aar1

در این مرحله فاکتورهایی از قبیل قیمت، خدمات آموزشی و نگهداری، توافقات قراردادی و بازگشت سرمایه مورد بررسی قرار می گیرند .
3) Implementation : این مرحله شامل Customize یا منطبق کردن سیستم ERP به خدمات گرفته شده با نیازمندی های سازمان است . معمولا این کار به کمک مشاورانی که با متدولوژی های پیاده سازی و مهارت های آن آشنا هستند انجام می گیرد .
4) Use & Maintenance : این مرحله شامل استفاده از محصول بصورتی است که فواید مورد انتظار را حاصل نماید . در طول این فاز باید جنبه هایی مانند کارایی، تناسب و کفایت مورد توجه قرار گیرد . همچنین هنگامیکه سیستم پیاده سازی شد باید نگهداری شود و مشکلات آن برطرف گردیده و نیازمندی های جدید و بهبودی های کلی نیز در آن اعمال گردد .
5) Evolution : در طی این مرحله سعی می شود یکپارچگی سیستم ERP با سایر قابلیت ها مانند برنامه ریزی های پیشرفته، زمانبندی، مدیریت زنجیره تامین، مدیریت ارتباط با مشتری و گردش کار توسعه و تکامل یابد .
6) Retirement:این مرحله زمانی است که با ظهور تکنولوژی های جدیدتر و یا ناکارآمدی سیستم ERP و یا تغییر در دیدگاههای کسب و کار سازمان، مدیران تصمیم به جایگزین کردن سیستم ERP موجود با ERP ای دیگر و یا سایر سیستم های اطلاعاتی که بیشتر با نیازمندی های سازمان منطبق باشند می گیرند .
ابعاد نیز عبارتند از :
1)Product : این بعد بر روی جنبه های مختلف یک سیستم ERP خاص از قبیل کارایی، تکنولوژی، سخت افزار و نرم افزار تمرکز دارد .
2)Process : هر سازمانی فعالیت های اساسی ای دارد که باید توسط سیستم پشتیبانی شود . بعلاوه سیستم ERP باید به تصمیم گیرندگان سازمانی در مدیریت منابع و عملکردهای سازمان کمک کند . معمولا سرمایه گذاری عمده بر روی ERP باعث ایجاد مهندسی مجدد فرآیند ها در سازمان می شود تا سازمان با نیازمندی های عملکردی سیستم جدید ERP منطبق شود و کارایی آن افزایش یابد .
3) People : این بعد به منابع انسانی سازمان و نقش و مهارت آنان در چرخه حیات ERP اشاره دارد . این نقش ها و مهارت ها باید به خوبی توسعه داده شوند تا پیچیدگی و ریسک سازمان در تعامل با سیستم ERP جدید به حداقل برسد.
4) Change Management : این بعد به دانش بکار گرفته شده در تعامل با پیچیدگی های حاصل از بکارگیری سیستم ERP در سازمان اشاره دارد که باعث می شود تغییرات لازم در زمانی مناسب و با هزینه ای منطقی به نتیجه صحیح برسد . رویکرد مدیریت تغییر سعی در ایجاد این اطمینان دارد که مقبولیت و آمادگی برای سیستم جدید در سازمان، امکان برخورداری صحیح از مزایای سیستم را فراهم می سازد .
با توجه به این چهار چوب و توضیحاتی که برای آن مطرح شد، تحقیق حاضر در فاز Adoption و دیدگاه ( بعد ) مطرح شده در این چهار چوب قرار می گیرد.
همانطور که گفته شد عوامل موثر در ارزیابی آمادگی موفقیت پیاده سازی متعدد هستند. در این تحقیق، بطور مشخص این قسمت بصورت تخصصی و عمیق مورد بررسی قرار می گیرد و در حقیقت سوالاتی از قبیل اینکه چرا اصولا سازمان تصمیم به پیاده سازی ERP گرفته و آیا مباحث مالی و محدودیت های بودجه ای، آمادگی سازمان، فرهنگ سازمانی و مواردی این چنینی به درستی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است یا خیر در این تحقیق مد نظر است . به عبارت دیگر می خواهیم برای سازمانی که تصمیم به پیاده سازی و بکارگیری ERP در سازمان خود گرفته است و بسته های ERP خاصی را نیز کاندید انتخاب قرار داده است، به بررسی این موضوع بپردازیم که از ابعاد مختلف آماده بکارگیری است؟
تشریح و بیان مساله :
امروزه بویژه در کشور ما، ERP یکی از موضوعات روز و بسیار مطرح بوده و در کانون توجه قرار دارد. بسیاری از سازمان های دولتی و خصوصی به دنبال پیاده سازی و بکارگیری ERP در سازمان خود هستند تا آنجا که بسیاری از ارگانهای دولتی موظف به مجهز کردن خود به سیستم ERP می باشند و به تعبیر دیگر می توان گفت که در حال حاضر تب ERP در کشور بالا گرفته است .(جعفر زاده 1386)
لذا اگر چه هر تحقیق کاربردی در زمینه ERP در کشور ما می تواند مفید باشد اما از آنجاییکه بسیاری از سازمانها ( به هر دلیل ) تصمیم به بکارگیری ERP نموده اند به نظر می رسد که در حقیقت مراحلی مثل بررسی آمادگی سازمان ( Readiness ) یکی از مراحل مهم برای بکارگیری ERP است.
همچنین از طرف دیگر تعداد نسبتاً زیادی شرکت های تولید کننده راه حل های IT وجود دارند که مدعی ارائه و فروش سیستم ERP می باشند . لذا همیشه این سوال برای مدیران سازمان های خواهان بکارگیری بسته های ERP وجود دارد که کدامیک از این سیستم ها یا بسته های موجود در بازار برای سازمان آنان مناسب تر است ؟
نتایج تحقیقات آماری در دنیا حکایت از آن دارد که حدود 70درصد پروژه های استقرار ERP در دنیا با شکست روبرو بودهاند. با نگاهی منفی به این آمار در می یابیم که ریسک استقرار پروژه های ERP زیاد می باشد اما با نگاه متفاوت  می توان گفت که بیش از 30 درصد از پروژه های استقرار ERP در دنیا با موفقیت کامل روبرو بودهاند و این مطلب نشان می دهد که اگر دلایل شکست پروژه های ERP با دقت مطالعه گردد و از نتایج این مطالعات بهره برداری مناسب گردد می توان احتمال موفقیت اینگونه پروژهها را افزایش داد.
مهمترین  دلایل شکست  پروژههای ERP :
عدم آمادگی: سازمان برای بکارگیری سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده نباشد.
انتخاب محصول : عدم انتخاب محصول مناسب که نیازمندیهای سازمان را به خوبی مرتفع نماید و نزدیکترین محصول به نیازهای سازمان باشد.
 انتخاب پیمانکار : عدم انتخاب شرکت مناسب برای استقرار محصول
پرسنل : عدم تخصیص نیروهای مدیریتی و کارشناسی تمام وقت از سوی سازمان
 حدود قرارداد: عدم تعیین دقیق حوزه انجام کار در قرارداد
مدیریت تغییرات: عدم توجه به مدیریت تغییرات در سازمان مشتری
 مهارت : عدم آشنایی و مهارت تیم پیمانکار با فرآیندهای کارفرما(Jaideep Motwani.2005)
انتخاب ERP دارای اهمیت بسزایی است و عوامل زیر را سبب می شود:
کاهش ریسک در انتخاب نرم افزار نا مناسب
کاهش ریسک در عدم موفقیت پیاده سازی
فراهم سازی بستر مناسب برای تیم تصمیم گیرنده به منظور توجیه منطقی واصولی تصمیمات اتخاذ شده کاهش کلی هزینه های مالکیت و نگهداری(ناظمی اسلام 1386)
پیاده سازی ERP برای سازمانها، شرکت های خصوصی و دولتی برای بقاء، رقابت و حضور در بازارهای جهانی ضروری است.( تاظمی اسلام 1386) خرید، پیاده سازی و تغییراتی که هر ERP به همرا ه دارد هزینه هنگفتی را بر سازمانها، شرکت ها تحمیل می کند و یکی از مهمترین دلایل شکست پیاده سازی عدم آمادگی بکارگیری و عدم توجه کافی به آن و نبود یک الگوی مناسب، ساده و فراگیر است . پس برای کاهش ریسک ها و افزایش احتمال موفقیت پیاده سازی و همچنین بازگشت سرمایه ضرورت ارزیابی آمادگی بکارگیری سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی تبیین می شود.
با توجه به موارد مطرح شده ، در این تحقیق به بررسی این موضوع که "چه عواملی در موفقیت پیاده سازی ERP در ایران خودرو دیزل مهم بوده و آیا شرکت ایران خودرو دیزل از لحاظ بکارگیری سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است یا خیر؟" پرداخته خواهد شد.
ضرورت انجام تحقیق :
سیستمهای ERP به ابزاری لازم تقریبا برای هر موسسه ای تبدیل شده اند تا به آنها کمک کنند حس رقابت را ارتقا بخشند. براساس موفقیت اجرای سیستم ERP شرکتها می توانند به سرعت یک مزیت رقابتی در بازار جهانی کسب نمایند. درطول دهه گذشته بسیاری از پروژه های ERP منجر به پیشرفت های قابل توجه ملموس و ناملموسی در حوزه های گوناگونی برای سازمانها شده اند. هر چند تعدادی از نمونه هایی هم وجود دارند که در آنها سازمان ها موفق نشده اند مزایای بالقوه ای بدست آورند که این مساله آنها را به سمت سرمایه گذاری گسترده در اجرای ERP ترغیب نموده است. اجرای سیستمهای ERP بخاطر پیچیدگی، هزینه بالا و ریسک سازگاری یکی از دشوارترین پروژه های سرمایه گذاری می باشد. شرکت ها میلیاردها دلار صرف استفاده از نفر-ساعت های هنگفتی نموده اند تا سیستم های نرم افزاری ERP را مستقر سازند. یک پروژه موفق ERP شامل انتخاب یک سیستم نرم افزاری ERP و فروشنده تعاونی مربوطه و اجرای این سیستم، مدیریت فرآیند تجاری و سنجش میزان عملی بودن آن سیستم می باشد(Karsak,2000 , Zogul)
اهداف(کلی و جزئی) تحقیق :
هدف اصلی این تحقیق :
ارزیابی و بررسی آمادگی شرکت ایران خودرو دیزل برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی
تشخیص نقاط قوت و ضعف سازمان در زمینه آمادگی پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی
سوالات یا فرضیه های تحقیق :
1-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه منابع انسانی برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
2-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه زیر ساخت تکنولوژی اطلاعاتی برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
3-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه فرهنگ سازمانی برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
4-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه فرایند‌های کسب وکار برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

5-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه داده برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
6-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه تعهد مدیریت ارشد برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
7-شرکت ایران خودرو دیزل از جنبه مدیریت تغییر سازمانی برای پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی آماده است.
قلمرو تحقیق :
الف ) دوره های زمانی انجام تحقیق :
از آذر1389 تا فروردین 1390 خواهد بود.
ب ) مکان تحقیق :
مکان تحقیق شرکت ایران خودرو دیزل می باشد.
تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی طرح :
عوامل حیاتی موفقیت(CSF): عبارتند از شرایط و فرصت هایی که باید ایجاد شوند تا موفقیت سازمان تضمین گردد(Poon&Wagner,2001).
سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی(ERP): یک بسته نرم افزاری تجاری است که هدف آن یکپارچگی اطلاعات و جریان اطلاعات بین تمامی بخشهای سازمان از جمله مالی، حسابداری، منابع انسانی، زنجیره عرضه و مدیریت مشتریان است . (Davenport .1998)
فرهنگ: ترکیبی از تاریخ شرکت، انتظارات، قوانین نانوشته و آداب اجتماعی که رفتارها را تحت تاثیر قرار می دهد و مجموعه ای از اعتقادات اساسی است که روی ادراک ما از کارها و ارتباطات همه کارکنان تاثیر می گذارد .(Hasanali,2002)
ساختار سازمانی: به سبک و روشی اشاره دارد که کارکنان و پست های سازمانی براساس آن، در جهت تسهیل فرایندهای کاری سازمانی شکل گرفته اند. افراد درون ساختار سازمانی کار می کنند که فرایند های سازمانی را برای رسیدن به استراتژی کلی شرکت پشتیبانی می کنند(Santoro and Gopalakrishena,2000).
استراتژی : چارچوبی را فراهم می کند که در آن چارچوب سازمان، فعالیت های هدف گذاری شده ای را برای اهرمی کردن دارایی های دانسته ای سازمان انجام می دهد .(Chatzkel,2000)
منابع انسانی : افراد، ایجاد کنندگان دانش در سازمان هستند و یک قسمت قابل توجه از دانش سازمان در ذهن آنها است (ESCFWA,2003).
فرایندهای کسب وکار: یک گروه از کارهای منطقا مرتبط بهم که منابع سازمانی را در جهت حمایت اهداف سازمان مورد استفاده قرار داده تا نتایج با گرایش مشتری فراهم کند(Hamer,2000).

فصل دوم
ادبیات تحقیق
فصل دوم
مقدمه
مهمترین دغدغه مدیران پیشرفت در یک محیط متلاطم و پویا ست ولی آنها میدانند بااینکه تمامی منابع چهارگانه نیروی انسانی مواد تجهیزات وماشین آلات و سرمایه رادارند وبرای رسیدن به اهداف خودازتمامی فعالیت های اصلی و پشتیبانی استفاده میکنندوهمیشه به دنبال توسعه و پیشرفت از سه بعد استراتژی کسب وکار طراحی ساختار سازمانی وتوسعه سیستم های اطلاعاتی هستند اما نمیتواند به یک انسجام و یکپارچگی درتمامی ابعاددرون سازمانی وبرون سازمانی برسند که کلیدحل مشکلات آنها در محیط رقابتی امروزه برنامه ریزی منابع سارمان (ERP) است تا با حذف هرگونه فعالیت بی ارزش کسب وکار خود را رونق بخشند( شفیعی نیک ابادی ،1386)
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان یکی از پرکاربرد ترین راه حل های فناوری اطلاعات است و بکارگیری آن علاوه بر سازمان های بزرگ توجه شرکت های متوسط و کوچک رانیز به خود جلب نموده است. زمانی که سازمانهاتصمیم میگیرند ERP راپیاده کنند با کار ساده ای روبرو نیستندو با تنوع گسترده نرم افزارهای دردسترس ERPمشخص کردن بهترین سیستم که مطابق با خواسته های سازمان باشد کار سختی است و ممکن است فرایند ارزیابی وانتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان زمانی زیادی را به اختصاص دهد ( نیکجو ،1386)
انتخاب معیارهای مناسب که تصویر کاملی از کل سازمان رانشان دهد ازاهمیت زیادی برخوردار است در چارچوب های ارائه شده اولیه درمطالعات پیشین فقط برروی معیار هزینه تاکید فراوان شده است. روش کارت امتیازی متوازن علاوه بر در نظر گرفتن معیارهای مالی معیارهای دیگری رااز سه دیدگاه مشتری فرایندهای داخلی و نوآوری و یادگیری برای اندازه گیری عملکرد سازمان استخراج مینماید درنتیجه دید کلی تری در اختیارمدیر قرار می دهد. همچنین این چارچوب به برقرای تناسب در تعداد معیارها کمک میکندومانع ازدیاد تعدادمعیارها می شود (Cebeci ,2009)
درادامه این فصل به معرفی بیشتر سیستم ERP وهمچنین بررسی و ارزیابی انتخاب این سیستم در ادبیات تحقیق پرداخته می شود .در ادامه توضیحاتی درمورد کار امتیازی متوازن و بکارگیری آن در انتخاب سیستم ERPمناسب ارائه می شود .همچنین به معرفی بیشتر مدلهای تصمیم گیری چندمعیاره بویژه روش فرایند تحلیل شبکه ای پرداخته می شودودرمورد بکارگیری رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره برای انتخاب سیستم ERPدر پیشینه توضیحاتی ارائه می شود.
تاریخچه و سیرتکامل سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان براساس یک روند تکاملی شکل گرفته اند. توسعه فناوری های رایانه شکل گیری بازارهای جهانی واهمیت یافتن زنجیره تامین و ظهور سیستم های یکپارچه در سازمان های تولیدی مهمترین روندهای شکل گیری سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان هستند. شکل گیری سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان یک فرایند تکاملی بوده است. این سیستم ها درواقع کامل یافته سیستم ها ی عملیاتی هستند که دردهه های 1960 تا 1970 میلادی توسعه یافتند. دردهه60 میلادی بود که سیستم هایی به نام سیستم های کنترل موجودی ایجادشد و هدف از این سیستم دادن اطلاعات لحظه ای مواد اولیه قطعات محصول نیم ساخته و نهایی بود.
بعد از این دوره و رشد صنعت کامپیوتر دردهه 70 سیستمی به نام برنامه ریزی احتیاجات مواد ایجاد شد که علاوه بر مجموعه فعالیتهایی که در سیستم کنترل موجودی انجام میشد عمل برنامه ریزی تامین منابع را نیز به صورت مکانیزه وسیستمی انجام میداد که دارای سه بخش عمده به نام های برنامه اصلی تولید لیست موادو قطعات لازم و پرونده ثبت موجودی یا صورت موجودی انبار است ومهمترین خروجی های حاصل از آن مجموعه ای از گزارشات اولیه ( مانند جداول سفارشات برنامه ریزی شده ، تغییر در تاریخ های سررسید، اطلاعات مربوط به وضعیت موجودی و ...) وگزارشات ثانویه ( مانند گزارشات برنامه ریزی اجرایی و استثنایی ) می باشند.
دردهه 80 باتوسعه مکانیزاسیون در کسب و کار سیستم های برنامه ریزی احتیاجات مواد متحول شده و سیستم های برنامه ریزی منابع تولید MRPII به وجود آمدند. این سیستم ها به منظور برنامه ریزی تمامی منابع مورد نیاز برای تولید مورداستفاده قرارمی گرفت. با شکل گیری این سیستم ها بخش عمده ای از فرآیندهای کسب و کار از جمله برنامه ریزی کسب وکار، برنامه ریزی عمیاتی ، برنامه ریزی فروش ، برنامه ریزی تولید ، زمانبندی تولید و برنامه ریزی ظرفیت به صورت یکپارچه مکانیزه شدند.این سیستم ها به منظور تهیه گزارش مالی ،گزاش های بودجه ، گزارش های فروش باسیستم های مالی و حسابداری نیز مرتبط شدند.(F.Robert Jacobs ,2006)
سیستم های برنامه ریزی منابع تولید روشی برای برنامه ریزی تمام منابع برای یک سازنده می باشد که در آن برنامه ریزی تمام منابع در کل سازمان یکی میگرد. MRPII دارای قابلیت تطبیق و یکپارچه سازی عملکردهای اصل یک شرکت همانند تولید ، بازاریابی ، فروش ومالی می باشد (Barker 2001) . علت ظهور ERPII عدم توانایی سیستم ERPدر پاسخ گویی به تغییرات سریع محیطی بود به این معنا که زمان زیادی صرف عملکرد های مکانیکی سیستم های ERP می شد ، واحدهای کسب و کار با یکدیگر ارتباط نداشتندوهمچنین این سیستم ها روی پردازنده مرکزی اجرا می شدند(Muscatello,2002) .
دردهه 90 بودجه های it به صورت ناگهانی ، سریع وچشمگیری افزایش یافت و سیستم برنامه ریزی به نام برنامه ریزی منابع سازمان ایجاد شد که حالت توسعه یافته ERPII بوده و به دنبال پوشش سیستم های مدیریت منابع مالی سازمان جهت پاسخگویی به شرایط خاص و پیچیده بازار در تولیدات می بود سپس ERP بوجود آمد که علاوه بر موجودی اقلام ، جریانات مالی و حسابداری ، مدیریت منابع انسانی ، مدیریت بازاریابی و سیستمهای پشتیبان جهت تصمیم گیری برای سیستم برنامه ریزی منابع تولیدو ساخت را شامل می شد (Muscatello,2002)
باگذر زمان و آشکار شدن مزایای عمده ، نصب و پیاده سازی ERP بسیار رایج گردید و باایجاد قابلیت های اضافی در آن ، این سیستم درون سازمانی را به یک سیستم بین سازمانی تبدیل کردندو از سال 2000 به بعد بااوج گفتن این موج جدید به مدیریت سازمان هاومیل مدیران به استفاده ازا ین سیستم مواردی همچون مدیریت زنجیره تامین ، مدیریت روابط بامشتریان ، مدیریت داده های تولید ، سیستم های اجرای تولید هوش کسب و کار، ذخیره سازی ومبادلات الکترونیکی داده ها به این سیستم اضافه شد تا حرکت سیستم ها به سمت تجارت الکترونیک از نوع کسب بامشتری سرعت یابدو در آینده ای نزدیک منتظر کاربرد هوش مصنوعی و پشتیبانی از طریق مستندسازی چند رسانه ای در این سیستم ها هستیم که رونق جدیدی به بازار این سیستمهاو تحولی بزرگ در مدیریت سازمان هاایجاد میکند ( شفیعی نیک آبادی ،1386).
بسیاری از افرادمعتقد هستند که یکپارچگی سیستم های کسب و کار در قالب سیستم برنامه ریزی منابع تولیدی سرآغازی برای شکل گیری سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان می باشد.به عنوان مثال مانتی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان را روشی برای برنامه ریزی و کنترل موثر تمامی منابع مورد نیاز برای تهیه ، تولید ، بازگیری و ارائه سفارشات مشتری تعریف نموده است(Manetti,2001) .
اولین سیستم برنامه ریزی منابع سازمان توسط شرکت های نرم افزاری بزرگ در آمریکاواروپا از جمله شرکت های SAP و Peoplesoft توسعه یافتند. شرکت SAP سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان خود را حول محور فعالیتهای تولیدی ویکپارچگی این فعالیتهابا فرایندهای مالی و حسابداری ایجاد نمود. سایر تولید کنندگان نیز محصولات خود را با تمرکز بر بخش های خاصی از کسب و کار توسعه دادند. به عنوان مثال Peoplesoft اولین محصولات خود را با تمرکز برمدیریت نیروی انسانی ارائه نمود که بامرور زمان سایر ماژول های کسب وکار نیز به این محصول افزوده شد. شرکت ORACLE نیز قبل از ورود به عرصه سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان تولید کننده و عرضه کننده سیستم های مدیریت پایگاه DBMS داده بود ( جلالی ریا،1385)
معرفی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان
فناوری اطلاعات و ارتباطات را میتوان به عنوان مجموعه ای از اجزا جهت جمع آوری ، پردازش و تبادل وانتقال داده و اطلاعات در قبال سخت افزار ، نرم افزار، مغز افزارو سازمان افزار تعریف کرد. فناوری اطلاعات وارتباطات به عنوان جزء اساسی و پایه توسعه اقتصادی یک کشور چه در بعد خرد و چه در بعد کلان شناخته می شود و پدیده جهانی سازی بطور وسیعی توسط ICT حمایت و پشتیبانی می شود.
درکشورهایی که قصد پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) رادارند استفاده از سیستم های جدید فناوری اطلاعات وارتباطات سرعت چشمگیری به خود گرفته است. یکی از جدید ترین ابزارهای مدیریتی در سازمانهاسیستم های برنامه ریزی منابع هستند (Yiannis ,2002) برنامه ریزی منابع سازمانی عبارتی متشکل از سه واژه است که از لحاظ لغوی به صورت زیر بیان می شود :
Enterprise : یک سازمان بسیار گسترده .
Resources : همه منابع در دسترس برای یک سازمان
Planning : نگاه به آینده با یک دید بلند مدت به جای نگاه کردن به وضعیت جاری
پس از لحاظ لغوی عبارت است از برنامه ریزی با یک دید بلندمدت برای تمامی منابع در دسترس در کل گستره یک سازمان ( شفیعی نیک آبادی 1386)
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ERP رامیتوان به عنوان نرم افزار یکپارچه ای تعریف نمود که دارای اجزا ویا ماژول های مختلفی در حوزه ها ی عملیاتی سازمانها مانند برنامه ریزی تولید ، فروش ، بازاریابی ، توزیع ، حسابداری مدیریت ، منابع انسانی ، مدیریت پروژه ، مدیریت موجودی ، مدیریت حدمات و نگهدار ی و تعمیرات ، مدیریت حمل و نقل و تجارت الکترونیک هستند. معماری و ساختار سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان به گونه ای است که یکپارچگی و جامعیت اطلاعات سطح سازمان را فراهم نموده و جریان روان اطلاعات بین بخش های مختلف سازمان را فراهم می آورد.
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان در واقع تکامل یافته سیستم های اطلاعاتی جامع هستند.تفاوت عمده این سیستم ها با سیستم های اطلاعات مدیریت و سیستم های جامع سازمانی در رویکرد فرایندگرا و یکپارچگی عملیاتی فرآیندی و داده ای سازمان ها است. این سیستم ها به گونه ای توسعه می یابند که تمامی منابع اطلاعاتی سازمان با یکدیگر یکپارچه شده و بتوان در راستای انجام ماموریت های سازمان از این سیستم بهره جست .این سیستم ها یک راه حل سیستمی مبتنی بر فناوری اطلاعات است که منابع سازمان را توسط یک سیستم یکپارچه به سرعت و با دقت و کیفیت بالا در کنترل مدیران سطوح مختلف سازمان قرار میدهد تا به طور مناسب فرایند برنامه ریزی وعملیات سازمان را مدیریت نماید.این سیستم میتواند به صورت داخلی و درون سازمانی توسعه یابد اما به خاطر پیچیدگی های موجود در این حوزه بسیاری ازسازمان ها راه اندازی این سیستم ها رابه فروشندگان وتولید کنندگان خارج از سازمان واگذار نموده ا ند ( نیکجو ،1386)
هنگامی که صحبت تعریف از سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان می آید اکثر نویسندگان مشخصه عملکردی این سیستم ها را به عنوان تعریفی از سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان بکار برده اند زیرا هیچ تعریف پذیرفته شده یکسانی برای این گونه سیستم ها وجود ندارد .مثال های بی شماری از این گونه تعریف ها در مرور ادبیات موضوع دیده می شود که به عنوان مثال چندنمونه ای از آنها ذکر میگردد:
ERP : یک بسته نرم افزاری تجاری است که هدف آن یکپارچگی اطلاعات و جریان اطلاعات بین تمامی بخشهای سازمان از جمله مالی ، حسابداری منابع انسانی ، زنجیره عرضه ومدیریت مشتریان می باشد (Davenport 1998)
ERP یک پایگاه داده ، یک برنامه کاربردی و یک واسط یکپارچه درتمامی سازمان است (Tadjer 1998)
سیستم های ERP راه حل های نرم افزاری جامع و در قالب بسته نرم افزاری ارائه شده اند و به دنبال یکپارچگی محدود و کاملی از فرآیندها و عملکردهای یک کسب و کار می باشند که به منظور ایجاد نگرشی کل نگر از کسب و کار در یک معماری واحد از اطلاعات وتکنولوژی اطلاعات استفاده می شوند (Klaus et al 2000)
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان مجموعه ای یکپارچه از برنامه هایی هستند که از فعالیت های محوری سازمان نظیر ساخت و پشتیبانی ، تدارکات مالی و حسابداری فروش وبازار یابی و منابع انسانی حمایت میکنند (Aladwani 2001)
ERP سیستم هایی مبتنی بر کامپیوتر هستند که برای پردازش تراکنشهای سازمان طراحی شده اند و هدف آنها تسهیل برنامه ریزی تولید و پاسخگویی به موقع به مشتریان در محیطی یکپارچه است (O'Leary 2001)
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان سیستم های اطلاعات قابل تغییری هستند که اطلاعات و فرآیندهای مبتنی بر اطلاعات سازمان رادر درون واحدهای سازمانی و بین‌آنها یکپارچه می نمایند. (Kumar 2002)
تعریف ERP از نظر انجمن تولیدو کنترل موجودی آمریکا به قرار زیر است :
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان روشی برای برنامه ریزی و کنترل موثر تمامی منابع مورد نیاز برای دریافت ، تولید ، ارسال و پاسخگویی به نیازهای مشتریان در شرکتهای تولیدی ، توزیعی و خدماتی تعریف شده است (Manetti 2001)
اما جامع ترین تعریفی که از ERP می توان بیان کرد و شامل تمامی ابعاد تعاریف فوق باشد عبارت است از :
"سیستم جامعی است که سعی در مدیریت موثر تمام منابع و یکپارچه سازی همه وظایف و بخش های موجود در یک سازمان با ستفاده از یک سیستم رایانه ای واحد که بتواند نیازهای خاص و ویژه را برآورده سازد دارد و این کار با استفاده از یک نرم افزار انجام میشود که به وسیله یک پایگاه داده ای واحد امکان به اشتراک گذاری اطلاعات وارتباط بخش های مختلف را با یکدیگر برقرار می سازد و این نرم افزار شامل تعدادی ماژول است که هریک بخشی از وظایف موجود در شرکت را به عهده دارند. ( شفیعی نیک‌ابادی 1386)
باکمی توجه به مجموعه تعاریف فوق همگی آنها دارای یک وجه مشترک می باشند و آن وجه مشترک درتمامی تعاریف فوق وجود لغت یکپارچه سازی یا یکپارچگی است. یکپارچگی دراین برنامه ریزی عبارت است از استفاده اشتراکی دو یا چند کاربر از اطلاعات یکسان با منبع ذخیره یکسان که این یکپارچه سازی باعث از بین بردن جزایر وماژول های اطلاعاتی شده وموجب فراهم آوردن اطلاعاتی دقیق به موقع و جامع از وضعیت کل سیستم موجود می شود.
این یکپارچه سازی و انسجام در هفت ناحیه در سازمان انجام میشود :
.یکپارچگی در داده ها که موجب جلوگیری از افزونگی ، انباشتگی و تناقض در داده ها می شود.
یکپارچگی در اطلاعات که این اطلاعات ترجمان د اده ها ( داده های پردازش شده ) در حوزه های مختلف است وداده ها نبایستی تناقض داشته باشند تااین یکپارچگی به نحو احسن صورت گیرد.
یکپارچگی در دانش ،دانش در حوزه های مختلف تولید می شود اما یکپارچگی و توازن آن باید با توجه به نیاز در انجام فرایند ها به خصوص در زمان تصمیم گیری حفظ شود.
یکپارچگی در فرآیند که دراینجا بحث ارزشیابی متوازن مطرح می شود وبیان می شود که در زمان های فشار اقتصادی ، جدایی زنجیره ها از همدیگر از همان حلقه های ضعیف شروع خواهدشد.
یکپارچگی در منابع انسانی یعنی وجود یکپارچگی بین تمامی اعضا و دانش آنها و ارتباط آنها با مجموعه فرآیندهایی که تحت مسئولیت خوددارند.
یکپارچگی در سازمان و ساختار که در مبحث مربوط به مهندسی مجدد به طور کامل تشریح میشود.
یکپارچگی در برنامه های کاربردی که تمامی ابزارهاو برنامه های مورداستفاده بایستی پاسخگوی مسئولیتهای محوله باشند ( شفیعی نیک آبادی ،1386)
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان از یکسری ماژول استاندار تشکیل شده اند. این ماژول ها می توانند به صورت منفرد مورداستفاده قرارگرفته و یا آنکه ترکیبی از این ماژولها برای نیل به اهداف سازمانی در اختیار سازمان قرار گیرد. همچنین عرضه کنندگان سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان سیستم هایی را نیز به صورت سفارشی برای سازمان ها و صنایع خاصی تولید وعرضه می نمایند. پیاده سازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان برای سازمان ها میلیون هادلار هزینه به همراه دارد و سازمان های کوچکتر برای راه انداز ی یک سیستم برنامه ریزی منابع سازمان باید تقریبا ده درصد ازدر آمد سالیانه شان راهزینه نمایند.
عرضه کنندگان سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان بیان مینمایند که با راه اندازی این سیستمها هزینه سیستم های اطلاعاتی جزیره ای کاهش یافته و کارایی عملیاتی سازمان افزایش می یابد. از این رو راه اندازی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان مقرون به صرفه خواهدبود درحال حاضر کاربران این سیستم ها انتظار دارند سیستم هایی در دسترس داشته باشند که نیازهای آنها را پاسخ گو بوده و بتواند سود مناسبی را از سرمایه گذاری های صورت گرفته عاید آنها نماید (Barker ,2001)
از آنچه امروز هویداست می توان به راحتی روزی را پیش بینی نمود که هیچ سازمانی بدون ERP قادر به حیات نباشد زیرا حفظ ارزشها و مفاهیم بنیادی سازمانی و دستیابی به مفاهیمی چون مشتری مداری ، نتیجه گرایی ، مدیریت مبتنی بر فرآیند ، ثبات رهبری و مقاصد توسعه ومشارکت کارکنان ، یادگیری ونوآوری مستمر ، توسعه همکاریهای تجاری و عمل به مسئولیتهای اجتماعی سازمان جز با رویکرد به سیستم های ERP حاصل نخواهد شد. جهان امروز دیگر جایی برای زندگی تک واحدی چه برای انسانهاو چه برای سازمانها باقی نخواهد گذاشت. (F.Robert Jacobs 2006)
وال استریت ژورنال که یکی از معتبر ترین نشریات جهان محسوب می شود در یکی از شماره ها ی اخیر خود به بررسی آینده سیستم های ERP پرداخته است. نویسنده این پروژه - ریسرچمعتقد است که سازمان ها در چند سال اخیر دریافته اند که راهی جز سرمایه گذاری برروی ERPرا ندارند.این واقعیت که یکپارچگی یکی از عناصر بقا در دنیای رقابتی است برای همه به اثبات رسیده و سازمان ها معتقدند به جای اینکه برروی خرید چند سیستم مجزا سرمایه گذاری نمایند ودرنهایت نیز ناچار به سرمایه گذاری برروی فناوری های یکپارچه شونداز همان اول برروی ERPسرمایه گذاری نمایند.
براساس پیش بینی موسسه AMR سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان تا 2011 از رشدی معادل 11 درصد برخوردار خواهند شد و بتدریج بیشتر کسب وکارها به سمت این سیستم ها حرکت خواهندکرد در حقیقت آینده ERP ها به صورت سیستم هایی متمرکز در شرکت های پشتیبانی کننده متصور است که تنهاسازمان ها با اتصال به این سیستم ها خدمات مورد نیاز خود را دریافت می کنند با این اوصاف مطمئنا در سال های آینده نسل های جدیدی از ERP ها وارد بازار می شوند و شاهد روند جدیدی دراین زمینه خواهیم بود.
معماری سیستم ERP معماری و ساختار ERP به گونه ا ی است که یکپارچگی اطلاعات در سطح سازمان را فراهم کرده و جریان روان اطلاعات بین بخش های مختلف سازمان را فراهم می آورد و به کمک فناوری اطلاعات از طریق تسریع و تسهیل اطلاعات ، سازمان و تامین کنندگان را قادر به آگاهی وتامین مایحتاج به موقع میکند که به صورت لایه ای در بخش های سازمان وارد می شود . سطوح اصلی برای ERPعبارتند از :
لایه های عملیاتی که در پایین ترین سطح قراردارند و کشورهای در حال توسعه مانند ایران هم بیشتر به این سطح توجه دارند.
لایه دانش که رسیدن به این لایه سخت بوده ودرکشورهایی همچون ایران هنوز موفق به دستیابی کامل به این سطح نشده اند.
لایه های مدیریتی که بتواند از طریق سیستم های حمایت تصمیم گیری به مدیران کمک کند.
لایه های استراتژیکی و راهبردی سازمان می باشد.
دردولایه ابتدایی کاربران نهایی سیستم معولا کارکنان هستند اما دولایه آخر نشان میدهد که کاربران نهایی مدیران هستند و این که مدیران یک سازمان کاربران نهایی یک سیستم اطلاعاتی باشند نشان دهنده اهمیت و کاربری بالای آن سیستم می باشد ( شفیعی نیک آبادی 1386)
چالرلز مول (2005) در تحقیقات خود لایه های چهارگانه ای را برای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بیان میکند :
هسته ( لایه اصلی و بنیادین ) یک عنصر هسته ای همان پایگاه داده ای منسجم و یکپارچه است و عنصر هسته ای دیگر چارچوب کاری نرم افزار مورداستفاده است.
مرکز ( لایه پردازش ) که منعکس کننده سیستم های مبتنی برتبادل اطلاعات می باشند. قابل ذکر است که سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان پیشرفته وبا محور باز وترکیبی هستند و به عنوان مجموعه ای از سرویس های وب توزیع شده ای به کارگرفته میشوند و مهندسی مجدد فرایندها ونظارت بر فعالیتهای کسب و کار در این لایه صورت می گیرند.
سازمان ( لایه تحلیلی ) که شامل سیستم هایی از جمله SRM ، SCM مدیریت عمر محصول ، مدیریت داده محصول که کمک کننده شرکت برای نوآوریها و حضورموثر در بازارها و کسب وکار الکترونیکی است ، مدیریت چرخه عمر کارمندان که اطلاعاتی یکپارچه از مرحله ورود تا بازنشستگی در جهت مدیریت لیاقتها و شایستگی ها دارد ومدیریت عملکرد شکست که همانند چتری شامل متدلوژی ها ، معیارها ، فرایندها و سیستم های بکار گرفته شده برای نظارت ومدیریت عملکرد کسب و کار یک شرکت است و فراهم کننده یک جنبه کلی از کسب و کار برای مدیریت می باشد.
مشارکتی و تعاون ( لایه سوم کار الکترونیکی ) که شامل ارتباطات و انسجام و یکپارچگی میان سیستم برنامه ریزی منابع سازمان وعوامل خارجی است و شامل (E-commerrce)B2C ، (e-procurement)B2B و (Intrant)B2E و EAL ( که فراهم کننده محاسباتی برای فرایندهای خودکار در سطوح متفاوت IT سیستم ها و سازمان است و به دنبال انسجام اعضا داخلی و خارجی سیستم می باشد و باعث هماهنگی اجزا متفاوتی از SCM و CRM با آخرین سیستم های تکمیل شده ERP می شود) . وجود این لایه ها باعث انعطاف پذیری درانطباق با نیازهای متغیر شرکت های استفاده کننده وحتی قوانین داخلی و خارج از سازمان شده و باعث ایجاد یک حالت فرا شرکتی گردیده است که از طریق اتصال On line باتمامی اعضا در زنجیره در ارتباط می باشیم و به اطلاعات موجود درتمامی زمینه ها دسترسی داشته وثبت اطلاعات از نظر حجم رکورهای اطلاعاتی نامحدود می شود( (Moller 2005
اجزای تشکیل دهنده سیستم های ERP اگر اجزای سیستم های ERPتولیدشده توسط شرکتهای مختلف در این حوزه فعالیت را مورد بررسی قرار دهیم می بینم که این سیستم هادارای چند بخش کلی هستند که تقریبا در سیستم های همه فروشندگان ERP ارائه گردیده است.در یک تقسیم بندی کلی می توان این اجزا را در قالب گروههای زیر مورد بررسی قرارداد :
حسابداری مالی : سیستمی است برای مدیریت اتوماتیک و گزارش دهی مربوط به دفاتر کل حسابهای دریافتنی و پرداختی و سایر موارد مربوط به سیستم حسابداری ونگهداری حسابها
کنترل : برای نگهداری جریان درامد و هزینه های یک شرکت استفاده میشود و بعنوان یک ابزار مدیریتی برای تصمیم گیریهای سازمانی کاربرد دارد.
مدیریت دارایی ها(اموال) : سیستمی است که برای نگهداری اطلاعات مربوط به دارایی ها از جمله خرید ، فروش ، استهلاک و مدیریت سرمایه گذاری در دارایی ها کاربرددارد.
سیستم پروژه : این سیستم جهت برنامه ریزی ، کنترل و نظارت برپروژه های پیچیده و بلند مدت دارای اهداف مشخص وتعریف شده کاربرددارد.
سیستم جریان کار : سیستمی است برای ارتباط ماژولهای کاربردی ERPباابزار ، خدمات و فناوری های مختلف دیگر
راه حل های صنعتی : سیستمی است که ماژولهای کاربردی ERP را با برنامه های کاربردی دیگر که خاص برخی از صنایع از جمله نفت ، گاز، دارویی و بانکداری نوشته شده است ترکیب میکند.
منابع انسانی : سیستمی است کاملا یکپارچه که برای پشتبیانی و برنامه ریزی فعالیت های پرسنل در شرکتها کاربرددارد.
سیستم نگهداری شرکت :این سیستم وظیفه برنامه ریزی نیازمندیهای مربوط به نگهداری از ماشین الات و سایر امکانات موجود در شرکتها بخصوص شرکتهای تولیدی را بر عهده دارد.
مدیریت مواد : این سیستم وظایف مربوط به تدارکات ، انبار مواد ، سفارش مجدد و ... را برعهده د ارد.
مدیریت کیفیت : یک سیستم اطلاعات و کنترل کیفی است که برنامه ریزی کیفیت ، بازرسی و کنترل تدارکات وتولید را برعهده دارد.
برنامه ریزی تولید : برای برنامه ریزی و کنترل فعالیتهای تولیدی یک شرکت کاربرد دارد.این ماژول اجزای فرعی BOM ، مراکز کاری ، ردیابی مواد ،برنامه ریز ی عملیات و فروش ، برنامه کلان تولید (MPS) ، برنامه ریزی نیازمندیهای مواد ،کنترل سطح کارخانه ، سفارشات تولید ، هزینه یابی مواد و...می باشد.
فروش و توزیع : این سیستم بهینه سازی همه وظایف مربوط به فروش ارسال و صدور صورتحساب رادر بر میگیرد . اجزای فرعی این ماژول شامل پشتبیانی قبل از فروش ، پردازش در خواست مشتری ، پردازش اعتبار مشتری، پردازش سفارشات فروش ، پردازش ارسال کالا و سیستم اطلاعات فروش می باشد.
این اجزا می توانند خود دارای اجزای فرعی باشند که برای مقاصد ویژه ای کاربرد دارد که عبارتند از: ساختار سازمانی شرکت ، طراحی چارچوب گزارشات داخلی و خارجی ( جهت ارسال به سازمانهای خارج از شرکت) ، سازمان فروش ،کانالهای توزیع کالا ، سلف سرویس کارمندان ( کارمندان قادرند از طریق اینترنت به اطلاعات خود در سیستم منابع انسانی دسترسی داشته باشند ) ، سیستم MATCHCODE جهت یافتن اطلاعات خاص موردنیاز بااستفاده ا ز ابزارهای جستجو امنیت سیستم و سایر.
ضرورت استقرار ERPدر سازمان
درسالهای اخیر استفاده از سیستمهای یکپارچه سازمانی در راس برنامه های شرکتها قرار گرفته اند مهمترین ابزار پیش روی دراین ارتباط سیستم برنامه ریزی یکپارچه منابع سازمانی ERP است. این سیستم تمام بخشهای شرکت را از طریق جریانی از اطلاعات به یکدیگر مرتبط می سازد و مدیریت مکان و زمان ومنابع را در شرکت برقرار میکند وشرکت رادر بخشهای مختلف از به کارگیری نرم افزارهای مختلف که با یکدیگر ارتباط موثر وهمگام با زمان نیز ندارند بی نیاز می سازد.
پذیرش وکاربرد گسترده سیستم برنامه ریزی منابع سازمان ERP توسط سازمانهای بزرگ و متوسط به عنوان انقلاب ERPتوصیف شده ا ست (Ross 1999) پیاده سازی سیستم ERP مزایای بیشماری را برای سازمانها به ارمغان می آورد .بسیاری از سازمانها به میزان قابل توجهی سیستم مزبور را جایگزین شماری از سیستمهای اطلاعاتی قدیمی کرده اند (Oliver & Romm 2000) این چنین سیستم هایی نوید بخش ارائه یک پاسخ یکپارچه و منسجم به نیازهای اطلاعاتی سازمان درمورد جایگزینی سیستم های اطلاعاتی سنتی می باشد (Bardly 2008) استقرار سیستم های برنامه ریز ی منابع سازمان به لحاظ کیفی به سه دلیل از استقرار سایر سیستم های اطلاعاتی متفاوت است : 1- ERPبر کل سازمان اثر گذار است 2- ممکن است کارکنان فرآیندهای تجاری جدیدی را علاوه بر نرم افزار جدید بیاموزند. 3- ERPنه فقط یک سیستم اطلاعاتی بلکه یک سامانه تجاری است (Milford2000).
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ، نرم افزارهایی هستند که داده های موجود در یک سازمان رایکپارچه نموده و به شکل مطلوب و در زمان مناسب در اختیار کاربرانی قرار میدهند که به آن نیاز دارند.این سیستم به تمام افراد یک مجموعه سازمانی حتی اکر میان آنها مرزهای جغرافیایی وجود داشته باشد اجازه میدهد تا با هماهنگی یکدیگر کار کنند ( طیاروقپانچی 1386) ومیزان بالایی از اتوماسیون و یکپارچگی وظایف را بین بخش های فروش ، بازاریابی ، تولید ، عملیات پشتیبانی و لجستیک ، خرید مالی ، توسعه محصول جدید و منابع سازمان ایجاد میکند ( برزگر 1386).
انتظار می رود استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان از طریق تهیه اطلاعات دقیق و به موقع در سطح واحد تجاری تصمیم گیریهای مدیریت را بهبود بخشد (Poston 2001) اگر سیستم برنامه ریزی منابع سازمان به درستی و با درنظر گرفتن ملاحظات اقتصادی و سازمانی استقرار یابد افزایش بهره وری سازمان قطعی است. شرکت هایی که در سیستم برنامه ریزی منابع سازمان سرمایه گذاری میکنند از عملکرد قوی تر ومزیت های مالی بالاتری بهره می جویند (Hitt 2002) درواقع ERPزیربنای یک نظام تجاری قدرتمند است که موجب ژرفای اطلاعات عملیاتی و وسعت اطلاعات درمورد زنجیره ارزش می شود (Wagner 2006) بااین وجود استقرار این سیستم ها اغلب سازمان ها را باچالش جدی مواجه مینماید. شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد بسیاری از پروژه های استقرار در زمان مقرر و در محدوده بودجه تعیین شده پایان نپذیرفته اند (Austin 2003) به عنوان مثال می توان شرکت هرشی را نام برد که در اثر اجرای نادس پروژه 112 میلیون د لاری ERP در سه ماه سوم سال 1999 نوزده درصد کاهش سود را تجربه نمود . شرکت صنایع مایلر در سه ماهه آخر سال 1999 متحمل زیان عملیاتی برابر با 3/5 میلیون دلار شد که ناشی از هزینه های زیادو ناکارا بودن سیستم های ERP بود. دانشگاه ماساچوست وایندیانا نیز کاهش درامد ، هدر رفتن زمان ،هزینه های زیاد وتاخیر ناشی از استقرار نامناسب را گزارش نموده اند (Songini bray 2004).
نکته مهم این است که پیاده سازی یک سیستم ERP بصورت موفق در یک سازمان بسیار مشکل است بگونه ا ی که براساس مطالعاتی که صورت گرفته تاکنون 50% موارد پیاده سازی این سیستم با شکست مواجه شده و در 90% سیستم های پیاده شده موفق ، فراتر از زمان و بودجه مصوب اولیه عمل شده است.اگر چه این ارقام و درصدها متفاوتند امااین پیام را مخابره میکنندکه پروژه های تکنولوژی اطلاعات از جمله ERP در زمره پروژه های پرریسک قرار میگیرند. بنابراین باوجود مزایای بی شماری که پیاده سازی ERP برای سازمان دارد تا زمانی که توجیه لازم برای انجام این کار وجودندارد هیچ سازمانی نباید خود را درگیر آن نماید (Muscatello2006).
درنهایت می توان گفت که سیستم ERPبرروی تمامی جنبه های کسب و کار که شامل ساختارهای سازمانی ( ازجمله میزان کنترل رسمی ، تمرکز ، تعداد لایه های سازمانی ، حیطه نظارت و اندازه سازمان ) فعالیت ها ، فرایندها و محیط اثر گذار می باشند بنابراین برای موفقیت در آینده بسیار ضروری است و راهی برای رشد و حفظ توان رقابتی است و بایستی به اعمال تغییرات به صورت یک فرصتی بالقوه به سازمان نگریسته شود که باعث استاندارد سازی فرآیندهای کاری شود ( شفیی نیک آبادی 1386).
مزایای پیاده سازی ERP پیاده سازی سیستم ERP مزایای بیشماری را برای سازمانها به ارمغان می آورد اما باید توجه داشت که این مزایا و بهبود فرایندهای تجاری سازمان به راحتی قابل دست یابی نیستند. پیاده ساز ی موفق یک سیستم ERP بستگی بسیار زیادی به انتخاب سیستم مناسب ، تامین کننده مناسب ، نحوه ی بومی سازی نرم افزار در سازمان باتوجه به استراتژی فرهنگ و ساختار سازمان ، تعهد و حمایت مدیریت سازمان از پیاده سازی نرم افزار ، شایستگی مشاوران در پیاده سازی نرم افزار ، کنترل پروژه مناسب در طول فرایند پیاده سازی و اتمام پروژه در زمان مشخص ، بودجه پیش بینی شده و مواردی از این دست دارد.
ازاین عوامل که بگذریم پیاده سازی ERP در سازمان مزایای بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت که به صورت خلاصه میتوان به موارد زیر اشاره نمود ( کسرایی 1387):
ایجاد یکپارچگی سازمانی : هدف عمده ، یکپارچه سازی تمامی بخشها و جریانهای اطلاعات کارکردی یک شرکت به شکل یک سیستم کامپیوتری واحد که قادر به برطرف کردن تمامی نیازهای سازمان باشد میباشد. دونوع یکپارچه سازی برای سیستم ها وجود داد داخلی و خارجی یکپارچه سازی داخلی عبارت است از یکپارچه سازی بین برنامه های کاربردی یا میان برنامه های کاربردی و پایگاه داده ها درداخل یک سازمان و یکپارچه سازی خارجی به یکپارچه سازی برنامه ها یا پایگاه داده شرکای کاری گفته می شود.
استانداردسازی : فرایندهای سازمانی براساس بهترین تجربیاتی که شرکتهای عرضه کننده نرم افزار از سازمانهای مختلف به دست آورده اند در سیستم ERPاستاندارد می شوند.
مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی : از ERPبه عنوان کاتالیزور و یاتسهیل کننده در BRPیا مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی نام برده شده ا ست.
تبدیل فرایندهای سازمانی از حالت ضمنی به حالت صریح به علت مهندسی مجددی که در فرایندهای سازمان صورت می پذیرد .
امکان نصب و راه اندازی سریعتر سیستم های مرتبط با ERP در سازمان از جمله ماژولهای مختلف این نرم افزار یا سایر نرم افزارهای کاربردی که از طرف عرضه کنندگان ERPارائه نشده ومخصوص آن سازمان هستند.
امکان و یاتسهیل توسعه سیستمهاو فناوری های جدید مانند سیستم های به هنگام (ITT)
امکان ایجاد همکاریهای تجاری سرمایه گذاری های مشترک ادغام برای سازمانها باهزینه کمتر و بازدهی بیشتر و نتیجه بهتر
تغییر تمرکز از برنامه نویسی کامپیوتر در سازمان به بهبود فرایندها
فراهم شدن زیر ساخت لازم به منظور پرداختن به مدیریت زنجیره ای تامین (SCM) , و مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)
توسعه زیر ساخت لازم به منظور وارد شدن به تجارت الکترونیک (E-Business)
حذف فعالیتهای تکراری
ثبت داده های عملیاتی در حین انجام کار
حفظ امنیت نگهداری داده ها به صورت متمرکز و برنامه ریزی شده
دسترسی سریع و به روز به داده ها
کاهش شدید مصرف کاغذ
بهبود تصمیم گیری به دلیل دسترسی به داده های به روز و مناسب
استراتژی های بهره گیری از سیستم ERP
برای بهره گیری از این سیستم هفت استراتژی عمده وجود دارد که می توان به طور خلاصه به آنها اشاره کرد ( شفیعی نیک آبادی ،1386).
نصب و پیاده سازی یک سیستم یا یک بسته نرم ا فزاری کامل بدون اعمال هیچ تغییری در سازمان : دراین استراتژی روش های کار عوض شده و کارکنان در مورد فرایندهای جدید‌آموزش می بینند که این استراتژی سریعترین و کم خطرترین راه بهره گیری است و مهمترین مشکل عمده این استراتژی مقاومت زیاد کارکنان در برابر این تغییرات ناگهانی است.
انتخاب یک محصول خاص از یک شرکت فروشنده و اعمال تغییراتی در آن در جهت تطابق سازی با فرایندهای سازمانی که زمانبری وهزینه بالایی به علت اعمال تغییرات ، دارد و ریسک زیادی رامتحمل می شویم پس بایستی درمورد وضعیت شرکت فروشنده اطمینان حاصل شود اما در این حالت مقاومت کارکنان کمتر خواهدشد زیرا سیستم نرم افزاری براساس فرایندهای جاری تغییر می یابند و فرایندکاری تغییرات خیلی کمی دارند.
گزینش بهترین ماژولها از بهترین بسته های نرم افزاری : در اینحالت به جای اینکه یک نرم افزار کامل خریداری شود از بهترین بسته های نرم افزاری موجود بهترین ماژولها انتخاب می شوند و با هم یکپارچه می شوند. مهمترین مشکل استفاده از این استراتژی زمانبری بالا در انتخاب بهترین ، هزینه بری بالا و ایجاد یکپارچگی و انسجام بسیار سخت بین ماژول های مختلف از شرکت های مختلف است این استراتژی بیشتر توسط سازمانهای بزرگ با سطح درامد بالا اعمال می شود زیرا به کمک این استراتژی به دنبال ایجاد قابلیتهای اضافی در سازمان خود هستند.
گزینش بهترین ماژولهای یک بسته نرم افزاری : در این استراتژی از یک بسته نرم افزاری چند ماژول برای واحدهای سازمانی که ارتباط و یکپارچگی آنها با هم بسیار مهم است انتخاب می شود و فقط در آن چند واحد منتخب پیاده سازی صورت میگیرد.
ایجادسیستم به صورت داخلی : در این استراتژی سازمان خود اقدام به تهیه یک بسته نرم افزاری کامل برای خودش میکند که برای اعمال این استراتژی ، سازمان نیاز به مجموعه ای از متخصصین داخلی و خارجی در گرایشهای مختلف دارد و مهمترین فایده این استراتژی رسیدن به حداکثر تطابق بین سیستم و سازمان می باشد اما از نظر ریسک هزینه سازمان و وجود سختیها در بالاترین سطح در میان دیگراستراتژی های واقع است.
ایجاد سیستم داخلی به همراه ماژول های دیگر شرکت ها : این استراتژی ترکیبی از استراتژیهای قبلی است. دراین استراتژی بخشی از بسته درداخل سازمان تهیه می شود و بخشی دیگر توسط ماژول های دیگر فروشندگان وارد سازمان خواهد شد و این دو باهم یکپارچه می شوند که ریسک و زمانبری کمتری نسبت به استراتژی قبلی دارد اما بامشکل هماهنگی ماژول های داخلی با ماژول های خارج از سازمان مواجه خواهیم بود.
اجاره : دراین استراتژی که ساده ترین نوع استراتژی است یک بسته از شرکتی اجاره گرفته می شود و بایستی درقبال استفاده ماهیانه مبلغی را به شرکت اجاره دهنده پرداخت نماییم. در این استراتژی نمیتوان گفت که ارزانترین روش است زیرابستگی به موقعیت ومیزان هزینه اجاره و نوع شرکت اجاره دهنده دارد.
رایج ترین استراتژی از میان استراتژیهای هفت گانه استراتژی گزینش یک محصول خاص و تغییر وتطبیق آن با سازمان است و استراتژی رایج دیگر پیاده سازی کامل یک سیستم از یک شرکت خاص است و استراتژی ایجاد سیستم به صورت داخلی کمترین کاربرد در میان سازمانها رادارد.بایستی این امر را لحاظ کرد که انتخاب هراستراتژی ، وابسته به اندازه سازمان ، سطح در آمدی آن ، حد پیچیدگی فرایندها و میزان تلاطم و پویایی محیط میباشد.
انتخاب بسته نرم افزاری ERP یکی از مراحل استقرار سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان انتخاب نرم افزار مناسب است. طی فرآیند انتخاب نرم افزار از میان محصولات موجود در بازار موردی که بیشترین انطباق با نیازمندی های سازمان راداشته باشد انتخاب می شود. باتوجه به اینکه نیازمندی های سازمان در زمینه سیستم برنامه ریزی منابع سازمان بسیار تفصیلی و گسترده بوده ومحصولات ارائه شده نیز دارای ویژگی ها و قابلیتهای مختلفی هستند انتخاب نرم افزار در استقرار سیستم مقوله بسیارمهمی می باشد.
سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان درابتدا عمدتا برای سازمان های تولیدی عرضه میشدند. لیکن در حال حاضر تولیدکنندگان این سیستم ها محصولاتی را منطبق بر نیازمندیهای صنایع خاص عرضه نموده اند . هم اکنون کمتر صنعتی را میتوان یافت که سیستم برنامه ریزی منابع سازمان در آن نفوذ نکرده وتوسعه نیافته باشد. در فرآیند انتخاب نرم افزار با توجه به کسب وکار اصلی و نیازمندی های کلیدی سازمان از میان محصولات موجود به جستجو پرداخته و محصول مناسب انتخاب می شود. در مراحل انتخاب نرم افزار بررسی می شود که در محدوده کسب وکار سازمان چه سیستم هایی عرضه شده اند و هر کدام دارای چه ویژگی ها وتوانمندیهایی می باشند بدون گذراندن دقیق مرحله انتخاب نرم افزار این ریسک وجود داد که محصولی نامناسب و غیر منطبق برنیازمندیهای سازمان انتخاب شود که این امر باعث می شود که در مراحل پیاده سازی واستقرار سیستم ، سازمان با مشکلات جدی روبرو گردد. هرچه محصول انتخاب شده با نیازمندی های سازمان انطباق بیشتری داشته باشد تغییرات اعمال شده در سیستم در مراحل آتی کاهش یافته و ریسک پیاده سازی و استقرار سیستم نیز به مراتب کمتر می شود.در صورتیکه کارکردهای سیستم با نیازمندی های سازمان منطبق نباشد باید یا فرآیندهای سازمان راتغییرداد تا با سیستم هماهنگ شود و یا اینکه سیستم را سفارشی نمود تا قابلیت پشتیبانی از فرآیندها را داشته باشد که در دوحالت زمان وهزینه پیاده سازی افزایش یافته و ریسک پیاده سازی سیستم نیز زیاد می شود همچنین در این حالت باتوجه به زیاد بودن حجم تغییرات احتمال مقاومت در مقابل تغییر کارکنان نیز افزایش می یابد ( فتحیان 1384).
خیلی از سازمانهایی که بدون دقت نرم افزار ERP راتهیه می کنند در طی پیاده سازی بامسائل جدی و حادی مواجه میشوند . مسائلی که با ارزیابی اصول ، امکان جلوگیری از آنها وجود دارد . از آنجائیکه فرایند ارزیابی وانتخاب هیچ دو سازمانی یکسان نیست و براساس ویژگیهای داخلی وشرایط خاص سازمانی متفاوت است بررسی کارهایی که دراین زمینه انجام شده است بی فایده نخواهدبود . از آنجا که سیستم های اطلاعاتی به عنوان یکی از مهمترین سیستم های موجود در حوزه علوم کامپیوتر از نقش ویژه واستراتژیکی برخوردار هستند و به همین جهت در سالهای اخیر تحقیقات فراوانی در این زمینه از علوم فنی و مهندسی انجام گرفته است و درحالی که فعالیتهای گسترده ای در زمینه پیاده سازی سیستمهای اطلاعاتی صورت گرفته ولی درزمینه ارزیابی وانتخاب آنها کارهای علمی تحقیقاتی زیادی انجام نشده است ( نیکجو 1386)
شواهد بیانگر این واقعیت تلخ است که تعداد زیادی از سازمانها با وجود صرف بخش زیادی از منابع مالی انسانی و یا زمانی خود برای این سیستم در پیاده سازی موفق و یا بهره برداری اثر بخش از آن ناکام مانده اند. به منظور جلوگیری از اتلاف منابع ارزشمند سازمانی در پیاده سا زی ERP و مهمتر از ان حفظ سازمان در برابر مخاطرات احتمالی پیاده سازی این سیستم لازم است قبل از اتخاذ هر تصمیمی از انتخاب یک بسته نرم افزاری ERP مناسب اطمینان حاصل شود. سیستم های ERP یکی از نیازهای ضروری هر شرکت است تا رقابت پذیری اش رابهبود دهد . برطبق موفقیت پیاده سازی سیستم ERP شرکت میتواند در بازارهای جهانی به مزیت رقابتی دست یابد (Davenport 2003).
دریای سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان بسیار وسیع می باشد و گذر از این دریای پرتلاطم کار آسانی نیست. شرکتهای زیادی وجود دارند که به ارائه محصولات ERPمی پردازند و همه به دنبال جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قدیمی خود می باشند.طبق تحقیقات به عمل آمده توسط گروه آبردین "25 درصد از 650 سازمان متوسز تحت برسی طی 3 سال اول تصمیم به جایگزینی سیستم های ERP خود گرفته اند " در این تحقیق امده است " ازدیاد سیستم های ERP به طور قابل توجهی منحصر به بروز این استراتژی های جایگزین شده است به طور ی که 40 درصد سازمان ها تمایل به یکپارچه سازی سیستم های متعدد خود در سازمان داشته اند.37 درصد سازمان ها نیز به نیاز نرم افزارهای جهانی و استاندار با قابلیتهای بین المللی اشاره نموده اند (Aberdeen 2007).
پیاده سازی سیستم ERPبه علت پیچیدگی ، هزینه بالا و ریسک های سازگاری یکی از مشکل ترین پروژه های سرمایه گذاری می باشد. شرکتها میلیون دلار هزینه کرده اند و مقدار زیادی ساعت کاری را صرف راه اندازی سیستم های نرم افزاری ERP نموده اند.بنابراین انتخاب دقیق نرم افزار و گزینش یک محصول منطبق بر نیازمندی های سازمان باعث کاهش زمان و هزینه پیاده سازی سیستم شده وموفقیت استقرار سیستم را افزایش میدهد (Yusuf et al 2004).
سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفتهدر رابطه با ارزیابی آمادگی پیاده سازی سیستم های مختلف مدیریتی تحقیقات مختلفی صورت گرفته است که می توان به مدل هایی همچون مدل رزمی وچندین مدل که درپی خواهد آمد، اشاره کرد .
رزمی و همکاران (2009) محقق بیان می کنند مطالعات گذشته نشان دهنده شکست‌های فوق العاده زیادی در زمینه پروژه های برنامه ریزی منابع سازمانی(ERP) ، می‌باشد از این‌رو انجام ارزیابی در مرحله نخست برنامه پیاده سازی ERP جهت شناسائی ضعف‌ها و مشکلاتی که منجربه شکست پروژه می‌گردد ضروری به نظر میرسد.در ادبیات و نوشته ها هیچ راه حل روشن و عملی ای برای حل این نوع از مشکلات یافت نگردیده است.

—d1220

کلمات کلیدی: بلوغ سیستم هوش تجاری، کیفیت محتوای اطلاعات، کیفیت دسترسی اطلاعات، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی، استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار
فهرست مطالب
-780125808200عنوان صفحه
TOC o "1-3" h z u
فصل اول: مقدمه PAGEREF _Toc412822401 h 01-1. مقدمه PAGEREF _Toc412822402 h 11-2. تعریف مسأله و بیان اصلی تحقیق PAGEREF _Toc412822403 h 21-3. اهمیت و ضرورت انجام کار PAGEREF _Toc412822404 h 21-4. فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc412822405 h 51-5. سوالات تحقیق PAGEREF _Toc412822406 h 61-6. اهداف تحقیق PAGEREF _Toc412822407 h 61-7. نوآوری تحقیق PAGEREF _Toc412822408 h 71-8. استفاده کنندگان تحقیق PAGEREF _Toc412822409 h 81-9. ساختار تحقیق PAGEREF _Toc412822410 h 8فصل دوم: ادبیات تحقیق PAGEREF _Toc412822411 h 92-1. مقدمه PAGEREF _Toc412822412 h 322-2. مبانی نظری PAGEREF _Toc412822413 h 322-3. پیشینه تجربی PAGEREF _Toc412822414 h 392-3-1. مطالعات داخلی PAGEREF _Toc412822415 h 392-3-2. مطالعات خارجی PAGEREF _Toc412822416 h 452-4. جمع بندی و پیشنهاد مدل PAGEREF _Toc412822417 h 47فصل سوم: روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc412822418 h 553-1. مقدمه PAGEREF _Toc412822419 h 563-2. نوع تحقیق PAGEREF _Toc412822420 h 563-3. جامعه آماری تحقیق PAGEREF _Toc412822421 h 573-4. متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc412822422 h 573-5. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc412822423 h 583-5-1. هوش تجاری PAGEREF _Toc412822424 h 583-5-2. بلوغ سیستم های هوش تجاری PAGEREF _Toc412822425 h 593-5-3. کیفیت محتوایی و دسترسی اطلاعات PAGEREF _Toc412822426 h 603-5-4. استفاده از اطلاعات در فرآیندهای کسب و کار PAGEREF _Toc412822427 h 623-5-5. فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی PAGEREF _Toc412822428 h 623-6. ابزار جمع آوری داده ها PAGEREF _Toc412822429 h 673-6-1. روایی پرسشنامه PAGEREF _Toc412822430 h 673-6-2. پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc412822431 h 683-7. روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc412822432 h 69فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc412822433 h 714-1. مقدمه PAGEREF _Toc412822434 h 724-2. ویژگی های پاسخ گویان PAGEREF _Toc412822435 h 724-2-1. جنسیت PAGEREF _Toc412822436 h 724-2-3. میزان تحصیلات PAGEREF _Toc412822437 h 734-3. تجزیه و تحلیل های تک متغیره PAGEREF _Toc412822438 h 744-3-1. بلوغ سیستم هوش تجاری PAGEREF _Toc412822439 h 744-3-2. کیفیت محتوای اطلاعات PAGEREF _Toc412822440 h 754-3-3. کیفیت دسترسی اطلاعات PAGEREF _Toc412822441 h 764-3-4. استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412822442 h 764-3-5. فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی PAGEREF _Toc412822443 h 774-4. تجزیه و تحلیل های دو متغیره PAGEREF _Toc412822444 h 784-4-1. بررسی بلوغ سیستم هوش تجاری و کیفیت محتوای اطلاعات PAGEREF _Toc412822445 h 784-4-2. بررسی رابطه بلوغ سیستم هوش تجاری و کیفیت دسترسی اطلاعات PAGEREF _Toc412822446 h 794-4-3. بررسی رابطه کیفیت محتوای اطلاعات و استفاده از آن در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412822447 h 804-4-4. بررسی رابطه ی بین کیفیت دسترسی اطلاعات و استفاده از آن در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412822448 h 814-5. تجزیه و تحلیل چند متغیره PAGEREF _Toc412822449 h 824-5-1. رگرسیون چندگانه مرحله اول PAGEREF _Toc412822450 h 834-5-2. رگرسیون مرحله دوم PAGEREF _Toc412822451 h 864-5-3. رگرسیون مرحله سوم PAGEREF _Toc412822452 h 894-5-4. بررسی تاثیر غیر مستقیم بلوغ هوش تجاری بر متغیر وابسته PAGEREF _Toc412822453 h 934-5-5. رگرسیون مرحله چهارم PAGEREF _Toc412822454 h 944-6. آزمون فرضیه ها PAGEREF _Toc412822455 h 1014-7. جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc412822456 h 104فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc412822457 h 1075-1. مقدمه PAGEREF _Toc412822458 h 1085-2. یافته های پژوهش PAGEREF _Toc412822459 h 1085-3. محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc412822460 h 1125-4. پیشنهادات تحقیق PAGEREF _Toc412822461 h 1135-4-1. پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc412822462 h 1135-4-2. پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc412822463 h 115فهرست منابع PAGEREF _Toc412822464 h 117
فهرست جداول
عنوان صفحه
50806061800
TOC f h z t "جداول;1" جدول 2-1: خلاصه مطالعات داخلی PAGEREF _Toc412823313 h 48جدول 2-2: خلاصه مطالعات داخلی PAGEREF _Toc412823314 h 51جدول 3-1: مقیاس و طیف سنجش متغیرها PAGEREF _Toc412823315 h 58جدول 3-2: سطوح متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc412823316 h 64جدول 3-3: ضریب پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc412823317 h 68جدول4-1: فراوانی مربوط به جنسیت PAGEREF _Toc412823318 h 73جدول4-2: فراوانی مربوط به سن PAGEREF _Toc412823319 h 73جدول4-3: فراوانی مربوط به میزان تحصیلات PAGEREF _Toc412823320 h 74جدول4-4: آماره های توصیفی متغیر بلوغ سیستم هوش تجاری PAGEREF _Toc412823321 h 75جدول4-5: آماره های توصیفی متغیر کیفیت محتوای اطلاعات PAGEREF _Toc412823322 h 75جدول4-6: آماره های توصیفی متغیر کیفیت دسترسی اطلاعات PAGEREF _Toc412823323 h 76جدول4-7: آماره های توصیفی متغیر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412823324 h 77جدول4-8: آماره های توصیفی متغیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی PAGEREF _Toc412823325 h 77جدول4-9: نتایج آزمون همبستگی بین بلوغ سیستم هوش تجاری و کیفیت محتوای اطلاعات PAGEREF _Toc412823326 h 79جدول4-10: نتایج آزمون همبستگی بین بلوغ سیستم هوش تجاری و کیفیت دسترسی اطلاعات PAGEREF _Toc412823327 h 80جدول4-11: نتایج آزمون همبستگی کیفیت محتوای اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412823328 h 80جدول4-12: نتایج آزمون همبستگی بین ریسک دریافت شده از ابزارهای مدیریت دانش و نیات خرید PAGEREF _Toc412823329 h 81جدول4-13: نتایج رگرسیون در مرحله اول PAGEREF _Toc412823330 h 83جدول4-14: آنالیز واریانس مرحله اول PAGEREF _Toc412823331 h 84جدول4-15: ضرایب رگرسیون در مرحله اول PAGEREF _Toc412823332 h 85جدول 4-16: نتایج رگرسیون در مرحله دوم PAGEREF _Toc412823333 h 87جدول 4-17: آنالیز واریانس مرحله دوم PAGEREF _Toc412823334 h 87جدول 4-18: ضرایب رگرسیون در مرحله دوم PAGEREF _Toc412823335 h 87جدول 4-19: نتایج رگرسیون در مرحله سوم قسمت اول PAGEREF _Toc412823336 h 89جدول 4-20: آنالیز واریانس مرحله سوم قسمت اول PAGEREF _Toc412823337 h 90جدول 4-21: ضرایب رگرسیون در مرحله سوم قسمت اول PAGEREF _Toc412823338 h 90جدول 4-22: نتایج رگرسیون در مرحله سوم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823339 h 91جدول 4-23: آنالیز واریانس مرحله سوم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823340 h 92جدول 4-24: ضرایب رگرسیون در مرحله اول PAGEREF _Toc412823341 h 92جدول4-25: اثرات غیر مستقیم بلوغ هوش تجاری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار PAGEREF _Toc412823342 h 94جدول 4-26: نتایج رگرسیون در مرحله چهارم قسمت اول PAGEREF _Toc412823343 h 95جدول 4-27: آنالیز واریانس مرحله چهارم قسمت اول PAGEREF _Toc412823344 h 95جدول 4-28: ضرایب رگرسیون در مرحله چهارم قسمت اول PAGEREF _Toc412823345 h 96جدول 4-29: نتایج رگرسیون در مرحله چهارم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823346 h 97جدول 4-30: آنالیز واریانس مرحله چهارم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823347 h 97جدول 4-31: ضرایب رگرسیون در قسمت دوم PAGEREF _Toc412823348 h 98جدول 4-32: نتایج رگرسیون در مرحله چهارم قسمت سوم PAGEREF _Toc412823349 h 99جدول 4-33: آنالیز واریانس مرحله چهارم قسمت سوم PAGEREF _Toc412823350 h 100جدول 4-34: ضرایب رگرسیون در مرحله چهارم قسمت سوم PAGEREF _Toc412823351 h 100جدول4-35: نتایج آزمون فرضیات PAGEREF _Toc412823352 h 104
فهرست اشکال
1397027985300عنوان صفحه
TOC f h z t "اشکال;1" شکل2-1 : مدل تحقیق PAGEREF _Toc412823464 h 54شکل 4-1: مدل کلی پژوهش PAGEREF _Toc412823465 h 82شکل 4-2: اثرات مستقیم در مرحله اول PAGEREF _Toc412823466 h 86شکل 4-3: تحلیل رگرسیون مرتبه دوم PAGEREF _Toc412823467 h 88شکل 4- 3: تحلیل مسیر مرتبه سوم قسمت اول PAGEREF _Toc412823468 h 91شکل 4- 4: تحلیل مسیر مرتبه سوم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823469 h 92شکل 4- 6: تحلیل مسیر مرتبه چهارم قسمت اول PAGEREF _Toc412823470 h 97شکل 4- 7: تحلیل مسیر مرتبه چهارم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823471 h 99شکل 4- 8: تحلیل مسیر مرتبه چهارم قسمت دوم PAGEREF _Toc412823472 h 101
306324075565مقدمه
00مقدمه

3492531111500 مقدمه
1-1. مقدمهامروزه داشتن توان رقابتی اساس بقای سازمان ها است و برخورداری از توان رقابتی و حفظ آن بیش از هر چیزی نیازمند اطلاعات است. به طوری که گردآوری و ارزیابی اطلاعات مربوط به کسب و کار سازمان نقشی حیاتی در بقای سازمان دارد. هر قدر سازمان ها اطلاعات بیشتری را به دست آورند احتمال آنکه تصمیمات موثرتری گرفته و به موفقیت دست یابند، افزایش می یابد.
هوشمندی تجاری به عنوان یک ابزار استراتژیک و یکی از زمینه های رشد کسب و کار در دنیا به شمار می رود. آن همچنین از جمله تکنیک های مهم در ایجاد مزیت رقابتی است.
هوش تجاری فرایند مداومی است که اطلاعات قابل استفاده ای را در اختیار تصمیم گیرندگان می گذارد. آن دستیابی به داده ها و اطلاعات در فرآیند کسب و کار را فراهم می نماید. هوش رقابتی به شرکت ها کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه ای را پیرامونه همه امور خود از جمله بازاریابی؛ تحقیق و توسعه؛ سرمایه گذاری و راهبردهای کسب و کار اتخاذ کنند.
تمرکز هوش تجاری بر تصمیم گیری بوده و در حال حاضر نه تنها شرکت های بزرگ بلکه کسب و کارهای کوچک نیز از آن بهره می برند. اکثر سازمان ها برای افزایش قابلیت تصمیم گیری مدیران خود به ایجاد سیستم هوش تجاری اقدام کرده و به دنبال بهره گیری از فواید تجاری آن در بحث تصمیم گیری هستند. آن ها طراحی می شوند تا تصمیم گیری درست را با ارائه اطلاعات مناسب در زمان مناسب، مکان مناسب و در شکل درست فراهم نمایند.
1-2. تعریف مسأله و بیان اصلی تحقیقدنیای امروز، دنیای تغییرات سریع است و این مسئله نیاز به امکان پیش بینی به موقع مسائل کسب و کار را بیش از پیش برای ایجاد مزیت رقابتی آشکار می سازد. پیش بینی در صورتی موثر می باشد که دانش کافی نسبت به وضعیت فعلی وجود داشته باشد تا با شناخت روندها و بررسی تغییرات قبلی بتوان برای آینده برنامه ریزی نمود. هوش تجاری در این زمینه کمک قابل توجهی به سازمان ها برای تصمیم گیری درست می کند. هوش تجاری با جمع آوری و یکپارچه سازی داده ها امکان دریافت گزارش های خاص و به موقعی را برای مدیران فراهم می سازد، تا از این طریق مدیران بتوانند تصمیمات درست را در زمان مناسب اتخاذ نمایند[1]. ادبیات سیستم های اطلاعاتی(IS) از مدت ها بر تاثیر مثبت اطلاعات ارائه شده توسط سیستم های هوش تجاری (BIS) در تصمیم گیری، به ویژه زمانی که سازمان درمحیط کاملا رقابتی فعالیت می کند، تاکید دارد. بررسی اثر سیستم های هوش تجاری (BIS) برای درک ما از ارزش و اثربخشی اعمال مدیریتی و سرمایه گذاری حیاتی است. با این حال، در حالی که موفقیت های سیستم های اطلاعاتی(IS) به خوبی بررسی شده است اما درک ما از چگونگی ارتباط ابعاد سیستم های هوش تجاری (BIS)، و این که چگونه آنها سیستم های هوش تجاری (BIS) راتحت تاثیر قرار می دهند، محدود است. به همین منظور، ما به بررسی رابطه بین بلوغ سیستم هوش تجاری (BIS)، کیفیت اطلاعات و دسترسی، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی و استفاده از اطلاعات برای تصمیم گیری به عنوان عناصر مهم موفقیت سیستم های هوش تجاری (BIS) می پردازیم.
1-3. اهمیت و ضرورت انجام کاردر تجارت رقابتی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر اطلاعات محور، وجود بینش صحیح و بهنگام از فعالیت ها و شرایط تجارت برای کنترل میزان سلامت و مطابقت با نرم های تجاری ضرورت دارد. مسلما اطلاعات برای داشتن این بینش نقشی حساس بازی کرده و می تواند به تنهایی مفید واقع شود، مشروط بر آنکه راهنمایی کننده، متمرکز، بهنگام و به سادگی قابل دسترس بوده و هر دو جنبه کلان و خرد شرکت را نشان دهد. به خاطر پیشرفت فناوری اطلاعات، تکنولوژی های هنر گونه نظیر هوش تجاری(BI) توسعه داده شده اند تا برای ما ترکیب فوق را آماده کنند[12]. بدیهی است مهم ترین سوالات پژوهش ها در زمینه فن آوری اطلاعات (IT)/ سیستم اطلاعات (IS)، به طور کلی شامل اندازه گیری ارزش کسب و کار خود[44]، موفقیت خود و شناسایی عوامل حیاتی موفقیت است[27]. در زمینه پشتیبانی از تصمیم، سیستم های هوش تجاری (BIS) به عنوان ارائه دهنده راه حل های یکپارچه سازی داده ها و قابلیت های تحلیلی برای ذینفعان در سطوح مختلف سازمانی با اطلاعات ارزشمند برای تصمیم گیری به وجود آمده است. هوش تجاری (BI) به روش های مختلف کامپیوتری و فرآیندهای تبدیل داده به اطلاعات و پس از آن به دانش اشاره دارد[41]، که در نهایت به بهبود تصمیم گیری سازمانی کمک می کند[57]. هوش تجاری(BI) و سیستم هوش تجاری(BIS) به عنوان اطلاعات با کیفیت در ذخیره اطلاعات با طراحی مناسب، همراه با ابزار نرم افزاری کسب و کار پسند است که ارائه دسترسی به موقع به دانش، تجزیه و تحلیل موثر و ارائه بصری از اطلاعات صحیح، مدیران را قادر به اعمال درست و یا تصمیمات درست می نماید. هوش تجاری(BI) به عنوان توانایی یک سازمان یا کسب و کار برای استدلال، برنامه ریزی، پیش بینی، حل مسائل، تفکر انتزاعی، نوآوری و یادگیری برای افزایش دانش سازمانی، اطلاع رسانی برای پردازش های تصمیم گیری، توانمندسازی اقدامات موثر و کمک به ایجاد و دستیابی به اهداف کسب و کار است[48].
مؤسسات برای دو مقصود اصلی نیاز به استفاده از هوش تجاری دارند. ابتدا، برای انجام تجزیه و تحلیل که می تواند به آنها در تصمیم گیری بهتر کمک کند. تجزیه و تحلیل به آنها کمک می کند که روندهای کسب وکار را بشناسند و مراقبت ها را برای مشتریان و شکایات مهم فراهم آورند. دوم، کمک زیادی به پیش بینی آینده رفتار مشتری و تقاضای بازار می کند.
برخی از دلایل دیگر عبارتند از:
در رسیدن به اهداف اساسی سازمان مانند کاهش هزینه ها، بهبود بهره وری، توسعه محصول، توسعه خدمات مشتریان، افزایش درآمدها و غیره، شرکت ها را یاری از طریق تجزیه و تحلیل دادههای ورودی و خروجی می تواند به رسیدن BI می دهد، به این اهداف به مقدار کافی شرکت ها را کمک کند.
اطلاعات استراتژیک را برای تصمیم گیرندگان فراهم می آورد. BI این امکان را به موسسات می دهد که از طریق تحلیل اطلاعات از مقادیر بزرگ اطلاعات به منظور یافتن الگوهای رفتاری مشتریان و رقبا بهره برداری کنند. این می تواند به مقدارکافی به یک سازمان کمک کند که به گونه ای مناسب، برنامه ها و نقشه هایش را در جنبه های گوناگون تجاری مثل تولید، توزیع، قیمت گذاری و برنامه ریزی ظرفیت تغییر دهد. دسترسی آنلاین به چنین اطلاعاتی می تواند به تصمیم گیری کمک کند و تغییرات پویایی را فراهم کند که به بهبود خط اصلی شرکت یاری رساند[36].
شناسایی رفتار معاملات با استفاده از ابزار BI، تحلیلی از مدل های معامله می تواند بینشی مهم از رفتار مشتری به شرکت بدهد. رفتار مشتری، الگوی پرداخت و معاملات می توانند برای ارزیابی مشتریان مورد استفاده قرار گیرند. بانک ها به طور وسیعی هوش تجاری را به منظور تحریک پیشبرد ارگانیک استراتژیک خود از طریق به کارگیری دارایی اطلاعات برای بهینه کردن هزینه ها، تقویت سودآوری مشتری و توسعه محصول جدید به کار می برند.
1-4. فرضیات تحقیقبا توجه به مطالب فوق، فرضیه اصلی پژوهش به صورت زیر تدوین گردیده است:
بلوغ سیستم هوش تجاری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار تاثیر مثبت دارد.
و در راستای آن، فرضیه های فرعی زیر تدوین می گردد:
بلوغ سیستم هوش تجاری بر کیفیت محتوای اطلاعات تاثیر مثبت دارد.
بلوغ سیستم هوش تجاری بر کیفیت دسترسی اطلاعات تاثیر مثبت دارد.
کیفیت محتوای اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار تاثیر مثبت دارد.
کیفیت دسترسی اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار تاثیر مثبت دارد.
فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر رابطه بین کیفیت محتوای اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار تاثیر مثبت دارد.
فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر رابطه بین کیفیت دسترسی اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار تاثیر مثبت دارد.
1-5. سوالات تحقیقسوال اصلی پژوهش این است که:
بلوغ سیستم هوش تجاری چه تاثیری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار دارد؟
و سوالات فرعی پژوهش به صورت زیر می باشند:
بلوغ سیستم هوش تجاری چه تاثیری بر کیفیت محتوای اطلاعات دارد؟
بلوغ سیستم هوش تجاری چه تاثیری بر کیفیت دسترسی اطلاعات دارد؟
کیفیت محتوای اطلاعات چه تاثیری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار دارد؟
کیفیت دسترسی اطلاعات چه تاثیری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کاردارد؟
فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی چه تاثیری بر رابطه بین کیفیت محتوای اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار دارد؟
فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی چه تاثیری بر رابطه بین کیفیت دسترسی اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار دارد؟
1-6. اهداف تحقیقهدف اصلی تحقیق حاضر این است که:
بررسی تاثیر بلوغ سیستم هوش تجاری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار.
و اهداف فرعی به صورت زیر می باشد:
بررسی تاثیر بلوغ سیستم هوش تجاری بر کیفیت محتوای اطلاعات.
بررسی تاثیر بلوغ سیستم هوش تجاری بر کیفیت دسترسی اطلاعات.
بررسی تاثیر کیفیت محتوای اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار.
بررسی تاثیر کیفیت دسترسی اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار.
بررسی تاثیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر رابطه بین کیفیت محتوای اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار.
بررسی تاثیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر رابطه بین کیفیت دسترسی اطلاعات و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار.
1-7. نوآوری تحقیقهوش تجاری از موضوعات روز در حوزه صنعت، تجارت و شرکت ها می باشد زیرا به عنوان توانایی یک سازمان یا کسب و کار برای استدلال، برنامه ریزی، پیش بینی، حل مسائل، تفکر انتزاعی، درک، نوآوری و یادگیری برای افزایش دانش سازمانی، اطلاع رسانی برای پردازش های تصمیم گیری، توانمندسازی اقدامات موثر و کمک به ایجاد و دستیابی به اهداف کسب و کار است و در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، بنابراین می توان گفت جنبه نوآوری این پژوهش، بررسی موضوعی جدید و نو در زمینه سیستم های اطلاعاتی سازمان ها می باشد. علاوه بر آن بررسی تاثیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی به عنوان متغیر تعدیل کننده رابطه بین کیفیت محتوایی و دسترسی اطلاعات با متغیر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار نیز بعد نوآورانه این تحقیق به شمار می آید، به طوری که این متغیر، فرهنگ سازمان ها و تاثیرپذیری تصمیم گیری ها از فرهنگ مدیران و سازمان را تشریح می نماید.
1-8. استفاده کنندگان تحقیقتمامی شرکت ها و مدیران آن ها در شرکت های مختلف بازرگانی و خصوصی و حتی دستگاه های دولتی می توانند از نتیجه این پژوهش بهره ببرند، زیرا در تمامی آن ها تصمیم گیری و استفاده از اطلاعات برای بهبود آن برای موفقیت سازمان ها مد نظر می باشد.
1-9. ساختار تحقیقپژوهش حاضر با موضوع «تاثیر بلوغ سیستم هوش تجاری بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار با توجه به فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بین مدیران بانک صادرات ایران» در چهار فصل گزارش می گردد. بعد از ارائه مقدمه مشتمل بر بیان موضوع، اهمیت و ضرورت آن،سوالات و اهداف پژوهش، در فصل اول، مبانی نظری پژوهش و مطالعات خارجی و داخلی انجام شده در این حوزه مورد بررسی قرار می گیرد. فصل دوم، روش شناسی پژوهش را در برمی گیرد و فصل سوم تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای را بر عهده دارد و در نهایت فصل چهارم نتایج پژوهش را به طور مفصل ارائه کرده و پیشنهادات لازم جهت به کارگیری نتایج و همچنین موضوعاتی برای مطالعه در پژوهش های آتی را فراهم می کند.
306324075565فصل دوم
00فصل دوم

left34434200 ادبیات تحقیق
2-1. مقدمهاین مطالعه اهمیت سیستم هوش تجاری در فرآیند کسب و کار را مورد بحث قرار می دهد. سیستم هوش تجاری با شناسایی و پردازش داده ها و اطلاعات انبوه و متفاوت به دانش و هوشمندی ناب مورد نیاز مدیریت، کمک بزرگی به سازمان ها می کند. سیستم هوش تجاری، اطلاعات کسب و کار را به موقع و به صورت مناسب برای استفاده ارائه می دهد و توانایی استدلال و فهم معانی پنهان در اطلاعات در کسب و کار را تامین می نماید[19]. در واقع آن باعث می شود تا سازمان داده ها را یکپارچه و منسجم ساخته و به آگاهی تبدیل کند. کسب، به کارگیری، انتقال دانش و اطلاعات و بازیابی آن ها در سازمان، بقای سازمان ها را تضمین می کند و باعث می شود سازمان ها هوشمندانه عمل کنند.
کارکرد اصلی سیستم هوش تجاری، کمک به تصمیم گیری در سازمان است، لذا استفاده از داده های باساختار و بدون ساختار سیستم های سازمانی، مبنای هوش تجاری در سازمان به حساب می آید. آن در کلیه سطوح سازمانی کاربرد دارد و جریان موثر اطلاعات را در سازمان برقرار می کند. با استفاده صحیح از سیستم هوش تجاری، سطح آگاهی و عملکرد سازمانی بهبود می یابد و مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد می کند.
با توجه با این مطالب، در این بخش به بررسی مبانی نظری پژوهش پرداخته و مطالعات خارجی و داخلی انجام شده در سال های اخیر را مورد بررسی قرار می دهیم و در نهایت جمع بندی نهایی در مورد پایه های نظری و تجربی پژوهش ارائه می گردد.
2-2. مبانی نظریبه کارگیری فناوری نوین اطلاعات در سازمان ها باعث بهبود فرآیند کسب و کار و افزایش مزیت رقابتی آن ها نسبت به رقبا می شود. نقش اطلاعات در سازمان های امروزی بر کسی پوشیده نیست. در عصر اطلاعات و محیط کسب و کار رقابتی و به سرعت در حال تغییر کنونی، دسترسی به اطلاعات صحیح، خلاصه شده و کاربردی مورد نیاز سازمان، می تواند سازمان ها را در پیش بینی، تحلیل های تجربی و تصمیم گیری در مورد فعالیت های خود یاری کند. از آنجایی که مدیران با حجم گسترده و پراکنده یی از اطلاعات و گزارش های ارائه شده توسط نرم افزارهای عملیاتی در سازمان خود مواجه هستند، نیاز به سیستمی خواهند داشت تا بتواند گزارش های تحلیلی و چند بعدی را در زمان کوتاهی تهیه و اطلاعات لازم برای تصمیم گیری مدیران را فراهم نماید تا دیدگاه عمیق و یکپارچه ای را برای اتخاذ تصمیم های استراتژیک به آن ها ارائه کند. در واقع سازمان ها به سیستمی نیاز دارند تا بتواند اطلاعات مورد نیاز مدیران را در حداقل زمان ممکن و به صورتی اثربخش، سازماندهی کرده و قادر به یکپارچه سازی میان داده های مختلف، پراکنده و ناهمگون در سازمان باشد. هوش تجاری به عنوان یک سیستم یا ابزار می تواند علاوه بر ایفای این نقش باعث شود تا سازمان ها با به کارگیری اطلاعات موجود، از مزیت رقابتی و پیش رو بودن در بازار بهره مند شوند و امکان کنترل و ردگیری فرآیندهای کلیدی سازمان برای مدیران فراهم شود[6].
هوش تجاری یک اصطلاح چترگونه است که به وسیله گروه گارنر و محقق آن، هوارد درسنر، در سال 1989 معرفی شد تا مجموعه ای از مفاهیم و روش شناسی هایی را که در کسب و کار، از طریق به کارگیری وقایع و سیستم های مبتنی بر وقایع باعث بهبود تصمیم گیری می شود، تشریح و بیان کند. کاربردهای هوش تجاری جانی دوباره به استراتژی یک سازمان می بخشد. آنها دقت و موفقیت اهداف و مقاصد شرکت را انداز ه گیری می کنند[50].
هوش تجاری به یک فلسفه و ابزار مدیریتی اشاره دارد که به سازمان ها در مدیریت و پالایش اطلاعات کسب و کار به منظور اخذ تصمیمات اثربخش کمک می کند[35].
هوش تجاری به عنوان مجموعه ای از عملیات منسجم با کاربرد پشتیبانی از تصمیم و پایگاه داده برای فراهم کردن فرآیند کسب و کار با دسترسی آسان به داده های تجاری می باشد[46].
هوش تجاری به فرایند تبدیل داده های خام به اطلاعات تجاری و مدیریتی اطلاق می گردد که به تصمیم گیرندگان سازمان کمک می کند تا تصمیمات خود را بهتر و سریعتر گرفته و بر اساس اطلاعات صحیح، عمل نمایند. داده ها با ورود به سیستم هوش تجاری، مورد پردازش قرار گرفته و تبدیل به دانش می شوند، سپس دانش به دست آمده مورد تحلیل قرار گرفته و از نتایج تحلیلی آن، مدیران در تصمیم گیری خود بهره گرفته و اقداماتی را جهت بهبود عملکرد سازمان انجام می دهند [49].
اصطلاح هوش تجاری می تواند در اشاره به این موارد به کار گرفته شود[41]:
اطلاعات و دانش مر بوط به سازمان که محیط کسب و کار، خود سازمان و وضعیت بازار، مشتریان، رقبا و ملاحظات اقتصادی را تشریح می کند.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

یک فرایند سیستمی و سازمان یافته که توسط آن سازمان ها اطلاعات را در جهت تصمیم گیری در فعالیت های کسب و کار، از منابع درونی و بیرونی کسب، تحلیل و توزیع می کنند.
هوش تجاری یک چارچوب کاری شامل فرآیندها، ابزارها، نرم افزارها و فناوری های مختلفی است که اطلاعات پراکنده و حجیم را سازماندهی، منسجم و یکپارچه می کند و از طریق تحلیل آن ها می تواند اطلاعات مورد نیاز سازمان را فراهم سازد[57].
هوش تجارى یا هوش کسب و کار که قالب عمده ترى را مانند استفاده هاى تجارى و غیر تجارى (نظامى و غیر انتفاعى) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسیعى از کاربردها و فناورى براى جمع آورى داده و دانش جهت ایجاد پرس و جو در راستاى تجزیه و تحلیل بنگاه براى اتخاذ تصمیمات تجارى دقیق و هوشمند [17]. یک هوش تجارى براساس یک معمارى بنگاه تشکیل شده است و در قالب پردازش تحلیلى همزمان به تحلیل داده هاى تجارى و اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند مى پردازد. هوش تجارى، نه به عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان یک معمارى و رویکردى جدید موردنظر است که البته شامل مجموعه اى از برنامه هاى کاربردى و تحلیلى است که به استناد پایگاه هاى داده عملیاتى و تحلیلى به اخذ و کمک به تصمیم گیرى براى فعالیت هاى هوشمند تجارى و کسب و کار کمک مى کند [30]. از منظر معمارى و فرایند به هوش تجارى به عنوان یک چارچوب که عامل افزایش کارایى سازمان و یکپارچگى فرایندها که نهایتاً بر فرایندهاى تصمیم گیرى در سطوح مختلف سازمانى متمرکز است، نگریسته مى شود. بازار هوش تجارى را ابزارى براى برترى رقابتى و پایشگر و تحلیلگر بازار و مشتریان مى داند[15].
از نقطه نظر فناورى نیز هوش تجارى یک سیستم هوشمند است که با پردازش دقیق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغزافزار ها به حساب مى آید. ولى به بیان ساده تر هوش تجارى چیزى نیست مگر فرایند بالابردن سود دهى سازمان در بازار رقابتى با استفاده هوشمندانه از داده هاى موجود در فرآیند تصمیم گیرى[18].
به طور کلی هوش تجاری یکی از شاخه های فناوری اطلاعات است که تکنیک ها و برنامه های کاربردی از قبیل پردازش تراکنش برخط، پردازش تحلیل بر خط و نیز پایگاه داده تحلیلی، داده کادوی و همچنین مدیریت دانش بهره می گیرد و هدف آن تحلیل و ارتقای کیفیت عملیات است. افزون براین، هوش تجاری با فرآیند کسب و کار و زنجیره ارزش سازمانی ارتباط مستقیمی دارد. در واقع هوش تجاری از یک سو با تامین کنندگان سازمان در ارتباط بوده و بر عملیات و فعالیت های سازمان تاثیر می گذارد و از سوی دیگر نیز با مشتریان خود ارتباط دارد. بنابراین هوش تجاری این امکان را به سازمان می دهد که با کسب بینش، درک صحیح و دیدگاه کلان، نیازمندی های همه ی ذینفعان سیستم را مد نظر قرار دهد[31].
جالونن و لونکویست (2009) بیان نموده اند که هوش تجاری تحلیل ها و گزارشهایی در مورد روندهای محیط کسب وکار و مسائل درونی سازمان تولید می کند و این تحلیل ها می تواند به صورت خودکار و سیستماتیک(نظام مند) یا بر اساس درخواست یا شرایط ویژه تهیه شوند و مرتبط با محتوای یک تصمیم خاص باشند و دانش به دست آمده به وسیلۀ تصمیم گیرنده در سطوح مختلف سازمان به کار گرفته می شود.
مایکرویاندیز و تئودولیدیز در سال 2010 هوش تجاری را به صورت مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارها، که هدف آن فراهم کردن پشتیبانی های مورد نیاز برای تصمیم گیری در فرآیند کسب و کار است، معرفی می کند.
در حقیقت هوش تجاری، ارزش اولیه را در ابتدای زنجیره ارزش اطلاعات به آن اضافه می کند، آن داده های جمع آوری شده و ساختار یافته را به اطلاعات تبدیل می کند. هوش تجاری می تواند دسترسی سریع اطلاعات، تجزیه و تحلیل آسان، سطح بالایی از تعامل، بهبود داده به منظور فرآیندهای منسجم و سایر فعالیت های مدیریت داده مرتبط را فراهم نماید[48].
در ادبیات هوش تجاری، دو رویکرد عمده و اصلی وجود دارد: رویکرد مدیریتی و رویکرد فنی. در رویکرد مدیریتی، هوش تجاری را به عنوان فرآیندی در نظر می گیرد که در آن داده های جمع آوری شده از منابع داخلی و خارجی، به منظور تولید اطلاعات مرتبط با فرآیند تصمیم گیری، یکپارچه و ادغام می گردند. نقش هوش تجاری در این رویکرد، ایجاد سیستمی است که در آن داده ها از منابع مختلف گردآوری، یکپارچه و ادغام شود و پس از تجزیه و تحلیل، به شکل گزاش ها و یا یک داشبورد اطلاعاتی در اختیار مدیر قرار گیرد. داشبورد اطلاعاتی، صفحاتی از اطلاعات رایانه ای مرتبط به بخش های مختلف سازمان است که به دلخواه مدیران قابل تنظیم است. این داشبورد وضعیت عملکردی سازمان را به صورت آنلاین نشان می دهد و راهکارهایی برای اتخاذ تصمیم های بهینه به مدیران ارائه می کند.
رویکرد فنی، هوش تجاری را به عنوان مجموعه ای از ابزارها و نرم افزارهایی توصیف می کند که از فرآیند مربوط به رویکرد مدیریتی مطرح شده پشتیبانی می کند. در این رویکرد تاکید روی فرآیند نیست بلکه تاکید بر فناوریهایی است که ذخیره و تجزیه و تحلیل کردن اطلاعات است.
از آنجایی که اولا وظیفه ی هوش تجاری در هر دو، گردآوری، تجزیه و تحلیل و توزیع اطلاعات است و ثانیا هدف هوش تجاری پشتیبانی از فرآیند تصمیم گیری استراتژیک سازمان است، هر دو رویکرد هدف و مبنای مشترکی دارند[6].
کارکرد هوش تجاری را در سازمان می توان در سه سطح بررسی کرد: سطح استراتژیک، سطح تاکتیکی، سطح عملیاتی
در سطح استراتژیک، تصمیم گیری های کلان سازمانی توسط مدیران ارشد سازمان انجام می گیرد. کارکرد هوش تجاری در سطح استراتژیک در دفعات کم و در دوره های طولانی انجام می شود و همراه با حجم بالایی از اطلاعات و پردازش است. تصمیم های گرفته شده در این سطح بیشتر در حوزه ی مسائل غیرساخت یافته ی سازمانی هستند که نتایج حاصل از آن، تاثیرات بلندمدت و کلانی در سطح سازمان دارد. کاربرد هوش تجاری در سطح استراتژیک را می توان به نوعی کمک به افزایش کارایی سازمان و بهینه ساختن فرآیندهای کاری در نظر گرفت. سیستم هوش تجاری بر شاخص کلیدی مالی سازمان و سایر پارامترهای مهم در افزایش کارایی سازمان متمرکز می شود و عملکرد سازمان را بهبود می بخشد[31].
کارکرد هوش تجاری در سطح تاکتیکی مربوط به عملیاتی است که در حوزه ی مدیران میانی انجام می شود. این عملیات شامل پیگیری عملیات در سطوح پایینی و میانی سازمان، چگونگی اجرای آن، گزارش گیری و در نهایت جمع بندی داده های مفید برای اتخاذ تصمیم های میان مدت سازمان است. تصمیم ها یگرفته شده در این سطح بیشتر در حوزه ی مسائل نیمه ساخت یافته است و توسط مدیران میانی سازمان اتخاذ می گردد.
سطح عملیاتی، پایین ترین سطح انجام فعالیت های تجاری یک سازمان است که در دفعات زیاد و معمولا به صورت تکراری قابل اجرا بوده و با حجم کمی از داده ها سرو کار دارد. تصمیم های گرفته شده در این سطح بیشتردر حوزه مسائل ساخت یافته بوده و توسط مدیران رده پایین و سرپرستان سازمان اتخاذ می گردد. نتایج حاصل از این تصمیم ها نیز تاثیرات کوتاه مدت و خرد در سطح سازمان دارد[6].
با توجه به مطالب مطرح شده، تحقیق حاضر بر رویکرد مدیریتی هوش تجاری اشاره دارد. نقش هوش تجاری در این رویکرد، ایجاد سیستمی است که در آن داده ها از منابع مختلف گردآوری، یکپارچه و ادغام شود و پس از تجزیه و تحلیل، به شکل گزاش ها و یا یک داشبورد اطلاعاتی در اختیار مدیر برای تصمیم گیری در حوزه های مختلف قرار گیرد. علاوه بر این از سه سطح استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی که هوش تجاری در آن مورد استفاده قرار می گیرد، تحقیق حاضر به استفاده از هوش تجاری در سطح استراتژیک می پردازد.
2-3. پیشینه تجربی2-3-1. مطالعات داخلیآبداری و اسفیدانی (1392) در تحقیقی با هدف ارائه طرحی برای پیاده سازی سیستم مبتنی بر هوش تجاری جهت کمک به تصمیم سازی در حوزه های مختلف در شرکت های بیمه دریافتند که هوش تجاری با تبدیل داده به اطلاعات و سپس دانش، پیمودن این مسیر را برای مدیران هموارتر می کند. اگرچه سیستم های اطلاعاتی گزارش های تحلیلی و آماری برای سازمان فراهم می کنند، اما از طرفی این گزارش ها بیشتر برای مدیران میانی مناسب هستند و مدیران ارشد معمولا به طور مستقیم از این گزارش ها بهره مند نمی شوند و از طرف دیگر هیچ یک از این گزارش ها نمی توانند همه ابعا مورد نظر را در یک جا جمع کنند. با توجه به قابلیت یکپارچه سازی، گزارش گیری چند بعدی و ارتقا مداوم دانش، در صورت پیاده سازی سیستم هوش تجاری امکان کنترل روال ها، تشخیص به هنگام نقاط بحرانی برای مدیران ارشد فراهم می گردد.
غضنفری و همکاران (1391) به بررسی ارتباط سیستم های برنامهریزی منابع سازمان با هوش تجاری و پشتیبانی تصمیم گیری پرداختند. در این پژوهش با توجه به طراحی و اجرای یک پیمایش، نیازهای اساسی مدیران سطوح مختلف سازمان از سیستم های برنامهریزی منابع سازمان در جهت پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت و ایجاد هوش تجاری مورد پرسش قرار گرفته و با توجه به تحلیل ویژگیهای مدیریتی و ماهیت تصمیم گیری مدیران، ارتباط سیستم های برنامهریزی منابع سازمان و تصمیم گیری مدیریت بررسی شده اند. این تحقیق که در سازمان توسعه تجارت ایران انجام پذیرفته است نشان داد که استفاده از سیستمهای اطلاعاتی در فرآیند تصمیم گیری در میان مدیران سطوح مختلف سازمان متفاوت است و لازمۀ موفقیت این سیستمها پاسخ به نیازهای هوش تجاری و پشتیبانی تصمیمگیری مدیریت در سطوح مختلف است.
حقیقت منفرد و شعبان مایانی (1390) به بررسی تاثیر ابعاد محتوایی سازمان (فرهنگ، تکنولوژی، استراتژی) بر اثر بخشی هوش تجاری با توجه به نقش تعدیل کننده مدیریت دانش پرداخته اند. این پژوهش در بین کلیه مدیران و کارشناسان بانک سامان شعب شمال تهران و از طریق پرسشنامه انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش بیان گر ارتباط مثبت و معنادار بین ابعاد محتوایی سازمان و اثربخشی هوش تجاری است . بنابراین بانک سامان به منظور توانایی رقابت در بازار و افزایش سطح رضایتمندی مشتریان، تسهیل در فرایند تصمیم گیری، تشخیص زود هنگام تهدیدات و شناسایی فرصت های محیطی نیاز به اثربخش بودن سیستم هوش تجاری دارد تا بتواند اطلاعات سازمانی را یکپارچه و منسجم کرده و این امکان را به سازمان بدهد تا با به کارگیری این اقدامات از مزیت رقابتی و پیشرو بودن استفاده نماید و اثربخش بودن سیستم هوش تجاری ضمن برقراری این اهداف موجب می شود سطح آگاهی سازمان نیز افزایش یابد و گزارشات تحلیلی و چند بعدی را نیز که از نیازهای اساسی بانک به شمار می رود، در مدت زمان کوتاهی در اختیار مدیران قرار گیرد. نتایج همچنین نشان دهنده آن است که مدیریت دانش به عنوان یک متغیر تعدیل گر ارتباط بین ابعاد محتوایی و اثربخشی هوش تجاری را تقویت می کند. بنابراین با به کارگیری سیستم مدیریت دانش نیز می توان مزیت رقابتی بلند مدت را استمرار بخشیده و اثربخشی سیستم هوش تجاری را در بانک افزایش داد.
سازور و همکاران (1390) به ارایه الگویى جهت بهبود هوش تجارى در صنعت بیمه الکترونیک پرداخته است. جامعه آمارى این تحقیق مدیران و کارشناسان 35 نمایندگى بیمه نوین در سطح شهر تهران است. به منظور جمع آورى اطلاعات لازم از یک پرسشنامه هوش تجارى محقق ساخته شامل چهار بعد (فناورى اطلاعات، کارکنان سازمان، دانش سازمان و فرهنگ و نوآورى) و 20 شاخص استفاده شده است. نتایج آزمون من-ویتنى حاکى از وجود شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب در تمامى ابعاد هوش تجارى در این سازمان بود. این پژوهش با شناسایى و بهبود شاخص هاى بحرانى هوش تجارى بیمه الکترونیک در بیمه نوین، در راستاى توسعه مفهوم هوش کسب و کار در این صنعت سودآور به این نتیجه رسیده است که از طریق راهکارهایى همانند شایستگى در امکانات و تجهیزات فناورى اطلاعات، ارتباط با سایر نهادها، آموزش کاربردى کارکنان، وجود یک مآموریت دقیق و تعریف شده براى سازمان، وجود رویه هاى تعریف شده، تفویض اختیار بر اساس مهارت کارکنان، کنترل و ارزیابى ماهانه، ایجاد فرهنگ کار تیمى، بازخور در مراحل مختلف از مشتریان بیمه و رشد فعالیت هاى پژوهشى برون سپارى شده صنعت بیمه قادر خواهد بود که حداقل هاى هوش تجارى در صنعت بیمه کشور را بهبود دهد.
حقیقت منفرد و رضایی (1390) در پژوهشی به بررسی عملکرد هوش تجاری بر مبنای فرآیند تحلیل شبکه فازی پرداختند. در این پژوهش سعی شده است تا با شناسایی و معرفی مهمترین فاکتورها و عوامل مؤثر در عملکرد یک سیستم هوش تجاری، یک مدل ارزیابی عملکرد هوش تجاری (در قالب یک مطالعه موردی در یک سازمان تولید کننده نرم افزار) ارایه گردد و با توجه به عدم استقلال و وجود وابستگی بین عامل های مؤثر، از روش فرآیند تحلیل شبکه فازی برای شناسایی وابستگی های ممکن بین عوامل و اندازه گیری آنها برای توسعه مدل ارزیابی استفاده شده و در ادامه، نتایج حاصله با روش های فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و فرآیند تحلیل شبکه غیر فازی مقایسه شده است. آن ها دریافتند که پیاده سازی سیستم هوش تجاری می تواند در کاهش هزینه ها، افزایش کارایی و رقابت پذیری سازمان، از طریق یکپارچه سازی اطلاعات داخل و خارج مؤسسه، تحلیل و تفسیر داده ها، و تبدیل آنها به اطلاعات ارزشمند برای تصمیم گیری ها به صورت جدی تاثیر گذار باشد.
نیکو مرام و محمودی (1390) به بررسی رابطه بین سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت مبتنی بر پشتیبانی تصمیم گیری و هوش تجاری بر اساس معیارها و خصوصیاتی در قالب چهار گروه شامل سیستم های مبتنی بر ارتباطات و استنتاج، سیستم های هشدار دهنده و گزارش دهنده، ابزارهای تحلیل و تصمیم گیری اثر بخش به منظور سنجش تاثیر در تصمیم گیری مدیران اقدام نموده اند. این پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه کتبی نسبت به جمع آوری نظرات مدیران مالی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران در رابطه با سیستم های اطلاعات حسابداری مدیریت مبتنی بر پشتیبانی تصمیم گیری و هوش تجاری و متغییر های تصمیم گیری در واحد اقتصادیشان شامل به موقع بودن، کسب بازده مطلوب، ریسک پذیری و شرایط محیطی طی سال 1389 اقدام کرده است. نمونه تصادفی ساده از بین مدیران مالی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردیده و نتایج حاصل از آزمون رگرسیون ناپارامتریک، ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن نشان می دهد اکثر مولفه های سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت مبتنی بر پشتیبانی تصمیم گیری و هوش تجاری در قالب سیستم های مبتنی بر ارتباطات و استنتاج، سیستم های هشدار دهنده و گزارش دهنده، ابزارهای تحلیل و تصمیم گیری اثر بخش با متغییرهای تصمیم گیری ارتباط معنی داری نداشته، لیکن برخی از مولفه ها مانند استفاده از فرایند استدلال دانش پیش رو پس رو و بهینه سازی با فرایند تصمیم گیری مبتنی بر کسب بازده مطلوب، استفاده از تصمیم گیری گروهی و خلاصه سازی با فرایند تصمیم گیری ریسک پذیر و استفاده از عامل هوشمند، گزارشهای گرافیکی، تصمیم گیری گروهی و خلاصه سازی با فرایند تصمیم گیری بر اساس شرایط محیطی ارتباط معنی داری در سطح 95 درصد دارند. لذا در فرایند تصمیم گیری مبتنی بر کسب بازده مطلوب، ریسک پذیری و شرایط محیطی استفاده از مولفه های فرایند استدلال دانش پیش رو پس رو، بهینه سازی، تصمیم گیری گروهی، خلاصه سازی و عامل هوشمند، گزارشهای گرافیکی، تصمیم گیری گروهی و خلاصه سازی بترتیب پیشنهاد می گردد.
رهنمای رودپشتی و محمودی (1389) در پژوهشی با عنوان تبیین الگوی هوش تجاری در سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت، با استفاده از روش مطالعه اسنادی برخی از معیارها و شاخص های کاربردی در زمینه سیستم های اطلاعاتی حسابداری مبتنی برخصیصه هوش تجاری را بررسی کرده است. بر این اساس چهار دسته ارتباطات و استنتاج، سیستم های هشدار دهنده و گزارش دهنده، ابزار های تحلیل و تصمیم گیری اثر بخش به دست آمده است که در آن ها معیارهایی از قبیل تصمیم گیری گروهی، بهینه سازی، یکپارچه سازی، شبیه سازی، فرایند استدلال دو طرفه، فناوری آگاه سازی، اطلاع رسانی بر حسب محتوا، فازی سازی، داده کاوی، مخزن داده، فرایند تحلیل بهنگام، ایجاد کانال های ارتباطی، ایجاد عامل هوشمند و غیره قرار دارند.
حقیقت منفرد و همکاران (1389) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان هوش تجاری، ابزار بهبود عملکرد سازمانی، ضمن تشریح نقش، عملکرد و اهداف هوش تجاری در سازمان، به بررسی رویکردها و کاربردهای هوش تجاری پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که هوش تجاری با فرآیند تجاری و زنجیره ی ارزش سازمانی ارتباط مستقیمی دارد و باعث بهبود تصمیم های اخذ شده توسط مدیران و افزایش مزیت رقابتی سازمان نسبت به رقبا می شود. این سیستم امکان پیش بینی محیط رقابتی را برای سازمان فراهم می کند و باعث می شود تا سازمان ضمن کسب بینش جامع و کلان و لحاظ کردن نیازهای ذینفعان، بتواند هوشمندانه رفتار کند.
انصاری و همکاران (1389) به بررسی تاثیر فن آوری اطلاعات برهوش تجاری مدیران از طریق پرسشنامه و نظرخواهی از جامعه آماری تحقیق که شامل کلیه مدیران بانک ها ی ملی شهر تبریز (73 نفر) بود، اقدانم نمودند که به دلیل محدودیت تعداد بانک های مورد بررسی کل جامعه آماری مورد بررسی قرارگرفت. براساس این تحقیق صورت گرفته فن آوری اطلاعات به مدیران کمک می کند تا تصمیم گیری مبتنی بر دانش داشته باشند و از آنجا که نیازهای مشتریان از یک سو و قوانین دولتی از سوی دیگر متغیر است و نیز ابزارهای اعمال قدرت در بازار و مسایلی چون رقابت، فشارهایی را بر سازمان تحمیل می کنند، بنابراین مدیران با بکارگیری هر چه بیشتر فن آور ی اطلاعات می توانند به ارتقای هوش تجاری خود بپردازند و به مزیت رقابتی پایدار دست یابند.
محقر و همکاران (1387) در پژوهشی به بررسی کاربرد هوش تجاری به عنوان یک تکنولوژی اطلاعات استراتژیک در بانکداری پرداخته اند. آن ها به این نتیجه رسیدند که در محیط کسب و کار رقابتی و به سرعت در حال تغییر امروز، دسترسی به اطلاعات به موقع، مرتبط و خلاصه شده و آسان و ساده می تواند نقش استراتژیک در کارهای بازرگانی مانند پیش بینی، تحلیل تجاری و تصمیم گیری و غیره ایفا کند. این ویژگی ها تنها از طریق تکنولوژی و فناوری های پیشرفته اطلاعات استراتژیک مانند هوش تجاری می تواند تحقق یابد که قابلیت های اداره و تحلیل حجم عظیمی از داده ها، در شکل محکم و منسجمی که هم داده های کلی و خلاصه شده و هم دید جزئی از شرایط بنگاه ارائه می دهد را دارد و همچنین داده های تاریخی را ذخیره می کند، بنابراین یک شرکت می تواند عملکرد خود را در دوره زمانی مشخص مشاهده کرده و با عملکرد مورد انتظار مقایسه و کنترل نماید.
در پژوهش کارشناسی ارشد امین گلستانی با عنوان هوش تجاری و تصمیمات کلان سازمانی در شرکت مهندسین مشاور لار در سال 1387 به موارد قابل توجهی در معماری هوش تجاری و مزایای آن به همراه نحوه برخورد و نوع پیاده سازی آن پرداخته شده است، در پژوهش فوق هوش تجاری نه به عنوان یک ابزار یا یک محصول و یا حتی سیستم، بلکه به عنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی بر اساس سرعت در تحلیل اطلاعات به منظور اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن مطرح می شود[7].
2-3-2. مطالعات خارجیچانگ هانگ هو (2012) به بررسی اثر رضایت کاربر در استفاده از سیستم و عملکرد فردی با سیستم های هوش تجاری پرداخته است. داده ها از 330 کاربر نهایی سیستم هوش تجاری در صنعت الکترونیک تایوان جمع آوری گردیده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داده است که استفاده زیاد و موثر از سیستم هوش تجاری منجر به بهبود عملکرد فرد در تصمیم گیری می شود.
آیسیک و همکاران (2012) نقش محیط تصمیم گیری در قابلیت های هوش تجاری برای رسیدن به موفقیت هوش تجاری را بررسی کرده اند. در محیط تصمیم گیری، نوع تصمیمات اتخاذ شده و پردازش اطلاعات مورد نیاز سازمان بررسی گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد که قابلیت های فنی مانند کیفیت اطلاعات، دسترسی کاربر و ادغام هوش تجاری با سیستم های دیگر برای موفقیت هوش تجاری ضروری است. با این حال، محیط تصمیم گیری ارتباط بین موفقیت هوش تجاری و قابلیت های آن از جمله انعطاف پذیری پشتیبانی هوش تجاری و ریسک در تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهد.
پاپوویک و همکاران در پژوهشی در سال 2012 به بررسی موفقیت سیستم های هوش تجاری در 181 سازمان متوسط و بزرگ با استفاده از آمار توصیفی و معادله ساختاری پرداختند. نتایج پژوهش حاکی از تاثیر سیستم هوش تجاری بر کیفیت دسترسی به اطلاعات می باشد و تنها کیفیت محتوای اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار موثر است و فرهنگ تصمیم گیری ضرورتا استفاده از اطلاعات را بهبود می بخشد اما تاثیر مستقیمی بر محتوای کیفیت اطلاعات ندارد.
در تحقیقی که در سال 2009 توسط موهیب آلنوکری با عنوان به کارگیری راهکارهای هوش تجاری برای دستیابی به استراتژی سازمانی انجام شد، به این نکته پرداخته می شود که هوش تجاری به عنوان چهارچوب فناوری اطلاعات می تواند به سازمان ها کمک کند تا دارایی های نامشهود خود (دانش و اطلاعات) را مدیریت کرده و آنها را توسعه دهند. همچنین این پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی به این موضوع می پردازد که چطور اثربخش بودن هوش تجاری می تواند به سازمان ها کمک کند که استراتژی های خود را برنامه ریزی کرده و دستیابی به آنها را میسر می کند به طوری که سازمان ها می توانند از طریق حصول دانش به عنوان یک مزیت رقابتی، داده های بیشتری را برای تصمیمات استراتژیک خود فراهم آورد[7].
چنگ و همکاران (2009) با بررسی کاربرد هوش تجاری در سیستم مدیریت دانش مالی دریافتند که اطلاعات ایجاد شده برای تصمیم گیری اعم از داده ها، مدل ها، پارامترها و نتایج، ارزش ویژه ای را برای سیستم هوش تجاری ایجاد می کنند و ادغام پشتیبانی تصمیم گیری و فرایندهای مدیریت دانش برای سازمان ها با برخورداری از هوش تجاری، در حفظ مزایای رقابتی جهانی موثر است.
جالونن و لونکویست (2009) بیان نموده اند که هوش تجاری، تحلیل ها و گزارشهایی در مورد روندهای محیط کسب وکار و مسائل درونی سازمان تولید می کند و این تحلیل ها می تواند به صورت خودکار و سیستماتیک (نظام مند) یا بر اساس درخواست یا شرایط ویژه تهیه شوند و مرتبط با محتوای یک تصمیم خاص باشند و دانش به دست آمده به وسیلۀ تصمیم گیرنده در سطوح مختلف سازمان به کار گرفته می شود.
البشیر و همکاران در سال 2008 به بررسی تاثیرات سیستم هوش تجاری در ارتباط با فرآیند کسب و کار و عملکرد سازمانی پرداخته اند. آن ها سیستم هوش تجاری را بر اساس درک درستی از ویژگی های سیستم در چارچوب فرآیندها توسعه داده اند. نتایج پژوهش نشان داد که از سیستم هوش تجاری می توان علاوه بر تصمیم گیری، برای بهبود فرآیند تاکتیکی و عملیاتی، زنجیره تامین، تولید و خدمات به مشتریان نیز استفاده کرد. این تحولات جدید به مدیران اجازه می دهد تا به اطلاعات مربوط و به موقع برای تصمیم گیری بهتر و آنی دسترسی داشته باشند. فواید گزارش شده برای فرآیندهای کسب و کار نیز نشان از حرکت کنونی توسعه سیستم های هوش تجاری در سطح عملیاتی است و سازمان ها می توانند از طیف گسترده ای از مزایای آن در طول زنجیره ارزش خود بهره بگیرند.
السزاک، سیلینا و زیامبا در سال 2007 در پژوهشی با عنوان رویکردی به ساخت و پیاده سازی سیستم هوش تجاری، به تشریح فرایندهایی می پردازند که در ساخت سیستم های هوش تجاری به کار می رود. در نتیجه بررسی ویژگی های سیستم های هوش تجاری، پژوهشگران متدولوژی ویژه ای را برای ایجاد و به کارگیری این گونه سیستم ها در سازمان پیشنهاد کرده اند. این بررسی ها که با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شده، متمرکز بر هدف ها و سطوح کارکردی هوش تجاری در سازمان ها است. بر این اساس، رویکرد مورد نظر، دو مرحله اصلی را در برمی گیرد که از یک تقابل نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ یعنی ایجاد سیستم هوش تجاری و به کار گیری سیستم هوش تجاری[7].
2-4. جمع بندی و پیشنهاد مدلدر این بخش خاستگاه تئوریکی پژوهش و ادبیات تحقیق در سال های اخیر مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در قسمت اول، با بررسی هوش تجاری در تعاریف مختلف و از نقطه نظرات متفاوت مشخص گردید که دو رویکرد عمده و اصلی در ادبیات هوش تجاری وجود دارد: رویکرد مدیریتی و رویکرد فنی. علاوه بر این، سیستم هوش تجاری در سه سطح: استراتژیک، تاکتیکی و سطح عملیاتی قابل بررسی است و مدیران در سطوح مختلف سازمان می توانند از مزایای این سیستم بهره مند شوند. در قسمت دوم، پژوهش های انجام شده در کشورها خارجی و مطالعات داخلی در مورد روابط بین متغیرهای مختلف مدیریت دانش مشتری و تجارت الکترونیکی مورد کنکاش قرار گرفت تا حمایت تجربی لازم از طریق مرور پژوهش های مختلف به دست آید.
در زیر پیشینه تجربی پژوهش به طور خلاصه و به تفکیک مطالعات خارجی و داخلی ارائه شده است.
جدول 2-1: خلاصه مطالعات داخلیعنوان پژوهش سال محققان پژوهش نتایج پژوهش
نگاهی به سیستم هوش تجاری در صنعت بیمه 1392 طاهره آبداری و محمد رحیم اسفیدانی با توجه به قابلیت یکپارچه سازی، گزارش گیری چند بعدی و ارتقا مداوم دانش، در صورت پیاده سازی سیستم هوش تجاری امکان کنترل فرآیندها، تشخیص به هنگام نقاط بحرانی برای مدیران ارشد فراهم می گردد.
نیازمندیهای ارزیابی هوش تجاری در ERP
مطالعه موردی سازمان توسعه تجارت ایران 1391 مهدی غضنفری، مصطفی جعفری، محمدتقی تقوی فرد، سعید رو حانی استفاده از سیستمهای اطلاعاتی در فرآیند تصمیم گیری در میان مدیران سطوح مختلف سازمان متفاوت است و لازمۀ موفقیت این سیستمها پاسخ به نیازهای هوش تجاری و پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت در سطوح مختلف است.
بررسی اثر ابعاد محتوایی سازمان بر اثربخشی هوش تجاری با توجه به نقش مدیریت دانش مطالعه موردی: بانک سامان 1390 جلال حقیقت منفرد و محبوبه شعبان مایانی نتایج حاصل از پژوهش بیان گر ارتباط مثبت و معنادار بین ابعاد محتوایی سازمان و اثربخشی هوش تجاری است.
ارایه الگویى براى بهبود هوش تجارى در بازاریابى صنعت بیمه الکترونیک 1390 اعظم سازور، میرزا حسن حسینى، مژگان فرهمند توسعه مفهوم هوش تجاری در این صنعت از طریق راهکارهایى همانند شایستگى در امکانات و تجهیزات فناورى اطلاعات و غیره قادر خواهد بود که حداقل هاى هوش تجارى در صنعت بیمه کشور را بهبود دهد.
ارائه مدل ارزیابی عملکرد هوش تجاری برمبنای فرآیند تحلیل شبکه فازی 1390 جلال حقیقت منفرد و آزاده رضایی پیاده سازی سیستم هوش تجاری می تواند در کاهش هزینه ها، افزایش کارایی و رقابت پذیری سازمان، از طریق یکپارچه سازی اطلاعات داخل و خار ج مؤسسه، تحلیل و تفسیر داده ها، و تبدیل آنها به اطلاعات ارزشمند برای تصمیم گیری ها به صورت جدی تاثیر گذار باشد.
سنجش تاثیر سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت مبتنی بر پشتیبانی تصمیم و هوش تجاری در تصمیم گیری مدیران واحدهای اقتصادی 1390 هاشم نیکو مرام و محمد محمودی سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت مبتنی بر پشتیبانی تصمیم گیری و هوش تجاری در قالب سیستم های مبتنی بر ارتباطات و استنتاج، سیستم های هشدار دهنده و گزارش دهنده، ابزارهای تحلیل و تصمیم گیری اثر بخش با متغییرهای تصمیم گیری ارتباط معنی داری دارد.
تبیین الگوی هوش تجاری در سیستم اطلاعات حسابداری مدیریت 1389 فریدون رهنمای رودپشتی، محمد محمودی برخی از معیارها و شاخص های کاربردی در زمینه سیستم های اطلاعاتی حسابداری مبتنی برخصیصه هوش تجاری شامل چهار دسته ارتباطات و استنتاج، سیستم های هشدار دهنده و گزارش دهنده، ابزارهای تحلیل و تصمیم گیری اثر بخش می باشد.
هوش تجاری، ابزار بهبود عملکرد سازمانی 1389 جلال حقیقت منفرد، علی عوض ملایری و محبوبه شعبان مایانی هوش تجاری با فرآیند تجاری و زنجیره ی ارزش سازمانی ارتباط مستقیمی دارد و باعث بهبود تصمیم های اخذ شده توسط مدیران و افزایش مزیت رقابتی سازمان نسبت به رقبا می شود.
تأثیر فن آوری اطلاعات بر هوش تجاری مدیران 1389 محمداسماعیل انصاری، زهرا الله وردی، ابوالفضل باغبانی آرانی، مریم سپیانی فن آوری اطلاعات به مدیران کمک می کند تا تصمیم گیری مبتنی بر دانش داشته باشند. بنابراین آنها با بکارگیری هر چه بیشتر فن آور ی اطلاعات می توانند به ارتقای هوش تجاری خود بپردازند و به مزیت رقابتی پایدار دست یابند.
کاربرد هوش تجاری به عنوان یک تکنولوژی اطلاعات استراتژیک در بانکداری: بازرسی و کشف تقلب 1387 علی محقر، کارولوکس، فرید حسینی، آصف علی منشی در محیط رقابتی و به سرعت در حال تغییر امروز، دسترسی به اطلاعات به موقع، مرتبط و خلاصه شده و آسان و ساده می تواند نقش استراتژیک در کارهای بازرگانی مانند پیش بینی، تحلیل تجاری و تصمیم گیری و غیره ایفا کند.
هوش تجاری و تصمیمات کلان سازمانی در شرکت مهندسین مشاور لار 1387 امین گلستانی هوش تجاری نه به عنوان یک ابزار یا یک محصول و یا حتی سیستم، بلکه به عنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی بر اساس سرعت در تحلیل اطلاعات به منظور اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن مطرح است.
جدول 2-2: خلاصه مطالعات داخلیعنوان پژوهش سال محققان پژوهش نتایج پژوهش
بررسی اثر رضایت کاربر در استفاده از سیستم و عملکرد فردی با سیستم های هوش تجاری: مطالعه ای از صنعت الکترونیک تایوان 2012 چانگ هانگ هو نتایج حاصل از پژوهش نشان داده است که استفاده زیاد و موثر از سیستم هوش تجاری منجر به بهبود عملکرد فرد در تصمیم گیری می شود.
موفقیت هوش تجاری: نقش قابلیت های هوش تجاری و محیط تصمیم گیری 2012 اویکو آیسیک، ماری سی جونز و اننا سیدورووا قابلیت های فنی مانند کیفیت اطلاعات، دسترسی کاربر و ادغام هوش تجاری با سیستم های دیگر برای موفقیت هوش تجاری ضروری است و محیط تصمیم گیری ارتباط بین موفقیت هوش تجاری و قابلیت های آن از جمله انعطاف پذیری پشتیبانی هوش تجاری و ریسک در تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهد.
در راستای موفقیت سیستم های هوش تجاری: تاثیر بلوغ و فرهنگ بر تصمیم گیری تحلیلی 2012 آلیش پاپوویک، ری هاکنی، پدرو سیمون کوالهو و جورج جاکلیش نتا نتایج پژوهش حاکی از تاثیر سیستم هوش تجاری بر کیفیت دسترسی به اطلاعات می باشد و تنها کیفیت محتوای اطلاعات بر استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار موثر است و فرهنگ تصمیم گیری ضرورتا استفاده از اطلاعات را بهبود می بخشد اما تاثیر مستقیمی بر محتوای کیفیت اطلاعات ندارد. یج حاصل از پژوهش بیان گر ارتباط مثبت و معنادار بین ابعاد محتوایی سازمان و اثربخشی هوش تجاری است.
به کارگیری راهکارهای هوش تجاری برای دستیابی به استراتژی سازمانی 2009 موهیب آلنوکری چطور اثربخش بودن هوش تجاری می تواند به سازمان ها کمک کند که استراتژی های خود را برنامه ریزی کرده و دستیابی به آنها را میسر می کند به طوری که سازمان ها می توانند از طریق حصول دانش به عنوان یک مزیت رقابتی، داده های بیشتری را برای تصمیمات استراتژیک خود فراهم آورد.
کاربرد هوش تجاری در سیستم مدیریت دانش مالی 2009 هیلاری چنگ، یی چان لو و کلوین شو و همکاران اطلاعات ایجاد شده برای تصمیم گیری اعم از داده ها، مدل ها، پارامترها و نتایج، ارزش ویژه ای را برای سیستم هوش تجاری ایجاد می کنند و ادغام پشتیبانی تصمیم گیری و فرایندهای مدیریت دانش برای سازمان ها با برخورداری از هوش تجاری، در حفظ مزایای رقابتی جهانی موثر است.
تاثیرات سیستم هوش تجاری: ارتباط با فرآیند کسب و کار و عملکرد سازمانی 2008 محمد البشیر، فیلیپ کولیر و میشل داورن از سیستم هوش تجاری می توان علاوه بر تصمیم گیری، برای بهبود فرآیند تاکتیکی و عملیاتی، زنجیره تامین، تولید و خدمات به مشتریان نیز استفاده کرد. این تحولات جدید به مدیران اجازه می دهد تا به اطلاعات مربوط و به موقع برای تصمیم گیری بهتر و آنی دسترسی داشته باشند.
رویکردی به ساخت و پیاده سازی سیستم هوش تجاری 2007 السزاک، سیلینا و زیامبا بر این اساس، رویکرد مورد نظر، دو مرحله اصلی را در برمی گیرد که از یک تقابل نسبت به یکدیگر برخوردارند؛ یعنی ایجاد سیستم هوش تجاری و به کار گیری سیستم هوش تجاری.
با توجه به پیشینه نظری و تجربی فوق متغیرها و مدل های مختلفی در حوزه هوش تجاری و استفاده اطلاعات در سازمان ها ارائه شده است، ولی مطالعه ای به بررسی و ارائه یک مدل جامع برای بلوغ هوش تجاری از دو بعد توانمندی تحلیلی و انسجام داده ها که در آن ابعاد محتوایی و دسترسی اطلاعات نیز مطالعه شده باشد و تاثیر این متغیرها بر استفاده اطلاعات جمع آوری شده از طریق سیستم هوش تجاری در فرآیندهای کسب و کار سازمان ها نپرداخته اند، به همین دلیل در این پژوهش، ما با کنار هم قرار دادن این متغیرها و تاثیر بررسی آن ها به غنی سازی ادبیات هوش تجاری افزوده و در راستای پیشرفت آن گام خواهیم برداشت. با توجه به این امر مدل زیر پیشنهاد می گردد:
204470630555شکل2-1 : مدل تحقیق305684777064فصل سوم
00فصل سوم

left34416900 روش شناسی تحقیق3-1. مقدمهدر تجارت جهانی رقابتی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر اطلاعات محور، وجود بینش صحیح و بهنگام از فعالیت ها و شرایط تجارت برای کنترل میزان سلامت و مطابقت با نرم های تجاری ضرورت دارد. مسلماً برای داشتن این بینش، اطلاعات نقشی حساسی بازی می کند و می تواند به تنهایی مفید واقع شود، مشروط بر آن که راهنمایی کننده، متمرکز، بهنگام و به سادگی قابل دسترس بوده و هر دو جنبه کلان (استراتژیک) و خرد (عملیاتی) شرکت را مد نظر داشته باشد. به خاطر پیشرفت فناوری اطلاعات، تکنولوژی های هنرگونه مانند هوش تجاری (BI) توسعه داده شده اند، تا برای ما ترکیب فوق را آماده نمایند. با توجه به این مطالب، پژوهش حاضر به بررسی هوش تجاری در راستای استفاده از اطلاعات در تصمیم گیری می پردازد تا مدیران را متوجه چگونگی استفاده مناسب از اطلاعات در تصمیم گیری های خود نماید و بدین صورت تصمیم گیری و عملکرد را بهبود بخشد.
در این فصل روش انجام تحقیق مورد بررسی قرار میگیرد. نوع تحقیق، جامعه و نمونه آماری بیان میشود. سپس به نوع، مقیاس، طیف و سطوح متغیرهای تحقیق اشاره می گردد. ابزار جمع آوری دادهها و روایی و پایایی آن نیز بررسی می شود. در پایان نیز روش تجزیه و تحلیل داده ها مورد توجه قرار میگیرد.
3-2. نوع تحقیقپایه هر علمی، روش شناسی آن است و اعتبار قوانین هر علم، مبتنی بر روش شناسی به کار رفته در آن است. روش تحقیق مجموعهای از قواعد، ابزارها و راههای معتبر و نظامیافته برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به راهحل مشکلات است. دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود مگر زمانی که با روششناسی درست صورت پذیرد.
تحقیق حاضر از حیث هدف کاربردی است. زیرا یافتههایی که در زمینه بررسی رابطه بلوغ هوش تجاری و استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار ارائه می شود، توسط مدیران بانک ها و حتی مدیران سایر شرکتها مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیقات کاربردی نظریه های تدوین شده در تحقیقات پایه را برای حل مسائل اجرائی و واقعی به کار میگیرند. علاوه بر این، تحقیق حاضر به بررسی وضعیت موجود و تحلیل رابطه بین متغیرهای بلوغ هوش تجاری، کیفیت محتوایی اطلاعات، کیفیت دسترسی اطلاعات، استفاده از اطلاعات در فرآیند های کسب و کار و فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی میپردازد و از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع پیمایشی است. تحقیق توصیفی آنچه را که هست توصیف و تفسیر میکند و توجه آن به شرایط و روابط موجود و فرآیندهای جاری در زمان حال میباشد.
3-3. جامعه آماری تحقیقاین پژوهش در بین مدیران شعب بانک صادرات استان آذربایجان شرقی انجام می پذیرد. تعداد مدیران شعب بانک صادرات استان آذربایجان شرقی 116 نفر می باشد. با توجه به این که جامعه آماری مورد نظر محدود می باشد، بنابراین در پژوهش حاضر، اقدام به سرشماری گردیده و پرسشنامه در بین تمامی آن ها توزیع می گردد.
3-4. متغیرهای تحقیقدر تحقیق حاضر از لحاظ نوع متغیر، بلوغ سیستم هوش تجاری کسب و کار، متغیر مستقل پژوهش میباشد، که تاثیر آن بر روی متغیر وابسته ی استفاده از اطلاعات در فرآیند کسب و کار مورد بررسی قرار میگیرد. متغیر واسطهای کیفیت اطلاعات (کیفیت دسترسی اطلاعات، کیفیت محتوای اطلاعات) رابطه میان متغیر مستقل و وابسته را تعدیل مینماید. هم چنین متغیر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی به عنوان متغیر تعدیل گر در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. مقیاس و طیف متغیرهای پژوهش در جدول زیر خلاصه شده است.
جدول 3-1: مقیاس و طیف سنجش متغیرهامتغیر مقیاس سنجش طیف سنجش
بلوغ سیستم هوش تجاری رتبهای چند ارزشی
کیفیت محتوای اطلاعات رتبهای چند ارزشی
کیفیت دسترسی اطلاعات رتبهای چند ارزشی

Payan name 2013

4-1 نتیجه گیری PAGEREF _Toc387019367 h 844-2 راهکار آینده PAGEREF _Toc387019368 h 84واژه‌نامه فارسی به انگلیسی PAGEREF _Toc387019369 h 85

فهرست شکلها
TOC h z t "B Lutus 12,1" شکل 1- مدل فرآیند CRISP-DM برای کاربردهای داده کاوی]9[ PAGEREF _Toc379913946 h 21شکل (2-1): معماری سیستم مبتنی بر داده کاوی [42]. PAGEREF _Toc379913947 h 59شکل (2-2): تغییر میزان آنتروپی را برای مجموعه‌ای با دو کلاس PAGEREF _Toc379913948 h 63شکل (2-3): توابع نرمال سازی [40] PAGEREF _Toc379913949 h 67نمودار(2-1): تقریب خطی PAGEREF _Toc379913950 h 73شکل(3-1): صفحه نخست نرم افزار Rapid Miner 5 PAGEREF _Toc379913951 h 62شکل 3-2: خروجی شیها PAGEREF _Toc379913952 h 63شکل 3-3: خروجی قسمت مدل (شبکه عصبی) PAGEREF _Toc379913953 h 63شکل 3-4: خروجی قسمت اطلاعات PAGEREF _Toc379913954 h 64شکل (4-1): متدولوژی CRISP-DM PAGEREF _Toc379913955 h 67شکل (4-2): نحوه افزودن فایل دادهای به برنامه PAGEREF _Toc379913956 h 70شکل (4-3): نحوه انتخاب نوع سطر PAGEREF _Toc379913957 h 71شکل(4-4): آدرس عملگر درخت تصمیم PAGEREF _Toc379913958 h 71شکل(4-5): آدرس عملگر Set Role PAGEREF _Toc379913959 h 72شکل(4-6): آدرس عملگر Select Attribute PAGEREF _Toc379913960 h 72شکل(4-7): آدرس عملگر Discretize by Frequency PAGEREF _Toc379913961 h 72شکل(4-8): نحوه اتصال عملگرها PAGEREF _Toc379913962 h 73شکل(4-9): درخت حاصل از دادههای آموزشی با تابع هدف نسبت بهره اطلاعاتی PAGEREF _Toc379913963 h 74شکل(4-10): درخت حاصل از دادههای آموزشی با تابع هدف آنتروپی PAGEREF _Toc379913964 h 75شکل (4-11): درخت حاصل از دادههای آموزشی با تابع هدف پراکندگی جمعیت(جینی) PAGEREF _Toc379913965 h 75شکل(4-12): آدرس عملگر Apply model PAGEREF _Toc379913966 h 76شکل(4-13): اتصالات تب پردازش در مرحله اعمال مدل PAGEREF _Toc379913967 h 76نمودار (4-1): پیشبینی حاصل از الگوهای درخت تصمیم با تابع هدف نسبت بهره اطلاعاتی PAGEREF _Toc379913968 h 77نمودار(4-2): پیشبینی حاصل از الگوهای درخت تصمیم با تابع هدف آنتروپی PAGEREF _Toc379913969 h 77نمودار(4-3): پیشبینی حاصل از الگوهای درخت تصمیم با تابع هدف پراکندگی جمعیت(جینی) PAGEREF _Toc379913970 h 78شکل (4-15): اتصالات عملگرها جهت تشکیل مدل شبکه عصبی PAGEREF _Toc379913971 h 79شکل(4-16): ساختار شبکه عصبی PAGEREF _Toc379913972 h 80نمودار (4-4): نتیجه تشخیص شبکه عصبی PAGEREF _Toc379913973 h 80نمودار(4-6): نتایج حاصل از اجرای شبکه عصبی بر دادههای خرابی پیشبینی شده توسط درخت تصمیم PAGEREF _Toc379913974 h 82

فهرست جداول
TOC h z t "B jadval,1" TOC p " " h z t "JADVAL,1"
جدول (2-1): مقایسه آنالیز آماری و داده کاوی ............................................................................. PAGEREF _Toc387017773 h 53جدول (2-2) کلاس های پیش بینی . .......................................................................................... PAGEREF _Toc387017774 h 69جدول (2-3): ماتریس تداخل......................................................................................................... PAGEREF _Toc387017775 h 70جدول(2-4): مجموعه اعتبار سنجی................................................................................................ PAGEREF _Toc387017776 h 74جدول) 3-1(: دادههای مورد استفاده در تشخیص کنتورخراب........................................................ PAGEREF _Toc387017777 h 68جدول (4-3): نتایج حاصل از ارزیابی نتایج درختهای تصمیم ایجاد شده....................................... PAGEREF _Toc387017778 h 78جدول (4-3): مقادیر پارامترهای عملگر شبکه عصبی.................................................................... PAGEREF _Toc387017779 h 79

فصل اول
کلیات تحقیقاین فصل به تعریف مسأله و راهکار کلی می‌پردازد. در ابتدا سعی می‌شود که مسأله تعریف شود. سپس اهمیت و ضرورت مسأله، اهداف و فرضیه‌ها شرح داده می‌شود و در نهایت ساختار این پژوهش، توضیح داده می‌شود.
1-1 بیان مسألهظرفیت ذخیره سازی داده های دیجیتال در سراسر جهان هر نه ماه برای حداقل یک دهه دو برابر شده است، در صورتی که در دو برابر مدت مشابه طبق پیش بینی قانون مور قدرت محاسباتی و سرعت رشد میکند]1[. داده کاوی نشان دهنده یک گام در فرایند کشف دانش در پایگاه دادهها میباشد]2[ که میتوان آن را یک نیاز اساسی در دنیای امروز دانست. بنا بر اعلام دانشگاه MIT امروزه مرز و محدودیتی برای دانش داده کاوی در نظر گرفته نشده و دامنه کاربرد آن را از اعماق اقبانوسها تا بی کران فضا میدانند]3[. تلاش برای الگوهای موجود در دادهها مدت زمان طولانی در بسیاری از زمینه ها، از جمله آمار، الگوشناسی ، و تجزیه و تحلیل دادههای اکتشافی مورد مطالعه قرار گرفته شده است]4[.
داده کاوی به عنوان یک ابزار مهم برای کسب دانش از پایگاه داده های پدید آمده است]5[ از این رو میتوان به اهمیت الگوریتمهای داده کاوی پی برد که شبکههای عصبی و درخت تصمیم از جملهی این الگوریتمها میباشد. درخت تصمیم یک راه طبیعی برای ارائه یک فرآیند تصمیم گیری میباشد، چرا که درک آنها برای هر کسی ساده و آسان است]6[ همچنین محبوبیت شبکههای عصبی با دست اندرکاران داده کاوی در حال افزایش چشم گیر است زیرا آنها خود را، از طریق مقایسهی قدرت پیش بینی خود با تکنیکهای آماری با استفاده از مجموعه دادههای واقعی اثبات کردهاند]7[. تحقیقات جدید نمایانگر این است که الگوریتمهای ترکیبی دقت بیشتر و عملکرد بهتری را به نسبت به استفادهی مجزا و مستقل آنها در دادهکاوی از خود نشان میدهند]8[.
با توجه به آنکه تشخیص کنتورهای خراب توسط خود شرکت گاز با استفاده از دادههای موجود مقدور نمیباشد، این شرکت برای تعویض و شناسایی کنتورهای خراب میبایست مأمورینی داشته باشد که در محل حضور داشته و بصورت فیزیکی اقدام به تست کنتور نماید تا اگر احتمالا خراب بود اقدامات لازم را انجام دهند که با توجه به وجود تعداد زیاد مشترکین این عمل یک فرایند زمان بر، پرهزینه و سخت خواهد بود. نوع تحقیق حاضر براساس هدف طراحی و کاربردی می باشد. هدف از طراحی، طراحی یک روش ترکیبی از شبکه عصبی و درخت تصمیم برای کاوش دادههای شرکت شرکت ملی گاز در راستای کاهش هزینه پروژهی تعویض کنتورهای خراب میباشد که شرکت مذکور هر 7 سال یکبار باید اقدام به انجام آن در حوزه مربوطه مینماید. پروژه حاضر سعی دارد تا با طراحی روش ترکیبی از شبکه عصبی و درخت تصمیم فرآیند دادهکاوی را جهت تحلیل دادههای حوزه کرمانشاه استفاده کرده و کنتورهایی با احتمال بالای خرابی را شناسایی و به شرکت نام برده ارائه دهد تا در حد توان جهت کمینه کردن هزینه تشخیص و تعویض کنتورها کمک نماید.
1-2 اهمیت و ضرورت تحقیقامروزه علم داده کاوی در هر جایی که داده وجود داشته باشد کاربرد پیدا کرده است و روش ترکیب روشهای مختلف آن برای حصول نتیجه بهتر را میتوان کاری جدید دانست. همانطور که در بیان مسأله نیز شرح داده شد، شرکت ملی گاز قادر به تشخیص کنتورهای خراب از پایگاه داده بدون حضور در محل و همچنین کشف الگوهای مرتبط با مسأله که در پایگاه داده شرکت موجود است، نمیباشد. از این رو این پروژ با استفاده از علم داده کاوی و با ترکیب الگوریتمهای موجود، سعی در حل مسأله تشخیص میکند.
داده کاوی به عنوان یک ابزار مهم برای کسب دانش از پایگاه داده های حجیم میباشد]5[ و با توجه به حجیم بودن پایگاه داده شرکت ملی گاز میتوان فهمید که کار تجزیه و تحلیل پایگاه داده بدون استفاده از علم داده کاوی و بصورت دستی امری محال میباشد. به این ترتیب با توجه به موارد مطرح شده در بیان مسأله میتوان به اهمیت موضوع کاملا پی برد.
1-3 جنبه نوآوری تحقیقداده کاوی به تازگی وارد صنعت ملی گاز شده[9]، با توجه به این مسأله و همچنین تحقیقات و بررسیهای انجام شده در ادارات گاز استان کرمانشاه و ارومیه انجام این پروژه در این ادارات بی سابقه بوده است. امروزه روشها و الگوریتمهای داده کاوی در زمینههای مختلف وارد میشوند و روش ترکیبی جدیدی که در این پروژه طراحی و تست و ارزیابی میشود میتواند راهنمایی برای کارهای مشابه باشد.

1-4 اهداف تحقیقاز نتایج و کارهای انجام شده در آن بطور خلاصه و نکتهای میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ارائه یک روش ترکیبی و یک مدل قابل قبول از درخت تصمیم و شبکه عصبی برای حل مشکل تشخیص کنتور خراب
تحلیل دادههای شرکت ملی گاز برای کاهش هزینه تشخیص و تعویض کنتور خراب
مقایسه الگوریتمهای مختلف موجود در روشهای درخت تصمیم
1-5 سوالات پروژهمهم‌ترین سؤالات این تحقیق در پنج مورد زیر خلاصه می‌شود.
برای تحلیل دادههای شرکت گاز کدام ترکیب از الگوریتمهای گفته شده مناسبتر است؟
معیارهای مناسب جهت تشخیص کنتور خراب چیست؟
کدام ساختار برای شبکه عصبی پیشنهادی مناسبتر است؟
مدل حاصله چگونه آموزش داده میشود؟
آیا میتوان احتمال خرابی یک کنتور را با مدل تصمیم گیری ارائه شده با دقت قابل قبول تشخیص داد؟

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

1-6 فرضیه‌هادر این پروژه موارد زیر به عنوان فرضیه جهت حل مسأله و پاسخ به سوالات پروژه در نظر گرفته شده است:
الگوریتم ترکیبی از درخت تصمبم و شبکه عصبی راهکار مناسبی برای حل مسأله است.
معیارها و فاکتورهای ارزیابی خرابی کنتور در جریان اجرای الگوریتم از پایگاه دادهها قابل دسترسی و محاسبه است.
تعداد ورودیها بستگی به تعداد متغیرها داشته و نتیجهی حاصله شامل کنتورهای خراب میباشد. پس ساختار مورد استفاده شامل چندین ورودی و یک خروجی میباشد.
اگر بنا بر دسته بندی کنتورهای خراب در چندین دسته مانند کنتورهای خراب، کنتورهایی با احتمال بالای خرابی، کنتورهایی با احتمال پایین خرابی و... شبکه دارای چندین خروجی خواهد شد.
با استفاده از دادههایی که از شناسایی یکسری محدود دادههای کنتورهای سالم و همچنین یکسری محدود دادههای کنتورهای خراب، شبکه آموزش داده میشود.
اختلافات بوجود آمده بین دادههای یک مشترک در طول زمان و استمرار آن را میتوان دلیل بر خرابی کنتور دانست.
1-7 راهکار ارائه شدهبا توجه به حساسیت این شرکت بر روی دادهها قبلا مجوز دسترسی به فیلدهای مربوطه گرفته شده است و منبع دادهها پایگاه داده شرکت ملی گاز کرمانشاه است. الگوریتمهای داده کاوی را از یک دید کلی بر اساس نوع میتوان به 2 گروه تقسیم کرد که عبارتند از دسته بندی و خوشه بندی. دسته بندی شامل بررسی ویژگیهای یک شی جدید و تخصیص آن به یکی ازمجموعههای از قبل تعریف شده میباشد ولی خوشه بندی به عمل تقسیم ناهمگن به تعدادی از زیر مجموعهها یا خوشههای همگن گفته میشود]3[. با توجه به تعاریف، نوع استفاده شده در این پروژه دسته بندی میباشد. با توجه به گسسته بودن اطلاعات روشی مشتمل بر شبکه عصبی و درخت تصمیم برای حل مساله مطرح شده طراحی میشود. با استفاده از پرسشنامه جهت دستیابی به تجارب مسئولین مرتبط با هدف پروژه، معیارهایی برای تعریف کنتور سالم و کنتور خراب از دیدگاه شرکت مشخص خواهد شد. نتیجه این پرسشنامه که ویژگیهای کنتور خراب را از دید مسئولین مشخص خواهد کرد که در تشخیص معیارهای ارزیابی کمک خواهد نمود. با توجه به معیارهای بدست آمده و ترکیب آنها با معیارهای مهندسی شده درمورد ساختار شبکه عصبی تصمیم گرفته خواهد شد و همچنین معیارهای مقایسه در درخت تصمیم مورد نظر بدست میآید. دادههای ارزیابی شده به عنوان مجموعه اعتبارسنجی انتخاب میشود که جدای از دادههای آموزش شبکه میباشد. بعد از آموزش شبکه عصبی و درخت تصمیم نسبت به ارزیابی و اعتبار سنجی آنها با مناسبترین الگوریتم از بین الگوریتمهای نام برده شده در شرح مسأله اقدام خواهد شد. بعد از اتمام طراحی و اعتبار سنجی روش حاصل توسط ابزارهای داده کاوی تست و اجرا میشوند و در صورت بروز مشکل یا احتمال خطا با توجه به تکرارپذیر بودن داده کاوی مراحل گفته شده دوباره تا حصول بهترین نتیجه تکرار خواهند شد. بعد از اتمام کلی و نهایی شدن طراحی، روش حاصله توسط ابزارهای داده کاوی تست و اجرا گشته و در نهایت نتایج جهت کمینه کردن هزینهی پروژهی مذکور در شرکت ملی گاز کرمانشاه به آن شرکت ارائه خواهد گردید.
روند داده کاوی نیز طبق متودلوژی CRISP-DM ]6[ پیش خواهد رفت که در شکل 1 میتوان آن را مشاهده نمود.

شکل 1- مدل فرآیند CRISP-DM برای کاربردهای داده کاوی]6[با توجه به اینکه داده کاوی یک فرآیند تکرارشونده است این مراحل تا حصول یک نتیجه قابل قبول تکرار خواهند شد.
تکنیکهای داده کاوی را میتوان به منظور ساخت سه نوع مدل، برای سه نوع فعالیت بکار برد که عبارتند از نمایه سازی توصیفی، نمایه سازی هدایت شده و پیش بینی]3[ که پروژه حاضر از نوع نمایه سازی هدایت شده میباشد.
با توجه به استفاده از درخت تصمیم و شبکه عصبی در این پروژه مراحل انجام طراحی برای هر قسمت جداگانه در ادامه توضیح داده خواهد شد.
الگوریتمهای درخت تصمیم در دسته بندی دادههای جدید بهترین عملکرد را ندارد. میتوان اینگونه گفت که درخت، الگوهای کلی را در گرههای بزرگ و الگوهای خاص را در گرههای کوچکتر مییابد. به عبارتی، درخت بر مجموعه آموزشی محاط شده که نتیجه آن یک درخت بیثبات و ناتوان در پیش بینیهای مناسب میباشد. علاج کار، حذف تقسیمات ناپایدار از طریق ادغام برگهای کوچکتر توسط فرآیندی است که هرس کردن نام دارد]10[. برای هرس کردن یکی از الگوریتمهای موجود مانند هرس کارت ]11[، هرس C5 ]11[، هرس ثبات محور ]10[ استفاده خواهد شد.
برای اندازه گیری خلوص ارزیابی تقسیمات در متغیرهای تابع هدف درخت تصمیم با توجه به دستهای یا عددی بودن آن از روشهای رایج مانند جینی ( پراکندگی جمعیت)]12[، آنتروپی (بهره اطلاعاتی)]13[، نسبت بهره اطلاعاتی که بیشترین کارایی را دارد استفاده شده است]10[.
برای طراحی شبکه عصبی در راستای اهداف پروژه مراحل زیر دنبال خواهد شد]10[:
تشخیص مشخصههای ورودی و خروجی
تبدیل ورودیها و خروجیها به نحوی که در یک بازه کوچک قرار گیرند.
ایجاد شبکه با یک ساختار مناسب
آموزش دادن شبکه به کمک مجموعه دادههای آموزشی
استفاده از مجموعه اعتبار سنجی، جهت انتخاب مجموعه اوزانی که خطا را به حداقل میرساند
ارزیابی شبکه با استفاده از مجموعه آزمون به منظور بررسی کیفیت عملکرد آن
به کار گرفتن مدل ساخته شده توسط شبکه جهت پیش بینی نتایج متناظر با ورودیهای نامعلوم
بعد از طراحی شبکه عصبی توسط مراحل گفته شده میتوان به سوالات زیر پاسخ داد:
تابع فعال سازی چیست؟
ساختار شبکه چگونه است؟
شبکه چگونه آموزش داده میشود؟
ساختار شبک دارای حداقل دو لایه پنهان است. بر روی یالهای شبکه اوزانی با استفاده از روش پس انتشار خطا برای تنظیم و تشخیص ورودیها در نظر گرفتیم. در نهایت بعد از طراحی، مدل را ساخته و در نرم افزار Rapid Miner 5 تست و اجرا کردیم و اشکالات را یافته و با تکرار مراحل طراحی آنها را رفع کردیم تا در نهایت مدل طراحی شده بتواند به مسأله مطرح شده پاسخ قابل قبولی را ارائه دهد.
1-8 ساختار پایان‌نامهدر ادامهی متن پایان نامه، ساختار کلی فصول مختلف به صورت زیر خواهند بود:
فصل دوم: این فصل مروری بر ادبیات و پیشینه پروژه میباشد که در آن به معرفی اولیه الگوریتمها و روشهای اجرا شده در پروژه اشاره میکنیم.
فصل سوم: در این فصل فرآیند داده کاوی انجام شده و روشها تست و ارزیابی میشوند و در نهایت روش ترکیبی از بهترین نتایج بدست آمده را تشکیل داده و معرفی میکنیم.
فصل چهارم: این فصل به نتیجه نهایی پروژه و معرفی راهکارهای آینده اشاره میکند.
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 داده کاوی چیست؟بنا بر اعلام دانشگاه MIT دانش نوین داده کاوی یکی از ده دانش در حال توسعه‌ای است که دهه آینده را با انقلاب تکنولوژیکی مواجه می‌سازد. این تکنولوژی امروزه دارای کاربرد بسیار وسیعی در حوزه‌های مختلف است، به گونه‌ای که امروزه حد و مرزی برای کاربرد این دانش در نظر نگرفته‌اند [14].
داده کاوی، تحلیل داده و کشف الگوهای پنهان با استفاده از ابزارهای خودکار و یا نیمه خودکار است و هم چنین فرآیندی پیچیده جهت شناسایی الگوها و مدل های صحیح، جدید و به صورت بالقوه مفید در حجم وسیعی از داده می‌باشد، به طریقی که این الگوها و مدلها برای انسان‌ها قابل‌درک باشند. جمع‌آوری داده‌ها سبب شده سازمان‌ها منابع داده غنی و دانش ناچیزی داشته باشند. حجم این مجموعه داده‌ها به سرعت افزایش می‌یابد و باعث محدود شدن استفاده کاربردی از داده‌های ذخیره‌شده می‌شود. هدف اصلی داده کاوی استخراج الگوها از داده‌های موجود، افزایش ارزش ذاتی‌شان و تبدیل داده به دانش است [14].
با گسترش سیستمهای پایگاهی و حجم بالای داده‌های ذخیره‌شده در این سیستمها، به ابزاری نیاز است تا بتوان این داده‌ها را پردازش کرد و اطلاعات حاصل از آن را در اختیار کاربران قرارداد. معمولاً کاربران پس از طرح فرضیه‌ای بر اساس گزارشات مشاهده‌شده به اثبات یا رد آن می‌پردازند درحالی‌که امروزه به روش‌هایی نیاز داریم که به کشف دانش می‌پردازند، یعنی روش‌هایی که با کمترین دخالت کاربر و به صورت خودکار الگوها و رابطه‌های منطقی را پیدا کرده و بیان نماید.
امروزه، بیش‌ترین کاربرد داده کاوی در بانک‌ها، مراکز صنعتی و کارخانجات بزرگ، مراکز درمانی و بیمارستان‌ها، مراکز تحقیقاتی، بازاریابی هوشمند می‌باشد. داده کاوی فرآیند اکتشاف اطلاعات و روندهای نهفته از درون حجم بسیار زیاد داده‌هایی است که در قالب پایگاه‌های داده‌ای، انباره های داده‌ای و یا هر نوع انباره اطلاعاتی ذخیره می‌شود. داده کاوی اطلاعات موجود در انبار داده‌ها را استخراج و داده‌ها را به دانشی حیاتی و مهم در ارتباط با کسب و کار تبدیل می‌نماید [15]. از طریق داده کاوی و دانش جدیدی که در اختیار قرار می‌دهد، افراد می‌توانند از داده‌ها به عنوان اهرمی جهت خلق فرصت‌ها یا ارزش‌های جدید در سازمان خود استفاده کنند و همچنین برای مسائل طبقه‌بندی و رگرسیون بکار گرفته شود. در مسائل طبقه‌بندی، دسته‌ای از اشیاء که در داخل یک طبقه‌ای قرار دارند پیش‌بینی می‌شوند و در مسائل رگرسیون، یکسری از اعداد، پیش‌بینی می‌گردند.
در حال حاضر، داده کاوی مهم‌ترین فناوری جهت بهره‌برداری موثر از داده‌های حجیم است و اهمیت آن رو به فزونی است [16]. به طوری که تخمین زده شده است که مقدار داده‌ها در جهان هر 20 ماه به حدود دو برابر برسد. در یک تحقیق که بر روی گروه‌های تجاری بسیار بزرگ در جمع‌آوری داده‌ها صورت گرفت مشخص گردید که 19 درصد از این گروه‌ها دارای پایگاه داده‌هایی با سطح بیشتر از 50 گیگابایت می‌باشند و 59 درصد از آن‌ها انتظار دارند که در آینده‌ای نزدیک در چنین سطحی قرار گیرند [16].
2-2 تعاریف متنوعی از داده کاوی
در زیر به تعاریف داده کاوی از دیدگاههای مختلف میپردازیم:
داده کاوی کشف دانش از پایگاه داده‌ها نامیده می‌شود) نشانگر فرآیند جالب استخراج دانش از قبل ناشناخته (الگو از داده است [17].
فرآیند کشف الگوهای مفید از داده‌ها را داده کاوی می‌گویند [16].
فرآیند انتخاب، کاوش و مدل کردن داده‌های حجیم، جهت کشف روابط نهفته باهدف به دست آوردن نتایج واضح و مفید، برای مالک پایگاه داده‌ها را، داده کاوی گویند [17].
"فاید"، داده کاوی را این‌گونه تعریف کرد، یک فرایند استخراج از اطلاعات ضمنی ناشناخته و مفید از داده‌های ذخیره‌شده در پایگاه داده‌هاست [18].
"گودیچی"، نیز داده کاوی را فرایند انتخاب، اکتشاف ومدل سازی مقادیر زیادی از داده‌ها برای به دست آوردن نتایج روشن و مفید برای پایگاه داده‌ها تعریف می‌کند [18].
اما تعریفی که در اکثر مراجع به اشتراک ذکرشده عبارت است از: "استخراج اطلاعات و دانش و کشف الگوهای پنهان از یک پایگاه داده‌های بسیار بزرگ و پیچیده"[17].
داده کاوی یک متدلوژی بسیار قوی و با پتانسیل بالا می‌باشد که به سازمان‌ها کمک می‌کند که بر روی مهم‌ترین اطلاعات از مخزن داده‌های خود تمرکز نمایند [19].
ابزارهای داده کاوی الگوهای پنهانی را کشف و پیش‌بینی می‌کنند که متخصصان ممکن است به دلیل اینکه این اطلاعات و الگوها خارج از انتظار آن‌ها باشد، آن‌ها را مدنظر قرار ندهند و به آن‌ها دست نیابند [19].
2-3 آیا داده کاوی سودمند است؟داده کاوی به دو دلیل سودآور است:
داده کاوی منجر به تصمیمات واقع‌بینانه می‌شود.
داده کاوی منجر به تکرار تصمیمات سودآور اتفاق افتاده در گذشته می‌شود.
با استفاده از داده کاوی تصمیمات احساسی کنار گذاشته میشوند و بر اساس واقعیت‌ها تصمیمات گرفته میشوند. بنابراین ضررهای ناشی از ناآگاهی مدیران حذف می‌شود. داده کاوی همچنین فضای سال‌های گذشته‌ی شرکت شما را بازبینی می‌کند و در نهایت نشان می‌دهد کدام تصمیمات منجر به سود شده است درحالی‌که شما از آن تصمیمات اطلاعی ندارید. شرکت‌ها و سازمان‌ها هر لحظه در حال اتخاذ تصمیمات جدیدی هستند که منجر به سود یا زیان آن مجموعه می‌شود. بسیاری از تصمیمات بر اساس واقعیات موجود گرفته نمی‌شود و عواملی چون «فراموشی»، «تخلفات و تقلبات»، «اشکالات خط تولید»، «منافع شخصی» و «سیاست‌های اعمال نفوذ شده از جاهای دیگر» منجر به اتخاذ تصمیمات غیر شفاف و در نتیجه زیانبار می‌شود[20].
اما داده کاوی فضای حاکم بر کسب‌ وکار شما را شفاف می‌کند و شما را ملزم می‌کند واقع‌بینانه تصمیم بگیرید. تصمیم‌گیری واقع‌بینانه کلید از بین بردن تصمیمات احساسی و در نتیجه از بین بردن بهره‌وری پایین و ضررهای ناشی از ناآگاهی است. به طور کلی فضای تصمیم‌گیری در یک کسب‌ و کار شباهت بسیار زیادی به فضاهای تصمیم‌گیری اتفاق افتاده در 10 سال گذشته‌ی آن مجموعه دارد. این شباهت در یاد تصمیم‌گیرندگان آن کسب‌ و کار باقی نمی‌ماند و اغلب آشکار نیز نمی‌شود. داده کاوی فضای سال‌های گذشته‌ی کسب‌ و کار شما را بازخوانی می‌کند و به شما می‌گوید کدام تصمیمات منجر به سود شده است و کدام تصمیمات منجر به زیان کسب‌ و کار شده است. بنابراین داده کاوی باعث می‌شود تصمیمات زیان ده کسب و کارتان در گذشته را تکرار نکنید ولی تصمیمات سودآور اتفاق افتاده در گذشته را دوباره تکرار کنید. به لحاظ فنی، داده کاوی عبارت از فرآیندی است که در میان حوزه‌های گوناگون بانک‌های اطلاعاتی ارتباطی بزرگ، همبستگی‌ها یا الگوهایی را پیدا می‌کند [21].
2-4 آمار و داده کاویتلاش برای الگوهای موجود در دادهها مدت زمان طولانی در بسیاری از زمینه ها، از جمله آمار، الگوشناسی ، و تجزیه و تحلیل دادههای اکتشافی مورد مطالعه قرار گرفته شده است]4[. داده کاوی اساساً یک رشته کاربردی است و یک داده کاوی باید از روش‌های آماری درک خوبی داشته باشد. در داده کاوی تلاش می‌شود بین آمار و علوم رایانه‌ای رابطه‌ای برقرار گردد. برقراری این ارتباط به دلیل وجود یک سلسله از فرضیات ضمنی و غیر واضح و دشوار بودن تبدیل مفاهیم نظری به الگوریتم‌های رایانه‌ای در ادبیات آماری و به دلیل وجود الگوریتم‌های فراوان در ادبیات رایانه‌ای دشوار است. لذا داشتن درکی درست از مدل‌سازی و الگوریتم‌های محاسباتی برای کارهای داده کاوی ضروری است.
روابط در داده کاوی غالباً به صورت الگوها و مدلهایی از قبیل معادلات رگرسیونی، سری‌های زمانی، خوشه‌ها، رده‌بندی‌ها، گراف‌ها و غیره ارائه می‌شوند. در داده کاوی نیز همانند آمار غالباً داده‌هایی که تحلیل می‌شوند، نمونه‌ای از جامعه هستند که به تبع بزرگ بودن جامعه با نمونه‌ای حجیم مواجه هستیم. در هنگام کار با مجموعه داده‌های حجیم مشکلات تازه‌ای بروز می‌کند. برخی از این مشکلات به نحوه ذخیره‌سازی یا فراخوانی داده‌ها مربوط می‌شود و برخی دیگر مربوط به مسائلی مانند نحوه تحلیل داده‌ها در زمانی مناسب و استخراج الگوها و مدلهای حاکم بر داده‌ها است [22]. به طور کلی فرآیند کاوش الگوها، مدل ها و روابط مطلوب در یک مجموعه داده شامل مراحل زیر است:
معین ساختن طبیعت و ساختار مورد نظر
تصمیم‌گیری در مورد میزان برازش نمایش‌های متفاوت به داده‌ها، یعنی انتخاب یک تابع امتیاز
اتخاذ یک فرآیند الگوریتمی برای بهینه‌سازی تابع امتیاز
تصمیم‌گیری در مورد اصول مدیریت داده‌ها برای اجرای موثر الگوریتم
با توجه به اینکه مدلها و الگوها، توابع امتیاز، روش‌های بهینه‌سازی و راهکارهای مدیریت داده‌ها چهار مؤلفه اصلی الگوریتم‌های داده کاوی را تشکیل می‌دهند، با توجه به اینکه ماهیت داده‌ها در آمار با داده کاوی متفاوت است، داده کاوی به برخی از روش‌های آماری که دارای ویژگی‌های خاصی می‌باشند توجه بیشتری نشان می‌دهد.
یکی از ویژگی‌های مورد توجه روش‌های آماری در داده کاوی، سادگی تعبیر آن‌ها است. از این رو به استفاده از مدلهای نسبتاً ساده و قابل تعبیر مانند گراف‌ها گرایش زیادی وجود دارد. در داده کاوی مواردی که در آن‌ها با تعداد بسیار زیادی متغیر، مدل و یا فرضیه مواجه هستیم، فراوان است. از طرفی داده کاوی یک فرآیند اکتشافی و تکراری است به این معنی که در خلال تحلیل داده‌ها اطلاعات جدید کشف می‌شوند و فرضیه‌های قبلی اصلاح و فرضیه‌های جدید ارائه می‌شوند و این کار ممکن است با داده‌های زیاد، بارها تکرار شود. لذا از دیدگاه آمار روش‌هایی با کارایی محاسباتی بالا، تحلیل‌های محاسباتی و تحلیل‌های تقریبی، مورد توجه خاص داده کاوی هستند. تاکید بیشتر داده کاوی بر بعضی روش‌های آماری، به معنی عدم استفاده از سایر روش‌های آماری نیست و در عمل از طیف گسترده‌ای از روش‌های آماری برای تحلیل داده‌ها استفاده می‌شود.
آمار و داده کاوی هر دو با روش‌های تحلیل و مدل بندی داده‌ها مرتبط می‌باشند. بنابراین اشتراک زیادی بین این دو رشته وجود دارد. به عنوان یک شوخی، یکی از نویسندگان در پاسخ سؤال اینکه "داده کاوی چیست؟ بیان می‌کند که "همان آمار است، اما با یک نام خیلی بهتر" البته این ویژگی به معنای یکسان دانستن داده کاوی وآنالیزآماری نیست، در جدول زیر این تفاوت‌ها آورده شده است [23،21].
جدول (2-1): مقایسه آنالیز آماری و داده کاوی [22]آنالیز آماری داده کاوی
آمار شناسان همیشه با یک فرضیه شروع به کار می‌کنند. به فرضیه احتیاجی ندارد.
آمار شناسان باید رابطه‌هایی را ایجاد کنند که به فرضیه آن‌ها مربوط شود الگوریتم‌های داده کاوی در ابزارها به طور اتوماتیک روابط را ایجاد می‌کنند
آن‌ها از داده‌های عددی استفاده می‌کنند. ابزارهای داده کاوی از انواع مختلف داده و نه فقط عددی می‌توانند استفاده کنند.
آن‌ها می‌توانند داده‌های نابجا و نادرست را در طول آنالیز تشخیص دهند داده کاوی به داده‌های صحیح و درست طبقه‌بندی شده بستگی دارد.
آن‌ها می‌توانند نتایج کار خود را تفسیر کنند و برای مدیران بیان کنند. نتایج داده کاوی آسان نیست و همچنان به متخصصان آمار برای تحلیل آن‌ها و بیان آن‌ها به مدیران نیاز است.
2-5 پیچیدگی و هزینه زمانیتحلیلگران دریافتهاند که پیچیدگی و زمانبر بودن دسترسی به حجم زیاد دادههای مورد نیاز و پردازش آن‌ها توسط بعضی ابزارهای داده کاوی، استفاده از این ابزارها را در هر نقطه از زمان و مکان غیرممکن ساخته است.
وزارت امنیت داخلی ایالات‌متحده آمریکا در آگوست 2006، به 12 تلاش داده کاوی دست زد که یکی از آن‌ها سیستم TVIS بود. این سیستم به منظور ایجاد و بهبود اشتراک دانش از خطرات تروریستی بالقوه، به روشی واحد دادههای زنده تولیدشده به وسیله خلبانان را ترکیب میکرد. نتایج تحلیلها نشانداد که اگرچه این سیستم در یک دوره تناوب دو ساعته کار می‌کند، کاربران قادر به استفاده روزانه از آن نبوده و فقط دو تحلیلگر امکان استفاده همزمان از آن را دارند. این منجر به اتلاف وقت تحلیلگران در زمان جستجو در پایگاه دادههای مضاعف شد. مشکل پیچیدگی و هزینه زمانی بعضی تکنیکهای داده کاوی، موجب کاهش پذیرش استفاده زمان واقعی از این سیستمها توسط افراد و روی آوردن به سیستمهایی با عملکرد ضعیفتر میشود [24].
2-6 محرمانگی دادههابا وجود تکنیکهای داده کاوی و اشتراک اطلاعات، توجه بسیاری از تحلیلگران به پیادهسازی محرمانگی و امنیت دادهها معطوفشدهاست. بعضی کارشناسان پیشنهاد کرده‌اند که بعضی کاربردهای ضد تروریسمی داده کاوی میتواند برای یافتن الگوهای تبهکارانه و مقابله با انواع جرمها مفید باشد. تا کنون، با وجود دیدگاه‌های متضاد بحث شده، توافق کمی درباره اینکه داده کاوی به چه صورت باید اجرا شود وجود دارد. بعضی مخالف سبک سنگینی برای ایجاد محرمانگی و تأمین امنیت هستند. بعضی ناظران نیز پیشنهاد کرده‌اند که قوانین و مقررات مربوط به حمایت از محرمانگی کافی هستند و هیچ تهدیدی برای محرمانگی وجود ندارد. هنوز ناسازگاریهایی در باب این مسئله وجود دارد که باید برطرفشوند. به موازات پیشرفت‌های داده کاوی، سؤالات متنوعی افزایش مییابند شامل اینکه نهادهای شهری و دولتی تا چه اندازه می‌بایست دادههای تجاری را با دادههای دولتی استفاده و ترکیب کنند، آیا منابع داده به منظورهایی غیر از هدف اصلی طراحی میشوند و کاربردهای ممکن از اعمال محرمانگی چیست؟ [25]
2-7 محدودیت‌های داده کاوی "گـرچه داده کاوی پیشرفت شگرفی در نوع ابزارهای تحلیلی موجود به وجود آورده است، لکن محدودیت‌هایی نیز درباره کاربردپذیری آن وجود دارد. یکی از محدودیت‌ها این است که ابزارهای داده کاوی هنوز استانداردسازی نشده‌اند و از نظـر تأثیرگذاری اختـلاف فـاحشـی با یکـدیگـر دارنـد. محدودیت دیگر آن است که گــرچــه داده کـاوی می‌تواند بـه آشکـارسـازی انگاره‌ها و رابطه‌ها کمک کند اما نمی‌تواند ارزش یا اهمیت این انگاره‌ها را به کاربر بگوید. بـنــابــرایــن، خــود کــاربـر بـایـد ایـن اطـلاعـات را مشخـص کنـد. محـدودیـت دیگـر این است که گرچه داده کاوی می‌تواند روابط بین رفتارها یا متغیرها را شناسایی کند، اما لزوما نمی‌تواند یک رابطه تصادفی را شناسایی کند"[26].
2-8 مراحل داده کاویچرخهی داده کاوی شامل روشها و مراحل مختلفی میباشد که ما در این پروژه از متدولوژی CRIDP-DM استفاده میکنیم. مراحل متدولوژی نام برده به ترتیب زیر است:
درک کسب و کار: در اولین قدم بایستی یک تعریف مناسب از مسأله و فضایی که قرار است پروژه در آن اجرا شود، داشت.
درک دادهها: در دومین قدم بایستی تمامی دادهها جمع آوری شود و مورد بررسی قرار گیرند. در این مرحله دادهها تعریف و یک دید از هرکدام از دادهها ارائه میشود.
آماده سازی دادهها: در این بخش دادههای مورد نیاز تشخیص داده شده و یا دادههای جدید از ترکیب دادههای قبلی تولید میشوند.
ساخت مدل: در این مرحله بایستی با استفاده از دادههای موجود مدلی برای حل مسأله ساخته شود. این مدل میتواند با هر یک از روشهای داده کاوی در راستای هدف تعریف شده ساخته شود.
تست و ارزیابی: در این مرحله مدل ساخته شده با دادههای مشخص بایستی مورد تست و ارزیابی قرار بگیرند. در این ارزیابی بنا به تعریف مسأله میتوان معیارهایی مانند دقت و یا سرعت مدل را مورد بررسی قرار داد.
ارائه مناسب از مدل و نتایج: در آخرین مرحله از این فرآیند بایستی روشی مناسب برای ارائه مدل و نتایج حاصل از اجرا و تست و ارزیابی پروژه انتخاب نمود.
باید توجه داشت که جمع‌آوری و محافظت از داده‌ها نکته بسیار مهمی می‌باشد. اصولاً چون قالب و نوع داده‌ها در طول زمان تغییر می‌کند ممکن است بسیاری از داده‌های موجود در قالب‌های متفاوت باشند و همچنین بسیاری از داده‌های قدیمی از بین رفته و دور ریخته شوند. درحالی‌که ممکن است اهمیت این داده‌ها از داده‌های جدید به هیچ‌وجه کمتر نباشد. همچنین به علت اینکه داده‌ها از منابع مختلف داخلی و خارجی مانند کارکنان شرکت، مدیران، مشتریان، کارفرمایان، پیمانکاران باشند باز هم ممکن است قالب داده‌ها باهم یکسان نباشد. به همین دلیل انتخاب داده‌های درست و یکپارچه‌سازی قالب آن‌ها به منظور استفاده در داده کاوی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می‌باشد[27].
2-9 وظایف و تکنیک های داده کاویکلاس‌بندی
تخمین
پیش‌بینی
گروه‌بندی وابستگی‌ها
خوشه‌بندی
نمایه‌سازی توصیفی
2-9-1 کلاس‌بندیکلاس‌بندی به معنای یادگیری تابع نگاشت ترکیب مقادیر خصایص به دسته‌های مختلف و تعیین کلاس از یک شی پایه بر اساس ویژگی‌هایش می‌باشد. هر شی‌ای که کلاس‌بندی می‌شود به صورت عمومی توسط رکوردهایی در جدول یک پایگاه داده یا در یک فایل بیان می‌گردد و عمل کلاس‌بندی با اضافه نمودن یک ستون جدید به همراه کد کلاس انجام می‌شود. وظیفه کلاس‌بندی به خوبی توسط تعریف کلاس‌ها و یک مجموعه آموزشی شامل نمونه‌های کلاسه‌ای از پیش تعریف‌شده مشخص می‌گردد .و در نهایت مدلی ساخته می‌شود که می‌توان داده‌های غیر کلاس‌بندی به این کلاس‌ها تخصیص داد [28].
2-9-2 تخمین
برآورد کردن با مقادیر خروجی پیوسته سروکار دارد .به صورت تجربی برآورد کردن اغلب قبل از کلاس‌بندی استفاده می‌شود. از مزایای رویکرد برآورد این است که رکودهای منحصربه‌فرد می‌توانند مطابق با برآورد رتبه ترتیبی اتخاذ نمایند [28].
2-9-3 پیش‌بینیپیش‌بینی همانند کلاس‌بندی است و انتظار می‌رود رکودهایی که کلاس‌بندی شده‌اند بر طبق بعضی از ویژگی‌های کلاس‌ها بتوانند پیش‌بینی‌های رفتارهای آینده به همراه تخمین ارزش‌های آینده باشند. در پیش‌بینی تنها راهی که مشخص می‌کند کلاس‌بندی ما صحیح بوده این است که منتظر بمانیم و ببینیم. داده‌های تاریخی برای ساخت مدلهای مفید هستند که رفتار مشاهدات جاری را توصیف نمایند و زمانی که مدل پیش‌بینی برای ورودی‌های جاری بکار برده می‌شود ،حاصلش این است که رفتارهای آینده را پیش‌بینی می‌نماید [28].
2-9-4 قواعد وابستگی یا گروه‌بندی پیوستگی‌هاقواعد انجمنی قابلیتی برای یافتن روابط ناشناخته موجود در اطلاعات است. این روابط مواردی از قبیل اینکه حضور مجموعه‌ای از مقولات اشاره به این دارند که مجموعه مقولات دیگری نیز احتمالاً وجود دارند را شامل می‌شود. این قواعد و وابستگی‌ها برای مشخص کردن چیزهایی است که باهم هستند .این وظیفه قلب تحلیل سبد بازار است و رویکردی ساده برای تولید قاعده دار داده می‌باشد[28].
2-9-5 خوشه‌بندیاین وظیفه برای بخش‌بندی جمعیت ناهمگن به زیرمجموعه‌های همگن یا همان خوشه‌ها می‌باشد. تفاوت عمده خوشه‌بندی با کلاس‌بندی در این است که بر اساس کلاس‌های از پیش تعریف‌شده عمل نمی‌نماید. در کلاس‌بندی هر رکورد به کلاس‌های از پیش تعریف‌شده‌ای که بر پایه توسعه مدل یادگیری می‌باشند، تخصیص داده می‌شود درحالی‌که در خوشه‌بندی کلاس‌های از پیش تعریف‌شده وجود ندارد و رکوردها بر پایه شباهت‌هایشان، گروه‌بندی می‌شوند [28].
2-9-6 نمایه‌سازی توصیفیبعضی اوقات هدف از داده کاوی ساده‌سازی توصیف و اینکه در پایگاه داده‌های پیچیده از چه طریقی می‌توان با شناخت افراد، میزان عرضه و تقاضای محصولات را افزایش داد. درخت تصمیم‌گیری ابزار قدرتمندی برای پروفایل نمودن مشتری می‌باشد [28].
2-10 معماری سیستم مبتنی بر داده کاویمعماری سیستم مبتنی بر داده کاوی از اجزای زیر تشکیل شده است :
پایگاه داده، انباره داده تحلیلی، سایر مخزن‌های اطلاعاتی که شامل یک یا مجموعه‌ای از پایگاه داده، انباره داده‌های تحلیلی، صفحات گسترده است و تکنیک های پالایش و تجمیع روی این داده‌ها انجام می‌گردد. سرویس‌دهنده پایگاه داده یا انبار داده تحلیلی که مسئول واکشی داده‌های مرتبط با درخواست‌های داده کاوی کاربران می‌باشد.
بانک دانش: دامنه دانشی است که به منظور راهنمای تحقیق و یا ارزیابی نتایج جالب‌توجه الگوها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
موتور داده کاوی :از اجزای اصلی سیستم های داده کاوی است و مشتمل بر مجموعه‌ای از توابع برای وظایف داده کاوی می‌باشد .
الگوها: دانش به دست آمده در قالب الگوهایی ارائه و توسط توابعی صحت و دقت آن‌ها ارزیابی می‌شود .
واسط کاربر: به عنوان ارتباط‌دهنده‌ی میان کاربر و سیستم داده کاوی می‌باشد و ابزاری است برای بصری سازی الگوهای کاوشی در فرم های متفاوت [28].

شکل (2-1): معماری سیستم مبتنی بر داده کاوی [28].2-11 روش‌های داده کاوی
اهداف داده کاوی شامل پیش‌بینی و توصیف یا ترکیبی از آن‌هاست. هدف پیش‌بینی تمرکز بر روی دقت در توانایی پیش‌بینی بوده و توصیف بر درک فرآیند تولید داد ه ها تمرکز دارد. در پیش‌بینی تا زمانی که مدل قدرت پیش‌بینی دارد، کاربر توجهی به این ندارد که مدل انعکاس دهنده واقعیت است. به هر ترتیب، اهداف داده کاوی با استفاده از روش‌های داده کاوی، محقق می‌شوند. اصطلاح روش‌های داده کاوی در واقع بیانگر جمع کثیری از الگوریتم‌ها و فنون است که از علومی مانند آمار، یادگیری ماشین، پایگاه داده وتجسم سازی، استنتاج شده‌اند. روش‌های داده کاوی مشهوری که در این پژوهش معرفی خواهند شد شامل شبکه‌های عصبی، درختان تصمیم می‌باشد که در ادامه این روش ها را شرح می دهیم و همچنین دو روش ترکیبی جدید از روشهای گفته شده برای حل مسأله تشخیص کنتور خراب معرفی و بررسی خواهیم کرد.
2-12 درخت تصمیم‌گیریدرخت تصمیم‌گیری از نسل جدید تکنیک های داده کاوی بشمار می‌آید که در دو دهه اخیر توسعه زیادی یافته است. از این تکنیک هم می‌توان برای کشف و استخراج دانش از یک پایگاه داده و هم برای ایجاد مدل های پیش‌بینی استفاده نمود. درخت تصمیم‌گیری یکی از ابزارهای قوی و متداول برای دسته‌بندی و پیش‌بینی می‌باشد که قادر به تولید توصیفات قابل‌درک برای انسان، از روابط موجود در یک مجموعه داده‌ای است. ساختار تصمیم‌گیری می‌تواند به شکل تکنیک های ریاضی و محاسباتی که به توصیف، دسته‌بندی و عام سازی یک مجموعه از داده‌ها کمک می‌کنند نیز معرفی شوند.
درخت تصمیم، شیوه منحصر به فردی از ارائه یک سیستم است، که تصمیم‌گیری‌های آتی را تسهیل و سیستم را به نحو مناسبی تعریف می‌کند. با توجه به اینکه اکثر سیستم های مهندسی، اجرایی و محاسباتی را می‌توان در قالب یک سری داده (ویژگی یا ویژگی‌ها و خروجی منطبق با آن‌ها) تعریف کرد، می‌توان با استفاده از یک الگوریتم، (ایجاد درخت) ویژگی‌ها و خروجی‌ها را آنالیز کرد و سیستم را بر اساس این داده‌ها در قالب یک درخت تصمیم ارائه کرد [29]. درخت تصمیم‌گیری، ساختاری بازگشتی برای بیان یک فرآیند طبقه‌بندی متناوب می‌باشد که به وسیله مجموع‌های از صفات تشریح گردیده و یک وضعیت را به مجموع‌های گسسته از طبقات تخصیص می‌دهد [23].
هر برگ درخت تصمیم‌گیری، نماینده یک طبقه می‌باشد. درخت تصمیم روش کارآمد ویژه‌ای برای ایجاد دسته‌بندی کننده‌ها از داده‌ها است. مهم‌ترین خصوصیت درخت‌های تصمیم، قابلیت آن‌ها در شکستن فرآیند پیچیده تصمیم‌گیری به مجموع‌های از تصمیمات ساده‌تر است که به راحتی قابل تفسیر هستند [31،30].
نواحی تصمیم پیچیده سراسری (خصوصاً در فضاهایی با ابعاد زیاد) می‌توانند با اجتماع نواحی تصمیم محلی ساده‌تر در سطوح مختلف درخت تقریب زده شوند. برخلاف دسته‌بندی کننده‌های تک مرحله‌ای رایج که هر نمونه، روی تمام دسته‌ها امتحان می‌شود، در یک دسته‌بندی کننده درخت، یک نمونه روی زیرمجموعه‌های خاصی از دسته‌ها امتحان شده و محاسبات غیر لازم حذف می‌شوند. در دسته‌بندی کننده تک مرحله‌ای، فقط از زیر مجموعه‌های از صفات، برای روش بین دسته‌ها استفاده می‌شود که معمولاً با یک معیار بهینه سراسری انتخاب می‌شود. در دسته‌بندی کننده درخت، انعطاف‌پذیری انتخاب زیرمجموعه‌های مختلفی از صفات در گروه‌های داخلی مختلف درخت وجود دارد، به شکلی که زیرمجموعه انتخاب‌شده به شکل بهینه بین دسته‌های این گروه را تفکیک می‌کند. این انعطاف‌پذیری ممکن است بهبودی در کارایی را نسبت به دسته‌بندی کننده‌های تک مرحله‌ای ایجاد کند [31،23].
2-13 نقاط قوت درخت تصمیم‌گیریفهم مدل ایجادشده توسط درخت تصمیم‌گیری آسان می‌باشد. به عبارت دیگر با اینکه ممکن است الگوریتم‌هایی که درخت را ایجاد می‌کنند چندان ساده نباشد ولی فهم نتایج آن آسان می‌باشد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Wasan</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><DisplayText>[14]</DisplayText><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xxseratwrwp5d2ep5s2vvealxsfed2vsetv5">12</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Harleen Kaur and Siri Krishan Wasan</author></authors></contributors><titles><title>Empirical Study on Applications of Data Mining Techniques in Healthcare</title><secondary-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</full-title></periodical><pages>194-200</pages><section>194</section><dates><year>2006</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>[33].
درخت تصمیم‌گیری این توانایی را دارد که پیش‌بینی‌های خود را در قالب یک سری قوانین ارائه دهد.
نیاز به محاسبات خیلی پیچیده‌ای برای دسته‌بندی داده‌ها ندارد.
برای انواع مختلف داده‌ها قابل‌استفاده می‌باشد.
درخت تصمیم‌گیری نشان می‌دهد کدام فیلد یا متغیرها تأثیرات مهمی در پیش‌بینی و دسته‌بندی دارند.
سادگی در تحلیل و قابلیت تحلیل ساختار در مواقع پیچیدهتر و در حضور داده‌های ناقص نیز وجود دارد.
در صورت نیاز می‌توان به سادگی با نتایج روش‌های دیگر ترکیب‌شده و مدل را گسترش داد.
این ساختار قادر به کار کردن با مقادیر غیر عددی بوده و تعامل بهتری با اطلاعاتی با ماهیت غیر عددی دارد.
2-14 معایب درختان تصمیم در مقابل این مزیت‌ها میتوان به معایبی از جمله عدم تطابق با ویژگی‌های پیوسته در این درخت نیز اشاره نمود، این ساختار تنها قادر به کار کردن با ویژگی‌های است که مقادیر گسسته (با تعداد محدود) را در بر بگیرند. برای غلبه بر این مشکل، روشهای بسیاری پیشنهادشده تا مقادیر پیوسته به تعدادی خوشه‌های کوچک‌تر تقسیم شوند و به جای استفاده از مقادیر پیوسته هر ویژگی، مشخصه خوشه‌ای که این مقدار را در بر می‌گیرد در تصمیم‌گیری ساختار درخت تصمیم مورد استفاده قرار گیرد. برای این کار میتوان از روشهای خوشه‌بندی و یادگیری بدون ناظر استفاده نمود. همان طور که در بخشهای بعدی توضیح داده خواهد شد، در این پژوهش برای حل چنین مشکل‌هایی از الگوریتم خوشه‌بندی K-means استفاده ‌شده که در بخش مربوطه توضیح داده خواهد شد.
از دیگر مشکلات درخت تصمیم، نحوه ساختن یک درخت بهینه با کمترین میزان خطا و تا حد ممکن ساده است. فرآیند ساخت درخت، یک فرآیند واحد نمیباشد. متأسفانه، مشکل پیدا کردن کوچک‌ترین درخت تصمیم از روی یک نمونه دادهای، مسئله NP-Complete است ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Wasan</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><DisplayText>[14]</DisplayText><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xxseratwrwp5d2ep5s2vvealxsfed2vsetv5">12</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Harleen Kaur and Siri Krishan Wasan</author></authors></contributors><titles><title>Empirical Study on Applications of Data Mining Techniques in Healthcare</title><secondary-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</full-title></periodical><pages>194-200</pages><section>194</section><dates><year>2006</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>[34]. به همین دلیل، اکثراً روش‌هایی بر پایه روشهای ساخت درخت غیر عقبگرد و به صورت حریصانه عمل مینمایند.
از معایب دیگر آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
در مواردی که هدف از یادگیری، تخمین تابعی با مقادیر پیوسته است مناسب نیستند.
در موارد با تعداد دسته‌های زیاد و نمونه آموزشی کم، احتمال خطا بالاست.
تولید درخت تصمیم‌گیری، هزینه محاسباتی بالا دارد.
هرس کردن درخت هزینه بالایی دارد.
در مسائلی که دسته‌های ورودی با نواحی مکعبی به خوبی جدا نشوند و دسته‌ها همپوشانی داشته باشند، خوب عمل نمی‌کنند.
در صورت همپوشانی گره‌ها تعداد گره‌های پایانی زیاد می‌شود.
در صورتی که درخت بزرگ باشد امکان است خطاها از سطحی به سطحی دیگر جمع شوند (انباشته شدن خطای لایه‌ها بر روی یکدیگر) [35].
طراحی درخت تصمیم‌گیری بهینه، دشوار است. کارایی یک درخت دسته‌بندی کننده به چگونگی طراحی خوب آن بستگی دارد.
احتمال تولید روابط نادرست وجود دارد.
بازنمایی درخت تصمیم دشوار است.
وقتی تعداد دسته‌ها زیاد است، می‌تواند باعث شود که تعداد گره‌های پایانی بیشتر از تعداد دسته‌های واقعی بوده و بنابراین زمان جستجو و فضای حافظه را افزایش می‌دهد.
این الگوریتم به حافظه زیادی نیاز دارد [35].
2-15 آنتروپیدر نظریه اطلاعات آنتروپی میزان خلوص (بی‌نظمی یا عدم خالص بودن) مجموعه‌ای از مثال‌ها را مشخص می‌کند. اگر مجموعه S شامل مثال‌های مختلف با کلاس‌های مشخص 1و 2و .. وn باشد و pi نشان‌دهنده نسبت تعداد اعضای کلاس i به کل داده‌های موجود باشد، در این صورت داریم:
EntropyS= -1log⁡(n) i-1npilog⁡(pi) (1-2)
با توجه به تعریف آنتروپی هر چقدر که نسبت کلاس‌ها به کل نمونه‌های موجود به همدیگر نزدیک‌تر باشد، آنتروپی مقدار بیشتری به خود می‌گیرد و در واقع زمانی که همه کلاس‌ها دقیقاً به یک اندازه باشند، میزان آنتروپی به بیش‌ترین مقدار خود یعنی 1 خواهد رسید:
∀i: pi= 1n ⟹ EntropyS=1 (2-2)
و وقتی که همه نمونه‌ها متعلق به یکی از کلاس‌ها باشند و باقی کلاس‌ها هیچ عضوی نداشته باشند در این صورت میزان آنتروپی به کمترین مقدار خود، یعنی صفر خواهد رسید. شکل زیر نحوه تغییر میزان آنتروپی را برای مجموعه‌ای با دو کلاس نشان می‌دهد. در این شکل، میزان فراوانی کلاس اول با P1 (که در نتیجه مقدار فراوانی کلاس دیگر برابر خواهد بود با 1- P1 ) بر روی محور افقی نمایش داده‌شده و محور عمودی آنتروپی مجموعه S را بر اساس این پراکندگی نشان می‌دهد [36]:

شکل (2-2): تغییر میزان آنتروپی را برای مجموعه‌ای با دو کلاساز روی مفهوم آنتروپی می‌توان، مفهوم بهره اطلاعاتی مجموعه نمونه S برای ویژگی A را به صورت زیر تعریف نمود:
GainS,A= EntropyS- v∈Values(A)SvS EntropySv (3-2)
که Values(A) مجموعه تمام مقادیری است که ویژگی A به خود می‌گیرد و همچنین Sv نیز نشان‌دهنده زیرمجموعه‌ای از S است که در آن‌ها ویژگی A مقدار v را به خود گرفته است. در هر مرحله از شاخه زنی درخت تصمیم (انتخاب یک ویژگی برای رأس‌های میانی)، ویژگی انتخاب خواهد شد که بهره اطلاعاتی بیشتری داشته باشد و به عبارت دیگر با انتخاب این ویژگی، میزان آنتروپی نسبت به حالت قبل از شاخه زنی بیش‌ترین کاهش را داشته باشد. الگوریتم درخت تصمیم از گره ریشه شروع به شاخه زنی و تقسیم مجموعه نمونه‌ها به زیرمجموعه‌های کوچک‌تر کرده و سپس این کار را به صورت بازگشتی بر روی زیرمجموعه‌های به وجود آمده از این شاخه زنی نیز تکرار میکند و این کار را تا جای ممکن ادامه میدهد:
در گره n، که شامل مجموعه نمونه‌های S است، ویژگی A را طوری انتخاب کن که بیش‌ترین بهره اطلاعاتی را برای مجموعه S داشته باشد، در صورتی که شاخه زنی ممکن نباشد، الگوریتم تمام شده است [36].
2-16 هرس درخت تصمیم تولیدشدهبا توجه به اینکه درخت تصمیم تولیدشده در این مرحله تا جای ممکن گسترش داده‌شده، یعنی شاخه زنی در این درخت تا جایی ادامه یافته که هر کدام از برگهای درخت شامل نمونههای آموزشی با تنها یک کلاس باشند، برگهای موجود در این درخت به شدت به تک‌تک نمونه‌های استفاده‌شده وابسته بوده و به همین درخت تولیدشده دلیل نسبت به نویز دادههای آموزشی حساسیت زیادی دارد ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite><Author>Wasan</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><DisplayText>[14]</DisplayText><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="xxseratwrwp5d2ep5s2vvealxsfed2vsetv5">12</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Harleen Kaur and Siri Krishan Wasan</author></authors></contributors><titles><title>Empirical Study on Applications of Data Mining Techniques in Healthcare</title><secondary-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of Computer Science 2 (2): 194-200</full-title></periodical><pages>194-200</pages><section>194</section><dates><year>2006</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>[37].

bew178

1-8 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc396639178 h 12
1-8-1 قلمرو موضوعی PAGEREF _Toc396639179 h 12
1-8-2 قلمرو مکانی PAGEREF _Toc396639180 h 12
1-8-3 قلمرو زمانی PAGEREF _Toc396639181 h 12
فصل دوم : ادبیات تحقیق PAGEREF _Toc396639182 h 13
2-1 مقدمه PAGEREF _Toc396639183 h 14
2-2 توانمندسازی PAGEREF _Toc396639184 h 14
2-2-1 سیر تاریخی مطالعه توانمندسازی PAGEREF _Toc396639185 h 15
2-2-2 سیر تکاملی سبک مدیریت PAGEREF _Toc396639186 h 17
2-2-3 مراحل توانمندسازی PAGEREF _Toc396639187 h 18
2-2-4 سطوح توانمندسازی PAGEREF _Toc396639188 h 19
2-2-5 اصول توانمندسازی PAGEREF _Toc396639189 h 21
2-2-6 مدل های توانمندسازی PAGEREF _Toc396639190 h 22
2-2-7 مدل های اقتضایی PAGEREF _Toc396639191 h 24
2-2-8 مدل توماس وولتهوس PAGEREF _Toc396639192 h 26
2-2-9 پارادایم‌های توانمندسازی PAGEREF _Toc396639193 h 28
2-2-10 رویکردهای توانمندسازی PAGEREF _Toc396639194 h 29
2-2-10-1 رویکرد مکانیکی PAGEREF _Toc396639195 h 29
2-2-10-2 رویکرد ارگانیکی PAGEREF _Toc396639196 h 30
2-2-11 ابعاد توانمندسازی PAGEREF _Toc396639197 h 30
2-2-12 برنامه‌های توانمندسازی PAGEREF _Toc396639198 h 31
2-2-13 ویژگی های نظام موفق پیشنهادها PAGEREF _Toc396639199 h 32
2-2-14 سازه‌های اثربخش در توان‌افزایی کارکنان PAGEREF _Toc396639200 h 33
2-2-15 راهبردهای مدیریتی در توانمندسازی کارکنان PAGEREF _Toc396639201 h 37
2-2-16 عوامل سازمانی ـ سیستمی مؤثر بر توانمندسازی PAGEREF _Toc396639202 h 40
2-2-17 نشانه‌های محیط‌های غیرتوانمند(کانونی،2013). PAGEREF _Toc396639203 h 44
2-2-18 ویژگی‌های سازمان توانمند PAGEREF _Toc396639204 h 45
2-3 جوتیمی PAGEREF _Toc396639205 h 50
2-3-1 انواع تیم PAGEREF _Toc396639206 h 51
2-3-2 گروه های کاری و تیم های کاری PAGEREF _Toc396639207 h 52
2-3-4 تفاوت تیم با گروه PAGEREF _Toc396639208 h 52
2-3-5 اندازه تیم PAGEREF _Toc396639209 h 53
2-3-6 نقش های تیم PAGEREF _Toc396639210 h 55
2-3-7 عوامل حیاتی موفقیت تیم PAGEREF _Toc396639211 h 56
2-3-8 ویژگی های تیم PAGEREF _Toc396639212 h 57
2-3-9 پنج دشمن کار تیمی PAGEREF _Toc396639213 h 60
2-3-10 موانع کار تیمی PAGEREF _Toc396639214 h 61
2-3-11 ابعاد تیم PAGEREF _Toc396639215 h 61
2-4 اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639216 h 62
2-4-1 انواع دانش PAGEREF _Toc396639217 h 64
2-4-2 خصوصیات دانش PAGEREF _Toc396639218 h 65
2-4-3 فنون فراهم آوردن دانش PAGEREF _Toc396639219 h 66
2-4-4 تعریف اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639220 h 70
2-4-5 عوامل فردی مؤثر بر اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639221 h 72
2-4-6 عوامل سازمانی مؤثر برای شرکت در فعالیت های اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639222 h 73
2-4-7 موانع و عوامل بازدارنده اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639223 h 74
2-4-7-1 موانع مربوط به نیروی انسانی در فرایند اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639224 h 74
2-4-7-2 موانع مربوط به سازمان در فرایند اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639225 h 78
2-4-7-3 موانع مربوط به فناوری در فرایند اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639226 h 82
2-5 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc396639227 h 86
2-5-1 تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc396639228 h 86
2-5-2 تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc396639229 h 90
فصل سوم : اجرای تحقیق PAGEREF _Toc396639230 h 91
3-1 مقدمه PAGEREF _Toc396639231 h 93
3-2 روش و قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc396639232 h 93
3-3 جامعه و نمونه آماری تحقیق PAGEREF _Toc396639233 h 94
3-4 ابزارهای گردآوری دادهها PAGEREF _Toc396639234 h 94
3-5 ویژگی فنی ابزارِ تحقیق (روایی و پایایی) PAGEREF _Toc396639235 h 95
3-6 فنون تحلیل دادهها PAGEREF _Toc396639236 h 95
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc396639237 h 96
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc396639238 h 96
4-1 مقدمه PAGEREF _Toc396639239 h 97
4-2 یافتههای توصیفی پژوهش PAGEREF _Toc396639240 h 98
4-2-1 جنسیت PAGEREF _Toc396639241 h 98
4-2- 2 سابقه خدمت PAGEREF _Toc396639242 h 99
4-2- 3 تحصیلات PAGEREF _Toc396639243 h 100
4-2- 4 سن PAGEREF _Toc396639244 h 101
4-2- 5 وضعیت تأهل PAGEREF _Toc396639245 h 102
4-2- 6 وضعیت استخدامی PAGEREF _Toc396639246 h 103
4-3 یافته های پژوهش PAGEREF _Toc396639247 h 104
4-3-1 بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639248 h 104
4-3-2 بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639249 h 105
4-3-3 بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639250 h 106
4-3-4 بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639251 h 107
4-3-5 بین نگرش و رفتار تسهیم دانش کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639252 h 108
4-3-6 بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان تفاوت معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639253 h 109
4-3-7 بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان تفاوت معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639254 h 110
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc396639255 h 111
5-1 مقدمه PAGEREF _Toc396639256 h 112
5-2 خلاصه پژوهش PAGEREF _Toc396639257 h 112
5-3 بحث و نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc396639258 h 113
5-3-1 بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639259 h 113
5-3-2 بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639260 h 114
5-3-3 بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639261 h 115
5-3-4 بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639262 h 117
5-3-5 بین نگرش و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639263 h 118
5-3-6 بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت تفاوت معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639264 h 119
5-3-7 بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت تفاوت معناداری وجود دارد. PAGEREF _Toc396639265 h 119
5-4 محدودیتهای پژوهش PAGEREF _Toc396639266 h 119
5-5 پیشنهادها PAGEREF _Toc396639267 h 120
5-5-1 پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc396639268 h 120
5-5-2 پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc396639269 h 120
منابع و مأخذ PAGEREF _Toc396639270 h 121
پیوست PAGEREF _Toc396639271 h 127

فهرست جداول
TOC t "جداول ل ل ل,1" جدول 2-1 سیر تاریخی مفهوم توانمندسازی PAGEREF _Toc396639473 h 16
جدول2-2 مشخصات ساختار هرمی و دایره‌ای PAGEREF _Toc396639474 h 20
جدول 2-3 ابعاد توانمندسازی(پیتر و همکاران، 2012: 380). PAGEREF _Toc396639475 h 30
جدول شماره 2-4 مقایسه سبک آمرانه و مشارکتی PAGEREF _Toc396639476 h 40
جدول2-5 ویژگی های رفتاری کارکنان توانمند شده در مقایسه با کارکنان غیرتوانمند PAGEREF _Toc396639477 h 47
جدول 2-6 مقایسه سازمان توانمند و سازمان سنتی PAGEREF _Toc396639478 h 48
جدول شماره 3-1 ترکیب و ارتباط مدل پژوهش با موارد پرسشنامه PAGEREF _Toc396639479 h 94
جدول شماره 4-1 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب جنسیت PAGEREF _Toc396639480 h 98
جدول شماره 4-2 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب سابقه PAGEREF _Toc396639481 h 99
جدول شماره 4-3 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc396639482 h 100
جدول شماره 4-4 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب سن PAGEREF _Toc396639483 h 101
جدول شماره 4-5 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب وضعیت تأهل PAGEREF _Toc396639484 h 102
جدول شماره 4-6 توزیع فراوانی جامعه آماری بر حسب وضعیت استخدامی PAGEREF _Toc396639485 h 103
جدول4-7 خلاصه وضعیت مدل رگرسیون بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان PAGEREF _Toc396639486 h 104
جدول4-8 تحلیل واریانس مدل رگرسیون بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان PAGEREF _Toc396639487 h 104
جدول4-9 ضرایب مدل های رگرسیون بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان PAGEREF _Toc396639488 h 104
جدول4-10 خلاصه وضعیت مدل رگرسیون بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639489 h 105
جدول4-11 تحلیل واریانس مدل رگرسیون بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639490 h 105
جدول4-12 ضرایب مدل های رگرسیون بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639491 h 106
جدول4-13 خلاصه وضعیت مدل رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639492 h 106
جدول4-14 تحلیل واریانس مدل رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639493 h 106
جدول4-15 ضرایب مدل های رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش PAGEREF _Toc396639494 h 107
جدول4-16 خلاصه وضعیت مدل رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639495 h 107
جدول4-17 تحلیل واریانس مدل رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639496 h 107
جدول4-18 ضرایب مدل های رگرسیون بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639497 h 108
جدول4-19 خلاصه وضعیت مدل رگرسیون بین نگرش و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639498 h 108
جدول4-20 تحلیل واریانس مدل رگرسیون بین نگرش و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639499 h 109
جدول4-21 ضرایب مدل های رگرسیون بین نگرش و رفتار تسهیم دانش PAGEREF _Toc396639500 h 109
جدول4-22 تحلیل واریانس بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان PAGEREF _Toc396639501 h 109
جدول4-23 آزمون تی مستقل بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان PAGEREF _Toc396639502 h 110

فهرست نمودارها
TOC t "نمودارر ررررر,1" نمودار 1-1 (مدل تحلیلی پژوهش بر گرفته از پژوهش لیانگ و همکاران ،2010). PAGEREF _Toc396639552 h 9
نمودار 2-1 : سه نوع ازتیم PAGEREF _Toc396639553 h 52
نمودار شماره 4-1 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب جنسیت PAGEREF _Toc396639554 h 98
نمودار شماره 4-2 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب سابقه خدمت PAGEREF _Toc396639555 h 99
نمودار شماره 4-3 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc396639556 h 100
نمودار شماره 4-4 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب سن PAGEREF _Toc396639557 h 101
نمودار شماره 4-5 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب وضعیت تاهل PAGEREF _Toc396639558 h 102
نمودار شماره 4-6 توزیع درصدی جامعه آماری بر حسب وضعیت استخدامی PAGEREF _Toc396639559 h 103

فهرست شکل
TOC t "فهرست اشکاااااال,1" شکل2-1 مدل اسپریتزر منبع: (اسپریتزر،1995). PAGEREF _Toc396639625 h 22

چکیدههدف از این پژوهش بررسی تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان گروه های آمـوزشی آموزش و پرورش ناحیه دو رشت است. بنابـراین از لحاظ هـدف کـاربـردی بـوده و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش کارکنان گروه های آموزشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 رشت میباشد که با توجه به آمار دریافتی، 87 نفر میباشند که با توجه به محدود و در دسترس بودن افراد بین تمام آنها پرسشنامه توزیع شد. در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد لیانگ و ایکسیو، برادلی (2010) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی شامل (فراوانی، درصد و نمودار) و روش‌های آمار استنباطی شامل ، همبستگی، تحلیل واریانس استفاده شد. جهت بررسی فرضیه های پژوهش از رگرسیون استفاده شد که نتایج نشان داد مدل پیشنهادی معنی دار میباشد و فرضیه های پژوهش مبنی بر تاثیر متغیر توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش، تاثیر متغیر توانمندسازی رهبری بر نگرش به اشتراک دانش، تاثیر متغیر جو تیمی بر رفتار تسهیم دانش، تاثیر متغیر جو تیمی بر نگرش به اشتراک دانش معنی دار است. همچنین نتایج حاکی از وجود تفاوت معنادار بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان میباشد که با توجه به میانگین، زنان رفتار تسهیم دانش بیشتری دارند ولی بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان تفاوت معناداری مشاهده نشد.
واژگان کلیدی :
جو تیمی، توانمندسازی رهبری، رفتار تسهیم دانش، نگرش.
فصل اول : کلیات پژوهشفصل اول
کلیات پژوهش

1-1 مقدمهعصر حاضر، عصر تغییر و تحول سریع دانش است. هر پنج سال و نیم حجم دانش دو برابر می‌شود، در حالی که عمر متوسط آن کمتر از چهار سال است. در چنین شرایطی دانش به عنوان یک دارایی و منبع ارزشمند استراتژیک مطرح می‌شود که نیازمند مدیریت است. با توجه  به شرایط فوق اگر رقابت شدید موجود در بازارهای جهان را نیز اضافه نماییم، اهمیت دانش‌های سازمان به عنوان یک مزیت رقابتی در اقتصاد دانش محور کنونی دو چندان می‌شود. هرچه حجم و پیچیدگی عملیات سازمانی وسیع‌تر گردد، اهمیت دانش بیشتر و نیاز به اداره شدن در سطح وسیع‌تری را پیدا می‌کند.امروزه سازمان‌ها سخت تلاش می‌کنند تا به‌عنوان پیشگامان مهارت‌های مدیریت دانش شناخته شوند و از این طریق مزد تلاش و کوشش خود را بگیرند. این مهم از طریق کاربرد دانش برای مقاصد نوآوری امکانپذیر است. امروزه در سازمان‌های پیشرو دانش به عنوان یک عنصر توانمندساز شناخته می‌شود که می‌تواند سازمان را آن چنان متحول کند که قادر باشد قابلیت‌های شگرفی را از دیدگاه بهره‌وری و کارایی ارائه دهد. اشتراک دانش، عنصر کلیدی برنامه‌های مدیریت دانش کارآمد و مؤثر است(ریج،2005).
اشتراک هدفمند دانش در سازمانها به یادگیری سریع‌تر فردی و سازمانی منجر گشته، خلاقیت را توسعه می‌دهد و در نهایت به بهبود عملکرد فرد و سازمان می‌انجامد. بر این اساس است که سازمانها اشتراک دانش را تقویت و کارکنان خود را به این امر تشویق می‌کنند. چون افراد، به‌طور معمول کاری را انجام می‌دهند که به انجام آن گرایش دارند، انتظار می‌رود افراد زمانی علاقه‌مند به اشتراک دانش باشند که گرایش مثبتی نسبت به آن پیدا کنند(کینگ،2001). اشتراک دانش، نیازمندهمبستگی، تعهد بادوام، خلاقیت و جو تیمی است .
لذا صاحبنظران یکی از عوامل توسعه نیافتگی ایران را فقـدان فرهنگ کار تیمی در امور می دانند (عظیمی،1385) و از همین موضوع به عنوان یکی از ضعف های اصلی در سازمان ها نیز یاد می کنند. این موضوع را تا جایی که به یک بحث تطبیقی با بعضی از کشورها از جمله ژاپن مربوط باشد، پیش می برند. یکی از مهمترین عوامل توسعه ژاپن، پذیرش گروه و کار تیمی بود. در زندگی یک ژاپنی تیم اثری ژرف دارد و برای عضویت در آن اهمیت ویژه قائل است. در درون جامعه ژاپن فرد چندان مفهومی ندارد. وقتی بعد از سال ها انزوای ارادی در سال 1868 می خواستند در قوانین خود بازنگـری کنند، نمی دانستند برای حق و حقوق فرد چه بنویسند و برای اینکه حق وحقوق افراد (اصالت فرد) را در قانون اساسی رعایت کنند، ناچار از حقوقدانان و روشنفکران غربی کمک گرفتند، لذا مشاهده می شود که در فرهنگ آن جامعه فرد چندان اهمیتی نداشته، بلکه این جمع است که مهم است و قدرت و اعتماد جمعی است که این چنین ژاپن را تکتاز کرده است. مردم ژاپن شیفته باهم زیستن هستند و کوششهای گروهی را به کوششهای فردی مقدم می شمارند. شماری از صاحبنظران مردم ژاپن را «مردمان سازمانی» می نامند که برای بخشی از زندگی خود الگوهای گروهی (تیمی) را بر الگوهای فردی برتر می شمارند. ژاپنی ها خشنودی از کار را زمانی احساس می کنند که بر پایه چشم داشتی که تیم از آنها دارد کار را به پایان برسانند. لذا ایجاد تیم های کاری و تعلق به آن یکی از پایه های مدیریتی فرهنگ ژاپن است.از طرف دیگر، امروزه بسیاری از شرکت های آمریکا و اروپا نیز باتوجه به تجربه ژاپن به سمت بسترسازی و نهادینه کردن فرهنگ تیمی روی آورده اند. براساس نتایج یک کار تحقیقاتی در سال 1987، حدود 28 درصد از بزرگترین شرکت ها کارهایشان را براساس تیمی انجام میدادند. در حالی که در سال 1996 این رقم به 78 درصد افزایش یافته است. یکی از استادان دانشگاه کالیفرنیا در این زمینه معتقد است «من نسل جدیدی از کارکنان باتجربه و مهارت تیمی را می بینم که به سمت پست های بالای سازمانی می روند و هنگامی که به مقامات ارشد شرکت ها دست یابند با شور و علاقه، کار تیمی را دنبال خواهند کرد»(دیو،2000).
اما فرهنگ و نگرش کار تیمی در کشور ما تا حدی که پاسخگوی نیازهای کنونی باشد قوام نیافته است در کار تیمی الگوی رفتار خود را باید بر پایه انتظار خویش از رفتار اعضای تیم بنا کنیم و خصوصیات کاری و فردی هر کدام از اعضاء تیم، مبنای کار تیمی می باشد. بر این اساس می توانیم به اعضای تیم خود کمک کنیم و صرف‌نظر از میزان استعداد خود، اعضای مؤثرتری باشیم (جعفرزاده کرمانی، 1391).
لذا هدف از این پژوهش بررسی تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان آموزش و پرورش ناحیه دو رشت می باشد.
1-2 بیان مسألهبه نقل از هسیو، ین و چانگ (2007)، اشتراک دانش فردی به عنوان یک رفتار اجتماعی به ناچار در معرض افزایش تاثیرات اجتماعی افراد دیگر است. اشتراک دانش به عنوان یک فرآیند سازمانی، نقش پایهای در ایجاد ایدههای جدید بازی میکند. همه مزایای دانش به اشتراک گذاشته شده مؤثر، از کارکنان درگیر به وسیله عملکردشان و همین بهبود مالی، بازاریابی و سایر خروجیهای سازمان به طور مؤثری باعث برقراری ارتباط میشود.
همچنین به نقل از لیانگ (2010) محیط اجتماعی یک منبع مهمی از اطلاعات است که افراد جهت ساختار واقعی و تصورات فرموله شده، نگرشها و رفتار استفاده میکنند. در حالی که شبکههای اجتماعی میتوانند روی رفتارهای فردی تاثیر بگذارند. تحقیقات پیشین در روانشناسی اجتماعی نشان دادهاند که تاثیرات اجتماعی قویی در تیمهای کاری رخ میدهد زیرا افراد دوست دارند با تیمهای کاریشان به طور نزدیکی احساس هویت کنند بنابرای تمایل دارند تا با هنجارهای تیم خود را سازگار کنند. ایشان دریافت که جو تیمی تصورات فرد، اعتقادات هنجاری، استفاده از تکنولوژی و رفتار تسهیم دانش بین کارکنان را تحت تاثیر قرار میدهند. بنابراین محقق در این پژوهش قصد دارد تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه دو رشت مورد بررسی قرار دهد.
گوردون (2013)، چنین بیان میدارد. امروزه بسیاری از مطالعات پژوهشگران علم مدیریت در راستای افزایش اثربخشی و کارآمدی فعالیت‌ها، به سمت تیم‌های کاری سوق یافته است. تشکیل تیم‌های کاری کارآمد و تعریف پروژه‌های مختلف برای تیم‌ها، با توجه به توان و تخصص آنها، اصلی گریزناپذیر در مدیریت و کنترل فرایندها و فعالیت‌های کاری است. در کل یک درک عمومی عمیق از اشتراک دانش درون تیمها مطلوب است؛ زیرا طراحی تیمی به طور وسیعی بوسیله سازمانها سازگار شده است. فعالیتهای کاری و طراحیهای شغلی ائتلافی نیازمند کارگروهی هستند بنابراین درک اینکه چگونه عوامل مرتبط با تیم رفتارهای اشتراک دانش فردی را تحت تاثیر قرار میدهند اساسی است.
ادبیات موضوع نشان میدهد که جو تیمی یک ساختار ترکیبی از سه بعد همبستگی، اعتماد و نوآوری است (بوک، 2005). همبستگی و اتحاد به تصورات از یک حس با هم بودن در میان اعضا اشاره دارد و به عنوان جذب اعضا به سمت تیم تعریف میشود.که میتواند به عنوان یک نیروی فیزیکی که افراد را کنار هم نگه میدارد، مورد توجه قرار میگیرد. احساس همبستگی و اتحاد به ارتقاء تمایل اعضای تیم به مراقبت یا کمک به یکدیگر تمایل دارد. آنها تمایل بیشتری دارند با یکدیگر اشتراک دانش داشته باشند.
اعتماد در محیط تیمی به عنوان تمایل افراد به پذیرفتن آسیب پذیری بر اساس انتظار اعتماد به نفس، شایستگی هم تیمی، صداقت و خیرخواهی تعریف شده است. ارتباطات اثربخش در محیطی که اعتماد و تعهد رایج است رخ میدهد (پاولو، 2007). اعضای تیم با اعتماد قویتر با تمایل بیشتری به طور پیوسته و هماهنگ با هم همکاری میکنند. و به نقل از بوک (2005)، نوآوری در یک تیم به درجهای که تغییرات و خلاقیت به طور فعالی درون تیم تشویق و یا پاداش داده میشوند اشاره دارد. تیمهای نوآور روی یادگیری، جریان اطلاعات باز، ریسک پذیری منطقی تاکید دارند. اعضای چنین تیمهایی نوآوری را بهبود میدهند و یک حمایت عملی برای نوآوریهای مقدماتی همکاران فراهم میکنند. در نتیجه افراد در یک محیط تیمی نوآور بیشتر برای ایدههای خلاق و جدید نسبت به افرادی که نوآور نیستند توانا سازی میشوند.
بنابراین یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین راهکارهای توانمندسازی کارکنان، تشویق و توسعه کار تیمی و ایجاد هم‌افزایی از این طریق است که این امر با حرکت سازمان‌ها به سوی استفاده از رویکرد فرآیند محور و مدیریت فرآیندهای سازمان اهمیت بیشتری یافته است. چرا که با استفاده از این رویکرد، ساختار سازمانی، نحوه تقسیم وظایف و نقش سرپرستی در سازمان‌ها با آنچه در سازمان‌های سنتی و ساختارهای سلسله‌مراتبی وجود داشته است کاملا تغییر یافته است. رهبر با تفویض اختیار و قدرت بیشتر به کارکنان، دادن استقلال و آزادی عمل به آنان، فراهم نمودن جو مشارکتی، ایجاد فرهنگ کار تیمی و با حذف شرایطی که موجب بی‌قدرتی کارکنان شده است، بستر لازم را برای توانمندی افراد فراهم می‌کند (هسیو،2007).
از آنجایی که گروه های آموزشی آموزش و پرورش وظیفه بررسی چگونگی تدریس کتب آموزشی، نحوه طراحی سوالات و آزمون ها، نحوه برگزاری جلسات و همایش ها را بر عهده دارند.در این پژوهش سه بعد همبستگی و اتحاد، نوآوری و اعتماد به عنوان معیارهایی از جو تیمی با این استثنا که تنها تاثیر نگرش فرد به اشتراک دانش نیستند استفاده میشوند. اما رفتار اشتراک دانش واقعی را تسهیل میکند. محقق قصد دارد بیان کند که جو تیمی مطلوب و توانمندسازی میتواند محیطی را که اشتراک دانش را تشویق میکند ایجاد کند. بنابراین در این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه دو رشت به این سوال پاسخ خواهد داد که: آیا جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش کارکنان تأثیرگذار است یا نه؟

1-3 اهمیت موضوعیافتن راه حل های خلاق و جدید برای مسائل پیچیده سازمان های امروز، هر روز دشوارتر می شود. افراد و بخش های سازمان ها دیگر به تنهایی قادر به حل مشکلات فرارو نیستند. ضرورت تشکیل تیم‌ها و کارگروهی در سازمان ها، اهمیت مطالعه بر روی مقوله کار تیمی را آشکار می سازد.(ریموند،2005).
اثر قابل ملاحظه فرهنگ کار تیمی و کار گروهی، آنقدر اهمیت دارد که دانشمندان علم مدیریت آن را لازمه دست یافتن به قابلیت‌های محوری پایدار (مزیت رقابتی پایدار) در فضای رقابتی دنیای امروز می‌دانند تغییرات دنیای پرتلاطم امروز و عرصه شدید رقابتی و ناپایدار آن، شرایط را برای بقای سازمان‌ها به نحوی تعیین کرده که تکیه بر مهارت‌های کاری کارمندان و کارکنان سازمان‌ها را گریزناپذیر کرده است و توانایی کار تیمی را جزء لاینفک آن مهارت‌های فردی می‌داند (لیانگ،2010). نهادینه کردن تیم‌های کاری به وسیله ترویج فرهنگ کار تیمی، قابل انجام است. این کار با آموزش و تقویت اصول کار تیمی حاصل خواهد شد. بنابراین دانستن این اصول و معیارها و تبیین، تشریح و به کار بستن آن تا جایی که در ذهن و جان کارکنان، کارمندان و مدیران سازمان‌ها ملکه شود، مهم‌ترین راه دستیابی به تیم‌های کاری کارامد و اثربخش است. هیو (2007)، یافت که ارتباطات اجتماعی بر مبنای اعتماد یک تاثیر مهم بر نگرش افراد به اشتراک دانش دارد.
کار تیمی روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و تیم‌های کاری بیشتری تشکیل می‌شوند. در سازمان‌های مختلف، هنگامی که افراد با یکدیگر بهتر کار می‌کنند، دستاوردها نیز از لحاظ کمی و کیفی بهتر می‌شوند. در نهایت باید دانست که تیم، مجموعه‌ای از افراد است که هریک پایه‌ای از ارکان فعالیت تیمی را به دوش می‌کشند (نئو،2012). آنچه هر عضو از تیم باید انجام دهد، این است که سهم وظیفه‌ای خود در تیم را به نحو احسن و اکمل انجام دهد و تیم را برای رسیدن به اهداف نهایی‌اش به جلو براند و از سویی با هوشمندی نسبت به آفات و موانع موفقیت تیمی، موضعی مناسب بگیرد و یکپارچه با کمک دیگر اعضای تیم، اعتماد، تعهد، مسئولیت‌پذیری و حرکت به سوی اهداف تیمی را تقویت کند. و این میتواند خود دلیل مهمی برای انجام چنین پژوهش هایی در کشور ما باشد. در این راستا با توجه به اینکه شاید چنین تحقیق در کشور ما جزء اولینها در این زمینه باشد محقق تصمیم به بررسی تاثیر جو تیمی روی اشتراک دانش و رفتار تسهیم دانش کارکنان گرفت تا شاید گامی در بهبود رفتارهای تیمی و اشتراک دانش بین اعضای تیم ها برداشته شود.
1-4 اهداف تحقیقاین تحقیق دارای هفت هدف است که به شرح زیر می باشد:
تعیین رابطه بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین رابطه بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین رابطه بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین رابطه بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین رابطه بین نگرش و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین تفاوت بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
تعیین تفاوت بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت
1-5 چهارچوب نظری تحقیقبا توجه به پیشینه پژوهش، پژوهشهای خارجی متعددی در رابطه با تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان انجام شده است ولی تاکنون در کشور ایران به چنین پژوهشهایی انجام نشده است و شاید این پژوهش یکی از اولین کارها در این زمینه باشد که بتواند کمکی در راستای تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان در کشور باشد. بنابراین به طور مفهومی، این پژوهش ارتباط میان جو تیمی، توانمندسازی رهبری و تسهیم دانش را بررسی می‌کند. علاوه بر این، این پژوهش فرض می‌کند که هر چه بین کارکنان جو تیمی بیشتری وجود داشته باشد، رفتار تسهیم دانش بین کارکنان بیشتر خواهد بود. بنابراین مدل مفهومی این پژوهش که تلفیقی برگرفته از پژوهشهای ذکر شده در پیشینه خصوصاً پژوهش لیانگ و ایکسیو، برادلی (2010) است به شرح ذیل ارائه میگردد.
جو تیمی
نگرش تسهیم دانش
رفتار تسهیم دانش
توانمندسازی رهبری
H1
H2
H5
H4
H3
متغیرهای تعدیل گر
جنسیت سن

نمودار 1-1 (مدل تحلیلی پژوهش بر گرفته از پژوهش لیانگ و همکاران ،2010).1-6 فرضیه‌های تحقیقاین تحقیق دارای هفت فرضیه است که به شرح زیر می باشد:
بین جو تیمی و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد.
بین جو تیمی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد.
بین توانمندسازی رهبری و نگرش به اشتراک دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد.
بین توانمندسازی رهبری و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد.
بین نگرش و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت رابطه معناداری وجود دارد.
بین گروه سنی و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت تفاوت معناداری وجود دارد.
بین جنسیت و رفتار تسهیم دانش کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2رشت تفاوت معناداری وجود دارد.
1-7 تعاریف نظری و عملیاتی پژوهش
1-7-1 تعاریف نظریجو تیمی: جو تیمی جوی است که بین دو یا چند نفر که به طور مستقیم با یکدیگر تعامل کرده و دارای مهارتهای مکمل هستند بوجود می آید و از شرایط آن این است که آن افراد مقصد واحدی دارند، به اهداف عملکردی مشترک متعهدند، رهیافت واحدی نسبت به مسائل دارند و نسبت به آن همگی پاسخگو هستند (مومنی، 1384: 23).
اشتراک دانش: اشتراک دانش یک فرآیند سازمانی است که، نقش پایهای در ایجاد ایدههای جدید و فرصتهای تجاری خلاق بازی میکند. همه مزایای دانش به اشتراک گذاشته شده مؤثر، از کارکنان درگیر بوسیله عملکردشان و همین بهبود مالی، بازاریابی و سایر خروجیهای سازمان به طور مؤثری باعث برقراری ارتباط میشود (لیانگ ،2010).
رفتار تسهیم دانش: به عنوان یک رفتار اجتماعی به ناچار در معرض افزایش تاثیرات اجتماعی افراد دیگر است. به نقل از لیانگ (2010) محیط اجتماعی یک منبع مهمی از اطلاعات است که افراد جهت ساختار واقعی و تصورات فرموله شده، نگرشها و رفتار استفاده میکنند.
توانمندسازی رهبری: توانمندسازی، فرایند مداومی است که بوسیله عواملی مثل فرهنگ سازمانی و تمرین‌های مدیریتی که خودکارایی کارمندان را افزایش می‌دهد، تعریف می‌شود (یه و لین، 2012). شلتون (2012)، توانمندسازی رهبری را حرکت از نظام تصمیم‌گیری سلسله مراتبی توسط مدیران به نظام کاهش سلسله مراتب کنترل و تصمیم‌گیری توسط رده‌های پایین تعریف می‌کند.
1-7-2 تعاریف عملیاتی
جو تیمی: میانگین نمرهای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامهی که در این زمینه توسط لیانگ و ایکسیو، برادلی (2010) تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل 8 سؤال میباشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف 5 درجه لیکرت میباشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.
رفتار تسهیم دانش : میانگین نمرهای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامهی که در این زمینه توسط لیانگ و همکاران ،2010تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل 3 سؤال میباشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف 5 درجه لیکرت میباشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.
نگرش به اشتراک دانش: میانگین نمرهای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامهی که در این زمینه توسط لیانگ و ایکسیو، برادلی (2010) تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل 3 سؤال میباشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف 5 درجه لیکرت میباشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.
توانمندسازی رهبری: میانگین نمرهای است که هر یک از آزمودنی‌ها از پرسشنامهی که در این زمینه توسط لیانگ و همکاران ،2010تهیه شده به دست آورده‌اند این پرسشنامه شامل 18 سؤال میباشد، گزینه‌های سؤالات مدرج و از طیف 5 درجه لیکرت میباشد که گزینه ها از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم نمره گذاری شده است.
1-8 قلمرو تحقیق1-8-1 قلمرو موضوعیقلمرو موضوعی این پژوهش بررسی تاثیر جو تیمی و توانمندسازی رهبری بر رفتار تسهیم دانش بین کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه دو رشت میباشد که در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت دولتی است.
1-8-2 قلمرو مکانی
این پژوهش در گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2 رشت انجام شده است.
1-8-3 قلمرو زمانی
قلمرو زمانی این پژوهش از بهمن 1392 تا بهمن سال 1393 بود.
پرسش نامه ها در فروردین 1393 به کارکنان گروه های آموزشی آموزش و پرورش ناحیه 2 داده شد و پس از آن مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

فصل دوم : ادبیات تحقیقفصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1 مقدمههر تحقیق و پژوهش علمی که صورت میگیرد بر پایه‌ها، ارکان و نتایج مطالعات و تحقیقات پیشین استوار است؛ که هر پژوهشگر باید سعی کند مرتبط‌ترین دستاوردهای تحققیات پژوهشگران قبلی را مورد شناسایی قرار دهد و دریابد که دیگران تا چه درجهای مسئله تحقیق مورد نظر او را بررسی کردهاند؛ و به آن نزدیک شدهاند، به عبارت دیگر چه ابعادی از مسئله تحقیق، مورد پژوهش قرارگرفته و چه ابعادی بررسی نشده است. مطالب این فصل حاوی چکیده‌ای از کند و کاوی عمیق و وسیع در آنچه که پیرامون موضوع پایانامه و موضوعهای مشابه در کتاب‌ها، مقالات و تحقیقات وجود دارد، میباشد.
2-2 توانمندسازی
امروزه فاصله میان جوامع و سازمان‌ها از حیث دانایی و نادانی و چالش اصلی میان سازمان‌ها، چالش نیروی انسانی توانا و داناست. نیروی انسانی به عنوان مهمترین، گران‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه و منبع سازمانی محسوب می‌شود و تنها عنصر ذی‌شعوری است که به عنوان هماهنگ کننده سایر عوامل سازمانی، نقش اصلی را در میان کلیه عوامل دارد. با مقایسه کارکنان در دو قرن اخیر ما می‌گوید: قرن بیستم عصر بهره‌وری نیروی انسانی کاربر بود ولی این قرن‌ها، عصر کارهای دانش است. به طوریکه در قرن گذشته باارزش‌ترین دارایی یک سازمان ابزار تولید بود ولی اکنون سرمایه اصلی سازمان‌ها زیر بار تغییرات موج‌آسا، ناگزیر به بازاندیشی و بازبینی روش‌ها، الگوها و افکار خود در مورد نیروی انسانی شاغل خود هستند (دراکر،1998؛ به نقل ازامیرخانی، 1390: 43).
از آنجا که انسان ها به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان هستند وکسانی که مسئولیت رویکردها وکارکردهای سازمان را بر عهده دارند، بنابراین بایسته است با توانمندسازی منابع انسانی از راه دموکراتیک، ضمن آماده کردن کارکنان برای رویارویی با تغییرات، در سازمان نیز محیطی را بوجودآورد که درآن، هم انسانیت انسان ها وهم استعدادآن ها شکوفا شود و نیز دستیابی به بالندگی سازمانی و توسعه هدف ها و در نهایت، ارتقای سازمان تا سطح فرابالندگی امکان پذیر شود.
امروزه توانمندسازی به یکی از مهمترین موضوعات روز مدیریت مبدل شده وتعاریف زیادی توسط کارشناسان برای آن بیان گردیده است که در ذیل به تعدادی از این تعاریف اشاره شده است:
" تواناسازی، یعنی آزاد کردن نیروهای درونی افراد، برای کسب دستاوردها، شگفت‌انگیز و تکنیکی است برای افزایش بهره‌وری از راه بالا تعهد کارکنان نسبت به سازمان و به عکس" (پورکیانی و پورمرادی، 1389: 21).
"توانمندسازی، فرایند مداومی است که بوسیله عواملی مثل فرهنگ سازمانی و تمرین‌های مدیریتی که خودکارایی کارمندان را افزایش می‌دهد، تعریف می‌شود" (یه و لین، 2012).
کوکانن و دیگران (2011) 3 بعد برای توصیف توانمندسازی تعریف کردند: پیامدی، رفتاری، ذهنی. توانمندسازی رفتاری به احساس کنترل که کارمند بر محیط کاری خود توسط عملیاتش بدست می‌آورد مـربـوط مـی‌شود مثل خودرأیی. توانمندسازی ذهنی به توانایی کارمند به نشان دادن ایده و نظراتش که از آن ها در محیط کاری حمایت می‌کند مربوط می‌شود.
شلتون (2012)، توانمندسازی را حرکت از نظام تصمیم‌گیری سلسله مراتبی توسط مدیران به نظام کاهش سلسله مراتب کنترل و تصمیم‌گیری توسط رده‌های پایین تعریف می‌کند.
در یک جمع بندی کلی می توان عنوان کرد که توانمندسازی تحت عنوان یک روش، الگو، مفهوم، فرایند، کیفیت و یک مرحله برای آزاد کردن نیروی درونی افراد، آزاد کردن قدرت، ایجاد منابع ذهنی، افزایش مشارکت و مسئولیت افراد که در کلیت به ایجاد توسعه و بهبود مستمر، نتایج شگفت انگیز، توسعه ظرفیت ها و...میشود.
2-2-1 سیر تاریخی مطالعه توانمندسازی
آزمایش های هاثورن در سال های 1924تا1932آغازشد. محل مطالعات، کارخانه هاثورن بود. پژوهشگران هاثورن برای توضیح رفتار کارگران،توجه خودرا به عوامل روانی واجتماعی معطوف کردند وسازمان اجتماعی کارخانه وروابط وکنش های متقابل افراددرحین کار موضوع اصلی مطالعه قرار گرفت. آنان به این نتیجه رسیدند که افراد، درضمن کارنه بصورت فردی، بلکه به عنوان عضوی از گروه فعالیت می کنند ورفتارشان تابع ارزش ها ومعیارهای گروهی است. پدید آمدن جنبش روابط انسانی که نتیجه مطالعات هاثورن بود، بر نحوه تفکران مدیران دهه 1950-1960 تأثیر بسزایی داشت و بر این عقیده استوار بود که مدیرانی که روابط انسانی خوبی در محیط کار برقرار می‌کنند، می‌توانند به بهره‌وری دست یابند. در دهه 1980 مدیریت منابع انسانی با تحولات بسیار جدی مواجه شد و مدیران بیشتر توجه خود را به مسئله کیفیت، انعطاف‌پذیری و شایستگی‌های منحصر به فرد به عنوان مبنای اصلی مزیت رقابتی معطوف کردند. در واقع در سال های نخستین دهه 1980، مدیریت استراتژیک منابع انسانی و طرح فرهنگ قوی سازمانی در کانون توجه بسیاری از مشاوران ذی‌نفوذ مدیریت و پژوهشگران روش های کاربردی قرار گرفت. محققان دریافتند که نیروی انسانی با کیفیت، یکی از مهمترین قابلیت سازمان در کسب مزیت رقابتی به شمار رفته و در کنار فناوری و منابع مالی، عنصری مهم و حیاتی در نیل به اهداف کمی و کیفی سازمان ها به شمار می‌رود. شکی نیست وقتی در سازمانها بحث از رقابت، پیشرفتهای فن‌آورانه، رشد، تغییر و تحول و... به میان می‌آید توانمندسازی نیروی انسانی یکی از مهم‌ترین و مناسب‌ترین راهکارهای افزایش بهره‌وری نیروی انسانی خواهد بود. در دو دهه اخیر با توجه به تشدید رقابت‌ها در سطح جهان و به وجود آمدن دهکده جهانی، سازمان ها برای حفظ خود در محیط پرتلاطم امروزی، توجه خویش را معطوف به توانمندسازی کارکنان کرده‌اند. بحث آموزش حساسیت و توجه مدیران به نیازها و انگیزه‌های کارکنان و پس از آن مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها و در نهایت ابداع روش های کار گروهی و تیمی به منظور بهبود کیفیت، همه و همه در راستای این هدف قرار داشته‌اند (موغلی و عزیزی، 1390: 267-266).
جدول 2-1 سیر تاریخی مفهوم توانمندسازیدهه مفاهیم مرتبط با توانمندسازی توضیح
1950 روابط انسانی مدیران در قبال کارکنان خود رفتار دوستانه داشته باشند
1960 آموزش حساسیت مدیران نسبت به نیازها و انگیزه‌های کارکنان حساس بودند
1970 مشارکت کارکنان مدیران کارکنان را در تصمیم‌گیری درگیر می‌کنند
1980 مدیریت کیفیت جامع مدیران بر کار گروهی و تشکیل تیم تأکید داشتند
1990 توانمندسازی کارکنان مدیران شرایطی فراهم کنند که نیروی بالقوه کارکنان آزاد شود
منبع: (عبدالهی،22:1385).
2-2-2 سیر تکاملی سبک مدیریت
الف) مدیریت سنتی
برنامه ریزی: به فرایند پیش‌بینی و تجسم اقدامات آتی و چگونگی رسیدن به اهداف اطلاق می‌شود.
سازماندهی: شناسایی و گروهبندی فعالیت‌ها، تعیین اختیار و مسئولیت‌های شاغلان، تعیین مراتب سطوح و ایجاد هماهنگی بین وظایف و فعالیت‌ها می‌باشد.
نظارت: مدیران با ایجاد نظام ارتباطات مناسب زمینه نفوذ خود را در کارکنان فراهم نموده و در نتیجه آن‌ها را جهت نیل به هدف بر می‌انگیزانند.
کنترل: به فرایند نظارت بر انجام برنامه‌ها، سنجش اقدامات به عمل آمده با برنامه‌ها، تشخیص انحرافات و انجام اقدامات اصلاحی اطلاق می‌شود (سیدجوادین،36:1392).
ب) سبک مدیریت در سال 2000
هدایت: شامل تدوین دیدگاه ها، ارزش ها، استراتژی‌ها، اهداف، بهبود فرایندها، سازماندهی، برقراری ارتباط که همه در جهت رسیدن به مدیریت کیفیت جامع است.
توانمندسازی: با تفویض کارهای عادی و سپردن مسئولیت به کارکنان، استفاده از روشهای اصلاحی، گروههای میان وظیفه‌ای، بهبود فرایند و گروههای کاری خودگردان، تخصیص منابع، دانش لازم و آموزشهای مربوطه، پاداش، تلاش برای بهبود و موفقیت، مشاوره و نقش مربی برای کارکنان، حذف موانع موجود بر سر راه عملکردهای برجسته و عالی.
ارزیابی: شامل بررسی نظرات کارکنان و مشتریان، به کارگیری کیفیت، ابزارهای سنجش بهره‌وری و خدمت‌رسانی، ابزارهای آماری سنجش فرایندهای تولید و الگوبرداری بهینه از سازمان های برتر و موفق.
شریک‌سازی: شامل شناسایی و از بین بردن خلأ عملکرد از طریق تعامل و کار با مشتریان، تأمین کنندگان، اتحادیه کارگری، مراکز آموزشی، سایر بخش‌های دولتی و بنیانهای اجتماعی به منظور حل مسائل زیست محیطی یا سایر موضوع هاست(شلتون،2012).
مدیریت کیفیت جامع این نکته را روشن ساخت که اصول مدیریت سنتی، یعنی برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل به سمت رویکردهای هدایت، توانمندسازی، ارزیابی، همکاری و شراکت تغییر می‌یابد.برای اینکه رویکردهای جدید مدیریت فراموش نشود از ترکیب حروف اولیه آن ها LEAP به وجود می‌آید که نشان دهنده سبک مدیریت جدید است (آقایار، 1389: 41).
امروزه برای غلبه بر پیچیدگی وشتاب چالش هایی که در محیط امروزی با آن روبرومی شویم، موفقیت یک سازمان وابسته به این است که تا چه اندازه می توان تمام کارکنان را صاحب قدرت کرد. درواقع توانمندسازی نیروی انسانی یکی از سبک های جدید مدیریت محسوب می شود که با اجرای آن مزایایی زیادی نصیب سازمان می شود.
2-2-3 مراحل توانمندسازیبرای توانمندسازی نیروی انسانی مراحلی وجود دارد که عبارتند از: (باون ولاولر،2013).
مرحله تسلط: یک مدیر، هنگامی می‌تواند افرادی را که در حیطه نظارتش هستند توانمند سازد که خودش بر آن نیروها اشراف کامل داشته باشد. در این مرحله مدیر به دلیل اقتداری که دارد، تصمیم می‌گیرد و کارکنان تصمیم‌های او را به مرحله اجرا در می‌آورند، تا از این راه به توانایی های آنان افزوده شود.
مرحله مشورت: هدف این مرحله، این است که افراد یاد بگیرند. در این مرحله، مدیر با کارکنان مشورت می‌کند و حتی در مواردی که می‌داند کارکنان اشتباه می‌کنند با آن ها موافقت می‌کند تا در عمل با مشکلات برخورد کند.
مرحله مشارکت: در این مرحله تصمیم‌ها به طور مشترک گرفته می‌شود.
مرحله تفویض اختیار: در این مرحله به افراد اختیار داده می‌شود که تصمیم بگیرند.
تواناسازی کارکنان یکی از الزامات سازمان های کنونی است. جهت تواناسازی افراد در سازمان به طور کلی گام های زیر باید برداشت شود:
گام اول: تحول ساختار سازمان از حالت سنتی به حالت ارگانیک و پویا، تا بستر و زمینه بروز توانایی افراد در سازمان برای آنان آماده گردد و افراد بتوانند پتانسیل‌های واقعی مثل خلاقیت و شایستگی را از خود نشان داده و به مرحله اجرا در آورند.
گام دوم: جهت تواناسازی در سازمان، فرهنگ سازمانی باید تغییر نماید تا افراد یاد بگیرند که بصورت مشارکتی در تصمیم‌گیری ها و اجرای عملیات اقدام نموده و مسئولیت بیشتری از خود در قبال وظایف محوله نشان دهند.
گام سوم: رهنمودهای لازم جهت تواناسازی مدیران و کارکنان را مدنظر قرار داده و جهت اجرای این مقوله باید کلیه افراد سازمان اعم از مدیران و کارکنان آموزش های لازم را کسب نمایند.
گام چهارم: موانع توانمندسازی در سازمان شناسایی شده و تدابیر و راهکارهای مقابله با آن ها اتخاذ گردد .
2-2-4 سطوح توانمندسازیتوانمندسازی در سه سطح فردی (نگرش ها) گروهی (روابط بین گروه ها) و ساختار سازمانی عمل می‌کند. (کارگر،144:1390).
الف- نگرش ها
مقدمه و شروع رفتار، نگرش است، ابتدا نگرش است که شکل می‌گیرد و این نگرش با شرایطی به رفتار منجر می‌شود. توانمندسازی سه تغییر اساسی در نگرش افراد سازمان ایجاد می‌کند:
تغییر در روش: هر گروه کاری علاوه بر رسیدن به هدف خود، باید چگونگی دستیابی به آن را نیز در نظر داشته باشد.
تغییر در مسئولیت: در گروه کاری توانمند، هر شخصی از مسئولیتی برخوردار است که قبلاً متعلق به رهبر بود.
تغییر در یادگیری: سازمان سنتی، بطور واکنشی عمل می‌کرد در صورتی که در سازمان توانمند، افراد به احترام کارها، جستجو و حل مشکلات خطرپذیری، ابراز نظریات و همکاری تمایل دارند.
ب- روابط گروهی
در سازمانهای توانمند، روابط پویا جایگزین قید و بندهای دست و پا گیر می‌شود؛ عزم و قصد مشترک وجود دارد؛ افراد از توانمندی خود برای بهره‌گیری از استعداد تمام اعضای گروه استفاده می‌کنند؛ از مناسبات و ارتباطات بطور ثمربخش استفاده می‌کنند؛ اعضای آن، قدر یکدیگر را می‌دانند و تلاشها را پاس می‌دارند؛ با دیگران در چارچوب سازمان همکاری می‌کنند؛ منافع سازمان را بر منافع خود ترجیح می‌دهند (کارگر، 1390: 146).
ج- ساختار سازمانی
ساختار سازمان سنتی از شکل هرم برخوردار است در حالی که سازمان نو و توانمند، ساختاری شبیه به دایره یا شبکه دارد. مشخصات این دو ساختار در جدول (2-2) آمده است.
جدول2-2 مشخصات ساختار هرمی و دایره‌ایمشخصات ساختار هرمی شکل مشخصات ساختار دایره‌ای
ـ تصمیمات توسط افراد در رأس هرم اتخاذ می‌شود ـ مشتری (ارباب‌رجوع) محور است
ـ تغییر به کندی و کمتر صورت می‌گیرد و تنها از رأس سرچشمه می‌گیرد ـ مسئولیت، مهارتها و قدرت و کنترل تقسیم می‌شود
ـ بازخور و ارتباط از بالا به پایین تغذیه می‌شود ـ کنترل و هماهنگی از طریق ارتباط دائمی و تصمیمات متعدد حاصل می‌شود
ـ میزان حرکت و ارتباط بین بخش ها حداقل است ـ در برابر چالش های جدید، گاهی اوقات تغییر باید بسیار سریع صورت پذیرد
توجه به کارکنان به سمت بالامعطوف است شخص بالادست، مسئول نتایج کارهای زیردستهاست ـ قدرت از توانایی تأثیر و تحریک دیگران ناشی می‌شود، نه از سمت موفقیت فرد
از کارکنان انتظار انگیزه نمی‌رود، بنابراین لازم است رفتار آنها کاملاً کنترل شود ـ به تحرک در آوردن، پیوند دادن و توانمند ساختن گروهها قطعاً از وظایف مدیران است
منبع: (کارگر، 150:1390).
2-2-5 اصول توانمندسازیتوانمندسازی نیروی انسانی دارای اصولی است که با رعایت آن ها می توان با اجرای توانمندسازی به موفقیت دست یافت برخی از این اصول در ذیل آورده شده است: (یوکل و بکر، 2012: 220).
1) برای اجرای توانمندسازی هیچ فرمول جادویی یا دستورالعمل استاندارد وجود ندارد، اجرای توانمندسازی در هر شرایطی ویژگی های خاصی دارد؛
2) توانمندسازی در خدمت یک هدف است: توانمندسازی وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است نه اینکه خودش هدف باشد. توانمندسازی به کارکنان کمک می‌کند تا به سازمان و خودشان کمک کنند و به شغل آنان معنا و احساس غروری بخشد تا بتوانند کار را به طور مطلوب انجام دهند؛
3) توانمندسازی را باید مدیریت کرد: آن را انجام دهید و مطمئن باشید که در حال اجراست؛
4) توانمندسازی وقتی خوب عمل می‌کند که مبتنی بر ارزشها باشد: زمانی از توانمندسازی انرژی بیشتری به دست می‌آید که مدیران مقبول کارکنان باشند؛
5) اعتماد و تعهد دو نکته کلیدی محسوب می‌شود: با تسخیر افکار و روان کارکنان می‌توانید مشارکت آنان در پیشنهادات را فراهم کرده، وفاداری و تلاش آنان را مضاعف کنید؛
6) با تعریف مرزهای کاری می‌توان حدود اختیارات کارکنان را روشن کرد: با حذف موانع شرایط این کار فراهم می‌شود؛
7) ارتباطات و اطلاعات: شریانهای حیاتی یا مایه زندگی توانمندسازی هستند؛
8) آموزش توانمندسازی چیزی بیش از اقدامات اصلاحی است: کارکنان را برای مشارکت بیشتر، ارتقای سطح عملکرد آماده سازید؛
9) مربیگری بیش از کنترل و نظارت مؤثر است: بویژه وقتی که می‌خواهید کارکنان را تشویق به مشارکت کنید و آنان را رشد دهید؛
10) گرامیداشت و قدردانی از افراد برای موفقیت های آتی لازم است.
11) توانمندسازی وقتگیر است: تغییر از فرهنگ کنترل و دستوردهی به توانمندسازی مستلزم تعهد به یک تغییر بلندمدت است. برای موفقیت توانمندسازی باید مشارکت و درگیری کارکنان در یک برنامه بلندمدت در نظر گرفته شود؛
12) توانمندسازی تغییر را نشان می‌دهد: توانمندسازی صحیح مستلزم این است که مدیران از کنترل خود بر کارمندان بکاهند. مدیران از واگذاری مسئولیت می‌ترسند آنها ممکن است بترسند که کارمندان اشتباه کنند و تصمیمات ضعیف بگیرند. مدیران نیازمند آموزش و حمایت سازمانی به منظور تلاش‌های توانمندسازی هستند (یوکل و بکر، 2012: 220).
2-2-6 مدل های توانمندسازیمدل هایی که بر ویژگی های عام توانمندسازی تأکید دارند
1- مدل باون و لاولر: این صاحبنظران عامل توانمندی را در چهار جزء سازمانی می‌دانند.
اطلاعات درباره عملکرد سازمان
پاداش بر مبنای عملکرد سازمانی
قدرت در اخذ تصمیمات مؤثر بر جهت سازمان
قدرت در اخذ تصمیمات مؤثر بر عملکرد سازمان
2- مدل اسپریتزر: اسپریتزر بر مبنای آزمون مدل توماس و ولتهوس در سطح کارکنان میانی یک سازمان تجاری و کارکنان سطح عملیاتی یک سازمان بیمه، عوامل مؤثر بر توانمندی روانی و نتایج حاصله از توانمندی روانی را در قالب مدل تصویری چنین بیان می‌دارد (اسپریتزر،1995).:
* دسترسی به اطلاعات
(مأموریت و عملکرد سازمان)
* پاداشها
توانمندی روان
* تأثیر
* عزم شخصی
* شایستگی
* معناداری
* اثربخشی سازمان
* خلاقیت

شکل2-1 مدل اسپریتزر منبع: (اسپریتزر،1995).3- مدل کوئین و اسپریتزر: ایشان نگرش به توانمندسازی را به دو دیدگاه ایستا و پویا تقسیم‌بندی می‌کنند. در دیدگاه ایستا اعتماد بر این است که توانمندسازی تفویض تصمیم‌گیری در یک چارچوب روشن است. پاسخگویی تفویض می‌شود و افراد در برابر نتایج مسئول هستند. اما در یک نگرش پویا، توانمندسازی پذیرش ریسک، رشد، تغییرات، درک نیازهای کارکنان، مدلسازی رفتار توانمند برای آنها، تیم‌سازی و ترغیب رفتار همکارانه، تشویق ریسک‌پذیری هوشمندانه و اعتماد کردن به افراد در اجرای کار است. به هر حال هر یک از دو دیدگاه ایستا و پویا دارای نقص است و ترکیبی از این دو مورد نیاز است. ایشان معتقدند برای حرکت از دیدگاه پویا چهار گام نیاز است:
ایجاد چشم‌انداز روشن و چالش برای رسیدن به آن
جریان باز اطلاعات و انجام کار تیمی
برقراری نظم و اعمال کنترل
وجود حمایت سازمانی و احساس امنیت و ثبات(جانسون،2013).
4- مدل آلفرد باندورا: باندورا اعتقادات خوداثربخشی و نقش آن را در احساس توانمندی شخص مفهوم‌سازی کرده است.
استفاده از حمایت احساسی مثبت در فشارها و هیجانات کاری.
استفاده از ترغیب و تشویق مثبت.
داشتن مدل از افراد موفقی که اعضا آن‌ها را می‌شناسند.
تحقق تجارب واقعی از تسلط در انجام موفق کارها(جانسون،2013).
5- مدل ایده‌ال نولر: وی بیان می‌دارد که ما از توانمندسازی فرد یا گروهی از افراد در یک موقعیت معین وقتی دارای شرایط زیر هستند سخن می‌گوییم:
توانایی کامل تصمیم‌گیری را دارا هستند.
مسئولیت کامل اجرای هر نوع تصمیم را به عهده دارند.
دسترسی کامل به ابزارهای مرتبط با تصمیم‌گیری و اجرا آن را دارند.
*مسئولیت کامل پذیرش پیامدهای هرنوع تصمیم گرفته شده را دارند(فرهنگی واسکندری،1390).
2-2-7 مدل های اقتضایی1-مدل فورد و فوتلر: با توجه به دو بعد محتوای شغل و زمینه شغل و ترکیب آن ها با فرایند تصمیم‌گیری می‌توان به مدلی دست یافت. محتوای شغل شامل وظایف و رویه‌های لازم برای انجام یک شغل خاص می‌شود، ولی زمینه شغل وسیعتر از این است و در ارتباط با وظایف و محیط خارجی سازمان نیز قرار دارد. از آنجایی که سازمانها حاوی مشاغل گوناگون هستند و نیازمند متناسب‌سازی این مشاغل یا مأموریت ها، اهداف کلان و عملیاتی سازمانی هستند هر دو بعد شامل گامهای عمده فرایند تصمیم‌گیری است. بعد افقی افزایش اختیار در تصمیم‌گیری درباره محتوای کار و بعد عمودی افزایش اختیار در تصمیم‌گیری درباره زمینه‌های شغلی را همزمان با افزایش مشارکت در تصمیم‌گیری نشان می‌دهد. حاصل ترکیب این دو بعد، پنج نقطه است که از نظر میزان درجه توانمندسازی متفاوت است.
2-مدل بلانچارد، زیگارمی و زیگارمی: در این مدل، مفهوم ایفای نقش مربیگری، ارشاد و انتخاب سبک سرپرستی از جایگاه ویژه برخوردار است. اگر مدیر منش خود را در کمک به دیگران برای رشد درک نکند تلاش های توانمندسازی موفق نخواهد بود. برای اجرای توانمندسازی در ادراک از نقش مدیر تغییر صورت می‌پذیرد، مدیر باید کارکنان را به عنوان نیروهای بالقوه‌ای ببیند که باید به ظهور وضعیت برسند. این فرایند به خوبی در پیگری یا مرشد بودن نامیده‌اند عبارت است از:
تعیین سطح مهارت کارکنان
مطلع ساختن فرد از اهدافی که باید بدست آید و اهمیتی که این اهداف برای کل سازمان دارند.
اجرای آموزشهای مورد نیاز
اجرای حمایت مناسب سرپرست بر مبنای سطح مهارت کارکنان
سبک هدایتگری در موردی که فرد مهارت پائین دارد.
سبک مربیگری برای وظایفی که فرد مهارت دارد ولی تجربه یا انگیزه کافی ندارند.
سبک حمایتی برای وظایفی که فرد مهارت اجرا دارد ولی هنوز اعتماد به نظریابی های خود برای انجام کار ندارد.
سبک تفویض برای وظایفی که فرد با انگیزه و دارای توان کامل می‌باشد.
ارشاد کارکنان تا جذب فرهنگ سازمانی و ارزشهای توانمندسازی
حذف موانع ساختاری در سازمان
حمایت از استمرار توانمندسازی
مشارکت دادن افراد در اطلاعات مربوط به خود افراد و اثربخشی سازمانی (بلانچارد، زیگارمی و زیگارمی، 1985،به نقل از اسکندری وفرهنگی،110:1390).
3- مدل کانگر و کاننگو: این دو صاحبنظر معتقدند که علاوه بر مدیر، اعضاء سازمان، نقش اساسی در فرایند توانمندسازی ایفا می‌کنند احساس کارکنان از توانایی خود عامل مهمی در توانمندسازی است. در این مدل، منظور از مربیگری و استراتژیهای توانمندسازی نه تنها حذف وضعیتهای خارجی ضعیف‌ساز است بلکه ایجاد احساس و اطلاع از خوداثربخشی در زیردستان از اهمیت بیشتری برخوردار است. با این نگرش استراتژیهای مربیگری در راستای ایجاد توانمندی عبارتند از:
ابزار اعتماد به زیردستان همراه با داشتن انتظارات بالا از عملکرد آن ها
ایجاد فرصت مشارکت در تصمیم‌گیری
ایجاد استقلال در دل محدودیتهای بوروکراتیک
وضع اهداف معناداروالهام‌بخش(کانگر وکاننگو،1998).
2-2-8 مدل توماس وولتهوستوماس و ولتهوس در یک پژوهش ارزشمند چهار بعد از توانمندسازی روانشناختی را در یک مدل مفهومی مشخص کردند.
1-احساس شایستگی
شایستگی یا خودکارآمدی، اعتقاد افراد به داشتن توانایی برای انجام فعالیت‌های لازم است (متیوس و همکاران، 2013: 299).
باندورا (2005) برای افرادی که احساس شایستگی (خودکارآمدی) دارد سه پیش شرط را معرفی می‌کند:
1- افراد کارآمد یقین دارند که قابلیت انجام کارها را دارند.
2- افراد کارآمد یقین دارند که ظرفیت بکار بستن تلاش لازم را دارند.
3- افراد کارآمد یقین دارند که هیچ مانع خارجی نمی‌تواند مانع انجام دادن کارشان به نحو احسنت شود.
افراد توانمند شده نه تنها احساس شایستگی می‌کنند بلکه باور دارند که قابلیت‌ها، باورها و تبحر لازم برای انجام موفقیت‌آمیز وظایف را دارند (موغلی و عزیزی،1390: 329).
2-احساس مؤثر بودن
احساس موثر بودن مربوط است به احساس کارمند از اینکه می‌تواند با فعالیتهای خود بر آنچه در شغلش و محیط کارش اتفاق می‌افتد تأثیر بگذارد (وتن و کمرون، 1998،به نقل از موغلی وعزیزی،239:1390).
توماس و ولتهوس (1990) اعلام می‌دارند که افرادی با چنین ویژگی، اعتقاد ندارند که موانع محیط بیرونی، فعالیت‌های آنان را کنترل می‌کند، بلکه بر این باورند که حتی می‌توان آن موانع را نیز کنترل کرد. به عبارتی، احساس کنترل فعال دارند، یعنی که محیط را با خواسته‌های خود همسو می‌کنند.
برخلاف کنترل منفعل که در آن خواسته‌های افراد با تقاضاهای محیط همسو می‌شود.
داشتن احساس مؤثر بودن با احساس خودکنترلی رابطه دارد یعنی برای افرادی که احساس توانمندی می‌کنند، نه تنها باید احساس کنند آنچه را که انجام می‌دهند اثری به دنبال دارد بلکه باید احساس کنند که خود می‌توانند آن اثر را بوجود آورند.
وتن و کمرون (1998)، معتقدند که افراد توانا، احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند. آنان باور دارند که می‌توانند با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می‌کنند یا نتایجی که حاصل می‌شود، تغییر ایجاد کنند. افراد برای حفظ بهداشت روانی و جسمی به مقدار معینی از کنترل شخصی نیازمندند. داشتن نوعی احساس کنترل شخصی، برای سلامتی و نیز توانمندی ضروری است.
از سوی دیگر، حتی توانمندترین افراد نمی‌توانند آنچه را برای آنان اتفاق می‌افتد، به تمامی کنترل کنند. هیچ‌کس، همه نتایجی را که در زندگی او حاصل می‌شود، در کنترل ندارد. با این وجود، توانمند شدن به افراد کمک می‌کند تا شمار فعالیتهایی را که می‌توانند کنترل کنند، افزایش دهند (موغلی و عزیزی، 1388: 330).
3-احساس معناداربودن
این حالت مربوط می‌شود به اینکه چگونه کارمندان، کار مناسب مطابق با ارزش‌ها و ایده‌هایشان پیدا کنند (نیلسن، 2010: 861). احساس معناداشتن به این معنی است که فرد برای مقصود یا اهدافی که به آن اشتغال دارد، ارزش قائل بوده و آرمانها و استانداردهای ذهنی‌اش با آنچه در شغل خود در حال انجام آن است متجانس می‌باشد (موغلی و عزیزی، 1390: 331).

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

تنها دستیابی به سود شخصی و یا دقیق انجام دادن یک شغل، برای بسیاری از افراد احساس معنی‌دار بودن ایجاد نمی‌کند، بلکه برخی مسائل بنیادی و ارزشی، باید با فعالیت‌ها پیوند یا بند تا این احساس در افراد ایجاد شود.
فعالیت‌های معنی‌دار برای کارکنان، نوعی احساس هدفمندی، هیجان، یا مأموریت ایجاد می‌کند. به جای اینکه نیرو و اشتیاق افراد را هدر بدهند منبعی از نیرو و اشتیاق برای آنان فراهم می‌آورند. اشتغال در فعالیت‌های بی‌معنی، ناسازگاری، آزردگی و نوعی احساس دلزدگی از کار در افراد پدید می‌آورد و افراد را دلتنگ و فرسوده می‌کند (امیرخانی، 1390: 48).
4-احساس خودساماندهی
احساس داشتن حق انتخاب یا خودسامانی ،آزادی عمل و استقلال کارمند در تعیین فعالیت‌های لازم برای انجام وظایف شغلی خویش است. افرادی با چنین خصیصه درونی، قادرند که به میل خود اقدامات ابتکاری انجام داده، تصمیم‌های مستقل گرفته و افکار جدید را به آزمون بگذارند.

bew131

نقشی که رهبران و مدیران در تغییر و تحولات تاریخ ، پیروزی ها ، شکست ها ، هدایت ها ، گمراهی ها ، سازندگی ها، ویران گری ها و بالاخره رشد و تکامل جامعه انسانی داشته اند،همواره نقشی بسیار مهم و اساسی بوده است (جاسبی، 1385).
پیروزی هر جامعه چه در سطحی ملی و چه در سطح جهانی در گرو فعالیت و کارآمدی مدیران و تصمیم گیران آن در تمامی سطوح است . (زمردیان ، 1383) . آلفرد مارشال اقتصاددان انگلیسی می گوید: اگر تمام سرمایه ها و ابزار تولید در جهان به یکباره نابود شوند ولی علم و هنر مدیریت باقی بماند، تولید و توسعه و پیشرفت همچنان ادامه خواهد داشت (بیان ، 1383).
یکی از پیچیده ترین وظایف مدیریت ، وظیفه هدایت و رهبری است . رهبری جزء جدایی ناپذیر مدیریت است و نقش اساسی را در عملیات مدیر ایفا می کند . اگر فقط یک عامل وجود داشته باشد که وجوه افتراق بین سازمان های موفق و ناموفق را معلوم کند . بدون شک آن عامل رهبری موثر است . (ایرانژاد پاریزی و ساسان گهر ، 1380). امروزه نقش مدیر به عنوان رهبر به قدری اهمیت پیدا کرده است که در همه زمینه ها برای یافتن اشخاصی که توانایی لازم را برای رهبری داشته باشند کوشش مستمر به عمل می آید . در واقع اگر این نقش انجام نشود کاری صورت نمی گیرد .
در قالب وظیفه ی رهبری مدیر باید توان و تمایل فرد با گروه را بسنجد و با توجه به قدرت خود یکی از سبک های رهبری را در برخورد با آنان برگزیند . (رضائیان ، 1388) . سبک رهبری نشان دهنده طرز تفکر و جهان بینی و شخصیت رهبران است . (ایرانژاد پاریزی ، و ساسان گهر ، 1380). چنانچه سبک رهبری به طور نامناسبی انتخاب شود از یک سو منجر به کاهش کارایی افراد و سازمان می شود و از سوی دیگر به عنوان عامل به وجود آورنده تنیدگی در کارکنان عمل می نماید .
تنیدگی با تأثیر بر افکار ، اندیشه ها و عواطف ، توانمندی روانی و جسمانی را کاهش می دهد و مقاومت بدن و روان را در مقابل عوامل تهدید کننده کاهش می دهد و از طریق مختل ساختن نظام ایمنی بدن فرد را در معرض انواع بیماری های روانی و جسمانی قرار می دهد . (بارون و گرینبرگ، 1385) .
از آنجا که کارکنان سازمان به عنوان منابع انسانی مهمترین منبع سازمانی محسوب می شوند و باید در جهت حفظ و نگهداری این عامل پر ارزش تلاش نمود . ضرورت حکم می کند ، عوامل به وجود آورنده تنیدگی در کارکنان شناسایی شوند و نسبت به حذف یا کاهش این عوامل اقدام شود . چنین اقداماتی موجب خواهد شد ضمن تأمین بهداشت روانی افراد ، عملکرد آنها در جهت تحقق اهداف سازمان بهبود یابد .
1-4- اهداف پژوهش1-4-1- اهداف اولیه1ـ تعیین رابطه بین سبک رهبری (استبدادی ـ استثماری) نوع شخصیت و تنیدگی در کارکنان .
2ـ تعیین رابطه بین سبک رهبری (استبدادی ـ خیرخواهانه ) نوع شخصیت و تنیدگی در کارکنان .
3ـ تعیین رابطه بین سبک رهبری (مشاوره ای ) نوع شخصیت و تنیدگی در کارکنان .
4ـ تعیین رابطه بین سبک رهبری (مشارکتی) نوع شخصیت و تنیدگی در کارکنان .
1-4-2- اهداف ثانویه1-شناخت عوامل بوجود آورنده تنیدگی در رابطه با مسئولیت ها و وظایف مدیران.
2-شناخت عوامل بوجود آورنده تنیدگی در کارکنان.
3-ارائه پیشنهاد هایی جهت تامین بهداشت روانی کارکنان در راستای حفظ و نگهداری منابع انسانی و افزایش کارایی آنان.
1-5- سوالات پژوهش1-5-1- سوال اصلیآیا بین سبک رهبری مدیر ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه وجود دارد؟
1-5-2 سولات فرعی1ـ آیا بین سبک رهبری (استبدادی ـ استثماری) (نظام یک) نوع شخصیت و میزان تنیدگی درکارکنان رابطه وجود دارد؟
2ـ آیا بین سبک رهبری (استبدادی ـ خیرخواهانه) (نظام دو) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه وجود دارد؟
3ـ آیا بین سبک رهبری (مشاوره ای) (نظام سه) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه وجود دارد ؟
4ـ آیا بین سبک رهبری (مشارکتی) (نظام چهار) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه وجود دارد ؟
1-6- فرضیه های تحقیق1-6-1 فرضیه اصلیبین سبک رهبری مدیر ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
1-6-2- فرضیه های فرعی1-بین سبک رهبری (استبدادی ـ استثماری) (نظام یک) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
2ـ بین کسب رهبری (استبدادی ـ خیرخواهانه) (نظام دو) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
3ـ بین سبک رهبری (مشاوره ای) (نظام سه) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد .
4ـ بین سبک رهبری (مشارکتی) (نظام چهار) نوع شخصیت و میزان تنیدگی در کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.
1-7- متغیر های پژوهشبا توجه به بیان مختصری که در مورد سبکهای رهبری به عنوان متغیر مستقل ، فشار عصبی ، فشار روانی و تنش روانی از شغل و یا به تعبیری (تنیدگی) به عنوان متغیر وابسته و گونه های شخصیتی (A و B) به عنوان متغیر تعدیل کننده ارائه شد الگو و مدل مفهومی تحقیق رسم شده است . در این تحقیق منظور از متغیر تعدیل کننده متغیری است که محقق برای استنتاج از نحوه تأثیر متغیر مستقل بر متغیر تابع (وابسته) مورد نظر قرار می دهد . تأثیر متغیر تعدیل کننده را نه می توان کنترل کرد و نه به طور مستقیم و مستقل از سایر متغیرها مورد مشاهده قرار داد .
-34594802152015شخصیت نوع AوB
00شخصیت نوع AوB
1-8- روش گرد آوری اطلاعاتاین تحقیق از لحاظ اجرا یک تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی و از لحاظ هدف یک تحقیق کاربردی (توسعه ای) می باشد .در تحقیقی پیمایشی پژوهشگر برای کشف عقاید، افکار، ادراکات و توجیهای افراد مورد نظر از پرسشنامه و مصاحبه‌ها استفاده می‌کند (سلیمی ، 1370 :9)
همچنین با عنایت به اینکه تحقیق در یک سازمان واقعی و عینی و زنده (پویا) صورت گرفته است و پژوهشگر در شرایط زندگی واقعی سازمان حضور پیدا کرده و خود نیز سابقه کار اجرایی درسازمان مذکور را دارد این پژوهش در زمره مطالعات میدانی نیز قرار می گیرد .
انتخاب روش انجام تحقیق بستگی به اهداف و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی پژوهشگر دارد . در انجام تحقیقات علوم اجتماعی از روش تحقیق توصیفی استفاده می شود . هدف محقق در این روش تحقیق توصیف عینی و واقعی و منظم خصوصیات یک موضوع است . به عبارت دیگر پژوهشگر در این گونه تحقیقات سعی می کند تا آنچه هست را بدون هیچگونه دخالت یا استنتاج ذهنی گزارش دهد و نتایج عینی از واقعیت بگیرد . در این گونه پژوهشها پژوهشگر با روابط میان متغیرهای دستکاری نشده در موقعیتهای طبیعی و نه موقعیتهای ساختگی سرو کار دارد و از آنجا که وقایع یا شرایط قبلاً اتفاق افتاده اند یا هم اکنون موجود اند ، پژوهشگر متغیرهای مناسب را برای تحلیل روابط انتخاب می کند .
به طور کلی می توان گفت هر مطالعه علمی بزرگ یا کوچک که روابط را به طور نظام یافته دنبال کند فرضیه ها رابیازماید غیر آزمایشی باشد و در شرایط زندگی واقعی مانند جوامع محلی و مدارس و کارخانه ها و سازمان ها و موسسات اجرا گردد مطالعه میدانی تلقی می گردد . در مطالعه میدانی ابتدا پژوهشگر موقعیت اجتماعی و یا موسسه ای را در نظر می گیرد و سپس روابط بین نگرش ها به ارزشها در رفتارهای افراد و گروههای موجود در موقعیت را مطالعه می کند . او هیچ وقت موقعیت مستقلی را دستکاری نمی کند . (خاکی 1378 : 216)
همچنین جهت جمع آوری داده ها ابتدا به تهیه سه پرسشنامه به منظور سنجش سبک رهبری مدیران ، تنیدگی و شخصیت اقدام شد برای سرعت بخشیدن به کار از پرسشنامه هایی که روایی آنها قبلاً به دست آمده بود استفاده شد. بدین این منظور پرسشنامه های متعددی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و سپس از پرسشنامه هایی که دارای ضریب اعتبار بالایی بودند استفاده شد.
1-9- جامعه آماریجامعه به کل گروه افراد رویدادها و پدیده های مورد علاقه محقق که قصد بررسی آنها را دارد اتلاق می گردد .یک جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند.(عادل آذر ومومنی،1383: 5) جامعه آماری همان جامعه اصلی است که مورد مطالعه و تحقیق قرار می گیرد . در واقع جامعه آماری عبارت است از همه اعضا واقعی که علاقه مند هستیم تا نتایج تحقیق و یافته های پژوهشی را به آنها تعمیم دهیم. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه مدیران،معاونین و کارکنان صف بانک پارسیان شعب غرب و شمال شهر تهران که تعداد 150 نفر می باشند.
1-10- روش نمونه گیرینمونه عبارت است از مجموعه ای از نشانه های که از یک قسمت ، یک گروه یا جامعه ای بزرگتر انتخاب می شود به طوری که این مجموعه معرف کیفیات و ویژگی های آن قسمت ، گروه یا جامعه بزرگتر است . در گزینش نمونه رعایت نکات زیر ضروری است :
1ـ نمونه بایستی با توجه به اهداف تحقیق انتخاب شود .
2ـ در گزینش نمونه رعایت انصاف و عدم اعمال غرض شرط اساسی است .
3ـ عوامل موثر در تعیین حجم نمونه یا اندازه نمونه مورد توجه قرار گیرد .
با توجه به اهمیت انتخاب نمونه و نقش آن در پژوهش نمونه آماری تحقیق حاضر مدیران ،معاونین و کارکنان صف بانک پارسیان و دارای حداقل مدرک تحصیلی لیسانس می باشد .
جهت تعیین حداقل حجم نمونه لازم، از فرمول کوکران برای جامعه محدود استفاده گردید که با جایگذاری در فرمول فوق حداقل حجم نمونه لازم 108نفر می‏باشد که این تعداد مبنای تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. شایان ذکر است روش نمونه‏گیری تصادفی ساده است.
1-11- قلمرو پژوهش1-11-1- قلمرومکانیاز بعد مکانی جامعه آماری مورد پژوهش را مدیران ، معاونین و کارکنان صف بانک پارسیان شعب غرب و شمال شهر تهران تشکیل می دهند.
1-11-2- قلمرو زمانیپژوهش حاضر دربرگیرنده کلیه مدیران ، معاونین و کارکنانی می باشدکه دارای حداقل مدرک تحصیلی لیسانس می باشند و در بانک پارسیان مشغول به خدمت هستند.
1-11-3- قلمرو موضوعیبررسی رابطه بین سبک رهبری مدیران ، نوع شخصیت و میزان تنیدگی کارکنان صف بانک پارسیان.
1-12- روش و ابزار تجزیه تحلیل داده هابرای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از روش کتابخانه ای و شیوه های میدانی استفاده شده است . اطلاعات مورد نیاز فصل دوم که ادبیات موضوع را تشکیل می دهد با مراجعه به کتاب ها و مقالات و سایت های تخصصی به دست آمده است . از آنجا که در این تحقیق پی بردن به رابطه سبک های رهبری مدیران و نوع شخصیت بر میزان تنیدگی کارکنان صف بانک پارسیان می باشد . برای گرد آوری اطلاعات و داده ها از پرسشنامه استفاده شده است . آزمون آماری مورد استفاده در تحلیل داده ها ضریب همبستگی (پیرسون) (تحلیل همبستگی چندگانه) تحلیل واریانس یک عامله و مقایسه میانگین ها می باشد . در محاسبه خطوط رگرسیون از شیوه جبری با به کار گیری نرم افزار کامپیوتری SPSS 20 استفاده شده است . پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق فرمول آلفای کرونباخ توسط نرم افزار20 SPSS محاسبه شده است.
1-13- محدودیت های پژوهش1-با توجه به مطالعه موردی بودن این پژوهش در تعمیم یافته های پژوهش به دیگر سازمان ها بایستی جانب احتیاط رعایت شود.
2-تمایلات و تعصبات شخصی مدیران و کارکنان نسبت به شعبه خود یا بانک پارسیان ممکن است نتایج تحقیق را تحت تاثیر قرار دهد.
3-مقیاس درجه بندی لیکرت در این تحقیق برای تعیین دامنه پاسخ ها بکار رفته است ، می تواند تمایل به پاسخ های متوسط را در پاسخ دهندگان افزایش دهد.
4-عدم انگیزه و همکاری لازم یا سهل انگاری برخی از آزمودنی ها در تکمیل دقیق پرسشنامه و عدم بازگشت تعدادی از پرسشنامه ها.
1-14- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی1-14-1- تعاریف مفهومی1ـ مدیران: مدیران ترتیبی می دهند که کارها به وسیله دیگران انجام شود . آنان تصمیم می گیرند منابع را تخصیص می دهند که کارها به وسیله دیگران انجام شود .( رابینز ،1998 : 4).
2ـ کارکنان: کارکنان یا پرسنل یک سازمان یا موسسه به گروه یا افرادی گویند که در استخدام آن سازمان بوده و می توانند به ازای کار خود دستمزد دریافت کرده یا نکنند .
ارتباط کارکنان با محل کارشان انواع مختلفی دارد مانند استخدام رسمی ، پیمانی ، ‌قرارداد ساعتی ، قرارداد پیمانکاری ، روزمزد ، مشارکتی و ... . (رضاییان ، 1382)
3ـ سبک رهبری: سبک رهبری به عنوان الگوی رفتاری است که بیانگر صفات و خصوصیات رفتاری رهبران از آن یاد می شود . همچنین سبک رهبری نشان دهنده طرز تفکر جهان بینی و شخصیت رهبران است (رضاییان ، 1382)
4ـ شخصیت: شخصیت بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که الگوهای ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد . (پروین ، 1382)
5ـ استرس: به عبارت بسیار کلی و ساده استرس حالتی است در روان و تن که ناشی از وارد شدن فشارهای روانی یا جسمی به فرد است .
6ـ تنیدگی: حالتی پویاست که در آن فرد با موفقیتها و فرصتها ، موانع و محدودیتها یا نیازهای و انتظاراتی مواجه می گردد که نتایج حاصل از آنها برای او مهم است و اما امکان دستیابی به نتایج مذکور نامطمئن و غیرقابل پیش بینی دقیق می باشد . (رابینز ، 1998 : 195)
7ـ تنیدگی شغلی:عبارت است از پاسخ انطباقی کارکنان سازمان به یک موقعیت خارجی که به انحرافهای جسمانی ، روانشناختی و یا رفتاری آنان منجر می شود.(لوتانز،195:1998)
1-14-2- تعاریف عملیاتی:1ـ شخصیت گونه A: گونه شخصیتی که با سخت گرفتن و رقابت جویانه عمل کردن در وقایع و موقعیتها مشخص می شود . افراد متعلق به این گونه شخصیتی مستعد بیماریهای قلبی می باشند . در مقابل A ، گونه B قرار دارند .
2ـ شخصیت گونه B: گونه شخصیتی که با آرامش داشتن و آرام بودن و صبورانه عمل کردن در وقایع موقعیتها مشخص می شود . افراد متعلق به این گونه تشخیص کمتر از افراد گونه A در معرض تنیدگی قرار دارند . (ایوانسویچ و ماتسون ، 1990 : 285)
3- نظام یک (استبدادی ـ استثماری) کاملاً وظیفه آمرانه است . مدیر و رهبری به مسئولان خود اعتمادی نداشته و روابط رهبر وپیرو مبتنی بر ترس و ارعاب است . در این سیستم فرض بر این است که انسان ها اساساً برای امنیت مادی و اقتصادی کار می کنند . در این سبک تمام تصمیمات در رده بالای سازمان اتخاد می شود و دیگران صرفاً مجبورند که دستورها را اجرا کنند . روحیه افراد ضعیف و بازدهی پایین است . در اثر اعمال این روش غیبت از کار افزایش مییابد و کارکنان را باید از نزدیک تحت کنترل قرار داد . (الوانی ، 1382 : 114)
4- نظام دو (استبدادی ـ خیرخواهانه): تصمیم گیری همچنان بر عهده رهبر بوده و پیروان مجریان بدون چون و چرای اوامرند . طرز سلوک مدیریت با کارکنان محبت آمیز است . امکان ارتباطات پایین به بالا تا حدودی فراهم است و پیشنهادهایی نیز ممکن است ارائه شود . بازدهی این سیستم در مقایسه با سیستم یک ، اندکی بیشتر است .
کنترل افراد از نزدیک برای تقلیل ضایعات و حفظ کیفیت تولید ضروری است . (الوانی،1382: 115)
5-نظام سه (سبک مشاوره ای): اطمینان و اعتقاد به مرئوسان در حد مناسبی است و با آنان در تعیین پاره ای اهداف مشارکت می شود . اما مسائل و موضوعات عمده سازمانی همچنان به وسیله رهبر مورد بررسی قرار می گیرند . در این سیستم مدیریت با کارکنان مشورت می کند و از پیشنهادهای آنها استقبال می کند . همچنین علاقه مندی به کار در کارکنان تشویق می شود . این نظام برای کسب تجارب جدید و ایجاد خلاقیت فرصتهایی به وجود می آورد و نیز حس همکاری و آگاهی نسبت به مسئولیت ها در افراد تقویت می شود و تصمیم گیری ها در امور عادی در سطوح پایین صورت می گیرد . بازدهی همه خوب است و غیبت ضایعات کاهش مییابد . (الوانی،1382: 115)
6-نظام چهار (سبک مشارکتی): اطمینان و اعتقاد به مرئوسان درحد کمال است و رابطه صمیمانه و مشارکت جویانه در تمام امور بین آنان به چشم می خورد . در این سبک تصمیم گیری ها کاملاً مشارکتی است و گروه های رسمی و غیررسمی با هم درآمیخته اند . به عقیده لیکرت، نظام چهار یعنی مدیریت براساس اشتراک مساعی و شالوده استواری و برای افزایش بازدهی فراهم می آورد . (الوانی،1382 :116)
فصل دومTOC h z c "Figure"

2-1- مقدمهفصل دوم تحقیق شامل چهار بخش می باشد . در سه بخش اول متغیرهای اساسی پژوهش یعنی سبک رهبری مدیری ، تنیدگی و شخصیت مورد مطالعه قرار می گیرد . در بخش چهارم رابطه ی سبک رهبری و تنیدگی بررسی می شود .
2-2- سبک رهبریسبک رهبری دید کلی مدیریت در انجام وظایف کارکردهای تصمیم گیری ، روشهای ایجاد انگیزش و الگوهای ارتباطی می باشد("لامینگ‌و‌بیسانت", 1988).پس از جنگ جهانی دوم تحقیقات متعددی به منظور تعیین الگوها یا شیوه های موثر و مطلوب رهبری به عمل آمد(اقتداری, 1363). نظریه هایی که درمورد سبک رهبری مدیر مطرح شده اند بسیارند ، ولی می توان آنها رابه طور کلی در دو گروه نظریه های رفتاری رهبری و نظریه های اقتضایی خلاصه نمود .
2-2-1- نظریه های رفتاری رهبردر این گروه از نظریات صاحب نظران به دنبال این هستند که دریابند سبک و روش رهبری چگونه است و رهبران در برخورد با پیروان از چه شیوه هایی استفاده می کنند . در اینجا مطالعاتی چند در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد .
2-2-1-1- سبکهای مثبت و منفیشیوه هایی که رهبران برای ایجاد انگیزش اعمال می کنند متفاوت است و این شیوه ها به طور کلی به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شوند(کیت دیویس ، 1356) . این تقسیم بندی از تفاوت نگرش رهبر نسبت به دیگران حاصل می شود . نگرش یا شیوه تفکر باعث می شود رهبر بدون تجزیه وتحلیل حقایق در موقع تصمیم گیری عمل نماید(کارناهان و دیگران، 1372) .
الف) رهبران مثبت
رهبران مثبت معمولاً روی استفاده از روش های انگیزش مثبت تکیه می کنند . استفاده از ابزارهای تشویقی و نوید ارضاء سایر نیازهای کارکنان انگیزش مثبت تلقی می شوند . مدیری که فراهم آوردن امکانات ارضای نیاز افراد رابه کار تشویق می نماید . به نحوی که در جهت هدفهای سازمان فعالیت نمایند از سبک رهبری مثبت استفاده کرده است و این سبک اساساً بر پاداشهای مادی و معنوی استوار است(وجدانی ، 1372).
ب) رهبران منفیرهبران منفی به استفاده از روشهای انگیزشی منفی و با استفاده از ابزار تنبیهی و تهدیدی در افراد ایجاد انگیزش می نمایند . رهبران منفی روش سلطه جویی و تفوق بر کارکنان را اعمال می کنند(ایرانژاد باریزی و ساسان گهر ، 1380) . آنان برای وادار کردن کارکنان به کار از حربه هایی مانند توبیخ و توهین در حضور دیگران برکناری از خدمت ، کسر حقوق برای مدت معین و اخراج از خدمت استفاده می کنند .
2-2-1-2- سبکهای“آیوا”سبک متمرکز دیگر رهبری مربوط به نحو استفاده از قدرت است . در این زمینه مطالعاتی مرسوم به مطالعات رهبری“آیوا” توسط “لی پیت” و “وایت” در اواخر دهه 1930 انجام شد و سه سبک استبدادی“دمکراتیک”و “بی بندوبار”با یکدیگر مقایسه شدند . هر یک از این سبکها به شرح ذیل قابل توصیف می شوند:
الف) سبک استبدادیرهبر مستبد شخصی است که دستور می دهد و انتظار دارد اوامرش مورد قبول واقع شود . اختیارات و تصمیم گیری وی متمرکز است و چهارچوب کار را برای زیر دستان تعیین می کند(ایرانژاد باریزی و ساسان گهر ، 1380) . صادقپور و مقدس (1374) معتقدند که رهبر مستبد، رهبری است که:
ـ بدون مشورت با زیردستان تصمیم می گیرد و دستورات را ابلاغ می کند .
ـ زیر دستان را در موقع اجرای دستورات زیر نظر می گیرد و بر آنها نظارت دقیق دارد .
ـ جزئیات نحوه انجام کار را به زیردستان بازگو می کند .
ـ به ندرت به زیرستان اجازه تصمیم می دهد .
ـ اصطحکاک و اختلاف نظر را گناه می شمارد .
ـ از زیر دست اطاعت محض انتظار دارد .
ـ خود را نسبت به زیر دستان بالاتر می پندارد .
خط مشی سازمان رابه تنهایی تعیین و مشخص می کند و طرحهای لازم رابه ندرت با مشورت دیگران تهیه می نماید .
نسبت به کار گروهی نظر مساعد ندارد .
ـ معتقد است اگر خطایی از زیر دست سر بزند باید مجازات شود .
ب) سبک دمکراتیکرهبرانی که از روش دمکراتیک یا اشتراک مساعی استفاده می کنند به نیازها و علایق کارکنان توجه دارند و اختیارات را تفویض می کنند(ایرانژاد باریزی و ساسان گهر ، 1380) . رهبر دمکراتیک رهبری است که(صادقپور و مقدس ، 1374):
ـ سعی می کند قبل از اخذ تصمیم در مورد عملی با زیر دستان مشورت نماید .
ـ نظارت بر کار زیر دستان را در موقع اجرای دستورات به حداقل می رساند.
ـ در صورتی که زیر دست مهارت و تخصص کافی برای انجام عملی داشته باشد . جزئیات نحوه کار به او القاء نمی کند .
ـ تا حد امکان به زیر دست اجازه اخذ تصمیم می دهد .
ـ درحالی که به اختلاف مقام بین خود و زیر دست آگاه است ، در این مورد تأکید نمی کند .
ـ به تفویض اختیار و عدم تمرکز در کار معتقد و پایبند است .
ـ در صورتی که زیر دست مرتکب خطایی شود او را راهنمایی می کند .
ـ سعی می کند که کارها به صورت گروهی انجام شود .
ج) سبک بی بند و باررهبری"بی بند و بار"یا "آزاد" از اعمال قدرت و دخالت در کارها اجتناب می ورزد (ایرانژاد باریزی و ساسان گهر ، 1380). در این سبک واحدهای مختلف سازمان به دلخواه خود هدفهای متناقضی را دنبال می کنند که عاقبت منجر به هرج و مرج خواهد گردید(وجدانی ، 1372) . نقطه مقابل رهبر مستبد . رهبر بی و بند و بار است با خصوصیات زیر (صادقپور و مقدس 1374):
ـ به ندرت خط مشی و دستورالعملی برای رسیدن به هدفی تهیه می نماید
ـ علاقه ای به راهنمایی و هدایت زیر دست ندارد .
ـ آزادی کامل به زیر دست می دهد و اجازه می دهد هر نوع تصمیمی که مایل است اتخاذ نماید .
ـ تلاش برای تغییر رفتار عقیده و نظر زیر دست به نفع هدف سازمان به عمل نمی آورد .
2-2-1-3- سبکهای"اوهایو"درسال 1954 دانشگاه ایالتی اوهایو مطالعاتی را درزمینه رهبری آغاز نمود . هدف از این تحقیقات شناسایی ابعاد مختلف مستقل رفتار رهبری بود . نخست هزاران بعد رفتار مورد مطالعه قرار گرفت و سرانجام آنها رابه دو بخش عمده تقسیم کردند. این دو بخش عبارت بودند از: "ساخت دهی" و "مراعات". هر یک از این ابعاد نشانگر سبک یا شیوه ی رفتار مدیر است که به اختصار شرح داده می شود.
الف) بعد ساخت دهیساخت دهی یعنی اینکه یک رهبر در جهت تأمین هدف های مورد نظر نقشهایی را که خود و زیر دستانش باید ایفا کننده نحو احسن تعیین کند . ساخت دهی شامل تعیین رفتارهایی است که در جهت سازماندهی کارها ، تعیین روابط سازمانی و هدفها صورت می گیرد . رهبر در کار شالوده ریزی سازمان ، ابتکار عمل بسیار زیادی به خرج می دهد و برای مثال می توان این اقدام او را در قالب تعیین اعضای گروه برای انجام کارهای ویژه بیان کرد . او انتظار دارد که کارکنان استانداردهای مشخصی را رعایت کنند و اصرار دارد که کارها مطابق جدولهای زمانبندی شده صورت گیرد و به عامل "ضرب العجل" توجه زیادی می کند .
ب) بعد مراعاترهبری که در سازمان مراعات دیگران را می کند می کوشد بین خود و زیردستان اعتماد و احترام متقابل به وجود آورد . به نظرها و عقاید و احساسات آنها اهمیت می دهد و به آنها احترام می گذارد. او همیشه می کوشد تا اسباب رفاه زیر دستان را فراهم آورد و رضایتشان را تأمین نماید . رفتارش دوستانه و صمیمی است و در رفتار خود مساوات را رعایت نمی نماید .
در مطالعه رفتار رهبر محققان دانشگاه اوهایو دریافتند که "ساخت دهی" و "مراعات" دو بعد مشخص و مجزا را تشکیل می دهند . قوی بودن در یک بعد لازمه ضعیف بودن در بعد دیگر نیست . رفتار یک رهبر را می توان با هر نوع ترکیبی از این دو بعد توصیف کرد . در نتیجه طی این مطالعات بود که رفتار رهبر اولین بار به جای اینکه بر روی یک پیوستار واحد ترسیم شود ، بر روی دو محور جداگانه ترسیم گردید(هرسی و بلانچارد ، 1983) .
ترکیات گوناگون ساخت دهی (رفتارمدار و وظیفه مدار) و مراعات که در نمودار نشان داده شده است .
2-2-1-4- سبکهای"وایت من"در تحقیقی که به "تحقیق مدرسه وایت من" شهرت دارد ، هشت سبک مدیریتی مطرح شده است(اونز ، 1970 به نقل از خرمی 1373) . هر یک از این سبک ها به اختصار معرفی می شوند:
الف) سبک ارتباطی نزدیک
در این سبک مدیر در مواجهه با مشکل به برقراری ارتباط با زیر دستان خود می پردازد .

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

ب) سبک مباحثه ای نزدیکدر این سبک مدیر در اداره امور به مباحثه رو در رو تأکید می نماید .
509270628015زیاد
کم
زیاد
کم
ساخت دهی
مراعات
ساخت دهی زیاد
و
مراعات کم
ساخت دهی بالا
و
مراعات زیاد
ساخت دهی کم
و
مراعات زیاد
ساخت دهی کم
و
مراعات کم
00زیاد
کم
زیاد
کم
ساخت دهی
مراعات
ساخت دهی زیاد
و
مراعات کم
ساخت دهی بالا
و
مراعات زیاد

–88

بین تبلیغات موبایلی با نیات رفتاری مشتریان رابطه وجود دارد.
1-1) بین درک سهولت استفاده از تبلیغات موبایلی و نیات رفتاری مشتریان رابطه وجود دارد.
1-2) بین درک سودمندی تبلیغات موبایلی و نیات رفتاری مشتریان رابطه وجود دارد.
1-3) بین شرایط تسهیلی تبلیغات موبایلی و نیات رفتاری مشتریان رابطه وجود دارد.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

بین نیات رفتاری مشتریان و قصد خرید/ عدم خرید محصول رابطه وجود دارد.
1-8) تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
1-8-1) تعریف مفهومی
تبلیغات موبایلی: تبلیغات موبایلی هر شکل از بازاریابی، تبلیغات یا ترفیع و فروش ،که مشتریان را مورد هدف دارد واز طریق کانال موبایل اجرا گردد(Tsang, 2004, P: 67).
درک سهولت استفاده: این متغیر معرف میزانی از باور افراد است که مطابق آن استفاده از یک نظام خاص برحسب تلاش جسمی یا ذهنی و نیز یادگیری را مستلزم تلاش زیادی نمی دانند. نظام هایی که یادگیری و استفاده از آن ها دشوارتر است، احتمال کمتری دارد که به طور گسترده ای استفاده شوند (Stamoulis et al.., 2002, P: 2458).
سودمندی ادراک شده: این متغیر معرف میزان باور افراد است که استفاده از این فن آوری جدید عملکرد آن ها را افزایش دهد (Doll et al..,1998,P: 845).
شرایط تسهیلی: محیط های بیرونی کمک کننده به کاربران برای غلبه بر موانع و دشواری های استفاده از یک فن آوری اطلاعاتی (Gu et al.., 2009, P: 11609).
نیات رفتاری: نیات رفتاری عبارت است از ادراک مشتریان نسبت به عملکرد خدمت دهندگان از لحاظ خدمت رسانی و اینکه آیا مشتریان حاضر به خرید بیشتر از یک سازمان خاص هستند و یا اینکه خرید خود را کاهش خواهند داد (Anderson and Mittal, 2000, p:521).
قصد خرید: زمانی که مصرف کننده به علت وجود بعضی خصوصیات در یک محصول آن را بر کالاهای موجود ترجیح داده و در سبد کالاهای انتخابی خود قرار می دهد و آنرا برای خرید انتخاب می کند (کاتلر و آرمسترانگ، 1388، ص 214).

1-8-2) تعریف عملیاتی
تبلیغات موبایلی: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه تبلیغات بازرگانی صورت می گیرد که در غالب سوالات 14 تا 18 می باشد.
درک سهولت استفاده: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه درک سهولت استفاده صورت می گیرد که در غالب سوالات 19 تا 21 می باشد.
سودمندی ادراک شده: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه سودمندی ادراک شده صورت می گیرد که در غالب سوالات 22 تا 25 می باشد.
شرایط تسهیلی: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه شرایط تسهیلی صورت می گیرد که در غالب سوالات 26 تا 30 می باشد.
نیات رفتاری: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه نیات رفتاری صورت می گیرد که در غالب سوالات 9 تا 13 می باشد.
قصد خرید: سنجش این متغیر از طریق میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات پرسشنامه قصد خرید مشتری صورت می گیرد که در غالب سوالات 1 تا 8 می باشد.
1-9) قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق
گستره این تحقیق در سه قلمرو موضوعی ، زمانی و مکانی قرار می گیرد که عبارتند از:
قلمرو موضوعی – قلمرو موضوعی این تحقیق رفتار سازمانی و مدیریت بازرگانی می باشد که در زمینه آن به بررسی سازه هایی چون، تبلیغات موبایلی، نیات رفتاری و قصد خرید مشتریان پرداخته می شود.
قلمرو زمانی – مطالعه در مورد تحقیق و جمع آوری داده ها و اطلاعات تحقیق در سال 93 -1392 صورت گرفته است .
قلمرو مکانی – قلمرومکانی این تحقیق مشتریان فروشگاه های پوشاک مردانه رشت می باشد.

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

بخش اول: رفتار مصرف کننده
2-1-1) مقدمه
افزایش شرایط رقابتی سبب احساس نیاز روزافزون شرکت ها و سازمان ها به مشتریان و مصرف کنندگان شده است. ایشان متوجه شدند که امروزه، تمرکز بر نیازهای مصرف کنندگان و شناسایی رفتار آنها از مفروضات اساسی شرکت ها می باشد. به این ترتیب مطالعه و کشف نیازهای مصرف کنندگان و تجزیه و تحلیل فرآیند رفتار مصرف کننده و اولویت بندی عوامل تاثیرگذار بر این فرآیند از عمده وظایف مدیران شرکت های بازرگانی و تولیدی است که در نتیجه ی آت، سلیقه ی بازار هدف که از لحاظ پارامترهای سن، درآمد، ذایقه، سطح تحصیلات و غیره با یکدیگر متفاوتند، شناسایی شده و کالا و خدمات متناسب با آن به بازار عرضه می گردد (لشکری و نخجیری؛ 1388؛ ص 14).
در واقع، بررسی رفتار مصرف کنندگان و اینکه اصولا افراد چگونه و چرا خرید می کنند از سالیان متمادی موضوع مطالعات و تحقیقات دانشمندان است. (جزیی و همکاران؛ 1389؛ 10). محققان رفتار مصرف کننده را فعالیت هایی می دانند که در آنها افراد درگیر استفاده واقعی یا بالقوه از محصولات مختلف بازار که شامل کالاها، خدمات، ایده ها و محیط فروشگاه ها می شود، هستند (فیروزیان و همکاران؛ 1388؛ ص 128).
به عبارتی دیگر، توسعه مطالعات رفتار مصرف کننده نتیجه چرخش فلسفه بازاریابی از گرایش تولید و محصول به گرایش فروش و سپس گرایش بازاریابی می باشد. اهمیت شناخت مصرف کننده در تعاریف بازاریابی بعنوان « فعالیتی انسانی که جهت برآورده کردن نیازها و خواسته ها از طریق فرایند مبادله ، هدایت می شود» نهفته است. دانش کلی رفتار مصرف کننده دارای یک ارزش مشخصی نیز بوده و می تواند با اطلاع رسانی صریح به افراد در مورد روش هایی که آنها و دیگران فعالیت های مصرف انجام می دهند کمک کند تا مصرف کننده گان بهتری باشند بعلاوه ، می تواند با ارائه اطلاعات در مورد استراتژی های استفاده شده شرکتها جهت بازاریابی محصولاتشان، به مصرف کنندگان در فرایند خرید نیز کمک کند (صمدی ، 1386،ص8). به منظور بررسی هر چه دقیقتر رفتار مصرف کنندگان، یکی از موضوعاتی که می بایست مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، عوامل تأثیرگذار بر این رفتارها م یباشد. رفتار مصرف کنندگان به طور کلی م یتواند از عوامل متعددی متأثر گردد (فیروزیان و همکاران؛ 1388؛ ص 126).
2-1-2) تعریف رفتار مصرف کننده
هاوکینز (1992)، مصرف کننده را به عنوان یک واحد تصمیم گیری در نظر می گیرد که به جمع آوری اطلاعات و پردازش آگاهانه یا ناآگاهانه در موقعیت موجود پرداخته و برای دستیابی به رضایت و بهبود سبک زندگی فعالیت می نماید (صمدی ، 1386،ص8). با وجود این که رفتار مصرف کننده در مقایسه با سایر رشته های دانشگاهی حوزه جوانی است و انتشار اولین کتاب در این زمینه به سال 1968 برمی گردد، به نظر می رسد که این موضوع از پیشتر مورد توجه بوده است چرا که به دنبال انقلاب صنعتی و پیشرفت های تکنولوژیک، از مد تها قبل تغییرات عمده ای در زمینه رفتار مصر فکننده و سیستم بازاریابی بوجود آمده بود. رشد و توسعه بازار انبوه، رشد تحقیق مصرف کننده در طول دهه 1950 را به دنبال داشت. اقتصاددانان که در مورد چگونگی اثرات عوامل اقتصادی بر الگوی مصرف کنندگان تحقیق می کردند در دهه 1950 به محققان بازاریابی پیوستند. در دهه 1960، پیشرفت های زیادی در روش های تجزیه و تحلیل به عمل آمد و رویکردهای کمی تحقیقات نیز در بازاریابی و تبلیغات رواج یافت. در اواخر دهه 1960، بسیاری از محققان بازاریابی به این نتیجه رسیدند که آنها بایستی بر رفتار مصرف کننده به عنوان موضوعی مناسب برای تحقیق تمرکز نمایند. در طول دهه 1970، آنها با محققانی از حوز ه های اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی و غیره شروع به همکاری کردند. در اواسط دهه 1970، حوزه رفتار مصر فکننده جای خود را در زمینه های تحقیقاتی و مطالعاتی باز کرد و در حال حاضر نیز این حوزه مطالعاتی و تحقیقاتی به انداز های فراگیر شده است که بازاریابان به طور مستمر و با هدف کمک به اتخاذ هر چه مناسب تر تصمیمات بازاریابی اقدام به انجام تحقیقات مختلف در زمینه رفتار مصر فکنندگان می نمایند (فیروزیان و همکاران؛ 1388؛ 128)
رفتار مصرف کننده رشته ی نوپایی است و موون آن را اینگونه تعریف می نماید:
رفتار مصرف کننده، مطالعه ی واحدهای خرید و فرآیندهای مبادله مشمول در خرید، مصرف و دور انداختن کالاها، خدمات و ایده ها است. رفتار مصرف کننده موضوعی بحث انگیز و چالشی بوده و دربرگیرنده ی افراد و آنچه که خرید می کنند، چرا و چگونه خرید آنها، بازاریابی و آمیخته با آن و بازار می باشد. رفتار مصرف کننده پدیده ی ظریفی است زیرا رفتارافراد همواره واضح و آشکار نیست و لذا عملکرد آنها به عنوان مصرف کنندگان، بسیاری اوقات قابل پیش بینی نیست (نعلچی کاشی و همکاران؛ 1391؛ 50).
در بسیاری از موارد، درک رفتار مصرف کننده، امری مشکل است براساس نظریه مزلو، انسان یک حیوان خواهنده است که به ندرت به حالت ارضای کامل می رسد، مگر برای مدتی کوتاه و به محض اینکه در او تمایل و خواسته ای ارضاء می شود، تمایل دیگری روی می نماید و به همین ترتیب این ویژگی انسان است که در تمام زندگی، همواره خواهان چیزی است. رفتار مصرف کننده، فرآیندی است که در راستای رسیدن به هدف خاصی برانگیخته می شود که دربرگیرنده ی فعالیت های زیاد و نقش های مختلفی می باشد. رفتار خریداران از ارزش ها و عقاید ایشان، از نگرش و طرز فکر آنها نسبت به جهان و مکان خود در این جهان، از تصویری که از خود دارند و انتظاری که از سایرین درباره ی این ذهنیت دارند، از منطقی بودن و قضاوت درست و از بوالهوسی و انگیزش ناگهانی سرچشمه می گیرد (کاتلر؛ 1387؛ ص 1).
2-1-2-1) عوامل موثر در رفتار مصرف کننده
رفتار مصرف کننده به وسیله عوامل درونی و بیرونی مختلفی تحت تأثیر قرار می گیرد.
تأثیری به لحاظ اینکه اهمیت زیادی در درک رفتار و مصرف کننده دارد، شایان توجه زیادی است . اساساً این مفهوم منعکس کننده واقعیت است که رفتار مصرف کننده ماهیتاً انطباقی است ، بدین معنی که مصرف کنندگان خود را با موقعیت های پیرامون خود منطبق می کنند. تأثیر پذیری یک رخداد طبیعی در دنیای مصرف کنندگان بوده و لزوماً خوب یا بد نمی باشد. بیشتر افراد توافق دارند که برخی شکل های تأثیر از قبیل اجبار یا کنترل شدن بد هستند . با این وجود برخی از تأثیرات از قبیل یادگیری در مورد محصولات و خدمات ، قیمت ها، شنیدن توصیه های ارزشمند در مورد خرید و غیره سودمند هستند . عمده عوامل درونی مؤثر در رفتار عبارتند از: ادراک، یادگیری ، انگیزش ، شخصیت ، نگرش و سبک زندگی . از عوامل بیرونی نیز می توان فرهنگ و ارزش ها ، طبقه اجتماعی، گروه های مرجع ، رهبران ایده ها و خانوار را نام برد (صمدی ، 1386 ، ص 117 ).
در برخی از پژوهش ها عوامل موثر بر رفتار مصرف کننده را به شرح زیر برشمرده اند:
عوامل دموگرافی (مشخصات مصرف کننده): جنسیت، شغل و سطح تحصیلات
عوامل اجتماعی: فرهنگ، خرده فرهنگ، گروه مرجع و خانواده
عوامل روانشناسی: یادگیری، تئوری محرک و پاسخ، تئوری شناخت و ادراک
عوامل اقتصادی: درآمد، اعتبار و دارایی (لشکری و نخچیان؛ 1388؛ 15)
2-1-2-2) قوانین طلایی در رفتار مصرف کننده
قانون اول: سود حاصل از حفظ مشتری دائم، بیشتر از سود حاصل از جذب یک مصرف کننده ی جدید است. یک سازمان موفق، سازمانی نیست که تنها به دنبال جذب مشتریان جدید باشد، بلکه حفظ مشتریان سابق و وفاداری آنها نقش موثرتری در بهره وری خواهد داشت، زیرا تنها 10 درصد از رشد سالیانه، ناشی از جذب مشتریان جدید است.
قانون دوم: نارضایتی مصرف کنندگان از نارضایتی دوستان نیز مهم تر است. از این قانون می توان دو معنای جداگانه برداشت نمود: نخست آنکه ما تنها زمانی می توانیم مشتری خود را حفظ نماییم که رضایت کامل او را جلب کنیم و دوم آنکه همیشه مشتری را دوست خود بدانیم و همانقدر که جلب رضایت دوستان برایمان ارزشمند است باید به همان اندازه بلکه بیشتر به جلب رضایت مشتری توجه نشان دهیم.
قانون سوم: اگر برای بهبود بخشیدن به وضعیت موجود خود به سرعت اقدام نکنید، به طور قطع مشتری های خود را برای همیشه از دست خواهید داد. بسیاری از سازمان ها پس از مدتی، اهمیت ارتباط گیری با مشتری را فراموش می کنند. در واقع، می توان گفت ایشان مسئولیت و وظیفه ی خود را در قبال شرایط ایجاد شده و بهبود آن فراموش می کنند به همین دلیل، مشتریان خود را به سرعت از دست می دهند. ارتباط مداوم با مشتری، امکان ماندگاری شرایط فروش را فراهم می کند.
قانون چهارم:همیشه حق با مشتری نیست. نحوه ی بیان تفاوت میان دیدگاه های سازمان و مشتری دارای اهمیت بسیاری است و نحوه ی بیان آن با توجه به تقسیم بندی مشتریان صورت می گیرد.
مشتریان درونی که رضایت خود را در درون سازمان و از طریق ارتباط با سازمان و اعضای آن کسب می کنند. این افراد را باید دوستان سازمان دانست و مشکلات مربوط به خدمات مورد درخواستشان را به صورت مستقیم به آنها یادآوری نمود.
مشتریان خارجی که تنها در جستجوی کالایی مفید با قیمتی مناسب هستند و هرگز به ارتباط با سازمان نمی اندیشند به همین دلیل، تذکر در مورد اشتباهاتشان باید به صورت غیر مستقیم و دوجانبه صورت گیرد.
قانون پنجم: به اظهار نظر مشتریان خود گوش دهید تا بفهمید که چه می خواهند. موفقیت های سازمان به نحوه ی ارتباط آن با مشتریان وابسته است. اگر ارتباط با مشتری از طریق وسایل ارتباطی و کانال های متعدد صورت گیرد، فهم بیشتری از نیازها، علایق و مقاومت های مشتری امکان پذیر است.
قانون ششم: به شکایات مشتریان خود خوشامد بگویید. برای اینکه مشتریان بتوانند شکایات خود را ابراز کنند باید به سه نکته توجه داشت:
ایجاد فضایی امن برای شکایت
ایجاد این باور که نظرات و شکایات مشتریان برای سازمان ارزشمند است.
ایجاد این باور که سازمان برای رفع معایب و رسیدگی به شکایات مشتریان تلاش می کند.
قانون هفتم: هرگز فراموش نکنید این مشتری است که انتخاب می کند. براساس مطالعه ی رفتار مصرف کننده می توان گفت که آنها بر مبنای عوامل زیر به انتخاب کالاها و خدمات می پردازند: توجه، علاقه، خواست، آرزو و عمل. مصرف کننده برای انتخاب یک کالای خاص باید نسبت به آن شناخت پیدا کند و از طریق تبلیغات یا به صورت شفاهی توجه ی او جلب شود. از این طریق علاقه ای برای استفاده از آن کالا به وجود می آید. با علاقه مند شدن او برای به دست آوردن آن تلاش می کند و همزمان سعی دارد تا اطلاعات بیشتری به دست آورد. ارائه ی اطلاعات مورد نیاز مصرف کننده آرزوی داشتن کالای مورد نیاز را در وی ایجاد می کند و پس از آن فرد برای به دست آوردن آن کالا اقدام می کند.
قانون هشتم: اگر از مشتریان خود مراقبت نکنید، کس دیگری این کار را خواهد کرد. زمانی که سازمانی در زمینه ی ارائه کالا و خدمات به اوج می رسد، روند مشابهی در سازمان های دیگر شروع شده و به اوج می رسد. به همین دلیل باید به آرامی روند دیگری در ارائه خدمات شکل گیرد زیرا دیگر سازمان ها در ارائه ی خدمات خود پیش بینی های بیشتری کرده که ممکن است سازمان قبلی را پشت سر بگذارند. بنابراین، توجه به موقعیت های مختلف که ممکن است باعث شکست سازمان شود، بسیار حایز اهمیت است (لشکری و نخچیان؛ 1388؛ 16).
2-1-3) انواع تصمیم گیری های مصرف کننده
تصمیم گیری عادی: در این نوع تصمیم گیری، فرد مساله را تشخیص می دهد و سپس جستجوی درونی در حافظه ی بلندمدت وی برای یافتن راه حلی مناسب آغاز می شود و سپس خرید انجام می گیرد و انتخاب اینگونه کالاها با حداقل تلاش و بدون آگاهی از ویژگی های محصول و به طور معمول خودکار صورت می گیرد. خرید براساس عادت و تکرار رفتار خرید و همچنین مصرف کننده حداقل انرژی را صرف تصمیم گیری خرید برای اینگونه کالاها کنند.
تصمیم گیری محدود: در برگیرنده ی جستجوی درونی و محدود بیرونی اطلاعات، بررسی تعداد معدودی از گزینه ها، تصمیم گیری ساده برای خرید یک نام تجاری بر مبنای ویژگی های اندک و در نهایت ارزیابی پس از خرید به شکل بسیار ابتدایی و سطحی است. تصمیم گیری محدود حد فاصل تصمیم گیری عادی و پیچیده است و از نظر درگیری ذهنی شبیه تصمیم گیری عادی است.
تصمیم گیری پیچیده: شامل یک فرآیند گسترده جستجوی اطلاعات درونی و بیرونی است که به تبع آن ارزیابی پیچیده ای از گزینه های چندگانه انجام می شود و در نهایت پس از خرید یک ارزیابی اصلی و دقیق شکل می گیرد و تصمیم هاى گرفته شده همواره با مقدار زیادی خطر همراه است. مصرف کننده سعی می کند در حد امکان اطلاعات موجود را، شامل آن چه در حافظه خود دارد (جستجوی داخلی) و همچنین منابع خارجی (جستجوی خارجی) جمع آوری کند (Watson et al.., 2002, p: 395).
2-1-3-1) فرآیند تصمیم گیری مصرف کننده
در ارتباط با تشریح رفتار مصرف کنندگان مدل ها وتئوری های مختلفی بیان شده است که هریک از زاویه ای خاص رفتار مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار م یدهد. در این میان مدل های تصمیم گیری خرید به علت فراهم آوردن چارچوبی مشخص و تعریف شده از مراحل و فرایندهای رفتار مصر فکننده، به درک و استنباط دقیق تر از روابط موجود میان متغیرهای رفتار مصر فکننده کمک می نمایند (Vignali et al.., 2001, p:461). مراحلی را که خریدار جهت تصمیم گیری برای انتخاب محصولات و خدمات طی می نماید، فرایند تصمیم گیری خرید می نامند. بر این اساس، در ورای هر عمل خرید یک فرایند مهم تصمیم گیری نهفته است که می بایست مورد بررسی قرار گیرد. مدل های تصمیم گیری خرید، نشیر: مدل نیکوزیا (1966)، مدل هووارد شث (1964)، مدل انگل-کولات-بلک ول (1978) و مدل ویلکی (1994)، ازجمله مهم ترین مدلهای تصمیم گیری خرید می باشند (Watson et al.., 2002, p:395).
از میان مدل های مطرح شده، مدل ویلکی (1994)، فرآیند رفتار مصرف کننده را به عنوان یک فرآیند سه مرحله ای که در هر یک از مراحل مصرف کننده فعالیت های خاصی را انجام می دهد، در نظر می گیرد. این مدل برمبنای مفاهیم مرتبط با فرایند تصمیم گیری خرید شکل گرفته است. به اعتقاد ویلکی، مطالعه تصمیم گیری مصر فکننده شامل تجزیه و تحلیل چگونگی انتخاب افراد از میان یک یا دو یا چند گزینه خرید و فرایندهایی که قبل و یا پس از خرید رخ می دهند، می باشد (فیروزیان و همکاران؛ 1388؛ 130).
فرآیندهای تصمیم گیری آتی
مصرف و ارزیابی محصول
تصمیم گیری خرید
جمع آوری اطلاعاتو ارزیابی گزینه ها
تشخیص مساله
فعایتهای پیش از خرید
فعالیت های در حین خرید
فعالیت های پس از خرید

نمودار2-1) مراحل رفتار مصرف کننده (فیروزیان و همکاران؛ 1388)
فعالیت های پیش از خرید در مراحل ابتدایی فرایند تصمیم گیری خرید و هنگامی که فرد در وهله نخست برای انجام خرید برانگیخته شد ه باشد، رخ می دهند. این فعالیت ها از اهمیت بالایی هم برای مصر ف کنندگان و هم برای بازاریابان برخوردار می باشد، چرا که بر اساس نتایج آنها مشخص می گردد مصرف کنندگان چه محصولاتی را در چه زمان و مکانی خریداری خواهند نمود. در یک نقطه از فرایند، مصرف کننده م یبایست جستجو و ارزیابی اطلاعات را متوقف کرده یک گزینه خرید را انتخاب کند. گزینه خرید برای مصر فکننده دربرگیرنده خود کالا، بست هبندی، فروشگاه و شیوه خرید است. در این حالت مشتری با توجه به ویژگی های محصول و سایر عوامل به مصالحه قانع کننده روی می آورد. زمانی که خریدار، نام تجاری و فروشگاه مورد نظر خود را انتخاب کرد باید فرایند مبادله را به پایان برساند. این مرحله همان مرحله خرید م یباشد. در محیط های سنتی فروشگا هها، این مرحله بدون درنگ و تأخیر انجام می شود . البته استثنائاتی هم وجود دارد. فعالیت های پس از خرید معطوف به اتفاقاتی می گردد که، پس از اینکه عمل خرید صورت گرفت به وقوع می پیوندند چرا که فرایند تصمیم گیری با انجام دادن خرید پایان نمی یابد بلکه مصرف کننده تصمیم را ارزیابی کرده و از آن برای تصمیم گیری های آتی استفاده می نماید. نتیجه تمامی این فرایندها به مرحله نهایی یعنی مرحله رضایت ختم می شود که وفاداری و پایبندی مصرف کننده و تمایل وی به خرید مجدد را بوجود می آورد و یا اینکه موجب می شود مصرف کننده نام های تجاری مختلفی را به طور متناوب انتخاب کند یا آن رده محصول را به طور غیرمستمر مورد استفاده قرار دهد (Szymanski and Hen--, 2001, p:17).
در واقع، زمانی که کالایی خریداری می شود، مصرف کننده به طور معمول از فرآیند تصمیم گیری پنج مرحله ای ذیل پیروی می کند. این پنج مرحله نشان دهنده ی یک فرآیند عمومی هستند که مصرف کننده از شناسایی یک محصول یا خدمت مورد نیاز تا ارزیابی آن و خرید می گذراند.
تشخیص مساله: تشخیص مساله تفاوت میان حالت مطلوب و حالت مطلوب و حالت موجود که برای تحریک، تقویت و فعال سازی فرآیند تصمیم گیری کافی است. حالت موجود، شیوه ی ادراک فرد از احساسات و موقعیت فعلی اوست. حالت مطلوب شیوه ای است که فرد تمایل دارد آن طور احساس کند یا حالت فعلی او آنطور باشد.
جستجوی اطلاعات: پس از شناخت مساله، مصرف کننده در جستجوی اطلاعات بر می آید. برای کسب اطلاعات مصرف کننده ممکن است به کاوش درونی یا کاوش بیرونی دست بزند. کاوش درونی زمانی است که مصرف کننده برای خرید به تجربه های پیشین خود مراجعه می کند و کاوش بیرونی زمانی است که مصرف کننده از اطلاعات دیگران برای خرید استفاده می کند.
ارزیابی گزینه ها: مصرف کننده انتخاب های گوناگونی را بر اساس خصیه های متفاوت رتبه بندی کرده و مقایسه می کند، روش های متفاوتی برای محدود کردن تعداد گزینه ها وجود دارد که عبارتست از:
انتخاب بر اساس یک ویژگی خاص محصول و کنارگذاشتن سایر محصولات که چنین ویژگی را ندارند.
استفاده از روش برش که برای ویژگی های محصول یک حداقل یا حداکثر تعیین می شود و سپس محصول هایی که در این محدوده قرار ندارند، کنار گذاشته می شوند.
ویژگی های محصول را براساس میزان اهمیت آنها مرتب کرده و سپس براساس مهمترین ویژگی ها به ارزیابی شیوه ی عملکرد محصولات بپردازیم.
تصمیم به خرید: در این مرحله مصرف کننده تصمیم خرید خود را می گیرد. این تصمیمات گاهی بسیار آنی است و مرحله ی ارزیابی گزینه ها را مستقیم دنبال نمی کند. در این مرحله یکی از نکات اساسی قدرت و مهارت مدیریت در گفتگو و خرید و فروش است. متقاعد ساختن مشتریان در این مرحله اهمیت زیادی دارد. تا زمانی که عمل خرید صورت می گیرد، دو عامل عمده وجود دارد که ممکن است بر تصمیم فرد تاثیر بگذارد که عبارتند از: عقیده و نظر دیگران مانند دوستان و آشنایان و عوامل پیش بینی نشده ی دیگر.
رفتار پس از خرید: مرحله ی نهایی در فرآیند خرید مصرف کننده، رفتار پس از خرید است. در این زمان مصرف کننده خرید را ارزیابی می کند. این ارزیابی در واقع، مقایسه ی میان آن چیری است که مصرف کننده انتظار آن را دارد و آن چیزی که واقعا دریافت کرده است. اگر کالا یا خدمات، انتظارات مصرف کننده را برآورده سازد، وی از خرید راضی می شود، اما اگر این انتظارات را برآورده نکند، وی از خرید خود ناراضی خواهد شد. هنگامی که خرید یک کالا درگیری ذهنی بالایی را طلب می کند یا در نظر مردم بسیار مهم است و یا کالای خریداری شده، قیمت بسیار بالایی دارد، مصرف کنندگان در اکثر موارد، پس از خرید دچار شک و تردید می شوند. این شک و تردید، «ناهماهنگی شناختی پس از خرید» نامیده می شود (لشکری و نجچیان؛ 1388؛ 16).
رفتار پس از خرید
تصمیم خرید
ارزیابی اطلاعات
کسب اطلاعات
شناخت نیاز

شکل2-1) فرآیند تصمیم گیری مصرف کننده (لشکری و نجچیان؛ 1388)
2-1-3-2) تصمیم گیری درباره ی خرید
در مرحله ی ارزیابی گزینه های مختلف، مصرف کننده مارک های مختلف را درجه بندی می کند و قصد خرید در او ایجاد می شود. بطور کلی تصمیم مشتری برای خرید بر اساس استوار است که باید بهترین مارک خریداری شود ولی عملاً بین قصد و تصمیم دو عامل دیگر قرار می گیرد که در شکل نشان داده شده است.
ارزیابی گزینه های مختلف
قصد خرید
عوامل پیش بینی نشده
عقاید دیگران
تصمیم خرید

شکل 2-2) عوامل تأثیر گذار بین قصد و تصمیم خرید مصرف کننده (کاتلر و آرمسترانگ، 1991)
اولین عامل عقیده دیگران است، میزان تأثیر دیگران بر انتخاب خریدار بستگی دارد به شدت نظر دیگران نسبت به تصمیم خرید و انگیزه خریدار در پیروی از نظرات دیگران. هرچقدر این نظر سخت تر و جدی تر و صاحب این نظر به خریدار نزدیک تر باشد، تأثیر و نفوذ این نظر هم بیشتر می شود. قصد خرید تحت عوامل پیش بینی نشده موقعیتی نیز قرار می گیرد . قصد خرید بر اساس عوامل نظیر درآمد مورد انتظار خانواده، قیمت مورد انتظار و فواید مورد انتظار از کالا و شکل می گیرد. عوامل غیر قابل پیش بینی موقعیتی ممکن است درست زمانی که مصرف کننده می خواهد وارد عمل شود قصد او را تغییر دهند. با این وصف، رجحان ها و حتی قصد خرید، واقعی نمی انجامد. این عوامل شاید باعث هدایت رفتار خرید شوند ولی ممکن است نتیجه ای به دنبال نداشته باشند. تصمیم یک مصرف کننده برای خرید یا به تعویق انداختن و اجتناب از آن شدیداً تحت تأثیر مخاطره ذهنی قرار می گیرد. بسیاری از خریدها مستلزم قبول میزانی مخاطره است، مصرف کنندگان نیز از پیامد خرید بی خبرند و همین امر باعث ایجاد نگرانی در مصرف کننده می شود. میزان مخاطره ی ذهنی، بسته به مبلغ اختصاص یافته به خرید، عدم قطعیت خرید و میزان اعتماد به نفس مصرف کننده تغییر می کند. یک مصرف کننده برای کاهش میزان مخاطره ممکن است از تصمیم درباره خرید اجتناب کند، اطلاعات بیشتری جمع آوری نماید، درصدد خرید کالای با مارک ملی برآید یا کالاهایی را بخرد که دارای تضمینات کافی باشند. یک بازاریاب باید نخست دقیقاً عوامل تحریک کننده ای را بشناسد که باعث می شوند مصرف کنندگان احساس مخاطره کنند. سپس با ارائه اطلاعات و حمایت های لازم بگونه ای عمل کند که حتی المقدور مخاطره ی ذهنی مصرف کننده تقلیل یابد. (کاتلر و آرمسترانگ، 1388، ص 214).
2-1-3-3) چهار عنصر تصمیم گیری خرید مصرف کننده
مشتریان به هنگام خرید چهار مساله را مورد توجه قرار می دهد و چهار تصمیم متفاوت را می گیرند:
آیا باید هم اکنون به خرید کالایی مبادرت کند؟ افراد به طور معمول چیزهایی را می خرند که می خواهند در اختیار داشته باشند و با توجه به منابع محدود و فرصت های بیشمار تا هنگامی که نیاز مبرم نداشته باشند، خرید نمی کنند.
چه چیزی را باید خریداری کنیم؟ هنگامی که خریدار به این نتیجه می رسد که اقدام برای خرید در اولویت قرار دارد، این مساله برایش پیش می آید که چه مسیری را باید بگذراند.
آیا منابع و امکانات لازم را برای خرید در اختیار داریم؟ خریدار برای آنکه بتواند به خرید چیزی مبادرت کند، باید پول لازم را در اختیار داشته باشد.
از چه کسی باید خرید کنیم؟ هنگام خرید کالا و هنگامی که بودجه و امکانات لازم را در اختیار دارد، باید بداند از چه فروشنده ای کالای مورد نیاز خود را خریداری کند که به موقع آن را تحویل دهد (لشکری و نخچیان؛ 1388؛ 17).
2-1-3-4) عوامل مؤثر بر تصمیم خرید مصرف کننده
دنیای ما دنیای گسترده از کالاهاست اما یک بازار گذار مشکلی متفاوت از مصرف کننده نسبت به این کالاها دارد در بازار مسلماً باید فرایند تصمیم گیری مصرف کننده برای خرید و انتخاب محصول مورد توجه قرار گیرد تا بتواند استراتژی های صحیح بازاریابی را برای شرکت و یا محصول خود اتخاذ کند. از مهمترین عوامل که بر تصمیم خرید و مصرف کننده مؤثر است، می توان به عوامل فرهنگی اشاره کرد. فرهنگ اصلی ترین دلیل تمایل رفتار و نهایتاً تمایز افراد است. بازارگذار باید به الگوهای رفتاری، فرهنگی، اجتماعی مشتریان و مصرف کنندگان به بازارهای مورد نظرش آشنا باشد و بتواند محصولاتی مناسب و مطلوب و منطبق با فرهنگ مصرف کننده فراهم آورد. طبقه اجتماعی نیز از عوامل مؤثر بر تصمیم خرید محسوب می شود. زمان ، مکان و شیوه خرید طبقه با طبقه دیگر متفاوت است. نکته جالب توجه این است که در همه جوامع معمولاً تصمیم خرید افراد تحت تأثیر دیدگاه ها و نظرات گروههای دیگر قرار می گیرد . هنرمندان، ورزشکاران ، حتی چهره های شاخص سیاسی و علمی می توانند بر تصمیم خرید افراد مؤثر باشند. خانواده و حتی کسانی که به نحوی در یک جا با هم زندگی می کنند مثل چند دانشجو بر رفتار خرید یکدیگر تأثیر می گذارند. توجه به نقش زن یا شوهر یا بچّه در انتخاب محصولات مؤثر است تحقیقات نشان می دهد که به طور سنتی نقش زن در انتخاب غذا و لباس بیش تر بوده ولی با افزایش زنان شاغل تمایل شوهران به خرید خانواده بیشتر شده است. اندازه خانواده نیز در تصمیم خرید مؤثر است . سن و شغل افراد و نیز در الگوی مصرف آنها تأثیر می گذارد . عوامل روان شناختی نیز بر تصمیم خرید افراد تأثیر زیادی دارند، به عنوان مثال شخصیت افراد در تصمیم خرید آنها تأثیر می گذارد، اعتماد به نفس، اقتدار، آرامش جزء ویژگیهای شخصیتی هستند که شیوه خرید افراد را متفاوت می کنند . خود پنداری افراد بر خریدشان تأثیر می گذارد حتی افراد مارک هایی را ترجیح می دهند که با خود پنداری آنها سازگار باشد و در نهایت کلام به عنوان عامل مؤثر بر تصمیم خرید برداشت می شود که ناشی از ذهنیت و شخصیت و برداشت مصرف کننده است در واقع برداشت فرایندی است که شخص اطلاعات را از محیط می گیرد، تفسیر، می کند و بر مبنای آن برای خرید تصمیم می گیرد ( نجف پور، 1386،ص2).
2-1-3-5) خانواده و نقش آن در فرآیند تصمیم گیری خرید
خانواده یک سازمان خرید کننده کامل و پیچیده ای است که نیازهای دو نسل یا بیشتر را در بر می گیرد. رفتار خرید، بوسیله ماهیت خانواده به شدت تأثیر می پذیرد و مسئولیت های آن ممکن است تقاضا برای دامنه معکوسی از کالاها و خدمات را ایجاد کند . شناخت عامل خانواده در تصمیم گیری خرید به دلایل زیر حایز اهمیت است .
بسیاری از تقسیمات خرید در خانواده انجام می گیرد.
رفتار مصرف در واحد خانواده آغاز می شود ، کودکان الگوی رفتار بازار را از والدین خود می آموزند.
نقش های خانواده و ترجیحات کالاهایی که کودکان مشاهده می کنند مدل هایی هستند که این کودکان در بنا نهادن خانواده خود از آنها استفاده کرده، آنها را تغییر یا رد می کنند.
تصمیمات خرید خانواده ترکیبی از تعاملات خانواده و تصمیم گیری فردی است.
خانواده به عنوان تفسیرگر نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای افراد عمل می کند (صمدی، 1386، ص89).
2-1-4) تمایل مصرف کنندگان به خرید
تمایل مصرف کننده وقتی به انگیزه تبدیل می شود که به طرف شیء محرک هدایت شود، که مورد مصرف کنندگان انتخاب کالا است. واکنش مصرف کنندگان به خرید کالاها به اوضاع و احوال محیط آنها بستگی دارد، شرایط و اوضاع و احوال از محرک های کوچکی تشکیل می شوند که زمان، مکان و نحوه واکنش مصرف کننده را تعیین می کنند. تماشای کالا از ویترین فروشگاه، قیمت فروش کالا با تخفیف مخصوص و تشویق همراهان، همه و همه شرایط و اوضاع و احوالی را به وجود می آورند، که پاسخ مصرف کننده را با انگیزه ناگهانی خرید کالا تحت تأثیر قرار می دهند. اگر تمایل مصرف کننده از شدت و قوت کافی برخوردار باشد و کالای ارضا کننده ای نیز در دسترس باشد، این احتمال وجود دارد که مصرف کننده این کالا را بخرد. با این وصف، رجحان ها و گرایشات، همیشه به انتخاب و خرید واقعی نمی انجامند. این عوامل شاید باعث هدایت رفتار خرید شوند، ولی ممکن است نتیجه ای به دنبال نداشته باشد. بازاریاب در پی آن است که بتواند با ارتباط دادن کالا با تمایلات نسبتاً قوی و به کمک اوضاع و احوال محیط و ایجاد عامل تقویت مثبت در محیط، برای آن کالا تقاضا به وجود آورند. یک شرکت جدید نیز با توسل به همان امیالی که رقبا از آن استفاده می کنند و ایجاد اوضاع و احوال مناسب می تواند وارد یک بازار شود و هم چنین می تواند مارک کالای خود را متناسب با امیالی کاملاً متفاوت طراحی کند و با ایجاد اوضاع و احوالی پر جاذبه، امکان تغییر جهت مشتریان را فراهم کند. تحقیقات در زمینه انگیزش، علی رغم این که ممکن است نتایج غیر عادی به دنبال داشته باشد، هنوز ابزار بس مفید به منظور بررسی عمیق تر رفتار مصرف کنندگان مورد استفاده قرار می گیرد (کاتلر و آرمسترانگ ، 1388 ، ص198).
ارزش عاطفی عامل مهم و تأثیر گذار در تمایل خرید محصولات می باشد . محققان موضوع را کشف کرده اند که حالت های شناختی رفتار خرید تأثیر گذار هستند . این نوع شناخت در ارتباط با درک اساسی این مورد می باشند که مشتریان عقلایی و عاطفی هستند . این درک به مدل تأثیر – شناختی خریدار از روی تمایل گسترش پیدا می کند که در آن پاسخ شناختی ( کیفیت مشخص ) و پاسخ مؤثر ( دوست داشتن ) بر تمایل آنها برای خرید تأثیر گذار می باشد. هر فردی ممکن است تمایل داشته باشد خود را متفاوت از دیگران ببیند طبق نظریه فرامکین افراد خاص نیاز به هویت مجزا یا نیاز منحصر به فرد بودن دارد این مصرف کنندگان این نیاز را بوسیله دارا بودن و نشان دادن محصولات مصرفی اصلی، عالی و منحصر به فرد نشان می دهند و تصویر فردی و اجتماعی خود را تقویت می کنند. نسل های جوان تمایل زیادی به منحصر به فرد بودن و نشان دادن خود از طریق محصولاتی مثل لباس و لوازم دیگر دارند.کمیابی محصول در یک منطقه باعث افزایش تمایل و علاقه برای خرید کالای مربوطه در مقابل کالاهای موجود منطقه ای می گردد.(Kumar et al., , P:).
ارزش های عاطفی و احساسی که مشتریان از روی تفریح و تجربیات لذت بخش بدست می آورند در تمایل به خرید محصولات مرثر هستند. سوئینی و سوتار ارزش های عاطفی را به عنوان فایده بر گرفته از احساسات یا حالت تأثیر گذار تعریف کرده اند که نسل های محصولات را بوجود می آورد. در واقع، می توان گفت که تمایلات نقشی واسطه و میانجی گر مبتنی بر ساختار رفتارهای قبلی است لذا تمایلات یک پیش بینی معنی دار و قابل ملاحظه برای وقوع رفتار هستند (Helene De cannier and De pelsmaker, , P:).
تمایل عبارت است از یک محرک قوی داخلی که اقدامی را طلب می کند. یک محرک (یا انگیزش) عبارت از نیازی است که برای هدایت شخص در امر تأمین رضایت او از شدت کافی برخوردار باشد. نیاز می تواند از محرک های داخلی (گرسنگی، تشنگی وغیره) و خارجی (آگهی تلویزیونی، تبلیغات و غیره) سرچشمه بگیرد و زمانی شدت و قوت می گیرد که به یک تمایل تبدیل شود. شخص بر اساس تجربیات گذشته نحوه برخورد با این تمایل را آموخته است و بنابراین مستقیماً به سمت چیزی هدایت می شود که او را ارضا می کند (Sweenu and Soutar, , P:).
یک شخص در آنِ واحد نیازهای متفاوتی دارد. بعضی از نیازها بیولوژیک اند و از احساس گرسنگی، تشنگی و ناراحتی ناشی می شوند. بعضی از نیازها روانی اند، و از نیاز به شناخته شدن، احترام یا احساس تعلق ناشی می شوند. اکثر این نیازها در یک زمان معین برای تحریک فرد به انجام یک عمل خاص فاقد شدت کافی اند. یک نیاز زمانی به محرک تبدیل می شود که از شدت کافی برخوردار باشد. و نیز میل عبارت است از یک محرک قوی داخلی که اقدامی را طلب می کند. میل وقتی به انگیزه تبدیل می شود که به طرف یک شیء محرک هدایت شود. شرایط و اوضاع و احوال از محرک های کوچکی تشکیل می شود، که زمان، مکان و نحوه واکنش شخص را تعیین می کنند. اهمیت علمی نظریه یادگیری برای بازاریابان از آن جهت است که آنان می توانند با ارتباط دادن کالا یا خدمت با تمایلات نسبتاً قوی و به کمک اوضاع و احوال محیط و ایجاد عامل تقویت مثبت در محیط برای آن کالا تقاضا بوجود آورند (کاتلر و آرمسترانگ، 1388، ص 193 ).
2-1-4-1) عوامل مؤثر بر تمایل به خرید
مشتریان تمایل به خرید کالاهایی دارند که برند آن دارای ویژگی خوب، کیفیت و عملکرد منفعت آمیزی داشته باشد. احساس کیفیت مطلوب در محصولات مشتریان را تشویق می کند که با یک احساس هیجانی به طرف آن کالا متمایل شوند. در حالت تساوی دو محصول رقیب به طرف آن محصول تمایل دارند که احساس کیفیت سطح بالاتری از آن دارند (Yoo et al.., , P: ) و از طرفی کیفیت درک شده زمانی به تمایل خرید منتهی می شود که در مشتریان و مصرف کننده باعث ایجاد هیجان و احساس بالاتری گردد. ( Batra, , P: ). آگاهی داشتن از برندهای محصولات ، بویژه وقتی که آن مارک کیفیت و ارزش هیجانی برای مشتریان به همراه داشته باشد بر تمایل خرید مصرف کنندگان منتهی می شود حتی در تحقیقات بعمل آمده در مورد استفاده دانشجویان مکزیکی از لباسهای با مارک آمریکایی U.S.A مشخص شد با وجود اینکه کیفیت درک شده در محصول مزبور اگرچه دانشجویان را متقاعد نمی کرد، اما این برند غربی به دلیل احساس هیجانی و منحصر به فرد بودن که برایشان به ارمغان می آورد، نسبت به خرید آن برند تمایل داشتند(Young Lee et al., , P: ).
کیفیت مشخص شده و ارزش هیجانی بر تمایل به خرید مشتری تأثیر می گذارند. هدف از خرید مربوط به تمایل مصرف کننده به خرید به صورت روتین از آینده بوده و بر محصولات دیگر نیز تأثیر گذار است مصرف کنندگان ممکن است محصولی را خریداری کنند وقتی که محصولاتی با کیفیت درست و خصوصیت مناسب ارایه گردد. کیفیت بالا منجر به تفاوت قایل شدن بین محصولات و حق تقدم در تعدادی از محصولات از میان محصولات رقابتی شود که این رابطه بین کیفیت و تمایل خرید بایست مورد توجه قرار گیرد (Kumar et al.., , P: ). افرادی که به خرید در بازارهای با تأئید کننده های کالای عرضه شده برای فروش سرگرم هستند زمانیکه تحت تأثیر تأئید کننده های محصولات قرار می گیرند بیشتر متمایل شده اند بالاخص این امر وقتی بیشتر مؤثر بوده که مشتریان مجال و فرصت عمل متقابل و بازتاب حاصل از مصرف کالای مزبور با تأئید کننده های فروش مربوطه را بدست آورده اند . افرادی که سطح تحصیلات کمتری دارند، بیشتر تحت نفوذ تأئید کننده ها قرار گرفته و احتمال خرید کالا توسط آنان بیشتر است، زیرا افرادی که تحصیلات دانشگاهی یا تحصیلات مطلوب دارند، با تجزیه و تحلیل کردن و فرصت چاره اندیشی و کشف کردن اطلاعات از چندین منبع که برای خرید کالای خود در نظر می گیرند احتمال کمتری برای خرید یک محصول بر اساس منابع و اطلاعات دریافتی از خود نشان می دهند( Danesh vary and Keith schwer ,, P: ).
تخفیفات قیمتی در محصولات گاهی وقتی که مشتریان در حداقل نیاز خرید خودشان در یک محصول با آن مواجه می شوند، موجب کاهش اختیار در خرید، انعطاف در تصمیم گیری دلخواه و افزایش تمایل در خرید آن محصول حتی گاهاً در مقیاس بیشتر از حد معمول و نیاز را در بر می گیرد. لذا تخفیفات قیمتی به عنوان ابزار ارتقایی ، نگرش های مشتریان را به طرف تمایل به خرید محصولات مزبور متقاعد می کند و این انتقال نگرش از مجموعه ای محصولات به یک مجموعه متمرکز شده که تحت نفوذ تخفیفات قیمتی قرار گرفته اند، دلالت بر این دارد که مشتریان نسبت به قیمت حساس هستند و بازاریان باید با فروش های ارتقایی و بکارگیری ابزارهای فروش با قیمتهای متقاعد کننده برای مشتریان وارد عمل شوند (Tang, ,P: ).

بخش دوم: نیات رفتاری
2-2-1) تعریف نیات رفتاری
لاتز در سال 1381 بیان داشت که باورها بر شکل گیری نگرش ها تاثیر گذار هستند که این نگرش ها خود باعث پدید آمدن نیات رفتاری و در نتیجه افعال رفتاری می گردند. از دیدگاه رفتار مصرف کننده، نیات رفتاری نمایانگر تمایل مشتری برای انجام یک رفتار خاص مثل خرید یک محصول می باشد (Carter Larry Lee, 2009, p:218).
نیات رفتاری عبارت است از ادراک مشتریان نسبت به عملکرد خدمت دهندگان از لحاظ خدمت رسانی و اینکه آیا مشتریان حاضر به خرید بیشتر از یک سازمان خاص هستند و یا اینکه خرید خود را کاهش خواهند داد. نیات رفتاری یا نیات در رفتار، نتیجه ی فرآیند رضایت مشتریان است. نیات رفتاری را می توان به دو دسته تقسیم نمود: رفتارهای اقتصادی و رفتارهای اجتماعی (Anderson and Mittal, 2000, p:521).
آن دسته از رفتار مشتریان که بر عوامل مالی شرکت اثرگذار است، از قبیل تکرار خرید، جزء نیات رفتار اقتصادی محسوب می شود. آن دسته از رفتار مشتریان که بر رفتار مشتریان فعلی شرکت اثرگذار است، از قبیل شکایات، نیات رفتاری اجتماعی نامیده می شود. از آنجا که نیات رفتاری، پیش بینی کننده ی رفتار واقعی است، اندازه گیری نیات رفتاری برای محققان بازار دارای اهمیت فراوانی می باشد (صمدی و همکاران، 1388، ص 156).
2-2-2) عوامل روانی و فردی مرتبط با نیات رفتاری مصرف کنندگان
روانشناسی به بازاریابان کمک می کند تا چرایی و چگونگی رفتار مصرف کننده را درک کنند. انگیزه، ادراک، یادگیری، شخصیت و تلقی، موضوعات مهمی برای تفسیر فرایند خرید و هدایت تلاش های بازاریابی به شمار می آیند.

انگیزه:
انگیزه نیروی زاینده ای است که باعث رفتاری می شود تا نیازی ارضا گردد. از آنجا که نیازهای مصرف کننده کانون موضوعات بازاریابی است، بازاریابان می کوشند تا این نیازها را تحریک کنند. نیازهای بشر نامحدود است. روانشناسان نیازهای انسان را دارای سلسله مراتبی می دانند که در شکل زیر آمده است، تا زمانی که نیازهای مرتبه پایین تر برآورده نشود، فرد در صدد ارضای نیازهای مرتبه بالاتر بر نمی آید.

نیازهای خودیابی (خود شکوفایی)
نیازهای تشخّصی (موقعیت اجتماعی،
شهرت، حیثیت و احترام)
نیازهای اجتماعی
(دوستی، محبت و عشق)
نیازهای ایمنی
(ایمنی از صدمات و امنیت مالی)
نیازهای فیزیولوژیک
(غذا، آب، هوا، مسکن و غریزه جنسی)
شکل 2-3 ) سلسله مراتب نیازهای انسان (روستا، 1388، ص 17)

نیازهای فیزیولوژیک لازمه حیات و بقایی انسان است و باید قبل از همه ارضا شود. شرکت های تولید مواد غذایی و پوشاک به این نوع نیازها توجه دارند. نیازهای ایمنی شامل محافظت و نگهداری از خود و سلامت فیزیکی است. شرکتهای تولید کننده سیستمهای دزدگیر، بهداشت و پیشگیری از ناراحتیها و امراض بر این سطح از نیازهای انسان تأکید می ورزند. نیازهای اجتماعی، در ارتباط با دوستی، محبت و عشق در زندگی است و بنابراین شرکت های بیمه و سازمانهای گوناگون مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به رفع این نوع نیازها می پردازند. نیازهای شخصی شامل موقعیت اجتماعی، شهرت، حیثیت، و احترام به خویش است. ارایه کارتهای اعتباری از سوی بانکها نمونه ای از اینگونه تلاشهاست. بعضی از سازندگان اتومبیل توجه خود را به این نوع نیازها معطوف داشته اند. نیازهای خودیابی شامل خودشکوفایی و خودشناسی است (روستا، 1388، ص 17).

–90

رویکرد مالی
سبک تصمیم گیری

سبک تصمیم گیری اجتنابی

سبک تصمیم گیری فی البداهه

فرضیات تحقیق:
بین سبک تصمیم گیری مدیران وتجزیه و تحلیل رویکرد مالی بانکهای تجاری رابطه معناداری وجود دارد.
سایر فرضیه ها:
1)بین سبک تصمیم گیری عقلایی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
2) بین سبک تصمیم گیری شهودی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
3) بین سبک تصمیم گیری وابسته مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
۴) بین سبک تصمیم گیری اجتنابی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
5) بین سبک تصمیم گیری فوری مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق:
تعریف نظری به تعریف یک واژه توسط واژه‌های دیگر اشاره دارد.به عبارت دیگر در اینگونه تعریف از واژه‌های انتزاعی و ملاک های فرضی استفاده می‌شود.تعریف نظری به شناسایی ماهیت یک پدیده کمک کرده و نقش مهمی را در فرآیند تدوین فرضیات ایفا می‌کند(سرمد و همکاران، 1383).
تصمیم: تصمیمات انتخاب هایی هستند که از بین دو یا چند گزینه اتخاذمی شوند و در واکنش متقابل به یک مشکل گرفته می شوند(ویلهلم استینبرگ،2003)
در مدیریت معاصر تصمیم گیری به عنوان فرآیند حل یک مسأله تعریف شده است و اغلب به تصمیم گیری حل مسأله نیز گفته می شود. در تصمیم گیری عقلایی مدیر گرچه از دانش کافی برخوردار بوده و اطلاعات مورد نیاز را تا حد ممکن در اختیار داشته باشد، نهایتاً به خاطر کمبود اطلاعات از آینده در یک شرایط نامعلوم و بلاتکلیف قرار می گیرد وبرای دستیابی به نتایج مورد نظر تا حدودی به شانس و احتمال متوسل می شود.در نتیجه همواره با نوعی تردید ودودلی رو به رو بوده چه بسا ضعف حاصل از شک و تردید و عدم اطمینان او موجب سستی و عدم قاطعیت درتصمیم گیری و انحراف از مسیر صحیح ومناسب گردد(مجله اقتصاد ومدیریت شماره 24 و 25 ).
1- تصمیم گیری عقلایی : دیدگاه های منطقی وساختار مند به تصمیم گیری
2 - تصمیم گیری شهودی : تکیه بر ظن، احساس وادراک درتصمیم گیری ها
3- تصمیم گیری وابسته : تکیه بر راهنمایی وپشتیبانی دیگران در تصمیم گیری ها
4- تصمیم گیری اجتنابی : به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
5- تصمیم گیری فوری: تمایل بر تصمیم گیری ناگهانی وبدون تفکر قبلی ( اسپایسر وسادلر اسمیت، ٢٠05)
رویکرد مالی:
منظور از رویکرد به عنوان یک متغیر وابسته، رویکرد مالی بانک است که با شاخصهای ساختار سرمایه ، سودآوری ورشد سنجیده می شود.هرکدام از این شاخصهادارای زیر شاخه می باشند.( وزارت امور اقتصادی و دارایی، 1389)
مهمترین شاخصهای مالی که در اکثر بررسی های مالی در تمام دنیا از بانکها صورت می گیرد و توسط بانک توسعه بین المللی و موسسات رتبه بندی معتبر مورد استفاده قرارگرفته است، به شرح زیر می باشد:
ساختار سرمایه :
ساختار سرمایه از جمله موضوعاتی است که در عرصه بانکداری دارای اهمیت فراوانی است.مرتبط بودن ساختار سرمایه بانک ها با ریسک اعتباری و هزینه سرمایه باعث ایجاد تمایلات متضاد در بانک برای کاهش نسبت سرمایه برای رسیدن به سود بیش تر و یا افزایش سرمایه برای مقابله با خطر شده است.از همین رو و برای اطمینان از سلامت نظام پولی و مالی داخلی و بین المللی یک سری مقررات توسط نهادهای مسئول داخلی و بین المللی در این زمینه وضع و به مورد اجرا گذاشته شده است و سرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد علیرغم وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی بازپرداخت بدهی راداشته باشد وبه عملیات خود ادامه دهد (وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389).
سودآوری:
درآمد و سودآوری زیاد برای یک بانک، نشانگر توانایی آن درحمایت از عملیات حال وآینده می باشد.به طور مشخصتر درآمد وسودآوری، تعیین کننده ظرفیت جذب سرمایه به وسیله ساختن زیر بنای مناسب سرمایگذاری برای توسعه و پرداخت سود کافی به سهامداران می باشد.(وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389)
رشد:
این شاخص نشان دهنده رشد رویکرد بانک در مولفه های مختلفی نظیر رشد سپرده ها، رشد تسهیلات اعطایی ،رشد درآمد و... می باشد.( وزارت امور و اقتصاد ودارایی،1389)
تعریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی، تعریفی است که بر ویژگی های قابل مشاهده استوار است. این نوع تعریف فعالیت های محقق را در اندازه‌گیری یا دست کاری یک متغیر مشخص می‌سازد. به عبارت دیگر تعریف عملیاتی راهنمای محقق است در آن چه که باید انجام گیرد و شیوه انجام آن (سرمد و همکاران، 1383).
برای بدست آوردن ارقام مورد نیاز سبک تصمیم گیری مدیران، از پرسشنامه اسکات و بروس(1995)استفاده شده است. با استفاده از پرسشنامه 25 سوالی با طیف پنج گزینه ای لیکرت اندازه‌گیری شده است. در این پرسشنامه سوال‌های 3-7-11-13-25 برای سنجش سبک عقلایی، سوال های 1-4-12-16-17 برای سنجش سبک شهودی، سوال های 2-5-10-18-22 برای سنجش سبک وابسته، سوال های 6-14-19-21-23 برای سنجش سبک اجتنابی، سوال های 8-9-15-20-24 برای سنجش سبک فوری تدوین شده است. برای سنجش از مقیاس فاصله ای استفاده شده است.
در پژوهش حاضر، برای بدست آوردن ارقام رویکرد مالی بانک ها جهت انجام تحقیق، از آمار و صورت های مالی گزارش شده که توسط وزارت امور اقتصادی ودارایی درسال 1390 و با استفاده از بررسی صورت های مالی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی استفاده شده است
قلمرو موضوعی :
حوزه نگرشی این تحقیق، سبکهای تصمیم گیری است.بنابراین در حوزه مباحث مدیریت رفتارسازمانی طبقه بندی می شود.همچنین رویکرد مالی در حوزه مباحث مدیریت مالی طبقه بندی می شود.
دوره زمانی :
دوره زمانی این تحقیق، از آبان1391 تا تیر ماه 1392 بوده است.
دوره مکانی:
این تحقیق از نظر قلمرو مکانی شامل بانکهای تجاری استان گیلان می باشد.منظور شش بانک از بانکهای هستند که هدف اولیه تاسیس وفعالیت آن ها انجام امور تجاری می باشد.این بانکها عبارتند از ملی، ملت، تجارت، صادرات ایران، رفاه وسپه
فصل دوم
ادبیات تحقیق
بخش اول: سبک تصمیم گیری
مقدمه :
از آنجا که نیروی انسانی محور کلیه فعالیت های اقتصادی و سیاسی و...است. لذا سرمایه گذاری در این منبع و مدیریت صحیح آن، یکی از اهداف مهم توسعه همه جانبه محسوب می گردد. به طوری که کشورهای پیشرفته نیز ابتدا در تربیت نیروی فنی و تخصصی خود پیشقدم بوده و سپس به توسعه اقتصادی صنعتی نایل شده اند، بر این اساس امروزه میزان اطلاعات علمی و مهارت های فنی منابع انسانی خود به عنوان یکی از معیارهای توسعه یافتگی هر کشور به حساب می آید(عربی نژاد، 1375).
برای اجرای موفق هر فعالیت علاوه بر منابع مالی و وسایل و ابزار کار نیروی انسانی کارآمد نقش اساسی را ایفا می کند(رابرت اونز، 1987).
در جامعه کنونی هیچ انسانی وجود ندارد که در طول حیات خود صدها بار با سازمان ارتباط نداشته باشد. رویکرد سازمان ها وابسته به مدیریت آن هاست. مدیران ناگزیرند برای دستیابی به اهداف سازمان اصول و مفاهیم علمی را به کار بسته و با منطقی صحیح در کاربرد آن ها دقت کافی به عمل آورند به همین دلیل مدیران باید همیشه آنچه را به صرف و صلاح سازمان است انجام داده و از بروز تمایلات شخصی خود که با موازین اصول مدیریت مغایرت داشته باشد دوری گزینند(پرهیزگار، 1373).
همواره در پس هر رویکردی، تصمیم یا تصمیماتی وجود داردکه نوع رویکرد را مستقیماً تحت تاثیر قرار می دهد. شناخت سبکها وفرآیند تصمیم گیری در راستای بهبود تصمیماتی که توسط مدیران اتخاذ می شود، می تواند منجر به بهبود رویکرد بانکها شود، از آنجاکه در اغلب سازمان ها و حتی در بانک ها از توانایی های کارکنان استفاده بهینه نمی‌شود و مدیران قادر به بکارگیری ظرفیت های بالقوه آنان نیستند، آنها با در نظرگرفتن این رویکردها میتوانند تصمیم درستی بگیرند(گرجی، 1389).
در این فصل از پژوهش، با توجه به موضوع تحقیق که((بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران وتجزیه وتحلیل رویکرد مالی بانکهای تجاری ))است، در این بخش به بررسی سیر تحول، مدل و تئوری، آثار و تبعات و بستر وپیشینه تحقیق اختصاص داده شده است.
مطابق نظر رابینز(1998) تصمیمات، انتخاب هایی هستند که از بین دو یا چند گزینه اتخاذمی شوند و در واکنش متقابل به یک مشکل گرفته می شوند(استینبرگ، ٢٠٠٣).
تصمیمات برای اداره کردن، یک نقش محوری دارند( آدایر، 1985) .
تصمیم گیری عقلایی : دیدگاه های منطقی وساختار مند به تصمیم گیری
تصمیم گیری شهودی : تکیه بر ظن، احساس وادراک درتصمیم گیری ها
تصمیم گیری وابسته : تکیه بر راهنمایی وپشتیبانی دیگران در تصمیم گیری ها
تصمیم گیری اجتنابی : به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
تصمیم گیری فوری: تمایل بر تصمیم گیری ناگهانی وبدون تفکر قبلی ( اسپایسر وسادلراسمیت، ٢٠٠۵)
در هر موقعیت مدیریتی، یک تصمیم یا مجموعه ای از تصمیمات باید برای اجرا در اولویت باشند.نتیجه نیز بر حسب موفقیت یا شکست، بستگی به خود تصمیم واثربخشی اجرای آن دارد (ویلهلم استینبرگ، ٢٠٠٣)
تصمیم گیری موثر، یکی از مهارت های مهم شغلی وزندگی به شمار می رود. همان گونه که(اسکات وبروس، ١٩٩۵) ذکر کردند، در مقایسه با توجهی که به شغل و شرایط تصمیم شده است، توجه کمی به خصوصیات تصمیم گیرندگانی که نتایج تصمیمات را تحت تاثیر قرارمی دهند، شده است. اما اخیرًا محققان بر خصوصیات تصمیم گیرندگان تمرکز کرده اند(رابرت لو، 2000).
علاقه مدیران به تصمیم گیری وحل مشکلات، سابقه تاریخی دارد .دلیل چنین علاقه ای نیز روشن است. تصمیم گیری یک فعالیت بنیادی است که رویکرد را تحت تاثیر قرار می دهد.کیفیت تصمیمات مدیران، یک عامل بزرگ در تعیین رویکرد است که بوسیله توجهی که به تصمیمات خاص شده، بدست آمده است. به نظر می رسد که سبک تصمیم گیری بر رویکرد تاثیرگذار است( فردریک راس وهمکاران، ١٩٩۶).
کیفیت تصمیم گیری در سازمان ها، بستگی به انتخاب اهداف مناسب و تعیین ابزار رسیدن به آن ها را دارد. مدیران با ترکیب بهینه فاکتورهای رفتاری وساختاری، می توانند احتمال اتخاذ تصمیمات با کیفیت را افزایش دهند.کیفیت تصمیمات، نه تنها احتمال اخذ تصمیمات خوب را افزایش می دهد، بلکه نقطه آغازی است برای اتخاذ تصمیمات موثراست( ویلهلم استینبرگ، ٢٠٠٣).
پژوهشهای قبلی برروی این موضوع استوار بود که افراد برای انتخاب بهینه، تئوری های اصلی را دنبال می کنند در حالی که تحقیقات نوین، بیشتر بر روی این موضوع توجه دارندکه چگونه مشکل تصمیم و شرایط تصمیم گیری، فرایند تصمیم را تحت تاثیر قرار می دهد(پیتر تونهلم، ٢٠٠۴).
تصمیم گیری با اطلاعات وکنترل در ارتباط است. بسیاری از فرهنگهای سازمانی، تلاش می کنند تا تمرکز کنترل را با مدیریت حفظ کنند و بنابراین با دادن دستورها وساختارها، تقویت رامحدود می کنند تا بلکه تصمیمات موثر را دربین کارمندان تسهیل کنند(درویش یوسف، 1998).
با بررسی های صورت گرفته توسط محقق بر روی منابع و مآخذ تحقیق که بیشترآن ها در خارج ازکشور انجام شده اند، طبقه بندی های مختلفی در مورد سبکهای تصمیم گیری وجود داردکه شاید بتوان گفت روح و اساس همه آن ها مشابه است. قبل از بیان این طبقه بندی ها، سبک تصمیم گیری تعریف می شود.
سبک تصمیم گیری:
تعریف:
سبک تصمیم گیری به عنوان یکسری عادات یادگرفته شده درتصمیم گیری و اسلوب خصوصیتی افراد در دریافت و پاسخ به وظایف تصمیم گیری تعریف شده است( هارن ١٩٧٩، دریور ١٩٧٩).
سبک تصمیم گیری اشخاص، رویکرد سرشتی و عادتی (ولو اینکه آموختنی باشد) است که انتخاب را تحت تاثیر قرار می دهد وسپس بر اساس آن انتخاب، عمل می شود(پاتریک کونور و بوریس بکر،003 ٢).
افراد در شیوه تصمیم گیریشان ثبات دارند.آن ها یک سبک تصمیم گیری اصلی دارند هرچند که ممکن است منحصرًا از آن استفاده نکنند(دریور وهمکاران، ١٩٩٠).
عوامل موثر بر سبک تصمیم گیری:
بر پایه تحقیقاتی که توسط محققان متعدد در فرهنگها وسازمان های مختلف و درکشورهای گوناگون صورت گرفته است عوامل موثر بر سبکهای تصمیم گیری شناخته شده است که در زیر به آن ها اشاره می شود .
نتایج یکی از این تحقیقات توسط یوسف درویش درسال ١٩٩٨ نشان داد که فرهنگ سازمانی، سطح تکنولوژی مورد استفاده،آموزش وسطح مدیریتی، از پیشبینی کننده های سبک تصمیم گیری است.به ویژه فرهنگ سازمانی که به نظر می رسدتاثیر زیادی برسبک تصمیم گیری افراد می گذارد .
یافته های تحقیقی در کویت نشان داد که مدیرانی که سبک تصمیم مشاوره ای ومشارکتی دارند ورویکرد قوی تری دارند( علی وهمکاران، ١٩٩٧).
هافستد (1980) و طیب(1980) معتقدند که پیش زمینه فرهنگی برروی سبک تصمیم گیری تاثیرگذار است.
انواع سبک تصمیم گیری:
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه کارل جونگ:
کارل جونگ( ١٩٢٣) از ۴ سبک تصمیم گیری نام برده است.این چهار سبک در قالب دورویکرد بیان شده اند : رویکرد درون گرایی و رویکرد برون گرایی
1)سبک احساسی
آگاهی های مستقیمی که ازطریق حواس پنجگانه از اشیاء ، افراد، اتفاقات یا ایده ها حاصل می شود .
2) سبک ادراکی
آگاهی هایی که وقتی منابع به صورت صریح وروشن تعریف نشده اند، از طریق ضمیر ناخودآگاه دریافت می شود
٣) سبک تفکری
فرایند منطقی قضاوت و جستجو برای ایجاد روابط درست در نتیجه گیری
4) سبک عاطفی
فرایند ارزیابی موضوع براساس ارزشها وترجیحات(کوان، ١٩٩١)
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رو:
رو (1981) در پرسشنامه سبک تصمیم گیری خود ( DSI ) سبکها رابه ۴ گونه تقسیم کرده است که عبارتند از : دستور ی، تحلیلی، مفهومی ورفتاری .
همچنین سطوح سبک تصمیم گیری را به ۴ سطح خیلی غالب ، غالب، پشتیبان و کمترین تقسیم کرده است.
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه دریور و همکاران:
(دریور و همکاران ١٩٩0)سبک های تصمیم گیری رابه چهار سبک که بستگی به ترکیب منحصربه فرد استفاده از اطلاعات وتمرکز برراه حل دارد، تقسیم کردند .
استفاده از اطلاعات اشاره به تمایل شخصی به جستجو، هم با مقدار کم اطلاعات(راضی کننده ها) وهم با مقدار زیاد اطلاعات (حداکثر کننده ها ) قبل از تصمیم گیری دارد .
از طرف دیگر تمرکز بر راه حل، اشاره به رجحان شخص هم به یک راه حل برای یک مشکل(تک تمرکزی )و هم قبول روشهای چندگانه(چند تمرکزی)دارد .
سبک پنجم(سیستماتیک)نیز به وسیله(تاتو، ابرلین، کوترابا، برادبری، ٢٠٠٣ )پیشنهاد شده که معرف تصمیم گیرندگانی است که تلاش میکنند دیگر سبکهارامخصوصاً ترکیبی وسلسله مراتبی دریک مجموعه خیلی پیچیده بعنوان فرایند تصمیم منظم و اسلوب دار ترکیب کنند. این مجموعه نسبتاً پیچیده می توانددر قالب دو بخش طبقه بندی شود.
1)انحصاری:تصمیم گیران، تعداد محدودی از منابع و راه حل های ممکن را مورد توجه قرار می دهند .این بخش شامل سبکهای قاطع، انعطاف پذیر و سلسله مراتبی است.
2)جامع:تصمیم گیران تلاش می کنند تا ازتعداد زیادی منابع و راه حل های ممکن برای حل مشکل بهره جویند.این بخش شامل سبکهای ترکیبی و سیستماتیک است(تاتوم و همکاران ٢٠٠٣)
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه کرینر:
کرینر تصمیمات را از لحاظ سطح ابتکاری بودن به سه نوع معمول، اصلاحی و نوآورانه و به لحاظ برد زمانی و تاثیرگذاری( سطح مدیریتی درگیر )به سه نوع روزانه، تاکتیکی و راهبردی تقسیم بندی میکند(مدیریت و توسعه ،1390).
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه اسنهارد:
اسنهاردبیان داشت که تفاوت های سبکهای تصمیم گیری مربوط به نسبت اطلاعات مورد استفاده و جایگزین ها و ترکیب داده های چندگانه است . یکی از خصوصیات جالب تئوری اسنهارد تصوریست که مخالف تئوری تصمیم سنتی است.وقتی تصمیم گیرندگان از اطلاعات زیادی استفاده می کنند، به انتخابهای زیادی توجه می کنند وتلاش می کنند تا داده هارا ترکیب کنند وسرعت تصمیم لزوماً کم نیست. وقتی شخصی دریک حوزه آگاهی و دانش دارد، حتی وقتی منابع ورودی چندگانه مورد توجه قرار می گیرد، می تواند تصمیمات سریعی اتخاذ کند (تاتوم و همکاران ، ٢٠٠٣).
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه محمد باقریان و همکاران:
محمد باقریان و همکاران ( ١٣٨٠ ) سبکهای تصمیم گیری را به ده سبک تقسیم میکنند :
١) عقلایی :
در این سبک فرد با در اختیار داشتن تمامی اطلاعات لازم و تجزیه و تحلیل تمامی گزینه ها وپی آمدهای هر یک، یک راه راکه بهترین است برمی گزیندکه دارای هشت مرحله است و به دو بخش شناسایی مسئله و حل آن تقسیم میشود .
٢) عقلایی محدود :
عقلانیت انسان محدود است واین محدودیت ناشی از ذهن آدمی است که نمی تواندتمامی راه حل های ممکن برای حل یک مسئله را بشناسد و مطلوبیت و عواقب ناشی از انتخاب هر یک از راه حل ها را به طور کامل و به درستی پیشبینی کند.بنابراین نمی توان تصمیمی گرفت که در هر زمان و مکان بهترین تصمیم به شمار بیاید .
٣) علمی تصمیم گیری :
این سبک شبیه روش عقلایی است که در آن از آمار و ریاضی و شبیه سازی و کامپیوتر استفاده می کنند و در جایی کاربرد دارد که مسائل قابل تجزیه و تحلیل بوده و متغیرها را نیز بتوان مورد شناسایی قرار داد.
4) کارنگی :
سبک کارنگی به وسیله ریچارد سیرت، جیمز مارچ و هربرت سایمون ارائه شد.آنان نشان دادندکه در تصمیماتی که در سازمان گرفته می شوندتعدادزیادی مدیر دخالت دارند وتصمیم نهایی مبتنی بر نوعی ائتلاف است که بین مدیران به وجود می آید.این ائتلاف عبارت است از همکاری تعدادی از مدیران که درباره هدفهای سازمان و اولویتها توافق نظر دارندکه این توافق نظر شرط کیفیت آن تصمیم به شمار نمی آید .
5)تصمیم گیری مرحله ای :
تصمیمات مهمی که در سازمات های بزرگ گرفته می شود به صورت یک سلسله تصمیمات کوچک بوده و در مجموع به صورت یک تصمیم عمده درمی آیند که شامل سه مرحله شناسایی ، ارائه راه حل و انتخاب می باشد
۶) ادغام فرآیند مرحله ای و کارنگی :
هنگامی که دو بخش فرایند تصمیم گیری یعنی شناسایی مسئله و حل مسئله بصورت همزمان بسیار نامطمئن باشد، الگوی کارنگی در مرحله شناسایی مسئله و الگوی مرحله ای در بخش حل مسئله چاره ساز خواهند بود و حالتی ترکیبی ایجاد می کنند .
٧)مدل سطل زباله :
ویژگی این سبک این است که فرآیند تصمیم گیری به عنوان یک سلسله مراحل پیاپی نیست که با مسئله یا مشکلی شروع شود و با یک راه حل به پایان برسد. در واقع ممکن است فرآیند شناسایی مسئله و ارائه راه حل هیچ رابطه ای با هم نداشته باشند .(سلمانی،1384) از این سبک به نام "کشکول" نام برده است و بیان می کندکه این سبک، بیشتر
در سازمان هایی مورد استفاده قرار می گیرد که برای تحقق اهداف اختلاف نظر وجود دارد، رابطه علت و معلولی به دلیل فقدان شناخت بین مشکلات و راه حل برقرار نمی شود، سازمان به مشکلات به دلیل ناتوانی در حل آن ها خو گرفته است و آمار جابجایی و ترک سازمان بالاست.
٨)تصمیم گیری اقتضایی :
مبتنی بر این اصل است که کاربرد هر تصمیم یا روشی به وضعیت محیط یا شرایطی بستگی داردکه سازمان در آن واقع شده است . دو ویژگی سازمانی که در تعیین روش تصمیم گیری نقش مهمی ایفا می کنند عبارتند از : توافق نظر در مورد هدف و دانش فنی در مورد شیوه های تامین آن هدفها
٩) تصمیم گیری در بحران :
در اینجا ماهیت مسئله و شرایط محیطی محورکانونی تحولات است وکیفیت تصمیم گیری تابع سه عامل قرار گرفته است : کیفیت اطلاعاتی که وارد فرآیند تصمیم گیری می شود، بیان صحیح و روشن هدف و قوه درک وتوان ذهنی و شعور تصمیم گیرنده .
١٠)تصمیم گیری در نظریه آشوب :
در این نظریه به وضعیتی آشوبی یا بی نظم گفته می شود که به علت عدم وجود قوانین مشخص، امر پیشبینی میسر نیست و یکی از مفروضات این نظریه این است که بین پدیده ها رابطه خطی وجود ندارد.بنابراین نمی توان روند گذشته را به حال و آینده تسری داد .
انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه دفت:
(ریچارد ال دفت، ١٩٩٨ ) از پنج سبک تصمیم گیری به شرح زیر نام می برد:
الف- سبک قاطعیت:
در این سبک، فرد به اطلاعات محدود ومشخص اکتفا می کند ودر پی راه حل منحصر به فردبر می آید .
ب- سبک انعطاف پذیر :
در این سبک، به اطلاعات محدود ومشخصی اکتفا ولی راه حل های متعددی ارائه می شود .دراین سبک سرعت بسیار زیاد است وکانون توجه پیوسته تغییر می کند .
ج –سبک مبتنی بر سلسله مراتب اختیارات :
در این سبک، بیشترین اطلاعات جمع آوری وراه حل های زیادی ارائه می شود.در اجرای این سبک کنترل شدیدی اعمال می گردد وسعی می شود برای رسیدن به بهترین راه حل ازاطلاعاتی استفاده شود که از نظر کیفیت غنی باشد.
د- سبک یکپارچه :
دراین سبک اطلاعات زیادی جمع آوری می شود ولی بااستفاده از آن ها، راه حل های متعددی ارائه می گردد. هدف از این سبک حداکثررسانیدن سود وتاکیدآن برنوآوری وخلاقیت می باشد .
-انواع سبک تصمیم گیری از دیدگاه رابینز:
بر اساس تحقیقات رابینز( ٢٠٠۵ )در مورد سبکهای تصمیم، چهار دیدگاه فردی متفاوت در تصمیم گیری نشان داده شده است. چارچوب اصلی مدل بر این شناخت استوار است که افراد در دو بعد متفاوتند .
*بعد اول شیوه تفکر= بعضی از افراد منطقی و عقلایی هستند.آن ها اطلاعات را به صورت به هم پیوسته وجزء به جزءپردازش می کنند. در مقابل، بعضی از افراد احساسی و خلاق هستند.آن ها موضوعات را به عنوان یک کل درک می کنند.
بعد دوم درجه تحمل ابهام افراد=بعضی افراد نیاز بالایی به اطلاعات ساختاری دارند درشیوه هایی که ابهام را حداقل می کند. در حالی که دیگران می توانند حجم زیادی از مطالب را در زمان مشابه پردازش کنند. وقتی این دو بعد بر روی نمودار می آید چهار سبک تصمیم گیری را شکل می دهد که عبارتنداز: دستوری ، تحلیلی، مفهومی، رفتاری
مفهومی تحلیلی
رفتاری
دستوری
شهودی شیوه تفکر عقلای
افراد، سبک دستوری را هنگامی به کار می برندکه درجه تحمل ابهام پایین داشته باشند. آن ها کارآمدومنطقی هستند اما کارایی آن ها نتیجه را به تصمیماتی که باحداقل اطلاعات و باجایگزین های کم در دسترس مربوط می کند در نوع دستوری تصمیماتی سریع اتخاذمی شود.سبک تحلیلی نسبت به سبک دستوری از درجه ابهام بیشتری بر خوردار است.مدیران تحلیلی به بهترین وجه اختصاصی شده اند بعنوان تصمیم گیران بادقت، با توانایی سازگاری و روبرو شدن با شرایط ناخواسته و جدید افرادباسبک مفهومی تمایل به استفاده از داده ها از منابع چندگانه و توجه به جایگزین های زیاددارند تمرکز دارند.تمرکز آن ها بر بلند مدت است و دریافتن راه حل های خلاقانه در مشکلات بسیار خوب عمل می کنند. طبقه آخر یعنی سبک رفتاری مختص تصمیم گیرانی است که توجه زیادی به افراد در سازمان و توسعه آن ها دارند.آن ها دقت میکنند تا با زیردستانشان خوب باشند و آمادگی پذیرش پیشنهادات از جانب دیگران را دارند.آن ها بر کوتاه مدت تمرکزدارند و از داده هادر تصمیم گیری استفاده می کنند.این نوع از مدیران سعی میکنند از تعارض دوری کنند و به دنبال مورد قبول قرارگرفتن هستند.اگر چه این چهار طبقه محدود هستند ولی بیشتر مدیران ویژگی هایی دارند که دارای بیش از یک سبک هستند. بعضی از مدیران، بیشتر به طورمختصر بر سبک غالبشان تکیه می کنند. بنابر این بیشتر مدیران انعطافپذیر می توانند بر حسب شرایط تغییر یابند.هوش مساوی و دسترسی مشابه به اطلاعات می توانند دیدگاههای متفاوتی از تصمیمات و انتخاب های نهایی داشته باشند و مفید باشد.این امر همچنین می تواند به مادر فهم اینکه چگونه افراد با فرهنگهای متفاوت ممکن است دارای یک مشکل تصمیم باشند، کمک کند.
تحقیق دیگری که بر پایه تحقیق رابینز توسط رو و بولگاریدز (1992)انجام شده، مدل تکمیلی سبک تصمیم را ارائه داد که به طور خلاصه در جدول نمایش داده شده است:
تمایل به موفقیت
چشم انداز وسیع داشتن
خلاق بودن
مبتکر ایده های بشردوستانه-هنرمندانه
آینده نگر
لذت از حل مساله
خواستار بهترین جواب
خواستار کنترل
استفاده نسبتًا زیاد از داده ها
لذت از تنوع
نوآور بودن
استفاده از تجزیه وتحلیل های با دقت
حمایت گرا بودن
عقیده گرا بودن
تجربه گرا بودن
ارتباطات آسان
استفاده از داده های محدود نتیجه گرا بودن
تهاجمی بودن
سرعت عمل
استفاده از قوانین
استفاده از شهود
شفاهی بودن
نیاز به ساختار
اجتماعی/افراد ارزشگرا بودن تکنیکی/شغل
مدل تکمیلی سبک تصمیم گیری( رو و بولگاریدز،1992)
بررسی های صورت گرفته بر روی تحقیقاتی که اکثر قریب به اتفاق آن ها در خارج از کشور انجام گرفته، نشان می دهد که محققان برای شناسایی سبک تصمیم گیری افراد بیشتر از2مدل استفاده کرده اند.یکی مدلی که توسط رو ( ١٩٨١ ) بیان شده ودیگری سبک اسکات وبروس(1995) همان گونه که اسکات وبروس نیزذکرکرده اند، بیشتر تحقیقات صورت گرفته درگذشته، به نیازهای وظیفه تصمیم گیری ونیز شرایط محیط پرداخته اند واز توجه به تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری غافل مانده اند .در صورتی که امروزه تصمیم گیری به عنوان یکی از رفتارهای ویژه وخاص وجوهره مدیریت به شمار می رود وطبیعی است که باید بیش از پیش تفاوت های افراد در رفتار تصمیم گیری مدنظر قرار گیرد .به بیان دیگر، با توجه به رفتاری که هر فرد در زمان مواجه شدن با شرایط تصمیم گیری ازخود نشان می دهد، می توان سبک تصمیم گیری وی را تشخیص داد .البته دراینجا ذکردو نکته بسیار حائز اهمیت است.افراد غالباًیک نوع سبک تصمیم گیری منحصر بفرد دارند لیکن این امر در تمامی موارد عمومیت ندارد.دوم اینکه علاوه بررفتارهای فردی که در نوع سبک تصمیم گیری، تاثیر بسزایی دارد، به طور کلی شرایط موجود در زمان ومکان تصمیم گیری نیز بر نوع سبک اثر گذار است.از طرفی با توجه به نگاه جدید دانشمندان علم مدیریت به تاثیر احساس وادراک در نحوه رفتارافراد ودر طرف مقابل نگاه اقتصادی به انسان درخصوص عقلایی بودن تمامی رفتارها، بررسی تاثیر هرکدام از این رفتارها بر ابعاد گوناگون عملکرد و متغیر های شغلی دارای اهمیت است.
با توجه به دلایل و مستندات ارائه شده مدل تحقیق بشرح ذیل پیشنهاد شده است.
سبک تصمیم گیری عقلایی
سبک تصمیم گیری وابسته

رویکرد مالی
سبک تصمیم گیری
سبک تصمیم گیری شهودی

سبک تصمیم گیری اجتنابی

سبک تصمیم گیری فی البداهه

توسعه و بسط مدل :
اسکات و بروس(1995)باتکیه برکاردریور ( ١٩٧٩)بیان کردندکه سبکهای تصمیم گیری یادگرفتنی هستند و الگوی پاسخ به صورت عادت است که توسط یک شخص وقتی با شرایط تصمیم روبرو می شود، بروز می کند.آن ها کمی به نیازهای وظیفه تصمیم گیری و محیط توجه کردندوبیشتر به تفاوتهای افراد در رفتارتصمیم گیری پرداختند .
اسکات وبروس با بررسی سبکهای تصمیم گیری که قبلاً توسط دیگر دانشمندان پیشنهادشده بود، چهار مدل مقایسه ای برای سبکهای تصمیم گیری در نظر گرفته و تجزیه وتحلیل کردند. مدل اول، دو سبک تصمیم گیری را نشان می داد.1-سبک عقلایی‐ وابسته 2-سبک شهودی‐ فوری ‐ اجتنابی.یعنی در این مدل، عقلایی و وابسته به عنوان یک سبک و شهودی، فوری و اجتنابی به عنوان یک سبک در نظر گرفته شدند.
مدل دوم ،شامل سه سبک تصمیم گیری بود.1-سبک تصمیم گیری عقلایی2-سبک تصمیم گیری شهودی‐ فوری ‐ اجتنابی و 3-سبک تصمیم گیری وابسته .به عبارت دیگر، آن ها در این مدل نسبت به مدل اول، وابسته را به عنوان یک سبک جدا از عقلایی در نظر گرفتند.
مدل سوم سه سبک تصمیم گیری را نشان می داد.1-سبک عقلایی2- سبک شهودی‐ فوری-سبک وابسته 3-سبک اجتنابی. یعنی در این مدل نسبت به مدل قبلی، اجتنابی به عنوان یک سبک تصمیم گیری در نظر گرفته شد.
مدل چهارم شامل پنج سبک تصمیم گیری بود.در این مدل نسبت به مدل قبلی، شهودی و فوری به عنوان سبکهای جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در نهایت با انجام آزمون های گوناگون، سازگاری داخلی، اعتبار و ساختار عاملی بالایی برای این مدل به دست آمد و این مدل به عنوان مدل برتر نسبت به بقیه مدل ها، در نظر گرفته شد.
سبکهای تصمیم گیری اسکات و بروس
1-عقلایی :دیدگاه های ساختار یافته و منطقی به تصمیم گیری
2-شهودی: تکیه بر ظن ، احساس و ادراک
3-وابسته: تکیه بر راهنمایی و پشتیبانی دیگران
4-اجتنابی:به تعویق انداختن یا اجتناب از تصمیم گیری
5-فوری: تمایل به تصمیم گیری ناگهانی و بدون فکر قبلی
در سبک عقلایی که یک سبک کنکاشی، تحلیلی و منطقی است، تصمیم گیران تاثیرات بلندمدت تصمیماتشان را ارزیابی می کنند و یک جهت گیری وظیفه ای مبتنی بر واقعیت قوی درتصمیم گیریهایشان دارند.به نظر می رسد این سبک مرتبط با تمایل به وارد کردن ساختار وکنترل درونی باشد. ممکن است هردو عمل ساختار دادن وکنترل درونی، منجربه رویکرد بالاشود .
تصمیماتی که بوسیله افراد با سبک شهودی اتخاذ می شود، دارای جهت گیری احساسی ومبتنی بر تمایل درونی به سوق دادن اطلاعات به سمت ظن وگمان است. تصمیمات شهودی، نسبتاً سریع و با اطلاعات محدود اتخاذ می شوند و اغلب اگر ظن و احساس اشتباه باشند، تغییرمی کنند .
تصمیم گیران شهودی احتمالاً خیلی درمعرض اشتباهات وتناقض هستندکه ممکن است مدیران رابه سمت عدم اطمینان و بی اعتمادی از جانب زیردستان و مافوقان بکشاند.پس به نظر می رسد این سبک منجر به رویکرد پایین شود.
سبک وابسته تصمیم گیری دارای خصوصیاتی نظیر استفاده از نظر، عقیده و پشتیبانی دیگران درتصمیم گیری است. افراد با سبک وابسته شدید، در تصمیماتشان نسبت به دیگران احساس مسوولیت می کنند.اگر این رفتار بعنوان یک مشارکت در نظر گرفته شود، ممکن است عکس العمل های مناسبی در مافوق ها و زیردستان ایجاد کند.در عوض اگر این رفتار به شکل تکیه بر دیگران در نظر گرفته شود، ممکن است یک واکنش منفی ایجاد کند .
از ویژگی های سبک اجتنابی، تاخیر و عدم پذیرش است برخلاف قطعیت اجتناب ازتصمیم گیری ممکن است بوسیله بعضی ازافراد برای کاهش نگرانی و اضطراب مرتبط باتصمیم گیری استفاده شود. مدیرانی که با به تعویق انداختن تصمیم گیریها موافقند، به نظرمی رسد مایلند گله و شکایت خودرا از ما فوق ها وزیردستان خود نشان دهند.از خصوصیات سبک فوری وجود احساس قوی ازآگاهی وحضورذهن و علاقه به تصمیم گیری با حداکثر سرعت ممکن است.تصمیم گیران فوری بیان کرده اندکه آن ها تصمیمات را به اقتضای وقت می گیرند، بدون اندکی تامل. این تصمیم گیران ممکن است بعنوان یک فرد قاطع (بدون فکر قبلی ) نگریسته شوند.بنابراین مشخص نیست که آیا این امرموجب ارزیابی رویکرد بالا می شود یا پایین (راش، مکنیلی و کوپر، ١٩٩۶).
با توجه به مطالب یادشده، پژوهشگر معتقد است که تصمیم گیری عقلایی، به تصمیمات باکیفیت بالا منجر می شودکه خود می تواند موجب افزایش رویکردمالی شود.همچنین تصمیمات اجتنابی وفوری نیز به تصمیمات با کیفیت پایین می انجامد.فرض بر این است که سبک تصمیم گیری وابسته به عنوان تصمیم گیری مشارکتی لحاظ شده وتاثیرآن مثبت باشدوتصمیم گیری شهودی منجر به رویکرد پایین گردد.
بخش دوم:
بانک سازمانی است که جای اندوختن پول و سرمایه‌ی مردم است.بانک‌ها با پول اندخته شده، به داد و ستد می‌پردازند و طرح‌های اقتصادی بزرگ را پیش می‌برند. بخشی از سود به دست آمده از این کارها به سپرده‌گذاران پرداخت می‌شود.بانک‌ها به سپرده‌گذاران وام نیز می‌دهندوسپرده‌گذاران باداشتن سندهای شناخته‌شده‌ای مانند چک می‌توانندبدون جابه‌جایی پول به دادوستد بپردازند. پیشینه‌ی‌ بانکداری دست‌کم به 2 هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردد و ایرانیان در این کار پیشتاز بوده‌اند(کاظم بجنوردی،1381).
اوج بانک‌داری ایرانی را باید در دوران ساسانیان جست. در این دوره نیز سکه‌های طلا و نقره در همه جا به فراوانی در دادوستدها به کار می‌رفت. اما در آن دوره به جای جابه‌جای پول، از برات نیز بهره می‌گرفتند. برات سندی نوشتاری و شناخته شده بود که کار چک را انجام می‌داد. برات را از سده‌های پیشین می‌شناختند، اما به کارگیری گسترده‌ی آن به دوران ساسانی بازمی‌گردد(کاظم بجنوردی،1381)
پیشنهاد بنیان‌گذاری بانک در ایران را نخستین‌بار ژان ساوالان (Savalan .J) فرانسوی در سال 1864 میلادی، هنگامی که میرزا محمودخان ناصرالملک برای بستن قرارداد بنیان‌گذاری راه‌آهن در لندن بود، به او داد. پس از آن، بنگاه فرانسوی ارلانگه (Erlangeh) در سال 1886 کوشید امتیاز برپایی بانک در ایران را به دست آورد که به نتیجه نرسید. در همین زمان، روشنفکران و سرمایه‌داران ایرانی نیز کوشیدند نیاز کشور به داشتن بانک را برای دولت‌مردان قاجار روشن کنند. برای مثال، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله کتابی پیرامون نیاز کشور به بانک نوشت و محمد حسین امین‌الضرب، از بازرگانان و صرافان سرشناس، در نامه‌ای به ناصرالدین شاه نیاز کشور را به بانک به او گوشزد کرد. چند نفر از بازرگانان و سرشناسان ایرانی مقیم عثمانی(ترکیه) نیز برای بنیان‌گذاری بانک در ایران کوشش کردند. آنان می‌خواستند با همکاری سرمایه‌گذاران فرانسوی و بانک عثمانی، بانکی به نام بانک ایران و افغانستان، برپا کنند. اما چون سرمایه‌گذاران فرانسوی به سودآوری آن بانک اطمینان نداشتند، همکاری نکردند و چنین بانکی بازگشایی نشد(مصطفی داماد،1381).
بانک شرق جدید، نخستین بانک نوین در سال 1267 خورشیدی/1888 میلادی با نام بانک شرق جدید(New Oriental Banking) در تهران بازگشایی شد و درشهرهای مشهد، اصفهان، رشت، شیراز، بوشهر و تبریز نیز شعبه داشت. آن بانک یک بنیاد انگلیسی بود که در دیگر کشورهای آسیایی نیز شعبه داشت و توانست در زمان اندکی نرخ بهره را به 12 درصد کاهش دهد. آن بانک برای سپرده‌ها‌ی جاری 5/2 درصد، برای سپرده‌های شش‌ماهه، 4 درصد و برای سپرده‌های یک‌ساله، 6 درصد بهره می‌پرداخت. شعبه‌ی بانک تهران حواله‌های 5 قرانی صادر می‌کرد که چون حواله به بانک می‌رسید، وجه آن را به صورت سکه‌ی نقره می‌پرداختند. این بانک در برابر وامی که پرداخت می‌کرد، 12 درصد بهره می‌گرفت که برای شاه ایران حدود 6 تا 8 درصد بود.
بنابراین دست یابی به معیارهای یک نظام بانکی قوی وکارآمدکه به افشاء اطلاعات مربوط به فعالیتها و موقعیت مالی سیستم بانکی اقدام نماید، ضروری است.تجزیه و تحلیل رویکرد بانکها نه تنها از دید اقتصادی، بلکه از نظر جلب اعتماد عمومی نیز بسیار مهم تلقی می شود و باعث بهبود کیفیت مدیریت بانک نیز می شود.ضمن این که علاوه بر سایر شرایطی که بررویکردیک سازمان تاثیرگذار است، توجه به کیفیت زندگی کاری یعنی مجموعه ای از شرایط واقعی کار در یک سازمان که شامل میزان حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشتی، ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری، مردم سالاری، سرپرستی، تنوع و چرخش کاری و غنی بودن مشاغل و ...می شود، ازمهمترین الزاماتی است که باید مورد نظر مدیران قرار گیرد(سلمانی، ١٣٨۴).
1-ارزیابی سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده از طرف مدیران بانکها
2-رتبه بندی بانکها نسبت به یکدیگر با توجه به کارایی آنها
3-معیاری برای سنجش رویکرد مدیریت بانک
4-وسیله ای، جهت تعیین نقاط ضعف و قوت بانک( علیرضایی، ١٣٨٢)
قبل از ورود به مدل مورد استفاده برای ارزیابی رویکرد مالی بانکها در این تحقیق، چند شاخص ارزیابی که در تحقیقات محققان دیگر مورد استفاده قرار گرفته است،بیان می شود.
ونکاترامان رویکرد مالی را شامل رشد و سودآوری دانسته است(جف و همکاران، ٢٠٠6).
در این تحقیق، از معیار های ارزیابی رویکردبانکهاکه توسط وزارت اموراقتصادی ودارایی در سال ١٣90 انجام شده است، استفاده می شود که شامل موارد زیر است:
رویکردمالی :
مهمترین شاخصهای مالی که دراکثر بررسی های مالی درتمام دنیا از بانکها صورت می گیردوتوسط بانک توسعه بین المللی و موسسات رتبه بندی معتبر مورد استفاده قرارگرفته است، به شرح زیر می باشد:
الف-ساختارسرمایه :
ساختارسرمایه ازجمله موضوعاتی است که درعرصه بانکداری دارای اهمیت فراوانی است.مرتبط بودن ساختار سرمایه بانک ها باریسک اعتباری وهزینه سرمایه باعث ایجادتمایلات متضاددر بانک برای کاهش نسبت سرمایه برای رسیدن به سود بیش تر و یا افزایش سرمایه برای مقابله با خطر شده است. از همین رو و برای اطمینان ازسلامت نظام پولی ومالی داخلی و بین المللی یک سری مقررات توسط نهادهای مسئول داخلی و بین المللی در این زمینه وضع و به مورد اجراگذاشته شده است وسرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد علیرغم وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی بازپرداخت بدهی را داشته باشدوبه عملیات خودادامه دهد.(وزارت امورواقتصادودارایی،1390)
ب-سودآوری:
درآمدوسودآوری زیادبرای یک بانک، نشانگرتوانایی آن درحمایت از عملیات حال وآینده می باشد.به طور مشخصتردرآمد وسودآوری، تعیین کننده ظرفیت جذب سرمایه به وسیله ساختن زیربنای مناسب سرمایه گذاری برای توسعه وپرداخت سود کافی به سهامداران می باشد(وزارت امورواقتصادودارایی،1390).
ج-رشد:
این شاخص نشان دهنده رشد رویکردبانک درمولفه های مختلفی نظیررشدسپرده ها، رشد تسهیلات اعطایی، رشد درآمد و... می باشد(وزارت امورواقتصادودارایی،1390).
‐ رضایت دولت(سهامداران):
اگر چه در بنگاه های اقتصادی، سهامداران نیز همواره خواهان حداکثرنمودن بازده سرمایه گذاری خود هستند ولی دربانک های دولتی، این موضوع کمی فرق می کند.در این بانکها، در کنار انتظارکارایی و سوددهی از طرف دولت به عنوان صاحب سهم، ارائه خدمات اجتماعی و در بیشتر اوقات، حمایتی نیز مد نظر است.
‐ رضایت مشتری:
از دیدگاه بازاریابی، بانکها ارائه دهنده خدماتی هستند که منعکس کننده تعهد بانک نسبت به درک نیازهای مشتری وارائه محصولات وخدماتی باکیفیت بالا است.بدون شک دردنیای رقابتی امروز، واحداقتصادی موفق خواهدبودکه بادرک نیازهای مشتری، نوآوری وارائه خدمات متنوع، بتواند مشتریان بیشتری را به سوی خود جلب نماید.لازم به یادآوری است که در این پژوهش، تنها به رویکرد مالی به عنوان یکی از شاخصهای ارزیابی رویکرد بانکها پرداخته می شود.
به طور خلاصه می توان الگوی ارزیابی رویکردبانکها را مطابق شکل طراحی کرد:
خدمات
رویکرد مالی

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

ساختار سرمایه ،سود آوری،رشد
رضایت دولت
رضایت مشتری
بهره وری

الگوی ارزیابی رویکرد بانکها(وزارت امور اقتصادی و دارایی ،1390)
مدیران بانک در یک بازار رقابتی بامجموعه ای ازعوامل جبران کننده مواجه می شوندکه تصمیمات آن ها می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای روی ویژگی و رویکرد بانک داشته باشد.جهت رقابت در اقتصاد مبتنی بر بازار و حفظ کیفیت خدمات در بلندمدت، یک بانک بایدارائه دهنده خدمات باهزینه پائین بوده و قادر باشدبه حدکافی درتعدادکارکنان وماشین آلات و تجهیزات سرمای گذاری کند، و مساله مستلزم این است که سهم معینی ازدرآمدبرای حمایت از خدمات صرف شود.
نقش اصلی بانک، دریافت وجوه، اساسًا از طریق سپرده وسهام، وسرمایه گذاری آن ها دردارایی های بابهره وری بالا است که منجربه درآمد حاصل ازما به التفاوت نرخ سود میگردد.
علاوه براین بانک ها، بر اساس دریافت دستمزد، خدمات مالی ارائه می دهندکه منجربه درآمد کارمزدی می گردد.
ارزیابی رویکرد مالی :
سازمان های مختلف به منظور رسیدن به هدفشان مشغول تدوین اهدافی می شوند که در صورت انجام صحیح و بهینه وظایف خود می توانند سازمان را موفق کنند. در همین راستا نیاز به یک نظام ارزشیابی رویکرد برای تعیین دستیابی چگونگی رسیدن به اهداف محسوس است، تا به وسیله آن بتوان رویکرد هر یک از قسمت های مختلف را با اهداف از پیش تعیین شده سنجید و در جهت رفع موانع و نقاط ضعف و تقویت عوامل قوت برآمد. مفید ترین اطلاعات برای بررسی، مقایسه رویکرد بانک با بانکهای مشابه در بازار و مقایسه روند ارقام خود بانک می باشد، بهترین راه برای انجام مقایسه رویکرد، تبدیل ارقام به نسبت هایی است که مقایسه مستقیم بین، موسسات مشابه دربازار را امکان پذیر می سازد.
گاهی نیز نسبت ها را باگذشته همان واحد با مؤسسات مشابه و یا با استاندارد های مطلوب مقایسه میکنند.بنابراین در بررسی مالی، می توان وضعیت بانکها را از سه بعد ساختار سرمایه، سود آوری ورشد ارزیابی نمود. البته همانند شکل زیر ، نقدینگی همواره متن سه بعد مورد بررسی می باشد.
رشد
سود سرمایه
شاخصهای ارزیابی رویکرد مالی(وزارت امور اقتصادی و دارایی،1390 )
از سال ١٩٧۵ فارل توانست با تعریف چند ورودی و یک خروجی برای هر واحد تابعی را تحت عنوان تابع تولید روی داده های پوشش دهد و به کمک این تابع کارایی نسبی تمام واحدها را محاسبه نماید.
در سال ١٩٧٨ کوپر وهمکارانش باتوسعه کارفارل به حالت چند ورودی و چند خروجی توانستند تکنیک جدیدی را پایه ریزی نمایند که بتواند با چندین عامل ورودی و خروجی، معیاری برای رویکرد به دست آورند. این تکنیک تحلیل پوششی داده ها(DEA) نام گرفت این روش بر پایه برنامه ریزی ریاضی برای محاسبه رویکرد مجموعهای از واحدهای تصمیم گیرنده بوجود( DMU)آمد و در عمرکوتاه خود ، بیشتر سازمان ها از جمله بانکها، بیمه ها، کارخانه ها، مراکز آموزشی،بیمارستان ها، اتوبان ها و ٠٠٠ برای ارزیابی رویکرد خود از این تکنیک استفاده می نمایند. رویکرد یک مجموعه هم می تواند مطلق اندازه گیری شود هم نسبی، رویکرد مطلق هر واحد حاصل مقایسه آن با استانداردهای بین المللی است و رویکرد نسبی حاصل مقایسه واحدها با هم و بااستانداردی است که از وضعیت فعلی از این جامعه به دست آمده است. رویکرد مطلق به دلایل زیرمعمولاً مد نظر قرار نمی گیرد.
١: استانداردهای بین المللی یا موجود نیستند و یا استانداردها را نمی توان در این جامعه بکار برد.
2:فاصله زیاد واحدهای تحت بررسی با استانداردهای بین المللی باعث ناامیدی و یأس در بین مدیران می گردد. بزرگترین مزیت آن در تعیین فاصله واحدهای تحت بررسی با واقعیت های جهانی است که مکان واقعی سیستم و رویکرد حقیقی آن را نشان می دهد.
برای محاسبه کارایی نسبی به کمک تکنیک تحلیل پوششی داده ها باید توجه داشت که مجموعه انتخاب شده از واحدهای تصمیم گیرنده باید متجانس باشند یعنی همگی دارای شاخصهای هم جنس برای ارزیابی باشند.بدین دلیل کارایی بانکهای تجاری و تخصصی به صورت مجزا محاسبه می گردد.
تحلیل پوششی داده ها، واحدهای تحت بررسی را به دو گروه "واحدهای کارا" و "غیرکارا" تقسیم می کند.واحدهای کارا واحدهایی هستند که امتیاز کارایی آن ها برابر با "یک" است(مهرگان، 1383).
ارزیابی رویکرد مالی در تحقیق:
در پژوهش حاضر، برای بدست آوردن ارقام رویکرد مالی بانک ها جهت انجام تحقیق، از آمار و صورت های مالی گزارش شده که توسط وزارت امور اقتصادی ودارایی درسال 1390 و با استفاده از بررسی صورت های مالی حسابرسی شده توسط سازمان حسابرسی در سال 1390 استفاده شده است.
شاخصهای ساختار سرمایه
در ساختار سرمایه از نسبتهایی استفاده می شود که هر گاه عملیات واحد زیان به بارمی آورد، نشان می دهد که تا چه اندازه طلبکاران و وام دهندگان در آن واحد به مطالبات خود می رسند. سرمایه بانک تکیه گاهی است که به بانک اجازه می دهد،با وجود مشکلات داخلی یا معضلات اقتصادی، توانایی باز پرداخت بدهی را داشته باشد و به عملیات خود ادامه دهد.
نسبتهایی که می توان ساختار سرمایه را ارزیابی نمود، عبارتند از:
حقوق صاحبان سهام
= نسبت مالکیت
کل دارایی ها
دارایی های درآمد زا

کل دارایی ها -کیفیت دارایی
نسبت کیفیت دارایی: نشان می دهد که چه مقدار از دارایی های بانک، توسط مدیریت آن در امور مولد بکار گرفته شده است.گرچه اثاثیه و ابزار، بانک برای حمایت از عملیات بانکی ضروری است ولی مستقیماً درآمد ایجاد نمی نماید.
دارایی های درآمدزا : شامل مطالبات از بانک مرکزی‐ بانکها و موسسات اعتباری‐ تسهیلات اعتباری و مطالبات از بخش دولتی و خصوصی – اوراق مشارکت و مشابه – سرمایه گذاری ها و مشارکتها می باشد.
مطالبات معوق + سررسید گذشته (3
کل تسهیلات
هزینه مطالبات مشکوک الوصل (4
کل تسهیلات
بانک وجوه سپرده گذاران را دریافت می کند و آن را به استقراض کنندگان، وام می دهد. ضمن این عملیات، بانک با این خطر مواجه است که بعضی از وام گیرندگان مایل و قادر به باز پرداخت وام نباشند. هر گونه قصوری که در باز پرداخت وام صورت گیرد از ارزش بانک می کاهد و برای آنکه قادر به پرداخت دیون خود باشد باید این کاهش را از محل عواید وام های بازپرداخت شده سایرمشتریان جبران نماید و این موضوع سودآوری بانک را کاهش می دهد.

–37

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :کلیات پژوهش
1 -1.مقدمه3
2 -1 بیان مساله4
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق5
1-4 اهداف اساسی انجام تحقیق و سوال اصلی5
1-5 فرضیات تحقیق5
1-6 استفاده کنندگان تحقیق6
1-7 روش تحقیق6
1-8 روش گرد آوری اطلاعات 7
1-9 ابزار گرد آوری اطلاعات 7
1-10 روش تجزیه و تحلیل 8
1-11 قلمرو تحقیق8
1-12 نو آوری تحقیق9
1-13 تعاریف متغیر ها و اصطلاحات کلیدی 9
فصل دوم : ادبیات موضوع
2-1مقدمه 13
2-2فرآیند تصمیم گیری 13
2-3 انتخاب معیار و ملاک در تصمیم گیری 14
2-4طبقه بندی تصمیم ها 14
2 -5 مفاهیم کلی در تصمیم گیری چند معیاره 15
2-6 انواع روش MADM 19
2-7 معرفی اجمالی فرآیند تحلیلی شبکه ای ANP23
2-8 مقایسه روش های AHP و ANP24
2-9 گام های فرآیند تحلیل شبکه26
2-10 ابر ماتریس28
2-11 پیشینه منطق فازی29
2-12 متغیر های زبانی 30
2-13 روش های علم مدیریت فازی 31
2-14 مجموعه های فازی 34
2-15 منطق فازی چگونه به کار گرفته می شوند 35
2-16 کاربردهای منطق فازی 36
2-17 تفاوت میان نظریه احتمالات و منطق فازی37
2-18 معرفی اجمالی روش تاپسیس38
2-19 گام های تاپسیس39
2-20 تامین کننده / مقدمه 43
2-21 زنجیره تامین 45
2-22 معرفی شرکت صنعتی نیرو محرکه46
2-23 پیشینه ی تحقیق49
فصل سوم : روش شناسائی پژوهش(متدولوژی)
3-1 مقدمه53
3-2 روش تحقیق53
3-3 روش گرد آوری اطلاعات 54
3-4 جامعه آماری 56
3-5 حجم نمونه57

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

3-6 شاخص های مربوط به متغیر های تحقیق و سوالات مربوط به پرسشنامه58
3-7 تعیین روایی پرسشنامه 59
3-8 پایایی پرسشنامه 59
3-9 تصمیم گیری در شرایط فازی61
3-10 تکنیک SAW64
فصل چهارم : تجزیه وتحلیل داده های آماری
4-1 مقدمه 66
4-2 فاز رتبه بندی 66
فصل پنجم : نتیجه گیری وپیشنهادات
5-1– مقدمه 82
5-2– نتایج حاصل از به کار گیری تکنیک تاپسیس فازی83
5-3 ارائه پیشنهادات بر اساس یافتههای پژوهش84
5-4 محدودیت های تحقیق85
5-5 پیشنهادات برای تحقیقات آتی 85
پیوست
پرسشنامه یک88
پرسشنامه شماره دو 90
منابع115
چکیده انگلیسی119
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 3-1 شاخص های مربوط به پرسشنامه اول 58
جدول 3-2 مقدار آلفای کرونباخ برای متغیر های پژوهش60
جدول 4-1 متغیر های زبانی برای تعیین وزن هر یک از معیارها67
جدول 4-2 ماتریس تصمیم گیری و اوزان فازی 71
جدول 4-3 ماتریس تصمیم گیری و اوزان فازی 72
جدول 4-4 ماتریس نرمالیز شده ی فازی73
جدول 4-5 مجموعه نقاط ایده آل مثبت74
جدول 4-6 مجموعه نقاز ایده آل منفی 75
جدول 4-7 ضریب نزدیکی و رتبه نهایی عوامل موثر بر انتخاب تامین کننده76
جدول 4-8 اوزان نرمالیز شده ی ابعاد 78
جدول 4-9 ماتریس اولیه عوامل – گزینه ها78
جدول 4-10ماتریس بی مقیاس شده با استفاده از روش خطی79
جدول 4-11اوزان نهایی و رتبه نهایی هر یک از تامین کنندگان 79
جدول 5-1- ضریب نزدیکی و رتبه نهایی عوامل موثر بر انتخاب تامین کننده83
جدول 5-2 نتایج حاصل از به کار گیری تکنیک SAW 83
فهرست نگاره ها
عنوان صفحه
نگاره 2-1 تفاوت روش های MADM و MCDM 19
نگاره 2-2 تقسیم بندی مدل های MADM 20
نگاره 2-3 مدل ارزیابی برای MADM 22
نگاره 2-4 مقایسه روش های ANP و AHP 25
نگاره 2-5 روش های مدیریت فازی33
نگاره 2-6 نگاشت پیوسته عضویت یک مجموعه فازی35
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
درنیمه دوم قرن بیستم پدیدار شدن و رشد سریع بنگاههای اقتصادی وشرکتها منجر به تغییر اساسی در قوانین حاکم بر تولید و بازار گردید. مدیران شرکتها دریافتند که بجز مسائل مربوط به تولیدو محصول ،به بخش های دیگرهمانند خرید مواد اولیه و همچنین مسائل مربوط به مشتری توجه ویژه ای نمایند که این امر باعث بوجود آمدن مدیریت زنجیره تامین گردید.در زنجیره تامین یکی از مسایل بسیار مهم و استراتژیک، انتخاب درست و اصولی تامین کننده 2 می باشد بطوری که این تامین کننده بتواند بیشترین و بالاترین نیازها و معیارهای شرکت را پوشش دهد. مدیران دریافتند که برای انتخاب تامین کننده استفاده از روش سنتی (بر اساس قیمت پیشنهادی) مناسب نمی باشد چرا که علاوه بر قیمت مسایل بسیاری همچون : گارانتی، عمل به تعهدات مثل زمان ومکان سفارشات ، تخفیفات کیفیت مدت زمان همکاری و....در کیفیت و کمیت تولید محصول و حتی فروش دخیل می باشند. دراین عرصه برای تحلیل و آنالیز این معیارهای متعدد و مختلف که گاها از یک جنس هم نبودند ومسایل پیچیده انتخاب وتصمیم گیری مدیران را ملزم به استفاده از تکنیکهای جدید کرد. یکی ازاین تکنیکها استفاده از مدلهای تصمیم گیری چند معیاره بود که توانست مسایل بسیاری را در انتخاب بهترین تصمیم حل نماید .
در این تحقیق مدل جدیدی از روش Topsis فازی و از روش ANP فازی برای حل این مسئله استفاده می- شود . این روش از جمله روشهای مبتنی بر اطلاعات کامل از ارجحیت تصمیم گیران است که جزئیات آن در بخش سوم پژوهش تشریح خواهد شد.
1- 2 بیان مساله :
پس از گذر فضای تولید و بازار از روشهای سنتی و قدیم و ورود به فضای مدرن و پیچیده امروزی و نا کارامد شدن تکنیکها و ابزارهای سنتی و قدیمی مدیران شرکتها برای بقای شرکتها و بنگاههای اقتصادی خود چاره ای جز استفاده از ابزارها و مدلها و راه حل های جدید برای تصمیم گیرهای بهتر خود نمی_ دیدند،چرا که در این محیط پرتلاطم بازارها و رقابتهای شدید و بودن رقبای قدرتمند در محیط حتی گاها یک تصمیم اشتباه ممکن است شرکت را از رقبا طوری عقب بندازد که شرکت نتواند آنرا جبران نماید و موجب نابودی شرکت گردد.
یکی از این روشها و تکنیکها استفاده از مدیریت تامین و یا زنجیره تامین می باشد .زنجیره تامین در واقع اهمیت داشتن و توجه به تمامی قسمتهای تولید از مواد اولیه تا مشتریان می باشد. یکی از بخشهای مهم و استراتژیک در زنجیزه تامین بخش مواد اولیه و تامین کنندگان می باشد.در دنیای امروزی در هر زمینه و صنعتی تامین کنندگان متعددی برای تامین مواد و قطعات اولیه وجود دارد که مدیران میتوانند با توجه به شرایط موجود بهترین آنها را انتخاب نماییند و ازطرف دیگر بخوبی دریافتند که دیگر روش سنتی و قدیم میسر نمی -باشد، چرا که مدیران دریافته اند که معیارهای فراوانی به غیر از قیمت مثل کیفیت، گارانتی، مدت زمان همکاری وزمان تحویل دارای اهمیت ویژه ای میباشد.
حال سوال مهمی که پیش می آید این است که مدیران چگونه و از چه راه و روشی بهترین تامین کننده را انتخاب نمایند و به عبارت دیگر : باتوجه به معیارهای متعدد موجود و تامین کنندگان فراوان روش انتخاب بهترین تامین کننده چیست؟
برای حل این مشکل را حلهای مختلفی وجود دارد که یکی از راحلها استفاده از تکنیک MADM فازی می_ باشد.
حال باتوجه به احساس نیاز به استفاده از این تکنیک در الویت بندی تامین کنندگان بر اساس معیارهای موجود و در نهایت ارایه یک راه کار مناسب برای تصمیم گیری بهتر مدیران این تحقیق انجام گردیده است.مهمترین مسئله در این تحقیق یافتن پاسخی به این سوالات است که:
آیا استفاده از روش MADMفازی موجب انتخاب بهترین تامین کننده بدون دخالت شخصی کارشناسان خواهد شد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:
انتخاب بهترین تامین کننده همواره یکی از دغدغه های اصلی و مهم مدیران می باشد چرا که با انتخاب درست و مناسب تامین کننده مدیران موفق خواهند شد که سود بیشتری را عاید شرکت خود نمایند . برای انتخاب بهترین تامین کننده راهکار های فروانی ارائه گردیده است که هریک از آنان دارای معایب و مزایایی می باشند . به دلیل وجود معیارهاو شاخص های متعدد در انتخاب تامین کنندگان ، که بعضا این معیارها دارای ابهام می باشند و از یک نوع نیز نمی باشند مدل تصمیم گیری چند معیاره فازی پیشنهاد می_ گردد. با توجه به آنچه که مطرح گردید الویت بندی تامین کنندگان به عنوان یک مساله تصمیم گیری چند معیاره در نظر گرفت . از مزایای این مدل میتوان به عدم یکسان سازی واحد معیارها و تجزیه و تحلیل معیارهای کمی وکیفی بطور همزمان اشاره کرد .
1-4 اهداف اساسی انجام تحقیق و سوال اصلی:
1-4-1 اهداف علمی :
انتخاب و ارایه تکنیکی که بتوان به واسطه آن بهترین تامین کننده را انتخاب کرد .
1-4-2 اهداف کاربردی :
اولویت بندی تامین کنندگان شرکت نیروی محرکه با روش MADM فازی
نتیجه این تحقیق در تمامی سازمانها ی تولیدی کاربرد خواهد داشت.
1-4-3 پرسش اصلی تحقیق:
باتوجه به معیارها و شاخص های متعدد تامین کنندگان شرکت نیرو محرکه ، با یه کار گیری روش MADM فازی چه تامین کننده هایی نسبت به سایر تامین کنندگان در الویت قرار می گیرند ؟
1-5 فرضیات تحقیق
با توجه به کاربردی بودن این تحقیق و استفاده از مدل های ریاضی(MADM ) و منطق فازی برای انتخاب تامین کنندگان فرضیه ای وجود ندارد که بخواهیم رد یا قبول کنیم .
1-6 استفاده کنندگان تحقیق
نتایج این تحقیق در شرکت های تولیدی کاربرد دارد ولی بهره ور اصلی این تحقیق شرکت نیروی محرکه باشد .
1-7 روش تحقیق
با توجه به اینکه این تحقیق نظری و کاربردی است روش تحقیق مناسب موردی و زمینه ای (case study ) می باشد . این روش تصویر جامع و گسترده در موردی ویژه ارائه می کند و پژوهشگر تمام مواردی که در زمینه ای خاص مطرح است مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد تلاش می شود هر چه بیشتر متغیر های ناخواسته کنترل شود و متغیر های مستقل بیشتری مورد بررسی قرارگیرد . در این روش موقعیت قبلی و فعلی در زمینه ای که مطرح است مورد بررسی قرار خواهد گرفت و اغلب بررسی های تطبیقی نیز انجام خواهد گرفت و مقایسه ای وسیع و گسترده در زمینه ای که مورد نظر است با سایر موارد و شاخص ها انجام می گردد و آنگاه پیشنهاداتی ارائه خواهد شد .
برای انجام تحقیق موردی زمینه ای اولین گام برخورد پژوهشگر با موقعیت مساله است که بر اساس آن موضوع شکل میگیرد و بر پایه موضوع نیز سوال ها ، اهداف و بیان مساله مطرح می گردد. پس از گرد آوری داده ها و پاسخ به سوالات دسترسی به اهداف اصلی و فرعی امکان پذیر می شود در این روش تحقیق به دنبال حقیقت یعنی آنچه که باید باشد کاوش می شود .
1-8 روش گردآوری اطلاعات
روش گرد آوری اطلاعات در این تحقیق تلفیقی از روش میدانی و کتابخانه ای است زیرا به نسبت نیاز از آن استفاده خواهد شد و ابزار های آن بانک های اطلاعاتی ، مجلات ، کتاب ها و اینترنت و .....است .
1-9 ابزار گردآوری اطلاعات
ابزارهای گردآوری عبارتند از :
1-9-1 مطالعه :
جهت گردآوری مفاهیم اولیه و مفروضات تئوریک
1-9-2 مشاهده و بررسی اسناد :
جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز در ارتباط با رابطه بین داده ها و ستاده ها .
1-9-3 مصاحبه تخصصی :
جهت استفاده از نظرات کارشناسان مربوطه با موضوع تحقیق و کسب اطلاعات مورد نیاز.
1-9-4 فیش برداری :
جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از منابع و مقالات مرتبط با موضوع تحقیق.
1- 10روش های تجزیه و تحلیل
روش تصمیم گیری با شاخص های چند گانه: در مواقعی کاربرد دارد که گزینه ها از قبل تعیین شده باشند و هدف انتخاب یکی از گزینه ها ی موجود از طریق مقایسه آنها در حضور شاخص های متعدد تاثیر گذار بر ارجحیت گزینه هاست. در بین روش های گوناگونی که در حوزه تصمیم گیری با شاخص های چند گانه وجود دارد، روش ANP برای این تحقیق انتخاب شد. روش فوق توسط ساعتی ابداع شده و تفاوت آن با روش های دیگر به بررسی روابط داخلی و بیرونی میان معیارها و شاخص ها بر می گردد . نرم افزار آن نیز Super decicion می باشد . TOPSIS روشی است که با آن می توان مساله تحلیلی در تصمیم گیری با شاخص های چندگانه را به عنوان سامانه ای هندسی در نظر گرفت که در آن m گزینه با n معیار مورد ارزیابی قرار می گیرد نرم افزار تجزیه و تحلیل آن Topsis می باشد .
1-11 قلمرو تحقیق
1-11 -1 قلمرو مکانی تحقیق:
این تحقیق در کارخانه ی شرکت صنعتی نیرو محرکه واقع در شهر صنعتی البرز در استان قزوین انجام گرفته است.
1-11 – 2 قلمرو زمانی تحقیق :
این تحقیق از اواخر مرداد 1393 تا اواسط دی ماه1393 صورت پذیرفت.
1-11- 3 قلمرو موضوعی تحقیق:
بررسی و الویت بندی تامین کنندگان و ارایه یک مدل برای انتخاب بهترین تامین کنندگان در شرکت صنعتی نیرو محرکه می باشد .
1-12 نوآوری تحقیق
با توجه به این که اندازه گیری شاخص های مرتبط با تامین کنندگان و ارتباط بین شاخص ها در تکنیک های گذشته به صورت دقیق امکان پذیر نبوده ، در این تحقیق با استفاده از تکنیک ANP و Topsis برای انتخاب تامین کنندگان با در نظر گرفتن تمامی شاخص های مربوطه و وابستگی بین آنهاسعی می شود بهترین تامین کننده انتخاب شود.
1-13 تعاریف متغیرها واصطلاحات کلیدی:
تصمیم گیری چند شاخصه ، فرایند تحلیل شبکه ای ، تئوری فازی ، مدیریت زنجیره تامین ، تامین کننده و تاپسیس
تصمیم گیری چند شاخصه(MADM):
در یک تعریف کلی تصمیم گیری چند شاخصه به تصمیمات خاصی(از نوع ترجیحی) مانند ارزیابی و اولویت گذاری ویا انتخاب از بین گزینه های موجود که باید بین چند شاخص متضاد انجام شود اطلاق می- گردد(اصغر پور 1388,191)
فرایند تحلیل شبکه ای(ANP):
یک روش تصمیم گیری چند معیاره است و زمانی کاربرد دارد که وابستگی بین گزینه ها یا معیارها دارای اهمیت باشد(اصغر پور،1389)
تئوری فازی: این تئوری برای شرایط متغیر وشرایط غیر قابل مقایسه بودن استفاده میگردد و میتواند به ابهام موجود در عبارت های زبانی نظر دهندگان کمک کند (Semih,2009)
TOPSIS
یک روش تصمیم گیری چندمعیاره و کاربردی است که آلترناتیوها را با توجه به مقادیر داده های آنها در هر معیار و وزن معیارها مورد مقایسه قرار میدهد.(پرهیزکاری، 1387)
الویت بندی
ارجحیت دادن یک گزینه و مرتب کردن آن از نظر اهمیت بیشتر مورد نظر می باشد.(آزاد 1382 )
منطق فازی
بنیاد منطق فازی بر شالوده نظریه مجموعه های فازی استوار است.این نظریه تعمیمی از نظریه کلاسیک مجموعه ها در علم ریاضیات است.در تئوری کلاسیک عضویت عناصر از یک الگوی صفر و یک و باینری تبعیت می کند.اما در تئوری فازی این مفهوم را بسط می دهد و عضویت درجه بندی شده را مطرح می نماید.
تامین کننده
کسی است که بخشی از کالا و خدمات مورد نیاز یک سازمان را جهت تولید محصول یا ارائه خدمات به مشتری تامین می کند. .(غضنفری، 1385)
زنجیره تامین
یک زنجیره تامین و تمامی فعالیتهای مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف کننده و نیز جریان اطلاعاتی و مالی مرتبط با آنها را شامل می شود. .(غضنفری، 1385)
مدیریت زنجیره تامین
شامل یکپارچه سازی فعالیتهای زنجیره تامین از طریق بهبود در روابط زنجیره برای بدست آوردن مزیت رقابتی بیشتر است.(غضنفری 1385)
فصل دوم
ادبیات موضوع
تصمیم گیری چند معیاره
2-1 مقدمه
اگر فعالیتهای مختلف مدیریت را در نظر آورید، به وضوح دیده میشود که تصمیمگیری، جوهر تمامی فعالیتهای مدیریت است. تصمیمگیری از اجزای جدایی ناپذیر مدیریت به شمار میآید و در هر وظیفه ی مدیریت به نحوی جلوهگر است. در تعیین خط مشیهای سازمان، در تدوین هدفها، طراحی سازمان، انتخاب، ارزیابی، ودر تمامی افعال و اعمال مدیریت، تصمیمگیری جزء اصلی و رکن اساسی است. مدیر همواره با مواردی مواجه است که اخذ تصمیم از جانب او ، کیفیت و چگونگی این تصمیمها که میزان توفیق و تحقق هدفهای سازمان را معین میکند. از این رو آشنایی با شیوهها و روشهای تصمیمگیری و آگاهی از تکنیکهای اخذ تصمیم برای مدیران واجد اهمیت بسیار است و با بهرهگیری از این شیوهها و ابزارهاست که توانایی مدیران در اخذ تصمیمها کارآمدتر و مؤثرتر افزایش مییابد.(صفرزاده ، 1385 )
با توجه به مقدمه ذکر شده در این فصل ابتدا فرآیند تصمیم گیری و مباحث مربوط به آن نگاشته شده است و در ادامه به معرفی روش MADM فازی پرداخته ایم .در پایان فصل پیش رو پیشینه ی تحقیق و معرفی اجمالی شرکت نیرو محرکه که جامعه آماری تحقیق از آن اتخاذ شده ، قید شده است .
2-2 فرآیند تصمیمگیری
در تعریفی بسیار ساده، تصمیمگیری عبارتست از انتخاب یک راه از میان راههای مختلف.همانطور که از این تعریف برداشت میشود، کار اصلی تصمیمگیرنده دریافت راههای ممکن و نتایج ناشی از آنها وانتخاب اصلح از میان آنها است، و اگر وی بتواند این انتخاب را به نحوی درست و مطلوب انجام دهد تصمیمهای او مؤثر و سازنده خواهند بود. تصمیمگیرنده ممکن است با توسل به قدرتهای ماوراء الطبیعه، تجربه، اشراق یا اتفاق و تصادف، تصمیمگیری کند، اما هدف اصلی در اینجا اشارهای اجمالی به شیوهها و تکنیکهایی از تصمیمگیری است که کار اخذ تصمیم علمی را برای مدیر میسر میسازد و او را در اخذ تصمیمهای سریع و صحیح یاری میدهد.(صفرزاده،1385 )
2-3 انتخاب معیار یا ملاک در تصمیم گیری
فرایند تصمیمگیری نهایتا عبارتست از یک شق از میان شقوق مختلف. حال باید ببینیم که معیار انتخاب چه باید باشد، بر اساس چه چیزی میگوییم این راه مطلوب است یا مطلوب نیست، و بر چه اساسی یک راه را بر دیگری ارجح میشماریم و آن را انتخاب میکنیم. پاسخ به این سوال در اغلب موارد روشن نیست. راه(الف) ممکن است از یک نظر خوب تلقی شود ولی از یک دید دیگر، چندان خوب نباشد. بدین جهت ما باید معیار و ملاکی در دست داشته باشیم تا کار انتخاب شده را بر اساس آن انجام دهیم.
معیارهایی که مدیران برای اخذ تصمیم و انتخاب بکار میببرند، عواملی هستند که در راه رسیدن به هدف سازمان دارای اهمیتاند. از طریق تجزیه و تحلیلهای علمی و بررسی هدفها و خط مشیهای سازمان میتوانیم این معیارها را بشناسیم و عملیات را به کمک آنها مورد سنجش قرار دهیم. به عنوان مثال، هزینه یا سود میتواند معیاری برای سنجش راههای مختلف و انتخاب یک راه از بین راههای گوناگون باشد. یکی از اساسیترین گامها در تصمیمگیری، یافتن معیار و ارزیابی راهها به وسیله آن است. (ونوس ، پرچ ، 1385)
2-4 طبقهبندی تصمیمها
طبقهبندی تصمیمها، کار مدیر و تحلیلگر را در انتخاب مدلها و معیارهای تصمیمگیری و شیوههای اخذ تصمیم ساده میسازد. طرق مختلفی برای طبقهبندی تصمیمها بکار میروند و مسائل مورد نظر در تصمیمگیری از جنبه های مختلف طبقهبندی میشوند. در اینجا به سه نوع طبقهبندی اشاره خواهد شد. اولی طبقهبندی تصمیمها از نظر میزان اطمینان به نتایج حاصل از شقوق مختلف اخذ تصمیم، و دیگری طبقهبندی تصمیمها از نظر مراحل آنها و در آخر طبقهبندی تصمیمها با توجه به فضای آن.
در این طبقهبندی میتوانیم تصمیمها را درچهار گروه قرار دهیم.
2-4-1 تصمیمگیری تحت شرایط اطمینان کامل
2-4-2 تصمیمگیری در شرایط ریسک
2-4-3 تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان
4-2-4 تصمیمگیری در حالت وجود رقابت
زمانی که تصمیمگیرنده با اطمینان کامل میداند که نتیجه یا نتایج حاصل از هر شق ممکن چیست و در چه شرایطی اتفاق خواهد افتاد، از نظر تصمیمگیری در شرایط اطمینان کامل قرار دارد. وقتی تصمیمگیرنده با اطمینان کامل نمیداند که نتایج حاصل از هر شق چیست ولی احتمال وقوع (شانس نسبی وقوع نتایج) آنها را میداند، او تحت شرایط ریسک و با مخاطره تصمیم میگیرد. و هنگامی که تصمیمگیرنده احتمال وقوع نتایج حاصل از شقوق ممکن را نمیداند، او در شرایط عدم اطمینان تصمیمگیری میکند. و سرانجام به هنگامی که در موضوع مورد تصمیمگیری رقبایی هم وجود داشته باشند، تصمیمگیری در شرایط تعارض انجام میپذیرد. در حقیقت، این شیوه تصمیمگیری مربوط به مواردی است که تصمیمگیرنده در یک موقعیت رقابتی قرار میگیرد. بدیهی است که اتخاذ تصمیم در این وضعیت نسبت به وضعیتهای قبلی مشکلتر است، زیرا بستگی به ایندارد که هریک از رقبا چه تصمیمی خواهند گرفت و تصمیم مزبور چه نتایجی بر وضعیت موجود میگذارد و تا چه حد عوامل را جابهجا و عوض میکند (نظیر دو شطرنج باز). در چنین حالتی تصمیمگیری به عوامل متغیر مختلفی مربوط میشود که صحنه عملیات را عوض میکند و هر تصمیمگیرنده برای تصمیمگیری صحیح باید دارای استراتژی (مجموع هدفها و برنامههای دراز مدت و اساسی) باشد. ( آذر و رجب زاده ،1387 )
2-5 مفاهیم کلی تصمیم گیری چند معیاره
آنچه در این بخش مورد توجه قرار میگیرد، موضوعات کلی تصمیمگیری چند معیاره(MCDM) است. در دو دهه اخیر توجه محققین به این مدلها در تصمیمگیریهای پیچیده بوده است. در اینگونه تصمیمگیریها چندین معیار که گاه باهم تضاد دارند. در نظر گرفته میشوند که در زندگی روزمره نیز به طور مرتب اتفاق میافتند. برای مثال، در زندگی شخصی یک فرد، در انتخاب شغل ، وجهه شغل، محل انجام کار، حقوق ودستمزد، فرصتهای پیشرفت، شرایط کاری وغیره به عنوان معیار در نظر گرفته میشوند ومیتوانند برای این فرد خیلی مهم باشند. اتومبیلی که یک فرد در نظر دارد خریداری کند، به معیارهایی مانند قیمت، مدل، ایمنی، راحتی، میزان مصرف سوخت، قابلیت اطمینان و... بستگی دارد. در زمینه مسائل سازمانی، در انتخاب استراتژی یک سازمان معیارهایی از قبیل میزان درآمد سازمان طی یک دوره، قیمت سهام سازمان، سهم بازاری، تصویر سازمان در جامعه(سرقفلی) و... میتوانند مهم باشند. در زمینه مسائل عمومی یک جامعه، برنامه توسعه منابع آبی میتواند بر اساس معیارهایی مانند هزینه، احتمال کمبود آب، انرژی(میزان استفاده مجدد از آن)، استفاده از جنگل وزمین، کیفیت آب، حفاظت از مواد غذایی و... صورت گیرد، یعنی این موارد به عنوان معیارها مد نظر قرار گیرند.
در زمینه مسائل دولتی، بخش حمل و نقل کشوری باید سیستم حمل و نقل را به گونهای طراحی کند که زمان سفر، تاخیرات، هزینه حمل و نقل و... حداقل شود. یا در صنایع نظامی انتخاب سیستم مناسب پرتاب یک موشک در نیروی هوایی برحسب معیارهایی نظیر انتخاب سرعت، دقت، قابلیت اطمینان، میزان آسیب پذیری و... سنجیده شود.موارد فوق بخشهایی مختلف از کاربرد تصمیمگیریهای چند معیاره را شامل میشوند.به طور کلی روشهای تصمیمگیری چند معیاره(MCDM) به دو دسته کلی تقسیم میشوند(اصغر پور،1389 )
2-5-1 مدلهای تصمیمگیری چند هدفه (MODM)
2-5-2 مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه (MADM)
2-5-1 مدلهای تصمیمگیری چند هدفه
در این مدلهای تصمیمگیری چندین هدف به طور همزمان جهت بهینه شدن، مورد توجه قرار میگیرند.
مقیاس سنجش برای هر هدف ممکن است با مقیاس سنجش برای بقیه اهداف متفاوت باشد. مثلا یک هدف حداکثر کردن سود است که بر حسب واحد پول سنجش میشودو هدف دیگر حداقل استفاده از ساعات نیروی کار است که بر حسب ساعات سنجش میشود. گاهی این اهداف در یک جهت نیستند و به صورت متضاد عمل میکنند. مثلا تصمیمگیرنده از یک طرف تمایل دارد
رضایت کارکنان را افزایش دهد و از طرف دیگر میخواهد هزینههای حقوق و دستمزد را حداقل کند.
یکی از بهترین تکنیک تصمیمگیری چند هدفه برنامهریزی آرمانی است که اواین بار توسط چارلز و کوپر ارائه شده است. مدل ریاضی تصمیمگیری چند هدفه به صورت زیر است: (اصغر پور،1389 )
f1(x),f2(x),…,fn(x)} } max f(x) =
s.t
I= 1.2.3……….m
رابطه 2-1
2-5-2 مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه
در این مدلها، انتخاب یک گزینه از بین گزینههای موجود مد نظر است. در یک تعریف کلی تصمیمگیری چند شاخصه به تصمیمات خاصی(از نوع ترجیهی) مانند ارزیابی، اولویت گذاری و یا انتخاب از بین گزینههای موجود (که گاه باید بین چند شاخص متضاد انجام میشود) اطلاق میگردد. (اصغر پور،1389 )
انواع مختلفی از مسائل MADM وجود دارند که تمامی آنها در خصوصیات زیر مشترکند:
گزینهها
در این مسائل تعدادی گزینه مشخص باید مورد بررسی قرار گرفته و در مورد آنها اولویتگذاری، انتخاب و یا رتبه بندی صورت میگیرد. تعداد گزینههای مورد نظر میتواند محدود و یا خیلی زیاد باشند. برای مثال، یک تولید کننده ی اتومبیل ممکن است فقط چند گزینه ی محدود برای انتخاب محل تولید داشته باشد، ولی یک دانشگاه درجه یک انتخاب دانشجو خود را از بین هزاران متقاضی میتواند انجام می دهد.گاهی به جای گزینه، مترادفهای آن مانند انتخاب، استراتژی، اقدام، کاندیدا و... به کار میرود.
شاخصهای چندگانه
هر مساله MADM چندین شاخص دارد که تصمیمگیرنده، باید آنها را کاملا مشخص کند. تعداد شاخصها بستگی به ماهیت مساله دارد. برای مثال،در مساله خرید اتومبیل اگر قرار به ارزیابی چند اتومبیل باشد ممکن است شاخصهای مختلف قیمت، میزان سوخت مصرفی، نحوه ضمانت، ساخت مد نظر باشند(یعنی چند شاخص محدود در نظر گرفته شدهاند)، در حالی که در یک مساله جایابی برای یک طرح کارخانه 100 شاخص و یا بیشتر میتوانند مد نظر باشند. واژه شاخص به صورت واژگان دیگری از قبیل اهداف یا معیارها قابل بیان است.
واحدهای بیمقیاس
هر شاخص نسبت به شاخص دیگر دارای مقیاس اندازهگیری متفاوت است. لذا جهت معنادار شدن محاسبات و نتایج از طریق روشهای علمی اقدام به بیمقیاس کردن دادهها میشود به گونهای که اهمیت نسبی دادهها حفظ گردد.
وزن شاخصها
تمامی روشهای MADM مستلزم وجود اطلاعاتی هستند که بر اساس اهمیت نسبی هر شاخص بدست آمده باشند. این اطلاعات معمولا دارای مقیاس ترتیبی یا اصلی هستند. وزنهای مربوط به شاخصها میتواند مستقیما توسط تصمیمگیرنده و یا بهوسیله ی روشهای علمی موجود به معیارها تخصیص داده شود. این وزنها اهمیت نسبی هر شاخص را بیان میکنند.از جنبههای مختلف بین مدلهای MADM و MODM تفاوت وجود دارد که به شرح جدول زیر بیان شدهاند. (اصغرپور ،1389)
MODM MADM MCDM
مواردمتفاوت
اهداف شاخصها معیارها
ضمنی بیان شدهاند
به طور ضعیف بیان شدهاند صریح بیان شدهاند اهداف
به طور ضعیف بیان شدهاند صریح بیان شدهاند شاخصها
کاملا مشخص غیر مشخص
(در داخل معیارها گنجانده شدهاند) محدودیتها
تعداد نا معلوم
(در نتیجه یک فرآیند معلوم میشوند) تعداد محدود، مشخص گزینهها
زیاد کم تعامل با تصمیم گیرنده
طراحی در انتخاب و ارزیابی نحوه استفاده
نگاره 2-1 (اصغر پور، 1389 (
2-6 انواع روشهای MADM
انواع روشهای تصمیمگیری MADM در شکل زیر مشخص شدهاند.بر طبق این شکل اگر هیچگونه اطلاعاتی در مورد شاخص در دسترس نباشد، بهتر است از روی تسلط استفاده شود. اگر اطلاعات موجود در مورد محیط باشد، یعنی درباره ی شاخصها اطلاعاتی موجود نباشد بلکه فضای تصمیمگیری مشخص شده باشد، استفاده از روش ماکسی مین و مینی ماکس (به ترتیب برای اطلاعات بدست آمده بر اساس دیدگاه بدبینانه و خوشبینانه) پیشنهاد میشود. اگر اطلاعات در مورد شاخص، ارائه شده باشد آنگاه اطلاعات یا در سطح استاندارد است، یعنی میزان قابل قبول شاخص مربوطه را بیان میکند و یا وزن شاخصها را بیان میکند که ممکن است با دادههای برخوردار از مقیاس ترتیبی یا اصلی، اندازهگیری شده باشد.مدلهای MADM از دیدگاه دیگر نیز قابل بررسی هستند و آن رویکرد، فنون مختلف MADM در پردازش اطلاعات بر مبنای شاخصهای ارائه شده توسط تصمیمگیرنده است.( آذر ،رجب زاده ، 1387)
اطلاعات در دسترس نیست
اطلاعات در مورد محیط
اطلاعات در مورد شاخص
تسلط
بدبینانه
خوش بینانه
ماکسی مین
مینی ماکس
در سطح استاندارد
ترتیبی
اصلی
روش رضایتبخش جامع
روش رضایتبخش خاص
روش لکسیکوگراف
روش حذف
SAW
WP
TOPSIS
ELECTRE
HRM
AHP
اطلاعات در دسترس نیست
اطلاعات در مورد محیط
اطلاعات در مورد شاخص
تسلط
بدبینانه
خوش بینانه
ماکسی مین
مینی ماکس
در سطح استاندارد
ترتیبی
اصلی
روش رضایتبخش جامع
روش رضایتبخش خاص
روش لکسیکوگراف
روش حذف
SAW
WP
TOPSIS
ELECTRE
HRM
AHP

نگاره 2-2 (تقسیم بندی مدل های MADM )
در این ارتباط، دادههای MADM به دو بخش کلی تقسیم میشوند.
2-6-1 مدلهای جبرانی
2- 6-2 مدلهای غیر جبرانی
آن دسته از مدلهای MADM را شامل میشوند که در آنها تبادل بین شاخصها صورت میگیرد. بدین معنی که تغییر در یک شاخص، توسط تغییری مخالف (در جهت عکس) در شاخص یا شاخصهای دیگر، جبران میشود.
روش جبرانی، روشهایی مانند میانگین وزنی ساده، TOPSIS، ELECTRE، تخصیص خطی، AHP و... است. این روشها مطابق شکل زیر، دستهبندی شدهاند. (اصغر پور،1389 )
2-6-2 مدلهای غیر جبرانی
مدلهایی از MADM را شامل میشوند که در آنها تبادل بین شاخصها صورت نمیگیرد. بدین معنی که نقطه ضعف موجود در یک شاخص، توسط مزیت موجود در شاخص دیگر، جبران نمیشود بلکه هر شاخص، جدا از دیگر شاخصها مبنای ارزیابی گزینههای رقیب قرار میگیرد. مزیت مهم این مدلها، سادگی آنهاست که با رفتار تصمیمگیرنده و محدود بودن اطلاعات او مطابقت دارد. روش غیر جبرانی، شامل روشهایی مانند روش تسلط، لکسیکوگراف، حذف، ماکسیمین، مینی ماکس، رضایت بخش خاص و شمول است. (اصغر پور،1389 )
2625725340360مدل های ارزیابی برای MADM
00مدل های ارزیابی برای MADM
36264847550150040163751188720مدل های جبرانی
00مدل های جبرانی
13601701221740مدل های غیر جبرانی
00مدل های غیر جبرانی
1930401868805متد تسلط
00متد تسلط
1930402343150لکسیکوگراف
00لکسیکوگراف
1930405255260متد پرموتاسیون
00متد پرموتاسیون
1930404603750رضایت بخش عام
00رضایت بخش عام
1930402893695متد حذف
00متد حذف
1930403463290ماکسی - مین
00ماکسی - مین
1930404017645رضایت بخش خاص
00رضایت بخش خاص
20707353927475مجموعه وزین
رده ای
00مجموعه وزین
رده ای
20707353114040ساده وزین با تعامل متقابل
00ساده وزین با تعامل متقابل
20707352440940مجموعه ساده وزین
00مجموعه ساده وزین
35553654347210MDS
00MDS
35553653745865LINAMP
00LINAMP
35877503114040MRS
00MRS
35553652505075TOPSIS
00TOPSIS
47980603167380ELECTRE
00ELECTRE
47980602543810تخصیص خطی
00تخصیص خطی
19589751868805 زیر گروه نمره گذاری
00 زیر گروه نمره گذاری
36925251835785زیر گروه سازشی
00زیر گروه سازشی
49784001868805زیر گروه هم آهنگ
00زیر گروه هم آهنگ
1958975996950002625725173164400170751415906750014789152066289001478915305815900147891535826690014789154241799001478915477583400147891525438090026161991747520005635624174752000442214015386050032854902409825003298190240982500329819027419300032981903278505003298190392684000329819045046890046164502343150004626610234315000462661034632890046266102740659004231640221234000545084022434550018516602391410001861185239140900254634922517100018618204176395001861820342963400186182026562040047872659975850019494509969500060223392228215001478915546988900-2171700431736500
نگاره 2-3 (اصغر پور،1389 )
2-7 معرفی اجمالی فرآیند تحلیل شبکه‌ای(ANP)
ANP نظریه‌ی جدیدی است کهAHP را برای پرداختن به مسائل اداری وابستگی و باز خورد در یک مدل توسعه داده و به این منظور از رهیافت ابر ماتریس استفاده می‌کند. اگر چه هر دو فرآیند اولویت مقیاس‌های نسبی را با انجام مقایسات زوجی به دست می‌آورند ولی تفاوتى‌هایی میان آنها وجود دارد. درAHP چهار شرط(معکوس،همگنی ، وابستگی و انتظارات)وجود داشت که کلیه‌ی محاسبات و قوانین این تکنیک بر اساس این شروط بود.در فرآیند تحلیل شبکه‌ای،شرط سوم سلسله مراتبی نقض می‌شود زیرا که در یک سلسله مراتب بایستی وابستگی‌ها به صورت خطی از بالا به پایین و یا بالعکس باشد و چنانچه وابستگی دو طرفه باشد(یعنی وزن معیارها به وزن گزینه‌هاو وزن گزینه‌ها به وزن معیارها وابسته باشد)،مسأله دیگر از حالت سلسله مراتبی خارج شده و تشکیل یک شبکه یا سیستم غیرخطی یا یک سیستم بازخورد را می‌دهد.در این حالت برای محاسبه‌ی وزن عناصر،نمی‌توان از قوانین و فرمولهای سلسله مراتبی استفاده نمود بلکه می‌بایست برای محاسبه‌ی وزن از تئوری‌ شبکه‌ها کمک گرفت.
AHP و ANP دو مفهوم مختلف هستند که توسط آقای ساعتی معرفی شدند. ایشان ابتدا AHP را توسعه داد که با استفاده از آن بتواند با مسائل مختلف چند معیاره با دو رویکرد کمی و کیفی برخورد کند. از نظر رویکرد کیفی،AHP این امکان را به محقق می‌دهد که اهداف کلان را به اهداف جزء تقسیم نموده و این تقسیم بندی را تا رسیدن به گزینه‌ها ادامه دهد. از نظر رویکرد کمی،این روش با لحاظ کردن مقایسات زوجی،امکان محاسبه‌ی وزن گزینه‌ها را میسر می‌سازد. برای انجام مقایسه‌ی زوجی نیز، مقیاس‌های 9 نقطه ای در نظر گرفته شده است.این مقیاس با در نظر گرفتن اعداد1تا9 به ترتیب اهمیت،تصمیم گیرنده را در فرآیند مقایسه کمک می‌کند(عدد یک برای ارجحیت یکسان و عدد9 برای نمایش بیشترین ارجحیت).
با این وجود،مدلAHP با توجه به اصل سوم خود،شرط سلسله مراتبی را به صورت یک طرفه و فقط از بالا به پایین و یا بر عکس دارا می‌باشد.این اصل باعث می‌شود که نتوان مسائلی را که رابطه‌ی متقابل بین گزینه‌ها و معیارها وجود دارد تحلیل و بررسی نمود.به علت وجود این شکاف،تکنیکANP توسط ساعتی توسعه داده شد.بنا به تعریف آقای ساعتی،ANP مدل کلی و عمومی و کامل‌تری از AHPاست که اجازه‌ی تحلیل مسائل مختلف را با داشتن رابطه‌ی متقابل بین عناصر می‌دهد(ساعتی ، 2001 ) . این ارتباط متقابل را گاهی سیستم‌های بازخورد نیز می‌نامند. ایشان برای محاسبه‌ی وزن این دسته از مسائل،روشی تحت عنوان ابر ماتریس را توسعه داد(ساعتی 1996) ابر ماتریس، اثر وزن‌های عناصر مرتبط با هم را با در نظر گرفتن یک ماتریس،با شرکت همه‌ی گزینه‌ها و عناصر تعدیل می‌کند.
2-8 مقایسه روش های AHP و ANP
تئوری تصمیم گیری مشهورتر یعنیAHP ،یک نوع خاص ازANP است و هر دو از مقایسه‌ی زوجی بین عناصر و معیارها در یک صفت یا خاصیت مشترک برای تعیین وزن و اولویت هر عنصر در موضوع تصمیم گیری استفاده می‌کنند. اگرچه بسیاری از مسائل تصمیم گیری بهتر است باANP مورد مطالعه قرار گیرند لکن پیشنهاد می‌شود ، موضوعات مورد مطالعه‌ای که دارای وابستگی‌های متقابل یا سیستم بازخورد نیستند،از طریق مدل AHP مطالعه شوند.هر یک از دو تکنیک مفاهیمی را به کار می‌برند که لیست نمودن آنها برای ارائه‌ی یک شناخت کلی از هر دو مدل می‌تواند مفید واقع شود .
(ساختار شبکه) ( ساختار سلسله مراتب )
554990139700 هدف
00 هدف
101346056642000320294063500هدف
00هدف
336359578867000
W21 w21
354330243840معیارها
00معیارها
287909080645معیارها
00معیارها
468884014414500W22
102362027368500366268011112500W32 w32
211455297815گزینه ها
00گزینه ها
2747645204470گزینه ها
00گزینه ها

Wh=000w21000w320 Wh=000w21w2200w320نگاره 2-4مقایسه روش AHP وANP
با توجه به مفاهیم فوق،تفاوت‌هایی را می‌توان میان دو تکنیک تشخیص داد که برخی از آنها عبارتند از:
●ANP با مجاز شمردن وابستگی،ازAHP که فقط شامل حالت استقلال است،فراتر می رود. از این رویAHP به عنوان حالت خاصی ازANP به شمار می‌رود.
● ساختار شبکه‌ای ANP ،به محقق این امکان را می‌دهد که هر مسأله ی تصمیم گیری را بدون نگرانی از اینکه چه چیزی اول می‌آید و چه چیزی بعداً ، طراحی نماید.
● ANP یک ساختار غیر خطی است در حالیکه یک سلسله مراتب، با یک هدف در بالاترین سطح، و گزینه‌ها در سطح زیرین،ساختار خطی دارد . (ساعتی ، 1999)
2-9 گام های فرایند تحلیل شبکه
برای طراحی یک مدل شبکه‌ای ، مراحلی در نظر گرفته شده است که محقق را قادر خواهند ساخت مدل مورد نظر خود را با کمک نرم افزار طراحی نماید.اگرچه برخی از این مراحل شبیه تکنیکAHP است لکن شرح مختصر آن برای حفظ تمامیت الگو ضروری می‌باشد.
1. تعریف هدف مسأله‌ی تصمیم
2. تشخیص لزوم وجود هر یک از عناصر استراتژیک: منظور این است که محقق،عناصر استراتژیک مورد نیاز خود را برای طراحی شبکه‌ی مورد نظر تشخیص دهد. ممکن است هر چهار عنصر یا یکی از آنها انتخاب شده و یا هیچ یک از آنها مورد نیاز نباشد.
3.ایجاد سلسله مراتب کنترل برای هر یک از عناصر: هر یک از عناصر استراتژیک دارای یک زیر شبکه است که این زیر شبکه،خودش نیز می‌تواند زیر شبکه‌ی دیگری داشته باشد.لذا لازم است محقق برای هر یک از عناصر چهارگانه،زیر شبکه‌ای تعریف نماید.این زیر شبکه، می‌تواند به دو صورت طراحی شود.
شبکه‌ی تصمیم: در حالتی است که زیر شبکه‌ی مورد نظر، آخرین لایه‌ی شبکه بوده و خوشه‌ی گزینه‌ها در آن قرار داشته باشد. در این حالت کل مدل دارای دو لایه است که لایه‌ی اول با وجود عناصر استراتژیک،لایه‌ی اصلی و لایه‌ی دوم با حضور خوشه‌ی گزینه‌ها ،لایه‌ی تصمیم نامیده می‌شود.
شبکه‌ی کنترل : در حالتی است که زیر شبکه‌ی مورد نظر،آخرین لایه‌ی شبکه نبوده و خوشه‌ی گزینه‌ها(که می بایست در آخرین لایه‌ی شبکه قرارداده شود)در این لایه وجود ندارد.در این لایه،خوشه‌ها و عناصری وجود دارند که خود آنها دارای زیر شبکه می‌باشند و خوشه‌ی گزینه‌ها در آن زیر شبکه‌ها قراردارد. لایه‌هایی از شبکه‌،که واسط بین لایه‌ی اصلی و لایه‌ی تصمیم هستند،لایه‌ی کنترل نامیده می‌شوند. باید توجه داشت که یک شبکه‌ می‌تواند یک لایه‌ی اصلی،یک لایه ی تصمیم و تعداد ی لایه‌ی کنترل داشته باشد.
4. برقراری ارتباط مورد نیاز میان عناصر مورد نظر: برای پیشگیری از اشتباه،ابتدا برای هر خوشه، جدولی با سه ستون طراحی نموده و نام آن را در ستون وسط قرار می‌دهند. سپس خوشه‌های موثر را در سمت چپ،و خوشه‌های متأثر را در ستون سمت راست، در یک سطر می‌آورند. همچنین می‌توان به هریک از این جداول، سطرهایی اضافه نمود و نام عناصر مرتبط به هم را در آن‌ها قرار داد.
5. انجام مقایسه‌های زوجی میان عناصر مرتبط: مقایسات زوجی در خصوص هر یک از عناصر داخل خوشه‌ها ،بر حسب تأثیر آن بر روی هر عنصر در خوشه‌ی دیگر و یا عناصری در خوشه‌ی خودش انجام می‌گیرد. هنگام مقایسه‌ی عناصر در هر یک از زیر شبکه‌های عناصر هزینه‌ها و تهدیدات بایستی سؤال مقایسه به صورت مثبت مطرح شود به این ترتیب که، کدامیک از دو عنصر مورد مقایسه بر حسب معیار مورد نظر، دارای بیشترین هزینه یا بیشترین تهدید می‌باشند؟در این حالت عنصر پرهزینه یا تهدیدزا ارجحیت بیشتری به خود اختصاص خواهد داد.نرم افزار به گونه‌ای طراحی شده است که در سنتز نهایی خود از تقسیم(حاصل ضرب منافع و فرصت‌ها)بر(حاصل ضرب مخارج و ریسک‌ها)استفاده می‌ نماید (ساعتی ، 1999). در این حالت اعداد بزرگتر برای عناصر هزینه و ریسک مطلوبیت کمتری را در نتیجه‌ی نهایی منجر خواهد شد. همچنین ممکن است،افراد برای چهارچوب بندی سوالات،هنگام انجام مقایسه‌های زوجی،یا تأثیر عوامل و یا تأثر آنها را مدنظر قرار دهند. آقای ساعتی معتقد است که در هر مدل، باید از یک نوع سوال برای مقایسه‌های زوجی استفاده نمود.(ساعتی 2004) برای هر نمونه سه عنصرC, B, A را در نظر بگیرید که قرار است دو به دو با هم بر اساس معیارX مقایسه شوند. در مقایسه‌ی اول، سؤال می‌شود که کدامیک از عناصرB,A بیشترین تأثیر را بر معیارX دارند؟و در مقایسه‌ی دوم، سؤال می‌شود که کدامیک از عناصرA,C بیشترین تأثر را از معیارX می‌پذیرند؟به عقیده‌ی آقای ساعتی این گونه طرح سؤال در یک مدل، ممکن است بر نتایج قضاوت‌ها تأثیر منفی بگذارد لذا بهتر است در یک مدل، همواره یکی از سؤالات فوق برای مقایسه‌ی زوجی مورد استفاده قرار گیرد.
6. انجام مقایسه‌های زوجی میان خوشه‌های مؤثر بر یکدیگر: از جدول موجود در بند چهارم می‌توان انواع و تعداد مقایسه‌ها را به دست آورد.در اینجا سؤال اصلی این است که یک خوشه با توجه به عناصر خود چه تأثیری بر خوشه‌های دیگر گذاشته و یا از آنها متأثر خواهد شد.
7. محاسبه‌ی اولویت‌های محدودِ ابرماتریس تصادفی: این محاسبه توسط برنامه انجام شده و در این مرحله ابر ماتریس محدود به دست می آید.
8. ایجاد یک مدل رتبه بندی برای تعیین اولویت های عناصر: در حالت معمول، تئوریANP ارجحیت یکسانی برای هر یک از چهار عنصر استراتژیک قائل است. ولی در صورتی که محقق بخواهد ارجحیت های مختلفی برای هر یک از آنها در نظر بگیرد، بایستی یک مدل رتبه بندی و معیارهای مورد نظر خود را ایجاد و بر اساس آن، هر یک از عناصر استراتژیک را ارزیابی و رتبه بندی نماید.
9. سنتز گزینه‌ها در سطح معیارهای کنترل با استفاده از وزن هر یک از عناصر.
10. راهبری تحلیل حساسیت بر روی نتایج نهایی.
2-10 ابرماتریس
آقای ساعتی بنیاد تئوریکANP را بر اساس ابزار قدرتمندی به نام ابرماتریس،برای سیستم هایی با وابستگی متقابل و بازخورد بنیان نهاد.ابر ماتریس،ماتریس جزء بندی شده‌ای است که در آن هر زیر ماتریس از مجموعه‌ای از روابط میان دو خوشه تشکیل می‌شود(ساعتی 2004) ،ابر ماتریس یک ماتریس دو در دوی عناصر در عناصر است. لذا برای هر عنصر،یک ابر ماتریس تشکیل می‌شود که بردارهای حق تقدم که از مقایسه‌ی زوجی حاصل شده‌اند،در ستون مناسبی به عنوان زیر ستون ظاهر می‌شوند. آقای ساعتی فرمول ابرماتریس خود را به صورت زیر بیان نموده است.
سیستم تصمیم گیری موجود با ساختار غیر سلسله مراتبی را به N زیر مجموعه تقسیم نمائید. فرض کنید کهنشان دهنده‌ی تعداد عناصر زیر مجموعه‌ی و بودهبیانگر وزن عنصرKام از زیر مجموعه‌یi ام در مقایسه با عنصر اول از زیر مجموعه‌یi ام باشد،آنگاه ماتریس مقایسات از عناصر زیر گروهi ام در رابطه با عناصر موجود در زیر گروهi ام به قرار زیر است:
3143250124460رابطه 2-2
00رابطه 2-2

و سرانجام ماتریس نهایی برای مقایسات از کلیه‌ی زیر مجموعه‌ها با هر یک از اعضای زیرمجموعه‌های دیگر که به ابرماتریس معروف است،به قرار زیر خواهد بود.
3057525553720رابطه2-3
020000رابطه2-3

و در پایان ،ارجحیت نهایی برای هر عنصر از هر زیر گروه ، بر اساس فرآیند مارکوف به صورت زیر به دست می‌آید. (ساعتی ، 2004)
184785089535رابطه 2-4
020000رابطه 2-4

منطق فازی
2-11 پیشینه منطق فازی
تئوری مجموعه های فازی و منطق فازی را پرفسور لطفی زاده در رساله ای به نام مجموعه های فازی ، اطلاعات و کنترل در سال 1965 معرفی نمود. هدف اولیه او در آن زمان ، توسعه مدلی کار آمدتر برای توصیف فرآیند پردازش زبان های طبیعی بود . او مفاهیم و اصطلاحاتی همچون مجموعه های فازی ، رویدادهای فازی ، اعداد فازی و فازی سازی را وارد علوم ریاضیات و مهندسی نمود. از آن زمان تا کنون ، پرفسور لطفی زاده به دلیل معرفی نظریه بدیع و سودمند منطق فازی و تلاش هایش در این زمینه ، به کسب جوایز بین المللی متعددی شده است . پس از معرفی منطق فازی به دنیای علم، در ابتدا مقاومت های بسیاری در برابر این نظریه صورت گرفت . بخشی از این مقاومت ها، چنان که ذکر شد ، ناشی از برداشت های نادرست از منطق فازی و کارایی آن بود. جالب این که، منطق فازی در سال های نخست تولدش بیشتر در دنیای مشرق زمین، به ویژه کشور ژاپن با استقبال رو به رو شد ، اما استیلای اندیشه کلاسیک صفر و یک در کشور های مغرب زمین ، اجازه رشد اندکی به این نظریه داد. با این حال به تدریج که این علم کاربردهایی پیدا کرد و وسایل الکترونیکی و دیجیتالی جدیدی وارد بازار شدند که بر اساس منطق فازی کار می کردند، مخالفت ها نیز اندک اندک کاهش یافتند.
در ژاپن استقبال از منطق فازی ، عمدتاً به کاربرد آن در رباتیک و هوش مصنوعی مربوط می شود . موضوعی که یکی از نیروهای اصلی پیش برنده این علم طی چهل سال گذشته بوده است . در حقیقت می توان گفت بخش بزرگی از تاریخچه دانش هوش مصنوعی با تاریخچه های منطق فازی همراه و هم داستان است. (آذر ، 1387)
2-12 متغیرهای زبانی
در زبان طبیعی و استدلال انسانی اغلب از متغیرهایی استفاده می شود که مقادیر آنها نا دقیق و مبهم است مثلاً برای متغیر وزن مقادیری مثل" کم وزن"،"سنگین وزن"و"خیلی سنگین وزن"و برای متغیر درستی مقادیری مثل " کاملاً درست"،"درست"، "تقریباً درست"و" تقریباً نادرست"،" نادرست"،" کاملاً نادرست" در نظر گرفته می شود. مقادیر متغیرهای زبانی کلمات یا جملاتی هستند که در زبان طبیعی وجود دارند و به طور کلی با استفاده از قیدها می توان مقادیر آنها را شکل داد .
متغیر زبانی متغیری است که مقادیرش کلمات و جملات یک زبان طبیعی و یا مصنوعی باشد. برای مثال سن یک فرد را در نظر بگیرید اگر سن این فرد را با اعدادی مثل100...1،2،3 نشان دهیم متغیر سن یک متغیر معمولی است اما اگر مقادیری را که سن اختیار می کند با کلماتی مثل نونهالی ، نوجوانی ، خیلی جوان ، جوان ، مسن ، پیر نشان دهیم متغیر سن یک متغیرزبانی است. (پرهیزکار، 1387)
2-13 روشهای علم مدیریت فازی
روش های علم مدیریت کلاسیک برگرفته از ریاضیات قطعی و منطق دو ارزشی و چند ارزشی است که خواهان داده های دقیق و کمی هستند در این روشها داده های مبهم و بیان احساسات آدمی ) متغیرهای زبانی ( جایی در مدلسازی ندارند. که این امر نیز به نوبه خود موجب عدم انعطاف پذیری و عدم دقت در مدلهای ریاضی می شود . امروزه علم مدیریت فازی با استفاده ازتئوری سیستمهای فازی می تواند رویکردی نوین برای حل مشکل و پا سخ به ابهامات مطرح شده در سیستم های مدیریتی باشد. تئوری سیستم های فازی با به کارگیری تئوری منطق فاز و اندازه های فازی می تواند پارامترهایی از قبیل دانش، تجربه ، قضاوت و تصمیم گیری انسان را وارد مدل نموده ، و ضمن ایجاد انعطاف پذیری در مدل تصویری خاکستری از جهان خاکستری ارائه نماید. روشن است نتایج چنین مدلهایی به دلیل لحاظ کردن شرایط واقعی در مدل ، دقیق تر و کاربردی تر خواهد بود.
تئوری سیستمهای فازی بر مبنای فرآیند کلی پردازش اطلاعات در مغز عمل می کند. فرآیند کلی پردازش اطلاعات در مغز شامل مراحل زیر است :
( تصمیم → ارزیابی → قضاوت → تفکر → شناخت → بازیابی اطلاعات)
در مرحله بازیابی اطلاعات به دلیل محدود بودن ظرفیت اطلاعاتی و زمانی ذهن ، فقط اطلاعات مهم مورد بازیابی قرار می گیرد تا بتوان آنها را پردازش کرده و اهدافمان را در آنجا متمرکز کنیم . در مرحله شناخت محتوای اطلاعات بازیابی شده مورد شناسایی قرار می گیرد . سپس در مراحل تفکر و قضاوت از ترکیب و تطابق اطلاعات بازیابی شده و دانش و مهارتهایی که در ذهنمان است در ارتباط با ارائه پیشنهاد برای تصمیم گیری و حل مساله فکر می کنیم و گزینه هایی ارائه می دهیم. در مرحله ارزیابی گزینه های مختلف را بر اساس میزان تحقق اهداف )در صورت انتخاب هر یک از گزینه ها( مورد ارزیابی قرار می دهیم و در مرحله آخر رضایت بخش ترین گزینه را انتخاب کرده و تصمیم می گیریم.
با به کارگیری تئوری سیستمهای فازی روشهای علم مدیریت کلاسیک به محیط فازی گسترش می یابد و می توان از آن در سیستمهای متعدد مدیریتی از جمله تصمیم گیری ، سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدلسازی استفاده کرد. علم مدیریت فازی در برابر موقعیتهای پویای اقتصادی و اجتماعی به طور انعطاف پذیری پاسخگو است . همچنین علم مدیریت فازی قادر است مدلهایی ایجاد کند که تقریبا همانند انسان اطلاعات کیفی را به صورت هوشمند پردازش نماید . بدین ترتیب سیستم های مدیریت انعطاف بیشتری پیدا می کنند و اداره سازمانهای بزگ و پیچیده در محیطهای متغیر، امکان پذیر می شود . به طور کلی مشخصه های علم مدیریت فازی را می توان به صورت زیر بیان کرد.
1) ضرایب و شرایط واقعی محدودیتها که به صورت شهودی توسط برنامه ریزان تعیین می گردند را می توان به آسانی و با انعطاف پذیری به وسیله توابع عضویت نشان داد و جواب این مسائل را به طرق ریاضی یافت .
2) دانش و مهارت مورد نیاز سیستمهای مدیریت را می توان به زبان طبیعی از خبرگان اخذ کرد و با استفاده از استنتاج فازی مدلها و برنامه های ر ایانه ای را به آسانی ایجاد کرد . در این موارد زبان طبیعی اغلب از صفات و قیودی مثل"خیلی" ، "کم" ،"مقداری"و"تقریباً" استفاده می کند که می توان آنها را با توابع عضویت نشان داد و در رایانه وارد کرد.
3) به جای محدود کردن جوابهای یک مساله به یک عدد می توان چند پاسخ محتمل ارائه کرد و ازآنجا که حد پایین و بالای پاسخ ها قابل اخذ است با اضافه کردن نظر خبرگان مدیران وکارشناسان می توان راه حلهای کاربردی تری ارائه نمود چرا که در بسیاری از گزینه های ارائه شده توسط روش های علم مدیریت کلاسیک به جهت محدود بودن به یک عدد اغلب مورد استفاده قرار نمی گیرد و تصمیمات اخذ شده توسط مدیران جدا از راه حل های ارائه شده می باشد.
روش های علم مدیریت فازی مطابق با سیستمهای متعدد مدیریت در نگاره2-5 نشان داده شده است.
عملیات روش
گردآوری داده و تجربه پایگاه داده فازی ، پایگاه دانش فازی
برنامه ریزی ایجاد مدل مدلهای ساختاری فازی
مدلهای رگرسیونی فازی
روش پردازش گروه داده ها به صورت فازی (GMDH)
تجزیه و تحلیل وارزیابی نظریه توصیف ویژگیهای شئء به صورت فازی
انتگرال فازی
AHP فازی
بهینه سازی وتصمیم گیری
برنامه ریزی ریاضی فازی

—216

شرکت تولید کننده
توزیع
مشتری نهایی
جریان فیزیکی مواد
جریان اطلاعات

شکل 2 – 2 : یک نمای کامل از زنجیره‌ی‌تأمینبا توجه به مفهوم زنجیره‌ی‌تأمین می‌توان مدیریت زنجیره‌ی‌تأمین را تاثیرگذاری بر رفتار زنجیره‌ی‌تأمین جهت دستیابی به نتایج دلخواه و به عبارت دقیق‌تر یکپارچه‌سازی فعالیت‌های زنجیره‌ی‌تأمین و نیز جریان‌های اطلاعاتی مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ سازی فعالیت‌ها در زنجیره‌ی‌تأمین تولید و عرضه محصول نامید (لادُن و لادُن، 2002).

نیلی و همکاران (1995) معتقدند سنجش عملکرد به صورت فرآیند کمی‌سازی اثربخشی و بازده یک عمل تعریف می‌شود. اثربخشی اندازهای از خواستههای مشتری است که برآورده شده است و بازده شاخصی است که میزان اقتصادی بودن منابع سازمان را در هنگام فراهم کردن سطح خاصی از رضایت مشتریان اندازه‌گیری میکند. سیستمهای سنجش عملکرد به صورت مجموعهای کلی از معیارهایی تعریف میشوند که هر دو عامل اثربخشی و بازده را کمی میکنند. نیلی و همکاران (1995) تعدادی از رویکردهای سنجش عملکرد را شناسایی کردند، شامل: کارت امتیازدهی متوازن (کاپلان و نورتون، 1992)، ماتریس سنجش عملکرد (کیگان و همکاران، 1989)، پرسشنامههای سنجش عملکرد (دیکسون و همکاران، 1990)، معیار سنجش طراحی سیستم (گلوبرسن، 1985) و رویکردهای تولید به کمک کامپیوتر. بهعلاوه آنها دامنهای از محدودیتهای سیستم‌های سنجش عملکرد موجود برای تولید را هم شناسایی کردهاند، شامل: تشویق به استفاده در دورههای کوتاه مدت، نبود تمرکز بر روی استراتژیها (سیستم سنجش به صورت صحیح با اهداف استراتژیک، فرهنگ سازمانی و سیستم‌های تشویقی همسو نیست)، تشویق به بهبود مقطعی به جای بهبود مستمر با مجبورکردن مدیران به کاهش انحراف از استاندارد و ناکامی در دادن اطلاعات کافی در این مورد که کدامیک از رقبا دارد بر اساس الگو عمل میکند.
مرور خوبی که توسط نیلی و همکاران (1995) در مورد سنجش عملکرد فراهم شد به صورت گسترده‌ای در تحقیقات اخیر در مورد سیستمها و معیارهای سنجش عمکرد زنجیرهیتأمین اشاره شده است (برای مثال، بیمن، 1999؛ بیمن و چِن، 2001؛ گوناسکاران و همکاران، 2001و 2004). در این مطالعات اشاره شده است که اغلب محدودیتهایی که توسط نیلی و همکارانش مشخص شده است در زمینه سیستم‌های سنجش عملکرد زنجیرهیتأمین همچنان بیپاسخ مانده است. بهعلاوه آن‌ها بر این نکته تاکید دارند که معیارها و سیستمهای سنجش جدیدی برای برطرف کردن این نواقص مورد نیاز است.
1.2.2 فرآیند ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمینفرآیند ارزیابی عملکرد کاری ساده و آسان نیست و مستلزم جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات زیادی است. در اینجا، فرآیند ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین ارائه می‌شود. در شکل (2-3) این مراحل نشان داده می‌شود.
تعیین مدل ارزیابی کارآیی
تعیین شاخص‌های ارزیابی
جمع‌آوری اطلاعات شاخص‌ها و انجام ارزیابی

شکل 2- 3 : فرآیند ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین- تعیین مدل ارزیابی کارآیی: این کار با توجه به ماهیت نوع زنجیره‌ی‌تأمین تحت بررسی و نوع صنعتی که زنجیره‌ی‌تأمین در آن فعال است اتفاق می‌افتد.
- تعیین شاخص‌های ارزیابی: در این مرحله با توجه به ماهیت مدل انتخاب شده در مرحله قبل شاخص‌های ارزیابی با استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن انتخاب می‌شوند. باید توجه داشت که سعی شود از همه‌ی دسته شاخص‌های موجود حداقل یک معیار برای ارزیابی انتخاب شود.
- جمع‌آوری اطلاعات شاخص‌ها و انجام ارزیابی: در این مرحله اطلاعات شاخص‌های انتخاب شده در مرحله قبل جمع‌آوری شده و با استفاده از مدل انتخاب شده در مرحله‌ی اول ارزیابی صورت می‌گیرد و عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین اندازه‌گیری می‌شود.
2.2.2 تحلیل پوششی داده‌هاتداوم بقای بنگاه‌ها و سازمان‌ها در هر نظام اقتصادی در گروی ایجاد ارزش افزوده است. برای دستیابی به این مهم تنها داشتن منابع کافی نیست بلکه نحوه ترکیب و استفاده از منابع و همچنین ایجاد تعادل بین ورودی‌ها و خروجی‌های سازمان و به معنای دیگر استقرار یک سیستم ارزیابی عملکرد نقش به سزایی دارد. اهمیت این ارزیابی به حدی است که بر اساس تجربیات انجام شده در کشورهای صنعتی می‌توان صرفا با اعلام، برقراری و اجرای یک سیستم ارزیابی عملکرد و حتی بدون هیچ گونه تغییری در سازمان یا سرمایه‌گذاری، 5 تا 10 درصد بهره‌وری را افزایش داد (معماریانی، 1383).
تحلیل پوششی داده‌ها روشی مبتنی بر برنامه‌ریزی ریاضی جهت برآورد عملکرد است. این روش بدون فرضی از شکل توابع تولید، با حل مدل‌های ریاضی برای مجموعه‌ای از واحدهای تصمیم‌گیرنده و با استفاده از اطلاعات مربوط به میزان ورودی‌ها و خروجی‌های واقعی آن واحدها، یک واحد مجازی با بالاترین عملکرد ساخته و واحد‌های ناکارا را با آن می‌سنجد.
3.2 تعریف عملکرد و مجموعه امکان تولیدعملکرد یک واحد، مقایسه ورودی‌ها و خروجی‌های آن با یکدیگر است. در ساده‌ترین حالت که واحد یک ورودی را مصرف کرده و یک خروجی می‌دهد، عملکرد به صورت خارج قسمت خروجی بر ورودی تعریف می‌شود. واحدی در نظر بگیرید که با مصرف ورودی x، خروجی y را تولید می‌کند (شکل 2-4). تعریف می‌کنیم:
(2-1)
اغلب به خاطر پیچیدگی واحدهای تصمیم‌گیری، در نظر گرفتن چندین ورودی و چندین خروجی اجتناب‌ناپذیر است. فرض کنید واحد تصمیم‌گیری با مصرف بردار ورودی بردار خروجی را تولید می‌کند. (شکل 2-5)
یک واحد تصمیم‌گیری
ورودی x
خروجی y

شکل2-4 : یک واحد تصمیم‌گیری با یک خروجی و یک ورودییک واحد تصمیم‌گیری
ورودی
ورودی
ورودی
خروجی
خروجی
خروجی

شکل2- 5 : یک واحد تصمیم‌گیری و خروجی‌ها و ورودی‌های آندر چنین وضعیتی، عملکرد را می‌توان به صورت حاصل تقسیم و ترکیب وزنی خروجی‌ها بر ترکیب وزنی ورودی‌ها تعریف کرد. اگر برای واحد تصمیم‌گیری فوق وزن (قیمت) همه خروجی‌ها مشخص و وزن (هزینه) هر ورودی نیز معلوم باشد، عملکرد از رابطه (2-2) محاسبه می‌گردد:
(2-2)
که در آن وزن خروجی rام یعنی و وزن است.
جهت ارزیابی عملکرد یک واحد تصمیم‌گیری (DMU) نیاز به تابع تولید داریم. در اغلب موارد تابع تولید در دست نیست و این به دلیل پیچیدگی فرآیند تولید، تغییر در تکنولوژی تولید و چند مقدار بودن تابع تولید است. یعنی در اغلب موارد یک ترکیب از ورودی‌ها مانند یک بردار خروجی مانند را تولید می‌کند از این رو ناچاریم تقریبی از تابع تولید را در دست داشته باشیم تابع تولید، تابعی است که برای هر ترتیب از ورودی‌ها، ماکزیمم خروجی را بدهد (راماناتان، 2003). با داشتن تابع تولید به راحتی می‌توان عملکرد یک واحد تصمیم‌گیری را محاسبه کرد. اما همانطوری که ذکر شد به دلائل مختلف تابع تولید به راحتی محاسبه نمی‌گردد. از این رو مجموعه‌ای به نام مجموعه امکان تولید می‌سازیم و مرز آن را تقریبی از تابع تولید می‌گیریم. تابع تولید حاصل از مجموعه امکان تولید یک مرز تقریبی است که با توجه به تکنولوژی تولید دارای ویژگی‌های مورد نظر می‌باشد. مجموعه امکان تولید، که آن را با T نشان می‌دهیم چنین تعریف می‌شود:
(2-3) T={(x,y)|کند تولید را y نامنفی بردار بتواند x نامنفی بردار}.
مجموعه‌ی T را طوری در نظر می‌گیریم که در اصول زیر صدق نماید:
1- اصل شمول مشاهدات: این اصل به ما می‌گوید که یعنی تمامی مشاهدات به مجموعه‌ی امکان تولید تعلق دارند.
2- اصل بی‌کرانی اشعه (بازده به مقیاس ثابت): با قبول این اصل فرض می‌کنیم که تکنولوژی تولید بازده به مقیاس ثابت دارد. یعنی همان‌طوری که قبلا اشاره شد، یعنی اگر x ، y را تولید کند آنگاه و، را هم تولید کند.
3- اصل امکان‌پذیری: اگر، آنگاه به ازای هر که در آن و، داریم .
4- اصل تحدب: با پذیرفتن این اصل می‌پذیریم که در تکنولوژی تولید اگر آنگاه برای هر داریم: .
5- اصل کمینه درون‌یابی: با قبول این اصل می‌پذیریم که T کوچک‌ترین مجموعه‌ای است که در اصول اول تا چهارم صدق می‌کند.
مجموعه امکان تولید T را که در اصول یک تا پنج صدق می‌کند را به صورت نشان می‌دهیم.
ثابت می‌شود مجموعه به صورت زیر است:
(2-4)
یعنی مجموعه‌ی فوق کوچک‌ترین مجموعه‌ای است که در اصول یک تا چهار صدق می‌کند.
مدل چارنز، کوپر و رودز
فرض کنیم ، تعداد n DMU متجانس هستند که با به کار بردن بردار ورودی ، ، بردار خروجی ، را تولید می‌کنند.
فرض کنید هدف ارزیابی عملکرد است که در آن . برای این منظور می‌گوییم اگر در امکان تولیدی مانند یافت نشود که غالب بر باشد، در این صورت کارای نسبی است در غیر این صورت ناکارا می‌باشد. چگونه می‌توان گفت که هیچ امکان تولیدی در موجود نیست که بر غالب باشد؟ به سه طریق می‌توان این کار را انجام داد (راماناتان، 2003):
اگر بتوان امکان تولیدی در یافت که با ورودی کمتر از، خروجی مساوی داشته باشد.
اگر بتوان امکان تولیدی در یافت که با ورودی مساوی، خروجی بیشتر از داشته باشد.
اگر بتوان امکان تولیدی در یافت که با ورودی کمتر از، خروجی بیشتر از داشته باشد.
برای این موارد سه‌گانه فوق شکل‌های (2-6) تا (2-8) را در نظر بگیرید. در شکل (2-6)، واحد فرضی A با ورودی کمتر همان خروجی را تولید می‌کند. در شکل (2-7) واحد B با ورودی، خروجی بیشتر از را تولید می‌کند و در شکل (2-8) واحد D با ورودی کمتر از خروجی بیشتر از را تولید نموده است.

(خروجی)Y
(ورودی)X

شکل 2-6 : واحد فرضی با ورودی کمتر، خروجی یکسان

(خروجی)Y
(ورودی)X

شکل 2 – 7 : واحد فرضی با ورودی یکسان، خروجی بیشتر

(خروجی)Y
(ورودی)X

شکل 2 – 8 : واحد فرضی با ورودی کمتر، خروجی بیشتراگر باشد واضح است که اگر باشد به وسیله‌ی امکان تولیدی از مغلوب خواهد شد. پس برای امکان تولید روی مرز خواهد بود که در این صورت کمترین مقداری است که روی مرز خواهد بود، پس ما باید به دنبال یافتن کمترین مقدارای باشیم که در خواص فوق‌الذکر صدق کند؛ یعنی حل مدل زیر:
(2-5)
اما شرط عضویت در آن است که:
(2-6)
پس حل مسأله به حل LP زیر برمی‌گردد:
(2-7)
و یا:
(2-8)
مسأله بالا مدل CCR ورودی محور است که معروف به فرم پوششی CCR است.
در جواب بهینه مدل فوق اگر در این صورت ناکارا است و اگر یعنی روی مرز قرار دارد و کارا است. این مطلب از روی شکل (2-8) نیز روشن است. مدل قبل همواره شدنی است زیرا و (منظور ضریب) و ، یک جواب شدنی است. بعلاوه از جواب شدنی فوق نتیجه می‌شود که مقدار بهینه از یک تجاوز نمی‌کند.
دوگان مدل قبل که معروف به فرم مضربی است چنین است:
(2-9)
یا به صورت برداری:
(2-10)
مدل‌های فوق مدل مضربی CCR در ماهیت ورودی هست؛ به عبارت دیگر با کاهش ورودی در صورت ناکارا بودن آن را روی مرز قرار می‌دهیم تا کارا شود. مقدار کاهش‌یافته ورودی که عبارت بود از، مقداری از ورودی بود که می‌توانست حداقل را تولید نماید، مقداری از ورودی‌ها بود که به هدر می‌رفت که آن را مقدار ناعملکرد می‌نامیم. واضح است که اگر باشد هیچ ورودی هدر نمی‌رود و مقدار ناعملکرد برابر با صفر است.
1.3.2 مدل ورودی‌گرا و خروجی‌گرادر مدل‌های تحلیل پوششی داده ها امکان سه نوع جهت‌گیری با ماهیت ورودی، با ماهیت خروجی و با ماهیت مبنایی وجود دارد (میرحسینی، 1387).
مدل تحلیل پوششی داده های ورودی‌گرا: در مدل‌های با ماهیت ورودی واحدهای تصمیم‌گیرنده در پی آن هستند که با کمترین میزان ورودی ممکن، مقدار مشخصی خروجی ایجاد کنند (در این حالت‌ها ورودی‌ها قابل کنترل هستند).
مدل تحلیل پوششی داده های خروجی‌گرا: در مدل‌های با ماهیت خروجی واحدهای تصمیم‌گیرنده در پی آن هستند که با مقدار مشخصی ورودی، بیشترین میزان خروجی ممکن را ایجاد کنند (در این حالت هم ورودی‌ها و هم خروجی‌ها قابل کنترل هستند).
2.3.2 مزایا و معایب تحلیل پوششی داده ها
مدل تحلیل پوششی داده‌ها نیز همانند دیگر مدل‌ها شامل ویژگی‌های شامل ویژگی‌های مثبت و منفی است که ویژگی‌های ممتاز این روش عبارتند از (کریمی، 1390):
در این ارزیابی واحدهای ناکارا به دلیل مقایسه با یک سطح استاندارد از قبل تعیین شده یا شکلی تابعی معلوم، ناکارا ارزیابی نشده بلکه ملاک ارزیابی آن‌ها واحدهای تصمیم‌گیرنده دیگری بوده است که در شرایط یکسانی عمل می‌کنند و این ارزیابی واقع بینانه تحلیل پوششی داده‌ها در مقایسه با سایر روش‌هاست.
این روش ارزیابی توام مجموعه عوامل است و محدودیت تک ورودی و تک خروجی در آن وجود ندارد.
این روش دارای ویژگی جبرانی بودن است و به واحد تصمیم‌گیرنده اجازه می‌دهد کمبود و یا ضعف خروجی‌هایش را به کمک خروجی‌های دیگر و یا مصرف اضافی ورودی‌هایش را با صرفه‌جویی در ورودی‌های دیگر جبران کند.
تحلیل پوششی داده‌ها، برخلاف روش معمول شاخص عددی، به معرفی وزن‌های از قبل تعیین شده برای عوامل خروجی و ورودی نیاز ندارد. همچنین نیازمند توصیف توابع به شیوه‌ای که در روش رگرسیون آماری رایج است نیز نیست.
تحلیل پوششی داد ها، از روش برنامه‌ریزی ریاضی استفاده می‌کند که می‌تواند تعداد زیادی متغیر و روابط (قیود) را به کار گیرد و محدودیت کم بودن تعداد خروجی و ورودی موجود در سایر روش‌ها را ندارد. تئوری قوی برنامه‌ریزی ریاضی امکان تحلیل و تفسیر بهتر را ایجاد می‌کند.
سادگی در محاسبه و ارزیابی و عدم محدودیت در انتخاب عوامل امکان پرداختن به مسائل پیچیده‌تر موجود در حوزه‌های مدیریتی و سیاست‌گذاری را فراهم می‌سازد.
همچنین معایب مدل تحلیل پوششی داده‌ها عبارتند از (کریمی، 1390):
هر واحد تصمیم‌گیری که حداقل در یک ورودی برتر باشد کارا ارزیابی می‌گردد، که این امر باعث خواهد شد که بعضی از واحد‌ها که در تمام شاخص‌ها جز یک شاخص دارای ضعف است، به طور غیر واقع بینانه کارا ارزیابی شود.
با توجه به این که مرز عملکرد در مدل‌های تحلیل پوششی داده‌ها بر اساس مشاهدات ساخته می‌شود این امر باعث بروز مشکلاتی در ارزیابی می‌گردد. به عنوان نمونه شکل (2-9) را در نظر می‌گیریم. در این شکل واحدهای A و C روی مرز بوده و کارا ارزیابی می‌شوند ولی همان‌طور که مشاهده می‌گردد نمی‌توان واحد A را واحدی بهتر از B دانست. این بدان معناست که تحلیل پوششی داده‌ها در رتبه‌بندی موفق عمل نمی‌کند.
یکی دیگر از ایرادات تحلیل پوششی داده‌ها فرض تحدب در ساختن مجموعه امکان تولید آن است. این فرض باعث می‌شود که بعضی از واحدهای تصمیم‌گیری ناکارا با واحدهای در مرز عملکرد مقایسه شوند که وجود خارجی ندارند.
مقایسه واحدها نسبی است و اگر در یک ارزیابی واحدی کارا ارزیابی شود بدان معنا نیست که این واحد، واحدی ایده‌آل است بلکه در میان مشاهدات، واحدی یافت نشده است که بهتر از واحد مورد ارزیابی عمل نماید. در این شرایط، تحلیل پوششی داده ها هیچ راهکار بهبودی برای چنین واحدهای ارائه نمی‌کند. در شکل (2-9) عملکرد واحد A فقط به این خاطر است که در سایز این واحد رقیبی وجود ندارد.
C
B
A
D

شکل 2 – 9 : نمایش یکی از ضعف‌های مدل تحلیل پوششی داده‌ها3.3.2 مدل کارت امتیازدهی متوازن
یکی از مشهورترین و شناخته شده ترین مدل های سیستم ارزیابی عملکرد مدل «کارت امتیازدهی متوازن» است که توسط «کاپلان و نورتون» در سال 1992 ایجاد و سپس گسترش و بهبود یافته است. این مدل پیشنهاد می‌کند که به منظور ارزیابی عملکرد هر سازمانی بایستی از یک سری شاخص های متوازن استفاده کرد تا از این طریق مدیران عالی بتوانند یک نگاه کلی از چهارجنبه مهم سازمانی داشته باشند. این جنبه های مختلف، پاسخگویی به چهار سوال اساسی زیر را امکان پذیر می سازد:

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

1 – نگاه ها به سهامداران چگونه است؟ (جنبه مالی)
2 – در چه زمینه هایی بایستی خوب عمل کنیم؟ (جنبه داخلی کسب و کار)
3 – نگاه مشتریان به ما چگونه است؟ (جنبه مشتری)
4 –چگونه می توانیم به بهبود و خلق ارزش ادامه دهیم؟ (جنبه یادگیری و نوآوری).
کارت امتیازدهی متوازن شاخص های مالی را که نشان دهنده نتایج فعالیت های گذشته است در بر می گیرد و علاوه بر آن با در نظر گرفتن شاخص های غیر مالی که به عنوان پیش نیازها و محرک عملکرد مالی آینده هستند، آنها را کامل می کند. «کاپلن و نورتون» معتقدند که با کسب اطلاع از این چهارجنبه ، مشکل افزایش و انباشت اطلاعات از طریق محدود کردن شاخص ها ی مورد استفاده از بین می رود. همچنین مدیران مجبور خواهند شد تا تنها بر روی تعداد محدودی از شاخص های حیاتی و بحرانی تمرکز داشته باشند. به علاوه استفاده از چندین جنبه مختلف عملکرد ، از بهینه سازی بخشی جلوگیری می کند.
4.3.2 مفهوم کلی کارت امتیازی متوازن
ارزیابی و مدیریت عملکرد، منتج از برنامه های استراتژیک و برنامه های عملیاتی سازمان است. اگرچه تدوین برنامه‌های استراتژیک و عملیاتی، فرایندی پیچیده و دشوار است ولی اجرای موفقیت‌آمیز آن به مراتب دشوارتر است. سازمان های زیادی در پیاده‌سازی کامل استراتژی های خود، شکست می‌خورند. این مساله ناشی از تعریف ناقص استراتژی ها و برنامه‌های عملیاتی سازمان نیست بلکه احتمالاً به این خاطر است که چارچوب مستحکمی برای همسوسازی کارکنان و فرایندهای عملیاتی با اهداف سازمان، وجود ندارد .
سازمان های امروزی به خوبی دریافته اند که 80 درصد ارزش افزایی آنها از طریق دارایی های نامشهودشان شامل سرمایه های انسانی (دانش و مهارت های کارکنان)، سرمایه های سازمانی (فرهنگ سازمان و ارزش های حاکم بر آن) و سرمایه های اطلاعاتی (منابع اطلاعاتی و داده های آماری) ایجاد می شود و دیگر نمی توانند صرفاً با اتکاء به دارایی های مشهود، ارزیابی عملکرد و در پی آن مدیریت عملکرد جامعی انجام دهند.
پروفسور رابرت کاپلان و دکتر دیوید نورتون با درک الزامات و نیازمندی های سازمان های نوین و برای اجرای اثربخش استراتژی و ایجاد یک سیستم جامع مدیریت و بهبود عملکرد، در سال 1992 سیستم مدیریتی نوینی را تحت عنوان کارت امتیازی متوازن، معرفی نمودند. سیستم مدیریتی کارت امتیازی متوازن، به عنوان چارچوب جامع ارزیابی عملکرد و پیشبرد استراتژی، مطرح بوده که به ایجاد توازن بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت، سنجه‌های مالی و غیر مالی، عملکرد داخلی و خارجی، ذینفعان درونی و بیرونی، شاخص های هادی و تابع عملکرد، منجر می‌شود. کارت امتیازی متوازن چارچوب اثبات شده ای است که استراتژی سازمان را تشریح و عملیاتی می کند . کارت امتیازی متوازن، یک سیستم مدیریتی است که می تواند اجرای استراتژی ها را مدیریت کرده و عملکرد سازمان را در چهار منظر مالی،‌ مشتری، فرایندهای داخلی، و رشد و یادگیری، اندازه گیری کند و باعث انتقال و تفهیم ماموریت، چشم انداز، استراتژی ها و انتظارات عملکردی به کلیه ذینفعان درونی و بیرونی سازمان شود. به عبارت دیگر، کارت امتیازی متوازن می تواند چشم انداز و ماموریت سازمان را در قالب مجموعه ای از روابط علّت و معلولی در چهار منظر ذکر شده نشان دهد. سیستم مدیریتی کارت امتیازی متوازن، ترکیبی است از معیارهای ارزیابی عملکرد که شاخص های عملکرد گذشته، جاری و نیز آینده را شامل شده و معیارهای غیر مالی را در کنار معیارهای مالی قرار می دهد. ضمن این که از آنچه د داخل وخارج سازمان اتفاق می افتد، بینش و دید همه جانبه ای را به مدیران سازمان ارائه می کند. چارچوب کارت امتیازی متوازن از چهار مؤلفه به هم وابسته تشکیل شده است. این چهار مولفه عبارتند از: 
الف- نقشه استراتژی که اهداف استراتژیک سازمان را شناسایی می کند و در قالب روابط علّت و معلولی ارائه می کند. اگر این اهداف محقق شوند یعنی استراتژی با موفقیت اجرا شده است. کارکرد اصلی نقشه استراتژی این است که به صورت روابط علّت و معلولی نشان می‌دهد که برای اجرای استراتژی، چگونه اهداف استراتژیک می بایست با یکدیگر تعامل کنند.
ب- سنجه‌های عملکردی که میزان پیشروی به سمت اهداف استراتژیک را ردیابی کرده و ارائه می کنند.
ج- اهداف کمّی که برای تحقق هر یک از سنجه های عملکردی، تعیین می‌شوند.
د- طراحی (انتخاب) و اجرای ابتکارات استراتژیک (طرح های ابتکاری) برای اینکه عملکرد سازمان به اهداف کمّی متصل شود و در نهایت، اهداف استراتژیک محقق شوند.
باید توجه کرد که ترسیم نقشه استراتژی، مهم ترین مؤلفه برای ایجاد کارت امتیازی متوازن است و بنابراین باید در اولین مرحله طراحی و اجرای سیستم کارت امتیازی متوازن قرار گیرد.
کارت امتیازی متوازن می تواند یک سیستم ارزیابی و سنجش عملکرد ارائه کند که فراتر و جامع تر از سیستم های مرسوم حسابداری مدیریت است. در این روش، علاوه بر شاخص های مالی، وضعیت سازمان با شاخص های سه منظر دیگر، در یک رابطه علّت و معلولی مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرد. در واقع، کارت امتیازی متوازن بین اجزای مختلف سازمان یک ارتباط علّت و معلولی برقرار می کند و به سازمان به مثابه یک پیکر واحد و یکپارچه می نگرد. همچنین، کارت امتیازی متوازن قادر است استراتژی را به اهداف و برنامه های اجرایی و عملیاتی سازمان در قالب یک سیستم جامع مدیریتی، متصل نماید.
5.3.2 معرفی وجوه کارت امتیازی متوازن  کارت امتیازی متوازن، شاخص های مالی از عملکرد گذشته را با شاخص هایی از تعیین کننده های عملکرد آینده تکمیل می کند. اهداف و شاخص های کارت امتیازی از استراتژی و چشم انداز سازمان تعیین شده اند. این اهداف و شاخص ها به عملکرد سازمان در چهار وجه می نگرند: مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی، وآموزش و یادگیری.
وجه مشتری
   در وجه مشتری کارت امتیازی متوازن، مدیران ابتدا بخش های مشتری و بازاری را که می خواهند در آن رقابت کنند تعیین می کنند، بخش های تعیین شده شامل مشتریان و بازار های فعلی و بالقوه خواهد بود. این وجه کارت امتیازی شامل چند شاخص عمومی اصلی و یک سری شاخص های فرعی است. شاخص های اصلی عبارت از رضایت مشتری، حفظ مشتری، جذب مشتری جدید، سوددهی مشتری و سهم بازار در بخش های بازار و مشتری مورد رقابت می باشند. سری دیگر شاخص های این وجه، مربوط به سنجش عواملی هستند که برای مشتری ایجاد ارزش کرده و از این طریق وضعیت شاخص های اصلی را تعیین  می کنند.      
عوامل ایجاد ارزش برای مشتریان در سه گروه زیر دسته‌بندی شده‌اند: 
مشخصه های محصول یا خدمت شامل زمان انتظار مشتری، قیمت، کیفیت، نحوه کارکرد، و بی همتایی (تمایز) محصول و یا خدمت. 
2- تصور ذهنی مشتری از سازمان و شهرت و اعتبار آن که شامل تصور مردم از کیفیت کالای مورد فروش و امانت و صحت کار سازمان است. 
3- رابطه با مشتری شامل امانت داری و قابلیت اطمینان و سرعت پاسخ گویی سازمان به مشتری و خدمات پس از فروش
وجه فرآیند های داخلی
در وجه فرآیندهای داخلی کارت امتیازی متوازن، مدیران ابتدا فرآیندهای داخلی کلیدی را که باید جهت اجرای استراتژی بر آنها تأکید شود معین می کنند.این فرآیندها سازمان را به ایجاد ارزش برای جذب و حفظ مشتری مورد نظر وتأمین انتظارات سهامداران قادرمی سازند. هر واحد کسب و کاری مجموعه فرآیندهای خاصی جهت ایجاد ارزش برای مشتریان و نتایج مالی برای سهامداران دارد. رویکرد کارت امتیازی مدل زنجیره ارزش را به عنوان الگوی عمومی جهت بکارگیری در وجه فرآیندهای داخلی انتخاب می کند، که شامل سه فرآیند نوآوری، فرآیندهای عملیاتی و خدمات پس از فروش می باشد.
وجه مالی
   در این وجه کارت امتیازی متوازن، نتایج اقتصادی حاصل از اجرای استراتژی‌ها، مورد سنجش قرار می گیرند. همانگونه که در سیستم های برنامه ریزی قبل از برنامه ریزی استراتژیک و نظام های کنترلی مطابق آنها عملکرد مالی می توانست با شاخص هایی همچون سود عملیاتی و برگشت سرمایه و میزان ارزش افزوده سنجیده شود، در کارت امتیازی متوازن، به عنوان رویکردی به سنجش عملکرد و نتیجتاً ابزاری جهت کنترل، عملکرد مالی با نسبت ها و شاخص های مشابهی سنجیده می شود.
    رویکرد کارت امتیازی بر این نکته نیز تاکید می کند که در مراحل مختلف چرخه حیات یک سازمان (رشد، تثبیت، برداشت) مقادیر شاخص های مالی کاملا متفاوت خواهد بود و هدف گذاری بدون توجه به این امر باعث دور شدن سازمان از اهداف بلند مدت خود خواهد شد. 
وجه آموزش و یادگیری
یادگیری و رشد سازمان از سه منبع اساسی نیروی انسانی، سیستم های اطلاعاتی و دستورالعمل ها و رویه های سازمانی حاصل می شود. سطح دستیابی به قابلیت ها و توانمندی های ویژه در این منابع در وجه یادگیری و رشد کارت امتیازی مورد سنجش قرار می گیرد.
جهت سنجش اهداف مربوط به این وجه، عواملی همچون میزان دسترسی مشتری به اطلاعات و فرآیندهای داخلی توسط مدیران و کارکنان عملیاتی در خصوص سیستمهای اطلاعات ومیزان همسویی انگیزه های پرسنل با رسالت و اهداف سازمان در خصوص دستورالعمل ها و رویه های سازمانی مورد ارزیابی قرار می گیرند.  
وجوه 4گانهی روش کارت امتیازی متوازن در شکل زیرخلاصه شده است.
2254253810
شکل 2- 10 : خلاصه وجوه کارت امتیازی متوازن (کاپلان و نورتون 1992)به عبارت دیگر می توان کارت امتیازی متوازن را به عنوان مجموعه ای از معیارهای دقیق انتخاب شده از استراتژی سازمان تعریف نمود. معیارهای انتخاب شده برای کارت امتیازی برای مدیران ابزاری است برای ارتباط با پرسنل و سهام داران برای انتقال نتایج و محرک های کارایی که باعث خواهد شد سازمان به ماموریت و اهداف استراتژیک خود نائل گردد.
4.2 پیشینه تحقیقباگوات و شارما (2007) یک رویکرد کارت امتیازدهی متوازن را برای مدیریت زنجیره تأمین توسعه دادند که عملیات کسب و کار را از چهار جنبه‌ی: مالی، مشتری، فرآیند کسب و کار داخلی و یادگیری و رشد به صورت روزانه اندازه‌گیری و ارزیابی می‌کند. آنها شاخص‌های خاصی را برای هر جنبه در نظر گرفتند و در هنگام اعمال مدل برای ارزیابی پی بردند که بعضی از شاخص‌های یک جنبه با شاخص‌های جنبه دیگر تضاد پیدا می‌کنند. آن‌ها مدل خود را برای سه SME مختلف در هند توسعه دادند.
ژو و همکاران (2009) یک مدل تحلیل پوششی داده‌ها ناهموار را برای ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین توسعه دادند. آن‌ها مدل خود را با ادغام مدل تحلیل پوششی داده های کلاسیک و تئوری مجموعه‌های ناهموار ایجاد کردند و برای نشان دادن عملکرد مدل آن را برای شش شرکت در غرب چین اعمال کردند و در ارزیابی از شاخص‌هایی مانند هزینه، زمان تدارک و درصد تحویل‌ها به‌موقع استفاده کردند.
لیانگ و همکاران (2006) دو مانع بر سر راه ارزیابی زنجیره‌ی‌تأمین و اعضای آن به صورت وجود شاخص‌های چندگانه که عملکرد اعضا را مشخص می‌کنند و وجود تضاد بین اعضای زنجیره شناسایی کردند. آن‌ها نشان دادند که مدل تحلیل پوششی داده های کلاسیک به خاطر وجود شاخص‌های واسطه‌ای نمی‌تواند عملکرد را به خوبی بسنجد در نتیجه در تحقیق خود چند مدل را بر پایه‌ی تحلیل پوششی داده ها توسعه داده‌اند که در آن‌ها شاخص‌های واسطه‌ای در ارزیابی عملکرد ادغام شده است. آن‌ها مدل خود را به صورت دو زنجیره‌ای و به صورت فروشنده – خریدار توسعه دادند. آن‌ها دو حالت متفاوت را در نظر گرفتند؛ حالت اول به این صورت است که یک زنجیره به صورت رهبر عمل می‌کند و زنجیره‌ی‌دوم از آن پیروی می‌کند در این حالت ابتدا زنجیره‌ی مربوط به عضو رهبر ارزیابی شده و سپس زنجیره‌ی پیرو آن با استفاده از نتایج عضو رهبر ارزیابی می‌شود. حالت دوم به صورت شراکتی است که در آن سعی می‌شود عملکرد مشترک دو زنجیره که به صورت میانگین عملکرد آن‌ها در نظر گرفته می‌شود بیشینه شود. در این حالت هر دو زنجیره‌ی‌تأمین به صورت همزمان ارزیابی می‌شوند.
چِن و همکاران (2006) بر اساس تعاریف ارزیابی عملکرد زنجیره‌تأمین و نظریه بازی‌ها یک بازی عملکرد را بین دو عضو زنجیره‌ی‌تأمین مشاهده کردند. آن‌ها نشان داده‌اند که نقاط تعادل نَش زیادی برای عملکرد یک مجموعه از تأمین‌کننده و تولیدکننده با توجه به تابع عملکرد آن‌ها وجود دارد. آن‌ها یک مدل داد و ستد را برای تحلیل فرآیند تصمیم‌گیری تولیدکننده و تأمین‌کننده ارائه کرده و بهترین استراتژی طرح عملکرد را شناسایی کردند.
لی و اُبرین (1999) یک مدل تصمیم یکپارچه را برای عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین ارائه کردند. آن‌ها با اشاره به این موضوع که در تحقیقات قبل بیشتر بر روی شاخص هزینه در زنجیره‌ی‌تأمین مانور داده شده است سعی کردند با تمرکز بر روی چهار معیار: سود، عملکرد زمان تدارک، تحویل سریع و حذف ضایعات به جای هزینه مدل خود را توسعه دهند. مدل ارائه شده توسط آن‌ها عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین را در دو سطح زنجیره‌ای و عملیاتی می‌سنجد. در سطح زنجیره‌ای اهداف مربوط به معیارها برای هر مرحله زنجیره‌ی‌تأمین در نظر گرفته می‌شود تا عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین بتواند اهداف سرویس‌دهی مشتریان را ارضا کرده و بهترین استراتژی مدیریت زنجیره تامین انتخاب شود. در سطح عملیاتی فعالیت‌های لجستیکی و تولیدی تحت اهداف مشخص شده بهینه می‌شوند.
هوانگ و همکاران (2008) فعالیت‌های مربوط به منبع‌یابی و معیارهای مربوط به آن را در مدل SCOR جستجو کردند. موضوع تحقیق آن‌ها صنعت نمایشگرهای کریستال مایع در تایوان بوده است. آن‌ها برای کسب اطلاعات تجربی از پرسش‌نامه استفاده کردند و برای تحقیق در مورد فرآیند منبع‌یابی در سطح دوم مدل SCOR و معیارهای عملکرد آن از مدل رگرسیونی استفاده کردند. آن‌ها نتیجه‌گیری کردند که مدل آن‌ها می‌تواند در صنایع مختلف به مدیران تصمیم‌گیرنده کمک کند.
ایستون و همکاران (2002) ارزیابی عملکرد بخش خرید را در زنجیره‌ی‌تأمین بررسی کردند. آن‌ها با اشاره به این موضوع که اندازه‌گیری عملکرد بخش خرید و مقایسه آن عملکرد با سایر دپارتمان‌های خرید کاری بسیار مشکل است این دشواری را ناشی از نبود معیار اندازه‌گیری قابل قبول و روش‌های مناسب برای ادغام این معیارها و ارائه یک عملکرد کلی دانستند. آن‌ها یک مدل DEA را برای ارزیابی عملکرد خرید در صنعت پتروشیمی توسعه دادند.
کوجیما و همکاران (2008) ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین را در محیط تولید به موقع (JIT) در نظر گرفتند. محیط JIT در نظر گرفته شده توسط آن‌ها دارای دو نوع سیستم کانبان با تقاضای تصادفی و زمان‌های فرآیندی قطعی است. آن‌ها الگوریتمی را برای ارزیابی دقیق عملکرد توسعه دادند.
گوناسکاران و همکاران (2004) اشاره کرده‌اند که اندازه‌گیری عملکرد و معیارهای وابسته به زنجیره‌ی‌تأمین در تحقیقات و کارهای عملی مورد توجه کافی قرار نگرفته است. آن‌ها چارچوبی را برای فهم بهتر اهمیت ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین و معیارهای آن توسعه دادند. آن‌ها با تنظیم یک پرسش‌نامه و ارسال آن به 150 شرکت بزرگ در صنایع مختلف و در کشور انگلستان معیارهای ارزیابی و اهمیت آن‌ها را مشخص کردند. معیارها در چهار دسته فرآیند‌های اصلی زنجیره‌ی‌تأمین به صورت: برنامه‌ریزی، منبع، تولید (ساخت/مونتاژ) و تحویل دسته‌بندی شده‌اند. آن‌ها پس از دریافت پرسش‌نامه‌ها و تعیین اهمیت هر شاخص آن‌ها را در سه دسته‌ی کلی مدیریتی استراتژیک، فنی و عملیاتی طبقه‌بندی کرده‌اند تا سطح مدیریتی مناسب برای داشتن اختیار و مسئول بودن در قبال هر معیار مشخص شود. سطح استراتژیک عملکرد مدیریت ارشد را نشان می‌دهد. سطح فنی با تخصیص منابع و اندازه‌گیری عملکرد در مقایسه با اهداف از پیش تعیین شده سروکار دارد. اندازه‌گیری عملکرد در این بخش بازخورد خوبی از تصمیمات مدیران سطح میانی را ارائه می‌دهد. اندازه‌گیری‌ها در سطح عملیاتی نیازمند داده‌های دقیق است و نتایج تصمیمات مدیران سطح پایین را نشان می‌دهد. نتایج کامل این تحقیق در پیوست (ب) ارائه شده است.
بیمن (1999) به این موضوع اشاره کرد که سیستم ارزیابی عملکرد که فقط یک معیار عملکرد را در نظر می‌گیرد عموما ناقص است زیرا برهم‌کنش بین اجزای مهم زنجیره‌ی‌تأمین و جنبه‌های مهم اهداف استراتژیک سازمانی را در نظر نمی‌گیرد. او عناصر کلیدی اهداف استراتژیک را به صورت منابع، خروجی و انعطاف‌پذیری شناسایی کرده و تاکید کرده است که یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد باید شامل شاخص‌هایی از این سه دسته باشد. بیمن اشاره کرده است که هر کدام از این سه دسته شاخص‌ها، معیارهای اندازه‌گیری مهمی دارند و اندازه‌گیری هر کدام بر روی دیگری تاثیر گذار است. او تاکید کرده است که هر سیستم اندازه‌گیری عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین حداقل باید یک معیار از هر دسته (منابع، خروجی و انعطاف‌پذیری) را شامل شود و هر معیاری که انتخاب می‌شود باید با اهداف استراتژیک سازمانی هم‌راستا باشد.
هوآن و همکاران (2004) با ارائه مروری بر مدل SCOR به این موضوع اشاره کردند که تحقیقات در سطح زنجیره‌ی‌تأمین به سه دسته شامل: سطح عملیاتی، سطح طراحی و سطح استراتژیک دسته‌بندی می‌شوند. آن‌ها سپس با ارائه مدلی و با استفاده از تکنیک AHP به بررسی عملکرد اجزای زنجیره‌ی‌تأمین پرداختند.
چَن (2003) در تحقیق خود معیارهای ارزیابی زنجیره‌ی‌تأمین را به دو دسته اصلی کمی و کیفی تقسیم کرد. شاخص‌های کمی شامل هزینه و استفاده از منابع می‌باشد و شاخص‌های کیفی شامل کیفیت، انعطاف‌پذیری، دید، اعتماد و نوآوری است. وی سپس برای هر کدام از این هفت دسته شاخص، معیارهای اندازه‌گیری را بیان کرده و سپس با استفاده از تکنیک AHP تلاش کرده است که مهمترین شاخص‌ها را برای صنعت الکترونیک شناسایی کند. وی همچنین برای سایر صنایع هم پیشنهاداتی ارائه داد.
چَن و کی (2003) تلاش کردند که یک دید سیستماتیک را به‌کار گیرند و یک مدل کارا را برای اندازه‌گیری عملکرد کل زنجیره‌ی‌تأمین پیچیده ایجاد کنند. آن‌ها از تئوری مجموعه فازی برای برخورد با شرایط دنیای واقعی در فرآیندهای ارزیابی استفاده کرده‌اند.
وانگ و وانگ (2007) از یک مدل تحلیل پوششی داده‌های کلاسیک برای ارزیابی عملکرد 22 زنجیره‌ی‌تأمین استفاده کردند. در تحقیق آن‌ها از معیارهایی مانند سود، تحویل به موقع و هزینه استفاده شده است.
استمپ و همکاران (2010) با ارائه چارچوبی تلاش کردند مدل‌های ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین را تحلیل کنند. این تحلیل با مشخص کردن ویژگی‌های خاص و قابلیت‌های هر مدل در زمینه‌های مختلف صورت گرفته است. آن‌ها همچنین تلاش کرده‌اند مدل‌ها را به صورت تحلیلی به هفت لایه کوچکتر تقسیم کنند تا به مدیران کمک کند که مدل مناسب برای احتیاجات خود را به درستی انتخاب کنند.
کوملی و همکاران (2008) رویکردی را برای ارزیابی برنامه‌ریزی تولید در زنجیره‌های تأمین ارائه کرده‌اند. آن‌ها اشاره کردند که ارزیابی برنامه‌ریزی تولید معمولا بر پایه‌ی پارامترهای فیزیکی مانند سطح موجودی و ارضای تقاضا انجام می‌شود. آن‌ها افزودن ارزیابی مالی را به مدل‌های کلاسیک مفید دانستند. آن‌ها یک روش ABC را برای تخمین جریان نقدی برنامه‌ریزی تولید زنجیره‌ی‌تأمین اعمال کردند.
1.4.2 معیارهای ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین1.1.4.2 شاخص‌های ارزیابی چِنچِن (2003) در مطالعات خود شاخص‌های ارزیابی عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین را به تفصیل ارائه نمود. در این مطالعات با ارائه چارچوبی جدید شاخص‌ها به دو دسته کلی شاخص‌های کمی و شاخص‌های کیفی دسته بندی شده‌اند. شاخص‌های کمی شامل هزینه و استفاده از منابع هستند و شاخص‌های کیفی شامل کیفیت، انعطاف‌پذیری، دید، اعتماد و نوآوری. در ادامه شاخص‌های اندازه‌گیری هر کدام از معیارهای ذکر شده معین شده است که این شاخص‌ها در جدول(2-1) لیست شده‌اند.
تعاریف بعضی از شاخص‌های اشاره شده در جدول (2-1) به صورت زیر است:
هزینه توزیع
این هزینه شامل هزینه جابجایی و انتقال، هزینه ذخیره احتیاطی، هزینه زحمت کارگران بخش توزیع است.
هزینه تولید
این هزینه شامل هزینه کارکنان بخش تولید، هزینه تعمیرات و نگهداری و هزینه دوباره کاری است. همچنین مواد خریداری شده، هزینه تجهیزات و حاشیه سود تامین کننده در این بخش قرار می‌گیرند.
جدول 2 – 1 : دسته‌بندی شاخص‌های ارزیابی چِنسطح 1 سطح 2 شاخص‌های اندازه‌گیری
شاخص‌های کمی هزینه هزینه توزیع
هزینه تولید
هزینه موجودی
هزینه انبارداری
هزینه تشویقی و گمرکی
هزینه نامرئی
هزینه بالاسری
حساسیت به هزینه بلند مدت
استفاده از منابع استفاده از منابع نیروی کار، ماشین، ظرفیت و انرژی
شاخص‌های کیفی کیفیت نارضایتی مشتریان
زمان پاسخ‌دهی به مشتریان
زمان تدارک
تحویل به موقع
نرخ پر شدن سفارش
احتمال کمبود در موجودی
دقت
انعطاف‌پذیری انعطاف‌پذیری نیروی کار
انعطاف‌پذیری ماشین
انعطاف‌پذیری جابجایی مواد
انعطاف‌پذیری مسیر
انعطاف‌پذیری عملیات
انعطاف‌پذیری حجم
انعطاف‌پذیری مرکب
انعطاف‌پذیری تحویل
انعطاف‌پذیری اصلاح محصول
انعطاف‌پذیری محصول جدید
انعطاف‌پذیری توسعه
دید زمان
صحت
اعتماد سازگاری
نوآوری عرضه کردن محصولات جدید
استفاده جدید از تکنولوژی

هزینه موجودی
شامل هزینه محصولات در حین کار و محصولات تمام شده است.
هزینه انبارداری
این نوع هزینه معمولا به اشتباه با هزینه موجودی یکی در نظر گرفته می‌شود اما تفاوت آن‌ها در این است که هزینه انبارداری با تخصیص از یک زنجیره به زنجیره دیگر سروکار دارد و معمولا کالاها و محصولات تمام شده را در بر می‌گیرد.
نارضایتی مشتریان
یک معیار مستقیم کیفیت، سطح رضایت مشتریان است. این معیار می‌تواند با تعداد شکایت‌های ثبت شده‌ی مشتریان سنجیده شود. به هر حال، شکایت‌ها و یا یک پرسشنامه تحویلی به مشتریان فقط قسمتی از مشکل را نشان می‌دهد. مشکلات معمولا در دسته‌های مختلف گروه‌بندی نمی‌شوند و معمولا حل نشده باقی می‌مانند و یا به روش‌های غیر سیستماتیک حل می‌شوند. همچنین، تمامی مشتریان ناراضی وقت با ارزش خود را برای طرح شکایت صرف نمی‌کنند. آن‌ها ممکن است به راحتی تغییر موضع داده و سفارش خود را بدون توجه به تحویل خدمات ضعیف به یک تأمین‌کننده دیگر ارائه دهند. از این‌رو، شکایت‌ها ممکن است نتوانند شرایط واقعی کیفیت از نگاه مشتریان را نشان دهند.
زمان پاسخ‌دهی به مشتریان
عبارت از مدت زمانی است که بین یک سفارش و تحویل مربوط به آن وجود دارد. این مفهوم همچنین با عنوان زمان چرخه‌ی سفارش نیز شناخته می‌شود که شامل زمان واکنش، زمان تولید و زمان حمل‌و‌نقل است.
زمان تدارک: زمان لازم برای شروع تولید محصولات تا کامل شدن فرآیند تولید آن‌ها. زمان تدارک از زمان انتظار در صف، زمان فرآیند تولید، زمان دسته‌بندی، زمان جابجایی و زمان انتقال تشکیل شده است. این زمان از بسیاری از عوامل خارجی و محیطی مانند ظرفیت، بارگیری و زمان‌بندی تاثیر می‌پذیرد و تاثیر بزرگی بر روی کنترل و هزینه‌های سیستم‌های تولیدی بر جا می‌گذارد.
تحویل به موقع
این عامل عملکرد تحویل محصول را اندازه‌گیری می‌کند. تحویل به موقع را می‌توان به صورت درصدی از سفارشات که به موقع یا قبل از تاریخ مقرر تحویل می‌شوند، نشان داد.
نرخ پر شدن سفارش
نرخ پر شدن را می‌توان به صورت درصدی از سفارشات که می‌توانند به صورت فوری تأمین شوند تعریف کرد. وقتی مشتری سفارش می‌دهد (با این فرض که محصول سفارش داده شده در حال حاضر در حال تولید است) مقداری از موجودی در دسترس می‌تواند برای تأمین سریع سفارش مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع می‌تواند زمان پاسخ‌دهی به مشتری را کاهش دهد و مشتری از این پاسخ‌دهی سریع راضی خواهد بود.
صحت
دقت و صحت محصولات تحویل شده هم یکی از معیارهای کیفیت است. ممکن است تحویل‌های نادرست و یا مهمتر، تحویل محصولاتی با مشخصات ساخته شده‌ی غلط وجود داشته باشد. صحت را می‌توان به صورت درصد تحویل کالاهای درست به ارباب رجوع اندازه گرفت.
انعطاف‌پذیری نیروی کار
انعطاف‌پذیری نیروی کار امروزه دارای اهمیت کمتری است به خصوص اگر منظور از نیروی کار تاکید روی کارکنان در حال آموزش باشد. اعتقاد بر این است که با تخصصی کردن مهارت‌های کارگران، عملکرد می‌تواند افزایش یابد. از این‌رو هر فرد نقش و وظیفه مخصوص به خودش را دارد. از کارگری که مهارتش در طراحی است نمی‌توان تقاضا کرد که محصول را هم شخصا خودش بسازد. امروزه بیشتر کارهای روتین با اتوماسیون صنعتی جایگزین شده است. فقط کارهایی که به طور مشخص به هوش انسانی نیاز دارند باید توسط افراد انجام شوند و این کارها را نمی‌توان به سادگی جایگزین کرد.
انعطاف‌پذیری ماشین
این مورد به خصوص در زمان‌بندی کارگاهی و شرایط محدودیت دو منبعی اهمیت دارد. برای یک ماشینی که می‌تواند تعداد مختلفی از قطعات را تولید کند، بهتر این است زمان راه‌اندازی را در هنگام تغییر ماشین یا عملیات کاهش داد. همچنین هزینه و ضایعات تولید شده در هنگام راه‌اندازی و تغییر ماشین نیز می‌توانند کاهش پیدا کنند. از این‌رو، تعداد و انواع عملیاتی که یک ماشین بدون ایجاد جریمه‌های زیاد و تغییر زیاد در خروجی‌های عملکرد می‌تواند انجام دهد، اهمیت دارد. این تعداد را می‌توان با جایگزینی ماشین سنتی با یک ماشین انعطاف‌پذیر تعیین کرد.
انعطاف‌پذیری جابجایی مواد
مواد باید سریعا، دقیقا و به اندازه درست به مراکز مختلف فرآیندها اختصاص داده شوند. کارخانه‌های بزرگ تعداد زیادی مراکز کاری دارند و ممکن است حجم‌های مختلفی از مواد اولیه یکسان در مراکز مختلف مورد نیاز باشد. از این‌رو، یک سیستم جابجایی مواد انعطاف‌پذیر باید به کار گرفته شود.
انعطاف‌پذیری مسیر
اگر مسیردهی فرآیند ثابت باشد، توقف‌های ناگهانی یا اضافه بار ماشین‌ها ممکن است عملکرد تولید را تحت تاثیر قرار دهد. در این ارتباط، لازم است که مسیرهای جایگزینی برای برخورد با عدم قطعیت‌ها وجود داشته باشد. مسیرهای جایگزین بیشتر، سیستم را پیچیده‌تر می‌کند. متعاقبا، زمان و هزینه‌ها افزایش خواهند یافت و کنترل‌های بیشتری برای اطمینان از یکنواختی و کیفیت محصول لازم است. سنجش کلی تعداد محصولاتی است که مسیرهای جایگزین دارند و پراکندگی بین مسیرهای استفاده شده بدون ایجاد هزینه‌های بالا در خروجی کارآیی.
انعطاف‌پذیری تحویل
تحویل به موقع مهم است. تحویل زودتر از موعد به طور قطع می‌تواند سطح رضایت مشتریان را بهبود بخشد. توانایی انتقال تاریخ‌های تحویل برنامه‌ریزی شده به جلو به طوری که بتوان سفارش‌های عجله‌ای و مخصوص را برآورده کرد، به عنوان انعطاف‌پذیری تحویل تعریف شده است. این مفهوم به صورت درصدی از زمان شناوری که از زمان‌های تحویلی کاهش پیدا کرده‌اند، تعریف می‌شوند.
انعطاف‌پذیری اصلاح محصول
یک مشتری ممکن است تقاضای بعضی تغییرات را روی محصولات موجود داشته باشد مانند یک ابعاد جدید بدون تغییر در عملکرد اصلی محصول. برای یک طراحی محصول بهبود یافته باید قابلیت اصلاح را در نظر گرفت. ارضای تقاضای مشتری برای داشتن یک سطح سرویس بالا مهم است بنابراین انعطاف‌پذیری اصلاح محصول هم مهم است. این شاخص به صورت تعداد و تنوع اصلاحاتی که می‌توان روی محصولات بدون افزایش هزینه انجام داد اندازه‌گیری می‌شود.
زمان: زمان مورد نیاز برای انتقال اطلاعات جدید در طول زنجیره‌ی‌تأمین است. البته فقط زمان لازم برای انتقال اطلاعات نیست بلکه زمان لازم از لحظه‌ای است که طراح طراحی را تغییر می‌دهد تا زمانی که محصول به روش جدید شروع به تولید می‌کند.
صحت
این شاخص تطبیق طراحی‌های جدید را نسبت به محصولات تولید شده اندازه‌گیری می‌کند. برای کمی‌سازی این شاخص می‌توان به سادگی درصد ضایعات محصولات تولید شده اشتباه را پس از اعمال شدن طراحی جدید اندازه گرفت.
عرضه کردن محصولات جدید
محصولات جدید برای تحریک کردن فروش یک شرکت خاص یا حتی کل بازار به طور پیوسته به بازار عرضه می‌شوند. برای شرکتی که به صورت دوره‌ای محصولات جدید را به بازار عرضه می‌کند، فارغ از این که محصول واکنش خوبی را از بازار دریافت کند یا خیر، درجه زیادی از ترقی وجود دارد. این موضوع به شرکت برای شناخت عمومی و تبلیغات کمک می‌کند. بنابراین می‌توان تعداد محصولات عرضه شده توسط یک شرکت خاص را در یک دوره مثلا سالیانه در نظر گرفت. این شاخص را می‌توان برای مقایسه دو زنجیره‌ی‌تأمین یا شرکت شناخته شده به کار برد.
استفاده جدید از تکنولوژی
جدا از طراحی محصولات جدید، بهبود در عملکرد محصول می‌تواند مرز رقابتی شرکت را بهبود بخشد. این موضوع شامل استفاده از تکنولوژی جدید و حتی یک روش جدید در مدیریت است. ممکن است برقرار کردن ارتباط بین عملکرد و نوآوری آسان نباشد. نوآوری فقط مربوط به محصولات فیزیکی نیست، روش‌های مدیریتی جدید یا استراتژی‌های جدید هم به عنوان نوآوری می‌توانند به بهبود عملکرد کمک کنند. اندازه‌گیری مستقیم تاثیر تکنولوژی جدید مشکل است، اما افزایش عملکرد را می‌توان مستقیما اندازه گرفت. تاثیر تکنولوژی درصد کاهش یافته در زمان مورد نیاز برای تولید محصول مشابه است.
2.1.4.2 شاخص‌های تحقیق گوناسکاران و همکارانگوناسکاران و همکاران (2004) شاخص‌های عملکرد زنجیره‌ی‌تأمین را در چهار دسته از فعالیت‌های (فرآیندها) زنجیره‌ی‌تأمین شامل (1) برنامه‌ریزی، (2) منبع، (3) ساخت/مونتاژ و (4) تحویل/مشتری بررسی کرده‌اند. در این تحقیق با ارسال 150 پرسش‌نامه به شرکت‌های مختلف و بررسی پاسخ‌های آن‌ها درجه اهمیت هر شاخص نیز محاسبه شده است. نتایج این تحقیق در جدول (2-2) ارائه شده است.
تعاریف برخی از شاخص‌های اشاره شده در جدول (2-2) به این صورت است:
زمان تدارک سفارش
زمان کل چرخه سفارش، زمان چرخه سفارش تا تحویل، که به صورت زمان بین دریافت سفارش مشتری تا تحویل کالاهای تمام شده به مشتری تعریف می‌شود. کاهش در زمان چرخه سفارش باعث کاهش در مدت زمان پاسخگویی زنجیره‌ی‌تأمین می‌شود که خود شاخص کارآییی مهمی است و منبع مزیت رقابتی است.
جدول 2 – 2 : دسته‌بندی شاخص‌های تحقیق گوناسکارانشاخص‌های مربوط به برنامه‌ریزی استراتژیک
سطح مشتریانی که ارزش محصول را درک کرده‌اند
واریانس در مقابل بودجه
زمان تدارک سفارش
هزینه پردازش اطلاعات سود خالص در مقابل نسبت بهره‌وری
زمان چرخه کل
زمان جریان نقدی کامل
سطح انرژی مصرفی
شاخص‌های مربوط به برنامه‌ریزی سفارشات
زمان جستجوی مشتریان
زمان چرخه توسعه محصول
دقت پیش‌بینی زمان چرخه فرآیند برنامه‌ریزی
روش‌های ورود سفارش
بهره‌وری نیروی انسانی
شاخص‌های مربوط به تأمین‌کنندگان
عملکرد تحویل تأمین‌کننده
زمان تدارک تأمین‌کننده در مقابل نرم صنعت
قیمت‌گذاری تأمین‌کننده در مقابل بازار عملکرد زمان چرخه سفارش خرید
عملکرد روش جریان نقدی

—195

فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه:حرکت رو به رشد و سریعی که جوامع امروزی جهت کسب اطلاعات هر چه بیشتر از خود نشان می دهد موجب افزایش روز افزون اجرای عملیات پروژه های مختلف در زمینه های فناوری اطلاعات در سطوح سازمانی و ملی شده است. سرمایه گذاری فناوری اطلاعات مزیت های بالقوه متعددی برای سازمان ها فراهم می سازد، با این وجود، متاسفانه دستاوردهای تولید حاصل از سرمایه گذاری های فناوری اطلاعات ممکن است به دلیل ریسک بالای مربوط به پروژه های فناوری اطلاعات خنثی یا حتی منفی باشند(1994،Arthur). به طور سنتی مدیران فناوری(IT) اطلاعات از روش های کلاسیک تحلیل سرمایه‏گذاری مانند ارزش فعلی خالص برای انتخاب پروژه ها استفاده می کنند. چارچوب های کلاسیک تصمیم گیری برای انتخاب پروژه های فناوری اطلاعات (IT) از مقادیر مشخص و ایستا برای تخمین هزینه‏ها و منافع پروژه استفاده می کنند و در نتیجه تأثیر عدم‏قطعیت به طور کلی نادیده انگاشته می شود. با توجه به نوآوریهای روزافزون در حوزه فناوری اطلاعات اهمیت دخیل کردن عدم‏قطعیت در تصمیم گیری های سرمایه گذاریهای این فناوری آشکار می گردد. هدف این پژوهش معرفی تحلیل RO به عنوان تکنیکی برتر برای تصمیم گیری در سرمایه‏گذاری پروژه های فناوری اطلاعات است. این روش تکنیکی نوین برای ارزش یابی سرمایه گذاری است که از یک طرف محدویت های موجود در روشهای قبلی را ندارد و از طرف دیگر دارای انعطاف بالایی است که امکان استفاده از انتخاب هایی را پیش روی مدیریت سرمایه‏گذاری قرار می‏دهد. بنابراین این تحقیق درباره کاربرد تئوری اختیارات حقیقی در ارزیابی فرصت های سرمایه گذاری فناوری اطلاعات می باشد و همچنین نظریه اختیارات حقیقی را به عنوان رویکردی به روز و قابل کاربرد در تحلیل های اقتصادی معرفی می نماید.
1-2- بیان مسئلهرشد سریع سرمایه گذاری فناوری اطلاعات (IT) فشارهایی را بر بخش مدیریتی اعمال نموده است تا ریسک ها و بازدهی های موجود در سرمایه گذاری های خود را در تصمیمات خود مدنظر قرار دهند (2002،Kim &Yong). برای کاهش ریسک، باید به تصمیم گیرندگان اجازه داده شود تا هر زمان که اطلاعات جدیدی در حوزه قیمت ها، هزینه ها و سایر شرایط بازار موجود می باشد بتوانند تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری تغییر دهند. این موضوع مفهوم اصلی انعطاف پذیری در زمینه وجوه سرمایه گذاری شده است، و به موسسات اجازه می دهد تا در سرمایه گذاری IT از ارزش گذاری اختیارات حقیقی استفاده نمایند. به دلیل ماهیت بسیار نامطمئن سرمایه گذاری فناوری اطلاعات، ارزیابی اختیارات حقیقی توسط محققان سیستم های اطلاعاتی(IS) پیشنهاد شده است که به عنوان روشی برای درک و تسهیل تصمیمات سرمایه گذاری محسوب می شود (1986،Kumar).
اگر چه نظریه اختیارات حقیقی یک روش امید بخش برای ارزیابی سرمایه گذاری IT می باشد، اما نداشتن دانش در مورد انتخابهای واقعی مانع این می شود تا مدیران از این روش برجسته برای ارزیابی سرمایه گذاری های خود استفاده نمایند (1997،Busby).
این پژوهش درباره کاربرد تئوری اختیارات حقیقی در ارزیابی فرصت های سرمایه گذاری فناوری اطلاعات می باشد و همچنین نظریه اختیارات حقیقی را به عنوان رویکردی به روز و قابل کاربرد در تحلیل های اقتصادی معرفی می نماید. این روش تکنیکی نوین برای ارزش یابی سرمایه گذاری است که به دلیل انعطاف پذیری بالا امکان استفاده از انتخاب هایی را پیش روی مدیریت سرمایه گذاری قرار می دهد، حتی زمانی که ارزش اقتصادی مورد انتظار کمتر از صفر است، سازمان ها مشتاقانه تصمیم به سرمایه گذاری در یک فناوری خاص می گیرند.
-3-1 ضرورت تحقیقبا توجه به شرایط کشور ما و در حال گذار بودن از حالت نیمه توسعه یافته به توسعه یافتگی، شرایط تحریم های بین المللی که اوضاع طرح های کلان را بیش از پیش پیچیده و دشوار می سازد انجام این نوع تحلیل که رویکرد نوینی در سطح بین المللی برای تحلیل اقتصادی با در نظر گرفتن عوامل ریسک زا می باشد و آشنایی عمیق با آن برای کارشناسان بخش تحلیل اقتصادی، امری ضروری است. این نظریه در حالی موضوع قرار گرفته است که در حال حاضر در ایران به جزء چند تحقیق دانشگاهی وکارگاه آموزشی پراکنده، تلاش منسجم و سازماندهی شده ی دانشگاهی در جهت بکارگیری این نظریه ندارد. در این تحقیق، سعی شده تا حد امکان و بضاعت علمی وزمان، روحیه ایجاد نوآوری در حوزه مورد تحقیق، حفظ گردد از آنجا که نظریه اختیارات در حال ایجاد تحولی در دنیای ارزیابی اقتصادی طرح هاست کاربردی کردن آن در ارزیابی طرح های حوزه فناوری اطلاعات بسیار ضروری به نظر می رسد.
این پایان نامه تلاشی است در جهت این نیاز عمیق و ضمن معرفی این رویکرد و بیان برخی کاستی ها و موارد ابهام در آن و تلاش در جهت زدودن این ابهامات، سعی می کند مواردی عملی از کاربرد این رویکرد را نیز مورد توجه قرار دهد.
-4-1هدف تحقیق1-4-1- اهداف کلیتدوین چارچوبی جهت ارزیابی پروژه های حوزه فناوری اطلاعات بر اساس رویکرد ROT می باشد که پروژه های پیاده سازی سیستمهای ERP به عنوان مورد مطالعه انتخاب شده است.
1-4-2- اهداف جزئی1. شناسایی ریسک های پروژه های فناوری اطلاعات.
2. شناسایی انعطاف‏پذیری ها و اختیارات حقیقی برای کاهش ریسک‌های شناسایی شده بطوریکه برای سرمایه‏گذاری ایجاد ارزش نماید.
3. بررسی فراگیری نظریه اختیارات حقیقی وبیان آن به شیوه علمی.
4. سازماندهی و طبقه بندی مطالعات انجام گرفته در حوزه کاربرد اختیارات حقیقی در پروژه های فناوری اطلاعات .
-5-1 سوالات تحقیق1. نظریه اختیارات حقیقی که با توجه به پیچیدگی و عدم قطعیت حاکم بر سازمان ها و نیز انعطاف پذیری مدیریتی لازم طراحی شده اند آیا در تحلیل طرح هادر حوزه فناوری اطلاعات کارا می باشند؟
 2. چگونه بر اساس نظریه اختیارات حقیقی می توان  سرمایه گذاریهای حوزه فناوری اطلاعات را طراحی و مدیریت نمود بگونه ای که همسو با استراتژی سازمان باشد؟
1-6- متغیرهای تحقیق:1-6-1- متغیر مستقل:متغییر مستقل فاکتورهای ریسک می باشند که مقدار هر شاخص ریسک مقدار عددی بین 0 و10 می باشد(عدد صفر به معنی عدم وجود ریسک و عدد 10 به معنی ریسک به شدت بالا).
1-6-2- متغیر وابسته:متغییر وابسته در این تحقیق گزینه ها (option ها) می باشند. اگر گزینه در یک پروژه وجود داشته باشد مقدار آن برابر 1 است و در غیر این صورت صفر می باشد.
1-7- فرضیات تحقیق:این تحقیق دارای یک فرضیه می باشد:
بین تمامی جفت ریسک- گزینه موجود در پروژه رابطه وجود دارد.
-18- روش گرد آوری داده های تحقیقبرای گردآوری اطلاعات تحقیق حاضر از مطالعات کتابخانه ای-میدانی استفاده می شود. بخش اول، مطالعات کتابخانه ای است که شامل منابع و مراجع مرتبط، تعریف و شناسایی مفاهیم و شاخص ها و بررسی چگونگی تاثیر بین آنها با استفاده از نظریه های صاحب نظران، مقالات معتبر علمی، سایت ها و پایان نامه ها می باشد و بخش دوم میدانی است که اطلاعات مورد نیاز تحقیق با بررسی وضعیت سازمان، مصاحبه با خبرگان و کارشناسان فناوری اطلاعات جمع آوری می گردد.
-9-1 قلمرو تحقیق1-9-1- قلمرو مکانی تحقیققلمرو مکانی این تحقیق شرکت طرفه نگار در استان تهران می باشد. شرکت طرفه نگار از سال 1375 با هدف نهادینه نمودن استفاده از تکنولوژی اطلاعات در روندهای شغلی گام به عرصه طراحی و تولید نرم افزار نهاد. این شرکت با مساعی کارشناسان و مدیریت قوی و علمی، توانسته ضمن فرهنگ سازی در راستای استفاده از تکنولوژی نرم افزار درعرصه ها و سطوح مختلف مشاغل و صنایع، سهم چشمگیری از بازار نرم افزار کشور را به خود اختصاص دهد.
1-9-2- قلمرو زمانی تحقیقانجام این تحقیق از نیمه دوم سال 91 شروع شده و در آذر 92 به اتمام رسید.
1-9-3 - قلمرو موضوعی تحقیقموضوع تحقیق ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات حقیقی می باشد.
-10-1 جنبه های کاربردی تحقیقنظریه اختیارات حقیقی کاربردهای بسیار متنوع و فراوانی دارد که به طور کلی هر جا طرحی وجود داشته باشد که نیازمند تحلیل و ارزیابی اقتصادی بوده و شرایط لازم را برای استفاده از این نظریه داشته باشد(مانند موارد عدم قطعیت، انعطاف پذیری مدیریتی، بازگشت ناپذیر بودن سرمایه و.....) می توان از این روش تحلیل بهره برد. اختیارات حقیقی کاربرد خود را بیشتر در صنایعی که با خصوصیات سرمایه گذاری گسترده، عدم قطعیت و انعطاف مشخص می شود بویژه صنایع نفت و گاز، معدن، صنایع دارویی و فناوری زیستی می یابد.
-11-1نوآوری تحقیقمطالعه داخلی در خصوص مدیریت پروژه ها ی فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات حقیقی تا کنون بطور جدی صورت نگرفته است بنابراین نقاط مبهم و خاکستری زیادی در ابعاد آن وجود دارد. دراین پژوهش سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات علاوه بر ویژگیهای عمومی تابعی از مختصات خاص هر کشور نیز می باشد و در تحلیل این پروژه ها شرایط خاص کشور از قبیل ضوابط تامین مالی ، قوانین و مقررات دولتی، فرهنگ بهره گیری از فناوری اطلاعات، شاخصهای آمادگی الکترونیک ...... نیز در نظر گرفته می شود و تصمیم به ارائه روش جدید تحلیل اقتصادی با رویکرد اختیارات حقیقی با توجه به پیچیدگی و عدم قطعیت حاکم در زمینه های فناوری اطلاعات دارد.-12-1 واژه های کلیدی و تعریف عملیاتی واژه ها:فناوری اطلاعات، مدیریت ریسک IT، تحلیل اختیارات حقیقی (Real Options)، سرمایه گذاری
فناوری اطلاعات: مجموعه ای از سخت افزار ، نرم افزار وفکرافزار است که گردش و بهره برداری از اطلاعات را امکان پذیرمی سازد.
مدیریت ریسک: مدیریت ریسک فرآیندی است که باید با شروع پروژه آغاز شده و تا تکمیل یا خاتمه پروژه ادامه یابد. به منظور حصول اطمینان از قبول ریسک های پروژه و تعیین اینکه به چه شخص یا بخشی مربوط می شود، مدیریت ریسک باید در طرح توجیهی لحاظ شود. بنابراین، تصویب طرح توجیهی توسط حامی پروژه با آگاهی از ریسکهای بیان شده و با پذیرش عواقب شکست در مدیریت مؤثر ریسک های شناخته شده انجام می شود. کاهش اثر منفی ریسک در سازمان و رسیدن به یک مبنای درست تصمیم گیری، دلایلی هستند که سازمان را وادار به اجرای روند مدیریت ریسک در سیستم های مبتنی بر IT می سازند.
اختیارات حقیقی: در تحلیل RO تئوری اختیار معاملات مالی برای دارایی های غیرمالی توسعه داده شده است و روشی برای برقراری ارتباط بین امور مالی سازمان (غالباً کمی) و برنامه ریزی استراتژیک (غالباً کیفی) می باشد. فاکتورهای کمی را می توان به صورت اعداد و رقم نشان داد، در حالیکه فاکتورهای کیفی یا قابل سنجش نیستند و یا به صورت مبهم می توان آنها را مورد سنجش قرار داد. در هر دو صورت فاکتورهای انتخاب شده لزوماً فاکتورهای درست و دقیقی نیستند. تصمیم گیرندگان هم داده های کمی و هم داده های کیفی را در تصمیماتشان دخالت می‏دهند و تحلیل گزینه‏های واقعی می تواند این انواع داده ها که با یکدیگر سازگاری ندارند را در کنار هم قرار دهد تا تصویر کاملی را برای تصمیم گیری فراهم آورد. تنها زمانی Option (اختیار و نه اجبار) اعمال می شود که پروژه کاملاً سودآور باشد. تصمیم گیرندگان می توانند انواع اختیارات را در اختیار داشته باشند تا قدرت انتخاب داشته باشند. همین‏طور می توانند این اختیارات را به صورت موازی یا متوالی در تصمیم گیری استفاده کنند. گسترش، کاهش، پایان و تعویق گزینه‏های معمول در تصمیم گیری هستند که تصمیم‏گیرنده می تواند آنها را اجرا کند. این تکنیک ارزشی را بدست می دهد که هیچیک از روش های NPV سنتی، نرخ بازگشت سرمایه و یا تحلیل نسبت ایجاد نمی کنند.
سرمایه گذاری: سرمایه گذاری به انگلیسی (investment) به معنی گذاشتن پول در چیزی با انتظار سود از آن است. به طور دقیق تر سرمایه گذاری تعهد پول یا سرمایه برای خرید مالی وسایل یا دارائی‌های دیگر، به منظورمنفعت برگشتهای سودمند ومفید در قالب بهره، سودسهام یا قدردانی از ارزش وسایل (منافع سرمایه) است.
1-13- جمع بندی:در این فصل ابتدابه بیان مقدمه، مسئله تحقیق و بررسی ضرورت تحقیق پرداخته شد. سپس اهداف تحقیق و سوالات آن مطرح گردید. در ادامه جنبه های کاربردی و نوآوری تحقیق بیان شد و در نهایت قلمرو تحقیق و فرایند انجام تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه در فصل دوم ادبیات و پیشینه تحقیق و در فصل سوم روش تحقیق بیان می شود، در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود و در فصل پنجم نتایج حاصل از انجام تحقیق بیان می شود.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهبیشتر سازمانها درباره چگونگی ارزیابی سرمایه‏گذاریهای آتی فناوری اطلاعات و همین طور سیستم‌های اطلاعاتی موجود در سازمان دانش کافی ندارند. بیشتر این نوع سرمایه‏گذاری ها در سازمانها براساس معیارهای شخصی مدیریت ارشد مانند الویت‌های فردی، فعالیت‌های رقابتی و غیره صورت می‌گیرد (2001،Anderson). این قضیه منجر به این می‌شود که تعداد بسیار کمی از سازمان ها بالواقع دارای دانش عمیقی در این خصوص باشند که از هزینه ای که برای فناوری اطلاعات پرداخت می‌کنند چه ارزشی بدست می‌آورند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که حدود 20 درصد پروژه‌های فناوری اطلاعات قبل از تکمیل فسخ می‌شوند و کمتر از یک سوم آنها بموقع و با هزینه تخمین زده شده به طور موفق به پایان می‌رسند (2006،Standish Group). آشکار است که مدیریت ریسک مؤثر برای جلوگیری از بوجود آمدن این مشکلات کاملاً ضروری است. در واقع انعطاف‏پذیری یک فاکتور موفقیت بحرانی در توسعه سیستم‌های اطلاعاتی است(1991، Evans) چراکه مدیریت ارشد را قادر می‌سازد تا ابزار مقابله با ریسک را بنا به مقتضیات و شرایط ریسک طراحی نمایند و توسعه دهند (1995،Avison et al). به این ترتیب بود کهROT عملاً برای توجیه چند پروژه حوزه فناوری اطلاعات همراه با ریسک استفاده شد. روش اختیارات حقیقی به مدیران IT اجازه می‏دهد تا از عواقب ریسک آگاه باشند، در حالت بروز اتفاقات نامطلوب با آن مقابله و در صورت مساعد بودن شرایط به نحو احسن از آن موقعیت استفاده کنند، بهترین گزینه سرمایه‏گذاری استراتژیک را انتخاب و آن را برای مدیریت ارشد و سهامداران مالی توجیه کنند(2002،Kumar). تاکید خاص این پژوهش بر روی انعطافهایی است که مدیریت می تواند در سرمایه‏گذاری های فناوری اطلاعات در شرایط ریسک داشته باشد. اختیارات حقیقی باید به طور فعال برحسب ریسکهای خاص هر سرمایه‏گذاری بکار گرفته شوند.
2-2- نظریهی اختیارات مالیاختیارات مالی، همان ابزارهای مالی هستند که به عنوان ابزارهای کاهش ریسک در بازارهای مالی ارائه و دادوستد میشوند. از مهمترین و ابتداییترین اختیارات مالی، اختیارهای فروش (put) و خرید (call) هستند که بسته به نوع زمان عملی کردن آنها، به دو نوع آمریکایی و اروپایی تقسیم میشوند. یک اختیار اروپایی تنها در زمان سررسید قابل عملی کردن است و یک اختیار آمریکایی در هر زمانی قبل از زمان سررسید قابل عملی کردن است. اختیار فروش (put option) به معنای قراردادی است که در آن به امضاء کننده و یا خریدار آن این حق را میدهد که در آینده سهام مربوطه را در آینده، در(و یا حداکثر تا)زمانی معین، به قیمتی که در قرارداد ذکر شده است، بفروش برساند. اختیار خرید (call option) به معنای قراردادی است که به امضاء کننده و یا خریدار آن این حق را میدهد که سهام مشخصی را در آینده، در (و یا حداکثر تا) زمانی معین، به قیمتی که در قرارداد ذکر شده است، خریداری نماید.
بنابراین 4 نوع اختیار بر حسب اروپایی و آمریکایی بودن و نوع خرید یا فروش بودن به وجود میآید که به صورت جدول زیر تعریف میشوند.
جدول2-1 چهار نوع اختیار مالی پایه)2002،Andersen).اختیار اروپایی اختیار آمریکایی
یک اختیار اروپایی تنها در زمان سررسید قابل عملی کردن است. یک اختیار آمریکایی در هر زمانی قبل از زمان سررسید قابل عملی کردن است.
European call American Call
اختیار خرید یک دارایی در زمان سررسید. اختیار خرید یک دارایی در هر زمانی بین امروز تا زمان سررسید.
European Put American Put
اختیار فروش یک دارایی در زمان سررسید. اختیار فروش یک دارایی در هر زمانی بین امروز تا زمان سررسید.
پیشینهی نظریهی اختیارات بسیار قدیمی است، به طوری که در سال 1900، آقای لوییس باچیلیر، در تز دکترای خود مبانی این نظریه را ارائه داد)2002 ،Andersen).
اولین و مهمترین روشی که برای ارزشگذاری اختیارات مالی پایه ارائه شد، روش معروف بلک و شولز است. این روش، روش تحلیلی است و منجر به فرمولی میشود که به وسیلهی آن، ارزش یک اختیار فروش و یا خرید اروپایی محاسبه میشود. این روش در ادبیات نظریهی اختیارات بسیار مشهور است.
در ادامهی بحث برخی تعاریف پایه در نظریهی اختیارات مالی و رابطهی بلک و شولز ارائه میشوند که در وارد شدن به نظریهی اختیارات حقیقی، دانستن آنها ضروری است.
2-2-1- تعاریف: (1973،(Black& Scholesاختیار: قراردادی است که به دارنده آن نوعی اختیار معامله در یک دارایی مشخص را میدهد که در آن قرارداد هیچ اجباری وجود ندارد.
اختیار خرید: قراردادی است که به دارندهی آن، اختیار خرید تعداد مشخصی از سهام با قیمتی از پیش تعیین شده که حداکثر تا زمانی از پیش تعیین شده اعتبار دارد را میدهد.
اختیار فروش: قراردادی است که به دارندهی آن، اختیار فروش تعداد مشخصی از سهام با قیمتی از پیش تعیین شده که حداکثر تا زمانی از پیش تعیین شده اعتبار دارد را میدهد.
قیمت علنی کردن اختیار: قیمتی است که در قرارداد اختیار قید شده است و سهام در صورت عملی کردن اختیار با آن قیمت به فروش میرسد (همان قیمت از پیش تعیین شده).
قیمت اختیار: قیمت بازار قرارداد اختیار است که در بازار اختیارات معامله میشود.
تاریخ انقضاء: تاریخی است که قرارداد اختیار حداکثر تا آن روز اعتبار دارد و یا زمان عملی کردن اختیار در آن روز است.
2-3- تحلیل اختیارات حقیقیدر تحلیل RO تئوری اختیار معاملات مالی برای دارایی‌های غیرمالی توسعه داده شده است و روشی برای برقراری ارتباط بین امور مالی سازمان (غالباً کمی) و برنامه ریزی استراتژیک (غالباً کیفی) می‌باشد. فاکتورهای کمی را می‌توان به صورت اعداد و رقم نشان داد، در حالیکه فاکتورهای کیفی یا قابل سنجش نیستند و یا به صورت مبهم می‌توان آنها را مورد سنجش قرار داد. در هر دو صورت فاکتورهای انتخاب شده لزوماً فاکتورهای درست و دقیقی نیستند. تصمیم گیرندگان هم داده‌های کمی و هم داده‌های کیفی را در تصمیماتشان دخالت می‏دهند و RO می‌تواند این انواع داده ها که با یکدیگر سازگاری ندارند را در کنار هم قرار دهد تا تصویر کاملی را برای تصمیم گیری فراهم آورد. یک اختیار حقیقی اجازه می‌دهد تا تصمیم‏گیرنده با رسیدن اطلاعات جدید در آینده در سرمایه‏گذاری تغییراتی را به وجود آورد. داراییهای غیرمالی با داراییهای مالی متفاوت هستند، زیرا دارایی‌های مالی ملموس هستند و طبق نظر دیکزیک وپیندیک سرمایه‏گذاری‌های غیر قابل تغییر می‌باشند (1994،Dixit & Pindyck). جدول2-2 تفاوت‏های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی را نشان می‌دهد.
بیشتر سرمایه‏گذاریها به مثابه اختیار خرید یک سهام هستند که در آن سرمایه گذار حق اعمال سرمایه‏گذاری را در قبال دریافت پروژه دارد. ارزش این پروژه به طور تصادفی در نوسان است و بیشتر گزینه‌های سرمایه‏گذاری (یا فرصتهای سرمایه‏گذاری) یک فرصت "حالا یا هرگز" نیستند. گاهی انتظار سرمایه‏گذاری نیز دارای ارزش است. تنها زمانی Option (اختیار و نه اجبار) اعمال می‌شود که پروژه کاملاً سودآور باشد.
تصمیم گیرندگان می‌توانند انواع اختیارات را در اختیار داشته باشند تا قدرت انتخاب داشته باشند. همین‏طور می‌توانند این اختیارات را به صورت موازی یا متوالی در تصمیم گیری استفاده کنند. گسترش، کاهش، پایان و تعویق گزینه‏های معمول در تصمیم گیری هستند که تصمیم‏گیرنده می‌تواند آنها را اجرا کند. این تکنیک ارزشی را بدست می‌دهد که هیچیک از روش‌های NPV سنتی، IRR و یا تحلیل نسبت BC ایجاد نمی‌کنند.
جدول2-2 تفاوت‌های اختیارات معاملات مالی و اختیارات حقیقی (2007،Rivey).
اختیار معاملات مالی اختیارات حقیقی
دارای دوره بلوغ کوتاه مدت معمولاً چند ماه دارای دوره بلوغ طولانی معمولاً چند سال و یا حتی چند دهه
متغیرهای اساسی که ارزش آن را تعیین می‌کنند قیمت سهام یا داراییهای مالی هستند. تغییرپذیری با استفاده از سوابق قیمت‌های بازار قابل محاسبه هستند. متغیرهای اساسی جریانات نقدینگی آزاد هستند که براساس رقابت، نیاز و مدیریت بدست می‌آیند. در واقع تغییرپذیری یک حدس و گمان بدون وجود سوابق و داده‏های قیمت‏هاست.
ارزش اختیار را نمی‌توان با دستکاری در قیمت کالاها کنترل کرد. ارزش استراتژیک اختیار را می‌توان با تصمیمات و انعطاف‏پذیری مدیریت افزایش داد.
ارزش هر اختیار معمولاً ‌اندک است که وقتی جمع می‌شوند میلیون ها و میلیاردها می‌شود. در طی تنها یک اختیار و یک تصمیم استراتژیک امکان دارد میلیون ها و میلیاردها دلار بدست آید.
بیش از سه دهه است که معامله می‌شوند (اختیارات مالی برای اولین بار در بازار اختیار معاملات شیکاگو در سال 1973 معامله شدند.) از سال 1990 استفاده از آنها در تصمیمات در سازمان ها توسعه یافت.
استفاده از معادلات دیفرانسیل و شبیه سازی برای کاهش عدم قطعیت قابل محاسبه است. با استفاده از معادلات و درخت‌های دو جمله ای همراه شبیه سازی متغیرهای اساسی قابل محاسبه است. یا می‌توان ارزش اختیار را از تفریق NPV سنتی و NPV فعال و انعطاف پذیر بدست آورد.
اوراق قرضه و سهام با اطلاعات در مورد قیمت‏گذاری و قیاس قابل فروش و معامله هستند. طبیعتاً قابل فروش و معامله نیستند.
فرضیات و عملکرد مدیریت در ارزش یابی تاثیری ندارند. ارزش اختیارات حقیقی ناشی از تصمیم گیری مدیریت است.
2-3-1- اختیارات حقیقی در مقابل اختیارات مالیهمانطور که قبلا نیز گفته شد، نظریهی اختیارات حقیقی بر گرفته از نظریهی اختیارات مالی است. در حل مسائل اختیارات حقیقی از روشهایی که برای حل مسائل اختیارات مالی ارائه شده است استفاده میشود، بنابراین بایستی با ایجاد نوعی تناظر بین اختیارات حقیقی و اختیارات مالی، پارامترهای مسائل اختیارات حقیقی را به پارامترهای متناظر در اختیارات مالی تبدل کرد و از راهحلهای مسائل اختیارات مالی برای ارزشگذاری اختیارات حقیقی بهره جست. جدول زیر برخی تناظرهای موجود بین اختیارات مالی و اختیارات حقیقی را نشان میدهد.
جدول2-3 برقراری تناظر بین متغیرهای نظریهی اختیارات مالی و نظریهی اختیارات حقیقی (2004،Dias).اختیارات مالی اختیارات حقیقی
اختیار خرید سهام اختیار سرمایهگذاری
قیمت سهام ارزش خالص فعلی پروژه
قیمت عملی کردن اختیار ارزش خالص فعلی هزینههای سرمایهگذاری
تاریخ انقضاء تاریخ انقضاء
نرخ بدون ریسک نرخ بدون ریسک
واریانس قیمت سهام واریانس ارزش پروژه
سود دورهای سهام جریان نقدینگی پروژه
2-3-2- تفاوت روش اختیارات حقیقی با روشهای تحلیل مالی سنتی
در بیان ساختار نظری روشهای مبتنی بر نظریهی اختیارات حقیقی، لازم است که ابتدا تفاوتهایی که ما بین روشهای سنتی با روشهای مبتنی بر اختیارات حقیقی وجود دارد، توضیح داده شود.
روشهای سنتی و شاخصهایی که در این روشها مبنای تحلیلهای سرمایهگذاری قرار میگیرند دارای تعدادی مفروضات، نقطهی شروع تفاوت بنیادی روشهای سنتی با روشهای اختیارات حقیقی است.
در روشهای سنتی فرض میشود:
نرخ تنزیل ارزشهای آتی برابر با نرخ ریسک ذاتی سرمایهگذاری است.
پروژه هیچ نوع انعطافی در مواجه با شرایط ناشناخته ندارد.
نرخ تنزیل درآمدها و یا هزینههای مطمئن، همان نرخ ریسک سرمایهگذاری نامطمئن است.
مهمترین و پرکاربرد ترین روش سنتی، روش DCF است. لازم به ذکر است در برخی متون از روشNPV در نامیدن روش DCF استفاده میشود و بهتر است برای جلوگیری از اشتباه، به جای استفاده از کلمهی اختصاری NPV، در همه جا، از کلمهی اختصاری DCF در معرفی روش سنتیDCF استفاده کرد. در واقع NPV شاخصی است که مفروضات ذکر شده در بالا هویت این شاخص را تشکیل میدهند و باید بین شاخص NPV و روش DCF تفاوت مفهومی قائل شد، چه بسا در روشهای اختیارات حقیقی نیز، شاخص NPV با مفروضات برگرفته از نظریهی اختیارات، همچنان معیار اصلی در تصمیمگیری است. از اینجا به بعد برای بیان تفاوتهای روشهای سنتی و روشهای اختیارات حقیقی از روش DCF به عنوان نمایندهی روشهای سنتی، استفاده میشود.

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

در روش DCF، آنچه معیار تصمیمگیری در سرمایهگذاری است، مقدار NPV است، که مقدار مثبت آن به معنای مناسب بودن پروژه برای انجام سرمایهگذاری است. در این روش ارزش خالص فعلی جریانهای نقدی آتی مورد انتظار پروژه محاسبه میشود. تبدیل کردن ارزشهای آتی به ارزش فعلی با نرخ تنزیلی مناسب صورت میگیرد که این نرخ تنزیل به نرخ ریسک تعدیل شده موسوم است. این نرخ، به نحوی در نظر گرفته میشود که در آن ریسک ناشی از ذات پروژهی سرمایهگذاری انعکاس یابد و در نهایت در تحلیلها اعمال شود. هرچه ریسک سرمایهگذاری پروژه، ‌از نگاه سرمایهگذاران بیشتر باشد، نرخ ریسک – تعدیل شده که در تنزیل مقادیر آتی و تبدیل آنها به ارزش حال استفاده میشود، بزرگتر است.
2-4- انواع اختیارات:اختیارات را می توان به دو دسته ی اختیارات ساده و اختیارات مرکب طبقه بندی کرد:
2-4-1- اختیارات سادهاختیار گسترش، کوچک سازی، تعویق و تعطیلی، نمونه ای از اختیارات ساده می باشند. اغلب این اختیارات از نوع آمریکایی هستند چرا که این اختیارات در موعد سررسید و یا در هر زمان قبل تر از آن قابل اجرا می باشند. اختیار خرید به شما این حق را می دهد که در پروژه سرمایه گذاری کنید. این در حالی است که اختیارات فروش به شما اجازه می دهد تا دارایی پروژه را به فروش برسانید.
1. اختیار تعطیلی
اختیار تعطیلی در هر پروژه ای وجود داشته و ویژگی های یک اختیار فروش را دارد. تصمیم مشروط در این اختیار تعطیلی پروژه است، در صورتی که بازده مورد انتظار پروژه پایین تر از ارزش فروش آن باشد، می توان تعطیلی را اعمال کرد. به عبارت دیگر تصمیم مشروط در این اختیار، تعطیلی پروژه است. بررسی این اختیار زمانی که ارزش خالص فعلی ناچیز بوده ولی احتمال زیادی برای زیان وجود دارد، ارزشمند خواهد بود (1996،Samis&Poulin).
2. اختیار گسترش
اختیار گسترش به ویژه برای پروژه های بلند مدت ارزش قابل توجهی را می تواند در پی داشته باشد. پروژه با عدم قطعیت بالا ممکن است در ابتدا ارزش خالص فعلی ناچیز و حتی منفی داشته باشد، اما به جهت پتانسیل بالای رشد در آینده ارزش سرمایه گذاری را در زمان حال داشته باشد. بررسی اختیار گسترش در پروژه هایی با رشد بالا به خصوص زمانی که اقتصادی رو به شکوفایی است، بسیار معمول است. هزینه اعمال اختیار برای گسترش پروژه میزان سرمایه گذاری شرکت برای اجرای اختیار یعنی گسترش پروژه می باشد. این اختیار در صورتی اعمال می شود که بازدهی مورد انتظار از گسترش پروژه بیش تر از هزینه اجرای آن باشد. اختیار گسترش یکی از اختیارهای خرید است(1996،Samis&Poulin).3. اختیارات کوچک سازی
اختیار برای کوچک سازی در بازار رقابتی امروز بسیار مرسوم است. این اختیار در جایی ارزش دارد که متناسب با تغییر شرایط بازار، نیازمند کاهش سریع مقیاس تولید خود باشند. سازمان ها با به کارگیری استراتژی کوچک سازی می توانند خود رادر برابر شرایط نا مساعد بازار مصون کنند. اختیار برای کوچک سازی ویژگی های یک اختیار فروش را دارد، چرا که ارزش اختیاربا کاهش ارزش بازده دارایی افزایش می یابد(1996،Samis&Poulin).
4. اختیار انتخاب
اختیار انتخاب از چند اختیار مجزا که با یکدیگر ترکیب شده اند، تشکیل می شود. اختیارات ترکیب شده می تواند اختیارهای تعطیلی، گسترش و کوچک سازی را شامل می شود. دلیلی که این اختیار، اختیار انتخاب خوانده می شود این است که مدیریت می تواند ضمن حفظ اختیار، پروژه را با روال قبلی ادامه داده با یکی از اختیارات تعطیلی، گسترش و یا کوچک سازی را برای اجرا انتخاب کند. مهمترین مزیت این اختیار، حق انتخاب بین چند گزینه است. اختیار انتخاب یک اختیار منحصر به فرد است چرا که بسته به انتخابی که صورت می گیرد. می تواند یک اختیار فروش یا یک اختیار خرید باشد. مثلاً اگر اختیار تعطیلی یا کوچک سازی انتخاب شود، اختیار انتخاب یک اختیار فروش و اگر اختیار گسترش انتخاب شود، اختیار یک اختیار خرید خواهد بود (1996، Samis&Poulin).
5. اختیار انتظار
اختیار انتظار یا تعویق، معمولاً در هر پروژه ای وجود دارد. این اختیار عموماً یک استراتژی آموزشی منفعل را بازنمایی می کند. یک شرکت ممکن است تصمیم گیری درباره ی سرمایه گذاری در پروژه ای را که درحال حاضر ارزش خالص فعلی منفی یا حاشیه ای نشان می دهد، ولی باتوجه به عدم قطعیت موجود، ممکن است در آینده ارزش پیدا کند، به تعویق بیاندازد. هدف از انتظار و به تعویق انداختن تصمیم گیری، روشن شدن عدم قطعیت در طول زمان است. اختیار تعویق در پروژه هایی ارزشمند است که صاحبان آن دارای تکنولوژی انحصاری آن پروژه بوده ولی به دلیل عدم قطعیت حاکم بر بازار شرایط را برای سرمایه گذاری مساعد نمی بیند. این شرکت ها به جهت برخورداری از حق انحصاری نگران ورود رقبا نبوده و از این منظر متضرر نمی شوند(1996،Samis&Poulin).
6. اختیار رنگین کمانی
اغلب اختیارات با تنها یک شاخص عدم قطعیت که معمولاً عامل اصلی موثر بر تغییر پذیری است مواجه هستند. تغییر پذیری در واقع به عنوان پارامتری متراکم از همه عدم قطعیت های پروژه در نظر گرفته می شود. اگر بیش از یک منبع عدم قطعیت برای ارزش اختیارات تاثیر تعیین کننده داشته باشد، یا تصمیمات مدیریتی، لحاظ کردن برخی از منابع عدم قطعیت را به صورت مستقل ضروری بداند، می توان منابع چندگانه عدم قطعیت را در محاسبات وارد کرد. این کار به محاسبه بیش از یک ضریب تغییر پذیری منجر خواهد شد، که در محاسبات بازده مورد انتظار پروژه هر کدام از این ضرایب نقش خود را متناسب با وزن خود ایفا خواهند کرد(1996، Samis&Poulin).
2-4-2- اختیارات مرکباختیارات مرکب در بسیاری از پروژه های چند مرحله ای که شروع یک مرحله از پروژه منوط به اتمام موفقیت آمیز مرحله قبلی است، معمول می باشد. در پایان هر مرحله از این پروژه این اختیار وجود دارد که پروژه وارد مرحله بعدی شده و موفق شود و یا ادامه آن به زمان دیگری موکول شود. در پروژه های چند مرحله ای که اختیار مرکب آنها بررسی می شود، هر مرحله از پروژه به اختیاری تبدیل می شود که اجزای آن منوط به اعمال اختیارات مرحله پیشین است. در واقع ارزش اختیار مرکب بر خلاف اختیارهای دیگر به ارزش دارایی بستگی نداشته، بلکه تابعی از ارزش اختیارات پیشین است (1996،Samis&Poulin).
در پروژه های چند مرحله ای ممکن است همه مراحل به صورت زنجیر وار و یکی پس از دیگری انجام شود یا برخی از مراحل به صورت موازی و همزمان صورت پذیرند، اختیار مرکب مرتب با نوع اول اختیار مرکب زنجیر وار یا سری و اختیار مرکب مرتب با نوع دوم اختیار مرکب موازی خوانده می شود. اختیار مرکب در صورتی که شامل تحلیل عدم قطعیت بازار یا عدم قطعیت داخلی باشد اختیار آموزشی خوانده می شود. برای مثال ساخت خط تولید نیمه صنعتی که برای حل مسئله عدم قطعیت فن آورانه (عدم قطعیت عادی) به عنوان اختیار اول یک اختیار مرکب زنجیروار، که نهایتاً منجر به پیاده سازی تولید نهایی می شود، یک اختیار آموزشی تلقی می شود(2006 Kodukula& Papudesu,).
همین طور، یک آزمایش بازار ابتدایی که برای آشکار سازی عدم قطعیت بازار انجام می گیرد نیز یک اختیار آموزشی خوانده می شود. در این مورد، آزمایش بازار اولین، و پیاده سازی تولید دومین اختیار زنجیروار محسوب می شوند. سازمان ها و شرکت ها غالباً برای بهره مندی از اختیارهای مرکب موجود در پروژه های بزرگ، سرمایه گذاری های کامل را قبل از انجام مطالعه بازار انجام نمی دهند. این مرحله مقدماتی از پروژه به عنوان اختیارهای ماقبل برای مراحل بعدی پروژه مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال پروژه تولید دارو قبل از اتمام کار مهندسی و طراحی، قادر به اجرای واحد شیمیایی نخواهد بود و برای اجرای این کارها نیز بعضاًًًًًًَ نیاز مند کسب مجوزهای مورد نیاز خواهد بود. بر اساس این ایده، باید عدم قطعیت را به منظور شفاف سازی در طول مراحل پروژه مورد توجه قرار داده و هر یک از مراحل برا ادامه یا توقف تصمیم گیری کرد.
2-5- روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی روش ها ی زیادی وجود دارد. این روش ها از تغییر پذیری ارزش داریی(S0 ) برای تعیین ارزش اختیار استفاده می کنند. در بسیاری از موارد، این دارایی ها کالاهای تجاری می با شند. در این بخش انواع روش های ارزش گذاری اختیارات حقیقی ومرسوم ترین مدل ها توضیح داده می شود. روش های ارزش گذاری را می توان در سه گروه مجزا طبقه بندی کرد(1998،Salahor).
روش معادله دیفرانسیل با مشتقات جزیی
این روش بر فنون ریاضی مبتنی است. معادله بلک شولز از این دسته روش ها می باشد. در ادامه به تفصیل در مورد این روش ارزش گذاری توضیح داده خواهد شد.
روش برنامه ریزی پویا
این روش ارزش های ممکن برای دارایی های مذکور را، در طول عمر اختیار تعمیم می دهد. سپس در مرحله نهایی استراتژی بهینه را جستجو نموده و ارزش استراتژی بهینه را در یک روش بازگشتی به زمان صفر تنزیل می کند. این روش برنامه ریزی پویا از این نظر که به صورت بصری جابجایی های اموال غیر منقول و نیز ارزش های اختیارات حقیقی را نشان می دهد بسیار مفید و کاربردی بوده و این ویژگی استفاده از اختیارات حقیقی را برای کاربران آسان تر می کند. به علاوه این روش می تواند با اختیارات حقیقی پیچیده تری سرو کار داشته باشد (1998،Salahor).
روش شبیه سازی
روش شبیه سازی بر ارزش گذاری دارایی ها در هزاران حالت ممکن زمانی از حال تا زمان انقضاء اختیارات مبتنی می باشد. از روش شبیه سازی می توان برای ارزش گذاری اختیارات حقیقی پیچیده تر نیز استفاده کرد. مرسوم ترین روش شبیه سازی مورد استفاده، شبیه سازی مونت کارلو می باشد(1998،Salahor).2-5-1- مرسوم ترین مدل های ارزش گذاری اختیارات حقیقیهر کدام از روش های فوق، مدل ها محاسبه زیادی دارند. سه مدل مرسوم ارزش گذاری اختیارات حقیقی از میان راه حل های ارائه شده در بالا عبارت از بلک- شولز مدل توزیع دو جمله ای و روش شبیه سازی مونت کارلو می باشد، که در ادامه توضیح داده می شود.
2-5-1-1- معادله Black–Scholesفرمول بلک و شولز در سال 1973 توسط، فیشر بلک، مایرون شولز و روبرت مرتون ارائه شد، بعدها در سال 1997 به اهمیت و تأثیر این فرمول در پیشرفت نظریهی اختیارات پی برده شد و جایزه نوبل اقتصاد، در حالی که شولز درسال 1995 از دنیا رفته بود به آن تعلق گرفت. در واقع مهمترین و تأثیرگذارترین رابطه در نظریهی اختیارات مالی، فرمول بلک و شولز است که به طور پایه در محاسبه ارزش اختیارات سادهای مانند اختیار خرید و فروش اروپایی تا تخمین اولیهی اختیارات پیچیدهی چند اختیاره به کار میرود.
از اواسط دهه 1960 متخصصان در صدد رفع یکی از بزرگترین مسائل و نقصهای روشهای سنتی ارزیابی سرمایه‏گذاری مانند روش جریان نقدینگی تنزیل یافته (DCF) بودند. مشکل و کاستی اصلی این روشها محدودیت آنها در ارزش یابی عایدی‌های نامعلوم حاصل از تصمیمات احتمالی در سرمایه‏گذاری بود که تصمیمات مدیریت می‌توانست در نتیجه سرمایه‏گذاری موثر باشد. برای مثال یکی از گزینه‏های سرمایه‏گذاری می‌تواند “توقف سرمایه‏گذاری” باشد. اگر این گزینه (اختیاری) اعمال شود، سازمان دیگر بر روی آن پروژه هزینه صرف نخواهد کرد و در نتیجه دیگر ریسکی وجود نخواهد داشت. اگر این گزینه به کار گرفته نشود، ریسک انجام پروژه و هزینه لازم برای این سرمایه‏گذاری وجود خواهد داشت. روش DCF قادر نیست عدم قطعیت این جریانات نقدینگی را محاسبه و به زمان حال تنزیل نماید.
برای حل مشکل این روشها، بلک و شولز در سال 1973 یک سری معادلات دیفرانسیل جزئی برای محاسبه رابطه بین ارزش اختیار و ارزش سهام بدست آوردند. این معادلات دیفرانسیل جزئی تحت عنوان فرمول بلک و شولز مطرح هستند. این معادلات پایه ارزش‏یابی گزینه‌های سرمایه‏گذاری هستند. بلک و شولز نشان دادند که برای ارزش‏یابی خرید یک سهام، داشتن تخمینی منطقی از متغیرهای زیر لازم و کافی هستند:
ارزش فعلی سهام (P)،
زمان اعمال اختیار(t)،
نرخ واریانس ارزش سهام ،
ارزش اعمال اختیار (قیمت توافقی) (x)،
و
نرخ برگشت بدون ریسک (r)
جدول 2-4 فرمول بلک و شولز برای تشخیص ارزش یک اختیار خرید را نشان می‏دهد.معادله بلک و شولز

که در آن:
X: هزینه اعمال گزینه
P: ارزش فعلی سهام
N(D): تابع احتمالی تجمعی نرمال
t: زمان اعمال گزینه
: واریانس نرخ برگشت سهام طی مدن زمان t
فرضیات:
نرخ برگشت بدون ریسک ثابت و معلوم است.
واریانس معلوم و ثابت است.
دارایی اصلی سود سهام پرداخت نمی‌کند.
اختیارات اروپایی هستند (تنها در زمان توافقی قابل اجرا هستند).
قیمت توافقی معلوم و ثابت است.
بازارها کامل هستند و سازمان دارای ریسک پذیری خنثی است.
فرمول بلک و شولز پایه ای برای محاسبه ارزش انعطافهای مدیریت تصمیمات پروژه‌های فناوری اطلاعات است. پارامتر اصلی مدل بلک و شولز نوسان پذیری (σ) است. برای پروژه‌های IT مقدار نوسان‏پذیری ریسک انجام پروژه را به صورت کمی اعمال می‌کند. چالش مدلهای ارزش‏یابی Real Options محاسبه دقیق نوسان پذیری در یک پروژه است.
2-5-1-1-1- ارزش‏گذاری خنثی نسبت به ریسک و بلک- شولزیکی از فرضیات مهم در ارزش گذاری بلک و شولز "ارزش گذاری خنثی نسبت به ریسک" می‌باشد. به عبارت دیگر ارزش گذاری اختیارات مبتنی بر این فرض است که سرمایه‏گذاران نسبت به ریسک بی‏تفاوت و خنثی هستند.
باید توجه داشت که اصل فوق بیان نمی‏کند که سرمایه گذاران بی تفاوت به ریسک هستند، آنچه که این اصل می‌گوید این است که اختیار معامله را با این فرض میتوان ارزش‏گذاری کرد که سرمایه گذاران نسبت به ریسک بی تفاوتند. به بیان دقیق‏تر، ترجیحات مربوط به ریسک سرمایه گذاران در ارزش اختیار معامله که به صورت تابعی از قیمت دارایی پایه است، تأثیری ندارد.
فرض ارزش گذاری بی تفاوت به ریسک، یک ابزار قوی برای بدست آوردن قیمت اختیارات است. زیرا زمانی که از جهان بی تفاوت نسبت به ریسک به دنیای ریسک گریزی وارد می‌شویم، دو نتیجه مهم بدست می‌آید: )2002،Hull)
1. نرخبازدهموردانتظاراوراقبهادارمساوینرخبهرهبدونریسک می‌شود
2. نرخمناسبتنزیلبکاربردهشدهجهتهرگونهپرداختیدرآیندهمعادلنرخ بهرهبدونریسک می‌شود
2-5-1-2- مزایا و محدودیت‌های بلک- شولزمزایا:
معادله بلک- شولز ارزیابی ارزش option را به صورت ارزیابی ارزش یک دارایی اصلی و با استفاده از نوسان پذیری ارزش آن و نرخ بازگشت بدون ریسک انجام می‌دهد. مدل بلک- شولز یک راه حل خوب و تک معادله‏ای است. این رابطه برای اختیارات حقیقی ساده مناسب است که دارای یک منبع عدم قطعیت و نامعلومی هستند و تاریخ ثابتی برای سرمایه گذاری دارند (1999،Amram & Kulatilaka). بزرگترین امتیاز مدل بلک- شولز سرعت آن است. با استفاده از این روش می‏توان محاسبات زیادی را در زمان نسبتاً کمی انجام داد.
محدودیت‏ها:
بعضی از فرضیات این فرمول دامنه کاربرد آن در پروژه‌های IT را محدود می‌کند. وقتی ترکیبی از چند Option در فازهای مختلف اجرای یک پروژه بکار گرفته می شوند و ارزش بعضی Option ها بر ارزش بقیه Option ها در فازهای بعدی اجرای پروژه اثر می‌گذارد، این فرمول نمی‌تواند این موارد را در ارزش یابی سرمایه‏گذاری اعمال و محاسبه کند. محدودیت دیگر این روش آن است که این فرمول یک قیمت توافقی ثابت را در طی محاسبات در نظر می‏گیرد، درحالیکه هزینه‏های پروژه‌های IT می‌تواند تغییر کند (2006،Munoz).
2-5-1-3- معادله Black – Scholes اصلاح شدهبرای حل محدودیت ها و مسائل این فرمول، محققان اصلاحاتی را در کار اولیه بلک و شولز انجام دادند. مارگریب در سال 1978 مدلی را ارائه داد که این مدل ارزشOption های مختلف را مورد مقایسه قرار می‏داد. برای پروژه‌های سیستم‌های اطلاعاتی استراتژیک (SIT) که شامل هزینه و منافع ریسکی هستند، مدل مارگریب تخمین دقیق تری از ارزش اختیارات سرمایه‏گذاری در پروژه‌های سیستم‌های اطلاعاتی استراتژیک فراهم می‌آورد (1994،Dos Santos). دس سنتس نیز محقق دیگری است که نسخه جدیدی از مدل مارگریب را برای تعیین ارزش هزینه کردن بر روی پروژه‌های استراتژیک IT در شرایط ریسکی برای به دست آمدن منافع ریسکی ابداع کرده است.
جدول2-5 معادله Black-Scholes اصلاح شده(1994، Dos Santos).
معادله Black-Scholes دی سنتس

که در آن:
B: ارزش فعلی منافع پیش‏بینی شده در پروژه
C: ارزش فعلی هزینه‏های پیش‏بینی شده در پروژه
: تابع احتمالی تجمعی نرمال برای
: واریانس نسبت B/C
: واریانس نرخ تغییرات منافع پروژه
: واریانس نرخ تغییرات هزینه‏های پروژه
: همبستگی بین هزینه‏های اعمال شده و منافع
t: مدت زمان اجرای پروژه
2-5-2- روش دوجمله‏ایبرای مقابله با چند منبع ریسک همزمان یا ترکیبی از Option ها، روشهای مبتنی بر درخت دوجمله ای و شبیه سازی مونت کارلو برای ارزش یابی Optionها توسعه یافتند.
کاکس، راس و رابینستین در سال 1979 متدی جایگزین برای ارزش یابی اختیارات با استفاده از دیدگاه دو جمله ای و در هر بازه زمانی مشخص ابداع کردند. در این مدل ارزش دارایی اصلی تحت شرایط ریسکی (V) در بازه‌های زمانی مختلف و به صورت توزیع دو جمله ای چندگانه محاسبه می‌شود (شکل 2-1). زمان این ارزش یابی از زمان صفر0t شروع می‌شود. در یک بازه زمانی t، V ممکن است به احتمال P زیاد شود و به uV افزایش یابد (u>1) و یا اینکه به احتمال q=1-p کم شود و به مقدار dV برسد (d<1). فرض می‌شود d<1+r<u و r نرخ برگشت بدون ریسک است.

شکل 2-1 درخت دوجمله ای چند گانهطبق فرضیات توزیع دوجمله ای بالا و پایین رفتن ارزش از توابع زیر پیروی می‌کنند:n برابر تعداد گامهای درخت دوجمله ای وσ نوسان پذیری است که تحت عنوان انحراف معیار استاندارد تابع توزیع لوگ نرمال برگشت سرمایه پیوسته پروژه مطرح می‌شود.
ارزش نهایی اختیار خرید C در شرایط بالا و پایین رفتن ارزش از رابطه Cu = max [0,uV-I] یا Cd = max[0,dV-I] به دست می‌آید. I مقدار سرمایه‏گذاری لازم برای اعمال Option است. اگر P را به صورت P=expr*δt-du-d تعریف کنیم، ارزش اختیار خرید C در زمان t=0 به صورت شکل 2-2 محاسبه می‏شود.
معادله اختیار خرید دوجمله ای، ارزش Option را در حالت‌های مختلف تصمیم گیری مدیریت محاسبه می‌کند. درخت‌های دوجمله ای را می‌توان به صورت چندگانه و در بازه‌های زمانی مختلف t توسعه داد. به صورت الگوریتمی بایستی از انتهای درخت (درزمان t*n) شروع کرد و به صورت عقبگرد ارزش Option در هر گروه قبلی را محاسبه کرد.
وقتی از مدل دوجمله ای برای محاسبه ارزش یک اختیار خرید بر روی یک سهام استفاده می‌شود، زمان بلوغ این اختیار به فواصل زمانی کوچک t تقسیم می‌شود. هر چه تعداد این فواصل زمانی زیاد شود و به سمت بینهایت میل کند، مدل دوجمله ای چند گانه به توزیع احتمال لوگ نرمال برگشت سرمایه نزدیکتر می‏شود. به عبارت دیگر مدل دوجمله ای را می‌توان مانند فرمول بلک شولز پیوسته ای دانست که در آن t به سمت صفر میل می‌کند .(t0)
شکل2-2 معادله اختیار خرید دوجمله ایP*MAX0,UV-I+1-P*MAX0,dV-Ir=C=MAX[0,UV-I]r2-5-2-1- مزایا و محدودیت‌های مدل دوجمله ایمزایا:
مزیت اصلی مدلهای دوجمله‏ای بر مدل بلک- شولز این است که بازه‌های زمانی مختلف را می‌تواند در محاسبات اعمال کند (برای اختیارات آمریکایی کاربرد دارند) و در هر زمان از چرخه عمر پروژه می‏توان ارزش گزینه‌های مختلف را بدست آورد.
محدودیت‏ها:
عیب اصلی این روش سرعت نسبتاً کم آن است و اینکه نمی‌تواند ارزش گذاری را در بازه‌های زمانی زیاد در مدت کوتاهی انجام دهد.
2-5-2-2- همگرایی بین مدل Black-Scholes و روش دوجمله‏ایدر سال 1979 کاکس، راس و رابینستین اثبات کردند که زمانی که تعداد پریودهای زمانی به سمت بینهایت میل کند و فواصل زمانی بینهایت کوچک شود، مدل دوجمله‏ای به سمت مدل بلک و شولز همگرا می‏شود( 2003،Chance).
مبانی و فرضیات قیمت گذاری سهام در هر دو روش Black-Scholes و درخت دوجمله‏ای کاکس، راس و رابینستین یکی است: قیمت گذاری سهام در هر دو از فرآیند تصادفی و حرکت براونی تبعیت می‏کند. به همین علت برای اختیارهای اروپایی، مدل دوجمله ای زمانی که تعداد دوره‏های زمانی زیاد می‏شود به سمت مدل بلک و شولز همگرایی دارد. در واقع مدل بلک و شولز برای اختیارهای اروپایی حالت خاصی از مدل دوجمله ای است که در آن تعداد گامها به سمت بینهایت میل می‌کند. به عبارت دیگر مدل دوجمله ای تقریبی از مدل پیوسته بلک و شولز در بازه‌های زمانی جدا و منفصل است.
شکل 2-3 همگرایی بین این دو مدل را نشان می‌دهد. مطابق این شکل هرچه تعداد گامهای مدل دوجمله ای بیشتر می‌شود، همگرایی بین دو مدل نیز بیشتر می‌شود.
92837038735
شکل 2-3 همگرایی بین مدل بلک- شولز و درخت دوجمله ایتحلیل مقایسه ای بین مدل دوجمله ای و مدل بلک- شولزدراینجا قصد داریم مقایسه ای بین این دو روش داشته باشیم. برای مثال یکی از نقاط قوت اصلی مدل بلک- شولز سادگی در محاسبات آن است که این منجر می‌شود تا تحلیل حساسیت با استفاده از مشتقات جزئی راحت‏تر صورت گیرد. گرچه به نظر می‌رسد مدل Black-Scholes دارای فرضیات محدودکننده ای (در مورد توزیع V و موقعیت سرمایه گذار در برابر ریسک) است.
ولی اثبات شده است که پایه منطقی برای سرمایه گذاری فناوری اطلاعات است. (Benaroch and Kauffman, 1999)
جدول مقایسه ای بین دو روش بلک- شولز و مدل دوجمله ای دارد.
جدول2-6 تحلیل مقایسه ای بین دو روش دوجمله ای و بلک- شولزمدل بلک- شولز مدل دوجمله‏ای
فرضیات
V (ارزش داراییهای اصلی) دارای توزیع لگ نرمال دارای توزیع دوجمله ای