فرآیندها با استفاده از ایده های ابتکاری جدید ،غالبا تمرکز بر «تفکر خارج از جعبه» مفید است.این رویکرد به معنای طراحی یک فرآیند جدید بدون توجّه به محدودیت ها و مشکلات فعلی است.بنابراین تیم پروژه باید فرض کند هیچ فعّالیتی در حال حاضر وجود ندارد، و سپس فرآیند را از «ابتدا» طراحی کند و توسعه دهد. این کار اصطلاحا «طرح زمین سبز» نام دارد.(,2012, p433 Bender).
2-9 مدیریت بر مبنای هدف
برای مدیریت بر مبنای هدف تعاریف متفاوتی ارائه شده، یکی از پذیرفته شده ترین تعاریف ، تعریفی است که "اودیورن" از مدیریت بر مبنای هدف دارد. وی مدیریت بر مبنای هدف را فرآیندی تلقی می کند که از طریق آن مدیران سطوح بالا و پایین سازمان مشترکا اهداف را مشخص می سازند و حدود مسئولیت ها و وظایف هر فرد را با در نظر گرفتن نتایج مورد انتظار تعیین می کنند و تمامی این عوامل برای اداره واحد و ارزشیابی فعّالیت های افراد به کار می رود.(بستانچی،1390:ص4)
2-10 نقش مدیریت بر مبنای هدف در مهندسی مجدّد
با توجّه به تعاریف، ابعاد و فلسفه مدیریت بر مبنای هدف،نقش کلیدی کارکنان در روش مدیریت بر مبنای هدف و چگونگی مشارکت آنان در اداره سازمان مشخص می گردد.آنچه مسلم است این است که هرقدر کارکنان در برنامه های سازمان بیشتر مشارکت داشته باشند،به هنگام ایجاد تغییرات واکنش کمتری از خود نشان می دهند ،بخصوص اگر اهداف تغییر نیز برای آن ها مشخص گردد.(بستانچی،1390:ص5) اکثر متدولوژی های ارائه شده جهت مهندسی مجدّد با یک نقیصه و مشکل مشترک مواجه هستند که در عین حال چالشی بسیار بزرگ هم به حساب می آید و آن عدم توانایی در متقاعد کردن نیروی انسانی برای پذیرش تغییر می باشد.معمولا تغییرات انسانی در هر اندازه ای،مقاومت بدنه نیروی انسانی را به دنبال خواهد داشت ،اما اگر آن ها اهداف واقعی تغییر را دریابند و منافع آن را درک نمایند ،مقاومت کمتری نیز از خود نشان خواهند داد.تجربه نشان داده است که سازمان های موفق در بکارگیری مهندسی مجدّد،آن هایی هستند که توانسته اند ضرورت مهندسی مجدّد را به شیوه ای درست به کارکنان انتقال دهند و اهدافی را که سازمان در سایه مهندسی مجدّد کسب خواهد کرد به آن ها تفهیم نماید.در دوره بازسازی باید این اندیشه را تقویت نمود که مهندسی دوباره در نهایت به سود همه بوده و نتیجه اش در پایان کار و پس از برقراری فرآیندهای جدید عاید همگان خواهد شد.برای شناخت دادن به کارکنان برای موارد فوق ، برقراری ارتباطات گسترده در تمامی سطوح امری لازم است .ارتباطات باید در تمامی جهات برقرار شده و کارکنان در جریان امور قرار گیرند و با توجّه به موارد فوق یکی از بهترین روش ها ی شناخته شده جهت برقراری ارتباط و دادن آگاهی و شناخت به کارکنان در خصوص اهداف ، روش مدیریت بر مبنای هدف است. (جبل عاملی،1390:ص38)
2-11 تفکر ناب و مهندسی مجدّد
تفکر ناب راهی است برای درک مشکلات ،طریقی است برای شناخت علل پیدایش دشواری ها و نگرشی است برای استفاده از روش های علمی جهت تعریف ارزش های یک سیستم و تمرکز بر بهبود و خلق جریان های موجد ارزش در راستای تعالی و کمال سازمان. (رضی،1388:ص37) اساس تفکر ناب ازاصول کشف شده برای رفع ضعف های فرآیند مهندسی مجدّد و تمرکز بر کشف آنچه می خواهیم ،یعنی ارزش و تعریف آن ارایه شده است، زیرا در مهندسی مجدّد فرآیندها ، ارزش، نو آفرینی می شود و در تفکر ناب که آن روی سکه است شناخت ، درک و تعریف ارزش موجود، نقش اصلی را ایفا می کند . بررسی مبانی نظری نشان می دهد، فن مهندسی مجدّد فرآیندها ،نتیجه و برخواسته از مطالعات و ایده های مایکل همر است.فلسفه اصلی مهندسی مجدّد فرآیندها ، تمرکز بر فرآیندهای اصلی مدیریت است.در مهندسی مجدّد، با اساس الگوی صنعتی به مخالفت بر خواسته شده است.مهندسی مجدّد اعتقاد دارد برای دستیابی به نیازهای امروزی، همچون کیفیت برتر، خدمات مؤثرتر،انعطاف پذیری و هزینه پایین باید فرآیندها ساده شوند.این ساده جویی تأثیرهای فراوانی بر طراحی فرآیندها و شکل گیری سازمان ها خواهد داشت. در مهندسی مجدّد فرآیندها ،هدف، دستیابی به جهش شگفت انگیز و چشم گیر است و بر حذف جامع اتلاف منابع در سیستم ها پافشاری کرده است. در مهندسی مجدّد می توان انواع اتلاف ها را به شرح زیر برشمرد :
اشتباهات قابل اصلاح.
تولید چیزی که کسی خواهان آن نیست.
موجودی مازاد.
مراحل اضافی فرآیند.
جا به جایی منابع انسانی اضافی.
حمل و نقل اضافی.
توقف و انتظار بدون مورد به دلیل عدم توازن بین بالای جریان و پایین جریان.
کالاها و خدماتی که به نیاز مصرف کننده پاسخ نمی گویند.(محمودی و بداقی،1391:ص142)
2-12 تعریف سازمان
سازمان «پدیده ای اجتماعی» است که جهت دستیابی به اهداف مشترک ، به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتا مشخص می باشد. عبارت «پدیده اجتماعی»دال بر این معناست که سازمان از افراد و گروه هایی که با هم در تعاملند ، تشکیل شده است. چون سازمان پدیده ای اجتماعی است ، لذا الگوهای تعاملی که اعضای سازمان از آن تبعیت می کنند،باید موزون و هماهنگ باشند تا ابهام و سردرگمی حداقل شود و در نتیجه اطمینان حاصل شود که وظایف مهم سازمانی انجام می پذیرد.(الهیاری فرد،1390:ص48)
2-13 تعریف سازماندهی
سازماندهی عبارت است از تقسییم وظیفه کلی ، تعیین مسئولیت ها، اختیارات و تعیین ارتباطات. (آقائی،1390:ص106)
سازماندهی فرآیندی است که طی آن ، تقسیم کار میان افراد و گروه های کاری و هماهنگی میان آن ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد.(باغبان،1391:ص17)
سازماندهی فرآیندی سه مرحله ای است : 1-طراحی کارها و فعّالیت ها ، 2-دسته بندی فعّالیت ها به پست های سازمانی ، 3-برقراری رابطه میان پست ها به منظور کسب هدف مشترک(واعظی،1389:ص155)
2-14 تعریف طرح سازمانی
طرح سازمانی به نحوه ساخت و تغییر سازمان برای تحقق اهداف سازمانی اشاره می کند.ساختن یا تغییر دادن یک سازمان، شبیه ساختن یا تغییر دادن نقشه یک ساختمان نیست،اگر چه هردو با یک هدف نهایی آغاز می شوند، آنگاه طراح برای دستیابی به آن هدف ، نقشه یا وسایلی تدارک می بیند.در بنا کردن یک ساختمان، طرح مورد نظر، یک نقشه ساختمانی دقیق می باشد که بر اساس آن ساختمان بنا نهاده می شود ولی در ساختن یک ساختار، آنچه مورد استفاده قرار می گیرد، نقشه یا سند مشابهی است که نمودار سازمانی نامیده می شود.( مجیبی،1390:ص16)
2-15 تعریف ساختار سازمانی
ساختارسازمانی، راه یا شیوه ای است که به وسیله ی آن ، فعّالیت های سازمان تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می شود.(صادقی و دیگران ،1392،ص2)
ساختار سازمانی به الگوهای روابط درونی سازمان ،اختیار و ارتباطات دلالت دارد.و روابط گزارش دهی ، کانال های ارتباط رسمی،تعیین مسئولیت و تفویض اختیار تصمیم گیری را روشن می سازد. (p665،2013، Zanganeh)
ساختارهای مناسب در تحقق اهداف و استراتژی هایِ سازمان بسیار موثرند. تا جائیکه نادلر و توشمان، ساختار سازمانی را منبعی مهم، برای کسب مزیت رقابتی از طریق تغییرپذیریِ اثربخش،انعطاف پذیری و قدرت انطباق می دانند.(بافنده زنده،1388:ص104)
ساختار سازمانی قبل از هر چیز فرآیندی است مستمر از تغییرات محیط پیرامونی، استراتژی و عوامل داخل سازمان که به طور غیر قابل اجتناب با مرور زمان تغییر می کند.(مجیبی و میلانی،1390:ص15)
2-16 اهمیت ساختار سازمانی
ساختار به مدیران نشان می دهد که مسئول سرپرستی چه کسانی هستند و به کارکنان مدیرانی را میشناساند که از آن ها آموزش و دستور می گیرد.کمک به جریان اطلاعات نیز از تسهیلاتی است که ساختار برای سازمان فراهم می نماید.ساختار سازمانی باید توان تسریع و تسهیل در تصمیم گیری،واکنش مناسب به محیط و حل تعارضات بین واحدها را داشته باشد. ارتباط بین ارکان اصلی سازمان و هماهنگی بین فعّالیت های آن و بیان ارتباطات درون سازمانی از نظر گزارش دهی و گزارش گیری، از وظایف ساختار سازمانی است.اگرچه مفهوم ساختار سازمانی یک حقیقت است و برهر کسی در سازمان اثر می گذارد و همه به نوعی با آن سروکار دارند ،ولی کم و بیش مفهومی انتزاعی است.(آقائی و دیگران ،1390:ص110)
2-17 انواع ساختار سازمانی
هر سازمان دارای شش بخش اصلی بدنه عملیاتی،بخش عالی ،بخش میانی، متخصصان فنی،ستاد پشتیبانی و ایدئولوژی (سنت ها و باور ها) است.هر یک از این بخش ها می توانند سازمان را تحت تسلط خود درآورند که به ترتیب بروکراسی حرفه ای، ساختار ساده، ساختار بخشی، بروکراسی ماشینی، ادهوکراسی و ساختار عقیدتی به وجود خواهد آمد. بررسی مبانی نظری علم مدیریت نشان می دهد در حال حاضر ساختارهای سازمانی متعددی خلق و مورد استفاده قرار می گیرند.(مجیدی و دیگران ،1390 ،ص12) در ذیل به اهم این ساختارها اشاره می گردد :
الف- ساختار سازمانی وظیفه ای
در ساختار سازمانی وظیفه ای، تقسیم واحدها مبتنی بر وظیفه صورت می گیرد،به نحوی که هر واحد،وظیفه متفاوتی را انجام می دهد.در این ساختار هدف کلی سازمان به وظایف جزئی تر تقسیم می گردد. از مزایای این نوع ساختار، ایجاد حوزه های قوی تخصصی و بازده بالای آن در کارهای تکراری و ثابت است.نقطه ضعف آن نیز عدم انعطاف پذیری و تغییر ، همکاری ضعیف واحدها و توجّه به هدف های بخشی است.(همان منبع:ص12)
ب- ساختار سازمانی محصول محور
در این نوع ساختار، تقسیم واحدها مبتنی بر نوع محصول یا خدمت تولید شده توسط سازمان انجام می پذیرد. مزیت این ساختار، استقلال بیشتر مدیران عملیاتی و سهولت ارزیابی عملکرد مبتنی بر نوع محصول یا خدمت است. نقطه ضعف عمده آن نیز تضعیف گروه های تخصصی، پراکنده شدن واحدها و ناهماهنگی بین واحدهاست.(همان منبع:ص13)
ج- ساختار سازمانی منطقه ای
در این نوع ساختار سازمانی، تقسیم واحدها مبتنی بر مناطق جغرافیایی صورت می پذیرد. هر واحد کوشش می کند نیازهای مشتریان در محدوده خود را تأمین نماید، لذا سازمان می تواند خود را با نیازهای هر منطقه وفق دهد. البته ایجاد هماهنگی بین واحدهای هر منطقه مورد تأکید است.(همان منبع:ص13)
د- ساختار سازمانی ماتریسی
ساختارهای سازمانی ماتریسی و تیمی از خانواده ساختارهای پیوندی هستند. در این ساختار می توان به تعداد پروژه های موجود در سازمان ،واحد مستقل ایجاد کرد.دو مدیر همزمان بر یک واحد نظارت دارند. کاهش مشکلات سلسله مراتب و سرعت ارتباطات در یک پروژه و تأثیر ضعف یک پروژه فقط بر خود پروژه نه بر کل سازمان از مزایای این طراحی است.تضاد قدرت، صرف زیاد وقت، تشکیل جلسات متعدد هماهنگی و نیاز به مهارت های ارتباطی بالا از نقاط ضعف این ساختار است.(الهیاری فرد،1390:ص52)
ه- ساختار سازمانی پیوندی
این ساختار ترکیبی از ساختار مبتنی بر نوع محصول،وظیفه یا مناطق جغرافیایی است. زمانی که شرکتی سعی می کند چندین محصول تولید کند و وارد بازارهای متعددی گردد می تواند از این ساختار استفاده کند.در این ساختار واحدها به صورت خودمختار بوده و فقط برخی از امور به صورت متمرکز اداره می شوند. بالا رفتن کارایی و اثر بخشی واحدهای تخصصی و توان تطابق با تغییرات محیطی از نقاط قوت و افزایش سربار اداری از نظر تعداد کارمند و وجود تعارض بین کارکنان دفاتر مرکزی و بخش های تولیدی از نقاط ضعف این نوع ساختار است.(همان منبع:ص52)
و- ساختار سازمانی تیمی
امروزه می توان ساختارهای سنتی سلسله مراتبی را کنار گذاشت و ساختار را حول فرآیندها و جریان های کار طرح ریزی نمود. در نتیجه سلسله مراتب عمودی اختیارات به افقی تغییر شکل می دهد و کارهای مدیریت به سطوح پایین تر داده می شود و با توجّه به نوع فرآیند، تیم های خودمدار تشکیل می گردند. اعضای تیم، تخصص ها و مهارت های گوناگون دارند.فرآیند نیز بر اساس نیاز مشتریان شکل می گیرند. واکنش سریع به نیازهای محیط، اخذ سریع تصمیمات،رفع موانع بین دوایر سازمانی ، کاهش هزینه سربار اداری و بهتر بودن روحیه کارکنان از مزایای این نوع ساختار است. دشوار بودن استفاده از آن در سازمان های بزرگ ، سخت بودن تغییر ساختارهای کنونی به افقی ، حساسیت بالا، وقت گیر بودن فرآیند تغییر ساختارها به شکل افقی و نیاز به انجام تجزیه و تحلیل های فرآیندی از نقاط ضعف آن است.(همان منبع:ص53)
ز- ساختار سازمانی شبکه ای
سازمان های مستقلی هستند که هر یک وظایفی چون تولید،بازاریابی و طراحی محصول را به عهده دارند. کارگزار یا یک مرکز هماهنگی وجود دارد که این گروه ها را با یکدیگر منطبق ساخته و در جهت اهداف تعیین شده بسیج می کند.سازو کار های بازار، اجزای شبکه ها را با یکدیگر منطبق می سازد.سیستم های اطلاعاتی با اطلاعات شفاف، اجزای شبکه را هماهنگ می سازند.در این ساختار، تمرکز بر اموری است که سازمان مهارت دارد و بقیه فعّالیت ها به افراد یا شرکت ها واگذار می گردد که از طریق دفاتر مرکزی سازمان هماهنگ می شوند. بستن قرارداد و ارتباطات الکترونیکی از ویژگی های این طرح سازمانی است،نبود هزینه های سربار اداری و امکان استفاده از متخصصان در مناطق مختلف از نقاط قوت این ساختار است.کاهش وفاداری اعضا و نبود فرهنگ منسجم نیز از نقاط ضعف این ساختار است. (مجیدی و دیگران ،1390:ص12)
ط- ساختار سازمانی ستاره ای
این ساختارها متناسب با شرکت ها و سازمان هایی است که دارای محصولات متنوع و بازارهای مستقلی هستند.در این سازمان ها، مؤسسه مرکزی با گروه ها یا مراکز کوچک پایین دستی پیمان هایی شکل می دهند تا بدین وسیله با دانش،مهارت ها و منابع محوری خود از این مراکز کوچک حمایت کرده و هریک از این مراکز در بازارهای خود نوآوری و کارآفرینی داشته باشند و ممکن است این مراکز کوچک نیز به نوبه خود ضمن دستیابی به شایستگی محوری ، پاره ای از امور را به دیگران واگذار کنند. این سازمان ها با توجّه به قابلیت های محوری خود اگر در بازار با فرصت هایی روبرو گردند برای بهره برداری از آن ها شرکت جدیدی تأسیس و بخشی از سهام آن را مالک می شوند. پس سازمان های ستاره ای شکل، بهترین عملکرد و اثربخشی را با استفاده از راهبرد تأمین منابع از خارج سازمان می توانند داشته باشند. البته مرکزیت این سازمان ها دارای شایستگی های محوری بوده و گره ها یا مراکز کوچک تر کسب و کارهای موقتی در بازارهای مختلف هستند.(همان منبع:ص12)
ی- ساختار سازمانی شبدری
در این ساختار سه گروه از افراد شبیه برگ های سه وجهی شبدر به کار گرفته می شوند. بخشی از افراد، متخصصان تمام وقت،برخی شامل نیروهای موقت داخلی و گروهی دیگر مقاطعه کاران خارج از سازمان جهت انجام فعّالیت های برون سپاری شده توسط سازمان می باشند. نقطه قوت این ساختار، کاهش هزینه های سربار اداری و استفاده از متخصصان در مناطق مختلف و نقطه ضعف آن، کاهش وفاداری اعضاء و نبود فرهنگ منسجم در سازمان است.(همان منبع:ص13)
ک- ساختار سازمانی مجازی
ساختار سازمانی مجازی از مجموعه ای از شرکت ها به وجود می آید که برای بهره جستن از فرصت ها یا کسب مزیت های رقابتی دست در دست هم می گذارند و پس از تأمین هدف مورد نظر از هم جدا می شوند.سازمان های مجازی عملیات خود را فراتر از زمان، مکان ، فرهنگ و مغزهای سازمان انجام می دهند. وفق پذیری بیشتر،کوتاه تر شدن زمان پاسخگویی،تخصصی تر شدن وظیفه، گردآوردن بهترین تخصص ها اتکای سازمان ها به یکدیگر، ایجاد توان بالا و بهره گیری از فرصت های محیطی از مزایای این ساختار و افزایش مناقشات، کاهش وفاداری و احتمال خطرپذیری از معایب آن است.(همان منبع:ص13)
2-18 تمایز ساختار و نمودار سازمانی
بین ساختار سازمانی و نمودار سازمانی تمایز قایل می شوند.ساختار سازمانی که مفهوم کلی تری است ، با نمودار سازمانی نشان داده می شود .در نمودار سازمانی ،روابط اختیار،کانال های ارتباط رسمی،گروه های کاری رسمی و خطوط رسمی پاسخگویی نمایان است.بنابراین می توان گفت که ساختار،آیینه تمام نمای قواعد، مقررات،رویه ها، استانداردها، جایگاه تصمیم گیری، نحوه ارتباطات،تفکیک نقش ها و مشاغل و تلفیق آن ها،و سلسله مراتب اختیارات است. مفهوم نسبتا ساده و ملموس ساختار، به شکل نمودار سازمانی نمایان می شود که یک نماد قابل رؤیت از کل فعّالیت ها ، شیوه های ارتباطی و فرآیندهای سازمانی است. ساختار سازمان تحت تأثیر متغیر های محتوایی ، اهداف و استراتژی، محیط،تکنولوژی و اندازه سازمان قرار می گیرد.این متغیرها، کلیدی و محتوایی و معرف کل سازمان و جایگاه آن هستندکه بین سازمان و محیط قرار گرفته و از آن مشتق می شوند .و این متغیرها بر متغیرهای ساختاری اثر می گذارد،پیچیدگی،رسمیت و تمرکز نمونه هایی مهم از متغیرهای ساختاری است.( آقائی و دیگران ،1390:ص114)
2-19 طرح ریزی ساختار سازمانی
طرح ریزی ساختار عبارت است از فرآیند انتخاب ساختار سازمانی که برای یک استراتژی و محیط مشخص(مفروض)بتواند مفید واقع گردد.برخی از متغیرهای مهم که در طرح ریزی ساختار سازمانی نقش ایفا می کنند عبارتند از : نوع تکنولوژی، اندازه سازمان، عدم اطمینان محیطی،فرهنگ سازمانی، استراتژی سازمان و حتی رویدادها و عوامل سیاسی. متغیرهای مؤثر در انتخاب نوع مناسب ساختار سازمان،ایستا نبوده و در حال تغییر و پویایی هستند بنابراین چنین به نظر می رسد که بایستی هر چند وقت یکبار نسبت به کارا نمودن ساختار سازمان ها اقدام مقتضی به عمل آید و سازماندهی مجدّد متناسب با متغیرها و عوامل تأثیرگذار صورت پذیرد.در مواردی که ساختار سازمانی قابلیت انعطاف ندارد و سازمان نمی تواند خود را با تغییرات تطابق دهد، سیر سقوط خود را آغاز خواهد کرد. یکی از مسائل مهم در طراحی ساختار سازمانی تناسب آن با ابعاد محتوایی است.( p666،2013، Zanganeh)
2-20 ارکان مورد توجّه در طرح ریزی ساختار سازمانی
در طرح ریزی ساختار سازمان سه رکن زیر مورد توجّه قرار می گیرد :