— -فایل پروژه - ریسرچ-378)

-223582542900آستان ملکوتی هشتمین آفتاب ولایت و امامت، او که از افق مشرق تابید و خراسان از پرتو وجود مبارکش، خورشیدسان، پیامدار محبّت خاندان رسالت برای همه عصرها و نسل ها شد.
تقدیـم بـه:
پدر و مادر مهربانم که مرا در این راه یاری نمودند.
.

سپاسگـزاری
-19051650900
2760345230124000شکر شایان، نثار ایزدمنان که توفیق را رفیق راهم ساخت تا این پروژه - ریسرچ را به پایان برسانم.
با تشکر از دو استاد بزرگوارم که شایسته ی هر نوع سپاس، تجلیل و تکریم اند؛
سرکار خانم دکتر موسویفر، استاد راهنمای ارجمند، که با ایجاد عشق به نوشتن، با ارائه رهنمودها، در تمامی مراحل اجرای پروژه - ریسرچ مرا حمایت و تشویق نمودند و جنابآقای دکتر عباس سلمانپور، استاد مشاور محترم که صبورانه، با نظرهای اصلاحی ارزنده ی خود، ضمن دلگرمی بنده، موجب تکمیل این اثر شدند.
از استادان محترمی که در طو دوران تحصیلی ام در دوره ی کارشناسی ارشد، جهت آموزش و ارتقای علمی بنده، زحمت کشیده اند سپاسگزارم.

فهـرست مطــالب
عنوان صفحه
چکیـده 1
فصل اول:کلیات تحقیق
مقدمـه3
الف) بیان مسئله5
ب) پیشینه تحقیق6
ج) اهمیت و ضرورت تحقیق6
د) روش تحقیق 7
هـ) سوال اصلی7
و) فرضیات تحقیق7
ز) اهداف تحقیق 7
ح) ساماندهی تحقیق 8
فصل دوم:تعاریف و تاریخچه
مبحث اول: بزهکاری کودک و نوجوان10
بند اول: تعریف بزهکاری11
بند دوم: تعریف کودک12
بند سوم: تعریف نوجوان12
مبحث دوم:طـلاق13
بند اول: تعریف طلاق14
بند دوم: تاریخچه طلاق14
بند سوم: طلاق در اسلام ، قرآن و احادیث15
مبحث سوم: اعتیاد19
بند اول: تعریف اعتیاد20
بند دوم: انواع اعتیاد21
بند سوم: تاریخچه اعتیاد22

فصل سوم:عوامل ایجاد بزهکاری
مبحث اول: عوامل اجتماعی موثر در افزایش بزهکاری کودکان و نوجوانان29
گفتار اول: فقـر29
بند اول: نظرات دانشمندان در مورد فقر و بزهکاری 30
بند دوم : فقر اقتصادی عامل بزهکاری است یا خیر؟31
بند سوم : آیا همه افرادی که دچار فقر هستند مرتکب جرم میشوند؟33
گفتار دوم:مشکلات آموزشی34
بند اول: عملکرد و شکست تحصیلی و بزهکاری 35
بند دوم: مدرسه گریزی و بزهکاری 39
بند سوم: نقش مدرسه در برنامه های پیشگیری از بزهکاری 40
بند چهارم: برنامه های پیشگیری در مدرسه 41
گفتار سوم: مهاجرت43
بند اول: پیامدهای مهاجرت44
بند دوم: چگونه مهاجرت باعث افزایش جرایم میگردد؟45
گفتار چهارم:رسانههای گروهی46
مبحث دوم: عوامل خانوادگی موثر در بزهکاری49
گفتار اول: اختلافات خانوادگی 49
بند اول: مشاجرات لفظی والدین 50
بند دوم: نزاع 52
گفتار دوم:مجرم بودن والدین54
گفتار سوم: عدم ایفای نقش والدین 57
بند اول : عدم حضور پدر و مادر در خانواده58
بند دوم: فوت والدین61
بند سوم : کمبود محبت و محبت افراطی64
فصل چهارم: تئوری تأثیر طلاق و اعتیاد والدین در بزهکاری کودکان و نوجوانان
مبحث اول: تاثیر طلاق والدین در بزهکاری کودک و نوجوان 70
گفتار اول: نظریه و تئوریها در ارتباط با فرزندان طلاق وبزهکاری 78
گفتار دوم: زندگی کودک با یکی از والدین 80
گفتار سوم: وظیفه والدین 82
مبحث دوم: تاثیر اعتیاد والدین در بزهکاری کودک و نوجوان83
گفتار اول: فرزندان اعتیاد، شکوفه ها در هجوم گردباد90
گفتار دوم: فرزندان اعتیاد، بینوایان 94
گفتار سوم : فرزندان اعتیاد، گناهکاران بی گناه 98
فصل پنجم:تجزیه و تحلیل آماری
مبحث اول: ارزیابی نتایج آماری تاثیر طلاق والدین در بزهکاری کودکان و نوجوانان101
گفتار اول: آمار توصیفی و استنباطی طلاق والدین 101
گفتار دوم: آمار توصیفی جنسیت 105
گفتار سوم: آمار توصیفی سن 106
گفتار چهارم: آمار توصیفی و استنباطی فوت والدین107
گفتار پنجم: آمارتوصیفی و استنباطی میزان گرایش به دوستان ناباب از سوی فرزندان109
گفتار ششم: آمار توصیفی منطقه زندگی111
مبحث دوم: ارزیابی نتایج آماری تاثیر اعتیاد در بزهکاری کودکان و نوجوانان112
گفتار اول: آمار توصیفی اعتیاد والدین112
گفتار دوم: آمار توصیفی اعتیاد به مواد مخدر113
گفتار سوم: آمار توصیفی نگرش نسبت به اعتیاد114
گفتار چهارم: آمار توصیفی و استنباطی تاثیر اعتیاد والدین بر ارتکاب جرایم فرزندان115


گفتار پنجم: آمار توصیفی شغل پدر117
گفتار ششم: آمار توصیفی میزان درآمد خانواده118
گفتار هفتم: آمار توصیفی میزان تحصیلات119
گفتار هشتم: آمار توصیفی میزان فرار از خانه120
مبحث سوم: خلاصه نتایج آماری121
نتیجهگیری 124
پیشنهادات126
منابع و مآخذ130
پیوست137
Abstract 142
چکیـده
خانواده کوچک‌ترین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی و سازنده نسل آینده است؛ اما این محیط انسان‌ساز و آینده‌ساز دو دشمن به نام اعتیاد و طلاق والدین را می‌تواند پیش رو داشته باشد. زندگی خانوادگی برای کودکان بیشتر از افراد بالغ اهمیت دارد، کودک اولین تجربیات خود را در زیستن با دیگر افراد خانواده می‌آموزد و محیط خانواده است که پایه رشد و فعالیت آینده فرزندان گذاشته می شود. کودکی که دارای خانواده‌ای باشد که از ابتدا با روحیات پرخاشگرانه والدین که ناشی از دعوی و اعتیاد والدین باشد و زندگی ناآرامی را تجربه می‌کند در مقایسه با کودکی که در ناز و نعمت بزرگ شده و همیشه به او محبت شده و تمام خواسته‌های مادی و معنوی او برآورده شده، قطعاً ازلحاظ تفکرات نسبت به عوامل مجرمانه متفاوت است و قبح عمل مجرمانه را کمتر می‌داند و حتی ممکن است قبحی برای آن تصور نکند؛ چراکه این‌گونه بزرگ شده است و تأثیر محیط اطراف اوست. ازاین‌رو باید دیدمان را نسبت به کودکان و نوجوانان عوض نماییم و آن‌ها را مجرم بالفطره ندانیم، بلکه اعمال آن‌ها را ناشی از آموزش منفی بدانیم که در طول زندگی دیده است. چه‌بسا که اگر ما نیز در همچنین خانواده‌ای زندگی می‌نمودیم دارای تحصیلات عالی و مدارج علمی نمی‌شدیم. پس باید با اتخاذ تدابیری، رفتار و دیدمان را به این قشری که ناخواسته در این موقعیت قرار می‌گیرند عوض نمود. در مقابل جرائم این افراد قانون باید با ملایمت بیشتری برخورد نماید و مدت نگهداری در کانون اصلاح و تربیت برای این گونه افراد کاهش یابد و همان‌گونه که در بند پ و ث ماده 38 ق.م.ا تخفیفاتی را برای مجرمین در نظر گرفته است، برای این افراد که مجرم بالفطره نیستند و براثر اوضاع و احوال خاصی که دارند، حداکثر تخفیف را قائل شد.بدین منظور سعی بر آن است با روش‌های کتابخانه‌ای شامل مطالعه کتب، مجلات و مقالات مربوط به موضوع و نیز روش میدانی اعم از پرسش و پاسخ و مصاحبه و تحقیقات در محل‌هایی مثل کانون اصلاح و تربیت کودکان اطلاعات جامعی را کسب نمود و با تلفیق و تحلیل این اطلاعات زمینه‌هایی که باعث بزهکاری می‌شود را کشف و با آمار و اطلاعات دقیق ثبت نمود تا بتوان از نتیجه حاصله در پیشگیری از این فرآیند و معضل اجتماعی و به حداقل رساندن تأثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری اطفال و اتخاذ سیاستهای علمی تقنینی و قضایی در برخورد با کودکان بزهکار بهره جست.
واژگان کلیدی: بزهکاری، کودک، نوجوان، طلاق، اعتیاد
25869908343900002587625901128500
فصل اول:
کلیات تحقیق
265043134511072778125299910500
مقدمـهجوامع بشری در حال حاضر با این واقعیت غیرقابل انکار مواجهاند که در چند دهه اخیر، آمار جرایم کودکان و نوجوانان روبه افزایش نهاده است. در ریشهیابی علل و عوامل این افزایش ، با جهات مختلفی مواجه میشویم که بنا به شرایط اجتماعی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، مذهبی موجود در هر جامعه، متفاوت میباشد. بیتوجهی والدین به تربیت فرزندان، اعتیاد یا فساد اخلاقی والدین، طلاق، بی اعتنایی به معنویت، فقر فرهنگی و اقتصادی ، ضعف مالی و اقتصادی، بیکاری، ابتلا به مواد مخدر، آزادی بی حد و حصر و بیبند و باری و... میتواند از عوامل برجسته این مهم به شمار آید.لیکن متأسفانه نتیجه شوم این عوامل گریبانگیر قاطبه افراد جوامع بشری میباشد.در آستانه قرن 21که عصر رایانه، تسخیر فضا و فنآوری است، تحولات چشمگیری در شیوه برخورد با پدیده جرم و مجازات به عمل آمده که نتیجه آن را نه تنها در دیدگاههای متخصصین از جمله حقوقدانان ، جرم شناسان، جامعه شناسان و روان شناسان میتوان ملاحظه کرد، بلکه در مقررات بین المللی و قانونگذاریهای داخلی کشورهای جهان نیز میتوان پیدا نمود. در تراوشات اندیشه دانشمندان و قانونگذاران ملاحظه میکنیم که واکنشهای اجتماعی علیه بزهکاران خردسال و نوجوان تغییر کرده است مجرم خردسال یا نوجوان ، دیگر جرثومه فساد و محکوم به طرد از اجتماع نیست، بلکه مجرم، علی الخصوص در خردسالی، فرد ناسازگار و یا بیماری پیش نیست که نیاز به درمان دارد. در نظام جدید برخورد با پدیده مجرمانه و بزهکاری کودکان و نوجوانان، هدف، پرهیز از تنبیه و آزار و تحقیر و توجه به کرامت انسانی، تلاش در بازسازی شخصیت بزهکار، اصلاح و تربیت و برگشت دادن او به یک زندگی سالم است. زیرا از سویی، بزهکاری و خردسالان و نوجوانان بر خلاف بزرگسالان از پلیدی فکر و روح آنها نشأت نمییابد، بلکه ناشی ازعوامل گوناگون تربیتی، بویژه معلول سادگی و بیتجربگی آنانست . از سوی دیگر نوجوانان و کودکان به اقتضای شرایط سنی و روح لطیفشان آمادگی بیشتری برای پذیرش تربیت و اصلاح دارند. بدین لحاظ، حقوقدانان، جرمشناسان و جامعهشناسان به نظام قضایی و تربیتی ویژهای درباره بزهکاران خردسال و نوجوانان اندیشیدهاند و الگوهای خاصی را در تربیت و جایگزینی مجازات ارائه دادهاند که نتیجه آن را در مقررات ملی و فراملی ملاحظه می نماییم. این پژوهش به بررسی تاثیر طلاق و اعتیاد در ارتکاب بزهکاری توسط کودکان میپردازد و در این بررسی از دوجنبه پژوهش تئوری و میدانی بهره میگیرد.
این پژوهش مشتمل بر پنج فصل است که مباحث زیر در آن در نظر گرفته شده است:
در فصل اول به بررسی کلیات و در فصل دوم به تعاریف و تاریخچه و در نهایت در فصل سوم به عوامل ایجاد بزهکاری اشاره شده است.
در فصل چهارم به تئوری تأثیر طلاق و اعتیاد والدین در بزهکاری کودکان و نوجوانان و در فصل پنجم به تجزیه و تحلیل آماری و در آخر به نتیجهگیری و پیشنهادات اشاره شده است.

الف) بیان مسئلهدر این پژوهش میزان و نسبت چگونگی تأثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری و مجازات در برخورد با این اطفال مورد بررسی قرار میگیرد؛ کودکان پر ارزش ترین سرمایه های هر جامعه هستند. یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار در حفظ تعادل روانی ، عاطفی، اجتماعی افراد جامعه به ویژه کودکان ، کانون گرم خانوادگی است . خانواده یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی است که اساس و پایه و حیات اجتماعی محسوب می گردد . هر گونه اختلال در کارکردهای خانواده بیشترین تأثیر مخرب را بر اعضای خانواده تحمیل می کند . بر اساس منابع و تحقیقات مختلف امروزه با افزایش بزهکاری و سایر انواع آسیبهای اجتماعی در فرزندان طلاق و اعتیاد مواجه هستیم. یکی از ابزارهایی که بوسیله آن می توان به کودکان و نوجوانان کمک کرد تا گرفتار آسیب های اجتماعی و روانی و در نتیجه بزهکاری نشوند اتخاذ تدابیرو سیاست های اجتماعی در مورد خانواده ها و حفظ انسجام آن ها است .
در عرصه سیاستگذاری نیز باید توجه داشت که اتخاذ هرگونه برنامههای حمایتی و رفاهی برای کودکان و نوجوانان آینده جامعه را تضمین میکند. در کشورما بیشتر بچههای فراری و نوجوانان ساکن در کانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق و اعتیاد تشکیل میدهند رابطه مستقیمی میان طلاق و اعتیاد والدین بر افزایش میزان گرایش افراد خانواده به بزهکاری و نقص قوانین وجود دارد. از این رو برخورد متفاوت نظام قضایی با این گونه افراد که مرتکب جرم می شوند را می طلبد. چرا که این افراد در محیط ناسالمی بزرگ شده اند و تفکراتشان نسبت به پدیده مجرمانه و بروز نابهنجاری متفاوت است. در واقع با مجازات متناسب نسبت به وضع خاص این گونه متهمین می توان روند پذیرش مجدد در جامعه را که از اهداف مجازات ها می باشد را بیشتر اجرایی نمود و از نهادهای تخفیف به نحو احسن نسبت به بزهکاران کودک و نوجوان استفاده نمود.

ب) پیشینه تحقیق
علی رغم اهمیت زیاد بررسی نقش خانواده در شکلگیری شخصیت بزهکارانه فرزندان وسایر اعضای آن ، متأسفانه تحقیقات صورت گرفته کامل و جامع و متناسب با نیازهای روز نبوده و عمدتاً به دلیل نداشتن منابع و مآخذ معتبر پژوهش را با مشکلات زیادی مواجه می کند . با این وجود، برای نگارش تحقیق حاضر سعی شده است تا با مهم ترین منابع مرتبط با خانواده و بزهکاری مورد استفاده قرار گیرد .
در این خصوص پروژه - ریسرچ هایی در دانشگاه آزاد مشهد تحت عنوان تاثیر طلاق در ارتکاب جرایم کودکان و نوجوانان نوشته عفت ربانی(1390) و خانواده و بزهکاری با تاکید بر موقعیت فرزند نوشته مصطفی روحانی(1389) مشاهده شد.درخصوص مساله اعتیاد هم دردانشگاه علامه طباطبایی تهران پروژه - ریسرچای تحت عنوان خانواده واعتیادنوشته حبیب آقابخشی(1377)مشاهده شداما عیوب آنها این بود که فقط به روش کتابخانه ای پرداخته بودند و روش میدانی را بررسی ننموده اند . لذا در این پژوهش به بررسی هر دو مساله یعنی تاثیر طلاق و اعتیاد پرداخته شده است، و ویژگی بارزتر آن روش کتابخانه ای همراه با روش میدانی می باشد.
ج) اهمیت و ضرورت تحقیقخانواده اولین و مهمترین نهاد اجتماعی و محور توسعه جوامع است. نقش و جایگاه خانوادهها در پیشرفت جامعه به حدی است که اساساً برنامه ریزی بدون توجه به جنبه های گوناگون دخالت آن ، مسلماً به شکست منتهی خواهد شد .بنابراین اگر بسترها و زمینههای عدم تعادل خانواده و تأثیراتش بر روی بزهکاری اعضای آن( به خصوص فرزندان) بررسی شود می تواند به کاهش بزهکاری در سطح جامعه و فراهم شدن زمینه پذیرش مجدد بزهکاران کودک در جامعه و جلوگیری از تکرار جرم در آینده منجر شود.

د) روش تحقیق
تحقیق در دو مرحله و به صورت ذیل انجام پذیرفته است .
دسته اول به صورت کتابخانه ای که پس از بدست آوردن یک سری اطلاعات که از کتب و آمار بدست آمده است و درمرحله دوم بصورت میدانی که به اطلاعات مورد نظر در زمینه تحقیق دست یافته ایم و سپس با تطبیق اطلاعات و استفاده از منابع دقیق تر آماری و منابع حقوقی اعم از مجلات ، کتب و مقالات استنتاج لازم را انجام دادهایم.
هـ) سوال اصلی
در این تحقیق تلاش شده است که به این سوال پاسخ داده شود که:
ـ واقعه طلاق والدین چه تأثیرات سوئی بر کودکان و نوجوانان در ارتکاب بزه داراست؟
ـ اعتیاد والدین چه تأثیرات سوئی بر کودکان و نوجوانان در ارتکاب بزه داراست؟
ـ شناخت میزان تاثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری چه تاثیری میتواند در برخورد قضایی و مجازات بزهکاران کودک داشته باشد؟
و) فرضیات تحقیقفرضیه1:در نتیجه طلاق والدین نظارت بر فرزندان کم میشود و خود موجبی برای بزهکاری فرزندان است.
فرضیه2:اعتیاد والدین در بزهکاری اطفال به صورت الگوگیری فرزند از والدین ،تشویق ، سکوت درمورد رفتار نامناسب فرزند،اجبار والدین معتاد به ارتکاب جرم توسط طفل تأثیرگذار است.
فرضیه3: شناخت میزان تاثیر طلاق و اعتیاد در بزهکاری میتواند در تخفیف مجازات موثر باشد.
ز) اهداف تحقیق
لازمه موفقیت در هرکاری، دارابودن نقطه مقصود و داشتن هدف است وداشتن هدف، باعث برنامه ریزی مناسب و اتخاذ روش مناسب، از جهت رسیدن به هدف میباشد. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانانی است که والدین آنها یا بر اثر طلاق از هم جدا شده اند و یا دچار بلای خانمان سوز اعتیاد شده اند. از این رو باید دستگاه قضایی در مقابل جرایم ارتکابی از سوی این افراد برخورد متفاوتی داشته باشد: برخوردی متناسب با وضعیت فرهنگی و محیط خانوادگی متشنجی که در آن رشد کرده اند، و هم چنین قوانین برای این افراد باید از انعطاف بیشتری برخوردار باشدو تخفیف هم برای این افراد در نظر گرفته شود.
ح) ساماندهی تحقیق
این پژوهش مشتمل بر 5 فصل است. در فصل اول به بررسی کلیات پرداخته شده است. فصل دوم مشتمل بر 3 مبحث، فصل سوم مشتمل بر 2 مبحث ، 7 گفتار ، فصل چهارم مشتمل بر 2 مبحث و 6 گفتار و در نهایت فصل پنجم مشتمل بر 3 مبحث و 14 گفتار میباشد.

فصل دوم:
تعاریف و تاریخچه
280991933538342806700432498500
مبحث اول: بزهکاری کودک و نوجوان
موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان ،یک حوزه مطالعاتی مهم و گسترده است که کمتر به آن پرداخته شده است .اگرچه شمار اندکی از دانشگاهیان، متخصصین تعلیم و تربیت ، روانشناسان و حقوقدانان ، توجه خود را به سئوالات اساسی در مورد ماهیت جرایم کودکان و نوجوانان معطوف نمودهاند، اما بخش اصلی سیاستگذاران جامعه نسبت به این امر مهم بیتوجه بوده و یا اساساً قادر به درک یکی از مهمترین قشر جامعه یعنی کودکان و نوجوانان نبوده و نیستند .همواره بزهکاری در بین کودکان و نوجوانان وجود داشته ، ولی از اوخر قرن 19، تخلف و قانون شکنی این گروه سنی در کشورهای بزگ صنعتی، جلب توجه نموده است. مفهوم بزهکاری در اوایل قرن 20 شکل گرفت، تا قبل از آن ، با متخلفین جوان و مجرمین بزرگسال، رفتاری تقریباً یکسانی میشد. جایگاه ویژه برای «کودکی»، در طول قرنها و به آهستگی تکوین یافت. زندگی خانوادگی اولیه شامل رسومی چون اقتدار بیچون و چرای پدر و انضباط شدید و جدی بود. از کودکان انتظار میرفت که در سن کم، نقشهای بزرگسالانه را به عهده گیرند. باظهور هر نشانهای از عدم اطاعت یا بدرفتاری ، کودکان به شدت مجازات میشدند. در چنین وضعیتی طبیعی بود که با قانون کلی آنان با شدن بیشتر برخورد شود. با گذشت زمان و تحول فکر و اندیشه و تغییر در ساختار خانوادگی ، همچینن تغییرات نظری در عرصههای جرم و بزهکاری ، گامهایی در جهت کاهش مسئولیت کودکان در قوانین جزایی برداشته شد و با ایجاد دسته بندی مجزا برای بزهکاری ، از بزهکاری در برابر تأثیرمنفی مجرمان بزرگسال حمایت گردید. مطالعه بزهکاری کودکان و نوجوانان، هنگامی اهمیت مییابد که به ماهیت پویای نوجوانی و فشار موجود در جامعه بر نوجوانان توجه کنیم. مواد مخدر، تضاداقتصادی و اجتماعی، فقر، جنگ ، بیکاری و ... همگی از جمعیت نوجوان قربانی میگیرند.کودکان و نوجوانان به دلایل خانوادگی ، تربیتی، فرهنگی حتی سیاسی ممکن است به رفتارهای بزهکارانه ، سوق داده شوند. آنچه مسلم است بزهکاری کودکان و نوجوانان در سطح جامعه پراکنده است و مختص گروه و طبقه خاصی نیست و به علاوه برخلاف بزرگسالان، بزهکاری از پلیدی فکر آنان نشأت نمیگیرد بلکه عوامل خانوادگی و تربیتی ، معظلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و در بسیاری از موارد هم بیتجربگی و جوانی ، سادگی و یا شیطنتهای کودکی و جوانی که اقتضای سن آنان است، علت قانون شکنی آنان است. هرگاه خانواده و جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان ، بیتوجه و سهلانگار باشند و کودکی به بزهکاری روی آورده و به زندگی ناسالم عادت کند ، در بزرگسالی احتمال بازگشت به اجتماع و اصلاح وی تقریباً غیر ممکن است به همین جهت است که تمام تلاش حقوقدانان، جرم شناسان و جامعه شناسان، یافتن نظام قضایی و تربیتی ویژهای برای بزهکاری خردسال و نوجوان است و این تلاش ها ارائهی راه حلها و الگوهای خاصی برای تربیت و جایگزینی مجازات است که منجر به تصویب مقررات خاصی در قوانین کشورها و قوانین بین المللی شده است. بزهکاری نوجوانان به دلیل اهمیت ویژهای که دارد، تحت نظارت مجریان قانون، دادگاه اطفال و دستگاههای اصلاح و تربیت که در مجموع «نظام دادرسی نوجوانان» را تشکیل میدهند، قرار میگیرد. آنها ممکن است توسط پلیس بازداشت شوند، پروندههایشان در دادگاه اطفال یا دادگاه خانواده مورد رسیدگی قرار گیرد و به محلی که برای اصلاح کودکان دچار مشکل، تأسیس شده است، فرستاده شوند.
بند اول: تعریف بزهکاریبزه، عبارت است از: اقدام به عملی است که بر خلاف موازین، مقررات، قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد و لذا اقدام به عملی که بر خلاف موازین، مقررات و معیارهای ارزشی فرهنگ هر جامعه باشد، در آن جامعه بزهکاری یا جرم تلقی میشود و کسانی که مرتکب چنین عمل خلافی شوند، مجرم یا بزهکار نامیده میشوند با این وجود در کتب جرمشناسی، بزهکار به کسی گفته میشود که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی و یا قانون شکنی است، ولی به علت آنکه به سن قانونی (معمولاً 18 سالگی) نرسیده است، مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمیشود. ممکن است بزهکاری یک نوجوان، مقدمهای برای یک جنایت باشد اما قلمرو بزه و جرم متفاوت است زیرا برخی بزهها، جرم تلقی نمیشوند. گاهی فرد بزهکار به طور کلی فردی سرکش و ضد اجتماع است و مرتکب اعمالی میگردد که اگر بزرگسال مرتکب شود، مجرم شناخته نمیشود مثل فرار از خانه، تخریب اموال و ... هرچند بزرگسالان میتوانند همچون نوجوانان بزهکاری کنند، اما بزهکاری نوجوانان نسبت به جرائم بزرگسالان در تمام دنیا تقریباً محدود میباشد.
بند دوم: تعریف کودک
در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد ، کودک به هرانسانی که زیر 18 سال تمام باشد گفته میشود، مگر اینکه مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد.
در حقوق ایران، دوره کودکی، به دو دوره تقسیم میشود:
ـ دوره عدم تمیز
ـ دوره تمیز
در حقوق ایران، تعریف قانونی از دوره تمیز نشده است. کودکی که در دوره تمیز باشد، کودک ممیز گفته میشود و آن عبارتند از کودکی است که گرچه سن و سال کمی دارد، ولی شعورش به امور روزمره میکشد و سرش در خرید و فروشهای عادی کلاه نمیرود و هنجارهای روزمره مردم را تا حد متعارف میداند. کودک غیر ممیز نیز کسی است که پا به دوره تمیز نگذاشته باشد پس دوره عدم تمیز، به دوره زندگانی کودک، پیش از دوره تمیز گفته میشود. در برخی از کشورها، برای دوره تمیز، سنی معین شده و اگر کودک به آن سن رسیده باشد، ممیز محسوب میگردد. در اصطلاح حقوقی منظور از کودک، کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و در صورت ارتکاب جرم مبرا از مسئولیت کیفری هستند.
بند سوم: تعریف نوجوان
نوجوانی به دورهای اطلاق میشود که بین دوره کودکی و جوانی قرارگیرد. حد و مرز و حقوق آن مشخص نیست و بستگی به افراد و جوامعی است که در آن قرار دارد و معمولاً نوجوانی همراه با بلوغ جنسی میباشد و این نیز در همه جوامع یکسان نیست. دوران نوجوانی برای بسیاری از جوانان زمان آزمودن و عدم اطمینان است. آنها ممکن است نسبت به بحرانهای عاطفی، بسیار حساس و آسیبپذیر شوند و اضطراب، تحقیر و تغییر حالات را تجربه کنند. روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که اواخر دوران نوجوانی زمانی است که احساس بینیازی به والدین بر آن حاکم است.در جوامع و فرهنگهای مختلف تعریف از نوجوان متفاوت است. معمولاً سن 18-15 سال را نوجوان مینامند.
مبحث دوم:طـلاق
طلاق، به عنوان یک مسأله اجتماعی، یکی از مهمترین پدیدههای حیات انسانی است. میتوان گفت که کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق باشد. طلاق در ابعاد گوناگون ،تأثیر فزایندهای برزندگی انسانها میگذارد. طلاق در طبقات اجتماعی ،پدیدهای است مؤثر که برتمامی جوانب جمعیت در یک جامعه تأثیر میگذارد. درسالهای اخیر، شاهد افزایش میزان طلاق در تهران و شهرهای مختلف بودهایم . عوامل متعددی در گسترش طلاق نقش داشتهاند . این عوامل مربوط به تغییرات اجتماعی میباشند. طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی ، برساختار خانواده اثر گذاشته و پیامهای متعددی از آن در جامعه بر جای میگذارد و کارکردهای مناسب را به کارکردهای نامناسب تبدیل نموده و مسائل بی شماری را بوجود میآورد. علاوه بر کاهش ازدواج ،مسائل متعددی را برای جامعه بوجود آورده است. زیرا طلاق در طبقات اجتماعی به یک مسأله جدی تبدیل شده وبا گسترش خود ،مشکلاتی را به جامعه تحمیل نموده است.
بارزترین نتیجه منفی طلاق در طبقات اجتماعی، اثر آن بر فرزندان خانوادههای ناسازگار به شمار میرود.مشکلات متعدد شخصیتی، افت تحصیلی، تنهایی، از خود بیگانگی،بزهکاری،اعتیاد وصدها آسیب اجتماعی دیگر در کنار سایر عوامل به طلاق مربوط است . گسترش طلاق و افزایش آن موجب شده تا جامعه دچار مشکل شود، بالا بودن دادخواستها و طلاقهای واقع شده، گویای این مسأله است. در نتیجه از آنجا که فرزندان، یکی از آسیبپذیرترین اعضای خانواده در وضعیت نابسامان و آشفته هستند،به همین منظور ، خانواده میتواند عاملی تعیین کننده برای متمایل شدن آنها به سمت رفتارهای بزهکارانه باشد. طلاق ، شاید برای والدین ، راه گریز یا موفقیت محسوب شود، ولی برای کودکان ، همراه با فاجعه است. بنا بر تحقیقات محققان در سراسر جهان، در میان مؤلفههای مرتبط با خانواده که در بزهکاری کودکان مؤثر است، طلاق، از نظراثرگذاری در رده اول قرار دارد.اگر طلاق، تنها راه حل موجود باشد ، وظیفه داریم اثرات مخرب آن را به حداقل برسانیم. کودکان ، قربانیان بلافسق طلاق والدین خویشند. اگرنتوانیم فضای مطلوب و شادی بخش خانوادگی را برایشان فراهم کنیم ، دست کم باید بیاموزیم که چگونه آنان را ازصدمات ناشی از طلاق تا حدامکان درامان داریم. لذا تضمین حقوق کودک و نوجوان ، باید ازهمان آغاز زندگی شروع و گزینشهایی که طی این دوره حساس، بادر نظر گرفتن مصالح آنان انجام میگیرد و تدابیری که در این جهت اتخاذ میشود، نه تنها بر چگونگی رشد کودک، بلکه بر سرشت یک کشور تأثیر میگذارد.
بند اول: تعریف طلاقواژه طلاق درلغت، به معنی رهایی، ترک کردن و آزاد کردن است. در لغت عرب، واژه تطلیق بیشتر برای گسستن پیوند زناشویی به کار میرود. طلاق در اصطلاح، این چنین تعریف شده است« و شرعاً ازاله قیدالنکاح بصیغه طالق و شبهها» ترجمه طلاق عبارتاند از: زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص. طلاق، انحلال عقد نکاح دائم است. با توجه به این نکته لازم است که طلاق«ایقاع» میباشد و آن عبارت است از لفظی که بر انشاء مخصوص از سوی طرف واحد دلالت دارد. به عبارت دیگر، عقد نیازمند ایجاب و قبول است و ایقاع نیازی به قبول ندارد. در اصطلاح حقوقی طلاق عبارت است از جدا شدن زن از مرد، به سبب انحلال نکاح دایم، با شرایط و تشریفاتی خاص از جانب مرد یا نماینده قانونی او، که با حکم دادگاه انجام میشود. در اصطلاح حقوقی، طلاق اینگونه تفسیر شده است. «طلاق، ایقاعی است که به موجب آن، مرد به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زناشویی اوست، رها میسازد.»
بند دوم: تاریخچه طلاق
تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج برمیگردد به همان علت بشر بنا به خواست طبیعی خود پیوند ازدواج می بندد تا در کانون گرم خانواده و در کنار همسر خود به سکون و آرامش برسد به همان گونه هم ممکن است بنا به دلایلی از ادامه این زندگی خودداری کرده و طلاق را بپذیرد .
ولنر می گوید: طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمد .
قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی پیش از اسلام هم وجود داشته است بنابراین به تاریخچه طلاق در روزگاران گذشته اشاره ای خواهیم داشت.
1ـ طلاق در یونان باستاندر اعصار گذشته زن آلت دست شیطان به حساب می آمد ، بنابراین به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش ومعامله می شد و هر چیزی به جز خانه داری و تربیت کودکان بر او ممنوع بود .
مرد می توانست او را بفروشد یا هدیه کند یا وصیت کند که متعلق به هر کسی که می خواهد باشد . قطعاً حق طلاق هم از او سلب شده بود .
در آن روزگاران حتی سخن از این به میان می آمد که آیا اصلاً زن روح دارد یا نه؟ اگر روح دارد آیا روح او انسانی است یا حیوانی؟ آیا شایستگی دارد که جزء اجتماع انسانی باشد یا نه؟
2ـ طلاق در ایراندر ایران مثل کشورهای جهان، طلاق سابقه ای طولانی دارد و می توان گفت که سابقه ی این امر به نخستین روزهای تشکیل خانواده و ایجاد جوامع انسانی بازمیگردد . همچنین ناگفته پیداست که در ادوار مختلف تاریخی برای طلاق در ایران مقررات و قوانین متعددی وجود داشته که معرف نگرش جامعه نسبت به این امر بوده است. طلاق در ایران باستان جایز بود و به دست مرد انجام می گرفت و زنان در جامعه بسیار مورد ستم قرار می گرفتند. حتی شوهر می توانست همسرش را برای همیشه حبس کند یا به قتل برساند.
بند سوم: طلاق در اسلام ، قرآن و احادیث
از آنجا که هدف اسلام ایجاد پیوند میان افراد انسانی و تشکیل کانونهای خانوادگی است ، طلاقی را که مخالف فطرت و طبیعت است و بر خلاف قانون جفت گیری و پیوند زن و مرد است مورد نکوهش قرار داده و شایسته سرزنش می شمارد و آن را امری مبغوض خداوند معرفی کرده است. از طرفی اسلام مایل نیست که آزادی و آرامش انسانها از بین رفته و آنان را در سختی و عذاب به سر برند و هیچ عقل و وجدانی هم به این امر رضایت نمی دهد . از این رو تنها مقررات و شرایط برای محدود ساختن طلاق وضع نموده، تا میزان آن را به حداقل ممکن کاهش دهد .
طلاق در اسلام به دلیل ضرورت ناشی از عسر و حرج است نه اینکه به عنوان هدف و غایت باشد . از نظر اسلام، طلاق آخرین راه مداوای ناسازگاری زن و شوهر است و اگر اسلام راهی را برای جدایی زوجین نمی گذاشت عملاً به وجود یک زندگی دشوار و عذاب آور و نیز وقوع نتایج ویران کننده آن مثل: انتقام، قتل، خودکشی و فساد صحه گذارده بود .
طلاق در شرع مقدس اسلام از احکام امضایی است و تاسیسی نمی باشد . قبل از اسلام طلاق بدون قید و شرط انجام می پذیرفت و اعراب به آسانی زنان خود را رها می ساختند و هیچ گونه حق و حقوقی برای زنان خویش قائل نبودند و آنان را جزء ابزار و اثاثیه و اسباب خانه خود منظور می داشتند ، اسلام اصل حکم طلاق را امضاء نموده لیکن دایره آن را به نفع زوجین تغییر داد . حکم طلاق به خواسته مرد می باشد ، مگر اینکه عسر و حرج زن ثابت گردد. این موضوع موجب گردید که عده ای تصور کنند که زن در معرض ستم قرار دارد و مرد فاعل مایشاء و مختار مطلق است ، در حالیکه از یک طرف این نظریه برخاسته از روح استحکام مبانی خانوادگی است و مردان را مطمئن می سازد که تلاش آنها در ایجاد کانون خانوادگی متکی به قدرت، تلاش و تکاپوی آنها برای گردش چرخهای خانواده می باشد و در این تکاپو زن و مرد به منزله ی یک روح در دو جسم میباشد که هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند ومرد با اتکای به زن قادر است فعالیت نماید.
اسلام برای طلاق ، نظام خاصی قائل بوده ، برای آن قواعد مفصل و گسترده ای قرار داده است که روی دقیق ترین ملاحظات انسانی و اجتماعی و خانوادگی محاسبه شده است . خصوصاً در مرحله اجرایی آن ها، دستورهای اکیدی داده است .
اولین قانونی که اسلام در عدم سوء استفاده مرد از طلاق زن تشریع نموده است این است که مرد نباید حق طلاق را وسیله ای برای حفظ سلطه بر زن قرار دهد واو را به این وسیله در فشار و ناراحتی قرار دهد.
اسلام ظهار را که یکی از ظالمانه ترین نوع طلاق جاهلیت بود به عنوان عمل زشت و منکر معرفی نمود و شدیداً با آن به مخالفت برخاست و صریحاً آن را در سوره مجادله مورد انتقاد شدید قرار داد.
اسلام حتی به این انتقاد اکتفا نکرد و برای ظهار کنندگان جریمه و کفاره ای تعیین نمود که در مقابل این گفتار ناشایست و خلاف گوئی ، حق هم بستر شدن با همسر خود را ندارند مگر اینکه جریمه عمل خود را بدهند یا اینکه همسر خود را طبق قوانین اسلام طلاق داده و رها سازند.
در اسلام پیوند زناشویی و تشکیل خانواده دارای اهمیت و جایگاهی خاص است و پیروان دین مبین اسلام به روشهای گوناگون به انجام این امر ترغیب و تشویق شده اند. از نظر اسلام خانواده نه تنها اشتراک زن و مرد در یک زندگی است بلکه کانون ایجاد صلح و صفا و انس و الفت و پرورش استعدادها و شکوفا شدن خلاقیتها است. خداوند در قرآن میفرماید : از نشانه های خدا این است که برای شما از جنس خودتان همسر آفرید تا شما در کنار او آرامش پیدا کنید .
و پیامبر خدا (ص) در اهمیت تشکیل خانواده میفرماید :« در اسلام هیچ نهادی نیست که نزد خداوند از ازدواج محبوبتر باشد.»
اسلام برنامه ها و دستورات متعالی و محکمی برای تمام افراد خانواده در مقابل یکدیگر و اجتماع بیان نموده است و همه اعضاء را ملزم به رعایت نمودن و تن دادن به قوانین حاکم در خانواده کرده است . قرآن به عنوان کتاب انسان سازی و نورانی ما مسلمانان نیز به این نهاد مهم توجه و عنایت ویژه ای دارد و ضمن بیان اهمیت آن مهمترین حقوق زن ومرد و فرزندان و بستگان را نسبت به یکدیگر بیان مینماید . از دیدگاه این کتاب آسمانی و نورانی انسانها طوری آفریده شده اند که جفت خواهی به سرشت و آفرینش آنها برمیگردد . پس تشکیل خانواده معلول و محصول این است که هر کدام از دو عنصر زن و مرد تا یکدیگر را نخواهند و با یکدیگر نیامیزند و به تعاون و معاضدت یکدیگر تن ندهند ناقصند .
در واقع دو عنصر مکمل یکدیگرند و تنها رابطه ی دو تن نیست که آنها را تکمیل میکند و تنها تولید فرزند نیست که آنها را دلخوش میگرداند و تنها امور مادی و ظاهری نیستند که سبب دلبستگی آنها به یکدیگر میشوند بلکه در این میان یک نکته مهم وکلیدی وجود دارد که از آن میتوان به نیاز روح و جسم نام برد . طرح آفرینش طرح خلقت موجودات جاندار را اینگونه آفریده است .
منطق قرآن در این باره چنین میفرماید:
« و خلقناکم ازواجاً» « ما شما را جفت جفت آفریدیم .»
آیه دیگر ؛« خداوند شما را ازخاک و پس از نطفه آفرید و شما را جفت جفت گرداند.»
آیه دیگر: « خداوند آفریدگار آسمانها و زمین است و برای شما از جنس خودتان جفت هایی قرار داد و برای چهارپایان نیز جفتهایی از جنس خودشان آفریده است .
این جفت قرار دادن وسیله تکثیر نسل های شماست و هیچ چیز مانند خدا نیست»
در واقع قرآن کریم با اینگونه تعبیرات به حقیقت و فلسفه اساسی تشکیل خانواده اشاره دارد. اگر جفت گرایی در سرشت انسان عجین نشده بود و از طرفی همسران وسیله سکون و آرامش یکدیگر نبودند و دوستی و رحمت در میان آن دو قرار داده نمی شد چه نیازی داشتند که با انعقاد پیمان زناشویی تنهایی و استقلال فردی خود را در جمع کوچک خانواده مضم حل کنند و همه لوازم و نتایج آن را تحمل کنند .
در قرآن کریم جفت گرایی صریحاً به عنوان عامل و سبب آرامش و سکون معرفی شده است . در وجود آدمی زمینه و بستری از مودت و رحمت وجود دارد که تجلی گاه آن فقط محیط خانواده است ، چرا که در خانواده عشق و دلبستگی زن و مرد نسبت به یکدیگر تا آنجا پیش میرود که شریک غم و شادی یکدیگر میشوندو غم و شادی یکی عیناً غم و شادی دیگری تلقی میگردد. قرآن کریم در خصوص نیاز انسان به سکون و آرامش میفرماید:«اوست که سکون و آرامش را در دلهای مومنان نازل کرده است.»
پس در نهایت نتیجه میگیریم در اسلام بر خلاف مکتبهای مادی دیگر حاکم بر جهان رفع نیازهای جنسی و حیوانی یا عوامل دیگر در تشکیل و استحکام خانواده محور اصلی نیستند بلکه اصل این است که محیط خانواده پر از صفا و صمیمیت تجلی گاه مودت و رحمت زن و مرد نسبت به یکدیگر وحقیقتاً وسیله سکون و آرامش آنها باشد . اینجاست که انسانها با الهام از قرآن مجید پی میبرند که خانواده فقط محیط آمیزش نطفه ها و سلولهای نطفه ای اسپرم و تولید فرزند و تلاقی بدنها و جذب و انجذاب باطنی زن ومرد و پر شدن خلا روحی هر یک به دیگری و به وحدت رسیدن و فنای در یکدیگر است که در واقع این همان چیزی است که هماهنگ با خلقت و آفرینش زن و مرد است .
در اینجا با توجه به عنایت ویژه اسلام و قرآن به زن و مرد و خانواده این سئوال پیش میآید که واقعاً چه عوامل و اسبابی باعث میشوند تا این کانون پر عظمت دچار تزلزل و فروپاشی گردد؟ شناخت این عوامل و حذف آنها از زندگی ، لازمه قوای زندگی خانوادگی است. چه در غیر این صورت خانواده با فروپاشی و تاثیر آن بر ابعاد مختلف فردی و اجتماعی ارائه گردید .
مبحث سوم: اعتیاد
سوء مصرف و اعتیاد به مواد مخدر، یکی از بلایای بزرگی است که بشر امروزه در همه جای جهان با آن، دست به گریبان است. از یک سو کارتل های امپریالیستی و باندهای عظیم قاچاق مواد مخدر در همه کشورها از جمله در نزدیک ما پایگاههایی دارند و به تجارت اهریمنی خود که دومین تجارت پر سود دنیاست مشغول هستند و از دیگر سو، عوامل مستعد کننده اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، طبی و روان شناختی در این مشکل، دخیل و در حال تعامل هستند. مقابله با تجارت غیر قانونی مواد مخدر و اثرات آن، چالشی بزرگ برای جامعه جهانی است. جالب است بدانیم که پر سودترین تجارت های امروز دنیای ما، تجارت اسلحه و مواد مخدر یعنی کسب و کارهایی برای نابودی بشر است. در کشور ما تریاک و حشیش، مهمانانی از قرنها پیش، خانگی شدهاند در دهه های اخیر همه گیر شده و مصیبتهای بزرگی ایجاد کردهاند. میلیونها نفر در مملکتها، با معضل مواد مخدر، دست به گریباناند، میلیونها زن تباهی همسرشان را روزانه پیش رو میبینند و دم بر نمیآورند و میلیونها کودک و نوجوان، زیر سقفهای پر دود، زندگی میکنند و تباه میشوند. سالانه صدها تن مواد مخدر در کشور ما مصرف میشود که صدها میلیارد ریال از سرمایه ملی را بر باد میدهد. سن اعتیاد رو به کاهش رفته و به نوجوانی رسیده است.
13 طلاق های ثبت شده به دلیل اعتیاد است و 60 درصد از فضای زندانهای کشورمان را معتادان اشغال کردهاند هزاران نفر در راه مبارزه با این بلای اهریمنی، جان باختند. بیکاری،ایدز، فحشاء، افسردگی و صدها معضل دیگر با اعتیاد مرتب هستند و سوغاتهای جدید مثل قرص شادی و اکستازی در حال گسترش در بین نوجوانان است. اعتیاد در خانواده، مانع رشد فرهنگی و تحصیلی فرزندان میشود و گاهی اوقات حتی فرزندان این افراد مجبور به ترک تحصیل میشوند تا جایی که آنها نیز به اعتیاد دچار میشوند. و به طوری که آمارها نشان داده حدود 10 درصد از معتادین، کسانی هستند که پدر یا مادر معتاد داشتهاند که در واقع از همان کودکی، توجه به فرزند نداشته تا اینکه به سن بلوغ رسیده و در این سن هم ، جوان را رها کرده و به هیچ عنوان با او کاری ندارند و در سن جوانی که انسان احتیاج به هدایت و راهبری دارد، پدر معتاد توجهی به او ندارد و حتی گاهی او را به راههای غلط میکشاند. کار مبارزه با اعتیاد و پیشگیری از آسیبپذیری ، فقط منحصر و مربوط به سازمان بهزیستی نیست بلکه ارتباط با سایر وزارت خانههای دیگر بالاخص آموزش و پرورش و همه آحاد مردم و سازمانها و ارگانهای دولتی و غیردولتی نیز دارد و این بار سنگین فقط باعزم و اراده ملی به مقصود خواهد رسید.
بند اول: تعریف اعتیاداعتیاد را به عادت دادن ، خو گرفتن، خوگرشدن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کردهاند، به عبارت دیگر، ابتلای اسارتآمیز به مادهای مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیانآور شمرده شود، اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست ، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی شدید هویدا میشود.
اعتیاد معمولاً به حالتی اطلاق میشود که آدمی از نظر جسمی و روانی خود را نیازمند به انجام رفتار یا مصرف مادهای بداند. بر این اساس دامنه آن وسیع و شامل پرخوری ، جویدن آدامس ، کشیدن سیگار، ناخن جویدن، مصرف الکل، مصرف مواد مخدر و .... است. آن را یک آسیب اجتماعی دانستهاند از آن بابت که اعتیاد در تعهدات اجتماعی افراد اثر میگذارد سلامت فرد و اجتماع را به خطر میاندازد، موجبات انحطاط روانی و اخلاقی افراد را فراهم میآورد .حالت پرخاشگری به افراد میدهد و حتی در مواردی اعتیادی چون کلسیم فرد را به دیوانهای خطرناک تبدیل میکند به طوری که ممکن است خود و دیگران را بکشد. در طب جدید به جای کلمه اعتیاد وابستگی به دارو به کار میرود که دارای همان مفهوم ولی دقیقتر و صحیحتر است. سازمان بهداشت جهانی مادهی مخدر را این گونه تعریف میکند: «هر مادهای که پس از وارد شدن به درون ارگانیسم بتواند بر یک یا چند عملکرد از عملکردها تأثیر بگذارد، مادهی مخدر است.» این تعریف مصرفکنندگان موادمخدّر را افرادی غیر طبیعی و منحرف میداند و براساس آن مخدرهایی نظیر توتون و مشروبات الکی و هم مخدّرهای غیر قانونی مانند هروئین و (ال. سی . دی) را در برمیگیرد.
بند دوم: انواع اعتیاداعتیاد دارای انواع و دامنهای بس وسیع و مورث عوارض فردی و اجتماعی بسیار است. شایعترین آن در بحث مربوطه به آسیبها و عوارض اجتماعی دو نوع است:
1- اعتیاد به مواد مخدر
2- اعتیاد به الکل، که در درجه بالای ابتلای آن به الکلیسم منجر میشود.
1ـ موادمخدر: غرض از آن داروها و اشیایی است که آدمی با مصرف آن بصورت بلعیدن، تزریق کردن، احساس حالت خلسه ونشئهای میکند و در عالمی توأم با احساس رضایت فرو میرود، اهم این موارد مرفین و هروئین است ولی انواع دیگری هم در برخی از جوامع وجود دارد مثل ال.اس.دی وحشیش، ماری جوانا و.... که مبتلایان با احساس لذت ونشاطی که در آغاز از مصرف آن احساس میکنند بتدریج برطلب خود از مصرف مواد میافزاید و لحظهای به خود میآیند که خود را قادر به ترک آن نمییابند.
2ـ الکلسیم: الکلسیم ناشی از مصرف افراطی الکل است به گونهای که پس از مدتی احساس نوعی وابستگی غیرقابل ترک برای او پدید میآید. فرد ناگزیر است زندگی خود را بر سر مایه بگذارد. الکلسیم حالتی عصبی و هیجان آمیز بر فرد متولی میسازد که این خود حالتی خطرآفرین است و بعلت آثار و عوارض ناگوارش به صورت یک مشکل حاد اجتماعی درآمده است.
بند سوم: تاریخچه اعتیاد
گرچه از دیرباز مسأله اعتیاد به مواد مخدر و نباتات مکیف در بین اجتماعات بشری وجود داشته است، از روزگار باستان، آشنایی و انس با پارهای از تخدیر کننده، به صورت ابتدایی در موارد ضروری و استعلاجی به معرض میرسیده است.. سابقه کشت تریاک را در ایران ، برخی از نویسندگان به 200 سال قبل منصوب داشتهاند و سابقه صرف آن به عنوان مکیف از 60 سال پیش به این طرف رواج پیدا کرده است و تا چند سال پیش اعتیاد در مجامع انسانی، مخصوصاً تریاک، الکل و سیگار بوده است ولی بشر تنها، طلب جو و کامجو در پی تأمین هوسهای زودگذر خود هر چند که به قیمت جان خود تمام گردد، به هر وسیلهای روی میآورد و تفریحات مصنوعی و بدنی و زیانبار را جایگزین تفریح و نشاط حقیقی پذیرا میگردد. امروز افزایش تصاعدی و اعتیاد و آلودگی، ایجاب میکند که مسئله اعتیاد از دیدگاههای مختلف و زاویههای مختلف ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در ادامه، به بررسی تاریخچه مواد مخدر در جهان، ایران و فقه میپردازیم.
1 ـ تاریخچه مواد مخدر در جهان
مواد مخدر سابقهای طولانی دارد ، در طول تاریخ انسان از مواد مخدر زمانی به عنوان دارو جهت التیام دردها استفاده می کرده است و زمانی هم برای ایجاد لذت یا فرار از ناراحتی ها و همچنین درجشنها و مراسم مذهبی و گاهی توسط جادوگران مورد استفاده قرار میگرفته است . با بررسی آثار مکتوب و لوحه های گلی که از سومریان باقی مانده است، چنین استنباط می شود که سومریان اولین کسانی بودند که تریاک را کشف کردند و علاوه بر اینکه از آن به عنوان یک داروی مسکن استفاده می کردند تدریجاً به عنوان یک مکیف و مخدر نیز مورد استفاده قرار گرفت و نام گیاه شادی بخش نیز بر آن نهادند . علاوه بر سومر اقوام آشورمصر یونان و رم نیز تریاک را می شناختند و از آن استفاده می کردند . یونانیها تریاک را اپیوم نامیده و اطبا بزرگی نظیر سقراط ترکیباتی از تریاک را برای بیماریهای مختلف جسمی و روانی تجویز می کردند . سابقه استفاده از مواد مخدر همانطوریکه اشاره شد بیشتر جنبه مصرف طبی داشت و فقط به دستور اطباء مصرف می شد . از آن زمان اعتیاد ابعاد وسیعی نداشت و به صورت مسایل اجتماعی و سیاسی بروز کرده و ابعاد سیاسی و بین المللی به خود گرفته است . با شروع انقلاب صنعتی ( اواخر قرن 17 و اوایل قرن 18) و بسط تجارت و ارتباط و از همه مهمتر نیاز صنایع نوپا انقلاب صنعتی به سرمایه روند جدیدی در مسایل مختلف جهانی آغاز شد . در این میان تریاک نیز نقش تازه ای پیدا کرد . این ماده در کنار سایر ترفندهای استعماری به عنوان وسیله برای جذب سرمایه کشورهای جهان سوم اضمحلال نیروهای انسانی و نابودی فرهنگ و اقتصادملی کشورها مورد مبادله کلان قرار گرفت .
عملکرد کمپانی هند شرقی در کشورهای آسیایی بخصوص در چین یک نمونه عینی است .با ظهور انقلاب صنعتی در انگلستان این کشور به منظور سرمایه گذاری صنعتی خرید مواد اولیه و خام صنایع و ادویه جات موجود در کشورهای آسیای شرقی نیاز شدید به سرمایه پیدا کرد اما به دلیل ضعف مالی بخصوص کمبود طلا و نقره کافی در این کشورتوجهش را به دیگر کشورها خصوصاً کشورهای مستعمره متمرکز نموده و برای نیل به اهداف خود به ترفندهای متعددی دست یابید . یکی از این شگردها توسل به تجارت تریاک درآسیای شرقی بود . این کمپانی با دردست گرفتن تجارت تریاک در آسیای شرقی بخصوص در کشور چین ، طی سالیان دراز تجارت سود برد و بسیاری از مردم این کشور را به دام اعتیاد کشاند . دولت چین که از شیوع تریاک و خروج سرمایه وحشت زده شده بود به مقابله با این کمپانی برخاست و تقاضای منع تجارت تریاک را از کمپانی مزبور نمود . اما این کمپانی به خواست دولت چین توجهی ننموده و بر عمل خود اصرار ورزید . به همین دلیل دولت چین مجبور به مصادره تریاکهای این کمپانی شد که نیروهای نظامی بریتانیا به پشتیبانی از کمپانی هند شرقی وارد مبارزه شدند و طی دو جنگ به نامهای جنگهای تریاک شکست سختی بر نیروهای نظامی چین وارد نمودند و نهایتاً علاوه بر خسارت موفق شدند از چندین بندر چین برای حمل و نقل و توزیع تریاک استفاده نمایند . به این ترتیب کشور چین طی سالیان دراز در اسارت مواد مخدر و اعتیاد قرار گرفت . اینگونه عملکرد استعماری در سطح جهانی برای گسترش مواد مخدر و نتایج مخرب حاصل از آن سبب شد تا درون کشورها قیام و اقداماتی قانونی علیه مواد مخدر و سوء استعمال آن انجام شود از طرفی به واسطه بین المللی و جهانی شدن این محفل اجتماعی زنگ خطر به صدا درآمده ، انگیزه همکاری کشورهای جهانی را علیه مواد مخدر برانگیخته و موجب برگزاری کنفرانس ها ، عقد قراردادهای دوجانبه و چند جانبه و تشکیل کنوانسیون های جهانی گردید .
2 ـ تاریخچه مواد مخدر در ایران
به شهادت تاریخ پایه گذاری و رواج دهنده مواد مخدر در ایران عوامل انگلستان بودند که در عصر صفویه شیوه کشت خشخاش و استفاده از تریاک را رواج دادند به نحوی که ابتدا به دربار صفویه راه یافته و بعد از آلوده کردن شاهان و شاهزادگان و درباریان صفوی و ........ به درون مردم سرایت کرده است . به نحوی که گسترش تریاک به قدری وسیع و سریع بود که بعد از گذشت زمانی کوتاه تبدیل به اپیدمی شده و درون قهوه خانه ها به صورت رسمی به عنوان تفنن استعمال می گشت . نکته قابل توجه اینکه در دوران صفویه مصرف تریاک به صورت خوردن حب و یا شربت های مخصوص به نام کوکنار ( جوشانده خشخاش) معمول بوده و از کشیدن تریاک ذکری به میان نیامده است . طبق نقل سیاحان و مورخان شاه طهماسب صفوی و شاه عباس که تا اندازههای به مضرات این مواد پی برده بودند دستورات، قوانین و مجازاتهایی را جهت منع مصرف مواد مخدروضع کردند ولی در این امر موفقیت چندانی نیافتند .
در زمان حکومت قاجار با حیله انگلیسها ، بسیاری از مزارع کشت گندم و دیگر محصولات مفید زراعی به کشت خشخاش اختصاص داده شد و خرید و فروش مواد مخدر رواج یافت به نحوی که روزبه روز درآمد شاهان و درباریان وقت از داد و ستد تریاک افزایش یافت و اساس خرید و فروش آن به انحصار دولت درآمد از آنجا که صدور مواد مخدر به نقاط مختلف جهان نیز بایستی از ایران و ترکیه صورت می گرفت ، لذا در گسترش اعتیاد در مناطق نیز اهتمام وافر به عمل آمد. در این میان ناآگاهی و کمبود رشد فرهنگی جامعه نیز عامل مؤثری در جهت بهره برداری استعمارگران برای گسترش کشت خشخاش و اعتیادبه تریاک گردید . بطوریکه پزشکان انگلیسی و حکیم باشی ها وابسته، تریاک را به عنوان داروی مؤثر برای درمان بیماری های مختلف همچون سردرد ، دندان درد، گوش درد ..... معرفی و تجویز می کردند و چندی نگذشت که مواد مخدر به صورت خانگی در هر خانه و کاشانه راه یافت .
گردانندگان این تجارت خانمانسوز به منظور کسب منابع افزونتر و آلوده ساختن بیشتر جامعه با تصویب قوانین مختلف به تشویق و ترغیب مردم و استعمال تریاک پرداختند و برای مصرف هر چه بیشتر آن جوایز تعیین کردند . طوریکه دردوازدهم ربیع الاول 1329 هجری قمری دولت وقت قانونی را جهت رشد و گسترش و تشویق کشت و فروش تریاک و مصرف آن تدوین کرد . ماده دوم این قانون آشکارا مردم را به تریاک کشی دعوت میکرد و بیان می داشت « سوخته تریاک را دولت به قیمت مناسبی از دود کنندگان می خرد و برای هر مثقال سوخته سه عباسی حق الزحمه داده می شود » .
-3009906165215به بهانه افزایش درآمد کشور، هر روز بر شمار معتادان اضافه گردید و اداره انحصارات تشکیل شد و درسراسر ایران شعباتی دایر کرد و هر کجا که شعبه ای نداشت ، پاسگاههای انتظامی چنین وظیفه را عهده دار شدند . بدین ترتیب روز به روز مسأله کشت خشخاش و اعتیاد مردم به تریاک گسترش بیشتری یافت و در حکومت پهلوی به اوج خود رسید به نحوی که شاه خاندان آمریکایی ، خود رهبری قاچاق مواد مخدر و اشاعه آن را در سطح جامعه به عهده گرفتند . به موجب شواهد و مدارک، دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد ، خاندان پهلوی فعالیت های مربوط به قاچاق مواد مخدر را در ابعاد وسیع و همراه با سرمایه گذاری های چند صد میلیون دلاری و در پناه سرنیزه و خفقان رژیم انجام میدادند. میلیاردها دلار تریاک از طریق افغانستان و ترکیه خریداری شد که قسمتی از آن به طور خام در بازار داخلی ایران به فروش رسید و قسمت دیگری در لابراتوارهای مخفی در تهران به هروئین تبدیل شد و علاوه بر عرضه در بازار داخلی، در خط توزیع شبکه بین المللی قرار گرفت و به اروپا و آمریکا نیز قاچاق می شد . در طول این مدت ، برای خاموش ساختن اعترافات مردم ، گاهی سختگیری ها و محدودیت های ظاهری و ممنوعیت هایی نیز اعمال می شد که در حقیقت نوعی تصفیه رقبای رژیم ، در امر مواد مخدر به حساب می آمد . در همین زمینه ، تبلیغات مفصل و گسترده ای نیز از سوی رژیم و مستکبران جهانی در ارتباط با اقدامات بین المللی مبارزه با مواد مخدر صورت گرفت و کنگره های بین المللی متعددی در مورد اعتیاد بر پاشد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، استعمارگران که دست خود را کوتاه می دیدند برای نابودی انقلاب یا کنترل آن اشاعه بیشتر مواد مخدر را به عنوان یکی از حربه های اساسی بکار گرفتند ، تا اینکه باعث شد رهبر کبیر انقلاب اسلامی رحمت ا... علیه در سخنان تاریخی خود این مسائل را بازگو کنند . ایشان فرمودند : « شما این مسأله را اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دسته ای درویش فروش شده اند و دسته دیگر هم مبتلا شده اند . این همان توطئه ای است که قدرت های بزرگ بوسیله آن به ما ضرب می زنند .» لذا با درک صحیح از این معضل ، مسئولین دولتی اقدام اولیه و مطالعات نخست را در سطح کشور آغاز نمودند . شوای انقلاب در تاریخ 19/3/59 با تصویب تشدید مجازات مرتکبین جرایم مواد مخدر و اقدامات تأمینی و درمانی، که تا آن زمان قویترین قانون در نوع خود بود ، فصلی نو در مبارزه با این معضل گشود ، در سالهای اخیر نیز نگاه قهری صرف در مبارزه با مواد مخدر و مصرف آن عوض شده و علاوه بر مبارزه جدی و بی امان با قاچاقچیان مواد مخدر ، به افراد مبتلا به سوء مصرف مواد به عنوان بیماران و افرادی که دارای اختلال هستند نگاه می شود و سعی بر این است تا با ایجاد این نگرش ضمن تحت پوشش قرار دادن افراد معتاد در خدمات بهداشتی، درمانی نسبت به توسعه و فرهنگ سازی در جامعه در راستای افزایش آگاهی عمومی بویژه جوانان و گروههای مختلف مردم ، عمده فعالیت ها را در سه بخش کاهش عرضه ، کاهش تقاضا و کاهش آسیب متمرکز نمایند .
3ـ تاریخچه مواد مخدر در فقه
استفاده از مواد مخدر به شکل امروزی در زمان پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) متداول نبود بنابراین مورد ابتلا و پرسش قرار نگرفته است تا حکم خاصی پیرامون مصرف یا معامله یا مجازات آنها در روایات شرعی بیان شده باشد و پارهای روایات هم که در کتابهای شیعه وسنی آمده واژه «بنج» به معنای بنگ را بکار بردهاند. روایاتی قابل استناد نیستند برخی از روایات از طریق راویان شیعه بیان شده است بدین شرح میباشد. پیامبر فرموند: «در زمانی فرا می رسد که امت من ماده ای بنام بنگ را مصرف می کنند و من از آن برائت می جویم همچنان که ایشان از من بری هستند.» پیامبر اسلام فرمودند:« به یهود و نصاری سلام کنید اما به مصرف کننده بنگ سلام نکنید.» و نیز وی فرموده است: « هرکس بنگ را بخورد به مانندآن است که کعبه را هفتاد مرتبه خراب کند و هفتاد فرشته مقرب و هفتاد پیامبر فرستاده شده از سوی خدا را بکشد و گویی هفتاد قرآن را سوزانده و هفتاد سنگ بسوی خدا پرتاپ کرده و نسبت به شارب خمر و ربا خورنده و زناکار و سخن چین، دورتر از رحمت خداست. پیامبر فرمودند: « هرکس گناه بنگ را کوچک بشمارد کافرشده است»
مرحوم محقق حلی در کتاب قواعد الاحکام آورده است: « هر مست کننده اعم از اینکه جامد یا مایع باشد مانند حشیش، حرام است» در مسأله بیستم از کتاب اجوبه المسایل المهناییه آمده است که: مردم حشیش را مصرف می کنند و می گویند که مست کننده نیست اما برای بدن ضرر دارد آیا دلیلی برای حرمت آن دارد؟یا برای ضرری که به بدن وارد میکند حرام است؟ یا اگر مست کننده باشد حرام است و آیا نجس می باشد؟
پاسخ چنین است که: بیشتر مردم، آن را مست کننده می دانند پس مصرف آن حرام است نه فقط به خاطر ضرری که برای بدن دارد بلکه به خاطر اینکه مستی میآورد. اگر برای بدن ضرر داشته باشدمصرف آن حرام است ولی نجس نیست زیرا فقط مایعات مست کننده نجس هستند. شهید ثانی مصرف مواد مخدر را مستوجب حد می داند و حد آن هشتاد تازیه است که به حد مسکرات ملحق می شود.
برخی دیگر مانند علامه حلی اجرای حد را مشروط به پیدایش حالت نشاط و عربده کشی دانستهاند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *