— -فایل پروژه - ریسرچ-480)

TOC \o "1-3" \h \z \u چکیده PAGEREF _Toc419477919 \h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- بیان مسأله PAGEREF _Toc419477922 \h 31-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc419477923 \h 41-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه PAGEREF _Toc419477924 \h 51-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc419477930 \h 81-5- اهداف مشخص تحقیق PAGEREF _Toc419477931 \h 91-5-1- اهداف کلی PAGEREF _Toc419477932 \h 91-5-2- اهداف ویژه PAGEREF _Toc419477933 \h 91-6- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc419477934 \h 91-6-1- سوال اصلی PAGEREF _Toc419477935 \h 91-6-2- سوالات فرعی PAGEREF _Toc419477936 \h 91-7- فرضیه‏های تحقیق PAGEREF _Toc419477937 \h 91-7-1- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc419477938 \h 91-7-2- فرضیه‌های فرعی PAGEREF _Toc419477939 \h 101-8- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی PAGEREF _Toc419477940 \h 101-9- شرح کامل روش تحقیق PAGEREF _Toc419477941 \h 111-10- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها PAGEREF _Toc419477942 \h 111-11- شرح کامل روش و ابزار گردآوری داده‏ها PAGEREF _Toc419477943 \h 121-12- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها PAGEREF _Toc419477944 \h 121-13- سازماندهی تحقیق PAGEREF _Toc419477945 \h 12فصل دوم: چارچوب نظری تحقیق2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز) PAGEREF _Toc419477948 \h 14فصل سوم: عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای3-1- تحولات عراق جدید PAGEREF _Toc419477951 \h 193-2- طرح خاورمیانه بزرگ PAGEREF _Toc419477952 \h 243-3- تحولات عربی (بیداری اسلامی) PAGEREF _Toc419477953 \h 263-4- برنامه‌های هسته‌ای ایران PAGEREF _Toc419477954 \h 303-5- لبنان PAGEREF _Toc419477958 \h 363-6- تحولات افغانستان PAGEREF _Toc419477959 \h 393-7- افراط‌گرایی در پاکستان PAGEREF _Toc419477960 \h 423-8- امنیت خلیج فارس PAGEREF _Toc419477962 \h 473-9- مسأله فلسطین PAGEREF _Toc419477963 \h 503-10- جمع‌بندی PAGEREF _Toc419477964 \h 56فصل چهارم: بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای4-1- ویژگی‌های استراتژیکی منطقه خاورمیانه PAGEREF _Toc419477967 \h 594-2- تقابل ایران و عربستان در معادلات منطقه خاورمیانه PAGEREF _Toc419477968 \h 644-3- اقدامات رقبای منطقه‌ای ایران برای تضعیف موقعیت و نفوذ این کشور در معادلات منطقه‌ای PAGEREF _Toc419477969 \h 674-3-1- ایران هراسی PAGEREF _Toc419477970 \h 674-3-2- تلاش آمریکا برای حداقل‌سازی نقش ایران PAGEREF _Toc419477971 \h 684-3-3- موقعیت آمریکا در قبال تحولات منطقه‌ای PAGEREF _Toc419477972 \h 694-3-4- تشدید تعارضات مذهبی در قالب رقابت شیعه و سنی PAGEREF _Toc419477973 \h 724-3-4-1- شرایط گذشته PAGEREF _Toc419477974 \h 724-3-4-2- فعال شدن عنصر شیعی در منطقه PAGEREF _Toc419477975 \h 734-3-4-3- رویکرد و منافع دولت‌های عربی PAGEREF _Toc419477976 \h 744-3-4-4- سطح داخلی PAGEREF _Toc419477977 \h 754-3-4-5- سطح منطقه‌ای PAGEREF _Toc419477978 \h 774-3-4-6- سطح بین‌المللی PAGEREF _Toc419477979 \h 784-4- عوامل زمینه‌ساز قدرت‌گیری ایران در منطقه PAGEREF _Toc419477980 \h 794-5- عراق نمونه برجسته تاثیرگذار در موقعیت ایران و کشورهای رقیب PAGEREF _Toc419477981 \h 814-5-1- تأثیر رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی بر شکل‌گیری تنش در عراق PAGEREF _Toc419477982 \h 814-6- تقسیم بندی تحولات جهان عرب از لحاط تأثیرگذاری بر منافع و ارزش‌های ایران و رویکرد کشورهای رقیب PAGEREF _Toc419477983 \h 924-6-1- مصر، لیبی، تونس و یمن PAGEREF _Toc419477984 \h 934-6-2- سوریه و اردن PAGEREF _Toc419477985 \h 944-6-3- بحرین PAGEREF _Toc419477986 \h 954-6-4- رویکرد ایران در قبال تحولات بحرین PAGEREF _Toc419477987 \h 964-7- جمع‌بندی PAGEREF _Toc419477988 \h 103فصل پنجم: نتیجه‌گیری5-1- نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc419477991 \h 105فهرست منابع PAGEREF _Toc419477992 \h 109
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- سطوح بازدارندگی PAGEREF _Toc419477955 \h 31جدول 3-2- مقایسه توانایی قانونمند و توانایی کامل در تأمین اهداف پنج‌گانه‌ی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران PAGEREF _Toc419477957 \h 33
فهرست شکل‌هاعنوانصفحه
شکل 3-1- چشم‌انداز ستیزه‌گری در پاکستان پس از سال 2000 PAGEREF _Toc419477961 \h 43

چکیدهنوشتار حاضر به بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای می‌پردازد. در این راستا، سوال اصلی این گونه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای زمینه‌ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است. نوع روش تحقیق نیر توصیفی – تحلیلی می‌باشد. همچنین در جهت حمایت نظری از موضوع از نظریات واقع گرایی، نو واقع‌گرایی، واقع‌گرایی تدافعی و تهاجمی بهره گرفته‌ایم. به طور کلی، منطقه‌ی خاورمیانه به واسطه‌ی تحولاتی همچون بیداری اسلامی، مساله فلسطین، تحولات داخلی لبنان، بحران‌های عراق، سوریه و افغانستان دستخوش بحران‌های بسیاری شده است. این مساله، تنش‌ها و واگرایی موجود میان ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رقیب را بالا برده است. در نتیجه، بحران‌های موجود پیچیده‌تر شده و راه برای ناامنی‌های گسترده باز می‌شود.
کلمات کلیدی:
ایران، کشورهای رقیب، خاورمیانه، بحران، معادلات منطقه‌ای

فصل اول:کلیات تحقیق
1-1- بیان مسأله
ماهیت نظام بین‌الملل در دنیای امروز به گونهای است که به همان اندازه که دامنههای نقش و نفوذ و منافع ملی قدرت‌ها در دنیا افزایش می‌یابد، به همان اندازه نیز ضرورت گسترش تعامل و همکاری و نیاز به ائتلاف‌ها و تمرکز بر منطقه‌گرایی نیز گسترش می‌یابد. منطقه‌ی خاورمیانه از جمله مهم‌ترین عرصه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیبش از جمله عربستان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل و... است که همواره برای دولت مردان این کشورها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. در این راستا، تحولات مربوط به عراق و افغانستان، مساله فلسطین و لبنان، امنیت خلیج فارس، مباحث مربوط به بیداری اسلامی باعث شده است تا کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خاورمیانه را به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های سیاست خارجی خود قرار دهند تا موقعیت و جایگاه خود را در نظام بین‌الملل و همچنین سطوح منزقه‌ای ارتقا بخشند.
منطقه خاورمیانه بعد از سال 2001 در حال انتقال به نظام سیاسی و امنیتی جدیدی است که در آن تمامی بازیگران مهم منطقه‌ای در حال رقابت برای تثبیت نقش‌های جدید خود در منطقه هستند. ایران نیز به عنوان یک قدرت مهم منطقه‌ای برای تثبیت نقش خود، سیاست خارجی خود را در راستای تقویت همکاری‌ها و گسترش تبادلات در سطح منطقه‌ای، تعامل با ملت‌ها، ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح دولت‌ها، حمایت از جنبش‌های و گروه‌های شیعی، مقابله با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و... قرار داده است. به عبارت دیگر، حضور فعال ایران در مسائل منطقه‌ای پس از سال 2003، ضمن تثبیت نقش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران در منطقه، اهمیت استراتژیک ایران را صحنه نظام بین‌الملل نیز افزایش داده است. از سوی دیگر باید اشاره داشت که اتخاذ این سیاست‌ها از سوی جمهوری اسلامی ایران زمینه ساز ایجاد حساسیت‌ها و تقابلات بعضاً گسترده‌ای از سوی ایران در یک سمت و کشورهای رقیبش در سوی دیگر شده است. در این میان ایران که مقامات و رسانه‌های غربی از آن با عنوان سرچشمه هلال شیعی و به تعبیر دیگر هلال مقاومت یاد می‌کنند به‌نظر می‌رسد براساس شاخص‌های رفتاری بازیگر مستقل منطقه‌ای است که به معماری تحولات خاورمیانه منطبق با خواست قدرت‌های فرامنطقه‌ای اعتقادی ندارد و بر این باور است که سیر تحولات خاورمیانه درپی فراگیری بیداری اسلامی در مسیری متناسب با خواست مردم خاورمیانه پیش می‌رود، اما صرف‌نظر از این قدرت‌های منطقه‌ای برخی بازیگران نظیر کشور کوچک قطر نیز به‌ دنبال سمت ‌و سو دادن به روند تحولات خاورمیانه هستند که جای تحلیل دارد.
با این حال، وجود چند عامل بر ابهامات و پیچیدگی‌های موقعیت ایران و کشورهای رقیبش در معادلات منطقه‌ای افزوده است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، وجود گروه‌های افراطی مذهبی است. این گروه‌ها ضمن پیچیده‌تر کردن تحولات امنیتی منطقه، بر راهبردهای سیاست خارجی کشورهای منطقه نیز اثرگذار بوده است. همچنین می‌توان به نقش متفاوت و متعارض کشورهای فرامنطقه‌ای و به طور مشخص آمریکا اشاره داشت. اتخاذ سیاست‌های متضاد در قبال مسائل منطقه از جمله در بحث بیداری اسلامی، از مهم‌ترین ابهاماتی است که کشورهای منطقه با آن روبرو هستند. از سوی دیگر، نبود ثبات در تصمیم‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای نظیر ایران، عربستان، ترکیه و... در قبال مهم‌ترین تحولات منطقه‌ای، از دیگر مسائل و مجهولات بحث پژوهش حاضر است. در این تحقیق با بررسی و تحلیل موضوع، سعی می‌شود به ابهامات فوق پاسخ داده شود.
1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی‌ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. همچنین باید اشاره داشت که وضعیت خاورمیانه، حاوی‌گذار و تحول در سلسله مراتب قدرت‌ها و تلاش هر یک از قدرت‌ها جهت شکل دهی به نظم جدید می‌باشد. از سوی دیگر، درک نوین ژئوپلیتیک معتقد است خاورمیانه در وضعیت جدید دچار مسائل و مشکلاتی است که محور اصلی آن امنیت می‌باشد. برخلاف رویکرد سنتی، ژئوپلیتیک جدید این بصیرت را به ما می‌دهد که در کنار رقابت طبیعی بازیگران برای احراز جایگاهی بالاتر در نظم سلسله مراتبی جدید، مسائل بی‌شماری آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد که بازی آن‌ها را از حالت منازعه خارج و به حالت همکاری و مشارکت در شکل دهی به یک نظم باثبات در عین رقابت در می‌آورد. با توجه به این مهم، باید اشاره داشت که تحولات مهم منطقه‌ای از جمله عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و... زمینه ساز افزایش تلاش برای ارتقای موقعیت از سوی کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در معادلات خاورمیانه شده است که شناخت زوایا و جنبه‌های گوناگون آن نگارش تحقیق حاضر را چند برابر می‌کند.
1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
درباره تحقیق حاضر منابع زیادی نوشته نشده است ولی با این حال، برخی منابع که در لابلای مباحث خود به موضوع این پژوهش نیز اشارهاتی داشته‌اند، بررسی می‌شود.
یوسفی، محسن. 1390. انقلاب‌های عربی: مسأله اجتماعی یا مسأله سیاسی. مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی. سال بیست و پنجم، شماره 284.
نویسنده در این پروژه - ریسرچ، تحولات کشورهای لیبی، تونس، یمن، مصر، بحرین و... را مورد بررسی قرار داده است. وی ضمن بررسی انقلاب و نا آرامی در کشورهای عربی معتقد است که مهم‌ترین عامل زمینه‌ساز شکل‌گیری انقلاب‌ها و نا آرامی‌ها، عدم توسعه نهادهای مدنی، سرکوب شدید مخالفان، فقر و بیکاری بوده است. ایراد اساسی این منبع، عدم توجه به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و همچنین عوامل فرهنگی در شکل‌گیری انقلاب و نا آرامی در کشورهایی همچون بحرین و تأکید صرف بر چند مسأله از جمله فقر و بیکاری در این کشورها است.
کاویانی، حسین. 1388. ساختارهای حکومتی در خلیج فارس. فصلنامه راهبرد اندیشه. سال سوم. شماره 3.


نویسنده در این پروژه - ریسرچ، ابتدا نحوه شکل‌گیری ساختارهای حکومتی خلیج فارس را تشریح کرده و معتقد است از آنجایی که این نوع سیستم حکومتی فردی بوده و در آن پادشاه و حاکم نقش حیاتی را در اختیار دارد، چالش‌ها و موانع بسیاری برای مشارکت شهروندان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد.
قمشه‌ای، محمدرضا. (1387). جایگاه افغانستان و پاکستان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از 11 سپتامبر. تهران: نشر پروا.
نویسنده در این کتاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در قبال پاکستان پس از 11سپتامبر مورد ارزیابی قرار داده است. نویسنده معتقد است شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر باعث گسترش تروریسم شد و با توجه با این که پاکستان یکی از کانون‌های اصلی وجود تروریسم است، این امر حضور گسترده‌ی آمریکا را در این کشور در پی داشته است تا به بهانه مبارزه با تروریسم، ساختارهای مختلف این کشور را نیز تحت تسلط خود داشته باشد. از نظر نویسنده، این امر می‌تواند زمینه ساز تهدیدات جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد.
تخشید، محمدرضا. 1387. یک جانبه‌گرایی آمریکا و تأثیر آن بر نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه علوم سیاسی. سال یازدهم، شماره 2.
نویسنده در این پروژه - ریسرچمعتقد است که روابط ایران و آمریکا با گذشت حدود ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران، همواره در حالت چالشی بوده است. این روابط پس از جنگ سرد و به‌ خصوص طی یک دهه اخیر، وارد مرحله تازه‌ای شده که مقارن با دوران یک جانبه‌گرایی آمریکا است. با توجه به حذف رقیب اصلی از صحنه رقابت و برتری آمریکا در صحنه جهانی، این احتمال دور از ذهن نبود که اقدامات آمریکا در خاورمیانه علاوه ‌بر تثبیت هژمونی بر منطقه، تمامی قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران را در حاشیه قرار دهد اما روند تحولات نشان می‌دهد که این رویکرد، نه ‌تتها موجب کاهش نقش ایران نشد، بلکه موجب توسعه نفوذ و افزایش شعاع تأثیر ایران بر منطقه بوده است. پروژه - ریسرچبه ‌دنبال بررسی این حقیقت است که چگونه یک جانبه‌گرایی و فشارهای همه ‌جانبه به کشورهای منطقه چنین پیامدهایی به‌دنبال داشته است.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
حاجی یوسفی، امیر محمد و احمد سلطانی نژاد. (1386). سامان سیاسی در عراق جدید. تهران: نشر وزارت امور خارجه.
نویسندگان در این کتاب، تحولات به وجود آمده در عراق پس از فروپاشی حکومت بعث را مورد بررسی قرار داده و به نقش کشورهای فرامنطقه‌ای در تحولات این کشور اشاره و تأثیرات آن را بر جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف تبیین کرده‌اند. آنان همچنین به بیان راه‌های رسیدن عراق به توسعه سیاسی و دموکراتیک پرداخته که در این راه نظرات اندیشمندان مختلف را نیز تبیین کرده‌اند. نویسنده در این کتاب همچنین به وجود اقوام و هویت‌های مختلف در عراق جدید اشاره کرده و معتقد است که این امر، مهم‌ترین عامل عدم شکل‌گیری عراقی با ثبات، دموکراتیک و امن محسوب می‌شود.
هادیان، حمید. 1383. سیاست جدید امنیت منطقه‌ای عراق. ماهنامه همشهری دیپلماتیک. سال دوازدهم، شماره 16.
نویسنده در این پروژه - ریسرچمعتقد است که پیش از فروپاشی حکومت صدام حسین، ارتش عراق هسته مرکزی سلول سیاست امنیت منطقه‌ای آن کشور بود ولی اکنون الگوی جدید امنیت منطقه‌ای خبر از عضویت این کشور در ناتو می‌دهد. یکی از نکات کلیدی در این طرح آموزش، تجهیز و مدرنیزه کردن ارتش عراق در قالب مأموریت‌های محوله ناتو است. گفتنی است سیاست منطقه‌ای عراق جدید با فرمول امنیتی از نوع دفاع جمعی و بعد امنیت دسته‌جمعی، با ارتش کوچک و حرفه‌ای، امنیت ملی آن کشور را تأمین می‌کند و مانع از میلیتاریستی شدن جامعه سیاسی عراق می‌شود، نظامیان قدرت را به طور کامل قبضه خواهند کرد و عراق از گروه کشورهای کودتاگر منطقه خارج می‌گردد.
1-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیقایران به عنوان یکی از بازیگران منطقه‌ای که به لحاظ اقتصادی و فرهنگی از توان نسبتاً بالایی برخوردار است، سعی دارد با شناخت قواعد بازی حاکم بر نظام جهانی و یا به کارگیری توان اقتصادی و فرهنگی خود، به افزایش قدرت و اعتبار خود در جامعه بین‌المللی بیافزاید. این البته بیش از هر چیز به در پیش گرفتن سیاست‌های واقع گرایانه مبتنی بر منافع ملی بستگی دارد و نه سیاست‌های فراملی که می‌تواند با به چالش کشیدن قواعد بازی حاکم، نظام جهانی و بازیگران محوری آن باشد. در این راستا، کانون اصلی سیاست خارجی ایران، منطقه خاورمیانه است. خاورمیانه از نظر موازنه قوای منطقه‌ای در حال طی یک دوره‌گذار است که می‌تواند بالقوه، چالش‌هایی را برای امنیت و ثبات خاورمیانه ایجاد کند. در این منطقه‌ی حساس، وجود بحران‌های عراق، افغانستان، فلسطین و... بر پیچیدگی‌های موجود در منطقه افزوده است. در این راستا، ایران و رقبای منطقه‌ای سعی دارند تا با نفوذ در منطقه، جایگاه و موقعیت پیرامونی خود را ارتقا ببخشد. با توجه به این موارد، جنبه جدید این تحقیق، شناخت عوامل موثر در شکل‌گیری موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای و همچنین بررسی عوامل تنش در این منطقه‌ی مهم از جانب ایران و کشورهای قردتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.
1-5- اهداف مشخص تحقیق
1-5-1- اهداف کلیموقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
شناخت عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
بررسی کانون‌های مهم در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
1-5-2- اهداف ویژهپر کردن خلا کتاب در زمینه موضوع مذکور
1-6- سؤالات تحقیق1-6-1- سوال اصلیمعادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟
1-6-2- سوالات فرعی1- مهم‌ترین عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟
2- کانون‌های مهم تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟
1-7- فرضیه‏های تحقیق1-7-1- فرضیه اصلیمعادلات منطقه‌ای زمینه ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است.
1-7-2- فرضیه‌های فرعی1- افزایش قدرت و امنیت و همچنین دستیابی به منافع ملی مهم‌ترین عامل در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.
2- تحولات فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان مهم‌ترین کانون‌های تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.
1-8- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از:
خاورمیانه
خاورمیانه منطقه‌ای است شامل سرزمین‌های میان دریای مدیترانه و خلیج فارس. این منطقه‌ در جنوب خاوری اروپا، جنوب باختری آسیا و شمال آفریقا قرار دارد. خاورمیانه بخشی از آفریقا - اوراسیا یا به طور خاص آسیا شمرده می‌شود و در بعضی موارد جزئی از آفریقای شمالی را در بر می‌گیرد. این ناحیه گروه‌های فرهنگی و نژادی گوناگونی از قبیل فرهنگ‌های ایرانی، عربی، بربرها، ترکی، کردی، یهودی و آسوری را در خود جای داده‌است. زبان‌های اصلی این منطقه فارسی، عربی، ترکی، کردی، عبری و آسوری است (جعفری ولدانی 1386، 9).
موقعیت ایران
به طور کلی، تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم‌ترین نقش را در جایگاه کشورها ایفا می‌کند. در این راستا، منطقه خاورمیانه به عنوان کانون اصلی و تعیین کننده جایگاه ایران مطرح است. این منطقه به دلیل دارا بودن ویژگی‌های منحصر به فرد و اهمیت استراتژیک زمینه ساز تعیین موقعیت جمهوری اسلامی ایران شده است.
سیاست خارجی
سیاست خارجی عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌ گیرندگان حکومتی که مقصود آن دست‌یابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌ طور خلاصه می‌توان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بینالمللی از سوی دولت‌ها انجام میپذیرد. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد (مقتدر 1379،131).
کشورهای رقیب
کشورهای رقیب، مجموع چند کشور هستند که در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی با یکدیگر قبالت می‌کنند تا به اهداف استراتژیک و منافع ملی خود دست یابند. در منطقه خاورمیانه، ایران، عربستان، آمریکا، ترکیه، مصر و اسرائیل مهم‌ترین کشورهای رقیب جمهوری اسلامی ایران هستند. مهم‌ترین عرصه‌های رقابت جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیب، لبنان، فلسطین، بحرین، سوریه و عراق هستند.
1-9- شرح کامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایى یا پایه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیاء بوده، که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانین علمى را کشف نموده، به تبیین ویژگى‌ها و صفات یک واقعیت مى‌پردازند. در این تحقیقات ممکن است نظریه‌اى انشاء شود یا اصول، فرضیه‌ها یا قضایاى نظریه‌اى مورد آزمایش قرار گیرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.
1-10- بررسی و اندازه‌گیری متغیرهامتغیر مستقل (X):
معادلات منطقه‌ای
متغیر وابسته (Y):
موقعیت ایران و کشورهای رقیب
1-11- شرح کامل روش و ابزار گردآوری داده‏هادر این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای، اسنادی است و کتابها، مجلات و... مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از فیش و روش فیش نویسی گردآوری خواهد شد.
1-12- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏هااین پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی بر اساس نظریات واقع گرایی، نوواقع‌گرایی و رئالیسم تدافعی و تهاجمی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.
1-13- سازماندهی تحقیقتحقیق حاضر در 4 فصل نوشته شده است:
در فصل اول، کلیات تحقیق مورد برسی قرار می‌گیرد.
در فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق تشریح خواهد شد.
در فصل سوم، عوامل منطقه‌ای تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای بررسی می‌شود.
در فصل چهارم، رویکرد و جایگاه ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای تحلیل می‌گردد.
در انتها نیز به نتیجه‌گیری و ارائه راهکارها پرداخته می‌شود.

فصل دوم:چارچوب نظری تحقیق
چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات نوواقع‌گرایی است. در این راستا، این نظریه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز)واقع گرایی در اوایل دهه 1980 به عللی نظیر ورود جنگ سرد و رقابت تبلیغاتی میان شرق و غرب و در واکنش به رفتارگرایی و موضوع وابستگی تجدید حیات یافت. در واقع نو واقع گرایی بیش از هر چیز تلاشی برای علمی کردن واقع‌گرایی است (سندرسون 2008، 5).
طرفداران نئورالیسم بر این باورند که فضای نظام بینالمللی اصولاً برگرفته از دولت‌ها، سازمان‌های مختلف، ائتلاف بندیهای امنیتی راهبردی میباشد که منطق نظام حاکم بر آن آنارشی است ولی هنجارهای خاص نظام بینالملل که متأثر از منافع قدرتهای بزرگ مؤثر در روند امنیتی جهانی میباشند بر ایجاد فضا یا محدود نمودن سطح تأثیرگذاری راهبردی – امنیت دولت‌ها تأثیر ویژهای دارد. بر این اساس کنت والتز از دو نظام بینالمللی دو قطبی و چند قطبی یاد می‌کند و معتقد است که فضای نظام بینالملل دو قطبی برای حفظ ثبات و امنیت ملی مؤثر است.
والتز نگاهی مادی گرایانه به روابط بین‌الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران و به خصوص ونت و راگی است. برای او هنجارها و قواعد مهم نیستند و آنچه اهمیت دارد توزیع توانمندیهای مادی است. عوامل زیادی را نمی‌توان جدا از ساختار اجتماعی تحلیل کرد که از طریق آن معنادار میشوند. والتز به تغییرات فرهنگی که به شکل‌گیری نظام نوین دولتی منجر شد، توجه نمی‌کند، افراد را نمی‌توان بدون تعریف اجتماعی آنها به عنوان واحدهای اتمی پایه در نظر گرفت. می‌توان گفت که اکثر دولت‌ها و دولتمردان عقلانی عمل میکنند؛ اما به نظریهای در این مورد نیاز هست که بگوید منافع و همچنین هویتها (و نیز عقلانیت) چگونه شکل میگیرند (درخشنده 1389، 41).
به بیان آدلر، نو واقعگرایان ترجیح میدهند با معرفت شناسی اثباتگری خود، روابط بینالملل را صرفا با پاسخهای رفتاری به نیروهای فیزیکی توضیح میدهند که از بیرون بر ابژههای مادی تأثیر میگذارند. همان گونه که دسلر تأکید دارد: والتز با مفهوم «جامعه‌پذیری» و اینکه دولت‌ها در روند تعاملات خود «یاد می‌گیرند» چگونه رفتار کنند، عملاً مجبور است اهمیت قواعد و هنجارها را بپذیرد؛ اما به دلیل هستی شناسی مادیگرایانه که معرفت شناسی اثبات گرایانه به او تحمیل می‌کند؛ نمی‌تواند آن را جذب چارچوب نظری خود کند (درخشنده 1389، 42-41).
هدف اساسی والتز اصلاح نظریه واقع‌گرایی کلاسیک و تقویت اندیشههای محوری این نظریه در قالب یک نظریه پیچیده و منسجم روابط بینالمللی بوده است. والتز میکوشد با تکیه بر اهمیت روش معرفت علمی در نظریه پردازی و نیز تأکید بر سیستم بینالمللی ساختارهای آن به عنوان واحدهای تحلیل، نظریه خود را سازمان بدهد. در این جهت، او مخالفان عمده واقعگرایی، یعنی نظریههای همبستگی متقابل و نظریههای مارکسیستی متکی بر اهمیت پدیدههای اقتصادی، را از یک سو و نیز واقعگرایان کلاسیک، نظیر مورگنتا و طرفداران نظریههای سیستمی نظیر ریچارد روزکرانس، مورتون کاپلان و استانلی هافمن را از سوی دیگر مورد انتقاد قرار میدهد. نکته مهمی که در روش والتز باید بدان توجه کرد این است که او در جنبههای روش شناختی و معرفت شناختی به جای تأکید بر نظریات توماس کوهن و تحول پارادیمی او که در آن دوران مورد توجه محققان و دانشجویان روابط بینالملل بود – بر نظریات ایمره لاکاتوش و «برنامه تحقیق» تأکید میورزد تا بدین وسیله با مهم جلوه دادن معرفت شناسی لاکاتوش، کار خود را در جهت اصلاح نظریه واقع‌گرایی از طریق افزودن مسائل جدید به آن توجیه نماید (ولی پور 1387، 163).
کتاب نظریه سیاست بین‌الملل و انسان، دولت و جنگ از مهم‌ترین متون نظری روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. والتز بی‌تردید علم گراست، از هر گونه قضاوت مورگنتایی درباره عقلانیت سیاست خارجی پرهیز می‌کند، به رغم اینکه او را اثبات‌گرا می‌دانند اما دقت در آرا او نشان می‌دهد که او از بسیاری از مفروضه‌های ساده انگارانه اثبات‌گرایی فاصله دارد و به همین دلیل برخی او را از نظر معرفت شناختی و روش شناختی ابطال گرا و یا لاکاتوشی می‌دانند (رابینسون 2010، 63).
والتز معتقد است که ساختار نظام بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ را وادار می‌کند تا توجه دقیقی به موازنه قدرت داشته باشد. ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، دولت‌های امنیت طلب را وادار می‌کند تا با یکدیگر بر سر قدرت به رقابت بپردازند؛ زیرا قدرت بهترین وسیله بقاست. در رئالیسم کلاسیک، طبیعت بشری علت اصلی رقابت نظامی و امنیتی بین قدرت‌های بزرگ است؛ در حالی که نئورئالیسم، آنارشی این نقش را بازی می‌کند.
«روبرت جرویس»، «جک اسنایدر» و استفن ون اورا» با توجه به مفهوم ساختاری موازنه تهاجمی – تدافعی، به تقویت نظریه نئورئالیسم پرداختند. آنها معتقدند که قدرت نظامی را در هر زمانی می‌توان به توجه به این امر که آیا به نفع تهاجم است یا تدافع، تقسیم بندی نمود. چنانچه تدافع، مزیت آشکاری نسبت به تهاجم داشته باشد و غلبه و تسخیر مشکل باشد، قدرتهای بزرگ انگیزه کمی برای استفاده از زور به منظور کسب قدرت خواهند داشت و به جای آن، توجه خود را حفظ آنچه دارند، متمرکز خواهند نمود. از طرف دیگر، چناچه تهاجم آسانتر باشد، دولت‌ها وسوسه می‌شوند تا بر یکدیگر غلبه نمایند که نتیجه آن جنگ‌های متعدد در نظام بین‌الملل خواهد بود. آنها استدلال می‌کنند که موازنه تدافعی – تهاجمی بیشتر به سمت تدافع و حفظ وضع موجود، قدرت‌های بزرگ را از تعقیب استراتژی‌های تهاجمی باز خواهد داشت (ولی‌پور 1387، 172).
در مجموع می‌توان گفت بر اساس نظرات کنت والتز مهم‌ترین مولفه‌های نوواقع‌گرایی را می‌توان به شرح زیر بیان کرد:
اولاً، در روند سازمان دهی توازن منطقه‌ای، دولت‌ها به عنوان اصلی‌ترین کنشگر و بازیگر محسوب می‌شود. این امر را می‌توان انعکاس نقش دولت‌ها در سازمان‌دهی قدرت و همچنین ایجاد توازن بین بازیگرانی دانست که درگیر موضوع امنیت ملی خود هستند.
ثانیاً، رئالیست‌ها و نئورئالیست‌ها بر این اعتقادند که آنارشی ویژگی بسیار مهم نظام بین‌المللی محسوب می‌شود. این امر، به مفهوم آن است که هیچ گونه ثبات و تعادل دائمی وجود ندارد. از همه مهم‌تر اینکه قواعد آمره برای کنترل رفتار کشورها شکل نگرفته است. هیچ بازیگری نمی‌تواند به عنوان نیروی مرجع در روند تعادل و امنیت بین‌الملل ایفای نقش کند؛ بنابراین، تمامی بازیگران تلاش خواهند کرد تا زمینه‌های لازم برای تولید قدرت و دفاع از خود را فراهم آورند.
ثالثاً، از آنجا که سیاست بین‌المللی و توازن منطقه‌ای در شرایط آنارشی شکل می‌گیرد، بنابراین طبیعی است که تمامی دولت‌ها به دنبال افزایش قدرت و امنیت خود باشند. این امر نشان می‌دهد که توازن منطقه‌ای بدون توجه به انگیزه و رویکرد کشورها برای تولید قدرت حاصل نمی‌شود. به این ترتیب، طبیعی به نظر می‌رسد که سیاست خارجی واحدهای سیاسی در روند توازن منطقه‌ای در راستای افزایش قدرت و امنیت طراحی می‌شود.
رابعاً، سازماندهی توازن منطقه‌ای نیازمند آن است که کشورها از ابزارهای متنوعی برای تولید قدرت استفاده کنند. تاکتیک‌های دفاعی و امنیتی را می‌توان در زمره ابزارهایی دانست که دولت‌ها برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره می‌گیرند.
موضوعاتی همانند نمایش قدرت، افزایش قدرت و تولید اعتبار برای تامین قدرت استنادی در زمره موضوعاتی محسوب می‌شود که توازن منطقه‌ای را حفظ می‌کند.
با توجه به مولفه‌های یاد شده، می‌توان به این جمع بندی رسید که ویژگی نظام بین‌الملل و به ویژه شکل توزیع قدرت، الگوی مناسبی برای تجزیه و تحلیل سیاست خارجی کشورها در روند توازن منطقه‌ای محسوب می‌شود. ضرورت‌های توازن منطقه‌ای ایجاب می‌کند که بازیگران بتوانند از قابلیت‌های درونی خود برای ارتقای ثبات و تعادل در شرایط رقابتی، همکاری جویانه و منازعه آمیز استفاده کنند (مصلی نژاد 1390، 146-145).
بنابراین، بر اساس مولفه‌های یاد شده به خوبی می‌توان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رقابت با رقبای منطقه‌ای خود را به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که در ادامه این مبحث به آن پرداخته می‌شود.

فصل سوم:عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای
با شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر، روند تحولات در خاورمیانه دچار دگرگونی‌های جدی شد. خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. در این فصل، به تشریح عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای خواهیم پرداخت.
3-1- تحولات عراق جدیدجورج بوش بعد از حملات 11 سپتامبر از سه کشور عراق، ایران و کره شمالی به عنوان سه دولت محور شرارت نام برد. فشار بر این دولت‌ها با عنوان اینکه آنها در پی دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی هستند یا از گروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند و احتمال دارد این سلاح‌ها را در اختیار گروه‌هایی مثل القاعده قرار بدهند، افزایش یافت. دولت بوش تأکید داشت هرچند القاعده در حملات 11 سپتامبر علیه آمریکا نتوانست از سلاح‌های کشتار جمعی استفاده کند، اما ماهیت و روش این حملات، احتمال استفاده از این نوع سلاح‌ها را علیه آمریکا به شدت تقویت کرده است، بنابراین دولت آمریکا برای جلوگیری از وقوع چنین حملاتی، باید دست به اقدامات پیشدستانه بزند. از نظر بوش«ما دیگر نمی‌توانیم به دشمنان خود اجازه دهیم که نخست آنها ضربه بزنند» (هوفمن 1383،26).
جنگ پیش‌دستانه به رغم اینکه در مورد عراق به کار گرفته شد، اما به شدت مورد انتقاد است و مبانی منطقی و تجربی آن بسیار سست می‌باشد. دکترین جنگ پیشدستانه بوش اگر در مورد ناتوانی راهبردی بازدارندگی که در قبال گروه‌های تروریستی که فاقد ملت و سرزمین مشخص هستند، درست باشد در مورد دولت‌های به اصطلاح محور شرارت نمی‌تواند این گونه باشد. همچنین در برآورد میزان خطرات دولت‌های مزبور، دولت بوش ارزیابی درستی ارائه نمی‌دهد. هرچند سلاح‌های کشتار جمعی واقعی است اما میزان این تهدید و عامل این تهدید که دولت‌های مزبور باشند، محل تردید است. تاکنون با استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی هیچ حمله تروریستی به سرزمین آمریکا صورت نگرفته است. در عین حال، طبق تحقیقات صورت گرفته، حمله بیولوژیکی یا هسته‌ای به آمریکا در قیاس با ابعاد تبادل هسته‌ای در دوره جنگ سرد، تأثیر کمتری در از بین رفتن زندگی مردم آمریکا دارد. این تأثیرگذاری در مورد حمله شیمیایی به مراتب کمتر است. تأثیر این حملات به حدی ضعیف و ناچیز است که چنین حملاتی می‌تواند از سوی آمریکا و جوامع بشری دیگر به فراموشی سپرده شوند و همه نیروهای مسلح آمریکا سالم باقی می‌مانند و می‌توانند به مقابله با اثرات این نوع حملات و مهاجمان بپردازند.
تهدید مطرح شده از سوی دولت‌های محور شرارت به لحاظ میزان عملی بودن نیز محل تردید جدی است. از میان سه کشور اعلام شده از سوی آمریکا، به طور عملی معلوم شد که عراق فاقد سلاح‌های کشتار جمعی بوده است و برد موشک‌های آن نیز طبق نامه‌های پیاده شده از سوی سازمان ملل در دوره قبل از آغاز جنگ نیز کمتر از 150 کیلومتر بود، یعنی عملاً امکان حمله به آمریکا برای عراق میسر نبود. همان گونه که پیش از این نیز طرح شد، احتمال انتقال سلاح‌های کشتار جمعی به گروه‌های تروریستی نیز بسیار ضعیف بود. حمله به متحدان منطقه‌ای آمریکا هم به دلایل سیاسی برای کشورهای عرب و به دلیل تهدید به انجام اقدامات تلافی‌جویانه سنگین به اسرائیل نمی‌توانست جدی باشد (موحدی 1386، 89).
به لحاظ تاریخی نیز مشخص شده بود که رژیم صدام حسین در مقابل تهدید به حمله سنگین عقب‌نشینی کرده و از سلاح‌های کشتار جمعی خود بهره نگرفته است. در خصوص دو کشور دیگر نیز وضعیت کم و بیش همانند عراق است.
عدم پیشرفت مصالحه سیاسی و در نتیجه، ضعف دولت مرکزی عراق واقعیتی است که بخشی از آن به وضعیتی مربوط می‌شود که می‌توان آن را «معمای امنیت بین گروه‌های داخلی و دولت عراق» نامید. معمای امنیت در اینجا بدین مفهوم است که عزم جدی گروه‌های مخالف برای امنیت‌سازی مستلزم رها ساختن ابزارهای خشونت و همکاری با دولت است، اما با مصالحه‌ای واقعی این خطر برای گروه‌های مخالف وجود دارد که دولت بر اساس مبنای هویتی و گروهی خود از ابزارهای اجبارآمیز و نظامی علیه این گروه‌ها استفاده کند. معمای امنیت شرایطی را ایجاد می‌کند که در آن طرفین به علت حاکمیت سیاست فرقه‌ای و قومی نمی‌توانند به طرف مقابل اعتماد و از ابزارهای خشونت چشم‌پوشی کنند. این مسئله آغاز هر گونه فرآیند همکاری سایر بازیگران فعال با دولت را دشوار می‌سازد.
علاوه بر ساختار اجتماعی خاص عراق و ظهور معمای امنیت در فضای داخلی این کشور، ضعف دولت از منظر ابزارهای نظامی و امنیتی نیز در تشدید ناامنی سهم قابل توجهی دارد. وزارت دفاع عراق طبق برنامه‌ریزی‌ها پیشرفت نکرده است و برای پیشرفت هنوز نیاز به اقدامات بسیاری دارد. سازماندهی ضعیف و تقسیم‌بندی شده بر مبنای مرزهای قومی- فرقه‌ای، برنامه‌ریزی و کنترل منابع مالی ضعیف و مشکلات ناشی از فساد اداری از جمله مشکلات اصلی این وزارتخانه است. در نیروی زمینی ارتش بسیاری از مراکز فرماندهی، کنترل، آفند، حمایت خدماتی، پشتیبانی و عناصر اطلاعاتی وجود ندارند یا فاقد توانایی‌های لازم هستند. ارتش دائمی عراق و نیروهای امنیتی هنوز بدون حمایت نیروهای چندملیتی و تیم‌های مشاور ایالات متحده و سایر نیروهای هم‌پیمان و پیاده نظام مکانیزه آمریکا، رسته رزمی، توپخانه، حمایت هوایی، گشت هوایی و حمایت لجستیکی و خدماتی آمریکا قادر به انجام عملیات نیستند. نیروی هوایی نیز در بهترین حالت، پرسنل کوچکی از نیروهای با قابلیت شناسایی و حمل و نقل هوایی ناچیز است. (حاجی زواره 1388، 72).
در میان مؤلفه‌های تأثیرگذار در شرایط امنیتی عراق، متغیرهای داخلی، از جمله ساختار اجتماعی، فرهنگی، سوابق و ذهنیت‌های تاریخی؛ عوامل سیاسی، اقتصادی و نیز ساختار و توانایی نظامی و امنیتی دولت عراق عمده‌ترین تأثیرگذاری را دارند. علاوه بر این، متغیرهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بخش عمده‌ای از نقش خود را از طریق عوامل و زمینه‌های داخلی اعمال می‌کنند.
ساختار اجتماعی مبتنی بر شکاف‌های متعدد قومی- فرقه‌ای در عراق و پیدایش سیاست مبتنی بر هویت‌های قومی و فرقه‌ای به عنوان اصلی‌ترین شیوه‌های تعریف خود اجتماعی و سیاسی و در نتیجه، تضعیف انسجام اجتماعی از ویژگی‌های عمده عراق جدید است که بر عرصه امنیت در این کشور تأثیری بنیادین دارد. در دوره جدید تمرکز بر هویت قومی و فرقه‌ای بسیار تشدید و ملی‌گرایی و هویت عراقی تضعیف شده است. سیاست جدید مبتنی بر هویت اجتماعی مشکلاتی برای مدیریت جامعه عراق و امنیت‌سازی به وجود آورده است. در حالی که هویت‌های قومی و فرقه‌ای مشخصه مهم سیاست عراق در گذشته بوده‌اند، روند سیاسی جدید (انتخابات و تدوین قانون اساسی) به تشدید آنها و در نتیجه شورش و ناامنی منجر شده است (قائدی 1391، 13-12).
فرقه‌گرایی و قوم‌گرایی به عنوان اصلی‌ترین موانع امنیت‌سازی در عراق جدید به این دوره محدود نمی‌شوند و در ساختار اجتماعی واگرای عراق از یک سو و سیاست‌های فرقه‌گرایانه رژیم صدام از سوی دیگر، ریشه دارند. کشتار و اعمال تبعیض علیه شیعیان و کردها در دوره بعث و محرومیت آنها از قدرت سیاسی و استفاده اقلیت سنی، به ویژه بعثی‌ها از ساختار و ابزارهای سیاسی و نظامی رسمی برای تعقیب منافع و امنیت خود و سرکوب سایر گروه‌ها از عوامل مؤثر عرصه سیاسی عراق بودند که شکاف‌های قومی- فرقه‌ای را تشدید می‌کردند. در این دوره، استفاده از ابزارهای قدرت و سرکوب دولت برای ایجاد امنیت به نفع هیأت حاکمه به عنوان یک هنجار در نظام سیاسی عراق نهادینه شده که تبعات زیانباری برای عراق جدید داشته است.
در دوره جدید، فقدان توافق و مصالحه سیاسی بین گروه‌های اجتماعی، به ویژه مقاومت اعراب سنی در برابر روند سیاسی جدید در معضل امنیتی عراق بسیار تأثیرگذار بوده است. اهداف و منافع متفاوت و حتی متناقض گروه‌های شیعی، سنی و کرد در ساختار سیاسی عراق مانعی عمده برای ایجاد نهادهای سیاسی مشروع و مصالحه سیاسی است. با وجود تصویب قانون اساسی، هنوز اختلافات بسیاری در خصوص آن وجود دارد و در حدود پنجاه حوزه حساس، از جمله نقش مذهب، فدرالیسم کنترل درآمدهای نفتی و توسعه صادرات نفتی، مالیات‌گیری و کنترل درآمدها، حقوق بشر و ماهیت نظام حقوقی مورد اختلاف است. این اختلافات، به ویژه مواردی چون فدرالیسم و نواحی مورد مناقشه مانند کرکوک، زمینه‌ها و کانون‌های عمده ایجاد تنش و درگیری بین گروه‌های مختلف‌اند که می‌توانند به ناامنی و خشونت‌های بیشتر در درون عراق بیانجامند (قائدی 1391، 16).
در میان اختلافات و تنش بین گروه‌های داخلی عراق، مخالفت و اقدامات خشونت‌آمیز گروه‌های سنی در مقابل عراق، نیروهای ائتلاف و شهروندان عراقی، اصلی‌ترین نقش را در آغاز و تداوم ناامنی و خشونت‌ها داشته است. هرچند اقدامات و سازماندهی شورشیان سنی متشکل از بعثیون و گروه القاعده در ابتدا پراکنده و نسبتاً ضعیف بود، به تدریج بر دامنه فعالیت‌های شورشیان افزوده شد و در سال 2006 به اوج خود رسید. گسترش اقدامات خشونت‌آمیز شورشیان، به ویژه در مقابل غیرنظامیان شیعی باعث رادیکال شدن فضای داخلی عراق و افزایش خشونت‌های فرقه‌ای به ویژه بعد از انفجار سامرا در فوریه 2006 شد.
گروه القاعده در رادیکال کردن فضای درونی عراق و تشدید خشونت‌های فرقه‌ای بین شیعیان و سنی‌ها نقش برجسته‌ای داشته است. این گروه برای تشدید ناامنی‌ها در عراق و در نتیجه، تضعیف دولت عراق و نیروهای آمریکایی سعی کرده است از شکاف‌های اجتماعی و سیاسی داخل این کشور به بهترین نحو استفاده کند و با تحریک سنی‌ها و شیعیان علیه یکدیگر زمینه‌های لازم را برای ایجاد جنگ داخلی مهیا سازد. با توجه به افزایش خشونت‌های فرقه‌ای در عراق به نظر می‌رسد القاعده در این خصوص تا حد زیادی موفق بوده است.
با وجود اقدامات تروریستی و خشونت‌های بعثی‌ها و القاعده علیه دولت و مردم عراق، رهبران سیاسی و مذهبی عراق همچون آیت‌ا... سیستانی، با فراخوانی به حفظ آرامش و عدم واکنش خشونت‌بار متقابل از سوی شیعیان تلاش کردند از ایجاد خشونت فرقه‌ای و جنگ داخلی در عراق جلوگیری کنند اما ناتوانی دولت و نیروهای ائتلاف در برقراری امنیت و تداوم خشونت‌ها از سوی شورشیان سنی باعث اتخاذ رویکردی جدید از سوی شیعیان برای تأمین امنیت خود و گرایش آنها به سوی گروه‌هایی چون سپاه مهدی وابسته به مقتدی صدر شد. در نتیجه تداوم ناامنی و خشونت‌های فرقه‌ای باعث کمرنگ شدن نقش رهبران میانه‌رو و تقویت نقش و کارکرد گروه‌های رادیکال در میان تمام گروه‌های اجتماعی و قطبی شدن سیاست و امنیت در عراق شد (محمدپور 1390، 58).
فعال شدن گروه‌ها و شبکه‌های محلی در عراق به عنوان قطب‌های عمده ایجاد امنیت برای مردم به همراه حضور فراگیر نیروهای خارجی در این کشور باعث شده است تا دولت نتواند کنترل مؤثری بر کشور اعمال کند. ناتوانی و ضضعف نسبی دولت عراق، به ایجاد شبکه‌ای از بازیگران و کارگزاران امنیتی متعدد در کنار دولت منجر شده است و در عرصه سیاست و امنیت عراق، حکومت تنها یکی از بازیگران «شبه دولت» محسوب می‌شود.
3-2- طرح خاورمیانه بزرگ
طرح خاورمیانه بزرگ برای نخستین بار در 12 سپتامبر 2002 توسط کالین پاول مطرح گردید. هم زمان با آن پاول، تأسیس بنیاد اینترپرایز را اعلام کرد و متعهد گردید تا آمریکا به کشورهایی مانند عربستان سعودی، لبنان، الجزیره و یمن به منظور الحاق به سازمان تجارت جهانی کمک نماید و مناسبات تجاری دوجانبه خود را با کشورهایی نظیر مصر و بحرین گسترش دهد، از برنامه‌های منطقه برای انجام اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اصلاح نظام آموزشی حمایت نماید و همچنین از مبارزات شهروندان منطقه برای کسب آزادی-‌های سیاسی و استقرار دموکراسی پشتیبانی کند (ایلخانی‌پور 1385، 69).
این طرح که به روی موضوعاتی مانند اصلاحات اقتصادی، حاکمیت خوب و کارآمد، حقوق زنان و اقلیت‌ها، مؤسسات مربوط به جامعه مدنی و دموکراسی تمرکز دارد، دربردارنده تمامی عناصر اساسی پارادایم موسوم به مدرن‌گرایی می‌باشد که در آن ابعاد سیاسی و اقتصادی روند مدرن‌گرایی در یک رویکرد فراگیر و جهان‌شمول به یکدیگر متصل شده است. رویکردی که کاملاً وفادار به خواسته این پارادایم برای جهانی‌سازی اصول و مبانی عمده خود در مورد دموکراسی جهانی، حاکمیت قانون و مدنیت و آزادسازی اقتصادی می‌باشد (افراسیابی 1384، 328).
در ژانویه 2003 معاون وقت رئیس جمهوری ایالات متحده، دیک چنی در اجلاس سازمان جهانی اقتصاد که در شهر داووس سوئیس برگزار گردید، «استراتژی پیشرو برای آزادی» را مطرح ساخت که دولت آمریکا را «متعهد به حمایت از کسانی می‌نماید که در راه اصلاحات در خاورمیانه‌ی بزرگ فعالیت می‌نمایند». وی تأکید کرد دولت بوش مصر است دموکراسی را در سراسر خاورمیانه و فراسوی آن ارتقا بخشد (ایلخانی پور 1385، 70-69).
از سوی دیگر، نیکولاس برنز نماینده ایالات متحده در ناتو در سخنرانی خود در اکتبر 2003 در شهر پراگ، از اروپا دعوت نمود تا تلاش‌های خود را بر روی برقراری صلح و امنیت در «خاورمیانه بزرگ» متمرکز سازد. متعاقباً، دولت آمریکا پیش‌نویس طرح «خاورمیانه بزرگ» را پیش از این که کشورهای عرب را از محتوای آن مطلع سازد، بین کشورهای گروه 8 جهت بررسی در نشست آتی در ژوئن 2004 توزیع نمود (ایلخانی پور 1385، 70).
طرح خاورمیانه بزرگ از یک سو با مخالفت شدید کشورهای عربی و از سوی دیگر با سوءظن و تردید کشورهای اتحادیه اروپا مواجه گردید. کشورهای عربی هراسان از پیامدهای آن برای دولت‌های خود، این طرح را دخالت در امور داخلی خود انگاشتند و کشورهای اروپایی در عین پشتیبانی از این طرح، آن را غیرواقع‌بینانه و بلندپروازانه خواندند. ژاک شیراک رئیس جمهوری سابق فرانسه در 9 ژوئن 2004 هشدار داد که «تحریک منطقه برای ایجاد تغییرات می‌تواند موجب تقویت بنیادگرایی و فرو افتادن به دام مهلک جنگ تمدن‌ها گردد».
بعد از انتقادات اولیه از طرح خاورمیانه بزرگ، دیپلمات‌های آمریکا و اروپا به منظور به جریان انداختن طرح خاورمیانه بزرگ، رهبران کشورهای عربی را تشویق نمودند تا برنامه اصلاحات اقتصادی و سیاسی خود را تا پیش از نشست سران گروه 8 در ژوئن 2004 تدوین و ارائه نمایند تا در این نشست، طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان واکنش گروه 8 به برنامه سران عرب ارائه گردد.
اغلب کارشناسان بومی حوزه‌ی روابط بین‌الملل نسبت به اهداف و سیاست ایالات متحده و هم‌پیمانان غربی آن خوش‌بین نیستند. عده‌ای بر این باورند که آمریکا در کنار بیان اهداف مذکور در طرح و کوشش در ایجاد دموکراسی برای جوامع عرب، در حقیقت به دنبال اهداف پنهان خود است که انگیزه‌های اقتصادی هرچه بیشتر با اطمینان از ثبات آن را دربرمی‌گیرد. در واقع طرح خاورمیانه بزرگ به بهانه‌ی حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی با هدف تسلط بیشتر بر منطقه، تأمین امنیت اسرائیل، کمک به گسترش نفوذ اسرائیل از جنبه‌های سیاسی و اقتصادی در منطقه، تسلط بر نفت و تضمین امنیت جریان نفت برای آمریکا و نهایتاً فرصت‌یابی برای مبارزه با اسلام است (جوادی 1384، 29).
بدون لحاظ کردن مشارکت برخی از دولت‌های خاص خاورمیانه در طرح خاورمیانه بزرگ، هنوز بزرگ‌ترین مشکل این طرح تصور همه‌گیری است که از آن به عنوان تکمله «قدرت نرم» نظامی سلطه‌جویی آمریکا در منطقه یاد می‌شود. در پروژه - ریسرچسیاسی که توسط گروه بحران بین‌المللی و تحت عنوان «طرح خاورمیانه گسترده‌تر و شمال آفریقا: از نطفه به خطر افتاده است» این مسأله مورد بحث قرار گرفت که این طرح برای این که «امکان ایجاد نوعی از همکاری طولانی‌مدت بین کشورهای عربی و اصلاح‌طلبان محلی را ایجاد کند... آمریکا باید گام‌های مهمی برای تغییر محتوای سیاسی به شدت نامطلوبی که این طرح با آن آغاز می‌شود، بردارد». در پاسخ، آمریکا مبارزه مشتاقانه خود برای انجام اصلاحات در خاورمیانه را کاهش داده و اکنون اصرار دارد که «هرگز تمایلی به تحمیل دستورالعمل اصلاحاتی تک ‌محورانه به منطقه ندارد» (افراسیابی 1384، 350).
3-3- تحولات عربی (بیداری اسلامی)قیام در جهان عرب، هفدهم دسامبر 2010 با خود سوزی یک دست‌فروش 26 ساله در تونس آغاز شد و همه‌ی سرزمین‌های عربی را فرا گرفت. محمد بوعزیزی، جوان تونسی در واکنش به رفتار نامناسب پلیس و ناکامی از اجرای روند قانونی، خود را در مقابل استانداری «سیدی بو زید» به آتش کشید و پس از سه هفته در بیمارستان فوت کرد. خودسوزی بوعزیزی باعث قیام مردم تونس شد. تظاهرات صدها هزارنفری مردم تونس آغاز و به سرنگونی زین‌العابدین بن علی، رئیس جمهور این کشور منجر شد.
شش روز پس از انقلاب تونس که با شادی و ابراز احساسات تعیین کننده ملت‌های خاورمیانه روبرو شد، تظاهرات در یمن علیه دیکتاتوری آغاز شد که32 سال حکومت این کشور را قبضه کرده بود در خلال تظاهرات گسترده یمنی‌ها، «علی عبدالله صالح» در یک حادثه‌ی انفجاری، مجروح و راهی عربستان سعودی شد تا همچون بن علی به حاکمان سعودی پناه برد. وی پس از چند ماه تلاش برای بازگشت، تصمیم گرفت سرانجام کناره‌گیری خود را از قدرت اعلام کند (امیرزاده 1390، 37).
پس از یمن نوبت به مهم‌ترین کشور عربی رسید. مصر نیز وضعیتی مشابه تونس داشت؛ حکومت 30 ساله حسنی مبارک طی 18 روز متلاشی شد. اعتراضات مردم علیه مبارک روز 25 ژانویه 2011 آغاز شد. سه روز بعد در جمعه، خشم اوج خود رسید. روز جمعه 4 فوریه 2011 که مردم آن را روز عزیمت (یوم الرحیل) مبارک، نام‌گذاری کرده بودند، میدان التحریر به آتشفشان ملت علیه مبارک تبدیل شد. مبارک در آخرین تلاش خود با باقیمانده نیروهای امنیتی و چماق‌داران در قالب «لباس شخصی» با اسب و شتر به کسانی که در میدان تحریر تحصن کرده بودند، حمله کرد. او در جمعه 11 فوریه 2011 (22 بهمن 1389) در مقابل اراده‌ی مردم تسلیم شد و از قدرت کنار رفت و محاکمه شد (امیرزاده 1390، 37).
در بهبوحه بیداری اسلامی، با توجه به شرایط خاص بحرین و وجود اکثریت جمعیت شیعی و انباشت مطالبات مردم از حاکمان این کشور، بحرینی‌های معترض نیز به خیابان‌ها ریختند. وضعیت در این کشور بسیار متفاوت بود، زیرا عربستان به نیابت از آمریکا، بحرین را عملاً اشغال کرد و به سرکوب معترضان پرداخت. اگرچه آل خلیفه، حکومت خود را تاکنون با زور سرنیزه حفظ کرده است اما با توجه به میزان نارضایتی مردم این کشور، دیگر قادر نخواهد بود به حکومت ادامه دهد.
همزمان با بحرین، لیبی نیز دچار ناآرامی شد. البته در این کشور همه‌ی اتفاقات به گونه‌ی دیگر رقم خورد. مبارک با کشتن بیش از حدود 800 تن قدرت را رها کرد. اما معمر قذافی کشتار گسترده لیب‌ها را آغاز کرد و میلی به کناره‌گیری نشان نداد. قذافی برای سرکوبی مردم لیبی با استفاده از سلاح سبک و سنگین، مثل توپ، تانک، جنگنده‌های اف16 و... کشور را در مدتی اندک به ویرانه‌ای تبدیل کرد. نیروی نظامی ناتو ظاهراً برای حفظ جان مردم لیبی و در حقیقت برای حفظ منافع خود از دسترسی به ذخایر انرژی لیبی، علیه قذافی وارد میدان شدند. شایان ذکر است که لیبی یک از ذخایر غنی نفت جهان را دارد. این کشور که فقط 6 میلیون و 300 هزار نفر جمعیت دارد، 41 میلیارد بشکه نفت دارد و بر این اساس در آفریقا رده نخست و رده نهم جهان را به خود اختصاص داده است. به علاوه نفت لیبی از نظر هزینه پایین استخراج، در جهان کم‌نظیر است. تا قبل از تحولات اخیر، این کشور روزانه یک میلیون و 800 هزار بشکه نفت صادر می‌کرد (احمدی 1391، 44).
قیام مردم لیبی به آزادی شهر به شهر این کشور منجر شد و قذافی پس از فرار از طرابلس به «سرت» زادگاه خود رفت و در آنجا به دست انقلابیون افتاد و کشته شد. علاوه بر این، کشورها تقریباً در تمامی کشورهای عربی از شمال آفریقا گرفته تا کرانه‌های جنوبی خلیج فارس، قیام عربی همچنان ادامه دارد. این قیام‌ها را می‌توان از جنبه‌های مختلف تحلیل کرد. آنچه در این پروژه - ریسرچبر آن تأکید می‌شود، پیامد این قیام بر ژئوپولیتیک قدرت در منطقه خاورمیانه با محوریت بحران خاورمیانه است.
بسیاری از تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهد خاورمیانه در طی 6 دهه‌ی گذشته عمیقاً در گیر و دار اقتدارگرایی و همچنین معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است. در عین حال الگوهای چپ و راست که برای مدت‌های مدیدی مدعی حل این معضلات و بحران‌ها بودند به واسطه ناتوانی درونی و ایجاد دامنه‌های جدیدی از مشکلات، اعتبار خود را از دست داده‌اند. ماهیت این جنبش‌ها را می‌توان با بررسی آنچه در تحولات طرد می‌شود و آنچه به عنوان خواسته از سوی فعالان و حاضران مطرح می‌شود دریافت. آن چه در خیزش‌های اخیر طرد و نفی می‌شوند به زبان ساده، عبارتند از سکولاریسم، اقتدارگرایی، ملی‌گرایی، غرب‌گرایی، ایده سازش با غرب و اسرائیل و وضعیت اسف‌بار اقتصادی و اجتماعی. در مقابل نیز آن چه خواسته می‌شود عبارتند از خواست اجرای اسلام، تحقق آزادی، تحقق استقلال ملی و بازیابی کرامت جمعی، ایستادگی در مقابل سلطه‌طلبی و نهایتاً شکل دادن به الگویی کارآمد از مدیریت اقتصادی و اجتماعی (امیرزاده 1390، 37).
عده‌ای در تفسیرهای خود ماهیت جنبش را دموکراسی‌خواهانه می‌دانند، حال آنکه توجه نمی‌شود که دموکراسی‌خواهی جزئی از کلیتی است که اسلام و هویت انکار شده 6 دهه‌ی گذشته خاورمیانه مبنای آن است. با این بیان، اسلام و تحرک بر مدار آن را به مانند کلیت و ظرفی در نظر گرفت که جنبش در متن آن شکل گرفته و نارضایتی‌های شکل‌گرفته از اقتدارگرایی، ناکارآمدی اقتصادی و اجتماعی و نهایتاً عقب‌نشینی دائمی در برابر غرب و اسرائیل را در متن خود قرار داده و به صورت یک مجموعه منسجم به جهان ارائه می‌دهد. در چنین صورتی جنبش مدعی شکل دادن به نظمی سیاسی است که هویت آن بر اساس اسلام است و در بستر آن می‌توان به حل معضلات تاریخی ملت‌های عرب پرداخت. گروه‌هایی که دموکراسی ‌طلبی را به عنوان عنصر هویت‌بخش این جنبش‌ها می‌دانند، برداشتی از اسلام در نظر دارند که نمی‌تواند آزادی‌خواهی را در متن خود قرار دهد. حال آن‌که واقعیت موجود در کشورهای دست‌خوش دگرگونی حاکی از آن است که نمادهای جنبش اسلامی هستند و آزادی‌خواهی در متن آن مطرح می‌شود. دلایل کلان زیر را می‌توان به عنوان ادله‌ای بر اسلامی بودن هویت این جنبش‌ها دانست:
1- حضور توده‌ی مردم به عنوان دارندکان و حاملان هویت اسلامی (شاخص مردمی بودن)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *