–107

در معیار سنتی و یا حسابداری شاخص‌هایی وجود دارد که این شاخص‌ها توسط گروه متخصصان سازمان بورس جهانی به منظور ارزیابی شرکتهای صنعتی تعیین گردیده‌اند. این شاخص‌ها شامل: نرخ بازده‌داراییها ، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام ،در آمد هر سهم ونسبت قیمت به درآمد هر سهم می‌باشند. در ادامه به تشریح هر یک از این شاخص‌هاپرداخته‌شده‌است. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011)
1 -6-1،الف) نرخ بازده‌دارایها : این شاخص حاصل تقسیم سود خالص بعد از کسر مالیات بر میانگین مجموع داراییهای یک شرکت در طول یک دوره مشخص مالی می‌باشد. این نسبت که اغلب به صورت درصد بیان می‌گردد نشان دهنده میزان سود آوری شرکت می‌باشد. از آنجاییکه این نسبت نشان دهنده میزان بهره وری شرکت از داراییها به منظور ایجاد سود خالص در یک دوره مالی است، از اهمیت بسیار زیادی در ارزیابی شرکت‌های تولیدی – صنعتی دارد. به عبارت دیگر این نسبت نشان می‌دهد که به ازای هر یک دلار سرمایه‌گذاری درداراییها توسط شرکت چه میزان سود ایجاد گردیده‌است (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011).فرمول محاسبه نرخ بازده‌دارایی‌ها در زیر آورده‌شده:
(1) سود پس از کسر بهره و مالیات :نرخ بازده دارایی‌ها
مجموع دارایی‌ها
همانگونه که در فرمول نرخ بازده‌دارایی‌ها دیده‌می‌شود، بازده بالاتر به معنای عملکرد سودآوری برای یک شرکت است. نرخ بازده‌دارایی‌ها کارا بودن مدیریت در استفاده ارز دارایی‌ها به منظور خلق سود را نشان می‌دهد. این شاخص برای مقایسه عملکرد شرکت در دوره‌های مختلف و رقبا مناسب خواهد بود.
1-6-1،ب)نرخ بازده‌حقوق صاحبان سهام: این شاخص نشان‌دهنده ‌میزان درصد سودآوری سرمایه‌گذاری سهامداران در سهام عادی شرکت می‌باشد. در حقیقت شرکتها برای افزایش وبیشینه‌کردن سود سهامداران خود در حال فعالیت می‌باشند و این موضوع باید موجب بزرگتر شدن این نسبت گردد. در نتیجه این شاخص، در پی اندازه‌گیری میزان بازده‌مورد انتظار سهامداران عادی از سهام خود در شرکت می‌باشد. اگر چه این نسبت از راه‌های زیادی قابل محاسبه است(یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011). اما یکی از رایج‌ترین روش‌های محاسبه این نسبت در فرمول زیر بیان گردیده است:
(2) سود پس از کسر بهره و مالیات : نرخ بازده حقوق صاحبان سهام
حقوق صاحبان سهام
به دلیل اینکه فقط حقوق صاحبان سهام در این شاخص در مخرج منظور می‌گردد، این شاخص تاثیر مستقیمی از میزان استقراض شرکت به منظور تامین مالی می‌پذیرد. هر چه این نسبت بالاتر باشد نشان‌دهنده‌کارایی مدیریت سرمایه و ایجاد بازده بیشتر به سهامداران خواهد بود.
1-6-1،ج) درآمد هر سهم: درآمد هرسهم هم یکی دیگر از شاخص‌هایی است که قدرت شرکت را نشان می‌دهد.
درآمد هر سهم یکی از عمومی ترین شاخص‌هایی است که برای تعیین قیمت سهام مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شاخص یکی از مولفه‌های محاسبه نسبت قیمت به درآمد هر سهم نیز محسوب می‌گردد .این شاخص از اهمیت بالایی برخوردار است. به دلیل واکنش‌های سرمایه‌گذاران به ایجاد سود پیش‌بینی شده توسط شرکت، این شاخص از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور محاسبه این نسبت، سود خالص در دسترس سهامداران عادی باید تقسیم بر تعداد سهام منتشر شده توسط شرکت در همان دوره ایجاد سود گردد. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011)
(اگر تعداد سهام شرکت به واسطه افزایش سرمایه تغییر کرد، از میانگین وزنی برای تعیین این شاخص طی دوره باید استفاده‌شود.) فرمول محاسبه درآمد هر سهم در زیر آورده‌شده‌است .(چن و کیم، 2007) :
(3) سود خالص سهامداران عادی : درآمد هر سهم
تعداد سهام منتشر شده
یکی از راه‌های مناسب برای کشف میزان رشد شرکت‌ها محاسبه این شاخص و مقایسه آن با سال‌های قبلی فعالیت آن شرکت می‌باشد. گاهی این شاخص به عنوان مهمترین شاخص برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها نیز در نظر گرفته‌می‌شود.
1-6-1،د) شاخص قیمت بر درآمد هر سهم: این شاخص نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران مایل به پرداخت چه مبلغی در برابر دریافت هر دلار سود می‌باشند. اگرچه معیارهای زیاد دیگری برای اتخاذ تصمیم سرمایه گذاری توسط سهامداران باید در نظر گرفته‌شود، این نسبت یکی از مشهورترین شاخص‌ها برای تحلیل عملکرد شرکت می‌باشد. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011) این شاخص حاصل تقسیم قیمت بازار سهم بر سود هر سهم به دست می‌آید: (ترونگ 2009)
(4) قیمت بازار هر سهم : نسبت قیمت به سود هر سهم
سود هر سهم
سود هر سهم از صورتهای مالی منتشرشده توسط استخراج می‌گردد، در صورتیکه قیمت هر سهم جایی گزارش نمی‌شود و از منابع جدید دیگری بدست می‌آید. منطق اصلی نسبت قیمت به درآمد هر سهم بیانگر این موضوع است که بازار برای کسب سود از هر سهم تمایل به پرداخت چه مبلغی دارد.
1-6-2، معیارهای مدرن(شاخص‌های ارزیابی عملکرد مالی مبتنی بر ارزش)
در این مدل از چهار شاخص جدیدی برای ارزیابی عملکرد مالی شرکتها که توسط گروه متخصصان سازمان بورس برای ارزیابی عملکرد شرکتهای تولیدی _ صنعتی مشخص شده‌اند استفاده‌می‌گردد.این شاخص‌ها شامل ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازاری، بازده جریان نقد در سرمایه گذاری و ارزش افزوده نقدینگی را شامل می‌شود (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011).
1-6-2،الف) ارزش افزوده اقتصادی: این شاخص اولین بار توسط استرن استوارت و همکارانش مطرح شد. این شاخص نشان‌دهنده سود اقتصادی شرکت می‌باشد که با سود حسابداری تفاوتهایی نیز دارد. دردهه 90 میلادی، محبوبیت ارزش افزوده اقتصادی به عنوان شاخصی برای اندازه گیری عملکرد شرکتها افزایش یافت. یکی از عوامل موفقیت این شاخص، در نظر گرفتن هزینه سرمایه‌ای و محاسبه آن در ارزیابی عملکرد است. این شاخص بیان می‌کند که تنها زمانی ارزش یک شرکت زیاد خواهد‌شد که بازده آن از هزینه سرمایه بیشتر باشد. از آنجاییکه سرمایه‌گذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل‌شدن ریسک تجاری، در انتظار دریافت پاداش هستند، سود عملیاتی شرکت به منظور خلق ارزش برای سهامداران باید از هزینه سرمایه فراتر برود. (حسینی آزان آخاری و مهدوی،1387) این موضوع که فلسفه زیر بنایی ارزش افزوده اقتصادی است از طریق رابطه زیر بیان می‌شود(باسیدور و باکوییست، بوراند و سایرین، 1997) :
EVAt = NOPAT – WACC(CAPITALt-1 ) (5)
NOPAT : t سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره
WACC :میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه ای
CAPITALt-1 🙁 t-1 انتهای ) tمجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره
فرمول دیگری نیز برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی وجود دارد. در این روش برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی در هرسال، حاصلضرب سرمایه بکارگرفته شده را در اول دوره‌ مالی در اختلاف بین نرخ بازده داراییهای سرمایه‌ای و میانگین موزون هزینه سرمایه در پایان دوره می‌باشد که این تعریف در فرمول زیر قابل مشاهده نیز هست(کرامر و پاشنر، 1997):
EVAt =( ROICt – WACCt ) × CEt-1 (6)
ROIC t : ارزش جایگزینی دارایی عملیاتی /سود عملیاتی بعد از کسر مالیات
WACC :میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه ای
CEt-1 :سرمایه بکارگرفته شده در اول دوره مالی یا مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره
اگر ارزش افزوده اقتصادی مثبت باشد، شرکت برای صاحبان خود ثروت خلق می‌کند و اگر این عدد منفی باشد سرمایه‌گذاری در شرکت باعث کاهش ثروت سهامداران آن می‌شود. این شاخص می‌تواند از حاصلضرب ارزش دفتری داراییها در اختلاف نرخ بازده داراییها و هزینه سرمایه نیز محاسبه شود، که در آنصورت به نرخ بازده داراییهای صحیحی نیاز است ودر غیر این صورت ارزش افزوده داراییها اشتباه محاسبه خواهد‌شد. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011)
1-6-2،ب) ارزش افزوده بازاری: این مفهوم را در بر دارد که زمانی ثروت سهامداران افزایش می‌یابد که اختلاف بین ارزش بازارو سرمایه‌ای که سهامداران برای آن شرکت به‌وجود آوردند (حقوق صاحبان سهام) به بیشترین حد خود برسد. این اختلاف ارزش افزوده بازاری نام دارد. این شاخص در اوایل دهه 80 معرفی شد و پس از آن توسط هر دو گروه دانشمندان و بازرگانان به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد و ارزشیابی مورد توجه و استفاده قرار گرفت. ارزش افزوده بازاری به عنوان مهم ترین شاخص ارزیابی عملکردبلند مدت خارجی شناخته شده است.(یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011) ارزش افزوده بازاری عددی است که از تفریق ارزش بازار شرکت از مجموع سرمایه به کار گرفته‌شده و ارزش دفتری بدهی بدست می‌آید. (کیم وهمکاران، 2004(
(7) مجموع سرمایه بکارگرفته شده – مجموع ارزش بازاری شرکت = ارزش افزوده بازاری
این فرمول بیانگر این مساله است که ارزش افزوده بازاری، شاخص تجمعی از ارزش مازاد ایجاد شده توسط مدیریت، نسبت به پول سرمایه گذاری‌شده سهامداران می‌باشد. به عبارت دیگر ارزش افزوده بازاری مجموع ثروت ایجاد شده برای سهامداران از روز ایجاد شرکت بوده است. به لحاظ عملی، ارزش افزوده بازاری می‌تواند بیانگر ارزیابی بازار از میزان کارایی مدیریت در تخصیص منابع تحت کنترلش به اضافه اینکه مدیر چقدر شرکت خود را در بازار خوب جلوه داده است، باشد. اگر حاصل محاسبه این شاخص منفی بود نشان‌دهنده این موضوع است که بازار اعتقادی به ظرفیت‌های شرکت برای خلق ارزش و ثروت ندارد و پول سرمایه گذاری‌شده در شرکت در حال تضییع شدن است. در عوض مثبت بودن این شاخص نشان‌دهنده این موضوع است که این شرکت برای سرمایه‌گذاران بسیارجذاب بوده و آنها معتقدند که سرمایه گذاری در این شرکت باعث رشد ثروتشان می‌گردد. به لحاظ تئوری ارتباط مسقیمی بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری وجود دارد.(یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011) ارزش افزوده بازاری، ارتباط تنگاتنگی با ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادی مورد انتظار آتی شرکت دارد. به عبارت دیگر این مقیاس نشان دهنده ارزش فعلی شرکت می‌باشد. (فاطمی و همکاران، 1382)
1-6-3،ج) بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده : این شاخص سر سخت‌ترین رقیب شاخص ارزش افزوده اقتصادی در جنگ شاخص‌های ارزیابی عملکرد مالی می‌باشد. این شاخص در دهه 70 میلادی توسط انجمن کالارد و مادالان مطرح گردید و بعدها توسط انجمن‌هالت در سال 2002 توسعه یافت. بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده، دقیقترین بازتاب از توانایی‌های شرکت در راستای خلق ارزش برای سهامداران را از طریق جستجوی راه‌های اجرایی ارزیابی کسب و کار را منعکس می‌کند. این شاخص به صورت گسترده ای مورد استفاده موسسه‌های سرمایه گذاری قرار می‌گیرد ولی به ندرت دیده شده افراد حقیقی از این شاخص استفاده کنند. این شاخص بازده واقعی پول سرمایه‌گذاری شده در شرکت را به صورت درصدی بیان می‌کند. برعکس شاخص‌های سنتی حسابداری مثل بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام این شاخص در برابر اختلافات روش حسابداری و تورم تعدیل شده است، بنابراین معمولا تصویر درست‌تری از عملکرد مالی شرکتها را به نمایش می‌گذارد. این موضوع به این دلیل است که بازده جریان نقد سرمایه‌گذاری شده ترکیبی از نرخ بازده واقعی و تصحیح انحرافات ایجاد شده بر ارزش دارایی‌ها متاثر از تورم را تعدیل و محاسبه می‌کند. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011) دو راه مختلف برای محاسبه بازده جریان نقد سرمایه‌گذاری شده تا کنون شناخته شده است. روش اول نگرش چند دوره ای است. در این روش، بازده جریان نقد سرمایه‌گذاری شده شرکت از طریق محاسبه نرخ بازده داخلی تمام پروژه‌های شرکت محاسبه می‌گردد. این شاخص است که موجب تساوی ارزش فعلی جریانات نقد آتی با میزان سرمایه‌گذاری نقدی ناخالص می‌گردد. روش دیگر محاسبه، روش نگرش تک دوره‌ای می‌باشد. بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده با این نگرش محاسبه ای به یک شاخص تک دوره‌ای ساده‌تر که ما نیز از آن محاسبه می‌کنیم تبدیل می‌گردد:(یانگ و ابایرن ، 2001)
(8) جریان‌های نقدی پایدار = بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده
سرمایه گذاری ناخالص
جریان‌های نقدی پایدار، جریان‌های نقدی ناخالص عملیاتی بدون کاهش ارزش اقتصادی می‌باشند. کاهش ارزش اقتصادی یا استهلاک اقتصادی، هزینه فرصت سرمایه‌گذاری سالانه‌ای است که با خرید داراییهای استهلاک پذیر به وجود می‌آید، درحقیقت مجموع استهلاک دارایی تا آخر t سال عمر دارایی می‌باشد. برای دارایی که دارای عمر t سال باشد، این نرخ از فرمول زیر محاسبه می‌گردد :
(9) ] ×Depreciation asset( 1- [ wacc / (1+wacc)t ED =
Wacc = میانگین موزون هزینه سرمایه
Depreciation asset = دارایی استهلاک پذیر
بازده جریان نقد سرمایه‌گذاری شده بیانگر این مساله است هرگاه شرکت بازدهی بیشتر از هزینه سرمایه خلق کرد می‌توانیم بگوییم برای سهامداران خود ارزش آفرینی کرده‌است. این تعریف بسیار شبیه تعریفی است که از ارزش افزوده اقتصادی کرده‌ایم، هر دو شاخص ارزش آفرینی مدیریت را ایجاد بازدهی پول سرمایه‌گذاری شده‌ای بیش از هزینه سرمایه ای در نظر می‌گیرند. برای سهامداران یک شرکت، بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده بالاتر یک امتیاز محسوب می‌گردد، زیرا پول کمی نسبت به پولی که در آینده عایدشان می‌شود پرداخت می‌کنند. (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011)
1-6-2،د) ارزش افزوده نقدی : این شاخص توسط گروه مشاوران بوستون ایجاد گردیده است. این شاخص به عنوان شاخص اندازه گیری سود اقتصادی مطرح گردیده‌است. به نظر این گروه ارزش افزوده نقدی مدل پیشرفته‌ی ارزش افزوده اقتصادی می‌باشد چراکه در این مدل به جای استفاده از درآمد‌ها از جریانات نقدی استفاده می‌گردد. ارزش افزوده نقدی در شرکتهای ارزش بنیان برای کنترل و ارزیابی استراتژیهای مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شاخص جریان نقد عملیاتی بدون استهلاک اقتصادی وکسر مخارج سرمایه‌ای پولی که در شرکت سرمایه‌گذاری شده، می‌باشد بنابراین ارزش افزوده نقدی دارای فرمول زیر می‌باشد: (یالسین، بایرکدروگلو،کاهرامن، 2011)
(10) مخارج سرمایه ای – استهلاک اقتصادی – جریان‌های نقدی ناخالص(عملیاتی) = ارزش فزوده نقدی
زمانی مخارج سرمایه‌ای برای شرکت در ازای مصرف شرکت از سرمایه به عنوان هزینه شناسایی می‌گردد. روش دیگری در محاسبه ارزش افزوده نقدی نیز وجود دارد که سودآوری شرکت را از طریق اختلاف بین بازده جریان نقد سرمایه‌گذاری‌شده و میانگین موزون هزینه سرمایه‌ای بدست می‌آورد. این روش توسط گروه مشاوران بوستون، روش محاسبه غیر مستقیم نامگذاری گردیده است. فرمول محاسبه این روش در زیر آورده شده است :
(11) پول ناخالص سرمایه گذاری شده × (میانگین موزون هزینه سرمایه - بازده جریان نقد سرمایه گذاری شده ) = ارزش افزوده نقدی
21348703368675نمودار 1
0نمودار 1

1-7، پیشینه علمی و مطالعات انجام شده گذشته
فاز اول قانون هدفمند‌کردن یارانه‌ها با دستور رییس جمهور وقت، از یکشنبه آذر ماه 1389 با اجرای طرح (( اصلاح قیمت‌ها )) آغاز شد. با این اعلام رسمی، قیمت حامل‌های انرژی در مرحله اول اصلاح گردید، حامل‌های انرژی ذکر شده در این اطلاعیه، بنزین، نفت گاز، نفت کوره، گاز مایع، گاز خودرو، نفت سفید، گاز طبیعی و برق بودند. در همین رابطه به هر ایرانی که در طرح ثبت نام نموده بود، برای هر دو ماه مبلغ 81000 تومان یارانه پرداخت شد. (اکبری وموذن زاده، 1391)
با شروع اجرای فاز اول طرح هدفمندی یارانه‌ها، صنایع انرژی بر با مشکلاتی از جمله بالا رفتن بهای تمام شده و پایین آمدن سود ناخالص و سود خالص مواجه شدند، از جمله این صنایع می‌توان، صنایع فولاد سازی، سیمان و حمل و نقل و ... را نام برد .
بنابر گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس" افزایش قیمت انواع حامل‌های انرژی منجر به افزایش قیمت تمام شده محصولات صنایع معدنی به ویژه محصولات فولادی،روی، آلمینیوم و سیمان نسبت به قبل از هدفمندسازی یارانه‌ها و آزاد سازی قیمت‌ها شده و همچنین باعث کاهش حاشیه سود یا حذف سود شده‌است." (دهقانی و مقصودی، 1391) بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه عملکرد مالی به بررسی رابطه بین شاخص‌های مالی و آثار این شاخص‌ها بر عملکرد مالی شرکت‌ها مربوط می‌شوند. این دست از مطالعات معمولا شامل یک مدل رگرسیونی برای نشان دادن میزان توانایی شاخص‌ها در تشریح عملکرد مالی می‌باشند .بعضی از این مطالعات از دسته شاخص‌های حسابداری (سنتی)، برخی از دسته شاخص‌های مبتنی بر ارزش (نوین) و برخی از هر دو شاخص به منظور ارزیابی عملکرد استفاده می‌کنند برخی از متون یافت شده در زمینه ارزیابی عملکرد مالی را در داخل کشور و خارج کشور در ادامه خواهیم آورد.
اولین مطالعه تجربی که به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری مربوط می‌شود توسط استوارت در سال 1991 انجام گرفته است. در این مطالعه، نمونه ای از 1000 شرکت صنعتی فعال در بین سال‌های 87 و 88 میلادی انتخاب شدند تا میزان تاثیر شاخص‌های ارزشی بر ارزش کل شرکت مورد بررسی قرار گیرند. یومورا و پتیت و کانتور در سال 1996 ازاطلاعات مالی 100 شرکت بزرگ بانکی آمریکا در دوره ای ده ساله به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری استفاده‌کردند‌. آنها در این پژوهش از آزمون هبستگی برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با ارزش افزوده بازاری و سه زیر شاخص سنتی شامل : بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم استفاده کردند. لهن و ماخیا نیز در همان سال 1996، مطالعات خود را در میان صنایع تولیدی انجام دادند. آنها در این پژوهش در پی یافتن میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری با رفتار قیمتی سهم بودند. چن وداد در سال 1997 یک مدل رگرسیونی برای مقایسه‌ی بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر شاخصهای حسابداری مانند: سود هر سهم، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده داراییها به دست آورد. فیت، جان و بالاکرشین در سال 2000 دریافتند که میان استراتژیهای سازمانی و متغیرهای کوتاه مدت مالی و شاخص‌های اندازه‌گیری خلق ثروت مثل ارزش افزوده بازاری رابطه غیر خطی وجود دارد. آنها برای مدل کردن این رابطه از شبکه عصبی استفاده کردند. یوک و مک کابه در سال 2001، اثر بخشی ارزش افزوده بازاری به عنوان معیاری برای سرمایه گذاری را اندازه گرفتند. آنها این کار را با بررسی رابطه این شاخص با سایر شاخصهای رایج ارزیابی عملکرد مالی مبتی بر ارزش و نرخ بازده سهام عادی انجام دادند. جانسون و سونیرسال 2003 از اطلاعات مالی ماهانه 487 شرکت برای کشف متغیرهای مالی احتمالی در شرکتهایی که به لحاظ عملکرد مالی، عملکرد قابل قبولی از خود ارایه کرده‌اند. آنها برای این موضوع از شاخصهای شارپ، آلفای جنسن و ارزش افزوده اقتصادی کمک گرفتند. وار در سال 2005 تحقیقی برای کشف آثار تورم بر دقت شاخص ارزش افزوده اقتصادی نمود و در این پژوهش دریافت که تورم آثار مخربی بر دقت این شاخص دارد.کایریازیس و آناستازیس در سال 2008 قدرت اکتشاف نسبی ارزش افزوده اقتصادی را کشف کردند. لاتینن و تاپینن در سال 2008 آثار مولفه‌های هزینه و ارزش افزوده را در اندازه سازمانی(سازمان‌های متوسط و بزرگ) بر روی عملکرد مالی سنجیدند.
از پژوهش‌هایی که در داخل کشور صورت گرفته است نیز می‌توان به پژوهش مهدی رمضانی درتیر سال 1387 اشاره نمود. در این پژوهش وی به بررسی رابطه ارزش افزوده اقتصادی و بازده داراییها به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد نام برد. وی پژوهش خود را از طریق اجرای آزمون همبستگی در میان شرکت‌های خودرویی بورس به انجام رسانید و به نتیجه عدم رابطه بین این دو متغیر رسید. در پژوهشی دیگر که توسط حسینی آزان آخاری ومهدوی در سال 1387 صورت گرفت، به بررسی رابطه بین ارزش افزوده با معیارهای دیگر ارزیابی عملکرد مالی شرکتها مثل سود هر سهم و قیمت به سود هر سهم پرداخته شده است. نتیجه این پژوهش که در بین 50 شرکت فعالتر بورس اوراق بهادار تهران بین سال‌های 1380 – 1384 انجام گرفته است عدم رابطه بین متغیر‌ها را نشان می‌دهد. فرضیه‌های این پژوهش نیز از طریق آزمون همبستگی، آزمون گردیده اند. پژوهش صورت گرفته دیگر در این زمینه مربوط به آذربایجانی و سروش یار در سال 1390 می‌باشد. آنها در پژوهش خود دسته‌بندی دیگری را از شاخصهای ارزیابی عملکرد معرفی کردند و تمامی این شاخص‌ها را در 4 گروه اصلی حسابداری، اقتصادی، مالی و ترکیبی جایگذاری نمودند. در پژوهشی که توسط شریعت پناهی در سال 1388 صورت گرفته است، شاخص‌های ارزیابی عملکرد به چهار گروه حسابداری، مالی، اقتصادی و تلفیقی تقسیم بندی گردیده اند، وی این شاخصها را با استفاده از نظریه نمایندگی ابزار کنترل رفتار مدیران درسازمان‌ها معرفی نموده است. اسکویی و حجازی در سال 1386 دریافتند که ارزش افزوده بازاری ونسبت قیمت به سود هر سهم قدرت توضیحی نسبی بر یکدیگر دارند.
در زمینه پژوهش و بررسی ارزیابی عملکرد صنایع و شرکتهای مختلف بورسی، قبل و بعد از اجرای فاز اول هدفمندیها در کشور پژوهشی صورت نگرفته است. اما موضوعاتی مشابه که بوسیله شاخص‌های مالی، عملکرد شرکتهای دولتی را قبل و بعد از خصوصی سازی از طریق آزمون مقایسه زوجی را ارزیابی و مقایسه نمودند وجود دارد. در این میان می‌توان به مطالعه نجات، میرزاده، جواهری و شهبازی در سال 1389 اشاره نمود. آنها در مطالعه خود به بررسی تاثیر خصوصی سازی بر روی عملکرد مالی، اقتصادی و اجتماعی 46 شرکت خصوصی شده از طریق بورس اوراق بهادار در طی سال‌های 1375-1383 پرداخته اند وبرای ارزیابی عملکرد از شاخص‌های بازده سهام، نرخ بازده سرمایه گذاری، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، سود هر سهم، نسبت سود عملیاتی به داراییهای ثابت و نسبت گردش داراییهای ثابت استفاده نمودند. این محققین میانگین شاخص‌های 3 سال فعالیت این شرکتها را قبل و بعد از خصوصی‌سازی محاسبه نمودند و از طریق آزمون مقایسه زوجی مقایسه کردند. در نهایت اغلب این مقایسات یا معنا دار نبودند و یا بدتر شدن عملکرد این شرکتها پس از خصوصی سازی را نشان می‌دادند.
در پایان‌نامه سپهوند که در سال 1389 نگارش شده است به بررسی این پرسش پرداخته شده است که، آیا ((خصوصی سازی منجر به بهبود عملکرد شرکتهای خصوصی‌سازی شده در بورس اوراق بهادار تهران شده است یا خیر ؟)) وی برای پاسخ به این پرسش تعداد 55 شرکت را طی دوره 1376 تا 1386 از طریق بورس واگذار شده‌اند، را مورد مقایسه و بررسی قرار داده است‌، این محقق در مطالعه خود از شاخصهای ارزیابی عملکرد: بازده فروش، بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، کارایی فروش، مخارج سرمایه‌ای، فروش تعدیل شده با نرخ تورم، تعداد کارکنان، اهرم و نسبت کل بدهیها به کل داراییها استفاده نمود. وی برای نتیجه‌گیری در مورد متغیرهای فوق، پس از انجام آزمون نرمال بودن، با استفاده از آماره آزمون ((کلوموگروف – اسمیرنوف و شپیرو – ویلک )) به انجام آزمون رتبه علامت‌دار ویلکاکسون پرداخته‌است. نتایج دریافت شده از این مطالعه حاکی از بهبود در اغلب ابعاد عملکرد شرکتهای واگذار شده بود.
center2964815نمودار1


00نمودار1
18110205715مدل مفهومی شاخص‌های ارزیابی عملکرد مالی
00مدل مفهومی شاخص‌های ارزیابی عملکرد مالی

1-8، روش انجام پژوهش:
این پژوهش به به صورت توصیفی _ کاربردی است که در کنار مطالعات کتابخانه‌ای با استفاده از شاخه مطالعات پیمایشی جهت گردآوری داده‌ها استفاده شده‌است. تحلیل عاملی تاییدی نیز وسیله‌ای به منظور فرض‌آزمایی است که به منظور تایید و اثبات توفیق زیر شاخصهای معرفی شده دراندازه‌گیری درست ارزیابی عملکرد مالی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردیده است.
تحلیل عاملی تائیدی: تحلیل عاملی در ابتدا صرفا یک روش آماری اکتشافی بود؛ اما اخیرا این امکان به وجود آمده که بتوان با استفاده از تحلیل عاملی فرض آزمایی کرد. این روش که بوسیله یورس کوگ (1973) ابداع شده، تحلیل تاییدی نامیده می‏شود. در این روش بر اساس مطالعات قبلی یا بر طبق نظریه مورد بحث، برای متغیرها بار عاملی فرض می‏شود، آنگاه برای برازاندن هرچه دقیق‏تر بارهای ماتریس هدف، تحلیل عاملی تائیدی انجام می‏شود. به علاوه، می‏توان میزان موفقیت برازندگی را نیز سنجید.(صدر السادات و مینایی، 1391) در تحلیل عاملی تاییدی، متغیرهای مستقل را زیر شاخصها یعنی: بازده حقوق صاحبان سهام، قیمت به سود هر سهم، بازده دارایی‌ها، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده نقدی، بازده جریان نقدی سرمایه گذاری شده و ارزش افزوده بازاری تشکیل می‌دهند. متغیر وابسته نیز عملکرد مالی شرکت‌ها خواهد‌بود. تحلیل عاملی تاییدی را با کمک نرم افزار LISREL در این پژوهش انجام شده است.
در این پژوهش برای بررسی تاثیر اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها بر عملکرد مالی شرکتها از روش پیش آزمون – پس آزمون شاخصهای ارزیابی عملکرد مالی سه سال قبل از اجرای هدفمندی یارانه‌ها( 86-87-88) و سه سال پس از اجرای آن (89-90-91) مقایسه گردیده است.
متغیرهای پژوهش از دو نوع متغیر‌های مستقل و وابسته می‌باشند. متغیر مستقل پژوهش هدفمندی یارانه‌ها و متغیرهای وابسته شاخصهای ارزیابی عملکرد مالی شامل: سود هر سهم، بازده حقوق صاحبان سهام، قیمت به سود هر سهم، بازده دارایی‌ها، ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده نقدی، بازده جریان نقدی سرمایه گذاری‌شده و ارزش افزوده بازاری می‌باشد.
1-9، واحد تحلیل آماری در بین صنایع موجود و پذیرش شده در بورس اوراق بهادار تهران در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‌اند که دلایل انتخاب به شرح زیر آورده شده است:
تعداد زیاد شرکتهای موجود در این گروه‌ها باعث شکل‌گیری میانگین و آزمون قابل اتکاتری خواهد‌شد. بدین معنی که عملکردهای بسیار عالی و بسیار ضعیف برخی شرکتها تحت تاثیر عوامل محیطی باعث تحریف نمی‌شود و تاثیر کمتری بر اطلاعات خواهندگذاشت.
انرژی‌بر بودن این صنایع و تاثیر هدفمندی بر صنایع انرژی‌بر
وجود اطلاعات شفاف‌تر نسبت به سایر گروه‌های موجود در بورس
وجود برخی گمانه‌ها از کاهش سودآوری و حتی ورشکستگی شرکتهای موجود در این صنایع پس از اجرای هدفمندی توسط کارشناسان و تحلیلگران بازار بورس و همینطور مرکز پژوهش‌های مجلس.
از میان شرکت‌های موجود و فعال در لیست شرکت‌های فعال و پذیرش شده در بورس اوراق بهادار تهران شرکت‌هایی که دارای مشخصات زیر باشند انتخاب گردیدند:
فعالیت شرکت‌ها بایستی ماهیت تولیدی و صنعتی داشته باشند.
از سال 86 تا سال 92 در بورس حاضر باشند و نامشان در لیست ناشران پذیرفته بورسی درج شده باشد.(اخراج نشده باشند)
بیشتر از 6 ماه توقف نماد در دوره حضور 6 ساله مورد برسی نداشته باشند.
سال مالی همگی آنها 29/12 باشد.
وجود صورت‌های مالی حسابرسی شده در سامانه کدال.
در دوره مورد بررسی تغییر در سال مالی نداشته باشند.
1-10، ابزار و روش گردآوری داده‌ها داده‌های این پژوهش به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. داده‌های لازم به منظور محاسبه‌ی شاخصهای ارزیابی عملکرد مالی از کتابخانه بورس اوراق بهادار تهران واز تارنمای شبکه کدال(سیستم جامع اطلاع رسانی ناشران اوراق بهادار) استخراج گردیده‌اند. اطلاعات بازاری این شرکتها نیز از تارنمای بورس اوراق بهادار تهران بدست آمده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *