–418

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1 : نمودار آمبرو ترمیک ایستگاه دره شهر طی دوره آماری (1390 – 1381) PAGEREF _Toc418476936 h 49نمودار 4-1 : درصد حضور گونه لرگ در کل ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476970 h 66نمودار4-2 : میزان ترکیب و درصد گونه های مختلف در ذخیره گاه PAGEREF _Toc418476971 h 67نمودار 4-3: پراکنش درختان لرگ در طبقات قطری مختلف PAGEREF _Toc418476975 h 68نمودار 4-4: پراکنش درختان ذخیره گاه در طبقات قطری PAGEREF _Toc418476976 h 69نمودار 4-5: پراکنش درختان لرگ در طبقات ارتفاعی PAGEREF _Toc418476980 h 70نمودار4-6: پراکنش کل درختان توده در طبقات ارتفاعی PAGEREF _Toc418476983 h 71نمودار 4-7: منحنی ارتفاع درختان لرگ PAGEREF _Toc418476984 h 72نمودار 4-8: درصد مساحت تاج پوشش درختان ذخیره گاه PAGEREF _Toc418477005 h 77نمودار 4-9: درصد سلامت تاج درختان لرگ از نظر آفت80نمودار 4-10: درصد سلامت تنه درختان لرگ بلحاظ پوکی تنه و گره الیافی PAGEREF _Toc418477018 h 82نمودار 4-11: درصد سلامت تنه درختان لرگ بلحاظ صاف و سیلندریک بودن82نمودار 4-12: مقدار پتاسیم آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ PAGEREF _Toc418477023 h 84نمودار 4-13: مقدار فسفر آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ PAGEREF _Toc418477024 h 85نمودار 4-14: مقدار شوری خاک آنالیز شده در ذخیرگاه لرگ85نمودار 4-15: مقایسه میزان میانگین پتاسیم در خاک دو منطقه لرگ و شاهد87نمودار 4-16: مقایسه میانگین فسفر در خاک دو منطقه لرگ و شاهد87نمودار 4-17: مقایسه میانگین شوری در خاک دو منطقه لرگ و شاهد PAGEREF _Toc418477031 h 89
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه

شکل 1-1 : نقشه پراکنش لرگ در جهان PAGEREF _Toc418476919 h 21شکل 3-1 : موقعیت توده لرگ در دره لارت، بدره، استان ایلام PAGEREF _Toc418476933 h 46شکل 3-2: تصویر کلی از منطقه مورد مطالعه PAGEREF _Toc418476934 h 47
چکیدههدف از پژوهش حاضر مطالعه شرایط رویشگاهی لرگ (Pterocarya Fraxinifolia (Poir) Spach) در دره لارت در شهرستان بدره- استان ایلام است. بدلیل محدود بودن عرصه تحت پوشش توده لرگ، پس از ثبت موقعیت تمام پایه‌های لرگ در حافظه GPS، آماربرداری صد در صد از مشخصه‌های کمی‌و کیفی تمامی‌درختان لرگ و گونههای همراه از جمله ارتفاع کل، ارتفاع تنه، ارتفاع تاج، قطر برابرسینه، قطرهای بزرگ و کوچک تاج، میزان و نوع زادآوری، بررسی پوشش کف، بررسیهای سلامت تاج و تنه درختان بلحاظ آفات و بیماریها انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای اولیه که در منطقه اندازهگیری شده بودند از فرمولها و روابط مخصوص آماربرداری جنگل، نرمافزارهای Excel و SPSS استفاده گردید. جهت بررسیهای خاکشناسی، نمونه‌های خاک از عمق 20 – 0 سانتی متری از عرصه تحت پوشش لرگ و منطقه شاهد تهیه و جهت تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه فرستاده شد. نتایج نشان داد که خاک منطقه دارای بافت رسی لومی‌تا شنی رسی لومی‌است و pH منطقه از 15/7 تا 4/7 متغیر میباشد. ماده آلی منطقه از 26/1 تا 94/3 درصد در نوسان بود. مقایسه آنالیزهای خاکشناسی در مناطق استقرار لرگ و شاهد، اختلافات معنی داری را در رابطه با پتاسیم، فسفر و میزان شوری نشان داد بنحوی که متوسط میزان هرکدام به ترتیب در منطقه شاهد، 5/2، 2 و 2 برابر منطقه استقرار لرگ بود. سایر آنالیزهای خاک برای دیگر فاکتورها مانند اسیدیته، نیتروژن، ماده آلی، وزن مخصوص ظاهری، درصد ذرات رس، شن و سیلت و بافت خاک، اختلافات معنی داری را نشان نداده و بسیار نزدیک به هم بود. نتایج نشان داد که میانگین، حداقل و حداکثر قطر پایه ها به ترتیب 56/39، 7 و 91 سانتی متر بوده. حداقل و حداکثر ارتفاع درختان لرگ به ترتیب 05/2 و 20 متر می‌باشد. میانگین ارتفاع درختان لرگ به روش لوری برابر 34/14 متر محاسبه گردید. حداکثر و حداقل ارتفاع تنه به ترتیب 12 و 1 متر بود. میانگین حجم درختان و میانگین سطح مقطع به ترتیب 11079/1 متر مکعب و 161471/0 متر مربع اندازهگیری گردید. تجدید حیات درختان لرگ بطور متوسط برابر با 5/707 اصله در هکتار به صورت صد در صد شاخه زاد بوده است. میزان تاج پوشش توده یاد شده نیز 05/30 درصد تعیین شد.
کلمات کلیدی: شرایط رویشگاهی، لرگ، دره لارت، بدره، ایلام.
فصل اولمقدمه و کلیات تحقیق
1-1 مقدمهجنگل‌های ایران با تنوع زیست محیطی در شرایط متفاوت رویشگاهی، در مناطق مختلف حضور پیدا نموده اند. این حضور برای بعضی از گونه‌های درختی در بعضی از مناطق شگفت انگیز و غیر قابل تصور است. یکی از این مناطق رویشگاه منحصربفرد در زاگرس مرکزی بویژه در استان ایلام است که شامل توده لرگ میباشد. وجود این گونه در این منطقه برای هر کارشناس، محقق علوم جنگل و اکولوژیست در حوزه رویشی زاگرس سوال برانگیز است. توده حاضر به لحاظ جنبه‌های زیست محیطی و اهمیت ژنتیکی، بدون شک در زمره ذخایر ژنتیکی در عرصه زاگرس و منطقه قرار دارد.
رویشگاه زاگرس بخش وسیعی از سلسله جبال زاگرس را شامل می‌شود که از شمال غربی کشور، یعنی شهرستان پیرانشهر شروع و تا حوالی شهرستان فیروزآباد کشیده می‌شود. جنگلهای زاگرس را تحت عنوان جنگلهای نیمه خشک طبقه بندی کرده که بیشترین تاثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور را دارند (ثاقب طالبی و همکاران 1383). جنگلهای منطقه زاگرس به دلیل اهمیت زیاد حفاظتی آب و خاک باید حالت جنگلهای حمایتی، حفاظتی و احیایی به خود گیرند و در این راستا نیز دخالت ها در این جنگلها باید بصورت ملایم و همگام با طبیعت باشد. آنچه در مورد تمام جنگلهای ایران حائز اهمیت بسیار می‌باشد، جلوگیری از روند تخریب کمی‌و کیفی جنگلها است. مساحت جنگلهای زاگرس در گذشته بیش از ده میلیون هکتار بوده که به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگلها دائما سیر نزولی را پیموده و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد (مهاجر1385).
88 درصد از مساحت استان ایلام را عرصه‌های طبیعی شامل جنگل، مرتع ، بیابان و ... تشکیل داده است. جنگلهای استان ایلام جزء جوامع جنگلی مناطق خشک و نیمه‌خشک سلسله جبال زاگرس می‌باشد که سهم جنگلهای استان 667/641 هکتار است. از مجموع کل جنگلهای استان حدود 4000 هکتار دست کاشت، 7200 هکتار بیشه زار، 416800 هکتار تنک، 211084 هکتار نیمه انبوه و 2593 هکتار آن انبوه است. تیپ غالب جنگلهای استان، بلوط (90 درصد) وگونه های همراه شامل بنه، ارژن، بادام کوهی، داغداغان، کنار، کیکم، کهور، پده و ... می‌باشد. از جمله گونه‌های نادر گیاهی استان ایلام میتوان به گلابی وحشی، سماق، ارغوان، لرگ، زربین و ... اشاره کرد که ذخیره گاه‌های استان می باشند. از گونه‌های اقتصادی جنگلهای استان، گونه با ارزش اقتصادی بنه را میتوان نام برد.
نظر به اینکه اکوسیستم ها همانند حلقه های زنجیر به هم مرتبط شده، اکوسیستم جهانی یا Biosphere را به وجود می آورند، در نتیجه انهدام یک اکوسیستم محلی به مانند پاره شدن یکی از حلقه های زنجیره بیوسفر می باشد. بدین ترتیب تاثیر سوء در این اکوسیستم ها (محلی، منطقه ای، ملی، فراملی و فرامنطقه ای) خواهد گذاشت و در نهایت اکوسیستم جهانی در معرض انهدام قرار میگیرد. امروزه بدلیل افزایش جمعیت، بهرهبرداری‌های بی رویه و غیر اصولی از جنگل، چرای دام، خشکسالی ها، کاهش تنوع زیستی، آفات، امراض و بیماری ها، حیات این نعمات خدادادی و ارزشمند در معرض خطر می‌باشد و روند تخریب جنگلها و منابع طبیعی روز به روز سرعت میگیرد. که این موضوع خود گواه بر لزوم کسب آگاهی و شناخت از این مسائل مهم جهت چاره اندیشی و اتخاذ شیوه مدیریتی مناسب و کارآمد، بمنظور حفاظت و احیای جنگل هاست.
بوم سازگان دریایی، جنگلی، بیابانی، مرتعی، توندرائی، ساوانی و… هنگامی از ثبات کافی برخوردارند که دارای تنوع زیستی کافی و کامل باشند. تمامی این بوم سازگانها در زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روحی انسانها نقش بسیار مهمی دارند. نبود یا کم ثباتی آنها، کمبودی است برای زندگی سالم بشری. براثر ازیاد جمعیت، پیشرفت صنعت و بهره برداری بی رویه از زمین، با وجود کوشش های انجام شده در دهه‌های اخیر، این تنوع زیستی در بسیاری از مناطق شدیدا به خطر افتاده است. از این رو حفاظت و احیای مجدد آن در شمار یکی از وظایف مهم پیش روی بشر محسوب می شود.
برنامه ریزی، تصمیم سازی و اتخاذ تدابیر دقیق در قلمرو مدیریت منابع جنگلی (به ویژه گونه های درختی و درختچه ای) تحت عنوان ذخایر جنگلی از اولویت‌های بسیار مهم می‌باشد.
گونه درختی لرگ با نام علمی‌Pterocarya fraxinifolia (Poir) Spach از جمله این ذخائر جنگلی مهم و با ارزش است که در استان ایلام شهرستان دره شهر، بدره، دهستان دوستان، دره لارت واقع شده است. لرگ یکی از مهم ترین گونه‌های درختی جنگلهای خزری بوده (مهاجر 1385) و یکی از درختان زیبای سواحل خزر می باشد و طالب نواحی مرطوب و ساحلی دریای خزر است و از آستارا تا مینودشت در کلیه جنگلهای جلگه ای دیده می شود ( ثابتی ،1355 ؛ به نقل از ابراهیمی، 1383). درخت لرگ یکی از گونه هایی است که قبلا از جنگل‌های کم ارتفاع کاسپین، قفقاز و آناتولی گزارش شده است ( علیپور نصیرمحله، 1385). محل انتشار گونه لرگ در جنوب غربی آسیا ، قفقاز، آناتولی و شمال ایران می‌باشد ( browics،1978؛ به نقل از شیخ الاسلامی‌،1386). انتشار لرگ در جنگل‌های ناحیه خزر از آستارا تا مینودشت و از جلگه تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریای آزاد( استثناء در جنگل‌های نور) بیان شده است ( ثابتی،1374؛ به نقل از شیخ الاسلامی‌،1386 ).
هدف از این مطالعه شناخت شرایط رویشگاهی و وضعیت کمی‌و کیفی رویشگاه توده لرگ مستقر در دره لارت – استان ایلام می‌باشد. با شناخت این شرایط و وضعیت رویشگاه ضمن استفاده از اطلاعات بدست آمده، راه کارهای مناسب جهت معرفی هرچه بهتر این توده به مجامع علمی‌و پژوهشی کشور و مدیریت صحیح اینگونه رویشگاهها فراهم می‌شود. همچنین ضمن رسیدن به اهداف فوق میتوان در امر بازسازی و احیاء آن در مناطق مشابه، برنامه ریزی و اقدامات لازم را انجام داد.
1-1-1 ضرورت تحقیقدر خصوص حضور این توده استثنایی (لرگ) با شرایط نسبتا ایده آل در جنگل‌های غرب سئوالات زیادی درباره علت پیدایش و وضعیت کمی‌وکیفی این توده در خارج از رویشگاه اصلی خود مطرح می‌گردد که بر اهمیت معرفی، حفظ، نگهداری و احیاء این چنین رویشگاه هایی می‌افزاید. توده حاضر به لحاظ جنبه‌های زیست محیطی و اهمیت ژنتیکی، که بدون شک آن را در زمره ذخایر ژنتیکی در عرصه زاگرس و منطقه (استان ایلام، دره لارت) قرار می‌دهد از اهمیت بالایی برخوردار بوده و در استان بعنوان ذخیره گاه معرفی شده، که به سبب اهمیت این موضوع اقدام به شناخت وضعیت رویشگاهی و خصوصیات جنگلشناسی توده لرگ شده که در برنامه ریزی، اداره و مدیریت صحیح آنها در آینده کمک موثری مینماید. بنابراین هدف از این تحقیق شناخت شرایط و وضعیت رویشگاهی توده لرگ مستقر در این رویشگاه ( دره لارت ) می‌باشد تا در آینده با توجه به این شناخت بتوان به گسترش آن در مناطق مستعد کمک نمود.
با وجود تحقیقات صورت گرفته بصورت پراکنده در نقاط مختلف ایران در خصوص گونه لرگ، تاکنون هیچگونه مطالعه خاصی در مورد گونه لرگ واقع در دره لارت بخش بدره استان ایلام صورت نگرفته است. به همین دلیل نیاز به مطالعات در خصوص این گونه ضروری است. بدیهی است نتایج این تحقیقات برای برنامه ریزی ها و اتخاذ بهترین تدابیر مناسب مدیریتی، حفاظتی، احیاء و توسعه ای در خصوص این ذخیره گاه در آینده، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
1-1-2 سوالاتمطالعه حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که آیا درخت لرگ باعث افزایش اسیدیته خاک در منطقه ریزوسفر می‌شود؟ آیا زادآوری این گونه اکثرا از طریق جست دهی می‌باشد؟
1-1-3 اهداف تحقیقهدف کلی این تحقیق مطالعه شرایط رویشگاهی لرگ در دره لارت می‌باشد. همچنین مطالعه حاضر بدنبال دستیابی به اهدافی دیگر ازجمله بررسی زادآوری توده لرگ در دره لارت، بررسی پوشش کف جنگل در رویشگاه توده لرگ واقع در دره لارت، بررسی گونه‌های همراه درختان لرگ، مطالعات خاکشناسی و تجزیه تحلیل پارامترهای آن در ارتباط با رویشگاه لرگ می‌باشد.
1-1-4 فرضیاتفرضیه این مطالعه در راستای پاسخ گویی به سوالات مطالعه حاضر می‌باشد و عبارتند از اینکه درخت لرگ باعث افزایش اسیدیته خاک در منطقه سایهانداز و ریزوسفر می‌شود. زادآوری این گونه اکثرا از طریق جست دهی می‌باشد.

1-2 کلیات1-2-1 تعاریف1-2-1-1 اکولوژی
علم مطالعه رابطه و آثار متقابل بین موجودات زنده و غیر زنده است. اگر منظور روابط اکولوژیک بر روی یک گونه گیاه یا جانور بطور مستقل باشد اصطلاح ات اکولوژی (Autecology ) مطرح می‌شود. اگر این مطالعه بصورت جمعی با شد اصطلاح سین اکولوژی (Synecology ) بکار برده می‌شود (مهاجر، 1385).
1-2-1-2 اکولوژی جنگل
علم شناخت و تجزیه تحلیل روابط و آثار موجود در یک اکوسیستم جنگل است (مهاجر، 1385).
1-2-1-3 حوزه آبریز
حوزه آبریز، محدوده جغرافیایی است که جریان‌های سطحی ناشی از بارش را به یک پایانه نظیر  اقیانوس، دریا، دریاچه، تالاب یا کفه زهکشی می‌کند. بعبارت دیگر سطحی از زمین است که کلیه بارش‌های جوی وارد بر آن، توسط یک سیستم رودخانه زهکش می‌شود.
1-2-1-4 رویشگاه
مجموعه عوامل اقلیمی، خاکی و پستی بلندی که در یک محل وجود دارد و شرایط لازم و کافی را برای استقرار و رشد و توسعه درختان بوجود میآورد. رویشگاه مترادف پایگاه بکار برده میشود (مهاجر 1385 ).
1-2-1-5 ذخیرهگاه جنگلی
ذخیرهگاه به منطقه یا مناطقی از عرصه خشکی و یا دریا اطلاق می شود که از اکوسیستم ها یا گونه های نمونه یا استثنایی برخوردار هستند. ذخیرهگاههای جنگلی یا Forest reserver الگوهای کوچک شده ذخیره گاه های بیوسفر هستند که در آن گونه های منحصر به فرد و کمیاب و یا گونه های رو به انقراض به صورت طبیعی رویده اند. ذخیرهگاههای جنگلی در ابعاد کمی کوچکتر تابع رویشگاههای گونه های بومی که از نظر ژنتیکی در مقایسه با رویشگاه های دیگر همان گونه دارای برتری میباشند انتخاب میگردد. به عبارتی ذخیرهگاه جنگلی، قسمتی از جنگل است که به دلیل داشتن گونه‌های گیاهی نادر یا در حال انقراض یا داشتن رویشگاه خاص، گونه‌های گیاهی مورد تهدید، که دارای ارزش ژنتیکی بالا هستند، با سیم خاردار یا فنس یا نظایر آن محصور و محافظت شده است تا از انقراض گونه یا تخریب رویشگاه جلوگیری شود.
1-2-2 پارکها و ذخیرهگاههای جنگلیهمانطور که پیشتر اشاره شد رویشگاه لرگ در استان ایلام جزء ذخیرهگاههای مهم استان می‌باشد که ارائه مطالبی درخصوص ذخیره گاهها مناسب است.
افزایش روز افزون جمعیت جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه و فقر اقتصادی و پایین بودن سطح درآمد ملی کشورهای مذکور، باعث شده تا جمعیت این کشورها در فشار و تنگناهای اقتصادی قرار گیرند. در بررسی علل عقب افتادگی این کشورها، علیرغم داشتن منابع طبیعی مناسب و دارا بودن منابع بالقوه درآمدی، فقر و محرومیت را پذیرفته و در واقع پایین بودن سطح دانش و فن آوری و آگاهی نداشتن از نحوه بهره برداری از پتانسیل‌های موجود، مزید بر علت شده و همچون تازیانهای بر پیکر بیجان این کشورها کوبیده میشود.
یکی از منابعی که بصورت عمده در عصر کنونی می‌تواند درآمدهای قابل توجهی را رقم زده و با بالا بردن تولید ناخالص ملی در نهایت درآمد ملی را در صحنه بین المللی افزایش دهد، صنعت توریسم و اکوتوریسم می‌باشد که در چند دهه گذشته این صنعت توانسته جای پای مناسبی را در روابط بین المللی یافته و با ایجاد پیوند میان کشورهای مختلف، منبع درآمد خوبی نیز برای بسیاری از کشورهای جهان گردد. به طوریکه در حال حاضر تنها درآمد حاصل از توریسم و اکوتوریسم در کشورهایی همچون فرانسه، آمریکا، اسپانیا، چین و آلمان بیش از درآمد ملی بعضی از کشورهای توسعه نیافته میباشد.
برقراری ارتباط میان ملل مختلف از طریق آشنایی با فرهنگ ها، آداب، رسوم، پیشینه‌های تاریخی و فرهنگی یکدیگر، موجبات استحکام پیوندهای اجتماعی و سیاسی ملل را فراهم آورده و در بسط و توسعه تفاهم آمیز روابط بین الملل، سهم بسزائی خواهد داشت. بنابراین یکی از تاثیرات مهم در صنعت توریسم و اکوتوریسم علاوه بر ایجاد ارتباط میان فرهنگ‌های مختلف، جنبه درآمد و اشتغال زایی این صنعت خواهد بود. بطوریکه پیش بینی می‌شود این صنعت با در استخدام داشتن 200 میلیون نفر نیروی انسانی، بزرگترین کارفرما بوده و می‌تواند تا پنج سال، 350 میلیون شغل ایجاد نماید.
در بهرهبرداری از منابع طبیعی بصورت کلی با رعایت اصل حفاظت و بهرهوری از پارکها بصورت عام و سایر مناطق حفاظت شده و ذخیرهگاههای بیوسفر و ذخیرهگاههای جنگلی در استفاده از اثرات غیر مستقیم اقتصادی که میزان آن به مراتب بالاتر از اثرات مستقیم اقتصادی خواهد بود، به عنوان یک اصل کاملا جدی مطرح و قابل تعمق میباشد.
اصولا پارک ها از نظر شکلگیری و ماهیت عملکرد به دو گروه عمده تقسیم میشوند:
گروه اول: پارک هایی هستند که در ارتباط با اوقات فراغت شکل میگیرند. فلسفه وجودی و هدف عمده در این پارک ها، فراهم آوردن امکانات تفریحی و تفرجی برای شهروندان میباشد. همانند پارک‌های شهری ( محلی، منطقهای و هرگونه تفرجگاه جنگلی متمرکز) که در این گونه پارک ها تفریح و تفرج به عنوان یک اصل مطرح میباشد.
گروه دوم: شامل پارک هایی می‌شود که در ارتباط با حفاظت از طبیعت و حفاظت از فون یا فلور منطقه و یا حفاظت از فون و فلور بصورت مشترک با هم احداث می‌شوند به عبارت دیگر، حفظ طبیعت در این پارک ها اولویت اول بوده و بهره وری از تفرج (متمرکز یا گسترده) به عنوان یک بحث حاشیه ای در این گونه پارک ها مطرح میباشد.
از جمله پارک هایی از این گروه که از نظر تشکیلاتی تحت مدیریت سازمان جنگلها و مراتع میباشند می‌توان به پارک‌های جنگلی طبیعی، پارک طبیعت، پارک جنگلی دست کاشت، پارک کویری و ذخیرهگاه جنگلی اشاره نمود و از جمله پارک‌های تحت مدیریت سازمان حفاظت و محیط زیست می‌توان به پارک‌های ملی، اثر طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش، مناطق حفاظت شده و ذخیره گاه بیوسفر اشاره کرد.
هر کدام از پارک ها، مناطق حفاظت شده و ذخایر جنگلی ذکر شده در تامین اهداف خود دارای مشخصات فنی خاص خود و امکان تفرج ( گسترده و متمرکز) با ظرفیت محدود و متناوب از یکدیگر میباشند ولی تمامی‌این مناطق در جهت تأمین سه اصل مهم یعنی اصل حفاظت و حمایت فیزیکی و فنی و حفاظت و تنوع بیولوژیکی گیاهی و جانوری و اصل آموزشی و تحقیقاتی در مقایسه با سایر مناطق در روند توالی و تواتر طبیعی در اکوسیستم‌های طبیعی با فون و فلور و اصل تفرج (گسترده و متمرکز) در جذب توریسم و اکوتوریسم، بطور جدی مطرح میباشند.
1-2-2-1 ذخیرهگاههای جنگلیاینگونه مناطق در مقایسه با سایر بخش‌های جنگلی جوان بوده و در واقع الگوهای خود را از ذخیرهگاه‌های بیوسفر که تابع پروونانس‌های جغرافیایی زیستی (بیوژئوگرافیکی) برداشته ولی در ابعاد کمی‌کوچکتر، تابع رویشگاههای جنگلی، گونه‌های در حال انقراض، نادر، گونه‌های مورد تهدید و سایر رویشگاههای گونه‌های بومی‌که از نظر ژنتیکی در مقایسه نسبی با دیگر رویشگاههای همان گونه برتر باشند، انتخاب میشوند.
بنابراین در این مناطق اطلاعات مربوط به بانک ژن گیاهی و حفظ تنوع گیاهی و دستاوردهای داروئی و پزشکی و همچنین دستاوردهای اقتصادی با استفاده از دو رگه گیری از پایه‌های وحشی برای بدست آوردن گونه، واریته یا کلن‌های جدید در بالا بردن تولیدات چوبی در واحد سطح و مقاوم به بیماری‌های گیاهی و هزاران اثر ناشناخته دیگر تکمیل شده و تحت مدیریت واقع میشوند.
معیار انتخاب این عرصه با بررسی‌های ریز کارشناسی و شناخت دقیق از رویشگاههای مختلف برای گونه‌های با اولویت مورد اشاره، در نظر گرفته میشوند. سطح این ذخیرهگاهها با توجه به پراکنش گونه با گونه‌های مورد نظر در هسته مرکزی یا طبیعی آن با عنوان Core zone ، یک پنجم سطح و چهار پنجم سطح به عنوان مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در نظر گرفته میشود. در قسمت هسته مرکزی یا طبیعی با قطع عوامل و فاکتورهای تخریب به صورت صد درصد، حمایت و حفاظت میشوند تا با فراهم شدن تجدید حیات طبیعی، روند توالی و تواتر پوشش گیاهی در روند طبیعی قرار گیرد.
بنابراین در هسته مرکزی، ضمن بازسازی اکوسیستم طبیعی، جلوگیری از انقراض گونه ها و حفظ گونه ها از نظر تحقیقاتی و آموزش بسیار حائز اهمیت بوده و می‌تواند به عنوان عرصه‌های با حالت بکر مورد توجه محققان داخلی و خارجی باشد و زمینه‌های جذب اکوتوریسم را نیز فراهم نمایند. ضمن اینکه در قسمت مناطق ضربه گیر یا Bufter zone در برنامه‌های دراز مدت با احداث تأسیسات تفرجی و تحقیقی می‌توان در این زمینه اقدام نمود در ضمن اهداف مهمتری نیز در ذخائر جنگلی به جهت ارتباط عناصر اکولوژیکی با یکدیگر به عنوان زنجیره‌های متصل به هم و تاثیرپذیری این عناصر از عملکرد متقابل بوم سازگان متنوع و در جهت پایداری ذخایر بیوسفر مورد تعقیب و پیگیری میباشند.
1-2-3 رویشگاه زاگرسجنگلهای ایران با 4/12 میلیون هکتار وسعت، 4/7 % از سطح کشور را اشغال کرده اند. لذا کشور ایران در مقایسه با سایر نقاط دنیا به لحاظ پوشش جنگلی کشوری فقیر محسوب میگردد ولی به لحاظ تنوع گونه ای و گیاهی و ذخایر ژنتیکی گیاهی در جهان کم نظیر است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383). مسلما درخت لرگ که در کشور ایران بویژه در استان ایلام بشکل کاملا طبیعی حضور دارد، از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. یونانی ها، از دیرباز پشتکوه کنونی را که ایرانیان پاطاق می‌گویند بنام زاگرس (Zagros ) می‌نامیدند. این نام به مرور زمان به سرتاسر کوه هایی که به دنباله کوه‌های ارمنستان، از منتهی الیه شمال غربی ایران آغاز می‌شود، سپس غرب و جنوب کشور را در می‌نوردد، تعمیم داده شد. پژوهشگران، در مورد درازای زاگرس، بر حسب اینکه ابتدا و انتهای آن را در چه نقطه ای گرفته باشند، ارقام مختلفی ذکر کرده اند. زاگرس دارای دامنه هایی با شیب تند و قلل مرتفع می‌باشد که برخی از آنها مانند زرین کوه، دالاهو، دنا و زرد کوه پوشیده از برف‌های دائمی‌هستند (جزیره ای و رستاقی، 1382).
هفت رشته رودخانه درجه یک کشور که با 5/34 میلیارد متر مکعب آب، 40 درصد آبهای سطحی کشور را به خود اختصاص می‌دهند، از کوه‌های زاگرس سرچشمه میگیرند و راه به جلگه‌های حاصلخیز کشور می‌یابند که وجود آنها منوط به وجود این جنگلها در منطقه است (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
جنگلهای منطقه زاگرس به دلیل اهمیت زیاد حفاظتی آب و خاک باید حالت جنگلهای حمایتی، حفاظتی و احیایی به خود گیرند و در این راستا نیز دخالت ها در این جنگلها باید بصورت ملایم و همگام با طبیعت باشد (مهاجر، 1385). جنگلهای زاگرس را تحت عنوان جنگلهای نیمه خشک طبقه بندی کرده که بیشترین تاثیر را در تامین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور را دارند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
کوه‌های زاگرس که از شمال غرب تا جنوب غرب ایران گسترش می‌یابند، به علت جذب رطوبت ابرهای بارانزا از نواحی غربی با مبدأ دریای مدیترانه، شرایط لازم را جهت استقرار و گسترش پوشش جنگلی را بوجود آورده اند. جنگلهای این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا ( میان جنگل) در استان فارس ادامه می‌یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوههای بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می‌باشد. مساحت جنگلهای زاگرس در گذشته بیش از 10 میلیون هکتار بوده است و به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگلها دائما سیر نزولی را پیموده است و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد. مساحت فعلی این جنگلها در حال حاضر در حدود 5 میلیون هکتار می‌باشد که گونه غالب آن بلوط ایرانی Quercus persica است و همراه با سایر گونه‌های بلوط جنس غالب این جنگلها را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل نیز به جنگلهای بلوط غرب مشهور است. مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای منطقه زاگرس بشرح جدول شماره 1-1 می‌باشد (مهاجر، 1385).
جدول شماره 1-1 : مهمترین گونه‌های درختی و درختچه ای جنگلهای زاگرس
ردیف نام علمی نام فارسی
1 Acer monspessulanum L. (A.cinerascens Boiss.) کیکم ( کرکو)
2 Amygdalus communis L. بادام معمولی
3 Amygdalus reuteri Boiss. (= A. horrida) بادام کوهی ( ارژن)
4 Amygdalus scoparia Spach. بادامک ( بخورک)
5 Berberis vulgaris L. زرشک
6 Cerasus mahaleb (L.) Mill. محلب
7 Cerasus microcarpa (C.A,M) Boiss. راناس (برالیک)
8 Cerasus vulgaris Mill. آلبالو
9 Cercis griffithii Boiss. ارغوان
10 Celtis Caucasica Willd. تا
11 Celtis tournefortii Lam. تایله
12 Cornus sanguinea L. شفت
13 Crataegus aronia (L.) Bosc. زالزالک
14 Crataegus persica pojark ولیک
15 Daphne angustifolia C.Koch (= D.mucronata) خشک
16 Daphne caucasica pall. (= D.salicifolia Lam.) تروانه
17 Eleagnus angustifolia L. سنجد
18 Ficus Carica Var. Johannis Boiss. انجیر
19 Fraxinus rotundifolia Mill. (= F.oxycarpa) زبان گنجشک
20 Juglans regia L. گردو
21 Juniperus polycarpos C.Koch ارس
22 Lonicera nummularifolia J.&sp.(=L.Persica). پلاخور ( شن)
23 Loranthus europaeus Jacq. موخور
24 Morus alba L. توت
25 Myrtus communis L. مورد
26 Nerium indicum Mill. کیش
27 Olea europea L. زیتون
28 Palliurus spina – christi Mill. سیاه تلو
29 Pistacia khinjuk Stocks. خنجوک ( کلخونک)
30 Pistacia mutica F.&.M. (=P.atlantica) بنه ( چاتلانقوش)


31 Platanus orientalis L. چنار
32 Populus euphratica oliv. پده
33 Prosopis stephaniana (Willd) Kunth. جغجغه
34 Punica granatum L. انار
35 Pyrus communis L. خج
36 Pyrus glabra Boiss. انچوچک
37 Pyrus syriaca Boiss. امرود
38 Quercus Brantii Lindl. بلوط (برودار)
39 Quercus infectoria Oliv. دارمازو
40 Quercus libani Oliv. ویول
41 Quercus persica J.&.Sp. بلوط ایرانی
42 Rhamnus kurdica Boiss. چغاله ( تنگرس)
43 Rhus coriaria L. سماق
44 Rosa canina L. نسترن وحشی
45 Salix persica Boiss. زرد بید
46 Sorbus luristanica (Bornm.) سپستان
47 Sorbus persica Hedl. دیو آلبالو
48 Tamarix gallica L. گز انگبین
49 Ulmus carpinifolia Borkh. اوجا
50 Vitis Sylvestris Gmelin مو
51 Ziziphus nummularia wight. دره
52 Ziziphus vulgaris Lam. عناب
جنگلهای حوزه رویشی زاگرس، در وضعیت موجود خود در دو صورت جنگلهای منفصل و جنگلهای پیوسته زاگرس قرار میگیرند.
1-2-3-1 جنگلهای پیوسته ناحیه رویشی زاگرساز فاصله حدودا بیست کیلومتری پیرانشهر، در مسیر سردشت شروع میشوند که منطبق با 36 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی است. این جنگلها بخشهایی از استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، خوزستان و فارس را در بر میگیرند. جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس، باتوجه به تمایز معنی دار ترکیب نباتی، خود به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. بخش شمالی حوزه رویشی زاگرس پیوسته برمبنای دامنه رویشی دو گونه مازودار (Quercus infectoria Oliv.) و وی ول (Quercus libani Oliv.) تعیین حدود شده است که با همراهی برودار (Quercus brantii Lindl) یا بصورت خالص و یا با سایر گونه ها تشکیل تیپ جنگلی می‌دهند. بخش جنوبی حوزه رویشی زاگرس پیوسته، محدوده رویش انحصاری برودار (Quercus brantii Lindl) بصورت پیوسته است که تقریبا در بین دو مدار 29 درجه و 5 دقیقه تا 33 درجه و 45 دقیقه عرض شمالی واقع شده است.
1-2-3-2 جنگلهای منفصل حوزه رویشی زاگرسدر قالب توده‌های جدا افتاده بلوط یا سایر گونه ها از جنگلهای پیوسته خودنمایی می‌کنند که در گذشته جزئی از جنگلهای پیوسته حوزه رویشی زاگرس بوده اند اما در طول تاریخ بر اثر بهره برداری و تغییر کاربری، از جنگلهای پیوسته جدا شده و در حال حاضر تحت عنوان جنگلهای گسسته خودنمایی میکنند (جزیره ای و ابراهیمی‌رستاقی، 1382). علاوه براین می‌توان زاگرس شمالی را در مجموع مرطوبتر و خنک تر (سردتر) از زاگرس جنوبی دانست. جنگلهای زاگرس اغلب دارای تاج پوشش باز بوده، رشد درختان اندک و زادآوری طبیعی بدلیل شدت تخریب بسیار اندک است. در حال حاضر تنها 7 درصد از جنگلهای منطقه زاگرس دارای فرم پرورشی دانه زاد بوده و 93 درصد آن دارای فرم‌های شاخه زاد و دانه و شاخه زاد می‌باشند (ثاقب طالبی و همکاران، 1383).
1-2-3-3 زمین شناسی و خاکشناسیدر اواخر پلیوسن در اثر جدا شدن سرزمین عربستان از آفریقا و نزدیک شدن آن به فلات ایران، تغییر شکل و چین خوردگی در بخش جنوبی و جنوب غربی کشور رخ داد. به این ترتیب زاگرس از آب خارج شد. در دوره میوسن، بر اثر فعالیتهای کوهزایی، این رسوبات بصورت کوههای عظیمی‌برافراشته شدند. در دوران سوم با پدیده آتشفشانی این حوزه در گدازه‌های آتشفشانی پوشیده شد و در دوران چهارم بر اثر فرسایش کوهها، خاک یا همان نهشته‌های آبرفتی بر فراز طبقات دیگر جای گرفت.
تیپ‌های عمده خاک در این منطقه عبارتند از :
خاکهای قهوه ای جنگلی Brown soils
خاکهای شاه بلوطی Chesnut soils
خاکهای سنگی Lithosols
خاکهای راندزین Rendzinas
خاکهای آبرفتی Alluvial soils
فراگیرترین خاک جنگلی در حوزه زاگرس شامل خاک قهوه ای جنگلی است که گاهی بصورت یکپارچه و در مواردی همراه با تیپ‌های دیگر ظاهر میشود. خاکهای سنگی و راندزین دارای عمق کمتر و فاقد حاصلخیزی کافی و ظرفیت نگهداری آب می‌باشند و معمولا در عرصه هایی با شیب متوسط یا تند دیده می‌شوند (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
1-2-3-4 خصوصیات اقلیمی‌ناحیه رویشی زاگرسبارش
باران و برفی که در مناطق مختلف زاگرس فرو میریزد، از جریان هایی نشأت می‌گیرند که عمدتا از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه و تا حدی نیز از دریای سیاه و بعضا از مناطق شمالی اروپا به این سو حرکت می‌کنند. قاعده کلی بارش در این حوزه اینست که مقدار بارندگی از شمال به جنوب و از غرب به شرق کاهش می‌یابد. بارندگی در این منطقه اغلب از نوع زمستانه است و بطور متوسط بین 400 تا 800 میلیمتر است بطوریکه بیش از 70 درصد کل بارندگی سالانه و در مواردی (ایلام) تا 97 درصد آن در نیمه دوم سال فرو میریزد. این مسئله منجر به ایجاد یک تابستان خشک و طولانی می‌شود. بر اساس نمایه خشکی دومارتن چهار نوع اقلیم مرطوب، نیمه مرطوب، مدیترانه ای و نیمه خشک در منطقه زاگرس وجود دارد. طول مدت خشکی در این اقالیم به ترتیب 4 تا 5 ماه و برای دو مورد آخر 4 تا 6 ماه است.
دما
طبق آمار جوی در زاگرس، میانگین دمای متوسط سالانه بر حسب عرض جغرافیایی و ارتفاع بین 9 تا 25 درجه سانتیگراد نوسان دارد. فاصله بیشینه مطلق و کمینه مطلق دما در هر محل بسیار چشمگیر و حدود 50 درجه سانتیگراد می‌باشد که به 74 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد و این پدیده نمایشگر شدت بری بودن اقلیم منطقه می‌باشد. همچنین تعداد روزهای یخبندان نیز در نقاط مختلف آن بین 10 تا 149 روز در سال است (ثاقب طالبی و همکاران 1383).
1-2-4 اسامی‌لرگنامهای محلی لرگ عبارتند از : موتال (در آستارا)، متول (در گرگانرود)، ملال (در طالش)، مولول (در شفارود)، کوچ، کوچی (در اطراف رشت، رودبار و درفک)، کهل و کهل (در لاهیجان، مازندران و گرگان)، سیاه کهل (در تنکابن و رامسر)، لرگ و لارگ (در نور، کجور، مازندران و گرگان)، درخت رحمان (در لرستان) و نیروز در ایلام (سهرابی و مهدیفر، 1375).
1-2-5 طبقه بندی لرگKingdom: Plantae – Plants
(unranked): Angiosperms
(unranked): Eudicots
(unranked): Rosids
Order: Fagales
Family: Juglandaceae
Genus: Pterocarya
Species: P. fraxinifolia
1-2-5-1 کلید شناسی:الف – جوانه ها بدون پایه، فلس دار، برگها معطر، میوه یک شفت بزرگ .Juglans
ب – جوانه ها پایه دار، عریان و بدون فلس، برگها غیر معطر، میوه یک فندقه بالدار Pterocarya (Avis 1982).
خانواده گردو(Juglandaceae ) از 7 جنس و حدود 50 گونه تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق معتدله و نیمه گرمسیری نیمکره شمالی پراکنش دارند. جنس های زیرخانواده یوگلاندوئیده عبارت اند از یوگلانس ( 15 گونه) و کاریا ( 25 گونه) و زیرخانواده اُرمونئوئیده دارای 5 جنس است که پتروکاریا ( 10 گونه) ازآن جمله است. یک گونه از جنس یوگلانس به نام گردو (یوگلانس رگیا) در جنگل های شمال و غرب و یا به صورت کاشته شده در غالب نواحی ایران و یک گونه از جنس پتروکاریا به نام کرُک پتروکاریا فراکسینیفولیا در جنگل های شمال ایران می رویند (بخشی خانیکی، 1386). بطورکلی این خانواده دارای 6 جنس و 40 گونه است که از مهمترین جنسهای آن گردو و لرگ را میتوان نام برد (Avis 1982).
تیره Juglandaceae شامل 8 جنس و 50 گونه می‌باشد که در بین آنها جنس گردو Juglans با 21 گونه مهمترین گیاه این خانواده است. لیست تمامی‌جنس‌های تیره Juglandaceae به قرار زیر است (بدرزاده، 1386) : Juglans – Platycarya – Pterocarya – Oreomunnia – Engelhardtia – Cyelocarya - Alfaroa
لرگ دارای یک واریته درختچه ای بنام P.f.var.dumosa بوده که شاخه‌های آن باریک، زرد قهوه ای و طول برگچه ها 5 تا 7 سانتیمتر می‌باشد که در دو زیرخانواده طبقه بندی می شوند. این جنس دارای یازده گونه است که شش گونه آن در چین، یک گونه در ژاپن و یک گونه در آسیای غربی انتشار دارد. گونه آسیای غربی که در قفقاز و شمال ایران و همچنین با تایید بخش تحقیقات گیاهشناسی موسسه در دو منطقه از جنگلهای غرب کشور شامل استانهای ایلام و لرستان انتشار دارد که بنام Pterocarya fraxinifolia (spach) یا P.caucasica معروف است (Avis 1982) .
1-2-6 ویژگیهای مورفولوژی لرگ
درختان برگ ریز، اغلب باقطر مشخص، برگها متناوب، شانه ای، بدون گوشواره، گلها تک جنسی، بدون گلبرگ، تک پایه، شاتون نر آویزان، شاتون ماده راست یا آویزان، گلهای نر با پوشش دندانه ای یا براکته مانند 60-3 لبی یا فاقد آن، پرچمها 40-3 عدد، گلهای ماده بدون دم گل روی ساقه قرار گرفته اند. براکته ها و پوشش گل روی تخمدان قرار گرفته و اغلب چهار لبی می‌باشند. تخمدان تحتانی، 3-2 خامه ای، تک حفره ای، تک تخمی، قاعده ای، میوه شفت یا فندق بالدار، دانه اغلب با لپه‌های خیلی پیچ خورده. بطورکلی این خانواده دارای 6 جنس و 40 گونه است که از مهمترین جنسهای آن گردو و لرگ را میتوان نام برد. درختان این خانواده معمولا دارای ریشه‌های عمیق و چوب بسیار عالی هستند. عموما در نواحی معتدله نیم کره شمالی انتشار دارند و استثنائا در آمریکا از خط استوا می‌گذرند. غالبا بصورت درخت و ندرتا درختچه هستند (Avis 1982) . درخت لرگ خزان کننده، شاخه ها دارای مغز نرم و اسفنجی یا مطبق، جوانه ها پایک دار و لخت، برگها متناوب شانه ای، گلها یک پایه و در روی شاتونهای آویزان قرار دارند. کوتیلدنها چهار لوبه و ژرمیناسیون اپیژه است. شاخه‌های اصلی بسیار توسعه یافته و رشد درخت سریع و پاجوش بسیار تولید می‌کند. این جنس دارای یازده گونه است که شش گونه آن در چین، یک گونه در ژاپن و یک گونه در آسیای غربی انتشار دارد. گونه آسیای غربی که در قفقاز و شمال ایران و همچنین با تایید بخش تحقیقات گیاهشناسی موءسسه در دو منطقه از جنگلهای غرب کشور شامل استانهای ایلام و لرستان انتشار دارد که بنام Pterocarya fraxinifolia (spach) یا P.caucasica معروف است (Avis 1982).
گیاهان این خانواده درختانی تک پایه با برگ های متناوب و مرکب شانه ای و معطّر و فاقد گوشوارک می باشند. گل ها تا 6 کاسبرگ و از 3 الی 40 پرچم تشکیل شده است. پرچم ها در 2 یا چند سری قرار دارند و دارای میله کوتاه و بساک دوخانه اند که با شکاف طولی شکفته می شوند. گل های نر در روی گل آذین سنبله یا خوشه ساده آویخته آرایش یافته اند. پوشش گل های ماده از تعداد محدودی براکته و کاسه گلی مرکب از 4 کاسبرگ تشکیل یافته است. مادگی زیرین و تخمدان از به هم پیوستن 2برچه به وجود آمده و تک خانه ای و حاوی یک تخمک راست می باشد. خامه کوتاه و منتهی به 2 کلاله بزرگ است. میوه تقریباً خشک و شکوفا یا ناشکوفا یا گاهی اوقات بالدار است. دانه منفرد، دارای رویان بزرگ و فاقد آندوسپرم می باشد (بخشی خانیکی، 1386). بر اساس منابع موجود لرگ درختی است که به ارتفاع 30 متر می‌رسد (جوانشیر، 1366)، و در جنگلهای حوضه آبخیز (واز) تا 40 متر ارتفاع نیز اندازه گیری شده است (ابراهیمی،‌1379).
1-2-7 جنگلهای جهان و پراکنش لرگ در دنیا30 درصد سطح کره خاکی را جنگل و بیشه‌های جنگلی مفروش می‌کند. 24 درصد آن را مراتع اشغال کرده اند و 11 درصد برای زمین‌های کشاورزی اختصاص داده شده اند. امروزه تخریب بیرویه در سطح جنگلهای جهان صورت می‌گیرد. سالهاست که با قطع بیرویه جنگلهای جهان رو به تخریب می‌باشد. و بنابر آمارهای F.A.O هر ساله یازده میلیون هکتار از جنگلهای جهان تخریب می‌شود. در واقع هرساله به اندازه سطح کشور گواتمالا تخریب صورت میگیرد. طبق آمار سازمان خواروبار و کشاورزی جهانی در سال 1991 جنگلهای مناطق حاره جهان 79/1 میلیارد هکتار بوده. بین سالهای 1981 تا 1990 هر ساله در حدود 15 میلیون هکتار از جنگلهای مناطق حاره از بین رفته اند. تخریب بیشتر در جنگلهای آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا صورت گرفته است. جنگلهای مناطق معتدله و شمال کره زمین نیمی‌از جنگلهای جهان را تشکیل می‌دهند. محصولات چوبی این جنگلها برای صنایع مصرف می‌شود. و در حدود 80 درصد چوب صنایع از این جنگلها است. سطح جنگلهای معتدله و نیمه معتدله جهان 5/1 میلیارد هکتار می‌باشد (مصدق، 1384).
نظر به اینکه پراکنش آبها و خشکی ها در کره زمین یکسان نیست، عوامل موثر اکولوژیک از قبیل حرارت، رطوبت و غیره در همه نقاط بطور یکسان وجود ندارند، بدین جهت نوع و تیپ رستنی ها نیز اشکال مختلفی بخود می‌گیرند و در سطوح متفاوتی گسترش می‌یابند. چنانچه از قطب شمال یا جنوب به طرف استوا پیش رویم، ملاحظه می‌کنیم که درجه حرارت دائما افزایش می‌یابد. میزان رطوبت نیز هرچه از مناطق دریایی دور شویم و به خشکی ها نزدیک شویم کاهش می‌یابد. مقدار انرژی خورشید مثلا در نواحی استوایی 200 کیلوکالری در سانتی متر مربع است، در صورتیکه در عرض جغرافیایی 70 درجه این مقدار فقط 30 کیلو کالری در هر سانتیمتر مربع است. یعنی در یک دوره رویش گیاهی در مناطق استوایی انرژی خورشیدی 7 برابر بیشتر از مناطقی است که در عرض جغرافیایی 70 درجه هستند. هرچند که از نظر مقیاس جهانی حرارت و رطوبت مهمترین عوامل در پراکنش اجتماعات گیاهی هستند، با وجود این تاثیر کلی عوامل اکولوژیک در یک محل و قدرت رقابت گیاهان عوامل تعیین کننده ظاهر شدن یا فقدان یک تیپ گیاهی بشمار می‌آیند (مهاجر، 1385).
سطح کل جنگلهای دنیا حدود 4/3 میلیارد هکتار برآورد شده است (F.A.O، 1993 ). این رقم در سال 1980 بالغ بر 4 میلیارد هکتار بود. این موضوع روند تخریب سریع جنگلهای دنیا را نشان می‌دهد. جنگلهای دنیا نزدیک به 90% بیوماس گیاهی اکوسیستم‌های زمینی را تولید می‌کنند و همراه با دریاها 48% کل تولید اولیه کره زمین را تشکیل می‌دهند (مهاجر، 1385).
برای تفکیک و طبقه بندی جنگلهای دنیا روشهای مختلفی پیشنهاد شده است و دانشمندان زیادی جنگلها را بر حسب عوامل مختلف طبقه بندی نموده اند. بعضی جنگلها را برحسب مناطق جغرافیایی، برخی بر اساس سیمای ظاهری و گونه‌های تشکیل دهنده آنها تقسیم بندی نموده اند. یکی از تقسیم بندی‌های معروف توسط پروفسور بروکمن (Brockmann ) صورت گرفته است که در آن مناطق رویش گیاهی دنیا به ده قسمت تقسیم شده اند که در جدول 1- 2 ذکر شده اند.

جدول 1-2 : تقسیم بندی مناطق رویشی جهان توسط بروکمن1 – جنگلهای بارانی یا استوایی Pluvisilvae
2 – جنگلهای سبز بارانی یا نیمه استوایی Hiemisilvae
3 – جنگلهای همیشه سبز معتدله گرم و مرطوب Laurisilvae
4 – جنگلهای همیشه سبز مدیترانه ای Durisilvae
5 – جنگلهای سبز تابستانی ( خزان کننده) Aestisilvae
6 – جنگلهای سوزنی برگ مناطق معتدله سرد Aciculisilvae
7 – رویشهای استپیک Duriherbosa
8 – بیابانهای گرم Siccideserta
9 – بیابانهای سرد Frugorideserta
10 – مناطق قطبی Polaris
تقسیم بندی‌های دیگری که بر اساس سیمای ظاهری جنگلها بنا شده است نیز وجود دارد که بیشتر جنبه عملی دارند (مهاجر، 1385).
در جغرافیای جنگل، گسترش نباتات و درختان جنگلی در جهان بررسی می‌شود، ترکیب رستنی ها و جوامع مختلف جنگلی مطالعه میگردد. بنا بر عقیده Diels و Good جهان به شش سرزمین پهناور جنگلی تقسیم می‌شود که هرکدام از این سرزمین‌های پهناور جنگلی به چند تحت سرزمین تقسیم می‌شوند (مصدق، 1384). این شش سرزمین عبارتند از:
سرزمین‌های جنگلی شمال جهان Holarctic Kingdom
سرزمین‌های جنگلی حاره قدیم Paleotopical Kingdom
سرزمین‌های جنگلی حاره جدید Neotropical Kingdom
سرزمین‌های جنگلی استرالیا Australian Kingdom
سرزمین‌های جنگلی کاپ Cape Kingdom
سرزمین‌های جنگلی مجاور قطب جنوب Holantarctic Kingdom
Browicz (1982) ، محل انتشار گونه لرگ را در جنوب غربی آسیا، در قفقاز، آناتولی و شمال ایران می‌داند و نقشه پراکنش آن را در دنیا ترسیم کرده است (شکل 1 – 1).

شکل 1-1 : نقشه پراکنش لرگ در جهان Browicz (1982)گونه لرگ در جنگلهای شرق قفقاز، دشتی که به طرف دریای خزر و کوههای موازات آن است، در قسمت جلگه ای و در مسیر رودخانه ها وجود دارد. همچنین در جنگلهای جنوب قفقاز در دره Koura جنگل نواری از گونه لرگ حضور دارد. در جنگلهای خزان کننده مرکز ژاپن در قسمت جزیره Hondo نیز درخت لرگ ( Pterocarya sp ) به چشم می‌آید. در جنگلهای سابتروپیکال، قسمت جنگلهای کوهستانی چین مرکزی نیز جنس‌های Pterocarya موجود است. در جنگلهای بخش مدیترانه ای آسیا، در قسمت کوهستانی جنگلهای ترکیه بین ارتفاعات 1000 تا 1800 متر از سطح دریا درختان لرگ حضور دارند (مصدق، 1384).
1-2-8 جنگلهای ایران و پراکنش لرگ در آنجنگلهای ایران با 4/12 میلیون هکتار وسعت، 4/7% از سطح کشور را اشغال کرده است. لذا کشور ایران در مقایسه با سایر نقاط دنیا بلحاظ پوشش جنگلی، کشوری فقیر محسوب میگردد ولی بلحاظ تنوع گونه ای و گیاهی و ذخائر ژنتیکی گیاهی در جهان کم نظیر است ( ثاقب طالبی، 1383). آمار رسمی‌مساحت جنگلهای ایران در سال 1343 (دفتر فنی مهندسی منابع طبیعی) 18 میلیون هکتار را نشان می‌داده. در سال 1321 ساعی مساحت تقریبی جنگلهای ایران را 5/19 میلیون هکتار برآورد نموده است (مهاجر، 1385). کشور ایران که مساحت آن بالغ بر 1654000 کیلومتر مربع و یا به روایت دیگر 163 میلیون هکتار است تقریبا 18 میلیون هکتار جنگل داشته، در واقع می‌توان گفت 11% سطح کشور را جنگل پوشانیده ولی امروزه سطح آن به مراتب کمتر از آن است و احتمالا در حدود 12 میلیون هکتار است (مصدق، 1384).
شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی ایران طوری است که این کشور را در تقاطع سه منطقه گیاهی مهم قرار داده است. منطقه ایران و تورانی که علاوه بر گیاهان بومی‌ویژه خود از نفوذ بعضی عناصر مدیترانه ای نیز برخوردار می‌باشد. این ناحیه خود شامل دو منطقه جنگلی زاگرس و ایران- تورانی است. منطقه هیرکانی که وابسته منطقه گیاهی اروپا – سیبری است و از دو منطقه جنگلی هیرکانی و ارسبارانی تشکیل می‌شود و منطقه صحرا – سندی که نوار جنوبی کشور را در بر می‌گیرد. بر اساس همین مطالعه، تعداد گونه‌های گیاهی ایران در حدود 8000 گونه برآورد می‌شود. در واقع تنوع اقلیمی‌بویژه از دیدگاه زمین ساختی در این کشور به گونه ای رقم خورده است که جغرافیدانان آن را پل ارتباطی بین اقالیم جهانی نیز نامیده اند و همین تنوع اقلیمی‌موجب پیدایش حداقل پنج رویشگاه جنگلی منفک از یکدیگر گردیده است. ناحیه رویشی خزری که جنگلهای مرطوب تجاری و صنعتی را در خود جای داده است، ناحیه رویشی ارسبارانی با جنگلهای نیمه مرطوب که با برخورداری از تنوع گیاهی وسیع بعنوان ذخیره گاه جهانی بیوسفر شناسایی شده است، ناحیه رویشی زاگرس با جنگلهای نیمه خشک تا معتدله خشک و مجموعه ای غنی از انواع گونه‌های بلوط، ناحیه رویشی ایران – تورانی که تحت عنوان جنگلهای خشک سیمای دیگری از جنگلها را با ارس، پسته وحشی و بادام به نمایش می‌گذارد (ثاقب طالبی، 1383).
در جنگلهای کرانه دریای خزر در ایران، در اشکوب اول جامعه Querco- buxetum درختان لرگ نیز حضور دارند(مصدق، 1384). جامعه Querco- buxetum یک جامعه گیاهی مخصوص دشت‌های کرانه خزر است که دارای خاک ماسه ای و قابل نفوذ می‌باشد. در این جامعه دو اشکوب مشخص وجود دارد. اشکوب اول شامل بلوط همراه گونه هایی مثل افرا، لرگ و توسکا و اشکوب دوم بسیار متراکم و مرکب از شمشاد، لیلکی، خرمندی و شب خسب که در زیر آنها علف هایی مثل سرخس، گرامینه ها و تعدادی از گونه‌های خزه خاکزی دیده می‌شود (ثاقب طالبی، 1383).
جنگلهای خزری از نظر سیمای ظاهری شباهت زیادی به جنگلهای پهن برگ اروپای مرکزی، شمال ترکیه و قفقاز دارد. تنوع گونه‌های درختی و جوامع جنگلی شمال ایران به مراتب غنی تر از جنگلهای اروپای مرکزی است و شباهت آن از این نظر بیشتر به جنگلهای شمال ترکیه و قفقاز نزدیک است . بر حسب شرایط اقلیمی، خاکی و غیره جوامع جنگلی مختلفی از جمله جامعه لرگ – توسکایستان ( Pterocaryo – Alnetum ) و لرگ – ونستان ( Pterocaryo – Fraxinetum ) ظاهر می‌شوند (مهاجر، 1385).
گسترش لرگ در جنگلهای خزری ایران در عرضهای جغرافیایی بالاتر (36 درجه شمالی) و با بارندگی بیشتر(1100 میلیمتر) و 27 روز یخبندان گزارش شده است (ابراهیمی، 1383). مناطق انتشار لرگ در ایران، در گرگان دره زیارت و بندر گز، در مازندران آمل، رودخانه چالوس (پارک فین)، قائم شهر، پل سفید، دشت نظیر کجور، رامسر، قاسم آباد، نوشهر، زیرآب، شیرگاه، در گیلان هشتپر، پیربازار، انزلی، رشت، لاهیجان، اسالم، رضوانشهر و آستارا گزارش شده است (قهرمان، 1362). انتشار لرگ در جنگل‌های ناحیه خزر از آستارا تا مینودشت و از جلگه تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریای آزاد ( استثنا در جنگلهای نور) بیان شده است (ثابتی، 1374). وجود توده‌های لرگ در استان لرستان (شول آباد) نیز گزارش شده است (سهرابی، 1387).
1-2-9 فسیل شناسی لرگدر دوران یخبندان جنسهای زیادی در نواحی Colchique و قفقاز و ایران از گذشته به یادگار مانده اند که بعضی از این جنسها شامل Pterocarya ، Celtis ، Juglans ، Diospyros ، Parotia ، Zelkova ، Rhododedron می‌باشند(مصدق، 1377). Paganelli (1960) در مطالعه ای تحت عنوان نخستین نتایج مطالعه گرده در نهشته‌های لیگنینی منطقه Pietrafitta نشان داده است که جنس Pterocarya یکی از گونه‌های قدیمی‌بوده و در دوران اول زمین شناسی گرده آن در نهشته‌های لیگنینی قرار گرفته اند و در آن منطقه بصورت تدریجی تقلیل پیدا کرده اند. Hibino در سال 1968، در مطالعه ای در ارتباط با گرده‌های فسیل و در هوا پراکنده شده با پوشش گیاهی انجام گرفت که در این مطالعه گرده‌های Pterocarya spp. به دو صورت فسیلی و در هوا پیدا شده است که این گونه در منطقه مذکور سالها پیش ناپدید شده و از فلور منطقه حذف گردیده است.
1-2-10 استفاده‌های صنعتی و غذایی لرگچوب لرگ با رنگی آمیخته به قرمز، نرم و برای ساختن تغار، خمره، ظروف، پارو و غیره بکار می‌رود و الیاف درخت لرگ برای بستن خوشه‌های انگور و بافندگیهای بخصوص مانند راکت تنیس و غیره بکار میرود ( جوانشیر، 1366).
چوب گونه های مختلف گردو از اهمیت خاصی برخوردار بوده و دارای مصارف صنعتی است همچنین دانه‌های آن نیز مصرف خوراکی دارد. از برگ ها و پوست میوه آن نیز در صنایع رنگرزی استفاده به عمل می آید. برخی از گونه های این خانواده به عنوان درختان زینتی کاشته می شوند (بخشی خانیکی، 1386).
مدادهای حاصله از چوب لرگ بهترین کیفیت را دارا بوده و از این نظر حتی با چوبهای وارداتی برابری می‌کند. براساس تجربیات و سابقه علمی‌موجود اشاره می‌نماید که برگ سبز جوشیده شده لرگ به دلیل وجود مواد موثره و اثر گیج کننده ای که برای ماهی دارد، در گذشته نه چندان دور در رودخانه‌های جنگلی بخشی از مناطق شمال از جمله آمل و نور در فن ماهیگیری استفاده می‌شده است (ابراهیمی، 1379).
در مطالعاتی به تولید لاک از Laccifer laca بر روی درختان لرگ اشاره شده است (Hadzibejli ، 1968 ). گونه P.fraxinifolia بومی‌قفقاز بوده و از چوب آن جهت تهیه جعبه‌های بسته بندی و تهیه مبلمان استفاده می‌شود (Poucke ،1991 ).
فصل دومسابقه تحقیق
2-1 مروری بر مطالعات انجام شده بر روی لرگبدون شک یکی از اصلی ترین و مهمترین راه‌های دستیابی به اطلاعات مورد نظر در خصوص هریک از رشته‌های دانش بشری، مراجعه به تحقیقات، پژوهش ها و کارهای علمی‌است تا از این طریق بتوان برای رسیدن به هدف مورد نظر و برنامه ریزی‌های آتی، آگاهی و اطلاعات کافی را حصول کرد.
درخصوص لرگ مطالعاتی چند در داخل و خارج کشور انجام شده است. اما تاکنون هیچگونه پژوهشی در خصوص این گونه در استان ایلام انجام نشده است. امید است مطالعه حاضر گام مفید و موثری درجهت ادامه کارهای تحقیقاتی در خصوص گونه مذکور در آینده باشد.
در ادامه چندی از تحقیقات داخلی و خارجی در باب درخت لرگ را ذکر می‌کنیم.
2-2 مطالعات داخل کشوررمضانی و همکاران (1379) در مطالعه ای تحت عنوان بررسی ویژگیهای خاک و گیاهان همراه در رویشگاههای شیردار acer cappadocicum gled در منطقه غرب مازندران، به منظور بررسی ویژگیهای خاک و گیاهان همراه در رویشگاههای شیردار، 9 رویشگاه مناسب در جنگلهای منطقه فیتوژئوگرافیک هیرکانی انتخاب نمودند. Selective sampling از رده بندی خاک رویشگاههای مورد بررسی پنج رده mollisol ,entisol ,inceptisol ,alfisol ,ultisol به دست آورد. آنالیز فیزیکی شیمیایی این خاک ها نشان داد که درخت شیردار دامنه وسیعی از ph 4/3-8/17 و آهک 01-62 درصد را تحمل می کند خاک بیشتر رویشگاهها دارای بافت رسی یا لوم رسی بود از بین عناصر ضروری Mg در هیچ رویشگاهی دچار کمبود نبوده ولی مقادیر N ,K ,Ca ,P در برخی از پروفیلهای خاک از حد معمول کمتر بودند گیاهان درختچه ای و علفی در کل رویشگاهها شناسایی و استقرار این گیاهان درهریک از رده های خاک بررسی گردید. از بررسی گیاهان همراه مشخص شد که گیاهانی نظیر: علف جیوه Perennis mecurialis ، شیرپنیر galium odoratum بنفشه viola odorata و ... در همه رده های خاک دیده می شوند ولی برخی دیگر از گیاهان تنها در یک رده خاک مشاهده شدند که از این گروه میتوان به Brachypdium sylvaticum , Stellaria holostea اشاره کرد.
آخانی و سلیمیان (1382) تحقیقی تحت عنوان توده‌های منحصر بفرد لرگ موجود در کوه‌های زاگرس مرکزی- ایران انجام دادند. توده fraxinifolia Pterocarya که در بخش ایران -تورانی از ایران، در ارتفاع 1730 متر، در دریای خزر و در منطقه وان در جنوب شرقی ترکیه گزارش شده است، جدا از جمعیت، در کوه‌های زاگرس مرکزی نیز وجود دارند. این توده مدت طولانی است که توسط مردم محلی محافظت میشود، که بر این باورند کاهش این درختان شوم است. ساختار، اندازه و اهمیت فیتوژئوگرافیکی توده مورد بحث و حفاظت از آن، همراه با راش، چنار و درخت غول، به عنوان یک اثر طبیعی ملی پیشنهاد شده است.
ابراهیمی‌و همکاران (1383) تحقیقی تحت عنوان بررسی نیاز رویشگاهی لرگ در جنگل تحقیقاتی «واز» مازندران انجام دادند. در این مطالعه مشخصه‌های کمی و کیفی درختان لرگ به‌طور جداگانه یادداشت و ثبت گردید و تجزیه و تحلیل نهایی با استفاده از آمار و اطلاعات موجود انجام گرفت. مطالعه و بررسی رویشگاه های لرگ در حوضه نشان می‌دهد که درختان لرگ بر روی خاکهای رسی مرطوب و عمیق، شیب بین 5 تا 20 درصد، جهت های شمالی، ارتفاع 500 تا 1000 متر از سطح دریا، در حاشیه و اراضی کم شیب، بستر رودخانه‌ها و دره‌ها از بیشترین تراکم برخوردار بوده‌اند. از نظر درجه آمیختگی نیز 4/56 درصد درختان را لرگ، 5/14 درصد را خرمندی، 8 درصد را توسکای ییلاقی و بقیه را سایر گونه‌ها تشکیل می‌دهند. متوسط رویش قطری و طولی سالیانه لرگ در طول دوره زندگی، متفاوت و بیشترین رشد طولی و قطری مربوط به 20 سال اول دوره می‌باشد. در ضمن رویش ارتفاعی بعد از سنین حدود 55 سالگی، بسیار کم و به حداقل ممکن می‌رسد. تعداد درختان لرگ در توده‌های مورد مطالعه 2/14 اصله در قطعه نمونه (10 آر) می‌باشد که تا طبقه قطری 35 سانتیمتری افزایش و بعد از آن روند نزولی پیدا می‌کند. بیش از 80 درصد درختان لرگ در طبقات قطری 10 تا 45 سانتیمتری قرار دارند. از نظر زادآوری، کلیه نهالها مبدأ غیر جنسی (ریشه جوش) دارند، ضمن آنکه به‌رغم وجود نهال نسبتاً فراوان، زادآوری از روند مطلوبی برخوردار نیست. لرگ در عموم رویشگاهها همراه با توسکای ییلاقی، افرا (پلت)، توسکای قشلاقی، ممرز، سفید پلت، ون و گردو در اشکوب بالا قرار می‌گیرد. توده‌های لرگ مورد بررسی در اکثر موارد حالت دو اشکوبه دارند. از نظر کیفیت تنه، هرس، تقارن تاج، درختان لرگ وضعیت چندان مطلوبی ندارند. 84 درصد درختان سالم و تنها 16 درصد آنها دچار آفت و امراض، پوسیدگی، کت زدگی و سرشکستگی تاج می‌باشند.
زاهدی پور و همکاران (1383) در مطالعه ای تحت عنوان بررسی پراکنش، اکولوژی و فنولوژی پسته وحشی دراستان مرکزی مطالعه موردی رویشگاه کوه نظر کرده - شهرستان ساوه، ضمن بررسی دقیق خصوصیات رویشگاه، خصوصیات کمی و کیفی درختان از قبیل تعداد درخت در هکتار، ارتفاع درختان، قطر تاج بزرگ و کوچک، ارتفاع تنه، قطر تنه، نوع فرم رویش، شادابی و سلامت تنه و تاج و سایر ویژگیها در منطقه کوه نظر کرده شهرستان ساوه را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصله از این تحقیق نشان داد که محدوده ارتفاعی پراکنش درختان 1293 – 1080 متر از سطح دریا بوده، تعداد درختان 30 – 50 اصله در هکتار و میانگین ارتفاع آنها برابر 27/3 متر بوده که حداکثر ارتفاع 5 متر می‌باشد. از طرفی ارتفاع تنه درختان 18/1 متر و میانگین ارتفاع تاج نیز برابر 10/2 متر بوده است. میانگین قطر برابر سینه 3/7 سانتیمتر و میانگین ارتفاع قطر تاج بزرگ و کوچک به ترتیب 16/3 و 10/2 متر است که 98% آن بصورت شاخه زاد می‌باشد.
علیپورنصیرمحله و همکاران (1385) تحقیقی با عنوان بررسی نقش درخت لرگ در کاهش فرسایش خاک انجام دادند. در این کار نواحی فرسایش خاک با ترکیبی از گرادیانت‌های شیب، انواع کاربرد زمین، میزان پوشش گیاهی و میزان فرسایش خاک طبقه بندی شده. کاهش در سرعت فرسایش خاک 11/2% در طول یک دوره 3 ساله بعد از حفاظت خاک وجود دارد. مقایسه شدت فرسایش خاک بین قبل از فرسایش و بعداز فرسایش مشخص می‌کند که فرسایش خاک به طور آشکار تقلیل یافته و اندازه گیری کاملا موثر بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *