*340

2. توقف – انتظار
3. ادامه جنگ – بدون محدودیت در ورود به خاک عراق (علایی،1391: 497)
دو گزینه ابتدایی نتوانست انتظارات مسئولان ایرانی را برای خاتمه دادن به جنگ برآورده کند و آنها پس از مشورت های فراوان تصمیم را بر آن بنا نهادند که گزینه سوم را انتخاب کنند و در عملیات بعدی خود وارد خاک سرزمینی کشور عراق بشوند. لازم به ذکر است نیروهای مسلح ایران تصمیم خود را برای ورود به خاک عراق در مرحله چهارم عملیات بیت المقدس ( آزادسازی خرمشهر ) گرفته بودند که بنا به دلایلی قادر به تحقق آن نشدند. اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ با عراق، در تیر ماه سال 1361 تحت عنوان عملیات رمضان آغاز شد. در حقیقت پژوهشگر در این پژوهش به دنبال آن است که استراتژی نظامی و اهداف جمهوری اسلامی از انجام این عملیات را مورد بررسی و ارزیابی قرار بدهد.
1-2.علل و انگیزه های انتخاب موضوع:اگر سه قله تاریخی ( آغاز، تداوم و پایان ) را در جریان جنگ عراق و ایران به عنوان مبدا تحولات اساسی در جنگ و سرمنشایی برای آغاز درگیری ها و کمکش های سیاسی پس از اتمام جنگ در نظر بگیریم، به جرات میتوانیم بگوییم که مقطع ادامه جنگ از حساسیت های ویژه ای برخوردار است. ناکامی ایران در اولین عملیات برون مرزی خود باعث گردید حساسیت این مقطع چند برابر بشود و عده ای صحبت از این کنند که جنگ باید پس از عملیات بیت المقدس پایان میافت. این مسئله از آن جهت قابل ایجاد انگیزه در پژوهشگر است که در کنار بررسی دقیق استراتژی نظامی برون مرزی ایران در عملیات رمضان، راهکارهای پیش روی مسئولان وقت و همچنین علل ناکامی این استراتژی را روشن میسازد و باعث میگردد پژوهشگر با عینک بی طرفی به موضوعات قبلی و بعدی جنگ نیز نگاه کند. البته ناگفته نماند که از نگاه تئوریک، مقطع آغاز جنگ از بقیه مقاطع قابل اهمیت تر است اما به دلیل مسائل خاص و نگاه های سیاسی و بعضا جناحی موضوع تداوم جنگ بسیار حساس شده است.
1-3.اهداف پژوهش:یکی از مهمترین اهداف این پژوهش، بررسی مسائل جنگ هشت ساله عراق و ایران در سطح محافل آکادمیک و دانشگاهی نسل جوان است. این موضوعات بیشتر در دانشکده های نظامی مورد بررسی قرار میگیرد و کمتر در محافل دانشجویی نسل جوان مورد تحقیق است. کما اینکه همین نسل جوان بعضا سوالاتی مبهم و پراکنده از این برهه حساس تاریخ کشور خود در ذهن دارند و جمع بندی مواضع پراکنده افراد سیاسی و نظامی مختلف در ذهن کار را دشوار میسازد. به خصوص در سطح دانشگاه آزاد اسلامی این قبیل موضوعات شکل جدی به خود نگرفته است، هدف دیگر بررسی این برهه حساس در تاریخ سرزمین ایران است. تبیین این موضوع که چرا جمهوری اسلامی ایران استراتژی خود را برای برتری در معادلات معطوف به جنگ انتخاب کرد بسیار قابل اهمیت است.
1-4ادبیات پژوهش:در مورد جنگ عراق و ایران کتاب ها، مقالات، یادداشتها، مصاحبه ها و ... گوناگونی از نویسندگانی با دیدگاه های مختلف وجود دارد. در این زمینه مرکز تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اقدام به تحقیق و انشتار کتاب هایی وزین و پرمغز کرده است و در انتشار کتب جنگ، دست برتر را در کشور دارد. به دلیل دسترسی مناسب این نهاد به اسناد عملیات ها و همچنین دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده، کار برای این مرکز بسیار سهل و آسان است. همچنین علاوه بر استفاده از قلم نویسندگان داخلی، آثار پژوهشگران و نویسندگان خارجی نیز در این مرکز ترجمه شده و انتشار یافته است. اما به طور کلی باید گفت در اکثر کتب موضوع ادامه یافتن جنگ پس از فتح خرمشهر به عنوان بخشی از کتاب آمده است و به جز کتاب " علل تداوم جنگ " آقای محمد درودیان که به طوراختصاصی به این موضوع پرداخته است دیگر کتاب جداگانه ای نمیبینیم یا اینکه از چشم محقق دور مانده است. کتاب علل تداوم جنگ یکی از پنج جلد کتاب نقد و بررسی جنگ آقای درودیان است که بیشتر به مسائل جانبی ادامه پیدا کردن جنگ پرداخته است. همچنین ایشان در کتاب گزینه های راهبردی جنگ به موضع گیری های حزب توده و نهضت آزادی در خرداد سال 1361 پرداخته اند. کتاب از خرمشهر تا فاو نیز یکی دیگر از آثار ایشان است که به صورت مختصر به گزینه های پیش روی ایران در بعد از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر و همچنین تدابیر عراق برای جلوگیری از ورود نیروهای ایرانی به خاک خود پرداخته اند. در آثار ایشان کتاب پرسش های اساسی جنگ نیز به چشم میخورد. این اثر به پرسشهایی که برای نسل جوان در مورد جنگ عراق و ایران پیش امده و همچنین علل به وجود آمدن چنین سوالاتی پاسخی ساده داده است.
مرکز تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین، کتاب هایی قرمز رنگ و قطور متناسب با عملیات های مختلفی را به چاپ میرساند که هر کدام از آنها به وقایع دو ماه از جنگ میپردازد. هنوز کتاب عملیات بیت المقدس به چاپ نرسیده است اما کتاب " عبور از مرز" اثر آقای لطف الله زادگان به رشته تحریر در آمده است. ایشان در مقدمه کتاب به وقایع پس از خرمشهر و همچنین شرح و نتایج عملیات رمضان پرداخته اند. پس از پایان این بحث وقایع تیر و مرداد ماه سال 1361 را به طور روزنوشت و به شکلی مفصل مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. تمام وقایع شکل گرفته در یک روز به طور کامل در این کتاب وجود دارد و برای محققینی که میخواهند وقایع آن روزها که شامل روزنامه ها، مواضع احزاب، صحبت های امام خمینی و ... مورد تحقیق قرار بدهند بسیار مفید میباشد. روند جنگ ایران و عراق اثری است دکتر حسین علایی که در دو جلد توسط انتشارات مرز و بوم به چاپ رسیده است. این کتاب از وقایع قبل از جنگ تحمیلی تا پایان جنگ تحمیلی را مورد بررسی دقیق قرار داده است. اکثر وقایع و حوداث صورت گرفته در طول هشت سال جنگ را به طور دقیق مورد بررسی قرار دادند و عملیات های مهم و سرنوشت ساز ایران را به طور مفصل مورد تحقیق قرار گرفته است. حدود صد صفحه از این کتاب به وقایع پس از فتح خرمشهر و عملیات رمضان اختصاص دارد که در نوع خود بسیار مفید است زیرا این بخش به صورت قسمتی از کتاب آورده شده است ولی دارای مطالب مفید و بسیار پخته ای است. تنبیه متجاوز اثری است از دکتر حسین اردستانی از محققین برجسته مرکز تحقیقات سپاه پاسداران که به وقایع پس از عملیات بیت المقدس میپردازند. در جلد دوم این اثر که به دست دکتر درودیان به رشته تحریر درآمده است وقایع جنگ عراق با ایران تا عملیات بیت المقدس آورده شده و از عملیات رمضان به بعد در جلد سوم این مجموعه آثار به نام تنبیه متجاوز آورده شده است. یکی از نکات برجسته این اثر، اقدامات صورت گرفته توسط ارتش عراق پس از عملیات بیت المقدس به صورت تفکیک شده است که در بخشی از متن این پژوهش آورده شده. در مجموع باز هم به صورت بسیار مفصل به موضوع مورد بحث این پژوهش پرداخته نشده است. کتاب استراتژی نظامی عراق در جنگ با جمهوری اسلامی ایران اثر آقای دکتر درویشی از مجموعه آثاری است که میتواند از لحاظ شکلی و محتوایی به این پژوهش نزدیک باشد. ایشان از اساتید علوم سیاسی دانشگاه امام خمینی قزوین هستند و به همین دلیل پژوهششان از لحاظ شکلی بسیار دقیق میباشد. وی انواع استراتژی ها را در تعریف مفاهیم خود مورد بررسی قرار داده است و بعد به وقایع هشت ساله جنگ عراق و ایران پرداخته اند. کتاب های درس هایی از جنگ مدرن و ویرانی دروازه شرقی که نویسندگانی خارجی دارد نیز از آثاری است که از نظر محتوا از سایر آثار خارجی به این پژوهش نزدیک است. برای مثال در کتاب ویرانه دروازه شرقی میتوان اطلاعات مفیدی در مورد اقدامات ارتش عراق بعد از فتح المبین و همچنین کمک های دولت های خارجی پس از انجام این عملیات موفقیت آمیز توسط ایران به دست اورد. در کتاب درس هایی از جنگ مدرن نیز در مورد عملیات رمضان و استفاده نیروهای عراقی از گاز سمی در این عملیات صحبت هایی به میان آورده شده. به طور کلی کتاب هایی که به دست نویسندگان خارجی به رشته تحریر در می آیند مقداری غرض ورزانه است و نمیتوان به صورت دقیق به روی آنها تکیه کرد. آثار مختلف دیگری وجود دارد که به دو دلیل از ذکر آنها خودداری میشود. اولا چون بقیه آثار به طور خاص به یک مقطع جنگ پرداخته است و یا اینکه مقدار مطالب مربوط به موضوع این پژوهش بسیار اندک است از ذکر آن خودداری شده است. دوما ممکن است آثار دیگری نیز وجود داشته باشد که از دید پژوهشگر جا مانده باشد و مورد بررسی قرار نگرفته است. اگر اثری وجود داشت که نگارنده از ذکر آن در ادبیات خودداری کرده است دلیل بر نبود آن مجموعه در آثار مربوط به موضوع پژوهش و همچنین جنگ هشت ساله عراق و ایران نیست. مقالات مختلفی توسط مجله نگین وابسته به مرکز تحقیقات سپاه و همچنین مجله سیاست دفاعی وابسته به دانشگاه امام حسین به قلم محققین برجسته نوشته شده است که در متن پژوهش حاضر استفاده شده است.
1-5. قلمرو پژوهش:یکی از مسائلی که میتواند به بررسی هر چه بهتر مسئله مورد تحقیق کمک کند کوتاه بودن قلمرو و محدوده پژوهش است. در این تحقیق نیز سعی شده است که تحولات جمهوری اسلامی ایران در جنگ با عراق را در بازه نزدیک به دو ماه یعنی از سوم خرداد تا اوایل مرداد ماه سال 1361 را مورد تحقیق قرار گیرد. اگر چه در فصل پیشینه تاریخی نگاهی به مسائل قبلی این دو کشور داشته ایم اما، تمرکز اصلی ما در این پژوهش به مسائل بعد از فتح خرمشهر توسط نیروهای ایرانی برمیگردد.
1-6.سوالات پژوهش و فرضیه:1-6-1سوال اصلی پژوهش: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر بر چه اصولی استوار بود؟
1-6-2.سوالات فرعی پژوهش:
1. شرایط و موقعیت سیاسی ایران در آستانه عملیات رمضان در سطح منطقه ای و بین المللی چگونه بود؟
2. اهداف، فرآیند و نتایج عملیات رمضان چه بودند؟
3. دلایل ناکامی ایران در عملیات رمضان چه بودند؟
4. استدلال های مخالفین ادامه جنگ عراق و ایران پس از فتح خرمشهر در سال 1361 بر چه اصولی استوار است؟
1-6-3.فرضیه: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر برتری در معادلات معطوف به جنگ بود.
1-7.تعریف مفاهیم:1-7-1.استراتژی: به نظر میرسد پس از گذشت چند قرن، هنوز تعریف مشخصی از استراتژی پدید نیامده است و این امر ناشی از آن است که هنوز درک درست و تبیین دقیقی از مفهوم استراتژی صورت نگرفته است. در گذشته های بسیار دور واژه استراتژی صرفا برای مجموعه تدابیر فرماندهان نظامی در جنگ قرار میگرفته، اما امروز این واژه وسعت و گسترش یافته و در محافل آکادمیک و علمی به عنوان یک علم تدریس میگردد. استراتژی خاستگاه یونانی دارد و از دو بخش ( استیرت و اجیا ) تشکیل شده است. بخش اول به معنای کلمه ( استراتوس ) یعنی لشکر و ارتش است و بخش دوم ( اگو یا اگین ) به معنای راهبرد و راهنمایی است. واژه استراتجیوس در کل به معنای فرماندهی لشکری - کشوری است.(درویشی سه تلانی،1393: 39) واژه استراتجیا نیز به معنای هنر فرماندهان و ژنرال هاست. اما در زبان فارسی این واژه به معنای راهبرد ترجمه شده است. در فرهنگ معین استراتژی را فن اداره عملیات جنگی و دانش رهبری عملیات نظامی معنی کرده اند. همچنین از علم اداره کردن عملیات، حرکت ارتش در جنگ، رزم آرایی و تاکتیک نیز برای تعبیر و معناسازی واژه استراتژی استفاده شده است.(پیشین، 1393 : 41) گفته شد که استراتژی برای اولین بار در یونان باستان پدید آمد و به وسیله مردمی که در دولت – شهرهای یونان میزیستند شکل گرفت اما ذکر نکته حائز اهمیت است که باید بین استراتژی و اندیشه نظامی در آن دوران تفکیک قائل شد. یونانیان استراتژی را به عنوان یکی از شاخه های اداره جامعه استفاده میکردند و معنایی و فراتر از اندیشه نظامی را در ذهن میپروراندند. " به اختصار میتوان گفت که یونانیان باستان، استراتژی را همان علم لشکرکشی و همان فن رهبری و اداره لشکر میدانسته اند، زیرا در آن زمان حفظ حیات و امنیت اصلی ترین، اصلی دغدغه های آنان بوده و استراتژی با علم نظامی گری در دولت شهرهای یونان باستان اهمیت بسیاری داشته است."(پیشین،1391: 42) بعد ها پس از پایان تمدن یونان و ظهور امپراطوری روم و همچنین پس از دوران رنسانس یا همان دوران نوزایی افرادی بودند که تعاریف مختلفی از مفهوم استراتژی ارائه دادند. ماکیاول، لوئئ ناپلئون، فون کلازویتس، آندره بوفر و مائو از جمله این افراد بودند. شاید از میان این افراد تعریف کلاوزویتس بیشتر مورد توجه قرار گرفته است که آن را مورد بازخوانی قرار میدهیم. کارل فون کلاوزویتس فیلسوف و محقق پروسی است که در اوایل قرن نوزدهم می زیسته است.
او استراتژی را فن بکار گیری و هدایت و هماهنگی نبردها برای رسیدن به اهداف جنگی میداند و معتقد است وظیفه استراتژی، به ثمر نشاندن این گونه از اهداف است. استراتژی باید طوری نبردهای گوناگون را هدایت کند که در نهایت به هدف اصلی دست پیدا کنند. انعقاد معاهده وستفالی در سال 1648، انقلاب فرانسه، جنگ های داخلی در آمریکا در زمان ریاست جمهوری آبراهام لینکلن، عصر صنعتی شدن کشورها، تغییرات شکل گرفته بعد از جنگ جهانی اول و دوم و در آخر رشد قارچ گونه زرادخانه های هسته ای و پدید آمدن سلاح هسته ای باعث گردید مفهوم استراتژی دستخوش تغییرات زیادی بشود.
اما در آخرین قسمت اگر بخواهیم تعریف تقریبا جامع و کاملی ارائه بدهیم باید بگوییم که استراتژی عبارت است از: " فن و علم به کارگیری قوای نظامی یک ملت در عملیات رزمی یا در تهدید به اجرای چنین عملیاتی، به منظور تامین اهداف سیاست ملی." این تعریف متاثر از ستاد ارتش ایالات متحده آمریکا است. برخی کارشناسان در فرمولی ساده استراتژی را به صورت معادله بیان کرده اند:
منابع و ابزارها+ روش ها+ اهداف=استراتژی نظامی (پیشین:1393: 44)
اما هنگامی که از استراتژی سخن به میان می آید به صورت خودکار مفاهیمی در ذهن متبلور میشود که از قضا در آثار نظامی و استراتژیک نیز به دفعات از آن ها یاد شده است. آنها عبارت از: منافع ملی، اهداف ملی، آرمان ها و ارزش های ملی، امنیت ملی، قدرت ملی، آسیب پذیری ملی، تهدیدهای ملی و امنیتی، فرصت و بحران ها. جناب آقای دکتر درویشی انواع استراتژی ها را به این شکل تقسیم بندی کرده اند.
استراتژی ها را در چهار قالب مختلف دسته بندی میکنند که به آنها اشاره خواهیم کرد.
الف) بر مبنای روش تحلیل
1. استراتژی کلاسیک
2. استراتژی های علمی و مدرن
ب) بر مبنای روش کلی جنگ
منظر اول
1. استراتژی انهدامی 2. استراتژی فرسایشی 3. استراتژی تکمیلی
منظر دوم
1. استراتژی مستقیم 2. استراتژی غیر مستقیم
منظر سوم
1. استراتژی بازدارنده 2. استراتژی اقدام
ج) بر مبنای ایده عملیاتی
منظر اول
1. استراتژی تراکمی 2. استراتژی پی در پی و مرحله ایی
منظر دوم
1. استراتژی ضد نیرو 2. استراتژی ضد ارزش
د) بر مبنای محیط جغرافیایی جنگ
1. استراتژی زمینی 2. استراتژی دریایی 3. استراتژی هوایی
ه) بر مبنای سلاح های استفاده شده
1. استراتژی هسته ای 2. استراتژی غیر هسته ای
اما از سطح هایی استراتژی ها را نیز به پنج سطح مختلف تقسیم بندی میکنند که آنها عبارت اند از:
1. استراتژی کلان یا بزرگ یا جهانی
2. استراتژی ملی
3. استراتژی تخصصی یا استراتژی نظامی
4. استراتژی عملیاتی
5. استراتژی لجستیک (پیشین،1393: 59)
اما برای رسیدن به یک استراتژی مناسب به منظور پیروزی نهایی و رسیدن به اهداف خود، باید طراحی دقیق و درستی از طرح پیشنهادی داشت به طوری که این استراتژی بتواند به راحتی ما را به هدف خود برساند. برای رسیدن به استراتژی مناسب عواملی مورد نیاز است که باید حتما فراهم گردد. همچنین در تنظیم و انتخاب استراتژی نظامی عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی فراوانی نیز دخیل است.در پایان فصل ها مصاحبه ای با دکتر درویشی تنظیم شده است و استراتژی ایران از نظر علمی در عملیات رمضان، اولین عملیات برون مرزی ایران پس از بازپس گیری شهر خرمشهر، مورد بررسی و کنکاش قرار خواهد گرفت.
1-7-2.خرمشهر
شهر خرمشهر یکی از مهمترین و استراتژیک ترین نقاط ایران در طول تاریخ بوده است. این شهر در انتهایی ترین منطقه استان خوزستان قرار گرفته و به جهت مجاورت با خلیج فارس و کشور عراق از دیرباز محل منازعات گوناگون میان این دو همسایه آسیایی یعنی ( ایران و عثمانی، ایران و عراق ) بوده است. همچنین علاوه بر اهمیت سیاسی و استراتژیکی این منطقه برای ایران، وجود رودخانه اروند رود و احداث اسکله هایی در آن باعث شده این شهر از لحاظ اقتصادی نیز دارای اهمیت فراوانی باشد. قدیمی ترین نامی که در تاریخ برای این شهر ثبت شده " خاراکس " است که قدمت آن به دوره پادشاهی میشان میرسد. بیان، محمره و نجف الثانی از دیگر نام هایی از است که برای شناسایی این شهر به کار میبردند. اما اهمیت این شهر برای این پژوهش از آن جهت است که پس از حمله اولیه ارتش عراق که به صورت برق آسا به مرزهای ایران انجام شد، خرمشهر در معرض سقوط قرار گرفت. مقاومت دلیرمردانه مردم این شهر باعث شد که ارتش عراق 34 روز بعد از شروع حمله خود یعنی در روز 4 آبان ماه سال 1359 بتواند این شهر را تسخیر کند. از ابتدای شروع انقلاب اسلامی در ایران، این شهر محل تنازعات قومی و حزبی بود به طوری که در ظرف یک سال از یعنی از مهر ماه سال 1358 تا شهریور سال 1359، حدود 73 درگیری، بمب گذاری و انفجار در سطح این شهر مرزی ثبت شد که در نوع خود بسیار قابل تامل است. پس از آنکه این شهر سقوط کرد تلاش های زیادی برای آزادسازی آن انجام که هیچ کدام به سرانجام نرسید. اما در نهایت در سال دوم جنگ نیروهای ایرانی توانستند در عملیات بیت المقدس یا همان کربلای سه در روز سوم خرداد ماه سال 1361، این شهر را آزاد کنند. آزادسازی خرمشهر باعث پدید آمدن مبدایی در تاریخ شد زیرا همگان ادامه یافتن جنگ عراق و ایران را از این تاریخ میشناسند.(انصاری؛نخعی؛درودیان،1390: 125)
1-7-3.جنگ
وار در زبان انگلیسی که به معنی جنگ در مفهوم پارسی آن درآمده است به درگیری مسلحانه، سازمان یافته و غالبا طولانی مدتی گفته میشود که میان دولت ها و یا ملت ها شکل میگیرد و معمولا با خشونت شدید، از هم گسیختگی های اجتماعی و تلفات جانی و مالی زیادی همراه است. از آغاز پیدایش دولت ها جنگ میان جوامع مختلف شکل گرفته است اما با به روزتر شدن سلاح های درگیری و ورود آتش و باروت به میان ملت ها، جنگ ها روند رو به رشدی به خود گرفتند. تاکنون جنگ میان انسان ها از منظرهای گوناگون توسط دانشمندان مختلف مورد بررسی و واکاری قرار گرفته است. برای مثال ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلامی در کتاب خود آورده است: باید دانست که انواع جنگها و زد و خوردها از نخستین روزگاری که خداوند مردم را آفریده است پیوسته در میان آنان روی می‏داده است و اصل آن از کینه توزی و انتقام گرفتن یکی از دیگری سرچشمه می‏گیرد و آن‏ وقت وابستگان و خداوندان عصبیّت هریک از دو دسته پیکارکننده به هواخواهی و تعصّب وی بر می‏خیزند.پس هنگامی که بدین سبب دو گروه به نبرد با یکدیگر برانگیخته شوند و در برابر هم بایستند، یکی از آن دو به قصد انتقامجویی برمی‏خیزد و دیگری آماده دفاع می‏شود و در نتیجه جنگ روی میدهد.
همچنین میان دانشمندان و فیلسوفان علوم دیگر نیز این بحث دارای اهمیت فراوانی است. جنگ میان عراق و ایران از آن جهت قابل اهمیت است که به طولانی ترین جنگ قرن در سده بیستم تبدیل شد. به دلیل اولویت نداشتن مفاهیم دیگر از جنگ، انواع و اقسام و ... آن به همین تعریف کوتاه بسنده میکنیم.
1-8.متغیرهای پژوهش:1-8-1.متغییر مستقل: استراتژی نظامی برون مرزی پس از فتح خرمشهر
1-8-2.متغییر وابسته: برتری در معادلات معطوف به جنگ
1-9.واژگان کلیدی: جنگ، ادامه جنگ، جنگ عراق و ایران، ایران، عراق، خرمشهر، عملیات بیت المقدس، عملیات رمضان
1-10.روش پژوهش و گردآوری اطلاعات:روش پژوهش این پایان نامه، توصیفی – تحلیلی میباشد.
با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه، برای گردآوری اطلاعات از روش های گوناگون استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای ( کتاب، مجلات علمی – پژوهشی، علمی – ترویجی، مجلات، گزارشات، روزنامه های خبری) و میدانی ( مصاحبه ) است. علاوه بر استفاده از اطلاعات میدانی در متن پژوهش، در انتها نیز متن کامل مصاحبه های انجام گرفته با افراد مختلف آورده شده است. همچنین لازم به ذکر است از منابع اینترنتی ( مقالات اینترنتی، اخبار و اطلاعات آماری) نیز برای به دست آوردن اطلاعات استفاده شده است. این اطلاعات با تکیه بر داده های آماری و اشکال و شواهد موجود و با استفاده از تحقیقات انجام شده توسط دیگران به دست آمده است.
1-11.موانع و مشکلات پژوهش:بررسی موضوعات تاریخی حساس که سنی از عمرشان نگذشته است باعث میشود اولین مشکل در پژوهش برای پژوهشگر پدید بیاید زیرا هنوز اسناد طبقه بندی شده و محرمانه منتشر نشده و مواضع افراد و احزاب که گاها آمیخته با علایق و تمایلات شخصی است نیز نمیتواند سندی راهبردی برای پژوهش شما قرار گیرد مگر آنکه تصمیم گیران وقت بر روی یک موضوع اشتراک نظر داشته باشند. همچنین بخشی از پژوهش بر مبنای اطلاعات میدانی بنا شده است و حاضر به مصاحبه نشدن بعضی از افراد که در طرح و پیگیری موضوع دخیل بوده اند یکی از موانعی است که در برابر پژوهشگر قرار داشت. آمیختگی نگاه های سیاسی برخی از محققین که اکثر آنها را پژوهشگران خارجی تشکیل میدهند نیز باعث شده تمیز دادن نظرات از یکدیگر قدری دچار مشکل شود و اگر قدری عینک بی طرفی از چشمان محقق کنار برود پژوهش به سمت اضمحلال کشیده میشود.
1-12.سازماندهی پژوهش:برای فهم بهتر و همچنین درک عمیق تر مباحث و به منظور جلوگیری از پراندگی مطالب گردآوری شده، پژوهش حاضر در پنج فصل سازماندهی شده است. در این فصل یعنی فصل اول، کلیات مربوط به پژوهش آورده شده است. در فصل دوم چارچوب نظری پژوهش به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجایی که پیشینه تاریخی یک مسئله نقش بسیار تعیین کننده ای در ارزیابی دقیق و صحیح از آن دارد، در فصل سوم پژوهش روابط ایران و عراق از دیرباز تا سال 1359 هجری شمسی یعنی قبل از شروع رسمی جنگ عراق و ایران مورد بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم پژوهش به بررسی سوال اصلی و متغییر مستقل تحقیق اختصاص یافته است. در فصل پنجم که فصل پایانی پژوهش میباشد به شرح اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ با عراق پس از فتح خرمشهر پرداخته ایم و همچنین علل ناکامی ایران در این عملیات و نظرات مخالفین ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده ایم.

فصل دوم: چارچوب نظری پژوهش2-1.نظریه رئالیسماصولا روابط بین الملل زمانی شکل میگیرد که هیچ قدرت عالیه ای مسئولیت نظم سیستمی را برعهده نگیرد و فضای هرج و مرج گونه در محیط وجود داشته باشد. در ساختار نظام بین الملل کنونی، دولت ها سعی دارند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و بتوانند در راس این نظام قرار بگیرند. به همین نحو هر کدام از دولت ها به فکر منافع ملی کشور خویش اند و تمایل به این دارند که صلح را از طریق کسب قدرت دنبال کنند. امروزه ساختار نظام بین الملل بر خلاف نظام دو قطبی که در گذشته وجود داشت، دارای پیچیدگی های خاصی است. در این ساختار " رقابت " به یکی از شاخه های اصلی این نظام تبدیل شده است. این رقابت در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ... اجتناب ناپذیر است.(مشیرزاده،1393: 72) دولت ها میبایست بر اساس مولفه های قدرت، جایگاهی قدرتمند برای خود در این نظام کسب کنند و با توجه به تشدید نظام رقابتی فردگرا و کمرنگ شدن نقش سازمان های بین المللی در این ساختار، لزوم حفظ امنیت خویش بر اساس پتانسیل های موجود و با توجه به مولفه های بازدارندگی در کشور بیش از پیش احساس میشود. واقع گرایی که از آن به عنوان مکتب اندیشه سیاست یاد میشود، عملا مهمترین و پایدارترین نظریه مسلط در علم روابط بین الملل است. واقع گرایان بر این عقیده اند که با بکارگیری اصول اخلاق بین المللی نمیتوان تلاش برای کسب قدرت و امنیت را از میان برداشت. آنها همچنین بر جنبه های مصیبت بار و سرشار از کشمکش مناسبات میان کشور ها تاکید میکنند و بر این عقیده استوارند که پیگیری سیاست خارجی در قالب منافع ملی که حدود و دامنه آن را قدرت تعیین میکند باید مورد توجه قرار گیرد.(قادری کنگاوری،1388: 35) دو نکته بسیار کلیدی در نظریه واقع گرایی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اولین موضوع ویژگی آنارشی نظام بین المللی است که اکثر واقع گرایان اعم از کلاسیک، ساختار گرا و نوکلاسیک بر خلاف اختلاف نظرهای موجود بر این موضوع اشتراک نظر دارند. آنها معقتند که در نظام بین الملل آنارشی گریزی از جنگ نیست و در جهانی که در آن هیچ ساز و کار دولتی یا حاکم مشترک با دسترسی انحصاری به قدرت وجود ندارند و هیچ سیسستم بین المللی ای جهت تنظیم رفتار دولت ها تلاش نمیکند، آن زمان است که در این محیط همگان برای بقا و حفظ خود به دنبال کسب قدرت باشند. نتیجتا میتوان گفت با توجه به محیط آنارشی نظام بین المللی دغدغه و نگرانی اصلی دولت ها کسب امنیت برای حفظ منافع خویش است. در همین راستا آنها اقدام به تقویت وضعیت تدافعی خود، ایجاد اتحاد ها و یا حتی رفتن به سوی جنگ میکنند تا بتوانند امنیت خود را حفظ کنند. دومین نکته در نظریه واقع گرایی تاکید بر موازنه قوا است.(قوام،1388: 357) برای شناسایی این مفهوم از عناوین دیگری مثل موازنه قدرت، توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند نیروهی متخاصم و تفوق نیرو نیز استفاده میکنند. در بطن نظریه موازنه قوا این فرض نهفته است که همه روابط بین الملل ناشی از منافع ملی است که این امر به وسیله قدرت کسب میشود. فرضیه اصلی تئوری موازنه قدرت بر این اصل استوار است که موازنه رفتار از هژمونی سیستمیک جلوگیری به عمل می آورد.(غلام حسینی؛خواجه،1393: 110) از منظر واقع گرایان موازنه قدرت به دنبال آن است تا بتواند از تسلط یافتن کشور یا ائتلافی از کشور ها بر بقیه جلوگیری کند. از آنجایی که نمیتوان از طریق سازمان های بین المللی و حقوق بین الملل صلح و امنیت را برقرار کرد، بنابراین باید از تمهیداتی همچون موازنه قدرت و بازدارنگی بهره جست. واقع گرایان عموما دیدگاهی محافظه کارانه دارند و توجه زیادی به مسائل تاریخی و جبر دارند. رویکرد رئالیستی معمولا در چهارچوب مدل بازی بیلیارد تبیین میشود و بر همین اساس از آنجا که بارزترین و مهمترین اشکال روابط بین الملل ارتباط رسمی میان دولت هاست، میتوان آن را تشبیه به تماس میان توپ های بیلیارد کرد.
ارتش رژیم عراق در بعد از ظهر روز سی و یکم شهریور ماه سال 1359 تهاجم سراسری و گسترده خود را به مرزهای زمینی ایران آغاز کرد. پس از یک هفته شورای امنیت سازمان ملل متحد اقدام به تصویب قطعنامه 479 کرد که در آن پایان جنگ لازم و ضروری به شمار میرفت اما خبری از متجاوز شناخته شدن عراق و حتی بازگشت به مرزهای شناخته شده بین المللی نشد و ایران نیز به دلیل یک طرفه شناخته شدن این قطعنامه آن را نپذیرفت و اعلام کرد تا مادامی که نیروهای عراقی در خاک سرزمینی ایران هستند حاضر به مذاکره نیست. با این فرض و صحبت های پیشین ایران اقدام به آزادسازی مناطق اشغالی و همچنین ایجاد کسب قدرت برای مذاکرات صلح کرد. در این فصل ابتدا به بازشناسی مفهوم واقع گرایی و موازنه قدرت میپردازیم و سپس با توجه به اقدام ایران پس از فتح خرمشهر نتیجه مذکور از فصل چارچوب نظری را به دست خواهیم آورد.
2-2.مفهوم رئالیسمرئالیسم واژه ای فرانسوی است که که از ریشه رئال به معنای واقعی گرفته شده است و در زبان فارسی به معنای واقع گرایی از آن یاد میکنیم. حقیقت گرایی و واقعیت گرایی نیز دیگر عناوینی است که میتوان در ترجمه کلمه رئالیسم به کار برد. اما مفهوم واژه رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. (سید حسینی،1375: 155)
بی شک باید به این واقعیت اذعان کرد که واقع گرایی عملا مهم ترین و پایدارترین نظریه روابط بین الملل در طول تاریخ بوده است. جاذبه تقریبا بی بدیل این نظریه به دلیل نزدیکی آن با عملکرد سیاست مداران در عرصه بین الملل و همچنین نزدیکی آن با فهم متعارف از سیاست بین الملل است.
2-3.سیر تاریخی نظریه رئالیسمدر نظریه رئالسیم، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به اشکال مختلفی تقسیم شده اند. در حقیقت واقع گرایی یک نظریه یکپارچه نیست و خود در طول تاریخ به شکل های گوناگون درآمده است. " از جمله مایکل دویل بر آن است که میتوان سه سنت واقع گرایی را تشخیص داد که در پیوند با سه اندیشمند کلاسیک است: بنیادگرایی متاثر از ماکیاولی که بر اهمیت بلند پروازی های فردی تاکید دارد، ساختارگرایی متاثر از هابز که نظام بین الملل را مهم میداند، و تکوین گرایی متاثر از برداشت های روسو که بر اهمیت عوامل سطح مانند سرشت و قدرت روابط میان جامعه و دولت تاکید دارد." اما ما دو نوع تقسیم بندی را میتوانیم انجام دهیم تا اینکه بتوانیم سیر تاریخی و همچنین اشکال مختلف رئالیستی را معرفی کنیم.(مشیرزاده،1393: 74)
2-3-1.از حیث تاریخی :
1. رئالیسم کلاسیک تا قرن بیستم میلادی.
2. رئالیسم مدرن از سال 1939 تا 1979 میلادی.
3. نئورئالیسم از سال 1979 میلادی به بعد.
4. رئالیسم نو کلاسیک
2-3-2.از حیث اشکال مختلف:
1. رئالیسم ساختاری اولیه
2. رئالیسم تاریخی
3. رئالیسم تاریخی معاصر
2-4.انواع رئالیسماز نخستین کسی که میتوانیم به عنوان اولین متفکر اندیشه واقع گرایی نام ببریم توسیدید نویسنده کتاب مشهور جنگ های پلوپونزی است. او از اولین کسانی است که اندیشه های واقع گرایانه را در زمینه سیاست جهانی عرضه کرده است. توسیدید از جمله افرادی است که نماینده بدبینی اخلاقی در سیاست که از اصول واقع گرایی است محسوب میشود. او در قالب جنگ های میان آتن و اسپارت توجهی هم به اصل موازنه قدرت داشته است که از این حیث با واقع گرایان اشتراک نظر دارد. از کاتلیا اندیشمند شرقی نیز که به قدرت سهم ویژه ای در چارچوب نظری خود داده است میتوان به عنوان یک واقع گرای سیاسی نام برد.(پیشین،1393: 76) اما بعضا اعتقادی وجود دارد که ماکیاول را به عنوان نخستین واقع گرای سیاسی در جهان میشناسند. نظریه ماکیاول که بر اساس تحلیل روابط میان دولت ها در نظام ایتالیای قرن شانزدهم شکل گرفته بر این اساس است که اولا یک سلسله علت و معلولی که با تلاش فکری میتوان آن را تحلیل و درک کرد اما با تصورات و اوهام نمیتوان آن را هدایت نمود. ثانیا نظریه عمل را به وجود نمی آورد بلکه نظریه عمل را میسازد و ثالثا این سیاست تابع اخلاق نیست و این اخلاق است که تابع سیاست است. از توماس هابز، هگل و هاینریش فون ترایچکه نیز میتوان به عنوان اندیشمندان رئالیسم در عصر کلاسیک یعنی تا قبل از قرن بیستم نام برد. توماس هابز از جمله افرادی است که با عینک بدبینی به ذات بشر نگریسته است و به رفتار انسان ها باور ندارد. او همانند اندیشمند ایتالیایی ماکیاول اخلاق را از سیاست جدا میکند و معقتد است که روابط بین الملل در یک وضعیتی طبیعی وجود دارد که قانون جنگل در آن حاکم است.
هگل نیز جز اندیشمندانی است که در دسته واقع گرایان طبقه بندی میشود زیرا او اعتقاد دارد که مهم ترین وظیفه دولت حفظ خود است که این جز یکی از اصول نظریه واقع گرایی محسوب میگردد. ترایچکه نیز دیگر اندیشمند آلمانی است که معقتد است جنگ یک آزمون الهی است که سرنوشت ملت ها را تعیین میکند. (پیشین،1393: 79)توجیه و ستایش حاکمیت دولتها، رقابت دولت ها، جنگ و رقابت قدرت ها از جمله تفکراتی است که در آثار او به وضوح دیده میشود.
اما از اواخر نیمه دوم قرن بیستم بود که واقع گرایی نوین یا همان واکنش دسته جمعی در مقابل آرمانی گرایی شکل گرفت. پس از حوادث خون بار جنگ جهانی اول ، ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا طرحی مبنی بر ایجاد جهانی امن برای دموکراسی آماده کرد که تاکیدش بر ایجاد صلح پایدار از طریق ابزارهای حقوقی و نهاد بین المللی بود. مسئولین آمریکایی بر این باور بودند که منافع ملی کشورشان با منافع جهانی انطباق دارد و همچنین نگاهی نیز در مراکز تحقیقاتی آن روز دنیا حاکم بود.(پیشین،1393: 81) شاید حتی این نگاه مراکز تحقیقاتی به مسئولین قدرت های بزرگ در جهان تسری پیدا کرد. آنان بر این عقیده بودند که جنگ هم تصادف و هم گناه است. این نگاه ناشی از پایان جنگ جهانی اول بود و آنان قصد داشتند که با یک نگاه حقوقی – اخلاقی به این موضوع بنگرند. اما دیری نپایید که دوران صلح و امید با به وجود آمدن بحران اقتصادی سال 1929 و همچنین شکل گرفتن جنگ جهانی دوم که باعث کشته، زخمی و آواره شدن میلیون ها نفر در جهان شد رخت ببندد و حتی اندیشمندان نزدیک به آرمانگرایی نیز کاملا دچار تردید بشوند و این نظریه را مطرح کنند که حقوق و سازمان های بین المللی با قدرت کافی ممزوج شود تا بتوان صلح و امنیت ملل و حل و فصل عادلانه اختلافات تضمین گردد.(بزرگمهری،1388: 302) بعدها نیز بسیاری از تحلیل گران سیاست بین الملل به این نتیجه رسیدند که جنگ جهانی دوم ناشی از نادیده انگاشتن سیاست قدرت بود. عدم موفقیت بریتانیا و فرانسه برای متوازن نگه داشتن سطح تسلیحات خود با آلمان هیتلری لجام گسیخته و مقاومت دسته جمعی در مقابل او باعث پدید آمدن جنگ غیر ضروری گشت. در حقیقت آنها به این امر اعتقاد داشتند که اگر قصد داریم از جنگ جلوگیری کنیم نمیتوانیم تنها به تفکرات آرزومندانه بسنده کنیم. واقعیت این بود که دولتهای بلند پروازی در سطح دنیا وجود داشتند که باید با آنها مخالفت میشد تا از بروز جنگ جلوگیری کرد. نتیجتا میتوان گفت پس از این حوادث غم بار بود که این بار خود آمریکا مدافع واقع گرایی شد. واقع گرایی نوین به دنبال احیای انگاره های واقع گرایی سنتی بود. این نظریه دولت ها را بازیگران اصلی در سیاست بین الملل میداند و معقتد است اساسا نظام دولتی آنارشیک است.(قادری کنگاوری،1388: 36) مدیریت همچین نظامی باید بر اساس منافع ملی باشد و بهترین راه برای حفظ صلح و برقراری آرامش در دنیا موازنه قدرت است. اگر به دقت توجه کنیم خواهیم دید که منافع ملی و موازنه قدرت مفهوم جدیدی نیستند که در این برهه زمانی بروز و ظهور یافتند بلکه این مفاهیم دوباره احیا شدند. البته ذکر این نکته ضروری است که واقع گرایی مدرن متفاوت از واقع گرایی نویی است که بعدا در 1970 و 1980 میلادی شکل گرفت و این نظریه اساسا با واقع گرایی سنتی متفاوت است. اندیشمندانی همچون ای. اچ. کار، راینهولد نیبور، فردریک شومان، آرنولد ولفرز، ریمون آرون، جرج کنان و هانس. جی مورگنتا از جمله نظریه پردازانی هستند که این واقع گرایی نوین را تئوریزه کردند.
2-4-1.هانس. جی مورگنتا
در بخش قبلی از اندیشمندان مختلفی نام بردیم که در پی تئوریزه کردن واقع گرایی جدید نقش داشتند اما شاید مورگنتا با نگارش کتاب سیاست میان ملتها نقش پررنگ تری نسب به مابقی اندیشمندان این دوره داشته باشد.(مشیرزاده،1393: 93) هر چند بقیه اندیشمندان نیز نقش بسیار زیادی دارند. مورگنتا را میتوان هم یک نظریه پرداز واقع گرای کلاسیک و هم یک نظریه پرداز مدرن دانست. او همانند بقیه هم کیشانش معتقد است که نظام بین الملل آنارشیک است و فاقد هرگونه اقتدار مرکزی است و همین امر نیز وجه تمایز آن با جامعه داخلی است. تاکید او بیشتر بر نبود اقتدار در نظام بین المللی است تا نبود حکومت و قواعد. این فضای آنارشیک باعث میشود که توسل به زور میان دولت ها مشروعیت یابد و جنگ به یک خصوصیت مهم نظام بین الملل بدل شود. او نیز دولت ها را کنشگران اصلی در عرصه سیاست بین الملل میداند. از دید او قدرت و منافع ملی دو کلید اصلی در سیاست بین الملل است. مورگنتا گاه منافع ملی را به مثابه قدرت و گاه بر اساس قدرت تعریف میکند. او میگوید تنها در حالت انتزاعی است که میتوان منافع ملی را تعریف کرد و محتوایی از آن به دست آورد و در عمل نمیتوان مفهومی عام از منافع ملی گرفت. مورگنتا از موازنه قدرت نیز در ادبیات خود استفاده کرده است. او در چهار معنا به موازنه قدرت رنگ میبخشد از جمله: سیاست معطوف به وضعیتی خاص، وضعیت بالفعل امور، توزیع تقریبا برابر قدرت و هر نوع توزیع قدرت. او بیشتر از همه موارد، به نظام موازنه قدرت اشاره دارد که به معنای الگویی از روابط میان کشورهاست که در آن هیچ یک آن قدر قدرت را ندارد که به تنهایی بتواند دیگران را تحت سلطه در آورد. همچنین مورگنتا در نظریات خود همانند دیگران اندیشمندان واقع گرایی توجهی به اخلاق در سیاست نمیکند. البته خود او واقع گرایی را غیر اخلاقی نمیداند و اعتقاد دارد که اخلاق فردی و اخلاق سیاسی با یکدیگر تفاوت دارند. مورگنتا موازنه قدرت و دیپلماسی را مهترین و کارآمد ترین ابزار در نظام بین الملل میداند و معتقد است نظام موازنه قدرت برای یک نظام بین الملل آنارشیک ضروری است و برای حفظ استقلال و حاکمیت دولتها ضرورت دارد. او دیپلماسی را ابزار دیگری در میان روابط بین دولت ها میداند که میتواند در خدمت صلح و امنیت پایدار در جهان باشد و هرگاه تعارض منافعی میان دولت ها با یکدیگر پدید آمد استفاده از فرصت دیپلماسی و قدرت چانه زنی میتواند مشکل را حل کند. البته او برای موفق شدن دیپلماسی "4 شرط را لحاظ میکند.
1. دیپلماسی باید عاری از روح جنگ آوری باشد یعنی در حقیقت نباید تابع مبارزات ایدئولوژیک شود.
2. اهداف سیاست خارجی یک دولت باید بر اساس منافع ملی آنان تعریف شود و باید با قدرت از آن حمایت گردد.
3. دیپلماسی باید از دید سایر دولت ها نیز به موضوع مورد اختلاف توجه کند. در حقیقت باید حدود امنیت ملی طرف مقابل نیز به رسمیت شناخته بشود.
4. دولت ها باید اماده مصالحه برای منافعی که برایشان حیاتی نیست باشند."(مشیرزاده،1393، 104)
البته باید گفت مورگنتا برای شکل گیری مصالحه نیز 5 شرط حیاتی قائل است از جمله:
1. از حقوق بی ارزش به خاطر جوهره یک امتیاز واقعی صرف نظر کنید.
2. هرگز خود را در موقعیتی قرار ندهید که عقب نشینی از آن بدون از دست دادن حیثیت و یا قبول مخاطرات عظیم ناممکن نباشد.
3. هیچ گاه به متحد ضعیف خود اجازه ندهید که برای شما تصمیم بگیرد.
4. نیروهای مسلح ابزار سیاست خارجی هستند و نه ارباب آن
5. حکومت رهبر افکار عمومی است و نه برده آن
مورگنتا نظر ویژه ای نیز به نهادها و سازمان های بین المللی برای ایجاد صلح و امنیت دارد و تاکید دارد که سازمان های بین المللی تا جایی کارایی دارند که با منافع دولت ها در تضاد نباشند.

2-4-2.نو واقع گرایی
یکی دیگر از دسته بندی تاریخی و شکلی ما از انواع و اقسام واقع گرایی مربوط نو واقع گرایی است که قدمت آن به دهه 1970 میلادی برمیگردد. نو واقع گرایی بیش از هر چیز تلاشی برای عملی کردن واقع گرایی بود.(قوام،1390: 84) " در شرایطی که واقع گرایی کلاسیک متهم به آن بود که سنت گرا و غیر علمی است، برخی از واقع گرایان تلاش کردند روایتی عملی از واقع گرایی عرضه کنند که با معیارهای علمی مرسوم انطباق داشته باشد. "مشیرزاده،1393: 107) در مسئله نو واقع گرایی موضوعات اقتصادی و نهادهای بین المللی نیز مورد توجه بوده اند زیرا در نظریات قبلی این دو مقوله خیلی کمتر مورد توجه اندیشمندان عرصه روابط بین الملل بود. کنت والتز، رابرت گیلپین و استفان کراسنر را میتوان از جمله اندیشمندان این نظریه جدید دانست. والتز که از آثار او بیشترین استناد به عرصه روابط بین الملل میشود در صدد توضیح ساختاری یا سیستمیک از سیاست بین الملل است. او جنگ در روابط بین الملل را به سه سطح تقسیم بندی میکند که عبارت است از :
1. سرشت انسان که ریشه جنگ را در سرشت انسان جستجو میکند.
2. جنگ را بر اساس جنگ طلبی دولت های خاص با ایدئولوژی و رژیم های خاص سیاسی تبیین میکند.
3. جنگ را بر مبنای خصوصیت آنارشیک نظام بین الملل تبیین میکند.(پیشین، 1393: 111)


او دو تصویر نخست را تقلیل گرایانه و آخری را سیستمی معرفی میکند. مورتون کاپلان نیز قبلا در اوج غلبه رفتارگرایی شش مدل فرضی معروف خود را مطرح کرده بود که عبارت بودند از:
1. نظام بین الملل موازنه قوا
2. نظام دو قطبی منعطف
3. نظام دو قطبی نا منعطف
4. نظام جهان شمول
5. نظام سلسله مراتبی
6. نظام با حق وتوی واحد ها (قوام، 1393: 38)
اما بعضا دیده میشود که والتز با انتقادات فراوانی از سوی افراد صاحب نظر مختلف روبرو میشود. انتقادات به این دلیل است که او اعتقاد دارد گسترش سلاح های هسته ای باعث بی ثباتی بین المللی نمیشود بلکه موجب بازدارندگی در سطح وسیع میشود. او همچنین قائل به این نیست که وابستگی متقابل در جهان امروز رو به افزایش است و اعتقاد دارد که بر خلاف استدلال مرسوم، به رغم افزایش مطلق حجم تجارت از میزان نسبی تجارت و تعادلات بین المللی به نسبت تولید ناخالص ملی کاسته شده است و به علاوه حتی اگر در اینجا وابستگی متقابل افزایش یافته باشد، این امر باعث افزایش همکاری نمیشود. والتز همچنین دولت را کنشگری یکپارچه میبیند که تابع منطق عقلانی است. او همچنین یک نگاه مادی گرایانه به روابط بین الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران نیز قرار گرفته است. از جمله نقدهایی که به او شده است عبارت است از : بدبینی نسبت به همکاری بین المللی، شکننده دیدن نهادهای بین المللی و عدم توجه به ظرفیت های نهادین در نظام بین الملل است.
2-4-3.واقع گرایی نو کلاسیک
واقع گرایی به دسته ای از نظریات روابط بین الملل اطلاق میشود که در تبیین سیاست خارجی و توضیح روابط بین الملل، از بسیاری از بینشهای واقع گرایی استفاده میکنند. از نظر اندیشمندان نوکلاسیک برداشت های ذهنی و همچنین ساختار داخلی دولت ها نیز حائز اهمیت فراوانی هستند. آنان معقتدند که جایگاه یک کشور در نظام بین المللی است باعث میشود که بلند پروازی در سیاست خارجی یک کشور شکل بگیرد و همچنین قدرت نظامی آنان نیز در این امر بی تاثیر نیست. نوکلاسیک ها نیز خود به دو بخش تدافعی و تهاجمی تقسیم بندی میشوند که در بخش اصل حفظ بقا بیشتر به توضیح انان میپردازیم.
2-5.مولفه های اصلی رئالیسمرئالیسم دارای شاخه‌های مختلفی است که علی‌رغم بعضی از تفاوت‌ها در مفروضات، دارای یک هسته مرکزی است و در سه محور اساسی هم‌عقیده هستند که شامل دولت محوری، اصل بقا و اصل خودیاری است. تمام گرایشات رئالیسم می‌پذیرند که دولت کنشگر اصلی در روابط بین‌الملل است و هدف آن حفظ بقا در محیط آنارشیک بین‌المللی است همین فضای اقتدارگریزی اصل خودیاری را به دولت‌ها دیکته می‌کند به‌صورتی که هر دولت تنها می‌تواند برای حفظ امنیت و بقا به خودش متکی باشد.
2-5-1.دولت سالاری: رئالیست ها دولت ها را اصلی ترین کنشگران عرصه روابط بین الملل میدانند. از منظر رئالیسم و همچنین تعریف ماکس وبر آلمانی، مفهوم دولت همراه با به کار بردن زور است. " بر این اساس دولت عبارت است از انحصار به کار بردن مشروع نیروی فیزیکی در قلمرو خاص."(قوام، 1393: 358) بدیهی است که در چنین وضعیتی دولت عالیه ترین قدرت موجود در سطح کشور است و به وضع و اجرای قوانین میپردازد. هنگامی که دولت به اجرای قوانین میپردازد خود به خود به دنبال تامین امنیت نیز بر شهروندان خود است. در حقیقت یک قرارداد نانوشته میان افراد با دولت امضاء میشود که مفاد آن امنیت و آزادی است. در صورت نبود امنیت، هیچگاه جامعه، فرهنگ، هنر و اجتماع مفهوم خود را به دست نخواهد آورد. وقتی که امنیت حاصل شد آن زمان است میشود انتظار تحقق یک جامعه مدنی را فراهم آورد. پس رئالیسم در گام اول به دنبال آن است که دست به سازماندهی قدرت در قلمرو داخلی بزند. در حالی که دولت در داخل دارای اقتدار عالیه است، در خارج از مرزها در یک نظام فاقد اقتدار مرکزی یا پر هرج و مرج با سایر دولت ها همزیستی دارد. در این فضا، دولتها بر کسب امنیت، کسب بازار، کسب پرستیژ جهانی و کسب قدرت بیشتر با یکدیگر به رقابت میپردازند که معمولا رقابت ها بر اساس بازی با حاصل جمع صفر تبیین میگردد. پس از رنسانس واقع‌گرایی از اندیشه‌های کسانی چون "توماس هابز" و "نیکولو ماکیاولی" هم بهره برد و به شکل سنتی خود با "مورگنتا" به تکامل رسید. نظریات نواقع ‌گرایانه هم با "کنت والتز" آغاز شدند و همچنان طرح‌های جدیدی از آنها ارائه می‌شود.
مفهوم بازی با حاصل جمع صفر پس از رنسانس به نظریه واقع‌گرایی پیوست و حتی نو واقع‌ گرایانی چون والتز هم به آن باور داشتند. این مفهوم مدیون یک قانون در فیزیک است که می‌گوید "میزان انرژی در کائنات ثابت است، انواع انرژی به هم تبدیل می‌شوند اما هرگز از بین نمی‌روند."(پیشین،1393: 358)
به این ترتیب واقع‌گرایان باور دارند که میزان قدرت در کل ساختار نظام بین‌المللی، مقداری ثابت است که از بازیگری به بازیگر دیگر منتقل می‌شود اما چیزی به مجموع آن اضافه نمی‌شود. بازیگران اصلی از نظر واقع‌گرایان دولت‌ها هستند و بنابراین وقتی در یک تعامل بین‌المللی به قدرت یک دولت افزوده می‌شود قطعا از قدرت یک یا چند دولت دیگر کاسته شده است. پس دولت در نظریه واقع گرایی به دنبال دستیابی به دو مفهوم است. یک سازماندهی داخلی به وسیله اعمال قدرت عالیه در کشور و دوم گردآوری قدرت در عرصه روابط بین المللی .

—178

(قراملکی، احد فرامرز، لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی» که توسط انتشارات سمت در تهران به چاپ رسیده است؛ به مباحثی از جمله؛ اخلاق و کارایی آن، نظریههای اخلاقی دانشمندان مسلمان، نظریههای اخلاقی در فلسفه غرب و غیره میپردازد و با تعریف مفاهیمی همچون حرفه و اخلاق حرفهای، به بحث پیرامون اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی میپردازد.
1-2-1-2) هندسه، هندسه اسلامی(بزرگمهری، زهره؛ 1371) در کتابی تحت عنوان «هندسه در معماری» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور به چاپ رسیده؛ در زمینه کاربندیها در معماری ایرانی بحث کرده است.
(حاجیقاسمی، کامبیز؛ 1375) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله» که در نشریه صفه شماره(21و22) به چاپ رسیده است؛ با مطالعهای دقیق و گسترده هندسه نمای مسجد شیخ لطفالله اصفهان را در آورده است.
(کیانی، محمدیوسف؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی» که توسط انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور در تهران به چاپ رسیده؛ در مورد انواع تزیینات از جمله؛ آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، منبتکاری و آئینهکاری در معماری ایران در دورههای مختلف اسلامی بحث میکند.
(البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد؛ 1376) در کتابی تحت عنوان «هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)» که توسط علیرضا جذبی به فارسی برگردانده شده و بوسیله انتشارات سروش به چاپ رسیده است؛ روشهای ترسیم اشکال هندسی با روشهای ساده آورده شده تا قابل فهم برای صاحبان صنایع و هنرمندان حرفههای مختلف در هر زمان باشد.
(عصام، السعید و عایشه پارمان؛ 1377) در کتابی تحت عنوان «نقشهای هندسی در هنر اسلامی» که توسط مسعود رجبنیا به فارسی ترجمه و بوسیله انتشارات سروش در تهران به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به زمینه تاریخی اندازه و هندسه، به بررسی الگوهای هندسی در طرحهای اسلامی پرداخته و شیوههای معماری اسلامی را ریشهیابی و برخی از آثار آن را تحلیل میکند. در نهایت به مباحثی مانند خوشنویسی و موسیقی در جهان اسلام پرداخته و همچنین الگوها را در هنرهای عملی تحلیل میکند. به طور کلی میتوان گفت هدف کتاب، پیگیری چگونگی پی بردن آدمیان به اندازهها و تصور کلی شکلهای هندسی ترکیبی و فرایند بکارگیری آنها در رشتههای گوناگون هنر اسلامی است.
(نجیباوغلو، گلرو؛ 1379) در کتابی تحت عنوان «هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)» ترجمه؛ مهرداد قیومی بیدهندی، که توسط انتشارات روزنه به چاپ رسیده است؛ ضمن اشاره به سنت طومارنگاری، به بحث درباره تزیینات هندسی، وجوه جغرافیایی، تاریخی و معنایی نقوش هندسی، کاربردهای هندسه عملی و رسالههای عملی و سنت طومارنگاری پرداخته و همچنین در رابطه با هندسه و نظریه زیباشناسی و غیره بحث میکند.
(اردلان، نادر و لاله بختیار؛ 1380) در کتابی تحت عنوان «حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)» که توسط حمید شاهرخ ترجمه و بوسیله نشر خاک در اصفهان به چاپ رسیده؛ در بخشهای مختلف کتاب درمورد ریاضیات، تناسبات، هندسه، الگوهای هندسی، نظم هندسی و غیره بحث میکند.
(توسلی، محمود؛ 1383) در کتابی تحت عنوان «هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی» که انتشارات پیام با همکاری پیوند نو آن را به چاپ رسانده است؛ سعی در پی بردن به ترکیب اشکال و احجام پایه دارد. در این کتاب ضمن اشاره به ریشه کلمه هندسه و برخی تعریف، به شناخت اجسام پایه پرداخته تا راه را برای پی بردن به احجام و اجسامی که ابوالوفای بوزجانی در کتاب هندسه خود بیان نموده هموار کند. همچنین در این کتاب از انتقال ارزشهای اشکال در هنر معماری ایران به یونان سخن رفته و اشارهای گذرا به تاریخ تئوری دارد و نشان میدهد هندسه همواره در آثار معماران و شهرسازان از دوران باستان تا کنون جریان داشته است.
(نیستانی، جواد؛ 1384) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)» که در نشریه پیک نور شماره(؟) به چاپ رسیده؛ ضمن معرفی و بررسی سابقه بکارگیری عوامل مؤثر و دخیل در ساخت یک بنا، به ویژه استفاده از ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی، به بررسی کلیه مطالعات نظری پیش از ساخت، امکان تجزیه و تحلیل و روشهای اجرا، محاسبات هندسی پیش از اجرا در سازه، فرایند تولید و تطبیق آن با طراحی طراح و غیره میپردازد.
(حجازی، مهرداد؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی» که در مجله تاریخ شماره(7) به چاپ رسیده؛ به تحلیل هندسی بناهای تاریخی و رابطه بین پدیدههای طبیعی و بناها پرداخته است و به این نتیجه میرسد که هندسه مقدس و تناسبهایی که در بسیاری از اشکال حیات در طبیعت یافت میشوند، به طرز استادانهای توسط معمار سنتی ایرانی به کار گرفته شدهاند.
(بروک، اریک؛ 1387) در کتابی تحت عنوان «نقوش هندسی اسلامی» که توسط بهروز زبیحیان ترجمه و به وسیله انتشارات مازیار به چاپ رسیده است؛ ابتدا به گروهبندی نقوش هندسی پرداخته، سپس اصول رسم نقوش هندسی را در بناهای مختلف اسلامی بررسی کرده است. در این کتاب انواعی از طرحها و سبکهای هندسی گردآوری شدهاند و سعی گردیده تا نشان داده شود که گرچه این نقوش در نگاه نخست بسیار متفاوت و متمایز از یکدیگر به نظر میآیند، اما در عین حال شباهتهای زیادی نیز بین آنها وجود دارد.
(سرتیپیپور، محسن؛ 1387) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت» که در مجله صفه شماره(46) به چاپ رسیده؛ با مرور و معرفی آثار بورکهارت، ماحصل شناخت و اندیشه وی را از هنر و معماری اسلامی ارائه میکند و در بخشی از پروژه - ریسرچبه دیدگاههای وی در مورد هنر و معماری اسلامی و نیز شاخصهای اصلی آن یعنی سنت و رمز میپردازد، که از جمله مباحث آن نور و هندسه می باشد.
(بلخاریقهی، حسن؛ 1388) در کتابی تحت عنوان «مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی» که توسط انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر به چاپ رسیده؛ به بحث در مورد وحدت وجود و وحدت شهود و کیمیای خیال پرداخته است و در فصل نهم این کتاب در مورد قدر (هندسه مقدس در معماری قدسی) و هندسه مقدس در معنا و معماری بحث میکند. در آخر به بحث در مورد منابع و بنیانهای هندسه مقدس میپردازد.
(مهدیزاده سراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ؛ 1390) در پروژه - ریسرچای تحت عنوان «بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران» که در نشریه مرمت بافتهای تاریخی، فرهنگی شماره(اول) به چاپ رسیده؛ به چگونگی بکارگیری مثلث هنجار با استفاده از ابزار ساده و در دسترس معماران و همچنین به چگونگی اجرای تناسبات و تقسیمبندیها در معماری سنتی بدون داشتن ابزار امروزی میپردازد. در این پروژه - ریسرچهمچنین با بررسی جایگاه هندسه در نزد معماران، ثابت میکند که معماران گذشته با آشنایی به دانش هندسه و نیز توانمندی در عملی کردن روابط هندسی، در پی همخوان کردن روشهای هندسه نظری با ابزار خود بودهاند.
(بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی؛ 1390) در کتابی تحت عنوان «کاربرد هندسه و تناسبات در معماری» که بوسیله انتشارات هله/طحان به چاپ رسیده؛ ضمن اشاره به پیشینه تاریخی بهرهگیری از هندسه و تناسبات در معماری، به بحث در مورد هندسه و تناسبات و کاربردهای آن در معماری و به ویژه معماری ایرانی پرداخته است.
1-2-2) سوابق موضوع تحقیق در بخش طراحیجدول(1-1): برخی سوابق طراحی معماری که امکان ارتباط محتوایی – مضمونی با پروژه را دارد.سال معمار شهر/کشور پروژه تصاویر و مدارک پروژه توضیحات و ویژگیها
2010 گروه معماریEDGE Nbbj, Studio پنسیلوانیا/آمریکا مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro 349256159500 1. فضاهای آزمایشگاهی به گونهای طراحی شده که امکان فعالیتهای گروهی برای پژوهشگرانی که از سراسر دنیا به آن مراجعه میکنند فراهم باشد.
2. آزمایشگاه دارای حداکثر انعطاف پذیری جهت تغییرات آتی.
3. فضاهای مختلف مرکز در عین استقلال، ارتباط مناسب با یکدیگر دارند.
2009 مارسل برویر لاگاود/فرانسه مرکز تحقیقات آی.بی.ام 736605651500 1. سیستمی از واحدهای بتنی که هم وزن سقف را تحمل و هم در مقابل تابش تند آفتاب مقاومت میکند.
2. واحدهای بتنی بزرگ هستند و فضا برای نصب سیستم تهویه و غیره را فراهم میکنند.
3. ستونهای چنگالی بتنی مطابق با سطح ناهموار و صخرهای زمین.
2008 Erginoglu & Calisqar استانبول/ترکیه مرکز تحقیقات استانبول 2355859334500 1. ساختمان به عنوان نمایشگاهی از تکنولوژی.
2. رعایت اصول معماری پایار.
2006 دفتر معماری T&Z استرالیا مرکز تحقیقات تکنولوژی استرالیا 730254635500 1. طراحی نمادین از محیط پیرامون و سمبلهای فرهنگی منطقه.
2. رعایت اصول معماری پایدار.
2004 رافائل وینولی نیویورک/آمریکا مرکز بینالمللی مطالعات اقلیمی 5143541402000 1. قرارگیری بر روی تپه سنگی دید زیبا به رودخانه هادسون.
2. تبعیت سازه کم ارتفاع یک طبقه آن از مرزهای طبیعی سایت.
3. فرم ساختمان از یک سری خرپاهای چوبی نزدیک به هم تشکیل شده است.
4. فرم طبقات دارای هماهنگی نزدیکی با فرم طبیعی تبه میباشد.
5. ساختمان از دو بال تشکیل یافته که در امتداد تپهها گسترش یافته و در محل مرکز با تلاقی یکدیگر، لابی ورودی اصلی را بوجود آوردهاند.
1959-1965 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی 31757683500 1. تفکیک فضاها بر حسب درجهبندی کاربری آنها.
2. آزمایشگاهها به منظور عملیات پژوهشی به صورت گروهی در کنار هم قرار گرفتهاند.
3. تأسیسات فنی از قبیل آب و فاضلاب و برق و غیره از داخل سازه باربر عبور میکند.
4. اولویت دسترسی بر اساس عملکرد فضاها میباشد.
1957-1961 لویی کان فیلادلفیا/آمریکا آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز 1587512192000 1. تمایز و جدایی کامل میان فضاهای اصلی با فضاهای خدماتی.
2. راهحلهای ورود نور طبیعی به داخل ساختمان.
3. ترکیب کلی فضای معماری با اسکلت باربر و تأسیسات ساختمان.
4. رابطه بین فرم بنا و مصالح با سیستم ساختمانی
5. اندیشه برای توسعه احتمالی آینده.
مأخذ: براساس تحقیقات پژوهشی نگارنده.
1-3) فرضیهها1- اصول اخلاق حرفهای چه قابلیتهایی میتواند در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود رعایت اصول اخلاق حرفهای در علوم مختلف داشته باشد؟
2- قابلیتهای اخلاق و اخلاق اسلامی در طراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای و بهبود و افزایش رعایت اخلاق در علوم مختلف چیست؟
3- با توجه به هندسه هنر و معماری اسلامی چگونه میتوان فضای معماری بوجود آورد؟
1-4) اهداف تحقیق1-4-1) هدف کلیطراحی معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای در شهر تبریز با رویکردی به هندسه هنر و معماری اسلامی ایران.
1-4-2) اهداف جزئیهدف علمی: تدوین طرح معماری برای پژوهشکده اخلاق حرفهای با توجه به اصول هندسه اسلامی و اخلاق حرفهای.
هدف کاربردی: بهرهگیری از هندسه اسلامی در طراحی پژوهشکده اخلاق حرفهای.
ضرورت آموزشی: ضرورت آموزش اصول اخلاق حرفهای در تمامی علوم
ضرورت طرح معماری: با توجه به ضرورت اخلاق در جامعه اسلامی و علوم مختلف نیاز به طراحی در این مقطع و ارائه طرحی به منظور ایجاد فضای معماری با بهرهگیری از هندسه اسلامی که یکی از راههای زیبایی بنا و آن مؤلفهای از اخلاق است، ضروری مینماید.
1-5) متغیرهای تحقیقمتغیر های کمی: ابعاد و تناسبات هندسی در هنر و معماری اسلامی ایران، معیارهای کمی اخلاق اسلامی از نظر تعداد عددی.
متغیرهای کیفی: کیفیت هنر معماری اسلامی ایران، معیارهای کیفی اخلاق، اخلاق حرفهای.
متغیرهای مستقل: طراحی معماری، طرح معماری پژوهشکده اخلاق حرفهای، مطالعات اخلاق اسلامی.
متغیرهای وابسته: هندسه هنر و معماری اسلامی ایران، اقلیم شهر تبریز.
متغیرهای مداخلهگر: تناسبات طلایی، نظام پیمون.
1-6) جامعه آماریجامعه آماری تمامی پژوهشکدهها و مراکز تحقیقاتی میباشد. البته نمونهای عینا مشابه با موضوع وجود ندارد.
1-7) نمونه آمارینمونه مشابه پروژه در شهر تبریز وجود ندارد ولی میتوان برخی سوابق طراحی معماری که ارتباط محتوایی مضمونی با پروژه را دارد، نام برد. بنابرین نمونه آماری تعداد 10 پژوهشکده و مرکز تحقیقاتی در نقاط مختلف جهان انتخاب شده است. از جمله:
- مرکز پژوهشهای پایداری Masgaro در پنسیلوانیای آمریکا که توسط گروه معماریEDGE Nbbj, Studio در سال 2010 ساخته شده است.
- مؤسسه علمی سالک برای پژوهشهای زیستشناسی در فیلادلفیا آمریکا که توسط لویی کان در سالهای 1959-1965 ساخته شده است.
- آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد دز در فیلادلفیا آمریکا که در بین سالهای 1957- 1961 توسط لویی کان ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات آی.بی.ام در لاگاود فرانسه که در سال 2009 توسط مارسل برویر ساخته شده است.
- مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در تهران
- ...
1-8) ابزارهای اندازهگیریمطالعات پایانامه به صورت کیفی میباشد و دارای ابزار اندازهگیری نمیباشد.
1-9) بهرهوران1- شهرداری تبریز
2- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
3- سازمان ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی
4- مراکز آموزشی - پژوهشی
5- دانشگاه آزاد اسلامی
6- سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی
7- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
8- پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
9- پژوهشکده علم، فلسفه و اخلاق مهندسی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
10- دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
11- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی
12- پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
13- مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
14- دانشگاه قم
15- دانشگاه شهید مطهری تهران
16- پژوهشکده هنر، معماری و فرهنگ
17- مرکز ملی مطالعات جهانی شدن
18- دانشگاه تهران
19- آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
20- آموزش و پرورش شهرستان سراب
21- دانشگاه فنی و حرفهای سراب
1-10) روش کار1-10-1) نوع روش تحقیقبا توجه به اینکه پژوهش حاضر از فصول مختلفی تشکیل شده است لذا روش تحقیق نسبت به فصول با روند مطالعاتی- تحلیلی به تجزیه و تحلیل و تلفیق اطلاعات پرداخته است و در نهایت جمعبندی حاصله را در طرحی استفاده نموده است.
برای بخش مبانی نظری از شیوههای تحلیلی-توصیفی و برای بخش طراحی معماری از شیوه مطالعات میدانی و پیمایشی استفاده شده است.
1-10-2) روش گرد آوری اطلاعاتکتابخانهای- میدانی
در بخش کتابخانهای با مراجعه به کتابها، نشریات، پایانامهها و دیگر ابزارهای مرتبط به موضوع به گردآوری اطلاعات پرداخته شده است.
جمعآوری اطلاعات میدانی نیز با مراجعه به محل و تکمیل اطلاعات پایه صورت گرفته است.
1-10-3) ابزار گردآوری اطلاعات- کتابها و نشریات، پایانامههای مرتبط با موضوع، اینترنت
- حضور در محل، مصاحبه و مشاهدات عینی و عکاسی و ...
1-10-4) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات- انتخاب سایت مورد نظر و بررسی دسترسیهای منطقه در ارتباط با طرح
- گرداوری دادههای لازم در مورد سایت و بررسی نیازها و مشکلات آن
- مطالعات اقلیمی سایت
- تجزیه و تحلیل ویژگیهای کالبدی سایت جهت طراحی
- استخراج برنامه فیزیکی طرح با توجه به نیازهای خاص منطقه
- بررسی و مطالعه کامل نمونههای موردی و گردآوری شده
- تدوین آلترناتیوهای طراحی با توجه به نمونهها و اهداف طرح با ساخت ماکتهای اتود و ترسیمات مختلف طراحی
- تدوین طرح نهایی و ترسیم احجام و نقشههای مربوطه طرح
- در نهایت ارائه طرح نهایی با استفاده از نرم افزارهای Auto Cad، 3d Max، V-ray، Photoshop Word,.
8178808375015شکل(10-16): پوستر«یک»
شکل(10-16): پوستر«یک»
s
8464558403590شکل(10-17): پوستر«دو»
شکل(10-17): پوستر«دو»

6845308384540شکل(10-18): پوستر«سه»
شکل(10-18): پوستر«سه»

فهرست منابعمنابع فارسی
آراسته، حمیدرضا، عبدالرحیم نوهابراهیم و علیرضا مطلبیفرد، 1388و1389، بررسی وضعیت اخلاق آموزشی اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی شهر تهران، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 203-219.
آزاد، اسدلله، 1381، دایره المعارف کتابداری و اطلاعرسانی، جلد1، ویراستار دکتر عباس حری، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
آهنگرسرویس، فائقه، 1390، طراحی مرکز تحقیقات تکنولوژی معماری با رویکرد انطباقپذیری با شرایط محیطی و عملکردی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
آیتاللهی، حبیبالله، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ نگارگری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص25-34.
ایزوتسو، توشیهیکو، 1360، ساختمان معنایی مفاهیم اخلاقی-دینی در قرآن، ترجمه: فریدون بدرهای، انتشارات قلم.
ابراهیمیدینانی، غلامحسین، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت اشراق به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص82-93.
ابوالقاسمی، لطیف، 1374، معماری ایران در سخن چهار نسل از معماران صاحبنظر، مجله آبادی، شماره19: 4-46
اتینگهاوزن، ریچارد و الگ گربار، 1378، هنر و معماری اسلامی، ترجمه: یعقوب آژند، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت.
احمدی، خدابخش و همکاران، 1389، بررسی میزان شناخت مشاوران و روانشناسان از اصول اخلاق حرفهای، نشریه تازهها و پژوهشهای مشاوره، جلد9، شماره34: 49-67.
اردلان، نادر و لاله بختیار، 1380، حس وحدت(سنت عرفانی در معماری ایرانی)، ترجمه: حمید شاهرخ، اصفهان: نشر خاک.
اعوانی، غلامرضا، 1375، حکمت و هنر معنوی(مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات گروس.
اقبال، عباس، 1378، تاریخ مغول، تهران: امیرکبیر.
اکبری، فاطمه و همکاران، 1389، معرفت روحانی و رمزهای هندسی، نشریه علمی پژوهشی پژوهشنامه زبان و ادب فارسی(گوهر گویا)، سال چهارم، شماره1، پیاپی13: 1-22.
اکرمی، غلامرضا، 1382، تعریف معماری گام اول آموزش(چالشها و تناقضات)، نشریه هنرهای زیبا، شماره16: 33-48.
البوزجانی، ابوالوفا محمدبنمحمد، 1376، هندسه ایرانی(کاربرد هندسه در عمل)، ترجمه: علیرضا جذبی، تهران: انتشارات سروش.
الاسعد، محمد، 1376، کاربردهای هندسه در معماری مساجد، ترجمه: سعید سعیدپور، فصلنامه هنر، شماره33: 34-53.
السعید، عصام و عایشه پارمان، 1377، نقشهای هندسی در هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.
امامیجمعه، سیدمهدی، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد حکمت متعالیه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص95-128.
امیرکبیری، علیرضا و سهیلا داروئیان، 1390، برداشتهای اخلاق حرفهای مدیران در کسب و کارهای کوچک و متوسط، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال ششم، شماره1: 84-94.
انصاریان، حسین، 1382، زیباییهای اخلاقی، قم: انتشارات دارالعرفان.
انوری، حسن، 1381، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ اول، جلد اول، تهران: انتشارات سخن.
انوری، حسن، 1382، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ دوم، جلد هشتم، تهران: انتشارات سخن.
بانیمسعود، امیر، 1388، معماری معاصر ایران در تکاپوی بین سنت و مدرنیته، چاپ اول، تهران: نشر هنر معماری قرن.
بحرینی، نسرین، 1389، پروژه - ریسرچ«مبانی اخلاقی آزمونسازی در نظام آموزشی ایران»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص73-97.
بروک، اریک، 1387، نقوش هندسی اسلامی، ترجمه: بهروز زبیحیان، تهران: انتشارات مازیار.
بزرگمهری، زهره، 1371، هندسه در معماری، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
بلخاریقهی، حسن، 1390، هویت معنایی و معنوی معماری، نشریه اطلاعات (حکمت و معرفت)، شماره69: 13-20.
بلخاریقهی، حسن، 1388، مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی. چاپ اول. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر.
بلخاریقهی، حسن، 1384، جایگاه کیهانشناختی دایره و مربع در معماری مقدس (اسلامی)، نشریه هنرهای زیبا، شماره24: 5-14.
بلوم، جاناتان و دیگران، 1389، تجلی معنا در هنر اسلامی، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
بمانیان، محمدرضا، هانیه اخوت و پرهام بقایی، 1390، کاربرد هندسه و تناسبات در معماری، چاپ اول، تهران: انتشارات هله/طحان.
بمانیان، محمدرضا و سیدهفاطمه عظیمی، 1389، انعکاس معانی منبعث از جهان بینی اسلامی در طراحی معماری، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره2: 39-48.
بورکهارت، تیتوس، 1370، پروژه - ریسرچ«ارزشهای جاودان در هنر اسلامی»، در کتاب «جاودانگی و هنر» ترجمه: سیدمحمد آوینی، تهران: انتشارات برگ. صص13-26.
بورکهارت، تیتوس، 1365، هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجبنیا، تهران: انتشارات سروش.
بهادرینژاد، مهدی، 1388، اخلاق مهندسی و مهندسی اخلاق، تهران: انتشارات یزدا.
بهشتی سیدمحمد و مهرداد قیومیبیدهندی، 1388، فرهنگنامه معماری ایران در مراجع فارسی(1). اصطلاحات و مفاهیم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری(متن).
بینگلی، کورکی، 1388، معماری و حریق، ترجمه: حسن محمدی، چاپ اول، تهران انتشارات یزدا.
بینگلی، کورکی، 1388، تهویه مطبوع برای معماران، ترجمه: رامین تابان، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
بیهقی، 1376، شورای پژوهشهای ملی کشور.
پاپادوپلو، ا، 1386، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، چاپ اول، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
پازوکی، شهرام، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد عرفانی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص53-60.
پاکباز، روئین، 1378، دایراهالمعارف هنر(نقاشی، پیکرهسازی، گرافیک)، چاپ اول، تهران: مؤسسه فرهنگ معاصر.
پوپ، آرتور، 1388، معماری ایران، ترجمه: غلامحسین صدریافشار، چاپ هشتم، تهران: نشر اختران.
پوریانسب، امیر، 1379، اصول اخلاق حرفهای، نشریه حسابدار، سال چهاردهم، شماره 137: 18-22 و 70-73
پیرداده، احسانالله، 1384، آیین رفتار حرفهای، نشریه کانون(ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران)، سال چهل و هشتم، شماره59: 70-77.
پیرنیا، محمدکریم، 1384، سبکشناسی معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
توسلی، محمود، 1383، هنر هندسه: پویایی اشکال، احجام کروی ابوالوفای بوزجانی، چاپ اول، تهران: انتشارات پیام.
تهرانی، علی، بیتا، اخلاق اسلامی، مشهد: کانون نشر کتاب، جلد اول.
چمران، مهدی، 13؟، اخلاق حرفهای و هنر قدسی: باورها و مفاهیم ریشهدار در معماری اسلامی ایران، نشریه همشهری معماری، شماره11.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1391، پروژه - ریسرچ«مروری بر تاریخ معماری ایرانی-اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص35-52.
حاجیقاسمی، کامبیز، 1375، هندسه پنهان در نمای مسجد شیخ لطفالله، نشریه صفه، سال ششم، شماره21و22: 29-33.
حائری شیرازی، محمدصادق ابن عبدالحسین، 1361، درسهایی از اخلاق، تهران: انتشارات دفتر تحکیم وحدت.
حبیبی، حسن، 1381، تأملاتی درباره مطالعات مربوط به هنر اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش هنر اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس-فرهنگستان هنر، به اهتمام: دکتر محمد خزایی، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، ص9-36.
حجازی، مهرداد، 1387، هندسه مقدس در طبیعت و معماری ایرانی، مجله تاریخ علم، شماره7: 15-36.
حجت، عیسی، 1391، سنت و بدعت در آموزش معماری، چاپ اول، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران.
حسینی شیرازی، سیدمحمد، بیتا، اخلاق اسلامی، ترجمه: علی کاظمی، قم: انتشارات یاس زهرا(ع).
حقپناه، رضا، 1381، اخلاق حرفهای در مدیریت علوی، در گفتگو با دکتر احد فرامرزقراملکی، نشریه اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره3و4: 63-78.
حناییکاشانی، محمدسعید، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص337-360.
خاکپور، مژگان و محمد خزایی، 1389، وحدت و کثرت در هنر اسلامی با نگاهی به آثار بورکهارت، نشریه کتاب ماههنر، شماره 145: 16-27.
خاکزند، مهدی و امیراحمد احمدی، 1386، نگاهی اجمالی به رویکرد میان طبیعت و معماری، نشریه باغ نظر، سال چهارم، شماره8: 35-47.
خزایی، محمد، 1379، ارتباط بین هنر و دین در دوره اسلامی ایران، نشریه فرهنگ یزد، سال سوم، شماره8و9: 6-11.
خمینی، روح الله، 1378، اخلاق و تهذیب روحانیت از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)، قم: انتشارات تسنیم.
دادور، ابوالقاسم و نصرتالملوک مصباحاردکانی، 1385، بررسی نقوش و شیوه تزیین توپی گچی ته آجری در بناهای دوره سلجوقی و ایلخانی، نشریه هنرهای زیبا، شماره26: 85-92.
درخشانی، لعبت، 1389، پروژه - ریسرچ«مسئولیت اخلاقی در کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احد فرامرزقراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص607-؟.
دستغیب شیرازی، سید عبدالحسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب.
دفتر نظارت و ارزشیابی سازمان، 1377، فعالیت علمی و اجرایی پژوهشکده تبریز، تبریز: سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران.
دفت، ریچارد ال، 1374، تئوری سازمان و طراحی ساختار، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، تهران: مطالعات پژوهشهای بازرگانی.


