—273

کلیات طرح:
1-1 بیان مساله تحقیق :
تصویر سازی یکی از شاخه های هنرهای تجسمی است که گاه روایت یا داستانی را منحصر بیان کرده و با استفاده از این ادبیات، تصویری را می آفریند و گاه نقش آموزشی و انتقال اطلاعات نوشتاری را به کمک تصویر بیان می کند، مانند تصاویری که برای کتابهای علمی-آموزشی تعیین شده است. این شاخه از تصویرسازی در حوزه تصویرسازی علمی-آموزشی قرار میگیرد که نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ثبت مفاهیم و مستندات تصویری به عنوان مکمل برای متون علمی-آموزشی دارد.
تصویرسازی علمی با توجه به هر گروه سنی و با توجه به متن آموزشی قابل تغییر می باشد، یکی از مهمترین این گروه های سنی که محتاچ آموزش صحیح به کمک تصویر مناسب است گروه سنی کودک می باشد.کودک از همان آغاز زندگی می آموزد و به آموزش نیاز دارد و تصویرسازی علمی می تواند کمکی باشد برای آموزش صحیح.
با توجه به عنوان این پژوهش همواره این مسأله مطرح می شود باتوجه به اینکه آموزش به عنوان زمینه ای برای رشد همه جانبه کودک نقش بسیار مهمی در تربیت او دارد آیا تصویرساز با خلق تصاویر مناسب همخوان با متن و همچنین داشتن ایده و تکنیک خلاق در ارائه و این بخث که عمومأ علم و هنر می توانند دو معقوله جدا از هم نباشند، می تواند نقش تعیین کننده ای در جهت آموزش بهتر و فراگیر مفاهیم در بهبود کیفیت آموزشی کودکان داشته باشد؟ و آیا سیاست های انتشاراتی های ایران در شاخه تصویرسازی علمی-آموزشی و در جهت بیان و تفهیم موضوعات علمی برای گروه سنی کودک درست اتخاذ می شود یا نه؟
1-2 اهمیت موضوع تحقیق و دلایل انتخاب آن :
آموزش نقش تعیین کننده و مهمی در بهبود تفهیم مفاهیم علمی دارد و در راستای این آموزش ارائه تصویر مناسب و همخوان با متن علمی-آموزشی اثربخشی این معقوله را بیشتر خواهد کرد.با توجه به اهمیت آموزش در گروه سنی کودک، سیاست های انتشاراتی های ایران (سروش، مدرسه،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)در این گروه سنی نیز اهمیت پیدا خواهند کرد که اگر این سیاست ها درست و به جا اتخاذ شده باشند نتایج اثربخشی چون افزایش تعداد مخاطبان و دریافت بالاتر مفاهیم برای این گروه سنی را به دنبال خواهد داشت.
1-3 هدفهای تحقیق :
باتوجه به اینکه نقش تصویر نسبت به متن در آموزش و انتقال اطلاعات علمی و همچنین جذب مخاطب در همه گروه های سنی بخصوص گروه سنی کودک چه در مقطع پیش دبستانی و چه دبستان برای درک بهتر از مفاهیم علمی مؤثرتر می باشد، تصویرساز موظف است با توجه به متن و حفظ بار علمی آن خالق تصاویری باشد با تکنیک صحیح ، ابزار ، رنگ و زاویه دید مناسب تا بیشترین تأثیر را بر روی مخاطب بگذارد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش به کمک تصویرسازی در پیشرفت علوم و مقایسه آن با دیگر روشهای آموزشی است.
1-4 سوالات یا فرضیه های تحقیق :
1-4-1 سوالات اصلی :
1) آیا آثار چاپ شده در ایران به لحاظ تصویری می تواند ارتباط لازمه را با مخاطب برقرار نماید ؟
2) آیا سیستم ارزشیابی صحیح برای عملکرد نهادهای دولتی و غیردولتی وجود دارد ؟
1-4-2 سوالات فرعی :
آیا سیاست های نشر منطبق بر ارتقاء سطح کیفی آموزش می باشد ؟
آیا نهاد ارزشیابی کننده در ایران عملأ وجود دارد ؟
1-5 روش تحقیق :
از روش کتابخانه ای و اینترنتی و مشاهده و مطالعه موردی و تحلیلی بروی تصاویر کمک گرفته شده است . در بخش نظری از مطالعه کتابخانه ای برای گردآوری نظریه ها و اطلاعات راجع به موضوع استفاده شده و سپس در بخش پایانی پژوهش با بررسی و مقایسه تصاویر ، به تجزیه و تحلیل نهایی رسیده و نتیجه گیری شده است .
1-6 پیشینه پژوهش :
در زمینه تصویرسازی علمی و تصویرسازی کودک تحقیقات چندی صورت گرفته و پایانمه هایی در این خصوص تدوین شده، که تعدادی را به عنوان نمونه و ذکر پیشینه پژوهش عنوان می کنم:
ویدا عاکف ، تصویر گری علمی و ارزش هنری ف1386 ، دانشکده هنر و معماری واحد تهران مرکزی
مهرانه جندقی شاهی، بررسی تکنیک های کلاژ و کاربرد آن در حیطه آموزش به کودکان ، 1391
معصومه عبدی پور، شناخت تصویرسازی آموزشی مفاهیم به کودک در مقطع پیش دبستانی،1387
1-7 روش گرد آوری اطلاعات :
به طور معمول در این تحقیق از دو روش عمده برای جمع آوری داده ها استفاده شده که عبارتند از :
1- روش مطالعات میدانی 2- روش مطالعات کتابخانه ای شامل مطالعه : کتب گوناگون ، مجلات ، سایت ها و سیستم های اطلاع رسانی ، پایان نامه ها ، اسناد تصویری
1-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات با توجه به ماهیت آن ها ، روش های مختلفی وجود دارد که پژوهشگر باید به کار برد و سنخیت این روش ها توجه کند تا در نهایت بتواند نتیجه گیری های معتبر و دقیقی را به عمل آورد. ( خاکی ، 1382) در این پژوهش نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش توصیف و تحلیل محتوایی صورت پذیرفته است

فصل 2:
نشر و تاریخچه نشر کتابهای کودکان:
2-1 ادبیات کودکان
قبل از تعریف ادبیات کودکان، ارائه چند تعریف دیگر ، ضروری است.انسان چیست؟ انسان کامل چگونه انسانی است؟ کودک کیست؟ و سپس ادبیات کودکان کدام است؟ انسان وجود دارد و از جمله خصایص آن ، استعداد خاص تفکر و ارتباط با همنوعان است. زبان «گفتاری و نوشتاری» فعلاً بهترین وسیله ایست که افراد بشر را به یکدیگر مربوط می کند و موجب پیدایش فرهنگ بشری مسترک در جهان می گردد.
تعریف ادبیات کودکان با تعریف ادبیات به معنای عام تفاوتی ندارد ، اما تفاوت بین نیازها و امکانات کودکان با بزرگسالان موجب می شود که از ادبیات کودکان انتظار بیشتری وجود داشته باشد چرا که برای انسانی کم تجربه به وجود می آید لذا باید عالیتر و سازنده تر باشد. (ایمن(آهی) ،1357 ،ص 1-3)
این تفاوتها عبارتند از:
محدود بودن تجربه کودکان (از لحاظ نوع ، وسعت و میزان تجربه)
محدودیت زبان (محدودیت گنجینه لغات)
محدود بودن زمان دقت (کودکان نمی توانند از نظر فکری مدت زیادی در امری مثل خواندن داستان دقت کنند.)
ناتوان بودن در دریافت رویدادهای مختلف در یک زمان (این محدودیتها با بزرگتر شدن کودک کاهش می یابند و ادبیات مورد استفاده او به ادبیات بزرگسالان نزدیکتر می شود.)
با توجه با این محدودیتها و نیازهایی که کودکان در سنین مختلف دارند ، شاید بتوان این تعریف را پذیرفت که «هر آنچه خارج از برنامه درسی و آموزشی مستقیم، هنرمندانه نوشته و تنظیم شود ، ادبیات کودکان خوانده می شود».(همان)
2-2 اهداف ادبیات کودکان
پروفسور «هوگارث» در این زمینه می گوید : «ادبیات کشف می کند ، بازآفرینی می کند و در جستجوی معناست.» این بیان همچون کلیدی زودگشا ما را از ارزش ادبیات کودکان آگاه می سازد و توصیفی کامل است. زیرا در دوران کودکی ، کودکان بیش از هر دوره دیگر زندگی ، کشف و بازآفرینی کرده و به دنبال کشف حقیقت در تجارب انسانی هستند. کودکان هر روز سرگرم بازیهای طبیعی و عادی خود هستند. آموزش و پرورش صحیح به بازیهای آنان شکل می دهد و آنان را کمک و رهبری می کند تا در زمانی اندک پی به اسرار ببرند و این احتمال نیز هست که هرگز به آن درجه از آگاهی نرسند. کاملاً واضح است که چنین کمکی نه تنها در مدرسه بلکه خارج از آن هم باید مورد توجه خاص قرار گیرد. اگر آنچه را هوگارث و دیگران اظهار می دارند ، بپذیریم هدف ادبیات همان یاری کردن است که اشاره شد. البته ادبیات در این راه ، تنها نیست. موسیقی ، هنرهای دستی و پژوهشهای هوشمندانه علمی همه به شکلی حقیقت را کشف می کنند و به دنبال آن هستند . آنچه بین این گروه و ادبیات مشترک نیست ، خصلت ویژه ادبیات است. یعنی رابطه یگانه ای که بین زبان و قالب آن برقرار است. (حجازی،1384،ص18)
در تعاریف مختلفی که از اهداف ادبیات داده شده ، می بینیم که همه از لذت بردن از زیبایی و استفاده عملی در زندگی متفقند. هرچند که ادبیات مخلوق اجتماع است و اهداف آن نمی تواند از اهداف مردمی که آن را می سازند ، جدا باشد. هدف ادبیات کودکان ، ساختن انسان و جامعه است لذا با تکیه بر گذشته ، آینده نگر است و نقش بزرگی بر عهده دارد که اهداف مختلف ذیل را در بر می گیرد :
(آماده کردن کودک برای شناخت ، دوست داشتن و ساختن محیط. از طریق ادبیات است که کودکان مسائل مختلف را می شناسند و راه های گوناگون رو به رو شدن با آنها را می بینند و تجربه می کنند و در نتیجه این گسترش دید و تخیل ، قدرت تفکر و سازندگی بیشتر به دست می آورند.
شناساندن طفل به خویشتن ، ایجاد احترام به اصالت انسانی و میل به اعتلای مداوم. ادبیات کودکان باید بتواند انواع نیازهای روانی آنان را بشکافد ، بپروراند و تا حد امکان ارضا کند.
سرگرم کننده و لذت بخش بودن. بهترین افکار و قشنگترین موضوعات اگر به نحو سرگرم کننده و لذتبخش به کودکان ارائه نشود هرگز نفوذ کلام لازم را نخواهد داشت.
علاقه مند کردن کودک به مطالعه و ایجاد عادت به مطالعه
ایجاد و تقویت صلح در جهان. (ایمن(آهی)،1357، ص 3و11)
تأمین کننده محدودیت و کمبودهای کتب درسی از لحاظ مطالب ارائه شده
یاری رساندن به کودکان در پیشرفت تحصیلی آنان و همینطور در امر آموزش و پرورش برای مربیان (شعاری نژاد، 1364)
2-3 تاریخچه ادبیات و نشر کودکان
منظور از بحث درباره تاریخچه یا سرگذشت یک امر، این است که معلوم شود : چگونه پیدا شده است ، سیر تکاملی آن چگونه بوده ، پیشروان آن چه کسانی بوده و چه تلاشها و فداکاریهایی کرده اند ، و سرانجام وارثان آن چه وظایفی برای تکمیل ، اصلاح و گسترش آن به عهده دارند
تا چندی پیش موضوع «ادبیات کودکان» مطرح نبود و اگر هم بود نه به آن محتوا و قالبی که باید باشد. امروزه این موضوع چنان جهانی شده است که در دانشگاهها موضوع درس و تحقیق قرار می گیرد و موسسات و کانون ها و جمعیت های زیادی در راه تکامل آن تحقیق و موشکافی می کنند و کتابها نوشته و می نویسند.
وقتی سخن از مطرح نبودن ادبیات کودکان تا سالهای اخیر می کنیم توجهمان بر روی معنای ادبیات کودکان است وگرنه ادبیات برای کودکان زمان شروع معینی ندارد. از زمانی که مادری برای طفلش آواز خوانده است شکلی از ادبیات کودک نیز خلق شده است ، لالایی یعنی همان شکل مألوف هنگام خواب که در بزرگسالی هم ، طنین آوای آن آرام بخش دل و جان است.
« گذشته از لالایی که یکی از اولین انواع ادبیات شفاهی است ، نوع دیگر از ادبیات شفاهی کودکانه «قصه» است. قصه هایی عامیانه ای که اعجاب و تحسین ما را نسبت به قهرمان داستان و تنفر و انزجار را نسبت به جادوگر و دیو و حاکم ظالم برمی انگیخت. قصه هایی که سرشار از ابهام و سایه های خیالی بودند.
کسانی که داستانهای عامیانه ایران را عمیقاً بررسی کرده اند برای طبقه بندی آن دو طریق را برگزیده اند:
1. نوع داستان
2. مایه اصلی
این طبقه بندی گروهی شامل انواع داستانهای پهلوانی ، داستانهای پریان ، داستانهای فکاهی ، داستانهایی درباه جانوران و داستانهای زنجیره ای و ... نیز می شود. (سپیده فردا ،ش 6-5 ، فروردین 1382 ، ص 57)
با مطالعه داستانهای عامیانه می توان درباره اندیشه و گفتار مردم اطلاعاتی حاصل کرد گرچه ممکن است خود مردم از نفوذی که این داستانها در سنین کودکی بر آنها گذاشته است بی خبر باشند. در واقع راه شناختن یک ملت این است که ببینیم به کودکان خود چه می گویند.
2-4 تاریخچه ادبیات و نشر کودکان در ایران


در ایران به رغم عظمت و قدرت و سابقه ادبی ، همانند اکثر کشورهای جهان ، ادبیات کودکان به معنای امروزی سابقه چندانی ندارد. ولی این کمبود در زمینه ادبیاتی که به نام و برای کودک نوشته می شده است و درباره افسانه ها ، ملت ها و داستانهای عامیانه صادق نیست و کودکان ایرانی در ادوار پیشین از ادبیات خاص خود به کلی بی نصیب نبوده اند. ادبیات شفاهی و عامیانه ایران غنی است ولی این ادبیات مکتوب فارسی است که به علت فلسفه خاص تعلیم و تربیت ، ضعف و فقر دارد.
در ادبیات عامیانه گوشه و کنار ایران ، قسمت مهمی اختصاص به مطالبی دارد که اگر هم مخصوصاً برای انتقال به کودکان نباشد ولی آن چنان زمینه ای دارد که به راحتی می توان آنها را برای خردسالان بازگفت.
اگر از ادبیات عامیانه ایران دوبیتیهای عاشقانه ، سرودواره ها ، بیاضهای سخنوری ، بعضی اشعار و روایات دینی و پاره ای قصه های پهلوانی را جدا کنیم چیزی جز ادبیات کودکان باز نخواهد ماند ، تقریباً تمامی قصه ها و افسانه های شایع بین مردم ، ملتها ، لالایی ها ، معماها و چیستانها ، گونه های بازی و قافیه پردازی های عامیانه برای کودکان ایجاد شده است و وسعت این گونه های ادبی تا بدانجاست که می توانیم بگوئیم قسمت اعظم آثار ادبی عامیانه ایران متعلق به کودکان است و اگر ادبیات رسمی بیشتر از آن بزرگسالان است ، ادبیات توده بیشتر به کودکان اختصاص دارد. (فصلنامه کانون ، ش2 ، تابستان 1353 ، ص22)
در بررسی ادبیات کودکان ایران شاید بهتر باشد آن را به چند بخش تقسیم کنیم:
2-4-1 ادبیات عامیانه
2-4-2 ادبیات خواص
2-4-3 ادبیات کلاسیک
2-4-4 مشروطیت و ادبیات کودکان
2-4-5 پایه گذاران ادبیات نوین کودکان
2-4-6 ادبیات کودکان در دهه 40 (1340-1350ش )
2-4-7 ادبیات کودکان در دو دهه 50 و 60 (1350-1369ش )
2-4-8 ادبیات کودکان در دهه 70 (1370 1379ش)
2-4-1 ادبیات عامیانه
ادبیات عامیانه هم مانند ادبیات مردم در هر نقطه دیگر گیتی آیینه ای است تمام نما از خصوصیات خلقی و مسائل و راهنماییهای این قوم کهن. اگر در لالایی های مادرانه اثری از غم تنهایی دیده می شود ، متلها جلوه گر شوخ طبعی و تیزاندیشی طبع طنزپسند ایرانی است و در افسانه ها بخصوص افسانه های حماسی ، روح بلنه و آزادی طلب مردمی دیده می شود که همواره کوشیده اند زیر بار زور نروند و به هر وسیله دست افکنده اند که موجودیت خویش را ثابت و حفظ کنند. این گنجینه عظیم قرنها سینه به سینه از دهان مادربزرگان به گوش نوه ها رسیده است. (ایمن(آهی)،1357،ص20-30«خلاصه و اقتباس»)
کسی که اولین بار داستانهای عامیانه ایرانی را مخصوص کودکان جمع آوری و منتشر کرد «ابوالفضل صبحی مهتدی» بود. این داستانگوی ماهر ، فعالیت خود را از رادیو آغاز کرد و از طریق برنامه اش با بچه های کشور تماس برقرار کرد و از آنها درخواست نمود که در راه گردآوری داستانها به او کمک کنند. بچه ها دعوتش را پذیرفتند و چنین بود که از گوشه و کنار ، سیل داستانها و متلها و ترانه ها به سویش روانه گشت. صبحی از مدفون ماندن این داستانها جلوگیری کرد و همه آنها را به چاپ رساند. کتابهای «افسانه ها» ، «افسانه های کهن» و «عمو نوروز» او بارها تجدید چاپ شده اند. (حجازی،1384،ص 30)
لازم است اشاره شود که صبحی اولین کسی نبود که دست به جمع آوری ادبیات عامیانه در ایران زد بلکه «صادق هدایت» سالها قبل از او این کار را کرده بود ولی صبحی کسی بود که ادبیات عامیانه را برای کودکان و نوجوانان جمع آوری کرد و در واقع از این رو کارش را می توان هم ردیف کار برادران «گریم» در آلمان و «شارل پرو» در فرانسه دانست. مجموعه های صبحی را نمی توان مهمترین بازنویسی از ادبیات عامیانه کودکان ایرانی دانست زیرا چیزی است بین یک اثر عامیانه و یک بازنویسی خلاق ، گذشته از این ، همیشه خوش ذوقی بخرج نداده است و اغلب هرچه را که برایش فرستاده اند به چاپ رسانده است. به همین دلیل در میان آثار وی به کلمات رکیک و مطالبی برمی خوریم که باعث می شود بگوئیم همه داستانهای مجموعه های وی برای کودکان نیست. با وجود این کار صبحی از لحاظ تاریخچه ادبیات کودکان در کشور ما همیشه جای خود را خواهد داشت. ( همان ، ص 31)
پس از آن عده زیادی به جمع آوری ادبیات عامیانه در نقاط مختلف کشور پرداختند و با دیدی آشناتر به روحیه کودکان و نوجوانان مجموعه هایی را منتشر ساختند.
2-4-2 ادبیات خواص
وزرا و نویسندگان دانشمند و ادیب در طول تاریخ ایران به کار تربیت شاهزادگان و امیرزادگان و کودکان و نوجوانانی که می بایست بعدها زمان امور کشور را در دست گیرند ، مشغول بودند و جهت تعلیم و تربیت آنان و آموزش راه و رسم مردمداری و حکومت ، کتابها و رسالاتی نوشتند که از میان آنها قابوسنامه، سیاستنامه و کارنامه اردشیر بابکان و ... را می توان نام برد. این کتب از آنجا که حتی قرنها پس از نوشتن ، فقط برای درس و آموزش بزرگزادگان به کار گرفته می شود در اختیار عوام قرار نمی گرفت و به علت داشتن خصوصیات ادبی ، نام ادبیات خواص گرفته اند. این آثار که هم اکنون در زمره ادبیات کلاسیک فارسی هستند ، شاید از اولین نوشته هایی هستند که در ایران برای نوجوانان تهیه شده اند. (همان ، ص31)
2-4-3 ادبیات کلاسیک
کودکان و نوجوانان طبقات خاص ایرانی که باسواد بودند یا امکان سوادآموزی داشتند از منبع عظیم ادبیات کلاسیک یعنی ادبیات مکتوبی که نویسنده و سبک شناخته شده داشت ، استفاده می کردند. کتابها را یا برایشان می خواندند ، یا خود به حفظ اشعاری چون اشعار شاهنامه و مثنوی معنوی و حتی حفظ آثار منثوری چون مقدمه گلستان همت می گماشتند که البته این سرگرمی را یا جهت ارضای خاطر والدین بر کی گزیدند یا جهت ابراز وجود در مجامع فامیلی و میان آشنایان و همسالان. هنوز هم ادبیات کلاسیک در مدارس تدریس می شود و حفظ اشعار اجتناب ناپذیر است. (ایمن(آهی)،1357، ص 20-32)
می بینیم که اندیشمندان از کودکان غافل نبوده اند اما جامعه ایرانی کمتر می توانسته این اندیشه ها را بکار ببندد زیرا کتابها در دسترس همه نبوده و اندیشه های دانشمندان به گونه دیگری هم تبلیغ نمی شده است و شماره متفکران هم چندان نبوده که روح یک جامعه با آنها دگرگون شود. به همین دلیل قرنهای پی در پی کودکان به دنیا می آمدند و هم چنان که جامعه ای همانند جامه پدر و مادر به تن می کردند به ناچار چون پدر و مادر می اندیشیدند و همان کتابهایی را می خواندند که آنها می خواندند. در این میان ، قصه های منظومی چون موش و گربه عبید زاکانی نیز خوانده می شد.
به خلاف عقیده برخی به معنای سرودن این داستان منظوم برای کودکان و نوجوانان نیست و نظیر داستان «آلیس در سرزمین عجایب» کاملاً انتقادی است. (حجازی،1384،ص32)
2-4-4 مشروطیت و ادبیات کودکان
جنبش مشروطه خواهی همانطور که در ادبیات فارسی تأثیری بسیار عمیق داشت و دیدی واقع بین و مردم گرا به آن بخشید طبیعتاً در ادبیات کودکان نیز موثر واقع شد اگرچه نویسنده گی و سرایندگی این دست از نویسندگان برای کودکان تفننی بود ولی به هر حال اشعاری از ایرج میرزا ، عشقی و بهار را کودکان سنین دبستانی و نوجوانان با میل بسیار می خواندند و هنوز هم آنچه در نوشته های این دوره قابل ذکر است زبان و سبک نوشته است ، گرچه در انتخاب موضوع نیز ابداعاتی دیده می شود. از این پس ادبیات وسیله سخن گفتن و درد و دل کردن با مردم می شود نه فخر فروشی ادیبانه و مداحی. گرچه این تغییر جهت در همه جا موفقیت آمیز نبود و آثار ناشیانه بسیار وجود آورد ولی به هر حال در تاریخ ادبیات مردم ما نقطه عطفی است. (ایمن(آهی)،1357،ص 23)
ایرج میرزا (ولادت 1291 ه.ق ، وفات 1343 ه.ق) را شاید بتوان اولین شاعری دانست که در زبان فارسی ، اشعاری برای کودکان و در خور فهم کودکان سروده است. کاملترین شعر او در زمینه کودکان شعریست با عنوان نصیخت به فرزند که از دو بخش تشکیل شده است: در بخش نخست ، شاعر فرزند خود را به پاک و زیبا بودن فرا می خواند و در بخش دیگر ، پاکی و زیبایی معنوی را از وی طلب می کند. در هر دو بخش به روشنی استفاده از شعر در جهت آموزش و تربیت کودکان دیده می شود. (حجازی،1384،ص 33)
حاجی میرزا یحیی دولت آبادی (ولادت 1279 ه.ق ، وفات 1318 ه.ش) از دیگر روشنفکران دوره مشروطه و از جمله بنیانگذاران مدارس و موسسات فرهنگی و از اولین نویسندگان کتابهای درسی در ایران است که تا حدودی بیش از اسلاف خود در سرودن شعر برای کودکان موفق بوده است. (همان ، ص34)
مهدیقلی خان هدایت (مخبرالدوله) نیز از نویسندگان دوره مشروطه است که از سوی «کمیسیون معارف» مأمور تهیه «خواندنیهای کودکان» شد و پروژه - ریسرچای مصور و جنگ مانند در 24 صفحه با حروف درشت اعراب دارد به نام «سه فندق خواندنی برای کودک» فراهم آورد. ( همان ، ص 35)
از دیگر شاعران گرانمایه این عصر محمدتقی خان بهار (ولادت 1266 ه.ش ، وفات 1330 ه.ش) سراینده سروده «ما همه کودکان ایرانیم ، مادر خویش را نگهبانیم» است. او آثار دیگری از جمله : اندرز به جوانان ، بچه ترسو ، تنبلی عاقبتش حمالی است ، رنج و گنج ، خدا و والدین و مونس پدر را نیز برای کودکان سروده است. ( همان ، ص35)
نیما یوشیج (علی اسفندیاری) نیز از دیگر شعرای این دوره است که با سود جستن از مشترکات دنیای شعر و کودکان در برخی از اشعار خود توانسته است در زمره شعرای مناسب کودکان قرار گیرد. (همان ، ص36)
محمودخان ملک الشعرای صبا و میرزاعلی اکبرخان صابر ، خالق کتاب «هوپ هوپ نامه» نیز از زمره کسانی هستند که نامشان در تاریهچه ادبیات کودکان ایران بیشتر می درخشد.
اگرچه شعرای این دوره به فراست دریافته بودند که در شعر ویژه کودکان باید تا حد امکان از بکار بردن کلمات مهجور و ثقیل و دور از فهم کودکان خودداری کرد اما همچنان روح اندرزگویی و ابلاغ بی واسطه پیام دیده می شود و هنوز این باور که رمز تأثیر شگرف یک اثر ادبی در کودک ، غیرمستقیم بودن آن است ، ایجاد نشده بود. لذا آنان بیشتر ناصحی ادیب هستند تا شاعر کودک، بعدها با ظهور جبار باغچه بان (عسکرزاده) شاهد ظهور اولین شاعر کودکان ایران می شویم که بزرگترین ابتکار او انتخاب وزنها و قالبهایی نزدیک به ترانه های عامیانه است. ( همان ، ص36)
در زمینه نثر از «طالبوف تبریزی» می توان نام برد که نام او جزو نخستین هایی است که برای کودکان و نوجوانان قلم زده اند. مهمترین اثر او «کتاب احمد» یا «سفینه طالبی» است که در سال 1307 ه.ق شروع به نوشتن آن کرد و در سال 1322 جلد دوم آن را نوشت. او هر بخشی از کتاب خود را یک صحبت نامیده و هر صحبتی ، گفتگویی است بر سر یک موضوع علمی و اجتماعی که با زبان ساده و ابتدایی برای آن دوران پیش کشیده است. احمد یک قهرمان خیالی همانند «امیل ژان ژاک روسو» است که طالبوف خود را پدر و مربی او خوانده است. (حجازی ، 1384 ، ص38)
2-4-5 پایه گذاران ادبیات و نشر نوین کودکان
پایه گذاری ادبیات نوین کودکان از آذربایجان و جبار عسکرزاده (باغچه بان) شروع شد. او که در سال 1264 ه.ش به دنیا آمد و در سال 1345 ه.ش در گذشت ، هنرش دیدن جهان از دریچه چشم کودکان بود. باغچه بان در حدود سالهای 1300 دست به خلق خواندنیهای خاص کودکان زد. شعر سرود ، داستان نوشت ولی مجموعه اشعارش به نام های «من هم در دنیا آرزو دارم» و «افسانه بابابرفی» پس از مرگش به چاپ رسیدند.
در فاصله بین سالهای سیصد و سیصد و بیست ، گاه و بیگاه نویسندگان و شاعرانی پیدا شدند و آثاری را خلق کردند که مورد توجه نوجوانان واقع شد. در این میان علاوه بر افرادی چون یحیی دولت آبادی که از فعالین دوره مشروطه بود ، از صنعتی زاده کرمانی مولف کتاب «رستم در قرن بیست و دوم» نیز می توان نام برد. در همین زمان عباس یمینی شریف (1298 ه.ش – 1367 ه.ش ) دست به نوشتن کتاب و سرودن شعر برای کودکان زد. او معلم بود و این رسالت خویش را به طور کامل در نوشته هایش اعم از نثر و نظم نشان داده است. عباس یمینی شریف به خاطر آثارش بارها برنده جوایز مختلف ادبیات کودکان شد. او از اولین کسانی است که دست به انتشار مجله برای کودکان زد.
در همین زمان آثار خارجی نیز بتدریج برای کودکان و نوجوانان به فارسی برگردانده شد. گرچه با توجه به احتاج مبرم کودکان و نوجوانان آن دوره ، کار ترجمه ، تحرک لازم را نداشت ولی مترجم هایی چون علینقی وزیری ، روحی ارباب و افسانه آهی ، افسانه های عامیانه ملل و افسانه های اندرسن را به زبان فارسی روز در دسترس کودکان ایرانی گذاشتند.
از سال 1320 تحول همه جانبه ای در تاریخ انتشارات ایران پدید آمه. روزنامه ها و مجله های بیشماری با دیدها و طرز فکرهای مختلف در دسترس همگان قرار گرفت. این روزنامه ها و مجله ها اغلب برای کودکان و نوجوانان صفحه های مخصوص داشتند. بعضی از این مجلات به بحث و انتقاد درباره مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان پرداختند. از آن جمله در سالهای 1332 مجله «سپید فردا» نقش مستقیم گفتگو با مربی ایرانی را اعم از معلمان و والدین بر عهده گرفت. در این مجله همراه با مقالات فنی تعلیم و تربیت ، مقالاتی درباره ادبیات کودکان ، داستانها و اشعاری خاص بچه ها ، و هم چنین چاسخ پرسشهای متنوع نوجوانان و جوانان منتشر شد. همین مجله بود که اولین فهرست کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان را در سال 1338 منتشر کرد. در زمینه ترجمه نیز ابتدا باید از فعالیت انتشارات «نور جهان» نام برد که در چهارچوب تبلیغات مذهبی تعدادی کتاب شرح حال و داستان را در اختیار کودکان گذاشت.
در توسعه کار ترجمه بدون شک فعالیت انتشارات فرانکلین و بنگاه ترجمه و نشر کتاب را باید به خاطر داشت. اما بنگاه ترجمه و نشر کتاب از آثار نویسندگان فرانسوی و گاه روسی و بندرت از نویسندگان کشورهای دیگر ترجمه می کرد و بنگاه انتشارات فرانکلین نیز سالها فقط به ترجمه از منابع آمریکایی مشغول بود و در نتیجه گرچه بچه ها با کتابهای خوب خارجی آشنا شدند ولی کم کم دیدی یک جانبه نسبت به جهان و مسائل آن پیدا کردند.
ترجمه کتابهای کودکان و نوجوانان بخصوص در زمینه کتابهای غیر داستانی اشکال دیگری نیز داشت و آن این بود که بسیاری از مترجمان گرچه عالم و آشنا به ادبیات فارسی بودند ولی کودک و نوجوان را نمی شناختند و به مهارتهای آنان در زبان آشنا نبودند. این اشتباه در انتخاب مترجم برای کتابهای غیر داستانی کودکان سبب شد که بسیاری از کتابهای ارزنده علمی که به فارسی برگردانده شده بود بدون خواننده بماند. طفلی که موضوع کتاب برایش جالب توجه بود فارسی آن را نمی فهمید و برای نوجوانی که شاید زبان را درک می کرد موضوع ، بچگانه و پیش پا افتاده بود.
ولی به طور کلی آثار ترجمه شده در ادبیات کودکان با همه معایبشان این حسن را داشتند که علاوه بر اینکه مطالب خواندنی در دسترس کودکان و نوجوانان گذاشتند ، مربیان و نویسندگان جوان را نیز بیدار کردند تا به خلق آثار مناسب برای بچه های این سرزمین بپردازند. در آخرین سالهای همین دهه اولین کتابهای تصویری منتشر شد مانند : «کدوی غلغله زن» و «نرگس و عروسک مو طلایی». (حجازی،1384،ص38-40)
2-4-6 ادبیات و نشر کودکان در دهه 40(1340 – 1350 ه.ش)
سال 1340 نقطه عطف دیگری در تاریخ ادبیات کودکان ایران است و در این سال چرخشی بنیانی در کتابهای درسی پدیدار شد. روش تدریس و مطالب کتابهای جدید ، سن مطالعه را تقریباً سه سال پایین آورد و به این ترتیب جمعیت کتابخوان چندین برابر شد. نقد ادبی در زمینه ادبیات کودکان که با پروژه - ریسرچهای مجله «سپیده فردا» در چندین سال قبل شروع شده بود، رونق گرفت و مجلاتی چون «سخن ، راهنمای کتاب و بعدها نگین ، فردوسی و تماشا» به درج انتقاداتی در زمینه کتابها و خواندنیهای کودکان پرداختند. رفته رفته کتابهای بچه ها موضوع بررسی و مطالعه دقیق شدند. در سال 1341 «شورای کتاب کودک» کار خود را آغاز کرد ، این شورا که کار اصلی اش بررسی و انتخاب کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان است با تشکیل انواع جلسات بحث،نمایشگاههای کتاب و برگزاری هفته های کتاب کودکان ، انتشار فهرست هایی از کتابهای مناسب برای کودکان و نوجوانان و برگزیدن کتاب های خوب در هر سال شاید برای نخستین بار به صورتی جدی و مداوم به بررسی کیفیت کتابهای کودکان و نوجوانان پرداخت. (حجازی،1384،ص40-45،)
نمی توان از ادبیات کودکان در این سالها سخن گفت و از مجله «پیک» که در سال 1343 منتشر می شد یاد نکرد. در سال 1344، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوجود آمد. کانون در زمینه ای بسیار وسیع به پرورش فکر کودکان پرداخت. گذشته از احداث کتابخانه های عمومی برای کودکان ، با در خدمت گرفتن نیروهای فعال از نویسندگان ، مترجمان جوان و نقاشان و مصوران با استعداد ، کتابهای زیبا به تعداد زیاد در دسترس کودکان گذاشت. هم چنین در زمینه نقد و بررسی کتاب، تهیه نمایشنامه و بوجود آوردن تئاتر و فیلم خاص اطفال اقدامات شایان توجهی کرد. در میان این همه اقدامات آنچه بیش از همه مستقیماً در کتابخوان کردن کودکان ایرانی موثر بوده کتابخانه های عمومی کودکان است که کانون در گوشه و کنار کشور بخصوص در نقاط پرجمعیت و کم بضاعت ایجاد کرده و می کند. وجود این کتابخانه ها کتاب را در دسترس عموم بچه های باسواد گذاشت. در جایی که این کتابخانه ها هستند پول داشتن لازمه کتاب خواندن نیست و بچه ها می توانند به گرانترین کتابها دست یابند. گذشته از این کتابخانه های کانون به صورت باشگاههایی فرهنگی درآمده اند که اطفال طبقات مختلف را پهلوی هم به مطالعه و بحث و تجسس و خلق آثار هنری تشویق می کنند.
این دهه را در تاریخچه ادبیات کودکان ایران می توان دهه هوشیاری و تحرک نامید. ناشر و مترجم و نویسنده و محقق و معلم همه به کار کتابهای بچه ها علاقه نشان می دادند.
توجه به ادبیات کلاسیک و عامیانه و واقع گرایانه چند خصیصه اصلی داستانها در این زمان است. در انتخاب و انطباق از ادبیات کلاسیک فارسی برای کودکان باید از کارهای احسان یارشاطر («داستانهای شاهنامه» و «داستانهای ایران باستان») و مهدی آذریزدی («مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب») و زهرا خانلری («داستانهای دل انگیز ادبیات فارسی» و «افسانه سیمرغ») و مهرداد بهار («جمشیدشاه» و «بستور») نام برد. این نویسندگان در سبک انطباق ادبی کاری کاملاً متفاوت ارائه داده اند. گرایش به ادبیات عامیانه و واقع گرایانه گرچه به جا و خوب شروع شد (صمد بهرنگی) ولی به جایی رسید که به چشم کودکان و نوجوانان عینک خاص روشنفکران ناموفق زده شد.
از دیگر خصوصیات ادبیات کودکان در این دهه رسوخ شعر نوین است در قلمرو کودکان ، شعرایی چون محمود کاشانی ، پروین دولت آبادی ، م.آزاد برای اطفال شعر می گفتند. بعضی از آنها در سبکی سخت پیشرو و بعضی دیگر در قالبی کلاسیک تر مفاهیم جدید را می پروراندند. چنانکه اشاره شد در این دوره نویسندگان و مترجمان و ناشران بسیاری به کار کتابهای کودکان پرداخته اند که بدون شک از میان نویسندگان ، اسمهایی چون صمد بهرنگی ، نادر ابراهیمی و فریده فرجام را کودکان و نوجوانان بسیار خوب می شناختند. معلمان و کتابداران نیز ناشرانی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، امیرکبیر (کتابهای طلایی) ، نیل (دانستنیهای جهان علم) ، پدیده ، ابن سینا و ... را می شناختند ، گرچه از لحاظ کیفی آنها را با هم مقایسه نمی کردند ولی به عنوان ناشرانی که بیش از دیگران به کار کودکان می پردازند قبولشان داشتند. (ایمن(آهی)،1357، ص24-30 )
2-4-7 ادبیات و نشر کودکان در دو دهه50و60(1350-1369 ه.ش)
در این سالها فعالیت ها سرعت چشمگیری یافتند. رشد روزافزون جمعیت و جوان شدن آن و بالا رفتن درصد دانش آموزان و بهبود نسبی اوضاع اقتصادی ، توجه به کودکان و نوجوانان را افزایش داد. علاوه بر اهداء جوایز و پلاک های یادبود و انتشار تقویم و سایر فعالیت های این دوره ، درس ادبیات کودکان در دوره لیسانس ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با مدرسی عباس یمینی شریف آغاز شد. سپس در سال 1356 سایر دانشگاهها نیز اقدام به برگزار نمودن جلسات این درس کردند. انقلاب اسلامی در سال 1357 هوشیاری و رشد ذهنی – اجتماعی کودکان ایران را بالاتر برد و بر وسعت تجربه های آنان افزود و زمینه های دیگری را برای کار نویسندگان و شاعران فراهم نمود. در این دو دهه و به خصوص پس از انقلاب ، صحبت از یک شاعر و یک نویسنده و یک تصویرگر نیست.
در همه زمینه ها گسترش و رشد مشاهده می شد و خواه ناخواه درصد کارهای نامناسب و مبتذل نیز فزونی گرفت و همزمان با آن سخت گیری و جدیت بیشتری در زمینه نقد کتب کودکان پیش آمد. کتابهایی که زمانی جزو فهرست کتب مناسب کودکان و نوجوانان بودند از این فهرست ها کنار گذاشته شدند. اگرچه از اولین سالهای دهه چهل ارتباط مستقیم و سازنده با کودک مورد توجه قرار گرفت ولی همچنان تأکید بر تحقیق جدی در این زمینه ادامه یافت. مسئله نقاشی کودکان و تشکیل نمایشگاه هایی از نقاشی های آنان یکی از کوششها در جهت دستیابی به ذهنیت کودکان است.
در زمینه کتب مربوط به دانش اجتماعی ، علوم ، هنر و سرگرمی ، ترجمه های خوب بیشتری نسبت به دهه قبل به فهرست کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان راه یافتند.
کتب قصه و داستان از نویسندگان ایرانی به خصوص داستان واقعی برای نوجوانان ، انتشار چشمگیری داشتند و تعداد زیادی از آنان نیز جوایزی را به خود اختصاص دادند.
در این ایام به اسامی علی اشرف درویشیان ، فریدون دوستدار ، قاضی ربیحاوی ، رضا رهگذر ، قدسی قاضی نور ، منوچهر کریم زاده ، مهدخت کشکولی ، منصور یاقوتی و به خصوص هوشنگ مرادی کرمانی (که داستانهای مجید و بچه های قالیبافخانه او مشهور است) برمی خوریم.
بازار ترجمه نیز در این دو دهه داغ تر شد و اسامی مترجم هایی که حاصل تلاش آنان به فهرست ها راه یافته اند زیاد است ولی نام اردشیر نیکپور ، غلامرضا امامی ، پوران صلح کل ، محمد قاضی ، پرویز داریوش ، گلی امامی ، ایرج جهانشاهی و ... بیشتر از همه به چشم می خورد.
به ناشران قدیمی که تا این زمان با سابقه کار بیشتر و اطلاعات فنی تر همچنان به کار خود ادامه می دادند ، سازمان همگام با کودکان و نوجوانان و سروش ... را نیز می توان افزود.
آمار فعالیتها و گستردگی زمینه های متفاوت در ارتباط با ادبیات کودکان در این سالها به قدری وسیع است که نیازمند تقسیم بندی زمانی کوتاه تری است تا تمام کارهای انجام شده مد نظر قرارگیرند. (حجازی ،1384،ص 42-45)
2-4-8 ادبیات و نشر کودکان در دهه 70(1370 – 1379 ه.ش)
این دهه همراه با تعمیق برنامه های دهه های گذشته و ورزیدگی در اجرای فعالیتها. تهسیل ارتباطات بین المللی علاوه بر دستیابی به اطلاعات ، حضور ادبیات کودکان و نوجوانان ایرانی و فعالان این زمینه را در عرصه جهانی پررنگتر نمود.
در این دهه ، فعالیت شامل حال همه کودکان و نوجوانان شد از کودکان معلول –که آغاز فعالیت برای آنان در دهه قبل است- تا کودکان پناهندگان به ایران یا کودکان اصلاح و تربیت.
یکی از اقدامات اساسی و اصولی این دهه تهیه و تدوین «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» توسط شورای کتاب کودک است که در تابستان سال 1379 جلد ششم ۀن نیز منتشر گردید. آغاز تهیه «تاریخ ادبیات کودکان ایران» نیز در این دوره است. ( همان ، ص46)
2-5 معیارهای ارزیابی و سنجش کتاب برای کودکان
کودکان چه چیزهایی را باید بخوانند؟ آیا آنها باید مطابق میل بزرگسالان آثاری را بخوانند که ذهن آنان را فعال کند ، تخیل آنها را برانگیزد ، در آنها حس طنز را به وجود آورد ، پایه های اخلاق آنها را تقویت کند و فراتر از آن ، با آن خود و دیگران را بشناساند یا خیلی ساده فقط از آن لذت ببرند؟ ( هاویلند ، 1973 ، ص 98 )
شکاف بین نظر بزرگسالان و کودکان درباره ارزشهای کتاب سبب برانگیختن بحث های زیادی شده است. گرچه پسندیده ترین راه آن است که کودکان خود آنچه را دوست دارند بخوانند و برگزینند ، ولی حق انتخاب آنها معمولاً دو مرحله ای است ، زیرا به گفته هاک :«متاسفانه کودکان با ذائقه خوب ادبی به دنیا نمی آیند»( هاک 1997، ص 38) و این مقوله کاملاً اکتسابی است و به گذر زمان و تجربه نیاز دارد؛ لذا ابتدا بزرگسالان در مقام کتابدار ، معلم ، پدر و مادر کتابها را با توجه به معیارهای کلی برمی گزینند و سپس کودکان با معیارهای شخصی خود که تا حدود زیادی متکی بر علایق آنهاست کتابهای مورد نظر خود را انتخاب می کنند. برخلاف گذشته ، امروزه در این گزینش نخستین تلاش می شود میزان دخالت بزرگسالان به حداقل برسد.
ضمناً نباید از نظر دور داشت که آثار مخصوص کودکان و تا حدودی نوجوانان ، هم از نظر جنبه های محتوایی و هم ساختاری باید مورد توجه کودکان و نوجوانان نیز توجه خاص مبذول شود تا کتابها ، نخوانده باقی نماند. پل هازار نویسنده و فیلسوف فرانسوی در کتاب ، کودکان و انسان به بهترین شکل این مسأله را مطرح می کند: « کودکان از خود دفاع می کنند. این را بگویم ... آنها به تمام و کمال قادرند آنچه آنها را ناخرسند می کند تبیین کنند. هیچ کس نمی تواند آنها را مجبور کند که از کتابی که لذت نمی برند لذت ببرند ... » ( آربوث نات، 1964، ص 16 )
ورود به عرصه ارزیابی کتاب برای کودکان دو پیش نیاز دارد: یکی شناخت کامل مخاطب و یکی شناخت آنچه تحت نام «ادبیات کودکان» خوانده می شود . در واقع « شناخت کودکان و کتابهای آنها دو روی سکه هر انتخاب کتلب است » ( هاک ، 1997 ، ص 38 ). بر اساس آنچه ذکر شد کودکان نیز کم و بیش با همان انگیزه هایی می خوانند که بزرگسالان به خواندن روی می آورند که در سرلوحه آن لذت بردن و فهمیدن قرار دارد؛ اما آنجا که خط لذت بردن و فهمیدن کودکان از بزرگسالان جدا می شود دنیای تجربی آنهاست که لذت بردن و فهمیدن را بر بستر خود شکل می دهد و سرلوحه کارشان این شعار است «این را بخوان برایت خوب است».
قبل از ورود به بررسی معیارهای کلی اشاره به یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن برداشت انتخاب کنندگان از نقشی است که دارند. آنهایی که خود را قیم کودکان می شناسند تنها آنچه را برای آنها مفید می دانند برمی گزینند و جایی برای چون و چرای آنها باقی نمی گزارند و اصولاً آنها را مجاز به دخالت در این مباحث نمی شناسند. این گروه با تکیه بر تخصص و شناخت خود دست به انتخاب می زنند و از انتخابهای خود راضی هستند و هرگاه انتخابهایشان مورد پذیرش کودکان قرار نگیرد آنها را متهم می کنند که ذائقه آنان تربیت نشده و قدر این آثار را نمی شناسند ، اما گروهی که در امر انتخاب خود را نماینده کودکان تلقی می کنند معمولاً به گونه ای دست به انتخاب آثار می زنند که در برابر استفاده کنندگان پاسخگو باشند و برای پاسخگو بودن باید به طور مرتب به رایزنی با کودکان بپردازند و دائماً بر روی علایق سیال آنها کار کنند تا وقتی اثری را توصیه می کنند توسط آنها خوانده شود. در این بخش زمینه های ارزیابی آثار کودکان به این ترتیب خوانده شده است. (قزل ایاغ،1384،ص 60)
2-5-1 کیفیت و محتوا
یکی از زمینه های ارزیابی آثار ، کیفیت محتوای آنهاست که طبعاً بسیار متنوع است. سنجش کیفیت محتوایی شعر ، داستان و غیرداستان ، طبعاً نمی تواند با معیارهای یکسانی صورت بگیرد. « اگر کسی هرگز کتابهای ادبی کودکان را توسط مولفان کشورهای مختلف نوشته شده است نخوانده و از آنها لذت نبرده باشد ، چگونه می تواند کودکان را در جذب جوهر آموزشی اثر یاری دهد». (بوچونی، 1372،ص 56)
آنچه در آثار مختلف مورد تاکید قرار گرفته ارزشمندی درونمایه آثار است و انطباق آن با ویژگیهای کودکان که هر دو امری کاملاً نسبی است. ارزشمن بودن یا نبودن محتوای یک اثر به پایگاه خواننده آن بستگی دارد . درونمایه ای که گروهی آن را ارزشمند تلقی می کنند ممکن است از دید کودکان ارزش به حساب نیاید؛ برای مثال بزرگسالان در گزینش آثار به مفید بودن و اخلاقی بودن درونمایه و پیام آثار توجه زیادی دارند و آن را ارزش تلقی می کنند حال آنکه بنابر تجربه کودکان از هر آنچه بوی نصیحت و هدایت مستقیم بدهد می گریزند و همان گونه است مسأله انطباق درونمایه با نیازها و علایق کودکان. (همان،ص 62)
انتخاب کنندگان کتاب نیز مانند نویسندگان و هنرمندانی که برای کودکان می نویسند باید محدوده شکن باشند و سعی کنند خود را به « وجود واقعی و شرطی نشده کودکان نزدیکتر ... و از طریق مراجعه به ضمیر ناخودآگاه قلب خود و زنده کردن خاطرات و احساسات درونی، رویاها و آرزوهای خود سعی کنند تصورات خود را آزاد کنند و با چشم کودکی خویش کودکان را کشف نمایند.» (هافمن،1372، ص73)
تنها در این حالت است که آنچه انتخاب می کنند از نظر درونمایه و محتوا با رویاها ، دلمشغولیها و علایق کودکان همخوانی می یابد و موجب جلب اعتماد آنان به کتابها و انتخاب کنندگان آنها می شود. بدون هیچ گونه تردیدی ارزشمندی محتوای آثار خاص کودکان به میزان ارتباطهای این محتوا با زندگی آنها بستگی دارد.
یکی دیگر از معیارهای کلی انتخاب کتاب تعمیم پذیری محتوا و دور بودن آن از عرصه های پیش داوری و القاست. اگر کتابها را وسیله ای برای تحت انقیاد در آوردن کودکان و القای افکار و اندیشه های خود به آنها بدانیم نقض غرض آشکاری کرده ایم. محتوا تا حد امکان باید به دور از چنین سوءاستفاده هایی باشد ، زیرا به کلام محمود کیانوش «کودک آن نیست که هست . آن است که خواهد شد و تو شعری {یا هر اثری} که به او بدهی در آن خود را می سازد.» (کیانوش،1352،ص 26)
معیار دیگری که می تواند درونمایه و محتوای آثار را ماندگاری بخشد میزان دامن زدن به حس کنجکاویهای کودکان است. آثاری که پس از خوانده شدن ذهن کودک را فعال کند و خلاقیت او را دامن بزند تا خط پنهان آن را در کتابها و آثار دیگر دنبال کند. (محمدی،قائینی،1384،ص 63)
2-5-2 کیفیت ساخت و پرداخت
ساخت و پرداخت آثار گوناگون ناظر بر ضوابطی است که خاص آن آثار است. ادبیات داستانی و شعر و همچنین حوزه آثار مستند هر یک ضوابط خاص خود را دارند ، ولی آنچه در مورد کل آثار قابل تعمیم است توانایی و خلاقیت نویسنده و هنرمند است در بسط دادن درونمایه به گونه ای که خواننده با آن ارتباط برقرار کند. اثری از نظر ساخت و پرداخت قابل قبول است که نویسنده با استعانت از راههای غیر مستقیم در انتقال مفاهیم و احساسها به خواننده موفق شود و گرنه استفاده از شیوه های مستقیم ، نشان از ضعف ساختاری آثار دارد. یکی دیگر از نکته های دیگر ساختاری ، پرهیز از کلیشه هاست. گرچه بازتاب کلیشه ها در آثار ادبی داستانی و شعر با حوزه آثار مستند متفاوت است ، ولی روی آوردن به کلیشه سبب نوعی آسان پسندی می شود . ضد خلاقیت است. حال آنکه ساخت و پرداخت بکر و نو می تواند به عنوان عاملی مهم در «آشنازدایی» تلقی شود؛ برای مثال در یک اثر ادبی داستانی ضرورتی ندارد روباهها همیشه بدجنس باشند ، خرگوشها زرنگ ، کلاغها خبرچین ، دخترها ترسو و پسرها شجاع. کلیشه ها همیشه در ادبیات داستانی نیست که به خدمت گرفته می شوند بلکه در سایر پهنه های علوم و معرف بشری هم می توان اسیر کلیشه بود؛ برای مثال با مشاهده کتابهای علوم احساس می شود که دختران وزنان غیبت کامل دارند ، گویی این پهنه به آنان مربوط نمی شود و این در حالی است که در آزمایشگاهها ، بیمارستانها ، مؤسسات تحقیقات علمی دختران و زنان نیز حضور دارند و میلیونها دانشجوی دختر در پهنه گیتی در رشته های علمی درس می خوانند. در کتابهای علوم اجتماعی هم می توان پیش داوریهای قومی و نژادی و جنسی و مذهبی را به صورت کلیشه ای مطرح کرد.

2-5-3 کیفیت نگارش
یکی از محدودیتهای غیر قابل انکار کودکان در توانایی خواندن آنهاست. همواره تا پایان دبستان بین قدرت درک و خواندن آنها فاصله وجود دارد ، به همین دلیل است که در این سنین با هم خواندن توصیه می شود ، ولی همیشه کودکان نباید با اتکا به دیگران فضای خالی بین قدرت درک و خوتندن را پر کنند. به کمک همین آثار است که توانایی خواند آنها رشد می کند و روز به روز این فاصله کاهش می یابد.
آنچه در ارزیابی آثار می تواند مورد نظر قرار بگیرد انطباق سطح خوانایی اثر با توانایی خواننده است ؛ به عبارت دیگر متن نباید آنچنان ساده باشد که خواننده بی نیاز از تلاش باشد و نه آنچنان پیچیده که خواننده را از ادامه خواندن باز دارد و نسبت به تواناییهای خود ناامید کند.
زبان وسیله انتقال حالات ، عواطف و احساسات ، تخیلات ، مفاهیم و اندیشه هاست. پس تردیدی نیست که خواننده باید پیامهای ارسال شده را دریافت دارد. «سطح خوانایی هر کتاب برای گروه سنی وقتی حاصل است که کودک بتواند دست کم 98 تا 100 درصد واژ ه های به کار رفته در کتاب را بخواند و به 90 تا 100 درصد پرسشهای مربوط به درون کتاب پاسخ گوید» (نورتون ، 1999 ، ص 134).
با توجه به آنچه ذکر شد ، گروهی بر این اعتقادند که تنها راه حل ، روی آوردن به ساده نویسی است. در این حالت واژگان پایه و دانش پایه خود خواننده عامل تعیین کننده است و مهمترین دغدغه این است که خواننده کلیت پیام را که محدودیت دارد دریافت کند. گروهی دیگر بر این عقیده هستند که همین قدر که زبان سلیس و روان ، گیرا ، زیبا و بی پیرایه باشد و سبک نگارش نویسنده با موضوع نوشته همخوانی داشته باشد کافی است و نباید تواناییهای خواننده را دست کم گرفت؛ زیرا عرصه ادبیات عرصه تلاش است ، هم برای گشودن رازهای نهفته در درونمایه و هم پیچیدگیهای زبان. اینکه ما تلاش کنیم با واژه شماری و تأکید بر واژگان پایه گروههای سنی بنوییم یا آثار را با این شیوه ویرایش کنیم ، روندی تصنعی است. حال آنکه اگر بپذیریم که نویسنده ای با راهنمایی کودک درون خود بنویسد ، خواه ناخواه زبان نیز از اندیشه او پیروی می کند و در حیطه تواناییهای کودکان قرار می گیرد. قدر مسلم خواننده کودک می خواند که بفهمد و لذت ببرد ، لذا در هنگام ارزیابی کتاب و انتخاب آن برای گروه سنی می توان سطح خوانای اثر را با توجه به عوامل ذکر شده در ساده نویسی مورد سنجش قرار داد ، ولی نمی توان نویسنده را ملزم کرد که افکار و اندیشه ها و احساسات و عواطف و تخیلات خود را فقط در کالبدهای خاصی عرضه نماید.
2-5-4 کیفیت تصویر
کودکان خواندن را با خواندن تصویر آغاز می کنند و با کسب گسترش مهارت خواندن کم کم به متن نیز روی می آورند ، لذا آثار کودکان را بدون تصویر نمی توان تصور کرد. تصویر جزء جدایی ناپذیر کتابهای کودکان است.تصویر در کتابهای کودکان در بسیاری موارد همچون متن و در مواردی خاص حتی بیش از متن در انتقال مفاهیم و اندیشه ها ، حالتها ، احساسات و تخیلات به خواننده نقش دارد. خواه کتاب داستانی باشد یا شعر و غیر داستان ، تعلق آن به دنیای کودکان ضرورت استفاده از تصویر را به عنوان عامل مهم انتقال و ارتباط اجتناب ناپذیر می کند.
تصویر در کتاب کودک با متن رابطه ی غیر قابل انکاری دارد و نقش آن به گونه ای است که هر آنچه را متن به دلیل محدودیت به بیان آن قادر نیست به تصویر می کشد. در هم آمیختگی دو عنصر متن و تصویر به گونه ای است «متن فقط اسکلت داستان را بیان می کند و تصویر است که باید کاری فراتر انجام دهد و داستان را بیان کند» (هاویلند ، 1973 ، ص 170).
تصویر کتاب کودک باید مقید به متن باشد البته نه دنباله روی آن. نکته دیگر اینکه خواننده را در درک بهتر متن کمک می کند ، پس سبک مورد استفاده باید با تواناییهای درک کودک متناسب باشد. همانگونه که استدلال شد که سطح خوانایی نوشته باید منطبق با تواناییهای خواندن کودک باشد در مورد تصویر هم سطح خوانایی تصویر باید با سواد بصری خواننده هماهنگی داشته باشد.
نکته دیگر آن است که تصویرها باید از چنان قدرت و خلاقیتی برخوردار باشد که منظر دید کودک را فراتر از آنچه متن به روی او گشوده بگشاید ، در واقع «تصویرها باید گسترش دهنده و شفاف کننده متن باشد» (آربوث نات ، 1964 ، ص 52) و تخیل او را فعال کند.
نکته دیگر تناسب سبک هنرمند است با موضوع و محتوای کتاب. یک افسانه شگفت انگیز یا یک داستان واقعی یا یک شعر و کتابی در حوزه ادبیات مستند تفاوتهای ماهوی دارد که طبعاً در تصاویر آنها نیز منعکس می شود.
نکته دیگر لذت بخشی تصاویر است. همان گونه که ما انتظار داریم خواندن متن به کودک لذت تجربه آثار ادبی را بدهد از تصویر نیز انتظار داریم کودک را در لذتهای بصری ای که مایه های هنری دارد و در عین حال دائقه هنری او را پرورش می دهد سهیم کند.
«ما کتابهای کودکان را با تصاویر همراه می کنیم با این فرض که زبان تصویر نسبت به زبان متن طبیعی تر است و ایجاد ارتباط توسط آن مستقیم تر و به کودک کمک می کند تا از متن همراه تصویر برداشت درست تری داشته باشد» (هانت ، 1999 ، ص 70) اما هرگاه تصاویر نتوانند چنین اهدافی را برآورده سازند تنها جنبه تزئیینی پیدا می کنند و باری سنگین خواهند بود بر هزینه های چاپ کتاب. پس تصاویر کتاب کودک برای آنکه بتوانند جایگاه واقعی خود را کسب کنند باید در درجه اول مخاطب و محدودیتها و ضعفها و قوتهای او را بشناسند و در درجه بعد با ویژگیهای اثر و ضرورتهایی که از این ویژگیها برمیخیزد آشنایی داشته باشند و توان و استعداد هنری خود را برای ایجاد ارتباط معقول بین مخاطب و اثر بکار گیرند.
2-5-5 کیفیت ارائه
کتاب کودک پدیده ای است که از روی جلد تا آخرین صفحه و همچنین پشت جلد آن و حتی اگر روکش داشته باشد با روکش آن در مجموع یک کتاب را تشکیل می دهد و تک تک عناصر تشکیل دهنده آن در جذب خواننده و نگه داشتن او با کتاب مؤثر است ، پس شکل ظاهری کتاب هم یکی از عواملی است که باید ارزیابی شود. قطع کتاب ، طراحی صفحات ، اندازه حروف ، جنس کاغذ و صحافی و حتی روکش کتاب عواملی است که در بحث کیفیت ارائه باید در نظر گرفت.
کتابهایی که ظاهری عجیب دارند برای کودکان از جذابیت برخوردارند به همین دلیل است که ما کتابهایی را می بینیم که خیلی پهن یا دراز یا بسیار کوچک یا بسیار بزرگ است ، حتی شکل آنها به شکل اشیاء و حیوانات ، میوه ها و گلها و ابزارهای آشنا برای آنهاست.
کاغذ کتاب کودک باید مرغوب باشد تا هم حروف و نوشته ها بر روی آن به خوبی دیده شود و هم کیفیت تصاویر حفظ شود. کودکان معمولاً اگر کتابی را دوست داشته باشند به دفعات از آن استفاده می کنند و مرغوبیت کاغذ سبب دوام آن در دستهای کودکان می شود. صحافی محکم نیز برای کتاب کودک امتیاز به شمار می آید و سبب حفظ و دوام کتاب می شود. طراحی صفحات کتاب یا صفحه آرایی نیز بر کیفیت اثر می افزاید. طراحی هنرمندانه صفحات کتاب یکی از جاذبه های کتابهای کودکان است. ورق خوردن هر صفحه می تواند شگفتی آفرین شود و با خود تازگی به بار بیاورد. مسلماً یک کتاب تنها بر اساس کیفیت ارائه آن انتخاب یا رد نمی شود ، ولی در عین حال این عامل را در گزینش کتاب کودک نمی توان نادیده گرفت.

فصل 3:
شاخه های موضوعی ادبیات و کتابهای کودکان :
3-1 ادبیات شفاهی ، عامیانه
با بررسی روند رشد ادبیات کودکان در جهان و ایران به این نکته پی بردیم که اگرچه در کل ، تمام آثار ادبی و مکتوب و شفاهی میراث فرهنگی یک قوم و ملت و در ابعاد وسیعتر میراث جهانی نوع بشر به حساب می آید ، اما پیش شرطهایی مثل سواد و گسترش صنعت چاپ سبب شده است که آثار ادبی مکتوب برای همگان دسترس پذیر نباشد. لذا ادبیات شفاهی که توسط خود مردم خلق شده است ،در طول تاریخ انتقال دهنده فرهنگ ، ارزشهای تربیتی ، اخلاقی ، تاریخ و هنر به مردم بوده است و اکثر کودکان جهان قرنها با این آثار رشد یافته ، تربیت شده ، از هویت خود آگاه شده از آن لذت برده اند. (قزل ایاغ ،1384،ص 125)
ادبیات شفاهی یا عامیانه «جویبار باریکی است از یک جریان آفرینش بزرگ و ناشناخته که فولکلور یا فرهنگ عامه خوانده می شود و چکیده ای است از خرد و هنر زندگی روزمره مردم. در یک مفهوم کلی تر فولکلور شامل باورهای عامیانه ، طب سوزنی ، بازیها ، آوازها ، جشنها ، رقصهای مذهبی ، قصه های قدیمی ، شعر ، فابل ، اسطوره ، افسانه و حماسه است. فولکلور آینه مردم خوانده می شود.» ( آربوث نات،1964،ص 245)
ادبیات شفاهی اولین شکل ادبیات است که قرنها توسط کودکان و بزرگسالان مورد استفاده قرار گرفته است و در زمان حاظر نیز مورد استفاده قرار گرفته است و در زمان حاضر نیز مورد علاقه کودکان به شمار می آید. این نوع ادبیات شامل شعر و ترانه ، و قصه های سنتی (اسطوره ، فابل ، افسانه ، قصه قومی) است که در حوزه ادبیات کودکان قرار می گیرد.
3-1-1 اشعار و ترانه های عامیانه
مجموعه آثار منظومی هستند که «جدا از حوزه های رسمی شعر و ادب در اعماق ذوق مردم عادی کوچه و بازار تولد یافته زندگی کرده و حفظ شده اند» ( پناهی سمنانی ، 1364 ، ص 9). گرچه از نظر ساختاری از شعر رسمی پیروی نمی کنند ، اما به گفته محمود کیانوش خوانندگان «وزن آنها را از راه گوش می گیرند و به همین سبب آنها را شعر سمعی می خوانند» (کیانوش ، 1355 ، ص 43).
صادق هدایت در رساله اوسانه می گوید : «ترانه های کودکان به اندازه ای با روحیه و زندگی بچه متناسب است که همیشه نو تازه مانده و چیز دیگری نتوانسته جانشین آن شود» (هدایت ، 1346 ، ص 297)
مهمترین نمونه ، ترانه های دایه ها و مادران است. اشعاری که بزرگسالان آن را برای آرامش بخشیدن به کودکان یا بازی کردن با آنها می خوانند که بهترین نمونه آن لالایی هاست. لالاییها ابتدایی ترین شکل ادبیات به شمار می آیند و معمولاً از آرزوهای دور و دراز مادران برای فرزندانشان تا درد دلها و گله های آنها از زندگی روزانه را در بر می گیرند و پای در زندگی عملی دارند و خود نوعی ادبیات کاربردی به شمار می آیند. (قزل ایاغ ،1384، ص 126) مانند این لالایی :
لالا لالا ، گل سوری
نکن از مادرت دوری
لالا لالا ، گل سوسن
سرت بردار لبت بوسم (کتاب هفته ، ش 2 ، 1340 ، ص 22)
نوع دیگری از اشعار و ترانه های عامیانه بازی – ترانه ها هستند که از نظر کلامی پای در شعر عامیانه دارند و از نظر حرکتی بازی به شمار می آیند و معمولاً برای کودکان کم سن و سال از آنها استفاده می شود ، مانند این بازی – ترانه :
دس دسی باباش میاد صدای کفش پاش میاد
دس دسی ننه ش میاد با هر دوتا ... میاد
دس دسی عموش میاد با جیب پر لیموش میاد(هدایت ، 1364 ، ص309)
گاه ترانه ها در قالب حکایتهای منظوم بیان می شوند که دویدم و دویدم نمونه بارز آن به شمار می آید :
دویدو و دویدم سر کوهی رسیدم دو تا خاتونی دیدم یکیش به من آب داد
یکیش به من نون داد نون و خودم خوردم آب و دادم به زمین زمین به من علف داد ... (همان ، ص 302)
چیستانها معماهای منظوم نیز بخشی از اشعار عامیانه به حساب می آیند. هر دو حالتی رمزگونه دارند و نیازمند گمانه زنی شنونده هستند و در یک بعد جزو بازیهای کلامی نیز به حساب می آیند. تنها تفاوت آنها در این است که چیستانها با عبارت چیست آن آغاز می شوند . چیستانها و معماها حاصل هوشمندی ، ذوق و روحیه شوخی و طنز هستند. حال به این دو نمونه توجه کنید که موضوع آن یکی است (پسته) ولی در دو قالب چیستان و معما آمده است :
نمونه چیستان
چیست آن لعبت پسندیده
جامع سرخ و سبز پوشیده
در میان دو قاشق چوبین
با هزار ناز غمزه خوابیده
نمونه معما
اطلس سرخ و سبز پوشیده
در میان دو کاسه چینی (چوبی)
با دو صد ناز و عشوه گنجیده
( کتاب کوچه ، ش 11 و 170)
مهملات یا هیچانه ها یکی دیگر از انواع اشعار عامیانه به شمار می آیند که در آنها معنا و مقصود خاصی دنبال نمی شود بلکه تنها نوعی بازی کلامی است. کودک با شعر مهمل هم آواز می خواند هم بازی می کند. در این شعر پندی نیست ، حکایت یا رابط معنایی نیست ، پیامی نیست ، اما در آن موسیقی هست ... همان چیزی که کودک در بازی به آن نیاز دارد (کیانوش ، 1355 ، ص 18) مانند :
پنجه به شیر مال شکر خاتونه کجاست تو باغچه

–77

5-1-درآمدی بر کارکرد نحوی ..112
5-2- نوآوری های زبانی ..112
5-3- نقش های پر کاربرد دستوری 125
5-3-1-صفت 125
5-3-2 قید 134
5-3-3- کاربرد ضمایر 140
5-3-4- کاربرد حرف اضافه 147
5-3-5- نام آوا149
5-3-6- اسم صوت 153
5-4- افعال منفی 156
5-5- کاربرد فراوان فعل امر و نهی 158
5-6- کاربرد واژه ی توی 160
5-7- کاربرد واژه ی هی 162
5-8- ناتمام ماندن جملات 164
فصل ششم : کارکردهای دیگر زبان در واژگان پرکاربرد
6-1- زن و نمادهای زنانه 169
6-2-مرد179
6-3- کودکی و بچه در شعر پست مدرن 184
6-4- پست مدرن و تردید 185
6-5- جایگاه زبان محاوره در آثار پست مدرن 187
6-6- پست مدرن و جبرگرایی 189
6-7- خدا در شعر پست مدرن 190
6-8-مرگ ومرگ اندیشی درتفکرپست مدرن...........................................................................196
6-9-خودکشی.......................................................................................................................201
6-10- تصویرهای شعری پست مدرن 205 6-11 - بی موضوعی شعرپست مدرن 206
6-12- نامفهوم بودن شعرپست مدرن207
6-13- بی معنایی شعرپست مدرن209
6-14-هیچ و پوچ اندیشی .....................................................................................................210
6 -15-اصطلاحات شغلی.......................................................................................................213
6-16- کاربرد نام حیوانات 216
6-17- کاربرد نام فصل ها 222
6-18- کاربرد روز و شب 225
6-19- کاربرد رنگها ......227
6-20- کاربرد اعضای بدن 232
6- 21-حواس پنجگانه 234
6-22- طنز و شعر پست مدرن 250
6-23- خواب و ملزومات آن 254
6-24- قصه و داستان 257
6-25- کاربرد اعداد 262
6-26- اسم های خاص 266
6-27- مورد خطاب قرار دادن 289
6-28- فتوشعر 291
6-29- شعر دیداری 292
فصل نهم: نتیجه گیری296
منابع و مآخذ 301
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره 1 : بسامد واژه عشق56
جدول شماره 2: بسامد واژه گریه 63
جدول شماره 3: بسامد واژه غم و غصه 69
جدول شماره 4: بسامد واژه خسته 73
جدول شماره 5 : بسامد واژه درد 77
جدول شماره 6 : بسامد ناامیدی و بدبینی 82
جدول شماره 7 : بسامد واژه انتظار 87
جدول شماره 8 : بسامد واژه بی تفاوتی 92
جدول شماره 9 : بسامد واژه ترس، هراس و دلهره 95
جدول شماره 10 : بسامد واژه تنهایی 100
جدول شماره 11 : کاربرد صفت منفی 125
جدول شماره 12 : کاربرد غیر تنوین دار 134
جدول شماره 13 : کاربرد قیدهای بی نشانه 136
جدول شماره 14 : کاربرد بسامد ضمایر 140
جدول شماره 15 : بسامد فعل امر و نهی 158
جدول شماره 16 : کاربرد واژه ی تویِ 160
جدول شماره 17: بسامد واژه ی هی 162
جدول شماره 18 : بسامد هیچ و پوچ اندیشی 210
جدول شماره 19 : بسامد حیوانات 216
جدول شماره 20: بسامد فصل ها222
جدول شماره 20 : بسامد شب و روز 225
جدول شماره 21 : بسامد رنگ ها 227
جدول شماره 22 : بسامد اعضای بدن 232
جدول شماره 23: بسامد اعداد 262
فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر شماره 1 : فتوشعر 291
تصویر شماره 2 : شعر دیداری 292
تصویر شماره 3 : شعر دیداری 293
باسمه تعالی
اینجانب اعظم جوادی به شماره دانشجویی90210602 دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد تأیید می نمایم که کلیه نتایج این پایان نامه، حاصل کار اینجانب و بدون هرگونه دخل و تصرف است و موارد نسخه برداری شده از آثار دیگران را با مشخصات کامل منبع ذکر کرده ام. در صورت اثبات خلاف مندرجات فوق، به تشخیص دانشگاه مطابق با ضوابط و مقررات حاکم ( قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی، ضوابط و مقررات آموزشی، پژوهشی و انضباطی...) با این جانب رفتار خواهد شد و حق هرگونه اعتراض در خصوص احقاق حقوق مکتسب و تشخیص و تعیین تخلف و مجازات را از خویش سلب می نمایم. در ضمن، مسؤولیت هرگونه پاسخگویی به اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی و مراجع ذی صلاح ( اعم از اداری و قضایی)، به عهده این جانب خواهد بود و استادان راهنما و مشاور دانشگاه هیچ گونه مسإولیتی در این خصوص نخواهند داشت. همچنین با آگاهی به اینکه کلیه حقوق مادی و معنوی، ابتکارات و نوآوری های ناشی از تحقیق موضوع این پایان نامه به هر شکل( به جز مقالاتی که همراه با نام استاد راهنما چاپ می شود) از معاونت آموزشی دانشگاه کسب اجازه نمایم.
نام و نام خانوادگی:
امضا و تاریخ:

دانشگاه سلمان فارسی کازرون
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
گروه زبان و ادبیات فارسی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی
اعظم جوادی
تحلیل کارکرد واژگان در غزل پست مدرن دهه هشتاد
در تاریخ 06/07/1393 توسط هیئت داوران زیر بررسی شد و با درجه عالی به تصویب رسید.
استاد راهنمای پایان نامه: دکتر زیبا قلاوندی با مرتبه علمی استادیارامضاء
استاد مشاور پایان نامه: دکتر مهدی رضایی با مرتبه علمی استادیارامضاء
استاد مشاور پایان نامه: دکتر سید محمد دشتی با مرتبه علمی استادیارامضاء
استاد داور داخل گروه: دکتر میثم حاجی پور با مرتبه علمی استادیارامضاء
سپاس
از همهی آنان که به من آموختند
تقدیم به
عناصر اربعهی زندگی ام
پدرم
مادرم
دخترم
همسرم

چکیده
عنوان: تحلیل کارکرد واژگان در غزل پست مدرن دههی هشتاد
اعظم جوادی
غزل پست مدرن نامی جدید است که در دههی هشتاد با تلاشهای همه جانبهی مهدی موسوی به ادبیات فارسی معرفی گردید. بارزترین ویژگی این غزل که ظاهر ، محتوای اینگونه ادبی را خاص میسازد؛ زبان این شعر است. غزل پست مدرن به لحاظ هنجار گریزی و قاعده افزایی دچار نوعی زیاده روی شده است.
تنوع واژگان غیر شعری در آن چشمگیر است .درهای غزل پست مدرن بر روی واژه های غیر فارسی و کلمات منسوخ و کهن گشوده است. برخی از اشعاری که به عنوان غزل آورده شده اند از نظر اهل فن غزل نیستنداما به تعبیر موسوی قالب غزل مجاز از همه ی قالبهای سنتی است. تردید و غم و بی تفاوتی از حالات عاطفی غالب براین اشعار است.نگاه پست مدرن ها به مفاهیم مختلف با آنچه در شعر و ادبیات قبل از آن بیان شده است هیچ شباهتی ندارد.
در این پژوهش پس از یافتن واژگان پر کاربرد، ویژگی های آنان از نظر آوایی ،نحوی ، عاطفی و گاه حتی کارکرد کاربردی و معنایی تحلیل می گردد. ضمایر من و تو در این ابیات بیش تر از دیگر موارد کاربرد دارد. تنوع استفاده از رنگ ها ،نام های خاص، نماد های زنانه ،حواس پنجگانه،نام حیوانات ،اعداد وباورهای عامیانه سبب گسترده شدن گنجینه ی و تنوع واژگان این شعر گردیده است. .
کلید واژهها: پست مدرن، غزل، زبان، واژگان پر بسامد، کارکرد واژگان.

پیشگفتار
این پایان نامه با موضوع « تحلیل کارکرد واژگان در غزل پست مدرن دههی هشتاد » با توجه به عنوان گستردهی آن نیازمند مطالعات خاص و چند جانبه در حیطههای زبان شناسی و پست مدرن از یک سو و شناخت کافی از ادبیات معاصر و دههی هشتاد بود.
دشواریهای کار از آن جا نشأت میگرفت که بسیاری از مباحث زبان شناسی و پست مدرن به دلیل ترجمه بودن، وعدم مطابقت برخی از موضوعات آن با ادبیات فارسی بسیاری از مطالعات و یادداشت ها که در آغاز کار صورت گرفت به طور کامل کنار گذاشته شد و باعث اتلاف وقت بسیار شد. وقتی مطالعهی دقیق غزلهای پست مدرن موسوی و اختصاری آغاز شد؛ تفاوت فاحش شعر این شاعران را با فاضل نظری، مهدی فرجی و سید احمد حسینی مشخص شد. میشد فهمید که شعر این دو گروه کاملاً مجزا هستند و گاه بی ارتباط و شاید در مواردی در مقابل هم قرار میگیرند. اما از زمان تصویب موضوع گذشته بود و کار باید ادامه پیدا میکرد.
شخصیت خاص و فعالیتهای ادبی، سیاسی و اجتماعی موسوی و اختصاری -که مورد تأیید یا رد این جانب قرار نمیگیرد و بنده خود را در جایگاه قضاوت نمیدانم- سبب شده بود که آثار این دو شاعر و شاگردان مکتبشان در هیچ کتاب فروشی دیده نشود. بسیاری از سایتهای مرتبط با آنان فیلتر، محافل ادبی و نشریه تخصصی شان تعطیل شده بود. با آن که درهای بسیاری با جان و دل زده شد اما پشت بسیاری از درها فقط دیواری بلند و بن بست بود. با رنج فراوان مصالح اولیه- مجموعه شعرهای موسوی و اختصاری به صورت نسخه pdf از سایت های اینترنتی به دست آمد.
بررسی کارکرد واژگان نیاز داشت واژه به واژه این اشعارده ها بار خوانده و بارها فیش برداری شود. اما متأسفانه به دلیل پیچیدگی و آشناییزداییهای بیش از حد این اشعار،رابطه برقرار کردن با این ابیات کارآسانی نبود. اگرچه این حالت درباره شعر فرجی، نظری و حسینی صدق نمیکرد. در اثر خواندن و نوشتن مکرر آشنایی نسبی با پیچ و خم این اشعار میسر گردید. نو بودن موضوع نبودن پژوهشهای موفق و مدون که به عنوان منبع پژوهش به کار روند نیز دغدغهای دیگر بود.
هیچ تلاشی در مسیر یادگیری خالی از فایده نیست و در حقیقت هیچ کتابی نیست که ارزش یک بار خواندن را نداشته باشد. آن چه پیش روی شما مخاطب فرهیخته قرار گرفته است بی شک خالی از نقص نیست. اما به عنوان اولین تجربهی پژوهشی نگارنده در بردارندهی نکاتی تازه است. و مانند کلاس درسی است که مکمل ساعتهای شاگردی در محضر اساتید ارزشمندم در دانشکدهی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه سلمان فارسی کازرون است. قدردان زحمات بی دریغ این عزیزان خواهم بود امیدوارم کاستیهای کار را به بزرگواری خویش بر من ببخشایند.
فصل اول
مقدمه و پیشینهی تحقیق

1-1- طرح مسأله
قالب غزل یکی از محبوبترین قالبهای شعر فارسی است. پس از ظهور نیما و رواج شعر نیمایی و ارائهی آثار موفق در این عرصه اهل شعر و ادب شاهدند که غزل معاصر با تنوع موضوع، شکل ظاهری، قافیههایی متفاوت، ردیف های طولانی و نوآوریهای فراوانی از سوی شاعران دههی شصت، هفتاد و هشتاد به شکلی فعال خودنمایی میکرد.
دههی هشتاد، مهدی موسوی با معرفی « غزل پست مدرن، برگزاری کلاسهای آموزشی، تربیت شاگرد انتشار نشریهی تخصصی پست مدرن دری دیگر به روی غزل معاصر ما گشود و شاگردانش او را به عنوان پدر غزل پست مدرن مورد خطاب قرار دادند.بارزترین ویژگی که این نوع غزل را از همهی غزلهای ادبیات فارسی متمایز می سازد، زبان این نوع غزل است، در این تحقیق نقشهای آوایی، عاطفی، نحوی این غزلها مورد بررسی قرار گرفته و نوآوری های زبانی و واژگان پرکاربردو دیگر کارکردهای زبان تحلیل می گردد.
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
نبودن پژوهش مدوّن پیرامون این موضوع و نقش اساسی و متفاوت کارکرد واژگان در شکلگیری غزل پست مدرن، نقش یک پژوهش در شناخت این شیوه ی نو آورانه ،علاقه ی نگارنده نسبت به قالب غزل و ادبیات معاصرو روشن کردن ابعاد شعر پست مدرنرا میتوان اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق به شمار آورد.
1-3- هدف تحقیق
جایگاه زبان و واژگان در دادن شکلی دیگرگونه به غزل پست مدرن و کارکرد های زبانی بررسی می گردد تا در شناخت بهتر این نوع شعری به مخاطب یاری رساند.و انگیزه ای برای پژوهش های بعدی درباره ی این تجربه ی جدید شعری باشد.
1-4- پیشینهی تحقیق: ( مروری بر تحقیقات داخلی و خارجی )
کتابهای فراوان و مقالات بسیاری با موضوع پست مدرن به چاپ رسیده است که ارتباط آنها با موضوع این پژوهش در حد آشنایی با نگرش پست مدرن و ادبیات پست مدرن در دیگر کشورهاست. اما اثری که به طور مستقل شعر پست مدرن را در ادبیات فارسی بررسی کند به چاپ نرسیده است. فقط پایان نامهی « رویکردی به مدرنیسم در غزل معاصر » که در دانشگاه سیستان و بلوچستان به قلم آقای محمود طیب و استاد راهنمای ایشان دکتر محمد علی زهرا زاده میتواند در شکلگیری این ذهنیت که ادبیات کلاسیک فارسی چگونه به مرحله مدرن رسید به ما کمک کند تا ما در این پژوهش رسیدن به پست مدرن را بررسی نماییم. و موضوع کار ایشان و این پژوهش تفاوت فراوانی دارند. پایان نامه ی اخیر با این کار پژوهشی تفاوت فراوانی دارد. چون مدرن و پست مدرن درلفظ و معنا و شعر دو طیف جداگانه اند. نزدیک بودن زمان سروده شدن غزل ها با زمان این پژوهش و برخورد دولت با فعالیت موسوی و اختصاری و درک نشدن این شعر از سوی بسیاری از مخاطبان حتی مخاطب خاص ادبیات باعث شده که موضوع تحقیق برای اهل شعر و ادب تا این زمان ناشناس باقی بماند.
1-5- روش تحقیق
روش تحقیق این پژوهش به صورت کتابخانهای و اسنادی است. در ابتدا کتاب ها و مقالات مرتبط با غزل پست مدرن و پست مدرن و مجموعه شعرهای در دسترس شاعران شاخص که در دههی هشتاد منتشر شده را یافته و با مطالعه دقیق و فیش برداری کارکردهای مختلف زبان را در این اشعار بررسی شده است. مطالب لازم استخراج و پس از اتمام فیش برداری مطالب جمعآوری شده در پاسخگویی به پرسشهای مطرح شده طبقه بندی و تدوین گردید.
1-6- سؤالات تحقیق
1. دایره ی واژگان به کار رفته در غزل پست مدرن تا کجا گسترده است؟
2. نو آوری های زبانی غزل پست مدرن چگونه است؟
3. واژگان در کارکرد عاطفی، آوایی و نحوی غزل پست مدرن چه نقشی دارند؟
4. واژگان پرکاربرد غزل پست مدرن چه ارتباطی با نگرش پست مدرن دارند؟
فصل دوم
تعاریف و کلیات

2-1- هنر و زیبایی
یکی از جولان گاه هایی که احساسات در آن امکان جلوه گری مییابند هنر است اما باید این احساسات در کنترل هنرمند باشد؛ نه اختیار دار احساسات باشد که راه به بیراهه میرود. تمام هنرهای امروزی در جستجو و کشف زوایای مختلف وجود انسان هستند. شاید به علت مقابله با علم که با جهان بیرون سر و کار دارد یا شاید بدین لحاظ که در میان همه مسائل تنها مسئله انسان است که همچنان به صورت مسئله ای جذاب مانده است و هنرمندان بیشتر در مورد شکافتن ذهن و شناخت ذهنیت پیچیده ی او هستند .
همهی هنرها برای رسیدن به شناخت ورساندن لذت به روح انسان هستند و از ابزارهایی استفاده میکنند. نقّاشها از خطوط و رنگ، موسیقیدان از ریتم و هارمونی وساز و شاعر از کلمات بهره میجوید، کلمات قدرت راز آمیزتر و بیشتری دارند مصالح هنری دیگر و هم از این روست که شعر بیشتر از دیگر هنرها در به سیر در ژرفاست .میزان پختگی هر اثر میتواند به نحوی با تجربیات هنری فرد در گوشههای مختلف اثر هنری که خلق کرده به نمایش گذاشته میشود. هایدگر هنر را به نحوی انکشاف حقیقت و ظهور عالمی خاص و تجلّی وجود موجود تلقی میکند . این انکشاف فقط برای آدمی به عنوان تنها موجودی که مواجهه با حقیقت است ؛دست میدهد.
جالب است که این زبان هنری است که قادر به بیان هنر است در حالی که سایر بازیهای زبانی از تبیین آن عاجزند. هنرها هر یک قواعد و معیارهایی دارند که در پرتو آن میتوان اثر هنری مورد نظررا بازنمایی کرد. این معیارها از مبادی عقلی و منطقی صرف تبعیت نمیکنند و در حقیقت هنرمند است که در پرتو طبیعت خویش به هنر قاعده میبخشد. بدین معنا که هنرمنددر سایه نبوغ خویش که صنعت طبیعی است گرایش ذهنی خود را باز مینمایاند.در سراسر تاریخ فرهنگی مغرب زمین، نوشته ابزاری بوده است برای دفع مرگ، ابزاری برای نامیرایی. فوکو به دوره ای در یونان اشاره میکند که قهرمانان جوان مرگ میشوند زیرا شاهکارهای حماسی، نامیرایی ( میل به جاودانگی) قهرمانان را تضمین می کرده است.
« اثر، که زمانی وظیفهی تأمین نامیرایی و جاودانگی را بر عهده داشت، اکنون از این حق برخوردار شده است که بکشد که قاتل مؤلف خود باشد و مصادیق آن را نزد فلوبر، پروست و کافکا میتوان یافت». (یزدان جو، 1381: 117)
2-2- مدرنیسم و پست مدرن
جنگ جهانی اول، پیوستگی اجتماعی پیش از جنگ را در اروپای قارهای نابود کرد. امپراطوری اتریش- مجارستان و عثمانی تجزیه شد آلمان نیرومند شکست خورد و تحقیر شد. امپراطوری روسیه تجزیه شد و مردم دچار نومیدی بودند و برای دشواریهایی که آنان را تهدید میکرد در جستجوی پاسخهای تازه بودند و به دنبال آرمانهایی می گشتند که جای احترام به پادشاهان و شهریاران و نظام اجتماعی موجود را بگیرد. در چنین هرج و مرجی حضور برخی از دیکتاتورها دوران تاریکی را در نیمه قرن در اروپا به وجود آورد. آموزههای نژادی هیتلر با موفقیت روبه رو شد و پیرویهایش در داخل و خارج کشور قدرت او را استوار ساخت. این دیکتاتورها گرچه خاستگاه متفاوت داشتند، آنچه میانشان مشترک بود عبارت بود از طرح اخلاق یهودی ، مسیحی، خوارشمردن تقدس زندگی انسان، عدالت و برابری در برابر قانون.آن ها نابودی میلیونها انسان را پذیرفتند زیرا بر این باور بودند که این کار به هدف های شایسته خدمت میکند. آنان مسئول انقلابی در اندیشه و عمل بودند که قرن ها پیشرفت را نابود کرد.
میتوان مدرنیسم را نخستین واکنش فکری بزرگ نسبت به بحران اجتماعی و فروپاشی دین مشترک دانست در مواجهه با یک جامعهی پس مسیحی ، اندیشمندان و نخبگان خلاق نقش تازه برای خویش رقم زدند که به هر حال همانند نقش یک پدر روحانی بود. متعالی ترین نقش آن ها شفا دادن جراحات جامعه بود؛ در« پالایش زبان طایفه» توانستند حساسیت آن را خالص گردانند و اگر سیاسی نمیبود، زمینهی فکری، زیبا شناختی را برایش مهیا سازند.
فرهنگ و هنر اندیشهی مدرن دستاوردی غیر استقلالی دارد لذت آن جاست که اندیشه مستقلی، در کار نباشد اثر هنری نه در ساختار درونی داشت که به هر صورت درک آن نیازمند درجهای از خردورزی است، بلکه در نشانهها و رمزهای ساده فهمیده میشود یا به طور کلی درک نمیگردد. استقلال سازنده و خلاقانهی اثر از میان رفته و در این میان امکان مخاطب در آفریدن معناهای تازه و یافتن برداشتی شخصی و خاصی از میان میرود، یا به شدت محدود میگردد.
پس از عبور از سده ی بیستم اکثر متفکرین بر این عقیده اند که انسان امروز بیش از هرچیز نیازمند یک تفسیر معنوی از جهان خود انسان است. اینان بر این باورند که در پایان پرفراز و شیب سده ی بیستم و آغاز سده ی نوین سرمایه داری متمدن غربی و ایدئولوژی کمونیسم هر دو در رستگاری انسان عاجز مانده اند و سرنوشت او را به فاجعه کشانده اند و روح انسان نوین از هر دو سر خوردهاست. انسان معاصر همچون همهی انسان های دیگر اعصار ، مملو از گذشتهای است که در حال مستتر است این انسان که اکنون در دوران کودکی، بلوغ، میانسالی یا کهنسالی است در طول همین پنج سال، ده سال یا پنجاه سال که زندگی میکند ساخته نشده و ناگهان از عدم به دنیا نیامده است.
برخی بر این باورند که، وقتی که این انسان کودک بود و حتی تازه به دنیا آمده بود و هیچکدام از حساسیتها، خصوصیات، عواطف، گرایشهای فکری، تعصبها، تمایلها، سلیقهها را نداشت، بلکه موجودی بوده است بدون هیچ رنگ انسانی خاص و می توانست در هر محیطی قرار بگیرد به گونهای دیگر آید اما چون در محیطی که اکنون زندگی میکند به سر میبرد با مشخصات کنونی است. اما بر خلاف این نظریه ، انسان فقط در طول مدت عمر خود ساخته نشده و نمیشود او با تولد خود آغاز نشده است بلکه هر انسانی عبارت است از کتاب تاریخ جامعه خود.دانشمندان و ایدئولوژیکهای جهان بر این عقیده بودند که تمدّن جهان غرب نه تنها دستاوردهای فرهنگی بلکه ارزشهای اخلاقی را نیز در بردارند، اما روند تمدّن جهانی چهرهی دیگری را نشان میداد که بر خلاف این نظر بود.
دستاوردهای درخشان هنر معاصر در زیر بار مباحث نظری کلامی نباید مخدوش گردد. دستاوردهای بسیار ارزشمندی مانند تأکید بر نوآوری، آزادی، نگاه به آینده و تقویت روحیهی انتقادی، نگاه نوین به گذشته و موارد دیگری که هرگز به هیچ مقطع دیگری از تاریخ هنر قابلیت شکوفایی نیافتهاند شاید این سخن والتر بنیامین در پایان کلام بتواند پلی بین مباحث مطرح شده ایجاد کند که : « یکی از مهمترین وظیفههای اثر هنری، آفریدن نیازهایی است که هنوز زمان برآورده شدن آن فرا نرسیده است. هنر مدرن، هنر آنچه را که تاریخ کشته است حیات میبخشد، هنر آنچه را که تاریخ نفی کرده یا خاموش کرده یا سرکوب کرده، به بیان در می آوردو دروغهای تاریخ را بدل به حقیقت میکند» . (لینتن، 1382: 52)
جریان مدرنیزم حاصل بیش از یک سده دگرگونی در علوم انسانی، فیزیک، فلسفه، تکنولوژی، اقتصاد، تولید، مصرف، هنر، معماری، ادبیات و هنر در غرب سدهی بیستم بود و به سرعت به دیگر فرهنگها و کشورها نیز راه یافت و به دگرگونی همین حوزهها در تمام کشورهای جهان دست زد.در ایران، از آغاز سدهی سیزدهم شاهد ورود و گسترش عناصر مدرنیزم به گسترهی علوم و فرهنگ و تا اندازهای تکنولوژی و اقتصاد هستیم. از دورهی رضاخان، مدرنیزم به طور رسمی از حوزه ی اقتصاد و تکنولوژی آغاز به کار کردو در آغاز سدهی چهاردهم با گسترش فن ترجمه، شاعران و نویسندگان زیر تأثیر اندیشههای غربی، اندیشههای مدرن را به حوزه های علوم انسانی، ادبیات و هنر نیز وارد کردند. از آغاز دههی پنجاه، غزل فارسی با اوج گرفتن و حرکت به سمت رسیدن به وضعیتی« فرانو» همگام با جریان های آزاد نیمایی و سپید، اندیشههای متفاوتی با گرایش به مدرنیزم را به بستر خود راه داد و «مدرنیزم ادبی»از آغاز دههی هفتاد به عنوان جریانی رسمت یافته در ادبیات و شعر ایران اعلام حضور کرد.
جنبش مدرنیسم (modernism) همه جنبشها و اصول کهن را مردود میشمرد و با رد آنها به معرفی الگوهای جدید و بیسابقه میپردازد. در آغاز، این جنبش از ادبیات و هنر سرچشمه گرفت و طی یک دهه سراسر جهان را فراگرفت. دامنهی تأثیر این جنبش به هنرها و هم چنین قشرهای اجتماعی کشنده شد و تا نیمه ی نخست سدهی بیستم جنبش مسلط و اندیشهی فراگیر بود. اگر بخواهیم واقع بینانه تر داوری کنیم با توجه به برخی از نظریههای در این راستا و با استناد به انبوه جریان ها، اندیشهها و جنبشهایی که از دل این جنبش و یا به تأثیر و با تکیه بر اصول مدرنیزم پدید آمده اند، باید گفت این جنبش در همهی طول سدهی بیستم ( در کشورهای توسعه یافته ) و تا هنوز هم ( در کشورهای در حال توسعه ) به صورتی فعّال جریان داشته و برخی از کشورها و نواحی نیز به دلیل شرایط خاص محیطی، اجتماعی و سیاسی هنوز به مرحله مدرنیزم جهان سوم نرسیده اند.
مدرنیزم در کشورهای توسعه یافته و صنعتی در فاصلههای دهههای 60 و 70 از سدهی بیستم بر اثر مخالفتها و انشعابهایی از هم گسیخت. این در حالی بود که حوالی دههی 40 به طور کلی آن تأثیر توانمند و فراگیر خود را از دست داده بود. گروهی از دولتها آشکارا به سرکوب آن پرداختند و برای رویارویی( مقابله) با پارهای از وجوه آن، قانون هایی پیاده کردند و برنامههای حساب شدهای به اجرا گذاشتند. گرچه آغاز واقعی قرن بیستم به قبل از انقلاب فرانسه باز میگردد، اما اغلب محققین از نظر سیاسی – اجتماعی معتقدند که آغاز قرن بیستم را بهتر است سال 1871 یعنی سال وحدت آلمان، یا دههی 1890 بدانیم. دههای که در آن بی ثباتی بین المللی در اروپا و آسیا آشکار گردید و عصری تازه از رقابت امپریالیستی، که آلمانها آن را سیاست جهانی نامیدند آغاز شد. در قاره ی اروپا به صورت نیرومندترین ملّت از نظر نظامی در آمد و از نظر صنعتی نیز با سرعت پیشرفت میکرد . در شرق آسیا، در دهه ی 1980، ژاپن که از نظر صنعتی و نظامی مدرن شده بود، به نخستین جنگ صلح جویانهی موفق خود بر ضد چین دست زد. در قارهی آمریکا شالوده های تبدیل ایالات متحده به صورت یک ابرقدرت در قرن بیستم نهاده شد. ایالات متحده دیگر امنیت خود را در نزوا نمییافت و آفریقا سرانجام میان قدرتهای اروپایی تقسیم شد موارد ذکر شده برخی از نشانههای تغییرات بزرگی بود که در قرن بیستم به وجود آمد و زمینه ساز مدرنیته از لحاظ سیاسی بودند .
« برخی از ویژگیهای مدرنیته عبارتند از :
اعتماد به توانایی عقل و علم انسان برای معالجهی بیماری های اجتماعی.
تأکید بر مفاهیمی از قبیل پیشرفت، طبیعت، تجربههای مستقیم.
مخالفت آشکارا با مذهب ( به ویژه الهیات مسیحی).
اومانیسم و تبیین جامعه و طبیعت به شکل انسان مداری.
تأکید عمده بر روش شناسی تجربی.
پوزیتیوسیم( اثبات گرایی یا تحصیل گرایی به هر گونه نگرش فلسفی که تنها شکل معتبر از اندیشه) به عنوان روش شناسی مدرنیسم».( آفرینی، 1391: 85)
پس از گسترش مدرنیسم، عدهای برای مخالفت و گروهی برای ادامه و تکمیل این رویهی فکری برای آفرینش پست مدرن تلاش کردند. ریشههای درخت پست مدرن در مدرنیسم بود و هدف آن به تکامل رساندن مدرنیسم و رفع نواقص آن.
« پست مدرن این نیست که دوران مدرنیته تمام شده و حالا نیز باید منتظر باشیم که این دوره سر آید. مدرنیته را نباید در وجود صنعت و تکنولوژی و سلاح مدرن یا بازار و تولید و توزیع مدرن محدود کرد، اینها همه از لوازم مدرنیته است. مدرنیته روح یا جان روابط عالم کنونی است ».( داوری اردکانی،1391: 56-55)
پست مدرن به معنا قائل نیست و به این زبان مناسب مبحث هم در باب پست مدرن، زبان دشواری است. میان پست مدرنها و مدرنها هر کدام یکدیگر را متهم میکند که شما زبان و سخن ما را در نمییابید. هر مدعی ادعا دارد که مدعی یا مخاطب سخن او را درست در نیافته است. زیرا زبان دچار آشوب شده است به طوری که حتی متفکران حرف یکدیگر را درک نمیکنند. فلسفه زبان خاصی دارد و کسی که به آن زبان و قواعد آن آشنا نباشد، مطلب را درک نمیکند.مشکل تفکر پست مدرن این است که مخصوصاً در دوره معاصر متفکران زبان یکدیگر را نمیفهمند.
« بنیانهای پست مدرنیسم نقطه ای مقابل بنیانهای مدرنیسم هستند. به جای واقعیت طبیعی، ضد واقعگرایی به جای تجربه و خرد، ذهنیت گرایی اجتماعی-زبانی به جای هویت و خود مختاری فردی، گروه گراییهای گوناگون نژادی، جنسیتیو طبقاتیبه جای منافع انسان به عنوان اموری اساساً هماهنگ و متمایل به تعاملِ متقابلاً سودمند، تضاد و ستم به جای احترام به فردگرایی در ارزشها و بازارها و سیاست، دعوت به جمعگرایی، همبستگی و قید و بندهای برابری خواهانه به جای تجلیل از دستاوردهای علم و تکنولوژی، سوء ظنی که به خصومت آشکار متمایل است. این تقابل فلسفی فراگیر مضامین پست مدرن خاصتر را در انواع بحثهای دانشگاهی و فرهنگی شکل میدهد».(هیکس، 1391: 29)
«پست مدرنیسم یک «مرحله رشد» است نه یک واکنش ضد مدرنیسم و پیش از آنکه کشور یا مردی بتواند به آن برسد باید مراحل مختلف شهرنشینی، صنعتی شدن و فراصنعتی شدن را خوب بشناسند».( جنکز، بی تا:64)
« برخی نیز بر این باورند که پست مدرنیسم در نقد هنر [ تجسمی ] به نفی تمام و کمال مدرنیسم پرداخته است. مدرنیسم هیچگاه وجود نداشته است؛ آن ساده لوحانه به تصوراتی خیال پردازانه از جهانی دلبسته است که اعجازهای فناوری ماهیتش را دگرگون ساخته است؛ انزوا طلب، برج عاج نشین و موعظهگر خودمختاری انواع هنرها بوده و هنری را ترویج کرده مشغولیتی جز موضوعات صرف هنری نداشته است ...[و] در نوآوری موفقیتی نداشته است». (گودرزی،1385: 395)
مدرنیسم دارای ویژگیهایی چون معانی معین، قوانین محض، نا متجانس بودن، برونگرایی، آزادی انتخاب، پویایی، تنوع، حرکت و نوآوری است، با کمی اغماض میتوان گفت پست مدرنیسم دارای خصوصیاتی چون انعطافپذیری، تقلید گستاخانه، نگاه سطحی، تفریح، نسبیت و عدم قطعیت، از هم پاشیدگی، شک و تردید میباشد.
اصطلاح پست مدرن که به عنوان وجه ممیز عرصهی معاصر از عرصهی مدرن فهمیده میشود، ظاهراً اولین بار در 1917 « رودلف پانوینس» فیلسوف آلمانی – برای توصیف هیچگرایی فرهنگ غربی قرن بیستم که مضمون وام گرفته از نیچه بود به کار رفت. این واژه مجدداً در سال 1934 در آثار منتقد ادبی اسپانیایی « فدریکودی اونیس » در اشاره به واکنشی علیه مدرنیسم ظاهر شد. در سال 1939 این اصطلاح به دو طریق در انگلستان به کار گرفته شد.«برنارد ادینگزابل» برای به رسمیت شناختن شکست مدرنیسم دنیوی و بازگشت به مذهب، و« آرنولدتوین »برای اشاره به ظهور جامعه تودهای پس از جنگ جهانی اول که در آن طبقه کارگر اهمیتی بیش از طبقه ی سرمایه دار پیدا میکند.ظهور وضعیت پست مدرن با خاتمهی رویکردی های قطعی، به شناخت حقیقت و کنار گذاشتن قطعینگری نسبت به امور معرفتی امکان مییابد و با مفاهیمی چون نسبت انگاری، نسبیت، کثرتگرایی و چند معنایی . وضعیت جدید عصر پست مدرن شناخته می شود.
ظاهراً پست مدرنها، بر آن هستند که انسان وانهاده و سرخوردهی قرن بیستم را، که دو جنگ جهانی را تجربه کرده، با فشارهای اقتصادی و بحرانهای سیاسی و اجتماعی رو در رو بوده و از ظهور دیکتاتورهای خون آشام لرزه بر اندامش افتاده، رهایی بخشده غافل از اینکه همین مکتب، بانی معضلات نا خوشایندی برای مردم عصر جدید شده و در دنیای سیاست همچون ابزاری در دست قدرتمندان قرار گرفته است.
اصطلاح پست مدرندر بین جامعه شناسان و منتقدین بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و بیانگر موقعیت فرهنگ و تغییراتی میباشد که از اواخر قرن نوزدهم، قوانین علمی و ادبیات و هنر را تحت تأثیرو بلکه تغییر داده است. هرگونه تلاش برای پشت سر گذاشتن مدرنیته و یا انتقاد از آن مستلزم به کار گرفتن قواعد و اصول بنیادین اندیشه مدرنیته است. از این رو پیشوند « پسا» در کلمه پست مدرن صرفاً به معنای مرحله تاریخی جدیدی نیست که بعد از دوران مدرن است که با تأثیر پذیری از ذهنیت انتقادی و آزادی طلب مدرنیته عقاید و اصول و آرمان های فلسفی، علمی و زیبا شناختی جهان مدرن را مورد نقد و سنجش و ارزیابی قرار میدهد به همین سبب زمانی که بحث از پست مدرنیسم پیش میآید، منظور گسست تام با اندیشه مدرن نیست بلکه ادامه مدرنیته از طریق آشکار ساختن بحران آن است . بنابراین پست مدرنیسم را میتوان به نوعی حقیقت مدرنیسم نامید، زیرا موجب تحقق یافتن امکانات تکامل نیافته ذهنیت انتقادی میگردد. پست مدرنیسم بیانگر همان اندیشه انتقادی مدرنیته است با این تفاوت که این بار پروژه مدرنیته است که هدف اساسی انتقاد میباشد بنابراین پست مدرنیسم نه بازگوکننده بازگشتی به گذشته است و نه تعیین کننده دوران تاریخی جدید می باشد، بلکه پرسشی درباره نتایج سرگذشت مدرنیته است.
پست مدرنیسم، پسامدرنیسم، پسانوگرایی یا پسانوگان گرایی وضعیتی است که در نیمه ی دوم سدهی بیستم میلادی بر تمدن غرب حاکم شده است این وضعیت در تقابل با جریان مدرن و سنتی یکسانی شکل گرفته است و همه اقتدارهای پیش از خود را به چالش کشیده است. زمزمههای پست مدرن بسی پیش تر از تحقق آن آغاز شده بود، حتی پیش از دو جنگ جهانی که در نهایت موجب تحقق جریان پست مدرن شد.پست مدرن یک دوران نیست، حتی نباید آن را یک طرح فلسفی خاص دانست. وضع پست مدرن یک بحران است، پست مدرن صورت و مرحلهای از مدرنیته است.درباره ارتباط و شکل ارتباط مدرن و پست مدرن این چند نظریه وجود دارد و گزینش هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.
الگوی پست مدرنها با الگوی طراحی شده توسط فرهنگ غرب، خاصه آمریکا همخوانی بسیار دارد، همگان متفق القول، ظهور پست مدرنیته را پس از بمباران اتمی در شهر ژاپن میدانند در واقع فروریختن بمب اتمی چونان نمادی است از زندگی پر تلاطم و پر هیجان دوره مدرنیتهای که سعی داشت تجربیات زندگی مدرن را به تصویر در آورد که اصطلاحاً از آن به عنوان « تصویرگری زندگی مدرن » یاد میکنند.در حقیقت دنیای مدرنیسم نتوانست انسان رها شده از عالم مذهب، انسان زیاده خواه و راحت طلب قرن بیست را ارضا کند و روح خسته و دردمند او را التیام بخشد. چه بسا، خود عاملی برای در بند کشیدن انسانها بود. در مقابل آن پست مدرنیته، به جای آن که راه حل مناسبی برای تمامی دردهای بشری نشان دهد؛ انسان را به وادی پوچی، بدبینی، تنفر و گنگی سوق داد.
«پست مدرنیسم با پنج ویژگی مهم موجب ایجاد تعاریف جدیدی در جامعه شناسی سیاسی شده است. این تعاریف با مؤلفههای جهانی شدن در ارتباط تنگاتنگ است:
ضدیت با معرفت شناسی و توجه بیشتر به هستی شناسی؛ یعنی علاقهمند بودن به اشکال تأثیر دانش بر زندگی تا ظواهر زندگی برای علل واقعی اعتقاد.
توجه به بی نهایت بودن معنا به عنوان منبعی برای ساختن هویتها و ساختارها.
مرکزیت زدایی از جامعه: یعنی عقیده به اینکه ساختارهای اجتماعی طی فرآیندهایی صورت میگیرند که در مکان و فضا ساخته میشوند و به گونه علمی تعیین نمیشوند. هیچ نهاد مرکزی ( برای مثال دولت) و هیچ معنایی ( برای مثال حقیقت ) وجود ندارد که جنبههای مختلف زندگی اجتماعی در موضعی ثابت حول آن سازمان یابند.
جوهر ستیزی؛ در جامعهشناسی سیاسی متأثر از پست مدرنیسم هویتها و ساختارها پدیدههایی تلقی میشوند که در زمینهی اجتماعی خاصی ساخته شده و وابسته به شرایط تاریخی خاصی هستند.
تأثیرچشماندازهایی که با آن ها به زندگی اجتماعی نگریسته میشود. از این منظر هیچ ارزش و حقیقت جهانی و عالی وجود ندارد که بین همهی اعضای جامعه مشترک و پذیرفته شده باشد».(نش، 1383 : 38)
« میراث خرد ستیزها برای قرن بیستم چهار مضمون اصلی را در بر میگیرد:
همخوانی با کانت در این که خرد ناتوان از شناخت واقعیت است.
همصدایی با هگل در این که واقعیت عمیقا آمیخته با تضاد و یا نامعقول است.
این نتیجهگیری که بنابراین خرد مغلوب دعاوی مبتنی بر احساس، غریزه یا جهشهای مؤمنانه میشود .
این که دعاوی خرد گریز و خرد ستیز به حقایق عمیقی درباره واقعیت منجر میشود».( هیکس، 1391: 80)
ظهور وضعیت پست مدرن با خاتمهی رویکردهای قطعی به شناخت حقیقت و کنارگذاشتن قطعینگری نسبت به امر معرفتی امکان مییابد.جهان پیش از پست مدرن، جهان اقتدارها و قطعیت هاست. در هر دوره، محوری برای اقتدار وجوددارد که بر مبنای آن محور، نظام و روایتی شکل میگیرد که همه ی شئون زندگی را در بر میگیرد و تعریف میکند. این مرجع اقتدار زمانی اساطیر و روایات خرافی، زمانی انسان، زمانی مذهب و زمانی مجدداً انسان است، زمانی خرد، زمانی علم و ... است. هر دوره که سپری میشود، محور اقتدار از متن اجتماع تا به حاشیه میرود و امر دیگری محور و مرجع اقتدار می شود، این امر تا ظهور وضعیت پست مدرن در قرن گذشته، هزاران سال تداوم داشته است.
درون جهان همه چیز همان گونه است که هست و همه چیز همان طور رخ میدهد که رخ میدهد، در درون جهان هیچ ارزشی وجود نداردو اگر ارزشی در درون جهان یافته می شد دیگر ارزشی نمیداشت.پست مدرنیسم بیش از هر چیز با اقتدار زدایی تعریف میشود؛ اقتدار زدایی از هر پدیده بدون جانشین کردن پدیدهی دیگری که صاحب یا مرجع اقتدار جدید باشد . در هر دوره امری در مرکز توجه قرار میگیرد و محور اقتدار میشود. در دوران بعد، اقتدارش شکسته میشود و امر دیگری محور اقتدار میگردد.
چنانکه در دوران جهان شناسان پیش از سقراط نگاه اسطورهای معیار، ادراک انسان از دنیای پیرامونش بود که در آثار هومر و هیزیود میتوان این اندیشه را دید و در دوران از سقراط تا قرون وسطی محور فلسفه بود و درقرون وسطی اقتدار با قرائتی از مذهب مسیح بود تا اینکه اقتدار به خرد رسید از دکارت و خرد گرایی محور و مرکزیت همه چیز شد. اکنون پست مدرنیسم در پی فروریختن هر اقتداری است.
پست مدرنیسم، هم از مذهب و هم از اخلاق که گویی میرفت که جایگزین مذهب باشد، اقتدار زدایی کرد. چرا که بشر جدید به واسطهی تجربیات جدید، همه ی دستاوردهای بشری را به دیده تردید مینگریست. متفکرین پست مدرنیته در این باب به صورت موازی هم از اخلاق و هم از مذهب اقتدار زدایی کردند.زمانی سوفیستها از منطق استثناها یاد میکردند، سرانجام دانستیم که این منطق در دست است و منطق حقیقت یکتا به هیچ کار نمیآید. این حقیقت یکه هیچ نیست مگر یکی از احتمالهای منطق استثناها.
پست مدرنیسم غالباً خودش را ضد فلسفی معرفی میکند، به این معنا که بسیاری از بدیلهای فلسفی سنتی را رد میکند، با این همه، هرگونه گزاره یا فعالیتی، از جمله عمل نوشتن نوعی برداشت پست مدرن درمورد هر موضوعی، دست کم نوعی دریافت ضمنی از واقعیت و ارزشها را پیش فرض میگیرد. پست مدرنیسم علی رغم بیزاری ظاهری از برخی صورتهای امر انتزاعی، عام، تثبیت شده و دقیق، چارچوب مستحکمی از قضایا را مطرح میکند که اندیشه ها و کنشهای ما در آن ها جای میگیرند. به لحاظ متافیزیکی، پست مدرنیسم ضد واقع گراست و بر آن است که سخن گفتن معنادار درباره واقعیتی که وجود مستقل دارد غیر ممکن استبه جای آن، پست مدرنیسم نوعی برداشت اجتماعی- زبانی و بر ساخت گرایانه از واقعیت را می نشاند. بر ذهنی بودن، قرار دادی بودن و قیاس ناپذیری این بر ساخت ها تأکید میکند.
در حالی که هدف هنر رئالیستی، واقع نمایی یعنی پایبندی به زندگی واقعی بود، هنر مدرن تمایل داشت وجود مادی خود در مقام هنر و لذا فاصله و تفاوتش را با امر واقعی تمجید کند. در نتیجه هنر مقارن با جریان مدرن تقابل با آن را آغاز کرده و گویی به صورت هم زمان و هماهنگ، رد و نفی ارزشهای مدرن را در دستور کارپست مدرن ها قرار داده است. اولین تردیدها به مدرنیسم در حوزههای زیبا شناسی و هنر شکل گرفت اگر چه فلاسفه پسش از آن نیز به ارزشِ ارزش های مدرن تردید کرده بودند .ویژگی اصلی پست مدرنیته محو شدن زیباشناسی وارزشهای والا در دنیای زرق و برق و گزاف واقعیت و محو شدن تاریخ و امر واقعی در دنیای رسانه های صوتی و تصویری است.
«پست مدرنیته مخالفت اصلی خود را با اصول بنیاد گرایی مطرح ساخت و درصدد است که انسان را از تمامی قیود، اعتقادات و باورهای خود رهایی بخشد، در عین حال که کمی هم به سنت ها توجه دارد؛ چرا که سنت پیش از اینها توسط پیروان مدرنیسم، قلع و قمع شده بود.پست مدرنیسم ها از کنار سنت به سادگی نمیگذرند. از نظر آن ها هر شعر تازه در حکم مبارزهی نوجوانی است با اقتدار و سلطهی پدر که همان تأثیرشاعران پیشین باشد. نوجوان در اشتیاق گسست از سنت و عدم تداوم می سوزد میخواهد و گاه میکوشد تا با گریز از خانهی پدری، روی پای خود بایستد. اما حتی اگر تا حدودی از تبار خویش آگاه باشد باز بسته به پدراست.هیچ رابطهای عینی هم که آشکار نکرده باشدرابطهی خونی که دارد . این جمله نیز پیش روی پست مدرنیست ها میدرخشد، هر کس میخواهد کاری کند کارستان، نخست باید پدری برای خود بیافریند و دیگر این که، درون هر شاعری میتوان و باید شاعر دیگری یافت». ( باباچاهی، 1376: 373)
« بهت رودررویی با وقایع غیر قابل تحملی مانند آن چه که پس از دو جنگ غرب گذشت، موجب شد که انسان غربی در موضعی قرار بگیرد که شاهد و تجربهگر از دست رفتن همهی ارزشها و معانی سنت زندگی خود باشد. بیش و پیش از هر چیز، اعتبار این « سنت» از دست رفت». (آفرینی، 1391: 119).
پست مدرنیته، از جهاتی پایان مدرنیته است، پایان توجه مفرط بشر به دنیای پر هیاهوی تکنولوژی، سرعت، صنعت و شهرسازیهای بی حد و حصر؛ پایان گرایش مردم به عقل گرایی، دلالت گرایی و مستند سازی و در وادی ادبیات، پایان توصیفات مطلق گرایانه، رعایت نکردن قوانین علت و معلولی و ایجاد وحدت و انسجام در ساختار و طرح آثار.
برخی میان دو واژهی پست مدرنیته و پست مدرنیسم، معمولاً وجه تمایزی قائل نمیشوند. در صورتی که این دو اصطلاح با هم متفاوت هستند و باید در جای خود استفاده شوند. پست مدرنیته به فلسفه و ایدئولوژیای که این مکتب را توصیف میکند مرتبط است. در صورتی که پست مدرنیسم، به تخیّل خصلت های پست مدرن از جنبه ادبی و هنری اطلاق میشود. بی شک، ادبیات و هنر نیز چون بافت اجتماعی سیاست، معماری و فرهنگ در دوران پست مدرن دچار تحول و دگرگونی گشت. این در حالی است که بسیاری از هنرمندان و نویسندگان و مردم علاقه مند به هنر، همچنان نسبت به این مکتب واکنش منفی نشان داده، از پذیرش آن سرباز میزنند؛ و در این میان، عدهای هم یافت میشوند که شیفتهی مکاتب جدید هستند.
نظریه داروین انسان را همتبار با حیوانات معرفی می کردو این و هن بزرگی بود. انسانی که از تبار خدایان بود بااین انسان جدید که از تبار حیوانات بود نسبتی با حقیقت نداشت، متافیزیک را درک نمیکرد، از الهیات، علم النفس و جهانشناسی بی خبر بود، اسیر در جبر تاریخی طبقاتی و گرفتار عقدههای جنسی خود بود.این انسان موج فساد، فقر، فحشا و مرگی به گستردگی دو جنگ فراگیر جهانی در اوج مدنیت شده بود این انسان برای همیشه از مقام فضیلت خلع می شود. انسان جدید خود موضوع اندیشه بود. اندیشهای به شدت تیره و تلخ. اندیشهای همراه با تردید، تردید در شایستگیهای انسان جدید ( پس از فروریختن اقتدار خرد انسانی) موضوع اندیشه ی جدید بود.طرفداران پست مدرن بیشتر دوست دارند انسان پست مدرن، زندگی مخفیانهای را به دور از اجتماع پر هیاهو دنبال کند، متکی بر خود باشد و در عوالم درونی خود سیر کند، بدون آن که دیگر به اهداف والا و آرمانهای بزرگ بیندیشد، انسان عصر جدید، طبق نظر آنها، نباید برای شناسایی هویت از دست رفته خود تلاش کند، چرا که آنان می پندارند حقیقت تفسیر ناپذیر است و نمیتوان به یک برداشت واحد و مشترک رسید. پیروان پست مدرن انسانهایی را میخواهند که به مسایل سطحی بنگرند واز ژرف اندیشی بپرهیزند؛ همهچیز را به بازی بگیرند، در جایی ثابت، دوام نیاورند.
آثار پست مدرن از بطن جامعه و فرهنگ بی پایهای نشأت گرفتهاند که دچار معضلات بسیار است. نا بهسامانی، سردرگمی، تناقض، اغتشاش، بحران، نهلیسم و بدبینی، به تمامی در بافت جامعه غربی، مخصوصاً آمریکا به وفور دیده میشود. پست مدرن با ارائه دیدگاهها و آرای شیطانی خود، این امکان را به ابر قدرتها میدهد تا به هر کاری دست بزنند؛ و تمام کنشهای آن ها طبق این فلسفه توجیه پذیر است زیرا حقیقتی وجود ندارد چون همه چیز گنگ و نا مفهوم است پس، جای تعجب نیست اگر چنین آثاری، برای توجیه عملکرد ابر قدرتها و انسان های بی هویت این دوره خلق شوند و چه بسا آن ها را تشویق و به دنباله روی از این حرکتها کنند.
امروزه از روی هر اثر هنری به تعداد بینهایت نسخه تهیه شده و در معرض دید و کاربرد افراد جامعهی جهانی قرار میگیرد. در روزگاری که ما به سر میبریم رسانه ها، تقدس و هیبت اثر هنری را زایل کرده اند.بیتفاوتی به ارزش های رایج از ویژگیهای انسان پست مدرن است که قهرمان دیگر تلاشی هم صورت نمیدهد، حتی گمان میکند که وضعیت موجود چندان هم بد نیست. میان شخصیت ها جدلی صورت نمیگیرد و تضادی نیست چرا که باوری قطعی برای جنگیدن وجود ندارد . پس فراغ از هر باور قطعی سبک بال و آسوده و بی خیال به نظر میرسد.
نویسنده پست مدرن راهی برای تغییر وضعیت پیشنهاد نمیکند چرا که قرار نیست نقش ناجی را بازی کند. تن به اقتداری جدید بدهد، او خود هنجار شکن و اقتدار گریز است و نمی خواهد مصلح اجتماعی یا ناجی باشد.او به بازنمایی جهان میپردازد و مشاهدهی این جهان برای مخاطب میتواند به رفع نواقص منجر شود.

2-3- جریان شناسی ادبیات معاصر
« از آغاز قرن پانزدهم، اروپاییان به موازات پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی شان، به جست جوی سرزمینهای بکر و تازه برای بهره کشی به چهار سوی دنیا راه افتادند ... انقلابهای بورژوازی انگلستان و فرانسه به وقوع پیوست و مکانیسم تفسیر بازارهای جهانی تحول یافت و دست یابی به سرزمینهای عقب مانده تسریع شد که از جمله آن کشورها سرزمین ایران بود ». (لنگرودی، 1378 : 14)
انقلابها و استعمار طلبی جوامع غربی آنان را به سمت افقی نقاط جهان کشاند و آنان در کنار اهداف سلطه جویانه و منفعت طلبانه خویش به همراه راه آهن تلفن، تلگراف،گمرکات و ... را به سرزمینهای تحت سیطره خود آوردند که امکانات اقتصادی ارتباطی بهتری را برای مردم آن سرزمینها در پی داشت . استخراج و بهره برداری از منابع نفت و معادن و شیوههای بانکداری جدید سیستم اقتصادی اجتماعی مردم را رنگی دیگر بخشید اگر چه بهره مالی و چپاولگری این امکانات برای دولت هایغربی بسیار سودبخش بود مردم کشورهای مختلف از جمله ایران متوجه نقاطی از جهان شدند که زندگی به شکلی دیگر در آن جریان داشت. تجّار بزرگ جهانی، به ایران آمدند و ایرانیان صاحب ثروت، فعالیت تجاری خود را گسترش دادند و برای این منظور به سرزمینها اروپایی سفر کردند. همین تغییرات زندگی فرهنگی مردم ایران را با پدیده مدرنیسم پیوند زد؛ چرا که نخستین گروه دانشجویی از ایران حدود سال 1190 ه. ق در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار به اروپا رفتند وسوغات گرانبهایشان یادگیری علم و فنون جدید از فنون توپخانه و طب و شیمی تا ساختن قفل و کلید بود .ضرورت بعدی که در گسترش فرهنگ بین ایرانیان بسیار مؤثر بود تأسیس نخستین چاپخانهها در ایران بود که اولین بار در سال 1016 ه. ق در اصفهان به دست کشیش فرانسوی برای چاپ کتابهای مذهبی صورت گرفت تعداد چاپخانهها که بیشتر شد تعداد کتاب ها و کتاب خوان ها افزوده شد و گسترش فرهنگ مطالعه با چاپ نخستین روزنامه فارسی همراه شد. دارالفنون و دانش آموختگان آن به ترجمه کتابهای درسی و پژوهشی نیازمند بودند. اوّلین ترجمه کتابهای فرنگی اینگونه آغاز شد. پس از گذشت چندی ایرانیان به مهارت ترجمه آشنایی پیدا کردند ونخستین داستان ها نیز در کنار کتب علمی ترجمه شدند.آشنایی با سبک زندگی و نویسندگی نویسندگان اروپایی اهل قلم را به تقلید از آن شیوه ها ترغیب نمود. در عصر قاجار با وجود هزارسال پیشینه شعر فارسی نیز شعر نمیتوانست از تغییرات اجتماعی، سیاسی فرهنگی روز بی بهره بماند. تلاشهای میرزاده عشقی، بهار، لاهوتی، ایرج میرزاو عارف شعر متفاوتی در کوچه وبازار گسترش داد. واژگانی چون قطار و هواپیما وارد شعر شدند و انجمن ادبی و دانشکده ادبیات و مجلات تخصصی ادبی در این دوره به دگرگونی فضای شعر ایران سرعت بخشیدند.
« تقی رفعت، نخستین شاعر نو پرداز در شعر فارسی نبود، او نخستین تئوریسین و نخستین منادی شعر نو بود. نخستین شعر نو در ایران، ابوالقاسم لاهوتی در سال 1288 ه.ق سرود .یعنی یک دهه پیش از تقی رفعت، لاهوتی بیشتر از راه آشنایی با زبان های ترکی و فرانسوی، فقط با شکلی دیگر از شعر آشنایی به هم رسانیده و مشتاق آن شده بود».( لنگرودی،1378: 49)
« یحیی دولت آبادی و بانو شمس کسمایی و جعفر خامنه نیز تجربههایی در زمینه سرودن شعر نو داشتند تا اینکه نیما یوشیج با پیگیری تلاشی آگاهانه و هدفمند را در ابداع قالبی نو آغاز کرد که در ادامه آن ما آثاری بدیع و بی بدیل را از شاگردان مکتب وی شاهدیم. نیما نه تنها در قالب بلکه در محتوا نیز انقلابی برپا ساخت و مضمون ها متنوع شدند هر سبک شعری در شعر فارسی یک مضمون و محتوا غالب است اما پس از نیما و تغییر در نظام زیبایی اندیشی و زیبایی شناختی دایره و محتوا هر موضوع و یا پدیده را برای آفرینش شعری بر میگزیند و تمام تجربیات فردی شاعر ارزش شعر شدن یافتند . انقلاب نیما در شکل شعر دو وجه دارد 1- وجه درونی ، 2- وجه بیرونی».(همان: 121)
جریان های اصلی شعر معاصر نیز هیچگاه نتوانستند خود را کاملاً از چنگال های مقتدر سنت رها کنند. ساختار اجتماعی و ساختار ادبی دوره جدید ایران از مرزهای سنت عبور کرد اما هیچ گاه نتوانست به طور کامل با آن خداحافظی کند.
« شعر ایران در قرن بیستم میلادی وارد هزارهی دوم خود شد. هزارهای که ویژگیهای خاص خود را دارد و ادبیاتی متفاوت میطلبد ... نهاد شعر تا پیش از رسیدن به دهه هفتاد، از مرزهای سنت ادبی و فرهنگی خارج نشد بلکه « سنت» در شکل دگر دیسی یافتهای در دل آن ادامه حیات داد. تنها جریانهای موسوم به شعر حجم و موج ناب، آمادگی خروج از سنت را داشتند که آن ها هم به جهت ضعف در مبانی فکری و جمال شناسانه راهی به دهی نبردند .. منظور ما از سنت، مجموعه گزارههای اقتدارگرایی است که ذهن و زبان شاعر را در سایه نگاه میدارند ؛ گزارههای ادبی، فرهنگی، عقیدتی اجتماعی و ... ».( زرقانی، 1391: 15)
« مدرنیته در ایران شکل نگرفت، تفکرات انتقادی، نقد عقل، برخاستن در برابر سنت و مانند اینها چندان که باید و شاید مورد توجه واقع نشد. روشنفکران و منتقدان حوزه فرهنگ و اجتماع از مفهوم مدرنیته ایرانی است. این مدرنیته ملغمه ای از نو سازی و سنت است که به طور قابل تفکیکی در هم پیچیدهاند ... در این مدرنیته چنان که با نگاهی تاریخی به سهولت مشخص میشود ، سهم اندیشه مدرن بر عهده روشنفکران و به تبع هنرمندان بوده است و در عوض دین و حوزه حیات دینی هر چه بیشتر وابسته به سنت ماند... دهه هفتاد و هشتاد یک نقطه عطف در تاریخ شعر ایران است ... قرن بیستم به طور ضمنی مفهوم مدرن بودن را به ذهن القا میکند». (زرقانی، 1391: 16)
« مسئله عصر مشروطه، گذار شعر از جهان سنتی به دوران جدید است ... [ اگرچه] شعر مدرن ایران هیچگاه نتوانست به طور کامل از مرزهای سنت بگذرد اما خروج تدریجی و نسبی اتفاقی است که هم در شعر معاصر افتاد و هم دیگر نهادهای اجتماعی ...بررسی شعر عصر رضاخان نشان میدهد که سیر تحولات شعر به طرف مدرن شدن ... و گرایش های سنتی از سطوح زیرین به سطح بالایی نهاد شعر آمده، زمام شعر در اختیار سنت گرایانی است که نه آزادی شعر را میپسندند و نه جرأت و جسارت کافی داشتند که کارکردهای اجتماعی شعر را ... به منصه ظهور برسانند. تناقض در ایران همزاد طبیعی مدرن شدن است)».( همان:17)
در دوره پهلوی دوم محمدرضای جوان ادعایش این است که می خواهد بر خلاف پدرش، آرزوی گمشده ایرانیان را مبنای حکومتش قرار دهد آزادی را. این وضعیت به گرایشهای ادبی مختلف اجازه داد که ایدههای خودشان را درباره شعر و هنر بیان کنند شیوههای مختلف را بیازمایند. پس از انقلاب سفید شاه و مخالفت شدید روحانیون مبارز مثل امام خمینی و تغییرات سیاسی دیگر از لحاظ ادبی ظهور جریانهای موج نو و شعر حجم با همان صفت شبه مدرنیسم میان تهی نخستین واکنش نهاد شعر در برابر این وضعیت بود . مبانی نظری شان با شعار « آغاز تمدن جدید » حکومت کاملاً هم جهت و هم سو بود . جریانهای ادبی به دو دسته تقسیم شدند سنتی داران اصیل مانند حسین منزوی، مهرداد شهریار جریان دوم شعر نیمه سنتی مانند اشعار نادر نادر پور، حمید مصدق ، نصرت رحمانی، منوچهر آتشی و ... جریان سوم شعر آزادی مانند اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سیاوش کسرایی، محمد زهری و ....از بین شاعران جران سوم اسماعیل خویی « سروده هایش از درخشانترین نمونههای شعر مدرن ایران است که گزیدهای از اشعارش نماینده خوبی برای شعر فلسفی مدرن خواهد بود.
در آثار پژوهشی بسیار متنوعی که پیرامون ادبیات معاصر ما نوشته شده است. ویژگیهای همه جانبه این شعر مورد تحقیق و کنکاش، قرار گرفته است و کار بررسی همه این تلاشها در کار پژوهشی محدود ما فرصتی نخواهد یافت. اما آوردن این خلاصه در جهت پیدا کردن رگههایی از گرایش و پرداخت شاعران معاصر به جریان مدرن بوده است و دیگر هیچ.
اواخر دهه پنجاه و شصت همراه با آغاز انقلاب اسلامی در ایران در پی تغییر شکل سیاسی و اجتماعی ادبیات ما را نیز تحت الشعاع قرار داد. جنگ تحمیلی، شعر دهه شصت را از نظر شکل و محتوا و حتی عاطفی تحت الشعاع خویش قرار داد. دهه هفتاد به شکلی نوآوری های سنتی سند ما در ابداع قافیهها و ردیفها و آوردن کلمات از هر فرهنگ و دستهای در شعر را نوگرایی میداند. دوستداران شعر نیمایی که دستی بازتر برای طرح و سپید نویسی یافتند و طرح نو انداختنهای شاعرانی چون علی عبدالرضایی بازاری متنوع از قالبهای گوناگون مضامین نو را چهره شعر فارسی پیرایه بستند .
اما دههی هشتاد،در جریان نوآوری ها با عنوان شعر پست مدرن توجه مخاطبان شعر فارسی را به خود جلب نمود. کارکردهای زبانی در غزل پست مدرن دههی هشتاد بر مبنای اندیشههای بزرگان تفکر پست مدرنیستی در جهان مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. اشعار شاعران شاخص غزل سرای دهه هشتاد در پست مدرن و غیر پست مدرن را کنار هم آورده شده تا تفاوتهای چشمگیری که بین اینها بود آشکار شود.میتوان غزل این دهه را به دو گروه کاملاً مجزا تقسیم نمود. و نمیتوان مطالعه و تأثیرپذیری موسوی و اختصاری از نگرش پست مدرن را در تفاوت شعر این دو گروه نادیده گرفت.
ابهام مخل، مکانیسم تصویرگری غریب در هم ریختن ارکان زبان و ساختن جملاتی که از انتظام زبان میگریزند. شعر پست مدرن را به طرز متکلفانه ای مغلق کرده است گاه به قصد پارهای نرم شکنیها از کلمات غیر فارسی استفاده میکند.نطفه شعری او هم، قربانی همین پیچیدگی بیش از حد زبان است. خواننده چندان غرق در تصاویر تو در تو و کلمات مبهم می شود که کمتر میتواندبا شعر ارتباط عاطفی برقرار میکند.اگرچه این موارد همه در شعر پست مدرن وجود دارد ولی این موارد را مهدی زرقانی پیرامون شعر محمد حقوقی یادداشت نموده است در پی تلاشهایی برای دیگر گونه کردن شعر قبل از دهه هشتاد نیز وجود داشته است. کار رضا براهنی، محور گفتار سنت شکنی او و درافتادنش با تابوهای ادبی و فرهنگی، است و کمتر از جاذبه شعرش می شنویم. این موارد نیز در شعر پست مدرن بسیار پر رنگ تر دیده میشود. گفتن از مسائل جنسی، یکی از این تابوهای فرهنگی است.درباره اصول جریان شعری که به ظهور موج نو منجر شداظهار نظرها مختلفی شده است که از آن میان موارد ذیل قابل ذکرند :
«-این طرز مبنای رتوریک و جمال شناسیک استواری ندارد ( نقطه ضعف آن)
تأکید به کشف روابط میان پدیدهها مبتنی بر اصل تداعی آزاد .
علاقه به شیوههای تصویرگری سوررئالیستها
اصالت دادن به پیچیدگی بیش از حد و مبهم بودن زبان شعر
شکستن نرمها و هنجارهای نحوی زبان برای رسیدن به زبانی متفاوت
رها کردن شعر از قید هرگونه رسالت و تعهد بیرونی ( اجتماعی، اخلاقی، آموزشی و ...)
کم رنگ شدن شدید کفهی اندیشگی شعر و برجسته شدن چیزی که از آن به فرم تعبیر میشد ( عطف توجه شاعر از چه گفتن به چگونه گفتن).
تأکید فراوان بر فضاسازی به جای توصیف
تأکید بر فردگرایی به جای جامعه گرایی». (زرقانی، 1391: 415-414)
این ویژگیها کم یا زیاد در شعر مدرن دهه هشتاد دیده میشود پس تلاشهایی از پیش آغاز شده در این سطح اوج گرفت. آشنایی زدایی، شکستن ساختارهای نحوی زبان روزمره، توجه ویژه به عنصر خیال و استفاده فراوان از تصاویر ذهنی و انتزاعی، تمرکز بر روی زبان، پرهیز از معناسازی و محتوا نگری، از مشخصات اصلی شعر حجم است .اما در شعر پست مدرن برای اکثر این شاخصها میتوان مثال هایفراوانی را ذکر کرد. آیا این نشان دهنده ودگرگونههایی از تلاش برای رسیدن به یک نو و دیگرگونه بودن نیست؟در ذهن شعر دوستان یک جملهی کلیشهای قابل تأمل است که شعر خوب آن است که خواص بپسندند و عوام دریابند. آیا این ویژگی درباره شعر پست مدرن دهه هشتاد صدق میکند؟ آیا مخاطب خاص و عام از آن چیزی میفهمند و لذت میبرند یا نه؟
« نیما یوشیج یکی از کسانی بود که شعر فارسی را با تغییرات مدرنیته در ادبیات جهان به سمت هم شکلی کشاند. به نظر نیما، هر قاعده و سنتی در برابر این خواهش طبیعت که کلام گوینده باشد زانو به زمین زده و تابع شود ».( باباچاهی، 1376: 91)
تجدید و نوآوری در شعر دوره مشروطه، گرچه دارای پیش زمینههای اجتماعی است؛ اما در روند انقلابی خود غالباً با بینشی علمی همراه نیست . نوسان احساس و اندیشه در شعر این دوره میتواند ریشه در همین واقعیّت داشته باشد.شعر پیشتاز امروز، زبان را صرفاً حامل معنا و تصاویر زیبا و عبارات ارجاع پذیر نمیداند، بلکه در پی خلق زبانی است که بر پس زمینهای از سنت های زبانی، از سنتهای زبانی آشنایی زدایی میکند. این زبان تجربهای استفاده از اصوات، کشف رنگ برای صداها و سرپیچی از قواعد نحوی را پشت سرو نیز پیش رو دارد.
مشهورترین شاگردان نیما کوشیدند؛ نقص کارنیما را در قلمرو زبان با حفظ روانی جریان خلاقیت شعر که تداوم زمینههای عاطفی و معنایی شعر را نیز تضمین میکند مرتفع سازند. اخوان در بهترین شعرهای خود با استفاده گستردهتر از ظرفیتهای زبان شعر کهن در حوزهی صرف و نحو و واژگان بیاعتنایی به اطناب در بیان و شاملو با استفاده از ظرفیتها و ظرافت های شعر کهن و حذف وزن نیمایی که همه کاربرد آن زبان را برای او آسانتر ساخت و هم امکانات موسیقیایی زبان را بیشتر در اختیار او گذاشت. همه کوشیدند تا نقص کار نیما را در حوزهی زبان مرتفع سازند .شفیعی کدکنی بی آنکه وزن را حذف کند و با استفاده از زبان کهن و ظرفیتهای آن را چنان به کارگیرد که کهنگی زبان کلاسیک بر شعرش غلبه کند و توانسته است ضمن تحقّق این کار مهم حفظ روانی جریان خلاقیّت شعر، به زبانی استوار و زیبا دست بیابد.
اگرچه شاعر خلاق و شاعر پیشرو همواره جلوتر از زمان خویش در حرکت است شاهد تلاش برای آفرینش آثاری خلاقانه هستیم که میزان موفقیت این آثار باید در ترازوی طبع مخاطبان سنجیده شود هر شاعر خلاقی با رفتارها تازه با زبان شعر، پدیده ها را به سرچشمه ی هستی آن ها باز میگرداند.
2-4- زندگی نامه مختصر شاعران
الف: سید مهدی موسوی
سید مهدی موسوی زاده ی مهرماه 1355 در تهران است. از آثار او میتوان کتاب « فرشتهها خودکشی کردند» را نام برد که به صورت زیر زمینی در سال 1381 به چاپ رسیده است. او هم چنین در زمینههای نقد، داستان و سینما به فعالیت مشغول است و آثار و پروژه - ریسرچهایش در تعدادی از نشریات به منتشر شده است. یکی از فعالیّتهای مهّم او ایجاد کارگاههای شعر و داستان در شهرهای مختلف ایران نظیر کرج، تهران، شاهرود، مشهد و ... در طی سال های 1376 تا 1388 بوده است. از شاگردان او میتوان به فاطمه اختصاری، محسن عاصی، محمد حسین مقدم، الهام میزبان، مونا زنده دل، آناهیتا اوستایی و حامد دارابی اشاره نمود.کارگاه های او پس از دستگیری اش در سال 1389 تعطیل شد. در سال های 1386 و 1387 سردبیری نشریه « همین فردا بود » نشریه تخصصی غزل پست مدرن را به عهده داشت که پس از انتخابات مجوز آن لغو شد.او فارغ التحصیل دکترای دارو سازی است. از آثار او که بسیار کم یاب و گاه نایاب هستند میتوان این آثار را برشمرد:
پر از ستارهام.. 1376
فرشتهها خودکشی کردند- 1381
اینها را فقط به خاطر شما چاپ می کنم- 1384
پرنده کوچولو؛ نه پرنده بود نه کوچولو- 1389
آموزش مقدماتی وزن به زبان ساده- 1390 ( چاپ الکترونیک )
- حتی پلاک خانه را- 1391 ( شعر جنگ )
- مردی که نرفته است بر می گردد ( رباعی های سید مهدی موسوی به روایت عکس های محمد صادق یار حمیدی )- 1391
- غذاش بادمجان است- نشر ناکجا ( پاریس )
- جستاری در غزل امروز- ( 20 صفحه – چاپ الکترونیک )
جریان «غزل پست مدرن » و شعرهای موسوی در بین اساتید ادبیات طرفداران و مخالفانی دارد. افرادی نظیر محمد علی بهمنی از حامیان این جریان و بعضی دیگر مانند علی باباچاهی از مخالفان آنمیباشند. برگزاری « جشنواره غزل پست مدرن » که با حمایت و نظارت موسوی صورت گرفت در سال 1386 بازتابهای مثبت و منفی در رسانه های مختلف داشت. بسیاری از آثار برگزیده این جشنواره بعدها به صورت زیرزمینی در مجموعه ای تحت عنوان « گریه روی شانه های تخم مرغ » منتشر شد. در سال 1389 وبلاگ او با نام « غزل پست مدرن » ابتدا فیلتر و سپس با حکم قضایی مسدود شد. بعد از چند مرحله فیلترینگ موسوی بالاخره در آدرسی جدید وبلاگی با همین نام ایجاد کرد.
یکی از شعرهای مجموعهی « پرنده کوچولو؛ نه پرنده بود! نه کوچولو !» در سال 1389 توسط شاهین نجفی به نام « شاعر تمام شده » به صورت موزیک اجرا شد. که این همکاری بعدها با انتشار آلبوم « هیچ هیچ هیچ» توسط شاهین نجفی و خوانده شدن آثاری نظیر « ممیز صفر »، « بعد از تو » و « ناگهان » ادامه یافت. ترانه های دیگری از او نیز توسط خوانندگانی نظیرِ یاسین صفاتیان، نوید درزی، خروج باند و ... اجرا شده است.در بهار 91 پروژه - ریسرچای در هفته نامه باران در حمایت از غزل پست مدرن به چاپ رسید که در آن به بررسی رابطه جریان پست مدرن و موسیقی زیر زمینی ایران پرداختند و با اتصال هر دو جریان به جنبش دانشجویی کشور منجر به اعتراضات گسترده رسانههای اصول گرا شدند. در این پروژه - ریسرچبا حمایت گسترده از سبک نگارش سید مهدی موسوی از او به عنوان پدر غزل مدرن در تابستان 91 باشگاه خبرنگاران جوان ( متعلق به صدا و سیما ) و رسانههای اصول گرا مطلبی تحت عنوان « مهدی موسوی چه کسی است و چگونه به خواننده مرتد کمک میرساند » علیه او منتشر کردند که منجر به فیلترینگ دوباره ی وبلاگ، انسداد سایت شخصی و دستگیری مجدد « مهدی موسوی » شد. در این پروژه - ریسرچ، این شاعر، پدر خواندهی حلقهی « ما شریم» نامیده شده و به همراه انتشار عکس های خصوصی او، از نهادهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری او درخواست شده بود.

ب: فاطمه اختصاری
فاطمه اختصاری زادهی سال 1365 در کاشمر و فارغ التحصیل رشتهی مامایی است. سردبیری نشریهی تخصصی غزل پست مدرن همین فردا در سال های 1385 تا 1388 از فعالیتهای ادبی اوست. از دیگر فعالیتهای او حضور در آلبوم جدید « شاهین نجفی » به عنوان شاعر و ترانه سرا به همراه سید مهدی موسوی، افشین مقدم و یغما گلرویی است. کارگاه های شعر او در تهران در سال 1391 با انتشار خبری در باشگاه خبرنگاران جوان و انتشار در خبرگزاری ها و سایت های اصول گرا تعطیل شد. با فاطمه اختصاری مصاحبه هایی در روزنامه های شهر آرا، رادیو زمانه و خبرگزاری کتاب ( اینبا ) انجام شده است. حضور او در سال 1391در ورزشگاه آزادی با لباس مبدّل در بازی ایران- کره جنوبی جنجالی به پا کرد. باشگاه خبرنگاران جوان کار او را تقبیح کرد. فاطمه اختصاری و مهدی موسوی دو شاعر شاخص غزل پست مدرن در روز سه شنبه سوم دی دماه سال 92 از سوی مأموران امنیتی بازداشت شدند.شاخص ترین اثر فاطمه اختصاری « یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینیها » است که نشر سخن گستر در سال 1388 آن را به چاپ رسانید.
ج: مهدی فرجی
مهدی فرجی متولد 9 بهمن 1355 در تهران است. وی تحصیلات خود را در کاشان گذرانید. در سال 75 برای اوّلین بار آثارش به طور جدی در مطبوعات منتشر شدند. فرجی نخستین کتاب خود را در سال 79 روانه بازار نشر کرد. در همان سال در کنگره شعر و قصه جوان کشور در هرمزگان برگزیده شد.او شاعری پر کار در عرصهی غزل دهه ی هشتاد است که منتقدین شکل غزل او را « غزل نیمایی » میدانند. او را میتوان از جمله شاعران جوانی دانست که شعرش در پایان دههی هفتاد شکل گرفت. فعالیت ادبی او در آغاز دههی هشتاد به سرعت پیشرفت کرد و توانست خود را به عنوان یکی از شاعران موفق دههی هشتاد به ثبت برساند. به عقیدهی بسیاری بعد از حسین منزوی ( پدر غزل نیمایی ) او یکی از بزرگ ترین غزل سرایان معاصر ایران است.از ویژگیهای شعر او عاشقانگی، برخورداری شاعر از گنجینههای ادبی عظیم گذشتگان ادب فارسی را برشمرد که در بین شاعران جوان بسیار کم دیده میشود. تجربی و عینی بودن فضاها و توصیفهای شاعر و تلفیق آن با فضاها و زبان روز است. او از جشنواره های ادبی فراوانی جایزه گرفته است که برخی از آن ها عبارتند از:
برنده سیمرغ بلورین جشنواره بین المللی شعر فجر ( 86)
نفر سوم سومین جشنواره بین المللی شعر فجر ( 87)
مقام اول جشنواره سراسری شعر جوان کشور ( زیر آسمان الوند ) ( 82)
مقام اول جشنواره سراسری شعر ایران ما ( 84)
مقام اول جشنواره شعر خلیج فارس ( 84)
آثار
هزار اسم قلم خورده / نشر مرنجاب / 1379
و چشم های تو باران/ انتشارات مرسل / 1381( چاپ دوم )
روسری باد را تکان می داد / انتشارات مرسل / 1382
ای تو راز روزهای انتظار/ نشر صبح روشن / 1382
زیر چتر تو باران میآید / انتشارات شانی / 1386 ( چاپ سوم )
شعر بی شعر / نشر تکا / 1386 ( چاپ سوم )
میخانه بیخواب / انتشارات فصل پنجم / 1387 ( چاپ چهارم )
منم که میگذری/ نشر فصل پنجم / 1391
د: فاضل نظری
ابوفاضل نظری متخلص به فاضل نظری در سال 1358 در شهر خمین واقع در استان مرکزی متولد شد. تحصیلات اولیه خود را در شهر خمین و خوانسار گذرانده است. برای ادامهی تحصیل در رشتههای معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق (ع) به تهران آمد. تحصیلات خود را در مقطع دکترای رشته مدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد. دبیری جشنواره بین المللی فیلم صد، دبیری علمی جشنواره بین المللی شعر فجر و عضویت در شورای علمی ادبیات انقلاب اسلامی فرهنگستان زبان و ادب بعضی از عناوین ادبی و هنری و علمی او است. تا کنون از این شاعر چهار مجموعه شعریِ گریههای امپراتور، اقلیّت، آن ها و ضد که انتشارات سوره مهر آن را به چاپ رساندهاست. هر کدام از این مجموعه ها به دلیل استقبال فراوان مخاطبان گاه تا سی نوبت تجدید چاپ شده اند. سه مجموعه اول در یک دسته بندی مجزا تحت عنوان سه گانه ی فاضل نظری از طرف همان انتشارات نیز ارائه شده است. نظری علاوه بر ریاست حوزه هنری اسناد تهران، عضو شورای عالی شعر مرکز موسیقی و سرود نیز بوده است. ایشان در دانشگاه نیز تدریس میکند. از او به عنوان شاعر جریان ساز در دههی هشتاد و هم چنین پر مخاطبترین شاعر به انتخاب مردم تجلیل به عمل آمده داست. برخی آثار او، در کشورهای فارسی زبان منتشر شده است. هم چنین گزیدهی اشعار وی در سال نود و در دو قطع رقعی و جیبی به همراه مقدمه ای درباره غزل به قلم او در انتشارات مروارید منتشر شده است.
هـ: سید احمد حسینی
مخاطبان شعر نام او را با دو مجموعه شعر « سارایسیم » و « چسبی به نام زخم » میشناسند.
شاعری که به گفتهی خودش:
من خودم را به امانت به غزل بخشیدم تا که از رود سپید تو سرازیر شدم
متأسفانه در هیچ کجا دربارهی زندگی این شاعر مطلبی یافت نشد.

فصل سوم:
کارکرد آوایی در غزل پست مدرن

3-1-در آمدی بر کارکرد آوایی
« پست مدرنیسمها بر « اهمیت گستره های زبان و واژه » تأکید دارند و متن را « پهنه ی بازیهای بی شمار میدانند » به اعتقاد آنان : « متن از معنا شدن میگریزد و به یاری تأویلهای مخاطبان متن، معناهای تازهای آفریده میشود . از طرفی نیز [ آنها ] در پی زبانی هستند که متکی به واژگان و فقط واژگان باشد. پست مدرنیستها تا آن جا پیش می روند که میگویند: « هر نوشتهای به هر شکل زندگی نامههای خود نویسنده است ». آن ها گرچه زبان را در زندگی روزمره وسیلهی ارتباط میدانند اما در عالم هنر و ادبیات معتقدند که: « زبان ابزاری موقتی نیست . چیزی کارآ اما فرعی نیست، بل کمال خود را در تجربهای منحصر به فرد مییابد این تلقی از زبان، مؤلف را اختراعی که دیگر سودی ندارد، میپندارد و متن را آغاز خواندن میدانند. هر متن در جریان خواندن شالوده شکنی میشود ». (باباچاهی، 1376 :372)
3-1- 1-واج آرایی
موسوی اینگونه تحلیل می کند که اتفاق در زبان شاهد مشهورترین ویژگی غزل پست مدرن نزد مخاطب باشد . این عنوان کلی را باید زیر عنوانهای مختلف بررسی کرد؛ به طور مثال گونهای از اتفاق ها شامل حروف میشوند، یعنی واج آرایی. چیزی که در گذشتهی ما نیز به عنوان یک صنعت و برای خلق زیبایی نه به عنوان راهکاری اجتناب ناپذیر مورد توجه قرار گرفته است. غزلسرای امروز روانشناسی را با شعر می آمیزد؛ آن گاه به تأثیر گذاری مختلف حروف و انتقال حس های مختلف توسط آن توجه ویژه ای مبذول داشته و برای میزان به کارگیری هر حرف در هر قسمت از غزل توجیه منطقی دارد . این مسأله حتی در استفاده از صداهای کوتاه و بلند و طول کلمات به چشم می خورد.
گاهی این اتفاق از سطح حروف فراتر رفته و به سطحی به نام « کلمه » میرسد. در این سطح مورد دیگری که باید به آن توجه کرد، استفاده از کلمات مترادف، اما دارای بار روانی متفاوت در شعر امروز است. در غزل پست مدرن دیگر مجاز نیستیم که به خاطر وزن و قافیه از واژههای مترادف به جا یکدیگر استفاده کنیم، زیرا هر کلمه برای مخاطب دارای حسی ویژه و نوستالژی حاکم بر ذهن متفاوت است.
تکرار یک واج خاص از نظر روحی روانی تداعیگر یک حالت خاص درونی است:
- یک هیچ، یک آتشفشان سرد، یک برده
در آینه یک سایه میبینم که کز کرده
( موسوی، 1389: 144)
- آه! یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
( نظری،1388: 17)
- و مادرم به خودش گفت گاو زاییدم و گاه من که بگاگاه گاو هی پُر
( موسوی، 1389: 26 )
الف: واج آرایی با «د» و « ر » یا هر دو :
- غولی که آخر توی فصلی سرد خواهد مرد یا از تو یا از شدّت سردرد خواد مرد
(همان: 117)
- از زن، پروژه - ریسرچ، درد، خبر، روزنامه، درد در فتح قلهی حتماً رفیع مرد!!
( همان:187)


- درد بی دردیام به دردم خورد خاطرات تو دفن شد در خاک
(همان:74)
ب: واج آرایی با « ق» و « غ »
- از عشق دارم درد و از چشمان او غم قایم شدم در پشت « تو» فیش حقوقم را
(همان: 116)
ج: واج آرایی با « ت »
- تویی که تکّه تکّه که « تن» که « ما» که ... تویی !
تو که نمی دانم پاره ی کدام تنی
(همان: 227)
د: واج آرایی با حرف « ز »
- مزّهی موزّ روی میزم بود [ « میم» کوچک خلاصه شد در « ز» ]

aaq38

2-17-1-2- سبک هندی20
2-17-2- سبک شخصی20
2-17-3- سبک ادبی21
2-18- اهداف سبک شناسی21
2-19- مکاتب سبک شناسی21
2-19-1- سبک شناسی توصیفی21
2-19-2- سبک شناسی تکوینی21
2-19-3- سبک شناسی ساخت گرا22
2-20- جریان های مهم در سبک شناسی جدید 22
2-21- سبک و سبک شناسی در ایران22
2-22- مفهوم سبک در آثار قدما23
2-23- معاصران23
2-24- ادوار شعر فارسی23
2-25- سبک نیمایی 24
2-26- شیوه های شعر نو 24
2-27- مکتب های ادبی اروپایی25
2-27-1- رئالیست یا واقع گرایی25
2-27-2- سوررئالیسمlisme Surrea 25
2-27-3- پست مدرنیسم و یا فرانوگرایی 26
2-28- روش بررسی سبک شناسی متون26
فصل سوم: معرفی بیژن نجدی، محمدحسین مهدوی(م، مؤیّد) و فرامرز محمّدی پور
3-1- زندگینامه ی بیژن نجدی29
3-1-1- ویژگی داستان ها و اشعار نجدی 30
3-1-2- وفات نجدی31
3-1-3- آثار بیژن نجدی 31
3-2- زندگینامه محمدحسین مهدوی (م.موید) 32
3-2-1- تحصیلات م. مؤید در ایران33
3-2-2- ویژگی شعری م. مؤید33
3-2-3- سبک شعری م.مؤید 35
3-2-4- آثار مؤید35
3-2-5- ویژگی های چندمجموعه شعر مؤید35
3-3- زندگینامه ی فرامرز محمّدی پور 37
3-3-1- مسئولیت های محمّدی پور 37
3-3-2- سبک شعری محمّدی پور 38
3-3-3- ویژگی های شعری محمدی پور 38
3-3-4- آثار محمدی پور 38
3-3-5- دیگر آثار39
فصل چهارم: بررسی سبکشناختی اشعار بیژن نجدی، محمّد حسین مهدوی(م.مؤیّد) و فرامرز محمّدیپور
4-1 سبک شناسی اشعار بیژن نجدی41
4-1-1 روش بررسی سبک شناختی متون41
4-1-1-1 سطح زبانی (Literally Level)43
4-1-1-1-1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها(Phonostylistics)43
4-1-1-1-1-1 انواع موسیقی شعر43
4-1-1-1-1-2 انتخاب کارکردهای زبانی زیبا و منحصر44
4-1-1-1-1-3 واج آرایی45
4-1-1-1-1-4 جناس47
4-1-1-1-1-5 تکرار49
4-1-1-1-1-6 طرد و عکس51
4-1-1-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبکشناسی واژهها51
4-1-1-1-2 -1 ریشه شناسی لغات و مفردات اشعار نجدی51
4-1-1-1-2 -2 واژگان عربی به کار رفته در اشعار نجدی52
4-1-1-1-2 -3 رویکرد نجدی به واژگان کهن سنّت ادبی52
4-1-1-1-2 -4 واژگان کهن سنّت ادبی در اشعار بیژن نجدی53
4-1-1-1-2 -5 ساخت واژ( واژه های بسیط و غیربسیط)53
4-1-1-1-2 -6 واژگان پربسامد اشعار بیژن نجدی55
4-1-1-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله56
4-1-1-1-3 -1 ترکیب سازی واژگانی57
4-1-1-1-3 -2 ترکیبات خلّاق و تازه57
4-1-1-1-3 -3 ترکیبات اضافی58
4-1-1-1-3 -4 ترکیبات وصفی58
4-1-1-1-3 -5 ساختار نامتعارف جمله58
4-1-1-1-3 -6 فعل60
4-1-1-1-3 -7 حذف فعل61
4-1-1-2 سطح ادبی (Literary Level)61
4-1-1-2-1 تضاد(مطابقه یا طباق)62
4-1-1-2-2 مراعات نظیر(تناسب)62
4-1-1-2-3 تلمیح63
4-1-1-2-4 تضمین64
4-1-1-2-5 حسّامیزی64
4-1-1-2-6 متناقض نما(پارادوکس) Pa--ox64
4-1-1-2-7 تشبیه65
4-1-1-2-7-1 انواع تشبیهات به کار رفته در اشعار نجدی65
4-1-1-2-7-2 تشبیه مرسل65
4-1-1-2-7-3 تشبیه بلیغ (فشرده)66
4-1-1-2-8 استعاره67
4-1-1-2-8-1 استعاره مصرّحه67
4-1-1-2-8-2 استعاره مکنیه (کنایی)68
4-1-1-3 سطح فکری (Philosophical Level)69
4-1-1-3-1 جهان بینی اشعار نجدی69
4-1-1-3-2 زمان و جلوه های آن در اشعار نجدی70
4-1-1-3-3 برون گرایی73
4-1-1-3-4 انزوا طلبی نجدی73
4-1-1-3-5 عقل ستیزی و عشق خواهی در اشعار بیژن نجدی74
4-2 سبک شناسی اشعار م.مؤیّد75
4-2-1 سطح زبانی (Literally Level)75
4-2-1-1 سطح آوایی75
4-2-1-1-1 انواع جناس در اشعار م.مؤیّد75
4-2-1-1-2 واج آرایی78
4-2-1-1-3 تکرار79
4-2-1-1-4 طرد و عکس80
4-2-1-2 سطح لغوی80
4-2-1-2-1 تبارشناسی لغات و مفردات اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-2 برخی از واژگان عربی اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-3 کاربرد برخی لغات و اصطلاحات عربی در اشعار م.مؤیّد81
4-2-1-2-4 رویکرد م.مؤیّد به واژگان کهن سنّت ادبی82
4-2-1-2-4 -1 واژگان کهن سنّت ادبی در اشعار م.مؤیّد82
4-2-1-2-5 ذهنیت و عینیت گرایی واژگان در اشعار م.مؤیّد82
4-2-1-2-6 ساخت واژ (واژه های بسیط و غیر بسیط)83
4-2-1-2-7 دایره ی واژگان و روابط مفهومی آن84
4-2-1-2-8 واژگان پربسامد اشعار م.مؤیّد84
4-2-1-2-8 -1 نمونه هایی از واژگان پربسامد اشعار م.مؤیّد84
4-2-1-2-9 عمر و حباب85
4-2-1-2-10 نمونه هایی از واژگان سکر و مستی در اشعار م.مؤیّد85
3-2-1-3 سطح نحوی86
4-2-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی86
4-2-1-3-2 ترکیبات کهن سنّت ادبی86
4-2-1-3-3 ترکیبات اضافی86
4-2-1-3-4 ترکیبات وصفی87
4-2-1-3-5 ساختار غیرمتعارف جمله87
4-2-1-3-6 فعل89
4-2-1-3-7 حذف فعل89
4-2-2 سطح ادبی (Literary Level)90


4-2-2 -1 انواع تشبیه90
4-2-2 – 1-1 تشبیه گسترده90
4-2-2– 1-2 تشبیه فشرده (بلیغ)91
4-2-2-1-3 تشبیهات اشعار م.مویّد به اعتبار طرفین تشبیه92
4-2-2-2 عناصر طبیعت در تشبیهات م.مؤیّد94
4-2-2-3 استعاره94
4-2-2-3-1 استعاره مصرّحه94
4-2-2-3-2 استعاره ی مکنیه95
4-2-2-3-3 اضافه ی استعاری95
4-2-2-4 کنایه97
4-2-2-5 صنایع معنوی97
4-2-2-6 متناقض نما یا پارادوکس98
4-2-2-7 حسّامیزی98
4-2-2-8 مراعات نظیر(تناسب)99
4-2-2- 9 تضاد99
4-2-2-10 تلمیح100
4-2-2-11 اقتباس101
4-2-3 سطح فکری (Philosophical Level)102
4-2-3-1 اشعار م.مؤیّد و نوع نگرش او به جهان103
4-2-3-2 برون گرایی104
4-2-3-3 تقدیر و جبرگرایی104
4-2-3-4 عقل ستیزی و عشق خواهی در اشعار م.مؤیّد105
4-3 بررسی سبک شناختی اشعار فرامرز محمدیپور107
الف- اشعار مجموعهی «دلم را بخشیدم به دریا»107
4-3-1 سطح زبانی (Literally Level)113
4-3-1-1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها(Phonostylistics)113
4-3-1-1-2 انواع جناس در اشعار محمّدی پور113
4-3-1-1-3 واج آرایی114
4-3-1-1-4 تکرار واژه114
4-3-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبکشناسی واژهها115
4-3-1-2-1 رویکرد محمّدی پور به واژگان عربی115
4-3-1-2-2 ساخت واژ( واژه های بسیط و غیربسیط)115
4-3-1-2-3 واژگان پربسامد اشعار محمّدی پور116
4-3-1-2-4 نمونه هایی از واژگان پربسامد اشعار محمّدی پور117
4-3-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله117
4-3-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی117
4-3-1-3-2 ساختار غیرمتعارف جمله118
4-3-1-3-3 انواع فعل118
4-3-1-3-4 حذف فعل118
4-3-2 سطح ادبی (Literary Level)119
4-3-2-1 انواع تشبیه120
4-3-2-1 -1 تشبیه گسترده120
4-3-2-1 -2 تشبیه بلیغ (فشرده)120
4-3-2-1 -3 تشبیه بلیغ اضافی120
4-3-2-2 استعاره121
4-3-2-2-1 استعارهی مصرّحه121
4-3-2-2-2 اضافه ی استعاری121
4-3-2-2-3 استعاره مکنیه (کنایی)122
4-3-2-2-4 کنایه123
4-3-2-2-5 صنایع معنوی124
4-3-2-2-5-1 پارادوکس یا متناقض نما125
4-3-2-2-5-2 حسّامیزی125
4-3-2-2-5-3 مراعات نظیر125
4-3-2-2-5-4 تضاد یا طباق125
4-3-2-2-5-5 تلمیح125
4-3-2-2-5-6 اقتباس126
ب- اشعار مجموعهی «پیشانی بهار»126
4-3-1 سطح زبانی (Literally Level)131
4-3-1 -1 سطح آوایی یا سبک شناسی آواها (Phonostylistic)131
4-3-1 -1-1 قافیه131
4-3-1 -1-2 ردیف131
4-3-1 -1-3 واج آرایی در اشعار محمّدی پور132
4-3-1 -1-4 تکرار132
4-3-1-2 سطح لغوی (Lexical) یا سبک شناسی واژه ها132
4-3-1-2 -1 تبارشناسی لغات و مفردات اشعار محمّدی پور132
4-3-1-2 -2 برخی اصطلاحات در اشعار محمّدی پور133
4-3-1-2 -3 ساخت واژ (واژه های بسیط و غیر بسیط)133
4-3-1-2 -4 مظاهر طبیعت در اشعار محمّدی پور133
4-3-1-2 -5 نمونه هایی از مظاهر طبیعت در اشعار محمّدی پور134
4-3-1-3 سطح نحوی(Syntactical) یا سبک شناسی جمله134
4-3-1-3-1 ترکیب سازی واژگانی134
4-3-1-3-2 ترکیبات وصفی134
4-3-1-3-3 ساختار غیرمتعارف جمله135
4-3-1-3-4 حذف فعل136
4-3-1-3-5 فعل137
4-3-2 سطح ادبی (Literary Level)137
4-3-2-1 انواع تشبیه137
4-3-2-1-1 تشبیه گسترده137
4-3-2-1-2 تشبیه بلیغ (فشرده)138
4-3-2-1-3 تشبیهات اشعار محمدی پور براساس طرفین تشبیه139
4-3-2-2 استعاره139
4-3-2-2 -1 استعاره مصرّحه(آشکار)139
4-3-2-2 -2 اضافهی استعاری140
4-3-2-2 -3 استعاره ی مکنیه140
4-3-2-3 کنایه141
4-3-2-4 صنایع معنوی142
4-3-2-4-1 مراعات نظیر(تناسب)142
4-3-2-4-2 اقتباس142
4-3-2-4-3 نماد143
4-3-3 سطح فکری (Philosophical Level)144
4-3-3 -1 اشعار محمّدی پور و نوع نگرش او به جهان144
4-3-3-2 اشعار محمّدی پور و جلوه های زمان145
4-3-3-3 درون گرایی145
4-3-3-4 غم گرایی146
فصل پنجم: نتیجه گیری
نتیجه گیری150
پیوست155
فهرست منابع162
Abstract164
فهرست پیوست
جدول 1- واژگان پربسامد اشعار نجدی155
جدول 2 - رنگهای پربسامد اشعار نجدی155
نمودار 3- عناصر اربعه در اشعار نجدی156
نمودار 4 - مظاهر طبیعت در اشعار نجدی156
نمودار 5 - نمودار ستونی رنگهای پربسامد اشعار نجدی157
نمودار6 - ایام عمر در اشعار نجدی157
جدول 7 - عناصر اربعه و فصول در اشعار م.مؤید158
جدول 8 - رنگهای پربسامد اشعار م.مؤید158
جدول 9 - واژگان پربسامد اشعار م.مؤید158
نمودار 10 - نمودار ستونی واژگان پربسامد اشعار م.مؤید159
نمودار 11 - نمودار دایره ای فصول در اشعار م.مؤید159
نمودار 12 - نمودار ستونی رنگ های پربسامد اشعار م.مؤید160
نمودار 13- نمودار دایره ای رنگ های پربسامد اشعار م.مؤید160
نمودار 14 - مظاهر طبیعت در اشعار م.مؤید161
نمودار 15 - دیگر واژگان پربسامد اشعار م.مؤید161
1- چکیده
سبکشناسی ساختاری از جمله مکاتب جدیدی است که امروزه از آن برای شناخت علمی و دقیق و دستیابی به ویژگیهای منحصر به فرد آثار ادبی و نیز مقایسه بین این آثار استفاده می شود. این رساله چهار مجموعه شعر سروده ی سه تن از شاعران شرق گیلان را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. مجموعهی «خواهران این تابستان» اثر بیژن نجدی، مجموعهی «نرگسِ هنوز» سروده ی محمّد حسین مهدوی(م. مؤیّد) و مجموعههای «دلم را بخشیدم به دریا» و « پیشانی بهار» از سرودههای فرامرز محمّدی پور. نجدی نویسندهای ساختارشکن و تجربهگراست که آثارش را در سبکهای رئالیست، سورئالیست و پست مدرن نوشته و سروده است. م.مؤیّد از شاعران مدرنیست دههی 40 و 50 محسوب می شود که سبک شعری او را میتوان متعلّق به موج نوی شعر نوین پارسی دانست و محمّدیپور نیز از شاعرانی است که در غزلیّات و دوبیتیها بیشتر به سبک عراقی و هندی و در شعرهای آزاد به سبک نیمایی گرایش دارد. پایان نامهی حاضر در پی تبیین ویژگیهای سبکی اشعار نجدی، م.مؤیّد و محمّدی پور است. ضرورت نگارش این رساله، تعیین جایگاه و منزلت اشعار این سه شاعر در ادبیّات معاصر و تحلیل و بررسی سبکشناسی اشعار آنهاست. روش تحقیق این پژوهش، تحلیلی است و بر اساس نظریهی سبک شناسی ساختارگرا. بر این اساس اشعار سه شاعر فوق در سه سطح زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که نجدی شاعری عقل ستیز، عشق باور و برون گراست، م.مؤید را می توان شاعری برون گرا، میانه رو و معتدل دانست و همچنین تلفیق درونگرا و برونگرا بودن محمدی پور اشعارش را عامه پسند کرده است.
کلیدواژه: بیژن نجدی، محمّد حسین مهدوی(م. مؤیّد)، فرامرز محمّدی پور، سبک شناسی ساختارگرا
فصل اول
مقدمه و کلیات
1-1 مقدّمه
سبک شیوه و روش خاص هر نویسنده یا گوینده است که مقاصد، احساسات و عواطف خود را به وسیلهی آن بیان می‌کند. سبک با فرم و محتوای اثر، رابطه‌ی تنگاتنگی دارد، به گونه ای که سبک شناس می تواند با آن شکل های تکرار شونده ی یک اثر ادبی و همچنین ساختار زبانی و فکری اثر را بیابد. از طرفی می تواند به تبارشناسی و رابطه‌ی اثر با آثار ماقبل و بعد آن بپردازد. به همین دلیل می‌توان گفت که سبک شناسی تنها در حدّ شناسایی روشهای بیان و طرز سخن خلاصه نمیشود بلکه طرز بودن نویسنده و شاعر را در اثر و حتّی طرز دریافت خواننده را نیز شناسایی می‌کند. در این رساله آثار سه تن از شاعران شرق گیلان مورد پژوهش قرار میگیرد. بیژن نجدی یکی از شاعران و نویسندگان برجستهی ادبیات معاصر است. او نویسنده ای ساختار شکن و تجربه گراست. حسّ شاعرانگی یکی از دستمایههایی است که نجدی را به ایستگاههای تازهای از دغدغه های انسان می کشاند او به شدّت شاعری انساندوست است و یک چشمش همیشه نگران انسان امروز است. نجدی گاه با به کارگیری ساختاری غیرمتعارف و درآمیختن واقعیت و رؤیا مخاطب را حیران و سرگردان می‌کند، استفاده از اینگونه فضاها در اشعار و نوشته های نجدی سبب شده که او را پیرو سبک سوررئالیسم، رئالیسم و پست مدرن بدانند.
م. مؤیّد، در شمار شاعران موج نوی معاصر قرار دارد. بهرهگیری او از استعاره، کنایه و تشبیه و همچنین خلق معانی بدیع و نو از مفاهیم مستعمل سبب شده اشعارش برجستهتر به نظر آید. او اهمیت ویژهای به زبان، فرم، ساختار، اسطورهها و نیز تنالیتهی کلمات میدهد.
یکی از مهمترین عواملی که سبب شده اشعار م.مؤیّد کمتر از شاعران هم عصرش مورد توجّه قرار گیرد ابتدا انزواطلبی او و از طرفی زبان دشوار اشعار اوست که گاه زبان نثرهای کهن را به یاد میآورد.
محمّدیپور نیز از شاعران معاصر است. توجّه او به سادگی و صداقت زبان و به دور از هرگونه پیچیدگی و ابهام، عنایت به آفرینش لحظههای خلّاق و شاعرانه و نیز رسیدن به زبان مستقل از ویژگیهای شعری اوست که سبب شده او را از هم نوعان خود ممتاز کند. همچنین گرایش به سبک نیمایی، هندی و عراقی و رویکرد او به ادبیات پایداری و سرودههای عاشورایی جلوه ای خاص به اشعارش بخشیده است. پایاننامهی حاضر، در پی دست یافتن به خصوصیات سبکی (زبانی، ادبی و فکری) در اشعار سه شاعر فوق است و اینکه کدام ویژگی سبکی در اشعار آنها از بسامد بالایی برخوردار است و همچنین در پی تبیین چگونگی دنیای فکری این شاعران در پیوند با زبان آنهاست.
تعداد معدودی از نویسندگان و محققّان دربارهی آثار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور تحقیقاتی انجام دادهاند، آن هم پژوهشهایی مختصر و مجمل که آنطور باید و شاید نمیتوانند نشان دهندهی پایگاه شعری این سه شاعر باشند لذا شناساندن منزلت شعری آنها در ادبیات معاصر تحقیقات گستردهای را میطلبد. کاربردی که از انجام این پژوهش می‌توان تصوّر کرد این است که چون مجموعه شعرهای این شاعران، سرشار از انواع ویژگی های سبکی است و نمونهی مناسبی است برای نشان دادن انواع سبکهای اروپایی و فارسی، در نتیجه میتواند الگوی شایستهای برای پژوهشهای آتی دربارهی ادبیات معاصر باشد.
در این رساله، نگارنده بر آن است تا چهار مجموعهی شعر از شاعران فوق را به طور همه جانبه مورد بررسی قرار دهد و خصوصیات سه گانهی سبکی(زبانی، ادبی، فکری) را در اشعارشان به طور نسبی تحلیل و بررسی کند.
1-2- بیان مسألهی تحقیق
سبک را از دیدگاههای گوناگون تعریف کردهاند. از دیدگاه زبانی، سبک، گزینش خاصّ واژگان، تعابیر و عبارات است. از دیدگاه جهان بینی و اندیشگی، سبک حاصل جهاننگری و دروننگری است که در شیوهی بیانی ویژه نمودار می‌گردد. از دیدگاه ساختارگرایی، سبک انحراف از زبان هنجار است.
یکی از عوامل جداسازی سبکها، دوران زمانی شاعر و شیوهی بیان آنهاست. شاعران شرق گیلان به نوبهی خود در اشعارشان از انواع سبکهای ادبی بهره جسته اند. عواطف فردی و ابتکاری و آزاد اندیشی سبک عراقی، شکوه الفاظ، باریکبینی و خیالپروری بیبندوبار و تصنع صوری و معنوی سبک هندی در آثارشان هویداست. از طرفی به دنبال نوآوریهای نیما یوشیج تنی چند از شاعران شرق گیلان نیز پا به عرصهی شعر نو گذاشتند و بعدها شعر سپید شاملو و صورتهای پیشرو دیگری نیز راهیان توانایی از میان شاعران گیلان یافتهاند و حتی خود موجد نحلهها و سبکهای شعر شده اند.
در سالهای اخیر حتّی در یکی از شهرهای ساحلی گیلان سبکی به نام فرانو ظهور یافته که در سایهی تلاش همه جانبهی شاعران به نام فراگیر شده است. میدانیم که برای تبیین سبک شناختی یک اثر می‌توان روشهای گوناگونی را به کار برد. عملی ترین راه برای بررسی یک اثر ادبی، کاوش سبک شناسانه از سه منظر زبانی، ادبی و فکری است که ضرورتاً بسیاری از رویکردهای ساختاری، زبان شناختی و اندیشگانی در این سه منظر جای می گیرند. بر این اساس، این تحقیق قصد دارد، اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور را در سه ساخت زبانی، ادبی و فکری مورد بحث و بررسی قرار دهد.
1-3- پرسشهای تحقیق
1- ویژگیهای سبکی اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور چیست؟
2- هر یک از این شاعران با توجّه به سبکشان چگونه با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کنند؟
3- بیشترین مضامین مورد علاقه ی این سه شاعر چیست؟
4- ادبیات پایداری در شعر شاعران شرق گیلان چگونه تبلور می یابد؟
1-4 – اهمیت و ضرورت تحقیق
سبک، شیوه و روش خاص هر نویسنده و یا گوینده است که مقاصد، احساسات و عواطف خود را به وسیله آن بیان میکنـد. سبک با فرم و محتـوای اثر رابطه تنگاتنـگی دارند به گونـهای که سبکشناس میتواند با آن شکلهای تکرار شونده یک اثر ادبی و همچنین ساختار زبانی و فکری اثر را بیابد. از طرفی میتواند به تبارشناسی و رابطه اثر با آثار ماقبل و بعد آن بپردازد. آنچه در این پژوهش حائز اهمیت است این است که سبک شناسی تنها در حد شناسایی روش های بیان و طـرز سخـن خلاصه نمیشود بلکه طرز بودن نویسنده و شاعر را در اثر و حتی طرز دریافت خواننده را شناسایی میکند. به دلیل اینکه تعداد معدودی از نویسندگان و محققان دربارهی آثار نجدی، م.مؤید و محمّدی پور تحقیقات مختصر و مجملی انجام دادهاند که آنطور باید و شاید نمیتواند نشان دهنده پایگاه شعری این سه شاعر باشد لذا شناساندن منزلت شعری آنها در ادبیات معاصر تحقیقات گستردهای را میطلبد از طرفی چون تحقیق جامع و کاملی مختص سبک شاعران شرق گیلان انجام نشده نگارنده بر آن شده که این کار ناتمام را به اتمام رساند تا این پژوهش بتواند الگوی شایستهای برای تحقیقات آتی دربارهی ادبیات معاصر باشد. ضرورت نگارش این رساله، تعیین جایگاه و منزلت اشعار این سه شاعر در ادبیات معاصر و تحلیل و بررسی سبک شناسی اشعار آنهاست.
1-5 - پیشینهی تحقیق
نگارنده درپی مطالعاتی که در کتب مختلف با موضوع سبک های شاعران شرق گیلان داشته به این نتیجه دست یافته که کتابهایی نظیر مشاهیر گیلان تالیف رضا مظفری یا کتاب نامها و نامدارهای گیلان اثر جهانگیر سرتیپ پور به معرفی شاعران و نامداران گذشته پرداخته و از سبک شاعران سخنی به میان نیاوردهاند همچنین تذکرهی شاعران گیلان اثر سید محمد عباسیه کهن به معرفی شاعران گیلان از آغاز تا قرن سیزدهم نظر داشته و به سبک شاعران نپرداخته است. کتاب درآمدی بر ادبیات گیلکی و نیز کتاب شاعران گیلان وشعر گیلکی از آثار هوشنگ عباسی فقط به تعداد معدودی از شاعران شرق گیلان اشاره کرده و به سبک های بعضی از شاعران اشاره ای گذرا دارد حتّی از بسیاری شاعران شرق گیلان نامی برده نشده است. به همین دلیل چون تحقیق جامع و کاملی مختصّ سبک شاعران شرق گیلان انجام نشده لذا نگارنده بر آن شده که این کار ناتمام را بر عهده گرفته و به یاری خدا به اتمام رساند.
1-6 - اهداف تحقیق
یکی از اهداف این تحقیق شناخت آثار شاعران شرق گیلان و شناساندن مضامین و درون مایه های شعری این شاعران است امّا اصلی ترین هدف این تحقیق دست یابی به ساختار سبکی اشعار نجدی، م. مؤیّد و محمّدی پور است. برای دست یافتن به این اهداف، اشعار سه شاعر فوق در سه سطح مورد پژوهش قرار گرفته تا عناصر تکرار شونده ی ساختی، در سطوح زبانی، ادبی و فکری مورد شناسایی قرار گیرند از این طریق آنچه متعلّق به سبک فردی است از سبک دوره ای باز شناخته شود.
1-7 - فرضیهها
1- اشعار نجدی، م. مؤید و محمّدی پور ویژگی های سبکی رئالیسم، سوررئالیسم، پست مدرن، موج نوی نوین و سبک عراقی و هندی را به همراه دارد.
2- نجدی با درآمیختن واقعیّت و تخیّل، م. مؤید با توجّه به فرم، اسطوره ها و تنالیته ی کلام و محمّدی پور با استفاده از نمادها در طرح مسائل اجتماعی با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کند.
3- مضامینی همچون مسائل اجتماعی، باورهای بومی و نوستالژی، انقلاب، عاشورا، عرفان، تصاویر پاک و بی آلایش طبیعت و... از جمله بن مایه های مورد پسند شاعران شرق گیلان است.
4- ادبیات پایداری در اشعار شاعران شرق گیلان با ترسیم مظلومّیت مردم، تجلیل از شهدای راه آزادی، ستایش آزادی و آزادگی و نشان دادن افق روشن پیروزی جلوه گری می کند.
1-8- تعاریف واژگان کلیدی
سبک شناسی: سبک شناسی به عنوان یک رشته مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی مطرح است که سبب میشود پرده از ابهامات و ویژگی های منحصر به فرد روساختی و ژرف ساختی اثر بگشاید.
سبک شناسی ساختارگرا: از جمله مکاتب جدیدی است که امروزه از آن برای شناخت علمی و دقیق و دستیابی به ویژگیهای منحصر به فرد آثار ادبی و همچنین مقایسه بین این آثار استفاده میشود. این نوع از سبک شناسی شکل کاملتری نسبت به مکتب های دیگر سبکشناسی دارد زیرا هم به صنایع ادبی و صور خیال میپردازد و هم زبان را در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی بررسی میکند.
1-9- حدود و قلمرو تحقیق
روش گردآوری اطّلاعات در این پایاننامه میدانی و کتابخانهای است. بدیهی است که به منظور غنیتر شدن محتوای آن، اطّلاعات به صورت مصاحبه ی حضوری، مصاحبه ی تلفنی و پر کردن پرسشنامه جمع آوری شده و همچنین آثار مرتبط با این رساله، مورد مطالعه قرار گرفته است. روش تحقیق در این رساله، تحلیلی بوده که بر مبنای استقرایی تام از اشعار نجدی، م. مؤید و محمّدی پور است.
در تحلیل سبکی بیشترین توجّه به نظریه های ساختاری و زبان شناختی است که در سطوح زبانی و ادبی به آن پرداخته شده و همچنین برای تحلیل سطح فکری از نظریه های فلسفی و جامعه شناختی هم استفاده شده است.
قلمرو موضوعی این پژوهش مفهوم سبکشناسی ساختارگراست که در آثار ادبی فراوانی به چشم میخورد این مقوله رشته مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی است که سبب می شود پرده از ابهامات و ویژگیهای منحصر به فرد روساختی و ژرفساختی اثر بگشاید. در سبکشناسی ساختگرا آنچه حائز اهمیت است این است که هیچ جزئی به تنهایی معنیدار و قابل بررسی نخواهد بود و هر جزء باید در ارتباط با کل آن مورد بررسی قرار گیرد. بررسی نوین سبک یعنی سبک شناسی از بلاغت کلاسیک سرچشمه میگیرد. این مکتب در قرن بیستم تحت تأثیر فرمالیسم و مکتب پراگ به وجود آمد. جستار سبکشناسی و بررسی سبک سخن در ایران با سبک شناسی زنده یاد بهار آغاز شده است. هدف ساختارگرایی این است که از شکل و ساخت به معنا برسیم.

فصل دوم
مبانی نظری و تعریف ها
(سبک شناسی ساختارگرا)
2-1 درآمدی بر سبک و رویکردهای سبک شناسی
نظریههای فراوانی در مورد «سبک» از سبکشناسان معروف ارائه شده است که هر کدام از دیدگاه و نگرش خاص خود به این واژه نگریستهاند.در ذیل به تعاریف سبک از دیدگاه نظریهپردازان سبکشناس میپردازیم:
2-2 تعاریف سبک
«واژهی عربی سبک از ریشهی «سَبَکَ» به معنی «ذوب کردن و در قالب ریختن» است.سابقهی کاربرد اصطلاح سبک در زبان عربی به قرن سوم هجری در آثار جاحظ و ابوهلال عسکری میرسد.
در ادب فارسی و عربی تعبیرهای «طرز،اسلوب،روش،سیاق و نمط» مترادف سبک به کار رفتهاند.در زبانهای لاتین «استیل» به معنی سبک از ریشهی ستیلوس (stilus) است که قلمی نوک تیز بوده و با آن حروف را روی صفحههای سخت میتراشیدند. بعدها این واژه به طور مجازی به روش خاص شکل دادن به حروف در نوشتار تعبیر شده است.اصطلاح «سبک» در معنای عام و متداول بر شیوه ی خاصَ انجام یک کار دلالت دارد اما در زبان شناسی و ادبیات به شیوهی رفتارهای زبانی افراد اطلاق می شود.سخن گفتن یک رفتار زبانی است که بنا به موقعیتهای اجتماعی،سن و جنسیت افراد، به گونههای مختلف انجام میپذیرد.در تعریف زبانشناسان، سبک عبارت است از «شیوه ی کاربرد زبان در یک بافت معین،به وسیلهی شخص معین برای هدفی مشخص»(فتوحی، 1390: 34-33).
«سبک (بدون ارجاع خاص به زبان) اصطلاحی است که در گفتار و نوشتارِ روزمره فراوان به کار میرود و آن قدر زیاد و طبیعی بر زبان جاری میشود که به خاطر همین چندان پیچیده به نظر نمیرسد. آن قدر زیاد و طبیعی بر زبان جاری میشود که غالباً آن را دربست میپذیریم و دیگر زحمت بررسی چند و چونش را به خود نمیدهیم. و سرانجام وقتی می گوییم کسی یا جایی صاحب «سبک» است، به واقع این عقیده را ابراز می کنیم که آن کس یا مکان دارای زیبایی، ذوق یا کیفیت متمایزی است» (وردانک، 1389: 17).
«سبک را شیوۀ بیان در گفتار و نوشتار دانستهاند. سبک، در واقع سامان و حرکت تفکّر آدمی دربارۀ چیزها و پدیدههاست، سامان و حرکتی که با خواص و کیفیت چیزها مناسبت دارد و با آنها هم ساختار است. از این رو سبک داشتن یعنی گفتن و نوشتن آنچه به خودی خود در اندیشۀ آدمی میگذرد و یا بیان امر آنچنانکه به راستی احساس و اندیشه شده است و چون رفتار و کردار آدمی از تفکّر او سر میزند، سبک اندیشه، در رفتار اخلاقی و سلوک اجتماعی انسان پدیدار میگردد. با توجّه به این واقعیت است که از سبک زندگی، سخن میگویند.
هر پدیده و اثر فرهنگی، بیانگر نوعی سبک است؛ زیرا سبک، پیوندی است که ذهن و زبان آدمی در گفتار و نوشتار مییابد. سبک، در واقع کنش و واکنش معنی و شکل در گفتار و نوشتار است و سخن، واقعیت سبک زندگی یافتۀ تفکّر آدمی است. روشی است که هر سخن و متنی بازگوی پوشیده یا آشکار نگرش و بینش گویندهاش در باب موضوعی است که به رشتۀ سخن کشیده است» (عبادیان،1372: 9).
«سبک شیوهی شخصی بیان است که ما را به سوی نویسنده دلالت می کند. و از این جاست که برخی ازسبکشناسان مدعی بوده اند که می توان از نوشتههای سبکدار به درون ذهن و روان نویسندگان آن راهی جُست. به قول مولانا: «از قرآن بوی خدا میآید و از حدیث بوی مصطفی(ص) میآید و از کلام ما بوی ما میآید» (شمیسا، 1374: 19-13).
«سبک در لغت به معنی گداختن و ریختن زر و سیم است، ولی در اصطلاح ادبی عبارتست از: روش خاص ادراک و بیان اندیشههای شاعران و نویسندگان و طرز و شیوهی خاصّی که آنها در سرودهها و نوشتههای خود به کار میبرند و این همان چیزی است که اروپائیان به آن (استیل) میگویند. شاعران و ادیبان ایرانی، در گذشته به جای سبک، واژههایی چون (طرز) و (شیوه) را به کار میبردند» (دلیری،1381: 1).
طبق نظریات مختلفی که درباب سبک بیان شده است نگارنده را بر آن داشته تا تعریفی از سبک شخصی ارائه دهد: سبک شخصی روش و شیوهی خاص هر اثری است که به وسیلهی آن روش خاص و ویژه با داشتن ویژگیها و شرایطی اثر فردی از آثار افراد هم نوع خود باز شناخته میشود طوری که میتوان از ویژگیهای سبکی آثار این نویسندگان به افکار و عقایدی که در ذهنشان میپرورند، پی برد.
2-3 بررسی نوین سبک
«بررسی نوین سبک، یعنی سبکشناسی، از بلاغت کلاسیک سرچشمه میگیرد: هنر باستانی گفتارِ انگیزشی که همواره نزدیکی تنگاتنگی با ادبیات داشته است، شاید به این دلیل که آن را گفتمانی انگیزشی بر میشمردند. بلاغت کلاسیک «تجویزی» بود، از این جهت که کاربر را به سوی انگیزنده بودن هدایت میکرد؛ امّا سبکشناسی نوین «توصیفی» است، از بابت این که میکوشد ویژگیهای زبانیای را تبیین کند که احتمالاً تأثیرهای خاصّی در پی دارند.
عجیب است که اصطلاح «سبک» از جریان اصلی نقد نوین رخت بربسته است، در حالی که پژوهشهای نیمه مستقل «سبک شناسی» آن را هم زمان به کارگرفتهاند.
سبک مفهومی کهن است که آبشخورش دوران نوپاییِ اندیشۀ ادبی در اروپا است. بیشتر میتوان آن را در حوزۀ بلاغت ] = ریطوریقا[ جای داد تا بوطیقا، و این امر دلیل خاصی ندارد جز این که سبک را بخشی از شگرد انگیزش به شمار میآورند از این رو آن را در حوزۀ سخنوری به بحث میگذارند» (وردانک، 1389: 134-133).
«باید دانست که سبک، کلّیترین و عمیقترین مقولۀ هنر است و هیچ یک از بررسیهایی که برای هنر کرده اند به قدر بررسی سبک، ژرف و رسا و روشنی بخش نیست»(عبادیان،9:1372).
2-4 سبکِ هنر آفرین
«سبکِ هنر آفرین با آنکه ممکن است در نظر اوّل، شخصی جلوه کند، جمعی است و طبقاتی، بدون توجّه به تعارضات آن فهم نمیشود. در نتیجه سبکشناسی وابسته به جامعهشناسی است. در اثر عدم پیشرفت سبک، آن را در قدیم بیشتر به موهبت «الهام» و «نبوغ» اقامه میکردند، ولی غافل از این بودند که این موهبت و الهامات خود مجهولاند و در دایرهالمعارف مصاحب در این باره میخوانیم: «در ادبیات، روش یا شیوۀ خاص شاعر یا نویسنده که برای بیان مطالب و اندیشههای خویش به کار میبرد و مشخّص کنندهی یک اثر ادبی از اثر ادبی دیگر است. نوع الفاظ و ترکیبات و جملهبندی و طرز تعبیر معانی مهمترین عامل در چگونگی سبک یا شیوۀ ادبی هر شاعر یا نویسنده است»(همان:16).
2-5 سبک ادبی
«سبک ادبی، از ذهن و اندیشۀ نویسنده و شاعر مایه میگیرد و آنچه بدان رنگ فردی میدهد نگرش و بینش هنری و واقعیتهای عینی و سبک زندگی فکری است؛ چه عملی که از نیروی خلّاقۀ آدمی سر میزند از فعالیتهای نظری و عملی او گسسته نیست بلکه در گرو تأثیرهایی است که از جهان بیرون میپذیرد و آنها را به رنگ نظرگاههای فکری و عاطفی خود در میآورد» (همان:17).
هگل، در تعریف و توضیح سبک ادبی و هنری مینویسد: «سبک به طور کلّی خود ویژگی ذهن آدمی است که در شیوۀ بیان، نحوۀ کاربرد امکانات زبانی و جز آن به خوبی باز شناختنی است ... بنابراین، سبک شیوۀ تجسّمی است که هم با شرایط مصالح هنری دمساز است و هم با مقتضیات انواع هنر و نیز با قوانینی که به اقتضای مفهوم امر بر اینها ناظر است مناسبت دارد. «جُستار سبک و سبک شناسی از پایان قرن نوزدهم میلادی بدین سو اهمیّت ویژهای یافت و ابعاد تازهای به خود گرفت.
اندیشمندان و صاحبنظران به نظریههای نو در این رهگذر دست یافتند. یکی از این پژوهندگان «ولفین» است که سبک ادبی را با توجّه به زیبایی ادبی و هنری با واقعیت عینی بررسی میکند و برای عنصر معنایی موضوع ادبی، اهمیّت ویژه قایل است و براین باور است که سبک، عنصری از واقعیت جهان شاعر یا نویسنده است که در مصالح وی بازتاب یافته و سازمان دهنده است، دیگری «پانوفسکی» است وی اعتقاد دارد که سبک یک اثر ادبی یا هنری را میتوان به ازای ادبی و هنری آن اثر تبیین کرد.
پانوفسکی وجود تاریخی سبک را نشان عینیّت فرهنگی و هنری سبک میداند و در بررسی سبک معتقد است که بایستی از بررسی مصالح و موضوع اثر هنری آغاز کرد و سپس به ارزشهای والای اثر ادبی که او به آن عنوان «معنی اساسی» میدهد دست یافت»(همان:19).
سبک یک اثر ادبی(هنری) «مجموعۀ رهنمودهایی است که در سازماندهی تمامی عناصر و وحدت اجزای متشکّل یک اثر با کیفیتی نوین مؤثر است و در واقع سازندۀ اصلی در ساختار یکپارچۀ اثر هنری است. سبک، جهتدهنده و تنظیمکنندۀ وحدت بافت و ساختار اثر ادبی است. محور این وحدتِ کیفی، فرآیندی است که در پرتو آن، تلفیق عناصر نا همگونی همچون: موضوع و عناصر شکل به کلیّتی با معنی نوین اعتلا یافته به اثر هنری در میآید. سبک، ناظر بر تنظیم این عناصر متفاوت است؛ لذا خود نیز عاملی خاص در ساختار معنایی اثر هنری است.عاملی که معرّف یک ترکیب و تألیف معنایی برتر میباشد.
سبک هنری صرفاً یک امر انشایی یا پرداخت مصالح و یا آرایه بخش نیست که بتوان آن را از محتوا و معنیِ اثر، تجرید کرد؛ بلکه تار و پودی است از جهان بینی هنری آدمی که به مصالح بیرونی: رنگ، آرمان و عاطفۀ انسانی میدهد و آن را آبستن معنیهای زیبا شناختی میکند. سبک، یک پدیدۀ ایستا و پیش یافته نیست که چونان قالبی آماده و دسترس پذیر باشد. سبک، در فرآیند پرداخت هنری سبک میشود و در واقع دستاورد معنوی فعالیت هنرآفرین آدمی است. سبک، نقشه ریزی و ساختار بخشی به معنی است و نظمی است که از ذهن و عمل آدمی سر میزند و چیزها و پدیدهها را به حکم مسّاح نظر و عمل زیبای انسانی، انسان پذیر میکند» ( همان:25).
2-6 سبک شناسی
« سبک شناسی عبارت است از درک ادبیت و بینامتنیت همچون فراگرد خوانشی که تقدّسِ استقلالِ متن و «زبان شعری» را می زداید و ضدّ این باور موضع گیری می کند که زبان، سبک، فرم ادبی و ناقد ابزارهایی بی آلایش، بی طرف و ورانما برای بیان معنایند» ( وردانک، 1389: 144).
از طرفی میتوان از سبک شناسی تعریفی در این حدود به دست داد: «تحلیل بیان زبانیِ متمایز و توصیف هدف از به کارگیری و تأثیر آن. چگونگی انجام چنین تحلیل و توصیفی و نیز رابطۀ این دو باهم از موضوعهایی است که سبک شناسان هیچ توافق نظری درباره اش ندارند» (همان:18).
«امروزه سبکشناسی به عنوان یک رشتۀ مستقل و بنیادی در تحلیل آثار هنری و ادبی مطرح و از اهمیت شایانی برخوردار است و چنانچه عناصر و شاخصههای گوناگون هر اثر با اصول سبکشناختی دقیقاً تحقیق و تشریح و نموده شود، رسیدن به محتوای اثر و به دنبال آن کشف دنیای وجودی صاحب اثر تا حدّی ممکن خواهد بود؛ چه هر اثری بازتابِ تأثرات و انگیختگی خالق آن از وقایع و مسائل است و مسلّماً با فرآیند سبکشناسی پرده از ابهامات و دشواریها و ویژگیهای منحصر به فرد «روساختی» و «ژرفساختی» اثر گشوده میشود و دوستداران پژوهشهای ادبی و تشنگان آثار ادبی به چشم اندازی بکر و بدیع و چشمه ای زلال میرسند» (عبادیان، 1372: 7).
2-7 تحلیل سبک شناسیک
« در تحلیل سبک شناسی یک متن بنا نیست هر قالب یا ساختاری را مورد بررسی قرار دهیم، بلکه اساس کار ما را قالب ها یا ساختارهایی تشکیل می دهند که برجسته تر از دیگرانند. حضور چنین سازمایههایی در متن نشان از مناسبت سبکی دارد و احساسها یا علاقۀ خواننده را بر میانگیزد» (وردانک، 1389: 22).
2-8 سبک در ادبیات
«هنگام رویارویی با یک متن، در نگاه اوّل پی می بریم که این متن به یک ژانر، یا نوع خاص، تعلّق دارد؛ مثلاً: مقالۀ مطبوعاتی، شرح پشت جلد کتاب، صورت غذای رستوران، یا بیمه نامه است. ]پس [ میدانیم چه انتظاری باید از متن داشته باشیم و براساس آن شیوۀ خوانش خود را تنظیم میکنیم. آشنایی با قاعدهها و کارکردهای سبکیِ نوع متنها، یا ژانرهای خاصّی که همه روزه با آنها سروکار داریم، بخشی از فراگرد اجتماعی شدن ما در فرهنگی است که بدان وابستهایم. از زاویهی دیگر، این روندِ آموزشی نوع متنهای ادبی، مانند شعر را هم در بر میگیرد.» (همان:29).
2-9 معنی و اهمیت نظریه سبک
«جستار سبکشناسی و بررسی سبک سخن در ایران با «سبکشناسی» زنده یاد «بهار» آغاز شده است.سه جلد اثر نامبرده نتیجۀ تجربیات عملی و در برگیرندۀ دیدگاههای او در این باره است. به برکت این نوشته، سبکِ سخن فارسی از آغاز تمدّن اسلامی ایران تا عصر حاضر در شش دوره بررسی و تبیین شده و آثار هر دوره به همراه مؤلّفهها و شاخصههای کلّی سبک آن عصر، معیّن و منظّم گردیده است.
در مقدمه جلد یکم اثر نامبرده «سبک» چنین تعریف شده است: «یکی از فنون ادبی فارسی که به معنی طرز خاصّی از نظم و نثر است» و «در عُرف ادب و اصطلاح به طرز ادبی اطلاق میشود که از لحاظ مشخّصات و وجوه امتیازی که نسبت به هنرهای زیبا دارد مورد بررسی قرار گیرد؛ و نیز روش نگارشی که بوسیلۀ خواص ممتاز خویش مشخّص باشد.» هم او مینویسد: «سبک، در اصطلاح ادبیات، عبارت از روش خاصّ ادراک و بیان افکار به وسیلۀ ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر است.
«سبک، به یک اثر ادبی وجهۀ خاص خود را از لحاظ صورت و معنی القا میکند. و آن نیز به نوبۀ خویش وابسته به طرزِ تفکّر گوینده یا نویسنده دربارۀ حقیقت میباشد.»
و سرانجام: «سبک به معنی عام خود، عبارت از تحقّق ادبی یک نوع ادراک جهان است که خصایص اصلی محصول خویش (از منظوم یا منثور) را مشخص میسازد.»
در فرهنگ معین دربارۀ سبک آمده است: «روشی خاص که شاعر یا نویسنده، ادراک یا احساس خود را بیان میکند: طرز بیان مافیالضمیر.» در لغت نامۀ دهخدا نیز چنین میخوانیم: «سبک شامل دو موضوع است: فکر یا معنی، صورت یا شکل. از توجّه به جهان بیرون، فکری در ما تولید میشود و نمونهای است از تأثیر محیط در فرد و ما آن فکر را با سوابق ذهنی خود منطبق و موافق میسازیم و با همان جنبۀ فکری خویش برای شنوندگان تبیین کنیم و این نمونهای است از تأثیرفرد در محیط»(عبادیان،1372: 15).
2-10 کار سبکشناسی
«کار سبکشناسی همانا بازنمایی چگونگی تبلور گفتاری یا نوشتاری نگرش و بینشی است که در توضیح یا توصیف موضوع طرح شده نهفته است.
به سخن دیگر، سبکشناسی میکوشد با بررسی و تحلیل عناصر سخن به فردیّت اندیشهای که به شیوۀ خاصی از سخن شکل داده است راه نماید.
سبکشناسی بر آن نیست که برای تحلیل آثار، قاعدۀ کلّی یا تراز بدست دهد؛ زیرا بنای تحلیل سبکِ سخن، خاصّه در نثر ادبی، بر یکبارگی گفتار و نوشتار (سخن) استوار است و هر اثر یا متنی به اعتبار عناصر سبکی منحصر به فرد خود شاخص است. بیمبالغه میتوان گفت که به تعداد نویسندگان و کثرت آثارشان تفاوت سبکی وجود دارد. از این رو آنچه در این نوشته تحت عنوان عناصر و شاخصههای سبکی در نظر گرفته شده است ملاک یا شناسۀ بررسی سبکی است نه قاعده و نسخه» (همان:11-9).
2-11 نگاهی به برخی نظریات گذشتگان دربارهی سبک
«پیوند سبک گفتار و نوشتار آدمی با طرز تفکّر و تجزیۀ زندگی چیزی است که از دوران باستان مورد توجّه نویسندگان و صاحبنظران فنّ نوشتار و گفتار بوده است. از «سنکا» نویسندۀ بزرگ رومی نقل است که: «سبک را آشکار کنندۀ سرشت و روح آدمی میدانستند و سخن را به حرکت زندگی آدمی مانند میکرده است.» اصولاً رومیان نخستین مردمانی بودند که دربارۀ سبک و سخنسنجی اظهارنظر کردهاند. آنان «سبک» را برای تعیین مرتبۀ سخن به کار میبرند. «سیسرون» و دیگر سخنوران پر آوازۀ رومی همواره به شیوۀ بیان و کیفیت خطابه توجّه داشتند و به نیروی مؤثر و برانگیزندۀ گفتار واقف بودند.
آنها سخن را به سه سبک: «والا» ، «معتدل» و «عامیانه» از هم متمایز میکردند و نمونههای سخن والا را نوشتههای کلاسیک «سوفوکلس» و «افلاطون» میدانستند. یکی از تعیّنهایی که از همان زمان، ملاک تمایز سبک به شمار میآمد، فردیّت سبک نویسنده و گوینده بود. در سدههای میانۀ میلادی (قرون وسطی) مفهوم سبک در دوایر حقوق و احکام داوران به کار میرفت. با پیشرفت هنر نقّاشی و هنرهای تجسّمی کاربرد بعدی یافت و معادل یا مترادف «طرز آرایه» شد. «پوسن» نقّاش فرانسوی در قرن هفدهم، سبک را به معنای «جلوۀ هنری» درک میکرد. نخستین محقّقی که سبک را چونان مسّاح برای تفکیک هنر در دورههای مختلف تاریخی به کار برد «وینکلمن» نویسندۀ آلمانی و پژوهشگر آثار هنری بود که در قرن هجدهم میزیست و «تاریخ هنر یونان باستان» را نوشت. وی در این کتاب کوشیده است سبکهای هنر یونان باستان را تبیین و آثار هنری را از این رهگذر دستهبندی کند.
یکی از پیشگامان ابداع در سبک و مسایل آن «گوته» شاعر آلمانی بود.«گوته» عقیده داشت که تقلیدِ طبیعت از درونِ موضوعی که شاعر آن را بر میگزیند بیشتر در برنامهریزی مصالح و موضوع به کار میآید؛ و سبک، بیانگر شناخت و بینش ژرفی است که هنرمند از ماهیت پدیده کسب میکند.
2-12 سبکسنجی زبانشناختی
«سبکسنجی زبانشناختی را «چارلزبال» یکی از شاگردان زُبدۀ «فردینان دوسوسور» مطرح ساخت و با این کار کمک ارزندهای به بررسی عینی سبک و مسایل سبکشناسی نمود. چارلزبال؛ مبتکر نظریۀ «کارکردی» در سبکسنجی بود و کوشید افادۀ زبانی را از نظرگاه کارکردهای منطقی و عاطفی متمایز کند، هواداران توضیح زبانشناختی سبک نشان دادند که پدیدۀ سبک از محدودۀ ادبیات و هنر فراتر میرود و زبان پژوهشی، خطابه و مکاتبۀ خصوصی را نیز در بر میگیرد. مکتب «پراگ» درک کارکردی زبان و سبک را گسترده ساخت. «ویلهلم ماتزیوس» و «هاورانگ» به تطّور سبکشناسی زبانشناختی کمک شایانی کردند. آنها کارکرد زبان را به سه گونۀ «محاورهای»، «فنّی» و «ادبی» تقسیم کردند. ماتزیوس سه عامل را در تعیین کیفیت سبک مهم میداند: الف- مصالح زبان. ب- شخصیت نویسنده. پ- غایت یا امری که باید ابراز شود. این سه عامل به نوبۀ خود مبنای تفکیک و تمایزی سبک است: «سبک ملّی زبان»، «سبک فردی» و «سبک کارکردی». با توجّه به مطلبی که توسّط زبان میباید ادا شود و ارزش کارکردی مطلب ابرازی، سه ویژگی برای سبک کارکردی زبان ملّی در نظر گرفته میشود: سبک بازنمایی مطلب، سبک سخنرانی(خطابه)و سبک برانگیزنده یا شور آفرین که همان سبک ادبی است» (همان:20).
2-13 گونهشناسی (تیپولوژی) سبکها
«معمولاً از سبک دو گونه سخن میگویند: الف- سبک بارز یک دوره. ب- سبک یک هنرمند یا نویسندۀ خاص. در واقع سبک در تنش این دو قطب در حرکت بوده و همواره بحث از عواملی میشود که به سبک، در این سطح دوگانه، علّت وجودی میداده است.امروزه از سبک دورهای در ادب، زمانی سخن تواند بود که نویسندگان و شاعران چندی در شکل بخشی، استحکام و دوام آن سهیم باشند. حال آنکه سبک فردی، همانا در تمایز از امکانهای عام یک دوران سبکی تحقّق میپذیرد. تجربه نشان میدهد که در فرآیند تاریخی تشکیل و تفکیک سبکها، گرایشهای هنری و ادبی، جنبشهای فرهنگی و برخی سبکهای شخصی درهم میآمیزند و سبک بالنسبه یکپارچۀ یک دوره را پدید میآورند. تکوین سبکهایی همچون رنسانس، باروک و جز آن مولود چنین آمیزشی بوده است.
گونهشناسی در سبک، در اصل یک مقولۀ تاریخی بوده، بدین معنا که هر دوره هنجارهای سبکی خاص خود را داشته است. پیشرفت پژوهش در این باره و گسترش سبک پژوهی از دیدگاههای مختلف، راه را بر کاوش ارزشهای سبکی با ثبات گشوده است. «نیچه» متفکّر ادبی و هنری آلمان تنها کسی است که در این گونه کوششها (گونهشناسی سبکی)، سبکها را- به اقتضای وضعیت انسانی و حالتی که در هنر و ادب یافته- به سبکهای «آپولونی» و «دیونیزیوسی» دسته بندی کرده اوّلی را سمبول خدایان نور، اعتدال و تعقّل و دومی را نماد خدایان غریزه، شور مهار نایافته و خنیاگری دانسته است.گفتنی است که نظریهپردازان ایرانی نیز از جهتی در راستای تبیین خصوصیات بالنسبه با ثبات ادبی، گام برداشتهاند: سبکهای خراسانی، عراقی و هندی، معّرفِ هنجارهای ادبی تقریباً فرازمانیاند و برخی پژوهندگان ادبیات میکوشند تا هنجارهای کلّی نامبرده را در آثار ادبی بیشتر دورههای ادبیات ایران ریشهیابی کنند» (همان:28).
2-14 جایگاهِ سبکپژوهی
«سبکشناسی را اغلب نه به عنوان یک رشتۀ پژوهشی بالنسبه مستقل از قلمرو نظریۀ ادبیات، بلکه چونان عنصر تکمیلی یا کمکی از علم ادبیات و یا از زبانشناسی تلّقی کردهاند. امّا امروزه این جُستار علمی را با وجود بستگیهایش به علم ادبیات، زبانشناسی و زیباشناسی به عنوان رشتۀ خاص خود به پژوهش گرفته، برنامهریزی و تدریس میکنند. به سخن دیگر، امروزه سبکشناسی مبانی علمی یافته است. مجوز صاحبنظران در این باره این است که تعیین کننده، آن نیست که پدیدهها و وسایلی همچون ادات و امکانهای واژگانی، دستوری یا آواشناسی به خودی خود دارای ارزش سبکیاند، بلکه سبک یا کیفیتهای سبکی وسایل و امکانات نامبرده، هنگامی که به ساختار سخن انسانی در میآیند در یک سیستم متّحد و منسجم و کیفی قرار میگیرند که حکایت قانونمندی در کاربرد زبانی و واژگانی دارد» (عبادیان، 1372: 33).
2-15 تعاریف سبک از دیدگاه سبکشناسان
بوفن Buffon: سبک خود شخص است Le style, c'est l'hmme meme
مراد بوفن این است که سبک هر اثر دقیقاً مبیّن شخصیت نویسندۀ آن است و شیوۀ نگرش او را به جهان و پدیدهها فاش میکند.
فلوبرFlaubert:سبک شیوۀ دیدن است C'est une maniere de voir
شوپنهاور: سبک، قیافهشناسی ذهنی صاحب قلم است
مارسل پروست: سبک برای نویسنده در حکم رنگ برای نقّاش است. مسألۀ فوت و فن نوشتن و شگرد و صناعت نیست، بلکه مسأله نگرش است.
Le style pour l'ecrivian , aussi bien que La couleur pour Le peinter, est une question non de technique mais de vision
مراد او این است که سبک عارض بر نوشته نیست، ماده و جوهر آن است، اصل نوشته است. شیوۀ خاص دیدن و اندیشیدن است که منجر به شیوۀ خاص نوشتن میشود.
کاردینال نیومن Cardinal Newman: ماده و بیان یکی هستند و سبک اندیشیدن در زبان است. امرسون :Emersonسبک صدای ذهن نویسنده است (مغزهای چوبین صداهای چوبی دارند) یعنی نویسنده همانطور که فکر و احساس میکند همانطور هم مینویسد. اگر افکارش گنگ باشد، نوشتهاش گنگ است. اگر افکارش کهنه و تقلیدی است، زبانش نیز خنثی و سنّتی و تکراری است.
نیما یوشیج: شاعری که فکر تازه دارد تلفیقات تازه هم دارد. در حافظ و نظامی و بعد در سبک هندی این توانگری را به خوبی میبینید. هرکس به اندازۀ فکر خود کلمه دارد و در پی کلمه میگردد ...
شعرایی که فکری ندارند تلفیقات تازه هم ندارند» (شمیسا،1374: 19-13(.
2-16 نامگذاری سبکها
«نامگذاری سبکها بر اساس عناصر و شاخصهای مختلفی صورت میگیرد.برخی از این شاخصها عبارتند از: 1- نام مؤلف و آفرینندهی اثرمانند سبک خیام،سبک نظامی 2- زمان آفرینش اثرمانند سبک مشروطه و سبک تیموری 3- محیط و مکان جغرافیایی مانند سبک خراسانی 4- نوع مخاطبان مانند سبک کودکانه و سبک روشن فکرانه 5- هدف اثر مانند سبک تعلیمی و سبک فکاهی 6- موضوع مانند سبک عرفانی و سبک حماسی 7- نام کتاب مؤثر در تاریخ ادبیات مانند سبک شاهنامه و سبک خسرو و شیرین 8- نوع ادبی مانند سبک تغزلی و سبک روزنامهای 9- نام گونهی زبانی اثر مانند سبک رسمی و سبک عامیانه 10- نوع کاربردی مجازی زبان مانند سبک تشبیهی و سبک نمادگرا»(فتوحیرودمعجنی،1391: 217-215).
2-17 مفاهیم سبک
«در سبکشناسی وقتی واژۀ «سبک» به کار میرود مقصود از آن ممکن است یکی از سه مفهوم زیر باشد:
2-17-1 سبک دوره
یعنی سبک کم و بیش مشترک و شبیه آثار یک دورۀ خاص. مثلاً در قرون سوم، چهارم و پنجم سبک آثار ادبی از جهات متعدّدی به هم شبیه است. به سبک رایج در این دوره، سبک خراسانی میگویند. به عبارت دیگر در آثار یک دورۀ مشخّص تاریخی، نوعی وحدت و زمینۀ مشترک لفظی و معنوی و ادبی دیده میشود که در آثار دورههای دیگر یا کم رنگتر است یا اصلاً نیست. گفتنی است که سبک دورهای متمایل به مفهوم سنّت است؛ زیرا تداوم و استمرار، تکرار در زمان و مشترک و جمعی بودن که از اوصاف سنّت بودند در سبک دورهای نیز قابل رؤیت هستند.دو سبک از مهمترین سبکهای دورهای ایران عبارتند از:
2-17-1-1 سبک عراقی
پس از حملهی خانمان برانداز مغولان به ایران در قرن هفتم، مرکز شعر فارسی از خراسان به قسمتهای مرکزی ایران که از هجوم تاتاران کمتر صدمه دیده بودند انتقال پیدا کرد چون بخشهای مرکزی ایران را در گذشته، (عراق عجم) مینامیدند سبک شعری که در این منطقه پدید آمد به سبک عراقی معروف شد.
بزرگان این سبک عبارتند از: شیخ سعدی شیرازی، مولانا جلال الدین مولوی، کمال الدین اسماعیل اصفهانی، شیخ فخرالدّین عراقی، اوحدی مراغهای، خواجوی کرمانی، عماد فقیه کرمانی، سلمان ساوجی و خواجه حافظ شیرازی.
ویژگیهای سبک عراقی
الف- بیرونقی قصیده و بازارگرمی غزل، ب- بیاعتباری حماسهسرایی، ج- شکوفایی غزل عرفانی، د- تکامل شعر عرفانی ه- رواج طنز اجتماعی
2-17-1-2 سبک هندی
سبک هندی مهمترین سبک شعری است که در دورهی صفویه پدید آمد به همین جهت آن را (سبک صفوی) نیز مینامند. پایههای سبک هندی بر مضمونیابی، نازک اندیشی و خیالبندی است. ریشههای آن را در سرودههای حکیم نظامی، حکیم خاقانی، امیرخسرو دهلوی، کمال الدین اسماعیل اصفهانی و خواجه حافظ شیرازی باید جستجو نمود. شاعران سبکهندی چون نمیخواستند مقلّد شاعران بزرگ پیشین باشند و مضمونهای شعر آنها را تکرار کنند، دست به نوآوری زدند ومکتب جدیدی را در شعر پارسی پایهگذاری نمودند. در این مکتب، شاعران توانایی پیدا شدند که برترین آنها عبارتند از: عرفیشیرازی، نظیرینیشابوری، طالب آملی، کلیم کاشانی، صائب تبریزی و عبدالقادر بیدل.
ویژگیهای سبک هندی
1- مضمونیابی و باریکاندیشی 2- استفادهی فراوان از استعاره3- شیوع فنّ ارسالالمثل4- شخصیت بخشیدن به اشیای بیجان5- رواج فنّ تزریق و معمّاگویی 6- اسلوب معادله
7- بازاری شدن شعر و شاعری.
2-17-2 سبک شخصی
«یعنی سبک خاص یک شاعر یا نویسنده که اثر او را از هر اثر دیگری متمایز میکند. در عالم هنر، همه صاحب سبک فردی نیستند یعنی بسامد مختصات و ویژگیهای سبک آفرین در آثار آنان آنقدر نیست که باعث تشخّص فردی شود» (شمیسا، 1374: 115).
2-17-3 سبک ادبی
هر علم و نظام و هنری سبک خاص خود را دارد مثلاً سبک آثار علمی (یعنی بینش و زبان آن) از سبک آثار ادبی متمایز است و همین طور بین سبک تاریخی و مذهبی تفاوت است. یکی از سبکها سبک ادبی است. سبک ادبی در مقابل سبکهای دیگر مثلاً سبک علمی یا مذهبی یا حقوقی یا تاریخی قرار دارد» (شمیسا،1374: 74).
2-18 اهداف سبکشناسی
«1- تشخیص سبک دورههای مختلف ادبیات و تعیین مختصات سبکی هر دوره. این قسمت بیشتر جنبۀ تاریخ ادبیات دارد و معمولاً در سطوح مقدماتی سبکشناسی، مورد بررسی قرار میگیرد.
2- تعیین سبک فردی نویسندگان و شاعران بزرگ که مربوط به مراحل عالی سبک شناسی است.
3- تشخیص سبک ادبی و تعیین مختصات آن در مقایسه با سبکهای دیگر، مخصوصاً سبک گفتار عادی و روزمره. این بحث علاوه بر سبکشناسی در نقد ادبی و نظریۀ ادبیات هم مطرح است» (همان: 116).
2-19 مکاتب سبکشناسی
امروزه سبکشناسی به عنوان یک علم تحت تأثیر نظریههاست و دیگر آن را با هدف شناخت مشخصات صوری یک اثر ادبی، مطالعه نمیکنند بلکه سعی بر آن است تا میان تأثیر و تأثر ادبی و عناصر زبانی ارتباط برقرار کنند. مکاتب معروف سبکشناسی عبارتند از:
2-19-1- سبکشناسی توصیفی
«بنیانگذار مکتب سبکشناسی توصیفی شارل بالی است. کار اصلی او تهیّهی سیاههی ارزشهای بیانــی زبــان بود. بالــی تأثیــر واقعیتهای زبـان را بـر حساسیـت آدمـی مــورد بررسـی قـرار داد» (همان، 17).
2-19-2 سبکشناسی تکوینی
«مکتب سبکشناسی تکوینی منسوب به لئو اسپیتزر است، این نوع از سبکشناسی بر خلاف سبکشناسی توصیفی، به عوامل ایجاد سبک که در روان گوینده است توجّه دارد. اسپیتزر معتقد است که میان خصایص زبان یک نویسنده و سبک او تفاوت وجود دارد» (همان: 189).
2-19-3 سبکشناسی ساختگرا
«در سبکشناسی ساختگرا آنچه حائز اهمیت است این است که هیچ جزئی به تنهایی معنیدار و قابل بررسی نخواهد بود و هر جزء باید در ارتباط با کلّ آن مورد بررسی قرار گیرد. این مکتب در قرن بیستم تحتتأثیر فرمالیسم و مکتب پراگ به وجود آمد. هدف ساختارگرایی این است که از شکل و ساخت به معنا برسیم» (همان: 162). این نوع از سبکشناسی، شکل کاملتری نسبت به مکتبهای دیگر سبکشناسی دارد زیرا هم به صنایع ادبی و صور خیال میپردازد و هم زبان را در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی بررسی میکند. لازم به یادآوری است که روش این پژوهش در بررسی سبکشناسی اشعار نجدی، م.مؤید و محمّدیپور در سطح زبانی و ادبی و فکری بر اساس مکتب ساختارگرایی صورت گرفته است.
2-20 جریانهای مهم در سبکشناسی جدید
« در سبکشناسی جدید دو جریان کلّی قابل تشخیص است:
1- مکتب فرانسوی سبک که مأخوذ از آراء شارل بالی Charles Vossler است.
2- مکتب آلمانی سبک که مرهون آرای کارل فوسلر Karl Vossler و لئو اسپیتزر است و ریشۀ آن را باید در زیبایی شناسی Aesthe tics بندتوکروچه جست. برخلاف بالی که توجّهی به ادبیات ندارد برای کروچه شعر و زبان آن یکی است. برای اینان تمامی عناصر یک اثر هنری مهم است نه مثل گروه اول فقط عناصر عاطفی Expressive آن. اگر از دیدگاه سوسور نگاه کنیم میتوان گفت که مکتب فرانسوی La Langue مکتب آلمانی La parole را در نظر دارد یعنی یک اثر هنری، کار یک نویسنده، یک دوره، یک ملّت را» (شمیسا، 1374: 116).
2-21 سبک و سبکشناسی در ایران
« مسلماً در ذهن قدما، مفهوم سبک وجود داشته است امّا سبکشناسی، یعنی علمی که دربارۀ سبک بحث میکند، مربوط به قرن اخیر است شاعران کهن از مفهوم سبک در آثار خود با لغاتی از قبیل طرز، شیوه، طریقه، سیاق، رسم ... سخن گفتهاند. در کتب نثر هم اصطلاحاتی چون شیوه، سیاقت، نمط (هر سه در التوسل الی الترسل) و طرز سخن، سیاقت سخن و کسوت عبارت، مذاهب شعر، افانین، اسالیب (هر شش در المعجم فی معاییر اشعار العجم) به چشم میخورد. برخی از شاعرانی که دارای اسلوب تازه بودند مثلاً خاقانی و نظامی دقیقتر از دیگران به سبک اشاره کردهاند. در دوران صفویه که سبک شعر به کلّی نسبت به سبکهای قبلی تغییر یافت،شاعرانی چون صائب فراوان از سبک تازۀ خود سخن گفتند و مخصوصاً در تذکرههای این دوره، مطلب دربارۀ طرز و شیوه و طریقۀ شاعران بسیار است. شادروان بهار میگوید که واژۀ «سبک» را اوّل بار رضاقلیخان هدایت در مقدّمه تذکرۀ خود- مجمع الفصحا- به کار برده است امّا من این واژه را هم در آثار قدمای عرب و عجم و هم معاصران متقّدم بر رضاقلی خان دیدهام. امّا استعمال سبک در عربی سابقهای کهن دارد» (همان: 135).
2-22 مفهوم سبک در آثار قدما
«در آثار کهن عربی «سبک» بیشتر به معنی طرز نگارش و ترکیب و تألیف کلام است و کلّاً میتوان گفت که قدما در بحث سبک به جنبۀ ظاهری و بیرونی کلام توجّه داشتند و به فکر و بینش گوینده نمیپرداختند. جاحظ در الحیوان مینویسد: معنی مهم نیست و نزد هر قومی هست، آن چه مهم است گزینش لفظ و «جوده السبک» است و دیگر نویسندگان عرب هم کم و بیش تحت تأثیر او بودهاند. در نوشتههای فارسی هم کم و بیش چنین است و اصطلاحات معادل سبک به مفاهیم گوناگون و گسترده و مبهمی آمده است. خاقانی سبک شعر خود را تازه میداند و به اصطلاح سبکشناسی برای خود به سبک شخصی قائل است» (همان:135).
2-23 معاصران
«در دورهی معاصر تلاش در سبکشناسی با کتاب سبکشناسی ملک الشعرای بهار(1266-1330ش) آغاز شد. تلاشهای دیگری نیز از سوی پژوهشگران دیگر صورت گرفت. در ایران نیز، بررسی سبکشناسی ابتدا تنها بررسی صنایع و فنون ادبی بود؛ اما با ترجمهی نظرات سبکشناسان غربی و آشنایی با پژوهشگران ایرانی، سبک شناسیتحول دیگری یافت. محمد جعفر محجوب، محمدرضا شفیعی کدکنی و سیروس شمیسا از جملهی کوشندگان سبکشناسی بودهاند» (انوشه،791:1375).
2-24 ادوار شعر فارسی
«ادوار شعر فارسی به صورتهای زیر تقسیم شده است:
1- سبک خراسانی: نیمۀ دوم قرن سوم، قرن چهارم و قرن پنجم.
2- سبک حدّ واسط یا دورۀ سلجوقی: قرن ششم
3- سبک عراقی: قرن هفتم، هشتم، نهم
4- سبک حدّ واسط یا مکتب وقوع و واسوخت: قرن دهم.
5- سبک هندی: قرن یازده و نیمۀ اوّل دوازده.
6- دورۀ بازگشت: اواسط قرن دوازده تا پایان قرن سیزدهم
7- سبک حدّواسط یا دوران مشروطیت: نیمۀ اوّل قرن چهاردهم
8- سبک نو: از نیمۀ دوم قرن چهاردهم به بعد»(شمیسا، 1375: 12).
2-25 سبک نیمایی
نخستین بار در شعر دوره مشروطه، کسانی چون: میرزادهی عشقی و بانو شمس کسمایی به سنّتشکنی در فرم و قالب شعر دست زدند و شعرهایی با مصراعهای نابرابر سرودند دکتر محمّد مقدم که در آمریکا درس خوانده بود پس از بازگشت به وطن، در 1312 خورشیدی مجموعهای از سرودههای آزاد خود را با عنوان (راز نیم شب) به چاپ رساند که مصراعهای آن نابرابر بود و تحت تأثیر شعرهای منثور (والت ویتمن) آمریکایی سروده شده بود. امّا شاعری که اساس شعر کهن را در نوردید و سنّت شعری جدیدی را به پیروی از شاعران فرانسه در ایران بنیاد نهاد. علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج بود. او نخست در دی ماه 1301 منظومهی «افسانه»را در روزنامهی «قرن بیستم» به مدیریت میرزادهی عشقی انتشار داد و راه تازهای را در شعر پارسی باز نمود. این منظومه مورد استقبال شاعران بزرگی چون استاد شهریار قرار گرفت و او منظومههای (افسانهی شب) و ( دو مرغ بهشتی) را به پیروی از آن ساخت. نیما به دنبال افسانه، دو منظومه (ای شب) و (خانوادهی یک سرباز) را سرود که در همان قالب بود ولی در بهار 1319 خورشیدی دو قطعهی (گل مهتاب) و (ققنوس) را در مجلهی موسیقی منتشر نمود که در قالب شعر امروز سروده شده بود. به این ترتیب آغازگر تحولی در شعر پارسی گردید که هنوز ادامه دارد. نیما یوشیج در این دو قطعه شعر و سرودههای بعدی خود، قالب شعر کهن را در هم نوردید و آن را به مصراعهای کوتاه و بلند تبدیل کرد. وزن شعر فارسی را با شکستن مصراعها و به هم زدن تساوی طول آنها به شکلی ترمیم نمود ولی هیچگاه وجود وزن را در شعر، زاید و غیر ضروری ندانست چنانکه خود میگوید: «من وزن را چه بر طبق قواعد کلاسیک و چه بر طبق قواعدی که شعر آزاد را به وجود میآورد لازم و حتمی میدانم». البتّه پس از مرگ او، برخی از شاگردانش به رهبری (احمد شاملو) شعری بی وزن ابداع کردند که به «شعر سپید» معروف شد.
2-26 شیوههای شعر نو
شعر نو با سه شیوهی شعر آزاد(وزن عروضی با کوتاه و بلند شدن مصراعها و نامشخص بودن قافیه)، شعر سپید(آهنگین اما فاقد وزن عروضی و جای مشخص برای قافیه) و شعر موج نو فاقد وزن و آهنگ و قافیه است، شعری است بی ریشه و تصنّعی که دکتر شفیعی کدکنی آن را (شعر جدولی) نام داده است که به وسیلهی شاعر کرمانی(احمدرضا احمدی) به تقلید از سوررئالیستهای فرانسوی پدید آمد.نمایندگان دیگر این گونه شعر :یداللّه رؤیایی، بیژن الهی، پرویز اسلام پور و احمد رضا چکّه نی هستند.
2-27 مکتبهای ادبی اروپایی
مکتبهای ادبی اروپایی عبارتند از: باروک، کلاسیک، اومانیسم، کونچیسم، کولتیسم، نئوکلاسیسیم، رمانتیسم، رئالیست، ناتورالیسم، پارناس، سمبولیسم، مکتب رومن، جهان وطنی(کوسموپولیتیسم)، اونانیسم، گروه صومعه، ایماژیست، آکمهایسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم، دادائیسم، سوررئالیسم، اگزیستانسیالیسم.
2-27-1 رئالیست یا واقعگرایی
«رئالیسم را باید پیروزی حقیقت واقع بر تخیّل و هیجان شمرد. این مکتب ادبی بیشتر از این لحاظ حائز اهمیت است که مکتبهای متعدد بعدی نتوانسته است از قدر و اعتبار آن بکاهد و بنای رماننویسی جدید و ادبیات امروز جهان بر روی آن نهاده شده است»(حسینی، 1384: 269).
«همه آن چیزهایی که در رومانتیسم، چیزی غیرواقعی را جایگزین واقعیت میکرد: از قبیل ماوراءالطبیعه، فانتزی، رؤیا، افسانه، جهان فرشتگان، جادو و اشباح، حقّ ورود به قلمرو رئالیسم را ندارند. البّته توجّه به سرزمینهای دیگر و به زمانهای دیگر (سفر در مکان و سفر در زمان) که از مشخصات رومانتیسم بود، هیچکدام از ادبیات رئالیستی حذف نشدهاند. امّا جای خیالبافی درباره سرزمینهای دوردست را سفر واقعی و مشاهده آن سرزمینها گرفته است. تاریخ نیز الهام بخش آثار رئالیستی متعددی است امّا رماننویس رئالیست، تاریخ را هم زمینهای برای آگاهیهای دقیق تلقی میکند نه سرچشمهای برای خیالبافی. از این رو گذاشتهای که در آثار رئالیستی مطرح میشود بیشتر گذشته نزدیک جامعهای است که خود نویسنده متعلق به آن است. خلاصه اینکه نبوغ نویسنده رئالیست در خیالبافی و آفریدن نیست بلکه در مشاهده و دیدن است.رئالیسـم طرفـدار تشـریح جزئیات است.
بزرگترین نویسنده رئالیست در این دوره گوستاو فلوبر است و شاهکار او مادام بوواری Bovary Madame کتاب مقدس رئالیسم بر شمرده میشود»(همان:280-277).
2-27-2 سوررئالیسمlisme Surrea
«سوررئالیسم، فلسفه به معنی کلاسیک کلمه نیست، نمیخواهد که با سر هم کردن یک رشته استدلالات انتزاعی، نظریههایی را تحلیل یا اثبات کند. سوررئالیسم در زندگی غوطهور شده است نه در عالم مجردات. با این همه به معنی وسیع کلمه نوعی فلسفه است زیرا جهان بینی تازهای را بیان میکند و به دنبال کشف راز کیهان است نه اینکه تجربهگرایی سادهای باشد. در عین حال هم عمل است و هم تفکّر درباره غایات این عمل. برای کسی که از بیرون ناظر است سوررئالیسم هیولایی شگرف و نامعقول است اما برای کسی که توانسته باشد وارد آن شود خارقالعادهترین کشف و شهود انسانی است. اوّلی گمان میکند که انحصار عقل سلیم را در اختیار دارد اما دومی از ورود در دنیاهای نامکشوف «فراواقعیت» یعنی نه در «غیر واقعی» بلکه در «قلب واقعیت» سر مست میشود».
سوررئالیسم در درجه اول نوعی نیروی عظیم گسستن است. ورود به آن نه از طریق تجارب، بلکه به دنبال دگرگونی ناگهانی روحی که همه شیوههای احساس کردن و اندیشیدن را زیر و رو کند، امکان مییابد.
سوررئالیسم در درجه اول عصیان است. این عصیان حاصل هوس روشنفکرانه نیست، بلکه برخورداری استراتژیک بین قدرتهای روح و شرایط زندگی است. سوررئالیسم از نومیدی عظیم در برابر وضعی که انسان بر روی زمین به آن تنزل پیدا کرده است و امید بیانتها به دگردیسـی انسانی زاده شده است» (همان، 782-781).
2-27-3 پست مدرنیسم یا فرانوگرایی
در فرهنگ امریکن هری تیج در برابر واژهی پست مدرنیسم آمده است «پست مدرنیسم چیزی است که به هنر مهندسی یا تاریخ مربوط میشود و واکنشی است در مقابل بنیان اولیهی مدرنیسم که اجسام و ابزار سنّتی و کلاسیک هنر را فرا میخواند آن هم با نامهای مدرن. پس به هر آن چه که ویژگی مدرن و قبل آن را نداشته باشد، پست مدرنیسم میگویند.
«پست مدرنیسم چنان که از نامش پیداست یعنی ادّعای بر گذشتن از مدرنیسم. مدرنیسم در حقیقت آن شیوهای بود که از سنّت فراتر میرفت؛ بنابراین پست مدرنیسم هم از مدرنیسم و هم از سنت فراتر خواهد بود»(صفا، 1366: 81).
ظاهراً مفهوم پست مدرنیسم را اولین بار فدریکودی اونیس، نویسنده ی اسپانیایی در کتاب گزیدهی شعر خود به کار برد. او در واکنش نسبت به مدرنیسم، از این کلمه استفاده کرد.
پست مدرنیسم به گوناگونی و کثرت نظر دارد. برچندگانگی فرهنگها، قومیت و نژاد، جنسیت، حقیقت و حتّی خود تأکید میکند و بر آن است که هیچ یک از اینها نباید بر دیگری ترجیح داده شود.
2-28 روش بررسی سبک شناسی متون
برای بررسی سبک و شیوهی شاعری هر سراینده روشهای متفاوتی وجود دارد. ما نیز جهت بررسی شیوهی سخن سرایی بیژن نجدی، م. مؤید و فرامرز محمّدیپور باید روشی مناسب را برگزینیم تا بتوانیم به یک مجموعهی کلّی و علمی از سبک و روش آنها در سرودن اشعارشان دست یابیم. یکی از این روشها این است که متن را از سه دیدگاه، زبان، ادبیات و فکر مورد بررسی قرار دهیم تا بدین وسیله بتوانیم به اجزای متشکّلهی متن اشراف یابیم.
این تحقیق بر آن است که اشعار سه تن از شاعران شرق گیلان(بیژننجدی، محمدحسین مهدوی(م.مؤید) و فرامرز محمدیپور) را بر اساس سبکشناختی در سه سطح زیر مورد بررسی قرار دهد:
1-سطح زبانی (Literally Level)
2-سطح ادبی (Literary Level)
3-سطح فکری (Philosophical Level)
امّا قبل از اینکه به بررسی سطوح سه گانهی سبکی اشعارشان بپردازیم ابتدا به معرّفی این شاعران در فصل سوم خواهیم پرداخت.
فصل سوم
معرفی بیژن نجدی، محمدحسین مهدوی(م، مؤید) و
فرامرز محمدی پور
به دنبال مطـالعات فراوانی که نگارنده دربارهی زندگی نامه و آثار بیژن نجدی، م. مؤیّد و فرامرز محمّدیپور انجام داده به دلیل ناکافی بودن اطّلاعات برای نگارش این رساله بر آن شده تا ضمن مصاحبهی حضوری، مصاحبهی تلفنـی و تهیّهی پرسشنامهی حاوی سؤالات مورد نظر به اطّلاعات مفیـدی برای نگارش دست یابد.
در روز دوشنبه مورخه 13/8/1392 ساعت 5/4 عصر با خانم پروانه محسنی آزاد همسر مرحوم آقای بیژن نجدی مصاحبهی تلفنی داشتم و به مدد راهنماییهای ایشان به اطلاعات ذیل دست یافتم:
3-1 زندگینامهی بیژن نجدی
بیژن نجدی در 24 آبان 1320 درخاش به دنیا آمد. همسرش خانم پروانه محسنی آزاد، آموزگار بازنشستهی آموزش و پرورش است. نجدی دو فرزند دختر و پسر به نامهای ناتانائیل و یوحنا دارد که فرزند پسرش در خارج از کشور به سر میبرد. نجدی در سال 1339 در یکی از دبیرستانهای رشت در رشتهی ریاضی فارغ التحصیل شد و همان سال به دانشسرای عالی تهران رفت و سال 1343 با مدرک لیسانس ریاضی به استخدام آموزش و پرورش در آمد و دبیر جبرو هندسهی دبیرستانهای لاهیجان شد، او پس از مدتی مدرک کارشناسیارشد را هم اخذ کرد. نجدی شاعر و نویسندهی معاصر ایرانی است، ساکن لاهیجان بود از او به خاطر سالهای پربار زندگیاش در این شهرو به دلیل اینکه سرانجام تن خستهاش را به خاک این شهر که از باران دیدهی شاگردانش خیس شده بود سپرد به عنوان هنرمند و شاعر لاهیجی یاد میشود، هر چند شاید گنجاندنش در یک مرز جغرافیایی جفایی باشد به او. نجدی داستاننویسی را در سالهای دانشجویی در مجلهی «فردوسی» با نامی مستعار تمرین کرد. پس از چندین سال سکوت داستانهای «شب سهراب کشان» و «چشمهای دکمهای من» در چیستا و کادح به چاپ رسید، اما مجموعه «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» او در سال 1373 برنده ی جایزه ی اول «قلم زرین گردون» و در واقع سکوی شهرتش شد هر چند که پیش از آن آثاری از بیژن نجدی چه در زمینهی داستان و چه شعر در نشریات مختلف کشور چاپ گردید. نجدی در دوران جنگ و دود و آتش به همراه جمعی از دبیران آموزش و پرورش به جبهه اعزام شد. او برندهی جایزهی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی نیز شده است. پاره ای از آثار نویسندهای که خود را «به شکل غمانگیزی بیژن نجدی» معرفی میکند به زبانهای آلمانی، انگلیسی، لهستانی و کردی ترجمه و منتشر شده است.
3-1-1 ویژگی داستانها و اشعار نجدی
نجدی نیز همچون گلشیری نویسندهای ساختارشکن و و تجربهگراست و در داستانهایش رویکرد تازهای نسبت به جایگاه زبان در ادبیات داستانی به نمایش میگذارد اما برخلاف برخی از نویسندگان سالهای آغازین دهه هفتاد، هرگز مرعوب زبان اثر نمیگردد و قصه و روایت نیز در آثار او جایگاه ویژهی خود را دارند. زبان داستانهای نجدی یک ویژگی دیگر نیز دارد و آن به کارگیری فراوان تشبیه و استعاره است. این ویژگی داستانهای نجدی، زبان آثار او را تا حدی به زبان شعر گونه نزدیک کرده است و نوعی تشخص سبکی به آثار او بخشیده است. او در داستان دست به ابتکار میزند، در داستان تجربه میکند، تجربهای که خاص خود نجدی است. در حقیقت او دست به تکرار تجربهی دیگران نمیزند و گونهای دیگر از داستان را با مؤلفههای خاص خود خلق میکند و او را در میان مخاطبان پرفروش و قابل اعتنا میکند. نجدی نویسندهای با ذوق ادبی است که داستانهایش در سبکهای واقعگرایی و فراواقعگرایی است. وی از پیشگامان داستاننویسی پست مدرن در ایران به شمار میآید. نشانههای سبک واقعگرایی در بخشهای مختلف برخی از این داستانها از زندگی ملموس شخصیتها و نشانههای سبک فراواقعیتگرایی در تعداد دیگری از داستانها از همذات پنداری با اشیای بیجان است که به طور بارز به ذهن خوانندهی کتاب منعکس میشود. بیژن نجدی از قریحهی شاعری خود در متن داستانها بهره برده و استعارهها و تشبیههای فراوانی در متن آنها آورده است.
چون او از نخستین کسانی بود که نوعی نگاه تازه به درون زبان عادی داشت، در بعضی شعرهایش مسائل بسیار جزیی و در دسترس را در حوزهی زبان مطرح کرده است. شاعر گزینشی از زیباترین وجوه و کارکردهای زبان مردم و بعد از پالایش را به کار میگیرد و در شعر خود مورد استفاده قرار میدهد. متن شعر به عنوان دنیای آزاد، به مثابهی زندگی واقعی که در آن هم زمان همه چیز در کنار هم و با هم حاضر هستند، خود امکان حضور و غیاب کاراکترهای مختلفی را میدهد. شاعر به جای بیان مستقیم، موفقیت شعر را تضمین میکند چرا که خواننده را به داوری خوانده است تا به تعداد خوانندهها بتوان برداشت متفاوت از فضاهای پیرامون خود داشت که از لحاظ ریختشناسی و زبانشناسی همه اتفاقات گویی با هم افتادهاند. نجدی شاعر هوشمندی است و این هوشمندی به وضوح در شعرش به چشم میآید، حواس شاعر به اطرافش است، با اشیا ارتباط زبانی برقرار میکند، جغرافیای حضورش را درک میکند و دغدغهاش را در شعر پیاده میکند بی آن که درد دل کند. شعر نجدی از مکانمندی خارج میشود و قابل تسرّی به خوانندگان دیگر در اقصی نقاط جغرافیا نیز هست. او تلاش میکند که طبیعت را با تاریخ پیوند بزند. نجدی به شدّت شاعری انسان دوست است یک چشم او همیشه نگران انسان اکنون است. از دردمندی و دغدغهای که او نسبت به انسان معاصرش دارد نمیتوان غافل بود. زمانی که نجدی از بوسنی و فلسطین در شعرش مینویسد میتوان دریافت که او به معنای انسان، فراتر از یک جغرافیای محدود میاندیشد. مخاطب در شعر نجدی نه با یک معنای مشخّص بلکه با افقهایی از معنا روبروست.او با به کارگیری زبان شاعرانه و با دایرهای گسترده و بسیار سنجیده و همچنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است،از این رو داستانهایش را میتوان داستان شاعرانه نامید.پیش از نجدی کسان دیگری در زمینهی درآمیختن شعر و داستان تلاش کردهاند اما هیچیک نتوانستند موفقیت نجدی را به دست آورند.نجدی با فرم و محتوای ارزشمند شعر و داستان،مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهدهی ظرافتهای آن برآمده است.او استعداد کمنظیری در ادبیات داستانی داشته است. اکنون که چندی است از خاموشی وی میگذرد، دنیای شعر وقصه سعی دارد، به شناخت تازه ای از حرکتها و تجربههای ارزشمند وی دست یابد. نجدی پدیدهای ساده، اما پر از نقشهای سیّال و لغزندهای بود که پیوسته در قلمرو ذهن و زبان، مخاطبانش را به شگفتی وامیداشت. در کارنجدی، مناسبات میان رویا و واقعیت، پیوسته در حال پوست انداختن بوده است و تنها از این رهگذر بود که وی در شناخت لحظهها و شیوهی بیان، با ساختاری هنرمندانه عمل میکرد.
3-1-2 وفات نجدی
نجدی با انتشار مجموعه داستان «یوز پلنگانی که با من دویدهاند» به شهرت رسیدو خود را در جامعهی ادبی کشور مطرح ساخت اما مرگ ناگهانی او در شهریور 76 اهالی ادبیات را که به ظهور نویسندهای خلاق دل بسته بودند غافلگیر کرد. نجدی نیز همچون بهرام صادقی حضوری کوتاه مدت در فضای ادبی کشور داشت، اما تأثیری که آثارش بر جریانهای ادبی پس از او گذاشت بسیار چشمگیر و قابل توجه است.بیژن نجدی در شهریور 1376 به علت بیماری سرطان ریه در گذشت. آرامگاه او در شهر لاهیجان در جوار بقعه شیخ زاهد گیلانی قرار دارد. پس از او آثار به جای ماندهاش به اهتمام همسرش خانم محسنی آزاد انتشار یافت. بنابر دفتر خاطراتش شاید بتوان گفت که او هنرمندی بود که دیروز زاده شد، دیروز عاشق شد، دیروز مرد اما امروز در آینهی طلوعی بیغروب ماندگار است.
3-1-3 آثار بیژن نجدی
1- یوزپلنگانی که با من دویدهاند
2- دوباره از همان خیابانها
3- داستانهای ناتمام

—d1218

من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا
از اساتید محترم، جناب آقای دکتر سرور و دکتر کاظمی و دکتر بابازاده و دوستان خوبم که در به انجام رساندن این رساله کمک فراوانی به اینجانب نموده‌اند و از خانوادهی عزیزم ، صمیمانه سپاسگزارم.
چکیده
طراحی استوار شبکه زنجیره تأمین سبز تحت شرایط عدم قطعیت
نگارش:
الهام مفید نخعی
در این پایان‌نامه، یک مدل برنامهریزی استوار برای طراحی شبکه زنجیره تامین سبز (زیست محیطی) رو به جلو و معکوس تحت عدم قطعیت شرایط اقتصادی آینده ارائه خواهد شد. در ابتدا، یک مدل برنامه‌ریزی عدد صحیح مخلوط قطعی ارائه میگردد؛ سپس مدل استوار آن با استفاده از رویکرد مبتنی بر سناریو و روش مولوی توسعه داده میشود.
مسأله طراحی شبکه مورد نظر شامل فرضیاتی از قبیل: چند محصولی، چند سطحی و تک دورهای میباشد. به علت عدم ثبات شرایط اقتصادی، عدم قطعیت در این مسأله به شکلی متفاوت با مقالات گذشته در نظر گرفته شده‌است. از آنجایی که شرایط اقتصادی بی‌ثبات بر روی تقاضا و همچنین قیمت‌های مواد اولیه، سوخت و ... تاثیرگذار است، در نتیجه پارامترهای تقاضا و هزینه کل تولید و حمل و نقل در مسئله غیرقطعی میباشند.
مدل پیشنهادی همچنین آلودگی‌های بخش تولیدی و سیستم حمل ونقل زنجیره را نیز در نظر گرفته و با ارائه یک تابع هدف و روش Eco-indicator 99 سعی در کاهش آنها را دارد. از طرفی دیگر، مراکز تولید و توزیع به صورت دو‌منظوره فعالیت میکنند. از مزایای این روش صرفه‌جویی در هزینهها و کاهش آلودگی در نتیجهی استفاده از تجهیزات حمل‌و‌نقل و زیرساختهای مشترک میباشد.
واژه‌های کلیدی: زنجیره تأمین سبز، مسأله طراحی شبکه، اثرات زیست‌محیطی، عدم قطعیت تقاضا و هزینه، برنامه‌ریزی استوار
فهرست مطالبTOC o "1-3" h z u
فصل 1مقدمه‌ PAGEREF _Toc403381930 h 11-1مقدمه PAGEREF _Toc403381931 h 21-2تعریف مسأله PAGEREF _Toc403381932 h 31-3اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc403381933 h 41-4اهداف تحقیق PAGEREF _Toc403381934 h 51-5نوآوری تحقیق PAGEREF _Toc403381935 h 61-6راهنمای فصل‌های رساله PAGEREF _Toc403381936 h 7فصل 2زنجیره تأمین، مدیریت و طراحی آن PAGEREF _Toc403381937 h 92-1مدیریت زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381938 h 102-1-1 تاریخچه زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381939 h 102-1-2 تصمیمات مدیریت زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381940 h 122-2طراحی شبکه زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381941 h 132-2-1 تصمیم‌گیری در شرایط عدم قطعیت PAGEREF _Toc403381942 h 142-2-2 مقایسه روش استوار با تحلیل حساسیت و برنامه‌ریزی خطی احتمالی PAGEREF _Toc403381943 h 152-2-3 عدم قطعیت‌ها در طراحی شبکه زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381944 h 162-3مفهوم مدیریت زنجیره تأمین سبز PAGEREF _Toc403381945 h 242-3-1 مزایای زنجیره تأمین سبز PAGEREF _Toc403381946 h 252-3-2 تفاوت بین مدیریت زنجیره تأمین سنتی و سبز PAGEREF _Toc403381947 h 262-3-3 لزوم حرکت به سمت رویکرد سبز PAGEREF _Toc403381948 h 272-3-4 استاندارد Eco- indicators PAGEREF _Toc403381949 h 28فصل 3مروری بر ادبیات PAGEREF _Toc403381950 h 363-1مروری بر ادبیات طراحی زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403381951 h 373-1-1 ادبیات زنجیره تأمین رو به جلو PAGEREF _Toc403381952 h 383-1-2 ادبیات زنجیره تأمین معکوس PAGEREF _Toc403381953 h 403-1-3 ادبیات زنجیره تأمین توأم PAGEREF _Toc403381954 h 403-2مروری بر ادبیات طراحی شبکه زنجیره تأمین همراه با عدم قطعیت PAGEREF _Toc403381955 h 413-2-1 پارامتر همراه با عدم قطعیت PAGEREF _Toc403381956 h 433-2-2 رویکرد برخورد با عدم قطعیت در فرآیند طراحی زنجیره PAGEREF _Toc403381957 h 443-2-3 نحوه نمایش عدم قطعیت PAGEREF _Toc403381958 h 453-3مروری بر ادبیات طراحی زنجیره تأمین سبز PAGEREF _Toc403381959 h 46فصل 4تعریف مسأله و مدل‌سازی ریاضی PAGEREF _Toc403381960 h 494-1تعریف مسأله PAGEREF _Toc403381961 h 504-1-1 پیش فرض‌های تحقیق PAGEREF _Toc403381962 h 524-2مدل‌سازی ریاضی PAGEREF _Toc403381963 h 534-2-1 توابع هدف PAGEREF _Toc403381964 h 554-2-2 محدودیت‌ها PAGEREF _Toc403381965 h 584-2-3 مدل ریاضی قطعی سبز PAGEREF _Toc403381966 h 614-3روش بهینه‌سازی مدل قطعی سبز PAGEREF _Toc403381967 h 624-3-1 مدل استوار اولیه مبتنی بر روش سناریو (دو مرحله‌ای) PAGEREF _Toc403381968 h 664-3-2 مدل استوار نهایی بر مبنای روش Mulvey PAGEREF _Toc403381969 h 674-3-3 خطی‌سازی مدل استوار PAGEREF _Toc403381970 h 69فصل 5نتایج محاسباتی و تحلیل حساسیت PAGEREF _Toc403381971 h 725-1مطالعه موردی PAGEREF _Toc403381972 h 735-1-1 طریقه به دست آوردن شاخص‌های Eco-indicator در تابع هدف زیست محیطی PAGEREF _Toc403381973 h 755-1-2 نتایج حل دو مدل قطعی و استوار PAGEREF _Toc403381974 h 775-2تحلیل حساسیت PAGEREF _Toc403381975 h 82فصل 6جمع‌بندی و پیشنهاد تحقیقات آتی PAGEREF _Toc403381976 h 856-1نتایج بدست آمده PAGEREF _Toc403381977 h 866-2زمینه‌های تحقیقاتی پیشنهادی آتی برای محققین PAGEREF _Toc403381978 h 88مراجع PAGEREF _Toc403381979 h 90واژه نامه فارسی به انگلیسی PAGEREF _Toc403381980 h 94واژه نامه انگلیسی به فارسی PAGEREF _Toc403381981 h 95پیوست 1: جداول Eco-indicator 99 PAGEREF _Toc403381982 h 96پیوست 2: کدنویسی مدل‌های قطعی و استوار سبز در نرم‌افزار لینگو 9 PAGEREF _Toc403381983 h 101فهرست جداول TOC h z c "جدول" جدول ‏21 مقایسه مدیریت زنجیره تأمین سنتی و سبز PAGEREF _Toc397207873 h 27جدول ‏41 نتایج مصاحبه شفاهی تولیدکنندگان PAGEREF _Toc397207874 h 60جدول ‏51 شاخص تولید ( مواد خام و فرایندها): eippro PAGEREF _Toc397207875 h 75جدول ‏52 شاخص های حمل و نقل ( eiijppd، eijkpdc ، eijipip، eijmpid ) PAGEREF _Toc397207876 h 76جدول ‏53شاخص بازیافت لوله پلی اتیلن ( eiipre) PAGEREF _Toc397207877 h 76جدول ‏54شاخص دفع لوله پلی اتیلن ( eimpdi) PAGEREF _Toc397207878 h 75جدول ‏55 نتایج محاسبات نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc397207879 h 77جدول ‏56 نتایج محاسبات دو مدل PAGEREF _Toc397207880 h 77جدول ‏57 مقدار محصولات (قطر 63 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز تولید i به مرکز توزیع j (xijp) PAGEREF _Toc397207881 h 78جدول ‏58 مقدار محصولات (قطر 16 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز تولید i به مرکز توزیع j (xijp) PAGEREF _Toc397207882 h 78جدول ‏59 مقدار محصولات (قطر 63 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز مشتری k (ujkp) PAGEREF _Toc397207883 h 78جدول ‏510 مقدار محصولات (قطر 16 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز مشتری k (ujkp) PAGEREF _Toc397207884 h 79جدول ‏511 مقدار محصولات (قطر 63 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز تولید i (vjip) PAGEREF _Toc397207885 h 79جدول ‏512 مقدار محصولات (قطر 16 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز تولید i (vjip) PAGEREF _Toc397207886 h 79جدول ‏513 مقدار محصولات (قطر 63 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز دورریز m (Tjmp) PAGEREF _Toc397207887 h 79جدول ‏514 مقدار محصولات (قطر 16 میلیمتر) حمل شده (kg) از مرکز توزیع j به مرکز دورریز m (Tjmp) PAGEREF _Toc397207888 h 79جدول ‏515 هزینه های مختلف تابع هدف پس از حل دو مدل80
فهرست شکل‌ها TOC h z c "شکل" شکل ‏21: نمایش پیکربندی زنجیره تأمین PAGEREF _Toc403480133 h 11شکل ‏22 چرخه عمر ماشین قهوه ساز PAGEREF _Toc403480134 h 33شکل ‏41 : ساختار یکپارچه شبکه لجستیک رو به جلو و معکوس PAGEREF _Toc403480135 h 51شکل ‏51 مقایسه هزینه‌های ثابت باز کردن تسهیلات در دو مدل قطعی و استوار PAGEREF _Toc403480136 h 80شکل ‏52 مقایسه هزینه‌های فرایند و حمل‌و نقل در دو مدل قطعی و استوار PAGEREF _Toc403480137 h 81شکل ‏53 مقایسه هزینه‌های جریمه ظرفیت‌های به کار برده نشده در دو مدل قطعی و استوار PAGEREF _Toc403480138 h 81شکل ‏54: مقایسه تحلیل حساسیت‌های دو مدل با تغییر هزینه‌های ثابت PAGEREF _Toc403480139 h 82شکل ‏55: مقایسه تحلیل حساسیت های دو مدل با تغییر میانگین تقاضا PAGEREF _Toc403480140 h 83شکل ‏56 : مقایسه تحلیل حساسیت های دو مدل با تغییر میانگین هزینه واحد حمل از مرکز تولید به مرکز توزیع PAGEREF _Toc403480141 h 84

فهرست کلمات اختصاریMILP Mixed Integer Linear Programming
MINLP Mixed Integer Non Linear Programming
SMIP Stochastic Mixed Integer Programming
MIGP Mixed Integer Goal Programming
LCA Life Cycle Assesment
HDPE High-Density Polyethylene
LDPE Low-Density Polyethylene
مقدمه‌
مقدمهامروزه اکثر مردم جهان توجه بیشتری به حفاظت از محیط زیست و منابع زیستی دارند. این حساسیت مثبت تا به آنجا شدت گرفتهاست که حتی صاحبان صنایع سعی دارند با استفاده از آن گامی موثر در جهت مقبولیت کالای مورد عرضه خود به مشتریان برداشته و رعایت نکات زیستمحیطی را به عنوان یک مزیت رقابتی مورد استفاده قرار دهند. در اکثر کشورها به این نتیجه رسیدهاند که توسعه زمانی مداوم و پایدار میگردد که هنگام استفاده از منابع محدود و غیرقابل تجدید، نهایت دقت مبذول گردیده و سعی شود از این منابع محدود محافظت گردد. دولتها نیز سعی دارند بیشتر از گذشته با وضع قوانین زیست‌محیطی (سبز) در این راستا فعالیت نمایند. به همین منظور استانداردهای مشخصی وضع شده است.
عوامل ذکر شده (تقاضای مشتریان، قوانین دولتی و استانداردهای وضع شده) به عنوان محرک، عامل ایجاد تغییراتی در این خصوص شده است. مدیریت این تغییرات در زنجیره تامین به همراه جریان اطلاعاتی که در کل زنجیره تامین وجود دارد، مفهوم نوینی را به نام مدیریت زنجیره تامین سبز معرفی مینماید. استفاده از استراتژیهای مدیریت زنجیره تامین سبز ، باعث کاهش ضایعات، کاهش استفاده از منابع و به تبع آن کاهش مصرف انرژی و آلودگی محیطزیست و ایجاد ارزش برای مشتریان میشود. این امر در نهایت باعث افزایش راندمان و بهبود عملکرد در سازمانها و شرکتها میگردد ]1[.
سازندگان در اواخر دهه 1980 از آنچه در قوانین مورد نیاز بود، فراتر رفته و به سمت رویکرد سبز در عملیات سیستم خود حرکت نمودند. یک امتیاز رقابتی برای کشورها و شرکتها، زنجیره تأمین موثر، کارا و استوار میباشد که به آنها در مواجه با آشفتگیهای محیطی و فشارهای رقابتی در حال افزایش کمک کند ]2[. طراحی و بکارگیری شبکه زنجیره تأمین، یک تصمیم استراتژیک است که اثرات آن برای چندین سال ادامه دارد و در طی آن پارامترهای فضای تجاری (مانند تقاضای مشتریان) ممکن است تغییر یابد. بنابراین این پارامترها ماهیت غیرقطعی دارند و زنجیره تأمینی که طراحی میشود باید در مقابله با چنین عدم قطعیتهایی استوار باشد] 3 [.
تعریف مسأله جهانی شدن اقتصاد و توسعه فنآوری اطلاعات باعث گردیده بازار عرضه محور به شکل گستردهای به بازار تقاضا محور تغییر یابد و سازمانها برای حفظ و بقای خود به اهمیت ارضای نیاز مشتریان پی بردند. بر این اساس مدیریت زنجیره تأمین اهمیت پیدا میکند، زیرا ارضای نیازها و علایق مشتریان نه فقط توسط آخرین موجودیت چسبیده به مشتری یعنی محصول نهایی است، بلکه توسط سایر تأمینکنندگان بالادست نیز صورت می‌گیرد.
در دیدگاه مرسوم و گذشته، مدیریت زنجیره تأمین شامل هدایت تمام اعضای زنجیره تأمین به صورت یکپارچه و هماهنگ با هدف بهبود عملکرد جهت ارتقای بهرهوری و سود بیشتر بود و مدیران زنجیره تأمین به دنبال تحویل سریعتر کالا و خدمات، کاهش هزینه و افزایش کیفیت بودند، اما بهبود عملکرد زیستمحیطی زنجیره تأمین و اهمیت هزینههای اجتماعی و تخریب محیط زیست لحاظ نمیگردید.
فشار مقررات دولتی برای اخذ استانداردهای زیستمحیطی از یک سو و رشد فزاینده تقاضای مشتریان برای عرضه محصولات سبز (بدون اثر مخرب بر محیط زیست) از سوی دیگر مفهوم زنجیره تأمین سبز و مدیریت آن را پدیدار ساخت. امروزه مدیران زنجیره تأمین سبز در شرکت‌های پیشرو از طریق ایجاد مطلوبیت و رضایت‌مندی از منظر زیستمحیطی در سراسر زنجیره تأمین می‌کوشند تا از لجستیک سبز و بهبود عملکرد محیطی خود در کل زنجیره تأمین به عنوان یک سلاح راهبردی جهت کسب مزیت رقابتی پایدار سود ببرند ]4[.
مدل تصمیمگیری طراحی زنجیره تأمین در برگیرنده تعیین تعداد اجزای زنجیره، نظیر تأمین‌کنندگان مواد اولیه و قطعات مورد نیاز، تولید‌کنندگان و مونتاژ کنندگان، مراکز نگهداری و توزیع با هدف ارائه یک ترکیب مناسب از این اجزا میباشد. هدف از ارائه این ترکیب که پیکربندی زنجیره در پی آن تعیین می‌گردد، آن است که محصولات در مقدار، زمان و مکان مناسب تولید و توزیع گردند ]5[.
بهینهسازی استوار یک تکنیک بهینهسازی است که در فضای عدم قطعیت کامل با دو رویکرد سناریو محور و بازدارنده سعی بر ارائه مدل و جواب استوار دارد. استواری مدل، شدنی بودن و استواری جواب، نزدیک به بهینه بودن جوابهای ایجاد شده را در برابر ظهور حالات (مقادیر) مختلف پارامتر همراه با عدم قطعیت تضمین میکنند ]6[.
اهمیت تحقیقامروزه دیگر سازمانها نمیتوانند به عنوان یک موجودیت مستقل و به عنوان تنها یک برند در فضای کسبوکار و در صحنه رقابت حضور داشته باشند. اما این امر با حضور آنها در مجموعه زنجیره تأمین امکانپذیر خواهد بود. شدت یافتن رقابت و جهانی شدن بازارها و فشار مداوم بر سازمان‌ها بر عرضهی سریع‌تر محصولات منطبق بر نیاز مشتریان، منجر به آن شده است که سازمان‌ها مدیریت زنجیره تأمین را به عنوان یک راه‌حل اساسی برگزینند. از این رو دیگر موفقیت سازمان‌ها وابسته به توانایی آنها در یکپارچه ساختن و ایجاد هماهنگی در بین اجزای زنجیره تأمین خواهد بود ]4[.
یکی از فعالیت‌های مهم سازمان در برنامه‌ریزی و مدیریت زنجیره تأمین، طراحی موثر زنجیره می‌باشد. در طراحی زنجیره تأمین تصمیمگیری پیرامون پیکربندی زنجیره اتخاذ میگردد. بدین معنا که در سطح تصمیمگیری استراتژیک تعداد، مکان، ظرفیت و تکنولوژی هر یک از تسهیلات مشخص می‌گردد. در سطوح دیگر نظیر سطح تاکتیکی، تصمیماتی نظیر مدیریت جریان در بین تسهیلات مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نتیجه پیکربندی زنجیره تأمین اثراتی مشخص، تأثیرگذار و بلند مدت بر تصمیمات سطوح دیگر، منابع و سرمایههای سازمان خواهد داشت. از این رو میتوان گفت طراحی زنجیره تأمین نقش مهم و بسزایی را در موفقیت سازمان ایفا می‌کند ]7[.
از سوی دیگر توجه به جریان محصولات برگشتی و مدیریت ضایعات و بازیافت نیز می‌تواند به موفقیت سازمان‌ها با توجه به قوانین و انتظارات مشتریان تأثیرگذار باشد. در این میان شرکت‌هایی نظیر کوداک، زیراکس و اچ پی در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی نمودهاند و موفقیتهای بسیاری را هم کسب کرده‌اند ]8[.
در طراحی زنجیره تأمین به دلیل بلندمدت بودن افق برنامهریزی، فرض قطعی بودن برخی از پارامترها کمی دور از واقعیت خواهد بود. عواملی نظیر تقاضا، تأمین مواد اولیه، قیمت مواد اولیه و محصول نهایی، مکان بازارها و موارد دیگری از این دست همگی با عدم قطعیت بسیاری در دوره عمر زنجیره تأمین همراه هستند ]9[. از طرف دیگر حرکت به سمت بازارهای جهانی و ایجاد اتحادیههای فرامنطقهای نظیر اتحادیه اروپا و غیره، محیط اطراف و عوامل موثر در تصمیمگیری را با موارد جدیدی از عدم قطعیت مانند نرخ ارز و قابلیت اطمینان کانالهای توزیع همراه ساختهاست ]7[. از این رو نیازمند یک زنجیره توأم استوار هستیم که در رویارویی با تغییرات محیطی حداقل تأثیرپذیری را از خود به نمایش گذارد.
اهداف تحقیقاز آنجایی که برنامهریزی و مدیریت لجستیک تا حد زیادی بر حداقل کردن هزینه مرتبط با تولید و حمل محصولات تحت محدودیتهای مختلف مانند تجهیزات، ظرفیت، کارگران، مواد، بودجه و منابع دیگر تمرکز میکند ]10[؛ در این پژوهش تلاش بر آن بودهاست که با بهرهگیری از تکنیک بهینهسازی استوار، مدلی جهت طراحی زنجیره تأمین چند محصولی، تک دورهای، سه سطحی و همراه با در نظر گرفتن حداقل آلودگی و اثرات زیستمحیطی یعنی یک زنجیره تأمین سبز استوار ارائه گردد. بهینه‌سازی استوار این امکان را فراهم میسازد تا جوابهای ایجاد شده توسط مدل، حداقل تأثیرپذیری را از پارامترهای همراه با عدم قطعیت موثر بر تصمیمگیری داشته باشند. مشکل اصلی یک مسأله مدیریت لجستیک، در روبرویی آن با عدم قطعیت آینده است. بیشتر مدلهای لجستیک بر اساس تجربهشان احتمال اینکه در کدامیک از متغیرها و یا پارامترهای آنها ممکن است عدم قطعیت وجود داشته باشد را میدانند. یک تکنیک قوی برای حل مسائل بهینهسازی احتمالی، برنامهریزی استوار است که توسط مولوی و همکارانش در سال 1995پیشنهاد شده است ]10[.
هدف این تحقیق ارائه یک مدل جهت طراحی زنجیره تأمین با فرضیات مشخص و یک روش حل کارا برای آن است. از این رو اهداف میانی ذیل نیز مد نظر بوده است:
1- شناخت سطوح تصمیمگیری در مدیریت و طراحی زنجیره تأمین
2- شناخت عدم قطعیت و نحوه برخورد با آن در ادبیات موضوع
3- بررسی تواناییهای بهینهسازی استوار در طراحی زنجیره تأمین
4- شناخت زنجیره تأمین سبز و روش Eco-indicator 99 برای کاهش اثرات زیست محیطی نوآوری تحقیقدر حوزهی زنجیره تأمین توام مقالات اندکی پارامتر همراه با عدم قطعیت را در مدل پیشنهادی خود در نظر گرفتهاند. اکثر این مقالات نیز از برنامهریزی احتمالی بهره گرفتهاند و تنها کارا ]11[ و انوت و پیشوایی و همکارانش در سال 2010 از تکنیک بهینهسازی استوار برای برخورد با پارامتر همراه با عدم قطعیت بهره گرفتهاند. همچنین در اکثر مقالات تنها عدم قطعیت تقاضا و یا عدم قطعیت هزینهها در نظر گرفته شده است، اما در این رساله عدم قطعیت هر دو مورد هم تقاضا و هم هزینه به صورت توام بررسی شده است.
همچنین مدلهای ارائه شده فرضیات سادهای نظیر تک محصولی بودن را در نظر گرفتهاند و ما آن را به چند‌محصولی بسط دادهایم. تفاوت دیگر این کار، در نظر گرفتن سبز بودن زنجیره به همراه بهینه‌سازی استوار آن بوده است که در پروژه - ریسرچهایی که مطالعه شده به این شکل کار نشده است. در این مدل به دلیل اهمیت مبحث کیفیت محصولات و داشتن تجربه خوب مشتریان از این محصول، جریان برگشتی محصولات بی کیفیت را برخلاف مقالات دیگر که از مشتری در نظر میگرفته‌اند، از مکانهای بازرسی که در همان مکان انبارش میباشد، قرار دادهایم.
در این پژوهش سعی بر آن بوده است با توجه به نقاط قابل بهبود در ادبیات موضوع، مدل توسعه یافته ارائه گردد.
راهنمای فصلهای رسالهاین رساله شامل 6 فصل و 2 پیوست می‌باشد. در فصل 1 ابتدا مقدمهای از اهمیت و ضرورت طراحی شبکه زنجیره تأمین سبز و استوار گفته شده است.
در فصل 2 مقدمه‌ای از تعریف مدیریت زنجیره تأمین، تاریخچه آن، زنجیره تأمین سبز و معرفی روش بکار گرفته می‌شود و مراحل آن در محاسبه شاخص‌های زیست‌محیطی و مقدماتی در مورد عدم قطعیت و ریسک، انواع و تفاوت‌های آنها بیان خواهد گردید.
در فصل 3 تاریخ ادبیات موضوع مورد مطالعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ابتدا تاریخ ادبیات مربوط به طراحی زنجیره تأمین بیان می‌شود و سپس به بررسی چند نمونه از طراحی‌های زنجیره تأمین که با در نظر گرفتن عدم قطعیت هستند، پرداخته خواهد ‌شد و در نهایت نیز نمونه‌هایی از طراحی زنجیره تأمین سبز و طبقه‌بندی آن بررسی خواهد شد.
در فصل 4 به تعریف مسأله مورد نظر و مدل‌سازی ریاضی آن می‌پردازیم. در ابتدا توابع هدف و محدودیت‌ها مشخص شده و سپس مدل بهینه‌سازی استوار مبتنی بر سناریو (دو مرحله‌ای) طراحی شده و به دنبال آن مدل استوار نهایی بر مبنای روش Mulvey توسعه داده می‌شود. روش خطی‌سازی مدل استوار نیز در قالب یک بخش در انتهای فصل توضیح داده خواهد شد.
در فصل 5 مطالعه موردی بیان خواهد گردید و سپس مقادیر شاخص‌های زیست‌محیطی با توجه به مسأله صنعت لوله پلی اتیلن آبرسانی بدست می‌آید و در ادامه مقایسه نتایج مدل‌های قطعی و استوار انجام می‌شود و در نهایت نیز تحلیل حساسیت با تغییر پارامترهای مختلف انجام خواهد شد.
در فصل 6 جمع‌بندی مطالب و نتایج رساله ذکر خواهد شد. در انتهای این فصل، پیشنهاداتی مطرح می‌شود تا زمینه تحقیقات آتی محققان گردد.
در پیوست 1 تعدادی از جداول Eco-indicator که در محاسبه شاخص‌های زیست‌محیطی از آنها استفاده شده است را خواهیم آورد.
در پیوست 2 کدنویسی‌های لینگو برای هر دو مدل قطعی و استوار آورده می‌شود.

زنجیره تأمین، مدیریت و طراحی آن
مدیریت زنجیره تأمینمدیریت زنجیره تأمین شامل مدیریت جریان مواد و اطلاعات از تأمینکنندگان و خریداران مواد خام تا مشتری نهایی میباشد. شبکهای از نهادهایی که در تولید و تحویل یک محصول تمام شده تا مشتری نهایی درگیر میشوند، زنجیره تأمین نامیده میشود. هدف این است که همه افراد در زنجیره با یکدیگر همکاری کنند تا هزینه کلی کاهش یابد و کیفیت و سرعت تحویل محصولات و خدمات بهبود یابد. مدیریت زنجیره تأمین به رویکرد تیمی به وظایفی مانند بازاریابی، خرید، عملیات و مهندسی نیاز دارد که همه با یکدیگر همکاری کنند ]4[.
تاریخچه زنجیره تأمینواژه «زنجیره تأمین» در اواسط دهه 70 ابداع شد. این واژه برای انتقال الکتریسیته به سمت مصرف کننده نهایی توسط بانبوری استفاده شد. البته تا سال 1980 که عبارت «مدیریت زنجیره تأمین» به عنوان یک مفهوم مطرح شد به کار گرفته نشد. الیور و همکاران منافع بالقوه یکپارچهسازی فعالیت‌های داخلی کسب وکار شامل خرید، تولید، توزیع و فروش در یک چارچوب منسجم را مورد بحث قرار دادند. استیون مدیریت زنجیره تأمین را به عنوان یکپارچگی فعالیتهای کسبوکار درگیر در جریان مواد و اطلاعات از ورودی به خروجی پایانی کسب‌و‌کار تعریف نمود. به گفته هارتلند روابط دوتایی و یا چندتایی بین تأمینکنندگان در حال تبدیل شدن به بخشی از فرآیند زنجیره تأمین است.
به عنوان یک تعریف جامع، مدیریت زنجیره تأمین نظارت بر مواد، اطلاعات و جریان مالی است که در یک فرآیند از تأمینکننده به تولیدکننده و سپس عمده فروش، خرده فروش و مصرف کننده حرکت مینماید ]12[.
زنجیره تأمین سیستمی متشکل از تسهیلات و فعالیتها میباشد که به صورت توام با یکدیگر در راستای هدف تدارک، تولید و توزیع کالاها به مشتریان کار میکنند. مدیریت زنجیره تأمین مجموعهای از روشهایی است که برای ایجاد همسویی و هماهنگی کارای تأمینکنندگان، تولیدکنندگان، مراکز نگهداری و خرده فروشان به کار میرود تا کالاهای مورد نظر با مقدار مورد نظر و در زمان و مکان مناسب با کمترین هزینه ممکن (بیشترین درآمد ممکن) و با سطح سرویس مطلوب در اختیار مشتریان قرار گیرد ]13[.
شکل 2-1 یک شبکه زنجیره تأمین را با جریانهای رو به جلو و معکوس نمایش میدهد.
-24130374650شکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 1: نمایش پیکربندی زنجیره تأمینشکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 1: نمایش پیکربندی زنجیره تأمین
تصمیمات مدیریت زنجیره تأمیندر تعریف فوق فرض بر آنست که ساختار و پیکرهی زنجیره تأمین معلوم است و هدف آن است که با انجام بهترین برنامهریزی در نحوه حرکت مواد در طول زنجیره بتوان هزینه کل سیستم (درآمد کل سیستم) را کمینه (بیشینه) ساخت. در نتیجه ساختار فیزیکی شبکه زنجیره تأمین به وضوح بر عملکرد آن تأثیرگذار است. از این رو طراحی کارای یک زنجیره تأمین میتواند حرکت مواد را در طول زنجیره بسیار تسهیل نماید. تصمیمات اساسی مربوط به طراحی ساختار زنجیره و پیکربندی آن عبارتند از:
کدام یک از تأمینکنندگان میبایست انتخاب گردند؛
تعداد تسهیلات ساخت و انبار به چه میزان و محل آنها نیز کجا باید باشد؛
هر تسهیل کدام‌یک از محصولات را میبایست تولید نماید.
پس از اتخاذ تصمیمات فوق و تعیین ظرفیت تسهیلات زنجیره تأمین تصمیمات ذیل میبایست اتخاذ گردند:
از هر قلم کالا به چه میزان میبایست در هر یک از تسهیلات زنجیره تولید و یا نگهداری گردد؛
از هر قلم از کالا در کدام زمان و به چه میزان میبایست بین تسهیلات زنجیره حمل گردد. تصمیمات معرفی شده فوق را میتوان به سه دسته کلی تقسیمبندی نمود:
تصمیمات استراتژیک
تصمیمات تاکتیکی
تصمیمات عملیاتی
همچنین با توجه به ماهیت حرکت جریان کالا و مواد در طی زنجیره تأمین، میتوان شبکهها را با توجه به نوع جریان موجود به سه دسته کلی در حوزه طراحی زنجیره تأمین تقسیمبندی نمود:
شبکههای رو به جلو
شبکههای برگشتی
شبکههای توام رو به جلو و برگشتی
امروزه به دلیل اهمیت یافتن معیارهای محیط زیستی و تلاش سازمانها به منظور استفاده موثر و کارا از محصولات تولیدی و حمایت از مصرفکنندگان، محققان توجه ویژهای را به دو مقوله طراحی زنجیره برگشتی و توام منظور داشتهاند ]4[.
طراحی شبکه زنجیره تأمینرقابت شدید در بازار امروز و تغییر سریع ترجیحات مشتریان، همراه با توسعه سریع تکنولوژی و جهانی شدن، سازمانها را مجبور کرده که به عنوان اعضای یک زنجیره تامین به جای شرکتهای فردی کار کنند. موفقیت زنجیره تامین بستگی به ادغام و هماهنگی تمام نهادهای آن برای تشکیل یک ساختار شبکه کارآمد دارد. یک شبکه کارآمد منجر به صرفهجویی در هزینه عملیات در سراسر زنجیره میشود و به آن کمک میکند تا سریعتر به نیازهای مشتریان پاسخ دهد.
بر طبق نظر سیم چیلوی وکمینسکی ]13[ طراحی شبکه زنجیره تامین، اساسیترین تصمیم در مدیریت میباشد که بر تمام تصمیمات دیگر مربوط به زنجیره تاثیرگذار است و گستردهترین اثر را روی بازگشت سرمایه زنجیره و عملکرد کلی آن دارد.
لین و ونگ ] 14[ طراحی شبکه زنجیره تامین را به عنوان یک پیکربندی یکپارچه از سیستمهای عرضه، تولید و تقاضا تعریف میکنند.
طراحی شبکه زنجیره تامین با تصمیمات استراتژیک زنجیره سروکار دارد. مانند: تعداد، مکان و ظرفیت نهادها در هر سطح زنجیره. با این حال چون ساختار شبکه زنجیره به شدت تصمیمات عملیاتی بعدی مدیریت جریان در سراسر زنجیره را تحت تاثیر قرار میدهد، علاوه بر هزینههای مکانیابی و ظرفیت، باید هزینههای حمل‌‌‌‌و‌نقل و نگهداری موجودی نیز در گام طراحی شبکه در نظر گرفته شوند. نادیده گرفتن هزینههای عملیاتی در این گام منجر به بهینگی بخشی از ساختار شبکه میگردد.
تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیتروسنهد و همکاران ]15[ در سال 1972 محیط تصمیمگیری را به سه دسته طبقهبندی کردهاند: قطعیت، ریسک و عدم قطعیت. در شرایط اطمینان، تمام پارامترها قطعی و مشخص هستند در حالی که در شرایط ریسک و عدم اطمینان پارامترها تصادفی میباشند.
در شرایط ریسک، پارامترهای نامشخصی وجود دارند که ارزش آنها توسط توزیعهای احتمالی بدست می‌آید که توسط تصمیمگیرنده تعیین شده است. در شرایط عدم اطمینان، پارامترها غیر قطعی هستند و علاوه بر این، هیچ اطلاعاتی در مورد احتمال آنها شناخته شده نمیباشد. در مواقع ریسک مسائل به عنوان مسائل بهینهسازی تصادفی شناخته میشوند؛ یک هدف معمول، بهینهسازی ارزش مورد انتظار تابع هدف میباشد. مسائل تحت عدم قطعیت به عنوان مسائل بهینهسازی استوار شناخته میشوند و اغلب به تلاش برای بهینهسازی عملکرد بدترین حالت از سیستم میپردازند.
هدف از هر دو روش بهینهسازی تصادفی و استوار پیدا کردن راه حلی است که تحت هر تحقق ممکن از پارامترهای تصادفی به خوبی عمل کند. تعریف «عملکرد خوب» از برنامهای تا برنامه دیگر متفاوت است و انتخاب یک اندازهگیری عملکرد مناسب بخشی از فرایند مدلسازی میباشد. پارامترهای تصادفی می‌توانند به صورت پیوسته باشند و یا توسط سناریوهای گسسته توصیف شوند.
اگر اطلاعات احتمال مشخص باشد، عدم قطعیت توسط یک توزیع احتمال (پیوسته یا گسسته) روی پارامترها توصیف میشود. روش سناریو دو اشکال اساسی دارد. یکی این که شناسایی سناریوها (چه رسد به تخصیص احتمال به آنها) کاری دشوار است. در واقع، لازمه آن تمرکز روی بخش گسترده‌ای از ادبیات برنامه‌ریزی تصادفی است.
نقطه ضعف دوم این است که به طور کلی اگر شخصی بخواهد به شناسایی تعداد نسبتا کمی از سناریوها به دلیل محاسبات زیاد بپردازد، این کار طیف حالتهای آینده را که بر اساس آن تصمیم‌گیری‌ها مورد بررسی قرار میگیرد، محدود میکند. با این حال روش سناریو اجازه می‌دهد پارامترها از نظر آماری وابسته باشند چون وقتی پارامترها با توزیعهای احتمال پیوسته توصیف میشوند، اغلب کاربردی نمیباشد (هر چند استثناهایی وجود دارد). وابستگی اغلب برای تحقق مدل لازم است، به عنوان مثال، تقاضاها اغلب وابسته به دورههای زمانی و یا مناطق جغرافیایی هستند و هزینهها اغلب وابسته به تامینکنندگان میباشد.
مقایسه روش استوار با تحلیل حساسیت و برنامهریزی خطی احتمالیدر این قسمت روش استوار با روشهای دیگر برای برخورد با عدم قطعیت مقایسه خواهد شد و خواهیم دید که روش استوار از مزایایی برخوردار است، در حالی که کاستیهایی نیز دارد.
تجزیه و تحلیل حساسیت یک رویکرد واکنشی برای کنترل عدم قطعیت است. این روش تنها قادر به اندازهگیری حساسیت یک پاسخ به تغییرات در دادههای ورودی میباشد و فاقد هرگونه مکانیزمی برای کنترل حساسیت است. برنامهریزی خطی تصادفی مانند بهینهسازی استوار یک رویکرد سازنده است. این دو روش نسبت به تحلیل حساسیت ارجحیت دارند. با مدلهای برنامهریزی خطی تصادفی برای تصمیم‌گیرنده انعطافپذیری متغیرهای کنترل فراهم میباشد.
مدل برنامهریزی خطی تصادفی، تنها اولین جزء از توزیع تابع هدف مدل استوار را بهینه میکند. این مدل اجزای بزرگتر توزیع و ترجیحات تصمیمگیرنده در مقابل ریسک را نادیده میگیرد. این جنبهها به خصوص برای توزیعهای نامتقارن و همچنین برای تصمیمگیرندگان ریسکگریز مهم می‌باشد. ممکن است با تحقق سناریوهای مختلف تغییرات بزرگی در تابع هدف مدل استوار مشاهده شود، اما مقدار ارزش مورد انتظار، بهینه خواهد بود. مدل استوار اجزای بزرگتر تابع هدف به عنوان مثال، واریانس تابع هدف را نیز به حداقل می‌رساند.
از آنجا که ارزش تابع هدف در سناریوهای مختلف تفاوت قابل ملاحظهای نمیکند، متغیرهای کنترل نیاز به تنظیمات بسیار کم دارند و یا هیچ تنظیمی برای آنها نیاز نخواهد بود. از این رو مدل استوار می‌تواند به عنوان مدلی احتمالی در نظر گرفته شود که در آن تصمیمات به طور ضمنی محدود شده است. این تمایز بین مدلهای استوار و احتمالی مهم است و دامنه کاربرد آنها را تعریف میکند.
به عنوان مثال کاربردی، برای برنامهریزی پرسنل، راه حل یک مدل احتمالی میتواند نیروی کاری را طراحی کند که بتواند (از طریق استخدام و یا اخراج) برای پاسخگویی به تقاضا با حداقل هزینه مورد انتظار تنظیم شود. مدل استوار از سوی دیگر، نیروی کاری که برای ارضای تقاضا برای تمام حالات مورد نیاز است، را طراحی می‌کند. با این حال، این هزینه از هزینه راه‌حل برنامهریزی تصادفی احتمالی بیشتر خواهد بود ]16[.
عدم قطعیتها در طراحی شبکه زنجیره تأمیندر دنیای امروزی زنجیرههای تأمین به واسطه طبیعت پیچیدهشان با حد بالایی از عدم قطعیت روبه‌رو هستند که میتواند کیفیت عملکرد آنها را به طور نامطلوبی تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به اهمیت این امر، عدم قطعیت در طراحی زنجیرههای تأمین که افق بلند مدت تصمیمگیری نیز سبب تشدید آن می‌گردد، به دو دسته قابل تقسیم میباشد. دسته اول، عدم قطعیت مربوط به پارامترها میباشد که خود به خود به دو دسته سیستمی و محیطی قابل تقسیمبندی است. دسته دوم نیز مربوط به حوادث مخرب غیرمترقبهای میباشد که می‌تواند زنجیرههای تأمین را با ضررهای بزرگی مواجه سازد ]4[.
عدم قطعیتهای محیطی و سیستمی
به طور کلی عدم قطعیتهای سیستمی و محیطی ناشی از دوره بلندمدت برنامهریزی زنجیرههای تأمین و همچنین طبیعت پویای صنعت میباشند. البته مقدار عدم قطعیتها روز به روز رو به افزایش میباشند و از این رو، برنامهریزی برای بلندمدت نیز امری مشکل می‌گردد و همچنین با خطایی بالقوه و احتمالا زیاد همراه خواهد بود. عدم قطعیتهای محیطی مرتبط با عدم قطعیت در تقاضا و عرضه منتج شده از عملکرد تأمینکنندگان و مشتریها میباشد. عدم قطعیتهای سیستمی شامل عدم قطعیتهای موجود در فرآیندهای تولید، توزیع، جمع آوری و بازیافت است. به عنوان مثال، عدم قطعیت زمان تحویل، هزینه تولید و ظرفیت تسهیلات مختلف در این دسته جای میگیرند ]17[.
حال نکتهای که وجود دارد این است که با توجه به اینکه کنترل کردن و تخمین زدن تعداد محصولات برگشتی امری مشکل میباشد، مسأله عدم قطعیت در حیطه زنجیره تأمین معکوس از اهمیتی چند برابر برخوردار میباشد. با توجه به اهمیت موارد ذکر شده، محققین زیادی به بحث عدم قطعیت پارامترها در طراحی شبکههای زنجیره تأمین و نحوه مقابله با آنها و ارائه روشهایی کارا برای اتخاذ تصمیماتی قابل اطمینان در شرایط عدم قطعیت پرداختهاند. یکی از روشهای استفاده شده برای مقابله با عدم قطعیتها در حیطه زنجیره تأمین، برنامهریزی احتمالی میباشد که دارای مشکلاتی است که استفاده از آن را به امری تردید برانگیز در اتخاذ تصمیمات کارا و قابل اطمینان تبدیل نموده است ]18[.
تعدادی از ایرادات روش برنامهریزی احتمالی عبارتند از:
در بسیاری از نمونهها دادههای واقعی و کافی برای پارامترهای غیرقطعی از گذشته وجود ندارد. بنابراین، تخمین تابع احتمال دقیق و واقعی این پارامترها امکانپذیر نمیباشد.
وجود محدودیتهای احتمالی، میزان پیچیدگی مسأله را به شدت افزایش میدهد.
در روش برنامهریزی احتمالی برای مدل کردن عدم قطعیتها از رویکرد مبتنی بر سناریو استفاده میگردد. نکته قابل توجه این امر میباشد که تعداد زیاد سناریوها که برای مدل کردن عدم قطعیتها مورد استفاده قرار میگیرد میتواند از نظر محاسباتی منجر به مسألهای چالش برانگیز گردد.
به همین دلایل ذکر شده در این پایان نامه از روش استوار به جای روش احتمالی برای مقابله با عدم قطعیتهای تقاضا و هزینههای تولید و حمل و نقل استفاده شده است.
عدم قطعیت ناشی از اختلالات
نوع دوم عدم قطعیت مرتبط با اختلالات میباشد. این نوع عدم قطعیت ناشی از حوادث غیرمترقبه نظیر سیل، زلزله، بحرانهای اقتصادی و حملات تروریستی میباشند. وقوع این حوادث سبب نارضایتی مشتریان میگردد. چرا که عملکرد اعضای زنجیره تأمین را مختل مینماید و تحویل کالا به مشتریان مسلما با تأخیر انجام خواهد شد. همچنین وقوع این حوادث که به عنوان شکست زنجیره تأمین شناخته میشوند، میتواند اثر منفی و معناداری بر عملکرد کوتاه مدت و بلند مدت سازمان داشته باشد.
نکته قابل توجه این است که در نظر گرفتن این نوع عدم قطعیت در طراحی شبکههای زنجیره تأمین و ارائه روشی کارا برای مدیریت اختلالات میتواند موجب اتخاذ تصمیماتی با کیفیت بالا گردد. از سوی دیگر، در صورت وقوع اختلالات نیز با کمترین هزینه به تقاضای مشتریان پاسخ داده خواهد شد که امری بسیار مهم میباشد ]4[.
تفاوت ریسک و عدم قطعیت
اگرچه این دو عامل در اصل یکسان میباشند، اما از تمامی جهات یکسان محسوب نمیشوند و از آنجایی که اغلب واژه عدم قطعیت با واژه ریسک به کار میرود (گاهی اوقات به جای آن به کار میرود) لازم است تا ارتباط میان واژه ریسک و عدم قطعیت مورد مطالعه قرار گیرد.
با توجه به تفاوتهای موجود در این امر، خان با مطالعه تحقیقات محققین مختلف تفاوتهای بین ریسک و عدم قطعیت را اینگونه بیان نموده‌ است که در ادامه بحث خواهد شد.
خان یک تفاوت ساده بین ریسک و عدم قطعیت را اینگونه بیان میکند که ریسک عاملی است که توسط تخمینها قابل اندازهگیری میباشد و توسط احتمال وقوع، قابل ایجاد میباشد. از سوی دیگر، عدم قطعیت قابل کمی کردن نمیباشد و احتمالات مربوط به خروجیها شناخته شده نیستند. همچنین بیان شده است که وجود ریسک سبب میشود که عدم قطعیت در خروجیها وجود داشته باشد و اگر احتمال وقوع آن خروجیها مشخص باشد، ریسکی وجود نخواهد داشت. به طور کل، محققین عدم قطعیت را به عنوان عامل محرک ریسک معرفی میکنند و البته بیان میکنند که مدیران میتوانند میزان اثرپذیری از ریسک را توسط توسعه استراتژیهای پیشگیرانه، کاهشدهنده و بهبود دهنده با اندازهگیری میزان ریسک کاهش دهند.
اگرچه این عوامل عدم قطعیت را از بین نمیبرند، اما این عوامل به مدیران کمک میکنند که ریسک به وجود آمده و ناشی از عدم قطعیت را کاهش دهند. در هر صورت خان بیان میکند که ریسک قابل اندازهگیری و قابل مدیریت است اما عدم قطعیت قابل اندازه گیری نمیباشد و بیان میکند که عدم قطعیت به حالاتی از مغز انسان که به دلیل فقدان اطلاعات در مورد آنچه در آینده رخ میدهد و با شک و تردید همراه است اشاره میکند و در واقع عدم قطعیت یک واکنش روانی به فقدان اطلاعات مربوط به آینده است ]4[.
عدم قطعیت به متغیرهایی مربوط میشود که ناشناخته بوده و تغییر میکنند ولی عدم قطعیت آنها با گذشت زمان رفع میشود. ریسک چیزی است که کسی آن را تحمل میکند و در نتیجه عدم قطعیتی به وجود میآید. برخی اوقات نیز ممکن است علیرغم افزایش عدم قطعیت در طول زمان، ریسک ثابت بماند. در نهایت میتوان بیان نمود که ریسک حالتها یا رویدادهایی را در بر میگیرد که ممکن است رخ دهند و احتمال وقوع آنها را میتوان به صورت آماری و با استفاده از دادههای مربوط به سوابق گذشته محاسبه نمود.
عدم قطعیت به وقایعی مرتبط است که خروجیهای آنها را نمیتوان با استفاده از تجربیات و گزارش‌های پیشین به صورت آماری محاسبه نمود و این بدین معنا است که ریسک را میتوان اندازه‌گیری نمود ولی عدم قطعیت را نمیتوان اندازهگیری نمود.
لزوم در نظر گرفتن ریسکها و پایداری زنجیره
برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک مناسب، باید تغییرات را در طول زمان در نظر بگیریم که نقش مهمی در اتخاذ تصمیمات بازی میکند. این امر مستلزم در نظرگرفتن عدم قطعیت محیط در گام تصمیمگیری استراتژیک است. چون عدم قطعیت بخش غیر قابل انکار محیط کسب‌وکار میباشد.
زنجیرههای تامین نهادهای مهمی در بازار امروز هستند و طبیعت غیرمتمرکزشان آنها را در مقابل این عدم قطعیتها آسیبپذیر میکند. بنابراین مدیریت ریسک بخشی مهم در مدیریت زنجیره تامین است که شامل طراحی یک ساختار شبکه زنجیره تامین پایدار و مدیریت جریان محصول در سراسر این شبکه به شکلی است که قادر به پیشبینی و مقابله با اختلالات و آشفتگیها باشد.
در زیر به چند نمونه از اختلالات در زنجیرههای تامین اشاره میکنیم:
بر طبق پروژه - ریسرچسارکر و همکاران1 ]19[ در سال 200222 بندر )لنگرگاه( در سواحل غرب ایالات متحده آمریکا در طی اعتصاب کارگری تعطیل شدند، که منجر به بسته شدن کارخانه جدید تولید موتور شد.
طی زلزله مخرب سال 2011 در ژاپن، شرکت موتور تویوتا مجبور به توقف تولید در 12 کارخانه مونتاژ خود شد که منجر به از دست دادن تولید 140000 دستگاه خودرو گردید. علت اصلی این مشکل، اختلال در زیر ساخت زنجیره تولید آن بود. علاوه بر اختلال در امکانات و کارخانه‌های تولیدی در سراسر ژاپن، بسیاری از کارخانههای این کشور، مشکلاتی در تامین مواد مورد نیاز خود، سوخت و انرژی داشتند. در این نوع فجایع، اختلالات در تولید و تامین، مشکلات بزرگی برای شرکتها می‌باشند.
نورمن و جانسون ]20[ بیان کردهاند که در سال 2004 آتشسوزی در یکی از تامینکنندگان اصلی شرکت اریکسون منجر به مشکلات جدی برای این شرکت شد و برای چندین روز تولیدش را تعطیل کرد.
در زلزله 1222 تایوان، خطوط برق تسهیلات ساخت نیمه هادی جابجا شدند و چون این کارخانه تامینکننده 50% تراشههای حافظه، صفحههای مدار، صفحههای نمایش مسطح و اجزای دیگر کامپیوتری بود، منجر به این شد که بسیاری از تولیدکنندههای سخت افزار مانند اچ پی، دل، اپل، آی بی ام، گیت وی و کام پک از این حادثه دچار آسیب جدی شوند.
سینگهال و هندریک ]21[ در سال 2005 اثرات منفی اختلالات در زنجیره تامین را از طریق تجربی بررسی کردهاند که برای اهداف مدلسازی مفید میباشد. بازده سهام مرتبط با مورد بررسی شده آنها در طی یک دوره سه ساله که یک سال قبل از اختلال آغاز و دو سال پس از آن پایان یافت، 40- 33% کاهش یافت و اثرات منفی روی سوددهی هم داشت. 101% کاهش درآمد عملیاتی، 1% کاهش رشد فروش و 11% رشد هزینهها و همچنین دو سال در سطح عملکرد پایین پس از اختلال از عواقب این اختلالات بوده است.
انواع طبقه‌بندی ریسک
حال دیدگاههای متفاوت طبقهبندی ریسک را بررسی میکنیم:
چاپرا و سودهی ]22[ ، در سال 2004 ریسکهای بالقوه زنجیره تامین را به 9 دسته طبقهبندی نموده‌اند:
اختلالات (مانند بلایای طبیعی، تروریسم، جنگ و... )
تاخیرات (مانند عدم انعطافپذیری منابع تامین(
سیستمها (مانند خرابی زیرساختهای اطلاعاتی)
پیشبینی (مانند پیشبینی نادرست، اثر شلاق چرمی و...)
ویژگی فکری (مانند ادغام عمودی(
تدارکات (مانند ریسک نرخ ارز)
مطالبات (مانند تعداد مشتریان)
موجودی (مانند هزینه نگهداری موجودی، عدم قطعیت تقاضا و عرضه و ...)
ظرفیت (مانند هزینه ظرفیت(
آنها استراتژی کاهش در مقابل هر ریسک را نیز بررسی کردهاند.
تنگ ]23[ در سال 2006 دو نوع ریسک را در نظر میگیرد:
1)ریسکهای عملیاتی که عدم قطعیت ذاتی دارند. مانند تقاضاهای غیرقطعی مشتری، عرضه غیرقطعی و هزینههای غیر قطعی.
2)ریسکهای اختلال که اختلالات عمدهای هستند که ناشی از بلایای طبیعی و انسانی مانند زلزله، سیل، طوفان، حملات تروریستی و بحرانهای اقتصادی مانند نوسانات نرخ ارز یا اعتصاب میباشد.
واترز ]24[ منابع ریسک را به ریسکهای داخلی که میتوانند کنترل شوند و ریسکهای خارجی که نمیتوانند کنترل شوند، تقسیم میکند. ریسکهای داخلی مانند تحویل دیرموقع، موجودی مازاد، پیش‌بینیهای ضعیف، خطاهای انسانی و اشتباهات در سیستمهای فناوری اطلاعات در عملیات ظاهر میشوند.
ریسکهای خارجی مانند زلزله، طوفان، اقدامات صنعتی، جنگ، حمله‌های تروریستی، افزایش قیمت‌ها، مشکلات با شریکان تجاری، کمبود مواد اولیه و جرم و جنایت از بیرون زنجیره تامین به آن تحمیل می‌شوند.
علاوه بر این واترز در سال 2001 سه طبقه دیگر از منابع ریسک را معرفی میکند.
منابع زیستمحیطی ریسک، که شامل هر عدم قطعیتی که از تعامل زنجیره تامین با محیط پدید میآید، میشود و اینها ممکن است نتیجه حوادثی) مانند آتشسوزی(، اقدامات سیاسی) مانند تظاهرات برای سوخت یا حملههای تروریستی( یا حوادث غیر انسانی) مانند آب و هوای بد یا زلزله) باشد.
منابع سازمانی ریسک که در محدودهی بخشهای زنجیره تامین قرار میگیرند و از نیروی کار )‌مانند اعتصاب( یا عدم قطعیتهای تولیدی) مانند خرابی ماشین) تا عدم قطعیتهای سیستم فناوری اطلاعات را شامل میشود.
3 ) منابع ریسک مرتبط با شبکه که از تعاملات بین سازمانها در زنجیره پدید میآید.
کار ]25[ بر این باور بود که ریسکهای یک زنجیره میتوانند همچنین در دو گروه طبقهبندی شوند:
1) ریسکهای سیستماتیک که به فاکتورهای محیطی که غیر قابل اجتناب هستند، برمیگردد. شرکتها هیچ کنترلی روی فاکتورهایی مثل عدم قطعیت سمت تقاضا، اختلالات سمت عرضه، تغییرات قانونی و حقوقی و اداری، وقایع و حوادث فاجعه بار و اختلالات زیرساختها ندارند.
2) ریسکهای غیرسیستماتیک که مرتبط با فاکتورهایی است که میتوانند تا حد زیادی توسط شرکت کنترل شوند مانند اختلالات تسهیلات یک زیرسیستم تولیدی.
مفهوم مدیریت زنجیره تأمین سبزمدیریت زنجیره تأمین سبز توسط انجمن پژوهش صنعتی دانشگاه ایالتی میشیگان در سال 1996 معرفی شد که در واقع مدل مدیریت نوینی برای حفاظت از محیط زیست است. مدیریت زنجیره تأمین سبز از منظر چرخه عمر محصول شامل تمامی مراحل از مواد اولیه، طراحی و ساخت محصول، فروش محصول و حملونقل، استفاده از محصول و بازیافت آن میباشد. با استفاده از مدیریت زنجیره تأمین و فناوری سبز، شرکت میتواند تأثیرات منفی زیست محیطی را کاهش داده و به استفاده مطلوب از منابع و انرژی دست یابد.
مدیریت زنجیره تأمین سبز به دنبال تغییر مدل زنجیره خطی سنتی از تأمینکنندگان به کاربر است و سعی دارد اقتصاد بازیافت را به مدیریت زنجیره تأمین ملحق نماید. با انجام این کار، میتوانیم یک حلقه بسته با حالت زنجیره چرخهای داشته باشیم.
اگر شرکت از مدیریت زنجیره تأمین سبز استفاده نماید، علاوه بر حل مشکلات محیط زیست به پیروزی نسبی در مزیت رقابتی نیز دست مییابد. علاوه بر این، پیادهسازی مدیریت زنجیره تأمین سبز میتواند از موانع سبز در تجارت بینالمللی اجتناب کند. بنابراین ما باید به سرعت به سمت پیادهسازی مدیریت زنجیره تأمین سبز برای به دست آوردن فرصت و مقابله با چالشها و پیروزی حرکت کنیم. بسیاری از شرکتهای بزرگ خارجی مانند جنرال موتورز، هیولت پاکارد، پراکتر و گمبل، نایک و بسیاری از شرکتهای دیگر، شهرت و تصویر نام تجاری خوبی برای محصول سبز از طریق پژوهش و پیادهسازی مدیریت زنجیره تأمین سبز به دست آوردهاند ]26[.
مزایای زنجیره تأمین سبزهنگام صحبت از سبز شدن زنجیره تأمین، ممکن است این تصور به وجود آید که این موضوع تنها به ممنوعیت کاربرد مواد شیمیایی سمی و یا کاهش انتشار آلایندهها یا زباله به محیط زیست مربوط می‌شود. در حالی‌که زنجیره تأمین سبز بسیار فراتر از کاهش مصرف و یا آلودگی است. در نتیجه، منافع آن شامل تمام بخشهای سازمان میشود.
مزایای مدیریت زنجیره تأمین سبز بسته به نقشهای مختلف زنجیره تأمین از جمله محیط زیست و جامعه درگروههای مختلف طبقهبندی میشود: مادی، غیرمادی و احساسی. مزایای مادی مدیریت زنجیره تامین سبز به بار کمتر بر روی محیط زیست، هزینههای پایینتر برای تأمینکنندگان، کاهش هزینهها برای تولید کننده، هزینه کمتر مالکیت برای مشتری و مصرف کمتر منابع برای جامعه کمک میکند.
از منظر غیرمادی، مدیریت زنجیره تامین سبز به غلبه بر تعصب و بدبینی برای محیط زیست، رد کمتر تأمینکنندگان، ساخت راحتتر برای تولیدکننده، آسان و سرگرم کننده‌تر برای مشتری و انطباق بهتر برای جامعه کمک مینماید. از لحاظ مزایای احساسی نیز، مدیریت زنجیره تامین سبز به افزایش انگیزه ذینفعان برای محیط زیست، تصویر بهتر برای تأمینکننده و تولید کننده، احساس و کیفیت بهتر زندگی برای مشتریان و ایجاد صنعت در مسیر صحیح جامعه کمک میکند.
ده دلیلی که شرکتها باید رویکرد انطباق با مدیریت زنجیره تامین سبز را بپذیرند عبارت است از:
الف( اهداف بازاریابی ب( پایداری منابع
ج( کاهش هزینهها و افزایش بهره‌وری د( کسب مزیت رقابتی
ه( رقابت و فشارهای زنجیره تامین و( انطباق با قوانین و کاهش ریسک
ز( کسب شهرت نام تجاری ح( بازگشت سرمایه
ط( دلگرمی کارکنان ]27[ تفاوت بین مدیریت زنجیره تأمین سنتی و سبززنجیره تأمین سبز و سنتی از جهاتی با یکدیگر متفاوت میباشند. اول اینکه، زنجیره‌ تأمین سنتی اغلب بر اهداف و ارزشهای اقتصادی متمرکز است، در حالی که زنجیره تأمین سبز به علل زیست محیطی ملاحظات قابل توجهی دارد. از سوی دیگر، زنجیره تأمین سبز، یکپارچه و بهینه از نظر بوم‌شناسی نه تنها در حوزه اثرات سموم انسانی گسترش یافته، بلکه به اثرات بومشناسی منفی بر محیط زیست طبیعی نیز توجه دارد و الزامات بوم شناسی به عنوان معیارهای کلیدی برای محصولات و تولیدات در نظر گرفته میشود.
معیارهای انتخاب خریدار و فروشنده نیز در زنجیره تأمین سبز و سنتی از اساس متفاوت هستند. در زنجیره‌ تأمین سنتی، استاندارد غالب، قیمت میباشد. اما در زنجیره تأمین سبز، هدف زیستمحیطی بخشی از معیارهای انتخاب تأمینکننده است. قرار دادن این ضوابط زیستمحیطی در ارزیابی تأمینکنندگان، موجب میشود تنها تعداد بسیار محدودی از تأمینکنندگان واجد معیارهای تعریف شده باشند. از این رو، هر گونه تغییر در انتخاب تأمینکننده در یک زنجیره تأمین سبز نمیتواند به سرعت زنجیره تأمین سنتی اتفاق بیفتد.
یکی از برداشتهای اولیه در مورد معرفی محصولات سبز در بازار این است که منجر به هزینههای بالاتری از تولید در مقایسه با انواع سنتی میباشند. با این حال، یافتههای اخیر نشان میدهند نوآوریها و برنامهریزی مطلوب میتواند به طور چشمگیری به کاهش هزینهها در اکثر موارد بینجامد. برای اداره موثر مشکلات هزینه، بهرهوری کل زنجیره تأمین بایستی ارزیابی گردد. در مقایسه با زنجیره تأمین سنتی، که درگیر تعداد زیادی مواد و تأمینکننده است، زنجیره تأمین سبز نسبتا از لحاظ سرعت و انعطافپذیری در سطح پایینی است.

در جدول زیر خلاصه تفاوتهای عمده بین مدیریت زنجیره تأمین سنتی و سبز ارائه میگردد.]27[
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 1 مقایسه مدیریت زنجیره تأمین سنتی و سبزویژگیها مدیریت زنجیره تأمین سنتی مدیریت زنجیره تأمین سبز
اهداف و ارزشها اقتصادی اقتصادی و بومشناسی
بهینهسازی و بومشناسی موثر در بومشناسی رویکرد یکپارچه و تأثیر پایین بومشناسی
محدودیت انتخاب تأمین کننده تعویض با سرعت تأمین کننده بر اساس قیمت و ارتباط کوتاه مدت جنبههای بومشناسی و ارتباط بلند مدت
فشار هزینهها و قیمت فشار بالای هزینه، قیمت پایین فشار بالای هزینه، قیمت بالا
سرعت و انعطافپذیری بالا پایین

لزوم حرکت به سمت رویکرد سبزاتخاذ راهبرد سرمایهگذاری در زمینه بهبود عملکرد زیستمحیطی زنجیره تامین مزایا و منافع زیادی را مانند صرفهجویی در منابع انرژی، کاهش آلایندهها، حذف یا کاهش ضایعات، ایجاد ارزش برای مشتریان و در نهایت ارتقای بهرهوری را برای شرکتها و سازمانها به همراه خواهد داشت. سازندگان در اواخر دهه 1280 از آنچه در قوانین مورد نیاز بود، فراتر رفته و به سمت رویکرد سبز در عملیات سیستم خود حرکت نمودند. امروزه آلودگی محیط زیست مشکل اصلی در روی زمین است که اگر به آن پرداخته نشود، میتواند به طور بالقوه منجر به انقراض نوع بشر شود. از انواع آلودگیها، آلودگی هوا یکی از مواردی است که نیاز به توجه فوری دارد.
گرم شدن زمین نیز از اثرات افزایش مقدار گازهای گلخانهای موجود در هوا است که اکثر مردم را با مشکل شدید، مواجه میکند. میزان کربندیاکسید که قبل از انقلاب صنعتی حدود 280 واحد در میلیون بود، به نسبت 380 واحد در میلیون رسیده و ظهور آن با شتاب در حال افزایش است. افزایش نسبت دی اکسیدکربن به بیش از 450 واحد در میلیون موجب افزایش درجه حرارت تا 2 درجه سانتیگراد شده و ذوب سریعتر یخهای قطب جنوب را منجر میشود. ذوب یخ نیز آنطور که انتظار می‌رود منجر به افزایش سطح دریا به اندازه 23 متر میگردد، که این بدان معنی است که خشکی زمین محو خواهد شد. از این رو انجام اقدام مناسب در مقیاس وسیع تکنولوژیک و تغییرات اجتماعی، مالی و سیاسی ضروری به نظر میرسد. با اضافه کردن کلمه سبز، که اشاره به تدارکات سبز، تولید سبز، توزیع سبز و لجستیک معکوس دارد، میتوان به این وضعیت بهبود بخشید. ایده مدیریت زنجیره تامین سبز از بین بردن یا به حداقل رساندن ضایعات انرژی، تولید گازهای گلخانهای و شیمیایی خطرناک و مواد زائد جامد در امتداد زنجیره تامین است.
طراحی فرآیند کلی زنجیره تامین سبز شامل موارد زیر می‌باشد:
1. طراحی سبز 2. مواد سبز 3. تولید سبز
4. بازاریابی سبز 5. مصرف سبز 6. بازیافت سبز [27]
استاندارد Eco- indicatorsشاخصهای محیطی استاندارد، اعدادی هستند که بار محیطی کل یک محصول یا فرآیند را نشان می‌دهند. با این شاخص‌های محیطی استاندارد هر طراح یا مدیر محصولی می‌تواند تأثیر محیطی محصولات را در طول چرخه عمرشان تحلیل کند. سپس گزینه‌های مختلف طراحی می‌توانند با یکدیگر مقایسه شوند.
تأثیرات زیست محیطی محصولات
هر محصولی محیط زیست را به طریقی نابود می‌سازد. مواد خام باید استخراج شوند، محصول باید تولید، توزیع و بسته‌بندی شود و در نهایت به دور ریخته شود. به علاوه، تأثیرات زیست‌محیطی اغلب در طول استفاده از محصول نیز اتفاق می‌افتند به این علت که محصول از انرژی و یا مواد استفاده می‌کند. بنابراین اگر ما بخواهیم میزان نابودی زیست‌محیطی یک محصول را ارزیابی کنیم، باید همه فازهای چرخه عمر محصول را مورد مطالعه قرار دهیم. تحلیل زیست‌محیطی همه فازهای چرخه عمر، ارزیابی چرخه عمر یا به اختصار LCA نامیده می‌شود.
در Eco-indicator 99 واژه محیط زیست با سه نوع آسیب تعریف شده است:
1-سلامتی انسان: شامل تعداد و دوره بیماری‌ها و سال‌های عمر از دست رفته به دلیل مرگ زودرس ناشی از دلایل محیطی می‌باشد. اثرات شامل: تغییرات آب و هوایی، نابودی لایه اوزون، اثرات تنفسی و امواج رادیو‌اکتیو، سر و صدا، مختل کردن بعضی از غدد درون ریز بدن و اثرات سرطان‌زای برخی مواد مانند فلزات سنگین میباشد.
2-کیفیت اکوسیستم: شامل اثراتی روی تنوع گونه‌ها، خصوصا برای گیاهان آوندی و دیگر موجودات زنده است. این اثرات شامل: سمی شدن محیط زیست، اسیدی شدن آن، انباشت آب و مصرف زمین، اثرات گازهای گلخانه‌ای و نابودی لایه اوزون (که هر دو در سلامت انسان تأثیر دارند) و اثر فسفات‌ها می‌باشد.
3- منابع: شامل انرژی مازاد مورد نیاز در آینده برای استخراج منابع فسیلی و معدنی با کیفیت پایین‌تر می‌شود و نابودی منابع کشاورزی مانند خاک و شن که با مصرف زمین انجام می‌شود.


در طی فرآیند طراحی یک زنجیره تأمین ممکن است تعداد زیادی گزینه تولید شود. این گزینه‌ها توسط طراح تحلیل شده و سپس بهترین گزینه طراحی انتخاب می‌گردد. به منظور اینکه این گزینه‌های طراحی متوجه محیط زیست باشند، باید تحلیل و انتخاب آنها شامل وجوه زیست‌محیطی آن محصول شود. مقادیر Eco-indicator های استاندارد نیز به عنوان ابزاری برای انجام این امر برای طراحان تدوین شده است.
روش Eco-indicator که برای محاسبه مقادیر استاندارد استفاده میشود به خوبی با استاندارد ایزو‌14042 مطابقت دارد مگر در بعضی از جزئیات که شاید با یکدیگر متفاوت باشند.
توصیف Eco-indicator های استاندارد
مقادیر Eco-indicator 99 برای موارد زیر در دسترس هستند:
مواد: شاخصها برای فرآیندهای تولید مبتنی بر 1 کیلو ماده هستند.
فرآیندهای تولیدی: برای پردازش مواد مختلف است و واحدهای مناسبی برای هر فرآیند خاص استفاده میشود. (مترمربع برای ورقههای رل شده یا کیلو برای پلاستیک اکسترود شده)
فرآیندهای حمل: بیشتر در قالب واحد تن-کیلو در متر بکار میرود.
فرآیندهای تولید انرژی: واحدها برای برق و گرما داده میشود.
سناریوهای دفع زباله: برای هر کیلو موادی که به انواع مواد دیگر تقسیم میشوند و همچنین روشهای فرآیند دورریزی آنها به کار میرود.
روشهای میانگین اروپایی برای محاسبه این موارد به کار میروند. در هنگام تعیین این شاخصها تعاریف خاصی برای واژههای «مواد» و «فرآیند» بکار میرود که در زیر به طور خلاصه آورده شده است.
تولید مواد
در تعیین شاخص برای تولید مواد، همه فرآیندهایی که از استخراج مواد خام تا آخرین مرحله تولید تا اینکه انبوهی از آن ماده تولید شود، را شامل میشود. فرآیندهای حملو نقل در طول این مسیر تا فرآیندهای نهایی در زنجیره تولید نیز شامل همین مرحله میشود. هر فرآیندی از روی توضیحش قابل استخراج از لیست Eco-indicator میباشد. برای مثال برای پلاستیک همه فرآیندهایی که از استخراج نفت خام تا تولید گرانول را شامل میشود. برای ورقه استیل همه فرآیندها از استخراج سنگ معدن و زغال سنگ تا پردازش آنها را شامل میشود. این شاخص شامل تولید محصولات اصلی (مانند ماشین‌ها، ساختمان و مانند این‌ها) نمی‌شود.
فرآیندهای تولیدی
Eco-indicator ها برای فرآیندهای تولیدی به انتشار آلاینده‌ها از خود فرآیندها و انتشار آلاینده‌ها از فرآیندهای تولید انرژی که ضروری می‌باشند، مربوط میشود. این شاخص شامل تولید محصولاتی مانند ماشین‌ها و ... نمیشود.
فرآیندهای حمل‌و‌نقل
شامل تأثیر انتشار آلاینده‌ها که توسط استخراج و تولید سوخت و تولید انرژی از سوخت در طی حمل و نقل ایجاد می‌شود، می‌باشد. واحد آن حمل یک تن ( 1000کیلوگرم ) محصول در 1 کیلومتر (1 تن-کیلومتر) می‌باشد.
حمل‌و‌نقل جاده‌ای: در مواردی که جرم، فاکتور مهم باشد، (تن ضربدر کیلومتر) و در مواردی که حجم، فاکتور تعیین کننده است، (متر مکعب در کیلومتر) واحد حمل‌و‌نقل می‌باشد.
حمل‌و‌نقل ریلی: این مورد مبتنی بر نرخ متوسط اروپایی دیزل برای کشش الکتریکی و یک سطح متوسط بار می‌باشد.
حمل‌و‌نقل هوایی: برای انواع متفاوت هواپیماهای باری میباشد.
موارد دیگر مانند تولید تراکها و یا زیرساختهای ریل و جاده و مدیریت هواپیماهای باری روی فرودگاه‌ها هم که نمیتوانند نادیده گرفته شوند، در این مرحله در نظر گرفته میشوند.
انرژی
شاخصهای انرژی به استخراج و تولید سوختها و تبدیل انرژی و تولید برق مربوط میشود. یک Eco-indicator که برای برق با ولتاژ بالا تعیین شدهاست، برای فرآیندهای صنعتی در نظر گرفته می‌شود و همچنین به طور خاص برای مصرف برق صنعتی با مقیاس کوچک و مصرف خانگی، برق با ولتاژ پایین تعیین میگردد. تفاوت این دو در سیمهای برق و زیرساختار مورد نیاز مثل کابل‌ها می‌باشد.
پردازش و بازیافت زباله‌ها
همه محصولات به یک روش دفع نمی‌شوند؛ بنابراین در هنگام استفاده از این شاخص‌ها باید به روش پردازشی که بیشتر برای نوع محصولمان مناسب است، توجه داشته باشیم. سناریوهای مختلف می‌تواند شامل سوزاندن، دفن زباله و بازیافت محصولات باشند. البته سناریوی آخر در عمل خیلی گسترده نمی‌باشد.
دستورالعمل اجرای روش
گام‌های زیر همواره باید برای اطمینان از کاربرد درست Eco-indicator دنبال شوند:
1- تعیین هدف محاسبه Eco-indicator
2- تعریف چرخه عمر محصول
3- مشخص کردن مواد و فرآیندها
4- پر کردن فرم
5- تفسیر نتایج
گام 1: تعیین هدف محاسبه Eco-indicator
توصیف محصول یا اجزای محصولی که تحلیل می‌شود.
تعریف اینکه آیا تحلیلی از یک محصول خاص انجام می‌شود یا مقایسه‌ای بین چندین محصول انجام می‌شود.
تعریف سطح دقت مورد نیاز
اگر هدف محاسبه بدست آوردن تأثیر فرآیندهای مخرب محیط‌زیست این محصول است، در نظر گرفتن آیتم‌های اصلی کافی می‌باشد. در این صورت محاسبه فقط شامل فرآیندهای اصلی می‌باشد. در گام بعدی ممکن است بخواهید به طور دقیق‌تری به آن بنگرید و یا برای گزینه‌های مختلف با جزئیات بیشتر یک طراحی جدید را با طراحی موجود مقایسه کنید. برای این کار روش دقیق‌تری ضروری می‌باشد و یک مبنای سرسختانه‌تری برای مقایسه نیاز می‌باشد.
گام 2: تعریف چرخه عمر محصول
یک مرور شماتیک از چرخه عمر محصول را تنظیم کنید. توجه یکسانی به بخش تولید، مصرف و پردازش زباله داشته باشید.
برای نمونه چرخه عمر یک ماشین قهوهساز برای استفاده خانگی درشکل 2-2 آورده شده است:
1511304781550شکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 2 چرخه عمر ماشین قهوه سازشکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 2 چرخه عمر ماشین قهوه ساز15113053213000
گام 3: کمی‌سازی مواد و فرآیندها
تعیین یک واحد کاربردی
کمی‌سازی همه فرآیندهای مرتبط از درخت فرآیند
ساختن فرضیات برای داده‌های از دست رفته
در روش LCA ، «توصیف محصول، چرخه عمر و عملکرد» ، واحد کاربردی نامیده می‌شود.
حال، کمی‌سازی می‌تواند برای هر فرآیند در درخت فرآیند بر مبنای این واحد کاربردی و داده محصول انجام گیرد. به طور خاص وقتی مقایسه بین دو محصول انجام می‌گیرد، مهم است که عملکرد دو محصول مشابه هم باشد، همه جزئیات چرخه عمر یک محصول عموما مشخص نمی‌باشد. مقداری تقریب نیز برای آن نیاز می‌باشد. این تقریب‌ها دو نتیجه می‌توانند داشته باشند:
حذف یک جزء یا فرآیند. این امر فقط زمانی قابل قبول می‌باشد که سهم این جزء یا فرآیند در مقایسه با بقیه بسیار ناچیز باشد.
کاربر خودش مقداری را تخمین می‌زند.
در حالت کلی بهتر است که در ابتدا تعدادی تقریب زده شود و سپس داده‌های دقیق‌تری که ضروری می‌باشند، جستجو شود.
مثالی از یک واحد کاربردی: یک واحد کاربردی برای یک ماشین قهوه ساز خانگی به شرح زیر تعیین می‌گردد: هدف ماشین قهوه‌ساز، درست کردن قهوه و گرم نگه داشتن آن می‌باشد. همه محصولات و فرآیندهای مورد نیاز برای تهیه قهوه در خانه در یک دوره زمانی معین می‌باشد. این دوره معین باید تعیین گردد (مثلا 5 سال) و مصرف متوسط قهوه باید تخمین زده شود. برای مثال: آماده کردن 5 فنجان قهوه 2 بار در روز و گرم نگه‌داشتن آن برای نیم ساعت بعد از دم کشیدن. تعداد فیلترها (3650) و مصرف انرژی می‌تواند برمبنای این مصرف باشد.
گام 4: پر کردن در فرم مربوطه
مواد و فرآیندها را در فرم‌های مربوطه به دقت بیاورید و مقادیرشان را وارد کنید.
مقادیر Eco-indicator مربوط به هر مورد را پیدا کرده و در فرم وارد کنید.
اعداد نهایی را با ضرب کردن مقادیر مواد و فرآیندها در مقادیر شاخص مربوطه محاسبه کنید.
نتایج حاصل از مرحله قبل را با هم جمع کنید.
گام 5: تفسیر نتایج:
نتایج بدست آمده را ترکیب کنید.
اثر فرضیات و عدم قطعیت‌ها را بررسی کنید.
بررسی کنید که آیا هدف محاسبات ارضا شده است.
تحلیل کنید که کدام فرآیندها و گام‌ها در چرخه عمر مهم‌ترین اثر را دارند و یا کدام یک کم‌ترین مقدار و اثر را دارند. اثر فرضیات و عدم قطعیت‌ها را برای فرآیندها مورد بررسی قرار دهید و اینکه اگر فرضیات کمی تغییر یابند، نتایج چه تغییری خواهند کرد؟ ]26[
در فصل پنجم روش بدست آوردن این شاخص‌ها را برای صنعت لوله پلی اتیلن آبرسانی به تفصیل بررسی خواهیم نمود.

مروری بر ادبیات
مروری بر ادبیات طراحی زنجیره تأمینظهور و بیان اهمیت طراحی زنجیره تأمین به سال 870 میلادی و تحقیق انجام گرفته توسط گریوز و جیوفرین باز میگردد ]9[. از آن پس با توجه به اهمیت و جایگاه طراحی زنجیره تأمین، این حوزه مورد توجه محققان بسیاری قرار گرفته است. با توجه به ادبیات موضوع میتوان بیان داشت که در سیر زمان، مدلهای ارائه گردیده همواره به دنبال نزدیکتر شدن به شرایط دنیای واقعی بودهاند.
توسعهی مدلها را میتوان با توجه به شاخصهای ذیل مورد بررسی قرار داد.
سطوح تصمیمگیری: مدل ارائه گردیده در کدام یک از سطوح تصمیمگیری استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی قرار دارد. همچنین برخی از مدلها چند سطح تصمیمگیری را پوشش می‌دهند.
ساختار زنجیره تأمین: مواردی نظیر یک یا چند دورهای بودن مدل تصمیمگیری، تعداد لایهها و تک یا چند محصولی بودن مدل بیانگر ساختار زنجیره تأمین خواهد بود.
ماهیت دادهها: ماهیت دادهها میتواند قطعی و یا غیرقطعی باشد. در حالت غیرقطعی که در برخی از موارد به دنیای واقع نیز نزدیکتر میباشد، مواردی نظیر پارامتر غیرقطعی، رویکرد برخورد با عدم قطعیت و نحوه نمایش آن نیز مورد توجه قرار میگیرد.
معیار ارزیابی: در شرایط واقعی ممکن است چندین هدف متفاوت و یا حتی متضاد در طراحی زنجیره تأمین مد نظر قرار گیرد. ماهیت این توابع میتواند مالی (حداکثرسازی ارزش حال سرمایهگذاری، حداکثرسازی عایدی، حداقلسازی هزینه موجودی، حداقلسازی مجموع هزینه‌های تولید، حملو نقل، عدم ارضای تقاضا و توسعه ظرفیت، حداقلسازی پراکندگی هزینه کل)، غیرمالی (حداکثرسازی ارضای تقاضا، سطح خدمتدهی، معیار پاسخگویی، حداکثرسازی قابلیت اطمینان) و ریسک (حداقلسازی ریسک مالی) باشد. مدلها نیز میتوانند دارای یک یا چند هدف باشند.
پارامترهای مدل: پارامترهای ورودی مدل میتواند مواردی نظیر مجموعه سایتها (تأمین کنندگان، تولیدی و انبار)، دورههای زمانی و اطلاعات مربوط به آن، قیمت مواد اولیه، نرخ بهره و استهلاک، هزینهها (راه اندازی، تولید، حملو نقل، نگهداری، عدم ارضا تقاضا)، ظرفیت سایتها، تقاضا، لیست مواد و زمانهای توزیع و حملو نقل باشد.
محدودیتها: مجموعه محدودیتها را میتوان به چند دسته کلی نظیر تولیدی، ارضای تقاضا، موجودی و حملو نقل دستهبندی نمود ]4[.
ادبیات زنجیره تأمین رو به جلوبیشتر ادبیات موجود در زمینه طراحی شبکههای لجستیک شامل مدلهای مختلف مکانیابی تسهیلات بر پایه برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته است. این مدلها انواع مختلفی از مدلهای ساده نظیر مکانیابی تسهیلات با ظرفیت نامحدود (برای مثال]28[) تا مدلهای پیچیدهتر (برای مثال ]29[) نظیر مدل‌های چند‌ردهای با ظرفیت محدود و یا مدلهای چند‌کالایی را شامل میشود. همچنین الگوریتم‌های قدرتمندی بر پایه تئوری بهینهسازی ترکیبی برای حل این مدلها ارائه گشتهاست.
ملو و همکارانش ]30[ در سال 2009 مروری جامع روی طراحی شبکه لجستیک برای حمایت از تنوع مسیرهای تحقیقاتی آینده ارائه دادهاند. بخش گستردهای از ادبیات در طراحی شبکه لجستیک به مسائل طراحی شبکه رو به جلو با هدف تعیین پیکربندی یک شبکه مستقیم از تأمینکنندگان تا مشتریان که شامل مراکز تولید و توزیع میشود، برمیگردد. بخش محدودتری از ادبیات به طراحی شبکه لجستیک معکوس با هدف تعیین تعداد مراکز جمعآوری، بازیافت و دفع زباله، مکان و ظرفیت آنها و جریان بهینه معکوس از مشتریان به مراکز بازیافت و دفع زباله مربوط میشود. همچنین، در سالهای اخیر تعداد کمی از مقالات برای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه تلاش کردهاند. در الگوی یکپارچه، هدف یکپارچه کردن مسیرهای طراحی شبکه رو به جلو و معکوس برای جلوگیری از نتایج بهینگی زیر مجموعهای که در اثر طراحی جداگانه اتفاق میافتد، میباشد.
در حوزه شبکه لجستیک رو به جلو به عنوان یک بخش سنتی در مسائل طراحی شبکه، بسیاری از مدلها برای انواع مختلفی از شبکهها تدوین شدهاند. یه ]28[ در سال 2005 یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه تولید-توزیع پیشنهاد داد. یک روش هیبرید کارای ابتکاری نیز برای حل مدل مقاوم خود توسعه داد. بیشتر تحقیقات در طراحی شبکه لجستیک اغلب به در نظر گرفتن یک سطح ظرفیت مشخص برای هر تسهیل محدود هستند و نشان نمیدهند که چگونه این سطوح ظرفیت میتوانند تعیین گردند. امیری ]2[ در سال 2006 یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه رو به جلوی چند سطحی طراحی کرد و همچنین سطوح ظرفیت متعددی برای هر تسهیل در نظر گرفت. علاوه بر تعیین تعداد و مکان تسهیلات، مدل قادر به یافتن سطح ظرفیت بهینه برای هر تسهیل نیز میباشد.
اهمیت رو به افزایش پاسخگویی شبکه در سالهای اخیر باعث شده که تمایل زیادی برای طراحی شبکه های لجستیک پاسخگو وجود داشته باشد. برای این هدف آلتیپارمک و همکارانش ]31[ در سال 2006 یک مدل برنامه‌ریزی غیرخطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی شبکه لجستیک رو به جلو طراحی کردهاند. آنها یک الگوریتم ژنتیک چند هدفه مبتنی بر یک روش کدگذاری بر پایه اولویت برای حل مدل پیشنهاد دادهاند.
ادبیات زنجیره تأمین معکوسدر زمینه لجستیک معکوس، مدلهای متنوعی در دههی اخیر توسعه داده شدهاست. کریک و همکارانش] 32[ در سال 1999یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای یک شبکه زنجیره تأمین معکوس دو سطحی برای یک تولیدکننده دستگاه کپی طراحی کردهاند. در این مدل، هزینههای پردازش محصولات مرجوعی و هزینههای موجودی در تابع هدف برای حداقل کردن کل هزینهها آورده شده است.
جایارامان و همکارانش ]33[ در سال 2003 مدلی برای حل مسأله مکانیابی دو سطحی سلسله مراتبی تک‌محصولی که شامل عملیات زنجیره تأمین معکوس محصولات پرخطر نیز میشود، ارائه داده‌اند. آنها همچنین یک روش ابتکاری برای حل مسائل با سایز نسبتا بزرگ هم توسعه دادهاند.
ادبیات زنجیره تأمین توأمدر سالهای اخیر، تعداد کمی از محققین برای توسعه مدلهای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه تلاش کردهاند تا از به وجود آمدن بهینگی بخشی از زنجیره به دلیل طراحی جداگانه شبکههای رو به جلو و معکوس جلوگیری کنند. کو و ایونس ]34[ در سال 2007 یک مدل برنامهریزی غیر‌خطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی یک شبکه لجستیک رو به جلو و معکوس یکپارچه پویا پیشنهاد دادهاند. آنها یک الگوریتم ژنتیک ابتکاری برای حل مدل توسعه یافته پیچیده ارائه دادند.
لی و دانگ ]35[ در سال 2007 یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح آمیخته برای طراحی شبکه لجستیک یکپارچه برای محصولات کامپیوتری استفاده شده ارائه دادهاند. آنها یک شبکه ساده با یک مرکز تولیدی و تعدادی تسهیلات توزیع- جمع آوری با روش حل جستجوی ممنوع در نظر گرفتهاند.
پاتیا و همکارانش ]36[ در سال 2008 یک مدل برنامهریزی هدف عدد صحیح آمیخته برای کمک به طراحی مناسب یک شبکه لجستیک چندمحصولی بازیافت کاغذ پیشنهاد دادهاند. مدل، ارتباط درونی بین اهداف چندگانه یک شبکه توزیع کاغذ بازیافت شده را مورد بررسی قرار میدهد. اهداف مورد نظر، کاهش در هزینه لجستیک معکوس، بهبود کیفیت محصول از طریق تفکیک افزایش یافته در منبع و منافع زیستمحیطی از طریق بازیافت افزایش یافته زبالههای کاغذی میباشد.
مروری بر ادبیات طراحی شبکه زنجیره تأمین همراه با عدم قطعیتعدم قطعیت تقاضا و همچنین عدم قطعیت در تعداد و کیفیت محصولات مرجوعی فاکتورهای مهمی در طراحی شبکههای زنجیره تأمین معکوس میباشند.
گوییترز و همکارانش] 37[ در سال 1996 یک رویکرد استوار برای مساله طراحی زنجیره تامین را بررسی کردند. رویکرد آنها یک پیکربندی برای زنجیره تامین است که برای تعدادی سناریو مناسب است و برای بقیه سناریوها پاسخ نزدیک به بهینه را جستجو می‌کند.
میرحسنی و همکارانش ]38[ در سال 2000 دو رویکرد مدل‌سازی و تکنیک‌های پاسخ برای حل مساله تحت عدم قطعیت را ارائه دادند. مدل «منتظر بمان و ببین» تحلیل سناریو را به کار می‌گیرد که تصمیمگیرنده در آن تصمیم می‌گیرد که کارخانه‌ها و مراکز توزیع را باز کند یا ببندد و ظرفیت کارخانه‌ها را تنظیم کند. در این پروژه - ریسرچاز روش تجزیه بندرز برای حل مدل استفاده شده‌ است.
تسیاکس و همکارانش ]39[ در سال 2001 یک مدل احتمالی دو مرحله‌ای برای طراحی یک شبکه زنجیره تامین چند محصولی چند سطحی تحت عدم قطعیت تقاضا ارائه داد.
چیان سون و همکارانش ]10[ در سال 2010 یک مدل بهینهسازی استوار برای مسائل لجستیک احتمالی بکار بردهاند. به دلیل اینکه محاسبات سنگین برنامهریزی استوار باعث شده که در عمل کاربرد گستردهای نداشته باشد، در این مطالعه، آنها یک مسأله مدیریت احتمالی به عنوان مدل بهینهسازی استوار تا حد زیادی کارا را فرموله کردند که قادر است پاسخهایی تولید کند که به دادهها در مجموعه سناریوها حساسیت کمتری نشان دهد و با دو مثال لجستیک، کارایی محاسباتی مدل پیشنهادی را نشان دادهاند.
پیشوایی و همکارانش ]17[ در سال 2011 روش بهینهسازی استوار را برای طراحی شبکه یک زنجیره تأمین چندسطحی حلقه بسته تحت عدم قطعیت به کار بردند. آنها ابتدا مدل خطی مخلوط عدد صحیح قطعی را طراحی کرده و سپس مدل استوار آن را با استفاده از روش بن- تال و نمیرووسکی ]40, 41[ طراحی کردهاند و در نهایت مدل تولید شده را با چند مثال عددی مختلف با مدل قطعیاش مقایسه کردهاند.
بقالیان و همکارانش ]42[ در سال 2013 یک شبکه زنجیره تأمین چندمحصولی را با در نظر گرفتن عدم قطعیت سمت تقاضا و عدم قطعیت سمت عرضه طراحی کردهاند و از روش استوار برای برخورد با عدم قطعیت استفاده کردهاند. آنها همچنین مدلشان را بر روی صنعت مواد غذایی کشاورزی نیز آزمودند.

user7-112

22
24
24
26
27
29
30
31
32
32
34
36
39
41
42
44
44
46
49
50
51
53
54
54
55
56
59
60
60
61
65
67
68
71
72
73
86
87
87
90
92
94
96
98
104
112
116 فهرست مطالب
فصل اول:کلیات پژوهش ........................................................................................................
1-1 پیشگفتار ...............................................................................................................................................................
2-1 بیان مسأله ............................................................................................................................................................
3-1 اهمیت تحقیق .....................................................................................................................................................
4-1 سوالات تحقیق ....................................................................................................................................................
5-1 تعریف واژگان .......................................................................................................................................................
6-1 محدودیتها .........................................................................................................................................................
7-1 پیشینه تحقیق .....................................................................................................................................................
8-1 روش کار ..............................................................................................................................................................
فصل دوم: مبانی تاریخی ..............................................................................................................
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب ................................................................................................
1-1-2 مسأله فلسطین ...............................................................................................................................................
2-2 مروری برشعر معاصر عرب ...................................................................................................
1-2-2 نهضت جدید ...................................................................................................................................................
2-2-2 کلاسیکهای نو ..............................................................................................................................................
3-2-2 رمانتیکها .......................................................................................................................................................
4-2-2 رئالیستها .......................................................................................................................................................
5-2-2 سمبولیستها ................................................................................................................................................
6-2-2 جماعت و مجله آپولو ....................................................................................................................................


7-2-2 شعر متعهد ......................................................................................................................................................
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون ...............................
1-3-2 پیامدهای جنبش مشروطه ..........................................................................................................................
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول ..........................................................................................................................
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضاشاه ...........................................................................................................
4-3-2 پهلوی دوم 29 ...............................................................................................................................................
5-3-2 کودتای 28 مرداد 1332...............................................................................................................................
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی .....................................................................................................................
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران .................................................................................................
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما ....................................................................................................................................
2-4-2 نیما و شعر نو ..................................................................................................................................................
3-4-2 شعر سپید ........................................................................................................................................................
4-4-2 شعر حجم ........................................................................................................................................................
فصل سوم: مبانی نظری..........................................................................................................
1-3 مدرنیته و مدرنیسم ............................................................................................................................................
2-3 جنگ جهانی اول و ظهور مکتبهای ادبی ........................................................................
1-2-3 دادائیسم ..........................................................................................................................................................
2-2-3 سوررئالیسم .....................................................................................................................................................
3-2-3 اگزیستانسیالیسم ...........................................................................................................................................
3-3 ژان پل سارتر و نظریه ادبیات متعهد ..............................................................................................................
4-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد عرب ......................................................................................................................
5-3 ژرف ساخت ادبیات متعهد در ایران ................................................................................................................
6-3 گفتاری در باب عشق ........................................................................................................
1-6-3 عشق از دیدگاه عرفانی .................................................................................................................................
2-6-3 انواع عشق در ادبیات عرب(عشق عذری- عشق اباحی) ......................................................................
3-6-3 جایگاه عشق در غزل معاصر ایران و عرب ................................................................................................
فصل چهارم: معرفی حمید مصدق و نزارقبانی........................................................................
1-4 زندگی نامه حمیدمصدق ...................................................................................................................................
2-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
3-4 جایگاه حمید مصدق در شعر معاصر ایران ....................................................................................................
4-4 زندگی نامه نزارقبانی ........................................................................................................................................
5-4 معرفی آثار ............................................................................................................................................................
6-4 جایگاه نزار قبانی در شعر معاصر عرب ...........................................................................................................
فصل پنجم: نقد تطبیقی نزارقبانی و حمید مصدق .................................................................
1-5 تعریف نقد تطبیقی .............................................................................................................................................
2-5 مقایسه ساختار غزل حمید مصدق و نزار قبانی ...........................................................................................
3-5 عشق از دیدگاه حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................................................
4-5 مقایسه سیر تلقی از عشق در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................
1-4-5 عشق به معشوق(آسمانی- زمینی) .............................................................................................................
2-4-5 شادی و دردهای عشق .................................................................................................................................
3-4-5 نوستالوژی درد دوری ....................................................................................................................................
4-4-5 عشق عرفانی و تجلیات صوفیانه .................................................................................................................
5-4-5 عشق به طبیعت .............................................................................................................................................
5-5 مقایسه عشق و جامعه در اشعار حمید مصدق و نزارقبانی ........................................................................
6-5 مقایسه عشق و سیاست در اشعار حمید مصدق و نزار قبانی ....................................................................
7-5 زبان بیان عشق ....................................................................................................................................................
نتیجه گیری ..................................................................................................................................................................
فصـــل اول : کلیات پژوهش

1-1 پیشگفتار:
عشقورزی و عشق به زیبایی، ویژگی مشترک انسانهاست که از آغاز آفرینش تاکنون نه تنها جلوه خود را از دست نداده، بلکه محبوبتر و تابناکتر نیز شده است. « از نظر افلاطون عشق عبارت است از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه.»(مختاری، 1370: 68) او هدف عشق را نه زیبایی، بلکه بارور ساختن زیبایی میداند. از آنجا که عشق از احساسات انسان سرچشمه میگیرد و شعر نیز در وهلهی اول عرصهای برای جولان احساسات است، بنابراین، از همان آغاز یکی از مضامین اصلی شعر به شمار میرفته و بسیاری از شاعران جهان به آن پرداختهاند، اما همه در این عرصه موفق نبودهاند.
شاعر غنایی موفق کسی است «که آنچه که در گوش لطیف و خوشایند مینشیند، در برگزیدن تعبیرات مناسب و خصوصاً در برگزیدن خیالات و اندیشههای شعری داغ رعایت کند.»(مناصره، 2006: 56) حمید مصدق، شاعر معاصر ایران یکی از این شاعران است و یکی از مضامینی که در شعر او برجستگی دارد، مفهوم «عشق »است، واز این جهت میتوان او را در کنار شاعرانی چون مشیری و توللی قرار داد.
صنعتی میگوید: «حمید دوست داشت که از این لحظات زندگیاش لذت ببرد، و به جای اینکه برای مرگ خودش گریه کند ... و چیزی که کمکش میکرد این کار را بکند، عشق بود.»(ابومحبوب، 1380: 40).
نزار قبانی نیز همچون مصدق یکی از برجستهترین عرصهی عاشقانهسرایی است.«در همهی سرزمینهای عربزبان هیچ شاعری مانند نزار قبانی از شهرت و محبوبیت در نزد مردم برخوردار نیست... او در دورهی خود نزدیکترین شاعر به تودههای مختلف مردم بود.»(حسنین، بی تا: 7). مهمترین مضمونی که در شعر او به چشم میخورد، «عشق» است. نزار خود اعتراف میکند: «من از خانوادهای هستم که شغل آنها عاشقی است. عشق با کودکان این خانواده زاده میشود ... در خانواده ما هر طفلی در سن پانزده سالگی پیر است ودر کار عشق و عاشقی، صاحب طریقهای...»( شفیعی کدکنی،1380: 116).
نزار قبانی و حمید مصدق دارای ویژگیها و خصوصیات مشترکی هستند؛ از جمله 1- عشق به معشوق تقریباً مضمون اصلی شعر آن دو است 2- هر دو در رشته حقوق تحصیل کردهاند 3- هر دو تا حدی به مردم و جامعه و مردم گرایش دارند و... اما با وجود این، تفاوتهایی هم در نگرش آن دو به عشق دیده میشود که قابل تأمل و بررسی است؛ از این جهت، ما عشق در شعر این دو شاعر را در حیطههای عشق به معشوق (حقیقی، مجازی)، عشق به طبیعت، عشق به مردم، عشق به وطن، و زبان شعری آن دو بررسی خواهیم کرد.
2-1 بیان مسأله:
عنصر «عشق»، یکی از بنیادیترین درونمایه شعر جهان است که بیشترین حجم اشعار را در دورههای مختلف زندگی بشر به خود اختصاص داده است. با آنکه جوهرهی عشق در همه جا یکسان است با این حال نمود و تجلی آن در جوامع مختلف متناسب با ویژگیهای جغرافیایی و خصلتهای قومی متفاوت است. «حمید مصدق» شاعر معاصر ایران و «نزار قبانی» شاعر معاصر عرب، شاعرانی عاشقانهسرا هستند و مهم ترین مضمونی که در شعر آنها به چشم میخورد «عشق» است.
3-1 اهمیت تحقیق:
بررسی تطبیقی درونمایۀ «عشق» در اشعار این دو شاعر و اشتراک آنها در بهکارگیری این مضمون، با توجه به اینکه از دو سرزمین مختلف هستند، اهمیت و ضرورت این تحقیق است.
4-1 سؤلات مورد تحقیق:
1. این دو شاعر عشق را در معنای حقیقی بهکار بردهاند یا مجازی؟
2. در اشعار خود بیشتر به غم عشق پرداختهاند یا شادی عشق؟
3. چه عواملی باعث شده برداشت هر دو شاعر از عشق به هم نزدیک باشد؟
4. زبان شعری این دو شاعر در بیان عشق نو است یا کلاسیک؟
5-1 تعریف واژگان:
مفهوم ادبیات تطبیقی:
ادبیّات تطبیقی یعنی بررسی ادبیّات ملّی یک کشور در خارج از مرزهای آن و نیز بررسی روابط ادبیّات ملّی با ادبیّات زبان‌های دیگر و نیز سایر رشته‌های علوم انسانی و هنرهای زیبا مانند فلسفه، تاریخ. تعریف حاضر کوشیده است تا نگاهی به دو مکتب معروف در ادبیّات تطبیقی یعنی مکتب ملی با ادبیّات فرانسوی و امریکایی داشته باشد. یعنی هم به بررسی روابط ادبیات ملی با ادبیّات ملل دیگر اشاره دارد و هم رابطه ادبیّات با دیگر معرفت‌ها. در تعریفی دیگر آمده است: « ادبیّات تطبیقی از آن دسته پژوهش‌های ادبی است که باطن آن، مقایسه بین ادبیّات ملل مختلف است. برخی هم در پی مقایسه ادبیات با دیگر هنرهای زیبا و نیز مقایسه آن با سایر رشته‌های علوم انسانی مانند فلسفه، تاریخ، ادیان، مذاهب، فرق، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... هستند. عده‌ای هم پا را فراتر گذاشته، بررسی رابطه ادبیّات با عرصه‌های غیرانسانی مانند علوم پایه و علوم طبیعی را در حوزه ادبیّات تطبیقی جای داده‌اند». (عبود و دیگران، 2001: 89 و خطیب، 1999: 50).
ادبیّات تطبیقی هر چند که به روابط بین ادبیات ملّی با زبان ویژه و ادبیّات بیگانه با آن زبان و مقایسه‌ی روابط بین نویسندگان و شاعران که دستاوردهای ادبی مشابه با زبان و فرهنگ متفاوت و نژادهای مختلف و ملیّت‌های متفاوت می‌پردازد، امّا این نکته را باید در نظر داشت که ادبیّات، صبغه نوآوری و آفرینندگی دارد و مقایسه بین آنها خود به خود به دانش نقد مربوط می‌شود. به عبارت دیگر «ادبیّات تطبیقی گونه‌ای از پژوهش‌های جدید ادبی است که هم چون هر پژوهش ادبی، در پی تقویت روح نقد است. ادبیّات تطبیقی در وضع قوانین نقد جدید مشارکت می‌ورزد». (طحّان، 1972: 12).
6-1 محدودیتها:
مشکلات و محدودیتهای احتمالی این پژوهش، کمبود منابع مورد نیاز در کتابخانههای موجود و عرب بودن یکی از طرفین مورد پژوهش و نداشتن شناخت کافی نسبت به او است.
7-1 پیشینۀ تحقیق:
مقالات و پژوهشهای مختلفی دربارهی این دو شاعر معاصر انجام شده است. برخی از مقالات که زوایای ادبی از شخصیت و شعر این دو سرایندهی معاصر عربی و فارسی را مورد بررسی قرار داده، به قرار زیر است.
«جلوههای عشق در شعر نزار قبانی» از دکتر سید فضل الله میرقادری و مهناز دهقان، پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی، شماره 4، تابستان 1390، صص 178-212. « نزار قبانی تنها شاعر «زن» نیست» ( بررسی اشعار سیاسی قبانی) از دکتر محمد جواد مهدوی و ربابه یزدان نژاد، فصلنامهی لسان مبین (پژوهش ادب عربی)، سال سوم، دورهی جدید، شمارهی هشتم، تابستان 1390، صص 237-251. « بررسی هنجاگریزی در بخشی از اشعار نزار قبانی» از حمید رضا مشایخی و سیده زینب خدادی، دو فصلنامهی علمی نقد ادب معاصر عربی، سال دوم، شمارهی دوم، سال1391. « بررسی نوستالوژی در شعر حمید مصدق» از نجمه نظری و فاطمه کولیوند، فلصنامهی زبان و ادب فارسی، شمارهی46، زمستان 1389. « باستانگرایی در شعر حمید مصدق» از دکتر فاطمه مدرسی و امید یاسینی، کاوشنامه (مجلهی علمی پژوهشی دانشدهی ادبیات دا نشکاه یزد)، سال هشتم، شمارهی 14، بهار و تابستان 1386.
8-1 روش کار: روش کار در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است.
فصل دوم : مبانی تاریخی
1-2 گذری بر تاریخ معاصر عرب:
1-1-2 مسألۀ فلسطین:
در ادبیات نوین عرب، ادبیات مقاومت از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این ادبیات که آثار نویسندگان داخل و خارج فلسین را در برمیگیرد، مشارکتی عظیم و سرشار از پویایی و ابداع در فرهنگ نوین عرب دارد. ادبیات مقاومت در درجه اول به رنج وستیز انسانهایی میپردازد که در دام وضعیت سیاسی دشواری افتادهاند، وضعیتی که به اجبار و بی هیچ گناهی بر آنان تحمیل شده است. لذا این ادبیات ارتباط مستقیمی با زمان و مکان دارد و با مساءل سیاسی روز درگیر است.(الجیوسی، 1997: 32-36-95-96)
در ادبیات مقاومت بیش از هر نوع، شعر نمود دارد و پیشتاز است، زیرا که شعر در نفوذ میان تودهها و شوراندن و به هیجان آوردن آنان از قدرت بیشتری برخوردار است. در کل شعر هنر مقاومت است و در هر صورتی که باشد منتشر و فراگیر میشود و این به علت محتوای آهنگین آن در گزینش واژهها و چینش آنها در کنار هم ونیز نیروی آن در انتقال سریع از زبان به گوش و دل، و از دهان به دهان است. بنابراین این شعر است که صلابت مقاومت مردمی و شعارهای حماسی را برای مبارزان فلسطینی به ارمغان آورده است، درحالی که قصه و نمایشنامه و امثال آن نقش ثانوی داشتهاند، شایدم بدین جهت است که این انواع دیگر در ادبیات عرب نوعی جدید به شمار می آیند.( الجیوسی، 1997: 95، شکری، 1970: 317، فرزاد، 1383: 38)
شاید بزرگترین دستاورد شعر معاصر فلسطین این باشد که به نقل درگیریهای سیاسی یا تبلیغاتی نمیپردازد، بلکه از نظر زیبا شناسی تصویر دقیق و بدیع از وضعیت حقیقی موجود ارائه میدهد.( الجیوسی، 1997: 96)
ادبیات عرب با آغاز حوادث فلسطین رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و محتوای آن تغییرات بسیاری به خود دید، و شاعران عرب در کنار عشق و توصیف طبیعت و تقلید صرف از ادبیات دوره گذشته حال و هوای تازه ای را وارد شعر عربی کردند و آن همان بیان مقاومت و حماسه فلسطین بود. از این دوره است که فلسطین از چارچوب جغرافیایی خویش فراتر می رود و گستره جهان اسلام و به خصوص کشورهای عربی را فرا می گیرد و به تبع آن ادبیات فلسطین نیز از چارچوب فلسطین فراتر رفت و همه شاعران عرب را در گیر خود کرد و اشغال فلسطین به موضوعی جهانی تبدیل شد. با این تعریف ادبیات فلسطین به مجموعه آثاری اعم از شعر و نثر گفته می شود که توسط فلسطینیان و در مفهوم عامتر به هر نوع نوشته که درباره مقامت مردم فلسطین باشد. از آن جا که رابطه تنگاتنگی میان حوادث اجتماعی و ادبیات وجود دارد و نیز فلسطین بیش از سایر کشورها همواره در تلاطم و تصادم حوادث مختلف سیاسی بود؛ لازم است قبل از بررسی ادبیات فلسطین در دوره معاصر به پیشینه تاریخی فلسطین و روند شکل گیری ادبیات این سرزمین نگاهی گذرا افکنیم. چرا که دادن تصویری از ادبیات این ملت بدون پرداختن به حوادث سیاسی و تاریخی آن امکان پذیر نیست. براین اساس ادبیات فلسطین در قالب سه دوره تاریخی بررسی می شود. نکته قابل توجه این که هم چون ادبیات سایر کشورهای عربی و اسلامی و ایران شعر، بخش عظیم و عمده ی میراث ادبی فلسطین را تشکیل می دهد. بر این اساس ادبیات فلسطین با توجه به حوادث سیاسی و تاریخی این کشور به چند مرحله تقسیم می شود: 1- دوره تسلط عثمانی ها بر شام (که فلسطین بخشی از آن محسوب می شود) 2- دوره ی قیومیت بریتانیا بر فلسطین 3-دوره اشغال فلسطین و تسلط صهیونیست ها بر فلسطین و شکل گیری حکومت اشغالگر قدس (اسرائیل) و آغاز آوارگی فلسطینیان.
دوره ی اول: عثمانیان در قرن 16 میلادی شام را تحت نفوذ خود در آوردند. با این فتح فلسطین هم که بخشی از شام بود جزو قلمرو حکومتی آنان گشت. در این دوره زبان رسمی حکومت، زبان ترکی بود و حکومت عثمانی عرب و استقلال داخلی آنان را به رسمیت نمی شناخت. شعر این دوره تحت تأثیر قدما و دوره رکود ادبیات عرب بود. سروده های آنان بیشتر اغراض دینی داشت. بعضی از قصاید و قطعه ها، تقلید تام و کمال از عصر انحطاط بود و شعر به علت توجه به هنرهای بدیعی و قافیه پردازی از اهداف اصلی خود دور شده بود. در واقع باید توجه داشت که شاعران این دوره دنباله روی طبیعی دوران ضعف و عقب ماندگی فکری هستند همچون شاعران عصر باز گشت (قرن 12 و 13) در ایران. (السوافیری، 1383: 5)
دورهی دوم: در بیست و چهارم تیر سال 1922 سازمان ملل طرح قیومیت بریتانیا را که این کشور به سازمان ملل پیشنهاد کرده بود، تصویب کرد. این طرح حق اعراب فلسطینی را در اداره ی کشورشان نادیده می گرفت و به دولت قیم در اداره و قانون گذاری اختیار تام می داد و هم چنین به بریتانیا مسئولیت داده شد که شرایط سیاسی، اداری و اقتصادی مناسب را برای تشکیل سرزمین یهود فراهم کند (ورود یهودیان دنیا از سال 1922 به فلسطین آغاز شد). اما مبارزه ی اعراب فلسطین، تحقق تؤطئهی صهیونیستها را سی سال به تأخیر انداخت و دولت یهودی در اردیبهشت سال 1949م. به وجود آمد. در این دوره فلسطینیان مبارزه ی مسلحانه و غیر مسلحانه را رها نکردند و سرانجام در آوریل 1936م. قیامی بزرگ با هدف بیرون راندن یهودیان شروع شد. این واقعه به انقلاب 1936 معروف شد. خواستههای مردم در این انقلاب جلوگیری از ورود یهودیان به فلسطین و جلوگیری از فروش زمین به یهودیان بود. مبارزات با شدت بیشتری ادامه یافت و مهمترین نتیجه آن لغو تصمیم تقسیم فلسطین و اعلام به پایان رسیدن ورود یهودیان به فلسطین شد. (همان: 94-102)
انقلاب 1936 نخستین رویدادی بود که زمینه پیدایش نسل اول شاعران فلسطین شد. قبل از انقلاب 1936 شعر این دوره از ضعف و تقلید گذشتگان فاصله گرفته بود، اما هنوز از قید و بند آرایش های بدیعی رها نگشته بود. تحول اصلی شعر، در حول و حوش انقلاب 1936 به وقوع پیوست. در این دوره شاعر بلند گوی حاکمان نبود، بلکه برای مردم و همراه مردم زندگی می کرد و با درد ها و شادی ها همراه بود. در این مرحله شاعران بالاترین نقش را در توسعه ی فرهنگ خود و بیشترین بهره را در افزایش آگاهی خویش داشتند. سزاوار است که شاعران این مرحله را قافله سالار شعر معاصر فلسطین به حساب آوریم. (همان: 115-118)
شاعران این دوره شکل کلاسیک قصیده را برای بیان تجربیات خویش به کار گرفتند. چرا که در برابر تهدید انگلیسی ها و صهیونیست ها قرار داشتند که خواهان از میان برداشتن هویت عربی فلسطین و شخصیت فلسطینیان بودند؛ از این رو شاعران فلسطینی برای حفظ اصالت فرهنگی و شناخت میراث های فرهنگی و سنتی خود از آن بهره جستند. از طرف دیگر این قالب دارای قافیه یکسان است و استفاده از آن در تظاهرات مردمی آسانتر و روان تر انجام می گیرد. به این ترتیب شعر این دوره به گونه ی یک اعلامیه در می آمد، شعری که به فریادها، شعارها و خطبه ها می مانست. در میان شاعران برتر این دوره، عبدالرحیم محمود و ابو سلمی را می توان نام برد. این نسل، نسل اصیل مقاومت است که در جنگ جهانی دوم و فاجعه 1948م. میزیست و همواره جستجوگر مفاهیم پربار آزادی، رهایی، استقلال، دادخواهی و انتقام بود.(درویش، 1358: 29)
دوره ی سوم: این دوره با فاجعه 1948م. یعنی تأسیس دولت اسرائیل در فلسطین آغاز شد. انقلاب و مبارزه مسلحانه بین سال های 1936 تا 1948، تحقق نقشههای صهیونیست را به تأخیر افکند. اما در برابر این کنشها، انگلیسیها به برخی از دست نشاندگان عرب خود روی آوردند تا با میانداری آنان در صحنه سیاسی فلسطین، مانع مبارزه و اعتصابهای مسلحانهی فلسطینیان شوند و متأسفانه همین طور هم شد.(همان: 10)اسرائیل در سال 1948 تأسیس شد و دوران آوارگی و رنج و بدبختی فلسطینیان آغاز شد. انقلابی که درسال 1936 طوفانی را بر پا کرده بود و شاعران انقلابی بسیاری از قبیل ابراهیم طوفان و دلاورانی چون عزالدّین قسام را پرورش داده بود، در سال 1948 به خاموشی گرایید و از آن حالت انقلابی چه در زمینه سیاست، چه ادبیات و شعر بیرون آمد و در هالهای از ناامیدی فرو خزید. (همان)
2-2 مروری بر شعر معاصر عرب:
1-2-2 نهضت جدید:
اصولاً نمیتوان برای هر تحول یا رخداد سیاسی، اجتماعی و یا هر تحول دیگری، زمان دقیق و معینی ذکر کرد، چرا که غالباً این دگرگونیها تدریجی صورت میگیرد و یک سلسله علتهای ریز و درشت دست به دست هم میدهند ودر لحظهای که همه چی برای جا به جایی آماده است، تنها یک جرقه برای بروز اولین رویداد کافی است و پس از آن سایر رویدادها که در حقیقت در جامعه شکل گرفته است و آمادهی زایش میباشد، یکی پس از دیگری با سرعت رخ مینماید. همانند یک اثر هنری، یک شعر، که به محض کامل شدن در ذهن و ناخودگاه هنرمند، در پی بروز اولین مصراع و یا اولین نغمه که جاری شد، بقیه آثار تا پایان پیا پی متولد میشود. بنابراین درمورد علل این گونه مسائل باید با تأمل بیشتری به بررسی پرداخت.
بیشتر مورخان (عمدتاً غربی)، دورهی بیداری اعراب را غالباً از زمان حملهی ناپلئون به مصر در سال 1798م میدانند و میگویند که این کشورگشا، چون دید که جهل و بیسوادی حاکم بر بلاد مصر است، برای جلب اعتماد مردم(و به خیال خود) دست به اصلاحات زد و گروهی از دانشمندان و صنعتگران را با خود به مصر آورد. و اقداماتی از جمله ساختن مدرسه، تأسیس روزنامه و کتابخانه و... انجام داد و بدین ترتیب اعراب از آگاهی نسبت به پیشرفتهای غرب مبهوت و حیران شدند و با گشوده شدن این دریچه، نور ضعیفی اندک اندک بر تاریکی اعراب تابیدن گرفت و به مرور بیشتر بیشتر گردید.
البته باید توجه داشت که قبل از حمله ناپلئون به مصر چه گذشته است و اعراب در چه وضعیتی بودهاند؟ واقعیت این است که ترکها تنها فاتحانی جنگجو بودند بی آنکه از تمدن، سیستم حکومت و سیاست پیشرفتهای برخوردار باشند. آنان تمدن بیزانس را ویران کردند و قسطنطنیه را فتح کردند البته این ویرانی برای اروپا ضرر چندانی نداشت، چرا که صاحبان این تمدن به اروپا گریختند و در ایجاد نهضت جدید اروپا با گسترش آثار یونانی و رومی کمک شایانی کردند در حالی که بلاد شام و مصر با تاخت تاز ترکها و امثال آنها سخت ضربه خورد، بهطوری که حیات عقلی و ادبی تا حد زیادی دستخوش نابودی گردید؛ جز اندک رمقی که در پرتو «الازهر» ادامه داشت.
بدین ترتیب جامعه عربی در حد اعلای فشار و ناامنی مادی و فرهنگی قرار داشت و از درون منتظر چیزی بود که به نوعی اورا از خواب گران بیدار کند. در اینجا بود که با حمله ناپلئون به مصرف ملت این سرزمین در حقیقت نخستین ملتی از اعراب بودند که سر از ربقه اطاعت عثمانیان به در کردند و خواهان آزادی و استقلال شدند. مسأله مهمی که پس از حملهی ناپلئون، به مردم این سامان اعتماد به نفس داد، این بود که دانشمندان و باستان شناسان فرانسوی برای بررسی آثار باستانی مصر دست به حفاری و اکتشاف زدند و پرده از رازهای تمدن دیرین مصر برداشتند و در پی آن رشته خاص در باستان شناسی به نام «مصر شناسی» بهوجود آمد. مصریان بدین ترتیب به عظمت باستانی تمدن خود واقف شدند و احساس حقارتی که دربرابر غربیان داشتند از دست دادند و با اتکا به پشتوانهی فرهنگی و قومی خود دست به جنبش و مبارزه زدند. از آن طرف اروپاییان شیفتهی مصر و سایر سرزمینهای شرق گردیدند و شرق شناسی یا به قول عربها علم استشراق را به وجود آوردند.
بعدها فرانسویها از مصر رفتند. علتش این بود که عثمانیها با انگلیسیها همدست شدند و آنان را از مصر بیرون کردند و مصر تحت اشغال انگلیس درآمد. در دورهی سلطهی انگلیس بر مصر با ایجاد رسم کاپیتولاسیون، عملاً اقتصاد مصر به دست بازرگانان خارجی افتاد، فرق و درماندگی سراسر مصر را فراگرفت. انواع درگیریها برسر تسلط بر مصر میان دول اروپایی برقرار بود که دودش به چشم ملت مصر میرفت و آن اقلیت آگاه هم دربرابر تودهی بیخبر نمیتوانست کاری بکند. تا اینکه سرانجام همان درسخواندگان زمان محمد علی، اقدام به بیداری ملت از طریق کتاب و پروژه - ریسرچکردند بهطوری که شهر قاهره مرکزی برای جنبش فکری عرب درآمد و هرچه در توان داشتند برای بیداری ملت بکار میگرفتند. (شمعدانی، 1371: 18)
2-2-2 کلاسیکهای نو:
از آن هنگامی که ادب عرب از خواب جمود و خمود خود کم کم بیدار شد و نخستین گامها را در دورهی نهضت جدید برداشت نزدیک به یک قرن شاعران در این اندیشه سیر میکردند که شعر دارای معیارهای محکم همیشگی و ابدی است و باید از شاعران گذشته پیروی کرد. یعنی یک نوع بازگشت ادبی در شعر عرب رخ داد در اکثر جاها چنین بازگشتی رخ نموده است از جمله در ایران که پس از دوران سلطهی سبک اصفهانی و هندی که بعضی شاعران بیکار با آن مضمونسازی افراطی پدر شعر و خواننده شعر را درآورده بودند، بازگشت به شاعران بزرگ گذشته تنها راه رهایی شعر از ابتذال و انحطاط شناخته شد. در قرن هیجدهم در اروپا نیز بازگشت به کلاسیک روی داد، البته با زمینهی فلسفی در قرن نوزدهم، پارناسینها یا طرفداران هنر برای هنر مثل لوکنت دولیل در آثار خود به «هومر» و «سوفوکل» و «هوراس» نظر داشتند.
سردسته شاعران کلاسیک نو، بارودی است. محمود سامی بارودی از افسران رهبران و انقلابیون مصر بود. او از شاعران عصر عباسی تقلید میکرد در شعر بارودی دو وجه را میتوان مورد توجه قرار داد.
نخست چهرهی شاعری که با لباس عرب بادیه بر اطلال و دمن ایستاده است و به تشبیب میپردازد:
غصن بان قد اطلع الحسن فیه بید السحرجلناراً و وردا
شاخه درخت بانی است که زیبایی در آن با دست باد گلنار و گل سرخ را شکوفا کرده است.
دیگر چهره شاعری متجدد، که از سیاست و مسائل اجتماعی سخن میگوید و عیوب و نقایص وطنش را میشناسد:
فباد رو و الامر قبل الفوت وانتزعوا شکاله الریث مالدنیا مع العجل
کار حکومت را چاره کنید و پیش از فوت وقت حاکم خود شوید و این بند کندی و سستی را از پای خود دور کنید زیرا که جهان با شتاب به پیش میرود.
در هر حال بارودی به جهت اینکه در شعرش تصویری صادقانه از ملت و محیط خودش ترسیم کرده شاعری قابل توجه است. از شاعران دیگر حافظ ابراهیم است او نیز از افسران ناراضی و از یاران شیخ محمد عبده بود که از کار برکنار شد.
شاید بتوان احمد شوقی را بزرگترین شاعر کلاسیک نو نامید. احمد شوقی اصلاً عرب نبود. مادرش ترک و پدرش کرد بود. او به جهت روانی طبع و شیرینی الفاظ به شاعرالنیل و در سال 1927 در جشنوارهی بزرگبه امیرالشعرا ملقب گردید. اکثر نقادان عقیده دارند که بعد از متنبی، احمد شوقی شاعری بیمانند است شعر او منحصر به مصر نیست بلکه تمامی اقطار عربی و اسلامی را شامل میشود. شوقی مبتکر «شعر تمثیلی» یا نمایشی در عرب است و در این زمینه آثاری چون: مرگ کائلوپاترا، مجنون لیلی، قمبیز (کمبوزیا) دارد.
باید توجه کرد که شاعرانی مثل احمد شوقی و ابراهیم حافظ هرچند از شاعران کلاسیک هستند اما موضوعات اشعارشان بیشتر جنبهی عام دارد و همواره در مبارزه میباشند، اینان حتی جانب دین را هرگز فرو نگذاشتهاند، به طوری که شوقی پنج قصیده غرا در مدح رسول اکرم (ص) سروده است.(همان: 19)
3-2-2 رمانتیکها:
دستهی دوم «شاعران رمانتیک» هستند. اگر تقلید و حکومت عقل و منطق را از ارکان اصلی مکتب کلاسیک بدانیم، در برابر آن ابداعف عاطفه و گمان ارکان رمانتیک را میسازند که بدین ترتیب مکتب کلاسیک برونگرا و مکتب رمانتیک به مضمون و آتش احساسس درون درون انسان توجه دارد.
در قرن بیستم با خلیل مطران در مصر و پس از او جبران خلیل جبران در لبنان و بلاد آمریکای شمالی مکتب رمانتیک شناخته میشود. البته این مکتب در غرب از قدیم در آثار نقاشان، مجسمهسازان و دیگر هنرمندان، شناخته شده بود اما اعراب بد از امروالقیس و اکثر شاعران جاهلی و اموی دیگر با این نوع شیوهی بیان برخوردی نداشتند تا ظهور خلیل مطران.
رمانتیسم عرب از غرب تا حد زیادی تأثیر پذیرفته است چرا که خلیل مطران که از پیشروان این عده به شمار میروند خود از درس خواندههای پاریس بود او شیفتهی ادبیات فرانسه و مرید آلفرد دو موسه که یکی از رمانتیکهای بزرگ است بود.
از رمانتیکهای بزرگ یکی جبران خلیل جبران است که در ایران از شهرت ویژهای برخوردار است او در لبنان زاده سد و به جهت فقر همراه با خانوادهاش به بوستن آمریکا مهاجرت کرد. جبران انگلیسی را نکو فراگرفته بود به طوری در نگارش به این زبان بسیار توانا بود. به همین جهت به لبنان برگشت تا عربیش را تکمیل کند. او به نقاشی علاقه شدیدی داشت و نزد نقاش بزرگ معاصر «رودن» در پاریس مدتی شاگردی کرد. جنگ جهانی اول و مصائب آن و همچنین فقر و عدم موفقیت کتابهایش که به عربی نوشته بود اورا ناراحت کرد، به طوری که نخست انجمن «الرابطه القلمیه» تأسیس کرد و سپس نویسندگی به انگلیسی را آغاز نمود جبران در نیویورک درگذشت و ودر شهر زادگاهش «بشری» در لبنان مدفون گردید. از آثار مهمش به انگلیس مجنون نبی، الهه الارض و یسوغع بن انسان میباشد. از کتب عربیش: دمعه و ابتسامه، الاجنحه المکتسره و الارواح المترده است. مجموعه اشعارش «المواکب» نام دارد که قصیدهای طولانی است که از سنن جامعه انتقاد میکند.
این هنرمند ابعاد مختلفی را از شخصیتش در آثارش بروز دا ده است؛ گاهی اندیشههای کاملاً فلسفی ارائه میدهد، گاهی احساسات تند و تخیلی را بر کاغذ میآورد و زمانی از ادراک عمیق و رئالیستی خود مارا با خبر میسازد. گاهی با رمز حکمت و موعظه با مردم سخن میگوید در همهی این موارد یک نکته در اندیشه او روشن است که میگوید باید دوباره به ارزشگذاری امور جاممعه همت گماشت و بسیاری از ازشهای دروغین جامعه را عوض کرد. آثار انگلیسی او در غرب طرفداران فراوانی دارد.
غیر جبران خلیل جبران شاعران بزرگ دیگری در آمریکا و بلاد مهجر بودند که از آن میان میتوان شاعر و ادیب توانا میخائیل نعیمه، یوسف الخال، شاعر طلسمها ایلیا ابو ماضی، الیاس ابو شبکه و بشاره الخوری را نام برد. (همان: 20)
4-2-2 رئالیستها:
پس از رمانتیکها رئالیستها ظهور کردند. به طور خلاصه میتوان دو عامل اساسی را باعث فروپاشی رمانتیکها و ظهور رئالیستها در شعر معاصر عرب دانست این دو عامل عبارتند از: جنگ جهانی دوم و مسأله فلسطین. جنگ جهانی دوم و اثرات نامطلوب آن از جهت تورم و فقر در جامعه عرب باعث شد تا گروهی از جوانان عرب به مارکسیسم روی آوردندو آن را راه چارهای برای دردهای جامعه بدانند. گروهی نیز به جمعیت «اخوانالمسلمین» گرویدند جمعیت اخوان المسلمین در سال 1928 به رهبری «حسن البناء» تأسیس شد و هدفش همبستگی مسلمانان مصر و ترویج دین در میان روشنفکران عرب بود. اما این جمعیت نتوانست مسأله ناسیونالیسم عرب را کمرنگ کند بعدها اقدانات جمال عبدالناصر برای مقابله با خطر صهونیسم تنها از طریق طرح عروبه (عربیت) و الوطن العربی مطرح گردید.
پس از جنگ و رخداد تراژدی فلسطین، شاعران عرب از پیلهی خویشتن بدر آمدند و غصههای شخصی جایش را به دردهای مشترک و واقعی داد و برای نخستین بار در شعر عرب مسأله « تعهد» مطرح شد و ادبیات ملزم و متعهد مورد توجه قرار گرفت و ادبیات رمانتیک و برج عاج نشینی متروک و منفور گردید.
قیام 1952 مصر به سرکردگی افسران، به رهبری ژنرال نجیب و عبدالناصر مهمترین رخداد سیاسی در جان عرب است که در همهی شئون کشورهای عربی تأثیر گذاشت، ادبیات پس از قیام مصر، ادبیات رئالیست و اجتماعی است که بیانگر زندگی مردم عادی مثل کشاورز، کارگر و صنعتگر میباشد و از احساسات و عواطف و زندگی اجتماع سخن میگوید.
پس از سقوط دولت عثمانی و تکه تکه شدن مستملکات آن، همواره استعمار غرب کشورهای عربی را مورد رنج و آزار قرار داده است و روشنفکران و شاعران و نویسندگان متعهد عرب کوشیدهاند تا با ایجاد اتحاد میان اعراب آنان را دربرابر هجوم استعمار غرب و انگلیس یکپارچه و هماهنگ کنند.
شکست اعراب از اسرائیل در ژوئن 1967 آخرین و غافلترین شاعران عرب را هم بیدار کرد. نزار قبانی که تا آن زمان به شاعر زن و غزل مشهور بود ناگهان از سر سوز دل، شعر «هوامش علی دفترالنکسته» (حاشیهای بر دفتر شکست ) را منتشر کرد که یکی از بهترین اشعار وطن دوستانه عرب است. پس از این شکست بسیاری از اعراب که تا آن موقع اسرائیل را جدی نگرفته بودند با تمام وجود خطر صهونیزم را احساس و به خود لرزیدند.
رئالیسم یا واقع گرایی در شوروی شامل سه دوره بوده است:
1-رئالیسم ابتدایی، که واقعیت محیط اجتماعی را به صورت ظاهری و سلبی ترسیم میکند بی آنکه به جدال و مبارزات درون آن و حرکت تطور آن بیندیشد.
2-رئالیسم انتقادی، که پایهگذار آن مارکسم گورکی بود. در رئالیسم گورکی از یأسها و بدبینیهای رئالیسم خام یا ابتدایی خبری نیست بلکه قهرمانان نویسنده از جامعه و محیط خود جلوتر هستند و به آینده امیدوارند.
3-رئالیسم اشتراکی یا سوسیالیستی، در حقیقت دنباله رئالیسم انتقادی است در کتاب مکتبهای ادبی نوشته رضا سید حسینی، رئالیسم اشتراکی اینگونه تعریف شده است که این رئالیسم بر اصل قدرت خلاقیت کار استوار است و هنر در واقع میدان بروز خلاقیت کار میباشد.
در حقیقت رئالیسم سوسیالیستی حرکت تطور جامعه را مد نظر دارد و تمامی کوشش خود را در فعال کردن این حرکت بکار میبرد. (همان: 21)
5-2-2 سمبولیستها:
گروه چهارم شاعران رمزگرا یا سیمبولیست هستند. البته تعیین دقیق اینکه مثلاض نزار قبانی و نازکالملائکه در کدام مکتب جای دارند چندان ساده نیست چراکه افزون بر حال و هوای رمانتیک، میتوان اشعار سوررئال را هم در دیوانهای آنان پیدا کرد لذا در اینجا ما وجه غالب را در نظر میگیریم و اینکه خود نقادان عرب این تقسیم بندیها را قبول دارند.
شاعران سمبولیست از گروه نوپردازان هستند که بیشتر به مسائل اجتماعی پرداختهاند. شعر اینان آمیزهای از تصوف و اگزیستانسیالیسم است اینان به زبان اهمیت بسیار میدهند و از اساطیر و رموز برای بیان افکارشان سود میجویند. مشهورترین این شاعران که برخی از آنان عقاید اشتراکی نیز دارند عبارتند از: بدر شاکر السیاب، عبدالوهاب البیاتی، صلاح عبدالصبور، خلیل حاوی و ادونیس.
این شاعران بزرگ هم اکنون از پرچمداران شعر نو و اندیشه پیشتاز در میان عربها هستند، برخی چون بیاتی و ادونیس در اروپا و شوروی نیز سخت مورد توجه هستند و جوایزی نیز دریافت کردهاند. (همان)
6-2-2 جماعت و مجلۀ آپولو:
در نیمۀ نخست سدۀ بیستم که حوادث شگرف و شگفتی در گوشه و کنار جهان، به‌ویژه اروپا روی داد، در سرزمین‌های عربی، به‌ویژه کشور مصر، نیز رویدادهای بسیاری در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی به وقوع پیوست. در همین دوره انجمن‌ها و جمعیت‌های ادبی و هنری متعددی در حوزه ادبیات عرب شکل گرفت. دو جمعیت صاحب نام و تأثیرگذار بر جریان ادبیات معاصر عرب، به‌ویژه شعر معاصر، در همین کشور مصر به منصه ظهور رسیدند. نخست «جماعت دیوان» تحت تأثیر خلیل مطران و با همیاری ابراهیم عبدالقادر المازنی. این جماعت مانند «جمعیت دانشکده»علیه سنت‌های شعر کلاسیک، به‌ویژه «عمود الشعر» عصیان کردند و دیگر مانند سنت‌گرایان معتقد نبودند که اسلاف، بر و بوم سخن را رفته‌اند و «لیس فی‌الامکان، ابدع مما کان». اگرچه «جماعت دیوان»، مفاهیم و مضامین جدیدی را وارد شعر کردند؛ اما در صورت و فرم بیرونی هم‌چنان از چارچوب سنت تخطی نکردند.
در اوایل دهۀ سی تحت ‌تأثیر ادبیات اروپایی جمعیت شعری پیشروی به نام «جماعت آپولو» در شهر قاهره شکل گرفت. در سپتامبر 1932 م. گروهی ادیب و شاعر و منتقد گردهم آمدند و اساس این مکتب ادبی را بنیان گذاشتند و با الهام از اساطیر یونان نام آپولو را برای آن اختیار کردند. خبر تأسیس آن، اول بار به‌وسیله شاعر رمانتیک مصر، دکتر احمد زکی ابوشادی(1892 - 1955م)، مؤسس اصلی جمعیت منتشر شد. این جمعیت که اعضای اولیه آن عبارت بودند از:
احمد محرم، ابراهیم ناجی، علی محمود طه، کامل کیلانی، احمد ضیف، احمد الشایب، محمود ابوالوفاء و حسن کامل الصیرفی، در نخستین جلسه احمد شوقی را به عنوان رئیس جمعیت برگزید. هنوز یک ماه از این انتخاب نگذشته بود که مرگ او را در ربود و خلیل مطران جایگزین او شد. دکتر ابوشادی در تمام مدت، دبیر این جمعیت بود.
این جمعیت از همان آغاز برای نشر سروده‌ها و آثار خود به انتشار مجله‌ای به نام آپولو اهتمام کرد. در شماره نخست مجله (آوریل 1933)، محورهای فعالیت‌های جمعیت بدین شرح اعلام شد: 1. اعتلای شعر عرب و جهت دادن به شاعران. 2. حمایت از نهضت‌ها و جریان‌های هنری و ادبی در حوزه شعر. 3. ارتقای زندگی شاعران در سطوح مختلف مادی، ادبی و اجتماعی و دفاع از کرامت انسانی آنان.
ابوشادی در همین شماره «دبستان آپولو را دبستان تعاون، انصاف و اصلاح و نوآوری» وصف می‌کند(ابوشادی، 1933: 19) و هدف اصلی آن را هدایت شاعران از ظلمت به نور و گسترش افق شعر عربی و گشودن قیدوبندهای سنت به ویژه «عمود الشعر» از پای شاعران و آشنا کردن آن‌ها با ادبیات جهان و جریان‌های فکری جدید آن و پوشاندن لباس نو بر قامت شعر و جستن معانی و مضامین تازه می‌داند. وجه غالب فعالیت‌های این نشریه، نوآوری و تجدد در حوزه شعر بود. نسل جوانِ آن از همه در نوآوری و تجدد گستاخ‌تر بودند و بیشتر متأثر از وضعیت سیاسی و انقلاب 1919. این جمعیت می‌خواست هم وحدت رمانتیک شعر و هم وحدت موضوعی آن را محقق کند.(الکتانی، 1982: 430-432). این نشریه تا سال 1935 م. به‌طور مرتب منتشر می‌شد. کوچیدن ابوشادی از قاهره به اسکندریه در این سال باعث توقف آن شد. صدای این مجله و جمعیت آپولو، از صداهای ماندگاری است که آن را هنوز می‌توان از دیواره زمان شنید. نویسندگان و شاعران آن، اگرچه به عرصه‌های دیگر روی آوردند؛ اما همچنان به اصول و مبادی آن جمعیت وفادار ماندند. هنوز ردپای این جمعیت و مجله را می‌توان در حوزه‌های مختلف ادبیات عرب مشاهده کرد.
دیری نپایید که این مجله شهره آفاق شد و بسیاری از شاعران صاحب نام کشورهای عربی مانند ابوالقاسم الشابی از تونس و ایلیا ابوماضی و الیاس ابوشبکه از لبنان و محمدمهدی جواهری از عراق به این جمعیت پیوستند.
از فعالیت‌های جنبی مجله، نشر دیوان‌های شاعران نوآوری مانند ابوشادی و ابراهیم ناجی و پژوهش‌های انتقادی مانند «روادالشعر فی مصر» از مختار الوکیل و «أدب الطبیعه» از مصطفی عبداللطیف السحرتی بود. از همان بدو انتشار این نشریه نشانه‌ تیرهای انتقادی شدیدی قرارگرفت. این انتقادها بیشتر متوجه ناتوانی شاعران مجله در رعایت «عمود الشعر» و ترجمه و اخذ معانی از شعر اروپایی بود. ابوشادی این انتقادهای تند را بی‌جواب نمی‌گذاشت و همچنان در نیل به اهداف مجله می‌کوشید و تا اندازه‌ای نیز توفیق می‌یافت(قدوسی، 1972: 508). از جمله در گسترش شعر آزاد و ترویج شعر نمایشی و شعر داستانی و سمبلیک موفق ‌شد.
7-2-2 شعر متعهد:
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه، در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آنها را تهدید میکند، بهوجود می آید و اصلی ترین مسائل در حوزه آن، دعوت به مبارزه، ترسیم چهره بیدادگری، ستایش آزادی و آزادگری، گشودن افقهای روشن پیروزی، انعکاس مظلومیت مردم، جانفشانی های مبارزان راه آزادی و بزرگداشت شهدای آن است.«این نوع ادبیات در طول تاریخ و در کشاکش تهاجم قدرتها و تدافع جوامع سلطه ناپذیر، همواره به مثابه ابزار و سلاحی بازدارنده رخ نموده و موجبات احیا، تداوم و بقای فرهنگی جوامع مورد هجوم یا تحت سلطه را فراهم آورده است»( کنفانی، 1362: 17) این گونه ادبی، عموماً با زبانی صریح بیان میشود و با توجه به شرایط و مقتضیات هر دوره تاریخی، جلوه آن و نحوه بروز و ظهورش میتواند متفاوت با دوره دیگر باشد. چنانچه در یک برحه تاریخی، نوع ادب معترض، افشاگر و هشداردهنده و در دوره دیگر نوع ادب عارفانه و زاهدانه و در روزگاری دیگر ادب سوگ و مرثیه را در زمره ادبیات پایداری به حساب میآوریم.
ادبیات مقاومت در دیدگاهی وسیعتر تمام آثار ادبی و گونههای شعری را شامل میشود و به عبارتی، میتوان تغزل و تشبیب را نیز شعر و ادب پایداری، پایداری روح در برابر قحط سالی عاطفه شمرد که آثار شعری پنج کشور فلسطین، سوریه، لبنان و عراق، در صف ائل شعر مقاومت واقعاند.(بیدج، 1370: 7-9)
انقلاب 1952 مصر یکی از مهمترین رویدادهای جهان عرب است که آگاهیهای سیاسی اعراب را تا حد زیادی بالا برد و در ادبیات معاصر عرب مسائل تازهای را بهوجود آورد.
دستهبندیهای سیاسی در مصر پس از انقلاب و عنوان کردن تودهها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز کشورها مسأله «تعهد» را در ادبیات و هنر برای اول بار در ادب عرب مطرح ساخت. بدین ترتیب شعر امروز عرب، یکی از پربارترین شعرهای جهان پویای عصر حاضر است. شعری است که صراحت دارد و خشمگین است و مدتهاست که پوستههای سخت محافظهکاری را ترکانده و از اعماق حنجره باتمام توان فریاد میزند: «من وجدان بیدار ملت عربم». این شعری است که عریانی حقیقتش آنقدر نابارورانه و غافلگیرانه است که عدهی زیادی تاب شنیدنش را ندارند.
این صراحت در اتخاب قالب و شکستن دیوارهای کهنه اوزان، نیز در شعر نو عرب دیده میشود که از هر قید و بندی آزاد شده است. (قبانی،1364: 12)
3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون
1-3-2 جنبش مشروطه و پیامدهای آن :
آبراهامیان به طور کلی نهضت مشروطه را معلول اتحاد روشنفکران متجدّد و طبقه متوسّط سنّتی می داند. وی در خصوص عوامل اتّحاد بخش آنان می نویسد:
روشنفکران متجدّد با الهام از مشروطیت، ناسیونالیسم و دنیانگری، گذشته را رد می کردند، حال را با اعتراض می نگریستند، و نگاهی تازه به آینده داشتند. علاوه بر این، هم طبقه متوسّط سنّتی و هم روشنفکران متجدّد، به رغم تفاوتهای شان، حملات خود را متوجّه یک هدف کرده بودند: حکومت مرکزی. هر دو، سازمانها، انجمنها و احزاب سیاسی و نیمه مخفی خود را تشکیل می دادند. هر دو آگاه بودند که سلسله قاجار، نه تنها از لحاظ مالی ورشکسته، که همچنین از نظر اخلاقی بی اعتبار، به لحاظ اداری بی کفایت، و مهم تر از همه، از لحاظ نظامی نیز ناتوان است.(آبراهامیان: 1379: 74)
پیامدها و دستاوردهای مشروطه:
الف. تشکیل مجلس ملّی: در تاریخ 14جمادی الثانی 1324، فرمان مشروطیت اعلام، و کمی بعد از آن تاریخ، مجلس شورای ملّی افتتاح شد. نقش مهم طبقه متوسّط سنّتی در ترکیب اجتماعی مجلس انعکاس یافته بود: 26 درصد نمایندگان رؤسای اصناف، 20درصد روحانیان و 15درصد از تاجران بودند. سیمای سیاسی مجلس نیز چنان که انتظار می رفت، در سه(مسلک) وسیع، اما مشخّص که به تدریج به وجود آمد، یعنی سلطنت طلبان(مستبدها)، میانه روها(معتدلها) و لیبرالها(آزادی خواهان) نمایان بود.(همان: 80).
ب. ظهور سازمانهای سیاسی: گشایش مجلس مؤسسّان و انتخابات مجلس ملّی، زمینه سازی پیدایی سازمانهای سیاسی و روزنامه های رادیکال در سراسر کشور بود. در مراکز ایالات، مردم محل، به سرکردگی بازاریان، دست به کار تشکیل انجمنهای مستقل از حکّام ایالات و عموماً مخالف با آن شدند. در پایتخت بیش از سی انجمن مشروطه خواه در صحنه سیاسی ظهور کرد. بعضی از این انجمن ا مانند انجمن اصناف، انجمن مستوفیان، و انجمن طلاّب، انجمنهای صنف بودند. بقیه، مانند انجمن آذربایجانیها، ارامنه، انجمن کلیمیان، انجمن زرتشتیان و انجمن ایرانیان جنوب، باشگاه هایی قومی شمرده می شدند. از بین این انجمنها فعّال تر و بزرگتر از همه، انجمن آذربایجانیها بود، که سه هزار عضو داشت. این انجمن را تاجران تبریزی و مهندس جوانی در رشته برق از قفقاز به نا م حیدرخان عمواوغلی تشکیل دادند. حیدر خان، متولّد خانوادهای طبابت پیشینه در آذربایجان ایران بود؛ در آذربایجان روسیه درس خوانده و وارد حزب سوسیال دموکرات روسیه شده و با برادر بزرگش و نریمان نریمانف، حزب سوسیال دموکرات ایران را در باکو تشکیل داده بود.
ج. ظهور روزنامه های رادیکال: تعداد روزنامه ها و نشریاتی که در داخل ایران متشر می شد، از شش فقره در آستان انقلاب به بیش از یکصد فقره در مدّت ده ماه پس از مجلس مؤسّسان رسید. بسیاری از نشریات، عناوین خوش بینانه, ناسیونالیستی و رادیکالی چون ترقّی, بیداری, وطن, آ دمیت, اتّحاد,ا مید و عصر نو داشتند. برجسته ترین و مشهورترین نشریه ها را اعضای انجمنهای مخفی می نوشتند. میرزا رضا تربیت و سید محمد شبستری، اعضای مرکز غیبی در تبریز، روزنامههای آزاد و مجاهد را در می آوردند. ناظم الاسلام کرمانی از انجمن مخفی در تهران با ندای وطن ظهور کرد. پنج عضو کمیته انقلابی از جمله سلیمان اسکندری، روزنامه های مشهور حقوق، صور اسرافیل، مساوات و روح القدس را منتشر کردند.(همان: 90-93)
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول:
رضاخان در سال 1304، با خلع دودمان قاجار از سلطنت، خود با عنوان رضاشاه نخستین پادشاه پهلوی ایران شد. در زمان پادشاهیاش که تا شهریور 1320 ادامه یافت کوشید ایران را به سبک غرب درآورد. گفتمان مدرنیسم پهلوی با تأکید بر مضامینی چون توسعه و نوسازی به شیوه اروپایی، ناسیونالیسم ایرانی، مدرنیسم فرهنگی، عقلانیت مدرنیستی و سکولاریسم، به دنبال دادن هویتی یکپارچه به "ملت ایران" و تضعیف هویتهای پراکنده و پاره پاره دوران قاجار بود چنین هویتی طبعاً میبایست درون چهاچوب "دولت ملی مدرن" شکل گیرد و "ناسیونالیسم" ایرانی به شکل هویتی فراگیر بر فراز همه هویتهای مادون ملی گسترش یابد.(مسعود نیا، فروغی، 1391: 84)
دوره پهلوی اول دوره بنیان گذاری دولت- ملت مدرن بر اساس آموزههای ناسیونالیستی است که عمدتاً در دوره مشروطه شکل گرفت.(صادقی، 1384: 42) پیش رفتن به سوی جامعه شبه غربی روح حاکم بر طرح تجددگرایی عصر پهلوی بود. حکومت برای رسیدن به این هدف دو راه را پیش گرفت: نخست، کوشش برای وارد کردن بخشهایی از دانش غربی، بویژه دانش فنی، بروکراسی، اصول اقتصاد و نظام حقوقی جدید؛ و تلاش برای به کارگیری سبک زندگی اروپایی و تغییر الگوی زیست- رفتاری در ایران(علی اکبری، 1384: 232)
رضا شاه در آغاز حکومت خود روابط دوستانهای با علما داشت، اما به تدریج روابط سرد و تیره شد. روحانیون هم واکنشهای متفاوتی در دوره های مختلف حکومت رضا شاه از خود نشان دادند که از حمایت آغاز شد و تا مخالفت ادامه یافت. در سالها و ماههای بعد از کودتای 1299 آشفتگی و هرج و مرج در عرصه فرهنگ و جامعه، زمینه پیدایش حاکمیت مقتدری را فراهم کرده بود. با پدید آمدن چنین وضعی، روحانیون از به قدرت رسیدن رضاخان حمایت کردند؛ این موضوع تا حد زیادی تحت تأثیر سرخوردگی آنها از مشروطهخواهی و همچنین تأثیر شرکت مداوم آشکار رضاخان در مراسم مذهبی قبل از تحکیم موقعیت او بود. بنابراین در آغاز قدرت، رضاخان با همراهی علما و تأیید آنان مواجه شد، اما این حسن نیت و روابط صلحجویانه دوام نداشت (حسام، 1382: 98-100)
تغییر ساختار آموزشی و کمرنگ شدن نقش روحانیون در اداره امور آموزشی و سپردن آنها به نیروهای تحصیل کرده جدید، عرفی شدن فرهنگ را در پی داشت. از نفوذ روحانیون در امور حقوقی و قضایی نیز کاسته شد. تلاش برای برچیدن بسیاری از آداب سنتی و مذهبی مثل مراسم سوگواری، تعزیهخوانی و روضهخوانی نمونههای دیگری از عرفی شدن فعالیتهای فرهنگی است. ورئد زنان به حوزههای زندگی اجتماعی و طرح موضوع حقوق زنان یکی از کوششهای اساسی برنامه ریزان تجدد برای سکولاریزه کردن جامعه بود.
با وجود این رضا شاه دست کم یک چیز را فراموش کرد و آن اینکه ایران را به ابزارهای دولتی مستقل یعنی مردمی با بلوغ سیاسی مجهز کند. دیکتاتوری رضا شاهی تا آنجا که نظم اجتماعی نارسا و فردگرایانه ایرانیان اجازه میداد، مطلق بود. آموزش و پرورش رسمی پیشرفت کرده بود اما مردم از نظر آموزش سیاسی پسرفت کرده بودند.( کاتم، 1371: 12-13)
3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه:
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت الشعاع قرار داد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود.(طلوعی، 1373: 150) پیش از این انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستی هیتلر در مقابل توسعه طلبیهای آلمان، سیاستی مسالمت آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ جهانی دوم ادامه یافت. از این زمان به بعد (زمان قدرت گیری هیتلر) رضاشاه به شدت به آلمان هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد این امر، اسباب نگرانی انگلستان را فراهم کرد شوروی هم از این امر ناخشنود بود.
بعد از آغاز جنگ جهانی دوم و مصایبی که انگلستان در آغاز جنگ متحمل شد، رضا شاه انگلیسیها را برای پرداخت بدهیهای معوقه به ایران و افزایش سهم ایران از شرکت نفت، تحت فشار قرار داد. انگلیسیها در آن شرایط دشوار تسلیم شدند؛ ولی کینه و نفرت آنها از رضاشاه دو چندان افزایش یافت. فرصتی که انگلیسیها برای انتقام جویی از وی، مترصدش بودند با حمله آلمان هیتلری به شوروی فراهم شد(مدنی، بی تا: 262)
در کوران جنگ جهانی دوم، پیش از آنکه انگلیس و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کنند، ایران بی طرفی خود را به آگاهی دولت انگلستان رسانده بود اما بدیهی است که بی طرفی ایران به سبب اهمیت جغرافیای نظامی نمیتوانست به دیده احترام نگریسته شود؛ مضافاً اینکه بهانه بزرگی چون: تمایل ایران به آلمان نازی، توسعه روابط صنعتی و تجاری با آن کشور و وجود جاسوسان آلمانی در ایران کافی بود تا هر لحظه، هراس هجوم متفقین، فضای ایران را آشفتهتر سازد. سرانجام در سوم شهریور 1320 قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند.
ملت ایران که دوره استبداد را میگذراند، طبعاً ارتش را یاری نمیکرد. ارتش ایران هم در حدی نبود که بتواند نیروهای انگلیس و شوروی را عقب بزند؛ ولی اگر مردم به مقاومت برمیخاستند اشغال کشور به سادگی عملی نبود. با شکست ارتش ایران در برابر متفقین، علی منصور نخست وزیر سقوط کرد و ذکاءالملک فروغی زمامدار شد. یکی از پیامدهای اشغال ایران به دست متفقین، سقوط رژیم استبدادی رضاخان و به قدرت رسیدن فرزندش محمدرضا بود.( مدنی، بی تا: 263، آبراهامیان، 1387: 202)
4- 3-2 پهلوی دوم:
با وجودی که از 1334 به بعد تمامی تلاش محمدرضا در جهت سلطه بر تمامی ارکان قدرت دور می زند، به اعتبار تأثیرپذیری و وابستگی شدید به آمریکا تحولات ناخواسته ای را نیز مجبور است پدید آورد. در سال 1339 که در آمریکا حکومت تغییر کرد و جان. اف. کندی به قدرت رسید، دولت آمریکا سیاست لیبرالیسم را در پیش گرفت و به ظاهر جان. اف. کندی به دلیل متهم بودن محمدرضا به دیکتاتور از او خوشش نمیآید به همین دلیل شاه به علم و اقبال توصیه نمود که دو حزب به نام (ملیون و مردم) به وجود آورند. همچنین محمدرضا، امینی را به نخست وزیری منسوب نمود که مورد اعتماد آمریکا قلمداد می شد. ولی این نگرانی که مبادا امینی موقعیت او را به خطر اندازد باعث شد که شاه به آمریکا برود، او در مهمانی رسمی کندی توانست آنها را متقاعد کند که دولت آمریکا به جای امینی با خود شاه طرف باشند. توافق با دولت به اصطلاح لیبرال آمریکا عملا محمدرضا را به مطلق العنانی در حکومت رساند. محمدرضا پس از بازگشت از آمریکا هویدا را به نخست وزیری منصوب نمود و نخست وزیری هویدا بیش از 12 سال طول کشید. در این دوره (1940) به بعد محمدرضا به یک سری اقداماتی دست زد که زمینه را برای نطق تاریخی امام و قیام خونین 15 خرداد 42 فراهم نمود و عملا تمامی جامعه ایران را رو در روی حکومت قرارداد و زمینه سقوط سلطنت پهلوی را در سال های بعد فراهم نمود. به چند نمونه از اقدامات محمدرضا اشاره می گردد.
1. انقلاب سفید 2. تغییر تاریخ به تاریخ شاهنشاهی 3. جشن های دو هزار و پانصد ساله (که گفته می شود تمامی امکانات آن را از پاریس آورده بودند) 4. سرکوب شدید نیروهای سیاسی معترض و معارض دولت. این دوره دوره مطلق العنانی محمدرضا پهلوی بود. و اگر دولت با چالشی مواجه بود اعتراض های مردمی بود، دیگر کسی در سطح ارکان قدرت مزاحم شاه نبود و غربی ها هم او را ژاندارم منطقه می دانستند.
5-3-2 کودتای 28 مرداد:
با آغاز جنگ جهانی دوم کشورهای استعمار زده جهان سوم شاهد ظهور و رشد حرکتهای ضد استعماری بودند در ایران نیز در پی حمایت رضاخان از نیروهای آلمان و عدم توجه وی به تهدیدات و تذکرات روسیه و انگلستان این دو کشور ضمن اشغال خاک ایران او را از حکومت عزل و فرزندش محمدرضا را که فردی سست اراده و بی توجه بود بر تخت نشاندند درچنین شرایطی جامعه ایران نیز به رهبری علما وروشنفکران وارد جریانهای ضد استعماری شدند و حرکتهایی را آغاز کردند. با ورود نیروهای آزادی خواه مذهبی و ملی به مجلس و دولت که در واقع نتیجه حمایت همه جانبه مردم بود این حرکتها رشدی مضاعف یافتند. فعالیتهای ضد استعماری ایران با ملی شدن صنعت نفت وارد مرحله جدیدی گردید چرا که مردم توانستند با اتحاد و همدلی یکی از بزرگترین پیروزیهای خود را در سالهای حضور استعمار انگلستان بدست آورند این موفقیت که حاصل اتخاذ سیاست واحد نیروهای ملی و مذهبی بود برای حکومت پهلوی نیز گران آمد تا جاییکه محمدرضا که موقعیت خود را در خطر می دید مخالفتهای خود را با اقدامات مصدق بیشتر نمود که این امر در نهایت منجر به استعفای مصدق شد. (احمدی، 1379: 29)
در یک جمعبندی می توان اهداف مهم کودتا را چنین دانست:
1. براندازی جنبش های ضد استعماری 2. رفع خطر کمونیست در ایران3. حفظ منافع عظیم استعماری در ایران و منطقه.
4. با توجه به اهمیت سیاسی ایران و واقع شدن در منطقه مهم سیاسی و نظامی ادامه روند در ایران می توانست منجر به سقوط دولت پهلوی گردد و این به معنای سقوط و از دست رفتن بازارهای تسلیحاتی آمریکا در ایران و منطقه بود چنانچه بعد از کودتا می بینیم که آمریکا، ایران را به عنوان پلیس منطقه قرار داد لذا او را به خرید سلاحهای مدرن تشویق نمود از سوی دیگر زنگ خطری برای سایر کشورهای منطقه به صدا در می آورد و آنان را مشتری تولیدات نظامی خود می نمود. اگر چنین حکومتی به رهبری شخصیتهای مذهبی و ملی کنار گذارده می شد. انتخاب و جایگزین آن هزینه زیادی برای استعمارگران در بر داشت. .(کاتوزیان، 1372: 19)
6-3-2 انقلاب 1357 و سقوط پهلوی:
اولین موضوع در جهت تبیین علل و عوامل اصلی انقلاب اسلامی درک و شناختی صحیح از مفهوم انقلاب، عوامل و شرایط لازم برای وقوع این پدیده و ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی می باشد :
در اصطلاحات سیاسی و اجتماعی انقلابدارای تعاریف متعدد و مختلفی است(ابوالحمد، 1376: 346)؛ از دیدگاه «تدا اسکاچپل » : «انقلاب سیاسی با تغییر حکومت بدون تغییر در ساختار اجتماعی همراه است، اما انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال و دگرگونی سریع و اساسی حکومت و ساختارهای اجتماعی و تحول در ایدئولوژی غالب کشور».(محمدی،1380: 27) و در یک جمع بندی «انقلاب حرکتی مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش ها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت های حکومتی یک جامعه است که توأم با خشونت باشد.» به طور کلی چهار عامل عمده برای وقوع انقلاب در یک جامعه لازم است که معمولاً در هر انقلابی دیده می شود:
1. نارضایتی عمیق از شرایط موجود
2. گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین (ایدئولوژی انقلابی)
3.گسترش روحیه انقلابی در افراد جامعه
4. وجود رهبری و نقش آفرینی ساختارهای سیاسی- اجتماعی بسیج گر.(جمعی از نویسندگان، 1368: 16)
4-2 مروری بر شعر معاصر ایران
1-4-2 نوگرایان پیش از نیما:
جنبش مشروطه نتیجه آشنایی با فرهنگ اروپا، مفهوم آزادی و حقوق مدنی انسانهاست. این آشنایی از زمانی شروع شد که کشورهای سرمایهداری اقدام به ایجاد تأسیسات فنی در کشورهای عقب افتاده نمودند. ادبیات هم مانند دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم روی آورد و انعکاس ارزشهای اجتماعی را وجهه همت خود قرار داد. اولین درسی که مشروطه به شاعران داد، این بود که از سرودن مدایح و غزلیات و وصف طبیعت دست بکشند و شعری بگویند که مبارزه اجتماعی در آن منعکس شده باشد پرشورترین نماینده این طرز بیان کسی نبود جز «میرزاده عشقی» که در روزنامه خود به نام «قرن بیستم» با انتشار غزلوارهها و قطعات اجتماعی خود با لحنی تند به مخالفین مشروطه و آزادی حمله میبرد که البته جان خود را در این راه از دست داد.
دورۀ هفت ساله از زمان درگیر شدن جنگ جهانی اول تا زمان روی کار آمدن سلسله پهلوی «دوره بیداری» شاعران بود. در این دوره شاعران کوشیدند از تقلید گذشتگان دوری کنند و مضامین جدید را در قالب شعری قدیم بریزند. جماعتی از گویندگان به فکر انقلاب ادبی افتاده و مدعی تجدد در صورت و مضمون اشعار شدند.(آرین پور، 1354: 435) و عدهای چون ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی و... دربار را ترک کردند و وارد معرکه شدند و به انقلابیون پیوستند و آنها در جریان عمل فهمیده بودند که اگر قرار باشد مردم را با خود همراه کنند باید به زبان مردم حرف بزنند پس به شعر کوچه و بازار روی آوردند و این گرایش به مرور سبک نوینی در شعر به وجود آورد که بعدها شعر مشروطیت شهرت یافت. (شمس لنگرودی، 1378: 38-37)
بدین ترتیب هردم به طرفداران شعر عوام افزوده شد و هر زمان لایههایی از شاعران رسمی به جریان شعر نو پیوستند تا آنجا که پس از مدتی در واقع در اواخر انقلاب مشروطه مهمترین شاعران زمانه شعرشان تلفیقی از هر دوگونه شعر شد و برجستگانی چون عارف، ایرج میرزا، عشقی، بهار و لاهوتی به ظهور رسیدند. (همان)
تقی رفعت به عنوان نخستین شاعر نوپرداز در شعر فارسی نبود، او نخستین تئورسین و منادی شعر نو بود. بدین ترتیب زمینه برای تغییر و تحول عروض در ادبیات منظوم مهیا بود. و افرادی باید میآمدند و به این ندای تجددخواهی پاسخ مثبت میدادند. در چنین وضعیتی افرادی همچون ابوالقاسم لاهوتی، خانم شمس کسمائی و جعفر خامنهای در کنار تقی رفعت به ندای او پاسخ دادند و نخستین بذرهای شعر نو جوانه زد.(لنگرودی، 1378: 50) اما اینکه چه کسی یا کسانی قبل از نیما به سرودن شعری که بعدها نام شعر نو به آن نهاده شد، اقدام کردند و زمینهساز شعر نو شدند سوألی است که هریک از محققین با توجه به ذوق، سلیقه و میزان مطالعه خود به آن پاسخهای مختلفی دادهاند. به عقیده برخی از مورخان و ناقدان نخستین شعر نو در سال1288 ه.ش توسط ابوالقاسم لاهوتی با نام «وفای به عهد» به رشته نظم درآمد. برخی نیز دهخدا را اولین شاعری میدانند که شعر نو سروده است و شعر « ای مرغ سحر» را اولین نمونه شعر نو میدانند. (حقوقی، 1380: 528)
اما به عقیده اخوان ثالث این شعر را نمیتوان نقطه آغازین تحول شعر نو به حساب آورد. او در این خصوص میگوید:«مسمط عالی و موثر ای مرغ سحر دهخدا همان قدر میتواند اولین نمونه متحول و نو باشد که ترجیعبند درخشان و بینظیر هاتف یا هر شاعر دیگر از این قبیل اشعار. زیرا اصل مسأله در کیفیت عناصر تازه است و بینش و ارائه جدید و هماهنگ کردن آنها در قالبی مناسب».(اخوان ثالث، بیتا: 38)
2- 4-2 نیما و شعر نو:
پس از انقلاب مشروطه، ایران به میدان مبادلات فرهنگی مردم با بیگانگان بدل شد و علاوه بر تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی، تحولات فرهنگی و معرفتی در لایههای مختلف جامعه پدیدار گردید.
مجموعهی این تحولات باعث شدکه در جامعه فرهنگی ایرن گرایشهای ادبی تازهای به وجود آید که بستری برای تغییر در شعر سنتی به شمار میرفت. از سوی دیگر دامنهی تحولات معرفتی در جامعه ایران با توجه به آشنایی مردم با فرهنگ مغرب زمین به شیوههای مختلف و با توجه به ضروریتهای فرهنگی و اجتماعی گستردهتر میشد.
در چنین فضایی نیما توفیق یافت تحولی اساسی و بنیادین در ساختار و محتوای شعر سنتی ایجاد کند. او با تکیه بر جهانبینی و تأثرات عاطفی نو، تصاویر خیالی، موسیقی و زبانی تازه، شعر کلاسیک را در بستری نوجویانه به جریان انداخت. بررسی دهههای حیات شعری نیما نشان میدهد که او در پیمودن این راه تجربههای مختلفی را پشت سر گذاشته است. اولین تجربه شعری او با درونمایه رمانتیک عرضه میشود اما به تدریج او از ذهنیت غنایی فاصله میگیرد و با تغییر مدار شاعری از رمانتیسم به سمبولیسم اجتماعی، که شعر ققنوس به سال 1316ه.ش نمونه برجسته آن است، مسیر جدیدی را در پیش میگیرد. (زرقانی، 1387: 354)
دلیل این تغییر مسیر را باید در ویژگیهای سیاسی و اجتماعی عصر نیما و نیز آشنایی نیما با دنیای غرب جستجو کرد. شیوهی استبدادی حکومت و نظارت دستگاه سانسور بر شعر از طرفی و تمایل شاعران متعهد چون نیما به بیان دردها و محرومیتهای مردم از سوی دیگر، باعث به کارگیری نمادها در شعر نیما و رواج سبک سمبولیسم اجتماعی در ایران میشود.
در این نوع شعر بنای کار بر استفاده از سمبولهای بومی، جهانی و یا فردی است. چنین شعری این امکان را دارد که چندین معنا را برتابد. بنابراین میتوان بریا این نوع شعر چند معنا را در نظر گرفت. بیشتر اشعار آزاد نیما در ذیل همین نوع قرار میگیرد.(همان).
نیما در میان حرکت افراطی و تفریطی شاعران و در رویارویی با دنیای مدرن، راه اعتدال را در پیش می گیرد و با تلاشی پیگیر در دو بعد نظریهپردازی شعر و ابداع شیوه جدید به موفقیت دست مییابد. شعر او که میراثخوار تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی عصر مشروطه است در یکی از پر آفتخیزترین دورههای تاریخ ایران شکل میگیرد و با نگاهی متفاوت به مقوله ادبیات و کارکرد آن در بستر حوادث اجتماعی و سیاسی عصر خود جاری میشود.«مطالعه شعر مشروطه نشان میدهد که دینامیسم شعر مشروطیت با دینامیسم اجتماع مشروطیت، همسان و هم مرز نبوده است». (براهنی، 1358: 25)
درک این ناهماهنگی در کنار طرز تلقی جدیدی از جهان باعث اوجگیری اندیشههایی نو در زمینههای گوناگون شد.«نفوذ این اندیشهها در شعر، گرایش تازهای پدید آورد که همچنان در دل استبداد ذهنی کهن تداوم کم توان اما مستمری داشت تا اینکه نیما، نمودار حضور شعر و معرفت انسانگرا در جامعه سنتی ما گردید.» (مختاری، 1378: 149)
بنابراین اجتماعی بودن افکار نیما است که سمت و سوی شعر او را تعیین میکند؛ اگرچه نمیتوان شعر نیما را تنها حاصل تحولات اجتماعی درون جامعه پنداشت و فردیت و شخصیت نیما را نادیده گرفت.
3- 4-2 شعر سپید:
این اصطلاح گویا نخستین بار توسط احمد شاملو در ایران به کار گرفته شد و معادل Blank verse فرانسوی است؛ اما، عده‌ای آن را اصطلاح درستی نمی‌دانند و «شعر آزاد» را پیشنهاد می‌کنند. شعر blank از قید وزن، آزاد نیست و وزن آن اغلب بر پایه ده هجایی استوار است، ولی قافیه در آن رعایت نمی‌شود؛ مثل «بهشت گمشده» میلتون.
اما، شعری که در اروپا و آمریکا از قید وزن و قافیه رهاست شعر آزاد نام دارد. به علت ناشناخته بودن ساختمان این دو نوع شعر، اشتباهاً جا به جا و یا یکسان گرفته می‌شوند. (فلکی؛ 1385: 89)
در هر صورت اصطلاح شعر سپید امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات پذیرفته شده است و این روزها در نزد نسل جوان طرفداران زیادی دارد. این قالب شعری فاقد وزن عروضی است و ظاهری نثرگونه دارد. سطرها مساوی نیستند و قافیه نیز اگر در آن به کار رود، جای مشخص ندارد؛ اما به دلیل برخورداری از منطق و مکانیسم‌های شعری، نظیر بیان، تخیل، ادراک هنری، آهنگ و تناسبات درونی با نثر متفاوت است. (روزبه؛ 1381: 22) نمایندگان شعر سپید می‌گویند: شعر یعنی کلام مخیل. (محمدی؛ 1381؛ 16)
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه سی دانست. در اواسط دهه سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ 1377:‌ 386)
شاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز کسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر کیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دکتر شفیعی کدکنی درک درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ 1384: 322) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تکامل آن تلاش کرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت که دیگران از آن محروم بودند. (همان: 321)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یکی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری که شاملو برای شکل دادن به قالب شعرش از آن استفاده کرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شکل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فکر آزاد کردن یکسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ 1380: 904-906)
شاملو با شعر شاعران فرانسوی چون لورکا و دیگرانی که شیوه کلاسیک را کنار گذاشته بودند آشنا می‌شود، خود او می‌گوید حرکت نوین شعری او با «لوآر» شکل می‌گیرد. (فلکی؛ 1385: 90) شاملو با وجود بهره‌گیری از منابع مختلف، زبانی مشخص و منحصر به خود دارد که در میان شاعران دیگر قابل تشخیص است. البته این زبان خاص در ابتدا هنوز صیقل نخورده و بدون نقص نشده است اما بعدها خاصه بعد از «باغ آینه»، زبان شاملو پاک و یکدست می‌شود؛ گرچه همین دقت بیش از حد در کاربرد زبان، شعر او را گرفتار ابهام می‌کند و آن را به تفسیر محتاج می‌سازد. (زرین کوب، 1358: 168)
شعر سپید برای پر کردن جای خالی وزن از شیوه‌های مختلفی بهره می‌گیرد از جمله: بکار بردن قافیه در پایان هر بند؛ ایجاد آهنگ درونی از طریق هم‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها؛ تکرار کلماتی خاص در یک بند یا شعر. (همان: 17) همچنین یافتن محل مناسب گسست‌ها و پیوست‌ها و چگونگی پی‌هم‌نویسی یا جدانویسی در شعر سپید یکی از عوامل در آهنگین کردن شعر است. شاملو با تجربه طولانی در اشعار تکامل یافته‌اش از این مهارت بهره‌مند بود. (همان: 124) وی شعر سپید را چنین معرفی می‌کند: اگر دعوای مدعیان بر سر آن است که شعر سپید نمی‌تواند نوعی شعر شمرده شود، حق با ایشان است، شعر سپید شاید رقصی است که به موسیقی احساس نیاز نمی‌کند. (لنگرودی: 1377: ج 2: 583)
دکتر تقی پورنامداریان دلیل روی آوردن شاملو را به شعر سپید چنین بیان می‌کند: «انتخاب شاملو ناشی از دید خاص او به شعر و توجه به شعر ناب است که مطالعات وی در شعر نقد شعر غرب در این دید تاثیر و دخالت مستقیم دارد و دیگر عدم تجربه وسیع در وزن شعر فارسی که خود ناشی از عدم مطالعه پیگیر و مستمر در شعر فارسی است.» (پورنامداریان؛ 1381: 423) شاملو به هر دلیلی که شعر منثور را انتخاب کرده باشد، در آن موفق شده است. به ویژه که این قالب به سبب آسانی ظاهری طرفداران زیادی داشته و دارد، اما جز معدودی از انواع خوب آن قابل ذکر نیست. اصولاً تعداد شاعران موفق شعر منثور بسیار کمتر از شاعران موفق دیگر جریانهاست. (محمدی، 1381: 15) از کسانی که بعد از شاملو و یا همزمان با او شعر منثور سرودند، می‌توان سهراب سپهری، هوشنگ ابتهاج، اسماعیل شاهرودی، منوچهر آتشی و طاهره صفارزاده و...را نام برد.
این روزها شعر سپید میزان طبع آزمایی شاعران جوان و کسانی است که می‌خواهند خود را در جرگه شاعران ثبت کنند. در زیر نمونه‌ای از شعر سپید شاملو را می‌خوانیم:
نمی خواستم نام «چنگیز» را بدانم
نمی‌خواستم نام «نادر» را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ،
نام خفت دهندگان را نمی‌خواستم و
خفت چشندگان را.
می‌خواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را که می‌خواستم
ندانستم
(احمد شاملو از دفتر «مدایح بی صله»)

–52

1-11-2- نوآوری سازمانی PAGEREF _Toc391572420 h 111-11- قلمروپژوهش111-11-1-قلمروزمانی111-11-2-قلمرومکانی111-11-3-قلمروموضوعی پژوهش11
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1-مقدمه PAGEREF _Toc391572422 h 14بخش اول: مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572423 h 152-2-تعاریفی از دانش PAGEREF _Toc391572424 h 152-3-مفاهیم مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572425 h 152-4-عناصر مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572426 h 162-5-اصول مدیت دانش PAGEREF _Toc391572427 h 162-6-دلایل اهمیت به کارگیری مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572428 h 172-7-مدلهای مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572429 h 182-7-1-سیکل پیاده سازی مدیریت بوکویتز و ویلیام (1999) PAGEREF _Toc391572430 h 182-7-2-مدل مدیریت دانش لیبوویتز PAGEREF _Toc391572431 h 202-7-3-مدل فیرستون و مک الروی(2005) PAGEREF _Toc391572432 h 212-7-4-مدل مفهومی مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572433 h 232-8-استراتژی‌های دانش PAGEREF _Toc391572434 h 242-9-دیدگاه صاحبنظران در خصوص مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572435 h 242-10-اهداف مدیریت دانش PAGEREF _Toc391572436 h 26بخش دوم: نوآوری سازمانی PAGEREF _Toc391572437 h 272-11-مفهوم خلاقیت و نوآوری PAGEREF _Toc391572438 h 272-12-اصول نوآوری PAGEREF _Toc391572439 h 282-13-انواع نوآوری از دیدگاه سازمان PAGEREF _Toc391572440 h 282-13-شاخص های سنجش نوآوری PAGEREF _Toc391572441 h 292-14-فرآیند نوآوری PAGEREF _Toc391572442 h 292-14-عوامل موثر بر شکل گیری فرآیند نوآوری در سازمان PAGEREF _Toc391572443 h 302-15-تفاوت خلاقیت، نوآوری و تغییر PAGEREF _Toc391572444 h 312-16-تکنیک‌های تقویت خلاقیت و نوآوری در سازمان PAGEREF _Toc391572445 h 32بخش سوم: مدیریت دانش و نوآوری سازمانی PAGEREF _Toc391572446 h 342-17-فرآیندهای مدیریت دانش و نوآوری PAGEREF _Toc391572447 h 342-18-ارتباط مدیریت دانش با نوآوری PAGEREF _Toc391572448 h 352-19-نقش مدیریت در پرورش خلاقیت و نوآوری در سازمان PAGEREF _Toc391572449 h 392-20-تاثیر مدیریت دانش بر نوآوری PAGEREF _Toc391572450 h 402-21-نتیجه گیری PAGEREF _Toc391572451 h 412-22-پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc391572452 h 422-22-1- مطالعات داخلی PAGEREF _Toc391572453 h 422-22-2-مطالعات خارجی PAGEREF _Toc391572454 h 46فصل سوم: روش اجرای تحقیق
3-1- مقدمه PAGEREF _Toc391572456 h 513-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc391572457 h 513-3- جامعه آماری تحقیق PAGEREF _Toc391572458 h 523-4- نمونه آماری PAGEREF _Toc391572459 h 523-5- روش نمونه گیری PAGEREF _Toc391572460 h 543-6- روش جمع آوری اطلاعات PAGEREF _Toc391572461 h 543-7- چگونگی طراحی ابزار سنجش تحقیق PAGEREF _Toc391572462 h 553-8- روایی و پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc391572463 h 563-8-1- روایی PAGEREF _Toc391572464 h 563-8-2- قابلیت اطمینان (پایایی)پرسشنامه PAGEREF _Toc391572465 h 563-9- روش های تجزیه و تحلیل آماری PAGEREF _Toc391572466 h 583-9-1 تجزیه و تحلیل با استفاده از آمار توصیفی PAGEREF _Toc391572467 h 593-9-2- تجزیه و تحلیل با استفاده از آمار استنباطی PAGEREF _Toc391572468 h 593-9-3- آزمون کلموگروف- اسمیرنف PAGEREF _Toc391572469 h 593-10-خلاصه فصل PAGEREF _Toc391572470 h 60فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه PAGEREF _Toc391572472 h 624-2- توصیف متغیرهای جمعیت شناختی PAGEREF _Toc391572473 h 634-3- توصیف متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc391572474 h 694-3-1- توصیف متغیر کسب دانش PAGEREF _Toc391572475 h 694-3-2-توصیف متغیر حفظ دانش PAGEREF _Toc391572476 h 703-3-توصیف متغیر انتقال دانش PAGEREF _Toc391572477 h 714-3-4- توصیف متغیر خلق دانش PAGEREF _Toc391572478 h 724-3-5- توصیف متغیر کاربرد دانش PAGEREF _Toc391572479 h 734-3-6- توصیف متغیر نوآوری سازمانی PAGEREF _Toc391572480 h 744-4- بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها PAGEREF _Toc391572481 h 754-5-آزمون فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc391572482 h 764-6-خلاصه فصل PAGEREF _Toc391572483 h 81فصل پنجم :نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه PAGEREF _Toc391572485 h 835-2- نتایج آمار توصیفی PAGEREF _Toc391572486 h 835-3- نتایج بررسی فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc391572487 h 845-4- نتیجه گیری PAGEREF _Toc391572488 h 865-4 پیشنهادات اجرایی مبتنی بر نتایج تحقیق PAGEREF _Toc391572489 h 875-5 محدودیت های تحقیق: PAGEREF _Toc391572490 h 875-6 پیشنهادات برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc391572491 h 88منابع و مآخذ PAGEREF _Toc391572492 h 89پیوست
پیوست الف – پرسشنامه PAGEREF _Toc391572494 h 98پیوست ب-خروجی نرم‌افزار PAGEREF _Toc391572495 h 102
فهرست جداول
33 جدول 2-1-عوامل و موانع موثر در نوآوری سازمان
34
49 جدول2-2- ارتباط بین فرآیندهای مدیریت دانش و مکانیزم‌های نوآوری
جدول2-3-خلاصه مطالعات داخلی وخارجی
55 جدول3-1-گویه‌های پرسشنامه
58 جدول 3-2-متغیرهای اصلی تحقیق (آلفای کرونباخ)
63 جدول 4-1- توزیع فراوانی و درصد جنسیت پاسخگویان
64 جدول 4-2- توزیع فراوانی و درصد سن پاسخگویان
65 جدول 4-3- توزیع فراوانی و درصد میزان درآمد پاسخگویان
66 جدول 4-4- توزیع فراوانی و درصد وضعیت سابقه خدمت پاسخگویان
67 جدول 4-5- توزیع فراوانی و درصد میزان تحصیلات پاسخگویان
68 جدول 4-6- توزیع فراوانی و درصد وضعیت تاهل پاسخگویان
69 جدول4-7- توصیف متغیر کسب دانش
70 جدول4- 8- توصیف متغیر حفظ دانش
71 جدول4- 9- توصیف متغیر انتقال دانش
72 جدول4- 10- توصیف متغیر خلق دانش
73 جدول4- 11- توصیف متغیر کاربرد دانش
74 جدول4- 12- توصیف متغیر نوآوری سازمانی
75 جدول 4-13- نتایج آزمون کولموگراف-اسمیرنوف
76 جدول 4-14) ضریب همبستگی بین کسب دانش و نوآوری سازمانی
77 جدول 4-15) ضریب همبستگی بین خلق دانش و نوآوری سازمانی
78 جدول 4-16) ضریب همبستگی بین مولفه‌ی حفظ دانش و نوآوری سازمانی
79 جدول 4-17) ضریب همبستگی بین انتقال دانش و نوآوری سازمانی
80 جدول 4-18) ضریب همبستگی بین کاربرد دانش و نوآوری سازمانی
فهرست نمودارها
6 نمودار1- مدل مفهومی تحقیق
19 نمودار2-1-سیکل پیاده سازی مدیریت بوکویتز و ویلیامز
20 نمودار2-2- مدل مدیریت دانش لیبوویتز
22 نمودار2-3- مدل فیرستون و مک الروی
23 شکل 2-4- مدل مفهومی مدیریت دانش با تاکید بر عوامل کلیدی موفقیت؛منبع: جعفری و همکاران1385
26 شکل2-5- ویژگی ‌های اساسی دانش ؛ منبع: بورنمان، 2003
30 شکل 2-6-توالی فرآیند نوآوری در سازمان
63 نمودار3-1- مدل مفهومی تحقیق
64 نمودار 4-1- هیستوگرام جنسیت پاسخگویان
65 نمودار 4-2- هیستوگرام سن پاسخگویان
66 نمودار 4-3- هیستوگرام میزان درآمد پاسخگویان
67 نمودار 4-4- هیستوگرام وضعیت سابقه خدمت پاسخگویان
68 نمودار 4-5- هیستوگرام میزان تحصیلات پاسخگویان
69 نمودار 4-6- هیستوگرام وضعیت تاهل پاسخگویان
70 نمودار4-7- هیستوگرام متغیر کسب دانش
71 نمودار4-8- هیستوگرام متغیر حفظ دانش
72 نمودار4-9- هیستوگرام متغیر انتقال دانش
73 نمودار4-10- هیستوگرام متغیر خلق دانش
74 نمودار4-11- هیستوگرام متغیر کاربرد دانش
79 نمودار4-12- هیستوگرام متغیر نوآوری سازمانی
81 نمودار4-13-خلاصه نتایج

چکیدهمدیریت دانش ارتقای یک رویکرد جامع برای شناسایی، تسخیر، بازیافتن، تسهیم و ارزشیابی یک سرمایه اطلاعاتی سازمان است و بر ابعاد مختلف سازمان تاثیر می‌گذارد. هدف از تحقیق حاضر بررس رابطه میان مولفه های مدیریت دانش با نوآوری سازمانی می باشد. جامعه هدف مطالعه حاضر، سازمان تامین اجتماعی در استان گیلان می باشد. که 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری گردیده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و همچنین از روش همبستگی برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داده است که که از میان مولفه های مدیریت دانش، مولفه کسب دانش با ضریب همبستگی 33.7 درصد؛ مولفه انتقال دانش با ضریب همبستگی 15.4؛ مولفه خلق دانش با ضریب همبستگی 20.7 و مولفه کاربرد دانش با ضریب همبستگی 34.2 رابطه مثبت و معنی داری با نوآوری سازمانی دارد. در حالیکه مولفه حفظ دانش رابطه معنی داری با نوآوری سازمان ندارد. همچنین از دیدگاه کارکنان سازمان تامین اجتماعی استان گیلان، تمامی مولفه های مدیریت دانش در سازمان مذکور از وضعیت نسبتا مطلوبی برخوردار است. بطوریکه میانگین ارزش کسب شده برای متغیرها عبارت است از: کسب دانش برابر با 3.13؛ حفظ دانش برابر با 3.09؛ انتقال دانش 3.11؛ خلق دانش 3.13؛ کاربرد دانش 3.29 و در نهایت نوآوری سازمانی برابر با 3.32 بوده است.
کلمات کلیدی: مدیریت دانش، نوآوری سازمانی، خلق دانش، انتقال دانش، کسب دانش، حفظ دانش، کاربرد دانش.
100330270510فصـل اول
کلیـات تحقیـق
00فصـل اول
کلیـات تحقیـق

1-1-مقدمههدف از فصل اول، بیان کلیات پژوهش می باشد، از این رو پس طرح مسئله و بیان سوال اصلی تحقیق به ضرورت و اهمیت انجام مطالعه حاضر پرداخته شده است. در ادامه اهداف و فرضیه های مبتنی بر مدل آورده شده است. در نهایت با بیان کوتاهی از مراحل اجرای تحقیق به ارائه مدل مفهومی و معرفی متغیرها پرداخته شده است.
1-2-بیان مسئلهنوآوری به عنوان عامل مهم و حیاتی برای سازمان ها به منظور ایجاد ارزش و مزیت رقابتی پایدار است. سازمان ها با نوآوری بیشتر، در پاسخ به محیط های متغیر و ایجاد و توسعه قابلیت های جدیدی که به آنها اجازه دهد به عملکرد بهتری برسند، موفق تر خواهند بود(Montes and et al, 2004). ولی این فرآیند کاملا پیچیده است و مستلزم مدیریت موثر و کارآمد در بسیاری از فعالیت های مختلف است (طالقانی و همکاران، 1390، 153). مدیریت دانش عنصر اصلی و مرکزی در فرآیند مدیریت است، سازمان ها را قادر می سازد تا به طور مداوم تخصص سازمانی خود را به محصولات یا خدمات تبدیل کنند. با کاربرد موثر دانش، افراد ممکن است اشتباهات کمتری کنند یا کارایی خود را بهبود دهند و دوباره کاری یا کاراضافی را کاهش دهند و در نهایت قادر به ایجاد فرآیندها یا سیستم های مدیریتی نوآورانه تر شوند(Sarin and Dermott,2003). سازمان ها با قابلیت مدیریت دانش، نوآوری بیشتری دارد. در حقیقت تاثیر دانش از طریق ایجاد تفکرات جدید در تولید و نوآوری های عمومی می باشد. دانش برای سازمان به تنها یی منبع مهمی نیست ، بلکه در قلب مدیریت دانش، نوآوری را جستجو کرد، زیرا مزیت رقابتی پایدار در نوآوری پنهان است (صفرزاده و همکاران، 1391، 80). تحقیقات نشان داده مدیریت دانش از طریق ایجاد یک فرهنگ مفید و ارزشمند برای ایجاد و تسهیم دانش و همچنین ایجاد فرهنگ همکاری در سازمان ها نقش مهمی را در فرآیند نوآوری ایفا می کند. محققان برنقش محوری مدیریت دانش به خصوص در ایجاد یک محیط کاری داخلی که خلاقیت و نوآوری را حمایت می کند تاکید کرده عععععع///ضضضض اند. نتایج حاکی از آن است که رابطه مثبت و معنی داری بین مدیریت دانش و عملکرد نوآوری در سازمان ها وجود دارد(میرفخرالدین و همکاران، 1389، 105). در سال‌های اخیر با ظهور اقتصاد دانش محور نوآوری در سازمان تامین اجتماعی نقش مهمی در تحول ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است. به گونه ای که نوآوری یکی از مزیت های اصلی برای بهبود خدمات ارائه شده مطرح می باشد و سبب بهبود عملکرد سازمانی خواهد شد. مدیریت دانش به عنوان عامل تولید ایده‌های نو و بدیع در سازمان مورد توجه قرار گفته است.
با توجه به ضرورت استقرار مدیرت دانش مسئله تحقیق حاضر اینست در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان نوآوری سازمانی با به کارگیری مولفه های مدیریت دانش به طور کامل محقق نیافته است. از اینرو در این تحقیق درصدد تبیین ارتباط مولفه های مدیریت دانش با نوآوری سازمانی هستیم.
1-3-ضرورت انجام تحقیقامروزه سازمان ها برای بقا و رشد و توسعه خود به نوآوری نیاز دارند و مدیریت دانش می تواند نقش اساسی در نوآوری سازمانی داشته باشد (ودادی و عبدالعلیان، 1390، 141). اهمیت موضوع تحقیق از دو جنبه تئوری و کاربردی بایستی مورد توجه قرار گیرد ؛ اهمیت موضوع تحقیق از نظر تئوری بصورت استدلالی و در ادبیات مربوط به موضوع ، مشهود است و از نظر کاربردی به آمار ، ارقام و رویدادها می پردازد.
امروزه در ادبیات مدیریت به وفور شاهد تأکید بر نقش دانش ، به عنوان یک منبع حیاتی برای حفظ رقابت پذیری و سودآوری هستیم. دانش در مرکز رقابت پذیری قرار گرفته است ، اکنون روشن شده است که در شرایط رقابت فعلی ، در بسیاری از سازمان ها مزیت رقابتی پایدار به مقدار قابل ملاحظه ای از دانش ناشی می شود – به دلیل اینکه کپی کردن آنچه که سازمان ها می دانند و دارند دشوار است و باید برای رسیدن به آنها فرایند یادگیری مشابهی را طی کرد.
لارنس و پروساک، شش الزام محیطی که سازمان ها را با توجه و تأکید به مدیریت دانش سوق می دهد به این صورت عنوان کرده اند : (بعد تئوری)
1-جهانی شدن.
2-تغییر و تحول روز افزون در سازمان ها.
3-جهان به سرعت در حال تغییر است.
4-در شرکت های نرم افزاری ، دانش بخشی از تولید است.
5-برای انجام اثربخش تر فعالیت های مجازی به دانش بیشتری نیاز است.
6-دانش موجود ، دانش جدید خلق می کند(زایش دانش).
بعد از مطرح شدن مفاهیم مهندسی مجدد و مدیریت کیفیت جامع، مفهوم جدیدی به نام مدیریت دانش و به تبع آن سیستم های مدیریت دانش پا به عرصه وجود گذاشتند مدیریت دانش با نوآوری ها و ابداعات در مهارتهای مدیریتی و یادگیری سازمانی نقاط مشترک بسیاری دارد ( Bartol and Srivastava, 2002, 67)
تغییر ماهیت فعالیت‌های سازمان‌ها به کارهای دانشی موجب اهمیت  یافتن روزافزون کاربرد مدیریت دانش در سازمان‌ها شده است.
مدیریت دانش و فعالیت‌های مرتبط با آن، دارای کارکردهای متعددی در سازمان‌ها است که یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین آنها افزایش توان رقابت سازمان در محیط رقابتی و خلق مزیت‌های رقابتی پایدار برای سازمان ها است و این موضوع به ویژه در سازمان‌های دانش محور همچون تامین اجتماعی که دانش کارکنان آنها عامل اصلی ارائه محصول یا خدمت آنها محسوب می‌گردد، نمود بیشتری دارد.
1-4- چارچوب نظریچارچوب نظری پایه ای است که تمام تحقیق بر روی آن تکیه می کند.یک شبکه منطقی،توسعه یافته،توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه،مشاهده و بررسی ادبیات موضوع پیشینه ی تحقیق مشخص شده اند.این متغیر ها با مساله تحقیق در ارتباط است.یک چارچوب نظری خوب،متغیرهایی مهم و موثر در شرایط مربوط به مساله ای تعریف شده را شناسایی و نشان می دهد و ارتباط بین متغیرها را به صورتی منطقی توصیف می کند.(خاکی،1389،32). چارچوب نظری بیانگر روابط حاکم بر متغیرهای مستقل و وابسته بر اساس ادبیات موضوعی می باشد. چارچوب نظری تحقیق حاضر برگرفته از مدل سدرا و گَبل (2010) می باشد. براساس مسئله مطرح شده، مدل مفهومی تحقیق حاضر به شرح نمودار (1) زیر می باشد:
مدیریت دانش
خلق دانش
حفظ دانش
انتقال دانش
کاربرد دانش
نوآوری در سازمان
کسب دانش
مدیریت دانش
خلق دانش
حفظ دانش
انتقال دانش
کاربرد دانش
نوآوری در سازمان
کسب دانش

نمودار1- مدل مفهومی تحقیق ؛ منبع: sedra and gable, 2010
1-5-سوالات تحقیق1-5-1- سوال اصلیآیا میان مولفه‌های مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان رابطه معنی داری وجود دارد؟
1-5-2-سوالات فرعیآیا کسب دانش در سازمان تامین اجتماعی استان با نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارد؟
آیا خلق دانش در سازمان تامین اجتماعی استان بر نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارد؟
آیا حفظ دانش در سازمان تامین اجتماعی استان بر نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارد؟
آیا انتقال دانش در سازمان تامین اجتماعی استان بر نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارد؟
آیا کاربرد دانش در سازمان تامین اجتماعی استان بر نوآوری سازمانی رابطه معنی داری دارد؟
1-6- فرضیه های تحقیق1-6-1-فرضیه اصلیرابطه معنی داری میان مدیریت دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
1-6-2-فرضیه های فرعیرابطه معنی داری میان کسب دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
رابطه معنی داری میان خلق دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
رابطه معنی داری میان حفظ دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
رابطه معنی داری میان انتقال دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
رابطه معنی داری میان کاربرد دانش و نوآوری سازمانی وجود دارد.
1-7- اهداف تحقیق1-7-1- هدف اصلیبررسی ارتباط مولفه های مدیریت دانش با نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
1-7-2- اهداف فرعیبررسی ارتباط میان خلق دانش و نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
بررسی ارتباط میان حفظ دانش و نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
بررسی ارتباط میان انتقال دانش و نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
بررسی ارتباط میان کاربرد دانش و نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
بررسی ارتباط میان کسب دانش و نوآوری در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان
1-8- روش گردآوری اطلاعاتدر ابتدا با استفاده از منابع موجود در کتابخانه ها و استفاده از مقالات موجود در ژورنال های معتبر اطلاعات کتابخانه ای لازم جمع آوری شد که این اطلاعات ما را در پیدا کردن معیارها و شاخص های لازم برای سنجش موضوع مورد پژوهش یاری داد و سپس با استفاده از روش های همبستگی به بررسی موضوع پرداخته شد. همچنین برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است.
1-9- کلیات روش انجام کاراین پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. روش شناسی تحقیق، توصیفی و به لحاظ تعیین ارتباط بین متغیرها، از نوع همبستگی است و به لحاظ بازده زمانی، مقطعی است. تحقیق حاضر ترکیبی از تحقیق کتابخانه‌ای و میدانی می‌باشد. در ابتدا با بهرهگیری از منابع کتابخانه‌ای (کتب، مقالات فارسی و لاتین) مبانی نظری تحقیق تدوین گردید و در ادامه بر اساس ادبیات تحقیق، پرسشنامه‌ توزیع گردید. سرانجام با جمعآوری پرسشنامه داده‌های مربوط به آن با استفاده از نرمافزار های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و ارتباط بین متغیر‌ها مورد بررسی قرار گرفت.
1-10-تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق1-10-1- مدیریت دانشتعریف مفهومی
اغلب کتاب های مربوط به حوزه‌ی تکنولوژی با تعدادی تعریف شروع می شود، اما تعریف مدیریت دانش کار آسانی نیست. نویسندگان مختلف از دیدگاه های مختلف و با رویکرد های متفاوت و انگیزه های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداخته‌اند. اغلب، مدیریت دانش به طور کلی تعریف شده و آن را به عنوان هر آنچه که سازمان برای داشتن نحوهی انجام وظایف و فعالیت هایش نیاز دارد، تعریف کرده‌اند. این تعریف از مدیریت دانش، شامل دانش رسمی، قوانین برنامه ها و رویه ها و دانش فنی ناملموس، مهارت ها و تجارب افراد است. همچنین تعریف بالا از مدیریت دانش، شامل روش انجام کار توسط سازمان ها، ارتباط، تجزیه و تحلیل موقعیت، ارایهی راه حل های جدید برای مسائل و توسعهی روش های جدید انجام کسب و کار است. علاوه بر آن، تعریف بالا شامل مباحث فرهنگی، قومی و ارزش ها و روابط با تامین کنندگان و مشتریان نیز هست.
فرایند خاص سازمانی و سیستمی برای کسب، سازماندهی، نگهداری، کاربرد، پخش و خلق دوباره دانش صریح و ضمنی کارکنان برای افزایش عملکرد سازمان و ارزش آفرینی (Gibbert & et al , 2002).
تعریف عملیاتی
در ضرورت بهره گیری سازمان ها از شاخص عملکرد مدیریت دانش به عنوان یک کارکرد منطقی تأکید شده است. منظور از نوآوری سازمانی ‌در این تحقیق، میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات 1 تا 33 پرسشنامه می باشد.شامل ابعاد کسب دانش- حفظ دانش- انتقال دانش- خلق دانش و کاربرد دانش می باشد. که توسط پنج گانه لیکرت اندازه گیری می شود.
1-10-1-1-خلق دانش
اولین مرحله از مراحل وسیع فرآیند مدیریت دانش است، دانش در سازمان در دو چرخه متمایز شخصی و گروهی خلق می شود. دانش شخصی وقتی در بافت سازمانی به کار می رود دانش جدیدی خلق می کند که می توان آن را دانش سازمانی نامید. چرخه دانش جمعی از کاربرد دانش شخصی در بافت سازمان به وجود می آید که می توان آنرا دانش سازمانی نیز نامید. دانش سازمانی شامل انواع دانش فر آیندی، دانش رقابتی، دانش تکنیکی و... می باشد.
1-10-1-2- حفظ دانش
در مقابل فرآیند حفظ که اجازه ورود هر دانشی را به سازمان می دهد فرآیند پالایش قراردارد. سازمان باید با استفاده از مکانیزم های منطقی از ورود دانش غیر ضروری جلوگیری کند و فقط دانش مفید و قابل کاربرد اجازه ورود به سازمان را داشته باشد. برای تحقق این هدف تیم مدیریت سازمان می تواند با استفاده از بصیرت ها، ماموریت ها و هدف های سازمان چارچوبی برای ارزیابی دانش فراهم کند.
1-10-1-3-انتقال دانش
این فرآیند عبارت است از توزیع دانش تا نقاط فعالیت و حتی فراتر از آن، به بیرون سازمان است. عوامل متعددی از جمله تسهیلات ارتباطی و فرهنگ سازمانی می توانند به این فرآیند کمک کنند.در مورد تسهیلات ارتباطی باکمن(1998 ) بیان می کند که یکی از مقاصد اصلی مدیریت دانش تسهیل ارتباطات در تمام قلمرو های سازمان است تا اعضای سازمان با همکاری هم، چالش ها وفرصت های پنهان را شناسایی کنند. در خصوص اهمیت فرهنگ در دانش سازمانی و اشاعه آن می توان گفت فرهنگ منجر به خلق محیط های هماهنگ ساز می شود. اگر در سازمانی ارزش ها و فرهنگ به تشویق یادگیری ودانش سازی بپردازد، تمام کارکردهای سازمان تغییر می کند.
1-10-1-4-کاربرد دانش
از دیدگاه اکثر پژوهشگران از جمله فیفر و سوتن مهمترین فرآیند است. آن ها بیان می کنند که مزیت رقابتی متعلق به سازمان هایی که بهترین دارایی های دانش را دارند نیست بلکه متعلق به سازمان هایی است که به بهترین صورت از دانش خود در عمل استفاده می نمایند. اگردانش تبدیل به عمل نشود و فعالیت های سازمانی براساس دانش سازمان نباشد همه فعالیت ها و فرآیند های مدیریت دانش عقیم و بی اثر است. کاربرد دانش باعث می شود شکاف بین دانستن با عمل کردن از بین برود و حلقه مهم بازخورد، یادگیری با انجام دادن و کاربرد به وجود آید. همچنین فرآیند کاربرد دانش، خلق سناریوی یادگیری زمینه ای از کاربرد دانش را ممکن می کند، برخلاف این که یادگیری به این روش بسیار مشکل است اما در خلق دانش بسیار مهم است، زیرا مستلزم فرا تحلیل و ارزیابی فرآیند ها است و به همین علت اغلب در سازمان ها فراموش می شود.
1-10-1-5-کسب دانش
فرآیند برداشت یا اکتساب دانش برای پاسخگویی به نیازهای فعلی و قابل پیش بینی آینده و تحقق اثر بخش هدف ها ضروری است. دانش را می توان از طریق مکانیزم های مختلفی کسب کرد. به منظور شناسایی مکانیزم اکتساب دانش می توان آن را در دو طبقه قرار داد: منبع درون سازمان و منبع بیرون از سازمان منبع درونی اکتساب دانش، ذهن کارکنان )دانش تلویحی و مستتر( یا پایگاه داده های سازمان که به شکل اطلاعات کدگذاری شده است.
1-11-2- نوآوری سازمانیتعریف مفهومی
مفهوم نوآوری به عنوان یک ابزار حیاتی توانمندسازی برای خلق ارزش و پایداری مزیت رقابتی سازمانها در محیط بسیار متغیر با پیچیدگی های روزافزون شناخته می شود(صادقی و محتشمی، 1390، 98). نوآوری سازمانی را می توان به این صورت تعریف کرد؛ توسعه یا پذیرش یک ایده یا رفتار در کارهای تجاری که برای کل سازمان جدید است. به عبارت دیگر خلاقیت سازمانی فرایند تولید ایده های نوین سازمانی و یافتن راه‌های جدید حل مسئله سازمان است (Wong and Chin, 2007).
تعریف عملیاتی
منظور از نوآوری سازمانی ‌در این تحقیق، میانگین نمرات کسب شده از پاسخ به سوالات 34 تا 51 پرسشنامه می باشد.شامل ابعاد اظهار نظر افراد- انگیزه برای حل مشکل –مطرح کردن ایده‌های جدید و حل مسائل و مشکلات می باشد. که توسط پنج گانه لیکرت اندازه گیری می شود.
1-11- قلمرو پژوهش1-11-1-قلمروزمانیقلمرو زمانی این پژوهش نیمه دوم سال 1393 می باشد.
1-11-2-قلمرو مکانیقلمرو مکانی پژوهش، شامل کارکنان سازمان تامین اجتماعی در سطح استان گیلان می باشد.
1-11-3- قلمرو موضوعی پژوهشقلمرو موضوعی پژوهش ، در حوزه مدیریت دانش و نوآوری سازمانی می باشد.
-139701139825فصـل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
00فصـل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمهفصل دوم شامل دو قسمت است، قسمت اول شامل ادبیات موضوع و قسمت دوم شامل پیشینه تحقیق است. هدف از ارائه ادبیات موضوع، تبیین مبانی نظری پژوهش است و در پیشینه تحقیق، مروری بر مطالعات انجام شده و مقالات ارائه شده در داخل و خارج از کشور داشته ایم.
در مورد ادبیات موضوع باید بدانیم که امروزه با پیچیدگی رقابت، نوآوری به عنوان یکی از مزیت های اصلی برای حیات شرکت ها محسوب می شود. همه سازمان ها برای بقا نیازمند اید‌ه های نو و بدیع هستند. ایده های نو و بدیع همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شود و آن را از نیستی و فنا نجات می دهد. ظهور نوآوری دانش نه تنها سازمان ها را قادر می سازد نسبت به رقبا مزیت رقابتی.به دست آورند بلکه ابزار سودمندی را برای ارتقای عملکردسازمانی ارائه می کند. دانش به عنوان منبع عمده برای نوآوری وبهره وری سازمانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. هدف عمده مدیریت دانش ایجاد و سازماندهی محیطی است که در آن افراد دانش خود را توسعه داده، با یکدیگر تبادل نموده، دانش دیگران را با دانش خود ترکیب کرده ونهایتاً آن را به کار بندند. کاربرد دانش به نوبه خود به نوآوری در سازمان منجر خواهد شد، از این رو است که مدیریت دانش غالباً به عنوان منبع و مرجع اصلی نوآوری شناخته شده است و از الزامات اساسی فرآیند نوآوری در سازمان محسوب می شود (دهقان نجم، 1388).
بخش اول: مدیریت دانش2-2-تعاریفی از دانشدانش، شامل حقایق و باورها، مفاهیم و اندیشه ها، قضاوت ها و انتظارات، متدولوژی (روش شناسی) یا علم اصول و نحوه انجام فنون است (افرازه، 1386).
دانش ایده‌ها، فهم‌ها و درس‌های آموخته شده ما در طول زمان است. درس‌ها و ایده‌هایی که باکنار هم نهادن اطلاعات دریافتی از منابع مختلف و درگذر زمان به آن دست یافته‌ایم (امامی و کیهانی،1386).
اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات، موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می‌گردد. خلاصه سازی هر چه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر می‌شود. دانش را در این حالت می توان بینشهای حاصل از اطلاعات و داد‌ه هایی تعریف کرد که می‌تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگون موثر و قابل تقسیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری وخواندن اطلاعات است، نه افزایش دسترسی به اطلاعات. دانش کارآمد کمک می‌کند تا اطلاعات و داده های ناخواسته حذف شوند. دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می‌شود (نوروزیان ،1387).
2-3-مفاهیم مدیریت دانشدر راستای تعریف مدیریت دانش تاکنون تعاریف زیادی صورت گرفته است که مختصراً در ذیل به آن ها اشاره می‌گردد.
پرز (1999) معتقد است: مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش، قابلیت های عقلانی وتجربیات افراد یک سازمان وایجاد قابلیت بازیابی برای آن ها به عنوان یک سرمایه سازمانیPerez,1999) (.
سازمان‌ها با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی با روشهای مختلف به خلق واقعیت‌ها و مفاهیم جدید می‌پردازند. ایجاد دانش فرآیند مهمی است که در آن انگیزه، تلقین، تجربه و شانس، نقش مهمی ایفا میکنند(افرازه،1386).
معیار ارزیابی در مفید بودن دانش معمولا مشخص نیست. در عین حال، اگر سازمانی دانش را در کارها و فعالیتهای رایج خود مفید دانست، باید ترتیبی اتخاذ نماید که گروه‌های کاری بتوانند به سنجش و ارزیابی دانش بپردازند (علاقه بند، 1391).
مدیریت دانش ارتقای یک رویکرد جامع برای شناسایی، تسخیر، بازیافتن، تسهیم و ارزشیابی یک سرمایه اطلاعاتی سازمان است. این سرمایه اطلاعاتی ممکن است، داده ها، اسناد، خط مشی و رویه ها باشد. در کل مدیریت دانش فرآیندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خود می‌پردازد (موحد زاده،1387).
مدیریت دانش با تبدیل سرمایه های انسانی خود به دارایی‌های فکری سازمان یافته، برای سازمان ایجاد ارزش می کند (بقایی نیا، 1386).
مدیریت دانش، به کارگیری سرمایه فکری برای تفوق سازمان در رقابت با سازمان های همتا، همچنین پاسخ های نوآورانه ای برای چالش‌های جدید و اهرمی برای عمل و یک میانجی است (علاقه بند، 1391).
2-4-عناصر مدیریت دانشعناصر مدیریت دانش عبارتند از:
فرد: کارگر دانشی، واحد اصلی ایجاد، ذخیره و استفاده از دانش در سازمان است.
گروه: شبکه ها (رسمی و غیر رسمی)، از نظر دانش، سرمایه مهمی هستند که معمولا غیر عینی هستند. گروه‌ها متشکل از کارکنانی هستند دارای تجربیات مشترک که معمولا سرمایه فزاینده‌ای از دانش را به وجود می‌آورند.
سازمان: کل سازمان می‌تواند به صورت نهادی نگریسته شود، که نتایج مجموعه‌ای از دانش را تجسم می‌بخشد (محمدی، 1388).
2-5-اصول مدیت دانشمدیریت دانش خود به خود در سازمان ها شکل نمی‌گیرد و زمینه و مهارت های خاصی را می‌طلبد بعضی از سازمان ها ممکن است وظیفه اجرای مدیریت دانش را به کارکنان یا مدیران خود تفویض کنند. البته این تعامل و به کارگیری نیروها در این امر می تواند اثر بخشی را بالا ببرد. درزیر به مواردی از اصول مدیریت دانش اشاره می‌شود:
سرمایه گذاری: دانش یک دارایی محسوب می‌شود که برای اثربخشی آن باید در بخش‌های دیگر آن نیز سرمایه گذاری کرد. به عنوان مثال سرمایه گذاری در بحث آموزش کارکنان.
رابظه میان انسان و تکنولوژی: اطلاعات و داده ها ازطریق انسان‌ها به رایانه داده شده و رایانه سریعا آن را پردازش می کند. حال این داده‌ها در ذهن انسان است که به رایانه انتقال داده می‌شود. از آنجا که دانش مبتنی برداده‌ها و اطلاعات است این دو در ارتباط با هم می‌توانند موثر باشند.
مدیران دانشی: مدیران با ارزش گذاشتن بر دانش افراد می‌توانند دانش نهفته را جذب کنند.
دستیابی به دانش: دانش را باید به کار گرفت و در فرآیندهای سازمانی وارد کرد، به گونه‌ای که منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود.
چهار عامل ذکر شده در بالا جزء مهمترین اصول در مدیریت دانش به حساب می‌آیند، حال آنکه عوامل دیگری از قبیل آموزش، مدیریت کنترل زمان بر بودن، ثمر بخش بودن، نگاه فرآیندی داشتن به مدیریت دانش نه نگاه ابزاری به آن، نیز اهمیت دارند. با توجه به همه این موارد می توان گفت که مدیریت دانش به تعهد دراز مدت از جانب مدیران ارشد، کارکنان متعهد و آموزش دیده و در نهایت به استفاده مناسب از فن آوری اطلاعات نیازدارد (فاتحی، 1390).
2-6-دلایل اهمیت به کارگیری مدیریت دانشاز مهمترین عللی که موجب شده تا سازمان ها به موضوع مدیریت دانش تمایل نشان دهند آن است که مدیریت دانش:
موجب افزایش بهره‌وری و سود دهی می‌شود.
همکاری را تقویت می‌نماید.
موجب بروز و رشد خلاقیت می شود.
موجب تشویق و نوآوری می شود.
به برقراری و تسریع جریان انتقال دانش از تولید کننده به دریافت کننده کمک می‌کند.
موجب تسهیل اشتراک اطلاعات بین کارکنان می شود.
از دوباره کاری می‌کاهد.
توان سازمان را برای مقابله با پدیده تورم اطلاعات افزایش می‌دهد.
دانش کارکنان را پیش از ترک احتمالی سازمان گردآوری و ذخیره می‌نماید.
کیفیت ارائه خدمات به مشتری را بهبود می بخشد.
و از طریق افزایش سطح آگاهی سازمان نسبت به راهکارها، محصولات و عملکرد سازمان‌های رقیب به سازمان کمک می کند تا از گردونه رقابت خارج نشود.
2-7-مدلهای مدیریت دانشبرخی مدلهای مدیریت دانش عبارتند از :
2-7-1-سیکل پیاده سازی مدیریت بوکویتز و ویلیام (1999)بوکویتز و ویلیامز فرآیندهای مدیریت دانش را به 2 دسته تاکتیکی و راهبردی تقسیم‌بندی نموده‌اند. فرآیندهای تاکتیکی شامل جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز روزانه برای کار، استفاده از دانش برای ایجاد ارزش، تسهیم و مبادله از طریق در دسترس قراردادن دانش برای دیگران و فرآیندهای راهبردی می باشند (Sanghani,2009).
در سطح تاکتیکی این چهارچوب شامل:
-کسب: جستجوی دانش به منظور حل مسئله، تصمیم گیری و نوآوری
-استفاده: ترکیب محتوا به روش‌های جدید و جذاب برای تقویت نوآوری در سازمان
-یادگیری: یادگیری از تجارب
-تسهیم و مبادله: انگیزش کارکنان برای ارسال آموخته‌های به پایه دانش
در سطح راهبردی شامل:
-ارزیابی: ارزیابی سرمایه فکری و معنوی
-ایجاد و تثبیت: تخصیص منابع برای نگهداری و بقای پایه دانش
-استفاده بهینه: نگهداشتن دارایی هایی که دیگر ارزش تجاری برای سازمان ندارند، می باشد (نکودری و یعقوبی،1390)
495300184150براساس تقاضا و فرصتهای بازار
00براساس تقاضا و فرصتهای بازار
2508250191135دارایی های دانش محور
00دارایی های دانش محور
4886325116205براساس محیط ماکرو(بزرگ)
00براساس محیط ماکرو(بزرگ)
9525182880توانایی مواجهه داریم
00توانایی مواجهه داریم
1238250182880توانایی مواجهه داریم
00توانایی مواجهه داریم

2447925116205مخازن دانش
ارتباطات
زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات
مجموعه مهارتهای وظیفه ای
پاسخگویی محیطی
هوش سازمانی
شکست
منابع خارجی
00مخازن دانش
ارتباطات
زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات
مجموعه مهارتهای وظیفه ای
پاسخگویی محیطی
هوش سازمانی
شکست
منابع خارجی

4200525335915ارزیابی
00ارزیابی
2952757874000176657015494000
971550240665استفاده
00استفاده
179070050165کسب
00کسب
838200406400040100252159000-304800278765ازدست دادن فرصت
00ازدست دادن فرصت

4229100270510ایجاد و تثبیت
00ایجاد و تثبیت
904875327660یادگیری
00یادگیری
2952754191000
1504950194310تسهیم و مبادله
00تسهیم و مبادله
45434252324100029527513716000
462915052070بهره برداری
00بهره برداری

نمودار2-1-سیکل پیاده سازی مدیریت بوکویتز و ویلیامز
2-7-2-مدل مدیریت دانش لیبوویتزسیکل مدیریت دانش ارائه شده توسط لیبوویتز براساس شکل زیر می باشد:.
2019300200660تبدیل اطلاعات به دانش
00تبدیل اطلاعات به دانش

292417510795002019300210820شناسایی و بررسی دانش
00شناسایی و بررسی دانش

291465020955002019300249555کسب و نگهداری دانش
00کسب و نگهداری دانش

285750017399000470535017399000284797559690002019300259715سازماندهی دانش
00سازماندهی دانش

283845079375002019300279400بازاریابی و کاربرد دانش
00بازاریابی و کاربرد دانش

4143375222885یادگیری دانش
00یادگیری دانش

2019300289560ترکیب دانش
00ترکیب دانش
28003508953500
280035099695002019300290195ایجاد دانش
00ایجاد دانش

279082516700500278130081280002019300281305انتشار/فروش دانش
00انتشار/فروش دانش

نمودار2-2- مدل مدیریت دانش لیبوویتزمنبع: (لیبوویتز، 1387 :38)
2-7-3-مدل فیرستون و مک الروی(2005)این مدل در سه لایه: محیط مدیریت، محیط پردازش دانش و محیط پردازش کسب و کار ارائه شده که هر کدام خروجی‌هایی دارند. نمونه‌هایی از این خروجی‌ها عبارتند از:
خروجی‌های مدیریت دانش:
استراتژی‌های پردازش دانش
سیاست‌ها و قوانین پردازش دانش
زیر ساختار‌های دانش
خروجی‌های پردازش دانش
استراتژی‌های کسب و کار
مدل‌های سازمانی
استراتژی‌های کالا
فرآیندهای کسب و کار
خروجی‌های کسب و کار
سودآوری
سهم بازار
مطلوبیت محیط
حفظ مشتری(Firestone & Mcelroy, 2005)
4552950143510استراتژی های پردازش دانش
سیاست و قوانین پردازش دانش
زیر ساخت های دانش
00استراتژی های پردازش دانش
سیاست و قوانین پردازش دانش
زیر ساخت های دانش
581025314960001733550324485مدیریت دانش
00مدیریت دانش

-65722567945محیط مدیریت
00محیط مدیریت

404812528702000167640086995خروجی های مدیریت دانش
00خروجی های مدیریت دانش

55727603048000
542925335280001219200135255001676400259080پردازش دانش
00پردازش دانش

4667250173990استراتژی های کسب و کار
مدلهای سازمانی
فرآیندهای کسب و کار
استراتژی های کالا
00استراتژی های کسب و کار
مدلهای سازمانی
فرآیندهای کسب و کار
استراتژی های کالا
40195504064000
-65722559690محیط پردازش دانش
00محیط پردازش دانش

407670033655000167640069850خروجی های پردازش دانش
00خروجی های پردازش دانش

55721251333500
542925251460001247775108585001676400222885پردازش کسب و کار
00پردازش کسب و کار

4724400233045سودآوری
سهم بازار
رشد
اخلاقیات
00سودآوری
سهم بازار
رشد
اخلاقیات
401955010922000
-67627513970محیط پردازش
00محیط پردازش

40767002241550016764005080خروجی های کسب و کار
00خروجی های کسب و کار

نمودار2-3- مدل فیرستون و مک الروی منبع: (Firestone & Mcelroy, 2005)

2-7-4-مدل مفهومی مدیریت دانشجعفری و همکاران ( 1385 ) نیز به توسعه یک مدل مفهومی برای مدیریت دانش باتکیه بر عوامل کلیدی موفقیت پرداخته اند. این مدل برپایه فرهنگ سازمانی، مدیریت، نیروی انسانی، آموزش، ابعاد سازمانی، پایلوت، فناوری اطلاعات، اندازه‌گیری عملکرد، الگوبرداری و ابعاد مدیریت دانش شکل گرفته است (اخوان و همکاران، 1389).
22955251905تعهد وحمایت مدیریت
تغییر استراتژی
انتصاب CKO
قهرمان دانش
00تعهد وحمایت مدیریت
تغییر استراتژی
انتصاب CKO
قهرمان دانش
-52387527813000
895350307340ساختار دانش
00ساختار دانش

4505325297815سامانه های مدیریت دانش
00سامانه های مدیریت دانش
18097524066500
288607527940000
-20002570485اشتراک دانش
00اشتراک دانش

247650051435مدیریت
00مدیریت

-72390099695درک و درگیری
غنی سازی شغلی
کارتیمی
امنیت شغلی
انگیزش
00درک و درگیری
غنی سازی شغلی
کارتیمی
امنیت شغلی
انگیزش
2828925128270الگوبرداری پایلوت
00الگوبرداری پایلوت
2066925233045آموزش
00آموزش
2962275185420003467100330200020193003302000513397533020ساختار سازمانی
آمادگی سازمان
زیرساخت ها
یکپارچه سازی
00ساختار سازمانی
آمادگی سازمان
زیرساخت ها
یکپارچه سازی

1133475118745نیروی انسانی
00نیروی انسانی
3552825166370ابعاد سازمانی
00ابعاد سازمانی
47053502997200084772524257000
2900045186055اندازه گیری عملکرد
00اندازه گیری عملکرد
2047875186055فنآوری اطلاعات
00فنآوری اطلاعات
22098005270500344805028130500192405024320500
2409825309880فرهنگ
00فرهنگ

28143209144000-28575015240مخازن دانش
00مخازن دانش

2152650254000اعتماد
یادگیری مستمر
همکاری
ارتباطات
ریسک پذیری
00اعتماد
یادگیری مستمر
همکاری
ارتباطات
ریسک پذیری

733425159385معماری دانش
00معماری دانش
4333875111760اندازه گیری دانش
00اندازه گیری دانش

شکل 2-4- مدل مفهومی مدیریت دانش با تاکید بر عوامل کلیدی موفقیت؛منبع: جعفری و همکاران1385
2-8-استراتژی‌های دانشاستراتژی‌های دانش، استراتژی هایی است که مسیر اهداف دانشی را در سازمان مشخص می کند. سازمان هایی که می خواهند مدیریت دانش را اجرا نمایند، علاوه بر اهداف معمولی سازمانی، باید اهداف دانشی خود را نیز معین نمایند و پس از آن با تعریف راهبردهای دانشی، دستیابی به آن اهداف را مشخص کنند. با توجه به اینکه اهداف دانشی و به تبع آن راهبردهای دانشی با ساختارهای سلسله مراتبی و سنتی سازگار نمی باشد لذا توجه به فرآیندها در سازمان های دانش محور بسیار حائز اهمیت است. ساختارهای سلسله مراتبی بااین نگرش کمتر همخوانی دارند و بیشتر وظیفه ها را پوشش می دهند تااینکه فرآیندها را پوشش دهند (اخوان، 1389 :116).
برخی صاحبنظران میان استراتژی دانش و استراتژی مدیریت دانش تفاوت قائل شده‌اند. از دیدگاه زک استراتژی دانش به شکل خاص به استراتژی کسب و کار یک سازمان اشاره داردکه منابع و قابلیت‌های دانشی سازمان را نیز مورد نظر قرار داده است. این استراتژی شامل شناسایی کمبود‌ها و مازادهای دانش می شود و سپس از طریق پیاده سازی استراتژی مدیریت دانش آن را مدیریت می‌کند تا عملکرد سازمان را ارتقا دهد
( همان :166).
2-9-دیدگاه صاحبنظران در خصوص مدیریت دانشدیدگاه سوگوماران و بوس: چهارچوب مدیریت دانش از دیدگاه سوگوماران و بوس شامل چهار فرآیند اساسی شامل شناسایی و تولید دانش، ذخیره‌سازی و کدگذاری دانش، توزیع و انتشار دانش و بهره‌برداری و بازخورد گرفتن از دانش می باشد(Sugumaran & Bose,2010) .
دیدگاه گیلبرت و همکاران: در این دیدگاه، سنگ بنای اصلی مدیریت دانش را به شش دسته شناسایی دانش، کسب دانش، توسعه دانش، اشتراک گذاری و توزیع دانش، بهره‌برداری از دانش و نگه داشت دانش تقسیم کرده‌اند(Gilbert & et al 2004) .
برای درک مفهوم مدیریت دانش، اشاره به بعضی ازمفاهیم اجتناب ناپذیر است. که می توان به مفاهیم داده، اطلاعات، دانش اشاره نمود. تعریف داده، اطلاعات، ودانش دشوار است. تنها از طریق ابزارهای بیرونی یا از دید یک کاربر می توان بین داده، اطلاعات، و دانش تمایز قائل شد. به طور کلی، داده به عنوان واقعیات خام مورد بررسی قرار گرفته، اطلاعات به مثابه مجموعه ای سازمان یافته ازداده مورد توجه است و دانش به عنوان اطلاعاتی معنادار مورد ملاحظه قرار می گیرد. رابطه بین داده و اطلاعات ودانش بازگشتی بوده، و به درجه سازمان یافتگی و تفسیرپذیری آنها بستگی دارد. داده و اطلاعات بر حسب میزان سازمان یافتگی از هم متمایز می شوند و اطلاعات ودانش بر اساس تفسیرپذیری از یکدیگر متمایز می گردند. در واقع، دانش ترکیبی سازمان یافته از داده می‌باشد که با مجموعه ای از قوانین، رویه ها و عملیات آموخته شده به واسطه تجربه و عمل تلفیق شده است. به یک معنا دانش مفهومی است ساخته و پرداخته ذهن. بر این قرار، دانش همان اطلاعات یا داده است. تنها به واسطه معناست که اطلاعات حیات یافته و تبدیل به دانش می‌گردد (بهات، 2001).
بنابراین ویژگی‌های زیر را می‌توان به دانش نسبت داد (شکل 6):
دانش به صورت پویا تولید می‌شود (از طریق تغییرات در سازه‌های شناختی)؛
دانش ذاتا به افراد مرتبط می‌شود؛
دانش پیش زمینه‌ای برای عمل انسانی می‌باشد (بورنمان، 2003).
2295525212725ذاتا مرتبط با افراد
00ذاتا مرتبط با افراد

104775205105پایه‌ای برای همه فعالیت‌
00پایه‌ای برای همه فعالیت‌
169545062230ویژگی‌های اساسی دانش
00ویژگی‌های اساسی دانش

421005017780نتیجه فرآیندهای شناختی
00نتیجه فرآیندهای شناختی

209550020320به صورت پویا تولید می‌شود
00به صورت پویا تولید می‌شود

شکل2-5- ویژگی ‌های اساسی دانش ؛ منبع: بورنمان، 2003
2-10-اهداف مدیریت دانشمدیریت دانش شامل فرآیند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به منظور تولید، اشتراک و به کارگیری دانش وتربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. هدف مدیریت دانش ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمت های مختلف شرکت )مالی، عملکرد،هوش رقابتی، وغیره( و مرتبط کردن آن ها با یکدیگر است. به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجوددر سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقیت، بهره وری و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان است(Verna,2001).
بخش دوم: نوآوری سازمانی2-11-مفهوم خلاقیت و نوآوریخلاقیت به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست (عبدالکریمی، 1385).
خلاقیت بر خلق چیز نو دلالت دارد. خلاقیت یک فرآیند انسانی است که به نتیجه نو و مفید (حل مشکلات فعلی یا برآورده ساختن یک نیاز ) می انجامد. نوآوری به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد (سلطانی، 1380).
نوآوری فرآیند ادراک یا ایجاد دانش مربوط و تبدیل آن به محصولات و خدمات بهبود یافته و یا جدید، برای افرادی که خواهان آن ها هستند، می باشد.
نوآوری فرآیند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش های جدید عملیات است. نوآوری استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد.
بهره برداری + نوآفرینی+ استنباط= نوآوری
در تعریف فوق مفهوم کلمه استنباط به معنی دستیابی به ایده های نو با توجه به بعضی از چهارچوب های مرجع ذهنی می باشد. کلمه نوآفرینی به هر ایده جدیدی که قابلیت تبدیل به واقعیت را داشته باشد، دلالت دارد و کلمه بهره برداری به استفاده از نوآفرینی اشاره دارد (عبدالکریمی، 1385).
همانطور که از تعاریف فوق استنباط می شود، خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقیق نوجویی وابسته به خلاقیت است. اگرچه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری ها است. گاهی ایده ها و اندیشه های نو از ذهن فرد تراوش می کندو در سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی می گردد.
2-12-اصول نوآوریبرخی از مهمترین اصول نوآوری عبارتند از:
همه ایده‌ها ظریف و ارزشمند هستند بنابراین سزاوار است محیطی فراهم نمود که همه ایده‌ها شکوفا و پرورش یابند.
مبتکر ایده برای ارتقاء و پرورش ایده به کمک نیاز دارد به عبارتی ایده مبتکر باید توسط یک حامی مورد پشتیبانی قرار گیرد.
محصولات نوآورانه جدید برای بقای شرکت لازم و ضروری است.
مبتکران ایده، عامل اصلی و اساسی رشد شرکت هستند(همان ، 87).
2-13-انواع نوآوری از دیدگاه سازمان
نوآوری بنیادی: این نوآوری بنیادی منجر به خلق بازارهای جدید می شود.
نوآوری توسعه عملکرد(محصول): وقتی نوآوری در محصولی به وجود می‌آید، شرکت‌ها تلاش می‌کنند که کاربرد این محصول جدید را افزایش دهند.
نوآوری تجدید ساخت تکنولوژی: تجدید ساخت تکنولوژی مستلزم وارد کردن مواد یا تجهیزاتی از دیگر حوزه‌های صنعت برای تولید هر محصول جدید می باشد.
نوآوری نام گذاری و در تبلیغ برچسب کالا: نوآوری در برچسب کالا، ایجاد تمایل به خرید یک محصول خاص را در برمی‌گیرد. تحقیقات نشان می‌دهد که حدود 24 درصد از فروش محصول به تبلیغ آن برمی‌گردد.
نوآوری در فرآیند: نوآوری در فرآیند تولید باعث می‌شودکه شرکت، مزیت هایی بر رقبا به دست آورد که عبارتند از: افزایش سرعت فرآیند تولید و افزایش قابلیت انعطاف تولید از یک محصول به محصول دیگر.
نوآوری در طراحی: یکی از مسائل مهم در طراحی، قابلیت انعطاف است به این معنی که کالا با توجه به شرایط بازار و تغییر علائق مصرف کنندگان، قابلیت تعدیل داشته باشد.
نوآوری در زمینه تجدید فرمول سازی: تجدید فرمول سازی شامل تغییر در ساختار محصول فعلی بدون تغییر در اجزاء آن می باشد.
نوآوری در ارائه خدمات: مطالعات نشان می‌هد که هزینه جلب یک مشتری هفت برابر هزینه حفظ آن می‌باشد، بنابراین نوآوری در خدمات یکی از مسائل مهم در رقابت محسوب می‌شود.
نوآوری در بسته بندی: تغییر بسته بندی عموما باعث تغییر میزان خرید کالا و یا میزان استفاده از آن در یک دوره زمانی و باز شدن بازارهای جدید بر روی آن کالا می شود (هادی زاده و رحیمی،1384).
2-13-شاخص های سنجش نوآوریاتحادیه اروپا در سال 2000 میلادی در پاسخ به جهانی سازی وتغییرات اقتصاد دانش محور و جهت دستیابی به هدف خود )ارتقای نوآوری بین کشورهای عضو وتبدیل شدن به پویاترین اقتصاد دانش محور دنیا( شاخص های سنجش نوآوری را در سطح ملی در چهار گروه اعلام نمود:
منابع انسانی: میزان و کیفیت منابع انسانی تعیین کننده‌های اصلی خلق و انتشار دانش جدید در کل اقتصاد به شمار می‌آیند.
خلق دانش جدید: شاخص‌های مرتبط با خلق دانش، ظرفیت و وضعیت اختراعی کشورها را اندازه‌گیری می‌کنند.
انتقال و کاربرد دانش جدید: این حوزه فعالیت‌های نوآورانه غیر رسمی از قبیل اقتباس تجهیزات جدید برای سیستم‌های خدماتی و تولیدی شرکت، اقتباس نوآوری‌هایی که به وسیله سایر شرکت‌ها و یا سازمان‌ها توسعه یافته اند و اقتباس دانش جدید برای نیاز‌های خاص شرکت را پوشش می‌دهد.
امور مالی و ستاده‌های نوآوری: این طبقه شاخص‌های زیر را در برمی‌گیرد: عرضه سرمایه خطرپذیر تکنولوژی پیشرفته، فروش‌های نوآوری و ...(طباطباییان و بناب پاکزاد، 1385).
2-14-فرآیند نوآوریتغییر ایده های خلاق به نوآوری را به منظور تاثیرگذاری بر سازمان را، فرآیند نوآوری گویند. همچنین فرآیند نوآوری عبارت است از توسعه و اجرای ایده های جدید توسط افرادی که در طول زمان در تراکنش با دیگران در درون یک سازمان هستند. باید توجه داشت که نوآوری یک عمل انتزاعی نیست، بلکه فرآیندی کلی متشکل از فرآیندهای فرعی مرتبط با یکدیگر می‌باشد. توالی فرآیند نوآوری در سازمان را به صورت زیر می‌توان نشان داد: (تولایی، 1387).
277177520002500426720020002500-95250-66675تشخیص
00تشخیص
1152525200025001571625-66675توسعه ایده
00توسعه ایده
3067050-66675فعالیت حل مسئله
00فعالیت حل مسئله
4610100-66675راه حل
00راه حل

4705350187960به اجرادرآوردن به صورت آزمایشی
00به اجرادرآوردن به صورت آزمایشی
3143250187960استفاده در سازمان به صورت کامل
00استفاده در سازمان به صورت کامل

43434008255000
شکل 2-6-توالی فرآیند نوآوری در سازمان منبع: (تولایی، 1387).
2-14-عوامل موثر بر شکل گیری فرآیند نوآوری در سازمانبر اساس تحقیقات انجام گرفته در ایران، به طور کلی پارامترها و عوامل موثر بر فرآیندهای نوآور شرکت‌ها و سازمان‌ها را به دو گروه اصلی می‌توان تفکیک کرد: (احمدی، 1386)
الف- عوامل درونی سازمان ها
ب- عوامل بیرونی سازمان‌ها
عوامل درونی را موتور نوآوری نام نهاده‌اند که سیستم پیچیده عوامل داخلی تاثیر گذار بر فرآیند نوآوری را شامل می‌شود. عوامل داخلی شامل توانایی و قابلیت یادگیری سازمان ها برای توسعه و خلق محصولات و فرآیندهای جدید است.
عوامل خارجی نیز توانایی‌هایی است که قدرت رقابت و عرضه متناسب با نیازمشتریان و ذینفعان را گسترش می‌دهد.
2-15-تفاوت خلاقیت، نوآوری و تغییراگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می‌شود اما اغلب محققان اعتقاد دارند که دو اصطلاح نواوری و خلاقیت باید به طور جداگانه مدنظر قرار گیرند؛ چرا که دارای معانی و تعاریف متفاوتی مخصوصا در سازمان‌ها هستند(Mohr, 1969). خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد
(Rosenfeld & Servo,1990). ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند:
انتفاع + اختراع+ مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق، "مفهوم "اشاره به ایده‌ای دارد که با توجه به چارچوب مرجعی آن، فرد، بخش یا گروه، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه "اختراع "اشاره به هر ایده جدیدی دارد که به حقیقت رسیده باشد. کلمه "انتفاع" بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد (طالب بیدختی و انوری، 1383).همچنین با توجه به اینکه تلاش ‌های خلاق باید منجر به نتایج خلاق گردد؛ پس نوآوری، خلاقیت عینیت یافته است. تعریف فوق ساده‌ترین تعریف از فرآیند نواوری است؛ اما نوآوری نیز مانند واژه خلاقیت دارای تعاریف متعدد و متنوعی است که به دیدگاهی که از آن تعریف می‌شود بستگی دارد به طور کلی تعریف نوآوری یکی از موارد زیر را شامل می‌شود:
نوآوری در خروجی‌ها: نوآوری در محصولات، خدمات و امور توزیع آنها.
نوآوری در ورودی ها: نوآوری در مواد مصرفی مورد استفاده، نوآوری در منابع و شیوه‌های تامین آنها.
نوآوری در فرآیند‌ها : نوآوری در فرآیندهای تکنولوژیک، نوآوری در مهارت‌ها و رویه‌هایاجرایی انجام امور(Dewett,2004) .
به عنوان مثال اگر نوآوری را در زمینه تولید محصولات و خدمات مورد بررسی قرار دهیم تعریف آن باید در برگیرنده ابعاد زیر باشد:
کیفیت محصول: قابلیت محصول برای برآورده ساختن نیازهای مشتریان.
هزینه محصول: که در ارتباط با هزینه تولید محصول است و می‌تواند برای تولید کننده مزیت رقابتی ایجاد کند.
زمان تولید محصول: مربوط به مقدار زمانی است که صرف طراحی، توسعه و ایجاد محصول جدید می‌گردد(Cumming, 1998).
در مورد نوآوری و تغییر نیز، تفاوت‌هایی وجود دارد. تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو ، تمام نوآوری‌ها می‌توانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییر ها ، نوآوری نیستند. تغییر نتیجه‌ای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد. خلاقیت می تواند در نوآوری به کار برده شود؛ یعنی زمانی که یک ایده جدید ( قرض گرفته شده یا اصلی) در موقعیتی مورد استفاده قرار گیرد که قبلا به کار برده نشده است. نوآوری ممکن است خلاقیتی باشد که توسط یک عمل مدیریت دنبال شده و اثر اقتصادی به همراه داشته باشد. فرد خلاق و فرد نوآور ممکن است منفک از یکدیگر باشند (تولایی،1387).
براساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت می باشد. اگر چه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می‌توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری هاست. خلاقیت پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه‌ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید در آید به زمانی نسبتا طولانی نیاز دارد و بدین منظور تلاش و کوشش‌های فراوان صورت می‌گیرد. گاهی ایده و اندیشه‌ای نو از ذهن فرد می‌تراود و در سال‌های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نآوری در محصول یا خدمتی دیگر متجلی می‌گردد (الوانی، 1372).
2-16-تکنیک‌های تقویت خلاقیت و نوآوری در سازمانخلاقیت و نوآوری امری است که لزوم ان دائما در سازمان احساس می‌شود. بنابراین، باید نهادینه شود و جزء کار و فرهنگ سازمان قرار گیرد. هرگاه مدیران سطوح عالی و سیاستگذاران سازمان، به خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیت‌های ضروری و حیاتی نگاه نکنند، هیچ فعالیتی در این زمینه دوام نخواهد آورد. ایجاد هسته‌های پژوهشی و نوآوری در سازمان می‌تواند کار نوآوری و خلاقیت را تسهیل و تسریع کند. ایجاد باورهای مشترک برای نوآوری و اینکه به عنوان یک هنجار مشترک در سازمان به خلاقیت نگریسته شود نیاز به آموزش دارد. تافلر آموزش را مهمترین فعالیت و راهرویارویی با تحولات عظیم زندگی آینده می داند. آموزش موثر و پر مایه به افراد کمک می کند تا بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارایی بیشتری عمل نمایند. مدیران باید بدانند که یکی از هدف‌های مهم در اموزش در محیط پر تلاطم و متغیر کنونی، آموختن شیوه‌های خلاقیت و نوآوری است. بدین منظور می‌توان از طریق آموزش، کارکنان را به تفکر عادت داد و در نتیجه این تفکر به صورت یک فرهنگ سازمانی در لایه‌های مختلف سازمان رسوخ کرده و در اجرای استراتژی‌های سازمان تاثیر کلی و دائمی خواهد گذاشت (زراعی، 1373).
جدول 2-1-عوامل و موانع موثر در نوآوری سازمان
عامل موانع تسهیل کننده
ساختار بوروکراسی و تمرکز در تصمیم‌گیری، روش‌های سختگیرانه و دستورالعمل‌ها، کنترل شدید منابع، تاکید بر سازمان رسمی غیر متمرکز: مسطح‌تر، کار گروهی، بوروکراسی کم، انعطاف بیشتر، در دسترس قرار دادن اطلاعات
فرهنگ قبول تاکید بر سنت ها (ثبات) ، اعمال تنبیه و جرایم برای اشتباهات، تقویت ارزش‌های ارزیابی بیرونی، تاکید بر زمان موعد انجام کارها، تعصبات و عدم مسئولیت‌پذیری تاکید بر نرم و هنجار ها، طرز تلقی مثبت از تغییرات فرهنگ، تجربه ایده‌ها، ترویج و انتشار موفقیت‌ها زمینه برای قبول شکست، آزادی و تشویق ریسک‌طلبی، ارج نهادن به جرات، ایجاد امنیت برای نوآوری
مدیریت و رهبری سبک مدیریت مستبدانه، کار فردی، عدم احترام وجود آزادی و پذیریش انتقاد، ارج نهادن به افراد وظیفه شناس مشارکت در تصمیم‌گیری، کار گروهی، احتررام نهادن به فکر‌های نو، آزادی در سازمان، پذیرش انتقاد، تحمل افراد و عقاید مخالف
نیروی انسانی نداشتن منابع انسانی کافی، عدم تخصص و آموزش، عدم پاداش برای موفقیت‌ها تامین منابع انسانی خبره و تحصیل کرده، خلاق و وفادار، پاداش برای نوآوری، ایده‌ها به راحتی فراموش نمی‌شوند یا از بین نمی‌روند
ارتباطات ارتباطات کم و ضعیف در چارچوب مقررات سازمانی ارتباطات همه جانبه و باز ، غیر رسمی با تسهیلات وسیع
منبع: علیرضایی و تولایی 1387
بخش سوم: مدیریت دانش و نوآوری سازمانی2-17-فرآیندهای مدیریت دانش و نوآوریدانش برای سازمان به تنهایی منبع مهمی نیست .دانش برای دانش نیست بلکه دانش برای عمل و بهبود عملکرد مهم است. به این ترتیب در قلب مدیریت دانش باید نوآوری را جستجو کرد، زیرا مزیت رقابتی پایدار در نوآوری پنهان است (علامه و همکاران، 1385).
جدول2-2- ارتباط بین فرآیندهای مدیریت دانش و مکانیزم‌های نوآوری
مکانیزم نوآوری فرآیندهای مدیریت دانش
پاداش‌های انگیزشی/ محرک‌ها
معرفی تغییر، دیدگاه‌ها‌، گروه‌ها، محیط
ارزیابی فرهنگی، سازمانی و گروهی


پذیرش هر چیزی به صورت موقت: تیم‌ها ، سازمان‌ها، رویه‌ها، خطوط تولید
عدم پذیرش عقاید و ارزش های بنیانی (شخصی و سازمانی)
تشویق آزمایش و انکار تخصص‌ها
عوامل محیطی: شرایط کاری، ابزارهای اقتصادی
مکانیزم‌های انتقال و مشاوران
پذیرش تفاوت‌ها و استخدام هوشمندان
تحریک نارضایتی خلق دانش
تشویق یادگیری و آموزش (اغلب به طور متناوب)
منابع درونی و بیرونی (اجتماعات کاربران)
فرصت‌ها (به بیرون جعبه نگاه کنید)
ابزار یا رسانه ذخیره سازی عقاید قابل استفاده یا غیر قابل استفاده اکتساب دانش
دستورات استراتژیکی
سازماندهی دانش کاربردی یا دانش فرآیندی
زیر سوال بردن عمل‌های موجود
استفاده از چشم انداز‌ها با دیدگاه‌های مختلف (سهیم سازی عقاید) سازماندهی
ارتباط بین آنهایی که می دانند با آنها که نیاز به دانستن دارند.
تشویق سهیم سازی عقاید
ایده‌ها را زنده نگه دارید، صرفا بایگانی نکنید، تا آنجا که ممکن است آنها را عینی کنید.

—215

و به پاس محبت‌های بی‌دریغشان که هرگز فروکش نمی‌کند.
تقدیم به خواهرم:
که وجودش شادی بخش و صفایش مایه آرامش من است.
تقدیم به برادرانم:
که وجودشان مایه دلگرمی من می باشد خصوصاً برادر کوچکترم هومن که از خداوند متعال سلامتی، رشد و شکوفائیش را خواستارم.
و تقدیم به تمام آزاد مردانی که نیک می‌اندیشند و عقل و منطق را پیشه خود نموده و جز رضای الهی و پیشرفت و سعادت جامعه، هدفی ندارند.

چکیده
عارضه‌یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP(مطالعه موردی: شرکت داروسازی ایران داروک)
نگارش:
سارا امیدی
با توجه به سازماندهی مجدد و وسیع فرآیندها و ساختارهای کسب وکار و همچنین دنیای در حال تغییر صنعت، مفهوم زنجیره تامین و مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار شده است. در این رویکرد سازمان‌ها به جای اینکه مجبور باشند در تمامی زمینه‌ها بهترین عملکرد را داشته باشند، می‌توانند از توانمندی‌های محوری سایر سازمان‌ها به منظور بهینه‌سازی قابلیت‌ها و افزایش اثربخشی خود بهره گرفته و سطح رضایتمندی مشتریان را ارتقاء دهند. بر این اساس یکی از چالش‌هایی که مسئولین مرتبط با امور لجستیک و زنجیره تامین در شرکت‌ها با آن روبرو هستند، نحوه شناسایی مشکلات موجود در حوزه لجستیک و زنجیره تامین است. با شناسایی این شکاف‌ها و ارائه پروژه‌های بهبود، می‌توان زنجیره تامین شرکت را تقویت کرده و آن را بهبود داد. در این رساله یک رویکرد نوین مبتنی بر فعالیت‌های مدل APQC جهت شناسایی عارضه‌های موجود در زنجیره تامین ارائه شده است. با بکارگیری استاندارد حداقل نیازمندی‌های زنجیره تامین (CSCMP) برای هر کدام از این فعالیت‌ها جهت شناسایی عارضه‌ها و استفاده از مدل خودارزیابی MMOG/LE برای اولویت‌بندی آنها، می‌توان این شکاف‌ها را تجزیه و تحلیل نمود و بر اساس رتبه بدست آمده، پروژه‌های بهبودی ارائه داد. در نهایت جهت پیاده سازی مدل پیشنهادی از یک مطالعه موردی در شرکت دارویی استفاده شده است.
کلمات کلیدی: عارضه‌یابی، زنجیره تامین، مدل طبقه‌بندی فرآیندی APQC، استاندارد حداقل نیازمندی‌های زنجیره تامین.
فهرست مطالب
عنوان صفحه TOC o "1-4" h z u
فصل 1 کلیات پژوهش‌ PAGEREF _Toc412477123 h 11-1 مقدمه PAGEREF _Toc412477124 h 21-2 اهمیت موضوع پژوهش PAGEREF _Toc412477125 h 31-3 مفروضات و اهداف پژوهش PAGEREF _Toc412477126 h 41-4 مراحل انجام پژوهش PAGEREF _Toc412477127 h 51-5 ساختار پایان‌نامه PAGEREF _Toc412477128 h 6فصل 2 مروری بر ادبیات پژوهش PAGEREF _Toc412477129 h 82-1 مقدمه PAGEREF _Toc412477130 h 92-2 زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477131 h 92-3 مدیریت زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477132 h 102-3-1 مولفه‌های اصلی مدیریت زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477133 h 112-3-2 اندازه‌گیری و ارزیابی زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477134 h 122-3-3 ضرورت اندازه‌گیری عملکرد در یک زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477135 h 142-3-3-1 عدم وجود یک روش متعادل PAGEREF _Toc412477136 h 142-3-3-2 عدم تمایز مشخص بین معیارها در سطوح استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی PAGEREF _Toc412477137 h 142-4 عارضه‌یابی زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477138 h 152-4-1 تاریخچه عارضه‌یابی زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477139 h 172-5 شاخص‌ها و معیارهای عملکرد در یک زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477140 h 192-5-1 مقالات اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477141 h 212-5-2 مدل‌های مدیریت و ارزیابی عملکرد PAGEREF _Toc412477142 h 292-5-2-1 مدل مرجع عملیات زنجیره تامین (SCOR) PAGEREF _Toc412477143 h 312-5-2-2 مدل GSCF PAGEREF _Toc412477144 h 362-5-2-3 مدل CPFR PAGEREF _Toc412477145 h 372-5-2-4 مدل کارت امتیازی متوازن (BSC) PAGEREF _Toc412477146 h 392-5-2-5 مدل APQC PAGEREF _Toc412477147 h 422-5-3 روش‌های عارضه‌یابی زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477148 h 442-5-3-1 روش جستجوی سریع PAGEREF _Toc412477149 h 472-5-3-2 روش تعیین ارزش مشتری PAGEREF _Toc412477150 h 532-5-3-3 روش MMOG/LE PAGEREF _Toc412477151 h 562-5-3-4 روش لامبرت PAGEREF _Toc412477152 h 632-5-3-5 روش CSCMP PAGEREF _Toc412477153 h 662-5-4 جمع بندی روش‌های عارضه‌یابی مطرح PAGEREF _Toc412477154 h 69فصل 3 معرفی شرکت مورد کاوی (شرکت داروسازی ایران داروک) PAGEREF _Toc412477155 h 713-1 مقدمه PAGEREF _Toc412477156 h 723-2 کلیات شرکت PAGEREF _Toc412477157 h 733-3 معرفی اجمالی شرکت PAGEREF _Toc412477158 h 753-3-1 بخش کنترل کیفیت PAGEREF _Toc412477159 h 763-3-2 تضمین کیفیت PAGEREF _Toc412477160 h 783-3-3 آزمایشگاه تحقیق و توسعه PAGEREF _Toc412477161 h 803-3-4 برنامه‌ریزی و انبار PAGEREF _Toc412477162 h 813-3-5 فناوری و اطلاعات PAGEREF _Toc412477163 h 823-3-6 فنی و مهندسی PAGEREF _Toc412477164 h 833-3-7 تولید PAGEREF _Toc412477165 h 833-3-8 امور اداری و منابع انسانی PAGEREF _Toc412477166 h 843-3-9 بازرگانی و پشتیبانی PAGEREF _Toc412477167 h 853-3-10 بازاریابی و فروش PAGEREF _Toc412477168 h 853-4 شناسایی فرآیندهای مرتبط با زنجیره تامین PAGEREF _Toc412477169 h 863-5 جریان مواد و اطلاعات PAGEREF _Toc412477170 h 893-6 جمع بندی PAGEREF _Toc412477171 h 90فصل 4 معرفی روش پیشنهادی برای عارضه‌یابی زنجیره تامین و بهبود آن PAGEREF _Toc412477172 h 914-1 انتخاب هسته مدل پیشنهادی PAGEREF _Toc412477173 h 924-2 استخراج نیازمندی‌ها PAGEREF _Toc412477174 h 944-3 طراحی پرسش‌نامه PAGEREF _Toc412477175 h 964-4 اجرای مصاحبه‌ها PAGEREF _Toc412477176 h 1014-5 نتایج مصاحبه‌ها PAGEREF _Toc412477177 h 1034-6 متن کاوی عارضه‌ها PAGEREF _Toc412477178 h 1204-7 پروژه‌های بهبود PAGEREF _Toc412477179 h 1244-8 اولویت‌بندی پروژه‌های بهبود PAGEREF _Toc412477180 h 1334-8-1 معیارهای اولویت‌بندی PAGEREF _Toc412477181 h 1334-8-2 پرومتی PAGEREF _Toc412477182 h 1344-8-3 نتایج اولویت‌بندی PAGEREF _Toc412477183 h 1414-9 جمع بندی PAGEREF _Toc412477184 h 145فصل 5 جمع بندی و پیشنهاد تحقیقات آتی PAGEREF _Toc412477185 h 1475-1 نتایج بدست آمده PAGEREF _Toc412477186 h 1485-2 زمینه‌های تحقیقاتی PAGEREF _Toc412477187 h 151منابع PAGEREF _Toc412477188 h 152پیوست الف: نتایج پرسش‌نامه PAGEREF _Toc412477189 h 157پیوست ب: شمایی از محیط نرم‌افزار پرومتی PAGEREF _Toc412477190 h 181
فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z c "جدول" جدول ‏21: تقسیم بندی روش‌های ارزیابی عملکرد از سه دیدگاه PAGEREF _Toc412478635 h 30جدول ‏22: فرآیندهای سطح 2 مدل SCOR PAGEREF _Toc412478636 h 34جدول ‏23: فرآیند 9 مرحله‌ای CPFR PAGEREF _Toc412478637 h 38جدول ‏24: اطلاعات کمی موردنیاز از پایگاه‌های داده در متد Quick Scan PAGEREF _Toc412478638 h 51جدول ‏25: فصل ها و موضوعات ارائه شده در هر فصل مربوط به مدل MMOG/LE PAGEREF _Toc412478639 h 59جدول ‏26: نمونه‌ای از بندهای استاندارد حداقل نیازمندی‌های CSCMP PAGEREF _Toc412478640 h 69جدول ‏27: مقایسه‌ی بین روش‌های عارضه‌یابی زنجیره تامین مطرح PAGEREF _Toc412478641 h 70جدول ‏31: مدت زمان اجرای مصاحبه نوع اول برای شناسایی بخش‌های مختلف شرکت PAGEREF _Toc412478642 h 76جدول ‏32: ریزفرآیندهای مربوط به زنجیره تامین در شرکت ایران داروک PAGEREF _Toc412478643 h 88جدول ‏41: تعدا نیازمندی‌ها استخراج شده برای هر کدام از گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc412478644 h 95جدول ‏42: دسته بندی نیازمندی‌ها بر اساس شدت بحرانی بودن PAGEREF _Toc412478645 h 99جدول ‏43: رمان اجرای مصاحبه برای هر کدام از گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc412478646 h 101جدول ‏44: عارضه‌های استخراج شده PAGEREF _Toc412478647 h 103جدول ‏45: تعداد فراوانی انواع عارضه های شناسایی شده در شرکت PAGEREF _Toc412478648 h 117جدول ‏46: رتبه بحرانی بودن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc412478649 h 118جدول ‏47: دو نمونه متن کاوی مبتنی بر مفهوم برای عارضه های استخراج شده PAGEREF _Toc412478650 h 122جدول ‏48: پروژه های بهبود معرفی شده جهت حذف عارضه ها PAGEREF _Toc412478651 h 124جدول ‏49: ورن نرمال شده معیارها جهت اولویت بندی PAGEREF _Toc412478652 h 142جدول ‏410: رتبه بندی 31 طرح پیشنهادی که بیش از یک عارضه را برطرف می کنند PAGEREF _Toc412478653 h 142

فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
TOC h z c "شکل" شکل ‏11: ساختار کلی پایان‌نامه PAGEREF _Toc412479026 h 7شکل ‏21: فرآیندهای سطح یک مدل SCOR PAGEREF _Toc412479027 h 33شکل ‏22: مدل GSCF PAGEREF _Toc412479028 h 37شکل ‏23 : چارچوب BSC PAGEREF _Toc412479029 h 41شکل ‏24: چارچوب طبقه بندی فرآیندی در مدل APQC PAGEREF _Toc412479030 h 43شکل ‏25: فازهای اصلی اجرای متدولوژی Quick Scan PAGEREF _Toc412479031 h 49شکل ‏26: سلسله مراتب ارزش PAGEREF _Toc412479032 h 54شکل ‏27: نمونه‌ای از بندهای چک لیست Lambert PAGEREF _Toc412479033 h 65شکل ‏31: چارت سازمانی شرکت داروسازی ایران داروک PAGEREF _Toc412479034 h 75شکل ‏32: فرآیندهای عملیاتی (سطح صفر) مدل APQC PAGEREF _Toc412479035 h 87شکل ‏33: جریان مواد و اطلاعات بین واحدهای مختلف ایران داروک PAGEREF _Toc412479036 h 89شکل ‏41: نمونه پرسش نامه طراحی شده PAGEREF _Toc412479037 h 100شکل ‏42: درصد فراوانی نیازمندی‌های استخراج شده بر حسب عارضه بودن یا نبودن PAGEREF _Toc412479038 h 116شکل ‏43: درصد فراوانی انواع عارضه های شناسایی شده در شرکت PAGEREF _Toc412479039 h 117شکل ‏44: درصد عارضه بودن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc412479040 h 118شکل ‏45: درصد فراوانی انواع عارضه های استخراج شده در سه واحد بحرانی شرکت PAGEREF _Toc412479041 h 119شکل ‏46: نمودار پارتو مربوط به تعداد کل عارضه های شناسایی شده برای گروه های مورد مطالعه PAGEREF _Toc412479042 h 120شکل ‏47: نمودار پارتو مربوط به 20 کلمه کلیدی پرکاریرد در عارضه های شناسایی شده PAGEREF _Toc412479043 h 123شکل ‏48: معیارهای تعمیم یافته (تابع ترجیح) PAGEREF _Toc412479044 h 138شکل ‏49: جریان‌های رتبه بندی تشکیل شده در روش پرومتی. الف) جریان رتبه بندی منفی. ب) جریان رتبه بندی مثبت PAGEREF _Toc412479045 h 140شکل ‏410: تحلیل حساسیت اولویت بندی طرح های بهبود پیشنهادی PAGEREF _Toc412479046 h 145
کلیات پژوهش‌
مقدمهبا توجه به سازماندهی مجدد و وسیع فرآیندها و ساختارهای کسب وکار و همچنین دنیای در حال تغییر صنعت، مفهوم زنجیره تامین و مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار شده است. در این رویکرد سازمان‌ها به جای اینکه مجبور باشند در تمامی زمینه‌ها بهترین عملکرد را داشته باشند، می‌توانند از توانمندی‌های محوری سایر سازمان‌ها به منظور بهینه‌سازی قابلیت‌ها و افزایش اثربخشی خود بهره گرفته و سطح رضایتمندی مشتریان را ارتقاء دهند. این مشارکت نیازمند یک نظارت دقیق و نظام‌مند می‌باشد که در صورت بی‌توجهی به آن سازمان رو به زوال گردیده و در نتیجه سهم رقابتی خود را به رقبا می‌دهد. بنابراین حصول عملکرد بهینه زنجیره تامین به منظور داشتن سود رقابتی، امروزه به صورت یک سلاح استراتژیک برای موفقیت در تمامی جنبه‌های صنایع درآمده است.
مفهوم زنجیره تامین در اواخر دهه 1980 پدید آمد و در دهه 1990 به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفت. قبل از آن عبارت‌هایی نظیر لجستیک و مدیریت عملکرد به جای مدیریت زنجیره تامین استفاده می‌شد.
تاکنون تعاریف و نگارش‌های متفاوتی درباره زنجیره تامین ارائه شده است. بر پایه‌ی یکی از این تعاریف، زنجیره تامین کلیه مراحل مستقیم و غیر مستقیم که در تکمیل درخواست سفارش مشتری درگیر هستند را شامل می‌شود. زنجیره تامین تنها مرتبط با سازنده و تامین کننده نیست، بلکه حمل و نقل، انبارها، خرده فروشی‌ها و حتی خود مشتریان را نیز در بر می‌گیرد. به طور کلی زنجیره تامین زنجیره‌ای است که همه فعالیت‌های مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد از مرحله ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف کننده را شامل می‌شود. درباره جریان کالا دو جریان دیگر که یکی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی و اعتبارات است نیز حضور دارند.
بر این اساس مدیریت زنجیره تامین وظیفه یکپارچه سازی واحدهای سازمانی در طول زنجیره تامین و هماهنگ سازی جریان مواد و اطلاعات را به منظور برآوردن تقاضای مشتری و با هدف بهبود رقابت‌پذیری یک زنجیره تامین کامل بر عهده دارد. به بیان دیگر می‌توان گفت، مدیریت زنجیره تامین عبارت است از مجموعه رویکردهایی که به طور موثر در یکپارچه سازی تامین کنندگان، تولیدکنندگان، انبارداران و توزیع کنندگان به منظور تولید و توزیع کالا به مقدار مورد نیاز و در محل صحیح و زمان مناسب به کار می‌رود تا هزینه‌های سیستم را در راستای تامین سطح خدمات مورد نیاز مینیمم نماید. سیر تحولات و تغییرات پرشتاب، سازمان‌ها را برآن داشته تا برای غلبه بر محیط نامطمئن خود به تحقیق در زمینه لجستیک و زنجیره تامین بپردازند. در این رویکرد تمامی مشکلات مهم هستند و برای حل آن‌ها باید اقدام موثری به عمل آید.
بر این اساس یکی از چالش‌هایی که مسئولین مرتبط با امور لجستیک و زنجیره تامین در شرکت‌ها با آن روبرو هستند، نحوه شناسایی مشکلات موجود در حوزه لجستیک و زنجیره تامین است. تنوع و تعداد بالای مباحث مطرح شده در فلسفه مدیریت زنجیره تامین، کار را برای انتخاب بهترین اقدامات اصلاحی جهت ارتقاء عملکرد زنجیره تامین پیچیده می‌کند. بنابراین با توجه به اینکه اولین گام در بازنگری و بهبود زنجیره تامین، عارضه‌یابی است، لذا شناسایی روش‌های عارضه‌یابی و تحلیل وضعیت زنجیره تامین از جمله موارد مهمی است که افراد فعال در این زمینه باید با آن‌ها آشنا باشند.
این پایان‌نامه قصد دارد به شکل کاربردی به ارائه‌ی روشی مناسب جهت عارضه‌یابی شرکت داروسازی ایران داروک بپردازد. در نتیجه ضمن ارائه‌ی یک دید کلی از وضعیت زنجیره تامین ایران داروک، مشکلات و عارضه‌های گوناگون موجود را شناسایی، الویت دهی و تحلیل نماید.
اهمیت موضوع پژوهشدر دنیای امروز، مدیریت زنجیره تامین یک عامل کلیدی و استراتژیک در افزایش اثربخشی و تحقق اهداف سازمان به شمار می‌آید. بر این اساس مدیریت زنجیره تامین را باید یکی از حوزه‌های حیاتی مدیریت سازمان دانست. این حوزه از مدیریت مانند سایر حوزه‌ها نیازمند پایش، نظارت، عارضه‌یابی، بهبود و نهایتا سوق دادن به سمت سرآمدی برای کسب و تقویت مزیت‌های رقابتی، سنجش عملکردی، بهبود مستمر و مدیریت کارا و اثر بخش می‌باشد.
طبق بررسی‌های صورت گرفته در شرکت ایران داروک، طی سالیان گذشته، تلاشی نظام مند و سازمان یافته در جهت مطالعه، اندازه‌گیری و یا عارضه‌یابی زنجیره تامین شرکت صورت نپذیرفته است. البته به شکل جزیره‌ای و واحدی پروژه‌های عارضه‌یابی و بهبود گوناگونی تعریف و اجرا شده است ولی متاسفانه واحدهای گوناگون از وضعیت یکدیگر باخبر نیستند و این پروژه‌ها در سطح سازمان با نگاه کلی به زنجیره تامین سازمان صورت نپذیرفته است. این در حالیست که با توجه به نیاز برای برطرف کردن مشکلات زنجیره تامین و ایجاد مزیت رقابتی در این حوزه، ضروری است تا هر چه سریع تر پروژه‌ای اصولی به منظور اجرای عارضه‌یابی و اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین ایران داروک در سطح سازمان تعریف شود. با توجه به ضروریات مذکور، پایان‌نامه‌ی پیش رو به دنبال اجرای روشی به جهت شناسایی و استخراج عارضه‌های زنجیره تامین شرکت می‌باشد.
مفروضات و اهداف پژوهشپروژه‌های عارضه‌یابی زنجیره تامین از جمله پروژه‌های سنگین و پیچیده در حوزه‌ی مدیریت زنجیره تامین به حساب می‌آیند که اجرای دقیق آن‌ها از سوی سازمان علاوه بر اینکه بایستی در قالب تیم‌های چندنفره انجام گیرد، نیازمند صرف هزینه‌های قابل توجه می‌باشد. در نتیجه، این پژوهش با فرضیاتی به جهت کوچکتر کردن مقیاس تحلیل به عنوان پروژه‌ی دانشجویی، همراه است. مهمترین مفروض در اجرای این پژوهش عدم درنظر گیری تمامی جنبه‌های زنجیره تامین شرکت است. این تحقیق سعی کرده است تا بر محدوده‌ی زنجیره تامین رو به درون تمرکز داشته باشد. به بیان دیگر محدوده‌ی برنامه‌ریزی برای تامین و تولید محصولات، درخواست و سفارش‌دهی مواد اولیه و دریافت مواد و در نهایت قراردادن مواد اولیه‌ی موردنیاز در پای خط تولید، حوزه‌ی موردمطالعه در این تحقیق می‌باشد. همچنین در زمینه‌ی تامین عموما ارتباط سازمان با تامین کنندگان سطح یک مورد تحلیل قرار گرفته است در حالی که در صورت نیاز به اجرای صنعتی پروژه‌ی مذکور، لازم است تا تامین کنندگان سطوح پایین‌تر نیز به شکل مقتضی در تحلیل دیده شوند.
از جمله اساسی‌ترین اهداف و خروجی‌های این پایان‌نامه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
انتخاب روشی مناسب جهت اجرای عارضه‌یابی زنجیره تامین با در نظرگرفتن شرایط محیط کسب و کار و سازمان
بررسی ادبیات و معرفی مقالات برتر و شاخص در زمینه‌ی اندازه‌گیری عملکرد و عارضه‌یابی زنجیره تامین
اجرای متد پیشنهادی به شکل واقعی به عنوان یک موردکاوی و استخراج عارضه‌های زنجیره تامین سازمان
تحلیل عارضه‌های استخراجی (تحلیل متن کاوی)
ارائه‌ی راهکارها و پروژه‌های بهبود در جهت ارتقای وضعیت زنجیره تامین سازمان و اولویت‌بندی آنها
مراحل انجام پژوهشاین پژوهش در دسته‌ی تحقیقات کیفی طبقه بندی می‌شود و مراحل انجام پژوهش را می‌توان در 13 قدم زیر خلاصه نمود:
بررسی وضعیت سازمان؛
مطالعه ادبیات و انتخاب روش عارضه‌یابی مناسب؛
استخراج نیازمندی‌های استاندارد مرتبط با محدوده‌ی پروژه و گروه بندی آن‌ها؛
طراحی فرم‌های مصاحبه؛
انتخاب مصاحبه شونده‌ها؛
زمان بندی مصاحبه‌ها؛
اجرای مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته؛
ثبت نتایج مصاحبه‌ها در فایل اکسل؛
امتیازدهی به نیازمندی‌ها و استخراج عارضه‌ها؛
تحلیل و بررسی وضعیت بحرانی هر واحد متناسب با امتیاز کسب شده؛
تحلیل علل ریشه‌ای عارضه‌ها با رویکرد متن کاوی؛
تعریف پروژه‌های بهبود پیشنهادی برای رفع عارضه‌ها؛
اولویت‌بندی پروژه‌ها جهت اجرا.
این 13 قدم را می‌توان از جمله مهمترین مراحل طی شده در عارضه‌یابی زنجیره تامین ایران داروک برشمرد.
ساختار پایان‌نامههمان‌طور که در REF _Ref408560684 h شکل ‏11 نشان داده شده، این پایان‌نامه از پنج فصل تشکیل شده است. در فصل اول، به بیان کلیات تحقیق پرداخته شده که در آن مقدمه، مراحل و ضرورت انجام تحقیق، اهداف و روش تحقیق شرح داده شد.
فصل دوم بررسی ادبیات موضوع می‌باشد که در آن به تعریف زنجیره تامین و اندازه‌گیری و ارزیابی آن، مدل‌های مدیریت و ارزیابی عملکرد زنجیره تامین و دسته بندی مدل‌ها و در نهایت به بررسی روش‌های عارضه‌یابی زنجیره تامین می‌پردازیم. همچنین با بیان این مطالب، سیر تغییر و تحول ادبیات موضوع را با بررسی مقالات ژورنال‌های معتبر بیان خواهیم نمود.
در فصل سوم توضیحاتی در خصوص موردکاوی پژوهش، شرکت داروسازی ایران داروک، بیان خواهیم کرد و سیستم زنجیره تامین آن را به صورت کامل بررسی خواهیم نمود.
در فصل چهارم در مورد روش تحقیق و متد پیشنهادی، منابع جمع‌آوری اطلاعات و چگونگی و نحوه گردآوری اطلاعات صحبت خواهیم نمود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه می‌باشد که در پایان به چگونگی طراحی آن پرداخته خواهد شد. سپس فرآیند تحقیق را مورد بررسی و موشکافی قرار داده و پس از آن به تجزیه و تحلیل داده‌ها و نتایج می‌پردازیم.
در نهایت فصل پنجم به جمع بندی، نتایج، یافته‌ها، برداشت‌های حاصل از تحلیل‌ها، دستاوردها و پیشنهادات تحقیقات آتی اختصاص یافته است.

شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1: ساختار کلی پایان‌نامهمروری بر ادبیات پژوهش
مقدمهدر فضای رقابتی تجارت امروز دنیا، شرکت‌ها و سازمان‌ها با بهره‌گیری از انواع فناوری و علوم مدیریت اقدام به ایجاد مزایای رقابتی از طریق ابزارهای مدیریت داده و مدیریت دانش و بهینه‌سازی روندهای سازمانی مانند تولید و یا ارتباطات سازمان می‌کنند (الوانی، 1391؛ امام سید، 1381).
یکی از مهم‌ترین علوم مدیریتی که در این زمینه مباحث بسیار سودمندی را مطرح کرده است، مدیریت زنجیره تامین می‌باشد. با بهره‌گیری از این ابزار، سازمان قادر خواهد بود روابط تجاری خود را با بهینه‌سازی تبادل اطلاعات با همکاران تجاری نظیر تامین‌کنندگان مواد اولیه، توزیع‌کنندگان محصولات و پیمانکاران حمل و نقل کالا توسعه دهد (امام سید، 1381). بدین ترتیب بنگاه اقتصادی شرکت موفق خواهد شد تا در زمان بسیار کمتری محصول خود را به بازار عرضه کرده و زمان تولید و هزینه‌های اتلافی را پایین آورد.
زنجیره تامینزنجیـره تـامین، یک سیستم یکپارچه از فـرآیندهای به هم مرتبط است که این فرآیندها به منظور: 1) دستیابی به مواد و قطعات مورد نیاز؛ 2) تبدیل مواد اولیه به محصول؛ 3) ارزش‌گذاری محصولات؛ 4) توزیع محصولات به مشتریان و 5) تسهیل انتقال اطلاعات بین اجزاء زنجیره تامین، اعم از تامین کنندگان، تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان، واسطه‌ها، خرده‌فروشان و مشتریان، ایجاد شده‌اند. هدف اصلی این زنجیره، کاهش هزینه، افزایش اثربخشی و کارایی و به طور کلی افزایش سود برای تمام ذینفعان خود است. این زنجیره شامل دو جریان مخالف است: حرکت مستقیم (رفت) محصولات از تامین‌کننده مواد اولیه تا مشتری و حرکت برگشت (عکس) اطلاعات و مواد از مشتری تا تامین‌کنندگان.
تعریف مختصر و جامعی که می‌توان از زنجیره تامین ارایه داد عبارت است از: زنجیره تامین بر تمام فعالیت‌های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرف‌کننده نهایی و نیز جریان‌های اطلاعاتی مرتبط با آن‌ها مشتمل می‌شود. به طور کلی زنجیره تامین زنجیره‌ای است که همه فعالیت‌های مرتبط با جریان کالا و تبدیل مواد، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف‌کننده را شامل می‌شود.
مدیریت زنجیره تامینمدیریت زنجیره تامین بر یکپارچه‌سازی فعالیت‌های زنجیره تامین و نیز جریان‌های اطلاعاتی مرتبط با آن‌ها از طریق بهبود در روابط زنجیره برای دست‌یابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام مشتمل می‌شود. بنابراین مدیریت زنجیره تامین عبارت است از فرآیند یکپارچه‌سازی فعالیت‌های زنجیره تامین و نیز جریان‌های اطلاعاتی مرتبط با آن، از طریق بهبود و هماهنگ‌سازی فعالیت‌ها در زنجیره تامین تولید و عرضه محصول.
برای مدیریت موثر زنجیره تامین ضروری است که تامین‌کنندگان و مشتریان با یکدیگر و در یک روش هماهنگ و با شراکت و ارتباطات اطلاعاتی و گفت‌و‌گو با یکدیگر کار کنند. این امر یعنی جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضه‌کنندگان، مراکز توزیع و سیستم‌های حمل و نقل که بعضی از شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا زنجیره‌های عرضه بسیار کارایی را ایجاد کنند. عرضه‌کنندگان و مشتریان باید اهداف یکسان و اعتماد متقابل داشته باشند. مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تامین‌کنندگان خود اعتماد می‌کنند. علاوه بر آن عرضه‌کنندگان و مشتریان باید در طراحی زنجیره تامین برای دست‌یابی به اهداف مشترک و تسهیل ارتباطات و جریان اطلاعات با یکدیگر شریک شوند. بعضی شرکت‌ها می‌کوشند تا کنترل زنجیره تامین خود را با کنترل عمومی با استفاده از مالکیت و یکپارچگی تمام اجزای مختلف در امتداد زنجیره تامین از تهیه مواد و خدمات تا تحویل محصول نهایی و خدمت به مشتری به دست آورند. اما حتی با این نوع ساختار سازمانی، فعالیت‌های مختلف و واحدهای عملیاتی ممکن است ناهماهنگ باشد. ساختار سازمانی شرکت باید بر هماهنگی فعالیت‌های مختلف برای دست یابی به اهداف کلی شرکت تمرکز کند.
مولفه‌های اصلی مدیریت زنجیره تامینمدیریت زنجیره تامین دارای 3 فرآیند عمده است که عبارتند از:
مدیریت اطلاعات؛
مدیریت لجستیک؛
مدیریت روابط.
مدیریت اطلاعات: امروزه نقش، اهمیت و جایگاه اطلاعات برای همگان بدیهی است. گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث می‌شود تا فرآیندها موثرتر و کاراتر گشته و مدیریت آن‌ها آسان‌تر شود. مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد شد تا تاثیرات فزاینده‌ای در سرعت، دقت، کیفیت و جنبه‌های دیگر وجود داشته باشد.
مدیریت لجستیک: در تحلیل سیستم‌های تولیدی، موضوع لجستیک بخش فیزیکی زنجیره تامین را در بر می‌گیرد. این بخش که کلیه فعالیت‌های فیزیکی از مرحله تهیه ماده خام تا محصول نهایی شامل فعالیت‌های حمل و نقل، انبارداری، زمان‌بندی تولید و ... را شامل می‌شود و بخش نسبتاً بزرگی از فعالیت‌های زنجیره تامین را به خود اختصاص می‌دهد. در واقع محدوده لجستیک تنها جریان مواد و کالا نبوده بلکه محور فعالیت‌های زنجیره تامین است که روابط و اطلاعات، ابزارهای پشتیبان آن برای بهبود در فعالیت‌ها هستند.
مدیریت روابط: فاکتوری که ما را به سمت فرجام بحث راهنمایی می‌کند و شاید مهم‌ترین بخش مدیریت زنجیره تامین به خاطر ساخت و فرم آن باشد، مدیریت روابط در زنجیره تامین است. مدیریت روابط تاثیر شگرفی بر همه زمینه‌های زنجیره تامین و همچنین سطح عملکرد آن دارد. در بسیاری از موارد، سیستم‌های اطلاعاتی و تکنولوژی مورد نیاز برای فعالیت‌های مدیریت زنجیره تامین به سهولت در دسترس بوده و می‌توانند در یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه تکمیل و به کار گرفته شوند. اما بسیاری از شکست‌های آغازین در زنجیره تامین معلول انتقال ضعیف انتظارات و توقعات و نتیجه رفتارهایی است که بین طرفین درگیر در زنجیره به وقوع می‌پیوندد. علاوه بر این مهم‌ترین فاکتور برای مدیریت موفق زنجیره تامین ارتباط مطمئن میان شرکا در زنجیره است. به گونه‌ای که شرکا اعتماد متقابل به قابلیت‌ها و عملیات یکدیگر داشته باشند (براون و همکاران، 1381).
اندازه‌گیری و ارزیابی زنجیره تامیندر بازارهای امروزی، رقابت بین شرکت‌ها و استفاده از تکنیک‌های متفاوت، به شدت در حال افزایش و تغییر است. برای عقب نماندن از این صحنه، تغییرات اساسی در سازمان ضرورت می‌یابد. تداوم حیات یک شرکت به چگونگی توانایی پاسخ آن به نیازهای مشتری وابسته است. برطرف کردن تمامی نیازمندی‌ها توسط شرکت کار بسیار دشواری است؛ در نتیجه استراتژی برون سپاری یکی از اصلی‌ترین استراتژی‌های برای کاهش این سختی می‌باشد (سیمچی لوی و همکاران؛ 2003).
امروزه مدیران کشور با مشکل جدی سنجش عملکرد سازمان خود مواجه هستند. استفاده از ابزار مناسب و داشتن شاخص‌های عملکرد در صنایع مختلف این امکان را برای آن‌ها فراهم می‌کند که موقعیت عملکرد خود را در مقایسه با دامنه عملکرد دیگر رقبا در داخل و یا خارج کشور بدانند.
عملکرد مناسب زنجیره تامین نقش کلیدی در موفقیت یک سازمان و دست‌یابی پایدار به اهداف آن بویژه سودآوری دارد. در این راستا استقرار یک سیستم سنجش عملکرد زنجیره تامین برای بهبود مستمر عملکرد آن توصیه می‌گردد. زنجیره تامین مناسب به معنای تولید به موقع، تحویل به موقع و هزینه‌های تحت کنترل از تامین کننده تا مشتری است. لذا ایجاد یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد در زنجیره تامین می‌تواند کمک موثری در مسیر تولید و تحویل به موقع و ارزان یک سازمان باشد (باقرزاده، 1387). از این رو اندازه‌گیری عملکرد در زنجیره تامین فرآیندی به منظور تحلیل مدیریت عملکرد، کاهش هزینه‌ها، کاهش ریسک و ایجاد امکان بهبود مستمر در ارزش آفرینی و عملیات می‌باشد.
به صورت کلی می‌توان گفت اگر چیزی را نتوان اندازه‌گیری کرد، نمی‌توان آن را مدیریت نمود. در واقع قوانین اصلی سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد، شامل نگاه عمیق به طبیعت فرآیندهای ارزش افزوده، هدایت پیشرفت‌های سازمانی در رسیدن به اهداف و تهیه بازخوردهای مهم و کلیدی مرتبط با موفقیت‌های استراتژی سازمانی می‌باشد. از آن مهم‌تر چارچوب اندازه‌گیری عملکرد نه تنها در رفتار مدیران که دارای مسئولیت توسعه در وضعیت رقابتی هستند، متبلور می‌شود بلکه شامل کلیه پرسنل اجرایی نیز می‌گردد. با این اوصاف مفهوم اندازه‌گیری عملکرد تقریباً همیشه مقدم بر رسیدن به اهداف استراتژیک است.
تشخیص نحوه عملکرد و در نتیجه اندازه‌گیری عملکرد سازمان سبب می‌گردد تا مراحل توسعه و بهبود آن مشخص گردد. سیستم اندازه‌گیری عملکرد در زنجیره تامین سازمان را قادر می‌سازد تا:
بازبینی، ارزیابی و کنترل عملکرد در اختیار سازمان باشد.
بتوان از متدولوژی و معیارهای یکسان در ارزیابی سطوح سازمان سود برد.
بتوان در چارچوبی سیستماتیک تصمیم‌گیری نمود. به عبارت بهتر می‌توان در زنجیره تصمیماتی اتخاذ نمود که به سوی اهداف تولید ناب پیش رفت (معنوی زاده و همکاران، 1385).
ضرورت اندازه‌گیری عملکرد در یک زنجیره تامینتوسعه علمی یک زنجیره تامین منظم و منسجم، نیاز به توسعه ابزارهای ارزیابی دارد ]7[. دلایل نیاز به مطالعه معیارها و شاخص‌های اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین عبارتند از (ماسکل، 1991؛ کاپلان، 1999):
عدم وجود یک روش متعادلاکثر شرکت‌ها به اهمیت معیارهای عملکرد مالی و غیر مالی پی برده‌اند؛ ولی در شناخت این معیارها در یک چارچوب متعادل ناموفق بوده‌اند. در حالی که برخی از مدیران و محققان روی شاخص‌های عملکرد مالی تمرکز کرده و بقیه تمرکز خود را روی شاخص‌های عملیاتی قرار داده‌اند. این اختلاف به ایجاد معیارهایی که باعث تصویر واضحی از عملکرد سازمانی باشند، نمی‌شوند. برای داشتن روشی متعادل باید هم شاخص‌های مالی عملکرد که در تصمیمات استراتژیک و گزارشات خارجی مهم هستند و هم شاخص‌های غیر مالی عملکرد که کنترل عملیات تولید و توزیع روزانه را بهتر مدیریت می‌کنند، مورد توجه قرار گیرد (چریستوفر، 1992).
فضای دیگری که باعث عدم تعادل می‌شود، تصمیم‌گیری درباره تعداد معیارهای مورد استفاده می‌باشد. به طور کلی معمولاً شرکت‌ها تعداد زیادی شاخص عملکرد دارند که بر اساس پیشنهاد کارمندان و مشاوران خود باز هم به اضافه کردن آن‌ها می‌پردازند، در حالی که ارزیابی عملکرد می‌تواند با استفاده از تعداد اندکی معیار که نقش بحرانی در موفقیت دارند، بهتر انجام شود.
عدم تمایز مشخص بین معیارها در سطوح استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتیمعیارهای مورد استفاده در اندازه‌گیری عملکرد، تصمیمات گرفته شده در سطوح استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی را تحت تاثیر قرار می‌دهد که گاهی تمایز بین این سطوح به سختی میسر می‌شود. با استفاده از این طبقه‌بندی هر معیار می‌تواند به سطحی که بیشترین تناسب را دارد تخصیص یابد. واضح است که برای مدیریت موثر در یک زنجیره تامین مدیریت باید تمامی اهداف زنجیره تامین و معیارهای مورد استفاده در آن را در نظر بگیرد.
معیارهایی که برای اندازه‌گیری عملکرد و بهبود آن استفاده می‌شوند، باید به درستی ماهیت عملکرد سازمان را در بر گیرند. برای اندازه‌گیری عملکرد موثر و بهبود آن، اهداف اندازه‌گیری باید اهداف سازمان را بیان کنند و معیارهای انتخابی باید یک تعادل بین معیارهای مالی و غیر مالی که می‌توانند مربوط به سطوح استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی تصمیم‌گیری و کنترل باشند برقرار سازند.
در واقع یک سیستم مدیریت عملکرد جامع شامل تعداد زیادی از فرآیندهای مدیریتی شامل شناسایی شاخص‌ها، هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، ایجاد ارتباط و اندازه‌گیری شاخص‌ها، پایش، گزارش‌دهی و دریافت بازخورد از وضعیت موجود می‌باشد که در نهایت به شناسایی عارضه‌های اصلی سازمان و بهبود آن‌ها کمک می‌کند. در همین راستا مطالعات مرتبط با سیستم‌های ارزیابی عملکرد، یا به ایجاد مدل‌های مفهومی، مستندات و گزارشات عارضه‌یابی خواهند انجامید و یا منجر به پیاده سازی سیستم‌های عملیاتی - اطلاعاتی می‌شوند. در این سیستم‌ها تمامی فرآیندهای اصلی یک سیستم مدیریت عملکرد جامع را می‌توان به صورت یکپارچه یافت. این سیستم‌های اطلاعاتی به اندازه‌گیری و پایش مشخصه‌های کلیدی عملکرد (KPIs) می‌پردازند که صدالبته برای بهینه‌سازی عملکرد زنجیره تامین حیاتی می‌باشند.
عارضه‌یابی زنجیره تامینسازمان‌ها در هر زنجیره‌ای به دنبال ایجاد بهبود در ساختارهای عملیاتی هستند. در این مسیر دو سوال مهم مطرح می‌شود، اول اینکه «چه فرصت‌هایی برای بهبود وجود دارد؟» و دوم اینکه «کدام فرصت با توجه به محدودیت‌های موجود ارزش بیشتری برای سازمان ایجاد خواهد کرد؟». در این راستا عارضه‌یابی با پاسخ به این سوالات، سازمان را در کسب ارزش و ایجاد بهبود یاری می‌دهد. عارضه‌یابی یک سازمان مانند عارضه‌یابی بیمار توسط یک پزشک است. افراد به سه دلیل به پزشک مراجعه می‌کنند: 1- برای معاینه معمولی، 2- هنگامی که علائم بیماری را در خود مشاهده می‌کنند و یا 3- هنگامی که یک مشکل جدی و حالت اضطراری برایشان پیش می‌آید. در این شرایط پزشک سعی می‌کند تا بیماری مریض را تشخیص دهد و برای دردهای مختلف او درمان مناسب را تجویز کند. سازمان‌ها نیز می‌توانند روش مشابهی را برای عارضه‌یابی سازمان خود به کار گیرند (گوور، 2003). از طرف دیگر یکی از مهمترین فرآیندهای موجود در عموم سازمان‌ها را می‌توان فرآیندهای مرتبط با مدیریت زنجیره تامین دانست. لذا عارضه‌یابی زنجیره تامین به سازمان‌ها کمک می‌کند تا به طور کارآمد زنجیره تامین را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند و در نهایت آن را بهبود دهند.
به طور ساده بررسی یک زنجیره تامین شامل یک سری ارزیابی‌های منضبط و ساختاریافته از زنجیره تامین می‌باشد. عارضه‌یابی به منظور شناسایی فرصت‌های بهبود قابل اجرا انجام می‌گیرد و با ارائه راهکارهایی عملکرد سازمان را بهبود می‌بخشد. در واقع عارضه‌یابی به سازمان کمک می‌کند تا به طور کارآمد زنجیره تامین را مورد ارزیابی و بررسی قرار داده و در نهایت آن را بهبود دهد (هونگ مین و همکاران، 2001).
به عبارت دیگر عارضه‌یابی زنجیره تامین برای شناسایی فرصت‌های بهبودی که قابل اجرا هستند، انجام می‌گیرد تا با ارائه راه‌کارهایی عملکرد سازمان را بهبود بخشند که این فرآیند می‌تواند در چهار مرحله زیر انجام پذیرد:
تعریف و برنامه؛
سنجش و ارزیابی کارایی زنجیره فعلی؛
شناسایی موقعیت‌های بهبود و ارزش آن‌ها؛
نهایی کردن حالت کسب و کار.
البته بین دو مفهوم عارضه‌یابی و ارزیابی عملکرد، شباهت‌های زیادی وجود دارد و برخی منابع دو اصطلاح Diagnosis و Assessment را یکسان و معادل فرض کرده‌اند. این در حالیست که در پروژه‌ی پیش رو سعی شده است تا بین این دو اصطلاح تفاوت قائل شود. بدین معنا که عارضه‌یابی را می‌توان یک فرآیند عمیق به منظور شناسایی فرصت‌های بهبود سیستم دانست که پس از اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد سیستم میسر می‌شود.
تاریخچه عارضه‌یابی زنجیره تامیندر ادبیات لجستیک و زنجیره تامین، ابزارهای عارضه‌یابی نسبتاً کم هستند. بیشتر روش‌های عارضه‌یابی لجستیک بر معیارهای اندازه‌گیری عملکرد تکیه دارند و در بیشتر موارد ابزارهای کمی هستند. در بعضی مواقع نیز از تکنیک‌های الگوبرداری استفاده می‌شود، اما مشکلات و موانعی بر سر راه به کارگیری این تکنیک‌ها وجود دارد. اولین مسئله زمان بر بودن این تکنیک‌هاست. معمولاً برای تکمیل شدن فرآیند عارضه‌یابی با استفاده از این متدها زمان زیادی مورد نیاز است. از طرف دیگر برای استفاده از این تکنیک‌ها نیاز به یک بانک اطلاعاتی از پیش تهیه شده از اطلاعات الگوبرداری شرکت‌ها و صنایع مشابه، با استراتژی‌های مشابه در زمینه لجستیک و زنجیره تامین می‌باشد (ماکویی و فضل‌الهی، 1386).
تاکنون چندین روش برای عارضه‌یابی لجستیک و زنجیره تامین ارائه شده است که در ادامه شرح داده می‌شود. مدل SCOR در سال 1990 میلادی توسط انجمن زنجیره تامین ارائه شد. SCOR مدل مرجع فرآیندی است و هدف آن فراهم آوردن زبانی مشترک برای ایجاد ارتباط بین اعضای زنجیره است. در سال 1996 انجمن زنجیره تامین مدل SCOR را به منظور عارضه‌یابی لجستیک توسعه دادند. این روش هرچند روش به ظاهر ساده‌ای است اما تنها برای سازمان‌هایی که از این مدل برای پیاده سازی زنجیره استفاده کرده‌اند قابل استفاده است. در سال 1999 روش ابزار الگوبرداری توسط گروه اندازه‌گیری عملکرد که زیر مجموعه انجمن مدیریت زنجیره تامین بود، ارائه شد. گروه اندازه‌گیری عملکرد، اطلاعات مربوط به عملکرد سازمان‌های مختلف تحت پوشش را گردآوری و با استفاده از این اطلاعات، خدماتی را به سازمان‌های تحت پوشش خود ارائه کرد که آن را خدمات الگوبرداری مدیریت زنجیره تامین نامید و سازمان‌ها از این خدمات به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های خود بهره گرفتند. اما این روش تنها برای سازمان‌های عضو انجمن قابل استفاده بود (رودسیتی و ماکایاسوم، 2005).
مدل ارزیابی ارزش زنجیره ابزار دیگری بود که برای عارضه‌یابی زنجیره تامین به کار گرفته شد. این مدل ابزار عارضه‌یابی زنجیره تامین بر پایه وب را توسعه داد که باز بر اساس مدل ‌SCOR بنا شده بود. این مدل ارزش‌های مهم زنجیره را شناسایی و اطلاعات مورد نیاز آن را از شرکت‌های موفق عضو انجمن لجستیک جمع‌آوری می‌کرد و این امکان را در اختیار شرکت‌های عضو قرار می‌داد تا با مقایسه سازمان خود با سازمان‌های موفق نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند. این روش نیز همانند روش الگوبرداری تنها برای شرکت‌های عضو انجمن قابل استفاده بود (سچوانینگر، 2006).
جست و جوی سریع روش دیگری به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های لجستیک است که از یک رویکرد سیستماتیک برای انتخاب، ترکیب و استنتاج داده‌های کیفی و کمی مربوط به زنجیره‌های تامین استفاده می‌کند. این روش اطلاعات کاملی از مشکلات موجود را فراهم نمی‌کند و بیشتر به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های اطلاعاتی مورد استفاده قرار می‌گیرد (لانگلی‌جر، 2004).
در فرآیند عارضه‌یابی، سازمان‌ها به دنبال دستیابی به اطلاعات جامعی هستند که نقاط قوت و ضعف سازمان همراه با مسیر روشنی از راه کارها را مشخص کند. یکی از مسائل مهمی که در عارضه‌یابی مطرح می‌شود، زمان است. عارضه‌یابی باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن صورت گیرد.
شاخص‌ها و معیارهای عملکرد در یک زنجیره تامینطراحی شاخص‌های ارزیابی عملکرد از جمله مواردی است که هم در محافل آکادمیک و هم در مجامع کاربردی مورد توجه خاص می‌باشد. تناسب این شاخص‌ها با اهداف سازمانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در این خصوص فورتین و پارکر مطالعات بسیاری انجام داده‌اند (نویچ، 1990).
هربرت در سال 2003 در پروژه - ریسرچ‌ای ارزیابی ارزش زنجیره تامین را مستلزم مراحل زیر می‌داند:
مرحله اول: یک تیم متشکل از نمایندگانی از تمامی اعضای موجود در زنجیره تامین باید تشکیل شود. اساس عملیاتی این تیم یکپارچه سازی زنجیره تامین و فرآیندهای کسب و کار است. این تیم مسئول شناسایی وضعیت فعلی فرآیندهای کسب و کار می‌باشد.
مرحله دوم: در این مرحله تیم مذکور یافته‌های خود را تجزیه و تحلیل کرده و سپس شاخص‌های بحرانی عملکرد را استخراج می‌کند. لذا می‌توان گفت که وضعیت فعلی به شکل دقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد و در قالب یک سری شاخص معرفی می‌گردد.
مرحله سوم: در این مرحله تیم ارزیابی کننده سعی می‌کند ضعف‌های شناسایی شده از مرحله قبل را پوشش دهد.
این شاخص‌ها به سازمان اجازه می‌دهد که نگاه نزدیکتری به وضعیت واقعی تجارت خود داشته باشد و از طریق تعریف معیارها، خط استانداردی برای عملکرد، مقیاس‌های عملکرد و تعاریف اهداف بازخوردی را برای آینده مشخص نمایند.
با تعریف مجموعه‌ای درست از معیارها، عملکرد فعالیت‌ها در یک زنجیره تامین اندازه‌گیری شده و تلاش برای بهبود و ساخت سریع‌تر امکانات عیب شناسی و تصمیم‌گیری صورت می‌پذیرد (لیتلی و همکاران، 1995).
بر اساس ملنیک و همکاران، شاخص‌های عملکردی دارای سه کارکرد می‌باشند:
1) کنترل؛ به معنای این است که به کمک شاخص‌های عملکردی، مدیران و کارکنان می‌توانند به کنترل و مدیریت عملکرد منابع بپردازند.
2) ارتباط؛ عملکرد سازمان برای سایر افراد از طریق شاخص‌های عملکردی معنا پیدا می‌کند و قابل بیان است.
3) بهبود؛ بهبود زمانی حاصل می‌شود که امکان شناسایی فاصله بین عملکرد سازمان و انتظارات از سازمان فراهم شود. در نتیجه به کمک شاخص‌های عملکردی می‌توان به بهبود سازمان پرداخت.
در یک سیستم اندازه گیری عملکرد (PMS) توجه به انتخاب شاخص‌های مناسب اهمیت بسیار زیادی دارد. در همین راستا مدل‌های زیادی به دسته بندی فرآیندها و شاخص‌های مرتبط با عملکرد زنجیره تامین پرداخته اند. مزیت استفاده از این مدل‌های ارزیابی را می‌توان از جهات زیر مورد توجه قرار داد:
این مدل‌ها عموما توسط تعداد زیادی از سازمان‌ها و شرکت‌های موفق مورد استفاده قرار گرفته اند و لذا امتحان خود را پس داده اند.
استفاده از این مدل‌ها از بروز اشتباهاتی نظیر نادیده گرفتن برخی فعالیت‌ها و یا سایر اشتباهات جلوگیری می‌کند و شرایط پیاده سازی مشخص و ساده‌تری به دنبال خواهند داشت.
برخی از این مدل‌ها به صورت تخصصی به ارزیابی و اندازه‌گیری فرآیندهای یک حوزه می‌پردازند. به عنوان مثال مدل SCOR را می‌توان به صورت تخصصی برای مدیریت فرآیندهای مرتبط با سازمان‌هایی که به شکل وسیع و گسترده با مقوله‌ی مدیریت زنجیره تامین در ارتباط هستند، به کار برد.
در نهایت با توجه به اجرا شدن این مدل‌های نام آشنا در سازمان‌های بزرگ و در زمینه‌های کسب و کاری گوناگون، امکان اجرای الگوبرداری و مقایسه‌ی سازمان با سازمان‌های برتر به شکل به نسبت ساده‌تری میسر خواهد شد.
مقالات اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد زنجیره تامیندر این قسمت به بررسی و مرور پژوهش‌ها و مقالات مهمی که طی سال‌های گذشته در ژورنال‌های معتبر به چاپ رسیده اند خواهیم پرداخت. نویسندگان این مقالات در خصوص سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد و ارزیابی و عارضه‌یابی زنجیره تامین و زنجیره تامین دارویی به ارائه‌ی مطالب پرداخته‌اند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره شده است. لازم به ذکر است که میزان پرداختن به جزئیات مطالب هر یک از مقالات زیر با توجه به میزان اهمیت آن پروژه - ریسرچو دردسترس بودن متن کامل مقالات، متفاوت است.
بیمُن در سال 1999 در پروژه - ریسرچ‌ی خود پس از بررسی ادبیات موضوع در خصوص مدیریت و اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین، به بیان اشکالات موجود در سیستم‌های ارزیابی عملکرد مبتنی بر یک شاخص نظیر هزینه پرداخته است و در ادامه در اصلی‌ترین قسمت از پروژه - ریسرچ‌ی خود به دسته بندی شاخص‌های عملکردی در سه دسته‌ی 1) منابع (ورودی‌ها)؛ 2) خروجی‌ها؛ 3) انعطاف پذیری؛ پرداخته است. سپس برای هر یک از سه دسته‌ی شاخص‌های عملکردی فوق به بیان مثال می‌پردازد که البته شاخص‌های مرتبط با بحث انعطاف پذیری به شکل مفصلی در این پروژه - ریسرچمورد بحث قرار گرفته است. در مجموع این پروژه - ریسرچرا می‌توان یکی از اولین و جدی‌ترین پژوهش‌های مرتبط با طراحی سیستماتیک چارچوبی برای اندازه‌گیری زنجیره تامین به حساب آورد.
کلیجنن و اسمیت در سال 2003 پس از معرفی مدل کارت امتیازی متوازن (BSC) و بیان ارتباط آن با اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین، در مورد اهمیت و نیاز پیش‌بینی عملکرد زنجیره تامین صحبت کرده‌اند. در این پروژه - ریسرچروش شبیه‌سازی به عنوان روشی موثر در تحلیل شاخص‌های عملکردی زنجیره تامین معرفی شده است و 4 روش موردنیاز برای شبیه‌سازی به صورت زیر معرفی شده است:
1) شبیه‌سازی صفحه گسترده: در این روش با تعریف ارتباط بین شاخص‌ها، می‌توان به سادگی سناریوهای گوناگون را مورد بررسی قرار داد. به عنوان مثال اگر شاخص میزان موجودی جدید را به صورت معادله‌ی (2-1) تعریف کنیم، آنگاه با تغییر دادن هر یک از سه شاخص فروش، موجودی قدیم و تولید می‌توان تغییرات میزان موجودی جدید را مورد تحلیل قرار داد.
(2-1) جدید موجودی=قدیم موجودی+تولید-فروش2) پویایی‌های سیستم (SD): به کمک این روش شبیه‌سازی می‌توان روابط پیچیده و زمان پیوسته بین متغیرهای گوناگون را مدل کرده که از جمله بهترین کاربردهای SD در زمینه‌ی تحلیل اثرات شلاق چرمی می‌باشد.
3) شبیه‌سازی گسسته پیشامد پویا: این روش شبیه‌سازی به تعریف موجودیت‌ها و تحلیل رفتار احتمالی آن‌ها در محیط‌های گوناگون می‌پردازد. روش شبیه‌سازی گسسته پیشامد به عنوان یک ابزار مهم در ماژول‌های MRP و ERP در جهت اندازه‌گیری هزینه‌ها و منافع حاصل از سیاست‌های گوناگون عملیاتی و استراتژیک مورد استفاده قرار می‌گیرد (ولمن و همکاران، 2005).
4) بازی‌های کسب و کاری: این مدل‌های شبیه‌سازی عموما با در نظر گرفتن رفتارهای پیچیده‌ی اجتماعی و انسانی به شبیه‌سازی یک دنیای واقعی شامل زنجیره‌های تامین و محیط در تعامل با آن می‌پردازد. این شبیه‌سازی‌های درگیرانه را می‌توان بازی‌های مدیریتی یا کسب و کاری نامید.
سپس پروژه - ریسرچبه ارائه‌ی یک متدولوژی آماری مبتنی بر طراحی آزمایش‌ها می‌پردازد تا بتواند فاکتورهای مهم و اساسی اثرگذار بر شاخص‌های عملکردی زنجیره تامین را پیدا کند. همچنین این پروژه - ریسرچبه بررسی پژوهش‌های صورت گرفته در زمینه‌ی بهینه‌سازی سیستم‌ها بر اساس روش شبیه‌سازی می‌پردازد و ویژگی‌های مهم جواب بهینه از جمله پایداری و منعطف بودن را مطرح می‌نماید. این پژوهش در واقع با بررسی مقالات گوناگون به ارائه‌ی یک پیشنهاد متفاوت در زمینه‌ی ایجاد PMS برای زنجیره تامین می‌پردازد. بر اساس پیشنهاد مطرح شده در این پروژه - ریسرچ، امکان تحلیل شاخص‌های عملکرد زنجیره تامین به روش شبیه‌سازی وجود دارد و این امر می‌تواند در بهینه‌سازی تصمیم‌ها و مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار بسیار مفید باشد. چهار قدم اصلی پیشنهاد شده در پروژه - ریسرچ‌ی کلیجنن را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:
انتخاب یک زنجیره تامین؛
انتخاب و تعیین یک لیست از شاخص‌های عملکردی و زیرشاخص‌ها و در ادامه استفاده از مدل BSC به منظور دستیابی به مهمترین شاخص‌ها؛
طراحی یک مدل شبیه‌سازی برای توضیح چگونگی تغییرات شاخص‌های عملکردی زنجیره تامین در مواجه با تغییرات محیطی و فاکتورهای کنترل مدیریتی؛
اجرای آنالیز حساسیت، بهینه‌سازی و تحلیل‌های گوناگون در جهت درک و شناخت بیشتر رفتار زنجیره تامین.
در سال 2005 فولان و براون پروژه - ریسرچ‌ای در رابطه با سیر تکامل اندازه‌گیری عملکرد ارائه دادند و توصیه‌هایی برای طراحی و بهبود سیستم‌ها و چارچوبی برای اندازه‌گیری عملکرد ارائه دادند که به شرح زیر می‌باشد:
باید بر اساس خط مشی و استراتژی سازمان باشد.
باید مبتنی بر ضوابط و معیارهای گوناگون باشد (فعالیت‌های مهم و حیاتی).
این معیارها باید کارها را به صورت گروهی ارزیابی نماید نه انفرادی.
باید اهداف ویژه‌ای تعیین و به طور مستمر اصلاح گردند.
اندازه‌گیری باید ساده و قابل درک باشد.
اطلاعات باید از محلی جمع‌آوری گردد که عملکردش ارزیابی می‌شود.
نمودارها و گراف‌ها عمده‌ترین روش برای آگاه سازی می‌باشند.
داده‌ها بایستی به صورت دائم به منظور بازبینی در دسترس باشند.
عملکرد باید به طور روزانه یا هفتگی گزارش شود.
تامین کنندگان باید بر اساس کیفیت و عملکرد تحویل مورد ارزیابی قرار گیرند.
تاکید بر رشد، پویایی، بهبود مستمر و یادگیری در طراحی سیستم PM است.
اتصال بین حسابداری و اندازه‌گیری عملکرد باید قطع شود.
سیستم‌های PM بایستی با اهداف تجاری و فاکتورهای مهم موفقیت سازگار باشد.
باید قابلیت هدایت و انتقال اطلاعات را در شاخص‌ها داشته باشد.
سیستم‌های PM باید روشن سازند که نیازها و انتظارات مشتریان چگونه برآورده می‌شوند.
تمرکز بر روی شاخص‌هایی که مشتری می‌تواند ببیند.
فراهم آوردن شاخص‌هایی که تمام اعضای سازمان را به درک تاثیرشان بر کسب و کار قادر می‌سازد.
سیستم شامل ضوابط و معیارهای خوب تعریف شده و قابل اندازه‌گیری برای سازمان می‌باشد.
روال کار باید تعیین شود بنابراین شاخص‌ها می‌توانند اندازه‌گیری شوند.
بازخورد سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد باید به سطوح مختلف سازمان گزارش شود.
بازخورد سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد بایستی وظایف مختلف را بهم متصل نماید تا تضمینی برای پشتیبانی باشد و مانع اجرای استراتژی نشود.
باید مدیران را به بررسی عملکرد در چندین فضا به طور همزمان قادر سازد.
باید در کنار شاخص‌های مالی شاخص‌های غیرمالی نیز متمم آن‌ها گردند.
باید سیستم تحویل محصول از تامین کننده به مشتری ارزیابی گردد.
سیستم اندازه‌گیری عملکرد طراحی شده حال در سطوح مختلف استانداردهای اندازه‌گیری با اهداف تولید سازگار می‌شود.
سیستم اندازه‌گیری عملکرد طراحی شده بنابراین در کارخانه و سطوح دیگر ارزیابی استانداردهای اندازه‌گیری عملکرد با محیط تولید سازگار است.
سیستم اندازه‌گیری عملکرد طراحی شده، بنابراین اطلاعات مربوط به اهداف استراتژیک شرکت در کارخانه و سطوح مختلف دیگر برای ایجاد یک تمرکز سازمانی بین آن‌ها به اشتراک گذارده می‌شود.
اطلاعات سیستم اندازه‌گیری عملکرد در ارتباط با اهداف استراتژیک بخش‌های مختلف باید در وظایف مختلف به منظور ایجاد تمرکز سازمانی در کارخانه‌ها و بخش‌ها باید به اشتراک گذارده شوند.
سیستم اندازه‌گیری عملکرد باید به گونه‌ای اجرا گردد که سبب تحریک کردن یا تحمیل شدن سیاست‌ها و تخریب آن‌ها نگردد.
سیستم اندازه‌گیری عملکرد باید طوری طراحی گردند که سبب تسهیل امر ممیزی گردد.
اسمیت و پلتس از قول مدیریت شرکت پیشرو در زمینه اندازه‌گیری عملکرد، حلقه گمشده بین طرح‌های استراتژیک و موارد اجرایی را سیستم اندازه‌گیری عملکرد ساختار یافته و مدیریت شده مطرح می‌نمایند. آنها همچنین به نقل از نیلی و همکاران بیان می‌دارند که مقادیر وسیعی از ادبیات اصولی اندازه‌گیری عملکرد، سیستم‌ها و چارچوب اندازه‌گیری عملکرد، همانند رابطه بین سیستم‌ها و اندازه‌گیری عملکرد و محیط می‌باشد.
چوو و همکاران ضمن مطالعات در فضای اندازه‌گیری عملکرد، عملکرد لجستیک را مجموعه‌ای از کارایی و اثربخشی معرفی می‌نمایند. آنها لازمه شناخت دقیق لجستیک را شناسایی 7 مورد: اثربخشی، کارایی، کیفیت، بهره‌وری، کیفیت زندگی کاری، نوآوری، سودآوری و قابلیت بودجه بندی بر می‌شمارند.
بیامون چارچوب پیشنهادی خود برای اندازه‌گیری عملکرد را با اشاره به اینکه عملکرد لجستیک نمی‌تواند به صورت کامل توسط یک معیار منحصر بفرد اندازه‌گیری شود، ادامه می‌دهد که یک سیستم اندازه‌گیری عملکرد می‌بایست بر سه نوع مجزای اندازه‌گیری عملکرد تاکید داشته باشد.
لی و بلینگتون و همچنین مایزل در سال 1992 عنوان می‌کنند که سیستم اندازه‌گیری عملکرد به جای نگرش بخشی یا دپارتمانی بایستی فرآیندنگر باشد. تمرکز بر روی محدوده‌های بخشی باعث عدم موفقیت در سازماندهی سیستم اجرا می‌شود.


آرامیان و همکاران در سال 2007 به معرفی یک مدل مفهومی برای اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین صنعت غذایی پرداخته‌اند. آن‌ها با توجه به موردکاوی مورد مطالعه شان (زنجیره تامین گوجه فرنگی هلند – آلمان) به دسته بندی شاخص‌ها دست زده‌اند که 4 دسته‌ی اصلی مدل آن‌ها برای مطالعه‌ی زنجیره تامین عبارتند از:
1) کارایی؛ 2) انعطاف پذیری؛ 3) پاسخگویی؛ 4) کیفیت غذا.
همچنین در این مطالعه شاخص‌ها از دو جنبه‌ی مالی و غیرمالی و با توجه به ساختار منحصربفرد زنجیره‌های تامین مواد غذایی تشکیل شده‌اند.
مین و همکاران در سال 2009 به ارائه‌ی یک چارچوب منسجم ارزیابی عملکرد زنجیره تامین برای سازمان‌های متوسط و کوچک پرداخته‌اند. چارچوب پیشنهادی آن‌ها به ترکیب دو مدل BSC و SCOR می‌پردازد و در ادامه در مورد نحوه‌ی بکارگیری این مدل راهنمایی‌های لازم را مطرح کرده‌اند. این تحقیق در نهایت به معرفی مجموعه‌ای از شاخص‌های عملکردی زنجیره تامین برای سازمان‌های متوسط و کوچک پرداخته است. همچنین ارتباط شاخص‌های معرفی شده در این تحقیق را با چرخه‌های متنوع موجود در زنجیره تامین نظیر تدارکات، تولید، سفارش دهی و غیره نشان داده است.
سبرینو و همکاران در سال 2011 پس از ارائه‌ی مقدماتی از ارزیابی زنجیره‌های تامین و مدل‌های BSC و SCOR، به ارائه‌ی چرخه‌ی مدیریت عملکرد سنتی پرداخته‌اند که در ادامه با افزودن یک حلقه‌ی کوچک به این چرخه، کارایی آن را افزایش داده‌اند. همچنین یک رویکرد چندمعیاره به منظور تعیین وزن تک تک شاخص‌ها و محاسبه‌ی امتیاز کلی ارزیابی هر بعد زنجیره تامین ارائه شده است. قدم‌های معرفی شده توسط سُبرینو در جهت ارزیابی عملکرد زنجیره‌های تامین به صورت ذیل می‌باشد:
ایجاد، سازمان دهی و آموزش یک تیم کاری: این قدم به عنوان اولین قدم در ارزیابی عملکرد زنجیره‌های تامین به حساب می‌آید. همچنین سُبرینو برای تعیین تعداد بهینه‌ی کارشناسان به ارائه‌ی یک رابطه بر اساس میزان دقت مورد نیاز، تخمین میزان اشتباه کارشناسان و ... پرداخته است.
تعیین ابعاد شاخص‌ها و شاخص‌های کلیدی عملکرد مرتبط با هر بعد: پس از تعیین تیم کاری، لازم است تا با توجه به وضعیت زنجیره تامین، الگوبرداری از سایر شرکت‌ها، نظر کارشناسان، ادبیات موضوع و اهداف سازمان به تعیین ابعاد گوناگون و شاخص‌های کلیدی عملکرد مرتبط با آن ابعاد پرداخت. نکته‌ی مهم و قابل توجه در خصوص تعریف KPI‌ها این است که نباید تمرکز زیادی بر روی جنبه‌های عملیاتی زنجیره تامین صورت پذیرد، بلکه اهداف و استراتژی‌های سازمان نیز در این KPI‌ها بایستی دیده شوند. از طرف دیگر تعیین نحوه‌ی اندازه‌گیری هر کدام از شاخص‌های عملکردی از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین ارتباط KPI‌ها با فرآیندهای زنجیره تامین باید به خوبی مشخص شده باشد.
تعیین و تخصیص مقدار ایده آل برای هر KPI: تیم کاری ایجاد شده در فاز اول با توجه به ماهیت زنجیره تامین، روند داده‌های گذشته، الگوبرداری، ادبیات موضوع و نظرات خبرگان در این قسمت به تعیین مقادیری که هریک از KPI‌ها بایستی بدان برسند می‌پردازند.
تحلیل آینده‌ی KPI‌ها و هزینه‌های مرتبط با آن: این قسمت به تحلیل امکان دستیابی به اهداف تعیین شده برای KPI‌ها و هزینه‌های دستیابی بر اساس روش‌های مبتنی بر داده، شبیه‌سازی، ادبیات موضوع و نظر کارشناسان می‌پردازد.
شناسایی KPI‌های بحرانی و بهبود آن‌ها: پس از بخش 4 (آنالیز KPI‌ها)، لازم است تا شاخص‌های دست نیافتنی یا پرهزینه را شناسایی نمود و الگویی برای بهبود آن‌ها طراحی کرد.
تغییر دادن اهداف شاخص‌ها: در این بخش در صورت نیاز به تعریف مجدد مقدار هدف برای KPI‌هایی خواهیم پرداخت که در مراحل 4 و 5 دست نیافتنی بودن آن‌ها با احتمال بالایی تایید شده است. در واقع سه مرحله‌ی 4، 5 و 6 به عنوان یک حلقه‌ی بیرونی امکان ارتقای کارایی چرخه مدیریت عملکرد سنتی را فراهم می‌کند.
در ادامه‌ی پروژه - ریسرچروشی در جهت تعیین وزن و اولویت KPI‌ها در ارزیابی کلی زنجیره تامین ارائه شده‌است که امکان بررسی سازگاری قضاوت‌های مطرح‌شده از سوی تیم ارزیابی را فراهم می‌کند.
به دلیل اهمیت وجود هماهنگی بین بازیگران گوناگون زنجیره تامین و اثرات آن در اثربخشی مدیریت زنجیره، کوپروالرام در سال 2013 مقایسه‌ای بین مدیریت زنجیره تامین با تیم تقویت‌کننده با کارکرد خوب و متعادل ارائه داد. مدیریت موثر زنجیره تامین منافع بی‌شماری دارد. عموما منافع مدیریت موثر زنجیره تامین شامل موجودی‌های پایین‌تر، هزینه‌های کمتر، بهره‌وری بالاتر، توانایی بهبود یافته برای پاسخ به نوسانات تقاضا، زمان‌های تحویل کوتاهتر، سود بیشتر و وفاداری بیشتر مشتری است که برخی از اهداف تولید ناب را نیز در بر می‌گیرند.
مدل‌های مدیریت و ارزیابی عملکردبا توجه به مزیت‌های مطرح شده در خصوص استفاده از مدل‌های نام آشنا و مطرح ارزیابی و مدیریت فرآیندها، در ادامه‌ی این فصل ابتدا به دسته بندی این مدل‌ها خواهیم پرداخت و سپس به تعریف اجمالی برخی از مدل‌های مطرح می‌پردازیم.
علی رغم وجود تعداد زیادی از مدل‌های مختلف در زمینه‌ی سنجش عملکرد، افراد کمی به دسته بندی و مقایسه‌ی بین مدل‌های گوناگون پرداخته‌اند. گاناسکاران و کبو انواع مدل‌ها و ارزیابی‌ها را با توجه به دیدگاه‌های ذیل مورد دسته بندی قرار داده‌اند:
از منظر کارت امتیازی متوازن (با در نظر گرفتن جنبه‌های مالی، مشتریان، فرآیندهای داخلی و رشد و آموزش)
از منظر مولفه‌های اندازه‌گیری عملکرد (نظیر منابع، خروجی‌ها و انعطاف پذیری)
از منظر موقعیت اندازه‌گیری در زنجیره تامین (نظیر برنامه‌ریزی، تامین، ساخت و تحویل)
از منظر سطح تصمیم‌گیری (استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی)
از منظر ماهیت اندازه‌گیری (مالی/غیر مالی)
از منظر مبنای اندازه‌گیری (کمی/غیر کمی)
از منظر سنتی بودن یا مدرن بودن اندازه‌گیری (برمبنای عملکرد/برمبنای ارزش)
همچنین با بررسی انواع کارهای صورت گرفته در زمینه‌ی انتخاب شاخص‌ها و سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد، می‌توان مدل‌های سنجش عملکرد زنجیره تامین را به سه دسته‌ی کلی زیر تقسیم بندی نمود (پاسیوتام، 2012):
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 1: تقسیم بندی روش‌های ارزیابی عملکرد از سه دیدگاهدیدگاه توصیف مثال از رویکردها
بر مبنای نتیجه این روش‌ها با در نظر گرفتن استراتژی‌ها و اهداف سازمان به تعیین شاخص‌ها و سیستم‌های سنجش عملکرد می‌پردازند. مدل کارت امتیازی متوازن
سلسله مراتبی با در نظر گرفتن سطوح مختلف تصمیم‌گیری به تعیین شاخص‌ها و سیستم‌های سنجش عملکرد می‌پردازند. چارچوب گاناسکاران
بر مبنای فرآیند با در نظر گرفتن فرآیندهای مرتبط با زنجیره تامین به تعیین شاخص‌ها و سیستم‌های سنجش عملکرد می‌پردازند. انواع چارچوب‌های دسته بندی فرآیند نظیر چارچوب‌های APQC و SCOR
مدل مرجع عملیات زنجیره تامین (SCOR)مدل مرجع عملیات زنجیره تامین ابزاری جهت نمایش و تحلیل زنجیره‌های تامین است. مدل یاد شده توسط انجمن زنجیره تامین (SCC) که یک سازمان غیرانتفاعی است به عنوان یک استاندارد صنعتی برای مدیریت زنجیره تامین تهیه شده است. این انجمن در سال 1996 با حضور 69 شرکت عضو تشکیل شد و امروزه از سراسر جهان شرکت‌های علاقمند به بهبود دانش زنجیره تامین در این انجمن عضو هستند. SCOR به عنوان اولین چارچوب کلی برای ارزیابی و بهبود مدیریت و عملکرد زنجیره تامین به شمار می‌رود. این مدل بر خلاف مدل‌های بهینه‌سازی در آن هیچ شرحی از فرمول‌های ریاضی یک زنجیره تامین ارائه نشده است و در عوض از یک سری واژگان و فرآیندهای استاندارد در آن استفاده شده است. به عبارت دیگر مدل SCOR دارای تعاریف استاندارد، واژگان و معیارهای اندازه‌گیری بسیار وسیعی برای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین می‌باشد (هندفیلد و نیکولاس، 1999).
این مدل شامل تشریح فرآیندهای استاندارد مدیریتی، چارچوبی برای بیان ارتباط مابین این فرآیندهای استاندارد، سنجه‌های استاندارد برای اندازه‌گیری عملکرد این فرآیندها و تجربه‌های مدیریتی با بهترین عملکردها در این فرآیندها است. مدل SCOR تعادلی مابین دو دیدگاه افقی (بین فرآیندی) و عمودی (سلسله مراتب مابین فرآیندها) ایجاد نموده و استفاده از آن به سازمان‌ها این اجازه را می‌دهد که با استفاده از یک رویکرد مشترک و فرآیندهای استاندارد، در بهبود عملکرد کلی زنجیره نقش مهم و مؤثری داشته باشند و اولین مدلی است که می‌توان از آن در شکل‌دهی یک زنجیره تامین بر مبنای استراتژی کسب و کار (BS) استفاده نمود. این مدل مفاهیم شناخته شده‌ای از رویکردهای مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار (BPR)، الگوبرداری و اندازه‌گیری عملکرد را در یک چارچوب یکپارچه بکار گرفته و با مشخص نمودن وضعیت موجود هر فرآیند، حالت بهبودیافته‌ای برای آن پیشنهاد داده و با توجه به سنجه‌های عملکرد در شرکت‌های مشابه، اهداف عملیاتی را برای هر فرآیند برقرار می‌سازد.
مدل SCOR یک مدل مرجع بوده و چارچوبی را برای مشخص نمودن فعالیت‌های کارا و مؤثر در طول زنجیره تامین ارائه می‌دهد. محدوده بکارگیری این مدل از تامین‌کنندگانِ تامین‌کنندگان تا مشتریِ مشتریان است.
دامنه متدولوژی SCOR شامل موارد زیر می‌باشد:
تمام ارتباطات و تعاملات شرکت و مشتری از دریافت سفارش تا صدور صورت حساب
تمامی کارهای انجام شده بر روی محصول و یا خدمات از تامین کنندهِ تامین‌کنندگان تا مشتریِ مشتریان که شامل تجهیزات، منابع، قطعات یدکی، مواد فله‌ای، نرم‌افزار و خدمات می‌باشد.
تمامی تعاملات شرکت و بازار از پیش‌بینی و تعیین تقاضا تا تکمیل و تحویل هر سفارش
لازم به ذکر است SCOR در رابطه با فرآیندهای فروش و بازاریابی، تحقیق و توسعه فن آوری، توسعه محصول و خدمات پس از تحویل توضیحی نداشته و آن‌ها را تشریح نمی‌کند. همچنین SCOR دربرگیرنده موارد آموزش، کیفیت و فناوری اطلاعات است اما در مدل صریحاً به آن اشاره نمی‌شود.
سطوح اصلی در مدل SCOR
مدل SCOR دارای چهار سطح است که از شرکت یا زنجیره تامین شروع می‌شود و به سمت جریان مواد و فعالیت‌های جریان کار و اطلاعات در لایه‌های پایین‌تر حرکت می‌کند و در نهایت با اجرای این شیوه‌ها باعث ایجاد مزیت رقابتی و تغییر در شرایط تجاری سازمان می‌شود. این سطوح به شرح ذیل می‌باشد:
سطح 1: تعریف وسیعی از انواع فرآیندهای برنامه‌ریزی، منابع تامین، ساخت، تحویل و برگشت ارائه می‌کند و در این مرحله است که شرکت اهداف رقابتی زنجیره تامین خود را شکل می‌دهد. فرآیندهای سطح 1 معروف به فرآیندهای SCOR هستند و در رابطه با هر یک از مراحل یا سطوح زنجیره تامین قابل تعریف می‌باشند و به پنج طبقه کلی مطابق حلقه‌های REF _Ref412393403 h شکل ‏21 تقسیم می‌شوند (گوناسکاران و همکاران، 2002).

شکل STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل * ARABIC s 1 1: فرآیندهای سطح یک مدل SCORاین مدل چهار فعالیت اصلی مدیریتی ذیل را در بر می‌گیرد:
برنامه‌ریزی PLAN)‌(؛
منبع‌یابی (SOURCE)؛
ساخت (MAKE)؛
تحویل (DELIVER).
به عبارت دیگر، این مدل یک زبان فرآیندگرای مشترک و استانداردی را در چهار حوزه تصمیم فوق‌الذکر مابین شرکا و ذینغعان یک زنجیره تامین فراهم می‌سازد. البته از ویرایش پنجم این مدل به بعد، حوزه بازگشت (RETURN) نیز جهت در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی و بازیافت مواد به چهار حوزه قبلی اضافه شده است که بیانگر اهمیت موضوع لجستیک معکوس در سیکل کلی زنجیره تامین است.
سطح 2: تعداد 27 حالت فرآیند ممکن را از زنجیره تامین تعریف می‌کند. یک شرکت می‌تواند هم زنجیره تامین حقیقی و هم مطلوب خود را به وسیله انتخاب از این فرآیندهای هسته‌ای طراحی نماید.
فرآیندهای سطح 2 معروف به نوع فرآیندهای SCOR هستند و در رابطه با هر کدام از فرآیندهای SCOR قابل تعریف می‌باشند. بنابراین می‌توان فرآیندهای سطح 2 را به صورت جزیی‌تر و مشخص‌تر مطابق REF _Ref412398013 h * MERGEFORMAT جدول ‏21 تعریف کرد (گویندو و چینام، 2007):
جدول STYLEREF 1 s ‏2 SEQ جدول * ARABIC s 1 2: فرآیندهای سطح 2 مدل SCORR D M S P P5
(برنامه‌ریزی برگشت محصول) P4
(برنامه‌ریزی تحویل) P3
(برنامه‌ریزی ساخت) P2
(برنامه‌ریزی تامین) P1

—208

(قیمتگذاری) از مفاهیم پایه در علم اقتصاد و بخصوص بازاریابی است. آگاهی از اصول، روشها، هدفها، چالشها و راهکارهای آن بویژه به منظور استفاده از این مفاهیم در ارائه خدمات اطلاعرسانی و دسترسی به اطلاعات، اهمیت اساسی دارد.
مفهوم قیمت و قیمتگذاری از موضوعات با اهمیت در اقتصاد و بازاریابی است که آگاهی از ابعاد آن برای تمام کسانی که به تولید یک محصول یا ارائه خدمتی خاص میپردازند، ضروری است. عنصر «قیمت» یکی از عوامل مؤثر بر حفظ و جذب مشتریان و جلب رضایت خاطر آنان و در واقع وجهی است که برای کالا یا خدمتی خاص هزینه میشود. قیمتگذاری به زبان ساده، یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمتی خاص (عزیزی، ۱۳۸۱، ص ۳۸). مفهوم قیمت از عناصر اصلی آمیخته بازاریابی و در واقع یکی از چهار رکن بازاریابی است. سه رکن دیگر شامل «محصول»، «فعالیتهای تشویقی و ترغیبی» و «مکان یا کانال توزیع»، میشود، که به آنها «آمیخته بازاریابی» میگویند (علیزاده، ۱۳۸۵، ص ۱۱۴). قیمتگذاری یک هنر است و تصمیمهای قیمتگذاری منعکس کنندترکیبی از بصیرت، تجارب گذشته و تجزیه و تحلیلهای پیچیده می باشد. قیمت گذاری هرگز در خلأ انجام نمیگیرد، بلکه بیشتر یک فرایند پویا و چند وجهی است. این عمل، علاوه بر انعکاس هدفهای سازمانی، عنصری از راهبرد بازاریابی نیز هست. تعیین قیمت مناسب می تواند به یک جریان پایدار درآمد، منجر گردد، در مقابل، قیمتگذاری خیلی پایین ممکن است کسب و کار ایجاد کند، ولی هزینهها را پوشش نخواهد داد (فانگ، 2003، ص ۱۰۳). برای تعیین قیمت، هیچ گونه راه حل ثابت و فرمول سحرآمیزی وجود ندارد. عوامل مختلفی در این زمینه دخالت دارند. قیمتگذاری فرایندی مداوم و پیوسته است. این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که جرح و تعدیل قیمت را ضروری می سازد.
در جوامعی که اقتصادی پویا دارند، روابط مشخصی بین عرضه، تقاضا و قیمت وجود دارد. عرضه و تقاضا مفاهیم نزدیک قیمت گذاری اند که بر روی هم سه عنصر پایه اقتصاد را تشکیل میدهند. در اقتصاد و تجارت آزاد، اقتصاد تابعی از سازوکارهای عرضه و تقاضا در جامعه است. به عبارت دیگر، چنانچه گردش محصولات و خدمات رونق بیشتری داشته باشد، اقتصاد رونق میگیرد و برعکس. میزان کالای تولید شده در بازار و میزان خرید آن، قیمت را مشخص میکند. در واقع، نقطه تلاقی بین عرضه و تقاضا در اقتصاد، «قیمت» است. به عبارت دیگر، «قیمت» در نقطهای تعیین می شود که فروشنده آمادگی دارد در مقابل دریافت وجهی کالای خود را عرضه کند و در مقابل خریداری در آن نقطه، حاضر میشود هزینه مربوط را بپردازد (فرجپهلو، ۱۳۸۵).
1-4- مسائل قیمت گذاری پویا و کنترل موجودی:1- اثرات پویای داخلی
2- عدم قطعیت در تقاضا
3 - رقابت میان تولید کننده ها
4- جداناپذیری متغیرهای تصمیم(قیمت ها و تصمیمات تولید بیشتر مواقع به هم پیوسته هستند).
در حالت هایی که پارامترها و متغیرهای تصمیم در زمان تغییر می کنند، سطح موجودی متغیر است که در واقع وضعیت کنونی سیستم را نشان می دهد. این امر باعث می شود وضعیت کنونی سیستم از وضعیت اولیه سیستم نتیجه شود که این باعث می شود حل مسأله با در نظر گرفتن کل افق زمان امکان پذیر شود(رویکرد حل مسأله نزدیک بین در نظر گرفته نمی شود). این نکته که تصمیمی در یک زمان خاص روی حالت های سیستم تأثیر می گذارد، خیلی مهم است. به طور مثال اگر تقاضا در طول زمان صعودی باشد و حجم تولید نیز کم باشد، ممکن است راه حل بهینه بکار بردن نرخ تولید بالا باشد حتی اگر منجر به ذخیره سازی موجودی به دلیل کم بودن تقاضا شود تا باعث برآورده کردن تقاضاهای بیشتر در دوره های بعدی بدون افزایش قیمت شود. برعکس حالت قبل باعث افزایش قیمت نیز می تواند شود. در نتیجه رویکرد پویا در چنین مسائلی باعث حل بهینه می شود. برای مدل کردن سیستم های پویا، بعضی از محققان زمان را گسسته می گیرند. نقص و عیب این حالت اثر گذاری اندازه مراحل روی تصمیم گیری است که برای نتیجه گیری بهتر می بایست دقت بیشتری به خرج دهیم. ولی وقتی زمان را پیوسته در نظر می گیریم، موجودی در یک جریان پیوسته مورد نظر قرار می گیرد و دیگر احتیاج به فرض تصمیم گیری در نقاط گسسته نداریم. این گونه مدل های جریان پیوسته باعث بوجود آوردن یک ابزار دقیق برای درک بهتر سیستم در زمانی است که اثرات دینامیک نقش مهمی دارند. کاربرد این رویکرد در مسائلی نظیر مسیریابی، ارتباطات، صف، زنجیره تأمین و مسائل حمل و نقل به وفور دیده می شود. تحقیقات اخیر اثبات کرده است که این مدل ها در کاربردهای زنجیره تأمین بخاطر بوجود آوردن زمان بندی خوب، سیاست تولید و موجودی خوب در شرایط مختلف زیاد شده است. بهرحال، وقتی که تقاضا وابسته به قیمت است این مدل سازی باعث غیرخطی شدن مسأله می شود که خود باعث پیچیده شدن حل مسأله می گردد.
1-5- کالاهای چندتایی :
کالاهایی که تقاضای آنها یا از طریق همبستگی تقاضا و یا از طریق اشتراک منابع به یکدیگر ارتباط دارد . ( طولاری ، 2005 )
1-6- انواع روش های متداول در مسائل موجودی و قیمت گذاری :
روش های متداول در مسائل موجودی و قیمت گذاری را می توان به سه دسته ی زیر تقسیم کرد:
1- روش های مربوط به ساختار مسئله
چندهدفه کردن مسئله (پراکیس ، 2010)
معرفی توابع هدف جدید برای مسائل (ژیائولینگ ژیانگ ، 2011)
2- روش های مربوط به روش حل
ارائه رو شهای ابتکاری برای مسائل با ابعاد بزرگ و غیر قطعی(گودمن ، 2006 )
3- روش های در ساختار مسئله و روش حل
همانطور که مطرح شد تاکنون هیچ یک از تحقیقاتی که در زمینه مدیریت درآمد و قیمت گذاری پویا انجام گرفته است، تاثیر تعیین روش های گوناگون تبلیغات و تعیین قیمت محصولات را بر یکدیگر مورد بررسی قرار نداده است. در مقالات ارائه شده، عمدتا تقاضا و قیمتی که مشتریان حاضرند برای محصول بپردازند، ثابت فرض شده است. در بهترین حالت می توان فرض کرد که نویسنده مقالات، روش های تبلیغات را به صورت از پیش تعیین شده در نظر گرفته اند. در این حالت، تقاضا و تابع توزیع تجمعی قیمت رزرو محصولات، با توجه به تبلیغات تعیین شده، اما مقدار ثابتی دارد.
منطقی است فرض کنیم انتخاب روش های تبلیغات، با توجه به پیش بینی تقاضای موجود بازار و در نتیجه قیمت محصولات انجام می شود. با تغییر قیمت محصول تقاضای آن نیز تغییر می کند. با تغییر تقاضا، امکان انتخاب روش بهتری برای تبلیغ محصولات، با هدف بالاتر بردن درآمد کل شرکت وجود دارد. تغییر روش های تبلیغات، باعث تغییر تقاضا و قیمت رزرو محصولات مورد نظر خواهد شد. تغییر این پارامترها، بر انتخاب قیمت محصولات تاثیر گذار خواهد بود. با توجه به موارد مذکور، نمی توان تاثیر انتخاب قیمت محصول و روش مناسب تبلیغات را بر یکدیگر نادیده گرفت.
در این پروژه برای اولین بار این تاثیر مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع در این پروژه ما به دنبال طراحی مدلی هستیم، که قیمت مناسب محصولات و روش های تبلیغاتی مناسب شرکت را به طور همزمان به گونه ای تعیین کند، که درآمد کل شرکت، تا حد امکان بیشینه شود. با طراحی این مدل و تخصیص آن به دنیای واقعی این امکان وجود خواهد داشت، که شرکت ها همزمان قیمت های مناسب برای محصولات و روش های تبلیغاتی خود را به گونه ای تعیین کند که درآمد کل تا حد ممکن بیشینه شود.
1-7- جایگاه تحقیق در ادبیات مدیریت درآمد:تکنیک های مدیریت درآمد به دو دسته تکنیک های مبتنی بر ظرفیت و تکنیک های مبتنی بر قیمت تقسیم می شوند. برخی بنگاه ها تنها از یکی از این دو دسته مدل ها و تکنیک ها و برخی دیگر بسته به نوع محصول از هردوی آنهااستفاده می کنند. این تحقیق از این لحاظ، در بین تکنیک های مبتنی بر قیمت در مدیریت درآمد قرار می گیرد. مراجع مناسبی برای آشنایی با تکنیک های مدیریت درآمد و بهینه سازی قیمت هستند.
در تکنیک های مبتنی بر قیمت نیز قیمت گذاری در دو حالت پویا و ایستا انجام می شود که از این لحاظ این تحقیق در گروه مدل های ایستای قیمت گذاری قرار می گیرد. همان گونه که در بخش خلاصه اشاره شد، تحقیقات زیادی در ادبیات مرتبط وجود داشته اند که سعی در بهینه سازی مجزای قیمت و موجودی داشته اند و نیز تحقیقات زیادی وجود دارند که سعی در بهینه سازی توام موجودی و قیمت برای یک محصول یا چند محصول که تنها از طریق منابع مشترک به هم مرتبط هستند، داشته اند. اما بهینه سازی توام قیمت و موجودی برای چند محصول که علاوه بر اشتراک در منابع، اثرات جانشینی و مکمل بودن نیز بین آنها وجود دارد، نسبتا جدید است و هنوز خلاهای تحقیقاتی زیادی در این حیطه وجود دارد. ارتباط متقابل بین محصولات به این معنی است که تقاضای محصول علاوه بر وابستگی به قیمت خود آن محصول به قیمت محصولات دیگر نیز ارتباط دارد. این مفهوم از مفاهیم اصولی و مهم علم اقتصاد است که به سادگی و وضوح در دنیای واقعی قابل مشاهده است اما در ادبیات مدیریت درآمد آن چنان که باید مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است. در بخش بعدی به مرور ادبیات مرتبط به موضوع این تحقیق می پردازیم تا جایگاه این تحقیق در ادبیات به صورتی واضح تر مشخص شود.
1-8-تعریف مسئله تحقیق:در مدیریت هر بنگاه دو رکن اساسی وجود دارد که در صورت مدیریت موفق در این دو مورد ، بنگاه می تواند که نسبت به موقعیت حداکثر کردن سود مورد انتظار و یا حداقل نمودن هزینه مورد نظر خود اطمینان حاصل کند . این دو رکن اساسی ، مدیریت درآمد و مدیریت عملیات است که در آن قیمت جز پارامترهای اصلی مدیریت درآمد و موجودی جز پارامترهای اصلی مدیریت عملیات است(جابر ، 1998 ) همچنین عدم ثبات شرایط بازار در دوره های گوناگون فروش برای برخی محصولات ، ضرورت تعیین این دو پارامتر را به صورت پویا آشکارتر می شود . از سوی دیگر اغلب کالاهایی که در بازار موجود است به صورت محصولات چندتایی عرضه می شوند ، یعنی کالاهیی که علاوه بر اشتراک منابع اثرات جانشینی یا مکمل بودن هم بین آنها وجود دارد . بنابراین برای نزدیکی هر چه بیشتر مدل به دنیای واقعی ، در نظر گرفتن این اثرات اجتناب ناپذیر است .
این تحقیق عبارتست از تعیین قیمت و موجودی بهینه به صورت پویا برای چند کالایی ها در هر دوره از زمان فروش و بدست آوردن سود ماکزیمم .
1-9- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:مساله تعیین قیمت به عنوان یکی از عوامل موثر و تاثیر گذار برای معرفی کالا و محصول از سابقه زیادی برخوردار است . قیمت تنها مشخصه ای از محصول است که به نوعی معرف کیفیت و سایر مشخصه های آن نیز هست ، به بیان دیگر قیمت به نوعی نقطه اتصال ذهنیت مشتری و فعالیت های تامین کالا از ساخت تا فروش می باشد ، چرا که در بسیاری موارد مشتری قیمت را به عنوان فاکتوری برای تعیین کیفیت یا بدست آوردن اطلاعات اضافی که جمع آوری آنها بسیار وقت گیر است در نظر می گیرد (جابر ، 1998) بنابراین اهمییت تعیین قیمت مناسب بر کسی پوشیده نیست . در این میان مسئله حائز اهمیت این است که امروزه با توجه به ماهیت محصولات تولیدی و نیز در بسیاری موارد ماهیت رقابتی بازار ، تعیین قیمت بازار به صورت ایستا پاسخگو نخواهد بود و فروشنده باید قادر باشد جهت ماکزیمم کردن سود خود سیاست قیمت گذاری پویا را پیش بگیرد و در هر دوره با توجه به میزان تقاضا و نوع محصول اقدام به بازاریابی و تعیین قیمت مناسب نماید . از این رو بررسی مساله قیمت گذاری به صورت پویا یکی از مهمترین جنبه های ضرورت این تحقیق می باشد که اهمیت این موضوع بر کسی پوشیده نیست . جنبه دیگر ضرورت این تحقیق مربوط به کالاهای چندتایی است ، در نظر بگیرید که تقاضای مربوط به کالاها به یکدیگر وابسته می باشد در این حالت دیگر در تابع درآمد شرکت ، با درآمد مربوط به یک محصول مواجه نیستم و تقاضای موجود نیز فقط به یک کالا بستگی ندارد ، به بیانی روشن تر قیمت گذاری باید با توجه به تقاضای کلیه محصولات و نیز با در نظر گرفتن اثرات جانشینی آن باشد ، هر چند در نظر گرفتن چند کالایی بودن تولید مدل قیمت گذاری تقاضا را پیچیده تر می کند . اما با توجه به ماهیت پیچیده کسب و کار امروزی و تمایل تولید کنندگان جهت تنوع بخشیدن به محصولات و اجتناب از بازار انحصاری ، در نظر گرفتن اثر جانشینی کالا مدل را به دنیای واقعی نزدیک می شود (طولاری ، 2005 ).بنابراین با توجه به مطالب فوق و اهمیت کاربردپذیری موضوعات نظری، موضوع مورد پژوهش در این رساله، در راستای ارائه مدل ریاضی برای فرموله بندی مسئله قیمت گذاری پویا و کنترل موجودی جهت ماکزیمم سازی سود به صورت پیشرو، در حالت تک هدفه و همچنین حل این مسئله توسط نرم افزار لینگو و انجام آنالیز حساسیت بر روی آن است. همچنین در این مدل فرض هایی که به کاربردی شدن این مدل در دنیای واقعی کمک می کند، همچون محدودیت ظرفیت انبار و محدودیت بودجه موجود جهت تبلیغات بازار برای هر نوع کالا و هزینه حمل و نقل ، در نظر گرفته شده اند.
1-10- جمع بندی و بیان ساختار کلی رساله:این رساله، در 5 فصل، نگاشته شده است. در فصل اول این رساله، به مقدمه و کلیات مسائل قیمت گذاری پویا و کنترل موجودی ومدیریت درآمد و تولید و بازاریابی پرداخته شده است و در انتهای فصل، مسئله مورد نظر در این تحقیق، و همچنین اهمیت پرداختن به این مسئله، تبین شده است . در فصل دوم این رساله، تحقیقات پیشین محققان در حوزه مسئله مورد نظر در این تحقیق، به صورت جامع مورد بررسی و تحلیل، قرار گرفته شده است . در فصل سوم، مدل ریاضی مسئله مورد نظر، ارائه شده است. در فصل چهارم این رساله، مسئله با نرم افزار لینگو حل ، مثال عددی جهت آنالیز حساسیت مسئله باپارامترهای ثابت از پیش تعیین شده در این تحقیق، ارائه گردیده و سپس ، بجهت پیش بینی آینده این الگوریتم پیشنهادی معادله رگرسیون آن به صورت خطی ، درجه 2 و چندجمله ای نوشته شده که از نظرگاه خطا مورد بررسی قرار گرفته است و کم خطا ترین آن برگزیده شده است . در فصل پنجم و به عبارت دیگر، فصل نهایی این رساله ، به نتیجه گیری و ارائه پیشنهاداتی در خصوص تحقیقات آتی در این حوزه از دانش، اختصاص یافته است.

فصل دومپیشینه تحقیق
پیشینه تحقیق2-1-مقدمه:هدف از این فصل، مرور تحقیقات پیشین انجام شده بر روی مسائل موجودی و قیمت گذاری محصول نهایی ، و سپس تحلیل نتایج بدست آمده از این بررسی، به منظور شناسایی پتانسیل های تحقیق آتی جدید، و تعریف مسئله ای کاربردی و مورد نیاز در این حوزه از دانش است.
ادبیات موجود در مدل هایی که به طور مشترک از قیمت گذاری پویا و کنترل موجودی استفاده می کنند ، به طور گسترده بر پایه فاکتورهای مختلف در جدول زیر طبقه بندی می شود.
جدول SEQ جدول * ARABIC 1: ادبیات مدل هایی که مشترکا از موجودی و قیمت گذاری استفاده کرده اند
مطالعه و تحقیقات انجام شده در حوزه ادبیات مسئله قیمت گذاری به طور عمده بر روی تقاضاهای خطی با درصدی از خطا با توجه به تحلیل های متقاعد کننده و تاثیر گذار متمرکز شده است. در گذشته بر روی هر بخشی از قسمت های فوق الذکر به طور خاص تحقیقاتی انجام شده و فرصتهایی نیز برای گسترش و تحقیقات آتی پیش روی محققان دیگر نهاده شده است. اهمیت قیمت گذاری دارایی های مالی باعث پیدایش تئوریها و مدلهای گوناگون در نیم قرن اخیر شده است. مدل های (مارکویتز 1952)، (شارپ 1963)، (لینتر ، 1965)، (موسین ،1966)، (راس ،1976)( شولز ، 1973) از مهم ترین مدلهای مزبور هستند.
قانون (رابینز پتمن ، 1936 )، هر مشکلی از تفاوت قیمت را که باعث کاهش رقابت بین عمده فروش ها و خرده فروش ها می شود را مورد بررسی قرار داده است. این قوانین ایجاد می شوند تا فروشنده های مشابه نتاونند محصولات مشابهی را به خاطر رقابت خریداران در قیمت های متفاوت ارائه دهند. مگر اینکه این تفاوت قیمت ها توجیهی باشد برای صرفه جویی در هزینه ها و یا وفا داری کالا. قانون رابینز – پتمن همچنین سطح بالایی از خدمات را برای مصرف کننده های بزرگ منع کرد.
در نظریه های مطرح شده در زمینه قیمت گذاری پویا در کسب وکارها به دو نوع خاص اشاره شده است در نوع اول قیمت گذاری، قیمت با توجه به درخواست مشتری در فرایند خرید وفروش تغییر میکند که این تغییر اغلب به علت مذاکره با مشتری و یا وجود مشتریان دیگر است. این نوع قیمت گذاری زیرمجموعه ای از چانه زنی، مذاکرات تجاری و یا نظریه بازی ها خواهد بود که از این نمونه میتوان به حراجهای اینترنتی اشاره کرد . اما آنچه درمقالات اخیر به عنوان پایه قرارداده شده است نوع دیگری از قیمت گذاری پویا است که در آن قیمت پس از مشخص شدن و اعلام توسط فروشندگان دیگر تغییر نمی کند و یا حداقل برای مشتری تغییر نمی کند و مشتری پس از مشاهده قیمت فقط میتواند آن را قبول یا رد کند و امکان چانه زنی ندارد. این نوع قیمت گذاری را قیمت گذاری پویا با قیمت مقطوع می نامند. در کسب وکارهای اینترنتی و یا هر کسب وکار کوچک و متوسط دیگری که امکان پیاده سازی قیمت گذاری پویا وجود داشته باشد، مشتری ابتدا احساس نیاز کرده و به دنبال محصول موردنظر خود میگردد. فرض کنیم مشتری به سمت محصول خاصی سوق داده نشده و با اختیار خود به سمت محصولات حرکت میکند، طبعاً چندین محصول با قیمتهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کرده و بهترین گزینه را برای خود انتخاب میکند. قیمت گذاری پویا به این معنی است که در بازه های زمانی مختلف در محیطی که قیمتها میتواند دارای انعطاف باشد، قیمت با توجه به شرایط، بازه به بازه تعیین گردد. این که در چه ساختار بازاری این نوع قیمت گذاری مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند متفاوت باشد. اگر چه در شرایط وجود رقابت کاربرد چنین روشهایی بیشتر خواهد بود اما این موضوع که عرضه کننده با چه سرعتی و چه روشی قیمت خود را تغییر دهد در تمام کسب وکارها کاربرد دارد. در اینجا بیشتر به جنبه تکنیکی قیمت گذاری توجه شده است.
(داسکوپتا و هاشیموتو ،2004)، بیان میکنند که هر عرضه کننده قیمتی را برای محصول با خصوصیات خاص ارائه میدهد که بنا بر درخواست خریدار در اختیار او قرار میگیرد. خریداران قیمتها و محصولات (با خصوصیات مختلف ) را با یکدیگر مقایسه کرده و بهترین گزینه را انتخاب میکنند، البته باید توجه داشت که برای هر خریدار یک سقف قیمت یا حداکثر قیمت مطلوب وجود دارد که اگر کمترین قیمت ارائه شده توسط عرضه کنندگان از آن کمتر نباشد خریدار از خرید صرفنظر میکند. با فرض اینکه هدف بیشینه کردن میزان سود نهایی عرضه کننده با توجه به نامحدود بودن موجودی و یا حداقل بیشتر بودن میزان موجودی از تقاضا، عوامل قیمت رقبا، میزان تقاضا و رفتار مشتریان در تعیین قیمت محصول نقش خواهند داشت. با توجه به اینکه مشتریان میتوانند فروشگاه های مختلف را با یکدیگر مورد مقایسه قراردهند قیمت عرضه کننده باید به گونه ای باشد که بتواند در مقابل رقبا توجه دیگران را به خود جلب کند .
2-2- استراتژی های قیمت گذاری:2-2-1-تثبیت قیمت و اختلافات قیمت:
(محمد و همکاران ،2004 )راهبردهای قیمتگذاری الکترونیکی را در سه دسته تشریح مینمایند: دسته اول را راهبردهای اصلی و پایه است که به سه قسمت تقسم میشود که آنها را راهبرد هزینه محور، راهبرد رقیب محور و راهبرد مشتری محور معرفی مینماید. دسته دوم، راهبرد های پویا میباشد که در این راهبرد ها قیمت ایستا و ثابت نیست بلکه بر اساس یک الگو و نظام تعریف شده، قیمتهای متفاوتی ارائه میشود و دسته سوم، راهبردهای پیشرفته که این راهبردها با هدف حداکثرسازی سود در موقعیتهای مختلف از سوی بنگاه به کار می رود .
(عزیزی ،2009) بر اساس بررسی ها و تحقیقات صورت گرفته مطرح می نماید که در فروشگاه های اینترنتی ایرانی به دلیل واقع شدن آنها در مراحل ابتدایی فروش اینترنتی و الزامات فنی پیچیده راهبردهای پویا و پیشرفته، عمدتاً راهبردهای قیمت گذاری پایه و اصلی مورد استفاده است. تحقیقات معدودی پیرامون روشهای قیمت گذاری پویا انجام شده است در ادامه به خلاصه برخی از این تحقیقات اشاره میشود.
(پان و همکاران ، 2001) ، به بررسی مقایسه قیمت در کسب وکارهای کاملاً اینترنتی نوپا و با کسب وکارهایی ترکیبی که هم فروش اینترنتی و هم فروش سنتی داشتند، پرداختند و به این نتیجه رسیدند که قیمت ها در فروشگاههای اینترنتی به خاطر شرایط حضور برخط درکسب وکارهای کاملاً اینترنتی پایینتر از قیمت ها در کسب وکارهای ترکیبی است.
عزیزی به نقل از( سوتجیو و آنکارانی ، 2004) ، که با در نظر گرفتن 60 شرکت اروپایی به بررسی میزان کاربرد راهبردهای قیمت گذاری در فروشگاه های دوگانه که هم فروش اینترنتی و هم فروش سنتی داشتند، پرداخته اند بیان می دارد که این محققان دریافتند در فروشگاههای اینترنتی 13درصد از راهبرد هزینه محور، 30 درصد از راهبرد رقیب محور و 53 درصد از راهبرد مشتری محوراستفاده میکنند27 درصد فروشگاههای سنتی از راهبرد هزینه محور، 43درصد از راهبرد رقیب محور و 23 درصد از راهبرد مشتری محور استفاده کردند.
(کاپلیو و گاین ، 2005) ، در پژوهش خود نقش عامل تورم را در قیمت گذاری پویا مطالعه نمودند. آنها با ارائه یک مدل قیمتگذاری پویا، تورم را عاملی مستقل از ریسک قیمت گذاری پویا در کشورهای آلمان و فرانسه معرفی نمودند. نمونه مورد بررسی این محققان شامل 221 کشور سهم و اوراق قرضه دولتی طی دوره زمانی 1985-2003 است . به علاوه، پژوهشگران امکان تأثیرتفاوت در سیاست های پولی دو کشور قبل از سال 1999 را بر نقش تورم بر قیمت گذاری ارزیابی کردند . (آباد و کامبا، 2007) ،اظهار کردند مدل قیمت گذاری پویا که به منظور پیش بینی بازار و تعیین هزینه سرمایه در بازارهای توسعه یافته استفاده میشود، در بازارهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته دارای عملکرد ضعیفی است و مدلهای چندعاملی میتوانند نقایص این مدل را برطرف کنند. وی در تحقیق تجربی خود به آزمون دو مدل تک عاملی و چهارعاملی قیمت گذاری پرداخت. عوامل مدل اخیر، برخی از متغیرهای کلان اقتصادی در نظر گرفته شدند، جامعه آماری تحقیق در برگیرنده شرکتهای فعال اروپایی در کشورهای اروپای مرکزی و آزمون آماری مورد استفاده، رگرسیون سری زمانی بود. نتیجه پژوهش نشان داد که مدل قیمت گذاری پویا توانایی تشریح متوسط تقاضای بازار را ندارد؛ درحالیکه مدل چندعاملی، شامل: تورم، قیمت ها، علایق مشتریان از جمله کیفیت، برند و تولیدات مازاد صنعتی میتواند بخشی از تغییرات در بازار را توجیه کند.
(هانسون و کفارت ، 2007) ، به آزمون مدل قیمت گذاری پویا طی سه دوره زمانی متفاوت در اندونزی پرداختند. آنها نقش عوامل متفاوت در توجیه جذابیت بازار و افزایش قیمت در برابر کیفیت را کافی نداستند و مشابه (فاستر ، 1993) ، کیفیت محصول را در تعیین تقاضای محصولات مؤثر دانستند.
(میتلمن ، 2008)، به بررسی عواملی پرداخت که میتواند تغییرات مقطعی قیمتها در بازار مورد انتظار شرکتها را بهتر توضیح دهد. او فرض کرد که سرمایه گذاران صرفاً در اوراق قرضه سرمایه گذاری میکنند. همچنین، مدل مورد استفاده وی، مدل قیمت گذاری نظریه بازیها بود و دادهها شامل بازده اوراق قرضه هفت پرتفوی از صنایع مختلف طی دوره زمانی 1993-2006 بود. ابعاد مورد نظر نظریه بازیها عبارت است از اینکه عرضه کنندگان تا مشخص شدن قیمت خود از قیمت دیگران آگاهی ندارند در چنین شرایطی قیمت با توجه به اطلاعات دیگری از بازار مانند میزان مراجعه مستقیم به فروشگاه و میزان مقایسه فروشگاهها توسط مشتریان تعیین میگردد. نتایج نشان داد که به منظور شرح تغییرات مقطعی قیمت محصولات شرکت، عوامل مدل نسبت به روش های جدید قیمت گذاری پویا که بر ترجیحات عامل انسانی تأکید بیشتری دارند در نظر گرفته شوند.
(مارن ، 2009) ، به تشریح مدل هایی از جمله، قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، قیمت گذاری پویا، مدل حداکثرسازی میزان سودآوری در کوتاهمدت و مدل تغییر در قیمت پرداخت که درصدد تعیین رابطه قیمت و فروش شرکت است، برآمده است. از نظر وی، هر یک از مدلها دارای محدودیت هایی است که کاربرد آنها را در کشورهای مختلف با مشکل مواجه می کند. هدف این تحقیق نظری کاربردی، بررسی اثر تغییر عوامل خرد اقتصاد بر بازده بنگاه بود. نتایج نشان داد که بازار به مقدار زیاد تحت تأثیر قیمت قرار میگیرد. عواملی که در بازده طولانی تأثیر بیشتری بر بازار دارند عبارتند از: تورم، کیفیت، برند، قیمت و تمایلات مشتری.
(مارن و همکاران ، 2004) ، اظهار داشتند که یکی از فروض مدل های قیمت گذاری پویا افزایش میزان سودآوری عرضه کنندگان و همچنین متعادل سازی میزان نقدینگی شرکتها است، هرچند، این فرض غیرواقعی است و باید آن را از فهرست فروض حذف کرد. این سه محقق، با اضافه نمودن عامل بازار به مدل قیمت گذاری پویا به بررسی بازده تولیدی و فروش محصولات شرکت پرداختند. آنها این مدل را با استفاده از رگرسیون سری زمانی برای سهام شرکت های آمریکایی مورد آزمون قرار دادند. از آنجا که درصد قابل توجهی از سهام شرکتهای نمونه نسبت به ریسک بازار حساس و این ریسک با تغییرات سطح عمومی قیمتها و نیز ارزش دلار دارای همبستگی بود؛ آنها نتیجه گرفتند که ریسک تورم و بازده شرکت به میزان زیادی در قیمت گذاری محصولات شرکتهای نمونه مؤثر است. بنابراین، حداکثرسازی میزان سودآوری در کوتاه مدت به عنوان یک مدل قیمت گذاری میتواند به بازارهای این شرکتها نمونه ابعاد جدیدی بدهد.
نتایج مطالعات( استرادا ، 2007) ، نشان میدهد که معیارهای حداکثر سودآوری در مقایسه معیارهای سنتی قیمت گذاری، بر اساس داده های تجربی از اعتبار بیشتری برخوردارند. وی درمطالعه خود از دادههای مربوط به بازدهی شاخص بازارهای نوظهور و بازارهای توسعه یافته استفاده کرده است. در بررسیهای استرادا آلفای نامطلوب به عنوان حاشیه سود، بسیار کمتر از حاشیه سود قیمت در بازارهای توسعه یافته در نظر گرفته شده است وی با اشاره به نمونه مورد بررسی در این زمینه توضیح میدهد. این در حالی است که بیشترین درصد از تغییرات در بازدهی مقطعی نمونه مربوط به بازارهای نوظهور از طریق آلفای نامطلوب قابل تبیین است. یافته های استردا همچنین نشان میدهد که متوسط بازدهی در هر دو بازار نوظهور و توسعه یافته نسبت به تغییرات بتای نامطلوب در مقایسه با همان میزان تغییرات در بتای سنتی، از حساسیت بالایی برخوردارند. علاوه بر این، بر خلاف شکل استاندارد، مدل نظریه قیمت گذاری پویا بازدهی مورد انتظار را برای بازارهای نوظهور بیشتر از بازارهای توسعه یافته برآورد میکند و نهایتاً اینکه در بازارهای نوظهور، مدل قیمتگذاری مبتنی بر ریسک نامطلوب، متوسط بازدهی سالانه را بیشتر از مدل استاندارد قیمتگذاری پویا پیشبینی میکند. این تفاوت در پیش بینی میان دو مدل مذکور دارای اهمیت بسیار زیادی بوده و برای فعالان بازار قابل اغماض نیست زیرا 2.5 % اختلاف میان پیش بینی ها، میتواند در بسیاری موارد به رد یا پذیرش محصول منجر شود و به طرز قابل توجهی بر تصمیمات مربوط به ارزش گذاری محصولات و خدمات شرکتها تأثیر داشته باشد.


2-3- مکانیزم های قیمت گذاری:از دیدگاه مکانیزمهای قیمت گذاری، در یک سیستم قیمتگذاری، هدف تطابق بین مدل قیمت و نوع خدمت ارائه شده است. یک مکانیزم مناسب میتواند ساختار قیمت گذاری مناسبی برای کاربران ارائه دهد تا بدون پیچیدگی خاصی، قابلیت اجرایی داشته باشد،(رابرت ،1998).معمولا مکانیزم های قیمت گذاری مناسب باعث ایجاد فضای منطقی برای استفاده از منابع میشود و شاید این روش بتواند کمک کند تا نیاز به روشهای دیگر برای بالا بردن کیفیت خدمات نباشد، (هی و همکاران ،2011). برای مثال بیشتر می توان به پروژه - ریسرچ(ادزیلکو ، 1999) اشاره کرد که در روش قیمتگذاری خود با عنوان متروی پاریس به دنبال بالا بردن کیفیت خدمات از طریق مکانیزم جدا سازی خدمات ارائه شده بود. از این رو با توجه به تاکید زیاد بر روی کیفیت خدمات و استفاده درست از منابع، معمولا ارائه دهندگان خدمات سعی میکنند تا داده ها را از مجراهای مختلف و در قالب کلاسهای مختلف خدماتی برای مشتریان ارسال کنند و در ازای آن مدل های قیمت گذاری جدیدتری به کارگیرند.
2-4- استراتژی بازار یابی:استراتژی بازاریابی اغلب به عنوان مهمترین ابزار ایجاد ارزش برند مورد توجه قرار می گیرد. طی سالهای گذشته، شمار زیادی از مطالعات در جستجوی این بودند که عناصر مختلف آمیخته بازاریابی چگونه بر ارزش برند تأثیر می گذارند. بهرحال اکثر این مطالعات در آمریکا یا دیگر کشورهای غربی شکل گرفته اند، بنابراین یافته های آنان بدون انجام آزمونهای تجربی قابل تعمیم نخواهند بود. ارزش برند از طریق نام برند سودمندی فزاینده و ارزش افزوده بیشتری را به یک محصول می دهد.
محققان اثرات آشکار تلاش های بازاریابی متفاوت و شرایط بازار را بر ارزش برند فهرست نموده اند. به عنوان مثال (سیمون و سالیوان ،1993) ، هزینه های بازاریابی، هزینه های تحقیقات بازار و نیروی فروش، قدمت برند، سهم تبلیغات و سبد کالایی را به عنوان منابع ایجاد ارزش برند، لیست کرده اند.
کلر بعد از آن پیشنهاد کرد که فعالیت های بازاریابی متفاوت، تأثیرات متفاوتی دارند. به عنوان مثال، تبلیغات اغلب عنصر اصلی یکبرنامه ارتباطات بازاریابی در ایجاد ارزش برند محسوب می گردد.
اکثر مطالعاتی که در جستجوی شناسایی روابط بین تلاشهای بازاریابی و ایجاد ارزش برند، بوده اند، برمشتریان آمریکایی تمرکز کرده اند. یک مطالعه انجام شده در آمریکا استدلال می نماید که تصویر ذهنی فروشگاه رابطه مثبتی با کیفیت ادراکشده برند دارد و ترفیعات بالای قیمتی تأثیری معکوس بر کیفیت ادراک شده برند دارند ( گروال و همکاران 1998) . مطالعات مشابهی نیز در دیگر کشورهای غربی صورت گرفته است. مطالعه دیگری نشان داده است که ارائه یکترفیع امکان تغییر برند را در تحلیل خانوارهای آمریکایی بالا می برد ( دادسان و همکاران 1998) . (راج ،1985) با استفاده از دادهای حاصل از گزارش شاخص گروه هدفدر آمریکا، رابطه بین نفوذ در بازار و وفاداری برند را مورد بررسی قرار داد و متوجه شده که معروفیت یکبرند( سهم بازار) به طور مثبت با وفاداری به برند، مرتبط است. محققان دیگری با بررس نمونه های متفاوت دانشجویان یک دانشگاه آمریکایی، فهمیدند که برند با یک بودجه تبلیغاتی بالاتر، سطح بالاتری از ارزش برند را فراهم می آورد ( کاب والگران و همکاران 1995). مطالعات مشابه ای نیز در دیگر کشورهای غربی انجام گرفته است. دو محقق اثربخشی تبلیغات اینترنتی را با استفاده از کاربران اینترنت در فرانسه مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که تبلیغات پلاکاردی یک ابزار تبلیغاتی موثر است، چون آنها می توانستند به شکل قابل توجهی شناخت و آگاهی برند را بهبود ببخشند(درز و هاشر ، 2003). دو محقق دیگر با استفاده از یک نمونه از دانشجویان کانادایی، فهمیدند که کشور خاستگاه شرکت، تأثیر شدیدی بر ادراک مصرف کننده از کیفیت برند دارد و بنابراین تأکید بر اطلاعات کشور خاستگاه در فعالیتهای بازاریابی می تواند بر بهبود ارزیابی های تصویر ذهنی برند کمک نمایند( موگاک ولاواک ، 2003) .
در زمینه مدیریت درآمد دو روش متداول وجود دارد. برخی صنایع، از مدیریت درآمد مبتنی بر قیمت استفاده می کنند (مانند خرده فروشی ها)، و برخی دیگر از مدیریت درآمد مبتنی بر ظرفیت استفاده می کنند (مانند هواپیمایی ها). در برخی موارد هم از ترکیبی از این دو روش استفاده می شود. تغییر در قیمت، یکی از روش هایی است که برای مدیریت درآمد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

—209

3-2-3- مدل هزینه برای نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه40
3-2-4- مدل هزینه به دلیل تنزل کیفیت به خاطر نقص فرایند40
3-2-5- محاسبه طول فرایند41
3-2-6- به دست آوردن مدل هزینه کنترل کیفیت فرایند44
3-2-7- نرخ خرابی فرایند و ماشین47
3-2-8- به دست آوردن Nf به عنوان تابعی از tPM 48
فصل چهارم: جمع آوری و تحلیل داده49
4-1- مقدمه50
4-2- مدل های نگهداری و تعمیرات50
4-2-1- محاسبه تابع هزینه نگهداری و تعمیرات اصلاحی50
4-2-2- محاسبه تابع هزینه نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه51
4-2-3- هزینه نگهداری و تعمیرات در یک دوره برنامه ریزی شده51
4-3- مدل کنترل کیفیت51
4-3-1- به دست آوردن طول دوره در مدل کنترل کیفیت51
4-3-2- محاسبه تایع هزینه کنترل کیفیت51
4-4- اجرای مدل بر روی داده های عددی52
4-5- بررسی حساسیت تابع هزینه کل و متغیر های تصمیم با تغییر بعضی داده ها53
4-6- پیاده سازی داده ها بر روی مدل مستقل56
فصل پنجم: نتیجه گیری56
5-1- مقدمه57
5-2- خلاصه بر کار انجام شده57
5-3- نوآوری های پژوهش58
5-4- پیشنهادات59
ضمیمه60
منابع و مراجع73
فهرست جداول
جدول 4-1-52
جدول 4-2-53
جدول 4-3-53
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
مسئله زمانبندی در تولید همواره یکی از موضوعات مهم و قابل توسعه برای مهندسین و محققین بوده است. کارهای زیادی در خصوص این موضوع تا بحال انجام شده است و محققان زیادی مدل هایی برای بهینه کردن زمانبندی در تولید ارائه داده اند. به طور ویژه تر مسئله زمانبندی در تولید در سیستم های تک ماشین، یکی از موضوعات فرعی در زمانبندی تولید بوده است. در این میان مطالبی همچون نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PM)، و نگهداری و تعمیرات اصلاحی (CM)، نیز وارد ادبیات موضوع میشوند. مسائلی چون زمان انجام عملیات نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و اصلاحی، تبدیل به دغدغه محققین میشود. اینکه چه زمانی بهتر است عملیات نگهداری و تعمیرات را روی ماشین انجام داد.
از طرفی دیگر، بحث کنترل کیفیت محصولات تولید شده توسط ماشین نیز مد نظر کنترل کنندگان کیفیت قرار میگیرد. مسائلی مانند اینکه آیا محصول تولید شده توسط سیستم کیفیت مورد انتظار ما را داشته است و مطابق با انتظارات و مقادیر مورد هدف ما بوده است. آیا سیستم در حالت تحت کنترل قرار دارد یا نه. اگر سیستم در حالت خارج از کنترل قرار گرفته است به چه دلیل بوده است و چگونه میتوان سیستم را دوباره به حالت تحت کنترل بازگرداند و در واقع پیدا کردن راهی برای حل مشکل بوجود آمده که باعث شده است که سیستم ما از حالت تحت کنترل به حالت خارج از کنترل تبدیل شود.
تعیین پارامترهای بهینه نمودار کنترل برای حداقلسازی هزینه های ناشی از کنترل کیفیت محصول تولید شده و طراحی نمودار کنترل نیز یکی دیگر از مواردی میباشد که مدیران تولید باید در بحث کنترل کیفیت آن را مورد نظر قرار دهند.
اهمیت این دو موضوع، یعنی بحث نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت در بحث تولید غیر قابل انکار میباشد و در نظر نگرفتن این دو جنبه در تولید، باعث بروز مشکلات فراوانی خواهد شد که در کار تولید، خدشه وارد میکند و باعث استهلاک ماشین، بالارفتن هزینه ها، پایین آمدن کیفیت محصول تولید شده، افزایش میزان برگشتی محصول، نارضایتی مشتری و ... خواهد شد.
بیان مسئله
هانطور که گفته شد دو موضوع نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت در بحث تولید از اهمیت ویژه ای برخوردار است و توجه نکردن به این دو جنبه در کار تولید تبعات منفی زیادی را میتواند به دنبال داشته باشد.
به همین منظور مدل های زیادی درباره این دو مسئله ارائه و توسعه داده شده است. هدف این مدل ها در بحث نگهداری و تعمیرات به دست آوردن یک فاصله زمانی برای اعمال نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه یا اصلاحی در طول فرایند میباشد که هزینه های ناشی از این نگهداری و تعمیرات مانند هزینه بیکاری ماشین، هزینه نیروی کار تعمیر کننده و ... را حداقل کند. و در بحث کنترل کیفیت هم تعیین پارامترهای نمودار کنترل به صورت بهینه به طوریکه هزینه های ناشی از کنترل را حداقل کند.
اما مطالعات اخیر نشان داده است که این دو جنبه روابط و وابستگی های قابل توجهی با یکدیگر دارند و به دلیل این روابط و وابستگی ها بهتر است که این دو جنبه را به طور تلفیقی و با یکدیگر در نظر گرفت. در واقع مد نظر قرار دادن این دو جنبه به طور مستقل و جدا از هم، با توجه به روابط بین آنها کار معقولی نمیباشد و نتایج بهینه را برای ما نتیجه نمیدهد. مدل های یکپارچه شده زیادی در سالهای اخیر از سوی محققان ارائه شده است که در اکثر این مدلها یکپارچه کردن و تلفیق مباحث نگهداری و تعمیرات، زمانبندی تولید و کنترل کیفیت باعث بهتر شدن روند تولید در مقایسه با زمانی که این سه جنبه به طور مستقل در نظر گرفته میشود، میباشد. در اکثر مقالات در مورد مدل های یکپارچه این مقایسه انجام شده است و نتیجه گرفته میشود که یکپارچه و تلفیق کردن این سه جنبه بهتر از زمانی است که آنها به طور مستقل و جدا از هم در نظر گرفته میشوند و هزینه ها در حالت یکپارچه شده و تلفیقی کمتر از حالت مستقل و جدا از هم میشوند.
در این پایان نامه مدلی یکپارچه شده ارائه شده است که دو جنبه نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت به طور تلفیقی در یک سیستم در نظر گرفته شده است. در این مدل همه ویژگی های نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت را در قالب یک مدل به صورت یکپارچه مورد نگارش واقع شده است و نسبت به حل آن اقدام شده است.
در واقع یک مدل یکپارچه شده برای تلفیق بهینه سازی فاصله های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه و پارامترهای کنترل پیشنهاد شده است. دو نوع سیاست نگهداری و تعمیرات در نظرگرفته شده است. حداقل تعمیر اصلاحی که حالت و شرایط تجهیزات را بدون تاثیر بر عمر آنها تعمیر میکند و نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه که تجهیزات را بین حالت as good as new و as bad as old قرار میدهد. مدل پیشنهاد شده میتواند مقدار بهینه هر یک از چهار متغیر تصمیم را معین کند. یعنی اندازه نمونه(n)، زمان تناوب نمونه گیری (h)، ضریب حد کنترل(k)، و فاصله های زمانی تعمیر پیشگیرانه(tPM)، که هزینه کل مورد انتطار حال از یکپارچه سازی در واحد زمان را حداقل میکند. یک مثال عددی برای تشریح تاثیر پارامترهای هزینه در سیاست تلفیق کنترل کیفیت و تعمیر پیشگیرانه از نظر اقتصادی، نشان داده شده است.
سیستم کار در این پایان نامه یک سیستم تک ماشین با یک مؤلفه میباشد که یک نوع محصول را تولید میکند. در واقع مدل ارائه شده، فاصله های زمانی بهینه برای اعمال نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه بر روی این ماشین و همچنین پارامترهای بهینه کنترل کیفیت را برای بررسی میزان کیفیت محصول تولید شده، به نحوی که هزینه های ناشی از اعمال نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت حداقل شود، را مورد بررسی قرار میدهد.
اهمیت پژوهش
رویکرد یک سیستم تولید به کم بودن از کار افتادگی تجهیزات و فرایند وابسته است. نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت نقش اساسی در دستیابی به این هدف ایفا میکنند. علاوه بر این با گذشت زمان کیفیت تجهیزات پایین میآید و ممکن است یک انتقال کیفیت از حالت تحت کنترل به حالت خارج از کنترل اتفاق بیفتد که توسط بالا رفتن نرخ بازگشت محصول و میل به خرابی مشخص میشود.
زمانبندی نگهداری و تعمیرات و فرایند کیفیت، قسمتی از سیاستهای عملیاتی میباشد که نتیجه عملکرد هر سیستم تولید میباشد.با وجود تاثیرات مشترک بین این تصمیمات، که خیلی هم مهم نیستند، رویکردهای بر پایه مدل برای بهینه کردن آنها بطور شبیه سازی شده، مهیا میباشند. بعنوان نمونه، بیشترین مدلهای زمانبندی تولید، تاثیر در دسترس بودن ماشین بدلیل خرابی یا فعالیت نگهداری و تعمیرات را در نظر نمیگیرند. بطور مشابه، مدلهای برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات، به ندرت اثر نگهداری و تعمیرات را بر زمان تحویل به مشتری و نیازمندیهای او، در نظر میگیرند. اگرچه، اثر نگهداری و تعمیرات نمیتواند به شکل معنا داری بدون محاسبه کردن تابع نگهداری و تعمیرات که با نیازمندیهای تولید مطابقت میکند، اندازه گیری شود.
از طرف دیگر، تاخیر نگهداری و تعمیرات برای سازگاری با نیازمندیهای تولید ممکن است تعمیرات فرایند و خطر معیوب شدن ماشین را افزایش دهد، به طوریکه ممکن است باعث بیشتر شدن موارد غیر قابل قبول وپایین آمدن سرعت شود. از این رو در نظر گرفتن کنترل کیفیت و برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات میتواند یک راه مؤثر برای برطرف شدن برخی از مشکلات باشد و به تبع آن اگر بخواهیم این دو را جدار از هم نگاه کنیم، با توجه به رابطه های موجود و وابستگی های بین این موضوعات باعث بروز مشکلاتی خواهد شد. یکی از رویکرد های مهم در هر سیستم تولید واقف بودن به مسائل وابستگی ها و روابط موجود بین مورد های مورد بحث خواهد بود و داشتن اطلاعات جامع حول موضوع و احاطه داشتن به جنبه های موجود در مسئله میتواند ما را در مدل سازی کمک شایانی نماید و در نتیجه کار ما تاثیر به سزایی بگذارد. با توجه به نکاتی که گفته شد پی به اهمیت موضوع تلفیق و یکپارچه سازی مدل های نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت خواهیم برد.
هدف پژوهش
همانطور که قبلا اشاره شد، تلفیق و یکپارچه سازی مدل های کنترل کیفیت و نگهداری و تعمیرات به طور همزمان، به طرز قابل توجهی مثمرثمر تر از زمانی که این مدل ها به طور جداگانه مورد بررسی قرار میگیرند، خواهد بود. رویکرد یک سیستم تولید به طور قابل ملاحظه ای به زمانبندی نگهداری تعمیرات و پارامترهای کنترل کیفیت، وابسته است.
بحث مدل های یکپارچه و تلفیقی یکی از موضوعاتی میباشد که در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و با توجه به اینکه این مدلها بهتر و کاراتر از زمانی خواهند بود که به طور جداگانه هستند، با استقبال زیادی روبرو شده اند. در واقع یکی از اهداف محققان در سالهای اخیر همواره ادغام دو یا چند موضوع با ویژگی ها و روابطشان در غالب یک مدل بوده است و معمولا با مقایسه کار یکپارچه سازی شده خود با حالت جداگانه به این نتیجه رسیده اند که حالت ادغام شده مسئله بسیار کاراتر از حالت جداگانه و مستقل آن میباشد.
هدف ما در این پژوهش دستیابی به مدلی است که بتواند زمانبندی نگهداری و تعمیرات و پارامترهای کنترل کیفیت را به صورت تلفیقی و یکپارچه در آورد. در واقع ما ابتدا روابط و وابسنگی های موجود بین نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت را مورد قرار داده و سپس آنها در قالب یک مدل یکپارچه پیاده سازی شده است. در نهایت این دو جنبه به صورت جدا ازهم نیز بررسی شده است، تا مشخص شود کدام حالت مقرون به صرفه تر، خواهد بود و تابع هزینه کل حداقل خواهد شد.
به طور کلی هدف این پژوهش، معرفی یک مدل یکپارچه شده است که میتواند هزینه کل مورد انتظار ناشی از خرابی های فرایند، بازرسی، نمونه گیری و نگهداری و تعمیرات اصلاحی(CM) و نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه(PM) توسط تلفیق نگهداری و تعمیرات با پارامترهای نمودار کنترل کیفیت، حداقل کند.
سؤالات پژوهشی
برخی از سؤالاتی که در این باره مورد توجه قرار گرفته شده است به شرح زیر خواهند بود:
آیا میتوان بین نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت در یک سیستم تولید روابط و اشتراکاتی پیدا کرد؟
اگر روابطی بین این دو موضوع پدید آمد، چگونه میتوان این روابط و وابستگی ها را به یکدیگر ربط داد؟
آیا پیاده سازی این روابط و وابستگی های در غالب یک مدل قابل حل و کارا، امکان پذیر خواهد بود؟
چگونه میتوان مسئله برنامه ریزی نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت را در غالب یک مدل یکپارچه شده طراحی کرد؟
اگر این مدل یکپارچه شده طراحی شد با حالتی که مسئله نگهداری و تعمیرات و کنترل کیفیت به طور جداگانه در سیستم تولید مورد نظر ما استفاده شود، چه فرقی دارد؟
آیا حالت یکپارچه شده بهتر است یا حالت جداگانه؟
کدام حالت بهینه تر و مقرون به صرفه تر خواهد بود؟
واژگان
الف) نگهداری و تعمیرات
روشی است که با کنترل تجهیزات و ماشین آلات تولیدی از نظر برنامه زمانبندی تعمیراتی و تعویض قطعات و با استفاده از تجزیه و تحلیلهای آماری هزینه‌های تعمیراتی را کاهش می‌دهد و در سطح بهینه نگه می‌دارد.
ب) فرایند کنترل در یک سیستم
کنترل ، فرایندى است براى کسب اطمینان از این که اقدامات و فعالیت هاى جارى سازمان ، در جهت اهداف پیش بینى شده و منطبق با اقدامات برنامه ریزى شده ، مى باشد.
ج) مدل یکپارچه شده
مدلی که از ادغام و تلفیق دو یا چند موضوع و جنبه شکل گرفته باشد و روابط و وابستگی های بین این جنبه را مد نظر قرار دهد.
د) حداقل سازی هزینه
در هر سیستم یکی از اهداف مهم هر مدیر و مسؤول پیدا کردن راهکارهایی برای حداقل کردن هزینه های مربوط به بخش های مختلف میباشد که با روش های گوناگونی این امر صورت میگیرد.

فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1- بخش نخست: مقدمه ای بر بحث کنترل کیفیت
2-1-1- تعریف کیفیت
کیفیت را میتوان به روشهای مختلف تعریف کرد. اغلب فقط یک درک مفهومی از کیفیت و یا به عبارت دیگر درکی از یک یا چند ویژگی خاص در یک محصول یا خدمت دارند. ولی تعریف دقیق تر و جامع تری از کیفیت مورد نیاز ما است.
کیفیت به یکی از مهمترین عوامل تصمیم گیری مشتریان در انتخاب بین محصولات و خدمات موجود تبدیل شده است. این نگرش، فارغ از این که مصرف کننده یک شخص، یک سازمان صنعتی، یک خرده فروش، یک بانک، یک مؤسسه مالی و یا حتی یک برنامه نظامی باشد، فراتر رفته و در هر جامعه تقریبا فراگیر شده است[1].
2-1-2- ابعاد کیفیت
کیفیت یک محصول را میتوان به روش های مختلف به روش های مختلف توصیف و ارزیابی کرد. تفکیک ابعاد گوناگون کیفیت امری بسیار ضروری است. گاروین [2] توضیح نسبتا جامعی در مورد مؤلفه ها و یا ابعاد هشت گانه کیفیت ارائه میکند:
عملکرد (آیا محصول قادر است کار مورد نظر را انجام دهد؟) مشتریان باقوه، معمولا یک محصول را از منظر کارکردهای مختلف و چگونگی عملکرد هر یک از این کارکردها مورد ارزیابی قرار میدهند.
قابلیت اطمینان (هر چند وقت یک بار محصول خراب میشود؟) محصولات پیچیده نظیر اغلب لوازم خانگی، خودرو ها، یا هواپیما ها در طول مدت عمرشان نیاز به تعمیر خواهند داشت.
قابلیت دوام (چه مدت محصول دوام میآورد؟) قابلیت دوام، طول عمر مفید یک محصول محسوب میشود. بدیهی است مصرف کنندگان محصولاتی را میخواهند که طی یک مدت زمان نسبتا طولانی عملکرد رضایت بخشی از خود نشان دهند.
قابلیت تعمیر پذیری (به چه سهولتی میتوان محصول را تعمیر کرد؟) در اغلب صنایع دیدگاه مشتری نسبت به کیفیت مستقیما تحت تاثیر سرعت و هزینه انجام تعمیر یا فعالیت های نگهداری از محصول قرار دارد.
زیبایی (محصول چگونه به نظر میرسد؟) این بعد کیفیت وضع ظاهری محصول را با در نظر گرفتن عواملی نظیر شکل، رنگ، مدل، شیوه بسته بندی، مشخصه های لامسه ای و خواص مشابه دیگر توصیف میکند.
ویژگی ها (محصول چه کار هایی انجام میدهد؟) مشتریان معمولا محصولاتی که دارای ویژگی های گوناگون هستند و از این لحاظ بر محصولات رقبا برتری دارند را محصولات با کیفیت محسوب میکنند.
کیفیت درک شده (محصول یا شرکت از چه شهرتی برخوردار است؟) در اغلب موارد، مشتری با اتکا به شهرت سازمان از لحاظ کیفیت محصولات آن، محصولی را خریداری میکند. این شهرت مستقیما تحت تاثیر خرابی های قابل رویت محصول یا فراخوان آن برای انجام تعمیری اساسی توسط تولید کننده و چگونگی برخورد با مشتری در زمان گزارش یک مشکل کیفی قرار میگیرد. کیفیت درک شده، حسن نیت و خرید مجدد محصول به وسیله مشتری با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند.
انطباق با استانداردها (آیا محصول ساخته شده دقیقا مورد نظر طراح بوده است؟) ما معمولا محصولی را با کیفیت میشناسیم که با خواسته های از قبل تعیین شده برای آن مطابقت داشته باشد.
2-1-3- واژگان مهندسی کیفیت
هر محصول از عناصری تشکیل شده است که به طور مشترک چیزی که استفاده کننده یا مصرف کننده از آن به عنوان کیفیت نام میبرد را توصیف میکنند. این پارامترها را غالبا مشخصه های کیفی مینامند. در بعضی مواقع از آنها به عنوان مشخصه های بحرانی برای کیفیت(CTQ)، نام برده میشود. مشخصه های کیفی ممکن است چند نوع باشند:
فیزیکی: طول، وزن، ولتاژ
حسی: مزه، شکل ظاهری، رنگ
مختصات زمانی: قابلیت اطمینان، دوام، تعمیر پذیری
باید توجه داشت که مشخصه های کیفی مختلف میتواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم به ابعاد کیفیت که در بخش قبل بحث شد، مرتبط میباشد.
2-1-4- مهندسی کیفیت
مهندسی کیفیت مجموعه ای از فعالیت های عملیاتی، مدیریتی و مهندسی است که یک شرکت با هدف کسب اطمینان از این که مشخصه های کیفی یک محصول در سطوح اسمی یا مورد نظر خود قرار دارند و پراکندگی در اطراف سطوح مورد نظر از حداقل میزان ممکن برخوردار است، مورد استفاده قرار میگیرد.
برای اغلب سازمانها، عرضه محصولاتی با مشخصه های کیفی یکسان یا سطوحی که دقیقا با انتظارات مشتری انطباق داشته باشد، امری دشوار و پر هزینه است. پراکندگی را میتوان به عنوان یکی از علل اصلی عدم یکسان بودن محصولات نام برد. در هر محصول مقداری پراکندگی وجود دارد و در نتیجه هیچ دو محصولی با یکدیگر کاملاً یکسان نیستند.
از آنجایی که پراکندگی میتواند فقط بر حسب واژه های آماری توصیف شود، لذا روش های آماری نقش مهمی در فعالیت های بهبود کیفیت ایفا میکند. در کاربرد روش های آماری در مهندسی کیفیت غالبا مشخصه های کیفی به صورت داده های وصفی یا متغیر دسته بندی میشوند. داده های متغیر معمولا اندازه گیری پیوسته ای نظیر طول و ولتاژ را شامل میشوند. از طرف دیگر، داده های وصفی معمولا داده های گسسته ای هستند که غالبا به صورت شمارشی مطرح میشوند. به عنوان مثال میتوان به تعداد درخواستهای وام که فرایند آنها به دلیل عدم وجود اطلاعات مورد نیاز با مشکل مواجه شده است یا تعداد بیماران اورژانسی که وارد بیمارستان شده اند، ولی باید بیش از 30 دقیقه جهت دریافت خدمات پزشکی منتظر بمانند اشاره کرد. [3].
مشخصه های کیفی غالبا در مقایسه با مشخصه های فنی مورد ارزیابی قرار میگیرند. در یک محصول تولیدی، ابعاد مورد نظر برای مشخصه های کیفی قطعات و زیر مونتاژ ها که محصول را تشکیل میدهند و همچنین مقادیر مورد نظر برای مشخصه های کیفی محصول نهایی را میتوان به عنوان مشخصه های فنی نام برد. به عنوان مثال قطر شافت به کار برده شده در سیستم انتقال نیروی خودرو نمیتواند بیش از حد بزرگ یا کوچک باشد، چرا که یا در یاتاقان جا نمیگیرد و یا باعث لقی، لرزش و خرابی زود هنگام خواهد شد. در بخش خدمات، مشخصه ها فنی معمولا بر حسب حد اکثر زمان تا انجام یک سفارش یا ارائه یک خدمت خاص تعریف میشود.
کمیت اندازه گیری شده متناظر با مقدار ایده آل یک مشخصه کیفی را مقدار اسمی یا هدف آن مشخصه مینامند. این مقادیر هدف معمولا دارای حدودی هستند و قاعدتا این حدود باید به اندازه کافی به مقدار هدف نزدیک باشند تا تاثیر نامطلوبی بر کارکرد یا عملکرد ایجاد نشود. حدود مشخصلت معمولا حاصل فرایند طراحی یک محصول است. به طور معمول، مهندسان طراح با در نظر گرفتن اصول مهندسی، یک محصول را طراحی میکنند و غالبا نیز مقادیر پارامتر های بحرانی طرح توسط طراح تعیین میشود.
مشکلات کیفی محصول معمولا زمانی که رویکرد طراحی استفاده میشود، زیادتر است. در این رویکرد، حدود مشخصه ها غالبا بدون در نظر گرفتن پراکندگی ذاتی موجود در مواد، فرایند ها و سایر بخش های سیستم که منجر به تولید قطعات یا محصولات غیر یکنواخت میشود، تعیین میگردد. محصولات غیر یکنواخت به محصولاتی گفته میشود که یک یا چند مشخصه آن با حدود مشخصه های مورد نظر انطباق نداشته باشد. یک محصول زمانی معیوب شناخته میشود که دارای یک یا چند نقص باشد. این نقص ها، عدم انطباق های بسیار جدی بوده اند که استفاده ایمن یا اثر بخش از آن را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار داده اند. واضح است که عدم اقدام مقتضی توسط سازمان برای بهبود فرایند های تولید این نقص ها میتواند منجر به تولید عدم انطباق ها یا نقص های مورد نظر شود.
2-2- بخش دوم: مروری بر تاریخچه شکل گیری نگهداری و تعمیرات
2-1-1- دوره های شکل گیری و تحولات نگهداری و تعمیرات
دانش نگهداری و تعمیرات (نت) در طول دوران شکل‌گیری خود دستخوش تحولات گوناگونی بوده است. در این گام به بررسی روند دگرگونیها پرداخته شده است و بر این اساس سیر تاریخی تحولات حوزه نگهداری و تعمیرات به سه دوره اساسی تقسیم شده است:
2-2-1-1- دوره نخست
سیر تحولات در دوره نخست تحقیقات نشان می‌دهد که گامهای اولیه در پیاده‌سازی نگهداری و تعمیرات در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم رخ داده است. در آن ایام صنایع به شکل امروزی مکانیزه نبوده و لذا خرابیها و توقف ناگهانی ماشین‌آلات مشکلی جدی را برای دست اندرکاران امر تولید ایجاد نمی‌نمود؛ به بیان دیگر، جلوگیری از بروز عیب در ذهن اکثر مدیران و مهندسین مفهوم نداشته و یا حداقل ضرورتی از این نظر احساس نمی‌گردید. علاوه بر این اکثر ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی از طرح نسبتا ساده‌ای برخوردار بوده و این ویژگی، کار با آنها را ساده و تعمیرشان را آسان می‌نمود. نتیجه آنکه در آن زمان نیازی به استفاده از نگهداری و تعمیرات سیستماتیک احساس نمی‌گردیده و اکثر شرکتها و واحدهای تولیدی و صنعتی تنها در زمانی که دستگاه و یا تجهیزات از کار می‌افتادند، بازبینی و یا تعمیر آنها را آغاز می‌نمودند. در واقع سیستم نگهداری و تعمیرات به هنگام از کارافتادگی معمول بود.
2-2-1-2- دوره دوم
همه چیز در خلال جنگ جهانی دوم به صورتی انفجارآمیز دستخوش تحول گردید. فشارهای ناشی از زمان جنگ، تقاضا برای انواع محصولات را افزایش داده و این در حالی بود که نیروی انسانی صنایع بشدت کاهش یافته بود. این عامل سبب گردید تا مکانیزاسیون افزایش پیدا نماید. می‌توان سال 1950 را سال رونق طراحی و ساخت ماشین‌آلات مکانیزه نامید و این ایام، سرآغاز وابستگی صنایع به تجهیزات مکانیزه و اتوماسیون بوده است.
با افزایش روزافزون اتوماسیون مساله شکست و از کارافتادگی ماشین‌آلات نیز از اهمیت بیشتری برخوردار می‌گشت. پس از گذشت چندی روند افزایش خرابیها به گونه‌ای گردید که کمیت و کیفیت تولیدات را تحت‌الشعاع خود قرار داده و اسباب نارضایتی صاحبان صنایع را فراهم نمود. ادامه این روند ناخوشایند، مدیران و کارشناسان را به فکر چاره و راه‌حلی مناسب برای جلوگیری از روند رو به رشد عیوب نمود.
در این رهگذر سیستم نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PM) بعنوان چاره درد و راه‌حلی مناسب در کشور امریکا پیشنهاد گردید و به اجرا درآمد. نیاز صنایع بر تولید محصولات با کیفیت بالا و قیمت مناسب جهت افزایش توانایی رقابت در بازار موجب گردید که استفاده از سیستم PM رونق یافته و در این راستا اجرای تعمیرات و تعویضهای پیشگیرانه دوره‌ای بعنوان موثرترین راه‌حل جهت کاهش خرابیها مورد استفاده قرار گیرد.
در طول دهه 1950 نت پیشگیرانه به تدریج تکامل یافته تا پاسخگوی نیازهای جدید صنعت باشد. در این راستا سیستم نگهداری و تعمیرات بهره‌ور در سال 1954 به صنایع آمریکا معرفی گردید. در این سیستم ضمن تاکید بر روی اصلاح خرابیهای اتفاقی و از کار افتادن غیرمنتظره تجهیزات با بهره‌گیری مناسب از علوم آمار و احتمالات و پژوهش عملیاتی، شبیه‌سازی، اقتصاد مهندسی، تئوری صف و نگرشهای تحلیلی، تکنیکها و مدلهایی برای حالات مختلف انواع دستگاهها و تجهیزات ابداع شد که متخصصین این رشته می‌توانستند کلیه فعالیتها و عملیات نگهداری و تعمیرات را به نظم درآورده و خرابیها را پیش‌بینی نمایند تا جهت نگهداری و تعمیر آنها برنامه‌ریزی انجام پذیرد.
دهه 1960 را می‌توان دهه گسترش استفاده از نگهداری و تعمیرات بهره‌ور در صنایع نامید. معرفی نگهداری و تعمیرات بی‌نیاز از تعمیر، مهندسی قابلیت اطمینان و مهندسی قابلیت تعمیر (1962) از نتایج تحقیقات انجام شده در این دهه بوده که در تکامل سیستم نت بهر‌ه‌ور بسیار موثر بوده است.
2-2-1-3- دوره سوم
میزان افزایش سرمایه‌گذاری بر روی ماشین‌آلات صنعتی و اتوماسیون از یکسو و افزایش ارزش مالی و اقتصادی آنها از سوی دیگر منجر به آن شد که مدیران و صاحبان صنایع به فکر راهکارهایی منطقی بیفتند که قادر به بیشینه‌سازی طول عمر مفید تجهیزات تولیدی و طولانی کردن چرخه عمر اقتصادی آنها باشد. افزایش میزان اثربخشی ماشین‌آلات، بهبود کیفیت محصولات در کنار کاهش هزینه‌های نگهداری و تعمیرات و عدم خسارت به محیط زیست از جمله مواردی بود که باعث ایجاد تحولی جدید در زمینه نگهداری و تعمیرات گردید.
2-2-2- نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (Preventive Maintenance)
نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه عبارتست از یک روش سیستماتیک برنامه‌ریزی و زمان‌بندی شده جهت انجام کارهای نگهداری مورد نیاز بر طبق برنامه تنظیمی با هدف جلوگیری از فرسایش غیرعادی اجزا ماشین و کاهش توقفات اضطراری ماشین‌آلات. نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه بر اساس تناوب اجرای فعالیت ها برنامه‌ریزی و اجرا گردیده و به همین دلیل عبارت Time Based Maintenanc نیز به این دسته از فعالیت ها اطلاق میگردد.
فعالیت های نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه عبارتند از:
1- جلوگیری از فرسایش غیرعادی اجزاء ماشین : نظافت، آچارکشی و روانسازی (روغنکاری و گریسکاری)
2- کاهش توقفات اضطراری: تعمیر و تعویض‌های دوره‌ای مطابق با برنامه زمانی از پیش تعیین شده
 در طول سالیان بسیار، در اکثر سازمان‌ها و شرکت‌ها تمامی تمرکز مدیریت به فعالیتهای تولیدی معطوف شده و به موضوع نگهداری و تعمیرات به چشم یک فعالیت غیرضروری نگریسته می‌شد. این نگرش سبب گردیده بود تا فعالیتهای نگهداری و تعمیرات نادیده گرفته شوند. اما در سالهای اخیر سیاست‌های سازمانی و نیازمندیهای کسب و کار باعث شده تا مدیران توجه بیشتری به نگهداری و تعمیرات مبذول داشته و یکی از دلایل اصلی آن هم این است که هزینه‌های نگهداری و تعمیرات در سازمان‌ها در شمار یکی از هزینه‌های اصلی درآمده است. هزینه‌ بالای بخش نگهداری و تعمیرات کارخانجات این توان بالقوه را در مدیریت ایجاد کرده است که بتواند با بذل توجه به مفاهیم نگهداری و تعمیرات، از بسیاری از این هزینه‌ها پیش‌گیری نماید.
2-2-3- معرفی چند راهکار موثر در ارتقای سیستم نگهداری و تعمیرات
      2-2-3-1- تغییر در باورها و تکنیکها:
برای کسب بهترین تجارب از سوی شرکت های تولیدی و همچنین واحدهای نگهداری و تعمیرات، لازم است تغییرات مهمی در باورهای سازمانی و تکنیکهای کاری صورت پذیرد تا از طریق آن، واحدهای سازمانی به سمت کار تجاری سودآور هدایت گردند. در صورتی که تغییرات سازمانی و تکنیکی در یک زمان خاص اتفاق افتد ممکن است سیکل تغییرات به خوبی طی نگردد و در این صورت سازمان بدون رسیدن به تجارب کارسازی در عرصه نگهداری و تعمیرات به همان روند قدیمی خویش باز خواهد گشت.
2-2-3-2- درک تغییرات :
بسیاری از انسانها از تغییر در هراسند و لذا در برابر آن مقاومت نشان می‌دهند. نکته مهم آن است که همه افراد بر لزوم ایجاد تغییر توجیه شوند و تنها در این صورت است که سازمان را در رسیدن به موفقیت واقعی ناشی از تغییر یاری خواهند نمود. چنانچه سازمانی تصمیم داشته باشد که سازمان تولید یا نگهداری و تعمیرات خود را به سطح کلاس جهانی برساند لازم است تا یک نوع دیسیپلین و نظم و انضباط فوق‌العاده و همچنین یک برنامه کاری دایمی را ایجاد نماید. همچنین ضروریست که این برنامه کاری تهیه شده مورد بازنگری و موافقت مدیران ارشد سازمان قرار گیرد. هنگامی که این تفاهم مشترک ایجاد گردید، آنگاه مدیران تولید و نگهداری و تعمیرات باید تمامی تلاش خود را در پیاده‌سازی تغییرات مطرح شده مناسب با سرعت برنامه‌، بکارگیرند.
2-2-3-3- آموزش :
در تمامی مراحل برنامه تحول سازمانی برای رسیدن به سطح کلاس جهانی بایستی برنامه‌های آموزشی خاصی ارائه شود. جلسات کنترل پیشرفت کار و مباحث آموزشی برای ایجاد ایده‌های نوین بسیار ضروری هستند. لازم است روشهای اصولی کار برای پرسنل توضیح داده شود تا به درک آن نایل گشته و برنامه‌های آموزشی در سطح یک ساعت در هر روز محدود بوده لیکن در تمام مراحل کار اجرا گردند؛ همچنین می‌توان کارگاههای آموزشی برای بررسی مشکلات مشترک روزانه کار تشکیل داد .
از سوی دیگر، لازم است روشهای حل مساله برای بررسی و حل مشکلات سازمان آموزش داده شده و تا زمانی که استاندارد جدید به طور کامل جا افتد، ادامه یابد. پرسنل شرکت بایستی روشهای علمی و مهارت‌های حل مساله را فرا گیرند تا بتوانند به صورت سیستماتیک و قانون‌مند اطلاعات موجود را تجزیه و تحلیل نمایند. لازم است دقت شود که روش تعیین شده برای حل مساله در همه سازمان‌ یکنواخت بوده و برای تجزیه و تحلیل آن دسته از اطلاعات و مشکلات که نیاز به بررسی‌های پیشرفته‌تر دارد یک سیستم سازمانی که در آن مهارتهای گوناگون مشارکت دارند تشکیل گردد. همچنین تیم‌های حل مساله که از افراد گوناگونی تشکیل شده‌اند می‌توانند در صورت نیاز یک تسهیل‌‌گر به همراه داشته باشند تا آنها را در کسب آموزشها و فرایندهای جدید یاری نماید.
2-2-3-4- مدیریت دارایی‌ها :
همه تجهیزات و دستگاهها باید در قالب ساختارهای کلان تجهیزاتی یا همان مراکز دارایی مرتب گردند. یک مرکز دارایی شامل گروهی از ماشین‌‌آلات است که برای تولید یک محصول خاص یا مجموعه‌ای از محصولها چیده شده‌اند. هر کدام از این مراکز دارایی یک مرکز هزینه خواهند داشت که کلیه هزینه‌های پرسنلی و موادی تجهیزات با این مرکز هزینه محاسبه خواهند گردید. این مراکز هزینه بایستی از لحاظ روند مصرف هزینه‌ها و کنترل روندها تحت مراقبت قرار گیرند. در این حالت برای کلیه عملیات انجام‌شده نگهداری و تعمیرات در قالب حکم کار، نوع و میزان هزینه آن جهت بررسی‌های بعدی در مرکز هزینه نگهداری خواهد گردید.
2-2-3-5- کنترل موجودی و انبار :
یکی از تغییرات مهم در تجربه سازمان، بازنگری و بهینه‌سازی انبار می‌باشد. نگهداری قطعات یدکی و ابزارآلات در محیط‌های مناسب یکی از دغدغه‌های اصلی پرسنل واحدهای نگهداری و تعمیرات است. اینکه قطعات یدکی برای مواقع موردنیاز و حالت‌های خرابی اضطراری در دسترس باشند، در کارایی سیستم نگهداری و تعمیرات بسیار حایز اهمیت می‌باشد. لازم است توجه داشت که اندازه نگهداری قطعات یدکی به میزانی باشد که نه بیش از اندازه موردنیاز باشد و نه کمتر از آن. همچنین در انبارداری قطعات یدکی نگهداری و تعمیرات بایستی قواعد انبارداری علمی و سیستماتیک و نکاتی مانند دسترسی آسان به قطعات و شناسایی سریع آنها مدنظر قرار گیرد. قطعات یدکی باید در یک سیستم اطلاعاتی ثبت گردند و همچنین ارتباط آنها با مراکز هزینه نگهداری و تعمیرات مشخص باشد. همچنین بهتر است برای سوابق مصرف قطعات هر تجهیز گزارشهای متنوعی ایجاد شود تا از طریق آنالیز این اطلاعات، واحد نگهداری و تعمیرات به نتایج مطلوب‌تری دست یابد. نهایتا آنکه ایجاد یک انبار مناسب برای نگهداری و تعمیرات ضروریست و بایستی رویه‌های دریافت قطعات، انبارش، سرشماری، توزیع و اسقاط کاملا مکتوب گشته و از طریق دستورالعمل‌های ساده و آسان در دسترس پرسنل قرار گیرد.
2-2-3-6- نگهداری و تعمیرات اصلاحی :
پس از تعریف تجهیزات و دارایی‌ها می‌توان به تعریف فعالیت‌های نت اصلاحی و نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه اقدام نمود. در این مرحله بایستی تعریف کار و ثبت اطلاعات به گونه‌ای باشد که مرتبط با مراکز هزینه تعریف گشته ‌باشد . محاسبات مربوط به نفرساعت صرف‌شده، مواد و قطعات مصرف‌شده، سفارش قطعات ایجاد‌شده و سایر سیکل‌های هزینه‌ای از طریق این اطلاعات انجام می‌گردد. برای هر کار نگهداری و تعمیرات لازم است سوالات چه چیزی (what)، توسط چه کسی (whom)، در کجا (where)، چه وقت (when) و چرا (why) مشخص باشد. برای جمع‌آوری این اطلاعات لازم است ورودی‌های صحیح ثبت اطلاعات جهت نگهداری کلیه سوابق و جزئیات مربوط به آنها و همچنین گزارش‌نویسی مورد بازنگری قرار گیرند. در بسیاری از موارد، ثبت دقیق و کامل جزییات مربوط به فعالیت‌های روزمره نظیر روانکاری و تنظیمات جزیی ضروری می‌باشد. در سیستم صدور حکم کار، برنامه‌ریزی از عناصر اصل سیستم می‌باشد. برنامه‌ریز باید بتواند زمان، مواد و نیروی انسانی را به تجهیزات اختصاص دهد. واحد برنامه‌ریزی بایستی به گونه‌ای برنامه‌ریزی حکم کار را انجام دهد که کار نگهداری و تعمیرات در محدوده زمانی تعریف‌شده انجام یابد و نیازمندیهای سیستم تولید و نگهداری و تعمیرات توامان پاسخ داده شود.
2-2-3-7- نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه :
برنامه PM تعریف شده نیاز به بازنگری دارد تا به شکلی تبدیل گردد که پاسخگوی خواسته‌ها و اثربخشی لازم باشد. فراوانی توقفات غیربرنامه‌ای و توقفات متوالی تجهیزات نشانگر آن است که برنامه PM تعریف شده کارایی لازم را ندارد. هدف واقعی برای PM آن است که توقفات و خرابی‌ها را تا سطح مورد قبول مدیریت کاهش دهد. اثربخشی برنامه PM در آن است که برنامه‌هایش را با حالتهایی از نگهداری و تعمیرات اصلاحی (CM) و نگهداری و تعمیرات پیشگویانه (PdM) ترکیب نماید. بسیار ضروریست که هماهنگی و همکاری کامل بین مدیران تولید و نگهداری و تعمیرات برقرار باشد و بهتر آن است که دستورالعمل نحوه همکاری و شرح وظایف دقیق هر کدام از این واحدها در قبال خرابی‌ها و شکست‌ها نوشته شود .[4]
2-3- بخش سوم: مروری بر ادبیات مدل های یکپارچه
2-3-1- مقدمه
تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات سه جنبه مهم از هر فرایند صنعتی هستند و مسائل مشترک و به هم پیوسته ای دارند. فهمیدن و حل مسائل مرتبط و وابسته به هم در صنایع، نیازمند یک مدلسازی مناسب برای مرتبط کردن این سه جنبه میباشد. در گذشته تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات، موضوعهای کاملاً جداگانه و مستقلی بودند. اخیراً تمایلاتی برای در نظر گرفتن ای سه موضوع به طور مرتبط و ادغام کردن آنها در تحقیقات مختلف دیده شده است. ما میخواهیم در این قسمت مروری بر ادبیات مدلهایی که تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات را یکپارچه میکنند، داشته باشیم.
در تکنولوژی امروز در محیط های صنعتی، شرکت ها و کارخانه ها با چالش های مختلفی مواجه هستند. تولید انبوه محصولات یکنواخت و مطلوب باید جایگزین سیستمی که محصولات متفاوت و غیر یکنواختی تولید میکند، بشود. تغییرات سریع مراکز تجاری و فروش و بازاریابی ها، افزایش تفاوتها در تولید و نگرانی ها در مورد کیفیت محصولات تولید شده و همچنین داشتن تجهیزات پیشرفته و اتوماتیک در بالاترین سطح، هزینه های فرایند های تولید را افزایش داده است. ارتقا دادن کیفیت محصولات تولید شده برای متقاضی ها و قابل اطمینان بودن و موفق بودن یک سیستم مدیریتی جدید با استراژی قابل قبول مانند رویکرد تولید و تحویل به موقع محصولات [5,6]، نگه داشتن فرایندهای تولید در یک شرایط ایده آل و استانداردهای کیفیت، توسط برنامه ریزی اصولی و دقیق و درست حاصل میشود و این نیازمند سیستمهای تصمیم گیری مطلوب میباشد که همه این ویژگی ها را مد نظر قرار دهد.
تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات سه موضوع مهم و اصلی در بحث تولید میباشند و مسائل مشترک و مرتیط قابل توجهی با یکدیگر دارند. برای فهمیدن درست و حل کردن اصولی این مسائل، نیازمند مدلسازی دقیق این وابستگی ها بین تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات میباشد. در گذشته تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات موضوعات مستقلی بودند و به طور جدا گانه مورد بررسی و توجه قرار میگرفتند. به دلیل وابستگی های زیادی که بین این سه جنبه وجود دارد، تلاشهای زیادی برای توسعه مدلهایی که این سه جنبه تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات را به صورت مشترک مد نظر قرار داده اند، انجام شده است. این محدوده تحقیقات در دهه گذشته به سرعت گسترش یافته است.
هدف در این بخش، مروری بر ادبیات این موضوع میباشد. مسائلی در رابطه با یکپارچه سازی و ادغام این سه جنبه مهم که برای هر فرایند تولید صنعتی مدرن مهم خواهد بود. همواره یکی از اهداف محققان ارائه ایده های جدید در رابطه با این مدلهای یکپارچه شده است. و توسعه دادن این مدلها میباشد. محققان زیادی مدل های یکپارچه شده ای ارائه داده اند و راه های توسعه دادن مدل هایشان را نیز برای تحقیقات آیندیشان نشان داده اند. در این قسمت ابتدا درباره رابطه بین تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات بحث شده است. سپس مدل هایی در ارتباط یکپارچه سازی تولید و کیفیت مورد بررسی قرار گرفته شده است. در ادامه این بخش نیز مروری بر ادبیات موضوع مدل های نگهداری و تعمیرات - تولید و نگهداری و تعمیرات - کیفیت خواهیم داشت. همچنین مدل هایی که در بحث یکپارچه سازی تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات مورد استفاده قرار گرفته اند، مورد بررسی قرار گرفته اند. در نهایت مدل های یکپارچه شده دیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته شده اند.


2-3-2- رابطه تولید، کیفیت و نگهداری و تعمیرات
در ادبیات تحلیلی موجودی و تولید، کمیت تولید اقتصادی(EPQ)، تحت شرایط گوناگون مطالعه شده است. کتابها و مقالات زیادی در مورد برنامه ریزی تولید نوشته شده است.. در بیشترین مدل هایی که در رابطه با EPQبوده اند، فرض شده است که فرایند تولید به هیچ عنوان با شکست روبرو نمیشود. و محصولات همیشه در یک کیفیت قابل قبول و مطلوب تولید میشوند و دغدغه این مدل ها بیشتر کمیت محصولات میباشد. اگرچه، اگر بخواهیم واقع گرایانه به این موضوع نگاه کنیم، درخواهیم یافت که محصولات تولید شده همیشه دارای کیفیت قابل قبول نخواهند بود و ممکن است با گذشت زمان شرایط هر فرایند تولید دچار تنزل شود و از حالت ابتدایی یا حالت ایده آل ما خارج شود. پس بر طبق همین دیدگاه که شرایط فرایند تولید با گذر زمان تنزل پیدا میکند، مؤلفین زیادی [7,8,9,10] در مدل های تولید خود، بحث کیفیت را مد نظر قرار داده اند.
در اینجاست که بحث فعالیت های نگهداری و تعمیرات وارد یک زمانبندی تولید و همچنین الگوهای تنزل و فرسایش شرایط یک فرایند تولید میشود. عدم وجود یک مدل یکپارچه و وابسته نگهداری و تعمیرات -تولید، نتیجه نداشتن درک درست و قابل قبولی از وجود رابطه های بین تولید و پارامترهای نگهداری و تعمیرات و وابستگی های بین سیاست های تولید و هزینه های نگهداری و تعمیرات میباشد. به همین دلیل اخیراً در اکثر مدل های تولید پیشنهاد شده، میل به مد نظر قرار دادن پارامترهای نگهداری و تعمیرات وجود دارد که در ادامه میتوان این موضوع را به خوبی درک کرد.
نگهداری و تعمیرات یک مسئله مستقل و جداگانه میباشد که توجه بسیاری از محققین را به خود جلب کرده است. پیرسکالا و والکر [11] خلاصه ای از ادبیات پیرامون موضوع مدل های نگهداری و تعمیرات را به طور دقیق بررسی و نشان داده اند. ادبیات دیگری که حول این مبحث ارائه شده است، شامل شریف و اسمیت [12]، ناکاگاوا [13] و اساکی و ناکاگاوا [14]، میباشد. کتاب های معتبر زیادی در خصوص موضوع نگهداری و تعمیرات میتوان یافت کرد. به عنوان مثال کتاب تالیف شده توسط السید [15]، نیز یکی از این کتاب ها میباشد.
بر طبق فلسفه جامع مدیریت کیفیت[5]، مسئله کیفیت نمیتواند در طول تولید وارد یک فرایند تولید شود و بازرسی های کیفی نهایی در سطح فرایند به واسطه تکنیک های کنترل فرایند وارد میشوند. روش های نمودار کنترل به طور معمول یکی از راه های پیشنهادی و قابل قبول برای کنترل کردن کیفیت محصول تولید شده و ارزیابی حالت یک فرایند تولید میباشند[16]. نمودار های کنترل بیشترین کاربرد را در بحث کنترل کیفیت دارند. طراحی یک نمودار کنترل، پیامدهای اقتصادی دارد. طراحی نمودار کنترل بر کمینه سازی هزینه ها از طریق انتخاب بهینه و درست پارامتر های نمودار کنترل، تاثیر میگذارد. اولین مدل برای طراحی افتصادی نمودار کنترل x توسط دونکن[17]، تهیه شد. در بیشترین نمونه ها، فرایند کنترل آماری نمیتواند از نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه (PM)، مستقل باشد.
رابطه کیفیت و نگهداری و تعمیرات اخیراً به خوبی به حالت تحریر در آمده است .[18]همانگونه که توسط تاگاراس[19] بیان شده است، اطلاعات در حوزه کنترل فرایند آماری به دست میآید و فعالیت ممکن در روابط با تغییرات و بازیابی یک فرایند را معین میکند و بدین ترتیب بر روی زمانبندی نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه تاثیر میگذارد. به طور مشابه، فعالیت های نگهداری و تعمیرات با الگوی استهلاک و فرسایش فرایند تولید در مواجهه و وابسته میباشد. بنابراین نیازمندیهای کنترل فرایند در پی آن تغییر میکند. بسیاری از مدل ها، کنترل فرایند آماری و نگهداری و تعمیرات را به طور شبیه سازی شده تلفیق میکنند که ادبیات جدیدی را وارد این مبحث کرده اند[20].
علاقه مندی محققان به مدل های یکپارچه شده در سه جنبه به طور همزمان، اخیراً در ادبیات این موضوع جای گرفته است[9,21]. محققان با توسعه مدل ها و ساختن مدل های جدید به این گونه، را نشان داده اند.
مدل های یکپارچه در سیستم های تولید چند مرحله ای [22,23] مورد استفاده قرار گرفته اند و این مدل ها با مدل های سیستم های تک مرحله ای مقایسه میشوند. تحقیق در این زمینه همچنان وجود دارد. مدل های یکپارچه دیگر نیز وجود دارد که جنبه هایی مثل گارانتی و سیاست های موجود برای نگهداری و تعمیرات لوازم یدکی در یک سیستم را [24,25] مورد بررسی قرار میدهند.
ما در ادامه مروری بر ادبیات موضوع پیرامون مدل های یکپارچه درباره نگهداری و تعمیرات، کیفیت و تولید، میپردازیم.
2-3-3- کیفیت و تولید
بسیاری از مدل های یکپارچه شده کیفیت و تولید، موضوع کیفیت را در مبحث EPQ، در نظر میگیرند. روزنبالت و لی [26,27] مدلی توسعه داده اند که مسئله تعیین EPQ را برای فرایند های تولید ناقص، بررسی میکند. در مدل آنها، فرض شده است که زمان انتقال فرایند در حالت خارج از کنترل از توزیع نمایی، پیروی میکند. سه شمای کلی مختلف از استهلاک فرایند، مورد تحقیق قرار گرفته شده است که خطی، نمایی و استهلاک حالت چندگانه عمومی، نامیده میشوند. برای استهلاک های خطی و نمایی، آنها یافته اند که طول های دوره تولید، کوتاه تر از مدل EMP ردهای میباشد. برای استهلاک حالت چندگانه، آنها نشان میدهند که طول دوره تولید حتی کم تر یا مساوی استهلاک خطی و نمایی میباشد. لین [28]، مدل روزنبالت و لی را برای حالتی که استهلاک فرایند از یک توزیع عمومی پیروی میکند، مورد مطالعه قرار داد. هاریگا و بن دایا[29]، مدل روزنبالت را برای وقتی که زمان انتقال به حالت خارج از کنترل از یک توزیع عمومی پیروی میکند، تعمیم دادند. کیم و هانگ[30]، نیز یک مدل EMQ که یک طول دوره تولید بهینه را در سه نوع استهلاک فرایند تولید معین میکند، ارائه دادند. این سه استهلاک فرایند تولید بدین گونه میباشند: ثابت، خطی صعودی و نمایی صعودی.
پورتئوس[8]، مدل هایی توسعه داده است که رابطه بین اندازه نمونه و کیفیت را مورد بررسی قرار میدهد. او سه گزینه برای سرمایه گذاری در توسعه کیفیت، پیشنهاد داده است:
1) کاهش احتمال انتقال فرایند به حالت خارج از کنترل
2) کاهش هزینه های راه اندازی
3) استفاده از شبیه سازی دو گزینه قبلی

=6

در پایان لازم میدانم بار دیگر از استادان گرانقدرم جناب آقای دکتر مصطفوی نیا و جناب آقای دکتر دهقان ضاد واستاد شهیدی که در راه به ثمر نشستن این پژوهش از هیچ راهنمایی و کمکی دریغ ننمودند، قدردانی نمایم.
1- 1 کلیات1-1-1بیان مسألهبی شک یکی از ادیبان تأثیر گذار جهان عرب، توفیق حکیم نویسندۀ معاصر مصری است. وی که معروف به پدر نمایشنامه نویسی عرب است، در زمینههایی همچون رمان و نمایشنامه، آثار ارزشمندی از خود به جای نهاده است. رمانهایی از جمله: «یومیات نایب فی الأریاف» ، «عصفور من الشرق» و «حمار الحکیم» و نمایشنامههایی از جمله: «الورطه» ، «شمس النهار» ، «لعبه الموت» ، «إیزیس» و «السلطان الحائر» .
اصل سخن پیرامون آخرین نمایشنامۀ مذکور، «السلطان الحائر» است. در این نمایشنامه، توفیق حکیم فضای جامعه و اخلاق حاکمان را به طریقی زیبا و در قالب زمانی دیگر(دورۀ ممالیک)به تصویر میکشد و پاره ای از مشکلات جامعه را در قالب داستان بیان میکند و با نگاهی نقادانه به تحلیل این مسائل میپردازد و ناهجاریها را به چالش میکشد. ترجمه و تحلیل فنی و محتوایی این نمایشنامه میتواند به غنای ادب فارسی کمک شایانی کرده و مخاطب فارسی زبان را با نگاه تحلیل گرانه و نقادانۀ نویسندۀ آن آشنا کند و به سمت و سوی تحلیل پیش ببرد.
1-1-2 بیان اهمیت موضوع گام اول برای بهره مندی از آثار برتر جهان، اعم از علمی، ادبی، فرهنگی و هنری، ترجمۀ آنها است. این آثار باید ترجمه شوند تا بتوان گامهای بعدی را در جهت تحلیل آنها برداشت. و باید تحلیل و بررسی شوند تا هم افکار تولید کنندگان خود را بهتر منتقل کنند و هم زمینه ساز نقدهای بعدی شوند و با این اثر زیربنایی، زمینۀ غنای علم، ادب، فرهنگ وهنر را در خطۀ میزبان، فراهم کنند.
هرچند که سخنانی از نویسندگان و ادیبان مختلف در زمینۀ تحلیل این اثر و دیدگاههای فکری و اجتماعی نویسندۀ آن وجود دارد، اما در زمینۀ ترجمۀ آن به زبان فارسی تا کنون فعالیتی صورت نگرفته است. در پژوهش حاضر سعی بر آن است که در کنار ترجمۀ نمایشنامۀ «السلطان الحائر» که راه را برای نقد ترجمۀ اثر باز میکند، به تحلیل و بررسی برخی زوایای فنی و محتوایی آن نیز پرداخته شود.
1-1-3 پیشینۀ تحقیقاز جمله پژوهشهایی که با موضوع این پایان نامه مرتبط است میتوان به رسالۀ دکتری خانم سهیلا پرستگاری با عنوان «آثار و افکار توفیق الحکیم در نمایشنامه»، پایان نامۀ کارشناسی ارشد خانم زینب حیدر پور خانقاه با عنوان «بررسی و تحلیل نمایشنامۀ السلطان الحائر» و مقالاتی چون مقالۀ محمد أبو الأنوار با عنوان «مسرحیه السلطان الحائر للأستاذ توفیق الحکیم» ومقالۀ محمد عبدالله الشفقی با عنوان «السلطان الحائر و توفیق الحکیم»، اشاره نمود.
این نمایشنامه در سال1959 در پاریس، به زبان فرانسوی نوشته شده و در سال 1960 توسط خود توفیق حکیم به عربی برگردانده شد و در سال 1964 در رم به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شد اما تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است.
1-1-4 سؤالهای تحقیق1. آیا توفیق حکیم در نمایشنامۀ «السلطان الحائر»، از مسائل اجتماعی و جایگاه اجتماعی زنان، سخن گفته است؟
2. آیا توفیق، تمامی عناصر داستانی را در نگارش این نمایشنامه، رعایت کرده است؟
3. آیا در نمایشنامه از مجاز، تشبیه و تلمیح نیز بهره برده است؟
4. آیا سبک نگارش توفیق حکیم در نمایشنامۀ «السلطان الحائر»، ذهنی و همراه با بار فلسفی است؟
1-1-5 فرضیههای تحقیق1. توفیق حکیم در نمایشنامۀ «السلطان الحائر» از مسائل اجتماعی و جایگاه اجتماعی زنان سخن گفته است.
2. توفیق حکیم تمامی عناصر داستانی را در نگارش این نمایشنامه، رعایت کرده است.
3. در نمایشنامه از مجاز و تشبیه و تلمیح استفاده شده است.
4. سبک نگارش توفیق حکیم در این نمایشنامه، ذهنی و همراه با بار فلسفی است.
1-1-6 روش تحقیقتلاش نگارنده بر آن بوده که ابتدا با کاوشهای کتابخانه ای و اینترنتی اطلاعاتی درباره ترجمه و معنای لغوی و اصطلاحی آن، انواع ترجمه، ترجمه در ایران و اطلاعاتی کلی دربارۀ نمایشنامه و نمایشنامه نویسان با محوریت توفیق حکیم، به مخاطب انتقال دهد و در واقع، زمینه ای برای آوردن نمایشنامه ایجاد نماید. سپس نمایشنامه به همراه ترجمۀ فارسی آن ارائه شده وبعد، برخی ویژگیهای فنی و محتوایی نمایشنامه بررسی شده است و درواقع هر بخش، زمینه ای برای بخش بعدی کار است.
1-1-7 ضرورت پژوهشتحلیل و بررسیهایی حول آثار مختلف توفیق حکیم و از جمله نمایشنامۀ «السلطان الحائر» ، انجام گرفته ولی در بیشتر آنها یا فقط به ظاهر و شکل اثر و ویژگیهای فنی آن و یا تنها به محتوای آن پرداخته اند. ضرورت ایجاب میکند که در یک پژوهش، از هر دو منظر به این اثر نگریسته شود. علاوه بر این، تاکنون کاری در مورد ترجمۀ این اثر به زبان فارسی، صورت نگرفته است و باید ابتدا ترجمه ای موجود باشد تا راه را برای تحلیل باز کند؛ از این رو ترجمۀ نمایشنامه به عنوان کاری مقدماتی، ضرورت مییابد.
1-1-8 اهداف پژوهشاین پژوهش، با بررسی و تحلیل نمایشنامۀ «السلطان الحائر»، در کنار ترجمۀ آن، به دنبال اهداف زیر است:
1. ارائۀ تحلیلی که در کنار محتوا، به برخی زوایای فنی اثر نیز بپردازد.
2. ارائۀ ترجمه ای که هم اهداف توفیق حکیم را به طور کامل، به مخاطب انتقال دهد و هم برای مخاطب فارسی زبان جذابیت داشته باشد.
1-2 مفاهیم(ترجمه- نمایشنامه- توفیق حکیم)1-2-1 ترجمهقبل از آن که به ترجمۀ اثر توفیق حکیم بپردازیم، بهتر آن است تا اندکی در خصوص ترجمه و انواع آن سخن گوییم.
1-2-1-1 ترجمه در لغت«تَرجَمَه» در لغت، بر وزن «فعلله» مصدر رباعی مجرد از مادۀ «تَرجَمَ یُتَرجِمُ» به معنای برگرداندن کلامی از زبانی به زبان دیگر است. اغلب لغت نویسان، واژۀ «ترجمان» را مدخل اصلی «ترجمه» ذکر کرده اند و «تَرجُمان، تُرجُمان، تَرجَمان» : شخصی را گویند که لغتی را به زبان دیگر تقریر کند. این لفظ، عربی و اصل آن در فارسی «تَرزَبان» بوده، آن را معرَّب کرده اند، «تَرزَفان» گفته اند. همچنین کسی که دانندۀ دو زبان باشد که صاحب یک زبان را به صاحب دیگر بفهماند و این معَرَّب ترزبان است و ضم جیم از آن است که زُبان به ضم اول است و به فتح نیز آمده است و بعد از معرّب کردن این لفظ، مصدر و افعال و اسماء از آن اخذ کردند چون: « تَرجَمَ یُتَرجِمُ تَرجَمَهً فهو مُتَرجِمٌ» . برخی دیگر این واژه را به «ترگوم» نسبت می دهند.
1-2-1-2 ترجمه در اصطلاحترجمه در اصطلاح عبارت است از: «یافتن نزدیک ترین و دقیق ترین معادل برای واژگان زبان مبدأ، به طوری که روش و سیاق گوینده حفظ گردد. در یک جمع بندی کلی می توان معانی اصطلاحی ترجمه را منحصر به سه بخش دانست:
الف: برگرداندن کلمات و عبارات یک زبان به زبان دیگر؛
ب: تفسیر کلام؛
پ: شرح حال و سیرت اشخاص. (در آغاز کتابهای عربی بدین معناست).
1-2-1-3 ارکان ترجمهاز معانی و تعاریف ترجمه در منابع مختلف مشخص می شود که ترجمه دارای ارکان زیر است:
الف: زبان مبدأ (کلمات، نشانهها و علائم)؛
ب: زبان مقصد(کلمات، نشانهها و علائم)؛
پ: پیام کلام یا معنایی که می خواهیم از زبان مبدأ به زبان مقصد منتقل سازیم؛
ت: سبک کلام (که برای انتقال آن نیازمند هنر هستیم)؛
ج: مبانی و شرایط ویژۀ ترجمه متون مقدس؛
لازم به یادآوری است که رکن پنجم از ارکان ترجمه، مخصوص ترجمۀ قرآن و کتاب مقدس است و رکن چهارم برای کمال ترجمه لازم است و اگر انجام نگیرد به اصل ترجمه ضربه وارد نمی شود؛ چون مترجم میتواند با توضیحات داخل پرانتز این نقایص را جبران کرده و حال و هوای سبک و آهنگ متن اصلی را به نوعی به مخاطب انتقال دهد.
1-2-1-4 اهمیت ترجمه و نقش آن در پیشرفت تمدنهاترجمه چون پلی است که با کمک آن میتوان به گنجهای علمی، فرهنگی، تاریخی که دیگران آن را میاندوزند، دست یافت و این ثروت را در راه سازندگی و شکوفایی به کار گرفت.
مسأله ترجمه و اخذ تعبیرات ترجمه ای و لغت بیگانه، خود زاییدۀ برخورد زبانها با یکدیگر است. برخورد زبانها با هم نیز، حاصل برخورد فرهنگها با یکدیگر است و این برخورد و پیوند فرهنگها و زبانها با هم یکی از عوامل پیشرفت اجتماعات، علوم، فنون ومعارف است و امری کاملا طبیعی و ناگزیر است زیرا هیچ زبان و فرهنگی نیست که تحت تاثیر زبان و فرهنگهای دیگر قرار نگرفته باشد.
در کتاب «پیرامون ترجمه» آمده: حاصل جریان طبیعی برخورد فرهنگها و زبانها با هم، یکی ورود لغات زبانی به زبان دیگر به عین لفظ است که زبان شناسان، آن را عاریه یا قرض میگویند و دیگر مسئلۀ مهم، ترجمه است. به این سبب، زبان شناسی جدید برای این دو موضوع، اهمیت فراوانی قائل شده و در این زمینه بحثهای بسیاری کرده است. بخصوص که بعضی از اصطلاحات وتعبیرات ترجمه ای، خود نوعی قرض و عاریه اند که میتوان آنها را عناصر قرضی ترجمه ای نامید. مانند بسیاری از تعبیرات علمی، ادبی، هنری و روزنامه ای که وارد زبان ما شده اند.
این جریان طبیعی، یعنی هجوم لغات و مفاهیم جدید کشورهای پیشرفته به زبان ممالک کوچک ودرحال پیشرفت، مسئله ای ایجاد میکند که به سه صورت حل میشود:
1-گرفتن لغات خارجی به عین لفظ؛
2- ترجمه؛
3- راه بین بین؛ یعنی هم ترجمه و هم گرفتن لغات
در طول تاریخ، زبان کشورهایی که از لحاظ علمی، فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، سیاسی واجتماعی غنی تر و قوی تربوده اند، به زبانهای دیگر، لغت و مفاهیم بیشتری قرض و عاریه داده اند. در دوران جدید و دنیای کنونی عامل اقتصاد و علم و صنعت و سیاست، پررنگ تر از جنبههای فرهنگی و مذهبی و اجتماعی است و میبینیم که امروزه لغات و مفاهیم زبان اروپایی که زبان صنعت، فن، علوم و معارف جدید است، بیش از هر زبانی وارد زبان کشورهای کوچک تر و نیازمندتر میشود. با وجود نقش غیر قابل انکار ترجمه در شکل دهی به روابط سیاسی و روابط گستردۀ اقتصادی و تجاری، برخی چون محمود جوادی معتقدند عمیق ترین و ریشه دارترین ارتباطی را که ترجمه می سازد، ارتباط فرهنگی و تبادل افکار و داد و ستد اندیشه است.
کشورمان علی رغم پیشرفت در بسیاری از زمینههای علمی، ادبی، فرهنگی و هنری از نظر فناوری و وجود مراکز تحقیقی و پژوهشی نسبت به سایر کشورهای جهان، دچار نوعی عقب ماندگی شده است. بدون شک کینه توزیهای جهان استکبار و تحریمهای اقتصادی، از مهم ترین موانع موجود در تحقیق و پژوهش است. بنابر این، نقل و ترجمۀ تجارب مفید علمی و ادبی جهان به زبان فارسی، یکی از مناسب ترین شیوهها برای تسریع در پیشرفت و برطرف شدن عقب ماندگی موجود است. در این میان، ضرورت و تأثیر ترجمۀ آثار عربی بر هیچ اندیشمند ژرف نگری پوشیده نیست. از طرف دیگر، ترجمۀ آثار علمی و ادبی فارسی به زبانهای دیگر، موجب صدور ارزشهای والای اندیشه و ادب ایران اسلامی می گردد.
1-2-1-5 انواع ترجمهترجمه در نخستین گام به دو گونۀ شفاهی و ترجمۀ مکتوب قابل تقسیم است:
1-2-1-5-1 ترجمۀ شفاهی
ترجمۀ شفاهی، برگردان گفته ای از زبان مبدأ به زبان مقصد است.در واقع اگر تاریخ اولیۀ ترجمه را به زمان به هم رسیدن دو انسان ناهم زبان به یکدیگر و نیازی که به ایجاد رابطۀ گفت و شنود پیدا کردند، نسبت دهیم، درمییابیم که عمر ترجمۀ شفاهی بسیار قدیمی و دراز است. طبیعی است که اولین بار بشر از طریق اشارۀ حرکات دست و چشم و سایر اعضا توانسته مقصود خود را به غیر هم زبان خویش بفهماند.
1-2-1-5-2 ترجمۀ مکتوب ترجمۀ مکتوب طبعا به نوشتار و برگردان یک نوشته از زبان مبدأ به مقصد باز میگردد.این ترجمه نیز عمر چند هزار ساله دارد، سنگ نوشتههای موجود در گوشه و کنار عالم مثل آنچه در بیستون یافت میشود، با قدمت هزار و پانصد ساله، گواه رونق ترجمه در آن روزگار کهن است.
مهم ترین عامل تمایز میان ترجمۀ شفاهی و ترجمۀ مکتوب از نظر کورش صفوی، مسألۀ زمان است. زمان در ترجمۀ شفاهی، چند لحظه یا دقیقه ای بیش نیست، در حالی که برای ترجمۀ مکتوب چنین نیست. امکان استفاده از زمان در ترجمۀ مکتوب به سنجیده تر شدن متن ترجمه شده میانجامد. به کارگیری ابزارهای کمکی از قبیل فرهنگ لغات نیز میتواند به این سنجیدگی کمک کند.
عامل دیگر، حوزۀ کاربرد این دو روش است. حوزۀ کاربرد ترجمۀ شفاهی بسیار محدود است و بیشتر در محافل سیاسی، مصاحبهها و گفتگوهای دولتی مورد استفاده قرار میگیرد. زمینههای مورد ترجمه نیز به چند زمینۀ سیاسی، اقتصادی، نظامی و جز آن محدود میشود اما در ترجمۀ مکتوب چنین نیست؛ محدودیتی برای ترجمۀ مکتوب نمیتوان قایل شد. تنها محدودیت موجود، نوشتاری بودن زبان مبدأ است.


از آنجا که ترجمۀ نمایشنامه، ترجمه ای مکتوب است، به این نوع و انواع مهم تر آن، بیشتر میپردازیم که عبارتند از:
1-2-1-5-2-1 ترجمۀ واژه به واژهمترجم در این نوع، خود را مقید به واژگان متن میکند و در برابر هر واژۀ زبان مبدأ، معادل یا معنای آن را در زبان مقصد مییابد وجایگزین آن میکند. وی هیچ گونه تغییری در معانی واژگان و ساختار دستوری زبان مبدأ نمیدهد. طبیعی است که چنین ترجمه ای نامفهوم و پیچیده میگردد و خوانندۀ زبان مقصد را به ستوه میآورد و او را از ادامۀ خواندن باز میدارد. به طور کلی حوزۀ کاربرد این ترجمه در برگردان کتابهای آسمانی و گفتههای پیامبران خلاصه میشود و در موارد دیگر به هیچ وجه جایز نیست.
1-2-1-5-2-2 ترجمۀ تحت اللفظیمترجم در این گونه، با برگردان معنای هر واژه، سعی می کند ساختار دستوری زبان مقصد را رعایت کند و معنایی مفهوم تر از ترجمۀ واژه به واژه ارائه دهد.
1-2-1-5-2-3 ترجمۀ امینمترجم در این نوع ترجمه، از اندیشۀ نویسنده یا گوینده آگاه میشود و تلاش میکند این اندیشه را در قالب زبان مقصد ریخته و با ساختاری که اهل آن زبان ترجیح میدهند و به کار میبرند، ارائه دهد. مترجم سعی ندارد که واژگان را یکی پس از دیگری از زبان مبدأ به زبان مقصد با بهره گیری از واژه نامهها ترجمه کند بلکه میکوشد تا برای انتقال مفاهیم متن زبان مبدأ، ساختارهای زیبا و نو در زبان مقصد بیابد. در این گونه از ترجمه هیچ گاه روانی و روشنی، فدای شکل و صورت نمیگردد و ممکن است مترجم برای انتقال اندیشه، معنای واژگان را همچنان که در ترجمۀ اصطلاحات و ضرب المثلها و تعابیر عمل می شود، دگرگون سازد. مترجم بیشتر اوقات بدون اینکه معنای جمله را تغییر دهد، آن را به بیان دیگر ارائه میدهد، زیرا نمی تواند برای ساختار نحوی جمله در زبان مبدأ، معادلی در زبان مقصد بیابد.
1-2-1-5-2-4 ترجمۀ آزادمترجم در این نوع، اندیشه و انگیزۀ نویسنده یا گوینده را گرفته و با توجه به زبان مقصد گاهی بر متن میافزاید و گاهی نیز در صورت لزوم از متن زبان مبدأ می کاهد و سرانجام این اندیشه را در قالبهایی که اهل زبان مقصد آن را ترجیح می دهند، میریزد. در این گونه، مترجم از متن دور میشود و بیشتر اوقات برای آرایش سخن از جملهها و عبارتهایی استفاده میکند که در متن زبان مبدأ وجود ندارد، به گونه ای که خواننده مطمئن نیست که آنچه میخواند از نویسنده است یا از مترجم.
1-2-1-5-2-5 ترجمۀ معنایی(تفسیری)این نوع ترجمه از رایج ترین و مشهورترین انواع ترجمه است. این ترجمه نقطۀ مقابل ترجمۀ تحت اللفظی است. عموم مترجمان پیرو و طرفدار این شیوۀ ترجمه هستند زیرا هدف اساسی در این روش، تنها انتقال دادن معنا، محتوا و پیام متن مبدأ و نیز روان بودن و عامه فهم بودن متن مقصد است. از این رو این روش برای مترجمان آسان تر از روشهایی همچون امین است. آنچه در ترجمه معنایی اهمیت دارد پیام و محتوای متن مبدأ و پایبندی به ساختارهای زبانی زبان مقصد است.
1-2-1-5-2-6 ترجمۀ اقتباسیاین نوع از ترجمه که عمدتا برای متون دشواری مثل شعر و نمایشنامه به کار میرود، حد وسط ترجمۀ آزاد و تألیف است. در این ترجمه، تنها اقتباس از مفاهیم متن مبدأ صورت میگیرد، از این رو نامیدن آن به ترجمه، خالی از اشکال نیست. جان درایدن شاعر، منتقد، مترجم و نمایشنامه نویس انگلیسی در مورد این ترجمه میگوید:
« در این روش، مترجم (البته اگر بتوان او را مترجم نامید) به خود اجازه میدهد که در لفظ و معنی تصرف کند و در مواری هر دو را کنا ر مینهد و به میل خود، متن را باز نویسی میکند.»
پس این نوع ترجمه را میتوان راهی برای رهایی یافتن از ترجمۀ تحت اللفظی و قید و بندهای آن دانست.
1-2-1-5-2-7 ترجمۀ اصطلاحیدر این نوع ترجمه که به آن ترجمۀ پویا نیز میگویند، صورتهای معنایی متعارف در زبان اصلی در قالبی صحیح به صورتهای معنایی متعارف در زبان مقصد تبدیل میشود. در این نوع، در ظرافتهای معنایی متن اصلی تغییراتی داده میشود به نحوی که در آن عبارات محاوره ای و اصطلاحاتی انتخاب میشود که در متن اصلی وجود ندارد.
1-2-1-5-2-8 ترجمۀ ارتباطیاین نوع ترجمه جنبۀ اجتماعی دارد، ترجمه ای است با تصرف که هدف آن، تنها انتقال پیام میباشد. دراین نوع ترجمه، توجه مترجم بیشتر به خواننده معطوف است بنابراین ممکن است متن به دست آمده به طور کامل گفتۀ نویسنده نباشد.
1-2-1-6 انواع متون در ترجمهمتنها خصوصیات متفاوتی دارند که در ترجمه باید آنها را مد نظر داشته باشیم. در ادامه، انواع متون و توضیح مختصری از ویژگیهای آنها از نظر یحیی معروف آمده است:
1-2-1-6-1 متون ادبیترجمۀ متون ادبی مشتمل بر نظم و نثر، نیازمند دانش و تخصص در حد نویسندۀ اصلی است؛ زیرا ترجمۀ این قبیل متون مستلزم آشنایی با رموز، کنایات، تشبیهات، استعارات و از همه مهم تر، علوم بلاغت است.
1-2-1-6-2 متون علمیترجمۀ متون علمی به دلیل کثرت لغات و اصطلاحات تخصصی به راحتی برای هر مترجمی امکان پذیر نیست؛ زیرا سبکی متفاوت از دیگر متون دارد.
1-2-1-6-3 متون دینیترجمۀ متون دینی مانند سایر متون، نیازمند تخصص و دقت فوق العاده ای است؛ زیرا در آنها سخن از دستورات یا رهنمودهای پیامبر9و امامان معصوم:است. لذا کمترین بی توجهی، انحراف ازگفتار خداوند سبحان، پیامبر9و یا ائمه:را به دنبال خواهد داشت.
1-2-1-6-4 متون مطبوعاتیترجمۀ متون مطبوعاتی به دلیل وسعت کاربرد الفاظ در معانی جدید، به تخصص در زمینۀ اصطلاحات مطبوعاتی نیاز دارد؛ زیرا معانی اغلب واژگان مطبوعاتی، قابل تطبیق بر واژگان غیر مطبوعاتی نیست.
1-2-1-6-5 متون داستانی و نمایشنامه ایترجمۀ داستان یا نمایشنامه با دیگر متون قدری تفاوت دارد. گاهی مؤلف بنا به ضرورت، قسمتهایی از داستان یا نمایشنامه را به زبان عامیانه و محاوره ای بیان میکند تا بتواند آن را ملموس تر جلوه دهد. در این گونه موارد، مترجم نیز باید ترجمه را به سبک وسیاق مؤلف بیان کند تا جو داستان یا نمایشنامه حالت طبیعی خود را حفظ کند.
1-2-1-7 ترجمه در کشورهای عربیدر کشورهای عربی، متونی از زبانهای مختلف، از جمله فارسی، به عربی برگردانده شده است. تبادل فرهنگ میان ایرانیان و عربها پیش از ظهور اسلام وجود داشته است که بی تردید چنین تبادلی میبایست از طریق ترجمه صورت میگرفت اما شروع رسمی ترجمه در میان اعراب، به ظهور اسلام و روزگار پیامبر اکرم9برمیگردد زیرا حضور سلمان فارسی و دیگر مسلمانان غیرعرب در صدر اسلام، سفرهای تابستانی و زمستانی قریش و تجارت اعراب با ایران و روم، به طور طبیعی نیاز به ترجمه را ملموس تر میکرده است.
بدین ترتیب، ترجمه از دو زبان عربی و فارسی هر چند به دلیل فهم کلام الهی، بیشتر مورد توجه قرار گرفت اما پیشرفت چندانی نداشت؛ چرا که در ایران زبان رسمی تا حدود دویست سال همان زبان عربی بود و بنابراین نیازی به ترجمه از عربی احساس نمیشد و در سرزمینهای عرب زبان نیز، خلفای اموی به ارتباط با دیگر فرهنگها تمایل چندانی نداشتند. آنها همواره فارسی زبانان را موالی و بردۀ خود میپنداشتند و نژاد عرب را بالاتر از هر نژاد دیگری میدیدند. موضوعاتی که در آن زمان به آن پرداخته میشد، بیشتر مناسب با همان خوی عربی و سنتهایی بود که در دورۀ جاهلی مورد توجه قرار میگرفت. تنها در دورۀ خلافت عمر بن عبد العزیز و پس ازآن است که شاهد برخی از اقدامات در زمینۀ ترجمه از زبانهای دیگر هستیم. شایان ذکر است که در این دوره(قرن اول هجری)، در زمینۀ ترجمه از زبانهایی غیر از زبان فارسی به زبان عربی نیز، فعالیت قابل توجهی صورت نگرفته است.
کریم امامی در کتاب «از پست و بلند ترجمه» به خوبی به روند ترجمه از زبانهای متفاوت به زبان عربی و در دورههای مختلف پرداخته و مینویسد: در اواخر قرن اول هجری/هفتم میلادی، در زمانی که قلمرو اسلام رو به گسترش نهاد، حکمرانان جدید سرزمینهای مسلمان، دست به کار ایجاد ساختارهای حکومت شدند و عربی، زبان رسمی آن نواحی شد. اولین متونی که به عربی برگردانده میشد، از انواع متون اداری همچون اسناد بایگانی و دفاتر ثبتی بود. ترجمۀ متون علمی و فلسفی دیرتر انجام گرفت. نخستین مترجمان این متون به قرن دوم هجری/هشتم میلادی تعلق دارند.
وی همچنین نوشته: در قرن سوم و چهارم هجری/ نهم و دهم میلادی شهر بغداد، مرکز فعالیت وسیعی در کار ترجمه با هدف برگرداندن آثار علمی وفلسفی یونانیان باستان به زبان عربی بود. از مدتها پیش تر، مطالعۀ گنجینههای یونان باستان و ترجمۀ آنها به زبان سریانی(زبان آرامی کهن) سنت شده بود. این سنت ادامه یافت و خلفای عباسی و دیگر حامیان علم و ادب، مشوق کار ترجمه شدند و مترجمان را سخاوت مندانه پاداش میدادند و حتی به روایت وقایع نگاران عرب، به آنان حقوق ماهانه میپرداختند.
با سقوط امویان سیادت عرب نیز از بین رفت، عباسیان که با حمایت ایرانیان به قدرت و شوکت رسیده بودند، اعتمادی به اعراب نداشتند. در نتیجه، آنان را از حکومت و قدرت و دخالت در امور کشور منع میکردند و پستهای مهم را به ایرانیان میسپردند. نفوذ ایرانیان چنان بود که پایتخت را از دمشق به کوفه و سپس بغداد که به خراسان نزدیک تر بود منتقل کردند.
از سویی دیگر اجتماع نژادهای مختلف با زبانهای متعدد در بغداد، نیار به ترجمه را عینی تر میکرد. به همین سبب، عباسیان در ایجاد مراکز نشر فرهنگی و ترجمۀ آثار فارسی، هندی، و یونانی به عربی با یکدیگر رقابت میکردند.
خلفای بنی عباس توجه و علاقۀ خاصی به امر ترجمه داشتند و برای ترجمۀ آثار علمی و فلسفی به زبان عربی، به مترجمانی از زبانهای مختلف همچون ایرانی و هندی توسل جستند. مترجمین این دوره نه تنها در فلسفه و علومی مانند طب و کیمیا، بلکه در ترجمۀ کتب با مضامین علوم طبیعی، ماوراء الطبیعه و مذهب و از جمله کتب مقدس، خوش درخشیدند.
درخشان ترین دورۀ ترجمۀ علوم و فرهنگ و ادب در عصر عباسی به هنگام زمامداری مأمون است که به عصر طلایی ترجمه معروف است. گسترش خط و کتابت در پهنه تمدن اسلامی نیز عامل دیگری در جهت تشویق ترجمۀ آثار به زبان عربی بود. علاوه بر متون یونانی، تعداد کثیری از متون سریانی، فارسی و سانسکریت نیز به عربی برگردانده شد.
برپایی« بیت الحکمه» در سال 214 قمری/830 میلادی در بغداد عامل مؤثری در تحقق فرآیند همگون سازی و جذب گنجینههای فرهنگی چین، هند، ایران و از همه مهم تر یونان، در زبان عربی بود. فعالیت شدید مترجمان در سراسر خطۀ امپراتوری مسلمانان تا زمان انقراض آن در قرن هفتم هجری/سیزدهم میلادی ادامه یافت. آثار ترجمه شده به سان مادۀ خامی بود که توانایی آفرینشی مترجمان را تغذیه میکرد و به پیشرفت علم قبل از انتقال آن به مغرب زمین کمک میکرد. قدم مهم بعدی در انتقال دانش در قرون ششم و هفتم هجری/دوازدهم و سیزدهم میلادی، با نقل مکان کانون ترجمه از بغداد به تولدو(طلیطله)در اسپانیا، برداشته شد.
در عصر حاضر، به دنبال حملۀ ناپلئون به مصر در اواخر قرن نوزدهم، تحولی همه جانبه در سطح کشورهای عربی بخصوص مصر پدیدار شده بود که مورخان عرب از آن به دورۀ نهضت یا بیداری فکری یاد میکنند. محمد علی پاشا گروهی را به سرپرستی «رفاعه الطهطاوی» به اروپا فرستاد و این سفر اثری ژرف در روحیۀ او داشت. رفاعه از سال 1826 تا 1831 به مدت 5 سال در پاریس ماند و در آنجا فن مترجمی را فراگرفت و در ضمن، آثار برخی از ادبا و شعرای فرانسه را مطالعه کرد. پس از مراجعت از اروپا مدرسۀ مترجمی را در قاهره تأسیس کرد و به تدریس فن ترجمه مشغول شد. بدون شک نهضتی را که رفاعه در امر ترجمه بنیان نهاده بود در این عصر به کمال خود رسید و هزاران کتاب علمی از زبانهای مختلف به زبان عربی ترجمه گردید، به طوری که اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مصر، مرکز ترجمه و نقل و اقتباس از زبانهای اروپایی شد. آثار زیادی از نویسندگان غربی به عربی ترجمه گردید و در مقابل، آثاری توسط بزرگانی چون طه حسین، سلیمان بستانی و دیگران به زبانهای اروپایی برگردانده شد.
بحث ترجمه از زبانهای غیر فارسی به زبان عربی، بحثی مفصل است ولی ما به همان حدی که بیان شد، اکتفا میکنیم چرا که در این پژوهش مجال بحث بیشتر راجع به این امر نیست. در زمینۀ ترجمه از عربی به فارسی و بالعکس هم باید بگوییم که به طور کلی بعد از دورۀ عباسی، پیشرفت چشمگیری مشاهده نمیشود. در مورد ترجمۀ فارسی به عربی در دورۀ معاصر و از حدود صد و پنجاه سال پیش تا کنون دوباره فعالیتهایی شکل گرفت. یکی از پیشگامان ترجمه از فارسی به عربی که نقش مهمی در شناساندن فرهنگ ایرانی به جهان عرب داشت، عبد الوهاب عزّام بود که برخی از اشعار مولوی را به عربی ترجمه کرد و همچنین به ترجمۀ اشعار شاعر پاکستانی فارسی زبان، اقبال لاهوری همت گماشت. از دیگر شخصیتهای عرب که در این زمینه خدمات ارزنده ای را به زبان و ادب فارسی ارائه نموده اند میتوان ابراهیم الشورایی، یحیی الخشاب، غنیمی هلال، عبد الحمید بدوی، محمد الفراتی، محمد التونجی، عیسی العاکوب و حسین بکار را نام برد.
1-2-1-8 ترجمه در ایرانایران در گذرگاه شرق و غرب، همیشه محل تلاقی اقوام و افکار بوده است و مترجمان به ترجمۀ متون از زبان خودی به زبانهای ملل همسایه وبالعکس مشغول بوده اند: از پارسی باستان به عیلامی و یونانی، از سانسکریت به پهلوی، از پهلوی به عربی، از عربی به فارسی، از فارسی به مغولی و ترکی و برعکس.به طور کلی ترجمه در ایران سیر طولانی و پر فراز و نشیبی دارد که در اینجا به برخی دورههای برجسته تر به طور خلاصه، میپردازیم:
پیشینۀ ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان میرسد(321-559ق. م).گستردگی این شاهنشاهی و ارتباطات گستردۀ آن با سرزمینهای دیگر، ترجمه را امری ضروری کرده بود. کتیبههای هخامنشیان معمولا به سه زبان فارسی باستان، اکدی و عیلامی نوشته میشده است.
بعدها در مراکز علمی عصر ساسانیان مانند سلوکیه، تیسفون و جندی شاپور، آثار فراوانی از زبانهای گوناگون متداول در آن روزگار همچون سانسکریت، یونانی، لاتینی و سریانی به پهلوی ترجمه میشد. نخستین ترجمۀ دوران ساسانیان را مربوط به عصر خسرو اول انوشیروان میدانند. از نامدارترین آثاری که در این دوره ترجمه شد باید به پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به فارسی پهلوی اشاره کرد.
در آغاز تمدن اسلامی، ترجمههای متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود است. باید یاد آور شویم که در ایران دوره ساسانی به ریاضیات و نجوم توجه بسیاری میشده است و کتب بسیاری در این زمینهها در دوره ساسانی ترجمه شد.
در قرن4 واوایل قرن5 هجری، هنوز دنبالۀ ترجمه و نقل کتب علمی از زبانهای مختلف و علی الخصوص زبان یونانی و هندی و سریانی منقطع نشده بود.
در دورههای بعد، ترجمه همچنان روند کند و البته بی وقفۀ خود را داشت تا اینکه در سالهای پایانی سدۀ نوزدهم میلادی، شماری از تحولات، منجر به ظهور یک رنسانس ترجمه در ایران شد. پس از یک قرن و نیم بی ثباتی سیاسی، سلسلۀ قاجار( از 1210 تا 1334ق حکومت کردند ) در اوایل این سده، ثباتی ظاهری در جامعۀ ایرانی برپا کرده بودند. با اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا، کم و بیش تماسهای فرهنگی منظم، با اروپا آغاز شد و این نیاز فوری به برقراری تماس بین دولتها را تشدید کرد و شیوۀ چاپ سنگی راه خود را به ایران پیدا کرد و متعاقب آن، مطبوعات فارسی و صنعت نوپای تولید کتاب در این کشور، آغاز شد. اینها همه منجر به آشنایی بیشتر با زبانهای اروپایی و رواج فعالیت ترجمه شد.
انگیزه جنبش جدید ترجمه اساساً نیازی بود که برای دستیابی به علوم و فناوری اروپایی احساس میشد. دولت قاجار که علاقه مند به نوسازی ارتش و نظام اداری ایران بود، در پی اعزام گروههایی از دانشجویان به خارج، به تأسیس دارالفنون، که بر اساس الگوی مراکز آموزش عالی اروپایی طرح ریزی شده بود، اقدام کرد.
از آنجا که هدف تأسیس این مؤسسۀ تربیتی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادی خواهان، اخذ تمدن و علوم و معارف مغرب زمین عنوان شده بود، لذا به استخدام معلمین خارجی نیز اقدام گردید. قبل از همه، آثار ادبی و داستانی و تاریخی آن، به فارسی برگردانده شد. همچنین کتب درسی خارجی در زمینۀ علوم، ادبیات، تاریخ، پزشکی وغیره با کمک همین معلمین به فارسی برگردانده شد. پس از چندی به توصیۀ عباس میرزا به ترجمۀ آثار ادبی نیز پرداختند.از آنجا که محصلین، بیشتر به فرانسه اعزام میشدند زبان فرانسه در کشور رایج گردید و با گستردگی آن، نه تنها آثار نویسندگان فرانسوی بلکه آثار ادبی دیگر زبانهای اروپایی مثل آلمانی، روسی، لهستانی، مجار، اسپانیایی و پرتقالی نیز به زبان فارسی برگردانده شد.
بعد از استقرار مشروطیت، بازار نمایشنامه رواج گرفت و در کنار ترجمۀ آن، در زمینۀ اجرا نیز اکثر نمایشنامههایی که اجرا میشد به صورت کمدی و به تقلید از تئاتر قدیم فرانسه بود.
به گفتۀ بازیل نیکی تین، خاور شناس روسی، علت استقبال و تقلید و ترجمۀ ایرانیان از نمایشنامههای فرانسه آن بوده که اکثر جوانان ایرانی در کشور فرانسه یا در خود ایران به زبان فرانسه تحصیل کرده و به زبان فرانسوی آشنایی یافته بودند.
نخستین نمایشنامه ای که(از فرانسه) به فارسی ترجمه شد، نمایشنامۀ «مردم گریز» اثر مولیر است. ترجمۀ این اثر را میرزا حبیب اصفهانی مترجم توانای «حاجی بابای اصفهانی» ، در سال 1286هـ. ق. به انجام رسانید. این ترجمه، یک ترجمۀ منظوم بود که در چاپخانۀ «تصویر افکار» استانبول به چاپ رسیده است. علاوه بر اثر فوق، آثار دیگری نیز نظیر «طبیب اجباری» و«ژرژ دوان» نیز توسط محمد حسن خان اعتماد السلطنه و میرزا جعفر قراچه داغی به فارسی ترجمه شدند.
آثار مذکور بیشتر از زبان انگلیسی یا فرانسوی به فارسی برگردانده شدند اما آثار دیگری نیز از زبان عربی و ترکی ترجمه شدند. «تمثیل تئاتر» اثر« الکساندر دوما» توسط «شاهزاده عبد الحسین میرزا موید الدوله» ، از زبان عربی به فارسی و «ضحاک» نوشتۀ «سامی بیک» ، توسط میرزا ابراهیم خان امیر تومان از زبان ترکی به فارسی ترجمه شده اند.
آن طور که از شواهد بر میآید، در اواخر دوران مشروطیت ترجمه شدت بیشتری به خود گرفت و آثار فراوانی به فارسی برگردانده شدند. پس از دوران مشروطیت و درنتیجۀ تجدد خواهی بسیاری از نویسندگان و روشنفکران جامعۀ آن روز، به ترجمه، به شکل ویژه ای نگاه شد و در این دوره هم آثار فراوانی به فارسی ترجمه گردید. در چند دهۀ گذشته این روند همواره روبه رشد بوده است و تقریبا از دو دهۀ پیش، در حوزۀ ترجمۀ متون مختلف از جمله نمایشنامه، بخصوص ترجمه از زبانهای اروپایی، تحولی صورت گرفته و این روند امروز نیز ادامه دارد.
به طور کلی میتوان گفت ترجمه از زبانهای اروپایی چون فرانسه، انگلیسی، روسی و آلمانی به فارسی، به نسبت، قدمت زیادی ندارد و در عمل از دوران قاجاریه به این طرف باب شد و ترجمه از عربی به فارسی در ایران، در زمینۀ شعر، گسترش بیشتری داشته است و این آثار با استقبال مترجمان ایرانی مواجه گردیده است. اما ترجمۀ دیگر متون عربی و به ویژه نمایشنامه، دارای وضعیتی متفاوت است.
1-2-2 نمایش و نمایشنامهتوفیق حکیم می گوید:
«بزرگترین کارهای هنری در ادبیات، اول شعر است و دوم نمایشنامه. شعر، بی شک یک معجزۀ هنری است زیرا هزاران اندیشه و تصویر و خیال و مشاعر و احساسات را «شاعر» میتواند در یک بیت گرد آورد. شعر و نمایشنامه و البته داستان-به معنی درستش-بازتاب زندگی است و بازگوی تجربههای زندگی. از این روست که شاعران و نویسندگان بزرگ کسانی بوده اند که خود را در غرقاب زندگی افکنده اند تا از آن، معانی عمیق به دست آورند.»
نمایش، در دو حوزۀ هنر و ادبیات نمایشی قابل بررسی است. ادبیات نمایشی به عنوان یکی ازگونههای ادبی، شامل متن نمایشی است که به شرح حوادث و کشمکشهای داخلی و خارجی در زندگی انسان میپردازد و به این دلیل، به هنر داستان نویسی شباهت دارد، اما باید گفت که نمایشنامه، داستانی قابل اجراست و با اجرای متن نمایشی بر روی صحنه، هنر نمایش یا تئاتر جلوه می یابد.
نمایش به معنی اعم، یعنی انجام دادن یا نشان دادن یک عمل که از پیش برای چگونگی بروز آن فکر شده ؛ به عبارتی دیگر نمایش عبارت از انجام دادن ویا تظاهر به انجام دادن امری به نحوی آگاهانه و با طراحی قبلی است.
آنچه در این پژوهش مطرح است، نمایش به معنی اخص آن(تئاتر) است. نمایش به این معنی، بازی بازیگران در برابر تماشاگران است. هرچند ریشههای دقیق نمایشنامه و نمایش در پس پردۀ ابهام باقی میماند، اما میتوان بر اساس مطالعات حدس زد آدمی چگونه برای نخستین بار، رویدادهای خاصی از زندگی خود را به صورت نمایش درآورده است. دان ناردو در کتاب «تئاتر یونان و روم» مینویسد: انسان شناسان(دانشمندانی که فرهنگهای انسانی را مطالعه میکنند) معتقدند که یکی از سرچشمههای نمایشنامه، قصه گویی اولیه است. بر پایۀ این دیدگاه، شکار چیان ابتدایی، داستان هیجان انگیز شکارشان را برای اعضای خانواده یا قبیله، در حالیکه دور آتش گرد آمده بودند، و در عین حال برای خدایانشان به کمک حرکات بازگو میکردند از این نظرگاه میتوان شکارچی را بازیگر و شنوندگان را تماشاگر تصور کرد. چنین قصه گویی ابتدایی احتمالا به دورۀ پیش از تکامل زبان مربوط است. از این رو، انسان شناسان معتقد شده اند که این حرکت در ابتدا شکل رقص به خود گرفت.
برای نمایش به چنین معنایی، بعدها کلمۀ «تئاتر» وضع شد. این کلمه در اصل مشتق از واژۀ «تئاترون» است که جزء اول آن، تئا به معنای تماشا کردن و یا محل تماشا و مشاهده است. واین بدان سبب است که در زمانهای دور، تماشاگران در شیب تپهها مینشستند و مراسمی مذهبی را که با تشریفاتی خاص در پای همان تپه و اغلب در جوار مقبرۀ مردی مقدس و یا معبد یکی از خدایان برپا میشد، نظاره میکردند. این مراسم که در بزرگداشت «دیونیزوس» ، خداوندگار تاک و برکت و جذبههای عارفانۀ یونانیان باستان برگزار میشد، با پشت سر گذاشتن چند صد سال و فراهم آمدن تجربههایی بسیار در نحوۀ برگزاری آن، از شکلی ساده و ابتدایی که قربانی کردن بزی نر همراه با خواندن اورادی در ستایش این خدا بود، به فرایندی سخت پیچیده و پر از رمز و راز از ادبیات و هنر مبدل گشت که والاترین اندیشهها را در طریق شناخت زوایای روحی انسان، منتقل میکند.
شواهد بسیاری در دست است که نشان می دهد در اکثر نقاط کرۀ زمین، تئاتر، از مذهب زاده شده، در دامان آن پرورش یافته و خود در حکم دین و مذهبی جدید در آمده است. گاهی با رفتن دینی از محلی به محل دیگر و ممزوج شدنش با خواستها و تطبیق آن با ذوق و روحیۀ خاص هر ملت، صورتی دیگر به خود گرفته است. با این همه، بیشتر آنها از منشأ یکسان نشأت گرفته است و خواستی واحد را بیان می دارد. برای مثال افسانههای مربوط به «اوزیریس» در مصر و «دیونیزوس» در یونان که هر دو منشأ پیدایش تئاتر در این دو نقطه از جهان باستان هستند، آنقدر به یکدیگر شبیه هستند که بسیاری از پژوهشگران معتقدند که «دیونیزوس» یونانیان همان «اوزیریس» مصریان باستان است که به اقتضای خلق و خوی مردم یونان و موقعیت جغرافیایی سرزمین یونان تغییراتی در افسانۀ آن داده شده است.
1-2-2-1 ظهور نخستین نشانههای هنر نمایشبرخی بر این باورند که هنرهای نمایشی ریشه در یونان دارد و پیدایش این هنر در کشورهای عربی هم زمان با کشور گشایی ناپلئون در نیمۀ قرن نوزدهم میلادی است؛ چرا که این گروه وجود همۀ عناصر نمایشی را در شکل گیری هنر و ادبیات نمایشی ضروری می دانند. آنان دلایلی چون زندگی کوچ نشینی و مهاجرت دائمی قبائل پیش از اسلام، عدم احساس نیاز نویسندگان عربی به اشعار نمایشی و تکیه بر اشعار غنایی را زمینههایی برای عدم وجود اشکال نمایشی در میان اعراب می دانند.
بسیاری از پژوهشگران و نویسندگانی چون ابراهیم مکی بر آنند که در واقع گرچه لفظ تئاتر ریشه یونانی دارد و برای اولین بار در یونان به اوج عظمت رسید و نظر همگان را به عنوان یکی از اساسی ترین مقولات مورد توجه آدمی به خود معطوف داشت، از یونان آغاز نمی شود و خلاف آنچه پنداشته می شد که تئاترهای کهن، ریشه در تئاتر یونان دارد، با پژوهشهایی که انجام گرفته و با کشف متون دراماتیک مصری، مسلم شده است که دست کم، هزار سال پیش از شکوفایی تئاتر یونان، در مصر باستان، تئاتر وجود داشته است. وی مینویسد: طبق این کشفیات معلوم شده است که حدود سالهای 1849 تا 1887 قبل از میلاد، به دستور «اوسرتسن سوم» فرعون مصر، «آیخرنفرت» نامی که از بزرگان دربار اوست عازم «ابیدوس» می شود تا در آنجا معبدی جدید برای نیایش «اوزیریس» ، خدای سرزمین مردگان، برپا کند و رستاخیز و زندگی مجدد او را برای مردم به نمایش بگذارد. «آیخرنفرت» بر سنگی از بنای همین معبد، داستان این نمایش را شرح داده است.
1-2-2-2 هنرهای نمایشی در مصر پیش از اسلامفرهاد ناظر زادۀ کرمانی دورههای مختلف نمایشی را به تفکیک به رشتۀ تحریر درآورده و به دلیل انسجام بیشتر تقسیم بندی وی نسبت به منابع دیگر، نگارنده عمدتا از این منبع بهره جسته است. وی در مورد هنرهای نمایشی در مصر پیش از اسلام مینویسد: به نظر پژوهشگران تئاتر عرب، مصر بیشتر از هر کشور عربی در زمینۀ هنرهای نمایشی، به ویژه ادبیات نمایشی، پیشرفت داشته است. سابقۀ کارهای نمایشی در مصر به بیش از شش هزار سال می رسد که بخشی از آن در دورۀ پیش از اسلام و بخشی دیگر در دورۀ پس از آن رخ داده است. با وجود چنین سابقۀ طولانی، نمایش (تئاتر) به معنای دقیق آن، امری جدید است و محصول یکی دو قرن اخیر است و آنچه که پیش از این وجود داشته است، هرگز رشد، جامعیت و استقلالی پیدا نکرده و در سطح کارهایی که جنبۀ نمایشی داشته (نمایشوارهها) باقی مانده است.
1-2-2-3 کارهای نمایشی در مصر پس از اسلامدر مصر پس از اسلام گروههای نمایشی مختلفی به وجود آمد. منابع مختلف، در این زمینه تقسیم بندی مشابهی وجود دارند. در اینجا به ارائۀ یک تقسیم بندی از فرهاد ناظر زادۀ کرمانی اکتفا میکنیم که عبارت است از: