— -فایل پروژه - ریسرچ-303)

همان گونه که بیان شد شرکت های سهامی با انعقاد قراردادهای بین گروه های مختلف تشکیل می شوند که اولین این قرارداد، قرارداد شرکت با مدیر یکی از مهم ترین قراردادهاست چرا که خود باعث انعقاد قراردادهای دیگر با گروه های ذینفع می شود و می تواند بر شرایط قراردادهای دیگر اثر بگذارد. برای کاهش تضاد نمایندگی این قرارداد مهم "مالکان _ مدیران" پاداش راه حل اصلی است. بر اساس این اعتقاد، در صورت استقرار الگوی مناسب برای پرداخت پاداش، مدیران در جهت منافع سهامداران و وام دهندگان فعالیت می کنند. دلیل اصلی طرح پاداش این است که باید به مدیران به خاطر مسؤولیت های سازمانی که بر عهده دارند، پاداش داد و انگیزه لازم را برای عملکرد بهتر در آنان ایجاد کرد (محمدیان،1392 به نقل از مدرس سبزواری، 1374).
علی‌رغم بیان ارتباط مستقیم بین عملکرد و پاداش طبق نتایج تحقیقات گذشته، اما این ارتباط مورد تردید جدی است. گروهی از محققین معتقدند که این ارتباط از تقارن در زمانی که عملکرد مثبت یا منفی است برخوردار نبوده و دلیل آن را به رفتار هزینه ها تا عملکرد مدیر مربوط می دانند (کیلور و لوپز، 2013). با توجه به این سوال و تردید اساسی، این موضوع که، این ارتباط در شرکت های ایرانی چگونه می باشد و آیا عدم تقارن بین تغییرات عملکرد و تغییرات پاداش وجود دارد؟ موضوعی بود که در این تحقیق درصدد بررسی آنیم. لذا در ادامه پس از بیان مسئله، اهمیت، قلمرو، اهداف، فرضیه و روش تحقیق ارائه شده و نهایتا واژه ها و چارچوب فصول آتی ارائه خواهد شد.
1-1بیان مسئلهموضوع ارتباط بین پاداش و عملکرد مدیر یکی از موضوعات بحث انگیز در امور مالی و حسابداری است. عموما به دلیل تئوری نمایندگی انتظار می رود رابطه مستقیم بین پاداش و عملکرد مدیر وجود داشته باشد اما تحقیقات جدید نشان دادند که وقتی عملکرد شرکت یا سود کاهش می یابد ارتباط بین پاداش و سود کمتر می شود (گاور و گاور، 1998). هم چنین در تحقیقات دیگری نشان داده شده، زمانی که بازده دارایی ها کاهش می یابد حساسیت بین پاداش و سود در مواردی که پاداش به عملکرد بستگی دارد کاهش می یابد (ماتسوناگا و پارک،2001 ;جکسون و همکاران، 2008). این یافته ها نشان می دهد که ارتباط بین سود و پاداش در زمانی که عملکرد شرکت مثبت و منفی است، یکسان نیست (ببچاک و فراید، 2004; جنسن و مورفی، 1990).
گروهی دیگر از محققین معتقدند دلیل تفاوت در ارتباط بین عملکرد و پاداش در شرکت های خوب و بد به رفتار هزینه ها مرتبط است تا اینکه به عملکرد مدیر مربوط باشد. آنها در پاسخ به این ادعا که مدیران در مقابل کاهش در سود محافظت می شوند، معتقدند که این گونه نبوده بلکه رفتار هزینه هاست که باعث حساسیت کمتر عملکرد به پاداش می شود (کیلور و لوپز، 2013).
در حسابداری و امور مالی رفتار هزینه ها زمانی که بحث قراردادها مطرح می شود مثل ارتباط بین پاداش و عملکرد مهم تلقی می شود. در این چارچوب، کیلور و لوپز 2013 رفتار عادی و غیرعادی هزینه ها را به صورت زیر بیان نمودند: رفتار عادی هزینه ها بدین معنی که افزایش فروش، افزایش هزینه ها را به دنبال خواهد داشت اما افزایش هزینه ها کمتر از افزایش فروش افزایش می یابند به گونه ای که اثر خالص افزایش فروش سبب افزایش بازده دارایی ها می شود. همچنین کاهش فروش موجب کاهش هزینه ها شده اما کاهش هزینه ها کمتر از کاهش فروش می باشد به گونه ای که اثر خالص کاهش در فروش سبب کاهش بازده دارایی ها می شود. و رفتار غیر عادی هزینه ها بدین صورت که افزایش فروش همراه با کاهش هزینه ها بوده و یا کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها اما کاهش هزینه ها بیشتر از کاهش فروش بوده است که در نهایت خالص اثر این دو رفتار سبب افزایش بازده دارایی ها یا رفتار غیرعادی آنها شده است. و اگر کاهش فروش همراه با افزایش هزینه ها و یا افزایش فروش همراه با افزایش هزینه ها اما افزایش هزینه ها بیشتر از آن باشد اثر این دو رفتار سبب کاهش بازده دارایی ها یا رفتار غیرعادی آنها می شود (ص. 234).
تحقیقات قبلی نشان دادند که بررسی ارتباط بین درآمد و هزینه ها می تواند محتوای اطلاعاتی بیشتری داشته باشد. در این زمینه گروهی از محققین شواهدی به دست آوردند که مطالعه ارتباط بین درآمد و هزینه ها (R2) می تواند محتوای اطلاعاتی بیشتری راجع به پایداری سود داشته باشد. یافته های آنها نشان داد که ارتباط بین فروش ها و هزینه ها اطلاعات بیشتری از بررسی جداگانه فروش ها و هزینه ها درباره‌ی پایداری سود ارائه می دهد. آنها دریافتند که تحلیلگران و بازار اطلاعات ترکیبی به دست آمده در ارتباط با فروش ها و هزینه ها را در نظر نمی گیرند (گو و همکاران، 2006). علی‌رغم موارد فوق کیلور و لوپز معتقدند که دو عامل غیر مرتبط با سود جاری یعنی فروش مورد انتظار آتی و میزان بهره برداری از ظرفیت بر ارتباط بین رفتار هزینه ها و پاداش هیأت مدیره اثر می گذارند.
همچنین در تحقیقات نشان داده شده است که رفتار هزینه ها با اثر متقابل بین تغییرات در فروش ها و سطح بهره برداری از ظرفیت مرتبط می شود (بالاکریشنان و همکاران، 2004). زمانی که فروش ها کاهش می یابند ظرفیت مازاد به وجود می‌آید زیرا قسمتی از ظرفیت برای یک دامنه از فعالیت فروش ثابت است. نتیجه این ثبات هزینه هااین است که زمانی که فروش ها کاهش می یابند نسبت هزینه ها به فروش ها افزایش خواهند یافت و به کاهش در بازده دارایی ها منجر می شوند زیرا هزینه های ثابت ظرفیت بر سطح کمتری از فروش تقسیم می شوند (اندرسون و همکاران،2007).
بر این مبنا درصددیم تا در این تحقیق به این موضوع بپردازیم که عدم حفظ رابطه قبلی بین پاداش و عملکرد مدیر ممکن است به عملکرد مدیریت ربطی نداشته بلکه تابعی از رفتار هزینه ها باشد. و اینکه آیا شرکت های ایرانی در زمان پرداخت پاداش رفتار هزینه ها یا اطلاعات ترکیبی فروش ها و هزینه ها را لحاظ می کنند. و آیا دو عامل غیر مرتبط با سود جاری یعنی فروش مورد انتظار آتی و میزان بهره برداری از ظرفیت بر ارتباط بین رفتار هزینه ها و پاداش هیأت مدیره اثر می گذارند یا خیر؟
1-2 اهمیت موضوعبه دلیل تئوری نمایندگی انتظار می رود رابطه مستقیم بین پاداش و عملکرد مدیر وجود داشته باشد اما تحقیقات جدید نشان دادند که حساسیت پاداش به سود در شرکت های با عملکرد ضعیف نسبت به شرکت های با عملکرد قوی کمتر می شود ( شاو و ژانگ، 2010). در واقع این تحقیقات این احتمال را که دلیل کاهش در سود عملیاتی ممکن است به عملکرد مدیریت ربطی نداشته بلکه تابعی از رفتار هزینه ها باشد نادیده می گیرند.
بر این اساس انتظار می رود تحقیق حاضر شواهدی را راجع به ارتباط بین پاداش و رفتار هزینه ها فراهم نماید. و با توجه به اینکه پاداش به عنوان یکی از راهکارهای کاهش مشکلات نمایندگی مطرح شده است نتایج این تحقیق به شرکت ها کمک نماید تا هنگام پرداخت پاداش به رفتار هزینه ها و محتوای اطلاعاتی ارتباط بین فروش ها و هزینه ها توجه نمایند تا بتوانند ارزیابی بهتری از عملکرد مدیریت داشته باشند. همچنین یافته های تحقیق می تواند علاوه بر غنا بخشیدن به مبانی نظری ارتباط عملکرد و پاداش، ضرورت ایجاد کمیته پاداش در شرکت های ایرانی را نشان دهد. و از سویی دیگر سیاست‌گذاران و اتحادیه های حرفه‌ای می توانند با تدوین استراتژی های مناسب پاداش موجب کارایی بکارگیری منابع محدود کشور شوند و از تضاد نمایندگی بالقوه موجود در شرکت ها که هدف اصلی برقراری پاداش مبتنی بر آن بود، بکاهند.
1-3 اهداف تحقیقاهداف اصلی این تحقیق با توجه به بیان مسئله بررسی این موضوع است که رفتار هزینه ها می تواند تشریح کننده ارتباط بین پاداش و عملکرد مدیریت باشد. و همچنین بررسی اثر فروش موردانتظار آتی و بهره برداری از ظرفیت روی ارتباط بین رفتار هزینه ها و پاداش هیأت مدیره می باشد.
1-4 فرضیات تحقیقبا توجه به اهداف پژوهش فرضیه های قابل آزمون زیر مطرح می شوند:
فرضیه اول: تغییرات پاداش به افزایش در بازده دارایی ها حساس است.
فرضیه دوم: تغییرات پاداش به کاهش در بازده دارایی ها حساس است.
فرضیه سوم: تغییرات پاداش به افزایش در بازده دارایی ها بیشتر از کاهش در بازده دارایی ها حساس است.
فرضیه چهارم: تغییرات پاداش به تغییر در بازده دارایی های به وجود آمده از رفتار عادی هزینه ها حساس است.
فرضیه پنجم: تغییرات پاداش به تغییر در بازده دارایی های به وجود آمده از رفتار غیرعادی هزینه ها حساس است.
فرضیه ششم: فروش موردانتظار آتی روی ارتباط بین رفتار هزینه ها و تغییرات پاداش هیأت مدیره اثر می گذارد.
فرضیه هفتم: بهره برداری از ظرفیت روی ارتباط بین رفتار هزینه ها و تغییرات پاداش هیأت مدیره اثر می گذارد.
1-5 قلمرو تحقیقالف) قلمرو موضوعی: مطالعه ارتباط بین رفتار هزینه ها و پاداش هیأت مدیره می باشد.
ب) قلمرو زمانی تحقیق: دامنه زمانی تحقیق سال‏های مالی 1391 – 1387 (5 سال) می‏باشد.
ج) قلمرو مکانی تحقیق: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-6 روش تحقیقاین تحقیق از نظر استدلال قیاسی- استقرایی و از نظر هدف، تحقیقی کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحقیقی توصیفی- مبتنی بر تحلیل رگرسیونی به روش تحلیل ترکیبی داده ها است. که در آن از اطلاعات واقعی مندرج در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است.
جامعه آماری در این تحقیق شرکت‌های فعال در صنایع دارویی، شیمیایی، غذایی، خودرو، فلزات اساسی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که نمونه های مورد مطالعه به صورت حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. دلیل انتخاب این شرکت ها وجود هزینه های ثابت بالا در این گونه شرکت ها و همچنین محدودیت زمانی محقق بوده است. لذا شرکت های انتخاب شده دارای مجموعه شرایط زیر بودند:
تا قبل از سال 1387 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند.
پایان سال مالی آنها 29 اسفند ماه باشد.
در دوره مورد بررسی تحقیق توقف عملیات و تغییر در دوره مالی نداشته باشد.
صورت‌های مالی شرکت‌ها، حسابرسی شده و غیر تلفیقی باشند.
جزء بانک‌ها و موسسات مالی (شرکت‌های سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری مالی، شرکت‌های هلدینگ، بانک‌ها و لیزینگ‌ها) نباشند.
اطلاعات مالی مورد نیاز به طور کامل وجود داشته باشد.
حداقل در سه دوره از دوره های مورد بررسی تغییرات پاداش داشته باشند.
مراحل کلی تحقیق به این صورت بوده که داده ها به صورت داده‌های تابلویی تهیه شده و از مدل رگرسیون چند متغیره برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است. جهت تعیین معنی‌دار بودن رابطه متغیرهای مستقل با متغیر وابسته از آزمون t در سطح خطای 5 درصد (95 درصد اطمینان) استفاده شده است. همچنین اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از گزارش‌های انتشار یافته توسط سایت‌های مدیریت پژوهش توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار و سیستم جامع اطلاع رسانی ناشران (شبکه کدال) بورس و نیز نرم افزار ره‌آورد نوین جمع آوری شده و برای تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای اکسل و ایی ویوز مبتنی بر تحلیل داده‌های ترکیبی استفاده شده است.
جهت آزمون فرضیات 1و2و3 از مدل زیر استفاده گردیده است:
مدل (1)
DBONUSi,t=β0+ β1PDROAi,t+ β2NDROAi,t+γjXjit
و برای آزمون فرضیات 4 و 5 از مدل زیر استفاده شده است:
مدل(2)
DBONUSi,t=α0+ α1NC_PDROAi,t+ α2NC_NDROAi,t+ α3NNC_PDROAi,t+ α4NNC_NDROAi,t+γjXjit
و در نهایت برای آزمون فرضیات 6 و7 از مدل زیر استفاده گردیده است:
مدل(3)
DBONUSi,t=Ѳ0+Ѳ1NC_PDROAi,t+Ѳ2NC_NDROAi,t+Ѳ3NNC_PDROAi,t+Ѳ4NNC_NDROAi,t+Ѳ5R_DCAP*NC_PDROAi,t+Ѳ6R_DCAP*NC_NDROAi,t+Ѳ7R_DCAP*NNC_PDROAi,t+Ѳ8R_DCAP*NNC_NDROAi,t+Ѳ9R_FSALES*NC_PDROAi,t+Ѳ10R_FSALES*NC_NDROAi,t+Ѳ11R_FSALES*NNC_PDROAi,t+Ѳ12R_FSALES*NNC_NDROAi,t+Ѳ13R_FSALESit+ Ѳ14R_DCAPit+ γjXjit
که توضیحات تفصیلی در فصل سوم ارائه شده است.
1-7 تعریف واژه‌هاپاداش هیأت‌مدیره:
به هرگونه مزایای نقدی متعلق به مدیران پس از تصویب مجمع، پاداش می گویند.
رفتار هزینه‌ها:
منظور از رفتار هزینه ها عکس العمل هزینه ها نسبت به تغییرات در حجم فعالیت است. که در این تحقیق به دو طبقه عادی و غیرعادی تقسیم شده است:
47186842603500 رفتار عادی: افزایش فروش همراه با افزایش هزینه ها است اما افزایش هزینه ها کمتر از آن است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها کمتر از آن است.
471868421780500
523938564389000052393856438900005239385643890000 رفتار غیرعادی: افزایش فروش همراه با کاهش هزینه ها است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها بیشتر از آن است.
کاهش فروش همراه با افزایش هزینه ها است.
افزایش فروش همراه با افزایش هزینه ها است اما افزایش هزینه ها بیشتر از آن است.
فروش موردانتظار آتی:
پیش بینی فروش یک تخمین از فروش های نقدی یا واحد های فیزیکی بر پایه یک دوره زمانی معین در آینده تحت یک برنامه بازاریابی طراحی شده و مجموعه مفروضاتی از شرایط و عوامل محیطی می باشد. در این تحقیق فروش مورد انتظار آتی به صورت فروش پیش بینی شده منهای فروش واقعی تقسیم بر فروش واقعی تعریف شده است.
بهره برداری از ظرفیت:
استفاده (بهره برداری) از توان یا قابلیت تولید در خلال یک دوره زمانی معین است. در این تحقیق ابتدا ظرفیت به صورت زیر تعریف شده: فروش تقسیم بر ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات منهای میانگین سالیانه صنعت. سپس بهره برداری از ظرفیت به صورت تغییر در ظرفیت نسبت به دوره قبل تعریف شده است.
1-8 چارچوب فصول آتیدر فصل دوم ابتدا پیشینه‌ی تئوریک و سپس خلاصه ای از تحقیقات انجام شده قبلی در ارتباط با موضوع تحقیق بیان می‌شود.
در فصل سوم روش شناسی تحقیق مورد بحث قرار می گیرد. در این فصل ابتدا نوع پژوهش، جامعه آماری، روش نمونه گیری و نحوه جمع آوری داده ها بیان می شود، سپس فرضیه ها، مدل ها، متغیرها و نحوه محاسبه تشریح می شود. در نهایت آزمون های آماری مورد استفاده جهت تحلیل نتایج ارائه می گردد.
فصل چهارم به استخراج نتایج و تجزیه و تحلیل اطلاعات اختصاص دارد که شامل آزمون فرضیه های تحقیق می باشد.
در فصل پنجم ابتدا خلاصه‌ای از مطالب مطرح شده در فصل‌های پیشین بیان می شود، سپس به تبیین یافته های مربوط به هر کدام از فرضیه ها پرداخته و در نهایت پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه می شود.
909955325755فصل دوم: ادبیات تحقیق00فصل دوم: ادبیات تحقیق
مقدمهبرای کاهش تضاد نمایندگی قرارداد مهم "مالکان _ مدیران" عموما پاداش راه حل اصلی تصور می شود. بر اساس این اعتقاد، در ادبیات حسابداری طرح ها و مبانی مختلفی برای پرداخت پاداش به مدیران برای همسوئی اهداف آنان با سهامداران وکاهش تضاد منافع میان آنان مطرح شده است که از جمله این طرح ها و مبانی می توان به طرح پاداش مبتنی بر عملکرد که در آن از مبانی حسابداری مانند بازده دارایی ها استفاده می شود نام برد. همچنین با توجه به تئوری نمایندگی انتظار می رود رابطه مستقیم بین پاداش و عملکرد مدیر وجود داشته باشد اما طبق تحقیقات انجام شده این رابطه از تقارن برخوردار نبوده بدین صورت که واکنش پاداش به افزایش و کاهش در بازده دارایی ها متفاوت بوده است. تحقیقات گذشته دو دسته عوامل عملکرد مدیر و رفتار هزینه ها را در این ارتباط نامتقارن موثر می دانند. لذا شناخت رفتار هزینه ها هم برای مدیران به منظور استفاده در تصمیم گیری های مهم مدیریتی همچون برنامه ریزی و بودجه بندی و .... و هم برای افراد برون سازمانی برای کسب ارزیابی صحیح از عملکرد شرکت و به تبع عملکرد مدیر بسیار مهم می باشد.
طبق تحلیل بنیادی سنتی تغییرات در هزینه ها متناسب با تغییرات در فروش می باشد. فلذا، افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش علامتی از ناکارآمدی مدیر در نظر گرفته می شود. اما تحقیقات دهه های اخیر نشان داده است که چنین تجزیه و تحلیل هایی در دوره های افزایش درآمد صادق است و در دوره های کاهش درآمد تجزیه و تحلیل بنیادی باید با توجه به ثابت بودن و چسبندگی هزینه ها صورت گیرد. بدین صورت در این تحقیق با توجه به جزء ثابت بودن هزینه ها به دنبال بررسی ارتباط نامتقارن تغییرات عملکرد (تغییرات بازده دارایی ها) و تغییرات پاداش از طریق بررسی رفتار هزینه ها (به عبارت دیگر ارتباط بین درآمد و هزینه ها) که به دو حالت عادی و غیر عادی تقسیم شده است، پرداخته می شود.
با عنایت به مطالب فوق در این فصل با ارائه مفاهیم نظری تحقیق، به بررسی ادبیات و تحقیقات گذشته مرتبط با موضوع مورد بحث پرداخته می شود.
2-1 تئوری نمایندگیتئوری نمایندگی با قدمتی بیش از چهل سال در اوایل دهه هفتاد میلادی با ظهور شرکت های سهامی که جدایی مالکیت از مدیریت را به همراه داشته توسط اندیشمندانی همچون اسپنس و زیکهاور (1971)؛ جنسن و مکلینگ (1976) و ... مطرح گردید. مبدا تئوری نمایندگی را می توان در تئوری قراردادها جستجو کرد بدین دلیل که شرکت های سهامی از انعقاد قراردادهای میان گروه های مختلف ذینفع مانند سهامداران، مدیران، کارکنان و اعتباردهندگان تشکیل شده اند. در این تئوری با توجه به شرایط حاکم و همچنین ویژگی های اشخاص مدنظر آن، انواع گوناگونی از روابط قراردادی قابل بررسی است. در ساده ترین و اصلی ترین صورت این روابط سهامدار یک شرکت (کارگمار) و مدیر آن شرکت (کارگزار) وجود دارد. اساس شکل گیری رابطه میان طرفین، بر پایه قراردادی است که در آن تفویض اختیار و دادن مسئولیت از طرف کارگمار و انجام مسئولیت و لزوم پاسخگویی بر عهده کارگزار می باشد. چنین رابطه ای را رابطه نمایندگی می گویند (عربصالحی و صالحی، 1391).
2-1-1 مفروضات تئوری نمایندگیتئوری نمایندگی مانند هر چارچوب تئوریک دیگر، دارای مفروضاتی می باشد، این مفروضات مبتنی بر فرض های رفتاری بین سهامدار (کارگمار) و مدیر (کارگزار) است که به شرح زیر می باشند:
مفروضات کارگمار:
کارگمار از نظر رفتاری "بی تفاوت نسبت به ریسک" می باشد. بدین صورت که با خرید سهام گوناگون و ایجاد تنوع، در ریسک شرکت با سایر سهامداران شریک می شود.
کارگمار به دنبال رسیدن به بیشترین نفع شخصی خود و "مطلوبیت مورد انتظار" (سود و ...) می باشد.
کارگمار قدرت محاسباتی، پیش‌بینی آینده و دریافت اطلاعات از کارگزار و سیستم حسابداری وی را دارد (عربصالحی و صالحی، 1391).
مفروضات کارگزار:
کارگزار از نظر رفتاری شخصی "ریسک گریز" است. یعنی ثروت بیشتر را به کمتر ترجیح می دهد، اما هنگامی که ثروت افزایش پیدا می کند، مطلوبیت مورد انتظار (پولی و غیر پولی) وی کاهش می یابد.
کارگزار نیز همانند کارگمار به دنبال منافع (مالی یا غیر مالی) شخصی خود یعنی رسیدن به بالاترین مطلوبیت مورد انتظار (دستمزد، پاداش و ...) می باشد.
کارگزار همانند کارگمار، قدرت محاسباتی و پیش بینی آینده را دارد و می تواند اطلاعات موجود را که شامل اطلاعات حسابداری نیز می گردد، پردازش کند و به نفع نمایندگی به کار برد.
کارگزار اساسا فردی عقلانی است. یعنی در او نوعی تمایل به "کارگریزی" به معنای کسب بیشترین عایدی با کمترین زحمت وجود دارد. این تمایل را در اصطلاح تئوری نمایندگی "از زیر کار شانه خالی کردن" می نامند.
کارگزار همیشه فردی منطقی است. با وجود مفروضات فوق، از آنجایی که منافع وی در گرو کسب نتیجه مطلوب کارگمار می باشد انتظار می رود او در راستای منافع کارگمار تصمیم گیری و تلاش نماید (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
2-1-2 مشکلات نمایندگی
با توجه به عدم همخوانی و همسویی مفروضات، اهداف و تابع مطلوبیت کارگمار و کارگزار، همواره امکان بروز مشکل بین طرفین یک رابطه نمایندگی وجود دارد.
اولین مشکل در رابطه نمایندگی، وجود تضاد منافع بین کارگزار وکارگمار است، یعنی کارگمار به دنبال رسیدن به بالاترین ارزش سرمایه گذاری است و کارگزار نیز در وهله اول به دنبال کسب منفعت و افزایش رفاه خود می‌باشد. بنابراین این احتمال وجود دارد که کارگزار در راستای منافع کارگمار عمل ننماید (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
دومین مشکل نمایندگی، مربوط به ناتوانی کارگمار، در ملاحظه اقدام و عملیات کارگزار است (جنسن، 1998؛ هلمسترم، 1979). کارگمار نمی تواند اقدامات کارگزار را به طور مستمر پیگیری کند تا مطمئن شود کارگزار منطبق با منافعش تصمیم گیری می کند. بنابراین کارگمار فاقد اطلاعات لازم در خصوص عملیات کارگزار است، این حالت را در اصطلاح تئوری نمایندگی "عدم تقارن اطلاعات" می نامند. در چنین شرایطی اگر کارگمار روشی را جهت کنترل عملیات کارگزار به کار نگیرد، فقط کارگزار، آگاه است که در راستای منافع کارگمار عمل نموده یا منافع کارگمار را نادیده گرفته است. از طرف دیگر، کارگزار نسبت به اقداماتی که در سازمان باید صورت گیرد، بیشتر از کارگمار اطلاعات اجرایی دارد، این اطلاعات اضافی کارگزار، در تئوری نمایندگی "اطلاعات خصوصی " نامیده می شود. وجود اطلاعات خصوصی موجب تشدید عدم تقارن اطلاعات بین کارگزار و کارگمار می گردد (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
سومین مشکل نمایندگی، موضوع "اثرات انتخاب نامطلوب" می باشد (جیدسدال، 1981). این مشکل زمانی به وجود می آید که اشخاص تمایل دارند با داشتن اطلاعات خصوصی، درباره چیزی که نفع آنها را فراهم می سازد، با طرف مقابل قرارداد منعقد نمایند. به عنوان مثال، هنگامی که شخصی بیمار است، ممکن است قرارداد بیمه عمری را با شرکت بیمه منعقد نماید که در نهایت نفع شخصی وی حاصل شود و به شرکت بیمه ضرر و زیان وارد گردد. این مشکل در چارچوب رابطه کارگزار و کارگمار نیز ممکن است به وجود آید و کارگزار به نحوی رفتار نماید تا اطلاعات نادرست و یا ناقص به کارگمار منتقل نماید و نتیجتا بر اساس اطلاعات خصوصی خود، کارگمار را به انجام عملی که در جهت منافع وی نمی باشد مجاب نماید (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
چهارمین مشکل نمایندگی، مربوط به "خطر اخلاقی" است (بیمن 1990،1982). این مشکل هنگامی حادث می شود که کارگزار به واسطه حصول منافع شخصی خود انگیزه پیدا می کند تا از شرایط قرارداد منعقد شده خارج شود، زیرا کارگمار نمی تواند اقدام و عمل کارگزار را ملاحظه کند (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
پنجمین مشکل مربوط به نمایندگی، این است که قرارداد بین کارگمار و کارگزار، در شرایط عدم اطمینان نسبت به حالات آینده منعقد می گردد، یعنی قرارداد به طور معمول قبل از اجرای عملیات و حصول نتیجه نهایی که ممکن است محصول یا سود باشد، منعقد می گردد. از زمان اجرای قرارداد تا حصول نتیجه نهایی اتفاق های زیادی رخ می دهد که در تئوری نمایندگی این اتفاق ها به دو گروه "عوامل غیر قابل کنترل" و "عوامل قابل کنترل" طبقه بندی می شوند. بنابراین در هنگام عقد قرارداد امکان دسترسی به عملکرد و نتیجه نهایی وجود ندارد و همیشه قرارداد براساس احتمالات می باشد. در این شرایط از آنجا که کارگزار ریسک گریز است، پس به طور طبیعی تمایل دارد تا دست کم قسمتی از ریسک مربوط به عوامل غیر قابل کنترل را به کارگمار انتقال دهد، یعنی کارگمار نیز در ریسک ناشی از این عوامل سهیم باشد (رهنمای رودپشتی، 1389؛ عربصالحی و صالحی، 1391).
2-1-3 راهکارهای کاهش مشکلات نمایندگی
نمازی 1384 سه نوع راهکار مهم جهت کاهش مشکلات نمایندگی (کنترل کارگزار) را مطرح نموده است:
راهکارهای مالی: اولین مکانیزم مهم کنترل، استفاده از روش های مالی است. یکی از مهم ترین این روش ها «بودجه بندی مشارکتی» است که در آن مدیر (کارگزار) داوطلبانه در فرآیند تهیه و تنظیم بودجه مشارکت می کند و اطلاعات داخلی و گاهی محرمانه خود را در راستای تنظیم بودجه و استانداردها داوطلبانه افشاء می کند. از جمله دلایل شرکت داوطلبانه مدیر در فرآیند بودجه بندی مشارکتی را می توان: همکاری، ارائه حسن نیت، آینده‌نگری و تامین منافع شخصی را نام برد. هنگامی که مدیر در بودجه بندی مشارکتی شرکت می کند، به احتمال زیاد باعث افزایش رضایت شغلی، انطباق اهداف، بهبود رفتار سازمانی و افزایش امنیت شغلی وی می گردد.
راهکارهای نظارتی: سهامدار می تواند راهکاری را در سازمان به کار گیرد تا از منافع شخصی مدیر تا حد زیاد جلوگیری نماید. حسابرسی توسط اشخاص مستقل به عنوان یکی از راهکارهای مهمی است که در راستای انطباق اهداف سهامدار و مدیر می تواند به کار برده شود.
قراردادهای انگیزشی: در قراردادهای بدون انگیزش، مدیر فقط حقوق و دستمزد دریافت می کند در این حالت ممکن است وی جهت افزایش ثروت سهامداران و ارزش سازمان تلاش ننماید، زیرا این‌گونه قراردادها بدون انگیزش لازم برای این کار است. بنابراین جهت ایجاد انگیزه باید از قراردادهای انگیزشی استفاده شود. در این گونه قراردادها پاداش مدیر بستگی به ارزیابی عملیات وی دارد، هر چه پاداش بیشتر وابسته به معیارهای اندازه گیری عملیات مدیر باشد، انگیزه مدیر برای دسترسی به معیار های از قبل تعیین شده ارزیابی عملیات بیشتر است. در نتیجه احتمال رسیدن به انطباق اهداف نیز بیشتر می گردد (ص. 156).
2-2 پاداش مدیرانپاداش پیامدهای ارزشمند مثبت کار برای افراد (کرمی و گودرزی 1388 به نقل از شرمرهورن، 1993) و ارائه یک پیام خوشایند برای انجام رفتاری مطلوب از فرد به منظور افزایش احتمال تکرار است (کرمی و گودرزی 1388 به نقل از هلریگل و همکاران، 1995).
2-2-1 مبنای قراردادها و طرح های پاداش به مدیران"تحقیقات صورت گرفته در زمینه بررسی ارتباط بین پاداش مدیران و عملکرد شرکت ها به شکل گیری دو نظام فکری منجر شده است: گروه اول مطالعاتی هستند که رابطه برخی فاکتورهای نسبتا با ثبات، نظیر اتدازه شرکت را با پاداش بررسی نموده اند، که این رویکرد را مدیریت گرایی می نامیم. گروه دیگر معتقد به ارتباط پاداش پرداختی با عملکرد مدیران و به تبع آن عملکرد شرکت می باشند که موضوع بحث در تئوری نمایندگی است" (کبیزاده، 1387، ص. 129 به نقل از مورفی، 1998).
با توجه به مطالعات پیشین رویکردهای (معیارهای) گوناگونی برای ارزیابی عملکرد مدیر (عملکرد شرکت) وجود دارد که به شرح ذیل می باشند:
رویکرد حسابداری: در این معیار از ارقام صورت های مالی نظیر فروش، سود، بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و ...استفاده می شود.
رویکرد تلفیقی: در این معیار از تلفیق ارقام صورت های مالی و ارزش های بازار نظیر نسبت P/E، نسبت ارزش بازار دارایی ها به ارزش دفتری آنها (نسبت کیو توبین) و ... استفاده می شود.
رویکرد مدیریت مالی: از مدل های مطرح در مدیریت مالی نظیر مدل ارزشیابی دارایی های سرمایه ای، بازدهی هر سهم و ... جهت ارزیابی ها استفاده می شود. تاکید اصلی این رویکرد بر تعیین بازده هر سهم و بازده اضافی هر سهم می باشد.
رویکرد اقتصادی: از مفاهیم اقتصادی استفاده می شود. عملکرد واحد تجاری با تاکید بر قدرت سودآوری دارایی های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه بکار گرفته شده مورد ارزیابی قرار می گیرد. مانند ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (انواری رستمی و همکاران، 1383؛ انصاری و کریمی، 1387).
لذا هر یک از این معیارها می توانند به عنوان مبنایی برای پرداخت پاداش به مدیران قرار گیرند.
2-2-2روش های اعطای پاداش به مدیرانروش های اعطای پاداش به مدیران به طور کلی به دو دسته 1) سنتی (طرح پاداش کوتاه مدت) 2) تعدیل شده طبقه بندی می گردد.
روش های سنتی: در این روش پاداش مدیران برای کمتر از یک سال معوق می ماند و با توجه به عملکرد سالانه مدیران پاداش پرداخت می شود. این روش ها عبارتند از:
پرداخت حقوق ثابت: در این روش مدیر صرفا حقوق ثابتی دریافت کرده و هیچ انگیزه ای برای بهبود عملکرد ندارد. این روش فاقد محرک و انگیزش لازم است. از طرف دیگر در این روش برای عملکرد ضعیف مدیر مجازات پیش بینی نشده است.
پرداخت حقوق ثابت به علاوه درصدی از سود خالص و یا بازده شرکت: این روش یک گام به جلو بوده و تا حدی کارآمدتر از روش اول است. به همین خاطر در دهه 1980 بیشتر از 90% مجموعه هزار شرکت صنعتی اول امریکا پاداش مدیران خود را براساس روش های مختلف مبتنی بر سود خالص پرداخت می کردند. این روش دارای معایبی است از جمله:
سبب می شود تا مدیران ترغیب شوند با تغییر روش های حسابداری سبب افزایش میزان سود و در نتیجه پاداش خود شوند.
صرف افزایش سود و یا بازده باعث افزایش ثروت سهامداران نمی شود. مهم کسب بازدهی بیشتر از هزینه سرمایه می باشد و نه صرفا کسب بازده. این روش باعث ایجاد انگیزه در مدیران می شود که روی پروژه هایی سرمایه گذاری کنند که گاه حتی بازده شان مساوی با هزینه سرمایه آنها است.


در این روش همانند روش قبل مدیر فقط پاداش می گیرد و بابت عملکرد نامطلوب مجازات نمی شود.
پرداخت حقوق ثابت به علاوه درصدی از مازاد عملکرد نسبت به بودجه: در این روش هنگامی که سود خالص از حد معین و پیش بینی شده قبلی بالاتر رود، نسبت به مبالغ سود اضافی کسب شده (به صورت محدود یا نامحدود) پاداش داده می شود. در این روش یک حرکت معکوس صورت گرفته است. در واقع به جای آنکه روش پاداش ایجادکننده بودجه و مشوق برای کسب سودهای بیشتر باشد، مدیران سعی خواهند کرد که میزان بودجه را در حد پایینی تعیین کنند تا پاداش بیشتری بدست آورند. همچنین در این روش نیز مدیر بابت عملکرد نامطلوب مجازات نمی شود (جهانخانی و ظریف فرد، 1375).
شیوه های تعدیل شده: آنچه که در شیوه های ایجاد انگیزه اهمیت دارد پرداخت پاداش طبق فرمول مناسب و به وجود آوردن انگیزش لازم و کافی در مدیران به منظور تلاش بیشتر و کسب عملکرد مثبت است. طرح های پاداشی بلندمدت شامل بیش از یک دوره زمانی (چند سال) می شوند تا مدیران در طی این سال ها به انجام کارهای مثبت ترغیب شوند. در یک طبقه بندی کلی طرح های پاداشی بلندمدت را به پنج طرح طبقه بندی می کنند. این طرح ها شامل موارد زیر است:
طرح اعطای خرید سهام: بر طبق این طرح، شرکت به مدیرانش اجازه می دهد تا تعداد معینی از سهام را به قیمت مشخصی در طی یک دوره زمانی معین خریداری نمایند.
طرح اعطای حق دریافت افزایش قیمت سهام: این طرح مشابه طرح اختیار خرید سهام است با این تفاوت که به مدیران اجازه می دهد تا در صورت افزایش بهای سهام، مابه التفاوت قیمت روز سهام و قیمت توافقی را نقدا دریافت کنند این طرح در صورتی به کار می رود که مدیران تمایل داشته باشند به جای سهام و سهیم شدن در مالکیت شرکت، پول نقد داشته باشند. در این طرح مدیران مجبور به پرداخت هزینه نقل و انتقال سهام نیستند.
طرح اعطای سهام غیر قابل معامله: بر طبق این طرح مدیران امکان فروش سهام خود را ندارند مگر تحت شرایط خاص، معمولا این محدودیت در صورتی که در طی دوره معینی (چند سال) در شرکت باقی بمانند، برداشته می شود. چنانچه قرارداد استخدامی مدیر به هر علتی خاتمه داده شود وی به میزان سهامش ضرر کرده و در حقیقت جریمه می شود.
طرح پاداش مدیران: بر طبق این طرح، همزمان با افزایش قیمت سهام مانده حساب مدیران براساس تعداد سهام غیر قابل معامله‌ای که دارند به‌وسیله شرکت بستانکار می شود. اما پرداخت وجه نقد به آنها برابر با ارزش (قیمت) سهام بعد از برداشتن محدودیت فروش سهام آنها می باشد.
طرح پاداش مبتنی بر عملکرد: در طرح های عنوان شده در بالا پاداش مدیران براساس عملکرد و رفتار قیمت سهام پرداخت می شود. اما طرح پاداش مبتنی بر عملکرد براساس اندازه گیری معیار های ارزیابی عملکرد مدیران (شرکت) است (جهانخانی و ظریف فرد، 1375).
"همه ی طرح های فوق الذکر از این جهت که به نوعی یا باعث سهیم شدن مدیران و کارکنان در مالکیت شرکت می گردد و یا اینکه پاداش آنها در صورت تحقق ایجاد ارزش در بلندمدت پرداخت می گردد، دارای اثرات انگیزشی هستند و بنابراین عاملی برای همسو کردن منافع مدیران و سهامداران به شمار می روند" (جهانخانی و ظریف فرد،1375، ص. 18).
2-2-3 نحوه پرداخت پاداش در شرکت های ایرانیبر مبنای ماده 134 قانون تجارت مصوب 1347 در صورتی که در اساسنامه پیش بینی شده باشد، مجمع عمومی می تواند تصویب کند که نسبت معینی از سود خالص سالانه شرکت بعنوان پاداش به اعضا هیأت مدیره تخصیص داده شود. همچنین بر اساس ماده 241 همین قانون نسبت معینی از سود خالص سالانه شرکت که ممکن است جهت پاداش هیأت مدیره در نظر گرفته شود به هیچ وجه نباید در شرکت های سهامی عام از پنج درصد سودی که در همان سال به صاحبان سهام پرداخت می شود تجاوز کند. تحقیقات نشان داده است که شیوه اعطای پاداش در 29% شرکت های ایرانی به صورت درصدی از سود خالص و سود تقسیم شده بین سهامداران بوده است (جهانخانی و ظریف فرد، 1375). در تحقیقات دیگر صورت گرفته تمام پاسخ دهندگان به سوال تحقیق بر این باور بودند که اغلب طرح ها و قراردادهای پاداش فعلی مبتنی بر سود حسابداری بوده است و آزمون رابطه بین پاداش و سود شرکت های بورس مؤید وجود رابطه خطی بوده و نظر پاسخ دهندگان را تایید نموده است (نمازی و سیرانی، 1383). لذا می توان گفت نحوه پرداخت پاداش در شرکت های ایرانی، طرح مبتنی بر عملکرد کوتاه مدت بوده است.
2-3 رفتار هزینه ها
در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 برخی نویسندگان حسابداری از جمله سولومونز و استابوس به رابطه بین فعالیت ها و هزینه ها اشاره کردند. اما توجه جدی محافل دانشگاهی و حرفه ای به این رابطه در دهه 1980 بیشتر جلب شد. این توجه عمدتا بر اثر 1) پیشرفت تکنولوژی، سیستم های اطلاعاتی و مکانیزم های تولیدی در کشورهای مختلف به ویژه ژاپن 2) در این دوره مدیران به جای توجه صرف به سودآوری، موضوعاتی از قبیل رقابت در سطح جهانی، افزایش رضایت مشتری، تاکید بر کنترل کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها را نیز مد نظر قرار دادند و 3) همزمان با دو عامل بیان شده تعدادی از نویسندگان حسابداری به بررسی و تشریح این عوامل پرداختند، رخ داده بود (مرتضوی، 1390).
شناخت رفتار هزینه ها در واکنش به تغییرات سطح تولید و فروش برای مدیریت شرکت ها از اهمیت زیادی برخوردار است (هورن گرن، فاستر و داتار، 1999). لذا شناخت رفتار هزینه ها به عنوان یکی از مباحث مهم در حسابداری مدیریت مطرح شده است. در این سیستم اطلاعات فراهم شده در مورد مباحث مهم مانند رفتار هزینه ها در جهت اجرای چهار وظیفه مهم مدیریت که عبارتند از 1) مدیریت استراتژی های شرکت 2) برنامه ریزی و تصمیم گیری 3) کنترل عملیات و مدیریت و 4) تهیه صورت های مالی به کار گرفته می شوند (نیکبخت و دیانتی، 1392). با عنایت به اینکه وظیفه چهارم مدیریت تهیه صورت های مالی برای افراد برون سازمانی است، در نهایت اطلاعات این سیستم به افراد برون سازمانی منتقل شده و توسط آنان در ارزیابی عملکرد شرکت ها و مدیران آنان مورد استفاده قرار می گیرد. لذا شناخت رفتار هزینه ها برای مدیران به واسطه استفاده در مدل های تصمیم گیری ایشان و برای افراد برون سازمانی به دلیل استفاده در شناخت و پیش بینی عملکرد شرکت اهمیت زیادی دارد (مرتضوی، 1390).
2-3-1 مدل های رفتار هزینه ها
منظور از رفتار هزینه ها نحوه واکنش هزینه ها به تغییرات در سطح فعالیت است. دو مدل در مورد رفتار هزینه ها در ادبیات حسابداری مدیریت به شرح زیر مطرح است:
مدل سنتی: "در مدل سنتی رفتار هزینه ها که در ادبیات حسابداری رایج است، هزینه ها با توجه به تغییر در حجم فعالیت به دو دسته هزینه های ثابت و هزینه های متغیر تقسیم بندی می شوند. در این مدل، هزینه های متغیر متناسب با تغییر در محرک هزینه تغییر می کنند. بدین معنی که میزان تغییر هزینه ها به میزان تغییر سطح فعالیت ها بستگی دارد، نه جهت تغییر" (مرتضوی، 1390، ص. 2). همچنین در این مدل هزینه های ثابت بخشی از هزینه کل هستند که با تغییر در حجم فعالیت در دامنه مربوط تغییر نمی کنند. می توان هزینه استهلاک و اجاره ساختمان کارخانه، حقوق سرپرستان تولید و سایر هزینه های پشتیبانی تولید که با تغییر در تعداد محصول تولید شده، مقدارشان ثابت است را نام برد (نیکبخت و دیانتی، 1392).
مدل چسبنده: "هزینه ها در واقع، میزان مصرف منابع به منظور انجام فعالیت های گوناگون شرکت را نشان می دهند. از آنجا که فعالیت ها در راستای تولید کالاها و خدمات انجام می شوند، منابع بر مبنای انتظارات از تقاضا تحصیل شده که این امر موجب تبعیت نکردن هزینه ها از تقاضای واقعی می شوند. در همین راستا برخی از صاحبنظران چنین استدلال می کنند که شدت کاهش هزینه ها در اثر کاهش حجم فعالیت کمتر از شدت افزایش هزینه ها در اثر افزایش حجم فعالیت است. به این نوع رفتار هزینه ها، رفتار چسبنده گفته می شود" (کردستانی و مرتضوی، 1391، ص. 14).
در حسابداری و امور مالی رفتار هزینه ها زمانی که بحث قراردادها مطرح می شود مثل ارتباط بین پاداش و عملکرد مهم تلقی می شود. همچنین مطالعات اخیر عوامل موثر در عدم تقارن هزینه ها به هنگام کاهش فروش را به سه عامل منتسب می دانند. "عامل اول مربوط به هزینه ثابت است زیرا هنگامی که بخشی از فروش کاهش می یابد، نسبت هزینه به درآمد به سبب اینکه هزینه های ثابت نسبت به تغییر حجم ثابت هستند افزایش می یابد. اما عامل های دوم و سوم مربوط به هزینه های متغیر و در ارتباط با چسبندگی هزینه ها است" (سجادی و همکاران، 1393، ص. 83 به نقل از هامبورگ و ناسو، 2010). کیلور و لوپز بر مبنای عامل اول موثر در عدم تقارن هزینه ها یعنی هزینه ثابت، رفتار هزینه ها را به دو طبقه عادی و غیرعادی تقسیم نمودند.
جدول 2-1 رفتار عادی و غیرعادی هزینه ها
رفتار عادی رفتار غیرعادی
افزایش فروش همراه با افزایش هزینه‌ها است اما افزایش هزینه ها کمتر از آن است. افزایش فروش همراه با کاهش هزینه ها است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها بیشتر از آن است.
کاهش فروش همراه با کاهش هزینه ها است اما کاهش هزینه ها کمتر از آن است. کاهش فروش همراه با افزایش هزینه ها است.
افزایش فروش همراه با افزایش هزینه ها است اما افزایش هزینه ها بیشتر از آن است.
2-4 پاداش مدیران و رفتار هزینه هاعلی‌رغم وجود ادبیات گسترده در مورد ارتباط بین عملکرد و پاداش که در قبل ذکر شده عده ای از محققین اظهار می کنند که این ارتباط باید در چارچوب رفتار هزینه ها تحلیل شود. آنها معتقدند که رفتار هزینه ها می تواند توجیهی برای ارتباط نامتقارن بین عملکرد و پاداش باشد (کیلور و لوپز، 2013). بحث ارتباط پاداش مدیران و رفتار عادی و غیرعادی هزینه ها از اینجا ناشی می شود که بر خلاف تجزیه و تحلیل های سنتی برای ارزیابی عملکرد شرکت و به تبع عملکرد مدیر افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به خالص فروش بیانگر علامتی منفی نسبت به عملکرد جاری و آتی شرکت نیست. چنین تجزیه و تحلیل هایی فقط در دوره های افزایش درآمد صادق است و در دوره های کاهش درآمد، تجزیه و تحلیل های بنیادی باید با توجه به ثابت بودن و رفتار چسبنده هزینه ها مورد ارزیابی قرار گیرد (نمازی و دوانی پور، 1389؛ حقیقت و مرتضوی، 1393 به نقل از اندرسون و همکاران، 2007). به عبارت دیگر در تحلیل بنیادی سنتی افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش علامتی از ناکارآمدی مدیریت می باشد، چرا که در تجزیه و تحلیل سنتی عوامل موثر در عدم تقارن هزینه ها به هنگام کاهش فروش یعنی ثابت بودن و چسبندگی هزینه ها در نظر گرفته نمی شود (حقیقت و مرتضوی،1393؛ سجادی و همکاران، 1393). بدین صورت کیلور و لوپز بر اساس تحلیل بنیادی مطرح شده توسط اندرسون و همکاران رفتار هزینه ها را عاملی برای ارتباط نامتقارن عملکرد و پاداش دانسته و معتقدند که تجزیه و تحلیل بنیادی رفتار هزینه ها با توجه به مد نظر قرار دادن هزینه های ثابت می توانند تشریح کننده ارتباط ضعیف بین پاداش و عملکرد ضعیف مدیریت باشند.
2-5 پیشینه تحقیقپیشینه تحقیق را می توان به دو بخش به شرح زیر تقسیم نمود:
تحقیقات خارجی 2. تحقیقات داخلی
2-5-1- تحقیقات خارجیجنسن و مکلینگ (1976) تضاد بین سهامداران و مدیران را تجزیه و تحلیل کرده، نشان دادند که برای کاهش تضاد نمایندگی، باید پاداش مدیران با ارزش ایجاد شده برای سهامداران مرتبط باشد. پاداش بر مبنای ارزش ایجاد شده، روشی سالم برای رسیدن به این هدف است.
مورفی (1985) در تحقیقی تحت عنوان "مطالعه تجربی روی پاداش و عملکرد مدیران" در دانشگاه روچستر دریافت که پاداش مدیران رابطه مثبتی با عملکرد آنان دارد که این عملکرد در بازده سهام و رشد فروش شرکت نمایان می شود.
مورفی (1986) نشان داد که پرداخت به مدیران اجرایی با عملکرد دارای همبستگی مثبت و معناداری است و حتی اگر بین پرداخت و عملکرد رابطه ای نباشد باز هم منافع مدیران اجرایی از طریق ابزارهایی نظیر حق اختیار خرید سهام، طرح های عملکردی بلندمدت و مهم‌تر از همه مالکیت سهام به عملکرد شرکت وابسته خواهد بود. او همچنین نشان داد که طرح های انگیزشی حق الزحمه اعم از کوتاه مدت و بلندمدت نه تنها به ضرر سهامداران نبوده بلکه آنان را منتفع نیز ساخته است.
لمبرت و لارکر (1987) از طریق یک مدل تجربی نشان دادند که استفاده از معیارهای سنجش عملکرد حسابداری و مبتنی بر بازار در قراردادهای حق الزحمه با میزان عدم دقت این معیارها و همچنین حساسیت آنها نسبت به اقدامات مدیریت در ارتباط است. نتایج آنها نشان داد که حق الزحمه نقدی مدیران دارای همبستگی قوی و مثبت با نسبت بازده حقوق صاحبان سهام می باشد ولی رابطه آن با بازده بازار سهام ضعیف تر است.
الی (1991) با بررسی رابطه بین حق الزحمه مدیریت و عملکرد شرکت در صنایع مختلف به این نتیجه رسید که بین صنایع مختلف از نظر ارتباط این معیارها با عملکرد شرکت تفاوت ناچیزی وجود دارد. او در این مطالعه چهار معیار ارزیابی عملکرد شامل بازده بازار سهام، بازده دارایی ها، سود پس از بهره و درآمدها را در نظر گرفت در نمونه انتخابی او اکثر شرکت ها از معیار بازده دارایی ها استفاده کرده بودند.
ناتراجان (1992) در تحقیقی تحت عنوان "استفاده از گزارش های مالی در قرارداد پاداش مدیران" در دانشگاه پنسیلوانیا به این نتیجه رسید که یکی از اصلی ترین روش های اندازه گیری عملکرد مدیر گزارش های حسابداری است، از آنجا که این ابزار اندازه گیری حاوی اطلاعاتی در خصوص عملکرد مدیر و تصمیمات سرمایه گذاری است، لذا به عنوان ابزار اندازه گیری و ارزیابی عملکرد و همچنین انگیزش مدیر نقش دارد. میزان مفید و موثر بودن این ابزارها که تحت تاثیر انتخاب روش های مختلف حسابداری در روند گزارشگری توسط مدیر است، می تواند متفاوت باشد. مصالحه بین محتوا و بار اطلاعاتی از یک سو و اختیار مدیر در انتخاب روش های حسابداری مرتبط با اندازه گیری عملکرد از سویی دیگر نقش حیاتی در تعیین وزن اختصاص داده شده به آنها در یک قرارداد پاداش دارد. ارائه شروط مناسب برای گزارشگری که در یک قرارداد می تواند مفید واقع شود.
اسلون (1993) نشان داد ارتباط مثبتی بین سود حسابداری و پاداش مدیران وجود دارد اما این ارتباط مثبت زمانی که سود کاهش می یابد، از دست می رود.
آرورا (1996) در تحقیق خود مبنای اندازه گیری پاداش مدیران را بررسی و استدلال کردند که وزن نسبی استفاده از ابزار اندازه گیری عملکرد در یک قرارداد پاداش مدیریت بستگی به میزان اختلال ذاتی در ابزار اندازه گیری عملکرد دارد. قراردادهای پاداش مدیریت به طور عمده بر مبنای اندازه گیری حسابداری اختلال و پارازیت کمتری در ارزیابی عملکرد نسبت به قیمت سهام در بورس دارد.
گاور و گاور (1998) در تحقیق خود نشان دادند زمانی که سود افزایش می یابد، حساسیت بین پاداش و سود افزایش می یابد. اما زمانی که سود کاهش می یابد، حساسیت بین پاداش و سود کاهش می یابد، به عبارت دیگر مدیران برای افزایش سود پاداش نقدی اضافی دریافت می کنند اما برای کاهش آن جریمه نمی شوند.
نتیجه مطالعه اندرسون و همکاران (1999) نشان داد که هم پاداش نقدی و هم پاداش مبتنی بر سهام همبستگی مثبتی با بازده حسابداری و بازار دارند ولی تأثیر نسبی بازده بازار بین این دو نوع حق الزحمه (در مقایسه با بازده حسابداری) متفاوت است و تأثیر بازده بازار (در مقایسه با بازده حسابداری) بر پاداش مبتنی بر سهام بسیار بیشتر از تاثیر آن بر پاداش نقدی پرداختی است. آنها همچنین نشان دادند که حساسیت عملکرد جاری شرکت نسبت به پاداش نقدی بیشتر از حساسیت آن نسبت به پاداش مبتنی بر سهام است.
بابر و همکاران (1999) در تحقیق خود ارتباط مثبتی بین سود حسابداری و پاداش نقدی مدیران را نشان دادند. آنها همچنین دریافتند که این ارتباط مثبت زمانی که سود کاهش می یابد، از بین می رود.

— -فایل پروژه - ریسرچ-256)

2-3-1 شبکه سری11
2-3-2 شبکه واگرا12
2-3-3 شبکهی همگرا12
2-3-4 شبکه مختلط13
2-4 مدیریت زنجیره تامین13
2-4-1 ضرورت مدیریت زنجیره تامین15
2-4-2 وظایف مدیریت زنجیره تامین16
2-4-3 مولفه ها و اجزای مدیریت زنجیره تامین17
2-5 برنامه ریزی در زنجیرهی تامین19
2-6 مدلسازی مدیریت زنجیره تامین20
2-6-1 مدل های برنامه ریزی خطی21
2-6-2 مدل برنامه ریزی عدد صحیح21
2-6-3 مدل های شبیه سازی21
2-6-4 مدلهای بهینه سازی- شبیه سازی22
2-7 مسئله طراحی شبکه زنجیره تامین22
2-8 مدل های طراحی شبکه طراحی زنجیره تامین قطعی23
2-9 برنامه ریزی تولید23
2-9-1 کاربردهای اصلی 25
کاربردهای جنبی25
2-10 کالای فاسد پذیر25
2-10-1 اقلام فاسد شدنی27
2-11 انبارداری صحیح و کاهش نرخ ضایعات و موجودی فاسد28
2-11-1 اهمیت انبار 28
2-11-2 انواع انبار ها28
2-11-3 تخریب کالا 29
2-11-4 هزینه‏های ناشی از نگهداری نامناسب مواد اولیه29
2-11-4-1- بسته بندی مناسب30
2-12 پنجره زمانی31
2-12-1 مقدمه31
2-12-2- تقسیم بندی پنجره زمانی31
2-13- مسیریابی با پنجره زمانی33
2-14- مساله VRPTW33
2-14-1- اقسام مسائل مسیریابی وسیله نقلیه با پنجره زمانی 34
2-14-1-1-محدودیت ریاضی مدل TW سخت:35
2-14-1-2-محدودیت های ریاضی مدل TW نرم35
فصل سوم : روش تحقیق
3-1- مقدمه37
3-2- فرضیات مدل37
3-3- نمادهای مدل37
3-4- متغیرهای تصمیم38
3-5- پارامترهای مدل38
3-6- فرمول بندی مساله39
فصل چهارم : نتایج محاسباتی و یافتههای تحقیق
4-1- مقدمه43
4-2-تحلیل حساسیت43
4-3- مساله مطالعه موردی 44
4-3-1- فعالیت های شرکت پرتودانه خزر45
4-3-1-1 تاریخچه شرکت45
4-3-2- بیان مساله موردی47
4-4- تجزیه و تحلیل مسئله موردی 54
4-4-1-تغییرات در میزان تقاضا:55
4-4-2- تغییرات در میزان موجودی اول دوره:56
4-5- جمع بندی57
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- جمعبندی و نتیجهگیری 59
5-2- پیشنهادها60
منابع و مراجع 61
پیوست
کد برنامه Lingo
چکیده انگلیسی
فهرست جدولها
جدول صفحه
جدول 4-1: مقدار مصرف مواد افزودنی و موجودی اول دوره 48
جدول 4-2: مشخصات تامین کنندگان مواد اولیه49
جدول 4-3:هزینه عملیاتی مواد اولیه54
جدول 4-4: آنالیز حساسیت به تغییرات تقاضا55
جدول 4-5: آنالیز حساسیت به تغییرات موجودی اول دوره56
فهرست نمودارها
شکل صفحه
نمودار4-1:مقدار تابع هدف با تغییرات تقاضا56
نمودار4-2-مقدار تابع هدف با تغییرات موجودی اول دوره57
فهرست شکلها
شکل صفحه
شکل 2-1 : انواع کانال های ارتباطی در زنجیره ی تامین 11
شکل 2-2 : شبکه ی زنجیره ی تامین سری12
شکل 2-3 : شکل زنجیره ی تامین واگرا12
شکل 2-4: شبکه ی زنجیره ی تامین همگرا12
شکل 2-5: شبکه ی زنجیره تامین مختلط13
شکل2-6 : نمایش شماتیک زنجیره ی تامین به صورت شبکه19
فصل اول
کلیات تحقیق
202882551181000
1-1- مقدمهمدیریت زنجیره تامین، یکی از رایج ترین عناوین مورد بحث در ادبیات کسب و کار می باشد. این یک اصل اساسی برای سازمان هاست که یک مزیت رقابتی پایدار برای پیشرو ماندن در بازار ایجاد نمایند. نیاز به انسجام و یکپارچگی عناصر مختلف در مدیریت زنجیره تامین، برای بیشتر شرکت ها به عنوان یک عامل مهم جهت رقابتی ماندن شناخته شده است. همانطور که شرکت های بیشتر و بیشتری از عملکرد زنجیره تامین خود آگاه می شوند، هماهنگی و انسجام عوامل مختلف در مدیریت زنجیره تامین در کسب مزیت رقابتی حیاتی می شود.امروزه با پیشرفت صنایع تولیدی و وجود رقابت شدید جهانی بین شرکتها و کمپانیها، کوتاهتر شدن چرخه عمر کالا، زمان مورد نیاز برای بازاریابی و نیازهای متفاوت مشتریان در نقاط مختلف و فواصل مختلف از محل تولید، شرکت های توزیع کالاها و مواد اولیه و حمل و نقل بر آن شدهاند که کارایی و بهرهوری سیستمهای خود را بهبود بخشند. سیستمهای توزیع و حمل و نقل باید قادر به توزیع محصول با کمترین هزینه و در کمترین مدت ممکن باشند تا محصولات به موقع به مشتریان تحویل داده شوند.در سیستمهای تولیدی و جریانهای کارگاهی ودر خطوط تولید و مونتاژ کالاها و محصولات لزوم برنامهریزی صحیح و اقتصادی با کمترین هزینه و زمان سیکل تولیدی برای حداکثر شدن مقدار تولید و توانایی پاسخگویی به موقع به نیاز مشتریان در بازارهای رقابتی امروز به چشم می خورد.
به طور کلی، لزوم کاهش هزینههای تولیدی شرکتها و کمپانیها در سیستم های تولیدی کارشناسان و برنامهریزان سیستمهای تولیدی را بر آن داشته است تا در جهت هر چه کمتر کردن هزینههای مواد و افزایش سطح تولید و بهرهوری از بهترین زمانبندی و توالی عملیات ممکن استفاده نمایند.
1-2- بیان مسألهکسب و کار کامل تولید، از استخراج مواد خام به سمت تولید در مراحل مختلف در زنجیره تامین تا مشتریان نهایی،گواه بر نیاز رو به افزایش به رفتار کارا به خاطر رقابت افزایش یافته و حاشیه سود کاهش یافته است. کل زنجیره تحت تاثیر واقع شده و بنابراین از فقط چند دهه قبل، هم عاملان تولید و هم تامین کنندگان خدمات در صنعت حمل و نقل در حال روبرویی با موقعیتی چالش برانگیز می باشند. در این موقعیت شرکتهای زیادی مجبور شده اند تمرکزشان را از بهینه سازی تجارت شخصی خود به برنامه ریزی برای سود کل زنجیره، تغییر دهند.بنابراین رقابت امروزی به جای عاملان مستقل، بین زنجیره های تامین می باشد که این منجر به تشریک مساعی رو به افزایش بین عاملان در یک زنجیره تامین شده است.
بیشتر فعالیت ها در زنجیره تامین دارای وابستگی درونی اند دریک بخش مدیریت زنجیره تامین بر عملکرد سایر فرایندها تاثرگذار است. مدیریت موجودی و حمل و نقل دو محرک کلیدی زنجیره تامین هستند. تشریک مساعی این دو محرک که اغلب به عنوان مسائل مسیریابی موجودی شناخته می شود در بهبود زنجیره تامین موثر است.در این تحقیق زنجیره تامین شامل تعدادی تامین کننده، تعدادی کارخانه و مراکز توزیع می باشد و مدل برنامه ریزی خطی برای ماکزیمم کردن سود مورد انتظار کارخانجات تولیدکننده محصولات لبنی(محصولات با عمر کوتاه یا فاسد شدنی) با محدودیت پنجره زمانی ارائه شده است.در ادامه بعنوان مطالعه موردی مدل تدوین شده در کارخانه پرتودانه خزر( تولید کننده انواغ روغن و مارگارین) واقع در شهرک صنعتی بهشهر پیاده سازی شده است.
1-3- سؤال تحقیقتصمیمات شامل مقدار مواد خام و مواد افزودنی و شیمیایی خریداری شده و مقدار فروش محصول تولید شده می باشد تا سود ماکزیمم گردد.پس در واقع سوال مساله این است که چه مقدار مواد و به چه میزان از منابع خریداری گردد و نیز چه هزینه هایی را تا چه حد می توان کاهش داد تا سود حاصل از فروش محصول نهایی ماکزیمم گردد؟
1-4- اهداف تحقیقهدف اصلی تحقیق، با توجه به محدودیتهایی مانند مقدار مواد خامی که از تامین کننده خریداری می شود، مقدار محصول تولید شده، مقدار فروش محصول، مقدار مواد خام مورد نیاز، مقدار موجودی اول دوره از محصول نهایی و مواد خام با محدودیت پنجره زمانی:
ارائه یک مدل جهت ماکزیمم کردن سود
حل مسأله با استفاده از برنامه لینگو11
بررسی و پیاده سازی مدل در شرکت پرتودانه خزر
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهدر این فصل مفاهیم نظری، اصطلاحات و نمادهای مسائل زمان بندی تشریح شده و به بررسی ادبیات و پیشینه ی موضوع پرداخته می شود. مدیریت جریان مواد، اطلاعات نیروی انسانی، سرمایه و تجهیزات از مفاهیم اصلی موفقیت در واحدهای صنعتی می باشد. مرتبط نمودن این پنج جریان، باعث تغییراتی بنیادی در یک سیستم می شود که بر تصمیم گیری ها، سیاست گذاری ها، تشکیلات سازمانی و فرصت سرمایه گذاری موثر است.در قرن 21، سازمانها، با افزایش پیچیدگی در فرآیند تولید و تجارت مواجه شده اند. هم اکنون با توسعه رقابت جهانی می بایست محصولات متنوع در زمان و مکان مناسب در دسترس مشتری قرار گیرد. در راستای مطالعات گسترده، مفهوم زنجیره تامین که به معنای:"کل مجموعه فعالیت های درگیر برای رسیدن کالا و خدمات به دست مصرف کننده" بوده، ظاهر گشت.در مدیریت زنجیره تامین شرکت ها قصد دارند با همکاری یکدیگر و ایجاد هم افزایی لازم بتوانند تصمیمات استراتژیک کارایی بگیرند.
2-2 مفهوم زنجیره تامین و پیدایش آن[5]
زنجیره تامین یک سیستم یکپارچه از فرایندهای مرتبط به هم می باشد که این فرایندها به منظور: 1) دستیابی به مواد و قطعات مورد نیاز، 2) تبدیل مواد اولیه به محصول، 3) ارزش گذاری محصولات، 4) توزیع محصولات به مشتریان و 5) تسهیل انتقال اطلاعات بین اجزا زنجیره تامین، اعم از تامین کنندگان، توزیع کنندگان، واسطه ها، خرده فروشان و مشتریان، ایجاد شده اند. هدف اصلی این زنجیره، کاهش هزینه، افزایش اثربخشی و کارایی و بطور کلی افزایش سود برای تمام ذینفعان خود است. این زنجیره شامل دو جریان مخالف است: حرکت مستقیم (رفت) محصولات از تامین کننده مواد اولیه تا مشتری و حرکت برگشت (عکس) اطلاعات و مواد از مشتری تا تامین کنندگان.
این زنجیره از دو قسمت لجستیک داخلی و لجستیک خارجی تشکیل شده است. لجستیک داخلی یا مدیریت مواد به فعالیت های دریافت مواد، ذخیره و کنترل مواد تا تهیه محصول مورد نیاز گفته می شود. لجستیک خارجی یا توزیع محصولات به خروج محصولات تا رسیدن به مشتری و ارائه سرویس های لازم به او گفته می شود. نکته مهم در زنجیره تامین، ارتباط اجزا می باشد که به صورت حلقه های به هم متصل هستند، اطلاعات باید به صورت دقیق و همزمان به اشتراک گذاشته شود تا بهترین تصمیمات گرفته شود.
2-2-1 پیدایش مفهوم زنجیره تامین
در دهه 50 و 60 میلادی تاکید بر تولید انبوه بود تا بدین طریق تولیدکنندگان بتوانند هزینه های خود را به حداقل ممکن کاهش دهند. بنابراین انعطاف پذیری و تغییر در فرایندهای تولید بسیار مشکل و هزینه بر بود. همچنین تولیدکنندگان دیدگاه خوبی نسبت به مشتریان و تامین کنندگان خود نداشتند، به طوری که ارتباط اطلاعاتی با آنها را دارای ریسک بالا می دانستند.
در دهه60 و 70 میلادی،بهبود فرایندهای داخلی که برای حضور در صحنه ی رقابت انجاممی گرفت، به توسعه استراتژی های بازاریابی نیاز پیدا کرد. به عبارتی تولیدکنندگان و مراکز خدماتی بسیار علاقه مند بودند که بر اساس نیازهای مشتریان برای جلب رضایتشان اقدام نمایند و استراتژی شرکت را بر این اساس پایه ریزی نمایند.
افزایش سطح زندگی، رفاه طلبی، رشد جمعیت و مهاجرت به شهرها همگی از عواملی بودند که در دهه 80 میلادی باعث افزایش تقاضا برای محصولات و خدمات شدند. افزایش تقاضا نیز نیاز به انعطاف پذیری و بهبود محصولات و فرایندهای موجود را تشدید کرد و موسسات را به توسعه و تنوع در ارائه محصولات جدید ترغیب نمود.
در دهه 90 میلادی به خاطر پیشرفت های تکنولوژی، توسعه ارتباطات و دانش فنی و فرهنگ صنعتی بالاتر، انعطاف پذیری و بهبود در تولید فراهم گردید. خدمات و محصولات نهایی، به سلیقه و نیاز مشتری نزدیک تر شد و با آمدن دستگاههای تولیدی نیمه خودکار و تمام خودکار انعطاف پذیری تولید بالاتر رفت. در واقع، شرکت ها و موسسات کم کم به سمت تولید مشتری گرا سوق پیدا کردند. در این دوره موسسات تولیدی تا حدودی از کنترل و فرآیندهای داخلی اطمینان بیشتری حاصل کرده بودند و تاثیر شگرفی که مواد و خدمات ورودی بر روی قابلیت آنها برای پاسخگویی به نیاز مشتریان داشت، نمود بیشتری پیدا کرد. این درک، باعث توجه و تمرکز بیشتر بر روی تامین و استراتژی های منبع یابی شد و تنها تولید کالای با کیفیت، کافی نبود، بلکه محصول را در چه زمانی، در چه مکانی و چگونه و به چه اندازه ای که مشتری می خواهد و اقتصادی نیز باشد، تحویل دهند، نیز مهم بود.
با پیدایش این تفکر، همه به این باور رسیدند که در جهان بهم پیوسته امروز پاسخگویی به تقاضای مشتری معمولا تنها سازنده ی کالا را درگیر نمی کند، بلکه کل زنجیره تامین و سرویس های آنها رابه خدمت می گیرد و همچنین مدیریت سازمان، ایفاکننده نقش کوچکی است و آنچه مهم است مدیریت زنجیره تامین است و در حقیقت تمامی واحدهای بالادستی و پایین دستی نقش بسزایی در موفقیت و کامیابی موسسه خواهند داشت. این نقش که به تک تک موسسات موثر بر تهیه و تولید و تحویل کالاها و خدمات به مشتری نهایی داده می شد به نام " زنجیره تامین" منجر گردید.
2-2-2 تعریف زنجیره تامین
با شهرت یافتن مفهوم زنجیره تامین، تعاریف مختلفی برای این مفهوم ارائه گردیده است. فرهنگ لغات ایپکس زنجیره تامین را به صورت زیر تعریف می کند:
مراحل مختلف انجام کار از تهیه مواد اولیه تا تحویل محصول نهایی که به صورت ارتباط بین شرکتهای عرضه کننده مواد تا مصرف کنندگان تعریف می شود، زنجیره تامین گویند.
مجموعه عملیات داخل و خارج یک شرکت که زنجیره ارزشرا قادر به تولید محصول و ارائه خدمت به مشتری می نماید را زنجیره تامین گویند.
تعریف ارائه شده توسط شورای زنجیره تامین چنین است:
زنجیره تامین شامل فعالیت های مربوط به تولید تا تحویل محصول نهایی از تامین کنندگان عمده تا مشتریان خرده است.
دابلر و برت[16] با دید وسیع تری به زنجیره تامین می نگرند و آن را شامل تمام سرچشمه های تامین برای شرکت می دانند. با این تعریف، سازنده تجهیزات اصلی مانند شرکت فورد، زنجیره تامین خود را شامل تامین کنندگان رده اول، دوم، و ... در یک شبکه تامین خواهد دید.
لالوند و مسترز[23] بیان نمودند استراتژی شراکتی در زنجیره تامین در برگیرنده ی عناصری است که عبارتند از:" توافق طولانی مدت چندین شرکت در زنجیره تامین، گسترش تعهد و صداقت در روابط، به اشتذاک گذاری داده ها تقاضا و فروش و توسعه ی فعالیت های لجستیکی،..."
استیونز[35] بیان نمود که" هدف مدیریت زنجیره تامین، همزمان سازی احتیاجات مشتری با جریان مواد به منظور افزایش سطح خدمت به مشتری، کاهش سطح موجودی و در نهایت کاهش هزینه های واحد محصول می باشد."
2-2-3 دلایل علاقه و توجه به مفهوم مدیریت زنجیره تامین
مدیریت زنجیره تامین به دلایل متعددی به موضوع مورد توجه در دههی اخیر تبدیل شده است:
تعداد بسیار کمی از شرکتها که هنوز دارای سازمان عمودی می باشند،امروزه شرکت ها تخصصی تر شده اند و به جای آنکه خود، تامین کننده منابع خویش باشند بیشتر به دنبال تامین کنندگانی هستند که بتوانند مواد اولیه با کیفیت بالا و قیمت پایین در اختیار آنها قرار دهند.
رقابت در سطوح ملی و بین المللی بسیار شدت یافته است. مشتری برای خواسته های خود انتخاب ها و منابع متعددی دارند. به همین دلیل برای تولیدکننده قرار دادن محصول نهایی در شبکهی توزیع به ترتیبی که با کمترین قیمت و به بهترین نحو در دسترس مشتری باشد، امری حیاتی محسوب می شود. در گذشته شرکت ها برای حل این مشکل، انبارهای متعددی در نقاط مختلف زنجیره تدارک می دیدند، در حالیکه طبیعت پویای بازار امروز، این عمل را به حرکتی غیراقتصادی و با ریسک بالا مبدل می کند، زیرا که عادات خرید مشتریان دائما در حال تغییر است و رقبا در حال حذف محصولات قبلی و ارائه ی محصولات جدید هستند و تغییر سفارشات باعث خواهد شد که شرکت همواره دارای انبارهایی مملو از محصولات از رده خارج شده باشد، ضمناً هزینه ی بالای نگهداری کالا در انبار باعث می شود که قیمت نهایی محصول بالا رود.
شرکت ها دریافتند که به حداکثر رساندن عملکرد یک بخش ممکن است تاثیر چندانی بر عملکرد کل مجموعه نداشته باشد. مثلاً اگر در بخش خرید بتوان یک کالا را به قیمت کمتری تهیه ممکن است به خاطر ایجاد نواقص در سایر بخشهای تولیدی، هزینه تولید محصول نهایی را بالا ببرد. لذا ضرورت دارد در هنگام تصمیم گیری برای یک بخش، اثر آن تصمیم، در کل مجموعه زنجیره تامین مورد توجه قرار بگیرد.
به دلایل فوق، استفاده از سیستم مدیریت حرفه ای زنجیره تامین برای بیشتر شرکتها، امری حیاتی گشته است.
همانطور که گفته شد مدیران یک شرکت درون زنجیره تامین از موقعیت سایر شرکتهای مرتبط سود خواهند برد. آنها با تبادل اطلاعات صحیح بازار و هماهنگ کردن فعالیت ها باعث میشوند تا کل زنجیره در عرصه ی رقابت باقی بماند. مدیر زنجیره تامین می بایست به منظور هماهنگ سازی کل مجموعه، ارتباطات تمامی گره های درون زنجیره را تحت نظر داشته باشد.
2-2-4 مشکلات زنجیره تامین و منابع آنها
در جهان تجارت مثالهای بی شماری از شرکتهایی که قادر نیستند به سطح تقاضایشان برسند و در نتیجه، موجودیهای هزینه بر و زیادی پروژه ای را متحمل می شوند، وجود دارد. در این قسمت ما به تشریح این مشکلات و علل آنها می پردازیم.
مشکلات طی زنجیره تامین به طور کلی از دو منبع ناشی می شوند:
عدم اطمینان:
یک منبع اصلی عدم اطمینان زنجیره تامین تقاضاست. پیش بینی این چند فاکتور از قبیل رقابت شرایط فعلی، توسعه تکنولوژی یکی و سطح عمومی تعهد مشتریان تاثیر می پذیرد. دیگر عامل عدم اطمینان زنجیره تامین زمانهای تحویل است که خود به عواملی مانند نسبت خرابی ماشینها در فرایند تولید خطی، فشردگی ترافیکی که در حمل و نقل دخالت می کند و مشکلات کیفیت مواد که ممکن است تاخیرات تولید را ایجاد کند، وابسته است.
عدم هماهنگی:
این نوع مشکلات هنگامی اتفاق می افتد که یک بخش شرکت با دیگر بخشها ارتباط خوبی ندارد، وقتی پیغام برای شرکاء تجاری غیر قابل فهم باشد و وقتی بخشهای شرکت از بعضی مایل آگاهی ندارند و یا خیلی دیر از آنچه مورد نیاز است و یا آنچه باید اتفاق بیفتد آگاه می شوند.
2-3 انواع شبکه های زنجیره تامین[5]
برای تحلیل، مدلسازی زنجیره تامین و نوع شبکه های توزیع متمرکز و غیرمتمرکز، درک ابعاد ساختاری زنجیره تامین یک پیش شرط لازم می باشد. بطور عمومی در زنجیره های تامین دو بعد ساختاری تعریف می گردد:
ساختار افقی و ساختار عمودی.ساختار افقی به سطوح سرتاسر زنجیره تامین اشاره دارد و ساختار عمومی به تعداد تامین کنندگان و مشتریان در هر سطح اطلاق می گردد. زنجیره های تامین با توجه به تعداد سطوح دارای پیچیدگی های مختلفی می باشند. در صورتیکه افزایش یا کاهشی در تعداد تامین کنندگان و یا مشتریان ایجاد شود، آنگاه ابعاد زنجیره تامین تغییر پیدا می کند. هرچند که ابعاد زنجیره تامین تا حدودی اختیاری و مبهم هستند، اما برای مدل سازان جهت درک محدودیتهای کلیدی شبکهی زنجیره تامین مبهم می باشد که به واسطه آن دامنهی شبکه زنجیره تامین مشخص می گردد.

شکل 2-1 : انواع کانال های ارتباطی در زنجیره ی تامین[5]
در دیدگاه زنجیره تامین تمامی شرکت هایی که نقشی در تولید محصول دارند، مانند حلقه های یک زنجیر به هم متصل اند و سعی در ارائه خدمات بهتر به مصرف کننده ی نهایی محصول دارند. نحوه ی ارتباط این حلقه ها، شبکه زنجیره تامین را تشکیل می دهند. در این قسمت شبکه های زنجیره تامین معرفی می گردند.
2-3-1 شبکه سری
ساده ترین مورد مربوط به حالتی که در هر سطح از زنجیره، یک بنگاه وجود دارد و این بنگاه ها به صورت سری با هم در ارتباطند.

شکل 2-2 : شبکه ی زنجیره ی تامین سری[5]
2-3-2 شبکه واگرا
تعدادی از محققان سیستم های پیشرفته تری را نیز مطالعه نموده اند. در این حالت هر نگاه محصول خود را به چندین بنگاه عرضه می کند. به عنوان مثال یک انبار مرکزی، موجودی چند توزیع کننده ی منطقه ای را تامین می نماید.

شکل 2-3 : شکل زنجیره ی تامین واگرا[5]
2-3-3 شبکهی همگرا
این حالت غالباً مربوط به مونتاژ قطعات برای تولید محصول نهایی است. به عنوان چند مثال تامین کننده با یک کارخانه در ارتباطند.

شکل 2-4: شبکه ی زنجیره ی تامین همگرا[5]
2-3-4 شبکه مختلط
این شبکه حالت عمومی زنجیره تامین می باشد و ترکیبی از شبکه های فوق است که در هر سطح از زنجیرهی چندین بنگاه وجود دارد.

شکل 2-5: شبکه ی زنجیره تامین مختلط[5]
مجموعه های بنگاه هایی که از شروع تا انتهای زنجیره با هم در ارتباطند، دامنهی زنجیرهی تامین را تشکیل می دهند. در شبکه زنجیره تامین مختلط، دامنه از بنگاه مواد اولیه تا بنگاه خرده فروش می باشد.
بنگاه های مشابه زنجیره تامین را یک سطح زنجیره تامین می نامند. منظور از زنجیرهی تامین دوسطحی زنجیره تامین ای است که دامنه ی آن محدود به دو نوع بنگاه شود.
2-4 مدیریت زنجیره تامین[5]
شدیدتر شدن رقابت در بازار جهانی و افزایش تعداد رقبا، شرکت ها را برای موفقیت در این عرصه به سمتی میکشاند که کیفیت محصولات و خدمات را افزایش داده و هزینه و قیمت تمام شده محصول را پایین آورند.چنانچه در چنین وضعیتی شرکت هایی که در جهت تولید یک محصول نهایی نقش دارند، بصورت حلقه های یک زنجیر با یکدیگر هماهنگ باشند، امکان دستیابی به کیفیت بالا و هزینه ی پایین تر فراهم خواهد شد، لذا برای موفقیت در بازار رقابتی روی آوردن به چنین تفکری لازم به نظر میرسد. این تفکر فقط یک نظم تاکتیکی نیست و باید توجه داشت که رقابت در بیشتر صنایع از داخل به بیرون شرکت تغییر پیدا کرده است.
مدیریت زنجیره تامین، یکی از مباحث جدید در نظام های مدیریت است. با طرح نظریه های جدید در ارتباط با رضایت مشتریان و مسائل رقابتی در بازار از یک سو و از سوی دیگر سودآوری برای تولیدکنندگان و نیز تاًثیر و گسترش نفوذ تکنولوژی های ارتباطی و نوع همبستگیهایی که بین تاًمین کنندگان و تولیدگنندگان بزرگ را در بر می گیرد، این بحث به بحثی جامع تبدیل شده است.
هندفیلد[20]مدیریت زنجیره تامین را به صورت زیر تعریف کرده است: مدیریت زنجیره تامین به یکپارچه سازی همه ی فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام(استخراج) به حالت نهایی(برای مصرف) و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آنها، از طریق بهبود روابط درون زنجیره تامین به منظور دستیابی به یک موقعیت قابل اتکاء و مستمر گفته می شود.
تعریفی که تیلور[36] ازمدیریت زنجیره تامین نقل می کند، چنین است: فرایند طراحی اجزا و کنترل موثر و سودمند جریان و ذخیره ی مواد خام، موجودی در جریان ساخت و کالای ساخته شده از مبدا تا محل مصرف به منظور برآوردن نیاز مشتری.
تعریف دانشگاه MIT، در ارتباط با مدیریت زنجیره تامین عبارت است از: مدیریت یکپارچه زنجیره تامین یک رویکرد یکپارچه فرایندگرا، برای تامین، تولید و توزیع محصولات و خدمات به مشتریان می باشد.
مدیریت زنجیره تامین دامنه ی وسیعی دارد که شامل تامین کنندگان جز، تامین کنندگان عمده، عملیات داخلی، مشتریان عمده، مشتریان جزء و مصرف کنندگان نهایی می باشد. زنجیره تامین در کارخانه های تولیدی، شرکت های خدماتی و حتی منازل نیز وجود داشته و آن را با عباراتی نظیر تقاضا و یا زنجیره ارزش نیز معرفی می نمایند، اما نام آن هرچه که باشد، هدف آن ایجاد ارزش برای مصرف کننده ی نهایی است.
تعریف توماس و گریفتین[37] از مدیریت زنجیره تامین: مدیرت زنجیره تامین عبارت است از مدیریت جریان های مواد و اطلاعات در داخل و بین تسهیلات مختلف، مثل تامین کنندگان( فروشندگان)، کارخانه های تولید و مونتاژ و مراکز توزیع.
سیمچی لوی [33]مدیریت زنجیره تامین را به این صورت تعریف می نماید: مدیریت زنجیره تامین مجموعه اقداماتی است که طی آن سعی می شود که تامین کنندگان خدمات و کالا، تولیدکنندگان، انبارها و فروشندگان طوری ادغام شوند که کالا به مقدار بهینه در مکان های مناسب و در زمان مناسب ارسال گردد و با فعالیت های گوناگونی برای موفقیت مدیریت زنجیرهی تامین ضروری است که عبارتند از:
عملکرد یکپارچه و منسجم
به اشتراک گذاری اطلاعات
هماهنگی و همکاری
دارا بودن یک هدف مشترک و تمرکز بر خدمت رسانی به مشتری
یکپارچه سازی فرایندها
برقراری یک ارتباط طولانی مدت
2-4-1 ضرورت مدیریت زنجیره تامین
به اعتقاد هندفیلد[26] سه عامل اصلی باعث شده اند تا شرکت ها بحث مدیریت زنجیره ای تامین را به صورت جدی دنبال کنند، این عوامل عبارتند از:
انقلاب اطلاعات
تقاضای مشتریان در جهت خرید محصولات و خدمات با کیفیت بالاتر و با هزینه ی کمتر، تحویل مناسب تر، تکنولوژی مدرن تر و طول عمر بیشتر که در نهایت به افزایش رقابت در بین تولیدکنندگان و سازندگان منجر شد.
ضرورت ایجاد ساختاری جدید در روابط سازمانی
مجموعه عوامل فوق بیان کننده این مطلب است که در شرایط جدید برای تامین رضایت مشتریان و کسب سهم موثر در بازارهای جهانی و منطقه ای باید حداکثر انعطاف پذیری تولید و کیفیت و در عین حال حداقل هزینه ها و زمان انتظار با هم وجود داشته باشد.در نگاه اول جمع این عوامل با یکدیگر غیرممکن جلوه می نماید، اما شرکت های تولیدی و خدماتی چند راه برای دستیابی به قابلیت های مذکور در دستور کار خود قرار داده اند، یکی از آنها تشکیل زنجیره تامین و مدیریت آن بود. به عنوان مثال اگر یک کارخانه خودروسازی که برای تولید هر خودرو به طور متوسط به شش تا هفت هزار قطعه مختلف نیاز دارد، بخواهند تمام این قطعات را به تنهایی تولید و مونتاژ کند، علاوه بر هزینه های فراوانی که باید متحمل گردد، میزان انعطاف پذیری تولید و نیز کیفیت محصولات بر اثر حجم گسترده ی کار و عدم امکان تمرکز و تخصصی نمودن تولیدات، پایین می آید. لذا یکی از راهه ای موثر برای گریز از این وضعیت تشکیل زنجیره ای تولیدکنندگان است به گونه ای که هر یک از این تولیدکنندگان به دلیل متخصص بودن درتولید اجزاء محدود، کیفیت بالا و هزینه ی تولید پایینی دارند، از طرفی در این حالت امکان تغییر تولید با جایگزین سازی تامین کنندگان یا استفاده از قابلیت های تامین کنندگان فعلی به سادگی امکان پذیر است.
لازمه چنین کارکردی آن است که واحدهای تجاری مذکور دارای ساختاری انعطاف پذیر باشند. در گذشته بر یکپارچه سازی در چارچوب کارخانه تولیدی تاکید می شد. از جمله موارد یکپارچه سازی در چارچوب کارخانه می توان به نمونه های زیر اشاره کرد: یکپارچه سازی سیستم های برنامه ریزی و کنترل تولید، توسعه فرایندهای پیشرفته تولیدی و کنترل آنها توسط سیستم های کنترل در سطح کارگاه. امروزه نقاط تاکید و تمرکز به گونه ای تغییر یافته است که موارد دیگری همچون مدیریت زنجیره تامین را نیز در برمی گیرد و به جای رویکرد تولید ویکپارچه سازی در قالب یک واحد بحث یکپارچه سازی تولید در قالب زنجیره تامین و استفاده از واحدهای متخصص در اجزاء مختلف تولید مطرح شده است.
2-4-2 وظایف مدیریت زنجیره تامین
به طور سنتی برای مدیریت هر سازمان پنج وظیفه ی عمده برشمرده می شود. این وظایف به شرح زیر هستند:
برنامه ریزی:تعیین اهداف و چگونگی رسیدن از وضع موجود به اهداف تعیین شده
سازماندهی: تقسیم و تخصیص منابع و مسئولیت ها، مشخص کردن جا و کار هر فرد در سازمان
تامین و تجهیز منابع انسانی: انتخاب افراد مناسب در زمان مناسب و برای جای مناسب
رهبری: تاثیر و نفوذ بر روی افراد و گروه ها
کنترل: بررسی مطابقت عملکرد سازمان با برنامه ریزی انجام شده و اقدام جهت انطباق آنها با یکدیگر
اما از دیدگاه مدیریت زنجیره تامین این وظایف گسترده تر شده و موارد دیگری را نیز شامل می گردد. هنلدفیلد[20] اصلی ترین وظایف مدیریت زنجیره تامین را به صورت زیر برمی شمارد:
طراحی زنجیره تامین بر اساس سود بلندمدت
پیاده سازی روابط و همکاری ها در زنجیره تامین
شکل دهی به شرکت ها در سطح زنجیره تامین
مدیریت اطلاعات زنجیره تامین
کاهش هزینه های زنجیره تامین تا حد ممکن
2-4-3 مولفه ها و اجزای مدیریت زنجیره تامین
در حالت کلی زنجیره تامین از دو یا چند سازمان تشکیل می شود که رسماً از یکدیگر جدا هستند و بوسیله جریان های مواد، اطلاعات و جریان های مالی به یکدیگر مربوط می شوند. سازمان ها می توانند بنگاه هایی باشند که اجزای محصول نهایی و یا خدمت را تولید می کنند، حتی خود مصرف کننده ی نهایی را نیز می توان یکی از این سازمان ها درنظر گرفت.
شبکه ای که زنجیره تامین را تشکیل می دهد معمولا یک زنجیره تامین ساده نیست، زنجیره تامین معمولاً با جریان های همگرا و واگرایی از مواد، اطلاعات و پول در یک ساختار شبکه ای پیچیده سروکار دارد. این شبکه برخاسته از نیازها و سفارش های مصرف کننده است که باید به طور همزمان برآورده شوند. البته به منظور کاستن از پیچیدگی، ممکن است هنگام بررسی، تنها روی قسمتی از کل زنجیره متمرکز شد.
لازم به ذکر است که در بعضی موارد خاص عنوان زنجیره تامین به شرکت های بزرگی اطلاق می شود که از کارخانه ها و مراکز متعددی تشکیل شده اند و اغلب در کشورهای گوناگون قرار دارند. هماهنگ سازی جریان مواد، اطلاعات و پول به صورت موثر و مناسب، برای چنین شرکت های چند ملیتی، کاری بس خطیر و دشوار است که باید با دیدگاه مدیریت زنجیره تامین آن پرداخته شود. البته انجام وظایف تصمیم گیری در مورد چنین زنجیره هایی ساده تر است، چرا که همه ی این مراکز جزیی از یک سازمان فراگیر با یک مدیریت سطح بالای منفرد هستند.
از بعد فیزیکی یک زنجیره تامین شامل مراحل تدارک، تولید و توزیع است. هریک از مراحل نیز به نوبه خود شامل دسته ایی از تسهیلات و فرایندهای فیزیکی می شوند، مثل تسهیلات بخش انبار کارخانه، مراکز توزیع عمده فروشی ها، خرده فروشی ها و .... بطور جزیی هر زنجیره تامین را معمولا به مراحل زیر تقسیم می کنند:
تامین کنندگان مواد/ قطعات(در سطوح مختلف)
تولیدکنندگان/ مونتاژ کنندگان
عمده فروشان/توزیع کنندگان
خرده فروشان
مشتریان
البته هر کدام از این مراحل نیز می توانند شامل مراکز یا کارخانه های متفاوتی با پراکندگی جغرافیایی مختلفی باشند.شکل ساختار کلی یک زنجیره تامین را به صورت شبکه نمایش داده است. در این شکل جریان مواد و قطعات و کالاها از بالا به پایین مشخص می باشد. در مقابل این گردش فیزیکی، جریان اطلاعاتی نیز درست در جهت خلاف این جریان برقرار است. این جریان اطلاعاتی، اطلاعات مربوط به سفارش یا تقاضا را از سطوح پایینی این زنجیره به سطوح بالایی منتقل می کند. در این موارد پیچیدگی زنجیره های تامین و همچنین نامناسب بودن داده ها و اطلاعات مهمترین محدودیت برای فرموله کردن بخش کوچکی از زنجیره تامین می باشد.
صاحب نظران مدیریت زنجیره تامین هر زنجیره را به طور کلی تحت تاثیر سه مولفه مهم می دانند که عبارتند از : جریان مواد و محصول، جریان اطلاعات و سازمان دهی مدیریت روابط. سه مورد ذکر شده یعنی جریان مواد و محصول، جریان اطلاعات و سازماندهی و مدیریت روابط، در درون و بیرون اجزای فیزیکی زنجیره تامین در جریان هستند. این سه عامل ویژگی های استراتژیک زنجیره تامین هستند و باید بر اساس نیازهای هر زنجیره تامین خاص طراحی گردند، پس از آن این سه ویژگی باید مرتباً تحت کنترل و بازنگری باشند، چراکه در غیر اینصورت اثرات منفی بسیاری بر کارکرد زنجیره تامین بر جای خواهد ماند.

شکل2-6 : نمایش شماتیک زنجیره تامین به صورت شبکه[5]
2-5 برنامه ریزی در زنجیره تامین[5]
در یک زنجیره تامین در هر مقطع زمانی باید تصمیمات مجزای زیادی اتخاذ شده و هماهنگ شوند. این تصمیمات دارای اهمیت های یکسانی نیستند. به طور مثال آنها از این سوال بسیار ساده "کدام کار بعدی باید روی ماشین مربوطه زمان بندی شود؟"تا یک کار مهم مانند"آیا یک کارخانه باید باز بوده یا بسته شود؟"، را شامل می شود.
زنجیره های تامین بسیار پیچیده هستند، بنابراین همیشه لازم است که واقعیت را خلاصه کرد و از یک مدل کپی ساده شده ی واقعیت به نام مدل، به عنوان پایه ای برای تهیه یک برنامه استفاده کرد. کار مهم مدل سازی در این است که واقعیت را در حد امکان ساده، اما با جزئیات لازم ارائه دهد، به عبارتی از هیچ یک از محدودیت مهم دنیای واقعی صرف نظر نکند.
برنامه ها برای همیشه ایجاد نمی شوند. عبارت یک برنامه به افق برنامه ریزی از پیش تعیین شده محدود می شود. بر اساس طول افق برنامه ریزی و اهمیت تصمیمی که باید گرفته شود، وظایف برنامه ریزی معمولا در سه سطح مختلف طبقه بندی می شوند:
برنامه ریزی بلند مدت
برنامه ریزی میان مدت
برنامه ریزی کوتاه مدت
تصمیمات در سطح برنامه ریزی بلند مدت، تصمیمات استراتژیک نامیده می شوند و باید پیش نیازهای توسعه یک سازمان یا زنجیره تامین را در آینده ایجاد نمایند.آنها معمولا برای چندین سال اثرات بلندمدت و قابل توجهی دارند. در محدوده تصمیمات استراتژیک، در سطح برنامه ریزی میان مدت که تصمیمات تاکتیکی نامیده می شوند، شرح مختصری از عملیات های متداول را معین می کند. افق برنامه ریز از شش ماه تا 24 ماه می باشد و توانایی رسیدن به توسعه های فصلی تقاضا را دارا می باشد. تصمیمات در سطح برنامه ریزی کوتاه مدت که تصمیمات عملیاتی نامیده می شوند، پایین ترین سطح برنامه ریزی است که باید همه ی فعالیت ها را به صورت دستورالعمل برای اجرا و کنترل مشخص کند و به بالاترین رده از جزئیات و دقت نیاز دارد. افق برنامه ریزی در اینجا یک روز تا سه ماه می باشد.
به عنوان مثال فعالیت و نقل را در یک سیستم در نظر بگیرید. انتخاب مدل حمل و نقل، تعیین اندازه بار و توزیع امکانات وسایل نقلیه ی مختلف به ترتیب مثال هایی از تصمیمات استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی می باشد.
2-6 مدلسازی مدیریت زنجیره تامین[5]
سیستم زنجیره تامین شامل اجزای مختلفی از تامین کننده مواد اولیه تا مشتری نهایی می باشد، هریک از آنها اجزاء این سیستم یکپارچه، خود دارای زیرسیستم هایی با ابعاد مختلف می باشند. در برخی از زنجیره ها تمرکز عمده بر سیستم تولید بوده و در برخی دیگر توزیع یا تامین کنندگان از اهمیت استراتژیک برخوردارند.
هدف از مدلسازی زنجیره تامین، شناسایی اجزاء مختلف زنجیره و نحوه ارتباط میان آنها، به صورتی است که عملکردی مطلوب در سطح زنجیره حاصل شود. در این ارتباط نوع و سطح مدلسازی بستگی کامل به شرایط حاکم بر سیستم دارد.
مشاغل مختلف با انواع مختلفی از مسایل و مشکلات مدیریت زنجیره تامین مواجه میشوند.از دیدگاه مفهومی تمام این مسائل و مشکلات به روش حل یکسانی قابل حل می باشند. بدین ترتیب که نخست مسئله و مشکل مورد نظر مدلسازی می شود، سپس مدل مذکور تجزیه و تحلیل می شود و راه حل مناسبی بدست می آید. این روش، ساده و کارآمد به نظرمی رسد ولی این گونه نیست. مدل های بیشماری وجود دارند که هریک مزایا و معایب خاص خود را دارند.
2-6-1 مدل های برنامه ریزی خطی
در برنامه ریزی خطی یک مساله با استفاده از روابط ریاضی خطی، مدلسازی می شود، و روابط و تاثیر آنها بر عملکرد واقعی مدل، بررسی می گردد. این مدل ها جنبه ی کیفی ندارند و در آنها همه چیز کمی است. قدرت واقعی برنامه ریزی خطی در این است که اگر حداقل یک روش جایگزین مناسب وجود داشته باشد، معمولا یک راه حل بهینه پیدا خواهد شد.
تجزیه و تحلیل های تعیین ظرفیت و یا مسائل حمل و نقل مثال خوبی در این زمینه می باشد. اگر هزینه حمل و نقل هر یک از محصولات یکسان باشد، آنگاه هزینه متغیر حمل و نقل یک معادله خطی را تشکیل می دهد. این امر در مورد هزینه های تولید محصولاتی که قیمت یکسانی دارند، نیز صادق است.
2-6-2 مدل برنامه ریزی عدد صحیح
یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح، مشابه رویکرد برنامه ریزی خطی است، با این تفاوت که در برنامه ریزی عدد صحیح همه متغیرهای تصمیم به شکل عدد صحیح می باشند. این برنامه ریزی نشان می دهد که نمی توان فقط نیمی از امکانات کارخانه را استفاده کرد و یا فقط بخشی از یک انبار را ساخت. در این روش مسائل و مشکلات با استفاده از معادله های ریاضیات خطی، همرا با محدودیت اضافه شده ی متغیرهای مستقل تصمیم مدلسازی می شود. ممکن است تصور شود که حل مشکلات و مسائل با این روش آسان تر است، اما مسائل برنامه ریزی عدد صحیح دشوارتر می باشد. مدل های برنامه ریزی عدد صحیح، پیرامونی و تقاطع ندارند تا بتوان آنها را بررسی کرد، لذا در این روش برای یافتن راه حل از یک رویکرد غیرمستقیم مبتنی بر قواعد استفاده می شود.
2-6-3 مدل های شبیه سازی
رویکرد مدل های شبیه سازی با رویکرد مدلسازی ریاضی متفاوت است. مدلهای شبیه سازی، به جای استفاده از مدلهای ریاضی برای تخمین فعل و انفعالات سیستم مورد نظر، برای نمایش موضوعات جهان واقعی، از موضوعات انتزاعی استفاده می کنند تا کنش هر موضوع و واکنش آن با موضوعات پیرامونی را بازسازی کنند. این نوع تطابق موضوعی، اغلب در مدل هایی نتیجه می دهد که دقیقاً همانند سیستمی هستند که از روی آن بازسازی شده اند. مدل های شبیه سازی می توانند بی نهایت دقیق باشند، اما برای این دقت، بهای زیادی پرداخته می شود. روش های ریاضی(بدون توجه نرم افزار استفاده شده) مشابه یکدیگر می باشند، اما مدل های شبیه سازی به ابزار نرم افزاری ویژه خود، بسیار وابسته هستند.
2-6-4 مدلهای بهینه سازی- شبیه سازی
این روش یکی از جدیدترین رویکردهای حل مشکلات می باشد. روش های بهینه سازی- شبیه سازی سعی دارند تا قدرت پیش بینی مدل های شبیه سازی را با توان کاربردی های ریاضی ترکیب نمایند. این روش ،بهترین برنامه استفاده از مدل های دقیق برای بدست آوردن نتایج بهینه، ارائه می دهند. نواقص و کاستی هایی نیز دارند، بزرگترین نقص این روش ها سرعت کم محاسبه آن می باشد.
2-7 مسئله طراحی شبکه زنجیره تامین[5]
بطور خلاصه مسئله طراحی شبکه زنجیره تامین، مهندسی مجدد این شبکه ها برای افزایش ایجاد ارزش در شرکت های درگیر است.
بطور کلی شبکه های زنجیره تامین از پنج جزء اصلی تشکیل شده اند:
عرضه کنندگان خارجی
کارخانه های تولیدکننده و محصولات میانی و نهایی
مراکز توزیع و فروش
مناطق تقاضا
اموال حمل و نقل


توجه کنید که تسهیلات تولید و توزیع می توانند مقاطعه کاران فرعی با انبارهای عمومی باشند و اینکه می توان از وسایل حمل و نقل کرایه ای استفاده کرد. به منظور مهندسی مجدد یک شبکه زنجیره تامین موجود باید یک شبکه بالقوه دیگر شامل تمام گزینه های عرضه، محل، ظرفیت، بازاریابی و حمل و نقل ایجاد کرد.
2-8 مدل های طراحی شبکه طراحی زنجیره تامین قطعی[5]
میتوان مدلهای محل تسهیلات و بخصوص مدل های مربوط محل تسهیلات مجزا را بعنوان زیر بنای مدلهای طراحی شبکه زنجیره تامین به حساب آورد. این مدلها مربوط به محل تسهیلات دریک منطقه ی جغرافیایی معین هستند. مشکلات اساسی در محل تسهیلات مربوط به یک محصول تکی و یک رده از تولید و توزیع با تسهیلات دارای ظرفیت و بدون ظرفیت است. در مورد دوم تقاضا را می توان بیش از یک منبع عرضه کرد. وقتی لازم است هر تقاضا از یک منبع عرضه شود حل مسئله دشوارتر می شود.
مدل های ایستای مشکلات اساسی در محل تسهیلات که در بند قبل مرور کردیم بر اساس فرضیات زیر هستند:
ظرفیت تسهیلات از پیش مشخص شده اند.
حداکثر یک مرحله ی تولید در نظر گرفته شده است.
گره ها و قوس های شبکه درون یک کشور هستند.
رابطه های جایگزینی اساسی بین تسهیلات، هزینه های عملیات و سرمایه، تولید خطی متغیر، هزینه های انبار کردن و حمل و نقل، را ثابت کرده اند.
در برخی مدل ها، ظرفیت تسهیلات مجزا یا پیکربندی های دیگری برای تسهیلات در نظر گرفته می شود. فرمول های گسترش یافته برای مدلسازی شبکه های تولید و توزیع چند مرحله ای براساس کاربرد ساختارهای کلی فهرست مواد هستند.
2-9 برنامه ریزی تولید
مولا[8]در سال 2006 مدلی برای برنامه ریزی تولید در شرایط غیرقطعی ارائه نمود.در سال 2005 برنامه ریزی خطی امکان پذیر برای برنامه ریزی تولید توسط ری-چن وانگ[9]بیان شد.در سال 2010 جوسفا مولا[64] تاثیر برنامه ریزی فازی را برای زنجیره تامین تولید ارائه کرد.تعیین برنامه زمانبندی و توالی عملیات در مسائل برنامه ریزی تولید به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت در هر سازمان تولیدی نقش مهم و موثری دارد، زیرا زمانبندی تولید باعث جلوگیری از انباشت سرمایه، تقلیل ضایعات، کاهش و یا حذف بیکاری ماشین آلات و تلاش برای استفاده بهتر از آن ها، پاسخگویی به موقع به سفارشهای مشتریان و تامین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز در موقع مناسب می شود. مسائل زمانبندی تولید بسیار متنوع هستند.
هدف زمانبندی تولید تخصیص منابع محدود در طول زمان برای انجام گروهی از فعالیت ها است. داشتن یک برنامه زمانبندی تولید مناسب، تاثیر زیادی بر افزایش کارائی و دسترسی به اهداف سازمان دراد. مدل زمانبندی تولید در هر یک از سازمان های تولیدی با توجه به اهداف و الویت های دسترسی به هر یک از آن ها متفاوت است. بنابراین برای تعیین مدل زمانبندی مناسب در سازمان ابتدا باید اهداف، الویت و محدودیت منابع مورد بررسی قرار گیرد.
برنامه ریزی تولید در واقع زمان بندی و تعیین ترتیب اولویت های انجام کارها به صورت بهینه می باشد . واضح است که برای یک واحد تولیدی حداقل نمودن هزینه و افزایش بهره وری ضرورت دارد .
امروزه اغلب کارخانجات کشور ، بدون استفاده از روش های علمی برنامه ریزی تولید مشغول به کار هستند و لذا با مسائلی مانند وقفه های مختلف در تولید ، عدم وجود پیش بینی در خصوص مواد اولیه مورد نیاز ، مدت زمان لازم برای تولید ، عدم توانایی تصمیم گیری در خصوص ترکیب تولید و ... مواجه هستند .
مدل سازی این امکان را فراهم می کند که مدیر بتواند فرایند تولید را از ابعاد مختلف زمانی و هزینه ای بهینه کرده و بهره وری تولید را افزایش دهد . روش های حل مسئله تولید از طریق مدل های کمی ، نه تنها راه حل بهینه را برای وضعیت فعلی تولید نشان خواهد داد بلکه به برنامه ریزان کمک خواهد نمود که به سوالاتی از قبیل " چه خواهد شد اگر ..." نیز پاسخ گویند و حال آنکه پاسخ این گونه سوالات از طریق تجربی و عملی ممکن است هزینه زا و در بسیاری از موارد غیر ممکن باشد .
ضرورت برنامه ریزی بر کسی پوشیده نیست و بطور خاص موضوع برنامه ریزی در فرایند تولید گاه دارای چنان مزایایی است که در صورت عدم وجود ، سازمان های تولیدی را از مسیر سالم رشد و ادامه حیات در محیط رقابتی منحرف می سازد .
در صورت پیاده سازی موفق یک سیستم مدیریت تولید جامع ، شرکت ها می توانند از مزایای زیر برخوردار گردند .
2-9-1 کاربردهای اصلی
کمک به مسئولین خط تولید در برنامه ریزی بهینه تولید
کاهش حجم موجودی در انبار
افزایش قدرت پیش بینی وضعیت تولید و در نتیجه کمک به تصمیم گیری در پذیرش سفارشات
کاهش برون سپاری و استفاده حداکثری از توان داخلی شرکت
استفاده بهینه از توان ماشین آلات و پرسنل
مدیریت بهتر محصولات ، قطعات و ضایعات
افزایش سود و کاهش هزینه ها به واسطه نتیجه بهینه سازی
افزایش خوش قولی به واسطه تحویل به موقع محصول به مشتری
تعیین برنامه بهینه تولید هر ماشین
کاهش زمان بیکاری ماشین الات بواسطه انتظار برای دریافت قطعه نیم ساخته
کاربردهای جنبی
به کمک به تصمیم گیری در زمینه بکارگیری ماشین الات جدید
تحلیل حساسیت عملیات تولید نسبت به تغییر شرایط مختلف
کمک به شناسایی تنگناها و گلوگاه ها
2-10 کالای فاسد پذیر
هوانگ و شان [40] تاثیر پارامتر تورم بر متغیر های تصمیم گیری یک سیستم موجودی را که در آن کالاها به صورت نمایی فاسد می شوند، مورد بحث قرار دادند. سو و دیگران[41]ضمن در نظر گرفتن فساد به صورت نمایی نرخ مصرف کالا را تابعی ازمقدار سفارش فرض نمودند. وی و لاو[42] تورم و ارزش زمانی پول را در مدل موجودی اقلام فاسد شدنی که در آن تقاضا وابسته به قیمت بوده و کمبود مجاز باشد در نظر گرفتند. ساکر و دیگران [43] مقدار بهینه سفارش اقلام فاسد شدنی را در یک سیستم زنجیره عرضه تعیین نمودند که در آن تاخیر در پرداخت و کمبود مجاز فرض شده است. چانگ[44] مساله تاخیر مجاز را با محدودیت حداقل سفارش برای بهره گیری از تاخیر بررسی نمودند. یانگ[45]مساله موجودی با دو انبار را برای اقلام فاسد شدنی با نرخ ثابت تقاضا و کمبود مورد بحث قرار دادند. بلخی[46]فرض نمود نرخ تولید در هر لحظه به تقاضا و سطح موجودی در دسترس وابسته است. نرخ تقاضا و نرخ فساد کالا توابعی کلی و پیوسته از زمان در نظر گرفته می شود. کمبود مجاز بوده اما تنها بخشی از آن جبران شده و مابقی به عنوان فروش از دست رفته تلقی می گردد. بلخی [47] مدل دیگری را مطرح نمود که در آن نرخ های تولید، تقاضا و فساد توابعی شناخته شده، پیوسته و تفکیک پذیر از زمان هستند. کمبود مجاز بوده و بخشی از آن جبران می شود.
هائو و لین[48] مدلی تورمی جهت اقلام فاسد شدنی با نرخ فروش وابسته به میزان ذخیره کالا ارائه نمودند که در آن فرض می شود مقدار فروش تابعی است از سطح موجودی در دسترس و نرخ فساد کالا ثابت است. هدف تعیین تعداد بهینه سفارشات و طول زمانی سیکل سفارش دهی برای حداکثر رساندن ارزش فعلی درآمدها طی افق زمانی است. مون، گیری و کو[49] به بررسی اقلامی پرداختند که مرور زمان منجر به بهبود ارزش، کارکرد و یا حتی کمیت می شود. تقاضا تابعی از زمان بوده و سیاست بهینه سفارش دهی با در نظر گرفتن ارزش زمانی پول تعیین می شود.
گیری و اویال [50]مروری بر مقالات مختلفی که توابع گوناگون فاسد شدن کالا را بررسی نموده اند داشته اند. برای اولین بار بحث فاسد شدن کالا را وگنر و ویتین[51] مطرح نمودند. مسیرا[52] اولین مدل اندازه انباشته تولید اقتصادی را با حالت نرخ ثابت و متغیر زوال ارایه کرد. شه و جایسوال [53] به فرضیات آن ها حالت کمبود را اضافه کردند. ادریجیت [54] مدل موجودی را برای حالتی که تقاضا روند خطی دارد بدست آورد. در مدل او کمبود مجاز و زوال کالا با نرخ ثابت Ө در نظر گرفته شده بود.
حالات دیگری نیز از مدل های اقلام فاسد پذیر با نرخ زوال ثابت در نظر گرفته شده است. از جمله آن ها حالتی است که تقاضا وابسته به سطح موجودی فرض می شود چانگ شه[55] و جایسوال [56]مدل اقلام فاسد پذیر در حالت مرور دوره ایی و تقاضای احتمالی را بررسی نمودند که تقاضا از توزیع یکنواخت پیروی کرده و کمبود مجاز نمی باشد. همچنین تابع هزینه برابر با جمع مقدار مورد انتظار هزینه سفارش دهی و نگهداری و فاسد شدن می باشد و تغییرات سطح موجودی در انبار خطی در نظر گرفته شده است. شه و جایسوال در پروژه - ریسرچدیگری[57] حالت کمبود را به مدل قبلی اضافه کردند. مدل موجودی در حالت تقاضای احتمالی برای اقلام فاسد پذیر با فرض وجود دو انبار توسط پاکالا و آچاری [58]بررسی شده است. نرخ تولید در تحقیق آن ها محدود و کمبود نیز مجاز می باشد.
2-10-1 اقلام فاسد شدنی
اهمیت نگهداری موجودی در سیستم های تولید و فروش و بالا بودن هزینه های ناشی از نگهداری موجودی ها، اعم از مواد اولیه، قطعات نیمه ساخته و یا محصول نهایی باعث گردیده تعداد زیادی از محققان به بررسی و آنالیز مدل های گوناگون کنترل موجودی و تولید بپردازند. معمولا در این بررسی ها سیستم موجودی بدون در نظر گیری اثرات فاسد شدن کالا تحلیل می شود، اما چنانچه نرخ فاسد شدن قابل توجه باشد نمی توان از اثرات آن بر مدل چشم پوشی کرد.
مواد زیستی که بیشتر مواد غذایی از آن مشتق می شوند در صورت وجود فرصت کافی، بویژه وقتی که در شرایط نا مطلوب قرار گیرند، فاسد می شوند. فساد در اصل ناشی از تخریب میکروبی و یا واکنش های شیمیایی است که موجب تغییراتی در محصول می شود و ممکن است کیفیت آن را کاهش داده و خطر بالقوه ای برای سلامتی گردد و سرانجام به زیان اقتصادی قابل توجهی منتهی شود. ماندن مواد در انبار به مرور زمان موجب کاهش خاصیت و اثربخشی آن شده و از ارزش آن کاسته می شود. گاها نیاز به اصلاحاتی داشته و یا در وزن و ابعاد آن تغییری ایجاد می شود که در نهایت به فاسد شدن آن می انجامد و کلیه آن فرایند ها منجر به هزینه می شود. آنچه یک مجموعه را آزار می دهد هزینه های دوباره کاری و ضایعات و فساد اموال است که مدیریت باید بهترین تصمیم را در بکارگیری درست آن ها و کاهش هزینه ها اتخاذ نماید. از دلایل ورشکسته شدن برخی بنگاه ها نیز می تواند فاسد شدن مواد در یک شرایط خاص و یا غیر قابل پیش بینی رخ دهد و نیز سهل انگاری در نگهداری و انبارداری از دلایل آن است که گاها به چشم می خورد.
مواد غذایی از نظر فسادپذیری و سرعت فاسد شدن متفاوت هستند. بطور کلی مواد غذایی بر اساس سرعت فاسد پذیری به سه دسته تقسیم می شوند:
مواد غذایی که زود فاسد می شوند مثل شیر،گوشت،مرغ،ماهی،تخم مرغ وسایر مواد غذایی حیوانی که به دلیل فساد سریع باید آن ها را مدتی کوتاه و آن هم در یخچال نگهداری کرد.
مواد غذایی نیمه فسادپذیر مانند سبزی ها و میوه ها که می توان آن ها را در هوای خنک و خارج از یخچال برای مدتی کوتاه نگهداری کرد و در هوای گرم باید در یخچال قرار داده شوند.
مواد غذایی دیر فسادپذیر مانند حبوبات و دانه های غلات خشک(گندم و برنج)که می توان آن ها را در شرایط مناسب برای مدت طولانی نگهداری کرد. بطور کلی مواد غذایی کم آب و خشک دیرتر فاسد می شوند.
کالاها به دو دسته معمولی و فسادپذیر قابل تقسیم هستند. کالای معمولی کالایی است که کیفیت و کمیت آن در طول زمان تغییر نمی کند. کالای فسادپذیر به کالایی اطلاق می شود که آسیب پذیر، فاسد شونده و تبخیر شونده می باشند. محصولاتی نظیر مواد غذایی، سبزیجات، خون انسان، فیلم عکاسی، الکل، گازوئیل و رادیواکتیو از این دسته بشمار می روند.
موضوع با اهمیتی که دولتمردان هر کشوری باید درنظر بگیرند تعیین خط مشی کلان در رابطه با کاهش ضایعات می باشد و بعد از تعیین خط مشی و سیاست کلان بایستی مسئولیت ها و وظایف، سازمان های خصوصی و دولتی مشخص و تعیین شود. در این راستا باید دو راه حل در نظر گرفته شود. راه حل اول مربوط به بالا بردن سطح آگاهی عمومی در کاهش ضایعات از طریق روش های جلوگیری از ضایعات می باشد. البته این راه حل در روند درازمدت ثمردهی خواهد داشت. راه حل دوم مربوط به تدوین سیاست ها از طرف دولت ها می باشد. اجرای این سیاست های بعد از تدوین اثرگذاری سریعتری در کاهش ضایعات خواهد داشت.
2-11 انبارداری صحیح و کاهش نرخ ضایعات و موجودی فاسد
2-11-1 اهمیت انبار
نظر به این که قسمت عمده ایی از منابع نقدی شرکت های تولیدی، به مصرف سرمایه گذاری برای موجودی های مواد می رسد، اگر از روش های انبارداری مطمئن و منظمی استفاده نشود، زیان های جبران ناپذیری به بار خواهد آمد. بعنوان مثال، نداشتن موجودی مواد به حد کافی، موجب وقفه های زیان آوری در تولید می شود و با خریدهای فوری برای جلوگیری از این وقفه ها نیز هزینه های تولید افزایش می یابد. اگر مواد با بیش از حد مطلوب خریداری شده باشد، باعث رکود سرمایه و افزایش هزینه های انبارداری و نایابی مواد می شود.[54] روش انبارداری باید طوری طراحی گردد که از حیف و میل، فاسد شدن و افت نامناسب مواد جلوگیری شود و نقل و انتقال، جابه جایی، حفظ و حراست موجودی مواد، بطور مطلوب صورت گیرد.
2-11-2 انواع انبار ها
از نظر نوع کالایی که در آن نگهداری می شود:
الف : انبار کالاهای معمولی
ب : انبار مواد قابل انفجار
ج : انبار کالاهای فاسد شونده
د: انبار مواد فله ای
ه: انبار مواد شیمیایی
2-11-3 تخریب کالا