— -فایل پروژه - ریسرچ-376)

صرف نظر از حوادث تروریستی گذشته های دور، پدیده تروریسم لااقل از قبل از جنگ جهانی اول منشاء بسیاری از درگیری ها و خصومت ها در روابط بین الملل بوده است. در بسیاری از موارد به دلیل تبعات گسترده ای که در پی داشته است، بر روند تحولات روابط بین الملل تاثیر گذاشته است. ترور ولیعهد اتریش در سال 1914 در سارایو شعله های جنگ جهانی اول را بر افروخت و حادثه 11 سپتامبر 2001 نقطه عطفی در تحولات سیاسی اوایل قرن حاضر محسوب می گردد. (حبیب زاده، 1386) حوادث 11 سپتامبر 2001 میلادی، شرایطی را مهیا ساخت که بحث تروریسم و مبارزه با آن از سطح ملی و داخلی کشورها خارج شود و بعدی فراگیر و بین المللی یابد. (بزرگمهری،1387)
در عصر ما، تروریسم از تهدیدی ملی به تهدیدی بین المللی و جهانی مبدل گشته و هراس آن وجود دارد که با گسترش آن صلح و امنیت بین المللی به مخاطره افتد. در عصر جهانی شدن و فناوری پیشرفته، دیگر در مرزهای ملی و منطقه ای محصور نمی ماند. تروریست ها همگام با روند جهانی شدن پیشرفت کرده اند اما هرگز در قید و بندهای بین المللی ناشی از آن گرفتار نشده اند. از این رو هیچ منطقه، دولت یا ملتی از اقدامات آن مصون نمی مانند. گروه های تروریستی با انگیزه های گوناگون دست به عملیات تروریستی می زنند و نگرانی از احتمال وقوع اینگونه عملیات زمانی بیشتر می شود که تروریست ها از تسلیحات هسته ای، شیمیایی و بیولوژیکی استفاده کنند. (کوشا و نمامیان، 1387)
جهانی شدن به عملیات تروریستی بین المللی سرعت بخشیده است. پیشرفت های فناوری به قدرت تحرک تروریست ها کمک کرده و ارتباط آنها با یکدیگر را هم در داخل و هم در خارج بسیار آسان ساخته، به طوری که در این میان هدف برخی گروه های تروریستی حتی تغییر نظام بین المللی و ایجاد نظام جدید تعریف گردیده است. (آقایی خواجه پاشا، 1392) شاید یکی از آثار منفی جهانی شدن و گسترش سریع ارتباطات، پیدایش «تروریسم نوین غیردولتی» از پایان جنگ سرد به بعد و ظهور القاعده باشد. پیام های تروریست ها در مدت کوتاهی در سراسر جهان توسط برخی رسانه های جمعی انتشار می یابد و همین امر تروریست های بین المللی را به یکی از اهداف عمده خود که «ایجاد رعب و وحشت» در جهان است نزدیک می کند. (جلالی، 1384)
با عنایت به این که گروه های تروریستی از طریق قاچاق اسلحه، پولشویی، استفاده از مقررات پناهندگی و جهانگردی و به کارگیری فناوری اطلاعات، دامنه فعالیت های خود را در سطحی بین المللی گسترش داده اند، لذا مبارزه با آن نیز بعد بین المللی پیدا کرده است. (بزرگمهری،1390)
1-2 اهمیت موضوعتروریسم، اصولاً یک پدیده اجتماعی است، از سوی دیگر تروریسم یک مفهوم غیر حقوقی است. تروریسم، ترکیبی از مؤلفه های سیاسی، اقدامات خشونت آمیز و تبلیغات رسانه ای برای نیل به یک هدف است. (سلیمی ترکمانی، 1388)
تروریسم از جمله مفاهیم مناقشه برانگیز به هنگام تعریف و مطالعه علمی است و مطالعه آن در چارچوب بین رشته ای قرار می گیرد. به بیان دیگر، برای فهم و بررسی آن می بایست رویکرد بین رشته ای را استخدام کرد و آن را از دریچه علوم سیاسی، روابط بین الملل، حقوق بین الملل، روان شناسی، جامعه شناسی و مانند آن نگریست مفهوم تروریسم در مرحله متأخر آن و در گذار به قرن بیست و یکم، از تروریسم بین المللی به تروریسم جهانی متحول شده و عامل این تحول، غیر سرزمینی شدن آن در روابط بین الملل است. (پورسعید، 1388)
اهمیت مضاعف مسئله امروز در این است که عصر پدیده هایی مثل انقلاب ها (در درون مرزهای جغرافیایی و سیاسی ملی) و جنگ ها (به شکل درگیری دو واحد سیاسی ملی مستقل و به لحاظ قدرت، برابر در داخل یک جغرافیای سیاسی خاص) و ... تقریباً به پایان رسیده است. لذا موتور محرکه تحولات سیاسی - اجتماعی چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی مخصوصاً از زمان ظهور تسلیحات هسته ای که دولت ها از متوسل شدن به آن به دلیل منجر شدن آن به نابودی همزمان خود، دوست و دشمن ابا دارند، پدیده خانمانسوز تروریسم در تمام سطوح زیر ملی (گروه های سیاسی)، ملی و بین المللی و سطح دولت ها و نظام بین المللی است. (فیرحی و ظهیری، 1387)
پس از اتفاقات به وجود آمده در 11 سپتامبر و توجه جهان به گروه تروریستی القاعده و جنگ با آن گروه توسط آمریکا و هم پیمانانش و آگاهی از این موضوع که اعضای القاعده نه از یک کشور مشخص و نه دارای سازماندهی مشخص یک نیروی نظامی کلاسیک (فرم، پوشش، سلسله مراتب نظامی) می باشد و در زمان درگیری با این سازمان و در زمان پیگرد، دستگیری، محاکمه و سپری کردن دوران محکومیت این موضوع مطرح گردید که چه قانون و یا قوانینی می بایست در برخورد با این گروه اعمال گردد و مخصوصاً درحال حاضر با سر برآوردن گروه تروریستی مانند داعش که اعضای خود را از تمامی جهان جمع آوری کرده این موضوع مهم تر شده است. بعضی از صاحب نظران بر این عقیده هستند که در برخورد با گروه های تروریستی باید از قوانین داخلی کشورها استفاده کرد و قوانین جزائی کشورها و محاکم داخلی جوابگوی نیازهای بین المللی در برخورد با تروریست ها می باشد. اما گروهی دیگر بر این عقیده پافشاری می کنند با توجه به اقدامات اعضای گروه های تروریستی در کشورهای مختلف و وجود اعضایی که دارای ملیتهای مختلف هستند نیاز به قوانین بین المللی و همچنین محاکم بین المللی برای برخورد با این گروه ها می باشد و همچنین در زمان درگیری میان یک گروه تروریستی که دارای توان نظامی همچون یک کشور و گستردگی اعمال آن مانند یک کشور با یک کشور که در بعضی مورد تعرض یک گروه تروریستی قرار گرفته (عراق و سوریه در مورد داعش) و یا مانند آمریکا که مورد حمله قرار گرفته با این گروه می بایست از چه قوانینی استفاده کرد. قوانینی که در سازمان های بین المللی به تصویب رسیده است و ما از آن به عنوان قوانین جنگ یاد می کنیم آیا می تواند در تمامی مراحل مبارزه و درگیری با تروریست ها به ما کمک کند و از زمان به وجود آن گروه های تروریستی که فعالیت های خود را از سطح منطقه و از آن به سطح جهانی رسانده اند و حجم فعالیت های آنان از تخریب یک منزل و یا یک ساختمان به حمله به یک کشور فراتر رفته است دیگر نیاز به استفاده از قوانین جنگ برای برخورد با تروریست ها لازم به نظر می رسد اما مشکل اساسی این است که در زمان تصویب قوانین جنگ اصل اول و مشخص و متقن این بود که دو ارتش سازمان دهی شده با یونیفورم های مشخص و سلسله مراتب معین با اعلان قبلی در مقابل هم قرار می گرفتند و از زمان اعلان تمامی قوانین جنگ لازم الاجرا می گردید و فقط در بخش کوچکی از آن (ماده 3 مشترک) درگیری های داخلی یک کشور نیز می بایست این قوانین را رعایت کنند اما در حال حاضر با نامشخص بودن اعضای تروریست سازمان های تروریستی و گستردگی اعمال و مکان اعمال اقدامات دیگر رعایت قوانین جنگ به صورت کامل امکان پذیر نمی باشد و این اقدامات باعث تأثیرات زیادی بر قوانین بین المللی شده است. ما در این پژوهش به دنبال این موضوع هستیم که دریابیم که چه تأثیراتی اقدامات تروریستی بر قوانین جنگ گذاشته است و این تأثیرات تا چه اندازه به دنبال تغییرات در قوانین بین المللی و نحوه برخورد با تروریست ها گردیده است.
1-3 سؤال اصلیآیا تروریسم بر حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی تأثیر داشته است؟
1-4 فرضیاتبا توجه به سابقه تاریخی تصویب قوانین در خصوص مخاصمات مسلحانه بین المللی و لازم الاجرا شدن آن از سده های گذشته ما فرض بر این قرار می دهیم که تأثیرات زیادی تروریسم بر قوانین مخاصمات مسلحانه بین المللی نهاده است.
فرضیات ما که به دنبال آن هستیم به شرح زیر می باشد:
اقدامات تروریستی بر حقوق بین الملل جنگ تأثیر داشته است.
تروریسم و ابعاد مختلف آن در تحولات آن در تحولات حقوق بین الملل جنگ تأثیر داشته است.
تروریسم بر اساس حقوق بین الملل جنگ مورد تغییر و واکاوی قرار می گیرد.
1-5 روش پژوهش
در این پژوهش ما به دنبال منابع مختلفی چه در زبان فارسی و چه در منابع بین المللی بودیم و بیشترین استفاده از مقالاتی که در مجلات معتبر علمی داخلی و خارجی استفاده شده است می باشد.
روش پژوهش کتابخانه ای بوده است. روش بکار گرفته در این پروژه - ریسرچ استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای است. در روش کتابخانه ای از طریق فیش برداری به تحقیق و تفحص در کتب و مقالات حقوقی و مجلات روزنامه ها و سایت های اینترنتی علمی و حقوقی و قراردادهای بین المللی پرداخته شده است و با توجه به جدید بودن موضوع و صعوبیت یافتن منابع مربوطه داخلی و خارجی و راههای سخت جهت گرد آورنده آن و هزینه های زیادی در این راه صرف نموده است.
1-6 سازماندهی تحقیقاین پروژه - ریسرچ در قالب 4 فصل تدوین شده است که در بخش مقدمه به اختصار در خصوص تروریسم و سابقه آن و اهمیت موضوع بحث گردیده و سؤال اصلی به همراه فرضیات و روش پژوهش درج گردیده در فصل اول به تعریف تروریسم و تعاریف انواع تروریسم و نظرات مختلف در خصوص تعریف تروریسم و دیدگاه های اسلام، شیعه سازمان کنفرانس اسلامی و کنوانسیون هایی که درباره تروریسم در منطقه و جهان به تصویب رسیده است آورده شده است. در فصل دوم به دنبال تعریف جنگ، حقوق جنگ، حقوق بشردوستانه، طبقه بندی تروریسم و ارتباط سازمان ملل و استراتژی مبارزه آن با تروریسم و در آخر تأمین مالی تروریسم بررسی گردیده ، در فصل سوم به آثار تروریسم بر حقوق بشر و حقوق بین الملل جنگ پرداخته شده است و در فصل چهارم به جمع بندی کاملی از پروژه - ریسرچ رسیده ایم و در پایان نتیجه گیری و پیشنهادات در خصوص موضوع پروژه - ریسرچ داده شده است.
1-7 پیشینه تحقیقدر خصوص تروریسم و واژه ترور تحقیقات فراوانی شده است و در خصوص چرائی تروریسم نیز همچنین و تأثیر تروریسم بر روابط بین الملل اما در خصوص تأثیر تروریسم بر حقوق بین الملل جنگ تحقیقات اندک و آن هم در بخشی از یک پروژه - ریسرچو یا یک نوشته و به صورت بخش بخش و به صورت کامل و همه جانبه تاکنون هیچ تحقیقی در مقالات و کتب داخلی و خارجی انجام نگرفته است.
1-8 بخش اول (مشکلات تعریف تروریسم)یکی از اولین اقدامات در خصوص تحقیق در موضوع تروریسم بحث تعریف این مقوله می باشد و تا محقق این موضوع در این خصوص اطلاع و آگاهی نداشته باشد نمی تواند مسیر درست و مشخص را طی نماید پس ما در آغاز کار چون بخشی از پروژه - ریسرچ در خصوص مبحث تروریسم می باشد به تعریف آن می پردازیم:
تروریسم اساساً پدیده ای سیاسی است. اما از سایر پدیده هایی که سیاسی هستند و در علم سیاست مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند از جمله پدیده های انقلاب، شورش، کودتا، راهزنی، جنگ، عملیات چریکی و امثال اینها، متفاوت است. (فیرحی و ظهیری، 1387) علیرغم ازدیاد آثار محققانه و بیش از سی سال گفتگو بین دولتها در این مورد، هنوز تعریفی مشترک و پذیرفتنی از آن وجود ندارد. (جی بدی، 1378) با این حال، تروریسم همراه با خشونت است و سعی دارد در جامعه ارعاب و ترس و وحشت ایجاد کند تا به اهداف سیاسی خود دست یابد. تا به حال، هیچ تعریف جامع و مانع درباره تروریسم ارائه نشده است که محققان و متخصصان و صاحب نظران این حوزه، روی آن توافق داشته باشند. در نتیجه در تعریف تروریسم وحدت نظری وجود ندارد. اما صاحب نظران این حوزه در مورد یک ویژگی آن اتفاق نظر دارند و آن هم این است که تروریسم همیشه با خشونت و یا تهدید به خشونت همراه است. (فیرحی و ظهیری، 1387) تروریسم جرمی علیه بشریت است که بزرگترین مانع در زمینه ی آن، تعریف آن است که هدف یا انگیزه آشکار، یک عنصر کلیدی در این تعریف است. (کارگری، 1390) تروریسم یکی از واژه های مبهم در عرصه بین المللی است که به علت پیچیدگی مفهوم و مصادیق با نوعی «بحران معنا» در تعریف و تحدید قلمرو مواجه است. تعاریفی که از تروریسم و ابعاد آن ارائه شده بیش از آنکه منطبق بر عینیت گرایی و پذیرش دوگانگی ارزش/واقعیت باشد، برگرفته از ساخته های شناختی، گفتمانی و تبلیغی است. (توکلی، 1391) جیمز دردیان به سه مانع فکری و ساختاری معرفت، ایدولوژیک و هستی شناختی برای تعریف تروریسم اشاره می کند و همان طور که آلکس اشمید هم می گوید موضوع تعریف واژه ای مانند تروریسم را نمی توان منفک از مرجع تعریف کننده اش دانست. (فیرحی و ظهیری، 1387)
فقدان یک تعریف که از لحاظ حقوق بین الملل مورد قبول باشد، به این معنی نیست که تروریسم یک شکل غیرقابل توصیف از خشونت است یا اینکه دولتها در پاسخ به این پدیده بر اساس حقوق بین الملل محدودیتی ندارند. به عکس می توان خصوصیات و ویژگی های چندی را برشمرد که به طور متناوب با وقایع تروریسم همراه هستند و شاخص هایی را به دست می دهند که از آن می توان تعهدات حقوقی بین المللی دولتها را در مبارزه با تروریسم شناخت و ارزیابی کرد.(کارگری، 1390)
تصمیم به اینکه چه چیزی در گستره تعریف تروریسم یا تروریست ها قرار گیرد و چه چیزی خارج از آن شناسایی شود، قویاً به منافع دولتهای قدرتمندتر بستگی دارد. در حقیقت تروریسم عنوانی است برای خشونت افراد، گروه ها و دولتهایی که از حمایت قوی تر ها بی بهره اند. پیوند میان مفهوم تروریسم و منافع و تکنولوژی قدرت گروه ها، احزاب و دولتها علت اصلی شکست پروژه تعریف علمی این پدیده است. (توکلی، 1391) تعاریف موجود تمایل بدان دارند تا در یکی از در طبقه بندی گسترده آکادمیک و یا سیاسی قرارگیرند. تعاریف آکادمیک معاصر از تروریسم بین المللی در وهله نخست به منظور جای دادن وقایع در قالب مدلهای آمار مختلف ابداع شده اند و تعاریف سیاسی از تروریسم نیز خالی از ابهام نیستند؛ وجود ابهام در این تعاریف، زمینه را برای عرضه مناسب ترین و نزدیکترین تفسیر سیاسی از رویداد ها مهیا می نماید. ( جی بدی، 1378 )
علیرغم تلاشهای بیشمار طی دو دهه گذشته برای بسط تعریفی کاربردی از تروریسم بین المللی، تدوین یک تعریف روشن و مختصر که در دو قلمرو آکادمیک و سیاسی سودمند باشد، همچنان به مثابه یک مشکل جدی باقی مانده است. این چنین تعریفی باید منعکس کننده فراست آکادمیک و احتیاط سیاسی باشد. این تعریف باید مشخص و برخوردار از دقت زیاد باشد، تعریف مورد نظر همچنین باید درعین شناخت از گذشته، واقعیات نظام بین المللی موجود را نیز منعکس سازد. (جی بدی، 1378)
1-9 بخش دوم (تعریف تروریسم)با توجه به بیان مشکلاتی که در بالا ذکر گردید تعاریف بسیار زیادی تاکنون در این خصوص انجام شده است. طی مطالعه ای در سال 1988، ثابت شد یکصد و نه تعریف رسمی و آکادمیک از تروریسم وجود دارد. ( نمامیان، 1390 ) والتر لاکرتو معتقد است تعریف جامع از تروریسم وجود ندارد. و در آینده نزدیک هم به دست نخواهد آمد. جفری سیمون، پس از جمع آوری تعاریف مختلف، اعلام نمود حداقل 212 تعریف از تروریسم وجود دارد که در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد. از این تعداد، 90 مورد آن از سوی حکومت و دیگر نهادها به کار گرفته می شود. ( پور سعید، 1388 )
واژه ترور از ریشه لاتین ترس به معنای ترساندن وحشت است و در عربی معاصر از لغت ارهاب برای معادل آن استفاده می شود. برای نخستین بار، در سال 105 قبل از میلاد، در امپراتوری روم، وضعیت ترور کیمبریکوس اعلام شد که به منزله نوعی وضعیت اضطراری همراه با وحشت در واکنش به حملات قوم کیمبری بود. کیمبری از اقوام سلفی یا آلمانی بودند که همراه با توتن ها و آمبروسل ها، روم را در اواخر قرن دوم پیش از میلاد تهدید کردند. در سپتامبر 1793 نیز مجمع ملی فرانسه، رسماً اعلام نمود (( نظم کنونی، نظم مبتنی بر ترور است. )) انقلابیون تندروی فرانسه یا ژاکوبن های دست راستی، واژه (( ترور )) را برداشتی مثبت برای توضیح نحوه برخورد خود با مخالفان به کار می بردند. در آن زمان، منظور از دوره ترور با وحشت، فرازی از انقلاب فرانسه بود که تقریباً از مارس 1793 تا ژوئیه 1794 را در بر می گرفت. در این دوره، کمیته ایمنی عمومی تحت ریاست روبسپیر، بیش از بیست هزار نفر، از جمله تعداد فراوانی روحانی مسیحی و هوادار سلطنت خود کامه را در سراسر فرانسه با گیوتین به قتل رساند. پس از این دوره و به ویژه پی از فاجعه نهم ترمیدور، واژه، بار منفی یافت و به صورت ناسزایی در آمد که حکایت از نوعی عمل بزهکارانه داشت. پس از آن (( تروریسم )) برای نخستین بار در فرهنگ های لغت انگلیسی زبان در سال 1798 درج شد و در مقابل آن چنین آورده شده بود: (( استفاده سیستماتیک از ترور به منزله نوعی سیاست )) ( پور سعید، 1388 )
ترور به عنوان یک مفهوم به معنی ترساندن است و این ترساندن شدت و توانایی ایجاد احساس ترس ناگهانی در افراد به صورت رفتار خشونت آمیز است. ( غفوری، 1384 )
از نظر لغوی، ترور استفاده از خشونت برای ایجاد ترس یا وحشت به ویژه به عنوان وسیله ای جهت تاثیر گذاردن بر اعمال سیاسی می دانند. ( کارگری، 1390 )
ترور در مقام تعریف، عملی تهدید کننده است که مردم را وادار به قبول مقاصد خاصی می کند و رفتاری با ابراز ترس است در ادبیات سازمانهای بین المللی این واژه نخستین بار در ماده اول کنوانسیون جلوگیری و مجازات تروریسم مصوب جامعه ملل در 1937 به کار گرفته شد که در ماده مذکور تروریسم به عنوان فعالیت های جنایی و بزهکارانه که علیه یک دولت صورت می گیرد و در صدد ایجاد وحشت در عامه مردم، اشخاص خاص و یا گروه خاص از مردم است تعریف شده است. ( مقصودی و حیدری، 1388 )
در قریب به اتفاق اسناد سازمان ملل متحد اعم از کنوانسیون ها و اعلام مواضع که مرتبط با موضوع تروریسم است . به صراحت از مقوله تروریسم به عنوان خطر جدی برای صلح و امنیت بین المللی یاد شده است. شایان ذکر است در تدوین تعریف تروریسم دو گرایش عمده در نظرات رسمی و غیر رسمی کشورهای عضو نظام ملل متحد مشاهده می شود. یک گرایش می کوشد هر نوع تحرک خشونت آمیز علیه نظام های سیاسی و قدرت های حاکم در سرزمین های مختلف جهان امروز را بدون توجه به علل، انگیزه ها، مبانی اعتقادی و ریشه های آن محکوم سازد و همه را مصداق فعالیت تروریستی تلقی کند این گرایش اغلب از سوی کشورهای غربی عضو ملل متحد تعقیب می شود. گرایش دوم می کوشد مبارزات جنبش های استقلال طلبانه، مبارزه با اشغالگری و تبعیض نژادی را از تحرکات تروریستی متمایز سازد. این گرایش در دوران جنگ سرد از سوی بلوک شرق و امروزه اغلب از سوی کشورهای جنوب و خصوصاً کشورهای اسلامی عضو سازمان کنفرانس اسلامی دنبال می شود. شایان ذکر است که سازمان کنفرانس اسلامی در مجموعه قطعنامه های خود پیرامون مبارزه با تروریسم سعی داشته گرایش دوم تقویت کند. ( بزرگمهری،1390 )
تعریف ترور بر طبق قوانین جلوگیری از ترور از این قرار است: ترور هر نوع فعالیتی است که بوسیله عضو یا اعضای یک سازمان به دنبال تغییر ممیزهای جمهوری ( دولت ) و سیستم سیاسی قضایی، اجتماعی، سکولار و اقتصادی که از طریق قرارداد مقرر شده است همچنین تخریب تمامیت ارضی دولت، حکومت و مردم آن، تضعیف یا تخریب و یا یورش به اقتدار دولت، تخریب حقوق و آزادی ، به مخاطره انداختن موجودیت دولت و جامعه، از بین بردن نظم و صلح و امنیت جامعه می باشد. بطوری که در تعریف به نظر می رید تروریسم نسبتاً بیشتر از ترور مورد تاکید قرار گرفته است زیرا وقتی که مفهوم تروریسم مورد بررسی قرار می گیرد به عملی گفته می شود که هدف آن مستلزم تقریب دو حقیقت و ترس در برابر صلح و ساختار می باشد. ( پور سعید، 1388 )
و تروریسم عبارت است از: (( استفاده غیر قانونی یا بهره گیری تهدید آمیز از نیرو یا خشونت فردی و یا گروهی سازمان یافته علیه مردم یا دارایی آنها به قصد ترساندن، بنابراین، تروریسم عبارت است از تهدید به یا استفاده از خشونت اغلب بر ضد شهروندان برای دستیابی به اهداف سیاسی برای ترساندن مخالفان با ایجاد نارضایتی عمومی )) ( پور سعید، 1388 )
براین اساس برخی از شاخص ها و مصادیق تروریسم عبارتند از: بمب گذاری ( Bombing )، کشتار بی هدف ( killing randgm )، گروگانگیری ( Hostage Taking )، آدم ربائی ( Kidnpping )، دزدی دریایی ( تضعیف امنیت دریایی و دریانوردی )، دزدی هوایی ( به مخاطره انداختن امنیت هوای و هوانوردی ) هواپیماربایی و ..... که در مورد پذیرش آنها به عنوان یک جرم تروریستی اختلاف چندانی میان دولت ها و صاحبنظران مستقل و منصف وجود ندارد. ( آقایی خواجه پاشا، 1392 )
محورهای اصلی تروریسم عبارت اند از: اولاً، تروریسم یک پدیده کاملاً سیاسی است؛ ثانیاً، تروریسم همراه با خشونت یا تهدید به خشونت است؛ ثالثاً تروریسم دارای عقلانیت سود محور است؛ رابعاً، تروریسم یک پدیده معنادار و حامل پیامی است. معنا یا پیام آن، این است که یک تروریست در طرح خواسته ای خود و در رسیدن به هدف خود و در رساندن مقصود و منظور خود به طرف های مقابل (که عمدتاً دولت ها هستند) به دلیل شرایط حاکم بر وضعیت موجود از راه هایی غیر از ترور از جمله گفتگو و مذاکره درمانده است و به نظر خودش به منظور حفظ بقاء خودش به آخرین راه حل یعنی ترور دست زده است. ( فیرحی وظهیری، 1387 )
برای تحقق یک عمل تروریستی حداقل باید پنچ شرط ذیل که به یکدیگر مرتبط اند وجود داشته باشد:
1- انجام شکل خاصی از خشونت که سبب مرگ یا حداقل جراحات و صدمات فیزیکی شدید شوند. با این حال متون خاصی از حقوق داخلی و حقوق اتحادیه اروپا از این نیز فراتر می روند آنها خسارت نسبت به اموال را نیز بدون این که هیچ خطری برای جان انسان ها ایجاد کند عمل تروریستی می دانند.
2- عمل تروریستی چه در قالب اقدام شخصی و چه به صورت دسته جمعی یک ((عمل سازمان یافته)) است که با طرح های هماهنگ شده به منظور دسترسی به هدفی خاص انجام می شود. برای مثال عمل قاتلی که دیوانه وار به هر کسی که رو به روی او قرار گیرد بدون طرح و سازماندهی شلیک می کند، تروریسم نیست.
3- تروریسم نوعی جنگ روانی است و لذا در آن تعقیب هدفی به منظور ((ایجاد رعب و وحشت)) بین افراد، گروه ها، یا به طور کلی عموم مردم نهفته است، این شرط باعث تمایز بین کشتن شخص خاص مثل جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا با تروریسم خواهد شد. در این زمینه، بین قربانیان عاملان تروریستی، هدفی که تروریست ها می خواهند به دست آورند و نتایجی که در پی آن هستند، تفاوت وجود دارد. تروریسم روش مبارزه ای است که در آن قربانیان به صورت فردی انتخاب نمی شوند بلکه به صورت تصادفی یا برای تاثیرات سمبلیک مورد حمله قرار می گیرند و هدف از حمله آنها خود قربانیان نیستند بلکه ایجاد ترس در گروه یا جامعه ای است که قربانیان به آن تعلق دارند. با این کار تروریست ها خواستار جلب توجه دولت ها یا جامعه برای تامین نظرات خود هستند.
4- خشونت یا تهدید ناشی از آن اصولاً به دلایل سیاسی انجام می شود. همین عنصر تروریسم را از سایر شکل های خشونت مثل خشونت برای اخذ مال یا دلایل شخصی دیگر جدا می کند.
5- خشونت یا تهدید باید به صورت حال باشد و لذا تظاهرات و تقاضا برای ایجاد تغییرات در آینده در یک کشور تروریسم به حساب نمی آید. ( جلالی، 1384 )
بن مایه های تروریسم را می توان چنین دسته بندی کرد:
1- تنگدستی و محرومیت: نخستین موضوعی که از دید برخی رهبران سیاسی و پژوهشگران، یکی از دلایل یا ریشه های تروریسم شناخته می شود. تنگدستی، کمبود آموزش یا محرومیت و احساس نبود عدالت اجتماعی است.
2- ایدئولوژی و مذهب: از دیگر عوامل بسیار کار ساز در گسترش تروریسم اختلاف و تضادهای مذهبی و ایدئولوژیک است. دین، مذهب و ایدئولوژی عامل بسیار مهمی در برانگیختن احساسات انسان و واداشتن او به کارهای جسورانه و از جان گذشتگی است.
3- مسائل قومی- ناسیونالیستی: تنشهای قومی- ملی نیز می تواند از عوامل گسترش تروریسم باشد. برای نمونه، یکی از انگیزه های اصلی جنگ در کشمیر همین است . از این رو، حل و فصل برخوردهای قومی - ملی، می تواند از بروز و گسترش تروریسم جلوگیری کند. همچنین، توزیع ناعادلانه فرصتهای سیاسی، اجتماعی و بویژه اقتصادی میان قومیتهای گوناگون در یک کشور، می تواند خشونت را در آن کشور گسترش دهد. باید دانست که هویت قومی هنگامی به اقدام و بسیج سیاسی تبدیل بزنند در این صورت باید انتظار جنبش قومی را داشت. بیشتر جنبشهای قومی ، در دهه های پایانی سده بیستم، در پاسخ به تهدید های محیطی سیاسی مانند انکار یا نابرابری سر بر آورده است.
از سوی دیگر، هویت ملی نیز چه بسا از درون کشور چند قومی تهدید شود وجود شکاف های ریشه دار، امکان انسجام نیازها و ارزشها و پیوندهای مشترک ملی را بیش از آن اندازه که از پیش وجود داشته نمی دهد و هر گروه قومی، هویت جمعی ویژه خود را بر پایه ارزشها و پیوندهای گروهی به جای پیوندهای ملی پدید می آورد.
4- نئورادیکالیسم: رادیکالیسم نو یا چپ نو را که فرآورده دهه 1970 و اعتراض به مصرف گرایی در جهان ، سرمایه داری بود، نیز می توان از دیگر ریشه های تروریسم دانست؛ این رویکرد در میان کشورهای جهان سوم پیروان بسیاری پیدا کرد و سست شدن اندیشه ای سنتی در جهان نو واکنش نشان داد.
5- بی قانونی و آشفتگی: نبود تعادل و انسجام و نیز بی قانونی در جامعه عامل دیگری برای پیدایش و گسترش تروریسم است. هر اندازه همبستگی و پیوند لایه های جامعه بیشتر باشد، به همان نسبت رشد تروریسم در آن کمتر است.
6- رسانه های گروهی: مسئله دیگر، ارتباط میان پوشش رسانه ای و گسترش تروریسم است. پژوهشهای بسیار نشان داده است که میان پوشش رسانه ای و از همه مهمتر تلویزیونی، و گسترش تروریسم پیوند وجود دارد. رسانه ها به سادگی شیوه ها و الگوهای تروریستی را در اختیار دارندگان انگیزه ای تروریستی می گذارند و می توانند به روشهای گوناگون در آنها ایجاد انگیزه کنند. ( مقصودی و حیدری، 1388 )
1-9-1 تعریف تروریسم از نظر فرهنگ لغات جهانی و اندیشمندان بزرگ
در یک مفهوم، تروریسم به کاربرد خشونت سیاسی، تهدید های اجتماعی یا حمله های برنامه ریزی شده ای گفته می شود که با جنگ نامتعارف پیوند نزدیک دارد . ترور، کاری منفرد یا عاطفی نیست بلکه اقدامی است گروهی، سازمان یافته و حتی یک استراتژی سیاسی است. ( مقصودی و حیدری، 1388 )
در حقیقت در تعاریف تروریسم دست کم سه خصیصه مشترک را مد نظر قرار می دهند: اول، به کارگیری خشونت یا دست کم تهدید به اعمال آن؛ جی. آنجلو کورلت در این باره یادآور می شود که نیازی نیست تحقق عینی خشونت را تروریسم بنامیم، بلکه تهدید به اعمال آن نیز می تواند از عناصر ذاتی اعمال تروریستی باشد. دوم، خشونت با اهداف سیاسی؛ به منظور تفکیک تروریسم از سایر اشکال خشونت و اعمال بزهکارانه ای مانند قتل یا سوء قصد با انگیزه های اقتصادی و شخصی، برخی نویسندگان صرفاً گروه ها و بازیگرانی را در زمره تروریست ها قرار می دهند که در صدد تحت تاثیر قرار دادن اعمال و رفتار سیاسی حاکمان از طریق اعمال خشونت آمیزند. سوم، غیر نظامیان، آماج تهدید ها و آسیب های تروریستی؛ عنصر اصلی متمایز کنند تروریسم از سایر اشکال خشونت آسیب رساندن به شهروندان یا تهدید به اعمال خشونت علیه آنان است، به گونه ای که ایجاد ترس و به راه انداختن آثار روانی مخرب علیه شهروندان مهم ترین اعمال تروریستی قلمداد می شود.
در مطالعه ای با حضور 109 کارشناس تروریسم و متخصصین دانشگاهی، تعریف تروریسم بررسی و تحلیل شد. براساس نتایج این تحقیق، عنصر خشونت در 83 درصد تعاریف و اهداف سیاسی در 65 درصد تعاریف بیان شده بود. 51 درصد بر عامل ترساندن و ترور تاکید کردند و فقط 21 درصد به استبداد و عدم تبعیض در تروریسم اشاره کردند. 17 درصد نیز تروریسم را قربانی کردن شهروندان، افراد بی طرف و افراد غیر نظامی دانستند. ( توکلی، 1391 )
اینکه با چه رویکردی به مقوله تروریستی پرداخته شود ، تعریف آن متفاوت می شود. نوام چامسکی در چارچوب رویکرد رادیکال معتقد است اگر تنها خصیصه مشترک میان تعاریف ارائه شده از تروریسم را کشتن غیر نظامیان با اهداف سیاسی بدانیم، هیچ کشوری مانند ایالات متحده آمریکا مرتکب اعمال تروریستی نشده است. به نظر وی، عرف و رویه شکل گرفته در چارچوب گفتمان سیاسی اجازه اشاعه تفکری را می دهد که ترور را سلاح ضعیفان علیه قدرتمندان قلمداد می کند.
از دید «یورگن هابرماس»، خشونت تروریسم که از بنیادگرایی سرچشمه می گیرد، به گونه ای در چارچوب آسیب شناسی ارتباطی می گنجد که از بدگمانی مایه می گیرد و به شکست ارتباط می انجامد. از دید او، تروریسم در سایه مدرنیزاسیون شتاب زده و بی ریشه پدید می آید. (مقصودی و حیدری، 1388)
در واقع تروریسم عنوانی است که برای خشونت افراد، گروه ها و دولت های بدون حمایت قوی ترها به کار می رود. سازمان های تروریستی متناسب با اهداف و خواسته هایشان بر تغییر رژیم، تغییر منطقه و زمین، تغییر سیاسی، کنترل اجتماعی و حفظ وضع موجود متمرکز می شوند. هم چنین راهبردهای متعدد و مختلف سازمان های تروریستی فرسایش (نبرد خواسته ها)، ارعاب (حاکمیت ترور)، تحریک (برانگیختن فیوز)، ایزایی (خرابکاری صلح) و بالاترین پیشنهاد (متعصب علیه خائن) را شامل می شود که با توجه به موقعیت و شرایط خاص مورد استفاده قرار می گیرند. (توکلی، 1391)
و شاید بتوان مهمترین مشخصه ترور را انتخاب اهداف به صورت اتفاقی است و این مشخصه اتفاقی بودن باعث ایجاد ترسی می شود که آنها سعی می کنند در برخوردهای بزرگتر به روی افراد به آن برسند. (غفوری، 1384) واژه «تروریسم» یا «بی رحمی و قساوت» و «ترس و وحشت» ارتباط دارد که این بخش در دائره المعارف لاروس می باشد. (جلالی، 1384)
و یا به صورت شفاف تر بر اساس فرهنگ و دائره المعارف بزرگ لاروس تعریف ترور عبارت است. استفاده سیستماتیک از خشونت و ترس برای ایجاد قدرت و توانایی پذیرفته شده بوسیله جبر و زور می باشد و تعریف تروریسم به مجموع کل فعالیت های خشونت آمیز و اقدامات سیاسی که به طرف مردم تملکات و تشکلات آنها سوق داده می شود و براساس خشونت صورت می پذیرد و اطلاق می شود. (غفوری، 1384)
البته در فرهنگ حقوقی بلاک آمده است: «تروریسم استفاده یا تهدید به استفاده از خشونت برای ارعاب یا ایجاد ترس خصوصاً به عنوان وسیله ای برای تأثیر گذاشتن بر رفتار سیاسی می باشد. (کوشا و نمامیان، 1387)


و در پیوست تکمیلی فرهنگ لغات فرهنگستان علوم فرانسه، تروریسم چنین معنا شده است: «نظام یا رژیم وحشت»
بر پایه نوشته دائره المعارف بریتانیکا، تروریسم به معنی «کاربرد سیستماتیک ارعاب یا خشونت پیش بینی ناپذیر بر ضد حکومت ها، مردمان یا افراد برای دستیابی به یک هدف سیاسی است. (فصیحی، 1389)
در فرهنگ لغت آکسفورد ترور را تلاش برای ضربه زدن به افراد خاص و یا ایجاد ارعاب و وحشت دانسته است. فرهنگ جدید بین المللی وبستر آن را ایجاد وحشت و یا وضعیت وحشت، و هم چنین آن را اعمال حاکمیت و یا مبارزه یا حاکمیت از طریق ارعاب می داند فرهنگ هر پنج آمریکایی آن را کاربرد قوا به صورت غیرقانونی و خطرآفرین و خشونت بار می داند که از سوی یک فرد و یا یک گروه سازمان یافته علیه مردم و یا اماکن به قصد ایجاد ارعاب و یا اجبار دولت ها و یا شرکت ها صورت می گیرد و عمدتاً دارای اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی می باشد. (بزرگمهری، 1387)
در دانشنامه سیاسی آشوری ترور به این صورت تعریف شده است: ترور در لغت به معنای وحشت و به وحشت افکندن است و در سیاست به عمل حکومت یا گروه های اطلاق می گردد که برای حفظ قدرت یا مبارزه با دولت با اعمال خاص ایجاد وحشت می کند و در لغتنامه دهخدا گفته شده است: ترور مأخوذ از فرانسه و به معنی قتل سیاسی به وسیله ی اسلحه در فارسی متداول است، ترور کردن، قتل سیاسی با اسلحه و تروریست طرفدار خشونت عمل و ایجاد رعب و ترس است. (کارگری، 1390)
اس، کا، ورما معتقد است که واژه تروریسم از کلمه لاتین ترور مشتق شده و به معنای حالت وحشت و تسلیم شده در قبال آن است. (بزرگمهری، 1387)
شریف بسیونی تعریفی جامع از تروریسم دارد: «رفتار اجبار آفرین فردی یا دسته جمعی با به کارگیری استراتژی های خشونت آمیخته با ارعاب که در برگیرنده یک عنصر بین المللی یا هدف گیری شده بر ضد یک آماج تحت حمایت بین المللی است و هدف از آن رسیدن به نتیجه های قدرت طلبانه است. و ریچارد هنل در کتاب «تروریسم؛ شکل جدید جنگ» ترور را اینگونه تعریف کرده است: «ترور، یک ترس فلج کننده شدید یا بیم از آن است. تروریسم تلاش آگاهانه برای اعمال ترور از طریق یک عملکرد سمبلیک است که استفاده یا تهدید به استفاده از زور مهلک غیرطبیعی را به منظور نفوذ بر یک شخص یا گروه هدف در بر دارد.» (فیرحی و ظهیری، 1387)
یکی از جامع ترین تعاریف آکادمیک از تروریسم که مکرراً نقل شده، تعریف آلکس پ. اشمید می باشد. اشمید که از مساعدت بیش از پنجاه دانش پژوه در بسط و پالایش تعریف خود بهره برده است، نتیجه ی گیرد که: تروریسم شیوه اقدامات تکراری به منظور ایجاد دلهره و رعب و وحشت است که به دلایل سلیقه ورزی، جنایی و یا سیاسی توسط گروه های مختلف به کار گرفته می شود و در ادامه بین نوع اهداف مورد نظر، تأثیر مورد نظر، تصادفی یا انتخابی بودن عمل و ... تفکیک قایل می شود.
تعریف اشمید حاصل ترکیب 109 تعریف است؛ که در آن 16 عنصر قابل تعریف از 22 عنصر اصلی مورد نظر بدین لحاظ، از این تعریف به دلیل پیچیدگی و تا حدی تناقض آمیز بودن و نیز فایده ناچیز آن، انتقاد گردیده است. (جی بدی، 1378)
«تروریسم» را به منزله ی تعریفی عملی و کلی می توان این گونه فهمید که دلالت بر استفاده ی غیرقانونی و عمدی خشونتی می کند که غیر نظامیان (شهروندان «بی گناه») را برای اهداف سیاسی هدف قرار می دهد. (شیلد،2010)
1-9-2 تروریسم از نگاه ملیدر بخش های قبلی اعلام کردیم که تعاریف تروریسم به نگاه کشورها به این مقوله بستگی دارد و این باعث به وجود آمدن تعاریف مختلفی از تروریسم در زمانی مختلف می شود و در این بخش به این مقوله یعنی تعریف تروریسم در برهه های زمانی مختلف در یک نمونه (آمریکا) می پردازیم:
در یک تعریف سیاسی از تروریسم می توان تروریسم را سیاست، تاکتیک و اقدامی دانست که با هدف تعریف قدرت و برانداختن نظم مبنی بر قانون اساسی کشور، نقض امنیت عمومی، ارعاب مردم، ایجاد محیط هرج و مرج، و یا نفوذ بر مقامات جهت اتخاذ تصمیم به نفع تروریست ها برای رسیدن به اهداف سیاسی صورت می گیرد تعریف کرد. (آقایی خواجه پاشا، 1392)
و از مشخصه های این عملیات ها بی رحمی، ویرانگری و غیر اخلاقی بودن آنها نام برد.
تروریسم رفتار نامشروع، سازمان یافته و سیستماتیکی بر طبق فعالیت های تروریستی است که پیوسته به هدف تغییر سیستم های کنونی صورت می پذیرد. ترور اهداف سیاسی مورد نظر خود را توصیه می کند و این در صورتی است که ترور ترساندن و عملی ترسناک است که مستلزم خشونت است. (غفوری، 1384)
اما یکی از تعاریف ملی در قانون کشور فرانسه وجود دارد که در ماده 1-421 برای تعریف تروریسم انتخاب شده و آن «اقدام فردی یا جمعی که هدف آن، اخلال شدید در نظم عمومی از طریق ارعاب یا ترور است، تروریسم محسوب می شود» می باشد. (اُتنف، 1383)
اما بحث درخصوص نظرات متفاوت سیاسی و ملی در تعریف تروریسم است وزارت امور خارجه آمریکا از سال1983 تعریف مندرج در سند 22 از قانون ایالات متحده، ماده 2656 (بند "د" ) را به کار می برد:
«واژه تروریسم به معنای خشونت عمدی و با انگیزه سیاسی است که علیه اهداف غیر رزمنده توسط گروه های فروملی و یا عوامل پنهانی و معمولاً با قصد نفوذ در مخاطبان صورت می گیرد» (جی بدی، 1382)
اما همین کشور در تعریف سال 1990 توسط وزارت دفاع خود تروریسم را این گونه تعریف می کند: «کاربرد غیرقانونی یا تهدید به کاربرد زور یا خشونت بر ضد افراد یا اموال برای مجبور یا مرعوب ساختن حکومت ها یا جوامع که اغلب به قصد دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک صورت می گیرد»
1-9-3 تعریف تروریسم از منظر کنوانسیون ها و اسناد بین المللیاولین کنوانسیونی که در آن تعریف مشخصی از تروریسم آمده کنوانسیون منع و مجازات تروریسم در سال 1937 می باشد که متعاقب ترور پادشاه الکساندر اول در یوگسلاوی (1934) در جامعه ملل تهیه و تدوین گردید. در این کنوانسیون تروریسم عبارت است از: «اعمال جنایی علیه یک دولت به طوری که ماهیت یا هدف آن ایجاد وحشت در بین اشخاص معین، گروهی از اشخاص یا مردم عادی است.» (حبیب زاده، 1386)
ماده اول توافقنامه ژنو 1937 در زمینه جلوگیری از تروریسم و مجازات تروریست ها، عملیات تروریستی را اینگونه تعریف می کند «هرگونه عمل مجرمانه که بر ضد یکی از دولتها صورت می گیرد و هدف آن ایجاد وحشت و نگرانی در میان شخص یا اشخاص معین یا گروهی از افراد یا تمامی ملت باشد» (لطفی، 1390)
مجمع عمومی سازمان ملل متحد تاکنون موفق به تصویب سیزده کنوانسیون بین المللی (11 کنوانسیون و 2 پروتکل) و سی و هشت قطعنامه در زمینه مبارزه با تروریسم شده است. اما بسیاری از کنوانسیون های فوق الذکر تنها با تروریسم در زمینه خاصی مقابله کرده اند و تعریف جامع و کاملی از تروریسم ارائه نداده اند. در واقع، غیر از دو کنوانسیون- سرکوب بمب گذاری تروریستی بین المللی (1997) و سرکوب تأمین منابع مالی تروریسم (1999)- هیچ کدام از یازده کنوانسیون دیگر اصولاً اشاره ای به تروریسم و تعریف آن نکرده اند. (آقایی خواجه پاشا، 1392)
اولین اقدام مجمع عمومی سازمان ملل متحد در موضوع تروریسم که به صورت یک موضوع مستقل در سپتامبر 1972 میلادی، بر پایه ابتکار دبیر کل وقت، کورت والدهایم، به دنبال حوادث فرودگاه لاد در اسرائیل و گروگان گیری ورزشکاران اسرائیلی در بازی های تابستانی المپیک مونیخ (1972) مورد قرار گرفت. (بزرگمهری، 1387)
اقدام بعدی در تعریف تروریسم مربوط به کمیسیون حقوق بین الملل بود که در سال 1984 تروریسم جهانی را اینگونه تعریف کرد: «هرگونه عملی که قوانین و مقررات بین المللی را نقض کند و آرامش و نظم جامعه جهانی را بر هم بزند و آنرا با هرج و مرج و تزلزل مواجه سازد اعماز آنکه در دوران صلح یا هنگام جنگ صورت پذیرد، در حکم تروریستی بین المللی خواهد بود.» (لطفی،1390)
در نهم دسامبر 1994، مجمع عمومی با اجماع، سند جامعی را با عنوان «اعلامیه راجع به اقداماتی برای امحای تروریسم بین المللی» در این زمینه تصویب نمود. این اعلامیه برداشت مشترکی از اقدام تروریستی به دست داده و «اعمال مجرمانه ای را که هدف یا انگیزه آن ها ایجاد رعب و وحشت میان مردم، گروهی از اشخاص، یا اشخاص خاص به منظورهای سیاسی باشد، تحت هر شرایطی، غیر قابل توجیه می داند.» (حبیب زاده، 1386)
در سال 1996 مجمع عمومی ملل متحد یک کمیته ویژه برای تهیه «کنوانسیون جامع در خصوص تروریسم بین المللی تشکیل داده است که این کمیته در طرح پیشنهادی خود در ماده 2 به تعریف اعمال تروریستی مبادرت نموده است. مطابق ماده 2 تهیه شده توسط این کمیته «هر فردی که در حوزه مفهوم این کنوانسیون مرتکب جرمی شود، چنانچه آن فرد به هر طریقی، به صورتی عمدی و غیرقانونی سبب شود که: فرد دیگری کشته شود یا مجروح گردد یا خسارت جدی به اموال عمومی یا خصوصی وارد شود یا خسارات وارده موجب خسران اقتصادی عمده ای گردد.
چنانچه هدف از این عمل (هدف ذاتی یا هدف مقارن آن) مرعوب ساختن جماعتی یا اجبار دولت یا یک سازمان بین المللی به انجام عمل یا خودداری از عمل باشد، مرتکب اعمال تروریستی شده است. (عسگری، 1391)
ماده 2 کنوانسیون بین المللی مقابله با بمب گذاری تروریستی، نیویورک، 12 ژانویه 1998، جرم تروریستی و عامل آن آن را تعریف می کند و اعلام می دارد فردی که به طور عامدانه و غیر قانونی یک ماده و یا تله مهلک انفجاری را در اماکن عمومی ، امانات دولتی و یا سیستم حمل و نقل عمومی و یا امکانات زیر بنایی دولت ( مانند نیروگاه ها ، سدها و غیره ) جاسازی یا به کار اندازد مرتکب جرم تروریستی شده است ، البته مفروض بر اینکه ، قصد وی کشتار یا مجروح ساختن مردم باشد و یا بخواهد در اماکن عمومی تخریب وسیع ایجاد کند . در همین ماده افرادی که مشارکت و یا همدستی در این اعمال داشته باشند و یا افرادی که نقش هدایت و سازماندهی این نوع عملیات را بر عهده داشته باشند به عنوان مجرم تروریستی تلقی می شوند ( بزرگمهری، 1387 )
یا در قطعنامه مجمع عمومی شماره 110/54 مصوب 2 فوزیه 2000 در پاراگراف دوم ، تروریسم به عنوان اقدامات جنایی که به قصد ایجاد وحشت در عموم مردم و یا گروه خاصی از آن ها با اغراض سیاسی صورت می گیرد ، تعریف شده است .
اتحادیه اروپا در سال 2002 تعریفی از جرم تروریستی را انجام داده اند : یک گروه سازمان یافته بیش از دو نفر ، که تاسیس در طی یک دوره زمانی و اقدام هماهنگ به ارتکاب جرائم تروریستی تعریف کرده است ( سلیمی ترکمانی، 1388 )
ماده 2 کنوانسیون بین المللی مقابله با اقدامات تروریستی هسته ای مصوب 2005 فرد و یا گروه مجرم را تعریف می کند و عامل حمله تروریستی هسته ای را کسی یا گروهی می داند که تعمداً و به صورت غیر قانونی دارای مواد رادیواکتیو و یا هسته ای بوده و یا در حالت تولید آن ها باشد و قصد نهایی وی کشتار و یا صدمه زدن به افراد و اموال و محیط زیست باشد . افراد و یا گروه های که قصد تخریب در تاسیات هسته ای کشورهای مختلف را داشته باشند تا باعث تششع مواد رادیو اکتیو در محیط عمومی گردند ، نیز به عنوان عاملان حملات تروریستی تلقی می شوند. اشخاص و گروه های هم دست و یا سازمان ده نیز به عنوان عاملان حمله تروریستی هسته ای شناخته می شوند ( یه وس، 1382 )
1-9-4 تعریف تروریسم از منظر اسلام و سازمان کنفرانس اسلامی
با توجه به این موضوع که ما در کشور ایران زندگی می کنیم و دین رسمی این کشور اسلام می باشد می بایست تروریسم و ترور را از منظر اسلام شرح داده تا مشخص شود نظر اسلام و ایران به عنوان یک کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی در خصوص تعریف تروریسم چیست
اسلام همیشه از جنگ و تجاوز دوری ورزیده و تمامی مردم دنیا و مذاهب مختلف را به عمل صالح و دوری از هرگونه درگیری فراخوانده است . تروریسم جنگ است و آماج های غیرنظامی ، سربازان این جنگ هستند . حتی اگر تروریسم واقعاً یک حمله نظامی باشد و قربانیان غیر نظامی حقیقتاً رزمندگانی در یک ارتش دشمن باشند ، باز هم شریعت اسلام چنین اقداماتی را محکوم میسازد . حقوق اسلامی برای اعمال نیروی نظامی توسط یک دولت محدودیتهای صریح و اکیدی قائل است . شریعت اسلام توصیه به تجاوزکاری نمی کند عملیات خصمانه ای که امروز تحت عنوان جنگ مقدس یا (( جهاد )) است که دارای معنای خاص ، با هدف هایی کاملاً متفاوت با جنگ است .
در اسلام جنگی مشروعیت دارد که منطبق با مفهوم جهاد باشد . جهاد در اصل به معنی تلاش و کوشش است ، ولی در فقه اسلامی جهاد دو مفهوم عام و خاص دارد . در معنی عام هرگونه جهاد و مبارزه در راه خدا را جهاد گویند . جهاد با نفس - جهاد با قلب و زبان . جهاد با این معانی فاقد جنبه های نظامی است اما جهاد در معانی خاص ، جنگ مقدس و یا جنگ به خاطر دین و در راه حق و دفاع از آزادیهای والای اسلامی است ، که در قران کریم بیشتر از واژه (( قتال )) استفاده شده است . این مبارزه دارای ابعاد مختلف عقیدتی ، نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و غیره می باشد .
هرچند اهداف اصلی جنگ در اسلام جدا از اهداف عالیه اسلام نمی باشد ، ولی می توان آنها را در این دو جمله خلاصه کرد : گسترش و ترویج شریعت اسلام تا مرحله جهانشمولی و برقراری صلح جهانی ؛ از میان برداشتن شرک ها ، چپاول و بیدادگریها و جهالتها از سراسر جهان . استاد احمد رشید در این باره معتقد است : (( هدف حقیقی و علت غایی جهاد ، صلح است یعنی صلح قطعی بشریت که تحت تبعیت و سلطه قواعد آیینی یکتا پرست قرار گیرد .
بنابراین در جنگ اسلامی یا جهاد ، برخلاف جنگهای معمولی ، اهداف شخصی مطمع نظر نمی باشد . به عبارت دیگر هدف ، آدم کشی ، کشورگشایی ، تحمیل عقیده و بالاخره مداخله نظامی در امور سایر کشورها نیست . بنابراین به صورت قاطعانه نمی توان گفت که ترور و تروریسم از منظر اسلام مردود است و بر خلاف دستورات و اهداف عالیه اسلام می باشد . ( فصیحی، 1389 )
بدیهی است که ترور و تروریسم مفهوم نسبتاً جدیدی است و در گذشته این مفهوم در دنیا مطرح نبوده است بنابراین اسلام به صورت مستقیم به این پدیده متعرض نشده است . اما در فقه اسلامی مفاهیم و موضوعاتی وجود دارد که با مفاهیم تروریسم ارتباط دارد
مطابق با حدیثی معتبر پیامبر اکرم ( ص ) تروریسم را با صراحت نهی کرده اند . بعنوان مثال ابوصیاح کنانی به امام صادق می گویند و قد نهی رسول الله صلی اله علیه و آله و سلم عن الفتک یعنی رسول خدا از ترور نهی فرمودند ( شیخ کلینی ، اصول کافی ، 7/375 ) ( جلالی،1384 )
با عنایت به این که سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان یک نهاد رسمی بین المللی می تواند تبیین کننده مواضع رسمی دولت های اسلامی به صورت مشترک باشد ، مطالعه مواضع این سازمان در قبال موضوع تروریسم کمکی به ارائه تصویر کلی از نگرش جهان اسلام در قبال این پدیده است .
در بند 2 ماده ی نخست موافقت نامه ی مربوط به (( کنفرانس اسلامی جهت مبارزه با تروریسم بین الملل )) که ایران نیز طی (( قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون سازمان کنفرانس اسلامی جهت مبارزه با تروریسم بین المللی )) مصوب 21/3/1380 مجلس شورای اسلامی و 7/10/1387 مجمع تشخیص مصلحت نظام به آن ملحق شده است برای اولین بار از تروریسم تعریف ارائه شده است . ( کارگری،1390 )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *