pdf

نتیجه گیری و پیشنهادات نتیجه گیری......................................................................... ۰۱۱
پیوستها( برنامه های .................................................(MATLAB ۲۱۱
منابع و مآخذ منابع فارسی......................................................................... ۴۲۱
مانبع غیر فارسی.................................................................... ۵۲۱
چکیده انگلیسی...................................................................... ۶۲۱
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول ۱-۱. نسبت سیگنال به نویز واحتمال آشکارسازی و احتمال خطاﺀ...................... ۶۱
جدول ۱-۲. مثالی از سطح مقطعهای راداری در فرکانس ماکروویو................................. ۳۲
جدول ۳-۱. مقایسه رادارهای با PRFهای مختلف و ابهامات آنها.................................... ۴۶
جدول ۳-۲. محاسبه داپلر واقعی از روی داپلرهای مبهم............................................. ۴۷
جدول ۳-۳. مقادیر بدست آمده از معادلات ۳-۶۱برای برد .................................70Km ۱۸
جدول ۳-۴. مقادیر بدست آمده از معادلات ۳-۶۱برای برد .................................20Km ۶۸
جدول۳-۵. مقایسه مدلهای مختلف TMSها از نظر سرعت و مقدار حافظه هایشان................. ۳۰۱
جدول۳-۶. حجم محاسبات برای یک بافر........................................................... ۴۰۱
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل ۱-۱. سیگنال دریافتی در مجاورت نویز......................................................... ۳
شکل۱-۲. آشکار ساز پوش............................................................................ ۸
شکل ۱-۳. پوش خروجی گیرنده برای تشریح آﮊیرهای غلط در اثر نویز............................ ۰۱
شکل ۱-۴. زمان متوسط بین آﮊیرهای غلط بر حسب سطح آستانه V وپهنای باند گیرنده.......... B ۱۱
شکل۱-۵. تابع چگالی احتمال برای نویز به تنهایی و سیگنال همراه با نویز.......................... ۴۱
شکل ۱-۶. احتمال آشکارسازی یک سیگنال سینوسی آغشته به نویز.................................. ۵۱
شکل۱-۷. تلفات جمع بندی بر حسب تعداد پالسها....................................................... ۸۱
شکل۱-۸. احتمال آشکار سازی بر حسب سیگنال به نویز واحتمال خطاﺀ .......................10−9 ۰۲


شکل۱-۹. سطح مقطع راداری کره ای به شعاع a و طول موج ................................... λ ۲۲
شکل۱-۰۱. نسبت سیگنال به نویز دریافتی بر حسب برد هدف........................................ ۳۲
شکل۱-۱۱. انعکاس با زمان حدود چند پریود وابهام در فاصله........................................ ۸۲
شکل۱-۲۱. مقدار نسبت سیگنال به نویزبر حسب برد هدف........................................... ۹۲
شکل ۲-۱. بلاک دیاگرام یک رادار پالسی ساده....................................................... ۲۳
شکل ۲-۲. قطار پالسهای ارسالی و دریافتی........................................................... ۲۳
شکل ۲-۳. توضیح فاصله مبهم........................................................................ ۴۳
شکل ۲-۴. تحلیل اهداف در راستای عمود و افق...................................................... ۵۳
شکل ۲-۵. .aدو هدف غیر قابل تفکیک .b دو هدف قابل تفکیک.................................... ۷۳
شکل ۲-۶. تاثیر هدف متحرک در جبهه موج همفاز ارسالی.......................................... ۹۳
شکل ۲-۷. شرح چگونگی فشردگی یک هدف متحرک برای یک پالس تنها........................... ۰۴
شکل ۲-۸. شرح چگونگی تاثیرات هدف متحرک بر روی پالسهای رادار............................. ۱۴
شکل ۲-۹. فرکانس دریافتی یک رادار مربوط به اهداف دور و نزدیک شونده.................... ....۳۴
شکل ۲-۰۱. نمایه سه هدف با سرعتهای برابر ولی سرعتهای شعاعی متفاوت......................... ۳۴
شکل ۲-۱۱. سرعت شعاعی متناسب است با زاویه هدف در راستاهای عمود وافق..................... ۴۴
شکل ۲-۲۱. خروجی حاصله از برنامه lprf_req.m برای سه مقدار از ........................... np ۷۴
شکل ۲-۳۱. نمودار نسبت سیگنال به نویز به ازاﺀ تعداد پالسهای همزمان............................. ۸۴
شکل ۲-۴۱. نمودار سیگنال به نویز بر حسب برد برای رادار ........................... HighPRF ۰۵
شکل ۲-۵۱. شمای پترن یک آنتن بسیار ساده شده..................................................... ۲۵
شکل ۲-۶۱. تلفات فروپاشی............................................................................ ۴۵
شکل ۳-۱. مقایسه فاصله هامونیکها در LPRF و ..........................................HPRF ۹۵
عنوان صفحه
شکل ۳-۲. مقایسه بین تعداد پاسهای دریافتی درLPRFو....................................HPRF ۰۶
شکل ۳-۳. نحوه تاثیر فیلترهای MTI بر روی کلاتر دریافتی....................................... ۳۶
شکل ۳-۴. بلاک دیاگرام یک رادار پالسی........................................................... ۵۶
شکل ۳-۵. نمودار توان بر حسب فرکانس برای قسمت های مختلف یک رادار...................... ۶۶
شکل ۳-۶. پاسخ فرکانسی سیگنال ارسالی با مد نظر قرار دادن ...............................PRF ۸۶
شکل ۳-۷. طیف فرکانسی سیگنالهای فرستاده شده و دریافتی و بانک فیلترها....................... ۹۶
شکل ۳-۸. رفع ابهام در برد......................................................................... ۱۷
شکل ۳-۹. برگشتیهای حاصل از PRF3 و PRF1 برای برد ..............................70Km ۲۸
شکل ۳-۰۱. نمایی از برگشتیها در خلال PRF1 برای برد .................................70Km ۲۸
شکل ۳-۱۱. مقاسیه پالسهای دریافتی در طول ارسال PRF برای برد .......................70Km ۳۸
شکل ۳-۲۱. پالسهای دریافتی در طول PRFهای ارسالی و نتیجه نهایی............................. ۴۸
شکل ۳-۳۱. برگشتیهای حاصل در خلال ارسال PRF1 برای برد ..........................20Km ۶۸
شکل ۳-۴۱. برگشتیها در خلالPRF1 و فاصله از آخرین پالس ارسالی در برد...............20Km ۷۸
شکل ۳-۵۱. مقاسیه پالسهای دریافتی در طول ارسال ...................................PRF1,2,3 ۷۸
شکل ۳-۶۱. پالسهای دریافتی در طول PRFهای ارسالی و نتیجه نهایی مقایسه پالسها................ ۸۸
شکل ۳-۷۱. نحوه استفاده از توان بالای ارسالی و دریافتی دریک رادار.....................MPRF ۰۹
شکل ۳-۸۱. بهبود سیگنال به نویز با کمک تعداد زیاد پالسهای دریافتی.............................. ۱۹
شکل ۳-۹۱. بهبود در پاسخ با استفاده از Integration به ازای۶ و ۲۱ بار تجمع.................. ۳۹
شکل ۳-۰۲. تاثیر جمع پذیری همفاز بر روی سیگنالهای برگشتی در۰۱ مرتبه جمع کردن........... ۴۹
شکل ۳-۱۲. افزایش SNR با تجمع همفاز و بهره کامل .................................................. ۵۹
شکل ۳-۲۲. کاهش اثر تجمع همفاز در اثر تغییر فاز سیگنالهای دریافتی...................................... ۶۹
شکل ۳-۳۲. ضریب بهبود آشکار سازی برحسب تعداد پالسها........................................ ۸۹
شکل ۳-۴۲. نمای یک رادار مولتی PRF با قابلیت جمع پذیری...................................... ۰۰۱
شکل ۳-۵۲. چگونگی ارتباط TMS با سیستم مولد ............................................PRF ۲۰۱
شکل ۳-۶۲. الگوریتم تعیین برد هدف برای یک رادار .....................................MPRF ۷۰۱
چکیده:
در رادارها پالسی، با بالا رفتن فرکانس تکرار پالس رادار، برد غیر مبهم کاهش می یابـد.
چنانکه در پروﮊه نیز دیده شد، با افزایش فرکانس تکرار پالس از 1KHz به 50KHz برد
غیر مبهم از 150Km به 3Km کاهش یافت ولی در عوض توانستیم اهدافی با سرعت تـا
750m/s را آشکارسازی کنیم. این در حالی است که به ازای فرکانس تکرار پالس اولیـه،
ما فقط قادر به آشکار سازی صحیح اهداف با سرعتهای تا 15m/s بودیم! همچنین توانستیم
با کم کردن τ، متناسب با افزایش PRF ، قدرت تفکیک را از 3000m به 60m برسـانیم که یک پارامتر مناسب برای آشکارسازی اهداف نزدیک به هم می باشد. همچنـین نشـان دادیم با بالا بردن فرکانس تکرار پالس و افزایش در تعداد پالسهای ارسالی و دریـافتی در
طول ارسال یک PRF ، در مقایسه با رادارهای LPRF مقدار بسیار زیادی توان حاصـل شد ، که با استفاده از روشی خاص ، از این پالسهای دریافتی برای بالا بردن نسبت سیگنال
به نویز تا 15dB وحتی بیشتر برای PRFهای بالاتر استفاده شد که ایـن امـر مـا را در آشکار سازی بهتر یاری خواهد داد. همچنین نشان دادیم که با تجمـع بـر روی پالسـهای
دریافتی در طول ارسال چند PRF می توان باز هم نسبت سیگنال به نویز را افـزایش داد.
و فرضا با توجه به زمان ارسال هر PRF اگر هدف ۰۳ برابر این زمان در پتـرن آنـتن
رادار ما قرار گیرد برای هر کدام از PRFها می توان تا 10dB نسبت سیگنال به نویز را افزایش داد. و در انتها بحث کلاترها که با بالا بردن فرکانس تکرار پالس می توان اثـرات
منفی آنها را بهبود بخشید، ولی با استفاده از چند PRF قادر خواهیم بود تا اثرات آنرا بـه حداقل برسانیم و از طرفی همانطور که نشان داده شد ، توانستیم برد واقعی هـدف را بـا
استفاده از PRF های مرتبط با هم از روی مقایسه دریافتیهایشان بدست آوریم.
I
مقدمه:
در این پروﮊه گردآوری و شبیه سازی روی رادارهای پالسی انجام شده است. رادارهـای پالسی خود به چند گونه تقسیم می شوند که یکی از مهمترین آن تقسیمات ، مربوط به میزان فرکانس تکرار پالس می باشد که به دو و یا سـه دسـته تقسـیم مـی شـوند. دسـته اول
LowPRF و دسته دوم Medium PRF و دسته سوم HighPRF ها. در حالت کلی و با در نظر گرفتن دسته اول و سوم ،در میابیم که هرکدام دارای مزایایی هسـتند. مهمتـرین مزیت رادارهای با فرکانس تکرار پالس کم ساده بودن طراحی و برد مبهم زیاد است. ولی در قبال این وضعیت ما دچار مشکلاتی در شناسایی فرکانس داپلر خواهیم بـود و ..... .
برای رادارهای با فرکانس تکرار پالس بالا در قبال برد مبهم کم ، ما به شناسایی بهتری از تغییر فرکانس داپلر دست خواهیم یافت . البته این سیستم پیچیده تر است. ولی با توجه بـه آنکه با بالا رفتن فرکانس تکرار پالس می توان چرخه کار را کاهش داد ، لذا پدیده اخفـاﺀ کمتر پیش می آید از طرف دیگر چنانکه در فصل دوم هم نشان داده شـده ، بیشـینه بـرد رادار با توان میانگین نسبت مستقیم دارد که سبب می شود به نسبت رادارهای LowPRF
، توان میانگین بیشتری در رادارهای HighPRF انتقال یابد و این خود سبب بـالا رفـتن نسبت سیگنال به نویز و برد آشکار سازی رادار می شود. اما برد مبهم کـم ایـن گونـه
رادارها این مزیت را از بین می برد. لذا می توان با ترکیب چند (Multi PRF) PRF که نزدیک به هم هستند و بر هم قابل قسمت نیز نمی باشند ، برد مبهم رادار را افزایش داد که این کار سبب پیچیده تر شدن هرچه بیشتر رادار می شود ولی در قبال این پیچیدگی ما هـم قادر به آشکارسازی هرچه بهتر فرکانس داپلر هستیم ، برد مبهم رادار زیاد مـی شـود و
نسبت سیگنال به نویز نیز افزایش می یابد و .... . مقایسه کامل بین رادارهای LowPRF
وHighPRF در فصل ۳ ارائه شده است.
II
فصل اول
بررسی معادله رادار:
مقدمه:
به طور کلی با استفاده از معادله رادار می توان حداکثر برد رادار را بدست آورد. حداکثر برد رادار بر حسب پارامترهای رادار به صورت زیر بدست می آید.
14 P GA σ Rmax  ۱-۱) e t 2 (4π) Smin
که در آن :
= Pt توان ارسالی بر حسب وات؛
= G بهره آنتن؛
= Ae سطح موثر آنتن بر حسب متر مربع؛
=σ سطح مقطع راداری هدف بر حسب متر مربع؛
= Smin حداقل توان سیگنال قابل آشکار سازی بر حسب وات؛
از پارامترهای فوق تمام گزینه ها به جز سطح مقطع راداری هدف ، تقریبا دراختیار طراح رادار است. معادله رادار نشان می دهد که برای بردهای زیاد ، توان ارسالی باید زیاد باشد
١
و انرﮊی تششع شده دریک شعاع باریک متمرکز باشد به معنی اینکه بهره آنتن زیاد باشد و گیرنده نسبت به سیگنالهای ضعیف حساس باشد.
در عمل برد محاسبه شده از یک چنین معادله ای شاید به نصف هم نرسد! علت آن است که پارامترها و تضعیفات بسیاری بر سر سیگنال منتشر شده قرار خواهند گرفت کـه مقـدار بسیاری از توان ارسالی را تلف خواهد کرد و ما در ادامه به این پارامترهاو پارامترهـای ارائه شده در فرمول فوق می پردازیم تا به یک مقدار توان مناسب بـرای ۰۵۱ کیلـومتر برای رادار موردنظر برسیم.
البته اگر تمام پارامترهای موثر در برد رادار معین بودند ، پیش بینی دقیـق از عملکـرد رادار امکان پذیر بود ولی در واقع اکثر این مقادیر دارای ماهیت آماری می باشند و ایـن کار را برای یک طراح رادار بسیار سخت می کند. پس به ناچار همیشه یک مصالحه بین آنچه که انسان می خواهد و آنچه عملا با کوشش معقول می توان بدست آورد لازم اسـت، که این مطلب به طور کامل در طول این فصل حس خواهد شد.
البته اطلاعات کامل و مفصل در مورد این عوامل خارج از محدوده این پروﮊه می باشد .
لذا ما به اندازه ای و نه عمیق بر بعضی از مهمترین این عوامل خـواهیم پرداخـت و در نهایت یک معادله را که شبیه به معادله ۱-۲ است ولی پارامترهای زیادی بـه آن اضـافه شده است را ارائه خواهیم کرد که با استفاده از آن فرمول می توان مقـدار نهـایی تـوان ارسالی برای برد مورد نظر را محاسبه کرد.
۱-۱) حداقل سیگنال قابل آشکار سازی:
توانایی گیرنده رادار برای آشکارسازی یک سیگنال برگشتی ضعیف ، توسط انرﮊی نـویز موجود در باند فرکانسی انرﮊی سیگنال محدود می شود. ضعیف ترین سیگنالی که گیرنـده
می تواند آشکار نماید ، حداقل سیگنال قابل آشکار سازی یا آسـتانه (Threshold) نامیـده
٢
می شود. تعیین مشخصه حداقل سیگنال قابل آشکار سازی معمولا به علت ماهیت آماری آن و بخاطر فقدان معیاری بسیار مشکل است.
آشکار سازی بر اساس ایجاد یک سطح آستانه در خروجی گیرنده اسـت. اگـر خروجـی گیرنده بیشتر ازآستانه باشد ، فرض می شود که سیگنال وجود دارد و در غیر این صورت سیگنال آشکار نشده نویز می باشد. به این روش آشکار سازی آستانه ای گویند. خروجـی یک رادار نمونه را برحسب زمان ، اگر به صورت شکل ۱-۱ در نظر بگیـریم ، پـوش سیگنال دارای تغییرات نامنظمی است که در اثر تصادفی بودن نویز حاصل می شود.

Square with Gaussian Noise Signal With Noise A C B Time
شکل ۱-۱) سیگنال دریافتی در مجاورت نویز
اگر در نقطه A در این شکل دامنه بزرگی داشته باشیم و این دامنه از پیکهـای نویزهـای مجاور بیشترباشد،می توان آنرا بر حسب دامنه آشکار ساخت.اگر سطح آشکار سـازی را بالا ببریم ممکن است احتمال آشکار سازی پایین بیاید کما اینکه در آینده نیز به این نتیجـه
خواهیم رسید. برای مثال اگر در نظر بگیرید که نقاط B وC نیز سیگنال ارسالی از یـک هدف واقعی باشند ، در این صورت ممکن است بالا بردن سطح آشکار سـازی مـانع از بدست آمدن اطلاعات درست شود و اگر سطح آشکار سازی را برای بالا بـردن احتمـال آشکارسازی پایین ببریم در این صورت احتمال خطا بالا می رود. یعنی ممکن است جـایی
٣
نویز بجای سیگنال واقعی آشکار سازی شود.انتخاب سطح آستانه مناسب یـک مصـالحه است که بستگی به این موضوع دارد که اهمیت یک اشتباه در هر یک از موارد (۱) یعنی از دست دادن یک هدف که وجود دارد و یا (۲) نشان دادن اشتباهی یک هدف که وجـود ندارد ، چقدر است.
فرض کنیم که پوش سیگنال شکل مورد نظر خروجی فیلتر تطبیق شده باشـد.یـک فیلتـر تطبیق شده به شکلی عمل می کند که نسبت پیک سیگنال خروجی بـه متوسـط نـویز را حداکثر کند. فیلتر تطبیق شده ایده ال عملا موجود نیست ولی می توان در عمل تا حـدودی سیستم را به آن نزدیک کرد.این چنین فیلتری برای راداری که پـالس مسـتطیل شـکل را
ارسال می کند ، دارای پهنای باند B است که برابر معکوس τ ، یا زمان ارسال سـیگنال در طول یک پریود ، می باشد. خروجی سیگنال از یک فیلتر تطبیقی دارای شـکل مـوج ورودی نمی باشد.
نسبت سیگنال به نویز لازم برای آشکارسازی مناسب، یکی از پارامترهای مهم اسـت کـه برای محاسبه حداقل سیگنال قابل آشکارسازی لازم است مشخص گردد.به طور کلی تصمیم گیری در این مورد بر اساس اندازه گیریهایی در خروجی ویدئو انجام می شود ، ولی ساده
تر است حداکثر نسبت توان سیگنال به نویز در خروجی تقویت کننده IF مـد نظـر قـرار گیرد.
۱-۲) نویز گیرنده:
چون نویز یکی از عوامل اصلی محدود کننده حساسیت گیرنده است ، لذا لازم اسـت بـه وسیله ای به صورت مقادیر کمی مورد بررسی قرار گیرد.نویز در واقـع یـک انـرﮊی الکترومغناطیسی ناخواسته است که با انرﮊی مورد نظر و خواسته ما کـه بـرای آشـکار
۴
سازی هدف استفاده می شود تداخل می نماید. نویز می تواند در قسمت آنتن گیرنده یـا در داخل خود گیرنده به خصوص زمان تقویت سیگنال ، با سیگنال اصلی ما جمـع شـود. در صورتی که اگر تمام المانهای هم به صورت ایده آل عمل می کردند باز هم مقداری نـویز در اثر حرکت حرارتی الکترونها در طبقات ورودی گیرنده ایجاد خواهد شدکه به آن نـویز حرارتی یا جانسون گویند. این گونه نویز به طور مستقیم با دما و پهنای باند گیرنده متناسب است. توان نویز حاصل شده توسط گیرنده با پهنای باندBn (بـر حسـب هرتـز) و درجـه
حرارت T (درجه کلوین) ایجاد می شود و برابر است با:
۱-۲) Availablethermal − Noise Power  kTBn
که در آن k ، ثابت بولتزمن است و اگر درجه حرارت را دمای محیط در نظر بگیریم یعنی همان ۰۹۲ درجه کلوین در این صورت مقدار kT برابر خواهد بود بـا . 4 ×10−21W / Hz
البته این مقدار با تغییر دما می تواند کم یا زیاد شود.
برای رادارهای سوپر هیترودین که دارای کاربرد بسیاری هستند ، پهنای باند گیرنده تقریبا
با پهنای باند طبقات فرکانس میانی IF برابر است. البته پهنای باند ۳ دسیبل یا نیم توان که توسط مهندسین الکترونیک استفاده می شود متفاوت است و از رابطه زیر بدست می آید:
2 df H ( f ) ∞∫ ۱-۳) −∞ Bn  2 H ( f ) در رابطه فوق وقتی که H(f) نرمالیزه شود، به طوری که حداکثر آن در مرکز باند برابر واحد گردد، پهنای باندBn پهنای باند نویز نامیده می شود که در واقع پهنای باند یک فیلتـر
مستطیلی معادل است. و پهنای باند فاصله بین دو نقطه است که پاسخ برابـر بـا ۷۰۷/۰
مقدار ماکزیمم در وسط باند شود. به طور کلی مشخصه بسیاری از گیرنده های رادارهای
۵
عملی به گونه ایست که پهنای باند ۳ دسیبل و نویز تفاوت قابل ملاحظه ای باهم ندارنـد و می توان پهنای باند ۳ دسیبل را به جای پهنای باند نویز به کار برد.
اگر حداقل سیگنال قابل آشکارسازیSmin برابر مقدارSi مربوط به حداقل سیگنال به نـویز
خروجی (S0 N0 )min در خروجی IF که برای آشکار سازی لازم اسـت باشـد، در ایـن

صورت :
S0 ۱-۴الف) Smin  kT0 Bn Fn min N0 که در این رابطه F0 عدد نویز مربوط به تقویت کننده می باشد و می توان آن را به شـکل
ساده زیر معرفی کرد : نسبت سیگنال به نویز ورودی تقویت کننده وبه نسبت سیگنال بـه نویز خروجی تقویت کننده.
Si
۱-۴ب)Fn  So Ni
No
با جایگذاری رابطه بالا در رابطه ۱-۲ معادله رادار را برای بیشترین برد آن بدست مـی آوریم وخواهیم داشت:
۱-۵) Pt GAσ R4 max  F (So ( (4π)2 kT B min No n n 0 البته به غیر از این پارامتر عوامل زیادی هستند که در کاهش نسبت سیگنال به نویز موثر خواهند بود که در انتهای فصل به مهمترین آنها اشاره می کنیم.
۶
۱-۳) نسبت سیگنال به نویز:
در این بخش نتایج تئوری آماری نویز برای بدست آوردن نسبت سیگنال به نـویز لازم در
خروجی تقویت کننده IF برای ایجاد یک احتمال آشکارسازی معین به کار گرفته می شـود به طوری که از یک احتمال خطای معین (احتمال آﮊیر غلط) تجاوز نکنیم. برای این کـار نسبت سیگنال به نویز خروجی در معادله ۱-۶ جایگزین می شود تا حداقل سـیگنال قابـل آشکار سازی بدست آید که بنوبه خود در معادله حداکثر برد رادار به کار می رود.
یک تقویت کننده IF با پهنای باند BIF را در نظر بگیرید که خروجی آن به یک آشکارساز
ثانویه و تقویت کننده ویدئویی با پهنای باند BV وصل شده است( همانند شکل ۱-۳). نقـش
آشکارساز و تقویت کننده ویدئو عبارتست از ایجاد یک آشکارساز پوش. این مدار فرکانس
حامل یا همان carrier را حذف کرده و پوش مدوله شده را عبور می دهد. برای استخراج پوش مدولاسیون پهنای ویدئو باید به اندازه ای پهن باشد که بتواند مولفه های فرکانس پائین ایجاد شده توسط آشکارساز ثانویه را عبور دهد ولی نباید آنقدر هم پهن باشد که مولفه های
نزدیک فرکانس IF راعبور دهد.به طور کلی پهنای باند BV بایستی بزرگتر از BIF باشد تا
کلیه مدولاسیونهای ویدئو را عبور دهد.
نویز ورودی به فیلتر IF به صورت گوسی وارد می شود که دارای تابع چگـالی احتمـال زیر است:
۱-۶) 2 υ 1 P(υ)  exp − 0 2ψ 2πψ0
که p(v)dv احتمال یافتن ولتاﮊ نویز v در فاصله v و v+dv ونماد ψ واریانس یـا مقـدار
متوسط مربع ولتاﮊ نویز است و مقدار متوسط v ، صفر در نظر گرفته شده است.
٧
اگر نویز گوسی از یک فیلتر IF با پهنای باند باریک عبور نماید ، چگالی احتمـال پـوش ولتاﮊ نویز خروجی توسط تابع رایس به صورت زیر داده می شود.
2 R R ۱-۷) P(R)  exp − ψ0 2ψ0 که R دامنه پوش خروجی IF است.احتمال اینکه پوش ولتاﮊ نویز بزرگتر از مقدار ولتـاﮊ آستانه VT باشد برابر است با:
2 R R ∞ Pr obability[VT  R  ∞]  ∫ ۱-۸) dR exp − 2ψ0 0 V ψ T V 2 ۱-۹) Pfa T exp − 2ψ0 وقتی پوش سیگنال بیشتر از ولتاﮊ آستانه گردد، آشکارسازی یک هدف طبق تعریف انجـام می شود.چون احتمال آﮊیر غلط عبارتست از احتمال اینکه نویز از آستانه بیشتر شود. لـذا معادله فوق احتمال آﮊیر خطا را بدست می آورد.

شکل۱-۲) آشکار ساز پوش
٨
فاصله زمانی متوسط بین نویزهایی که از آستانه بیشتر می شود را زمان آﮊیر غلط یا خطا گویند که با Tfa نشان داده می شود و از رابطه زیر بدست می آید:
Tfa  lim 1 N∑TK

N →∞ N k 1
که TK عبارتست از زمان بین عبورهای پوش نویز از آستانه VT وقتیکه ضریب زاویه عبور
مثبت باشد. احتمال آﮊیر غلط را می توان همچنین به صورت نسبت فاصله زمانی که پوش بالای آستانه است به کل زمانی که پوش می تواند بالای آستانه باشد تعریف کرد:

که tK و TK در شکل ۱-۳ تعریف شده اند . فاصله زمانی متوسط یک پالس نویز تقریبـا
برابر است با معکوس پهنای باند، که در این حالت آشکارسازی پوش برابر BIF اسـت. از
برابری دو معادله آخر می توان نتیجه گرفت که:
V 2 1 ۱-۰۱) T exp Tfa  2ψ0 BIF نمودار معادله ۱-۹ در شکل ۱-۴ بر حسب VT 2 2ψ0 به عنوان محور افقی رسم شده است.

برای مثال اگر پهنای باند IF برابر MHz ۱ باشد و زمان متوسط آﮊیر قابل تحمل برابـر
۵۱ دقیقه باشد در این صورت احتمال آﮊیر غلط برابر 1.11×10−9 می باشد وطبق معادلـه
بالا ولتاﮊ آستانه لازم برای این زمان آﮊیر غلط برابر با ۵۴/۶ برابر مقدار مـوثر ولتـاﮊ نویز است.
٩

شکل ۱-۳) پوش خروجی گیرنده برای تشریح آﮊیرهای غلط در اثر نویز
البته مشخصه زمان آﮊیرغلط قابل تحمل بستگی به نیازهای مصرف کننـده و البتـه نـوع کاربرد مورد نظر دارد. رابطه نمایی بین زمان آﮊیر غلط و سطح آستانه باعث می شود که زمان آﮊیر غلط نسبت به تغییرات و یا ناپایداری سطح آستانه حساس باشد. به این معنی که
اگر پهنای باند یک مگا هرتز باشد مقداری برابر 10log(VT 2 2ψ0 ) 12.95dB باعث ایجاد یک

زمان آﮊیر غلط متوسط ۶ دقیقه خواهد شد ولی اگر این مقدار به ۲۷/۴۱ دسی بـل برسـد زمان آﮊیر غلط برابر ۰۰۰۱ ساعت خواهد بود! یعنی افزایش ۷۷/۱ دسی بلی در سـطح آستانه باعث تغییرات زمانی برابر با توان پنج می شود!
این طبیعت نویز گوسی است ، بنابراین در عمل سطح آستانه ممکن است کمـی بیشـتر از مقدار محاسبه شده از رابطه ۱-۰۱ انتخاب گردد به طوری که ناپایـداریهایی کـه باعـث کاهش سطح آستانه در سطح پایین می گردد ، باعث تغییرات زیادی در آﮊیر غلط نشوند.
١٠

شکل ۱-۴) زمان متوسط بین آﮊیرهای غلط بر حسب سطح آستانه V و
پهنای باند گیرنده[1] B
اگر گیرنده برای مدت زمان کوتاهی خاموش گردد احتمال آﮊیر غلط به نسبت زمـانی کـه گیرنده خاموش است افزایش می یابد، البته به شرط آنکه متوسط آﮊیر غلط ثابت بماند.ولی در غالب موارد این موضوع اهمیتی ندارد زیرا تغییرات کم در احتمال آﮊیر غلـط باعـث ایجاد تغییرات کمتری در سطح آستانه می گردد ، چون معادله ۱-۰۱ حالت نمایی دارد.
تاکنون یک گیرنده با ورودی نویز تنها بحث شد.اکنون می خواهیم یک موج سینوسـی بـا
دامنه A همراه با نویز به ورودی فیلتر IF برسد. فرکانس سیگنال فـوق برابـر فرکـانس
میانی IF یعنی FIF می باشد. در این صورت خروجی آشکارساز پوش دارای یـک تـابع
چگالی احتمال به صورت زیر است:
١١
RA 2 A  2 R R ۱-۱۱) I0 − Ps (R)  exp 2ψ ψ0 ψ0 0 که در آن( I0 (Z تابع اصلاح شده بسل مرتبه صفر با متغیر Z می باشد. بـرای مقـدار Z
بسط مجانب( I0 (Z به صورت زیر است:
 1 e z I0 (Z ) ≈ ... 8Z 1  2πZ وقتی که سیگنال وجود نداشته باشد A=0 و رابطه ۱-۱۱ به شکل رابطه ۱-۷ یعنی تابع
چگالی احتمال برای نویز تنها ، خلاصه می شود. احتمال آنکه سیگنال تشخیص داده شـود برابر است با احتمال اینکه پوش R از ولتاﮊ آستانه معین VT بیشتر گردد. بنابراین احتمـال آشکار سازی Pd برابر است با:
RA 2 A  2 R R ∞ Pd  ∫ ۱-۲۱) dR I0 2ψ exp − ψ0 0 0 V ψ T انتگرال بالا با روش ساده قابل محاسبه نیست و باید تکنیکهای عددی با تقریبهای سریها به
کاربرده شود . یک تقریب سری در حالتی که R − A A  ،1 RA باشد، با صرف نظر 0 ψ کردن از یک سری پارامترهای اضافی به شرح زیر در می آید. ۱-۳۱)
١٢
که در آن تابع خطا به صورت زیر تعریف می گردد:
z 2 ∫e−u2 du erf (Z )  0 π
شکل ۱- ۵ یک تشریح ترسیمی از فرایند آشکارسازی آستانه را نشان می دهـد. در ایـن
شکل چگالی احتمال نویز به تنهایی و یک بار همراه با سیگنال با 0.5  3 A نشـان داده 0 ψ شده است. یک ولتاﮊ آستانه0.5  2.5 A نشان داده شده است ومنطقه هاشور خورده سـمت 0 ψ
راست سطح تریشلد زیر منحنی سیگنال همراه با نویز احتمال آشکار سازی را نشان مـی دهد و ناحیه دوبار هاشور خورده زیر منحنی نویز به تنهایی مشخص کننده احتمـال آﮊیـر غلط است. اگر ما مقدار سطح آستانه را بالا ببریم تا احتمال آﮊیر غلط کـم شـود ناچـار احتمال آشکار سازی نیز کم خواهد شد. معادله ۱-۳۱ را می توان برای رسم یـک دسـته منحنی در ارتباط با احتمال آشکار سازی نسبت به ولتاﮊ آستانه و نسبت به دامنـه سـیگنال سینوسی بکار برد.اگرچه طراح گیرنده ترجیح میدهد که با ولتاﮊ کار کنـد ، ولـی بـرای مهندسان رادار مناسبتر است که با توان کار کنند و روابط توانی را داشته باشند. لـذا بـا جایگذاری نسبت سیگنال به ولتاﮊ موثر نویز با رابطه زیر ، می توان معادله ۱-۳۱ را به روابط توانی تبدیل نمود:
2s 12  signal 12  signal amplitude  A 2 N noise rms noise 1 ψ 2 0
همچنین به جای 2ψ VT 2 مقدار آن 1P را از رابطه ۱-۹ قرار خواهیم داد. با استفاده از
0 fa

روابط بالا ، احتمال آشکار سازی بر حسب نسبت سیگنال به نویز با احتمال آﮊیر غلط بـه عنوان یک پارامتر در شکل ۱-۷ نشان داده شده است.
١٣

شکل۱-۵) تابع چگالی احتمال برای نویز به تنهایی و سیگنال همراه با نویز برای تشریح عملکرد آشکارسازی آستانه
هر دو مقدار زمان آﮊیر غلط و احتمال آشکار سازی با توجه به نیاز سیستم مشخص مـی گردند. طراح رادار احتمال آﮊیر غلط را محاسبه کرده و از منحنی ۱-۵ نسبت سیگنال به نویز لازم را برای آشکار سازی بدست می آورد. این مقدار نسبت سیگنال به نویزی است که در رابطه حداقل سیگنال آشکار سازی معادله ۱-۶ به کار می رود. البته ایـن مقـدار برای یک پالس رادار می باشد. مثلا برای زمان آﮊیر غلط معادل با۵۱ دقیقه و پهنای بانـد
۱ مگا هرتز است در این شرایط احتمال آﮊیر غلط برابر با 1.11×10−9 خواهد بود.
همچنین از شکل می توان در یافت که نسبت سیگنال به نویز ۱/۳۱ دسی بل برای احتمـال آشکار سازی ۵/۰ و ۷/۶۱ دسی بل برای احتمال آشکار سازی ۹/۰ لازم است.
۴١

شکل ۱-۶) احتمال آشکارسازی یک سیگنال سینوسی آغشته به نویز به نسبت توان سیگنال به نویز و احتمال آﮊیر غلط
چندین نکته مهم در شکل ۱-۶ قابل بیان است: در نگاه اول ممکن است به نظر برسد کـه نسبت سیگنال به نویز لازم برای آشکارسازی ، بیشتر از مقداری است که به طور مسـتقیم حس شده است و البته بیان شده.حتی برای آشکار سازی با احتمـال ۵/۰ ! ممکـن اسـت اظهار شود که مادامی که سیگنال از نویز بیشتر باشد آشکار سازی انجام می پذیرد. ایـن نوع استدلال زمانیکه احتمال آﮊیر غلط در نظر گرفته شود می تواند صحیح نباشد. مطلـب مهمی دیگری که در شکل ۱-۶ نشان داده شده است ، این است که یک تغییر ۴/۳ دسی بل به معنی اختلاف بین آشکارسازی قابل قبول ۹۹۹۹/۰ و مرز آشکار سـازی ۵/۰ اسـت!
۵١
همچنین نسبت سیگنال به نویز لازم برای آشکار سازی ، تابع حساسی از زمان آﮊیر غلـط نمی باشد.برای مثال یک رادار با عرض باند ۱ مگا هرتز احتیاج به نسبت سیگنال به نویز ۷/۴۱ دسی بل برای احتمال آشکارسازی ۹/۰ و زمان آﮊیر غلط ۵۱ دقیقه دارد. اگر زمان آﮊیر غلط به ۴۲ ساعت برسد ، نسبت سیگنال به نویز باید به ۴/۵۱ دسی بل برسد و برای زمان آﮊیر غلط معادل با یک سال ، احتیاج به نسبت سیگنال به نویز برابر با ۲/۶۱ دسـی بل می باشد.

جدول ۱-۱) نسبت سیگنال به نویز واحتمال آشکارسازی و احتمال خطاﺀ
۶١
۱-۴) جمع بندی پالسهای رادار:
رابطه بین نسبت سیگنال به نویز ، احتمال آشکارسازی و احتمال آﮊیر غلط کـه در شـکل ۱-۷ رسم شده است ، فقط برای یک تک پالس می باشد. در هر مرور رادار معمولا تعداد زیادی پالس از هدف معین بر می گردد که برای بهبود آشکار سازی می تواند به کار رود.
تعداد پالسهایی که از یک هدف نقطه ای در حین مرور آنتن در محـدوده پهنـای شـعاع تششعی آن بر می گردد از رابطه زیر بدست می آید:
۱-۴۱) θB f p  θB f p nB  6ωm θ&s که در آن:
=θB پهنای شعاع تششعی آنتن بر حسب درجه
= f p فرکانس تکرار پالس بر حسب هرتز
=θs سرعت مرور آنتن رادار بر حسب درجه بر ثانیه
= ωm سرعت مرور آنتن بر حسب دور بر دقیقه
فرایند جمع کردن کلیه پالسهای برگشتی از هـدف در یـک مـرور آنـتن بـرای بهبـود آشکارسازی را جمع بندی گویند. برای این کـار روشـهای گونـاگونی وجـود دارد کـه معمولترین آنها روش جمع بندی رادار نمایشگر با خصوصیات جمع بنـدی چشـم و مغـز اپراتور باشد. البته بحث در این قسمت ، مقدمتا در رابطه با جمع بندی عناصر الکترونیکی است که در آنها آشکارسازی به طور خودکار و بر اساس عبور از آستانه می باشد.
جمع بندی در سیستم رادار ممکن است قبل از دومین آشکار سازی یعنـی در قسـمت IF
انجام پذیرد ، که به آن همدوس گفته می شود یا بعد از آن در قسمت ویدئویی کـه بـه آن ناهمدوس گفته می شود. جمع بندی همدوس نیاز به حفظ فاز سیگنال برگشتی دارد تا بتواند
١٧
استفاده کامل را از فرآیند جمع کردن ممکن سازد. در جمع بندی ناهمدوس فاز سـیگنال از بین می رود و به طور کلی جمع بندی آسانتر است ولی راندمان پایین تری دارد.
اگر n پالس همه با نسبت سیگنال به نویز یکسان توسط یک جمع کننـده ایـده آل قبـل از
آشکارسازی جمع گردند، نسبت سیگنال به نویز حاصل دقیقا n برابر نسبت سیگنال به نویز
یک تک پالس خواهد بود. اگر همان n پالس با یک جمع کننده ایده آل پس از آشکار سازی
جمع شود، نسبت سیگنال به نویز حاصل کمتر از n برابر نسبت سیگنال به نویز یک تـک پالس خواهد بود. این افت راندمان در اثر عملکرد غیرخطی آشکار ساز دوم است، زیـرا در این فرایند مقداری از انرﮊی سیگنال به انرﮊی نویز تبدیل می شود.
مقایسه دو جمع بندی قبل و بعد از آشکاری را می توان چنین خلاصه کرد: اگرچـه جمـع بندی پس از آشکار سازی به اندازه جمع بندی پیش آشکارسازی کارایی ندارد ولی در عمل آن بسیار آسان تر است و لذا جمع بندی در عمل ترجیح داده می شود.

۱-۷) تلفات جمع بندی بر حسب تعداد پالسها
١٨
پارامتر متغیر n f در منحنی های شکل ۱-۷ عبارتست از عدد آﮊیر غلط که ایـن متغیـر
برابر معکوس احتمال آﮊیر غلط است. بعضی از مهندسین رادار ترجیح می دهند از احتمال و بعضی دیگر از عدد آﮊیر غلط استفاده کنند. به طور متوسط از هر n f تصمیم ، ممکـن
است در زمان آﮊیر غلط Tfa یک تصمیم غلط وجود داشته باشد. اگر τ پهنای پـالس وTp
زمان تناوب تکرار پالس و f p  1Tp فرکانس تکرار پالس باشد، در این صـورت تعـداد

تصمیمات n f در زمان Tfa برابر است با تعدادعرض پالسها در یک زمـان تنـاوب پـالس
ضربدر تعداد زمان تناوبهای پالس درf p ثانیه ضربدر زمان آﮊیر غلط. بنـابراین تعـداد
تصمیمات ممکن برابر است با n f  Tfa f pη  Tp /τ و B τ ≈ 1 است که B پهنـای بانـد است ، بنابراین عدد آﮊیر نویز برابر است با 1P n f  Tfa B  .معادله رادار با n پالس fa را می توان به شکل زیر نوشت: ۱-۵۱) Pt GAσ R4 max  ( F (S n N (4π)2 kT B n n 0
پارامترها در معادله فوق نظیر پارامترهای معادله ۱-۷ می باشند ، بجـز اینکـه نسـبت
سیگنال به نویز یکی از n پالس معادل است که با هم جمع شده اند تا احتمال آشکار سازی مورد لزوم برای یک احتمال آﮊیر غلط معین ایجاد نماید. برای استفاده از این نوع معادلـه
رادار بایستی یک سری منحنی نظیر منحنی های شکل ۱-۶ به ازاﺀ هر مقـدار n رسـم شود. البته با اینکه چنین منحنیهایی در دسترس هستند ولی نیازی به آنها نیست! و می توان از شکلهای ۱-۶ و ۱-۷ استفاده کرد . و در نهایت به معادله ۱-۶۱ دست یافت.
١٩
۱-۶۱) Pt GAσEi (n) R4 max  ( N F (S (4π)2 kT B 1 n n 0 مقدار)1 N (S از شکل ۱-۶ و مقدار(nEi (n از شکل ۱-۷ بدست می آید.
شکل ۱-۸) احتمال آشکار سازی بر حسب سیگنال به نویز واحتمال خطاﺀ10−9
۱-۵) سطح مقطع راداری اهداف:
در واقع تمام انرﮊی تابیده شده به هدف ، به سمت رادار بازتابیده نمی شود و بسته به نوع و اندازه هدف درصدی از آن بازتابیده مناسب خواهد شد. سطح مقطع راداری یک هـدف، سطحی فرضی است که هر مقدار توان به آن تابیده شود( به آن برسد) به طور مساوی در همه جهات پراکنده خواهد کرد وبه این شکل فقط درصدی از توان رسیده شده به هدف بـه رادار باز تابیده می شود. به عبارت دیگر:
۱-۷۱) 2 Er lim 4πR2 power reflected toward source / unit solid angle σ  Ei R→∞ incident power density / 4π ٢٠
که در آن:
= R فاصله بین هدف ورادار
= Er شدت میدان برگشتی از هدف روی رادار
= Ei شدت میدان تابشی به هدف
این رابطه معادل با رابطه برد رادار که در ابتدا ارائه شد می باشـد. بـرای بسـیاری از هدفهای راداری نظیر هواپیماها ، کشتیها ، سطح زمین وسطح مقطع راداری ضرورتا تابع ساده ای از سطح فیزیکی نیست و تنها می توان گفت هرچه اندازه هدف بزرگتر باشد سطح مقطع راداری آن نیز بزرگتر خواهد بود.
پراکندگی و پراش گونه های متفاوتی از یک فرایند فیزیکی یکسان هستند. وقتی که جسمی موج الکترومغناطیسی را پراکنده می کند، میدان پراکنده شده برابر تفاوت میـدان کـل در حضور جسم و میدانی که بدون حضور جسم وجود دارد ، تعریف میگردد. با فرض تغییر نکردن منابع ، از طرف دیگر میدان پراش عبارتست از میدان کل در حضور جسم. البتـه می توان با معادلات ماکسول و شرایط مرزی مناسب مقدار سطح مقطـع را بدسـت آورد ولی این شیوه برای اشکال هندسی بسیار ساده استفاده می شود و برای شکلهای پیچیده تـر همانند بدنه یک هواپیما و یا کشتی و .... کاربرد ندارد. در عمل برای محاسبه سطح مقطع اجسامی از این قبیل نمونه کوچک آنرا در اتاقهای خاصی قرار می دهند ومقدار باز تـابش تششع مغناطیسی آنرا محاسبه می کنند. سطح مقطع راداری یک کره ساده به عنوان تـابعی از محیط آن نسبت به طول موج 2πa λ در شکل ۱-۹ رسم شده است. ناحیه ای که انـدازه

کره نسبت به طول موج کوچک است را ناحیه رایلی گویند. ناحیه ای را که در آن ابعـاد کره نسبت به طول موج بزرگ باشد ناحیه نوری گویند. ناحیه بین این دو قسـمت را کـه سطح مقطع نسبت به فرکانس رزونانس دارد ناحیه رزونانس گویند. نمودارهـای شـکلهای
٢١
زیر بر اساس تابع "مای" که سطح مقطع یک کره را بر اساس قطر آن و همچنین فرکـانس
سیگنال رادار مشخص می کند ، نشان می دهد.
5 0 -5 dB- RCS -10 sphere Normalized -15 -20 15 14 13 12 11 10 9 8 7 6 5 4 3 2 -25 1 Sphere circumference in wavelengths 2 1.8 1.6 1.4 RCS 1.2 sphere 1 Normalized 0.8 0.6 0.4 0.2 15 14 13 12 11 10 9 8 7 6 5 4 3 2 0 1 Sphere circumference in wavelengths شکل ۱-۹) خروجیهای برنامه .rcs-sphere سطح مقطع راداری کره ای به شعاع a و طول موج λ
لذا با توجه به این توضیحات هیچ گاه راداری را نمی توان پیدا کرد کـه در فرکـانس ۲۲
گیگا هرتز کار کند ، چون در این فرکانس ذرات آب ودیگر ذرات معلق در هوا در اندازه
های بسیار بزرگتر در دید رادار خواهند بود و تمام انرﮊی تابیده شده را باز تاب می کننـد
٢٢
و لذا رادار همیشه در اشباع خواهد بود! البته پارامترهای دیگری هم وجود دارنـد کـه در سطح مقطع تاثیر گذار است مثل زاویه دید که فرضا برای یک لوله دراز و باریک بسته به زاویه دید می تواند تغییرات بسیاری داشته باشد. در زیر مقادیر نمونه برای سطح مقطـع راداری اهداف مختلف در یک فرکانس ماکروویو نشان داده شده است.

جدول ۱-۲) مثالی از سطح مقطعهای راداری در فرکانس ماکروویو
default RCS 100 RCS-rcsdelta1 RCS-rcsdelta2 80 60 40 dB- SNR 20 0 150 100 50 -200 Detection range - Km
شکل ۱-۰۱) خروجی برنامه .--ar_eq نسبت سیگنال به نویز دریافتی بر حسب برد هدف با توجه به مقدار سطح مقطع هدف
٢٣
۱-۶) پارامترهای آنتن:
تقریبا تمام آنتنها از انتهای سمتگرا برای گیرنده وفرستنده استفاده مـی کننـد. در حالـت فرستندگی ، آنتن سمتگرا انرﮊی را به شعاع باریک ارسال می کند تا تمرکـز انـرﮊی در
محدوده هدف را افزایش دهد. بهره آنتن G معیاری برای اندازه گیری توان تششعی یـک آنتن سمت گرا در یک جهت خاص نسبت به توان ایجاد شده در همان جهت توسط یک آنتن بدون سمت گرایی با راندمان صد در صد است . به طور دقیق تر ، بهره توان یک آنتن در حالت فرستندگی برابر است با:
۱-۸۱)
توجه شود که بهره آنتن تابعی از جهت می باشد. اگر بهره در جهاتی بزرگتر از واحد باشد ، لزوما در جهاتی دیگر باید کمتر از یک گردد. اصل اولیه انتنها اصل هم پاسخی است که می گوید:خصوصیت آنتنها در حالت فرستندگی با گیرندگی کاملا یکسان می باشند.
اشکال شعاع آنتنهایی که اغلب در رادارها استفاده می شود مدادی یا بادبزنی است. پتـرن مدادی دارای تقارن محوری یا لااقل نزدیک به محوری می باشد. پهنای پترن یک انتن بـا شعاع مدادی می تواند در حدود یا کمتر از چند درجه باشد وعموما در مـواردی کـاربرد دارند که دقت اندازه گیری در فضا برای ما مهم باشد.اگرچه در صورت نیاز با یک شعاع باریک می توان یک قطاع بزرگ و یا حتی یک نیمکره را مرور کرد، ولی اغلب این کار در عمل مورد نظر نیست. معمولا نیازهای عملی بر حداکثر زمان مرور ، محدودیتهایی را ایجاد می کند به طوری که رادار روی هر سلول تقسیم شده صفحه نمایشگر نمـی توانـد زمان زیادی بایستد. این موضوع خصوصا اگر سلول های تفکیک که باید جسـتجو شـوند زیاد باشند، بیشتر مسئله ساز می شود. لذا می توان با جایگزینی یک آنتن با پترن بادبزنی که در آن یک بعد وسیع ودیگر بعد بسیار باریک است ، زمان اسکن فضای مورد نظر را
۴٢
کاهش داد. در واقع بسیاری از رادارهای زمینی دور برد از یک شعاع بـادبزنی کـه در صفحه افق باریک ولی در راستای عمود پهن هستند برای آشکارسازی اهداف با سـرعت اسکن بالا بکار گرفته می شوند. سرعت اسکن یک پارامتر مصلحتی بین سرعت داده ها و قدرت آشکار سازی اهداف ضعیف است . فرضا سرعت مرور برای رادارهای دیده بـان عملی بین ۱ تا ۰۶ دور در دقیقه می باشد ولی این مقدار برای رادارهای تجسـس هـوایی دور برد ۵ تا ۶ دور در دقیقه می باشد. پوشش یک شعاع بادبزنی ساده برای دیدن هدفهای با ارتفاع زیاد و نزدیک انتن معمولا کافی نیست. چون در این حالت آنتن انرﮊی کمـی را در این جهت منتشر می کند. ولی ، می توان پرتو را اصلاح نموده به طوری که انـرﮊی بیشتری در زوایای بزرگتر منتشر کند. یک روش برای دست یابی به چنین هدفی ، به کار گیری یک پترن بادبزنی با شکل مناسب ، و با مربع کسکانت زاویه عمودی می باشـد. در آنتن مربع کسکانتی ، بهره به صورت تابعی از زاوِه عمودی به صـورت زیـر داده مـی
شود: ۱-۹۱) 0  φ  φm φ csc2 (φ) 0 ) G(φ)  G(φ 0 ) csc2 (φ که(G(φ بهره آنتن نسبت به زاویه عمودی φ می باشد.خاصیت مهم آنتنهای مربع کسـکانت
این است که توان برگشتی از یک هدف با مقطع ثابت Pr در ارتفـاع ثابـت h مسـتقل از
فاصله هدف تا رادار R می گردد. با جایگذاری بهره آنتن مربع کسکانتی در معادله سـاده رادار می توان نوشت:
2 K csc4 (φ) K1 ) csc4 (φ)λ2σ 0 P G 2 (φ Pr  ۱-۰۲)  t h4 R4 (4π)3 csc4 (φ0 )R4 کهK1 مقدار ثابتی است. اگر ارتفاع نیز ثابت فرض شود، چون cscφ  R h ثابت می باشد،

و نیزK2 نیز مقدار ثابتی خواهد بود. در عمل ، توان دریافتی توسط گیرنده از یک آنـتن
مربع کسکانتی واقعا مستقل از فاصله نمی باشد. سطح مقطع با زاویه دید تغییر می کند، و
۵٢
عوامل دیگری همچون نا همواری زمین و.... می توان علل این تغییر باشند.در فصل بعد نکات بیشتری از آنتنهای رادار بخصوص برای کاربرد مورد نظر ما ارائه خواهد شد.
۱-۷) توان فرستنده:
توان Pt در معادله ۱-۷ توسط مهندسین رادار به عنوان توان پیک نامیده می شود. تـوان
پیک پالسی در معادله رادار با توان پیک لحظه ای یک موج سینوسی تفـاوت دارد. ایـن توان عبارتست از توان متوسط در یک تناوب فرکانس حامل که در حداکثر پالس توان اتفاق می افتد. توان پیک به طور کلی معمولا نصف توان لحظه ای است. اغلب توان متوسط که باPav نشان داده می شوددر رادار مد نظر است ، که عبارتست از توان متوسط فرستنده در
یک دوره تناوب تکرار پالس. اگر موج ارسالی قطاری از پالسهای ارسالی با پهنـای τ و
دوره تناوب تکرار پالسی برابر با Tp  1 f p باشد ، در این صورت رابطه توان متوسط با

توان حداکثر به صورت زیر در خواهد آمد:
۱-۱۲) Ptτfp Ptτ Pav  Tp نسبت τ fp را نسبت زمانی یا چرخه کار گویند. مقدار نمونه نسبت زمـانی بـرای یـک
رادار پالسی به منظور آشکارسازی یک هواپیما ۱۰۰/۰ می باشد. در صورتی کـه یـک
رادار CW که به طور پیوسته سیگنال ارسال می کند نسبت زمانی واحد است. با نوشـتن معادله رادار برحسب توان متوسط بجای توان پیک رابطه زیر به دست می آید:
۱-۲۲) Pav GAσnEi (n) R4max  p f 1 ( N τ)(S (4π)2 kT F (B n 0 n
پهنای باند و عرض پالس با یکدیگر به کار می روند زیرا معمولا حاصلضرب ایـن دو در بیشتر کاربردهای رادار پالسی برابر واحد است . در صورتی که شکل پالسها مستطیلی
۶٢
نباشد مناسبتر است که معادله بر حسب انرﮊی موجود در شکل موج ارسالی نوشته شود:
۱-۳۲) Eτ GAσnEi (n) R4max  Pav  Eτ ( N τ)(S (4π)2 kT F (B f p 1 n 0 n
که در آن Eτ  Pav f p می باشد. در این فرم ، فاصله به طور مشخص و جداگانه بـه طـول

موج و فرکانس تکرار پالس بستگی ندارد. پارامترهای مهم موثر برد رادار عبارتند از کل
انرﮊی فرستنده nEτ ، بهره آنتن فرستندگی G ، سـطح مـوثر گیرنـدهAe و عـدد نـویز
گیرنده. Fn فرکانس تکرار پالس در درجه اول توسط حداکثر فاصله که در آن انتظار هدف
وجود دارد تعیین می شود. اگر prf خیلی زیاد گردد احتمال دریافت انعکاسهای ناشـی از انتقال غلط پالسها افزایش می یابد. سیگنالهای برگشتی پس از یـک زمـان بـیش از دوره تناوب تکرار پالسها را انعکاسهای با زمان محدود چند پریود گویند و می توانند سبب خطا
یا سردرگمی در اندازه گیری برد شود.سه هدف A و B وC را مطابق شـکل ۱-۱۱ در
نظر بگیرید. هدف A در ناحیه حداکثر فاصله بدون ابهـام رادار ، هـدف B در فاصـله
بزرگتر از حداکثر فاصله بدون ابهام و هدف C در فاصله بین دو برابر تا سه برابر حداکثر فاصله بدون ابهام قرار دارند. ظهور ۳ هدف روی یک اسکوﭖ در شکل ۱-۱۱ب نشـان
داده شده است. انعکاسهای با زمان حدود چند پریود روی اسکوﭖ-A از انعکاسهای صحیح هدف که واقعا در حداکثر فاصل بدون ابهام قرار دارند قابل تشخیص نمـی باشـند. فقـط
فواصل اندازه گیری شده برای هدف A صحیح است و بـرای هـدفهای B و C صـحیح نیست. یک راه برای تشخیص انعکاسهای با زمان حدود پریود از برگشتهای بدون ابهـام ،
استفاده از یک فرکانس تکرار پالس prf متغیر می باشد.
٢٧

شکل۱-۱۱) انعکاس با زمان حدود چند پریود که باعث افزایش ابهام در فاصله می شود
سیگنال برگشتی از یک هدف در فاصله بدون ابهام روی اسکوﭖ A در هر مـورد بـدون
توجه به مدوله شدن prf در یک محل ظاهر می شوند ، و این در حالی است که برگشـتی از هدف با زمان حدود چند پریود مطابق شکل ۱-۱۱ج در یک زمان محدود گسترده می
شود. Prf را می توان به صورت پیوسته بین دو حد معین و یا به صورت گسسته بین چند مقدار معین تغییر داد. تعداد فرکانسهای تکرار پالس مجزا ، بستگی به درجه هـدفهای بـا زمان حدود چند پریود دارد. برای مثال هدفهای با زمان برگشت مضاعف فقط نیاز بـه دو
فرکانس تکرار مجزا دارند.به جای مدوله کردن prf ، به روشهای دیگری از جمله تغییـر دامنه ، عرض ، فرکانس و فاز و .... می توان پرداخت. سیگنال برگشتی با زمان حـدود چند پریود را می توان تشخیص داد. معمولا این روشها در عمل به مقدار لازم موفق نیستند لذا کاربرد چندانی ندارند. یکی از محدودیتهای اساسی ، رویهم افتادگی هدفهای نزدیک بـه هم می باشند ، یعنی هدفهای قوی زمینه ( زمین و کوه های اطراف) می تواند بـه قـدری بزرگ باشند که هدفهای کوچکتر و مورد نظر مارا مخفی کنند. همچنین زمان لازم بـرای
٢٨
پردازش سیگنال برای رفع ابهامات بیشتر می شود.به طورکلی و تئوری ، ابهامات را مـی توان با مشاهده تغییرات سیگنال برگشتی بر حسب زمان ( فاصله) بر طرف نمود. لیکن این دو روش همواره عملی نیست بدلایل زیادی چون دامنه سیگنال برگشتی به غیر از تغییـر
فاصله می تواند تغییر کند. در عوض ابهامات فاصله در یک رادار با چند prf را می توان با استفاده از تئوری باقیمانده چینی یا روشهای عددی محاسباتی دیگر مرتفع نمود وفاصـله واقعی را بدست آورد.مطالب ارائه شده در این فصل ، مقدمه ای بود کوچک بـر رادار و پارامترهای آن ، برای آنکه دانشجویی که اطلاعات کاملی در مورد سیستمهای رادار ندارد در هنگام مواجه با مطالب فصل ۲ و بخصـوص ۳ دچـار سـردرگمی نشـود. برنامـه
--ar_eq همچنین می تواند نسبت سیگنال به نویز را بر حسب برد هدف برای ما آشکار سازد. شکل زیر نمونه ای از خروجی این برنامه است ، که به ازای سه مقدار متفاوت از توان لحظه ای ورودی و همچنین سایر پارامترهای رادار از قبیل بهره آنتن و ... ، مقادیر
نسبت سیگنال به نویز را در رنجهای متفاوت تا 150Km نشان می دهد. خروجیهای ایـن
برنامه برای راداری با توان لحظه ای 1.5MWatt و 0.1 و 0.01 آن بدست آمده است.
default power 100 .ptpercent1*pt ptpercent2*pt 80 60 40 dB- SNR 20 0 150 100 50 -200 Detection range - Km
شکل ۱-۲۱) خروجی برنامه .--ar_eq مقدار نسبت سیگنال به نویز بر حسب برد هدف به ازای ۳ مقدار از توان ورودی
٢٩
فصل دوم
مشخصات رادار پالسی:
مقدمه:
رادارهای پالسی که در این پروﮊه به آنها پرداخته می شود دارای ۲مد هستند، مد فرستندگی
مدگیرندگی. در مد فرستندگی رادار فقط امواج الکترومغناطیسی را ارسال مـی کنـد و قسمت گیرندگی به طور کامل از کار می افتد و در مد گیرندگی رادار در حـال دریافـت امواج الکترومغناطیسی است که قبلا به هدف ارسال شده و بازتابش یافته اند. این عملکـرد دارای یک حسن بزرگ و یک عیب است که می توان آنرا تا حدودی رفع کرد. به طـور کلی در رادار های CW که به طور بیوسته در حال ارسال و دریافـت هسـتند ، مسـئله ایزولاسیون بین آنتن فرستنده و گیرنده بحث بسیار مهمی است و تلاش مهندسان رادار بـر آن است که این ایزولاسیون را تا حد امکان بالا ببرند. در رادارهای پالسی چون فرسـتنده در حال کار گیرنده خاموش است و بلعکس ، لذا این ایزولیشن برابر است با بینهایت! امـا یک عیب نسبتا بزرگی که در رادارهای پالسی موجود است آنست که اگر سیگنال برگشتی از هدف در مد فرستندگی رادار به رادار برسد ، کل سیگنال از بـین مـی رود و هـدف آشکار نخواهد شد. در شرایط دیگر ممکن است که قسمتی از سیگنال دریافتی دریافت شود
قسمت دیگر بدلیل عوض شدن مد رادار از گیرندگی به فرستندگی از دست برود . که در
٣٠
این صورت چگالی توان سیگنال دریافتی کاهش می یابد و احتمال آشکارسازی هدف نیـز
کم خواهد شد. در این قسمت می توان با بالا بردن PRF رادارهای پالسـی و کـم کـردن ضریب کار آنها این احتمال را به حداقل کاهش داد.
۲-۱) برد:
شکل ۲-۱ بلوک دیاگرام رادار پالسی را نشان می دهد. کنترل کننده زمان ، سـیگنالهای زمانی همزمان مورد نیاز سرتاسر سیستم را تولید می کند. یک سیگنال مدوله شده در دامنه تولید می شود و به وسیله بلاک مدوله کننده فرستنده به آنتن فرستاده می شود. سوئیچ کردن
آنتن بین حالتهای فرستندگی و گیرندگی توسط Duplexer انجام می شود.Duplexer سبب می شود که آنتن بتواند به عنوان فرستنده و گیرنده مورد استفاده قـرار گیـرد. در طـول
فرستندگی Duplexer انرﮊی الکترومغناطیسی را به طور مستقِم به سمت آنتن هدایت مـی
کند . متناوبا در زمان گیرندگی Duplexer انرﮊی منعکس شده از هدف را که توسط آنتن دریافت می شود به سمت گیرنده انتقال می دهد. گیرنده رادار سیگنال دریـافتی را تقویـت کرده و آنرا برای پردازش آماده می سازد. استخراج اطلاعات هدف توسط بلاک پردازشگر
سیگنال صورت می پذیرد. فاصله هدف ،R، توسط اندازه گیری تاخیر زمـانی سـیگنال و ، محاسبه می شود. یک پالس از سمت رادار به سمت هدف فرستاده می شود و برمی گردد. اگر موج الکترومغناطیسـی بـا سـرعت نـور در هـوا منتشـر شـود ، یعنـی
s 8 m c  3×10 ، پس خواهیم داشت: ۲-۱) c∆t R  2
که R بر حسب متر است و بر حسب ثانیه و ضریب 0.5 یا همان 2 در مخرج به دلیل آن است که موج مسیر بین رادار تا هدف را دو بار طی کرده است ، یک بار هنگام تابش
٣١
از رادار تا هدف رفته است و بار دیگر هنگام باز تابش از هدف به سمت رادار آن مسـیر را طی می کند.

شکل ۲-۱) بلاک دیاگرام یک رادار پالسی ساده معمولا رادارهای پالسی یک قطار از پالسها را همانگونه که در شکل ۱-۲ نشان داده شده
است به سمت هدف می فرستند و سپس دریافت خواهند کرد.T مدت زمان تکـرار پـالس
است و τ پهنای پالس می باشد. IPP یا همان مدت تکرار پالس به PRI اشاره مـی کنـد.

معکوس PRI ، PRF است که توسط نشان داده می شود. ۲-۲) 1  1 fr  T PRI
شکل ۲-۲) قطار پالسهای ارسالی و دریافتی
در طول هر PRI رادار فقط به مدت τ انرﮊی الکترومغناطیسی ساطع می کند و در طول
بقیه PRI منتظر امواج دریافتی از هدف می شود.
٣٢
ضریب dt که Duty cycle فرستندگی رادار است با نسبت d  τ T مشخص می شـود.

توسط انرﮊی فرستاده شده متوسط رادار که باPav مشخص می شود از فرمول زیر بدسـت
می آید:
۲-۳)Pav  Pt ×dt
که Pt نشان دهنده مقدار ماکزیمم توان انتشار یافته توسط رادار می باشد. و انرﮊی پالسـی
برابر با :
EP  Ptτ  pavT  Pav fr

برد متناظر با تاخیر زمانی T به عنوان برد غیر مبهم رادار معرفی می شود. و باRu نشان
داده می شود. نمونه ای راکه در شکل ۱-۳ نشان داده شـده اسـت را در نظـر بگیـریم
برگشتی 1 نشان دهنده برگشتی رادار از هدفی در فاصله 2R1  c∆t است که حاصـله از
پالس 1 است. در برگشتی 2 می تواند نشان دهنده برگشتی رادار حاصل از فرستاده شـدن
پالس 2 باشد و یا اگر هدف فاصله اش از رادار بسیار زیاد باشد امکان دارد که برگشتی از
پالس شماره 1 باشد که در این صورت احتمال خطا وجود دارد.
۲-۴) c(T  ∆t) R2  or c∆t R2  2 2 به روشنی فاصله غیر مبهم با برگشتی 2 مرتبط است. بنابراین زمانی که پالسـی فرسـتاده می شود، یک مدت زمان کافی منتظر بماند. آنقدر که پالس مـنعکس شـده از هـدف در بیشترین برد ، قبل از آنکه پالس بعدی فرستاده شود دریافت شود. نتیجه آنکه ماکزیمم بـرد
غیر مبهم با نصف PRI مرتبط است:
۲-۵) c  T Ru  c 2 fr 2 ٣٣

شکل ۲-۳) توضیح فاصله مبهم
برای مثال اگر یک رادار هوایی را در نظر بگیریم که رادار توان پیـک اسـت و از دو
PRF استفاده می کند ، . fr1 10KHz, fr 2  30KHz پهنای پالس مورد نیاز برای هرکدام
از PRFها دارای توان متوسط برابر با هم و مقدار 1500Watts باشند در ایـن صـورت انرﮊی برای هر مورد برابر است با:
dt  10 ×1500103  0.15

به طور دقیق خواهیم داشت.
1 0.1ms T1  3 10 ×10 1 0.0333ms T  3 10 30 × 2 در نتیجه پهنای نهایی برای هر پالس برابر است با:
τ1  0.15 ×T1 15s τ1  0.15 ×T2  5s
−6 4 0.15joules 10 15 × × 10 p1  Ptτ1  E ×5×10−60.05joules 104 Pτ 2 p2 E t ۴٣
۲-۲) میزان تفکیک پذیری:
تفکیک برد ( ( range resolution که با نشان داده می شود، یـک پـارامتر رادار است که بیان کننده تواننایی آشکارسازی اهدافی است که در نزدیکی هم قرار دارند. معمولا سیستمهای راداری برای کار کردن در یک محدوده حداقل و حداکثر ( ( Rmax , Rmin طراحی
می شوند. محدوده بین این حداقل و حداکثر به m قسمت تقسیم می شوند. که هر کدام آنهـا دارای یک پهنای می باشند:
۲-۶) Rmax − Rmin M  ∆R در اینصورت اهداف با رنجهای حداقل تفکیک می شوند و این امر سبب می شود که کاملا از هم قابل شناسایی باشند. این امر در شکل ۱-۸ نشان داده شده است .

شکل ۲-۴) تحلیل اهداف در راستای عمود و افق
اهدافی که در داخل یک محدوده تشخیص برد قرار دارند را می توان بـا بکـارگیری تکنیکهای پردازش سیگنال در راستای عمود از هم شناسایی شوند.
۵٣
دو هدف که در فواصلR1 وR2 قرار دارند. در نظر بگیرید. در این صورت تاخیر زمانی
متناظر با هر کدام از این اهداف برابر سیگنال برگشتی برابر است باt1 و. t2 را باید
به عنوان تفاوت برد میان دو هدف در نظر گرفت که در این صورت داریم:
۲-۷) δ . t c t2 −t1 ∆R  R2 − R1  c 2 2 حالت سوال زیر را مطرح می کنیم و به آن پاسخ می دهیم . کمترین فاصله زمانی کـه
می توان هدف شماره 1 را در فاصلهR1 و هدف شماره 2 را در فاصلهR2 از هم تشخیص
داد چه مقداری است؟ به بیان دیگر کمترین مقدار چه مقداری است؟
در ابتدا فرض کنید ، که دو هدف با cτ 4 از همدیگر تفکیک می شوند که τ پهنای پالس

می باشد. در این شرایط وقتی لبه عقبی پالس به هدف 2 برخورد کند ، لبه جلـویی پـالس مسافت Cτ را به سمت رادار بازگشته است. وپالس برگشتی ممکن که بـا سـایر امـواج
برگشتی از اهداف دیگر ترکیب شود. همانطور که در شکل ۱-۹.a نشان داده شده اسـت.
به هر حال اگر دو هدف به اندازه cτ 2 با هم فاصله داشته باشند. هنگامی که عقبی پـالس

برگشتی از هدف اول به رادار رسید لبه جلویی پالس برگشتی از هدف دوم هم به رادار می
رسد. در نتیجه دو پالس برگشتی همانند شکل ۱-۹.b نشان داده خواهد شد بنـابراین
باید بزرگتر و یا برابر با cτ 2 باشد. و چون پهنای باند رادار که B نشان داده می شـود

برابر است با 1 پس: τ ۲-۸) c  cτ ∆R  2B 2
معمولا طراحان رادار همانند استفاده کنندگان آن در پی کاهش این فاصله هستند به منظـور افزایش عملکرد رادار می باشند. همانطور که در شکل ۱-۸ توصیه شد، به منظور رسیدن
۶٣
به یک تفکیک برد مناسب باید پهنای پالس را کاهش دهیم و این بدین معنی است که توان متوسط انتشار یافته نیز کاهش یافته است و برعکس پهنای باند افزایش.
برای رسیدن به درجه تفکیک پذیری مناسب برای آنکه توان متوسـط انتشـار در سـطح مناسب نگه داشته شود ، می توان از تفکیک فشردگی پالس استفاده کرد.

شکل ۲-۵) .aدو هدف غیر قابل تفکیک .b دو هدف قابل تفکیک
می توان مثالی در زمینه ارائه داد تا درک بهتری از قضیه داشت. یک رادار را بـا بـرد
مبهم 100Km در نظر بگیرید که دارای پهنای باند 0.5MHz اسـت. مقـادیر PRF ،
PRI، ∆R و τ به ترتیب زیر بدست می آیند.
1500Hz 8 10 3×  C PRF  105 2 × 2R u 0.6667ms 1  1 PRI  1500 PRF ٣٧
300m 8 3×10  c ∆R  106 2 ×0.5 × 2B 2s 2 ×300  2∆R τ  c 3×108 ۲-۳) فرکانس داپلر:
رادارها از تغییر فرکانس داپلر برای استخراج سرعت نسبی هدف یا همان تغییـر فاصـله هدف نسبت به رادار استفاده می کنند. همچنین برای آنکه اهداف متحرک و ثابت و همچنین اشیاﺀ ثابت را از هم تفکیک کنند ، از فرکانس داپلر استفاده می کنند. پدیده داپلر تغییـر در فرکانس مرکزی یک موج به خاطر برخورد با یک هدف متحرک است.
تغییر فرکانس بنا بر جهت حرکت هدف می تواند مثبت ویـا منفـی باشـد. شـکل مـوج برخوردی به هدف دارای جبهه موجهای همفازی است که به اندازه λ همان طول مـوج ، از هم فاصله دارند. یک هدف نزدیک شونده سبب می شود جبهه موجهای همفاز برگشـتی به همدیگر نزدیگتر شوند وطول موج کوتاهتر یا فرکانس بالاتری را نتیجه می دهد. متناوبا هدفی که در حال دور شدن از رادار است سبب می شود جبهه موجهای همفاز برگشتی از هم باز شوند و طول موج بلندتر ویا فرکانس پایین تری را حاصل کند. این امر در شـکل ۲-۶ نشان داده شده است.
پالسی را با پهنای پالس τ که با هدفی که دارای سرعت υ و در حال نزدیـک شـدن بـه
راداراست برخورد می کند ، همانطور که در شکل ۱-۱۱ نشان داده شده است. فاصله d
برحسب متر است که هدف در فاصله بین 2 پالس ارسالی به سمت هدف طی کرده است.
۲-۹)d  v∆t
٣٨

شکل ۲-۶) تاثیر هدف متحرک در جبهه موج همفاز ارسالی
که ∆t برابر است با مدت زمان بین برخورد لبه پیشرو و لبه عقبی پالس با هدف. اگر پالس
با سرعت نور در فضا منتشر شود لبه عقبی به اندازه cτ − d حرکت داده می شود ، پـس خواهیم داشت:
۲-۰۱) cτ − d ∆t  c با ادغام کردن معادلات ۲-۰۱ و ۲-۱۱ داریم: ۲-۱۱) τ vc d  v  c لبه عقبی پالس با توجه به تغییر زمانی بین لبه جلویی و عقبی پالس به اندازه ∆t در راستای
رادار به اندازه s تغییر می کند.
۲-۲۱)s  c∆t
٣٩

شکل ۲-۷) شرح چگونگی فشردگی یک هدف متحرک برای یک پالس تنها
بنابراین پهنای پالس برگشتیτ′ برحسب ثانیه و یا برحسب متر به صورت L خواهد بود:
۲-۳۱) L  cτ′  s − d با قرار دادن معادلات ۲-۱۱ و ۲-۲۱ در معادله ۲-۳۱ خواهیم داشت: vc ′ ۲-۴۱) c∆t−vcτ cτ
۲-۵۱)
۲-۶۱) τ c − v τ′  c  v در عمل ضریب به عنوان ضریب انبساط زمانی معرفی می شود. توجه
داشته باشید که اگر v=0 باشد در این صورتτ τ′ خواهد بود و به طرز مشابه اگر هدف ما یک هدف دور شونده باشد در این صورت :
۲-۷۱) τ v  c τ′  c − v ٠۴
برای بدست آوردن یک عبارت در مورد فرکانس داپلر توضیحات نشان داده شده در شکل
۲-۸ را در نظر بگیرید. لبه جلویی پالس 2 در مدت زمان ∆t فاصـله بـه سمت هدف می رود و با آن برخورد می کند.
در طی فاصله زمانی مشابه لبه جلویی پالس 1 یک فاصله متناظر با c∆t را طی می کند.
۲-۸۱) d  v∆t ۲-۹۱) − d  c∆t c fr
شکل ۲-۸) شرح چگونگی تاثیرات هدف متحرک بر روی پالسهای رادار
با حل کردن دو معادله برای بدست آوردن ∆t خواهیم داشت:
۲-۰۲)
۲-۱۲)
حال فاصله پالسهای برگشتی برابر است با

frv∆t  cc

fr ∆t  cv c v

s-d و PRF جدیدfr ′ خواهد بود:
۲-۲۲) cv fr c∆t− c s − d  c  v f ′
١۴
این امر نشان می دهد که PRF جدید با PRF اصلی و اولیه به صورت زیر رابطه دارد:
۲-۳۲) fr c  v fr ′  c − v اگرچه مقدار Cycle تغییر نمی کند ، ولی فرکانس سیگنال برگشتی با یک ضریب مشـابه
بالا خواهد رفت و فرکانس fo′ را خواهد داد که از رابطه زیر بدست می آید:
۲-۴۲) f0 c  v f0′  c − v که fo فرکانس سیگنال برخوردی ( سیگنالی که به سمت هدف می رود ) است و فرکانس
داپلر حاصله از سرعت هدف که با fd نشان داده می شود ، و برابر است بـاf0′ − f0 بـه
طور دقیق از رابطه زیر بدست می آید:
۲-۵۲) f0 2v f0 − f0  c  v f0′ − f0  fd  c − v c − v برای زمانهایی که سرعت هدف بسیار کوچکتر از سرعت نور است ، که همیشه این چنین
نیز هست! ، و با توجه به آنکه c  λf0 است ، معادله فوق را می توان به صـورت زیـر بازنویسی کرد. ۲-۶۲) 2v f0  2v ≈ fd λ c این معادله را می توان برای یک هدف دور شونده نیز نوشت که در این صورت تغییـرات
فرکانس داپلر برابر است با . fd  − 2λv توضیحات مربوط به اهداف نزدیـک شـونده و

دور شونده به طور کامل در شکل ۲-۹ نشان داده شده اند.
٢۴

شکل ۲-۹) فرکانس دریافتی یک رادار مربوط به اهداف دور و نزدیک شونده
در معادله ۱-۶۲ سرعت نسبی هدف نسبت به رادار با υ نشان داده شده است ، امـا یـک اصل همیشگی نیست . در واقع ، میزان تغییر فرکانس داپلر به قسمتی از سرعت هدف که در راستای رادار باشد ، بستگی دارد. این سرعت نسبی را سرعت شعاعی هدف نسبت به رادار می نامند.
شکل ۲-۰۱ سه هدف را که با زوایای مختلف نسبت به راستای رادار در حـال حرکـت هستند نشان می دهد. هدف ۱ دارای تغییر داپلر صفر است. هدف ۲ ( همـانطور کـه در معادله ۱-۶۲ نشان داده شد) دارای بالاترین داپلر است ( داپلر ماکزیمم). ولـی هـدف ۳
دارای فرکانس داپلری متناظر با λfd  2v cosθ است . که v cosθ سـرعت شـعاعی
هدف می باشد . در واقع θ زاویه بین خط رادار تا هدف و مسیر هدف است.

شکل ۲-۰۱) نمایه سه هدف با سرعتهای برابر ولی سرعتهای شعاعی متفاوت
٣۴
بنابراین ، یک تعریف کلی برای fd با توجه به زاویه مطلق بین هدف و رادار به صـورت
زیر می باشد:
۲-۷۲) cosθ 2v  fd λ و برای اهداف دور شونده خواهیم داشت: ۲-۸۲) cosθ − 2v  fd λ که cosθ  cosθe cosθa است . که زوایای θa وθe به زوایای رادار با هدف در جهتهـای
افق و عمود اشاره داردبرای درک بهتر قضیه به شکل ۲-۱۱ توجه کنید.

۲-۱۱) سرعت شعاعی متناسب است با زاویه هدف در راستاهای عمود وافق
برای درک بهتر قضیه با یک مثال این قسمت را به پایان می بریم هدفی را درنظر بگیرید
که دارای سرعت s 175 m می باشد حال اگر رادار ما دارای سرعت s 250 m باشد و طول
۴۴
موج کاری رادار ما برابر باشد با0.03m در این صورت می توان فرکانس داپلر را بـرای سیگنال دریافتی توسط رادار بدست آورد. در صورتی که هدف یک هدف نزدیک شـونده باشد ، پس سرعت هواپیمای هدف و رادار ما با هم جمع می شود و طبـق رابطـه ۱-۶۲ تغییر فرکانس داپلر برابر خواهد شد با:
fd  2 (250 175)  28.3KHz 0.03

ولی در صورتی که هدف در حال دور شدن از رادار ما باشد ( مسیر حرکتش در جهـت مسیر حرکت رادار ما باشد ) لذا سرعتها از هم کم می شوند و تغییر داپلر برابر خواهد بود با:
5KHz (250 −175) 2 fd 0.03 ۲-۴) معادلات رادار با PRF کم:
در فصل قبل به طور کامل بر روی معادلات رادار بحث شـد و همچنـین هـر کـدام از پارامترهای آن نیز به صورت جداگانه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در این قسـمت
سعی ما بر آن است که معادلات رادار برای PRFهای کم و زیاد را بر حسـب حساسـیت آنها از هم تفکیک نماییم و مورد بررسی قرار دهیم. در این قسمت ابتدا روی رادارهای با
PRF کم پرداخته می شود.
یک رادار با پهنای پالس τ و تناوب ارسال پالس برابر با PRI که برابر است بـا T را در نظر بگیرید. این رادار دارای حداکثر توان تششعی لحظه ای Pt است. در چنین شـرایطی
توان میانگین تششعی رادار همانطور که در فصل قبل هم به آن اشاره شد برابر است با :
Pav  Pt dt
۵۴
که dt  τ T برابر است با ضریب چرخه کار رادار ویا همان نسبت انتقال به کـل طـول

تناوب رادار. می توان ضریب چرخه کار دریافت راdr در نظر گرفت ، که:
۲-۹۲) 1−τ.fr T −τ dr  T بنابر این برای رادار با PRF کم T τ ضریب چرخه کار دریافت برابر است با. dr ≈1
Ti را بعنوان زمان هدف ( زمانی که هدف توسط بیم رادار آشکار می شود) در نظر مـی
گیریم ، یعنی:
۲-۰۳) np  Ti . fr np Ti  fr که در معادله فوق np تعداد پالسهایی است که با هدف برخورد می کنـد و fr همـان PRF
رادار می باشد. حال یک رادار با PRF کم را در نظر بگیرید. با توجه به توضیحات فوق ، معادله یک رادار تک پالسی به صورت زیر داده می شود:
۲-۱۳) P G 2 λ2σ (SNR)1  (4π)3 R4 kT BFL t e برای پالسهای هم زمان ، به تعداد np خواهیم داشت:
p P G 2 λ2σ.n ۲-۲۳) t (SNR)np  (4π)3 R4 kT BFL e با استفاده از معادله ۲-۰۳ و رابطه همیشه برقرار B  τ1 می توان معادله رادارهـای بـا

PRF کم را به صورت کلی زیر بیان کرد:
τ P G 2 λ2σT f (SNR)np  ۲-۳۳) r i t (4π)3 R4 kT FL e ۶۴
تابع مطلب مربوط به مشخص کردن نسبت سیگنال به نویز برای یک رادار با PRF کم با
نام lprf_req.m ، در انتهای پروژه - ریسرچارائه شده است که می توان با دادن ورودیهای دلخـواه نسبت سیگنال به نویز را برای بردهای مختلف هدف بدست آورد. در شکل ۲-۲۱ نتیجـه حاصله از ورودیهای ارائه شده در انتها ( همراه با برنامه) نشان داده شده است. اما مطلب قابل استنتاج و مهم که در این قسمت باید برداشت شود نسبت سیگنال به نویز برای ۳ مقدار مختلف از یک پارامتر می باشد.
np = 1 120 np1 np2 100 80 60 dB- SNR 40 20 150 100 50 00 Range - Km
شکل ۲-۲۱) خروجی حاصله از برنامه lprf_req.m برای سه مقدار از np
در ورودی تابع مطلب ۳ مقـدار بـرای np در نظـر گرفتـه شـد ،np 1 وnp 1 10
و. np 2  30 همانطور که مشاهده می کنید هرچه تعداد پالسهای همزمان بـر روی هـدف
بیشتر باشد نتیجه حاصله مقدار بیشتری از نسبت سیگنال به نویز است. تابع مطلـب ذکـر شده علاوه بر این نمودار تابع دیگری را نیز در اختیار ما قـرار مـی دهـد و آن نسـبت
٧۴
سیگنال به نویز به ازاﺀ تعداد پالسهای همزمان دریافتی ازهدف می باشد کـه بـه ازاﺀ دو مقدار دلخواه از توان در اختیار ما قرار می دهدو درشکل ۲-۳۱ نشان داده شده است.
25

20
15
10
5
default power pt * percent
00 50 45 40 35 30 25 20 15 10 5 Number of coherently integrated pulses
dB-SNR
شکل ۲-۳۱) نمودار نسبت سیگنال به نویز به ازاﺀ تعداد پالسهای همزمان اما نکته مهم که در اینجا باید به آن پرداخته شود آنست که بالا رفتن خطی تعداد پالسـهای
همزمان برگشتی به معنی بالا رفتن خطی نسبت سیگنال به نویز نیست بلکه همانطور که از شکل ۲-۳۱ نیز مشاهده می شود ، در ابتدا بالا رفتن تعداد پالسهای همزمان دریافتی فرضا از ۱ به ۰۱ تاثیر زیادی در نسبت سیگنال به نویز دارد ولی برای رسیدن به تآثیری برابر با ۲ برابر همان مقدار به طور مجدد ، نیاز به بالا بردن تعداد پالسهای هم زمان دریـافتی برابر با ۰۰۱ می باشد ، که این امر به طور کامل در نمودار شکل ۲-۳۱ نشان داده شـده است.
٨۴
۲-۵) معادلات رادار با PRF زیاد:
در این قسمت به مهم بخش این فصل می رسیم که مربوط به استنتاج معادلـه رادار بـرای یک رادار با PRF بالا می باشد. معادله رادار از آن جهت مهم است که با توجه به اینکـه
PRF ارئه شده در پروﮊه باید در حدود 50KHz باشد لذا معادلات جدید تا حد قابل قبولی بر آن بر قرار خواهند بود.
حال یک رادار با PRF زیاد را در نظر بگیرید. سیگنال فرستاده شده قطـار سـریعی از پالسهای ارسالی خواهد بود. همانند قبل پهنای پالس را τ در نظر گرفته و تناوب آنـرا T
مشخص سازید. این قطار پالس را می توان با استفاده از تبدیل فوریه نمایی نمایش داد. خط طیف توان مرکزی ( جزﺀ ( DC این سری به طور عمده شامل توان سیگنال اسـت کـه
2 τ مقدار آن است و برابر است با توان دوم ضـریب چرخـه فرسـتندگی . در چنـین T شرایطی معادله رادار پالس واحد برای رادارهای با PRF بالا عبارتست از:
۲-۴۳) P G 2 λ2σ.d 2 SNR  (4π)3 R4 kT BFLd t t r e که در چنین شرایطی احتیاج به در نظر گرفتن تفاوت طول پالس ارسالی با طـول پـالس
دریافتی نیست ، در واقع . dr ≈ dt τfr بعلاوه پهنای باند رادارهای عملیاتی بـا زمـان
هدف ( ( time on target مشابه خواهد بود یعنی 1 . B  این امر بیانگر آن است که: T i λ2σ T G 2 Pτ. f SNR  ۲-۵۳) r i t (4π)3 R4 kT FL e و در انتها داریم :
٩۴
P T G 2 λ2σ SNR  ۲-۶۳) av i (4π)3 R4 kT FL e که در اینجاPav به جایPtτ. fr استفاده خواهد شد. توجه داشته باشید که PavTi خود از جنس
انرﮊی خواهد بود ، که نشان می دهد ، رادارهای با PRF بالا می توانند با استفاده از یک توان نسبی کم و زمان یکیسازی طولانی تر قابلیت آشکارسازی را بالا ببرند. واین اصـلی است که ما برای بالا بردن برد رادار بدون بالا بردن توان منبع به طور غیر متعـادل ، از آن استفاده می کنیم.
در انتهای پروژه - ریسرچهمانند قبل برنامه مطلب مربـوط بـه یـک رادارHigh-PRF بـا نـام
hprf_eq.m ارائه شده است که شکل خروجی آنرا که همان نسبت سیگنال به نـویز بـر واحد رنج می باشد ارائه شده است.
50 dt dt1 40 dt2 30 20 10 dB- SNR 0 -10 -20 150 100 50 -300 Range - Km
شکل ۲-۴۱) نمودار سیگنال به نویز بر حسب برد برای رادار HighPRF
٠۵
در ورودی تابع مطلب dt0 = 4 و dt1 =0.4 و dt2 =0.04 می باشد. همچنـین توجـه داشته باشید که یا dt نیاز است و یا باید fr و τ ، هردو را به ورودی برنامه داد. در ایـن
برنامه وقتی کاربر از مقدارdt اطمینان دارد باید مقادیر fr و τ را برابر صفر قرار دهد و همچنین وقتی مقادیر τ و fr در اختیار است بایدdt را برابر صفر قرار دهد.
۲-۶) تلفات رادار:
همانطور که با کمک معادلات رادار نشان داده شد ، نسبت سیگنال به نویز دریافتی با تلفات رادار نسبت معکوس دارد. بنابراین هرگونه افزایش در تلفات سبب کاهش نسبت سیگنال به نویز می شود. واین خود سبب کاهش احتمال آشکارسازی می گردد.
تفاوت اصلی بین عملکرد یک رادار با طراحی خوب و یک رادار بـا طراحـی ضـعیف مربوط به تلفات آن رادار است. تلفات رادار شامل تلفات اهمیـک ( مقـاومتی ) و تلفـات آشکارسازی می شود. در این بخش به طور کوتاه تلفات رادار را خلاصه وار بیان می کنیم و در انتها مقادیر معمول برای مهمترین آنها را به صورت تیتروار ارائه خواهیم کرد.
۲-۶-۱) تلفات ارسال و دریافت :
این تلفات شامل یکی از مهمترین ها می باشد که عبارتند از تلفات دریافت و ارسـال بـین ورودی آنتن فرستنده و خود فرستنده رادار و همچنین بین خروجی آنـتن گیرنـده و خـود
گیرنده. چنین افتهایی را معمولا به عنوان تلفات لوله کشـی ( (Plumbing معرفـی مـی
شوند. معمولا افت چنین تلفاتی بین 1 تا 2 دسی بل می باشد.
۲-۶-۲) افت الگوی آنتن و افت بررسی:
قبلا وقتی در معادلات رادار استدلال و استنتاج داشتیم فرض ما بر آن بود که بهـره آنـتن رادار برابر با ماکزیمم ان باشد . این امر وقتی صادق است که هدف در راستای بیم اصلی
١۵
آنتن رادار قرار داشته باشد . ولی وقتی رادار هدف را اسکن می کند ، بهره آنتن در جهت هدف همانطور که با پترن انتشار آنتن در درس آنتن محرض شده است ، کمتر از مقـدار ماکزیمم است.
تلفات در نسبت سیگنال به نویز به خاطر در اختیار نبودن ماکزیمم بهره آنتن در راسـتای
هدف برای تمام زمانها ، افت الگوی آنتن نامیده مـی شـود( . ( Antenna pattern loss
زمانیکه یک آنتن برای یک رادار انتخاب می شود، میزان افت الگوی آنتن را می توان به صورت ریاضی محاسبه کرد.
2 2.776θ ۲-۷۳) G(θ)  exp − 2 θ3dB برای مثال تششع یک آنتن فرستنده کاملا ساده را به صورت sin x در نظر بگیرید هماننـد x شکل ۲-۵۱ .

شکل ۲-۵۱) شمای پترن یک آنتن بسیار ساده شده
٢۵
در عمل یک آنتن گوسی مورد قبول است. در معادله ۲-۷۳ ،θ3db بیانگر بـیم 3dB مـی

—120


شکل (1-3) : آنتن فرکتالی نیمه حلقوی بر روی صفحه زمین بزرگدر این حالت همان طور که در شکل فوق ملاحظه می کنید، یک طرف حلقه توسط کابل هم محور تغذیه می گردد و طرف دیگر زمین می شود. از آنجا که حلقه در حالت تشدید باید جریانی برابر با صفر در محل اتصال خود با زمین داشته باشد، لذا اتصال زمین تأثیر بسیار کمی در نقطه انتهایی حلقه در حالت تشدید دارد. توزیع جریان در این حالت بنا بر نظریه تصویر، نیاز به صفحه زمین بزرگ می باشد. که این خود مشکلاتی را از جهت ساخت آنتن ایجاد می کند. برای رفع این مشکل معمولاً در ساخت آنتن های حلقوی از روش تغذیه هم صفحه CPS استفاده می شود.
در این روش از کل حلقه به جای نیمی از آن استفاده می شود و در واقع تغذیه هم صفحه به صورت یک بالن عمل می کند. در واقع تغذیه هم صفحه از دو خط انتقال با 180 درجه اختلاف فاز نسبت به هم تشکیل شده است. به همین منظور در این روش از دو خط مایکرواستریپی و خط تأخیر، جهت تغذیه خطوط هم صفحه با 180 درجه اختلاف فاز استفاده می شود. این روش در شکل (1-4) نشان داده شده است.

شکل (1-4) : تغذیه هم صفحه برای یک آنتن حلقویهمان طور که در شکل فوق مشاهده می کنید، اولین قسمت شامل یک خط انتقال مایکرواستریپی و یک خط تأخیری می باشد. که در واقع این قسمت به عنوان تغذیه ای برای بخش CPS می باشد. همان طور که در این شکل مشخص است، صفحه زمین تنها بر زیر بخش مایکرواستریپی قرار دارد. به عبارتی دیگر بخش CPS نیازی به صفحه زمین ندارد.
از آنجا که در روش فوق آنتن حلقوی تنها بر روی لایه ای از دی الکتریک (بدون صفحه زمین) قرار دارد، لذا این امر باعث کند کردن امواج الکترومغناطیسی شده و موجب می شود که آنتن از لحاظ الکتریکی بزرگتر به نظر برسد. با فرض اینکه ضریب دی الکتریک مؤثر زیر آنتن، میانگین ضریب دی الکتریک فضای آزاد و ضریب دی الکتریک زیرلایه باشد، آنگاه می توان طول موج مؤثر امواج الکترومغناطیسی را به صورت زیر محاسبه کرد.
λeff=λλ0 εr+12در تمامی تحلیل های فوق از تأثیر امواج سطحی صرف نظر شده است. در حالی که تأثیر این امواج را می توان از طریق کاهش εr و ضخامت دی الکتریک، کاهش داد.

فصل دومآشنایی با ساختارهای فرکتالی بهبود یافته با ابعاد کوچک2-1 مقدمه
در این فصل هدف بررسی استفاده از ساختارهای فرکتالی جهت کوچک کردن ابعاد آنتن می باشد اما لازم است به منظور درک بهتر ابتدا مروری مختصر بر روند تولید حلقه های فرکتالی در آنت های فرکتال داشته باشیم.
در این فصل ساختارهای فرکتالی حلقوی، دوقطبی و سه بعدی به طور مجزا مورد بررسی قرار می گیرند. در فصل سوم و چهارم با آنتن مایکرواستریپ، طراحی و شبیه سازی این آنتن با ذکر نتایج و مقایسه با کارهای انجام شده خواهیم پرداخت.
2-2 کوچک سازی آنتن مایکرو استریپ با استفاده از ساختارهای فرکتالیبه طور کلی به کارگیری ساختارهای فرکتالی در طراحی آنتن ها نه تنها باعث کوچک شدن ابعاد آنتن و بهبود امپدانس ورودی آنتن می گردد بلکه با استفاده از بعضی از ساختارهای فرکتالی آنتن ها این قابلیت را پیدا می کنند که در چندین باند فرکانسی عمل کنند. پس یکی از مزیت های اساسی استفاده از هندسه فرکتالی در آنتن ها قابلیت حداقل کردن ابعاد آنتن و افزایش نسبت سطح موثر آنتن به سطح واقعی آن می گردد. ساختارهای فرکتالی دارای یک روند تکرارشونده می باشند لذا می توان در یک حجم محدود به سطح و یا طول بسیار زیاد دست پیدا کنند که این خواص ذاتی هندسه های فرکتالی باعث ایجاد ویژگی های مناسبی در تشعشع کننده ها، منعکس کننده ها و آنتن ها می گردد که سبب می شود این ادوات عملکرد بهتری را در محیط انتشاری داشته باشند در این خصوص می توان به ساختارهای فرکتالی همچون درختی، هیلبرت، مینکوسکی و کخ اشاره کرد.
2-3 آنتن فرکتال حلقویبه طور کلی آنتن های حلقوی برای رسیدن به امپدانس ورودی مناسب به منظور تطبیق بهتر با سیستم تغذیه، نیاز به سطح مقطع بزرگ می باشند. یا به عبارتی دیگر آنتن های حلقوی ساده با سطح مقطع کوچک، دارای امپدانس ورودی کمی می باشند که این مشکلات زیادی را برای فراهم کردن شرایط تطبیق آنتن ایجاد می کند.
معمولاً از ساختارهای فرکتالی حلقوی جهت غلبه بر این مشکل استفاده می کنند. شکل (2-1) دو نمونه از ساختارهای فرکتالی حلقوی را نشان می دهد.

شکل (2-1) : دو نمونه از ساختارهای فرکتالی حلقوی، فرکتالی مینکوسکی و فرکتالی کخ [10]در شکل (2-1)، از دو ساختار فرکتالی حلقوی مینکوسکی و کخ استفاده شده است. مهمترین خاصیت هندسه های فرکتالی ذکر شده این است که در یک حجم محدود می توان به محیطی با طول نامحدود رسید. وجود این خاصیت در این ساختارها سبب می گردد تا آنتن هایی که از هندسه های فرکتالی فوق استفاده می کنند، دارای خواص تشعشعی بهتری باشند. برای مثال با افزایش طول آنتن می توان امپدانس ورودی حلقه را افزایش داد. این افزایش امپدانس ورودی، به آنتن کمک می کند تا بتواند بهتر با خط تغذیه ورودی تطبیق گردد.
در ادامه هر دو ساختار شکل (2-1) به طور جداگانه مورد بررسی قرار می گیرند.
2-3-1 آنتن فرکتال حلقوی کخ اولین آنتن فرکتالی حلقوی را که مورد بررسی قرار می دهیم، آنتن حلقوی کخ می باشد. برای طراحی آنتن فرکتالی کخ، همانند شکل (2-2) عمل می کنیم. همانگونه که در این شکل نشان داده شده است، حلقه اولیه در روند تولید ساختار کخ، یک مثلث می باشد. در مرحله بعدی هر کدام از اضلاع این مثلث با یک یک عملگر جایگزین می شود. در زیر شکل (2-2) جایگزینی یک ضلع با عملگر کخ نشان داده شده است. شکل (2-2) چهار تکرار اول در روند تولید ساختار کخ را نشان می دهد.

شکل (2-2) : روند تولید حلقه فرکتالی کخ برای چهار تکرار اول و عملگر کخ [10]با توجه به اینکه عملگر کخ، طول هر ضلع را به اندازه 13 مقدار اولیه اش افزایش می دهد، لذا در هر تکرار، طول محیط کل حلقه به اندازه 13 محیطش، افزایش می یابد.
در طراحی آنتن های فرکتالی حلقوی کخ معمولاً از چند تکرار اول حلقه استفاده می شود که در اینجا چهار تکرار اول حلقه فرکتالی کخ در نظر گرفته شده است، و نتایج آن با آنتن دایره ای مقایسه گردیده است. شکل (2-3) ابعاد این دو ساختار را با هم نشان می دهد. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، به ازای تمامی تکرارها همواره حلقه فرکتالی کخ در داخل حلقه دایره ای محاط می باشد. لذا سطح اشغالی حلقه دایروی همواره بزرگتر از سطح اشغالی توسط حلقه فرکتالی کخ می باشد. برای مثال سطح حلقه فرکتالی اشغال شده در تکرار چهارم به صورت زیر می باشد.
SKoch-loop=1+39+1281+48729+1926561×12 3 32r2=2.05r2 (1-2)در این حالت سطح حلقه دایروی برابر است با :
SKoch-loop=πr2 (2-2)لذا نسبت دو سطح برابر است با :
SKoch-loopScircl-loop=0.65 (3-2)لذا همان طور که رابطه (2-3) نشان می دهد، سطح اشغال شده توسط حلقه فرکتالی کخ پس از چهارمین تکرار، 35% کوچکتر از حلقه دایروی می باشد.

شکل (2-3) : مقایسه حلقه فرکتالی کخ در تکرار چهارم با حلقه دایروی [10]محیط فرکتالی پس از n امین تکرار به صورت زیر محاسبه می شود:
PKoch-loop=3343n (4-2)لذا برای تکرار چهارم محیط حلقه برابر است با :
PKoch-loop=16.42r (5-2)در تمامی این حالات حلقه دایروی دارای محیط زیر می باشد:
Pcircl-loop=2πr (6-2)لذا نسبت محیط حلقه کخ به محیط حلقه دایروی برابر است با :
PKoch-loopPcircl-loop=2.614 (7-2)در بخش های بعدی از این نسبت ها برای توضیح خواص تشعشعی آنتن فرکتالی کخ در مقایسه با آنتن دایروی استفاده می شود. در ادامه نتایج حاصل از اندازه گیری امپدانس ورودی آنتن و پترن راه دور را برای این دو ساختار، که توسط روش ممان به دست آمده است، با هم مقایسه می کنیم. امپدانس ورودی این دو آنتن در شکل (2-4) بر حسب محیط حلقه دایروی در طول موج، نشان داده شده است. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، حلقه دایروی با محیطی برابر با 0.05λ دارای امپدانس ورودی 0.000004Ω می باشد، که این مقدار برای زمانی که حلقه دایروی دارای محیطی برابر 0.26λ باشد، به 1.17Ω افزایش می یابد. این نتایج در حالی است که حلقه فرکتالی کخ در همان گستره فرکانسی، دارای تغییرات امپدانسی ورودی بسیار بالاتری می باشد، یعنی تغییرات فرکانس از نقطه شروع تا انتها، امپدانس ورودی را در گستره (0.000015Ω تا 26.65Ω) تغییر می دهد. اختلال کوچکی که در شکل (2-4) مشاهده می کنید، به محدودیت های عددی موجود در روش ممان مربوط می شود.
در حالت کلی برای یک حلقه کوچک دایروی می توان مقاومت تشعشعی را از رابطه تقریبی زیر محاسبه کرد:
Rr≈31.171 S2λ4 (8-2)
شکل (2-4) : امپدانس ورودی برای دو آنتن حلقوی کخ و آنتن حلقوی دایره ای [10]پترن تشعشعی برای این دو آنتن حلقهای در شکل (2-5) نشان داده شده است. شکل (2-5-a) پترن تشعشعی را در دو صفحه XZ و YZ نشان می دهد و شکل (2-5-b) پترن تشعشعی را در صفحه XY نشان می دهد. باید توجه داشت که در تمامی این حالات آنتن در صفحه XY قرار دارد. سمت گرایی آنتن حلقوی دایره ای برابر با 1.63db می باشد. این در حالی است که برای آنتن حلقوی کخ، این مقدار به 1.53db تغییر می یابد. یک تقریب مرتبه اول برای محاسبه سمت گرایی آنتن حلقوی دایره ای کوچک، به صورت زیر می باشد.
D=4πUmaxP--=32=1.76db (9-2)
شکل (2-5) : پترن تشعشعی برای آنتن حلقوی کخ و آنتن حلقوی دایروی [10]که در عبارت فوق Umax حداکثر تشعشع و P-- کل توان تشعشعی می باشد. سطح مؤثر روزنه برای آنتن حلقوی دایره ای برابر است با :
Aem=λ24πD=0.119λ2 (10-2)با توجه به دو رابطه (2-9) و (2-10) ضریب بازده روزنه برای آنتن حلقوی دایره ای برابر است با :
AemS=0.119λ2π0.0414λ2=22.12 (11-2)این مقادیر بیانگر این است که، سطح مؤثر آنتن دایروی 12/22 برابر بزرگتر از سطح واقعی آن می باشد. برای آنتن فرکتالی کخ ضریب بازدهی روزنه و سطح مؤثر آنتن برابر است با :
Aem=λ24πD=0.113λ2 (12-2)AemS=0.113λ22.050.0414λ2=32.21 (13-2)با توجه به مطالب فوق، ضریب بازدهی روزنه برای آنتن فرکتال کخ 5/1 برابر آنتن حلقوی دایره ای متناظر با آن می باشد، لذا برای رسیدن به گین یکسان برای این دو آنتن، به سطح مقطع کوچکتری در آنتن های فرکتالی در مقایسه با آنتن های حلقوی ساده نیاز می باشد.
با توجه به اینکه پترن تشعشعی برای آنتن حلقوی کوچک همانند آنتن دوقطبی (مغناطیسی) می باشد، لذا در صورتی که محیط حلقه از 0.5λ افزایش یابد با پدیده ایجاد گلبرگ فرعی در پترن تشعشعی آنتن مواجه خواهیم شد.
2-3-2 آنتن فرکتال حلقوی مینکوسکییکی دیگر از آنتن های فرکتالی حلقوی رایج، آنتن مینکوسکی می باشد. در این بخش ضمن بررسی ساختار این آنتن، از طریق مقایسه این آنتن با آنتن مربعی متناظرش، به تفصیر خواص آن می پردازیم. شکل (2-6) آنتن حلقوی مینکوسکی را در چهار تکرار اول نشان می دهد. علاوه بر این در این شکل می توانید عملگر تولید ساختار فرکتالی مینکوسکی را نیز مشاهده کنید. تفاوت اصلی بین ساختار فرکتالی مینکوسکی با ساختار کخ در نوع حلقه ابتدایی آنها می باشد، به طوری که حلقه ابتدایی در ساختار مینکوسکی یک مربع، و در ساختار کخ یک مثلث می باشد.

شکل (2-6) : روند تولید حلقه فرکتالی مینکوسکی برای چهار تکرار اول و عملگر مینکوسکی [10]در عملگر مینکوسکی، طول دو جزء اول و آخر و جزء میانی، هر کدام برابر 13 طول عنصر اولیه می باشند و طول دو جزء دیگر عملگر بسته به کاربرد ساختار، متغیر بوده و به آنها عرض فرورفتگی می گویند.
تغییر عرض فرورفتگی، باعث ایجاد تغییر در ابعاد شکل فرکتالی منتجه شده که این خود باعث تغییر خواص آنتن فرکتالی میشود. به عنوان مثال، افزایش عرض فرورفتگی باعث افزایش ابعاد فرکتال میگردد که نتیجه آن افزایش امپدانس ورودی آنتن میباشد. در ادامه این بخش ابتدا، مقایسهای بین تغییرات فرکانس رزنانس آنتن فرکتالی مینکوسکی و آنتن مربعی خواهیم داشت.
برای این منظور پارامتر فاکتور مقیاس را معرفی می کنیم. این پارامتر معیاری برای مقایسه فرکانس رزنانس آنتن فرکتالی، با آنتن مربعی با عرض λ4 می باشد. شکل (2-7) نتایج مقایسه این دو حلقه را در تکرارهای مختلف و عرض فرورفتگی مختلف، برای فاکتور مقیاس نشان می دهد.

شکل (2-7) : تغییرات فاکتور مقیاس برای تکرارها و عرض فرورفتگی های مختلف آنتن مینکوسکی [10]همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، با افزایش عرض فروروفتگی، تغییرات فرکانس رزنانس مینکوسکی افزایش می یابد. که این نتیجه افزایش طول ساختار فرکتالی، بر اثر افزایش عرض فرورفتگی می باشد.
شکل (2-8) پترن تشعشعی را برای آنتنهای فرکتالی مینکوسکی با درجات تکرار و عرضهای فرورفتگی مختلف نشان می دهد. با توجه به اینکه آنتن ها در صفحه XZ قرار دارند، پترن تشعشعی در صفحه YZ رسم شده است. نتایج حاصل از اندازه گیری سمت گرایی آنتن حلقوی در جدول (2-1) آمده است. همان گونه که در این جدول مشاهده می کنید، سمت گرایی آنتن حلقوی، پس از فرکتالی شدن کاهش ناچیزی پیدا می کند و این در حالی است که ضریب بهره روزنه به شدت افزایش می یابد. یا به عبارتی دیگر، برای رسیدن به سطح مؤثر مشخص، در ساختار فرکتالی نیاز به سطح واقعی بسیار کمتری نسبت به حلقه مربعی، می باشد. برای مثال برای یک حلقه مربعی ساده ضریب بهره روزنه 254/2 می باشد در حالی که برای حلقه فرکتالی مینکوسکی در تکرار دوم و عرض فرورفتگی 9/0 ، ضریب بهره روزنه برابر با 59/11 می باشد. مقایسه سمت گرایی این دو آنتن نیز، تلفات سمت گرایی 1.28db را برای آنتن فرکتالی، در مقایسه با آنتن مربعی نشان می دهد. اگرچه کاهش سمت گرایی نامطلوب می باشد، اما از آنجا که سطح اشغالی آنتن پس از فرکتالی شدن 7 برابر کمتر شده است، این مقدار کاهش سمت گرایی قابل اغماض می باشد.

شکل (2-8) : پترن تشعشعی آنتن فرکتالی مینکوسکی با درجات تکرار و عرض های فرورفتگی مختلف [10]جدول (2-1) : سمت گرایی و سطح مؤثر آنتن های فرکتالی مینکوسکی با درجات تکرار و عرض های فرورفتگی مختلف [10]Indentation Iteration Width Area D0 (dB)AemAemS0.200 1 0.2680 λ0.0654λ23.21 0.1666λ22.547
2 0.2640 λ0.06005λ23.12 0.1632λ22.718
0.333 1 0.2543 λ0.05510λ23.02 0.1595λ22.895
2 0.2462 λ0.04665λ22.87 0.1541λ23.303
0.500 1 0.2379 λ0.04400λ22.82 0.1523λ23.462
2 0.2240 λ0.03284λ22.61 0.1451λ24.420
0.666 1 0.2222 λ0.03477λ22.66 0.1468λ24.223
2 0.2025 λ0.02212λ22.40 0.1383λ26.252
0.800 1 0.2097 λ0.02833λ22.56 0.1435λ25.064
2 0.1862 λ0.01549λ22.27 0.1342λ28.662
0.900 1 0.2010 λ0.2423λ22.51 0.1418λ25.853
2 0.1731 λ0.01132λ22.17 0.1312λ211.59
Square 0 0.2795 λ0.07812λ23.45 0.1761λ22.254
شکل (2-9) و شکل (2-10) آنتن های طراحی شده فوق را برای دو حالت تغذیه در حضور صفحه زمین و تغذیه هم صفحه نشان می دهند.

شکل (2-9) : آنتن های حلقوی فرکتالی مینکوسکی و حلقوی مربعی در حضور صفحه زمین [10]
شکل (2-10) : آنتن های حلقوی فرکتالی مینکوسکی و حلقوی مربعی با تغذیه هم صفحه [10]نتایج حاصل از اندازه گیری تلفات بازگشتی برای آنتن های شکل (2-9)، در شکل (2-11) نشان داده شده است. در این شکل امپدانس مرجع برابر با 50Ω می باشد. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، فرکانس رزونانس تقریباً ثابت نگه داشته شده است، اما در این حالت سطح اشغالی توسط آنتن فرکتالی بسیار پایین تر از آنتن مربعی می باشد. شکل (2-12) پترن تشعشعی این دو آنتن را نشان می دهد. این پترن، پترن صفحه عمود بر آنتن می باشد. نتایج اندازه گیری برای ساختارهای نشان داده شده در شکل (2-10)، بسیار شبیه به نتایج به دست آمده برای ساختارهای شکل (2-9) می باشد.
2-4 آنتن های سه بعدی درختیدر اینجا ضمن بررسی ساختارهای درختی سه بعدی، با چندین رابطه مهم بین خواص تشعشعی این آنتن ها و ساختار اصلی آنها، آشنا می شویم. بدون شک توجه به این روابط، ما را در طراحی صحیح این آنتن ها برای کاربرد مورد نظر، کمک می کند. در ادامه این بخش با چندین مثال از کاربردهای آنتن های درختی سه بعدی، به منظور کوچک کردن ابعاد آنتن های دو قطبی و تک قطبی آشنا می شویم. برای مثال درک نمونه از آنتن های دوقطبی درختی سه بعدی که در این بخش معرفی می گردد، کاهش 57% در ابعاد آنتن و افزایش 70% در پهنای باند را داریم.
2-4-1 مولد ساختار فرکتالی درختیاز آنجا که فرکتال ها ساختارهای خود متشابهی می باشند، لذا به منظور تولید آنها نیاز به تکرار یک مولد می باشد. برای یک ساختار درختی، مولد به صورت اتصالی از چند شاخه کوچک که به بچه شاخه ها معروف می باشند، تشکیل شده است. این شاخه ها از تقسیم یک شاخه اصلی که به شاخه والد معروف می باشد، بدست می آیند.
به طور کلی سه خانواده مختلف آنتن های فرکتالی سه بعدی درختی به منظور ایجاد یک دوقطبی مورد استفاده قرار می گیرند. این سه خانواده مختلف، آنتن های درختی 4 شاخه ای، آنتن های درختی 6 شاخه ای و آنتن های درختی 8 شاخه ای می باشند. به طور کلی آنتن های 4 شاخه ای در این بخش به عنوان یک معیار برای مقایسه آنتن های 6 شاخه ای و 8 شاخه ای مورد استفاده قرار می گیرند. ساختار کلی یک آنتن 4 شاخه ای در چهار تکرار اول آن در شکل (4-1) نشان داده شده است. در جدول (4-1) نیز پارامترهای تولید، برای یک آنتن درختی 4 شاخه ای داده شده است.

شکل (2-11) : چهار تکرار اول برای آنتن های درختی 4 شاخه ایجدول (2-2) : پارامترهای طراحی آنتن درختی 4 شاخه ایRotation Elevation Scale Branch
0°30°0.5 1
90°30°0.5 2
180°30°0.5 3
270°30°0.5 4
براساس پارامترهای داده شده در جدول فوق، مولدهای ساختاری آنتن های درختی 4 شاخهای دارای خواص زیر می باشند. اول اینکه بچه شاخه ها از نظر طول به اندازه نصف شاخه های مولد والد می باشند. دوم اینکه بچه شاخه ها دارای زاویه 30 درجه می باشند. همچنین تمامی بچه شاخهها دارای زاویه 90 درجه نسبت به هم می باشند. برای آنتن های درختی 6 شاخهای زاویه بین بچه شاخهها به 60 درجه و برای آنتنهای درختی 8 شاخهای، زاویه بین بچه شاخهها به 45 درجه کاهش مییابد. جدول (4-2) پارامترهای طراحی را برای آنتن 6 شاخهای و 8 شاخهای را نشان می دهد.
در ادامه این بخش به مقایسه نتایج حاصل از شبیه سازی پارامترهای آنتن 6 شاخه ای و 8 شاخه ای با آنتن 4 شاخه ای می پردازیم. نکته قابل توجه در این مقایسه، یکسان بودن فاصله منبع تا راس برای تمامی آنتن ها می باشد، که این مقدار برابر با cm 5/7 انتخاب شده است. نکته دوم در این مقایسه این است که تمامی آنتن ها از مرکز تغذیه می شوند. با توجه به فرضیات فوق، نتایج حاصل از شبیه سازی برای تلفات بازگشتی آنتن های 8 شاخه ای و 6 شاخه ای برای دو تکرار اول، به همراه چهار تکرار اول آنتن 4 شاخه ای، تماماً در شکل (4-2) نشان داده شده است.
نتایج نشان داده شده در این شکل نشان می دهد که در تمامی آنتن ها با افزایش درجه تکرار، فرکانس های رزنانس کاهش می یابند.
جدول (2-3) : پارامترهای طراحی آنتن درختی 6 شاخه ای و 8 شاخه ای8- Branch Class 6- Branch Class
Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch
0°30°0.5 1 0°30°0.5 1
45°30°0.5 2 60°30°0.5 2
90°30°0.5 3 120°30°0.5 3
135°30°0.5 4 180°30°0.5 4
180°30°0.5 5 240°30°0.5 5
225°30°0.5 6 300°30°0.5 6
270°30°0.5 7 315°30°0.5 8
شکل (2-12) : مقایسه پارامتر S11 برای آنتن های 4 شاخه ای، 6 شاخه ای و 8 شاخه ایاز طرفی دیگر نتایج نشان میدهد که آنتن 6 شاخهای دارای فرکانسهایی به اندازه MHz 100 از آنتن 4 شاخهای بوده و این در حالی است که آنتن 8 شاخهای دارای فرکانسهایی به اندازه MHz150 پایین تر از آنتن 4 شاخهای می باشد.
نکته قابل توجه دیگر این است که برای آنتن های 6 شاخه ای و 8 شاخه ای تکرار سوم وجود ندارد. که این بدلیل تقاطع بچه شاخه ها در تکرار سوم این آنتن می باشد. اما با این حال آنتن های 6 و 8 شاخه ای در تکرارهای پایین، نسبت به تکرار های بالای آنتن های 4 شاخه ای عملکرد بهتری دارند، یا به عبارتی دیگر ساختارهای 6 و 8 شاخه ای در تکرارهای پایین، نسبت به تکرارهای بالای آنتن های 4 شاخه ای عملکرد بهتری دارند، یا به عبارتی دیگر ساختارهای 6 و 8 شاخه ای در تکرارهای پایین، قابلیت فشرده سازی بیشتری را برای آنتن، در مقایسه با ساختارهای 4 شاخه ای فراهم می کنند. از طرفی دیگر بدلیل کمتر بودن تعداد اتصالات در آنتن های 6 و 8 شاخه ای در تکرارهای پایین، نسبت به آنتن های 4 شاخه ای در تکرارهای بالا، ساخت آنتن های 6 و 8 شاخه ای راحت تر می باشد.
علیرغم پیچیدگی آنتن های فرکتالی درختی سه بعدی، پترن آنها به پترن آنتن دوقطبی معمولی بسیار نزدیک می باشد. شکل (4-3) مقایسه ای را بین پترن تشعشعی برای آنتن های درختی 4، 6 و 8 شاخه ای با آنتن دوقطبی معمولی نشان می دهد. پلاریزاسیون تداخلی برای پترن تشعشعی این آنتنها بسیار ناچیز(کمتر از dB150-) می باشد.

شکل (2-13) : پترن تشعشعی برای آنتن های درختی 4، 6 و 8 شاخه ای2-4-2 مولد ساختار فرکتالی درختی با زاویه متغیردر این قسمت هدف بررسی تأثیر تغییرات زاویه بین شاخه ای θ بر روی خواص تشعشعی آنتن های 4 شاخه ای در تکرار دوم و سوم می باشد. در این آنتن ها زاویه بین شاخه ای از 10 تا 90 درجه در تغییر است. در این حالت سایر پارامترهای طراحی برای این آنتن ثابت در نظر گرفته می شود. شکل (2-14) ساختار چند نمونه از این آنتن ها را نشان می دهد. جدول (2-4) نیز پارامترهای طراحی را برای ساختارهای شکل (2-14) نشان می دهد.
نتایج حاصل از شبیه سازی نسبت موج ایستان (VSWR) برای آنتن 4 شاخه ای برای تکرارهای دوم و سوم، به ازای مقادیر مختلف زاویه بین شاخه ای، در شکل (2-15) نشان داده شده است. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، تغییرات نسبت موج ایستان برای این آنتن به ازای فرکانس های مختلف، روند یکسانی ندارد. به عبارتی دیگر در زاویه بین شاخه ای نزدیک 50 درجه، روند تغییر فرکانس به منظور افزایش VSWR، تغییر می کند.
پترن تشعشعی برای آنتن ها نسبت به تغییرات زاویه بین شاخه ای، ثابت بوده و شبیه شکل (2-13) می باشد.

شکل (2-14) : آنتن 4 شاخه ای در تکرار سوم، برای چند زاویه بین شاخه ای متغیرجدول (2-4) : پارامترهای طراحی برای آنتن 4 شاخه ای در تکرار سوم94869075565Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch
0°10°→90°0.5 1
90°10°→90°0.5 2
180°10°→90°0.5 3
270°10°→90°0.5
4
00Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch
0°10°→90°0.5 1
90°10°→90°0.5 2
180°10°→90°0.5 3
270°10°→90°0.5
4

شکل (2-15) : نسبت موج ایستان برای آنتن 4 شاخهای برای تکرارهای دوم و سوم برای زوایای بین شاخهای مختلف2-4-3 ساختارهای فرکتالی درختی مرکبهمان طور که در قبل مشاهده کردیم، آنتن درختی 8 شاخه ای، در حالت عادی تکرارهای سوم و بالاتر را دارا نمی باشد. برای رفع این مشکل معمولاً از یک سری تغییرات بر روی مولد ساختار 8 شاخه ای استفاده می شود.
یک نمونه از آنتنهایی که برای رفع این مشکل مورد استفاده قرار میگیرند. آنتنهای مرکب میباشند که در ادامه مورد بررسی قرار میگیرند. شکل (2-16) آنتن درختی 8 شاخهای مرکب را برای سه تکرار اول نشان میدهد. جدول (2-4) پارامترهای طراحی را برای آنتن درختی 8 شاخهای مرکب، نشان میدهد. در این آنتن، برخلاف آنتن 8 شاخهای بخش قبل، طول تمامی بچه شاخهها برابر نمیباشد، بلکه بچه شاخهها در زوایای (0 و 90 و 180 و 270 درجه) دارای طولی برابر با نصف طول شاخه والد بوده و بچه شاخهها در زوایای (45 و 135 و 225 و 315 درجه) دارای طولی برابر با 4/0 طول شاخه والد میباشند. لذا در ساختار 8 شاخهای مرکب، آنتن، ترکیبی از بچه شاخهها با طولهای نابرابر میباشد. سایر پارامترهای طراحی برای آنتن 8 شاخهای مرکب مانند آنتن 8 شاخهای در بخش قبل میباشد. نتایج حاصل از شبیه سازی برای پارامتر S11 آنتن 8 شاخه ای مرکب در شکل (2-17) نشان داده شده است. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، در این آنتن یک کاهش در فرکانس های رزونانس در مقایسه با آنتن 4 و 6 شاخه ای متناظر، دیده می شود. پترن تشعشعی برای آنتن 8 شاخه ای مرکب نیز همانند دو قطبی معمولی می باشد.

شکل (2-16) : آنتن درختی 8 شاخه ای مرکب، برای سه تکرار اولجدول (2-5) : پارامترهای طراحی برای آنتن درختی 8 شاخه ای مرکبRotation(Ф)Elevation(θ)Scale
Branch
0°30°0.5 1
45°30°0.4 2
90°30°0.5 3
135°30°0.4 4
180°30°0.5 5
225°30°0.4 6
270°30°0.5 7
315°30°0.4 8

شکل (2-17) : نتایج حاصل از شبیه سازی برابر پارامتر S11 آنتن 8 شاخه ای مرکب2-4-4 آنتن های درختی با شاخه مرکزیدر این بخش با نمونهای از آنتنهای درختی آشنا میشویم که در آنها به منظور افزایش چگالی شاخههای مرکزی استفاده شده است. استفاده از شاخه مرکزی باعث کاهش فرکانس رزنانس در آنتنهای درختی میگردد. در این بخش دو ساختار فرکتالی درختی با شاخه مرکزی و بدون شاخه مرکزی با هم مقایسه میشوند. در این حالت آنتن درختی انتخاب شده، آنتن 4 شاخهای می باشد. ساختار کلی این آنتنها در شکل (2-18) نشان داده شده است و پارامترهای طراحی این آنتن در جدول (2-5) آمده است. مقایسه نتایج حاصل از شبیهسازی برای آنتن درختی با شاخه مرکزی، یک جابجایی فرکانسی منفی را برای فرکانسهای رزنانس، در مقایسه با آنتن درختی بدون شاخه مرکزی نشان میدهد. البته میزان تلفات بازگشتی برای آنتن درختی با شاخه مرکزی، به مقدار ناچیزی افزایش یافته است. این نتایج را در شکل (2-19) مشاهده میکنید. براساس نتایج داده شده در این شکل، میزان کاهش فرکانس برای آنتن درختی با شاخه مرکزی برابر با MHz60، و میزان افزایش پارامتر S11 نیز برابر با dB1 تا dB3 میباشد. پترن تشعشعی برای آنتن ها نیز شبیه به آنتنهای دوقطبی ساده میباشد.
جدول (2-6) : پارامترهای طراحی آنتن 4 شاخه ای درختی، با شاخه مرکزی و بدون شاخه مرکزی8- Branch, 45° Tree with Center stub 4- Branch,45° Tree
Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch Rotation
(Ф)Elevation
(θ)Scale Branch
45°45°0.5 1 45°45°0.5 1
135°45°0.5 2 135°45°0.5 2
225°45°0.5 3 225°45°0.5 3
315°45°0.5 4 315°45°0.5 4
45°0°0.5 5
شکل (2-18) : آنتن های درختی 4 شاخه ای با شاخه مرکزی و بدون شاخه مرکزی
شکل (2-19) : نتایج حاصل از شبیه سازی برای پارامتر S11 آنتن 4 شاخه ای با شاخه مرکزی و بدون شاخه مرکزی2-4-5 آنتن درختی تک قطبی با بارگزاری راکتیودر این بخش به بررسی آنتن هایی می پردازیم که با استفاده از بارگزاری راکتیو در آنها امکان ایجاد چندین فرکانس رزنانس فراهم می شود. این بار راکتیو به صورت اتصال باز برای بازه ای از فرکانس و به صورت اتصال کوتاه برای بازه دیگری از فرکانس عمل می کند. که این ویژگی سبب می گردد که این آنتن ها بتوانند به صورت خود ساخته، طول الکتریکی خود را تغییر دهند. استفاده از نظریه فوق برای ساختارهای فرکتالی درختی باعث ایجاد آنتنی می شود که نه تنها در بیش از یک فرکانس رزنانس می کند، بلکه از لحاظ ابعاد نیز کوچک می باشد.
اولین ساختاری که در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد، ساختار درختی 4 شاخه ای می باشد که بر روی شاخه اصلی آن یک اتصال LC موازی قرار دارد. در این حالت در فرکانس های پایین به دلیل اتصال کوتاه شدن مدار LC موازی، طول آنتن برابر طول یک آنتن درختی 4 شاخه ای ساده می باشد و این در حالی است که برای فرکانس های بالا به دلیل اتصال باز شدن مدار LC موازی، طول آنتن تنها برابر با طول شاخه اصلی آنتن درختی 4 شاخه ای می باشد. با توجه به توضیحات فوق این آنتن درای کاری می باشد. به منظور ایجاد آنتن سه بانده می توان از دو اتصال LC موازی، به صورت سری نسبت به هم بر روی شاخه اصلی استفاده کرد. شکل (2-20) ساختار کلی آنتن 4 شاخه ای درجه سوم را برای بارگزاری راکتیو، در دو حالت دو بانده و سه بانده نشان می دهد. جدول (2-7) نیز محل قرار گرفتن بارها را نشان می دهد.
مقادیر S11 برای این ساختارها در شکل (2-21) نشان داده شده است. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، استفاده از المان بارگزاری، علاوه بر ایجاد آنتن چند بانده باعث ایجاد کاهش در فرکانس رزنانس نیز می گردد. که این خود یکی دیگر از امتیازات استفاده از این ساختار نسبت به آنتن درختی معمولی می باشد.
شکل (2-22) پترن تشعشعی را برای تمامی فرکانس های رزنانس در آنتن های 4 شاخه ای تک بانده، دوبانده و سه بانده نشان می دهد. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید پترن تشعشعی برای آنتن بدون بارگزاری در فرکانس رزنانس MHz910 تنها دارای یک گلبرگ اصلی می باشد. فرکانس رزنانس دوم در این آنتن، که ناشی از مد رزنانسی دوم می باشد، برابر با MHz6100 بوده و پترن آن دارای دو گلبرگ اصلی می باشد. برای آنتن درختی با یک المان بارگزاری اولین فرکانس های رزنانس برابر با MHz 800 و MHz2460 می باشند که پترن تشعشعی برای این دو فرکانس بسیار به هم نزدیک می باشند. دومین فرکانس رزنانس آنتن درختی با یک المان بارگزاری نیز برابر با MHz 5240 می باشند. پترن تشعشعی برای این سه فرکانس بسیار به هم نزدیک می باشند.
در ادامه به بررسی یک آنتن تک قطبی 4 شاخه ای با زاویه θ=45° در تکرار سوم می پردازیم. در این ساختار از اتصالات LC سری، برای بارگزاری آنتن استفاده شده است. نکته قابل توجه در این ساختار این است که اتصالات سری LC می توانند بر روی هر دو نوع شاخه اصلی و یا بچه شاخه قرار گیرند. بطور کلی قابلیت قرارگیری کلیدهای LC بر روی قسمت های مختلف ساختار درختی، باعث ایجاد درجات آزادی زیادی در طراحی این آنتن ها می شود. در واقع به هنگامی که المان LC بر روی شاخه اصلی قرار دارد، فرکانس های رزنانس آنتن چند بانده در فاصله زیادی نسبت به هم قرار دارند.

شکل (2-20) : آنتن 4 شاخه ای درجه سوم بارگزاری شده، در دو حالت دو بانده و سه باندهجدول (2-7) : پارامترهای طراحی آنتن 4 شاخه ای درجه سوم بارگزاری شده، در دو حالت دوبانده و سه باندهDual- band Loaded Fractal Tree Monopole Antenna
C L Distance
From Ground Plane Branch
Length Position
Configuration Load
#
0.5pF 10nH 1.95 cm 2 cm Base Parallel 1
Tri- band Loaded Fractal Tree Monopole Antenna
C L Distance
From Ground Plane Branch
Length Position
Configuration Load
#
0.5pF 10nH 1.95 cm 2 cm Base Parallel 1
50nF 50μH 1.65 cm 2 cm Base Parallel 2

شکل (2-21) : پارامتر S11 آنتن 4 شاخه ای درجه سوم بارگزاری شده
شکل (2-22) : پترن تشعشعی آنتن 4 شاخه ای درجه سوم بارگزاری شدهعلت این اثر نیز، اختلاف زیاد طول الکتریکی آنتن برای فرکانس های رزنانس مختلف می باشد. به همین ترتیب، با قراردادن المان LC بر روی شاخه فرعی، این امکان به طراح داده می شود که بسته به نیاز خود فاصله بین باندهای مختلف آنتن چند بانده درختی را کاهش دهد. ساختار کلی آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با المان های LC سری، در شکل (2-23) نشان داده شده اند. جدول (2-7) نیز پارامترهای طراحی را برای این آنتن نشان می دهد.
نتایج شبیه سازی، وجود سه فرکانس رزنانس MHz330 و MHz 800 و MHz2220 را برای این آنتن نشان می دهد. که این نتایج در شکل (2-24) نشان داده شده است. در این آنتن از یک شبکه تطبیق به منظور ایجاد تطبیق در تمامی فرکانس ها استفاده شده است. ساختار کلی این شبکه در شکل (2-25) نشان داده شده است. جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص نحوه انتخاب این شبکه می توانید به مرجع مراجعه کنید. در نهایت نیز پترن تشعشعی برای این آنتن در شکل (4-26) نشان داده شده است. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید پترن تشعشعی در هر سه فرکانس رزنانس این آنتن دارای یک گلبرگ می باشد.

شکل (2-23) : ساختار آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با 5 المان LC سریجدول (2-8) : پارامترهای طراحی آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با 5 المان LC سریLoaded Tri- band Center Stubbed Fractal Tree Monopole Antenna
C L Distance
From Base
Of Branch Branch
Length Position Configuration Load
#
50nF 50nH 0.1 cm 1 cm Center Stub 1st Stage Series 1
5nF 600nH 0.9 cm 1 cm Outer branch
1st Stage Series 2
5nF 600nH 0.9 cm 1 cm Outer branch
1st Stage Series 3
5nF 600nH 0.9 cm 1 cm Outer branch
1st Stage Series 4
5nF 600nH 0.9 cm 1 cm Outer branch
1st Stage Series 5

شکل (2-24) : پارامتر S11 آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با 5 المان LC سری
شکل (2-25) : شبکه تطبیق برای آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با 5 المان LC سری
شکل (2-26) : پترن تشعشعی برای آنتن 4 شاخه ای بارگزاری شده با 5 المان LC سریتا اینجا با چند نمونه از آنتن های درختی سه بعدی آشنا شدیم. استفاده اصلی این ساختارها جهت کوچک کردن ابعاد آنتن های دوقطبی و یا تک قطبی می باشد. در ادامه این فصل با ساختارهای فرکتالی سه بعدی هیلبرت آشنا می شویم.
2-5- آنتن های سه بعدی هیلبرتدر این بخش با یکی دیگر از آنتن های فرکتالی سه بعدی آشنا می شویم. ویژگی اصلی این آنتن ها وجود گین قابل قبول برای باندهای مختلف می باشد. پهنای باند امپدانسی برای این ساختارها به اندازه ای می باشد که می توان از آن ها جهت پوشش سیستم های DCS و PCS و UMTS استفاده نمود. در این بخش با دو نمونه از ساختارهای سه بعدی هیلبرت آشنا می شویم. که ضمن بررسی خواص آنها با نتایج حاصل از شبیه سازی و اندازه گیری این ساختارها نیز آشنا می شویم.
2-5-1 ساختارهای هیلبرت سه بعدی معمولی
اولین ساختار هیلبرتی که مورد بررسی قرار می دهیم، ساختار هیلبرت معمولی می باشد. نمای کلی این آنتن ها در تکرارهای اول، دوم و سوم در شکل (2-27) نشان داده شده است. این آنتن ها دارای ضخامت mm 2/0 و عرض mm 10 و mm 5 و mm5/2 به ترتیب برای تکرارهای اول، دوم و سوم می باشند. از طرفی دیگر اندازه طول هر المان آنتن سه بعدی هیلبرت در شکل (2-27)، یعنی پارامترهای L1 , L2, L3، برابر با mm10 و mm20 و mm40 می باشد و عرض هر المان نیز (W1,W2,W3)، برابر با mm5/2 و mm 5 و mm10 می باشد. این آنتن ها در ارتفاع mm3 از صفحه زمینی با ابعاد mm70 mm ×70 قرار گرفته اند.
تغذیه این آنتن ها نیز از طریق یک کابل هم محور در فاصله mm5/2 از ابتدای بازوهای آزاد برای تکرار اول و دوم و در فاصله mm 5/1 برای تکرار سوم، فراهم می شود. همان طور که در شکل (2-27) نشان داده شده است، آنتن فرکتالی سه بعدی هیلبرت در تکرار سوم در دو حالت مورد بررسی قرار گرفته است. در حالت اول آنتن در فضای آزاد قرار دارد و در حالت دوم آنتن در داخل یک استوانه دی الکتریک قرار گرفته است. در ادامه نتایج حاصل از شبیه سازی این دو آنتن مورد بررسی قرار می گیرد.
2-5-1-1 آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در فضای آزادشکل (2-28) نتایج حاصل از شبیه سازی پارامتر S11، را برای این آنتن را در تکرارهای مختلف نشان می دهد.

شکل (2-27) : آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در سه تکرار اول
شکل (2-28) : پارامتر S11 برای آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در سه تکرار اولبراساس آنچه در شکل (2-28) مشاهده میکنید، تعداد فرکانسهای رزنانس برای آنتن هیلبرت معمولی با افزایش درجات تکرار افزایش مییابد. نکته قابل توجه در این شکل این است که فرکانسهای رزنانس در این آنتن همانند آنتن سرپینسکی، متناوب لگاریتمی نمیباشند. شکل (2-29) نیز پترن تشعشعی را برای این آنتن در فرکانس GHz 5 در تکرارهای مختلف نشان می دهد. در این حالت گین آنتن برای تکرارهای اول، دوم، و سوم به ترتیب برابر با 3dBi و 7dBi و 6dBi می باشد. همان طور که در شکل (2-29) مشاهده می کنید، آنتن هیلبرت معمولی دارای پترن نامتقارن می باشد که این ویژگی به دلیل خاصیت نامتقادن ساختار آنتن هیلبرت می باشد. نکته دوم اینکه، با توجه به شکل (2-28) این آنتن دارای تلفات بازگشتی زیادی در اغلب باندهای رزنانسی می باشد. یک راه حل ساده برای رفع این مشکل استفاده از آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در داخل استوانه دی الکتریک، می باشد، که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرند.

شکل (2-29) : پترن تشعشعی برای آنتن هیلبرت معمولی در فرکانس GHz5، برای تکرار اول (a) و برای تکرار دوم (b) و برای تکرار سوم (c)2-5-1-2 آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در داخل استوانه دی الکتریکهمان طور که اشاره شد، هدف از استفاده آنتن هیلبرت معمولی در داخل استوانه دی الکتریک، کاهش تلفات بازگشتی می باشد. در این بخش نتایج حاصل از بررسی آنتن هیلبرت معمولی در تکرار سوم را، که در داخل یک استوانه ای از دی الکتریک قرار دارد مورد بررسی قرار می دهیم. ضرایب دی الکتریک برای ماده داخل استوانه دو مقدار 07/1 و 25/2 انتخاب شده است. شکل (2-30) نتایج حاصل از شبیه سازی این آنتن ها را نشان می دهد. همان طور که در این شکل مشاهده می کنید، هنگامی که استوانه دارای ضریب دی الکتریک 07/1 می باشد، عملکرد آنتن در فرکانس های پایین مانند حالت فضای آزاد می باشد. این درحالی است که برای استوانه دارای ضریب دی الکتریک 25/2، آنتن باند فرکانسی بالای خود را در فضای آزاد از دست خواهد داد و به جای آن در فرکانس های پایین دارای دو باند می گردد.

شکل (2-30) : پارامتر S11 برای آنتن هیلبرت سه بعدی معمولی در تکرار سوم در فضای آزاد و محیط دی الکتریک2-5-2 آنتن هیلبرت سه بعدی معکوسیکی دیگر از ساختارهای هیلبرت سه بعدی، آنتن های هیلبرت معکوس می باشند، که نمای کلی آنها در شکل (2-31) نشان داده شده است. در این ساختارها بدلیل تقارن آنتن و قرار گرفتن محل تغذیه در مرکز، پترن تشعشعی این آنتن ها در مقایسه با آنتن های هیلبرت معمولی دارای کیفیت بهتری می باشد. نتایج حاصل از شبیه سازی این آنتن ها برای سه تکرار اول در شکل (2-32) نشان داده شده است. شکل (2-33) نیز پترن تشعشعی برای این آنتن در سه تکرار اول نشان می دهد. با توجه به این نتایج، گین بدست آمده برای این آنتن در سه تکرار اول به ترتیب برابر با 8dBi و 6dBiو 6dBi می باشد. که مقادیر بدست آمده بهبود گین این آنتن را در مقایسه با آنتن هیلبرت معمولی نشان می دهد.
همانگونه که در این بخش مشاهده کردید، با چند نمونه از آنتن های فرکتالی سه بعدی هیلبرت آشنا شدیم. نتایج بدست آمده در این بخش نشان می دهد که از این آنتن ها می توان برای کاربردهای چند بانده که نیاز به گین بیشتری می باشد استفاده نمود. مطمئناً به منظور افزایش پهنای باند امپدانسی و کاهش ابعاد این آنتن ها، نیاز به تغییرات بیشتری در این ساختارها می باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد می توان به مراجع 29 و 30 رجو ع کرد.

شکل (2-31) : آنتن هیلبرت سه بعدی معکوس در سه تکرار اول
شکل (2-32) : پارامتر S11 برای آنتن هیلبرت سه بعدی معکوس در سه تکرار اول
شکل (2-33) : پترن تشعشعی برای آنتن هیلبرت معکوس در فرکانس GHz5، برای تکرار اول (a)، تکرار دوم (b) و تکرار سوم (c)فصل سومآنتن های مایکرو استریپ3-1 مقدمهدر این فصل با آنتن های مایکرواستریپ ویژگی، عملکرد و میدان تشعشعی در این آنتن ها آشنا می شویم.
در ادامه روش های تغذیه آنتن مایکرو استریپ اشاره خواهیم کرد و سپس روش های کاهش ابعاد آنتن مایکرواستریپ را به طور جامع مورد بررسی قرار می گیرد.
3-2 تعریف آنتن های مایکرو استریپیک آنتن مایکرواستریپ، همان طور که در شکل(3-1) نشان داده شده است، شامل یک عایق است که در یک طرف آن، صفحه زمین و در طرف دیگر آن، صفحه تشعشعی قرارگرفته است که این صفحه تشعشع کننده هادی، شکلهای مختلفی میتواند داشته باشد ولی معمولا شکلهایی مورد استفاده قرار میگیرند که بتوان به راحتی مورد تحلیل قرار داد.
جنس هادی، معمولا مس و طلا انتخاب میشود و جنس لایه عایق معمولا به گونهای باید باشد که میدانهای پراکندگی و تشعشع کننده از لبههای آنتن بیشتر باشد، بنابراین ثابت دیالکتریک باید تا حد امکان کم باشد[1]-[3] .
وقتی فرکانس سیگنال به فرکانس تشدید نزدیک میشود، دامنه جریانهای سطحی که روی هادی جریان پیدا میکنند اهمیت مییابند و تشدید هنگامی اتفاق میافتد که اندازه هادی به اندازه نصف طول موج برسد. رزوناتورهای مایکرواستریپ را میتوان به دو دسته اصلی طبقه بندی کرد که بستگی به نسبت طول به عرض آنتنها دارد.
رزوناتورهایی که هادی آنها باریک است دی پل مایکرواستریپ و رزوناتورهایی که پهن هستند پچهای مایکرواستریپ نامیده میشوند. توزیع جریان طولی هر دو نوع آنتن برای مدار اصلی زیاد است، بنابراین پترن و گین آنها مشابه میباشد ولی مشخصات دیگر آنها می تواند با هم تفاوت داشته باشد (از قبیل امپدانس ورودی، لوبهای جانبی و پلاریزاسیون).
وقتی فرکانس سیگنال نزدیک فرکانس تشدید باشد، رزوناتور مایکرواستریپ، یک بیم گسترده در جهت لبه جانبی نسبت به صفحه آنتن تشعشع میکند. قسمت عمده سیگنال ورودی در تشعشع شرکت میکند و بنابراین رزوناتور بصورت یک آنتن عمل میکند.
از آنجایی که بعد اصلی پچ باید به اندازه نصف طول موج باشد، بنابراین دایرکتیویته آن بسیار پایین است. مثلا یک دیپل نصف طول موج، بطور معمول بین dB5 تا dB6 گین دارد و محدوده پهنای بیم dB3 آن از 70 تا 90 درجه میباشد.
در بسیاری از کاربردهای مایکروویو نیاز به آنتنهایی با دایرکتیویته بالا میباشد که در نتیجه، بیم آنتن باید باریک باشد. در اینگونه موارد، یک پچ تنها مناسب نمیباشد بلکه باید از یک تعداد المان های تشعشع کننده مشخصی که به صورت آرایه پریودیک قرارگرفتهاند استفاده کرد و در این صورت دایرکتیویته افزایش خواهد یافت.
ولی در برخی کاربردهای دیگر از قبیل موبایل و مخابرات شخصی، نیاز به بیم وسیعی میباشد که در اینگونه موارد یک پچ تنها مناسب میباشد.

شکل (3-1) : ساختار آنتن مایکرواستریپ3-3 ویژگی های آنتن های مایکرو استریپیک آنتن مایکرواستریپ از یک پچ فلزی تشعشع کننده یا آرایه ای از پچها بر روی یک وجه سطح صاف و مسطح دی الکتریک نازک و غیرهادی با صفحه زمین در وجه دیگر تشکیل شده است.
پچ فلزی اغلب از ورقه بسیار نازک مسی و یا ورقه نازک مسی روکشدار با روکشی مقاوم در مقابل خوردگی مانند طلا، قلع و یا نیکل ساخته میشود. پچ در اشکال مختلف هندسی میتواند طراحی شود ولی عمدتاً به شکل مستطیلی و یا دایروی می باشد.
اصولاً زیر لایه دی الکتریک اساساً به منظور فراهم آوردن فضای مناسب و به عنوان نگهدارنده مکانیکی ما بین پچ و صفحه زمین به کار گرفته می شود. موادی با ثابت دی الکتریک بالا به عنوان زیر لایه برای گذاشتن پچ و کاهش اندازه آنتن به کار گرفته میشود.
خصوصاً برای کاربردهای آرایه ای بزرگ زیر لایه بایستی کمترین اتلاف جاگذاری با تانژانت تلفات کمتر از 005/0 را داشته باشد.
عموماً مواد به کار گرفته شده بعنوان زیر لایه بر حسب ثابت دی الکتریک خود به سه دسته تقسیم می شود:
مواد با ثابت دی الکتریک rε در محدوده 2 > rε > 1. موادی مانند هوا، فوم پلیاسترین یا دی الکتریک لانه زنبوری در این دسته قرار میگیرند.
مواد با ثابت دی الکتریک rε در محدوده 4 > rε > 2. موادی مانند فایبر گلاس، تفلون مقاوم شده در این دسته قرار میگیرند.
مواد با ثابت دی الکتریک rε در محدوده 10 > rε > 4. موادی مانند سرامیک، کوارتز و آلومینا در این دسته قرار میگیرند.

—d1926

صفاتی را که می‏توانند به عنوان نشانه‏ای برای شناسایی افراد حامل آن صفت مورد استفاده قرار گیرند، نشان‌گر می‏نامند. مندل نخستین کسی بود که از نشان‌گرهای ظاهری برای مطالعه چگونگی توارث صفات در نخود‌فرنگی استفاده کرد. اما گاهی صفات به سادگی و با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند، مانند گروه خونی. برای مشاهده چنین صفاتی باید آزمایش‏های خاصی صورت گیرد. به طور کلی هر صفتی که بین افراد متفاوت باشد، ناشی از تفاوت موجود میان محتوای ژنوم آنها می‏باشد. حتی بروز صفات به صورت متفاوت در میان افراد (در شرایط محیطی یکسان)، به علت تفاوت‏ در ژنوم آنها است. این تفاوت‏ها می‏توانند به عنوان نشانه یا نشان‌گر ژنتیک به کار گرفته شوند. به طور کلی برای آنکه صفتی به عنوان نشان‌گر ژنتیک مورد استفاده قرار گیرد، باید دست کم دو ویژگی داشته باشد‌:
1-در بین دو فرد متفاوت باشد (چند شکلی)
2-به توارث برسد (2).
1-3 انواع نشان‌گرهای ژنتیکینشان‌گرهای ژنتیکی عبارتند از:
1-نشان‌گرهای مورفولوژیک
2-نشان‌گرهای پروتئینی
3-نشان‌گرهای مولکولی در سطح DNA و RNA
1-3-1 نشان‌گرهای مورفولوژیک
کاربرد نشان‌گرهای مورفولوژیک به ده‏ها سال پیش از کشف DNA مربوط می‏شود. نشان‌گرهای مورفولوژیکی که پیامد جهش‏های قابل رویت در مورفولوژی هسته، از ابتدای این سده مورد استفاده قرار گرفتند. صفات مورفولوژیکی که عمدتا توسط یک ژن کنترل می‏شوند، می‏توانند به عنوان نشان‌گر مورد استفاده قرار گیرند. این نشان‌گرها شامل دامنه وسیعی از ژن‏های کنترل‌کننده صفات فنوتیپی هستند و جز نخستین نشان‌گرها به شمار می‌آیند و از زمان‏های بسیار دور یعنی از زمانی که محل ژن‏ها روی کروموزوم مشخص شد، مورد استفاده قرار می‏گرفتند (2).
معایب نشان‌گرهای مورفولوژیک
اغلب دارای توارث غالب و مغلوب بوده و اثرات اپیستازی و پلیوتروپی دارند.
تحت تاثیر شرایط محیطی و مرحله رشد موجود قرار می‏گیرند.
فراوانی و تنوع کمی دارند.
گاهی برای مشاهده و ثبت آنها باید منتظر ظهور آنها ماند.
اساس ژنتیک بسیاری از نشان‌گرهای مورفولوژیک هنوز مشخص نشده است‌(2).
1-3-2 نشان‌گرهای پروتئینی
در دهه‌ی 1950، نشان‌گرهای پروتئینی قابل مشاهده توسط الکتروفورز پروتئین‏ها تحول شگرفی را ایجاد نمودند. برخی از تفاوت‏های موجود در ردیفDNA بین دو موجود ممکن است به صورت پروتئین‏هایی با اندازه‏های مختلف تجلی کنند، که به روش‏های مختلف بیوشیمیایی قابل ثبت و مطالعه می‏گردند. این قبیل نشان‌گرها را نشان‌گرهای مولکولی در سطح پروتئین می‏نامند که از آن جمله می‏توان به سیستم آیزوزایم/آلوزایم اشاره کرد. معمول‏ترین نوع نشان‌گرهای پروتئینی آیزوزایم‏ها هستند که فرم‏های مختلف یک آنزیم را نشان می‏دهند. آیزوزایم‏ها به‏ طور گسترده در بررسی تنوع ژنتیکی به‌کار گرفته‌شدند. نشان‌گرهای پروتئینی تغییرات را در سطح ردیف و عمل ژن به صورت نشان‌گرهای هم‌بارز نشان می‏دهند. اما این دسته از نشان‌گرها هم دارای معایبی هستند. برخی از معایب آن‏ها عبارت‌اند از:
محدود بودن فراوانی این نوع نشان‌گرها؛
تعداد آیزوزایم‏های قابل ثبت و مشاهده که می‏توان از آنها به عنوان نشان‌گر استفاده کرد به یکصد عدد نمی‏رسد؛
محدود بودن تنوع ژنتیکی قابل ثبت در آیزوزایم‏ها‌(نداشتن چند شکلی)؛
پیچیدگی فنوتیپ‏های الکتروفورزی آیزوزایم‏ها به دلیل دخیل بودن آنزیم‏های مرکب از چند پلی‌پپتید مستقل در ترکیب برخی از آیزوزایم‏ها‌(3).
اما پیشرفت‏هایی که در زمینه‏ی الکتروفورز دو‏بعدی با قدرت تفکیک زیاد پدید آمده، تجزیه تحلیل هم‌زمان هزاران پروتئین را میسر ساخته و مجددا به‌عنوان فناوری پیشتاز در عرصه نشان‌گر‏های مولکولی مطرح شده‏اند. تاثیرپذیری نشان‌گرها از محیط که به‌طور معمول به‌عنوان یکی از محدودیت‏ها و نکات منفی نشان‌گرهای مولکولی یاد می‏شود، در مورد این نشان‌گر‏ها تبدیل به برتری شده و جایگاه متمایزی را در بین سایر نشان‌گرها به ارمغان آورده است. پروتئومیکس‌(مطالعه سراسری کل پروتئین‏های موجود در یک سلول یا یک ارگانیسم) می‏تواند به‌طور هم‌زمان برای مطالعه بیان ژن و هم‌چنین برای شناسایی پروتئین‏های واکنش دهنده به شرایط محیطی مورد استفاده قرار گیرد(3).
1-3-3 نشان‌گرهای مولکولیDNA وRNA
دسته‌ای دیگر از تفاوت‏های موجود در سطح DNA هیچ تظاهری ندارند. نه صفت خاصی را کنترل می‏کنند و نه در ردیف اسید‏های آمینه پروتئین‏ها تاثیری برجای می‌گذارند. این دسته از تفاوت‏ها را می‏توان با روش‏های مختلف شناسایی، قابل دیدن و ردیابی کرد و به عنوان نشان‌گر مورد استفاده قرار داد. این نشان‌گر‏ها که تعدادشان تقریبا نا‏محدود است، فقط از راه تجزیه و تحلیل مستقیم DNA قابل ثبت هستند. بنابراین به آنها نشان‌گرهای مولکولی در سطح DNA گفته می‏شود. نشان‌گرهای مولکولی فراوان و در هر موجود زنده‌ای می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. تاکنون تعداد زیادی از نشان‌گرهای DNA معرفی شده‌اند. این نشان‌گرها از نظر بسیاری از ویژگی‏ها مانند درجه‏ی چندشکلی، غالب یا هم‌بارز بودن، تعداد جایگاه‏های تجزیه شده در هر آزمایش DNA، توزیع در سطح کروموزوم، تکرار‌پذیری، نیاز یا عدم نیاز به توالی‏یابی DNA الگو و هزینه‏ی مورد نیاز با همدیگر متفاوت‌اند. انتخاب بهترین نشان‌گر به هدف مطالعه (انگشت نگاری، تهیه نقشه پیوستگی، ژنتیک جمعیت و روابط تکاملی) و سطح پلوئیدی موجود مورد مطالعه بستگی دارد‌(4).
مزایای کاربرد نشان‌گرهای مولکولی
عدم تاثیرپذیری آنها از شرایط محیطی خارجی و داخلی موجود؛
امکان به‌کارگیری آنها در مراحل نخستین رشد جنینی حیوانات و مراحل نخستین رشد موجودات؛
فراهم نمودن امکان مطالعه موجودات در خارج از فصل و محیط کشت؛
دقت و قابلیت مطلوب تفسیر نتایج؛
هم‌بارز بودن بسیاری از این نشان‌گرها؛
امکان استفاده از آنها در مورد گونه‏های منقرض شده؛
سهولت تشخیص افراد ناخالص از خالص؛
سهولت امتیازدهی و تجزیه و تحلیل نتایج؛
دسترسی به برنامه‏های رایانه‏ای قوی برای تجزیه و تحلیل و تفسیر سریع نتایج‌(4)
انواع نشان‌گرهای مولکولی
نشان‌گرهای DNA گروه بزرگی از نشان‌گرها را تشکیل می‏دهند. این نشان‌گرها سیر تحول و تکامل خود را به پایان نرسانده‏اند و ابداع و معرفی روش‏های متنوع و جدیدتر ثبت و مشاهده‏ی تفاوت‏های ژنتیک بین موجودات از طریق مطالعه‏ی مستقیم تفاوت‏های موجود در بین ردیف‏های DNA هم‌چنان ادامه دارد. نشان‌گر‏های DNA در مدت یک دهه تکاملی شگرف و تحسین‌برانگیز داشته‏اند‌(5).
ابداع و معرفی واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز یا PCR یک روش سریع تکثیر آزمایشگاهی قطعه یا قطعه‌های مورد نظر DNA است. در واقع PCR روشی بسیار قوی است که تکثیر ردیف منتخبی از مولکول یک ژنوم را تا چندین میلیون در کم‌تر از نیم‌روز امکان‌پذیر می‏سازد. اما این فرایند هنگامی امکان‌پذیر است که دست‌کم ردیف کوتاهی از دو انتهای قطعه DNA مورد نظر معلوم باشد. در این فرایند که تقلیدی از فرایند همانندسازی DNAدر طبیعت است، الیگونوکلئوتیدهای مصنوعی که مکمل ردیف شناخته شده دو انتهای قطعه‏ی مورد‌نظرDNA هستند، به‌عنوان آغازگر مورد استفاده قرار می‏گیرند تا واکنش آنزیمی همانندسازی DNA درون لوله‌ی آزمایش امکان‌پذیر شود. این همانند‏سازی فرایندی آنزیمی است و توسط انواع مختلفی از آنزیم‏های پلی‌مراز صورت می‏گیرد. امروزه تعداد زیادی از این نوع آنزیم‏ها به صورت تجاری دردسترس هستند‌(6).
واکنش زنجیره‏ای پلی‌مراز (PCR) در سال 1983 توسط کری‌مولیس در حالیکه در یک نیمه شب تابستانی در حال رانندگی بود، ابداع گردید و سبب انقلاب عظیمی در زیست شناسی مولکولی شد(6).
همان‌گونه که در شکل 1-1 نشان داده شده است، نشان‌گرهای DNAبه دو دسته‏ی کلی طبقه‌بندی می‏شوند.
نشان‌گرهای DNAمبتنی بر PCR
نشان‌گرهای DNA غیر مبتنی PCR(6).

شکل 1-1 انواع نشان‌گرهای ژنتیکی‌(10)
1-3-3-1 نشان‌گرهای غیر مبتنی بر PCRاین دسته از نشان‌گرهای DNA بدون استفاده از روشPCR تولید می‌شوند و مورد استفاده قرار می‌گیرند.
انواع نشان‌گرهای غیر مبتنی بر PCR به شرح زیر است:
تفاوت طول قطعات حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‏های محدودگر(RFLP)
پویش ژنومی نشانه‏های هضم (RLGS)
ماهوارک‏ها
1-3-3-1-1 تفاوت طول قطعات حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‌های محدودگر( (RFLPسرگروه نشان‌گرهای غیر‌مبتنی برPCR ، همان تفاوت طول قطعه‏های حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‏های محدودگر یا RFLP است. از بین نشان‌گرهای مولکولی DNA، RFLP ها اولین نشان‌گرهایی بودند که برای نقشه‌یابی ژنوم انسان توسط بوتستین و همکاران در سال 1980 و پس از آن برای نقشه‌یابی ژنوم گیاهان توسط بر و همکاران در سال 1983 مورد استفاده قرار گرفتند. در اوایل دهه 1980 بوتستین و همکاران استفاده از تفاوت طول قطعه‏های حاصل از هضم یا RFLP را برای مطالعه‏ی مستقیم DNA و یافتن نشان‌گر‏های ژنتیک جدید معرفی کردند. این تحول از پیامد‏های منطقی کشف آنزیم‏های محدودگر بود. این آنزیم‏ها که بسیار اختصاصی‏ هستند، ردیف‏های ویژه‏ای را روی مولکولDNA شناسایی کرده و آنها را از محل خاصی (نقطه‏ی برش) برش می‏دهند‌(7).
RFLP الزاما مختص ژن‏های خاص نیست، بلکه در کل ژنوم پراکنده است. ازاین رو، از نشان‌گرهای RFLP برای نقشه‌یابی تمام ژن‌ها در ژنوم انسان استفاده می‏شد(5). علاوه برRFLP که هنوز هم از قدرتمندترین و معتبرترین نشان‌گرهایDNA است، انواع مختلف نشان‌گرهایDNA با تفاوت‌های زیادی از نظر تکنیکی و روش تولید، نحوه‌ی کاربرد، امتیاز‌بندی، تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج به سرعت ابداع ومعرفی شده‌اند‌(7).
مهم‌ترین مزایای RFLP
تکرارپذریری، دقت و قابلیت اعتماد این نشان‌گر فوق‌العاده زیاد است؛
این نشان‌گر هم‌بارز است و امکان تشخیص افراد خالص را از افراد ناخالص فراهم می‏آورد؛
فراوانی این نشان‌گر در حد بالایی است؛
RFLP تحت تاثیر عوامل محیطی داخلی و خارجی نبوده و صد در صد ژنتیکی است(8).
برخی معایب RFLP
دشواری، پیچیدگی و وقت‌گیر بودن؛
RFLP ژنوم‌های بزرگ نیازمند کاربرد مواد پرتوزا یا روش‌های پیچیده‏تر و گران‏تر بیوشیمیایی است؛
RFLP نیازمند نگه‌داری میکروارگانیسم‌ها به‌منظور تهیه‏ی کاوشگر است که خود بر پیچیدگی این روش می‏افزاید؛
هزینه‏ی اولیه و نگه‏داری کاوشگر‏ها و کاربرد آنها بسیار زیاد است؛
نیازمندی به مقدار نسبتا زیاد DNA از محدودیت‏های دیگر روش RFLPاست به‌طوری که ده‏ها میکروگرم از DNAبرای هر فرد به منظور تجزیه‏ی ژنوم مورد نیاز است؛
از دیگر محدودیت‏های این نشان‌گر آن است که در گونه‏های بسیار نزدیک به یکدیگر این نوع نشان‌گر‏ها آلل‏های مشابهی را نشان می‏دهند(8).
1-3-3-1-2 پویش ژنومی نشانه‏های هضم (RLGS)در سال1991، هاتادا و همکاران روشی را برای شناسایی و انگشت‌نگاری موجودات عالی ابداع و معرفی کردند. پیش از ابداع این روش که بر مبنای نشان‌دار کردن هم‌زمان انتهای هضم شده‏ی هزاران قطعه‌ی DNA است، ردیابی و ثبت موجودات عالی با روش نشان‌دار کردن انتهای هضم شده غیر ممکن می‌نمود. دو دلیل اصلی برای این تصور ذکر شده است:
ژنوم موجودات عالی بسیار بزرگ و پیچیده است برای مثال ژنوم انسان 109×3 جفت باز دارد و در نتیجه‏ی هضم آن با آنزیمی مانند EcoRI بیش از یک میلیون قطعه‌ی DNA به وجود می‌آید. تفکیک این تعداد مولکولDNA حتی با الکتروفورز دو بعدی نیز غیر ممکن است.
معمولا DNA ژنومی در هنگام استخراج به صورت تصادفی و غیر‌اختصاصی شکسته می‌شود و ایجاد مولکول‏هایی با انتهای تصادفی می‏کند. این امر سبب ایجاد پس‌زمینه‌ی ناشی از نشان‌دار شدن این انتهاها طی فرایند نشان‌دارکردن می‏شود‌(9).
برای رفع این دو نقص تدابیری پیش‏بینی شد و روش RLGS ابداع گردید. این روش جدید که برای تجزیه و تحلیلDNA ژنومی به‌کار می‌رود، بر مبنای این فرضیه است که نقاط برش اختصاصی آنزیم‏های محدودگر می‌توانند به‌عنوان نشانه و وجهه تمایز ارقام و افراد به کار گرفته‌شوند.
در این روش انتهای آزاد مولکول‌های DNA که در اثر صدمات مکانیکی در طی استخراج به وجود آمده‏اند، مسدود می‏شود. سپس برای کاهش پیچیدگی، DNA ژنومی توسط آنزیم‏های محدودگر، با محل برش نادر، هضم و نقاط برش به‌طور مستقیم با فسفر پرتوزا نشان‌دار می‏شوند. آنزیم‏های با محل برش نادر معمولا هزاران قطعه DNA به وجود می‏آورند. سپس با الکتروفورز دو‌بعدی، قطعه‏های هضم‌شده‏یDNA از هم جدا شده و خودپرتونگاری صورت می‏گیرد. این روش یک الگوی دو بعدی با هزاران نقطه‏ی پراکنده (قطعه‏های نشان‌دارDNA) ایجاد می‏کند که هر یک می‏توانند به عنوان یک نشان‌گر به کار گرفته شوند(10)
برخی از مزایای روشRLGS
در هر آزمایش هزاران نشان‌گر به‌دست می‌آید؛
مقدار کمی DNAمورد نیاز است؛
در صورت استفاده از آنزیم‌های محدودگر متفاوت، تفاوت‏های بیشتری ظاهر و ثبت خواهند شد[10].
برخی از معایب روش RLGS
DNA مورد نیاز برای این روش باید از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد؛
هضم ناقص DNA توسط آنزیم‏های محدودگر نتایج تکرار ناپذیر و گمراه کننده‏ای خواهد داشت؛
این روش پیچیدگی فوق العاده‏ای داشته و تفسیر نتایج حاصل از آن دشوار است(10).
1-3-3-1-3 ماهوارک‏ها
ماهوارک‏ها نخستین بار در سال 1985 توسط جفری و همکاران گزارش شدند. پس از آن در سال 1988 تکثیر جایگاه‏های ژنی خاص نواحی تکرارشونده، روی ماهوارک‏ها در ژنوم انسان انجام شد.
این دسته از نشان‌گرها از نظر تکنیکی مبتنی بر استفاده از کاوشگرهای مصنوعی و کاربرد مواد پرتوزا و روش ساترن هستند.
ماهوارک‌ها واحدهایی 10 تا 100 جفت بازی هستند که ممکن است صدها بار تکرار شده باشند. آنها معمولا یک هسته مشترک 10 تا 15 جفت بازی دارند که احتمالا در تنوع‌پذیری ماهوارک‌ها موثرند. ماهوارک‌ها بیش‌تر در نواحی یوکروماتین ژنوم پستانداران، قارچ‌ها و گیاهان متمرکز‌ند. تنوع‌پذیری ماهوارک‌ها در حدی است که گاهی در انگشت‌نگاریDNA انسان مورد استفاده قرار می‏گیرند. از جمله‌ی ماهوارک‌ها می‏توان به تکرارهای پشت سر هم با فراوانی بالا (VNTR) اشاره کرد[11]. VNTR ها به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند: VNTR تک مکانی و VNTR چند مکانی.
دسته‏ی نخست، تعداد متفاوت ردیف‌های تکراری در یک جایگاه ژنی و دسته‏ی دوم تعداد متفاوت ردیف‌های تکرار‌شونده در چندین جایگاه ژنی را نشان می‌دهند. الگوی بانددهی به‌دست آمده با استفاده از کاوشگر‌های VNTR تک مکانی ساده‏تر و قابل فهم‌تر است، زیرا هر فرد تعداد کمی باند واضح را نشان می‏دهد. در حالی‌که تعداد باندهای به دست آمده از کاوشگرهای مخصوص VNTRچند‌مکانی بیش‌تر است، به‌طوری که به‌طور هم‌زمان تا بیش از 30 باند به دست می‏آید(12).
در نخستین نشان‌گرهای مبتنی بر ماهوارک‌ها، از الیگونوکلئوتید‏های حاوی ریزماهواره به عنوان کاوشگر استفاده گردید و توسط علی و همکاران انگشت‌نگاری الیگونوکلئوتیدی نام‌گذاری شد.
از کاوشگرهای الیگونوکلئوتیدی نشان‏دار‌شده مکمل با موتیف‌های کوتاه تکرار‌شونده در هیبریداسیون در ژل، با به کارگیری DNAژنومی برش داده شده با آنزیم‌های برشی خاص و الکتروفورز ژل آگارز استفاده شده است. گوبتا و وارشنی در سال2000 طی تحقیقات خود مراحل زیر را برای انگشت‌نگاری الیگونوکلئوتیدی مطرح کردند:
جداسازیDNA ژنومی با وزن مولکولی زیاد
هضم DNAژنومی با یک آنزیم محدودگر مناسب
تفکیک قطعه‌های حاصل از هضم روی ژل آگارز
انتقال ساترن قطعه ها به غشا
دو ‏رگ‏گیری غشا با کاوشگر‏های(نشاندار با مواد پرتوزا یا غیر پرتوزا) الیگونوکلئوتیدی دربردارنده‏ی ردیف‌های دو یا سه تایی تکراری
خودپرتونگاری یا رنگ آمیزی برای مشاهده‏ی قطعه‌های دو رگ‌شده.
به‌کمک این روش می‌توان تنوع نواحی تکرار‌شونده‏ی مورد نظر را آشکار کرد. قطعه‌هایی از DNA که با الیگونوکلئوتیدها دو ‌رگ می‌شوند، در دامنه‌ای از اندازه‏ی چند صد جفت تا ده کیلو جفت باز قرار می‏گیرند. هم‌چنین گاهی بیش از یک نوع ماهواره در داخل یک قطعه‏ی برش داده شده قرار می‌گیرد. تفاوت‏هایی که این نوع نشان‌گرها نشان می‏دهند، به دلیل تفاوت در طول قطعه‌های برش داده‌شده‌ای است که در بردارنده‏ی ماهوارک‌ها هستند. از این روش برای شناسایی ژنوتیپ‌ها و همچنین در ژنتیک جمعیت استفاده می‌شود(12).
پس از مدتی، لیت و لوتی و سه گروه دیگر همین روش را برای ریزماهواره‏ها(عمدتا از نوع (CA)n) به‌کار بردند و دریافتند که ریز ماهواره‏ها به دو دلیل به مراتب آسانتر از ماهوارک‌ها با روش PCR تکثیر می‏شوند:
1-ریزماهواره‏ها کوچکتر از ماهوارک‏ها هستند؛
2-ردیف‌های تکرار‌شونده ریز ماهواره‏ای فراوانتر و توزیع آنها در کل ژنوم یکنواخت‌تر ازماهوارک‏هاست(13).
1-3-3-2 نشان‌گرهای مبتنی بر PCRنشان‌گرهای مبتنی بر PCR نشان‌گرهایی هستند که از توالی الیگونوکلئوتیدی به عنوان آغازگر برای تکثیر قطعه‏ی خاصی از DNA استفاده می‌کنند. روش‏های مختلف در این گروه، در طول و توالی آغازگرها، سختی شرایط PCR و روش‏های جداسازی و آشکار کردن قطعات با همدیگر فرق دارند.
انواع نشان‌گرهای مبتنی بر PCR به شرح زیر است:
تفاوت طول قطعه‌های حاصل از تکثیر(AFLP)
DNA چند شکل تکثیر‌شده‏ی تصادفی(RAPD)
تفاوت تک نوکلئوتیدی(SNP)
نشان‌گرهای مبتنی برنقاط نشانمند از ردیف (STS)
1-3-3-2-1 تفاوت طول قطعه‌های حاصل از تکثیر (AFLP)
در سال 1995 نشان‌گرهای جدیدی ابداع و معرفی شدند که به نظر می‌رسد بسیاری از محدودیت‌های نشان‌گر‌های پیشین را نداشته باشند. در این روش که AFLP نامیده می‏شود نشان‌گرهایی تولید می‏شوند که علاوه بر دارا بودن مزایایRFLP مانند دقت و تکرار‌پذیری ویژگی‌های مثبت روش‌های مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز را نیز دارند. پایه‌ی این روش تکثیر انتخابی برخی قطعه‌ها از بین تمام قطعه‌های هضم شده‌ی DNA است و سه مرحله‌ی مجزا دارد:
هضمDNA با یه جفت آنزیم محدودگر و اتصال آنها به آداپتور‌های اولیگونوکلئوتیدی؛
طراحی، ساخت آغازگر و تکثیر انتخابی دسته‌ای از قطعه‌های حاصل از هضم .با استفاده از ردیف بازی آداپتور‌ها و نیز ردیف بازی نقاط برش، طراحی و ساخت آغازگر انجام می‌شود، اما برای تکثیر انتخابی قطعه‌های حاصل از هضم دو، سه یا چند نوکلئوتید به انتهای’3 ردیف آغازگر اضافه می‌شود که موجب می‌گردد فقط قطعه‌هایی تکثیر‌شوند که ردیف بلافصل آنها در مجاورت نقطه‌ی برش ،مکمل نوکلئوتیدهای یاد شده باشد؛
جداسازی قطعه‌های حاصل از تکثیر روی ژل‌های توالی‌یابی(پلی‌اکریل‌آمید) و خودپرتونگاری یا رنگ‌آمیزی نقره برای ثبت نتیجه‌ها.
با استفاده از این روش تعداد زیادی از قطعه‌های حاصل از هضم، تکثیر و قابل رویت می‌شوند. این در حالی است که نیازی به دانش اولیه در مورد توالی‌بازی قطعه‌هایی که تکثیر می‌شوند، وجود ندارند. هر یک از این قطعه‌هایی که به صورت باند روی ژل ظاهر می‌شوند، می‌توانند به عنوان یک نشان‌گر ژنتیک مورد استفاده قرار گیرند.
تعداد قطعه‌هایی که با این روش تکثیر می‌شوند، به دقت و توانمندی روش‌های جداسازی (الکتروفورز)، ثبت نتایج و تعداد نوکلئوتید اضافه شده به انتهای آغازگر بستگی دارد. معمولا در این روش بین پنجاه تا صد قطعه‌ی حاصل از هضم تکثیر و با استفاده از ژل‌های پلی‌اکریل‌امید واسرشت ساز ثبت می‏شوند(19)
مزایای AFLP
این روش در مقایسه یا سایر روش‌ها بیشترین تعدا نشان‌گر‌ها به ازای هر ژل را ایجاد می‌کند؛
در این روش نیازی به تهیه و تدارک و نگه‌داری کاوشگر نیست .دقت و تکرار‌پذیری این نشان‌گر به دلیل انتخاب دمای زیاد هم رشته‌سازی و اتصال آغازگر به DNA الگو بیشتر از RAPD است(20).
معایب AFLP
پیچیدگی نسبی این روش در مقایسه با سایر روش‌های میتنی برPCR ؛
عدم اطلاع از جایگاه ژنی نشان‌گر‌ها؛
غالب بودن این نشان‌گر موجب عدم امکان تشخیص افراد خالص از ناخالص می‏گردد؛
تکثیر قطعه‌های غیر‌واقعی در AFLP موجب کاهش قابلیت اعتماد این روش می‏گردد(20).
1-3-3-2-2 DNA چندشکل تکثیرشده‏ی تصادفی(RAPD)در این روش از تک آغازگرهایی به طول هشت تا ده نوکلئوتید که ردیف بازی آن به طور قراردادی تعیین می‌گردد، استفاده می‏شود. در این واکنش یک آغازگر منفرد نقاط مکمل خود را روی دو رشته‏ی DNA ژنومی می‌یابد و در آن نقاط به رشته‌های DNAمتصل می‌شود. چنانچه محل اتصال آغازگرها در روی دو رشته‏ی مقابل به هم نزدیک باشند(فاصله‏ای که DNA قابل تکثیر باشد)، ردیف بین آن دو نقطه طی واکنش PCR تکثیر خواهد شد. فراورده‌های واکنش PCRروی ژل آگارز از هم جدا می‏شوند. تولید هر باند بیانگر وجود شباهت زیاد بین ردیف بازی آغازگرها و ردیف بازی محل اتصال درDNA ژنوم است. به طور معمول هر آغازگر تکثیر چندین جایگاه مختلف را درDNA ژنومی هدایت خواهد کرد. وجود یا عدم وجود یک باند واحد در ژل های RAPD بیانگر جهش نقطه‌ای در محل اتصال آغازگرها و یا حذف یا (اضافه) شدن در ناحیه قابل تکثیر است. بنابراین چند شکلی در RAPDمعمولا به شکل حضور و غیاب یک باند پدیدار می‏شود. بدین معنی که نشان‌گرهای RAPD از نوع غالب‌اند و افرادی که دو نسخه از یک آلل دارند، به طور کمی از افرادی که یک نسخه از آن آلل را دارند، قابل تشخیص نیستند. تفاوت طول قطعه‏ها در RAPD از طریق تکثیر قطعه‌های DNA مکمل با ردیف‌های آغازگرهای اختیاری (ردیف مشخص ولی تصادفی) به‌دست می‌آیند. قطعه‏های تکثیر شده به صورت نوارهایی با وزن مولکولی متفاوت به‌طور مستقیم روی ژل قابل مشاهده‌اند (15).
مزایای RAPD
عدم نیاز به کاوشگر، مواد پرتوزا و غیره؛
امکان بررسی هم زمان چندین جایگاه در ژنوم؛
عدم نیاز به اطلاعات اولیه در مورد ریف DNA برای ساخت آغازگر(16).
معایب RAPD
عدم تکرار پذیری؛
حساسیت بسیار به آلودگی؛
در صورت تغییر شرایط محیطی ظهور باندهای جدید؛
نامعلوم بودن جایگاه نشان‌گر RAPD روی نقشه‌ی ژنتیکی(16).
1-3-3-2-3 تفاوت تک نوکلئوتیدی(SNP)تنوع‌ها و تفاوت‌هایی که به واسطه‏ی اختلاف در یک جایگاه نوکلئوتیدی(به علت جایگزینی، حذف یا ازدیاد) اتفاق می‌افتند، با عنوان تفاوت تک نوکلئوتیدی نامیده می‏شوند. این نوع از تنوع به‌وفور در ژنوم انسان اتفاق می‏افتد به طوری که مطالعات انجام گرفته توسط کاتانو-آنولز و گرس هوف (1998) در ژنوم انسان و اسب نشان می‏دهد که در فاصله‏ی هر دویست و پنجاه تا چهارصد نوکلئوتید یک SNP وجود دارد(17).
با اینکه‌SNP ها به وفور در ژنوم انسان یافت می‌شوند، ولی ایجاد و توسعه‌ی نشان‌گرهای SNP چندان آسان نیست. تهیه نشان‌گر‏های SNP شامل مراحل زیر است:
تعیین ردیف DNA اطراف SNP؛
تکثیر قطعه‌ای منحصر به فرد از DNA به کمک PCR به منظور غربال SNP؛
شناسایی SNP که شامل مشاهده‌ی دو آلل در افراد مختلف می‌باشد؛
مکان‌یابی نشان‌گر SNP و تعیین جایکاه خاص کروموزومی آن؛
تعیین فراوانی دو آلل در جمعیت؛
بررسی SNP در افراد و ژنوتیپ‌های مختلف(17).
برخی از معایب نشاگرهای SNP
SNPها به دلیل داشتن فقط دو آلل در یک جایگاه ژنی نسبت به نشان‌گر‌های چند آللی، اطلاعات کمتری را در نقشه‌های پیوستگی نشان می‌دهند؛
شناسایی نشان‌گرSNP بسیار پر‌هزینه و هم‌چنین زمان‌بر است(17).
1-3-3-2-4 نشان‌گرهای مبتنی برنقاط نشانمند از ردیف(STS)هر نشان‌گری که مبتنی بر واکنش PCR باشد و با استفاده از آغازگرهای اختصاصی (معمولا بیش از بیست نوکلئوتید) ایجاد شود، یک نقطه‌ی نشانمند از ردیف نامیده می‏شود، زیرا پیش از طراحی آغازگر، بی‏شک در یک مرحله ردیف‌یابی صورت گرفته است. نشان‌گرهایی همچون تفاوت طول قطعه‌های قابل تکثیر (ALP) و ریزماهواره‏ها از آن جهت که مستلزم ردیف‏یابی برای طراحی آغازگر به منظور تکثیر DNA در یک نقطه‌ی خاص هستند، ذیل STS دسته‌بندی می‌شوند:
-تفاوت طول قطعه‏های قابل تکثیر(ALP)
-ریز ماهواره‌ها (18).
1-3-3-2-4-1 تفاوت طول قطعه‏های قابل تکثیر(ALP)
ALP یکی از ساده‏ترین و سریع‏ترین نشان‌گرهای مبتنی بر PCR است. اگر ردیف باز‏های قطعه‏ای از DNA در یک موجود مشخص باشد (یا دست کم بخشی از دو انتهای آن قطعه معلوم باشد)، براساس آن می‏توان به طراحی و ساخت مصنوعی آغازگرهایی به طول بیست تا سی نوکلئوتید اقدام کرد. چنان‌چه نمونه‏های مختلف DNA توسط این آغازگرها و از طریق واکنش زنجیره‏ای پلی‌مراز تکثیر و سپس روی ژل الکتروفورز از هم جدا شوند، در صورت وجود اختلاف در طول قطعه‏ی قابل تکثیر، باندهایی به اندازه‏های مختلف تولید خواهند شد که بیانگر وقوع پدیده‏ی حذف یا اضافه در بین نمونه‏های مورد مطالعه است. این تفاوت در اندازه‏ی قطعه‏های قابل تکثیر که جهش‏های ژنتیک را نشان می‏دهد به عنوان نشان‌گرهای ژنتیک مورد استفاده قرار می‏گیرد(14).
مزایای ALP
از نظر کاربردی در بین نشان‌گرهای DNA،یکی از سریع ترین و ارزان‌ترین‌ها است؛
به‌کاربرد مواد پرتوزا یا بیوشیمیایی پیچیده نیاز ندارد؛
به‌تدارک، نگهداری و کاربرد کاوشگرها نیاز ندارد؛
بسیار اختصاصی عمل می‌کند، تکرار پذیری آن خوب است و تا حد بسیار زیادی می‌توان به نتایج آن اعتماد داشت؛
به‌مقدار خیلی کمی از DNA نیاز است؛
هم‌بارز بودن این نشان‌گر امکان تشخیص افراد خالص از هر یک از انواع افراد ناخالص را فراهم می‌آورد(14).
معایب ALP
طراحی و ساخت آغازگرها، به اطلاعات اولیه در مورد ردیف DNAژنوم مورد مطالعه نیاز دارد که با توجه به اینکه ژنوم بسیاری از موجودات به طور کامل در دسترس نیست این روش استفاده بسیار کمی دارد؛
هزینه‌ی اولیه مورد نیاز به منظور تولید تعداد کافی نشان‌گر ژنتیک با توزیع مناسب در سرتاسر ژنوم بسیار زیاد و مستلزم صرف وقت است(14).
1-3-3-2-4-2 ریزماهواره‌هاریزماهواره‏ها شامل واحدهای یک الی شش تایی تکرار شونده هستند که در ژنوم بیشتر یوکاریوت‏ها پراکنده‏شده‏اند. به طوری که در هر ده کیلو جفت باز از ردیف DNA دست کم یک ردیف ریزماهواره‏ای دیده می‏شود. طول ریز‌ماهواره‏ها معمولا کمتر از 100 جفت باز بوده و توسط دو ردیف منحصر به فرد در دو طرف محدود شده‏اند. ریزماهواره‏ها به سه گروه عمده‌ی تکرارهای کامل، تکرارهای ناکامل (معمولا توسط بازهای غیرتکرارشونده قطع می‌شوند) و تکرارهای مرکب(دو یا تعداد بیشتری از واحدهای مجاور یکدیگر) تقسیم می‏شوند. تعداد تکرارها در هر واحد بسیار متفاوت است. حداقل تعداد واحد تکرار‌شونده برای ریز ماهواره‏های دو نوکلئوتیدی به ترتیب ده و هفت بار تکرار تعیین شده است(21).
مزایای ریزماهواره‏ها
کاربرد آنها و تفسیر نتایج نسبتا ساده است؛
سیستم چند آللی(تا 11 آلل) از ویژگی‌های بارز این نوع نشان‌گر است؛
ریزماهواره‌ها بسیار متنوعند؛
به وفور در ژنوم یوکاریوت‏ها یافت می‏شوند؛
بیشتر ریزماهواره‏ها غیر‏عملکردی هستند؛
همبارز هستند [22].
1-4 فراوانی، توزیع و سازماندهی ریزماهواره‏ها در داخل ژنومریزماهواره‌ها بسیار فراوان بوده و در کل ژنوم موجودات به صورت تصادفی پراکنده اند. فراوانی ریزماهواره ها در بین موجودات زنده متفاوت است. برای مثال تخمین زده شده است که ژنوم انسان به طور میانگین ده برابر بیشتر از گیاهان ریزماهواره دارد. علاوه برDNA کروموزومی تعداد زیادی ریزماهواره در DNA کلروپلاست ها نیز گزارش شده است. به کمک روش‏هایی از قبیل دورگه‏گیری در ژل، نقشه‏یابی ژنتیکی و فیزیکی و هم چنین دورگه‏گیری در محل فلورسنت، ثابت شده است که ریزماهواره ها به طور یکنواخت در ژنوم پراکنده‏اند. اگرچه در برخی موارد می توانند به صورت مجتمع قرار گرفته باشند(12).
1-5 مکانیسم ایجاد تنوع در طول توالی‏های تکراریچنین فرض می‏شود که جهش در تعداد واحدهای تکرار شونده در هر یک ازDNA های تکرار شونده با یکی از دو سازوکار کراسینگ آور نامساوی(uco) یا جفت نشدن ناشی از سرخوردن در طول رشته (خطای همانندسازی DNA ) صورت می‏گیرد. بیشتر عقیده بر این است که ریزماهواره‏ها و ماهواره‏ها توسط سازوکار کراسینگ آور نامساوی ایجاد می‏شوند، ولی در مورد ریزماهواره‏ها برخی افراد یکی از دو سازوکار و برخی دیگر هر دو سازوکار را موثر می‏دانند(23).
1-5-1 کراسینگ اور نابرابرگاهی کراسینگ اور نابرابر در داخل تکرارهای ریزماهواره‏ای بین کروموزوم های مشابه یا خواهری اتفاق می‏افتد و سبب تغییر در تعداد واحدهای تکرار شونده می‏شود.(شکل 1-2).کراسینگ اور نابرابر می‏تواند هم در میوز و هم میتوز اتفاق بیفتد. چنین توجیه می‏شود که وجود نواحی تکرارشونده احتمالا مانع از ردیف شدن کامل در همولوگ یا کروموزوم‏های خواهری می‏شود. به نظرمی‏رسد که این نوترکیبی مکانیزم اصلی ایجاد تنوع مینی‏ستلایتی است(23).

شکل 1-2 کراسینگ آور و مبادلات نابرابر بین کروماتیدهای خواهری سبب ایجاد حذف شدگی یا الحاق می‌شود(23.)
1-5-2 عدم جفت شدن ناشی از سرخوردن DNA در طول رشته(خطاهای همانند سازی)گاهی DNA پلی‌مراز در طول همانند سازی در نواحی تکرار شونده‏ی ریز ماهواره‏ای سر می‏خورد و موجب تغییر در تعداد واحد تکرار شونده می‏شود. در حقیقت سر خوردن پلی‌مراز در طول نواحی تکراری موجب عدم جفت شدن کامل دو رشته‏ی DNA شده و در نهایت حلقه‌هایی در رشته‌ی الگو یا رشته‏ی جدید ایجاد می‏شود(شکل1-3). این امر مکانیسم اصلی به وجود آورنده‏ی چندشکلی در میکروستلایت‌هاست(23).

شکل 1-3 متزلزل بودن پلی‌مراز حین همانندسازی DNA می‏تواند طول تکرار را به اندازه یک یا دو واحد تغییر دهد(23).اگر نتیجه‏ی همانند سازی ایجاد واحد های تکرار شونده‏ی اضافی باشد، حلقه در رشته ی جدید و اگر نتیجه‌ی همانند سازی کاهش در تعداد واحد‏های تکرار شونده باشد، حلقه در رشته‏ی الگو تشکیل خواهد شد(23).
گلدستین و شلوترر فرضیه‏ی عدم جفت شدن ناشی از سر‏خوردن در طول رشته را نسبت به فرضیه کراسینگ آور نامساوی به دلایل زیر به واقعیت نزدیکتر دانسته‏اند:
الف)‌در انسان بسیاری از تغییرات ریز ماهواره‏ای موجب تغییر در نشان‌گر های مجاور ناحیه ی ریز ماهواره‏ای نمی‌شود. بنابراین در ایجاد چنین تغییراتی نوترکیبی بی‏تاثیر است. از آنجا که جهش در فرضیه کراسینگ اور نامساوی، وابسته به نوترکیبی است، تغییرات ریز ماهواره ای و عدم تغییر نقاط مجاور با این فرضیه قابل توجیه نیست.
ب)‌نقصان در ژن‏هایی که در نوترکیبی نقش اساسی دارند تاثیری در پایداری ریز ماهواره‏ها ندارد.
ج)‌مطالعات انجام گرفته در ساکارومایسزسرویزیه نشان می‏دهد که پایداری ریز ماهواره‏ها در سلول‏هایی که تقسیم میوز را انجام می‏دهند مشابه با یاخته ها در تقسیم میتوز است. با توجه به اینکه نوترکیبی در میوز بیشتر از میتوز است، پس اگر فرضیه‏ی کراسینگ اور نامساوی صادق باشد، باید ریز ماهواره‏ها در میوز ناپایدارتر از میتوز باشد(23).
1-6 دامنه تنوع واحدهای تکرارشوندهدو مدل متفاوت برای توصیف دامنه‏ی تنوع تعداد واحدهای تکرار شونده‏ی ریز ماهواره‏ای وجود دارد:
1.مدل جهش گام به گام
2. مدل آللی نا محدود
1-6-1 مدل جهش گام به گاماگر فرض کنیم در ریزماهواره‏ها یک گام معادل تغییر در یک واحد تکرار شونده باشد، بنابر این مدل ریز ماهواره‏ها از نظر اندازه فقط در تعداد محدودی گام تفاوت دارند، به‌طوری که هر گام از گام بعدی به وسیله‏ی یک واحد تکرار شونده جدا می‏شود. در این مدل چنین فرض می‏شود که بسیاری از جهش‏های با فراوانی زیاد، فقط ریزماهواره‏ها را در یک گام یا دو گام‌(در یک زمان) تغییر می‏دهند. طرفداران این نظریه معتقدند که در بیشتر آزمایش‏ها، بیشترین تغییر در ساختار ریزماهواره‏ها مربوط به افزایش یا کاهش در یک واحد تکرار شونده بوده است(10).
1-6-2 مدل آللی نا‏محدودبر اساس این مدل هیچگونه محدودیتی در اندازه‏ی پتانسیل ریزماهواره‏ها وجود ندارد. از این رو تعداد نا محدودی از انتخاب‏ها می‌توانند اتفاق بیفتند که تمامی آنها احتمال یکسان را داشته باشند.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که ترکیبی از این دو مدل(عموما تغییر در یک یا دو واحد تکرار شونده و به مقدار کمتر تغییرات بزرگتر) بهتر می‌تواند تغییرات جهشی در ریزماهواره‏ها را توضیح دهد(10).
1-7 مارکرهای STRتوالی‏های تکراری کوتاه پشت سر هم(STRS) ، توالی‏های تکرارشونده کوتاه با طول 1-13 نوکلئوتید هستند که به شکل سر به دم قرار می‏گیرند. در ژنوم انسان، معمول‏ترینSTR ، توالی دو نوکلئوتیدی [CA]n است،که در این فرمول n تعداد تکرارهاست که معمولا بین 5 تا 20 بار متغیر است(24).
1-8 کاربرد مارکرهای STRمارکرهایSTR کاربردهای فراوانی دارد که از مهمترین آنها تعیین هویت افراد است(25). تعیین هویت در موارد بسیاری کاربرد دارد که از جمله‏ی آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- مطالعات شجره‏ای و روابط فامیلی
2- شناسایی هویت قربانیان حوادث
3- تعیین هویت در موارد جنایی
4- ردیابی تاریخ بشر و مطالعات جمعیتی(26).
1-8-1 مطالعات شجره‏ای و روابط فامیلیاز مارکرهایSTR می توان برای بررسی خویشاوندی دو یا چند نفر استفاده کرد. این نوع مطالعه را آنالیز فامیلی می‌گویند و کاربرد متداول آن در بررسی رابطه والدین ـ فرزندی است(27).
هرساله بیش از 300000 مورد تست ابویت به منظور تعیین رابطه پدر فرزندی در ایالات متحده انجام می‏شود. این تست‏ها معمولا شامل یک مادر، یک کودک و یک یا چند پدر مدعی است. همانطور که می‏دانیم هر فرد دارای دو سری آلل می‏باشد که یک سری آن را از پدر و سری دیگر را از مادر دریافت کرده است. بدین منظور آلل‏های پدر و فرزند برای یافتن تعدادی از جایگاه‏هایSTR مورد بررسی قرار می‏گیرند. اساس این تست بر این است که در فقدان جهش، آلل‏های کودک باید مطابقت کاملی با آلل‏های پدری و مادری داشته باشد(28-29-30).

شکل 1-4 آلل‏های فرزندان مجموعه‏ای از آلل‏های والدین آنها می‏باشد(26).علاوه بر این بسیاری از افراد برای شناسایی اقوام خود از مارکرهایSTR استفاده می‏کنند. برای مثال با آنالیز STR های کروموزومY می توان نسبت فامیلی میان مردان یک خانواده را مشخص کرد. زیرا همان‌طور که می‏دانید کروموزومY توارث پدری دارد و از پدر به تمام پسران به ارث می‌رسد. پس طبیعی است که تمام پسران خانواده در همه‏ی نسل‌هاSTR های یکسانی روی کروموزوم Y خود داشته باشند. آزمایشی که بدین منظور انجام می‏گیرد آزمایش Y-filer نامیده می‏شود. به کمک این آزمایش می‏توان روابط میان برادرها، عمو و برادرزاده و... را مشخص نمود(27-31).
1-8-2 شناسایی هویت قربانیان حوادثفجایع بزرگ، طبیعی یا بدست بشر، می‌تواند جان افراد بسیاری را بگیرد، تست‏‏‏هایی که برای شناسایی قربانیان حادثه انجام می‏شود، تست تعیین هویت قربانیان حادثه نامیده می‏شود. از این تست در مواردی مانند سقوط هواپیما ،آتش سوزی‏های بزرگ و حوادث تروریستی استفاده می‏شود. در این قبیل حوادث با استفاده از اسامی افراد، خانواده‏های آنها شناسایی می‏شوند و پس از مراجعه‏ی خانواده‌ها، از اعضای خانواده شامل پدر، مادر، فرزند، خواهر و برادر نمونه‏ی DNA گرفته می‏شود و نواحی STR آنها بررسی می‏شود. پس از این مرحله با استفاده از DNAبه دست آمده از بقایای اجساد پروفایل ژنتیکی آنها تهیه می‏شود و در نهایت با مقایسه‏ی پروفایل‏های تهیه شده هویت قربانیان شناسایی می‏شود(32).
1-8-3 تعیین هویت در موارد جناییتعیین هویت در موارد جنایی شامل دو بخش می‏باشد:
شناسایی افراد مجهول الهویه
ردیابی مجرمین(25).
1-8-3-1 شناسایی افراد مجهول الهویههر ساله میلیون‏ها نفر در سراسر جهان تحت شرایط مشکوکی مفقود می‏شوند. بسیاری از این افراد قربانی فعالیت‏های مجرمانه از قبیل تجاوز و قتل می‏شوند و هویت آنها ناشناس باقی می‏ماند. در این موارد هم می‏توان از مارکرهای ژنتیکی موجود در DNA افراد برای تعیین هویت آنها استفاده کرد(33).
سه دسته نمونه در مورد افراد قربانی وجود دارد:
1-نمونه مستقیم از فرد قربانی
2-نمونه خانواده قربانی
3-نمونه‌های ناشناس باقی مانده از انسان در صحنه‏ی جرم
این نمونه‏ی باقی مانده می‏تواند استخوان، دندان، بافت، تار مو، لکه ی خون و یا هر چیز دیگری باشد(34).
1-8-3-2 ردیابی مجرمینعلاوه بر این می‏توان از آنالیز DNA برای ردیابی و شناسایی مجرمین استفاده کرد. این که فردی مرتکب جرم و جنایتی بشود و نمونه‌ای از DNA خود را به جا نگذارد، تقریبا غیرممکن است. مو، لکه‌های خون و حتی اثر انگشت، مقادیر بسیار جزئی از DNA را دارند که برای مطالعه با PCR کافی هستند. این بررسی‌ها لازم نیست که بلافاصله انجام شوند، زیرا در سال‌های اخیر، با آزمایش DNA روی مواد بایگانی شده، تعدادی از جنایات گذشته ـ با عنوان پرونده‌های مختومه ـ نیز روشن شده است(35).
باید به خاطر داشته باشیم که یک پروفایل DNA به تنهایی فاقد اعتبار است و کاربردی ندارد. همیشه برای بررسی یک پروفایل DNA نیاز است که یک مقایسه‏ای انجام شود:
1-نمونه ی مورد بررسی که با Q مشخص می شود
2-نمونه شناخته شده که با K نمایش داده می شود
در موارد جنایی، نمونه ی صحنه ی جرم (Q) با نمونه ی فرد مظنون (K) و یا مظانین (K1,K2,K3,K...) مقایسه می شود . در یک مورد بدون مظنون، نمونه ی صحنه ی جرم با نمونه هایی که در اطلاعات کامپیوتری از افراد سابقه دار وجود دارد، بررسی می شود . (K1,K….,KN)(34).

شکل 1-5 شناسائی مجرمین به کمک مارکرهای STR(26).1-8-4 ردیابی تاریخ بشر و مطالعات جمعیتیباستان شناسان با بررسی و مقایسه توالی DNA انسان‌های امروزی با افراد مرده، به کشف منشأ تکاملی انسان امروزی و مسیرهای استقرار انسان در کره زمین می‌پردازند. این زمینه تحقیقاتی آرکئوژنتیک نامیده می‌شود(35).
ردیابی مهاجرت انسانی در طول تاریخ با استفاده از آنالیز DNA روش نوینی است. هدف از این کار تخمین ارتباط میان جمعیت ها بر اساس شباهت‏ها و تفاوت‏هایDNA آنها است. به همین منظور پروژه‏ی عظیمی در سال2005 به منظور ردیابی تاریخ بشر انجام شد که در آن از ده ها هزار نفر از افراد در سراسر جهان آزمایش به عمل آمد. اساس کار بر این مطلب است که اگر تکامل ژنوم‏ها به دلیل انباشتگی جهش ها رخ داده باشد، بنابراین میزان اختلاف در توالی نوکلئوتید های دو ژنوم می تواند زمان حضور جد مشترک آنها را مشخص نماید. انتظار می رود دو ژنومی که اخیرا از یکدیگر جدا شده اند در مقایسه با دو ژنومی که جد مشترک آنها قدیمی‏تر است، اختلاف کمتری داشته باشند(36).
در مطالعه روی یافتن مبدا انسان‏های امروزی و الگوی جغرافیایی مهاجرت‏های بشر از مطالعه‏ی ژن‏ها در جمعیت‏ها می‏توان استفاده کرد. بدین منظور ژن‏های انتخابی جهت بررسی باید دارای گوناگونی باشند. در صورت فقدان گوناگونی ژن‏ها، اطلاعات فیلوژنتیکی بدست نمی‏آید، زیرا همه‏ی افراد حتی اگر به جمعیت‏های مجزایی تقسیم شده باشند که تنها به صورت متناوب با یکدیگر آمیزش داشته‏اند، همچنان دارای همانندی‏های بسیاری خواهند بود. بدین معنی که توالی DNA مورد استفاده در آنالیز فیلوژنتیکی باید از متنوع ترین توالی‏های متغیر باشد(36).
در انسان از سه نوع توالی استفاده می‏شود :
ژن های چند آللی مانند اعضای خانواده‏ی HLA، که اشکال بسیار متفاوتی دارند .
ریز ماهواره‏ها که STR ها نیز جز این گروه به حساب می‏آیند .
DNA میتوکندریایی که به دلیل فقدان سیستم‏های ترمیمی موجود در هسته‌های سلول انسان که نسبتا به سرعت دچار انباشتگی نوکلئوتیدی می‏شوند. انواع مختلف DNA میتوکندریایی موجود در یک گونه را هاپلوگروه می‏نامند(36).
باید توجه نمود که آلل‌ها و هاپلوگروه‌های مختلف به طور هم‌زمان در جمعیت‌ها وجود دارند. به این ترتیب این لوکوس‏ها چند شکلی بوده و به کمک مقایسه ترکیب آلل‌ها و یا هاپلوگروه‌های آنها می‌توان اطلاعات مربوط به وابستگی بین افراد مختلف را بدست آورد. به دلیل جهش‌های ایجاد شده در سلول‏های تولید مثلی هر یک از موجودات، آلل‏ها و هاپلوگروه‏های جدیدی در جمعیت ظاهر می‏شوند. هر یک از آلل‏ها، فراوانی آللی خود را دارند که در طول زمان به دلیل انتخاب طبیعی و تغییر ژنتیکی اتفاقی تغییر می‌کند. انتخاب طبیعی به دلیل تغییر در تناسب (توانائی یک موجود جهت بقا و تولید نسل) رخ می‌دهد و بنابر نظریه‌ی داروین منجر به حفظ انواع مناسب و از بین رفتن انواع زیان آور می‏گردد. به این ترتیب انتخاب طبیعی، فراوانی آلل‏های کاهنده‏ی تناسب را کم کرده و فراوانی آلل‏های افزاینده‌‌ی تناسب را افزایش می‏دهد. در حقیقت در یک جمعیت آلل‏های اندکی ایجاد می‏شوند که تاثیر قابل توجهی بر تناسب موجود داشته باشند، اما هم‌چنان فراوانی آنها به دلیل تغییر ژنتیکی اتفاقی که جز جدا نشدنی طبیعت تولد،تولید مثل و مرگ است در حال تغییر می‏باشد. به دلیل انتخاب طبیعی یا تغییر ژنتیکی اتفاقی ممکن است یک آلل در جمعیت غالب شده و فراوانی آن به صد در صد نیز برسد، به طوریکه این آلل در جمعیت تثبیت شود. اگر یک گونه به دو جمعیت تقسیم شود به طوریکه آمیزش‌های فراوانی بین دو جمعیت رخ ندهد، فراوانی آلل در دو جمعیت به طور مختلف تغییر می‌کند. بنابراین پس از چند ده نسل این دو جمعیت ویژگی‏های ژنتیکی مجزایی را کسب می‏کنند. سرانجام جایگزینی ژنی متفاوتی در این دو جمعیت اتفاق می‏افتد ولی حتی قبل از آن نیز می‏توان از روی اختلاف فراوانی آللی در دو جمعیت، آن دو را از هم باز شناخت(36).
محققان طی سال‏ها تحقیقات در سراسر جهان با استفاده از اصول تئوری اطلاعات، پارامترهای عمومی برای هر جمعیت را به منظور تعیین مقدار اطلاعاتی که مارکرهای STR در جمعیت‏ها به ما می‏دهند، تعریف کردند. در یک نمونه‏گیری از مارکرهای افراد از سراسر جهان، مارکرهایی که بیشترین چندشکلی را در میان جمعیت‏های مختلف داشتند و منحصر به جمعیت‏های خاص بودند، انتخاب شدند .امروزه از این مارکرها برای بررسی تنوع و تفاوت میان جمعیت‏ها استفاده می‏شود(37).
1-9 سایر کاربردهای مارکرهای STRمارکرهای مختلف STR تحت عنوان کیت های تجاری مختلف در کنار تست‏های تعیین هویت کاربردهای گسترده‏ی دیگری دارند که از مهم ترین آنها می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
جمع آوری سلول های جنینی از خون مادر؛
بیماری های نقشه‏ی ژنومی؛
مشخص نمودن خطوط سلولی؛
تعیین هویت افراد استفاده کننده‏ی سرنگ مشترک؛
تشخیص کلون‏های موفق؛
بررسی و نظارت بر روی پیوند عضو؛
تشخیص کایمرهای ژنتیکی؛
تشخیص تومورهای سرطانی(26).
1-9-1 جمع آوری سلول های جنینی از خون مادرهنگامی که یک خانم باردار است تعدادی از سلول‌های جنینی می‏توانند از راه جفت وارد جریان خون مادر شوند. جمع‌آوری این سلول ها که تحت عنوان micro chimerism خوانده می‏شود و بررسی آنها با مارکرهای STR یک روش غیر تهاجمی برای تعیین رابطه‌ی پدر فرزندی است. همچنین با استفاده از این روش می‏توان جنسیت جنین را نیز تعیین نمود(26).
1-9-2 نقشه‏ی ژنوم بیماری‏ها
اسکن ژنوم انسان برای شناسایی نقشه ژنوم بیماری‏ها به طور معمول با استفاده از حدود چهارصد نشان‌گر STR در سراسر ژنوم در فواصل 10 سانتی مورگان انجام می‏شود. مرکز تحقیقات بیماری‏های ارثی در طول سال ها مطالعات و آزمایشات بسیاری را روی صدها نفر با استفاده از مارکرهای STR انجام داده است. هدف از این آزمایشات یافتن ارتباط میان فراوانی آللی در جمعیت های مختلف و بیماری های ژنتیکی بود. در پژوهش‌های صورت یافته ارتباط میان برخی مارکرها و بیماری‏ها مشخص شد. پس از آن از مارکر‏های مذکور می‏توان برای شناسایی تعیین دقیق محل ناشناخته‏ی ژن بیماری استفاده کرد(26).
1-9-3 تعیین هویت افراد استفاده کننده از سرنگ مشترکیکی دیگر از کاربردهای مارکرهایSTR نشان دادن به اشتراک گذاری سرنگ در میان مصرف کنندگان مواد مخدر است. با این روش و با استفاده ازجایگاه D8 آزمایشگاه قادر به تشخیص هویت فرد و یا افرادی است که از یک سرنگ مشترک برای تزریق مواد مخدر استفاده کرده‏اند. با این روش می‏توان هویت شخصی را که منشا انتقال بیماری عفونی بوده و از سرنگ مشترک با سایر افراد استفاده می‏کرده تعیین نمود(26).
1-9-4 تشخیص کلون‏های موفقهنگامی که یک موجود کلون می‏شود ازSTR Typing برای آزمایش آن موجود استفاده می‏شود. برای مثال در کلون کردن موجوداتی مانند سگ و گربه. این روش برای آزمودن میزان موفقیت در کلون کردن به کار می‏رود. اگر یک پروفایل STR یکسان میان موجود کلون شده و سلول‎های مادری اولیه مشاهده نشود، در این صورت کلون کردن موفقیت آمیز نبوده(26).
1-9-5 بررسی و نظارت روی پیوند عضواز کاربردهای دیگر مارکرهای STR، نظارت پیوند سلول‏های پیوند شده بعد از پیوند مغز استخوان است، آزمایش STR از فردی که پیوند گرفته می‏تواند در تشخیص نارسایی پیوند مفید واقع شود(26).
1-9-6 تشخیص کایمرهای ژنتیکیChimerism حضور دو خط سلولی ژنتیکی متفاوت در یک ارگانیسم است که می‏تواند از طریق پیوند سلول‏های بنیادی خونی و یا انتقال خون و یا به طور ارثی در شخص اتفاق بیفتد. در سال 2004 آزمایشی روی افراد دهنده و گیرنده‏ی پیوند انجام شد که توانایی بالای 27 نشان‌گر STR به کار گرفته شده، ازجمله نشان‌گرهای CODIS در تشخیص کایمرها شگفت انگیز بود(26).
1-9-7 مشخص نمودن خطوط سلولیدر آزمایشگاه خطوط سلولی می‏توانند با سایر خطوط سلولی آلوده شوند. در نتیجه ممکن است با هم مخلوط و یا به یکدیگر تبدیل شوند احراز هویت خط سلولی انسان در حال حاضر به وسیله ی سازمانی در آمریکا انجام شده است. به کمک مارکرهای STR می‏توان آلودگی متقاطع بین خطوط سلولی مختلف را به سرعت کشف کرد و همچنین می‏توان برای مشخص کردن خطوط سلولی انسان به عنوان یک مرجع جهانی سود جست. در طول چند سال گذشته بیش از 500 خط سلولی از انسان به کمک این روش و با استفاده از 8 جایگاه STR بدست آمده است(26).
1-9-8 تشخیص تومورهای سرطانیفقدان هتروزیگوسیتی (LOH) پدیده‏ای است که در آن حذف در یک ناحیه‏ی لوکوس منجر به عدم تکثیر در PCR می‏شود، به طوری که یک هتروزیگوت واقعی به عنوان یک هموزیگوت به نظر می رسد. این پدیده در بسیاری از افراد مبتلا به تومورهای سرطانی دیده می‏شود. بررسی روی بافت های سرطانی با بافت نرمال با استفاده از STR نشان می‏دهد که جایگاه های مختلف در بافت سالم ارتفاع بلندتری نسبت به بافت های سرطانی نشان می دهند؛چرا که LOH سبب حذف در آن ناحیه شده است(26).
1-10 روش‏های کلی شناسایی هویت افراد در سطح مولکولیدو روش کلی برای شناسایی هویت افراد در سطح مولکولی عبارتند از:
اثر انگشت ژنتیکی از طریق هیبرید کردن با DNA جستجوگر
تعیین الگوی DNA با PCR توالی‌های کوتاه تکراری(38).
1-10-1 روش انگشت‌نگاری ژنتیکی از طریق هیبرید کردن با DNA جستجوگراولین روشی که در آنالیز DNA با هدف شناسایی افراد به کار رفت، روشی بود که در اواسط دهه 1980 توسط سر آلک جفری از دانشگاه لیستر ارائه شد . این روش براساس نوع دیگری از تنوع ژنوم انسان، موسوم به توالی تکراری بسیار متغیر پراکنده بود. همانگونه که از نام این توالی‌ها بر می‌آید، این توالی‌ها عبارتند از یک توالی تکراری که در جایگاه مختلفی‌(به‌طور پراکنده) از ژنوم انسان وجود دارد. نکته کلیدی این توالی‌ها این است که جایگاه ژنتیکی آنها متنوع است و در افراد مختلف در جایگاه‌های مختلفی از ژنوم قرار دارند(38).
توالی که در ابتدا برای انگشت‌نگاری ژنتیکی بکار رفت، توالی GGGCAGGANG (N: هریک از چهار نوکلئوتید) بود. برای تهیه اثر انگشت یک نمونه، DNA آن را با آنزیم محدودگر برش می‌دهند و قطعات حاصل را با استفاده از الکتروفورز ژل آگارز از هم تفکیک کرده و با آزمون ساترن بلات مورد بررسی قرار می‌دهند. هیبریداسیون با جستجوگری که دارای این توالی بود چند سری از نوارها را مشخص کرد. هریک از این نوارها مربوط به قطعه‌ای از DNA هضم شده بود که دارای این توالی تکراری بود. به دلیل تنوع جایگاه‌های این توالی اگر این آزمون با نمونه DNA فرد دیگری تکرار شود، نتیجه متفاوتی به دست می‌آید و می‌توان نتایج حاصل را انگشت‌نگاری ژنتیک این افراد محسوب نمود . در شکل 1-6 مراحل انگشت نگاری ژنتیکی نشان داده شده است(38).

شکل 1-6 مراحل انگشت نگاری ژنتیکی(38)
1-10-1-1 محدودیت‏های روش انگشت نگاریاین روش در کارهای جنایی خود را بسیار ارزشمند نشان داد اما سه محدودیت داشت:
مقادیر بالایی از DNA برای انجام آزمون مورد نیاز است، زیرا این روش نیازمند آنالیز هیبریداسیون است. برای انگشت‌نگاری نمی‌توان از مقادیر اندک DNA موجود در مو و لکه‌های خون استفاده کرد.
بحث کردن در مورد الگوهای حاصل از انگشت‌نگاری مشکل است، زیرا نوارهای حاصل شدت و ضعف‌های متفاوتی دارند. از نظر قانونی، کوچک‌ترین اختلاف شدت در انگشت‌نگاری ژنتیکی یک متهم برای برائت او کافی است.
با وجود اینکه جایگاه‌های تکراری پراکنده بسیار متنوع هستند، اما اندک احتمالی نیز برای یکسان بودن یا حداقل تشابه الگوی حاصل از دو فرد وجود دارد. این موضوع می‌تواند منجر به برائت یک متهم شود(38).
1-10-2 روش پروفایلینگ
روش قدرتمند پروفایلینگ DNA چنین مشکلاتی را ندارد. در پروفایلینگ از توالی‌های معروف به توالی‌های چند شکلی STR استفاده می‌شود. در این روش، به وسیله PCR با پرایمرهایی که به توالی‌های جانبی STR می‌چسبند، به سرعت می‌توان مقادیر بسیار اندک DNA را افزایش داد. بعد از PCR، محصولات از نظر اندازه نوارها یا وجود نوارهایی که الل‌ یا آلل‌های موجود در نمونه DNAی مورد آزمون هستند، با الکتروفورز ژل آگارز بررسی می‌شوند. روش پروفایلینگ DNA، به دلیل استفاده از PCR بسیار حساس است و امکان انجام آزمون روی مو و دیگر نمونه‌هایی که مقادیر اندکی DNA دارند، فراهم می‌آورد. در نتایج حاصل نیز شکی وجود ندارد و مقایسه میان پروفایل‌های DNA معمولا به عنوان یک مدرک پذیرفته می‌شود. با استفاده از این روش امکان اینکه دو نفر، البته بجز دوقلوهای یکسان، دارای پروفایل‌ مشابهی باشند برابر یک در 1015 می‌باشد. با توجه به جمعیت کره زمین که حدود 109×6 می‌باشد، امکان تشابه آماری پروفایل مربوطه در دو نفر به قدری اندک است که می‌تواند غیرممکن تلقی گردد. نوع هر STR با PCR بوسیله پرایمرهایی که با فلورسنت نشاندار شده‌اند و به دو طرف نواحی تکرار شونده متصل می‌گردند، تعیین می‌شود. سپس الل‌های موجود در STRها با تعیین اندازه به وسیله ژل الکتروفورز موئینه‌ای مشخص می‌شوند. دو یا چند STR می‌تواند با PCR چندگانه مشخص گردد، مشروط به اینکه محصولات از لحاظ اندازه همپوشانی نداشته باشند یا هر جفت پرایمر با فلورسانت متفاوتی نشاندار شده باشند تا امکان تشخیص در ژل الکتروفورز موئینه را داشته باشند. در شکل 1-7 مراحل روش پروفایلینگ نشان داده شده است‌(38).

شکل 1-7 مراحل پروفایلینگ ‌DNA(36).1-11 تاریخچه استفاده از مارکرهایSTR
مارکرهای STRبرای اولین بار به عنوان ابزاری قوی در تست تعیین هویت انسانی در سال 1990 به‌کار گرفته شدند. دستگاه پزشکی قانونی ((FSS مطالعه برای شناسایی جایگاه‌های جدید و ارتباط جایگاه های شناخته شده با تنوع در جمعیت‏ها را آغاز کرد. پس از آن پلیس سلطنتی کانادا (RCMP) به همراه تعدادی از آزمایشگاه‌های اروپا تلاش‌های اولیه را در رابطه با جایگاه های STR آغاز کردند. اولین جایگاه‏های مورد استفاده شامل چهار جایگاه TH01،VWA ، FES/FPS و.F13A1 نسل دوم کیت‌ها ((SGM شامل جایگاه‌های TH01، VWA‌، FGA ،D8S1179 ،D18S51 و D21S11 بود. پایگاه داده‌های ملی DNA انگلستان ((NDNAD در سال 1995 جایگاه ژن آمیلوژنین (برای تعیین جنسیت) را به کیت SGM اضافه کرد. با توجه به تکنولوژی STR Typingو موفقیت‏هایی که در این زمینه در انگلستان به‌دست آمد، FBI درصدد برآمد که با استفاده از لوکوس‌های STR، بنیان CODIS را شکل دهد(41).
1-12 CODIS چیست؟سیستم شاخص اندیس‌دهی ترکیبی CODISشامل سیزده جایگاه STRاست. در شکل 1-8 محل قرارگیری این جایگاه‌ها روی کروموزوم‌های انسان نشان داده شده‌اند. نرم افزار CODIS در سال 1990 به عنوان نرم افزاری برای FBI تاسیس گردید. این نرم افزار در صورت اولیه برای آنالیز پروفایل‏های RFLP مورد استفاده قرار می‏گرفت که در بانک اطلاعاتی قابل جستجو بود. تکنولوژی DNA پزشکی قانونی و تکنولوژی کامپیوتری با یکدیگر ادغام گردیدند و باعث بهبود این نرم افزار شدند و این بهبود در جهت نیاز‌های پزشکی قانونی صورت گرفت. در سال 1997نرم افزار CODIS بر اساس مارکرهای STR طراحی شد. سیزده جایگاه STRکه امروزه تحت عنوان CODIS خوانده می‏شوند، عبارتند‌از:
D8S2179
D21S11
D7S820
CSF1PO
D3S1358
TH01
D13S317
D16S539
VWA
TPOX
D18S51
D5S818
FGA (42).

شکل 1-8 جایگاه‌های CODIS روی کروموزوم های انسان(25).1-13 کیت مورد استفاده در تعیین هویت
برای تعیین هویت از کیتAmp FI STR Identifiler PCR Amplification استفاده می‌شود، که حاوی 15 جایگاه تترانوکلئوتید STRبه همراه مارکر آمیلوژنین که برای تشخیص جنسیت به کار می‏رود می‏باشد. از این پانزده جایگاه، سیزده جایگاه، جایگاه‌های شناخته شده‏ی سیستم اندیس دهی ترکیبی‌(CODIS) هستند، اما علاوه بر آنها دو جایگاه دیگر هم در این کیت گنجانده شده است. جدول(۱-1) نشان دهنده‌ی نام جایگاه‏های موجود در CODIS، به همراه موقعیت کروموزومی هر یک از جایگاه‏ها و آلل‏های موجود در هر جایگاه است(43).
جدول 1-1 جایگاه‏های موجود در کیت ABIآلل‌های موجود در هر جایگاه موقعیت کروموزومی نام جایگاه
8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19 8 D8S2179
24,24.2,25,26,27,28,28.2,29,29.2,
30,30.2,31,31.2,32,32.2,33,33.2,
34,34.2,35,35.2,36,37,38 21q11.2-q21 D21S11
6,7,8,9,10,11,12,13,14,15 7q11.21-22 D7S820
6,7,8,9,10,11,12,13,14,15 5q33.3-34 CSF1PO
12,13,14,15.16,17,18,19 3p D3S1358
4,5,6,7,8,9,9.3,10,11,13.3 11p15.5 TH01
8,9,10,11,12,13,14,15 13q22-31 D13S317
5,8,9,10,11,12,13,14,15 16q24-qter D16S539
15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,
26,27,28 2q35-37.1 D2S1338
9,10,11,12,12.2,13,13.2,14,14.2,15,
15.2,16,16.2,17,17.2 19q12-13.1 D19S433
11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,
22,23,24 12p12-pter VWA
6,7,8,9,10,11,12,13 2p23-2per TPOX
7,9,10,10.2,11,12,13,13.2,14,14.2,
15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25
26,27 18q21.3 D18S51
X,Y Amelogenin
7,8,9,10,11,12,13,14,15,16 5q21-31 D5S818
17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,26.2
27,28,29,30,30.2,31.2,32.2,33.2,
42.2,43.2,44.2,45.2,46.2,47.2,48.2
50.2,51.2 4q28 FGA
1-14 معرفی استان‏ها1-14-1 استان کرمانشاه
کرمانشاه یکی از باستانی‌ترین شهرهای ایران است و بر اساس افسانه ها توسط طهمورث دیوبند - پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان ساخته شده است. برخی از مورخین بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند. کرمانشاه در زمان قباد اول و انوشیروان ساسانی به اوج عظمت خود رسید. در اوایل حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلو با 70 هزار نفر کرمانشاه و همدان را اشغال کرد. صفویه برای جلوگیری از تجاوز احتمالی امپراطوری عثمانی این شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شیخ علیخان زنگنه صدر اعظم صفوی به آبادانی و رونق کرمانشاه افزوده شد. تاورنیه، جهانگرد و بازرگان فرانسوی، درباره کرمانشاه چنین نوشته‌ است: ” هم زمان با حمله افغان و سقوط اصفهان که طومار فرمانروایی خاندان صفوی در نوردیده شد، کرمانشاه به جرم قرب جوار، با تهاجم عثمانی‌ها مواجه گردید و بار دیگر شهر رو به خرابی نهاد.“ نادر شاه به منظور آمادگی در مقابل تجاوز عثمانی‌ها، به این شهر توجهی خاص مبذول داشت. در زمان نادر شاه این شهر مورد هجوم عثمانی‌ها قرار گرفت. اما نادرشاه عثمانی‌ها را به عقب راند، ولی در اواخر زندگی نادرشاه، کرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانی‌ها مواجه شد. کرمانشاه در عهد زندیه دستخوش آشوب فراوانی گردید. به طوری‌که درکتاب ”تحفه العالم“ عبدالصیف جزایری از کرمانشاه به عنوان خرابه نام برده شده است. در دوره قاجار تا حدی از حملات عثمانی‌ها به ناحیه کرمانشاه کاسته شد. در سال 1267ه.ق، امام قلی میرزا از طرف ناصرالدین شاه به سرحدداری کرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در این شهر حکومت کرد و در همین دوره بناهایی را احداث و به یادگار گذاشت. این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه درآمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. در نتیجه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، این شهر خسارات زیادی دید و پس از جنگ اقدامات مؤثری در جهت بازسازی آن صورت گرفت. در حال حاضر شهر کرمانشاه، مرکز استان کرمانشاه یکی از هفت کلانشهر کشور(تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، کرمانشاه و اهواز) است‌(44).
1-14-1-1 موقعیت جغرافیایی
استان کرمانشاه در موقعیت ۳۴ درجه شرقی و ۴۷ درجه شمالی شمالی قرار دارد. از شمال به کردستان، از غرب به کشور عراق، از شرق به استان لرستان و همدان و از جنوب به استان ایلام محدود می گردد. شهرستان‌های این استان عبارت‌اند از: اسلام‌آباد غرب، سنقر، پاوه، صحنه، ثلاث باباجانی، قصر شیرین، جوانرود، دالاهو، روانسر، کرمانشاه، کنگاور، گیلان غرب، سر‌پل ذهاب، هرسین. در شکل1-13 استان کرمانشاه به همراه شهرستان‌های آن دیده می‌شود(44).

شکل 1-9 موقعیت جغرافیائی استان کرمانشاه)44.(1-14-2 استان یَزدیزد سرزمینی کهن با پیشینه‌ای در خور توجه، در تاریخ پر فراز و نشیب ایران است. نام یزد برای اولین بار در آثار دوره‌ی ماد‌ها (701 تا 550 قبل از میلاد) دیده می‌شود که گواهی بر قدمت سه هزار ساله‌ی این سرزمین است. در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی نیز در اسناد و کتیبه‌ها بار‌ها به نام یزد برمی‌خوریم(45).
حسن پیر‌نیا، در کتاب خود،"ایران باستان"،به نقل از تاریخ هرودوت، مورخ یونانی(484 تا 420 قبل از میلاد)، بر مبنای کتیبه‌های داریوش، یزد را بنا بر رسم یونانیان، به نام ایساتیس می‌خواند. وی می‌افزاید: یزد در عصر اشکانی در قلمرو حکومت مهرداد اول بود و در این شهر به نام او سکه ضرب می‌کردند. در دوره‌ی پادشاهی اردشیر بابکان، (241-224‌م) بنیان‌گذار سلسله‌ی ساسانی، یزد زیر نفوذ او بود. پس از ظهور اسلام و فروپاشی دولت ساسانی، در زمان خلافت عمر، و به روایت برخی، در دوران عثمان (دهه ی سوم هجری)، شهر یزد و نواحی آن فتح شد. از آن زمان تا پایان حکومت امویان، فرمانروایان عرب بر این ولایت حکم‌رانی می‌کردند. چنان‌که آمده است، در دوران خلافت حضرت علی(ع)، مسلم ابن زیاد، والی فارس، مالیات یزد را هم می‌گرفت. چنین بود تا هنگامی‌که به‌دست خود ایرانیان، حکومت های مستقل و نیمه مستقلی تشکیل شد و فرمانروایان ایرانی بر ولایت یزد حاکم شدند(45).
مرکز این استان، شهر یزد است. یزد منطقه‌ای خشک و بیابانی است. گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد و بویژه شهر یزد زندگی می‌کنند. زبان مردم استان یزد فارسی با لهجه یزدی است. آبادی نشینی در این منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. این سرزمین از گذرگاه‌های مهم در ادوار تاریخی محسوب می‌شده‌ است. این ناحیه در دوره هخامنشیان از راه‌های معتبر موسسه‌های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده‌است. راهداری در یزد قدیم چنان اهمیتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحیه میبد به پادشاهی رسیدند. با این‌همه این استان از درگیری‌ها و جنگ‌های تاریخ کشور ایران تا حدودی ایمنی داشته‌است. سخت‌گذر بودن راه‌ها به همراه محدودیت منابع آبی مانع عمده تسخیر این منطقه توسط بعضی از حکومت های بزرگ و کوچک حاشیه و پیرامون این منطقه در طول تاریخ بوده‌است. همان طور که در شکل 1-14 دیده می شود استان یزد دارای شهرستان های ابرکوه، اردکان، بافق، بهاباد، تفت، خاتم، صدوق، طبس، مهریز، میبد و یزد می باشد که شهرستان های مهریز و تفت از آب و هوای خوبی برخوردار می باشد (45).
1-14-2-1 موقعیت جغرافیایی
استان یزد در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و 30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدا قرار گرفته است. استان یزد از سرزمین‌های تاریخی است که در میان ایالت های قدیمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته‌است(45).

شکل 1-10 موقعیت جغرافیائی استان یزد(45).1-15 هدف از تحقیق:آنچه که باعث استفاده از مارکرهای STR در جمعیت شناسی شده است، این واقعیت است که درجه فراوانی آللی هر مارکر STR در هر جمعیت منحصر به فرد است. در حقیقت طبق مطالعات انجام شده فراوانی آلل‏های STR در نژاد‏های مختلف و حتی در مناطق جغرافیایی خاص، تفاوت‏هایی را نشان داده است. بنابراین بررسی هر یک از لوکوس های STR در هر نژاد یا جمعیت خاص برای تفسیر صحت نتایج حاصل از انجام آزمایش های تعین الگوی ژنتیکی به کمکSTR و انجام محاسبات آماری مربوطه امری ضروری است. برای بهره گیری از فواید این فناوری نوپا در زمینه‏ی تشخیص افراد، ضروری است تا فراوانی آللی لوکوس‏هایSTR مختلف در جمعیت بومی کشور مورد بررسی قرار گیرند (45).
مطالعات گذشته روی جمعیت های ایرانی، حضور تعدادی از آلل‏ها را با پلی مورفیسم بالا نشان می‏دهد‌(37-46.)
هدف از این مطالعه به دست آوردن پارامترهای جمعیتی بر اساس فراوانی آللی به دست آمده از شانزده جایگاه STR، در جمعیت‏های کرمانشاه و یزد به منظور بررسی تفاوت ژنتیکی میان این دو جمعیت و سایر جمعیت‏ها می‏باشد.

فصل دوم
2-1 نمونه‌گیریبرای نمونه‌گیری از اقوام کرد و یزد از نمونه هایی که به آزمایشگاه ژنتیک پزشکی تهران رجوع می‌کردند، استفاده شد. پس ازکسب رضایت نامه 4 میلی لیتر خون محیطی از افراد غیر خویشاوند بر اساس محل تولد و اطلاعات مربوط به سه نسل گذشته (پدری و مادری) تهیه شد و در لوله‌های حاوی ماده ضد انعقاد (EDTA) ریخته شد برای تکمیل نمونه‌های یزدی از همکاری آزمایشگاهی در یزد استفاده گردید و برای نمونه‌های کرد به استان کرمانشاه رفته و از آزمایشگاه بیمارستان طالقانی نمونه‌گیری به عمل آمد.
2-2 استخراج DNA به روش نمک اشباعاستخراج DNA با استفاده از روش استاندارد نمک اشباع طبق مراحل زیر انجام شد:
۱- ۳ میلی لیتر از نمونه‌ی خون محیطی حاوی ماده‌ی ضد انعقاد EDTA، داخل فالکون ۱۵ میلی لیتری ریخته شد و با استفاده از آب مقطر سرد به حجم ۱۰ میلی لیتر رسانده شد. سپس فالکون به شدت حرکت داده شد این کار جهت لیز بهتر گلبول‌های قرمز از طریق فرآیند تورژسانس می‌باشد. سپس نمونه را در دستگاه EBA 20 Hettich zentrifugen به مدت ۱۰ دقیقه با دور ۵۰۰۰ سانتریفیوژ شد و محلول رویی خارج گردید و رسوب انتهایی فالکون نگه داشته شد.
۲- با افزودن آب مقطر سرد به رسوب، حجم آن به ۱۰ میلی لیتر رسانده شد و مجدداً با همان شرایط ذکر شده آن را سانتریفیوژ گردید و رسوب حاصل که حاوی گلبول‌های سفید است نگه داشته شد.
۳- پس از افزودن ml10 محلول I استخراج DNA به رسوب، حجم آن به ۱۰ میلی لیتر رسانده شد. سپس در شرایط ذکر شده آن را سانتریفوژ کرده و محلول رویی آن دور ریخته شد.
جدول2-1 محلولI استخراج DNA (محلول لیز کننده گلبول‌های قرمز)غلظت مواد
10 mM Tris-Hcl: pH:7.5
0.32 mM Sacarose
5 mM MgCl2
%1 Triton X-100
4-5/۱ میلی لیتر از محلول II استخراج DNA(از قبل تهیه شده به شرح زیر)، lμ ۲۵ سدیم دو دسیل سولفات ‌ SDS و lμ ۲۰ پروتئیناز K به رسوب سفید رنگ انتهای فالکون افزوده شد.
جدول 2-2 محلول II استخراج DNA (محلول لیز کننده گلبول‌های سفید)غلظت مواد
10 mM Tris-HCl: pH:8.2
2mM EDTA: pH:8
0.45mM NaCl
۵- نمونه‌ها به مدت ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در دمایc° ۵۶ و یا به مدت یک شب در دمایc° ۳۷ در انکوباتور قرار داده شد تا رسوب حل شود.
۶- پس از افزودن lμ ۵۰۰ نمک اشباع به نمونه، به آرامی تکان داده شد و به مدت ۱۰ دقیقه در ۴۰۰۰ دور سانتریفیوژ شد. سپس محلول رویی به یک فالکون حاوی ۲ میلی لیتر اتانول خالص (۱۰۰ درصد) انتقال یافت و به آرامی حرکت داده شد تا کلاف DNA شکل بگیرد.
۷- کلاف DNA توسط سمپلر به درون یک ویال حاوی ۱ میلی لیتر الکل ۷۰ درصد انتقال یافت تا الکل 100 خارج شود. در مرحله‌ی بعدی ویال را به مدت ۳ دقیقه در ۱۳۰۰۰ دور در دستگاه 20 Hettich zentrifugen Mikro سانتریفیوژ گشت.
۸- محلول رویی دور ریخته شد و ویال حاوی DNA به مدت ۵ دقیقه در انکوباتور قرار داده شد تا اتانول کاملاً تبخیر گردد.
۹- بر حسب میزان DNA بین ۵۰ تا ۳۰۰ ماکرولیتر TE به آن افزوده و به مدت یک شب در انکوباتور C°۳۷ قرار داده شد تا DNA به طور کامل حل شود.
جدول 2-3 ترکیبات TEغلظت محتویات
10mM Tris-Hcl, PH:7.6


1mM EDTA, PH:8
2-3 آماده‌سازی نمونه‌ها جهت انجام تست DNA Typingدر هر واکنش Multiplex PCR بهتر است از lμ ۵ نمونه‌ی DNA انسانی با غلظت ng ۱۰۰-50 استفاده شود. اگر‌چه حساسیت آنالیزی این روش در حد ng۵۰-20 از DNA می‌باشد. روش استخراج و نگهداری DNA می‌تواند روی نتایج PCR تأثیر گذار باشد. این روش نیاز به کیت خاصی برای استخراج DNA ندارد با این وجود توجه به این مسئله که در نمونه‌ها غلظت بالایی از آلودگی با نمک وجود نداشته باشد حائز اهمیت است. در این روش نباید از خون هپارینه استفاده شود زیرا هپارین می‌تواند ممانعت کننده‌ی مرحله‌ی PCR باشد. نمونه‌ی DNA را باید در TE حل کرد. pH نمونه‌ی DNA باید بین ۸ تا ۵/۸ باشد تا از دپوریناسیون در طی مرحله‌ی حرارت دادن اولیه جلوگیری شود. بهتر است در صورتی‌که قصد نگهداری طولانی مدت نمونه‌های DNA را داشته، نمونه را در دمای C°۲۰- نگهداری کرد. اگرچه DNA پس از حل شدن در TE به شدت پایدار است اما نگهداری طولانی مدت آن در دمای C °۴ ممکن است منجر به آلودگی آن با میکروارگانیسم‌ها شود .
۲-3-1 رسوب گذاری با اتانولبا توجه به این مسئله که نتایج مربوط به روش STR در نهایت با یکدیگر مقایسه می‌شوند، بهتر است نمونه‌های انتخاب شده از یک نوع بافت گرفته شوند و با روش یکسانی استخراج شوند. در مواردی که از نمونه‌های DNA قدیمی یا نمونه‌هایی با کیفیت نامناسب استفاده می‌شود و یا مواقعی که غلظت DNA مورد استفاده کمتر از ng/µl۴ است، روش‌های خالص سازی DNA مانند روش رسوب گذاری با اتانول، می‌تواند سبب بهبود کیفیت نمونه‌ها و ایجاد نتایج بهتر و مطمئن‌تری شود. استفاده از روش رسوب گذاری با اتانول آلودگی‌های ناشی از یون‌ها، نمک‌ها، اتانول و... را کاهش می‌دهد. غلظت نمک (NaCl)، نباید بیشتر از mM ۶۰ باشد تا دناتوراسیون به طور کامل انجام شود. هم‌چنین غلظت EDTA نباید بیش از mM۱ باشد زیرا EDTA به منیزیوم متصل شده و مانع انجام مرحله‌ی PCR می‌گردد. ناخالصی‌های یونی مانند آهن، اتانول و فنل نیز باعث کاهش فعالیت پلی‌مراز می‌گردند.
رسوب‌گذاری با اتانول به شیوه زیر بر روی نمونه‌ها انجام گرفت.
به میزان ۱/۰ حجم اولیه‌ی نمونه‌ی DNA استات سدیم M ۳ با 5/4:pH به نمونه‌ها اضافه شد.
به اندازه‌ی ۳ برابر حجم (پس از افزودن سدیم استات) به نمونه‌ها اتانول سرد خالص افزوده شد.
نمونه‌ها به مدت ۱ ساعت در دمای اتاق قرار گرفتند و سپس به مدت ۳۰ دقیقه در دور rpm14۰۰۰ سانتریفوژ گشتند.
محلول رویی به آرامی خارج شد و به رسوب DNA نصف حجم اتانول اولیه،اتانول ۷۰ درصد افزوده شد.
نمونه‌ها به مدت ۱۵ دقیقه در دور ۱4۰۰۰ سانتریفیوژ شدند.
محلول رویی خارج شد و پس از اینکه اتانول کاملاً تبخیر شد رسوب در مقدار مناسبی از TE حل گردید.
2-3-2 تعیین غلظت نمونه‌های DNA توسط دستگاه Nanodrop از ان جایی‌که روش DNA Typing دارای دقت و حساسیت بالایی است، بنابراین نمونه‌های DNA باید دارای کیفیت مطلوبی باشند. در این مطالعه جهت تعیین غلظت نمونه‌های DNA، از دستگاه نانودراپ c۲۰۰۰ استفاده شد. حین استفاده از این دستگاه، نیازی به رقیق سازی نمونه‌های DNA نمی‌باشد. ابتدا دستگاه را با استفاده از کنترل فاقد DNA (آب مقطر یا TE) صفر نموده، سپس 2 میکرولیتر از نمونه‌ی DNA را با استفاده از سمپلر در دستگاه قرار داده شد تا میزان جذب نوری نمونه‌ها در طول موج ۲۸۰/۲۶۰ و ۲۳۰/۲۶۰ اندازه‌گیری شود. به طور کلی اسید‌های نوکلئیک در طول موج ۲۶۰ نانومتر و پروتئین‌ها در طول موج ۲۸۰ نانومتر بیشترین میزان جذب نوری را دارند. از نسبت جذب نمونه در طول موج ۲6۰ به ۲۸۰ نانومتر جهت تعیین خلوص DNA و جهت بررسی حضور دترجنت‌هایی مانند SDS، کربوهیدرات، کلروفرم و فنل از نسبت جذب در طول موج ۲۶۰ به ۲۳۰ نانومتر استفاده شد. برای داشتن نمونه‌هایی با کیفیت مطلوب، عدد حاصل از نسبت ۲۶۰ به ۲۸۰ باید ۸/۱ یا بیشتر باشد. میزان جذب پایین‌تر از ۷/۱ نشان دهنده‌ی آلودگی نمونه‌ها با پروتئین است.
2-3-3 تهیه‌ی Working Stokeبرای انجام واکنش DNA Typing ، غلظت مناسب از نمونه‌های مورد آزمایش تهیه گردید. در این مطالعه از DNA با غلظت ng/µl70 استفاده شد.

user8342

-304165427355مالکیت نتایج و حق نشر
کلیه حقوق معنوی این اثر و محصولات آن (مقالات مستخرج ، کتاب ، برنامه های رایانه ای ، نرم افزار ها و تجهیزات ساخته شده است ) متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد . این مطلب باید به نحو مقتضی در تولیدات علمی مربوطه ذکر شود .
استفاده از اطلاعات و نتایج موجود در پژوهش بدون ذکر مرجع مجاز نمی باشد.
00مالکیت نتایج و حق نشر
کلیه حقوق معنوی این اثر و محصولات آن (مقالات مستخرج ، کتاب ، برنامه های رایانه ای ، نرم افزار ها و تجهیزات ساخته شده است ) متعلق به دانشگاه صنعتی شاهرود می باشد . این مطلب باید به نحو مقتضی در تولیدات علمی مربوطه ذکر شود .
استفاده از اطلاعات و نتایج موجود در پژوهش بدون ذکر مرجع مجاز نمی باشد.
* متن این صفحه نیز باید در ابتدای نسخه های
تقدیر و تشکر
با تشکر از اساتید بزرگوارم جناب آقابان دکتر اکبرزاده، عباسنژاد و محمدیون که شایسته هر نوع سپاس، تجلیل و تکریم هستند. همچنین پدر و مادر عزیزم که در تمامی مراحل پشتیبان من بودند.
چکیده
در تحقیق حاضر مسئله خنک کاری مغز به روش انتقال حرارت معکوس به منظور کاهش آسیب های احتمالی مورد بررسی قرار گرفته است. کاهش دمای مغزفواید بسیاری در مقابل آسیب های تراماتیک و ایشکمیک مغز دارد و می تواند بیمار را مدت بیشتری در وضعیت حیاتی نگه دارد. هندسه مغز به عنوان یک فرض ساده کننده، به صورت یک نیمکره متقارن در نظر گرفته شده است. مسئله معکوس با روش گرادیان مزدوج حل شده است.اساس روش بر مبنای مینیمم سازی تابع هدفی است که که به صورت مجموع مربعات تفاضل دماهای محاسبه شده و دماهای اندازه گیری شده از آزمایش بر روی مرز خارجی مغز تعریف می گردد. با حدس یک شار اولیه مسئله را حل کرده، توزیع دما و شار حرارتی مورد نظر به منظور کاهش دمای مرکز مغز به میزان 5 درجه ( رسیدن به دمای 33 درجه)، به دست آمده اند. توابع محاسبه شده با استفاده از روش معکوس با توابع دقیق مقایسه شدهاند.
فهرست علائم و اختصارات:
C گرمای ویژه، J/ kg d جهت گام بهینه
eRMS خطای RMS
k هدایت گرمایی بافت، W/m °C
Ns تعداد سنسورها
n بردار عمود بر سطح
q شار حرارتی W/m2q'''m نرخ تولید گرمای متابولیک W/m3R شعاع سر m
S تابع هدف
Tدما KTa0 دمای مرکزی بدن Kt زمان sWb نرخ خون تزیق وریدی kg/(mas)Y دمای مورد نظر(اندازهگیری شده)
Greek letters a نفوذپذیری گرمایی m2/sβ اندازه گام حل
γ ضریب الحاقی
ε پارامتر توقف
θ زمان بیبعد
λ متغیر مسئله حساسیت
ρ چگالی بافت زنده kg/m3b خون
r* مشتق نسبت به r*
z* مشتق نسبت به z*η مشتق نسبت به ηξ مشتق نسبت به ξSuperscripts k تعداد تکرارها

فهرست مطالب
عنوانشماره صفحه
TOC o h z u فصل اول: مقدمه PAGEREF _Toc418272714 h 11-1 مقدمه: PAGEREF _Toc418272715 h 21-2- تاریخچه: PAGEREF _Toc418272716 h 7فصل دوم: بررسی روش‌های بهینه‌سازی توابع PAGEREF _Toc418272717 h 152-1 مسائل بهینه‌سازی PAGEREF _Toc418272718 h 162-2 دسته‌بندی روش‌های بهینه‌سازی PAGEREF _Toc418272719 h 172-3 راه‌حل کلی PAGEREF _Toc418272720 h 182-4 نرخ هم‌گرائی PAGEREF _Toc418272721 h 192-5-1 محاسبه گرادیان PAGEREF _Toc418272722 h 222-5-2 تعیین طول گام بهینه در جهت کاهش تابع PAGEREF _Toc418272723 h 232-6 معیار هم‌گرائی PAGEREF _Toc418272724 h 242-7 روش کاهش سریع PAGEREF _Toc418272725 h 252-8 مقدمه ای بر روش انتقال حرارت معکوس PAGEREF _Toc418272726 h 252-8-1 مقدمه PAGEREF _Toc418272727 h 252-8-2 مشکلات حل مسائل انتقال حرارت معکوس PAGEREF _Toc418272728 h 272-8-3 ارزیابی روش‌های مسائل معکوس حرارتی PAGEREF _Toc418272729 h 312-8-4 تکنیک‌های حل مسائل انتقال حرارت معکوس PAGEREF _Toc418272730 h 322-8-5 تکنیک I PAGEREF _Toc418272731 h 342-8-5-1 شرح تکنیک PAGEREF _Toc418272732 h 342-8-5-2 روش‌های محاسبه ضرایب حساسیت PAGEREF _Toc418272733 h 372-8-6 تکنیک II PAGEREF _Toc418272734 h 382-8-6-1 متد گرادیان مزدوج PAGEREF _Toc418272735 h 382-8-6-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک دوم PAGEREF _Toc418272736 h 442-8-6-3 اندازه‌گیری پیوسته PAGEREF _Toc418272737 h 452-8-7 تکنیک III PAGEREF _Toc418272738 h 462-8-7-1 روش گرادیان مزدوج با مسئله اضافی جهت تخمین پارامترها PAGEREF _Toc418272739 h 462-8-7-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک سوم PAGEREF _Toc418272740 h 492-8-8 تکنیک IV PAGEREF _Toc418272741 h 502-8-8-1 گرادیان مزدوج با مسئله الحاقی برای تخمین توابع PAGEREF _Toc418272742 h 502-8-8-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک چهارم PAGEREF _Toc418272743 h 52فصل سوم: مدل ریاضی PAGEREF _Toc418272744 h 543-1 مقدمه PAGEREF _Toc418272745 h 553-2 مدل‌های هدایت گرمایی PAGEREF _Toc418272746 h 553-2-1 مدل پنز PAGEREF _Toc418272747 h 553-2-2 مدل چن هلمز [26] PAGEREF _Toc418272748 h 60فصل چهارم: تخمین شار حرارتی گذرا در حالت متقارن محوری PAGEREF _Toc418272749 h 614-1- فیزیک مسئله PAGEREF _Toc418272750 h 624-2- محاسبه توزیع دما در حالت گذرا PAGEREF _Toc418272751 h 63در این بخش به بررسی روش حل معادلات انتقال حرارت متقارن محوری در حالت گذرا پرداخته میشود. PAGEREF _Toc418272752 h 634-2-1 معادله حاکم PAGEREF _Toc418272753 h 634-2-2- معادلات حاکم در دستگاه مختصات عمومی PAGEREF _Toc418272754 h 644-2-3- متریک ها و ژاکوبین های تبدیل PAGEREF _Toc418272755 h 654-2-4 تبدیل معادلات از صفحه فیزیکی به صفحه محاسباتی PAGEREF _Toc418272756 h 674-2-5- گسسته سازی معادلات PAGEREF _Toc418272757 h 694-2-6 شرایط مرزی مسئله PAGEREF _Toc418272758 h 714-3 مسئله معکوس PAGEREF _Toc418272759 h 744-3-1 مسئله حساسیت PAGEREF _Toc418272760 h 754-3-2 مسئله الحاقی PAGEREF _Toc418272761 h 764-3-3 معادله گرادیان PAGEREF _Toc418272762 h 764-3-4 روش تکرار PAGEREF _Toc418272763 h 774-5: تخمین شار حرارتی مجهول در مدل سه لایه PAGEREF _Toc418272764 h 774-5-1 معادله حاکم PAGEREF _Toc418272765 h 784-5-2 شرایط مرزی مساله PAGEREF _Toc418272766 h 784-5-3 مسئله معکوس PAGEREF _Toc418272767 h 804-5-3-1 مسئله حساسیت PAGEREF _Toc418272768 h 804-5-3-2 مسئله الحاقی PAGEREF _Toc418272769 h 81فصل پنجم: نتایج PAGEREF _Toc418272770 h 82نتیجه گیری: PAGEREF _Toc418272771 h 94پیوست الف PAGEREF _Toc418272772 h 95پیوست ب PAGEREF _Toc418272773 h 96اعتبارسنجی حل مستقیم PAGEREF _Toc418272774 h 96مراجع: PAGEREF _Toc418272775 h 115
فهرست جداول
جدول2-1- دسته‌بندی روش‌های بهینه‌سازی18
جدول 4-1. خواص لایه های استفاده شده79
جدول5-1. خطایRMS برای توابع مختلف در نظر گرفته شده برای شار حرارتی88

فهرست اشکال
شکل 2-1- نمودار روند بهینه‌سازی تابع هدف19
شکل 2-2- جهت‌های سریع‌ترین افزایش21
شکل3-1. المان در نظر گرفته‌شده برای به دست آوردن معادله انتقال حرارت زیستی پنز56
شکل 4-1 نمایش فیزیک مسئله62
شکل 4-2 - نمایش صفحه مختصات فیزیکی و محاسباتی64
شکل 4-3-نمایش گره مرکزی و هشت گره همسایه آن70
شکل 4-4- نمایش صفحه محاسباتی71
شکل 4-5- نمایش شرایط مرزی در صفحه فیزیکی71
شکل 4-6- نمایش مساله سه لایه در صفحه محاسباتی78
شکل 4-7- نمایش هندسه مساله متشکل از سه لایه مختلف بافت مغز، استخوان و پوست سر80
شکل5-1 شبکه مورد استفاده در حل مسئله و موقعت سنسورها83
شکل 5-2. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع خطی میباشد85
شکل 5-3. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع پله میباشد85
شکل 5-4. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابعی ترکیبی از sin و cos میباشد86
شکل5-5. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع خطی میباشد86
شکل 5-6. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع پلهای میباشد87
شکل5-7. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابعی ترکیبی از sin و cos میباشد87
شکل 5-8. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع خطی میباشد89
شکل 5-9. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع پله میباشد89
شکل 5-10. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع سینوس و کسینوس میباشد90
شکل 5-11. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع خطی میباشد90
شکل 5-12. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع پله میباشد91
شکل 5-13. مقایسه شار حرارتی محاسبه شده با استفاده از داده های نویزدار با شار حرارتی دقیق که بهصورت تابع سینوس-کسینوس میباشد91
شکل 5-14. مقایسه دمای محاسبه شده و دمای دقیق.92
شکل 5-15. شار محاسبه شده92
ضمائم:
شکل1- هندسه مستطیلی با شرایط مرزی دما ، عایق و شار حرارت96
شکل2- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره 1 پس از 12 ثانیه97
شکل3- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره 2 پس از 12 ثانیه98
شکل4- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره 4 پس از 12 ثانیه98
شکل5- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره 5 پس از 12 ثانیه99
شکل6- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره7 پس از 12 ثانیه99
شکل7- مقایسه منحنی‌های توزیع دمای گره 8 پس از 12 ثانیه100
شکل8- هندسه منحنی با شرایط مرزی عایق و شار حرارتی101
شکل9- مقایسه منحنی توزیع دما برای گره میانی پس از 60 ثانیه101
شکل 10- نمایش هندسه منحنی متشکل از سه لایه مختلف آزبست ، فولاد و آلومینیم102
شکل 11- نمایش کانتورهای توزیع دمای کد حاضر برای مسئله چندلایه103
شکل 12- نمایش کانتورهای توزیع دمای FLUENT برای مسئله چندلایه103
شکل 13- نمایش شبکه 30*30104
شکل 14- نمایش شبکه 40*40105
شکل 15- نمایش شبکه 50*50105
شکل 16- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 30*30 در مسئله یک‌لایه106
شکل 17- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 30*30 در مسئله دولایه106


شکل 18- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 30*30 در مسئله سه لایه107
شکل 19- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 40*40 در مسئله یک‌لایه107
شکل 20- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 40*40 در مسئله دولایه108
شکل 21- نمایش کانتورهای توزیع دما برای شبکه 40*40 در مسئله سه لایه108
شکل 22- نمایش منحنیهای توزیع دمای گره میانی در مسئله یک‌لایه109
شکل 23- نمایش منحنیهای توزیع دمای گره میانی در مسئله دولایه110
شکل 24- نمایش منحنیهای توزیع دمای گره میانی در مسئله سه لایه110
شکل 25- نمایش کانتورهای توزیع دمای کد حاضر برای هندسه نامنظم با تقارن محوری111
شکل 26- نمایش کانتورهای توزیع دمای FLUENT برای هندسه نامنظم با تقارن محوری112
شکل 27- نمایش کانتورهای توزیع دمای کد حاضر113
شکل 28- نمایش منحنیهای توزیع دمای مرکز کره113
شکل 29- نمایش منحنیهای توزیع دمای نقطهای که در موقعیت r=5 cm قرارگرفته114
شکل 30- نمایش منحنیهای توزیع دمای نقطهای که بر روی سطح کره قرارگرفته است114
فصل اول: مقدمه1-1 مقدمه: توسعه کامپیوتر و ابزار محاسباتی، رشد روش‌های عددی را برای مدل‌سازی پدیده‌های فیزیکی تسریع کرده است. برای مدل‌سازی یک پدیده فیزیکی به یک مدل ریاضی و یک روش حل نیاز است. مدل‌سازی مسائل هدایت حرارتی نیز بهمانند دیگر پدیده‌های فیزیکی با حل معادلات حاکم امکان‌پذیر است. برای حل مسائل هدایت حرارتی به اطلاعات زیر نیاز داریم:
هندسه ناحیه حل
شرایط اولیه
شرایط مرزی (دما یا شار حرارتی سطحی)
خواص ترموفیزیکی
محل و قدرت منبع حرارتی درصورتی‌که وجود داشته باشند.
پس از حل معادلات حاکم توزیع دما در داخل ناحیه حل به دست میآید. این نوع مسائل را مسائل مستقیم حرارتی می‌گوییم. روش‌های حل مسائل مستقیم از سال‌ها پیش توسعه‌یافته‌اند. این روش‌ها شامل حل مسائلی با هندسه پیچیده و مسائل غیرخطی نیز میگردند. علاوه بر این پایداری و یکتایی این روش‌ها نیز بررسی‌شده است. روش‌های اولیه عمدتاً بر مبنای حل‌های تحلیلی بودهاند.
این روش‌ها بیشتر برای مسائل خطی و با هندسه‌های ساده قابل‌استفاده هستند. برعکس، روش‌های عددی دارای این محدودیت نبوده و برای کاربردهای مهندسی بیشتر موردتوجه هستند.
دسته دیگر از این مسائل که در دهه‌های اخیر موردتوجه قرارگرفته‌اند، مسائل معکوس حرارتی هستند. در این نوع از مسائل یک یا تعدادی از اطلاعات موردنیاز برای حل مستقیم، دارای مقدار معلومی نمی‌باشند و ما قصد داریم از طریق اندازه‌گیری دما در یک یا چند نقطه از ناحیه موردنظر، به تخمین مقادیر مجهول بپردازیم.
به‌طورکلی می‌توان گفت که در مسائل مستقیم حرارتی، علت(شار حرارتی، هندسه و...) معلوم، و هدف یافتن معلول(میدان دما) است. اما در مسائل معکوس حرارتی، معلول(دما در بخش‌ها و یا تمام میدان)، معلوم است، و هدف یافتن علت (شار حرارتی، هندسه و...) است.
مسائل انتقال حرارت معکوس که IHTP نیز نامیده می‌شوند با استناد بر اندازه‌گیری‌های دما و یا شار حرارتی، کمیت‌های مجهولی را که در آنالیز مسائل فیزیکی در مهندسی گرمایی ظاهر می‌شوند، تخمین می‌زنند. به‌عنوان‌مثال، در مسائل معکوسی که با هدایت حرارت مرتبط می‌باشند، با استفاده از اندازه‌گیری دما در جسم می‌توان شار حرارتی مرز را اندازه‌گیری نمود. این در حالی است که در مسائل هدایت حرارت مستقیم با داشتن شار حرارتی، میدان دمای جسم مشخص می‌شود. یکی از مهم‌ترین مزایای IHTP همکاری بسیار نزدیک میان تحقیقات آزمایشگاهی و تئوری است. به‌عنوان‌مثال در تحقیقات آزمایشگاهی با استفاده از حس‌گر می‌توان دمای جسم را تعیین نمود. این دما به‌عنوان داده‌های ورودی معادلات تئوری برای اندازه‌گیری شار حرارتی مورداستفاده قرار می‌گیرد. درنتیجه جواب‌های به‌دست‌آمده از روابط تئوری تطابق بسیار خوبی با جواب‌های حقیقی خواهند داشت.
هنگام حل IHTP همواره مشکلاتی وجود دارد که باید تشخیص داده شوند. به علت ناپایداری جواب‌های IHTP، این مسائل ازلحاظ ریاضی در گروه مسائل بدخیم دسته‌بندی می‌شوند. به‌عبارت‌دیگر، به‌واسطه وجود خطاهای اندازه‌گیری در آزمایش‌ها، ممکن است جواب کاملاً متفاوتی به دست آید. برای غلبه بر این مشکلات روش‌هایی پیشنهاد داده‌شده‌اند که حساسیت جواب مسئله به خطای موجود در داده‌های ورودی را کمتر می‌کند. ازجمله این روش‌ها می‌توان به استفاده از دماهای زمانه‌ای بعدی، فیلترهای هموارسازی دیجیتالی اشاره نمود.
در سالهای اخیر تمایل به استفاده از تئوری و کاربرد IHTP رو به افزایش است. IHTP ارتباط بسیار نزدیکی با بسیاری از شاخه‌های علوم و مهندسی دارد. مهندسان مکانیک، هوافضا، شیمی و هسته‌ای، ریاضی‌دانان، متخصصان فیزیک نجومی، فیزیکدانان و آماردانان همگی با کاربردهای متفاوتی که از IHTP در ذهن دارند، به این موضوع علاقه‌مند می‌باشند.
مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته است. سه پرده که درمجموع منژ نامیده میشوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند. مغز بیشترین انرژی بدن را مصرف میکند و منطقهی گرمی از بدن است. وزن مغز زن و مرد باهم متفاوت است. خوب است بدانیم که هنگام سکته مغزی فشار داخل جمجمه بالا می‌رود و داخل مغز به‌شدت گرم می‌شود پس باید به‌سرعت از فشار داخل جمجمه کاست تا بیمار دچار آسیب بیشتر نشود. همچنین، تخمین زده می‌شود در مغز انسان حدود یک‌صد میلیارد سلول عصبی یا نرون فعالیت می‌کنند . نرون یا سلول عصبی بر اساس مکانیسم الکتروشیمیایی فعالیت می‌کند ، اختلاف‌پتانسیل ناشی از افزایش و کاهش بار الکتریکی در یک نرون که از منفی 70 میلی ولت تا مثبت 70 میلی ولت در نوسان است باعث رها شدن یا ریلیز مواد مخدر طبیعی یا همان ناقل‌های عصبی از انتهای سلول عصبی یا آکسون می‌شود. فعالیت الکتریکی یک‌صد میلیارد سلول عصبی ، حرارت بسیار زیادی تولید می‌کند.
مغز برای خنک کردن خود نیاز به یک سیستم خنک‌کننده قوی دارد. در مغز انسان حدود 16 هزار کیلومتر رگ و مویرگ خونی وجود دارد. یکی از وظایف اصلی این سیستم علاوه بر تأمین سوخت میلیاردها سلول ،خنک کردن مغز است. به عبارتی حرارت مغز توسط این سیستم جذب می‌شود و با گردش خود درجاهایی مثل پیشانی، صورت و گوش‌ها آزاد می‌شود و خنک می‌شود. مصرف سیگار با افزایش غلظت خون باعث می‌شود تا حرکت خون در این مویرگ‌ها سخت شود و عملیات سوخت‌رسانی و خنک کردن مغز به‌درستی انجام نشود. به عبارتی افراد سیگاری مغزشان داغ‌تر از افراد غیر سیگاری است و سوخت کمتری به مغزشان می‌رسد. ریزش مو و دیرخواب رفتن یکی از نتایج بالا بودن دمای مغز است. اختلال در عملکرد سلول‌های عصبی و به دنبال آن اختلال در آزادسازی ناقل‌های عصبی و کنترل سیستم هورمونی از دیگر نتایج این وضعیت است.
از سوی دیگر، چندی پیش پزشکان برای نجات نوزادی از روش خنک کردن مغز استفاده  کردند که در نوع خودش بی‌نظیر و شگفت‌انگیز بود. نوزاد انگلیسی که هنگام تولد بند ناف به دور گردنش پیچیده شده بود و نفس نمی‌کشید، (اکسیژن کافی به مغزش نمی‌رسید) با فن خنک کردن مغز (به مدت 3روز) به زندگی بازگشت. پزشکان برای کم کردن نیاز مغز این نوزاد به اکسیژن، با استفاده از گاز زنون مغز او را سرد کرند. برای این کار از دستگاه جدیدی استفاده شد. آنان با جای دادن آلتی در مغز نوزاد، سر نوزاد را خنک نگه داشتند.نوزاد که مغزش به مدت 3 روز با این تکنیک خنک نگه‌داشته شد؛ در حال حاضر، در آغوش مادرش به زندگی لبخند میزند.
ممکن است که تقلا برای خوابیدن، بعد از یک روز خسته‌کننده با سرشماری گوسفندان یا خوردن قرصهای خواب هم چندان مؤثر نباشد، اما پژوهشگران دانشکده پزشکی پتینزبورگ در آخرین اجلاس «خواب» سال 2011 روش جالبی را برای درمان بیخوابی پیشنهاد کردند: خنک کردن مغز!
آن‌ها یک کلاه پلاستیکی خنک‌کننده ابداع کردند که قسمت‌های پیشانی را میپوشاند و با پایین آوردن دمای مغز می‌تواند به خواب سریع فرد کمک کند. پزشکان در تحقیقی که روی افراد عادی و بیمارانی که از بیخوابی رنج میبردند انجام دادند، افراد بیخواب بعد از پوشیدن این کلاه خاص، به‌طور میانگین در زمان 13 دقیقه به خواب رفتند، یعنی زمانی برابر افراد  سالم. دانشمندان فکر می‌کنند که این کلاه با پایین آوردن دمای مغز  سبب کاهش سوخت‌وساز آن (به‌ویژه در ناحیه پیشانی مغز) میشود و به خواب سریعتر و راحتتر فرد کمک میکند. هنوز این کلاهها به‌صورت تجاری وارد بازار نشده‌اند. همچنین عوارض احتمالی استفاده از آن‌ها مشخص نشده‌اند؛ مثلاً معلوم نیست که استفاده از این کلاه‌ها سبب تشدید علائم افراد مبتلابه سینوزیت خواهد شد یا نه؟ محققان دانشگاه نیویورک در پژوهش‌های مختلف خود دریافتند، خمیازه کشیدن نقش مهمی در تنظیم درجه حرارت مغز به عهده دارد. درصورتی‌که ناحیه سر «گرم» باشد، خمیازه با تحریک جریان خون و ضربان قلب گرمای بالای آن را کاهش میدهد. چرخه خواب و استرس، تابع نوسان درجه حرارت مغز است و کار خمیازه آن‌که این دمای پیوسته در حال تغییر را تنظیم و متوازن ‌کند. توضیح ساده محققان دانشگاه وین این است که ما با خمیازه کشیدن، دمای اطراف را دست‌کاری می‌کنیم. به تعبیر دیگر، دهن‌دره همانند ترموستات مغز عمل می‌کند. گروه تحقیقاتی دانشگاه وین برای بررسی این فرضیه، تناوب خمیازه کشیدن شهروندان در ماه‌های تابستانی و زمستانی را زیر نظر گرفت. مشابه همین بررسی در هوای خشک و ۳۷ درجه آریزونا انجام شد.
پژوهش‌ها نشان داد که مردم وین در تابستان بیشتر از زمستان خمیازه می‌کشند اما در آمریکا نتیجه کاملاً برعکس بود. علت روشن بود: متوسط دمای وین در تابستان ۲۰ درجه است و این متوسط حرارت زمستانی در آریزونا است. محققان آمریکایی و اتریشی بر این اساس فرضیه‌‌ای را طرح کردند: تعداد خمیازه‌ها به فصل سال یا بلندی و کوتاهی روز یا روشنایی و تاریکی محیط ربط ندارد بلکه موضوع به درجه حرارت ۲۰ درجه برمی‌گردد.
یک افشانه بینی که می‌تواند جان هزاران مبتلابه بیماری قلبی را نجات دهد توسط محققان انگلیسی مورد کار آزمایی قرارگرفته است. یک دستگاه ویژه برای پمپاژ سرد‌کننده پزشکی در بینی بیمار در حال انتقال به بیمارستان مورداستفاده قرار می‌گیرد. کارشناسان بر این باورند که این درمان می‌تواند جان افراد زیادی را نجات داده و از ابتلای تعداد زیادی از بیماران به آسیب‌های مغزی شدید و دائمی جلوگیری کند.
خدمات اورژانس ساحل جنوب شرفی بنیاد بهداشت انگلیس اولین سرویس آمبولانسی است که از این ابداع سوئیسی به‌عنوان بخشی از کار آزمایی پزشکان بیمارستان رویال ساسکس کانتی استفاده می‌کند. ماده سردکننده که توسط یک ماسک صورت منتقل می‌شود، جریان مداومی از مایع در حال تبخیر را به حفره بینی بیمار می‌فرستد. محققان توانسته‌اند پیشرفت‌های بزرگی را در نجات زندگی بیماران قلبی به دست آورند اما بسیاری با آسیب‌های چشمگیری در سلول‌های مغزی روبرو شده و در اثر کمبود اکسیژن ناشی از توقف عملکرد قلب می‌میرند. 
ایده افشانه بینی، خنک‌سازی هر چه سریع‌تر مغز در محل تماس پایه مغز با مدخل بینی است. گفته می‌شود خنک کردن مغز می‌تواند از سلول‌های مغزی در زمان نبود اکسیژن در خون محافظت کند. اگر این درمان زودهنگام ارائه شود، بیمار شانس بهبود بیشتری داشته و این فناوری جدید به پیراپزشکان اجازه خواهد داد پیش از رسیدن بیمار به بیمارستان عملیات خنک‌سازی را آغاز کنند. در حال حاضر برخی از خدمات اورژانس انگلیس از شیوه‌های مختلف فرآیند خنک‌سازی مانند قطره نمکی سرد و پدهای خنک‌کننده پیش از رسیدن بیمار به بیمارستان استفاده می‌کنند. اما این روش‌ها به‌طور مستقیم مغز را هدف قرار نداده و به‌جای آن بر خنک‌سازی کل بدن و خون برای دستیابی به تأثیر مشابه تکیه‌دارند.
1-2- تاریخچه:مطالعات آسیب‌شناسی مغزی به‌طور تجربی نشان می‌دهد که سرد کردن مغز پس از یک ایشکمی مغزی میتواند میزان صدمات وارده بر مغز را کاهش دهد. آسیب تراماتیک مغز(TBI) که معمولاً براثر آسیب‌های خارجی در تصادفات و ... اتفاق میافتد و آسیب ایشکمیک مغز که در اثر سکته مغزی ایجاد می‌شود، سبب آسیب‌های فراوانی بر مغز میشود. آزمایش‌ها و بررسی‌های مختلف نشان داده‌اند که کاهش دمای مغز حتی در حد 1 الی 2 درجه سانتی‌گراد فواید بسیاری از قبیل: محافظت در مقابل سکته, کاهش ورم و آماس و کاهش فشار داخلی مغز (ICP) دارد. سادگی و راندمان بالای سرمادرمانی مغز باعث شده است تا پزشکان از آن به‌عنوان یک‌راه حل کلینیکی جهت درمان نوزادانی که از عارضه خفگی (نرسیدن اکسیژن) در زمان تولد رنج می‌برند، استفاده کنند. همچنین سرد کردن فوری مغز درست در دقایق اولیه پس از حمله ایشکمی، امری مهم و ضروری در کاهش پیامدها و صدمات وارده بر مغز و نجات بیمار است. این عمل (سرد کردن فوری مغز) موجب افت متابولیسم مغز شده و درنتیجه نیاز آن را به دریافت اکسیژن و دفع دی‌اکسید کربن و بالطبع خون‌رسانی کاهش میدهد. گزارش‌های منتشرشده نشان دادهاند که کمخونی اثر مخرب کمتری روی مغز بجای خواهد گذاشت. علی‌رغم اینکه هنوز به‌طور کامل مشخص نشده است که عمل خنک کردن چطور به محافظت از مغز کمک میکند، آزمایش‌های بسیاری نشان دادهاند که کاهش دما در بافت مغز از عملکرد مغز در مقابل آسیب‌های ایشکمیک محافظت می‌کند. همچنین این کار سبب کاهش التهاب و تثبیت فشار داخلی مغز می‌شود[1-3]. همچنین، در اکثر بررسی‌های بیمارستانی که روی گروه‌های کوچک که از TBI رنج میبردند، انجام‌شده است، نتایج این حقیقت که خنک کردن مغز آثار خوبی هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت دارد را تأیید میکند[4-7]. اخیراً یتینگ و همکاران[8] در تحقیق خود گزارش کردند که با خنک کاری مغز از طریق صورت می‌توان به بهبود عملکرد عصبی کمک کرد. آن‌ها در نتایج خود نشان دادند که با استفاده از روش خنک کاری مغز از طریق صورت می‌توان از مغز در مقابل آسیب ایشکمیک محافظت کرد. همچنین نشان دادند که مشکلات مغزی ناشی از آن قابل‌درمان است.
ملاحظات انتقال حرارت مغز در حیات کسانی که در آب‌های سرد غرق میشوند، نیز مؤثر است. به‌طوری‌که در اثر این پدیده بازگشت به زندگی افرادی که در آب‌های سرد غرق‌شده‌اند، حتی تا پس از 66 دقیقه نیز گزارش‌شده است. این مسئله عموماً به خاطر قطع فعالیت متابولیکی مغز و اثرات محافظتی این سردشدگی است. موارد ذکرشده لزوم و اهمیت بررسی انتقال حرارت از مغز را با سیال اطراف نمایان می‌سازند.
اساساً انتقال حرارت در مغز در قالب تبادل حرارت خارجی (انتقال حرارت از سر)، تبادل حرارت داخل و تولید حرارت متابولیکی است. این اثرات با شرایط مرزی، سیرکولاسیون خون، نرخ متابولیسم مغز و ابعاد سر تغییر می‌کنند. بررسی تأثیر عوامل مختلف در پدیده انتقال حرارت از مغز با دشواری روبروست. بخصوص که امکان انجام آزمایش‌های تجربی در این زمینه به دلیل خطرات موجود و محدودیت‌های ابزاری ممکن نیست. لذا این بررسی‌ها نیازمند یک مدل مطمئن با خصوصیات فیزیکی و شرایط محیطی واقعی می‌باشند.
مطالعه و بررسی عکس‌العمل خنک شدن سر در مقابل مکانیسم‌های مختلف خنک کاری، می‌تواند ابزاری در جهت طراحی و ساخت تجهیزات قابل‌حمل جهت خنک کاری‌های اورژانس در وسایل نقلیه پزشکی باشد که با آنها دمای مغز در 30 دقیقه از Cº37 به Cº34 رسیده و لذا متابولیسم آن تا 30% کاهش مییابد. این مطالعات در طراحی سیستم‌های تهویه مطبوع و ایجاد محیط‌های ارگونومیک جهت راحتی افراد نیز می‌تواند موردتوجه قرار گیرد. در یک سری مدل‌سازی‌های کامپیوتری انجام‌شده[9-11] نشان داده است که دمای مغز انسان در نقاط مرکزی و داخلی بسیار متفاوت‌اند از نقاطی که نزدیکی سطح قرار دارند. گرادیان دمای بسیار بزرگی در نزدیکی سطح مغز اتفاق می‌افتد که به‌صورت آزمایشگاهی با افزایش فاصله از سر کاهش مییابد[12,13].
هدف کلی رسیدن به دمای میانگین 33 در مغز در مدت‌زمان 30 دقیقه است[14]. البته باید خاطرنشان کرد که خنک کردن مغز تا دماهای پایین‌تر سبب افزایش ریسک ابتلا به لرزشهای غیرقابل‌کنترل و کاردیاک ارست میشود.
یکی از سؤالهای مهم برای انتخاب روش مناسب برای خنک کردن مغز این است که بفهمیم هر یک از این روشها چطور دمای مغز را کاهش میدهند. ازآنجاکه اندازهگیری نتایج حاصل از خنک کردن مغز در بافت زنده فراتر از فنّاوری حاضر است، ارائه و بهبود مدلهایی که به‌طور دقیق تغییرات دما و همچنین محدودیتها را نشان میدهد، میتواند موفقیت بزرگی باشد.
مسئله مهم دیگر تبادل گرمایی بین پوست سر و محیط اطراف است که به کمک ضریب انتقال حرارت توصیف می‌شود. برای رسیدن هدف که خنک کردن مغز در نقاط مرکزی است، نیاز به استفاده از دستگاهی است که ضریب انتقال حرارت بزرگی ایجاد کند. در حالت ایدئال، دستگاهی با این مشخصات قادر خواهد بود دمای پوست سر را همدما با دمای دستگاه ثابت نگه دارد.
عموماً گزارش‌های انتقال حرارت از مغز تاکنون به دو صورت بوده است. یک دسته از این مطالعات شبیه‌سازی را تنها از جنبه انتقال حرارت در داخل بافت‌ها مدنظر قرار داده و در بهترین حالت انتقال حرارت جابجایی را با ضریب انتقال حرارت جابجایی در مدل خود بکار گرفته‌اند[11,15-17]. دسته دیگر بدون مدل نمودن انتقال حرارت درون بافت، تنها به بررسی الگوی جریان خارج از بدن (به‌صورت تجربی) پرداخته‌اند.
همچنین مدل‌سازی از توزیع دما در سر یک انسان بالغ تحت سرما درمانی با گذاشتن یخ روی سر توسط دنیس و همکارانش[16] صورت گرفته است. گزارش زو و همکارانش[17] نیز شامل مدل‌سازی ریاضی سرد شدن مغز با شرایط مرزی دما ثابت است. سوکستانسکی و همکارش[12] با استفاده از روش تحلیلی اثر عوامل مختلف را بر دمای مغز بررسی کرده و دبی و دمای جریان خون ورودی به بافت را تنها عامل مؤثر بر دمای مغز دانسته‌اند. این مدل‌سازی‌ها با فرض ثابت بودن دمای سطح پوست همراه بوده و در آن‌ها هوای اطراف و جنبه انتقال حرارت جابجایی در سال اطراف سر در نظر گرفته نشده است.
از طرف دیگر، از جنبه خارجی کلارک و همکارانش[18] مطالعه‌ای برای تعیین جابجایی آزاد در اطراف سر را انجام داده و منتشر کرده‌اند که در این تحقیق تأثیر حالت‌های مختلف بدن (خوابیده و ایستاده) بر الگوی جریان هوای اطراف سر به‌صورت تجربی مطالعه شده و ضخامت تقریبی لایه‌مرزی حرارتی و میزان انتقال حرارت در نقاط مختلف سر به کمک سیستم نوری شلیرن و کالریمتر سطحی در آن سالها اندازه‌گیری شده است.
بسیاری از کارهای انجام‌شده در این زمینه اثرات مثبتی برای محافظت از مغز داشته‌اند و توانسته دما را تا 7 درجه سانتی‌گراد در مدت‌زمان 1 ساعت کاهش بدهد، بااین‌حال متدهایی که به کاهش دمای بیشتر کمک می‌کنند تهاجمی هستند که منجر به عوارض بعدی روی بیمار میشود. لازم به ذکر است، در حالت کلی دو روش برای اعمال خنک کاری به‌صورت غیرتهاجمی وجود دارد: خنک کردن سر به کمک دستگاه‌های خنک‌کن و خنک کردن کل بدن.
سرد کردن تمام بدن یک نوزاد تازه متولدشده در ۶ ساعت نخست تولد می‌تواند از آسیب‌های مغزی ناشی از فقدان اکسیژن در جریان زایمان‌های دشوار جلوگیری کند و یا از شدت آن به میزان قابل‌توجهی بکاهد. به گزارش فرانس پرس هزاران کودک سالانه در سطح دنیا متولد شوند که به دلیل برخی مشکلات در بدو تولد مانند نرسیدن اکسیژن به آن‌ها و یا نرسیدن خون به مغزشان در معرض خطر مرگ یا معلولیت قرار می‌گیرند. خنک کردن بدن به‌اندازه چند درجه یعنی اعمال نوعی هایپوترمی خفیف نیاز مغز به اکسیژن را کاهش داده و دیگر پروسه‌هایی را که می‌توانند به آسیب مغزی دچار شوند، کند می‌کند. این شیوه درمان به افراد بالغ نیز در بهبودی پس از تجربه ایست قلبی کمک می‌کند.
در قالب تکنیک هایپوترمی یا همان خنک کردن مغز، نوزاد درون یک پتوی خاص حاوی آب سرد قرار داده می‌شود. این پتو دمای بدن نوزاد را برای مدت ٣ روز تا سطح ٣/٩٢ درجه فارنهایت (۵/٣٣ درجه سانتی‌گراد) پایین آورده و سپس به‌تدریج بدن را دوباره گرم کرده و درجه حرارت را به وضعیت نرمال حدود ۶/٩٨ درجه فارنهایت برمی‌گرداند. این نوزادان ١٨ تا ٢٢ ماه بعد مورد معاینه قرار گرفتند که نتایج یافته‌ها نشان داد مرگ یا معلولیت‌های قابل‌توجه همچون فلج مغزی تنها در ۴۴ درصد نوزادانی که بدنشان خنک شده بود، رخ داد رقمی که در نوزادان تحت درمان‌های معمول به ۶۴ رسید و هیچ‌گونه عوارض جانبی همچون مشکلات در ریتم قلب درنتیجه این شیوه درمان رخ نداد. طبق این یافته‌ها، خنک کردن مغز نوزادان به میزان ٢ تا ۵ درجه سانتی‌گراد می‌تواند احتمال معلولیت و مرگ آن‌ها در اثر کمبود اکسیژن درنتیجه کنده شدن جفت از دیواره رحم پیش از تولد و فشردگی بند ناف را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد.
آزوپاردی و همکاران[19] بررسی روی گروهی از بچهها در سن 6 و 7 سالگی که به‌منظور تعیین اینکه آیا خنک کردن مغز بعد از خفگی حین زایمان یا پس از زایمان در بلندمدت اثری دارد یا خیر، انجام دادند. نتایج اولیه آنها نشانگر این بود که اثرات خوبی در افراد با IQ بالاتر از 85 دیده میشد.
ژو و همکاران[20] اثربخشی و امنیت خنک کردن ملایم سر را در انسفالوپاتی هیپوکسیک-ایشکمیک در نوزادان تازه متولدشده موردبررسی قراردادند. در تحقیق آنها نوزادان مبتلابه HIE به‌صورت تصادفی انتخاب‌شده بودند.عمل خنک کردن از 6 ساعت بعد از تولد، درحالی‌که دما در قسمت حلق و بینی حدود Cº 34 و در قسمت تحتانی حدود Cº 4.5 بود، شروع شد و 72 ساعت طول کشید. متأسفانه نتایج اولیه منجر به مرگ و ناتوانیهای شدید شده بود. ویلرم و همکارانش[15] با مدل‌سازی سرد کردن مغز نوزاد به این نتیجه رسیدند که با قرار دادن سر در محیط با دمای پایین (10 درجه سانتی‌گراد) تنها مناطق سطحی مغز تا حدود Cº33-34 سرد می‌شود و تغییر دمای محسوسی در مناطق عمقی آن به وجود نخواهد آمد.
دنیس و همکاران[16] هندسه واقعی سر انسان را در نظر گرفتند و خنک کردن سر و گردن انسان را با روش المان محدود موردبررسی قراردادند. آنها در کار خود همزمان علاوه بر استفاده از یک کلاهک خنک‌کن، پکهایی از یخ روی سر و گردن قراردادند. بر اساس نتایجشان، وسیلهی دیگری نیز برای خنک کاری موردنیاز است که دمای قسمتهای مرتبط دیگر نیز کاهش یابد و درنتیجه به هدف موردنظر که در قبل ذکرشده بود، برسند. مسئله را در چهار حالت مختلف که موقعیت مکانی خنک کاری متفاوت بوده بررسی کرده‌اند، که متأسفانه به دمای 33 درجه سانتی‌گراد در مدت 30 دقیقه نرسیده‌اند.
گلوکمن و همکاران[21] از یک کلاه خنک‌کن روی سر استفاده کردند و دمای قسمت تحتانی بدن را نیز در 34-35 ثابت نگه داشتند. نتایج آنها نشان می‌دهد بااینکه این کار اثر قابل قبولی روی نوزادانی که موردبررسی قرارگرفته بودند، نداشته است. اما در کل به زنده ماندن بیماران بدون اثرات شدید عصبی کمک میکند.
اسپوزیتو و همکاران[22] در تحقیق خود، محدودیتها و اثرات جانبی روشهای کنونی خنککاری مغز را بررسی کردهاند. همچنین در مورد مزایا و معایب تزریق مایع خنک در رگهای خونی بحث کرده‌اند. همچنین پلی و همکاران[23] ارتباط بین دمای مغز و خنک کردن سطح سر و گردن را موردتحقیق قراردادند و در کار دیگر، ناکامورا و همکاران[24] تأثیر خنک کاری سر و گردن را بر دمای کلی بدن بررسی کردهاند.
ازآنجاکه در هیچ‌یک از بررسیهای انجام‌شده به دمای ۳۳ درجه در مدت‌زمان ۳۰ دقیقه که مطلوب پزشکان است، نرسیده‌اند برای اولین بار با استفاده از روش انتقال حرارت معکوس شار حرارتی و شرایط مرزی مناسب مدنظر است. در این روش با معلوم بودن جواب هدف که کاهش دما تا ۳۳ درجه و زمان ۳۰ دقیقه است، بهترین شرایط برای رسیدن به آن محاسبه می‌شوند. همچنین معادلات موردنظر معادلات انتقال حرارت در بافت زنده پنز که غیر فوریه‌ای بوده می‌باشند. هندسه مغز به‌صورت یک نیمکره در نظر گرفته‌شده است. مسئله با استفاده از روش مختصات عمومی و در حالت متقارن محوری حل‌شده است. علت استفاده از این روش این است که قادر به اعمال روی هر هندسه پیچیده دیگر خواهد بود که در کارهای آینده قطعاً موردنیاز خواهد بود. در این روش، صفحه فیزیکی نامنظم مسئله به صفحه محاسباتی مستطیل شکل تبدیل می‌شود.
فصل دوم: بررسی روش‌های بهینه‌سازی توابع
در این فصل به معرفی و بررسی روش‌هایی که برای بهینه‌سازی توابع استفاده می‌شوند، می‌پردازیم. ابتدا به تعریف مسئله بهینه‌سازی پرداخته و در ادامه مفاهیم مربوط به روند انجام فرایند بهینه‌سازی در یک مسئله معرفی می‌شوند. انواع روش‌های مستقیم و غیرمستقیم بهینه‌سازی معرفی می‌شوند. ازآنجاکه در این پایان‌نامه از روش غیرمستقیم برای بهینه‌سازی استفاده کرده‌ایم، بنابراین بیشتر به این روش‌ها پرداخته‌ایم. در تمامی این روش‌ها محاسبه گرادیان تابع الزامی است، بنابراین بررسی خواص و نحوه محاسبه آن آورده شده است. در ادامه شرح مختصری از انواع روش‌های غیرمستقیم به همراه الگوریتم محاسباتی آن‌ها آورده شده است.
2-1 مسائل بهینه‌سازییک مسئله بهینه‌سازی می‌تواند به‌صورت زیر بیان شود:
تعیین بردار به‌گونه‌ای که تابع تحت شرایط زیر مینیمم شود.
(2-1)
که در آن یک بردار n بعدی به نام بردار طراحی، تابع هدف و و به ترتیب قیدهای برابری و نابرابری نامیده می‌شوند. در حالت کلی تعداد متغیرها و تعداد قیود یا رابطه‌ای باهم ندارند. مسئله فوق یک مسئله بهینه‌سازی مقید نامیده می‌شود. در مسائلی که قیودی وجود ندارند با یک مسئله بهینه‌سازی نامقید روبرو هستیم.
نقطه را مینیمم یا نقطه سکون تابع هدف مینامیم اگر داشته باشیم:
(2-2)
شرط بالا یک شرط لازم است درصورتی‌که ماتریس هسین معین مثبت باشد آنگاه حتماً نقطه مینیمم نسبی خواهد بود. یعنی اگر داشته باشیم:
(2-3)
البته شرط بالا در صورتی صادق است که تابع مشتق‌پذیر باشد.
2-2 دسته‌بندی روش‌های بهینه‌سازیروش‌های حل مسائل مینیمم سازی به دودسته روش‌های جستجوی مستقیم و روش‌های کاهشی تقسیم‌بندی می‌شوند.
برای استفاده از روش‌های جستجوی مستقیم در محاسبه نقطه مینیمم، تنها به مقدار تابع هدف نیاز است و نیازی به مشتقات جزئی تابع نیست. بنابراین اغلب، روش‌های غیرگرادیانی یا روش‌های مرتبه صفر نامیده می‌شوند زیرا از مشتقات مرتبه صفر تابع استفاده می‌کنند. این روش‌ها بیشتر برای مسائلی کاربرد دارند که تعداد متغیرها کم و یا محاسبه مشتقات تابع مشکل می‌باشند و به‌طورکلی کارایی کمتری نسبت به روش‌های کاهشی دارند.
روش‌های کاهشی علاوه بر مقدار تابع به مشتقات اول و در برخی موارد به مشتقات مرتبه دوم تابع هدف نیز نیاز دارند. ازآنجاکه در روش‌های کاهشی، اطلاعات بیشتری از تابع هدفی که (از طریق مشتقات آن) مینیمم می‌شود، مورداستفاده قرار می‌گیرد، این روش‌ها کارایی بیشتری نسبت به روش‌های جستجوی مستقیم دارند.
روش‌های کاهشی همچنین روش‌های گرادیانی نیز نامیده می‌شوند. دراین‌بین روش‌هایی که فقط به مشتق اول تابع هدف نیاز دارند، روش‌های مرتبه اول و آن‌هایی که به مشتق اول و دوم هر دو نیاز دارند، روش‌های مرتبه دوم نامیده می‌شوند. در جدول(2-1) روش‌هایی از هر دودسته آمده است.
جدول2-1- دسته‌بندی روش‌های بهینه‌سازی
روش‌های کاهشی روش‌های جستجوی مستقیم
بیشترین کاهش
گرادیان مزدوج
روش نیوتن
روش لونبرگ- مارکورات
میزان متغیر روش جستجوی تصادفی
جستجوی شبکه
روش تک متغیر
جستجوی الگو
2-3 راه‌حل کلیتمام روش‌های مینیمم سازی نامقید اساساً تکراری هستند و ازاین‌رو از یک حدس اولیه شروع می‌کنند و به شکل ترتیبی به سمت نقطه مینیمم پیش می‌روند. طرح کلی این روش‌ها در شکل2-1 نشان داده‌شده است.
باید توجه شود تمام روش‌های مینیمم سازی نامقید:
1. نیاز به نقطه اولیه برای شروع تکرار دارند.
2. با یکدیگر تنها در نحوه تولید نقطه بعدی از تفاوت دارند.
-76200-5219700با نقطه اولیه شروع کنید
شرط همگرایی برقرار است؟
خیر
قرار دهید
قرار دهید
را بیابید
نقطه جدید را تولید کنید
را بیابید
بله
قرار دهید و توقف کنید
00با نقطه اولیه شروع کنید
شرط همگرایی برقرار است؟
خیر
قرار دهید
قرار دهید
را بیابید
نقطه جدید را تولید کنید
را بیابید
بله
قرار دهید و توقف کنید

شکل 2-1- نمودار روند بهینه‌سازی تابع هدف
2-4 نرخ هم‌گرائیروش‌های مختلف بهینه‌سازی، نرخ همگرایی مختلف دارند. به‌طورکلی یک روش، همگرایی از مرتبه دارد اگر داشته باشیم:
(2-4)
که و نقاط محاسبه‌شده در پایان تکرارهای و هستند. نقطه بهینه و نشان‌دهنده طول یا نرم بردار است که از رابطه زیر به دست میآید:
(2-5)
اگر و باشد، روش همگرای خطی (متناظر باهمگرایی آهسته) و اگر باشد، روش همگرای مرتبه دوم (متناظر باهمگرایی سریع) نامیده می‌شود. یک روش بهینه‌سازی، همگرای فوق خطی است اگر:
(2-6)
تعریف دیگری برای روش همگرایی مرتبه دوم وجود دارد: اگر یک روش مینیمم سازی با استفاده از روند دقیق ریاضی بتواند نقطه مینیمم یک تابع درجه دوم متغیره را در تکرار پیدا کند. روش همگرای مرتبه دوم نامیده می‌شود.
2-5 گرادیان تابع
گرادیان تابع، یک بردار n مؤلفه ایست که با رابطه زیر داده می‌شود:
(2-7)
اگر از یک نقطه در فضای n بعدی در راستای گرادیان حرکت کنیم، مقدار تابع با سریع‌ترین نرخ افزایش می‌یابد. بنابراین جهت گرادیان، جهت بیشترین افزایش نیز نامیده می‌شود.
4768851778003′
1
2
1′
2′
3
4
4′
X
Y
003′
1
2
1′
2′
3
4
4′
X
Y

شکل 2-2- جهت‌های سریع‌ترین افزایش
اما جهت بیشترین افزایش یک خاصیت محلی است و نه سراسری. این مطلب در شکل2-2 نشان داده‌شده است. در این شکل، بردار گرادیان محاسبه‌شده در نقاط 1، 2 ، 3، 4 به ترتیب در جهت‌های ٰ11 ، ٰ22 ، ٰ33، ٰ44 قرار دارد. بنابراین در نقطه 1 مقدار تابع در جهت ٰ11 با سریع‌ترین نرخ افزایش می‌یابد و به همین ترتیب اگر به تعداد بی‌نهایت مسیر کوچک در جهت‌های سریع‌ترین افزایش حرکت کنیم، مسیر حرکت یک منحنی شبیه به منحنی 4-3-2-1 خواهد بود.
ازآنجاکه بردار گرادیان جهت بیشترین افزایش مقدار تابع را نشان می‌دهد، منفی بردار گرادیان جهت سریع‌ترین کاهش را نشان می‌دهد. بنابراین انتظار داریم روش‌هایی که از بردار گرادیان برای بهینه‌سازی استفاده می‌کنند نسبت به روش‌های دیگر سریع‌تر به نقطه مینیمم برسند. بنابراین دو قضیه زیر را بدون اثبات می‌آوریم.
1.بردار گرادیان جهت سریع‌ترین افزایش را نشان می‌دهد.
2. بیشترین نرخ تغییر تابع در هر نقطه ، برابر اندازه بردار گرادیان در آن نقطه است.
2-5-1 محاسبه گرادیانمحاسبه گرادیان نیاز به محاسبه مشتقات جزئی دارد. سه حالت وجود دارد که محاسبه گرادیان را مشکل می‌کند:
1. تابع در تمامی نقاط مشتق‌پذیر است، اما محاسبه مؤلفه‌های بردار گرادیان غیرعملی است.
2. رابطه‌ای برای مشتقات جزئی می‌توان به دست آورد، اما محاسبه آن نیازمند زمان محاسباتی زیادی است.
3. گرادیان تابع در تمامی نقاط تعریف‌نشده باشد.
در مورد اول می‌توان از فرمول تفاضل محدود پیشرو برای تخمین مشتق جزئی استفاده کرد:
(2-8)
برای یافتن نتیجه بهتر می‌توان از فرمول اختلاف مرکزی محدود زیر استفاده کرد:
(2-9)
در روابط بالا یک کمیت اسکالر کوچک و برداری n بعدی است که مؤلفه ام آن یک، و مابقی صفر هستند. در محاسبات، مقدار را می‌بایست با دقت انتخاب نمود، زیرا کوچک بودن بیش‌ازحد آن ممکن است اختلاف میان مقادیر محاسبه‌شده تابع در و را بسیار کوچک کرده، و موجب افزایش خطای گرد کردن شود و نتایج را با خطا همراه سازد. به همین ترتیب بزرگ بودن بیش‌ازاندازه نیز خطای برشی را در محاسبه گرادیان ایجاد می‌کند. در حالت دوم استفاده از فرمول‌های تفاضل محدود پیشنهاد میشود. برای حالت سوم با توجه به این نکته که گرادیان در تمام نقاط تعریف‌شده نیست، نمی‌توان از فرمول‌های تفاضل محدود استفاده کرد. بنابراین در این موارد مینیمم کردن فقط با استفاده از روش‌های مستقیم امکان‌پذیر است.
2-5-2 تعیین طول گام بهینه در جهت کاهش تابعدر بیشتر روش‌های بهینه‌سازی، نیاز است که نقطه مینیمم در یک راستای مشخص را تعیین نمود. بنابراین لازم است نرخ تغییر تابع هدف از یک نقطه مانند ، درراستای مشخصی مانند ، نسبت به پارامتری چون محاسبه شود. باید در نظر داشت که موقعیت هر نقطه در این راستا را می‌توان با توجه به نقطه ، به‌صورت نشان داد. بنابراین نرخ تغییر تابع نسبت به این متغیر در راستای را می‌توان به‌صورت زیر نشان داد:
(2-10)
که در رابطه فوق مؤلفه -ام است. از طرفی داریم:
(2-11)
که و مؤلفه‌های -ام و هستند. بنابراین نرخ تغییر تابع در راستای برابر است با:
(2-12)
درصورتی‌که تابع را در راستای مینیمم کند، در نقطه می‌توان نوشت:
(2-13)
بنابراین مینیمم تابع، در راستای ، در نقطه می‌باشد.
2-6 معیار هم‌گرائیمعیارهای زیر می‌توانند برای بررسی هم‌گرائی در محاسبات تکراری به کار روند:
درصورتی‌که تغییرات تابع در دو تکرار متوالی از مقدار معینی کوچک‌تر شود:
(2-14)
زمانی که مشتقات جزئی (گرادیان مؤلفه‌ها) به‌اندازه کافی کوچک شود:
(2-15)
زمانی که تغییرات بردار موردنظر در دو تکرار متوالی کوچک شود:
(2-16)
که ، و مقادیر معین کوچکی در نظر گرفته می‌شوند.
2-7 روش کاهش سریعاستفاده از قرینه بردار گرادیان به‌عنوان جهت مینیمم سازی اولین بار توسط کوشی انجام گرفت. در این روش محاسبات از نقطه‌ای مانند شروع‌شده و طی فرآیندهای تکراری با حرکت در جهت سریع‌ترین نرخ کاهش، نهایتاً به نقطه مینیمم می‌رسد. مراحل مختلف این روش را می‌توان به‌صورت زیر در نظر گرفت:
1. شروع محاسبات از یک نقطه دلخواه به‌عنوان اولین تکرار
2. یافتن جهت به‌صورت
3. محاسبه طول گام بهینه در جهت و قرار دادن و یا .
4.بررسی بهینه بودن نقطه و پایان محاسبات در صورت مینیمم بودن این نقطه، در غیر این صورت قرار دادن و ادامه محاسبات از مرحله 2.
2-8 مقدمه ای بر روش انتقال حرارت معکوس2-8-1 مقدمه
با ظهور مواد مخلوط مدرن و وابستگی شدید خواص ترموفیزیکی آن‌ها به دما و مکان، روش‌های معمولی برای محاسبه آن‌ها راضی‌کننده نیستند. همچنین انتظارات عملیاتی صنعتی مدرن هر چه بیشتر و بیشتر پیچیده شده‌اند و یک محاسبه دقیق در محل از خواص ترموفیزیکی تحت شرایط واقعی عملیات ضرورت پیدا کرد. شیوه انتقال حرارت معکوس(IHTP) می‌تواند جواب‌های رضایت بخشی برای این‌گونه حالات و مسائل به دست دهد.
سود عمده IHTP این است که شرایط آزمایش را تا حد امکان به شرایط واقعی نزدیک می‌سازد.
کاربرد عمده تکنیک IHTP شامل محدوده‌های خاص زیر می‌باشند (در میان سایرین)
محاسبه خواص ترموفیزیکی مواد به‌عنوان‌مثال؛ خواص ماده سپر حرارتی در طی ورودش به اتمسفر زمین و برآورد وابستگی دمایی ضریب هدایت قالب سرد در طی باز پخت استیل
برآورد خواص تشعشعی بالک و شرایط مرزی در جذب، نشر و بازپخش مواد نیمه‌رسانا
کنترل حرکت سطح مشترک جامد - مایع در طی جامدسازی
برآورد شرایط ورود و شار حرارتی مرزی در جابجایی اجباری درون کانال‌ها
برآورد همرفت سطح مشترک بین سطوح متناوباً در تماس
نظارت خواص تشعشعی سطوح بازتاب‌کننده گرم‌کننده‌ها و پنلهای برودتی
برآورد وابستگی دمایی ناشناخته ضریب هدایت سطوح مشترک بین ذوب و انجماد فلزات در طی ریخته‌گری
برآورد توابع واکنشی
کنترل و بهینه‌سازی عملیات پروراندن لاستیک
برآورد شکل مرزی اجسام
برآورد این‌گونه خواص از طریق تکنیک‌های رایج کاری به‌شدت دشوار یا حتی غیرممکن است. اگرچه با اعمال آنالیز انتقال حرارت معکوس، این‌گونه مسائل نه‌تنها می‌توانند حل شوند، بلکه ارزش اطلاعات مطالعات افزوده‌شده و کارهای تجربی سرعت می‌گیرند.
2-8-2 مشکلات حل مسائل انتقال حرارت معکوسبرای تشریح مشکلات اصلی حل مسائل انتقال حرارت معکوس، جامد نیمه بینهایت () در دمای اولیه صفر در نظر می‌گیریم. برای زمان‌های سطح مرزی در تحت یک شار گرمایی متناوب به فرم قرارگرفته است. جایی که و ω به ترتیب دامنه و فرکانس نوسان شار گرمایی هستند و t متغیر زمان است. بعد از گذشت حالت متغیر، توزیع دمایی شبه - ثابت در جامد با توزیع دمایی زیر به دست می‌آید:
(2-17)
جایی که پخشندگی حرارتی و k ضریب رسانایی حرارتی جامد هستند.
معادله بالا نشان می‌دهد که پاسخ دمایی دارای یک تأخیر فاز نسبت به شار اعمالی سطحی می‌باشد و این تأخیر برای مکان‌های عمیق‌تر درون جسم واضح‌تر می‌باشد. درصورتی‌که این شار بتواند برآورد شود، این تأخیر دمایی نیاز به برداشت اطلاعات پس از اعمال شار حرارتی را آشکار می‌کند.
دامنه نوسان دما در هر مکانی، ، با قرار دادن در معادله به دست می‌آید. لذا:
(2-18)
این معادله نشان می‌دهد که به‌صورت توانی با افزایش عمق و با افزایش فرکانس تغییر می‌کند.
اگر دامنه شار حرارتی سطحی (q) به‌وسیله بکار بردن اندازه‌گیری مستقیم دما در نقاط داخلی اندازه‌گیری گردد آنگاه هرگونه خطای اندازه‌گیری با عمق x و فرکانس ω به‌صورت توانی بزرگنمایی می‌شود، که به‌صورت معادله زیر نشان داده می‌شود:
(2-19)
برای تخمین شار حرارتی مرزی جانمایی یک حس‌گر در عمق x از سطح، جایی که دامنه نوسانات دما بسیار بزرگ‌تر از خطاهای اندازه‌گیری‌اند، ضروری می‌باشد. در غیر اینصوررت تشخیص اینکه نوسانات دمایی در اثر شار حرارتی یا خطای اندازه‌گیری بوده غیرممکن خواهد بود، که منجر به عدم یگانگی جواب معادله خواهد شد.
ازآنجاکه خطاها در دقت روش‌های معکوس بسیار مؤثرند، بک ([26-28]) توصیفات این‌گونه خطاها را به‌صورت 8 نکته بیان نموده است.
خطاها به مقدار اصلی اضافه می‌شوند که مقدار اندازه‌گیری شده، مقدار واقعی و یک خطای رندوم می‌باشد.
خطای دمایی دارای میانگین صفر می‌باشد. یعنی . جایی که یک عملگر اندازه است، آنگاه گفته می‌شود که خطا بدون پیش مقدار است.
خطا دارای انحراف ثابت است، که عبارت است از
(2-20)
که به معنای استقلال انحراف از اندازه‌گیری است.
خطاهای مرتبط با اندازه‌گیری‌های مختلف ناهمبسته هستند. دو خطای اندازه‌گیری و (که ) ناهمبسته هستند اگر کوواریانس و صفر باشد. یعنی
(2-21)
در این حالت خطاهای و هیچ تأثیری یا رابطه‌ای بر هم ندارند.
خطاهای اندازه‌گیری دارای یک توزیع نرمال (گوسی) است. با توجه به فرضیات 2، 3 و 4 بالا توزیع احتمال به‌وسیله معادله زیر داده می‌شود
(2-22)
پارامترهای معرفی کننده خطا مثل معلوم هستند.
تنها متغیری که دارای خطاهای رندوم می‌باشد دمای اندازه‌گیری شده است. پارامترهای اندازه‌گیری شده مکان‌های اندازه‌گیری شده، ابعاد جسم گرم شونده و تمامی کمیت‌هایی که در فرمول نویسی ظاهرشده‌اند به‌دقت مشخص هستند.
اطلاعات پیشین کمیت‌ها جهت تخمین موجود نیست (می‌تواند پارامتر یا تابع باشند) اگر این اطلاعات موجود می‌بود می‌توانست جهت بهبود تخمین مقادیر بکار رود.
در ادامه چندین تکنیک مختلف برای حل مسائل IHTP را معرفی می‌نماییم. این‌گونه تکنیک‌ها معمولاً نیازمند حل مستقیم مربوطه می‌باشد. البته ارائه روش‌هایی که مسائل معکوس را بدون ارتباط با مسائل مستقیم حل کنند بسیار دشوار است.
تکنیک‌های حل مسائل می‌توانند به‌صورت زیر طبقه‌بندی شوند:
روش‌های معادلات انتگرالی
روش‌های تبدیل انتگرال
روش‌های حل سری
روش‌های چندجمله‌ای
بزرگنمایی معادلات هدایت گرمایی
روش‌های عددی مثل تفاضل محدود، المان محدود و المان مرزی
تکنیک‌های فضایی با اعمال فیلترینگ نویز اضافی مثل روش نرم کردن
تکنیک فیلترینگ تکرارشونده [29]
تکنیک حالت پایدار
روش تابع مشخصه متوالی بک
روش لوبنرگ - مارگارت برای مینیمم کردن نرم کوچک‌ترین مربعات
روش منظم سازی تیخونوف
روش منظم سازی تکراری برآورد توابع و پارامترها
الگوریتم ژنتیک [30]
2-8-3 ارزیابی روش‌های مسائل معکوس حرارتیاگر مسائل معکوس شامل تعداد زیادی پارامتر مانند برآورد شار حرارتی گذرا در زمان‌های مختلف باشند، ممکن است نوساناتی در حل رخ دهد. یک روش برای کاهش این ناپایداری‌ها استفاده از منظم سازی تیخونوف می‌باشد.
2-8-4 تکنیک‌های حل مسائل انتقال حرارت معکوسهدف اصلی این بخش معرفی تکنیک‌هایی جهت حل مسائل انتقال حرارت معکوس و روابط ریاضی موردنیاز می‌باشد.
گر چه تکنیک‌های زیادی موجود هستند، اما در اینجا به ذکر 4 تکنیک قدرتمند بسنده می‌کنیم.
لونبرگ - مارکوت برای تخمین پارامترها
گرادیان مزدوج برای تخمین پارامترها
گرادیان مزدوج با مسئله اضافی برای تخمین پارامترها
گرادیان مزدوج با مسئله اضافی برای تخمین توابع
این روش‌ها معمولاً کافی، تطبیق‌پذیر، مستقیم و قدرتمند جهت غلبه بر مشکلات موجود در حل معادلات انتقال حرارت معکوس می‌باشند.
تکنیک I: این تکنیک یک روش تکراری برای حل مسائل کوچک‌ترین مربعات تخمین پارامترهاست. این روش اولین بار در سال 1966 توسط لونبرگ [31] ایجاد شد، سپس در سال 1963 مارکوارت [32] همان تکنیک را با استفاده از روشی دیگر به دست آورد. حل مسائل معکوس به این روش، نیازمند محاسبه ماتریس حساسیت J می‌باشد. ماتریس حساسیت به‌صورت زیر تعریف می‌گردد:
(2-23)
جایی که:

تعداد اندازه‌گیری I =
تعداد پارامترهای نامعلوم N =
دمای iام تخمین زده‌شده
پارامتر jام نامعلوم
این ضریب حساسیت نقش مهمی را در تکنیک‌های I تا III ایفا می‌کند و در ادامه روش‌های متفاوت حل بیان خواهد شد.
این روش برای حل معادلات خطی و غیرخطی بسیار مؤثر است. گر چه در مسائل غیرخطی با افزایش پارامترهای نامعلوم ممکن است حل ماتریس حساسیت به درازا بکشد.
تکنیک II روش گرادیان مزدوج در بهینه‌سازی را جهت تخمین پارامترها بکار می‌برد، که همانند تکنیک I نیازمند حل ماتریس حساسیت بوده که مخصوصاً در حالت غیرخطی وقتی تعداد پارامترها زیاد شوند کاری زمان‌بر است.
تکنیک‌های III و IV: روش گرادیان مزدوج در کوچک‌سازی را با مسئله اضافی بکار می‌برد[33-36]
روش III مخصوصاً برای مسائلی که جهت تخمین ضریب آزمایشی در تخمین توابع بکار برده می‌شوند مناسب است. مسئله اضافی در جهت کاهش نیاز به حل ماتریس حساسیت استفاده می‌شود.
تکنیک IV روشی برای تخمین توابع می‌باشد مخصوصاً وقتی‌که اطلاعات مقیاسی درباره فرم تابع کمیت نامعلوم در دسترس نباشد.
تکنیک‌های اول، سوم و چهارم به همراه شرط توقف مناسب جهت تکرارهایشان؛ جزء دسته تکنیک‌های خطی سازی تکراری هستند.
در ادامه به بررسی و معرفی گام‌های اولیه و الگوریتم حل این روش‌ها با استفاده از روش تمام دامنه می‌پردازیم.
2-8-5 تکنیک I2-8-5-1 شرح تکنیک
این روش برای حل مسائل غیرخطی ابداع شد گر چه می‌توان آن را در مسائل خطی بسیار ناهنجار که از طریق مرسوم قابل‌حل نمی‌باشند نیز اعمال کرد. گام‌های اصلی روش به‌صورت زیر است:
مسئله مستقیم
مسئله معکوس
پروسه تکرار
شرط توقف
حل الگوریتم
این روش یک متد کاهشی شدید می‌باشد. در حل مسئله مستقیم، هدف یافتن دمای گذرا می‌باشد. در حل مسئله غیرمستقیم، هدف یافتن پارامتر نامعلوم با استفاده از دمای گذرای اندازه‌گیری شده در نقاط مختلف می‌باشد.
ماتریس حساسیت یا ماتریس ژاکوبین به‌صورت زیر تعریف می‌شود:
(2-24)
N: تعداد کل پارامترهای نامعلوم
I: تعداد کل اندازه‌گیری
المان‌های ماتریس حساسیت ضریب حساسیت نامیده شده و با نشان داده می‌شود. برای معادلات خطی این ماتریس تابع پارامترهای مجهول نیست اما در حالت غیرخطی ماتریس دارای پارامتری وابسته به p (مجهول) می‌باشد.
ذکر این نکته ضروری است که ماتریس که شرط شناسایی نامیده می‌شود نبایستی برابر صفر باشد زیرا اگر این مقدار برابر صفر با حتی مقداری بسیار کوچک باشد، پارامتر مجهول را نمی‌توان از پروسه معادلات تکراری به دست آورد.
مسائلی که شرط شناسایی تقریباً صفر داشته باشند مسائل ناهنجار نامیده می‌شوند. مسائل انتقال حرارت معکوس عموماً از این دسته‌اند؛ مخصوصاً در نزدیکی حدس اولیه‌ای که برای پارامترهای نامعلوم بکار می‌بریم.
ضریب حساسیت ، میدان حساسیت دمای اندازه‌گیری شده با توجه به تغییرات پارامتر مجهول p می‌باشد. میزان اندک نشان‌دهنده این است که تغییرات زیاد باعث تغییرات اندکی در می‌شوند به‌آسانی قابل‌فهم است که در این‌گونه موارد تخمین کاری دشوار می‌باشد زیرا عملاً هر مقدار گستره بزرگی از ها را در برمی‌گیرد. در حقیقت وقتی ضریب حساسیت کوچک استJTJ≃0 بوده و مسئله ما ناهنجار می‌باشد. به همین علت داشتن ضرایب حساسیت غیر وابسته خطی با اندازه بزرگ مطلوب می‌باشد، تا مسئله معکوس به خطاهای اندازه‌گیری حساس نبوده و پارامترها به‌صورت دقیق تخمین زده شوند. لازم است که تغییرات ضریب حساسیت قبل از حل مسئله آزمایش شود. این‌گونه آزمایش‌ها بهترین مکان حس‌گر و زمان اندازه‌گیری در طی حل را به دست می‌دهد.
لونبرگ - مارکارت برای کاستن از این وابستگی، از دو پارامتر (عامل استهلاک) و (ماتریس قطری) استفاده کردند. هدف از اعمال ترم کاهش نوسانات و ناپایداری‌ها در طی شرایط ناهنجار؛ از طریق بزرگ کردن مؤلفه‌هایش در مقایسه با در شرایط موردنیاز، می‌باشد.
عامل استهلاک در ابتدای پروسه تکرار بزرگ در نظر گرفته می‌شود تا در ناحیه اطراف حدس اولیه بکار رود. با کمک این روش دیگر لازم نیست ماتریس در ابتدای پروسه نامساوی صفر باشد. چون در ابتدا ضریب بزرگ است. روش لونبرگ یک به سمت متد کاهشی شدید گرایش دارد، اما با ادامه پروسه تکرار و کوچک‌تر شدن ضریب در طی این پروسه، روش به سمت روش گوس گرایش پیدا می‌کند. شرط توقف پیشنهادی توسط دنیس و شنابل کوچک بودن فرم کوچک‌ترین مربعات، گرادیان تابع مجهول و همگرایی پارامترها را چک می‌کند.
الگوریتم محاسباتی لونبرگ - مارکارت را می‌توان در موارد استفاده از چندین حس‌گر ارتقا بخشید.
2-8-5-2 روش‌های محاسبه ضرایب حساسیت
روش‌های متعددی جهت محاسبه ضرایب حساسیت موجود است که در ادامه سه نمونه از آن‌ها ذکرشده است.
تحلیل مستقیم
مسائل مقدار مرزی
تقریب تفاضل محدود
روش تحلیل مستقیم: اگر مسئله مستقیم هدایت خطی بوده و حل تحلیل برای حوزه دمایی موجود باشد، ضریب حساسیت با تفاضل گیری جواب در جهت (پارامتر نامعلوم) به دست می‌آید.
اگر غیر وابسته به باشد، آنگاه مسئله معکوس جهت محاسبه خطی خواهد بود.
در مسائلی که چندین درجه بزرگی موجود باشد، ضریب حساسیت نسبت به هرکدام از پارامترها باید چندین مرتبه بزرگ‌تر باشد که این موضوع خود باعث ایجاد مشکلات و سختی‌هایی در مقایسه و شناسایی وابستگی خطی بودن شود. این سختی‌ها را می‌توان با آنالیز ابعادی ضرایب حساسیت یا با استفاده از فرمول زیر کاهش داد:
(2-25)
با توجه به اینکه ضریب حساسیت ذکرشده در بالا هم واحد با درجه حرارت است، مقایسه مرتبه بزرگی آن راحت‌تر است.
مسائل مقدار مرزی: یک مسئله مقدار مرزی می‌تواند با تفاضل گیری از مسئله مستقیم اصلی نسبت به ضرایب مجهول جهت به دست آوردن ضرایب حساسیت بکار رود. اگر مسئله هدایت مستقیم خطی باشد، ساختار مسئله حساسیت مربوطه ساده و مستقیم است. در حالت‌های پیشرفته حل ضرایب حساسیت می‌تواند بسیار زمان‌بر باشد و بایستی از روش‌های عددی مثل تفاضل محدود بهره گرفت.
تقریب تفاضل محدود: می‌توان تفاضل اول ظاهرشده در تعریف را از طریق تفاضل پیشرو یا تفاضل مرکزی حل کرد اما برای حل به این روش لازم است N مجهول اضافی در حالت اول و N2 مجهول اضافی در حالت دوم محاسبه شود که خود بسیار زمان‌بر خواهد بود.
2-8-6 تکنیک II 2-8-6-1 متد گرادیان مزدوجروش گرادیان مزدوج روش تکرار مستقیم و قدرتمندی درزمینه حل مسائل خطی و غیرخطی معکوس می‌باشد. در پروسه تکرار، در هر تکرار یک گام مناسب در جهت ترولی انتخاب می‌شود تا تابع موردنظر را کاهش دهد.
جهت نزولی از ترکیب خطی جهت منفی گرادیان در گام تکرار حاضر با جهت نزولی تکرار پیشین به دست می‌آید. این ترکیب خطی به‌گونه‌ای است که زاویه جهت نزولی و جهت منفی گرادیان کمتر از ۹۰° باشد تا مینیمم شدن تابع موردنظر حتمی گردد[34,37-39]. روش گرادیان مزدوج با شرط توقف مناسب به‌دست‌آمده از تکنیک تنظیم تکرارها، که در آن مقدار تکرارها به‌گونه‌ای انتخاب می‌شود که جواب پایدار به دست دهد، در حل مسائل معکوس بکار می‌رود.
الگوریتم روش به‌صورت گام‌های زیر است:
مسئله مستقیم
مسئله معکوس
پروسه تکرار
شرط توقف
الگوریتم محاسباتی
در ادامه به بررسی گام‌های فوق پرداخته خواهد شد.
در حل مسئله معکوس شار حرارتی مجهول را به‌صورت تابعی خطی به فرم زیر در نظر می‌گیریم:
(2-26)
که در آن تابع تست معلوم و پارامترهای مجهول می‌باشند.
بدین ترتیب تخمین تابع مجهول به تخمین پارامترهای مجهول ، تقلیل می‌یابد. این‌گونه پارامترها را می‌توان با روش تفاضل مربعات مجهولی حل کرد.
(2-27)
S: مجموع مربعات خطاها یا تابع موردنظر
p: بردار پارامترهای مجهول
: دمای تخمین زده‌شده در زمان
: دمای اندازه‌گیری شده در زمان
: تعداد کل پارامترهای مجهول
I: تعداد کل اندازه‌گیری‌ها، به‌طوری‌که
ذکر دو نکته در اینجا ضروری می‌نماید:
بردار گرادیان جهت سریع‌ترین افزایش را نشان می‌دهد، لذا قرینه بردار جهت سریع‌ترین کاهش را نشان می‌دهد. بنابراین روش‌هایی که از بردار گرادیان جهت بهینه‌سازی استفاده می‌کنند نسبت به روش‌های دیگر سریع‌تر به نقطه مینیمم می‌رسند.
بیشترین نرخ تغییر تابع f در هر نقطه ، برابر اندازه بردار گرادیان در آن نقطه است. در بیشتر روش‌های بهینه‌سازی نیاز است که نقطه مینیمم در یک راستای مشخص تعیین گردد. یعنی لازم است نرخ تغییر تابع هدف از یک نقطه مانند در راستای مشخصی مانند نسبت به پارامتری چون محاسبه شود.
لذا اگر نرخ تغییر تابع در راستای برابر باشد با
(2-28)
و درصورتی‌که تابع f را در جهت مینمم کند؛ مینمم تابع در نقطه خواهد بود زیرا
(2-29)
پروسه تکرار در روش گرادیان مزدوج جهت کمینه‌سازی نرم داده‌شده به‌صورت زیر می‌باشد
(2-30)
جایی که جستجوگر سایز گام، جهت نزول و بالانویس k نمایانگر تعداد تکرار است.
جهت نزولی به‌صورت پیوستگی جهت گرادیان و و جهت نزولی تکرار قبلی می‌باشد که فرم ریاضی آن به‌صورت زیر است:
(2-31)
تعاریف گوناگونی برای ضریب همبستگی موجود است. به‌عنوان‌مثال بسط پولاک - ریبیر (معادله 2-32) در مراجع[37,40,41] و بسط فلچر - ریوز (معادله 2-33) در مراجع[37,38,40] آمده است.
(2-32) γk=j=1N∇S(pk)j∇Spk-∇S(pk-1)jj=1N∇S(pk-1)2j k=1,2,…
وقتی‌که برای k=0 شرط مرزی γ0=0 برقرار باشد.
(2-33) γk=j=1N∇S(pk)2jj=1N∇S(pk-1)2j k=1,2,…
بسط جهت گرادیان نسبت به پارامتر مجهول p به‌صورت
(2-34)
می‌باشد. جایی که ماتریس حساسیت می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر درایه jام جهت گرادیان را می‌توان از فرم صریح
(2-35)
به دست آورد.
هرکدام از بسط‌های ذکرشده در مراجع جهت باعث ایجاد زاویه کمتر از بین جهت نزول و جهت منفی گرادیان شده، درنتیجه تابع بهینه می‌گردد.[36]
این بسط‌ها در مسائل خطی هم‌ارز بوده اما در مسائل غیرخطی، بر طبق برخی مشاهدات، بسط پولاک - ریبیر باعث بهبود همگرایی می‌شود. باید دانست که اگر باشد، در تمامی تکرارها جهت نزول همان جهت گرادیان می‌باشد و طول گام بهینه کاهشی به دست خواهد آمد گر چه روش گام بهینه کاهشی به‌سرعت روش گرادیان مزدوج همگرا نمی‌شود. گام جستجو از کمینه ساختن تابع نسبت به به دست می‌آید.
(2-36)
با جایگذاری از معادله (2-30) در معادله بالا و همچنین خطی سازی بردار دمای با بسط سری تیلور گام جستجو به‌صورت ماتریس زیر به دست خواهد آمد:
(2-37)
پس از محاسبه ماتریس حساسیت به یکی از روش‌های گفته‌شده در قبل، جهت گرادیان ، ضریب همبستگی و گام جستجو پروسه تکرار تا رسیدن به‌شرط توقف که طبق قانون اختلاف می‌باشد ادامه پیدا می‌کند.
(2-38) : شرط توقف
(2-39) Yti-T(xmeas,ti≈σi
σ: انحراف معیار استاندارد
(2-40) Ԑ=i=1Iσi2=Iσ2
اگرچه استفاده از این فرضیه جهت تکنیک I لازم نیست؛ زیرا تکنیک اول به‌صورت اتوماتیک با کنترل پارامتر استهلاک و کاهش شدید صعود بردار پارامترها در پروسه تکرار از ناپایداری جواب‌ها جلوگیری می‌کند. استفاده از قانون اختلاف نیازمند اطلاعات اولیه از انحراف استاندارد خطای اندازه‌گیری می‌باشد. یک روش جایگزین می‌تواند استفاده از اندازه‌گیری‌های اضافی باشد.
2-8-6-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک دومبا فرض آنکه دماهای اندازه‌گیری شده در زمان‌های بوده و حدس اولیه برای بردار مجهول p باشد. ابتدا قرار داده و سپس:
گام 1: حل معادله مستقیم حرارت با استفاده از و به دست آوردن بردار دمای اندازه‌گیری
گام 2: ارائه حل اگر شرط توقف (2-38) ارضا نشده باشد.
گام 3: حل ماتریس حساسیت از معادله (2-35) به یکی از روش‌های گفته‌شده
گام 4: با دانستن Y، و جهت گرادیان از معادله (2-34) به‌دست‌آمده سپس از معادلات (2-32) یا (2-33) محاسبه می‌گردد.
گام 5: جهت نزول از معادله (2-31) محاسبه می‌آید.
گام 6: با دانستن ، Y، و گام جستجو از معادله (2-37) به دست می‌آید.
گام 7: با دانستن و و حدس جدید از معادله (2-30) به دست می‌آید.
گام 8: بجای k، 1+k را جایگزین کرده به گام 1 بازمی‌گردد.
2-8-6-3 اندازه‌گیری پیوستهتا اینجا فرض بر گسسته بودن دامنه زمانی و دماهای اندازه‌گیری شده بوده است. در حالتی که تعداد داده‌ها به‌اندازه‌ای باشد که بتوان آن‌ها را تقریباً پیوسته در نظر گرفت نیازمند برخی اصلاحات در فرم اولیه، بردار گرادیان(معادله 4-18)، گام جستجو(معادله 4-21) و تلورانس (معادله 4-24) مورداستفاده در قانون اختلاف می‌باشد.
با فرض پیوستگی اطلاعات اندازه‌گیری شده انتگرال تابع در بازه زمان 0≤t≤tf به‌صورت:
(2-41)
نوشته‌شده که تابع گرادیان معادله بالا نیز به‌صورت
(2-42)
نوشته می‌گردد. به‌عبارت‌دیگر هر جزء بردار گرادیان به فرم
(2-43)
خواهد بود. در ادامه گام جستجو نیز باید به فرم پیوسته برای دامنه زمان بازنویسی گردد.
که این مهم با بهینه‌سازی تابع برحسب در دامنه محقق می‌گردد. لذا
(2-44)
که این معادله بسیار شبیه به فرم گسسته می‌باشد.
تلورانس نیز به‌صورت نوشته می‌گردد و الگوریتم حل همچنان دست‌نخورده باقی خواهد ماند.
در مسائلی که هدف تعیین ضرایب پارامتری شده تابع مجهول باشد تکنیک III راه‌حلی جایگزین جهت پرهیز از حل چندباره ماتریس حساسیت در به دست آوردن جهت گرادیان و گام جستجو می‌باشد.
2-8-7 تکنیک III 2-8-7-1 روش گرادیان مزدوج با مسئله اضافی جهت تخمین پارامترهادر این بخش به تشریح روشی دیگر از متد گرادیان مزدوج پرداخته می‌شود که با کمک حل دو مسئله کمکی، مسئله حساسیت و مسئله اضافی، به حل گام جستجو و معادله گرادیان می‌پردازد. این روش مخصوصاً در مسائلی که هدف یافتن ضرایب توابع امتحانی بکار رفته در فرم تابع مجهول می‌باشد کاربرد دارد.
جهت راحتی مراحل بعدی آنالیز، مقادیر اندازه‌گیری شده پیوسته فرض می‌گردد.
فرم معادله تفاضل مربعات به‌صورت
(2-45)
است. مطابق قبل دمای اندازه‌گیری شده و دمای تخمین زده‌شده در نقطه در بازه زمانی می‌باشد.
گام‌های اصلی حل به شرح زیر بوده که در ادامه به شرح بیشتر هرکدام پرداخته می‌شود.
مسئله مستقیم
مسئله معکوس
مسئله حساسیت
مسئله اضافی الحاقی
معادله گرادیان
پروسه تکرار
شرط توقف
الگوریتم محاسباتی
گام‌های اول و دوم همانند سابق بوده لذا از شرح مجدد خودداری می‌گردد. در گام سوم تابع حساسیت حاصل حل مسئله حساسیت به‌صورت مشتق وابسته دما در جهت آشفتگی تابع مجهول تعریف می‌شود.
این مسئله می‌تواند با فرض اینکه دما با مقدار دچار آشفتگی شده وقتی‌که چشمه حرارتی با میزان دچار انحراف گردیده به دست آید. که انحراف از مجموع انحراف هر یک از پارامترهایش حاصل‌شده است.
(2-46)
اکنون اگر در معادله مستقیم با و با جایگزین گردد، معادله حساسیت به دست خواهد آمد.
عامل لاگرانژ جهت بهینه‌سازی تابع استفاده می‌گردد. این عامل جهت محاسبه تابع گرادیان با کمک حل مسئله الحاقی در مسئله حساسیت لازم می‌باشد. در این راستا با ضرب معادله مشتق جزئی مسئله مستقیم در ضریب لاگرانژ و انتگرال‌گیری آن در حوزه زمان و جمع معادله حاصل بافرم اولیه تابع ، جایگزین به دست می‌آید.
مشتق وابسته در جهت آشفتگی از جایگزینی ، و بجای ، و در معادله به‌دست‌آمده و صرف‌نظر کردن از ترم‌های درجه دوم حاصل می‌شود. می‌توان با حل جزءبه‌جزء طرف راست مسئله و صرف‌نظر کردن از انتگرال‌های شامل به فرم ساده‌شده معادله الحاقی دست‌یافت.
بنا بر تعریف، مشتق وابسته در جهت بردار به‌صورت
(2-47)
نوشته می‌شود. استفاده از معادله الحاقی برای آن دسته از مسائلی که حل تحلیل نداشته و نیاز به استفاده از روش‌های تفاضل محدود است، مناسب می‌باشد. با این روش، گرادیان با حل تنها یک معادله الحاقی به دست می‌آید. درحالی‌که روش دوم نیازمند حل N باره مسئله مستقیم جهت به دست آمدن ضرایب حساسیت می‌باشد.
گام جستجو که جهت بهینه‌سازی تابع در هر تکرار بکار می‌رود از خطی سازی دمای تخمین زده‌شده در فرم بهینه تابع با کمک بسط سری تیلور به دست می‌آید.
(2-48)
که حل مسئله حساسیت حاصل از قرار دادن در محاسبه معادله (2-46) می‌باشد.
باید توجه داشت که در هر گام تکرار لازم است یک مسئله حساسیت جهت محاسبه حل گردد.
شرط توقف نیز همانند تکنیک به‌صورت می‌باشد.
2-8-7-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک سومبه‌صورت خلاصه الگوریتم حل به‌صورت زیر می‌باشد. با قرار دادن ، فرضیات و مطابق تکنیک II می‌باشد.
مرحله 1: محاسبه از معادله و آنگاه حل معادله مستقیم جهت به دست آوردن
مرحله 2: بررسی شرط توقف و ارائه حل در صورت ارضاء نشدن آن
مرحله 3: حل معادله الحاقی جهت محاسبه با دانستن و
مرحله 4: با دانستن ، به دست آوردن پارامترهای بردار گرادیان
مرحله 5: با دانستن ، محاسبه و آنگاه جهت نزول
مرحله 6: با قرار دادن ، محاسبه و سپس حل مسئله حساسیت برای به دست آوردن
مرحله 7: با دانستن ، به دست آوردن گام جستجو
مرحله 8: با دانستن و، محاسبه تخمین جدید و جایگزینی k با 1+k و آنگاه بازگشت به مرحله 1
2-8-8 تکنیک IV2-8-8-1 گرادیان مزدوج با مسئله الحاقی برای تخمین توابعدر این روش هیچ اطلاعات اولیه از فرم تابع مجهول به‌جز فضای تابع موجود نیست. در اینجا تابع به‌صورت زیر تعریف می‌گردد.
(2-49)
و گام‌های حل نیز مانند تکنیک III می‌باشد.
تفاوت این روش با دو تکنیک قبل در این است که دیگر به‌صورت ساده پارامتری نوشته نمی‌شود. حل مسائل الحاقی و حساسیت در حالت کلی بسیار شبیه حالت تکنیک III می‌باشد. اما جهت محاسبه معادله گرادیان دیگر نمی‌توان مانند گذشته عمل نمود.
از مقایسه مسئله الحاقی و می‌توان معادله گرادیان را به دست آورد.
(2-50)
تابع مجهول از بهینه‌سازی به دست خواهد آمد. لذا پروسه تکرار به‌صورت
(2-51)
خواهد بود. که در آن ، جهت نزول، به‌صورت زیر می‌باشد.
(2-52)
همچنین ضریب نیز می‌تواند از هرکدام از بسط‌های پولاک - ریبیر و یا فلچر - ریوز به دست آید.
در انتها نیز از بهینه‌سازی نسبت به و پس از ساده‌سازی با اعمال بسط سری تیلور، مشتق‌گیری نسبت به و مساوی صفر قرار دادن آن، به دست می‌آید.
(2-53)
که در آن جواب مسئله حساسیت با جایگزینی می‌باشد.
ازآنجاکه معادله گرادیان در زمان نهایی همواره صفر می‌باشد لذا حدس اولیه هرگز تحت پروسه تکرار تغییر نمی‌کند. لذا تابع تخمین زده‌شده می‌تواند از جواب دقیق منحرف گردد که جهت غلبه بر این موضوع می‌توان از بازه زمانی بزرگ‌تر از بازه موردنیاز استفاده نمود. همچنین می‌توان با تکرار حل معکوس و استفاده از جواب تکرار قبل جهت حدس اولیه نیز اثر این مشکل را کاهش داد.
شرط توقف نیز مانند تکنیک پیشین می‌باشد که در موارد بدون خطا می‌تواند مقداری بسیار کوچک یا حتی صفر داشته باشد.
2-8-8-2 الگوریتم محاسباتی تکنیک چهارمبه‌صورت خلاصه الگوریتم محاسباتی این تکنیک به شرح زیر می‌باشد:
مرحله 1: حل معادله مستقیم و محاسبه بر اساس
مرحله 2: بررسی شرط توقف و ادامه حل در صورت ارضا نشدن آن
مرحله 3: با دانستن و ، حل معادله الحاقی و به دست آوردن
مرحله 4: حل با دانستن
مرحله 5: با دانستن گرادیان ، محاسبه از هرکدام از بسط‌های ذکرشده و نیز جهت نزول
مرحله 6: با قرار دادن و حل معادله حساسیت، به دست آوردن
مرحله 7: با دانستن ، به دست آوردن گام جستجو
مرحله 8: با دانستن گام جستجو و جهت نزول، محاسبه مقدار جدیدو بازگشت به مرحله 1
حل معادله مستقیم جواب‌های دقیق را به دست می‌دهد.
برای محاسبه داده‌های دارای خطا می‌توان از راه‌حل زیر استفاده نمود:
(2-54)
که در آن ω متغیر رندوم با پراکندگی نرمال که دارای هسته اصلی صفر و انحراف معیار استاندارد می‌باشد. با اطمینان 99% به‌صورت -2.576<ω<2.576 بوده که می‌تواند از زیر برنامه IMSL یا DRRNOR به دست آید [31]. این مقادیر می‌تواند بجای داده‌های آزمایشگاهی اندازه‌گیری شده جهت حل معکوس استفاده شود.
فصل سوم: مدل ریاضی
3-1 مقدمهطبیعت پیچیده انتقال حرارت در بافتهای زنده مانع مدل‌سازی ریاضی دقیقی شده است. فرضیات و ساده‌سازی‌هایی باید انجام شود. در ادامه مروری مختصر بر معادلات و توزیع دما دربافت‌های زنده خواهیم داشت.
3-2 مدل‌های هدایت گرماییاز معادله انتقال حرارت زیستی پنز [25]شروع می‌کنیم که در سال 1948 ارائه‌شده است. ویژگی این معادله ساده بودن آن و کاربردی بودنش در شرایط خاص است.مدل‌هایی که در این بخش ارائه گردیده مدل‌های ماکروسکوپیکی است که بیشتر از سایر مدل‌ها در توصیف انتقال گرما مورداستفاده قرار می‌گیرند.
3-2-1 مدل پنزمعادله پنزبر اساس فرض‌های ساده کننده‌ای طبق فاکتور زیر است:
تعادل گرمایی: انتقال حرارت بین خون و بافت در بسترهای کپیلاری و همچنین رگ‌ها انجام می‌شود. ازاین‌رو از انتقال حرارت بین خون و بافت قبل و بعد از ورود به بافت صرف‌نظرمی‌شود.
2) تزریق وریدی خون: جریان خون در مویرگ‌های کوچک، ایزوتروپیک فرض می‌شود. این فرض باعث می‌شود جهت جریان کم‌اهمیت شود.
3)آرایش رگ‌ها:
رگ‌های خونی بزرگ‌تر در همسایگی بستر مویرگ‌های کپیلاری هیچ نقشی در تبادل حرارت بین بافت و خون مویرگ ایفا نمی‌کند. بنابراین، مدل پنزهندسهی رگ‌های اطراف را در نظر نمی‌گیرد.
4) دمای خون:
فرض می‌شود که خون با همان دمای هسته بدن Ta0 به مویرگها میرسد که به‌طور مداوم با بافت‌ها که در دمای T قرار دارند، تبادل گرمایی می‌کنند. بر اساس این فرضیات معادله پنز اثر خون را به‌عنوان یک منبع حرارتی ایزوتروپیک (یا چاه گرمایی) مدل کرده است که با نرخ جریان خون و اختلاف دمای بینTa0و T متناسب است.در این مدل، خونی که مسیر خود را آغاز می‌کند، تا زمانی که به مویرگ‌هاورگه‌ای درون بافت‌ها برسد در نظر گرفته می‌شود (المان بافتی که خون در آن واردشده است را در شکل 3-1.درنظر بگیرید). المان به‌اندازه کافی بزرگ است که رگ‌ها و مویرگ‌ها را در برداشته باشد، امّا در مقایسه با ابعادی که ما موردبررسی قرار می‌دهیم کوچک است.
1311275299085
شکل3-1. المان در نظر گرفته‌شده برای به دست آوردن معادله انتقال حرارت زیستی پنز
با نوشتن معادله انرژی به‌صورت زیر داریم:
(3-1) Ein+Eg-Eout=E
در اینجا از اثر جابجایی صرف‌نظر شده و به‌جای آن ترم مربوط به تزریق وریدی خون اضافه‌شده است. ساده‌ترین راه برای بررسی این ترم این است که آن را به‌صورت ترم تولید انرژی در نظر بگیریم.
اگرنرخ انرژی اضافه‌شده توسط خون در واحد حجم بافت:q''bانرژی متابولیک تولیدشده در واحد حجم بافت:q''mبا درنظر گرفتن المان موجود در شکل 1 خون با دمای مرکزی بدن به آن وارد می‌شودTa0 و در داخل المان به دمای تعادل المان بافت که T است، می‌رسد.
(3-2) q'''b=ρbCbWbTa0-T
که در معادله فوق، Cb گرمای ویژه خون، Wb نرخ خون تزریق وریدی بر واحد حجم بافت و ρb چگالی خون هست.
با استفاده از معادله انرژی و حذف کردن ترم جابجایی و استفاده از موارد فوق داریم:
(3-3) ∇.k∇T+ρbCbWbTa0-T+q'''m=ρC∂T∂t
که Cگرمای ویژه بافت، k هدایت گرمایی و ρ چگالی بافت است.
در معادله فوق اولین‌ترم مربوط به هدایت در 3 جهت است. با توجه به سیستم مختصات موردنظر ما به سه حالت زیر تبدیل می‌شود:
مختصات کارتزین،
(3-4) ∇.k∇T=∂∂xk∂T∂x+∂∂yk∂T∂y
مختصات استوانه‌ای،
(3-5) ∇.k∇T=1r∂∂rkr∂T∂r+1r2∂∂θk∂T∂θ+∂∂zk∂T∂z
مختصات کروی،
(3-6) ∇.k∇T=1r2∂∂rkr2∂T∂r+1r2sin∅∂∂∅ksin∅∂T∂∅+1r2sinθ∂∂θk∂T∂θ
قابل‌توجه است که نقش ریاضیات ترم تزریق وریدی در معادله پنز را می‌توان مانند اثر جابجایی در سطح پرهها در نظر گرفت.
معادله پنز عنوان بسیاری از مطالعات و تحقیقات بوده است. در ادامه خلاصه‌ای از انتقادهای انجام‌شده توسط افراد مختلف ارائه می‌شود. البته بیشتر توجه روی 4 فرض انجام‌شده برای فرمول پنز است. اختلاف بین نتایج و تئوری و آزمایشگاهی به دلیل همین فرض‌ها هستند.
(1) تعادل گرمایی: تعادل گرمایی در مویرگ‌ها اتفاق نمی‌افتد (فرض پنز). به‌جای آن، تعادل گرمایی دررگ‌هایpre-artery یا past-venalانجام می‌شود که دارای قطر بین70-500 μmهستند. این نتیجه‌گیری بر اساس تئوری طول تعادل گرماییLeانجام‌شده است، که فاصله‌ای است که خون در رگ می‌رود تا با بافت‌های اطراف به تعادل گرمایی برسد. برای مویرگ‌های کپیلاری این فاصله بسیار کوچک‌تر از طول آن‌هاست.رگ‌هایی که در آن‌ها LeL>1 معمولاً ازنظر گرمایی بسیار بااهمیت هستند.

user834

مونا داودبیگی
بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیت‏ها با استفاده ار تعیین فراوانی آللی و پارامترهای ژنتیکی روش نوینی است که در سال‏های گذشته در بسیاری از جمعیت‏های جهان صورت گرفته و با استفاده از آن شباهت بسیاری از جمعیت‏ها به یکدیگر مشخص گردیده. شباهت جمعیت‏ها نشان‌دهنده‏ی همسان‌بودن خزانه‏ی ژنتیکی آنها و احتمالا یکسان‌بودن آن جمعیت‏ها در گذشته است. پس این احتمال وجود دارد که این جمعیت‏ها در گذشته یک جمعیت بوده باشند و بعد‏ها به دلایل جغرافیایی و یا مهاجرت‏ها از یکدیگر جدا شده باشند. یکی از راه‏های بررسی تنوع‌ ژنتیکی در جمعیت‏ها استفاده از توالی‏های کوتاه تکراری می‏باشد .هدف این مطالعه بررسی تنوع ژنتیکی در دو قوم یزد و کرد (کرمانشاه) از ایران بود. بدین منظور پروفایل ژنتیکی پنجاه فرد غیر‌خویشاوند از هر یک از جمعیت‏های کرمانشاه و یزد با استفاده از کیت ABIتهیه شد. این کیت حاوی پانزده جایگاه D8S1179،D21S11 ، D7S820،CSF ،D3S1358 ،TH01 ، D13S317، D16S539،D2S1338 ، D19S433، VWA، TPOX،D18S51 ، D5S818،FGA ،VWA ، TPOX و TH01 و ژن آمیلوژنین (برای تعیین جنسیت افراد) می‏باشد. نتایج نشان‌دادند که به جز دو جایگاه D7S820 وD19S433 در جمعیت کرمانشاه و سه جایگاه D21S11 ,D19S433 و VWA در یزد سایر جایگاه‏ها در تعادل هاردی‏واینبرگ بودند. همچنین پارامترهای پزشکی‌قانونی شامل PIC,PD,PE,MP در این مطالعه بررسی شدند. سپس دو جمعیت با جمعیت‏های کشورهای همسایه مقایسه شدند. این مطالعه نشان داد که این جایگاه‏ها، جایگاه‏های مناسب برای استفاده در تست‏های تعیین هویت و مطالعات جمعیتی می‏باشند. در نتیجه‏‏ی مقایسات هم دیده شد که هر دو جمعیت یزد و کرمانشاه شباهت زیادی به جمعیت کشور ترکیه داشتند ولی با سایر کشورها متفاوت بودند. از طرفی یزد نسبت به کرمانشاه دارای جمعیت همگن‌تری بود که این مسئله می‏تواند به‌علت بکر بودن این جمعیت در طول سالیان مختلف باشد.
کلمات کلیدی: توالیهای کوتاه تکراری، نشانگرهای مولکولی، ژنتیک جمعیت
Abstract
Genetic variation in two Iranian population with STR
Mona Davood Beigi
In recent years studying genetic variation among population by determination of allele frequencies and genetic parameters became a new method that it has been done in different population all around the world. By using this method lots of similarities has been founded among population around the world. These similarities represent the same genetic pool and also it may show the same population in the past as well. So it seems that different population were one at the first and geographical situations or migrations were the reasons that caused its separation.
Studying short tandem repeats (STR) in genome is the best way to founding genetic variation in population. The aim of this study was to investigate the genetic variation of two population of Iran, Yazd and Kermanshah people.
For this purpose the genetic profile of 50 unrelated individual from each population prepared by using ABI kit. This kit contains fifteen str loci (D8S1179, D21S11, D7S820, CSF1PO, D3S1358, TH01, D13S317, D16S539, D2S1338, D19S433, VWA, TPOX, D18S51, D5S818 and FGA) and also amylogenin gene for sex determination. The result showed all the loci were in Hardy Weinberg equilibrium except two loci(D19s433 , D2s820) in Kermanshah and three loci (D19s433, D21s11 and VWA) in Yazd population. More over forensic parameters including PIC, PD, PE and MP have been calculated. After all the results have been compared with other population in neighbor countries.
This study revealed that these loci were the suitable loci for identification people and studying genetic population variation. Also the comparison showed that both of Yazd and Kermanshah people were similar to Turkish genetically, but were different from other countries. In addition Yazd has more homogeneous population than Kermanshah, that it could be due to pristine gene pool of this population in the past centuries.
Keywords: Short tandem repeats; Microsatellite markers; Population genetic
فصل اول
مقدمه
1-1 مقدمهدرگذشته مطالعه‏ی تکامل و مهاجرت‏ها از طریق کشف و بررسی بقایای اسکلتی و فسیل‏ها انجام می‏شد. اما از حدود سه دهه‏ی پیش، باستان‏شناسان و زیست‏شناسان با به‌کار‏گیری آنالیز‏های DNA موفق به کشف‏های بسیار دقیقی شدند که کمک فراوانی به ردیابی تاریخ مهاجرت بشر و تکامل انسان‏ها نموده است. یکی از پر‏کاربرد‏ترین راه‏های آنالیز DNA، بررسی نشان‌گرهای ژنتیکی افراد است، که از مهم‌ترین آنها می‏توان به توالی‏های کوتاه تکراری موسوم به STR اشاره کرد. STR‏ها، توالی‏هایی به طول یک تا سیزده نوکلئوتید هستند که در ژنوم موجودات در نواحی غیر‌کد‏کننده موجود می‏باشند. هر فرد توالی‏های منحصر به فردی دارد و هیچ دو نفری در جهان نیستند که توالی‏های یکسانی داشته باشند. به همین دلیل ازSTR ‏ها می‏توان در مطالعات جمعیتی و بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیت‏ها سود جست [1].
علاوه بر مطالعات جمعیتی ازSTR ‏ها می‏توان در موارد تعیین هویت‏، تعیین ابویت، تست‏های پزشکی‏قانونی و سایر موارد استفاده کرد. به طور معمول STRهایی که برای تعیین هویت و مطالعات ژنتیکی جمعیت به‌کار می‏روند، یکسان هستند و شامل پانزده جایگاه به نام‏های D8S1179،D21S11 ، D7S820،CSF ،D3S1358 ،TH01 ، D13S317، D16S539،D2S1338 ، D19S433، VWA، TPOX،D18S51 ، D5S818،FGA ،VWA ، TPOXو TH01 می‏باشند [1].
هم‌چنین از روش مشترکی موسوم به تعیین الگوی DNA در این زمینه‏ها استفاده می‏شود. هر فرد دارای الگوی DNA منحصر به فرد است که تا پایان عمر تغییر نخواهد کرد. محققان دریافتند که افراد یک جمعیت در الگوهای ژنتیکی خود دارای تشابهاتی هستند که منحصر به همان جمعیت است و با الگوی افراد جمعیت‏های دیگر متفاوت است. از این تفاوت‏ها می‏توان برای ردیابی تاریخ مهاجرت و تکامل انسان‏ها استفاده نمود (1).
1-2 نشان‌گر چیست؟
صفاتی را که می‏توانند به عنوان نشانه‏ای برای شناسایی افراد حامل آن صفت مورد استفاده قرار گیرند، نشان‌گر می‏نامند. مندل نخستین کسی بود که از نشان‌گرهای ظاهری برای مطالعه چگونگی توارث صفات در نخود‌فرنگی استفاده کرد. اما گاهی صفات به سادگی و با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند، مانند گروه خونی. برای مشاهده چنین صفاتی باید آزمایش‏های خاصی صورت گیرد. به طور کلی هر صفتی که بین افراد متفاوت باشد، ناشی از تفاوت موجود میان محتوای ژنوم آنها می‏باشد. حتی بروز صفات به صورت متفاوت در میان افراد (در شرایط محیطی یکسان)، به علت تفاوت‏ در ژنوم آنها است. این تفاوت‏ها می‏توانند به عنوان نشانه یا نشان‌گر ژنتیک به کار گرفته شوند. به طور کلی برای آنکه صفتی به عنوان نشان‌گر ژنتیک مورد استفاده قرار گیرد، باید دست کم دو ویژگی داشته باشد‌:
1-در بین دو فرد متفاوت باشد (چند شکلی)
2-به توارث برسد (2).
1-3 انواع نشان‌گرهای ژنتیکینشان‌گرهای ژنتیکی عبارتند از:
1-نشان‌گرهای مورفولوژیک
2-نشان‌گرهای پروتئینی
3-نشان‌گرهای مولکولی در سطح DNA و RNA
1-3-1 نشان‌گرهای مورفولوژیک
کاربرد نشان‌گرهای مورفولوژیک به ده‏ها سال پیش از کشف DNA مربوط می‏شود. نشان‌گرهای مورفولوژیکی که پیامد جهش‏های قابل رویت در مورفولوژی هسته، از ابتدای این سده مورد استفاده قرار گرفتند. صفات مورفولوژیکی که عمدتا توسط یک ژن کنترل می‏شوند، می‏توانند به عنوان نشان‌گر مورد استفاده قرار گیرند. این نشان‌گرها شامل دامنه وسیعی از ژن‏های کنترل‌کننده صفات فنوتیپی هستند و جز نخستین نشان‌گرها به شمار می‌آیند و از زمان‏های بسیار دور یعنی از زمانی که محل ژن‏ها روی کروموزوم مشخص شد، مورد استفاده قرار می‏گرفتند (2).
معایب نشان‌گرهای مورفولوژیک
اغلب دارای توارث غالب و مغلوب بوده و اثرات اپیستازی و پلیوتروپی دارند.
تحت تاثیر شرایط محیطی و مرحله رشد موجود قرار می‏گیرند.
فراوانی و تنوع کمی دارند.
گاهی برای مشاهده و ثبت آنها باید منتظر ظهور آنها ماند.
اساس ژنتیک بسیاری از نشان‌گرهای مورفولوژیک هنوز مشخص نشده است‌(2).
1-3-2 نشان‌گرهای پروتئینی
در دهه‌ی 1950، نشان‌گرهای پروتئینی قابل مشاهده توسط الکتروفورز پروتئین‏ها تحول شگرفی را ایجاد نمودند. برخی از تفاوت‏های موجود در ردیفDNA بین دو موجود ممکن است به صورت پروتئین‏هایی با اندازه‏های مختلف تجلی کنند، که به روش‏های مختلف بیوشیمیایی قابل ثبت و مطالعه می‏گردند. این قبیل نشان‌گرها را نشان‌گرهای مولکولی در سطح پروتئین می‏نامند که از آن جمله می‏توان به سیستم آیزوزایم/آلوزایم اشاره کرد. معمول‏ترین نوع نشان‌گرهای پروتئینی آیزوزایم‏ها هستند که فرم‏های مختلف یک آنزیم را نشان می‏دهند. آیزوزایم‏ها به‏ طور گسترده در بررسی تنوع ژنتیکی به‌کار گرفته‌شدند. نشان‌گرهای پروتئینی تغییرات را در سطح ردیف و عمل ژن به صورت نشان‌گرهای هم‌بارز نشان می‏دهند. اما این دسته از نشان‌گرها هم دارای معایبی هستند. برخی از معایب آن‏ها عبارت‌اند از:
محدود بودن فراوانی این نوع نشان‌گرها؛
تعداد آیزوزایم‏های قابل ثبت و مشاهده که می‏توان از آنها به عنوان نشان‌گر استفاده کرد به یکصد عدد نمی‏رسد؛
محدود بودن تنوع ژنتیکی قابل ثبت در آیزوزایم‏ها‌(نداشتن چند شکلی)؛
پیچیدگی فنوتیپ‏های الکتروفورزی آیزوزایم‏ها به دلیل دخیل بودن آنزیم‏های مرکب از چند پلی‌پپتید مستقل در ترکیب برخی از آیزوزایم‏ها‌(3).
اما پیشرفت‏هایی که در زمینه‏ی الکتروفورز دو‏بعدی با قدرت تفکیک زیاد پدید آمده، تجزیه تحلیل هم‌زمان هزاران پروتئین را میسر ساخته و مجددا به‌عنوان فناوری پیشتاز در عرصه نشان‌گر‏های مولکولی مطرح شده‏اند. تاثیرپذیری نشان‌گرها از محیط که به‌طور معمول به‌عنوان یکی از محدودیت‏ها و نکات منفی نشان‌گرهای مولکولی یاد می‏شود، در مورد این نشان‌گر‏ها تبدیل به برتری شده و جایگاه متمایزی را در بین سایر نشان‌گرها به ارمغان آورده است. پروتئومیکس‌(مطالعه سراسری کل پروتئین‏های موجود در یک سلول یا یک ارگانیسم) می‏تواند به‌طور هم‌زمان برای مطالعه بیان ژن و هم‌چنین برای شناسایی پروتئین‏های واکنش دهنده به شرایط محیطی مورد استفاده قرار گیرد(3).
1-3-3 نشان‌گرهای مولکولیDNA وRNA
دسته‌ای دیگر از تفاوت‏های موجود در سطح DNA هیچ تظاهری ندارند. نه صفت خاصی را کنترل می‏کنند و نه در ردیف اسید‏های آمینه پروتئین‏ها تاثیری برجای می‌گذارند. این دسته از تفاوت‏ها را می‏توان با روش‏های مختلف شناسایی، قابل دیدن و ردیابی کرد و به عنوان نشان‌گر مورد استفاده قرار داد. این نشان‌گر‏ها که تعدادشان تقریبا نا‏محدود است، فقط از راه تجزیه و تحلیل مستقیم DNA قابل ثبت هستند. بنابراین به آنها نشان‌گرهای مولکولی در سطح DNA گفته می‏شود. نشان‌گرهای مولکولی فراوان و در هر موجود زنده‌ای می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. تاکنون تعداد زیادی از نشان‌گرهای DNA معرفی شده‌اند. این نشان‌گرها از نظر بسیاری از ویژگی‏ها مانند درجه‏ی چندشکلی، غالب یا هم‌بارز بودن، تعداد جایگاه‏های تجزیه شده در هر آزمایش DNA، توزیع در سطح کروموزوم، تکرار‌پذیری، نیاز یا عدم نیاز به توالی‏یابی DNA الگو و هزینه‏ی مورد نیاز با همدیگر متفاوت‌اند. انتخاب بهترین نشان‌گر به هدف مطالعه (انگشت نگاری، تهیه نقشه پیوستگی، ژنتیک جمعیت و روابط تکاملی) و سطح پلوئیدی موجود مورد مطالعه بستگی دارد‌(4).
مزایای کاربرد نشان‌گرهای مولکولی
عدم تاثیرپذیری آنها از شرایط محیطی خارجی و داخلی موجود؛
امکان به‌کارگیری آنها در مراحل نخستین رشد جنینی حیوانات و مراحل نخستین رشد موجودات؛
فراهم نمودن امکان مطالعه موجودات در خارج از فصل و محیط کشت؛
دقت و قابلیت مطلوب تفسیر نتایج؛
هم‌بارز بودن بسیاری از این نشان‌گرها؛
امکان استفاده از آنها در مورد گونه‏های منقرض شده؛
سهولت تشخیص افراد ناخالص از خالص؛
سهولت امتیازدهی و تجزیه و تحلیل نتایج؛
دسترسی به برنامه‏های رایانه‏ای قوی برای تجزیه و تحلیل و تفسیر سریع نتایج‌(4)
انواع نشان‌گرهای مولکولی
نشان‌گرهای DNA گروه بزرگی از نشان‌گرها را تشکیل می‏دهند. این نشان‌گرها سیر تحول و تکامل خود را به پایان نرسانده‏اند و ابداع و معرفی روش‏های متنوع و جدیدتر ثبت و مشاهده‏ی تفاوت‏های ژنتیک بین موجودات از طریق مطالعه‏ی مستقیم تفاوت‏های موجود در بین ردیف‏های DNA هم‌چنان ادامه دارد. نشان‌گر‏های DNA در مدت یک دهه تکاملی شگرف و تحسین‌برانگیز داشته‏اند‌(5).
ابداع و معرفی واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز یا PCR یک روش سریع تکثیر آزمایشگاهی قطعه یا قطعه‌های مورد نظر DNA است. در واقع PCR روشی بسیار قوی است که تکثیر ردیف منتخبی از مولکول یک ژنوم را تا چندین میلیون در کم‌تر از نیم‌روز امکان‌پذیر می‏سازد. اما این فرایند هنگامی امکان‌پذیر است که دست‌کم ردیف کوتاهی از دو انتهای قطعه DNA مورد نظر معلوم باشد. در این فرایند که تقلیدی از فرایند همانندسازی DNAدر طبیعت است، الیگونوکلئوتیدهای مصنوعی که مکمل ردیف شناخته شده دو انتهای قطعه‏ی مورد‌نظرDNA هستند، به‌عنوان آغازگر مورد استفاده قرار می‏گیرند تا واکنش آنزیمی همانندسازی DNA درون لوله‌ی آزمایش امکان‌پذیر شود. این همانند‏سازی فرایندی آنزیمی است و توسط انواع مختلفی از آنزیم‏های پلی‌مراز صورت می‏گیرد. امروزه تعداد زیادی از این نوع آنزیم‏ها به صورت تجاری دردسترس هستند‌(6).
واکنش زنجیره‏ای پلی‌مراز (PCR) در سال 1983 توسط کری‌مولیس در حالیکه در یک نیمه شب تابستانی در حال رانندگی بود، ابداع گردید و سبب انقلاب عظیمی در زیست شناسی مولکولی شد(6).
همان‌گونه که در شکل 1-1 نشان داده شده است، نشان‌گرهای DNAبه دو دسته‏ی کلی طبقه‌بندی می‏شوند.
نشان‌گرهای DNAمبتنی بر PCR
نشان‌گرهای DNA غیر مبتنی PCR(6).

شکل 1-1 انواع نشان‌گرهای ژنتیکی‌(10)
1-3-3-1 نشان‌گرهای غیر مبتنی بر PCRاین دسته از نشان‌گرهای DNA بدون استفاده از روشPCR تولید می‌شوند و مورد استفاده قرار می‌گیرند.
انواع نشان‌گرهای غیر مبتنی بر PCR به شرح زیر است:
تفاوت طول قطعات حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‏های محدودگر(RFLP)
پویش ژنومی نشانه‏های هضم (RLGS)
ماهوارک‏ها
1-3-3-1-1 تفاوت طول قطعات حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‌های محدودگر( (RFLPسرگروه نشان‌گرهای غیر‌مبتنی برPCR ، همان تفاوت طول قطعه‏های حاصل از هضم DNA توسط آنزیم‏های محدودگر یا RFLP است. از بین نشان‌گرهای مولکولی DNA، RFLP ها اولین نشان‌گرهایی بودند که برای نقشه‌یابی ژنوم انسان توسط بوتستین و همکاران در سال 1980 و پس از آن برای نقشه‌یابی ژنوم گیاهان توسط بر و همکاران در سال 1983 مورد استفاده قرار گرفتند. در اوایل دهه 1980 بوتستین و همکاران استفاده از تفاوت طول قطعه‏های حاصل از هضم یا RFLP را برای مطالعه‏ی مستقیم DNA و یافتن نشان‌گر‏های ژنتیک جدید معرفی کردند. این تحول از پیامد‏های منطقی کشف آنزیم‏های محدودگر بود. این آنزیم‏ها که بسیار اختصاصی‏ هستند، ردیف‏های ویژه‏ای را روی مولکولDNA شناسایی کرده و آنها را از محل خاصی (نقطه‏ی برش) برش می‏دهند‌(7).
RFLP الزاما مختص ژن‏های خاص نیست، بلکه در کل ژنوم پراکنده است. ازاین رو، از نشان‌گرهای RFLP برای نقشه‌یابی تمام ژن‌ها در ژنوم انسان استفاده می‏شد(5). علاوه برRFLP که هنوز هم از قدرتمندترین و معتبرترین نشان‌گرهایDNA است، انواع مختلف نشان‌گرهایDNA با تفاوت‌های زیادی از نظر تکنیکی و روش تولید، نحوه‌ی کاربرد، امتیاز‌بندی، تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج به سرعت ابداع ومعرفی شده‌اند‌(7).
مهم‌ترین مزایای RFLP
تکرارپذریری، دقت و قابلیت اعتماد این نشان‌گر فوق‌العاده زیاد است؛
این نشان‌گر هم‌بارز است و امکان تشخیص افراد خالص را از افراد ناخالص فراهم می‏آورد؛
فراوانی این نشان‌گر در حد بالایی است؛
RFLP تحت تاثیر عوامل محیطی داخلی و خارجی نبوده و صد در صد ژنتیکی است(8).
برخی معایب RFLP
دشواری، پیچیدگی و وقت‌گیر بودن؛
RFLP ژنوم‌های بزرگ نیازمند کاربرد مواد پرتوزا یا روش‌های پیچیده‏تر و گران‏تر بیوشیمیایی است؛
RFLP نیازمند نگه‌داری میکروارگانیسم‌ها به‌منظور تهیه‏ی کاوشگر است که خود بر پیچیدگی این روش می‏افزاید؛
هزینه‏ی اولیه و نگه‏داری کاوشگر‏ها و کاربرد آنها بسیار زیاد است؛
نیازمندی به مقدار نسبتا زیاد DNA از محدودیت‏های دیگر روش RFLPاست به‌طوری که ده‏ها میکروگرم از DNAبرای هر فرد به منظور تجزیه‏ی ژنوم مورد نیاز است؛
از دیگر محدودیت‏های این نشان‌گر آن است که در گونه‏های بسیار نزدیک به یکدیگر این نوع نشان‌گر‏ها آلل‏های مشابهی را نشان می‏دهند(8).
1-3-3-1-2 پویش ژنومی نشانه‏های هضم (RLGS)در سال1991، هاتادا و همکاران روشی را برای شناسایی و انگشت‌نگاری موجودات عالی ابداع و معرفی کردند. پیش از ابداع این روش که بر مبنای نشان‌دار کردن هم‌زمان انتهای هضم شده‏ی هزاران قطعه‌ی DNA است، ردیابی و ثبت موجودات عالی با روش نشان‌دار کردن انتهای هضم شده غیر ممکن می‌نمود. دو دلیل اصلی برای این تصور ذکر شده است:
ژنوم موجودات عالی بسیار بزرگ و پیچیده است برای مثال ژنوم انسان 109×3 جفت باز دارد و در نتیجه‏ی هضم آن با آنزیمی مانند EcoRI بیش از یک میلیون قطعه‌ی DNA به وجود می‌آید. تفکیک این تعداد مولکولDNA حتی با الکتروفورز دو بعدی نیز غیر ممکن است.
معمولا DNA ژنومی در هنگام استخراج به صورت تصادفی و غیر‌اختصاصی شکسته می‌شود و ایجاد مولکول‏هایی با انتهای تصادفی می‏کند. این امر سبب ایجاد پس‌زمینه‌ی ناشی از نشان‌دار شدن این انتهاها طی فرایند نشان‌دارکردن می‏شود‌(9).
برای رفع این دو نقص تدابیری پیش‏بینی شد و روش RLGS ابداع گردید. این روش جدید که برای تجزیه و تحلیلDNA ژنومی به‌کار می‌رود، بر مبنای این فرضیه است که نقاط برش اختصاصی آنزیم‏های محدودگر می‌توانند به‌عنوان نشانه و وجهه تمایز ارقام و افراد به کار گرفته‌شوند.
در این روش انتهای آزاد مولکول‌های DNA که در اثر صدمات مکانیکی در طی استخراج به وجود آمده‏اند، مسدود می‏شود. سپس برای کاهش پیچیدگی، DNA ژنومی توسط آنزیم‏های محدودگر، با محل برش نادر، هضم و نقاط برش به‌طور مستقیم با فسفر پرتوزا نشان‌دار می‏شوند. آنزیم‏های با محل برش نادر معمولا هزاران قطعه DNA به وجود می‏آورند. سپس با الکتروفورز دو‌بعدی، قطعه‏های هضم‌شده‏یDNA از هم جدا شده و خودپرتونگاری صورت می‏گیرد. این روش یک الگوی دو بعدی با هزاران نقطه‏ی پراکنده (قطعه‏های نشان‌دارDNA) ایجاد می‏کند که هر یک می‏توانند به عنوان یک نشان‌گر به کار گرفته شوند(10)
برخی از مزایای روشRLGS
در هر آزمایش هزاران نشان‌گر به‌دست می‌آید؛
مقدار کمی DNAمورد نیاز است؛
در صورت استفاده از آنزیم‌های محدودگر متفاوت، تفاوت‏های بیشتری ظاهر و ثبت خواهند شد[10].
برخی از معایب روش RLGS
DNA مورد نیاز برای این روش باید از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد؛
هضم ناقص DNA توسط آنزیم‏های محدودگر نتایج تکرار ناپذیر و گمراه کننده‏ای خواهد داشت؛
این روش پیچیدگی فوق العاده‏ای داشته و تفسیر نتایج حاصل از آن دشوار است(10).
1-3-3-1-3 ماهوارک‏ها
ماهوارک‏ها نخستین بار در سال 1985 توسط جفری و همکاران گزارش شدند. پس از آن در سال 1988 تکثیر جایگاه‏های ژنی خاص نواحی تکرارشونده، روی ماهوارک‏ها در ژنوم انسان انجام شد.
این دسته از نشان‌گرها از نظر تکنیکی مبتنی بر استفاده از کاوشگرهای مصنوعی و کاربرد مواد پرتوزا و روش ساترن هستند.
ماهوارک‌ها واحدهایی 10 تا 100 جفت بازی هستند که ممکن است صدها بار تکرار شده باشند. آنها معمولا یک هسته مشترک 10 تا 15 جفت بازی دارند که احتمالا در تنوع‌پذیری ماهوارک‌ها موثرند. ماهوارک‌ها بیش‌تر در نواحی یوکروماتین ژنوم پستانداران، قارچ‌ها و گیاهان متمرکز‌ند. تنوع‌پذیری ماهوارک‌ها در حدی است که گاهی در انگشت‌نگاریDNA انسان مورد استفاده قرار می‏گیرند. از جمله‌ی ماهوارک‌ها می‏توان به تکرارهای پشت سر هم با فراوانی بالا (VNTR) اشاره کرد[11]. VNTR ها به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند: VNTR تک مکانی و VNTR چند مکانی.
دسته‏ی نخست، تعداد متفاوت ردیف‌های تکراری در یک جایگاه ژنی و دسته‏ی دوم تعداد متفاوت ردیف‌های تکرار‌شونده در چندین جایگاه ژنی را نشان می‌دهند. الگوی بانددهی به‌دست آمده با استفاده از کاوشگر‌های VNTR تک مکانی ساده‏تر و قابل فهم‌تر است، زیرا هر فرد تعداد کمی باند واضح را نشان می‏دهد. در حالی‌که تعداد باندهای به دست آمده از کاوشگرهای مخصوص VNTRچند‌مکانی بیش‌تر است، به‌طوری که به‌طور هم‌زمان تا بیش از 30 باند به دست می‏آید(12).
در نخستین نشان‌گرهای مبتنی بر ماهوارک‌ها، از الیگونوکلئوتید‏های حاوی ریزماهواره به عنوان کاوشگر استفاده گردید و توسط علی و همکاران انگشت‌نگاری الیگونوکلئوتیدی نام‌گذاری شد.
از کاوشگرهای الیگونوکلئوتیدی نشان‏دار‌شده مکمل با موتیف‌های کوتاه تکرار‌شونده در هیبریداسیون در ژل، با به کارگیری DNAژنومی برش داده شده با آنزیم‌های برشی خاص و الکتروفورز ژل آگارز استفاده شده است. گوبتا و وارشنی در سال2000 طی تحقیقات خود مراحل زیر را برای انگشت‌نگاری الیگونوکلئوتیدی مطرح کردند:
جداسازیDNA ژنومی با وزن مولکولی زیاد
هضم DNAژنومی با یک آنزیم محدودگر مناسب
تفکیک قطعه‌های حاصل از هضم روی ژل آگارز
انتقال ساترن قطعه ها به غشا
دو ‏رگ‏گیری غشا با کاوشگر‏های(نشاندار با مواد پرتوزا یا غیر پرتوزا) الیگونوکلئوتیدی دربردارنده‏ی ردیف‌های دو یا سه تایی تکراری
خودپرتونگاری یا رنگ آمیزی برای مشاهده‏ی قطعه‌های دو رگ‌شده.
به‌کمک این روش می‌توان تنوع نواحی تکرار‌شونده‏ی مورد نظر را آشکار کرد. قطعه‌هایی از DNA که با الیگونوکلئوتیدها دو ‌رگ می‌شوند، در دامنه‌ای از اندازه‏ی چند صد جفت تا ده کیلو جفت باز قرار می‏گیرند. هم‌چنین گاهی بیش از یک نوع ماهواره در داخل یک قطعه‏ی برش داده شده قرار می‌گیرد. تفاوت‏هایی که این نوع نشان‌گرها نشان می‏دهند، به دلیل تفاوت در طول قطعه‌های برش داده‌شده‌ای است که در بردارنده‏ی ماهوارک‌ها هستند. از این روش برای شناسایی ژنوتیپ‌ها و همچنین در ژنتیک جمعیت استفاده می‌شود(12).
پس از مدتی، لیت و لوتی و سه گروه دیگر همین روش را برای ریزماهواره‏ها(عمدتا از نوع (CA)n) به‌کار بردند و دریافتند که ریز ماهواره‏ها به دو دلیل به مراتب آسانتر از ماهوارک‌ها با روش PCR تکثیر می‏شوند:
1-ریزماهواره‏ها کوچکتر از ماهوارک‏ها هستند؛
2-ردیف‌های تکرار‌شونده ریز ماهواره‏ای فراوانتر و توزیع آنها در کل ژنوم یکنواخت‌تر ازماهوارک‏هاست(13).
1-3-3-2 نشان‌گرهای مبتنی بر PCRنشان‌گرهای مبتنی بر PCR نشان‌گرهایی هستند که از توالی الیگونوکلئوتیدی به عنوان آغازگر برای تکثیر قطعه‏ی خاصی از DNA استفاده می‌کنند. روش‏های مختلف در این گروه، در طول و توالی آغازگرها، سختی شرایط PCR و روش‏های جداسازی و آشکار کردن قطعات با همدیگر فرق دارند.
انواع نشان‌گرهای مبتنی بر PCR به شرح زیر است:
تفاوت طول قطعه‌های حاصل از تکثیر(AFLP)
DNA چند شکل تکثیر‌شده‏ی تصادفی(RAPD)
تفاوت تک نوکلئوتیدی(SNP)
نشان‌گرهای مبتنی برنقاط نشانمند از ردیف (STS)
1-3-3-2-1 تفاوت طول قطعه‌های حاصل از تکثیر (AFLP)
در سال 1995 نشان‌گرهای جدیدی ابداع و معرفی شدند که به نظر می‌رسد بسیاری از محدودیت‌های نشان‌گر‌های پیشین را نداشته باشند. در این روش که AFLP نامیده می‏شود نشان‌گرهایی تولید می‏شوند که علاوه بر دارا بودن مزایایRFLP مانند دقت و تکرار‌پذیری ویژگی‌های مثبت روش‌های مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز را نیز دارند. پایه‌ی این روش تکثیر انتخابی برخی قطعه‌ها از بین تمام قطعه‌های هضم شده‌ی DNA است و سه مرحله‌ی مجزا دارد:
هضمDNA با یه جفت آنزیم محدودگر و اتصال آنها به آداپتور‌های اولیگونوکلئوتیدی؛
طراحی، ساخت آغازگر و تکثیر انتخابی دسته‌ای از قطعه‌های حاصل از هضم .با استفاده از ردیف بازی آداپتور‌ها و نیز ردیف بازی نقاط برش، طراحی و ساخت آغازگر انجام می‌شود، اما برای تکثیر انتخابی قطعه‌های حاصل از هضم دو، سه یا چند نوکلئوتید به انتهای’3 ردیف آغازگر اضافه می‌شود که موجب می‌گردد فقط قطعه‌هایی تکثیر‌شوند که ردیف بلافصل آنها در مجاورت نقطه‌ی برش ،مکمل نوکلئوتیدهای یاد شده باشد؛
جداسازی قطعه‌های حاصل از تکثیر روی ژل‌های توالی‌یابی(پلی‌اکریل‌آمید) و خودپرتونگاری یا رنگ‌آمیزی نقره برای ثبت نتیجه‌ها.
با استفاده از این روش تعداد زیادی از قطعه‌های حاصل از هضم، تکثیر و قابل رویت می‌شوند. این در حالی است که نیازی به دانش اولیه در مورد توالی‌بازی قطعه‌هایی که تکثیر می‌شوند، وجود ندارند. هر یک از این قطعه‌هایی که به صورت باند روی ژل ظاهر می‌شوند، می‌توانند به عنوان یک نشان‌گر ژنتیک مورد استفاده قرار گیرند.
تعداد قطعه‌هایی که با این روش تکثیر می‌شوند، به دقت و توانمندی روش‌های جداسازی (الکتروفورز)، ثبت نتایج و تعداد نوکلئوتید اضافه شده به انتهای آغازگر بستگی دارد. معمولا در این روش بین پنجاه تا صد قطعه‌ی حاصل از هضم تکثیر و با استفاده از ژل‌های پلی‌اکریل‌امید واسرشت ساز ثبت می‏شوند(19)
مزایای AFLP
این روش در مقایسه یا سایر روش‌ها بیشترین تعدا نشان‌گر‌ها به ازای هر ژل را ایجاد می‌کند؛
در این روش نیازی به تهیه و تدارک و نگه‌داری کاوشگر نیست .دقت و تکرار‌پذیری این نشان‌گر به دلیل انتخاب دمای زیاد هم رشته‌سازی و اتصال آغازگر به DNA الگو بیشتر از RAPD است(20).
معایب AFLP
پیچیدگی نسبی این روش در مقایسه با سایر روش‌های میتنی برPCR ؛
عدم اطلاع از جایگاه ژنی نشان‌گر‌ها؛
غالب بودن این نشان‌گر موجب عدم امکان تشخیص افراد خالص از ناخالص می‏گردد؛
تکثیر قطعه‌های غیر‌واقعی در AFLP موجب کاهش قابلیت اعتماد این روش می‏گردد(20).
1-3-3-2-2 DNA چندشکل تکثیرشده‏ی تصادفی(RAPD)در این روش از تک آغازگرهایی به طول هشت تا ده نوکلئوتید که ردیف بازی آن به طور قراردادی تعیین می‌گردد، استفاده می‏شود. در این واکنش یک آغازگر منفرد نقاط مکمل خود را روی دو رشته‏ی DNA ژنومی می‌یابد و در آن نقاط به رشته‌های DNAمتصل می‌شود. چنانچه محل اتصال آغازگرها در روی دو رشته‏ی مقابل به هم نزدیک باشند(فاصله‏ای که DNA قابل تکثیر باشد)، ردیف بین آن دو نقطه طی واکنش PCR تکثیر خواهد شد. فراورده‌های واکنش PCRروی ژل آگارز از هم جدا می‏شوند. تولید هر باند بیانگر وجود شباهت زیاد بین ردیف بازی آغازگرها و ردیف بازی محل اتصال درDNA ژنوم است. به طور معمول هر آغازگر تکثیر چندین جایگاه مختلف را درDNA ژنومی هدایت خواهد کرد. وجود یا عدم وجود یک باند واحد در ژل های RAPD بیانگر جهش نقطه‌ای در محل اتصال آغازگرها و یا حذف یا (اضافه) شدن در ناحیه قابل تکثیر است. بنابراین چند شکلی در RAPDمعمولا به شکل حضور و غیاب یک باند پدیدار می‏شود. بدین معنی که نشان‌گرهای RAPD از نوع غالب‌اند و افرادی که دو نسخه از یک آلل دارند، به طور کمی از افرادی که یک نسخه از آن آلل را دارند، قابل تشخیص نیستند. تفاوت طول قطعه‏ها در RAPD از طریق تکثیر قطعه‌های DNA مکمل با ردیف‌های آغازگرهای اختیاری (ردیف مشخص ولی تصادفی) به‌دست می‌آیند. قطعه‏های تکثیر شده به صورت نوارهایی با وزن مولکولی متفاوت به‌طور مستقیم روی ژل قابل مشاهده‌اند (15).
مزایای RAPD
عدم نیاز به کاوشگر، مواد پرتوزا و غیره؛
امکان بررسی هم زمان چندین جایگاه در ژنوم؛
عدم نیاز به اطلاعات اولیه در مورد ریف DNA برای ساخت آغازگر(16).
معایب RAPD
عدم تکرار پذیری؛
حساسیت بسیار به آلودگی؛
در صورت تغییر شرایط محیطی ظهور باندهای جدید؛
نامعلوم بودن جایگاه نشان‌گر RAPD روی نقشه‌ی ژنتیکی(16).
1-3-3-2-3 تفاوت تک نوکلئوتیدی(SNP)تنوع‌ها و تفاوت‌هایی که به واسطه‏ی اختلاف در یک جایگاه نوکلئوتیدی(به علت جایگزینی، حذف یا ازدیاد) اتفاق می‌افتند، با عنوان تفاوت تک نوکلئوتیدی نامیده می‏شوند. این نوع از تنوع به‌وفور در ژنوم انسان اتفاق می‏افتد به طوری که مطالعات انجام گرفته توسط کاتانو-آنولز و گرس هوف (1998) در ژنوم انسان و اسب نشان می‏دهد که در فاصله‏ی هر دویست و پنجاه تا چهارصد نوکلئوتید یک SNP وجود دارد(17).
با اینکه‌SNP ها به وفور در ژنوم انسان یافت می‌شوند، ولی ایجاد و توسعه‌ی نشان‌گرهای SNP چندان آسان نیست. تهیه نشان‌گر‏های SNP شامل مراحل زیر است:
تعیین ردیف DNA اطراف SNP؛
تکثیر قطعه‌ای منحصر به فرد از DNA به کمک PCR به منظور غربال SNP؛
شناسایی SNP که شامل مشاهده‌ی دو آلل در افراد مختلف می‌باشد؛
مکان‌یابی نشان‌گر SNP و تعیین جایکاه خاص کروموزومی آن؛
تعیین فراوانی دو آلل در جمعیت؛
بررسی SNP در افراد و ژنوتیپ‌های مختلف(17).
برخی از معایب نشاگرهای SNP
SNPها به دلیل داشتن فقط دو آلل در یک جایگاه ژنی نسبت به نشان‌گر‌های چند آللی، اطلاعات کمتری را در نقشه‌های پیوستگی نشان می‌دهند؛
شناسایی نشان‌گرSNP بسیار پر‌هزینه و هم‌چنین زمان‌بر است(17).
1-3-3-2-4 نشان‌گرهای مبتنی برنقاط نشانمند از ردیف(STS)هر نشان‌گری که مبتنی بر واکنش PCR باشد و با استفاده از آغازگرهای اختصاصی (معمولا بیش از بیست نوکلئوتید) ایجاد شود، یک نقطه‌ی نشانمند از ردیف نامیده می‏شود، زیرا پیش از طراحی آغازگر، بی‏شک در یک مرحله ردیف‌یابی صورت گرفته است. نشان‌گرهایی همچون تفاوت طول قطعه‌های قابل تکثیر (ALP) و ریزماهواره‏ها از آن جهت که مستلزم ردیف‏یابی برای طراحی آغازگر به منظور تکثیر DNA در یک نقطه‌ی خاص هستند، ذیل STS دسته‌بندی می‌شوند:
-تفاوت طول قطعه‏های قابل تکثیر(ALP)
-ریز ماهواره‌ها (18).
1-3-3-2-4-1 تفاوت طول قطعه‏های قابل تکثیر(ALP)
ALP یکی از ساده‏ترین و سریع‏ترین نشان‌گرهای مبتنی بر PCR است. اگر ردیف باز‏های قطعه‏ای از DNA در یک موجود مشخص باشد (یا دست کم بخشی از دو انتهای آن قطعه معلوم باشد)، براساس آن می‏توان به طراحی و ساخت مصنوعی آغازگرهایی به طول بیست تا سی نوکلئوتید اقدام کرد. چنان‌چه نمونه‏های مختلف DNA توسط این آغازگرها و از طریق واکنش زنجیره‏ای پلی‌مراز تکثیر و سپس روی ژل الکتروفورز از هم جدا شوند، در صورت وجود اختلاف در طول قطعه‏ی قابل تکثیر، باندهایی به اندازه‏های مختلف تولید خواهند شد که بیانگر وقوع پدیده‏ی حذف یا اضافه در بین نمونه‏های مورد مطالعه است. این تفاوت در اندازه‏ی قطعه‏های قابل تکثیر که جهش‏های ژنتیک را نشان می‏دهد به عنوان نشان‌گرهای ژنتیک مورد استفاده قرار می‏گیرد(14).
مزایای ALP
از نظر کاربردی در بین نشان‌گرهای DNA،یکی از سریع ترین و ارزان‌ترین‌ها است؛
به‌کاربرد مواد پرتوزا یا بیوشیمیایی پیچیده نیاز ندارد؛
به‌تدارک، نگهداری و کاربرد کاوشگرها نیاز ندارد؛
بسیار اختصاصی عمل می‌کند، تکرار پذیری آن خوب است و تا حد بسیار زیادی می‌توان به نتایج آن اعتماد داشت؛
به‌مقدار خیلی کمی از DNA نیاز است؛
هم‌بارز بودن این نشان‌گر امکان تشخیص افراد خالص از هر یک از انواع افراد ناخالص را فراهم می‌آورد(14).
معایب ALP
طراحی و ساخت آغازگرها، به اطلاعات اولیه در مورد ردیف DNAژنوم مورد مطالعه نیاز دارد که با توجه به اینکه ژنوم بسیاری از موجودات به طور کامل در دسترس نیست این روش استفاده بسیار کمی دارد؛
هزینه‌ی اولیه مورد نیاز به منظور تولید تعداد کافی نشان‌گر ژنتیک با توزیع مناسب در سرتاسر ژنوم بسیار زیاد و مستلزم صرف وقت است(14).
1-3-3-2-4-2 ریزماهواره‌هاریزماهواره‏ها شامل واحدهای یک الی شش تایی تکرار شونده هستند که در ژنوم بیشتر یوکاریوت‏ها پراکنده‏شده‏اند. به طوری که در هر ده کیلو جفت باز از ردیف DNA دست کم یک ردیف ریزماهواره‏ای دیده می‏شود. طول ریز‌ماهواره‏ها معمولا کمتر از 100 جفت باز بوده و توسط دو ردیف منحصر به فرد در دو طرف محدود شده‏اند. ریزماهواره‏ها به سه گروه عمده‌ی تکرارهای کامل، تکرارهای ناکامل (معمولا توسط بازهای غیرتکرارشونده قطع می‌شوند) و تکرارهای مرکب(دو یا تعداد بیشتری از واحدهای مجاور یکدیگر) تقسیم می‏شوند. تعداد تکرارها در هر واحد بسیار متفاوت است. حداقل تعداد واحد تکرار‌شونده برای ریز ماهواره‏های دو نوکلئوتیدی به ترتیب ده و هفت بار تکرار تعیین شده است(21).
مزایای ریزماهواره‏ها
کاربرد آنها و تفسیر نتایج نسبتا ساده است؛
سیستم چند آللی(تا 11 آلل) از ویژگی‌های بارز این نوع نشان‌گر است؛
ریزماهواره‌ها بسیار متنوعند؛
به وفور در ژنوم یوکاریوت‏ها یافت می‏شوند؛
بیشتر ریزماهواره‏ها غیر‏عملکردی هستند؛
همبارز هستند [22].
1-4 فراوانی، توزیع و سازماندهی ریزماهواره‏ها در داخل ژنومریزماهواره‌ها بسیار فراوان بوده و در کل ژنوم موجودات به صورت تصادفی پراکنده اند. فراوانی ریزماهواره ها در بین موجودات زنده متفاوت است. برای مثال تخمین زده شده است که ژنوم انسان به طور میانگین ده برابر بیشتر از گیاهان ریزماهواره دارد. علاوه برDNA کروموزومی تعداد زیادی ریزماهواره در DNA کلروپلاست ها نیز گزارش شده است. به کمک روش‏هایی از قبیل دورگه‏گیری در ژل، نقشه‏یابی ژنتیکی و فیزیکی و هم چنین دورگه‏گیری در محل فلورسنت، ثابت شده است که ریزماهواره ها به طور یکنواخت در ژنوم پراکنده‏اند. اگرچه در برخی موارد می توانند به صورت مجتمع قرار گرفته باشند(12).
1-5 مکانیسم ایجاد تنوع در طول توالی‏های تکراریچنین فرض می‏شود که جهش در تعداد واحدهای تکرار شونده در هر یک ازDNA های تکرار شونده با یکی از دو سازوکار کراسینگ آور نامساوی(uco) یا جفت نشدن ناشی از سرخوردن در طول رشته (خطای همانندسازی DNA ) صورت می‏گیرد. بیشتر عقیده بر این است که ریزماهواره‏ها و ماهواره‏ها توسط سازوکار کراسینگ آور نامساوی ایجاد می‏شوند، ولی در مورد ریزماهواره‏ها برخی افراد یکی از دو سازوکار و برخی دیگر هر دو سازوکار را موثر می‏دانند(23).
1-5-1 کراسینگ اور نابرابرگاهی کراسینگ اور نابرابر در داخل تکرارهای ریزماهواره‏ای بین کروموزوم های مشابه یا خواهری اتفاق می‏افتد و سبب تغییر در تعداد واحدهای تکرار شونده می‏شود.(شکل 1-2).کراسینگ اور نابرابر می‏تواند هم در میوز و هم میتوز اتفاق بیفتد. چنین توجیه می‏شود که وجود نواحی تکرارشونده احتمالا مانع از ردیف شدن کامل در همولوگ یا کروموزوم‏های خواهری می‏شود. به نظرمی‏رسد که این نوترکیبی مکانیزم اصلی ایجاد تنوع مینی‏ستلایتی است(23).

شکل 1-2 کراسینگ آور و مبادلات نابرابر بین کروماتیدهای خواهری سبب ایجاد حذف شدگی یا الحاق می‌شود(23.)
1-5-2 عدم جفت شدن ناشی از سرخوردن DNA در طول رشته(خطاهای همانند سازی)گاهی DNA پلی‌مراز در طول همانند سازی در نواحی تکرار شونده‏ی ریز ماهواره‏ای سر می‏خورد و موجب تغییر در تعداد واحد تکرار شونده می‏شود. در حقیقت سر خوردن پلی‌مراز در طول نواحی تکراری موجب عدم جفت شدن کامل دو رشته‏ی DNA شده و در نهایت حلقه‌هایی در رشته‌ی الگو یا رشته‏ی جدید ایجاد می‏شود(شکل1-3). این امر مکانیسم اصلی به وجود آورنده‏ی چندشکلی در میکروستلایت‌هاست(23).

شکل 1-3 متزلزل بودن پلی‌مراز حین همانندسازی DNA می‏تواند طول تکرار را به اندازه یک یا دو واحد تغییر دهد(23).اگر نتیجه‏ی همانند سازی ایجاد واحد های تکرار شونده‏ی اضافی باشد، حلقه در رشته ی جدید و اگر نتیجه‌ی همانند سازی کاهش در تعداد واحد‏های تکرار شونده باشد، حلقه در رشته‏ی الگو تشکیل خواهد شد(23).
گلدستین و شلوترر فرضیه‏ی عدم جفت شدن ناشی از سر‏خوردن در طول رشته را نسبت به فرضیه کراسینگ آور نامساوی به دلایل زیر به واقعیت نزدیکتر دانسته‏اند:
الف)‌در انسان بسیاری از تغییرات ریز ماهواره‏ای موجب تغییر در نشان‌گر های مجاور ناحیه ی ریز ماهواره‏ای نمی‌شود. بنابراین در ایجاد چنین تغییراتی نوترکیبی بی‏تاثیر است. از آنجا که جهش در فرضیه کراسینگ اور نامساوی، وابسته به نوترکیبی است، تغییرات ریز ماهواره ای و عدم تغییر نقاط مجاور با این فرضیه قابل توجیه نیست.
ب)‌نقصان در ژن‏هایی که در نوترکیبی نقش اساسی دارند تاثیری در پایداری ریز ماهواره‏ها ندارد.
ج)‌مطالعات انجام گرفته در ساکارومایسزسرویزیه نشان می‏دهد که پایداری ریز ماهواره‏ها در سلول‏هایی که تقسیم میوز را انجام می‏دهند مشابه با یاخته ها در تقسیم میتوز است. با توجه به اینکه نوترکیبی در میوز بیشتر از میتوز است، پس اگر فرضیه‏ی کراسینگ اور نامساوی صادق باشد، باید ریز ماهواره‏ها در میوز ناپایدارتر از میتوز باشد(23).
1-6 دامنه تنوع واحدهای تکرارشوندهدو مدل متفاوت برای توصیف دامنه‏ی تنوع تعداد واحدهای تکرار شونده‏ی ریز ماهواره‏ای وجود دارد:
1.مدل جهش گام به گام
2. مدل آللی نا محدود
1-6-1 مدل جهش گام به گاماگر فرض کنیم در ریزماهواره‏ها یک گام معادل تغییر در یک واحد تکرار شونده باشد، بنابر این مدل ریز ماهواره‏ها از نظر اندازه فقط در تعداد محدودی گام تفاوت دارند، به‌طوری که هر گام از گام بعدی به وسیله‏ی یک واحد تکرار شونده جدا می‏شود. در این مدل چنین فرض می‏شود که بسیاری از جهش‏های با فراوانی زیاد، فقط ریزماهواره‏ها را در یک گام یا دو گام‌(در یک زمان) تغییر می‏دهند. طرفداران این نظریه معتقدند که در بیشتر آزمایش‏ها، بیشترین تغییر در ساختار ریزماهواره‏ها مربوط به افزایش یا کاهش در یک واحد تکرار شونده بوده است(10).


1-6-2 مدل آللی نا‏محدودبر اساس این مدل هیچگونه محدودیتی در اندازه‏ی پتانسیل ریزماهواره‏ها وجود ندارد. از این رو تعداد نا محدودی از انتخاب‏ها می‌توانند اتفاق بیفتند که تمامی آنها احتمال یکسان را داشته باشند.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که ترکیبی از این دو مدل(عموما تغییر در یک یا دو واحد تکرار شونده و به مقدار کمتر تغییرات بزرگتر) بهتر می‌تواند تغییرات جهشی در ریزماهواره‏ها را توضیح دهد(10).
1-7 مارکرهای STRتوالی‏های تکراری کوتاه پشت سر هم(STRS) ، توالی‏های تکرارشونده کوتاه با طول 1-13 نوکلئوتید هستند که به شکل سر به دم قرار می‏گیرند. در ژنوم انسان، معمول‏ترینSTR ، توالی دو نوکلئوتیدی [CA]n است،که در این فرمول n تعداد تکرارهاست که معمولا بین 5 تا 20 بار متغیر است(24).
1-8 کاربرد مارکرهای STRمارکرهایSTR کاربردهای فراوانی دارد که از مهمترین آنها تعیین هویت افراد است(25). تعیین هویت در موارد بسیاری کاربرد دارد که از جمله‏ی آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- مطالعات شجره‏ای و روابط فامیلی
2- شناسایی هویت قربانیان حوادث
3- تعیین هویت در موارد جنایی
4- ردیابی تاریخ بشر و مطالعات جمعیتی(26).
1-8-1 مطالعات شجره‏ای و روابط فامیلیاز مارکرهایSTR می توان برای بررسی خویشاوندی دو یا چند نفر استفاده کرد. این نوع مطالعه را آنالیز فامیلی می‌گویند و کاربرد متداول آن در بررسی رابطه والدین ـ فرزندی است(27).
هرساله بیش از 300000 مورد تست ابویت به منظور تعیین رابطه پدر فرزندی در ایالات متحده انجام می‏شود. این تست‏ها معمولا شامل یک مادر، یک کودک و یک یا چند پدر مدعی است. همانطور که می‏دانیم هر فرد دارای دو سری آلل می‏باشد که یک سری آن را از پدر و سری دیگر را از مادر دریافت کرده است. بدین منظور آلل‏های پدر و فرزند برای یافتن تعدادی از جایگاه‏هایSTR مورد بررسی قرار می‏گیرند. اساس این تست بر این است که در فقدان جهش، آلل‏های کودک باید مطابقت کاملی با آلل‏های پدری و مادری داشته باشد(28-29-30).

شکل 1-4 آلل‏های فرزندان مجموعه‏ای از آلل‏های والدین آنها می‏باشد(26).علاوه بر این بسیاری از افراد برای شناسایی اقوام خود از مارکرهایSTR استفاده می‏کنند. برای مثال با آنالیز STR های کروموزومY می توان نسبت فامیلی میان مردان یک خانواده را مشخص کرد. زیرا همان‌طور که می‏دانید کروموزومY توارث پدری دارد و از پدر به تمام پسران به ارث می‌رسد. پس طبیعی است که تمام پسران خانواده در همه‏ی نسل‌هاSTR های یکسانی روی کروموزوم Y خود داشته باشند. آزمایشی که بدین منظور انجام می‏گیرد آزمایش Y-filer نامیده می‏شود. به کمک این آزمایش می‏توان روابط میان برادرها، عمو و برادرزاده و... را مشخص نمود(27-31).
1-8-2 شناسایی هویت قربانیان حوادثفجایع بزرگ، طبیعی یا بدست بشر، می‌تواند جان افراد بسیاری را بگیرد، تست‏‏‏هایی که برای شناسایی قربانیان حادثه انجام می‏شود، تست تعیین هویت قربانیان حادثه نامیده می‏شود. از این تست در مواردی مانند سقوط هواپیما ،آتش سوزی‏های بزرگ و حوادث تروریستی استفاده می‏شود. در این قبیل حوادث با استفاده از اسامی افراد، خانواده‏های آنها شناسایی می‏شوند و پس از مراجعه‏ی خانواده‌ها، از اعضای خانواده شامل پدر، مادر، فرزند، خواهر و برادر نمونه‏ی DNA گرفته می‏شود و نواحی STR آنها بررسی می‏شود. پس از این مرحله با استفاده از DNAبه دست آمده از بقایای اجساد پروفایل ژنتیکی آنها تهیه می‏شود و در نهایت با مقایسه‏ی پروفایل‏های تهیه شده هویت قربانیان شناسایی می‏شود(32).
1-8-3 تعیین هویت در موارد جناییتعیین هویت در موارد جنایی شامل دو بخش می‏باشد:
شناسایی افراد مجهول الهویه
ردیابی مجرمین(25).
1-8-3-1 شناسایی افراد مجهول الهویههر ساله میلیون‏ها نفر در سراسر جهان تحت شرایط مشکوکی مفقود می‏شوند. بسیاری از این افراد قربانی فعالیت‏های مجرمانه از قبیل تجاوز و قتل می‏شوند و هویت آنها ناشناس باقی می‏ماند. در این موارد هم می‏توان از مارکرهای ژنتیکی موجود در DNA افراد برای تعیین هویت آنها استفاده کرد(33).
سه دسته نمونه در مورد افراد قربانی وجود دارد:
1-نمونه مستقیم از فرد قربانی
2-نمونه خانواده قربانی
3-نمونه‌های ناشناس باقی مانده از انسان در صحنه‏ی جرم
این نمونه‏ی باقی مانده می‏تواند استخوان، دندان، بافت، تار مو، لکه ی خون و یا هر چیز دیگری باشد(34).
1-8-3-2 ردیابی مجرمینعلاوه بر این می‏توان از آنالیز DNA برای ردیابی و شناسایی مجرمین استفاده کرد. این که فردی مرتکب جرم و جنایتی بشود و نمونه‌ای از DNA خود را به جا نگذارد، تقریبا غیرممکن است. مو، لکه‌های خون و حتی اثر انگشت، مقادیر بسیار جزئی از DNA را دارند که برای مطالعه با PCR کافی هستند. این بررسی‌ها لازم نیست که بلافاصله انجام شوند، زیرا در سال‌های اخیر، با آزمایش DNA روی مواد بایگانی شده، تعدادی از جنایات گذشته ـ با عنوان پرونده‌های مختومه ـ نیز روشن شده است(35).
باید به خاطر داشته باشیم که یک پروفایل DNA به تنهایی فاقد اعتبار است و کاربردی ندارد. همیشه برای بررسی یک پروفایل DNA نیاز است که یک مقایسه‏ای انجام شود:
1-نمونه ی مورد بررسی که با Q مشخص می شود
2-نمونه شناخته شده که با K نمایش داده می شود
در موارد جنایی، نمونه ی صحنه ی جرم (Q) با نمونه ی فرد مظنون (K) و یا مظانین (K1,K2,K3,K...) مقایسه می شود . در یک مورد بدون مظنون، نمونه ی صحنه ی جرم با نمونه هایی که در اطلاعات کامپیوتری از افراد سابقه دار وجود دارد، بررسی می شود . (K1,K….,KN)(34).

شکل 1-5 شناسائی مجرمین به کمک مارکرهای STR(26).1-8-4 ردیابی تاریخ بشر و مطالعات جمعیتیباستان شناسان با بررسی و مقایسه توالی DNA انسان‌های امروزی با افراد مرده، به کشف منشأ تکاملی انسان امروزی و مسیرهای استقرار انسان در کره زمین می‌پردازند. این زمینه تحقیقاتی آرکئوژنتیک نامیده می‌شود(35).
ردیابی مهاجرت انسانی در طول تاریخ با استفاده از آنالیز DNA روش نوینی است. هدف از این کار تخمین ارتباط میان جمعیت ها بر اساس شباهت‏ها و تفاوت‏هایDNA آنها است. به همین منظور پروژه‏ی عظیمی در سال2005 به منظور ردیابی تاریخ بشر انجام شد که در آن از ده ها هزار نفر از افراد در سراسر جهان آزمایش به عمل آمد. اساس کار بر این مطلب است که اگر تکامل ژنوم‏ها به دلیل انباشتگی جهش ها رخ داده باشد، بنابراین میزان اختلاف در توالی نوکلئوتید های دو ژنوم می تواند زمان حضور جد مشترک آنها را مشخص نماید. انتظار می رود دو ژنومی که اخیرا از یکدیگر جدا شده اند در مقایسه با دو ژنومی که جد مشترک آنها قدیمی‏تر است، اختلاف کمتری داشته باشند(36).
در مطالعه روی یافتن مبدا انسان‏های امروزی و الگوی جغرافیایی مهاجرت‏های بشر از مطالعه‏ی ژن‏ها در جمعیت‏ها می‏توان استفاده کرد. بدین منظور ژن‏های انتخابی جهت بررسی باید دارای گوناگونی باشند. در صورت فقدان گوناگونی ژن‏ها، اطلاعات فیلوژنتیکی بدست نمی‏آید، زیرا همه‏ی افراد حتی اگر به جمعیت‏های مجزایی تقسیم شده باشند که تنها به صورت متناوب با یکدیگر آمیزش داشته‏اند، همچنان دارای همانندی‏های بسیاری خواهند بود. بدین معنی که توالی DNA مورد استفاده در آنالیز فیلوژنتیکی باید از متنوع ترین توالی‏های متغیر باشد(36).
در انسان از سه نوع توالی استفاده می‏شود :
ژن های چند آللی مانند اعضای خانواده‏ی HLA، که اشکال بسیار متفاوتی دارند .
ریز ماهواره‏ها که STR ها نیز جز این گروه به حساب می‏آیند .
DNA میتوکندریایی که به دلیل فقدان سیستم‏های ترمیمی موجود در هسته‌های سلول انسان که نسبتا به سرعت دچار انباشتگی نوکلئوتیدی می‏شوند. انواع مختلف DNA میتوکندریایی موجود در یک گونه را هاپلوگروه می‏نامند(36).
باید توجه نمود که آلل‌ها و هاپلوگروه‌های مختلف به طور هم‌زمان در جمعیت‌ها وجود دارند. به این ترتیب این لوکوس‏ها چند شکلی بوده و به کمک مقایسه ترکیب آلل‌ها و یا هاپلوگروه‌های آنها می‌توان اطلاعات مربوط به وابستگی بین افراد مختلف را بدست آورد. به دلیل جهش‌های ایجاد شده در سلول‏های تولید مثلی هر یک از موجودات، آلل‏ها و هاپلوگروه‏های جدیدی در جمعیت ظاهر می‏شوند. هر یک از آلل‏ها، فراوانی آللی خود را دارند که در طول زمان به دلیل انتخاب طبیعی و تغییر ژنتیکی اتفاقی تغییر می‌کند. انتخاب طبیعی به دلیل تغییر در تناسب (توانائی یک موجود جهت بقا و تولید نسل) رخ می‌دهد و بنابر نظریه‌ی داروین منجر به حفظ انواع مناسب و از بین رفتن انواع زیان آور می‏گردد. به این ترتیب انتخاب طبیعی، فراوانی آلل‏های کاهنده‏ی تناسب را کم کرده و فراوانی آلل‏های افزاینده‌‌ی تناسب را افزایش می‏دهد. در حقیقت در یک جمعیت آلل‏های اندکی ایجاد می‏شوند که تاثیر قابل توجهی بر تناسب موجود داشته باشند، اما هم‌چنان فراوانی آنها به دلیل تغییر ژنتیکی اتفاقی که جز جدا نشدنی طبیعت تولد،تولید مثل و مرگ است در حال تغییر می‏باشد. به دلیل انتخاب طبیعی یا تغییر ژنتیکی اتفاقی ممکن است یک آلل در جمعیت غالب شده و فراوانی آن به صد در صد نیز برسد، به طوریکه این آلل در جمعیت تثبیت شود. اگر یک گونه به دو جمعیت تقسیم شود به طوریکه آمیزش‌های فراوانی بین دو جمعیت رخ ندهد، فراوانی آلل در دو جمعیت به طور مختلف تغییر می‌کند. بنابراین پس از چند ده نسل این دو جمعیت ویژگی‏های ژنتیکی مجزایی را کسب می‏کنند. سرانجام جایگزینی ژنی متفاوتی در این دو جمعیت اتفاق می‏افتد ولی حتی قبل از آن نیز می‏توان از روی اختلاف فراوانی آللی در دو جمعیت، آن دو را از هم باز شناخت(36).
محققان طی سال‏ها تحقیقات در سراسر جهان با استفاده از اصول تئوری اطلاعات، پارامترهای عمومی برای هر جمعیت را به منظور تعیین مقدار اطلاعاتی که مارکرهای STR در جمعیت‏ها به ما می‏دهند، تعریف کردند. در یک نمونه‏گیری از مارکرهای افراد از سراسر جهان، مارکرهایی که بیشترین چندشکلی را در میان جمعیت‏های مختلف داشتند و منحصر به جمعیت‏های خاص بودند، انتخاب شدند .امروزه از این مارکرها برای بررسی تنوع و تفاوت میان جمعیت‏ها استفاده می‏شود(37).
1-9 سایر کاربردهای مارکرهای STRمارکرهای مختلف STR تحت عنوان کیت های تجاری مختلف در کنار تست‏های تعیین هویت کاربردهای گسترده‏ی دیگری دارند که از مهم ترین آنها می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
جمع آوری سلول های جنینی از خون مادر؛
بیماری های نقشه‏ی ژنومی؛
مشخص نمودن خطوط سلولی؛
تعیین هویت افراد استفاده کننده‏ی سرنگ مشترک؛
تشخیص کلون‏های موفق؛
بررسی و نظارت بر روی پیوند عضو؛
تشخیص کایمرهای ژنتیکی؛
تشخیص تومورهای سرطانی(26).
1-9-1 جمع آوری سلول های جنینی از خون مادرهنگامی که یک خانم باردار است تعدادی از سلول‌های جنینی می‏توانند از راه جفت وارد جریان خون مادر شوند. جمع‌آوری این سلول ها که تحت عنوان micro chimerism خوانده می‏شود و بررسی آنها با مارکرهای STR یک روش غیر تهاجمی برای تعیین رابطه‌ی پدر فرزندی است. همچنین با استفاده از این روش می‏توان جنسیت جنین را نیز تعیین نمود(26).
1-9-2 نقشه‏ی ژنوم بیماری‏ها
اسکن ژنوم انسان برای شناسایی نقشه ژنوم بیماری‏ها به طور معمول با استفاده از حدود چهارصد نشان‌گر STR در سراسر ژنوم در فواصل 10 سانتی مورگان انجام می‏شود. مرکز تحقیقات بیماری‏های ارثی در طول سال ها مطالعات و آزمایشات بسیاری را روی صدها نفر با استفاده از مارکرهای STR انجام داده است. هدف از این آزمایشات یافتن ارتباط میان فراوانی آللی در جمعیت های مختلف و بیماری های ژنتیکی بود. در پژوهش‌های صورت یافته ارتباط میان برخی مارکرها و بیماری‏ها مشخص شد. پس از آن از مارکر‏های مذکور می‏توان برای شناسایی تعیین دقیق محل ناشناخته‏ی ژن بیماری استفاده کرد(26).
1-9-3 تعیین هویت افراد استفاده کننده از سرنگ مشترکیکی دیگر از کاربردهای مارکرهایSTR نشان دادن به اشتراک گذاری سرنگ در میان مصرف کنندگان مواد مخدر است. با این روش و با استفاده ازجایگاه D8 آزمایشگاه قادر به تشخیص هویت فرد و یا افرادی است که از یک سرنگ مشترک برای تزریق مواد مخدر استفاده کرده‏اند. با این روش می‏توان هویت شخصی را که منشا انتقال بیماری عفونی بوده و از سرنگ مشترک با سایر افراد استفاده می‏کرده تعیین نمود(26).
1-9-4 تشخیص کلون‏های موفقهنگامی که یک موجود کلون می‏شود ازSTR Typing برای آزمایش آن موجود استفاده می‏شود. برای مثال در کلون کردن موجوداتی مانند سگ و گربه. این روش برای آزمودن میزان موفقیت در کلون کردن به کار می‏رود. اگر یک پروفایل STR یکسان میان موجود کلون شده و سلول‎های مادری اولیه مشاهده نشود، در این صورت کلون کردن موفقیت آمیز نبوده(26).
1-9-5 بررسی و نظارت روی پیوند عضواز کاربردهای دیگر مارکرهای STR، نظارت پیوند سلول‏های پیوند شده بعد از پیوند مغز استخوان است، آزمایش STR از فردی که پیوند گرفته می‏تواند در تشخیص نارسایی پیوند مفید واقع شود(26).
1-9-6 تشخیص کایمرهای ژنتیکیChimerism حضور دو خط سلولی ژنتیکی متفاوت در یک ارگانیسم است که می‏تواند از طریق پیوند سلول‏های بنیادی خونی و یا انتقال خون و یا به طور ارثی در شخص اتفاق بیفتد. در سال 2004 آزمایشی روی افراد دهنده و گیرنده‏ی پیوند انجام شد که توانایی بالای 27 نشان‌گر STR به کار گرفته شده، ازجمله نشان‌گرهای CODIS در تشخیص کایمرها شگفت انگیز بود(26).
1-9-7 مشخص نمودن خطوط سلولیدر آزمایشگاه خطوط سلولی می‏توانند با سایر خطوط سلولی آلوده شوند. در نتیجه ممکن است با هم مخلوط و یا به یکدیگر تبدیل شوند احراز هویت خط سلولی انسان در حال حاضر به وسیله ی سازمانی در آمریکا انجام شده است. به کمک مارکرهای STR می‏توان آلودگی متقاطع بین خطوط سلولی مختلف را به سرعت کشف کرد و همچنین می‏توان برای مشخص کردن خطوط سلولی انسان به عنوان یک مرجع جهانی سود جست. در طول چند سال گذشته بیش از 500 خط سلولی از انسان به کمک این روش و با استفاده از 8 جایگاه STR بدست آمده است(26).
1-9-8 تشخیص تومورهای سرطانیفقدان هتروزیگوسیتی (LOH) پدیده‏ای است که در آن حذف در یک ناحیه‏ی لوکوس منجر به عدم تکثیر در PCR می‏شود، به طوری که یک هتروزیگوت واقعی به عنوان یک هموزیگوت به نظر می رسد. این پدیده در بسیاری از افراد مبتلا به تومورهای سرطانی دیده می‏شود. بررسی روی بافت های سرطانی با بافت نرمال با استفاده از STR نشان می‏دهد که جایگاه های مختلف در بافت سالم ارتفاع بلندتری نسبت به بافت های سرطانی نشان می دهند؛چرا که LOH سبب حذف در آن ناحیه شده است(26).
1-10 روش‏های کلی شناسایی هویت افراد در سطح مولکولیدو روش کلی برای شناسایی هویت افراد در سطح مولکولی عبارتند از:
اثر انگشت ژنتیکی از طریق هیبرید کردن با DNA جستجوگر
تعیین الگوی DNA با PCR توالی‌های کوتاه تکراری(38).
1-10-1 روش انگشت‌نگاری ژنتیکی از طریق هیبرید کردن با DNA جستجوگراولین روشی که در آنالیز DNA با هدف شناسایی افراد به کار رفت، روشی بود که در اواسط دهه 1980 توسط سر آلک جفری از دانشگاه لیستر ارائه شد . این روش براساس نوع دیگری از تنوع ژنوم انسان، موسوم به توالی تکراری بسیار متغیر پراکنده بود. همانگونه که از نام این توالی‌ها بر می‌آید، این توالی‌ها عبارتند از یک توالی تکراری که در جایگاه مختلفی‌(به‌طور پراکنده) از ژنوم انسان وجود دارد. نکته کلیدی این توالی‌ها این است که جایگاه ژنتیکی آنها متنوع است و در افراد مختلف در جایگاه‌های مختلفی از ژنوم قرار دارند(38).
توالی که در ابتدا برای انگشت‌نگاری ژنتیکی بکار رفت، توالی GGGCAGGANG (N: هریک از چهار نوکلئوتید) بود. برای تهیه اثر انگشت یک نمونه، DNA آن را با آنزیم محدودگر برش می‌دهند و قطعات حاصل را با استفاده از الکتروفورز ژل آگارز از هم تفکیک کرده و با آزمون ساترن بلات مورد بررسی قرار می‌دهند. هیبریداسیون با جستجوگری که دارای این توالی بود چند سری از نوارها را مشخص کرد. هریک از این نوارها مربوط به قطعه‌ای از DNA هضم شده بود که دارای این توالی تکراری بود. به دلیل تنوع جایگاه‌های این توالی اگر این آزمون با نمونه DNA فرد دیگری تکرار شود، نتیجه متفاوتی به دست می‌آید و می‌توان نتایج حاصل را انگشت‌نگاری ژنتیک این افراد محسوب نمود . در شکل 1-6 مراحل انگشت نگاری ژنتیکی نشان داده شده است(38).

شکل 1-6 مراحل انگشت نگاری ژنتیکی(38)
1-10-1-1 محدودیت‏های روش انگشت نگاریاین روش در کارهای جنایی خود را بسیار ارزشمند نشان داد اما سه محدودیت داشت:
مقادیر بالایی از DNA برای انجام آزمون مورد نیاز است، زیرا این روش نیازمند آنالیز هیبریداسیون است. برای انگشت‌نگاری نمی‌توان از مقادیر اندک DNA موجود در مو و لکه‌های خون استفاده کرد.
بحث کردن در مورد الگوهای حاصل از انگشت‌نگاری مشکل است، زیرا نوارهای حاصل شدت و ضعف‌های متفاوتی دارند. از نظر قانونی، کوچک‌ترین اختلاف شدت در انگشت‌نگاری ژنتیکی یک متهم برای برائت او کافی است.
با وجود اینکه جایگاه‌های تکراری پراکنده بسیار متنوع هستند، اما اندک احتمالی نیز برای یکسان بودن یا حداقل تشابه الگوی حاصل از دو فرد وجود دارد. این موضوع می‌تواند منجر به برائت یک متهم شود(38).
1-10-2 روش پروفایلینگ
روش قدرتمند پروفایلینگ DNA چنین مشکلاتی را ندارد. در پروفایلینگ از توالی‌های معروف به توالی‌های چند شکلی STR استفاده می‌شود. در این روش، به وسیله PCR با پرایمرهایی که به توالی‌های جانبی STR می‌چسبند، به سرعت می‌توان مقادیر بسیار اندک DNA را افزایش داد. بعد از PCR، محصولات از نظر اندازه نوارها یا وجود نوارهایی که الل‌ یا آلل‌های موجود در نمونه DNAی مورد آزمون هستند، با الکتروفورز ژل آگارز بررسی می‌شوند. روش پروفایلینگ DNA، به دلیل استفاده از PCR بسیار حساس است و امکان انجام آزمون روی مو و دیگر نمونه‌هایی که مقادیر اندکی DNA دارند، فراهم می‌آورد. در نتایج حاصل نیز شکی وجود ندارد و مقایسه میان پروفایل‌های DNA معمولا به عنوان یک مدرک پذیرفته می‌شود. با استفاده از این روش امکان اینکه دو نفر، البته بجز دوقلوهای یکسان، دارای پروفایل‌ مشابهی باشند برابر یک در 1015 می‌باشد. با توجه به جمعیت کره زمین که حدود 109×6 می‌باشد، امکان تشابه آماری پروفایل مربوطه در دو نفر به قدری اندک است که می‌تواند غیرممکن تلقی گردد. نوع هر STR با PCR بوسیله پرایمرهایی که با فلورسنت نشاندار شده‌اند و به دو طرف نواحی تکرار شونده متصل می‌گردند، تعیین می‌شود. سپس الل‌های موجود در STRها با تعیین اندازه به وسیله ژل الکتروفورز موئینه‌ای مشخص می‌شوند. دو یا چند STR می‌تواند با PCR چندگانه مشخص گردد، مشروط به اینکه محصولات از لحاظ اندازه همپوشانی نداشته باشند یا هر جفت پرایمر با فلورسانت متفاوتی نشاندار شده باشند تا امکان تشخیص در ژل الکتروفورز موئینه را داشته باشند. در شکل 1-7 مراحل روش پروفایلینگ نشان داده شده است‌(38).

شکل 1-7 مراحل پروفایلینگ ‌DNA(36).1-11 تاریخچه استفاده از مارکرهایSTR
مارکرهای STRبرای اولین بار به عنوان ابزاری قوی در تست تعیین هویت انسانی در سال 1990 به‌کار گرفته شدند. دستگاه پزشکی قانونی ((FSS مطالعه برای شناسایی جایگاه‌های جدید و ارتباط جایگاه های شناخته شده با تنوع در جمعیت‏ها را آغاز کرد. پس از آن پلیس سلطنتی کانادا (RCMP) به همراه تعدادی از آزمایشگاه‌های اروپا تلاش‌های اولیه را در رابطه با جایگاه های STR آغاز کردند. اولین جایگاه‏های مورد استفاده شامل چهار جایگاه TH01،VWA ، FES/FPS و.F13A1 نسل دوم کیت‌ها ((SGM شامل جایگاه‌های TH01، VWA‌، FGA ،D8S1179 ،D18S51 و D21S11 بود. پایگاه داده‌های ملی DNA انگلستان ((NDNAD در سال 1995 جایگاه ژن آمیلوژنین (برای تعیین جنسیت) را به کیت SGM اضافه کرد. با توجه به تکنولوژی STR Typingو موفقیت‏هایی که در این زمینه در انگلستان به‌دست آمد، FBI درصدد برآمد که با استفاده از لوکوس‌های STR، بنیان CODIS را شکل دهد(41).
1-12 CODIS چیست؟سیستم شاخص اندیس‌دهی ترکیبی CODISشامل سیزده جایگاه STRاست. در شکل 1-8 محل قرارگیری این جایگاه‌ها روی کروموزوم‌های انسان نشان داده شده‌اند. نرم افزار CODIS در سال 1990 به عنوان نرم افزاری برای FBI تاسیس گردید. این نرم افزار در صورت اولیه برای آنالیز پروفایل‏های RFLP مورد استفاده قرار می‏گرفت که در بانک اطلاعاتی قابل جستجو بود. تکنولوژی DNA پزشکی قانونی و تکنولوژی کامپیوتری با یکدیگر ادغام گردیدند و باعث بهبود این نرم افزار شدند و این بهبود در جهت نیاز‌های پزشکی قانونی صورت گرفت. در سال 1997نرم افزار CODIS بر اساس مارکرهای STR طراحی شد. سیزده جایگاه STRکه امروزه تحت عنوان CODIS خوانده می‏شوند، عبارتند‌از:
D8S2179
D21S11
D7S820
CSF1PO
D3S1358
TH01
D13S317
D16S539
VWA
TPOX
D18S51
D5S818
FGA (42).

شکل 1-8 جایگاه‌های CODIS روی کروموزوم های انسان(25).1-13 کیت مورد استفاده در تعیین هویت
برای تعیین هویت از کیتAmp FI STR Identifiler PCR Amplification استفاده می‌شود، که حاوی 15 جایگاه تترانوکلئوتید STRبه همراه مارکر آمیلوژنین که برای تشخیص جنسیت به کار می‏رود می‏باشد. از این پانزده جایگاه، سیزده جایگاه، جایگاه‌های شناخته شده‏ی سیستم اندیس دهی ترکیبی‌(CODIS) هستند، اما علاوه بر آنها دو جایگاه دیگر هم در این کیت گنجانده شده است. جدول(۱-1) نشان دهنده‌ی نام جایگاه‏های موجود در CODIS، به همراه موقعیت کروموزومی هر یک از جایگاه‏ها و آلل‏های موجود در هر جایگاه است(43).
جدول 1-1 جایگاه‏های موجود در کیت ABIآلل‌های موجود در هر جایگاه موقعیت کروموزومی نام جایگاه
8,9,10,11,12,13,14,15,16,17,18,19 8 D8S2179
24,24.2,25,26,27,28,28.2,29,29.2,
30,30.2,31,31.2,32,32.2,33,33.2,
34,34.2,35,35.2,36,37,38 21q11.2-q21 D21S11
6,7,8,9,10,11,12,13,14,15 7q11.21-22 D7S820
6,7,8,9,10,11,12,13,14,15 5q33.3-34 CSF1PO
12,13,14,15.16,17,18,19 3p D3S1358
4,5,6,7,8,9,9.3,10,11,13.3 11p15.5 TH01
8,9,10,11,12,13,14,15 13q22-31 D13S317
5,8,9,10,11,12,13,14,15 16q24-qter D16S539
15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25,
26,27,28 2q35-37.1 D2S1338
9,10,11,12,12.2,13,13.2,14,14.2,15,
15.2,16,16.2,17,17.2 19q12-13.1 D19S433
11,12,13,14,15,16,17,18,19,20,21,
22,23,24 12p12-pter VWA
6,7,8,9,10,11,12,13 2p23-2per TPOX
7,9,10,10.2,11,12,13,13.2,14,14.2,
15,16,17,18,19,20,21,22,23,24,25
26,27 18q21.3 D18S51
X,Y Amelogenin
7,8,9,10,11,12,13,14,15,16 5q21-31 D5S818
17,18,19,20,21,22,23,24,25,26,26.2
27,28,29,30,30.2,31.2,32.2,33.2,
42.2,43.2,44.2,45.2,46.2,47.2,48.2
50.2,51.2 4q28 FGA
1-14 معرفی استان‏ها1-14-1 استان کرمانشاه
کرمانشاه یکی از باستانی‌ترین شهرهای ایران است و بر اساس افسانه ها توسط طهمورث دیوبند - پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان ساخته شده است. برخی از مورخین بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند. کرمانشاه در زمان قباد اول و انوشیروان ساسانی به اوج عظمت خود رسید. در اوایل حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلو با 70 هزار نفر کرمانشاه و همدان را اشغال کرد. صفویه برای جلوگیری از تجاوز احتمالی امپراطوری عثمانی این شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شیخ علیخان زنگنه صدر اعظم صفوی به آبادانی و رونق کرمانشاه افزوده شد. تاورنیه، جهانگرد و بازرگان فرانسوی، درباره کرمانشاه چنین نوشته‌ است: ” هم زمان با حمله افغان و سقوط اصفهان که طومار فرمانروایی خاندان صفوی در نوردیده شد، کرمانشاه به جرم قرب جوار، با تهاجم عثمانی‌ها مواجه گردید و بار دیگر شهر رو به خرابی نهاد.“ نادر شاه به منظور آمادگی در مقابل تجاوز عثمانی‌ها، به این شهر توجهی خاص مبذول داشت. در زمان نادر شاه این شهر مورد هجوم عثمانی‌ها قرار گرفت. اما نادرشاه عثمانی‌ها را به عقب راند، ولی در اواخر زندگی نادرشاه، کرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانی‌ها مواجه شد. کرمانشاه در عهد زندیه دستخوش آشوب فراوانی گردید. به طوری‌که درکتاب ”تحفه العالم“ عبدالصیف جزایری از کرمانشاه به عنوان خرابه نام برده شده است. در دوره قاجار تا حدی از حملات عثمانی‌ها به ناحیه کرمانشاه کاسته شد. در سال 1267ه.ق، امام قلی میرزا از طرف ناصرالدین شاه به سرحدداری کرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در این شهر حکومت کرد و در همین دوره بناهایی را احداث و به یادگار گذاشت. این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه درآمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. در نتیجه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، این شهر خسارات زیادی دید و پس از جنگ اقدامات مؤثری در جهت بازسازی آن صورت گرفت. در حال حاضر شهر کرمانشاه، مرکز استان کرمانشاه یکی از هفت کلانشهر کشور(تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، کرمانشاه و اهواز) است‌(44).
1-14-1-1 موقعیت جغرافیایی
استان کرمانشاه در موقعیت ۳۴ درجه شرقی و ۴۷ درجه شمالی شمالی قرار دارد. از شمال به کردستان، از غرب به کشور عراق، از شرق به استان لرستان و همدان و از جنوب به استان ایلام محدود می گردد. شهرستان‌های این استان عبارت‌اند از: اسلام‌آباد غرب، سنقر، پاوه، صحنه، ثلاث باباجانی، قصر شیرین، جوانرود، دالاهو، روانسر، کرمانشاه، کنگاور، گیلان غرب، سر‌پل ذهاب، هرسین. در شکل1-13 استان کرمانشاه به همراه شهرستان‌های آن دیده می‌شود(44).

شکل 1-9 موقعیت جغرافیائی استان کرمانشاه)44.(1-14-2 استان یَزدیزد سرزمینی کهن با پیشینه‌ای در خور توجه، در تاریخ پر فراز و نشیب ایران است. نام یزد برای اولین بار در آثار دوره‌ی ماد‌ها (701 تا 550 قبل از میلاد) دیده می‌شود که گواهی بر قدمت سه هزار ساله‌ی این سرزمین است. در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی نیز در اسناد و کتیبه‌ها بار‌ها به نام یزد برمی‌خوریم(45).
حسن پیر‌نیا، در کتاب خود،"ایران باستان"،به نقل از تاریخ هرودوت، مورخ یونانی(484 تا 420 قبل از میلاد)، بر مبنای کتیبه‌های داریوش، یزد را بنا بر رسم یونانیان، به نام ایساتیس می‌خواند. وی می‌افزاید: یزد در عصر اشکانی در قلمرو حکومت مهرداد اول بود و در این شهر به نام او سکه ضرب می‌کردند. در دوره‌ی پادشاهی اردشیر بابکان، (241-224‌م) بنیان‌گذار سلسله‌ی ساسانی، یزد زیر نفوذ او بود. پس از ظهور اسلام و فروپاشی دولت ساسانی، در زمان خلافت عمر، و به روایت برخی، در دوران عثمان (دهه ی سوم هجری)، شهر یزد و نواحی آن فتح شد. از آن زمان تا پایان حکومت امویان، فرمانروایان عرب بر این ولایت حکم‌رانی می‌کردند. چنان‌که آمده است، در دوران خلافت حضرت علی(ع)، مسلم ابن زیاد، والی فارس، مالیات یزد را هم می‌گرفت. چنین بود تا هنگامی‌که به‌دست خود ایرانیان، حکومت های مستقل و نیمه مستقلی تشکیل شد و فرمانروایان ایرانی بر ولایت یزد حاکم شدند(45).
مرکز این استان، شهر یزد است. یزد منطقه‌ای خشک و بیابانی است. گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد و بویژه شهر یزد زندگی می‌کنند. زبان مردم استان یزد فارسی با لهجه یزدی است. آبادی نشینی در این منطقه از قدمت طولانی برخوردار است. این سرزمین از گذرگاه‌های مهم در ادوار تاریخی محسوب می‌شده‌ است. این ناحیه در دوره هخامنشیان از راه‌های معتبر موسسه‌های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده‌است. راهداری در یزد قدیم چنان اهمیتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحیه میبد به پادشاهی رسیدند. با این‌همه این استان از درگیری‌ها و جنگ‌های تاریخ کشور ایران تا حدودی ایمنی داشته‌است. سخت‌گذر بودن راه‌ها به همراه محدودیت منابع آبی مانع عمده تسخیر این منطقه توسط بعضی از حکومت های بزرگ و کوچک حاشیه و پیرامون این منطقه در طول تاریخ بوده‌است. همان طور که در شکل 1-14 دیده می شود استان یزد دارای شهرستان های ابرکوه، اردکان، بافق، بهاباد، تفت، خاتم، صدوق، طبس، مهریز، میبد و یزد می باشد که شهرستان های مهریز و تفت از آب و هوای خوبی برخوردار می باشد (45).
1-14-2-1 موقعیت جغرافیایی
استان یزد در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و 30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدا قرار گرفته است. استان یزد از سرزمین‌های تاریخی است که در میان ایالت های قدیمی و بزرگ پارس، اصفهان، کرمان و خراسان قرار داشته‌است(45).

شکل 1-10 موقعیت جغرافیائی استان یزد(45).1-15 هدف از تحقیق:آنچه که باعث استفاده از مارکرهای STR در جمعیت شناسی شده است، این واقعیت است که درجه فراوانی آللی هر مارکر STR در هر جمعیت منحصر به فرد است. در حقیقت طبق مطالعات انجام شده فراوانی آلل‏های STR در نژاد‏های مختلف و حتی در مناطق جغرافیایی خاص، تفاوت‏هایی را نشان داده است. بنابراین بررسی هر یک از لوکوس های STR در هر نژاد یا جمعیت خاص برای تفسیر صحت نتایج حاصل از انجام آزمایش های تعین الگوی ژنتیکی به کمکSTR و انجام محاسبات آماری مربوطه امری ضروری است. برای بهره گیری از فواید این فناوری نوپا در زمینه‏ی تشخیص افراد، ضروری است تا فراوانی آللی لوکوس‏هایSTR مختلف در جمعیت بومی کشور مورد بررسی قرار گیرند (45).
مطالعات گذشته روی جمعیت های ایرانی، حضور تعدادی از آلل‏ها را با پلی مورفیسم بالا نشان می‏دهد‌(37-46.)
هدف از این مطالعه به دست آوردن پارامترهای جمعیتی بر اساس فراوانی آللی به دست آمده از شانزده جایگاه STR، در جمعیت‏های کرمانشاه و یزد به منظور بررسی تفاوت ژنتیکی میان این دو جمعیت و سایر جمعیت‏ها می‏باشد.

فصل دوم
2-1 نمونه‌گیریبرای نمونه‌گیری از اقوام کرد و یزد از نمونه هایی که به آزمایشگاه ژنتیک پزشکی تهران رجوع می‌کردند، استفاده شد. پس ازکسب رضایت نامه 4 میلی لیتر خون محیطی از افراد غیر خویشاوند بر اساس محل تولد و اطلاعات مربوط به سه نسل گذشته (پدری و مادری) تهیه شد و در لوله‌های حاوی ماده ضد انعقاد (EDTA) ریخته شد برای تکمیل نمونه‌های یزدی از همکاری آزمایشگاهی در یزد استفاده گردید و برای نمونه‌های کرد به استان کرمانشاه رفته و از آزمایشگاه بیمارستان طالقانی نمونه‌گیری به عمل آمد.
2-2 استخراج DNA به روش نمک اشباعاستخراج DNA با استفاده از روش استاندارد نمک اشباع طبق مراحل زیر انجام شد:
۱- ۳ میلی لیتر از نمونه‌ی خون محیطی حاوی ماده‌ی ضد انعقاد EDTA، داخل فالکون ۱۵ میلی لیتری ریخته شد و با استفاده از آب مقطر سرد به حجم ۱۰ میلی لیتر رسانده شد. سپس فالکون به شدت حرکت داده شد این کار جهت لیز بهتر گلبول‌های قرمز از طریق فرآیند تورژسانس می‌باشد. سپس نمونه را در دستگاه EBA 20 Hettich zentrifugen به مدت ۱۰ دقیقه با دور ۵۰۰۰ سانتریفیوژ شد و محلول رویی خارج گردید و رسوب انتهایی فالکون نگه داشته شد.
۲- با افزودن آب مقطر سرد به رسوب، حجم آن به ۱۰ میلی لیتر رسانده شد و مجدداً با همان شرایط ذکر شده آن را سانتریفیوژ گردید و رسوب حاصل که حاوی گلبول‌های سفید است نگه داشته شد.
۳- پس از افزودن ml10 محلول I استخراج DNA به رسوب، حجم آن به ۱۰ میلی لیتر رسانده شد. سپس در شرایط ذکر شده آن را سانتریفوژ کرده و محلول رویی آن دور ریخته شد.
جدول2-1 محلولI استخراج DNA (محلول لیز کننده گلبول‌های قرمز)غلظت مواد
10 mM Tris-Hcl: pH:7.5
0.32 mM Sacarose
5 mM MgCl2
%1 Triton X-100
4-5/۱ میلی لیتر از محلول II استخراج DNA(از قبل تهیه شده به شرح زیر)، lμ ۲۵ سدیم دو دسیل سولفات ‌ SDS و lμ ۲۰ پروتئیناز K به رسوب سفید رنگ انتهای فالکون افزوده شد.
جدول 2-2 محلول II استخراج DNA (محلول لیز کننده گلبول‌های سفید)غلظت مواد
10 mM Tris-HCl: pH:8.2
2mM EDTA: pH:8
0.45mM NaCl
۵- نمونه‌ها به مدت ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در دمایc° ۵۶ و یا به مدت یک شب در دمایc° ۳۷ در انکوباتور قرار داده شد تا رسوب حل شود.
۶- پس از افزودن lμ ۵۰۰ نمک اشباع به نمونه، به آرامی تکان داده شد و به مدت ۱۰ دقیقه در ۴۰۰۰ دور سانتریفیوژ شد. سپس محلول رویی به یک فالکون حاوی ۲ میلی لیتر اتانول خالص (۱۰۰ درصد) انتقال یافت و به آرامی حرکت داده شد تا کلاف DNA شکل بگیرد.
۷- کلاف DNA توسط سمپلر به درون یک ویال حاوی ۱ میلی لیتر الکل ۷۰ درصد انتقال یافت تا الکل 100 خارج شود. در مرحله‌ی بعدی ویال را به مدت ۳ دقیقه در ۱۳۰۰۰ دور در دستگاه 20 Hettich zentrifugen Mikro سانتریفیوژ گشت.

user7-99

مکتوب اشتیاق به پایان رسید و ماند (همان، ص117)
تا به طرف عارضش زلف معنبر وانشد (همان، ص110)
تحریر وصف او خط مسطر کند لذیذ(همان، ص126)
آبای فقیر مذهب تسنّن داشتند اما او شیعه دوازده امامی بود. عشق و محبت به اهل بیت(ع) در سراسر آثارش مشهود است. او شیعه‌ای معتقد بود و حتی در برخی ابیاتش چهره‌ای از یک شیعه متعصّب می‌بینیم و گاه نیز اشعارش یادآور قصاید ناصرخسرو است:
ای منکر علی نفسی به جیب کشدجال را تو خضر ره خود شمرده‌ایبت‌خانه را تو قبله امید ساختی
حبّ علی است روز جزا موجب نجاتآن را که تخم دوستی او به دل نکاشتحبّ تو بر موافق واجب کند بهشتجز نصب دار نیست گر اهل خرد کنند ***
کز بغض و کین به گردن تو طوق لعنت استما را ز لطف مهدی هادی هدایت استما را به سوی کعبه جان روی حاجت است (همان، ص228)
این یک فریضه است به از صدهزار فرضسنّت ثمر نبخشد و ناید به کار فرضبغض تو بر منافق کرده است نار فرضرفعت برای خصم تو در روزگار فرض (همان، ص211)
قریب به اتفاق قصایدش در منقبت اهل بیت(ع) استو در جای جای غزل‎هایش نیز به مدح امیرالمؤمنین(ع) پرداخته است. دو مثنوی بلند «شمس‌الضحی» و «درّ مکنون» و نیز مثنوی کوتاه «در واقعه جانسوز کربلا» مؤید شیفتگی و ارادت وافر فقیر به خاندان نبوت و مذهب تشیع است. اگرچه غالب قصاید فقیر درمدح اهل بیت(ع) است و خود نیز در پایان ترجیع‌بند دوازده‌بندی که در مدح امیرالمؤمنین(ع) سروده است، ضمن گلایه از هنرناشناسی ابنای روزگار، به این موضوع اشاره دارد:
بیگانه‌اند از هنر ابنای روزگاریک فرق شد که مادح شاه ولایتماوقات صرف مدح سلاطین نمی‌کنممداح آن شهم که نگاه عنایتشتـا شـد زبـان بـه کـامم از ایـن مــدح کـامـی گویی که پیششان به هنر آشنا نیمزیباست بر سر افسر صاحب‌قرانیمکین دیگران زمینی و من آسمانیمهم قدر من فزاید و هم قدردانیمفــرمــانـروای مـمـلـکــت قـــدردانــیــم
(همان، ص229)
اما اینگونه نبوده که ممدوح دیگری نداشته باشد. او در یکی از قصایدش که در ستایش امیرالمؤمنین(ع) است، ضمن ابراز شوق زیارت آرامگاه امام علی(ع) در نجف و گلایه از سرزمین هند، می‌گوید:
شـهـا بـه حـال فـقـیـر شـکـستـه دل رحـمـی که گشته اسـت به زنـدان خـاک هنـد اسیر
دهـان بـه حـرص گشـاده کمـر بـه حـد بستـه چـو حلقـه گشتـه مقیـم در امیر و وزیر(همان، ص210)
برهان‌الملک، سادات‌خان (سعادت‌خان) نیشابوری، سردار ایرانی‌تبار هندی و بنیانگذار سلسله نواب‌های اَوَده، از جمله ممدوحان فقیر بوده که قصیده‌ای در توصیف قصر او سروده است.
در یک قصیده کوتاه نیز در مدح«احمد علی خان» پرداخته که در بخشی از قصیده اینگونه می‌گوید:
سخـن‌رس صـاحبا، آن عنـدلیب نغمه‌پردازم که در باغ منـاقب می‌زنـم پیـوسته دستانی
ز مدح دین به دنیادادگان ننگ است فکرم را به مدحت طبع من برمی‌زند از حب ایمانی...
(همان، ص220)
فقیر در ابتدا «مفتون» تخلص می‌کرد و چند غزل نیز در دیوانش با این تخلص وجود دارد. ظاهراً در جوانی عاشق‌‌پیشه و خوش‌طبع بوده چنانکه دوست نزدیکش، واله داغستانی، درباره‌اش می‌گوید: «بی‌شور محبتی و جذبه عشقی نمی‌بودی، گاه بودی که با پنج شش معشوق سروکار داشتی و گاه تخفیف داده به یک کس قناعت کردی...» (واله داغستانی، 1384: 1687) اما در حدود سال 1150 ه‍.ق ترک تعلقات دنیوی کرده و کسوت فقر در بر کشید. مؤلف تذکره نتایج‎الافکار می‌نویسد: «... در همان روزها متوجه سیاحت دکن گشته، در اورنگ‌آباد رنگ قیام ریخت و پس از پنج سال به معیّت قزلباشخان امید به شاهجهان‌آباد مراجعت کرد. امرا و اکابر آن بلده فرخنده تعظیم و تکریمش می‌پرداختند. علی‌الخصوص فی‌مابین او و علی‎قلی‌‌خان ظفرجنگ داغستانی سررشته ارتباط و اتحاد به مرتبه کمال استحکام یافته بود و لختی به رفاقت نواب عمادالملک و فیروزجنگ بن آصف جاه پرداخت. پس‌تر قطع تعلق مرافقت نموده در اکبرآباد منزوی گشت» (گوپاموی، 1316: 1336). در تذکره‌ها درباره ازدواج فقیر نکته‌ای نیامده و گویا تا آخر عمر در تجرد و انزوا زیسته است. فقیر شور و اشتیاق فراوانی برای زیارت کربلا و نجف داشت ودر مواضع متعددی از دیوانش به این موضوع اشاره کرده است:
ـ چـشـمـم همـیـشه مـی‌پـرد از شـوق کـربـلا
کحل بـصـر ز خـاک شـهـیـدانـم آرزوست
(همان، ص84)
ـ به غیـر خـاک نـجـف هیچ جـا قـرارم نیسـت
کـه طـفـل نـیـک شـنـاسـد کـنـار مـادر را
(همان، ص62)
در آخر عمر برای زیارت اماکن متبرکه عازم عراق شد و در راه بازگشت به هند (در سال 1183 ه‍.ق) کشتی‌اش در دریا غرق شد.
آثار و تألیفات
آثار بر جای مانده از فقیر در نظم و نثر به شرح زیر است:
آثار منظوم:
الف) دیوان اشعار، شامل غزلیات، قصاید، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، قطعات و رباعیات است.
ب) مثنوی‌ها، شامل منظومه‌های بلند و چند مثنوی کوتاه:
1ـ تصویر محبّت (1158 ه‍ .ق): این مثنوی داستان عشق رامچند به محبوبش و ازدواج آن دو و پایان سوزناک آن است. تصویر محبت در 823 بیت و در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده است و حاصل دوران میانسالی و پختگی فقیر دهلوی است.
تصویر محبت در سال 1978م به اهتمام عابد رضا بیدار در پتنه هند منتشر شده است.
2ـ واله سلطان (1160 ه‍ .ق): این مثنوی داستان واقعی عشق نافرجام و جانسوز واله داغستانی، دوست نزدیک فقیر و مؤلف تذکره مشهور ریاض‌الشعرا، به دختر عمویش خدیجه سلطان است. «فقیر سرگذشت این دلدادگی را به درخواست واله و برای تسکین خاطر او به نظم کشیده است. این مثنوی در 3230 بیت و بر وزن لیلی و مجنون سروده شده و در ادب فارسی هند شهرت بسیاری دارد. کلام فقیر در این منظومه زیبا، استادانه و روان و نشانه‌ای است از توانایی گوینده در زبان و ادب فارسی» (صفا، 1388، ج 2/5: 1418). این مثنوی در سال 1354 توسط مهردخت برومند تصحیح و منتشر شده است.
3ـ درّ مکنون (1169 ه‍.ق): این مثنوی داستان عشق ملیکه خاتون، دختر قیصر روم، به امام حسن عسکری(ع) و ازدواج با ایشان و ولادت حضرت مهدی(عج) است که در چهارهزار بیت سروده شده است.
4ـ شمس‌الضحی(1173ه‍ .ق): این مثنوی حماسه‌ای دینی در مدح و ستایش و بیان کرامات معصومین(ع) است که در چهارده لمعه سروده شده است.
5ـ مثنوی‌های کوتاه: شامل «در واقعه جانسوز کربلا»، «تحفهالشباب»، «در تعریف دولتخانه نواب امیرالامرا بهادر» و ... .
آثار منثور:
فقیر دهلوی در علوم مختلف ادبی و بلاغی تبحر داشت و آثار منثور او شامل کتابها و رساله‌هایی در بلاغت و عروض و قافیه است:
1ـ حدائق‌البلاغه: این کتاب مهمترین اثر بلاغی فقیر است که در سال 1168 ه‍ .ق نوشته شده و شامل مباحث بیان، بدیع، عروض، قافیه، فن معمّا و سرقات شعری است. این کتاب از حیث فصل‌بندی علوم بلاغی و اشتمال بر دانش‌های بلاغی و شواهد زیاد شعر فارسی حائز اهمیت است. گارسین دوتاسی (Garcin de Tassy)، مستشرق فرانسوی، در سال 1844میلادی آن را به فرانسه ترجمه کرده است.
2ـ الوافیه فی علم العروض و القافیه: این رساله در سال 1161 ه‍.ق نوشته شده و همانگونه که از نام آن پیداست، درباره مباحث علم عروض و قافیه است.
3ـ خلاصه‌البدیع: این رساله برگزیده و توضیح مختصری درباره صنایع شعری بر اساس مفتاح سکّاکی و مطوّل تفتازانی است که نگارش آن در سال 1162 ه‍ .ق به اتمام رسیده است. واله داغستانی این رساله و الوافیه را در تذکره ریاض‌الشعرا آورده است.
4ـ زبده‌البیان: این رساله کوتاه، شاملبحثی مختصر در باب علم معانی و بیان است که در سال 1165 ه‍ .ق نوشته شده است.
وضع شعر و ادب در دوره فقیر
شعر فارسی در دوره سبک هندی دچار تحولات بی‌سابقه‌ای شد که یکی از مهمترین آنها خروج شعر از دربار و انحصار گروه خاص و قدم نهادن آن به کوچه و بازار است. دربار پادشاهان در طول تاریخ ادب فارسی مهمترین پایگاه شاعران بود و کمتر شاعری را در ادوار شعر فارسی می‌توان یافت که مستقل و مستغنی از حمایت‌های حکمرانان زیسته باشد. عمومیت یافتن شعر در این دوره باعث دگرگونی زبان، صور خیال و مضامین شعر فارسی شد.
کاربرد واژه‎ها و ترکیبات عامیانه در شعر این دوره، اگرچه باعث پویایی زبان و ساختن ترکیب‌های جدید شد، اما ناآشنایی شاعران با سنت‌های شعری قدیم و بی‌بهره بودن اغلب آنها از دانش‌های ادبی، زمینه‌ساز سستی زبان نیز گردید. «زبان فارسی در عهد صفوی، آن گونه که در اثرهای ادبی می‎بینیم، در حالتی ممتد از دگرگونی سیر می‌کرد و این دگرگونی به صورت‌های مختلف، مانند ساده‎تر شدن برخی از واژه‎ها، تغییر یافتن معنی بعضی از آنها، متداول شدن واژه‎های تازه و رواج یافتن تعبیرها و ترکیب‎های نو تحقق می‌یافت و به هر صورت با زبان ادبی استوار دوره‌های پیش تفاوت می‌پذیرفت و عدم توجه به این دگرگونیست که بیشتر سخنوران عهد بازگشت و معاصران ما را به احساسِ نوعی از فساد و انحطاط در زبان فارسی کشانید. اما اگر در در زبان سخنوران دوران صفوی به نشانه‎هایی از فساد و انحطاط بازمی‌خوریم، ... از این جهت است که بیشتر گویندگان از مردم عادی و از پیشه‌وران و یا بی‌سرمایگان از ادب فارسی بودند» (صفا، 1388: 437)
نگاهی به تذکره‌های این دوره نشان می‌دهد که شاعران این عصر از طبقات مختلف جامعه بودند و نام بسیاری از مشاغل و حرفه‌ها در تخلص یا در پسوند اسم آنها دیده می‌شود. با وجود کثرت و تعدد شعرا در این عصر، اما کیفیت آثار برجای‌مانده چندان مطلوب نیست. «در دوره رواج سبک هندی به دلیل روابط ادبی گسترده و محدودیت منابع آگاهی و یکسانی مطالعات شاعران، تشابه در مضمون و محتوای اشعار از هر دوره‎ای بیشتر بود. شاعران این عصر بیشتر اوقات خود را به مطالعه در شعر معاصران و تتبّع و نظیره‎سرایی می‌گذراندند» (فتوحی، 1385: 98). تکرار و تشابه مضامین شعری در این دوره باعث شکل‎گیری بحث‌های درازدامنی درباره سرقات ادبی و توارد و داوری منتقدان این عصر درباره این موضوعات شد. فقیر دهلوی نیز از جمله کسانی است که در این باره به اظهار نظر پرداخته و بخشی از رساله خلاصه‌البدیع خود را به این موضوع اختصاص داده است.
از سویی دیگر «کشور هند که دوران آرامش نسبی آن، همان دوران سلطنت گورکانیان بوده است، پس از هجوم نادرشاه افشار به دلیل قتل و غارت و تباهی‌های او و جنگ‎های داخلی و حملات احمدشاه درّانی به هند و شکست محمدشاه و احمدشاه، روی خوشی به خود ندید. این مشکلات نوعی سرخوردگی و یأس را برای مردم، به‎خصوص شاعران و اندیشمندان به ارمغان آورد. بر همین اساس در مجموع، روح حاکم بر شعر شاعران عصر فقیر دهلوی، یأس و ناامیدی و سکوت در برابر مشکلات است.» (رضایی اردانی، 1387: 371 ـ 372) غم و اندوه و یأس حاکم بر این دوران در دواوین شاعران به وضوح مشاهده می‌شود و غم‌پرستی، مضمون شایع و رایج شعر این عصر است. غالب شاعران این دوره غزلسرا بودند و علاوه بر پرداختن به مضامین عاشقانه و اوصاف معشوق، تأثرات و تألمات روحی و اندیشه‌های فلسفی و جهان‌بینی خود را در آن می‌گنجاندند.
یأس و نومیدی حاکم بر شعر شاعران سبک هندی «شباهت زیادی به شعر رمانتیک‎های اروپا دارد... علت این شباهت، شباهت زندگی این دو گروه از شاعران جهان است؛ شاعران سبک هندی و رمانتیک‎ها، هر دو زاییده نخستین مرحله شهرنشینی جامعه بازرگانی و متمرکز بودند و به همین سبب، هر دو گرایش‌های فردگرایانه داشتند» (شمس لنگرودی، 1366: 121 ـ 122) تنوع و تکثر مضامین غزل سبک هندی، ضعف ساختار درونی شعر و نداشتن وحدت معنایی، از مظاهر روحیه فردگرایی شاعران این دوره است. شاعران سبک هندی دستگاه فکری منسجمی ندارند و در بیان اندیشه‎ها گاه متناقض هستند؛ چرا که برای آنها اصل بر چگونه گفتن است و نه چه گفتن. «شاعر سبک هندی از سویی حماسه‌وار به هنر و استعداد و توانایی ذوق و قریحه خویش می‌بالد و جهان را به تیغ سخن تحت سیطره خویش می‌آورد و از دیگر سو، پیوسته سخن از درماندگی، یأس، بی‌کسی، تنهایی، خموشی، و ... سر می‎دهد» (فتوحی، 1385: 60). تفاخر شاعران این دوره در حالی است که بسیاری از آنان آگاهی و دانش ادبی لازم را نداشتند و اشعار آنان (مخصوصاً شاعران عامی و هندی‌تبار) مشحون از ابتذال و سست‎گویی است.فقیر در مقدمه حدائق‌البلاغه ضمن شِکوه از برافتادن رسم سخن‌دانی در روزگار خود می‌نویسد: «در این عصر که از علم و حکمت نامی و از فضل و هنر نشانی برجا نمانده، جمعی که از زشت و زیبا فرق نمی‌کنند و لعل از خارا بازنمی‌دانند، به محض تألیف الفاظ بر وزنی که دست فکرتشان از دامن میزانش کوتاه است، علم دعوی این فن برمی‌افرازند و کلاه نخوت و غرور خویشتن را در برابر لعل آبدار به جلوه می‌آرند». (فقیر دهلوی، 1920: 3)
دوره سبک هندی از نظر رواج نقد ادبی نیز بسیار قابل اعتناست و می‌توان گفت نقد ادبی به معنای علمی آن، از این دوره آغاز می‌شود. شفیعی‌کدکنی در مقدمه کتاب شاعری در هجوم منتقدان درباره نسبت خلق شاهکارهای ادبی و رواج نقد ادبی در یک عصر می‌نویسد: «برخی معتقدند که میان تعالی و انحطاط دوره‌های ادبی و کیفیت و کمیت نقد ادبی نسبتی وجود دارد. به این صورت که در ادواری که خلاقیت ادبی در اوج شکوفایی است و شاهکارها آفریده می‌شوند، نقد ادبی در صحنه ادبیات حاضر نیست و برعکس» (شفیعی‌کدکنی، ۱۳۸۵:۲۱). هرچند نگاهی گذرا به وضعیت ادبیات در سبک هندی تا حدود زیادی مؤید این سخنان است، اما عوامل دیگری در کنار خلاقیت فردی، در ایجاد چنین وضعیتی دخیل‌اند. «رشد نقد ادبی ممکن است مولود انحطاط خلاقیت ادبی باشد، اما نمی‌توان انحطاط ادبیات را نتیجه رشد نقد دانست. انحطاط ادبیات و فقدان شاهکارهای ادبی، نتیجه فقر جهان‌نگری و پرداختن به تکنیک و صورت است» (فتوحی، ۱۳۸۵: ۱۹-۱۸) جهان‌بینی و استعدادهای اندیشه‌ای شاعران نیز تحت تأثیر فضای حاکم بر یک دوران و زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن عصر است.
در این دوره (قرن دهم تا سیزدهم) مباحث مهم نقد ادبی رواج می‌یابد و کتاب‌ها و رساله‌های مهمی توسط منتقدان عصر نوشته می‌شود. سراج‌الدین علی‌خان آرزو، ابوالبرکات منیر لاهوری، آزاد بلگرامی، وارسته مل سیالکوتی و واله داغستانی از منتقدان بزرگ این عصر بودند.
رد و قبول کس غرض ما ز شعـر نیست
خوش می‌کنیم خاطر اندوهگین خویش
(فقیر، ص136)
سبک شعر فقیر
پژوهشگران و منتقدان ادبی درباره نامگذاری دوره صفوی در تاریخ ادب فارسی نظرات متضادی دارند؛ گروهی با استناد به جغرافیای شکل‌گیری و شاعران بانی این سبک، آن را سبک اصفهانی می‌نامند و عده‌ای دیگر معتقدند از آنجایی که این سبک در شبه قاره و تحت تأثیر فرهنگ این سرزمین تکوین یافته است، باید به نام سبک هندی خوانده شود. هر کدام از این دو گروهداوری‌ها و بحث‌های درازدامنی درباره این موضوع ارائه کرده‌اند.
بحث ما در اینجا بررسی نامگذاری این سبک نیست، بلکه اشاره به این موضوع است که شاخه ایرانی (اصفهانی) و هندی این سبک هر کدام دارای ویژگی‌های زیباشناختی خاصی است که متأثر از عناصر بلاغی و فرهنگی این دو سرزمین است. آثار شعرای شاخه ایرانی که نمایندگان آن صائب و کلیم و حزین لاهیجی هستند، قابل فهم و معتدل است، اما شاخه هندی این سبک که نماینده آن جلال اسیر و بیدل دهلوی هستند، اشعارشان با خیال‌بندی دور از ذهن و استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده همراه است.«حزین لاهیجی و واله داغستانی با حملاتی تند، سبک شاعران دورخیال هندی را منحط می‎نامند و از آن سو، شاعران طرز خیال شعر واله و حزین را کهنه و به طرز قدیم می‌نامند». (فتوحی، 1392: 20)
فقیر دهلوی با وجود اینکه در شبه قاره زیسته، بیش از آنکه تحت تأثیر سنت شاعران دورخیال هندی باشد، به شیوه ایرانی این سبک گرایش دارد.او در غزل تتبع فغانی دارد و بیشترین استقبال را از غزلیات او داشته است. پس از فغانی، به نظیری و حزین و عرفی نظر دارد و چند غزل به اقتفای اشعار آنان سروده است. در شکل‌گیری شبکه تداعی شعر فقیر، آرایه‌ها و صناعاتی از قبیل انواع تناسب‌ها، اسلوب معادله، استخدام، پارادوکس، تشبیهات حسی و گسترده نقش مهمی دارند. شعر او با وجود اینکه در سالهای پایانی سبک هندی قرار دارد، در مقایسه با شعرای همدوره و پیشینیانش ساده و روشن است و مضامین پیچیده و استعاره‌های غامض در آن به ندرت مشاهده می‌شود.
نکته قابل توجه دیگر این است که برخلاف بسیاری از شعرای هندی‌تبار این دوره که از مردم عامی و درس‌ناخوانده بودند و به خاطر تسلط نداشتن به زبان فارسیو اصول و قواعد شاعری، خطاهای زبانی فراوان به شعرشان راه یافته بود، فقیر دهلوی به دلیل تحصیل علوم مختلف ادبی و بلاغی و غور و تتبع در دواوین شعرای بزرگ ادب فارسی استادی مسلم در زمان خود بود؛ به گونه‌ای که بزرگان علم و ادب پیش او زانوی تلمذ می‌زدند و شعرا برای «اصلاح گرفتن» شعر خود ـ که در این دوره مرسوم بود ـ به نزد او می‌رفتند.
بررسی ویژگی‌های سبکی شعر فقیر در سه سطح زبانی، ادبی و فکری،شیوه سخن‌سرایی او را بیشتر معرفی می‌کند:
سطح زبانی
1ـ سطح آوایی
الف) موسیقی بیرونی:
وزن: فقیر دهلوی در غزلیات خود از اوزان متنوعی استفاده کرده است. او مجموعاً از 26 وزن بهره برده که پرکاربردترین آنها «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» (بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)، «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» (بحر رمل مثمن محذوف) و «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» (بحر هزج مثمن سالم) است که جزء خوش‌آهنگ‎ترین و رایج‎ترین اوزان شعر فارسی هستند و بیشتر غزلیات حافظ نیز بر این اوزان سروده شده است. در کنار این اوزان جویباری و بلند که پیوند تام با روحیات و عواطف فقیر دارد، او در چند وزن کم‌کاربرد نیز شعر گفته است؛ از جمله «مفتعلن مفعولاتن» و «فاعلات فع فاعلات فع».
دو غزل در دیواناو وجود دارد که باید با لحن و موسیقی خوانده شود و به نظر می‌رسد فقیر آنها را برای تصنیف‌خوانی سروده باشد:
ای دولــت وصـلـت کــام دلــمبـی‌تـابـی عـشـقـت را نـازم
تـا تـو نـمـودی جـلـوه‌گـریچـشـم بـد از رخـسـار تـو دور
****
وی صـبـح از یــادت شــام دلــمکـز وی بـاشــد آرام دلــم... (فقیر، ص150)
هـوش ز سـرهـا شـد سـفـریکـز هـمـه خـوبـان خـوبتــری... (همان، ص179)
اوزان به کار رفته در غزلیات فقیر به دلیل تعادل میان هجاهای بلند و کوتاه آنها، به طبیعت کلام نزدیک می‌شود و برای شکوه و گلایه و حدیث نفس مناسب است. (شمیسا 2،1386: 217)
قافیه: تکرار قافیه از ویژگی‌های عمده سبک هندی است. در بررسی صد غزل ابتدایی فقیر دهلوی، 32 مورد تکرار قافیه مشاهده می‌شود که در مقایسه با اغلب شاعران این دوره بسامد نسبتاً اندکی است. تکرار قافیه در سبک هندی برخلاف سنت رایج گذشته، نه تنها جزء عیوب شعر محسوب نمی‌شد، بلکه آن را ابزاری برای هنرنمایی شاعر در خلق معانی مختلف می‌دانستند. «از نظر اینان مبنای استتیک قافیه بیش از آنکه در جنبه موسیقیایی آن باشد، در ابزار تداعی بودن آن است». (شفیعی کدکنی، 1376: 72) دلیل دیگر این است که «در حقیقت شاعر سبک هندی تک‌بیت گوست؛ یعنی قالب حقیقی مفردات است، منتها شاعر این ابیات مستقل را به وسیله رشته قافیه و ردیف به هم گره زده است». (شمیسا 1، 1386: 291)
در تکرار قافیه، فقیر را می‌توان با فغانی مقایسه کرد که او نیز بسامد تکرار قافیه‌اش نسبتاً اندک است. یکی از دلایل کم بودن تکرار قافیه در شعر فقیر این است که ساختار عمودی غزلهای او مستحکم‎تر از شاعران دیگر سبک هندی است.
ردیف: ردیف در شعر فارسی اهمیت ویژه‌ای دارد. هر چند که مانند قافیه محدودیتهایی برای شاعر ایجاد می‌کند، اما امکانات موسیقیایی، معنایی و ترکیب‌سازی مهمی را در ساختار شعر موجب می‌شود. «بررسی سیر تکامل شعر فارسی نشان می‌دهد که ردیف از شکل ساده و فعلی به صورت‌های دشوار فعلی و یا اسمی تحول می‌یابد». (شفیعی‌کدکنی، 1384: 152 ـ149)
بیش از 70 درصد غزلهای فقیر دهلوی مردّف هستند. بسیاری از ردیفهای دشوار غیرفعلی که در شعر نظیری و فغانی به کار رفته، در غزلیات فقیر نیز دیده می‎شود. آوردن ردیف‎های اسمی باعث تنگنای کار شاعر در انتخاب قافیه و خلق مضامین می‎شود؛ بنابراین کمتر شاعری است که بتواند در سراسر یک غزل یا قصیده به خوبی از عهده کار برآید، به گونه‌ای که حاصل کار به تباهی معنی منجر نشود. «عبث»، «از صبح»، «سرخ»، «تلخ»، «تصویر»، «رقص»، «غرض»، «چه حظ»، «شمع»، «رنگم»، «نگاهم»، «نگین»، «آینه» و... از جمله ردیف‌های غیرفعلی غزلیات فقیر است. تقریباً نیمی از قصاید او نیز دارای ردیف هستند. بسامد کاربرد ردیف‎های بلند نیز در شعراین دوره قابل توجه است. نمونه‌ای از ردیف دوفعلی در دیوان فقیر:
می‌رود یــار چـه سـازم چـه کـنـم
بـی‌سـبـب تـرک دل زارم کـرد بــا دل زار چـه سـازم چـه کنم گشت بیزار چـه سـازم چـه کنـم... (فقیر، ص152)
ب) موسیقی درونی
موسیقی درونی کلام به واسطه کاربرد صنایع بدیع لفظی شکل می‌گیرد. استفاده از آرایه‌های لفظیاگرچه در شعر سبک هندی به دلیل توجه به مضمون‌پردازی از طریق ایجاد روابط و تناسبات معنایی کلام،بسیار اندک است، اما بسامد این آرایه‌ها به‌ویژه نمونه‌های تکرار در شعر فقیر نسبتاً قابل توجه است:
ـ ترصیع:
ای جـمــال تــو ز انــداز بــیــانـها افــزون وی کــمـال تــو ز پــرواز گـمــانـها بـیـرون
در بــشــارات تــو آیـیــن صـفـا را مـسـلک در اشــارات تــو تــلـقـیـن شـفــا را قـانـون
(فقیر، ص166)
تمام این غزل 12 بیتی مرصع است.
موازنه:
ـ پرتو رویت در دل تنگم مهرمنیر و قطره شبنم جلوه سروت بر سر خاکم عظم رمیم و باد مسیحا (همان، ص57)
ـ با قدت سـرو سرافراز و گیا هر دو یکـی است
مقابله:
ـ جنـبش دهـی از عـزم سـبک‌سـیـر زمـیـن را
ـ گـر عـفـو تـو ایـن اسـت ثوابـی نتوان جست با رخـت مهر جهانتاب و سهـا هر دو یکی اسـت (همان، ص83)
سـاکـن کنـی از حـکـم گـران‌سـنـگ زمـان را (همان، 189ص)
ور قـهـر تـو آن اسـت گـنـاهـی نـتـوان کــرد (همان، ص103)
جناس:
ـ به حرف تند و تلخ آن لب زجانم سیر می‌سازد دم عیسی به مـن کار دم شمشیر می‌سازد (همان، ص106)
ـ بـه مـژگــان آهـوان را از رمـیـدن بـازمـی‌دارد به جـولان سنـگ را از آرمیـدن بازمی‌دارد (همان، ص99)
ـ کــی تــوانــد شــــد دل نـــقــاش جـمـع نــقــش آن زلــف پــریـشـان مـی‌کشـد (همان، ص110)
ـ غـرض از طول سخن عرض پریشان حالی است نامه شوق من و زلف رسا هر دو یکی‌ اسـت (همان، ص83)

تکرار: یکی از شیوه‌های افزودن موسیقی کلام، تکرار است که ارزش زیباشناختی بالایی نیز دارد. انواع تکرار چه در شعر قدیم و چه شعر نو دیده می‌شود و اصولاً «تکرار را باید یکی از مختصات سبک ادبی قلمداد کرد». (شمیسا 3، 1386: 83)تکرار واژه به اشکال مختلف از جمله انواع تصدیر، طرد و عکس و ...در شعر فقیر بسامد بالایی دارد:
رد الصدر الی العجز:
ـ گرد لشـکر ز پسـت ای شه خوبان گر نیست
ـ دنـیـا پـل شـکـسته عـدم بــحــر بی‌کنـار
طرد و عکس: جـلـوه‌ات اینـکه بـرآورده ز ما گـرد بس است
(همان، ص79)
بیچـاره آن کسی که گـذارش بر این پل اسـت
(همان، ص80)
ـ دامـن‌کشان ز صـحـبـت مـن یـار مــی‌رود
ـ حسـن تو را عشـق من جلـوه‌گری می‌دهد
تکرار واژه:
ـ چون نقش پا سر تسلیم ما وخاک درگاهش
واج‎آرایی(همحروفی):
ـ سـر ما فقیـر سـاید به فلک ز خاکسـاری
همصدایی:
ـ مژده بادا نا امیدی را که افتاده است کار
کـارم ز دســت و دســت مـن از کـار مـی‌رود
(همان، ص119)
عـشـق مــرا حـسـن تـو پـرده‎دری مـی‌کـنــد
(همان، ص115)
اگر بر خـاک بنشیند وگـر از خـاک بـرگـیـرد
(همان، ص105)
چو کمال ماست نقصان چه غم از حسود ما را
(همان، ص59)
بـا بـت دیـرآشـنـایی طـبـع مـحـجـوب مـرا
(همان، ص64)
2ـ سطح لغوی:
بخش عمده‌ای از سرشت یک سبک را نوع گزینش واژه‌ها می‌سازد. واژه‌ها از نظر ویژگی‌های ساختمانی، گونه‌های دلالت و مختصات معنایی بسیار متنوعند. انبوهی هر یک از طیف‌های واژگانی در متن‌های ادبی و کاربردهای زبانی، زمینه تنوع سبکها را پدید می‌آورد. (فتوحی، 1391: 249)بسامد کاربرد لغات در آثار هر شاعر و نویسنده‌ای، نشانگر ذهنیت و نظرگاه خاص اوست؛ به عبارتی، واژگان فرد دریچه‌ای به جهان‌بینی او و روایتگر اندیشه‌ای است که در قالب کلام نمود می‌یابد. در دوره سبک هندی به دلایل مختلفی از جمله رواج شعر در میان عامه مردم، عناصر زبانی کوچه و بازار وارد شعر شد و باعث سادگی لفظ و تغییر مختصات سبکی زبان شد.
«جریان سادگی در زبان شعر را بابافغانی در قرن دهم به گونه‌ای جدی آغاز کرده بود و بخش عمده این سادگی از رهگذر کاربرد کلمات عامیانه است. بعد از او، کاربرد زبان کوچه و بازار چه در شعر معروف به «مکتب وقوع» و چه در شعر سبک هندی رواج عام یافته و به ویژگی عمومی شعر قرن دهم، یازدهم و نیمه اول قرن دوازدهم تبدیل شده است. میزان کاربرد کلمات عامیانه از بابافغانی تا صائب روندی رو به گسترش داشته است». (حسن‌پور آلاشتی، 1384: 200) ورود واژه‎ها و ترکیبات عامیانه به شعر، باعث پویایی و سرزندگی زبان و ساختن ترکیب‌های جدید و شبکه تداعی معانی تازه شد که نوعی واکنش به تکرار سنت‌های تقلیدی شعر دوره قبل در حوزه لفظ و معنا بود.
شعر فقیر دهلوی فصیح و روشن و عاری از واژگان مهجور و کهن است.نکته دیگر درباره واژگان شعر او این است که با وجود اینکه او اهل هند است و در آن جغرافیا زیسته‌، اماهیچ لغت هندی در شعرش راه نیافته است.
کاربرد کلمات کوچه و بازار در شعر فقیر بقاعده و معتدل بوده و به گونه‌ای نیست که باعث ضعف و سستی در سخنش شود. استفاده از عناصر زبان عامیانه، باعث صمیمت کلام و تأثیرگذاری بیشتر سخن او شده است:
ـ سـرخـوش ز مـی وصل تـو بودیم و کنون کار یـک بـاره بـه خـمـیـازه آغــوش فـتـاده
(همان، ص173)
ـ سرت گردم چه حاجت تیغ بسمل کردن ما را ز مـژگـان تـو آیـد آنچه از ساطور می‌آید
(همان، ص123)
ـ عـیـنـک بـرای دیــده بـیـنـا شـود حـجـاب بـیــگانـه دو کــون بــود آشـــنـای دل
(همان، ص142)
ـ رســوا شــود آری ز صــدا چـیـنـی مــودار
ـ خواهـم که در قـفـای تـو افـتـم چـو کاکلت
ـ زاهد از کوی تو مست آمد و هر کس دیدش خـامـوش نـشـستن هـنـر بی‌هنران است
(همان، ص80)
با تیـغ جـورم از سـر خـود وا چه می‎کنی
(همان، ص183)
گفت این کافـر از شهـر فرنگ آمده است
(همان، ص82)
کاربرد برخی واژگان در دیوان فقیر بسامد بالایی دارد و آنها را می‌توان موتیف‌های شعر او به حساب آورد. موتیف‌ها عناصر تکرارشونده و دلالت‌آفرین در اثر هستند که باعث وحدت ساختاری اثر مبتنی بر نگرش و ذهنیت خاص گوینده می‌شوند و در گزینش و تکرار برخی واژه‌ها نمود پیدا می‌کنند.
برخی از موتیف‌ها که نقش ویژه‌ای در مضمون‌سازی و خیال‌آفرینی و محور تداعی معانی شعر فقیر دارند، عبارتند از: «داغ»، «آینه و حیرت»، «غربت»، «سرمه»، «خط»، «سیل»، «نقش پا»، «حباب»، «غنچه»، «ذره و آفتاب»، «یوسف» (کاروان و خریدار)، «تصویر»، «نگاه و دیده»، «سبحه»، «ظالم»، «جنون»، «شهید»، «بسمل»، «گنج و خرابه»، «تصویر»، «نگین»، «ماه و نمد» و«رنگ».
آینه و حیرت:
ـ چـه گــل چــیـنـد ز دیــدارش دل ما از ایـــن آیــیـنه حـیــرت مـی‌تــراود
یوسف (کاروان، خریدار):
ـ جـهـان تنـگ اسـت از جـوش خـریـدار (همان، ص117)
هـمـانـا یــوسـفـی در کــاروان اســت
داغ:
ـ محو شد نقش مه و مهـر ز لـوح گـردون (همان، ص81)
گـل داغ تو هـمـان می‌دمـد از سینه مـا
سرمه:
ـ چو سـرمه خاک من از شهر آشنایی‌هاست (همان، ص74)
ز چـشـم یـار بـپـرسـیـد دودمـان مــرا
نقش پا:
ـ چون نقـش پا منم که از این کـو نمی‌روم (همان، ص68)
ورنه چو اشک هر که ز چشمت فتاد رفت
تصویر:
ـ هـر چند کلک مانی شـد گلفشـان تصویر (همان، ص92)
نشکفت چون تو یک گل در بوستان تصویر
غربت و وطن:
ـ غـربت کجا به خاطـر من می‌رسـد فـقیـر (همان، ص130)
مشـت غبـار خـود شـده خاک وطـن مـرا
رنگ:
ـ چراغ ازخویش دارد چون گهر پروانه رنگـم (همان، ص69)
کباب آتـش خـود می‌شـود پـروانه رنـگـم
غنچه:
ـ غنچه‌ای واشـد اگـر در چمن از بـاد بهار
ظالم:
ـ ظـالـم ز عـمـر خــود نـبـرد هیـچ لـذتـی (همان، ص150)
مـا به بـوی تـو دریـدیـم گـریبـانی چنـد
(همان، ص113)
زنـبـور را چـه فـایـده از انگبیـن خـویش
سیل:
ـ تـو را کـه مـنـع نـمـایـد ز غـارت عـاشـق (همان، ص136)
کسـی بـه سیـل نگـوید عـنـان ز راه بتـاب
آفتاب (ذره، سایه):
ـ حسنت چو به خورشیـد رساند نسب خویش
(همان، ص76)
شیـدای تـو بـا ذره بسـنجـد حسب خـویش
(همان، ص134)
ـ محال است اینکه برما خاکساران سایه اندازی
شهید:
ـ شـهیـدان را بـه خـاک آسـوده نـگـذاشـت
ـ چـشـمـم همیـشه می‌پـرد از شـوق کـربـلا تورا جایی که همچون سایه گردد آفتاب ازپی
(همان، ص176)
ز رفــتـــارش قــیــامــت مـی‌تــــراود
(همان، ص117)
کـحـل بـصـر ز خـاک شـهیـدانم آرزوسـت
(همان، ص84)
ترکیب‌سازی:
یکی از ویژگیهای مهم زبان فارسی پرمایه بودن آن در ساختن ترکیب‎های جدید است. «غنا و قابلیت حیرت‌آور زبان فارسی در خلق ترکیبات باعث شده است که شعرا از آغاز از این ویژگی زبان فارسی برای خلق معنی و به تدریج خلق تصویر بهره بگیرند. اگر به جریان تحول شعر فارسی نظری افکنده شود،درمی‌یابیم که بهره‎گیری از امکانات ترکیب‌سازی کلمات روندی رو به رشد و فزاینده داشته و این صورت زبانی خود موجب شکل‌گیری و پیدایش عناصر و شاخصه‌های سبکی فراوان در تحول شعر شده است. هرچه در جریان شعر فارسی به سبک هندی نزدیکتر می‌شویم، زبان فشرده‌تر شده و ساختهای عطفی و اسنادی جای خود را به ساختهای اضافی می‌دهد». (حسن‌پور آلاشتی، 1384: 134)
در شعر فقیر از ترکیبات پیچیده و انتزاعی شعرای هندی این دوره خبری نیست و بیشتر از ترکیب‌های ساده بهره برده است که متناسب با زبان روان و ساده شعر اوست. ساختمان ترکیب‌سازی او در میان شاعران این سبک به فغانی و نظیری نزدیک‎تر است. نمونه‎هایی از ترکیب‌های فقیر از این دست است:
1ـ ترکیب‌های اضافی و وصفی: «نازپرورد تغافل»، «ظلمت‌آباد عدم»، «نخل آه»، «مغز شوق»، «منت خشک»، «چمن‌سازان غیب»، «خمیازه آغوش»، «خوشه گناه»، «ناخن چاره»، «حیرت‌آباد جهان»، «نمک‎خوار لب دوست»، «پرواز رنگ»، «هم‎آغوش نگاه».
ترکیبات پارادوکسی از قبیل: «آب آتشناک»، «جامه عریانی»، «بحر آتش‎خیز» و «زبان بی‌زبانی» نیز در شعر او دیده می‌شود.
2ـ کلمات مرکب: «عرش‌پرواز»، «جفامشتاق»، «بلاپرورد»، «خاراشکاف»، «سمندرطینت»، «خراب‎آباد»، «خوش‎نگاه»، «برق‌شتاب»، «جنون‌آماده»، «خانه‎بیزار»، «وفاکیش»، «جفاکوش»، «عشوه‌باز»، «دیده‌باز»، «رنگین‌خیال»، «خورشیدزار».
همانگونه که از نمونه‌های ذکرشده برمی‌آید، بیشتر کلمات مرکب فقیر از نوع اضافه‌های مقلوب است که جزء ویژگی‌های سبکی مشترک این دوره است.
3ـ سطح نحوی
ویژگی‌های یک سبک ادبی را در کاربردهای نحوی آثار آن دوره نیز به وضوح می‌توان مشاهده کرد. «علم نحو عبارت است از مطالعه روابط میان صورت‎های زبانی در جمله و چگونگی توالی و نظم و هم‎نشینی و چینش واژه‌ها». (فتوحی، 1391: 267). شکل و کیفیت جمله‌بندی، کاربردهای کهن دستوری، تنوع کاربرد افعال، کاربرد حروف اضافه و ... مواردی است که در مطالعه سطح نحوی یک اثر ادبی بررسی می‌شود. پارسی‌سرایان شبه قاره، همانگونه که پیش از این اشاره شد، به دلیل ناآشنایی با زبان فارسی و نیز سنت‌های ادبی گذشته، با بسیاری از قواعد دستوری فارسی آشنا نبودند و شعر آنان، حتی سخنوران زمان، خالی از لغزش‌های زبانی و نحوی نیست. شعر فقیر دهلوی به دلیلغور و تتبع در آثار قدما و شناخت کافی از زبان فارسی از این‌گونه سستی‌ها مصون مانده است.
ذکر منادا بدون حرف یا علامت ندا، ترکیبات اضافی مقلوب، کاربرد انواع «یاء» در قافیه، بسامد بالای جابجایی ضمیر (رقص ضمیر)، از مواردی است که در شعر فقیر و سایر شاعران این دوره مشاهده می‌شود.
ـ کاربرد انواع یاء (وحدت، نکره، مصدری و نسبت) در قافیه؛ که در نظر قدما غلط بوده اما شاعران سبک هندی به‌خصوص غیرایرانیان فرق بین انواع آن را نمی‌دانستند و یا بدان بی‌اعتنا بودند.


جهان از یک دل روشن شود خرم گلستانی چـراغی می‌تواند کـرد عـالـم را چراغـانی
ـ جابه‌جایی ضمیر:
بــر احــوال آن بـلـبـلـم دل بـسـوزد (همان، ص219)
کـه در گــلـشـنــی آشــیـانــی نــدارد
(همان، ص98)
چشمم سفید شد به ره انتظار دوست فکر منش نبود و مرا این گمان که هست
(همان، ص85)
ـ جدا افتادن پیشوند نفی «نـ»از فعل: «اگر نه گردش چشمی در این میان باشد»
ـ آمدن منادا بدون حرف یا علامت ندا:
قیـد تـو خـوشتـر اسـت ز آزادی دو کـون ظـالـم رهــا مســاز گـرفـتـار خـویــش را
(همان، ص63)
ما جگـر را با امیـد آن تبـسـم خستــه‌ایم این نمک ضـایع مکن بی‌رحم بر ریشی دگـر
(همان، ص128)
ـ ترکیبات اضافی مقلوب: این گونه ترکیبات از ویژگی‌های سبکی این دوره است.
جفامشتاق، بلاپرورد، جلوه‌مشتاق، جنون‌آماده، خانه‌بیزار.
ـ کاربرد «پُر» به معنای بسیار (صفت در معنای قید):
دلم پر می‌تپد دور از تو از خود رفتنی خواهم... / ای دل از سیل فنا پر غافلی...
ـ«اگر» در معنای تسویه: «از یـار تـهـی نیـسـت اگـر کعـبـه اگـر دیـر»
ـ فک اضافه: «جـز نگیـن نیـست متاعـی بـه بغـل خـاتـم را»
ـ کاربرد «به» در معنای «با»: «کجا مجنون تواند شد به من همسنگ در صحرا»
ـ کاربرد «به» به‌جای «در»: «به بزم وصل ز دیدار دوست محـرومم»
ـ «به» در معنای «بر»: «باد به کف خاک به سر بی‌توام»
ـ «از» در معنای «برای»:
زلف معشوق ز من سنبل فردوس ز تو زاهدا طعنه مزن هر سری و سودایی
(همان، ص184)
سطح ادبی
1ـ تناسب
یکی از ویژگی‌های مهم سبک هندی، توجه به تناسب لفظی و معنایی کلام است. اهمیت رعایت تناسب تا بدان حد است که یکی از معیارهای اصلی داوری منتقدان سبک هندی قرار گرفته است. فقیر دهلوی نیز همانند شعرای دیگر این دوره در مضمون‌بندی به تناسب لفظی و معنایی کلام توجه وافر دارد که به شکل ایهام تناسب، مراعات‌النظیر، تضاد، مقابله، موازنه (ترصیع)، تلمیح و لف و نشر در شعر او به کار رفته است.
ایهام تناسب:
ـ به مشق موشکافی چشم شوخ آن کمان ابرو
ـ در بهـای دل به ما گنـج روان از اشـک داد
ـ ز خـط اگرچه به جـوی جمـالش آب نماند
ـ بسـان تیـر دم از راسـت‌کیشی می‎زدم با او نشـان تیر خود کرده است چون من ناتوانی را
(همان، ص71)
بی‌دلان صد خرمن از یک دانه حاصل کرده‎اند
(همان، ص113)
شکنـج زلـف چـو قلّاب دلکـش اسـت هـنـوز
(همان، ص131)
ولیکن در وفـا کـج باخت آن ابروکمـان با من
(همان، ص163)
مراعات‌النظیر:
ـ شفای خسته‌جانان در اشاراتست چشمـت را
ـ واعـظ مـا کـه ز کـشّـاف حـکایـت می‌کـرد
ـ چو شمعم باشد ازخاکستر خود کحل بینایی
ـ گفـت‎وگـوی نگـهـش عـیـن بـلاغـت دارد به دسـت پورسیـنا نبـض این قـانـون نمـی‌آیـد
(همان، ص124)
مصـحف روی تو را دیـد و ز تفـسـیر گـذشـت
(همان، ص91)
فقیر این‌سرمه درخور نیست چشم عافیت‎بیـن را
(همان، ص68)
می‌کنـد کـشـف مـعـانی بـه بیـانی کـه مـپـرس
(همان، ص133)
تضاد:
ـ از قـهـر چـون گـدازی باری به لطـف بنـواز کانجـا کـه نیـش بـاشـد مـی‌بـاید انگبیـن هـم
(همان، ص154)
ـ شـهـد لـطـف او نـدارد لـذت زهـر عـتـاب تا به کی ازصلح می‌گویی مگر جنگش کم‌است
(همان، ص80)
تلمیح:
ـ روح الـقـدس عـالـم مـعـنـی اسـت دل مـا
ـ خاک مجنـون در لبـاس گـردباد آواره است عــذراصـفـتــان را بـه نـفــس حــامـله دارد
(همان، ص98)
محمـل لیـلی تو پنـداری از این صحـرا گذشت
(همان، ص90)
ـ طـلـب آب بـقـا کـی کنـم از خضـر فـقیـر مـن کـه چـشـم قـدح از ســاقـی کـوثـر دارم
(همان، ص147)
لفّ و نشر:
ـ لـعلــت بــه گــفــتـار سـروت بـه رفـتـار ایــن سـیــل‌ طـاقــت آن بــرق خـــرمــن
(همان، ص161)
ـ در بــزم چـمـن بــاد بـهـار از گـل و لالـه تـرتـیـب دهــد مـجـمـره و غـالـیــه‌دان را
(همان، ص180)
ـ لاله‌رخ‎من‎تا‎ سفری‎شد داغ‎جگرسوز آه‎شرربار این‎به‎دوچشمم‎ساخته‎منزل‎آن‎زدل‎من‎یافته مأوا
(همان، ص57)
2ـ پارادوکس
پارادوکس یا متناقض‌نما از آرایه‌های پرکاربرد سبک هندی است که با ذهن و زبان شاعران این دوره تناسب دارد. این آرایه باعث باعث پیچیده شدن معنا و آشنایی‌زدایی می‌شود. «علمای بلاغت ما ترفند متناقض‌نما را نمی‌شناخته و آن را در شمار تضاد آورده‌اند». (وحیدیان کامیار، 1385: 82) البته سیف جام هروی (قرن هشتم ه‍.ق) در «جامع الصنایع و الاوزان» این آرایه را ذیل «توجیه محال» (فتوحی، 1385: 175) و آزاد بلگرامی، منتقد برجسته سبک هندی، در «غزلان الهند» آن را با عنوان «وفاق معنوی» ذکر کرده‌اند. (همان: 191)
شعر فقیر دهلوی اگرچه پیچیدگی‌های سخن دیگر شاعران شاخه هندوستانی این سبک را ندارد، اما بسامد کاربرد پارادوکس در آن، علی‌رغم سادگی زبانش، قابل اعتناست. کاربرد تصاویر متناقض‌نما (Oxymoron) در شعر فقیر کمتر از نمونه‌های بیان متناقض‌نما (Pa--ox) است. ترکیباتی همچون «بحر آتش‎خیز»، «زبان بی‌زبانی»، «جامه عریانی» و «آب آتشناک» از نمونه‌های معدود تصاویر پارادوکسی شعر اوست:
ـ از پای دل ره طی کنم عشق بلاانگیز را کشتی ز موم آورده‌ام این بحر آتش‎خیز را
(همان، ص62)
ـ از زبـان بـی‌زبـانـی‌ها خـبـر دارم فقیر
ـ جامه عریانی اسـت عیب مرا پرده‌پوش داده آن چشم سخن‎گو درس خاموشی مرا
(همان، ص68)
دامـن مـاه نـو اسـت پـاک ز لـوث کـلـف
(همان، ص139)
بیان پارادوکسی که حاصل اسناد دو امر متناقض به همدیگر است، بیشترین بسامد پارادوکس را در شعر فقیر دارد:
ـ ما به سودای کسی گرم سفر در وطنیم هر که بنشست به ما برزده دامان برخاست
(همان، ص78)
ـ به جان آب زد آتـش خرام هوش‎ربایت ز باغ چـون گـذری آبـشـار نـالـد و گـرید
(همان، ص125)
ـ از نسیم ناله‌ای در سینه‌ام شد تازه داغ یاری طالع ببین کـز باد روشن شـد چراغ
(همان، ص138)
ـ ز توان خود نیازی سوی مور می‌نویسم ز شتاب خود سلامی به درنگ می‌فرسـتم
(همان، ص145)

3ـ اسلوب معادله:
اسلوب معادله یکی از اصلی‌ترین ابزارهای مضمون‌آفرینی در سبک هندی است. کاربرد این آرایه در شعر سبک هندی به منظور نظیره‌سازی بین مفاهیم ذهنی و عینی است. در اسلوب معادله معمولاً مصراع اول امری معقول است که شاعر در مصراع دوم با گزاره‌ای محسوس آن را عینی می‌کند. در این معادل‌سازی هر اندازه ارتباط میان دو مصرع (معقول و محسوس) تازه‌تر باشد، نشانگر پایه هنری شاعر است.
آنچه خان آرزو در تنبیه الغافلین«مدعامثل» نامیده، در واقع اثبات یا توضیح «مدعا»ی معقول با «مثل» محسوس است. (خان آرزو، 1401: 67) برای همین است که بسامد اسلوب معادله در میان شاعران شاخه ایرانی این دوره بیش از شعرای شاخه هندوستانی است.
تلفیق فرایند «انتخاب» و «ترکیب» در سبک هندی(صفوی، 1381:34 ـ 36) را نیز می‌توان در اسلوب معادله مشاهده کرد؛ یعنی مصراعی پیچیده و معقول با مصراعی محسوس توضیح داده می‌شود.
نکته دیگر اینکه باید بین اسلوب معادله و تمثیل تفاوت قائل شد. «تمام مواردی که به عنوان تمثیل آورده می‌شود، مصداق اسلوب معادله نیست. اسلوب معادله این است که دو مصراع کاملاً از لحاظ نحوی مستقل باشند و هیچ حرف ربط یا شرط یا چیز دیگری آنها را حتی معناً (نه فقط بلحاظ نحو) به هم مرتبط نکند». (شفیعی کدکنی، 1376: 63) اما در تمثیل میان دو مصراع ارتباط نحوی وجود دارد.
بسامد کاربرد اسلوب معادله و تمثیل در شعر فقیر اگرچه همانند شاعرانی همچون صائب و کلیم نیست اما می‌توان آن را یکی از ویژگی‌های سبکی شعر او دانست:
ـ شوخی از خوبان سرکش زیبد و عجز از فقیر از زمیـن افتـادگی می‌آیـد از افـلاک رقـص
(فقیر، ص137)
ـ بـسـتـن مـژگـان نـگـردد سـد راه گـریـه‌ام
سیـل را خـاشـاک نتـواند به پا زنجیـر کرد
(همان، ص102)
ـ شــد رتـبـه فـقـیــر بـلـنــد از فـروتـنـی
نـشـو و نـمـا ز خـاک‌نشیـنی اسـت دانه را
(همان، ص70)
ـ اثـر ز نـالـه مـجـو گـریـه تـا مـدد نـکـنـد نـهـال بـر نـدهـد تـا نـسـازیـش سـیـراب
(همان، ص76)
4ـ اغراق:
یکی از ابزارهای مهم برای مضمون‎آفرینی و تصویرسازی‌های دور از ذهن و نیز برجسته‌سازی کلام در سبک هندی اغراق است. اغراق‌های به کار رفته در شعر فقیر از نمونه‌های انتزاعی و پیچیده رایج در این سبک نیست و موضوع آنها نیز توصیف عوالم عاشقانه و عارفانه و تأثرات روحی وی و ویژگی‎‌های معشوق است:
ـ بس که شــد لـبـریز حسرت‌ها دل پردرد ما چشـمه خـورشـید یــخ بنــدد ز آه سرد ما
(همان، ص72)
ـ دلبر دل بـی‌تـابـم از کـــف نـدهــد ورنــه بر بسمل من تنگ است صحرای قیامت هـم
(همان، ص153)
ـ به دوران تو خورشید فلک بر خویش می‌لرزد که حسنت آتشی در خـرمن گردون نیندازد
(همان، ص106)
نمونه‌هایی از قصیده فقیر در نعت پیامبر(ص):
نـالـم به پیـش عـدل‌پنـاهی کـه شـعـلـه را کـوتـاه می‌کـنـدز گـریـبـان خــار دسـت
بینـد اگـر بـه چـشـم غضـب سـوی آسمان خـورشیـد را ز بیـم شـود رعشـه‌دار دست
عـدلـش اگـر بـه شـعـله کند منع سـوختن از بـهـر حفـظ خـار نـمـاید حـصـار دست...
(همان، ص194)
5ـ تشبیهات:
الف) حسی و مرکب:
تشبیهات فشرده و انتزاعی که باعث پیچیدگی و دور از ذهن شدن تصاویر شعری می‌شود، در دیوان فقیر کاربرد اندکی دارد. بیشتر تشبیهات او از نوع حسی است و بسامد تشبیهات مرکب در شعر او که در این دوره کمتر کاربرد دارد، یادآور اشعار نظیری نیشابوری است.
ـ به چهـره عـرق‌آلـود او نگـر کـز سـحر در آفتاب قیـامـت نمـوده پـرویـن را
(فقیر، ص67)
ـ تا چه کند جوش خط با لب شیرین تو راه صـف مـور را بر شکـر افتاده است
(همان، ص81)
ـ از ابـر نقـاب اسـت نمـایان مـه رویـت
ـ گستاخ سپندیست وطن کرده در آتش چون بیضه خورشید ز زیر شکم صبح
(همان، ص95)
خالی که بر آن عارض گلپوش فتـاده
(همان، ص172)

ب) مضمر تفضیلی (یا مقلوب):
نوع دیگری از تشبیه که در اشعار فقیر بسامد نسبتاً قابل اعتنایی دارد، تشبیه مضمر تفضیلی است. در این گونه تشبیهات «ظاهراً با ساختار تشبیهی مواجه نیستیم ولی مقصود گوینده تشبیه است و جمله قابل تأویل به جمله تشبیهی است». (شمیسا، 1385: 131) این گونه از تشبیه در دیوان حافظ نمونه‌های بسیاری دارد و سبک ویژه اوست. نمونه‌هایی از غزلیات فقیر:
ـ صبحی که برگیری ز رخ آن سنبل پرتاب را گردون به شب واپس برد خورشید عالمتاب را
(همان، ص60)
ـ هـلال کرده چــو خلـخـال زر تـهـی قالـب نـمـوده‌ای مــگــر از دور ســاق سیـمیـن را
(همان، ص67)
ـ گـر مـاه را بـه خـرمـن حسنـت نظـر فتـد خرمن دهــد بـه بـاد و شـود خـوشه‌چین تو
(همان، ص170)
6ـ استعاره: کاربرد استعاره‌های دیریاب و پیچیده اگرچه از ویژگی‌های مهم شعر این دوره است، اما به دلیل سادگی زبان فقیر، بسامد اندکی در شعر او دارد. نمونه‌هایی از استعاره‌های شعر فقیر در زیر می‌آید:
ـ بهار آمد که بخشد گرمی هنگامه گلشن را سراپا شاخ گل آتش شود در بلبلان گیرد (فقیر، ص106)
ـ بـس که از نیـش خدنگ تو حلاوت ورزید می‌زنــد جـوش عـسـل پـرده زنـبــوری دل (همان، ص143)
ـ سهی سرو تو را لاغرمیانی نقص کی باشد بلی سکته خلل در مصرع موزون نیندازد (همان، ص106)
ـ به کامش آب حیوانست اگر دوزخ بیاشامد قـدح‎نوشی که دارد در نظـر روی عرقـنـاکی (همان، ص181)
7ـ استخدام:
ـ سـرمایـه‌ام ز عـمـر دمـی بــود همچـو نـی آن نـیـز از تـو دور بـه آه و فـغـان گـذشــت
(همان، ص91)
ـ به دام افتاده طـول امـل چون من نمی‌باشـد
که می‌خواهم به گردسر بگردم همچودستارش
(همان، ص133)
ـ سالک ازعشق چو شد گرم شود کارش راست
غــیــر آتـش نـپـذیـرد کـجـی تـیـر عـلاج
(همان، ص94)
ـ زاهـد به دور چـشتم تو در کـوی می‌کشـان همچـون پیـاله گـوش بر آواز قـلـقـل اسـت
(همان، ص80)
8ـ بازی با کلمات:
یکی از مظاهر فرمالیستی شعر سبک هندی که ابزار مضمون‌آفرینی شاعران این دوره قرار گرفته،بازی با کلماتاست. «اگر شاعر می‌توانست خوب از این هنر بهره برگیرد، قادر به آفرینش نکته‌های جالب می‌گردید. در این راه شاعر از صنعت‌های جناس و ایهام و نظایر آنها به هر نحو که ممکن بود هم استفاده می‌کرد». (صفا،1388، ج 1/5: 571)«بازی با کلمات به هیچ روی در شعر دوره قبل بی‌پیشینه نیست اما غلبه آن در شعر این دوره نمایان است؛ می‌توان تصور کرد که دلیل آن گسترش حوزه شعر فارسی به منطقه‌ای است که زبان اصلی مردم آن فارسی نبود». (شفیعی‌کدکنی، 1378: 45)
فقیر دهلوی نیز به این تفنن هنرمندانه علاقه داشته و نمونه‌هایی از بازی با کلمات یا کاریکلماتور در دیوانش دیده می‌شود. او در بیت زیر، خود را به منصور حلاج تشبیه می‌کند که از نخل خشکی که دار بر آن تعبیه شده، بر (ثمر) خورده و از این رو، در زمره عشاق «برخوردار» قرار گرفته است:
فقیـر از نخـل خشک دار چـون بر خـوردی تـو را از زمـره عشـاق بـرخـوردار می‌گـویـم
(همان، ص159)
و از همین قبیل است نمونه‌های زیر:
ـ ز خـلـوت دل خـود فـکـر کــام را رانـدیـم فـقـیـر شــاه نــبـاشـد بـه کـامــرانــی مـا
(همان، ص75)
ـ تجـرد بـس که از نام گرفتـن کـرده بیـزارم ز دنیا برگـرفـتن دل مـرا دلـگــیر می‌ســازد
(همان، ص107)
ـ بـه پـای دار چـو منصور هـرکه رفت فقیـر ز فــکــر عـــالــم نـــاپــایــدار می‌گــذرد
(همان، ص101)
ـ نفـس بی‌او چو نخـل طـور آتـش بار ‌می‌آرد از آن رو آه خـود را نـخل آتـش‌بـار می‌گـویم
(همان، ص158)
سطح فکری
یکی از ضعف‍های شعر سبک هندی این است که در این دوره اندیشه و جهان‌بینی تازه‌ایعرضه نشده است. «بازتاب نمودهای قومی، اساطیری، تاریخی و اعتقادی در آن بسیار اندک است و حتی نمادهای اساطیری، دینی و تاریخی در شعر برخی شاعران مشهور دیده نمی‌شود. این خود نشان از گسست فرهنگی شاعران از سنت فرهنگی ـ ادبی ایرانی است». (حسن‌پورآلاشتی، 1384 :27)توجه شاعران این دوره به مسائل جزئی و سطحی و روزمره و غفلت از مباحث بنیادین فلسفی و هستی‌شناسی حاکی از ذهنیت نازل حاکم بر این دوران است. «فقدان اندیشه در سبک هندی، خود را در نوع زبان و شیوه بیان شاعران آن در طرح مضامین عادی و گاه پیش پا افتاده نمایان کرده است. از آنجا که اغلب این شاعران، جهان‌بینی ویژه و تعریف‌شده‌ای نداشته‌اند، برای جبران این نقیصه، به بازی‌های بی‌پایانی از کشف روابط دور و دراز اشیا با یکدیگر و نیز خلق زبانی دشوار روی آورده‌ بودند». (طاهری، 1389: 88)
اگرچه عرفان و تصوف یکی از مهمترین آبشخورهای فکری فقیر دهلوی است و نمونه‌های لطیف و زیبایی از این دیدگاه در غزلیات او وجود دارد، اما بیشتر مضامین عرفانی اشعار او ـ همانند شعرای دیگر این عصر ـ تکراری است و تجربه جدیدی به حوزه شعر عرفانی نیفزوده است.
موتیوها و عناصر تکرارشونده فکری فقیر عبارتند از:
1ـ بی‌نشان بودن معشوق:
ـ نـشـان دلـبـر خـود از کـه پـرســم کـه بـا چـنـدین نـشـانـها بی‌نشان است
(همان، ص81)
ـ منزل وصل تو را از که بپرسم نشـان هرکه خبر از تو یافت بی‌خبر افتاده است
(همان، ص81)
ـ او جان جهان و ز جهانش نتوان یافت بـا نـام و نشـان و ز نشـانـش نتوان یافت
با آنکه تهـی نیـست از او هیچ مکانی غـیـر از دل آگـاه مـکـانـش نتـوان یافت
(همان، ص92)
2ـ تکثرگرایی (وسعت مشرب):
بخشی از این تفکر و رویکرد نشئت‌گرفته از دیدگاه‌ عرفانی فقیر است و وجهی دیگر را می‌توان با جغرافیای زندگی او مرتبط دانست؛ کشور هند سرزمین ادیان و مذاهب گوناگون و متکثّر است که با وجود اختلاف مشرب و مذهب، مردمانش با احترام به مذاهب دیگر در کنار هم با صلح زندگی کرده‌اند. این وسعت مشرب را در نزد پادشاهان و حاکمان این سرزمین نیز می‌توان دید که با اینکه پیرو مذهب اهل سنت بودند، با مذاهب و ادیان دیگر با اعتدال برخورد می‌کردند.
ـ نـزاع شیـخ و برهـمـن ز راه نـادانی اســت بـود ز کـعبـه و بتـخـانه کـوی یـار غـرض
(همان، ص137)
ـ غباری نیست از من خاطر شیخ و برهمن را به کفر و دین ندارد کار ایمانی که من دارم
(همان، ص148)
ـ از بتـکـده تا کعـبه چـه فـرق است بپرسید هـمـســایـه دیــوار بـه دیــوار نـبــاشـد
(همان، ص109)
3ـ اندیشه‌های عرفانی:
فقیر دهلوی در میانه سالهای 1150 تا 1155 از وابستگیهای دنیوی کناره گرفت و کسوت فقر در بر کشید. همانگونه که در شرح زندگی او ذکر شد، در ابتدا «مفتون» تخلص می‌کرد و پس از قطع تعلقات و انزوا تخلص «فقیر» را اختیار کرد. واژه‌ها و ترکیباتی همچون بی‌رنگی، تجرد، فیض، فقر، جمع، فرد، پریشان، جلوه، یکرنگی، حیرت، می وحدت، میخانه توحید، عالم تجرید، چمنسازان غیب، همت پیر، باده عرفان و تحقیق، ذره و خورشید، وحدت‌سرا و ... در غزلیات فقیر بسیار به کار رفته که نشانگر علقه او به مشرب صوفیانه و عارفانه است:
ـ جلـوه‌ای کـردی و با قـد دوتا پیـر فـلک بهـر نظـاره به صـد دیـده حیران برخـاست
(همان، ص78)
ـ نغمه وحـدت به هر جا دارد آهنگی دگـر در دل بلبل فغان و ناله شد در غنچه بوست
(همان، ص85)
ـ جلوه‌ات رنگ قیامت به جهان ریخته است فتـنه‌ای نیـسـت کـه از قـد تـو برپـا نشـود
(همان، ص120)

4ـ مذمت عقل و ستایش جنون:
ـ خـرد از عـهـده دیـوانـگـی بـیــرون نـمـی‌آیـد ز مجـنـون آنـچه می‌آیـد ز افـلاطـون نمـی‌آیـد
(همان، ص124)
ـ همـدم ما جنـون بـس است ای خرد دقیقه‌سنج بـه کـه شـوی تو بعـد از این مـوی دماغ دیگری
(همان، ص180)
ـ عقل آمد و شد یار من در لحظه مجنون کردمش طفلی به من شد همزبان رشک فلاطون کردمش
(همان، ص134)
5ـ مذمت زاهد:
ـ در بـزم بـاده زاهـد افـســرده را مـخـوان این آب و خاک را چو به هم امتزاج نیست
(همان، ص86)
ـ زاهـد ز عـبـادت سـوی معبـود نپـرداخت گــر فــرض ادا کــرد غــم نــافـلـه دارد
(همان، ص98)
ـ زاهد تو چوب خشکی و می شعله تر اسـت بـایـد تـو را ز بـاده‌کـشـان احـتـراز کــرد
(همان، ص103)
6ـ مفاخره، گله از هنرنشناسی و حسادت ابنای روزگار:
ـ فـقیـر ار پـرده برگیـرم ز روی یوسـف معـنـی فغـانی با دل پرخـون ره بیـت‌الحـزن گـیـرد
(همان، ص105)
ـ طبع‎بلندم هست‎تو‎گویی‎ملک‎سخن‎راچرخ‎برینی فقـره نثرم‌ غیرت‌نسرین‌ ‌مصرع‌نظمم‌رشک‌ثریّا
(همان، ص58)
ـ پریشـانم چـو گل زان رو که از رنگین‌خیالانم چو سروم از ثمر بی‌بهره جرمم اینکه مـوزونم
(همان، ص152)
ـ انتـقـام هنـر من ز حـسـودان کـافـی اســت پشـت دسـتی کـه گزیـدند به دنـدان از مـن

–269

بیان مسئله3
1-2- کلیات5
1-2-1، تاریخچه5
1-2-2، باکتریولوژی سالمونلا6
1-2-3، تست ها و خواص بیوشیمیایی6
1-2-4، طبقه بندی سالمونلا7
1-2-5، آنتی ژن های سالمونلا9
1-2-6، عوامل دخیل در بیماریزایی در سالمونلا12
1-2-7. بیماری های ناشی از سالمونلا13
1-2-8. اپیدمیولوژی سالمونلا16
1-2-9، تشخیص آزمایشگاهی سالمونلا16
1-2-10. پیشگیری و کنترل19
1-2-11، ایمنی 19
1-2-12، درمان19
1-3 – مروری بر روش های تایپینگ باکتری ها20
1-3-1- اصول و مبانی روش MLVA 22
1-2-3- کلمات و اصطلاحات کاربردی در MLVA24
1-3-3- مزایای MLVA نسبت به سایر روش های ژنوتایپنگ26
1-4- اهداف پایان نامه 31
1-4-1- هدف علمی پایان نامه31
1-4-2- اهداف جزئی31
1-4-3- اهداف کاربردی31
1-5- فرضیه ها31
1-6- سئوالات 31
1-7- ضرورت انجام تحقیق32
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق32
1-9- واژه نامه ها و اصطلاحات فنی32
فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق34
بررسی متون:35
فصل سوم :مواد وروشها39
3-1-مواد و تجهیزات40
3-1-1-دستگاه ها ووسایل مورد نیاز:40
3-1-2-مواد مصرفی مورد نیاز: 41
3-1-3- محیطهای کشت مورد استفاده: 41
3-2-ترکیبات و محلولهای مورد نیاز و فرمول ساخت آنها42
3-2-1-تهیه محلول(%25) SDS:42
3-2-2- محلول EDTA(5/0 مولار):42
3-2-3-تامپون لیز کننده سلول42
3-2-4- تامپون TE حاوی RNase42
3-2-5- بافر(5X)TBE:42
3-2-7- محلول فنل-کلروفروم-ایزو آمیلیک الکل(PCI):43
3-3- روش انجام طرح:44
3-3-1- نوع مطالعه:44
3-3-2-جامعه مورد مطالعه:44
3-3-3- جمع آوری اطلاعات:44
3-3-4- انجام امور باکتریولوژیک:44
3-4- ژنوتایپینگ ایزوله های سالمونلا با استفاده از روش MLVA46
3-4-1- انجام آزمایش PCR جهت تکثیر لوکوس های VNTR46
3-4-2- الکتروفورز محصولات VNTR50
3-4-3- محاسبه ی اندازه و تعداد تکرار های VNTR52
3-4-4-تجزیه و تحلیل داده های VNTR 52
فصل چهارم یافته ها54
4-1- نمتایج حاصل از جمع آوری نمونه ها 55
4-2- نتایچ حاصل از استخراج ژنوم باکتریایی57
4-3- نتایج حاصل از واکنش PCR جهت تکثیر لوکوس های VNTR58
4-4- میزان تنوع الل های VNTR74
4-5- آنالیز داده ها با استفاده از الگوریتم Minimum Spanning Tree 74
4-6- آنالیز داده های VNTR با استفاده از روش NJ75
فصل پنجم :بحث ونتیجه گیری 77
5-1- بحث78
5-2- نتیجه گیری و جمع بندی91
منابع:92
چکیده انگلسی 96

فهرست جداول و نمودارها
عنوان صفحه
جدول1-1، ویژگی های بیو شیمیایی سالمونلا8
جدول 1-2، طبقه بندی نوین سالمونلا و میزان سروتایپ ها در زیر گونه ها9
جدول 3-1، نام لوکوس ها و پرایمر های اختصاصی47
جدول 3-2،مقادیرموردنیازجهت انجام واکنش هایPCRبرای تکثیرلوکوسهایVNTR48
جدول 3-3، برنامه ریزی دستگاه ترموسایکلر جهت تکثیر لوکوس های SENTR2،
SENTR3 و SE-749
جدول3-4،برنامه ریزی دستگاهترموسایکلرجهت تکثیرلوکوسهایENTR6وSE-849
جدول 3-5، برنامه ریزی دستگاه ترموسایکلر برای تکثیر لوکوس SE-4 49
جدول 3-6، برنامه ریزی دستگاه ترموسایکلر جهت تکثیر لوکوس SE-1050
جدول 3-7، برنامه ریزی دستگاه ترموسایکلر جهت تکثیر لوکوس SE-650
جدول 4-1، در فایل EXCEL73
جدول 4-2، ضریب تنوع هانتر- گاتسون برای هر لوکوس محاسبه شده 74
نمودار 4-1، میزان فراوانی هر یک از سرو تایپ های سالمونلا در پژوهش حاضر56
نمودار 4-2، میزان شیوع هر یک از سرو تایپ های سالمونلا در پژوهش حاضر56
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 1-1 تصویر دکتر سالمون دامپزشک آمریکایی.5
شکل1-2 باکتری سالمونلا 6
شکل 1-4مای شماتیک از VNTR ها 23
شکل 1-5 پروفایل اللی 24
شکل 1-6 آنالیز MLVA بوسیله MST 25
شکل 1-7، مزایای MLVA 26
شکل 1-8، مراحل انجام MLVA 27
شکل 4-1، میزان خلوص DNA نمونه ی شماره ی 5357
شکل 4-2، میزان خلوص DNA نمونه ی شماره ی 2457
شکل 4-3، لوکوس ENTR6 58
شکل 4-4، لوکوس SE4 59
شکل 4-5، لوکوس SE4 60
شکل 4-6، لوکوسSE6 61
شکل 4-7، لوکوس SE6 62
شکل 4-8، لوکوسSE7 63
شکل 4-9، لوکوسSE7 64
شکل 4-10، لوکوسSE8 65
شکل 4-11، لوکوسSE8 66
شکل 4-12، لوکوسSE10 67
شکل 4-13، لوکوسSE10 68
شکل 4-14، لوکوسSENTR2 69
شکل 4-15، لوکوسSENTR2 70
شکل 4-16، لوکوسSENTR3 71
شکل 4-17، لوکوسSENTR3 72
شکل 4-18، آنالیز داده های VNTR با استفاده از الگوریتم MST. 75
شکل 4-22، درختچه ی NJ 76
چکیده فارسی :
ژنوتایپینگ سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس جدا شده از نمونه های بالینی در تهران بر پایه روش آنالیز چند لوکوسی متغیر تکراری( MLVA)
مقدمه:سالمونلاانتریکا سبب ایجاد سالمونلوزیس در انسان می شود. سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس، دومین سروتایپی می باشد که در سطح دنیا سبب ایجاد سالمونلوزیس می شود. تکنیک MLVA، یکی از روش های نوین ژنوتایپینگ جهت تمایز ایزوله های باکتریایی در همه گیری ها و یا تعیین قرابت فیلوژنتیکی این ایزوله ها می باشد. هدف از این پژوهش، ژنوتایپینگ سویه های سالمونلا انتریتیدیس جدا شده از نمونه های بالینی در تهران بر پایه ی روش MLVA.
مواد و روش ها: در این پژوهش، 51 ایزوله ی سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس از نمونه های بالینی در طی سال های 1387 تا 1389 در تهران جدا شدند. ایزوله های سالمونلا انتریتیدیس با استفاده از تکنیک های بیوشیمیایی و سرولوژیکی تایید شدند. جهت انجام تکنیک MLVA، از هشت لوکوس VNTR استفاده شد.
نتایج: 10 ژنوتایپ متفاوت MLVA، در این پزوهش شناسایی شد. با استفاده از روش MST، 51 ایزوله ی سالمونلا انتریتیدیس در 2 کلونال کمپلکس قرار گرفتند. همچنین با استفاده از تکنیک NJ، این ایزوله ها در دو کلاستر جای گرفتند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تکنیک MLVA، یک روش قدرتمند و آسان می باشد و می توان از این تکنیک در اپیدمی ها ی ناشی از سالمونلا انتریتیدیس استفاده نمود.
کلمات کلیدی: سالمونلا، MLVA، VNTR
68580077470

کلیات تحقیق
بیان مسئله
سالمونلا باسیل گرم منفی،واجدتاژک پری تریش وجزءخانوادهیانتروباکتریاسهمیباشد.گروه سالمونلا شامل یک جنس منفرد به نام سالمونلا است. این جنس شامل ارگانیسم هایی است که قبلا تحت عنوان سالمونلا و آریزونا شناخته می شدند. وقتی سالمونلا ها از طریق مسیر خوراکی به انسان و حیوانات منتقل شوند، بیماریزا هستند. این باکتری از طریق حیوان و فروارده های حیوانی به انسان سرایت می کنند و موجب تب روده ای، مسمومیت های غذایی و گاستروانتریت در انسان می شوند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(7).
طبقه بندی سالمونلا در طی سالیان متمادی دچار تغییرات زیادی شده است. سالمونلا گروه بزرگی از باکتری های روده ای شامل تقریبا 2200 سروتایپ می باشد. بر مبنای مدل اخیر طبقه بندی CDC تنها یک گروه منفرد از سالمونلا وجود دارد که به هفت زیر گروه(1،2،،a3،b3،4،5،6) طبقه بندی می شوند. طبقه بندی اخیر بر مبنای شباهت ژنتیکی ایزوله های سالمونلا) 16S r RNA) است. سیستم های طبقه بندی قدیمی تر شامل 1) طبقه بندی کافمن_وایت: که هر سروتایپ را به صورت یک گونه منفرد سالمونلا شناسایی می کند. 2) سیستم ادواردز_اوینگ: که سالمونلاها را به سه گونه( سالمونلا کلراسوئیس، سالمونلا تایفی، سالمونلا انتریتیدیس) و صدها سروتایپ تقسیم بندی می کند. 3) مدل هیبریداسیون DNA: که سالمونلا ها را به یک گونه به نام سالمونلا انتریتیدیس و زیر گونه های اریزونه، بونگوری، دی اریزونه، انتریکا، سالاما،هاتنا، تقسیم می نمایند که طبقه بندی CDC با کمی تغییر از همین طبقه بندی استفاده می کند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite><Cite><Author>Murray</Author><Year>2013</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">2</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Murray, P.R.</author><author>Rosenthal, K.S.</author><author>Pfaller, M.A.</author></authors></contributors><titles><title>Medical Microbiology</title></titles><dates><year>2013</year></dates><publisher>Mosby/Elsevier</publisher><isbn>9780323054706</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=O92zd8fV-RcC</url></related-urls></urls></record></Cite><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4-6).
روش های مختلفی برای جداسازی باکتری سالمونلا از نمونه های محیطی وجود دارند که شامل: روش های کشت سنتی و بیوشیمیایی، سرولوژی و مولکولی می باشد. در کشت سنتی از محیط های پیش انتخابی و اختصاصی نظیر S.S Agarو XLD Agar استفاده می شود. روش های سرولوژی براساس واکنش انتی بادی با انتی ژن تولیدی توسط باکتری می باشد.
استفاده از روش های سرولوژیک بدلیل تنوع گسترده خصوصیات آنتی ژنتیکی باکتریایی و نیاز به طیف گسترده و وسیعی از آنتی بادی ها و همچنین هزینه گزاف تولید و مصرف آن، به مرور جایگاه خود را از دست داده اند. تا کنون از روش های مولکولی متنوعی جهت ژنوتایپینگ گونه های مختلف سالمونلا استفاده شده است. به کارگیری این روش ها، اهمیت ویژه ای در پژوهش های اپیدمیولوژیکی دارد . با شروع عصر مولکولی دانشمندان رویکرد خود را از فنوتیپ به ژنوتیپ تغییر داده اند.
روش های مختلفی مثل Rep- PCR، RAPD- PCR، Ribotyping، PFGE، MLST و MLVA جهت ژنتوتایپینگ سویه های سالمونلا تا به حال مورد استفاده قرار گرفته است بطوریکه هریک ازاینروش ها معایب و مزایایی دارند، که در این میان روش MLVA از روش هایی مولکولی جدید و نوینی جهت ژنوتایپینگ باکتریایی مطرح شده است و بر این اساس توسعه یافتهُ است ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1605</RecNum><record><rec-number>1605</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="w0dfex0040rvzzewepypdsruzp9vstsx02tt">1605</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><periodical><full-title>Euro Surveill</full-title></periodical><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7).
این روش با مزایایی که نسبت به تکنیک PFGE دارد روز به روز به اهمیت و محبوبیت آن افزوده می شود. بطوریکه در آینده جایگاه ویژه ای در بین اپیدمیولوژیست ها خواهد داشت. در تکنیک MLVA بطور خاص، توالی های تکراری پشت سر هم مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند و از نظر تعداد تکرار های VNTR با یکدیگر مقایسه می شوند. مجموعه ای از این تکرار ها بصورت دسته ای از اعداد که در اصطلاح پروفایل اللی گفته می شود. برای هر سویه باکتری نمایش داده می شود و به عنوان یک کد اطلاعاتی برای آن سویه در نظر گرفته می شود. ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1605</RecNum><record><rec-number>1605</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="w0dfex0040rvzzewepypdsruzp9vstsx02tt">1605</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><periodical><full-title>Euro Surveill</full-title></periodical><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7)
MLVA دارای مزایای زیادی نسبت به PFGE می باشد. در MLVA تنها نیاز به دستگاه PCR است و این روش یک تکنیک PCR-bassed میباشد در حالیکه در PFGE نیاز به امکانات و تجهیزات مخصوص و پر هزینه است. در MLVA تنها داشتن DNA باکتری کافیست در حالیکه در PFGE نیاز به باکتری زنده است.هزینه MLVA به مراتب از PFGE کمتر است و بسیار سریع تر از آن انجام پذیر می باشد. و نکته بسیار مهم اینست که، داده های حاصل از MLVA از آنجایی که بصورت مجموعه ای از ارقام ذخیره می شود را می توان به راحتی در بانک های اطلاعاتی ذخیره نمود و با نتایج سایر پژوهشگران مقایسه نمود هر چند چنین چیزی در PFGE دیده نمی شود گرچه تلاش های مانند شبکه Plus Net در جهت حل این موضوع ایجاد شده است.به این ترتیب MLVA بعنوان یک تکنیک جایگزین PFGE برای کشور های در حال توسعه مطرح می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1605</RecNum><record><rec-number>1605</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="w0dfex0040rvzzewepypdsruzp9vstsx02tt">1605</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><periodical><full-title>Euro Surveill</full-title></periodical><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7).
هر گونه باکتریایی، توالی های VNTR مخصوص به خود را دارد که می توان با طراحی پرایمر برای آنها، الل مورد نظر را تکثیر داد و از نظر تعداد تکرار مورد بررسی قرار داد. در طرح حاضر سعی شده است با انتخاب توالی هایVNTR مناسب، یک روش جدید، کم هزینه، سریع برای ژنوتایپینگ سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس بکار گرفته شود تا در آینده بتواند جایگزین روش های گرانقیمتی مانند PFGE شود و بتوان از آن در آزمایشگاه های تحقیقاتی که تنها تجهیز به دستگاه PCR باشند، استفاده نمود و بتواند به سرعت هر نوع اپیدمی را شناسایی کند و پژوهشگران بتوانند نتایج خود را با یکدیگر مقایسه نمایند(7).
1-2- کلیات
1-2-1، تاریخچه
دو دانشمند فرانسوی با نام های کومل و لوئی در اوایل قرن نوزدهم میلادی علائم کلینیکی تب تیفوئید را بررسی کردند. در سال 1823 میلادی برتونئو به علت تورم غدد لنفاوی روده آن بیماری را به نام روده جوشان نام گذاری نمود. کرهارد در اپیدمی تیفوئید در فیلادلفیا ایالات متحده آمریکا در سال 1837 میلادی، تیفوس و حصبه را از متمایز کرد.در سال 1839 میلادی شونلین تیفوس را به نام تیفوس اگژنتماتیکوس و حصبه را تیفوس احشایی نام گذاری نمود. در میان سال های 1849-1851 در انگلستان، جنر با استفاده از علائم بیماری های تب دانه دار، حصبه را تشخیص داد و عامل آن را سالمونلا تایفی نامید. اسم سالمونلا بر گرفته شده از دامپزشک آمریکایی به نام دکتر دانیال المر سالمون می باشد که به پاس تحقیقات و زحمات گسترده این دانشمند نام گذاری شده است.هوپ در سال 1886 از ادرار، فیفیر در سال 1885 از مدفوع، در سال 1888 ویلچور از خون سالمونلا را جدا نمودند.در سال 1896 سیکارد و ویدال آنتی بادی علیه سالمونلا را از خون جداسازی کردند (2و3) .

شکل 1-1: تصویر دکتر سالمون دامپزشک آمریکایی.
1-2-2، باکتریولوژی سالمونلا
سالمونلا از اجزای خانواده انتروباکتریاسه می باشد که واجد تاژک پری تریش می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4) این باکتری از طریق حیوانات و محصولات حیوانی آلوده به این باکتری به انسان منتقل شده و سبب بیماری در انسان می شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4). سالیانه تخمین زده می شود 1.4 میلیون نفر در ایلات متحده آمریکا توسط سالمونلا بیمار می شوندPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5NZWFkPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5OTwvWWVhcj48UmVj
TnVtPjcwNjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+NzA2PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0idzBkZmV4MDA0MHJ2enpld2VweXBkc3J1enA5
dnN0c3gwMnR0Ij43MDY8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPk1l
YWQsIFAuIFMuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5TbHV0c2tlciwgTC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkRp
ZXR6LCBWLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TWNDYWlnLCBMLiBGLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnJl
c2VlLCBKLiBTLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+U2hhcGlybywgQy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdy
aWZmaW4sIFAuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5UYXV4ZSwgUi4gVi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EaXZpc2lvbiBvZiBCYWN0ZXJpYWwgYW5k
IE15Y290aWMgRGlzZWFzZXMsIENlbnRlcnMgZm9yIERpc2Vhc2UgQ29udHJvbCBhbmQgUHJldmVu
dGlvbiwgQXRsYW50YSwgR2VvcmdpYSAzMDMzMywgVVNBLiBwZm0wQGNkYy5nb3Y8L2F1dGgtYWRk
cmVzcz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5Gb29kLXJlbGF0ZWQgaWxsbmVzcyBhbmQgZGVhdGggaW4gdGhl
IFVuaXRlZCBTdGF0ZXM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RW1lcmcgSW5mZWN0IERpczwv
c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkVtZXJnIElu
ZmVjdCBEaXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz42MDctMjU8L3BhZ2VzPjx2
b2x1bWU+NTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+NTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjE5OTkvMTAvMDg8L2Vk
aXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPkFjdXRlIERpc2Vhc2U8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
QW5pbWFsczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5Gb29kIE1pY3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD4qRm9vZGJvcm5lIERpc2Vhc2VzL2NsYXNzaWZpY2F0aW9uL2VwaWRlbWlvbG9neS9tb3J0
YWxpdHkvdmlyb2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+R2FzdHJvZW50ZXJpdGlzLyplcGlkZW1p
b2xvZ3kvKm1pY3JvYmlvbG9neS9tb3J0YWxpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+SG9zcGl0YWxp
emF0aW9uLypzdGF0aXN0aWNzICZhbXA7IG51bWVyaWNhbCBkYXRhPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3Jk
Pkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5MaXN0ZXJpYS9pc29sYXRpb24gJmFtcDsgcHVyaWZp
Y2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9wdWxhdGlvbiBTdXJ2ZWls
bGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U2FsbW9uZWxsYS9pc29sYXRpb24gJmFt
cDsgcHVyaWZpY2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VG94b3BsYXNt
YS9pc29sYXRpb24gJmFtcDsgcHVyaWZpY2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtl
eXdvcmQ+VW5pdGVkIFN0YXRlcy9lcGlkZW1pb2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPlNlcC1PY3Q8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMDgwLTYwNDAgKFByaW50KSYjeEQ7MTA4MC02MDQwIChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT4xMDUxMTUxNzwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48dXJscz48
cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJlei9xdWVy
eS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9uJmFtcDts
aXN0X3VpZHM9MTA1MTE1MTc8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGN1c3RvbTI+MjYy
NzcxNDwvY3VzdG9tMj48ZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+MTAuMzIwMS9laWQwNTA1Ljk5
MDUwMjwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9y
ZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5NZWFkPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5OTwvWWVhcj48UmVj
TnVtPjcwNjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+NzA2PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0idzBkZmV4MDA0MHJ2enpld2VweXBkc3J1enA5
dnN0c3gwMnR0Ij43MDY8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPk1l
YWQsIFAuIFMuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5TbHV0c2tlciwgTC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkRp
ZXR6LCBWLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TWNDYWlnLCBMLiBGLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnJl
c2VlLCBKLiBTLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+U2hhcGlybywgQy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdy
aWZmaW4sIFAuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5UYXV4ZSwgUi4gVi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EaXZpc2lvbiBvZiBCYWN0ZXJpYWwgYW5k
IE15Y290aWMgRGlzZWFzZXMsIENlbnRlcnMgZm9yIERpc2Vhc2UgQ29udHJvbCBhbmQgUHJldmVu
dGlvbiwgQXRsYW50YSwgR2VvcmdpYSAzMDMzMywgVVNBLiBwZm0wQGNkYy5nb3Y8L2F1dGgtYWRk
cmVzcz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5Gb29kLXJlbGF0ZWQgaWxsbmVzcyBhbmQgZGVhdGggaW4gdGhl
IFVuaXRlZCBTdGF0ZXM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RW1lcmcgSW5mZWN0IERpczwv
c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkVtZXJnIElu
ZmVjdCBEaXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz42MDctMjU8L3BhZ2VzPjx2
b2x1bWU+NTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+NTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjE5OTkvMTAvMDg8L2Vk
aXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPkFjdXRlIERpc2Vhc2U8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
QW5pbWFsczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5Gb29kIE1pY3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD4qRm9vZGJvcm5lIERpc2Vhc2VzL2NsYXNzaWZpY2F0aW9uL2VwaWRlbWlvbG9neS9tb3J0
YWxpdHkvdmlyb2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+R2FzdHJvZW50ZXJpdGlzLyplcGlkZW1p
b2xvZ3kvKm1pY3JvYmlvbG9neS9tb3J0YWxpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+SG9zcGl0YWxp
emF0aW9uLypzdGF0aXN0aWNzICZhbXA7IG51bWVyaWNhbCBkYXRhPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3Jk
Pkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5MaXN0ZXJpYS9pc29sYXRpb24gJmFtcDsgcHVyaWZp
Y2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9wdWxhdGlvbiBTdXJ2ZWls
bGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U2FsbW9uZWxsYS9pc29sYXRpb24gJmFt
cDsgcHVyaWZpY2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VG94b3BsYXNt
YS9pc29sYXRpb24gJmFtcDsgcHVyaWZpY2F0aW9uL3BhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtl
eXdvcmQ+VW5pdGVkIFN0YXRlcy9lcGlkZW1pb2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPlNlcC1PY3Q8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMDgwLTYwNDAgKFByaW50KSYjeEQ7MTA4MC02MDQwIChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT4xMDUxMTUxNzwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48dXJscz48
cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJlei9xdWVy
eS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9uJmFtcDts
aXN0X3VpZHM9MTA1MTE1MTc8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGN1c3RvbTI+MjYy
NzcxNDwvY3VzdG9tMj48ZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+MTAuMzIwMS9laWQwNTA1Ljk5
MDUwMjwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9y
ZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE.DATA (8).
بیشتر سروتایپ های این باکتری برای انسان و اکثر حیوانات بیماریزا هستند. سالمونلا در دستگاه گوارش مهره داران یافت شده و بیماری های متعدد با علائم متفاوت را ایجاد می نماید ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Baumler</Author><Year>1998</Year><RecNum>1613</RecNum><record><rec-number>1613</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="w0dfex0040rvzzewepypdsruzp9vstsx02tt">1613</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Baumler, A. J.</author><author>Tsolis, R. M.</author><author>Ficht, T. A.</author><author>Adams, L. G.</author></authors></contributors><auth-address>Department of Medical Microbiology and Immunology, College of Medicine, Texas A&amp;M University, College Station, Texas 77843-4467, USA.abaumler@tamu.edu</auth-address><titles><title>Evolution of host adaptation in Salmonella enterica</title><secondary-title>Infect Immun</secondary-title></titles><periodical><full-title>Infect Immun</full-title></periodical><pages>4579-87</pages><volume>66</volume><number>10</number><edition>1998/09/24</edition><keywords><keyword>*Adaptation, Biological</keyword><keyword>Animals</keyword><keyword>*Biological Evolution</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>Mammals/*microbiology</keyword><keyword>Models, Biological</keyword><keyword>Plasmids/genetics</keyword><keyword>Salmonella Infections/microbiology</keyword><keyword>Salmonella enterica/*pathogenicity</keyword><keyword>Virulence/genetics</keyword></keywords><dates><year>1998</year><pub-dates><date>Oct</date></pub-dates></dates><isbn>0019-9567 (Print)&#xD;0019-9567 (Linking)</isbn><accession-num>9746553</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=9746553</url></related-urls></urls><custom2>108564</custom2><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(9). یکی از علل مهم مسمومیت های غذایی در اروپا و ایالات متحده آمریکا، سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس می باشد. براورد شده است که 93.8 میلیون نفر سالانه در کل جهان به سالمونلا مبتلا می شوند که نتیجه آن 155000 مورد مرگ در سال می باشد.

شکل1-2: در شکل سمت چپ باکتری سالمونلا با تاژک پری تریش دیده می شود و در شکل سمت راست میزان شیوع باکتری سالمونلا در سطح جهان را نشان می دهد.
1-2-3، تست ها و خواص بیوشیمیایی
این باکتری تست اندول و ONPG آن منفی بوده و لاکتوز را تخمیر نمی کند اما این باکتری متحرک بوده و تست سیترات و SH2 آن مثبت می باشد. واکنش آنتی بادی علیه آنتی ژن های Vi و H و O این باکتری مبنای سروتایپینگ سالنونلا است.
در حالیکه مبنای اصلی طبقه بندی سالمونلا سروتایپینگ آنتی ژن های سطحی می باشد اما اساس تفریق سروتایپ تایفی تست های بیوشیمیایی می باشد . سروتایپ تایفی از نظر تست های بیوشیمیایی به صورت خنثی می باشد. سروتایپ تایفی در همه تست های تولید گاز از گلوکز، موسینات،آرابینوز، سیمون سیترات، اورنی تین دکربوکسیلاز و مصرف استات منفی را بروز می دهد. سروتایپ تایفی مسئول تیفوئید بوده و سایر سروتایپ ها باعث انتریت و انتروکولیت می شودPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ccm9va3M8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEyPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QnJvb2tzLCBHLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Q2Fycm9sbCwgSy5DLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnV0ZWwsIEouPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5Nb3JzZSwgUy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxl
cz48dGl0bGU+SmF3ZXR6IE1lbG5pY2smYW1wO0FkZWxiZXJncyBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSAyNi9FPC90aXRsZT48L3RpdGxlcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMjwveWVhcj48L2RhdGVzPjxw
dWJsaXNoZXI+TWNncmF3LWhpbGw8L3B1Ymxpc2hlcj48aXNibj45NzgwMDcxNzkwMzE0PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwczovL2Jvb2tzLmdvb2dsZS5jb20vYm9va3M/
aWQ9VVVTWFY4QjlpOXNDPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkJhdW1sZXI8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTk4PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+
MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlz
PjxrZXkgYXBwPSdFTicgZGItaWQ9J3BhMGZ6MnAwOGF4OXd0ZXh3ZTg1NTJ0ZTBkdjBhd3dhOTlm
cyc+Mzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSdKb3VybmFsIEFydGljbGUn
PjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QmF1bWxlciwgQS4g
Si48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRzb2xpcywgUi4gTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkZpY2h0LCBU
LiBBLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QWRhbXMsIEwuIEcuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29u
dHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSBhbmQgSW1tdW5vbG9neSwgQ29sbGVnZSBvZiBNZWRpY2luZSwgVGV4YXMgQSZhbXA7TSBVbml2
ZXJzaXR5LCBDb2xsZWdlIFN0YXRpb24sIFRleGFzIDc3ODQzLTQ0NjcsIFVTQS5hYmF1bWxlckB0
YW11LmVkdTwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkV2b2x1dGlvbiBvZiBob3N0IGFk
YXB0YXRpb24gaW4gU2FsbW9uZWxsYSBlbnRlcmljYTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5J
bmZlY3QgSW1tdW48L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+NDU3OS04NzwvcGFn
ZXM+PHZvbHVtZT42Njwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTA8L251bWJlcj48ZWRpdGlvbj4xOTk4LzA5
LzI0PC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD4qQWRhcHRhdGlvbiwgQmlvbG9naWNhbDwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5BbmltYWxzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipCaW9sb2dpY2FsIEV2
b2x1dGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWFtbWFs
cy8qbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk1vZGVscywgQmlvbG9naWNhbDwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5QbGFzbWlkcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TYWxtb25l
bGxhIEluZmVjdGlvbnMvbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEg
ZW50ZXJpY2EvKnBhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VmlydWxlbmNlL2dlbmV0
aWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjE5OTg8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRl
cz48ZGF0ZT5PY3Q8L2RhdGU+PC9wdWItZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDE5LTk1NjcgKFBy
aW50KSYjeEQ7MDAxOS05NTY3IChMaW5raW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT45NzQ2NTUz
PC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmku
bmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQm
YW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xpc3RfdWlkcz05NzQ2NTUzPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVy
bHM+PC91cmxzPjxjdXN0b20yPjEwODU2NDwvY3VzdG9tMj48bGFuZ3VhZ2U+ZW5nPC9sYW5ndWFn
ZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5aaW5zc2VyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5
NzwvWWVhcj48UmVjTnVtPjExPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xMTwvcmVjLW51
bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhk
dmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MTE8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iQm9vayI+NjwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlppbnNz
ZXIsIEguPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb2tsaWssIFcuSy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9j
b250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+Wmluc3NlciBNaWNyb2Jpb2xvZ3k8L3RpdGxlPjwv
dGl0bGVzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk3PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PHB1Ymxpc2hlcj5QcmVudGlj
ZSBIYWxsPC9wdWJsaXNoZXI+PGlzYm4+OTc4OTgxNDAwOTE5NTwvaXNibj48dXJscz48cmVsYXRl
ZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cHM6Ly9ib29rcy5nb29nbGUuY29tL2Jvb2tzP2lkPWs1cHpQZ0FBQ0FB
SjwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPgB=
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ccm9va3M8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEyPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QnJvb2tzLCBHLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Q2Fycm9sbCwgSy5DLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnV0ZWwsIEouPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5Nb3JzZSwgUy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxl
cz48dGl0bGU+SmF3ZXR6IE1lbG5pY2smYW1wO0FkZWxiZXJncyBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSAyNi9FPC90aXRsZT48L3RpdGxlcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMjwveWVhcj48L2RhdGVzPjxw
dWJsaXNoZXI+TWNncmF3LWhpbGw8L3B1Ymxpc2hlcj48aXNibj45NzgwMDcxNzkwMzE0PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwczovL2Jvb2tzLmdvb2dsZS5jb20vYm9va3M/
aWQ9VVVTWFY4QjlpOXNDPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkJhdW1sZXI8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTk4PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+
MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlz
PjxrZXkgYXBwPSdFTicgZGItaWQ9J3BhMGZ6MnAwOGF4OXd0ZXh3ZTg1NTJ0ZTBkdjBhd3dhOTlm
cyc+Mzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSdKb3VybmFsIEFydGljbGUn
PjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QmF1bWxlciwgQS4g
Si48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRzb2xpcywgUi4gTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkZpY2h0LCBU
LiBBLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QWRhbXMsIEwuIEcuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29u
dHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSBhbmQgSW1tdW5vbG9neSwgQ29sbGVnZSBvZiBNZWRpY2luZSwgVGV4YXMgQSZhbXA7TSBVbml2
ZXJzaXR5LCBDb2xsZWdlIFN0YXRpb24sIFRleGFzIDc3ODQzLTQ0NjcsIFVTQS5hYmF1bWxlckB0
YW11LmVkdTwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkV2b2x1dGlvbiBvZiBob3N0IGFk
YXB0YXRpb24gaW4gU2FsbW9uZWxsYSBlbnRlcmljYTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5J
bmZlY3QgSW1tdW48L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+NDU3OS04NzwvcGFn
ZXM+PHZvbHVtZT42Njwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTA8L251bWJlcj48ZWRpdGlvbj4xOTk4LzA5
LzI0PC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD4qQWRhcHRhdGlvbiwgQmlvbG9naWNhbDwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5BbmltYWxzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipCaW9sb2dpY2FsIEV2
b2x1dGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWFtbWFs
cy8qbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk1vZGVscywgQmlvbG9naWNhbDwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5QbGFzbWlkcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TYWxtb25l
bGxhIEluZmVjdGlvbnMvbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEg
ZW50ZXJpY2EvKnBhdGhvZ2VuaWNpdHk8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VmlydWxlbmNlL2dlbmV0
aWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjE5OTg8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRl
cz48ZGF0ZT5PY3Q8L2RhdGU+PC9wdWItZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDE5LTk1NjcgKFBy
aW50KSYjeEQ7MDAxOS05NTY3IChMaW5raW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT45NzQ2NTUz
PC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmku
bmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQm
YW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xpc3RfdWlkcz05NzQ2NTUzPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVy
bHM+PC91cmxzPjxjdXN0b20yPjEwODU2NDwvY3VzdG9tMj48bGFuZ3VhZ2U+ZW5nPC9sYW5ndWFn
ZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5aaW5zc2VyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5
NzwvWWVhcj48UmVjTnVtPjExPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xMTwvcmVjLW51
bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhk
dmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MTE8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iQm9vayI+NjwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlppbnNz
ZXIsIEguPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb2tsaWssIFcuSy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9j
b250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+Wmluc3NlciBNaWNyb2Jpb2xvZ3k8L3RpdGxlPjwv
dGl0bGVzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk3PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PHB1Ymxpc2hlcj5QcmVudGlj
ZSBIYWxsPC9wdWJsaXNoZXI+PGlzYm4+OTc4OTgxNDAwOTE5NTwvaXNibj48dXJscz48cmVsYXRl
ZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cHM6Ly9ib29rcy5nb29nbGUuY29tL2Jvb2tzP2lkPWs1cHpQZ0FBQ0FB
SjwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPgB=
ADDIN EN.CITE.DATA (4, 9, 10).
ویژگی های بیوشیمیایی سالمونلا همان ویژگی های عمومی خانواده انتروباکتریاسه می باشد. تخمیر کربوهیدرات توسط سالمونلا همراه با تولید گاز و اسید می باشد. سالمونلا مانیتول، آرابینوز، گلوکز، دولسیتول، سوربیتول و مالتوز را تخمیر می کند اما سالیسین، آدنیتول، لاکتوز و ساکارز را تخمیر نمی کند ولی سالمونلا کلراسوئیس و تعدادی از سویه های سالمونلا تایفی، قادر به تخمیر آرابینوز نیستند. سالمونلا کلراسوئیس، سالمونلا پولروم، برخی از سویه های سالمونلا پاراتایفی و تقریبا تمام سویه های سالمونلا تایفی قادر به تخمیر دولسیتول نمی باشند. سالمونلا گالیناروم، برخی از سروتایپ های سالمونلا تایفی موریوم، سالمونلا تایفی و سالمونلا دابلین هنگام تخمیر کربوهیدرات، گاز ایجاد نمی کند. برخی از سویه ها قادر به تخمیر ساکارز، رافینوز و لاکتوز هستند، این ویژگی های غیر عادی بدلیل وجود پلاسمید است. اکثرا سالمونلا آریزونه واجد فعالیت بتاگالاکتوزیداز می باشد و لاکتوز را یا به سرعت و یا به آهستگی تخمیر می کند. بیشتر سویه هایی که قند های خاص را تخمیر میکنند، این عمل را با شدت بالا انجام می دهند و در آب پپتون دار در دمای 37 درجه سانتی گراد و در مدت زمان 6 تا 10 ساعت، اسید تولید می کنند. ممکن است سویه های غیر تخمیر کننده در اثر چهش به تخمیر کننده تبدیل شوند و بعد از گذشت چند روز اسید ایجاد کنند و امکان دارد با سایر سالمونلا ها که تخمیر کننده هستند، اشتباه گرفته شوند. برخی از سویه ها دارای نقص در فرایند جذب قند هستند و اسید را در طول مدت 10 الی 20 ساعت ایجاد می کنند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
1-2-4، طبقه بندی سالمونلا
طبقه بندی سالمونلا بسیار دشوار است، به علت اینکه از گونه های متععدی تشکیل شده است. معمولا گونه های سالمونلا را بر اساس ویژگی های بیوشیمیایی، اپیدمیولوژی، میزبان و آنتی ژن های O، H و Vi طبقه بندی می شوند. برای اولین بار در سال 1929 میلادی طبقه بندی سالمونلا توسط کافمن صورت گرفت که توسط وایت این طبقه بندی تکمیل گردید. بر اساس این طبقه بندی، سروتایپ های سالمونلا در یک گونه منفرد قرار گرفت. طبقه بندی دیگری که وجود دارد،ادواردز-اوینگ می باشد که سالمونلا را در سه گونه ی سالمونلا تایفی، سالمونلا کلراسوئیس و انتریتیدیس و صد ها سروتایپ طبقه بندی می کند(4و10).
طبقه بندی سومی که برای سالمونلا وجود دارد، بر اساس هیبریداسیون DNA می باشد. که بر اساس آن جنس سالمونلا شامل دو گونه ی سالمونلا بونگوری و سالمونلا انتریکا می باشد. در این طبقه بندی اکثر پاتوژن های انسان در گونه ی انتریکا جای گرفته اند.
سالمونلا انتریکا به شش زیر گونه تقسیم می شودکه شامل: سالمونلا انتریکا، سالمونلا سالاما، سالمونلا آریزونه، سالمونلا دی آریزونه، سالمونلا هونته و سالمونلا انتریتیدیس می باشد(5).
جدول1-1، ویژگی های بیو شیمیایی سالمونلا
زیرگووه گونه
ویژگی
1 2 3a 3b 4 5 6
انتریکا سالامه آریزونه دی آریزونه هونته بونگوری اندیکا
ONPG - - + + - + متغییر
هضم ژلاتین - + + + + - +
مصرفD تارتارات + - - - - - -
مصرف مالونات - + + + - - -
تخمیر دولسیتول + + - - - + متغییر
تخمیر لاکتوز - - - + - -
تخمیر سالیسین - - - - + - -
تخمیر سوربیتول + + + + + + -
تخمیر Dگالاکتورونات - - + + + +
گاماگلوتامیل ترانسفراز + + - + + + +
تاژک دو فازی دو فازی تک فازی دو فازی تک فازی تک فازی دو فازی
رشد در حضورKCN - - - - + + +
جدول 1-2، طبقه بندی نوین سالمونلا و میزان سروتایپ ها در زیر گونه هاPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ccm9va3M8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEyPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QnJvb2tzLCBHLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Q2Fycm9sbCwgSy5DLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnV0ZWwsIEouPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5Nb3JzZSwgUy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxl
cz48dGl0bGU+SmF3ZXR6IE1lbG5pY2smYW1wO0FkZWxiZXJncyBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSAyNi9FPC90aXRsZT48L3RpdGxlcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMjwveWVhcj48L2RhdGVzPjxw
dWJsaXNoZXI+TWNncmF3LWhpbGw8L3B1Ymxpc2hlcj48aXNibj45NzgwMDcxNzkwMzE0PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwczovL2Jvb2tzLmdvb2dsZS5jb20vYm9va3M/
aWQ9VVVTWFY4QjlpOXNDPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkhvbG1lczwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5Njg8L1llYXI+PFJlY051bT4y
MDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjA8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5
cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5
enciPjIwPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNs
ZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Ib2xtZXMsIEEu
IEouPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5FaXNlbnN0YXJrLCBBLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2Nv
bnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5UaGUgbXV0YWdlbmljIGVmZmVjdCBvZiB0aHltaW5l
LXN0YXJ2YXRpb24gb24gU2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaW11cml1bTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10
aXRsZT5NdXRhdCBSZXM8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVs
bC10aXRsZT5NdXRhdCBSZXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4xNS0yMTwv
cGFnZXM+PHZvbHVtZT41PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MTk2OC8w
MS8wMTwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+TXV0YWdlbnMvcGhhcm1hY29sb2d5PC9r
ZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipNdXRhdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5QZW5pY2lsbGluIFJl
c2lzdGFuY2U8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UGVuaWNpbGxpbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
U2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaW11cml1bTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TZWxlY3Rpb24sIEdlbmV0
aWM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGh5bWluZS8qbWV0YWJvbGlzbTwva2V5d29yZD48L2tleXdv
cmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTY4PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+SmFuLUZlYjwvZGF0
ZT48L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwMjctNTEwNyAoUHJpbnQpJiN4RDswMDI3LTUx
MDcgKExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjQ4NzMzMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+
PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRy
ZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlv
biZhbXA7bGlzdF91aWRzPTQ4NzMzMzE8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGVsZWN0
cm9uaWMtcmVzb3VyY2UtbnVtPjAwMjctNTEwNyg2OCk5MDA3Ni02IFtwaWldPC9lbGVjdHJvbmlj
LXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5nPC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENp
dGU+PEF1dGhvcj5Cb2NrPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk4NDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzPC9SZWNO
dW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkg
YXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjM8
L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwv
cmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkJvY2ssIEsuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5NZWxkYWwsIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CdW5kbGUsIEQuIFIuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5JdmVyc2VuLCBULjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+R2FyZWdnLCBQLiBKLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Tm9yYmVyZywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkxpbmRiZXJnLCBBLiBBLjwvYXV0
aG9yPjxhdXRob3I+U3ZlbnNvbiwgUy4gQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VGhlIGNvbmZvcm1hdGlvbiBvZiBTYWxtb25lbGxhIE8tYW50aWdl
bmljIHBvbHlzYWNjaGFyaWRlIGNoYWlucyBvZiBzZXJvZ3JvdXBzIEEsIEIsIGFuZCBEMSBwcmVk
aWN0ZWQgYnkgc2VtaS1lbXBpcmljYWwsIEhhcmQtU3BoZXJlIChIU0VBKSBjYWxjdWxhdGlvbnM8
L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+Q2FyYm9oeWRyIFJlczwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwv
dGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkNhcmJvaHlkciBSZXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+
PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4yMy0zNDwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4xMzA8L3ZvbHVtZT48ZWRp
dGlvbj4xOTg0LzA3LzE1PC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5DYXJib2h5ZHJhdGUg
Q29uZm9ybWF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
TW9kZWxzLCBNb2xlY3VsYXI8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlBvbHlzYWNjaGFyaWRlcywgQmFj
dGVyaWFsPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEvKmltbXVub2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+U2Vyb3R5cGluZzwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TcGVjaWVzIFNwZWNpZmljaXR5
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlRoZXJtb2R5bmFtaWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRh
dGVzPjx5ZWFyPjE5ODQ8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRlcz48ZGF0ZT5KdWwgMTU8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDA4LTYyMTUgKFByaW50KSYjeEQ7MDAwOC02MjE1IChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT42NDc4NDU5PC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxy
ZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5
LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xp
c3RfdWlkcz02NDc4NDU5PC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxlbGVjdHJvbmljLXJl
c291cmNlLW51bT4wMDA4LTYyMTUoODQpODUyNjctMiBbcGlpXTwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJj
ZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ccm9va3M8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEyPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+QnJvb2tzLCBHLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Q2Fycm9sbCwgSy5DLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnV0ZWwsIEouPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5Nb3JzZSwgUy48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxl
cz48dGl0bGU+SmF3ZXR6IE1lbG5pY2smYW1wO0FkZWxiZXJncyBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9n
eSAyNi9FPC90aXRsZT48L3RpdGxlcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMjwveWVhcj48L2RhdGVzPjxw
dWJsaXNoZXI+TWNncmF3LWhpbGw8L3B1Ymxpc2hlcj48aXNibj45NzgwMDcxNzkwMzE0PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwczovL2Jvb2tzLmdvb2dsZS5jb20vYm9va3M/
aWQ9VVVTWFY4QjlpOXNDPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkhvbG1lczwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5Njg8L1llYXI+PFJlY051bT4y
MDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjA8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5
cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5
enciPjIwPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNs
ZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Ib2xtZXMsIEEu
IEouPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5FaXNlbnN0YXJrLCBBLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2Nv
bnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5UaGUgbXV0YWdlbmljIGVmZmVjdCBvZiB0aHltaW5l
LXN0YXJ2YXRpb24gb24gU2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaW11cml1bTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10
aXRsZT5NdXRhdCBSZXM8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVs
bC10aXRsZT5NdXRhdCBSZXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4xNS0yMTwv
cGFnZXM+PHZvbHVtZT41PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MTk2OC8w
MS8wMTwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+TXV0YWdlbnMvcGhhcm1hY29sb2d5PC9r
ZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipNdXRhdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5QZW5pY2lsbGluIFJl
c2lzdGFuY2U8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UGVuaWNpbGxpbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
U2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaW11cml1bTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TZWxlY3Rpb24sIEdlbmV0
aWM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGh5bWluZS8qbWV0YWJvbGlzbTwva2V5d29yZD48L2tleXdv
cmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTY4PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+SmFuLUZlYjwvZGF0
ZT48L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwMjctNTEwNyAoUHJpbnQpJiN4RDswMDI3LTUx
MDcgKExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjQ4NzMzMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+
PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRy
ZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlv
biZhbXA7bGlzdF91aWRzPTQ4NzMzMzE8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGVsZWN0
cm9uaWMtcmVzb3VyY2UtbnVtPjAwMjctNTEwNyg2OCk5MDA3Ni02IFtwaWldPC9lbGVjdHJvbmlj
LXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5nPC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENp
dGU+PEF1dGhvcj5Cb2NrPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk4NDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzPC9SZWNO
dW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkg
YXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjM8
L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwv
cmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkJvY2ssIEsuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5NZWxkYWwsIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CdW5kbGUsIEQuIFIuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5JdmVyc2VuLCBULjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+R2FyZWdnLCBQLiBKLjwvYXV0aG9y
PjxhdXRob3I+Tm9yYmVyZywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkxpbmRiZXJnLCBBLiBBLjwvYXV0
aG9yPjxhdXRob3I+U3ZlbnNvbiwgUy4gQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VGhlIGNvbmZvcm1hdGlvbiBvZiBTYWxtb25lbGxhIE8tYW50aWdl
bmljIHBvbHlzYWNjaGFyaWRlIGNoYWlucyBvZiBzZXJvZ3JvdXBzIEEsIEIsIGFuZCBEMSBwcmVk
aWN0ZWQgYnkgc2VtaS1lbXBpcmljYWwsIEhhcmQtU3BoZXJlIChIU0VBKSBjYWxjdWxhdGlvbnM8
L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+Q2FyYm9oeWRyIFJlczwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwv
dGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkNhcmJvaHlkciBSZXM8L2Z1bGwtdGl0bGU+
PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4yMy0zNDwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4xMzA8L3ZvbHVtZT48ZWRp
dGlvbj4xOTg0LzA3LzE1PC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5DYXJib2h5ZHJhdGUg
Q29uZm9ybWF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+
TW9kZWxzLCBNb2xlY3VsYXI8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlBvbHlzYWNjaGFyaWRlcywgQmFj
dGVyaWFsPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEvKmltbXVub2xvZ3k8L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+U2Vyb3R5cGluZzwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TcGVjaWVzIFNwZWNpZmljaXR5
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlRoZXJtb2R5bmFtaWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRh
dGVzPjx5ZWFyPjE5ODQ8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRlcz48ZGF0ZT5KdWwgMTU8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDA4LTYyMTUgKFByaW50KSYjeEQ7MDAwOC02MjE1IChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT42NDc4NDU5PC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxy
ZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5
LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xp
c3RfdWlkcz02NDc4NDU5PC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxlbGVjdHJvbmljLXJl
c291cmNlLW51bT4wMDA4LTYyMTUoODQpODUyNjctMiBbcGlpXTwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJj
ZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE.DATA (1, 8, 9)
اسم گونه میزان سرو تایپ در سال 2000 میلادی میزان سرو تایپ در سال 2001 میلادی میزان سرو تایپ در سال 2002 میلادی
الف- گونه سالمونلا انتریکا
1-سالمونلا انتریکا زیر گونه انتریکا
2-سالمونلا انتریکا زیر گونه سالامه
3-سالمونلا انتریکا زیر گونه آریزونه
4-سالمونلا انتریکا زیر گونه دی آریزونه
5-سالمونلا انتریکا زیر گونه هونته
6- سالمونلا انتریکا زیر گونه اندیکا
ب- گونه بونگوری
جمع کل 2469
1610
497
94
325
69
12
21
2628 2491
1624
499
95
329
69
13
21
2650 2509
1636
501
95
331
70
13
30
2668
1-2-5، آنتی ژن های سالمونلا
الف) آنتی ژن O
آنتی ژن O در برابر الکل و حرارت مقاوم است و در سالمونلا 67 انتی ژن O وجود دارد که با عدد نشان داده می شود. آنتی ژن O می تواند حرارت جوش را به مدت دو ساعت و نیم تحمل کند اما آنتی ژن فلاژل و آنتی ژن فیمبریه در این درجه حرارت نابود می شوند و قادر به تحمل آن نیستند. خاصیت آنتی ژن O بوسیله لیپوپلی ساکارید که در دیواره باکتری های گرم منفی وجود دارد ایجاد می شود.
بدلیل هیدروفیل بودن آنتی ژن O در محلول نمکی0.85% NaCl، یک سوسپانسیون یکنواخت ایجاد می کند.آنتی ژن O می تواند در درجه حرارت 37 درجه سانتی گراد اتانول 96 درصد به مدت زمان چهار ساعت تحمل کند اما فرمالین 0.2% باعث غیر فعاسازی آنتی ژن O میشود. (2و3).
ب)آنتی ژن فلاژلی یا آنتی ژن H
آنتی ژن H در برابر الکل و حرارت حساس می باشد و در درجه حرارت 100 درجه سانتی گراد به مدت زمان سی دقیقه همه ی فلازل ها از باکتری جدا می شود. این فرایند جدا شدن فلاژل ها از باکتری در دمای 60 درجه سانتی گراد آغاز می شود اما این فلاژل هایی که از باکتری جدا می شوند، سیستم ایمنی را تحریک می کنند. آنتی ژن H یکی دیگر از آنتی ژن های سالمونلا می باشد که این آنتی ژن مربوط به فلاژل باکتری می باشد. هنگامیکه که ما سوسپانسیون باکتری را به مدت دو نیم ساعت بجوشانیم این خاصیت ایمنی زایی باکتری از بین می رود اما اگر در دمای پایین تر از دمای جوش قرار گیرد خاصیت اگلوتیناسیون آنتی ژن از بین رفته اما قدرت آنتی ژن از بین نمی رود (2و3).
آنتی ژن فلاژلی دو نوع است که عبارت است از : 1) آنتی ژن فلاژلی فاز یک(H₁) 2) آنتی ژن فلاژلی فاز دو(H₂).
آنتی ژن H₁ با حروف لاتین نشان داده می شود و از حرف a تا حرف z میباشد. به علت اینکه تعداد آنتی ژن H₁ بسیاز بیشتر از 25 می باشد، سایر آنتی ژن های H با اضافه کردن عدد به حرف Z مشخص می شود. آنتی ژن H₂ به صورت عدد از 1 تا 12 نشان داده می شود.تعداد آنتی ژن H₁، 93 عدد می باشد (3).
ج) آنتی ژن K یا آنتی کپسولی
سه نوع آنتی ژن کپسولی در سالمونلا وجود دارد که شامل: آنتی ژن M، آنتی ژن Vi و آنتی ژن 5
آنتی ژن M:
آنتی ژن M شامل کولانیک اسید است. آنتی ژن M باعث ایجاد کلونی های مخاطی می گردد. آنتی ژن M پلی ساکارید های خارج سلولی می باشد. مکانیسم جلوگیری از آگلوتیناسیون به وسیله آنتی سرم علیه O، شبیه مکانیسم عمل آنتی ژن Vi می باشد. خصوصیت آنتی ژن M با آنتی ژن Vi تفاوت دارد.برخی از آنتی ژن های کپسولی اشرشیاکلی (مثل: K₃₀ و K₃₉) و K₈ و K₃ کلبسیلا با آنتی ژن M سالمونلا واکنش متقاطع دارند. برای تعیین آنتی ژن M، کلونی ها حالت لعابی پیدا می کند و به کشت باکتری سرم ضد آنتی ژن M اضافه می کنیم که می توان از آزمایش تورم کپسولی استفاده نمود(3).
آنتی ژن Vi:
آنتی ژن Vi یک پلی ساکارید کپسولی می باشد و از واحد های هموپلیمرN- استیل گالاکتوز آمینورونیک اسید تشکیل شده است که با پیوند 1 به 4 بهم متصل شده اند و کربن شماره ی 3 آن استیله می باشد. هنگامیکه از خون بیماران مبتلا به تب روده ای، سالمونلا انتریکا سرووار تایفی جدا شود، این سالمونلا ها در برابر آنتی سرم O₉ آگلوتینه نمی شوند. بدلیل آنکه این آنتی ژن برای موش دارای قدرت بیماریزایی بیشتر می باشد به آن آنتی ژن حدت گفته می شود.
سویه هایی که دارای آنتی ژن Vi می باشند در برابر آب اکسیژنه حساس اند و به همین علت دانشمندان معتقند که آنتی ژن Vi در مکانیسم فاگوسیتوز نوتروفیل ها اختلال ایجاد نمی کند بلکه در برابر عمل انفجار اکسیداتیوی که در داخل نوتروفیل ها رخ می دهد، مقاوم است. آنتی ژن Vi میزان تثبیت C₃ در سطح سالمونلا تایفی کاهش می دهد(زهرایی سال1378 Murray, Rosenthal et al. 2013). به علت آنکه آنتی ژن Vi مانع از عمل آگلوتیناسیون به وسیله آنتی سرم ضد آنتی ژن O می شود، برای حذف آنتی ژن Vi، باید باکتری را در دمای صد درجه سانتی گراد( دمای جوش) به مدت یک ساعت جوشاند(1 و 3).
آنتی ژن 5:
در ابتدا این آنتی ژن به عنوان آنتی ژن O شناسایی شد و این آنتی ژن دارای تفاوت هایی با سایر آنتی ژن های پیکری است.
کافمن نشان داد که این آنتی ژن در برابر کلریدریک اسید حساس بوده و در مجاورت آن تخریب می شود و ویژگی آگلوتیناسیون آنتی ژن 5 در درجه حرارت 120 درجه سانتی گراد از بین می رود که این ویژگی بر خلاف آنتی ژن O₄ می باشد.این آنتی ژن در برابر الکل مقاوم است که این ویژگی مشابه آنتی ژن O₄ می باشد.آنتی ژن 5 در ارتباط با بیماریزایی سروتایپ ها بی تاثیر است، به عنوان مثال سالمونلا انتریکا سرووار تایفی موریوم که فاقد آنتی ژن 5 می باشد برای موش به شدت بیماریزا است. می توان آنتی سرم ضد آنتی ژن 5 را بوسیله کشت فرمالین اشکال بدون فلاژل با کشت حرارت دیده سالمونلا پارا تایفیB بدست اوردPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ib2xtZXM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTY4PC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MjA8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIwPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0
d3pldncyOXp3Ij4yMDwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+SG9s
bWVzLCBBLiBKLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RWlzZW5zdGFyaywgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VGhlIG11dGFnZW5pYyBlZmZlY3Qgb2Yg
dGh5bWluZS1zdGFydmF0aW9uIG9uIFNhbG1vbmVsbGEgdHlwaGltdXJpdW08L3RpdGxlPjxzZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+TXV0YXQgUmVzPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGlj
YWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+TXV0YXQgUmVzPC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+
MTUtMjE8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9u
PjE5NjgvMDEvMDE8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPk11dGFnZW5zL3BoYXJtYWNv
bG9neTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTXV0YXRpb248L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UGVuaWNp
bGxpbiBSZXNpc3RhbmNlPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlBlbmljaWxsaW5zPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEgdHlwaGltdXJpdW08L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U2VsZWN0aW9u
LCBHZW5ldGljPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlRoeW1pbmUvKm1ldGFib2xpc208L2tleXdvcmQ+
PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MTk2ODwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkphbi1G
ZWI8L2RhdGU+PC9wdWItZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDI3LTUxMDcgKFByaW50KSYjeEQ7
MDAyNy01MTA3IChMaW5raW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT40ODczMzMxPC9hY2Nlc3Np
b24tbnVtPjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5n
b3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9
Q2l0YXRpb24mYW1wO2xpc3RfdWlkcz00ODczMzMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT4wMDI3LTUxMDcoNjgpOTAwNzYtNiBbcGlpXTwvZWxl
Y3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+Qm9jazwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5ODQ8L1llYXI+PFJlY051bT4y
MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5
cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5
enciPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNs
ZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Cb2NrLCBLLjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+TWVsZGFsLCBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnVuZGxlLCBELiBSLjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+SXZlcnNlbiwgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdhcmVnZywgUC4gSi48
L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk5vcmJlcmcsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5MaW5kYmVyZywgQS4g
QS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlN2ZW5zb24sIFMuIEIuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29u
dHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRoZSBjb25mb3JtYXRpb24gb2YgU2FsbW9uZWxsYSBP
LWFudGlnZW5pYyBwb2x5c2FjY2hhcmlkZSBjaGFpbnMgb2Ygc2Vyb2dyb3VwcyBBLCBCLCBhbmQg
RDEgcHJlZGljdGVkIGJ5IHNlbWktZW1waXJpY2FsLCBIYXJkLVNwaGVyZSAoSFNFQSkgY2FsY3Vs
YXRpb25zPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkNhcmJvaHlkciBSZXM8L3NlY29uZGFyeS10
aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5DYXJib2h5ZHIgUmVzPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjMtMzQ8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTMwPC92b2x1
bWU+PGVkaXRpb24+MTk4NC8wNy8xNTwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+Q2FyYm9o
eWRyYXRlIENvbmZvcm1hdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NZXRob2RzPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPk1vZGVscywgTW9sZWN1bGFyPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipQb2x5c2FjY2hhcmlk
ZXMsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TYWxtb25lbGxhLyppbW11bm9sb2d5PC9r
ZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNlcm90eXBpbmc8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U3BlY2llcyBTcGVj
aWZpY2l0eTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UaGVybW9keW5hbWljczwva2V5d29yZD48L2tleXdv
cmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTg0PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+SnVsIDE1PC9kYXRl
PjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDAwOC02MjE1IChQcmludCkmI3hEOzAwMDgtNjIx
NSAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+NjQ3ODQ1OTwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48
dXJscz48cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJl
ei9xdWVyeS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9u
JmFtcDtsaXN0X3VpZHM9NjQ3ODQ1OTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+MDAwOC02MjE1KDg0KTg1MjY3LTIgW3BpaV08L2VsZWN0cm9uaWMt
cmVzb3VyY2UtbnVtPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdlPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0Vu
ZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5Ib2xtZXM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTY4PC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MjA8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIwPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0
d3pldncyOXp3Ij4yMDwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+SG9s
bWVzLCBBLiBKLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RWlzZW5zdGFyaywgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VGhlIG11dGFnZW5pYyBlZmZlY3Qgb2Yg
dGh5bWluZS1zdGFydmF0aW9uIG9uIFNhbG1vbmVsbGEgdHlwaGltdXJpdW08L3RpdGxlPjxzZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+TXV0YXQgUmVzPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGlj
YWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+TXV0YXQgUmVzPC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+
MTUtMjE8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9u
PjE5NjgvMDEvMDE8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPk11dGFnZW5zL3BoYXJtYWNv
bG9neTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTXV0YXRpb248L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UGVuaWNp
bGxpbiBSZXNpc3RhbmNlPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlBlbmljaWxsaW5zPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPlNhbG1vbmVsbGEgdHlwaGltdXJpdW08L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U2VsZWN0aW9u
LCBHZW5ldGljPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlRoeW1pbmUvKm1ldGFib2xpc208L2tleXdvcmQ+
PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MTk2ODwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkphbi1G
ZWI8L2RhdGU+PC9wdWItZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDI3LTUxMDcgKFByaW50KSYjeEQ7
MDAyNy01MTA3IChMaW5raW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT40ODczMzMxPC9hY2Nlc3Np
b24tbnVtPjx1cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5n
b3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9
Q2l0YXRpb24mYW1wO2xpc3RfdWlkcz00ODczMzMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT4wMDI3LTUxMDcoNjgpOTAwNzYtNiBbcGlpXTwvZWxl
Y3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+Qm9jazwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5ODQ8L1llYXI+PFJlY051bT4y
MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5
cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5
enciPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNs
ZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Cb2NrLCBLLjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+TWVsZGFsLCBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+QnVuZGxlLCBELiBSLjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+SXZlcnNlbiwgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdhcmVnZywgUC4gSi48
L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk5vcmJlcmcsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5MaW5kYmVyZywgQS4g
QS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlN2ZW5zb24sIFMuIEIuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29u
dHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRoZSBjb25mb3JtYXRpb24gb2YgU2FsbW9uZWxsYSBP
LWFudGlnZW5pYyBwb2x5c2FjY2hhcmlkZSBjaGFpbnMgb2Ygc2Vyb2dyb3VwcyBBLCBCLCBhbmQg
RDEgcHJlZGljdGVkIGJ5IHNlbWktZW1waXJpY2FsLCBIYXJkLVNwaGVyZSAoSFNFQSkgY2FsY3Vs
YXRpb25zPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkNhcmJvaHlkciBSZXM8L3NlY29uZGFyeS10
aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5DYXJib2h5ZHIgUmVzPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjMtMzQ8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTMwPC92b2x1
bWU+PGVkaXRpb24+MTk4NC8wNy8xNTwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+Q2FyYm9o
eWRyYXRlIENvbmZvcm1hdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NZXRob2RzPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPk1vZGVscywgTW9sZWN1bGFyPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPipQb2x5c2FjY2hhcmlk
ZXMsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5TYWxtb25lbGxhLyppbW11bm9sb2d5PC9r
ZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNlcm90eXBpbmc8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+U3BlY2llcyBTcGVj
aWZpY2l0eTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UaGVybW9keW5hbWljczwva2V5d29yZD48L2tleXdv
cmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTg0PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+SnVsIDE1PC9kYXRl
PjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDAwOC02MjE1IChQcmludCkmI3hEOzAwMDgtNjIx
NSAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+NjQ3ODQ1OTwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48
dXJscz48cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJl
ei9xdWVyeS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9u
JmFtcDtsaXN0X3VpZHM9NjQ3ODQ1OTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+MDAwOC02MjE1KDg0KTg1MjY3LTIgW3BpaV08L2VsZWN0cm9uaWMt
cmVzb3VyY2UtbnVtPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdlPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0Vu
ZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE.DATA (11, 12).
د) آنتی ژن های فیمبریه ای
اکثر سروتایپ های سالمونلا دارای جایگاهی برای آنتی ژن فیمبریه هستند و فیمبریه تولید می کنند. با توجه به بررسی هایی که بر روی سالمونلا انتریتیدیس و سالمونلا تایفی موریوم صورت پذیرفت، اطلاعاتی در مورد فیمبریه ی سالمونلاها بدست آمد. آنتی ژن فیمبریه ای در برابر فرمالدئید0.1-0.2 ثابت می شود که این ویژگی مشابه آنتی ژن فلاژل می باشد. برخی از آنتی ژن های فیمبریه ای دارای خاصیت پوشانندگی آگلوتیناسیون O وH می باشند، این ویژگی باعث می شود که هنگامیکه از سالمونلایی که در مرحله اول فیمبریه قرار دارد، آنتی بادی ضد فیمبریه جدا شود و از این آنتی بادی استفاده شود، باعث ایجاد واکنش متقاطع و گیج کننده ای می شود. برای آنکه این واکنش صورت نگیرد باید از کشت هایی برای تهیه سوسپانسیون استفاده شود که در مرحله غیر فیمبریه ای باشند. فیمبریه اگر به مدت 30 دقیقه در حرارت 100 درجه سانتی گراد قرار گیرد از باکتری جدا می شود ولی در دمای 121 درجه سانتی گراد به مدت سی دقیقه قرار گیرد، غیر فعال می شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Murray</Author><Year>2013</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">2</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Murray, P.R.</author><author>Rosenthal, K.S.</author><author>Pfaller, M.A.</author></authors></contributors><titles><title>Medical Microbiology</title></titles><dates><year>2013</year></dates><publisher>Mosby/Elsevier</publisher><isbn>9780323054706</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=O92zd8fV-RcC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(5).
1-2-6، عوامل دخیل در بیماریزایی در سالمونلا
سالمونلا دارای عوامل بیماریزایی متعددی می باشد که شامل: انتروتوکسین، سیتوتوکسین، اندوتوکسین، سیدروفور، آنتی ژن های سطحی و غیره می باشد و این عوامل در سروتایپ های مختلف سالمونلا نقش مختلفی در بیماریزایی سالمونلا در میزبان های مختلف بر عهده دارند مثلا سالمونلا تایفی موریوم در میزبان طبیعی خود، موش، بیماری هایی شبیه حصبه ایجاد می کند ولی در انسان ، گاستروانتریت خود محدودشونده ایجاد می کند در حالیکه سالمونلا تایفی حتی به صورت خوراکی در حیوانات ایجاد بیماری نمی کند و تنها در انسان بیماری ایجاد می کند. این باکتری انگل اختیاری داخل سلولی می باشد. بقاء سالمونلا داخل سلول های میزبان به دلیل پاسخ های متفاوت سیستم اینمنی میزبان های مختلف سالمونلا در برابر این باکتری می باشد(3).
الف) سیتوتوکسین
فعالیت سیتوتوکسین تنها در عصاره باکتری دیده می شود، این ویژگی بدلیل وابستگی توکسین به غشای خارجی باکتری می باشد. میزان تولید سیتوتوکسین توسط سروتایپ های مختلف سالمونلا، متفاوت می باشد. سروتایپ تایفی کمترین میزان و سروتایپ های انتریتیدیس و کلراسوئیس بیشترین میزان توکسین را تولید می نمایند. سیتوتوکسین در سلول های یوکاریوتی باعث مهار سنتز پروتئین می گردد. درانتریت سالمونلایی تخریب سلول های پوشش روده دیده می شود که احتمال داده می شود این تخریب توسط سیتوتوکسین سالمونلا ایجاد شود. عملکرد سیتوتوکسین در بیماریزایی سالمونلا هنوز بطور کامل معلوم نمی باشد اما احتمال داده می شود این سم باعث ایجاد تغییراتی در غشای سلولی که می شود که موجب مختل شدن عبور و مرور انتخابی مولکول ها از غشای سلولی می گردد که این عملکرد در نهایت باعث نکروز شدن انتروسیت ها می شود. اسیب بافتی ناشی از سیتوتوکسین باعث سهولت در تهاجم سالمونلا می شود(3،10 ).
ب) اندوتوکسین
علامت هایی که در حیوانات آزمایشکاهی نظیر موش در اثر تزریق اندوتوکسین ایجاد می شود مشابه علایمی است که در اثر سپتمی سمی ناشی از سالمونلا ایجاد می گردد. علامت هایی که در اثر اندوتوکسین سالمونلا ایجاد می شود نظیر کاهش فشار خون، لکوپنی و در نهایت لکوسیتوز، شوک، اسیدوز و تب می باشد. عامل اصلی سمیت اندوتوکسین، لیپید A موجود در غشای خارجی باکتری های گرم منفی می باشد. حساسیت انسان در برابر اندوتوکسین از سایر موجودات زنده بسیاربالاتر می باشد و این بدلیل آن می باشد که بروز حالت تحمل در برابر اندوتوکسین بدلیل افزایش آهسته درجه حرارت از بین می رود. سلول های مختلفی از بدن مثل پلاکت ها، مونوسیت ها، سلول ها، ماکروفاژها و نوتروفیل ها تحت تاثیر اندوتوکسین قرار گرفته و موادی از این سلول ها آزاد می شود مثل اینترلوکین هشت، آنافیلاتوکسین، اینترلوکین یک، اینترلوکین شش و فاکتور نکروز دهنده تومور می باشد که هریک از این مواد برروی اندام های بدن تاثیر می گذارد(3).
ج) انتروتوکسین
توکسین حساس به حرارت که نوسط اشرشیا کلی و ویبریو کلرا تولید می شود توسط برخی از سویه های سالمونلا تایفی موریوم نیز تولید می گردد که از نظر مکانیسم مشابه سم تولیدی توسط ویبریو کلرا می باشد و با فعال کردن ادنیلات سیکلاز و در نهایت باعث افزایش cAMP می گردد. انتروتوکسینی که توسط برخی از سویه های سالمونلا تایفی موریوم تولید می شود از لحاظ نیاز به نفوذ نوتروفیل ها با کلراتوکسین متفاوت می باشد در نتیجه ارتباطی بین میزان بیماریزایی سالمونلا تایفی موریوم و توانایی تحریک نفوذ نوتروفیل ها وجود دارد. این باکتری باعث غالب شدن نوتروفیل ها در بین سایر لکوسیت ها در طی تهاجم در غشای روده می شود و با تهاجم نوتروفیل ها به باکتری، انتروتوکسین از باکتری آزاد می گردد.انترو توکسین همراه با دیواره باکتری می باشد و ماهیت پروتئینی دارد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Isenberg</Author><Year>1992</Year><RecNum>225</RecNum><record><rec-number>225</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">225</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Isenberg, H.D.</author><author>American Society for Microbiology</author></authors></contributors><titles><title>Clinical microbiology procedures handbook</title></titles><dates><year>1992</year></dates><publisher>American Society of Microbiology</publisher><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=0JpKAQAAIAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(13).
1-2-7. بیماری های ناشی از سالمونلا
بیماری های ناشی از سالمونلا که در انسان ایجاد می شوند شامل: گاستروانتریت، سپتی سمی، تیفوئید و انترو کولیت حاد می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
الف) حصبه
سالمونلابه انتهای دیواره اپیتلیال روده حمله می کند و سپس به گره های لنفاوی روده منتقل می شود، در این گره های لنفاوی، سالمونلا توسط ماکروفاژها- مونوسیت ها و پلی مورفونوکلئوز بلعیده می شود و سالمونلاهایی که توسط PMN ها بلعیده می شود، از بین می روند اما سالمونلاهایی که توسط ماکروفاژها بلعیده می شوند در درون واکوئل آن ها تکثیر یافته و ماکروفاژها به عنوان یک ناقل برای سالمونلا عمل می کند و باعث انتقال سالمونلا به بافت های مختلف رتیکلواندوتلیال می شود. در نهایت این ماکروفاژهای آلوده به سالمونلا تخریب شده و سالمونلا آزاد می شود و باعث ایجاد سپتی سمی می شود. حصبه توسط دو سروتایپ تایفی و پاراتایفی ایجاد می گردد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(6).
علایم حصبه بعد از 7 تا 14 روز بروز می کند و شامل: بی حالی، تب، بی اشتهایی، سرفه خشک، یبوست و سردرد می باشد. در این دو هفته از بیماری، گلبول های سفید در حد نرمای بوده و سالمونلا در مدفوع وجود ندارد. در هفته دوم از بیماری، بیمار به شدت نا خوش است به این دلیل که سالمونلاها از ماکروفاژهای آلوده آزاد می گردد. روی بدن بیمار لکه های به قطر دو تا سه میلی متر دیده می شود که شاید این ماکولوپاپولار شامل سالمونلا باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(6).
هنگامیکه بیمار مبتلا به حصبه بهبود یابد در تمام طول زندگی در برابر تیفوئید مقاوم خواهد بود.هنگامیکه بیماری به موقع درمان پیدا نکند، فرد مبتلا به حصبه وارد مرحله ی جدیدی از بیماری می شود که فرد مبتلا به سختی رنج می کشد و دارای علایمی شامل: یبوست شدید، اسهال زرد رنگ و تب بالا می باشد.
در هفته سوم از بیماری، فرد وارد مرحله تب روده ای شده و دارای علایمی می باشد که شامل: بی حالی، کاهش شدید وزن بدن و ممکن است نفخ در ناحیه شکم نیز مشاهده شود. در هفته چهارم به تدریج علائم کم شده و دمای بدن بعد 7 تا 10 روز به حالت طبیعی باز می گردد اما ممکن بعد از دو هفته که تب پایین آمد سایر علائم نیز دوباره بروز کنند. علایمی که حیات بیمار را تهدید می کند در مرحله تب روده ای رخ می دهدPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5XYWxrZXI8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTk4PC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+Mzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+V2Fsa2VyLCBULlMuPC9hdXRo
b3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPk1pY3JvYmlvbG9neTwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjE5OTg8L3llYXI+PC9kYXRlcz48cHVibGlzaGVy
PlcuQi4gU2F1bmRlcnMgQ29tcGFueTwvcHVibGlzaGVyPjxpc2JuPjk3ODA3MjE2NDY0MTE8L2lz
Ym4+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHBzOi8vYm9va3MuZ29vZ2xlLmNvbS9ib29r
cz9pZD1EdGxwQUFBQU1BQUo8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+RXJnaW48L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA0PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+
MjI2PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMjY8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24t
a2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2
dzI5enciPjIyNjwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFy
dGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+Z2lmY2kg
RXJnaW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPmd1cml6LCBIYWx1azwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RGVyeWEg
QXlzZXYsIEFobWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5JbmNlLCBFcmRhbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+
RXJkZW0sIEJpcnNlbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0i
ZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+RG88L3N0eWxlPjxzdHlsZSBmYWNlPSJub3JtYWwiIGZvbnQ9
ImRlZmF1bHQiIGNoYXJzZXQ9IjE3OCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+2KTaujwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZh
Y2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+cnUsIDwvc3R5bGU+PHN0eWxl
IGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0iMTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7Y
ozwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+
xZNsa2VyPC9zdHlsZT48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48
dGl0bGU+U2FsbW9uZWxsYSBiYWN0ZXJhZW1pYSBpbiBUdXJraXNoIGNoaWxkcmVuOiAzNyBjYXNl
cyBzZWVuIGluIGEgdW5pdmVyc2l0eSBob3NwaXRhbCBiZXR3ZWVuIDE5OTMgYW5kIDIwMDI8L3Rp
dGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2FsIFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRl
cm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2Rp
Y2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubmFscyBvZiBUcm9waWNhbCBQYWVkaWF0cmljczogSW50ZXJuYXRp
b25hbCBDaGlsZCBIZWFsdGg8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz43NS04MDwv
cGFnZXM+PHZvbHVtZT4yNDwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4y
MDA0PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDI3Mi00OTM2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwvdXJscz48L3Jl
Y29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+
PFJlY051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48
Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTky
Y3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9Ikpv
dXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhv
cj5QYXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1
eWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBK
b2huPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZp
bmgsIEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldo
aXRlLCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+
PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xl
LXR1YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFt
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5
PC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5h
bCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdl
cz4yODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48
ZGF0ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJs
cz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5XYWxrZXI8L0F1dGhvcj48WWVhcj4xOTk4PC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWln
bi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3QydHd6
ZXZ3Mjl6dyI+Mzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+V2Fsa2VyLCBULlMuPC9hdXRo
b3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPk1pY3JvYmlvbG9neTwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjE5OTg8L3llYXI+PC9kYXRlcz48cHVibGlzaGVy
PlcuQi4gU2F1bmRlcnMgQ29tcGFueTwvcHVibGlzaGVyPjxpc2JuPjk3ODA3MjE2NDY0MTE8L2lz
Ym4+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHBzOi8vYm9va3MuZ29vZ2xlLmNvbS9ib29r
cz9pZD1EdGxwQUFBQU1BQUo8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+RXJnaW48L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA0PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+
MjI2PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMjY8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24t
a2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2
dzI5enciPjIyNjwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFy
dGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+Z2lmY2kg
RXJnaW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPmd1cml6LCBIYWx1azwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RGVyeWEg
QXlzZXYsIEFobWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5JbmNlLCBFcmRhbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+
RXJkZW0sIEJpcnNlbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0i
ZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+RG88L3N0eWxlPjxzdHlsZSBmYWNlPSJub3JtYWwiIGZvbnQ9
ImRlZmF1bHQiIGNoYXJzZXQ9IjE3OCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+2KTaujwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZh
Y2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+cnUsIDwvc3R5bGU+PHN0eWxl
IGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0iMTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7Y
ozwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+
xZNsa2VyPC9zdHlsZT48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48
dGl0bGU+U2FsbW9uZWxsYSBiYWN0ZXJhZW1pYSBpbiBUdXJraXNoIGNoaWxkcmVuOiAzNyBjYXNl
cyBzZWVuIGluIGEgdW5pdmVyc2l0eSBob3NwaXRhbCBiZXR3ZWVuIDE5OTMgYW5kIDIwMDI8L3Rp
dGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2FsIFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRl
cm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2Rp
Y2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubmFscyBvZiBUcm9waWNhbCBQYWVkaWF0cmljczogSW50ZXJuYXRp
b25hbCBDaGlsZCBIZWFsdGg8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz43NS04MDwv
cGFnZXM+PHZvbHVtZT4yNDwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4y
MDA0PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDI3Mi00OTM2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwvdXJscz48L3Jl
Y29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+
PFJlY051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48
Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTky
Y3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9Ikpv
dXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhv
cj5QYXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1
eWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBK
b2huPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZp
bmgsIEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldo
aXRlLCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+
PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xl
LXR1YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFt
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5
PC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5h
bCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdl
cz4yODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48
ZGF0ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJs
cz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT5=
ADDIN EN.CITE.DATA (6, 14, 15).
بیماری شبیه تب روده ای معمولا نسبت به حصبه دارای علائم خفیف تری می باشد و دارای عوارض شدید نمی باشد. دوره ی بهبود بیماری شبه حصبه که توسط سروتایپ پاراتایفی ایجاد می شود نسبت به حصبه کمتر می باشد.
شدیدترین عوارضی که طی بیماری ایجاد می شود، سوراخ شدن روده و خونریزی می باشد که معمولا در هفته سوم از بیماری ایجاد می شود. خونریزی روده با علایمی چون: شوک، دیده شدن خون در مدفوع و افت ناگهانی فشار می باشد. سوراخ شدن روده باعث ایجاد شرایط اوراژنسی می شود و فرد باید تحت مراقبت های ویژه قرار گیرد، این وضعیت به دلیل ورود محتویات روده به حفره شکمی طی سوراخ شدن روده کوچک یا بزرگ می باشدPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Q
YXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1eWV0
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBKb2hu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZpbmgs
IEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldoaXRl
LCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xlLXR1
YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFtPC90
aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5PC9z
ZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5hbCBv
ZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4y
ODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJscz48
L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+RXJnaW48L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA0PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MjI2PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMjY8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjIyNjwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+Z2lmY2kgRXJnaW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPmd1cml6LCBIYWx1azwvYXV0
aG9yPjxhdXRob3I+RGVyeWEgQXlzZXYsIEFobWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5JbmNlLCBFcmRh
bDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RXJkZW0sIEJpcnNlbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+PHN0eWxlIGZh
Y2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+RG88L3N0eWxlPjxzdHlsZSBm
YWNlPSJub3JtYWwiIGZvbnQ9ImRlZmF1bHQiIGNoYXJzZXQ9IjE3OCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+2KTa
ujwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+
cnUsIDwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0i
MTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7Yozwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVm
YXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+xZNsa2VyPC9zdHlsZT48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250
cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+U2FsbW9uZWxsYSBiYWN0ZXJhZW1pYSBpbiBUdXJraXNo
IGNoaWxkcmVuOiAzNyBjYXNlcyBzZWVuIGluIGEgdW5pdmVyc2l0eSBob3NwaXRhbCBiZXR3ZWVu
IDE5OTMgYW5kIDIwMDI8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2Fs
IFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRlcm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxl
PjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubmFscyBvZiBUcm9waWNhbCBQYWVk
aWF0cmljczogSW50ZXJuYXRpb25hbCBDaGlsZCBIZWFsdGg8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2Rp
Y2FsPjxwYWdlcz43NS04MDwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4yNDwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVt
YmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA0PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDI3Mi00OTM2PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPgB=
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Q
YXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1eWV0
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBKb2hu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZpbmgs
IEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldoaXRl
LCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xlLXR1
YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFtPC90
aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5PC9z
ZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5hbCBv
ZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4y
ODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJscz48
L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+RXJnaW48L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA0PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MjI2PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMjY8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjIyNjwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+Z2lmY2kgRXJnaW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPmd1cml6LCBIYWx1azwvYXV0
aG9yPjxhdXRob3I+RGVyeWEgQXlzZXYsIEFobWV0PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5JbmNlLCBFcmRh
bDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RXJkZW0sIEJpcnNlbDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+PHN0eWxlIGZh
Y2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+RG88L3N0eWxlPjxzdHlsZSBm
YWNlPSJub3JtYWwiIGZvbnQ9ImRlZmF1bHQiIGNoYXJzZXQ9IjE3OCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+2KTa
ujwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+
cnUsIDwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0i
MTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7Yozwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIgZm9udD0iZGVm
YXVsdCIgc2l6ZT0iMTAwJSI+xZNsa2VyPC9zdHlsZT48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250
cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+U2FsbW9uZWxsYSBiYWN0ZXJhZW1pYSBpbiBUdXJraXNo
IGNoaWxkcmVuOiAzNyBjYXNlcyBzZWVuIGluIGEgdW5pdmVyc2l0eSBob3NwaXRhbCBiZXR3ZWVu
IDE5OTMgYW5kIDIwMDI8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2Fs
IFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRlcm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxl
PjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubmFscyBvZiBUcm9waWNhbCBQYWVk
aWF0cmljczogSW50ZXJuYXRpb25hbCBDaGlsZCBIZWFsdGg8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2Rp
Y2FsPjxwYWdlcz43NS04MDwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4yNDwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MTwvbnVt
YmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA0PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDI3Mi00OTM2PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPgB=
ADDIN EN.CITE.DATA (14, 15).
یکسری علائم غیر معمول نیز وجود دارد که شامل: التهاب لوزالمعده، مننژیت، عفونت کلیه یا مثانه، مشکلات روانی مثل توهم، سایکوز، میوکاردیت و عفونت ریوی می باشد که تمام این علائم آتیپیک می باشد. اگر درمان صورت نگیرد ممکن است فرد مبتلا دچار مرگ شود ولی اکثر افراد در کشورهای توسعه یافته با درمان فوری به سرعت درمان می یابندPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5FcmdpbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDQ8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjY8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNjwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI2PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5n
aWZjaSBFcmdpbjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Z3VyaXosIEhhbHVrPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5E
ZXJ5YSBBeXNldiwgQWhtZXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkluY2UsIEVyZGFsPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FcmRlbSwgQmlyc2VsPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj48c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBm
b250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIxMDAlIj5Ebzwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIg
Zm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0iMTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7YpNq6PC9zdHlsZT48c3R5
bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIxMDAlIj5ydSwgPC9zdHlsZT48
c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBjaGFyc2V0PSIxNzgiIHNpemU9IjEw
MCUiPtijPC9zdHlsZT48c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIx
MDAlIj7Fk2xrZXI8L3N0eWxlPjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0
bGVzPjx0aXRsZT5TYWxtb25lbGxhIGJhY3RlcmFlbWlhIGluIFR1cmtpc2ggY2hpbGRyZW46IDM3
IGNhc2VzIHNlZW4gaW4gYSB1bml2ZXJzaXR5IGhvc3BpdGFsIGJldHdlZW4gMTk5MyBhbmQgMjAw
MjwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5Bbm5hbHMgb2YgVHJvcGljYWwgUGFlZGlhdHJpY3M6
IEludGVybmF0aW9uYWwgQ2hpbGQgSGVhbHRoPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBl
cmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2FsIFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRl
cm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjc1
LTgwPC9wYWdlcz48dm9sdW1lPjI0PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDQ8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMjcyLTQ5MzY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPlBhcnJ5PC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5OTwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjIyNzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjI3PC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMjc8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlBhcnJ5LCBDaHJpc3RvcGhlciBNPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Ib2EsIE5ndXllbiBU
aGkgVHV5ZXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkRpZXAsIFRvIFNvbmc8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldh
aW4sIEpvaG48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaW5oLCBOZ3V5ZW4gVHJhbjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+VmluaCwgSGE8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkhpZW4sIFRyYW4gVGluaDwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+V2hpdGUsIE5pY2hvbGFzIEo8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkZhcnJhciwgSmVyZW15IEo8L2F1
dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VmFsdWUgb2YgYSBz
aW5nbGUtdHViZSBXaWRhbCB0ZXN0IGluIGRpYWdub3NpcyBvZiB0eXBob2lkIGZldmVyIGluIFZp
ZXRuYW08L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+Sm91cm5hbCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jp
b2xvZ3k8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5K
b3VybmFsIG9mIGNsaW5pY2FsIG1pY3JvYmlvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+
PHBhZ2VzPjI4ODItMjg4NjwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4zNzwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+OTwvbnVt
YmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDA5NS0xMTM3PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5DaGl1PC9BdXRob3I+
PFllYXI+MjAwNDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzMjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+
MjMyPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5Zndw
OXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzI8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48
cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9y
cz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkNoaXUsIFMuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGl1LCBDLiBILjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+TGluLCBULiBZLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9y
cz48YXV0aC1hZGRyZXNzPkRpdmlzaW9uIG9mIFBlZGlhdHJpYyBJbmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2Vz
LCBEZXBhcnRtZW50IG9mIFBlZGlhdHJpY3MsIENoYW5nIEd1bmcgQ2hpbGRyZW4mYXBvcztzIEhv
c3BpdGFsLCA1IEZ1LUhzaW4gU3RyZWV0LCBLd2Vpc2hhbiwgVGFveXVhbiwgVGFpd2FuIDMzMywg
Uk9DLjwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlNhbG1vbmVsbGEgZW50ZXJpY2Egc2Vy
b3R5cGUgQ2hvbGVyYWVzdWlzIGluZmVjdGlvbiBpbiBhIG1lZGljYWwgY2VudGVyIGluIG5vcnRo
ZXJuIFRhaXdhbjwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5KIE1pY3JvYmlvbCBJbW11bm9sIElu
ZmVjdDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkog
TWljcm9iaW9sIEltbXVub2wgSW5mZWN0PC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+
OTktMTAyPC9wYWdlcz48dm9sdW1lPjM3PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4yPC9udW1iZXI+PGVkaXRp
b24+MjAwNC8wNi8wODwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+QWR1bHQ8L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QWdlZDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5BbnRpLUJhY3RlcmlhbCBBZ2VudHMvcGhh
cm1hY29sb2d5L3RoZXJhcGV1dGljIHVzZTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJlbWlhL21p
Y3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5DZXBoYWxvc3Bvcmlucy9waGFybWFjb2xvZ3kv
dGhlcmFwZXV0aWMgdXNlPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkZlY2VzL21pY3JvYmlvbG9neTwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5GZW1hbGU8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RmV2ZXIvZXRpb2xvZ3k8L2tl
eXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Rm9jYWwgSW5mZWN0aW9uL21pY3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWFsZTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NaWNy
b2JpYWwgU2Vuc2l0aXZpdHkgVGVzdHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWlkZGxlIEFnZWQ8L2tl
eXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UmV0cm9zcGVjdGl2ZSBTdHVkaWVzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNh
bG1vbmVsbGEgSW5mZWN0aW9ucy8qbWljcm9iaW9sb2d5LypwaHlzaW9wYXRob2xvZ3k8L2tleXdv
cmQ+PGtleXdvcmQ+U2FsbW9uZWxsYSBlbnRlcmljYS9kcnVnIGVmZmVjdHMvKmlzb2xhdGlvbiAm
YW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGFpd2FuPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3
b3JkPldvdW5kcyBhbmQgSW5qdXJpZXMvbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+
PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDQ8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRlcz48ZGF0ZT5BcHI8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4xNjg0LTExODIgKFByaW50KSYjeEQ7MTY4NC0xMTgyIChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT4xNTE4MTQ5MTwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48dXJscz48
cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJlei9xdWVy
eS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9uJmFtcDts
aXN0X3VpZHM9MTUxODE0OTE8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGxhbmd1YWdlPmVu
ZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT4A
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5FcmdpbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDQ8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjY8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNjwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI2PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5n
aWZjaSBFcmdpbjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Z3VyaXosIEhhbHVrPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5E
ZXJ5YSBBeXNldiwgQWhtZXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkluY2UsIEVyZGFsPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FcmRlbSwgQmlyc2VsPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj48c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBm
b250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIxMDAlIj5Ebzwvc3R5bGU+PHN0eWxlIGZhY2U9Im5vcm1hbCIg
Zm9udD0iZGVmYXVsdCIgY2hhcnNldD0iMTc4IiBzaXplPSIxMDAlIj7YpNq6PC9zdHlsZT48c3R5
bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIxMDAlIj5ydSwgPC9zdHlsZT48
c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBjaGFyc2V0PSIxNzgiIHNpemU9IjEw
MCUiPtijPC9zdHlsZT48c3R5bGUgZmFjZT0ibm9ybWFsIiBmb250PSJkZWZhdWx0IiBzaXplPSIx
MDAlIj7Fk2xrZXI8L3N0eWxlPjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0
bGVzPjx0aXRsZT5TYWxtb25lbGxhIGJhY3RlcmFlbWlhIGluIFR1cmtpc2ggY2hpbGRyZW46IDM3
IGNhc2VzIHNlZW4gaW4gYSB1bml2ZXJzaXR5IGhvc3BpdGFsIGJldHdlZW4gMTk5MyBhbmQgMjAw
MjwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5Bbm5hbHMgb2YgVHJvcGljYWwgUGFlZGlhdHJpY3M6
IEludGVybmF0aW9uYWwgQ2hpbGQgSGVhbHRoPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBl
cmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+QW5uYWxzIG9mIFRyb3BpY2FsIFBhZWRpYXRyaWNzOiBJbnRl
cm5hdGlvbmFsIENoaWxkIEhlYWx0aDwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjc1
LTgwPC9wYWdlcz48dm9sdW1lPjI0PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDQ8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMjcyLTQ5MzY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPlBhcnJ5PC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5OTwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjIyNzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjI3PC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMjc8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlBhcnJ5LCBDaHJpc3RvcGhlciBNPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Ib2EsIE5ndXllbiBU
aGkgVHV5ZXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkRpZXAsIFRvIFNvbmc8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldh
aW4sIEpvaG48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaW5oLCBOZ3V5ZW4gVHJhbjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+VmluaCwgSGE8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkhpZW4sIFRyYW4gVGluaDwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+V2hpdGUsIE5pY2hvbGFzIEo8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkZhcnJhciwgSmVyZW15IEo8L2F1
dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VmFsdWUgb2YgYSBz
aW5nbGUtdHViZSBXaWRhbCB0ZXN0IGluIGRpYWdub3NpcyBvZiB0eXBob2lkIGZldmVyIGluIFZp
ZXRuYW08L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+Sm91cm5hbCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jp
b2xvZ3k8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5K
b3VybmFsIG9mIGNsaW5pY2FsIG1pY3JvYmlvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+
PHBhZ2VzPjI4ODItMjg4NjwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT4zNzwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+OTwvbnVt
YmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDA5NS0xMTM3PC9pc2Ju
Pjx1cmxzPjwvdXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5DaGl1PC9BdXRob3I+
PFllYXI+MjAwNDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzMjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+
MjMyPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5Zndw
OXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzI8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48
cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9y
cz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkNoaXUsIFMuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGl1LCBDLiBILjwv
YXV0aG9yPjxhdXRob3I+TGluLCBULiBZLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9y
cz48YXV0aC1hZGRyZXNzPkRpdmlzaW9uIG9mIFBlZGlhdHJpYyBJbmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2Vz
LCBEZXBhcnRtZW50IG9mIFBlZGlhdHJpY3MsIENoYW5nIEd1bmcgQ2hpbGRyZW4mYXBvcztzIEhv
c3BpdGFsLCA1IEZ1LUhzaW4gU3RyZWV0LCBLd2Vpc2hhbiwgVGFveXVhbiwgVGFpd2FuIDMzMywg
Uk9DLjwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlNhbG1vbmVsbGEgZW50ZXJpY2Egc2Vy
b3R5cGUgQ2hvbGVyYWVzdWlzIGluZmVjdGlvbiBpbiBhIG1lZGljYWwgY2VudGVyIGluIG5vcnRo
ZXJuIFRhaXdhbjwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5KIE1pY3JvYmlvbCBJbW11bm9sIElu
ZmVjdDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkog
TWljcm9iaW9sIEltbXVub2wgSW5mZWN0PC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+
OTktMTAyPC9wYWdlcz48dm9sdW1lPjM3PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4yPC9udW1iZXI+PGVkaXRp
b24+MjAwNC8wNi8wODwvZWRpdGlvbj48a2V5d29yZHM+PGtleXdvcmQ+QWR1bHQ8L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QWdlZDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5BbnRpLUJhY3RlcmlhbCBBZ2VudHMvcGhh
cm1hY29sb2d5L3RoZXJhcGV1dGljIHVzZTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJlbWlhL21p
Y3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5DZXBoYWxvc3Bvcmlucy9waGFybWFjb2xvZ3kv
dGhlcmFwZXV0aWMgdXNlPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkZlY2VzL21pY3JvYmlvbG9neTwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5GZW1hbGU8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RmV2ZXIvZXRpb2xvZ3k8L2tl
eXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Rm9jYWwgSW5mZWN0aW9uL21pY3JvYmlvbG9neTwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWFsZTwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NaWNy
b2JpYWwgU2Vuc2l0aXZpdHkgVGVzdHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+TWlkZGxlIEFnZWQ8L2tl
eXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UmV0cm9zcGVjdGl2ZSBTdHVkaWVzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlNh
bG1vbmVsbGEgSW5mZWN0aW9ucy8qbWljcm9iaW9sb2d5LypwaHlzaW9wYXRob2xvZ3k8L2tleXdv
cmQ+PGtleXdvcmQ+U2FsbW9uZWxsYSBlbnRlcmljYS9kcnVnIGVmZmVjdHMvKmlzb2xhdGlvbiAm
YW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGFpd2FuPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3
b3JkPldvdW5kcyBhbmQgSW5qdXJpZXMvbWljcm9iaW9sb2d5PC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+
PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDQ8L3llYXI+PHB1Yi1kYXRlcz48ZGF0ZT5BcHI8L2RhdGU+PC9wdWIt
ZGF0ZXM+PC9kYXRlcz48aXNibj4xNjg0LTExODIgKFByaW50KSYjeEQ7MTY4NC0xMTgyIChMaW5r
aW5nKTwvaXNibj48YWNjZXNzaW9uLW51bT4xNTE4MTQ5MTwvYWNjZXNzaW9uLW51bT48dXJscz48
cmVsYXRlZC11cmxzPjx1cmw+aHR0cDovL3d3dy5uY2JpLm5sbS5uaWguZ292L2VudHJlei9xdWVy
eS5mY2dpP2NtZD1SZXRyaWV2ZSZhbXA7ZGI9UHViTWVkJmFtcDtkb3B0PUNpdGF0aW9uJmFtcDts
aXN0X3VpZHM9MTUxODE0OTE8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PGxhbmd1YWdlPmVu
ZzwvbGFuZ3VhZ2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjwvRW5kTm90ZT4A
ADDIN EN.CITE.DATA (14-16).
سپتی سمی
سپتی سمی دارای علایمی است که شامل: باکتریمی، بی اشتهایی، کاهش وزن بدن، کم خونی، بزرگ شدن کبد و طحال و تب ناگهانی می باشد. پس از تهاجم به ایلئوم در بیماران دارای کم خونی ممکن است عفونت به سمت سپتی سمی سوق داده شود. درمان آنتی بیوتیکی سپتی سمی شامل: سفتریاکسون، سپیروفلوکساسین و سفوپرازون می باشد و باید از افراد مبتلا به سپتی سمی کشت خون انجام شود بدلیل آنکه باکتری در داخل خون این افراد می باشد. ممکن است باکتریمی سبب عفونت در جاهای غیر عادی بدلیل وارد شدن ارگانیسم به اندام های مختلف شود. همچنین باعث سپسیس نیز می شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(6).
ب) گاستروانتریت
سالمونلا با تولید انتروتوکسین و تهاجم به دیواره ی روده باعث ایجاد علایمی چون استفراغ، اسهال و تهوع می شود. بیشتر سروتایپ های سالمونلا می توانند باعث ایجاد انتریت می گردند.وجودPMN ها در مدفوع باعث اثبات هجوم باکتری به بافت ها شود اما بطور غیر معمول سالمونلا از دستگاه گوارش به سایر اندام های بدن منتقل می گردد.
سالمونلا از طریق محصولات دامی آلوده به انسان انتقال می یابد و این عفونت بین انسان و دام مشترک می باشد و این یک عفونت زئونوز می باشد.
ممکن است علاوه بر فراورده های لبنی آلوده به سالمونلا، آب شده به مدفوع یا ادرار حیوانات یا غذا از دیگر منابع انتریت ناشی از سالمونلا می باشند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(6).
ج) انترو کولیت
این بیماری تظاهر عفونت سالمونلایی می باشد. در ایالات متحده آمریکا، سالمونلا تایفی موریوم و سالمونلا انتریتیدیس غالب هستند، اما انتروکولیت توسط هرکدام از 1400 سروتایپ گروه یک سالمونلا می تواند ایجاد شود. 8 تا 48 ساعت پس از خورده شدن سالمونلا، تهوع، اسهال پر حجم، سردرد، استفراغ روی می دهد و تعداد کمی گلبول سفید در مدفوع دیده می شود. تب خفیف، شایع است ولی دوره بیماری 2 تا 3 روز پایان می پذیرد.
ضایعات التهابی در روده کوچک و روده بزرگ وجود دارد. باکتریمی غیر شایع است( 2 تا 4 درصد) به غیر از مواردی که بیمار دارای نقص سیستم ایمنی است. نتیجه کشت خون منفی است ولی نتیجه کشت مدفوع برای سالمونلاها مثبت بوده و ممکن است تا چند هفته پس از رفع علائم بالینی مثبت باقی بماند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
1-2-8. اپیدمیولوژی سالمونلا
سالمونلا باعث مسومیت های غذایی، حصبه، سپتی سمی و انتروکولیت می شود و از طریق دهانی وارد بدن انسان و سایر حیوانات می شودPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Q
YXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1eWV0
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBKb2hu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZpbmgs
IEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldoaXRl
LCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xlLXR1
YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFtPC90
aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5PC9z
ZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5hbCBv
ZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4y
ODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJscz48
L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+TWlsbGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+
MjAwMDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzNjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM2PC9y
ZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4
YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzY8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5
cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0
aG9ycz48YXV0aG9yPk1pbGxlciwgU2FtdWVsIEk8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlBlZ3VlcywgREE8
L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+U2FsbW9uZWxs
YSBzcGVjaWVzLCBpbmNsdWRpbmcgU2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10
aXRsZT5QcmluY2lwbGVzIGFuZCBwcmFjdGljZSBvZiBpbmZlY3Rpb3VzIGRpc2Vhc2VzPC9zZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+UHJpbmNpcGxlcyBh
bmQgcHJhY3RpY2Ugb2YgaW5mZWN0aW91cyBkaXNlYXNlczwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGlj
YWw+PHBhZ2VzPjIzNDQtMjM2MzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT41PC92b2x1bWU+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxB
dXRob3I+TG9uZ288L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDAxPC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MjM3PC9SZWNOdW0+
PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzc8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFw
cD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjIzNzwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9yZWYtdHlwZT48Y29u
dHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+TG9uZ28sIEQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXVj
aSwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkthc3BlciwgRC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkhhdXNlciwg
Uy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkphbWVzb24sIEouPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Mb3NjYWx6bywg
Si48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+SGFycmlz
b24mYXBvcztzIFByaW5jaXBsZXMgb2YgSW50ZXJuYWwgTWVkaWNpbmUsIDE4dGggRWRpdGlvbjwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDE8L3llYXI+PC9kYXRlcz48cHVibGlzaGVy
Pk1jR3Jhdy1IaWxsIEVkdWNhdGlvbjwvcHVibGlzaGVyPjxpc2JuPjk3ODAwNzE3NDg5MDI8L2lz
Ym4+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHBzOi8vYm9va3MuZ29vZ2xlLmNvbS9ib29r
cz9pZD03Z3hqTVY4aENsc0M8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjwvRW5kTm90ZT4A
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5QYXJyeTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjE5OTk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMjc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjIyNzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9y
ZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFlZXhkdmlwOTkyY3Qy
dHd6ZXZ3Mjl6dyI+MjI3PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJu
YWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5Q
YXJyeSwgQ2hyaXN0b3BoZXIgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SG9hLCBOZ3V5ZW4gVGhpIFR1eWV0
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5EaWVwLCBUbyBTb25nPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5XYWluLCBKb2hu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5DaGluaCwgTmd1eWVuIFRyYW48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlZpbmgs
IEhhPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5IaWVuLCBUcmFuIFRpbmg8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldoaXRl
LCBOaWNob2xhcyBKPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXJyYXIsIEplcmVteSBKPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlZhbHVlIG9mIGEgc2luZ2xlLXR1
YmUgV2lkYWwgdGVzdCBpbiBkaWFnbm9zaXMgb2YgdHlwaG9pZCBmZXZlciBpbiBWaWV0bmFtPC90
aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkpvdXJuYWwgb2YgY2xpbmljYWwgbWljcm9iaW9sb2d5PC9z
ZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+Sm91cm5hbCBv
ZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4y
ODgyLTI4ODY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+Mzc8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjk8L251bWJlcj48ZGF0
ZXM+PHllYXI+MTk5OTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTUtMTEzNzwvaXNibj48dXJscz48
L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+TWlsbGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+
MjAwMDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzNjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM2PC9y
ZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4
YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzY8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5
cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0
aG9ycz48YXV0aG9yPk1pbGxlciwgU2FtdWVsIEk8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlBlZ3VlcywgREE8
L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+U2FsbW9uZWxs
YSBzcGVjaWVzLCBpbmNsdWRpbmcgU2FsbW9uZWxsYSB0eXBoaTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10
aXRsZT5QcmluY2lwbGVzIGFuZCBwcmFjdGljZSBvZiBpbmZlY3Rpb3VzIGRpc2Vhc2VzPC9zZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+UHJpbmNpcGxlcyBh
bmQgcHJhY3RpY2Ugb2YgaW5mZWN0aW91cyBkaXNlYXNlczwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGlj
YWw+PHBhZ2VzPjIzNDQtMjM2MzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT41PC92b2x1bWU+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxB
dXRob3I+TG9uZ288L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDAxPC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MjM3PC9SZWNOdW0+
PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzc8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFw
cD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhhZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjIzNzwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJCb29rIj42PC9yZWYtdHlwZT48Y29u
dHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+TG9uZ28sIEQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5GYXVj
aSwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkthc3BlciwgRC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkhhdXNlciwg
Uy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkphbWVzb24sIEouPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Mb3NjYWx6bywg
Si48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+SGFycmlz
b24mYXBvcztzIFByaW5jaXBsZXMgb2YgSW50ZXJuYWwgTWVkaWNpbmUsIDE4dGggRWRpdGlvbjwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDE8L3llYXI+PC9kYXRlcz48cHVibGlzaGVy
Pk1jR3Jhdy1IaWxsIEVkdWNhdGlvbjwvcHVibGlzaGVyPjxpc2JuPjk3ODAwNzE3NDg5MDI8L2lz
Ym4+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHBzOi8vYm9va3MuZ29vZ2xlLmNvbS9ib29r
cz9pZD03Z3hqTVY4aENsc0M8L3VybD48L3JlbGF0ZWQtdXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9D
aXRlPjwvRW5kTm90ZT4A
ADDIN EN.CITE.DATA (15, 17, 18).
در آمریکا انتریت سومین فرم شایع مسومیت غذایی است و سالیانه حدود 50000 مورد انتریت گزارش می شود که اکثرا به وسیله سالمونلا انتریکا سرو تایپ تایفی موریوم می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(6).
خانوم ها سالمونلا را در داخل کیسه صفراوی خود حمل می نمایند، در حالیکه هیچگونه علایمی از خود بروز نمی دهنند به این دلیل که سالمونلا دارای تمایل بالا به لوکالیزه شدن در کیسه صفرا می باشد و باعث می شود که این ناقلان برای سالها سالمونلا را به محیط اطراف منتقل نمایند.
مقدار حدود 10⁶ تا 10⁷ دوز از سالمونلا برای ایجاد عفونت نیاز است این به دلیل آن می باشد که سالمونلا به اسید معده حساس بوده که این خصوصیت بر خلاف شیگلا می باشد. افرادی که دارو های ضد اسید معده مصرف می کنند در برابر عفونت با سالمونلا حساس تر می باشند.
مدفوع افرادی که بیماری تحت بالینی نامحسوسی دارند و یا آنهایی که ناقل هستند نسبت به افرادی که وضعیت بالینی آشکاری دارند، منبع آلودگی بسیار مهم تری هستند، مثلا زمانی که ناقلینی که در تهیه مواد غذایی شاغل هستند و ارگانیسم را دفع می نمایند. بسیاری از حیوانات از جمله دام ها، جوندگان و ماکیان به طور طبیعی با انواعی از سالمونلا آلوده می شوند و باکتری در بافت های آنها( مثل گوشت)، مدفوع و تخم ها وجود دارد. در مورد شیوع بالای سالمونلاها در محصولات مرغ تجاری به طور گسترده اطلاع رسانی شده است. در ایالات متحده آمریکا بروز تب تیفوئید کاهش یافته ولی وقوع سایر عفونت های سالمونلایی به طور چشمگیری افزایش یافته است. به احتمال زیاد مشکل در استفاده وسیع از خوراک دام و طیور حاوی مواد دارویی ضد میکروبی است که شرایط برای رشد سویه های مقاوم سالمونلا تسهیل کرده و این سویه ها به انسان انتقال یافته و می تواند در انسان بیماری ایجاد نمایند. منابعی که ممکن سبب عفونت با سالمونلا در انسان شوند شامل: آب، شیر و سایر فراورده های لبنی، صدف، تخم مرغ پودر یا فریز شده، گوشت و فراورده های گوشتی، رنگ های با منشاء حیوانی، مواد مخدر مثل ماری جوانا و حیوانات دست آموز خانگی می باشند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
1-2-9، تشخیص آزمایشگاهی سالمونلا
سالمونلا درمحیطهای S.S Agar، بیسموت سولفیت، بریلیانت گرین و HEA-SS رشد می کند ولی سایر کلی فرم ها همچون اشرشیا کلی بدلیل وجود آنتی بیوتیک ها قادر به رشد بر روی این محیط ها نیستند. در عفونت گاستروانتریت ناشی از سالمونلا، در اسمیر نازک از مدفوع اسهالی، گلبول های سفید همراه با باکتری سالمونلا در زیر میکروسکوپ دیده خواهد شد. کلونی های سالمونلا بر روی محیط بلاد آگار به صورت محدب و مرطوب به رنگ خاکستری به قطر دو تا سه میلی متر دیده می شود که این کلونی ها بعد گذشت بیست و چهار ساعت در دمای 37 درجه سانتی گراد ایجاد می گردد. در محیط مکانکی آگار کلونی های سالمونلا بیرنگ دیده می شود و رنگ محیط بدلیل عدم تخمیر قند لاکتوز زرد کهربایی می گردد ولی سایر باکتری های گرم منفی که جزء خانواده ی انترو باکتریاسه می باشند و تخمیر کننده ی قند لاکتوز هستند، برروی محیط مکانکی اگار کلونی هایی به رنگ صورتی ایجاد می نمایند. سالمونلا و شیگلا بر روی محیط های سلینت F و محیط مایع GN به سرعت تکثیر پیدا می کنند به این دلیل که این محیط ها مانع از رشد باکتری های گرم مثبت می گردند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Budowle</Author><Year>2005</Year><RecNum>238</RecNum><record><rec-number>238</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">238</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Budowle, Bruce</author><author>Schutzer, Steven E</author><author>Ascher, Michael S</author><author>Atlas, Ronald M</author><author>Burans, James P</author><author>Chakraborty, Ranajit</author><author>Dunn, John J</author><author>Fraser, Claire M</author><author>Franz, David R</author><author>Leighton, Terrance J</author></authors></contributors><titles><title>Toward a sys-- of microbial forensics: from sample collection to interpretation of evidence</title><secondary-title>Applied and environmental microbiology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Applied and environmental microbiology</full-title></periodical><pages>2209-2213</pages><volume>71</volume><number>5</number><dates><year>2005</year></dates><isbn>0099-2240</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(19).
الف) تست های سرولوژیک
بررسی تیتر آنتی بادی و وجود آنتی بادی در سرم بیماران بویسله ی تست ویدال مشخص می گردد. آگلوتیناسیون که در اثر واکنش مستقیم بین آنتی ژنهای پیکری(O) و آنتی ژن تاژک(H) با آنتی بادی ضد آنها ایجاد می شود، اساس تست ویدال می باشد. تست ویدال به دو صورت روش اسلاید و روش لوله ای صورت می گیرد. روش اسلایدی به صورت سریع و روش لوله ای به صورت کند، صورت می پذیرد. به علت پایین بودن سرعت روش لوله ای، این روش تنها برای آنتی ژن هایی که در روش اسلایدی مثبت شده اند، صورت می پذیرد. با وجود اینکه تست ویدال آسان می باشد ولی میزان دقت و حساسیت آن پایین است ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Bhutta</Author><Year>2006</Year><RecNum>239</RecNum><record><rec-number>239</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">239</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Bhutta, Zulfiqar A</author></authors></contributors><titles><title>Current concepts in the diagnosis and treatment of typhoid fever</title><secondary-title>BMJ</secondary-title></titles><periodical><full-title>BMJ</full-title></periodical><pages>78-82</pages><volume>333</volume><number>7558</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0959-8138</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(20) .
حساسیت و دقت روشهای سنتی اعم از کشت و تست های سرولوژی پایین است، به این دلیل روشهای ژنوتایپینگ که بر مبنای ژنوم باکتری می باشد جایگزین روش های فنوتایپینگ شده است. از روش های ژنوتایپینگ که برای شناسایی سالمونلا تایفی استفاده می شود می توان به Nested-PCR با استفاده از پرایمر های HI-d اشاره نمود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Bhutta</Author><Year>2006</Year><RecNum>239</RecNum><record><rec-number>239</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">239</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Bhutta, Zulfiqar A</author></authors></contributors><titles><title>Current concepts in the diagnosis and treatment of typhoid fever</title><secondary-title>BMJ</secondary-title></titles><periodical><full-title>BMJ</full-title></periodical><pages>78-82</pages><volume>333</volume><number>7558</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0959-8138</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(20) .
روش های جدیدی همچون Tubex و Typhidot جایگزین تست ویدال شده است. این تست ها قادر به شناسایی آنتی بادی های IgM ایجاد شده در میزبان بر ضد آنتی ژن های سالمونلا تایفی می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Bhutta</Author><Year>2006</Year><RecNum>239</RecNum><record><rec-number>239</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">239</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Bhutta, Zulfiqar A</author></authors></contributors><titles><title>Current concepts in the diagnosis and treatment of typhoid fever</title><secondary-title>BMJ</secondary-title></titles><periodical><full-title>BMJ</full-title></periodical><pages>78-82</pages><volume>333</volume><number>7558</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0959-8138</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(20) .
ب) کشت مدفوع
نمونه هایی که مشکوک به عفونت با سالمونلا هستند بر روی محیط های انتخابی SS Agar و EMB وهمچنین محیط های غنی GN و سلینت F کشت داده می شوند. پس از کشت این محیط ها را داخل انکوباکتور در دمای 37 درحه سانتی گراد به مدت یک شبانه روز قرار می دهند.
بر روی کلونی های بیرنگ و SH₂ دار تست های بیوشیمیایی مناسب را انجام می دهند. سالمونلا فاقد آنزیم اوره از می باشد و در نتیجه تست اوره آن منفی است. تمام سالمونلا ها به جزء سالمونلا پارا تایفی A برو ی محیط کلیگر آیرون آگار، SH₂ تولید می نمایند. تست IMVIC برای سالمونلا پاراتایفی B و C به صورت +- و +- می باشد و این تست برای سالمونلا پارا تایفی A به صورت +- بوده و برای سالمونلا تایفی به صورت – می باشد.
هنگامیکه سالمونلا تایفی مزمن شود، در داخل کیسه صفرا کلونیزه می شود و باکتری از طریق مدفوع از بدن خارج می شود و سالمونلا را می تران از طریق کشت مدفوع جدا نمود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite><Cite><Author>Walker</Author><Year>1998</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">3</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Walker, T.S.</author></authors></contributors><titles><title>Microbiology</title></titles><dates><year>1998</year></dates><publisher>W.B. Saunders Company</publisher><isbn>9780721646411</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=DtlpAAAAMAAJ</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4,6).
در مورد عفونت های گاستروانتریت و انتروکولیت باید از بیمار کشت مدفوع صورت پذیرد اما از بیماران مشکوک به تب روده ای باید کشت خون صورت گیرد. سروتایپینگ به این صورت انجام می شود که یک قطره از آنتی سرم O بر روی لام ریخته و با یک کلونی از باکتری مخلوط می کنیم، اگر آگلوتیناسیون بعد از گذشت یک الی دو دقیقه صورت گرفت، مثبت بودن تست را مشخص می کند. در سالمونلا انتریتیدیس، سالمونلا پاراتایفی C و سالمونلا تایفی آنتی ژن کپسولی بر روی آنتی ژن پیکری قرار می گیرد در نتیجه ممکن است باکتری با هیچکدام از آنتی سرم های O واکنش ندهد و لخته ایجاد نشود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Budowle</Author><Year>2005</Year><RecNum>238</RecNum><record><rec-number>238</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">238</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Budowle, Bruce</author><author>Schutzer, Steven E</author><author>Ascher, Michael S</author><author>Atlas, Ronald M</author><author>Burans, James P</author><author>Chakraborty, Ranajit</author><author>Dunn, John J</author><author>Fraser, Claire M</author><author>Franz, David R</author><author>Leighton, Terrance J</author></authors></contributors><titles><title>Toward a sys-- of microbial forensics: from sample collection to interpretation of evidence</title><secondary-title>Applied and environmental microbiology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Applied and environmental microbiology</full-title></periodical><pages>2209-2213</pages><volume>71</volume><number>5</number><dates><year>2005</year></dates><isbn>0099-2240</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite><Author>Schaechter</Author><Year>2001</Year><RecNum>240</RecNum><record><rec-number>240</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">240</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Schaechter, Moselio</author></authors></contributors><titles><title>Escherichia coli andSalmonella 2000: the View From Here</title><secondary-title>Microbiology and molecular biology reviews</secondary-title></titles><periodical><full-title>Microbiology and molecular biology reviews</full-title></periodical><pages>119-130</pages><volume>65</volume><number>1</number><dates><year>2001</year></dates><isbn>1092-2172</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(19,21) .
ج) کشت خون
سالمونلا تایفی بر روی محیط کلیگر آیرون آگار در قسمت شیب دار محیط به صورت لکه های سیاه رنگ، SH₂ تولید می کند. می توان از طریق تست لیزین، سالمونلا را از سیتروباکتر تشخیص داد. سالمونلا در تست لیزین دآمیناز منفی بوده اما در تست لیزین دکربوکسیلاز مثبت است.
برای انجام کشت خون، باید از بیمار حدود 10 میلی لیتر در هنگام تب خون گرفت و خون را در محیط تریپتیکاز سوی براث تزریق نمود و محیط را در داخل انکوباتور در دمای 37 درجه سانتیگراد به مدت یک شبانه روز قرار داد. در تب روده ای کشت خون در هفته اول مثبت می باشدPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5CdWRvd2xlPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNTwvWWVhcj48
UmVjTnVtPjIzODwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxm
b3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJj
dDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzg8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91
cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9y
PkJ1ZG93bGUsIEJydWNlPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5TY2h1dHplciwgU3RldmVuIEU8L2F1dGhv
cj48YXV0aG9yPkFzY2hlciwgTWljaGFlbCBTPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5BdGxhcywgUm9uYWxk
IE08L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkJ1cmFucywgSmFtZXMgUDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Q2hha3Jh
Ym9ydHksIFJhbmFqaXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1bm4sIEpvaG4gSjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+RnJhc2VyLCBDbGFpcmUgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RnJhbnosIERhdmlkIFI8L2F1dGhv
cj48YXV0aG9yPkxlaWdodG9uLCBUZXJyYW5jZSBKPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJp
YnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRvd2FyZCBhIHN5c3RlbSBvZiBtaWNyb2JpYWwgZm9yZW5z
aWNzOiBmcm9tIHNhbXBsZSBjb2xsZWN0aW9uIHRvIGludGVycHJldGF0aW9uIG9mIGV2aWRlbmNl
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkFwcGxpZWQgYW5kIGVudmlyb25tZW50YWwgbWljcm9i
aW9sb2d5PC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+
QXBwbGllZCBhbmQgZW52aXJvbm1lbnRhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJp
b2RpY2FsPjxwYWdlcz4yMjA5LTIyMTM8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NzE8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVy
PjU8L251bWJlcj48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTktMjI0
MDwvaXNibj48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+Qmh1dHRh
PC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNjwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJl
Yy1udW1iZXI+MjM5PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1p
ZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzk8L2tleT48L2ZvcmVp
Z24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNv
bnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkJodXR0YSwgWnVsZmlxYXIgQTwvYXV0aG9yPjwv
YXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DdXJyZW50IGNvbmNlcHRzIGlu
IHRoZSBkaWFnbm9zaXMgYW5kIHRyZWF0bWVudCBvZiB0eXBob2lkIGZldmVyPC90aXRsZT48c2Vj
b25kYXJ5LXRpdGxlPkJNSjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkJNSjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjc4LTgyPC9wYWdl
cz48dm9sdW1lPjMzMzwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+NzU1ODwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4y
MDA2PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDk1OS04MTM4PC9pc2JuPjx1cmxzPjwvdXJscz48L3Jl
Y29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5TY2hhZWNodGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwMTwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjI0MDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjQwPC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNDA8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlNjaGFlY2h0ZXIsIE1vc2VsaW88L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXNjaGVyaWNoaWEgY29saSBhbmRTYWxtb25lbGxhIDIwMDA6IHRo
ZSBWaWV3IEZyb20gSGVyZTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5NaWNyb2Jpb2xvZ3kgYW5k
IG1vbGVjdWxhciBiaW9sb2d5IHJldmlld3M8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVy
aW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5NaWNyb2Jpb2xvZ3kgYW5kIG1vbGVjdWxhciBiaW9sb2d5IHJl
dmlld3M8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4xMTktMTMwPC9wYWdlcz48dm9s
dW1lPjY1PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDE8L3llYXI+
PC9kYXRlcz48aXNibj4xMDkyLTIxNzI8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48L0VuZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5CdWRvd2xlPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNTwvWWVhcj48
UmVjTnVtPjIzODwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxm
b3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJj
dDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzg8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91
cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9y
PkJ1ZG93bGUsIEJydWNlPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5TY2h1dHplciwgU3RldmVuIEU8L2F1dGhv
cj48YXV0aG9yPkFzY2hlciwgTWljaGFlbCBTPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5BdGxhcywgUm9uYWxk
IE08L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkJ1cmFucywgSmFtZXMgUDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Q2hha3Jh
Ym9ydHksIFJhbmFqaXQ8L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1bm4sIEpvaG4gSjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+RnJhc2VyLCBDbGFpcmUgTTwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+RnJhbnosIERhdmlkIFI8L2F1dGhv
cj48YXV0aG9yPkxlaWdodG9uLCBUZXJyYW5jZSBKPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJp
YnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRvd2FyZCBhIHN5c3RlbSBvZiBtaWNyb2JpYWwgZm9yZW5z
aWNzOiBmcm9tIHNhbXBsZSBjb2xsZWN0aW9uIHRvIGludGVycHJldGF0aW9uIG9mIGV2aWRlbmNl
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkFwcGxpZWQgYW5kIGVudmlyb25tZW50YWwgbWljcm9i
aW9sb2d5PC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+
QXBwbGllZCBhbmQgZW52aXJvbm1lbnRhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJp
b2RpY2FsPjxwYWdlcz4yMjA5LTIyMTM8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NzE8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVy
PjU8L251bWJlcj48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNTwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjAwOTktMjI0
MDwvaXNibj48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+Qmh1dHRh
PC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNjwvWWVhcj48UmVjTnVtPjIzOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJl
Yy1udW1iZXI+MjM5PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1p
ZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yMzk8L2tleT48L2ZvcmVp
Z24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNv
bnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkJodXR0YSwgWnVsZmlxYXIgQTwvYXV0aG9yPjwv
YXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DdXJyZW50IGNvbmNlcHRzIGlu
IHRoZSBkaWFnbm9zaXMgYW5kIHRyZWF0bWVudCBvZiB0eXBob2lkIGZldmVyPC90aXRsZT48c2Vj
b25kYXJ5LXRpdGxlPkJNSjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkJNSjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjc4LTgyPC9wYWdl
cz48dm9sdW1lPjMzMzwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+NzU1ODwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4y
MDA2PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDk1OS04MTM4PC9pc2JuPjx1cmxzPjwvdXJscz48L3Jl
Y29yZD48L0NpdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5TY2hhZWNodGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwMTwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjI0MDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjQwPC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNDA8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlNjaGFlY2h0ZXIsIE1vc2VsaW88L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXNjaGVyaWNoaWEgY29saSBhbmRTYWxtb25lbGxhIDIwMDA6IHRo
ZSBWaWV3IEZyb20gSGVyZTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5NaWNyb2Jpb2xvZ3kgYW5k
IG1vbGVjdWxhciBiaW9sb2d5IHJldmlld3M8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVy
aW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5NaWNyb2Jpb2xvZ3kgYW5kIG1vbGVjdWxhciBiaW9sb2d5IHJl
dmlld3M8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxwYWdlcz4xMTktMTMwPC9wYWdlcz48dm9s
dW1lPjY1PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDE8L3llYXI+
PC9kYXRlcz48aXNibj4xMDkyLTIxNzI8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0
ZT48L0VuZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE.DATA (19-21).
1-2-10. پیشگیری و کنترل
معیار های بهداشتی برای جلوگیری از آلودگی غذا و آب توسط جوندگان و سایر حیواناتی که سالمونلا را از خود دفع می کنند، باید در نظر گرفته شود. محصولات طیور، گوشت و تخم مرغ های آلوده باید به خوبی پخته شوند. افراد ناقل نباید در کار تهیه مواد غذایی مشغول شوند و نظارت و احتیاط های شدید بهداشتی باید انجام شود.
دو واکسن تیفوئید هم اکنون در ایالات متحده آمریکا در دسترس می باشد. یک واکسن خوراکی تخفیف حدت یافته و یک واکسن از کپسول پلی ساکاریدی Vi که داخل ماهیچه تزریق می گردد. واکسیناسیون برای افرادی که به مناطق اندمیک سفر می کنند به خصوص آنهایی که در نظر دارند به مناطق روستایی که انتخاب های غذایی محدودی دارند بروند، توصیه می شود. هر واکسن کارایی در حدود 50 تا 80% دارد. زمان مورد نیاز برای واکسیناسیون اولیه و محدودیت های سنی برای هر واکسن متفاوت می باشد و افراد باید با وب سایت پیشگیری و کنترل بیماری ها مراجعه کرده و یا با یک کلینیک مخصوص مسافران مشورت نمایند تا بر اساس آخرین اطلاعات مربوط به واکسن عمل شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
1-2-11، ایمنی
عفونت با سالمونلا تایفی و سالمونلا پاراتایفی معمولا درجاتی از ایمنی را در افراد ایجاد می نماید. عفونت مجدد می تواند اتفاق بیوفتد اما نسبت به عفونت نخست، شدت کمتری دارد. آنتی بادی ها در گردش خون علیه آنتی ژن های O و Vi در ایمنی علیه عفونت و بیماری نقش ایفا می کند. البته امکان عود بیماری ظرف دو الی سه هفته و با وجود حضور آنتی بادی ها امکان پذیر می باشد. IgA ترشحی می تواند جلوی اتصال سالمونلا ها را به اپیتلیوم روده بگیرد.افرادی که هموگلوبین نوع S/S دارند و دارای بیماری سلول های داسی می باشند، حساسیت بیشتری به عفونت های سالمونلایی به خصوص استئو میلیت دارند. افرادی که هموگلوبین A/S دارند( خصلت سلول های داسی) بیش از افراد عادی( آنهایی که هموگلوبین نوع A/A دارند) حساس هستند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Brooks</Author><Year>2012</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">1</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Brooks, G.</author><author>Carroll, K.C.</author><author>Butel, J.</author><author>Morse, S.</author></authors></contributors><titles><title>Jawetz Melnick&amp;Adelbergs Medical Microbiology 26/E</title></titles><dates><year>2012</year></dates><publisher>Mcgraw-hill</publisher><isbn>9780071790314</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=UUSXV8B9i9sC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(4).
1-2-12، درمان
در پاکستان،بنگلادش،هند،ویتنام،آفریقاوخاورمیانه درطی سالهای1980تا1990 میلادی، اپیدمی هایی در اثر سالمونلا تایفی مقاوم به همه ی دارو های خط اول درمان که شامل کوتریموکسازول، آمپی سیلین و کلرامفنیکل بودند، ایجاد شد. سویه های سالمونلا تایفی که به کلرافنیکل مقاوم هستند به تتراسایکلین، استرپتومایسین و سولفونامید نیز مقاومت از خود نشان می دهند و برای درمان می توان از آنتی بیوتیک های موثر نظیر کوتریموکسازول و آموکسی سیلین استفاده نمود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Longo</Author><Year>2001</Year><RecNum>237</RecNum><record><rec-number>237</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">237</key></foreign-keys><ref-type name="Book">6</ref-type><contributors><authors><author>Longo, D.</author><author>Fauci, A.</author><author>Kasper, D.</author><author>Hauser, S.</author><author>Jameson, J.</author><author>Loscalzo, J.</author></authors></contributors><titles><title>Harrison&apos;s Principles of Internal Medicine, 18th Edition</title></titles><dates><year>2001</year></dates><publisher>McGraw-Hill Education</publisher><isbn>9780071748902</isbn><urls><related-urls><url>https://books.google.com/books?id=7gxjMV8hClsC</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>(18).
برای درمان حصبه و شبه حصبه ازآنتی بیوتیک ها استفاده می شود که از این آنتی بیوتیک ها می توان به کوتریموکسازول، کینولون ها، آزیترومایسین، آزترونام، بتالاکتام و کلرامفنیکل اشاره نمود. به علت ایجاد عوارض و مقاومت بالا به کلرامفنیکل، از سال 1972 میلادی به بعد دیگر از این آنتی بیوتیک در درمان حصبه استفاده نمی شود.
بیمارانی که دارای مشکلات تغذیه ای هستند باید از غذاهای پر کالری، کم حجم و سالم استفاده کنند. برای جلوگیری از تب طولانی و کم آبی ناشی از اسهال، به بیماران نوشیدن مایعات توصیه می شود اما در مواردی که این کم آبی شدید است باید بیماران مایعات را از طریق ورید دریافت کنند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Glynn</Author><Year>2004</Year><RecNum>241</RecNum><record><rec-number>241</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">241</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Glynn, M Kathleen</author><author>Reddy, Vasudha</author><author>Hutwagner, Lori</author><author>Rabatsky-Ehr, Therese</author><author>Shiferaw, Beletshachew</author><author>Vugia, Duc J</author><author>Segler, Suzanne</author><author>Bender, Jeff</author><author>Barrett, Timothy J</author><author>Angulo, Frederick J</author></authors></contributors><titles><title>Prior antimicrobial agent use increases the risk of spo--ic infections with multidrug-resistant Salmonella enterica serotype Typhimurium: a FoodNet case-control study, 1996–1997</title><secondary-title>Clinical infectious diseases</secondary-title></titles><periodical><full-title>Clinical infectious diseases</full-title></periodical><pages>S227-S236</pages><volume>38</volume><number>Supplement 3</number><dates><year>2004</year></dates><isbn>1058-4838</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(22).
مواردی از استفاده سالمونلا به عنوان یک آلوده کننده بیولوژیک وجود دارد به این علت که سرعت رشد و تکثیر سالمونلا بالاست و سویه هایی از سالمونلا تایفی می توانند سبب آلودگی مواد غذایی شوند.
هم اکنون برای درمان حصبه از سفالوسپورین های نسل سوم مثل سفتازیدیم و سفتریاکسون و فولورو کینولون ها مثل سیپروفلوکساسین و افلوکساسین استفاده می شود. جهت درمان سویه های مقاوم به کینولون، آزیترومایسین یا سفتریاکسون استفاده می گردد. البه شایان ذکر است در برخی از نقاط جهان درصد بالای از مقاومت سویه های سالمونلا به فلوروکینولون و سفالوسپورین های نسل سوم دیده شده است هنگامیکه این شرایط پیش می آید باید برای درمان این سویه های مقاوم از آزترونام و آزیترومایسین اسفاده نمود. هنگامی که باکتری به چند دارو مقاوم باشد برای درمان باید از یک سفکسیم یا فلوروکینولون استفاده نمود در حالیکه برای جداسازی باکتری حساس باید از فلوروکینولون ها مثل سپیروفلوکساسین و افلو کساسین استفاده نمود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Bhutta</Author><Year>2006</Year><RecNum>239</RecNum><record><rec-number>239</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">239</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Bhutta, Zulfiqar A</author></authors></contributors><titles><title>Current concepts in the diagnosis and treatment of typhoid fever</title><secondary-title>BMJ</secondary-title></titles><periodical><full-title>BMJ</full-title></periodical><pages>78-82</pages><volume>333</volume><number>7558</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0959-8138</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(23).
1-3 – مروری بر روش های تایپینگ باکتری ها
تیپ بندی باکتری ها به دو صورت انجام می شود که به صورت زیر می باشد:
فنوتایپینگ: که بر اساس ویژگی های ظاهری باکتری ها می باشد مثل: کشت، تست های بیو شیمیایی، فاژتایپینگ و آنتی بیوگرام.
ژنوتایپینگ: که از میزان دقت و حساسیت بالایی نسبت به فنوتایپینگ بر خوردار است و این تکنیک ها بر پایه ی ژنوم میکرو ارگانیسم ها شکل گرفته اند مثل: MLST، PFGE، MLVA، Plasmid Profiling، REP-PCR، ERIC-PCR، PCR-RFLP، AFLP، AP-PCR،RAPD-PCR و Multiplex PCR.
البته در میان تکنیک های ژنوتایپینگ دو تکنیک MLVA و MLST از همه جدیدتر بوده است. البته شایان ذکر دو تکنیک Real Time- PCR و تکنیک LAMP برای تشخیص میکرو ارگانیسم ها استفاده می شود. البته در این میان LAMP دارای سرعت بالا و هزینه پایین نسبت به Real Time- PCR می باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Mori</Author><Year>2009</Year><RecNum>242</RecNum><record><rec-number>242</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">242</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Mori, Yasuyoshi</author><author>Notomi, Tsugunori</author></authors></contributors><titles><title>Loop-mediated isothermal amplification (LAMP): a rapid, accurate, and cost-effective diagnostic method for infectious diseases</title><secondary-title>Journal of infection and chemotherapy</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of infection and chemotherapy</full-title></periodical><pages>62-69</pages><volume>15</volume><number>2</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1341-321X</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(23).
در ابتدا برای تشخیص باکتری ها و بررسی های اپیدمیولوژیکی از تست های سرولوژی استفاده شد. البته تست های سرولوژی با مشکلاتی اعم از هزینه بالای تولید و مصرف آن، تنوع وسیع خصوصیات آنتی ژنتیکی و نیاز به استفاده از طیف وسیعی از آنتی بادی به خصوص در هنکام استفاده از این تست برای شناسایی اشرشیا کلی، به همین دلیل تکنیک های مولکولی جایگزین تست های سرولوژی شده اند.
نگرش دانشمندان و محققان با شروع عصر مولکولی با کشف ژنوم از ویژگی های ظاهری باکتری( فنوتیپ) به به خصوصیات ژنتیکی و باطنی باکتری( ژنوتیپ) تغییر یافته است. البته تکنیک های ژنوتایپینگ خود به دو دسته تقسیم می شوند که به صورت زیر می باشد:
روش های ژنوتایپینگی که بر پایه ی تکثیر و همانند سازی DNA شکل گرفته اند که شامل: انواع مختلف PCR، MLVA و MLST
تکنیک هایی که بر پایه ی تکثیر و همانند سازی DNA نمی باشند که شامل: PFGE و FISH
تا کنون از تکنیک های مولکولی مختلفی جهت ژنوتایپینگ سویه مختلف سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس صورت گرفته که به تفصیل در فصل دوم و پنجم توضیح داده خواهد شد.
تمام این تکنیک هایی مولکولی دارای معایب و مزایایی نسبت به یکدیگر می باشند. MLVA یکی از روش های ژنوتایپینگ سریع و کم هزینه می باشد که مدت زمان زیادی نیست که پا به عرصه وجود کذاشته است و با توجه به مزایایی که نسبت به سایر روش های مولکولی دارد، امید می رود این تکنیک جایگزین سایرروش های ژنوتایپینگگران قیمت شود.البته شایانذکر است کهبحث مقایسه ی سایر روش های مولکولی از گنجایش این پایان نامه بدلیل گستردگی این روش ها، خارج است و سعی شده تا تکنیک MLVA را به طور کامل معرفی کرده و آنرا با سایر روش های مولکولی مقایسه کنیم و مزایا و معایب آنرا با سایر روش های مولکولی مشخص کنیم ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="vr2xrzwaadtex1exae9v9vdz2e2sedf2w0xt">1</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7).
1-3-1- اصول و مبانی روش MLVA
MLVA بر پایه ی توالی های تکرار شونده می باشد. توالی های تکرار شونده درداخل ژنوم ارگانیسم ها می باشند که دارای الگوهایی از اسید نوکلئیک( DNA یا RNA) می باشند که در چندین نسخه در ژنوم ارگانیسم ها وجود دارند. به طور کلی این توالی ها ی تکرار شونده به دو گروه اصلی تقسیم می شوند که شامل: 1) تکرار های پراکنده مثل SINEs و LINEs 2) تکرار های پشت سرهم که شامل میکرو ماهواره ها، ماهواره ها و مینی ماهواره ها می باشند. هنگامی که دو یا تعداد بیشتری از نوکلئوتید ها در کنار هم تکرار گردند، توالی تکرار های پشت سرهم شکل می گیرد به عنوان مثال توالی GTACGTACGTAC که توالی تکرار شونده ی آن GTAC است. اگر اندازه ی توالی تکرار شونده بین 10 تا 60 نوکلئوتید باشد، این توالی را مینی ماهواره و اگر این اندازه از 60 نوکلئتید بزرگتر باشد آنرا ماهواره و اگر این اندازه از 10 نوکلئوتید کوچکتر باشد آنرا میکرو ماهواره نام گذاری می کنند ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>van Belkum</Author><Year>2007</Year><RecNum>275</RecNum><record><rec-number>275</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">275</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>van Belkum, A.</author></authors></contributors><auth-address>Department of Medical Microbiology and Infectious Diseases, Rotterdam, The Netherlands. a.vanbelkum@erasmusmc.nl</auth-address><titles><title>Tracing isolates of bacterial species by multilocus variable number of tandem repeat analysis (MLVA)</title><secondary-title>FEMS Immunol Med Microbiol</secondary-title></titles><periodical><full-title>FEMS Immunol Med Microbiol</full-title></periodical><pages>22-7</pages><volume>49</volume><number>1</number><edition>2007/02/03</edition><keywords><keyword>Bacillus anthracis/genetics</keyword><keyword>Bacteria/classification/*genetics/isolation &amp; purification</keyword><keyword>Bioterrorism</keyword><keyword>DNA, Bacterial/*genetics</keyword><keyword>Genome, Bacterial</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>*Minisatellite Repeats</keyword><keyword>Mycobacterium tuberculosis/genetics</keyword><keyword>Staphylococcus aureus/genetics</keyword></keywords><dates><year>2007</year><pub-dates><date>Feb</date></pub-dates></dates><isbn>0928-8244 (Print)&#xD;0928-8244 (Linking)</isbn><accession-num>17266711</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=17266711</url></related-urls></urls><electronic-resource-num>FIM173 [pii]&#xD;10.1111/j.1574-695X.2006.00173.x</electronic-resource-num><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(24).

شکل 1-4، در تصویر بالا یک نمای شماتیک از VNTR ها یا همان توالی های تکرار شونده دیده می شود که هر مربع آبی نشان دهنده یک توالی تکرار شونده می باشد. VNTR ها در هر سویه باکتریایی متفاوت می باشند.VNTR یا تکرار های پشت سرهم با تعداد متغییر در اصطلاح به تکرار های پشت سرهمی گفته می شود که در یک ارگانیسم در مقایسه با سایر جمعیت های آن از لحاظ تعداد تکرار متفاوت می باشند. این ویژگی جالب سبب شده از زمان کشف VNTR، از این توالی های خاص در زیست شناسی، تحقیقات پزشکی جنایی، انگشت نگاری DNAو ژنتیک استفاده می نمایند. برای اولین بار VNTR ها در ژنوم سلول های یوکاریوتی مثل انسان پیدا شد ولی این توالی ها در ژنوم سلول های پروکاریوتی مثل باکتری ها نیز وجود دارند. VNTR ها در جنس و گونه های مختلف با هم متفاوت می باشند و هر VNTR مخصوص به خود همان گونه و جنس است و با VNTR گونه یا جنس دیگر متفاوت می باشد. لیز خوردن آنزیم DNA پلیمراز در حین همانند سازی ژنوم باعث ایجاد VNTR ها می شود به همین دلیل در تعداد تکرار های VNTR تنوع وجود دارد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Moller</Author><Year>1995</Year><RecNum>279</RecNum><record><rec-number>279</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">279</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Moller </author><author>Brinkmann, B</author></authors></contributors><titles><title>PCR-VNTRs (PCR-Variable Number of Tandem Repeats) in forensic science</title><secondary-title>Cellular and molecular biology (Noisy-le-Grand, France)</secondary-title></titles><periodical><full-title>Cellular and molecular biology (Noisy-le-Grand, France)</full-title></periodical><pages>715-724</pages><volume>41</volume><number>5</number><dates><year>1995</year></dates><isbn>0145-5680</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite><Author>Levinson</Author><Year>1987</Year><RecNum>280</RecNum><record><rec-number>280</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">280</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Levinson, Gene</author><author>Gutman, George A</author></authors></contributors><titles><title>Slipped-strand mispairing: a major mechanism for DNA sequence evolution</title><secondary-title>Molecular biology and evolution</secondary-title></titles><periodical><full-title>Molecular biology and evolution</full-title></periodical><pages>203-221</pages><volume>4</volume><number>3</number><dates><year>1987</year></dates><isbn>0737-4038</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(25و26).
همانطور که ذکر شد MLVA بر اساس VNTR ها شکل گرفته است. این تکنیک به تازگی برای ژنوتایپینگ باکتری ها استفاده شده است و خود را به عنوان یک تکنیک قدرتمند با حساسیت بالا در میان سایر تکنیک های مولکولی مطرح کرده است. معمولا برای انجام MLVA تعداد هفت یا بیشتر لوکوس VNTR از ژنوم باکتری انتخاب می گردد. پس از انجام PCR و الکتروفورز، ما تعداد تکرار های هر لوکوس VNTR را بدست می آوریم. در اصطلاح به این مجموعه ی تعداد تکرار ها را الگوی اللی( پروفایل اللی) می نامند به عنوان مثال پروفایل اللی نمونه شماره یک به صورت 1-2-5-6-3-4-7 و برای نمونه شماره ی دو به صورت 3-2-6-5-4-1-7 می باشد البته برای آنکه معنای پروفایل اللی را بهتر متوجه شویم می توان گفت پروفایل اللی مانند یک بارکد برای هر نمونه می باشد و با ذخیره سازی این داده ها در بانک های اطلاعاتی، امکان مقایسه این داده ها با سایر داده ها و حتی پردازش مجدد این داده ها وجود دارد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="vr2xrzwaadtex1exae9v9vdz2e2sedf2w0xt">1</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7).

شکل 1-5، تصویر بالا پروفایل اللی مربوط به دو سویه ی باکتریایی را نشان می دهد. مربع های رنگی توالی های مختلف VNTR را نشان می دهد.
1-2-3- کلمات و اصطلاحات کاربردی در MLVA
بعد از انجام کارهای عملی مربوط به MLVA و ایجاد پروفایل اللی برای هر نمونه، نوبت به استفاده از مجموعه ای از الگوریتم های ریاضی می رسد که با استفاده از این الگوریتم ها می توان به تجزیه و تحلیل روابط فیلوژنتیکی و قرابت بین ایزوله ها پی برد. در MLVA برای بررسی ایزوله های جمعیتی از الگوریتم های MST استفاده می شود، البته از MST در تکنیک MLST نیز استفاده می شود. برای نخستین باردر سال 1960 میلادی مهندسان شهرداری برای انتخاب کوتاهترین مسیر ها برای نصب خطوط برق و مخابراتی یا انجام لوله کشی آب و فاضلاب، از این الگوریتم ها استفاده نمودند. سپس از این الگوریتم ها در زیست شناسی برای ترسیم کوتاهترین مسیر های تکاملی استفاده شد. امروزه از این الگوریتم ها برای تجزیه و تحلیل داده های تکنیک های MLST و MLVA استفاده می شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Weniger</Author><Year>2012</Year><RecNum>281</RecNum><record><rec-number>281</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">281</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Weniger, Thomas</author><author>Krawczyk, Justina</author><author>Supply, Philip</author><author>Harmsen, Dag</author><author>Niemann, Stefan</author></authors></contributors><titles><title>Online tools for polyphasic analysis of&lt; i&gt; Mycobacterium tuberculosis&lt;/i&gt; complex genotyping data: Now and next</title><secondary-title>Infection, Genetics and Evolution</secondary-title></titles><periodical><full-title>Infection, Genetics and Evolution</full-title></periodical><pages>748-754</pages><volume>12</volume><number>4</number><dates><year>2012</year></dates><isbn>1567-1348</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(27).

شکل 1-6، در تصویر بالا آنالیز MLVA بوسیله MST را در یک سویه ی باکتریایی مشاهده می کنید. ایزوله هایی که در خرج ازخوشه های رنگی هستند،یکSingleton می باشند و هر خوشه رنگی نشان دهنده یک کلونال کمپلکس می باشد.
اگر دو ایزوله در یک لوکوس VNTR در پروفایل اللی خود با هم تفاوت داشته باشند، در اصطلاح نسبت به هم، SLV می باشند به عنوان مثال ایزوله ی شماره یک با پروفایل اللی 3-2-1-7-2-4-3 نسبت به ایزوله ی شماره دو با پروفایل اللی 3-2-1-7-2-4-2، SLV می باشد. حال اگر دو ایزوله در دولوکوسVNTRدرپروفایل اللی خودباهم تفاوت داشته باشند، در اصطلاح نسبت به یکدیگر، DLVهستند. هرعدد غیر مشابه ای نشان دهنده ی یک الل جدید می باشد و تنها در اینجا تفاوت در جایگاه های لوکوسی دارای اهمیت می باشد. بنیان گذار زیر گروه در اصطلاح به ایزوله ای گفته می شود که حداقل دو SLV از آن منشاء گرفته است. کلونال کمپلکس یا دودمان در اصطلاح به یک ایزوله ی مرکزی همراه با SLV و DLV های مربوط به آن گفته می شود. اعضای مربوط به یک کلونال کمپلکس قرابت ژنتیکی نزدیکی به هم دارند و احتمالا از یکدیگر مشتق شده اند. Singleton در اصطلاح به ایزوله هایی گفته می شود که در هیچ کلونال کمپلکسی قرار ندارند یا به عبارتی دارای بیش از دو تفاوت در جایگاه های لوکوسی در پروفایل اللی خود هستند. جمعیت های باکتریایی از تعدادی singleton و کلونال کمپلکس تشکیل شده اند. البته شایان ذکر است که MST نشان دهنده زمان تکامل نمی باشد و تنها ارتباط تکاملی ایزوله ها را نشان می دهد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Weniger</Author><Year>2012</Year><RecNum>281</RecNum><record><rec-number>281</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">281</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Weniger, Thomas</author><author>Krawczyk, Justina</author><author>Supply, Philip</author><author>Harmsen, Dag</author><author>Niemann, Stefan</author></authors></contributors><titles><title>Online tools for polyphasic analysis of&lt; i&gt; Mycobacterium tuberculosis&lt;/i&gt; complex genotyping data: Now and next</title><secondary-title>Infection, Genetics and Evolution</secondary-title></titles><periodical><full-title>Infection, Genetics and Evolution</full-title></periodical><pages>748-754</pages><volume>12</volume><number>4</number><dates><year>2012</year></dates><isbn>1567-1348</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>(27).
1-3-3- مزایای MLVA نسبت به سایر روش های ژنوتایپنگ
هر تکنیک ژنوتایپینگ دارای مزایا و معایبی می باشد. مزایای بیشمار تکنیک MLVA سبب شده که این تکنیک جای خود را در میان سایر تکنیک های ژنوتایپینگ باز کند و بیشتر مورداستفاده ی میکروبیولوژیستهاو اپید میولوژیستها قرارگیرد. بهطور خلاصه مزایای تکنیکMLVA رادر شکل 1-7 مشاهده می نمایید.

شکل 1-7، در تصویر بالا تعدادی از مزایای MLVA را به طور خلاصه مشاهده می کنید.
مزایای تکنیک MLVA عبارت است از:
هزینه: مشکلاتی که همواره پیش روی طرح های تحقیقاتی میباشد، هزینه ی انجام این طرح ها است و این هزینه ها در کشورهای در حال توسعه دارای اهمیت می باشد. MLVA یک تکنیک مبتنی بر PCR است و دارای هزینه های به مراتب کمتر نسبت به سایر تکنیک ها از جمله PFGE و MLST می باشد. در تکنیک PFGE نیاز به دستگاه ها و مواد گرانقیمت می باشد و در MLST ممکن است به علت تعیین توالی محصولات PCR هزینه ها به اندازه ی تکنیک PFGE یا بیشتر از PFGE شود ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Nadon</Author><Year>2013</Year><RecNum>1</RecNum><record><rec-number>1</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="vr2xrzwaadtex1exae9v9vdz2e2sedf2w0xt">1</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Nadon, C. A.</author><author>Trees, E.</author><author>Ng, L. K.</author><author>Moller Nielsen, E.</author><author>Reimer, A.</author><author>Maxwell, N.</author><author>Kubota, K. A.</author><author>Gerner-Smidt, P.</author></authors></contributors><auth-address>National Microbiology Laboratory, Public Health Agency of Canada, Winnipeg, Manitoba, Canada.</auth-address><titles><title>Development and application of MLVA methods as a tool for inter-laboratory surveillance</title><secondary-title>Euro Surveill</secondary-title></titles><pages>20565</pages><volume>18</volume><number>35</number><edition>2013/09/07</edition><keywords><keyword>Clinical Laboratory Techniques/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Consensus</keyword><keyword>Consensus Development Conferences as Topic</keyword><keyword>Disease Outbreaks/*prevention &amp; control</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>International Cooperation</keyword><keyword>Multilocus Sequence Typing/instrumentation/*methods/standards</keyword><keyword>Population Surveillance/*methods</keyword><keyword>*Quality Control</keyword><keyword>Tandem Repeat Sequences/*genetics</keyword></keywords><dates><year>2013</year></dates><isbn>1560-7917 (Electronic)&#xD;1025-496X (Linking)</isbn><accession-num>24008231</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=24008231</url></related-urls></urls><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(7).
راحتی و سادگی انجام آن: مزیت تکنیک MLVA اینست که نیاز به تبحر و تخصص خاصی ندارد. موفقیت MLVA نسبت به سایر تکنیک های مبتنی بر PCR آنست که این تکنیک ساده می باشد و آنالیز داده های آن نیز سریع استPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh
LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPnZhbiBCZWxrdW08L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA3PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+Mjc1PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yNzU8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjI3NTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+dmFuIEJlbGt1bSwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EZXBhcnRtZW50IG9mIE1lZGljYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IGFuZCBJ
bmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2VzLCBSb3R0ZXJkYW0sIFRoZSBOZXRoZXJsYW5kcy4gYS52YW5iZWxr
dW1AZXJhc211c21jLm5sPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VHJhY2luZyBpc29s
YXRlcyBvZiBiYWN0ZXJpYWwgc3BlY2llcyBieSBtdWx0aWxvY3VzIHZhcmlhYmxlIG51bWJlciBv
ZiB0YW5kZW0gcmVwZWF0IGFuYWx5c2lzIChNTFZBKTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5G
RU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJp
b2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkZFTVMgSW1tdW5vbCBNZWQgTWljcm9iaW9sPC9mdWxsLXRpdGxl
PjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjItNzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT40OTwvdm9sdW1lPjxudW1i
ZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMDcvMDIvMDM8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3
b3JkPkJhY2lsbHVzIGFudGhyYWNpcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJp
YS9jbGFzc2lmaWNhdGlvbi8qZ2VuZXRpY3MvaXNvbGF0aW9uICZhbXA7IHB1cmlmaWNhdGlvbjwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CaW90ZXJyb3Jpc208L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RE5BLCBCYWN0
ZXJpYWwvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkdlbm9tZSwgQmFjdGVyaWFsPC9rZXl3
b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTWluaXNhdGVsbGl0ZSBSZXBl
YXRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk15Y29iYWN0ZXJpdW0gdHViZXJjdWxvc2lzL2dlbmV0aWNz
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlN0YXBoeWxvY29jY3VzIGF1cmV1cy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48L2tleXdvcmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA3PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+RmVi
PC9kYXRlPjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDkyOC04MjQ0IChQcmludCkmI3hEOzA5
MjgtODI0NCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MTcyNjY3MTE8L2FjY2Vzc2lv
bi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdv
di9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1D
aXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTE3MjY2NzExPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT5GSU0xNzMgW3BpaV0mI3hEOzEwLjExMTEvai4xNTc0
LTY5NVguMjAwNi4wMDE3My54PC9lbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh
LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPnZhbiBCZWxrdW08L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA3PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+Mjc1PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yNzU8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjI3NTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+dmFuIEJlbGt1bSwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EZXBhcnRtZW50IG9mIE1lZGljYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IGFuZCBJ
bmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2VzLCBSb3R0ZXJkYW0sIFRoZSBOZXRoZXJsYW5kcy4gYS52YW5iZWxr
dW1AZXJhc211c21jLm5sPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VHJhY2luZyBpc29s
YXRlcyBvZiBiYWN0ZXJpYWwgc3BlY2llcyBieSBtdWx0aWxvY3VzIHZhcmlhYmxlIG51bWJlciBv
ZiB0YW5kZW0gcmVwZWF0IGFuYWx5c2lzIChNTFZBKTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5G
RU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJp
b2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkZFTVMgSW1tdW5vbCBNZWQgTWljcm9iaW9sPC9mdWxsLXRpdGxl
PjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjItNzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT40OTwvdm9sdW1lPjxudW1i
ZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMDcvMDIvMDM8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3
b3JkPkJhY2lsbHVzIGFudGhyYWNpcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJp
YS9jbGFzc2lmaWNhdGlvbi8qZ2VuZXRpY3MvaXNvbGF0aW9uICZhbXA7IHB1cmlmaWNhdGlvbjwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CaW90ZXJyb3Jpc208L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RE5BLCBCYWN0
ZXJpYWwvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkdlbm9tZSwgQmFjdGVyaWFsPC9rZXl3
b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTWluaXNhdGVsbGl0ZSBSZXBl
YXRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk15Y29iYWN0ZXJpdW0gdHViZXJjdWxvc2lzL2dlbmV0aWNz
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlN0YXBoeWxvY29jY3VzIGF1cmV1cy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48L2tleXdvcmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA3PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+RmVi
PC9kYXRlPjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDkyOC04MjQ0IChQcmludCkmI3hEOzA5
MjgtODI0NCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MTcyNjY3MTE8L2FjY2Vzc2lv
bi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdv
di9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1D
aXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTE3MjY2NzExPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT5GSU0xNzMgW3BpaV0mI3hEOzEwLjExMTEvai4xNTc0
LTY5NVguMjAwNi4wMDE3My54PC9lbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE.DATA (7, 24) (شکل 1-8).

شکل 1-8، آنچه سبب موفقیت این تکنیک نسبت به سایر روش های تایپینگ شده است، سریع بودن و سادگی آن است. مراحلی که در MLVA انجام می شود شامل: 1) کشت دادن باکتری 2) استخراج ژنوم باکتری 3) انجام دادن واکنش PCR برای لوکوس های VNTR 4) الکتروفورز محصولات PCR بر روی ژل آکاروز 5) عکس گرفتن از ژل پس از انجام الکتروفورز 6) تبدیل کردن اندازه ی باند ها به تعداد تکرار و آنالیز داده ها که در مرحله ی آخر صورت می گیرد.
در دسترس بودن: به وجود داشتن تجهیزات، مواد مصرفی و نوع مهارت به تکنیک مورد نظر وابسته است. تکنیک هایی که بر پایه ی PCR هستند مانند MLVA، تنها نیاز به یک دستگاه ترموسایکلر دارند ولی در تکنیک هایی مثل PFGE نیاز به مواد و دستگاه هایی است که دارای قیمت بسیار بالایی هستند. در ضمن تکنیک هایی که بر پایه ی PCR می باشند را می تواند در یک آزمایشگاه معمولی انجام پذیرد و نیاز به افرادی که دارای تخصص و تبحر هستند، نیستPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj52YW4gQmVsa3VtPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjI3NTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+Mjc1PC9yZWMtbnVtYmVy
Pjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5
OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNzU8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0i
Sm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0
aG9yPnZhbiBCZWxrdW0sIEEuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
LWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9neSBhbmQgSW5mZWN0aW91
cyBEaXNlYXNlcywgUm90dGVyZGFtLCBUaGUgTmV0aGVybGFuZHMuIGEudmFuYmVsa3VtQGVyYXNt
dXNtYy5ubDwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRyYWNpbmcgaXNvbGF0ZXMgb2Yg
YmFjdGVyaWFsIHNwZWNpZXMgYnkgbXVsdGlsb2N1cyB2YXJpYWJsZSBudW1iZXIgb2YgdGFuZGVt
IHJlcGVhdCBhbmFseXNpcyAoTUxWQSk8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RkVNUyBJbW11
bm9sIE1lZCBNaWNyb2Jpb2w8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48
ZnVsbC10aXRsZT5GRU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvZnVsbC10aXRsZT48L3Blcmlv
ZGljYWw+PHBhZ2VzPjIyLTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NDk8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjE8L251
bWJlcj48ZWRpdGlvbj4yMDA3LzAyLzAzPC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5CYWNp
bGx1cyBhbnRocmFjaXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+QmFjdGVyaWEvY2xhc3Np
ZmljYXRpb24vKmdlbmV0aWNzL2lzb2xhdGlvbiAmYW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QmlvdGVycm9yaXNtPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkROQSwgQmFjdGVyaWFsLypn
ZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5HZW5vbWUsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Kk1pbmlzYXRlbGxpdGUgUmVwZWF0czwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5NeWNvYmFjdGVyaXVtIHR1YmVyY3Vsb3Npcy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48a2V5d29yZD5TdGFwaHlsb2NvY2N1cyBhdXJldXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3
b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNzwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkZlYjwvZGF0ZT48
L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjA5MjgtODI0NCAoUHJpbnQpJiN4RDswOTI4LTgyNDQg
KExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjE3MjY2NzExPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1
cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6
L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24m
YW1wO2xpc3RfdWlkcz0xNzI2NjcxMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+RklNMTczIFtwaWldJiN4RDsxMC4xMTExL2ouMTU3NC02OTVYLjIw
MDYuMDAxNzMueDwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3Vh
Z2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+TmFkb248L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEz
PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJl
cj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSdFTicgZGItaWQ9J3ZyMnhyendhYWR0ZXgxZXhhZTl2
OXZkejJlMnNlZGYydzB4dCc+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSdK
b3VybmFsIEFydGljbGUnPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRo
b3I+TmFkb24sIEMuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5UcmVlcywgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
Pk5nLCBMLiBLLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TW9sbGVyIE5pZWxzZW4sIEUuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5SZWltZXIsIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5NYXh3ZWxsLCBOLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+S3Vib3RhLCBLLiBBLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+R2VybmVyLVNtaWR0LCBQLjwvYXV0aG9y
PjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aC1hZGRyZXNzPk5hdGlvbmFsIE1pY3JvYmlv
bG9neSBMYWJvcmF0b3J5LCBQdWJsaWMgSGVhbHRoIEFnZW5jeSBvZiBDYW5hZGEsIFdpbm5pcGVn
LCBNYW5pdG9iYSwgQ2FuYWRhLjwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkRldmVsb3Bt
ZW50IGFuZCBhcHBsaWNhdGlvbiBvZiBNTFZBIG1ldGhvZHMgYXMgYSB0b29sIGZvciBpbnRlci1s
YWJvcmF0b3J5IHN1cnZlaWxsYW5jZTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5FdXJvIFN1cnZl
aWxsPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBhZ2VzPjIwNTY1PC9wYWdlcz48dm9sdW1l
PjE4PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zNTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMTMvMDkvMDc8L2VkaXRp
b24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPkNsaW5pY2FsIExhYm9yYXRvcnkgVGVjaG5pcXVlcy9pbnN0
cnVtZW50YXRpb24vKm1ldGhvZHMvc3RhbmRhcmRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1
czwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5Db25zZW5zdXMgRGV2ZWxvcG1lbnQgQ29uZmVyZW5jZXMgYXMg
VG9waWM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RGlzZWFzZSBPdXRicmVha3MvKnByZXZlbnRpb24gJmFt
cDsgY29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+SW50
ZXJuYXRpb25hbCBDb29wZXJhdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NdWx0aWxvY3VzIFNlcXVl
bmNlIFR5cGluZy9pbnN0cnVtZW50YXRpb24vKm1ldGhvZHMvc3RhbmRhcmRzPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPlBvcHVsYXRpb24gU3VydmVpbGxhbmNlLyptZXRob2RzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3Jk
PipRdWFsaXR5IENvbnRyb2w8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGFuZGVtIFJlcGVhdCBTZXF1ZW5j
ZXMvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTM8L3llYXI+
PC9kYXRlcz48aXNibj4xNTYwLTc5MTcgKEVsZWN0cm9uaWMpJiN4RDsxMDI1LTQ5NlggKExpbmtp
bmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjI0MDA4MjMxPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxy
ZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5
LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xp
c3RfdWlkcz0yNDAwODIzMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj52YW4gQmVsa3VtPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjI3NTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+Mjc1PC9yZWMtbnVtYmVy
Pjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5
OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNzU8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0i
Sm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0
aG9yPnZhbiBCZWxrdW0sIEEuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
LWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9neSBhbmQgSW5mZWN0aW91
cyBEaXNlYXNlcywgUm90dGVyZGFtLCBUaGUgTmV0aGVybGFuZHMuIGEudmFuYmVsa3VtQGVyYXNt
dXNtYy5ubDwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRyYWNpbmcgaXNvbGF0ZXMgb2Yg
YmFjdGVyaWFsIHNwZWNpZXMgYnkgbXVsdGlsb2N1cyB2YXJpYWJsZSBudW1iZXIgb2YgdGFuZGVt
IHJlcGVhdCBhbmFseXNpcyAoTUxWQSk8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RkVNUyBJbW11
bm9sIE1lZCBNaWNyb2Jpb2w8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48
ZnVsbC10aXRsZT5GRU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvZnVsbC10aXRsZT48L3Blcmlv
ZGljYWw+PHBhZ2VzPjIyLTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NDk8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjE8L251
bWJlcj48ZWRpdGlvbj4yMDA3LzAyLzAzPC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5CYWNp
bGx1cyBhbnRocmFjaXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+QmFjdGVyaWEvY2xhc3Np
ZmljYXRpb24vKmdlbmV0aWNzL2lzb2xhdGlvbiAmYW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QmlvdGVycm9yaXNtPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkROQSwgQmFjdGVyaWFsLypn
ZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5HZW5vbWUsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Kk1pbmlzYXRlbGxpdGUgUmVwZWF0czwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5NeWNvYmFjdGVyaXVtIHR1YmVyY3Vsb3Npcy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48a2V5d29yZD5TdGFwaHlsb2NvY2N1cyBhdXJldXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3
b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNzwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkZlYjwvZGF0ZT48
L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjA5MjgtODI0NCAoUHJpbnQpJiN4RDswOTI4LTgyNDQg
KExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjE3MjY2NzExPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1
cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6
L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24m
YW1wO2xpc3RfdWlkcz0xNzI2NjcxMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+RklNMTczIFtwaWldJiN4RDsxMC4xMTExL2ouMTU3NC02OTVYLjIw
MDYuMDAxNzMueDwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3Vh
Z2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+TmFkb248L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEz
PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTwvcmVjLW51bWJl
cj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSdFTicgZGItaWQ9J3ZyMnhyendhYWR0ZXgxZXhhZTl2
OXZkejJlMnNlZGYydzB4dCc+MTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSdK
b3VybmFsIEFydGljbGUnPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRo
b3I+TmFkb24sIEMuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5UcmVlcywgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
Pk5nLCBMLiBLLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TW9sbGVyIE5pZWxzZW4sIEUuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5SZWltZXIsIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5NYXh3ZWxsLCBOLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+S3Vib3RhLCBLLiBBLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+R2VybmVyLVNtaWR0LCBQLjwvYXV0aG9y
PjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aC1hZGRyZXNzPk5hdGlvbmFsIE1pY3JvYmlv
bG9neSBMYWJvcmF0b3J5LCBQdWJsaWMgSGVhbHRoIEFnZW5jeSBvZiBDYW5hZGEsIFdpbm5pcGVn
LCBNYW5pdG9iYSwgQ2FuYWRhLjwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkRldmVsb3Bt
ZW50IGFuZCBhcHBsaWNhdGlvbiBvZiBNTFZBIG1ldGhvZHMgYXMgYSB0b29sIGZvciBpbnRlci1s
YWJvcmF0b3J5IHN1cnZlaWxsYW5jZTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5FdXJvIFN1cnZl
aWxsPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBhZ2VzPjIwNTY1PC9wYWdlcz48dm9sdW1l
PjE4PC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zNTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMTMvMDkvMDc8L2VkaXRp
b24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3b3JkPkNsaW5pY2FsIExhYm9yYXRvcnkgVGVjaG5pcXVlcy9pbnN0
cnVtZW50YXRpb24vKm1ldGhvZHMvc3RhbmRhcmRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1
czwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5Db25zZW5zdXMgRGV2ZWxvcG1lbnQgQ29uZmVyZW5jZXMgYXMg
VG9waWM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RGlzZWFzZSBPdXRicmVha3MvKnByZXZlbnRpb24gJmFt
cDsgY29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+SW50
ZXJuYXRpb25hbCBDb29wZXJhdGlvbjwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5NdWx0aWxvY3VzIFNlcXVl
bmNlIFR5cGluZy9pbnN0cnVtZW50YXRpb24vKm1ldGhvZHMvc3RhbmRhcmRzPC9rZXl3b3JkPjxr
ZXl3b3JkPlBvcHVsYXRpb24gU3VydmVpbGxhbmNlLyptZXRob2RzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3Jk
PipRdWFsaXR5IENvbnRyb2w8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+VGFuZGVtIFJlcGVhdCBTZXF1ZW5j
ZXMvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjwva2V5d29yZHM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTM8L3llYXI+
PC9kYXRlcz48aXNibj4xNTYwLTc5MTcgKEVsZWN0cm9uaWMpJiN4RDsxMDI1LTQ5NlggKExpbmtp
bmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjI0MDA4MjMxPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1cmxzPjxy
ZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6L3F1ZXJ5
LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24mYW1wO2xp
c3RfdWlkcz0yNDAwODIzMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE.DATA (7, 24).
سرعت انجام آن: زمان مورد نیاز جهت انجام و آماده سازی یک تکنیک را اصطلاحا سرعت آن تکنیک می گویند. تکنیک PFGE یک تکنیک زمانبر می باشد و زمان مورد نیاز برای انجام حداقل سه روز کاری می باشد ولی به دلیل آنکه MLVA یک روشی است که بر پایه ی PCR صورت می پذیرد به همین دلیل در کمترین زمان ممکن( چند ساعت) قابل انجام است. سرعت تکنیک هایی نظیر ERIC-PCR، REP-PCR، RAPD-PCR، MLST و MLVA به دلیل مبتنی بودن بر PCR نسبت تکنیک هایی مثل: ریبوتایپینگ و PFGE بسیار بالاتر استPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh
LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPnZhbiBCZWxrdW08L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA3PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+Mjc1PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yNzU8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjI3NTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+dmFuIEJlbGt1bSwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EZXBhcnRtZW50IG9mIE1lZGljYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IGFuZCBJ
bmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2VzLCBSb3R0ZXJkYW0sIFRoZSBOZXRoZXJsYW5kcy4gYS52YW5iZWxr
dW1AZXJhc211c21jLm5sPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VHJhY2luZyBpc29s
YXRlcyBvZiBiYWN0ZXJpYWwgc3BlY2llcyBieSBtdWx0aWxvY3VzIHZhcmlhYmxlIG51bWJlciBv
ZiB0YW5kZW0gcmVwZWF0IGFuYWx5c2lzIChNTFZBKTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5G
RU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJp
b2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkZFTVMgSW1tdW5vbCBNZWQgTWljcm9iaW9sPC9mdWxsLXRpdGxl
PjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjItNzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT40OTwvdm9sdW1lPjxudW1i
ZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMDcvMDIvMDM8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3
b3JkPkJhY2lsbHVzIGFudGhyYWNpcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJp
YS9jbGFzc2lmaWNhdGlvbi8qZ2VuZXRpY3MvaXNvbGF0aW9uICZhbXA7IHB1cmlmaWNhdGlvbjwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CaW90ZXJyb3Jpc208L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RE5BLCBCYWN0
ZXJpYWwvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkdlbm9tZSwgQmFjdGVyaWFsPC9rZXl3
b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTWluaXNhdGVsbGl0ZSBSZXBl
YXRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk15Y29iYWN0ZXJpdW0gdHViZXJjdWxvc2lzL2dlbmV0aWNz
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlN0YXBoeWxvY29jY3VzIGF1cmV1cy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48L2tleXdvcmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA3PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+RmVi
PC9kYXRlPjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDkyOC04MjQ0IChQcmludCkmI3hEOzA5
MjgtODI0NCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MTcyNjY3MTE8L2FjY2Vzc2lv
bi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdv
di9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1D
aXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTE3MjY2NzExPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT5GSU0xNzMgW3BpaV0mI3hEOzEwLjExMTEvai4xNTc0
LTY5NVguMjAwNi4wMDE3My54PC9lbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh


LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPnZhbiBCZWxrdW08L0F1dGhvcj48WWVhcj4y
MDA3PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+Mjc1PC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yNzU8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJ4YTlmd3A5enZlNXhh
ZWV4ZHZpcDk5MmN0MnR3emV2dzI5enciPjI3NTwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlw
ZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
b3JzPjxhdXRob3I+dmFuIEJlbGt1bSwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRv
cnM+PGF1dGgtYWRkcmVzcz5EZXBhcnRtZW50IG9mIE1lZGljYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IGFuZCBJ
bmZlY3Rpb3VzIERpc2Vhc2VzLCBSb3R0ZXJkYW0sIFRoZSBOZXRoZXJsYW5kcy4gYS52YW5iZWxr
dW1AZXJhc211c21jLm5sPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+VHJhY2luZyBpc29s
YXRlcyBvZiBiYWN0ZXJpYWwgc3BlY2llcyBieSBtdWx0aWxvY3VzIHZhcmlhYmxlIG51bWJlciBv
ZiB0YW5kZW0gcmVwZWF0IGFuYWx5c2lzIChNTFZBKTwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5G
RU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJp
b2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkZFTVMgSW1tdW5vbCBNZWQgTWljcm9iaW9sPC9mdWxsLXRpdGxl
PjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MjItNzwvcGFnZXM+PHZvbHVtZT40OTwvdm9sdW1lPjxudW1i
ZXI+MTwvbnVtYmVyPjxlZGl0aW9uPjIwMDcvMDIvMDM8L2VkaXRpb24+PGtleXdvcmRzPjxrZXl3
b3JkPkJhY2lsbHVzIGFudGhyYWNpcy9nZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CYWN0ZXJp
YS9jbGFzc2lmaWNhdGlvbi8qZ2VuZXRpY3MvaXNvbGF0aW9uICZhbXA7IHB1cmlmaWNhdGlvbjwv
a2V5d29yZD48a2V5d29yZD5CaW90ZXJyb3Jpc208L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+RE5BLCBCYWN0
ZXJpYWwvKmdlbmV0aWNzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkdlbm9tZSwgQmFjdGVyaWFsPC9rZXl3
b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD4qTWluaXNhdGVsbGl0ZSBSZXBl
YXRzPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk15Y29iYWN0ZXJpdW0gdHViZXJjdWxvc2lzL2dlbmV0aWNz
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPlN0YXBoeWxvY29jY3VzIGF1cmV1cy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48L2tleXdvcmRzPjxkYXRlcz48eWVhcj4yMDA3PC95ZWFyPjxwdWItZGF0ZXM+PGRhdGU+RmVi
PC9kYXRlPjwvcHViLWRhdGVzPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDkyOC04MjQ0IChQcmludCkmI3hEOzA5
MjgtODI0NCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MTcyNjY3MTE8L2FjY2Vzc2lv
bi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJscz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdv
di9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1D
aXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTE3MjY2NzExPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxz
PjxlbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT5GSU0xNzMgW3BpaV0mI3hEOzEwLjExMTEvai4xNTc0
LTY5NVguMjAwNi4wMDE3My54PC9lbGVjdHJvbmljLXJlc291cmNlLW51bT48bGFuZ3VhZ2U+ZW5n
PC9sYW5ndWFnZT48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PC9FbmROb3RlPn==
ADDIN EN.CITE.DATA (7, 24).
تکرارپذیری: توانایی یک تکنیک ژنوتایپینگ در تولید نتیجه های کاملا یکسان و شبیه را بر روی یک نمونه ی مشخص در مکان ها و زمان های مختلف را اصطلاحا تکرار پذیری می نامند. تکرار پذیری به مسائل مختلفی وابسته است که عبارتند از دستور العمل هایی که هنگام انجام یک تکنیک استفاده می شود و پایداری الل ها. قدرت تکرار پذیری تحت تاثیر فاکتور هایی قرار دارد که این فاکتور ها عبارت اند از: آنالیز و تفسیر داده ها، تجهیزات و دستگاه هایی که حین انجام تکنیک از آنها استفاده می شوند، جگونگی تهیه مواد مورد نیاز جهت انجام تکنیک مثل نحوه استخراج DNA و تفاوت هایی که در شرایط رشد وجود دارد و ترکیبات و موادی که طی واکنش مصرف می شوند. تکنیک هایی که برای ژنوتایپینگ انتخاب می شوند باید به گونه ای باشند که هم در آزمایشکاه و هم در سایر آزمایشکاه ها، قابلیت تکرار را داشته باشند. بکار گرفتن افراد متخصص و آموزش دیده و استفاده از دستورالعمل استاندارد، باعث می شود به میزان قابل توجهی تکرار پذیری افزایش یابد. داده های MLVA همانند داده های MLST به شکل رقم هایی ذخیره می گردند، به همین دلیل به راحتی می توان این داده ها را به سایر آزمایشگاه ها و مراکز پژوهشی انتقال داد و حتی می توان این داده ها را با هم مقایسه نمود. برای استاندارد سازی تکنیک PFGE نیز تلاش هایی انجام شده است مثل: دستورالعمل های استاندارد CDC درباره ی اشرشیا کلی انترو هموراژیک O157:H7 و یا سایر باکتری ها(WWW.cdc.gov/pulsnet). ذخیره کردن داده ها در بانک های اطلاعاتی و همچنین استفاده کردن از این داده ها یک مزیت بسیار مهم می باشدPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh
LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPlR5bGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5Nzwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjI4MjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjgyPC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yODI8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlR5bGVyLCBLRDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+V2FuZywgRzwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+
VHlsZXIsIFNEPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb2huc29uLCBXTTwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48
L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5GYWN0b3JzIGFmZmVjdGluZyByZWxpYWJpbGl0
eSBhbmQgcmVwcm9kdWNpYmlsaXR5IG9mIGFtcGxpZmljYXRpb24tYmFzZWQgRE5BIGZpbmdlcnBy
aW50aW5nIG9mIHJlcHJlc2VudGF0aXZlIGJhY3RlcmlhbCBwYXRob2dlbnM8L3RpdGxlPjxzZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+Sm91cm5hbCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L3NlY29uZGFyeS10
aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5Kb3VybmFsIG9mIGNsaW5pY2Fs
IG1pY3JvYmlvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjMzOTwvcGFnZXM+
PHZvbHVtZT4zNTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MjwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk3PC95
ZWFyPjwvZGF0ZXM+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj5OYWRvbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMTM8L1llYXI+PFJl
Y051bT4xPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4xPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWdu
LWtleXM+PGtleSBhcHA9J0VOJyBkYi1pZD0ndnIyeHJ6d2FhZHRleDFleGFlOXY5dmR6MmUyc2Vk
ZjJ3MHh0Jz4xPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9J0pvdXJuYWwgQXJ0
aWNsZSc+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5OYWRvbiwg
Qy4gQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlRyZWVzLCBFLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+TmcsIEwuIEsu
PC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Nb2xsZXIgTmllbHNlbiwgRS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPlJlaW1l
ciwgQS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPk1heHdlbGwsIE4uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5LdWJvdGEs
IEsuIEEuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5HZXJuZXItU21pZHQsIFAuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3Jz
PjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRoLWFkZHJlc3M+TmF0aW9uYWwgTWljcm9iaW9sb2d5IExhYm9y
YXRvcnksIFB1YmxpYyBIZWFsdGggQWdlbmN5IG9mIENhbmFkYSwgV2lubmlwZWcsIE1hbml0b2Jh
LCBDYW5hZGEuPC9hdXRoLWFkZHJlc3M+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RGV2ZWxvcG1lbnQgYW5kIGFw
cGxpY2F0aW9uIG9mIE1MVkEgbWV0aG9kcyBhcyBhIHRvb2wgZm9yIGludGVyLWxhYm9yYXRvcnkg
c3VydmVpbGxhbmNlPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkV1cm8gU3VydmVpbGw8L3NlY29u
ZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGFnZXM+MjA1NjU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTg8L3ZvbHVt
ZT48bnVtYmVyPjM1PC9udW1iZXI+PGVkaXRpb24+MjAxMy8wOS8wNzwvZWRpdGlvbj48a2V5d29y
ZHM+PGtleXdvcmQ+Q2xpbmljYWwgTGFib3JhdG9yeSBUZWNobmlxdWVzL2luc3RydW1lbnRhdGlv
bi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Q29uc2Vuc3VzPC9rZXl3b3Jk
PjxrZXl3b3JkPkNvbnNlbnN1cyBEZXZlbG9wbWVudCBDb25mZXJlbmNlcyBhcyBUb3BpYzwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5EaXNlYXNlIE91dGJyZWFrcy8qcHJldmVudGlvbiAmYW1wOyBjb250cm9s
PC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkh1bWFuczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5JbnRlcm5hdGlvbmFs
IENvb3BlcmF0aW9uPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPk11bHRpbG9jdXMgU2VxdWVuY2UgVHlwaW5n
L2luc3RydW1lbnRhdGlvbi8qbWV0aG9kcy9zdGFuZGFyZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+UG9w
dWxhdGlvbiBTdXJ2ZWlsbGFuY2UvKm1ldGhvZHM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+KlF1YWxpdHkg
Q29udHJvbDwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5UYW5kZW0gUmVwZWF0IFNlcXVlbmNlcy8qZ2VuZXRp
Y3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAxMzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxp
c2JuPjE1NjAtNzkxNyAoRWxlY3Ryb25pYykmI3hEOzEwMjUtNDk2WCAoTGlua2luZyk8L2lzYm4+
PGFjY2Vzc2lvbi1udW0+MjQwMDgyMzE8L2FjY2Vzc2lvbi1udW0+PHVybHM+PHJlbGF0ZWQtdXJs
cz48dXJsPmh0dHA6Ly93d3cubmNiaS5ubG0ubmloLmdvdi9lbnRyZXovcXVlcnkuZmNnaT9jbWQ9
UmV0cmlldmUmYW1wO2RiPVB1Yk1lZCZhbXA7ZG9wdD1DaXRhdGlvbiZhbXA7bGlzdF91aWRzPTI0
MDA4MjMxPC91cmw+PC9yZWxhdGVkLXVybHM+PC91cmxzPjxsYW5ndWFnZT5lbmc8L2xhbmd1YWdl
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPlR5bGVyPC9BdXRob3I+PFllYXI+MTk5Nzwv
WWVhcj48UmVjTnVtPjI4MjwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjgyPC9yZWMtbnVt
YmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2
aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yODI8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFt
ZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48
YXV0aG9yPlR5bGVyLCBLRDwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+V2FuZywgRzwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+
VHlsZXIsIFNEPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb2huc29uLCBXTTwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48
L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5GYWN0b3JzIGFmZmVjdGluZyByZWxpYWJpbGl0
eSBhbmQgcmVwcm9kdWNpYmlsaXR5IG9mIGFtcGxpZmljYXRpb24tYmFzZWQgRE5BIGZpbmdlcnBy
aW50aW5nIG9mIHJlcHJlc2VudGF0aXZlIGJhY3RlcmlhbCBwYXRob2dlbnM8L3RpdGxlPjxzZWNv
bmRhcnktdGl0bGU+Sm91cm5hbCBvZiBjbGluaWNhbCBtaWNyb2Jpb2xvZ3k8L3NlY29uZGFyeS10
aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5Kb3VybmFsIG9mIGNsaW5pY2Fs
IG1pY3JvYmlvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjMzOTwvcGFnZXM+
PHZvbHVtZT4zNTwvdm9sdW1lPjxudW1iZXI+MjwvbnVtYmVyPjxkYXRlcz48eWVhcj4xOTk3PC95
ZWFyPjwvZGF0ZXM+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE.DATA (7, 28).
انطباق اپیدمیولوژیکی: نتایجی که از یک روش ژنوتایپینگ بدست می آید باید بتواند ارزیابی درست و صحیحی از جمعیت باکتریایی به ما نشان دهد. این تکنیک ها باید در اپیدمی ها ( همه گیری) کاربرد داشته باشند و باید بتوانند بین سویه هایی که باعث ایجاد اپیدمی شده اند ( سویه هایی که احتمالا از یک سویه ی واحد یا کلون مشتق شده اند) و سایر سویه های غیر مرتبط، تمایز قائل شوند. در همان ابتدا از تکنیک MLVA در اپیدمی ها حهت بررسی اپیدمیولوژکی استفاده شد و توانست همانند PFGE و MLST در اپیدمی ها کاربرد داشته باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>van Belkum</Author><Year>2007</Year><RecNum>275</RecNum><record><rec-number>275</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">275</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>van Belkum, A.</author></authors></contributors><auth-address>Department of Medical Microbiology and Infectious Diseases, Rotterdam, The Netherlands. a.vanbelkum@erasmusmc.nl</auth-address><titles><title>Tracing isolates of bacterial species by multilocus variable number of tandem repeat analysis (MLVA)</title><secondary-title>FEMS Immunol Med Microbiol</secondary-title></titles><periodical><full-title>FEMS Immunol Med Microbiol</full-title></periodical><pages>22-7</pages><volume>49</volume><number>1</number><edition>2007/02/03</edition><keywords><keyword>Bacillus anthracis/genetics</keyword><keyword>Bacteria/classification/*genetics/isolation &amp; purification</keyword><keyword>Bioterrorism</keyword><keyword>DNA, Bacterial/*genetics</keyword><keyword>Genome, Bacterial</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>*Minisatellite Repeats</keyword><keyword>Mycobacterium tuberculosis/genetics</keyword><keyword>Staphylococcus aureus/genetics</keyword></keywords><dates><year>2007</year><pub-dates><date>Feb</date></pub-dates></dates><isbn>0928-8244 (Print)&#xD;0928-8244 (Linking)</isbn><accession-num>17266711</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=17266711</url></related-urls></urls><electronic-resource-num>FIM173 [pii]&#xD;10.1111/j.1574-695X.2006.00173.x</electronic-resource-num><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(24).
قدرت تفکیک و تمایز: قدرت تفکیک و تمایز در اصطلاح به توانایی یک تکنیک در تمایز دو ایزوله ی غیر مرتبط( که به صورت تصادفی از یک جمعیت باکتریایی جدا شده است)، گفته می شود. برای محاسبه ی قدرت تفکیک و تمایز از ضرایب گوناگونی استفاده می شود که از این ضرایب می توان به ضریب تنوع سیمپسون و ضریب هانتر- کاتسون اشاره نمود. عددی که توسط این ضرایب محاسبه می شود، چیزی بین صفر و یک می باشد. عدد صفر نشان دهنده ی عدم تنوع است و عدد یک نشان دهنده ی حداکثر میزان تنوع می باشد. تکنیک ژنوتایپینگی که قدرت تفکیک و تمایز آن، حداقل 0.95 یا بلالاتر باشد، یک تکنیک مناسب و ایده آل می باشد. قدرت تفکیک و تمایز تکنیک های ژنوتایپینگ همچون ERIC- PCR، REP- PCR و RAPD-PCR بسیار کمتر از MLST، PFGE و MLVA می باشد. قدرت تفکیک وتمایزMLVAاگرازPFGE وMLST بالاتر نباشد، کمتر هم نمی باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>van Belkum</Author><Year>2007</Year><RecNum>275</RecNum><record><rec-number>275</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xa9fwp9zve5xaeexdvip992ct2twzevw29zw">275</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>van Belkum, A.</author></authors></contributors><auth-address>Department of Medical Microbiology and Infectious Diseases, Rotterdam, The Netherlands. a.vanbelkum@erasmusmc.nl</auth-address><titles><title>Tracing isolates of bacterial species by multilocus variable number of tandem repeat analysis (MLVA)</title><secondary-title>FEMS Immunol Med Microbiol</secondary-title></titles><periodical><full-title>FEMS Immunol Med Microbiol</full-title></periodical><pages>22-7</pages><volume>49</volume><number>1</number><edition>2007/02/03</edition><keywords><keyword>Bacillus anthracis/genetics</keyword><keyword>Bacteria/classification/*genetics/isolation &amp; purification</keyword><keyword>Bioterrorism</keyword><keyword>DNA, Bacterial/*genetics</keyword><keyword>Genome, Bacterial</keyword><keyword>Humans</keyword><keyword>*Minisatellite Repeats</keyword><keyword>Mycobacterium tuberculosis/genetics</keyword><keyword>Staphylococcus aureus/genetics</keyword></keywords><dates><year>2007</year><pub-dates><date>Feb</date></pub-dates></dates><isbn>0928-8244 (Print)&#xD;0928-8244 (Linking)</isbn><accession-num>17266711</accession-num><urls><related-urls><url>http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&amp;db=PubMed&amp;dopt=Citation&amp;list_uids=17266711</url></related-urls></urls><electronic-resource-num>FIM173 [pii]&#xD;10.1111/j.1574-695X.2006.00173.x</electronic-resource-num><language>eng</language></record></Cite></EndNote>(24).
پایداری: پایداری ماکر هایی که برای ژنوتایپینگ استفاده می گردند، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این مارکر ها زمانی قابل اطمینان هستند که در هر سویه ی باکتریایی به سرعت دچار تغییرنشوند.این مارکرهانبایددرجداسازی اولیه هر ایزوله، نگهداری و کشت مجدد این ایزولهها تغییر پیدا کنند. تنها مسئله ای که غیر قابل اجتناب است این موضوع می باشدکه همیشه ماشاهدنوترکیبی ها و جهش ها در جمعیت های باکتریایی هستیم. مارکر هایی که برای MLVA انتخاب می شود همان توالی های VNTR می باشد. VNTR ها دارای پایداری قابل توجهی هستند در نتیجه MLVA می تواند با سایر روش ها مثل PFGE و MLST رقابت کند. حال باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر چقدر اندازه ی توالی های VNTR، بزرگتر باشد، سرعت تکامل در آنها کمتر می باشد و در نتیجه میزان تنوع آنها نیز پایین تر است و نمی توانند به سرعت دچار تغییر شوند. بر عکس این موضوع نیز وجود دارد، اگراندازه ی توالیهایVNTR،کوچک باشد، سرعت تکامل در آنها بیشتر می باشد و در نتیجه میزان تنوع این توالی ها بالاتر است و به همین دلیل سرعت تغییر در آنها نیز بالاتر می باشد. آنچه در MLVA دارای اهمیت می باشد، نوع انتخاب مارکرها می باشد. از مارکرهایی با اندازه ی تکرار بزرگتر در بررسی های اپیدمیولوژیکی استفاده می گردد. از مارکرهایی با اندازه تکرار کوتاه تر برای ژنوتایپینگ و تمایز باکتری های مونومورفیک مثل سالمونلا انتریکا سرووار اینفنتیس، سالمونلا انتریکا سرووار تایفی، سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس، مایکو باکتریوم توبرکلوزیس، شیگلا سونئی و اشرشیا کلی انترو هموراژیک O157:H7 استفاده می گرددPEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj52YW4gQmVsa3VtPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjI3NTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+Mjc1PC9yZWMtbnVtYmVy
Pjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5
OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNzU8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0i
Sm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0
aG9yPnZhbiBCZWxrdW0sIEEuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
LWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9neSBhbmQgSW5mZWN0aW91
cyBEaXNlYXNlcywgUm90dGVyZGFtLCBUaGUgTmV0aGVybGFuZHMuIGEudmFuYmVsa3VtQGVyYXNt
dXNtYy5ubDwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRyYWNpbmcgaXNvbGF0ZXMgb2Yg
YmFjdGVyaWFsIHNwZWNpZXMgYnkgbXVsdGlsb2N1cyB2YXJpYWJsZSBudW1iZXIgb2YgdGFuZGVt
IHJlcGVhdCBhbmFseXNpcyAoTUxWQSk8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RkVNUyBJbW11
bm9sIE1lZCBNaWNyb2Jpb2w8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48
ZnVsbC10aXRsZT5GRU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvZnVsbC10aXRsZT48L3Blcmlv
ZGljYWw+PHBhZ2VzPjIyLTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NDk8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjE8L251
bWJlcj48ZWRpdGlvbj4yMDA3LzAyLzAzPC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5CYWNp
bGx1cyBhbnRocmFjaXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+QmFjdGVyaWEvY2xhc3Np
ZmljYXRpb24vKmdlbmV0aWNzL2lzb2xhdGlvbiAmYW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QmlvdGVycm9yaXNtPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkROQSwgQmFjdGVyaWFsLypn
ZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5HZW5vbWUsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Kk1pbmlzYXRlbGxpdGUgUmVwZWF0czwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5NeWNvYmFjdGVyaXVtIHR1YmVyY3Vsb3Npcy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48a2V5d29yZD5TdGFwaHlsb2NvY2N1cyBhdXJldXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3
b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNzwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkZlYjwvZGF0ZT48
L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjA5MjgtODI0NCAoUHJpbnQpJiN4RDswOTI4LTgyNDQg
KExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjE3MjY2NzExPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1
cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6
L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24m
YW1wO2xpc3RfdWlkcz0xNzI2NjcxMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+RklNMTczIFtwaWldJiN4RDsxMC4xMTExL2ouMTU3NC02OTVYLjIw
MDYuMDAxNzMueDwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3Vh
Z2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+QWNodG1hbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIw
MDg8L1llYXI+PFJlY051bT4yODQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjI4NDwvcmVj
LW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFl
ZXhkdmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+Mjg0PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5BY2h0bWFuLCBNYXJrPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3Jz
Pjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkV2b2x1dGlvbiwgcG9wdWxhdGlvbiBzdHJ1Y3R1cmUsIGFuZCBwaHls
b2dlb2dyYXBoeSBvZiBnZW5ldGljYWxseSBtb25vbW9ycGhpYyBiYWN0ZXJpYWwgcGF0aG9nZW5z
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkFubnUuIFJldi4gTWljcm9iaW9sLjwvc2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubnUuIFJldi4gTWljcm9i
aW9sLjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjUzLTcwPC9wYWdlcz48dm9sdW1l
PjYyPC92b2x1bWU+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDg8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDY2LTQy
Mjc8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkNoaW91
PC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAxMDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjI4MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJl
Yy1udW1iZXI+MjgzPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1p
ZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yODM8L2tleT48L2ZvcmVp
Z24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNv
bnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkNoaW91LCBDaGllbi1TaHVuPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPk11bHRpbG9jdXMgdmFyaWFibGUt
bnVtYmVyIHRhbmRlbSByZXBlYXQgYW5hbHlzaXMgYXMgYSBtb2xlY3VsYXIgdG9vbCBmb3Igc3Vi
dHlwaW5nIGFuZCBwaHlsb2dlbmV0aWMgYW5hbHlzaXMgb2YgYmFjdGVyaWFsIHBhdGhvZ2Vuczwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xNDcz
LTcxNTk8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGU+PEF1dGhvcj52YW4gQmVsa3VtPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjI3NTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+Mjc1PC9yZWMtbnVtYmVy
Pjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5
OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yNzU8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0i
Sm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0
aG9yPnZhbiBCZWxrdW0sIEEuPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRo
LWFkZHJlc3M+RGVwYXJ0bWVudCBvZiBNZWRpY2FsIE1pY3JvYmlvbG9neSBhbmQgSW5mZWN0aW91
cyBEaXNlYXNlcywgUm90dGVyZGFtLCBUaGUgTmV0aGVybGFuZHMuIGEudmFuYmVsa3VtQGVyYXNt
dXNtYy5ubDwvYXV0aC1hZGRyZXNzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPlRyYWNpbmcgaXNvbGF0ZXMgb2Yg
YmFjdGVyaWFsIHNwZWNpZXMgYnkgbXVsdGlsb2N1cyB2YXJpYWJsZSBudW1iZXIgb2YgdGFuZGVt
IHJlcGVhdCBhbmFseXNpcyAoTUxWQSk8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+RkVNUyBJbW11
bm9sIE1lZCBNaWNyb2Jpb2w8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48
ZnVsbC10aXRsZT5GRU1TIEltbXVub2wgTWVkIE1pY3JvYmlvbDwvZnVsbC10aXRsZT48L3Blcmlv
ZGljYWw+PHBhZ2VzPjIyLTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+NDk8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjE8L251
bWJlcj48ZWRpdGlvbj4yMDA3LzAyLzAzPC9lZGl0aW9uPjxrZXl3b3Jkcz48a2V5d29yZD5CYWNp
bGx1cyBhbnRocmFjaXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+QmFjdGVyaWEvY2xhc3Np
ZmljYXRpb24vKmdlbmV0aWNzL2lzb2xhdGlvbiAmYW1wOyBwdXJpZmljYXRpb248L2tleXdvcmQ+
PGtleXdvcmQ+QmlvdGVycm9yaXNtPC9rZXl3b3JkPjxrZXl3b3JkPkROQSwgQmFjdGVyaWFsLypn
ZW5ldGljczwva2V5d29yZD48a2V5d29yZD5HZW5vbWUsIEJhY3RlcmlhbDwva2V5d29yZD48a2V5
d29yZD5IdW1hbnM8L2tleXdvcmQ+PGtleXdvcmQ+Kk1pbmlzYXRlbGxpdGUgUmVwZWF0czwva2V5
d29yZD48a2V5d29yZD5NeWNvYmFjdGVyaXVtIHR1YmVyY3Vsb3Npcy9nZW5ldGljczwva2V5d29y
ZD48a2V5d29yZD5TdGFwaHlsb2NvY2N1cyBhdXJldXMvZ2VuZXRpY3M8L2tleXdvcmQ+PC9rZXl3
b3Jkcz48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAwNzwveWVhcj48cHViLWRhdGVzPjxkYXRlPkZlYjwvZGF0ZT48
L3B1Yi1kYXRlcz48L2RhdGVzPjxpc2JuPjA5MjgtODI0NCAoUHJpbnQpJiN4RDswOTI4LTgyNDQg
KExpbmtpbmcpPC9pc2JuPjxhY2Nlc3Npb24tbnVtPjE3MjY2NzExPC9hY2Nlc3Npb24tbnVtPjx1
cmxzPjxyZWxhdGVkLXVybHM+PHVybD5odHRwOi8vd3d3Lm5jYmkubmxtLm5paC5nb3YvZW50cmV6
L3F1ZXJ5LmZjZ2k/Y21kPVJldHJpZXZlJmFtcDtkYj1QdWJNZWQmYW1wO2RvcHQ9Q2l0YXRpb24m
YW1wO2xpc3RfdWlkcz0xNzI2NjcxMTwvdXJsPjwvcmVsYXRlZC11cmxzPjwvdXJscz48ZWxlY3Ry
b25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+RklNMTczIFtwaWldJiN4RDsxMC4xMTExL2ouMTU3NC02OTVYLjIw
MDYuMDAxNzMueDwvZWxlY3Ryb25pYy1yZXNvdXJjZS1udW0+PGxhbmd1YWdlPmVuZzwvbGFuZ3Vh
Z2U+PC9yZWNvcmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlPjxBdXRob3I+QWNodG1hbjwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIw
MDg8L1llYXI+PFJlY051bT4yODQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjI4NDwvcmVj
LW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1rZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InhhOWZ3cDl6dmU1eGFl
ZXhkdmlwOTkyY3QydHd6ZXZ3Mjl6dyI+Mjg0PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5BY2h0bWFuLCBNYXJrPC9hdXRob3I+PC9hdXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3Jz
Pjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPkV2b2x1dGlvbiwgcG9wdWxhdGlvbiBzdHJ1Y3R1cmUsIGFuZCBwaHls
b2dlb2dyYXBoeSBvZiBnZW5ldGljYWxseSBtb25vbW9ycGhpYyBiYWN0ZXJpYWwgcGF0aG9nZW5z
PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkFubnUuIFJldi4gTWljcm9iaW9sLjwvc2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkFubnUuIFJldi4gTWljcm9i
aW9sLjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjUzLTcwPC9wYWdlcz48dm9sdW1l
PjYyPC92b2x1bWU+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDg8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDY2LTQy
Mjc8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZT48QXV0aG9yPkNoaW91
PC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAxMDwvWWVhcj48UmVjTnVtPjI4MzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJl
Yy1udW1iZXI+MjgzPC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1p
ZD0ieGE5ZndwOXp2ZTV4YWVleGR2aXA5OTJjdDJ0d3pldncyOXp3Ij4yODM8L2tleT48L2ZvcmVp
Z24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNv
bnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPkNoaW91LCBDaGllbi1TaHVuPC9hdXRob3I+PC9h
dXRob3JzPjwvY29udHJpYnV0b3JzPjx0aXRsZXM+PHRpdGxlPk11bHRpbG9jdXMgdmFyaWFibGUt
bnVtYmVyIHRhbmRlbSByZXBlYXQgYW5hbHlzaXMgYXMgYSBtb2xlY3VsYXIgdG9vbCBmb3Igc3Vi
dHlwaW5nIGFuZCBwaHlsb2dlbmV0aWMgYW5hbHlzaXMgb2YgYmFjdGVyaWFsIHBhdGhvZ2Vuczwv
dGl0bGU+PC90aXRsZXM+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xNDcz
LTcxNTk8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+AG==
ADDIN EN.CITE.DATA (24, 29, 30).
1-4- اهداف پایان نامه
1-4-1- هدف علمی پایان نامه
ژنوتایپبنگ سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس جدا شده از نمونه های بالینی در تهران بر پایه روشMultilocus VNTR Analysis( MLVA)
1-4-2- اهداف جزئی
تعیین هویت و بررسی تنوع اللی در هر لوکوس VNTR در جمعیت سویه های سالمونلا ی مورد نظر
انتخاب پرایمر مناسب جهت الل ها برای انجام PCR
انجام PCR برروی ژن ها و پرایمر انتخابی
آنالیز و بررسی داده ها
1-4-3- اهداف کاربردی
بکارگیری یک روش سریع، کم هزینه و ارزشمند جهت ژنوتایپینگ برای بررسی و شناسایی میکروارگانیسم ها در زمینه پیشگیری و کنترل عفونت ها
1-5- فرضیه ها
لوکوسهایVNTR در سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس از تنوع بالایی برخوردارند
سویه های سالمونلا از نظر ژنوتیپ با روش MLVA قابل طبقه بندی هستند.
1-6- سئوالات
آیا لوکوس های VNTR در سویه های سالمونلا انتریکا سرووار انتریتیدیس از تنوع بالایی برخورد دارند؟
آیا سویه های سالمونلا از نظر ژنوتیپ با روش MLVA قابل طبقه بندی هستند؟

–277

2-8-2- برهم کنش حشرات و پاتوژن‌ها PAGEREF _Toc336514295 h 21
2-8-3- مقاوت به حشره‌کش‌ها PAGEREF _Toc336514296 h 22
2-8-4- روابط شکار- شکارگر- پارازیتوئید PAGEREF _Toc336514297 h 23
2-8-5- سیستماتیک مولکولی PAGEREF _Toc336514298 h 24
2-8-6- حشرات تراریخته PAGEREF _Toc336514299 h 25
2-9- میکروستلایت‌ها یا توالی‌های ساده تکرار شونده PAGEREF _Toc336514300 h 26
2-10- نشانگر ISSR و کاربرد آن در مطالعات گیاهی و جانوری PAGEREF _Toc336514301 h 30
2-11- منابع تغییرات و چند شکلی PAGEREF _Toc336514302 h 31
2-11-1- نمونه DNA PAGEREF _Toc336514303 h 32
2-11-2- طبیعت آغازگرهای مورد استفاده: PAGEREF _Toc336514304 h 32
2-11-3- روش کشف PAGEREF _Toc336514305 h 33
2-12- کاربردهای تکنیک ISSR PAGEREF _Toc336514306 h 34
2-12-1- انگشت‌نگاری ژنتیکی PAGEREF _Toc336514307 h 34
2-12-2- تنوع ژنتیکی و آنالیز فیلوژنتیکی PAGEREF _Toc336514308 h 34
2-12-3- نقشه‌یابی ژنتیکی PAGEREF _Toc336514309 h 34
2-12-4- تعیین فراوانی توالی‌های ساده تکراری (SSR) PAGEREF _Toc336514310 h 35
2-12-5- مطالعه جمعیت‌های طبیعی و گونه‌زایی PAGEREF _Toc336514311 h 35
2-13- چشم انداز کاربرد ISSR در ژنتیک مولکولی PAGEREF _Toc336514312 h 36
2-14- کاربرد نشانگر ISSR در حشره شناسی PAGEREF _Toc336514313 h 37
2-15- نشانگرهای DNA مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلیمراز PAGEREF _Toc336514314 h 38
فصل سوم
مواد و روش‌ها PAGEREF _Toc336514316 h 40
3-1- جمع آوری نمونه‌ها PAGEREF _Toc336514317 h 41
3-2- استخراج DNA زنبور عسل PAGEREF _Toc336514318 h 43
3-3- تعیین کیفیت DNA استخراج شده PAGEREF _Toc336514319 h 45
3-3-1- الکتروفورز DNA در ژل آگارز 1 درصد PAGEREF _Toc336514320 h 45
3-3-2- بررسی غلظت DNA استخراج شده PAGEREF _Toc336514321 h 46
3-3-3- رقیق سازی DNA استخراجی برای دستیابی به غلظت ng/µl25 PAGEREF _Toc336514322 h 47
3-4- واکنش زنجیره‌ای پلیمراز PAGEREF _Toc336514323 h 47
3-5- الکتروفورز محصول PCR روی ژل آگارز PAGEREF _Toc336514324 h 49
3-6- نمره دهی باندهای مشاهده شده روی آگارز نشانگر غالب ISSR PAGEREF _Toc336514325 h 50
3-7- ورود داده‌های حاصل از ژل‌ها به نرم افزار اکسل PAGEREF _Toc336514326 h 51
3-8- اندازه گیری فواصل و تشابه‌های ژنتیکی PAGEREF _Toc336514327 h 54
3-9- روش های گروهبندی داده ها PAGEREF _Toc336514328 h 55
3-10- تجزیه خوشه ای PAGEREF _Toc336514329 h 56
3-11- نیکویی برازش خوشه بندی یا ضریب کوفنتیک PAGEREF _Toc336514330 h 56
3-12- تجزیه به مولفه های اصلی PAGEREF _Toc336514331 h 57
3-13- آنالیز داده‌های مولکولی PAGEREF _Toc336514332 h 58
3-14- بررسی‌های مورفولوژیکی PAGEREF _Toc336514333 h 58
3-15- تجزیه به مؤلفه اصلی PAGEREF _Toc336514334 h 60
3-16- آنالیز داده‌های مورفولوژیکی PAGEREF _Toc336514335 h 61
فصل چهارم
نتایج PAGEREF _Toc336514337 h 62
بررسی تنوع مرفولوژیکی نژادهای زنبور عسل مورد مطالعه PAGEREF _Toc336514338 h 63
4-2- نتایج مربوط به هفت صفت ظاهری اندازه‌گیری شده روی زنبوران عسل پنج استان ایران PAGEREF _Toc336514339 h 63
4-3- همبستگی خصوصیات ظاهری زنبور عسل پنج استان ایران PAGEREF _Toc336514340 h 64
4-4- ماتریس‌های شباهت و تفاوت بین زنبورهای پنج استان مختلف ایران PAGEREF _Toc336514341 h 65
4-5- تجزیه خوشه‌ای و تجزیه به مولفه‌های اصلی بر اساس داده‌های مرفومتریک PAGEREF _Toc336514342 h 66
4-6- بررسی تنوع ژنتیکی نژادهای زنبور عسل مورد مطالعه PAGEREF _Toc336514343 h 67
4-7- تعداد باندهای تولیدی هر آغازگر برای زنبورهای استان‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc336514344 h 72
4-8- تعداد باندهای تولیدی در هر نژاد زنبور عسل PAGEREF _Toc336514345 h 72
4-9- تعداد باندهای تولید هر آغازگر و کارایی آنها در تکثیر PAGEREF _Toc336514346 h 73
4-10- ماتریس‌های شباهت و تفاوت بین زنبورهای پنج استان مختلف ایران PAGEREF _Toc336514347 h 74
4-11- تجزیه خوشه‌ای و تجزیه به مولفه‌های اصلی بر اساس داده‌های مولکولی PAGEREF _Toc336514348 h 74
4-12- بررسی شاخص نشانگری و قدرت تمایز آغازگرهای مورد مطالعه روی زنبور عسل PAGEREF _Toc336514349 h 76
4-13- تعداد کل جایگاه‌های ژنی و تعداد جایگاه‌های ژنی چندشکل در زنبورهای مورد مطالعه PAGEREF _Toc336514350 h 77
4-14- دندوگرام اجماعی حاصل از داده‌های ژنتیکی و مرفومتریک PAGEREF _Toc336514351 h 78
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc336514353 h 79
چگونگی کاربرد و آنالیز نشانگر ISSR در تنوع ژنتیکی زنبور عسل PAGEREF _Toc336514354 h 81
بررسی تنوع ژنتیکی نژادهای زنبورعسل مورد مطالعه PAGEREF _Toc336514355 h 87
پیشنهادات: PAGEREF _Toc336514356 h 90
منابع PAGEREF _Toc336514357 h 91

فهرست جداول
TOC h z t "Jadavel,1" جدول 2-1: نام‌های متفاوت و همنام تکنیک ISSR-PCR PAGEREF _Toc336519789 h 31جدول3-1: مکان‌ و آدرس‌های محل نمونه برداری زنبور عسل PAGEREF _Toc336519790 h 42جدول 3-2 مواد واکنش، ‌حجم و غلظت نهایی اجزای واکنش زنجیره پلیمراز PAGEREF _Toc336519791 h 48جدول3-3: صفات مرفولوژیک اندازه‌گیری شده PAGEREF _Toc336519792 h 59جدول 4-1: میانگین هفت صفت مرفولوژیک زنبوران کارگر مورد مطالعه PAGEREF _Toc336519793 h 63جدول4-2: اندازه هفت صفت مرفولوژیک زنبور عسل پنج استان ایران PAGEREF _Toc336519794 h 64جدول 4-3: همبستگی بین صفات ظاهری اندازه‌گیری شده در زنبور عسل PAGEREF _Toc336519795 h 65جدول 4-4: ضریب فاصله مرفولوژیکی و تشابه مرفولوژیکی بین پنج جمعیت زنبور عسل PAGEREF _Toc336519796 h 65جدول 4-5: لیست آغازگرها، توالی آنها و چند شکلی مشاهده شده در نژادهای زنبور عسل PAGEREF _Toc336519797 h 68جدول 4-6: تعداد باندهای تولیدی هر آغازگر برای زنبورهای استان‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc336519798 h 72جدول 4-7: ضریب تشابه ژنتیکی و فاصله ژنتیکی بین پنج جمعیت زنبور عسل بر اساس نشانگر ISSR PAGEREF _Toc336519799 h 74جدول 4-8: میزان برخی شاخص‌های آغازگرهای مورد استفاده در مطالعه تنوع ژنتیکی زنبور عسل PAGEREF _Toc336519800 h 76
فهرست اشکال
TOC h z t "Ashkal,1" شکل 2-1: نقاشی کشف شده از زنبورداری در والنسیای اسپانیا PAGEREF _Toc336519870 h 6شکل 2-2: طبقه بندی انواع نشانگرهای ژنتیکی PAGEREF _Toc336519871 h 17شکل3-1: پنج استان جمع آوری نمونه‌ی زنبور عسل PAGEREF _Toc336519872 h 41شکل3-2: نمایی از مکان‌های جمع آوری نمونه‌های زنبور عسل PAGEREF _Toc336519873 h 42شکل 3-3: دستگاه حمام آب مورد استفاده در این آزمایشات PAGEREF _Toc336519874 h 43شکل 3-4: دستگاه سانتریفیوژ مورد استفاده در این آزمایشات PAGEREF _Toc336519875 h 44شکل 3-5: بررسی کیفیت DNA استخراج شده ژنومی روی ژل آگارز 1 درصد PAGEREF _Toc336519876 h 46شکل 3-6: دستگاه نانودراپ اسپکتروفوتومتر مورد استفاده در تعیین غلظت DNA PAGEREF _Toc336519877 h 47شکل 3-7: برنامه واکنش زنجیره‌ای پلیمراز PAGEREF _Toc336519878 h 49شکل 3-8: دستگاه‌های PCR مورد استفاده در این آزمایشات PAGEREF _Toc336519879 h 49شکل 3-9: تانک‌ الکتروفورز ژل آگارز مورد استفاده در این آزمایشات PAGEREF _Toc336519880 h 50شکل 3-10: دستگاه BioDoc Analyzer و سیستم تصویربرداری از ژل آگارز PAGEREF _Toc336519881 h 50شکل 3-11: باندهای موجود و نمره‌دهی لوکوس‌های موجود حاصل از تصویربرداری ژل‌های آگارز نشانگر ISSR PAGEREF _Toc336519882 h 51شکل 3-12: ورود داده‌های حاصل از نمره‌دهی ژل‌های آگارز به نرم افزار اکسل جهت آنالیز PAGEREF _Toc336519883 h 51شکل 3-13: نمایی از بال جلویی زنبور عسل و صفات اندازه‌گیری شده PAGEREF _Toc336519884 h 60شکل 3-14: دستگاه استریومیکروسکوپ مجهز به دوربین مورد استفاده در آزمایشات PAGEREF _Toc336519885 h 60شکل 4-1: دندروگرام حاصل از آنالیز خوشه‌ای بر اساس روش UPGMA با ماتریس تشابهCorr PAGEREF _Toc336519886 h 66شکل 4-2: مقایسه زنبورهای عسل مورد بررسی با استفاده از روش تجزیه به مولفه‌های اصلی PAGEREF _Toc336519887 h 67شکل 4-3: تصاویر ژل آگارز 5/1 درصد آغازگر 1 با استفاده از مارکر bp 50 PAGEREF _Toc336519888 h 69شکل 4-4: تصاویر ژل آگارز 5/1 درصد آغازگر 2 با استفاده از مارکر bp 50 PAGEREF _Toc336519889 h 70شکل 4-5: تصاویر ژل آگارز 5/1 درصد آغازگر 3 با استفاده از مارکر bp 50 PAGEREF _Toc336519890 h 70شکل 4-6: تصاویر ژل آگارز 5/1 درصد آغازگر 4 با استفاده از مارکر bp 50 PAGEREF _Toc336519891 h 71شکل 4-7: تصاویر ژل آگارز 5/1 درصد آغازگر 5 با استفاده از مارکر bp 50 PAGEREF _Toc336519892 h 71شکل 4-8: تعداد باندهای تولیدی در نژادهای زنبور عسل PAGEREF _Toc336519893 h 73شکل 4-9: تعداد باندهای تولیدی آغازگرهای مورد استفاده PAGEREF _Toc336519894 h 73شکل 4-10: دندروگرام حاصل از آنالیز خوشه ای بر اساس روش UPGMA با ماتریس تشابه Jaccard PAGEREF _Toc336519895 h 75شکل 4-11: پلات سه بعدی حاصل از تجزیه به مختصات اصلی به‌روش ماتریس تشابه Jaccard PAGEREF _Toc336519896 h 75شکل 4-12: تعداد کل جایگاه‌های ژنی و تعداد جایگاه‌های ژنی چندشکل PAGEREF _Toc336519897 h 77شکل 4-13: دندروگرام اجماعی حاصل از داده‌های ژنتیکی و مرفولوژیکی PAGEREF _Toc336519898 h 78
فهرست معادلات
TOC h z t "Moadele,1" معادله 3-1: محتوای اطلاعات چندشکلی نشانگر PAGEREF _Toc336520013 h 52معادله 3-2: میزان چندشکلی نشانگر PAGEREF _Toc336520014 h 52معادله 3-3: ارزشمندی باندها PAGEREF _Toc336520015 h 53معادله 3-4: قدرت حل هر آغازگر PAGEREF _Toc336520016 h 53معادله 3-5: میانگین قدرت حل هر آغازگر PAGEREF _Toc336520017 h 53معادله 3-6: نسبت چندگانه موثر PAGEREF _Toc336520018 h 53معادله 3-7: شاخص نشانگری PAGEREF _Toc336520019 h 54معادله 3-8: ضریب تشابه جاکارد PAGEREF _Toc336520020 h 55
چکیدهنشانگر مولکولی ISSR به منظور جداسازی نژادهای زنبور عسل Apis mellifera پنچ استان خوزستان، کردستان، مرکزی، اصفهان و فارس مورد استفاده قرار گرفت. استخراج DNA از زنبورهای کارگر با استفاده از روش بهینه نمکی صورت گرفت و پس از سنجش کمی و کیفی DNA استخراج شده و رقیق سازی آن، مقادیر حاصل از باندهای بدست آمده بر روی ژل آگارز 5/1 درصد نمره‌دهی و آنالیز صورت گرفت. نتایج نشان داد که باندهای آغازگرهای مورد مطالعه شده در محدوده‌‌ی 150 جفت باز تا 1000 جفت باز قرار دارند و بیشترین تعداد باند مشاهده شده مربوط به آغازگر 1 و کمترین آنها مربوط به آغازگر 3 و 4 بوده است. آنالیز خوشه‌ای نژاد‌های مورد مطالعه آنها را در دو گروه اصلی قرار داد. در گروه اول فارس و در گروه دیگر که به دو زیر گروه تقسیم شده یکی شامل اصفهان و دیگری شامل مرکزی، خوزستان و کردستان، دو استان کردستان و خوزستان دارای بیشترین شباهت بودند. به نظر می‌رسد نشانگر ISSR بتواند به خوبی نژاد‌های زنبور عسل با منشاء مختلف را از هم جدا سازد.

واژه‌های کلیدی: نشانگر مولکولی، زنبور عسل، بهینه نمکی، تنوع ژنتیکی
فصل اولمقدمهمقدمه
براساس آمار سازمان خواربار جهانی بیش از هفتاد میلیون کلنی زنبور عسل در جهان وجود دارد که محصولات تولیدی آنها در راستای تامین نیازهای غذایی، دارویی و بهداشتی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بعلاوه زنبور عسل با گرده افشانی گیاهان زراعی و باغی نقش بسیار مهمی در افزایش محصولات کشاورزی و پایداری محیط زیست ایفا می‌کند. در بین حشرات گرده افشان زنبور عسل بدلیل حمایت بشر، جمعیت بیشتر کلنی و جابجایی کلنی‌ها برای تولید محصول بیشتر و دامنه فعالیت وسیع‌تر، خصوصیات بیولوژیکی، رفتاری و مرفولوزیک خاص بهترین نقش را ایفا می‌کند و از اهمیت بالاتری برخوردار است. منطقه‌ی انتشار طبیعی زنبور عسل در جهان محدوده‌ی وسیعی است که از شمال به جنوب کشور های اسکاندیناوی، از غرب به داکار، از جنوب به دماغه امیدنیک و از شرق به کوه‌های اورال، مشهد و عمان محدود می‌شود، البته این حشره توسط انسان به سایر نقاط جهان نیز منتقل شده است (طهماسبی و همکاران، 1378). از زمان آشنایی بشر با زنبور عسل تولیدات آن بویژه عسل همواره به عنوان یک ماده‌ی غذایی ایده‌آل مورد توجه بوده است. عسل در فرهنگ عامه به عنوان یکی از شفابخش‌ترین فراورده‌های غذایی مطرح است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که محصولات کندو و از جمله عسل علاوه بر مغذی بودن‌، دارای اثرات درمانی نیز می‌باشد (توپچی و علمی، 1388). برای تولید بیشتر عسل نیاز به جمعیت‌های قوی می‌باشد و تولید جمعیت‌های قوی نیز در سایه‌ی مدیریت صحیح بر پایه‌ی دانش علمی ممکن می‌باشد. یکی از مسائلی که ممکن است باعث اثرات نامطلوب و در نتیجه تضعیف کلنی‌ها گردد، پدیده‌ی تلاقی‌های خویشاوندی می‌باشد که منجرب به افزایش هم‌خونی یا هموزیگوتی آلل‌های جنسی می‌گردد (Mayer, 1996).
تعیین وضعیت ژنتیکی موجودات زنده زیربنای اصلاح نژاد آنها در هر منطقه است برای تعیین این وضعیت و تفکیک توده‌های مختلف زنبور عسل در یک منطقه از روشهای مرفولوژیکی، تنوع پروتئین‌ها و DNA نگاری استفاده می‌شود (طهماسبی و همکاران، 1376). برخی از تفاوت‌های موجود در ردیف DNAبین دو موجود ممکن است به صورت پروتئین‌هایی با اندازه‌های مختلف تجلی کنند که بروش‌های مختلف بیوشیمیایی قابل ثبت و رویت و مطالعه می‌گردند. این قبیل نشانگرها را نشانگرهای مولکولی در سطح پروتئین می‌نامند‌ که از آن جمله می‌توان به سیستم آیزوزایم/ آللوزیم اشاره کرد. اما دسته‌ی دیگر از تفاوت‌های موجود در سطح DNA هیچ تظاهری ندارند، نه صفت خاصی را کنترل می‌کنند و نه در ردیف اسیدهای آمینه پروتئین‌ها تاثیری برجای می‌گذارند. این دسته از تفاوت‌ها را می‌توان با روش‌های مختلف شناسایی، قابل دیدن و ردیابی کرد و به عنوان نشانگر مورد استفاده قرار داد. این نشانگرها که تقریباً تعدادشان نامحدود است فقط از راه تجزیه وتحلیل مستقیم DNA قابل ثبت هستند و بنابراین به آنها نشانگرهای مولکولی در سطح DNA گفته می‌شود. طی سالیان اخیر شناسایی و بررسی تنوع ژنتیک در بین گونه‌های حشرات بر اساس نشانگر‌های مولکولی و روش‌های مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلیمراز PCR بسیار متداول گشته است. ولی در کشور ما بررسی تنوع مولکولی در زمینه حشره شناسی بسیار کم انجام گرفته است. امروزه میکروساتلیت‌ها نقش مهمی در تعیین تنوع ژنتیکی و روابط خویشاوندی جانوران و گیاهان و مخصوصاً حشرات ایفا می‌کنند. استفاده از نشانگر ISSR بیشتر جهت تنوع ژنتیکی گیاهان استفاده شده و در جهان حشرات هم اکنون استفاده از این نشانگر جهت بررسی تنوع ژنتیکی راسته بالپولکداران به ویژه دو خانواده Noctuidae و Bombycidae ، راسته دوبالان و بال غشائیان در کانون توجه مجامع علمی قرار گرفته است(Luque, et al., 2002; Hundsdoerfer, et al., 2005; Radjab, et al., 2012).اهداف کلی در این تحقیق عبارتند از :
بهینه سازی کاربرد نشانگر ISSR در بررسی تنوع ژنتیکی زنبور عسل.
ارزیابی میزان خویشاوندی نژادهای زنبور عسل ایران نسبت به یکدیگر.
بررسی کارایی نشانگر ISSR در جداسازی و دسته بندی روابط خویشاوندی زنبور عسل ایران.
بررسی تفاوت و تشابه نتایج بدست آمده از مطالعه نشانگر ISSR و نتایج بدست آمده از خصوصیات مورفولوژیک زنبور عسل.
فصل دومبررسی و مرور منابع2-1- تاریخچه زنبور عسل و پرورش آن در جهان و ایران
قدیمی‌ترین زنبور عسل حفظ شده در کهربا در منطقه‌ای از میانمار برمه کشف شده است که عمر این فسیل به 100 میلیون سال پیش در دوره‌ی ‌کرتاسه باز می‌گردد که دوره‌ی زندگی دایناسورها بوده است، بنابراین قدمت زنبورها از قاره‌ی استرالیا نیز بیشتر است، البته این زنبورهای کشف شده دارای زندگی اجتماعی نبوده‌اند. نگهداری عسل توسط زنبورهای اجتماعی در دوره‌‌‌ی میوسن در حدود 20-10 میلیون سال قبل گسترش یافته است (Campbell and Campbell, 2007)و کهن‌ترین نمونه زنبور عسل در موزه‌‌ی تاریخ طبیعی نیویورک مربوط به 20 میلیون سال پیش است (سعادتمند، 1389).
نقاشی‌هایی بروی غاری در والنسیای اسپانیا کشف شده که در آنها برای رسیدن به لانه از نردبان و ظروفی برای نگه داشتن عسل به تصویر کشیده شده‌اند (شکل2-1).

شکل 2-1: نقاشی کشف شده از زنبورداری در والنسیای اسپانیااولین تصویر از پرورش زنبور عسل مربوط به 2400 سال قبل از میلاد بدست آمده است که در آن تصویر زنبورها دارای 4 پا و 2 بال هستند و اینک در موزه‌‌ی لوور پاریس نگهداری می‌شود. مصریان باستان عسل را در مراسم مذهبی، تغذیه حیوانات مقدس و در بسیاری از تشریفات دیگر و حتی حفظ اجساد، مورد استفاده قرار می‌دادند(Crane, 2004) . دست نوشته‌هایی از مصریان باستان مربوط به 3000 سال قبل وجود دارد که فعالیت‌های پرورش زنبور عسل در آن به ثبت رسیده است (Campbell and Campbell, 2007).
در کتاب‌های فارسی و هندی از جمله کتاب ابن‌سینا و کتاب مقدس هندو به نام ودا که 3-2 هزار سال قبل از میلاد مسیح به زبان سانسکریت نوشته شده است، از زنبور عسل با احترام یاد می‌شود. شینو به اعتقاد پیروان مکتب هندو، به عنوان حامی و محافظ پرقدرت خدای دو، از خدایان سه گانه هندوئیسم بوده که به شکل زنبور عسل آبی رنگ در یک گل نیلوفر آبی مجسم می‌شود. خدای عسل بومیان هند شرقی به نام کاما است، که کمانی در دست دارد و زه این کمان متشکل از زنبورهای بسیار و درهم تنیده است (سعادتمند، 1389). در نسخه‌های خطی اروپائیان عسل به عنوان غذا، دارو، نوشیدنی و اهداف مختلف نگهداری مواد و همچنین در مراسم‌های مذهبی توصیف شده است. در بسیاری از فرهنگ‌‌ها عسل خوردنی نیست، اما یک نوشیدنی الکلی با استفاده از تخمیر قند عسل می‌سازند و مصرف می‌‌کنند.
تا حدود سال 1500میلادی زنبورها طی فرایند جمع آوری عسل در مکان زندگی خود کشته می‌شدند، پس از آن زمان اروپائیان تکنیک‌‌های زنبورداری را گسترش دادند.
زنبورداری در ایران سابقه‌ای دیرینه داشته و یکی از حرفه‌های اصیل و قدیمی ایرانی‌ها است، دشنه مفرغی منقش به شکل زنبور عسل متعلق به ‌800 سال قبل از میلاد که در لرستان بدست آمده است وهم اکنون در موزه‌ی شهر بروکسل نگهداری می‌شود، معرف قدمت آشنایی ایرانی‌ها با این حشره‌ی مفید است. با جستجوی کلمه عسل و احتمالاً زنبور عسل در اشعار به خصوص شعرهای قدیمی می‌توانیم از قدمت و آشنایی ایرانی‌ها با زنبور عسل پی‌برد (آقایی نراقی، 1388).
ابن مقیصه از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که عسل درمان هر بیماری است و قران درمان تمام بیماری‌های ذهن است، بنابراین من به شما توصیه هر دو درمان عسل و قران را دارم (Campbell and Campbell, 2007).
2-2- ارزش اقتصادی زنبور عسلآلبرت چی کاکس می‌نویسد: که هیچ جاندار دیگری به اندازه‌ی زنبور عسل به طرق مختلف به انسان خدمت نمی‌کند. زنبور عسل نقش بسیار مهمی در گرده افشانی بیش از 90 گیاه (Al-Otaibi, 2008) در نتیجه بقا، گونه و همچنین افزایش کمی و کیفی محصولات آنها دارد، علاوه بر این زنبور عسل خود دارای تولیدات متنوعی مانند عسل، موم، بره موم، ژله، رویال و زهره نیز می‌باشد. تولید عسل مهمترین صفت اقتصادی زنبور عسل می‌باشد (مستاجران، 1379). امروزه نقش عظیم زنبور عسل در گرده افشانی گیاهان زراعی و باغی و احیای مراتع و بهبود محیط زیست به حدی شناخته شده و آشکار می‌باشد که تولیدات آن یعنی عسل و غیره را تحت شعاع قرار می‌‌دهد. اساساً نباتات از نظر گرده افشانی وابسته به حشرات هستند که در رأس آنها زنبور عسل قرار دارد، به عبارت دیگر گرده افشانی 47 درصد از محصولات کشاورزی وابسته به زنبور عسل است، به همین دلیل ارزش اقتصادی زنبور عسل در دنیا 100-25 برابر ارزش عسل تولید شده در سال محاسبه می‌شود. به گفته‌ی Mc. Gregor پژوهشگر امریکایی در سال 1973، زارعین امریکا بیش از 40 میلیارد دلار سود از افزایش محصولات زراعی در رابطه با گرده افشانی نباتات دگرگشن داشته‌اند که نقش مهمی از این آزمایش به عهده‌ی زنبور عسل است. زنبور عسل جز گرده افشان‌های اصلی گیاهان روغنی خصوصاً آفتابگردان می‌باشد، نتیجه‌ی یک طر ح تحقیقاتی در همین رابطه در کشور امریکا که استقرار 2 کندو به ازای هر هکتار آفتابگردان سبب افزایش چشمگیر محصول شده، به طوری که محصول بدست آمده در مزرعه تحت آزمایش 50-20 درصد بیشتر از مزارع شاهد بوده است (میراب‌زاده، 1372).در ایران نزدیک به 6/4 میلیون کندوی مدرن با تولید متوسط 38/9 کیلوگرم عسل به ازای هر کندو در سال وجود دارد به این ارقام می‌بایست 380 هزار کندوی بومی با تولید 04/4 کیلوگرم عسل برای هر کندو در سال افزود. بنابراین تولید عسل سالیانه کشور را در حدود 45 هزار تن محاسبه نموده و ارزش ریالی آن را حدود 800 میلیارد می‌دانند. حال چنانچه ارزش گرده افشانی را به آن بیافزائیم ارزش اقتصادی واقعی زنبور عسل بالغ بر 20 تریلیون ریال خواهد بود (آمارنامه وزارت جهاد کشاورزی، 1389).
2-3- جایگاه سیستماتیک زنبور عسلزنبور عسل به رده‌ی حشرات، راسته‌ی بال غشائیان و خانواده‌ی Apidae، جنس Apis و گونه A. mellifera تعلق دارد. راسته‌ی بال غشائیان که زنبور عسل به این راسته تعلق دارد، بزرگترین راسته پس از راسته سخت بال پوشان است. این راسته دارای مفیدترین حشرات برای انسان‌ است، دارای گونه‌هایی است که از نظر انگلی، شکارچی و گرده افشانی نقش مهمی دارد.Kingdom: Animalia
Phylum: Arthropoda
Sub Class: Insecta
Order: Hymenoptera
Super family: Apoidea
Family: Apidae
Genus: Apis
Species: Apis mellifera L.
چها گونه اصلی زنبور عسل براساس جثه عبارتند از A. dorsata، A. mellifera، A. cerena، A.florea که کشور ایران میزبان دوگونه A. mellifera، A.florea می‌باشد. گونه‌ی A. mellifera تنها گونه‌ای می‌باشد که بیشترین قدرت سازگاری را برخوردار می‌باشد. زیر گونه‌ها با نژادهای این گونه 24 عدد می‌باشند، نژاد زنبور عسل ایرانی با نام A. mellifera medaمی‌باشد. تنها 4 نژاد از این نژادها متعلق به نژادهای اقتصادی می‌باشندکه در اغلب برنامه‌های اصلاح نژادی جهان از این نژادهای برتر استفاده می‌گردد (بصیری، 1386) که عبارتند از: زنبور عسل معمولی سیاهA. mellifera mellifera ، زنبور عسل معمولی ایتالیایی A. mellifera ligustica، زنبور عسل معمولی قفقازی A. mellifera caucasina، زنبور عسل معمولی اروپایی A. mellifera carnica. این نژادها و هیبریدها در طول این سال‌ها با نژاد بومی ایران آمیخته شده و می‌توان گفت تقریباً در تمام مناطق زنبورداری ایران جایگزین شده‌‌اند (عبادی، 1366).
2-4- اصلاح نژاد در زنبور عسلمعمولاً هدف اصلی اجرای برنامه‌‌های اصلاح نژاد زنبور عسل، افزایش تولید محصولاتی مانند عسل، گرده، رویال و غیره است در ضمن آرام بودن و تمایل به بچه دادن، از ویژگی‌های یک کلنی زنبور عسل است. مقدار عسل به جمعیت و فعالیت کلنی بستگی دارد، جمعیت کلنی نیز به ظرفیت تخم گذاری ملکه، قابلیت زنده ماندن نوزادان و طول عمر زنبورهای کارگر وابسته است، برای نیل به چنین هدفی باید با آگاهی از نحوه‌ی توارث صفات، وراثت پذیری و همبستگی ژنوتیپی و فنوتیپی بین آنها برای انتخاب و آمیزش برنامه‌ریزی شود (بصیری، 1386). اصلاح نژاد زنبور عسل بدلیل ویژگی‌های خاص این موجود، دارای پیچیدگی‌‌های خاصی در مقایسه با سایر حیوانات است (Woyke, 1986).
یکی از این ویژگی‌ها مکانیسم ژنتیکی تعیین جنسیت در زنبور عسل می‌باشد که محدودیت‌های شدیدی را در سیستم‌های اصلاح نژادی ایجاد می‌کند (Woyke, 1988; Page et al., 1982). تعیین جنسیت در اکثر موجودات زنده بویژه پستانداران به وسیله کروموزوم‌های جنسی صورت می‌پذیرد، به طوریکه از اجتماع دو کروموزوم جنسی X جنس ماده (XX) و از دو کروموزوم جنسی X و Y جنس نر (XY) بوجود می‌آید. ولی در زنبور عسل برخلاف اکثر موجودات زنده، تعیین جنسیت به وسیله آلل‌های جنسی چندگانه در زنبور عسل انجام می‌پذیرد (Woyke, 1986; Ruttner, 1988). تعداد این ژن‌ها یا آلل‌های جنسی در جوامع مختلف متفاوت است و در بررسی‌های متعدد آنها بین 20-6 آلل براورد شده است (Woyke, 1986) (سپهری و همکاران، 1386). ولی باید توجه داشت که زنبوران کارگر و ملکه فقط حامل یک جفت و زنبوران نر هاپلوئید تنها حامل یک نوع از آلل‌های جنسی چندگانه هستند (میرزایی و همکاران، 1384).بنابراین تعیین جنسیت در زنبور عسل به وسیله‌ی آلل‌های جنسی به یکی از سه حالت زیر اتفاق می‌افتد: الف) اگر در تخم‌های لقاح یافته دو آلل جنسی مختلف aو b در یک مکان ژنی به صورت هتروزیگوت قرار گیرند. از این تخم‌ها زنبوران ماده (ملکه یا کارگر) تکامل می‌یابند، که از نظر ژنتیکی دیپلوئید بوده و تخم آنها توسط ملکه کلنی در سلول‌های کارگر گذاشته می‌شوند(Woyke, 1976, 1986) .
ب) اگر در تخم‌های لقاح نیافته تنها یک نوع آلل جنسی مثل a در یک مکان ژنی به صورت همیزیگوت باشد، از این تخم‌ها براثر پدیده بکرزایی، زنبوران نر هاپلوئید بوجود می‌آیند. چنین تخم هایی توسط ملکه کلنی در سلول‌های نر تخم‌‌ریزی می‌شوند(Woyke, 1976, 1986) .ج) در مورد آمیزش‌های خویشاوندی، اگر در تخم‌های لقاح یافته دو آلل جنسی مشابه مثل aو a در یک مکان ژنی به صورت هموزیگوت قرار گیرند، از این تخم‌ها نرهای دیپلوئید بوجود می‌آیند. ملکه تخم نرهای دیپلوئید را در سلول‌های کارگر تخمگذاری می‌کند. البته نرهای دیپلوئید به طور طبیعی قادر به ادامه حیاط نیستند چرا که لارو نرهای دیپلوئید فاقد فرمون ترشح شده توسط نوزادان طبیعی هستند به همین دلیل حدود 6 ساعت بعد از تفریخ از تخم، توسط زنبوران کارگر از بین می‌روند(Woyke, 1976, 1986) .
تولید جمعیت قوی زنبور عسل برای تولید بیشتر در سایه‌ی مدیریت صحیح بر پایه‌ی دانش علمی ممکن می‌باشد (اسعدی دیزجی و همکاران، 1387). یکی از مسائلی که ممکن است باعث اثرات نامطلوب و در نتیجه تضعیف کلنی‌ها گردد، پدیده‌ی تلاقی‌های خویشاوندی می‌باشد که منجرب به افزایش هم‌خونی یا هموزیگوتی آلل‌های جنسی می‌گردد (Mayer, 1996). این مسئله به طور کلی باعث کاهش قدرت زنده‌مانی نوزادان، حساسیت به بیماری‌ها، کاهش بازده و عملکرد، بروز صفات و رفتارهای نامطلوب و عوارض متعدد دیگری می‌گردد (Ruttner, 1988; Mirsha and Kumar, 1992) (میرزایی و همکاران، 1384).
برای برنامه ریزی اصولی اصلاح نژادی، اولین قدم مشخص کردن وضعیت ژنتیکی زنبور عسل در کشور است. این کار به روش‌‌های مختلفی در دنیا صورت می‌گیرد، که در بین آنها می‌توان به استفاده از خصوصیات ظاهری، تنوع پروتئین‌ها و خصوصیات DNA اشاره نمود (طهماسبی و همکاران 1378). بررسی‌ها نشان می‌دهد که تاکنون در ایران، فعالیت چندانی در مورد اصلاح نژاد زنبور عسل صورت نگرفته است، اما به سبب وارد کردن ملکه‌های خارجی بدون کنترل صحیح در دهه‌های گذشته اجرای برنامه‌های اصلاح نژادی برای زنبور عسل امری ضروری است (بصیری، 1386).
2-5- ژنوم زنبور عسلپروژه تعیین توالی ژنوم زنبور عسل با حمایت مالی اولیه موسسه ملی بهداشت و درمان ژنوم انسانی با کمک وزارت کشاورزی ایالات متحده، در دسامبر 2002 آغاز شد. نتایج حاصل از این تلاش به رهبری کالج بیلور مرکز پزشکی تعیین توالی ژنوم بشر و با مشارکت بیش از 100 آزمایشگاه تحقیقاتی از 16 کشور، در بیش از 50 پروژه - ریسرچدر بسیاری از مجلات برجسته علمی منتشر شد. براین اساس ژنوم زنبور عسل در مجموع دارای حدود 250 میلیون پایگاه‌های DNA است. براساس برنامه‌های کامپیوتری ژن تاکنون بیش از 10هزار مکان ژنی تشخیص داده شده است، که این کمتر از 13 هزار ژن‌های شناسایی شده از ژنوم مگس میوه که یکی از فشرده‌ترین ژنوم مورد مطالعه در زیست شناسی بوده است. انتظار می‌رود که تعداد ژن‌های شناسایی شده در ژنوم زنبور عسل در آینده افزایش یابد. ژنوم زنبور عسل شامل میزان بیشتری از نوکلئوتید آدنین و تیمین نسبت به ژنوم مگس میوه است. این وضعیت دقیقاً در مقابل ژنوم انسان، که ژنوم آن حاوی نسبت‌های بیشتری از نوکلئوتید گوانین و سیتوزین است قرار می‌گیرد.
2-6- تعریف نشانگراستفاده از نشانگرهای ژنتیکی قدمتی برابر با تاریخ بشر دارد. انسان‌های نخستین، حتی آنهایی که هنوز کشاورزی را فرا نگرفته بودند و برای ادامه زندگی مجبور به جمع آوری بذر و میوه گیاهان بودند، بدون اینکه خود بدانند از نشانگرهای مرفولوژیک برای شناختن و تمایز انواع بذر و میوه وجانوران وحشی استفاده می‌کردند و برخی را به دیگری ترجیح می‌دادند اما به صورت مدون و دانش‌مدار، شاید مندل نخستین کسی بود که از نشانگرهای مرفولوژیک یا نشانگرهای مبتنی بر فنوتیپ برای مطالعات چگونگی توارث صفات در نخود فرنگی استفاده کرد. به طور کلی هر صفتی که بین افراد متفاوت باشد، ناشی از تفاوت موجود بین ردیف‌های DNA کروموزوم‌های آنها است که به نتایج نیز منتقل می‌شود، حتی صفاتی که تحت تاثیر شرایط محیط نیز به صورت متفاوت بروز می‌کنند (تفاوت در بین افراد در شرایط محیطی یکسان)، بازتاب‌ تفاوت‌های موجود در ردیف‌های DNA هستند. این تفاوت‌ها می‌توانند به عنوان نشانه یا نشانگر ژنتیکی به کار گرفته شوند (نقوی و همکاران، 1388).2-6-1- نشانگرهای مرفولوژیکاین تفاوت‌ها ممکن است به طرق مختلفی تظاهر یابند، برخی از این تفاوت‌ها در صفات قابل رویتی مانند رنگ گل، وجود یا عدم وجود ریشک در گلچه غلات، صاف یا چروک بودن سطح دانه‌ی نخود فرنگی در آزمایش‌های مندل تجلی می‌کنند. این گونه‌‌ نشانه‌ها را نشانگرهای مرفولوژیک می‌نامند (نقوی و همکاران، 1388).
2-6-1-1- نشانگرهای مرفولوژیک و زنبور عسلبررسی‌های روتنر و همکاران روی نژادهای زنبور عسل جهان، با استفاده از خصوصیات ظاهری متعدد و با استفاده از روش آماری تجزیه به مولفه‌ی اصلی، نژادهای مختلف را به خوبی از یکدیگر متمایز کرد. در مطالعات وی نژادهای اروپایی (مانند کارنیولان و قفقازی) با جثه‌های بزرگتر در سمت راست محور ترسیم شده و نژادهای آفریقایی (مانند یمنی و مصری) در سمت چپ محور قرار می‌گیرد. در این بررسی نژاد ایرانی در وسط این محور قرار گرفته است (Ruttner et al., 1978).
مطالعات عبدالطیف و همکاران روی توده زنبور عسل عراق، با استفاده از دوازده صفت ظاهری، نشان داد که زنبور عسل موجود در عراق جمعیتی از نژاد زنبور عسل سوری است (Abdellatif et al., 1977).
داتون و همکاران در بررسی‌های خود روی توده‌های زنبور عسل عمان نتیجه گرفتند که اولاً دو جمعیت کاملاً مجزا در شمال و جنوب این کشور وجود دارد و ثانیاً توده موجود در عمان به نژادهای آفریقایی از جمله نژاد یمنی شباهت زیادی داشته و با نژادهای آسیایی فاصله بیشتری دارد (Dutton et al., 1981).
عطاا... و همکاران در مقایسه نژاد مصری با کارنیولان و ایتالیایی نتیجه گرفتند که کارگران نژاد مصری در یازده صفت و نرها در 3 صفت با دو نژاد اروپایی تفاوت معنی داری دارند ولی ملکه ‌های سه نژاد فاقد تفاوت معنی‌دار هستند (Atallah et al., 1988).
میکسنر و همکاران در بررسی‌های مرفولوژیک خود روی توده‌های زنبور عسل موجود در کنیا به این نتیجه رسیدند که در ارتفاعات بالای 2000 متر، نژاد مونتی‌کولا و در ارتفاعات زیر 2000 متر نژاد اسکوتلاتا و در منطقه حد واسط مخلوطی از دو نژاد زندگی می‌کنند (Meixner et al., 1994).
در بررسی‌های دالی و همکاران مشخص شد که ارتفاع محل زیست روی صفات مربوط به اندازه بدن مثل طول بال، اندازه زوایای بال، طول رگبال‌ها و اندازه غدد موم‌ساز تأثیر می‌گذارد (Daly et al., 1991). بطوریکه در ارتفاعات پایین‌تر و هوای خشک و گرم اندازه صفات مذکور کاهش می‌یابد. همچنین در بررسی‌های میکسنر و روتنر مشخص شد که شرایط اقلیمی و ارتفاع روی صفات ظاهری تأثیر می‌گذارد و با افزایش ارتفاع محل زیست زنبورها، طول بدن و طول موهای روی بدن آنها افزایش می‌یابد (Mixner, 1992; Ruttner et al., 1978).
در بررسی‌های طهماسبی و همکاران مشخص شد که زمان و فصل روی صفات طول و عرض بال جلو، ایندکس کوبیتال، زاویه A4، طول خرطوم، طول پای عقب، طول نیم حلقه سوم و چهارم شکمی، رنگ سپرچه، رنگ نیم حلقه سوم و چهارم شکمی تأثیر می‌گذارد ولی روی زوایای D7 و G18 تأثیر نداشته است. در ایران واردات ملکه‌های خارجی از سال 1340 باعث آمیخته شدن توده بومی با نژادهای خارجی شده است. از سوی دیگر به علت قطع واردات در دهه‌های اخیر، انتظار می‌رود تثبیت ژنتیکی نسبی در توده موجود صورت گرفته باشد. طهماسبی و همکاران دریافتند که به دلیل پایداری نژاد ایرانی، این نژاد هویت خود را از دست نداده و حتی در سال‌های اخیر ویژگی‌های نژاد ایرانی بیشتر تثبیت گردیده است.
علاوه بر شرایط محیطی، عوامل دیگری که می‌تواند باعث این تفاوت‌ها شود اختلافات اقلیمی حاصل از تغییرات فصل است. تفاوت‌های نوع دوم می‌تواند باعث خطا در برآوردهای مربوط به تفاوت‌های حاصل از شرایط محیطی شود. تحقیقات انجام شده در کشورهای دیگر نشان دهنده این است که شرایط فصلی روی صفات مورفولوژیک بال جلویی زنبور عسل تأثیر می‌گذارد که میزان تحت تاثیر قرار گرفتن صفات و تنوع ایجاد شده در صفات مختلف بال جلویی بین 29-3 درصد بوده است (Nazzi, 1992). مطالعه انجام شده دیگر نیز نشان می‌دهد که آلودگی به کنه واروا در فصول مختلف روی بال جلویی زنبور عسل تاثیر می‌گذارد. به طوری که در آلودگی‌های مربوط به 5-4 کنه در هر سلول یا بیشتر همبستگی منفی بین تعداد کنه و اندازه مربوط به بال جلو وجود دارد که دلیل آن می‌تواند کاهش پروتئین ذخیره و تاثیر آن روی اسکلت خارجی باشد (Daly et al., 1988).
2-6-2- نشانگرهای مولکولیبرخی از تفاوت‌های موجود در ردیف DNAبین دو موجود ممکن است به صورت پروتئین‌هایی با اندازه‌های مختلف تجلی کنند که بروش‌های مختلف بیوشیمیایی قابل ثبت و رویت و مطالعه می‌گردند. این قبیل نشانگرها را نشانگرهای مولکولی در سطح پروتئین می‌نامند‌ که از آن جمله می‌توان به سیستم آیزوزایم/ آللوزیم اشاره کرد. اما دسته‌ی دیگر از تفاوت‌های موجود در سطح DNA هیچ تظاهری ندارند، نه صفت خاصی را کنترل می‌کنند و نه در ردیف اسیدهای آمینه پروتئین‌ها تاثیری برجای می‌گذارند. این دسته از تفاوت‌ها را می‌توان با روش‌های مختلف شناسایی، قابل دیدن و ردیابی کرد و به عنوان نشانگر مورد استفاده قرار داد. این نشانگرها که تقریباً تعدادشان نامحدود است فقط از راه تجزیه وتحلیل مستقیم DNA قابل ثبت هستند و بنابراین به آنها نشانگرهای مولکولی در سطح DNA گفته می‌شود (نقوی و همکاران، 1388).
پس به صور کلی برای اینکه صفتی به عنوان نشانگر ژنتیکی مورد استفاده قرار گیرد باید حداقل دو ویژگی زیر را داشته باشد: الف) در بین دو فرد متفاوت باشد (چند شکلی نشان دهد). ب) به توارث برسد.

شکل 2-2: طبقه بندی انواع نشانگرهای ژنتیکی2-7- نشانگرهای مولکولی و حشراتحشرات بزرگترین ترکیب گونه‌‌ها در کل سلسله جانوران را تشکیل می‌دهند و دارای تنوع ژنتیکی گسترده‌ای هستند که می‌توان با استفاده از تکنیک‌های مارکر مولکولی کشف و استخر ژن به کاوش در آنها پرداخت (Behura, 2006). روند کنونی استفاده از تکنیک‌های مارکر DNA در حوزه‌های گوناگون از مطالعات زیست محیطی حشرات نشان می‌دهد که نشانگرهای DNA میتوکندری، میکروستلایت، DNA چند شکل تکثیر شده تصادفی، ابراز برچسب دنباله و طول قطعات حاصل از تکثیر به میزان قابل توجهی برای پیشرفت در جهت درک اساس ژنتیکی تنوع حشرات، جایگاه صفت کمی در حشرات و نقشه برداری ژن‌ها در پزشکی و کشاورزی دخالت داشته‌اند (Behura, 2006). جدای از این سیستم نشانگرهای پرمصرف، روش جدید دیگر از جمله توالی خاص پلی مورفیسم تکثیر و نشانگرهای مرتبط با واکنش زنجیره‌ای پلیمراز به عنوان سیستم نشانگرهای جایگزین در مطالعات شناسایی حشرات شناخته شده‌اند.
طی سالیان اخیر شناسایی و بررسی تنوع ژنتیک در بین گونه‌های حشرات بر اساس نشانگر‌های مولکولی و روش‌های مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلیمراز بسیار متداول گشته است. ولی در کشور ما بررسی تنوع مولکولی در زمینه حشره شناسی بسیار کم انجام گرفته است. امروزه میکروساتلیت‌ها نقش مهمی در تعیین تنوع ژنتیکی و روابط خویشاوندی جانوران و گیاهان و مخصوصاً حشرات ایفا می‌کنند. استفاده از نشانگر‌ها بیشتر جهت تنوع ژنتیکی گیاهان استفاده شده و در جهان حشرات هم اکنون استفاده از این نشانگر جهت بررسی تنوع ژنتیکی راسته بالپولکداران به ویژه دو خانواده Noctuidae و Bombycidae در کانون توجه مجامع علمی قرار گرفته است(Radjabi et al., 2012). نشانگرهای مولکولی در مقایسه با نشانگرهای فنوتیپیک سنتی چندین مزیت دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
عدم تاثیرپذیری بوسیله محیط
قابل یافت شدن در تمام مراحل نموی
در برگیرنده کل ژنوم
2-8- کاربرد اصلی نشانگرهای مولکولی در مطالعات اکولوژیکی حشراتبررسی‌های اکولوژیکی روی گونه‌های مختلف موجودات مانند حشرات، اطلاعات بسیار با ارزشی را در زمینه‌های ساختار جمعیتی، گونه‌زایی، جریان ژنی و تنوع ژنتیکی فراهم می‌آورد. این بررسی‌ها همچنین اطلاعات لازم جهت توجیه ایجاد تنوع در حشرات در اثر تاثیرات متقابل با فاکتورهای محیطی را فراهم می‌آورد. در بسیاری از موارد وقتی که هیچ راه دقیقی جهت تشخیص گونه‌های مختلف وجود ندارد، استفاده از داده‌های نشانگرهای مولکولی بسیار راه‌گشا خواهد بود. نشانگرهای مولکولی کاربردهای بیشماری در زمینه‌های مختلف اکولوژیکی حشرات ایفا می‌کنند که به برخی از آنها اشاره می‌شود (حسینی، 1389).
2-8-1- برهم‌کنش حشرات و گیاهان میزبانیکی از کاربردهای نشانگرهای مولکولی در مطالعات مربوط به حشرات، بررسی روابط متقابل گیاهان و حشرات است (حسینی، 1389). Alpha
نشانگرهای DNA ابزاری برای نقشه برداری ژن در گیاهان زراعی مهم است که مقاوم به حشرات آفت هستند، همچنین این نشانگرها در توصیف ژن‌های غیر بیماریزا در حشرات متعامل با گیاهان میزبان مفید هستند(Harris et al., 2003). اطلاعات مولکولی ژنتیک بدست آمده از داده‌های نشانگرها برای توصیف توانایی‌های فنوتیپی حمله حشرات به انواع گیاه خاص استفاده شده است (Behura, 2006). یکی از مثال‌ها در این مورد حشره‌ی گالزا از آفات مهم برنج و گندم است. حشره Orseolia oryzae آفتی بسیار مهم در کشورهای کشت کننده برنج در جنوب و جنوب شرقی آسیاست. این آفت سبب خسارت غیرقابل پیش بینی در تولید برنج می‌گردد. شبیه به این آفت گونه گالزای دیگری بنام Mayetiola destructor سبب خسارت‌های اقتصادی بسیار سنگینی در محصول گندم می‌شود (Behura, 2006). نکته قابل توجه این است که علی رغم استفاده از 32 ژن مقاوم در گندم جهت مقابله با خسارت ناشی از این آفت در آمریکای شمالی استرین‌های مقاومی در مقابل ژن‌های مقاومت تکامل یافته‌اند. این مسئله سبب گردید تا آفت مذکور طغیان نموده و به طور میانگین خسارتی حدود 100 میلیون دلار در سال وارد نماید (حسینی، 1389). بدین منظور وقتی نشانگر RAPD را با مجموعه‌ای از DNA استرین‌های مختلف این آفت استفاده نمودند (Behura, 2006)، نتیجه جالب توجه شناسایی چندین مکان ژنی خاص در افراد مختلفی در استرین‌‌ها بود. سپس با تائید آن با روش ساترن بلات و متعاقباً توالی‌یابی این نقاط، نشانگرهای SCAR تهیه گردید. با استفاده از این نشانگرها آلل‌های خاص را که چنین نشانگرهایی تشخیص می‌دادند تکثیر شدند. چنین روشی سبب شد تا روابط متقابل بین ژنوتیپ و فنوتیپ‌های مشاهده شده در این بیوتیپ‌ها تعیین گردید (حسینی، 1389).
مثال دیگر در شته‌های زیرخانواده‌ی Aphidinae است که دو تیپ بالدار و بدون بال دارد. افرادی که به میزبان اصلی خود حمله می‌کنند افراد نر و ماده بالدار هستند. این ماده‌های بالدار بکرزا هستند که به میزبان ثانویه (گیاهان علفی) برمی‌گردند. در چنین شرایطی نشانگرهای مولکولی DNA اطلاعات بسیار مفیدی را در جهت فهم اساس ژنتیکی چند تیپی در این شته‌ها فراهم آوردند. با استفاده از نشانگر RAPD کشف گردید که در بین فنوتیپ بالدار و فنوتیپ بدون بال اختلافات ژنتیکی عمده‌ای وجود دارد(Lushai et al., 1997). جمعیت‌های‌‌‌‌ طبیعی شته Sitobion avenae دارای میزبان‌های مختلف علفی و همچنین غلات است (Lushai et al., 2002). استفاده از نشانگر RAPD نشان داد که بین الگوی باندهای تشکیل شده بوسیله‌ی این نشانگرها و سازش به یک گیاه میزبان رابطه‌ای وجود دارد. از چنین پروفایل‌هایی می‌توان ژنوتیپ‌های تخصصی را که روی علف هرز خاص یافت می‌شوند از کل ژنوتیپ‌هایی که روی گیاهان کشت شده و علف‌های هرز یافت می‌شوند تشخیص داد (حسینی، 1389). اساس ژنتیکی گیاهانی که میزبان شته ریشه کاهو هستند توسط نشانگرهای SSR مطالعه شده است(Miller et al., 2005). در تحقیق دیگری درجه خسارت‌زایی کلنی‌هایی از شته نخود در پاسخ به مقاومت طبیعی در یونجه بوسیله نشانگرهای RAPD مطالعه شده است(Bournoville et al., 2000). مطالعه برهم کنش بین موجودات گیاهخوار همانند حشرات و گیاهان میزبان از اساسی‌ترین موضوعات بررسی روابط تکامل متقابل می‌باشد. معمولاً مطالعه و بررسی چنین موضوعاتی بسیار دشوار است. از جمله مشکل‌ترین برهم کنش‌های اکولوژیکی مطالعه رفتارهای تغذیه‌ای حشرات است. حشره‌شناسان برای شناسایی غذای حشرات شکارگر از روش‌های بیوشیمیایی و مولکولی استفاده نموده‌اند. از چنین تکنیک‌هایی می‌توان در تعیین روابط گیاهخوار و گیاه نیز استفاده کرد (حسینی، 1389). محققین از روش مولکولی برای شناسایی DNA گونه‌های گیاهان میزبان در محتویات معده حشرات استفاده نمودند. این محققین ابتدا 23 گونه‌ی گیاهی مختلفی را که در ناحیه مورد تحقیق خود یافت می‌شدند را جمع آوری و زیرواحد بزرگ ژن ریبولوز بیس‌فسفات‌کبوکسیلاز از ژن‌های کلروپلاست را برای تمامی گونه‌های جمع آوری شده مورد بررسی و توالی‌یابی قرار دادند. از طرفی هشت خانواده مختلف از حشراتی که در همان محل روی گیاهان ذکر شده فعالیت داشتند را نیز جمع آوری نمودند. پس از بررسی‌های ژنتیکی، نتایج توالی‌یابی نشان داد که تمامی 23 گیاه جمع آوری شده از طریق قطعه ژن 157 جفت بازی rbcL2 کلروپلاست قابل شناسایی هستند. نتایج همچنین نشان دادDNA گیاهان میزبانی که در محتویات معده حشرات گیاهخوار نیز وجود داشتند به راحتی با این روش قابل ردیابی و شناسایی است (حسینی، 1389). در بررسی‌های دیگر مشخص شد که با توالی‌یابی قطعه‌ای از ژنtrnL کلروپلاست می‌توان گیاهانی که به عنوان میزبان سوسک‌های برگخوار بودند را از مخلوط DNA استخراج شده از حشرات، ردیابی و شناسایی کرد. به علاوه نتایج نشان داد که روش مذکور قادر به تعیین ترجیح غذایی سوسک‌های برگخوار است (حسینی، 1389).
2-8-2- برهم کنش حشرات و پاتوژن‌هانشانگرهای مولکولی ابزارهای مناسبی جهت فهم برهم کنش‌های ژنتیکی بین پاتوژن‌های عامل بیماری و حشرات ناقل انتشار دهنده آنها می‌باشند (Behura, 2006; Crampton et al., 1997). بعضی از گونه‌های سن‌های خانواده‌ی Reduviidae از ناقلین بیماری شاگاس در بسیاری از کشورهای آمریکای جنوبی هستند. همچنین بعضی از پشه‌های آنوفل ناقل بیماری مالاریا می‌باشند. از نشانگرهای مولکولی مانند RAPD جهت بررسی توانایی ناقل بودن در این حشرات استفاده شده است (Bosio et al., 2000; Pinto et al., 1998). در زمینه‌های کشاورزی نیز نشانگرهای مولکولی جهت بررسی روابط پاتوژن و حشره ناقل استفاده شده است. به عنوان مثال توانایی انتقال بیماری ویروسی تریستیزای مرکبات توسط شته مرکبات بررسی شده است (حسینی، 1389).
محققین با استفاده از روش Real-time PCR نمایه‌دار قادر به شناسایی و ردیابی ویروس لکه پژمردگی گوجه فرنگی در حشرات ناقل آن یعنی تریپس شدند. از آنجایی که گونه‌های متعددی از تریپس‌ها ناقل ویروس این بیماری هستند، روش فوق قادر به پایش گونه‌ها و جمعیت‌های ناقل ویروس بیماریزا در مزرعه گردید. همچنین محققین با استفاده از روش مذکور قادر به ارزیابی کمیت ویروس نواری برنج در گیاه برنج و ناقل آن یعنی زنجرک Leodelphax striatellus شدند (حسینی، 1389). مطالعات دیگری از جمله شناسایی پاتوژن‌های مفید و غربال کردن آنها به وسیله‌ی نشانگرهای مولکولی جهت کنترل حشرات آفت توسط محققین در حال انجام است (Hodge et al., 1995; Castrillo et al., 2004).
2-8-3- مقاوت به حشره‌کش‌ها
یکی از مهم‌ترین حوضه‌های تحقیق در حشره‌شناسی که از اهمیت پزشکی و کشاورزی برخوردار است، مطالعه مقاومت به حشره‌کش‌ها است. از نشانگرهای مولکولی به منظور شناسایی و مکان‌یابی ژن‌های مقاومت در حشرات علیه حشره‌کش‌ها استفاده شده است. از نشانگر SSR در تعیین فنوتیپ‌های مقاوم به د. د. ت. در Anophels gambiae استفاده گردید. نشانگرهای RFLP نیز علت مقاومت مگس خانگی به د. د. ت. را تعیین نمو (Knipple et al., 1994). بررسی مقاومت Rhyzoptera dominica به فسفین نیز بوسیله نشانگرهای RAPD میسر گردید. بررسی مکان‌های ژنتیکی مقاومت در سوسک سیب‌زمینی نسبت به پایریتروئیدها (حسینی، 1389) و پروانه پشت الماسی نسبت به باسیلوس تروژینسیس توسط نشانگرهای RFLP انجام گردید (Heckel et al., 1999). با استفاده از روش ژنوتاپینگ DNA، جهش‌های موضعی مرتبط با مقاومت به حشره‌کش‌های آزینفوس متیل و پرمترین را بررسی نمودند (Clark et al., 2001).
در بررسی و ردیابی مقاومت به حشره‌کش‌ها، محققین در گونهHypothenemus hampei مقاومت به حشره‌کش اندوسولفان را به روش مولکولی ردیابی نمودند. از آنجایی که گونه مذکور به شدت نسبت به حشره‌کش آندوسولفان و سایر سیکلودین‌ها مقاوم شده بود و در سال‌های طغیانی 90% میوه‌های قهوه به آن آلوده شده بودند محققین بر آن شدند تا علت مقاومت را بررسی نمایند. آنها با استفاده از آغازگرهای انتخابی PCR بخشی از ژن Rd1 تکثیر نمودند. این ژن کد کننده گاما آمینو بوتریک اسید در ناحیه‌ی کانال یون کلراید است. با توال‌یابی ناحیه‌ی ذکر شده آنها ثابت کردن که استرین‌های مقاوم H. hampei در اسیدهای آمینه خود دچار تغییراتی شده‌اند که همانند تغییزات مشاهده شده در استرین‌های مقاوم Drosophia melanogaster است. این تغییر در اسید آمینه شامل جایگزینی اسید آمینه آلانین به سرین می‌باشد. چنین روشی ثابت نمود که می‌توان افراد مقاوم یا حساس را در مراحل تخم، لارو و یا بالغ ردیابی نمود و از آن در پایش جمعیت‌های حشرات در مزرعه استفاده کرد(Ffrench- Constant et al., 1994) .
2-8-4- روابط شکار- شکارگر- پارازیتوئیدنشانگرهای مولکولی در فهم بهتر روابط غذایی شکار- شکارگر- پارازیتوئید در حشرات نقش بسیار مهمی را ایفا نموده‌اند. بررسی و مطالعه روابط غذایی شکار- شکارگر در شرایط مزرعه امری دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است زیرا شکارگر جثه‌ای کوچک و رفتاری اختفاگرایی داشته و مشاهده رفتار تغذیه‌ای آن ناممکن است، اما بوسیله‌ی نشانگرهای مولکولی شناسایی یک یا چندین نوع شکار در محتویات معده حشرات شکارگر امکان‌پذیر شده است. به عنوان مثال با نشانگرهای اختصاصی تهیه شده SCAR بر پایه‌ی PCR از مکان‌های ژنی خاصی که توسط نشانگرهای RAPD ایجاد شده بود. محققین توانستند بقایای دو نوع شکار (Trialeurodes vaporariorum, Helicoverpa armigera) را در محتویات معده سن شکارگر Dicyphus tamaninii ردیابی کنند (Agusti et al., 1999).
علاوه بر شناسایی، نشانگرهای مولکولی همچنین برای تعیین کمیت و درصد پارازیتیسم نیز در حشرات مورد استفاده قرار گرفته‌اند. محققان با ساختن نشانگر اختصاصی Lysiphlebus testacipes توانستند این زنبور را در شته‌های مختلف ردیابی کرده و درصد پارازیتیسم را در شته‌ها تخمین بزنند. تناسب تناوب میزان ردیابی پارازیتوئیدها بوسیله داده‌های مولکولی این مسئله را عنوان می‌کند که کاربرد نشانگرهای مولکولی قادر به تخمین صحیحی از میزان پارازیتیسم خواهد بود (Walton et al., 1990).
2-8-5- سیستماتیک مولکولیمطالعه انواع مختلف موجودات و روابط بین آنها علم سیستماتیک نامیده می‌شود. این بخش از علوم زیستی شامل مطالعه و بررسی طبقه‌بندی و تاکسونومی موجودات است. بطور سنتی اساس این علم بر پایه‌ی شباهت‌ها و تفاوت‌های مرفولوژیک در بین موجودات بنا گذاشته شده است، اما به بدلیل پیشرفت‌های شگرف دهه اخیر تغییرات قابل ملاحظه‌ای در این علم صورت گرفته است. از مهمترین این دلایل ورود تکنیک‌های جدید مولکولی از جمله آنالیز ایزوآنزیم‌ها، سیتوژنتیک مولکولی، ایمونولوژی، هیبریداسیون DNA- DNA و غیره به این عرصه از علم می‌باشد. در واقع در سیستماتیک مولکولی از ساختمان مولکولی موجودات به عنوان منبع اطلاعات سود جسته و از آن در بررسی روابط تکاملی آنها استفاده می‌نمایند. از مهم‌ترین این تکنیک‌ها روش‌های مبتنی بر DNA است که زمینه تشخیص‌های دقیق و تفکیک گونه‌ها را میسر ساخته است. فیلوژنی مولکولی از چنین داده‌هایی در جهت ترسیم درخت روابط تکاملی موجودات استفاده می‌کنند.
از مهمترین موضوعات مورد استفاده در شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌ها، مقایسه توالی‌های بین ژن‌ها با تکنیک ردیف سازی توالی‌ها است. از کاربردهای دیگر فیلوژنی مولکولی، DNA barcoding است. در این روش گونه‌های مختلف یک موجود زنده با استفاده از بخش کوچکی از توالی DNA میتوکندری و یا ژن دیگری شناسایی می‌شوند. از کاربردهای دیگر این علم در ژنتیک انسانی است. با این روش‌ها می‌توان هویت بچه‌ای را که پدر و مادر آن مورد شک هستند تعیین نمود. همچنین از این روش‌ها در علوم جنایی برای تعیین هویت اجساد و یا متهمین استفاده می‌شود. این روش معروف به انگشت نگاری DNA است.
همه‌ی موجودات زنده دارای ماده‌ی ژنتیکی DNA، RNA و پروتئین هستند. این فاکتورها اساس مطالعات تکاملی را تشکیل می‌دهند. از آنجا که اساس مواد ژنتیکی نیز بر پایه‌ی توالی بازها یا نوکلئوتیدها بنا نهاده شده است. بنابراین موجوداتی که از لحاظ خویشاوندی به یکدیگر نزدیک باشند در ساختمان مولکولی‌شان شباهت‌های بسیار بالایی وجود دارد. این در حالی است که موجودات غیر خویشاوند از نظر این نوع ترکیبات با همدیگر متفاوتند. در حال حاضر توالی‌یابی تمام ژنوم یک موجود اوری بسیار گران قیمت است و این کار فقط برای تنها چند گونه صورت پذیرفته است. به هر حال تعیین توالی قسمت‌های معینی از کروموزوم‌های خاص امکان‌پذیر است. بطور کلی برای تجزیه و تحلیل سیستماتیک مولکولی گونه‌ها، توالی حدود 1000 جفت باز احتیاج است. در بررسی و مقایسه هر بخش از یک توالی در گونه‌های مختلف ممکن است اختلافاتی در بازها وجود داشته باشد و گونه‌هایی که به یکدیگر شبیه هستند اختلاف کمتری در نوکلئوتیدها داشته و توالی شبیه به هم خواهند داشت (حسینی، 1389).
2-8-6- حشرات تراریخته
حشرات تراریخته حشراتی هستند که DNA موجودات دیگر را بطور مصنوعی به ژنوم آنها وارد نموده‌اند. مهندسی ژنتیک و اصلاحات انجام شده در اطلاعات ژنتیکی حشرات و کنه‌ها، برنامه‌های کنترل تلفیقی آفات را در آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد. یکی از این اهداف شامل تغییر ژنتیکی در پشه‌ها و سایر حشرات ناقل بیماری در گیاهان، انسان و حیوانات است که قابلیت انتقال پاتوژن‌ها بیماریزا را به میزبان نداشته باشند. روش‌های تراریخته قادر به ارتقاء برنامه‌های کنترل ژنتیکی نیز خواهند شد. به عنوان مثال با ایجاد تغییرات ژنتیکی در جمعیت یک گونه فقط افراد نر بطور انبوه پرورش یابند و سپس با تابانیدن پرتوهای رادیواکتیو عقیم گردند. افراد عقیم شده پس از رهاسازی در طبیعت با افراد ماده وحشی در طبیعت جفت‌گیری نموده و نتیجه آن تخم‌های غیربارور خواهد بود. فقط تولید افراد نر عقیم یا فقط افراد ماده بوسیله روش‌های تراریخته، تأثیر و کارایی چنین برنامه‌هایی را ارتقاء خواهد داد. سایر اهدافی که توسط گروه‌های مختلف تحقیقاتی در حال انجام است تولید زنبوران عسل و کرم ابریشم مقاوم در برابر بیماری با داشتن ویژگی‌های اقتصادی مورد نظر می‌باشد. دشمنان طبیعی مورد استفاده در برنامه‌های کنترل بیولوژیکی جهت افزایش کارایی و تأثیرشان با روش‌های تراریخته قابل اصلاح هستند. از جمله این تغییرات می‌توان به اصلاح در نسبت جنسی، میزان تحمل نسبت به دما و رطوبت محیط و دیاپوز اشاره کرد (حسینی، 1389).
2-9- میکروستلایت‌ها یا توالی‌های ساده تکرار شونده
میکروستلایت‌ها یا ریزماهواره‌ها که به طور خلاصه SSR نامیده می‌شوند قطعاتی از DNA هستند که 6-1 باز متوالی تکرار می‌شود. به عنوان مثال توالی ریزماهواره‌ای که دو باز CA در آن 12 بار تکرار می‌شود بصورت CACACACACACACACACACACACA است که در چنین حالتی توالی مکمل آن (GT)12 خواهد بود. ریزماهواره‌ها در ژنوم هسته و کلروپلاست و همچنین ژنوم میتوکندری بعضی از گونه‌ها یافت شده‌اند. تاکنون یافتن نشانگرهای ریز‌ماهواره‌ای کاری بسیار زمان‌بر و پر هزینه بوده اما امروزه استفاده از این نشانگرها بخاطر وجود اطلاعات توالی‌های متعدد در بانک‌های اطلاعاتی DNA نسبتاً کم هزینه‌تر شده است. روش عمومی مورد استفاده در جستجوی این نوع نشانگرها کلون کردن قسمت‌هایی از DNA بصورت کتابخانه ژنتیکی و سپس غربال نمودن این اطلاعات با کاوش‌های ریزماهواره است. کلون‌هایی که حاوی ریز‌ماهواره هستند سپس جدا و نهایتاً توالی یابی می‌شوند. آغازگرهایی که ناحیه ریز‌ماهواره را تکثیر می‌نمایند از روی بخش‌های غیر تکرار شونده توالی ریزماهواره طراحی می‌گردند. توالی‌هایی که این ریزماهواره‌ها را در بر می‌گیرد اغلب در بین گونه‌های نزدیک به هم ثابت است. این بدان معنی است که می‌توان از آغازگرهای ریزماهواره‌‌ها برای چندین گونه استفاده نمود. ریزماهواره‌ها به مراتب سریع‌تر از انواع دیگری از توالی‌ها جهش می‌یابند. میزان بالای پلی‌مورفیسم در ریزماهواره‌ها آنها را جهت بررسی‌های تنوع ژنتیکی افراد و جمعیت‌ها مناسب می‌سازد (حسینی، 1389).نشانگرهای ژنتیکی مبتنی بر میکروساتلیت‌ها در تمام نواحی ژنوم در هر دو بخش نواحی کد کننده و نواحی غیرکد کننده یوکاریوت‌ها و پروکاریوت‌ها پراکنده شده است و واجد تمام شرایط مناسب یک نشانگر می‌باشد. میکروساتلیت‌ها توالی‌های کوتاه تکراری مونو، دی، تری، تترا، پنتا و هگزا نوکلئوتیدی همچون (A)n، (CA)n، (GA)n، (GTA)n، (ATT)n، (GATA)n، (ATTTT)n، (ACGTCG)n می‌‌باشند.
ریزماهوارهها در ژنوم تمام یوکاریوتها وجود دارند. این نشانگرها به دلیل فراوانی زیاد، برای مکان‌یابی ژنتیکی و مطالعه جمعیتها، نشانگرهای ایدهآلی هستند. در موجودات عالی (نظیر گیاهان) قسمت زیادی از ماده وراثتی DNA قابل نسخه برداری نیست. زیرا دارای آغازگر، محل اتصال ریبوزومی و پایانگر نیست. بنابراین این قطعات توسط آنزیمهای نسخهبردار، رونوشت برداری نمیشوند. برای این قسمتها وظیفه‌ای شناخته نشده است، گرچه برخی محققین وظایف بسیار مهمی برای آنها قائل هستند. گاهی این قسمتها حاوی توالیهای تکرار شوندهای هستند که چند صد جفت باز دارند. این توالیها که معمولاً در نواحی سانترومری کروموزومها دیده می‌شوند، ماهواره نامیده می‌شوند. در موارد دیگر یک توالی مرکزی 60-10 جفت بازی چند صد بار تکرار میشود. به این توالیها ماهوارک گفته میشود. ریزماهوارهها شامل واحدهای 6-1 تایی هستند که به دفعات تکرار میشوند. ریزماهوارهها یا همان توالیهای تکراری ساده در سراسر ژنوم پراکنده هستند. تعداد تکرار هر واحد تکرار شونده متفاوت است، ولی حداقل تکرار آن در ریزماهوارههای با هسته دو نوکلئوتیدی10 بار و در ریزماهوارهای با هسته سه نوکلئوتیدی7 بار برآورد شده است.
بر اساس توالی‌های تکرار شونده ریزماهواره‌ها به 3 دسته تقسیم می‌شوند:
الف) ریزماهواره‌های کامل: در این نوع ریزماهوارهها یک واحد ریزماهواره کامل و پشت سر هم مانند GTGTGTGTGTGT بدون هیچ گونه تداخلی دیده میشوند.
ب) ریز ماهواره‌های ناقص: در این نوع ریزماهوارهها در درون واحدهای ریزماهواره‌ای یک یا دو نوکلئوتید غیر ریزماهوارهای مشاهده می‌شود که در ساختمان ریزماهواره تداخل ایجاد می‌کند مانند GTGTGTCGTGTGT.
ج) ریز ماهواره مرکب: در این نوع ریزماهوارهها دو ساختار ریزماهوارهای پشت سر هم قرار داشته و یا یکی درون دیگری قرار می‌گیرد مانند GTGTGTGTGCGCGCGC.
این تنوع در تعداد توالی‌های ریزماهواره، به کمک PCR و الکتروفورز روی ژل پلی‌اکریلامید به خوبی قابل بررسی است. علل مختلفی برای تنوع زیاد تعداد ریزماهوارهها در افراد مختلف یک جمعیت ذکر شده است. در یکی از نظریه‌های بسیار مهم چنین گفته میشود. که تغییر در توالی‌های ریزماهواره‌ای بیشتر به علت خطاهای ناشی از همانندسازی آنزیم پلیمراز است. نکته بسیار مهم و اساسی در مورد ریزماهواره‌ها این است که این توالی‌ها دارای دو توالی منحصر به فرد در دو سمت خود هستند که معمولاً ثابت و حفاظت شده میباشند ولی تعداد تکرار واحدها درون محدوده این دو توالی بسیار متغیر است.
این توالیها در گونههای خویشاوند ثابت مانده و تغییراتی را متحمل نمیشوند. بنابراین اگر بتوان توالی دو طرف ریزماهواره را شناسایی نمود میتوان بر اساس آن آغازگرهایی را طراحی کرد و به کمک PCR قطعه ریزماهواره را تکثیر نمود. البته سختترین و پرهزینهترین قسمت کار نشانگرها تعیین توالی قسمتهای دو طرف ریزماهوارهها میباشد. این مطالعات درگیاهان مختلف و با صرف وقت و هزینههای زیاد انجام میپذیرد. ریزماهوارهها تنوع زیادی دارند و به طور مناسبی در ژنوم گیاهان پخش شدهاند و تعداد آنها نیز در ژنوم گیاهان نسبتاً زیاد است. کارکردن با ریزماهوارهها نسبتاً ساده است و میتوان به راحتی نتایج حاصله را تفسیر نمود، مخصوصاً امروزه نرم‌افزارهای مختلف رایانهای کمکهای شایانی به محققین نموده است. نشانگرهای ریزماهواره از دسته نشانگرهایی هستند که میتوانند به راحتی تفاوت بین افراد هموزیگوت و هتروزیگوت را نشان دهند و به کمک آنها میتوان آللهای مختلف را شناسایی نمود. با توجه به این خصوصیت مهم و چند شکلی بالا، امرزه از این نشانگرها به وفور استفاده میشود. نشانگرهای ریزماهواره بر اساس نحوه طراحی آغازگرها تقسیم بندی میشوند. در یک دسته آغازگرها به نحوی طراحی میشوند که ریزماهوارهها ازدیاد شوند ولی در دستههای دیگر نواحی بین ریزماهوارهای ازدیاد میشود. امروزه روش‌های زیادی برای شناسایی چند شکلی جایگاههای ریزماهوارهای و همچنین جایگاههای میان ریزماهوارهها وجود دارد. در یکی از اولین روش‌ها که به نام PCR تکرارهای کوتاه پیاپی مشهور است، از نواحی مجاور ریزماهواره که معمولاً حالت ثابت دارند، جهت طراحی آغازگر استفاده میشود. تکرارهای کوتاه پیاپی قطعاتی چند نوکلئوتیدی هستند که به طور پیاپی تکرار میشوند و نمونه بارز آن، ریزماهوارهها هستند. بنابراین پس از انجام واکنش PCR، ناحیه وسط این دو آغازگر که در واقع یک توالی تکراری ساده است ازدیاد می‌شود. بسته به تعداد تکرارهای انجام شده، چند شکلی متفاوتی روی ژلهای پلی‌اکریلامید مشخص می‌شود و میتوان آللهای متفاوتی را مشاهده نمود. چنین فرض می‌شود که جهش در تعداد واحدهای تکرار شونده و ایجاد چند شکلی بالا در ریزماهوارهها با یکی از دو مکانیزم کراسینک‌اور نامساوی یا جفت نشدن ناشی از سر خوردن در طول رشته (خطاهای همانندسازی DNA) انجام می‌گیرد.
ریزماهوارهها اغلب چند شکلی بالایی دارند. آنها تک لوکوس بوده و دارای سیستم چندآللی و توارث همبارز هستند. در ژنوم یوکاریوتها به وفور یافت میشوند. چون مقدار بسیار اندک DNA برای بررسی ریزماهوارهها کفایت میکند بنابراین نمونهگیری از موجودات بدون از بین رفتن آنها امکان پذیر میشود. قابلیت تکرار پذیری بالا، امتیازدهی آسان و دقیق، تبادل آسان دادهها در بین آزمایشگاهها و گزینش بدون ابهام آللها از مزایای دیگر ریزماهوارهها هستند.
از معایب ریزماهوارهها میتوان به صرف وقت و هزینه زیاد در مرحله ایجاد و شناسایی، استفاده از مواد خطرناک (مثل اکریل امید و مواد رادیو اکتیو)، دانش اندک در مورد نحوه جهش و لزوم ایجاد روش‌های جدید برای تجزیه و تحلیل دادهها اشاره کرد. دیگر این که شناسایی ریزماهوارهها نیاز به کلون‌سازی و تهیه کتابخانه ژنومی دارد.
2-10- نشانگر ISSR و کاربرد آن در مطالعات گیاهی و جانوری ISSR نشانگر DNA مبتنی بر PCR برای تحقیق در روابط ژنتیکی بسیاری از جمعیت‌ها و کالتیوارهای گیاهی و جانوری استفاده شده است (Zietkiewics et al., 1994; Prevost and Wilkinson, 1990; Tsumura et al., 1996; Deshpande et al., 2001; Bornet et al., 2002). در روش ISSR تکثیر قطعه DNA بین دو ناحیه تکراری ریزماهواره مشابه، در دو جهت مختلف صورت می‌گیرد. این تکنیک ریزماهواره‌هایی با طول 16 الی 25 جفت باز را به عنوان آغازگر در واکنش PCR تک آغازگره استفاده و چندین جایگاه ژنی عمدتاً توالی‌های بینابینی با اندازه‌های مختلف را تکثیر می‌کند. توالی‌های ریزماهواره‌های مورد استفاده به عنوان آغازگر می توانند دی نوکلئوتید، تری نوکلئوتید، تترا و پنتا نوکلئوتید می‌باشند (Gupta et al., 1994; Meyer et al., 1993).
آغازگرها ممکن است در یکی از دو انتهای 3َ یا 5َ با 1 تا 4 باز دژنره شده انکورد شوند. این تکنیک بیشتر مزایای آنالیز ریزماهواره‌ها و AFLP را همراه با آغازگرهای اختیاری RAPD ترکیب می‌کند. ISSR به دلیل کاربرد آغازگرهای طولانی‌تر (16 تا 25 مری) از نشانگر RAPD (با آغازگر 10 مری) تکرار پذیری بیشتری دارد و کاربرد دمای بالای اتصال آغازگر به نمونه DNA در مقایسه با نشانگر RAPD به قدرت باندی بالاتری منجرب شده است.
مطالعه روی تکرار پذیری نشان داد که تنها باندهای کمرنگ‌تر تکرار پذیرند. حدود 92 تا 95 درصد قطعات نمره داده شده در یک نمونه DNA در یک کالتیوار با PCR جدا در روی ژل اکریلامید تکرار می‌شوند (Fang and Roose., 1997; Fang et al., 1997; Moreno et al., 1998).
10 نانوگرم نمونه DNA همان کارایی را در مورد فراورده‌های تکثیر شده نشان داد که نمونه‌های 25 و 50 نانوگرمی در مخلوط واکنش 20 میکرولیتری از خود نشان دادند. دمای اتصال آغازگز به محتوای بازهای G+C بستگی دارد و در مورد آغازگرهای ISSR بین 45 تا 65 درجه سلیسیوس متغیر است.


ISSR نشانگر غالب بوده و از قوانین ساده مندل تبعیت می‌کند (Gupta et al., 1994; Tsumura et al., 1996; Ratnaparkhe et al., 1998; Wang et al., 1998) با وجود این در برخی موارد هم بارز نشان داده شده است که می‌تواند هوموزیگوزیتی را از هتروزیگوزیتی متمایز سازد (Akagi et al., 1996; Wang et al., 1998; Sankar and Moore, 2001). این نشانگر با واژه‌های مختلف توسط محققین مختلف معرفی شده است (جدول 2-1)
جدول 2-1: نام‌های متفاوت و همنام تکنیک ISSR-PCRاصطلاح استفاده شده منبع
MP-PCR, Microsatellite primed PCR (refers to unanchored primer) Meyer et al. (1993)
SSR-anchored PCR, Inter-SSR amplification Zietkiewicz et al. (1994)
SPAR (single primer amplification reaction) Gupta et al. (1994)
RAMPs (random amplified microsatellite polymorphisms) Wu et al. (1994)
RAMs (randomly amplified microsatellites) Hantula et al. (1996)
AMP-PCR (anchored microsatellite primed PCR) Weising et al. (1998)
ASSR (anchored simple sequence repeats) Wang et al. (1998)
2-11- منابع تغییرات و چند شکلیتغییر نرخ تکاملی درون ریزماهواره‌ها به طور قابل توجهی بیشتر از انواع دیگر DNA می‌باشد از این رو احتمال چندشکلی در این توالی‌ها بیشتر است منبع تغییرات در باندهای بدست آمده از نشانگر ISSR می‌تواند به یکی از دلایل زیر یا ترکیبی از آنها نسبت داده شود:
2-11-1- نمونه DNAسرایش آنزیم DNAپلیمراز در طول رونویسی DNA و شکست در تعمیر mismatch به عنوان مکانیسم برای ایجاد تفاوت در توالی‌های تکراری ساده یا SSR قلمداد می‌شود. جهش در نقطه اتصال آغازگر همچون RAPD سبب تشکیل یا عدم تشکیل باند و نمرات 0 و 1 می‌شود. حذف و قرارگرفتن درون نواحی تکراری ساده به غیبت باند یا چندشکلی طویل بسته به تشکیل اندازه قطعه قابل تکثیر منجر می‌شود. تفاوت در تعداد نوکلئوتیدها درون تکرارهای ریزماهواره‌ها به چند شکلی طویل منجر خواهد شد وقتی از آغازگر انکورد شده در انتهای 5َ استفاده شود.
2-11-2- طبیعت آغازگرهای مورد استفاده:سطح چند شکلی به انکورد شدن یا نشدن، انکورد شدن در انتهای 3َ یا 5َ و توالی آغازگر مورد استفاده بستگی دارد. زمانی که از آغازگرهای انکورد نشده استفاده می‌شود باندهای واضح و تمیز به دلیل تمایل آغازگر به سرایش بین واحدهای تکراری در حین تکثیر جای خود را به باندهای ضعیف می‌دهند. وقتی آغازگر در انتهای َ5 انکورد می‌شود فراورده‌های چند شکل بیشتری تکثیر شده می‌شود. معمولاً آغازگرهای دی نوکلئوتید انکورد شده در دو انتهای َ3 و 5َ چند شکلی بیشتری نشان می‌دهند (Joshi et al., 2000; Nagaoka and Ogihara, 1997). آغازگرهای انکورد شده در انتهای 3َ در مقایسه با آغازگرهای انکورد شده در انتهای 5َ باندهای شفاف‌تری تولید می‌کنند (Tsumura et al., 1996; Nagaoka and Ogihara, 1997). چون آغازگرها توالی‌های ساده تکراری با توزیع و فراوانی متفاوت در ژنوم هستند بر تولید باند در گونه‌های مختلف تاثیر می‌گذارند. با در نظر گرفتن دی و تری نوکلئوتیدها در کنار هم یک توالی ساده تکراری یا ISSR در هر 33 کیلو باز از توالی DNA هسته‌ای در مقایسه با 423 کیلوباز از توالی DNA اندامی وجود دارد (Wang et al., 1994). در کل آغازگرهایی با توالی(CA)، (AC)، (TC)، (CT)، (GA)، (AG) چند شکلی بیشتری در مقایسه با دی، تری و تترانوکلئوتیدها از خود نشان می‌دهند. توالی A+T فراوان‌ترین دی‌نوکلئوتید در گیاهان هست. تری و تترانوکلئوتیدها فراوانی کمتری در مقایسه با دی‌نوکلئوتیدها داشته و کمتر در مطالعات استفاده می‌شوند.
توالی‌های AG و GA باندهای شفافی در مطالعه برنج و نخود تولید می‌کنند (Joshi et al., 2000;Reddy et al., 2000; Sarla et al., 2000; Ratnaparkhe et al., 1998) در حالی که آغازگرهای مبتنی بر AC در سیب زمینی و گندم کارایی بهتری دارند (Nagaoka and Ogihara, 1997; Kojima et al., 1998;).
قدرت حل (Rp) شاخصیست که برای مقایسه ارزش آغازگرهای مختلف از لحاظ باندهای اطلاعات دهنده بدست آمده از سری بانک ژن توسعه یافت (Provest and Wilkinson, 1999).
2-11-3- روش کشفسطح چند شکلی کشف شده، نشان داده شده که با روش کشف مورد استفاده متفاوت است. الکتروفورز روی ژل اکریلامید در ترکیب با رادیواکتیویته حساس‌ترین است و در جایگاه دوم ژل اکریلامید رنگ‌آمیزی شده با نیترات نقره قرار دارد. ژل آگارز و رنگ آمیزی با اتیدیوم بروماید در جایگاه سوم قرار می‌گیرد. کاربرد ژل اکریلامید تعداد باندهای به مراتب بیشتری را در مقایسه با آگارز نشان داد (Moreno et al., 1998). در مطالعه نارنگی سه برگه رنگ آمیزی نیترات نقره همه باندهای کشف شده با اتورادیوگرافی را نشان داد (Fang et al., 1997). با وجود این سطح بالای چند شکلی کشف شده حتی وقتی که فراورده‌های تکثیر ISSR روی ژل آگارز بدون نشاندار شدن استفاده شد مشاهده گردید. بنابراین نیاز به رادیواکتیویته می‌تواند اجتناب شود وقتی که نمونه‌های بسیاری از بانک ژن مطالعه می‌شوند. ISSR-PCR تکنیک موثره سریع، ساده با تکرارپذیری بالاست که در آن کاربرد رادیواکتیویته لازم نیست. آغازگرهای اختصاصی آن به راحتی سنتز می‌شوند و تفاوت در طول و توالی آن امکان‌پذیر است. فراورده‌های تکثیر شده معمولاً 2000-200 جفت باز طول دارند و بوسیله الکتروفورز آگارز و اکریلامید نتیجه مناسب را ارایه می‌دهند.
2-12- کاربردهای تکنیک ISSR2-12-1- انگشت‌نگاری ژنتیکیانگشت‌نگاری DNA ابزار مهمی برای دسته بندی بانک ژن و استقرار شباهت در میان واریته‌ها، هیبریدها و منابع والدینی در مدیریت بانک ژن و برنامه‌های اصلاح نژاد می‌باشد. آغازگرهای دی‌نوکلئوتید ISSR انکورد شده در یکی از دو انتهای َ3 یا 5َ در مطالعه انگشت‌نگاری با تکرارپذیری بالا برای حفظ مجموعه گیاه کاکائو استفاده شده است (Charters and Wilkinson, 2000). تکنیک ISSR چند شکلی مناسبی برای تمایز واریته‌های مختلف گل داوودی نشان داد ((Wolf et al., 1998.
2-12-2- تنوع ژنتیکی و آنالیز فیلوژنتیکیتکنیک ISSR به طور موفقیت آمیزی برای تخمین تنوع ژنتیکی در سطح درون و بین گونه‌ای طیف وسیعی از گونه‌های گیاهی همچون برنج (Joshi et al., 2000)، گندم (Nagaoka and Ogihara, 1997)، سیب زمینی، بارهنگ (Wolf and Morgan-Richards, 1998) و ارزن انگشتی ((Salimath et al., 1995 و گونه‌های جانوری استفاده شد. آغازگرهای توالی‌های ساده تکراری انکورد شده مفیدتر و تکرارپذیرتر از ایزوزایم‌ها، RAPD و RFLP در تجزیه تنوع بانک ژن پرتقال سه برگه معرفی شد (Fang et al., 1997). ISSR برای تجزیه تنوع در جنس Elusine به لحاظ کمی و کیفی نسبت به نشانگرهای RAPD و RFLP برتری داشت (Salimath et al., 1995). به طور معنی‌داری تکنیک ISSR در سطح گونه کارایی مناسبی برای تمایز واریته‌ها از خود نشان داد برای مثال 5 آغازگر انکورد شده در انتهای 5 توانستند 20 کالتیوار Brassica napus را از یکدیگر متمایز سازند (Charters et al., 1996).
2-12-3- نقشه‌یابی ژنتیکیاکثر مطالعات نقشه‌یابی ژنتیکی بروی گیاهان استوار است، با استفاده از تکنیک‌های ISSR، RAPD و Isozyme موفق به کشف نقشه ژنی شاه‌بلوط شدند (Casasoli et al., 2000) و همچنین کاربرد نشانگرهای RFLP، RAPD و ISSR برای نقشه یابی کاج سیاه ژاپنی و اروپایی (Arcade et al., 2000)، مشخص کرد که نشانگرهای ISSR و RAPD به لحاظ کیفی نسبت به Isozyme برتری دارند(Casasoli et al., 2000) .
2-12-4- تعیین فراوانی توالی‌های ساده تکراری (SSR)ISSR دیدگاه مناسبی جهت سازماندهی، فراوانی و سطح چند شکلی توالی‌های تکراری ساده متفاوت در ژنوم‌های گیاهی و جانوری ارایه می‌دهد. در گندم و برنج توالی‌های ساده تکراری دی‌‌نوکلئوتیدی به عنوان آغازگر استفاده و تعداد زیادی باند تولید کرد بنابراین نسبت به تکرارهایی با توالی ساده با واحدهای بزرگتر، عمومی‌تر هستند (Nagaoka and Ogihara, 1997). آغازگرهای GA انکورد شده در انتهای َ3 پنج مرتبه باندهای بیشتری نسبت به توالی GT تولید می‌کنند که نشان دهنده فراوانی کم یا فقدان توالی GT می‌باشد. نشان داده شده است که توالی‌های تترانوکلئوتیدی در طول ژنوم یوکاریوت‌ها فراوانند (Gupta et al.,1994) و تترامر AGAC و GACA در ژنوم علف‌ها پخش شده‌اند (Pasakinskiene et al., 2000). توالی‌های تترانوکلئوتیدی در تمایز درون گونه‌ای مگس‌های Simuliidae عملکرد مناسبی داشتند (Dusinsky et al., 2006).
2-12-5- مطالعه جمعیت‌های طبیعی و گونه‌زایینشانگر ISSR l معرفی شده تا در سیستماتیک و آزمایش فرضیه‌های گونه‌زایی مفید باشد (Wolf et al.,1998). منشا گونه Pens--on clevelandi با کاربرد تنها 8 نشانگر ISSR شناسایی شد. کاربرد این تکنیک مولکولی در اکولوژی طیف زیادی از خانواده‌های گیاهی استفاده شده است که عبارتند از: Brassicacea، Orchidaceae، Poaceae، Violaceae، Hippocastanaceae، Scrophulariaceae و Asteraceae تفاوت‌های درون و بین جمعیتی را می‌توان با نشانگر چند جایگاه ژنی ISSR شناسایی کرد. نشان داده شده است میزان تفاوت بین جمعیت‌های O. granulate از نواحی مختلف (2/49 درصد) بیشتر از تفاوت‌های جمعیتی درون یک ناحیه (38 درصد) یا درون یک جمعیت (12 درصد) با استفاده از نشانگر ISSR است (Qian et al., 2001).
2-13- چشم انداز کاربرد ISSR در ژنتیک مولکولینیاز به تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری جهت توسعه و بهبود آن در اصلاح نژاد آینده بسیار با اهمیت بوده و نشانگر مولکولی ISSR بی‌شک نقش مهمی در این زمینه ایفا می‌کند زیرا این نشانگر قادر به تشخیص چندشکلی زیاد در گونه‌ها و واریته‌های نزدیک به هم بوده و در تمایز آنها کارایی خوبی دارد و می‌تواند در مقایسه با نشانگرهای دیگر ارزان‌تر و مفیدتر باشد ( Gupta et al., 1994; Salimath et al., 1995; Virk et al., 2000). در بسیاری از مطالعات به منظور تعیین چندشکلی و مقایسه سیستم‌های مولکولی برای مثال در گروه SSR از تری و تترانوکلئوتیدها استفاده می‌شود. چنین توالی‌هایی در مقایسه با دی‌نوکلئوتیدها نه تنها فراوان نیستند بلکه نمی‌توانند در دسته‌بندی واریته‌ها و گونه‌ها مفید باشند. داده‌های بسیاری با کاربرد توالی‌های SSR بدست می‌آید که در محدوده وسیع‌تری از ژنوم انتشار داشته باشند. با کاربرد ISSR با نشانگر RAPD میزان بیشتری چند شکلی قابل اکتشاف می‌باشد ((Joshi et al., 2000; Becker and Heun, 1995.تکنیک ISSR بدون محدودیت نمی‌باشد برای مثال همچون RAPD ممکن است قطعات هم حرکت از نواحی غیر هومولوگ منشا و با هم حرکت کنند که ممکن است سبب ایراداتی در تخمین شباهت ژنتیکی گردد (Sanchez et al., 1996). طبیعت مولکولی چند شکلی تنها در صورتی شناخته می‌شود که قطعه استخراج شده از ژل توالی‌یابی شود. نشانگر ISSR متصل به صفات مهمی زراعی توالی‌یابی شد و در نشانگر STS برای انتخاب مارکر مناسب مورد استفاده قرار گرفت. یکی از مزایای ISSR در پیوستگی آنها با جایگاه‌های ژنی SSR می‌باشد. اگر چه ریزماهواره‌ها احتمالاً خودشان به طور انتخابی خنثی و بدون عمل می‌باشند پی برده شده که به نواحی کدکننده متصل هستند به همین دلیل ISSR احتمالاً نشان دهنده نواحی قوی ژنی می‌باشند (Kojima et al., 1998).
2-14- کاربرد نشانگر ISSR در حشره شناسیمطالعات محدودی از کاربرد نشانگر ISSR در حشره‌شناسی چاپ شده است و عمده این مطالعات روی دو راسته بالپولکداران و دوبالان متمرکز بوده و دو مطالعه روی زنجره‌ها و شته‌ها از راسته جوربالان، دو مطالعه روی زنبور عسل از بال‌غشائیان، مطالعه‌ای روی سوسک کرگدنی از سخت بالپوشان صورت گرفته است. مطالعات صورت گرفته به شرح زیر می‌باشند:
مطالعه تنوع ژنتیکی زنجره Sogatella furcifera در چین (Liu et al., 2010).
مطالعه کاربرد نشانگر ISSR در تعیین تفاوت فردی و جمعیتی دو گونه شته Pemphigus obesinymphae و Acythosiphum pisum و یک گونه مگس موسکوئیت Aedes aegypti در آمریکا (Abbot, 2001).
بررسی چندشکلی 3 جمعیت زنجرک جنس Homalodisca از خانواده Cicadellidae با نشانگر ISSR در آمریکا (De Leon and Walker, 2004).
مطالعه تنوع ژنتیکی دو گونه از مگس‌های جنس Mayetiola از خانواده Cecidomyiidae در تونس (Mezghani Khemakhem et al., 2005).
بررسی کاربرد نشانگر ISSR در تنوع ژنتیکی درون و بین گونه ای مگس‌های خانواده Simuliidae (Dusinsky et al., 2006).
کاربرد نشانگر ISSR در بررسی چندشکلی پروانه‌های خانواده Noctuidae (Hundsdoerfer and Wink., 2005).
کاربرد ISSR-PCR در فیلوژنیHyles euphorbiaecomplex از پروانه‌های خانواده Sphingidae (Hundsdoerfer et al., 2005).
مطالعه ساختار جمعیت‌های وحشی و نیمه اهلی کرم ابریشم Antherae mylitta با نشانگر ISSR (Kar et al., 2005; Liu et al., 2010).
تنوع ژنتیکی آفت سوسک کرگدنی خرما Oryctes rhinocerus از خانواده Scarabaeidae با نشانگر ISSR (Manjeri et al., 2011).
بررسی تنوع ژنتیکی کرم ابریشم دارای دیاپوز و فاقد دیاپوز با نشانگر ISSR و همراهی آن با برخی صفات اقتصادی در هند (Reddy et al., 1999; Velu et al., 2008; Chatterjee and Mohandas, 2003; Liu et al., 2010; Awashti et al., 2008).
ارزیابی ژنتیکی کرم ابریشم اری Samia Cynthia ricini و ردیابی جایگاه‌های مرتبط با کمیت و موقعیت جغرافیایی در هند (P--eep et al., 2010; Liu et al., 2010).
بررسی نژادهای مختلف زنبور عسل مقاوم و حساس به کنه Varroa در امارات (Al-OItaibi, 2008; Paplauskiene et al., 2006).
در بخش کنه‌شناسی نیز مطالعات محدودی صورت گرفته است:
کاربرد نشانگر ISSR در تنوع ژنتیکی کنه Tyrophagus putrescentiae از خانواده Acaridae (Zhu et al., 2010)
آنالیز ژنتیکی زنبور Bombus hypocrita با بهینه کردن نشانگر ISSR (Geng et al., 2009)
2-15- نشانگرهای DNA مبتنی بر واکنش زنجیره‌ای پلیمرازواکنش زنجیره‌ای پلیمراز یک روش سریع، آسان و نامحدود (Powledge, 2004) سنتز آنزیمی DNA در محیط بی‌جان است که در برگیرنده‌ی فرایندی از سیکل‌های تکراری با مرحله‌های مشخص و تعریف شده در هر سیکل است (معتمدی، 1385).
در این فرایند که تقلیدی از فراین همانند سازی DNA در طبیعت است، الیگونوکلئوتیدهای مصنوعی که مکمل ردیف شناخته شده‌‌ی دو انتهای قطعه مورد نظر DNA هستند، به عنوان آغازگر مورد استفاده قرار می‌گیرند تا واکنش آنزیمی همانند سازی DNA در درون لوله‌ آزمایش امکان‌پذیر شود. این همانند سازی فرایندی آنزیمی است و توسط انواع مختلفی از آنزیم‌های پلیمراز صورت می‌گیرد (نقوی و همکاران، 1388).
فصل سوممواد و روش‌ها3-1- جمع آوری نمونه‌هابرای انجام بررسی‌های ژنتیکی و مرفولوژیکی توده‌های زنبور عسل برخی از نواحی ایران، از پنج استان خوزستان، کردستان، مرکزی، اصفهان، فارس (شکل 3-1 و جدول3-1)، از بین زنبوردارانی که کوچ خارج از استان نداشته، دارای بیش 50 کلنی و حدود سه سال یا بیشتر سابقه زنبورداری داشتند به صورت تصادفی از 5-3 کلنی، زنبور کارگر نمونه‌ برداری انجام شد. نمونه برداری در فروردین و اردیبهشت 1391 انجام شد. از هر کلنی 50 زنبور کارگر به صورت تصادفی توسط اسپیراتور جمع آوری شده و نمونه‌ها به ظرف حاوی یخ منتقل و تا زمان انتقال به آزمایشگاه نگهداری شدند (شکل 3-2).

شکل3-1: پنج استان جمع آوری نمونه‌ی زنبور عسل:1- خوزستان 2- کردستان 3- مرکزی 4- اصفهان 5- فارسجدول3-1: مکان‌ و آدرس‌های محل نمونه برداری زنبور عسلمکان زنبورستان شماره 1 زنبورستان شماره 2 زنبورستان شماره 3
استان خوزستان شوش، ایستگاه راه آهن شوش، ایستگاه راه آهن شوش، روستای جریه
استان کردستان روستای نشور (احمد کر) روستای قلیان منطقه کتوش (پدیسار) روستای برازان(نباتی)
استان مرکزی نظم اباد(مختاری) جاده فراهان، پارک جنگلی (رفیعی) سنجان، شهرک نبئی (تقوایی‌نژاد)
استان اصفهان نجف اباد، جاده پولادشهر (شاطری) نجف اباد، جاده پولادشهر (بی نام) نجف اباد، جاده پولادشهر (بی نام)
استان فارس کفترک، بونک اول (حکمت روستا) کفترک، بونک اول (زارع) جاده سروستان روستای مهارلو (کاووس روستا)

شکل3-2: نمایی از مکان‌های جمع آوری نمونه‌های زنبور عسل3-2- استخراج DNA زنبور عسلروزانه از 10 نمونه حشره کامل به صورت زیر DNA استخراج شد:
1- جداسازی بال حشرات و خرد کردن بدن کامل یک حشره کامل ماده درون ازت مایع و انتقال آن به میکروتیوب 7/1 میلی‌لیتری.
2- اضافه کردن 400 میکرولیتر بافر استخراج و 40میکرولیترSDS 20 درصد و قرار دادن در حمام آب گرم (شکل 3-3) 65 درجه سلیسیوس به مدت 2 ساعت با تکان‌های چند دقیقه ای در طول 2 ساعت.

شکل 3-3: دستگاه حمام آب مورد استفاده در این آزمایشات بافر استخراج حاوی موارد زیر است:
Tris-HCl…..10mM
EDTA…...….2mM
NaCl…...…0.4mM
PH=8
نکته: EDTA مانع فعالیت سایر آنزیم‌ها می‌گردد. SDS به عنوان یک پاک کننده غشا سلولی را مضمحل می‌کند. دمای بالا سبب می‌شود تا SDS غشا سلولی را بهتر شکسته و از هم گسیخته نماید و همچنین به اضمحلالل RNA کمک می‌کند.
3- افزودن 300 میکرولیتر NaCl 5/4 مولار به نمونه‌ها.
نکته: در استخراج DNA، وجود نمک با غلظت بالا پلی‌ساکاریدها را ته‌نشین می‌کند.
4- ورتکس کردن مجموعه به مدت کوتاه (حدود 15 تا 30 ثانیه).
5- پانزده دقیقه سانتریفیوژ (شکل3-4) در 11000 دور و انتقال فاز بالایی به میکروتیوب جدید.
نکته: در این حالت DNA در مایع جمع آوری شده قرار داشته در صورتی که سایر مواد سلولی و پروتئین در مواد ته‌نشین شده تیوب قبلی باقی مانده‌اند.
6- اضافه کردن کلروفرم (هم حجم مایع) و ده دقیقه سانتریفیوژ در 3000 دور.
7- جداسازی فاز بالایی و انتقال به میکروتیوب جدید و اضافه کردن اتانول مطلق سرد (دو برابر حجم) و همچنین100 میکرولیتر استات سدیم 3 مولار.

شکل 3-4: دستگاه سانتریفیوژ مورد استفاده در این آزمایشات8- سر و ته کردن میکروتیوب‌ها برای مشاهده کلاف DNA و سپس قرار دادن میکروتیوب‌ها در فریزر منفی 20 درجه سانتی‌گراد برای یک شب.
9- سانتریفیوژ به مدت 10 دقیقه در 8000 دور.

bew166

centercenter00
2977515-31686500
1-1) مقدمهامروزه، از جمله مهمترین مباحث بازاریابی، برند و نام تجاری است که پیش روی شرکت های تجاری قرار دارد. اهمیت آن تا حدی است که مدیریت برند به رشته مستقلی در مجامع علمی تبدیل شده است. برند عبارت است از نام، عبارت، اصطلاح، علامت، نشانه، طرح، نماد یا ترکیبی از آن ها به منظور شناساندن محصولات و خدمات فروشندگان یا متمایز ساختن آن ها از محصولات شرکت های رقیب (کارتر و آرمسترانگ، 1386، ص 376). برند از لحاظ اقتصادی و استراتژیکی ازجمله با ارزش ترین دارایی های هر شرکتی محسوب می شود؛ در سال های اخیر محققان به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی محصولات و خدمات برای شرکت ها در درون محصولات و خدمات نیست بلکه این ارزش در ذهن مشتریان واقعی و بالقوه وجود دارد و این برند است که ارزش واقعی را در ذهن مشتریان ایجاد می‎کند (کلر، 2008، ص 88). به این ترتیب می توان گفت بارزترین مهارت یک بازاریاب حرفه ای این است که برندی ایجاد نماید که بتواند از آن حمایت کند، مصونش دارد و آن را تقویت کند (خدنگ، 1388، ص8).
همچنین در نتیجه افزایش رقابت که ازمشخصه های بازارهای جهانی است شرکت ها، استراتژی های خود را در جهت جلب رضایت و حفظ مشتری متمرکز می‎کنند (گاستافسون و همکاران، 2005). در این رابطه، ایجاد برند یک استراتژی است که شرایطی ایجاد می‎کند که سازمان ها بتوانند روابط بلند مدت پرمنفعتی را با مشتریان خود برقرار کنند؛ بعلاوه، برند شدن برای مشتری ویژه ارزش ایجاد می‎کند که به رضایت و بقاء مشتری کمک می نماید. هرچند به دلیل لمس ناپذیری و ریسک درک شده مرتبط با خدمات، برداشت مشتری از خدمات برند بسیار مهم است؛ چرا که برداشت مشتری رفتار نهایی آن را نسبت به برند ایجاد می‎کند (کاظمی راد، 1388، ص59). بالطبع برند شدن برای استفاده کنندگان خدمات به اندازه سازنده‎های کالای فیزیکی از اهمیت برخوردار است.
به این ترتیب نام تجاری از جمله دارایی های نا مشهود هر سازمانی به خصوص سازمانهای خدماتی می‎باشد، در این سازمان ها، ارزیابی مشتریان از خدمات به دلیل ماهیت نا ملموس آن، به واسطه برند سازمان ممکن می باشد (کریشمان و همکاران، 1996، ص 394)؛ به این ترتیب تعیین نام تجاری فرصت جلب مجموعه ای از مشتریان وفادار و سود آور را در اختیار شرکت ها قرار می دهد که به واسطه آن فروشندگان تا اندازه ای از نام تجاری خود در مقابل رقبا مراقبت می‎کنندودر برنامه ریزی های خود کنترل بیشتری را اعمال می نمایند. (کاتلر، 1386، ص 486).
از دیگر مفاهیم مهم در زمینه بازاریابی وفاداری به برند است که نقش مهمی در ایجاد منافع بلند مدت برای سازمان ها ایفا می‎کند؛ زیرا مشتریان وفادار نیازی به تلاش های ترفیعی گسترده ندارند آنها با کمال میل حاضر هستند مبالغ بیشتری را برای کسب مزایا و کیفیت برند مورد علاقه خود پرداخت نمایند. وفاداری علاوه بر افزایش سهم بازار موجب تقاضای سازمان برای دریافت قیمت بالاتر نسبت به رقبا می شود و همچنین تبلیغات دهان به دهان مثبت را بین مشتریان افزایش می دهد. انجمن بازاریابی آمریکا، وفاداری به برند را چنین تعریف می‎کند: فرصتی که در آن یک مشتری بجای خریدن یک محصول از چندین عرضه کننده آ ن را به طور مکرر از یک عرضه کننده خریداری می نماید (کاظمی راد، 1388، ص64) تحقیقات نشان می دهد که هزینه نگهداری یک مشتری وفادار کمتر از هزینه جذب یک مشتری جدید است (سید جوادین، امینی و امینی، 1389، ص61). وفاداری به برند حاکی از نگرش مثبت مشتری به برند و پایبندی و قصد ادامه خرید درآینده است. وفاداری به برند مستقیماً متأثر از رضایت یا نارضایتی مشتری از برند در طول زمان و همینطور کیفیت محصول است (دهدشتی، 1386، ص72). سو و همکاران در سال 2013 بیان کردند که وفاداری به برند عبارت است از تعهد مشتریان به داشتن ارتباط دراز مدت با یک برند (سو و همکاران، 2013، ص 405).
1-2) بیان مسئلهبا وجود اینکه بیش از 30 سال کار مداوم جهت غنای دانش برند در اروپا و آمریکا انجام شده است؛ این مفهوم در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. فقدان دانش برند و مدیریت برند صحیح در ایران نتیجه ای جز فروش روز افزون برندهای خارجی در میان نوجوانان و جوانان و انزوای محصولات داخلی به همراه نداشته است؛ برند به دلیل شناساندن هویت سازمان به مشتریانش، الزامی استراتژیک برای سازمان قلمداد می شود. تحقیقات دانشگاهی صورت گرفته در ایران عامل وفاداری مشتریان را مهمترین عامل تمایل مصرف کنندگان به اکثر محصولات و خدمات مورد بررسی معرفی می‎کنند؛ از نظر اولیور (1999) وفاداری مارک تجاری عبارت است از تعهد عمیق برای خرید دوباره یک خدمت یا محصول به طور مداوم در آینده که سبب تکرار مارک تجاری مشابه یا خرید مجموعه مشابه مارک تجاری می شود، با اینکه اثرات محیطی و تلاشهای بازاریابی عاملی جهت تغییر رفتار می باشد (خدنگ، 1388، ص12). ایجاد وفاداری در مشتری مفهومی است که در کسب و کارهای امروزی به جهت اینکه مشتریان وفادار به صورت مولفه های اصلی موفقیت سازمانی در آمده اند ؛ مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. مشتریان وفادار بیشتر خرید می‎کنندو معمولا ابزار مناسبی برای تبلیغات محسوب می شوند. در نتیجه سازمانهای امروزی بدنبال شناسایی و مدیریت روش های موثر ایجاد وفاداری هستند (سعید نیا، صحت و چرخیان، 1391). از دیدگاه دیک و باسو (1994)، وفاداری عبارت است از تلفیق ابعاد نگرشی و رفتاری درک شده. وفاداری رفتاری به برند اغلب مترادف با تکرار رفتار خرید تعبیر می شود؛ بعد ها وفاداری نگرشی به برند نیز به رسمیت شناخته شد که فراتر از تکرار خرید توسط مشتری است و بیانگر تعهد واقعی به یک نام تجاری خاص است (کیکاوهمکاران، 2012، ص531).
ازجمله مهمترین مسائلی که امروزه شرکت ها با آن مواجه هستند، چگونگی ایجاد رابطه بین سازه هایی مثل برند و وفاداری مشتری است، به خصوص این در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل زیادی مطرح شده است که بر وفاداری مشتری تاثیر گذار است (سید جوادین و همکاران، 1389 ص 60). ازجمله عوامل مهم در شکل گیری وفاداری مشتری به سازمان خدماتی، ادراک او از تعامل رو در رو با کارکنان ارا ئه دهنده خدمت یا همان کیفیت مواجهه خدمت است (حاج کریمی، مکی زاده و جمالیه بسطامی، 1388، ص30). به این ترتیب امروزه برای ایجاد وفاداری در مشتریان، فرایند ایجاد برند و شناساندن برند ازجمله مهمترین اولویت های حوزه بازاریابی بسیاری از سازمانها محسوب می شود (برندی و همکاران، 2008، ص154).
از طرف دیگر یکی از تفاوت های اساسی بین برند محصول و خدمات در این حقیقت نهفته است که در بخش خدمات نام شرکت نام برند آن می شود و این در حالی است که مشتریان معمولاًبه کل شرکت به عنوان تهیه کننده تجربیات خدماتی می نگرند (بری، 2000؛ ص132). ماهیت لمس ناپذیری خدمات، اهمیت قاطع برندهای خدماتی را تاکید می‎کند زیرا از آنجایی که خدمات، قابل لمس نیستند تا برای بسته بندی، اتیکت زدن یا نمایش دادن پذیرفته شوند، برندهای قوی به خصوص، ابزار قدرتمندی برای سازمان‎های خدماتی برای افزایش اعتماد مشتریان است؛ بنابراین ایجاد برند، نقش ویژه ای را در شرکتهای خدماتی ایفاء می‎کند، زیرا برندهای نیرومند اعتماد مشتریان را نسبت به خریدهای نامرئی افزایش می دهند. برندهای نیرومند، مشتریان را قادر می کنند تا محصولات و کالاهای ناملموس را بهتر تجسم و درک نمایند. آنها ریسک ادراک شده پولی، اجتماعی و یا امنیتی مشتریان را در خرید خدماتی که ارزیابی اولویت خریدشان دشواراست، کاهش می دهند. عدم لمس پذیری محصول به این مفهوم نیست که توسعه برند برای خدمات، نسبت به کالاها از اهمیت و مناسبت کمتری برخوردار است، فقط اینکه کاربرد آن از برخی جنبه‎ها متفاوت است (حیدر زاده، 1390، ص 72). برند در یک رابطه طولانی مدت، شرایطی را بوجود می‎آورد که خریدارو فروشنده به یکدیگر تعهد پیدا کنند. از این رو برند می تواند به عنوان ابزار دفاعی بازاریابی به کار رود که مشتریان کنونی را حفظ کند و همچنین بعنوان یک ابزار تهاجمی بازاریابی به کار رود که مشتریان جدیدی را جذب نماید؛ اهمیت بازاریابی دفاعی در زمینه خدمات از طریق این دانش مشخص کرده است که هزینه جذب مشتری جدید بسیار بالاتر از حفظ مشتریان فعلی است (دهدشتی، 1389، ص71).
رابطه بین رضایت و وفاداری به برند و نگرش در تحقیقاتی چون یول ها و همکاران، مورد تایید قرار گرفته است که البته رابطه ی بین رضایت و نوع تبلیغات و کیفیت خدمات دریافتی نیز با توجه به تفاوت فرهنگی بین کشور چین و کره جنوبی، مورد تایید قرار گرفته است (یول هاو همکاران، 2009). در تحقیق کریستالیس و همکاران، تمامی ارتباطات بین متغیر ها جز، اارتباط مثبت بین شایعات برند و رضایت مورد تایید قرار گرفت (کریستالیس و همکاران، 2013، ص 4). ارتباط بین نگرش برند و وفاداری به برند در تحقیقی که توسط لی و همکارانش انجام گرفته، بررسی شده و ارتباط آنها تایید شد (لی و همکاران، 2012). در تحقیقی که توسط جلالی و همکاران (1390) انجام گرفت معلوم شد که ارزش و کیفیت ادراک شده و ارزش ویژه به عنوان متغیرهای مستقل و رضایتمندی از برند، تعهد مستمر و عاطفی به عنوان متغیرهای میانجی بر روی وفاداری و تمایل به خرید مجدد یک برند تاثیرگذارند (جلالی، و غیره ، 1390). در تحقیقی دیگر، ارتباط بین ابعاد برند خدمات بر نگرش برند و نگرش برند بر وفاداری برند مورد تایید قرار گرفت (کریستالیس و همکاران، 2013، ص 4).
بنا بر تحقیق صورت گرفته توسط کریستالیس و همکاران (2013)، ابعاد برند خدمات شامل شواهد برند و شایعات برند است. شواهد برند یک ساختار عالی است که تمامی زمینه های یک برند را زمانی که مشتری به دنبال ارزیابی یک نام تجاری است، درک می‎کند و مد نظر قرار می دهد. این زمینه ها حتی شامل احساساتی است که در زمان قبل و حین خرید و مرحله استفاده تجربه می نماید و در نتیجه به طور مستقیم وفاداری به برند مشتری را تحت تاثیر قرار می دهد. شایعات برند از دیدگاه گریس و اوکاس (2005) به ارتباطات مربوط به برند خدماتی تجربه شده توسط مشتریان در مرحله قبل از خرید اشاره دارد که شامل ارتباطات کنترل شده (یعنی تبلیغات و معرفی) و ارتباطات کنترل نشده (یعنی تبلیغات دهان به دهان و تبلیغات بدون هزینه) می باشدکه با وفاداری برند ارتباط دارند (کریستالیس، 2013، ص 3). اهمیت برند خدماتی بدین معنی است که عمدتاً توسط نگرش های سازمانی مثل کیفیت فراهم شده خدمات به وسیله کارکنان، رابطه کلی بین شرکت و مشتریان آن تعیین می شود اگرچه ممکن است تاثیر متقابل مشتریان و کارکنان برهم، موجب تجربیات نابرابر با برند خدماتی شود که عامل ایجاد چالش های عمده برای بازاریاب‎های خدمات می شود) کریستال و همکاران، 2013، ص 3). اما با وجود اهمیت برند در بخش خدمات، تحقیقات اندکی در این زمینه در ایران صورت گرفته است (کاظمی راد، 1388، ص 5). لذا در این تحقیق ما اهمیت نسبی برخی از عوامل شناخته شده مرتبط با علایم تجاری (مانند رضایت مشتری، نگرش نسبت به برند و ابعاد برند) را بر وفاداری مشتری در زمینه خدمات ارزیابی می کنیم.
صنعت بیمه، امروزه بعنوان یکی از صنایع رو به رشد جهان و ایران محسوب می شود. با توجه به افزایش تعداد شرکت های بیمه و در نتیجه، افزایش رقابت در این صنعت نیاز به انجام تحقیقات متنوع و کسب نتایج روابط متغیرهایی که پیشرفت در این بازار رقابتی و البته پر تحول را با اتخاذ استراتژی ها و تصمیمات بهتر و سنجیده تر، میسر سازدبیشتر احساس می شود. مشتریان وفادار در صنعت بیمه مزایای بسیاری را با خود به همراه می آورند. از جمله این مزایا می توان به بهبود سود آوری شرکتهای بیمه، کاهش هزینه های بازاریابی بیمه، افزایش فروش، قیمت پایین مشتریان بیمه و... اشاره نمود (کریستالیس و همکاران، 2013، ص5). البته شایان ذکر است که هیچ تضمینی وجود ندارد که مشتریان راضی مجددا از شرکت خرید کنند. به این دلیل امروزه آشکار شده است که وفاداری مشتری در موفقیت کسب و کار یک شرکت به طور قابل توجهی از رضایت مشتری مهم تر است (عباس نژاد، حقیقی کفاش و صحت، 1390). در این راستا، انجام مطالعه ای در خصوص رابطه ی بین تاثیر ابعاد برند خدماتی بر رضایت و نگرش و نهایتا، بر وفاداری برند بسیار محسوس می باشد تا با انجام این گونه تحقیقات، گامی در جهت پیشرفت برندینگ و کسب رضایت مشتریان و نهایتا سود بیشتر، برداشته شود. باید اضافه نمود که نمونه ای از این تحقیقات در دانمارک و نروژ و در برند خدمات) خطوط هوایی و بانک (مورد بررسی قرار گرفته است (کریستالیس و همکاران، 2013، ص 3).
در این راستا مطالعه ی حاضر در حوزه ی خدماتی بیمه ایران در استان گیلان، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت تا علاوه بر سنجش متغیر های مذکور در شرایط فعلی، روابط بین آن ها نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. قابل ذکر است که آشکار شدن روابط بین متغیرهای مربوطه، می تواند گامی در جهت پیشرفت صنعت بیمه در داخل کشور باشد.
سوال اصلی تحقیق با توجه به مدل تحقیق به شرح ذیل می باشد:
آیا ابعادبرند خدمات در حوزه خدماتی بیمه ایران می تواند بر وفاداری به برند تاثیر گذار باشد؟
1-3) اهمیت و ضرورت انجام تحقیقاقتصاد کشورهای پیشرفته، امروزه به سمت خدماتی شدن هر چه بیشتر پیش می رود. در نتیجه درصد فعالیت سازمان های خدماتی بالاتر رفته است. در ایران نیز تعداد موسسات خدماتی به نسبت سال های گذشته بیشتر شده است (دهدشتی شاهرخ، سید مطهری و کجوری، 1391). شرکت های بیمه به عنوان یکی از انواع موسسات خدماتی طی یک دهه گذشته در ایران رشد زیادی داشته اند؛ اما هنوز آن طور که باید به نیازهای اولیه مشتریان خود توجه عمیقی نکرده اند و این در حالی است که با افزایش تعداد شرکت های بیمه گر، رقابت میان آن ها نیز به طور چشمگیری افزایش یافته است؛ که بدنبال آن پیامدهایی مانند کاهش فروش و سهم بازار بر این نکته تاکید دارند. به این دلیل شناسایی نیازهای مصرف کنندگان و عوامل اثرگذار در انتخاب آن ها از بین برندها، امری بدیهی به نظر می رسد (رحمان سرشت و همکاران، 1389، ص5). بنابراین، یکی از راههای سود آوری شرکتهای بیمه ایجاد تمایز است؛ از طرف دیگر این تمایز باید به گونه‎ای باشد که قابل کپی برداری توسط سایر رقبا نباشد؛ از این بابت استراتژی برندینگ ضرورت می‎یابد. با فرض دشواری ذاتی در متمایز ساختن محصولاتی که فاقد تفاوت های فیزیکی هستند و رقابت شدید در درون بازارهای خدماتی که از بسیاری از آنها قانون زدایی شده است، توسعه برند در خدمات امری حیاتی است. یک برند نیرومند، «مکان امنی برای مشتریان» است. نامرئی بودن خدمات، موجب می شود که خریداری آنها از یک مکان مطمئن، پیشنهاد جذابی برای مشتریان باشد (حیدر زاده، 1390، ص72). با توجه به خصوصی شدن شرکت های بیمه بدون شک با وجود فضای رقابتی حاکم بر صنعت بیمه در سال های آینده برای بدست آوردن جایگاه مناسب در ذهن مشتریان به طوری که وفادار به شرکت بیمه باقی بمانند، عواملی موثر است (دهدشتی شاهرخ و همکاران، 1391). بنابراین بدون شک ایجاد برند در شرکتهای بیمه‎ای می تواند نقش اساسی در فروش خدمات این شرکت ها داشته باشد. در سال های اخیر در خصوص برند در حوزه دانشگاهی تحقیقاتی صورت گرفته است؛ اما در شرکت های بیمه ای به نقش برند و اهمیت آن توجه کمی شده است. (دهدشتی شاهرخ و همکاران، 1391). به همین دلیل شرکت های بیمه لزوما می بایست از موقعیت نام و نشان خود و رقبا و ذهنیت جامعه نسبت به خود آگاهی داشته باشد (الماسی، 1390). وفاداری مشتریان یک عامل بارز در موفقیت کسب و کار یک شرکت بیمه است. مشتریان وفادار خدمات بازاریابی شگفت انگیزی را از طریق تبلیغات دهان به دهان و توصیه کالاها و خدمات شرکت به سایر آشنایان ارائه می دهند (عباس نژاد و همکاران، 1390). بنابراین لازم دیده شد که در خصوص تاثیر ابعاد برند خدمات بیمه در وفاداری مشتریان در بیمه ایران مطالعاتی صورت گیرد.
1-4) اهداف تحقیقاهداف تحقیق موارد زیر را شامل می شود:
سنجش میزان وفاداری برند، برند خدمات، شواهد برند، شایعات برند، رضایت برند، نگرش برند،
سنجش تاثیر شواهد برند بر رضایت برند
سنجش تاثیر شواهد برند بر نگرش به برند
سنجش تاثیر شایعات برند بر رضایت برند
سنجش تاثیر شایعات برند بر نگرش برند
سنجش تاثیر شایعات برند بر شواهد برند
سنجش تاثیر رضایت برند بر نگرش برند
سنجش تاثیر نگرش برند بر وفاداری برند
کاربرد نتایج حاصل از تحقیقات، جهت سنجش تاثیر ابعاد برند خدمات بر وفاداری برند در صنعت بیمه.
1-5) چهارچوب نظری تحقیقبر طبق مطالعه ای که توسط کریستالیس و همکارانش در نروژ و دانمارک درسال 2013 در زمینه برند خدمات (خطوط هوایی و بانک) صورت گرفته مدل مفهومی این تحقیق بدست آمده است؛ که دارای پنج متغیر می باشد. متغیرهای مستقل این تحقیق شامل شایعات برند (مولفه هایی نظیر ارتباطات کنترل شده، اعلان عمومی، دهان به دهان) و شواهد برند (مولفه هایی نظیر نام برند، قیمت/ ارزش برند، گستره خدمات، خدمات اصلی، خدمات کارکنان) و متغیرهای میانجی شامل رضایت و نگرش نسبت به برند و متغیر وابسته وفاداری برند می باشد. بر اساس مدل مفهومی شایعات برند بر شواهد برند تاثیر گذار بوده و هر دو به ترتیب بر رضایت و نگرش نسبت به برند و در نهایت بر وفاداری برند تاثیر گذارند.
رضایت از برند از دیدگاه اسپرنگ و همکاران (1996) در مقایسه با نگرش نسبت به برند، به واکنش فوری مصرف کننده به عملکرد برند اشاره دارد و نتیجه تائید (یا عدم تائید) انتظارات مشتریان است. باید گفت نتایج تعدادی از تحقیقات مطالعات مثل بون و چن (2001) ؛ کاروانا (2002) و رست و رولند (1993) تاثیرات قوی رضایت بر نگرش نسبت به برند و وفاداری به برند را تایید کرده اند (کریستالیس و همکاران، 2013، ص2).
مطابق مدل ارائه شده از تحقیق کریستالیس و همکاران، شایعات برند به طور قابل توجهی بر رضایت مشتری از برند خدماتی تاثیر نمی گذارد. چرا که مشتریان ممکن است نیاز داشته باشند که اول برند را تجربه کنند که به نوبه خود بر ارزیابی آنها نسبت به برند خدماتی تاثیر می گذارد. با وجود این به طور مستقیم بر نگرش نسبت به برند تاثیر می گذارد، در نتیجه نشان دهنده این است که ارتباطات کنترل شده می‎تواند به شدت حالت کلی مشتری را نسبت به برند شکل دهد. این نیز برای شواهد برند صدق می‎کند که نشان داده که ابعاد برند خدماتی نه تنها نسبت به انتظارات قبل خرید مشتریان (یعنی رضایت) مقایسه می‎شوند بلکه به طور مستقیم دیدگاه کلی مشتری نسبت به برند را شکل می دهد. به عبارت دیگر، شایعات برند ممکن است تاثیر داشته باشد ولی این تاثیر توسط شواهد برند واسطه شده است (کریستالیس و همکاران، 2013، ص 5).

1-5-1) مدل مفهومی تحقیقدر ادامه مدل مفهومی تحقیق در شکل 1-1 بیان شده است:
-529021180634شواهد برند
شایعات برند
رضایت برند
نگرش برند
وفاداری برند
شواهد برند
شایعات برند
رضایت برند
نگرش برند
وفاداری برند

43986454445نام برند
قیمت/ ارزش پول
گستره خدمات
خدمات اصلی
خدمات کارکنان
احساسات
تناسب تجسم از خود
00نام برند
قیمت/ ارزش پول
گستره خدمات
خدمات اصلی
خدمات کارکنان
احساسات
تناسب تجسم از خود

153606515240000
4495800207645ارتباطات کنترل شده
اعلان عمومی
تبلیغات دهان به دهان
00ارتباطات کنترل شده
اعلان عمومی
تبلیغات دهان به دهان
شکل 1-1 مدل مفهومی تحقیق کریستالیس و همکاران (2013)
1-6) فرضیه های تحقیق براساس مدل مفهومی به بیان فرضیه های تحقیق می پردازیم :
1- شواهد برند تاثیر مثبت بر رضایت دارد.
2- شواهد برند تاثیر مثبت بر نگرش به برند دارد.
3- شایعات برند تاثیر مثبت بر رضایت دارد.
4- شایعات برند تاثیر مثبت بر نگرش نسبت به برند دارد.
5- شایعات برند تاثیر مثبت بر شواهد دارد.
6- رضایت نسبت به برند تاثیر مستقیم بر نگرش به برند دارد.
7- نگرش نسبت به برند تاثیر مثبت بر وفاداری به برند دارد.
1-7) تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیقتعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها به صورت زیر میباشند:
وفاداری به برند
تعریف مفهومی وفاداری برند که بیشتر در تحقیقات وفاداری برنداستفاده می شود اولین بار توسط جاکوبی (1971) مطرح شد. پاسخ های رفتاری (خرید) جهت دار در طول زمان به وسیله بعضی واحدهای تصمیم گیرنده با احترام به یک یا چند برند جایگزین خارج از مجموعه برند ها، ابراز می شود و تابع فرآیندهای روان شناختی است (بنت و راندل2001 ).
متغیر وفاداری به برند از سنجش مولفه های میل به استفاده، توصیه به دیگران، استفاده مجدد، حق انتخاب ومیزان وفاداری از طریق پرسشنامه در طیف لیکرت سنجیده می شود. (کریستالیس و همکاران، 2013).
شواهد برند
به طور کلی، شواهد برند همه ابعاد برند خدماتی را در بر می گیرد و بر ارزیابی مشتری از برند تاثیر می‎گذارد؛ بنابراین، شواهد برند شالوده ای بر پایه واکنش های مشتری است. شواهد برند با در بر داشتن تعدادی از ابعاد قابل لمس برند (مانند نام برند و قیمت) و همچنین ویژگی های نا ملموس برند خدماتی (مانند احساسات و خدمات کارکنان) بر ارزیابی برند مشتری تاثیر می گذارد (کریستالیس و همکاران، 2013، ص2).
متغیر مستقل شواهد برند از طریق سنجش مولفه هایی مانند نام برند، قیمت / ارزش پول، گستره خدمات، خدمات اصلی، خدمات کارکنان، احساسات و تناسب تجسم از خود در پرسشنامه در طیف لیکرت مورد سنجش قرار می گیرد. (کریستالیس و همکاران، 2013).
شایعات برند
شایعات برند به ارتباطات تجربه شده مربوط به برند خدماتی، توسط مشتریان در مرحله قبل از خرید از جمله ارتباطات کنترل شده (یعنی تبلیغات و معرفی) و ارتباطات کنترل نشده (یعنی WOM و تبلیغات بدون هزینه) اشاره دارد (گریس و همکاران، 2005).
متغیر مستقل شایعات برند از سنجش مولفه هایی مانند ارتباطات کنترل شده، تبلیغات، اعلان عمومی، دهان به دهان در پرسشنامه در طیف لیکرت سنجیده می شود (کریستالیس و همکاران، 2013).
رضایت از برند
رضایت به عنوان ارزیابی تفاوت ادراک شده میان انتظارات قبلی … و عملکرد واقعی محصول تعریف شده است (حیدر زاده، 1390، ص75). در واقع، رضایت مشتری، ناشی ازویژگی های محصول یا خدمت عرضه شده می باشد که وی را برای خرید و استفاده از آن ترغیب می نماید (مرادی، موسوی، علی مردانی، 1390، ص34).
متغیر میانجی رضایت از طریق مولفه های رضایت مشتریان، خدمات راضی کننده، ایجاد تجربه رضایتبخش و تصمیم درست برای استفاده در پرسشنامه در طیف لیکرت سنجیده می شود (کریستالیس و همکاران، 2013).
نگرش نسبت به برند
نگرش نسبت به برند به عنوان نگرش کلی منفی یا مثبت مشتری نسبت به برند خدماتی تعریف شده است که انتظار می رود تاثیر مثبتی بر وفاداری به برند داشته باشد (کریستالیس و همکاران، 2013).
متغیر میانجی نگرش نسبت به برند با مولفه های تفکر مثبت به بیمه، مطلوبیت بیمه، توجه به بیمه، مرغوبیت بیمه در پرسشنامه در طیف لیکرت مورد سنجش قرار می گیرد (کریستالیس و همکاران، 2013).
1-8) قلمرو تحقیقبه منظور بررسی عوامل تاثیر گذار بر وفاداری برند خدمات، مرزهای زیر به عنوان قلمرو مشخص شده است:
الف) قلمرو موضوعی تحقیق : این تحقیق در علم مدیریت و از شاخه بازرگانی با گرایش بازاریابی است که به بررسی تاثیر ابعاد برند خدماتی بر وفاداری مشتریان می پردازد.
ب) قلمرو مکانی تحقیق : در این تحقیق مشتریان بیمه ایران در استان گیلان، شهر رشت مورد مطالعه قرارگرفته است.
ج) قلمرو زمانی تحقیق : در این تحقیق از اطلاعات مشتریان، در نیمسال اول 1393 استفاده شده است.
centercenterفصل دوم
ادبیات تحقیق
0فصل دوم
ادبیات تحقیق
centercenter00
2977515-31686500

2-1) وفاداری به بر ندامروزه، صنایع خدماتی نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی کشور ها ایفا می‎کنند؛ و در این میان نقش و اهمیت صنعت بیمه به عنوان صنعتی مولد و حامی سایر صنایع دیگر بر کسی پوشیده نیست (شاهین و ابوالحسنی، 1389، ص75). با افزایش رقابت در این صنعت، خدمات ارائه شده توسط شرکتهای رقیب روز به روز به یکدیگر شبیه تر می شوند و دیگر به سختی می توان مشتری را با ارائه خدمتی کاملا جدید در بلند مدت شگفت زده کرد؛ زیرا نو آورانه ترین خدمات به سرعت از جانب رقبا تقلید و به بازار عرضه می شوند؛ به این ترتیب در بازار رقابتی و اقتصاد پیچیده ی امروزی توانایی جلب و حفظ وفاداری مشتری به عنوان عاملی حیاتی برای بسیاری از سازمان ها مطرح می شود. در سازمان های خدماتی به دلایلی از قبیل استفاده کمتر مشتریان از خدمات، تداوم بیشتر استفاده از خدمات توسط آن ها، اهمیت بالای حفظ و تقویت روابط بلند مدت سازمان با مشتریان، روابط نزدیکتر و عمیقتر با مشتریان و حرفه ای بودن مشتریان سبب شده است تا توجه به عوامل موثر بر وفاداری مشتریان به این سازمان ها از اهمیت بسزایی برخوردار باشد (حاج کریمی و همکاران، 1388، ص30). از این رو، سرمایه گذاری در حوزه وفاداری مشتری یک سرمایه گذاری اثر بخش و سودمند برای شرکتهای خدماتی محسوب می شوند. وفاداری از طریق کاهش هزینه بدست آوردن مشتریان جدید، کاهش حساسیت مشتری به قیمت و کاهش هزینه های آشنا سازی مشتری با روش های انجام کار در شرکت به افزایش سودآوری می انجامد (الماسی، 1390، ص75).
2-1-1) تعاریف وفاداری به برند
تعاریف متفاوتی از وفاداری به برند انجام شده است که در ادامه به بررسی آن ها می پردازیم:
اصولا وفادار ی به برند به خریدهای مجدد مشتریان مربوط می باشد. به هر حال، خر ید مجدد ممکن است تنها نشان دهنده رضایت آنی مشتریان از برند باشد (جوانمرد و همکاران، 1388، ص238). وفاداری به برند موقعیتی را تعریف می‎کند که نشان می دهد چقدر احتمال دارد یک مشتری به برند دیگر روی آورد؛ به خصوص هنگامی که آن برند تغییری در قیمت در مقایسه با سایر جنبه های محصول ایجاد نماید (گیل و همکاران، 2007، ص89). دیوید آکر معتقد است که وفاداری به برند نشان دهنده میزان احتمال پیوستن یک مشتری به برند تجاری رقیب است، به خصوص هنگامی که برند باعث ایجاد تغییراتی در قیمت و ویژگی های محصول گردد (آکر، 1997، ص349). از دیدگاه اولیور (1999) وفاداری به برند عبارت است از یک تعهد عمیق به خرید مجدد درآینده یا خرید اضافه تر یک محصول یا خدمت ترجیح داده شده، که به موجب آن علامت تجاری تکراری و مشابهی، علیرغم اینکه اثرات محیطی و تلاش های بازاریابی پتانسیلی برای تغییر رفتارها به وجود می آورند، خریداری شود؛ در واقع وی وفاداری مشتری را کارکردی نهایی از برتری درک شده محصول، نگرش شخصی، قید و بندهای اجتماعی و اثرات هم افزایی آنها می داند (سید جوادین و همکاران، 1389، ص62). برخی از محققان وفاداری را صرفا با توجه به رفتارهای مشاهده شده تعریف کرده اند. تاکر بیان می‎کند: باید به آنچه که شخص فکر می‎کند و آنچه که در سامانه عصبی او فرد بیان کاملی از وفاداری تجاری است اما وفاداری مشتری امری مهمتر از تکرار خرید است. در واقع حتی اگر کسی بارها از شرکتی خرید کند به این معنا نیست که نسبت به آن شرکت وفادار است بلکه ممکن است فقط در دام سکون (اینرسی) یا بی تفاوتی افتاده باشد؛ با وجود موانعی که توسط شرکت ایجاد شده است باعث چنین رفتارهایی شود. از طرف دیگر، یک مشتری وفادار ممکن است چندین بار یک نام تجاری یا محصول را نخرد به این دلیل که نیاز او به آن کالا کاهش یافته باشد؛ به عنوان مثال ممکن است شخصی به دلیل مسن‎تر شدن و کاهش تمایلش به رانندگی کمتر ماشین بخرد. درست است که معیارها تصویر صحیح‎تری از این که مشتری کجا (روی چه نام تجاری) و چه اندازه پول خود را هزینه می‎کند، ارائه می‎کنند ولی به گفته محققان، وفاداری نشان دهنده یک تعهد به نام تجاری است که ممکن است در اندازه گیری رفتارهای مکرر بازتاب نیابد. به طور مشخص تر معیارهای رفتاری در تعیین عوامل موجد خرید مکرر ناتوان نشان داده اند، به عبارت دیگر معیارهای رفتاری در توضیح این که چرا و چگونه وفاداری به نام تجاری ایجاد یا تعدیل می شود، کافی نیستند (خورشیدی و کاردگر، 1388، ص180).
2-1-2) سیر تحول تاریخی
با تلاش های کوپلند در سال 1923 و چرچیل در سال 1924، توجه به موضوع وفاداری مشتری در مبحث بازاریابی مطرح شد. در آن زمان مفهوم وفاداری به عنوان یک موضوع علمی در ادبیات بازاریابی عنوان شد. همچنین تعدادی مطالعه تجربی با هدف تشریح و توضیح این مفهوم طراحی و اجرا گردید. اما تحقیقات بر روی وفاداری در مصرف کننده خدمات در اوایل دهه 1980 مطرح شد (احمدی، دنیائی، نوابی زند، 1391، ص 40). راندل و تیل (2005) معتقد هستند که مفهوم وفاداری در ادبیات بازاریابی در دهه‎ی 1940 پدید آمده و در ابتدای امرتک بعدی بوده است (کیکا و همکاران، 2012، ص532) ؛ بعد از آن طی سالهای 1944 و1945، دو مفهوم مجزا درباره وفاداری شکل گرفت: ترجیح برند که بعدها به عنوان وفاداری نگرشی مطرح شد و سهم بازار که بعدها تحت عنوان وفاداری رفتاری ارائه گردید؛ 30سال بعد از آن مفهوم وفاداری وارد ادبیات آکادمیک شد و محققان دریافتند که وفاداری میتواند ترکیبی از وفاداری نگرشی و رفتاری باشد (حیدر زاده، 1390، ص70). وفادار ی رفتار ی به این معناست که مشتریان مجدداً از یک برند خرید کنند؛ وفاداری رفتاری به برند را اغلب مترادف با تکرار رفتار خرید تعبیر می نمایند (جوانمرد، 1388،. ص237). وفاداری نگرشی که فراتر از تکرار خرید توسط مشتری است و بیانگر تعهد واقعی به یک نام تجاری خاص است (کیکا و همکاران، 2012، ص532). به نظر می رسد که وفاداری نگرشی نسبت به وفاداری رفتاری با دوام تر است و بیانگر تعهد رجحان دهی مشتریان می باشد و زمانی است که ارزشهای منحصر به فرد ی از یک برند مشاهده می شود. گوناریز و استاثاکوپولوس در سال ۲۰۰۴ نشان دادند که وفاداری نگرشی ممکن است به افزایش وفاداری رفتاری منجر شود؛ بنابراین مفهوم وفاداری به برند هم به نگرش و هم به رفتار توسعه داده شده است (جوانمرد، 1388، ص238). در تحقیقی که در سال 2012 تحت عنوان (وفاداری برند و نقش ارزش لذت) صورت پذیرفت، ارتباط بین رضایت برند و ابعاد وفاداری برند (رفتاری و نگرشی) مورد تایید قرار گرفت (کیکا همکاران، 2012).
2-1-3) طبقه بندی مشتریان بر مبنای میزان وفاداری آن ها به برندطبقه بندی براون :
وفاداری اساسی- مشتری همیشه برندی را که به آن وفادار است، انتخاب می‎کند.
وفاداری انشعابی (چند شاخه ای) – مشتری به دو با چند برند وفادار است.
وفادار ی متناوب – مشتری در یک دوره خاص به یک برند وفادار است.
وفاداری تغییر دهنده – مشتری به هیچ برندی وفادار نیست (کاظمی راد، 1388، ص67).

طبقه بندی گانش
وفاداری فعالی (تبلیغات دهان به دهان و قصد خرید) – وفاداری فعالی که ما آن را وفاداری آگاهانه می‎نامیم، تاکید می‎کند که مشتری وفادار با آگاهی و اعتماد کامل و با نگرشی کاملا مثبت به یک برند آ ن را به دیگران توصیه می‎کند.
وفاداری انفعالی (مثل عدم ترک برند فنی در شرایط تقریبا منفی) - ما آن را وفاداری غیر آگاهانه یا عادت به تکرار خرید می نامیم، تکیه بر آن دارد که فرد بدون دلیل و بدون توجه به محصولات رقبا و حتی در شرایط تقریبا منفی اقذام به تکرار خرید می نماید. (روشندل، 1388، ص 22).
طبقه بندی هنری ایسل
چهار نوع وفاداری مشتریان با توجه به سطح در گیری و تمایز ادراک شده آن وجود است:
وفاداری پیچیده – این مشتریان افرادی با افکار پیچیده هستند، آن ها ابتدا تحقیقات لازم را انجام می دهند و سپس عقاید و نگرش های خود را درباره برند آشکار نموده و توسعه می دهند.
وفاداری ناهنجار– این مشتریان در محل‎های نزدیک و با سرعت خرید می‎کنند. آن‎ها ممکن است برندهایی را که دارای قیمت های یکسانی هستند؛ مشابه یکدیگر قرار دهند.
وفاداری مستمر – آن ها برای آشنایی با برند تصمیم گیری می‎کنند، و از روی عادت همان برندی را که به آن وفادارند انتخاب می‎کنند.
وفاداری تنوع جریان – بیش از آن به علت نارضایتی از برند و یا ارزیابی سطح پایین از آن، برند مورد نظر را تغییر می دهند. (کاظمی راد، 1388، ص 71).
طبقه بندی روشندل و همکاران
برطبق جدول2-1 وفاداری مشتریان بر اساس خصیصه های رفتاری و نگرشی مشتریان طبقه بندی می‎شوند:

جدول 2-1) طبقه بندی وفاداری به برند توسط مصرف کنندگان، مطابق با خصیصه های
رفتاری و نگرشی (روشندل، 1388، ص 33)
وفاداری رفتاری
وفاداری نگرشی
استفاده کنندگان منفرد استفاده کنندگان چند گانه افرادی که از برند استفاده می‎کنند
قوی وفادار به برند تنوع طلب خریذاران بالقوه
ضعیف خریدار مجبور شده تمایل به معامله بی تفاوت
2-1-4) ابعاد اندازه گیری وفاداری به برند
ادبیات مربوط به اندازه گیری وفاداری، یک پیشرفت تکاملی را نشان می دهد که با مفاهیمی بر مبنای رفتار آغاز شده است؛ رویکردهای اولیه در مورد وفاداری مشتری بر تکرار خرید با احتمال خرید مجدد محصول متمرکز است؛ اما بتدریج انتقاداتی از سوی پژوهشگرانی از قبیل دی و دیگران صورت گرفت مبنی بر اینکه، تکرار خرید ممکن است در نتیجه فقدان انتخاب های جایگزین برای مشتری ایجاد شود و در پاسخ به چنین انتقاداتی پژوهشگران پیشنهاد دادند که اندازه گیری وفاداری از طریق ابعاد نگرشی علاوه بر ابعاد رفتاری انجام شود (حاجی کریمی و همکاران، 1388، ص37).
دی (1969) چهار دهه پیش بیان نمود که وفاداری برند دارای ابعاد نگرشی و رفتاری می باشد. برای سنجش درست و کامل وفاداری به، ترکیبی از هر دو جنبه رفتار و نگرش وفاداری ضروری است (کاظمی راد، 1388، ص 74).
1- رویکرد رفتاری: ملنز و همکاران (1996) وفاداری رفتاری را وفاداری به نام تجاری از طریق خرید قابل مشاهده در طی یک دوره تعریف می کنند. وفاداری رفتاری یعنی در یک دوره طولانی مدت به خریداری و استفاده نمودن از یک کالا و خدمات ادامه دهند. روش تناسب خریدها پرکاربردترین سنجه وفاداری به مارک است؛ در این رویکرد تمامی مارک های خریداری شده یک مقوله خاص برای هر مصرف کننده تعیین شده و نسبت خریدهای مربوط به هر مارک شناسایی می شود. (روشندل، 1388، ص27). آن‎گاه وفاداری به برند برحسب نوعی دلخواه از خریدهای مربوط به یک برند خاص اندازه گیری می شود (کاظمی راد، 1388، ص 75). وفاداری رفتاری در برگیرنده شاخص هایی از قبیل تکرار خرید و توصیه به دیگران است (عزیزی، قنبرزاده میاندهی، فخارمنش، 1391، ص 110). اندازه گیری وفاداری بر اساس رفتار گذشته شاید تا حدی گمراه کننده باشد. این رویکرد شامل خرید ثابت از یک مارک در طول زمان است. این یک روش رفتاری برای مارک است (کواستر، 2003، ص 26).
چند نمونه از تعاریف عملی / رفتاری وفاداری :
بر طبق گفته کوئن وفاداری به برند می تواند تابعی از فراوانی و نظم در نظر گرفته شود. که یک مارک بر اساس آن در گذشته انتخاب شده است.
برطبق گفته لکرک و لتیل: تعداد برند های انتخاب شده در سال گذشته شاخص وفاداری هستند.
برطبق گفته تاکر: وفاداری به برند یک رفتار انتخابی متمایل بر حسب کالای مارک دار است.
رویکردهای رفتاری به چهار روش وفاداری را عملیاتی می‎کنند:
ابتدا، از طریق اندازه گیری میزان مصرف واقعی کالا و خدمات: این رویکرد معمولا حجم و دفعات تکرار خرید را در طی دوره های زمانی مشخص با هم ادغام می‎کند. اهرنبرگ (1998) مشاهده کرد الگوهای به وجود آمده از چنین اندازه گیری هایی کمک بسیار زیادی به بازاریابان در شناسایی خریداران پرمصرف و خریداران تکراری خواهد کرد.
دوم، در نظر گرفتن ملاکها یا معیارهایی در داخل یک بازار تعریف شده و یا حتی یک مکان خرده فروشی.
سوم، انتخاب ملاکها یا معیارهایی بر مبنای احتمال تکرار خرید.
چهارم، انتخاب ملاکها یا معیارهایی که زمانهایی را بررسی میکند که مشتری به برندهای دیگر روی می‎آورد (کاظمی راد، 1388، ص ص 71 - 72).
بحث های مختلفی برای حمایت از کاربرد معیار های رفتاری بیان شده است؛ آن ها به این نتیجه رسیده اند که رفتار قابل مشاهده است و اندازه گیری آن آسان است. اطلاعات رفتاری نیز نسبت به اطلاعات نگرشی با هزینه کمتر ی قابل جمع آوری هستند، خصوصا در مطالعات طول گسترده در رابطه با وفاداری به برند (کواستر، 2003، ص 26).

نقاط ضعف رویکرد رفتاری وفاداری به برند:
اندازه گیری وفاداری بر اساس رفتار گذشته شاید تا حدی گمراه کننده باشد. . مثلا مصرف کننده ای را در نظر بگیرید که یک مارک تجاری خاص از محصولات بهداشتی را برای فرزندش و مارک دیگری شاید به قیمت پایین تر را برای خودش استفاده می‎کند؛ در این صورت توالی خرید، وفاداری را نشان نمی دهد.
نخریدن مصرف کنندگان نمی تواند نشان دهنده تقویت رفتار باشد.
وفاداری به مارک تجاری تنها تابعی از رفتار گذشته نسبت وفاداری چند بعدی است که باید تعهدات مصرف کننده نسبت به مارک تجاری را نیز در خود جای دهد. (روشندل، 1388، ص ص 29-30).
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که وفاداری رفتاری به تنهایی نمی تواند علل واقعی خرید را بیان کند بنابراین ابعاد نگرشی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
2- رویکرد نگرشی: شامل قصد خرید برند مورد نظر و تعهد به آن علی رغم ارائه خدمات همسان و تلاش‎های بازاریابی گسترده از سوی رقبا می باشد (کاظمی راد، 1388، ص 6). مشکلات مواجه شده در سنجه های رفتاری وفاداری به برند نشان می دهند که چرا تمایز بین وفاداری به برند و رفتار خرید تکراری اهمیت دارد (رفتار خرید تکراری یعنی این که مصرف کننده صرفا به طور مداوم در حال خرید محصول بدون احساس خاص نسبت آن است). در مقابل مفهوم وفاداری به برند بر این نکته تاکید دارد که مصرف کننده دارای رجحان واقعی نسبت به برند می باشد. بر اساس این تمایز رویکردی که مبتنی بر نگرش مصرف کننده نسبت به محصول و همچنین رفتار خرید در آن ها باشد، ایجاد شده است (کاظمی راد، 1388، ص76). بنابراین نیاز به جا دادن نگرش در کنار رفتار برای تعریف وفاداری به برند توسط بسیاری از محققان احساس شده است. دی شاید اولین کسی بود که این نیاز را تشخیص داد و تفسیر کرد (روشندل، 1388، ص 31). دیدگاه نگرشی وفاداری به برند به گرایش به وفادار بودن به یک برند و بر قصد مشتری بر وفادار بودن تاکید دارد. اما دیدگاه رفتاری برند بر وفاداری واقعی مشتری به برند (قصد انتخاب برند) تاکید دارد (کاظمی راد ، 1388، ص47). دیک و باسو (1994) بیان کردند که نگرش به صورت نسبی نسبت به یک برند در نظر گرفته می شود؛ چون تمایز نگرشی و ارزیابی نسبی مشتری از مارک های موجود از میان یک مجموعه، از مشخصه بزرگتری برخوردارند؛و وفاداری بلند مدت هنگامی که نگرش قوی و مطلوب نسبت به یک برند خاص و حمایت تکراری وجود دارد ؛ بیشتر حفظ خواهد شد (کواستر، 2003، ص ص 28- 27).
وفاداری نگرشی از اجزای موثر و شناختی وفاداری به برند محسوب می شود ؛ این نوع وفاداری به عنوان ترجیح دادن برند، قصد خرید و تعهد بلند مدت مشتریان به یک برند و همچنین گرایش آن ها به تبلیغات دهان به دهان (توصیه ای) مثبت، تعریف می شود؛ البته این رویکرد زمانی برای یک سازمان ارزشمند و سود آور است که به وفاداری رفتاری منجر شود؛ بنابراین رویکرد وفاداری نگرش شامل شاخص هایی مانند تعهد، اعتماد، تعلق خاطر و دلبستگی به برند است (عزیزی و همکاران، 1391، ص 110).
الیور رویکرد نگرشی را به سه قسم تقسیم کرده است:
وفاداری شناختی که بر رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط است.
وفاداری احساسی که به تعهد و اعتماد مشتری و به احساس وی مربوط است.
وفاداری کنشی که بر قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط است.
3-رویکرد ترکیبی: شامل رویکرد نگرش و رویکرد رفتاری است. (کاظمی راد، 1388، ص 6). و بیان می‎کند که وفاداری همیشه باید نگرش، گرایش و رفتار های پس از خرید مطلوب را در بر می گیرد (خیری و همکارانش، 1392، ص55). در مطالعات دیک و باسو (1994) نیز وفاداری اغلب به عنوان ترکیب ابعاد نگرشی و رفتاری درک شده است.
مرادی و همکارانش در سال1390 بر اساس نظریه بانسل و تیلور (1999)، دو رویکرد را برای وفاداری مشتری به برند معرفی کردند؛ اصولا نوع وفاداری مشتری به یک محصول می تواند به دو نوع رفتاری و روانی (نگرشی) تقسیم گردد.


وفاداری رفتاری: حدی است که مشتری ها می خواهند به آن مقدار رابطه شان را با یک عرضه کننده حفظ کنند و معمولا از این ناشی می شود که مشتریان چقدر معتقدند که ارزش دریافتی شان از این عرضه کننده نسبت به سایرین بیشتر است؛ به این ترتیب یک مشتری ممکن است احساس تعلق و وابستگی گفته شده را نداشته باشد و تنها طبق روال و رویه عادت معمول خود رفتار وفادارانه نسبت به یک سازمان از خود نشان دهد؛ به عنوان مثال یک مشتری در هر بار استفاده از یک نوشیدنی خاص هیچ دلیل موجه و قابل قبول برای استفاده از آن نوع نوشیدنی ندارد، تنها طبق روال معمول خود از آن نوشیدنی استفاده می‎کند.
وفاداری روانی (نگرش) : همان حدی است که مشتریان، دیگران را از رویدادهای خدماتی که رضایتشان را جلب کرده است؛ آگاه می‎کنند؛ به این ترتیب مشتری یک احساس و نگرش نوع وابستگی عاطفی به یک سازمان، کارکنان، کالا و خدمات آن دارد؛ به عنوان مثال وقتی از یک مشتری نسبت به نوشیدنی مورد علاقه اش سوال می شود، وی تنها از نظر عاطفی به آن نوشیدنی خاص اظهار علاقه می‎کند و اقدامی در جهت خرید و استفاده از نوشیدنی انجام نمی دهد؛ به این وفاداری، وفاداری روانی (نگرشی) و یا انگیزه مجدد خرید می گویند.
وفاداری رفتاری خیلی با ارزش است زیرا به معنی فروش است؛ وفاداری نگرشی نیز با خیلی ارزش است زیرا وفاداری نگرشی و رفتاری به مقدار زیادی به هم وابسته اند (مرادی و همکارانش، 1390، ص36).
فولرتون (2003) ، وفاداری مشتریان را شامل دو بعد می داند:
وفاداری رفتاری: که قصد مشتریان به خرید مجدد خدمت و محصول از ارائه دهنده خدمت و قصد آن ها در حفظ روابط با عرضه کننده است.
وفاداری نگرشی: که سطح وابستگی روانی و دفاع نگرشی مشتری نسبت به عرضه کننده خدمت است؛ مشخصه های این نوع وفاداری عبارتند از: تبلیغات دهان به دهان، تشویق دیگران به استفاده از آن محصول یا خدمت (حاج کریمی و همکاران، 1388، ص39).
حقیقی کفاش و همکارانش در سال1389، با توجه به تحقیقات چهار رویکرد اصلی در مورد اندازه گیری وفاداری ارائه دادند.
رویکرد رفتاری: که معیار وفاداری رفتار مشتریان است و کانون توجه روی تکرار رفتار خرید به عنوان یک شاخص وفاداری متمرکز است. به طور کلی رویکرد های رفتاری در بحث وفاداری به برند رفتار واقعی خرید مصرف کننده را راجع به محصول اندازه گیری می‎کند.
رویکرد نگرشی: که فرنیر و او مطرح کرده اند وفاداری مشتری به عنوان یک نگرش تعریف می شود؛ بر اساس این نگرش تشریح رفتار واقعی مصرف کننده به تنهایی کافی نیست بلکه انجام یک تجزیه و تحلیل و ارائه توصیفی روشن از این مفهوم نیازمند در نظر گرفتن ساختار نگرش/ عملکرد مصرف کننده است. برخی از شاخص های رویکرد نگرشی عبارتند: رجحان، قصد خرید، تقدم عرضه کننده.
رویکرد وابستگی: که بر طبق نظریه دیک و باسو می باشد؛ در این نگرش این سوال مطرح می شود: دلیلی که باعث می شود مشتری یک محصول را رد کند، چیست؟ دیک وباسو معتقدند لازم است روی نگرش های وابستگی به جای نگرش های مجزا و مطلق در بحث وفاداری تمرکز کرد؛ چرا که ارزیابی یک کالا یا خدمت ممکن است به شدت به درک و تشخیص مطلق وابسته باشد (دیک و باسو، 1994، ص104).
رویکرد چهارم یک رویکرد ترکیبی است: در این رویکرد وفاداری به وسیله عملکرد مصرف مشتریانف تمایل به برند، فراوانی خرید، مقدار کلی خرید و جدیدترین خرید انجام شده سنجیده می شود. استفاده از این روش قدرت پیش بینی صحیح وفاداری مشتریان را افزایش می دهد (حقیقی کفاش، اکبری، لالیان پور، 1389، ص81).
2-1-5) اهمیت وفادری مشتریان به برنددر همه تحقیقات، اهمیت وفاداری مشتریان در ایجاد سودآوری شرکت ها مورد قبول قرار گرفته و درباره همبستگی بین وفاداری و سودآوری به صورت تئوری و عملی مطالعات مفیدی انجام گرفته است. این مطالعات نشان می دهند که وفاداری مشتریان اثرات مثبتی بر سودآوری، هم از طریق کمک به کاهش هزینه های بازاریابی و هم از طریق افزا یش فروش به هر مشتر ی دارد. کاهش هزینه های بازاریابی به این خاطر اتفاق می افتد که هزینه نگهداری مشتریان وفادار کمتر ازهزینه جذب مشتریان جدید است و هزینه خدمات پس از فروش به مشتریان سابق کمتر ازمشتریان جدید است (جوانمرد، 1388، ص230). در ادامه نمونه هایی از اهمیت وفاداری مشتریان به برند آورده شده است:
شرکت هایی که گروه بزرگی از مشتریان وفادار دارند، سهم بزرگی از بازار را نیز در دست دارند
مشتریان وفادار از طریق افزایش خریدشان و تکرار آن ها باعث ایجاد درآمد بیشتری برای برند می‎شوند.
حفظ مشتری قبلی بهتر از جستجوی مشتری جدید است: مشتریان وفادار به برند مایل به جستجوی برند مطلوب خود هستند و کمتر به مزیت های رقابتی حساس هستند. نتیجه این کار هزینه کمتر برای توزیع، رقابت و بازار یابی است (روشندل، 1388، ص17).
هزینه جذب مشتریان جدید بسیار بیشتر از هزینه حفظ مشتریان فعلی است، مخصوصا هنگامی که مشتریان فعلی راضی و وفادارند. مشتریان وفادار می توانند مشتریان جدیدی را از طریق توصیه برند به آن ها برای شرکت جذب نمایند
مشتریان وفادار در مقابل استراتژی های بازاریابی رقبا مقاوم هستند و از برند مورد علاقه خود حمایت می‎کنند.
وفاداری مشتریان باعث افزایش اهرم تجاری (نسبت دارایی به بدهی) سازمان می شود.
در بازارهای بسیار رقابتی، وفاداری باعث ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای برند و شرکت سازنده آن است (کاظمی راد، 1388، ص 66).
مشتری وفادار به مارک برای مارک مزبور تبلیغات مثبت می‎کند و در نهایت آن برند را به سایر برندها ترجیح می دهد. (دیک و باسو، 1994، ص101). از این رو وفاداری مشتریان به نام تجاری باعث تبلیغات دهان به دهان مثبت، ایجاد موانع اساسی برای ورود رقبا، توانمندتر ساختن شرکت در پاسخ به تهدیدات رقابتی، ایجاد فروش و درآمد بیشتر و کاهش حساسیت مشتریان به تلاش های بازاریابی رقبا می شود. تعداد زیاد مشتریان وفادار به یک نام تجاری، دارایی شرکت محسوب می شوند و به عنوان شاخص اصلی ارزش ویژه نام تجاری شناخته می شوند و همچنین حساسیت مشتریان وفادار به تغییر قیمت ها در مقایسه با مشتریان غیر وفادار، کمتر است.
توانایی افزایش قیمت : مطالعات نشان می دهد که همان اندازه که وفاداری به مارک افزایش می یابد، مشتریان کمتر به تغییر قیمت حساسیت نشان می دهند (روشندل، 1388، ص17). عموما مشتریان حاضر به پرداخت قیمت بیشتر برای علامت تجاری دلخواه خود هستند. زیرا آنها مزایای بی نظیری در آن مارک یا علامت تجاری مشاهده کرده اند که برندهای دیگر فاقد آن هستند (جوانمرد، 1388، ص239).
10-حجم فروش بیشتر : شرکتهای آمریکایی که نیمی از مشتر یان خود را در طول پنج سال از دست می دهند، سالانه ۱۳۰ درصد ضرر و خسارت از کاهش مشتریان خود می بینند. این آمار نشان دهنده چالشهایی است که شرکت ها برای رشد در محیط رقابتی با آن روبه رو هستند. رسیدن به رشد سالانه یک درصد نیازمند افزایش فروش به مشتریان فعلی و جدید به میزان 14 درصد است. کاهش خسارت مشتریان می تواند به صورت فزاینده رشد تجاری و وفاداری به مارک را بهبود بخشد (جوانمرد، 1388، ص238).