دهخدا، علی اکبر، 1328، لغت نامه دهخدا، جلد5، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دهخدا، علیاکبر، 1377، لغتنامه دهخدا، جلد15، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
دیبا، داراب، 1378، الهام و برداشت از مفاهیم بنیادی در معماری ایران، فصلنامه معماری و فرهنگ، شماره1: 97-106.
دیبا، کامران، 1382، فرهنگ و اخلاق در معماری، مجله معمار، شماره21: 12-14.
راودراد، اعظم، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد جامعهشناسانه به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص293-335.
ربیعی، هادی، 1391، جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درسگفتارها)، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن».
رشیدپور، مجید، 1385، مبانی اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.
رهنورد، زهرا، 1390، حکمت هنر اسلامی، چاپ هفتم، تهران: انتشارات سمت.
ریسمانباف، امیر، 1388، مقدمهای بر اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی(با تأکید بر دو مؤلفهی نظریه و آموزش)، نشریه پیام کتابخانه، شماره57: 49-76.
زمرشیدی، حسین، 1373، طاق و قوس در معماری ایران، چاپ دوم، تهران: سازمان انتشارات کیهان.
زینالدین، محمدامین، 1367، اخلاق در مکتب امام جعفر صادق(ع)، ترجمه: عقیقی بخشایشی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
سادات، محمدعلی، 1367، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
ساکی، رضا، 1390، اخلاق در پژوهشهای آموزشی و مؤلفههای آن، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره 2.
سرتیپیپور، محسن، 1387، بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت، مجله صفه، شماره46: 91-100.
سرمدی، محمدرضا و عذرا شالباف، 1386، اخلاق حرفهای در مدیریت کیفیت فراگیر، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال دوم، شماره3و4: 99-110.
سعیدی رضوانی، نوید، 1380 ، قلب شهر، شناخت و دخالت، مجله شهرداریها، شماره 34: 77-81
سعیدیان، عبدالحسین، 1388، دائرهالمعارف بزرگ نو، چاپ سوم، جلد دهم، انتشارات آرام-علم و زندگی.
سعیدیان، عبدالحسین، 1387، دائرهالمعارف نو، تهران: انتشارات علم و زندگی.
سلطاندوست، محمدرضا، 1387، طبقهبندی تجهیزات و سیستمها، چاپ دوم، تهران: انتشارات یزدا.
سلطانزاده، حسین، 1376، تبریز خشتی استوار در معماری ایران، چاپ اول، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
شاطریان، رضا، 1389، طراحی و معماری فضاهای آموزشی، تهران: سیمای دانش.
شرکت مشاور عرصه، 1372، طرح جامع شهر تبریز.
شریفی، احمدحسین، 1390، چیستی اخلاق کاربردی، نشریه معرفت اخلاقی، سال دوم، شماره3: 83-96.
شعاری نژاد، علی اکبر، بیتا، فرهنگ علوم رفتاری، ذیل"اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
شیرمحمدی، مهدی و عزتالله اصغریزاده، 1389، آسیبشناسی اخلاق حرفهای در شرکتهای مشاور(معماری سازمانی)، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره1و2: 74-83.
صدری افشار، غلامحسین، بیتا، فرهنگ فارسی امروزی، ذیل "اخلاق حرفه ای"، بیجا، بینا.
صدریافشار، غلامحسین، نسرین حکمی و نسترن حکمی، 1373، فرهنگ فارسی امروز، چاپ اول، ویرایش دوم، تهران: مؤسسه نشر کلمه.
طاهباز، منصوره و شهربانو جلیلیان، 1387، اصول طراحی معماری همساز با اقلیم در ایران با رویکرد به معماری مسجد، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
طباطبائی، سید محمد حسین، 1356، آموزش دین(اخلاق-احکام)، قم: جهان آرا.
عابدی سروستانی، احمد، منصور شاهولی و مصطفی محقق داماد، 1386، ماهیت و دیدگاههای اخلاق زیست محیطی با تأکید بر دیدگاه اسلامی، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، شماره3و4: 59-72.
عزیزی، نعمتاله، 1388 و 1389، اخلاق حرفهای در آموزش عالی: تأملی بر راهبردهای بهبود استانداردهای اخلاقی در آموزشهای دانشگاهی، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 173-201.
عفتی آغمیونی، مریم، 1390، اخلاق اسلامی، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری دانشپذیر.
علیآبادی، محمد، 1386، هندسهی جاویدان(یا هندسهی آسمانی) در معماری اسلامی، نشریه بینالمللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره15، جلد18: 63-73.
عمرانی، بهروز و حسین اسمعیلیسنگری، 1385، بافت تاریخی شهر تبریز، چاپ اول، تهران: انتشارات سمیرا.
غلامی، علیرضا، 1388، اخلاق سازمانی: مشکلات، موانع و راهکارها، دو ماهنامه توسعه انسانی پلیس، سال ششم، شماره 25: 65-85.
فاضلی، قادر، 1370، مبانی اخلاق اسلامی، قم: بینا.
فراستخواه، مقصود، 1385، اخلاق علمی رمز ارتقای آموزش عالی؛ جایگاه و ساز و کارهای «اخلاقیات حرفهای علمی» در تضمین کیفیت آموزشی عالی ایران، فصلنامهی اخلاق در علوم و فناوری، شماره1: 13-28.
فرامرزقراملکی، احد، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: سمت.
فرامرزقراملکی، احد و لعبت درخشانی و سعید رضایی شریفآبادی، 1390، اخلاق حرفهای در کتابداری و اطلاعرسانی، تهران: انتشارات سمت.
فرامرزقراملکی، احد، 1389، اخلاق کاربردی در ایران و اسلام، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد و محمدجواد فلاح، 1389، پروژه - ریسرچ«نقش راهبردی رسالهالحقوق در اخلاق کاربردی»، در کتاب «اخلاق کاربردی در ایران و اسلام»، به اهتمام: احدفرامرز قراملکی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، صص149-174.
فرامرزقراملکی، احد و همکاران، 1388، اخلاق حرفهای در تمدن ایران و اسلام، چاپ دوم، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، اخلاق حرفهای، چاپ سوم، تهران: نشر مجنون.
فرامرزقراملکی، احد، 1385، سازمانهای اخلاقی در کسب و کار، قم: مجنون.
فرشتهنژاد، مرتضی، 1389، فرهنگ معماری و مرمت معماری[1]، چاپ اول، اصفهان: انتشارات ارکان دانش.
فروزنده، آیسان، 1389، مرکز تحقیقات تکنولوژی، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: مازیار آصفی، فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
فلامکی، محمدمنصور، 1381، ریشهها و گرایشهای نظری معماری، چاپ نخست، تهران: نشر فضا
فلچر، بینستر، 1388، معماری اسلامی، ترجمه: سمانه قرائی، چاپ اول، تهران: نشر مقدس.
فیض، مهدی و مهدی بهادرینژاد، 1388و1389، جایگاه اخلاق مهندسی در شایستگیهای حرفهای مهندسان، نشریه راهبرد فرهنگ، شماره8و9: 115-147.
قیومیبیدهندی، مهرداد، 1390، گفتارهایی در مبانی و تاریخ معماری و هنر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
قلیچخانی، بهنام، 1384، پروژه - ریسرچ«جایگاه تعلیم اخلاق حرفهای در فرایند آموزش معماری»، مجموعه مقالات دومین همایش آموزش معماری، دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به کوشش: سید امیرسعید محمودی، چاپ اول، تهران: نشر نگاه امروز، صص: 165-170.
کاظمپور، زهرا، حسن اشرفیریزی و بهجت طاهری، 1390، میزان توجه کتابداران کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان به اخلاق حرفهای بر اساس اصول اخلاقی کتابداران دانشگاهی ایران، نشریه مدیریت اطلاعات سلامت، دورهی هشت، شماره6: 795-806.
کامیار، مریم، حبیبالله آیتاللهی و محمود طاووسی، 1387، الگوهای هندسی در فرش صفوی، نشریه گلجام(فصلنامه علمی پژوهشی انجمن علمی فرش ایران)، شماره11: 11-24.
کربن، هانری، 1383، آیین جوانمردی، ترجمه: احسان نراقی، تهران: انتشارات سخن.
کرلینجر، فرد ان، 1374، مبانی پژوهش در علوم رفتاری (جلد1و2)، ترجمه: حسن پاشا شریفی و جعفر نجفیزند، تهران: انتشارات آوای نور.
کسمایی، مرتضی، 1384، اقلیم و معماری، تهران: نشر خاک.
کشاورزی، مرجان و مهرداد احمدیشیخانی، 1389، HandBook هندسه نقوش، چاپ دوم، ویرایش دوم، تهران: نشر فرهنگ صبا.
کوثری، مسعود، 1390، هنر شیعی در ایران، مجله جامعهشناسی هنر و ادبیات، سال سوم، شماره1: 7-36.
کیانی، محمدیوسف، 1376، تزیینات وابسته به معماری دوران اسلامی، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.
کیانی، محمدیوسف، 1374، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، تهران: انتشارات سمت.
گرابار، الگ و همکاران، 1389، معماری اسلامی، ویراستار: مهدی شادخواست، ترجمه: اکرم قیطاسی، چاپ اول، تهران: انتشارات سوره مهر.
گرشاسبیموخر، علی، 1390، طراحی مرکز پژوهشهای تکنولوژیک در معماری، پایانامه کارشناسی ارشد معماری، استاد راهنما: محسن وفامهر، استاد مشاور: فرزین حقپرست، تبریز، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
گروبه، ارنست، 1380، معماری اسلامی چیست؟، به نقل در کتاب: معماری جهان اسلام(تاریخ و مفهوم اجتماعی آن)، ویراستار: جرج میشل، ترجمه: یعقوب آژند، تهران: انتشارات مولی، صص10-14.
گلکار، آبتین و الناز رحیمی، 1389، طراحی کتابخانه: اصول مبانی معماری و طراحی داخلی کتابخانهها از کلاسیک تا مدرن، تهران: نشر هنر معماری قرن.
لاوتن، آلن، 1381، مدیریت اخلاقی در خدمات دولتی، ترجمه: محمدرضا ربیعی و حسن گیوریان، چاپ اول، انتشارات یکان.
لشکربلوکی، مجتبی، 1387، چارچوب تدوین ارزشها و اخلاق حرفهای پژوهشهای علمی و فناوری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال سوم، شماره1و2: 105-114.
مجلسی، محمدباقر. 1405ق، بحارالانوار، جلد67، تهران: انتشارات مطبعهالاسلامیه.
محمودیزرندی، مهناز و ندا پاکاری و حسن بهرامی، 1391، ارزیابی چگونگی تأثیرگذاری بام سبز در کاهش دمای محیط، فصلنامه باغ نظر، سال نهم، شماره20: 73-82.
مرادیپردنجابی، حجتالله، 1388، محاسبات تأسیسات ساختمان، چاپ یازدهم، تهران: انتشارات روزبهان.
مرتضی، هشام، 1387، اصول سنتی ساخت و ساز در اسلام، ترجمه: ابوالفضل مشکینی و کیومرث حبیبی، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
مسائلی، صدیقه، 1388، نقشه پنهان به مثابه دست آورد باورهای دینی در مسکن سنتی کویری ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره 37: 27-38.
مشایخیپور، محمدعلی، 1390، اخلاق کار از دیدگاه امام علی(ع)، فصلنامه مدیریت اسلامی، شماره 1: 37-65.
مشبکی، اصغر و علیرضا نادری، 1377، جایگاه تعامل دین با قانون و مقررات در رفتار سازمانی، فصلنامه علمی پژوهشی دانشور، سال ششم، شماره21: 11-18.
مشتاق، خلیل، 1387، هنر و معماری ایران در دوره باستان و دوره اسلامی، چاپ اول، تهران: انتشارات آزاداندیشان با همکاری کارآفرینان.
مشیری، مهشید، 1378، فرهنگ فارسی(الفبایی – قیاسی)، جلد2، تهران: نشر پیکان.
مصباح یزدی، آیت الله محمد تقی، 1384، اخلاق در قرآن (مشکات)، جلد 1،2و3، قم: مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)-800100846454900.
مطهری، مرتضی، 1387، آشنایی با علوم اسلامی، تهران: انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی، 1367، فلسفه اخلاق، تهران: انتشارات صدرا.
معماریان، غلامحسین، 1389، سیری در مبانی نظری معماری، چاپ چهارم، تهران: انتشارات سروش دانش.
معین، محمد، 1386، فرهنگ فارسی، جلد چهارم، چاپ بیست و چهارم، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.
معین،‌ محمد، 1375، فرهنگ فارسی، تهران: موئسسه انتشارات امیرکبیر.
مفیدی شرمانی، مجید و مونا آذربایجانی، 1380، مفهوم معماری پایدار، مجموعه مقالات سومین همایش بهینهسازی مصرف سوخت در ساختمان.
مکارم شیرازی، ناصر 1352، زندگی در پرتو اخلاق، قم: انتشارات نسل جوان.
مهدوینژاد، محمدجواد و نوشین ناگهانی، 1390، تجلی مفهوم حرکت در معماری معاصر ایران، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، شماره3: 21-34.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1383، حکمت معماری اسلامی: جستجو در ژرف ساحتهای معنوی معماری اسلامی ایران، نشریه هنرهای زیبا، شماره19: 57-66.
مهدوینژاد، محمدجواد، 1381، هنر اسلامی در چالش مفاهیم معاصر و افقهای جدید، نشریه هنرهای زیبا، شماره12: 23-32.
مهدیزادهسراج، فاطمه، فرهاد تهرانی و نیما ولیبیگ، 1390، بکارگیری مثلثهای هنجار در محاسبات ریاضی و پیادهسازی هندسه در ساخت و اجرای معماری سنتی ایران، نشریه مرمت آثار و بافتهای تاریخی، فرهنگی، شماره1: 15-26.
میرزاخانی، حسین، بیتا، اخلاق اسلامی، قم: انتشارات حوزه جهاد و اجتهاد.
نازیدیزجی، سجاد، محسن وفامهر و احمدرضا کشتکارقلاتی، 1389، اخلاق در معماری، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره3و4: 105-114.
نامورمطلق، بهمن، 1391، پروژه - ریسرچ«رویکرد بینامتنی و ترامتنی به هنر اسلامی»، در کتاب «جستارهایی در چیستی هنر اسلامی(مجموعه مقالات و درستگفتارها)»، چاپ چهارم، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری«متن»، ص231-267.
نجیباوغلو، گلرو، 1379، هندسه و تزیین در معماری اسلامی(طومار توپقاپی)، ترجمه: مهرداد قیومی بیدهندی، تهران: انتشارات روزنه.
ندیمی، هادی، 1380، بهاء حقیقت: مدخلی بر زیباییشناسی معماری اسلامی، نشریه صفه، سال یازدهم، شماره33: 47-57.
ندیمی، هادی، 1378، حقیقت نقش، نشریه زبان و ادبیات، نامه فرهنگستان علوم، شماره14و15: 19-34.
نقرهکار، عبدالحمید، 1389، مبانی نظری معماری، تهران: دانشگاه پیام نور.
نقرهکار، عبدالحمید، 1387، درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی، چاپ اول ، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی، دفتر معماری و طراحی شهری.
نصر، سید حسین، 1385، در جست و جوی امر قدسی(گفتگوی رامین جهانبگلو با سید حسین نصر)، ترجمه: سید مصطفی شهرآیینی، تهران: نشر نی.
نصر، سید حسین، 1385، اسلام، مذهب، تاریخ و تمدن، ترجمه: عباس گیلوری، تهران: انتشارات دبیزش-انتشارات روزبهان.
نصر، حسین، 1374، یگانگی عمل و نظر در سخن متفکران معاصر، مجله آبادی، شماره 19: 46-50
نوربرگشولتز، کریستیان، 1388، روح مکان، ترجمه: محمدرضا شیرازی، چاپ اول، تهران: انتشارات رخداد نو.
نویفرت، پیتر و ارنست، 1381، اطلاعات معماری(نویفرت)، ترجمه: حسین مظفری ترشیزی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات آزاده.
نیستانی، جواد، 1384، سابقه ترسیم نقشه، هندسه و حساب در معماری اسلامی(از سدههای نخست اسلامی تا اواسط قرن 9ق)، نشریه پیک نور، شماره ؟: 42-49.
وفایی، راحیل، 1388، بررسی شیوههای طراحی سیستمهای فتوولتائیک یکپارچه با ساختمان، مجله صفه، سال نوزدهم، شماره49: 69-80.
ویلسون، اوا، 1386، طرحهای اسلامی، ترجمه: محمدرضا ریاضی، چاپ پنجم، تهران: انتشارات سمت.
هاشمی، سیدرضا، 1379، اخلاق حرفهای، مجله معمار، شماره11: 2.
هیل، درک و الگ گرابار، 1375، معماری و تزیینات اسلامی، ترجمه: مهرداد وحدتی دانشمند، چاپ اول، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.
هیلنبرند، رابرت، 1377، معماری اسلامی: فرم، عملکرد و معنی، ترجمه: ایرج اعتصام، چاپ اول، تهران: انتشارات شرکت پردازش و برنامهریزی شهری(وابسته به شهرداری تهران).
منابع انگلیسی
- Braun, Hardo & Gromling, Dieter, 2005, Research And Thchnology Buildings, Publisher For Architecture, Basel, Switzerland.
- Carr D, 1999, Professional education and professional ethics. Journal of Applied Philosophy; 16(1): 33-46.
- Collier Jane, 2006, The Art of Moral Imagination: Ethics in the Practice of Architecture, Journal of Business Ethics, 66: 307–317.
- Jones, Dalu, 1996, The Elements of Decoration: Surface, Pattern and Light. In G. Michell, Architecture of The Islamic World (2nd ed., pp. 144-175), Thames An Hudson, London.
- Professional ethics, The Cambridge Dictionary of Phylosophy, (1999), Retrieved August 12, 2007
- Sandra WM. 1991, Public Service Ethics in Health Sciences Libraries. Library Trends; 40(2): 244-57.
سایتها
- http://vcr.um.ac.ir - access: 2012/10/5
-http://www.techpark.ir - access: 2012/10/5
- http://www.archdaily.com. - access: 2013/1/6
-http://www.designboom.com/architecture/erginoglu-and-calislar-architects telecommunications-company/. - access: 2013/1/6
- http://www.galinsky.com/buildings/cincinnatiengineering/. - access: 2013/1/6
- http://www.galinsky.com/buildings/salk/. - access: 2013/1/6
- http://www.greatbuildings.com/buildings/Richards_Medical_Center.html. - access: 2012/11/6
- http://www.etood.com. - access: 2013/1/6
- www.ccliran.com - access: 2012/7/5
- www.ghattan.com - access: 2012/7/5
- www.techpark.ir/?/content/20 - access: 2012/10/12
- www.techpark.ir/?/content/29 - access: 2012/10/12
abstractProfessional ethics is a branch of applied ethics and a set of rules that define moral deed for a certain career. In today's (human) society, ethics has went beyond its former position; First, because of the importance of ethical behavior in survival of civil society; Second, existence of numerous examples of immoral behavior. Though, the Professional Ethics in Iran has a track record in centuries ago and professional regulation of Calico printing/Chitsazan and blacksmiths are evidences of such a claim;unfortunately, there is no desirable condition in the development of professional ethics in Iran. Ethical issues of various professions and public interest in professional ethics has created a need for a such research.therefore, this project that consists of ten chapters, at--pts to create an Atmosphere/condition for research/ study and education on the ground of professional ethics; utilizing the geometry of Islamic art and architecture of Iran; which itself is filled with moral component. Research started with library studies and the outcome Followed by the development of field studies. Due to the different seasons/chapters of the study, research methodology analyzed and synthesized the information/data by the study – analysis process, and finally, the Auto Cad, 3d Max, V-ray and Photoshop Word softwares were used for designing the obtained Conclusion. For theoretical principle section, analytical - descriptive methods and for the architectural design section the field studies and survey methods were used.
It is hoped that this study/research will be a useful step for strengthening and considering professional ethics of all professions and in particular engineering and architectural professions.
Keywords: research Institute, research, ethics, professional ethics, geometry, Islamic art and architecture, architectural design.

Islamic Azad University
Tabriz Branch

—344

عنوان............................................................................................................................................... ....صفحه
چکیده
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات و پیشینه تحقیق
1-1 تعریف مساله.......... ...................................................................................................................................................................2
1-2ضرورت و اهمیت تحقیق......... ................................................................................................................................................2
1-3سوالات تحقیق............................................................................................................................................................................2
1-4 فرضیات تحقیق.........................................................................................................................................................................3
1-5 اهداف تحقیق.............................................................................................................................................................................3
1-6 روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و ابزار آن.................................................................................................3
1-7 پیشینه تحقیق............ ..............................................................................................................................................................4
1-8 چگونگی انجام پروژه عملی......................................................................................................................................................4
فصل دوم: معماری و تزیینات
2-1 معماری ایران در دوره اسلامی...............................................................................................................................................6
2-2 تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی...............................................................................................................................8
2-3 نقش مایه های تزیینات معماری..........................................................................................................................................12


2-3-1 نقش مایه انسانی........................................................................................................................................................ 12
2-3-2 نقش مایه حیوانی.........................................................................................................................................................13
2-3-3 نقش مایه های گیاهی.................................................................................................................................................13
2-3-4 نقش مایه های هندسی............................................................................................................................................ 14
2617470487045ک
00ک
2-3-5 نقش مایه خطی (خط نگاره)............................................ ....................................................................................15
2-4 تکنیک های تزیینات معماری..............................................................................................................................................19
2-4-1 آجر و سنگ.................................................................................................................................................................20
2-4-2 گچ.................................................................................................................................................................................21
2-4-3 کاشی و سرامیک....................................................................................................................................................... 24
2-4-4 نقاشی دیواری..............................................................................................................................................................24
فصل سوم: معرفی بنای مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله
3-1 تاریخچه تبریز.........................................................................................................................................................................26
3-2 شیوه معماری آذری...............................................................................................................................................................27
3-2-1 بناهای سبک آذری...................................................................................................................................................28
3-3 مختصری از دولت قره قویونلو.............................................................................................................................................29
3-4 نقش دولت قره قویونلو در تاریخ هنر ایران.......................................................................................................................31
3-5 معماری در دوره قره قویونلو.................................................................................................................................................32
3-6 مسجد کبود.............................................................................................................................................................................33
3-7 بررسی نقوش مسجد کبود تبریز........................................................................................................................................36
3-8 تاریخچه اصفهان....................................................................................................................................................................68
3-9 شیوه معماری اصفهانی.........................................................................................................................................................68
3-9-1 بناهای سبک اصفهانی.............................................................................................................................................68
3- 10 مختصری از دولت صفوی..............................................................................................................................................70
3-11 نقش دولت صفوی در تاریخ هنر....................................................................................................................................72
3-12معماری در دوره صفوی....................................................................................................................................................73
3-13 مسجد شیخ لطف الله.........................................................................................................................................................74
2331720502920ط
00ط
3-14 بررسی نقوش مسجد شیخ لطف الله اصفهان................................... ............................................................................77
فصل چهارم: مقایسه تطبیقی مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله
4-1 مقایسه تطبیقی نقوش مسجد کبود تبریز و شیخ لطف الله اصفهان.......................................................................106
4-2 مقایسه تطبیقی طراحی و مصالح...................................................................................................................................108
4-2-1 کاشی کاری..............................................................................................................................................................108
4-2-2 خط و خوشنویسی.................................................................................................................................................109
4-2-3 آجر............................................................................................................................................................................110
4-2-4 سنگ.........................................................................................................................................................................111
4-2-5 معماری و پلان.......................................................................................................................................................112
4-3 شباهت ها و تقاوت های نقوش.......................................................................................................................................113
4-3-1 اسلیمی دهن اژدری...............................................................................................................................................113
4-3-2 اسلیمی ماری...........................................................................................................................................................113
4-3-3 اسلیمی برگی...........................................................................................................................................................113
4-3-4 اسلیمی خرطومی....................................................................................................................................................114
4-3-5 چنگ یا پیچک.......................................................................................................................................................115
4-3-6 یایه اسلیمی و سراسلیمی.....................................................................................................................................116
4-3-7 برگ...........................................................................................................................................................................116
4-3-8 برگ مو....................................................................................................................................................................121
4-3-9 غنچه.........................................................................................................................................................................121
4-3-10 گل های گرد.........................................................................................................................................................126
4-3-11 گلبرگ.....................................................................................................................................................................126
4-3-12 گل های شاه عباسی.............................................................................................................................................130
4-3-13 گل های خاص مسجد کبود................................ 2484120568325ش
00ش
.............................................................................................134
4-3-14 ترنج...........................................................................................................................................................................134
4-3-15 قاب............................................................................................................................................................................135
4-3-16 حاشیه......................................................................................................................................................................135
4-3-17 گره چینی............................................................................................................................................................. 136
نتیجه گیری و پیشنهادات........................................................................................................................................................166
فصل پنجم: نشانه چیست؟
5-1 نشانه..................................................................................................................................................................................... 162
5-2 نماد و نشانه در طول تاریخ...............................................................................................................................................169
5-3 نشانه (لوگو) .........................................................................................................................................................................170
5-4 ویژگی‌های بصری نشانه.....................................................................................................................................................170
5- 5 نشان.....................................................................................................................................................................................171
5-5-1تطور نشانه از شمایل به سوی نماد......................................................................................................................171
5-6 نماد ها و احساسات............................................................................................................................................................171
5 – 7 استفاده از رنگ؛ در طراحی نشانه...............................................................................................................................171
5-8 انواع نشانه...........................................................................................................................................................................172
5-8-1 نشانه ی نمایه ای indexi que ......................................................................................................................172
5-8-2 نشانه شمایلی iconique ..................................................................................................................................172
5 -8-3 نشانه نمادین symbolique ..........................................................................................................................172
5-8-4 نشانه‌ تصریحی و تلویحی........................................................................................................................................172
5-9 اهمیت انتخاب قالب و نوع آن در طراحی آرم ..............................................................................................................173
5-9-1 انواع آرم.....................................................................................................................................................................173
5-9-2 آرم نوشتاری logo type ..................................................................................................................................173
5-9-3 آرم شمایلی logo iconique یا ico type .............................................................................................174
5-9-4 آرم تلفیقی logo mixte ...................................................................................................................................175
5-10 نشانه‌های ترسیمی ..........................................................................................................................................................175
-103505-44831000-255905-600710005-11 نمادها و ارتباطات بین‌الملل ...........................................................................................................................................175
5-11-1نشانه های تجاری..................................................................................................................................................176
فهرست منابع مطالعاتی.............................................................................................................................................................177
پروژه عملی....................................................................................................................................................................................184
چکیده لاتین.................................................................................................................................................................................190
فهرست تصاویر
5-277 آرم نوشتاری. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)..............................................................174
5-278 آرم شمایلی. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)...............................................................174
5-279 آرم شمایلی-نمادین. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)................................................174
4-1 پلان مسجد شیخ لطف الله اصفهان(منبع:سایت میراث فرهنگی www.Isfahan cht.ir )..............................111
4-2 پلان مسجد کبود تبریز(منبع:سایت میراث فرهنگی www.Isfahancht.ir)......................................................111
شکل3-1تا شکل4-263.......................................................................................................................................................... 136-36
تصویر3-29تا تصویر4-304.................................................................................................................................................. 136-36
طرحهای6- 1 تا 6– 16......................................................................................................................................................189-186
فهرست جداول
جدول شماره 1. اسلیمی دهن اژدری....... ........................... ......................................................................................................137
جدول شماره 2. اسلیمی ماری......................................................................................................................................................138
جدول شماره 3. اسلیمی برگی....................................................................................................... .............................................138
جدول شماره 4. اسلیمی خرطومی...............................................................................................................................................139
جدول شماره 5. چنگ یا پیچک...................................................................................................................................................142
جدول شماره 6. پایه اسلیمی.........................................................................................................................................................143
2312670455295ل
00ل
جدول شماره 7. برگ............................................................................... .......................................................................................147
-193040-439420جدول شماره 8. برگ مو................................................................................................................................................................149
جدول شماره 9. غنچه....................................................................................................................................................................151
جدول شماره 10. گل های گرد....................................................................................................................................................154
جدول شماره 11. گل های شاه عباسی.......................................................................................................................................159
جدول شماره 12. گل های مخصوص مسجد کبود تبریز........................................................................................................161
جدول شماره 13. ترنج..... .............................................................................................................................................................162
جدول شماره 14. قاب.............................................. ....................................................................................................................163
جدول شماره 15. حاشیه......... ................. ..................................................................................................................................165
جدول شماره 16. گره چینی.........................................................................................................................................................165
2617470677545ع
00ع

-214630-438852
فصل اول
کلیات و پیشینه تحقیق
-226695-4508502
2
1-1 تعریف مساله
تداوم در نقوش معماری ایرانی یک روند چند هزار ساله داشت که در هر دوره بر طبق مذهب و دین و نوع مصالح ساختمان دچار تحولاتی می شد. ولی در کل نمادهای کهن باستان و باستانی ایرانی تکرار می شد.
با ظهور مکتب تیموری و گسترش کاشی کاری در معماری این روند در دوره صفوی به نقطه اوج خود رسید. ولی دوره صفوی هم مثل سایر دوران ایران در زمینه هنر و معماری در ادامه دوران قبل از خود بود. که در این بین معماری دوره قره قویونلو (مکتب آذری) در زمینه تزیینات بیشترین تاثیر را در معماری صفوی گذاشت. در این بین شباهت های بسیاری در کاشی کاری های مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله می توان شاهد بود.
مسجد شیخ لطف الله به عنوان گنجینه ای از تزیینات معماری در زمینه های مختلف تزیینی خط، نقوش گیاهی و هندسی و همچنین قاب بندی که در نقوش صورت می گرفت تحت تاثیر مسجد کبود بوده است. با توجه به ریشه آذربایجانی خاندان صفوی می توان گفت همانطور که قدرت گیری خاندان صفوی از آذربایجان شروع و در اصفهان به اوج رسید. در زمینه معماری نیز مکتب آذری (مسجد کبود) را در اصفهان در قالب شیخ لطف الله به اوج رساندند.
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به تداوم نقوش در تزیینات معماری لزوم توجه به تزیینات معماری در دوره قره قویونلو به عنوان یک پل ارتباطی بین معماری تیموری و معماری صفوی مهم به نظر می رسد که همیشه نادیده گرفته می شود. عناصر و نقش مایه های تزیینی بدیع و غنی مسجدکبود و مسجد شیخ لطف الله عاملی گردیده که هریک از این بناها در زمان خویش به شاهکار هنری دوره تاریخی خود مبدل شوند. به همین جهت توجه و مطالعه ی بصری نقوش این دو مکان که براساس هندسه و تناسبات طراحی شده این امکان را می دهد. با بررسی و بهره گرفتن از نقوش آثاری را خلق نمود که دارای ویژگی های سنتی و مذهبی باشد. با پدید آوردن چنین آثاری می توان بیشترین ارتباط را با مردم برقرار کرد که در برگیرنده صنایع هنری و دوران اسلامی ایران باشد.
1-3 سوالات تحقیق
سوالاتی که این پژوهش در پی پاسخگویی آنها می باشد با یک نگاه کلی عبارتند از:
- تاثیر سنت های ایرانی در شکل گیری و همانندی نقوش مسجد کبود و شیخ لطف الله چیست؟
- آیا نقوش مسجد شیخ لطف الله تحت تاثیر مسجد کبود بوده است؟
- با وجود شباهت بسیار علت تفاوت های زیاد این دو بنا ناشی از چیست؟
-215265-4394203
3
1-4 فرضیات تحقیق
_ معماری و نقوش دوره صفویه تحت تاتیر دوره قره قویونلوها بوده و با توجه به این که دوره صفویه در برخی موارد نیز تحت تاثیر دوره ترکان بوده که از جمله شیعه شدن را می توان ذکر کرد.
_ نقوش مسجد شیخ لطف الله از نقوش مسجد کبود الهام گرفته و تاثیر خطوط و فرم ها را در این مسجد می توان دید. به ویژه اوج شباهت را در نقوش پایه صحن مسجد کبود و نقوش طاق نمای گنبد خانه مسجد شیخ لطف الله که با زمینه نخودی رنگ است می توان دید. نقوش طاق نمای گنبد خانه برگرفته از نقوش پایه صحن مسجد کبود است. ولی این دو بنا دارای تفاوت هایی نیز می باشند.
_ تفاوت های موجود در این دو بنا را می توان با این فرض بیان نمود یکی بعد زمانی نزدیک به150 سال که بین ساخت این دو مسجد می باشد. نیز توجه به این که دو بنا در دو ناحیه مختلف آب و هوایی ساخته شده اند. همچنین مکتب های هنری موجود در این شهرها بی تاثیر نبوده، نکته قابل توجه این است که هنر اصفهان ریشه در مکتب سلجوقی دارد و هنر تبریز به هنر ایلخانیان برمی گردد.
1-5 اهداف تحقیق
هدف اصلی که این پژوهش دنبال می کند عبارتند از:
_ بررسی و تطبیق نقوش دو بنای تاریخی مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان.
_شناخت قابلیت های گرافیکی نقوش و رسیدن به آرم هایی فرهنگی که از ریشه و فرهنگ ملی و دینی خود جامعه باشد.
_جمع آوری نقوش مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان واجرا برداری و آنالیز آنها.
هدف فرعی که این پژوهش نیز عبارتند از:
_ بررسی دو دوره تاریخی از نظر مکان و جغرافیا و پیشینه ی فرهنگی.
_شناخت اسلیمی و ختایی و آرایه های تریینی.
در مجموع هدف کلی بررسی بصری و جمع آوری نقش مایه های مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان می باشد. این تطبیق و تحلیل نقش مایه ها جهت بهره گیری از قابلیت های بصری نقوش در خلق آثار هنری می باشد.
1-6 روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و ابزار آن
با توجه به قدمت، اهمیت و تاریخی بودن مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان این پژوهش از نوع تاریخی توصیفی بوده و اطلاعات حاصل را از طریق کتابخانه ای و میدانی و با حضور در محل مورد نظر و مشاهده و تجربه شخصی جمع آوری گردیده است. اطلاعات تصویری و نقوش و نقش مایه های جامعه آماری با استفاده از تکنیک عکاسی با حضور در محل تهیه شده اند. تمامی تصاویر به غیر از آنهایی که منابعشان ذکر شده توسط نگارنده تهیه شده اند. در مرحله ی بعد عکس ها و نقوش نیز با استفاده از برنامه های گرافیکی آنالیز شده است.
-207010-16593224
4
1-7 پیشینه تحقیق
در هیچ رساله یا کتابی به طور مستقل یا غیر مستقیم این دو بنا که در دو دوره تاریخی متفاوت ساخته شده به این صورت مورد مقایسه قرار نگرفته است.
منابع بسیاری به معرفی این بناها و دوره ی تاریخی پرداخته اند اما این دو بنا را مقایسه نکرده اند. چندی از منابع مورد استفاده عبارتند:
ترابی طباطبایی، جمال، نقش ها و نگاره های مسجد کبود تبریز، نشریه موزه آذربایجان شرقی، شماره4، مهر1348.
کیانی، محمدیوسف، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، چاپ دوم، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)، تهران،1377.
اپهام پوپ، آرتور و آکرمن، فیلیس و شرودر، اریک، اقتباس و نگارش پرویز ناتل خانلری، شاهکارهای هنر ایران، چاپ سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1383.
سلطانزاده،حسین، تبریز خشتی استوار در معماری ایرانی، چاپ اول، چاپ صهبا، تبریز، 1376.
نجم آبادی، محمدحسین، مسجد شیخ لطف الله و ویژگیهای آن، چاپ دوم، نشر فرزان روز، تهران، 1381.
پیرنیا، محمد کریم، تدوین غلامحسین معماریان، سبک شناسی معماری، چاپ چهارم، انتشارات سروش دانش و معمار، تهران، 1384.
و . . .
1-8 چگونگی انجام پروژه عملی
در این پژوهش عکس هایی که از نقوش گرفته شده به وسیله نرم افزارهای گرافیکی به صورت خطی آنالیز شده و در راستای طراحی نشانه استفاده شده است. روند پروژه عملی را به صورت مختصر می توان این گونه بیان نمود: بعد از عکاسی از نقوش هر دو بنا به اجرا برداری و آنالیز نقوش پرداخته شده است. با تغییراتی که بر روی نقوش آنالیز شده صورت داده آنها را به آرم هایی تبدیل نموده که در جامعه امروزی مورد نیاز و کاربردی باشد. در کنار هر آرم عکس نقش و آنالیز خطی آورده شده که این روند را به صورت تصویری نشان می دهد.
-377825-3700930
فصل دوم
معماری و تزیینات

-198822-5429256
6
2-1 معماری ایران در دوره اسلامی
مورخان اسلامی چون بیهقی، ابن خلدون و خواجه رشیدالدین، مطالب بسیاری درباره معماری و معماران نوشته اند. برخی از آنها در رابطه با اطلاع معماران از علوم ریاضی و هندسه خبر می دهند و اینکه معماران در احداث بناها از هر چیز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزیدند. فارابی فیلسوف بزرگ ایران در رابطه با معماری می گوید، معماری مبتنی بر «علم الحیل» است و حیل، مهارت، هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. او همواره هندسه را مبنای کار معماران می دانسته و عنوان مهندس را که خطاب به بسیار ماهر و استاد می گفتند برگرفته از مفهوم هندسه دان و ناشی از علم او به هندسه می داند.[1] بناهای دینی و آیینی ایران باستان در طول تاریخ چند هزار ساله خود هم از جهت شکل، حجم، بدنه، نما و ابعاد اصلی و هم از لحاظ نقش و نگاره ها و ریزه کاری های تزیینی همواره تجسم آگاهانه اعتقادها، رمزها و نمادهایی بوده است که آدمیان در تلاش همیشگی خود برای تخسیر طبیعت می آفریده اند. در این خط اتصال نمادین میان زمین و آسمان از همه نشانه ها استفاده می شده است. تمامی هنرمندان به مفهوم راستین در خدمت جامعه بوده اند و پندار «هنر برای هنر» مفهومی نداشته است.[2] معماری ایران با توجه به نیازهای مردمان خود براساس شرایط جغرافیایی و اقلیمی ساکنان هر منطقه در گوشه ای از ایران دارای ساختاری متناسب با طبیعت و خلق و خوی مردم آن مکان است. طراحی و ساخت کلی آن نیز در طول تاریخ روندی آهسته و پیوسته را طی کرده و در هر دوره دارای مشخصه ها، ویژگی های مخصوص به خود بوده و دارای وجوه مشترکی از کل سرزمین ایران است. این روند تاریخی اوج های درخشانی را در هر یک از سبک های مشخص شده در دوره های مختلف تاریخی به یادگار گذاشته است. استاد محمد کریم پیرنیا سبک های معماری ایران را بر اساس شش شیوه قابل بررسی می دانند که در طول تاریخ کهن ایران به طرزی شگفت به دنبال هم به طور پیوسته پدیدار گشته اند. می توان این شش شیوه را بر پایه ی خواستگاهشان این چنین نامیده: پارسی و پارتی که در پیش از اسلام به وجود آمدند و سبک های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی که پس از اسلام به پیوسته روند تکامل خود طی کردند.[3] شیوه پارسی، نخستین شیوه ی معماری ایران است که روزگار هخامنشیان تا حمله اسکندر به ایران، یعنی از سده ی ششم پیش از میلاد تا سده ی چهارم پیش از میلاد را در بر می گیرد و نام آن برگرفته از قوم پارس است. شیوه پارتی نیز، پس از حمله اسکندر به ایران پدیدار شده و در دوره اشکانی، ساسانی، صدر اسلام و در برخی جاها حتی بعد از اسلام تا سده ی سوم و چهارم هـ. ق دنبال شده است. نام این شیوه نیز از قوم پارت که یکی از شاخه های نژاد آریایی– ایرانی است گرفته شده است.[3] شیوه خراسانی اولین شیوه معماری است که بعد از اسلام به وجود آمد. این شیوه از سده ی نخست تا سده ی چهارم هـ. ق ادامه یافت. سرزمین خراسان که زادگاه نخستین نمونه های هنر و معماری اسلامی بوده شاهد بیشترین دگرگونی های فرهنگی مربوط به این دوره است، دلیل نامگذاری این سبک با عنوان خراسانی نیز همین مسئله می باشد.[3] شیوه رازی چهارمین شیوه معماری ایران است که همه ویژگی های خوب شیوه های پیشین را به بهترین گونه دارا می باشد. در این شیوه نغزکاری شیوه پارسی، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شود. آغاز کار این شیوه هر چند از شمال ایران بوده، اما در شهر ری پا گرفته و بهترین ساختمان ها در آن شهر ساخته شده اند. متاسفانه در پی غارت شهر به دست محمود غزنوی این یادگارها از میان رفته اند. این شیوه از زمان آل زیار شروع و در زمان های آل بویه، سلجوقی، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا می کند. توضیح این نکته لازم است که در اواخر سبک خراسانی بناهای داریم که بیشتر به شیوه رازی شباهت دارد از جمله این شاهکارها بنای مقبره امیراسماعیل سامانی، مزار ارسلان جاذب و مناره ایّاز است که با وجود اشتراک زمانی که شیوه خراسانی دارند از بناهای اولیه شیوه رازی می باشند.[3] سرزمین خراسان که عمدتاً تحت نفوذ فرهنگ آسیای مرکزی بوده، در اوایل قرن سیزدهم میلادی در نتیجه غارت و تجاوز مغول خسارات عمده ای را متحمل گردید. اما در اوایل قرن چهاردهم میلادی زندگی اجتماعی در آسیای میانه کم و بیش احیا شد و این امر امکان پیشرفت مجدد فرهنگ و هنر را مهیا کرد.[4]
-191135-32016707
7
هنگامی که ایلخانیان یا همان جانشینان چنگیز خواستند به خاطر رفع نیازهای خود ویرانی های نیاکانشان را ایران بازسازی کنند و بناهایی همچون کاخ، خانه و گرمابه در پایتخت خود احداث کنند، معماران را از سرزمین های جنوبی ایران به دربار خود فراخواندند. بنابراین از آمیزش ویژگی های معماری مرکز ایران و جنوب با سنت ها و روش هایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود، شیوه معماری جدیدی پدید آمد که «شیوه آذری» نام گرفت. این شیوه معماری همانند دو شیوه پارسی و شیوه بعدی معماری ایران یعنی اصفهانی از سرزمین آذربایجان سرچشمه گرفته و از آنجا به سراسر ایران راه یافته است. یکی از ویژگی های مهم این سبک معماری بهره گیری زیاد از هندسه در طراحی معماری است. گوناگونی طرح ها در این شیوه از همه بیشتر است. بهره گیری هندسه و تنوع در طراحی کلی ساختمان و جزییات آن مانند «نهاز» یعنی بیرون زدگی در کالبد و «نخیر» یعنی تورفتگی در آن نمودار می شود. همچنین در این شیوه ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شده که در شیوه های پیشین سابقه نداشت، گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه در تبریز نمونه هایی از این دست هستند. در این شیوه انواع نقشه با میانسرای چهارایوانی برای مسجدها و مدرسه به کار گرفته شد. آرامگاه همچون گذشته، برونگرا و بیشتر با شکل چهارگوشه ساخته شدند. با شکوه ترین ساختمان شیوه آذری و شاید کل معماری ایران، گنبد سلطانیه (703 – 710 هـ. ق) است که در کنار آن آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است.[3] شیوه اصفهانی آخرین شیوه معماری ایران است. خاستگاه این شیوه نیز سرزمین آذربایجان بوده نه شهر اصفهان ولی در آنجا رشد کرده و بهترین ساختمان های آن در این شهر ساخته شده اند. این در برگرفته شیوه هایی است که در نوشته های غربی به شیوه صفوی، افشاری، قاجاری و زند– قاجار نامیده شده اند. اگر چه ایران در دوره های مختلف تاریخی مورد مختلف تاریخی مورد تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی زیادی قرار گرفته است اما هنرمندان ایرانی به پشتوانه فلسفه اعتقادی خود علاوه بر تاثیراتی که از موقعیت اجتماعی، سیاسی موجود و رخدادهای تاریخی گرفته اند همچنان به مسیر پر تلاطم خود ادامه داده و شاهکارهای متنوعی در زمینه های مختلف هنر و معماری با توجه به این محدودیت های و مقتضیات زمانه خود آفریده اند. نکته حائز اهمیت وحدت هنر و معماری اسلامی در نهایت تنوع آن در سرزمین های تحت پوشش خود در طول تاریخ است. شاید به توان گفت این امر مربوط می شود به وحدت و یگانگی اعتقادی مسلمان و منبع تغذیه فکری آنها که در حقیقت براساس آموزه های دینی و وحدانیت الهی شکل گرفته است. در مقام مقایسه هنر معماری و تزیینات معماری کشورهای اسلامی از هند و چین و ایران گرفته تا آناتولی و آفریقا و جنوب اروپا در عین وجود تنوع فروان در فرم های اصلی و تزیینات وابسته، دارای نوعی وحدت ارگانیک در سرتاسر خود نیز هستند. علت این موضوع را به لحاظ فنی می توان آن گونه تحلیل کرد که چون در معماری اسلامی، پس از اجرای استخوان بندی بنا، توجه اصلی و اساسی معماران به تزیین و پرداخت رویه ی بنا معطوف می شده، بنابراین همین جنبه است که به جلوه های گوناگون معماری اسلامی در سرزمین های مختلف وحدت می بخشد.[5] باتوجه تنوع بسیار زیاد در ساختار و تزیینات تاریخ معماری ایران در دوره اسلامی شاهد نوعی وحدت در آن نیز هستیم. اگرچه وحدت ارگانیک از خصوصیات مهم معماری اسلامی در ایران نیست اما معماری ایران دارای خصلت پر معنی مخصوص به خود است.[6]
-136890-33751878
8
2-2 تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی
با شروع دوران تاریخی و رشد تمدن های بشری، مسئله تزیین بیشتر مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن همبستگی تزیینات با معماری نیز گسترش یافت. در هنر ایران، به خصوص بعد از هخامنشیان استفاده از نقشمایه های نگارین و آذینی در معماری توسعه یافت. این روند بعدها در دوره اسلامی چنان تقویت گردید که می توان گفت نگاره های نمادین، هم پایه ی اجزاء و نیروهای معماری در انتقال مفاهیم نه تنها سهیم بوده بلکه گاه بر آن پیشی گرفته اند.[11] همیشه پوشش ها از جمله عمده ترین مسائل ساختمان بوده و هستند، بنابراین بناها و معماران به همان نسبت بیش از سایر عناصر سازنده بنا به آن اندیشیده و پرداخته اند. در اقع آنچه ابعاد بنا را کامل می کند و به آن حجم می دهد پوشش است و ساختمانی که فاقد آن باشد بی هویت و غیرقابل سکنی است. دیوارها کما بیش به سادگی بالا می آیند، ولی ارتباط و بستن نهایی آنها به عهده سقف هاست. حتی فکر ایجاد یک پنجره یا درگاهی در دیواری مجرد لزوم پوشش را محرز می کند و بدیهی است که هر قدر دیوارها از هم فاصله بگیرند این اتصال دشوارتر و مستلزم دانستن نکات فنی بیشتر است. حتی امروزه نیز ما سعی می کنیم دیوارهای خانه و محل زندگی یا کار خود را با تزیینات جدید پوشش دهیم. به این نکته نیز باید توجه داشت که زیبایی و ارزش هنرهای اسلامی به ویژه معماری تا حدودی به تزیینات آن بستگی دارد. در خلال چهارده قرن سابقه ی هنرهای اسلامی، تزیینات گوناگون از اهمیت شایسته ای برخوردار بوده و در تمامی دوره های اسلامی هنرمندان در توسعه و تکامل آن از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.[6] مطالعاتی که بر روی معماری در فاصله ی ششصد سال میان فتح اعراب و حمله های مغول انجام شده نشان از تاکید و اهمیت تزیین در معماری ایران دارد. آن چنان که بازل گری می گوید: «اسلوب های گوناگونی در تزیین معماری این دوره به کار می رفت؛ نقش اندازی با آجر، گچبری غالباً توام با رنگ، کاشیکاری (خصوصاً در نیمه ی دوم این دوره) و نقش پردازی بر دیوار. این اسلوب ها، به جز کاشیکاری، دارای سنت پیش از اسلامی بودند که قدمت آن به زمان پارتیان و ساسانیان می رسید. گچبری تزیینی، به خصوص مرحله گذارا روشنی را نشان می دهند».[7] هنر ایران در همه اشکال مختلف خود، همیشه تزیینی بوده است. بنابراین -111760-5828089
9
هیچگاه نمایشی نبوده و در پی به تصویر کشیدن اشکال طبیعی و عینیت گرایی نبوده است. هنرهایی که در مغرب زمین صغیر نامیده می شوند، در ایران به قدری مورد مطالعه و توجه قرار گرفته اند که به سطح هنرهای عمده رسیده اند. هنر تزیینی به هر شکل و با هر واسطه ای که به نمایش درآید، همیشه با دقت، روشنی و وضوح همراه است. در معماری نیز علاقه به سطوح تزیینی با علاقه به اشکال ساختمانی برابر بوده و در ارتباط اجزا با کل ساخته می شوند. پیشرفت و افول آن نیز به مانند سبک های معماری رخ داده است با این تفاوت که مراحل مختلف آن مدت طولانی تری داشته است. سبک تزیینی به کندی رشد می کند و اغلب به مسائل تزیینی دوره های گذشته متوسل می شود. مثلاً خط کوفی مدتها بعد از آن که در کتابت منسوخ شد، در کتیبه های ساختمان ها به کار برده می شود. نکته ای که باید به آن اشاره کرد تعابیر، تعاریف و برداشت هایی است که از واژه تزیین در هنرهای اسلامی یا معماری اسلامی انجام می شود. به طور کلی واژه «تزیین» در هنر اسلامی مفهومی بسیار گسترده دارد. واژه تزیین در متون هنرهای اسلامی، با دو معنای کلی و کاملاً مجزا برده شده است؛ یکی تزیین به مفهوم زیبایی، آراستگی و هماهنگی کلی در یک مجموعه، که در این صورت، به محصول و نتیجه کلی کار دلالت دارد و در زبان لاتین، این معنی با اصطلاح هارمونی و هارمونیک تعریف شده است. صورت دیگر آن، به بیان گرایش، سبک و روش اثر هنری اشاره دارد؛ از جمله تزیینات معماری، تزیینات دیواری، تزیینات گچبری، تزیینات نقاشی و کتیبه، که غالباً در این موقعیت، به جای واژه ی دیوارنگاری معنا می دهد.[7] بنابراین تزیین در هنر اسلامی، برای بیان یک فضای قدسی است و اطلاق تزیینی بودن به هنر اسلامی از سوی شرق شناسان به دلیل عدم درک رمزهای تصویری است. آنها به غلط تزیین را به معنای آرایه ی فریبنده، مطرح کرده اند؛ برای مثال خط در هنر اسلامی و مجسمه در قرون وسطی مسیحی به خصوص در دوره گوتیک نقش واحدی دارند. هر دو بر آنند که زمینه حضور و وصل در قلمرو الوهی را فراهم آورند؛ با این تفاوت که خط واجد حالت انتزاعی است و در تجربه زیباشناسی دینی حل می شود، اما مجسمه به دلیل عینیت نمایی، دارای چنین شرایطی نیست. حتی با نگاهی سطحی به تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی می توان به مطابقت این دیوارنگاری ها با معانی و ویژگی های استنتاخ شده از آنها پی برد. این ویژگی ها داشتن ارتباط تنگاتنگ با معماری، همگانی بودن، تناسب با معماری و فضای اطراف، وحدت با دیوارها و کل ساختمان، داشتن سبکی تزیینی، عدم وجود عنصری اضافه بر دیوارها، پایداری، دوام و عدم تعلق به یک زمان خاص است. از آنجا که هنر اسلامی، مکاشفه ای است تصویری، تا حقیقت ماورای واقع را بیان دارد، از این روی طبیعت به عنوان رویه ای از واقعیت ها وجود و اعتبار دارد و آستانه حرکت است، اما هنرمند در آن درنگ نمی کند و در آن غرق نمی شود. طبیعت و هرگونه واقعیتی خود به عنوان منشا ارزش و حقیقت مطرح نمی گردد؛ چرا که تمامی اعتبار و ارج خود را از طیف ماورائی خود یافته است. به نمایش در آوردن و ترسیم و تجسم واقعیت ها به این صورت است که شکل (فرم) آیه نگرانه، آن چنان شکلی است که در آن سعی شده واقعیت وجودی و تصویری شکل، با معنای ماورائی آن تطبیق یابد، خواه این تصویر تخیلی، تمثیلی و رمزی باشد خواه واقعی و طبیعت گرایانه. البته در عرصه آفرینش و خلاقیت هنری شهود حرف آخر را بیان می کند و هنرمند در هنگام آفرینش هنری با روحی همچون جریان آرام و زلال و شفاف چشمه ای که از مخزن عظیم و پنهان مذهب و فرهنگ اسلامی مایه می گیرد به خلاقیت می پردازد. اوج چنین حرکتی در هنر تجسمی اسلامی، در نقوش قالی چه به صورت تجریدی (آبستره) و چه به صورت فیگوراتیو، و نیز در نقوش اسلیمی و هندسی منقوش در دیواره های مساجد و اماکن مذهبی (دیوارنگاری های مذهبی) نمایان است.[8]
-200025-143707210
10
تزیینات معماری اسلامی ایران مانند گچبری، آجر کاری، سنگ کاری و کاشی کاری گاهی با کاربرد مجزا و زمانی در تلفیق با یکدیگر توسط هنرمندان، نمایشی شگفت از زیبایی ها را پدید آورده است و هنرمندان با به کارگیری طرح های گوناگون از طرح ساده گیاهی و هندسی گرفته تا خوشنویسی بر روی مصالح ساختمانی، خلاقیت و نبوغ خود را مکرر به اثبات رسانیده اند. عمده تحولی که در دوران اسلامی در رابطه با نقوش تزیینات شکل گرفت حذف عناصر فیگوراتیو انسانی و حیوانی در ابتدای این دوره است. البته پایه ریزی این امر در دوره قبل از آن یعنی دوره ساسانی اتفاق افتاد. در این دوره استفاده از نقوش انسانی و حیوانی نسبت به دوره های قبل کمتر و نقوش هندسی نیز اکثراً در حاشیه استفاده می شوند و به طور کلی نقوش گیاهی بیشترین تنوع و کاربرد را پیدا می کنند.[9] همان گونه که ارنست کونل در رابطه با عدم به کار بستن نقوش انسانی معتقد است تحریم معروف هنرهای تجسمی در جهان اسلام ربطی به قرآن و سایر گفته ها و عبارات جزمی دیگر نداشت.زمینه ی این تحریم تا حدود زیادی به تعریف سهم و نقش هنرها در استخوان بندی جامعه ی اسلامی برمی گشت. مباحث و مناظراتی راجع به شمایل شکنی که جهان مسیحیت را در کشمکش های شدید مذهبی فرو برد و تا اواسط قرن نهم میلادی (سوم و چهارم هجری) حل و فصل نشد، نقش بسیار مهمی در تشکیل نگاره های اسلامی داشت.[10] این تحول هم زمان با تعیین چهارچوبی برای هنر اسلامی آغاز گردید که تنها از طریق توجه رسمی بلکه بیشتر با انتخاب و برداشتی درونی و جمعی صورت گرفت. از اساسی ترین اصول هنر جدید در این دوره، انتزاع و تجربه، نفی شمایل گرایی، تکرار موزون و پرسازی کامل سطوح بود. بر این اساس نگاره هایی انتخاب شدند که تطابق بیشتری با شکل و مفاهیم یاد شده داشتند و مناسب ترین نگاره ها شامل طرح های گیاهی و هندسی بود. طرح های گیاهی از آن جهت که از دوران پیش از تاریخ بیانگر باروری و نعمت بودند و طرح های هندسی از آن رو که با تکثیر و گسترش در سطح، مفهوم کثرت در وحدت و وحدت در کثرت را به بهترین وجه نمایش می دادند. به این ترتیب مضامین دیگری چون نقوش انسانی و حیوانی، با ممانعت فلسفه زیباشناسی اسلامی مواجه شدند.[11] مفاهیم مورد نظر دین اسلام با پشتوانه جهان بینی و فلسفه خود، در قالب «تکرار» که از اصول ترکیب بندی در هنر ساسانی بود، در هنر اسلامی نیز ظاهر گردید با این تفاوت که نگاره ها از شکل منفرد و مستقل خود خارج شده و با اتصال به نگاره های دیگر در تکرار مداوم و موزون و تحت قاعده و منظمی هندسی و ریاضی گونه شبکه ای همبسته و یک پارچه ایجاد کردند. ترکیب حاصل صورت زیباشناسانه ای بنیان نهاد که عبارت بود از پرکردن مطلق سطوح. متعاقب این امر، نقوش بزرگ با افزایش تقسیمات داخلی به نقش های کوچک ترین تقسیم شدند و این ترتیب امکانات بیشتری جهت ترکیب و اتصال با نگاره های دیگر فراهم آوردند. تجزیه داخلی نقش ها، شکلی پرکار تر به موتیف ها بخشیده، به نوعی ریزنقشی انجامید.[11] هنر تزیینات معماری به مانند سایر هنرها هر چه بیشتر به سمت تزیینی شدن رفت؛ اما این به آن معنا نیست که معانی و ارزش های -207645-69596011
11
تصویری و مفهومی آن کمتر شده بلکه برعکس هرچه بر محدویت ها افزوده شده از طرف دیگر بر میزان مفاهیم نشانه شناسی و مفهوم گرایی و فلسفه نقوش انتزاعی نیز افزوده شد. در هنر اسلامی رمزها آن گونه خالص و ناب شده اند که اغلب به هیچ رو تداعی کننده ی اشکال بیرونی نیستند و مرزی از یک تصور عرفانی و باور اسلامی تبدیل شده اند و این تغییر و تبدیل برای انطباق تصویری با باورهای دینی شکل یافته است. زینت به عنوان یکی از پایه های تصویری هنر اسلامی، وسیله یا بیانی تصویری است برای شرافت بخشیدن به ماده، سطح، رنگ، خط، حجم، آجر، گل، خشت و گچ و ... تا به افق های برتر اعتلا یابند و رنگ و هویت معنایی و در نهایت شخصیت فوق طبیعی بیابند و معنوی و الوهی شوند. هنر اسلامی به پیروی از قرآن، با دیدی الهی، همه چیز را زینت می داند تا این شرافت بخشی به ماده را تکمیل کند: «اِئّا جعلنا ما علی الارض زینۀ لها»[12] (در حقیقت، ما آنچه را که بر زمین است، زیوری قرار دادیم). در قرآن، کلمه زینت به چند معنا آمده که در برخی جاها مستقیماً هنر اسلامی را تحت تاثیر قرار می دهد. مانند وقتی در معنایی کاملا ملموس و غیر رمزی آمده است. «بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد»[12] (هنگام حضوردر مسجدی، زینت را آرایه خود گردانید). زینت در هنراسلامی، بر خلاف نظر مستشرقین که آن را وسیله زیباتر شدن دانسته اند، دارای هویت رمزی و نمادی است که حقیقت را برملا می کند و البته چون این حقیقت در اوج و آرمان گرایانه است دارای عنصر زیباشناختی نیز هست.[8] به هر دلیلی می توان این گونه استنباط کرد که منع صورتگری باعث گسترش استفاده از نقوش مجرد گیاهی و هندسی در دوره ی اسلامی شده است. مسلمانان با تغییراتی که در نسبت ها به وجود آوردند دست به ابداعاتی بی پایان زده، به ترکیباتی جدید و پیچیده دست یافتند. همان طور که پرفسور پوپ گفته است، پیچیده ترین ترکیب های عصر اسلامی نیز براساس مضمون های آشنا و سنتی ساخته شده اند. درخت مقدس و نیلوفر آبی به هزاران صورت، تاک مواجی که به درون تاب می خورد، 219697305327015219621105247005218738455407660218662255231130نقش های برگ و گل به اقسام گوناگون و شبکه های دقیق هندسی پدید آمدند. نقوشی هم چون ستاره های شش یا هشت پر نیز نسبت به گذشته از سادگی وطبیعت گرایی شان کاسته شده و بر اساس دیدگاهی ذهنی و غیر مادی به اصطلاح «برساو» می شدند.[13] بدیهی است که نحوی نگرش به نقش مایه ها و مضامین مذکور، از منظر گذشته صورت نمی گیرد و با تهی شدن تدریجی نمادها از مفاهیم رمزی و غایت های اسطوره ای خود، به نمادی کلی از عالم بالا و جهان قدسی تبدیل شدند. در این راستا گونه ای از نقش پردازی با ظاهر تزیینی شکل گرفت که هدف آن نه بیان خاصیت نمادین طرح و تشخیص بخشیدن به آن و ایجاد نمودی آرایشی، بلکه نمایش تجلی الهی، در صور کثیر زیبای ناشی از آن، از طریق مخفی کردن طرح های ترکیبی یکپارچه بود. پاپا دوپولو، این گونه گفت: «دگرگون شدن مفهوم نمادین بدین سان منجر به دگرگونی زیباشناختی صورت شد و همین دگرگونی زیباشناختی به نوبه ی خود از نو، مظهر مفهوم دینی شد».[14] به هر حال در طول دوران اسلامی به مرور تزیینات و نقوش هندسی بر پایه ی اصول نظم و تعادل از گره های شکیل تر و پیچیده تری برخوردار می شدند و نظم و زیبایی کهکشان گونه می یافتند. نقش مایه های گیاهی نیز با حفظ اصل و تناسب، هرچه بیشتر از شکل طبیعی دور شده، در سطح وسیع، سوار بر قوس های حلزونی متعدد و پر شاخ و برگ، صورت خیالی به گرفته و دوارتر و گردان تر می شدند. مجموعه تغییرات به وجود آمده که ناشی از خلاقیت و مداومت هنرمندان مسلمان بود سبب شد تا پیوسته بر کثرت و غنای نقش ها افزوده شود، به طوری که استفاده از نقوش تکراری تا حد زیادی کاهش یافته و ترکیبات، ظریف تر و پیچیده تر گردید.[11]
-104140-123063012
12
2-3 نقش مایه های تزیینات معماری
نقش مایه ها و نگاره ها در هنر هر ملتی، گنجینه ای است تصویری از آنچه بشر در طی حیات خود آرزو، تخیل، فکر، طلب و یا به آن عمل کرده است. این گنجینه چون میراثی ارزشمند و هویت بخش از نسل به نسل دیگر رسیده و در این سیر، تحت تاثیر عواملی چند نظیر افکار و اعتقادات، نفوذ جریان های هنری، خواست حاکمان و سفارش دهندگان و خلاقیت هنرمندان تغییر تحول یافته است. این گنجینه ی تصویری در هنر ایران، ریشه در نگاره های مجرد، سمبلیک و غیر طبیعت گرایانه ای دارد که زمینه مورد پسند هنرمندان شرقی و روحیه مسلط آثار آنان را نمایاگر می سازد. این نگاره ها که ریشه در نگاره های شرق باستان و بین النهرین دارد در قالب هنرهای مختلف از جمله سفالگری، فلزکاری وحجاری به دوران بعد منتقل شدند که در عین تاثیر بر یکدیگر بر دیگر شاخه های هنری نیز تاثیر گذاشتند. برای مثال فلزکاری ماد بر حجاری هخامنشی و بر گچبری ساسانی موثر بوده و به تدریج شکلی تزیینی پیدا کرده است. نمادهای تصویری از طریق این هنرها ثبت و به دوره های بعدی انتقال یافته اند. این نقش مایه ها یا موتیف ها به واسطه شکل طبیعی شان چهار مضمون انسانی، حیوانی، گیاهی و هندسی را نشان می دهند و از مفهومی اسطوره ای برخوردار بوده، ترکیبی خیالی را به نمایش می گذارند. در این ترکیب بندی ها، موتیف ها، به شکل عواملی مستقل و مجزا عمل می کنند. ولی از طریق تکرار، تقارن و تقابل موفق به تشکیل نظام نقش پردازی واحدی می شوند که هر یک از انسجام خاصی برخوردار است. در این نظام نقوش اغلب درون محدوده های هندسی یا قاب های تزیینی قرار گرفته و یا از طریق فواصل خالی زمینه از هم مجزا شده اند. به گونه ای که کمتر اختلاطی بین نقوش با نقش های مجاورشان پدید می آید. در این دوره نقوش گیاهی بیشترین تنوع و کاربرد را دارند و استفاده از نقوش انسانی و حیوانی نسبت به دوره های قبل کمتر و نقوش هندسی نیز بیشتر در حاشیه مورد استفاده قرار گرفته اند.[11]
2-3-1 نقش مایه انسانی
تصاویر انسانی از جمله نقوشی است که از دیر باز در ایران، جهت به تصویر در آمدن با محدویت هایی چون شبیه سازی و شخصیت پردازی، زاویه دید و جنسیت رو به رو بوده است و هرگز بدان صورت که در هنر یونان و روم مطرح بود در هنر ایران ظاهر نشده است. این نوع از نقش مایه، در تزیینات بعد از اسلام کم کم از میان رفته یا به ندرت مورد استفاده قرار گرفته تا این که در قرون اخیر دوباره احیاء و به شکل مطلوبتری به آن پرداخته شد.در زمینه گچبری اولین نقش های انسانی مربوط به دوران اشکانی است که از یک سو تحت تاثیر آثار هلنی و از سوی دیگر متاثر از حجاری هخامنشی بود. در این آثار که به صورت های مختلفی چون سردیس، نیم تنه، تمام تنه و نقش برجسته به وجود آمده، به شبیه سازی چهره، جامه و زیوآلات توجه فراوان شده است. با آغاز دوره اسلامی نقوش موجودات زنده به خصوص نقش های انسانی با منع تصویری رو به رو و از جرگه ی مضامین هنر رسمی حذف گردیدند. با وجود این، در هنر درباری به تقلید از کاخ بیزانسی و ساسانی از نقوش انسانی برای زینت بخشیدن به فضاهای داخلی و قسمت های خصوصی کاخ ها و خانه های ثروتمندان استفاده شد.[11]
-96520-148653513
13
2-3-2 نقش مایه حیوانی
این نقوش از نقش های متداول و پر اهمیت در هنر ایرانی بوده که به طور گسترده در رشته های مختلف هنری به کار رفته و جایگاه مهمی را در آثار هنری به خود اختصاص داده است تا آنجا که تالبوت رایس در اهمیت آن می گوید: «نقش حیوانات به صورت مستقل و مجزا و عنصری که به کل ترکیب بندی هنری حاکم باشد، فقط در هنر ایران رخ داد».[11] به طور کلی در کاربرد نقش حیوانی دو مضمون اساسی مطرح بوده است: یکی قالبی سمبلیک و نمادین که در آن حیوانات در اشکال مختلف به صورت کامل و یا بخشی از بدن جانور مثل سر شیر، گراز و یا بال های افراشته و یا در کنار حیوانات و نقوش دیگر نشان داده می شد و گاه با موجودات دیگر اعم از انسان و حیوان تلفیق می گردید. مثل شیردال ها و سیمرغ؛ دیگری در جایگاه طبیعی شان هم چون صحنه های رزم شکار و شکارگاه ها و نیز به عنوان مرکب، اغلب اسب، که در هنر اسلامی هر دوی این ها جهت تزیین به کار گرفته شد.[11] در معماری دوره ایلخانیان نقوش حیوانی به ندرت به چشم می خورد، اما پس از این دوره نقوش حیوانی دوباره به تزیینات معماری ایران بازگشتند. نکته اینجاست که در نقوشی مانند نقوش صفوی ردپای هنر مغول در نقوش حیوانی دیده می شود. این مسئله تاییدی است بر نظریه تکامل دیرتر تزیینات معماری نسبت به ساختار کلی معماری و تاثیر نگاره ها و نقوش و مینیاتورهای دوران قبل در نقوش معماری هر دوره و این مساله لااقل در مورد نقوش گچبری اژدها و سیمرغ موجود در خانه های صفوی که برگرفته از مینیاتور های مغول هستند صدق می کند.
2-3-3 نقش مایه های گیاهی
نقوش گیاهی پیش از آنکه در تزیینات گچی به کار رود، در حجاری ها و ظروف فلزی و سفالی باستانی وجود داشته اند و هر کدام از نظر معنا و مفهوم در جای خود به عنوان نشانه خاصی تلقی شده و در برگیرنده عنصر مفهومی خاصی بوده اند. در دوره ی اشکانی این نقوش به شکلی محدود اما متفاوت با قبل در گچبری ها ظاهر شد. این تفاوت در ترکیب و حرکت چرخان نقوش تزیینی این عهد که در دوره های بعد شکل کاملتری به خود گرفت نمایان است. نقوش گیاهی که در عهد ساسانی در اقسام متنوعی از جمله آکانتوس (کنگر)، پالمت (نخل)، لوتوس (نیلوفر)، انار، تاک، پیچک، انگور، کاج، بلوط، گل های برگدار، گل رز و درخت زندگی در گچبری ها به کار رفتند مفاهیمی از عشق و آبادانی، حاصلخیزی، باروری و غیره را تداعی می کرده اند.[11] نقوش گیاهی که هر کدام ویژگی تصویری و مفهومی خاصی داشتند، از دیگر هنرها و فرهنگ های فتح شده توسط مسلمانان در هنر اسلامی وارد و جذب گردیده و به شکل دلخواه در آورده شده اند. اسلام این عناصر کهن را جذب کرده به انتزاعی ترین و کلی ترین شکل ممکن تبدیل و تاویل کرده است؛ یعنی به نوعی تراز، یکدست و همواره کرده و به این ترتیب هر گونه خصیصه های جادویی و سحر انگیز را از آنها می گیرد. در مقابل بدان ها بصیرت عقلانی نوینی که تقریباً می توان گفت واجد ظرافتی روحانی است می بخشد.[15] از نقوش متداول در دوران پیش از اسلام می توان به ساقه و بوته های مارپیچ روی ظروف سیمین آن دوران، نقش برجسته های طاق بستان، گچبری های تیسفون و چال ترخان اشاره کرد. ولی در واقع کاربرد همه جانبه ی آن به دنبال پیدایش هنر اسلامی صورت گرفت و اولین نمونه های کاربرد این نقش را در گچبری های محراب مسجد جامع نائین و طاق محراب مسجد جامع شیراز می توان مشاهده نمود. حرکت اسلیمی باعث شد که نقوش از شکل عناصری منفرد و مجزا خارج شده و پیوستگی پویا با دیگر نقش مایه ها برقرار کند. همین حرکت در حدود قرن پنجم هجری منجر به پیدایش ترکیبی دلفریب از پیوند نقوش گیاهی با نگاره های خطی گشت که در قالب کتیبه ها شکل تزیینی و نمادین دیگری را در هنر اسلامی خلق کرد.[11] با این وجود سال ها طول کشید تا هنرمندان و طراحان توانستند از ترکیب نقوش گیاهی پیچ دار اسلیمی و ختایی با کتیبه به ترکیبی واحد دست یابند تا با حذف هر کدام از این عناصر از اثر خلق شده، تزیین دیگر، انسجام خود را حفظ کرده و ترکیب و تعادل خود را از دست ندهد و عین حال عناصر به لحاظ بصری مکمل یکدیگر نیز بوده و در قالب اثری واحد به شکیل ترین حالت در بیان تزیینی برسند. این سبک کار که در دوره سلجوقی با تکنیک آجر و گچ آغاز شده بود. مراحل آزمون خود را در دوره ایلخانی و بیشتر با تکنیک گچ طی کرد، تا سرانجام در دوره تیموری به تکامل رسید. شاهکارهایی به خط خوشنویسان زمانه با تکنیک کاشی های معرق پدید آمد. در نهایت دوره صفوی حسن ختامی بود بر این دست آثار چشم نواز و زیبا که با کاشی های هفت رنگ و به قلم اساتید بی بدیل آن زمان انجام شده است.[16] بدین ترتیب نقوش گیاهی در قالب های مختلفی از جمله اسلیمی با شدتی بیشتر از سایر نمونه ها روندی انتزاعی را طی کرده اند. در دوره ی مغول و صفوی به اوج ظرافت، تنوع و انتزاع رسیدند. انواع گوناگون آن اسلیمی، ساده، توپر، توخالی، دهن اژدری، گلدار با چنگ، اسلیمی برگی با چنگ و بدون چنگ و ... در آثار به جای مانده از این دوران دیده می شود.
-145081-650891714
14
2-3-4 نقش مایه های هندسی
سابقه ی استفاده از نقوش هندسی در ایران به نقش سواستیکای باستانی و خطوط و دوایر ساده ای برمی گردد. که با ترکیباتی مختلف در انواع آثار سفالی و فلزی و غیره از دوران پیش از تاریخ بر جای مانده است. در دوران اشکانی تحت تاثیر آثار هلنی برخی طرح های که حالتی هندسی داشتند از جمله نقش خمپای یونانی به هنر ایران وارد شد. در دوره ساسانی شاهد کاربرد طرح های هندسی ساده و خطوط زاویه دار و نیز طرح هایی به شکل دایره، مربع و مستطیل هستیم. وجود نقش های هندسی در گچبری ساسانی را نمایان می سازند. آنچه بیش از همه در نقوش هندسی هنر اسلامی چشمگیر است گسترش همه جانبه ی آن است که به دنبال اجرای سنت پوشش سراسری سطوح شکل گرفت. آن را باید مرهون ذهن ریاضی و حکمت وحدانی هنرمندان مسلمان دانست؛ چرا که این نگاره ها در هنر قبل از اسلام ایران (نگاره های هخامنشی، ساسانی و پارتی) و هنرهای سنتی شرق و غرب نیز وجود داشتند. ولی بیشتر به صورت مستقل و یا در یک گستره یک جانبه طولی و عرضی به کار می رفتند و کمتر اتفاق افتاده که این نگاره ها عضو یک شبکه سراسری گشته و در سراسر آن تکثیر شوند.[16] ترکیبات هندسی یاد شده بر اساس تقسیم دایره به چند ضلعی های منظم به وجود می آید. این چند ضلعی ها آلاتی از جمله شمسه، ترنج، طبل، پنج، سرمه دان، ترقه، پابزی، گیوه و غیره اند که بنا به چفت و بست های مختلف گره های متنوعی را تشکیل می دهند. این نقوش در ترکبیاتی متنوع و گاه همراه با موتیف های گیاهی و یا خط نگاره ها به خصوص در محراب ها به نهایت زیبایی خود رسیده است. برای نمونه می توان به محراب زیبای امامزاده ربیعه خاتون و امامزاده یحیی در ورامین اشاره کرد. کاربرد دیگر این نقوش در حاشیه ها قاب بندها، تقسیمات زمینه برسطح موتیف ها و توپی های ته آجری است که همگی در دوران سلجوقی و ایلخانی در نهایت زیبایی اجرا شدند. در این دوره شکل ظریف و زیبایی از نقوش هندسی در بیشتر آثار گچبری بر روی موتیف ها ایجاد شده اند که به آژده کاری موسوم اند. این شیوه که استفاده آن در حدود قرن سوم هجری آغاز شد در دوره ی مغول (قرن هفتم هجری) به نهایت پیشرفت خود رسید. نمونه های زیبایی از آن در اکثر آثار گچبری این ادوار از جمله مسجد ری، مسجد جامع ابرقو، گنبد علویان و بقعه پیربکران موجود است. این نقوش شامل طرح های ریز بود که به اشکال متنوع بر روی گله ها یا موتیف های گچبری به عمق کمی کنده کاری شده است. علاوه بر ایجاد سایه روشن هایی لطیف آنها را از یکنواختی و سادگی خارج کرده یا به اعتقاد پوپ این تکنیک به شکل های مشابه موتیف ها ارزش های متفاوتی می داد.[16]
-208982-491744015
15
2-3-5 نقش مایه خطی (خط نگاره)
جوهر اصلی خط کلمه است و از کنار هم قرار گرفتن کلمات خط به وجود می آید و به تعبیری خطاط یا خوشنویس خلاصه این کلمات است و خوشنویسی علم هندسی روحانی است.[17] یکی از معجزه های راستین اسلام چگونگی تکامل خط کوفی در دورانی کوتاه و رسیدن به گونه ای از خوشنویسی متناسب، بسیار آراسته و بی نهایت زیباست. خط کوفی که در نیمه اول هجری، به اوج خود رسید. چنان فضیلتی کسب نمود که به مدت سه قرن دوام یافت و به اعتقاد صاحب نظران تنها خط روحانی برای کتابت قرآن بود. خط کوفی اولیه فاقد علایم اعراب و نشانه های آوایی بود.[18] با آغاز عصر اسلامی در ایران نیز خط عربی جایگزین خطوط نوشتاری قبل شد. به عنوان عامل ثبت کلام مقدس الهی از احترام، توجه و قداست فراوانی برخوردار گردید. به همین دلیل هنرمندان مسلمان کوشیدند محمل شایسته ای برای نگارش کلام حق ایجاد نمایند. علاوه بر این همان طور که گفته شد ممنوعیت نمایش نگاره های انسانی و حیوانی انگیزه ای برای شکوفایی خلاقیت بیشتر هنرمندان دراین زمینه شده بود. برین سبب خط عربی در دست هنرمندان مسلمان به متنوع ترین و زیباترین صورت ها درآمد. در کنار مضامین موجود گیاهی و هندسی خط عربی که زبان وحی بود، به عنوان یک عنصر تزیینی مطرح شد. در قالب کتیبه نگاری شکل جدید و بی سابقه ای از تزیین و آرایش را در معماری به وجود آورد و سمبل و معرف هنر اسلامی شد. خط عربی که به واسطه شکل حروفش استعداد تزیینی بالایی داشت، ابتدا در آرایش سفالینه ها به کار گرفته شد. ولی به جهت پیشتوانه عظیم دینی این بار در شکلی قدرتمند و موثر، بناهای مذهبی را متبرک و مزین کرد. شکل ابتدایی آن ساده با زاویه دار بود ولی در ترکیب با نگاره های تزیینی هر روز متنوع تر می شد و ترکیب با نقوش گیاهی و هندسی شکل پیچیده تر و مرموزتر می یافت و به تدریج شکل زاویه دار آن نرم تر و دوارتر می شد.[11] در ابتدا خط کوفی ساده به کمک دست مایه های تزیینی نقوش گیاهی و هندسی در مدت کوتاهی به شیوه های گوناگونی از جمله بنایی و تزیینی شامل ساق و برگ دار، گل و بوته دار، درهم تافته، گرده دار، مشبک، به هم پیچیده و جاندار که در آن حروف، شکل اندام انسان یا حیوان را به خود می گیرند ابداع شد. همچنین در طی تکامل این خط، گونه های دیگری از قبیل مشجر، مورق، مزهر، مظفر، معشق و موشح شکل گرفت. در نهایت این خط تحت قاعده و نظمی معین در انواع متعددی چون نسخ، محقق، ریحان، ثلث، تعلیق و نستعلیق مطرح گردید. از میان انواع این خطوط، کوفی مشجر، مورق، مزهر، معقلی، بنایی، همچنین خطوط نسخ، ثلث و نستعلیق بیشترین کاربرد را در طول تاریخ کتیبه ها داشته اند.[11]
15240-332994016
16
انواع خطوط کوفی از نظر جنبه های تزیینی در آثار اسلامی به چند گروه اصلی قابل تقسیم بندی و معرفی است:
1- کوفی ساده: این کوفی مبداء پیدایش دیگر اقلام کوفی بوده است.
2- کوفی گوشه دار: این خط معمولاً انحنا ندارد،به آن خط مربع،مستطیل و بنایی نیز گفته می شود.
3- کوفی برگ دار (مورق): معمولاً انتهای حروف به وسیله برگ های تزیینی یا اسلیمی تکمیل می شود. به کوفی فاطمی نیز شهرت دارد.
4- کوفی گل و برگ دار (مرهز): غالباً در زمینه ای از گل و برگ و اسلیمی قرار داشته. اگر انتهای حروف با شاخه های گیاهی همراه باشد، می توان آن را کوفی مشجر اطلاق کرد.
5- کوفی گرده دار (معقد): کوفی درهم پیچیده با تزیینات فراوان. اگر این گره ها تکرار شود می تواند مشبک نیز نامیده شود.
6- کوفی پیچیده (معشق): خطوطی تزیینی که حول یک محور (دایره) قرار می گیرند. تقریباً شبیه کوفی گره دار است. نمونه هایی از آن در گنبد سلطانیه و مسجد جامع یزد می باشد.
7- کوفی موشح: شامل تزیینات زیبا، نظم هندسی و توام با رسم و تذهب و نقاشی است. عبارت از موشح ساده و میانه شکل، کامل و قفلی است.
8- کوفی مدور: کوفی ملایم همراه با انحنا و دایره وار که «مقور» یا «مستدیر» هم گفته اند.
9- کوفی مزین: بعضی حروف این نوع دارای پیچ و تاب و تزیین است.
-137160-62420517
17
10- کوفی ایرانی یا کوفی پیرآموز: یکی از مهمترین انواع خطوط کوفی شرقی یا ایرانی است. مهمترین ویژگی آن انفصال تمام حرف خواه متصل و منفصل، ازیکدیگر است. غربی ها به این نوع خط «کوفی مایل» یا «کوفی خوابیده» نیز می گویند. کوفی شرقی ابتدا در قرن پنجم هجری توسط ایرانی ها ابداع شد. این نوع کوفی، ویژگی های منحصر به فردی را دارا بود که با انواع خط کوفی متفاوت بود.[18] این خط از قرن دوم هجری عامل بسیار مهمی در هنر اسلامی برای سوره های قرآن مجید، نوشته های روی سکه ها و نوشته های یادبود به شمار می آمد و تا قرن چهارم هجری خط قابل ملاحظه در ایران، محدود به کوفی بود. تحول تزیینی کتیبه های کوفی تا اواخر قرن پنجم هجری استمرار یافت. از این زمان به بعد خط کوفی عملکرد اصلی خود را انتقال اندیشه و ایجاد ارتباط بود از دست داد و صرفاً تزیینی گشت.[18]
11- ثلث: خطاطان خط «ثلث» را مادر خطوط گفته اند. ثلث نوعی خوشنویسی است که از کوفی استخراج شده است. ابداع آن را به ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی که در قرن سوم هجری می زیسته است نسبت داده اند. یکی از دلایلی که برای گذاشتن نام ثلث بر این نوع خوشنویسی آورده شده است داشتن 3/1 سطح (خطوط مستقیم) و2/3 دور (خطوط انتهایی) در داخل کلمات آن می باشد.

—344-1

در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و جمع آوری اطلاعات آن به شیوه ی کتابخانه ای و میدانی و با حضور در محل مورد نظر مشاهده و گردآوری شده است، که در صدد شناخت، گسترش و تطبیق و تحلیل نقوش دو بنای مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان می باشد.
در معماری نقشمایه های گوناگونی براساس مضامین مختلفی برای تزیین به کار رفته از جمله می توان به نقوش اشاره نمود که بیشترین و مهمترین عامل تزیین در بنا محسوب می شود و از نظر بصری دارای ارزش های بصری غنی و بدیع می باشند.
یکی از مهمترین ویژگی معماری ایران عصر صفوی تزیینات بسیار قوی است این تزیینات ریشه در فرهنگ، اعتقادات و اندیشه های ملی مردم این سرزمین دارد. از مهمترین آثار معماری مکتب اصفهان مسجد شیخ لطف الله می باشد که از نظر فرم و رنگ و نقش دارای عالی ترین پیام ها می باشد و تا به امروز در مورد ریشه نقوش این بنای مهم تحقیق صورت نگرفته است. باتوجه به بررسی که صورت گرفته شد ریشه بسیاری از نقوش این اثر تاریخی در مسجد کبود تبریز رویت شد در پژوهش پیش رو ضمن بررسی نقوش مسجد شیخ لطف الله سعی در ریشه یابی و بررسی و تاثیر و مقایسه نقوش مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله و یا به عبارت صحیح در مکتب اصفهان مد نظر است و از طرفی با توجه به اهمیت آرم در معرفی یک سازمان یا موسسه یا هرچیز دیگر لزوم توجه به نقوش ایرانی در طراحی آرم بسیار مهم است و با این هدف جمع آوری این پژوهش صورت گرفته است.
عناصر تزیینی شاخص از کیفیت بصری مختلف دو بنا حکایت می کند ولی نزدیکی و شباهت تاثیر دو بنا را بیان می نماید و در عین شباهت دارای تفاوت هایی نیز می باشند. نقوش موجود در مسجد کبود ساده و در عین حال انتزاعی تر از نقوش مسجد شیخ لطف الله می باشند ولی پایه و اساس نقوش مسجد شیخ لطف الله همان نقوش ساده و انتزاعی مسجد کبود است که از تداوم تزیینات و سنت دیرینه که بر پایه ی اعتقادات دینی و ملی می باشد ریشه گرفته و تفاوت های موجود را می توان فاصله زمانی و جغرافیایی این دو بنا دانست.
2750820652780ز
00ز
کلید واژه: مقایسه تطبیقی، نقوش مسجد کبود تبریز، نقوش مسجد شیخ الله اصفهان، نشان.
فهرست مطالب
عنوان............................................................................................................................................... ....صفحه
چکیده
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات و پیشینه تحقیق
1-1 تعریف مساله.......... ...................................................................................................................................................................2
1-2ضرورت و اهمیت تحقیق......... ................................................................................................................................................2
1-3سوالات تحقیق............................................................................................................................................................................2
1-4 فرضیات تحقیق.........................................................................................................................................................................3
1-5 اهداف تحقیق.............................................................................................................................................................................3
1-6 روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و ابزار آن.................................................................................................3
1-7 پیشینه تحقیق............ ..............................................................................................................................................................4
1-8 چگونگی انجام پروژه عملی......................................................................................................................................................4
فصل دوم: معماری و تزیینات
2-1 معماری ایران در دوره اسلامی...............................................................................................................................................6
2-2 تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی...............................................................................................................................8
2-3 نقش مایه های تزیینات معماری..........................................................................................................................................12
2-3-1 نقش مایه انسانی........................................................................................................................................................ 12
2-3-2 نقش مایه حیوانی.........................................................................................................................................................13
2-3-3 نقش مایه های گیاهی.................................................................................................................................................13
2-3-4 نقش مایه های هندسی............................................................................................................................................ 14
2617470487045ک
00ک
2-3-5 نقش مایه خطی (خط نگاره)............................................ ....................................................................................15
2-4 تکنیک های تزیینات معماری..............................................................................................................................................19
2-4-1 آجر و سنگ.................................................................................................................................................................20
2-4-2 گچ.................................................................................................................................................................................21
2-4-3 کاشی و سرامیک....................................................................................................................................................... 24
2-4-4 نقاشی دیواری..............................................................................................................................................................24
فصل سوم: معرفی بنای مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله
3-1 تاریخچه تبریز.........................................................................................................................................................................26
3-2 شیوه معماری آذری...............................................................................................................................................................27
3-2-1 بناهای سبک آذری...................................................................................................................................................28
3-3 مختصری از دولت قره قویونلو.............................................................................................................................................29
3-4 نقش دولت قره قویونلو در تاریخ هنر ایران.......................................................................................................................31
3-5 معماری در دوره قره قویونلو.................................................................................................................................................32
3-6 مسجد کبود.............................................................................................................................................................................33
3-7 بررسی نقوش مسجد کبود تبریز........................................................................................................................................36
3-8 تاریخچه اصفهان....................................................................................................................................................................68
3-9 شیوه معماری اصفهانی.........................................................................................................................................................68
3-9-1 بناهای سبک اصفهانی.............................................................................................................................................68
3- 10 مختصری از دولت صفوی..............................................................................................................................................70
3-11 نقش دولت صفوی در تاریخ هنر....................................................................................................................................72
3-12معماری در دوره صفوی....................................................................................................................................................73
3-13 مسجد شیخ لطف الله.........................................................................................................................................................74
2331720502920ط
00ط
3-14 بررسی نقوش مسجد شیخ لطف الله اصفهان................................... ............................................................................77
فصل چهارم: مقایسه تطبیقی مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله
4-1 مقایسه تطبیقی نقوش مسجد کبود تبریز و شیخ لطف الله اصفهان.......................................................................106
4-2 مقایسه تطبیقی طراحی و مصالح...................................................................................................................................108
4-2-1 کاشی کاری..............................................................................................................................................................108
4-2-2 خط و خوشنویسی.................................................................................................................................................109
4-2-3 آجر............................................................................................................................................................................110
4-2-4 سنگ.........................................................................................................................................................................111
4-2-5 معماری و پلان.......................................................................................................................................................112
4-3 شباهت ها و تقاوت های نقوش.......................................................................................................................................113
4-3-1 اسلیمی دهن اژدری...............................................................................................................................................113
4-3-2 اسلیمی ماری...........................................................................................................................................................113
4-3-3 اسلیمی برگی...........................................................................................................................................................113
4-3-4 اسلیمی خرطومی....................................................................................................................................................114
4-3-5 چنگ یا پیچک.......................................................................................................................................................115
4-3-6 یایه اسلیمی و سراسلیمی.....................................................................................................................................116
4-3-7 برگ...........................................................................................................................................................................116
4-3-8 برگ مو....................................................................................................................................................................121
4-3-9 غنچه.........................................................................................................................................................................121
4-3-10 گل های گرد.........................................................................................................................................................126
4-3-11 گلبرگ.....................................................................................................................................................................126
4-3-12 گل های شاه عباسی.............................................................................................................................................130
4-3-13 گل های خاص مسجد کبود................................ 2484120568325ش
00ش
.............................................................................................134
4-3-14 ترنج...........................................................................................................................................................................134
4-3-15 قاب............................................................................................................................................................................135
4-3-16 حاشیه......................................................................................................................................................................135
4-3-17 گره چینی............................................................................................................................................................. 136
نتیجه گیری و پیشنهادات........................................................................................................................................................166
فصل پنجم: نشانه چیست؟
5-1 نشانه..................................................................................................................................................................................... 162
5-2 نماد و نشانه در طول تاریخ...............................................................................................................................................169
5-3 نشانه (لوگو) .........................................................................................................................................................................170
5-4 ویژگی‌های بصری نشانه.....................................................................................................................................................170
5- 5 نشان.....................................................................................................................................................................................171
5-5-1تطور نشانه از شمایل به سوی نماد......................................................................................................................171
5-6 نماد ها و احساسات............................................................................................................................................................171
5 – 7 استفاده از رنگ؛ در طراحی نشانه...............................................................................................................................171
5-8 انواع نشانه...........................................................................................................................................................................172
5-8-1 نشانه ی نمایه ای indexi que ......................................................................................................................172
5-8-2 نشانه شمایلی iconique ..................................................................................................................................172
5 -8-3 نشانه نمادین symbolique ..........................................................................................................................172
5-8-4 نشانه‌ تصریحی و تلویحی........................................................................................................................................172
5-9 اهمیت انتخاب قالب و نوع آن در طراحی آرم ..............................................................................................................173
5-9-1 انواع آرم.....................................................................................................................................................................173
5-9-2 آرم نوشتاری logo type ..................................................................................................................................173
5-9-3 آرم شمایلی logo iconique یا ico type .............................................................................................174
5-9-4 آرم تلفیقی logo mixte ...................................................................................................................................175
5-10 نشانه‌های ترسیمی ..........................................................................................................................................................175
-103505-44831000-255905-600710005-11 نمادها و ارتباطات بین‌الملل ...........................................................................................................................................175
5-11-1نشانه های تجاری..................................................................................................................................................176
فهرست منابع مطالعاتی.............................................................................................................................................................177
پروژه عملی....................................................................................................................................................................................184
چکیده لاتین.................................................................................................................................................................................190
فهرست تصاویر
5-277 آرم نوشتاری. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)..............................................................174
5-278 آرم شمایلی. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)...............................................................174
5-279 آرم شمایلی-نمادین. (منبع: برگرفته از سایت/www.persianGFX.com)................................................174
4-1 پلان مسجد شیخ لطف الله اصفهان(منبع:سایت میراث فرهنگی www.Isfahan cht.ir )..............................111
4-2 پلان مسجد کبود تبریز(منبع:سایت میراث فرهنگی www.Isfahancht.ir)......................................................111
شکل3-1تا شکل4-263.......................................................................................................................................................... 136-36
تصویر3-29تا تصویر4-304.................................................................................................................................................. 136-36
طرحهای6- 1 تا 6– 16......................................................................................................................................................189-186
فهرست جداول
جدول شماره 1. اسلیمی دهن اژدری....... ........................... ......................................................................................................137
جدول شماره 2. اسلیمی ماری......................................................................................................................................................138
جدول شماره 3. اسلیمی برگی....................................................................................................... .............................................138
جدول شماره 4. اسلیمی خرطومی...............................................................................................................................................139
جدول شماره 5. چنگ یا پیچک...................................................................................................................................................142
جدول شماره 6. پایه اسلیمی.........................................................................................................................................................143
2312670455295ل
00ل
جدول شماره 7. برگ............................................................................... .......................................................................................147
-193040-439420جدول شماره 8. برگ مو................................................................................................................................................................149
جدول شماره 9. غنچه....................................................................................................................................................................151
جدول شماره 10. گل های گرد....................................................................................................................................................154
جدول شماره 11. گل های شاه عباسی.......................................................................................................................................159
جدول شماره 12. گل های مخصوص مسجد کبود تبریز........................................................................................................161
جدول شماره 13. ترنج..... .............................................................................................................................................................162
جدول شماره 14. قاب.............................................. ....................................................................................................................163
جدول شماره 15. حاشیه......... ................. ..................................................................................................................................165
جدول شماره 16. گره چینی.........................................................................................................................................................165
2617470677545ع
00ع

-214630-438852
فصل اول
کلیات و پیشینه تحقیق
-226695-4508502
2
1-1 تعریف مساله
تداوم در نقوش معماری ایرانی یک روند چند هزار ساله داشت که در هر دوره بر طبق مذهب و دین و نوع مصالح ساختمان دچار تحولاتی می شد. ولی در کل نمادهای کهن باستان و باستانی ایرانی تکرار می شد.
با ظهور مکتب تیموری و گسترش کاشی کاری در معماری این روند در دوره صفوی به نقطه اوج خود رسید. ولی دوره صفوی هم مثل سایر دوران ایران در زمینه هنر و معماری در ادامه دوران قبل از خود بود. که در این بین معماری دوره قره قویونلو (مکتب آذری) در زمینه تزیینات بیشترین تاثیر را در معماری صفوی گذاشت. در این بین شباهت های بسیاری در کاشی کاری های مسجد کبود و مسجد شیخ لطف الله می توان شاهد بود.
مسجد شیخ لطف الله به عنوان گنجینه ای از تزیینات معماری در زمینه های مختلف تزیینی خط، نقوش گیاهی و هندسی و همچنین قاب بندی که در نقوش صورت می گرفت تحت تاثیر مسجد کبود بوده است. با توجه به ریشه آذربایجانی خاندان صفوی می توان گفت همانطور که قدرت گیری خاندان صفوی از آذربایجان شروع و در اصفهان به اوج رسید. در زمینه معماری نیز مکتب آذری (مسجد کبود) را در اصفهان در قالب شیخ لطف الله به اوج رساندند.
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به تداوم نقوش در تزیینات معماری لزوم توجه به تزیینات معماری در دوره قره قویونلو به عنوان یک پل ارتباطی بین معماری تیموری و معماری صفوی مهم به نظر می رسد که همیشه نادیده گرفته می شود. عناصر و نقش مایه های تزیینی بدیع و غنی مسجدکبود و مسجد شیخ لطف الله عاملی گردیده که هریک از این بناها در زمان خویش به شاهکار هنری دوره تاریخی خود مبدل شوند. به همین جهت توجه و مطالعه ی بصری نقوش این دو مکان که براساس هندسه و تناسبات طراحی شده این امکان را می دهد. با بررسی و بهره گرفتن از نقوش آثاری را خلق نمود که دارای ویژگی های سنتی و مذهبی باشد. با پدید آوردن چنین آثاری می توان بیشترین ارتباط را با مردم برقرار کرد که در برگیرنده صنایع هنری و دوران اسلامی ایران باشد.
1-3 سوالات تحقیق
سوالاتی که این پژوهش در پی پاسخگویی آنها می باشد با یک نگاه کلی عبارتند از:
- تاثیر سنت های ایرانی در شکل گیری و همانندی نقوش مسجد کبود و شیخ لطف الله چیست؟
- آیا نقوش مسجد شیخ لطف الله تحت تاثیر مسجد کبود بوده است؟
- با وجود شباهت بسیار علت تفاوت های زیاد این دو بنا ناشی از چیست؟
-215265-4394203
3
1-4 فرضیات تحقیق
_ معماری و نقوش دوره صفویه تحت تاتیر دوره قره قویونلوها بوده و با توجه به این که دوره صفویه در برخی موارد نیز تحت تاثیر دوره ترکان بوده که از جمله شیعه شدن را می توان ذکر کرد.
_ نقوش مسجد شیخ لطف الله از نقوش مسجد کبود الهام گرفته و تاثیر خطوط و فرم ها را در این مسجد می توان دید. به ویژه اوج شباهت را در نقوش پایه صحن مسجد کبود و نقوش طاق نمای گنبد خانه مسجد شیخ لطف الله که با زمینه نخودی رنگ است می توان دید. نقوش طاق نمای گنبد خانه برگرفته از نقوش پایه صحن مسجد کبود است. ولی این دو بنا دارای تفاوت هایی نیز می باشند.
_ تفاوت های موجود در این دو بنا را می توان با این فرض بیان نمود یکی بعد زمانی نزدیک به150 سال که بین ساخت این دو مسجد می باشد. نیز توجه به این که دو بنا در دو ناحیه مختلف آب و هوایی ساخته شده اند. همچنین مکتب های هنری موجود در این شهرها بی تاثیر نبوده، نکته قابل توجه این است که هنر اصفهان ریشه در مکتب سلجوقی دارد و هنر تبریز به هنر ایلخانیان برمی گردد.
1-5 اهداف تحقیق
هدف اصلی که این پژوهش دنبال می کند عبارتند از:
_ بررسی و تطبیق نقوش دو بنای تاریخی مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان.
_شناخت قابلیت های گرافیکی نقوش و رسیدن به آرم هایی فرهنگی که از ریشه و فرهنگ ملی و دینی خود جامعه باشد.
_جمع آوری نقوش مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان واجرا برداری و آنالیز آنها.
هدف فرعی که این پژوهش نیز عبارتند از:
_ بررسی دو دوره تاریخی از نظر مکان و جغرافیا و پیشینه ی فرهنگی.
_شناخت اسلیمی و ختایی و آرایه های تریینی.
در مجموع هدف کلی بررسی بصری و جمع آوری نقش مایه های مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان می باشد. این تطبیق و تحلیل نقش مایه ها جهت بهره گیری از قابلیت های بصری نقوش در خلق آثار هنری می باشد.
1-6 روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و ابزار آن
با توجه به قدمت، اهمیت و تاریخی بودن مسجد کبود تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان این پژوهش از نوع تاریخی توصیفی بوده و اطلاعات حاصل را از طریق کتابخانه ای و میدانی و با حضور در محل مورد نظر و مشاهده و تجربه شخصی جمع آوری گردیده است. اطلاعات تصویری و نقوش و نقش مایه های جامعه آماری با استفاده از تکنیک عکاسی با حضور در محل تهیه شده اند. تمامی تصاویر به غیر از آنهایی که منابعشان ذکر شده توسط نگارنده تهیه شده اند. در مرحله ی بعد عکس ها و نقوش نیز با استفاده از برنامه های گرافیکی آنالیز شده است.
-207010-16593224
4
1-7 پیشینه تحقیق
در هیچ رساله یا کتابی به طور مستقل یا غیر مستقیم این دو بنا که در دو دوره تاریخی متفاوت ساخته شده به این صورت مورد مقایسه قرار نگرفته است.
منابع بسیاری به معرفی این بناها و دوره ی تاریخی پرداخته اند اما این دو بنا را مقایسه نکرده اند. چندی از منابع مورد استفاده عبارتند:
ترابی طباطبایی، جمال، نقش ها و نگاره های مسجد کبود تبریز، نشریه موزه آذربایجان شرقی، شماره4، مهر1348.
کیانی، محمدیوسف، تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، چاپ دوم، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)، تهران،1377.
اپهام پوپ، آرتور و آکرمن، فیلیس و شرودر، اریک، اقتباس و نگارش پرویز ناتل خانلری، شاهکارهای هنر ایران، چاپ سوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1383.
سلطانزاده،حسین، تبریز خشتی استوار در معماری ایرانی، چاپ اول، چاپ صهبا، تبریز، 1376.
نجم آبادی، محمدحسین، مسجد شیخ لطف الله و ویژگیهای آن، چاپ دوم، نشر فرزان روز، تهران، 1381.
پیرنیا، محمد کریم، تدوین غلامحسین معماریان، سبک شناسی معماری، چاپ چهارم، انتشارات سروش دانش و معمار، تهران، 1384.
و . . .
1-8 چگونگی انجام پروژه عملی
در این پژوهش عکس هایی که از نقوش گرفته شده به وسیله نرم افزارهای گرافیکی به صورت خطی آنالیز شده و در راستای طراحی نشانه استفاده شده است. روند پروژه عملی را به صورت مختصر می توان این گونه بیان نمود: بعد از عکاسی از نقوش هر دو بنا به اجرا برداری و آنالیز نقوش پرداخته شده است. با تغییراتی که بر روی نقوش آنالیز شده صورت داده آنها را به آرم هایی تبدیل نموده که در جامعه امروزی مورد نیاز و کاربردی باشد. در کنار هر آرم عکس نقش و آنالیز خطی آورده شده که این روند را به صورت تصویری نشان می دهد.
-377825-3700930
فصل دوم
معماری و تزیینات

-198822-5429256
6
2-1 معماری ایران در دوره اسلامی
مورخان اسلامی چون بیهقی، ابن خلدون و خواجه رشیدالدین، مطالب بسیاری درباره معماری و معماران نوشته اند. برخی از آنها در رابطه با اطلاع معماران از علوم ریاضی و هندسه خبر می دهند و اینکه معماران در احداث بناها از هر چیز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزیدند. فارابی فیلسوف بزرگ ایران در رابطه با معماری می گوید، معماری مبتنی بر «علم الحیل» است و حیل، مهارت، هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. او همواره هندسه را مبنای کار معماران می دانسته و عنوان مهندس را که خطاب به بسیار ماهر و استاد می گفتند برگرفته از مفهوم هندسه دان و ناشی از علم او به هندسه می داند.[1] بناهای دینی و آیینی ایران باستان در طول تاریخ چند هزار ساله خود هم از جهت شکل، حجم، بدنه، نما و ابعاد اصلی و هم از لحاظ نقش و نگاره ها و ریزه کاری های تزیینی همواره تجسم آگاهانه اعتقادها، رمزها و نمادهایی بوده است که آدمیان در تلاش همیشگی خود برای تخسیر طبیعت می آفریده اند. در این خط اتصال نمادین میان زمین و آسمان از همه نشانه ها استفاده می شده است. تمامی هنرمندان به مفهوم راستین در خدمت جامعه بوده اند و پندار «هنر برای هنر» مفهومی نداشته است.[2] معماری ایران با توجه به نیازهای مردمان خود براساس شرایط جغرافیایی و اقلیمی ساکنان هر منطقه در گوشه ای از ایران دارای ساختاری متناسب با طبیعت و خلق و خوی مردم آن مکان است. طراحی و ساخت کلی آن نیز در طول تاریخ روندی آهسته و پیوسته را طی کرده و در هر دوره دارای مشخصه ها، ویژگی های مخصوص به خود بوده و دارای وجوه مشترکی از کل سرزمین ایران است. این روند تاریخی اوج های درخشانی را در هر یک از سبک های مشخص شده در دوره های مختلف تاریخی به یادگار گذاشته است. استاد محمد کریم پیرنیا سبک های معماری ایران را بر اساس شش شیوه قابل بررسی می دانند که در طول تاریخ کهن ایران به طرزی شگفت به دنبال هم به طور پیوسته پدیدار گشته اند. می توان این شش شیوه را بر پایه ی خواستگاهشان این چنین نامیده: پارسی و پارتی که در پیش از اسلام به وجود آمدند و سبک های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی که پس از اسلام به پیوسته روند تکامل خود طی کردند.[3] شیوه پارسی، نخستین شیوه ی معماری ایران است که روزگار هخامنشیان تا حمله اسکندر به ایران، یعنی از سده ی ششم پیش از میلاد تا سده ی چهارم پیش از میلاد را در بر می گیرد و نام آن برگرفته از قوم پارس است. شیوه پارتی نیز، پس از حمله اسکندر به ایران پدیدار شده و در دوره اشکانی، ساسانی، صدر اسلام و در برخی جاها حتی بعد از اسلام تا سده ی سوم و چهارم هـ. ق دنبال شده است. نام این شیوه نیز از قوم پارت که یکی از شاخه های نژاد آریایی– ایرانی است گرفته شده است.[3] شیوه خراسانی اولین شیوه معماری است که بعد از اسلام به وجود آمد. این شیوه از سده ی نخست تا سده ی چهارم هـ. ق ادامه یافت. سرزمین خراسان که زادگاه نخستین نمونه های هنر و معماری اسلامی بوده شاهد بیشترین دگرگونی های فرهنگی مربوط به این دوره است، دلیل نامگذاری این سبک با عنوان خراسانی نیز همین مسئله می باشد.[3] شیوه رازی چهارمین شیوه معماری ایران است که همه ویژگی های خوب شیوه های پیشین را به بهترین گونه دارا می باشد. در این شیوه نغزکاری شیوه پارسی، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شود. آغاز کار این شیوه هر چند از شمال ایران بوده، اما در شهر ری پا گرفته و بهترین ساختمان ها در آن شهر ساخته شده اند. متاسفانه در پی غارت شهر به دست محمود غزنوی این یادگارها از میان رفته اند. این شیوه از زمان آل زیار شروع و در زمان های آل بویه، سلجوقی، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا می کند. توضیح این نکته لازم است که در اواخر سبک خراسانی بناهای داریم که بیشتر به شیوه رازی شباهت دارد از جمله این شاهکارها بنای مقبره امیراسماعیل سامانی، مزار ارسلان جاذب و مناره ایّاز است که با وجود اشتراک زمانی که شیوه خراسانی دارند از بناهای اولیه شیوه رازی می باشند.[3] سرزمین خراسان که عمدتاً تحت نفوذ فرهنگ آسیای مرکزی بوده، در اوایل قرن سیزدهم میلادی در نتیجه غارت و تجاوز مغول خسارات عمده ای را متحمل گردید. اما در اوایل قرن چهاردهم میلادی زندگی اجتماعی در آسیای میانه کم و بیش احیا شد و این امر امکان پیشرفت مجدد فرهنگ و هنر را مهیا کرد.[4]
-191135-32016707
7
هنگامی که ایلخانیان یا همان جانشینان چنگیز خواستند به خاطر رفع نیازهای خود ویرانی های نیاکانشان را ایران بازسازی کنند و بناهایی همچون کاخ، خانه و گرمابه در پایتخت خود احداث کنند، معماران را از سرزمین های جنوبی ایران به دربار خود فراخواندند. بنابراین از آمیزش ویژگی های معماری مرکز ایران و جنوب با سنت ها و روش هایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود، شیوه معماری جدیدی پدید آمد که «شیوه آذری» نام گرفت. این شیوه معماری همانند دو شیوه پارسی و شیوه بعدی معماری ایران یعنی اصفهانی از سرزمین آذربایجان سرچشمه گرفته و از آنجا به سراسر ایران راه یافته است. یکی از ویژگی های مهم این سبک معماری بهره گیری زیاد از هندسه در طراحی معماری است. گوناگونی طرح ها در این شیوه از همه بیشتر است. بهره گیری هندسه و تنوع در طراحی کلی ساختمان و جزییات آن مانند «نهاز» یعنی بیرون زدگی در کالبد و «نخیر» یعنی تورفتگی در آن نمودار می شود. همچنین در این شیوه ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شده که در شیوه های پیشین سابقه نداشت، گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه در تبریز نمونه هایی از این دست هستند. در این شیوه انواع نقشه با میانسرای چهارایوانی برای مسجدها و مدرسه به کار گرفته شد. آرامگاه همچون گذشته، برونگرا و بیشتر با شکل چهارگوشه ساخته شدند. با شکوه ترین ساختمان شیوه آذری و شاید کل معماری ایران، گنبد سلطانیه (703 – 710 هـ. ق) است که در کنار آن آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجایتو) ساخته شده است.[3] شیوه اصفهانی آخرین شیوه معماری ایران است. خاستگاه این شیوه نیز سرزمین آذربایجان بوده نه شهر اصفهان ولی در آنجا رشد کرده و بهترین ساختمان های آن در این شهر ساخته شده اند. این در برگرفته شیوه هایی است که در نوشته های غربی به شیوه صفوی، افشاری، قاجاری و زند– قاجار نامیده شده اند. اگر چه ایران در دوره های مختلف تاریخی مورد مختلف تاریخی مورد تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی زیادی قرار گرفته است اما هنرمندان ایرانی به پشتوانه فلسفه اعتقادی خود علاوه بر تاثیراتی که از موقعیت اجتماعی، سیاسی موجود و رخدادهای تاریخی گرفته اند همچنان به مسیر پر تلاطم خود ادامه داده و شاهکارهای متنوعی در زمینه های مختلف هنر و معماری با توجه به این محدودیت های و مقتضیات زمانه خود آفریده اند. نکته حائز اهمیت وحدت هنر و معماری اسلامی در نهایت تنوع آن در سرزمین های تحت پوشش خود در طول تاریخ است. شاید به توان گفت این امر مربوط می شود به وحدت و یگانگی اعتقادی مسلمان و منبع تغذیه فکری آنها که در حقیقت براساس آموزه های دینی و وحدانیت الهی شکل گرفته است. در مقام مقایسه هنر معماری و تزیینات معماری کشورهای اسلامی از هند و چین و ایران گرفته تا آناتولی و آفریقا و جنوب اروپا در عین وجود تنوع فروان در فرم های اصلی و تزیینات وابسته، دارای نوعی وحدت ارگانیک در سرتاسر خود نیز هستند. علت این موضوع را به لحاظ فنی می توان آن گونه تحلیل کرد که چون در معماری اسلامی، پس از اجرای استخوان بندی بنا، توجه اصلی و اساسی معماران به تزیین و پرداخت رویه ی بنا معطوف می شده، بنابراین همین جنبه است که به جلوه های گوناگون معماری اسلامی در سرزمین های مختلف وحدت می بخشد.[5] باتوجه تنوع بسیار زیاد در ساختار و تزیینات تاریخ معماری ایران در دوره اسلامی شاهد نوعی وحدت در آن نیز هستیم. اگرچه وحدت ارگانیک از خصوصیات مهم معماری اسلامی در ایران نیست اما معماری ایران دارای خصلت پر معنی مخصوص به خود است.[6]
-136890-33751878
8
2-2 تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی
با شروع دوران تاریخی و رشد تمدن های بشری، مسئله تزیین بیشتر مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن همبستگی تزیینات با معماری نیز گسترش یافت. در هنر ایران، به خصوص بعد از هخامنشیان استفاده از نقشمایه های نگارین و آذینی در معماری توسعه یافت. این روند بعدها در دوره اسلامی چنان تقویت گردید که می توان گفت نگاره های نمادین، هم پایه ی اجزاء و نیروهای معماری در انتقال مفاهیم نه تنها سهیم بوده بلکه گاه بر آن پیشی گرفته اند.[11] همیشه پوشش ها از جمله عمده ترین مسائل ساختمان بوده و هستند، بنابراین بناها و معماران به همان نسبت بیش از سایر عناصر سازنده بنا به آن اندیشیده و پرداخته اند. در اقع آنچه ابعاد بنا را کامل می کند و به آن حجم می دهد پوشش است و ساختمانی که فاقد آن باشد بی هویت و غیرقابل سکنی است. دیوارها کما بیش به سادگی بالا می آیند، ولی ارتباط و بستن نهایی آنها به عهده سقف هاست. حتی فکر ایجاد یک پنجره یا درگاهی در دیواری مجرد لزوم پوشش را محرز می کند و بدیهی است که هر قدر دیوارها از هم فاصله بگیرند این اتصال دشوارتر و مستلزم دانستن نکات فنی بیشتر است. حتی امروزه نیز ما سعی می کنیم دیوارهای خانه و محل زندگی یا کار خود را با تزیینات جدید پوشش دهیم. به این نکته نیز باید توجه داشت که زیبایی و ارزش هنرهای اسلامی به ویژه معماری تا حدودی به تزیینات آن بستگی دارد. در خلال چهارده قرن سابقه ی هنرهای اسلامی، تزیینات گوناگون از اهمیت شایسته ای برخوردار بوده و در تمامی دوره های اسلامی هنرمندان در توسعه و تکامل آن از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.[6] مطالعاتی که بر روی معماری در فاصله ی ششصد سال میان فتح اعراب و حمله های مغول انجام شده نشان از تاکید و اهمیت تزیین در معماری ایران دارد. آن چنان که بازل گری می گوید: «اسلوب های گوناگونی در تزیین معماری این دوره به کار می رفت؛ نقش اندازی با آجر، گچبری غالباً توام با رنگ، کاشیکاری (خصوصاً در نیمه ی دوم این دوره) و نقش پردازی بر دیوار. این اسلوب ها، به جز کاشیکاری، دارای سنت پیش از اسلامی بودند که قدمت آن به زمان پارتیان و ساسانیان می رسید. گچبری تزیینی، به خصوص مرحله گذارا روشنی را نشان می دهند».[7] هنر ایران در همه اشکال مختلف خود، همیشه تزیینی بوده است. بنابراین -111760-5828089
9
هیچگاه نمایشی نبوده و در پی به تصویر کشیدن اشکال طبیعی و عینیت گرایی نبوده است. هنرهایی که در مغرب زمین صغیر نامیده می شوند، در ایران به قدری مورد مطالعه و توجه قرار گرفته اند که به سطح هنرهای عمده رسیده اند. هنر تزیینی به هر شکل و با هر واسطه ای که به نمایش درآید، همیشه با دقت، روشنی و وضوح همراه است. در معماری نیز علاقه به سطوح تزیینی با علاقه به اشکال ساختمانی برابر بوده و در ارتباط اجزا با کل ساخته می شوند. پیشرفت و افول آن نیز به مانند سبک های معماری رخ داده است با این تفاوت که مراحل مختلف آن مدت طولانی تری داشته است. سبک تزیینی به کندی رشد می کند و اغلب به مسائل تزیینی دوره های گذشته متوسل می شود. مثلاً خط کوفی مدتها بعد از آن که در کتابت منسوخ شد، در کتیبه های ساختمان ها به کار برده می شود. نکته ای که باید به آن اشاره کرد تعابیر، تعاریف و برداشت هایی است که از واژه تزیین در هنرهای اسلامی یا معماری اسلامی انجام می شود. به طور کلی واژه «تزیین» در هنر اسلامی مفهومی بسیار گسترده دارد. واژه تزیین در متون هنرهای اسلامی، با دو معنای کلی و کاملاً مجزا برده شده است؛ یکی تزیین به مفهوم زیبایی، آراستگی و هماهنگی کلی در یک مجموعه، که در این صورت، به محصول و نتیجه کلی کار دلالت دارد و در زبان لاتین، این معنی با اصطلاح هارمونی و هارمونیک تعریف شده است. صورت دیگر آن، به بیان گرایش، سبک و روش اثر هنری اشاره دارد؛ از جمله تزیینات معماری، تزیینات دیواری، تزیینات گچبری، تزیینات نقاشی و کتیبه، که غالباً در این موقعیت، به جای واژه ی دیوارنگاری معنا می دهد.[7] بنابراین تزیین در هنر اسلامی، برای بیان یک فضای قدسی است و اطلاق تزیینی بودن به هنر اسلامی از سوی شرق شناسان به دلیل عدم درک رمزهای تصویری است. آنها به غلط تزیین را به معنای آرایه ی فریبنده، مطرح کرده اند؛ برای مثال خط در هنر اسلامی و مجسمه در قرون وسطی مسیحی به خصوص در دوره گوتیک نقش واحدی دارند. هر دو بر آنند که زمینه حضور و وصل در قلمرو الوهی را فراهم آورند؛ با این تفاوت که خط واجد حالت انتزاعی است و در تجربه زیباشناسی دینی حل می شود، اما مجسمه به دلیل عینیت نمایی، دارای چنین شرایطی نیست. حتی با نگاهی سطحی به تزیینات معماری ایران در دوره اسلامی می توان به مطابقت این دیوارنگاری ها با معانی و ویژگی های استنتاخ شده از آنها پی برد. این ویژگی ها داشتن ارتباط تنگاتنگ با معماری، همگانی بودن، تناسب با معماری و فضای اطراف، وحدت با دیوارها و کل ساختمان، داشتن سبکی تزیینی، عدم وجود عنصری اضافه بر دیوارها، پایداری، دوام و عدم تعلق به یک زمان خاص است. از آنجا که هنر اسلامی، مکاشفه ای است تصویری، تا حقیقت ماورای واقع را بیان دارد، از این روی طبیعت به عنوان رویه ای از واقعیت ها وجود و اعتبار دارد و آستانه حرکت است، اما هنرمند در آن درنگ نمی کند و در آن غرق نمی شود. طبیعت و هرگونه واقعیتی خود به عنوان منشا ارزش و حقیقت مطرح نمی گردد؛ چرا که تمامی اعتبار و ارج خود را از طیف ماورائی خود یافته است. به نمایش در آوردن و ترسیم و تجسم واقعیت ها به این صورت است که شکل (فرم) آیه نگرانه، آن چنان شکلی است که در آن سعی شده واقعیت وجودی و تصویری شکل، با معنای ماورائی آن تطبیق یابد، خواه این تصویر تخیلی، تمثیلی و رمزی باشد خواه واقعی و طبیعت گرایانه. البته در عرصه آفرینش و خلاقیت هنری شهود حرف آخر را بیان می کند و هنرمند در هنگام آفرینش هنری با روحی همچون جریان آرام و زلال و شفاف چشمه ای که از مخزن عظیم و پنهان مذهب و فرهنگ اسلامی مایه می گیرد به خلاقیت می پردازد. اوج چنین حرکتی در هنر تجسمی اسلامی، در نقوش قالی چه به صورت تجریدی (آبستره) و چه به صورت فیگوراتیو، و نیز در نقوش اسلیمی و هندسی منقوش در دیواره های مساجد و اماکن مذهبی (دیوارنگاری های مذهبی) نمایان است.[8]


-200025-143707210
10
تزیینات معماری اسلامی ایران مانند گچبری، آجر کاری، سنگ کاری و کاشی کاری گاهی با کاربرد مجزا و زمانی در تلفیق با یکدیگر توسط هنرمندان، نمایشی شگفت از زیبایی ها را پدید آورده است و هنرمندان با به کارگیری طرح های گوناگون از طرح ساده گیاهی و هندسی گرفته تا خوشنویسی بر روی مصالح ساختمانی، خلاقیت و نبوغ خود را مکرر به اثبات رسانیده اند. عمده تحولی که در دوران اسلامی در رابطه با نقوش تزیینات شکل گرفت حذف عناصر فیگوراتیو انسانی و حیوانی در ابتدای این دوره است. البته پایه ریزی این امر در دوره قبل از آن یعنی دوره ساسانی اتفاق افتاد. در این دوره استفاده از نقوش انسانی و حیوانی نسبت به دوره های قبل کمتر و نقوش هندسی نیز اکثراً در حاشیه استفاده می شوند و به طور کلی نقوش گیاهی بیشترین تنوع و کاربرد را پیدا می کنند.[9] همان گونه که ارنست کونل در رابطه با عدم به کار بستن نقوش انسانی معتقد است تحریم معروف هنرهای تجسمی در جهان اسلام ربطی به قرآن و سایر گفته ها و عبارات جزمی دیگر نداشت.زمینه ی این تحریم تا حدود زیادی به تعریف سهم و نقش هنرها در استخوان بندی جامعه ی اسلامی برمی گشت. مباحث و مناظراتی راجع به شمایل شکنی که جهان مسیحیت را در کشمکش های شدید مذهبی فرو برد و تا اواسط قرن نهم میلادی (سوم و چهارم هجری) حل و فصل نشد، نقش بسیار مهمی در تشکیل نگاره های اسلامی داشت.[10] این تحول هم زمان با تعیین چهارچوبی برای هنر اسلامی آغاز گردید که تنها از طریق توجه رسمی بلکه بیشتر با انتخاب و برداشتی درونی و جمعی صورت گرفت. از اساسی ترین اصول هنر جدید در این دوره، انتزاع و تجربه، نفی شمایل گرایی، تکرار موزون و پرسازی کامل سطوح بود. بر این اساس نگاره هایی انتخاب شدند که تطابق بیشتری با شکل و مفاهیم یاد شده داشتند و مناسب ترین نگاره ها شامل طرح های گیاهی و هندسی بود. طرح های گیاهی از آن جهت که از دوران پیش از تاریخ بیانگر باروری و نعمت بودند و طرح های هندسی از آن رو که با تکثیر و گسترش در سطح، مفهوم کثرت در وحدت و وحدت در کثرت را به بهترین وجه نمایش می دادند. به این ترتیب مضامین دیگری چون نقوش انسانی و حیوانی، با ممانعت فلسفه زیباشناسی اسلامی مواجه شدند.[11] مفاهیم مورد نظر دین اسلام با پشتوانه جهان بینی و فلسفه خود، در قالب «تکرار» که از اصول ترکیب بندی در هنر ساسانی بود، در هنر اسلامی نیز ظاهر گردید با این تفاوت که نگاره ها از شکل منفرد و مستقل خود خارج شده و با اتصال به نگاره های دیگر در تکرار مداوم و موزون و تحت قاعده و منظمی هندسی و ریاضی گونه شبکه ای همبسته و یک پارچه ایجاد کردند. ترکیب حاصل صورت زیباشناسانه ای بنیان نهاد که عبارت بود از پرکردن مطلق سطوح. متعاقب این امر، نقوش بزرگ با افزایش تقسیمات داخلی به نقش های کوچک ترین تقسیم شدند و این ترتیب امکانات بیشتری جهت ترکیب و اتصال با نگاره های دیگر فراهم آوردند. تجزیه داخلی نقش ها، شکلی پرکار تر به موتیف ها بخشیده، به نوعی ریزنقشی انجامید.[11] هنر تزیینات معماری به مانند سایر هنرها هر چه بیشتر به سمت تزیینی شدن رفت؛ اما این به آن معنا نیست که معانی و ارزش های -207645-69596011
11
تصویری و مفهومی آن کمتر شده بلکه برعکس هرچه بر محدویت ها افزوده شده از طرف دیگر بر میزان مفاهیم نشانه شناسی و مفهوم گرایی و فلسفه نقوش انتزاعی نیز افزوده شد. در هنر اسلامی رمزها آن گونه خالص و ناب شده اند که اغلب به هیچ رو تداعی کننده ی اشکال بیرونی نیستند و مرزی از یک تصور عرفانی و باور اسلامی تبدیل شده اند و این تغییر و تبدیل برای انطباق تصویری با باورهای دینی شکل یافته است. زینت به عنوان یکی از پایه های تصویری هنر اسلامی، وسیله یا بیانی تصویری است برای شرافت بخشیدن به ماده، سطح، رنگ، خط، حجم، آجر، گل، خشت و گچ و ... تا به افق های برتر اعتلا یابند و رنگ و هویت معنایی و در نهایت شخصیت فوق طبیعی بیابند و معنوی و الوهی شوند. هنر اسلامی به پیروی از قرآن، با دیدی الهی، همه چیز را زینت می داند تا این شرافت بخشی به ماده را تکمیل کند: «اِئّا جعلنا ما علی الارض زینۀ لها»[12] (در حقیقت، ما آنچه را که بر زمین است، زیوری قرار دادیم). در قرآن، کلمه زینت به چند معنا آمده که در برخی جاها مستقیماً هنر اسلامی را تحت تاثیر قرار می دهد. مانند وقتی در معنایی کاملا ملموس و غیر رمزی آمده است. «بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد»[12] (هنگام حضوردر مسجدی، زینت را آرایه خود گردانید). زینت در هنراسلامی، بر خلاف نظر مستشرقین که آن را وسیله زیباتر شدن دانسته اند، دارای هویت رمزی و نمادی است که حقیقت را برملا می کند و البته چون این حقیقت در اوج و آرمان گرایانه است دارای عنصر زیباشناختی نیز هست.[8] به هر دلیلی می توان این گونه استنباط کرد که منع صورتگری باعث گسترش استفاده از نقوش مجرد گیاهی و هندسی در دوره ی اسلامی شده است. مسلمانان با تغییراتی که در نسبت ها به وجود آوردند دست به ابداعاتی بی پایان زده، به ترکیباتی جدید و پیچیده دست یافتند. همان طور که پرفسور پوپ گفته است، پیچیده ترین ترکیب های عصر اسلامی نیز براساس مضمون های آشنا و سنتی ساخته شده اند. درخت مقدس و نیلوفر آبی به هزاران صورت، تاک مواجی که به درون تاب می خورد، 219697305327015219621105247005218738455407660218662255231130نقش های برگ و گل به اقسام گوناگون و شبکه های دقیق هندسی پدید آمدند. نقوشی هم چون ستاره های شش یا هشت پر نیز نسبت به گذشته از سادگی وطبیعت گرایی شان کاسته شده و بر اساس دیدگاهی ذهنی و غیر مادی به اصطلاح «برساو» می شدند.[13] بدیهی است که نحوی نگرش به نقش مایه ها و مضامین مذکور، از منظر گذشته صورت نمی گیرد و با تهی شدن تدریجی نمادها از مفاهیم رمزی و غایت های اسطوره ای خود، به نمادی کلی از عالم بالا و جهان قدسی تبدیل شدند. در این راستا گونه ای از نقش پردازی با ظاهر تزیینی شکل گرفت که هدف آن نه بیان خاصیت نمادین طرح و تشخیص بخشیدن به آن و ایجاد نمودی آرایشی، بلکه نمایش تجلی الهی، در صور کثیر زیبای ناشی از آن، از طریق مخفی کردن طرح های ترکیبی یکپارچه بود. پاپا دوپولو، این گونه گفت: «دگرگون شدن مفهوم نمادین بدین سان منجر به دگرگونی زیباشناختی صورت شد و همین دگرگونی زیباشناختی به نوبه ی خود از نو، مظهر مفهوم دینی شد».[14] به هر حال در طول دوران اسلامی به مرور تزیینات و نقوش هندسی بر پایه ی اصول نظم و تعادل از گره های شکیل تر و پیچیده تری برخوردار می شدند و نظم و زیبایی کهکشان گونه می یافتند. نقش مایه های گیاهی نیز با حفظ اصل و تناسب، هرچه بیشتر از شکل طبیعی دور شده، در سطح وسیع، سوار بر قوس های حلزونی متعدد و پر شاخ و برگ، صورت خیالی به گرفته و دوارتر و گردان تر می شدند. مجموعه تغییرات به وجود آمده که ناشی از خلاقیت و مداومت هنرمندان مسلمان بود سبب شد تا پیوسته بر کثرت و غنای نقش ها افزوده شود، به طوری که استفاده از نقوش تکراری تا حد زیادی کاهش یافته و ترکیبات، ظریف تر و پیچیده تر گردید.[11]
-104140-123063012
12
2-3 نقش مایه های تزیینات معماری
نقش مایه ها و نگاره ها در هنر هر ملتی، گنجینه ای است تصویری از آنچه بشر در طی حیات خود آرزو، تخیل، فکر، طلب و یا به آن عمل کرده است. این گنجینه چون میراثی ارزشمند و هویت بخش از نسل به نسل دیگر رسیده و در این سیر، تحت تاثیر عواملی چند نظیر افکار و اعتقادات، نفوذ جریان های هنری، خواست حاکمان و سفارش دهندگان و خلاقیت هنرمندان تغییر تحول یافته است. این گنجینه ی تصویری در هنر ایران، ریشه در نگاره های مجرد، سمبلیک و غیر طبیعت گرایانه ای دارد که زمینه مورد پسند هنرمندان شرقی و روحیه مسلط آثار آنان را نمایاگر می سازد. این نگاره ها که ریشه در نگاره های شرق باستان و بین النهرین دارد در قالب هنرهای مختلف از جمله سفالگری، فلزکاری وحجاری به دوران بعد منتقل شدند که در عین تاثیر بر یکدیگر بر دیگر شاخه های هنری نیز تاثیر گذاشتند. برای مثال فلزکاری ماد بر حجاری هخامنشی و بر گچبری ساسانی موثر بوده و به تدریج شکلی تزیینی پیدا کرده است. نمادهای تصویری از طریق این هنرها ثبت و به دوره های بعدی انتقال یافته اند. این نقش مایه ها یا موتیف ها به واسطه شکل طبیعی شان چهار مضمون انسانی، حیوانی، گیاهی و هندسی را نشان می دهند و از مفهومی اسطوره ای برخوردار بوده، ترکیبی خیالی را به نمایش می گذارند. در این ترکیب بندی ها، موتیف ها، به شکل عواملی مستقل و مجزا عمل می کنند. ولی از طریق تکرار، تقارن و تقابل موفق به تشکیل نظام نقش پردازی واحدی می شوند که هر یک از انسجام خاصی برخوردار است. در این نظام نقوش اغلب درون محدوده های هندسی یا قاب های تزیینی قرار گرفته و یا از طریق فواصل خالی زمینه از هم مجزا شده اند. به گونه ای که کمتر اختلاطی بین نقوش با نقش های مجاورشان پدید می آید. در این دوره نقوش گیاهی بیشترین تنوع و کاربرد را دارند و استفاده از نقوش انسانی و حیوانی نسبت به دوره های قبل کمتر و نقوش هندسی نیز بیشتر در حاشیه مورد استفاده قرار گرفته اند.[11]
2-3-1 نقش مایه انسانی
تصاویر انسانی از جمله نقوشی است که از دیر باز در ایران، جهت به تصویر در آمدن با محدویت هایی چون شبیه سازی و شخصیت پردازی، زاویه دید و جنسیت رو به رو بوده است و هرگز بدان صورت که در هنر یونان و روم مطرح بود در هنر ایران ظاهر نشده است. این نوع از نقش مایه، در تزیینات بعد از اسلام کم کم از میان رفته یا به ندرت مورد استفاده قرار گرفته تا این که در قرون اخیر دوباره احیاء و به شکل مطلوبتری به آن پرداخته شد.در زمینه گچبری اولین نقش های انسانی مربوط به دوران اشکانی است که از یک سو تحت تاثیر آثار هلنی و از سوی دیگر متاثر از حجاری هخامنشی بود. در این آثار که به صورت های مختلفی چون سردیس، نیم تنه، تمام تنه و نقش برجسته به وجود آمده، به شبیه سازی چهره، جامه و زیوآلات توجه فراوان شده است. با آغاز دوره اسلامی نقوش موجودات زنده به خصوص نقش های انسانی با منع تصویری رو به رو و از جرگه ی مضامین هنر رسمی حذف گردیدند. با وجود این، در هنر درباری به تقلید از کاخ بیزانسی و ساسانی از نقوش انسانی برای زینت بخشیدن به فضاهای داخلی و قسمت های خصوصی کاخ ها و خانه های ثروتمندان استفاده شد.[11]
-96520-148653513
13
2-3-2 نقش مایه حیوانی
این نقوش از نقش های متداول و پر اهمیت در هنر ایرانی بوده که به طور گسترده در رشته های مختلف هنری به کار رفته و جایگاه مهمی را در آثار هنری به خود اختصاص داده است تا آنجا که تالبوت رایس در اهمیت آن می گوید: «نقش حیوانات به صورت مستقل و مجزا و عنصری که به کل ترکیب بندی هنری حاکم باشد، فقط در هنر ایران رخ داد».[11] به طور کلی در کاربرد نقش حیوانی دو مضمون اساسی مطرح بوده است: یکی قالبی سمبلیک و نمادین که در آن حیوانات در اشکال مختلف به صورت کامل و یا بخشی از بدن جانور مثل سر شیر، گراز و یا بال های افراشته و یا در کنار حیوانات و نقوش دیگر نشان داده می شد و گاه با موجودات دیگر اعم از انسان و حیوان تلفیق می گردید. مثل شیردال ها و سیمرغ؛ دیگری در جایگاه طبیعی شان هم چون صحنه های رزم شکار و شکارگاه ها و نیز به عنوان مرکب، اغلب اسب، که در هنر اسلامی هر دوی این ها جهت تزیین به کار گرفته شد.[11] در معماری دوره ایلخانیان نقوش حیوانی به ندرت به چشم می خورد، اما پس از این دوره نقوش حیوانی دوباره به تزیینات معماری ایران بازگشتند. نکته اینجاست که در نقوشی مانند نقوش صفوی ردپای هنر مغول در نقوش حیوانی دیده می شود. این مسئله تاییدی است بر نظریه تکامل دیرتر تزیینات معماری نسبت به ساختار کلی معماری و تاثیر نگاره ها و نقوش و مینیاتورهای دوران قبل در نقوش معماری هر دوره و این مساله لااقل در مورد نقوش گچبری اژدها و سیمرغ موجود در خانه های صفوی که برگرفته از مینیاتور های مغول هستند صدق می کند.
2-3-3 نقش مایه های گیاهی
نقوش گیاهی پیش از آنکه در تزیینات گچی به کار رود، در حجاری ها و ظروف فلزی و سفالی باستانی وجود داشته اند و هر کدام از نظر معنا و مفهوم در جای خود به عنوان نشانه خاصی تلقی شده و در برگیرنده عنصر مفهومی خاصی بوده اند. در دوره ی اشکانی این نقوش به شکلی محدود اما متفاوت با قبل در گچبری ها ظاهر شد. این تفاوت در ترکیب و حرکت چرخان نقوش تزیینی این عهد که در دوره های بعد شکل کاملتری به خود گرفت نمایان است. نقوش گیاهی که در عهد ساسانی در اقسام متنوعی از جمله آکانتوس (کنگر)، پالمت (نخل)، لوتوس (نیلوفر)، انار، تاک، پیچک، انگور، کاج، بلوط، گل های برگدار، گل رز و درخت زندگی در گچبری ها به کار رفتند مفاهیمی از عشق و آبادانی، حاصلخیزی، باروری و غیره را تداعی می کرده اند.[11] نقوش گیاهی که هر کدام ویژگی تصویری و مفهومی خاصی داشتند، از دیگر هنرها و فرهنگ های فتح شده توسط مسلمانان در هنر اسلامی وارد و جذب گردیده و به شکل دلخواه در آورده شده اند. اسلام این عناصر کهن را جذب کرده به انتزاعی ترین و کلی ترین شکل ممکن تبدیل و تاویل کرده است؛ یعنی به نوعی تراز، یکدست و همواره کرده و به این ترتیب هر گونه خصیصه های جادویی و سحر انگیز را از آنها می گیرد. در مقابل بدان ها بصیرت عقلانی نوینی که تقریباً می توان گفت واجد ظرافتی روحانی است می بخشد.[15] از نقوش متداول در دوران پیش از اسلام می توان به ساقه و بوته های مارپیچ روی ظروف سیمین آن دوران، نقش برجسته های طاق بستان، گچبری های تیسفون و چال ترخان اشاره کرد. ولی در واقع کاربرد همه جانبه ی آن به دنبال پیدایش هنر اسلامی صورت گرفت و اولین نمونه های کاربرد این نقش را در گچبری های محراب مسجد جامع نائین و طاق محراب مسجد جامع شیراز می توان مشاهده نمود. حرکت اسلیمی باعث شد که نقوش از شکل عناصری منفرد و مجزا خارج شده و پیوستگی پویا با دیگر نقش مایه ها برقرار کند. همین حرکت در حدود قرن پنجم هجری منجر به پیدایش ترکیبی دلفریب از پیوند نقوش گیاهی با نگاره های خطی گشت که در قالب کتیبه ها شکل تزیینی و نمادین دیگری را در هنر اسلامی خلق کرد.[11] با این وجود سال ها طول کشید تا هنرمندان و طراحان توانستند از ترکیب نقوش گیاهی پیچ دار اسلیمی و ختایی با کتیبه به ترکیبی واحد دست یابند تا با حذف هر کدام از این عناصر از اثر خلق شده، تزیین دیگر، انسجام خود را حفظ کرده و ترکیب و تعادل خود را از دست ندهد و عین حال عناصر به لحاظ بصری مکمل یکدیگر نیز بوده و در قالب اثری واحد به شکیل ترین حالت در بیان تزیینی برسند. این سبک کار که در دوره سلجوقی با تکنیک آجر و گچ آغاز شده بود. مراحل آزمون خود را در دوره ایلخانی و بیشتر با تکنیک گچ طی کرد، تا سرانجام در دوره تیموری به تکامل رسید. شاهکارهایی به خط خوشنویسان زمانه با تکنیک کاشی های معرق پدید آمد. در نهایت دوره صفوی حسن ختامی بود بر این دست آثار چشم نواز و زیبا که با کاشی های هفت رنگ و به قلم اساتید بی بدیل آن زمان انجام شده است.[16] بدین ترتیب نقوش گیاهی در قالب های مختلفی از جمله اسلیمی با شدتی بیشتر از سایر نمونه ها روندی انتزاعی را طی کرده اند. در دوره ی مغول و صفوی به اوج ظرافت، تنوع و انتزاع رسیدند. انواع گوناگون آن اسلیمی، ساده، توپر، توخالی، دهن اژدری، گلدار با چنگ، اسلیمی برگی با چنگ و بدون چنگ و ... در آثار به جای مانده از این دوران دیده می شود.
-145081-650891714
14
2-3-4 نقش مایه های هندسی
سابقه ی استفاده از نقوش هندسی در ایران به نقش سواستیکای باستانی و خطوط و دوایر ساده ای برمی گردد. که با ترکیباتی مختلف در انواع آثار سفالی و فلزی و غیره از دوران پیش از تاریخ بر جای مانده است. در دوران اشکانی تحت تاثیر آثار هلنی برخی طرح های که حالتی هندسی داشتند از جمله نقش خمپای یونانی به هنر ایران وارد شد. در دوره ساسانی شاهد کاربرد طرح های هندسی ساده و خطوط زاویه دار و نیز طرح هایی به شکل دایره، مربع و مستطیل هستیم. وجود نقش های هندسی در گچبری ساسانی را نمایان می سازند. آنچه بیش از همه در نقوش هندسی هنر اسلامی چشمگیر است گسترش همه جانبه ی آن است که به دنبال اجرای سنت پوشش سراسری سطوح شکل گرفت. آن را باید مرهون ذهن ریاضی و حکمت وحدانی هنرمندان مسلمان دانست؛ چرا که این نگاره ها در هنر قبل از اسلام ایران (نگاره های هخامنشی، ساسانی و پارتی) و هنرهای سنتی شرق و غرب نیز وجود داشتند. ولی بیشتر به صورت مستقل و یا در یک گستره یک جانبه طولی و عرضی به کار می رفتند و کمتر اتفاق افتاده که این نگاره ها عضو یک شبکه سراسری گشته و در سراسر آن تکثیر شوند.[16] ترکیبات هندسی یاد شده بر اساس تقسیم دایره به چند ضلعی های منظم به وجود می آید. این چند ضلعی ها آلاتی از جمله شمسه، ترنج، طبل، پنج، سرمه دان، ترقه، پابزی، گیوه و غیره اند که بنا به چفت و بست های مختلف گره های متنوعی را تشکیل می دهند. این نقوش در ترکبیاتی متنوع و گاه همراه با موتیف های گیاهی و یا خط نگاره ها به خصوص در محراب ها به نهایت زیبایی خود رسیده است. برای نمونه می توان به محراب زیبای امامزاده ربیعه خاتون و امامزاده یحیی در ورامین اشاره کرد. کاربرد دیگر این نقوش در حاشیه ها قاب بندها، تقسیمات زمینه برسطح موتیف ها و توپی های ته آجری است که همگی در دوران سلجوقی و ایلخانی در نهایت زیبایی اجرا شدند. در این دوره شکل ظریف و زیبایی از نقوش هندسی در بیشتر آثار گچبری بر روی موتیف ها ایجاد شده اند که به آژده کاری موسوم اند. این شیوه که استفاده آن در حدود قرن سوم هجری آغاز شد در دوره ی مغول (قرن هفتم هجری) به نهایت پیشرفت خود رسید. نمونه های زیبایی از آن در اکثر آثار گچبری این ادوار از جمله مسجد ری، مسجد جامع ابرقو، گنبد علویان و بقعه پیربکران موجود است. این نقوش شامل طرح های ریز بود که به اشکال متنوع بر روی گله ها یا موتیف های گچبری به عمق کمی کنده کاری شده است. علاوه بر ایجاد سایه روشن هایی لطیف آنها را از یکنواختی و سادگی خارج کرده یا به اعتقاد پوپ این تکنیک به شکل های مشابه موتیف ها ارزش های متفاوتی می داد.[16]
-208982-491744015
15
2-3-5 نقش مایه خطی (خط نگاره)
جوهر اصلی خط کلمه است و از کنار هم قرار گرفتن کلمات خط به وجود می آید و به تعبیری خطاط یا خوشنویس خلاصه این کلمات است و خوشنویسی علم هندسی روحانی است.[17] یکی از معجزه های راستین اسلام چگونگی تکامل خط کوفی در دورانی کوتاه و رسیدن به گونه ای از خوشنویسی متناسب، بسیار آراسته و بی نهایت زیباست. خط کوفی که در نیمه اول هجری، به اوج خود رسید. چنان فضیلتی کسب نمود که به مدت سه قرن دوام یافت و به اعتقاد صاحب نظران تنها خط روحانی برای کتابت قرآن بود. خط کوفی اولیه فاقد علایم اعراب و نشانه های آوایی بود.[18] با آغاز عصر اسلامی در ایران نیز خط عربی جایگزین خطوط نوشتاری قبل شد. به عنوان عامل ثبت کلام مقدس الهی از احترام، توجه و قداست فراوانی برخوردار گردید. به همین دلیل هنرمندان مسلمان کوشیدند محمل شایسته ای برای نگارش کلام حق ایجاد نمایند. علاوه بر این همان طور که گفته شد ممنوعیت نمایش نگاره های انسانی و حیوانی انگیزه ای برای شکوفایی خلاقیت بیشتر هنرمندان دراین زمینه شده بود. برین سبب خط عربی در دست هنرمندان مسلمان به متنوع ترین و زیباترین صورت ها درآمد. در کنار مضامین موجود گیاهی و هندسی خط عربی که زبان وحی بود، به عنوان یک عنصر تزیینی مطرح شد. در قالب کتیبه نگاری شکل جدید و بی سابقه ای از تزیین و آرایش را در معماری به وجود آورد و سمبل و معرف هنر اسلامی شد. خط عربی که به واسطه شکل حروفش استعداد تزیینی بالایی داشت، ابتدا در آرایش سفالینه ها به کار گرفته شد. ولی به جهت پیشتوانه عظیم دینی این بار در شکلی قدرتمند و موثر، بناهای مذهبی را متبرک و مزین کرد. شکل ابتدایی آن ساده با زاویه دار بود ولی در ترکیب با نگاره های تزیینی هر روز متنوع تر می شد و ترکیب با نقوش گیاهی و هندسی شکل پیچیده تر و مرموزتر می یافت و به تدریج شکل زاویه دار آن نرم تر و دوارتر می شد.[11] در ابتدا خط کوفی ساده به کمک دست مایه های تزیینی نقوش گیاهی و هندسی در مدت کوتاهی به شیوه های گوناگونی از جمله بنایی و تزیینی شامل ساق و برگ دار، گل و بوته دار، درهم تافته، گرده دار، مشبک، به هم پیچیده و جاندار که در آن حروف، شکل اندام انسان یا حیوان را به خود می گیرند ابداع شد. همچنین در طی تکامل این خط، گونه های دیگری از قبیل مشجر، مورق، مزهر، مظفر، معشق و موشح شکل گرفت. در نهایت این خط تحت قاعده و نظمی معین در انواع متعددی چون نسخ، محقق، ریحان، ثلث، تعلیق و نستعلیق مطرح گردید. از میان انواع این خطوط، کوفی مشجر، مورق، مزهر، معقلی، بنایی، همچنین خطوط نسخ، ثلث و نستعلیق بیشترین کاربرد را در طول تاریخ کتیبه ها داشته اند.[11]
15240-332994016
16
انواع خطوط کوفی از نظر جنبه های تزیینی در آثار اسلامی به چند گروه اصلی قابل تقسیم بندی و معرفی است:
1- کوفی ساده: این کوفی مبداء پیدایش دیگر اقلام کوفی بوده است.
2- کوفی گوشه دار: این خط معمولاً انحنا ندارد،به آن خط مربع،مستطیل و بنایی نیز گفته می شود.
3- کوفی برگ دار (مورق): معمولاً انتهای حروف به وسیله برگ های تزیینی یا اسلیمی تکمیل می شود. به کوفی فاطمی نیز شهرت دارد.
4- کوفی گل و برگ دار (مرهز): غالباً در زمینه ای از گل و برگ و اسلیمی قرار داشته. اگر انتهای حروف با شاخه های گیاهی همراه باشد، می توان آن را کوفی مشجر اطلاق کرد.
5- کوفی گرده دار (معقد): کوفی درهم پیچیده با تزیینات فراوان. اگر این گره ها تکرار شود می تواند مشبک نیز نامیده شود.
6- کوفی پیچیده (معشق): خطوطی تزیینی که حول یک محور (دایره) قرار می گیرند. تقریباً شبیه کوفی گره دار است. نمونه هایی از آن در گنبد سلطانیه و مسجد جامع یزد می باشد.
7- کوفی موشح: شامل تزیینات زیبا، نظم هندسی و توام با رسم و تذهب و نقاشی است. عبارت از موشح ساده و میانه شکل، کامل و قفلی است.
8- کوفی مدور: کوفی ملایم همراه با انحنا و دایره وار که «مقور» یا «مستدیر» هم گفته اند.
9- کوفی مزین: بعضی حروف این نوع دارای پیچ و تاب و تزیین است.
-137160-62420517
17
10- کوفی ایرانی یا کوفی پیرآموز: یکی از مهمترین انواع خطوط کوفی شرقی یا ایرانی است. مهمترین ویژگی آن انفصال تمام حرف خواه متصل و منفصل، ازیکدیگر است. غربی ها به این نوع خط «کوفی مایل» یا «کوفی خوابیده» نیز می گویند. کوفی شرقی ابتدا در قرن پنجم هجری توسط ایرانی ها ابداع شد. این نوع کوفی، ویژگی های منحصر به فردی را دارا بود که با انواع خط کوفی متفاوت بود.[18] این خط از قرن دوم هجری عامل بسیار مهمی در هنر اسلامی برای سوره های قرآن مجید، نوشته های روی سکه ها و نوشته های یادبود به شمار می آمد و تا قرن چهارم هجری خط قابل ملاحظه در ایران، محدود به کوفی بود. تحول تزیینی کتیبه های کوفی تا اواخر قرن پنجم هجری استمرار یافت. از این زمان به بعد خط کوفی عملکرد اصلی خود را انتقال اندیشه و ایجاد ارتباط بود از دست داد و صرفاً تزیینی گشت.[18]

–39

همه مردم خوب رفسنجان
کوش تا برره سپاس شوی
تا حقّ اندیش و حقّ شناس شوی
اوحدی مراغه ای
سپاسگزاری
پس از سپاس و ثنای خداوند ، که همواره قاصر از شکر لطف و عنایت بی حدّ اویم،
سپاس از حضور استاد ارجمندم سرکار خانم دکتر واله جلالی استاد محترم راهنما ، و آقای دکتر معین زاده مشاور و خانم دکتر جعفری که داور این پژوهش و آقای دکتر هوشمند اسفندیا پور مدیر گروه ادبیات و جناب آقای برومند مسئول محترم پژوهش دانشگاه و همه ی خوبانی که تدوین این رساله مرهون مساعدت و همراهی این عزیزان است.
باشد که این کوچکترین بخش از زحمات آنان را سپاس گوید.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC t "18;2;36;1;16;3;14;4;13;5" نشانه ها PAGEREF _Toc368136010 h ‌ن
چکیده : PAGEREF _Toc368136011 h ‌ع
مقدمه: PAGEREF _Toc368136012 h 1
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : PAGEREF _Toc368136013 h 1
استان کرمان : PAGEREF _Toc368136014 h 1
کرمان به روایت تاریخ : PAGEREF _Toc368136015 h 2
مراکز تاریخی و باستانی : PAGEREF _Toc368136016 h 2
ویژگی های فرهنگی کرمان : PAGEREF _Toc368136017 h 2
رفسنجان : PAGEREF _Toc368136018 h 3
تاریخچه رفسنجان : PAGEREF _Toc368136019 h 3
جاذبه های تاریخی : PAGEREF _Toc368136020 h 3
جاذبه های طبیعی : PAGEREF _Toc368136021 h 4
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136022 h 4
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی : PAGEREF _Toc368136023 h 5
نمونه ای از لالایی : PAGEREF _Toc368136024 h 6
نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136025 h 6
فصل اوّل : کلیّات طرح تحقیق PAGEREF _Toc368136027 h 7
1-1- بیان مساله PAGEREF _Toc368136028 h 8
1-2- پرسش اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368136029 h 9
1-3- اهمّیّت تحقیق PAGEREF _Toc368136030 h 9
1-4- اهداف تحقیق : PAGEREF _Toc368136031 h 9
کاربرد گویشها : PAGEREF _Toc368136032 h 9
1-5- فرضیّه های تحقیق: PAGEREF _Toc368136033 h 10
1-6 تعریف واژگان کلیدی PAGEREF _Toc368136034 h 10
فصل دوم : پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc368136036 h 12
2-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc368136037 h 13
فصل سوّم : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136039 h 19
3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc368136040 h 20
3-1-1 : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136041 h 20
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc368136042 h 20
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc368136043 h 20
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc368136045 h 21
4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها : PAGEREF _Toc368136046 h 22
4ـ2ـ1 گروه همخوان PAGEREF _Toc368136047 h 22
4ـ1ـ2 جمله PAGEREF _Toc368136048 h 22
4ـ1ـ3 چاکنایی PAGEREF _Toc368136049 h 22
4ـ1ـ4 دولبی PAGEREF _Toc368136050 h 22
4ـ1ـ5 زبان PAGEREF _Toc368136051 h 22
4ـ1ـ6 واژه مرکب PAGEREF _Toc368136052 h 23
4ـ1ـ7 واژه مشتق PAGEREF _Toc368136053 h 23
4ـ1ـ8 واج PAGEREF _Toc368136054 h 23
4ـ1ـ9 واژه PAGEREF _Toc368136055 h 23
4-1-10 اندامهای گفتار PAGEREF _Toc368136056 h 23
4ـ1ـ11 آهنگ PAGEREF _Toc368136057 h 24
4ـ4ـ12 انسدادی PAGEREF _Toc368136058 h 24
4ـ1ـ13 تکواژ PAGEREF _Toc368136059 h 24
4ـ1ـ14 تکیه : PAGEREF _Toc368136060 h 25
4ـ2: بررسی آوا شناسی و واج شناسی PAGEREF _Toc368136061 h 26
4-2-1- واکه ها : PAGEREF _Toc368136062 h 26
4-2-1-1- واجهای واکه ای : PAGEREF _Toc368136063 h 26
4-2-1-2- واجگونه های واکه ای PAGEREF _Toc368136064 h 27
4-1-1-3-واکه های مرکب (دوگانه) PAGEREF _Toc368136065 h 30
4-1-1-4- واکه های میانجی PAGEREF _Toc368136066 h 30
4-2-2- همخوانها PAGEREF _Toc368136067 h 31
4-2-2-1- واجهای همخوانی PAGEREF _Toc368136068 h 31
4-2-2-2- ساختمان هجا PAGEREF _Toc368136069 h 35
4-2-2-3- آواهای زبان فارسی : PAGEREF _Toc368136070 h 36
4-2-2-4- توازن واجی PAGEREF _Toc368136071 h 37
4-2-2-5- دگرگونی همخوان ها PAGEREF _Toc368136072 h 37
4-2-2-6- تکیه PAGEREF _Toc368136073 h 48
4-3 : صرف (ساخت واژه) PAGEREF _Toc368136074 h 50
4-3-1- اسم PAGEREF _Toc368136075 h 50
4-3-1-1-ساده-مرکّب : PAGEREF _Toc368136076 h 50
4-3-1-2- جامد – مشتق : PAGEREF _Toc368136077 h 50
4-3-1-3- مفرد – جمع PAGEREF _Toc368136078 h 51
4-3-1-4- معرفه - نکره PAGEREF _Toc368136079 h 51
4-3-2- اضافه PAGEREF _Toc368136080 h 52
4-3-3 ضمیر PAGEREF _Toc368136081 h 54
4-3-1-3-1- ضمیر در جایگاههای نحوی جمله : PAGEREF _Toc368136082 h 56
1- جایگاههای بنیادین : PAGEREF _Toc368136083 h 56
2- جایگاههای توضیحی PAGEREF _Toc368136084 h 58
3- جایگاههای وابسته PAGEREF _Toc368136085 h 59
3-1- مضاف الیه PAGEREF _Toc368136086 h 59
3-2- بدل PAGEREF _Toc368136087 h 60
4-3-4- صفت PAGEREF _Toc368136088 h 60
2- صفت اشاره : PAGEREF _Toc368136089 h 60
3- صفت اشاره تأکیدی PAGEREF _Toc368136090 h 61
4- صفت پرسشی PAGEREF _Toc368136091 h 61
5- صفت مبهم PAGEREF _Toc368136092 h 61
6- صفت تعجّبی PAGEREF _Toc368136093 h 61
7- صفت عددی PAGEREF _Toc368136094 h 61
4- 3-5- قید PAGEREF _Toc368136095 h 62
4-3-6- نقش نماها PAGEREF _Toc368136096 h 63
4-3-7- نشانه ندا PAGEREF _Toc368136097 h 64
4-3-8- نشانه تصغیر PAGEREF _Toc368136098 h 65
4-3-9- اصوات PAGEREF _Toc368136099 h 65
4-3-10- فعل PAGEREF _Toc368136100 h 66
10-1-زمان : PAGEREF _Toc368136101 h 66
10-1-1- شکل ساخته شده از بن مضارع : PAGEREF _Toc368136102 h 67
10-1-2- ماضی (گذشته) : PAGEREF _Toc368136103 h 70
10-1-3- ستاک حال PAGEREF _Toc368136104 h 71
10-1-4- ستاک گذشته PAGEREF _Toc368136104 h 71
4-3-11- مصدر PAGEREF _Toc368136105 h 72
4-3-12- اسم مفعول (صفت مفعولی) PAGEREF _Toc368136106 h 72
4-3-13- شخص PAGEREF _Toc368136107 h 73
4-3-14-جهت (لازم،متعدّی) PAGEREF _Toc368136108 h 73
4-3-15- فعل معلوم و مجهول PAGEREF _Toc368136109 h 74
4-3-16- فعل از نظر ساخت اشتقاقی : (ساختمان) PAGEREF _Toc368136110 h 75
4-3-18- پیشوندهای اشتقاقی : PAGEREF _Toc368136111 h 78
4-3-19- پسوندهای اشتقاقی PAGEREF _Toc368136112 h 79
4-4 نحو (ساخت جمله) : PAGEREF _Toc368136113 h 82
4-4-1- نحو : PAGEREF _Toc368136114 h 82
4-4-2- مطابقه فعل با نهاد در مفرد و جمع PAGEREF _Toc368136115 h 82
4-4-3- اقسام جمله PAGEREF _Toc368136116 h 84
4-4-4- اجزای جمله PAGEREF _Toc368136117 h 86
4-4-5- ساختمان و ترتیب اجزای جمله : PAGEREF _Toc368136118 h 87
4-4-5-1- جمله خبری (اخباری التزامی) PAGEREF _Toc368136119 h 87
4-4-5-2- جمله های پرسشی : PAGEREF _Toc368136120 h 88
4-4-5-3- جمله های امری – ندایی : PAGEREF _Toc368136121 h 88
4-4-5-4- جمله های تعجّبی : PAGEREF _Toc368136122 h 89
4-4-6- انواع گروه در جمله PAGEREF _Toc368136123 h 89
4-4-7- گروه فعلی مرکّب PAGEREF _Toc368136124 h 92
4-4-8- تطابق فاعل و فعل از نظر شخص و شمار : PAGEREF _Toc368136125 h 93
4-4-9- جمله و اجزاء آن PAGEREF _Toc368136126 h 93
4-4-10- حذف در جمله PAGEREF _Toc368136127 h 94
4-4-11- انواع جمله از نظر جایگاههای بنیادی: PAGEREF _Toc368136128 h 97
4-4-12- انواع جمله از نظر نوع فعل PAGEREF _Toc368136129 h 100
4-4-12-1- جمله با فعل اسنادی PAGEREF _Toc368136130 h 100
4-4-12-2-جمله با فعل غیر اسنادی : PAGEREF _Toc368136131 h 101
4-4-13- مفعول و انواع مفعول : PAGEREF _Toc368136132 h 101
4-4-13-1-مفعول مستقیم : PAGEREF _Toc368136133 h 102
4-4-13-2-مفعول غیر مستقیم : PAGEREF _Toc368136134 h 102
4-4-14- انواع جمله از نظر تعداد فعل PAGEREF _Toc368136135 h 104
4-4-14-1-جمله ساده : PAGEREF _Toc368136136 h 104
4-4-14-2- جمله مرکّب : PAGEREF _Toc368136137 h 104
یک- جمله مرکّب همپایه : PAGEREF _Toc368136138 h 105


دو– جملات مرکب ناهمپایه : PAGEREF _Toc368136139 h 105
4-4-14-3- جمله شرطی PAGEREF _Toc368136140 h 106
4-4-15- انواع جمله از نظر آهنگ : PAGEREF _Toc368136141 h 107
4-4-15-1- افتان PAGEREF _Toc368136142 h 107
4-4-15-2- خیزان PAGEREF _Toc368136143 h 107
4-4-15-3- خیزان افتان PAGEREF _Toc368136144 h 107
فصل پنجم : نتیجه گیری PAGEREF _Toc368136146 h 108
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc368136147 h 109
پیشنهادها : PAGEREF _Toc368136148 h 111
پیوست136
منابع144

نشانه ها
نشانه های آوایی که در این پژوهش برای واج نویسی به کار رفته است :
الف-همخوانها
نشانه های آوایی نشانه های فارسی
B ب
P پ
M م
V و
F ف
D د
T ت
Z ز/ذ/ض/ظ
S س/ص/ث
N ن
R ر
L ل
J ج
c چ
s ش
Y ی
G گ
K ک (پیش کامی)
C ک (پس کامی)
X خ
q ق
غ
H ه/ح
و ع/ء
ب-واکه ها
a اَ / ا
a ـــَـــ
I ای
E ــــِــ
کسره بسیار خفیف مثل واژه ی سرا sra
O و/ ــــُــ
U اوَ/وَ
ew اِو/و : مثل واژه ی جِوُد-jeud : به معنای یهودی
چکیده :
زبان فارسی زبان نوشتار ، زبان شعر و ادب و زبان علمی مشترک ماست اما فارسی زبانان در هر گوشه و کنار این سرزمین به فارسی صحبت می کنند که با وجود اشتراک در اصول و مبانی با فارسی رسمی ، هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. این رساله در پنج فصل گرد آوری شده است، فصل اوّل به بیان مسأله و پرسش اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیّه تحقیق پرداخته شده است ، در فصل دوّم ، پیشینه تحقیق ، فصل سوّم روش تحقیق آمده است ؛ فصل چهارم ، به تجزیه و تحلیل تحقیق پرداختم ، که شامل چهار بخش است ؛بخش اوّل آن به تعریف اصطلاحات پرداختم و در بخش دوّم به بررسی آواشناسی و واج شناسی و در بخش سوّم به صرف و در بخش چهارم به نحو پرداخته شده است ؛ فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهاد و فهرست واژه نامه و نشانه ها و نقشه و پیوست است .
گردآوری گویش های محلّی و پژوهش در آنها از دیدگاه تاریخ و مردم شناسی هم اهمّیّت دارد زیرا به وسیله بررسی واژگان می توان نقطه های مبهم و تاریک سرگذشت یک قوم را روشن و خط سیر اقوام گذشته را مشخص کرد و اطلاعات سودمندی را جهت تحقیقات فراهم کرد و راهنمای ما در شناخت تار و پود فرهنگی ، اجتماعی و آداب زندگی مردم صاحب آن گویش شود و آن گاه در بررسی تاریخ و ادبیات و برقراری روابط می توانیم از موضعی آگاهانه برخورد کنیم.
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و ... فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد.
کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم
مقدمه:زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راههای شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود.
گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند.
گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است.
فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود.
هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، 1381: 9)
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد.
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان :استان کرمان :
در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است.
کرمان به روایت تاریخ :قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود 220 پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد.
در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد.
گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند.
مراکز تاریخی و باستانی :
مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و ... می باشد.
ویژگی های فرهنگی کرمان :
فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد.
از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد.
استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم :
رفسنجان :سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند.
رفسنجان با وسعت 10678 کیلومتر مربع و حدود 300000 نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای 6 شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد.
رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است.
تاریخچه رفسنجان :رفسنجان شهری در آغوش کویر :
رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است.
رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است.
به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است.
جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی :
علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات 120 هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است.
محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است.
ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان :آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت.
منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و ... در یک منطقه رواج دارد.
فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است.
از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود.
سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است.
رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار می شود.
انداختن سفره های نذری مختلف توسط زنان، اعتقاداتی چون تهیه ی چهل بسم الله در روز شهادت مولای متقیان، چهل منبر و روشن کردن شمع تهیه وخیرات وانواع خوراکی ها مثل روغن جوشی، حلوا، ابرام خانی(شله زرد)، ابگوشت امام حسینی، خیرات گوشت گوسفند و .. از سایر سنت های موجود در این دیار است.
در گذشته بازی هایی وجود داشت که امروز جز در برخی از روستاها آن هم به ندرت نمیتوان یافت مانند (اتلک تی تتلک)(سنگ شیشو)(گلپوچ) قایم موشک، شتر سواری و .... که هنوز هم در رفسنجان رواج دارد.
لازم به ذکر است که رفسنجانی ها گاه از اصطلاح چاق شدن به معنای درمان شدن و بهبود بیماری استفاده می کنند.
رفسنجانی ها در مورد سن و سال بر این باورند که بیست (نیست) چل (ول) پنجاه(ورجا) شصت(نشست) هفتاد(اوفتاد) نود (کنج لحد)
و نان های سنّتی که هنوز پخت می شود توسط زنان زحمتکش رفسنجانی مثل نون ارزن، نون بربری، فطیر(پتیر)، جو) کوپو، کورنو، پرزده، روغنی، شاطرو، شیری، تیری، ذرت و غذاهای سنتی مثل اماچو (شولی)، اماچو مکو، چغوت بریزو، پختو، تاس کباب، قاتق بابونه، گورماس، اماچو هوریشو، شامی، کشک کله جوش، فسنجان با پسته، اشکنه، آب دوغ خیار و خرما بریزو.
از جمله مساجد دیدنی این شهر مسجد جمعه( جامع) حاج شریف است که با سبک معماری بدیعی ساخته شده است.
مسجدابوالفضل انار و مسجد تاج آباد که از دوره صفویه بر جامانده از اهمیّت خاصی برخوردار است.
مراسم خواستگاری و ازدواج نیز در این شهر با شکوه خاصی برگزار می شود از مراسم خواستگاری تا بله برون تا جشن نامزدی و جشن عروسی مورد توجّه است که بزرگترها و ریش سفیدان فامیل با خانواده مرد به خواستگاری دختر مورد نظر می روند و البتّه با کله قند و نقل و شیرینی و گل و مراسم بعد مراسم بله برون است که خرج بله برون با خانواده دختر می باشد که خانواده داماد با فامیل های خود هدایایی را که شامل قرآن، چادر سفید، شیرینی، کله قند، کیک، کفش، نبات و سرویس طلا می باشد به طریقه خاصی در سینی ها یا به طریق امروزی در ظرف های مخصوص می گذارند و به خانواده عروس می برند و جشن می گیرند و خانواده داماد وقتی که کفش عروس را هدیه می دهند باید پول در کفش عروس بگذارند و عروس کفش ها را بپوشد و مراسم های بعدی عقد و عروسی است که برگزار می شود.
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی :
غریبی سخ مرا دل گیر داره فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر وردار که غربت خاک دامنگیر داره
همچنین :
سر کوه بلند فریاد کردم امیرالمومنین را یاد کردم
امیرالمومنین ای شاه مردون که رو ور قبله ی حاجات کردم
و دوبیتی هایی مثل:
دو چشمونم به دراومد به یکبار زبس که گریه کردم از غم یار
بده دستمال ببندم روی چشمم که شاید چاق بشه از بوی دسمال
نمونه ای از لالایی :
لالالالا گلم باشی بخوابی از سرم واشی
لالایی ات می کنم با دس پیری که دس ننوی پیر بگیری
لالایی ات می کنم خوت نمی یاد بزرگت می کنم یادت نمیاد

نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان :
اگر کف دست انسان بخارد پولدار می شود.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد ، مهمان می رسد.
شب شیشه زائو که به شب شیشه معروف است ، شیشه ای را بالای بام می گذارند . عده ای هم از بستگان شب زنده داری می کنند تا از آمدن جن و شیشه جلوگیری کنند.
اگر گوشت همدگه رو بخورن استخون همدگه رو لرد نمی دازن.
نمونه ای از ضرب المثل های رفسنجانی :
آب از کنج ناخونش نمی چکه : کنایه از خسیس بودن است.
(ترش بالا) چلو صافی به آفتابه میگه دو کتو : کنایه از شخص پر عیب که عیب دیگران را می گوید.
خونه همسایه کماچه به ما چه : کنایه از دخالت نکردن در کار دیگران
نانش را بگیر جانش را نگیر
دیوار حاشا بلند است
فصل اوّل :کلیّات طرح تحقیق1-1- بیان مساله
در این رساله بررسی زبان شناختی لهجه رفسنجان مورد بحث است و مساله اصلی جمع آوری لهجه ها و گونه های زبانی است که ویژگی زبانی مورد توجّه است، در این مورد زبان شناختی، کارکرد زبان مهّم است، مهّم نیست که ما زبان را چگونه تعریف کنیم، آن چه مهّم است این است که ما طبیعت زبان را بشناسیم و چگونگی کار آن را دریابیم. زبان وقتی از قوّه به فعل درمی آید یا به صورت گفتار است.و یا به صورت نوشتار اگر به صورت گفتار باشد مادّه اولیّه که درآن به کار برده میشود صداست یعنی ارتعاش هوا و جابجا شدن انرژی، اگر به صورت نوشتار باشد مادّه اولیّه آن نشانه هایی است دیداری که آن هم متعلق به زبان فیزیکی بیرون است.همه زبانهای جهان برای گفتگو درباره دنیای بیرون از انرژی صوتی استفاده می کنند از این لحاظ همه زبانها یکسان هستند، ولی نوع رابطه ای که بین امواج انرژی صوتی و وقایع بیرون برقرار می کنند متفاوت است. از اینجاست که زبانهای متفاوت به وجود آمده است پس مجموعه این الگوهای صوتی و وقایع دنیای بیرون زبان نامیده می شود. و زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است و زبان فارسی یک گونه یک دست است و یکسان نیست بلکه یک مفهوم کلی است و از اجتماع گونه های بیشماری ترکیب شده است این گونه ها همه دارای یک هسته مشترک هستند ولی در پاره ای خصوصیات مربوط به دستور و واژگان و ساختمان صوتی با هم اختلاف دارند پس باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد در این بررسی که زبان شناختی و گونه زبانی مورد بحث است. ابتدا باید ویژگی جمله ها ،واژگان، اقسام و اجزا و ساختار آنها ونیز مختصات واژه ها و ساختمان و اجزا و انواع و نقشهای آنان و همچنین مشخصات واج ها و دگرگونیهایشان از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی مربوط به موارد بالا بر عهده دستور زبان است. پس هم دستور زبان در بحث زبان شناسی و هم زبان شناسی در مباحث دستوری وارد میشود و بحث درمورد دستور یک زبان بی توجّه به اصول و مبانی زبان شناسی به همان اندازه ناقص می ماند که بحث درباره یک زبان از دیدگاه زبان شناسی بدون توجه به قواعد دستوری آن زبان. در این رساله منظور از تحقیق شناخت لهجه و گونه زبان مردم رفسنجان است. که شامل بررسی آوا شناسی ، واج شناسی، بررسی واژگان (صرف و نحو ) می باشد.
برای شناخت بیشتر از جهت گونه زبانی به تعریف مواردذکر شده در بررسی گونه زبانی می پردازیم:
آوا شناسی (صوت شناسی):
آوا : لرزش تار آوا احساس شود مانند ب و نوشتن صداهای یک زبان یا یک گویش به گونه ای که نمود دارد درست تلفّظ آنها باشد.(کلباسی ،1373 : ص57)
واج شناسی : واج کوجکترین واحد سخن است که تنها صوت دارد اما معنا ندارد ولی سبب تمایز معنایی می شود مانند سر و سیر (وحیدیان کامیار، 1389، ص 7 )
واژگان : مجموعه واژه های یک زبان یا گویش
صرف: ساخت شناسی( ساختمان واژه ها، اسم و حالات اسم و صفت ، ضمیر و قید، حرف ، صوت، و فعل و انواع و ویژگیها و کاربرد آنها )
نحو : ساختار جمله و ویژگیهای آن( همان : ص 37 )
پس پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان بهره بگیرد.
1-2- پرسش اصلی تحقیق1-2-1 چگونه بررسی زبان شناختی یک گویش یا لهجه به تقویّت زبان فارسی می انجامد ؟
1-2-2 لهجه رفسنجانی دارای چه ویژگی های صرفی و نحوی می باشد .
1-2-3 لهجه رفسنجانی چه تفاوت ها و شباهت هایی با فارسی معیار دارد .
1-3- اهمّیّت تحقیقمساله اصلی جمع آوری لهجه و گونه زبانی است که کمتر به آنها پرداخته شده است و ویژگیهای زبانی (آوا شناسی و تغییرات آن و صرف و نحو) تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است.
از آنجا که وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو،تلویزیون و روزنامه ها، مدرسه ها، دانشگاه ها موجب آن شده که زبان رسمی حتی در منازل و دهات جانشین گویشهای محلّی شود از این رو گویشهای محلّی به سرعت روبه فراموشی میروند از این رو جمع آوری گویشها به همراه گونه زبان یعنی بررسی زبانی مفید است.
1-4- اهداف تحقیق :
کاربرد گویشها :هر گاه پدیده ای در جامعه به وجود آید بلافاصله واژه آن هم در زبان ایجاد می شود اگر احیانا روزی آن پدیده از جامعه خارج شود واژه آن در سری واژگان قاموسی باقی می ماند هر چند که از تداول روزانه خارج می گردد از این رو هر فرهنگی و سنّتی که در روزگاران گذشته وجود داشته و امروز فراموش نشده واژگان بازمانده چند و چون آنرا به ما یادآوری می کنند. مثلا واژه های خود، سپر و .. که در قاموس زبان فارسی وجود دارد یادآور جنگهای تن به تن روزگاران گذشته این سرزمین است.
سود دیگری که میتوان از واژه های گویشی به دست آورد شناسایی میسر دگرگونی زبان و یافتن فرمولی برای تبدیل آواها و در نتیجه بازشناسی و ریشه یابی واژه های زبان رسمی فارسی و تقویت زبان فارسی است.بنابراین از مجموعه واژه های گویشی و بررسی گونه زبانی میتوان اوضاع اجتماعی اخلاقی، نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. و این واژه ها میتواند برای هر پژوهشی سودمند باشد. و آیینه تمام نمای گذشته باشد.رفسنجان از جمله شهرهایی است که زبانش از شاخه زبانهای جنوبی ایران است که با زبانهای شمالی از حیث بعضی آواها و دیگر مشخصه ها تفاوتهایی دارد.
1-5- فرضیّه های تحقیق:1-5-1 به نظر میرسد که بررسی زبان شناختی برای حفظ و نگهداری لهجه و گویش این دیار است. و فرهنگ و آداب و رسوم در میراث کهن است که در طول قرنها و عصرها، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می رسد و تحّول می یابد.
1-5-2 لهجه رفسنجان دارای ویژگیهای آوایی صرفی و نحوی می باشد که مورد توجّه قرار میگیرد.
1-5-3 به نظر می رسد دارای شباهت ها ی کلّی و تفاوت های جزیی باشد .
1-6 تعریف واژگان کلیدیگویش: نظام زبانی خاص است که در ناحیه ی جغرافیایی و درون مرزهای سیاسی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد. و از زبان معیار متفاوت است گویش گونه ای از زبان است که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوا تفاوتهای با دیگر گویشها دارد. زبانهای محلی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو میکنند گویش می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند. و هرگز گویشوران در ارتباطهای روزانه خود دچار اشکال و نارسایی نمیشوند. گویش تضّادی با زبان ندارد.گویش دارای ادبیات مکتوب هم است و کلا میتوان گفت: گویش صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتها قابل فهم نیست مثل کردی، گیلکی و ترکی(صفوی ، 1367: ص 95 )
لهجه یا گونه : صورت تغییر یافته ای از زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتهای آن قابل فهم نباشد مانند یزدی، کرمانی و رفسنجانی.و شکلی خاص و مفهوم از تلفظ زبان معیار است و در نواحی جغرافیایی یا موقعیتهای فرهنگی، گوناگون به کار می رود.( همان : ص 36 )
زبان معیار : هر کشور دارای یک زبان رسمی است و گونه ای از آن در رسانه های همگانی به کار می رود تحت عنوان زبان معیار مطرح است برای مثال زبان فارسی، زبان رسمی ایران است و گونه ای از آن که در رادیو و تلویزیون به کار می رود زبان معیار نامیده می شود. (صفوی، 1367؛ 118-117)
گروه :
به آن واحد دستوری که زبانی از یک واژه یا بیشتر ساخته شده و خود در ساخت فرا کرد به کار می رود،؛ گروه نامیده می شود. و سه گروه فعلی ، اسمی و قیدی در زبان فارسی است. (همان، ص 118)
فراکرد :
مجموع کلماتی که پیرامون یک فعل گرد آمده اند اما معنی کاملی ندارند و قسمتی از یک مجموعه ی بزرگتر شمرده می شوند که پیام کاملی را می رساند. (خانلری ، 1359: 137).
فصل دوم :پیشینه تحقیق2-1 پیشینه تحقیق:
در مورد اغلب گونه های زبانی کشور کار شده است اما در مورد زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان کار نشده است. البته واژه های عامیانه و ضرب المثلها رفسنجانی و فرهنگ و آداب و رسوم رفسنجان توسط پژوهشگران از کار شده است.(حسینی پور رفسنجانی- 1382: 32-25) بر اساس مطالعاتی که بر آثار جمعی از پژوهشگران شده اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله بدست آمد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود: نتایج تحصیلات رضایی و رفیعی (1377) که رضایی و رفیعی انجام دادند که کتابی است فراگیر و دقیق که درآن همه اجزا و واحدهای زبانی گویش بیرجند از اصوات و واجها و دگرگونی های آنها تا ساختمان و نقشها و واژه ها و ساختار جمله ها، ویژگی های همه این واحد زبانی گویش با دقت مورد پژوهش قرار گرفته و با قواعد حاکم بر زبان فارسی مقایسه گردیده است. و نویسنده تلاش کرده است که نخست واج های این گویش را بررسی کند و واجگاه ها و ویژگی های آنها را بشناساند. سپس به بحث درباره ساختمان واژه ها و انواع آن در این گویش مورد بررسی قرار دهد به نتیجه ای مطلوب بوده رسانده است. (رضایی و رفیعی،1377، ص31-1)
کتابی دیگر که کمک زیادی به من کرد کتاب دگرگونیهای آوایی واژگان در زبان فارسی برومند سعید بود که اندامهای گفتار، آواهای زبان فارسی، همخوانها و جدول همخوانهای فارسی و واکه ها، هجا، تکیه و دگرگونیهای واکه ای و همخوانی بهره گرفتم که ایشان به اینکه هر زبانی آواهای مخصوص به خود دارد که از ترکیب آنها واژگان و دیگر اجزای کوچکتر زبان را می سازد و آواهای یک زبان با زبان دیگر صد در صد تطبیق نمی کند. صرف نظر از اینکه صوتهای مشترکی که تقریبا در همه زبانهاست بعضی از صورتهای زبان ما با زبان دیگر تفاوت میکند. بنابراین آواهای هر زبانی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد اشاره کرده است. (برومند سعید،1373 : 34ـ 18)
و از دیدگاه علیزاده ، زبان شناختی به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع حرکتها و سکون و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته است. تکامل خاص خود را پیموده است. (علیزاده 1389 : ص76 )
وحیدیان کامیار در مورد گونه های زبان بیان می دارد که در یک گذر اجمالی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران و حتی در برخی از سرزمینهای خارج از ایران، غالبا هر چه نوشته می شود یا گفته می شود گوینده یا نویسنده آن مدعی است که به فارسی می گوید اما گوناگونی این نوشته ها و گفته ها روشن است و باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد و زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف گونه های مختلف دارد. گونه زبانی ابتدا باید نمونه برداری از واحدهای مختلف زبان و شناخت جایگاه و رابطه هر یک با دیگری که اساس شناخت زبان داشت پس باید ابتدا زبان را به واحدهای آن تجزیه کرد که جمله مستقل که بزرگترین واحد زبان است و کوچکترین آن واج است و واحدهای زبان از کوچکترین تا بزرگترین دارای سلسله مراتب زیر است. واج، تکواژ، واژه ،گروه، جمله، جمله مستقل.
در این دستور دکتر گروه فعلی و ساختمان فعل و گروه اسمی و صرف و نحو را مورد بررسی قرار دادند.(وحیدیان، کامیار، 1389: 10-1)
کلباسی که در کتابشان بررسی یک گویش ایرانی که به گویش کلیمیان اصفهان پرداخته اند بیان میدارد که در بررسی آوا شناسی و واج شناسی، واجهای همخوانی( صامت) بیست و سه واج است و شش واج واکه ای (مصوت) که خصوصیات آوایی آنها را بیان کرده است و ایشان نیز در فصل اوّل به بررسی آواشناختی و واج شناسی اختصاص دارند و برخی از تفاوتهای آوایی بین این گویش و فارسی استاندارد پرداختند. و در فصل دوّم به ساخت واژه اختصاص دارد که در این فصل ساخت تصریفی و اشتقاقی و نیز واژه بستها مورد بررسی قرار گرفته. و در فصل سوّم به ساخت جمله و انواع آن اختصاص داده شده است و وجه و آهنگ بررسی شده بود.
شش واکه مرکب که در فارسی استاندارد وجود دارد در این گویش نیز دیده میشود و صداهای میانجی و تفاوتهای همخوانی که بین این گونه و فارسی معیار است مورد بررسی قرار دادند انواع کلمه در این گویش از نظر صرف تصریفی مورد بحث قرار گرفته که شامل اسم،مفرد و جمع ، ضمیر، صفت، قید، عدد،نقش نماها ( حروف اضافه، حروف ربط و حرف تعریف، حروف ندا )اصوات و فعل، مصدر ،اسم مفعول، و انواع فعل از نظر زمان و صرف و نحو (ساخت جمله) جمله، اجزا جمله و گروه اسمی و قیدی، گروه فعلی و انواع جمله از نظر تعداد فعل و انواع جمله از نظر آهنگ ( خیزان، افتان) مورد بحث قرار گرفته است (کلباسی، 1373: 145-19)
برومند سعید در واژه نامه گویش بردسیر در موارد گونه زبانی چنین گفته اند : زبانهای محلّی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو می کنند گویشی می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند، گویش ممکن است دارای ادبیات مکتوب هم باشد مانند کردی، کرمانی و ...
زبان ابزاری است آوایی که برای ارتباط و تفاهم و تبادل علمی و فرهنگی میان افراد یک جامعه به کار می رود. و از مجموعه واژه های گویشی میتوان اوضاع اجتماعی،اخلاقی و نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. (برومند سعید، 1375: ص12-7)
زمردیّان در بررسی گویش قاین این چنین آورده اند که گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گرد آوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد. گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیات، جامعه شناسی مردم شناسی و تاریخی می باشند. در ایران گرد آوری گویشها و زبانهای محلّی ونیز بررسی علمی آنها میتواند خیلی از مشکلات لغوی و دستوری زبان فارسی را حل کند و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد، هم چنین با استفاده از دستور و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد و همچنین میتوان با استفاده از دستور واژگان بسیاری از نکات مبهمی را که در متون کهنه فارسی دری است بر طرف نمود زیرا در حقیقت این گویشها ادامه همان زبانی است که در متون کهنه فارسی دری به کار رفته است. این کتاب و گویش توصیف واجی و همخوانها، طبقه بندی همخوانها و صرف (ساخت شناسی) و دستگاه فعل و نحو و ساختمان واژه بررسی شده است. و بسیاری از واژگان عامیانه قاین ذکر شده است . (زمردّیان، 1368: 204-13)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید چهار روش در پیش رو داریم:
1-بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو
2-جعل واژه ای بسیط
3-وام گرفتن از زبان بیگانه دیگر
4-بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی
به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را دارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویش دارند.گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته با الگو ساخت آنها پی برد و به این ترتیب میتواند معنای صورتهایی را که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد. ( طباطبایی، 1382: ص11-10)
بررسی دو گویش و گونه زبانی جیرفت و بافت نیز و مقایسه آن با فارسی معیار که توسط خانم جلالی انجام شده بود که ایشان نیز از نظر زبان شناسی، بررسی آوایی و واج شناسی و بررسی واژگان از نظر صرف و نحو مورد نظر قرار داده بودند و زبان شناختی و دستور زبان را توامان در نظر گرفته بودند. تاثیر پذیری گویش جیرفت از گویش استانهای هم مرز کرمان باشد هرمزگان و سیستان بلوچستان زمینه ساز این تفاوت و تمایز بوده است.
این بررسی زبان شناختی علمی این دو گونه برای حفظ نگهداری لهجه و گویش این دیار است که لهجه های ایرانی دارای ارزش فرهنگی هستند جمع آوری آنان از فراموشی آنها جلوگیری می کند. و نشان میدهد که این لهجه ها دارای ویژگی های آوایی،صرفی، و نحوی می باشند. که مورد توجه قرار گرفت. که از لهجه هایی هستند که در عین حال دارای تفاوتهای با فارسی معیار دارند و باعث شده که از نوع گونه و گویش آنها پی به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و روابط آنها برد.
با بررسی و مقایسه گویشهای رایج در استان کرمان میتوان به وجوه اشتراک و افتراق در این گویشها پی برد با این بررسی از سویی شاهد فرایندهای واجی مشترک آنها و نیز قرابت تاریخی و جغرافیایی این گویشها می باشد. از سوی دیگر شاهد تفاوت نسبی این گویشها هستیم این تفاوت در مقایسه با زبان، معیار در شهرستانهای مختلف استان کرمان شدّت و ضعف دارد و به عنوان مثال گویش جیرفت از نظر آوایی، واژگانی و دستوری شاخصه هایی دارد که آن را متمایز از گویش های سایر نقاط استان می کند.
در کتاب آوا شناختی ام . کی . سی مک موان ترجمه محمد فائض چنین آمده است:
صدا ادراک حرکت ذرّات هواست که باعث لرزش پرده گوش میشود ذرات هوابی نهایت کوچک هستند و زمانی که به حرکت درمی آیند الگوهایی از امواج صوتی را تشکیل میدهند. در صوت شناسی مفاهیمی مانند دامنه ارتعاش، طنین و تحلیل شکل امواج اساس شناخت ساختار امواج صوتی را تشکیل میدهد که آواشناسی یا مطالعه علمی گفتار، نه تنها شامل بررسی ساختار و الگوهای امواج صوتی می شود بلکه چگونگی تولید امواج صوتی را نیز بررسی می کند.
نظام نوشتاری الفبایی بسیاری از زبانها، نه تنها انسان را بر آن میدارد که تصور کند گفتار از قطعات آوایی تشکیل شده بلکه باعث به وجود آمدن اصطلاحاتی مانند همخوانی، و واکه نیز شده است. معمولا جهت توصیف خصوصیات فیزیکی که باعث بلندی صدا میشوند از واژه تکیه استفاده می شود. در واج شناسی با یک زبان واحد یا گونه ی واحدی از یک زبان سروکار دارد واژه یکی از نقاطی است که درآن دستور زبان و واج شناسی بهم می پیوندند و از نظر دستوری میتوان واژه ها را واحدهایی تلقی کرد که دارای ساختار نحوی می شوند و از ترکیب تکواژها، ( ریشه) پسوندها و پیشوندها ) بر طبق قوانین تمرینی و اشتقاقی که به وجود می آیند. ( مک موان ، 1373:ص 22-11)
بابک در بررسی زبان شناختی زرند گفته اند که پرسش و پرس و جو در شمار معانی (بررسی) در لغت نامه دهخدا است فرهنگ فارسی معین (بررسی) را (رسیدگی) و (تحقیق) معنی کرده است.
در این کار ، مراد از بررسی، پرس و جو و تحقیق است. به این اعتبار که پرس و جو گر و محقق، همچون رونده ای است که هنرش در رفتن است . این روند اگر توفیق یارش باشد، هرگز نمی رسد که رسیدن، پایان است. آن کس که گمان کند رسیده است، رفتن را آغاز نکرده بوده است. چون شناخت این بررسی ، وابسته ی تعریف دقیق شماری از اصطلاحات به کار رفته در آن است ، نخستین فصل را به تعریف اصطلاحات اختصاص داده اند. اصطلاحاتی مانند آوا، آهنگ، انسدادی، بی آوا، جمله ، تکیه و تکواژ و زبان و ... ایشان گفته اند که زبان شناختی بررسی علمی زبان است که باید از مشاهده ی فرضیه سازی و آزمایش گذشت تا بتوان به نتیجه رسید. و گویش را صورت دگرگون شده ای از یک زبان که برای گویندگان به دیگر صورت های دگرگون شده قابل فهم باشد : مثلا کرمانی ، شیرازی و ... از گویش های زبان فارسی هستند. ایشان در فصل دوّم کتاب توصیف واجی و توصیف همخوان ها را داشتند و در فصل سوّم دستگاه آوایی که شامل تکیه ، ابدال، حذف، افزایش و قلب است پرداختند و در کل به صرف (ساخت واژه) و به نحو (ساخت جمله) به بررسی علمی زبان شناختی پرداختند که من از مطالعه این کتاب بهره جستم. (بابک،1375:ص 12 - 7).
صفوی در کتاب زبان شناختی به مباحث زبانی زیر پرداخته اند :
ارزش هر واج در یک زبان به ارزش واج های دیگر آن زبان وابسته است که در کل نظامی را به وجود می آورند و عناصر موجود در این نظام در رابطه متقابل با یکدیگرند.
رابطه متقابل میان واحدهای زبان ، در مورد واحدهای بزرگ تر از واج ها مثلا واحدهای طبقه واژگان نیز صادق است. و هر واحد دستوری زمانی از نقش زبانی برخوردار خواهد بود که در طبقه خود با واحدهای دیگر در تقابل باشد. در هر زبان، رابطه متقابل میان واحدهای آن زبان بر روی دو محور جانشینی و همنشینی قابل تبیین است.
هلیدی ، مکینتاش استرونس در کتاب خود (ک 13 ، ص 18) طرحی از عملکرد زبان به دست می دهند. بر اساس نظریه ی آنها ، تمامی زبان های جهان از امواج صوتی در گفتار و – در صورت لزوم – از نشانه های خطی در نوشتار به عنوان ماده اولیه استفاده می کنند. هر زبان به شکلی خاص خود میان ماده اولیه و جهان بیرون رابطه برقرار می سازد (ک 32 ، ص 21) . بخش درون زبانی طرح آنان را می توان شامل سه سطح اصلی تحقق صوری ، صورت ، معنی شناسی دانست (ک 18 ، ص 37).
جدول 2-1- بخش درونی زبان
معنی شناسی صورت تحقق صوری
معنی
(صریح یا شناختی) دستور و واژگان دستگاه واجی
دستگاه خطی
این نمودار نشان دهنده بخش درون زبانی طرح هلیدی است و کل تصویری را که وی از زبان شناسی و زبان شناختی در ذهن دارد ، به دست نمی دهد. در این نمودار ، دستگاه واجی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیز ماده ی صوتی است و دستگاه خطی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیّز نشانه های خطی به شمار می رود. دستور به آن قسمت از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات بسته عمل می کنند. واژگان به آن بخش از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات باز عمل می کنند و معنی ارزشی است که یک عنصر ساختمانی در شبکه روابط دستوری زبان می یابد. (ک 32 ، ص 34-20).
به گفته لیچ این طرح در بررسی زبان شناختی گونه زبانی مؤثر است :
الف) هم آوایی : تلفظ واحد؛ صورت متفاوت . مثال : «شانه» کتف و «شانه» ابزار آرایش مو
ب) چند آوایی : صورت واحد؛ تلفظ متفاوت . مثال : و (va/،/o/) .
پ) هم معنایی : صورت متفاوت؛ معنی واحد . مثال : "دنیا و جهان"
ت) چند معنایی : صورت واحد؛ معنی متفاوت . مثال : «روشن» . (1.غیر خاموش . 2.غیر تاریک . 3.غیر تیره).
صفوی در کتاب از زبان شناسی به ادبیات در فصل هفتم ، هشتم و نهم، امکانات دستیابی به گونه های سه گانه ی توازن آوایی ، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار دارند و مشخص شد که انواع توازن از طریق تکرار عناصر وابسته به سطوح تحلیل آوایی ، واژگانی و نحوی تحقّق می یابد. هنگامی که زبان از قوه به فعل در آید، در دو گونه گفتار یا نوشتار تجلّی خواهد یافت . اگر این تجلی به صورت گفتار باشد، مادّه ی اولیّه ای که در آن به کار برده می شود صوت است اگر این تجلّی به صورت نوشتار باشد، مادّه اولیّه ای که در آن به کار برده می شود نشانه های دیداری است. در چنین شرایطی باید از میان تمامی اصوات که گوینده می تواند به تلفّظ در آورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجاهای مورد استفاده در آن زبان را بسازند ، همنشینی عناصر دستوری برای ساخت عنصر دستوری مرتبه بالاتر ، تابع مجموعه ای از قواعد ویژه خود خواهد بود. (صفوی، 1367 : 175 ـ 173)
بدین ترتیب ، برای تولید یک جمله ، مجموعه ای از قواعد آوایی ، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند و برای بررسی زبان شناسی و زبان شناختی یک گونه زبان باید هم قواعد دستوری و صرفی و آوایی مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوّم :روش تحقیق3-1- روش تحقیق
3-1-1 : روش تحقیق
نظری و کاربردیست یعنی هم کتابخانه ای و میدانی بوده است در بررسی یک گویش و لهجه و گونه زبانی، گردآوری واژه ها (واژگان گویشی) و استخراج واجهای گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی هایی که درآن واجها روی میدهد و بررسی در واژه ها و ساختمان آنان و قواعد دستوری گویش و زبانی و تجزیه و تحلیل آن قواعد از بایسته ترین کارهایی است که هر پژوهشگر باید انجام دهد. و این کار در صورتی تحقّق می یابد که مواد اولیّه تحقیق فراهم شود که همان گردآوری اطلاعات می باشد.
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات
نخست واژه های گویشی بی واسطه مستقیماً از زبان گویشوران و با تلفّظ ویژه آنان گرد آوری و با آوانویسی ثبت شد تا واژگان گویشی را داشته باشم و سپس با روش علمی از راه گفت و گوی مستقیم، پرسش و پاسخ و گفت و شنود با گویشوران ثبت گفتار و مکالمات آنان فراهم شد. و افزون بر اینها افسانه ها و داستان ها، چیستانها ، مثلها، شعرها و ترانه ها و دعاها، نفرین ها و نوحه ها و لالایی ها و .. را که با بررسی آنان میتوان دستور تاریخی گویشی را هم مطالعه کرد گرد آوری کردم که روش تحقیق میدانی و کتابخانه ای است و استفاده از ضبط بوده است.در بررسی یک زبان باید محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی هم بررسی شود و عوامل اجتماعی نیز در این امر موثرند، مانند وجود طبقات اجتماعی، بیشه ها و مشاغل،آداب و رسوم و اعتقادات و ارتباطات و عوامل دیگری مثل بی سوادی ،و با سوادی مؤثر است.
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتدر این بررسی واج شناسی که مربوط است به بررسی درباره واجهای گویش و زبانی رفسنجان و شناسایی واجگاه های آنان و بررسی ویژگیها و دگرگونی ها آنها که برای شناخت واج های یک زبان یا گویش آسان ترین راه که هر واج با یک یا چند واج هم واجگاهش مقایسه گردد که از روش جانشینی استفاده میشود ابتدا اطلاعات جمع آوری و فیش برداری و طبقه بندی می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.و دستور زبان که مطالب و مسائل مربوط به واژه، جمله در گویش رفسنجان و شناسایی ساختمان و ساختار واژه ها و جمله ها و قواعد دستوری این گویش (صرف و نحو) و مقایسه آن با قواعد دستور زبان فارسی رسمی و معیار می باشد و برخی واژه های عامیانه پس علم زبان شناسی و دستور زبان توامند. من بررسی خود را بر همان شیوه دستور نویسی متداول درباره این گویش انجام داده و از راه مقایسه و تطبیق موارد اشتراک و اختلاف قواعد دستوری گویش رفسنجان با زبان فارسی معیار نشانه داده شده است.
فصل چهارم :یافته های تحقیق4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها :چون شناخت این پژوهش، وابسته تعریف دقیق شماری از اصطلاحات بکار رفته در آن است، بهتر دانسته شد که در ابتدا به تعریف این اصطلاحات اختصاص یابد.
4ـ2ـ1 گروه همخوان بیش از یک همخوان که در پی هم در یک هجا یا تکواژ ظاهر می شود، گروه همخوان نامیده می شود؛ مثل گروه همخوان (فت،ft) در (رفت raft). ( بابک، 1375، ص:5 )
4ـ1ـ2 جمله آن واحد از زبان فارسی که از یک فراکرد یا بیشتر ساخته شده و خود در واحد بالاتری به کار نمی رود جمله نامیده می شود، جمله بزرگترین واحد زبانی است. (همان، ص:5)
4ـ1ـ3 چاکنایی
ویژگی دو گونه از واج هاست :
الف : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با بسته و باز شدن بی درنگ تار آواها : v
ب : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با سایش در چاکنای ، با جریان هوای برآمده ، از شش ها : /h/ (همان، ص:5)
4ـ1ـ4 دولبی آوایی گفتاری است که در تولید آن لبها بسته می شود.
واج های /b/ /p/ /m/ دو لبی هستند.
آوایی (واکدار) : لرزش تار آوا احساس شود : بِ (b)
بی آوایی : (بیواک) : لرزش تار آواد با ادای آن همراه نباشد : پ (p) (همان، ص:5)
4ـ1ـ5 زبان کلمه زبان هم در عرف و هم در اصطلاح زبان شناسان بر« بیان معانی و ارتباط میان اذهان بشر به وسیله ی گفتن و شنیدن » اطلاق می شود. (خانلری ، ج1، ص: 6)
زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است؛ این طرح ها و الگوها بین امواج انرژی که از گوینده ساطع می شود از یک طرف و وقایع جهان بیرون از طرف دیگر ، رابطه برقرار می کند.
(باطنی ، 1385 ، 6).
4ـ1ـ6 واژه مرکبواژه ای است که دست کم ، دو تکواژ آزاد در ساخت آن به کار رفته باشد مثل : نوروز (بابک،1375،ص:13)
4ـ1ـ7 واژه مشتق واژه ای است که دست کم از یک تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته ساخته شده مثل (شده). (همان، ص:14)
4ـ1ـ8 واج کوچکترین واحد در نظام آوایی زبان ، واج نامیده می شود. (همان، ص:13)
4ـ1ـ9 واژه واژه را می توان از چهار نظر تعریف کرد :
1-از نظر آوایی : یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده ، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک "درنگ" وجود دارد. یعنی می توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد .
2-از نظر ساخت صرفی : از یک یا چند واژک تشکیل شده و در سلسله مراتب واحدهای دستوری زبان ، در ساختمان گروه به کار می رود.
3-از نظر معنایی : عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم منفرد دلالت دارد.
4-از نظر املایی : دارای وحدت املایی است، به این معنی که در نوشته ، معمولا فاصله هایی در دو طرف آن رعایت می شود.) کلباسی1375، ص 21-20 )
4-1-10 اندامهای گفتار

شکل 4-1-اندام های گفتار
4ـ1ـ10 مهمترین اندام گفتار زبان است از این رو به این اندام نام "عمل گفتار" نیز داده شده است.
در داخل دهان کام به سه قسمت ، از عقب دهان به جلو عبارتند از :
1)پرده کام: زایده ای است که در عقب کام قرار دارد و در مسیر صوت می باشد. مانند: /y/ ،/g/ ،/x/
2) نرم کام : که به ملازه پرده کام منتهی می شود و ناحیه نرم کام است. مانند /k ، g/
3) پیشکام : که قسمت پیشین که به لثه ها منتهی می شود .
4)خیشوم : فضای تهی است که میان پرده کام و(ملازه) سوراخ های بینی واقع شده است که نقش آن در تولید آواهای دماغی است. مانند : م / m
5) میانکام : واکه آوایی که در هنگام ادای آن ، زبان در حالت طبیعی است حالتی میان افراشته مانند e / ، / ه / (واکه یا مصوت زبان به آن دسته از اصواتی گفته می شود که در تولید آنها هوای مرتعش شده از تار آوا به دو لب رسیده و از دهان خارج می شود و هیچ گونه تنگی وجود ندارد. (برومند سعید، 1373،ص 19ـ 18 )
4ـ1ـ11 آهنگ آهنگ عبارت است از تغییراتی که در زیر و بمی صدا ، در گفتار ، پیوسته رخ می دهد. (وحیدیان کامیار ، 1384. 79)

aaq35

این پایان قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح ، پایین تر یا بالاتر ) در سایر دانشگاه ها و مؤ سسات عالی ارائه نشده است .
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل ، قصداستفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب ، ثبت ، اختراع و ..... از این پایان نامه را داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم .
چنانچه در هر مقطعی و زمانی بر خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشی از آنرا می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقرارت رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت .
نام ونام خانوادگی : صدیقه انجم شعاع
تاریخ و امضاء
تقدیم به :
پدر و مادر عزیز ومهربانم
و
همه مردم خوب رفسنجان
کوش تا برره سپاس شوی
تا حقّ اندیش و حقّ شناس شوی
اوحدی مراغه ای
سپاسگزاری
پس از سپاس و ثنای خداوند ، که همواره قاصر از شکر لطف و عنایت بی حدّ اویم،
سپاس از حضور استاد ارجمندم سرکار خانم دکتر واله جلالی استاد محترم راهنما ، و آقای دکتر معین زاده مشاور و خانم دکتر جعفری که داور این پژوهش و آقای دکتر هوشمند اسفندیا پور مدیر گروه ادبیات و جناب آقای برومند مسئول محترم پژوهش دانشگاه و همه ی خوبانی که تدوین این رساله مرهون مساعدت و همراهی این عزیزان است.
باشد که این کوچکترین بخش از زحمات آنان را سپاس گوید.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC t "18;2;36;1;16;3;14;4;13;5" نشانه ها PAGEREF _Toc368136010 h ‌ن
چکیده : PAGEREF _Toc368136011 h ‌ع
مقدمه: PAGEREF _Toc368136012 h 1
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان : PAGEREF _Toc368136013 h 1
استان کرمان : PAGEREF _Toc368136014 h 1
کرمان به روایت تاریخ : PAGEREF _Toc368136015 h 2
مراکز تاریخی و باستانی : PAGEREF _Toc368136016 h 2
ویژگی های فرهنگی کرمان : PAGEREF _Toc368136017 h 2
رفسنجان : PAGEREF _Toc368136018 h 3
تاریخچه رفسنجان : PAGEREF _Toc368136019 h 3
جاذبه های تاریخی : PAGEREF _Toc368136020 h 3
جاذبه های طبیعی : PAGEREF _Toc368136021 h 4
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136022 h 4
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی : PAGEREF _Toc368136023 h 5
نمونه ای از لالایی : PAGEREF _Toc368136024 h 6
نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان : PAGEREF _Toc368136025 h 6
فصل اوّل : کلیّات طرح تحقیق PAGEREF _Toc368136027 h 7
1-1- بیان مساله PAGEREF _Toc368136028 h 8
1-2- پرسش اصلی تحقیق PAGEREF _Toc368136029 h 9
1-3- اهمّیّت تحقیق PAGEREF _Toc368136030 h 9
1-4- اهداف تحقیق : PAGEREF _Toc368136031 h 9
کاربرد گویشها : PAGEREF _Toc368136032 h 9
1-5- فرضیّه های تحقیق: PAGEREF _Toc368136033 h 10
1-6 تعریف واژگان کلیدی PAGEREF _Toc368136034 h 10
فصل دوم : پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc368136036 h 12
2-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc368136037 h 13
فصل سوّم : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136039 h 19
3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc368136040 h 20
3-1-1 : روش تحقیق PAGEREF _Toc368136041 h 20
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc368136042 h 20
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc368136043 h 20
فصل چهارم : یافته های تحقیق PAGEREF _Toc368136045 h 21
4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها : PAGEREF _Toc368136046 h 22
4ـ2ـ1 گروه همخوان PAGEREF _Toc368136047 h 22
4ـ1ـ2 جمله PAGEREF _Toc368136048 h 22
4ـ1ـ3 چاکنایی PAGEREF _Toc368136049 h 22
4ـ1ـ4 دولبی PAGEREF _Toc368136050 h 22
4ـ1ـ5 زبان PAGEREF _Toc368136051 h 22
4ـ1ـ6 واژه مرکب PAGEREF _Toc368136052 h 23
4ـ1ـ7 واژه مشتق PAGEREF _Toc368136053 h 23
4ـ1ـ8 واج PAGEREF _Toc368136054 h 23
4ـ1ـ9 واژه PAGEREF _Toc368136055 h 23
4-1-10 اندامهای گفتار PAGEREF _Toc368136056 h 23
4ـ1ـ11 آهنگ PAGEREF _Toc368136057 h 24
4ـ4ـ12 انسدادی PAGEREF _Toc368136058 h 24
4ـ1ـ13 تکواژ PAGEREF _Toc368136059 h 24
4ـ1ـ14 تکیه : PAGEREF _Toc368136060 h 25
4ـ2: بررسی آوا شناسی و واج شناسی PAGEREF _Toc368136061 h 26
4-2-1- واکه ها : PAGEREF _Toc368136062 h 26
4-2-1-1- واجهای واکه ای : PAGEREF _Toc368136063 h 26
4-2-1-2- واجگونه های واکه ای PAGEREF _Toc368136064 h 27
4-1-1-3-واکه های مرکب (دوگانه) PAGEREF _Toc368136065 h 30
4-1-1-4- واکه های میانجی PAGEREF _Toc368136066 h 30
4-2-2- همخوانها PAGEREF _Toc368136067 h 31
4-2-2-1- واجهای همخوانی PAGEREF _Toc368136068 h 31
4-2-2-2- ساختمان هجا PAGEREF _Toc368136069 h 35
4-2-2-3- آواهای زبان فارسی : PAGEREF _Toc368136070 h 36
4-2-2-4- توازن واجی PAGEREF _Toc368136071 h 37
4-2-2-5- دگرگونی همخوان ها PAGEREF _Toc368136072 h 37
4-2-2-6- تکیه PAGEREF _Toc368136073 h 48
4-3 : صرف (ساخت واژه) PAGEREF _Toc368136074 h 50
4-3-1- اسم PAGEREF _Toc368136075 h 50
4-3-1-1-ساده-مرکّب : PAGEREF _Toc368136076 h 50
4-3-1-2- جامد – مشتق : PAGEREF _Toc368136077 h 50
4-3-1-3- مفرد – جمع PAGEREF _Toc368136078 h 51
4-3-1-4- معرفه - نکره PAGEREF _Toc368136079 h 51
4-3-2- اضافه PAGEREF _Toc368136080 h 52
4-3-3 ضمیر PAGEREF _Toc368136081 h 54
4-3-1-3-1- ضمیر در جایگاههای نحوی جمله : PAGEREF _Toc368136082 h 56
1- جایگاههای بنیادین : PAGEREF _Toc368136083 h 56
2- جایگاههای توضیحی PAGEREF _Toc368136084 h 58
3- جایگاههای وابسته PAGEREF _Toc368136085 h 59
3-1- مضاف الیه PAGEREF _Toc368136086 h 59
3-2- بدل PAGEREF _Toc368136087 h 60
4-3-4- صفت PAGEREF _Toc368136088 h 60
2- صفت اشاره : PAGEREF _Toc368136089 h 60
3- صفت اشاره تأکیدی PAGEREF _Toc368136090 h 61
4- صفت پرسشی PAGEREF _Toc368136091 h 61
5- صفت مبهم PAGEREF _Toc368136092 h 61
6- صفت تعجّبی PAGEREF _Toc368136093 h 61
7- صفت عددی PAGEREF _Toc368136094 h 61
4- 3-5- قید PAGEREF _Toc368136095 h 62
4-3-6- نقش نماها PAGEREF _Toc368136096 h 63
4-3-7- نشانه ندا PAGEREF _Toc368136097 h 64
4-3-8- نشانه تصغیر PAGEREF _Toc368136098 h 65
4-3-9- اصوات PAGEREF _Toc368136099 h 65
4-3-10- فعل PAGEREF _Toc368136100 h 66
10-1-زمان : PAGEREF _Toc368136101 h 66
10-1-1- شکل ساخته شده از بن مضارع : PAGEREF _Toc368136102 h 67
10-1-2- ماضی (گذشته) : PAGEREF _Toc368136103 h 70
10-1-3- ستاک حال PAGEREF _Toc368136104 h 71
10-1-4- ستاک گذشته PAGEREF _Toc368136104 h 71
4-3-11- مصدر PAGEREF _Toc368136105 h 72
4-3-12- اسم مفعول (صفت مفعولی) PAGEREF _Toc368136106 h 72
4-3-13- شخص PAGEREF _Toc368136107 h 73
4-3-14-جهت (لازم،متعدّی) PAGEREF _Toc368136108 h 73
4-3-15- فعل معلوم و مجهول PAGEREF _Toc368136109 h 74
4-3-16- فعل از نظر ساخت اشتقاقی : (ساختمان) PAGEREF _Toc368136110 h 75
4-3-18- پیشوندهای اشتقاقی : PAGEREF _Toc368136111 h 78
4-3-19- پسوندهای اشتقاقی PAGEREF _Toc368136112 h 79
4-4 نحو (ساخت جمله) : PAGEREF _Toc368136113 h 82
4-4-1- نحو : PAGEREF _Toc368136114 h 82
4-4-2- مطابقه فعل با نهاد در مفرد و جمع PAGEREF _Toc368136115 h 82
4-4-3- اقسام جمله PAGEREF _Toc368136116 h 84
4-4-4- اجزای جمله PAGEREF _Toc368136117 h 86
4-4-5- ساختمان و ترتیب اجزای جمله : PAGEREF _Toc368136118 h 87
4-4-5-1- جمله خبری (اخباری التزامی) PAGEREF _Toc368136119 h 87
4-4-5-2- جمله های پرسشی : PAGEREF _Toc368136120 h 88
4-4-5-3- جمله های امری – ندایی : PAGEREF _Toc368136121 h 88
4-4-5-4- جمله های تعجّبی : PAGEREF _Toc368136122 h 89
4-4-6- انواع گروه در جمله PAGEREF _Toc368136123 h 89
4-4-7- گروه فعلی مرکّب PAGEREF _Toc368136124 h 92
4-4-8- تطابق فاعل و فعل از نظر شخص و شمار : PAGEREF _Toc368136125 h 93
4-4-9- جمله و اجزاء آن PAGEREF _Toc368136126 h 93
4-4-10- حذف در جمله PAGEREF _Toc368136127 h 94
4-4-11- انواع جمله از نظر جایگاههای بنیادی: PAGEREF _Toc368136128 h 97
4-4-12- انواع جمله از نظر نوع فعل PAGEREF _Toc368136129 h 100
4-4-12-1- جمله با فعل اسنادی PAGEREF _Toc368136130 h 100
4-4-12-2-جمله با فعل غیر اسنادی : PAGEREF _Toc368136131 h 101
4-4-13- مفعول و انواع مفعول : PAGEREF _Toc368136132 h 101
4-4-13-1-مفعول مستقیم : PAGEREF _Toc368136133 h 102
4-4-13-2-مفعول غیر مستقیم : PAGEREF _Toc368136134 h 102
4-4-14- انواع جمله از نظر تعداد فعل PAGEREF _Toc368136135 h 104
4-4-14-1-جمله ساده : PAGEREF _Toc368136136 h 104
4-4-14-2- جمله مرکّب : PAGEREF _Toc368136137 h 104
یک- جمله مرکّب همپایه : PAGEREF _Toc368136138 h 105
دو– جملات مرکب ناهمپایه : PAGEREF _Toc368136139 h 105
4-4-14-3- جمله شرطی PAGEREF _Toc368136140 h 106
4-4-15- انواع جمله از نظر آهنگ : PAGEREF _Toc368136141 h 107
4-4-15-1- افتان PAGEREF _Toc368136142 h 107
4-4-15-2- خیزان PAGEREF _Toc368136143 h 107
4-4-15-3- خیزان افتان PAGEREF _Toc368136144 h 107
فصل پنجم : نتیجه گیری PAGEREF _Toc368136146 h 108
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc368136147 h 109
پیشنهادها : PAGEREF _Toc368136148 h 111
پیوست136
منابع144

نشانه ها
نشانه های آوایی که در این پژوهش برای واج نویسی به کار رفته است :
الف-همخوانها
نشانه های آوایی نشانه های فارسی
B ب
P پ
M م
V و
F ف
D د
T ت
Z ز/ذ/ض/ظ
S س/ص/ث
N ن
R ر
L ل
J ج
c چ
s ش
Y ی
G گ
K ک (پیش کامی)
C ک (پس کامی)
X خ
q ق
غ
H ه/ح
و ع/ء
ب-واکه ها
a اَ / ا
a ـــَـــ
I ای
E ــــِــ
کسره بسیار خفیف مثل واژه ی سرا sra
O و/ ــــُــ
U اوَ/وَ
ew اِو/و : مثل واژه ی جِوُد-jeud : به معنای یهودی
چکیده :
زبان فارسی زبان نوشتار ، زبان شعر و ادب و زبان علمی مشترک ماست اما فارسی زبانان در هر گوشه و کنار این سرزمین به فارسی صحبت می کنند که با وجود اشتراک در اصول و مبانی با فارسی رسمی ، هر یک ویژگی های خاص خود را دارند. این رساله در پنج فصل گرد آوری شده است، فصل اوّل به بیان مسأله و پرسش اصلی تحقیق ، اهداف و فرضیّه تحقیق پرداخته شده است ، در فصل دوّم ، پیشینه تحقیق ، فصل سوّم روش تحقیق آمده است ؛ فصل چهارم ، به تجزیه و تحلیل تحقیق پرداختم ، که شامل چهار بخش است ؛بخش اوّل آن به تعریف اصطلاحات پرداختم و در بخش دوّم به بررسی آواشناسی و واج شناسی و در بخش سوّم به صرف و در بخش چهارم به نحو پرداخته شده است ؛ فصل پنجم شامل نتیجه گیری و پیشنهاد و فهرست واژه نامه و نشانه ها و نقشه و پیوست است .
گردآوری گویش های محلّی و پژوهش در آنها از دیدگاه تاریخ و مردم شناسی هم اهمّیّت دارد زیرا به وسیله بررسی واژگان می توان نقطه های مبهم و تاریک سرگذشت یک قوم را روشن و خط سیر اقوام گذشته را مشخص کرد و اطلاعات سودمندی را جهت تحقیقات فراهم کرد و راهنمای ما در شناخت تار و پود فرهنگی ، اجتماعی و آداب زندگی مردم صاحب آن گویش شود و آن گاه در بررسی تاریخ و ادبیات و برقراری روابط می توانیم از موضعی آگاهانه برخورد کنیم.
در این رساله به بررسی زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان پرداخته می شود که استخراج واژه های گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی ها و قواعد دستوری ساخت شناسی و ساختار (صرف و نحو) مقایسه و تطبیق موارد اختلاف و اشتراک آن قواعد دستوری گونه رفسنجانی با فارسی معیار نشان داده شده است. و واژه گویشی مستقیما از زبان گویشوران گردآوری و با آوای آن ثبت شد و گفتگوی مستقیم ثبت مکالمات ، افسانه ها ، داستان ها ، مثل ها ، شعرها دعاها و ... فرهنگ و آداب و رسوم می توان به گونه زبانی رفسنجان پی برد.
کلید واژه: رفسنجان ، لهجه ، گویش ، زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم
مقدمه:زبان یک نهاد اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان یک ابزار برای برقراری ارتباط به کار میرود، تحوّل بر اساس بنیادهای جامعه، سیاست، مذهب، آداب و اصول و مشاغل می باشد، در دستور زبان هم تحوّل ایجاد میشود، زبان به جامعه وابسته است و به طبع با تحّول که در جامعه رخ میدهد زبان هم تحّول میگیرد و واژگان که افراد در جامعه به کار می برند بیش از هر چیزی دگرگونیهایی اجتماعی را در جامعه باعث میشود.
آشنایی با گویشهای محلّی و منطقه ای یک محدوده سرزمینی از جمله رفسنجان به عنوان یکی از راههای شناخت آداب و رسوم و خلقیّاتی یک قوم و یک گروه محسوب میشود.
گاه با شناخت گویشها، اصطلاحات، ضرب المثلهای یک منطقه نحوه نگرش رفتار اجتماعی آن منطقه به عنوان آداب و رسوم آن خطه خودنمایی میکند.
گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گردآوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد، گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیّات، جامعه شناسی و مردم شناسی و تاریخی می باشند استفاده از دستور و واژگان بسیاری از نکات مبهم و زیان هنگفتی که متوجه تاریخ زبانهای ایران در نتیجه تاریخ زبان فارسی خواهد شد را دریافت.در بررسی زبان شناختی پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان یاری بجوید و به گفته خطیب رهبر دستور زبان فارسی از قاعده هایی که برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بیان فکر و مطلب به ما می آموزد فراهم آمده است.
فکر و اندیشه در قالبی ریخته می شود که به آن جمله گویند، جمله هم از اجزایی ساخته می شود که کلمه نام دارد و هر کلمه از حرف ترکیب می شود و حرف از صوت که در هر گونه زبانی به شیوه خاص تلفظ می شود.
هدف زبان شناختی یک گونه زبانی نیز بررسی واژگان از نظر ساختار و ساخت شناسی می باشد. (خطیب رهبر، 1381: 9)
این پژوهش شامل پنج فصل می باشد فصل اوّل کلیّات طرح تحقیق فصل دوم پیشینه تحقیق و فصل سوّم روش تحقیق و فصل چهارم یافته های تحقیق و فصل پنجم نتیجه گیری، پیشنهاد ها و واژه نامه می باشد.
موقعّیت تاریخی، جغرافیایی و طبیعی استان کرمان و شهرستان رفسنجان :استان کرمان :
در جنوب شرقی ایران واقع شده است و از شمال با استان های خراسان و یزد و از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از خراسان دومین استان پهناور کشور می باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می رود و در گذر زمان گنجینه های فرهنگی و تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمد که نمایانگر روند تاریخی، حیات اقتصادی و اجتماعی آن است.
کرمان به روایت تاریخ :قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن برجاست – گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان که در همین محل، شهری آباد یا قلعه ای مهم وجود داشته است. مؤلف جغرافیای کرمان، معتقد است که در حدود 220 پیش از میلاد – به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر - این محل «گواشیر» نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده ایت. بنابر گفته «هرودت» کرمانیان از ده طایفه پارسی ها می باشد.
در روایات اساطیری آمده که کیخسرو، کرمان و مکران را به رستم بخشید و همچنین نشانه هایی از فرمانروائی «بهمن» بر این خطه می دهند و سپس سخن از حکومت اشکانیان است که اردشیر بلاش اشکانی را شکست داد و بنای گواشیر را در پنج هزار و هفت صد و هفتاد و دو سال بعد از هبوط آدم به طالع میزان بنا نهاد. گویند کرمان آخرین پناهگاه یزدگرد پادشاه ساسانی بوده است و کرمان در زیر سلطه حکومتهای قدرتمند مثل دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. و بعد از انقراض سلسله زند به وسیله آقامحمدخان قاجار و تصرف کرمان ظلمهای بی شمار به مردم کرمان کرد.
گرچه جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون «ابراهیم خان ظهیرالدوله» محمد اسماعیل خان لوری «وکیل الملک» به بازسازی کرمان و تحبیت قلب ها بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان و وکیل گذشته ها تا حدودی را به فراموشی بسپارند.
مراکز تاریخی و باستانی :
مدرسه گنجعلیخان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعّیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبد جبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی خان و کاروانسرای وکیل، کاروانسرای حاج آقا علی، تخت درگاه قلی بیگ، مسجد امام، مسجد پامنار، ارگ بم و ... می باشد.
ویژگی های فرهنگی کرمان :
فرهنگ زرتشتی، اعیاد مذهبی، جشن سده، جشن مهرگان، مهمان نوازی، توجه به اعتقادات و باورهای مذهبی و پای بندی به مراسم ملّی و سنتّی می باشد.
از مهمترین صنایع دستی کرمان : قالی، پته، قلم زنی مس و چاقوسازی نام برد.
استان کرمان شامل شهرستان های زیادی است که از جمله شهرستان رفسنجان که به ذکر آن می پردازم :
رفسنجان :سرزمین مردان و زنان پرتلاش و انسان های سخت کوش و متفکری است که در بستری از سختی ها و مشکلات کویر، دیاری آفریده و سرزمینی را پی ریخته اند که به خطه طلای سبز معروف گردیده است. زندگی این مردم با کار و سازندگی عجین شده و ادامه حیات خود را در این معبر مقدس جستجو می کنند.
رفسنجان با وسعت 10678 کیلومتر مربع و حدود 300000 نفر جمعیت در جنوب شرق ایران و در شمال غربی استان کرمان قرار دارد و از شمال به استان یزد و از جنوب به شهرستان های بردسیر و سیرجان و از غرب به شهرستان شهربابک و از شرق به زرند و کرمان محدود می شود و دارای 6 شهر : رفسنجان، کشکوئیه، انار، امین شهر، سرچشمه، بهرمان، نوق و فردوس می باشد.
رفسنجان به دلیل مجاورت با کویر از جمله مناطق نیمه خشک و کم باران به شمار می رود. تابستان های آن گرم و زمستان هایش سرد و خشک است.
تاریخچه رفسنجان :رفسنجان شهری در آغوش کویر :
رفسنجان با تاریخی ریشه دار و قدمتی چند هزار ساله، همچون نگینی گرانبها بر دل کویر ایران می درخشد روایت تلاش و جدال دائمی مردم این ناحیه در طول تاریخ برای غلبه بر طبیعت ناسازگار این دیار، اسطوره ای است که باید به واقعیت پیوسته و به همین جهت رفسنجان کانونی پرجاذبه برای به وجود آمدن الگوهای مناسب مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و فعالیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی و تجاری بوده است.
رفسنجان شهری است از به هم پیوستن مجموعه روستاهای بهرام آباد، سعادت آباد، ده شیخ، عباس آباد، رحمت آباد، مؤمن آباد، کمال آباد و علی آباد تشکیل شده است.
به موجب یک نظر واژه رفسنجان معرب واژه رفسنگان است این تعبیر «رفسن» به معنی مس و «کان» به معنی معدن آمده است به طور کلی یعنی محلی که معدن مس وجود دارد. که پس از حمله اعراب به مرور تبدیل به رفسنجان شده است. بنا به نقل عامیانه ای نیز این محل ابتدا «سنجان» نام داشته و بر اثر سیل تخریب شده است و به آن رفت سنجان و به مرور زمان رفسنجان گفته شده است.
جاذبه های تاریخی : گرچه این دیار بارها توسط جهان گشایانی مثل تیمور، ازبک و دیگر اقوام مرز گریز تحت سلطه در آمده و غارت شده اما رونق این شهرستان باعث گردیده که در گوشه و کنار این دیار آثار و ابنیه تاریخی وجود داشته باشد. مثل قلعه ها، کوشکها، کاروانسراها، تیمچه، بازارها، آب انبارها، حمام ها، قیصریه رفسنجان، مراکز فرهنگی مذهبی، کاروانسرای کبوتر خان، خانه حاج آقا علی یا بزرگترین خانه خشتی جهان و آب انبار حاج آقا علی می توان اشاره کرد. علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه که طبیعت این دیار به ارمغان آورده است می توان اشاره کرد.
جاذبه های طبیعی :
علاوه بر موارد فوق شرایط اقلیمی، معادن عظیم مس سرچشمه، بزرگترین جنگل مصنوعی جهان (باغات 120 هزار هکتاری پسته) و ییلاقاتی چون سرچشمه داوران، دره در، راویز و خنامان نیز از جاذبه های طبیعت این منطقه است : بام رفسنجان، آبشار لولی کش، آب گرم ده ظهیر، رودخانه شاهزاده عباس، آب جوشان راویز و پدیده طبیعی چاه دریا نیز از اماکنی است که طبیعت برای مردم به ارمغان آورده است.
محصولات کشاورزی رفسنجان پسته است.
ارتفاعات نوق و داوران، کوههای معدن سرچشمه، کوه کمر و کوه سبز پوشان می باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم، سنّت ها و مردم شناسی رفسنجان :آداب و رسوم و عقاید و عادات اقوام و ملل بیانگر تفکر و خصوصیات آنهاست و از این طریق می توان روحیّه، متعلقات و خلقیّات خاص هر ملّت را دریافت.
منظور از فرهنگ مردم، دانستنی های توده مردم است که در قالب افسانه ها، قصه ها، لطیفه ها، ضرب المثل ها، معماها، ترانه ها، دعاها، نفرینها، قسمها، کنایات و ... در یک منطقه رواج دارد.
فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مختلف شده است.
از جمله مشخصه های مردم رفسنجان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنّت های ملّی مذهبی است تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، در کرمان و رفسنجان هنوز با شکوه برگزار می شود و همچنین مراسمی چون عید نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، خانه تکانی، تهیه سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی مانند پختن سمنو، کماچ سهن (سن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود.
سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملّی و سنّتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم رفسنجان است. روحیّه مردم رفسنجان متأثر از فرهنگ این جامعه است.
رفسنجانی ها صبور، قانع، فعال ، امین ومهمان نوازند و در رفسنجان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری وارادت به خاندان آن عصمت و طهارت(ع) بیشتر ازجاهای دیگر برگزار می شود.
انداختن سفره های نذری مختلف توسط زنان، اعتقاداتی چون تهیه ی چهل بسم الله در روز شهادت مولای متقیان، چهل منبر و روشن کردن شمع تهیه وخیرات وانواع خوراکی ها مثل روغن جوشی، حلوا، ابرام خانی(شله زرد)، ابگوشت امام حسینی، خیرات گوشت گوسفند و .. از سایر سنت های موجود در این دیار است.
در گذشته بازی هایی وجود داشت که امروز جز در برخی از روستاها آن هم به ندرت نمیتوان یافت مانند (اتلک تی تتلک)(سنگ شیشو)(گلپوچ) قایم موشک، شتر سواری و .... که هنوز هم در رفسنجان رواج دارد.
لازم به ذکر است که رفسنجانی ها گاه از اصطلاح چاق شدن به معنای درمان شدن و بهبود بیماری استفاده می کنند.
رفسنجانی ها در مورد سن و سال بر این باورند که بیست (نیست) چل (ول) پنجاه(ورجا) شصت(نشست) هفتاد(اوفتاد) نود (کنج لحد)
و نان های سنّتی که هنوز پخت می شود توسط زنان زحمتکش رفسنجانی مثل نون ارزن، نون بربری، فطیر(پتیر)، جو) کوپو، کورنو، پرزده، روغنی، شاطرو، شیری، تیری، ذرت و غذاهای سنتی مثل اماچو (شولی)، اماچو مکو، چغوت بریزو، پختو، تاس کباب، قاتق بابونه، گورماس، اماچو هوریشو، شامی، کشک کله جوش، فسنجان با پسته، اشکنه، آب دوغ خیار و خرما بریزو.
از جمله مساجد دیدنی این شهر مسجد جمعه( جامع) حاج شریف است که با سبک معماری بدیعی ساخته شده است.
مسجدابوالفضل انار و مسجد تاج آباد که از دوره صفویه بر جامانده از اهمیّت خاصی برخوردار است.
مراسم خواستگاری و ازدواج نیز در این شهر با شکوه خاصی برگزار می شود از مراسم خواستگاری تا بله برون تا جشن نامزدی و جشن عروسی مورد توجّه است که بزرگترها و ریش سفیدان فامیل با خانواده مرد به خواستگاری دختر مورد نظر می روند و البتّه با کله قند و نقل و شیرینی و گل و مراسم بعد مراسم بله برون است که خرج بله برون با خانواده دختر می باشد که خانواده داماد با فامیل های خود هدایایی را که شامل قرآن، چادر سفید، شیرینی، کله قند، کیک، کفش، نبات و سرویس طلا می باشد به طریقه خاصی در سینی ها یا به طریق امروزی در ظرف های مخصوص می گذارند و به خانواده عروس می برند و جشن می گیرند و خانواده داماد وقتی که کفش عروس را هدیه می دهند باید پول در کفش عروس بگذارند و عروس کفش ها را بپوشد و مراسم های بعدی عقد و عروسی است که برگزار می شود.
نمونه ای از دو بیتی عامیانه رفسنجانی :
غریبی سخ مرا دل گیر داره فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر وردار که غربت خاک دامنگیر داره
همچنین :
سر کوه بلند فریاد کردم امیرالمومنین را یاد کردم
امیرالمومنین ای شاه مردون که رو ور قبله ی حاجات کردم
و دوبیتی هایی مثل:
دو چشمونم به دراومد به یکبار زبس که گریه کردم از غم یار
بده دستمال ببندم روی چشمم که شاید چاق بشه از بوی دسمال
نمونه ای از لالایی :
لالالالا گلم باشی بخوابی از سرم واشی
لالایی ات می کنم با دس پیری که دس ننوی پیر بگیری
لالایی ات می کنم خوت نمی یاد بزرگت می کنم یادت نمیاد

نمونه ای از باورهای قدیمی رفسنجان :
اگر کف دست انسان بخارد پولدار می شود.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد ، مهمان می رسد.
شب شیشه زائو که به شب شیشه معروف است ، شیشه ای را بالای بام می گذارند . عده ای هم از بستگان شب زنده داری می کنند تا از آمدن جن و شیشه جلوگیری کنند.
اگر گوشت همدگه رو بخورن استخون همدگه رو لرد نمی دازن.
نمونه ای از ضرب المثل های رفسنجانی :
آب از کنج ناخونش نمی چکه : کنایه از خسیس بودن است.
(ترش بالا) چلو صافی به آفتابه میگه دو کتو : کنایه از شخص پر عیب که عیب دیگران را می گوید.
خونه همسایه کماچه به ما چه : کنایه از دخالت نکردن در کار دیگران
نانش را بگیر جانش را نگیر
دیوار حاشا بلند است
فصل اوّل :کلیّات طرح تحقیق1-1- بیان مساله
در این رساله بررسی زبان شناختی لهجه رفسنجان مورد بحث است و مساله اصلی جمع آوری لهجه ها و گونه های زبانی است که ویژگی زبانی مورد توجّه است، در این مورد زبان شناختی، کارکرد زبان مهّم است، مهّم نیست که ما زبان را چگونه تعریف کنیم، آن چه مهّم است این است که ما طبیعت زبان را بشناسیم و چگونگی کار آن را دریابیم. زبان وقتی از قوّه به فعل درمی آید یا به صورت گفتار است.و یا به صورت نوشتار اگر به صورت گفتار باشد مادّه اولیّه که درآن به کار برده میشود صداست یعنی ارتعاش هوا و جابجا شدن انرژی، اگر به صورت نوشتار باشد مادّه اولیّه آن نشانه هایی است دیداری که آن هم متعلق به زبان فیزیکی بیرون است.همه زبانهای جهان برای گفتگو درباره دنیای بیرون از انرژی صوتی استفاده می کنند از این لحاظ همه زبانها یکسان هستند، ولی نوع رابطه ای که بین امواج انرژی صوتی و وقایع بیرون برقرار می کنند متفاوت است. از اینجاست که زبانهای متفاوت به وجود آمده است پس مجموعه این الگوهای صوتی و وقایع دنیای بیرون زبان نامیده می شود. و زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است و زبان فارسی یک گونه یک دست است و یکسان نیست بلکه یک مفهوم کلی است و از اجتماع گونه های بیشماری ترکیب شده است این گونه ها همه دارای یک هسته مشترک هستند ولی در پاره ای خصوصیات مربوط به دستور و واژگان و ساختمان صوتی با هم اختلاف دارند پس باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد در این بررسی که زبان شناختی و گونه زبانی مورد بحث است. ابتدا باید ویژگی جمله ها ،واژگان، اقسام و اجزا و ساختار آنها ونیز مختصات واژه ها و ساختمان و اجزا و انواع و نقشهای آنان و همچنین مشخصات واج ها و دگرگونیهایشان از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی مربوط به موارد بالا بر عهده دستور زبان است. پس هم دستور زبان در بحث زبان شناسی و هم زبان شناسی در مباحث دستوری وارد میشود و بحث درمورد دستور یک زبان بی توجّه به اصول و مبانی زبان شناسی به همان اندازه ناقص می ماند که بحث درباره یک زبان از دیدگاه زبان شناسی بدون توجه به قواعد دستوری آن زبان. در این رساله منظور از تحقیق شناخت لهجه و گونه زبان مردم رفسنجان است. که شامل بررسی آوا شناسی ، واج شناسی، بررسی واژگان (صرف و نحو ) می باشد.
برای شناخت بیشتر از جهت گونه زبانی به تعریف مواردذکر شده در بررسی گونه زبانی می پردازیم:
آوا شناسی (صوت شناسی):
آوا : لرزش تار آوا احساس شود مانند ب و نوشتن صداهای یک زبان یا یک گویش به گونه ای که نمود دارد درست تلفّظ آنها باشد.(کلباسی ،1373 : ص57)
واج شناسی : واج کوجکترین واحد سخن است که تنها صوت دارد اما معنا ندارد ولی سبب تمایز معنایی می شود مانند سر و سیر (وحیدیان کامیار، 1389، ص 7 )
واژگان : مجموعه واژه های یک زبان یا گویش
صرف: ساخت شناسی( ساختمان واژه ها، اسم و حالات اسم و صفت ، ضمیر و قید، حرف ، صوت، و فعل و انواع و ویژگیها و کاربرد آنها )
نحو : ساختار جمله و ویژگیهای آن( همان : ص 37 )
پس پژوهشگر باید از هر دو علم زبان شناسی و دستور زبان بهره بگیرد.
1-2- پرسش اصلی تحقیق1-2-1 چگونه بررسی زبان شناختی یک گویش یا لهجه به تقویّت زبان فارسی می انجامد ؟
1-2-2 لهجه رفسنجانی دارای چه ویژگی های صرفی و نحوی می باشد .
1-2-3 لهجه رفسنجانی چه تفاوت ها و شباهت هایی با فارسی معیار دارد .
1-3- اهمّیّت تحقیقمساله اصلی جمع آوری لهجه و گونه زبانی است که کمتر به آنها پرداخته شده است و ویژگیهای زبانی (آوا شناسی و تغییرات آن و صرف و نحو) تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است.
از آنجا که وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو،تلویزیون و روزنامه ها، مدرسه ها، دانشگاه ها موجب آن شده که زبان رسمی حتی در منازل و دهات جانشین گویشهای محلّی شود از این رو گویشهای محلّی به سرعت روبه فراموشی میروند از این رو جمع آوری گویشها به همراه گونه زبان یعنی بررسی زبانی مفید است.
1-4- اهداف تحقیق :
کاربرد گویشها :هر گاه پدیده ای در جامعه به وجود آید بلافاصله واژه آن هم در زبان ایجاد می شود اگر احیانا روزی آن پدیده از جامعه خارج شود واژه آن در سری واژگان قاموسی باقی می ماند هر چند که از تداول روزانه خارج می گردد از این رو هر فرهنگی و سنّتی که در روزگاران گذشته وجود داشته و امروز فراموش نشده واژگان بازمانده چند و چون آنرا به ما یادآوری می کنند. مثلا واژه های خود، سپر و .. که در قاموس زبان فارسی وجود دارد یادآور جنگهای تن به تن روزگاران گذشته این سرزمین است.
سود دیگری که میتوان از واژه های گویشی به دست آورد شناسایی میسر دگرگونی زبان و یافتن فرمولی برای تبدیل آواها و در نتیجه بازشناسی و ریشه یابی واژه های زبان رسمی فارسی و تقویت زبان فارسی است.بنابراین از مجموعه واژه های گویشی و بررسی گونه زبانی میتوان اوضاع اجتماعی اخلاقی، نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت و دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. و این واژه ها میتواند برای هر پژوهشی سودمند باشد. و آیینه تمام نمای گذشته باشد.رفسنجان از جمله شهرهایی است که زبانش از شاخه زبانهای جنوبی ایران است که با زبانهای شمالی از حیث بعضی آواها و دیگر مشخصه ها تفاوتهایی دارد.
1-5- فرضیّه های تحقیق:1-5-1 به نظر میرسد که بررسی زبان شناختی برای حفظ و نگهداری لهجه و گویش این دیار است. و فرهنگ و آداب و رسوم در میراث کهن است که در طول قرنها و عصرها، از گذشتگان به آیندگان و از نسلی به نسل دیگر می رسد و تحّول می یابد.
1-5-2 لهجه رفسنجان دارای ویژگیهای آوایی صرفی و نحوی می باشد که مورد توجّه قرار میگیرد.
1-5-3 به نظر می رسد دارای شباهت ها ی کلّی و تفاوت های جزیی باشد .
1-6 تعریف واژگان کلیدیگویش: نظام زبانی خاص است که در ناحیه ی جغرافیایی و درون مرزهای سیاسی یک کشور مورد استفاده قرار می گیرد. و از زبان معیار متفاوت است گویش گونه ای از زبان است که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوا تفاوتهای با دیگر گویشها دارد. زبانهای محلی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو میکنند گویش می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند. و هرگز گویشوران در ارتباطهای روزانه خود دچار اشکال و نارسایی نمیشوند. گویش تضّادی با زبان ندارد.گویش دارای ادبیات مکتوب هم است و کلا میتوان گفت: گویش صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتها قابل فهم نیست مثل کردی، گیلکی و ترکی(صفوی ، 1367: ص 95 )
لهجه یا گونه : صورت تغییر یافته ای از زبان است که برای سخنگویان دیگر صورتهای آن قابل فهم نباشد مانند یزدی، کرمانی و رفسنجانی.و شکلی خاص و مفهوم از تلفظ زبان معیار است و در نواحی جغرافیایی یا موقعیتهای فرهنگی، گوناگون به کار می رود.( همان : ص 36 )
زبان معیار : هر کشور دارای یک زبان رسمی است و گونه ای از آن در رسانه های همگانی به کار می رود تحت عنوان زبان معیار مطرح است برای مثال زبان فارسی، زبان رسمی ایران است و گونه ای از آن که در رادیو و تلویزیون به کار می رود زبان معیار نامیده می شود. (صفوی، 1367؛ 118-117)
گروه :
به آن واحد دستوری که زبانی از یک واژه یا بیشتر ساخته شده و خود در ساخت فرا کرد به کار می رود،؛ گروه نامیده می شود. و سه گروه فعلی ، اسمی و قیدی در زبان فارسی است. (همان، ص 118)
فراکرد :
مجموع کلماتی که پیرامون یک فعل گرد آمده اند اما معنی کاملی ندارند و قسمتی از یک مجموعه ی بزرگتر شمرده می شوند که پیام کاملی را می رساند. (خانلری ، 1359: 137).
فصل دوم :پیشینه تحقیق2-1 پیشینه تحقیق:
در مورد اغلب گونه های زبانی کشور کار شده است اما در مورد زبان شناختی گونه زبانی رفسنجان کار نشده است. البته واژه های عامیانه و ضرب المثلها رفسنجانی و فرهنگ و آداب و رسوم رفسنجان توسط پژوهشگران از کار شده است.(حسینی پور رفسنجانی- 1382: 32-25) بر اساس مطالعاتی که بر آثار جمعی از پژوهشگران شده اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله بدست آمد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود: نتایج تحصیلات رضایی و رفیعی (1377) که رضایی و رفیعی انجام دادند که کتابی است فراگیر و دقیق که درآن همه اجزا و واحدهای زبانی گویش بیرجند از اصوات و واجها و دگرگونی های آنها تا ساختمان و نقشها و واژه ها و ساختار جمله ها، ویژگی های همه این واحد زبانی گویش با دقت مورد پژوهش قرار گرفته و با قواعد حاکم بر زبان فارسی مقایسه گردیده است. و نویسنده تلاش کرده است که نخست واج های این گویش را بررسی کند و واجگاه ها و ویژگی های آنها را بشناساند. سپس به بحث درباره ساختمان واژه ها و انواع آن در این گویش مورد بررسی قرار دهد به نتیجه ای مطلوب بوده رسانده است. (رضایی و رفیعی،1377، ص31-1)
کتابی دیگر که کمک زیادی به من کرد کتاب دگرگونیهای آوایی واژگان در زبان فارسی برومند سعید بود که اندامهای گفتار، آواهای زبان فارسی، همخوانها و جدول همخوانهای فارسی و واکه ها، هجا، تکیه و دگرگونیهای واکه ای و همخوانی بهره گرفتم که ایشان به اینکه هر زبانی آواهای مخصوص به خود دارد که از ترکیب آنها واژگان و دیگر اجزای کوچکتر زبان را می سازد و آواهای یک زبان با زبان دیگر صد در صد تطبیق نمی کند. صرف نظر از اینکه صوتهای مشترکی که تقریبا در همه زبانهاست بعضی از صورتهای زبان ما با زبان دیگر تفاوت میکند. بنابراین آواهای هر زبانی را باید جداگانه مورد بررسی قرار داد اشاره کرده است. (برومند سعید،1373 : 34ـ 18)
و از دیدگاه علیزاده ، زبان شناختی به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع حرکتها و سکون و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته است. تکامل خاص خود را پیموده است. (علیزاده 1389 : ص76 )
وحیدیان کامیار در مورد گونه های زبان بیان می دارد که در یک گذر اجمالی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران و حتی در برخی از سرزمینهای خارج از ایران، غالبا هر چه نوشته می شود یا گفته می شود گوینده یا نویسنده آن مدعی است که به فارسی می گوید اما گوناگونی این نوشته ها و گفته ها روشن است و باید گفت هر زبانی گونه هایی دارد و زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف گونه های مختلف دارد. گونه زبانی ابتدا باید نمونه برداری از واحدهای مختلف زبان و شناخت جایگاه و رابطه هر یک با دیگری که اساس شناخت زبان داشت پس باید ابتدا زبان را به واحدهای آن تجزیه کرد که جمله مستقل که بزرگترین واحد زبان است و کوچکترین آن واج است و واحدهای زبان از کوچکترین تا بزرگترین دارای سلسله مراتب زیر است. واج، تکواژ، واژه ،گروه، جمله، جمله مستقل.
در این دستور دکتر گروه فعلی و ساختمان فعل و گروه اسمی و صرف و نحو را مورد بررسی قرار دادند.(وحیدیان، کامیار، 1389: 10-1)
کلباسی که در کتابشان بررسی یک گویش ایرانی که به گویش کلیمیان اصفهان پرداخته اند بیان میدارد که در بررسی آوا شناسی و واج شناسی، واجهای همخوانی( صامت) بیست و سه واج است و شش واج واکه ای (مصوت) که خصوصیات آوایی آنها را بیان کرده است و ایشان نیز در فصل اوّل به بررسی آواشناختی و واج شناسی اختصاص دارند و برخی از تفاوتهای آوایی بین این گویش و فارسی استاندارد پرداختند. و در فصل دوّم به ساخت واژه اختصاص دارد که در این فصل ساخت تصریفی و اشتقاقی و نیز واژه بستها مورد بررسی قرار گرفته. و در فصل سوّم به ساخت جمله و انواع آن اختصاص داده شده است و وجه و آهنگ بررسی شده بود.
شش واکه مرکب که در فارسی استاندارد وجود دارد در این گویش نیز دیده میشود و صداهای میانجی و تفاوتهای همخوانی که بین این گونه و فارسی معیار است مورد بررسی قرار دادند انواع کلمه در این گویش از نظر صرف تصریفی مورد بحث قرار گرفته که شامل اسم،مفرد و جمع ، ضمیر، صفت، قید، عدد،نقش نماها ( حروف اضافه، حروف ربط و حرف تعریف، حروف ندا )اصوات و فعل، مصدر ،اسم مفعول، و انواع فعل از نظر زمان و صرف و نحو (ساخت جمله) جمله، اجزا جمله و گروه اسمی و قیدی، گروه فعلی و انواع جمله از نظر تعداد فعل و انواع جمله از نظر آهنگ ( خیزان، افتان) مورد بحث قرار گرفته است (کلباسی، 1373: 145-19)
برومند سعید در واژه نامه گویش بردسیر در موارد گونه زبانی چنین گفته اند : زبانهای محلّی و منطقه ای که گروه خاصی بدان گفتگو می کنند گویشی می نامند. گویش از نظر توانایی کمتر از زبان رسمی نیست زیرا احتیاجات ارتباطی و اجتماعی و فرهنگی مردم یک منطقه را برآورده می کند، گویش ممکن است دارای ادبیات مکتوب هم باشد مانند کردی، کرمانی و ...
زبان ابزاری است آوایی که برای ارتباط و تفاهم و تبادل علمی و فرهنگی میان افراد یک جامعه به کار می رود. و از مجموعه واژه های گویشی میتوان اوضاع اجتماعی،اخلاقی و نحوه معیشت و روابط انسانها، تعلیم و تربیت دیگر مظاهر اجتماعی روزگاران گذشته را بازشناسی کرد. (برومند سعید، 1375: ص12-7)
زمردیّان در بررسی گویش قاین این چنین آورده اند که گویش شناسی یکی از شاخه های علمی زبان شناسی است که هدف آن گرد آوری گویشها و توصیف علمی آنها می باشد. گویشها و زبانهای محلی منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبیات، جامعه شناسی مردم شناسی و تاریخی می باشند. در ایران گرد آوری گویشها و زبانهای محلّی ونیز بررسی علمی آنها میتواند خیلی از مشکلات لغوی و دستوری زبان فارسی را حل کند و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد، هم چنین با استفاده از دستور و واژگان آنها در ساختن واژه های نو مورد استفاده قرار گیرد و همچنین میتوان با استفاده از دستور واژگان بسیاری از نکات مبهمی را که در متون کهنه فارسی دری است بر طرف نمود زیرا در حقیقت این گویشها ادامه همان زبانی است که در متون کهنه فارسی دری به کار رفته است. این کتاب و گویش توصیف واجی و همخوانها، طبقه بندی همخوانها و صرف (ساخت شناسی) و دستگاه فعل و نحو و ساختمان واژه بررسی شده است. و بسیاری از واژگان عامیانه قاین ذکر شده است . (زمردّیان، 1368: 204-13)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید چهار روش در پیش رو داریم:
1-بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو
2-جعل واژه ای بسیط
3-وام گرفتن از زبان بیگانه دیگر
4-بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی
به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را دارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویش دارند.گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته با الگو ساخت آنها پی برد و به این ترتیب میتواند معنای صورتهایی را که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد. ( طباطبایی، 1382: ص11-10)
بررسی دو گویش و گونه زبانی جیرفت و بافت نیز و مقایسه آن با فارسی معیار که توسط خانم جلالی انجام شده بود که ایشان نیز از نظر زبان شناسی، بررسی آوایی و واج شناسی و بررسی واژگان از نظر صرف و نحو مورد نظر قرار داده بودند و زبان شناختی و دستور زبان را توامان در نظر گرفته بودند. تاثیر پذیری گویش جیرفت از گویش استانهای هم مرز کرمان باشد هرمزگان و سیستان بلوچستان زمینه ساز این تفاوت و تمایز بوده است.
این بررسی زبان شناختی علمی این دو گونه برای حفظ نگهداری لهجه و گویش این دیار است که لهجه های ایرانی دارای ارزش فرهنگی هستند جمع آوری آنان از فراموشی آنها جلوگیری می کند. و نشان میدهد که این لهجه ها دارای ویژگی های آوایی،صرفی، و نحوی می باشند. که مورد توجه قرار گرفت. که از لهجه هایی هستند که در عین حال دارای تفاوتهای با فارسی معیار دارند و باعث شده که از نوع گونه و گویش آنها پی به فرهنگ و آداب و رسوم و اعتقادات و روابط آنها برد.
با بررسی و مقایسه گویشهای رایج در استان کرمان میتوان به وجوه اشتراک و افتراق در این گویشها پی برد با این بررسی از سویی شاهد فرایندهای واجی مشترک آنها و نیز قرابت تاریخی و جغرافیایی این گویشها می باشد. از سوی دیگر شاهد تفاوت نسبی این گویشها هستیم این تفاوت در مقایسه با زبان، معیار در شهرستانهای مختلف استان کرمان شدّت و ضعف دارد و به عنوان مثال گویش جیرفت از نظر آوایی، واژگانی و دستوری شاخصه هایی دارد که آن را متمایز از گویش های سایر نقاط استان می کند.
در کتاب آوا شناختی ام . کی . سی مک موان ترجمه محمد فائض چنین آمده است:
صدا ادراک حرکت ذرّات هواست که باعث لرزش پرده گوش میشود ذرات هوابی نهایت کوچک هستند و زمانی که به حرکت درمی آیند الگوهایی از امواج صوتی را تشکیل میدهند. در صوت شناسی مفاهیمی مانند دامنه ارتعاش، طنین و تحلیل شکل امواج اساس شناخت ساختار امواج صوتی را تشکیل میدهد که آواشناسی یا مطالعه علمی گفتار، نه تنها شامل بررسی ساختار و الگوهای امواج صوتی می شود بلکه چگونگی تولید امواج صوتی را نیز بررسی می کند.
نظام نوشتاری الفبایی بسیاری از زبانها، نه تنها انسان را بر آن میدارد که تصور کند گفتار از قطعات آوایی تشکیل شده بلکه باعث به وجود آمدن اصطلاحاتی مانند همخوانی، و واکه نیز شده است. معمولا جهت توصیف خصوصیات فیزیکی که باعث بلندی صدا میشوند از واژه تکیه استفاده می شود. در واج شناسی با یک زبان واحد یا گونه ی واحدی از یک زبان سروکار دارد واژه یکی از نقاطی است که درآن دستور زبان و واج شناسی بهم می پیوندند و از نظر دستوری میتوان واژه ها را واحدهایی تلقی کرد که دارای ساختار نحوی می شوند و از ترکیب تکواژها، ( ریشه) پسوندها و پیشوندها ) بر طبق قوانین تمرینی و اشتقاقی که به وجود می آیند. ( مک موان ، 1373:ص 22-11)
بابک در بررسی زبان شناختی زرند گفته اند که پرسش و پرس و جو در شمار معانی (بررسی) در لغت نامه دهخدا است فرهنگ فارسی معین (بررسی) را (رسیدگی) و (تحقیق) معنی کرده است.
در این کار ، مراد از بررسی، پرس و جو و تحقیق است. به این اعتبار که پرس و جو گر و محقق، همچون رونده ای است که هنرش در رفتن است . این روند اگر توفیق یارش باشد، هرگز نمی رسد که رسیدن، پایان است. آن کس که گمان کند رسیده است، رفتن را آغاز نکرده بوده است. چون شناخت این بررسی ، وابسته ی تعریف دقیق شماری از اصطلاحات به کار رفته در آن است ، نخستین فصل را به تعریف اصطلاحات اختصاص داده اند. اصطلاحاتی مانند آوا، آهنگ، انسدادی، بی آوا، جمله ، تکیه و تکواژ و زبان و ... ایشان گفته اند که زبان شناختی بررسی علمی زبان است که باید از مشاهده ی فرضیه سازی و آزمایش گذشت تا بتوان به نتیجه رسید. و گویش را صورت دگرگون شده ای از یک زبان که برای گویندگان به دیگر صورت های دگرگون شده قابل فهم باشد : مثلا کرمانی ، شیرازی و ... از گویش های زبان فارسی هستند. ایشان در فصل دوّم کتاب توصیف واجی و توصیف همخوان ها را داشتند و در فصل سوّم دستگاه آوایی که شامل تکیه ، ابدال، حذف، افزایش و قلب است پرداختند و در کل به صرف (ساخت واژه) و به نحو (ساخت جمله) به بررسی علمی زبان شناختی پرداختند که من از مطالعه این کتاب بهره جستم. (بابک،1375:ص 12 - 7).
صفوی در کتاب زبان شناختی به مباحث زبانی زیر پرداخته اند :
ارزش هر واج در یک زبان به ارزش واج های دیگر آن زبان وابسته است که در کل نظامی را به وجود می آورند و عناصر موجود در این نظام در رابطه متقابل با یکدیگرند.
رابطه متقابل میان واحدهای زبان ، در مورد واحدهای بزرگ تر از واج ها مثلا واحدهای طبقه واژگان نیز صادق است. و هر واحد دستوری زمانی از نقش زبانی برخوردار خواهد بود که در طبقه خود با واحدهای دیگر در تقابل باشد. در هر زبان، رابطه متقابل میان واحدهای آن زبان بر روی دو محور جانشینی و همنشینی قابل تبیین است.
هلیدی ، مکینتاش استرونس در کتاب خود (ک 13 ، ص 18) طرحی از عملکرد زبان به دست می دهند. بر اساس نظریه ی آنها ، تمامی زبان های جهان از امواج صوتی در گفتار و – در صورت لزوم – از نشانه های خطی در نوشتار به عنوان ماده اولیه استفاده می کنند. هر زبان به شکلی خاص خود میان ماده اولیه و جهان بیرون رابطه برقرار می سازد (ک 32 ، ص 21) . بخش درون زبانی طرح آنان را می توان شامل سه سطح اصلی تحقق صوری ، صورت ، معنی شناسی دانست (ک 18 ، ص 37).
جدول 2-1- بخش درونی زبان
معنی شناسی صورت تحقق صوری
معنی
(صریح یا شناختی) دستور و واژگان دستگاه واجی
دستگاه خطی
این نمودار نشان دهنده بخش درون زبانی طرح هلیدی است و کل تصویری را که وی از زبان شناسی و زبان شناختی در ذهن دارد ، به دست نمی دهد. در این نمودار ، دستگاه واجی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیز ماده ی صوتی است و دستگاه خطی شکل متنزع شده ی خصوصیات ممیّز نشانه های خطی به شمار می رود. دستور به آن قسمت از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات بسته عمل می کنند. واژگان به آن بخش از جنبه صوری زبان گفته می شود که در آن طبقات باز عمل می کنند و معنی ارزشی است که یک عنصر ساختمانی در شبکه روابط دستوری زبان می یابد. (ک 32 ، ص 34-20).
به گفته لیچ این طرح در بررسی زبان شناختی گونه زبانی مؤثر است :
الف) هم آوایی : تلفظ واحد؛ صورت متفاوت . مثال : «شانه» کتف و «شانه» ابزار آرایش مو
ب) چند آوایی : صورت واحد؛ تلفظ متفاوت . مثال : و (va/،/o/) .
پ) هم معنایی : صورت متفاوت؛ معنی واحد . مثال : "دنیا و جهان"
ت) چند معنایی : صورت واحد؛ معنی متفاوت . مثال : «روشن» . (1.غیر خاموش . 2.غیر تاریک . 3.غیر تیره).
صفوی در کتاب از زبان شناسی به ادبیات در فصل هفتم ، هشتم و نهم، امکانات دستیابی به گونه های سه گانه ی توازن آوایی ، واژگانی و نحوی مورد بررسی قرار دارند و مشخص شد که انواع توازن از طریق تکرار عناصر وابسته به سطوح تحلیل آوایی ، واژگانی و نحوی تحقّق می یابد. هنگامی که زبان از قوه به فعل در آید، در دو گونه گفتار یا نوشتار تجلّی خواهد یافت . اگر این تجلی به صورت گفتار باشد، مادّه ی اولیّه ای که در آن به کار برده می شود صوت است اگر این تجلّی به صورت نوشتار باشد، مادّه اولیّه ای که در آن به کار برده می شود نشانه های دیداری است. در چنین شرایطی باید از میان تمامی اصوات که گوینده می تواند به تلفّظ در آورد، مجموعه آواهایی برگزیده شود که در زبان مورد نظر به کار می روند. این آواها تحت قواعد خاصی امکان همنشینی با یکدیگر می یابند تا بتوانند هجاهای مورد استفاده در آن زبان را بسازند ، همنشینی عناصر دستوری برای ساخت عنصر دستوری مرتبه بالاتر ، تابع مجموعه ای از قواعد ویژه خود خواهد بود. (صفوی، 1367 : 175 ـ 173)
بدین ترتیب ، برای تولید یک جمله ، مجموعه ای از قواعد آوایی ، صرفی و نحوی دخیلند تا دستوری بودن آن را محک بزنند و برای بررسی زبان شناسی و زبان شناختی یک گونه زبان باید هم قواعد دستوری و صرفی و آوایی مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوّم :روش تحقیق3-1- روش تحقیق
3-1-1 : روش تحقیق
نظری و کاربردیست یعنی هم کتابخانه ای و میدانی بوده است در بررسی یک گویش و لهجه و گونه زبانی، گردآوری واژه ها (واژگان گویشی) و استخراج واجهای گویشی و توصیف آنها و بررسی دگرگونی هایی که درآن واجها روی میدهد و بررسی در واژه ها و ساختمان آنان و قواعد دستوری گویش و زبانی و تجزیه و تحلیل آن قواعد از بایسته ترین کارهایی است که هر پژوهشگر باید انجام دهد. و این کار در صورتی تحقّق می یابد که مواد اولیّه تحقیق فراهم شود که همان گردآوری اطلاعات می باشد.
3-1-2 : ابزارهای گردآوری اطلاعات


نخست واژه های گویشی بی واسطه مستقیماً از زبان گویشوران و با تلفّظ ویژه آنان گرد آوری و با آوانویسی ثبت شد تا واژگان گویشی را داشته باشم و سپس با روش علمی از راه گفت و گوی مستقیم، پرسش و پاسخ و گفت و شنود با گویشوران ثبت گفتار و مکالمات آنان فراهم شد. و افزون بر اینها افسانه ها و داستان ها، چیستانها ، مثلها، شعرها و ترانه ها و دعاها، نفرین ها و نوحه ها و لالایی ها و .. را که با بررسی آنان میتوان دستور تاریخی گویشی را هم مطالعه کرد گرد آوری کردم که روش تحقیق میدانی و کتابخانه ای است و استفاده از ضبط بوده است.در بررسی یک زبان باید محدوده جغرافیایی و محدوده زمانی هم بررسی شود و عوامل اجتماعی نیز در این امر موثرند، مانند وجود طبقات اجتماعی، بیشه ها و مشاغل،آداب و رسوم و اعتقادات و ارتباطات و عوامل دیگری مثل بی سوادی ،و با سوادی مؤثر است.
3-1-3 : روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتدر این بررسی واج شناسی که مربوط است به بررسی درباره واجهای گویش و زبانی رفسنجان و شناسایی واجگاه های آنان و بررسی ویژگیها و دگرگونی ها آنها که برای شناخت واج های یک زبان یا گویش آسان ترین راه که هر واج با یک یا چند واج هم واجگاهش مقایسه گردد که از روش جانشینی استفاده میشود ابتدا اطلاعات جمع آوری و فیش برداری و طبقه بندی می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.و دستور زبان که مطالب و مسائل مربوط به واژه، جمله در گویش رفسنجان و شناسایی ساختمان و ساختار واژه ها و جمله ها و قواعد دستوری این گویش (صرف و نحو) و مقایسه آن با قواعد دستور زبان فارسی رسمی و معیار می باشد و برخی واژه های عامیانه پس علم زبان شناسی و دستور زبان توامند. من بررسی خود را بر همان شیوه دستور نویسی متداول درباره این گویش انجام داده و از راه مقایسه و تطبیق موارد اشتراک و اختلاف قواعد دستوری گویش رفسنجان با زبان فارسی معیار نشانه داده شده است.
فصل چهارم :یافته های تحقیق4ـ1 : تعریف اصطلاحات و واژها :چون شناخت این پژوهش، وابسته تعریف دقیق شماری از اصطلاحات بکار رفته در آن است، بهتر دانسته شد که در ابتدا به تعریف این اصطلاحات اختصاص یابد.
4ـ2ـ1 گروه همخوان بیش از یک همخوان که در پی هم در یک هجا یا تکواژ ظاهر می شود، گروه همخوان نامیده می شود؛ مثل گروه همخوان (فت،ft) در (رفت raft). ( بابک، 1375، ص:5 )
4ـ1ـ2 جمله آن واحد از زبان فارسی که از یک فراکرد یا بیشتر ساخته شده و خود در واحد بالاتری به کار نمی رود جمله نامیده می شود، جمله بزرگترین واحد زبانی است. (همان، ص:5)
4ـ1ـ3 چاکنایی
ویژگی دو گونه از واج هاست :
الف : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با بسته و باز شدن بی درنگ تار آواها : v
ب : آوایی گفتاری که تولید آن همراه است با سایش در چاکنای ، با جریان هوای برآمده ، از شش ها : /h/ (همان، ص:5)
4ـ1ـ4 دولبی آوایی گفتاری است که در تولید آن لبها بسته می شود.
واج های /b/ /p/ /m/ دو لبی هستند.
آوایی (واکدار) : لرزش تار آوا احساس شود : بِ (b)
بی آوایی : (بیواک) : لرزش تار آواد با ادای آن همراه نباشد : پ (p) (همان، ص:5)
4ـ1ـ5 زبان کلمه زبان هم در عرف و هم در اصطلاح زبان شناسان بر« بیان معانی و ارتباط میان اذهان بشر به وسیله ی گفتن و شنیدن » اطلاق می شود. (خانلری ، ج1، ص: 6)
زبان نوعی رفتار انسانی است که دارای طرح است؛ این طرح ها و الگوها بین امواج انرژی که از گوینده ساطع می شود از یک طرف و وقایع جهان بیرون از طرف دیگر ، رابطه برقرار می کند.
(باطنی ، 1385 ، 6).
4ـ1ـ6 واژه مرکبواژه ای است که دست کم ، دو تکواژ آزاد در ساخت آن به کار رفته باشد مثل : نوروز (بابک،1375،ص:13)
4ـ1ـ7 واژه مشتق واژه ای است که دست کم از یک تکواژ آزاد و یک تکواژ وابسته ساخته شده مثل (شده). (همان، ص:14)
4ـ1ـ8 واج کوچکترین واحد در نظام آوایی زبان ، واج نامیده می شود. (همان، ص:13)
4ـ1ـ9 واژه واژه را می توان از چهار نظر تعریف کرد :
1-از نظر آوایی : یک ساخت آوایی است که از یک یا چند هجا تشکیل شده ، دارای یک تکیه است و در آغاز و پایان آن یک "درنگ" وجود دارد. یعنی می توان در آغاز و پایان آن سکوت کرد .
2-از نظر ساخت صرفی : از یک یا چند واژک تشکیل شده و در سلسله مراتب واحدهای دستوری زبان ، در ساختمان گروه به کار می رود.
3-از نظر معنایی : عبارت است از یک واحد معنایی که بر یک یا چند مفهوم منفرد دلالت دارد.
4-از نظر املایی : دارای وحدت املایی است، به این معنی که در نوشته ، معمولا فاصله هایی در دو طرف آن رعایت می شود.) کلباسی1375، ص 21-20 )
4-1-10 اندامهای گفتار

شکل 4-1-اندام های گفتار
4ـ1ـ10 مهمترین اندام گفتار زبان است از این رو به این اندام نام "عمل گفتار" نیز داده شده است.
در داخل دهان کام به سه قسمت ، از عقب دهان به جلو عبارتند از :
1)پرده کام: زایده ای است که در عقب کام قرار دارد و در مسیر صوت می باشد. مانند: /y/ ،/g/ ،/x/
2) نرم کام : که به ملازه پرده کام منتهی می شود و ناحیه نرم کام است. مانند /k ، g/
3) پیشکام : که قسمت پیشین که به لثه ها منتهی می شود .
4)خیشوم : فضای تهی است که میان پرده کام و(ملازه) سوراخ های بینی واقع شده است که نقش آن در تولید آواهای دماغی است. مانند : م / m
5) میانکام : واکه آوایی که در هنگام ادای آن ، زبان در حالت طبیعی است حالتی میان افراشته مانند e / ، / ه / (واکه یا مصوت زبان به آن دسته از اصواتی گفته می شود که در تولید آنها هوای مرتعش شده از تار آوا به دو لب رسیده و از دهان خارج می شود و هیچ گونه تنگی وجود ندارد. (برومند سعید، 1373،ص 19ـ 18 )
4ـ1ـ11 آهنگ آهنگ عبارت است از تغییراتی که در زیر و بمی صدا ، در گفتار ، پیوسته رخ می دهد. (وحیدیان کامیار ، 1384. 79)
4ـ4ـ12 انسدادی
آوای گفتاریی که در تولید آن ، جریان هوای برآمده از شش ها ، در جایی از دستگاه گفتار ، لحظه ای کاملا متوقف می شود.
واج های : /b/ ،/p/ ،/t/ ،/d/ ،/j/ ،/k/ ،/g/ ،/q/ انسدادی هستند. (بابک، 1375، ص: 2 )
4ـ1ـ13 تکواژ کوچکترین واحد مشخص دستوری را تکواژ نامیده اند . تکواژ از یک یا چند واج ساخته می شود و در ساخت واژه کاربرد دارد.

user8595

1-9- قلمرو تحقیق
الف) قلمرو موضوعی: در این تحقیق، به بررسی تاثیر شاخص های گردشگری برعملکرد صنعت گردشگری پرداخته خواهد شد.
ب) قلمرو زمانی : قلمرو زمانی در این تحقیق سال 1393 میباشد
ج) قلمرو مکانی قلمرو مکانی در تحقیق حاضر، استان قزوین میباشد.
1-10- روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری این پژوهش(کتابخانه ای (اسنادی)و میدانی) می باشد.اطلاعات و آمار مورد نیاز این پژوهش به طور عمده و اصلی از منابع ذیل گردآوری شده است:
- منابع کتابخانهای مراکز علمی همچون دانشگاهها،سازمانها،مؤسسات و مراکز تحقیقاتی
- شبکهها و پایگاههای اطلاعرسانی
- آمارنامهها،سرشماریها و اطلاعات رسمی ادارات و سازمانهای ذیربط
- نقشه ،جدول ها، و نمودارها
- تهیه پرسشنامه
-مشاهده
1-12- متغیر های تحقیق
1-12-1 متغیر وابسته
متغیر وابسته متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری در آن است، به عبارت دیگر، آن یک متغیر اصلی است که به صورت یک مسئله حیاتی مورد بررسی قرار می گیرد. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل موثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت. محقق به تعیین مقدار و اندازه گیری این متغیر و متغیر های دیگری که روی این متغیر اثر می گذارند، علاقه مند است(خاکی، 1378) متغیر وابسته در این تحقیق عبارت است از عملکرد صنعت گردشگری می باشد.
1-12-2- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل متغیر مستقل، متغیری است که روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی تأثیر می گذارد. یعنی هنگامی که متغیر مستقل وجود داشته باشد متغیر وابسته نیز وجود دارد. به بیان دیگر تغییرات در متغیر وابسته را باید در متغیر مستقل جستجو کرد(خاکی،1378).
متغیر های مستقل در این تحقیق عبارتند از: عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل مدیریتی، عوامل طبیعی


1-13- مشکلات و تنگناهای تحقیق
1- نبود آمار یا وجود آمارهای مختلف از یک موضوع و عدم همگونی این آمارها در ارتباط با گردشگری.
3- گستردگی موضوع با توجه به اهمیت آن .
4 عدم همکاری برخی ارگان های دولتی ازارایه آمار.
خلاصه فصل
در این فصل طرح کلی تحقیق ارائه شد. بدین منظور ابتدا موضوع تحقیق تشریح گردید و سپس ضرورت انجام تحقیق مطرح گردید. پس از آن اهداف، سوالات و فرضیه های تحقیق بیان شد و در نهایت متغیرها بیان و مشکلات و تنگناها مطرح گردید.
141922524765ادبیات تحقیق
00ادبیات تحقیق
5189855-167640فصل
دوم
00فصل
دوم

2-1- مقدمه
امروزه در عصر حاضر گردشگری به صورت یک مسأله و فعالیتی مهم در مدیریت شهری و توسعه محلی پایدار شهرها درآمده است، این فعالیت شهری تغییرات فضایی و کاربری های گسترده ای را برای شهرها بوجود آورده است .و هر گونه بی توجهی و عدم بهره برداری صحیح از این ابزار، نه تنها عدم موفقیت را در پی داشته، بلکه موجبات عقب ماندن از رقابت ها و سبقت‌های بازار یابی جهانگردی ودر نهایت شکست و ورشکستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. لذا با توجه به اینکه هر موضوع یا پژوهش بسته به درجه پیچیدگی آن با یک یا چند دیدگاه گشودنی می باشد، مثلاً مدیریت شهری،گردشگری، جغرافیایی شهرهای بزرگ و متوسط کشور را به ویژه اگر قدیمی هم باشند، معمولاً نمی توان با یک دیدگاه کاملاً بررسی کرد، بلکه بر حسب گذار شهرها از مراحل تاریخی و با توجه به پیچیدگی کنونی آنها باید به کمک چند دیدگاه بیان شوند. پس تلفیق و ترکیب دیدگاه ها برای رسیدن به یک پاسخ جامع ضروری است (مؤمنی،1377 :80).دراین فصل به ادبیات موضوع پرداخته ایم، که ارتباط نزدیکی به طور خاص به موضوع دارند ،و مبانی نظری پژوهش شامل سه دیدگاه توسعه پایدار ، نظریه سیستمی و پسامدرنیته پرداخته شده و به منظور دست یابی به یک چهارچوب نظری جامع که بتواند راهنمای پژوهش ها قرار گیرد،ابتدا به شناخت ادبیات موضوع پرداخته شده ودر مرحله بعد سعی شده ، خاستگاه و مبانی نظری مربوط به موضوع پژوهش تا حد امکان بررسی شود. در این پژوهش با توجه به دستاوردهای مطالعات گرددشگری (برنامه ریزی گردشگری، جغرافیای گردشگری، جامعه شناسی گردشگری، اقتصاد گردشگری و...) می توان دیدگاه های زیر را در رابطه با موضوع این پژوهش تشخیص داد، این دیدگاه ها عبارتند از:
عوامل فرهنگی
در گردشگری از همان برخورد اول تعاملات فرهنگی میهمانان و میزبانان آغاز می شود. دو طرف دارای ارزش ها و الگوهای متفاوتی هستند و مسئله تماس و برخورد طرفین و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن ها بر یکدیگر دارای اهمیت ویژه ای است تفاوت رفتاری اجتماعی و فرهنگی بین گردشگران و بومی ها بازخوردهای متفاوتی را به همراه دارد. گردشگری می تواند سبب ارتباط هایی برای تماس های فرهنگی شود یعنی بوجود آوردن شرایطی که گردشگران بتوانند خود، فرهنگ بومی را از نزدیک لمس کنند.
اثرات گردشگری بر فرهنگ و اجتماع غیرملموس و در روندی طولانی و به آرامی و ممکن است به صورت ناخواسته و ناخودآگاه صورت می گیرد. گردشگری دارای آثار فرهنگی و اجتماعی  متعددی است که بی توجهی به آن می تواند پیامدهای نامطلوبی در پی داشته باشد. منظور از اثرات اجتماعی گردشگری تغییراتی است که در زندگی مردم جامعه ی میزبان به وجود می آید و این تغییر به دلیل تماس مستقیم میزبانان و گردشگران با یکدیگر است و منظور از اثرات فرهنگی تغییراتی است که در هنر ، آداب و رسوم و معماری و سایر ابعاد فرهنگ مردم ساکن در جامعه میزبان رخ می دهد.
اوقات فراغت به عنوان حوزه ای زمانی درک می شود که انتقال و تداوم فرهنگی و آموزش فرهنگی- اجتماعی هم می تواند در آن انجام گیرد و می توان از اوقات فراغت برای تقویت، تداوم و تنوع فرهنگی استفاده کرد. در عین حال به خطراتی که در واقع این حوزه زمانی و مکانی برای تخریب و یورش بردن به فرهنگ ها و از بین بردن تنوع فرهنگی و به وجود آوردن رفتارهای فرهنگی غیرمناسب در جامعه دارد، باید بسیار توجه کرد و می توان گفت این حوزه از لحاظ فرهنگی، هم پتانسیلی بسیار قدرتمند دارد که بشود از آن برای پیشبرد فرهنگ استفاده کرد، و هم حوزه ای خطرناک است که فرهنگ را تخریب می کند.
گردشگری تعاملاتی بین جامعه میزبان و میهمان پدید می آورد که پیامد طبیعی آن بروز تغییر و تحول در کیفیت و سطح زندگی، کار، الگوهای فرهنگی- رفتاری و نظام ارزشی، زبان، روابط خانوادگی، نگرش ها، آداب و سنن، ساختار جامعه و به طور کلی تأثیر بر فرهنگ ساکنان محلی و یا گردشگران است.
نکته مهم در بررسی اثرات گردشگری توجه به تمام متغیرها و عواملی چون نوع گردشگر، میزان و تفاوت کمی جمعیت میزبان و گردشگر، نگرش های گردشگران و میزبانان نسبت به یکدیگر، نوع تعامل بین گردشگران و میزبان، تفاوت فرهنگی بین توریست و میزبان، بافت فرهنگی و اجتماعی دو طرف، موقعیت اقتصادی نسبی میزبان و میهمان، نوع سوژه مورد علاقه گردشگران، میزان ماندگاری در محل و ... می باشد که میزان و کیفیت اثرگذاری را مشخص می کند.
گردشگر ، هم می تواند بر مقصد تاثیر بگذارد هم می تواند از آن تاثیر بگیرد اما در تحقیق حاضر اثرات مثبت و منفی گردشگری بر فرهنگ و اجتماع میزبان مدنظر است چرا که به خاطر ویژگی های گردشگری این اثرات بر میزبان قابل توجه است. ظواهر، رفتارها، برخوردها و تقاضاهای گردشگران تأثیراتی بر جامعه میزبان می گذارد که  با رهیافتی سیستمی در دو دسته اثرات مثبت و منفی فرهنگی و اجتماعی بر فرهنگ و اجتماع میزبان، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.
2-2- اثرات مثبت فرهنگی و اجتماعی گردشگری
در کنار منافع اقتصادی، گردشگری برای مناطق گردشگرپذیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم اثراتی مثبت در دو عرصه داخلی و خارجی دارد.
بی اهمیتی به گردشگری باعث بیزاری انسان ها از یکدیگر و بیگانه تر شدن آن ها با هم است که به دنبال آن بدگمانی و کینه ورزی در میان ایشان رخ می نماید و سرانجام آن دشمنی و درگیری است. اما گردشگری الگوهای ایجاد شده غیرواقعی و افکار کلیشه ای را تغییر داده و با ایجاد تعاملات مستقیم، واقعیات درونی یک اجتماع را عیان می کند. ورود گردشگران خارجی، فرصت مناسبی را در زمینه شناخت واقعیت های جامعه میزبان فراهم می کند. در بعد روابط بین المللی به عنوان نیرویی کمکی در کاهش و از بین بردن خصومت ها بین دولت هاست بی تردید شناخت بیشتر افراد یک کشور یا کشورهای مختلف از یکدیگر، تأثیر بسیار مطلوبی در استحکام روابط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... دولت های آنان دارد و از طرفی تضادهای فرهنگی میان جامعه میزبان و مبدأ را کاهش می دهد و با بالابردن ظرفیت تحمل انسان های با فرهنگ های متفاوت، تعصب فرهنگی و "قوم مداری" (ethnocenterism) را تبدیل به "نسبی گرایی فرهنگی" (cultural relativism) می کند. این حقیقت که باید در تماس با طبیعت و انسان های آن زندگی کرد، تفاهم، شناخت و درک متقابل در رابطه با آداب و برداشت ها فرهنگ های دیگر را آسان تر می کند و به گردشگران می آموزد تا وجوه تمایز و اختلاف و تفاوت های میان خود و دیگران را به عنوان یک ارزش وجودی بشناسند. بعد از مسافرت، حالت ها و برداشت های فرد در رابطه با مکان ها و محیط می تواند تغییر پیدا کند. گردشگری به عنوان یک نیاز منطقی در جهت برآورده ساختن خواسته های مادی و فطری انسان ها جهت ایجاد تفاهم و گسترش فرهنگ و انسجام اجتماعی در همه ی جهان می باشد. بنابراین در یک نتیجه گیری می توان گفت، گردشگری در ایجاد ارتباط بین فرهنگ های جوامع مؤثر است. هیچ فرهنگی را نمی توان بدون شناخت هسته اصلی ارزش ها و پیش فرض های منطقی شناخت. انسان ها نمایندگان فرهنگ های گوناگون اند و تماس رودرروی این نمایندگان، تماس رودرروی فرهنگ هاست. با این نگرش می توان گفت که مسافرت صرفاً به معنای "دیدن" نیست بلکه "تجربه کردن" است.
در داخل یک کشور، گردشگری داخلی باعث ایجاد مفاهیم فرهنگی مشترک می شود و این زمینه همدلی ملی و انسجام فرهنگ های متفاوت را فراهم می کند. خاستگاه های اقتصادی متفاوت در داخل یک کشور، خواه نا خواه قشرهای متفاوت فرهنگی جدا از یکدیگر پدید می آورد، شغل ها و سطح های درآمدی متفاوت باعث گسستگی اجتماعی است این جدایی فرهنگی در ساختار سیاسی کشور انعکاس پیدا می کند و توان پیشرفت جامعه را می فرساید برای جلوگیری از این فرسایش هیچ ابزاری کارآمدتر از تماس های رودررو نیست. نقاط دوردست باید همدیگر را بپذیرند و دارای حس روانی و عاطفی مشترک باشند. ارزش های فرهنگی هر کشور از طریق تماس های رودررو تزریق می شود و گردشگری با ایجاد شناخت متقابل، تهدید کثرت فرهنگ های متفاوت را به طرف وحدت و انسجام ملی می برد. گردشگری داخلی به عنوان عاملی در ایجاد ارتباط فرهنگی و قومی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر است. از طرفی دیگر گردشگر با دیدن فرهنگ های نزدیک به فرهنگ خود و مکان های این فرهنگ ها که از لحاظ تاریخی دارای معنا هستند می توانند در گردشگر احساسات خفته وطن پرستی یا قومیتی را بیدار کنند که در حالت مثبت باعث وحدت و انسجام قومی و فرهنگی است. گردشگری راهی است که در آن، تنها "گام زدن در طبیعت" می تواند احساس ملی گرایی و نوستالوژی نسبت به مکان های خیالی را در شخص ایجاد کند و باعث بازیابی هویتی و قومی گردشگران شود. از طرفی اگر به گردشگری به عنوان یک دوره گذر در زندگی شخص نگاه کرد (مثل تولد، بلوغ، ازدواج و ...) بازگشت گردشگر به محیط مبدأ باعث تقویت و پیوند دوباره وی با اجتماعش می شود و این زمینه همبستگی و انسجام اجتماع را فراهم می کند.
توسعه گردشگری، حفظ میراث فرهنگی جامعه میزبان را در پی دارد فولکلور، هنرهای قومی الگوهای فرهنگی موسیقی، رقص، نمایش، مدهای لباس، مراسم، شیوه زندگی، رفتارها و برخوردها، نهادها، نمادها و سنت ها، فعالیت های سنتی اقتصادی و سبک های معماری فرهنگ که فراموش شده یا در حال از بین رفتن است زنده و بازسازی کنند تا بدین وسیله در قدرت بخشیدن به هویت فرهنگی اجتماع شان سهمی داشته باشند. گذر زمان در جوامع گاهی موجب کم شدن توجه مردم از میراث فرهنگی و هنری خود می شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم ، بی اعتبار می شود و یا فقط نمادی از آنها نزد کهنسالان باقی می ماند اما وقتی صنعت گردشگری با توجه به ابعاد فرهنگی گسترش پیدا کند این سنت ها ، جشن ها و آیین ها با تقاضا روبه رو می شوند که نتیجه ی آن می تواند زنده سازی و تقویت میراث فرهنگی باشد. بدین ترتیب گردشگری نه تنها می تواند بر آینده فرهنگی میزبان تأثیر بگذارد بلکه می تواند الگوها و میراث فرهنگی فراموش شده را احیا کند چرا که ویژگی بنیادی گردشگران فرهنگی جستجوی چیزهای اصیل است. در واقع گردشگری می تواند  عامل نگهدارنده و احیاکننده فرهنگ سنتی باشد .
گردشگران پژوهشگر با کاوش و مطالعه در تاریخ، فرهنگ، هویت و اسطوره های موجود در جامعه مورد مطالعه خویش، تاریخ را بازسازی می کنند و ماحصل چنین رویکردی، احیای میراث و هویت فرهنگی کشور میزبان خواهد بود. مسافرت می تواند به ارضاء کنجکاوی روی سایر افراد، زبان و فرهنگ آن ها بیانجامد؛ محرکه ای است برای هنر، موسیقی، معماری و فولکلور. به درک عمیق تر مکان های تاریخی و باستانی می انجامد. از طرفی گردشگری به توسعه و حفظ موزه ها، تئاترها و سایر امکانات فرهنگی مدد می رساند. گردشگری تا حدودی از این منابع و میراث ها حمایت می کند ولی ساکنان بومی نیز از آن ها بهره مند می شوند. بسیاری از موزه ها، اماکن باستانی و تاریخی و تئاترها، بیشترین حمایت مالی را از طریق خرید بلیط های ورودی گردشگران دریافت می کنند و در روندی اقتصادی به مرور باعث توسعه اقتصادی و فرهنگی میزبان (چون کاهش فقر، تلقی مثبت به میهمان، توسعه مناطق محروم و ...) می شود به شرطی که تمام اجتماع میزبان از منافع گردشگری بهره مند گردند، در غیر این صورت باعث نزاع گروه ها و طبقات اجتماعی محلی خواهد شد. درآمد حاصل از گردشگری موجب پویایی آثار تاریخی و فرهنگی می شود بدین ترتیب گردشگری از طریق تقویت توسعه عادلانه اقتصادی، به توسعه جامعه مدنی کمک می کند.
گردشگری فرصتی برای توسعه فرهنگی است. فرهنگ در انزوا پژمرده می شود و از رشد باز می ماند فرهنگ یک جلوه از حیات اجتماعی است و حیات اجتماعی در ارتباط انسان ها نهفته است ارتباط انسان ها هر چقدر گسترده تر باشد فرصت آفرینش و ژرف یافتن فرهنگ بیشتر است. برخورد انسان ها با یکدیگر زمینه آفرینش فرهنگ را آماده می کند. برای استواری، سالم بودن و کارآمد بودن فرهنگ، انسان ها باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند. استواری یک فرهنگ در برخورد با فرهنگ های دیگر مشخص می شود. هر فرهنگی در برخورد با دیگر فرهنگ ها توانایی های خود را می سنجد از طرفی فرهنگ های دیگر درون خود، مایه ها و توانایی های وافری برای عرضه به بشریت دارد، انفعال باعث می شود فرهنگ ها هرچه بیشتر در افراد تخریب شوند.  بدین ترتیب گردشگری فرهنگ انسان ها را از بعد معنوی و مادی توسعه می دهد(که ممکن است در تضاد یا موافق با فرهنگ بومی باشد)، موجب شکوفایی جوامع، مدرنیزه کردن، تغییر تلقی نسبت به قشربندی جنسی و ... می شود. در مجموع، برخورد های گردشگر و میزبان و مشاهده، بررسی و مطالعه رفتار دیگران موجب تصفیه فرهنگ دو طرف و شناخت شیوه های توسعه فرهنگی ضمن بقای اصول مفید فرهنگی می شود و به نوعی همانندسازی و همزیستی فرهنگی شکل می گیرد. فرهنگ برای آن که به حاشیه رانده نشود و راه توسعه و تکامل را طی کند چاره ای ندارد جز این که به تولید و بازتولید ارزش ها و هنجارهای فرهنگی خود بپردازد و از این طریق به احیا و توسعه الگوهای فرهنگی کمک کند. یکی از راه های توسعه و تکامل تعاملات فرهنگی، توسعه گردشگری است و دارای پتانسیلی است با نیروی مثبت برای بازیافت و ترمیم تمام بخش های جامعه.
 
2-3- اثرات منفی فرهنگی و اجتماعی گردشگری
اساس ویژگی دوران گردشگری هم شکل شدن انسان ها در مکان های گردشگری است خوراک، پوشاک و سایر رفتارهای جمعی انسان ها به هم نزدیک می شود در گردشگری، کشورهای ایجادکننده، فرهنگ (باقیمانده در گردشگران)، فرهنگ عمومی گردشگران و فرهنگ روزمره ی بومی روی هم رفته، نوعی "فرهنگ ساختگی" ایجاد می کند و این هم شکل سازی به ضرر فرهنگ بومی و مانع تلاش برای حفظ تفاوت فرهنگی است مقدسات، ارزش ها و باورهای این جوامع را تغییر می دهد و فرهنگ بومی را منحل و به حاشیه می راند.
می توان زمان گردشگری را دوران گذر، گسست، آستانه ای و وارونگی رفتار و فرهنگ و تعلیقی در زندگی دانست که نظم اجتماعی واژگون و تنش، بحران، شکاف در نظم اجتماعی و درهم آمیختگی و حتی هرج و مرج جنسی ظاهر می شود. شکاف در نظم اجتماعی می تواند ناشی از یک تخطی از قواعد و هنجارها یا زیرپاگذاشتن روابط مورد انتظار باشد، تنش هایی ظاهر می شود و کنش های متقابل اجتماعی را از نظم خارج می کند. این گسست و جدایی از جامعه خودی، در گردشگری می تواند تفوق بر مرزها و غلبه بر آن ها، قطع کارهای روزانه، تجربه احساس جامعه مشترک بدون فرق بین افراد مختلف باشد. برخوردها و ملاقات ها در گردشگری، از ویژگی "گذرابودن" برخوردار است. این موضوع می رساند که شرکت کنندگان در چنین ارتباطی هدفشان بیشتر "برخوردی اولیه" است تا ایجاد رابطه ای محکم و دراز مدت در طول زمان. دقیقاً به واسطه ماهیت چنین ساختارهایی است که سوءاستفاده های غیراجتماعی نیز صورت می پذیرد و منجر به گرفتن قربانی از توریست ها می شود. در دوران گردشگری نوعی وارونگی رفتاری رخ می دهد یعنی رفتار عادی داشتن در تمام سال و سپس بروز رفتار ناهنجار در یک دوره ی زمانی خاص و دور از قیود جامعه ی روزمره (رهایی از ساختار متداول جامعه). گردشگری به شخص امکان می دهد که کارفرمای زمان و وقت خود باشد و آن را به دلخواه و آزادانه مصرف نماید. در حالی که زندگی معمولی تعادل و اندازه خود را دارد در تعطیلات هر چیز صحیح تلقی می شود انسان آقای خود و روزهای خود می شود می تواند مزه کنجکاوی در وقایع مختلف را بچشد عادت های معمول خود را بدون هیچگونه احساس گناه و تقصیر رها کند، نوعی عدم مسئولیت رخ می دهد. از آنجا که محیط مقصد ، محیط متعارف زندگی و کسب و کار گردشگر نیست و او شناخت کمی نسبت به مکان مورد بازدید دارد ، هر برخورد او با محیط مقصد می تواند تجربه ای نو برای او باشد که عدم شناخت یا کمی شناخت وی از جامعه میزبان سبب بروز رفتارهای ناهنجار با اجتماع میزبان می شود. گردشگری موجب رهایی از زندگی روزمره و معمولی می شود و گاهی(و نه همیشه) این رهایی شامل آزادی از قیود اجتماعی است. در این مورد ویژگی گردشگر در جستجوی خطر بودن، ماجراجویی یا به دنبال هویتی تازه دخالت دارد و به عبارتی می خواهد در مکان غیرخودی، انسانی دیگر باشد. در مسافرت همه چیز آزاد به نظر می رسد و آسان؛ در فضای دیگری هستیم و کنترل اجتماعی روی ما تقلیل یافته یا این که اصلاً وجود ندارد و بدین دلیل انسان به مکان هایی می رود که با جنس مخالف رابطه آسان تر است، اسراف در خوردن و آشامیدن مجاز است و ... .  در این موضوع می توان شباهتی بین رفتار در "کارناوال" (carnavale) و گردشگری مشاهده کرد. از این وجه، گردشگری ابزار و روشی است که افراد به کمک آن می توانند به طور موقت خویشتن های تازه ای برای خود ابداع کنند، با هویت ها بازی کنند و به رفتارهای ((کارناوال بازی)) روی بیاورند که در زندگی روزمره و عادی آن ها، پسندیده و مجاز نیست در تعطیلات یا اماکن توریستی بعضی تخطی ها و زیاده روی ها عموماً مشروع است اماکن توریستی فضاهای مرزی یا ((بینابینی)) هستند که گردشگران می توانند مدتی از هویت های عادی تر و بهنجارتر روزمره ی خود دست بکشند و خویشتن های تازه و شیوه های وجودی تازه ای را آزمایش کنند و به قول چنی ((قرارگاه جمع آمدن اعمال، رفتارها و الگوهایی از تعامل)) است که ((بیرون از حیطه ی هنجارهای رفتار، پوشاک و فعالیت روزمره است)). (بنت:225:1386) ساخت پارک های مضمونی که به نوعی شبیه سازی محیط های زندگی روزمره و محلی برای برآورده شدن تمام سلیقه ها و خواسته های گردشگر است در این راستاست که به طور کلی متفاوت با شیوه زندگی هر محیط زندگی انسان هاست. هدف این محیط ها برآورده ساختن مجموعه چشمداشت های گردشگرانی است که با خود به این منطقه می آورند. تصویرهای ارائه شده، نمادها، امکانات و آرایش مکان ها و...(هر چند با فرهنگ اصیل بومی در تضاد است) طبق اصول یکسان عقلانی سازی مدرن اخیر، بسته بندی و به گردشگر عرضه می شوند. برای گردشگران راحت طلب (که در فراوانی انواع گردشگری هستند)، تجربه گردشگری لذت بخش بستگی به وجود راحتی های خانه و کاشانه همراه با مجموعه ای از جذابیت های ((صحنه پردازی شده)) دارد که تصاویر و برخوردهای نامطلوب و زننده از آن حذف شده است (واقعیات در صحنه ها و برخوردها وجود نداشته باشد) و برنامه ریزی فعالیت های گردشگری برای آسایش، امنیت و رفاه بازدیدکنندگان و افزایش لذت آن ها است. به این ترتیب در یک دوره ی زمانی محدود گردشگران از قواعد عادی زندگی و جامعه فاصله می گیرند (آزادی تمام عیار) و روابط اجتماعی منحصر بفرد (مثل تغییر نقش، اختلاط طبقات جامعه، روابط متقابل ناپایدار، دوست یابی سریع) رخ می دهد و احساس شور و هیجان بر آن ها غلبه می کند وگردشگری موجب خویشتن یابی و تغییر روحیه ی فرد می شود، گردشگر دچار نوعی "توهم رمانتیک" می شود خود را دلربا و جذاب می بینند و احساس می کند دارای شخصیتی ویژه گردیده چیزی که در منزل فاقد آن بوده است. از طرفی این نبود کنترل اجتماعی بر روی گردشگران سبب رفتارهای چون دزدی، اقدامات تروریستی، قتل و ... علیه خود گردشگران می شود که شلوغی معمولی اماکن گردشگری (که بی نظمی به بار می آورد)، سوءقصدها و هرج و مرج را باعث و تشدید می کند. از طرفی ویژگی های گردشگری چون فصلی و نامنظم بودن مشاغلش و گذرا بودن دوران گردش به زیادشدن بی نظمی ها کمک می کند.
در برخورد بین گردشگر و میزبان می توان از جنبه تقابل و تضاد نگاه کرد که تأییدی بر دلیل بالا بودن ناهنجاری ها در مکان های گردشگری است. اساساً تفکر انسانی بر اساس تقابل های دوتایی چون سیاه:سفید، بالا: پایین، مرئی نامرئی، خود:دگرخود بنا شده که گردشگر: میزبان نیز در این تقابل ها جای دارد.  میزبانان، گردشگران را در عالم شیطانی قرار می دهند و خود را در عالم خدایی.  بر این اساس بین محل زندگی/کار عادی شخص وتجربه ی گردشگری تفاوت وجود دارد. گردشگر در تعطیلات بسر می برد، در حالی که میزبان مشغول کار و خدمت به اوست. تمایز فراغت و خدمت در روابط بین گردشگر و میزبان در تمام دنیا صدق می کند. گردشگری فعالیتی مخصوص "اوقات فراغت" است که مستلزم نقطه متضاد خود یعنی کار منظم و تعیین شده می باشد. . مقصد این سفر یا مکان این اقامت، خارج از محل دائمی سکونت یا کار فرد است و تقاضاهای گردشگری می تواند شامل چیز هایی باشد که به طور طبیعی یا طبق رسوم آن منطقه وجود ندارد، مثل غذاهای آماده، سیستم تهویه، استخر شنا و غذاها و نوشیدنی های وارداتی (بخصوص مشروبات الکلی)؛  بنابراین یک زیربنای عرضه ایجاد می شود. به طوری که ترنر، نش و جورج یانگ گردشگری را فعالیتی "خطا" یا حتی نوعی بی فرهنگی تلقی می کنند.
با توجه به ویژگی های جهان کنونی و فاصله از فرهنگ سنتی، گردشگری معاصر بر پایه ی "جستجو در پی دگرخود" (چیزی اصیل و بکر در جایی بیرون از "اینجا" که هستیم)، جستجو در پی "بیگانه اصیل" و جستجو در پی "خویشتن اصیل" (به مفهوم کنار آمدن با زندگی در جامعه ی پست مدرن) که سازنده ی انگیزه ی تمام گردشگری است شکل گرفته است.
در صورتی که گردشگری با توجه به ابعاد فرهنگی گسترش یابد و ارائه فرهنگ بومی با توجه به سلیقه و ذوق گردشگران باشد این کار می تواند تأثیر منفی هم داشته باشد و آن این است که ممکن است این فرهنگ ها جنبه ی بازاری به خود بگیرند یعنی طوری اجرا شوند که مورد خوشایند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعاً بوده است به عبارت دیگر مردم جامعه میزبان برای ارائه و عرضه فرهنگ خود به شکل محصولات فرهنگی، آن را به گونه ای منطبق با خواسته های جهانگردان تبدیل می کنند تا برای دیگران و در سطح گسترده بین المللی نیز قابل مصرف باشد این مسئله می تواند به ضعف فرهنگی و سست شدن احساس هویت فرهنگی جامعه میزبان بینجامد. مردم هر جامعه دارای فرهنگ و ارزش های خاص خود هستند و هنگام سفر به سرزمین های دیگر تمایل دارند محصول گردشگری را طبق علایق و سلایق خود دریافت دارند. در همان حال و بر اساس نگرش اقتصادی به گردشگری و مفروض گرفتن قوانین عرضه و تقاضا بر بازار گردشگری، عرضه کننده (جامعه میزبان) باید محصول خود را مطابق خواسته های تقاضاکننده (جامعه میهمان) ارائه نماید. نتیجه این فرایند پدیده ای است به نام "تجاری شدن فرهنگ" یا "کالایی شدن فرهنگ". با توجه به ویژگی و ارزش توریسم، همیشه این گرایش را به دنبال داشته است که فرهنگ بومی را چنان مدیریت کنیم تا نیازهای توریست ها - یا آن چه تلقی ما از نیازهای آن هاست- برآورده شود. وقتی لباس، مراسم موسیقی، رقص، صنایع دستی و الگوهای فرهنگی محلی بطور ناشایست به عنوان جاذبه های توریستی ارائه شوند، می توانند موجب سقوط و از دست رفتن اصالت آنها شوند. وجود توریست باعث شده است که بومی ها فرهنگ خود را به دو دسته "صحنه اصلی" ( frontstage: حقیقتی که به توریست نشان داده می شود) و "پشت صحنه" ( backstage: یعنی صورت حقیقی و مخفی هر فرهنگ که محلی ها را می توان دید و خارجی ها را بدان دسترسی نیست) تقسیم کنند. در این هنگام میزبان چهره ای از یک نقش متفاوت اجتماعی را به خود می گیرد. به طوری که می توان گفت که "مردم نمایشی از خودشان هستند". آداب، عادت ها، جشن ها، هنرهای قومی به صورت محصولاتی برای جهانگردان در می آیند. توریسم روند تغییر در اشیاء را برای غایت تجارت سرعت می بخشد و به دلیل آن است که افراد محلی می توانند معنای اصیل اعمال خود را فراموش کنند. این برخورد متقابل سنت های مادی و معنوی در سطح تجاری گردشگری، باعث می شود فرهنگ دستخوش "نوعی روند تجاری سازیِ تحت تأثیر گردشگرانی است که از لحاظ فرهنگی به کالاپرستی دچار می آیند" شود. در این حالت گردشگران نه تنها منابع و کالاهای مادی، بلکه فرهنگ مکان را نیز به مصرف می رسانند. کالایی کردن رویدادهای آیینی و اجتماعی، به رنگ باختن معانی آن ها منجر می شود و این تغییر معنا، با زوال احساس همبستگی اجتماعی، از دست دادن احساس هویت محیطی و تاریخی و شیوع از خودبیگانگی جامعه میزبان همراه است از طرفی کالایی کردن فرهنگ و مصرف گرایی کالایی از سوی گردشگر، به وابستگی هایی همچون وابستگی فرهنگی مقصد به گردشگرپذیر منجر می شود. این میل و تمنای مصرف بصری اماکن، تأثیر متقابلی بر صنایع گردشگری محلی گذاشته است که اکنون اماکن شهری و روستایی را درست با همان روش هایی بازاریابی می کنند که سایر کالاهای مصرفی چون پوشاک، موسیقی را به بازار عرضه می دارند.
از طرفی دیگر استفاده نادرست و بیش از حد گردشگران از مناطق باستان شناسی و تاریخی می تواند موجب ساییده شدن و تخریب آنها شود.
نقش آفرینی برای گردشگران باعث اثر القایی آن ها برای اجتماع میزبان می شود که بر اساس آن، فرهنگ گردشگران و هر چه مربوط به آن هاست، برای جامعه میزبان الگو شده و مورد تقلید قرار می گیرد و عقده حقارت در برتری میهمان بر میزبان بر این رفتار تأثیر دارد. در این شرایط خاص، گردشگران حسادت برانگیز می شوند. جمعیت میزبان از ارزش ها، رفتار و الگوهای پول خرج کردن آنها تقلید کرده و آن را انتخاب می کند و در صورت نابرابری اقتصادی بین میزبان و میهمان، انتظارات جامعه ی میزبان به طرز غیر واقع گرایانه ای بالا می رود. تقلید مردم و بویژه نوجوانان و جوانان از الگوهای رفتاری و پوشاکی میهمانان، مشکلات اجتماعی از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الگوی جرائم دیگر تشنجات و سلسله ناراحتی های اجتماعی، به فراموشی سپردن آداب و سنن، نمونه ای از این تأثیرپذیری است، چنین رفتاری باعث وانهادگی فرهنگی و فرهنگ پذیری در منطقه پذیرنده می شود و فرهنگ قوی تر(نه برتر) غالب شده و فرهنگ ضعیف تر(نه پست تر) را تا حدی تغییر می دهد که می توان به فراوانی بالای دوزبانه ها در مناطق گردشگرپذیر اشاره کرد که یادگیری زبان خارجی برای بومی ها افتخار محسوب می شود.
 این امر بدون شناخت پس زمینه های متفاوت فرهنگی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی جهانگردان انجام می گیرد. توریست های مناطق صنعتی و مرفه زمانی که به کشورهای دارای فرهنگ سنتی و فقیر می روند به همراه خودشان شیوه های رفتاری ، لباس پوشیدن ، غذا خوردن و نوشیدنی های خودشان را به میزبان عرضه می کنند ، ورود میلیون ها بیگانه با رفتارهای غیر عادی برای فرهنگ های سنتی و اصیل می تواند اساس نظم اخلاقی جامعه میزبان را در هم بریزد و بی شک وجود افراد بی بند وبار در میان گردشگران این وضع را بدتر می کند و این امر در حقیقت، نه داد و ستد فرهنگی بلکه هجوم فرهنگی می باشد. در حالی که یکی از جاذبه های عمده گردشگری همانا سنت ها و فرهنگ های خاص هر جامعه است و از بین رفتن آن به نوبه ی خود موجب رکود گردشگری و سایر مسائل وابسته به آن است.  بعلاوه ممکن است سوءتفاهم و مناقشاتی میان گردشگران و ساکنان به دلیل تفاوت زبان و رسوم بروز کند که در طرفین نگرش های منفی ایجاد نماید. گردشگران می توانند از طریق نحوه هزینه کردن نیز در جامعه مقصد اثر بگذارند.گردشگرانی که بیش از حد در مکانی خرج کنند این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد گردشگر در زمان مسافرت و گذراندن تعطیلات خود، مصرف گرایی اش بالا می رود و انتظار آسایش بیشتری از جامعه میزبان دارد این امر موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران خواهد شد البته این موضوع بیشتر برای گردشگران تفریحی پیش می آید تا گردشگران فرهنگی، به طوری که مک کانل گردشگران مصرف گرا را به "نوعی آدم خوار" تشبیه می کند. بنابراین انگیزه اشان با انگیزه برخی گونه های آدم خوار یکسان است: جذب و از آنِ خود کردن برخی ویژگی های خاص قربانی، از جمله قدرت و مقاومت. (برنز:75:1385) و باعث رواج مصرف گرایی در مردم میزبان خواهد شد.  میان چشم داشت های گردشگران و اهالی محلی تضاد منافع به وجود می آید، چرا که تجربه ی مکان برای آن ها غالباً به لحاظ کیفی متفاوت است. صنایع گردشگری می کوشند بازنمودهای معینی از فضای شهری خود را به خارجی ها عرضه کنند، اهالی محلی، معناها و تفسیرهای خود را بر محیط و مکان خویش باز می کنند. از این رو به عقیده ی اید ((تلاش برای تثبیت و به کرسی نشاندن یگانگی و بی همتایی از سوی پویش و چندپارگی به چالش کشیده می شود)). (بنت:229:1386) مسئله ی معنا در گردشگری بخشی از تغییر کلی تری در فرهنگ عامه است که به سمت صنایع سرگرمی های توده ای رفته است و فرهنگی که به صورت تجاری عرضه می شود اهمیت بیشتری در زندگی روزمره پیدا کرده است، و با این حال، به صورتی متناقض نما، فرهنگ وحدت و انسجام خود را از دست می دهد و مسئله دارتر می شود.  به عقیده ترنر و نش "گردشگری مدرن، نوعی استعمارگری فرهنگی است، گرایش سیری ناپذیر جماعت درجه یک لذت جو به تفریح، خوشگذرانی و عیاشی که به فرهنگ های بومی آسیب می رساند و با تمایلات خود دنیا را آلوده می سازند. (برنز:111:1385) این وضعیت، موجب کنترل منطقه ی ایجادکننده ی گردشگر بر منطقه ی پذیرنده می شود و از این روی مرکز تمدن را به استعمارگر و گردشگری را به امپریالیسم مبدل می کند. غالباً بین "میزبان" و "میهمان" نابرابری اقتصادی وجود دارد که مانند استعمارگری، احساس خود برتربینی را در تازه واردان به وجود می آورد. در مقابل با توجه به تمایل گردشگران به جدایی و خاص بودن در محیط های گردشگری، باعث ایجاد و تقویت روحیه فردگرایی و از بین رفتن مشاغل مشارکتی و خویشاوندی می شود. لذا، سرنوشت بومیان به فشارهای بیرونی پیوند می خورد که رفته رفته کنترل آن ها را از دست می دهند. 
 البته الگوها و معیار های نامطلوب فرهنگی و اجتماعی فقط با ورود توریست های خوش گذران به کشورهای سنتی پخش نمی شوند بلکه زمانی که گردشگری از کشور سنتی به کشورهای دیگر- به خصوص آنهایی که در حفظ ارزش های فرهنگی و شئونات اجتماعی و اخلاقی خود هیچگونه نظارت و حساسیتی ندارند- ، وارد می شوند بازهم خطر آنها را تهدید می کند و گردشگر بعضاً دچار "شوک فرهنگی" (cultural shock) می شود.
لازم به ذکر است اثرات گردشگری در محیط های مختلف گردشگری متنوع و با توجه به ساختار جوامع، نوع گردشگری و... متغیر و پیچیده می شود و محدود به موارد بالا نمی شود.
ساختار اجتماعی و بافت فرهنگی جوامع در میزان تأثیرگذاری گردشگری باید مورد دقت قرار گیرد. یکپارچگی محیط مقصد یا اصالت سنت ها در جامعه میزبان در واکنش نسبت به گردشگران و تغییر فرهنگ مهم است. در جوامعی با پایه های فرهنگی قوی، تأثیر پذیری از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شاید تأثیرگذاری بر آنها قدرتمندتر باشد . اگر جامعه مقصد به دلیل شرایط بد اقتصادی و سیاسی و ... دچار چندپارگی فرهنگی باشد ، تأثیرپذیری آن از فرهنگ میهمان می تواند گسترده تر باشد. بطور کلی،گردشگری در جوامع بسته در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل بیشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطی آن می تواند به تهاجم فرهنگی تبدیل شود.
هر چه اختلافات رفتاری و فرهنگی بین جهانگردان و جامعه میزبان کمتر باشد، امکان برقراری ارتباطات، درک و پذیرش طرفین افزایش خواهد داشت.
رشد سریع توریسم در مناطق کوچک، منزوی و عقب مانده اثرات عمیق تر و نمایان تری به وجود می آورد. اگر منطقه فقیر باشد به خاطر بهره اقتصادی گردشگران از آن ها به خوبی پذیرایی می شود.
جمعیت گردشگران و میزبانان عامل تأثیرگذاری دیگری در تعیین میزان تأثیرگذاری است. هرچه تعداد گردشگران در محیطی بیشتر باشد (به خصوص تعدادشان بیشتر از میزبان باشد) تأثیر آنها هم برمقصد بیشتر است.
نوع گردشگر اثرگذاری را تحت تأثیر قرار می دهد. گردشگران فرهنگی (که اخیراً با نام توریسم جایگزین خوانده می شود) به خاطر آشنایی با فرهنگ میزبان ارتباط خوبی با میزبان داشته و تعاملی درونی و همدلانه با همدیگر دارند به شدت نسبت به رعایت قواعد فرهنگی جامعه مقصد خود را متعهد می دانند و به نوعی می کوشند تا به سنت ها احترام بگذارند اما گردشگران خوشگذران و دربستی، نسبت به محیط طبیعی و انسانی محیط های گردشگری بی تفاوت هستند و تخریب در سطح بالایی قرار می گیرد، بیش از حد در مکانی خرج کنند و این امر حالت فخر فروشی به خود بگیرد و موجب شکاف میان جامعه محلی و گردشگران خواهد شد.
زمان در روند تأثیرگذاری مهم است. در ابتدای ورود گردشگران به مکانی ازآن ها به خوبی پذیرایی می شود و نوگرایی وی جذابیتی برای میزبان است اما به مرور جنبه اقتصادی گردش مورد توجه است. در مقابل با تکرار تجربه توریستی و یا با ماندن بیشتر توریست در مکان گردشگری وی با محل آشنا می شود و رفتار وی به سوی هنجار مقصد نزدیک می شود و بدین ترتیب امنیت خاطر و آشنایی وی با فرهنگ مقصد بالا می رود، و به درک کاملی از آیین ها و فرهنگ محلی رسیده، آثار منفی شوک فرهنگی (از خودبیگانگی، عقب نشینی) آرام آرام جای خود را به شرایطی مثبت می دهد (نسبی گرایی فرهنگی، استقلال) و روابطش با افراد محلی استحکام پیدا می کند و رفتارش به سوی استاندارد شدن می رود.
نظریه ی مبادله ی اجتماعی :
در چندین رشته مانند جامعه شناسی ،اقتصاد و روان شناسی اجتماعی به منظور تفسیر جنبه های روابط اجتماعی و مبادلاتی که با آن ها صورت می گیرد مورد استفاده قرار می گیرد(امرسون،1976). اصول اولیه این نظریه این است که افراد در صورتی تمایل به شرکت درتبادلات دارند که باور داشته باشند بدون متحمل شدن هزینه های غیر قابل قبول منافعی بدست خواهند آورد(اسکیدمور،1975). این نظریه در گردشگری مورد توجه قرار گرفته و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. تعریف اسکیدمور نشان می دهد ساکنانی که گردشگری را به صورت موجود یا بالقوه فعالیتی سود آور می دانند معتقدند هزینه های آن بیشتر از منافعش نیست در مبادله ی اجتماعی شرکت نموده و از توسعه ی گردشگری حمایت می کنند. آلن و دیگران (1993) اذعان نموده اند اگر ادراک مردم محلی از گردشگری این باشد که منافع آن از هزینه هایش بیشتر است تمایل به مشارکت در مبادلات خواهند داشت و بنابراین از توسعه ی گردشگری در جامعه ی خود حمایت خواهند کرد. (ترابیان ، پونه .87)
اثرات اجتماعی :
گردشگری آثار مطلوب و نامطلوبی متعاقب خود را به همراه دارد . به گردشگری می توان به عنوان ابزاری که توسعه ی اقتصادی به همراه دارد و به توسعه های دیگری هم می انجامد نگریست. آثار اجتماعی به نظر ذهنی و ناملموس تر می باشند. در طول 25 سال اخیر تحقیقات آمریکایی شمالی جنبه های متفاوت طرز تلقی ساکنان از توسعه ی گردشگری را مورد بررسی قرار داده اند.پیزام اشاره می کند که تاکید زیاد بر گردشگری باعث بروز رفتار منفی میزبان می شود.روتمن اثرات منفی گردشگری مانند شلوغی ،زباله ، ترافیک، جرم و جنایت، افزیش قیمت ها را با اثرات مثبت گردشگری همراه می کند. از اثرات مثبت گردشگری می توان به زیرساختهای محلی، فرصت های شغلی و تفریحی اشاره کرد. سایر یافته های مهم شامل عوامل شخصی و جامعه شناختی تاثیر گذار بررفتارها و طرز تلقی ها مانند فاصله ی سکونت از آن مکان و محدوده ی سنی و...می باشد.قسمت اعظم مطالعه درباره ی نظر جامعه ی محلی درباره ی توسعه ی گردشگری در مقاصد تفرجگاهی، روستایی و کوچک می باشد. در حالی که مطالعات گذشته در پی فهماندن طرزتلقی های مثبت و منفی گردشگری و حمایت سیاست های مشخص بودند بیشتر تحقیقات درباره ی طرز تلقی ساکنان به صورت نظری می باشد. . نظریه ی مبادله ی اجتماعی نشان دهنده ی میزان دریافتی ساکنان منطقه ی گردشگری است. مطالعه ی اخیر در قانا نشان می دهد که تنها وجود مبادله اهمیت ندارد بلکه طبیعت مبادله ی اجتماعی و ارزش آن که روی رفتار و طرز تلقی موثر است از اهمیت بالایی برخورداراست.طبق تئوری مبادله ی اجتماعی اگر ساکنان در گردشگری مشغول فعالیت شوند طرز تلقی مثبتی به این صنعت خواهند داشت و اگرتجربه ی استخدام منفی باشد باعث رفتار منفی و طرز تلقی منفی از گردشگری می شود. علاوه بر کمبود وجود تئوری های بنیادی، روش شناسی های مختلف به منظور بررسی طرز تلقی از گردشگری به نظرات گسسته ای منتهی شده است. روش شناسی نمونه گیری مورد استفاده در مطالعات مختلف متفاوت است.توضیحات ارائه شده توسط نمونه ها محدود و اطلاعات در دسترس محک مناسبی برای تایید قضاوت درباره ی نمونه و سپس تعمیم آن به جامعه نمی باشد. فقدان توجه کافی به روش شناسی نمونه گیری اعتبار گزارش یافته ها را زیر سوال می برد. همان طور که می دانیم اولین مراحل شکل گیری قانون، شناخت مساله ، الویت دهی به موارد مورد بررسی، بررسی متغیرهای مهم،توسعه ی روش شناسی برای راهبرد مطالعه می باشد. یافته های گزارش شده توصیفی اند و مطالعات نشان دهنده ی آن است که هنوز در این زمینه ی خاص در مراحل ابتدایی است. ساکنان بومی بازیگران اصلی گردشگری هر منطقه می باشند که موفقیت یا شکست گردشگری آن منطقه را محک می زنند.از خلال مشارکت (با درجات متفاوت) در برنامه ریزی، توسعه، عملیات اجرایی و با توسعه ی مهمان نوازی در قبال مزایای دریافتی توسعه ی گردشگری موثرند. از طرف دیگر ساکنان با تضعیف این صنعت از طریق مقابله با آن و برخوردهای خصمانه با گردشگران بر فرایند گردشگری تاثیر گذارند. در توسعه و جذب گردشگری در یک مقصد خاص هدف آن است که تعادلی میان نتایج ،مزایا و هزینه های حاصل از گردشگری ذی نفعان ساکنان،گردشگران و صنعت برقرار شود.
2-4- دیدگاه سازمان جهانی گردشگری
سازمان گردشگری جهانی(WTO) سیستم گردشگری را به دو بخش اصلی تقسیم می کند؛ یکی عوامل تقاضا، شامل بازارهای گردشگری بین المللی، داخلی(ملی و منطقه ای) و ساکنان محلی و دیگر عوامل عرضه، مشتمل برفعالیت ها و جاذبه ها (جاذبه های طبیعی، فرهنگی، تاریخی، پارکهای تفریحی، باغ وحش ها، باغ های گیاه شناسی، آکواریم ها و…)، محل اقامت (هتل ها، متل ها، هتل آپارتمان ها، مهمانپذیرها و…)، خدمات و تسهیلات گردشگری( دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری، رستوران ها، خرید، امور بانکی، مبادله ارز، خدمات و امکانات پستی و پزشکی و…)، حمل و نقل(هوایی، زمینی، دریایی)، امکانات و تأسیسات زیربنایی( شامل آب رسانی، برق رسانی، بهداشت، فاضلاب، دفع زباله و مخابرات) و عناصر سازمانی است(سازمان جهانی جهانگردی). مدل ارائه شده از طرف سازمان جهانی گردشگری بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.
2-5-  دیدگاه لیپر
لیپر(۱۹۷۹) مدل خود را در  به عنوان یک چارچوب سازماندهی شده در بسیاری از مسائل گردشگری پیشنهاد کرده است. وی بسیاری از مسائل گردشگری را با توجه به فعالیتهای آن در نظر گرفته و بخش های صنعت را مجاز به استقرار می سازد و عامل جغرافیایی را در کل سفر اجتناب ناپذیر، پیش بینی کند. او سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری مؤثر می داند.
۱- گردشگران/گردشگر در این سیستم یک فاعل است. ۲- عوامل جغرافیایی: شامل الف- منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر) ب- منطقه مقصد گردشگر(علت وجودی برای گردشگری) ج- منطقه حمل و نقل(مکانهای میانی برای رسیدن به مقصد). ۳- صنعت گردشگری؛ مشتمل بر دامنه ای از تجارتها و سازمانهای درگیر در توزیع محصول گردشگری هستند. هر یک از عناصر و عوامل سیستم گردشگری لیپر نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که در گردشگری اتفاق می افتد، با یکدیگر در تقابلند.
مدل ارائه شده از طرف لیپر بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.
در بخش تقاضا، جمعیت علاقه مند و متمکن به انجام سفر و گردش(اعم از بازارهای داخلی و بین المللی) قرار گرفته؛ و در بخش عرضه، بر روی عناصر و بخشهای اصلی همچون جاذبه ها، حمل و نقل، خدمات، اطلاعات و تبلیغات تأکید دارد؛ هر یک از این  عناصر در تعامل و ارتباط متقابل با یکدیگر قرار داشته و سیستم گردشگری یک مکان را تشکیل می دهند. وی تأکید خاصی بر روی عناصر عرضه در سیستم گردشگری یک مکان دارد و موفقیت و پویائی گردشگری در یک مکان را در سایه تعامل، همکاری، ارتباط متقابل، کارایی و موفقیت عناصر متعدد و پیچیده ی بخش عرضه همانند جاذبه ها، مراکز اقامتی، حمل و نقل، اطلاعات و تبلیغات می داند. گاهی به نظر می آید بعضی از عناصر و یا بخشهای گردشگری اهمیت، کارائی و اثر بخشی سایر یا هر ترتیبی را در این خصوص نادیده می گیرند. به عبارتی دیگر هر عنصری و یا بخشی از ساختار درونی سیستم(عوامل عرضه) مانند: صاحبان توسعه اقامتگاههای مسافران(هتل ها، متل ها، هتل آپارتمانها، مهمانپذیرها، خانه ها، ویلاهای اجاره ای، کمپ ها، محل خواب، واحدهای پذیرایی و…) مؤسسات و آژانسهای مسافربری، تأسیسات گردشگری و… از نگاه خودش به گردشگری نزدیکتر است؛ اما تأثیر عوامل خارجی(عوامل محیطی- بیرونی سیستم اعم از فرصتها و تهدیدها) و دیگر عناصر و بخشهای  نیز بر پویائی عملکرد سیستم گردشگری حائز اهمیت می باشد؛ در واقع گردشگری تنها از هتلها و خطوط هوایی و دیگر بخشها به صورت مجزا تشکیل نشده است، بلکه کلیتی از اجزای مختلف و عمده ای است که با همدیگر ارتباط نزدیک و متقابل دارند. هر یک از این اجزا عهده دار حرکت و پیشرفت در سیستم(عرضه و تقاضا) گردشگری است؛ درون این شاخه های کلی جزئیات و عناصری است که هم برنامه ریزان و مدیران باید برای کسب موفقیت آنها تلاش کنند
مدل ارائه شده از طرف گان با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای فرایند مدیریت و برنامه ریزی از گونه تئوری سیستمها می باشد.
2-6- دیدگاه بریونز، تجیدا و مورالس
آنها طی پروژه - ریسرچای تحت عنوان« بطرف تکامل سیستم مفهومی گردشگری» در سال ۲۰۰۹ به تبیین و تکاملی سیستم استنتاجی گردشگری بر اساس نگرش نو و انطباق با شرایط جدید و بی نظمی های جدید پرداخته اند. در این مدل عناصر آنتروپی، بازدارنده، هم ایستایی( همگن)، سناریوهای سیستم و عناصر بی نظمی با جزئیات خود به صورت چتری وحلقه های تودرتو از  مرکز ( گردشگری)، سیستم گردشگری را تشکیل داده که عناصر آنها با همدیگر دارای ارتباط متقابل دارند. در این مدل بطور نسبی تمامی عناصر مؤثر و تشکیل دهنده گردشگری اعم از حمل ونقل، اقامتگاهها، خدمات ترابری ومسافرتی، خدمات پذیرایی، خدمات عمومی و مجانی، تفریح، فرهنگ و… را مورد بررسی قرار داده و به درک مفاهیم ذهنی  و واقعیت های بیرونی با توجه به ارزش و اهمیت عناصرگردشگری پرداخته است 
2-7- دیدگاه کاسپار
کاسپار گردشگری را همانند سیستمی باز مشتمل بر ساختار داخلی اعم از زیر سیستم های موضوعی و فرعی با سیستم فرادست متشکل محیط های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فن آوری واکولوژی که دارای ارتباط متقابل با یکدیگر هستند، محسوب می کرد ؛ وی عقیده داشت، نباید ساختار داخلی سیستم جدای از محیط فرا دست در معنا و مفهوم آن بررسی شود؛ همین واقعیت که انسان در کانون رویداد گردشگری قرار دارد، ما را وادار می سازد که از بررسی بخشی و گسسته چشم پوشی کنیم. ما باید خودمان را از اندیشه تک بعدی نگر، رها ساخته و در صدد برآییم حتی الامکان به طور یکپارچه به مسائل بپردازیم . مدل کاسپار بر اساس طبقه بندی بنیادین مدلهای گردشگری در زمره مدلهای نظری- سیستم کل و از گونه تشریحی می باشد.          
2-8- دیدگاه هولدن
 هولدن از جمله اندیشمندانی است که گردشگری را به عنوان یک سیستم مورد توجه و بررسی قرار می دهد. او با به نمایش گذاشتن عناصر مختلف سیستم گردشگری، اهمیت داده های سیستم گردشگری در چشم انداز محیطی، منابع انسانی و طبیعی را متذکر و برجسته می نماید. وی معتقد است درون سیستم گردشگری سه بخش زیر سیستم، یعنی زیر سیستم مقصد، گردشگر و حمل و نقل اهمیت داشته که یکدیگر را پوشش داده و به یکدیگر نیز وابسته اند. در زیر سیستم مقصد، جاذبه های طبیعی و فرهنگی برای جذب گردشگری مهم است که منجر به خروجی سیستم می شود. داده های خروجی سیستم وابسته به درآمد و علاقه گردشگران است که تغییرات فرهنگی و محیطی جامعه را بدنبال خواهد داشت.
2-9- پسامدرنیته، و گردشگری
  گردشگری پسامدرن ناشی از تحولات فناورانه پسا صنعتی از یکسو و اندیشه ها و نظریات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی زیست محیطی از سوی دیگر دست به دست هم دادند و گردشگری پسامدرن را برای جامعه امروز بوجود آورده اند. در وضعیت پسامدرنیته امروزه اوقات فراغت و گردشگری به عنوان حق، نه پاداش، محسوب می شود. و به پایه های زندگی و هستی امروز افراد بدل گشته است. از اینرو پسامدرن را می توان فرایندی دانست از مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی که در یک سبک زندگی اکسپرسیونیستی به هم پیوند می خورند و واکنش های بسیاری را برای لذت تجربه کردن، در بسیاری از سطوح معرفتی در چهارچوب هستی شناسی و پایبندی به حال چه در جامعه و چه در خود سبب می شوند.« آنچه شکل گیری جریان گردشگری را تسهیل می کند، حس دلتنگی ( نوستالژی)  نسبت به گذشته و توجه فزاینده به میراث به طور عام است. بازگشت به گذشته به عنوان تقاضای گردشگری در می آید و تمامی اشکال مختلف هنری، معماری،آموزشی، میراث فرهنگی در هم می آمیزد. ...گردشگری پسامدرن نیز بر پایه نشانه ها شکل می گیرد. در این بین میراث اعم از طبیعی و فرهنگی از اصلی ترین مؤلفه های این گونه گردشگری است. ...آنچه باعث اهمیت میراث در زمینه گردشگری شهری پسامدرن شده است، ایجاد یک حس دلتنگی بیشتر در شرایط هویت فرهنگی و اجتماعی مختلف است. ... میراث و دیگر قابلیت های گردشگری پسامدرن از دیگر سو فرایندهای زیبا شناختی را به کمک فناوری و مجازی سازی ( فیلم، سی دی و غیره) شکل می دهند. این امر در شرایط دهکده جهانی و فشردگی زمان و فضاء امکانات بی پایانی را فراهم می آورد که سبب افزایش تمایل انسان به سفر می گردد. دورنمای گردشگری فرایندی است که در وانمودن مکان و میزبان چشم انداز گردشگری و بخشی از تجربه مسافرت را در عصر پسامدرن تشکیل می دهد. دورنمای گردشگری ترکیبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی و مجموعه ای متشکل از شیوه دیدن، شناخت و درک افکار است. و می تواند شامل نمونه هایی همچون برشورها، سواحل بکر، مکان های دیدنی، فرهنگ منحصر به فرد و فرهنگ اصیل بومی برای تبلیغ باشد. ساخت و پردازش تصاویری همچون قهوه خانه در ساحل، موسیقی و رقص های سنتی که از طریقبه نمایش گذاشته می شود و سِرو غذاهای سنتی بخشی از دورنمای گردشگری پسامدرن را تشکیل می دهد.» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 83-182) گردشگری شهری بخشی از الگوی فضای گردشگری پسامدرن است. نواحی شهری به علت اینکه درای جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیاری است غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب می شود. شهرها معمولاً جاذبه های متنوع و بزرگی شامل گنجینه موزه ها، بناهای یادبود، سالن های تئاتر، استادیوم های ورزشی، پارکها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی و مکان های مربوط مهم  یا افراد مشهور را دارا هستند که خود گردشگران بسیاری را جذب می کند، وجود سبک اکسپرسیونیستی در شهر و میل به گذران اوقات فراغت در شهرها فزونی می گیرد. از اینرو شهرنشینی امر گردشگری پسامدرن را تسهیل نموده است. عملکرد گردشگران در فضاهای شهری، پیرامون جاذبه ها، بافت شهر، خرید، اسکان و فعالیت های جانبی است که در رویکرد به موزه ها تئاترها، نمایشگاه ها، مراکز تفریحی و نظیر اینها تبلور می یابد. اینگونه عملکرد گردشگری فضای شهری در راستای انگیزه های متفاوتی شکل می گیرد که برخی از انها به شرح ذیل است. " 1-دیدار دوستان و خویشاوندان2- مسافرت های تجاری 3- حضور در نمایشگاه ها و کنفرانس ها4- باردید از میراث فرهنگی 5- سفرهای مذهبی ( زیارت) 6-حضور در مراسم و محل حوادث 7- رفع مسائل درمانی- بهداشتی 8- خریدهای تفریحی 9- مسائل ورزشی10- مسائل آموزشی11- سفرهای روزانه و اداری 12- دلایل شخصی و..." در واقع فضا مندی  گردشگری شهری در عصر پسامدرن نشان از روابط " پول، قدرت و فضاء" است و برآمده از تولید اجتماعی فضاء وماهیت مادی آن است. « از اینرو در این فضاء گردشگری شهری بیانگر تولید اجتماعی فضاء، پیرامون گردشگر- میزبان و چرخه سود ناشی از سرمایه داری است. در فضامندی گردشگری شهری، فضاء به صورت کالای بسته بندی شده و قابل فروش به گردشگران در می آید.فضامندی در برگیرنده پیوستگی بین رفتارهای مکانی، الگوهای درحال تغییر اشتغال و توسعه در مرحله جمع آوری سرمایه از طریق گردشگری است.( شورت،1381: 111) بر این مبنا گردشگری در داخل شهرها فضاهای ویژه  خود را می سازد و فضاهی ویژه نیز گونه های گردشگری را به خود جلب می کند. در یک شهر زیارتی مثل مشهد فضا و نواحی شهری که اختصاص به زیارت و گردشگری زیارتی دارد ساختار و کارکرد و رفتار معنوی متفاوتی با سایر نواحی مشهد دارد. محدوده فضایی در شهری تاریخی مثل اصفهان ساختار فیزیکی و کالبدی و عملکردی ویژه خود را دارد که کاملاً با فضای دانشگاهی یا مسکونی همان شهر متفاوت است. از سوی دیگر وجود یک مدیریت قوی برای توسعه چنین گردشگری در این فضا پسامدرنیته امروزه در ساختار کلانشهرهای ایران در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری بسیار مهم است. در مرحله اول مدیریت گردشگری شهری باید در چارچوب راهبردهای مطلوبی شکل گیرد و بر مبنای آن خط مشی و سیاست های مناسبی برای توسعه گردشگری در نظر گرفته شود که مانع برخورد منافع گردشگری و دیگر کارکردهای شهری گردند. راهبردهای توسعه گردشگری در عملکرد مدیریتی در شهرها و در رابطه با شهروندان باید عادلانه و موجب شکاف در سطوح درآمد و اشتغال و به طور کلی رفاه شهروندان نشود. « یکی از کارکردهای مدیریت گردشگری شهری در فضای پسامدرن جذب سرمایه برای توسعه پایدار این صنعت در شهر است. سرمایه گذاری در گردشگری شهری شامل توسعه قابلیت ها، فعالیتها،بهبود شرایط محیط طبیعی و زیست محیطی و تاسیسات زیربنایی است منافعی برای ساکنان محلی نیز دارد. مدیریت گردشگری شهری در راستای جذب سرمایه و فعالیت های شهری باید در یک موقعیت رقابتی فزاینده با مکان های رقیب عمل نماید.» ( محلاتی،1381: 25) در روندی از چشم انداز گردشگری شهری مدیریت شهری و اجرایی گردشگری در چنین عصری باید به سمت افزایش تعداد گردشگران، جذب سرمایه را افزایش دهد و بر قابلیت توسعه گردشگری و بهبود و بازسازی محیط شهری بیفزاید. استمرار گردشگری در شهر پایداری بازار گردشگری را سبب می شود و افزایش سطح اشتغال و درآمد را فراهم می آورد. این امر خود بستری برای رفاه شهروندان می شود. این در حالی است که راهبردهای درونی مدیریت گردشگری شهری باید با در پیش گرفتن سیاست های اجتماعی مناسب به سوی کاهش تضاد بین ساکنان و گردشگران حرکت کند. به طور تصویری ایده آل از یک مقصد گردشگری شهری با مدیریت قوی در برگیرنده پارامترهایی است « 1- دسترسی به تمامی مناطق مقصد، 2- امکان انتخاب از میان یک سلسله گسترده از فعالیت ها با توجه به تنوع سلیقه ها.3- ترکیب فعالیت ها در رابط با زمان و فضا 4- ترکیب فضایی مکان های مورد علاقه 5- همیاری کارکردی میان قابلیت های شهری6- اثر متقابل میان فعالیت ها و...» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 98-197 (مدیریت گردشگری شهری باید پویا باشد و با دید باز و سعه صدر عمل کند و در جریان تحولات بنیادی و دائمی در امر گردشگری باشد و گرنه صنعت گردشگری در یک منطقه یا یک شهر با مشکل روبه رو می شود. با توجه به چنین مباحثی یکسری از راهکارها که در عصر پسامدرنیته در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری می تواند به مدیریت اجرایی گردشگری شهر کمک کند شامل مواردی چون " 1- تعییین وضعیت بازدیدکنندگان از شهر و ویژگی بازار ایده آل برای آنها می باشد.2- بررسی امکان افزایش طول زمان ماندگاری و ایجاد بازارهای تخصصی.3- در نظر گرفتن نیاز اسکان و مکان های اقامتی گروه های هدف. 4- در نظر گرفتن خرده فروشی های آینده و نیازهای سکونتی، چگونگی رفع این نیازها و محل لازم برای آنها.5- ایجاد برنامه مدیریتی کارآمد. 6- در نظر داشتن سازو کارهای برنامه ریزی بر اساس اطلاعات برای پاسخگویی به تغییرات آینده. 6- ترویج شرکت فعال محلی به منظور تضمین اینکه ساکنان شهر بخشی از فرایند برنامه ریزی باشند و سودآوری گردشگری به وسیله آنها و برای آنها باشد. 7- به وجود آوردن فرصت ها، دوره های آموزشی و مشاغل در حیطه محلی. 8- تکیه بر نیازهای فرهنگی و آموزشی بازدید کنندگان و افراد اجتماعات محلی. 9-حمایت از ابتکارات محلی." در مجموع این راهکارها در مدیریت گردشگری شهری عصر پسامدرن منجربه به«1- پایداری منابع مورد استفاده 2-کاهش مصارف اضافی و زائد3- حفظ تنوع و گوناگونی منابع محیطی 4-هماهنگی و برنامه ریزی 5-حمایت از اقتصاد محلی 6-توجه به ویژگی های فرهنگی جوامع محلی7- مشارکت محلی مردم در تصمیم گیری ها 8- آموزش کارکنان9- بازاریابی مسئولانه و قوی10- انجام فعالیت های پژوهشی در این زمینه11- رعایت استاندارد های زیست محیطی و بهداشتی 12- توزیع مناسب درآمدها و زیر ساخت ها در سطح شهر ( عدالت اجتماعی و عدالت جغرافیایی).» خواهد شد ( همان: 201-200(
2-11- گردشگری
لغت گردشگری در لغت فرنگی به معنای سیاحت در داخل یک کشور یا کشورهای خارجی است ، در حالی که در لغت فارسی (جهانگردی) به جهان را گشتن و سیر آفاق کردن معنی می دهد و سفر های داخلی را در بر نمی گیرد . با این حال امروزه گردشگری شهری به عنوان یکی از انواع گردشگری مطرح بوده و در این تحقیق نیز گردشگری شهری مورد نظر می باشد.
گردشگری به سه شکل صورت می گیرد:
الف-گردشگری داخلی : ساکنان یک کشور که فقط داخل آن کشور مسافرت می کنند.
ب- گردشگری خارجی ها : افرادی که ساکن یک کشور نیستند و به آن کشور مسافرت می کنند.
ج- گردشگری خارجی : افراد ساکن یک کشور که به خارج از آن کشور مسافرت می کنند.
2-12- گردشگری طبق تعریف سازمان
در سال 1991، سازمان جهانی جهانگردی و دولت کانادا "کنفرانس بین المللی درباره مسافرت و آمارهای جهانگردی" را در اتاوا تشکیل دادند که در زمینه تعریف واژگان، اصطلاحات و طبقه بندی آنها تصمیماتی گرفتند و واژگان و اصطلاحاتی که در زیر می آید مبتنی بر تعریف هایی است که سازمان جهانی جهانگردی ارائه کرده:
الف- جهانگردی یا گردشگری (Tourism)
کارهایی که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیت های دیگر است(Hall, C. M, 2002;36) .
ب-جهانگرد یا گردشگر (Tourist)
(دیدار کننده یک شبه) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی، در محل مورد بازدید به سر برد( Cooke, K., 1982;52).
گردشگر یک روزه (Same day visitor
(کسی که به تفریح می رود) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود ولی شب را در آنجا نمی گذراند.
(به گردشگری باید از دیده تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست ؛ طراحی و توسعه یک محصول ، به منظور مرتفع ساختن یک نیاز.همین تعامل است که آثار اقتصادی ، زیست محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی و دیگر آثار را تعریف می کند.)
گردشگری از بعد عرضه شامل همه خدمات و ویژگیهایی می شود که در کنار هم قرار می گیرند ، تا آنچه را که مسافر می خواهد ، فراهم آورند.
گردشگری را می توان در سه سطح مورد بررسی قرار داد :
سطح اول : سیاست های گردشگری و چارچوب استراتژی ، دستگاه دولتی متولی گردشگری
سطح دوم : هتل ها ، اسکان ، پذیرایی (تهیه و ارائه غذا) جاذبه ها ، حمل و نقل
سطح سوم : شبکه خدمات حمایتی (پلیس ، اداره پست ، گمرک ، رسانه ها ، بانک ها و .....
گردشگر
در سال 1925 کمیته مخصوص آمار گیری مجمع ملل افراد زیر را جهانگرد شناخت :
الف- کسانی که برای تفریح و دلایل شخصی با مقاصد پزشکی و درمانی سفر می کنند؛

–140

TOC o "1-4" h z u فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست مطالب PAGEREF _Toc323821446 h ixفهرست نمودار‌‌ها PAGEREF _Toc323821447 h xفهرست شکل‌‌ها PAGEREF _Toc323821448 h xiفصل 1- ..11-1-مقدمه PAGEREF _Toc323821450 h 11-2-پرسش ها 2-11-3-فرضیه ها PAGEREF _Toc323821451 h 21-4-اهداف PAGEREF _Toc323821451 h 21-5-نقش زنان در تحولات اجتماعی قرون 18 تا 2131-6- تعریف فمینیسم41-6-1-ماهیت نهضت فمینیستی41-6-2- تاریخچه تکوین جنبش های فمینیستی5-41-6-3- ورود زنان به نیروی کار و سطوح آموزشی51-6-4- ارزیابی فمینیسم6-51-6-5- امواج سه گانه فمینیسم61-6-5-1- موج اول 9-71-6-5-1-1- دوره تعلیق نهضت فمینیسم12-91-6-5-2- موج دوم 13-121-6-5-2-1- تأثیر جنگ جهانی دوم بر موج دوم14-131-6-5-2-2- دولت مداخله گر 16-141-6-5-3- شکل گیری موج سوم161-6-5-3-1- موج سوم18-161-6-6- شاخه آکادمیک جنبش زنان19-181-6-7- مکتب های مهم فمینیسم20-191-7- برخی دستاوردهای جنبش زنان 21-20فصل 2- تاریخچه مطالعات زنان در باستان شناسی جهان 222-1- مقدمه 22فهرست مطالب


عنوان صفحه
2-2- مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی23 HYPERLINK l "_Toc323821472" 2-2-1- مروری بر امواج سه گانه فمینیسم و تأثیر آن در باستان-
شناسی 25-24
2-2-2- گرایش های فمینیستی .26-252-3- مطالعات فمینیسم در باستان شناسی 27-262-4- پیشینه مطالعات جنسیت در باستان شناسی 282-4-1- فمینیسم و باستان شناسی جنسیت................................................................................ PAGEREF _Toc323821476 h 282-4-2- زمینه های شکل گیری مطالعات جنسیت در باستان شناسی29-282-4-2-1- باستان شناسی نوین 292-4-2-2- باستان شناسی دهه8031-292-4-3- اهداف فعالیت های دهه های 60- 80 میلادی 322-4-4- روند شکل گیری باستان شناسی جنسیت33-322-4-4-1- باستان شناسی جنسیت332-4-4-2- جنبش زنان و باستان شناسی جنسیت35-342-4-4-3- گردهمایی ها و کنفرانس های باستان شناسی جنسیت36-352-4-4-3-1- گردهمایی چاکمول38-362-5- زنان و باستان شناسی آمریکا382-6- زنان و باستان شناسی استرالیا392-7- جنسیت در باستان شناسی پیش تاریخی و تاریخی42-402-8- ارزیابی مطالعات زنان در باستان شناسی422-9- تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان44-432-9-1- زنان پیشگام در باستان شناسی جهان44
TOC c "شکل" TOC c "شکل" 2-9-1-1- ژان دیولافوا46-45
2-9-1-2- استرون دیمن48-47
2-9-1-3- مارگارت موری51-49
2-9-1-4- گرترود بل54-52
2-9-1-5- هریت بوید هادز-ادیت هیوارد هال دوان56-54
2-9-1-6- هتی گلدمن- ترزا جئول58-56
2-9-1-7- گرترود ـ تامسون،گارود و وینفرد لمب63- 59
فهرست مطالب
عنوانصفحه
2-9-1-8- ماری لیکی 652-9-1-9- هلن کنتور 66فصل 3- تاریخچه شکل گیری باستان شناسی در ایران و حضور زنان در فعالیت های باستان شناختی 683-1- مقدمه 683-2- باستان شناسی ایران 683-2-1- شکل گیری باستان شناسی ایران70-683-2-1-1- شکل گیری باستان شناسی در ایران توسط فرانسویها73-70
3-2-1-2- گسترش فعالیت های باستان شناسی در ایران توسط خارجیها 75-73
3-2-1-3- شروع فعالیت های گسترده باستان شناسان ایرانی76-753-2-1-3-1- فعالیت های باستان شناسی ایران همزمان با انقلاب763-2-1-3-2- فعالیت های باستان شناسی ایران بعد از انقلاب773-2-2- تاریخچه حضور زنان در باستان شناسی ایران783-2-3- زنان پیشگام در باستان شناسی ایران 793-2-3-1- بانو پروین برزین 793-2-3-2- بانو زهرا نبیل 803-2-3-3- بانو نوشین دخت نفیسی 813-2-3-4- بانو ملکه ملکزاده بیانی 823-2-3-5- بانو سیمین دانشور 843-2-3-6- بانو سیمین لک پور 853-2-3-7- بانو آرمان شیشه گر 873-2-3-8- بانو زهره روح فر 903-2-3-9- بانو حمیده چوبک 913-2-3-10- بانو هایده لاله 92فصل 4-عوامل تأثیر گذار در انتخاب/ عدم انتخاب رشته باستان- شناسی توسط زنان در ایران 941-4- مقدمه 944-2- عوامل مؤ ثر در انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان95
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4-3- عوامل بازدارنده انتخاب رشته باستان شناسی توسط زنان 95 4-4- محیط فعالیت های باستان شناسی و زنان 964-5- حوزه های پژوهشی باستان شناسی و زنان 97 4-6- بررسی جواب سوالات به صورت نموداری98فصل 5- نگاهی به پژوهش هاوتفاسیر باستان شناسی ازمنظر جنسیت و زنان 1055-1- مقدمه 1055-2- فرآیند شکل گیری مطالعات زنان در باستان شناسی 1055-3- نظرات مربوط به تقسیم کار جنسیتی در جوامع گذشته108
5-4- جنسیت در بین گردآورندگان 1095-5- نقش زن در جوامع گردآورنده و شکارگر1125-6- جنسیت در بین جوامع کشاورز1045-7- جنسیت در محوطه باستانی حسنلو و جوامع پیچیده ساسانی 1175-7-1- زنان و سنجاق در ایران باستان 1185-7-1-1- حسنلو 1185-7-1-2- سنجاق به منزله نشانه مراحل مهم در زندگی زنان 1205-7-1-3- سنجاق به منزله ابزار دفاعی 1205-7-1-4- سنجاق به منزله نماد جامعه ای مسلح 1215-7-2- نقش زنان در امپراتوری ساسانی1225-8- بررسی تقسیم کار جنسیتی در بین اقوام زنده1245-8-1- بررسی جامعه واشوها1245-8-2- بررسی جامعه هادزاها1255-8-3- بررسی جوامع تیوی ها 125
5-8-4- بررسی جامعه اسکیموها 1265-9- سفالگری و زنان 130
نتیجه گیری 134
فهرست نمودار‌ها عنوان صفحه
TOC c "جدول" نمودار 4-6-1: درصد دانشجویان کارشناسی98
نمودار 4-6-2: درصد دانشجویان کارشناسی ارشد99
نمودار 4-6-3: تعداد زنان در هئیت های علمی.. ........... 100
نمودار 4-6-4: درصد مجوز فعالیت های زنان.................. 101
نمودار 4-6-5: درصد پست های مدیریتی زنان................. 102
نمودار 4-6-6: حوزه مناسب فعالیت های زنان ...............103
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
TOC c "شکل" TOC c "شکل" تصویر ‏2-1: ژان دیولافوا45
تصویر ‏2-2: استرون دیمن47
تصویر ‏2-3: دیمن،کاوش در شمال غرب روم 49
تصویر 2-4: مارگارت موری49
تصویر ‏2-5: موری،کار میدانی51
تصویر ‏2-6: گرترود بل52
تصویر ‏2-7: بل در عراق54
تصویر ‏2-8: هریت بوید هادز54
تصویر 2-9: ادیت هیوارد هال دوان54
تصویر ‏2-10: محوطه باستانی56
تصویر ‏2-11: هتی گلدمن56
تصویر ‏2-12: ترزا جئول56
تصویر ‏2-13: کشف بنای نمرود58
تصویر ‏2-14: گرترود ـ کاتون تامسون59
تصویر2-15 : دوروتی گارود60
تصویر ‏2-16: گارود در محوطه باستانی زارزی60
تصویر ‏2-17: گارود به همراه دانشجویانش62
تصویر ‏2-18: وینفرد لمب62
تصویر ‏2-19: کتلین کنیون63
تصویر 2-20: کنیون ـ ویلر64
تصویر ‏2-21: روش کاوش کنیون ـ ویلر64
تصویر‏222: ماری لیکی65
تصویر‏223: هلن کنتور66
تصویر ‏3-1: بانو نوشین دخت نفیسی81
تصویر ‏3-2: بانو ملکه ملکزاده بیانی82
تصویر3-3: بانو سیمین دانشور84
تصویر ‏3-4: بانو آرمان شیشه گر86
تصویر3-5: کاوش در جوبجی88
تصویر ‏3-6: بانو زهره روح فر89
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک90
تصویر ‏3-7: بانو حمیده چوبک در محوطه باستانی91
تصویر 3-10: بانو هایده لاله92
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل ‏5-1: جمع آوری دانه111
شکل ‏5-2: زن گردآورنده112
شکل ‏5-3: شکستن دانه های خوراکی114
شکل 5-4: زن در جوامع کشاورز117
شکل ‏5-5: شکار128
شکل ‏5-6: زن و سفالگری133

فصل 1- کلیات
1-1- مقدمه
با توجه به اینکه زنان در تمام دوره های زندگی انسان نقش مهمی داشته اند و دوشادوش مردان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی شرکت داشته اند چه در زمان های دور که در شکار، گردآوری، کشاورزی، ایجاد صنایع و... نقش داشته اند و چه در زمان های نزدیکتر که کم کم پا به عرصه اجتماع گذاشتند و در تمامی زمینه ها فعالیت خود را شروع کرده اند، پرداختن به نقش زنان در حیطه باستان شناسی و بررسی مشکلات و امکانات آنها کاری ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش سعی شده تا به بررسی نقش زن از زمان تحولات قرن 18 میلادی به بعد و تغییراتی که در جایگاه زنان در عرصه های اجتماعی رخ داد و به دنبال آن ورود زنان به مجامع آکادمیک، دانشگاهی و دنبال کردن این فرایند تا عصر حاضر در جهان به طور کلی و در ایران پرداخته شود. به خصوص در چند سده اخیر که رشد آنها چشمگیر تر شده با تمرکز بر جایگاه زن در باستان شناسی، بعد از بررسی سیر کلی ان در جهان مشخصاً بر جایگاه زنان در باستان شناسی ایران پرداخته می شود.
1-2- سوالات:
علل کم بودن تعداد زنان باستان شناس در سطوح مدیریتی و سرپرستی کاوش ها چیست؟
فرآیند حضور زنان در باستان شناسی از زمان تأسیس این رشته چه سیری داشته است؟
در تحلیل و تفسیر داده های باستان شناختی و نتایج کاوش ها تا چه حد به گروه هایی مانند زنان و کودکان پرداخته می شود؟
1-3- فرضیه ها:
جدی گرفته نشدن توانایی های زنان در کارهای مدیریتی (با توجه به پیش زمینه اجتماعی موجود) که این امر می تواند باعث اتلاف انرژی و هدر رفت دانش تخصصی زنان دانش آموخته در این حوزه و موجب هدر رفت انرزی و بودجه دولتی که صرف آموزش آنان گردیده است.
حضور کمی زنان نسبت به قبل در زمینه های دانشگاهی بیشتر شده ولی جایگاه آنان (از نظر کیفی) تفاوت فاحشی را نشان نمی دهد.
چون اکثر این پژوهش های باستان شناسی توسط باستان شناسان مرد انجام می شود توجه لازم به نقش زنان و کودکان نشده است.
1-4-اهداف:
بررسی کم و کیف تفاسیر ارائه شده از زنان در جوامع گذشته.
بررسی سیر تغییرجایگاه اجتماعی زنان در سده های اخیر و زمینه های آن.
بررسی جایگاه زنان پژوهشگر باستان شناس در عرصه های اداری و آکادمیک.
2- نقش زنان در تحولات اجتماعی قرون 18-21
جنبش های اجتماعی تلاشی جمعی برای دگرگون ساختن ساختار اجتماعی تلقی می شوند که حداقل گهگاه از روشهای فرانهادین استفاده می کنند. با وجودی که در وهله نخست به نظر می رسد دغدغه اصلی جنبش های اجتماعی ایجاد تغییر در مناسبات اجتماعی و توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی است، این باور بتدریج نزد بسیاری از رهبران جنبش های اجتماعی پذیرفته شده که تغییر در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی باید همراه با دگرگونیهایی در عرصه های فرهنگی نیز باشد(منیکف، 1937-779). تاریخچه ی جنبش زنان اندیشه ای نوبنیاد است و زمان، عنصر لازم و ضروری برای شناختن هر چه بیشتر ماهیت این اندیشه است. جنبش زنان، آموزه یا حرکتی است که در تلاش برای اثبات یا به دست آوردن حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برابر با مردان می باشد و در پی آن است که جهان اجتماعی را از دیدگاه زن ببیند.
2-1- تعریف فمینیسم
واژهٔ فمینیسم برای نخستین بار توسط شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهم، برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار رفت. ابتدا برای بیان کیفیات زنانه به کار می رفت، اما به تدریج، معنای لغوی خود را از دست داد و به عنوان اصطلاحی عام برای توصیف آنچه در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 در اروپا و آمریکا تحت عنوان جنبش زنان معروف بود، اطلاق شد(جگر،1378-20). این اصطلاح، به مجموعه متنوعی از گروه ها گفته می شود که هر یک به نحوی در پیشبرد موقعیت زنان تلاش می کنند. امروزه این جنبش همه فعالیت ها و اقداماتی را که با هدف پایان دادن به تابعیت زنان و احیای حقوق آنها تلاش می کنند، دربر می گیرد. برخی فوریه را پرشورترین طرافدار آزادی زنان می دانند .وی در کمون های تعاونی که در سده نوزدهم ایجاد کرد،عملاً برابری کامل میان زنان و مردان را برقرار ساخت.
2-1-1- ماهیت نهضت فمینیستی
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریّه‌ها و فلسفه‌های گوناگونی تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسائل زنان مبارزه می‌کند. در مجموع، فمینیسم ایدئولوژی آزادی زنان است(هام، 1382-63). به هرحال نکته‌ای که باید بدان توجه داشت این است که فمینیسم به معنای برابری (حقوق) زن و مرد ـ و نه برابری زن و مردـ است که همان‌طور که مشخص است هر کدام تفاوت‌ها و برتری‌هایی نسبت به یکدیگر دارند. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ ترین تمرکز خود را معطوف به تهدید نابرابری‌های جنسیتی و پیش‌برد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است.
2-1-2- تاریخچه تکوین جنبش های فمینیستی
فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد، زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند(ریتزر،1383- 464). در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است. به این ترتیب، مفاهیم اساسی گفتار مدنی که در آموزه ها و ایدئولوژی های این عصر نمود پیدا می کرد، فضا را برای توجیه سنتی فرودستی زنان بیش از بیش تنگ می کرد و در مقابل ایجاد تغییر بنیادی در شرایط زنان را موجه تر از هر زمانی در گذشته می ساخت و این در زمانی بود که شرایط ساختاری اقتصادی و سیاسی زمینه لازم را برای ایجاد یک هویت زنانه آماده می ساخت.
2-1-3- ورود زنان به نیروی کار و سطوح آموزشی
انقلاب صنعتی، گسترش روابط سرمایه داری به تدریج تغییراتی عظیم در حیات اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده و به تبع آن در وضعیت زنان ایجاد کرد. گسترش بخش صنعت و افزایش سریع تعداد کارخانه ها از اوایل قرن نوزدهم به معنای کاهش تدریجی اهمیت کشاورزی ، صنایع خانگی ،انتقال تولید از خانه به کارخانه و ورود بخش وسیعی از جمعیت به بازار کار عمومی بود. این روند علاوه بر تاثیری که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی مردان داشت تاثیرات مهمی بر زندگی زنان بر جای گذاشت که همین امر موجب تفکیک کار دست مزدی در عرصه عمومی و کار غیر دست مزدی در عرصه خصوصی گردید(آلیس،1380-15).در شرایط جنگی نیاز به نیروی کار زنان افزایش می یافت و لازم بود در بسیاری از صنایع نیروی کار زنان جایگزین مردانی شود که به جبهه اعزام می شدند. زندگی پیچیده شهر، نیاز به نیروی کار ماهر، رشد تخصص ها و نیاز به آن ها برای اداره امور اقتصادی و اجتماعی بر حق تحصیل تاثیر گذاشته و بدین ترتیب آموزش برای پسران و دختران را در دستور کار اجتماعی قرار داد. وقتی زنان وارد سطوح آموزش عالی شدند، دیگر نمی خواستند فقط در حوزه های محدود تحصیل کنند. آن ها می کوشیدند امکانات آموزش عالی را به خود بسط دهند. از سوی دیگر، حضور زنان در نیروی کار به معنای تغییری بنیادی در سبک زندگی و موقعیت فردی و اجتماعی آن ها بود و تا حدی باعث استقلال آن ها شد. دولت لیبرال نیز تأثیری چشمگیر و تعیین کننده از نظر شکل دادن به جنبش و موفقیت آن ها داشت. تعهد به آزادی بیان و آزادی اجتماعی از سوی، باز بودن کانال های تاثیر گذاری بر حکومت از سوی دیگر زمینه مناسبی برای طرح اندیشه های آنان فراهم ساخت.
2-1-4- ارزیابی فمینیسم
شاید بتوان گفت که در طول قرن بیستم فمینیسم یکی از جنجال برانگیزترین جنبش های اجتماعی و فکری در سطح جهان بوده است. بسیاری از دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در وضعیت زنان در جوامع مختلف را در وهله اول می توان ناشی از این جنبش دانست. انقلاب های آمریکا و فرانسه نیز می توانستند رهگشای دعاوی زنان برای برابری باشند. نحوه سازماندهی فمینیسم در اروپا و آمریکا تفاوتهای خاصی داشت؛ زیرا سازماندهی فمینیسم در اروپا با ایجاد باشگاههای زنان طی انقلاب فرانسه و در آمریکا با فعالیت زنان در جنبش الغای بردگی و برده داری و مبارزه برای منع استفاده از مشروبات الکلی صورت گرفته که اولی به انتشار اعلامیه حقوق زنان از سوی المپ دوگور و دومی به انتشار «اعلامیه تصمیمات و احساسات» در گردهمایی «سنکافالز» در ژوئیه 1848 انجامید (ویلفورد، 1378، 37). در همین سال بود که اولین منشور دفاع از حقوق زنان در کشور امریکا اعلام شد. خود زنان نیز بتدریج بر برابری انسانی و در نتیجه لزوم برابری حقوقی خود با مردان تاکید کردند.
2-1-5- امواج سه گانه فمینیسم
پس از انقلاب فرانسه جنبش زنان دارای سه موج مهم بوده است. امواجی که با اعتدال و حالت میانه، آغاز و پس از رسیدن به اوج افراط امروزه با رویکرد تعدیلی با اهداف خودش ادامه می دهد.
2-1-5-1- موج اول
موج نخست جنبش زنان (1848-1920) در شرایطی شکل گرفت که در اروپا و امریکا جنبش های اجتماعی دیگری نیز فعال بودند. در آمریکا، جنبش الغای برده داری نقش مهم و تعیین کننده ای در موج نخست جنبش زنان داشت(مشیرزاده،1382-51). جنبش الغا یکی از تجلیات برابری خواهی مدرن بود. طرفداران آن به دنبال تحقق ایده های مدرن برابری و آزادی بودند و معنایی که از انسان می دادند چنان وسیع بود که سیاهان را نیز شامل شود. زنان از نخستین گروهایی بودند که جذب آرمان های جنبش الغای بردگی شدند. حضور آن ها در این جنبش از عوامل موثر در شکل گیری جنبش زنان است. در شرایطی که زنان در فعالیت خود برای توسعه جنبش الغای بردگی با موانع اخلاقی مواجه شده بیشتر متوجه موقعیت فرودست خود شدند. بعد از کنفرانس ضد برده داری در لندن که در آن زنان نتوانستند اجازه حضور در صحن جلسات را بیابند، بود که آن ها به فکر سازماندهی مستقل از جنبش الغا برای پیشبرد منافع خاص زنان افتادند و مصمم شدند که علاوه بر آزادی بردگان به فکر آزادی خود نیز باشند. اما در ژوییه 1848 بود که اطلاعیه تشکیل گردهمایی زنان در سنکافالز منتشر شد و این گردهمایی شروع سازماندهی مستقل زنان بر اساس منافع خاص خودشان بود. به هر تقدیر، در گردهمایی سنکا فالز اعلامیه ای با تاکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان و لزوم برخورداری آن ها از حقوق برابر با مردان در عرصه های مالی و اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی مورد تصویب صد نفر از شرکت کنندگان قرار گرفت، که ازجمله امضا کنند گان آن برخی رهبران جنبش الغا بودند. بعد از سنکافالز هم گردهمایی های متعددی در جهت تاکید بر حقوق زنان تشکیل شد.از مهم ترین زنان فعال در طرفداری از جنبش منع مشروبات الکلی در سده 19 آنتونی بود که به یکی از فعال ترین زنان در جنبش حقوق زنان تبدیل شد. در دهه های 1880 ،1870 زنان، فعالیت شان را برای انتشار انگاره های خود و نیز فشار آوردن بر مجامع قانون گذار برای پذیرش حق رای و گاه سایر حقوق ادامه می دادند. اما جنبش در این زمان هنوز کوچک و متفرق بود، هر چند که فعالیت های آن به نسبت گسترده بود. تا اواخر دهه 1870 بیشتر فعالیت ها بعد حقوقی، سیاسی و نمایشی داشت اما بتدریج معطوف به ابعاد سیاسی شد. بی تردید مهم ترین و نظام یافته ترین تلاش زنان برای نقد وضع موجود و طرح حقوق در مورد درخواستشان را باید در کتاب دفاع از حقوق زنان اثر مری ولستون کرافت دانست که نخستین بیانیه بزرگ فمینیستی تلقی می شود و معمولا در تاریخ فمینیسم آن را نقطه آغاز این اندیشه می دانند. در سده نوزدهم نیز اندیشه بهبود وضعیت زنان کماکان مطرح بود. پس از کرافت مهم ترین سخنگوی اندیشه لیبرال رادیکال سده نوزدهم که در دفاع از حقوق زنان سخن گفت، جان استوارت میل است. او تفاوت بین زنان و مردان را ناشی از تفاوت های جامعه پذیری یا فرهنگ پذیری می داند(میل،1379-8-10-23). میل تحت تاثیر همسر خود تیلور کتاب "انقیاد زنان" را نوشت که تاثیر مهم بعدی را بر این موج گذاشت. وی کلا زنانگی را دارای ماهیت اجتماعی می داند و نه طبیعی و از همین جا به برابری و مشابهت حقوق زن و مرد می رسد. می توان گفت اساساٌ اندیشه حقوق لیبرال کلاسیک، زمینه اصلی بروز این موج به شمار می رود، دیدگاهی که برخاسته از اندیشه جان لاک بود. گسترش حقوق مدنی و سیاسی به ویژه اعطای حق رای به زنان، خواسته و هدف اصلی این موج بود. البته علاوه بردرک و هدف اصلی اهداف فرعی نیز وجود داشت، از جمله این اهداف می توان به دست یابی زنان به کار آموزشی، آموزش و کار، بهبود موقعیت زنان متاهل در قوانین، حق برابر با مردان برای طلاق و متارکه قانونی و مسائل پیرامون ویژگیهای جنبش اشاره کرد. زنان در دهه ی ۱۹۲۰ به هدف اصلی خود یعنی حق رای دست یافتند.
2-1-5-1-1- دوره تعلیق نهضت فمینیسم
با دست یابی به اهداف فوق، دوران وقفه فعالیت طرفداران حقوق زن آغاز شده (مشیرزاده،49،1383)و به جز فعالیت برای صلح خواهی، فعالیت دیگری نداشتند. البته رسیدن به حق رای، تنها دلیل توقف فعالیت ها نبود بلکه اساسا شرایط حاکم بر آن دوران ایجاب می نمود که طرفداران حقوق زن فعالیت جدی نداشته باشند. پیدایش جنبش های اقتداگرا از جمله فاشیسم و نازیسم و مهم تر از آن وقوع دو جنگ خانمان سوز جهانی اول و دوم، مهمترین عواملی بودند که طرفداران حقوق زن را در آن دوران مهار کرد و آنان را از فعالیت جدی بازداشت(ریو سارسه،1384-135). در دهه های جنگ جهانی اول، جنبش زنان تجربه تشکیلاتی کم و بیش وسیعی داشت. از یک سو سازمان های خاص برای پیشبرد هدف اصلی یعنی نیل به حق رای تشکیل دادند و از سوی زنان طرافدار جنبش در ایجاد تشکیلات خاص فعال بودند. جنبش های اصلاحی نظیر ترقی خواهی و منع مشروبات الکلی زنان را وارد عرصه فعالیتی کرد که مستلزم برقراری ارتباط با بخش های وسیعی از جامعه بود(همان:43-47). بسیاری از زنان طرفدار جنبش زنان در این فعالیت های اصلاحی حضور داشتند و در نتیجه توانستند میان جنبش ها از طبقات مختلف ارتباط برقرار سازند. به این ترتیب، در موج اول جنبش زنان فعالیت سازمان یافته همراه با ایجاد شبکه های ارتباطی در درون جنبش و با سایر جنبش ها یکی از ویژگی های بارز جنبش شد که در پیروزی آن در کسب حق رای تاثیر تعیین کننده داشت. تا اوایل قرن بیستم جنبش زنان تنها از طریق روش های آهسته و توام با درخواست حق رای به شکلی محتاطانه بود. با افول نسبی در رهبری جنبش زنان و نامساعد شدن جو عمومی، عمل گرایان جنبش هر چه بیشتر به سمت آموزش عمومی پیش رفتند. از سال 1909 فعالیت های تبلیغاتی گسترده شروع شد.سخنرانی ها برای جلب توجه عموم و برانگیختن حس کنجکاوی مردم در اماکن باز صورت می گرفت. سال های 1920 تا اواخر دهه 1950 را افول و رکود فمینیسم می داند.طی دهه 1920 یعنی بلافاصله پس از کسب حق رای برای زنان، از یک سو به نظر بسیاری جنبش به هدف خود رسیده بود و به نظر برخی که معتقد به تداوم تغییرات در موقعیت زنان بودند، می توانستند به سایر خواست های خود برسند؛ و این که سایر خواست ها چیست و از چه راهی تامین می شود در درون جنبش اختلاف نظر فراوانی وجود داشت. این وضعیت تا دهه 1960 کم و بیش تداوم داشت. اما افول جنبش به معنای عدم فعالیت زنان نبود. آن ها در گروه های مختلف با اهداف متفاوت به فعالیت خود ادامه می دادند. در این دوره بر خلاف دوران مبارزات حق رای که خواسته زنان بسیار محدود و مشخص تعریف می شد، زنان خواستار تغییراتی در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی بودند. این واقعیت که چهار دهه پس از کسب حق رای زنان نتوانستند در جهت تحقق آرمان های فمینیستی با تداوم بخشیدن به جنبش موفقیت چشمگیری بدست آورند و به رغم امکان دستیابی صوری و رسمی به جامعه سیاسی، حتی نتوانستند از چارچوب سیاست نهادینه به نحو بهینه استفاده کنند، در نتیجه ابهام گفتاری جنبش حق رای و در نتیجه بروز اختلاف نظر در میان زنان و نامساعد بودن فضای سیاسی و اجتماعی بود. در مجموع می توان گفت که نیل به حق رای نتوانست تاثیری عملی بر زندگی زنان آمریکایی بگذارد زیرا زنان نتوانستند از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود بر مبنای یک دستور کار مشترک استفاده کنند و گروهی نیز که به دنبال حقوق برابر بود نه توانست افکار عمومی را نسبت به خود متقاعد کند و نه در اعمال فشار بر دستگاه های حکومتی به توفیقی رسید. در عین حال در طول چند دهه ای که فمینیسم و جنبش زنان در حالت تعلیق بود، تحولاتی در موفقیت عینی و ذهنی زنان جامعه امریکا به وجود آمد که به ظهور موج دوم فمینیسم منجر شد.
2-1-5-2- موج دوم
موج دوم جنبش زنان از دهه ۱۹۶۰ آغاز می شود. سیمون دوبووار با نوشتن کتاب "جنبش دوم" بین زن و زنانگی فرق گذاشت(دوبووار،1379-16) و بتی فریدن با نگارش کتاب "زن فریب خورده" (۱۹۳۶) تاثیر اصلی و مهم را در بر انگیختن این موج داشتند. از دیگر متفکران مهم در این موج می توان به ملیت با نوشتن کتاب "سیاست جنسی" (۱۹۷۰)اشاره کرد. موج دوم فمینیسم در واپسین سال های حاکمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرمایه داری سازمان یافته شکل گرفت. سرمایه داری سازمان یافته با رشد تمرکز در سرمایه و شکل گرفتن سازمان دهی جدیدی از کار و گسترش بخش خدمات و دگرگونی در نقش و کارکرد دولت همراه بود. دگرگونی های ناشی از این تحولات با تغییراتی در اشتغال و نیازهای بازار و نیازهای آموزشی همراه بود، که در موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در قشرهای متفاوت اجتماعی تاثیراتی بر جا گذاشت که از لحاظ ساختاری زمینه ساز ظهور موج جدیدی از جنبش زنان شد. موج اول تا حدی توانست وضعیت زنان را در رابطه با برخی از مسائل بهبود بخشد. گسترش آموزش و پرورش آنان، شایستگی زنان جهت ورود به مشاغل متعدد، قانونی شدن سقط جنین، پرداخت دستمزد برابر به زنان، برخورداری از حقوق مدنی برابر و گسترش امکانات کنترل موالید از جمله نتایج مهم تلاش ها در موج اول بوده است. بهبود در این مسائل باعث شد که برخی از طرفداران حقوق زن به دنبال قدم برداشتن درگام های بعدی باشند. هدف اصلی و مهم در موج دوم نجات زن بود. اینان معتقد بودند دست یابی به حقوق سیاسی و قانونی برابر با مردان هنوز مساله زنان را حل نکرده است بنابراین صرف رهایی زنان از نابرابری ها کافی نبوده بلکه باید زنان را از دست مردان نجات داد. اما نجات زنان هم تنها از راه اصلاحات تدریجی امکان پذیر نیست بلکه نیاز به یک فرایند ریشه ای و انقلابی است چرا که اساسا از نظر اینان نظریه های موجود عمیقا جنس گرا و غیر قابل اصلاح هستند. نقد دانش مردانه، نقد ساختارهای ایدئولوژیک ریشه دار مانند "مردم سالارِ" و "قرار داد اجتماعی"، رد کلیت ازدواج، تاکید بر تجرد و حرفه اقتصادی از جمله دیدگاه های مهم در این موج به شمار می رود. طرفداران حقوق زن در این دوران آن قدر به سمت افراط رفتند که حتی بر ظاهری مردانه در پوشش، آرایش و ... نیز تاکید داشتند. موهای کوتاه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت، و چهره بدون آرایش تیپ ظاهری یک زن در دهه ۱۹۷۰ بود.
2-1-5-2-1- تأثیر جنگ جهانی دوم بر موج دوم
جنگ جهانی دوم زمینه مناسبی برای حضور زنان در نیروی کار ایجاد کرد. افزایش کلی نیروی کار همراه با افزایش نسبی حضور آنان در مشاغل صنعتی نیز بود. این حضور ناشی از نیازهای موقت بازار کار، خود به خود بسیاری از عقاید درباره عدم آمادگی روحی و جسمی زنان را برای کارهای سنگین درهم شکست و پس از جنگ نیز دیگر مقابله با آن آسان نبود. پس از جنگ، هراس از اینکه اشتغال زنان باعث بیکاری مردان و نیز با توجه به کاهش تقاضا برای تسلیحات، اقتصاد وارد یک دوره رکود شود، این اندیشه که زنان باید به خانه بازگردند تقویت شد. سیل اخراج زنان از شرکت ها شروع شده (فریدمن،1383-17-16)و با آغاز جنگ کره و رشد مجدد اقتصاد باز هم زمینه مناسب برای جذب زنان در نیروی کار فراهم شد. دهه های بعد از جنگ دوم جهانی شاهد رشد حضور زنان در آموزش عالی نیز بود. در شرایط رشد اقتصادی و رفاه عمومی پس از جنگ جهانی دوم، خانواده های بیشتری امکان آن را داشتند که از تسهیلات آموزشی استفاده کنند در نتیجه، نسبت زنان دارای تحصیلات عالی افزایش یافت. در کل مطالعت نشان می دهد که به رغم افزایش نسبی و مطلق حضور زنان در نیروی کار طی دهه های 1940 تا 1970 منزلت زنان در مقایسه با مردان تغییر چندانی نکرد و در نتیجه، منزلت زنان نسبت به مردان هم از لحاظ میزان درآمد و هم تسهیلات و امکانات پایین تر باقی ماند و این حس نابرابری میان زنان و مردان را تشدید می کرد.
2-1-5-2-2- دولت مداخله گر
دولت رفاهی یا مداخله گر که در دهه 1930 شکل گرفته بود، به تدریج دامنه مداخلات خود را در حیات اقتصادی و سیاسی افزایش داد. این دولت به صورت های مختلف بر موقعیت زنان تأثیر گذاشت و باید توجه داشت که تأثیر سیاست های به ظاهر جنسیت زدایی شده دولت بر زنان و مردان به یک شکل نبوده و زنان را به سمت مشاغل کم درآمد و سطح پایین سوق می داد. بدین ترتیب دولت در فراهم ساختن ابزار کنش جمعی برای آنان و مقابله با این وضعیت متعارض نقش داشت.
در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی، زنان، بخش اعظم کارکنان دفتری و منشی ها را تشکیل می دادند. در نیمه دهه1970، 45 درصد کل کارکنان بخش دولتی را زنان تشکیل می دادند. تبعیضاتی زنان را به کارهای کم درآمد سوق می داد و زنان در رده های پایین مشاغل دولتی متمرکز بودند. در سال 1963 با تصویب قانون دستمزد برابر کنگره، تبعیض در پرداخت دستمزد بر اساس جنسیت ممنوع اعلام شد. در سال 1964 در قانون برابری در حقوق مدنی به بند مربوط به حذف تبعیض بر مبنای نژاد، رنگ، مذهب واژه جنس هم اضافه شد. این وسیله ای برای حمله به تبعیض جنسی در نهادهای آموزش عالی و سایر نهادها شد. در کل می توان گفت که ظهور جنبش زنان در اواخر دهه 1960 با تاکید بر مبارزه زنان برای آزادی خود در یک جنبش مستقل، جدا از موج اول فمینیسم نبود. بسیاری از انگاره های آن ریشه در گذشته داشتند. آن ها نیز می خواستند زنان را از آنچه آنان موقعیت فرودست اجتماعی و سیاسی تلقی می کردند، رها کنند و به جامعه ای شکل دهند که در آن جنسیت مانعی در راه نیل به انسانیت مشترک ایجاد نکند. به این ترتیب، فمینسیم موج دوم پس از یک دوره چند ساله از اوج فعالیت در سطح جنبش وارد نوعی دوره تعلیق نسبی همراه با تداوم جنبش در عین کاهش چشمگیر در فعالیت های جمعی بارز غیر نهادینه آن شد. فمینیسم لیبرال از دهه 1960 تا نیمه دهه 1970 توانست قوانینی را که تبعیض علیه زنان را غیر قانونی اعلام می کرد، به تصویب رساند و برای اجرای آنها فشار وارد آورد. از جمله این اقدامات قانونی می توان به منع تبعیض جنسی در مشاغل، تایید اصلاحیه حقوق برابر در سطح کنگره، منع قوانین سقط جنین، تغییر قوانین طلاق و... اشاره کرد(ریترز،477،1384). در نتیجه اجرای نسبی این قوانین، وضعیت زنان تا حدی دگرگون شد، اما به برابری با مردان نرسیدند.
2-1-5-3- شکل گیری موج سوم
می توان گفت مجموعه تحولات دهه های هفتاد تا نود که به شکل گرفتن موج سوم منجر شد، در برخی از ابعاد، تفاوت های بنیادینی را با شرایط ظهور دو موج دیگر فمینیسم نشان می دهند.
2-1-5-3-1- موج سوم
موج سوم جنبش زنان از اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز می شود حرکت زنان در دهه ی ۱۹۶۰ الی ۱۹۷۰ در اوج خود به سر می برود در اواخر قرن بیستم با مشکلات زیادی مواجه شد و در نتیجه در سرازیری انحطاط افتاد. شکاف ها و دسته بندی های آشکاری در درون جنبش زنان به وجود آمد. دولت در دهه ۱۹۸۰ آشکارا با این نهضت ستیز کرده و خواستار اعاده از دست رفته "ارزش های خانوادگی" شد. حرکت زنان که به بسیاری از اهداف اصلی اش دست یافته بود، آن قدر به سمت افراط پیش رفتند که حتی نهضت مردان در حال شکل گیری بود. این مساله باعث شد که جنبش زنان در اوایل دهه ۱۹۹۰ یک فرایند اعتدال را تجربه کند. جناح مبارز و انقلابی آن کنار گذاشته شده و به ستایش و اهمیت به دنیا آوردن فرزند و نقش مادری پرداخته اند(توحیدی،166،1381). اندیشه های برخی از پست مدرن ها همچون میشل فوکو و ژاک با نوشتن کتاب "مرد عمومی، زن خصوصی" (۱۹۸۱) تلاش نمود دیدگاه های افراطی و رادیکال در موج دوم را تعدیل نماید. برخلاف موج دوم، طرفداران در این موج به ظاهر زنانه و رفتار ظریف تاکید می ورزند. آنان معتقد به احیای مادری بوده و از خانواده فرزند محور و همچنین زندگی خصوصی دفاع می کنند. در جامعه پساصنعتی و در شرایط افول تدریجی دولت رفاهی، با وجودی که زنان در کل با گزینه ها و امکانات جدیدی روبرو شده اند، در برخی از تبعیض ها نسبت به آنها حداقل در بعضی زمینه ها تعدیلاتی ایجاد شده است و حداقل گروه هایی از آنها در برخی حوزه ها کم و بیش قدرت یافته اند، اما به شکلی فزاینده در می یابند که منافع و برداشت های یکپارچه ای ندارند و شکاف هایی که زنان را از هم جدا می کند می تواند قوی تر از شکاف هایی باشد که آنان را به هم می پیوندد. دگرگونی سیاست های دولت، تغییر در نظام اقتصادی، و حتی دگرگونی های فرهنگی برای تمام زنان یک معنا ندارد و می تواند برای عده ای مفید و برای دیگران مضر باشد. به نظر می رسد که ظهور تفاوت و شناسایی آن مهم ترین زمینه موج سوم فمینیسم را تشکیل می دهد و در این موج، فمینیسم باید هم این تفاوت ها را به رسمیت بشناسد و هم پاسخگوی تفاوت های آنها باشد(زیبایی نژاد،18،1382). بر اساس آنچه گفته شد، می توان دریافت که جنبش زنان در دهه های هشتاد و نود با دگرگونی های عمده ای مواجه شده است. این دگرگونی ها از یک سو، ریشه در تنوع و تفاوت های چشمگیر ایجاد شده در وضعیت عینی زنان دارد که می توان آن را ناشی ار تحولات اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی چند دهه اخیر دانست. از سوی دیگر، بسیاری از تفاوت هایی که بیش از این نیز در وضعیت زنان متعلق به گروه های اجتماعی، قومی و... وجود داشت، بیش از حد احساس می شود، زیرا تقاضاهای جنبش که با نادیده گرفتن این تفاوت ها بوده است، گروه های حاشیه ای را نسبت به این تفاوت ها آگاه تر کرده است. نتیجه این تفاوت ها در سطح سیاست جنبش به شکل ظهور جنبش های متعدد، متنوع و گهگاه متعارض بوده است. وجود این تعددگرایی همراه با کم شدن دامنه بسیج عمومی کل جنبش بوده است و به رشد جنبش های خاص، کوچک و محلی کمک کرده است. جنبش در برخی موارد نیز از جنبش اجتماعی خارج شده و به صورت مبارزات روزمره فردی دیده می شود(مشیرزاده،514،1382).
2-1-6- شاخه آکادمیک جنبش زنان
اما بی تردید، چشمگیرترین حوزه مبارزاتی جنبش در دهه های اخیر در حوزه گفتاری بوده است. فمینیست ها بخشی اعظم از مبارزات خود را به درون آکادمی برده اند و در این حوزه با نقد گفتارهای پدرسالارانه و شالوده شکنی آنها، قطعیت گفتارهای مزبور را نابود می کنند. در عین حال، با ارائه نظریه های بدیل می کوشند به یک گفتار متقابل شکل دهند. در بعد نظری نیز به یک گفتار سیال و پویا و شاید یک فرایند متحول تبدیل شده و به عنوان یک گفتار قوی و مطرح از حاشیه به مرکز مناظرات علمی آمده است. با توجه به اهمیت فعالیت آکادمیک است که فمینیسم در صحن دانشگاهها فعال شده است و برای مبارزه با پدرسالاری بر دانش و به رسمیت نشناختن دانش زنان به دوره های "مطالعات زنان" شکل داده است که می توان آن را بارزترین نمود نهادی این مبارزات تلقی کرد. فمینیست ها از اوایل دهه 1970 موفق شدند مطالعات زنان را به عنوان شاخه آکادمیک جنبش آزادی بخش زنان وارد برنامه درسی کشورهای امریکایی و اروپایی کنند(اوکلی،317،1981). حضور فعال هواداران جنبش های زنان در عرصه های علمی و آکادمیک به رشد فعالیت های نظری آن کمک کرده است.
2-1-7- مکتب های مهم فمینیسم
جنبش زنان در طول تاریخ به دلیل آمیختگی با جریانات فکری متنوع از جمله لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم و پستمدرنیسم و به دلیل اقبال افراد مختلف با تحصیلات متکثر از جمله جامعه شناسی، سیاست و روان شناسی و قلمرو جغرافیایی وسیع (اروپا، آمریکا و سپس سایر مناطق دنیا) و به دلایل دیگر که در جای خود قابل بررسی است، در طول زمانی که از پیدایش آن میگذرد، تحولات بسیاری را از سر گذرانده و به گرایشات و رویکردهای متفاوتی تقسیم شده است(ویلفورد،1375-357). برخی از گرایشات فمینیستی، عبارتند از: فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم تفاوت، فمینیسم رادیکال،فمینیسم روانکاوانه، فمینیسم مدرن، فمینیسم پست مدرن، فمینیسم خانواده گرا، فمینیسم فرهنگی، فمینیسم مسیحی و... (هام، 1382، 521). بدین ترتیب گرایشات غالب فمینیستی در دو نظریه کلی نا برابری و ستمگری تقسیم میشوند. فمینیست های لیبرال به بحث حقوق برابر برای زنان و برخورداری آنان از همه حقوق شهروندی مانند مردان می پردازند و ریشه ظلم وستم بر زنان را فقدان مدنی و فرصت های برابر آموزشی در جوامع می دانند.این مکتب بر آن است تا بدون تغییر بنیادین اجتماعی و سیاسی و با حفظ موجود، با اصلاحاتی چند، حقوق و موقعیت زنان را ارتقا بخشد. فمینیست های رادیکال نابرابری ها و تبعیض جنسی را حاصل نظام خانواده مردسالار می انگارد و بر خلاف جنبش لیبرال که بر وضع موجود تاکید می کند، معتقد است که وضعیت نابرابر اجتماعی باید از اساس متحول شود و ساختار و بنیان خانواده و نظام مردسالارانه برچیده شود(فریدمن،12،1381). فمینیسم مارکسیس برگرفته از آراء و نظریات مارکس درباره زن می باشد.این نظریات برای رفع استثمار و احیای حقوق برتر زنان در جوامع سرمایه داری پدید آمده است.سوسیال فمینیسم این جریان فکری پس از دهه هفتاد میلادی و در ادامه اصلاح اشتباهات فمینیسم رادیکال و متاثر از آن پدید آمده و در واقع ترکیبی از گرایشات مارکسیستی و رادیکالی است.طرفداران این قرارداد معتقدند که جنس، طبقه، نژاد و ملیت همگی ستمدیدگی زنان را موجب می شود و فقدان آزادی زنان حاصل اوضاع و شرایطی است که زنان در آن حوزه های عمومی زیر سلطه در می آیند و رهایی آنها تنها زمانی امکان پذیر است که تقسیم جنسی کار در همه حوزه ها از بین برود.
2-2- برخی دستاوردهای جنبش زنان
امروزه دیگر نمی توان به راحتی به مسائل زنان سرپوش گذاشت و به سادگی محک مدنی زنان را نادیده گرفت. در مقدمه ی منشور سازمان ملل بر اعلام ایمان ملل متحد به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت اساسی و به تساوی حقوق بین مرد و زن اشاره شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۱ با این عنوان که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، در واقع تساوی زن و مرد را به رسمیت شناخته است. کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که به طور خاص مشکل انجام تبعیض بر اساس حیثیت است، دولتهای عضو را متعهد کرده که در زمینه های مدنی، سیاسی، اجتماعی، اشتغال، آموزش و خانواده و ... برمبنای تساوی حقوق زن و مرد گام بردارند (مهرپور، ۱۳۸۴-22). البته تمامی این رایحه های خوش برابری در عمل بسیار کمرنگ می شوند.

فصل3- تاریخچه مطالعات زنان در باستان شناسی جهان
3-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به پیشینه مطالعات جنسیت در علوم انسانی و در باستان شناسی که شامل مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی و باستان شناسی می باشد، پرداخته می شود. در بخش بعدی تاریخچه حضور زنان در مطالعات باستان شناسی جهان و زنان پیشگام این رشته معرفی می گردند.
نیمه دوم قرن بیستم میلادی نقطه عطفی در علوم اجتماعی و انسانی بوده است. بعد از اتمام دو جنگ جهانی فرصتی فراهم آمد تا دانشمندان و پژوهشگران در عرصه های مختلف به بررسی و بازنگری ساختار دانش های مختلف بپردازند.به دنبال آن ساختارهای اجتماعی نیز دچار دگرگونی گردید.
یکی از این تحولات ورود چشمگیر زنان به بازار کار و مشاغل مردانه بود(پنیستون ـ بیرد38:2003).دانشگاه ها نیز از این تحولات به دور نمانده و زمینه آغاز مباحث نظری و علمی درباره جایگاه زنان در جوامع معاصر یا سیر تحول حیات زنان در طول تاریخ فراهم گردید. تاریخ مطالعات زنان در طول بیست و یک سال گذشته را می توان به عنوان یک تغییر و تبدیل در رشته های علوم انسانی و اجتماعی نامید.
3-2- مطالعات فمینیسم و زنان در علوم انسانی
در طول بیست سال گذشته، تفکر فمینیست عمیقاً هر رشته از علوم انسانی و اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار داده است و هم بر محتوا و روش تحقیق علوم اجتماعی تحطی کرده است. ظهور طرح های فمینیستی در باستان شناسی تقریبا همزمان با سایر رشته های وابسته دنبال شده بود. آنها زمانی ظاهر شدند که جمعی از زنان در جنبش های سیاسی وارد عرصه شده بودند. فمینیست، در وسیعترین تعریف، اشاره به طیف گسترده ای از جنبش های فرهنگی، سیاسی و دانشگاهی بوده که تغییر در روابط قدرت موجود بین زن و مرد می باشد (گیلخریشت،1999-2). خاستگاه فمینیسم را می توان در نگرانی آنچه که موج دوم نامیده می شود قرارداد، درحالیکه اهداف فعلی اش بیشتر با موج سوم مطابقت دارد (وای لای،1991). بعلاوه، مطالعات جنسیتی در این رشته با اهداف خاص آمریکایی یعنی تقسیم جنسیتی کار در برابر باستان شناسی جنسیت اروپایی بیشتر با جلوه های نمادین و فرهنگی جنسیت جدا شده است (سورنسن،2000). در حالیکه این توسعه به تاثیر بیشتر از موج دوم فمینیست در آمریکا، نسبت به دانشگاهای اروپایی نسبت داده شده است (گیلخریشت،1999). همه فمینیست ها بوسیله تعهد سیاسی برای تغییر روابط قدرت بین زن و مرد مشخص می شوند، اما تفکر فمینیستی در سه امواج جداگانه با مواضع سیاسی آن، یعنی جایگاه زنان در جامعه چایین تر از مردان می باشد، توسط فمینیست های آمریکایی تصور می شود (گیلخریشت 1999، واسواساران 1997).
3-2-1- مروری بر امواج سه گانه فمینیسم و تأثیر آن در باستان شناسی
موج اول به جنبش حق رأی بین سال های 1880 تا 1930 اشاره دارد که از طریق آن زنان آزادی عمومی و حقوق بیشتر در عرصه های سیاسی، آموزش و اشتغال بدست آوردند.
در اواخر دهه 1960 شاهد ظهور موج دوم فمینیسم هستیم که بیشتر در مورد مسائل شخصی از برابری در رابطه با تولید مثل، تحقیق در حوزه عمومی و خصوصی متمرکز شده است(ریچارد، 1928). توسعه موج دوم فمینیسم در جوامع غربی در دهه های 60 و 70 اطمینان می دهد که عمل و نظریه باستان شناسی تحت موشکافی بیشتر آورده شود. باستان شناسان فمینیست استدلال می کردند که باستان شناسی، از آنجا که فرضیات خود را در مورد نقش زنان و مردان، در جوامع گذشته ساخته بود، این فرضیات بر شواهد مادی مبتنی نبوده، بلکه دیدگاه باستان شناسان معاصر بوده است. بنابراین برای مقابل با این فرضیات، باستان شناسان فمینیست شواهد مادی جوامع گذشته که لزوماً توسط نقش های خاص جنسی برای مردان و زنان تعیین نمی شود، را شناسایی کرده اند. مورخان و باستان شناسان دیدگاه های را برای ویژگی های فرهنگ جنسیت فراهم آوردند، روشی که در آن روابط بین زن و مرد و تقسیم کار در بین فرهنگ ها متفاوت بوده است. جنبش فکری که از موج دوم رشد یافته به شناسایی علل سرکوب زنان و به ویژه نظریه پدرسالاری مربوط می شود(میسکل، 1995).
موج سوم فمینیسم که بیش از دهه گذشته پدید آمده است، بعنوان نظریه پردازان فمینیست عناصر نظریه پسامدرن را پذیرفته اند. مدارس خاص از تفکر فمینیستی پدید آمده که توضیحات جهانی خود را از نظریه پدرسالاری ترویج دهد (جانیو،1991ـ تونی 1998). بسیاری از نویسندگان کمبود زنان در باستان شناسی را به حکومت پدرسالاری نسبت می دهند، بدون در نظر گرفتن چیزی که در پدرسالاری باعث نادیده گرفته شدن زنان می شود. بیش از آنچه ما بعنوان پدرسالاری درک می کنیم، در واقع تبعیض جنسی می باشد که دارای سابقه طولانی در جهان غرب،در باستان شناسی است. تبعیض جنسی برای انتخاب نشدن زنان برای ورود به باستان شناسی حداقل تا دهه 50 مسئول بود. درحالیکه در دور نگهداشتن زنان از باستان شناسی موفق نبوده است.
3-2-2- گرایش های فمینیستی
از برجسته ترین فمینیست ها، فمینیست سوسیالیستی است که جنسیت را بعنوان تغییرات تاریخی و تولیدات اجتماعی درک کرده است. در مقابل، فمینیسم رادیکال یک تعریف فرا تاریخی از جنس پیشنهاد می کند که در آن مردسالاری از طریق نهاد خانواده بر زنان ستم می کند.
بعنوان بخشی از موج دوم، پژوهشگران فمینیست روشی که در آن نابرابری و تعصب مردانه در رشته خودشان نهفته است را مورد بررسی قرار دادند. موج سوم را گاهی فمینیست پسامدرن می نامند. در اینجا تاکید بر تفاوت است: تفاوت بین زنان و مردان، یا در میان زنان ومردان از قوم ها و طبقه اجتماعی متضاد. نگرانی های متضاد موج دوم و سوم فمینیست بعنوان یک الگوی تغییر در درون فمینیست شناسایی شده است که از هدف اصلی یعنی برابری به تفاوت نقل مکان کرده است. باستان شناسان تاریخی به تازگی شروع به کشف تاثیر موج اول فمینیست در رشته خودشان کرده اند.
3-3- مطالعات فمینیسم در باستان شناسی
علاوه بر این، ساختارهای اجتماعی انسان در دوران ماقبل تاریخ همیشه یک موضوع مورد علاقه پژوهشگران فمینیست بوده که در آن بدنبال درک ریشه های نابرابری بین دو جنس، ایفای نقش کرده اند. چالش های قابل توجهی نیز توسط باستان شناسان فمینیست اولیه مربوط به شکار و ساختن ابزارهای سنگی در میان موضوعات دیگر مطرح شده است. زنانی که فسیل های انسان های اولیه را بررسی می کردند مدل "مرد شکارچی" خلق بشر را با مدل "زن گردآورنده" رد کرده اند. تقسیم کار جنسیتی انسان را به دو شاخه زن و مرد منشعب کرد. مردان در شکار مسئول بودند و احتمالا از طریق این فعالیت ، ویژگی های مهم تطوری مانند افزایش حجم مغز را توسعه داده اند. در همین حال، زنان در خانه از کودکان مراقبت می کردند. درنتیجه زنان از فعالیت های خاص با توجه به کاهش تحرک ناشی از بارداری منع می شدند. این مدل توسط انسان شناسان فمینیست مورد نقد قرار گرفت. چنانچه اهمیت تطوری زنان بدرستی بررسی نشده است.
در حالی که بسیاری از پروژه های فمینیستی با هدف بهبود شرایط زندگی زنان انجام می شود، همه باستان شناسان که به بررسی این موضوع می پردازند، بعنوان فمینیست شناسایی نمی شوند(وای لای، 1997). با این حال، مطالعات باستان شناسی که بر کلیشه های امروزی مردان و زنان تکیه می کند باعث پیشرفت دانش جنسیت در گذشته نمی شود.
بنابراین باستان شناسان فمینیست به دنبال یک مطالعه صریح از جنسیت در جوامع گذشته هستند. آنها استدلال می کنند که باستان شناسی نامرئی از زنان بیشتر در نتیجه یک مفهوم نادرست از الگوهای جنسیتی است. نقد فمینیستی در باستان شناسی صرفاًاز شناسایی تعصب مردانه توسعه یافته و به بررسی فرآیندهای که توسط علوم، جنسیتی می شود، می پردازد. در اینجا موج دوم فمینیسم به زمینه های پسامدرن برای به چالش کشیدن ادعاهای در مورد دانش، ذهنیت و حقیقت ملحق شده است. مطالعات جنسیت در جوامع گذشته توسط امواج دوم و سوم تحت تاثیر قرار گرفته و به صراحت با فمینیسم متحد شده است. مطابق با کثرت و تفاوت موج سوم یک دیدگاه مرد محور در مقابل گرایش باستان شناسی زن محور، واکنش نشان می دهد.
تحقیقات فمینیستی اغلب متهم جایگزین کردن یک مجموعه از تعصبات برای "دیگری" شده بود. تحقیقات جنسیت در باستان شناسی به طور فزاینده ای دقیق و قابل اجرا به دیگر اهداف باستان شناسی نیزمی باشد. باستان شناسی فمینیستی دیدگاه فمینیستی در تفسیر جوامع گذشته بکار برده است. این دیدگاه اغلب بر جنسیت متمرکز شده است، ولی در عین حال جنسیت را در کنار عوامل دیگر مانند نژاد، طبقه و قومیت در نظر گرفته است.
3-4- پیشنه مطالعات جنسیت در باستان شناسی
3-4-1- فمینیسم و باستان شناسی جنسیت
در وجه مشترک با فمینیسم،" باستان شناسی جنسیت" توسط مجموعه های از روش ها نشان داده شده است. شباهت های زیادی می توان بین سیر تکامل مطالعات جنسیتی در باستان شناسی و پیشرفت فمینیست می توان پیش بینی کرد. ظهور باستان شناسی فمینیست و باستان شناسی جنسیت یکی از قابل توجه ترین تئوری های توسعه یافته در سال های اخیر می باشد.با وجود اینکه باستان شناسی جنسیت با مطالعات زنان و فمینیسم شروع شد اما در حال حاضر به شاخه های متنوعی تقسیم می شود. جنسیت دیگر موضوع جدیدی در باستان شناسی نیست اگرچه آن هنوز به طور گسترده ای در باستان شناسی پذیرفته نشده است. کلیدی برای درک جنسیت و روش دیگری از تقسیم افراد به گروه ها می باشد (گرو و کونکی 1996-415).
3-4-2- زمینه های شکل گیری مطالعات جنسیت در باستان شناسی
در اواخر دهه 60 زمانی که جنبش های اخیر زنان برای بدست آوردن اولین حرکت واقعی شروع شده بود، زنان دانشگاهی که مدت ها تحت تبعیت نهادینه شده، قرار داشتند، به طور ناگهانی از موقعیت فرودست خود نه تنها در سطوح اشتغال علمی بلکه همچنین در دستاوردهای فکری نیز آگاه شدند. از یک سو این آگاهی جدید فوراً بعنوان فعالیت های سیاسی مطرح شده و از سوی دیگر باعث پیدایش سوال مربوط به منشأ، طبیعت و بررسی تصور رتبه دوم شد. برای زنان دانشگاهی جواب به این سوالات مستلزم ضرورت های سیاسی بود و در پاسخ نیز خواستار توجیه برای برابری مطلق علمی شدند.
3-4-2-1- باستان شناسی نوین
نیمه دوم قرن بیستم برای باستان شناسی نیز زمان بازنگری بود. با ظهور باستان شناسی نوین در دهه 60، اندیشه ها و چارچوب سنتی پژوهش های باستان شناختی مورد تردید قرار گرفته واز این رهگذر چالش های فراوانی در اندیشه های باستان شناختی پیش روی نهاد. بینفورد با انتشار مقالاتی درباره لزوم بازنگری در نگرش های سنتی باستان شناسی، موج نوینی را در باستان شناسی آغاز کرد که به باستان شناسی نوین مشهور گشت(بینفورد،1962).باستان شناسی نوین که بعدها تحت عنوان باستان شناسی فرآیندی مشهور شد به طرح پرسش های جدید پیرامون زندگی بشر در جوامع گذشته پرداخت.
اگرچه باستان شناسی نو به بررسی ساختارهای اجتماعی جوامع می پردازد. اما دیگاه سیستماتیک و ارائه قوانین عمومی با قابلیت تعمیم پذیری جهانی باعث شده باستان شناسی فرآیندی از پرداختن به موضوعات جزئی غافل شود لذا توجه به پدیده های اجتماعی مانند جنسیت و نقش آن در تحول جامعه در این نظریه دشوار می نمود.
3-4-2-2- باستان شناسی دهه 80
دهه 80 شاهد بازنگری و بازاندیشی های دیگری در رویکردهای نظری باستان شناسی بود. در دهه هشتاد و همراه با اوج گیری جنبش زنان، باستان شناسی نیز به مطالعات زنان روی آورد. اواسط و اواخر قرن 19،زنان با صدای بلندتر و شمار بیشتر برای حقوق زنان برانگیخته شدند. انگیزه برای تحصیلات در زنان، سوالات زیادی در مورد گرایش های جنسیتی و حتی جنس برای آنها به ارمغان آورد. متفکران کلاسیک تفاوت های را بین جنس و جنسیت نسبت داده اند. تفاوت های جنسی جنبه زیست شناختی دارد ولی تفاوت های جنسیتی جنبه فرهنگی دارد. به عبارت دیگر این فرهنگ است که نقش های را برای افراد رقم می زند.
در این زمان زنان نسبت به جایگاه اجتماعی فروتر خود واقف و خواهان برابری در فرصت های برابر شدند. اولین متون باستان شناسی جنسیت در اعتراض به تفاسیر باستان شناختی به ویژه ارایه تصاویر کم رنگ یا حذف زنان، غلبه تمایلات مردانه در جوامع گذشته متمرکز بود پدیدار گشت. پژوهشگران ریشه این سیر تاریخی را در تفاوت های جسمی میان زن و مرد می دانستند، بدین معنی که ویژگی های زیستی زنان مانند تولید مثل یا مراقبت از کودکان، در طول تاریخ برای همه ی زنان موقعیتی فرودست را بدنبال داشته است. تقسیم کار اجتماعی در جوامع گذشته از مهم ترین دغدغه های پژوهشگران جنسیت به ویژه در آغاز این مطالعات بود. مردان نیروی غالب در خارج از خانه در حالیکه، زنان به حاشیه رانده شده بودند که پیامد ضعف های زیست شناختی آن ها محسوب می گردید. تفوق مردان و رویکردهای مردسالارانه در تحقیقات باستان شناسی مانند اختصاص بخش عمده بودجه های پژوهش به مطالعات در مورد مردان انتقاداتی را بر باستان شناسی وارد نمود. این انتقادات غالبا از سوی باستان شناسان زن که اکثریت باستان شناسان جنسیت را تشکیل می دادند مطرح می شد. این نقدها در چندین جلد توسط مارگارت کونکی، گرو و ژانت اسپکتر منتشر شدند و اولین متون تخصصی باستان شناسی جنسیت را بنیان نهادند.
تحولات نظری دهه 80 بیش از آنکه بصورت یک مکتب با چارچوب نظری مطرح شود شامل مجموعه ای از نقدها و بازاندیشی ها نسبت به خط مشی باستان شناسی فرآیندی بود به همین دلیل نیز از تحولات نظری دهه 80 غالبا تحت عنوان باستان شناسی فرافرآیندی یاد می شود. باستان شناسی فرافرآیندی دیدگاه اجتماعی برای درک گذشته اتخاذ کرده و شامل موضوعاتی مثل دین، نژاد، قومیت و جنسیت می شود.موارد ذکر شده مولفه های اجتماعی هستند که باستان شناسی جنسیت یکی از موضوعات نظری است که در این رویکرد به شکوفایی رسید و در گسترش چارچوب نظری آن بسیار موثر واقع شد. مطالعات زنان به معنی بررسی نقش و جایگاه زنان در جوامع گذشته به عنوان شاخه ای از باستان شناسی جنسیت در این زمان در دستور کار باستان شناسان قرار گرفت.
3-4-3- اهداف فعالیت های دهه های 60-80 میلادی
فعالیت های این دوران در دهه های 60-80 میلادی بر این اهداف متمرکز بود: اعتراض به حذف زنان از تفاسیر باستان شناختی یا کم رنگ جلوه دادن نقش آنها در جوامع گذشته، جستجوی علت موقعیت فروتر و ضعیف زنان در اغلب جوامع، اعتراض به موقعیت نازل زنان باستان شناس در مجامع دانشگاهی و موقعیت های مدیریتی در مقایسه با مردان.
3-4-4- روند شکل گیری باستان شناسی جنسیت
توجه به مسئله جنسیت در بدو امر متاثر از تحولات سیاسی ـ اجتماعی مانند جنبش های مبارزه با تبعیض نژادی، جنبش های خواستار تساوی حقوق زن و مرد بود که جنبش اخیر تاثیرات شگرفی بر مطالعات جنسیت در حوزه باستان شناسی بر جای نهاده است. جنسیت در ابعاد مختلف آن، تبعیض ها و نابرابری های جنسی، اختلاف در حقوق و شکل مناسبات اجتماعی، در تعیین جایگاه افراد در اجتماع، تنش های چندی در علوم اجتماعی و سیاست برانگیخت. در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم به ویژه در امریکای شمالی و اروپا، جنبش های شکل گرفتند که خواهان برابری حقوق افراد و رفع تبعیض های نژادی ، گروهی و جنسیتی بودند. تبعیض های میان زن و مرد عموما بر مبنای جنسیت بیولوژیک بر افراد اعمال می شد. تبعض های عدم حق رای برای زنان و نابرابری های اجتماعی از مهمترین نمودهای تبعضی جنسی علیه زنان بودند. جنبش های مبارزه برای زنان، عموما در کنار دیگر گروهای اقلیت قومی نژادی به مبارزه برای اعاده حقوق زنان می پرداختند. این جنبش ها عموما مدعی بهرکشی از زنان، برتری دیدگاه های پدرسالانه، محرومیت و نادیده گرفتن زنان در اموراجتماعی بودند. جنبش زنان به ویژه در دهه های آغازین و میانی سده ی بیستم تصویر سنتی زنان نامریی و مردان مقتدر را به چالش کشیده است.

–13

2-7-10) مدل برنامه ریزی استراتژیک هکس…………...........……....……….…………47
2-7-11) مدل برنامه ریزی استراتژیک پیرس و رابینسون………………....……...……....…48
2-7-12) مدل برنامه ریزی استراتژیک گود اشتاین……………....………....………..….…49
2-7-13) مدل برنامه ریزی استراتژیک وایتمن………….........…….………..….....………50
2-7-14) مدل برنامه ریزی استراتژیک دفت………............…….….......…………………51
2-7-15) مدل برنامه ریزی استراتژیک گلوئیک…………….......………….……....…......…53
2-8) ابعاد برنامه ریزی……….....................................................……......……....………………54
2-8-1) بعد زمان در برنامه ریزی………….........................….……....…....………….…54
2-8-2) بعد کاربرد در برنامه ریزی……...…...………..……………..………………55
2-8-2-1) برنامه های تک کاربردی……………..…...…….…….………….……55
2-8-2-2) برنامه های دائمی…………….……..……..…….…………………56
2-8-3) بعد وسعت در برنامه ریزی……………..…………..….…….……………56
2-8-3-1) برنامه ریزی استراتژیکو..…….. ……......…….…….…………………56
2-8-3-2) برنامه ریزی تاکتیکی…….……..…….……….…….………………57
2-8-3-3) برنامه ریزی عملیاتی……........………..…….…….…………………57
2-9) اهمیت برنامه ریزی جهانگردی………….…….….…………………………………58
2-10) نظام دهی گوناگون مدل برنامه ریزی استراتژیک جهانگردی……….....…….…….………62
2-11) مزایا و معایب الگوی استراتژیک برنامه ریزی جهانگردی………..….……………………65
2-11-1) مزایا……........……...………………………………………………65
2-11-2) معایب………......……...……………………………………………66
2-12) برنامه ریزی توسعه گردشگری……………...………………………………………66
2-13) سیر تحول برنامه ریزی گردشگری……….........................…………...…………………68
2-14) مراحل توسعه و تکامل گردشگری…………..........…………..………….……………70
2-15) سطوح برنامه ریزی توسعه گردشگری……………….....…………..…………….……73
2-15-1) سطح بین المللی برنامه ریزی گردشگری…….………….…………….……73
2-15-2) برنامه ریزی گردشگری در سطح ملی……..………….……………………73
2-15-3) برنامه ریزی گردشگری در سطح منطقه ای…………………………………74
2-15-4) برنامه ریزی در سطح زیر منطقه ای……….………………………………74
2-15-5) برنامه ریزی در سطح پهنه توسعه و کاربری زمین…...……….………………75
2-15-6) برنامه ریزی در سطح سایت………….…………………………………75
2 -15-7) طراحی تسهیلات……………………………………………………76
2-16) بررسی تحقیقات انجام شده……..........…….………………………………………76
2-16-1) تحقیقات انجام شده در داخل……..........……..……………………………76
2-16-2) تحقیفقت انجام شده در خارج…….……....………………………………78
2-17) ارائه مدل …….................….…...….……………………………………………79
2-17-1) ملاحظات خاص در طراحی مدل برنامه ریزی استراتژیک جهانگردی….......…..…..79
فصل سوم)روش تحقیق و سیمای عمومی شهرستان جیرفت ، تبیین وضع موجود بخش های اقتصادی- اجتماعی شهرستان جیرفت
3-1) مقدمه....................................................................................................................................................................83
3-2) جامعه آماری.....................................................................................................................................................83
3-3) نمونه آماری......................................................................................................................................................84
3-4) روش نمونه گیری..............................................................................................................................................84
3-4-1) انتحاب نمونه از بین متخصصان و صاحبنظران گردشگری.........................................................................84
3-4-2) لنتخاب نمونه از بین جامعه میزبان85......................................................................................................84
3-4-3) حجم نمونه..................................................................................................................................................85
3-5) روش پژوهش....................................................................................................................................................87
3-5-1) مرحله مطالعات کتابخانه ای.......................................................................................................................87
3-5-2) مرحله مطالعات میدانی................................................................................................................................87
3-5-3) تهیه و تکمیل پرسشنامه ............................................................................................................................88
3-6) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.........................................................................................................................88
3-7) روایی پرسشنامه...............................................................................................................................................89
3-8) پایایی پرسشنامه..............................................................................................................................................89
3-9) آزمون های آماری.............................................................................................................................................90
3-10) نگاهی اجمالی به مطالعه موردی...................................................................................................................90
3-10-1) وجه تسمیه جیرفت...................................................................................................................................90
3-11) سیمای عمومی شهرستان جیرفت..................................................................................................................91
3-11-1) ویژگی ها و شاخص های جغرافیایی...........................................................................................................91
3-11-1-1) معرفی شهرستان..................................................................................................................................91
3-11-1-2) تقسیمات کشوری شهرستان.................................................................................................................91
3-11-1-3) آب و هوا...............................................................................................................................................91
3-11-2) ویژگی ها و شاخص های جمعیتی شهرستان.............................................................................................92
3-11-2-1) جمعیت و نیروی انسانی.......................................................................................................................92
3-11-2-2) پیشینه تاریخی....................................................................................................................................93
3-12) تبیین وضع موجود بخش های اقتصادی- اجتماعی شهرستان......................................................................93
3-12-1) ویژگی ها و شاخص های اقتصادی تولیدی شهرستان..............................................................................93
3-12-1-1) بخش کشاورزی و منابع طبیعی...........................................................................................................93
3-12-1-2)منابع طبیعی..........................................................................................................................................94
3-12-1-3) بخش منابع آب....................................................................................................................................95
3-12-1-4) بخش صنعت و معدن...........................................................................................................................96
3-12-1-5) بخش محیط زیست.............................................................................................................................96
3-13) آثار تاریخی و جاذبه های دیدنی و گردشگری...............................................................................................97
3-13-1) آثار شهر دقیانوس و تپه های کنارصندل................................................................................................98
3-13-2) قلعه سموران............................................................................................................................................99
3-13-3) موزه میراث فرهنگی................................................................................................................................100
3-13-4) گورخانه یا مقبره حیدری........................................................................................................................102
3-13-5) غار شعیب..............................................................................................................................................102
3-13-6) چاه آرتزین چمن....................................................................................................................................102
3-13-7) بُندر دوساری..........................................................................................................................................103
3-13-8) آبشارها....................................................................................................................................................103
3-13-9) روستای دلفارد.....................................................................................................................................104
3-13-10) سایر آثار تاریخی و اماکن دیدنی و مذهبی.........................................................................................105
3-13-11) صنایع دستی..........................................................................................................................................105
3-13-12) آداب و رسوم..............................................................................................................................................106
3-13-13) جشن سده...........................................................................................................................................108
فصل چهارم) تجزیه و تحلیل یافته ها
4-1) مقدمه.............................................................................................................................................................111
4-2) بررسی شاخص های دموگرافیک و سوالات توصیفی...........................................................................................111
4-3) روش تجزیه و تحلیل داده ها.........................................................................................................................................128
4-3-1) ماتریس ارزیابی عوامل خارجی................................................................................................................................128
4-3-2) ماتریس ارزیابی عوامل داخلی..................................................................................................................................132
4-3-3) تجزیه و تحلیل سوات..................................................................................................................................136
4-3-4) تجزیه و تحلیل داخلی و خارجی..............................................................................................................140
4-3-5) ماتریس برنامه ریزی کمی راهبردی..........................................................................................................141
فصل پنجم) بحث، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
5-1) مقدمه.............................................................................................................................................................147
5-2) بحث و نتیجه گیری........................................................................................................................................147
5-3) نتیجه گیری از سوالات توصیفی....................................................................................................................149
5-4) تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، تهدیدها و فرصت های گردشگری................................................................150
5-5) نتیجه گیری از نقاط قوت..............................................................................................................................151
5-6) نتیجه گیری از نقاط ضعف............................................................................................................................151
5-7) نتیجه گیری از فرصت های مطرح شده...........................................................................................................152
5-8) نتیجه گیری از تهدیدهای مطرح شده...........................................................................................................152
5-9) نتیجه گیری از ماتریس ارزیابی عوامل خارجی......................................................................................................152
5-10) نتیجه گیری از ماتریس ارزیابی عوامل درونی.........................................................................................................153
5-11) نتییجه گیری از ماتریس سوات...................................................................................................................154
5-12) ماتریس برنامه ریزی کمی...........................................................................................................................156
5-13) مشکلات و تنگناهای تحقیق.......................................................................................................................156
5-14) مشکلات و تنگناهای محقق........................................................................................................................157
5-15) پیشنهادات به سایر محققین........................................................................................................................157
5-16) پیشنهادات کاربردی تحقیق.........................................................................................................................157
پیوست
پرسشنامه شماره (1) ............................................................................................................................................II
پرسشنامه شماره(2) ............................................................................................................................................III
منابع و مآخذ..........................................................................................................................................................IIIV

فهرست جداول
جدول 2-1) انواع برنامه ریزی بر اساس زمان، کاربرد و وسعت............................................................................................56
جدول 3-1) جدول مورگان برای برآورد حجم نمونه..............................................................................................................87
جدول 3-2) آلفای کرونباخ برای پایایی پرسشنامه...................................................................................................................9
جدول 3-3) مشخصات عمومی شهرستان جیرفت بر اساس تقسیمات کشوری..............................................................92
جدول 3-4) آمار جمعیت شهرستان جیرفت...........................................................................................................................92
جدول 3-5) مناطق تحت مدیریت محیط زیست...................................................................................................................97
جدول 4-1) توزیع فراوانی متغییر جنسیت...........................................................................................................................112
جدول 4-2) توزیع فراوانی متغییر سن طبقه بندی شده پاسخگویان...............................................................................113
جدول 4-3) توزیع قراوانی متغییر تحصیلات پاسخگویان..................................................................................................114
جدول 4-4) توزیع فراوانی متغییر وضعیت اشتغال پاسخگویان.......................................................................................115
جدول4-5) توزیع فراونی متغییر نوع شغل پاسخگویان......................................................................................................116
جدول4-6) توزیع فراوانی پاسخ ها درباره اهمیت قوت ها...................................................................................................117
جدول 4-7) توزیع فراوانی پاسخ ها درباره اهمیت ضعف ها...............................................................................................120
جدول 4-8) توزیع فراوانی پاسخ ها درباره اهمیت فرصت ها.............................................................................................123
جدول 4-9) توزیع فراوانی پاسخ ها درباره اهمیت تهدیدها...............................................................................................126
جدول 4-10) ارزیابی عوامل خارجی استراتژیک..................................................................................................................130
جدول 4-11) ارزیابی عوامل داخلی استراتژی.......................................................................................................................134
جدول4-12) جدول ماتریس سوات.......................................................................................................................................138
جدول 4-13) جدول برنامه ریزی کمی راهبردی................................................................................................................142
جدول 4-14) جدول استراتژی های راهبردی......................................................................................................................144
جدول 4-15) اولویت بندی راهبردها......................................................................................................................................145
فهرست اشکال
شکل 1-1) مراحل انجام کار........................................................................................................................................................15
شکل 2-1) مراحل برنامه ریزی استراتژیک..............................................................................................................................57
شکل 2-2) مراتب دستیابی به برنامه ریزی استراتژیک.........................................................................................................69
شکل 4-1) نمودار دایره ای توزیع جنسیت پاسخگویان.....................................................................................................112
شکل4-2) نمودار میله ای توزیع سن پاسخگویان................................................................................................................113
شکل4-3) نمودار دایره ای توزیع تحصیلات پاسخ گویان..................................................................................................114
شکل 4-4) نمودار دایره ای توزیع فراوانی و وضعیت اشتغال پاسخگویان......................................................................115
شکل 4-5) نمودار دایره ای توزیع فراوانی نوع شغل پاسخگویان......................................................................................116
شکل 4-6)نمودار راداری میانگین اهمیت قوت ها...............................................................................................................119
شکل 4-7) نمودار راداری میانگین اهمیت ضعف ها...........................................................................................................120
شکل 4-8) نمودار راداری میانگین اهمیت فرصت ها..........................................................................................................124
شکل 4-9) نمودار راداری میانگین اهمیت تهدیدها............................................................................................................125
شکل 4-10) شناسایی استراتژی های مناسب......................................................................................................................141
فهرست نمودار
نمودار 2-1) سیر تاریخی تکامل برنامه ریزی جهانگردی......................................................................................................24
نمودار2-2) مدل مفهومی تحقیق...............................................................................................................................................33
نمودار2-3) مدل برنامه ریزی استراتژیک پایه..........................................................................................................................34
نمودار 2-4) مدل برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر هدف....................................................................................................35
نمودار 2-5) مدل برنامه ریزی استراتژیک تعدیلی..................................................................................................................36
نمودار 2-6) مدل برنامه ریزی استراتژیک سناریویی...............................................................................................................37
نمودار 2-7) مدل برنامه ریزی استراتژیک ارگانیک................................................................................................................38
نمودار 2-8) مدل برنامه ریزی استراتژیک استونر و فریمن..................................................................................................41
نمودار 2-9) مدل برنامه ریزی استراتژیک برایسون................................................................................................................45
نمودار 2-10) مدل برنامه ریزی استراتژیک دانکن................................................................................................................46
نمودار 2-11) مدل برنامه ریزی استراتژیک دیوید.................................................................................................................47
نمودار 2-12) مدل برنامه ریزی استراتژیک هاکس ..............................................................................................................49
نمودار 2-13) مدل برنامه ریزی استراتژیک پیرس و رابینسون...........................................................................................50
نمودار 2-14) مدل برنامه ریزی استراتژیک گوداشتاین........................................................................................................51
نمودار 2-15) مدل برنامه ریزی استراتژیک وایتمن...............................................................................................................52
نمودار 2-16) مدل برنامه ریزی استراتژیک دفت...................................................................................................................53
نمودار 2-17) مدل برنامه ریزی استراتژیک گلوئیک..............................................................................................................81

فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
جهانگردی فعالیت نسبتاً پیچیده ای است که چندین بخش جامعه و اقتصاد را در بر می گیرد. این امر، بدون برنامه ریزی ممکن است باعث ایجاد صدمات ناخواسته و غیر منتظره ای شود. اکنون جهانگردی فعالیت نسبتاً جدیدی در بسیاری از کشورها به شمار می رود. برخی از دولت ها و اغلب بخش خصوصی در چگونگی گسترش جهانگردی به طور صحیح تر تجربه ای ندارند یا دارای تجربه ی کمی هستند. در کشورهایی که جهانگردی رونق زیادی ندارد برنامه ریزی، می تواند رهنمون لازم را برای توسعه ی آن فراهم کند. برای مناطقی که جهانگردی دارند، برنامه ریزی اغلب برای حیات دوباره بخشیدن به این بخش و حفظ کارایی آینده آن است. ابتدا جهانگردی باید در سطوح منطقه ای و ملی برنامه ریزی شود. در این سطوح، برنامه ریزی به سیاست های توسعه جهانگردی، طرح های ساختاری، استانداردهای تسهیلات، عوامل سازمانی و تمام عناصر دیگرِ لازم برای توسعه و مدیریت جهانگردی مربوط می شود. سپس در چارچوب برنامه ریزی ملی و منطقه ای می توان طرح های تفصیلی بیشتری برای جاذبه های جهانگردی، تفریحگاه ها، توسعه ی جهانگردی شهری، روستایی و سایر اشکال توسعه ی جهانگردی تهیه کرد(برنامه ریزی ملی و منطقه ای جهانگردی،13-12).
سابقه ی برنامه ریزی مدرن به شیوه ی غربی حداقل به 200 سال پیش و برنامه ریزی شهری در انگلستان بر می گردد(گان 1998، ویلیامز 1998). با این وجود، تاریخ اولین طرح های عینی برنامه ریزی مناطق شهری به زمان یونان باستان می رسد(گان 1998).
برنامه ریزی مدون شهری زمانی تکوین یافت که جمعیت به شکل فزاینده ای شهرنشین شدند و عمدتاً واکنشی بود به افزایش مضرات اجتماعی و زیست محیطی زندگی شهری ( گان ،1998).
برخی افراد برنامه ریزی را فقط عقل سلیم کاربردی می دانند. در حالیکه برخی دیگر معتقدند که برنامه ریزی مجموعه و خوشه ای از مشکلات است که بایستی به دقت مورد کاوش قرار گیرد. علاوه بر این کرنایمعتقد است که برنامه ریزی زبانی جداگانه است که لغات و قواعد دستوری مختلف خود را دارا می باشد . برنامه ریزی گردشگری به دنبال این است که طرحی قابل اجرا و با جزئیات کامل را درباره ی این که هر یک از فاکتورهای اثرگذار در موفقیت گردشگری مناسب و قابل قبول بسیار فراتر از برنامه هایی هستند که فقط به حد اکثر سازی سود می پردازند .
با اینکه توسعه ی گردشگری منافع اقتصادی و اجتماعی زیادی به همراه دارد ، اما اثرات منفی زیادی نیز می تواند به همراه داشته باشد . بنابراین برنامه ریزان بایستی راههایی را برای توسعه در نظر گیرند که باعث رفاه و سعادت جامعه میزبان شود (گلدنر و ریچی، 2009، ص 444).
یکی از مشکلات اقتصادی کشورهای جهان سوم از جمله ایران، بیکاری و تبعات اجتماعی ناشی از آن مانند فقر، جرم و جنایــت، بزه کاری و ناآرامیها میباشد که عمدتاً ناشــی از کمبود زمینههای اشتغال است. توســعه گردشــگری میتواند موجب تنــوع بخشی به اقتصاد این کشورها گردیده و درصــدی از بیکاران را به خود جذب می نماید که در نهایت به منــتهی شدن برخی نتایج منــفی ناشی از بیــکاری نیز میگردد (دهستانی، 1383، 2). .
اما بهره برداری بهینه از پتانسیل های گردشگری و دستیابی به موفقیت در مدیریت و توسعه گردشگری در شهرستان جیرفت، در گرو تدوین یک طرح راهبردی است تا امکان توسعه و بهره برداری مناسب و هدفمند از توانمندی ها و پتانسیل های گردشگری شهرستان فراهم گردد.
بیان مساله
در دهه های اخیر بسیاری از دولتها، مسئولین اقتصادی و صاحبنظران با حساسیت بیشتری به گسترش صنعت گردشگری روی آورده اند و در تلاش هستند سهم بیشتری از بازار جهانی این صنعت را برای جوامع خود به ارمغان بیاورند. گردشگری در چند دهه اخیر به یکی از مهمترین بخش های فعالیت اقتصادی کشور ها تبدیل شده است. بر اساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی (WTO ) تا سال2020 درآمد حاصل از توریسم بین الملل به1/6 میلیارد دلار برسد. این صنعت بعنوان یک سیستم جهانی بخش قابل توجهی از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است ( اژدری،ص 3 ).
برای دستیابی به موفقیت در مدیریت توسعه جهانگردی، برنامه ریزی جهانگردی در تمام سطوح ضروری است. تجربه بسیاری از مناطق جهانگردی در دنیا در درازمدت نشان داده است که روش برنامه ریزی شده برای توسعه جهانگردی می تواند بدون ایجاد مشکلات مهم، فوایدی به همراه آورد و بازارهای جهانگردی رضایت بخشی را حفظ کند. مکان هایی که در آنها گردشگری، بدون برنامه ریزی توسعه می یابد، اغلب دچار مشکلات اجتماعی ومحیطی می شوند. این مسائل برای ساکنان، زیان آور و برای بسیاری از جهانگردان ناخوشایند است و موجب ایجاد مشکلاتی در داد وستد وکاهش منافع اقتصادی می شود. این مکان های جهانگردی غیر قابل کنترل، نمی توانند به طور موثر با مناطق جهانگردی برنامه ریزی شده، رقابت کنند ( سازمان جهانی جهانگردی، 1390، ص11و12 ).
جهانگردی فعالیتی نسبتاٌ پچیده است که چندین بخش جامعه واقتصاد را شامل می شود. این امر، بدون برنامه ریزی ممکن است باعث ایجاد صدمات ناخواسته وغیر منتظره ای شود. اکنون جهانگردی فعالیت نسبتاٌ جدیدی در بسیاری از کشورها به شمار می رود. برخی از دولت ها واغلب بخش خصوصی در چگونگی گسترش جهانگردی به طور صحیح تجربه ای ندارند یا دارای تجربه کمی هستند. در کشورهایی که جهانگردی رونق زیادی ندارد برنامه ریزی، می تواند رهنمون های لازم را برای توسعه آن فراهم کند. برای مناطقی که جهانگردی دارند، برنامه ریزی اغلب برای حیات دوباره بخشیدن به این بخش وحفظ کارایی آینده آن لازم است ( ابراهیم زاده، 1390، 11و 12 ).
مراحل تدوین مدیریت استراتژیک و فرایند مدیریت استراتژیک دربرگیرنده سه مرحله می باشد: تدوین استراتژی ها، اجری استراتژی ها و ارزیابی استراتژی ها. مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت شرکت تعیین شود وشناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کند یا فرصت های را به وجود می آورند، اغلب، اجرای استراتژی‏ها را مرحله عملی مدیریت استراتژیک می نامند. مقصود از اجرای استراتژی ها این است که کارکنان و مدیران بسیج شوند واستراتژی های تدوین شده را به مرحله عمل در آورند. اغلب، چنین تصور می شود که در مدیریت استراتژیک مرحله اجرایی مشکل ترین مرحله می باشد و ایجاب می کند که افراد خود را متعهد به سازمان نمایند، از خود گذشتگی کنند و نوعی خود کنترلی اعمال نمایند. موفقیت مرحله اجرایی استراتژی‏ها بدین امر بستگی دارد که مدیران بتوانند در کارکنان ایجاد انگیزه نمایند، واین نوعی هنر (و نه یک علم) است. اگر استراتژی هایی تدوین شوند ولی هیچ گاه به اجرا درنیایند، نوع اقدام چیزی جز عملی بیهوده نخواهد بود ( دیوید، 1388، 26 ).
در مدیریت استراتژیک ارزیابی استراتژی ها آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند که بدانند استراتژی های خاص و مورد نظر آنان در چه زمانی کارساز واقع نمی شود؛ اصولا ارزیابی استراتژی ها بدین معنی است که باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری کرد. همه استراتژی ها دستخوش تغییرات آینده قرار می گیرند، زیرا عوامل داخلی وخارجی به صورت دائم در حال تغیر هستند. برای ارزیابی استراتژی ها سه فعالیت عمده به شرح زیر انجام می شوند: ( 1 ) بررسی عوامل داخلی وخارجی که پایه واساس استراتژی های کنونی قرار گرفته اند، ( 2 ) محاسبه وسنجش عملکردها و ( 3 ) اقدامات اصلاحی( دیوید، 1388، 26 و 27 ).
شهرستان جیرفت، قابلیت بالایی را در زمینه گردشگری تاریخی و طبیعی دارا می باشد. در بخش گردشگری طبیعی این شهرستان قابلیت بالایی را در زمینه گردشگری کویر، گردشگری کوهستانی و گردشگری حیات وحش دارد.بازار گردشگری کویر اصولاٌ کشورهای اروپایی، آسیای شرقی و آمریکا می باشد که گردشگران این کشورها به دلیل شرایط خاص محیطی ، علاقه زیادی به دیدن کویر دارند . علاوه بر این ، این گردشگران علاقه خاصی به آثارتاریخی از خود نشان می دهند. گردشگری کوهستانی و حیات وحش که در برگیرنده مواردی مثل کوهنوردی ، اسکی ، شکار و... می باشد بیشتر جذب کننده گردشگران کشورهای عرب همسایه است در این پژوهش سعی شده است که با بررسی و مطالعه موردی شهرستان جیرفت، با بهرهگیری از برنامه ریزی استراتژیک و مدل‌های تصمیمگیری از جمله روش SWOT و QSPM ارائه گردد. در نهایت با توجه به پتانسیل های شهر مورد مطالعه این امید دور از دسترس نیست که با یک برنامهریزی مدون شرایط جهت توسعه صنعت گردشگری به عنوان صنعتی فرا ناحیه ای که با حوزههای مختلف نظیر تاریخ کهن، اقتصاد، کشاورزی، فرهنگ، محیط زیست و... در تعامل است فراهم آید و زمینه توسعه را که باعث رشد و پیشرفت اقتصادی- اجتماعی میگردد، حاصل نماید.


اهمیت و ضرورت پژوهش
اساسآ این مطالعه از طریق بررسی ادبیات مدیریت استراتژیک در گردشگری و بیان کردن یک چارچوب و مدل مدیریت استراتژیک در موقعیت شهرستان جیرفت می تواند به ارتقاء دانش نظری برنامه ریزان و مدیران گردشگری درباره ادبیات مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در صنعت گردشگری کمک فراوانی بکند و منجر خواهد شد که برنامه ریزان و توسعه دهندگان جاذبه های گردشگری در شهرستان جیرفت با اثربخشی بیشتری به امر تدوین استراتژی های توسعه بپردازند. از لحاظ کمک تجربی که این مطالعه می تواند داشته باشد این است که یافته های این مطالعه حاوی توصیه های استراتژیک مشخص برای جاذبه های گردشگری است . تا از طریق آن بتواند موقعیت رقابتی خود را بهبود بخشیده و به صورت مناسب به تدوین استراتژی های توسعه در چارچوب توسعه گردشگری بپردازد.
گردشگری یکی از مهمترین فعالیت های انسانی معاصر است که همراه با بوجود آوردن تغییرات شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منش و روش زندگی انسان ها را دگرگون می سازد و تحولات بنیادی نیز در اوضاع و شرایط اقتصادی، فرهنگی و آدای و رسوم مردم بوجود می آورد( محلاتی، 1380، ص 13).
برای موفقیت در زمینه گردشگری، یک منطقه باید از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی پایداری داشته و به منظور داشتن پایداری، باید به دقت برنامه ریزی و مدیریت شود و عوامل مختلف را در ملاحظات خود مورد توجه قرار دهد ( کلیر جی، 2002، ص1).
از طرفی ارائه چهارچوب مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک و توصیه های استراتژیک می تواند مقصد ها و جوامع گردشگری را قادر سازد تا به شیوه ای منسجم، هماهنگ شده و متعادل به معرفی فاکتورهای بحرانی موفقیت و نیروهای تاثیر گذار عمده محیطی در فرایند برنامه ریزی گردشگری بپردازند، به طوری که هیچ کدام از مقصد ها و جوامع گردشگری ایران در شرایط فعلی قادر به انجام این مهم نخواهند بود. همچنین مطالعات در زمینه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک مقصد های گردشگری به ویژه در ایران بسیار محدود می باشد. این مطالعه با ارائه آگاهی های جدید در مورد مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در چهارچوب جوامع گردشگری می تواند به بهبود موقعیت رقابتی و رشد پایدار مقصد های گردشگری کمک ویژه ای بکند.
در گذشته نگرش این بود که برنامه ریزی گردشگری فرآیندی ساده است که در آن بایستی فقط هتل های جدید افتتاح کرد، راههای دسترسی مناسب ایجاد کرد و به تبلیغ پرداخت . اما پس از آن و هنگامی که مقصدها با اثرات منفی اجتماعی وزیست محیطی توسعه بدون برنامه ریزی گردشگری روبه رو شدند به فکر روی آوردن به روش های کنترل شده وبرنامه ریزی شده گردشگری افتادند (اینسکیپ(1991 )، ص 15 ).
در جنوب استان کرمان سرزمین گسترده جیرفت با زمین های حاصلخیز و آب و هوای متنوع و گوناگون و هیاهوی رودخانه پربرکت هلیل و وجود چشمه سارهای روان و آب های زیر زمینی فراوان و مردمانی پرتلاش در طول تاریخ تمدن های پیاپی را بوجود آورده و به عللی این تمدن ها در دوره هایی از حیات بشری نابود شده اند اما فرزندان خلقش دوباره و چند باره بر جایگاه و منازل اجدادشان تمدن های جدیدی را به منصه ظهور رسانده اند و در اوایل قرن بیست و یکم میلادی و اواخر قرن چهاردهم هجری شمسی مردم جیرفت تمدن و فرهنگ کم مانندی را بوجود آورده اند که در دنیا به هند کوچک یا هند ایران شهرت دارد( جیرفت در آیینه تاریخ ص 15).
شهرستان جیرفت، با تاریخ پرفراز و نشیب و مردمی آزادیخواه، همواره در حیات سیاسی و اقتصادی ایران، نقشی بارز و مؤثر داشته، که حکومت ها ناچار بودند به آن توجه نمایند. گرچه این اعتنا، برای آبادی منطقه و رفاه مردم نبوده، و صرفاً برای بهره کشی اقتصادی و فیزیکی، به نفع عمال حکومتی ، و انباشتن خزانه ایالت، و تاًمین هزینه ریخت و پاش دربارها بوده است( جیرفت در آیینه تاریخ ص 20).
مطالعات در زمیه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک جاذبه های گردشگری به ویژه در ایران بسیار محدود می باشد. این مطالعه با ارائه آگاهی های جدید در مورد مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در چارچوب گردشگری می تواند به بهبود موقعیت رقابتی در رشد پایدار مقصد های گردشگری کمک ویژه ای بکند.
1-5- سوال های پژوهش
مهمترین دلایل برای برنامه ریزی استراتژیک در بخش گردشگری چه مواردی هستند؟
سوات( نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای) شهرستان جیرفت کدامند؟
چارچوب و الگوی برنامه ریزی استراتژیک مناسب برای مقصد گردشگری شهرستان جیرفت به چه صورت است؟
1-6- اهداف پژوهش
تحلیل اجزای کلیدی چارچوب برنامه ریزی استراتژیک برای مقاصد گردشگری
ارائه چارچوب برنامه ریزی استراتژیک برای جاذبه های گردشگری جیرفت
تعیین استراتژیهای مناسب برای بهبود توسعه ورونق گردشگری در شهرستان جیرفت ودر جهت بالا بردن سطح درآمدی شهروندان وافزایش اشتغال در شهر.
1-7- قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی این تحقق از مهرماه 1392تا شهریور 1393 می باشد.
1-8- قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو مکانی این تحقیق حوزه شهرستان جیرفت می باشد.
1-9- استفاده کنندگان از نتایج تحقیق
استفاده کنندگان از نتایج این تحقیق شامل برنامه ریزان و سیاستگذاران شهرستان جیرفت به خصوص برنامه ریزان و متولیان بخش گردشگری شهرستان و دانشجویان و محققانی که علاقمند به تحقیق و پژوهش در مورد این شهرستان و همچنین گردشگران می باشند. 1-10- جامعه آماری و نمونه آماریجامعه آماری شامل جامعه ی میزبان و متخصصان و صاحبنظران گردشگری ب‍خ‍ش‌ دول‍ت‍ی‌ و ب‍خ‍ش‌ خ‍ص‍وص‍ی‌( ص‍ن‍ع‍ت‌ گ‍ردش‍گ‍ری‌) م‍ی‌ ب‍اش‍د.
نمونه آماری عبارتست از تعدادی افراد که صفات آنها با صفات جامعه مشابهت داشته، معرف جامعه بوده اند و از تجانس و همگنی با افراد جامعه برخوردار باشد(حافظ نیا، 1382).
نمونهگیری فرآیند گزینش و انتخاب تعدادی از اعضای جامعه است، طوری که بررسی نمونه و درک خصوصیات یا ویژگیهای آزمودنیهای نمونه، قادر به تعمیم خصوصیات یا ویژگیها به عناصر جامعه باشد. ویژگیهای جامعه از قبیل میانگین، انحراف معیار و واریانس جامعه به عنوان پارامترهای جامعه مطرح هستند( الوانی و همکاران، 1383).
نمونه آماری شامل 15 نفر از متخصصان و صاحبنظران بخش دولتی و خصوصی صنعت گردشگری و همچنین تعداد 384 نفر از جامعه ی میزبان می باشد.
1-11- تعریف مفاهیم و واژه گان اختصاصی تحقیق
1-11-1-جاذبه گردشگری: هر پدیده یا عامل انگیزشی که در یک ناحیه- مقصد، جذابیت ایجاد کرده و منجر به مسافرت مردم از نقاط مختلف به مقصد گردشگری می شود را جاذبه می گویند. جاذبه های گردشگری را در ادبیات گردشگری به سه دسته: فرهنگی، طبیعی و انسان ساخت تقسیم بندی می کنند که هر یک از آنها طیف متنوع و مختلفی از پدیده های را شامل می شوند.
معیارهای جذابیت: برای آنکه یک اثر به عنوان جاذبه گردشگری معرفی و تلقی گردد، وجود ویژگی هایی مانند ارزش بصری، سابقه تاریخی، اعتبار و سندیت، ارزش تفریحی و ورزشی، مذهبی، هنری و ... در نهایت به عنوان مهمترین عامل، حداقلی از تقاضای گردشگری( داخلی، خارجی و محلی)، لازم و ضروری است. لذا جاذبه اثری است که علاوه بر ارزش های مطلق، مورد توجه گردشگران در وضع موجود قرار گرفته باشد. باید در نظر داشت که هر اثر به صورت بالقوه بایستی دارای پتانسیل جاذبه باشد و می بایست با آمایش فضایی، شرایط از قوه به فعل درآمدن را برای اثر مذکور فراهم نمود.
جاذبه های طبیعی: به کلیه عناصر و پدیدهای طبیعی با توجه به معیار جذابیت مطرح شده که دارای ارزش های فوق باشد، جاذبه ی طبیعی می گویند.
جاذبه های فرهنگی: به کلیه عناصر و ابعاد و پدیده های فرهنگی دارای ارزش و حائز تعاریف معیار جذابیت، جاذبه فرهنگی می گویند.
جاذبه های انسان ساخت: به کلیه عناصر و پدیده های مصنوع دارای ارزش و حائز تعاریف معیار جذابیت، جاذبه انسان ساخت گفته می شود.(ابراهیم زاده و دیگران،(1391)،ص 99-98).
جاذبه گردشگری( تعریف عملیاتی): مشخصه خاص و ویژه مکانی معین، از لحاظ ظاهری و فرهنگی، که بازدیدکنندگان با دیدن آن نیازهای تفریحی مورد نظر خود را از جهات مختلف تامین کنند. این مشخصه ها شامل ویژگی های آب و هوایی، فرهنگی، گل و گیاه، چشم انداز ها یا ویژگی های منحصر بفرد مکانی، همچون تالار های اجرای برنامه، موزه یا یک آبشار و ... می شوند.
1-11-2-برنامه ریزی: یعنی انتخاب هدف های « درست» و سپس انتخاب مسیر، وسیله یا روش « درست و مناسب» برای تامین این هدف ها. هر دو جنبه برنامه ریزی در فرآیند مدیریت اهمیت حیاتی دارند( استونر، 1375، ص 34).
برنامه ریزی: یعنی آنکه از میان گزینه های گوناگون به برگزیدن راه های کنش آینده سازمان پرداخته شود و برای هر یک از بخش های سازمان نیز چنین گزینشی صورت بگیرد. به عبارت دیگر برنامه ریزی میان جایی که هستیم یا جایی که می خواهیم بدان جا برویم پلی می سازد و موجب می شود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمی گیرد، پدید آید( کونتز و همکاران، 1372،ص 164).
1-11-3-استراتژی: شندلر و هانفر استراتژی را فعالیت‌های تأمین کننده هماهنگی میان منابع داخلی و استعدادهای سیستم یا فرصت و تهدیدهای محیط بیرونی تعبیر کرده اند. چندلِر نیز از راهبرد به عنوان تعیین اهداف کلان و اجرایی عمده بلندمدت سازمان، اتخاذ مسیرهای عملیاتی و تخصیص منابع ضروری برای دستیابی به آن اهداف یاد کرده است (مرادی مسیحی،1384، 2و3).
1-11-4-برنامه ریزی استراتژیک: برایسون برنامه ریزی استراتژیک را تلاشی سازمان یافته و منظم برای اتخاذ تصمیمات بنیادی و انجام اقدامات اساسی که سرشت و سمت گیری فعالیت های یک سازمان با دیگر نهادها را در چارچوب قانونی شکل می دهد، تعریف می کند.
جانسون وشولز: برنامه ریزی استراتژیک را تجزیه و تحلیل استراتژیک، گزینش استراتژی و اجرای استراتژی تعریف می کنند.
فرای و استونر : برنامه ریزی استراتژیک، ابزار مدیریتی توانمندی است که برای کمک به شرکت های کوچک طراحی می شود تا آنها به صورت رقابتی خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق دهند. خصوصاٌ، فرآیند برنامه ریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از شرکت و محیط مربوط به آن ارائه می کند، شرایط فعلی شرکت را توضیح می دهد و عوامل کلیدی موثر بر موفقیت آن را شناسایی می کند.
برنامه ریزی استراتژیک: ابزاری است که سازمان ها را قادر می سازد ضمن شناخت محیط و پیگیری مداوم آن مسیر مناسبی را جهت ادامه فعالیت و یا رشد و گسترش در پیش گیرند. پیچیدگی روزافزون محیط، افزایش چالش های محیطی، شناخت توانایی انجام برنامه ریزی راهبردی را برای کلیه سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی ضروری کرده است( رحمان سرشت 1379 و جمشید نژاد: پیشگفتار).
برنامه ریزی استراتژیک( تعریف عملیاتی): فرآیندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت می گیرد. این فرآیند افراد و منابع زیر را شامل می شود. برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه می خواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند را برنامه ریزی استراتژیک می گویند.
1-11-5- جیرفت: یکی از شهرستان های استان کرمان که در قسمت جنوبشرقی استان کرمان واقع شده است. این شهرستان دارای تمدنی بزرگ و کهن و یکی از پیشگامان تمدن بشری به شمار می رود و به دلیل برخورداری از طبیعت زیبا و باغات پرثمر به هند ایران لقب گرفته است..

شکل (1-1): مراحل انجام کار
225298-444500
تهیه پرسشنامه دوم( جهت تعیین رتبه مولفه های انتخاب شده)
فصل دوممبانی نظری 2-1- مقدمه:
در وضعیت حاضر، یکی از چالش های بزرگ فراروی بازاریابی گردشگری، ضرورت اتخاذ راهبرد(برنامه استراتژیک) موثر برای جایگاه یابی مقصد است. برای اینکه یک مقصد به نحو مؤثری در بازار هدف مورد تبلیغات پیشبردی قرار گیرد، یک مقصد باید به نحو مطلوبی نسبت به رقبای خود متمایز گردد یا به عبارت دیگر جایگاه مثبتی در ذهن مصرف کننده اشغال کند. کلیدی ترین مسئله در فرآیند جایگاه یابی ایجاد و مدیریت یک ادراک یا انگاره متمایز و جذاب از مقصد است( کالانتونه و همکاران، 1989) ( بیرلی و مارتین، 2004).
دولت ها روز به روز بیشتر به این واقعیت پی می برند که جهانگردی نه تنها طیفی بسیار گسترده از اثرگذاری را دارد، بلکه به صورت بالقوه موجب تجدید حیات اجتماعی و فرهنگی می شود. از این رو، در صحنه توسعه جهانگردی، برنامه ریزی نقشی مهم تر پیدا می کند. زیرا انتظارات و هدف های دولت ها از توسعه جهانگردی به فراسوی منافع اقتصادی می رسد، و برای دستیابی به این هدف ها و تأمین انتظارات و خوسته ها، برنامه ریزی اهمیت بیشتری پیدا می کند( جهانگردی در چشم اندازی جامع، ص 395).
هر چند توسعه ی گردشگری منافع اقتصادی و اجتماعی زیادی به همراه دارد، اما اثرات منفی زیادی نیز می تواند به همراه داشته باشد. بنابراین برنامه ریزان بایستی راه هایی را برای توسعه در نظر گیرند که باعث رفاه و سعادت جامعه میزبان شود( گلدنر و ریچی، 2009، ص 444).در این فصل از تحقیق به بررسی نظریات مطرح شده در باب گردشگری پرداخته میشود. حال آنکه نظریات مطرح شده در هر رشته و به طور اختصاصیتر در هر شاخه ارزشمندترین سرمایه آن رشته میباشند.
2-2- سیر و سفر از دیدگاه قرآن
اسلام، دین کامل و جامعی است که به تمام نیاز های فطری انسان توجه کامل داشته و برای تمام نیاز های جسمی و روحی، ابعاد مختلف ، زوایای پیدا و پنهان بشر برنامه و شیوه کار ارائه کرده است. سیر و سفر از جمله نیاز های روحی و فطری انسان است که در بسیاری از جنبه های حیاتی وی نقش موثری ایفا می کند. وجود آیات متعدد در قرآن کریم و به طور کلی متون دینی حاکی از اهمیت این موضوع در اسلام است. درباره ی اهمیت سیر و سفر و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم سیروسفر با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده است.
واژه سیر در قرآن در تکاپوی زندگی به ویژه در ابعاد اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و تاریخی ، سفر و گردشگری و سیر و جهانگردی دارای نقشی تعیین کننده و سرنوشت ساز است. از دیر زمان مردمان خردمند برای سیر و سفر جایگاه ویژه ای قائل بوده اند و آن را بخشی از زندگی اجتماعی و انسانی خویش می شمرده اند. قرآن مجید ، با به کارگیری واژه «سیر» در اشکال و هیبت های گوناگون، دستور به جهانگردی و گردشگری می دهد: (قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض...) پیش از شما سنت هایی بوده است، پس به روی زمین بگردید و بنگرید...(فسیرو فی الارض فانظرو کیف کان عاقبه المکذبین) پس در روی زمین بگردید و بنگرید که عاقبت کار آنان که پیامبر (ص) را به دروغ نسبت می دادند، چگونه بوده است.
(قل سیروا فی الارض کیف کان عاقبه المجرمین) بگو در زمین سیر کنید و بنگرید که پایان کار مجرمان چگونه بوده است.
دسته ی دیگر از آیات قران، به صورت پرسش های سرزنشی و تحریکی به مساله گردشگری پرداخته و آنانی که از این مهم سر بر می تابند مورد نکوهش و پرسش قرار داده است(افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه من قبلهم ...) آیا در روی زمین نمی گردند تا بنگرند که پایان کار پیشینیانشان چه بوده است؟(افلم یسیروا فی الارض فتکون اهم قلوب یعقلون بها...) آیا در زمین سیر نمی کنند تا صاحب دل هایی شوند که بدان تعقل کنند....در جای دیگر قرآن به سنت های تاریخی و نوامیس طبیعی مانند عزتها و ذلتها، پیروزی ها و شکست ها، خوشبختی ها و بدبختی ها اشاره می کند و می فرماید (قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض...) پیش از شما سنت ها و قانون هایی عملاً به وقوع پیوسته است . پس در زمین و آثار تاریخی گذشتگان گردش و کاوش کنید.
از مجموع این آیات و مانند آن می توان دریافت که: اصل مساله گردشگری و سیر و جهانگردی نیز برداشت و دریافت ژرف و عمیق از این سیروسفر، مورد عنایت و توجه خداوند متعال در قرآن مجید است. در زمانی که هنوز نوشته و کتابی در زمینه شناخت تاریخ و سنن اجتماعی تدوین نشده بود مدرسه و دانشگاهی در این رابطه وجود نداشت و یا در دسترس عرب و مسلمان جزیرهالعرب نبود، خداوند، مسلمانان را به سیر و نظر در این مقوله ها فرا می خواند و از آنان می خواهد که در این باره به تفکر و تدبر بپردازند. روشن است که فراخوانی خود به خود نوعی دستور به جهانگردی و سیرو سفر به مکان های تاریخی و جغرافیایی را به دنبال دارد. در آیات قرآن کریم به بسیاری از نقاط جغرافیایی و تاریخی اشاره شده که همواره مورد توجه باستان شناسان قرار گرفته است (یاوری،1390).
2ـ3ـ سخنان بزرگان دین در مورد سفر
بزرگان دین در مورد سیر و سفر و نقش و اهمیت و چگونگی آن، سخنان گُهربار را فرموده اند که به برخی از آنان اشاره می شود:
ـ مسافرت کنید تا تندرست بمانید و جهاد کنید تا غنیمت به دست آورید(پیامبر اکرم (ص))
ـ هر گاه سه نفر همسفر شدند، از میان خود یک نفر را به سالاری انتخاب کنند(پیامبر اکرم (ص))
ـ مسافرت کنید تا تندرست بمانید و روزی کسب کنید(پیامبر اکرم (ص))
2-4- تعریف ومفهوم نظام گردشگری
گردشگری و اقتصاد گردشگری در حال حاضر، در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی اقتصاد تجاری جهان است، افزون بر این بسیاری از برنامه ریزان و سیاستگذاران توسعه نیز از صنعت گردشگری به عنوان رکن اصلی توسعه پایدار یاد می کنند.
2-4-1- تعریف گردشگری
تعاریف زیادی از گردشگری از صاحب نظران مطرح شده است که در زیر به چند مورد اشاره می شود:
مکین(1977)تعریف خود از گردشگری را چنین بیان میکند:
خواست عمیق انسان برای شناخت دیگران به صورت دو جانبه؛ همان گونه که ممکن است بخواهیم خودمان را بشناسیم..به عبارتی تمایل به دیدن، شنیدن و درک همه ی پدیده های جالب در دنیا.
رایان(1991)گردشگری را این گونه تعریف میکند:
اساسا گردشگری تجربه مکانهاست.محصول گردشگری صرفا مقصد گردشگر نیست، بلکه کسب تجربه از مکان و آنچه در آنجا اتفاق می افتد است.گردشگری مجموعه ای از تعاملات بیرونی ودرونی است.
میدلتون(1998)گردشگری را چنین تعریف میکند:
اگرچه مسافرت وگردشگری یک صنعت توصیف می شود، بهتر است آن را به عنوان یک بازار کل درک کنیم که مجموعه ای از تقاضای مصرفی ملاقات کنندگان را با دامنه ای گسترده از محصولات برآورده می کند (برنز،1999:30-29).
از دیدگاه میل و موریسون، گردشگری به مجموع فعالیتی اطلاق می شود که در جریان مسافرت یک گردشگر اتفاق می افتد. این فرآیند شامل هر فعالیتی نظیر برنامه ریزی، سفر، مسافرت به مقصد، اقامت، بازگشت و حتی یادآوری خاطرات آن نیز می شود. همجنین فعالیت هایی را که گردشگر به عنوان بخشی از سفر انجام می دهد نظیر خرید کالاهای مختلف و تعامل میان میزبان و مهمان را نیز در بر می گیرد. به طور کلی می توان هرگونه فعالیت و فعل و انفعالی را که در جریان سفر یک سیاحتگر اتفاق می افتد گردشگری، تلقی کرد(میل و موریسون، 1992م).
2-5- پیشینه جهانگردی در استان کرمان
دیار کریمان از دیرباز به دلیل داشتن وضع خاص اقلیمی و نیز بناهای تاریخی و همچنین استعداد های باالقوه و باالفعل منطقه ای مورد نظر بزرگان وقت، محل عبور مسافران و جهانگردان و همچنین مورد هجوم لشکرکشی های گوناگون و بالاخره قهر طبیعت بوده است. از گذشته تا به امروز جهانگردان بسیاری از این دیار گذشته و تحت تاًثیر زیبائیهای این سرزمین قرار گرفته اند. این تاًثیر را می توان در نوشته ها و آثاری که از آنها بر جای مانده است می توان دید. در زیر به نمونه هایی از این آثار و نوشته ها که در مورد دیار کریمان به کار رفته است اشاره می کنیم : از افراد مشهور ی که از کرمان در نوشته هایش یاد کرده است .جغرافیدان معروف اسلامی اصطفری (340ه.ق 951 میلادی) است می گوید :«ایالت کرمان قسمت عمده اش از بلاد«جروم» یعنی گرمسیر است و حدود یک چهارم آن کوهستانی است و محصول بلاد «صروم» یعنی سردسیر در آنجا بعمل می آید قسمت اعظم خاک این ایالت در کویر واقع شده است و بین شهر های آن بزرگ افتاده و آبادی های آن مثل آبادی های فارس به یکدیگر متصل نیست.» علاوه بر اصطفری ، مقدسی (375 هجری قمری ، 975 میلادی ) درباره ی کرمان می گوید :«اگرچه کرمان شهر بزرگی نیست ولی شهر بسیار محکمی است بیرون شهر قلعه ای بزرگ است واقع بر فراز تپه ای ....شهر دارای چهار دروازه بود که سه تای آنها هر کدام به نام شهری که از آن دروازه به سوی آن شهر می رفتند موسوم بود به این قرار: دروازه ماهان، دروازه خبیص و دروازه زرند و دروازه ی چهارم مبارک نام داشت که ظاهراً منسوب به شخص مبارک بوده است.» علاوه بر جغرافیدانان بالا، حمدا... مستوفی یکی دیگر از جغرافیدانان مسلمان که در قرن هشتم هجری قمری (740 ه.ق ، 1340 میلادی ) می زیسته در مورد دیار کرمان می گوید :« در عهد عبدالعزیز به دست صفوان فتح شد و به فرمان عمر عبدالعزیز در آن مسجد جامع عتیق ساختند و امیر علی الیاس در و باغ شیرجانی ساخت که اکنون آن نیز عمارتیست و قلعه کوه هم او ساخت و جامع تبریزی تورانشاه سلجوقی ساخت و در گواشیر کارامور براولیاء شاه شجاع کرمانی است.» مارکوپولو نیز بدقت از توتیائی که در آن شهر ساخته می شده ، که برای چشم سودمند بوده سخن رانده است. در قرن نوزدهم میلادی با افزایش ارتباط دربار ایران با دول اروپایی و مخصوصاً انگلستان هر از گاه چند مستشرق ، در قالب جهانگردی و برای آشنایی با این مرز و بوم به ایران می آمدند که حاصل کار آنها به صورت نوشته هایی موجود است از جمله مستشرقین معروفی که مدت زیادی در کرمان ساکن بوده و با مناطق مختلف کرمان آشنایی کامل داشته است. « ژنرال سرپرسی سایکس» یکی از افسران انگلیسی است که در تاریخ1893 به ایران مسافرت کرد. مواردی که مطرح شد گوشه ای از، مدارک تاریخی است که نشان دهنده اهمیت منطقه کرمان از لحاظ جهانگردیست کرمان منطقه ای است که نه در عصر کنونی بلکه در تمام دوران تاریخی از اهمیت ویژه ای از لحاظ جهانگردی برخوردار بوده است .به طوری که هر جهانگردی که به ایرانگردی در هر دوره از تاریخ می پرداخته، گذری هم به این دیار پاک می انداخته تا از زیباییهای آن لذت ببرد.

نمودار 2-1- سیر تاریخی تکامل برنامه ریزی جهانگردی

( مأخذ: ضرغام بروجنی)
2-6- تاریخچه و منشأ برنامه ریزی استراتیک
در این قسمت به بررسی منشاً، تاریخچه و سابقه پیدایش استراتژی و تفکر استراتژیک، ابتدا به صورت کلی، سپس در کشورهای غربی و نهایتاٌ در ایران می پردازیم.
2-6-1- تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک
آثار به جای مانده از زندگی بشر اولیه در صدها هزار سال قبل از این، نشان می دهد که از همان ابتدا برنامه ریزی ضرورت داشته است. مثلاٌ در شکار، که بالضروره به صورت گروهی صورت می گرفت. گردآوری افراد و ابزار سازماندهی و خلاصه هدایت آنان در حین شکار، مدیریت اولیه را به برنامه ریزی ابتدایی پیوند می داد. از بدوی ترین و ساده ترین فعالیت های گروهی بشر در رفع مایحتاج خود ( نظیر همین شکار، یا خوشه چینی) تا جدیدترین و پیچیده ترین فعالیت های اقتصادی که عمدتاٌ از اواخر قرن هفدهم و در چارچوب صنایع و بازارگانی رونق گرفته، در دوران انقلاب صنعتی متجلی گشتند، عموماٌ نیاز به برنامه ریزی را به ثبوت رسانیدند. تصمیماتی که قابل برنامه ریزی و اجرا بوده است و به نتایجی مورد قبول عامه مردم، یا اکثریت اعضا یک جامعه منجر می گشت خواه ناخواه اساس و مایه هزاران عرف و آداب و سنن حکومتی- اداری کنونی قرار گرفته اند.
ماهیت سنتی سیاسی- اجتماعی و به اصطلاح ساختار فرهنگی اجتماعات کنونی بشری، حاصل تجربیات موفقی از این این گونه تصمیم ها و مدیریت ها است که به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و اکنون تنها برای ثبت و ضبط در تاریخ، ترسیم خط زندگی بشر و نهایتاٌ اصلاح مسیر آنها، به مدد بررسی ها و تحقیقات لازم به وسیله انسان شناس ها، مطالعه و تدوین شده و به نگارش در می آیند. مراکز بزرگ تمدن باستان، نظیر ایران، چین، مصر، یونان و روم، هرکدام به سهم و مطابق با مقتضیات جغرافیایی – اجتماعی و عقیدتی خود، دارای نظام های دارای انسجام و نسبتاٌ مستحکم، و برنامه ریزی های ضمنی بوده اند که گاه چندین قرن از تاریخ آنان و مبانی فکری دانشمندانی چون کنفسیوس، سقراط، افلاطون و ارسطو را تشکیل می دهد.
اولین متفکر بزرگی که به اندیشه استراتژیکی شکل داد فیلسوفی چینی به نام «سون تسو» بود که رساله اش را در 400 سال قبل از میلاد تحت عنوان« هنر جنگ» نگاشت و به عنوان پدر استراتژی شناخته شده است. این فیلسوف استراتژی را در اصطلاح نظامی هنر و فن طرح ریزی، ترکیب و تلفیق عملیات نظامی برای رسیدن به هدف جنگی مشخص تعریف می کند( مقدس 1370، ص 37).
واژه استراتژی از لغت یونانی( استراتژیا) گرفته شده است که در حدود 400 سال قبل از میلاد به کار می رفته و به « هنر و علم هدایت نیروهای نظامی» اطلاق می شده است. لغت مزبور نیز ظاهراٌ از کلمه « استراتگو» مرکب از « استراتوز» به معنای ارتش و « اگو» به معنای رهبر گرفته شده است که به معنای فرمانده لشکر است. فنونی که یونانیان و رومیان برای احراز پیروزی در جنگ به کار می بردند و در حقیقت نوعی حیله نظامی بود که « استراتژم» یا « استراتژمس» نامیده می شد. سپس در زمان ناپلئون استراتژی تعریف دیگری پیدا کرد، « علم حرکات و طرح های نظامی» . به هر حال در اواخر قرن هجدهم« استراتژی» علم فرماندهان عالی به معنای ترکیبی از اطلاعات نظامی آنها و حرکاتی که به کار می بسته اند، بود و پس از جنگ های پیروزمدانه ناپلئون، استراتژیستی به نام « کلائوزویتس» استراتژی را چنین تعریف می کند:« فن هدایت نیرو و تطبیق و هماهنگ ساختن نیروها جهت نیل به هدف های جنگ» . به عبارت دیگر« دادن طرح و اجرای آن» ( ابراهیمی نژاد، 1379، ص 13).
تکامل استراتژی از زمان مرگ کلائوزویتس که در حقیقت بنیانگذار اصلی استراتژی در قرن نوزدهم بود، برخلاف دوران گذشته، بیش از آنکه از تحول آراء و افکار ناشی شده باشد، بر اثر سیر وقایع روی داده است. انقلاب صنعتی در اروپا سبب تحول مفهوم سنتی استراتژی گردید. اختراع ماشین بخار و سایر پیشرفت های صنعتی موجب سرعت جابجایی انسان و کالا چه در بر و چه در بحر شد. تحول در امر مخابرات باعث شد که فرماندهان نظامی بتوانند نیروها را بهتر کنترل کنند. وقوع انقلاب اجتماعی نیز طرز تفکر و شیوه های هدایت و کنترل انسان ها را دگرگون کرد. در نتیجه در سال های اولیه قرن بیستم شاهد تلقی جدید و متفاوتی از استراتژی هستیم.
دو متفکری که در تئوری های نقش مهمی داشتند« الفرد ماهان» و « هانس دلبروک» بودند، که بر ارتیاط نزدیک جنگ و سیاست تاکید کردند. جنگ جهانی دوم میدان آزمونی برای متفکران استراتژی دوران بود. زیرا این جنگ حقیقتاٌ جنگی بود که مستقیم و غیر مستقیم کلیه کشورها و قاره ها را در بر گرفت و طی آن تدابیر یک جنگ تمام عیار، اقدام های سیاسی، جنگ اقتصادی، روانی، علم و عملیات نظامی در هم آمیخت. در این جنگ به دلیل به کار گیری گسترده سایر علوم و تکنولوژی ها در جنگ و بروز تحولات زیاد استراتژی از چارچوب نظامی صرف خارج شد( مقدس، 1375، ص 37) .
2-6-2- تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک در غرب
مدیریت و شیوه آن در غرب قبل از هر چیز، چهره ی سیاسی داشت چنان که کمی پس از سال 1500میلادی، عقاید ماکیا ولی مبتنی بر لزوم حداکثر استفاده از هر چیز در خدمت حاکم، طرفدارانی بسیار یافت.
در حدود سال 1650 میلادی، لویی چهاردهم امپراتور فرانسه، زندگی روز و بنابراین شیوه حکومت خود را بر اساس یک زمانبندی دقیق قرار داده بود که طبیعتاٌ دستگاه دولت نیز تا حدودی در تبعیت از این برنامه ریزی قرار گرفته بود و به نوعی ملزم به زمانبندی می گشت. در اواخر قرن هفدهم برنامه ریزی با اهداف صرفاٌ اقتصادی متولد شد. توماس هابر، دانشمند انگلیسی، فلسفه ای را مطرح کرد که هنوز هم بر جهان حاکم است و مهم ترین منادی کاپیتالیسم و لیبرالیسم به شمار می رود وی ضمن انکار خدا، اخلاقیات و انسانیت، معتقد بود که نفع افراد، انگیزه واقعی حرکات و فعالیت آنان می باشد و به عبارت دیگر هدف اصلی، نفع است. در قرن هجدهم به منظور افزایش بازدهی کار و صرفه جویی در وقت، آدام اسمیت اقتصاددان معروف انگلیسی اصل تخصیص، تفکیک و تقسیم کار به قطعات جزئی را مطالعه کرده و در امور یک کارخانه به کار بسته است. در سال 1832 چارلز بابیچ، روش علمی مدیریت را تاکید نموده تقسیم کار وظایف، مطالعه زمان و حسابداری قیمت های تمام شده و اثر عوامل فیزیکی و رنگ ها را در کارایی کارمندان بررسی نموده است( آیت اللهی،1387، ص 17).
« مدیریت علمی» فردریک تیلور که در اواخر قرن نوزدهم بنیان یافت، چیزی جز یک ساختار «برنامه ریزی» و به تبعیت آن « سازماندهی» نبود. هدف اصلی تیلور، افزایش تولید بود. در این خصوص اصولاٌ سه روش وجود دارد: کار بر حسب واحد، کار بر حسب پیشرفت و کار بر حسب رشته یا کار زنجیری. اتفاقاٌ که نوع اخیر نیاز به یک برنامه فراگیر و دقیق دارد، بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است.
برنامه ریزی در طول سال های قرن بیستم، دوره های مختلفی از تحول را پشت سر نهاده است. در فاز اول این تحول و متعاقب جدایی مدیریت از مالکیت در اکثر سازمان ها، « برنامه ریزی مالی» در دهه 1930 میلادی به اوج خود رسید. برنامه ریزی مالی همانطور که از نام و عنوان آن نیز پیداست بیشتر درصدد تعیین هدف های مالی( در قالب ارقام بودجه ای) برای مدیران و کنترل عملیات سازمان ها از حیث انطباق با بودجه است. بنابراین این ارزش اصلی در این نوع برنامه ریزی« تحقق بودجه » است و مدیران موفق آنها هستند که توانسته باشند درست طبق بودجه عمل کنند. در مرحله بعدی تحول، « برنامه ریزی بلند مدت» مطرح شد. در این نوع برنامه ریزی، سازمان ها با توجه به ارقام عملکرد گذشته سازمان و عنایت و نگاه به برخی از واضح ترین و شناخته شده ترین متغییر های محیط بیرونی سازمان و بر اساس برآوردی که از نحوه عمل این متغییر ها در یک دوره بلند مدت تر ( مثلاٌ 5 ساله) دارند، اقدام به تهیه برنامه هایی با افق بلند مدت تری نسبت به بودجه( که برای یک افق سالانه تهیه می شد) می کنند. ملاک اصلی ارزشگذاری در این نوع برنامه، پیش بینی نسبت به آینده است. برنامه ریزی در سومین فاز تحول خود که مربوط به سال های دهه 1960 می شود وارد مرحله تازه ای شد که در آن بر وجود واحدهای مستقل فعالیت در سازمان ها تاکید می گردید. در این مرحله تلاش شد تا نه تنها برای کل سازمان بلکه برای واحدهای اصلی فعالیت آن نیز برنامه های جداگانه ای تهیه شود. به نحوی که عملکرد این بخش های اصلی نیز به طور جداگانه قابل کنترل و ارزیابی باشد. واحدهای مستقل، بخش هایی از سازمان هستند که می توانند در بازار های ورودی یا خروجی یا ورودی و خروجی ( هر دو) به طور متفاوت عمل کنند، مثلاٌ مشتریان خاص خود یا تامین کنندگان کالا و خدمات خاص خود یا تامین کنندگان کالا و خدمات خاص خود را دارند.
در مرحله چهارم توسعه برنامه ریزی، مفهوم « برنامه ریزی استراتژیک» مطرح شد و مورد استقبال صاحبان و مدیران شرکت ها و سازمان ها قرار گرفت در دهه 1980 اوج رویکرد به برنامه ریزی را شاهد بودیم و این اقبال و توجه همچنان در اکثر سازمان ها تداوم دارد. در « برنامه ریزی استراتژیک»ارزش اصلی برای سازمان، هماهنگ کردن همه منابع در جهت هدف غایی و نهایی سازمان ( یا رسالت و ماموریت اصلی آن) است. در این نوع از برنامه ریزی، صرفاٌ به ارقام حاصل از عملکرد گذشته سازمان توجه نمی شود، بلکه آنچه بیش از آن مورد توجه قرار می گیرد، نگاه دقیق و موشکافانه به محیط خارجی سازمان به قصد پیش بینی آینده تحولات محیطی تاثیر گذار و یافتن مهمترین فرصت ها و تهدید های موجود در محیط است. در این شکل از برنامه ریزی، « خلق آینده» به عنوان یک ارزش عمومی در سازمان، مورد قبول همه سطوح مدیریت و کارکنان قرار می گیرد. و همه تلاش می کنند تا به جای آنکه اسیر محیط سازمان بوده و همواره به صورت انفعالی در برابر محیط صرفاٌ از خود دفاع کنند در محیط سازمان تبدیل به بازیگر قابلی شوند که در میان مجموعه فرصت ها و تهدیدهای محیط، بهترین راه ها را برای رسیدن به مقصود نهایی خود ( رسالت سازمان) پیدا کرده و اهداف دوربرد تعیین شده برای سازمان را تحقق بخشند. طبعاٌ یکی از دشوارترین فعالیت ها در فرآیندبرنامه ریزی استراتژیک، همین توجه مداوم و مستمر نسبت به محیط و مراقبت از هر گونه تحول جدید و تاثیر گذار در آن است ( عرب مازار، 1379).
2-6-3- تاریخچه برنامه ریزی استراتژیک در ایران
روش برنامه ریزی استراتژیک در جمهوری اسلامی ایران در سطح کلان از مراحل علمی این برنامه ریزی، مستثنی نیست. مراحل مربوط به تبیین تعهدات، آرمان ها و ارزش های جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون اساسی صورت می پذیرد. در مرحله بعد قوای سه گانه و دولت مسئولیت طراحی کلی برنامه را بر عهده دارند و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و بودجه به عنوان مهمترین ارگان برنامه ریزی استراتژیک کشور محسوب می شوند( مشبکی 1376، ص 24). مشبکی در تحلیل خود مبنی بر اینکه چرا برنامه ریزی استراتژیک در کشور کمتر مورد توجه و اقبال قرار می گیرند دلائل زیر را خاطر نشان می شود:
- فقدان تجزیه و تحلیل جامع فرصت ها و خطر های ملی
- روشن نبودن حدود تعهدات ملی در قبال سایر کشورها
- عدم توجه کافی به تجدید ارزشها
- پایبند نبودن به اولویت های استراتژیک کشور
- فقدان نگرش جامع در شناخت توانمندی های کشور
- روشن نبودن گزینه های مختلف استراتژیک در برخورد با مسائل
- اجرای ضعیف برنامه های استراتژیک در کشور
- نقصان در نظارت و ارزیابی عملی برنامه ریزی استراتژیک کشور
- ضعف ساختار اطلاعاتی کشور
- خلط برنامه ریزی استراتژیک با برنامه ریزی بلند مدت
- دخالت قدرت های فرا ملی( مشبکی، 1376، ص 24).
2-7- مدل های نظری برنامه ریزی استراتژیک
مک نامارا در پروژه - ریسرچای تحت عنوان« مرور کلی مدل های مختلف برنامه ریزی استراتژیک»، چند مدل برنامه ریزی استراتژیک را مورد بررسی قرار می دهد. از نظر این نویسنده هیچ نسخه کاملی برای برنامه ریزی استراتژیک برای تمام سازمان ها وجود ندارد و هر سازمان بر اساس طبیعت کار خود مدلی را انتخاب نموده و با ایجاد اصلاحاتی در آن مدل، آنرا به عنوان فرآیند برنامه ریزی استراتژیک خود به کار می برد. در ذیل مدل هایی از برنامه ریزی استراتژیک ارائه می شود.
2-7-1-مدل برنامه ریزی استراتژیک پایه
این مدل فرآیندی اساسی است که به طور کلی توسط سازمان های خیلی کوچک و گرفتار که قبلاٌ فاقد برنامه ریزی استراتژیک بوده اند به کار گرفته می شود. این مدل در سازمان های غیر انتفاعی در سال اول برای ایجاد آگاهی از اینکه برنامه ریزی استراتژیک چگونه اجرا می شود و در سال های بعد برای اطمینان از صحیح بودن جهت حرکت برنامه، به کار گرفته می شود. مراحل برنامه ریزی استراتژیک در این مدل عبارتند از: شناسایی آرمان ها، انتخاب اهدافی که در صورت اجرای ماموریت، سازمان بدان دست خواهد یافت، شناسایی روش های خاص ( استراتژی ها)، شناسایی برنامه های عملیاتی خاص برای اجرای استراتژی، پایش برنامه و روز آمدن ساختن آن(مک نارما، 2006).
نمودار 2-2- مدل برنامه ریزی استراتژیک پایه

2-7-2- مدل برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر هدف
سازمان هایی که در ابتدا برنامه ریزی را به روش بالا که توضیح داده شد، آغز می نمایند، اغلب آن را گسترش داده و از برنامه ریزی جامع تر و مؤثرتری استفاده می نمایند که مدل برنامه ریزی هدفگرا نامیده می شود. به طور خلاصه این روش شامل مراحل ذیل است. شایان ذکر است که ضرورتی ندارد که هر سازمان تمام فعالیت های ذیل را در هر سال انجام دهد (مک نارما، 2006).
-213361-232410تحلیل محیط خارجی
تحلیل محیط داخلی
00تحلیل محیط خارجی
تحلیل محیط داخلی
نمودار2-3- مدل برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر هدف

2-7-3- نمودار مدل برنامه ریزی استراتژیک تعدیلی
هدف کلی این مدل، اطمینان از تعادل مناسب بین ماموریت سازمانی و منابع مورد نیاز می باشد. بدین منظور که سازمان به نحوه موثرتری عمل کند. این مدل برای سازمان هایی که در جستجوی کشف علت عدم انجام کارها هستند، مفید است. ممکن است، سازمان هایی که آشنایی خوبی با کارهای داخلی سازمانی دارند، این مدل را انتخاب نمایند. مراحل کلی این مدل به شرح ذیل است(مک نارما، 2006).

نمودار2-4- مدل برنامه ریزی استراتژیک تعدیلی

2-7-4- مدل برنامه ریزی سناریویی
این مدل برنامه ریزی، به همراه سایر مدل های برنامه ریزی برای اطمینان یافتن از اینکه برنامه ریزان حقیقتاً به صورت استراتژیک فکر می نمایند و یاخیر، به کار می رود. این مدل ابزاری مفید است، بخصوص در زمینه شناسایی اهداف و موضوعات استراتژیک. مراحل این برنامه ریزی عبارت است از(مک نارما، 2006).
نمودار2-5– مدل برنامه ریزی استراتژیک سناریویی
1701164198120تهیه سه سناریو مختلف:
بهترین حالت
حالت منطقی
بدترین حالت
بررسی تغییرات محیطی:
عوامل قانونی
عوامل سیاسی
عوامل اقتصادی
شناسایی مهمترین تغییرات خارجی و تعیین استراتژی های منطقی جهت مقابله با آنها
پیش بینی استراتژی های بالقوه برای هر یک از سناریوهای تعریف شده
00تهیه سه سناریو مختلف:
بهترین حالت
حالت منطقی
بدترین حالت
بررسی تغییرات محیطی:
عوامل قانونی
عوامل سیاسی
عوامل اقتصادی
شناسایی مهمترین تغییرات خارجی و تعیین استراتژی های منطقی جهت مقابله با آنها
پیش بینی استراتژی های بالقوه برای هر یک از سناریوهای تعریف شده

2-7-5-مدل برنامه ریزی ارگانیک
گاهی از برنامه ریزی استراتژیک سنتی به عنوان برنامه ریزی مکانیکی یا خطی نام می برند؛ زیرا این برنامه ریزی به جای توجه به عام، به خاص توجه نموده و به جای مسبب یا علت به معلول توجه می نماید.

نمودار2-6- مدل برنامه ریزی استراتژیک ارگانیک

به عنوان مثال در برنامه ریزی سنتی، اغلب فرآیندها شامل ارزیابی عوامل محیط داخلی و خارج سازمانی و تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوت، فرصت ها و تهدیدها، اولویت بندی اهداف و موضوعات و انتخاب استراتژی های مناسب برای غلبه بر این مشکلات است. برنامه ریزی ارگانیکی مستلزم رجوع مکرر به ارزش ها و اصول مشترک و بحث پیرامون این ارزش ها است. قدم های کلی شامل موارد زیر است(مک نارما، 2006).
2-7-6- مدل برنامه ریزی استراتژیک استونر و فریمن
نمودار2-7– مدل برنامه ریزی استراتژیک استونر و فریمن
-3810-327660اندازه گیری و کنترل
اجرای استراتژیک
تصمیم گیری استراتژیک
تحلیل تغییرات استراتژیک
شناسایی فرصت ها و تهدیدهای استراتژیک
شناسایی استرتژی کنونی
توافق مقدماتی(تصمیم برای برنامه ریزی)
تحلیل محیط خارجی
تحلیل منابع داخلی
مسئولیت های اجتماعی
مسئولیت های اجتماعی
مسئولیت های اجتماعی
مسئولیت های اجتماعی
0اندازه گیری و کنترل
اجرای استراتژیک
تصمیم گیری استراتژیک
تحلیل تغییرات استراتژیک
شناسایی فرصت ها و تهدیدهای استراتژیک
شناسایی استرتژی کنونی
توافق مقدماتی(تصمیم برای برنامه ریزی)
تحلیل محیط خارجی

—367

استاد راهنما: مهرانگیز مظاهری تهرانی
استاد مشاور: میثم جلالی
نام دانشجو: نگار شریعتمداری
شماره دانشجویی: 8910505011
مقطع و رشته تحصیلی: کارشناسی ارشد صنایع دستی، گرایش نقاشی ایرانی
چکیده:
طلوع دین مبین اسلام و ظهور کلام وحی، مسلمانان صدر اسلام را بر آن داشت تا در صدد حفظ و ثبت قرآن برآیند. از این رو کتابت قرآن مجید در قرون اولیه هجری آغاز و خط و تذهیب بهعنوان نقطه عطف این هنر مورد توجهی خاص قرار گرفت. بهتدریج مذهّبان متن قرآن را با تزئینهایی آراستند که تزئین سرلوح سورهها و فاصله میان آیات بارزترین آنهاست.
با توجه به اینکه در بررسی سبکهای هنری هر دوره همواره لازم است تأملی هر چند کوتاه نسبت به سیر تحولات در گستره هنر ماقبل و همزمان با آن دوره تاریخی انجام پذیرد تا از این رهگذر بتوان نسبت به درک ویژگی شیوههای مختلف هنری به نگرشی جامعتر رسید. لذا در این تحقیق سیر تحول سرسورههای قرآن از صدر اسلام تا دوره صفوی در 4 فصل جمعآوری گردیده است.
روش پژوهش در این پایاننامه به صورت تاریخی - توصیفی است که بر پایه استدلالهای توصیفی و ارائه جداول آماری میباشد و برای گردآوری اطلاعات نیز روش کتابخانهای و جمعآوری نمونههای شکلی از آثار هنری موجود در موزه آستان قدس رضوی مورد استفاده قرار گرفت.
اصطلاحات تذهیبهای قرآنی و مشخصات آنها کاملا جدا شده و مشخص شود مانند سرلوح، سرسوره و ... بار معنایی و مفهومی هر یک از اجزای تشکیلدهنده تذهیب مانند رنگهای مورد استفاده و ... مورد تحقیق واقع شود.
کلید واژهها: سرسورههای قرآن، تذهیب، آستان قدس رضوی.
امضاء استاد راهنما/تاریخ:

TOC o "1-3" h z u فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه..........................................................................................................................................................................................................................1
فصل اول............................................................................................................................................................................................................................کلیات پژوهش..................................................................................................................................................................................................................
1-1- تعریف، بیان ضرورت و اهمیت مساله پژوهش............................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224683 h 21-2- پرسشهای پژوهش..........................................................................................................................................................................................3
1-3- فرضیههای پژوهش........................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224685 h 31-4- اهداف و ارزش نظری پژوهش........................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224686 h 41-5- سابقه، پیشینه و ادبیات نظری پژوهش........................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224687 h 51-6- روش و فنون اجرایی پژوهش.......................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224688 h 61-7- معرفی جامعه آماری و نمونهها....................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224689 h 6فصل دوم
2-1- «کتابخانه مرکزی» و «گنجینه قرآن» آستان قدس رضوی.................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224690 h 82-2- نظریههای مختلف در مورد هنر اسلامی و ویژگیهای مرتبط با آن................................................................................................... PAGEREF _Toc367224691 h 112-3- هنر کتابآرایی............................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224692 h 152-4- کتابت................................................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224693 h 162-5- خوشنویسی..................................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224694 h 192-5-1- خطوط رایج در کتابت قرآن PAGEREF _Toc367224695 h 202-5-1-1- خط کوفی.................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224696 h 202-5-1-2- خط نسخ.................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224697 h 242-6- تذهیب در قرآن............................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224698 h 252-7- پیشینه تذهیب............................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224699 h 32
2-7-1- مانی.................................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224700 h 342-8- نقوش................................................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224701 h 352-9- نقوش مورد استفاده در تذهیب................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224702 h 382-9-1- نقوش هندسی................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224703 h 382-9-2- نقوش گیاهی.................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224704 h 402-9-3- نقوش اسلیمی................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224705 h 412-9-4- نقوش ختایی.................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224706 h 472-10- نمادها و رموز متجلی در نقوش تذهیب................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224707 h 482-10-1- نقش درخت................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224708 h 492-10-2- گل نیلوفر آبی............................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224709 h 502-10-3- پیچک........................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224710 h 502-10-4- عنصرخلاء..................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224711 h 502-10- 5- خطوط و دایره........................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224712 h 512-10- 6- اعداد............................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224713 h 512-11- اهمیت مفهوم رنگ در تذهیب................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224714 h 522-11-1- طلایی............................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224715 h 562-11-2- آبی................................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224716 h 562-11-3- سبز................................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224717 h 572-11-4- قرمز............................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224718 h 572-11-5- سفید............................................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224719 h 582-11-6- سیاه............................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224720 h 582-12- اصطلاحات و آرایههای به کار رفته در تذهیب..................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224721 h 592-13- شیوه تذهیب قرآنهای خط کوفی سدههای اولیه اسلام................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224724 h 632-14- تذهیب دوره سلجوقی................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224725 h 672-15- تذهیب قرآن در دوره ایلخانی.................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224727 h 742-15-1- ویژگیهای تذهیب قرآنهای دوره ایلخانی.......................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224728 h 802-16- کتابآرایی و تذهیب قرآنها در دوره تیموریان.................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224729 h 852-16-1- ویژگیهای نقش و رنگ در قرآنهای عصر تیموری....................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224730 h 92فصل سوم........................................................................................................................................................................................................................
معرفی و توصیف سرسورههای قرآنهای آستان قدس رضوی از صدر اسلام تا دوره صفوی..................................................................... PAGEREF _Toc367224732 h 95
3-1- سرسوره............................................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224733 h 963-1-1- سرسورههای سدههای نخستین اسلامی و دوره عباسی....................................................................................................... PAGEREF _Toc367224735 h 973-1-2- توصیف آماری سرسورههای سده نخستین اسلامی و دوره عباسی................................................................................. PAGEREF _Toc367224855 h 120 3-2- سرسوره‌های دوره سلجوقی....................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367224871 h 1263-2-1- قرآن عثمان بن وراق................................................................................................................................................................. PAGEREF _Toc367224964 h 1413-2-2- قرآن راوندی................................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367224984 h 1463-2-3- توصیف آماری سرسورههای دوره سلجوقی......................................................................................................................... PAGEREF _Toc367225035 h 1563-3- سرسورههای دوره ایلخانی......................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367225060 h 1623-3-1-توصیف آماری سرسورههای دوره ایلخانی.............................................................................................................................. PAGEREF _Toc367225170 h 179 3-4- سرسورههای دوره تیموری........................................................................................................................................................................ PAGEREF _Toc367225191 h 1853-4-1- توصیف آماری سرسورههای دوره تیموری............................................................................................................................198
فصل چهارم.......................................................................................................................................................................................................................
4-1- مقایسه آماری سرسورههای چهار دوره................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367225273 h 207نتیجهگیری.......................................................................................................................................................................................................................
گزارش کار عملی.............................................................................................................................................................................................................
منابع و مآخذ.......................................................................................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367225274 h 220

فهرست جدولها
جدول 3-1- بررسی سرسورههای دوره صدر اسلام و دوره عباسی.............................................................................................................112
جدول 3-2- بررسی سرسورههای دوره سلجوقی.........................................................................................................................................145
جدول 3-4- بررسی سرسورههای دوره ایلخانی .........................................................................................................................................165
جدول 3-4- بررسی سرسورههای دوره تیموری..........................................................................................................................................184
جدول 4-1- مقایسه سرسورههای چهار دوره................................................................................................................................................. 192

فهرست نمودارها
نمودار 3-1، خط مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی...................................................................................................112
نمودار 3-2، رنگهای مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی..........................................................................................112
نمودار 3-3، رنگهای غالب مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی...............................................................................113
نمودار 3-4، نقوش مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی...............................................................................................113
نمودار 3-5، فرمهای مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی............................................................................................114
نمودار 3-6، کتیبههای مورد استفاده در سرسورههای دوره عباسی........................................................................................114
نمودار 3-7، خط مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی...............................................................................................144
نمودار 3-8، رنگهای مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی.......................................................................................144
نمودار 3-9، رنگهای غالب مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی............................................................................145
نمودار 3-10، نقوش مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی.........................................................................................145
نمودار 3-11، فرم مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی..............................................................................................146
نمودار 3-12، کتیبههای مورد استفاده در سرسورههای دوره سلجوقی..................................................................................146
نمودار 3-13، خط مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی...............................................................................................164
نمودار 3-14، رنگهای مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی.......................................................................................164
نمودار 3-15، رنگهای غالب مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی............................................................................165
نمودار 3-16، نقوش مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی............................................................................................165
نمودار 3-17، فرمهای مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی.........................................................................................166
نمودار 3-18، کتیبههای مورد استفاده در سرسورههای دوره ایلخانی....................................................................................166
نمودار 3-13، خط مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری..............................................................................................183
نمودار 3-14، رنگهای مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری.....................................................................................183
نمودار 3-15، رنگهای غالب مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری...........................................................................184
نمودار 3-16، نقوش مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری...........................................................................................184
نمودار 3-17، فرمهای مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری.......................................................................................185
نمودار 3-18، کتیبههای مورد استفاده در سرسورههای دوره تیموری...................................................................................185
نمودار 4-1، مقایسه خطهای مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده...............................................................191
نمودار 4-2، مقایسه رنگهای مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده..............................................................192
نمودار 4-3، مقایسه رنگهای غالب مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده...................................................192
نمودار 4-4، مقایسه نقوش مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده...................................................................193
نمودار 4-5، مقایسه فرمهای مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده................................................................193
نمودار 4-6، مقایسه نشان شجری مورد استفاده در سرسورههای 4 دوره بررسی شده.......................................................194

فهرست شکلها و تصاویر
شکل 2-1 قرآن منسوب به امام موسی کاظم(ع) به خط کوفی.................................................................................................................................................17
شکل 2-2 قرآن منسوب به امام حسین (ع) به خط کوفی..........................................................................................................................................................21
شکل 2-3 قرآن منسوب به امام علی (ع) به خط کوفی...............................................................................................................................................................28
شکل 2-4 قرآن خطی قرن پنجم هجری قمری............................................................................................................................................................................29
شکل 2-5 فضاهای هندسی مورد استفاده در قرآن های آستان قدس، بخشی از اثر............................................................................................................38
شکل 2-6 قرآن قرن ششم هجری قمری........................................................................................................................................................................................41
شکل 3-1 قرآن خطی شماره 3382، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری...............................................................................................................................95
شکل 3-2 قرآن خطی شماره 18، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: علی بن ابیطالب (ع)..................................................................................95
شکل 3-3 قرآن خطی شماره 28، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: منسوب به ائمه اطهار (ع)....................................................................... 96
شکل 3-4 قرآن خطی شماره 15، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: حسین بن علی(ع).....................................................................................96
شکل 3-5 قرآن خطی شماره 36، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: حسن بن علی(ع).......................................................................................96
شکل 3-6 قرآن خطی شماره 1، تاریخ کتابت: قرن 1 هجری قمری، کاتب: منسوب به خط علی بن ابیطالب (ع)...................................................... 97
شکل 3-7 قرآن خطی شماره 26، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری.....................................................................................................................................97
شکل 3-8 قرآن خطی شماره 7، اوایل قرن سوم هجری............................................................................................................................................................ 98
شکل 3-9 قرآن خطی شماره 41، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: منسوب به ائمه اطهار (ع)........................................................................99
شکل 3-10 قرآن خطی شماره 33، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری، کاتب: منسوب به ائمه (ع)............................................................................... 99
شکل 3-11 قرآن خطی شماره 21، اواخر قرن سوم هجری قمری....................................................................................................................................... 101
شکل 3-12 قرآن خطی شماره 21، اواخر قرن سوم هجری قمری....................................................................................................................................... 101
شکل 3-13 قرآن خطی شماره 21، اواخر قرن سوم هجری قمری....................................................................................................................................... 101
شکل 3-14 قرآن خطی شماره 21، اواخر قرن سوم هجری قمری....................................................................................................................................... 101
شکل 3-15 قرآن خطی شماره 21، اواخر قرن سوم هجری قمری....................................................................................................................................... 101
شکل 3-16 قرآن خطی شماره 40، تاریخ کتابت: قرن 3 هجری قمری................................................................................................................................102
شکل 3-17 قرآن خطی شماره 6، تاریخ کتابت: قرن ‎۱‎ هجری قمری، کاتب: علی بن ابیطالب (ع).............................................................................. 103
شکل 3-18 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 5000، قرن سوم هجری قمری........................................................................................................................................... 103
شکل 3-19 قرآن خطی شماره 10، تاریخ کتابت: قرن سوم هجری قمری......................................................................................................................... 104
شکل 3-20 قرآن خطی شماره 39، تاریخ کتابت: قرن ‎۳‎ هجری قمری.............................................................................................................................. 104
شکل 3-21 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 3015، تاریخ کتابت: سال ‎۳۲۷‎ هجری قمری، کاتب: کشواد بن املاس.................................................................... 105
شکل3-22 قرآن خطی شماره 74، تاریخ کتابت: قرن ‎۵‎ هجری قمری.................................................................................................................................106
شکل 3- 23قرآن خطی شماره 74، تاریخ کتابت: قرن ‎۵‎ هجری قمری................................................................................................................................106
شکل3-24 قرآن خطی شماره 44، تاریخ کتابت: قرن ‎۴‎ هجری قمری، کاتب: منسوب به ائمه اطهار (ع)....................................................................107
شکل3-25 قرآن خطی شماره 44، تاریخ کتابت: قرن ‎۴‎ هجری قمری، کاتب: منسوب به ائمه اطهار (ع)....................................................................108
شکل3-26 قرآن خطی شماره 27، تاریخ کتابت: قرن ‎۳‎ هجری قمری................................................................................................................................ 108
شکل3-27 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 3004، تاریخ کتابت: 363 هجری قمری............................................................................................................................ 109
شکل3-28 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 5013، تاریخ کتابت: سال 327 هجری قمری....................................................................................................................110
شکل3-29 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 3017، تاریخ کتابت: قرن ‎۴‎ هجری قمری......................................................................................................................... 111
شکل3-30 قرآن خطی شماره 64، قرن چهارم هجری............................................................................................................................................................ 111
شکل 3-31 قرآن خطی شماره 58، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری....................................................................................................................... 118
شکل 3-32 قرآن خطی شماره 72، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری....................................................................................................................... 118
شکل 3-33 قرآن خطی شماره 80، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری....................................................................................................................... 119
شکل 3-34 قرآن خطی شماره 51، تاریخ کتابت: اواخر قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری.................................................................................... 119
شکل 3-35 قرآن خطی شماره 30، قرن پنجم هجری قمری.................................................................................................................................................120
شکل 3-36 قرآن خطی شماره 63، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری........................................................................................................................ 120
شکل 3-37 قرآن خطی شماره 2371، تاریخ کتابت: قرن ششم هجری قمری................................................................................................................. 121
شکل 3-38 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 70، تاریخ کتابت: 581 هجری قمری................................................................................................................................ 121
شکل 3-39 قرآن خطی شماره 378، تاریخ کتابت: قرن6 هجری قمری............................................................................................................................. 122
شکل 3-40 قرآن خطی شماره 56، تاریخ کتابت: سال 535 هجری قمری........................................................................................................................ 123
شکل 3-41 قرآن خطی شماره 59، سال 593 هجری قمری................................................................................................................................................ 123
شکل 3-42 قرآن خطی شماره 84.............................................................................................................................................................................................. 124
شکل 3-43 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 24، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری...................................................................................................................... 125
شکل 3-44 قرآن خطی شماره 4649، قرن ششم هجری قمری.......................................................................................................................................... 125
شکل 3-45 قرآن خطی شماره 29، تاریخ کتابت: قرن ششم هجری قمری.........................................................................................................................126
شکل 3-46 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 4357، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری................................................................................................................. 127
شکل 3-47 قرآن خطی شماره 2691، تاریخ کتابت: قرن ‎۶‎ هجری قمری......................................................................................................................... 128
شکل 3-48 قرآن خطی شماره 2224، تاریخ کتابت: قرن ‎۵‎ هجری قمری..........................................................................................................................129
شکل 3-49 قرآن خطی شماره 4640، تاریخ کتابت: قرن ششم هجری قمری...................................................................................................................130
شکل 3-50 قرآن خطی شماره 63، قرن پنجم هجری.............................................................................................................................................................131
شکل 3-51 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 3060، تاریخ کتابت: سال 464 هجری قمری، کاتب: عثمان بن الحسین الوراق الغزنوی..................................... 133
شکل 3-52 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 4680، تاریخ کتابت: قرن ‎۵‎ هجری قمری، کاتب: محمد بن عثمان ‌بن حسین وراق غزنوی.................................134
شکل 3-53 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 4680، تاریخ کتابت: قرن ‎۵‎ هجری قمری، کاتب: محمد بن عثمان ‌بن حسین وراق غزنوی.................................135
شکل 3-54 قرآن خطی شماره 184، تاریخ کتابت: قرن ‎۶‎ هجری قمری............................................................................................................................ 126
شکل 3-55 قرآن خطی شماره 2261، تاریخ کتابت: سال 585 هجری قمری.................................................................................................................. 137
شکل 3-56 قرآن خطی شماره 2261، تاریخ کتابت: سال 585 هجری قمری، کاتب: احمد بن محمد راوندی..........................................................137
شکل 3-57 قرآن خطی شماره 2261، تاریخ کتابت: سال 585 هجری قمری....................................................................................................................138
شکل 3-58 قرآن خطی شماره 55، قرن ششم هجری قمری................................................................................................................................................138
شکل 3-59 قرآن خطی شماره 34، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری........................................................................................................................140
شکل 3-60 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 28، تاریخ کتابت: قرن ششم هجری قمری........................................................................................................................140
شکل 3-61 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 23، تاریخ کتابت: قرن پنجم هجری قمری........................................................................................................................141
شکل 3-62 قرآن خطی شماره 1856، تاریخ کتابت: قرن ‎۶‎ هجری قمری......................................................................................................................... ‎142
شکل 3-63 قرآن خطی شماره 78، تاریخ کتابت: سال 647 هجری قمری.........................................................................................................................143
شکل 3-64 پروژه - ریسرچقرآنی شماره: 1732، اواخر قرن ششم اوایل قرن هفتم هجری.............................................................................................................144
شکل 3- 65 قرآن خطی شماره 414، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری...........................................................................................................................150
شکل 3-66 قرآن خطی شماره 957، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری.............................................................................................................................150
شکل 3- 67 قرآن خطی شماره 1922، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری........................................................................................................................151
شکل 3- 68 قرآن خطی شماره 141، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری...........................................................................................................................151
شکل 3-69 قرآن خطی شماره 141، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری.............................................................................................................................152
شکل 3- 70 قرآن خطی شماره 319، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری.......................................................................................................................... 153
شکل 3-71 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 4319، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری.........................................................................................................................154
شکل 3- 72 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 4319، تاریخ کتابت: قرن ‎۸‎ هجری قمری........................................................................................................................155
شکل 3- 73 قرآن خطی شماره 1469، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری.........................................................................................................................155
شکل 3- 74 قرآن خطی شماره 1468، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری.........................................................................................................................156
شکل 3- 75 قرآن خطی شماره 621، قرن هفتم هجری قمری.............................................................................................................................................157
شکل 3- 76 قرآن خطی شماره 464، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری............................................................................................................................158
شکل 3- 77 قرآن خطی شماره 464، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری.......................................................................................................................... 159
شکل 3- 78 قرآن خطی شماره 474، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری...........................................................................................................................160
شکل 3- 79 قرآن خطی شماره 613، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری..........................................................................................................................160
شکل 3- 80 قرآن خطی شماره 1468، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری.........................................................................................................................161
شکل 3- 81 قرآن خطی شماره 670، تاریخ کتابت: قرن ‎۷‎ هجری قمری............................................................................................................................162
شکل 3- 82 قرآن خطی شماره 141، تاریخ کتابت: سال 758 هجری قمری.....................................................................................................................163
شکل 3- 83 قرآن خطی شماره 293، تاریخ کتابت: سال ‎۷۳۷‎ هجری قمری، کاتب: محمد بن یوسف (سیدالخطاط) آباری..................................163
شکل 3- 84 قرآن خطی شماره 255، تاریخ کتابت: سال 758 هجری قمری، کاتب: عبدالهی مروارید........................................................................164
شکل 3-85 قرآن خطی شماره 2183، تاریخ کتابت: قرن هشتم هجری قمری..................................................................................................................170
شکل 3-86 قرآن خطی شماره 211، قرن نهم هجری..............................................................................................................................................................170
شکل 3-87 قرآن خطی شماره 252، قرن هشتم هجری قمری.............................................................................................................................................171
شکل 3-88 قرآن خطی شماره 663، تاریخ کتابت: سال ‎۸۰۱‎ هجری قمری.......................................................................................................................172
شکل 3-89 قرآن خطی شماره 663، سال 801 هجری...........................................................................................................................................................172
شکل 3-90 قرآن خطی شماره 314، تاریخ کتابت: قرن هشتم هجری قمری.....................................................................................................................173
شکل 3-91 قرآن خطی شماره 210، تاریخ کتابت: قرن ‎۹‎ هجری قمری.............................................................................................................................174
شکل 3-92 قرآن خطی شماره 215، تاریخ کتابت: سال 837 هجری قمری..................................................................................................................... 175
شکل 3-93 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 416، تاریخ کتابت: قرن نهم هجری قمری.........................................................................................................................176
شکل 3-94 قرآن خطی شماره 211، تاریخ کتابت: قرن نهم هجری قمری.........................................................................................................................177
شکل 3-95 قرآن خطی شماره 215، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن تیمور گورکان..............................................................................................178
شکل 3-96 قرآن خطی شماره 215، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن تیمور گورکان، تاریخ کتابت: سال ‎۸۳۷‎ هجری قمری........................179
شکل 3-97 قرآن خطی شماره 215، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن تیمور گورکان، تاریخ کتابت: سال ‎۸۳۷‎ هجری قمر.ی.......................180
شکل 3-98 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 414، تاریخ کتابت: سال 827 هجری قمری، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن امیر تیمور ............................180
شکل 3-99 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 414، تاریخ کتابت: سال 827 هجری قمری، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن امیر تیمور ............................181
شکل 3-100 پروژه - ریسرچقرآنی شماره 414، تاریخ کتابت: سال 827 هجری قمری، کاتب: ابراهیم سلطان بن شاهرخ بن امیر تیمور .........................182
شکل 3-101 قرآن خطی شماره 280، تاریخ کتابت: قرن هشتم هجری قمری.................................................................................................................183
مقدمههنرهای شکلی و تزئین از قدیمالایام در بین هنرمندان رواج داشته است. با ظهور اسلام زمینه رشد و شکوفایی هنر آراستن و تذهیب کتب دینی، نقاشی و مصورسازی مساجد فراهم شد. از آنجا که محور همه هنرها، توجه و تأثیرپذیری از قرآن بوده است؛ لذا اهمیت تزئین و زیبایی قرآن مجید موجب افزایش فعالیت هنرمندان گردید و خوشنویسی را که یکی از هنرهای کلیدی دوره اسلامی است، شکوفا کرد. اعجاز کلام قرآن و تقدس و اولوهیت آن موجب شد که هنرمندان در جهت زیبا ساختن حروف به طوریکه بیننده را مسحور خود سازند، گام‌های مؤثری بردارند.
در ابتدای دوران اسلامی بهرهگیری از تذهیب به ندرت صورت میگرفت و نقوش به کار رفته در آن از تجرد کافی برخوردار نبود. این شاخه هنری کمتر به صورت منفرد مورد توجه قرار گرفت و بیشتر درخدمت سایر هنرهای اسلامی بود. به عبارت دیگر تذهیب در وجه کلی خویش مکملی بر خطاطی بود که از قرون اولیه هجری در کنار خوشنویسی، به اشاعه فرهنگ غنی اسلامی پرداخت.
هنر تذهیب قرآن رشدی محدودتر از خط داشت زیرا نگارش متن قرآن خود مستقیماً آن را طلب نمی‌کرد. بهعلاوه ترس از اضافه شدن هر عنصر زائدی به متن قرآن، تذهیب را محل تأمل قرار می‌داد. با قطع و اطمینان می‌توان گفت همین ترس توأم با احترام بود که جریان رشد تذهیب را دقیقاً در مجاری صحیحی سوق داد و نیل به آن نتیجه‌ای را تضمین کرد که همگان بر صحت‌ حیرت‌آورش متفق‌القولند. به بیان دیگر خود قرآن دارای مجال‌هایی است که مذهب را برای افزودن عناصر و آرایهها تحریک می‌کرد. به استناد آثار به جای مانده در قرآنهای خطی، سرلوحه سوره و فاصله میان آیات شاخص‌ترین و اولین مکانهایی بودند که قابلیت تزئین یافتند. در ابتدا، این تزئینات شامل کتیبه بسیار ساده عنوان سوره و عدد آیات، به خط کوفی، بدون نقطه و اعراب بوده که با قلم زر و تحریر مشکی نوشته میشده است اما بهتدریج و همزمان با تغییراتی که در زمینه خط صورت گرفت تذهیب نیز دچار تحولاتی شد که با خط تغییر یافته هماهنگی کامل داشت و به آرایش کتب خطی غنا و شکوه بیشتری میداد.
به نظر میرسد اولین موضع تزئین سرسورهها بودهاند. سرسورهها محلهایی بودند که مذهبان آنها را با استفاده از اشکال هندسی، ستارگان، گل و بوته، شاخهها و برگها، انواع ترنج و غیره و با استفاده از رنگهای طلا، لاجورد، شنگرف، سبز و نقره، تزئین و تذهیب میکردند.اهمیت تذهیب در کتابآرایی و بهویژه نقش اثرگذار آن در تزئین سرسورهها تا بدان جاست که معمولا در بررسی و تعیین تاریخ آثار میتواند بهعنوان مهمترین فاکتور ارزیابی نسخههای قرآنی، مورد استفاده قرار گیرد. چرا که این امر در قرآنهای بدون تاریخ کمک میکند تا با قطعیت بیشتری درباره تاریخ احتمالی قرآنها نظر دهد. لذا در این پژوهش سرسورهها بهعنوان شاخصترین مکان برای نشان دادن این نقوش مد نظر قرار گرفته تا به مطالعه سیر تحول آنها در چهار دوره صدر اسلام و عباسی، سلجوقی، ایلخانی و تیموری بپردازد و در نهایت با توجه به طرحهای معرفی شده میتوان شباهتها و تفاوتهایی را در نحوه کاربرد و شکل و تزئین آنها استخراج کرد. برای این منظور یک جمعبندی کلی از سرسورههای این دورههای تاریخی، میتوان به درک بهتری از اشتراکات و افتراقات موجود میان آنان رسید.
نگاهی به سیر تحول تذهیب در قرآنهای موجود در آستان قدس رضوی و مکاتب عمده صدر اسلام، سلجوقی، ایلخانی و تیموری گویای ارتباط تنگاتنگ بین تحولات باطنی در اندیشه اسلامی و نقوش تذهیب ایرانی اسلامی است که موجب سیر صعودی تعمیق در این زمینه هنری در روند تاریخی شده است، تا به آن حد که نقوش و رنگها به تدریج از سطح به عمق ارتقا یافته و از ساحت طبیعت به فوق طبیعت معنا مییابند و این اتفاق به دلیل قدم گذاشتن در عرفان و اندیشه اسلامی است.
فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- تعریف، بیان ضرورت و اهمیت مسالهسلسههای تاریخی از صدر اسلام تا دوره صفوی، از نظر موقعیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری در تاریخ ایران اسلامی، از ادوار مهم اسلامی محسوب میشوند. در این پژوهش مروری بر سیر تحول سرسورههای قرآنهای موجود در آستان قدس رضوی در این دوران تاریخی میباشد.
در سدههای آغازین حاکمیت اسلام، هنر کتابآرایی شامل کتابهای مذهبی و بهخصوص کلامالله مجید بوده و آرایش کتابها مشتمل بر نقوش هندسی و غیرهندسی میباشد که در سرفصل سورههای مبارکه قرآن، لا به لای سطور و در حاشیه صفحات با واژه تخصصی تذهیب ترسیم میشده است.
تذهیب و ترسیم کتاب از سدههای نخستین در جهان اسلام رواج داشت، اما پس از فتوحات مغول در ایران سرعت و شتاب بیشتری یافت. نمونههای باقی مانده نشان میدهند که در هنر کتابآرایی چند گونه هنر از جمله تحریر (خطاطی)، تذهیب، تصویر (نگارگری)، و تجلید (جلدآرایی) در هم ترکیب شده بود. عدم رغبت هنرمندان اسلامی به تقلید از طبیعت، تاکید بر مفاهیم ذهنی و نمادین، چکیدهنگاری و نقشمایههای تزئینی از ویژگیهای شکلی مشترک این نقوش میباشد.
از آنجا که هنر تذهیب در آرایش کلامالله مجید بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت و دارای بار معنایی غنی اسلامی بود لذا تذهیب قرآنهای مختلف در طول تاریخ تا دوره معاصر مورد مطالعه قرار گرفت و ویژگیهای قومی، ساختاری و ترکیببندی آنها تحقیق گردید.
تاکنون بیشتر بررسیها و تحقیقات صورت گرفته درخصوص تذهیب قرآن بهصورت کلی بوده است، به شکل اختصاصی در زمینه سرسورهها کار خاصی انجام نگرفته و اگر مطلبی هم نوشته شده، نقیصههایی داشته است. اما شناخت هرچه بیشتر این هنرها منوط به پرداختن به جزئیات، توصیف ویژگیها و در کنار هم بررسی کردن آنها میباشد. لذا در این تحقیق سعی بر آن بوده که با توجه به احساس نیاز برای پرداختن به چنین موضوعی و شناسایی بهتر شاخصههای هنری قرآن، با توصیف نقوش در دورههای مختلف تاریخی از صدر اسلام تا دوره صفوی، ویژگیهای شکلی و تذهیبهای این دوران و همچنین دلایل بهکارگیری سرسورهها در این کتب قرآنی مشخص گردد.
بر این اساس، پژوهش حاضر ضمن بررسی شرایط تاریخی، فرهنگی و هنری، به اهمیت جایگاه کتابآرایی قرآن در پنج دوره صدر اسلام، عباسی، سلجوقی، ایلخانی و تیموری (از سدههای اول تا نهم ه.ق) پرداخته و با توجه به اینکه تاکید اصلی بر توصیف نقوش تذهیب و همچنین نحوه استفاده از سرسورهها و تاثیرات آنها درشکلگیری هنرهای قرآنی است و سیر تحول تذهیب سرسورههای برخی از نسخههای نفیس مصور ایرانی موجود در آستان قدس رضوی مشهد را مورد بحث و تفحص قرار داده است و بدان جهت که خط و خوشنویسی نیازمند شرحی وسیعتر میباشد، لذا برای پرهیز از ارائه مطالب تکراری، به مفاهیم گستردهای چون تاریخچه خط و کتابت و ... چندان پرداخته نشده است.
روش این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانهای و موزه ای (موزه آستان قدس رضوی) میباشد و تصاویر مورد نیاز برای توصیف آثار، به صورت میدانی از کتابخانهی آستان قدس رضوی گردآوری شده است.
1-2- پرسشهای پژوهش1- چه ویژگیهای بصری و هنری در سرسوره قرآنهای آستان قدس رضوی در دوران صدر اسلام تا تیموری وجود دارد؟
2- این سرسورهها میتواند ما را در شناسایی بهتر و بیشتر سیر تحول تذهیب، کتابآرایی و گسترش تکنیکهای جدید یاری کند؟
3- ساختار فرهنگی، سیاسی، هنری و مذهبی در پیدایش و شکلگیری سرسورهها تأثیری داشته است؟
1-3- فرضیههای پژوهشبه نظر میرسد نقوش تذهیب سرسورهها در قرآنهای مجموعه آستان قدس، از ویژگیهای بصری حاکم بر مکتب کتابآرایی دوران خود برخوردار بودهاند. سیر تحول سرسورهها به زمان انجامشان بستگی دارد و نسبت به موقعیت فرهنگی، سیاسی، هنری و مذهبی هر زمان تکنیک ساخت آنها نیز تغییر کرده و نوع سیاستهای مملکتداری، شعبه مذهبی، علایق و سلایق حاکمان و درجه اهمیت دادن آنها به فرهنگ و هنر و ... هریک از این حکومتها دخالت مستقیمی در تربیت هنرمندان تذهیبکار و خطاطان آن زمان داشته است.
به نظر میرسد آرایههای تزئینی نقش و رنگ در سرسوره قرآنها ابزارهای مناسبی جهت شناسایی هنرهای قرآنی در دوران مورد مطالعه میباشند.
به نظر میرسد شرایط سیاسی و اجتماعی مناسب در کنار حمایت مادی و معنوی، فراهم ساختن محیط آموزش و فعالیت، بستر مناسبی برای خلق آثار هنری و پیشرفت همه جانبه آنها مهیا میکند.
1-4- اهداف و ارزش نظری پژوهشاگر به صورتی دقیق به تذهیبهای دوران مختلف نگاه کنیم، حرکت و تحول آن را در طول تاریخ میبینیم. هنر کتابآرایی که در دوره ساسانی قدم های اولیه را طی کرده و رونق چندانی نداشته است، با نفوذ اسلام در ایران جانی تازه یافته و آذین کردن قرآنها و کتب دینی و ادبی را به همراه داشت.
در ابتدای دوران اسلامی بهرهگیری از تذهیب محدود بود و نقوش به کار رفته از تجرد کافی برخوردار نبوده است. اما از قرن چهارم هجری به بعد- که تقریبا هنر اسلامی شکل مشخصی به خود گرفت و اندک اندک رشد کرد- اکثر نقوش تزئینی در سطوحی که به شدت تجرید شده و با تخیل و ذهن خلاق هنرمند درهم آمیختهاند، مصور گشت، به شکلی که در دورههای اولیه اسلامی، عباسی، سلجوقی، ایلخانی و تیموری؛ هنر تذهیب از رشدی تکاملی برخوردار شد.
وجود ویژگیهایی متعدد از جمله قدمت، تنوع، غنای نقش و رنگ، ظرافتها و ریزهکاریها، منحصر به فرد بودن و ... در مکاتب مذکور سبب شد تا پژوهش حاضر به منظور دستیابی به ویژگیهای هنری و شاخصههای تذهیب، وجوه تشابه و تفارق نقش و رنگ را مد نظر قرار داده و با توجه به غنای منابع و مآخذ، بهویژه کثرت مصاحف شریفه و نسخههای خطی نفیس در گنجینه مخطوطات موزهها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، منتخبی از سرسورههای قرآن را بررسی و به شناسایی و تجزیه تکنیکی آنها بپردازد.
1-5- سابقه، پیشینه و ادبیات نظری پژوهشدر مطالعات و بررسیهای صورت گرفته در مراکز و سازمانهای مختلف مانند کتابخانه دانشگاه سوره، کتابخانه فرهنگستان هنر، کتابخانه آستان قدس مشهد، سایتهای مختلف اینترنتی و ... به منظور دست یافتن به مباحث نظری و تحقیقات انجام شده پیرامون موضوع این پژوهش، مشخص گردید که در زمینه خط و تذهیب و کتابآرایی قرآن کریم کتابها و مقالات نسبتا زیادی نوشته شده است، اما در مورد سرسورهها و سیر تحولشان در جهان اسلام کتابی در ایران موجود نمیباشد و آنچه هست تعدادی پروژه - ریسرچ، مصاحبه و چند نمونه پایاننامه بوده که با موضوع این رساله هم سو میباشد که اهم آنها به قرار زیر است:
1- برزین، پروین (تیر و مرداد 1345)، نگاهی به سابقه تاریخی کتابت قرآن، هنر و مردم، شماره 45 و 46. در این پروژه - ریسرچبه تاریخچه خط و همچنین روند تغییرات و ویژگیهای آن و تذهیب از صدر اسلام تا دوره تیموری بهصورت کلی پرداخته شده است.
2- شایستهفر، مهناز (اردیبهشت 1388)، خط و تذهیب در قرآنهای ایرانی موزه ملی، بخش اسلامی سدههای هفتم - دوازدهم / اول – ششم، کتاب ماه هنر، شماره 128. این پروژه - ریسرچبررسی ویژگی‌های خطی و تذهیبی قرآن‌های موجود در موزه‌ ملی ایران است و به تحلیل و بررسی خطوط و شیوه تذهیب به کار رفته در قرآن‌های سده‌های اولیه می‌پردازد.
3- شایستهفر، مهناز (بهار و تابستان 1388)، کتابت و تذهیب قرآنهای تیموری در مجموعههای داخل و خارج، دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامی، تهران، موسسه مطالعات هنر اسلامی، سال پنجم، شماره 10. در این پروژه - ریسرچکوشش شده پس از بررسی شاخصههای هنر کتاب آرایی، برخی از نسخههای ارزشمند و نفیس قرآنی تیموریان و نیز با در نظر گرفتن مشکلات دسترسی به نسخ تیموری در مجموعههای داخل و خارج، اعم از کتابخانهها و موزهها مورد بررسی قرار گیرد.
4- شایستهفر، مهناز (اسفند 1389)، خط و تذهیب در نسخ خطی قرآنی قرون اول تا ششم / هفتم تا دوازدهم در کتابخانه کاخ گلستان، کتاب ماه هنر، شماره 150. در این پروژه - ریسرچنسخه‌های خطی موجود در کتابخانه‌ کاخ موزه گلستان با توجه به نوع خط و تذهیب قرآن‌های سده‌های اولیه‌ (هفتم تا دوازدهم/ اول تا ششم)، مورد بررسی‌ قرار گرفته است و همچنین به بررسی ویژگیهای خاص موجود در قرآنهای آنجا پرداخته شده است.
5- افروند، قدیر (دی ماه 1373)، قرآنهای خط کوفی ایران، میراث جاویدان، سال دوم، شماره 8. در این پروژه - ریسرچنویسنده به بررسی کلی سیر تحول قرآنهایی که با خط کوفی نوشته شده، پرداخته است. همچنین مختصری در مورد تذهیب و نقوش این قرآنها نیز صحبت شده است.
6- معتقدی، کیانوش (مهر و آبان 1387)، شکوه خوشنویسی و تذهیب در مکتب شیراز (سدههای هشتم و نهم هجری)، آئینه خیال، شماره 10. در سده هشتم و همزمان با حکومت ایلخانان مغول در ایران، شیراز که از حملات‌ مغولان در امان مانده بود، محیط امنی برای ادامه سبک کهن کتاب‌آرایی ایرانی بود،که نوآوری‌های چندی نیز به آن‌ افزوده گردید. در این پروژه - ریسرچبه بررسی اجمالی سیر تحولات هنر خوشنویسی و تذهیب و نیز هنرهای وابسته- همچون کاغذسازی، صحافی‌ و تجلید- در گستره هنر "کتاب‌آرایی" پرداخته شده است.
7- سلیمی نمین، هاجر (زمستان 1388)، کتابت و تذهیب در قرآنهای چهار قرن اولیه اسلام، هنرهای زیبا، هنرهای تجسمی، شماره 40. در این پروژه - ریسرچنویسنده به بررسی ریشههای شکلگیری کتابت و تذهیب از اوایل تشکیل حکومت اسلامی پرداخته است و نتیجهگیری شده که از آنجایی که ترنج، اسلیمی، شمسه و ... که از اصیلترین نقشههای تذهیب قرآن هستند، همگی از طبیعت الهام گرفتهاند. زمانی که این نقوش در کنار آیات قرآن گرفتهاند به لحاظ بصری، از خطی که در آن عرصه ظهور خود را تجربه کردهاند، تاثیر پذیرفتهاند و از آنجایی که خطوط سبکهای عباسی بسیار به ترسیم نزدیک بودهاند، تذهیب در فرمهایی بسیار نزدیک به اشکال هندسی خود را نشان داده است.
8- کاظمی، سامره (فروردین و اردیبهشت 1385)، سیر تحول کتابت قرآن تا سده هشتم هجری (دوره ایلخانی)، کتاب ماه هنر، شماره 92 و 91. در این پروژه - ریسرچبه طور خلاصه به بررسی سیر تحول کتابت قرآن، طی دوران اسلامی تا پایان دوره ایلخانی پرداخته و اجزاء و عناصر تشکیلدهنده کتابت قرآن، چون خط و خوشنویسی، تذهیب، رنگ، صفحهآرایی، کاغذ، صحافی و تجلید و ابزارهای کتابت همراه با سیر تحول و تکامل آنها تا پایان دوره ایلخانی مورد بررسی قرار میگیرد.
9- زارعی مهرورز، عباس (تابستان 1373)، بر کرانه ادب و هنر تذهیب: سیر تاریخی هنر تذهیب، میراث جاویدان، شماره 6. در این پروژه - ریسرچتعریف تذهیب و اقسام آن، اصطلاحات تذهیب، تاریخ و سبکهای مختلف تذهیب از صدر اسلام تا دوره صفوی به صورت خلاصه مورد بررسی قرار گرفته است.
10- احمدزاده، سعادت (تابستان 1380)، تذهیب در هنر کتاب آرایی ایران، فصلنامه مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات دوره 12، شماره 2. دراین پروژه - ریسرچبه بررسی مختصری از مکتبهای تذهیب و تاریخ هنر کتاب آرایی ایران از صدر اسلام تا دوره معاصر پرداخته شده است.
پایاننامهها:
1- تفرشی، محمد (1388)، بررسی هنر تذهیب در قرآنهای سدههای نخستین قرن اول تا قرن چهارم هجری، پایاننامه کارشناسی ارشد، پژوهش هنر، تهران، دانشکده هنرهای زیبا. در این پایاننامه سرسورههای قرآنهای دورههای صدر اسلام تا قرن چهارم هجری مورد تحقیق قرار گرفته و ویژگی هرکدام از این دورهها به تفکیک ارائه شده و برای هر دوره تصاویری از سرسورههای قرآنهای داخل و خارج از کشور به طور نمونه آورده شده است.
2- قندهاریون، مریم (1389)، بررسی و توصیف تصویری نقش و رنگ در سه نسخه قرآن کریم (فاتحهالکتاب سه نسخه قرآن تیموری، صفوی و قاجار از گنجینه نفایس نسخ آستان قدس رضوی)، پایاننامه کارشناسی ارشد، پژوهش هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران. در این پایاننامه سه نسخه از صفحه فاتحهالکتاب موجود در موزه آستان قدس رضوی از نظر نقش و رنگ با یکدیگر مقایسه شده است. در فصل اول کلیاتی در مورد سه دوره تیموری، صفوی و قاجار (در مورد تاریخچه، فرهنگ و هنر و کتابآرایی) قرآنهای این دوران بررسی شده است. در فصل دوم به پژوهش در مورد نقش و رنگ در کتابآرایی قرآن در این سه دوره تاریخی مورد مطالعه قرار گرفته است و در نهایت در فصل سوم، سه نمونه به صورت تطبیقی و توصیفی از این دوران مورد بررسی واقع شده است.
3- محمد اسماعیل، مصطفی (1388)، بررسی و جمعآوری سرسورهها، گلآیهها، علامات حزب و جزء در قرآن از صدر اسلام تا دوره صفوی، پایاننامه کارشناسی، تهران، دانشگاه سوره. در این پایاننامه به جمعآوری سرسورهها، علامات حزب و جزء قرآنی موجود در تمام موزهها و مجموعههای ایران همت گماشته است.
1-6- روش و فنون اجرایی پژوهشروش پژوهش در این پایاننامه تاریخی- توصیفی است که بر پایه استدلالهای توصیفی و ارائه جدول آماری میباشد. ابزار و شیوههای گردآوری اطلاعات از طریق فیشبرداری و جمعآوری شکلی نمونههایی از آثار هنرهای تزئینی در موزه و کتابخانه آستان قدس رضوی (ع) و روش تحقیق به صورت کتابخانهای میباشد.
1-7- معرفی جامعه آماری و نمونههامورد تحقیق این رساله مجموعه قرآنهای موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی از صدر اسلام تا دوران صفوی میباشد که با توجه به تعداد بسیار زیاد این نسخ، شماری از آنها به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفت. روش گردآدوری جامعه آماری به شیوه انتحابی بوده و با در نظر گرفتن نمونههای در دسترس از سوی آستان قدس که به دلیل مسائل امنیتی تعداد محدودی را شامل میشود، 4 نمونه از دوره صدر اسلام و دوره عباسی، 25 نمونه از دوره سلجوقی، 25 نمونه از دوره ایلخانی و 17 نمونه از دوره تیموری انتخاب گردیده است.
1-8- محدودیتهای پژوهش
از آنجاییکه موضوع این پژوهش بررسی و مطالعه سیر تحول سرسورههای قرآنهای موجود در آستان قدس رضوی (ع) بوده و این قرآنها جزء نفایس موزه و کتابخانه آستان قدس رضوی محسوب میشوند، لذا بخش عمدهایی از این آثار به علت مسائل امنیتی و حفاظتی، قدمت و حساس بودن شرایط نگهداری آثار خطی در مخزن موزه نگهداری میگردند و لذا این شرایط سبب شده که نسخ خطی به راحتی در اختیار دانشجویان و محققین قرار داده نشود. در نتیجه در طی مطالعه سیر تحول سرسورههای قرآن توصیف آثار این پژوهش امکان عکسبرداری و مشاهده مستقیم همه آنها امکانپذیر نبوده و از روی تصاویر آنها مطالعه و توصیف شده است.
در طی انجام پژوهش حاضر، این موانع و همچنین به تبع آن، عدم در دسترس بودن منابع مکتوب، از جمله محدودیتهایی بوده که تا حدودی رساله را تحت تاثیر قرار داده و مسیر محقق را دشوارتر نموده است.

فصل دوم
بررسی هنر کتابآرایی قرآنهای آستان قدس از صدر اسلام تا دوره صفوی

2-1- «کتابخانه مرکزی» و «گنجینه قرآن» آستان قدس رضویبیش از چهارده قرن از نزول قرآن مجید بر پیامبر بزرگ اسلام میگذرد. قرآن منبع اصلی و اساسی دین، ایمان، اندیشه هر مسلمان، بخشنده حرارت، معنی، حرمت و روح به زندگی اوست.
«این کتاب تمدن‌ساز و کلام وحی آنقدر مورد توجه بوده و هست که موجب شده در دوره‌های مختلف از مناظر و مرایای گوناگون مورد توجه تمامی اقشار جامعه اسلامی قرار گیرد. به گونهای که علماء تمام همتشان را در پژوهش و بیان مفاهیم قرآن به کار بردند و هنرمندان هم به فراخور خود کوششان بر این بوده که این کتاب به نهایت جمال برسد» (آصف فکرت، 1363: 12-9).
کتاب آسمانی قرآن کریم در طول تاریخ همواره محور اندیشه و عمل مسلمانان بوده است. «مسلمانان در فکر، عقیده، رفع مشکلات فردی و اجتماعی خود به این کتاب مقدس مراجعه میکردند. قرآن مجید اصیلترین و مهمترین منبع مطالعاتی و پژوهشی اسلامی است که از آغاز نزول تا کنون، مسلمانان به تعلم و تعلیم آن پرداخته و بر این اساس علوم و فنون مختلفی را گسترش دادهاند» (فرهمندنژاد، 1389: 94).
«مسلمانان، نسخههایی نفیس از این کتاب مقدس و آسمانی را در طی قرون و اعصار همچون جان شیرین، گرامی داشته و امروز در کتابخانهها و موزههای بزرگ جهان صدها هزار کتاب و قرآن خطی وجود دارد که نشاندهنده تلاش فکری خردمندان و دانشوران در سدههای گذشته بوده است. از آنجا که قرآننویسی بیش از هزار و چهارصد سال قدمت دارد، بخش عظیم گنجینههای خطی را تشکیل میدهد» (فاضل هاشمی، 1389: 70).
شاید بتوان ادعا کرد که کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی (منتسب به حضرت علی بن موسیالرضا (ع) (203-153 ه.ق)، یکی از قدیمیترین، نفیسترین و غنیترین خزائن فرهنگ و هنر اسلامی است که در مخزن خطی آن، نسخ فراوانی از قرآن مجید که از نظر نفاست هنری و ملاحظات تاریخی، کمنظیر بلکه عدیمالنظیر است، وجود دارد. «در میان این نسخهها، دستنویسهای منسوب به ائمه طاهرین علیهمالسلام و دستنویسهای بزرگترین خطاطان مسلمان از اعصار مختلف وجود دارد. بعضی از این قرآنها که از اطراف و اکناف جهان اسلام به وسیله رجال بزرگ و نامآور هر عهد به روضه متبرکه حضرت ثامنالائمه وقف و اهدا شده است، دارای ارزش ویژه تاریخی و نشاندهنده مراتب ارادت رجال جهان اسلام از هر فرقه و طبقه، هر بلد و منطقه به امام هشتم شیعیان است» (آصف فکرت، 1363: 12-9).
«این کتابخانه با دارا بودن بیش از شانزده هزار قرآن از دورههای مختلف تاریخی (از قرن اول تا 15 ق) بزرگترین پشتوانه فکری، علمی، فرهنگی و هنری دانشمندان و پژوهشگران و یکی از مستندترین کتابخانههای جهان اسلام است. با تحقیق و پژوهش در خصوص هریک از این دورهها به لحاظ توصیف خط، تذهیب، شیوه کتابت، معرفی کاتب، مذهب و واقف آنها، میتوان گوشهای از تاریخ هنر و تمدن ایران و اسلام را روشن کرد و قانونمندیهای حاکم بر دوران تذهیب و خوشنویسی را به منصه ظهور رسانید و به نتایج مهمی دست یافت که میتواند چراغی فرا روی پژوهشگران قرار گیرد» (فاضل هاشمی، 1389: 70).
آن‌چه در این گنجینه عظیم هنری و تاریخی، اهمیت فراوان دارد، قرآن‌ها و کتاب‌های خطی نفیسی است که از لحاظ نفاست (حسن خط، تذهیب، کتابت، کتاب‌آرایی، منحصر به فرد بودن، صنعت جلدسازی، کاغذ و مینیاتور)، از گرانبهاترین گنجینه‌های جهان‌اند.
«کتابخانه آستان قدس رضوی، شش قرن پیش با اهدای کتاب از سوی مؤمنان، طلاب علوم دینی و خیرین در جوار مرقد مطهر آغاز به کار کرد و از 1150 قمری مکان ویژهای برای آن در نظر گرفته شد. توجه جدی به سازمان و جایگاه کتابخانه از اوایل قرن 14 شمسی آغاز شد. در سال 1356 به ساختمان جدیدتر و وسیعتری در طبقه فوقانی موزه آستان قدس منتقل گردید. بنای ساختمان باشکوه کنونی از 1360 آغاز و در 1372 در مساحت 30000 مترمربع به پایان رسید» (آل رضا امیری، 1381: 15)
موزههای آستان قدس رضوی دارای یازده گنجینه گوناگون است. «گنجینه قرآن و نفایس» یکی از این مجموعههاست که ساختمان آن، بیست و دوم بهمن ماه 1364 در دو طبقه به مساحت هر طبقه 400 متر مربع فضای نمایشی، افتتاح گردید. در سال 1373 طبقه همکف این ساختمان به «گنجینه هدایای مقام معظم رهبری» اختصاص یافت و طبقه اول به «گنجینه قرآن و نفایس» اختصاص داده شد. فضای نمایشی این گنجینه در سال 1389 به 800 مترمربع افزایش یافت.
اهمیت گنجینه قرآن و نفایس، بیشتر به دلیل وجود قرآن‌های نفیس و با ارزش منسوب به ائمه اطهار علیهم‌السلام، از جمله امام علی، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام رضا است که به خط کوفی اولیه بر روی پوست آهو کتابت شدهاند. تعداد این قرآنها در کتابخانه آستان قدس رضوی به حدود 100 نسخه میرسند و از لحاظ تنوع خطوط کوفی در جهان کمنظیرند.
آثار گنجینه قرآن و نفایس، مربوط به قرون نخستین اسلامی تا قرن 14 هجری قمری است. در این گنجینه، در مجموع 76 قرآن خطی، 8 برگ از قرآن بایسنقری، یک برگ از قرآن به خط پیرآموز، ... در معرض دید عموم گذاشته شده است. قرآن‌های به نمایش درآمده، با خطوط زیبایی چون ثلث، نسخ، رقاع و ... کتابت گردیده و مزین به هنر تذهیب می‌باشد.
قرآنهای منسوب به دست خط مبارک ائمه طاهرین از مفاخر این گنجینه عظیم میباشند که اکثرا توسط شاه عباس اول صفوی به آستان قدس رضوی اهداء شده است. قرآنها به ترتیب تاریخی به نمایش گذاشته شدهاند و میتوان سیرتحول خط و تذهیب را در آنها مشاهده نمود.
طبق گفته محمد مهدی زاهدی: "مصاحف و جزوات قرآنی فوقالعاده نفیس به خط کوفی دوره تکامل و متحول و به شیوه ایرانی و تزئینی، مکتوب در سدههای سوم، چهارم و پنجم هجری، از قبیل پروژه - ریسرچهای قرآنی وقفی کشواد بن املاس در سال 327، ابن سیمجور در 383، ابن کثیر در 393، مجموعه 30 جزء قرآن فوقالعاده نفیس به خط و تذهیب عثمان بن وراق غزنوی در 464 هجری و ... در این گنجینه وجود دارد که در نوع خود منحصر به فرد میباشند" (فاضل هاشمی، 1389، 53).
قرآنهای خطی مربوط به قرون اول تا دوره تیموری تعداد قابل ملاحظهای را تشکیل دادهاند که در این پژوهش به توصیف تزئینات و معرفی برخی از قرآنهای این دوران خواهیم پرداخت.
2-2- نظریههای مختلف در مورد هنر اسلامی و ویژگیهای مرتبط با آناز جمله وقایع مهم تاریخ، ظهور ادیان الهی است که هریک از این ادیان، منشاء تحولات بسیاری در زندگی بشر گشتهاند. نتایج این تاثیرگذاری در شکلگیری و فراز و نشیب بسیاری از هنرها مشهود است. قدرت معنوی ادیان در بسیاری از هنرها تجلی یافته و سبب شکوهمندی غیرقابل توصیفی در آنها شده است.
تمدن پرشکوه اسلامی از نخستین ایام شکلگیری خود، چنان ارزشی برای مقوله هنر قائل شد که پس از چندی تمدن تازه شکلگرفته، ویژگیهای خاص هنری خود را در معرض نمایش عام قرار داد و هنر اسلامی از شرقیترین قلمرو تا غربیترین آن خود را به تماشا نهاد.
هنر اسلامی نشانگر هنری است که دارای سبک و سیاقی بیهمتاست چرا که در بیان قصد و آهنگ خویش به وحدت و یگانگی دست یافته است. از اینرو هنرهای تمامی سرزمینهای اسلامی دارای وجنات و شاکلههای مشترکی میباشند بهطوریکه این هنر بینظیر را از هنرهای سایر سرزمینها ممتاز میسازند.
«هنر اسلامی هنری روحانی و معنوی است که سمت و سوی الهی و نگاهی ماورائی به جهان و دنیای مادی دارد. هنری برخاسته از باور اسلامی است و هنرمند مسلمان با چنین باوری به خلق اثر هنری میپردازد» (شادقزوینی، 1382: 61).
«حرمت و عظمتی که کتاب خدای سبحان نزد مسلمانان داشت، باعث آمد تا هنرمندان مسلمان همه یافتههای زیباییشناسی و احساسات نوآوری هنریشان را در کنار احکام متعالی و بلند قرآن کریم به کار گیرند و از جمع آنها نگارخانهای به وجود آوردند که از یک سو نماینده و دلیل الهی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی باشد و از دیگر سو نمودار و جلوهگاه هنر اسلامی. بنابراین قرآن کریم، در سیر تحول و تطور هنر تذهیب اسلامی تأثیری بهسزا و درخور گذارده است» (مجذوب، 1374: 27-23).
«این هنر، گاه با خلق صورت‌های جدید و گاه با بهرهگیری از تصاویر و فرم‌های هنری گذشته همچون ایران باستان و ایران قبل از اسلام و با نگرش و معنابخشی مجدد به آنها به پیریزی فرهنگی بس غنی و شکوفا در تمدن اسلامی پرداخت» (تشکری، 1390، 14).
هنرمندان اسلامی، از صدر اسلام از شیوه کار هنرمندان سرزمینهای فتح شده بهره برده و از هنر ساسانی، هندی و روم متأثر شدند؛ ولی آثار خود را با حال و هوای تازهای پدید آوردند. هنرمندان مسلمان در زمان خلافت امویان، مستقیما زیر نفوذ هنر بیزانسی قرار گرفتند و با تغییر محل خلافت از دمشق به بغداد که در مجاورت تیسفون قرار داشت؛ نفوذ هنر ایرانی در هنرمندان مسلمان به خوبی پدیدار گشت.
بنابراین زیربنای هنر اسلامی از یک طرف بر اساس جهانبینی مذهبی عقاید اسلامی پایهریزی شده -که تقریبا در همه کشورهای اسلامی یکسان است- و از طرف دیگر بر پایه سنتها، تمدنها و فرهنگهای ملی ـ باستانی، سلایق و تمایلات قومی ملتها شکل گرفته است. همین سنتها و سلیقههای مختلف ملی در شیوه اجرا و نوع ایجاد شاخههای هنر اسلامی تنوع به وجود آورده است و ویژگیهای زیباشناسی این هنر در دورهها و مکاتب مختلف نیز دستخوش تغییر و تحولات شده است. هنر اسلامی بارزترین نمود تجلی یک تمدن اصیل و پرمایه است که غالبا از دیدگاه سایر تمدنها و فرهنگها دارای اصول و مبانی اسرارآمیز و رمزآلود میباشد. هنرمند مسلمان با کاربرد خیرهکننده رنگ و خلق تعادل و ایجاد نوعی هماهنگی شکوهمند میان طرح و فرم، هنری میآفریند که از قدرت تأثیرگذاری بصری خارقالعادهای برخوردار میباشد.
هنرهای تجسمی اسلامی، به هیچ عنوان طبیعتگرا و یا واقعگرا نیست؛ بلکه کاملا با ذهنیت و تخیل هنرمند در ارتباط میباشد. هنرمند به جهان ماوراءالطبیعه نظر دارد، یعنی جهانی که با چشم سر نمیتوان بر آن نظر کرد و به این سبب هنرمند به ذهنیتگرایی و پرورش خیال خود پرداخته، هرچه بیشتر از طبیعت اشیاء خود را دور میسازد به هدف خویش نزدیکتر میشود.
«از آنجا که در اسلام همه باورها و عقاید، حول محور و اعتقاد به خداوند یگانه یعنی "توحید" دور میزند، تمام سعی و تلاش هنرمند بر آن بوده است که اثری با نظم و هماهنگی و زیبایی روحانی و پر از یاد یگانه حق خلق کند. هنرمند میبایستی از ذهن خلاق و فعالی برخوردار باشد و از دنیای ملموس و طبیعت واقعی اشیاء خود را برکنار نگاه دارد و با نگاهی عمیق، به شهودی عارفانه و اوجی ماورائی دست یابد» (شادقزوینی، 1382: 62).
الله تنها مفهومی است که قابل به تصویر کشیدن نیست؛ وجود واحدی است که در وجود خود قرار دارد. برای این‌که وجود او تام و تمام است، به همین علت، تفکرات معنوی و عرفانی در مورد اشکال تجریدی یا رموز غیر تشبیهی، لازم و ضروری به نظر می‌رسد. مرتبه هنرمند دوره جدید، این است که به تجرد پناه ببرد تا بتواند خود را مستقیماً با افکار مطلقی که هیچگونه تصویر تشبیهی ندارد بیامیزد. بیشتر هنرمندان تجریدی، ادعا می‌کنند که در ورای این آثار و اشکال، جهان دیگری نهفته است که مغایر و متمایز از جهان واقعی است. میشل سوفور می‌گوید: «هنرمند تجریدی، در ورای این شکل کلی، چیز خاصی را طلب می‌کند و زیبایی را به وجود می‌آورد که متفاوت با این چیز کلی نیست و این کلی، همان خداوند است» (پور آقاسی، 1379: 123-121).
بدین ترتیب هنرمندان اسلامی نه تنها از کشیدن و تقلید ظواهر طبیعت دوری جستند بلکه ذهنیات را جایگزین عینیات نمودند. بر همین اساس هنرمند سعی در بهوجود آوردن عناصری داشت که بتواند دنیای غیرمادی را با شیوهای خاص القاء نماید، زیرا شیوههایی که تا آن زمان در راه اجرای موضوعات غیرمذهبی به کار گرفته میشد طبعا جوابگوی فضایی ملکوتی و غیرمرئی نبود. هنرمندان اسلامی با تغییرات شگرفی که در امکانات و عناصر فضای مادی به وجود آوردند، راه را برای پیدایش الفبای غیرمادی یعنی برای القای جهانی معنوی که بیش از حد تصور هنرمند در زمان خود به نظر میرسند باز نمودند (کاشفی، 1364).
بنابراین هنر اسلامی دارای زبانی است که از احساسات و تجربیاتی که مخاطبش را تحت تاثیر قرار میدهد تشکیل یافته است. اما تمامی هنر اسلامی فقط این نیست و بسیاری از جنبههای هنری آن زمانی میتواند مورد توجه قرار گیرد که بررسی شود.
یکی از ویژگیهای هنر اسلامی که همانا کاربرد طرحهای انتزاعی، غنای تزئینی و تمایل به اجتناب از اشکال انسانی یا حیوانی است، زبان این هنر را شکل میبخشد.
«از دیگر ویژگی‌های این هنر، تأکید بر حفظ تعادل و توازن است. افلاطون می‌گوید آن چیزی زیباست که تعادل، تقارن، تعامل و توازن را در خود داشته باشد. این خصوصیات به حد کمال در هنرهای اسلامی وجود دارد.
عنصر دیگری که در هنر اسلامی اهمیت دارد، خلاء است. هنر اسلامی همیشه تهی بودن و خلاء را در خود همراه داشته است و کاملا در تقابل با شلوغی بیش از حد در غرب قرار میگیرد. هنر اسلامی از خلاء استفاده کرده تا به انسان کمک کند وجود خود را از هر آنچه که مانع شود تا حقیقت خداوند را در درون و بیرون خود دریابد، خالی کند» (نصر، 1386: 15).
حذف پرسپکتیو، ساده کردن فرم و رنگ و پیروی از رمزگرائی، استفاده از معانی رنگها و پذیرفتن منطق محدودیت رنگ، ویژگی کلی هنرهای اسلامی است که به صورت عینی و ملموس در هنر تذهیب جلوهگر شده است.
2-3- هنر کتابآراییکتابآرایی به تمامی هنرهایی اطلاق میشود که به فراخور و تناسب محتوای کتاب و در جهت تفهیم بیشتر و مطلوبتر به آرایش و تزئین کتاب میپردازد و نوعی ارزشگذاری مادی و معنوی برای کتاب بوده است. در گذشته عوامل هنری متعددی در کار تهیه نسخههای آراسته خطی به کار گرفته میشد از جمله نگارگری، تشعیر، تذهیب، ترصیع، تحریر، خطاطی، حلکاری، طلاکاری، افشانگری، ابرسازی، مرکبسازی، قطعهسازی، حاشیهسازی، دندانموشیسازی، کمندکشی، صحافی و جلدسازی. هریک از شاخههای هنر کتابآرایی در مرحلهای جداگانه به ترتیب به دست هنرمندی متخصص با عناوین کاتب، محرر، مذهب، نقاش، وصال، قطاع، معرق، تشعیرساز، مصور و مجلد و ... به انجام میرسید. بدینسان، شمار هنرمندانی که در کار پدید آوردن یک نسخه خطی مصور شرکت داشتند، چندین برابر پدیدآورندگان هر اثر هنری دیگر بود (قندهاریون، 1389). «بسیاری از محققین هنر کتابآرایی را تحت عنوان هنرهای کتاب، تقسیمبندی میکنند. به هرحال، این هنرها به هر صورتیکه تقسیمبندی شوند، جزء هنرهای مربوط به کتاب محسوب شده و از جمله عوامل تهیه و زیباسازی یک نسخه خطی به شمار میآیند» (شایستهفر، 1385: 8).
به طور کلی هنر کتابآرایی به چهار بخش تقسیم میشود: خوشنویسی، تذهیب، نقاشی و جلدسازی. همه این هنرها و فنون اهمیت داشته و در ارزشگذاری کتاب مؤثر است. از مجموعه هنرهای ذکر شده؛ خوشنویسی و تذهیب دو عامل بصری مهم در صفحهآرایی قرآنهای خطی میباشند. در این نُسخ، هنر خوشنویسی و تذهیب در همسویی واحد، کنار یکدیگر نشسته و شاهکارهای بیبدیلی را سبب شدهاند که در این میان، از خوشنویسی با عنوان مهمترین رکن نام میبرند و یکی از ارکان اصلی کتابآرایی به شمار میآید و تذهیب و طراحی صفحات را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند.
زهرا رهنورد در کتاب‌آرایی (تاریخ هنر ایران در دوره اسلامی) مینویسد: «با ظهور اسلام در ایران زمینه رشد و شکوفایی هنر کتاب‌آرایی فراهم شد، بهخصوص این‌که اهمیت تزئین و زیباسازی قرآن مجید موجب افزایش فعالیت هنرمندان گردید و خوشنویسی را که یکی از هنرهای کلیدی دوره اسلامی است، شکوفا کرد و روز به روز بر اهمیت آن افزود. اعجاز کلام قرآن مجید و تقدس و اولوهیت آن موجب شد که هنرمندان به شیوه‌های نگارش حروف و جملات توجه کنند و در جهت زیبا ساختن حروف، طوریکه بیننده را مسحور خود سازد، گام‌های مؤثری بردارند»(رهنورد، 1388: 4).
همچنین اردشیر مجرد تاکستانی در زمینه پیشینه فن کتابآرایی چنین نقل میکند: «کتابآرایی در کشور ما پیشینه کهن دارد و سابقه این هنر، حتی به پیش از اسلام میرسد، زیرا مانی نقاش چیرهدست ایرانی، کتابهای خود را با شکلها و نقشهای زیبا تزئین میکرد تا بهتر بتواند پیامهای خود را به مردم عصر خویش انتقال دهد.
با نفوذ اسلام در ایران هنر کتابآرایی که در دوره ساسانی رو به افول گذارده بود مجددا رونق گرفت، آذین کردن قرآنها در دوره اسلامی رشد این هنرها را به همراه داشت» (مجرد تاکستانی، 1372: 188).
آثار و نسخههای خطی به جا مانده از دوره اسلامی بیانگر آن است که هنر کتابت و کتابآرایی در این زمان به پیشرفت قابل توجهی دست یافت و در سطحی وسیع و گسترده رواج پیدا کرد.
2-4- کتابتکتابت در فرهنگنامههای ادب فارسی و عربی به معنی نوشتن و تحریر کردن آمده است، اما این کلمه در ارتباط با هنر و تمدن دوران اسلامی از معنا و مفهوم بس گسترده و عمیقی برخوردار است که نه تنها سیر تحول خط و خوشنویسی، بلکه عناصر دیگری چون تذهیب، رنگ، نقوش، صفحهآرایی، کاغذ، صحافی، تجلید و ... را در بر میگیرد. (شکل2-1)
«کتابت قرآن مجید در میان دیگر هنرهای اسلامی از جایگاه والایی برخوردار است و جزء متعالیترین و شریفترین هنرها نزد مسلمانان به شمار میآید و در هر دوره قرآنها را براساس ویژگیها و اصول خاصی به زیباترین شکل ممکن کتابت میکردند» (کاظمی، 1385: 47). سیر تحول و تطور کتابت کلامالله مجید و خط مورد استفاده در نگارش آن، که معمولا تابع یک سنت و اصول خاصی بوده است، در طول قرون اولیه تا وسطای اسلامی به دلیل جایگزین شدن اقلام سته به جای اقلام مختلف خط کوفی دارای سرگذشت قابل توجه و تأملی است (افروند، شهیری، 1380).
«با طلوع دین مبین اسلام و در نخستین سدههای هجری، کتابآرایی و کتابت مورد توجه قرار گرفت و کتابخانهها و شبکههای درباری و آموزشی، همگی در مسیر نسخهآرایی و فن کتابسازی، هیأتی نظاممند پیدا کردند. بنابراین مسلمانان در همان سده اول دوران اسلامی توجه خاصی به امر کتابت مبذول داشته و در اصلاح و بهبود شیوه آن تلاش نمودند. در این سدهها مسلمانان برای کتابت قرآن مجید از خط کوفی و نسخ استفاده میکردند. در ابتدا برخی حروف همانند شیوه خط عربی پیش از اسلام بدون نقطه و اِعراب و یکسان نوشته میشد و از این نظر تشخیص آنها از یکدیگر دشوار بود. این دو خط از آغاز بسیار ابتدایی، بدون ظرافت و از هر نظر فاقد صلاحیت برای نگارش وحی الهی بودند. برای رفع این نقایص، قرآن کریم نقشی بنیادین در تکامل و بهبود خوشنویسی عهدهدار و تحولی بزرگ را در این هنر باعث شد.
در قدیمیترین نمونه قرآنی که در دست است و آن را به قرن اول یا دوم هجری نسبت میدهند، کلمات فاقد نقطه و اِعراب میباشند. در قرآنهای قرن دوم به تدریج بعضی از حروف دارای نقطه میشوند، البته نقطهها به شکل اِعراب است و هنوز محل نقطه ثابت نیست. در قرآنهای قرن سوم به بعد به تدریج از نقطه، اِعراب و تنوین برای قرائت صحیح استفاده میشود. در این قرآنها اِعراب به شکل نقطه و نقطهها شکل اعراب دارند، اما از اواخر قرن سوم و چهارم خط عربی از تنوع بسیار زیادی برخوردار شده و هر روز شیوه جدیدی در امر کتابت بهوجود میآید» (شایستهفر، 1385: 50-49).
10299702419985«تا سال 67 ه.ق در قرآن هیچگونه نشانهگذاری وجود نداشت تا اینکه در این سال نقطهگذاری و اِعراب توسط ابوالاسود دوئلی (متوفی69 ه.ق) رایج شد. او این شیوه را از حضرت علی آموخته بود. ابوالاسود برای نشانهگذاری فتحه، ضمه و کسره نقطه را انتخاب کرد که با رنگی متفاوت از خط قرآن نوشته میشد. به این ترتیب برای فتحه یک نقطه بالای حرف و برای کسره یک نقطه در زیر و برای کسره یک نقطه در وسط یا جلوی حرف قرار میداد و دو نقطه علامت تنوین بود. نقطههای حرکات و اعراب را با رنگ سرخ و نقطه حروف متشابه با رنگ دیگر نوشته میشد» (سید جوادی، 1378: 29).
شکل 2-1 قرآن منسوب به امام موسی کاظم(ع) به خط کوفی(کتابخانه آستان قدس رضوی)
2-5- خوشنویسیبارزترین شکل هنری متفاوت با تمدن و ادیان گذشته خوشنویسی و تذهیب است که این هر دو هنر مستقیماً تحت تأثیر تفکر قرآنی ظهور مییابند و هر دو به تعبیری هنری منزه و قدسیاند. «منزه از آن جهت که حتیالامکان سعی شده است خواص و صفات مادی از آنها زدوده شود که برای همنشینی با کلمه حق لیاقت یابند» (نعیمایی، 1378: 4).
بهدلیل محدودیتهای واقعگرایانه و ممنوعیت شکلگیری در دنیای اسلام، از درخت هنر اسلامی شاخههای هنری بسیار ظریف و قابل تأملی رشد یافتند که با نگاهی روحانی و ماورائی به خلق اثر پرداختند. یکی از شاخصترین شاخههای هنر اسلامی- که ارتباطی مستقیم و عمیق با متون قرآنی دارد- خوشنویسی است. این هنر که در آن به هیچوجه ردپایی از هنر واقعگرایی دیده نمیشود از جنبههای زیباییشناسی و محتوایی عمیق و روحانی برخوردار است و از آغاز با قرآن کریم و متون مذهبی دیگر پیوندی جداناپذیر داشت، که هم تزئینگر آن گردید و هم زیبایی کلام قرآن را با زیبایی نگارش درهم آمیخت (شادقزوینی، 1382).
خوشنویسی فراتر از گونهای ساده از مهارت میباشد. لازمه آن داشتن نوعی فردیت است که باید در چهارچوب دستورالعملهایی کاملا مشخص متجلی گردد. خوشنویسی تا حد زیادی بیان نوعی هماهنگی است، بدانگونه که برای تمدنی خاص قابل درک میباشد.
در بیشتر ادیان الهی خط و بهویژه خوشنویسی از آنرو که با کتابت کتابهای آسمانی مرتبط است از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد. ادیان مختلف بهویژه اسلام با ایجاد لزوم نوشتن کتاب آسمانیشان، برای حفظ و انتقال آن و ضرورت خوانا بودن برای نسلهای بعدی، نقش مهمی در تحول و رشد خوشنویسی داشتند.
هنر خوشنویسی قابلیتپذیرترین شاخه هنرهای اسلامی است، این هنر به عنوان اصیلترین هنرها در نظر گرفته میشود زیرا شکلی قابل رؤیت به بیان کلام قرآن میبخشد. خود قرآن بارها بر اهمیت نوشتن تاکید کرده است. بنابراین نوشتن منشاء الهی دارد. اعتقاد به سرنوشت مکتوب باعث شده است خداوند، کاتب سرمدی نامیده شود. از اینرو طبیعی است که مسلمانان نوشتن قرآن را از همان ابتدا به طریقه همشأن با زیبایی سرمدیاش آغاز کنند.
«لزوم کتابت دقیق قرآن، عربها را وادار کرد تا خطشان را اصلاح و ترمیم کنند و به آن تا حدی زیبایی بخشند که ارزش کتابت وحی الهی را داشته باشد. از اینرو خوشنویسی در میان هنرهای اسلامی به عنوان معنویترین هنرها و تجلی روح اسلامی به شمار میرود» (سعیدنیا، همپارتیان، 1385: 143-140).
-«لذا انگیزه قوی و محرک، باعث ابداع هنر خوشنویسی زیبا و بیمانند در جهان اسلام گردید و کمکم خوشنویسان مسلمان تمدنهای گوناگون با توجه به برخی از ویژگیهای محلی، ملی و میهنی خود، در چهارچوب اصول و قوانین تثبیت شده اسلامی در امر کتابت شروع به طبعآزمایی کردند و نتیجه این امر آفرینش قرآنهایی گردید که امروزه هر کدام زینتبخش موزههای سراسر جهان است. این قرآنها (حتی ابتداییترینشان از نظر شیوه نگارش) دارای زیبایی و شکوهی وصفناشدنی میباشند که ماوراءالطبیعی است و نشان از حضوری مقدس دارد» (سعیدنیا، همپارتیان، 1385: 150).
«قرآن کریم، تأثیر شگفتانگیز و عظیمی بر رشد و تکامل هنر خوشنویسی و کتابت گذاشت. عجیب نیست که گرانبهاترین مواد و دقیقترین هنرها در ایجاد قرآنها، وقف شده است. کاتبان وحی، عشق به پیام آسمانی را در قلب و عروقشان داشتند و سفارشدهنده اصلی را در نظرشان خداوند میدانستند» (فدایی، 1388: 64).
2-5-1- خطوط رایج در کتابت قرآن
2-5-1-1- خط کوفی«نخستین کمال خوشنویسی در اسلام در خط شاخصی دیده می‌شود که می‌توان گفت در نیمه دوم قرن دوم هجری، به اوج خود رسید. این خط نتیجه آشکار جستجویی آگاهانه و منبعث از احساس نیاز به شکلی تصویری‌تر در حروف بود، نیازی که خود موجب تلاش‌های متعددی در جهت هنر قدسی شد. شکلی که عاقبت به نتیجه رسید و غالب شد، نام خود را از شهر عراقی کوفه می‌گیرد که از نخستین مراکز تعلیم اسلامی بوده است» (لینگز، 1377: 16).
«دو قرن پس از آنکه صحابه رسول اکرم (ص) قرآنی را که جبرئیل از جانب خداوند بر او نازل کرده بود، روی برگ نخل و استخوان ثبت کردند، کتاب آسمانی به خط پرشکوه کوفی بر صحایفی مرتب و کامل با سرلوحهای زرنگار نوشته و دارای قواعد و موازین معینی شد به طوریکه از آثار باقیمانده و قرآنهای نوشته شده آن دوران روند این تکامل مشهود است. از این زمان تا قریب هزار سال شیوه کتابت و کتابسازی رو به کمال گذاشت» (کاظمی، 1385: 49).