— -فایل پروژه - ریسرچ-441)

تقدیم به همسر مهربانم و فرزندان دلبندم
که در تمام طول تحصیل، همراه و همگام من بوده اند
و با قلبی آکنده از عشق و معرفت؛
محیطی سرشار از سلامت، امنیت، آرامش و آسایش برایم فراهم آورده اند.

TOC \f A \h \z \t "Heading 1,مطالب" \c چکیده: PAGEREF _Toc400916992 \h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1 مقدمه PAGEREF _Toc400916995 \h 31-2 تاریخچه مطالعاتی PAGEREF _Toc400916996 \h 31-3 بیان مسئله PAGEREF _Toc400916997 \h 51-4 چارچوب نظری و مدل تحقیق PAGEREF _Toc400916998 \h 61-5 فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc400916999 \h 81-6 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc400917000 \h 81-6-1 اهداف علمی PAGEREF _Toc400917001 \h 81-6-2 اهداف کاربردی PAGEREF _Toc400917002 \h 91-7 اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc400917003 \h 91-8 حدود مطالعاتی PAGEREF _Toc400917004 \h 101-8-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc400917005 \h 101-8-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc400917006 \h 101-8-3 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc400917007 \h 101-9 استفاده کنندگان تحقیق PAGEREF _Toc400917008 \h 101-9-1 استفاده کنندگان مستقیم PAGEREF _Toc400917009 \h 101-9-2 استفاده کنندگان غیرمستقیم PAGEREF _Toc400917010 \h 101-10 تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحات PAGEREF _Toc400917011 \h 10فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق2-1 مقدمه PAGEREF _Toc400917014 \h 142-2 عدم اطمینان اطلاعاتی PAGEREF _Toc400917015 \h 152-3 قیمت سهام PAGEREF _Toc400917016 \h 162-4 سقوط قیمت سهام PAGEREF _Toc400917017 \h 162-5 تعیین قیمت سهام PAGEREF _Toc400917018 \h 172-6 اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت‌های سهام PAGEREF _Toc400917019 \h 202-7 عوامل موثر بر قیمت سهام PAGEREF _Toc400917020 \h 212-7-1 عوامل بیرونی PAGEREF _Toc400917021 \h 222-7-1-1 عوامل اقتصادی PAGEREF _Toc400917022 \h 222-7-1-2 عوامل سیاسی - نظامی PAGEREF _Toc400917023 \h 252-7-1-3 عوامل فرهنگی- رفتاری PAGEREF _Toc400917024 \h 262-7-2 عوامل درونی PAGEREF _Toc400917025 \h 272-8 محتوای اطلاعاتی قیمت سهام PAGEREF _Toc400917026 \h 292-9 دو دیدگاه در مورد تغییرات گذشته قیمت سهام برای پیش بینی قیمت در آینده PAGEREF _Toc400917027 \h 322-10 نوسانات قیمت سهام ناشی از انتشار اطلاعات PAGEREF _Toc400917028 \h 332-11 عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc400917029 \h 352-12 نقش سهامداران نهادی در عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc400917030 \h 362-13 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه PAGEREF _Toc400917031 \h 382-14 عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران PAGEREF _Toc400917032 \h 392-15 اندازه شرکت PAGEREF _Toc400917033 \h 392-16 اهرم مالی PAGEREF _Toc400917034 \h 392-17 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc400917035 \h 402-17-1 پژوهش‌های داخلی PAGEREF _Toc400917036 \h 402-17-2 پژوهش‌های خارجی PAGEREF _Toc400917037 \h 46فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق3-1 مقدمه PAGEREF _Toc400917040 \h 503-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc400917041 \h 503-3 جامعه اماری و نمونه اماری PAGEREF _Toc400917042 \h 513-4 مدل تحقیق و شیوه اندازه گیری متغیرها PAGEREF _Toc400917043 \h 523-5 فرضیات پژوهش PAGEREF _Toc400917044 \h 553-6 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc400917045 \h 553-6-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc400917046 \h 553-6-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc400917047 \h 563-6-3 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc400917048 \h 563-7 روش جمع آوری داده ها PAGEREF _Toc400917049 \h 563-8 تابع آماره PAGEREF _Toc400917050 \h 563-8-1 آمار توصیفی داده ها PAGEREF _Toc400917051 \h 563-8-2 آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف (KS) PAGEREF _Toc400917052 \h 573-8-3 آزمون دوربین واتسون PAGEREF _Toc400917053 \h 583-8-4 چند هم خطی PAGEREF _Toc400917054 \h 593-8-5 برازش رگرسیون چندگانه و منطق آزمون فرضیه PAGEREF _Toc400917055 \h 603-8-6 دیاگرام پراکنش و معادله خط PAGEREF _Toc400917056 \h 613-8-7 روش همبستگی گشتاوری (پیرسون) PAGEREF _Toc400917057 \h 613-8-8 ضریب تعیین PAGEREF _Toc400917058 \h 623-8-9 ضریب تعیین تعدیل شده PAGEREF _Toc400917059 \h 633-8-10 معرفی نرم افزار SPSS PAGEREF _Toc400917060 \h 64فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها4-1 مقدمه‏ PAGEREF _Toc400917063 \h 664-2 شاخص های توصیفی متغیرها PAGEREF _Toc400917064 \h 664-3 روش آزمون فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc400917065 \h 684-3-1 بررسی فرض نرمال بودن متغیرها PAGEREF _Toc400917066 \h 684-3-2 خلاصه تجزیه وتحلیل ها به تفکیک هرفرضیه به شرح ذیل بیان می شود PAGEREF _Toc400917067 \h 694-3-2-1 تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه اصلی اول PAGEREF _Toc400917068 \h 694-3-2-2 تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc400917069 \h 714-3-2-3 تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc400917070 \h 74فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات5-1 مقدمه PAGEREF _Toc400917073 \h 795-2 ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها طبق شرایط متغیرها PAGEREF _Toc400917074 \h 795-2-1 نتایج فرضیه اصلی اول PAGEREF _Toc400917075 \h 795-2-2 نتایج فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc400917076 \h 805-2-3 نتایج فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc400917077 \h 815-3 نتیجه گیری کلی تحقیق PAGEREF _Toc400917078 \h 825-4 پیشنهادها PAGEREF _Toc400917079 \h 825-4-1 پیشنهاد هایی مبتنی بر یافته های فرضیات پژوهش PAGEREF _Toc400917080 \h 825-4-2 پیشنهادهای برای پژوهش های آتی PAGEREF _Toc400917081 \h 835-5 محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc400917082 \h 83منابع و ماخذمنابع فارسی PAGEREF _Toc400917084 \h 85منابع لاتین: PAGEREF _Toc400917085 \h 88پیوست هاچکیده انگلیسی: PAGEREF _Toc400917088 \h 93 TOC \f A \h \z \t "Heading 1,مطالب" \c

TOC \f B \h \z \t "Heading 2,جداول" \c جدول 3-1 مراحل مختلف نمونه گیری PAGEREF _Toc391366021 \h 52جدول 4-1 شاخص های توصیف کننده متغیرهای تحقیق، شاخص های مرکزی، شاخص های پراکندگی و شاخص های شکل توزیع (آماری) PAGEREF _Toc391366022 \h 67جدول 4-2 آزمون کلموگراف – اسمیرنوف K-S)) برای متغیر وابسته (خطر سقوط سهام) PAGEREF _Toc391366023 \h 69جدول 4-3 آزمون معناداری رگرسیون (آزمون هوسمر و لمشو) PAGEREF _Toc391366024 \h 69جدول 4-4 ضرایب تعیین بین دو متغیر عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام PAGEREF _Toc391366025 \h 70جدول 4-5 یافته های رگرسیون لجستیک ارتباط بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام PAGEREF _Toc391366026 \h 70جدول 4-6 آزمون معناداری رگرسیون (آزمون هوسمر و لمشو) در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا PAGEREF _Toc391366027 \h 72جدول 4-7 ضرایب تعیین بین دو متغیر عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا PAGEREF _Toc391366028 \h 73جدول 4-8 یافته های رگرسیون لجستیک ارتباط بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا PAGEREF _Toc391366029 \h 73جدول 4-9 آزمون معناداری رگرسیون (آزمون هوسمر و لمشو) در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین PAGEREF _Toc391366030 \h 75جدول 4-10 ضرایب تعیین بین دو متغیر عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین PAGEREF _Toc391366031 \h 76جدول 4-11 یافته های رگرسیون لجستیک ارتباط بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در سطح شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین PAGEREF _Toc391366032 \h 76جدول 4-12 خلاصه نتایج حاصل از بررسی فرضیات PAGEREF _Toc391366033 \h 77
TOC \f \h \z \t "Heading 3,نمودار" \c نمودار 1-1 مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc391366040 \h 8نمودار 2-1 عوامل موثر بر قیمت سهام (رفتار سهام) PAGEREF _Toc391366041 \h 22نمودار 2-2 منحنی عمر کالا PAGEREF _Toc391366042 \h 27نمودار 3-1 مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc391366043 \h 52
چکیده:در تحقیق حاضر تعداد 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1387 تا 1391، برای بررسی این موضوع در مراحل چرخه عمر مورد آزمون قرار گرفته‌اند. متغیر مستقل این تحقیق عدم اطمینان اطلاعاتی و متغیر وابسته این پژوهش، خطر سقوط قیمت سهام می‌باشد؛ و عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر تعدیل گر، و همچنین از متغیرهای اندازه و اهرم مالی نیز به عنوان متغیرهای کنترل استفاده می‌گردد. در این پژوهش جهت دست‌یابی به اهداف مورد نظر تحقیق، 3 فرضیه اصلی تدوین گردیده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که با فرض ثابت ماندن عوامل دیگر، عدم اطمینان اطلاعاتی سبب کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت ها در آینده می شود. ولی در شرکت های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین و بالا، عدم اطمینان اطلاعاتی در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت ها در آینده تاثیری ندارد.
واژه‌های کلیدی: عدم اطمینان اطلاعاتی، خطر سقوط قیمت سهام، عدم تقارن اطلاعاتی.
فصل اولکلیات تحقیق1-1 مقدمه منبع اطلاعاتی اکثریت فعالان بازار سرمایه، گزارش‌های مالی منتشره از جانب شرکت‌ها می‌باشد، که به صورت دوره ای در اختیار عموم قرار می‌گیرد و مبنای تصمیمگیری‌های سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل برای خرید و فروش و سرمایهگذاری در بازار سهام می‌باشد (جنسین و مک لینگ، 1996، 307).
از آنجا که تصمیمگیری‌ها برای آینده است و حوادث و رویدادهای خارج از اراده و کنترل بسیاری در آینده اتفاق می‌افتد که بر نتیجه تصمیم مدیران و سرمایه گذاران تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، از این رو مدیران و سرمایه گذاران با نوعی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات حسابداری رو به رو هستند که این عدم اطمینان می‌تواند تأثیراتی بر روی تصمیمات استفادهکنندگان و در نتیجه قیمت سهام داشته باشد. در این فصل کلیات تحقیق ارائه گردیده، در واقع پس از ارائه مقدمه‌ای در ابتدای فصل به تشریح بیان مسئله پرداخته شده است. سپس اهداف، انگیزه، فرضیه‌ها، اهمیت موضوع و روش تحقیق را شرح داده و به قلمرو تحقیق از لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی تحقیق می‌پردازیم.
1-2 تاریخچه مطالعاتی
فتاحی (1389) تأثیر محافظه کاری بر کاهش احتمال سقوط قیمت سهم را به پیروی از کیم و ژانگ (2010)، بررسی کرده است و در هر دو پژوهش از شیوه های تقریباً مشابهی استفاده شده است.
مرادی و همکاران (1390)، نمونه ای شامل 90 شرکت از شرکت‌های پذیرفته شده بورس بررسی کرده که نتایج آن حاکی از وجود رابطه ای منفی و معنادار بین محافظه کاری و سقوط قیمت سهام است. آن‌ها در پژوهش خود برای اندازه گیری سقوط قیمت سهام از معیار سقوط قیمت سهام در مطالعه کیم و ژانگ (2010)، استفاده کرده‌اند، که اندازه گیری آن مبتنی بر بازده های فصلی شرکت‌ها بوده است؛ تنها متغیرهای کنترلی این پژوهش عبارتند از: اندازه شرکت و نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام همچنین برای اندازه گیری محافظه کاری از معیارهای باسو (1997) و معیار گیولی و هاین (2000) استفاده شده است.
مرادی و همکاران (1390)، همچنین رابطه محافظه‌کاری و سقوط قیمت سهام را برای سطح عدم تقارن اطلاعاتی نیز آزمون کرده‌اند که طبق نتایج گزارش شده رابطه محافظه کاری با سقوط قیمت سهام در شرکت‌های دارای سطح عدم تقارن اطلاعاتی بالا، از نظر آماری معنادار نیست و عدم تقارن اطلاعاتی نتوانسته است تأثیر محافظه کاری در کاهش ریسک سقوط قیمت سهام را افزایش دهد.
فتاحی (1389)، به شیوه ای تقریباً مشابه به بررسی نقش محافظه کاری در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام پرداخته است. این پژوهش تنها شامل بررسی فرضیه اصلی اثر محافظه کاری بر کاهش ریسک سقوط قیمت سهام است و در آن از متغیر کنترلی اندازه شرکت استفاده کرده‌اند. در پژوهش یاد شده نمونه نهایی شامل 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. نتیجه پژوهش حاکی از وجود رابطه ای منفی و معنادار میان محافظه کاری و ریسک سقوط قیمت سهام شرکت در آینده است.
نوروش و ابراهیمی کردلر (1388)، نقش سرمایه گذاران شرکتی در کاهش تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش، شرکت‌های سرمایه گذاری و سایر مؤسسات تجاری به عنوان سرمایه گذاران شرکتی تعریف شدند. یافته های این تحقیق نشان داد که شرکت‌های با درصد بالای سهامداران شرکتی، نسبت به شرکت‌های با درصد پایین سرمایه گذاران شرکتی، اطلاعات بیشتری در رابطه با سودهای آتی را گزارش کرده‌اند و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در شرکت‌های با مالکیت شرکتی کمتر مشاهده شده است.
کیم و ژانگ (2010) مدعی شده‌اند، کار آن‌ها اولین کار پژوهشی انجام شده در راستای بررسی ارتباط محافظه کاری حسابداری و ریسک سقوط قیمت سهام تا سال 2010 است.
آن‌ها برای تشخیص دوره‌هایی که در آن سقوط اتفاق افتاده است از رگرسیون مبتنی بر مدل بازار استفاده کردند. آنان در پژوهش خود، فرضیه دومی را نیز مطرح و آزمون کردند که به بررسی اثر شدیدتر محافظه کاری بر کاهش ریسک سقوط قیمت سهام در شرکت‌هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر توجه دارد، آن‌ها بیان می‌کنند، از آنجا که اثر محافظه کاری به عنوان مکانیسمی برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در پژوهش‌های بسیاری تأیید شده است و نیز به دلیل آن که شرکت‌های دارای عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر، بیشتر مستعد سقوط قیمت سهام هستند، پس می‌توان انتظار داشت که اثر محافظه کاری در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام در این شرکت‌ها شدیدتر باشد. این فرضیه نیز بر اساس شواهد حاصل از بورس آمریکا مورد تایید قرار گرفت.
1-3 بیان مسئلههدف حسابداری و گزارشگری مالی، تأمین خواسته‌ها و نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان است. ابزار اصلی انتقال اطلاعات به اشخاص و استفاده کنندگان برون سازمانی، صورت‌های مالی اساسی است. صورت سود و زیان، از صورت‌های مالی اساسی است که در ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت یا حساب دهی آن‌ها در قبال منابعی که در اختیار دارند، از اهمیت زیادی برخوردار است. از آن جا که مسئولیت تهیه صورت‌های مالی بر عهده مدیریت واحد تجاری است و با توجه به دسترسی مستقیم مدیران به اطلاعات و داشتن حق انتخاب روش‌های اختیاری حسابداری، امکان مدیریت سود وجود دارد.
پژوهشگران رابطه مثبت بین قیمت سهام و خطاهای پیش بینی مدیریت را اثبات کرده و بیان می‌کنند که خطاهای پیشبینی مدیران از دیدگاه سرمایهگذاران دارای ارزش اقتصادی است؛ چنان چه سودها از مبلغ پیش بینی شده کمتر باشد، احتمالاً قیمت سهام شرکت کاهش خواهد یافت.
از نتایج اقتصادی غیرشفاف بودن اطلاعات این است که ممکن است بر تمایل سرمایهگذاران به خرید سهام شرکت تأثیر بگذارد. بدین ترتیب شفافیت کمتر باعث نقدشوندگی کمتر و در نتیجه باعث افزایش هزینه سرمایه شرکت به دلیل افزایش ریسک نقدشوندگی می‌شود. علاوه بر این، بالا رفتن هزینه معاملات به دلیل نقدشوندگی پایین، ممکن است امکان کشف قیمت سهام را کاهش داده و در نتیجه ابهام مرتبط با قیمت سهم را افزایش دهد. از سوی دیگر بر اساس مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی، تغییرپذیری بالای سود منجر به منافع اطلاعاتی بیشتر برای سرمایه گذاران آگاه نسبت به سرمایه گذاران ناآگاه می‌شود. افزایش تغییرپذیری سودهای گزارش شده، زیان معاملاتی سرمایه گذاران ناآگاه را بزرگ‌تر جلوه داده و آن‌ها را مجبور به خروج از بازار می‌کند طبق تعریف هاتون و همکاران (2009) و کیم و ژانگ (2010) اگر قیمت سهام شرکتی در سال تحت بررسی دچار کاهش شدید شده باشد، قیمت سهام آن شرکت در آن سال سقوط کرده است. از آنجا که ممکن است کاهش‌های شدید قیمت سهام در نتیجه کاهش عمومی قیمت‌ها در بازار باشد، باید به وضعیت عمومی بازار نیز توجه داشت و کاهش شدید بازده سهام را باید در مقایسه با بازدهی بازار معنی کرد.
در این صورت سؤال مطرح شده این است که آیا عدم اطمینان سرمایه‌گذاران و سهامداران و سایر تصمیم‌گیرندگان نسبت به اطلاعات ارائه شده توسط شرکت‌ها، بر افزایش خطر سقوط سهام شرکت‌ها موثر است؟
بنابراین سؤال و مسئله اساسی تحقیق که قصد داریم تا در این تحقیق به آن‌ها پاسخ دهیم، عبارت است از:
چه نوع رابطه‌ای بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در قلمرو تحقیق وجود دارد؟
1-4 چارچوب نظری و مدل تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد- مقاله تحقیق

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : homatez.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

از نتایج اقتصادی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات این است که ممکن است بر تمایل سرمایه گذاران به خرید سهام شرکت تأثیر بگذارد. بدین ترتیب شفافیت کمتر باعث نقدشوندگی کمتر و در نتیجه باعث افزایش هزینه سرمایه شرکت به دلیل افزایش ریسک نقدشوندگی می‌شود. علاوه بر این، بالا رفتن هزینه معاملات به دلیل نقدشوندگی پایین، ممکن است امکان کشف قیمت سهام را کاهش داده و در نتیجه ابهام مرتبط با قیمت سهم را افزایش دهد و باعث کاهش قیمت سهام شود و بالعکس. بنابراین فرضیه اول با فرض ثابت ماندن عوامل دیگر، عدم اطمینان اطلاعاتی سبب کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت‌ها در آینده می‌شود، تدوین گردیده است.
تقارن اطلاعاتی در صورتی وجود دارد که مدیران و بازار اطلاعات یکسانی درباره شرکت دارند. بنابراین مدیران و بازار، عدم اطمینان درباره شرکت را یکسان تحمل می‌کنند. اما در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتی، مدیران به دلیل دارا بودن اطلاعات خصوصی و محرمانه درباره شرکت، اطلاعات بیشتر و بهتری نسبت به بازار، در اختیار دارند. یعنی به اطلاعات شرکت قبل از اطلاع بازار دسترسی دارند. اطلاعات خاص شرکت، در طول زمان از طریق رویدادهای افشا کننده اطلاعات به بازار انتقال می‌یابد. بازار تا قبل از افشا مقداری عدم اطمینان درباره شرکت دارد. یکی از نکات مهم در مورد بورس‌های اوراق بهادار، بحث کارایی بازار است که بر طبق آن تمام اطلاعات موجود در بازار، اثر خود را بر روی قیمت سهام منعکس می‌کنند. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا، دلیل وجود حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان کرد که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. این امر به علت وجود معاملات و اطلاعات درون گروهی به وجود می‌آید. در بازارهای سرمایه، بسیاری از سرمایه‌گذاران، مردم عادی هستند و تنها راه دسترسی آن‌ها به اطلاعات مهم، اطلاعیه‌هایی است که از جانب شرکت‌ها منتشر می‌شود. نمونه ای از این نوع اطلاعیه‌ها، اعلان سود برآوردی هر سهم است که در آن سود پیشنهادی هر سهم از جانب شرکت پیش بینی شده و به اطلاع عموم می‌رسد. حال اگر در بین سرمایه گذاران فعال در بازارهای سرمایه، افرادی باشند که از نظر اطلاعاتی نسبت به دیگران در موقعیت بهتری قرار داشته باشند و به عنوان نمونه، از اعلان‌هایی مطلع باشند که قرار است درباره سود صورت پذیرد، آنان می‌توانند بر عرضه و تقاضای بازار تأثیر گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شکاف قیمت‌ها شوند. پژوهش‌ها نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود، حکایت از کیفیت آن دارد. به این ترتیب، سرمایه گذاران با اطمینان بیشتر در سهام شرکت‌هایی سرمایه گذاری می‌کنند که روند سود آن‌ها با ثبات‌تر است، چنان چه سودها از مبلغ پیش بینی شده کمتر باشد، احتمالاً قیمت سهام شرکت کاهش خواهد یافت با توجه به مطالب ذکر شده فرضیه های دوم و سوم عنوان گردیده است.
با این حال در شرایط فعلی لازم است این مسئله مورد بررسی قرار گیرد که عدم اطمینان اطلاعاتی تا چه حد بر قیمت سهام تأثیر دارد؛ چرا که هر چه عدم اطمینان و ابهام در مورد اطلاعات بیشتر باشد، انعکاس اطلاعات در قیمت سهام به تأخیر افتاده و در نتیجه توانایی پیش بینی سود بر اساس اخبار، کاهش خواهد یافت (کرمی و قربان زاده، 1392، 3).
با توجه به اطلاعات ذکر شده در صورت‌های مالی این امر ضروری به نظر می‌رسد تا اطمینان در مورد اطلاعات حسابداری و عدم اطمینان اطلاعات موجود در بازار مورد آزمون قرار گیرد. پژوهش حاضر، رابطه عدم اطمینان اطلاعاتی و کاهش خطر سقوط قیمت سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می‌گیرد تا به سرمایه گذاران کمک شود اطلاعات نامطمئن را با سرعت بیشتری در پیش بینی خود در ارتباط با قیمت سهام منعکس سازند.
اهرم مالی(LEV)
اندازه شرکت(SIZE)
عدم اطمینان اطلاعاتی(FERE)
خطر سقوط قیمت سهام(CRASH)
عدم تقارن اطلاعاتی(ABS)

نمودار 1-1 مدل مفهومی تحقیق1-5 فرضیه‌های تحقیقبا توجه به اهداف تحقیق، سؤالات اساسی پژوهش و هم چنین چارچوب نظری تحقیق فرضیات زیر تدوین و ارائه میگردد تا پس از جمع آوری اطلاعات، آنها را برای تأیید یا رد مورد آزمون قرار دهیم.
فرضیه اصلی اول: با فرض ثابت ماندن عوامل دیگر، عدم اطمینان اطلاعاتی سبب کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت‌ها در آینده می‌شود.
فرضیه اصلی دوم: در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، اثر عدم اطمینان اطلاعاتی در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت‌ها در آینده بیشتر است.
فرضیه اصلی سوم: در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین، اثر عدم اطمینان اطلاعاتی در کاهش احتمال سقوط قیمت سهام شرکت‌ها در آینده کمتر است.
1-6 اهداف تحقیق1-6-1 اهداف علمی ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روش شناختی که در آن به کار می‌رود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق، ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق می‌باشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی مورد نیاز استفاده کنندگان موثر باشد و همچنین زمینه ساز بستر مناسبی برای تحقیقات آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد.1-6-2 اهداف کاربردیتحقیقات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریه‌ها، قانونمندی‌ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می‌شوند را برای حل مسائل جاری و واقعی به کار می‌گیرند، این نوع تحقیقات بیشتر به مؤثرترین اقدام تأکید دارند و علت‌ها را کمتر مورد توجه قرار می‌دهند. که به صورت زیر می باشند:
هدف اصلی :
ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام
اهداف فرعی :
ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در صورت عدم تقارن اطلاعاتی بالا در قلمرو تحقیق
ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام در صورت عدم تقارن اطلاعاتی پایین در قلمرو تحقیق
1-7 اهمیت تحقیقبا توجه به این موضوع که هر چه عدم اطمینان و ابهام در مورد اطلاعات بیشتر باشد، انعکاس اطلاعات در قیمت سهام به تأخیر افتاده و در نتیجه توانایی پیش بینی سود بر اساس اخبار، کاهش خواهد یافت و چون حوادث و رویدادهای خارج از اراده و کنترل بسیاری در آینده اتفاق می‌افتد که بر نتیجه تصمیم مدیران و سرمایه‌گذاران تأثیر قابل ملاحظه ای دارد. از این رو مدیران و سرمایه گذاران به نوعی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات حسابداری رو به رو هستند که بر تصمیمات آن‌ها و سرمایه گذاران، و در نتیجه بر تغییرات قیمت سهام تأثیر می‌گذارد. با توجه به اطلاعات ذکر شده در صورت‌های مالی این امر ضروری به نظر می‌رسد تا اطمینان در مورد اطلاعات حسابداری و عدم اطمینان اطلاعات موجود در بازار مورد آزمون قرار گیرد.
در نهایت با توجه به موارد مطروحه بالا در پژوهش حاضر به ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و کاهش خطر سقوط قیمتی سهام می‌پردازیم.
1-8 حدود مطالعاتی
قلمرو تحقیق، چارچوبی را فراهم می‌نماید تا مطالعات و آزمون محقق در طی آن قلمرو خاص انجام پذیرد و دارای اعتبار بیشتر باشد.
1-8-1 قلمرو مکانی تحقیق
این پژوهش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (بازار سرمایه ایران) را مورد بررسی قرار می‌دهد.
1-8-2 قلمرو زمانی تحقیق
دوره زمانی این پژوهش،5 ساله و از ابتدای سال87 تا انتهای سال 91 است.
1-8-3 قلمرو موضوعی تحقیق
این پژوهش، عدم اطمینان اطلاعاتی و کاهش خطر سقوط قیمت سهام، در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد کنکاش قرار می‌دهد.
1-9 استفاده کنندگان تحقیق 1-9-1 استفاده کنندگان مستقیمتحلیل گران بازار بورس، شرکت‌های سرمایه گذاری و صنعت‌گران فعال در حوزه بورس.
مدیران فعال در حوزه بورس به خصوص مدیران سازمان بورس اوراق بهادار.
1-9-2 استفاده کنندگان غیرمستقیمسرمایه‌گذاران فعلی و بالقوه از جمله سرمایه‌گذاران حوزه بورس و نیز افرادی که قصد سرمایه‌گذاری در هر یک از بازارهای سرمایه یا ارز را دارند.
محققان و پژوهش گرانی که حوزه تحقیقاتی آن‌ها بازار سرمایه و اقتصاد است.
1-10 تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحاتعدم اطمینان اطلاعاتی:
برخی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات را فقدان اطلاعات درباره رابطه علت و معلولی بین پدیده‌ها و برخی ناتوانی در پیش بینی نتایج احتمالی یک تصمیم تعریف می‌کنند. همچنین عدم اطمینان اطلاعاتی را می‌توان به معنی ابهام نسبت به معنی یا مفهوم اطلاعات جدید برای تعیین ارزش یک شرکت تعریف نمود. در واقع عدم اطمینان نسبت به اطلاعات به معنی عدم تقارن اطلاعاتی نیست بلکه اطلاعات نامطمئن را در اصطلاح "ابهام ارزش" یا میزان دقتی که با آن، ارزش یک شرکت می‌تواند به وسیله مطلع‌ترین سرمایهگذاران با هزینه های معقول و منطقی برآورد شود، تعریف می‌کند (همان منبع، 3).
عدم تقارن اطلاعاتی:
به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن یکی از طرفین معامله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار داشته باشد. این امر به علل مختلف، از جمله وجود معاملات و اطلاعات محرمانه به وقوع می‌پیوندد (جلیلی، 1387، 45).
در این تحقیق عدم تقارن اطلاعاتی، از طریق تفاوت در دامنه پیشنهادی قیمت خرید و فروش سهام به صورت مقداری محاسبه شده است.
تغیر قیمت سهام:
منظور تغییرات مختلف در ارزش مبادله ای سهامی است که در بازار بورس اوراق بهادار مورد معامله قرار می‌گیرد (خاکپور ، 1387، 125).
قیمت سهام:
اغلب بیانگر انتظارات بازار از وضعیت اقتصادی شرکت‌هاست. از این رو شاخص‌های بازار نمایانگر وضعیت و عملکرد آتی کل اقتصاد می‌باشند (راعی و تلنگی، 1383، 68).
اهرم مالی:
نسبت بدهی‌ها به دارایی‌ها به عنوان معیاری برای تعیین ساختار سرمایه در شرکت‌ها استفاده می‌شود. این معیار که به آن اهرم مالی گفته می‌شود، شاخصی برای ریسک مالی شرکت و توانایی پرداخت بدهی‌ها نیز محسوب می‌شود (نامدار، 1389، 26).
اندازه شرکت:
برای کنترل ویژگی‌های متفاوت شرکت‌های نمونه آماری در تحقیقات مالی، از یک متغیر کنترلی استفاده می‌شود. محققان معیارهای گوناگونی برای اندازه شرکت‌ها در نظر گرفته‌اند. در این تحقیق جهت وارد نمودن اندازه شرکت‌های در الگوی آزمون فرضیات از لگاریتم ارزش دفتری کل دارایی‌ها استفاده شده است (همان منبع، 26).
بورس اوراق بهادار:
بورس اوراق بهادار، به معنی یک بازار رسمی و متشکل سرمایه است که در آن انواع اوراق بهادار مانند سهام و اوراق قرضه، تحت ضوابط و مقررات خاصی مورد داد و ستد قرار می‌گیرد (دوانی، 1384، 153).
فصل دوممروری بر ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه
حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که هدف از آن تأمین نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان در راستای تصمیم گیری‌های اقتصادی می‌باشد. استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری طیف وسیعی از جامعه را تشکیل می‌دهند. هر یک از گروه استفادهکنندگان، نیازهای اطلاعاتی خاصی دارند (نوروش و آژیری، 1378، 89).
همان گونه که در بالا اشاره شد اطلاعات حسابداری یکی از منابع مهم اطلاعاتی برای تصمیم گیری‌های اقتصادی می‌باشد. در تصمیمگیری‌های اقتصادی، اطلاعات حسابداری می‌تواند با اطلاعاتی که خارج از سیستم حسابداری تهیه می‌شود، مورد استفاده قرار گیرد (بدری، 1372، 164).
در شرایط نبود شفافیت کامل در گزارشگری مالی (اقدام به مدیریت سود) مدیران انگیزه دارند برای حفظ شغل خود، بخشی از زیان‌ها را پنهان کنند. این فرایند؛ یعنی افشا نکردن زیان‌های واقعی تا زمان حضور مدیر در شرکت ادامه می‌یابد. پس از ترک شرکت توسط مدیر، حجم عظیمی از زیان‌های افشا نشده وارد بازار شده، به سقوط قیمت سهام منجر می‌شود. علاوه بر این، در یک محیط گزارشگری غیر شفاف، سرمایهگذاران قادر به شناسایی و کشف پروژه های زیان ده شرکت نیستند. ناتوانی سرمایه گذاران در تمایز بین پروژه های سود ده و زیان ده در مراحل اولیه آن‌ها باعث می‌شود که پروژه های زیان ده ادامه یابد و با گذر زمان زیان دهی آن‌ها افزایش یابد. بازده منفی این نوع پروژه‌ها در طول زمان در داخل شرکت انباشت می‌شود و هنگامی که اطلاعات مربوط به آن‌ها افشا می‌شود، قیمت سهام به شدت کاهش پیدا خواهد کرد. از این رو مدیران و سرمایه گذاران با نوعی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات حسابداری رو به رو هستند که این عدم اطمینان می‌تواند تأثیراتی بر روی تصمیمات استفاده کنندگان و در نتیجه قیمت سهام داشته باشد (هوتن و مارکوس، 2009، 73).
در این فصل ابتدا به تعریف مفاهیم مختلف عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی، سقوط قیمت سهام پرداخته و در انتهای فصل به تحقیقات گذشته داخلی و خارجی و نتایج آن اشاره می‌گردد.
2-2 عدم اطمینان اطلاعاتیبه معنی ابهام نسبت به معنی یا مفهوم اطلاعات جدید برای تعیین ارزش یک شرکت است. در واقع منظور از اطلاعات نامطمئن، نامتقارنی اطلاعات نیست بلکه اطلاعات نامطمئن را اصطلاح"ابهام ارزش" یا میزان دقتی که با آن ارزش یک شرکت می‌تواند به وسیله‌ی مطلع‌ترین سرمایه گذاران با هزینه ای منطقی و معقول برآورد شود، تعریف می‌کنند (سلیمانی و حمزی، 1390، 93).
هرچه ارزش شرکت با ابهام بیشتری همراه باشد، سرمایه گذاران ترجیح می‌دهند تا از قضاوت‌های شخصی خود استفاده کنند؛ بنابراین خوش‌بینی بیش از حد سرمایه گذاران با بالاترین ارزیابی شخصی، به افزایش قیمت این شرکت‌ها منجر می‌شود که این افزایش قیمت در طول زمان با از بین رفتن ابهام ارزش شرکت، اصلاح شده و در نتیجه به کاهش بازده‌های دوره‌های آتی منجر می‌شود. هرچه نامطمئنی یا ابهام ارزش بیشتر باشد، انعکاس اطلاعات در قیمت سهام به تأخیر می‌افتد، در نتیجه توانایی پیش بینی بازده بر اساس اخبار، کاهش می‌یابد و از طرف دیگر اگر ابهام ارزش بالاتر با اخبار بد همراه باشد به انعکاس بازده‌های آتی بسیار پایین‌تری منجر می‌شود و برعکس با اخبار خوب، بازده های آتی به نسبت بالاتری پیش بینی می‌شود. افشای شفاف‌تر ممکن است به کاهش اطلاعات نامطمئن و افزایش سرعت انعکاس اطلاعات در قیمت‌های سهام منجر شود.
برخی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات را فقدان اطلاعات درباره رابطه علت و معلولی بین پدیده‌ها و برخی ناتوانی در پیش بینی نتایج احتمالی یک تصمیم تعریف می‌کنند، از سوی دیگر، چارچوب نظری گزارشگری مالی هدف اصلی از انتشار گزارشات حسابداری را ارائه اطلاعاتی سودمند برای استفاده کنندگان در امر تصمیم گیری می‌داند (کرمی و قربان زاده، 1392، 3).
عدم اطمینان اطلاعاتی را با معیارهای خطای پیش بینی سود هر سهم و نوسانات بازده سهام اندازه گیری خواهیم کرد. نوسان بازده و خطای پیش بینی سود هر سهم، عدم دقت یا میزان پراکندگی در برآورد عملکرد آتی شرکت را نشان می‌دهند. عدم قطعیت و ابهام، در تمام جنبه های زندگی بشر از جمله تصمیم گیری اجتناب ناپذیر است. بنابر نظریه‌ی عدم قطعیت هایزنبرگ، عدم قطعیت در ذات و طبیعت وقایع وجود دارد. حسابداری و گزارشگری مالی، از این قاعده کلی مستثنی نیست. برای مثال، ابهام در مورد وصول مطالبات، ابهام در مورد درآمد زایی دارایی‌ها و ابهام در مورد جریان وجه نقد ناشی از فعالیت‌ها، نمونه‌هایی از دریای بی کران ابهام‌های موجود در شناخت رویدادهای مالی و گزارشگری مالی است (فروغی و میرزایی، 1391، 79).
2-3 قیمت سهام
منظور از قیمت سهام، قیمت بازار یا قیمت معاملاتی، که در برگیرنده ارزشی است که بر حسب توافق خریدار و فروشنده تعیین می‌گردد. قیمت هر سهم که به طور روزانه در تابلوی بورس اوراق بهادار منعکس می‌شود قیمت آخرین معامله ای است که بر روی سهم مذکور انجام شده است.
و منظور از تغییر قیمت سهام نیز، تغییرات مختلف در ارزش مبادله ای سهامی است که در بازار بورس اوراق بهادار مورد معامله قرار می‌گیرد (قائمی، 1379، 76).
2-4 سقوط قیمت سهام
موضوع تغییرات ناگهانی قیمت سهام، طی سال‌های اخیر و به ویژه بعد از بحران مالی سال 2008، توجه بسیاری از دانشگاهیان و افراد حرفه‌ای را به خود جلب کرده است. این تغییرات، به دو صورت سقوط و جهش قیمت سهام رخ می‌دهد. با توجه به اهمیتی که سرمایه‌گذاران برای بازده سهام خود قائل هستند، پدیده‌ی سقوط قیمت سهام که منجر به کاهش شدید بازده می‌شود، در مقایسه با جهش بیش‌تر مورد توجه پژوهش گران قرار گرفته است (فروغی و میرزایی، 1391، 81).
تعریف سقوط قیمت سهام دارای سه ویژگی مشخص است:
سقوط قیمت سهام، یک تغییر بسیار بزرگ و غیرمعمول در قیمت سهام است که بدون وقوع یک حادثه‌ی مهم اقتصادی رخ می‌دهد.
این تغییرات بسیار بزرگ به صورت منفی هستند.
سقوط قیمت سهام، یک پدیده‌ی واگیردار در سطح بازار است. بدین معنی که کاهش قیمت سهام تنها به یک سهام خاص منحصر نمی‌شود، بلکه تمام انواع سهام موجود در بازار را شامل می‌شود.
هر یک از ویژگی‌های سه‌گانه فوق، در مجموعه ای از حقایق تجربی، مستدل و قوی ریشه دارد. در رابطه با ویژگی نخست، هانگ و استین (2003) بیان می‌کنند که بسیاری از تغییرات بزرگی که بعد از جنگ جهانی در شاخص (S & P500) رخ داده است و به ویژه سقوط بازار در اکتبر 1987، به دلیل افشای اخبار مربوط به یک رویداد مهم و قابل توجه نبوده است. ویژگی دوم تعریف فوق، ناشی از یک عدم تقارن تجربی و قابل توجه در تغییرات بازده بازار است. بدین معنی که تغییرات بزرگ در قیمت بیش‌تر به صورت کاهش و کم‌تر به صورت افزایش بوده است. سومین ویژگی تعریف سقوط قیمت سهام، این است که سقوط، پدیدهای است که تمام بازار را در بر می‌گیرد. بدین معنی که این پدیده به تمام انواع سهام موجود در بازار سرایت می‌کند (همان منبع، 81).
2-5 تعیین قیمت سهام
قیمت سهام هر لحظه و بر اثر تغییرات عرضه و تقاضای بازار قابل تغییر است. اگر تعداد خریداران یک سهم از تعداد فروشندگان آن بیشتر باشد، یعنی تقاضای خرید یک سهم بیشتر از میزان عرضه آن برای فروش باشد، قیمت آن سهم افزایش می‌یابد و برعکس. درک عرضه و تقاضا و تغییرات قیمتی ناشی از آن بسیار آسان است، اما آنچه دشوار است، فهم آن چیزی است که به تغییرات عرضه و تقاضا در بازار سهام می‌انجامد و سبب می‌شود برخی خواهان یا خریدار سهم خاصی شوند و برخی دیگر، روی گردان یا فروشنده آن باشند (خاکپور، 1387، 58).
مطابق تئوری اقتصادی الگوی قیمتگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای قیمت یک دارایی تابعی از ریسک و نوسانات شرطی آن است. لذا، پیش بینی نوسانات قیمت یا بازدهی سهام اهمیت زیادی در انتخاب پرتفوی، مدیریت دارایی‌ها و حتی قیمتگذاری سهام شرکت‌هایی که تازه وارد بورس می‌شوند دارد. توسعه همه جانبه و تعمق بازار سرمایه به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی، نیازمند اعتماد عموم مشارکت کنندگان به کارایی و درستی آن در تعیین قیمت عادلانه اوراق بهادار است. یک سهم جدید در بازار هیچ قیمتی ندارد، زیرا هنوز در بازار آزاد معامله نشده است. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که قیمت مناسب برای این سهم چگونه تعیین می‌شود؟
تعیین قیمت سهام کار بسیار مشکلی است، بدیهی است شرکتی که این اوراق بهادار را منتشر کرده است می‌خواهد آن‌ها را به بالاترین قیمت ممکن بفروشد و خریداران یا کسانی که میخواهند در این سهام سرمایه‌گذاری نمایند مایلند آن را به پایین‌ترین قیمت ممکن بخرند. قیمت سهام شرکت‌ها بیشتر از طریق عرضه و تقاضا و یا توسط کارگزاران، مؤسسات تأمین سرمایه و ... تعیین می‌شود. جهت قیمت گذاری بایستی قیمتی تعیین شود که برای شرکت انتشار دهنده سهام معقول، مناسب و عادلانه باشد و از سوی دیگر نظر خریداران و سرمایه‌گذاران را هم جلب کند و رغبت و میل به سرمایه‌گذاری را در آنان بر انگیزاند. تجربه نشان داده است که اگر قیمت سهامی‌ به صورتی «معقول و مناسب» تعیین شود قیمت آن سهام کم کم، در بازار روند صعودی به خود میگیرد (همان منبع، 125).
یکی از موارد مهم جهت رشد و توسعه بازار سرمایه، ایجاد دانش عمومی در ارتباط با فرآیند تعیین قیمت اوراق بهادار از جمله سهام و عوامل موثر بر قیمت و حجم معاملات سهام و تفسیر رویدادهای مهم از قبیل اعلان افزایش سرمایه از طریق عرضه سهام جدید می‌باشد. عرضه سهام باعث می‌شود که سهام بیشتری در دست سهامداران باشد و حجم مبادلات افزایش یابد. حجم مبادلات نیز می‌تواند به عنوان اطلاعاتی مهم و با ارزش در تصمیمگیری‌های سرمایه گذاری مورد استفاده قرار گیرد و اطلاعات مفیدی در ارتباط با وضعیت فعلی و چشم‌انداز آینده قیمت به تصمیم گیرندگان و سرمایه‌گذاران ارائه نماید. شرکت‌هایی که حجم معاملاتشان نسبت به دیگر شرکت‌ها بالاتر است، به دلیل قابلیت نقدشوندگی بالاتر، ریسک کمتری در ارتباط با عدم امکان فروش سهام در بازار خواهند داشت.
قیمت سهام، اغلب بیانگر انتظارات بازار از وضعیت اقتصادی شرکت‌هاست. از این رو شاخص‌های بازار نمایانگر وضعیت و عملکرد آتی کل اقتصاد می‌باشند. تحلیلگران اوراق بهادار، مدیران پرتفوی و سایر متصدیان اقتصادی، از شاخص‌های بازار، برای بررسی متغیرهایی که حرکت کل قیمت‌های سهام را تحت تأثیر قرار می‌دهند، استفاده می‌کنند و با بررسی روند حرکتی بازار بورس، بازده سرمایه گذاری این بازار را می‌توان با سایر فرصت‌های سرمایه گذاری، مانند سرمایه گذاری در اوراق قرضه، طلا و ارز مقایسه نمود.
قیمت سهام هر روزه متأثر از شرایط بازار است. در حقیقت قیمت سهام را عرضه و تقاضای بازار مشخص می‌کند. اگر سهامداران تمایل به خرید سهامی خاص داشته باشند، در این حالت تقاضا بیشتر از عرضه است و قیمت‌ها افزایش می‌یابد و اگر سهامداران تمایل داشته باشند سهام خاصی را بفروشند، عرضه بیشتر از تقاضا می‌شود و ما شاهد کاهش قیمت خواهیم بود. تجزیه و تحلیل و فهم عرضه و تقاضا آسان است ولی نکته مهم آن است که تشخیص دهیم چه عواملی باعث شده سهامداران نسبت به یک سهم تمایل نشان دهند، در حالی که قبلاً این سهام مورد توجه آن‌ها نبوده است.
جهت پاسخ به این سؤال عوامل زیادی را می‌توان بیان کرد که این عوامل همان اطلاعیه‌ها و اخبار مثبت و منفی در مورد سهام شرکت هستند که می‌توانند در مورد مدیریت شرکت، نسبت‌های مالی و سایر موارد باشند. البته بایستی توجه داشت هر سهامداری، ایده‌ها و استراتژی‌های خاص خود را دارد. از نظر تئوری، نوسانات قیمت سهام نشانگر احساس سرمایه گذاران در مورد ارزش شرکت است. البته نمی‌توان گفت شرکتی که دارای سهام گران‌تری است، با ارزش‌تر می‌باشد و یا بالعکس، بایستی کل ارزش سهام شرکت را در نظر بگیریم (همان منبع، 147).
یکی از اساسی‌ترین مبانی نظریه سرمایه گذاری این است که سرمایه گذاران خواستار بازده زیاد بوده و از ریسک پرهیز می‌نمایند. تغییر واژه ارزش به منظور نشان دادن بازده سرمایه گذاری در طول یک دوره زمانی معین، که بازده دوره نگهداری نامیده می‌شود، بکار برده می‌شود. بازده سهام یکی از مفاهیم پیچیده و مورد علاقه سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان است. برای تبیین و پیش بینی بازده سهام مدل‌ها و نظریه های مختلفی شامل مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه ای، مدل‌های عاملی یا شاخصی، مدل آربیتراژ، تحلیل‌های فنی و تحلیل‌های تکنیکی مطرح شده است. در تحلیل بنیادی بازده سهام تابعی از شرایط کلان اقتصادی، وضعیت صنعت و شرایط خاص شرکت می‌باشد. شرایط خاص شرکت شامل عملکرد و وضعیت مالی است که در قالب صورت‌های مالی اساسی ارائه می‌گردد. دانش حسابداری مدعی است که برای تصمیم گیرندگان اطلاعات سودمندی تهیه می‌کند و یکی از معیارهای سودمندی اطلاعات حسابداری، توان پیش بینی آن است (فدوی و احمدپور، 1389، 18).
یکی از عمده‌ترین چهارچوب‌های نظریه سرمایه‌گذاری این است که بازده (در طولانی مدت)، بایستی با ریسک سازگار باشد. سرمایه گذار با خرید اوراق بهادار، ریسک می‌پذیرد و از بابت ریسکی که متحمل می‌شود، بازده کسب می‌نماید. پس می‌توان گفت مهم‌ترین عاملی که در تصمیم گیری برای خرید اوراق بهادار موثر است، بازده و ریسک آن در مقایسه با سایر فرصت‌های سرمایه گذاری است. یک سرمایه گذار منطقی از میان اوراق بهادار، اوراقی را انتخاب می‌کند که در صورت داشتن ریسک مساوی، نمود بیشتری داشته باشد و یا در صورت داشتن بازده های مساوی، اوراقی را انتخاب میکند که ریسک کمتری داشته باشد (خاکپور، 1387، 89).
بازده سهام در دورههای متفاوت، متغیر است و روند ثابت و یکنواختی را به همراه ندارد. بنابراین نوسان و تغییر پذیری، جزء لاینفک بازدهی سهام در طی زمان است. با توجه به تغییر پذیری و نوسان، بازده دوره های آتی نیز قابل اطمینان نیستند. عدم اطمینان نسبت به بازده های آتی سهام، سرمایه گذاری را با ریسک همراه می‌نماید. سرمایه گذار همیشه به دنبال کاهش ریسک و افزایش اطمینان بازدهی است.
2-6 اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت‌های سهاماز سال 1965 در حوزه امور مالی، فرضیه ای در مورد کارا بودن بازار سرمایه مطرح شده است. علت انجام این تحقیقات آزمودن این نظریه بود که آیا بازار سهام در کسب و پردازش اطلاعات ورودی به طور معقول عمل می‌کند یا خیر؟ و آیا اطلاعات بدون درنگ و گرایش خاصی در قیمت اوراق بهادار منعکس می‌شود یا خیر؟
منطقاً سرمایه گذاران برای حداکثر رساندن مطلوبیت مورد نظر خود، از کل اطلاعاتی که به تعیین ارزش و قیمت گذاری اوراق بهادار مربوط می‌شود استفاده می‌کنند. البته در تعیین قیمت اوراق بهادار، باید هزینه پردازش اطلاعات و نیز هزینه انجام معاملات را در نظر داشت. در سال 1970 برای نخستین بار بود که فاما به صورت رسمی مفهوم کارایی بازار اوراق بهادار را مطرح نمود. وجود اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار، ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. در بازار کارا، اطلاعاتی که در بازار منتشر می‌شود. به سرعت بر روی قیمت‌ها تأثیر می‌گذارد. در چنین بازاری، قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی، آن نزدیک می‌گردد؛ به عبارت دیگر، ویژگی سهام بازار کارا این است که قیمت تعیین شده در بازار، شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار می‌باشد. از نظر فاما، بازار کارا به بازاری اطلاق می‌شود که در آن قیمت اوراق بهادار (مانند سهام عادی) منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در بازار باشد. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا، دلیل وجودی حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان نمود که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. بازار کارا باید در برابر اطلاعات جدید حساس بوده و نسبت به آن اطلاعات از خود واکنش نشان دهد. فاما برای کارایی بازار ویژگی‌هایی به شرح ذیل عنوان نمود (داودآبادی فراهانی و جلیلی، 1389، 28):
شرایط رقابتی در بازار حکم فرما باشد.
اطلاعات باید به سرعت و با حداقل هزینه در دست تمامی افراد قرار گیرد.
اطمینان از وجود قیمتی عادلانه برای اوراق مورد مبادله.
کم هزینه بودن معامله در بازار، تا حدی که به وضعیت بدون هزینه نزدیک باشد.
عدم توانایی معامله گران در تحت نفوذ قرار دادن بازار.
در این بازار هر کس می‌تواند به نرخ‌های رایج بازار مالی قرض بدهد و بگیرد.
قیمت بازار طوری تعیین می‌شود که منعکس کننده‌ی تمامی اطلاعات خوب و بد می‌باشد.
در بازار کارا، تعدیل قیمت‌ها با سرعت انجام می‌شود.
شرط لازم برای کارایی وجود رقابت است.
بازار کارا در هر مقطعی از زمان، عده ای در آن خریدار و عده ای در آن فروشنده می‌باشد.
بازار کارای سرمایه، بازار پیچیده‌ای است که ابزارهای پیچیده مالی در آن وجود دارد، همان‌گونه که مشاهده می‌شود یکی از ویژگی‌های بازار کارا این است که در آن تعدیل قیمت‌ها به سرعت انجام شود و رفتار بازار تابع گام تصادفی می‌باشد. آنچه که مسلم است مرکز ثقل آزمون‌های تجربی، سرعت تطابق قیمت با اطلاعات جدید است.
برای نخستین بار هری رابرتز بیان نمود که یک رشته اعداد را به طور تصادفی استخراج نموده و نمودار آن را ترسیم کرده است که شبیه نمودار یک رشته از قیمت‌های سهام می‌باشد. وی اشاره کرد که اگر تغییرات قیمت سهام را هم محاسبه و این تغییرات بر روی نموداری رسم کنیم، دو نمودار بسیار شبیه به هم خواهد بود. وی درخواست نمود تحقیقات بیشتری صورت پذیرد تا نتیجه گیری او در مورد تصادفی بودن تغییر قیمت سهام مورد بازبینی قرار گیرد. در سال 1959 فیزیکدانی به نام ازبورن که در این سال به بازار سهام علاقه‌مند شده بود تحقیق دیگری را انجام داد. وی اعدادی از قیمت‌های سهام را مورد بررسی قرار داد و دریافت که تغییرات قیمت‌ها از یکدیگر مستقل می‌باشند. هر چند دیدگاه ازبورن با رابرتز فرق می‌کرد اما نتایجشان مشابه بود. (همان منبع، 28).
2-7 عوامل موثر بر قیمت سهام
عوامل موثر بر قیمت سهام (رفتار سهام) به 2 دسته عوامل تحت عنوان عوامل بیرونی و عوامل درونی تقسیم می‌شوند.
عوامل بیرونی
عوامل بیرونی
عوامل اقتصادی
عوامل سیاسی-نظامی
عوامل فرهنگی-رفتاری
اقتصاد بخشی
اقتصاد کلان
اقتصاد خرد
عرضه سهام و تقاضای بازار
سرعت نقل و انتقال سهام
ابزارهای حمایتی در بورس
سیاست‌های پولی بانک مرکزی
سیاست‌های کلان قیمت گذاری
نرخ ارز
نرخ مالیات
سیاست‌های بانکی
تورم
عایدی هر سهم
ساختار مالی شرکت
تغییر در رویه حسابداری
تصرف، تملک و ادغام
سهام جایزه و تجزیه سهام
روند قیمت سهام در گذشته
تقاضا برای محصول شرکت
مدیریت شرکت
سود و سیاست‌های تقسیم سود
افزایش سرمایه

نمودار 2-1 عوامل موثر بر قیمت سهام (رفتار سهام)(فدوی و احمدپور، 1389، 19)2-7-1 عوامل بیرونی
منظور آن دسته از وقایع، حوادث و تصمیماتی است که در خارج از شرکت رخ می‌دهد و از کنترل شرکت خارج است ولی بر قیمت سهام شرکت موثر است. عوامل بیرونی به 3 دسته عوامل اقتصادی، سیاسی- نظامی، و فرهنگی- رفتاری تقسیم می‌شوند:
2-7-1-1 عوامل اقتصادی
کلیه تصمیمات، وقایع و حوادثی که در سطح اقتصاد ملی کشور رخ می‌دهد که این عوامل به 3 دسته عوامل (اقتصاد بخشی- اقتصاد کلان و اقتصاد خرد) تقسیم می‌شود.
الف- اقتصاد بخشی
منظور از اقتصاد بخشی آن بخشی از اقتصاد ملی کشور است که در ارتباط مستقیم با آن شرکت است و شرکت در آن بخش از اقتصاد فعالیت دارد، مثل ارتباط شرکت‌های عضو بورس که در ارتباط با بخش بازار سرمایه می‌باشند.
الف-1- عرضه سهام و تقاضای بازار: طبق یکی از اصول اولیه اقتصاد تعادل در عرضه و تقاضای یک محصول یا کالا یا خدمت باعث ثبات قیمت می‌شود و همان‌طور که عرضه‌ی زیاد باعث کاهش خواهد شد عرضه کم نیز باعث افزایش قیمت‌ها خواهد شد. همین اصل در بازار سهام نیز حاکم می‌باشد. یعنی چنانچه عرضه سهام زیاد باشد، قیمت‌ها شروع به کاهش خواهند نمود و چنانچه عرضه سهام کم شود، قیمت‌ها شروع به افزایش خواهند نمود. در واقع کلیه عواملی که بر تقاضای سهام تأثیر دارند می‌توانند قیمت را دست‌خوش تغییر نمایند (همان منبع، 20).
الف-2- سرعت نقل و انتقال در بازار سرمایه: همان‌طور که می‌دانید چنانچه شخصی یک سری از سهام شرکتی را بخرد، از مرحله درخواست خرید تا صدور سهام به نام ایشان، مدت زمانی طولانی طول خواهد کشید. حال چنانچه سیستمی اجرا شود که نقل و انتقال سهام به سرعت انجام شود طبیعتاً روی عرضه سهام تأثیر می‌گذارد و می‌تواند به گسترش بازار کمک نماید.
الف-3- وجود ابزارهای حمایتی در بورس اوراق بهادار: بررسی‌های صورت گرفته در مورد اکثر بورس‌های کارآمد جهان دلالت بر وجود ابزار کارآمدی همانند وجود شرکت‌های بزرگ کارگزاری، پذیره‌نویسان، متخصصان، شرکت‌های بزرگ سرمایه داری، صندوق‌های همگانی سهام و... دارد که همگی در چارچوب یک خط مشی عملیاتی که منجر به ثبات در بازار می‌شود می‌پردازند. به عنوان مثال وقتی که قیمت سهمی به طور غیرعادی و بی مورد در حال کاهش است از طریق خرید و جمع کردن آن سهم در میز معاملات اوراق بهادار، مانع کاهش قیمت آن می‌شوند و زمانی که قیمت سهم شرکتی بدون علت در حال افزایش است، با عرضه زیاد سهم آن شرکت در بازار سرمایه از افزایش بی رویه‌ی قیمت آن سهم جلوگیری می‌کنند و بدین وسیله بازار سرمایه را متعادل می‌نمایند. به همین ترتیب عدم وجود چنین مؤسسات حمایت کننده ای در دولت، موجب عدم ثبات قیمت‌ها خواهد شد.
ب- عوامل اقتصاد کلان
ب-1- سیاست‌های پولی بانک مرکزی: اجرای سیاست‌های پولی انقباضی و انبساطی پول توسط بانک مرکزی و تحدید و افزایش سقف تسهیلات بانکی صنایع مختلف، شرکت‌ها را وادار می‌کند تا در جهت رفع تنگناهای موجود، تصمیماتی بگیرند که بر قیمت‌های سهام تأثیر خواهد گذاشت. به طور مثال تجدید سقف اعتباری تسهیلات بانکی، شرکت‌ها را در تأمین وجوه مورد نیاز خود با مشکل مواجه خواهد ساخت و این‌گونه شرکت‌ها برای تأمین وجوه خود مجبور به تأمین نیاز خود از روش‌های مختلفی هم چون افزایش سرمایه و یا عدم تقسیم سود می‌شوند که بر قیمت سهام تأثیر خواهد گذاشت. به عنوان مثال تأثیر ادامه‌ی سیاست‌های انقباضی از سوی نظام بانکی باعث شد تا بعضی از شرکت‌ها با سود مناسبی که پرداخت آن را به سهامداران وعده داده بودند، برخی از سرمایه های جذب شده در بورس اوراق بهادار را نیز از این بازار بیرون خارج کردند (همان منبع، 21).
ب-2- سیاست‌های کلان قیمت گذاری محصولات: وجود سازمان‌هایی هم چون سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان و قیمت‌های ضابطه ای این سازمان بر اساس شاخص‌های غیرواقعی در محاسبه‌ی بهای تمام شده محصولات شرکت‌ها، باعث خواهد شد که قیمت محصولات واقعی نباشد و در نتیجه شرکت‌ها با کاهش سود مواجه خواهند شد که کاهش سود باعث کنترل درآمد هر سهم می‌شود که آن هم به نوبه خود بر قیمت‌های سهام تأثیر خواهد گذاشت.
ج- عوامل اقتصاد خرد
ج-1- نرخ ارز: تغییر نرخ ارز بر قیمت مواد اولیه وارداتی شرکت‌ها و یا قیمت صادراتی محصولات صادراتی آن‌ها تأثیر خواهد گذاشت که به نوبه‌ی خود بر سود شرکت‌ها تأثیرگذار است. چنانکه در ایران کارخانه‌ها بعد از سیاست تثبیت ارز در سال 74 مجبور به پرداخت مابه‌التفاوت نرخ ارز مواد اولیه ای شدند که آن‌ها را در سال‌های 71 و 72 مصرف کرده بودند و همین امر موجب خروج نقدینگی از کارخانه‌ها شد (همان منبع، 22).
ج-2- نرخ مالیات: می‌دانیم که طبق ماده 143 قانون مالیات‌های مستقیم، شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران نسبت به عملکرد خود از پرداخت مالیات معاف هستند ولی سود سهامداران مشمول ماده 131 می‌باشد که بیان می‌دارد به غیر از معافیت 15 درصدی برای سهامداران جزء، بقیه سود سهام مشمول مالیات یا نرخ و ضرایب تصاعدی بالا می‌باشد؛ لذا مالیات تأثیر بسیار زیادی روی قیمت‌های سهام خواهد داشت زیرا می‌تواند باعث کاهش سودآوری در سرمایه گذاری در سهام شود.
ج-3- سیاست‌های انقباضی بانک‌ها: هم چنانکه در بخش اقتصاد کلان گفتیم بانک مرکزی با سیاست‌های انقباضی از طریق تحدید تسهیلات اعتباری و وام به شرکت‌های صنعتی مشکلات نقدینگی چشمگیری را برای شرکت‌های عضو بورس می‌تواند به وجود آورد به همین دلیل بانک‌ها نیز که زیرمجموعه ای از بانک مرکزی هستند به خاطر همین سیاست، توانایی جبران کمبود نقدینگی شرکت‌ها را ندارند و یا علاقه ای به این کار نشان نمی‌دهند؛ لذا شرکت‌های پذیرفته شده در بورس به خاطر کمبود نقدینگی مجبور به تأمین نیاز مالی خود از روش‌های دیگری هم چون افزایش سرمایه و یا عدم تقسیم سود می‌شوند که همین امر بر روی قیمت سهام تأثیرگذار خواهد بود.
ج-4- تورم: اصولاً در بازارهای بورس جهان رابطه ارزش سهام و تورم معکوس می‌باشد. تورم از چند جنبه بر قیمت‌های سهام تأثیر می‌گذارد اول اینکه چنانچه نرخ تورم بالا باشد طبیعتاً سرمایهگذاران و سهامداران در جستجوی بازده های بالاتر از نرخ تورم هستند تا نه تنها قدرت خرید پول خود را از دست ندهند بلکه کسب سود هم بنمایند، حال چنانچه سهامی نتواند این انتظار سهامداران را برآورده نماید قیمت آن کاهش خواهد یافت. هم چنین تورم باعث خواهد شد که بازده واقعی سهام و قدرت خرید پول کاهش یابد در نتیجه سرمایه‌گذاران با دریافت اصل و فرع سرمایه‌ی خود مقدار کالاها و خدمات بهتری می‌توانند بخرند. اگر بعد از خرید اوراق قرضه و اوراق بهادار نرخ تورم افزایش یابد نرخ بهره نیز در بازار افزایش خواهد یافت و این افزایش نرخ بهره‌ی بازار موجب کاهش ارزش و قیمت اوراق بهاداری خواهد شد که قبلاً منتشر شده بود (همان منبع، 22).
2-7-1-2 عوامل سیاسی - نظامی
به تجربه ثابت شده که یکی از ویژگی‌های بورس، تأثیر فوری مسایل سیاسی روی معاملات است، به عنوان مثال احتمال به قدرت رسیدن یک جناح سیاسی تندرو که با دیدگاه های حاکم بر شرایط اقتصادی فعلی مخالف است و یا فوت ناگهانی یکی از مقامات بلندپایه یک کشور و یا ملی کردن تمام یا بخشی از دارایی‌های خاص، همگی می‌توانند جزو عوامل سیاسی موثر قرار بگیرند. هم چنین قطع رابطه سیاسی و اقتصادی با کشورها نیز می‌توانند بر قیمت سهام موثر باشند به خصوص اگر آن کشور روابط اقتصادی تنگاتنگی با کشور مورد نظر داشته باشد. مسایلی مثل جنگ و صلح روی قیمت‌های سهام تأثیر بسزایی دارند. نمونه بارز آن بحران 11 سپتامبر است که آثار آن را بر بازارهای مالی می‌توان مشاهده کرد. نمونه دیگر آن که چنانچه در کشوری جنگ باشد به علت اینکه مردم آن کشور بیشتر به دنبال حفاظت از جان و مال خود هستند معمولاً پس اندازهای خود را به صورت نقد و طلا و یا ارزهای معتبر نگهداری می‌کنند و دنبال سرمایه گذاری نیستند ولی برعکس در زمان صلح به دنبال سرمایه گذاری‌های مختلف و افزودن به سرمایه های خود می‌باشند (همان منبع، 21).
2-7-1-3 عوامل فرهنگی- رفتاری
منظور از عوامل فرهنگی همان فرهنگ سرمایه‌گذاری حاکم بر افراد جامعه است. چنانچه در کشوری که بیشتر افراد در فکر سفته بازی باشند خوب طبیعتاً فرهنگ سرمایه‌گذاری ضعیف است.
چنانچه فرهنگ سرمایه گذاری ضعیف باشد طبیعتاً بازار سهام رونقی نخواهد داشت چون همه به فکر یک شبه پولدارش هستند ولی اگر فرهنگ سرمایه گذاری قوی باشد و مردم از طبیعت بازار سهام آگاهی داشته باشند به سازمان‌ها و شرکت‌ها و مؤسسات مالی آشنایی داشته باشند، بازار سهام در آن کشور رونق خواهد داشت.
هم چنین رفتارها و انتظارات سرمایه گذاران در قیمت سهام موثر است. قیمت‌های سهام معمولاً تجلی کننده‌ی انتظارات سهامداران و سرمایه گذاری در بازارهای اوراق بهادار می‌باشد به طوری که هر تصمیم و واقعه‌ای در مورد شرکت‌ها روی دهد که با انتظارات سرمایه گذاران مغایر باشد روی قیمت‌های سهام اثر می‌گذارد. به عبارت دیگر اگر این خلاف انتظار جنبه مثبت داشته باشد قیمت‌های سهام افزایش می‌یابد. مثلاً اگر سرمایه‌گذاران انتظار رشد 5% در سود سهم را داشته باشند ولی اطلاعاتی دریافت کنند که بیشتر از 5% رشد سود خواهند داشت همین مسئله موجب افزایش قیمت آن سهام می‌شود و اگر خلاف انتظار جنبه منفی داشته باشد قیمت‌ها کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل یک مدل شناخته شده ارزشیابی قیمت سهام به تنزیل سودهای آینده استوار است. هم چنین تئوری انتظار عقلایی بر این نظر استوار است که مردم رفتار عقلایی دارند و بهترین عمل ممکن را انجام می‌دهند. به موجب این نظریه تصور مردم از آینده با توجه به همه اطلاعات در دسترس و هم چنین استنباط آن‌ها از کارکرد اقتصاد شکل می‌گیرد. بر اساس نظریه انتظارات عقلایی، قیمت‌های سهام تجلی اطلاعات حال و انتظارات مربوط به آینده است. عامل مهمی که موجب تغییر قیمت‌ها می‌شود اطلاعات جدید است. در این بخش منظور ما از اطلاعات یعنی اطلاعاتی که کاملاً جدید است و خارج از حوزه شرکت است، مثل اطلاع از وضعیت سیاسی و تغییر قوانین بانک‌ها و ... (همان منبع، 23).
2-7-2 عوامل درونی
منظور از عوامل درونی یعنی عواملی که در داخل شرکت بر قیمت سهام تأثیر می‌گذارد و یا تصمیماتی که در داخل یک شرکت اتخاذ می‌شود و بر قیمت تأثیر می‌گذارد. این عوامل عبارتند از:
1- عایدی هر سهم (درآمد و سود) یا بازده هر سهم: عایدات هر سهم باعث تأثیر روی قیمت سهام می‌شود.
تعداد زیادی از تحقیقات انجام شده بر روی بورس‌های اوراق بهادار اروپایی و نیویورک، اثر انتشار خبر درج مربوط به سود حسابداری و سود تقسیم نشده می‌باشد. بازده هر سهم عبارت است از مجموع سود بعلاوه سود غیر نقدی و اضافه ارزش سهم در پایان سال مالی نسبت به اول دوره.
2- روند قیمت سهام در گذشته: قیمت سهام شرکت‌ها نیز مثل انسان‌ها به تدریج برای عموم شناخته می‌شوند. حسن شهرت یا سوء شهرت سهام یک شرکت به عوامل متعددی بستگی دارد ولی تأثیر این عوامل روی قیمت سهام منعکس می‌شود. طبق یکی از اصول بازار مالی هر کالا و هر خدمتی دارای عمری است و منحنی عمر یک کالا در غالب موارد شبیه به شکل زیر است:
میزان فروش
زمان
نمودار 2-2: منحنی عمر کالابه طوری که می‌بینید میزان فروش کالا ابتدا روندی فزاینده دارد ولی به تدریج که بازار اشباع می‌شود مقدار فروش نیز روند نسبتاً ثابتی پیدا می‌کند در این وضعیت دیگر نمی‌توان متوقع سودهای سرشار بود، به همین دلیل اکثر اهل فن و خبره در امر سرمایه گذاری روند منحنی عمر کالای یک شرکت را در تعیین قیمت سهام موثر می‌دانند (همان منبع، 24).
3- ساختار مالی شرکت: ساختار مالی یعنی اهمیت اقلام مختلف ترازنامه در مقایسه با یکدیگر. روابط میان اقلام ترازنامه از نظر سلامت مالی شرکت اهمیت زیادی دارند، مثلاً چنانچه بدهی‌های شرکت سررسید شده باشد اما موجودی وجوه نقد شرکت کفاف بدهی‌ها را نکند شرکت در زحمت خواهد بود. بنابراین بررسی مجموع دارایی‌های جاری نسبت به دیون جاری شرکت، نسبت سود به فروش شرکت، موجودی انبار و نسبت آن با میزان تولید و نظایر آن ساختار مالی شرکت را مشخص می‌کند. صحت و سلامت ساختار مالی یک شرکت در افزایش قیمت سهام آن شرکت تأثیر مثبت دارد.
4- تقاضا برای محصول: نوع کالا یا خدمتی که شرکت مورد نظر ارائه می‌دهد و کمیت و کیفیت مشتریان شرکت روی قیمت سهام آن تأثیر می‌گذارد. وقتی که شرکتی کالایی مصرفی تولید می‌کند که مورد نیاز همگان است بازار مصرف نسبتاً مطمئنی را برای محصول خود دارد (شرکت‌های نوشابه سازی نمونه بارز این گونه شرکت‌ها هستند) زیرا هم میزان مصرف کالا توسط یک فرد زیاد است و هم افراد زیادی آن را مصرف می‌کنند در مقابل کالایی مثل تراکتور را در نظر بگیرید که متقاضیان آن محدودترند و تکرار خرید آن به صورت یک کالای بادوام چند سالی به طول می‌انجامد و ضمناً متقاضیان آن فقط کشاورزان صاحب زمینی هستند که آن‌ها هم خریدشان محدود است. روشن است که سهام کارخانجات و شرکت‌های تولید کننده‌ی کالای مصرفی در غالب موارد بهتر از سهام کارخانجات تولیدی سنگینی و صنایع مادر هستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *